ghaemiyeh.com
سرشناسه : انصاری زنجانی خوئینی، محمد، 1354 -
عنوان و نام پديدآور : دائرة المعارف غدير: جامع ترين دائرة المعارف موضوعى غدير جلد 18/ محمد انصارى زنجانى خوئینی.
فصل چهارم: مسائل فرهنگى غدير (2)
مشخصات نشر دیجیتالی: اصفهان: محمد انصارى زنجانى، 1405 -
مشخصات ظاهری : ج18.
عنوان دیگر : جامع ترین دائرة المعارف موضوعى غدير.
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت -- دایرهالمعارفها
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Proof of caliphate -- Encyclopedias
موضوع : غدیر خم -- دایرهالمعارفها
Ghadir -- Encyclopedias
رده بندی کنگره : BP223/54
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 58119110
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
شماره تماس نویسنده: 9124524736 - 0098 - ايران ، قم
Phone no. : 0098 - 9124524736 - IRAN , QOM
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
ادامه فصل چهارم: مسائل فرهنگى غدير:
بخش دوم: ادبيات غدير··· 5 - 219
قسمت اول: موارد كلى ادبيات غدير··· 7 - 48
قسمت دوم: شعرِ غدير به زبانهاى مختلف··· 49 - 219
اول: عربى··· 49 - 112
دوم: فارسى··· 113 - 209
سوم: زبانهاى ديگر··· 211 - 219
بخش سوم: فرهنگنامه يا دانشنامه غدير··· 221 - 436
حديث و ماجرا و خطبه غدير در قالب شعر(1)
شعر و نظم در طول تاريخ تأثير به سزايى در نقل و ماندگارى وقايع و اخبار داشته است. در مورد حديث و واقعه غدير نيز، شعر شاعران و نظم به زبانهاى مختلف و به خصوص در زبان عربى، بخش عمدهاى از نقل حديث غدير و واقعه و خطبه غدير نقش كليدى و مستمرى داشته است.
البته غديريه و كلاً اشعار در مورد غدير با موضوعات ديگر متفاوت است. چرا كه هر غديريه و يا هر گونه شعرى كه در مورد غدير سروده شده، خود نوعى نقل ماجرا يا حديث غدير است. به خصوص اگر سراينده از سدههاى اوليه باشد، كه ارزش آن بسيار خواهد بود.
1) . شعراء الغدير مركز الغدير : 3 ج. غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم (محمد صحتى سردرودى) . مجموعه مقالات كنگره بينالمللى غدير و انسجام اسلامى: ص 786 - 816 . غدير در آئينه كتاب. اسرار غدير: ص 129. چهارده قرن با غدير: ص 147، 157، 158، 165 - 168. فرهنگ غدير (محدّثى) : ص 336 - 341. حديث مهر در بلور شعر (على ثاقب بخشايش) : 5 - 10.
در ميان وقايع اسلام، تنها واقعه غدير است كه از همان لحظات وقوع قطعه شعرى به عنوان سند دائمى ضميمه آن است. شعر با وزن و قافيهاى كه دارد مدرك ماندگارى در پرونده غدير است كه سينه به سينه حفظ شده و با توجه به اهميت ادبى آن در كتابها ثبت گرديده است. نسلهاى بعدى كه در اثر تبليغات سوء سقيفه از معارف خود فاصله گرفتهاند از طريق شعر حسّان و امثال او درباره غدير آن را باز يافتهاند.
در طول تاريخ نيز، در كنار اسناد و مدارك حديثى و تاريخى، شعر غدير كه توسط شعراى قرنهاى مختلف سروده شده در حفظ اين ماجرا اثر بسزايى داشته است.
نكته ديگرى كه در شعر وجود دارد اين است كه توانسته غدير را در كتابها و محافلى حاضر كند كه با روشهاى ديگر ممكن نيست و يا لااقل آسان نيست. بسيارى از كتب ادبى كه حتى در مواردى مخالف ولايت اهل بيت عليهمالسلام بودهاند، به عنوان يك قطعه جالب ادبى از شاعرى توانا شعر غدير را نقل كردهاند. همچنين بسيارى از مردم كه براى مطالعه و شنيدن متون علمى وقت و حوصله كافى ندارند، گاهى در يك قطعه شعر معارف غدير را در مىيابند.
در طول چهارده قرن، مسئله غدير در قالب اشعار عربى، فارسى، اردو، تركى و غير آن به نظم كشيده شده است. اولين قدم را شاعر زبردست عرب حسّان بن ثابت برداشت كه با اجازه رسمى پيامبر صلىاللهعليهوآله لحظاتى پس از خطابه آن حضرت اشعارى را كه در غدير درباره واقعه آن سروده بود در حضور مردم خواند.
خود اميرالمؤمنين عليهالسلام درباره غدير شعرى سرودهاند. همچنين چند تن از اصحاب پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و نيز عدهاى از اصحاب ائمه عليهمالسلام اشعارى درباره غدير دارند كه از جمله آنان قيس بن سعد بن عباده، سيد حميرى، كميت اسدى، دعبل خزاعى و ابوتمام است.
عدهاى از علماى بزرگ نيز كه قريحه شعرى داشتهاند اشعار رسايى درباره غدير سرودهاند كه از جمله آنان شريف رضى، سيد مرتضى، قطب راوندى، حافظ برسى، شيخ كفعمى، شيخ بهايى، شيخ كَرَكى، شيخ حر عاملى، سيد على خان مدنى و آيهاللّه كمپانى است.
شعراى زبردستى چون ابنرومى، وامق نصرانى، حمانى، تنوخى، ابوفراس حمدانى، بشنوى كردى، كشاجم، ناشى صغير، صاحب بن عباد، مهيار ديلمى، ابوالعلاء معرى، اقساسى، ابنعرندس، ابنعودى، ابنداغر حلى، پولس سلامه مسيحى از شعراى عرب درباره غدير شعر سرودهاند.
گذشته از شعراى عرب، شاعران پارسىگوى و اردو زبان و ترك زبان نيز سهم بسزايى در نظم محتواى غدير و حفظ و نشر آن در غالب شعر داشتهاند.
لازم به تذكر است كه عدهاى از شعرا داستان غدير را به صورت مفصل يا مختصر در قالب شعر آودهاند كه اول آنان حسان است. برخى ديگر فقط مقطع حساس آن را كه «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ» است به شعر كشيده و پرورش دادهاند.
گروهى نيز با قالب ريزى ادبى غدير، مبانى اعتقادى آن را بيان كردهاند و تا آنجا كه توانستهاند شكوفايى روحى آن را در زندگى معنوى يك شيعه جلوهگر ساختهاند تا با خواندن آنها حلاوت و خنكاى ولايت در سراسر وجود انسان نمودار شود.
عدهاى از شعرا داستان غدير را به صورت مفصل يا مختصر در قالب شعر آوردهاند. از الطاف خدا بوده كه شاعرى زبردست و لغتشناس در غدير حاضر بوده و در همان جا ماجراى غدير را به صورت شعر آورده، و حتى تبادر ذهنى خود از غدير را صراحتا اعلام كرده تا اثرى ماندگار و سندى محكم براى غدير باشد.
بعضى ديگر از شاعران فقط خطبه غدير را به نظم در آوردهاند. برخى ديگر فقط مقطع حسّاس آن يعنى جمله «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ» را به شعر در آوردهاند.
گروهى نيز با قالب ريزى ادبى غدير، مبانى اعتقادى آن را بيان كردهاند و تا آنجا كه توانستهاند شكوفايى روحى آن را در زندگى معنوى يك شيعه جلوهگر ساختهاند. به گونهاى كه با خواندن آنها حلاوت و خنكاى ولايت در وجود انسان نمودار مىشود.
مؤلفانى نيز اقدام به جمعآورى و تدوين اشعار مربوط به غدير كردهاند و اين اسناد ادبى غدير را به صورت مجموعهاى تنظيم يافته ارائه نمودهاند.
همچنين «خطبه غدير» به صورت شعر عربى و فارسى و اردو و تركى مكررا برگردانده شده و بسيارى از آنها به چاپ رسيده است. ذيلاً به مواردى از نظم خطبه غدير اشاره مى نماييم:
نظم عربى «حديث غدير» در كتاب شريف «الغدير» تأليف علامه امينى طى يازده جلد به صورت جامعى تدوين شده است. همچنين كتاب «شعراء الغدير» توسط مؤسسه الغدير بيروت در دو جلد تدوين شده است.
نظم فارسى خطبه غدير در كتابهاى «سرود غدير» تأليف علامه سيد احمد اشكورى، 2 جلد، «شعراى غدير از گذشته تا امروز» تأليف شيخ محمدهادى امينى، 10 جلد، و «غدير در شعر فارسى از كسائى مروزى تا شهريار تبريزى» تأليف شيخ محمد صحتى سردرودى، «خطابه غدير در آينه شعر» تأليف سيد حسين حسينى جمعآورى شده است.
همچنين خطابه غدير به صورت نظم فارسى توسط عدهاى از شعراى فارسى زبان انجام گرفته، كه چهار عنوان چاپى ذكر مىشود:
خطبة الغدير، اثر صغير اصفهانى، با همكارى مرحوم عمادزاده تنظيم شده است.
خطبه غديريه، اثر ميرزا رفيع، كه در سال 1313 ق در هند چاپ شده است.
ترجمه (منظوم) خطبه غدير خم، اثر ميرزا عباس جبروتى قمى.
غدير خم، اثر مرتضى سرافراز، كه در سال 1348 ش منتشر شده است.
از سوى ديگر، آنچه در روش دائرة المعارف نگارى متداول است و درست هم همين است، تمام اشعار در موضوع مورد تأليف آورده نمىشود. چرا كه:
اولاً: آوردن تمام اشعار حجم دائرة المعارف را بسيار بالا مىبرد، و همين باعث مىشود موضوعى دائرة المعارف خدشه دار شود.
ثانيا: شعر جايگاه علمى ندارد، و هم اينكه اشعار در هر موضوع در واقع به نظم در آمده همان مطالبى است كه در جاى جاى دائرهالمعارف آمده و به نوعى تكرار است.
در ادامه، نمونههايى از غديريهها از افراد سرشناس، اسامى غديريه سرايان و نيز جوانب كلى در مورد ادبيات غدير مثل تبليغ غدير با ادبيات يا كتابشناسى شعر غدير و ... ، آورده مىشود.
تبليغ غدير با ادبيات(1)
نظم و نثر براى غدير از مؤثرترين شيوهها در تبليغ فراگير آن است، و اين جهت گيرى در زمان معصومين عليهمالسلام با تأكيد خاص و تأييد صريح ايشان پيگيرى شده و راه آينده را در اين باره نشان داده است.
در كنار شعر، بايد به تأثير خاص نوشتهها و گفتههاى ادبى درباره غدير اشاره كرد، كه با جذبههاى سحرانگيز خود تبليغ غدير را در فضاهاى احساسى و عاطفى به ثمر رساندهاند. بسيارى از آنان كه حوصله بحثهاى علمى غدير را نداشتهاند، فرهنگِ غدير را از دريچه ادبيات آن آموختهاند.
1) . غدير در آئينه كتاب: ص 12، 13، 30، 31، 35، 36. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهمالسلام: ص 129 - 131، 197، 212، 213. چهارده قرن با غدير: ص 140 - 143، 153 - 157، 169. سخنرانى استثنائى غدير: ص 107، 127. اسرار غدير ص 318، 320. چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 488 - 491.
يكى از گرايشهاى تحقيقى در مورد غدير و از انواع راهكارها و تحقيقاتى كه محققان از طريق آنها در آستان غدير خدمت نمودهاند ادبيات است.
ادبيات، تأليفاتى هستند كه به گردآورى اشعار نغز درباره غدير از شعراى مختلف پرداختهاند. در نثر فارسى و عربى هم - بخصوص در سالهاى اخير - شاهد آثار زيبايى هستيم كه به حق عظمت غدير را همچون زلالى از خمخانه غدير و كوثر ولايت در قلب خوانندگان جاى مىدهد.
شعر گذشته از زيبايى، با تراز موزونى كه در قرائت دارد در همه ملتها براى بقاء و حفظ فرهنگ آنان مورد استفاده قرار مىگيرد. در راه فرهنگسازى غدير نيز شعر از مؤثرترين ابزارهاى به كار گرفته شده در طول تاريخ و به شكلهاى مختلف به حساب مىآيد.
در اينجا به پنج مرحله از كارآمدى ادبيات در تبليغ غدير اشاره مىكنيم:
1 - فرهنگ سازى با شعر غدير در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله(1)
افتتاح باب شعر و ادب درباره غدير توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله، بعد از آنكه اعراض آن حضرت از شعر براى همگان معلوم بود، يكى از جهات مؤثر در ابلاغ غدير شد.
اين اقدام تبليغى عجيب اولين بار در غدير خم و در حضور شخص پيامبر صلىاللهعليهوآله و با اجازه آن حضرت توسط حَسّان بن ثابت انجام گرفت، كه با رخصت آن حضرت هم شعر سرود و هم آن را براى مردم خواند.
اين روند از غدير خم و با حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله و با اجازه آن حضرت بلكه به امر ايشان آغاز شده، و به دست يكى از زبردستترين شعراى زمان در هنگام وقوع ماجرا بالبداهه درباره غدير شعر سروده شده است.
1) . بحار الانوار: ج 21 ص 388 و ج 37 ص 112، 166، 195 و ج 38 ص 238 ح 39. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 41، 98، 144، 201. كفاية الطالب: ص 64 . كتاب سليم: ص 828 .
با در نظر گرفتن بازارِ شعر در حجاز و احتراز خاص پيامبر صلىاللهعليهوآله از آن، براى مردم عجيب بود كه در حضور آن حضرت شعرى خوانده شود؛ چه رسد به اينكه سروده شود، و چه رسد به اينكه آن شعر درباره دين باشد، و چه رسد به اينكه مورد تأييد حضرت قرار گيرد و روحالقدس مؤيد آن باشد ! !
براى شاعر نيز يك اقدام عادى به حساب نمىآمد كه ذوق شكفتهاش را درباره چنين موضوعى به كار گيرد و بتواند آن را در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله بخواند. به همين دليل بدون اجازه هرگز چنين جرأتى به خود نداد و از اجازه پيامبر صلىاللهعليهوآله بسيار تعجب كرد؛ و ذوق زده بر فراز بلندى قرار گرفت و شعرش را خواند تا رسميت و مجاز بودن اين گام ادبىِ غدير را به همه نشان دهد. همه اينها پايهگذارى فرهنگى براى شعر غدير در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله بود كه با مراحل حساب شده پيش مىرفت.
با پايان خطابه پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير، حَسّان بن ثابت با در نظر گرفتن قسمتهاى اصلى خطبه و مقدماتى كه براى اجراى آن فراهم شد، داستان غدير را به صورت قطعه شعرى تنظيم كرد. آنگاه خدمت پيامبر صلىاللهعليهوآله آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه، اجازه مىفرماييد شعرى را كه درباره على بن ابىطالب به مناسبت اين واقعه عظيم سرودهام بخوانم ؟ حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و بركت او.
حسّان بر جاى بلندى قرار گرفت و مردم براى شنيدن كلامش ازدحام كردند، در حالى كه براى بهتر شنيدن شعرش گردن مىكشيدند. در اين حال قبل از قرائت شعرش پاسخ اعتراض احتمالى را آماده كرد و گفت: اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاىِ پيامبر گوش كنيد.
سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند، كه به عنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.
پس از اشعار حسان، پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى حسان، تا مادامى كه با زبانت از ما دفاع مىكنى، از سوى روحالقدس مؤيد خواهى بود.
اقدام پيامبر صلىاللهعليهوآله در آن موقعيت حساس، و در ادامه استقبال و امر معصومين عليهمالسلام به سرودن و انشاء شعر دينى، به همه فهماند كه اعراض پيامبر صلىاللهعليهوآله و دين از شعر و شاعرى در غير محدوده دين و اهلبيت عليهمالسلام است.
2 - شعرِ غدير توسط معصومين و در حضور امامان عليهمالسلام(1)
بار دوم در فرهنگ سازى غدير با شعر توسط شخص اميرالمؤمنين عليهالسلام در ميدان جنگ صفين و در پاسخ به نامه معاويه تحقق يافت؛ كه آن حضرت شخصا درباره غدير شعرى سرود. اين ماجرا، جلوه پر رنگتر تبليغ غدير با شعر بود، كه در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام و از سوى خود حضرت رخ داد.
چه كسى باور مىكند كه صاحب غدير شخصا درباره غدير شعر گفته باشد ! و چه كسى احتمال مىدهد كه اين شعر در برابر دشمن غدير سروده شده باشد ! و چه كسى مىتواند صفين را بنگرد كه اين شعر غديرى توسط نامه براى نماينده سقيفه فرستاده مىشود ؟ اگر صاحب غدير درباره بزرگترين فضيلت خود شعر گفته همه شاعران غديرى به او اقتدا كرده زيباترينها را تقديم او خواهند كرد و گوش اجتماع را از نواى غدير پر خواهند ساخت.
اگر معاويه كه نَه نسبى و نَه سابقهاى و نَه آبرويى دارد، به خود جرأت دهد كه بر درياى فضائل يعنى على بن ابىطالب عليهالسلام فخرفروشى كند، بايد اذعان كرد كه شرايط حساسى در تاريخ اسلام پيش آمده كه بايد با آن مقابله كرد. با در نظر گرفتن اين حساسيت، اميرالمؤمنين عليهالسلام كارى كه تا آن روز براى غدير نكرده بود انجام داد؛ شعرى سرود و براى معاويه فرستاد، كه يك بيت آن درباره غدير بود.
ماجرا هنگامى اتفاق افتاد كه معاويه نامهاى به عنوان تفاخر به اميرالمؤمنين عليهالسلام نوشت: اى اباالحسن، من فضايل بسيارى دارم: پدرم در جاهليت آقا بود ! و من در اسلام پادشاه شدهام ! و من دايى مؤمنين هستم !
1) . بحار الانوار: ج 38 ص 238 ح 39.
وقتى اميرالمؤمنين عليهالسلام نامه معاويه را خواند فرمود: آيا پسر هند جگرخوار با فضايل بر من فخر مىفروشد ؟ ! اى غلام، آنچه مىگويم برايش بنويس. و حضرت اشعارى سرود كه يك بيت آن درباره غدير خم بود:
وَ اَوجَبَ لى وِلايَتَهُ عَلَيكُم *** رَسولُاللّهِ يَومَ غَديرِ خُمٍّ
يعنى: پيامبر صلىاللهعليهوآله در روز غدير ولايت خود بر شما را، براى من نيز واجب كرد.
وقتى معاويه پاسخ اميرالمؤمنين عليهالسلام را خواند گفت: اى غلام، اين نامه را پاره كن، كه مبادا اهل شام آن را بخوانند و به على بن ابىطالب تمايل پيدا كنند !
ادامه اين مسير در زمان ائمه عليهمالسلام است، كه با تأييد ايشان و در محضرشان توسط شعراى چيره دست، شعرهاى نابى درباره غدير به دنياى فرهنگ اسلام عرضه شده است. اين روند در طول تاريخ ادامه يافته و در پانزده قرن غدير شعرهاى زيبا به زبانهاى مختلف درباره غدير سروده شده و در مجموعههاى نفيس گردآورى شده است.(1)در اين باره دو ماجراى ادبى غدير را مىآوريم:
به اين شكل راه تبليغِ غدير از طريق شعر براى شاعران دوستدار اهلبيت عليهمالسلام باز شد، به گونهاى كه شعرا از اصحاب ائمه عليهمالسلام درباره غدير شعر سرودند و در محضر ايشان و دوستانشان خواندند.
در اين باره مىتوان از قيس بن سعد بن عباده از اصحاب اميرالمؤمنين و امام حسن عليهماالسلام نام برد. همچنين كميت بن زيد اسدى از اصحاب امام باقر عليهالسلام و سيد اسماعيل حميرى و عبدى كوفى از اصحاب امام صادق عليهالسلام و نيز ابوتمام طائى از زمان امامين عسكريين عليهماالسلام نام برد؛ كه علامه امينى در كتاب «الغدير» شعر آنان و ساير شعراى چهارده قرن اسلام را آورده است.
1) . به عنوان نمونه به اين كتابها مراجعه شود: الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، شعراء الغدير، غدير در شعر فارسى، غدير در شعر فارسى از كسائى مروزى تا شهريار تبريزى.
بعد از ايشان نيز شعراى غدير دوست تا امروز به زبانهاى عربى و فارسى و اردو و تركى و انگليسى براى غدير شعر سرودهاند، و اثر عجيبى در تبليغ و بقاى غدير داشته است. كتاب «شعراء الغدير» و كتاب «غدير در شعر فارسى از كسائى مِروَزى تا شهريار تبريزى» ، به جمعآورى اين شعرها پرداختهاند.
در كنار شعر، بايد به تأثير خاص نوشتهها و گفتههاى ادبى درباره غدير اشاره كرد، كه با جذبههاى سحرانگيز خود تبليغ غدير را در فضاهاى احساسى و عاطفى به ثمر رساندهاند. بسيارى از آنان كه حوصله بحثهاى علمى غدير را نداشتهاند، فرهنگِ غدير را از دريچه ادبيات آن آموختهاند.
جلوه ديگر ادبى انتخاب نامهاى زيبا و پرمحتواى كتابهاست كه به تنهايى يك دنيا معناى اعتقادى به همراه دارد و وقايع غدير را تداعى مىكند و روح شنونده را به حقيقت غدير نزديك مىنمايد. نمونههايى از اين نامهاى روحبخش چنين است:
انوار ولايت در خطبه غدير، افق روشن، بر كرانه غدير، بركه آفتاب، بيعت با خورشيد، پيامى بزرگ از بزرگ پيامبران، جرعهاى از چشمهسار غدير، جرعهاى از خمخانه غدير، خم غدير، خورشيد غدير، در ساحل غدير، دريا در غدير، روزى كه محبت گل كرد، زلالى از كوثر غدير، صهباى غدير، غدير تا ابديت مىدرخشد، غدير چشمه زلال طهارت توحيدى، كوثر غدير، گلبانگ غدير، مهر آب خم، يك جرعه از غدير.
عظمت غدير اقتضا مىكند به بلنداى آن برنامهريزى داشته باشيم، و گمان نكنيم پيامى با آن عظمت را در گونههاى كم ابهت تبليغ مىتوان جلوهگر ساخت. احترام به مقام با عظمت غدير به ما فرمان مىدهد كه آن را در جذابترين و ارزشمندترين گونههاى رسانهاى جلوهگر سازيم، و هر گونه تبليغى در رابطه با غدير را لايق شأن آن و به عظمت ساحت مقدس اولين مبلِّغ آن يعنى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله به انجام رسانيم.
يكى از اين راهكارهاى تبليغ غدير، تدوين ديوان بزرگ غدير است:
اگر در غدير شعر زيبايى درباره واقعه سروده شد، اين سرآغازى بود براى ديوان بزرگ غدير كه در طول چهارده قرن براى آن خطابه عظيم سروده شده است.
اكنون آنچه بر دوش ما سنگينى مىكند و هنوز جاى آن خالى است، سرودن شعرهايى با مضامين بلند و كنايات و استعارات سنگين ادبى است، كه در شعر غدير هنوز راهى طولانى در پيش دارد.
مسير فرهنگى و تبليغى غدير در طول چهارده قرن چند مرحله را طى كرده كه اولين مرحله روايت سينه به سينه آن است.
در طول قرن اول هجرى كه تدوين معارف اسلام ممنوعيت رسمى داشت و اگر هم كتابى نوشته مىشد مخفيانه بود و يا اگر كتابى مجوز پيدا مىكرد فقط اراجيف غاصبين خلافت بود، در چنان جوى بهترين كتاب براى غدير سينههاى امين و حافظههاى قوى افراد بود كه به مثابه كتاب عمل كرد؛ و به خوبى توانست اين راه صد ساله را بپيمايد و اين وديعه آل محمد عليهمالسلام را در خود حفظ كند.
از جمله شعر شاعران نقش مهمى در حفظ غدير در طول تاريخ ظلمانى داشته است، چه آنكه قالب شعر محفوظتر است و مردم علاقه خاصى به آن دارند.
از ساعتى كه خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله پايان يافت حسان بن ثابت اولين شعر را در حضور آن حضرت سرود، و دليل روشنى شد تا شاعران و اديبان در طول چهارده قرن در قالب شعر - كه در هر جامعهاى تبليغ نافذى است - غدير را حفظ كنند و پيام آن را به راحتى به نسلهاى بعد برسانند.
اين شكل فرهنگى غدير را در قرن اول حفظ كرد، و البته اين طرق در قرنهاى بعد نيز ادامه يافت.
و لذا يكى از موضوعاتى كه در تأليف يا ساير فعاليتهاى فرهنگى غدير بسيار اهميت داشته شعر غدير بوده است.
در مورد غدير شعرهاى بسيارى توسط شاعران عرب و فارس يا اردو زبان از شيعه و يا مذاهب ديگر سروده شده است. اين اشعار - كه در اصطلاح «غديريه» ناميده مىشوند - بسيار مورد توجه بوده و كتابهاى مستقلى براى جمع آورى اين اشعار در هر زبانى تأليف شده است.
به خصوص در سالهاى اخير، يكى از گرايشهاى تحقيقى در مورد غدير و از انواع راهكارها و تحقيقاتى كه محققان از طريق آنها در آستان غدير خدمت نمودهاند ادبيات است.
ادبيات، تأليفاتى هستند كه به گرد آورى اشعار نغز درباره غدير از شعراى مختلف پرداختهاند. در نثر فارسى و عربى هم - بخصوص در سالهاى اخير - شاهد آثار زيبايى هستيم كه به حق عظمت غدير را همچون زلالى از خمخانه غدير و كوثر ولايت در قلب خوانندگان جاى مىدهد.
از اوائل قرن يازدهم هجرى تا امروز با ايجاد ميدان باز علمى، محققين و انديشمندان اسلام تأليفات بسيار مهمى درباره غدير تأليف كرده و به خوبى از زحمات هزار ساله نتيجهگيرى نمودهاند. در اين دوران تمام جوانب غدير مورد جمع و بررسى و تحقيق قرار گرفت.
ارتباط غدير با قرآن، بحثهاى مفصل در اسناد غدير، بررسىهاى عميق در متن حديث غدير، جمعآورى و تدوين اشعار مربوط به غدير و جوانب ديگر آن مورد توجه خاص واقع شد و در هر مورد كتابهايى تدوين گرديد.
شعر غدير و آيات قرآن(1)
شاعرانى كه براى غدير سرودهاند شكوفاترين نقطه آن را پشتوانه قرآنى آن تلقى
1) . غدير در قرآن: ج 3 ص 447 - 506 .
كردهاند، و در زيباترين سرودهها - از اشاره و رمز گرفته تا تصريح - ذكرى از آيات غدير به ميان آوردهاند. آنچه پيش روى شماست گزيدهاى از ابيات شعرى مربوط به غدير است كه در آنها به آيات قرآنى غدير اشاره شده است.
آيات معروفى كه همه به نزول آنها درباره غدير اعتراف دارند سه آيه است، كه در اكثر اشعار ديده مىشود و در بعضى به دو آيه اشاره شده است:
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» .(1)
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» .(2)
«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ» .(3)
اشعار قرآنى غدير از شيعه و غير شيعه است، و شكى نيست كه اشعار مربوط به غير شيعه اقرارى از سوى آنان تلقى مىشود. اين اشعار در چهار زبانِ فارسى، عربى، اردو و تركى است و مىتوان به هفت موضوع تقسيم كرد:
شعرهايى با اشاره كلى به آيات غدير.
شعرهايى با اشاره به آيه تبليغ.
شعرهايى با اشاره به آيه اكمال.
شعرهايى با اشاره به آيه سأل سائل.
5 . شعرهايى با اشاره به دو آيه تبليغ و اكمال.
6 . شعرهايى با اشاره به دو آيه اكمال و سأل سائل.
تحليل شعرِ غدير(1)
سرودن شعر با اجازه رسمى پيامبر صلىاللهعليهوآله نيز از مسايل عجيب غدير بود، چرا كه سابقه مخالفت پيامبر صلىاللهعليهوآله با شعر بر همگان روشن بود. اگر هم در مواردى برخورد مثبتى از حضرت ديده مىشد اجازه قرائت شعرهاى مثبت قديمى در حضور حضرت بود.
مردم براى اولين بار مىديدند يك شاعر زبردستِ عرب يعنى حسان بن ثابت كه در واقعه غدير حضور دارد در همانجا و درباره همان واقعه شعرى سروده، و با سوابقى كه از برخورد پيامبر صلىاللهعليهوآله با شعر دارد گويا به خود اجازه نمىدهد كار خود را ابراز كند.
عاقبت تصميم مىگيرد از حضرت در اين باره اجازه بخواهد و گويا باور ندارد به او چنين اجازهاى داده شود.
در برخورد با اين استيذان، عكس العملى از پيامبر صلىاللهعليهوآله ديده شد كه براى همه تعجبآور بود. آن حضرت نه تنها اجازه دادند، بلكه به عنوان تشويق فرمودند: «بخوان به بركت خداوند» ! و خود نيز شخصا براى استماع آن حاضر شدند !
بازتاب اين مسئله به قدرى عجيب بود كه:
از يك سو حسان راضى نشد شعر را به صورت عادى بخواند، بلكه خود را به مكان بلندى رساند و براى خواندن اشعارش بر فراز آن قرار گرفت.
از سوى ديگر براى آنكه مردم مطمئن باشند اين برخورد مثبت با شعرِ مربوط به اهلبيت عليهمالسلام، از طرف شخص پيامبر صلىاللهعليهوآله است حسان اعلام كرد: اى مردم، سخن مرا به گواهى پيامبر گوش دهيد ! مردم كه خود را با مسئلهاى تازه روبرو مىديدند به سوى حسان ازدحام كردند و گردن مىكشيدند تا اين اقدام بديع را تماشا كنند.
1) . ژرفاى غدير: ص 78. بحار الانوار: ج 21 ص 388 و ج 37 ص 112، 166، 195. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 41، 98، 144، 201. كفاية الطالب: ص 64 . كتاب سليم: ص 828 .
براى آنكه مردم باور كنند در دين ما چنين اشعارى از منزلت خاصى برخوردار است، حضرت در پايان شعر حسان تصريح كردند كه در اين اشعار روح القدس مؤيد تو بوده و در واقع خداوند پشتيبان توست.(1)
اديبان و شاعران و معناى مولى(2)
بحث درباره معناى كلمه مولى از آنجا شروع شده كه اكثر راويانِ مخالفِ شيعه، فقط همين يك فقره از حديث را نقل كردهاند، و متكلمين آنها براى دفاع از خود همه قرائن و مطالب تاريخ را رها كردهاند و از همه خطبه كلمه «مولى» را انتخاب كردهاند و به بحث درباره معناى لغوى و عرفى آن پرداختهاند !
در مقابل آنان، در كتاب «عوالم العلوم» مرحوم بحرانى فهرستى از راويان حديث و شعرا و اهل لغت و ادبيات كه معنى «اولى» را معناى اصلى كلمه مولى دانستهاند آورده است.(3)
شعراى غدير(4)
شعر شيعى از شعر غدير جدا نيست. از آنجا كه غدير خم و ولايت علوى سرچشمه جوشش غديريههاى شيعى است، و از آنجا كه امامت اميرمؤمنان عليهالسلام نشان كمال دين و ارائه الگوى شايسته براى هدايت جامعه است، شاعران شيعه نيز همين جوهره ناب را در سرودههاى آئينى خود بر محور ولايت مطرح كرده و فرهنگ غنى «شعر شيعى» را بنياد نهادهاند.
شعر شيعى نشأت گرفته از باورهاى ناب معتقدان به ولايت على بن ابىطالب عليهالسلام است و آبشخور آن يعنى «غدير» است؛ با پيشينهاى درخشان و پيش كسوتانى نامور
و محتوايى غنى و متأثر از آيات قرآن و معارف اهلبيت عليهمالسلام و سرشار از اشارات قرآنى و حديثى به مناقب صاحب ولايت.
شعر شيعى هم بُعد مديحه دارد هم مرثيه و هم حماسه. بارزترين شاخصه شعر شيعى، پرداختن به مسئله امامت اهلبيت عليهمالسلام و هدايتگرى خاندان عصمت و احياى ياد مظلوميتهاى خاندان رسالت و افشاى جنايات ظالمان نسبت به دودمان حضرت رسول صلىاللهعليهوآله است.
از اين رو در آئينه شعر شيعى، تصويرى از فضيلتها، پاكىها، مبارزات حق طلبانه، مظلوميت عترت و حماسه عاشورا و غدير ديده مىشود.
از آنجا كه حقيقت و ذات تشيع ريشهدار و ماندگار است، شعر شيعى نيز جاويدان و فروغبخش و حركتساز است، و گنجينهاى از علوم و معارف اهلبيتى و قرآنى است.
و اما شعر غدير، سرودههايى است كه شاعران شيعه در آن به يادكرد حادثه غدير خم و امامت حضرت على عليهالسلام و ذكر مناقب و فضائل آن حضرت و آيات و رواياتى كه در شأن او است پرداختهاند، و از اين رهگذر انبوهى از غديريهها پديد آمده است. به اينگونه شعرها «شعر ولايى» نيز گفته مىشود.
شاعران غدير، ادبيات و شعر را در مسير هدف متعالى تبيين آرمانهاى شيعى و اثبات حقانيت على عليهالسلام و ولايت او و گسترش شور علىدوستى و علىجويى به كار گرفتند، و اينگونه حادثه غدير را زنده نگه داشتند.
يكى از نويسندگان مىنويسد:
شعر غدير با نام على عليهالسلام جان مىگيرد، با نام على عليهالسلام اوج مىپذيرد و با نام على عليهالسلام مكانت و منزلت مىيابد. تصوير غدير بدون توصيف على عليهالسلام ناممكن است. هر كجا سخن از عظمت اين روز به ميان مىآيد، ناگزير سخن از عظمت على عليهالسلام به ميان مىآيد.
هر گاه شاعر مىخواهد از جوشش خمّ غدير بسرايد، پيش از آن بايد گويشى از كوثر ولايت علوى بنماياند.
شعر غدير فقط يك واقعه را تصوير نمىكند، كه يك معرفت را تفسير مىكند.
شعر غدير به تبيين يك حقيقت مىپردازد؛ حقيقتى كه سرحلقه هر معرفت ديگرى است.
شعر غدير تنها پرداختن به يك رويداد نيست، كه نمود يك نماد بينش است؛ آن هم يك بينش ارزشى؛ ارزشى كه ريشه در ملكوت دارد. يعنى كسى كه از غدير مىگويد، نه تنها از محمد صلىاللهعليهوآله و على عليهالسلام مىگويد، كه از خدا مىگويد. يعنى شعر او زبان گوياى حقيقت مىشود در مجراى زمان.
شعر غدير اگر طراوتى دراد، از آن جهت است كه در سبزهزار معرفت روييده است. شعر غدير اگر تازگى دارد، از آن جهت است كه صاحب غدير كهنگى ندارد و چونان آفتاب عالمتابى است كه جهانيان از او هستى مىگيرند.
شعر غدير اگر جوششى دارد، از آن جهت است كه غدير چشمه جوشانى است كه هرگز نمىخشكد، و شعر غدير اگر جاويدان است از آن جهت است كه بيان كننده يك بنياد عظيم فكرى است كه اراده الهى بر فراز آن متجلّى است.
بنابراين، شاعر غدير هم مروّج آن تفكر شيعى است، كه با جد و جهدش مىكاود تا بذر اين تفكر را در دل هر انديشهورى بكارد و جوانههاى انديشه را از آبشخور اين جويبار هميشه جارى سيراب سازد. پس شعر غدير ترسيم و تجلى يك فرهنگ و آئين است؛ فرهنگى پويا و آئينى نوين؛ فرهنگ دين الهى و آئين راستى محمدى.(1)
در كنار اين عظمت، شاعران غدير نيز آنان اند كه با زبان شعر به واقعه مهم غدير خم پرداخته و اشعارى درباره امامت و وصايت على بن ابىطالب عليهالسلام و حديث غدير
1) . كيهان فرهنگى: ش 170 ويژه امام على عليهالسلام ص 109.
و فضائل مولا سرودهاند. اينگونه شعرها را «غديريه» مىنامند. معمولاً در غديريهها نام غدير، يا غدير خم و اشاره به حديث پيامبر صلىاللهعليهوآله در آن روز و احاديث فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام ديده مىشود.
در صفحات بعدى و در عنوان «كتابشناسى شعر غدير» ، ذيل كتابشناسى بعضى از كتابها، و نيز در قسمت دوم همين بخش: «شعرِ غدير به زبانهاى مختلف» نام اكثر شعراى غدير آمده است.
مسابقه شعر غدير(1)
يكى ديگر از گرايشهاى تحقيقى در مورد غدير و از انواع راهكارها و تحقيقاتى كه محققان از طريق آنها در آستان غدير خدمت نمودهاند و يا جا دارد كه خدمت نمايند مسابقه شعر، چه شعر قديم يا شعر نو و يا نثر زيبا با موضوع غدير است.
در اين مورد با جمع آورى آثار شركت كنندگان در مسابقه و انتخاب بهترينها و اهداى جوايز به مؤلفين و محققين و شاعران و هنرمندان برتر مىتوان گنجينهاى درباره غدير جمعآورى نمود، و در همين راستا افكار عمومى را از هر قشر و طبقهاى به سوى غدير رهنمون ساخت.
كتابشناسى شعر غدير(2)
با توجه جهانى به مكتب اهلبيت عليهمالسلام و عنايت خاص ائمه عليهمالسلام، در سده اخير گرايش خاصى به تأليف كتبِ مربوط به آلمحمد عليهمالسلام مشهود است و شاهد كتابهاى پرمحتوا و تحقيقى چه از نظر تاريخى و حديثى و چه از نظر ادبى و شعرى هستيم كه غدير نيز يكى از همين زمينههاست.
از زمان حسّان بن ثابت - كه در روز غدير خم به اذن پيامبر برخاست و واقعه غدير را سرود - تا زمان حاضر، اشعار فراوان درباره آن حادثه و امامت على عليهالسلام سروده شده و شاعران عرب و فارسى درباره آن اداى حق كردهاند.
و لذا يكى از شاخههاى موضوعى غدير، اشعار غدير و يا همان «غديريهها» است؛ كه در طول تاريخ، شعراى شيعه و حتى مذاهب ديگر، مكرر حديث غدير و يا واقعه و خطبه غدير را به زبانهاى عربى و فارسى و اردو و تركى به نظم در آوردهاند، كه بعضى از آنها به صورت كتابى مستقل به چاپ رسيده است. اين كتابها اكثرا با نام «غديريه» و يا نام ديگر نوشته شده، كه در آن فقط غديريه مؤلف آمده و حدود 40 كتاب است.
بيش از 20 كتاب نيز فقط با موضوع شرح غديريه سيد حميرى مشهور به قصيده عينيّه تأليف شده، كه اكثرا خطى و به نام «شرح القصيدة العينية للحميرى» به زبانهاى عربى و فارسى و اردو است. همچنين مقالههاى متعددى در مجلات در مورد غديريهها نوشته شده است.
و اما چند نمونه از كتابهايى كه از ابتدا تا انتها يك غديريه مفصل و طولانى از مؤلف آمده است:
خطبة الغدير، اثر مرحوم صغير اصفهانى، كه با همكارى مرحوم عمادزاده انجام گرفته است.
خطبه غديريه، اثر ميرزا رفيع، كه در سال 1313 قمرى در هند چاپ شده است.
ترجمه (منظوم) خطبه غدير خم، اثر ميرزا عباس جبروتى قمى.
غدير خم، اثر مرتضى سرافراز، كه در سال 1348 شمسى منتشر شده است. اين چند عنوان كتاب به عنوان نمونه ذكر شد، و براى اطلاع بيشتر به كتاب «غدير در آئينه كتاب» رجوع شود.
از سوى ديگر، با در نظر گرفتن حجم بالاى غديرىها، مؤلفينى اقدام به جمعآورى و تدوين اشعار مربوط به غدير كردهاند، و اين اسناد ادبى غدير را به صورت مجموعههاى تنظيم يافته ارائه نموده، و كتابهاى مستقلى براى معرفى و جمعآورى غديريهها تأليف شده است.
ليستى از اين كتابهاى مستقل مجموعه شعر غدير همراه با كتابشناسى مختصر از اين قرار است:
1 - از ميقات تا ميثاق (با كاروان غدير) ، حسين خليلى راد، فارسى، چاپى، مؤمنين، قم، چاپ اول، سال 1378 ش، رقعى، 64 ص. اين كتاب اشعارى از سرودههاى مؤلف است كه پس از مقدمه پانزده شعر آمده و در ابتدا چند شعر در غدير و سپس در مورد امامزمان عليهالسلام و در پايان درباره پارهاى از مسايل اجتماعى و اخلاقى است.
2 - الاصالة (مجله) ، جمعى از شاعران، عربى، چاپى، وزيرى، 80 ص. اين كتاب شماره 34 به تاريخ 1433 ق، 2012 م از مجله ادبى و علمى «الاصالة» است، كه در نجف اشرف منتشر شده، و اشعارى از شعراى نجف كه در موضوع غدير سروده شده گرد آمده است. عناوين اين كتاب از اين قرار است:
فى هذا العدد، اذا خدمتم النجف الاشرف فى حياتكم تنالون شفاعة اميرالمؤمنين عليهالسلام بعد وفاتكم، رئيس التحرير، الصلة العقائدية بين مصطلح الوصية و بيعة الغدير: أ. د. حسن الحكيم، يوم الغدير ايراق الحقيقة الازلى: أ. د. صبحاح عنوز، فى عيد الغدير: أ. د. السيد محمد بحرالعلوم، ذكرى عيد الغدير: أ. د. محمدحسين الصغير، اطرح الهم جانبيا يا فؤادى: أ. د. ناجح جميل، فى عيد الغدير: الاستاذ طالب الشرقى، تباشير الغدير: د. رزاق محمود الحكيم، ذكرى الغدير: الاستاذ محمد الغبان، لك اللّه من أمة: محىالدين الجابرى، غدير الولاء: السيد عبدالامير جمالالدين، من وحيد الغدير: الاستاذ صادق اليعقوبى، غدير أتانا: رزاق المشهدى، البيعة المباركة: محمد الشماع، البيعة الغراء: شهيد الشمرى، الغدير و بشائر الولاء: محمد زايد ابراهيم، على عليهالسلام و الغدير: جعفر الشرقى، عيد الغدير: وهاب شريف، يوم الغدير:
الشيخ احمد الخفاجى، الى ابنابىطالب عليهالسلام ممرّا الى اللّه: مهدى النهيرى، الغديريات: حمد القابجى، فى رحاب ابىتراب عليهالسلام: محمد الخفاجى، شع الغدير: فاضل الشريفى، غدير الآلام: السيد مكى زبيبة، الى الامام على عليهالسلام مع الاعتذار: وسام الحسناوى، عيد الغدير فى الفكر و الضمير: الاستاذ حسنين جابر الحلو، الغدير فى التراث النجفى، مصطفى الحكيم.
3 - بر جبين صبح (گزيده شعر شاعران معاصر درباره غدير) ، عباس براتىپور، فارسى، چاپى، سازمان تبليغات اسلامى، تهران، 1379 ش، 140 ص.
4 - بركه شانزدهم، حبيب صدقى، فارسى، چاپى، پارلاق قلم، بناب، دبيرخانه جشنواره سراسرى شعر غديريه بناب، اول، 1396 ش، رقعى، 208 ص. در اين كتاب اشعار برگزيده از شعراى شركت كننده در شانزدهمين جشنواره سراسرى شعر غديريه بناب در سه بخش تركى و فارسى و ويژه آورده شده است.
5 - بيعت با خورشيد، مؤلف: گروهى از محققين. فارسى، چاپى، انجمن ادبى اداره كل فرهنگ و ارشاد خراسان، مشهد، اول، 1376 ش، وزيرى، 136 ص. در اين كتاب پس از مقدمه اشعارى در غدير و گاهى در مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام از 38 شاعر آمده است:
در اين كتاب پس از مقدمه، اشعارى در غدير و گاهى در مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام از 38 شاعر آمده است. اسامى هر كدام از شاعران همراه با عنوان شعرشان از اين قرار است: احمد كمالپور (اكمال) : بر خلق و عطاى خلق در بندم. مرتضى امير اسفنديه: لباب ز آتش، خوشه خشم. الهام امين: بلنداى عدالت. منوچهر اسفنديارى (شيوا) : آيت كبرى. على باقرزاده (بقا) : آفتاب روشن. امير برزگر خراسانى: عيد غدير است و روز شادى عالم، از شكاف سنگ كعبه گل دميد. سيد علىاكبر بهشتى: مظهر رحمت. محمدرضا جلالىفر (نويد) : دست قدرت. يحيى حدادى ابيانه: فيض ولايت، مولى على عليهالسلام. سيد محمد خسرونژاد (خسرو) : غدير خم، جانشين پيغمبر صلىاللهعليهوآله، نقش رهبرى، ساقى كوثر، درس رستگارى، ذوالفقار. محمدرضا خطيبى
(نويد) : تحقق غدير. منيژه درتوميان: غربت مولا. محمدحسن ذاكرالحسنى (ذاكر) : درج گهر. قاسم رفيعا: دريا در غدير. محمدعلى سالارى: پيام غدير. كريم سينيچى (سالك) : ساقىنامه. قاسم سروىها (سروى) : نبوت و ولايت، سرير ولايت. عليرضا سپاهى لائين: غوغا در غدير. عفت شريعتى كرمانى: ستاره صبح. اكبر شعبانى: شهسوار خطه خيبر. شعار ابوذرى (ناصر) : چهارده قرن پس از حادثه پيمان بستن. محمدعلى صفرى (زرافشان) : جام ولايت. ذبيحاللّه صاحبكار: توتياى ديده، بخشى از يك مثنوى. حسن عبدى (شفيق) : آئين ولايت. محمدجواد غفورزاده (شفق) : بيعت با خورشيد، بركه خورشيد، ناد عليا مظهرالعجائب. غلامرضا غلامپور: كعبه دلها. سيد رضا مؤيد: شكوه غدير خم، غديريه، تاريخ ولايت، سلام بر عيد غدير، روز غدير و روز امامت، سرچشمه بقاء جلوه قرآن، حقيقت توحيد، على عليهالسلام همنشين كوثر. سيد رضا محمدى: مولا جان. مصطفى محدثى خراسانى: آيههاى شكوه، راز خلقت. سيد مصطفى موسوى گرمارودى: گل هميشه بهار. طاهره موسوى گرمارودى: بركه سرشار هدايت. محمد نيكاستوارى: دستان مشكل گشا. على نيكفرجام: آينهدار حق. سيد هاشم وفايى: خورشيد ولايت، مولود كعبه. وحيد خراسانى: محرم اسرار، يادواره. قاسم رسا: شهر علم، صحنه تاريخى عيد غدير، عيد غدير و نوروز، سه رباعى به مناسبت غدير، يداللّه فوق ايديهم. قاسم استادى (ثابت) :
خوشترين ايام. غلامرضا قدسى: به مناسبت ميلاد حضرت مولا على عليهالسلام، آشناى على عليهالسلام.
6 - پاسداران حماسه غدير، پرويز عباسى، فارسى، چاپى، نور فاطمه عليهاالسلام، تهران، اول، 1406 ق، 1364 ش، رقعى، 328 ص. اين كتاب شامل مختصرى از قضيه غدير و اشعار و قصائد فارسى از شاعران جديد و قديم درباره غدير است.
7 - تا هميشه غدير، رضا بيات، فارسى، چاپى، كلام سليس، تهران، اول، 1401 ش، رقعى، 168 ص. در اين كتاب طى 4 بخش اشعار منتخب غديرى آمده است: 1. رباعى 2. دوبيتى 3. سپيد 4. داستانك.
8 - تذكره شعراى غدير، 6 ج، محمدهادى امينى، فارسى، خطى، هر جلد: 500 ص. در اين كتاب شعراى غدير طبق حروف ابجد و طبق القاب آنها همراه با شعرشان در مورد غدير آورده شده است. در هر مورد پس از آوردن شعر شرح حال شاعر و نيز نمونههايى ديگر از شعر او و اگر احتياج باشد توضيحى در بعضى موارد در مورد شعر آن شاعر در پاورقى آمده است.
9 - ترانه غدير، سيد محمدرضاساجد بن سبطالرضا زيدپورى (م 1958 م) ، اردو، چاپى، چاپ: بزم سلطانى، لكنهو، 1410 ق. در اين كتاب اشعارى درباره غدير آمده است.
10 - چهار قرن با شاعران غدير عرب، مظاهر اسكندرزاده، فارسى، چاپى، نداى كارآفرين، تهران، اول، 1390 ش، وزيرى، 144 ص.
11 - حديث مهر در بلور شعر، على ثاقب بخشايشى، فارسى، چاپى، دليل ما، قم، اول، 1388 ش، رقعى، 120 ص. در اين كتاب پس از مقدمهاى ادبى، چند شعر درباره غدير آورده، و سپس خطبه غدير به صورت قطعه قطعه و همراه با ترجمه فارسى و ترجمه منظوم همان قطعه آمده است. در پايان نيز چند شعر در مورد غدير آورده شده است. عناوين اين كتاب از اين قرار است:
پرونده بلند شعر غدير، غدير در زبانهاى شاعرانه متفاوت، جلوههاى شعرى در ادبيات غدير، ترجمههاى شعرى خطابه غدير، دفتر شعرى حاضر، عريضه ارادت به صاحب غدير، هر چه داريم از غدير است از غدير، حضرت طاها صلىاللهعليهوآله با صد و بيست هزار حاجى، پر كشيدن تا غدير، نزول اجلال در خم غدير، صحنه زيباى منبر در غدير: 1. حمد و ثناى الهى 2. فرمان الهى براى مطلبى مهم 3. اعلان رسمى ولايت و امامت دوازده امام عليهمالسلام 4. معرفى و بلندكردن اميرالمؤمنين عليهالسلام 5 . تأكيد بر توجه امت به مسئله امامت 6 . اشاره به كارشكنىهاى منافقين 7. پيروان اهلبيت عليهمالسلام و دشمنان ايشان 8 . حضرت مهدى عليهالسلام 9. مطرح كردن بيعت 10. حلال و حرام واجبات و محرمات 11. بيعت گرفتن رسمى، و آنگاه بيعت ولايت مداران مرد، و بيعت زنان
ولايتپذير، و شعرى به بلنداى غدير، و تاج افتخار علوى، و جبرئيل ظاهر شد ! و سنگ بر دشمن غدير باريد ! سلام بر حق خالص غدير، سلام بر امام روسفيدان غدير.
12 - حماسه غدير، مهدى شفيعى (پرديسى) ، فارسى، چاپى، شهابالدين، تهران، چاپ اول، سال 1386 ش، پالتويى، 130 ص. در اين كتاب، ماجراى غدير همراه با خطبه آن در قالب شعر فارسى و با عنوان گذارىهاى متعدد آورده شده است.
13 - خطابه غدير، فاطمه مشايخ، فارسى، چاپى، اسلام، تهران، اول، 1386 ش، بياضى، 176 ص. در اين كتاب فرازهاى خطبه غدير همراه با ترجمه فارسى در صفحات سمت راست، و منظومه همان قسمت در صفحه سمت چپ آمده است.
14 - خطابه غدير در آيينه شعر، سيد حسين حسينى، فارسى، چاپى، منير، تهران، چاپ اول، سال 1378 ش، وزيرى، 224 ص. در اين كتاب، پس از مقدمه، متن عربى خطبه غدير و سپس ترجمه فارسى در قالب نثر ادبى آمده است. پس از آن، چهار غديريه مفصل از صغير اصفهانى، على تنها، غلامرضا سازگار، حسين حسنى؛ هر كدام در يازده بخش آمده كه ماجرا و خطبه غدير را در قالب شعر فارسى سرودهاند. در آخر هم دو بيتىهاى ده بزرگى، مخمسهاى راشىزاده، و غديريهاى تركى از حسين حسنى آورده شده است.
15 - دانشنامه شعر غدير، 5 ج، محمد صحتى سردرودى، فارسى، خطى، چاپ يك جلدى با نام «غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم» : وزارت فرهنگ و ارشاد، تهران، اول، 1379 ش، وزيرى، 636 ص، خطىِ كامل شده 5 جلدى: وزيرى، هر جلد حدودا 600 ص. در اين كتاب به ترتيب تاريخ، غديريهها و شعرهاى سروده شده در غدير از شاعران فارسىزبان، از قرن چهارم تا عصر حاضر گردآورى شده است. در هر غديريه و شعر، پس از نام شاعر، غديريه و شعر او آورده شده است. سپس توضيحاتى در مورد آن شعر از قبيل شواهد قرآنى و روايى كه در شعر آمده و توضيحات ديگر آمده است. در آخر هر مورد احوالات و آثار و افكار شاعر نيز
آورده شده است. در پايان كتابنامه غديريههاى فارسى و نمايه آمده است. اين كتاب در سال 1377 ش به صورت مقالهاى در مجله «علوم حديث، ش 7» - كه ويژه حديث غدير است - با نام: «غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم» و در چاپ اول و يك جلدى آن «غدير در شعر فارسى از كسائى مروزى تا شهريار تبريزى» آمده است. اين كتاب اكنون تكميل شده و در 5 جلد در راه چاپ است.
16 - در ساحل غدير، احمد احمدى بيرجندى، فارسى، چاپى، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، اول، 1377 ش، وزيرى، 184 ص. در اين كتاب پس از پيشگفتارى - كه خلاصه غدير است - اسامى 48 تن از شاعران همراه با شعرهايشان در غدير آمده است. اين شعرها اكثرا در مورد غدير و يا درباره وصايت و جانشينى اميرالمؤمنين عليهالسلام و مسلئه ولايت است. اسامى شاعران چنين است:
كسائى مروزى، سنائى غزنوى، شاه نعمتاللّه ولى، لامع درميانى، فياض لاهيجى، فيض كاشانى، حزين لاهيجى، سروش لاهيجى، محمدعلى يزدى (وامق) ، حكيم قاآنى شيرازى، ابوالحسن ميرزا (شيخالرئيس) ، فرهنگ شيرازى، سيد محمدحسن ميرجهانى (حيران) ، عبدالجواد جودى خراسانى، محمدحسين اصفهانى كمپانى، مفتون همدانى، جيحون يزدى، عمان سامانى، محمدكاظم صبورى، حبيب خراسانى، حائرى مازندرانى، ملكالشعراء بهار، آيتى بيرجندى، نجومى خراسانى، صادق سرمد، حسينعلى منشى كاشانى، ابوالقاسم حالت، محمدحسين شهريار، خوشدل تهرانى، مكرم اصفهانى، الهى قمشهاى، قاسم رسا، طائى شميرانى، محمود شاهرخى، محمدعلى مردانى، ابوتراب هدائى، ذبيحاللّه صاحبكار، محمدجواد غفورزاده (شفق) ، قاسم سروىها، سيد محمد خسرونژاد (خسرو) ، عبدالحسن فرزين، سيد مصطفى موسوى گرمارودى، امير برزگر خراسانى، غلامرضا غلامپور، طاهره موسوى گرمارودى، قاسم استادى (ثابت) ، حبيباللّه چايچيان (حسان) ، نصراللّه مردانى. در پايان واژهنامه و آيات و احاديث و برخى از عبارات عربى كه در احاديث آمده توضيح داده شده است.
17 - در ساحل غدير، دبيرخانه جشنواره سراسرى شعر غدير، فارسى، چاپى، نباتى، تبريز، اول، 1393 ش، پالتويى، 120 ص. در اين كتاب اشعار برگزيده جشنواره سراسرى شعر غديريه بناب آمده، و حاوى 49 شعر است.
18 - ديوان الغدير، باقر محسنى (خرمشهرى) ، عربى، چاپى، ناشر: مؤلف، اول، 1379 ش، 1421 ق، وزيرى، 272 ص. در اين كتاب نام شعراى غدير را كه شعر عربى سرودهاند همراه با شعرشان به ترتيب قرن و تا قرن نهم آورده است. توضيح اين غديريهها چنين است: قرن اول: 5 غديريه. قرن دوم: 3 غديريه. قرن سوم: 6 غديريه. قرن چهارم: 20 غديريه. قرن پنجم: 9 غديريه. قرن ششم: 12 غديريه. قرن هفتم: 9 غديريه. قرن هشتم: 7 غديريه. قرن نهم: 3 غديريه. در پاورقىهاى اين كتاب لغات مشكل توضيح داده شدهاند.
19 - ديوان غدير، اكبر بهداد (متخلص به: حبيب) ، فارسى، چاپى، گلبهار، اصفهان، اول، 1388 ش، وزيرى، 224 ص.
20 - ديوان غديريات الراشد، محمدجواد راشد، تهيه و تنظيم: احمد كعبى، عربى، چاپى، مؤسسه مسلم بن عقيل عليهالسلام، نجف، اول، 1427 ق، 2007 م، وزيرى، 112 ص.
در اين كتاب ابتدا تقريظ هاى متعددى از افراد مختلف و مشهور در قالب شعر و سروده آورده شده است. سپس مقدمهاى كوتاه در مورد مؤلف آمده، و پس از آن كتاب طى 2 فصل آمده است: فصل اول: اشعار مؤلف است كه غدير و مضامين خطبه غدير را در قالب شعر عربى در 13 فصل آورده است. در فصل دوم 18 شعر از شعراى عرب در وفات مؤلف كتاب كه در شب شعر شاعران نجف ايراد شده آمده است. عناوين ادبى غديريه مؤلف از اين قرار است: آهة غديرية، خلافة اللّه، مؤتمر التبليغ، الشعر يقف على الباب، حكمة التبليغ، رسالة مع الايام، بالعمل لا الكلام، لا تعلموهم ... فهم الاعلم، الامامة ... سفينة النجاة، العقل دليل على الامامة، الامام قوة الاسلام، الطغاة لا ينقذون البشر، دولة الغدير.
21 - رشك ملك سلامى بر آستان غدير، مؤلف: ؟ ، فارسى، چاپى، طور، سال 1408 ق، خشتى، 36 ص. در اين كتاب ابتدا مقدمهاى كوتاه درباره شعر و شعراى غدير آورده و سپس اشارهاى به سراينده و ديوان او نموده است. سپس ترجيعبندى در بيست و دو بند از مرحوم ميرزا حبيباللّه خراسانى در مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام آورده كه در پايان اشارهاى به امامزمان عليهالسلام دارد. چنانچه از ابتداى اين ترجيعبند معلوم مىگردد اين شعر به مناسبت غدير سروده شده، ولو اينكه همه آن درباره غدير نيست.
22 - روى دست آسمان، ليلا امير عربى بناب، فارسى، چاپى، بهاردخت، تبريز، اول، 1400 ش، رقعى، 260 ص. اين كتاب گزيدهاى از آثار بيستمين جشنواره سراسرى شعر غدير بناب است، كه در 2 بخش اشعار فارسى و تركى در مورد غدير آمده است.
23 - ژرفاى غدير، محمد وافى، فارسى، چاپى، وزيرى، 176 ص. در اين كتاب 110 شعر غدير به زبان فارسى آمده است.
24 - ساقى خم غدير، كريم اسدى، فارسى، چاپى، خاطره، مشهد، اول، 1390 ش، رقعى، 88 ص. در اين كتاب غديريههاى شعراى بزرگ پارسىگوى آمده است.
25 - سرود غدير، 2 ج، سيد احمد بن على حسينى (اشكورى) ، فارسى، خطى، 2 ج: 1000 ص تقريبا. اين كتاب شامل حدود چهارصد قصيده و غديريه فارسى است كه از ديوانها يا خود شاعران جمعآورى شده، و بناست طبق قرنها تنظيم شود و براى هر كدام از شاعرها مشخصاتى مختصر آورده شود. در مورد شعرها هم اگر توضيح ضرورى لازم باشد در اين كتاب آمده است.
26 - شرح و بررسى غديريات قرن نهم، على فلاح احمدى، فارسى، خطى، رقعى، 141 ص. اين كتاب مقطع كارشناسى ارشد دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركزى، دانشكده ادبيات و علوم انسانى است. در اين كتاب اشارهاى به ماجراى غدير و ماجراى پيرامون آن و سير غديريهنويسى از آغاز تا قرن نهم آمده است. همچنين معرفى شخصيت و آثار و انديشهها و غديريههاى سه تن آمده است: حافظ بُرسى و ابنعَرَندَس حلّى و ابنداغِر حلّى.
27 - شعراء الغدير، 3 ج، مركز الغدير للدراسات الاسلامية، بيروت، عربى، چاپى، ناشر: همان، اول، ج 1: 1419 ق، 1999 م، ج 2: 1421 ق، 2001 م، وزيرى، ج 1: 350 ص، ج 2: 442 ص، ج 3: 556 ص.
در اين كتاب پس از مقدمهاى كوتاه در مورد واقعه غدير، شاعران غديريه سراى عربى به ترتيب قرنها در 12 بخش؛ از قرن اول تا دوازدهم هجرى همراه با غديريهها و توضيحات آورده است. در مورد هر شاعر، ابتدا زندگىنامه، ادبيات، اساتيد و ديگر جوانب مربوط به آن شاعر را به طور مختصر آورده، و سپس غديريه او را همراه با شرحى كوتاه آورده است. اين كتاب جامعترين كتاب در مورد غديريههاى عربى است كه به رشته تحرير درآمده است. توضيح مجلدات اين كتاب چنين است:
ج 1: شعراى قرن اول: 1. اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. حسان بن ثابت انصارى 3. قيس بن سعد انصارى 4. عمرو بن عاص 5 . محمد بن عبداللّه حميرى. شعراى قرن دوم: 6 . كميت بن زيد اسدى 7. سيد اسماعيل بن محمد حميرى 8 . سفيان بن مصعب عبدى كوفى 9. يحيى بن بلال عبدى كوفى 10. ابوتمام حبيب بن اوس طائى 11. دعبل خزاعى 12. ابواسماعيل علوى 13. بقراط بن اشرط وامق نصرانى و شاعران ديگر 14. ابن رومى 15. حمانى افوه.
ج 2: شعراى قرن چهارم: 16. ابنطباطبا علوى اصفهانى 17. احمد علويه اصفهانى 18. محمد بن احمد بن مفجّع 19. احمد بن محمد حنّبى (صنوبرى) 20. قاضى تنوخى 21. ابوالقاسم زاهى 22. ابوفراس حمدانى 23. ابوالفتح كشاجم 24. ناشىء صغير 25. بشنوى كردى 26. صاحب بن عبّاد 27. جوهرى جرجانى 28. ابنحجّاج بغدادى 29. ابوالعباس ضبّى 30. ابوالرقعمق انطاكى 31. ابوالعلاء سَرَوى 32. ابومحمد طلحة عونى 33. ابنحمّاد عبدى 34. ابوالفرج رازى 35. جعفر بن حسين و شاعران ديگر. شعراى قرن پنجم: 36. ابونجيب طاهر 37. شريف رضى 38. عبدالمحسن صورى 39. مهيار ديلمى 40. شريف مرتضى 41. ابوعلى بصير 42. ابوعلاء معرّى 43. المؤيد فى الدين 44. ابنجبر مصرى و شعراى ديگر.
ج 3: شعراى قرن ششم: 45. على بن احمد فنجكردى 46. ابنمنير طرابلسى 47. قاضى ابنقادوس 48. ملك صالح 49. ابنعودى نيلى 50 . قاضى جليس 51 . ابنمكى نيلى 52 . خطيب خوارزمى 53 . فقيه عماره يمنى 54 . سيد محمد اقساسى 55 . قطبالدين راوندى 56 . سبط بن تعاويذى. شعراى قرن هفتم: 57 . ابوالحسن المنصور باللّه 58 . مجدالدين بن جميل 59 . شوّاء كوفى حلّى 60 . كمالالدين شافعى 61 . ابومحمد المنصور باللّه 62 . ابوالحسين جزّار 63 . قاضى نظامالدين 64 . شمسالدين محفوظ 65 . بهاءالدين اربلى. شعراى قرن هشتم: 66 . ابومحمد بن داود حلّى 67 . جمالالدين خلعى 68 . سريجى اوالى 69 . صفىالدين حلى 70. شيبانى شافعى 71. شمسالدين مالكى 72. علاءالدين حلى.
شعراى غدير در قرن نهم: 73. ابنعرندس حلى 74. ابنداغر حلى 75. حافظ بُرسى حلى 76. ضياءالدين هادى 77. حسن آل عبدالكريم مخزومى. شعراى غدير در قرن دهم: 78. شيخ كفعمى 79. شيخ عزالدين عاملى. شعراى غدير در قرن يازدهم: 80 . ابنابىشاهين بحرانى 81 . زينالدين حميدى 82 . بهاءالدين عاملى 83 . حرفوشى عاملى 84 . ابنابىالحسن عاملى 85 . شيخ حسين كركى 86 . قاضى شرفالدين 87 . سيد ابوعلى انسى يمنى 88 . سيد شهاب ابومعتوق موسوى 89 . سيد علىخان مشعشعى 90. سيد ضياءالدين يمنى91. محمدطاهر قمى 92. قاضى جمالالدين مكى 93. ابومحمد بن شيخ صنعان. شعراى غدير در قرن دوازدهم: 94. شيخ محمد بن حسن حرّ عاملى 95. شيخ احمد بلادى 96. شمس الأديب يمنى 95. سيد علىخان مدنى 96. شيخ عبدالرضا كاظمى 97. علمالهدى محمد 98. شيخ على عاملى 99. مسيحا فسوى 100. ابنبشاره غروى101. شيخ ابراهيم بلادى 102. شيخ ابومحمد شويكى 103. سيد حسين رضوى 104. سيد بدرالدين يمنى.
28 - شعراء الغدير فى التاريخ عن موسوعة الغدير، 2 ج، سعيد ابومعاش، عربى، خطى.
29 - شعراى غدير، علىاصغر رضوانى، فارسى، خطى.
30 - شعر خورشيد، جمعى از نويسندگان، فارسى، چاپى، كانون خورشيد، قم، 1393 ش، 1435 ق، خشتى، 46 ص. در اين كتاب 7 مقاله درباره شعر غدير و چند مورد ديگر آمده است. عناوين اين كتاب از اين قرار است: مطلع سخن: محمدحسن مشكورى، شعر و شعراى غديرى در الغدير علامه امينى رحمة اللّه عليه: محمدحسين مشكورى، رويكرد فرهنگى به كتاب شريف الغدير: حسين تلخابى، ايدههايى با شال سبز: فاطمه عقيقى، كانون خورشيد پاتوق پژوهشى مىشود: حامد كاشانى، ايام غديريه: اطلاع نگاشت، برنامههاى كانون خورشيد در عيد غدير سال 95. اين كتاب در نوع خود جامع و مفيد است، و از سرى كتابهايى است كه توسط كانون خورشيد و به مناسب عيد غدير 1437 ق و شهريور ماه 1395 ش و ويژهنامه احياى سنت غديريهسرايى تنظيم و چاپ شده است. نام كتابهاى ديگر اين سرى از اين قرار است: «قنوت خورشيد» و «زيارت خورشيد» و «مائده خورشيد» .
31 - شعر غدير، بنياد بينالمللى غدير، قم، فارسى، چاپى، زمزم هدايت، قم، اول، 1394 ش، وزيرى، 133 ص. اين كتاب مجموعه اشعارى است كه در سومين جشنواره ملى شعر غدير جمعآورى شده است. اين جشنواره در دهه امامت و ولايت سال 1393 ش در شيرازو با حضور شخصيتهاى علمى و فرهنگى و شعراء برگزار شده است. در اين كتاب 42 شعر از شعراى غديرى آمده، كه نام ايشان از اين قرار است: احمد بابايى، بهنام صدوقى، سيد مهدى حسينىنژاد، عاليه مهرابى، عباس چشامى، على فردوسى، قاسم صرافان، مجتبى صفدرى، مجيد نجفى، محسن كاويانى، محسن ناصحى، محمدتقى جعفرى تفضل، محمد سهرابى، مصطفى توفيقى، مهدى مردانى، هادى فردوسى، ابراهيم روزبهانى، احمد جهانبين، اكبر آزادپور، اكبر سليمانىزاده، آرش پورعليزاده، پيام جهانگيرى، حامد عسگرى، حسن ابراهيمزاده، حسن اسحاقى، حسن بهرامى، رسول عظيمىمهر، رضا نيكوكار، رضا يزدانى، زهرا سپهكار، زهرا شعبانى، زهرا نعمتى، سارا باختر، ساره كفايى، سودابه مهيجى، سيد محمدجواد ميرصفى، سيد اكبر سليمانى، سيد مهدى نژادهاشمى، شبنم فرضىزاده، شكيبا غفاريان، شيما زنگنه، عاليه مهرابى.
32 - شعر غدير، بنياد بينالمللى غدير، قم، فارسى، چاپى، زمزم هدايت، قم، اول، 1395 ش، رقعى، 176 ص. در اين كتاب اشعار برگزيده پنجمين جشنواره ملى شعر غدير جمعآورى شده، كه 118 شعر است. عناوين اشعار منتخب چنين است:
فرصت شراب شدن، دو دست، راه امتحان، بالا مىرود، چشم انتظار، مدافعان حرم، زمان الست، خمّ نگاهت، سيبهاى ازلى، جان پيغمبر صلىاللهعليهوآله، شهر نجف وقتى جمال شاه را كم داشت، دموكراسى، عدالت، غدير، كتاب، مجله، مداد، معراج، مهره، نجف، تبعيد، فتنه، گلوى زمين، بركه غدير، معجزه، ترانه غدير، طواف، كبوتران حرم، طلوع، معصوم دوم، مستان غدير، بىنشان، غديريه، لبخند تو بهشتم، تقديم به فاتح خيبر اسداللّه الغالب على بن ابىطالب عليهالسلام، رسم خورشيد، در قرن بيست و يكم چقدر تو را كم داريم، اشك على عليهالسلام، راه بهشت، شعر كودك، نهجالبلاغه، رباعىها و دوبيتىهاى غدير، عيد غدير 1، عيد غدير 2، مدافعان حرم، اسم اعظم، عشق اول، رنگينكمان، دغدغههاى قوها.
شاهبيت، مولاى كبوترها، رباعى، در انتظار، بجز تو ... ، به مظلوميت امام على عليهالسلام، براى غدير، با تو تمام، شكوفههاى خورشيد، عشق اعلاست ... ، بعد از محمد صلىاللهعليهوآله، غدير قرن، كتيبه، شترزاده عاقبت شتر مىشود، مجموعهاى از چهل و دو دوبيتى ولايى، عدالت از گناهان كبيره است، بتاب اى ماه، منم غلام على عليهالسلام، هفت آسمان، از نسل غدير، با اين قلم سست چه بايد بنويسم ؟ سرباز غدير، شعر اول، شعر دوم، يا اميرالمؤمنين، خانهزاد، در مقام حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام، در مقام غدير و حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام، ولايت و دفاع از حريم اهلبيت عليهمالسلام، تكريم مدافعان حرم، غدير جلوهگه جلوس حق بر سرير، طاعت ماه، ساقى، در حال و هواى جنگ صفين، جهان باده، رسول عشق، آب و آئينه، زبان حال مدافعان حرم، مثنوى مرتبط با بخش ويژه مدافعان حرم، آل پوچ، غزل غديريه 1، غزل غديريه 2، غزل غديريه 3، يا حق، مهر مولا عليهالسلام، الحاق به اقيانوس، غدير جلوهگه جلوس حق بر سرير، عيد غدير خم، شعر غدير 1، شعر غدير 2.
33 - شعر غديريه كودكانه، عيسى ثاقب بخشايش، فارسى، چاپى، خشتى.
34 - الشعر و الشعراء، عبدالحسين امينى، گردآورنده: محمدحسن شفيعى شاهرودى، عربى، چاپى، ميراث النبوة، قم، اول، 1389 ش، رقعى، 416 ص. اين كتاب خوانندگان را با شعر و شاعران صدر اسلام و شعرايى كه در باب عظمت و منزلت غدير اشعارى سرودهاند آشنا مىسازد. نگارنده در ابتدا راجع به شعر و شاعرى و اقوالى كه در اين زمينه از قول محدثان نقل شده و اينكه شعر و شاعر از نگاه قرآن و سنت چه منزلتى داشته سخن مىگويد. وى شاعرانى را كه در شأن و وصف غدير اشعارى سرودهاند يك به يك نام برده، كه مؤلف نخستين آنها را خود اميرالمؤمنين عليهالسلام مىداند. حسان بن ثابت، قيس انصارى، محمد حميرى و عمرو بن عاص شاعران ديگرى هستند كه در سده اول در ادبيات و قصائد خود از واقعه غدير خم ياد كردهاند. وى در صفحات ديگر كتاب به ترتيب شاعران غدير را از سده دوم هجرى تا سده دوازدهم به ترتيب نام برده، و براى معرفى هر يك از آنها عنوان جداگانهاى در نظر گرفته است.
35 - صهباى غدير، جمعى از شعراى هند، اردو، چاپى، چاپ: چاپخانه اثنىعشرى، دهلى، 1344 ق، 1926 م، وزيرى، 96 ص. اين كتاب شامل مقدمه و ترجمه خطبه غدير به اردو، و سپس 21 قصيده از شعراى معروف هند در غدير است. اين اشعار يا غزل و يا به طور سلسلهاى و يا شامل دو يا سه يا چهار بند و به اصطلاح اردو «مطلع» هستند.
36 - علىگويان از غدير مىگويند، گرد آورى: ستاد غدير استان تهران، فارسى، چاپى، مؤسسه فرهنگى تحقيقاتى اميرالمؤمنين عليهالسلام، قم، اول، 1382 ش، وزيرى، ص 301. در اين كتاب برگزيده اشعارى آمده است كه در فراخوان سال 1379 و 1381 ش به مناسبت غدير از سوى ستاد غدير استان تهران اعلام و جمعآورى شده، و مجموعا 108 شعر از 84 شاعر است. سرايندگان اين اشعار از اين قرار اند:
50 . كبرى سلطانى 51 . عباس كيقبادى 52 . صالح محمدى امين 53 . اكرم مالكى 54 . سيد هادى طبائى 55 . مريم سقلاطولى 56 . جمشيد شنبهبازارى 57 . محمد سعيد ميرزايى 58 . رضا فلاح بجنوردى 59 . مهدى جهانبخش. 60 . محمدهادى حسينى جهانآبادى61 . غلامرضا پروينىنژاد 62 . عبدالرزاق توفيقزاده 63 . فهيمه رحمانپور 64 . زهرا صفايى 65 . امير اكبرزداده 66 . زهرا حسينزاده 67 . سيد وحيد سمنانى 68 . جميله اشتياقى 69 . حسن صادقىپناه 70. سيد على موسوى علىآبادى71. مهرآسا پروينىنژاد 72. عباس حسينپور 73. محبوبه بزمآرا 74. محمود حاجىكلاته 75. مصطفى پوركريمى 76. محمد شيدا 77. اسلام انصارىفر78. عصمت اسلامى 79. علىاكبر نظرى 80 . غلامرضا مرادى 81 . سمانه ايراننژاد 82 . عبدالرضا بارگير 83 . رضا نيكوكار 84 . فائزه رسكتى.
37 - على عليهالسلام در خطابه غدير و دعاى كميل، ولىاللّه فتحى (فاتح) ، فارسى، چاپى، نگار، تهران، چاپ اول، سال 1389 ش، وزيرى، 78 ص. در اين كتاب، خطبه غدير در
قالب شعر فارسى سروده مؤلف آمده است. در آخر، دعاى كميل نيز به شعر فارسى آمده است. اين كتاب با كيفيتى بالا و زيبا به چاپ رسيده است.
38 - غدير در آئينه شعر، عليرضا مهرپرور، حسين تركان، فارسى، چاپى، غديرستان كوثر النبى صلىاللهعليهوآله، اصفهان، رقعى، 88 ص. در اين كتاب طى 5 بخش، گزيدهاى از اشعار غدير آمده است. عناوين اين كتاب از اين قرار است: بخش اول: اشعار غدير در قالبهاى مختلف: غزل، مثنوى، قصيده، مخمس، مسدّس، بحر طويل و ... ، بخش دوم: دوبيتىهاى غدير، بخش سوم: رباعيات غدير، بخش چهارم: قطعات غدير، بخش پنجم: سرودههاى غدير.
39 - غدير در آئينه شعر فارسى، مهدى آصفى، فارسى، چاپى، منير، تهران، اول، 1393 ش، وزيرى، 492 ص. در كتاب حاضر، مؤلف به گردآورى غديريههاى فارسى پرداخته است. همچنين متن خطبه غدير در اين كتاب آمده، و سپس با 112 قصيده بر اساس نظام الفبايى قوافى، تصويرى از قصائد غديريه فارسى از گذشته تا به امروز را فراروى خواننده قرار مىدهد. پس از آن 18 مثنوى، 34 مسمط، 4 ترجيعبند، 5 تركيببند و 79 قطعه و رباعى و دوبيتى و در مجموع 252 قطعه شعر است، كه سياق و نظم و هندسهاى مناسب و متناسب به كتاب بخشيده است.
40 - غدير در شعر فارسى، سيد مصطفى بن محمدعلى گرمارودى (موسوى، طالقانى) ، فارسى، چاپى، الهادى، قم، اول، 1374 ش، 1415 ق، وزيرى، 196 ص، چاپ ديگر: چاپ اول تا پنجم: دليل ما، قم، 1384 - 1388 ش، وزيرى، 318 ص. اين كتاب ابتدا شامل مقدمهاى در پنج نكته است؛ كه عبارتند از: عظمت اميرالمؤمنين عليهالسلام، ظلم ظالمان در باب خلافت و غدير، غربت غدير، توضيحى درباره تأليف و شعر غدير، بيست و دو شعر فارسى از شعرايى كه اكثرا معروفند. شعرها اكثرا قصيده يا مخمس و يا مثنوى هستند، و در چند مورد نيز شعرنو آورده شده است. در ابتداى هر شعر مختصرى از حالات شاعر و سرگذشت او با قلمى مخصوص آورده شده، و پس از شعر توضيحاتى ادبى و لغوى و نيز از نظر معانى شعر داده شده است. شعرا به ترتيب عبارتند از:
مكرم اصفهانى، حكيم قاآنى، سيد محمدحسن ميرجهانى، احمد عزيزى، ميرزا يحيى مدرّس، ميرزا محمدعلى وامق، محمدحسين اصفهانى (مفتقر) ، صادق سرمد، ميرزا حبيب خراسانى، محمدحسين شهريار، حسينعلى منشى كاشانى، حكيم كسائى، حبيباللّه چايچيان (حسان) ، جيحون يزدى، اسماعيل نورىعلاء، خوشدل تهرانى، اشرفالدين گيلانى، يوسفعلى ميرشكّاك، صبورى كاشانى، سيد مصطفى موسوى (گرمارودى) ، سيد محمدحسين شهريار، سيد على موسوى گرمارودى.
41 - الغدير و الادب الشَعبى، ج 1، حسين بن حسن بهبهانى، عربى، چاپى، مطبعة الآداب، نجف، 1377 ق، 1957 م، رقعى، 104 ص. در اين كتاب شعرهاى محلىِ عربى درباره غدير جمعآورى شده است.
42 - غديريات، عبدالحسين بن احمد امينى (تبريزى، نجفى) ، تهيه و تنظيم: نعمان نصرى، عربى، چاپى، جيبى، 175 ص. در اين كتاب غديريههايى را كه در كتاب «الغدير» آمده جمعآورى نموده و طبق ترتيب همان كتاب آورده و تنها غديريهها آمده است، و بقيه مطالب از شرح حال شاعران و مباحث ديگر حذف گرديده است و ترتيب غديريهها طبق كتاب «الغدير» است. در اين كتاب از شاعران قرن اول تا هشتم را آورده و جمعا چهل شاعر و هر كدام يك غديريه و همراه با پاورقىهاى تحقيقى آمده است. اين كتاب شماره اول از سرى «من فيض الغدير» و شماره دوم و پنجم آن با نام «مفاد حديث الغدير» و «عيدالغدير فى الاسلام و التتويج و القربات يوم الغدير» است.
43 - الغديريات فى الشعر العربى، حربى نعيم محمد شبلى، عربى، چاپى، وزيرى، 326 ص. در اين كتاب طى 4 فصل اشعار عربى در مورد غدير يا همان غديريههاى عربى را مورد تحقيق قرار داده، و از نظر ادبيات عرب از جهات مختلف واكاوى نموده است. عناوين اين كتاب از اين قرار است:
التمهيد: الشعر و القضية.
الفصل الاول: البناء الفى: مهاد نظرى، الغديريات التقليدية (القصائد ذوات
المقدمات) : 1. المطلع: الف. التكثيف، ب. الاستدعاء و الاحالة، ت. الرفض، ث. الترابط الفنى - المعنوى ج. الترابط الفنى - الغرضى 2. المقدمة (مقدمة القصيدة) :
الف. المقدمة الغزلية، ب. المقدمة الطللية، ت. المقدمة الحوارية، ث. مقدمة الرحلة (وصف الضعائن) ، ج. مقدمة طيف الخيال، ح. مقدمة وصف الطبيعة، خ. مقدمة الخمرة 3. التخلص 4. الغرض: الف. الامام على عليهالسلام ب. اعداء الامام عليهالسلام ت. محور الحدث (بيعة الغدير) ، ث. محور الشاعر، ج. محور الاحتجاج 5 . الخاتمة: الف. خاتمة الولاية، ب. خاتمة الدعاء، ت. خاتمة البراءة.
الفصل الثانى: لغة الشعر: المبحث الاول: الالفاظ، المبحث الثانى: التراكيب: 1. الاستفهام 2. الشرط 3. النداء 4. الامر 5 . النهى.
الفصل الثالث: الصورة الفنية: مهاد نظرى: المبحث الاول: الصورة التشبيهية: 1. التشبيه من حيث وجود الاركان: الف. التشبيه التام، ب. التشبيه المرسل المجمل ت. التشبيه البليغ 2. الصورة التشبيهية من حيث الافراد و التركيب: الف. التشبيه المفرد، ب. التشبيه المركب 3. الصورة التشبيهية القائمة على الاستدلال (التشبيه الضمنى) : الف. الصورة التشبيهية الضمنية فى جهة الفخر او المدح، ب. الصورة التشبيهية الضمنية فى جهة الذم و الهجاء، المبحث الثانى: الصورة المجازية: 1. المجاز المرسل: الف. اطلاق الجزء و ارادة الكل، ب. اطلاق المحل و ارادة الحال به، ت. اطلاق الحال بالمكان و اراده المكان نفسه، ث. العلاقة الزمانية 2. المجاز العقلى:
الف. علاقة السببية ب. علاقة الزماينة ت. علاقة المكانية ث. علاقة المصدرية ج. علاقة المفعولية، المبحث الثالث: الصورة الاستعارية: 1. الصورة الاستعمارية المكنية 2. الصورة الاستعمارية التصريحية، المبحث الرابع: الصورة الكنائية: 1. الكناية عن الصفة 2. الكناية عن الموصوف 3. الكناية عن النسبة.
الفصل الرابع: الايقاع الشعرى: مهاد نظرى: المبحث الاول: الايقاع الخارجى: 1. الوزن: الف. بحر الطويل، ب. بحر الكامل، ت. بحر البسيط،ث. بحر المتقارب، ج. بحر الوافر، ح. بحر السريع، خ. بحر الخفيف، د. بحر الرمل، ذ. بحر الرجز، ر. بحر
المجتث 2. القافية: الف. حروف الروى: 1. حرف اللام 2. حرف الميم 3. حرف الراء 4. حرف الدال 5 . حرف العين 6 . حرف العين 7. حرف الباء 8 . حرف النون 9. حرف الكاف 10. حرف الياء 11. حرف الهاء 12. حرف الزاى 13. حرف الهمزة 14. حرف الجيم 15. حرف السين، ب. القوافى المطلقة والقوافى المقيّدة: 1. القوافى المطلقة: الف. القوافى المضمومة الروى، ب. القوافى المكسورة الروى، ت. القوافى المفتوحة الروى 2. القوافى المقيدة، ث. عيوب القافية: 1. التضمين 2. الايطاء 3. الاقواء، المبحث الثانى: الايقاع الداخلى: 1. التصريح 2. الطباق و المقابلة 3. الجناس 4. التكرار 5 . ردّ الاعجاز على الصدور: الف. تصدير التقفية، ب. تصدير الطرفين، ت. تصدير الحشو 6 . الترصيع 7. التقسيم 8 . الترجيع.
الخاتمة.
44 - غديريّات هادفة، سيد طالب بن يوسف خرسان (م 1353 ق) ، عربى، چاپى، چاپ: النعمان، نجف، 1385 ق، رقعى، 16 ص. اين كتاب شامل اشعار درباره غدير است.
45 - غديريه در ادب پارسى از قرن چهارم تا قرن معاصر، دفتر مطالعات و بررسىهاى اسلامى، فارسى، چاپى، سازمان تبليغات، تهران، چاپ اول، سال 1379 ش، وزيرى، 272 ص. در اين كتاب 93 غديريه فارسى از 93 شاعر پارسىگوى از قرن چهارم هجرى تا حال آورده شده است.
46 - غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم، محمد صحتى سردرودى، فارسى، چاپى، وزارت فرهنگ و ارشاد، تهران، اول، 1379 ش، وزيرى، 636 ص. در اين كتاب به ترتيب تاريخ، غديريهها و شعرهاى سروده شده در غدير از شاعران فارسىزبان، از قرن چهارم تا عصر حاضر گردآورى شده است. در هر غديريه و شعر، پس از نام شاعر، غديريه و شعر او آورده همراه با توضيحات مختصر آمده است. اين كتاب در سال 1377 ش به صورت مقالهاى در مجله «علوم حديث، ش 7» - كه ويژه حديث غدير است - با نام: «غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم» و در چاپ
اول و يك جلدى آن «غدير در شعر فارسى از كسائى مروزى تا شهريار تبريزى» آمده است. اين كتاب اكنون تكميل شده و با نام «دانشنامه شعر غدير» در 5 جلد وزيرى و هر جلد حدودا 600 صفحه در راه چاپ است.
47 - كمى غدير بياور (گزيده اشعار جشنواره آينه در غدير) ، عبدالرضا شهبازى، فارسى، چاپى، انتشارات شاپور خواست، خرمآباد، چاپ اول، سال 1378 ش، رقعى، 113 ص. در اين كتاب گزيده سرودههايى كه در سه جشنواره غدير قرائت شده آمده، كه چهل سروده در مورد غدير است. اين جشنوارهها توسط مركز آفرينشهاى ادبى حوزه هنرى لرستان در سالهاى 1384، 1385، 1386 ش برگزار شده است. در آخر طرحى جالب اجرا شده؛ و آن اينكه شش سروده به زبان محلى لرى در مورد غدير آورده شده است. اسامى سرايندههاى غديرى در اين كتاب از اين قرار است:
عباس آتشى، بيژن ارژن، شاهرخ اورامى، سميه اميدىراد، همتعلى اكرادى، محسن بياتيان، محمديوسف بغدادى، نبى تترى، احمد حجتى، حشمتاللّه خالقى، رضا حسنوند، منصور دولتى، مرتضى ذاكر، عبدالرضا رادفر، اكبر رضايى، الهام زارعىزاده، على سليمانى، ليلا ساعدى، مسعود سپهوندى، سيد على اشرف شريعتمدارى، حسين شكربيگى، عبدالرضا شهبازى، ميلاد شهبازى، فرانك صيدىمراد، فريدون علوىنسب، محمدتقى عزيزيان، سيد جبار عزيزى، نصراللّه عسگرى، بهادر غلامى، اسد فرهمند، علىرضا كرمى، طاهره كاويانى، عزيز كلهر، سحر گودرزى، احمدرضا گوهرى، سيده فاطمه موسوى، الهام منصورپور، محمدجواد محبت، خداداد نورايى.
بومى سرودهها (اشعار لرى) : عزيز بيرانوند، خاطره جلدانى، عابد ميرزاييان چگنى، شكوفه محمدى، حجتاللّه مهدوى، عزيز نادرى.
48 - گلبانگ غدير، محمدمهدى بهداروند، فارسى، چاپى، چاپ اول و دوم: حرّ، تهران، 1381 ش، وزيرى، 216 ص. در اين كتاب 53 شعر در مورد غدير و جانشينى اميرالمؤمنين عليهالسلام از شاعران مختلف آورده است. اسامى شاعران از اين قرار است:
سروش اصفهانى. عاشق اصفهانى. صفى اصفهانى، مدرس اصفهانى، كمپانى اصفهانى، صغير اصفهانى، نواى اصفهانى، شكيب اصفهانى، شفايى اصفهانى، حكيم اصفهانى، شفائى اصفهانى، حسن اردبيلى گمنام، حالى اردبيلى، سيد عباس افجه، ناظرزاده اصفهانى، ملكالشعراء بهار، مولوى بلخى، عارف بجنوردى، نعمتاللّه زكائى بيضائى، شهريار تبريزى، علىاكبر پيروى، محمد تندرى، ؟ ، محمدمحسن هندى، حائرى سمنانى، حائرى مازندرانى، صبورى خراسانى، حبيب خراسانى، حبيب چايچيان، حكيم ساوجى، سيد صادق سرمد، عمان سامانى، فرخنده ساوجى، رفعت سمنانى، سوزنى سمرقندى، قاآنى شيرازى، هماى شيرازى، شباب شوشترى، شهنازى، سنايى غزنوى، فردوسى طوسى، ابنيمين فريومدى، اديبالممالك فراهانى، محيط قمى، ناصر خسرو قباديانى، شيخالرئيس قاجار، نور قزوينى، طاهرى قمى، فياض لاهيجى، محمدعلى مردانى، عطار نيشابورى، نظيرى نيشابورى، طوطى همدانى، صابر همدانى. در اين كتاب قبل از هر شعر ابتدا شرح حالى مختصر در مورد شاعر آمده است.
49 - گوهر عشق، ضياءالدين ترابى، فارسى، چاپى، ستاد غدير، اول، 1375 ش، رقعى، 263 ص. اين كتاب گزيده اشعار غدير، و حاوى 56 شعر فارسى است.
50 - ماه در سايهسار خورشيد: برگزيدگان كنگره شعر غدير، محمدعلى مجاهدى، گردآورنده: انجمن هنرهاى ادبى استان قم، فارسى، چاپى، اداره كل فرهنگ و ارشاد قم، اول، 1389 ش، رقعى، 152 ص. در اين كتاب گزيده شعرهاى هشتمين كنگره سراسر شعر غدير كه توسط شاعران متعددى سروده شده آمده است. در مقدمه درباره برخى از شاعران همچون ابوالقاسم فردوسى طوسى، منوچهر دامغانى، حكيم ناصرخسرو قباديانى و ... مطالبى بيان شده است. سپس اشعار شروع شده، كه برخى شاعران اين مجموعه از اين قرار است: محمود تارى، على دينىپور، سودابه مهيجى، حميد واحدى، ميلاد عرفانپور، مهدى جهاندار، سيد حميدرضا برقعى، فاطمه قائدى، نغمه مستشار نظامى، بهجت فروغىمقدم.
51 - مجالس الشعراء فى غدير امام البلغاء، عبدالحسين امينى (تبريزى، نجفى، م 1390 ق) ، تهيه و تنظيم: محسن عقيل، عربى، چاپى، دار المحجة البيضاء، دار الرسول الاعظم صلىاللهعليهوآله، رقعى، 620 ص. در اين كتاب ابتدا مطالبى درباره شعر و شاعران در كتاب و سنت و سيره اهلبيت عليهمالسلام آمده، و سپس 108 تن از شاعران غديرىِ عرب را همراه با شعرشان به ترتيب قرنها آورده، كه اقتباسى از «الغدير» است.
52 - مجموعه اشعار مولا على عليهالسلام، مؤلف: ؟ ، فارسى، چاپى، اميد، قم، اول، 1379 ش، وزيرى، 164 ص. در اين كتاب اين عناوين آمده است: داستان غدير، عيد غدير، حديث تهنيت، خطبه حضرت امير عليهالسلام در روز غدير همراه با ترجمه به صورت نيمصفحه در پايين، زيارت حضرت امير عليهالسلام در روز غدير، همگام با مركب شاعران بر كرانه غدير. سپس 57 شعر فارسى از شعراى مختلف در مورد غدير آورده كه شامل 1400 بيت از 40 شاعر فارسى است.
53 - معرفى و متن و ترجمه منظوم خطبه غدير، محمدرفيع باذل مشهدى، به كوشش: اميرحسين رضايى، نيلوفر فرحزادى، فارسى، چاپى، كلام سليس، تهران، دوم، 1402 ش، رقعى، 241 ص. در اين كتاب فرازهاى خطبه غدير همراه با منظومه آن و توضيحات آمده است.
54 - منظومه خطبه غدير، مصطفى جعفرى (فائق)، فارسى، چاپى، شانى، كرج، اول، 1401 ش، رقعى، 221 ص. در اين كتاب فرازهاى خطبه غدير همراه با ترجمه فارسى در صفحات سمت راست، و منظومه همان قسمت در صفحه سمت چپ آمده است.
55 - مهر آب خم، گزينش و تصحيح: سيد على رضوى، فارسى، چاپى، ناشر: مؤلف، اول، 1369 ش، 1410 ق، وزيرى، 46 ص. اين كتاب 14 سروده از 14 شاعر فارسى زبان است. در اين كتاب ابتدا مقدمهاى در دو بخش آمده است: الف. خلاصهاى از غدير با سبكى زيبا و انشايى در سه بخش: شامل خلاصهاى از غدير و اسامى و جوانب آن ب. توضيحى مختصر درباره كتاب و شعرهاى انتخاب شده. سپس چهارده شعر از 14 شاعر به ترتيب زير آمده است:
56 - ميثاق الغدير فى معاجم اللغة و الادب، محمد سعيد مخزومى، عربى، چاپى، دار العلوم، بيروت، اول، 1439 ق، 2018 م. رقعى، 299 ص. در اين كتاب طى 17 فصل، ابتدا غدير را در معجمهاى لغت عربى بررسى كرده، و سپس اشعار و غديريههاى عربى را طبق قرنها آورده است. در بين اشعار احوال سرايندگان و بررسىهاى ادبى آمده، و نيز به شواهد تاريخى و حديثى و كلامى استناد كرده است. اين كتاب شماره 4 از سرى «الامة بين على عليهالسلام و نقض الميثاق» است.
57 - نسيم غدير (غديريههايى از شاعران معاصر) ، عليرضا ميرزامحمد، فارسى، چاپى، مركز آموزش و پژوهش دفتر بررسىهاى اسلامى، تهران، اول، 1378 ش، وزيرى، 216 ص. در اين كتاب 63 غديريه فارسى از 63 شاعر معاصر آورده شده است.
58 - هشتمين كنگره سراسرى ادبيات، اداره فرهنگ و ارشاد قم، فارسى، چاپى، نيمرحلى، 34 ص. اين كتاب گزارشى است از هشتمين كنگره سراسرى ادبيات غدير كه در دى ماه سال 1386 ش در تالار بعثت شهر قم برگزار شده است. در اين مجموعه چهار فصل آمده است: فصل اول: گزارش. فصل دوم: گزارش تصويرى. فصل سوم: بازتاب مطبوعات و سايتهاى خبرى. فصل چهارم: ضمائم. طى اين مجموعه،
بيشتر تصاوير از آنچه گفته شد همراه با توضيحى مختصر آمده است. ضمنا فراخوانى اعلام شده كه همگان آثار خود را به اين كنگره بفرستند، و براى آثار برتر جوايز نفيسى هم در نظر گرفته شده است.
59 - يك جرعه از غدير، شوراى شعر شهرستان قم، فارسى، چاپى، ناشر: همان، اول، 1374 ش، رقعى، 24 ص. در اين كتاب 15 شعر و غديريه از شعراى مختلف در مورد غدير آمده، كه بعضى از آن اشعار غديريهاى كامل است. اسامى شاعران به ترتيب كتاب از اين قرار است:
محيط قمى (شمسالفصحاء) 2. روشن اردستانى 3. محمدتقى بهار (ملكالشعراء) 4. محمدعلى مجاهدى (پروانه) 5 . شمسالحكماء 6 . عبدالعلى نگارنده 7. جواد جهانآرايى 8 . مشفقكاشانى 9. محمد آزادگان (واصل) 10. محمدعلى بيگدلى آذرى (آذر) 11. محمد موحديان قمى (اميد) 12. جعفر رسولزاده (آشفته) : دو شعر 13. سيد مصطفى آرنگ 14. رحمتاللّه صادقى. اين كتاب مجموعه شعر شماره 1 از نشريه شوراى شعر شهرستان قم است، كه در بهار سال 1374 ش به چاپ رسيده، و اكثرا از شعراى ساكن قم جمعآورى شده است.
اشعار غديرى يا به تعبير ديگر «غديريه» ، بيشتر در زبان عربى و فارسى سروده شده است. پس از آن، غديريههايى در زبان اردو و چند مورد نيز تركى سرورده شده، كه تكتك اين موارد را بررسى مىكنيم.
معرفى غديريه سرايان به زبان عربى(1)
آنچه در روش دائرهالمعارف نگارى متداول است و درست هم همين است، اشعار در موضوع مورد تأليف آورده نمىشود. چرا كه شعر جايگاه علمى ندارد، و هم اينكه آن اشعار در واقع به نظم درآمده همان مطالبى است كه در جاى جاى دائرهالمعارف آمده و به نوعى تكرار است.
1) . شعراء الغدير مركز الغدير : 3 ج.
از سوى ديگر، غديريه و اشعار در مورد غدير با موضوعات ديگر متفاوت است. چرا كه هر غديريه خود نوعى نقل غدير است. به خصوص اگر سراينده از سدههاى اوليه باشد، كه ارزش آن بسيار خواهد بود.
حال براى اينكه اين دو مهم رعايت شود، فقط اسامى غديريه سرايان مشهور به حسب قرنها آورده مىشود، تا هم سير فنى و تأليفى دائرهالمعارف حفظ شود، و هم نام راويان غدير در قالب شعر آورده شود. غديرجويان مىتوانند براى توضيح بيشتر به كتب جمعآورى اشعار غديرى - كه مستقلاً تأليف شده و در اوائل همين مجلد با عنوان «كتابشناسى شعر غدير» معرفى شد - مراجعه نمايند.
در كتابهاى مجموعه شعر غدير، هم نامهاى بيشترى از شعراى غدير آمده كه البته اكثرا معاصر هستند، و هم توضيحات در مورد هر يك از شعراى غدير و شعرشان بيان شده است.
و اما اسامى غديريه سرايان به زبان عربى در طول چهارده قرن:
اميرالمؤمنين عليهالسلام على بن ابىطالب، ت 23 قبل از هجرت، م 40 ق.
حَسّان بن ثابت بن منذر انصارى خزرجى، ت 70 قبل از هجرت حدودا، م 40 يا 50 يا 54 ق.
قيس بن سعد بن عباده انصارى خزرجى، ت 15 قبل از هجرت، م 60 ق.
عمرو بن عاص بن وائل (ابوعبداللّه قرشى) ، ت 50 قبل از هجرت، م 43 ق.
5 . محمد بن عبداللّه حميرى ، م اوائل غيبت صغرى.
6 . كميت بن زيد اسدى، ت 60 ق، م 126 ق.
8 . سفيان بن مصعب عبدى كوفى، ت و م قرن 2 ق.
ابوتمام طائى (حبيب بن اوس شامى) ، ت 172 يا 188 يا 190 يا 192 ق، م 228 يا 229 يا 231 يا 232 ق.
دعبل بن على بن رزين خزاعى، ت 148 ق، م 246 ق.
ابواسماعيل علوى (محمد بن على بن عبداللّه) ، ت و م قرن 3 ق.
وامق ارمينى (بقراط بن اشرط نصرانى) و شاعران ديگر، ت و م قرن 3 ق.
ابن رومى (ابوالحسن على بن عباس بن جريج بغدادى) ، م 221 ق.
حِمّانى افوه (ابوالحسين على بن محمد بن جعفر كوفى) ، ت و م قرن 3 ق.
ابنطباطبا علوى (ابوالحسن محمد بن احمد بن محمد اصفهانى) ، م 322 ق.
ابوالاسود كاتب (ابنالاسود احمد بن علويه اصفهانى) ، ت 212 ق، م سيصد و بيست و اندى ق.
محمد بن احمد بن عبداللّه مُفجَّع (ابوعبداللّه بصرى كاتب نحوى) ، م 327 ق.
صنوبرى (احمد بن محمد بن حسن ضبّى) ، ت و م قرن 4 ق.
قاضى تنوخى (ابوالقاسم على بن محمد بن ابىفهم) ، ت 278 ق، م قرن 4 ق.
ابوالقاسم زاهى (على بن اسحاق بن خلف قطّان بغدادى) ، ت 318 ق، م 352 ق.
ابوفراس حمدانى (حارث بن ابىالمعالى سعيد بن حمدان تغلبى) ، ت 320 يا 321 ق، م 357 ق.
كشاجم (ابوالفتح محمود بن حسين بن سندى رملى) ، م 330 يا 350 يا 360 ق.
ناشىء صغير (ابوالحسين على بن عبداللّه بن وصيف بغدادى) ، ت 271 ق، م 365 ق.
بشنوى كردى (ابوعبداللّه حسين بن داود) ، ت و م قرن 4 ق.
صاحب بن عبّاد (اسماعيل بن ابىالحسن عبّاد بن عباس بن عبّاد) ، ت 326 ق، م 385 ق.
جوهرى جرجانى (ابوالحسن على بن احمد) ، ت و م قرن 4 ق.
ابنحجّاج بغدادى (ابوعبداللّه حسين بن احمد بن محمد كاتب محتسب نيلى) ، م 391 ق.
ابوالعباس ضبّى (احمد بن ابراهيم كافى اوحد) ، م 398 ق.
ابوالرقعمق انطاكى (ابوحامد احمد بن محمد) ، م 399 ق.
ابوالعلاء سَرَوى (محمد بن ابرهيم) ، ت و م قرن 4 ق.
طلحة بن عبيداللّه عونى (ابومحمد غسّانى) ، ت و م قرن 4 ق.
ابنحمّاد عبدى (ابوالحسن على بن حمّاد بن عبيداللّه عدوى بصرى) ، ت و م قرن 4 ق.
ابوالفرج رازى (محمد بن هندو) ، ت و م قرن 4 ق.
جعفر بن حسين و شاعران ديگر، ت و م قرن 4 ق.
ابونجيب طاهر جزرى (شدّاد بن ابراهيم بن حسن) ، ت و م قرن 5 ق.
شريف رضى (ابوالحسن محمد بن طاهر) ، ت 395 ق، م 406 ق.
عبدالمحسن بن محمد بن احمد صورى (ابومحمد) ، ت 339 ق حدودا، م 419 ق.
مِهيار بم مَرزويه ديلمى (ابوالحسن) ، ت 334 ق حدودا، م 428 ق.
شريف مرتضى (ابوالقاسم على بن حسين بن موسى) ، ت 355 ق، م 436 ق.
ابوعلى بصير (حسن بن مظفر نيشابورى) ، ت و م قرن 5 ق.
ابوالعلاء معرّى (احمد بن عبداللّه بن سليمان) ، ت 363 ق، م 449 ق.
المؤيدفىالدين(هبهاللّهبنموسىبنداودشيرازى) ،ت390قحدودا، م 470 ق.
ابنجبر مصرى و شاعران ديگر، ت 420 ق، م 487 ق.
على بن احمد فنجكردى (ابوالحسن نيشابورى) ، ت 433 ق، م 513 ق.
ابنمنير طرابلسى (ابوالحسين احمد بن منير بن مفلح) ، ت 473 ق، م 548 ق.
قاضى ابنقادوس (جلالالدين ابوالفتح محمود بن قاضى اسماعيل بن حميد مصرى دمياطى) ، ت و م قرن 6 ق.
ملك صالح (ابوالغارات طلائع بن رزّيك بن صالح ارمنى) ، ت 495 ق، م 556 ق.
ابنعودى نيلى (ابوالمعالى سالم بن على بن سلمان تغلبى) ، ت ت 478 ق، م 558 ق حدودا.
50 . قاضى جليس (ابوالمعالى عبدالعزيز بن حسين بن حبّاب اغلبى سعدى تميمى صَقلى) ، م 561 ق.
51 . ابنمكى نيلى (سعيد بن احمد بن مكى مؤدِّب) ، م 565 ق.
52 . خطيب خوارزمى (ابوالمؤيد موفق بن احمد بن ابىسعيد) ، ت 484 ق، م 568 ق.
53 . فقيه عماره يمنى (نجمالدين ابومحمد عُمارة بن ابىالحسن على بن زيدان بن احمد حكمى) ، ت و م قرن 6 ق.
54 . سيد محمد بن على بن فخرالدين اقساسى، م 575 ق.
55 . قطبالدين راوندى (ابوالحسين سعد بن هبهاللّه بن حسن) ، م 573 ق.
56 . سبط بن تعاويذى (ابوالفتح محمد بن عبيداللّه بغدادى) ، ت 519 ق، م 583 ق.
57 . ابوالحسن المنصور باللّه (عبداللّه بن حمزة بن سليمان) ، ت 561 ق، م 614 ق.
58 . مجدالدين بن جميل (ابوعبداللّه محمد بن منصور بن جميل فزارى) ، م 616 ق.
59 . شوّاء كوفى حلبى (ابوالمحاسن يوسف بن اسماعيل بن على) ، ت 562 ق، م 635 ق.
60 . كمالالدين شافعى (ابوسالم محمد بن طلحة بن محمد قرشى عدوى نصيبى) ، ت 582 ق، 652 ق.
61 . ابومحمد المنصور باللّه (حسن بن احمد بن يحيى يمنى) ، ت 596 ق، م 670 ق.
62 . ابوالحسين جزّار (جمالالدين يحيى بن عبدالعظيم بن يحيى بن محمد) ، ت 601 ق، م 672 يا 679 ق.
63 . قاضى نظامالدين (محمد بن قاضىالقضاة اسحاق بن مظهر اصفهانى) ، م 678 ق.
64 . شمسالدين محفوظ بن وشاح بن محمد ابومحمد حلّى اسدى، م 667 ق.
65 . بهاءالدين اربلى (ابوالحسن على بن فخرالدين عيسى بن ابىالفتح) ، م 692 يا 693 ق.
66 . ابومحمد بن داود حلّى (تقىالدين حسن بن على بن داود) ، ت 647 ق، بعد از 741 ق.
67 . جمالالدين خلعى (ابوالحسن على بن عبدالعزيز بن ابىمحمد موصلى حلّى) ، م 750 ق حدودا.
68 . سريجى اوالى (سيد عبدالعزيز بن محمد بن حسن حسينى) ، م 750 ق حدودا.
69 . صفىالدين حلّى (عبدالعزيز سرايا بن على طائى سنبسى) ، ت 677 ق، م 749 يا 750 يا 752 ق.
شمسالدين ابن جابر اعمى مالكى (ابوعبداللّه محمد بن احمد بن على هوارى اندلسى نحوى) ، ت 698 ق، م 780 ق.
ابن الشَفهيَّه علاءالدين حلى (ابوالحسن على بن حسين شفيهى) ، ت و م قرن 8 ق.
ابنعرندس حلى (صالح بن عبدالوهاب) ، م 740 ق حدودا.
ابنداغر حلى (مغامس بن داغر) ، ت و م قرن 9 ق.
حافظ بُرسى حلى (رضىالدين رجب بن محمد بن رجب) ، م 813 ق حدودا.
سيد ضياءالدين هادى (سيد جمال بن ابراهيم بن على يمنى صنعانى زيدى) ، ت 758 ق، م قرن 9 ق.
حسن آل عبدالكريم مخزومى، ت و م قرن 9 ق.
تقىالدين كفعمى (ابراهيم بن زينالدين على بن بدرالدين حسن حارثى) ، م 905 ق.
شيخ عزالدين عاملى (حسين بن عبدالصمد بن شمسالدين محمد حارثى همدانى جبعى، پدر شيخ بهائى) ، ت 918 ق، م 984 ق.
80 . ابنابىشافين بحرانى (داود بن محمد بن ابىطالب بحرانى) ، م 1001 ق.
81 . زينالدين حميدى (عبدالرحمن بن احمد بن على) ، م 1005 ق.
82 . بهاءالدين عاملى (محمد بن حسين بن عبدالصمد جبعى شيخ بهائى) ، ت 953 ق، م 1031 ق.
83 . حرفوشى عاملى (محمد بن على بن احمد حريرى شامى) ، م 1059 ق.
84 . ابنابىالحسن عاملى (سيد نورالدين على بن نورالدين على بن حسين موسوى جبعى) ، م 1068 ق.
85 . حسين بن شهابالدين بن حسين كركى شامى (محقّق كركى) ، م 1076 ق.
86 . قاضى شرفالدين (حسن بن قاضى جمالالدين على بن جابر هبلى خولانى يمنى صنعانى) ، م 1079 ق.
87 . سيد ابوعلى انسى يمنى (احمد بن محمد حسنى) ، م 1079 ق.
88 . سيد شهاب بن احمد موسوى (ابومعتوق حويزى) ، ت 1025 ق، م 1087 ق.
89 . سيد علىخان بن خلف مشعشعى (حويزى) ، م 1088 ق.
سيد ضياءالدين يمنى (جعفر بن مطهر بن محمد حسين جرموزى حسنى) ، م 1096 ق.
محمدطاهر بن محمدحسين قمى (شيرازى نجفى) ، م 1098 ق.
قاضى جمالالدين مكى (محمد بن حسن بن دراز) ، م بعد از 1012 ق.
ابومحمد بن شيخ صنعان، ت و م قرن 11 ق.
محمد بن حسن بن على حرّ عاملى، ت 1033 ق، م 1104 ق.
احمد بن حاجى بلادى، م اوائل قرن 12 ق.
سيد شمسالأدب يمنى (احمد بن احمد بن محمد حسنى انسى) ، م 1119 ق.
سيد علىخان مدنى (صدرالدين سيد علىخان مدنى شيرازى) ، ت 1052 ق، م 1120 ق.
عبدالرضا بن احمد بن خليفه كاظمى (ابوالحسن مقرى) ، م 1120 ق حدودا.
علمالهدى (محمد بن محمدمحسن بن مرتضى كاشانى) ، ت 1039 ق، م 1115 ق.
على بن احمد عاملى (فقيه عادلى غروى) ، م قرن 12 ق.
مسيحا فسوى محمدمسيح بن اسماعيل فدشكويى، م 1127 ق.
ابنبشاره غروى (ابوالرضا محمد بن على بن بشاره) ، م 1138 ق.
ابراهيم بلادى (ابورياض ابراهيم بن على بن حسن بحرانى) ، م قرن 12 ق.
ابومحمد شويكى (عبداللّه بن محمد بن حسين خطى) ، م قرن 12 ق.
سيد حسين بن اميررشيد بن قاسم رضوى (هندى نجفى) ، م 1156 ق.
سيد بدرالدين يمنى (محمد بن حسن بن المنصورباللّه صنعانى) ، ت 1062 ق، م قرن 12 ق.
بعد از ليست غديريه سرايان، ذيلاً به چند مورد از غديريههاى مهم در زبان عربى اشاره مىكنيم:
شعر اميرالمؤمنين عليهالسلام در غدير(1)
چه كسى باور مىكند كه صاحب غدير شخصا درباره غدير شعر گفته باشد ! و چه كسى احتمال مىدهد كه اين شعر در برابر دشمن غدير سروده شده باشد ! و چه كسى مىتواند صفين را بنگرد كه اين شعر غديرى توسط نامه براى نماينده سقيفه فرستاده مىشود ؟ اگر صاحب غدير درباره بزرگترين فضيلت خود شعر گفته همه شاعران غديرى به او اقتدا كرده زيباترينها را تقديم او خواهند كرد و گوش اجتماع را از نواى غدير پر خواهند ساخت.
اگر معاويه كه نَه نسبى و نَه سابقهاى و نَه آبرويى دارد، به خود جرئت دهد كه بر درياى فضائل يعنى على بن ابىطالب عليهالسلام فخرفروشى كند، بايد اذعان كرد كه شرايط حساسى در تاريخ اسلام پيش آمده كه بايد با آن مقابله كرد.
با در نظر گرفتن اين حساسيت، اميرالمؤمنين عليهالسلام هم كارى كه تا آن روز براى غدير نكرده بود انجام داد. شعرى سرود و براى معاويه فرستاد كه يك بيت آن درباره غدير
1) . تبليغ غدير در سيره معصومين عليهمالسلام: ص 129 - 131، 197. اسرار غدير ص 318، 320. چهارده قرن با غدير: ص 169. چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 488 - 491. غدير از زبان مولى: ص 27. ژرفاى غدير: ص 196.
بود. يك معارضه در قالب ادبى بين چهارمين غاصب حق غدير از يك سو و صاحب غدير از سوى ديگر به وقوع پيوست، كه دفاع نوشتارى از غدير پاسخنامه قطعى آن شد.
چه زيباست كه صاحب غدير درباره غديرش بسرايد و ما گوش به نواى جانفزاى او بسپاريم. اما جالبتر آن است كه بدانيم اين اشعار در پاسخ به نماينده سقيفه است كه خواست فخرى بفروشد و سَرى بلند كند.
ماجرا از اين قرار بود كه معاويه در نامهاى به اميرالمؤمنين عليهالسلام نوشت: اى ابا الحسن، من فضايل بسيارى دارم: پدرم در جاهليت آقا بود ! من در اسلام پادشاه شدهام ! من دايى مؤمنين و كاتب وحى هستم !
وقتى حضرت نامه او را خواند فرمود: آيا پسر هند جگرخوار فضايل خود را به رخ من مىكشد ؟ در پاسخ او اين اشعار را بنويسيد. سپس حضرت اشعارى سرودند كه وجوب ولايت در غدير را در آن بيان كردند، و رضايت امت در امر ولايت را گوشزد كردند، و با خطابى قاطع در آخر آن اشاره كردند كه هر كس نمىپذيرد جا دارد از غصه بميرد !
مُحَمّد النَبىّ اَخى وَ صِنوى *** وَ حَمزَة سَيّد الشُهَداء عَمّى
وَ اَوْجَبَ لى وِلايَتَهُ عَلَيْكُمْ *** رَسُولُ اللّهِ يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ
وَ اَوْصانِى النَّبِىُّ عَلَى اخْتِيارٍ *** لاُمَّتِهِ رِضىً مِنْكُمْ بِحِلْمى
اَلا مَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ بِهذا *** وَ اِلاّ فَلْيَمُتْ كَمَدا بَغَمٍّ
فَوَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ *** لِمَن يَلقَى الإله غَدا بِظُلمى
محمدِ نبى صلىاللهعليهوآله برادر و پسرعموى من، و حمزه سيدالشهداء عموى من است. پيامبر صلىاللهعليهوآله در روز غدير خم ولايت خود نسبت به شما را براى من نيز واجب كرد. پيامبر صلىاللهعليهوآله مرا در صاحب اختيارى امت وصى خود قرار داد، و اين با رضايت شما به حكم من بود. آگاه باشيد ! هر كس مىخواهد به اين مطلب ايمان آورد و گرنه از غصه
بميرد ! پس واى و واى و واى بر كسى كه فردا در حالى كه به من ستم كرده خدا را ملاقات كند.
پاسخ كوتاه و پر محتوا با سندى به نام غدير، آن قدر شكننده بود كه وقتى معاويه پاسخ اميرالمؤمنين عليهالسلام را خواند گفت: اى غلام، اين نامه را پاره كن، تا اهل شام آن را نخوانند و به على بن ابىطالب تمايل پيدا نكنند !
وقتى معاويه پاسخ اميرالمؤمنين عليهالسلام را خواند گفت: اى غلام، اين نامه را پاره كن، تا اهل شام آن را نخوانند و به على بن ابىطالب تمايل پيدا نكنند !(1)
در موردى ديگر هناد بن سرى مىگويد: اميرالمؤمنين عليهالسلام را در خواب ديدم. حضرت فرمود: شعر كميت را برايم بخوان كه مىگويد: «وَ يَومَ الدوحِ دوح غَدير خُمٍّ ... » . من آن اشعار را براى حضرت خواندم. فرمود: اى هناد، شعر مرا هم به آن اضافه كن(2):
وَ لَم أرَ مِثلَ ذاكَ اليَومَ يَوما *** وَ لَم أرَ مِثلَهُ حَقّا أُضيعا
و هيچ روزى را به مانند آن روز نديدم، و هيچ حقى نديدم كه مانند آن ضايع شود.
در ادامه جا دارد استدلال به غديريه اميرالمؤمنين عليهالسلام نيز بررسى شود:
يكى از ادلّه و براهين روشن بر دلالت حديث غدير به امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام سخن خود حضرت در اشعارش است. اميرالمؤمنين عليهالسلام اين اشعار سروده است:
لِذاكَ أقامَنى لَهُم إماما *** وَ أخبَرَهُم بِهِ بِغَديرِ خُمّ
از اين رو است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله مرا پيشواى مردم گرداند، و در غدير خم آنان را از اين امر آگاه ساخت.
همچنين اميرالمؤمنين عليهالسلام در اشعارى ديگر از حديث غدير و دلالت آن بر امامتش سخن گفته، و در كنار اين گزيدههايى از فضائل و نمونههايى از مناقب ويژه خود را نيز آورده و به آنها بر مردم فخر و مباهات كرده است. به عنوان مثال:
لَقَد عَلِمَ الأُناسُ بِأنَّ سَهمى *** مِنَ الإِسلامِ يَفضُلُ كُلَّ سَهمِ
وَ أحمَدُ النَبىُّ أخى وَ صِهرى *** عَلَيهِ اللّهُ صَلّى وَ ابنُعَمّى
وَ إنّى قائِدٌ لِلناسِ طُرّا *** إلى الإِسلامِ مِن عُربٍ وَ عُجمِ
وَ قاتِلُ كُلِّ صِنديدٍ رَئيسٍ *** وَ جَبّارٍ مِنَ الكُفّارِ ضَخمِ
وَ فى القُرآنِ ألزَمَهُم وِلائى *** وَ أوجَبَ طاعَتى فَرضا بِعَزمِ
كَما هارُونَ مِن مُوسى أخُوهُ *** كَذاكَ أنا أخُوهُ وَ ذاكَ اسمى
لِذاكَ أقامَنى لَهُم إماما *** وَ أخبَرَهُم بِهِ بِغَديرِ خُمّ
فَمَن مِنكُم يُعادِلُنى بِسَهمى *** وَ إسلامى وَ سابِقَتى وَ رَحمى
وَ وَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ *** لِمَن يَلقَى الإلهَ غَدا بِظُلمى
وَ وَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ *** لِجاحِدِ طاعَتى وَ مُريدِ هَضمى
وَ وَيلٌ لِلَذى يَشقَى سَفاها *** يُريدُ عَداوَتى مِن غَيرِ جُرمى
مردم همه مىدانند كه بهره من از اسلام از هر بهرهاى افزون است. احمد پيامبر صلىاللهعليهوآله برادر و پسرعمو و پدر همسر من است. بىگمان، من راهنماى همه مردم از عرب و عجم به سوى اسلام هستم. و بزرگان و سران و سركشان و گردنكشان كافر را به كام مرگ كشاندم. خدا در قرآن ولايت مرا بر مردم لازم كرد و اطاعت از مرا به وجوبى قطعى واجب گرداند.
همان جايگاهى كه هارون نسبت به برادرش موسى داشت، من نيز نسبت به پيامبر صلىاللهعليهوآله دارم و برادر او هستم و اين نام من است. به سبب همين ويژگىهاست كه حضرتش مرا پيشواى مردم گرداند، و در غدير خم آنان را از اين امر آگاه ساخت. از ميان شما كيست كه با بهره من از ايمان و با اسلام و پيشتازى و خويشاوندى من برابرى كند ؟
واى واى واى بر كسى كه فردا خدا را در حالى ديدار كند كه نسبت به من ستمكار است. واى واى واى بر كسى كه منكر طاعت من باشد و شكست مرا بخواهد. واى بر كسى كه از سر بىخردى به شقاوت افتد و بىهيچ جرمى از سوى من با من دشمنى كند.
حسين بن معينالدين ميبدى در شرحش بر ديوان اميرالمؤمنين عليهالسلام به نام «الفواتح» اين اشعار را شرح و معانى آن را روشن كرده است. وى در شرح بيتى كه امام عليهالسلام در آن به حديث غدير اشاره فرموده، حديث غدير را به روايت احمد بن حنبل نقل كرده و خبر نزول آيه تبليغ(1)در روز غدير را از ثعلبى نقل كرده است.
همچنين تصريح كرده كه آيه «إنَّما وَليُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَذينَ آمَنُوا الَذينَ يُقيمُونَ الصَلاةَ وَ يُؤتُونَ الزكاةَ وَ هُم راكِعُون»(2): ولىّ شما تنها خداست و فرستادهاش و كسانى كه ايمان آوردند همانان كه نماز مىگزارند و ركوعكنان زكات مىدهند، به اتفاق مفسّران درباره اميرالمؤمنين عليهالسلام نازل شده است.
ميبدى در پايان شرحش بر اشعار يادشده از امام على بن احمد واحدى از ابوهريره نقل كرده كه اميرالمؤمنين عليهالسلام اين اشعار را در حضور ابوبكر و عثمان و طلحه و زبير و فضل بن عباس و عمّار و عبدالرحمن و ابوذر و مقداد و سلمان و عبداللّه بن مسعود خوانده است.(3)
همچنين اين ابيات از وجوه ديگرى نيز بر امامت امام اميرالمؤمنين عليهالسلام دلالت مىكنند:
بيت «بىگمان من راهنماى همه مردم از عرب و عجم به سوى اسلام هستم» به روشنى دلالت مىكند كه امام عليهالسلام وسيله اسلام آوردن همه مردم از عرب و عجم بوده، و از اين رو حضرتش به طور مطلق از همه آنان برتر است.
بيت «و بزرگان و سران و سركشان و گردنكشان كافر را به كام مرگ كشاندم» آشكارا دالّ بر افضليت امام عليهالسلام است، زيرا از عمدهترين اسباب استوارى دين و قتل دشمنان است، و به اعتراف جميع مخالفين حضرتش بود كه آنان را به كام مرگ كشاند.
بيت «خدا در قرآن ولايت مرا بر مردم لازم كرد و اطاعت از مرا به وجوبى قطعى واجب گرداند» به صراحت به وجوب اطاعت امام عليهالسلام دلالت مىكند. بنابراين حضرتش پس از رسولخدا صلىاللهعليهوآله به امر خداى تعالى در قرآن كريم امام امت خواهد بود، چرا كه هر كس طاعتش واجب باشد او امام است. دهلوى خود به اين نكته اعتراف كرده است.
5 . بيت «از ميان شما كيست كه با بهره من از ايمان و با اسلام و پيشتازى و خويشاوندى من برابرى كند ؟» آشكارا دليل افضليت امام عليهالسلام است.
افزون بر اينها، اينكه صحابه بزرگ مذكور در روايت واحدى اين اشعار را شنيدند و سخنان امام عليهالسلام را تقرير كردند، از استوارترين شواهد بر دلالت حديث غدير به امامت است.
و اما حسين ميبدى كه شارح ديوان امام اميرالمؤمنين عليهالسلام است و اين اشعار را نقل كرده است، از دانشمندان نامدار اهلسنت است. بزرگان عامه در كتابهايشان او را ثناى بليغ گفته و ستودهاند. اين براى هر كس به آن كتابها مراجعه كرده باشد روشن است. از ستايندگان ميبدى يكى غياثالدين خواندمير در تاريخش «حبيب السير» است.
محمود بن سليمان كفوى نيز در طبقات حنفيه به نام «كتائب أعلام الأخيار من فقهاء مذهب النعمان المختار» از شرح ميبدى مطالبى را نقل كرده است. همچنين
كاتب چَلَبى در «كشف الظنون» نوشته است: ديوان على بن ابىطالب عليهالسلام را حسين بن معينالدين ميبدى يزدى (م 870 ق) به زبان فارسى شرح كرده است.
شعر حضرت مهدى عليهالسلام در عيد غدير(1)
سيد باقر رضوى هندى (م 1329 ق) مىگويد: در شب عيد غدير امام زمان عليهالسلام را در خواب ديدم در حالى كه محزون بود و گريه مىكرد. خدمت حضرت رفتم و سلام كردم و دستشان را بوسيدم، ولى ديدم گويا حضرت متفكر است. عرض كردم: آقاى من، اين روزها ايام خوشحالى و سرور عيد غدير است ولى شما را محزون و گريان مىبينم ؟ فرمود: به ياد مادرم زهرا عليهاالسلام و حزن او افتادم. سپس حضرت اين شعر را خواندند:
لا تَرانِى اتَّخَذتُ لا وَ عُلاها *** بَعدَ بَيتِالأحزانِ بَيتَ سُرور
سوگند به حق او (حضرت زهرا عليهاالسلام) ديگر مرا نخواهى ديد كه بعد از خانه غم (بيتالاحزان مادرم زهرا عليهاالسلام) خانه شادى گرفته باشم.
سيد باقر مىگويد: از خواب برخاستم و قصيدهاى درباره غدير و مصائب حضرت زهرا عليهاالسلام سرودم كه قسمتى از آن چنين است:
كُلُّ غَدرٍ وَ قَولُ إفكٍ وَ زورٍ *** هُوَ فَرعٌ عَن جَحدِ نَصِّ الغَدير
...
يَومَ أوحَى الجَليلُ يَأمُرُ طه *** وَ هُوَ سارٍ أن مُر بِتَركِ المَسير
حُطَّ رَحلُ السَرى عَلى غَيرِ ماءٍ *** وُكَلاءٍ فِى الفَلا بِحَرِّ الهُجَير
ثُمَّ بَلِّغهُم وَ إلاّ فَما بَلَّغتَ *** وَحيا عَنِ اللَطيفِ الخَبير
أقِمِ المُرتَضى إماما عَلى الخَل *** -قِ وَ نورا يَجلو دُجى الدَيجور
1) . اسرار غدير ص 320، 321.
فَرَقى آخِذا بِكَفِّ عَلىٍّ *** مَنبَرا كانَ مِن حَدوجٍ وَ كور
وَ دَعا وَ المَلأُ حُضورٌ جَميعا *** غَيَّبَ اللّهُ رُشدَهُم مِن حُضور
إنَّ هذا أميرُكُم وَ وَلىُّ ال *** -أمرِ بَعدى وَ وارِثى وَ وَزيرى
هُوَ مَولى لِكُلِّ مَن كُنتُ مَولا *** هُ مِن اللّهِ فى جَميعِ الأُمور
...
أفَصَبرا يا صاحِبَ الأمرِ وَ الخَط- *** -بُ جَليلٌ يُذيبُ قَلبَ الصَبور
وَ كَأنّى بِهِ يَقولُ وَ يَبكى *** بِسُلوٍّ نُزرٍ وَ دَمعٍ غَزير:
لا تَرانِى اتَّخَذتُ لا وَ عُلاها *** بَعدَ بَيتِالأحزانِ بَيتَ سُرور
فَمَتى يَابنَأحمَدَ تَنشُرُ الطا *** غوتَ وَ الجِبتَ قَبلَ يَومِ النُشور
هر خيانت و كلام دروغ و نادرست شاخهاى است از انكار كردن نصّ غدير.
...
روزى كه (پروردگار) جليل با وحى به (پيامبر) طه در حالى كه پيش مىرفت.
بار و بنه فرمانبرداران بر سرزمين بىآب فرود آورده شد، كسانى كه صاحبان بيابان بودند، و اين در گرماى شديد نيمروز بود.
سپس (خدا فرمان داد كه) پيام را به آنان برسان، و گرنه هيچ وحيى از (خداوند) لطيف خبير نرساندهاى.
مرتضى را بر مردمان امام قرار ده، و نورى كه بر تاريكى ظلمانى جلوهگرى كند.
پس (پيامبر صلىاللهعليهوآله از منبر غدير) بالا رفت در حالى كه دست على عليهالسلام را گرفته بود منبرى كه از هودجها و كجاوهها بود.
پس ندا داد در حالى كه همگان حاضر بودند، و خداوند توان در اين حضور را از آنان گرفته بود.
همانا اين (على عليهالسلام) امير و سرپرست شما بعد از من و وارث و وزير من است.
او مولاى كسى است كه من از جانب خدا در همه امور مولاى اويم.
...
آيا بايد صبر كنيم اى صاحب امر، در حالى كه تيرهروزى بس بزرگ است، كه حتى قلب شكيبا را ذوب مىكند.
و گويا مىبينم او را كه مىگويد و مىگِريد با گريههاى سوزان و اشكهاى فراوان:
سوگند به حق او (حضرت زهرا عليهاالسلام) ديگر مرا نخواهى ديد كه بعد از خانه غم (بيتالاحزان مادرم زهرا عليهاالسلام) خانه شادى گرفته باشم.
پس اى پسر احمد، چه هنگام طاغوت و جِبت را بيرون مىكشى پيش از روز محشر ؟
غديريهها و حضرت مهدى عليهالسلام(1)
از جمله نكاتى كه در غديريهها به چشم مىخورد، توجه و عنايت خاص شاعران و غديريه سرايان به حضرت مهدى عليهالسلام و ظهور حضرت در اشعار مربوط به غدير و غديريهها است، كه نشان دهنده اين ارتباط عميق است. به عنوان نمونه، ابنعلوان در غديريه خود - كه يكصد و هفتاد بيت است - از بيت 147 راجع به حضرت مهدى عليهالسلام گفته است:
أبو الهُداةِ المُطِهِّرينِ مِن *** الرِجسِ نُجومُ الهُدى وَ قادَتُهُ
وَ مِنهُم القائِمُ الإمامُ الَذى *** يَنزِلُ عيسَى لِنَصرِ كَرَّتِهِ
فَيَملأُ الأرضَ بَعدَ ما مُلِئَت *** بِالجَورِ عَدلاً شَريفٌ شيمَتُهُ
پدران هدايت و انسانهاى پاكيزه و مطهر از هر پليدى و ستارگان هدايت و رهبران آن هستند. از آنها قائم و امامى است كه حضرت عيسى عليهالسلام براى يارى او در جنگها نازل مىشود. پس زمين را از عدالت پر مىكند، بعد از آنكه از ستم پر شده باشد، به خاطر اخلاق شريف خود.
در اين باره به دو نكته اشار مىشود:
1) . پرتوى از غدير در كلام اميرالمؤمنين عليهالسلام: ص 35، 36.
توجه و عنايت شعرا در غديريهها به ائمه و امام عصر عليهمالسلام و تذكر نام آنها و شرايط ظهور و قيام امام مهدى عليهالسلام، نشانه ارتباط عميق غدير با زندگى، غيبت، قيام و حكومت حضرت مهدى عليهالسلام است.
يادآورى نكات مهم درباره حضرت مهدى عليهالسلام در اين اشعار. از جمله: ظهور، شرايط ظهور، نصرت و يارى فرشتگان، ظهور حضرت مسيح، نابودى ظلم و ستم، پر شدن زمين از عدل و داد، آروزى ديدار حضرت و ... ، همه اينها نشانگر اعتقاد استوار حماسه سرايان علوى به ولايت مهدوى است.
غديريه حَسّان بن ثابت، اولين غديريه به دستور پيامبر صلىاللهعليهوآله(1)
با در نظر گرفتن بازارِ شعر در حجاز و احتراز خاص پيامبر صلىاللهعليهوآله از آن، براى مردم عجيب بود كه در حضور آن حضرت شعرى خوانده شود؛ چه رسد به اينكه سروده شود، و چه رسد به اينكه آن شعر درباره دين باشد، و چه رسد به اينكه مورد تأييد حضرت قرار گيرد و روحالقدس مؤيد آن باشد ! !
براى شاعر نيز يك اقدام عادى به حساب نمىآمد كه ذوق شكفتهاش را درباره چنين موضوعى به كار گيرد و بتواند آن را در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله بخواند. به همين دليل بدون اجازه هرگز چنين جرأتى به خود نداد و از اجازه پيامبر صلىاللهعليهوآله بسيار تعجب كرد؛ و ذوق زده بر فراز بلندى قرار گرفت و شعرش را خواند تا رسميت و مجاز بودن اين گام ادبىِ غدير را به همه نشان دهد. همه اينها پايهگذارى فرهنگى براى شعر غدير در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله بود كه با مراحل حساب شده پيش مىرفت.
با پايان خطابه پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير، حَسّان بن ثابت با در نظر گرفتن قسمتهاى اصلى خطبه و مقدماتى كه براى اجراى آن فراهم شد، داستان غدير را به صورت قطعه
1) . اسرار غدير ص 58 ، 59 ، 114، 118، 318. چهارده قرن با غدير: ص 128، 171. سخنرانى استثنائى غدير: ص 93، 94. ژرفاى غدير: ص 78. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 49. واقعه قرآنى غدير: ص 129. چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 476 - 483. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهمالسلام: ص 130، 131.
شعرى تنظيم كرد. آنگاه خدمت پيامبر صلىاللهعليهوآله آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه، اجازه مىفرماييد شعرى را كه درباره على بن ابىطالب - به مناسبت اين واقعه عظيمسرودهام بخوانم ؟ حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و بركت او.
حسّان بر جاى بلندى قرار گرفت و مردم براى شنيدن كلامش ازدحام كردند، در حالى كه براى بهتر شنيدن شعرش گردن مىكشيدند. در اين حال قبل از قرائت شعرش پاسخ اعتراض احتمالى را آماده كرد و گفت: اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاىِ پيامبر گوش كنيد.
سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند، كه به عنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. پس از اشعار حسان، پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى حسان، تا مادامى كه با زبانت از ما دفاع مىكنى، از سوى روحالقدس مؤيد خواهى بود.(1)
به بيان ديگر:
كلام منظوم در همه ملتها به عنوان سندى ماندگار تلقى مىشود، چرا كه نظم و قالب خاص كلام حفظ آن را در خاطرهها آسانتر مىسازد، و از نگاه ادبى براى يك مراسم مهم افتخار است كه دستمايهاى از شعر را به همراه داشته باشد.
به خصوص مراسمى كه به عنوان احياى شعائر برگزار مىشود با مراسمى كه با اهداف بلند مدت اجرا مىشود، اين تفاوت را دارد كه در نوع اول آنچه بر جاى مىماند انتشار خبر آن است ولى در نوع دوم گذشته از گزارش خبرى بايد اسناد تثبيت شدهاى از آن براى نسلهاى آينده باقى بماند تا اهداف دقيق آن را منتقل نمايد.
از مواضع اعجاب برانگيز سخنرانى غدير آن بود كه براى ماندگارى مقاصد آن برنامه عظيم چند پيشبينى متفاوت در نظر گرفته شد، كه در تمام عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله سابقه نداشت. يكى از آنها شعر بلند حسّان بن ثابت بود كه داستان غدير را در خود جاى داد.
1) . بحار الانوار: ج 21 ص 388 و ج 37 ص 112، 166، 195. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 41، 98، 144، 201. كفاية الطالب: ص 64 . كتاب سليم: ص 828 .
آنچه در غدير اين بُعد ادبى را فوقالعاده نشان داد و تعجب همه را در چنان شرايطى برانگيخت دو جهت بود:
جهت اول:
سابقه مخالفت پيامبر صلىاللهعليهوآله با شعر بر همگان روشن بود، به گونهاى كه اگر هم در موردى برخورد مثبتى از حضرت ديده مىشد اجازه قرائت شعرهاى مثبت قديمى بود، نه آنكه حضرت به كسى اجازه سرودن شعر بدهد. در حالى كه در غدير حسان بن ثابت براى شعرش رسما از پيامبر صلىاللهعليهوآله اجازه گرفت و آن حضرت اجازه داد.
اين اجازه از سوى حضرت آن قدر عجيب بود كه حسان هنگام قرائت شعرش براى مردم - به عنوان اطمينان خاطر - گفت: اى مردم، سخن مرا به گواهى پيامبر صلىاللهعليهوآله گوش كنيد؛ و پيامبر صلىاللهعليهوآله نيز فرمود: «بخوان به بركت خداوند» . جالبتر آن بود كه پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از خواندن شعرها توسط حسان تصريح كرد كه در اين اشعار روحالقدس مؤيد تو بوده و در واقع خداوند تو را يارى كرده است.
جهت دوم:
حضور شاعر زبردست عرب در چنان مراسمى، به گونهاى كه شعر غدير را بدون سابقه ذهنى در همانجا سرود و براى مردم خواند. اين در حالى است كه معمولاً شعر مربوط به مراسمى را قبلاً پيش بينى مىكنند، به خصوص آنكه متن شعر منعكس كننده عين مراسمى باشد كه اجرا شده است. سرودن چنين شعرى جز به دست شاعرى فوقالعاده امكان نداشت، به خصوص آنكه با مضامينى بلند و دقيق از نظر ادبى سروده مىشد.
با توجه به اين جهات بازتاب مسئله شعر در غدير به قدرى عجيب بود كه حسان راضى نشد شعر خود را به طور خصوصى بخواند، بلكه به اطلاع مردم رساندند كه حسان قصد دارد شعرى را با اجازه پيامبر صلىاللهعليهوآله درباره غدير بخواند.
و به عبارتى ديگر:
يكى از ابعاد فرهنگى غدير حضور شعر و ادبيات در عرصه غدير است. در اصطلاح ادبيات به اشعارى كه شعرا در مورد ماجرا يا خطبه غدير و يا هر دو مىسرايند «غديريه» گفته مىشود. اولين كسى كه غديريه سرود حسّان بن ثابت در روز نوزدهم ذىالحجة و در صحراى غدير و مقابل پيامبر صلىاللهعليهوآله بود.
پس از اتمام خطبه غدير و مراسم ابتدايى بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام، شب نوزدهم ماه ذىالحجة سال دهم هجرت در حالى سپرى شد كه كاروان غدير به شدت خسته بودند و روز پر ماجرايى را پشت سر گذاشته بودند، گذشته از آنكه مسير مكه تا غدير آنان را از پا انداخته بود. با استراحت شبانه نشاط تازهاى در كالبد مردم جاى گرفت، و روز نوزدهم را با نيرويى تازه از خواب برخاستند تا مراسم بيعت ادامه يابد.
پس از نماز صبح بار ديگر مردم كنار دو خيمه صف كشيدند و گروه گروه وارد مىشدند. ابتدا با پيامبر صلىاللهعليهوآله دست بيعت مىدادند و سپس در خيمه اميرالمؤمنين عليهالسلام حاضر مىشدند و دست بيعت داده «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» مىگفتند و با تبريك و تهنيت بيرون مىآمدند.
در آن ساعات برگ ديگرى بر پرونده غدير افزوده شد. حَسّان بن ثابت شاعر زبردست عرب كه در غدير حضور داشت از شعرايى بود كه بالبداهة مىسرود و سنجيده مىگفت. مراسم حيرت انگيز غدير اين شاعر ماهر را به وجد آورده بود تا آنجا كه شعرى زيبا در ده بيت سرود كه ترسيم كننده واقعه غدير بود.
حسان پس از سرودن اين شعر خدمت پيامبر صلىاللهعليهوآله آمد تا براى خواندن آن اجازه بگيرد. لذا عرض كرد: يا رسول اللّه، اجازه مىفرماييد شعرى را كه درباره على بن ابىطالب به مناسبت اين واقعه عظيم سرودهام، بخوانم. حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و بركت او.
اكنون كه اجازه از سوى پيامبر صلىاللهعليهوآله داده شد بايد مردم باخبر مىشدند. با كوچكترين اطلاعى مردم از هر سو جمع شدند، به طورى كه براى شنيدن اشعارش ازدحام كردند و گردن مىكشيدند. حسان براى رسيدن صدايش بر مكان بلندى قرار گرفت و اجازه پيامبر صلىاللهعليهوآله را به همه اعلام كرد و گفت: «سخن مرا به گواهى و امضاى پيامبر صلىاللهعليهوآله گوش كنيد» .
مردم از هر سو جمع شدند و ازدحام كردند و گردن كشيدند. حسان نيز بر جاى بلندى قرار گرفت تا همه صدايش را بشنوند. مردم كه سراپا گوش بودند شعرى را كه توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله تأييد شده باشد در دل تحسين كردند.
مردم كه سراپا گوش شده بودند شعرى را كه توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله تأييد شده باشد در دل تحسين كردند. سپس حسان ده بيت اشعارش را كه همانجا سروده بود و آيه 67 سوره مائده را در آن يادآور شده بود، با صداى بلند براى مردم خواند:
يُنَاديهِمُ يَومَ الغَديرِ نَبيُّهُم *** بِخُمٍّ وَ أسمِع بِالرَسُولِ مُناديا
يَقُولُ فَمَن مَولاكُمُ وَ وَليُّكُم ؟(1)*** فَقالُوا وَ لَم يَبدُوا هُناكَ التَعاميا
إلهُكَ مَولانا وَ أنتَ وَليُّنا *** وَ لَن تَرَ مِنّا لَكَ اليَومَ عاصيا
فَقالَ لَهُ قُم يا عَلىُّ فَإنَّنى *** رَضيتُكَ مِن بَعدى إماما وَ هاديا
فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا وَليُّهُ *** فَكُونُوا لَهُ أنصارَ صِدقٍ مُواليا
هُناكَ دَعَا اللّهُمَّ والِ وَليَّهُ *** وَ كُن لِلَّذى عادى عَليّا مُعاديا
در روز غدير خم، پيامبرِ آنان ندايشان داد. و صداى رسول صلىاللهعليهوآله در هنگام ندا بسيار رساست. فرمود: مولا و ولىّ شما كيست ؟ مردم بىآنكه در آنجا خود را به نابينايى بزنند گفتند: معبود تو مولاى ماست و تو ولىّ مايى، و تو امروز هيچ يك از ما را نافرمانِ خود نخواهى ديد.
1) . در بعضى نقلها اين مصرع اينگونه آمده است: بِأَنّى مَولاكُم نَعَم وَ وَليَّكُم.
پس پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى على، برخيز كه من تو را امام و راهنماى پس از خود برگزيدم. پس هر كس من مولاى او هستم اين ولىّ او است. او را يار و دوستدار راستين باشيد. در اينجا بود كه پيامبر صلىاللهعليهوآله دعا كرد: خدايا، با دوستدار على عليهالسلام دوستى كن و دشمن كسانى باش كه با على عليهالسلام دشمنى كنند.
واقعا جاى ابياتى از شعر در آن مراسم عظيم خالى بود كه نشاطى دو چندان به جمعيت بخشيد و به عنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند و بسيارى از مردم آن را حفظ كردند.
پس از شعر حسان، پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «اى حسان، مادامى كه با زبانت از ما دفاع مىكنى از سوى روح القدس مؤيد خواهى بود» و اين در واقع مهر تأييد الهى بود كه از سوى پيامبرش بر شعر حسان زده شد.(1)
شعر حسّان بن ثابت به شكل ديگرى نيز نقل شده كه تقريبا شبيه شعر بالا است، و آن اين است:
اَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِىَّ مُحَمَّدا *** لَدى دَوْحِ خُمٍّ حينَ قامَ مُنادِيا
وَ قَد جاءَهُ جِبْريلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ *** بِأنَّكَ مَعْصُومٌ فَلا تَكُ وانِيا
وَ بَلِّغْهُمُ ما أَنْزَلَ اللّه رَبُّهُمْ *** وَ إِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِيا
عَلَيْكَ فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلهِهِمْ *** رِسالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعادِيا
فَقامَ بِهِ إِذْ ذاكَ رافِعُ كَفِّهِ *** بِيُمْنى يَدَيْهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِيا
فَقالَ لَهُمْ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ مِنْكُمُ *** وَ كانَ لِقَوْلى حافِظا لَيْسَ ناسِيا
فَمَوْلاهُ مِنْ بَعْدى عَلِىٌّ وَ اِنَّنى *** بِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ راضِيا
فَيا رَبِّ مَنْ والى عَلِيّا فَوالِهِ *** وَ كُنْ لِلَّذى عادى عَلِيّا مُعادِيا
1) . بحار الانوار: ج 21 ص 388 و ج 37 ص 112، 166، 195. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 41، 98، 144، 201. كفاية الطالب: ص 64 . متن عربى اشعار از كتاب سليم بن قيس: ص 828 حديث 39 به نقل از ابوسعيد خدرى نقل شده، كه با كمى تفاوت در كتب ديگر هم آمده است.
وَ يا رَبِّ فَانْصُرْ ناصِريهِ لِنَصْرِهِمْ *** إِمامَ الْهُدى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّياجِيا
وَ يا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِليهِ وَ كُنْ لَهُمْ *** إِذا وَقَفُوا يَوْمَ الْحِسابِ مُكافِيا
آيا نمىدانيد كه محمد پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله كنار درختان غدير خم به حالت ندا ايستاد.
و اين در حالى بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستى مكن كه تو محفوظ خواهى بود.
و آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانى و از ظالمان بترسى.
و از دشمنان حذر كنى رسالت پروردگارشان را نرساندهاى.
در اينجا بود كه پيامبر صلىاللهعليهوآله دست على عليهالسلام را بلند كرد و با صداى بلند.
فرمود: هر كس از شما كه من مولاى او هستم و سخن مرا به ياد مىسپارد و فراموش نمىكند.
مولاى او بعد از من على است، و من فقط به او - نه به ديگرى - به عنوان جانشين خود براى شما راضى هستم.
پروردگارا هر كس على را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با على دشمنى كند او را دشمن بدار.
پروردگارا، يارى كنندگان او را يارى فرما به خاطر نصرتشان امام هدايت كنندهاى را كه در تاريكىها مانند ماه شب چهارده روشنى مىبخشد.
پروردگارا، خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براى حساب مىايستند خود جزا بده.
سند و دلالت غديريّه حسّان براى حديث غدير(1)
در اينجا بد نيست در اينجا به نكتهاى اشاره شود؛ و آن تأييد غديريّه حسّان بن ثابت توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله است كه در نتيجه غديريّه حسّان يكى از وجوه دلالت حديث غدير بر امامت و جانشينى و خلافت است.
1) . چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 476 - 483.
حسّان بن ثابت اين شعر را پس از آنكه پيامبر صلىاللهعليهوآله سخنرانىاش را به پايان رساند، با اذن حضرتش و در مقابل حضرت و همگان سرود و خواند. شعر او اين است: يُنَاديهِمُ يَومَ الغَديرِ نَبيُّهُم ... .
قضيه شعر سرودن حسّان بن ثابت در روز غدير خم، در مقابل و به اذن پيامبر صلىاللهعليهوآله را شمارى از بزرگان پيشوايان اهلسنت و مشاهير اعيان علماى آنان نقل كردهاند؛ البته در بعضى نقلها يكى دو سطر كم و زياد دارد. و اما چند تن از بزرگان اهلسنت كه شعر حسّان را نقل كردهاند:
احمد بن موسى بن مَردَوَيه، ابوبكر
احمد بن عبداللّه اصفهانى، ابونعيم
موفّق بن احمد مكّى خوارزمى
محمد بن على نطنزى، ابوالفتح
5 . سبط بن جوزى، ابوالمظفر، شمسالدين
6 . محمد بن يوسف گنجى، ابوعبداللّه
8 . عبدالرحمن بن ابىبكر سيوطى، جلالالدين
و اما بيان هر يك از اين موارد:
در «كشف الغُمَّة» از ابنمردويه از ابنعباس نزول آيه تبليغ و حديث و ماجراى غدير را نقل كرده است. ابنعباس مىافزايد: به خدا سوگند كه ولايت على عليهالسلام بر گردن قوم واجب گشت. و حسّان بن ثابت اشعارش را سرود.
ابونعيم اصفهانى در «ما نزل من القرآن فى على عليهالسلام» نيز اشعار حسّان در غدير را
پس از نقل مختصر ماجراى غدير و نزول آيه اكمال از ابوسعيد خُدرى روايت كرده است.(1)
مكّى خوارزمى نيز در «مناقب على بن ابىطالب عليهالسلام» ماجراى شعر سرودن حسّان را پس از نقل مختصر ماجراى غدير و نزول آيه اكمال از ابوسعيد خُدرى نقل كرده است.(2)
ابوالفتح نطنزى نيز در «الخصائص العلوية» اين خبر را پس از نقل مختصر ماجراى غدير و نزول آيه اكمال از ابوسعيد خُدرى نقل كرده است.(3)سمعانى و صفدى و ابننجّار(4): وى را توثيق كرده و ستودهاند، به خصوص در ادبيات. سمعانى شاگردش او بوده است.
5 . سبط بن جوزى، ابوالمظفر
سبط ابنجوزى در «تذكرة الخواصّ» گفته كه شاعران اشعار بسيارى را درباره غدير خم سرودهاند، كه از جمله حسّان بن ثابت است.(5)
6 . ابراهيم بن محمد مؤيّد بن عبداللّه بن على بن محمد بن حمويه خراسانى جوينى صوفى، صدرالدين ابوالمجامع (ت 644 - م 722 ق)
صدرالدين حموينى نيز در «فرائد السمطين» شعر حسّان در روز غدير را پس از نقل مختصر ماجراى غدير و نزول آيه اكمال با اسنادش از خوارزمى و نيز با سندى ديگر از ابوسعيد خُدرى روايت كرده، و سپس مىگويد: اين حديثى است كه طرق
بسيارى به ابوسعيد سعد بن مالك خُدرى انصارى دارد.(1)حموينى از پيشوايان نامدار اهلسنت و از اعلام مشايخ بزرگان آنهاست، به خصوص وى استاد ذهبى و كازرونى است. ذهبى و كازرونى(2): وى را توثيق كرده و بسيار ستودهاند، به خصوص در حديث و رجال.
گنجى شافعى ضمن بيان حديث غدير شعر حسّان بن ثابت در غدير را آورده است.
8 . جلالالدين سُيوطى
جلالالدين سيوطى رسالهاى دارد كه خود در آغاز آن چنين وصفش كرده است: اين رسالهاى است كه در آن، اشعارى را گرد آوردم كه دربردارنده مضامين احاديث و آثار است و آن را «الأزهار» ناميدهام ... . وى در اين كتاب از تذكره شيخ تاجالدين ابنمكتوم اشعار حسّان بن ثابت انصارى در غدير را نقل كرده است. در ادامه اشعارى از سيد حِميَرى و شاعرى ديگر آورده است.
سيوطى از حافظان و بزرگان به نام اهلسنت است، تا جايى كه بعضى از دانشمندان عامه او را مجدّد قرن نهم ناميدهاند. شرح حال مفصل سيوطى در جلد حديث مدينة العلم از كتاب «عبقات» آمده است. همچنين ابنمكتوم (ت 682 يا 683 - م 749 ق) - كه سيوطى شعر حسّان را از تذكره او نقل كرده - از دانشمندان بزرگ اهلتسنن است: صفدى و ابنجَزَرى و سيوطى(3): وى را توثيق كرده و بسيار ستودهاند، به خصوص در حديث و تاريخ و فقه و ادبيات. «الدرّ اللقيط من البحر المحيط» در تفسير قرآن تأليف او است.
اگر در سراسر خطبه غدير دقت كنيم خواهيم ديد كه اكثر مطالب آن تفسير و توضيحى براى روشن كردن كامل معنى «مولى» و مصداق آن، و ارزش الهى «ولايت» در اجتماع و ارتباط آن با توحيد و نبوت و وحى است.
بنا بر اين در حالى كه خود پيامبر صلىاللهعليهوآله مقصود و مراد از «مولى» را روشن كرده، و همه حاضرين در غدير - كه شاعر بزرگ عرب حسّان هم در ميان آنان بوده - معناى صاحب اختيارى را از آن فهميدند و بر سر همين بيعت نمودند، معنى ندارد براى فهميدن منظور آن حضرت به لغتها و لغتنامهها و معانى عرفى اين كلمه مراجعه كنيم، چه آنها با تفسير خودِ حضرت مطابق باشد و چه نباشد !
از همين رو، اشعارى كه حسّان بن ثابت سروده بود و مورد تأييد پيامبر صلىاللهعليهوآله قرار گرفت، دليل قاطعى بر اين است كه او هم از مولى معناى «اولى به نفس» را فهميده است. او چون اهل ادب و شاعر بزرگ عرب است از نظر لغوى بر هر لغتنامه ديگرى ترجيح دارد، زيرا لغتنامهها فقط معناى كلمه را مىگويند ولى تبادر در مورد معين بر عهده حاضرين آن ماجراست. از الطاف خدا بوده كه شاعرى زبردست و لغتشناس در غدير حاضر بوده و در همانجا تبادر ذهنى خود را صراحتا اعلام كرده و حتى آن را به صورت شعر درآورده كه اثرى ماندگار و سندىمحكم باشد.
به تعبير ديگر:
شعر حسّان بن ثابت در روز غدير، در دلالت حديث غدير به امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام صريح است، زيرا در آن آمده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: يا على، برخيز كه من تو را امام و راهنماى پس از خود برگزيدم.
قطعا آنچه حسّان در شعرش آورده معناى حديث غدير و سخن رسولخدا صلىاللهعليهوآله در آن روز بزرگ و در آن اجتماع بىنظير مسلمانان است، نه آنچه متعصبان متأخّر گفتهاند تا حديث را از دلالت بر امامت بلافصل على عليهالسلام پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله منصرف كنند. در اينجا وجوه مختلف استدلال به شعر حسّان را بيان مىكنيم:
سراينده اين شعر يعنى حسّان بن ثابت از صحابه شناخته شده و موصوف به مناقب شكوهمند است:
يك. در «الاستيعاب» در شرح حال وى آمده است: براى ما از طرق بسيار از ابوهريره روايت شده كه رسولخدا صلىاللهعليهوآله به حسّان فرمود: آنان (مشركان) را هجو كن و روح القدس همراه تو است. همچنين حضرتش براى حسّان دعا كرد: خدايا، او را براى دفاعش از مسلمانان به روحالقدس تأييد فرما. همچنين فرمود: شعر حسّان در نكوهش مشركان از تيرافكندن بر آنان شديدتر است.
عمر بن خطاب در مسجد رسولخدا صلىاللهعليهوآله بر حسّان بن ثابت گذر كرد و ديد كه او شعر مىخواند. گفت: شعر مىخوانى ؟ يا گفت: همچون شعرى در مسجد پيامبر صلىاللهعليهوآله ؟ حسّان بن ثابت به او گفت: من در اين مسجد در حضور كسى كه از تو بهتر است (پيامبر صلىاللهعليهوآله) ، شعر خواندهام. پس عمر خاموش گشت.
ابندُرَيد از ابوحاتم، از ابوعبيده نقل مىكند: حسّان به سه چيز بر ديگر شاعران برترى دارد: در جاهليت شاعر انصار بود، و در روزگار نبوت شاعر پيامبر صلىاللهعليهوآله بود، و در دوران اسلام شاعر تمام يمن بود. عرب در اينكه بهترين شاعران مردم شهرنشين اهل يثرب و سپس قبيله عبدالقيس و سپس ثقيفاند همداستان هستند، و در اينكه بهترين شاعر شهرنشينان حسّان است اتفاق نظر دارند. حسّان بن ثابت در جاهليت شاعر انصار بود، و در دوران اسلام شاعر مردم يمن بود. او شاعر شهرنشينان است.
زبير بن بَكّار گويد: ابراهيم بن منذر، از هشام بن سليمان، از ابنجريج، از محمد بن سائب بن بركه، از مادرش نقل كرده است: همراه با عايشه در طواف بوديم و امّحكيم بنت خالد بن عاص و امّحكيم بنت عبداللّه بن ابىربيعه نيز همراه عايشه بودند. از حسّان بن ثابت سخن به ميان آورديم و امّحكيم بنت خالد و امّحكيم بنت عبداللّه به ناسزاگويى به او پرداختند. عايشه گفت: آيا پسر فريعه (مادر حسّان) را ناسزا
مىگوييد ؟ حال آنكه من اميد دارم كه خدا او را به خاطر دفاع زبانىاش از پيامبر صلىاللهعليهوآله به بهشت برد. آيا او نگفته است(1):
هَجَوتَ مُحَمَّدا فَأجَبتُ عَنهُ *** وَ عِندَ اللّهِ فى ذاكَ الجَزاءُ
فَإنَّ أبى وَ والِدَتى وَ عِرضى *** لِعِرضِ مُحَمَّدٍ مِنكُمُ الوَقاءُ
محمد صلىاللهعليهوآله را هجو كردى و من به آن پاسخ دادم. اين كار نزد خدا پاداش دارد. بىگمان پدر و مادر و آبروى من مايه پاسدارى از آبروى محمد صلىاللهعليهوآله در برابر شماست.
پس عايشه حسّان را از اينكه به او افترا زده باشد تبرئه كرده است (زيرا اين سخن شايع بود كه حسّان عايشه را هجو كرده است) .(2)
دو. ابناثير در شرح حال حسّان مىنويسد: او را شاعر رسولخدا صلىاللهعليهوآله مىگفتند. عايشه پيامبر صلىاللهعليهوآله را توصيف كرد و گفت: به خدا سوگند، اين توصيف مانند اشعارى است كه حسّان درباره حضرتش سروده است ... .
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله در مسجد، منبرى براى حسّان مىنهاد و او بر آن منبر مىايستاد و اشعارى در ستايش پيامبر صلىاللهعليهوآله مىخواند و هجوهاى مشركان را پاسخ مىگفت. رسولخدا صلىاللهعليهوآله مىگفت: ما دام كه حسّان از فرستاده خدا دفاع كند، خدا او را به روحالقدس تأييد مىكند.(3)
سه. ابنحجر عسقلانى مىگويد: در صحيحين از براء روايت شده كه پيامبر صلىاللهعليهوآله به حسّان گفت: در هجو مشركان شعر بگو كه جبرئيل با تو است.
ابوداوود از لؤىّ، از ابنابىزِناد، از پدرش، از هشام بن عُروه، از عايشه روايت كرده است: پيامبر صلىاللهعليهوآله در مسجد، منبرى براى حسّان مىنهاد و او بر آن منبر مىايستاد
و هجو كنندگان حضرتش را هجو مىكرد. رسول اللّه صلىاللهعليهوآله مىگفت: ما دام كه حسّان از پيامبر خدا دفاع كند، روحالقدس با او خواهد بود.
حاكم نيشابورى نيز در شرح حال حسّان احاديثى آورده كه بعضىشان ذكر شد. يكى از آن احاديث اين است: ابوالعباس محمد بن يعقوب، از حسن بن على بن عفّان، از ابواُسامه، از وليد بن كثير، از يزيد بن عبداللّه بن قسيط، از ابوالحسن بنده بنىنوفل براى ما روايت كرد: هنگامى كه سوره شعراء نازل شد و پيامبر صلىاللهعليهوآله آن را بر مسلمانان خواند، وقتى به اين آيه رسيد: «وَ الشُعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوُونَ»(1): «و شاعران را گمراهان پيروى كنند» ، عبداللّه بن رواحه و حسّان بن ثابت گريهكنان نزديك حضرت آمدند.
وقتى پيامبر صلىاللهعليهوآله به اين آيه رسيد: «وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ» : «كسانى كه كارهاى نيك كنند» ، فرمود: يعنى شما. و وقتى آيه «وَ ذَكَرُوا اللّهَ كَثيرا» : «و خداى را بسيار ياد كنند» ، را خواند، فرمود: يعنى شما. و چون «وَ انتَصَرُوا مِن بَعدِ ما ظُلِمُوا»(2): «و پس از آنكه ستم ديدهاند داد مىستانند» ، را خواند، فرمود: يعنى شما.(3)
حسّان اين شعر را پس از درخواست اذن از پيامبر صلىاللهعليهوآله سرود. آن حضرت نيز به او اجازه داد و فرمود: بگو به لطف خدا. اين كلام حضرت بزرگترين شاهد و راست ترين برهان بر حجيت اين شعر است.
در احاديثى كه اهلسنت در گزارش ماجراى شعر سرودن حسّان در روز غدير خم روايت كردهاند، آمده كه پيامبر صلىاللهعليهوآله به اين شعر گوش داد و مضمونش را تقرير كرد. از سوى ديگر، همه مسلمانان در اينكه تقرير پيامبر صلىاللهعليهوآله دليل قاطع بر حجيت و درستى كارى است، هم عقيده هستند.
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله به روشنى اين شعر را نيكو شمرد، و پس از آنكه حسّان آن را به پايان رساند به او فرمود: اى حسّان، مادام كه با زبانت از ما دفاع كنى به روح القدس مؤيّد خواهى بود. اين در روايت محمد بن يوسف گنجى و سبط بن جوزى گذشت.
حسّان بن ثابت اين شعر را در روز غدير خم و بلافاصله پس از سخنرانى پيامبر صلىاللهعليهوآله پيش از آنكه گروههاى پرشمار صحابه عادل رسولخدا صلىاللهعليهوآله و دستههاى مسلمانان پراكنده شوند، سرود و هيچ يك از آنان سروده حسّان را انكار نكرد و به شعر او و استفادهاش از حديث غدير اعتراض نكرد. بنابراين، به اجماع همه صحابه ثابت مىشود كه مراد از «مَولى» در اين حديث «امام» و «هادى» است. اين اعتراض معترضان و تأويل تأويلگران را از اعتبار مىاندازد.
شكى نيست وقتى كه حسّان شعرش را در روز غدير خم خواند خلفاى سهگانه حاضر بودند. در هيچ جا نقل نشده كه يكى از اين سه تن به حسّان و شعرش اعتراضى كرده باشد. با اينكه خليفه دوم از ميان اين سه خليفه در موارد متعدد بسيار اعتراض مىكرد. اين نشان مىدهد كه نزد اين سه خليفه، مانند ديگر مسلمانان حاضر در روز غدير، «مَولى» در حديث غدير به معناى «امام» و «هادى» بوده است.
يكى از مواردى كه در آن به آيه «يا أيُّهَا الرَسولُ بَلِّغ ما أُنزِلَ إلَيكَ ... » اشاره شده غديريه حسّان بن ثابت است:
اَلَم تَعلَمُوا أنَّ النَبىَّ مُحَمَّدا *** لَدى دَوحِ خُمٍّ حينَ قامَ مُناديا
وَ قَد جاءَهُ جِبريلُ مِن عِندِ رَبِّهِ *** بِأنَّكَ مَعصُومٌ فَلا تَكُ وانيا
وَ بَلِّغهُمُ ما أنزَلَ اللّهُ رَبُّهُم *** وَ اِن أنتَ لَم تَفعَل وَ حاذَرتَ باغيا
عَلَيكَ فَما بَلَّغتَهُم عَن اِلاهِهِم *** رِسالَتَهُ اِن كُنتَ تَخشَى الأعاديا
شعرِ قيس بن سعد در حضور اميرالمؤمنين عليهالسلام(1)
نظم و نثر براى غدير از مؤثرترين شيوهها در تبليغ فراگير آن است، و اين جهت گيرى در زمان معصومين عليهمالسلام با تأكيد خاص و تأييد صريح ايشان پيگيرى شده و راه آينده را در اين باره نشان داده است.
دو اقدام پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام در مورد شعر غدير و در آن موقعيت پر حساسيت، به همه فهماند كه اعراض پيامبر صلىاللهعليهوآله از شعر در غير محدوده دين و اهلبيت عليهمالسلام است. بدين گونه راه تبليغِ غدير از طريق شعر براى شاعران دوستدار اهلبيت عليهمالسلام باز شد، به گونهاى كه شعرا از اصحاب ائمه عليهمالسلام درباره غدير شعر سرودند و در محضر ايشان و يا دوستانشان آن را خواندند.
در اين باره مىتوان از قيس بن سعد بن عباده از اصحاب اميرالمؤمنين و امام حسن عليهماالسلام و از سرلشكران در جنگ صفين نام برد؛ كه علامه امينى در كتاب «الغدير» شعر او را آورده است.
قيس بن سعد بن عباده اين اشعار را در ميدان جنگ براى اميرالمؤمنين عليهالسلام خواند(2):
قُلتُ لَمّا بَغَى العَدُوُّ عَلَينا *** حَسِبنا رَبَّنا وَ نِعمَ الوَكيل
وَ عَلىٌّ إمامُنا وَ إمامٌ *** لِسِوانا أتى بِهِ التَنزيل
وَ مَن قالَ النَبىُّ: مَن كُنتُ مَولاهُ *** فَهذا مَولاهُ خَطبٌ جَليل
گفتم وقتى دشمن بر ما ستم نمود، خدا براى ما كافى است و او خوب وكيلى است.
و على عليهالسلام امام ما و امام ديگران است، و اين حقيقت از سوى خداست.
و آن كس كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در حقش فرمود: هر كس من مولاى او هستم اين (على عليهالسلام) مولاى اوست، و اين امرى بزرگ است.
شعر غديرِ طرِمّاح در حضور معاويه(1)
روزى سه نفر از شعرا نزد معاويه بودند: طرِمّاح، هشام مرادى، محمد بن عبداللّه حميرى. معاويه كيسه زرى بيرون آورد و مقابل خود گذاشت و گفت: اى شعراى عرب، درباره على بن ابىطالب شعرى بگوييد ولى جز حق نگوييد. من فرزند ابوسفيان نيستم اگر اين كيسه را به كسى بدهم جز آنكه درباره على حق را بگويد.
طرمّاح برخاست و درباره حضرت ناسزا گفت. هشام مرادى نيز ناسزا گفت. عمروعاص به محمد بن عبداللّه حميرى گفت: اكنون تو بگو، ولى غير حق مگو. سپس عمروعاص به معاويه گفت: قسم ياد كردهاى كه اين كيسه را ندهى جز به كسى كه درباره على حق را بگويد. معاويه گفت: آرى. محمد بن عبداللّه حميرى برخاست و اشعار بلندى در مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام سرود، كه يك بيت آن درباره غدير بود:
تَناسَوْا نَصْبَهُ فى يَومِ خُمٍّ *** مِنَ الْبارى وَ مِنْ خَيْرِ الاَنامِ
يعنى: فراموش كردند نصب على بن ابىطالب عليهالسلام را در روز غدير خم از سوىخداوند و از سوى بهترين مردم !
معاويه گفت: تو از همه راستتر گفتى ! كيسه زر را تو بردار !(2)
شعرِ غدير كُميت در حضور امام عليهالسلام(3)
از جمله افراد سرشناس كه مسئله غدير را به نظم در آورده كميت بن زياد اسدى است. وى يكى از شاعران معروف و به نام شيعى است، كه در زمينه سرودن شعر براى اهلبيت عليهمالسلام يد طولايى داشت.
كميت شاعر در «هاشميّات» خود قدم بزرگى در احياء تاريخ اهلبيت عليهمالسلام برداشته است، و چون ميلادش در سنه 60 و وفاتش در سنه 126 هجرى است، درست زمانش
مطابق زمان امام زينالعابدين و حضرت باقر و حضرت صادق عليهمالسلام بوده، و در كوران شدت خلفاى بنىاميه مىزيسته است. او با تحمل رنجها و حبسها و آزارها از گفتن قصائد دريغ نكرد، و در افشاى جرم مخالفان و بيان مظلوميت اهلبيت عليهمالسلام داد سخن داده است.
كميت در اشعارى كه به عنوان غدير خم سروده، از ولايت و لزوم پيروى از آن سخن گفته است. در اينجا بعضى از ابيات قصيده عينيه او را مىآوريم:
وَ يَومَ الدَّوحِ دَوحِ غَديرِ خُمٍّ *** أبانَ لَهُ الوَلايَهَ لَو أُطيعا
وَلكِنَّ الرِجالَ تَبايَعُوها *** فَلَم أرَ مِثلَها خَطَرا مَبِيعا
فَلَم أُبلِغ بِها لَعنا وَ لكِن *** أساءَ بِذاكَ أوَّلُهُم صِنيعَا
فَصارَ بِذلِكَ أقرَبُهُم لِعَدل *** إلى جَورٍ و أحفَظُهُم مُضيعا
أضاعُوا أمرَ قائِدِهِم فَضَلُّوا *** وَ أقومِهِم لَدَى الحِدثانِ ريعَا
تَناسَوا حَقَّهُ وَ بَغَوا عَلَيهِ *** بِلا تِرَهٍ وَ كانَ لَهُم قَريعَا
فَقُل لِبَنىأُمَيَّةَ حَيثُ حَلُّوا *** وَ إن خِفتَ المُهَنَّدَ وَ القَطيعَا:
ألا أُفٍّ لِدَهرٍ كُنتُ فيهِ *** هِدانا طائِعا لَكُمُ مُطيعَا
أجاعَ اللّهُ مَن أشبَعتُمُوُه *** وَ أشبَعَ مَن بِجَورِكُمُ أُجيعَا
وَ يَلعَنُ فَدَّ أُمَّتِهِ جَهارا *** إذا ساسَ البِرَيَّةَ وَ الخَليعَا
بِمَرضِىِّ السياسَةِ هاشِمىٌّ *** يَكُونُ حَيّا لأُمَّتِهِ رَبيعا
وَ لَيثا فى المَشاهِدِ غَيرَ نُكسٍ *** لِتَقويمِ البَريَّةِ مُستَطيعا
يُقيمُ أُمُورَها وَ يَذُبُّ عَنها *** وَ يَترُكُ جَدبَها أبَدا مَريعا
و در روزى كه از درخت سايبان درست كردند؛ از درختان غدير خم، پيامبر صلىاللهعليهوآله ولايت على بن ابىطالب عليهالسلام را بر مردم آشكارا نمود، اگر مورد قبول واقع مىشد و پيروى مىشد.
ولى مردان از قوم آن را داد و ستد كردند، و من هيچ گاه نديدهام امر بزرگى آن (ولايت) مورد مبايعه قرار گيرد.
من لعنت و تبرّى خود را بدين خريد و فروش نمىرسانم، ولى اول آنان بدين مبايعه كار زشتى انجام داد.
و بدين عمل، نزديكترين آنها به عدالت به سوى جور و ستم كشيده شد، و نگهبانترين آنها خراب كننده و ضايع كننده شد.
امر و فرمان و رهبرشان (على عليهالسلام) را ضايع كردند و لذا گمراه شدند. آن كس كه در حوادث جهان از همه افراد استوارتر و با سعه صدر بود.
حقّ او را عمدا به فراموشى سپردند، و بر او ستم كردند، بدون آنكه قصاصى از او طلب داشته باشند، و با آنكه او رئيس و سرپرست ايشان بود.
پس اگر چه از شمشير آبدار و برهنه بنىاميه بترسى و از قطعه قطعه شدن بيم داشته باشى، به ايشان بگو هر جا كه باشند:
اى افّ باد بر آن روزگارى كه من در آن بوده باشم، و مطيع و منقاد شما باشم، و از نبرد با شما احساس سنگينى نمايم.
خداوند گرسنه گرداند كسى را كه شما سير كردهايد، و سير كند كسى را كه از ستم شما گرسنه شده است.
و آن فردِ بارز و بىشرمِ و عزل شده امتش را آشكارا لعنت مىكند، هنگامى كه خداوند مردم را تدبير كند.
به دست آن هاشمى پسنديده، كه براى امت خويش چون باران حياتبخش و بهار با طراوت است.
آن هاشمى كه همچون شير نر در معركهها و مشاهد نبرد بدون اضطراب، براى بر پا داشتن مردم جهان نيرومند و تواناست.
و پيوسته امور امت را بر پا مىدارد، و از حريم امت دفاع مىكند، و همواره زمينهاى خشك امت را به زمينهاى آباد و پربهره در مى آرود.
در مورد غديريه كميت، هناد بن سرى مىگويد: اميرالمؤمنين عليهالسلام را در خواب ديدم. حضرت فرمود: شعر كميت را برايم بخوان كه مىگويد: «وَ يَومَ الدوحِ دوح غَدير خُمٍّ ... » . من آن اشعار را براى حضرت خواندم. فرمود: اى هناد، شعر مرا هم به آن اضافه كن(1):
وَ لَم أرَ مِثلَ ذاكَ اليَومَ يَوما *** وَ لَم أرَ مِثلَهُ حَقّا أُضيعا
و هيچ روزى را به مانند آن روز نديدم، و در عين حال هيچ حقى نديدم كه مانند آن ضايع شود.
سيد حِميَرى و شعر غدير در حضور امام(2)
يكى از شعراى نامآور اهلبيت عليهمالسلام بلكه عرب، سيد اسماعيل حميرى (م 173 ق) از اصحاب امام صادق عليهالسلام است. حميرى در موارد متعددى در اشعارش واقعه و حديث غدير را آورده است. در اينجا به هفت مورد اشاره مىشود:
يا بائِعَ الدينِ بِدُنياهُ *** لَيسَ بِهذا أمرُ اللّهِ
مِن أينَ أبغَضتَ عَلىَّ الوَصىّ *** وَ أحمَدُ قَد كانَ يَرضاهُ ؟
مَنِ الَذى أحمَدُ مِن بَينِهِم *** يَوم غَديرِ الخُمِّ ناداهُ ؟
أقامَهُ مِن بَينِ أصحابِهِ *** وَ هُم حَواليهِ فَسمّاهُ:
هذا عَلىُّ بنُ أبىطالِبٍ *** مَولى لِمَن قَد كُنتُ مَولاهُ
فَوالِ مَن والاهُ يا ذَا العُلا *** وَ عادِ مَن قَد كانَ عاداهُ
1) . كنز الفوائد: ج 1 ص 333. بحار الانوار: ج 25 ص 383 و ج 26 ص 230.
2) . اسرار غدير ص 320، 321. چهارده قرن با غدير: ص 173. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهمالسلام: ص 212، 213. الغدير: ج 2 ص 309 و ج 4 ص 52 و ج 4 ص 63 - 65 . اخبار السيد الحميرى محمدبن عمران مرزبانى : ص 155. الاغانى: ج 7 ص ص 282 - 288. اعيان الشيعه: ج 3 ص 415.
اى دين به دنيا فروش ! خداوند به چنين كارى فرمان نداده است.
چرا به على عليهالسلام وصى كه احمد صلىاللهعليهوآله از او خشنود بود، كينه مىورزى ؟
كيست آن كه احمد صلىاللهعليهوآله او را در روز غدير خم فرا خواند ؟
و در ميان يارانى كه در پيرامونش بودند، به پا داشت و از او نام برد و گفت:
اين على بن ابىطالب مولاى آن كس است كه من مولاى اويم.
اى خداى متعال، دوستان او را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش.
هلاّ وَقَفتَ عَلَى المَكانِ المُعشِبِ *** بَينَ الطُوَيلِع فَاللوى مِن كَبكَب
چرا در جايگاه پر گياهى كه ميان «طويلع» و ريگستان «كبكب» است درنگ نمىكنى ؟
سيد حميرى در ادامه قصيده مىگويد:
وَ بِخُمٍّ إذ قالَ الإلهُ بِعَزمِهِ *** قُم يا مُحَمَّد فِى البَريَّةِ فَاخطِب
وَ انصِب أباحَسَنٍ لِقَومِكَ إنَّه *** هادٍ وَ ما بَلَّغتَ إن لَم تَنصِب
فَدَعاهُ ثُمَّ دَعاهُم فَأقامَهُ *** لَهُم فَبَينَ مُصدِّقٍ وَ مُكَذِّب
جَعَلَ الوِلايَةَ بَعدَهُ لِمُهَذَّبٍ *** ما كانَ يَجعَلُها لِغَيرِ مُهَذَّب
وَ لَهُ مَناقِبُ لا تُرامُ مَتى يُرِد *** ساعٍ تَناوَلَ بَعضُها بِتَذَبذُب
إنّا نُدينُ بِحُبِّ آلِمُحَمَّدٍ *** دينا وَ مَن يُحبُبهُم يُستَوجَب
مِنّا المَوَدَّةُ وَ الوِلاءُ وَ مَن يُرِد *** بَدَلاً بِآلِمُحَمَّدٍ لا يُحبَب
وَ مَتى يَمُت يُرِدِ الجَحيمَ وَ لا يُرِد *** حَوضَ الرَسولِ وَ إن يَرِدهُ يُضرَب
ضَربَ المَحاذِرِ أن تَعرَّ رِكابَهُ *** بِالسَوطِ سالِفَةَ البَعيرِ الأجرَب
وَ كأنَّ قَلبى حينَ يَذكُرُ أحمَدا *** وَ وَصىَّ أحمَدٍ نيطَ مِن ذىمِخلَب
بذُرى القَوادِمِ مِن جَناح مُصَعَّدٍ *** فِى الجَوِّ أو بِذُرى جَناحٍ مُصوَّب
حَتّى يَكادُ مِنَ النِزاعِ إلَيهِما *** يَفرى الحِجابَ عَنِ الضُلوعِ القُلَّب
هِبَةٌ وَ ما يَهَبِ الإلهُ لِعَبدِهِ *** يَزدَد وَ مَهما لا يَهِب لا يوهَب
يَمحو وَ يُثبِت ما يَشاء وَ عِندَهُ *** عِلمُ الكِتابِ وَ عِلمُ ما لَم يَكتُب
و در خم غدير، آنگاه كه خداوند به امرى استوار فرمود: اى محمد ! در ميان مردم برپاخيز و خطبه بخوان.
و اباالحسن را به امامت منصوب كن، كه او به راستى راهنما است، و اگر چنين نكنى تبليغ رسالت نكردهاى.
پس آنحضرت على عليهالسلام و ديگران را فرا خواند، و او را در ميان مردمى كه دستهاى تصديق و گروهى تكذيب مىكردند بودند بلند كرد.
و ولايت را پس از خود به چنين وارستهاى واگذار فرمود، و آن را به دست مردم ناشايست نسپرد.
على عليهالسلام را مناقبى است كه هيچ كوشائى (هر چند تلاش كند) به برخى از آن هم دسترسى نمىيابد.
ما به آئين دوستىِ آلمحمد عليهمالسلام مىگرويم، و دوستداران آنان را شايانِ.
مهر و محبت خويش مىدانيم، و اما آنكه خواهان ديگرى در عوض آنهاست محبوب ما نخواهد بود.
چنين كسى چون بميرد به دوزخ رود و به حوض پيامبر صلىاللهعليهوآله در نيايد، و اگر خواست در آيد (تازيانه) مىخورد.
مانند شتر گَر زدهاى كه ساربان تازيانه به گردنش مىزند، تا با ديگر شتران نياميزد و آنها را بيمار نكند.
دلم چون به ياد احمد صلىاللهعليهوآله و جانشين او مىافتد، گويى به شهپر پرنده تيزبالى بسته شده است.
كه از زمين رو به آسمان يا از آسمان رو به زمين در پرواز است.
و دل از شوق آن دو چنان مىطپد كه نزديك است پرده را بشكافد، و از دندههاى برگشته بيرون افتد.
اين موهبتى الهى است، و آنچه خدا به بندهاش مىبخشد فزونى مىگيرد، و چون او نبخشد موهبتى در كار نخواهد بود.
او هر چه را بخواهد پاك و يا ثبت مىكند، و علم نوشته و نانوشته در نزد او است.
اين قصيده 112 بيت دارد و «مُذَهَّبة» ناميده مىشود. سيد مرتضى علمالهدى آن را شرح كرده، و به سال 1313 در مصر چاپ شده است. وى در شرح اين بيت: وَ انصِب أباحَسَنٍ لِقَومِكَ إنَّه، هادٍ وَ ما بَلَّغتَ إن لَم تَنصِب، گفته كه لفظ «نصب» كه در اين بيت آمده جز در مورد امامت و خلافت شايسته استعمال نيست.
همچنين اين سخن شاعر كه مىگويد: جَعَلَ الوِلايَةَ بَعدَهُ لِمُهَذَّبٍ، صراحت در امامت دارد، زيرا آنچه پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله به على عليهالسلام واگذار شده امامت است، كه محبت و نفرت در حال حاصل بوده و اختصاص به پس از وفات ندارد.
همچنين حافظ نسابه اشرف بن اعزّ معروف به تاجالعلى حسينى (م 610 ق) اين قصيده را شرح كرده است.
خِف يا مُحَمَّدُ فالِقَ الإصباح *** وَ أزِلَّ فَسادَ الدينِ بِالإصلاح
أ تَسُبُّ صِنوَ مُحَمَّدٍ وَ وَصيَّهُ *** تَرجو بِذاكَ الفَوزَ بِالإنجاح ؟
هَيهاتَ قَد بُعدا عَلَيكَ وَ قَرَّبا *** مِنكَ العَذابُ وَ قابِضُ الأرواح
أوصَى النَبىُّ لَهُ بِخَيرِ وَصيَّةٍ *** يَومَ الغَديرِ بِأبيَنِ الإفصاح
مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا وَ اعلَموا *** مَولاهُ قَولَ إشاعَةٍ وَ صُراح
قاضِى الدُيونِ وَ مُرشِدٌ لَكُم كَما *** قَد كُنتُ أرشُدُ مِن هُدى وَ فَلاح
أغَوَيتَ أُمّى وَ هِىَ جِدُّ ضَعيفَةٍ *** فَجَرَت بقاعِ الغَىِّ جَرْىَ جِماح
بِالشَتمِ لِلعَلَمِ الإمامِ وَ مَن لَهُ *** إرثُ النَبىِّ بأوكَدِ الإيضاح
إنّى أخافُ عَلَيكُما سَخَطَ الَذى *** أرسَى الجِبالُ بِسَبسَبٍ صَحصاح
أبَوَىَّ فاتَقيا الإلهَ وَ أذعِنا *** لِلحَقِّ. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .(1)
اى محمد، از خدائى كه شكافنده عمود صبح است بترس ! و تباهى دينت را با سامان بخشيدن به آن از بين ببر.
1) . اين قسمت در نسخه اصلى جاى خالى است.
آيا برادر و جانشين محمد صلىاللهعليهوآله را لعن مىكنى، و با اين كار رسيدن به رستگارى را اميد مى دارى ؟
هيهات ! مرگ بر تو، و عذاب و عزرائيل به تو نزديك باد.
پيامبر صلىاللهعليهوآله به بهترين وصيتها و آشكارترين بيانها در روز غدير خم درباره على عليهالسلام سفارش فرمود.
و با سخنى منتشر شده و آشكار فرمود: هر كس من مولاى اويم بدانيد كه اين على مولاى او است.
او پرداخت كننده قرضها و راهنماى شما است، همانطور كه خود من شما را به هدايت و رستگارى رهبرى كردم.
اى پدر ! تو مادر مرا نيز كه زنى سخت ناتوان بود از راه به در بردى، و او را راهى بيابان گمراهى كردى.
با لعن بر امام به نامى كه ميراث پيامبر صلىاللهعليهوآله با اصرار هر چه بيشتر به او تعلق يافته بود.
به راستى كه من از خشم خداوندى كه كوههاى گران را در سرزمينهاى باز و تهى برافراشته است بر شما بيمناكم.
اى پدر و مادر من ! از خدا بترسيد و بحق اعتراف كنيد.
اين شعر ابياتى است كه سيد حميرى براى پدر و مادر اباضى مذهب خود نوشته و آنها را به تشيع و دوستى اميرالمؤمنين عليهالسلام دعوت نموده و از لعن آن امام باز داشته است. مرزبانى اين شعر را روايت كرده است.
إذا أنَا لَم أحفَظ وَصاةَ مُحَمَّدٍ *** وَ لا عَهدَهُ يَومَ الغَديرِ المُؤَكَّدا
فَإنّى كَمَن يَشرِى الضَلالَةَ بِالهُدى *** تَنَصَّرَ مِن بَعدِ الهُدى أو تَهَوَّدا
وَ ما لى وَ تَيما أو عَديّا وَ إنَّما *** أولو نِعمَتى فِى اللّهِ مِن آلِأحمَدا
تُتِمُّ صَلاتى بِالصَلاةِ عَلَيهِم *** وَ لَيسَت صَلاتى بَعدَ أن أتَشَهَّدا
بِكامِلَةٍ إن لَم أصِل عَلَيهِم *** وَ أدعُ لَهُم رَبّا كَريما مُمَجَّدا
بَذَلتُ لَهُم وُدّى وَ نُصحى وَ نُصرَتى *** مَدَى الدَهرِ ما سُمّيَت يا صاحِ سَيّدا
وَ إنَّ أمرأ يُلحى عَلى صِدقٍ وُدَّهُم *** أحَقُّ وَ أولى فيهِم أن يُفَنِّدا
فإن شِئتَ فَاختَر عاجِلَ الغَمِّ ضلَّةٌ *** وَ إلاّ فَأمسِك كَى تُصانُ وَ تَحمِدا
آنگاه كه من وصيت محمد صلىاللهعليهوآله پيمان استوار او را در غدير نگه ندارم.
به كسى مىمانم كه گمراهى را به هدايت خريده، و پس از ره يافتن به اسلام به نصرانيت يا يهوديت گرويده است.
مرا با (قبيله) تميم و عدى (ابوبكر و عمر) چه كار است، كه ولى نعمتان من در راه خدا منحصرا دودمان احمد اند.
نماز خود را با درود بر آنان به پايان مىبرم، كه اگر پس از تشهد.
بر آنها درود نفرستم و خداى كريم و بزرگ را در دعا به آنها نخوانم نمازم كامل نخواهد بود.
اى همره من ! من مهر و محبت و يارى خود را از آن روز كه سيدم ناميدند به پاى آنان ريختم.
به راستى كه آن كس كه بر مهر راستين اين خاندان سرزنش مىكند سزاوارتر و بهتر اين است كه تكذيبش كنند.
اگر خواهى غمى گذران را سايهبان خويش گير، و گر نه خوددار باش تا مصون و محمود بمانى.
از اين قصيده 25 بيت در دست است. ابوالفرج در كتاب «الاغانى» آورده كه ابوخلال عتكى بر عقبة بن سالم وارد شد، و سيد در نزد عقبه بود. وى به جايزهاى براى سيد فرمان داد. ابوخلال كه شيخ و بزرگمرد طايفه بود به او گفت: اى امير ! اين عطايا را به مردى مىدهى كه از لعن ابوبكر و عمر باك ندارد ؟ عقبه گفت: من اين را نمىدانستم و بخشش من جز از جهت خويشاوندى و مودت پيشين و رعايت حق همسايگى او نيست. علاوه بر اين او دل به مهر خاندانى بسته است كه حق و جانبدارى آنان بر ما لازم است.
ابوخلال گفت: اگر او راستگوست، بگو ابوبكر و عمر را مدح كند تا برائت او را از نسبت تشيعى كه به وى مىدهند باز شناسيم. عقبه گفت: او خود سخن تو را شنيد و اگر بخواهد چنين مىكند. سيد گفت: آن گاه كه من وصيت محمد صلىاللهعليهوآله و پيمان استوار او را در روز غدير نگه ندارم ... . سپس خشمناك از جا برخاست. ابوخلال به عقبه گفت: اى امير ! مرا از شرّ سيد پناه ده كه خدا تو را از هر شرّى پناه دهد. گفت: چنين كردم، به شرط آنكه تو نيز پس از اين متعرض وى نشوى.
قَد أطلَتُم فِى العَذلِ وَ التَنقيد *** بِهَوَى السَيِّدِ الإمامِ السَديد
مرا در مهرى كه به سرور و امام راستينم مىورزم، بسيار سرزنش و نكوهش كرديد.
سيد در اين قصيده گويد:
يَومَ قامَ النَبىُّ فى ظِلِّ دَوحٍ *** وَ الوَرى فى وَديقَةٍ صَيخود
رافِعا كَفَّهُ بِيُمنى يَدَيهِ *** بائِحا بِاسمِهِ بِصَوتٍ مَديد:
أيُّهَا المُسلِمونَ هذا خَليلى *** وَ وَزيرى وَ وارِثى وَ عَقيدى
و ابنِعَمّى ألا فَمَن كُنتُ مَولاهُ *** فَهذا مَولاهُ فَارعَوا عُهودى
وَ عَلىٌّ مِنّى بِمَنزِلِ هارونِ *** بنِ عِمرانَ مِن أخيهِ الوَدود
آن روز را به ياد آريد كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در سايه درخت بزرگى ايستاد و مردم روز گرم و سوزانى را گذراندند.
دستش (على عليهالسلام) را به دست راست خود بلند كرد و از او با آهنگى رسا نام برد و گفت:
اى مسلمانان ! اين دوست و وزير و وارث و هم پيمان است.
و پسرعموى من است و هان هر كس من مولاى اويم اين على عليهالسلام مولاى اوست. پس به پيمانهاى من وفادار باشيد.
نسبت على عليهالسلام به من همانند هارون پسر عمران با برادر مهربان او است.
أجِدُ بِآلُ فاطِمَةَ البُكور *** فِدَمعُ العَينِ مَنهَلٍّ غَزير
باران بامدادى بر آلفاطمه باريدن گرفت، و سيل اشك از ديده روان و ريزان شد.
در اين قصيده گويد:
لَقَد سَمِعوا مَقالَتَهُ بِخُمٍّ *** غَداةَ يَضُمُّهُم وَ هُوَ الغَدير
فَمَن أولى بِكُم مِنكُم فَقالوا *** مَقالَةَ واحِدٍ وَ هُم الكَثير
جَميعا أنتَ مَولانا وَ أولى *** بِنا مِنّا وَ أنتَ لَنا نَذير
فَإنَّ وَليَّكُم بَعدى عَلىٌّ *** وَ مَولاكُم هُوَ الهادِى الوَزير
وَزيرى فِى الحَياةِ وَ عِندَ مَوتى *** وَ مِن بَعدى الخليفَةُ وَ الأمير
فَوالى اللّهُ مَن والاه مِنكُم *** وَ قابَلَهُ لَدَى المَوتِ السُرور
وَ عادَى اللّهُ مَن عاداهُ مِنكُم *** وَ حَلَّ بِهِ لَدَى المَوتِ الثُبور
در نيمروزى كه پيامبر صلىاللهعليهوآله آنها را در غدير خم گرد آورد، سخنش را شنيدند كه:
اولى از خودتان به خودتان كيست ؟ و آنها كه گروهى بسيار بودند هماهنگ گفتند:
تو مولا و ترساننده ما و از خود ما به ما اولائى، و او فرمود: پس ولىّ و مولاى شما پس از من اين على عليهالسلام رهبر و وزير است.
او در زندگى و تا هنگام مرگ من وزير من و پس از آن خليفه و امير شما است.
پس هر كدام از شما على عليهالسلام را دوست دارد خدا با او دوست باد، و هنگام مرگ او را به شادى روبرو كند.
و آنكه از ميان شما او را دشمن مىدارد خدا دشمن او باد، و زمان مرگ به او خوارى رساند.
ألا الحَمدُ للّهِ حَمدا كَثيرا *** وَلىِّ المَحامِدِ رَبّا غَفورا
هَدانى إلَيهِ فَوَحَّدتُهُ *** وَ أخلَصتُ تَوحيدَهُ المُستَنيرا
هان ! سپاس فراوان مخصوص خداوندى است كه ولى ستايشها و پروردگار آمرزنده است.
مرا به پيشگاه خود رهبرى كرد، و من او را به يكتائى شناختم و به توحيد نور بخشش به اخلاص دل بستم.
سيد در اين قصيده گويد:
لِذلِكَ مَا اختارَهُ رَبُّه *** لِخَيرِ الأنامِ وَصيّا ظَهيرا
فَقامَ بِخُمٍّ بِحَيثِ الغَدير *** وَ حَطِّ الرِحالِ وَ عافَ المَسيرا
وَ قُم لَهُ الدَوحَ ثُمَّ ارتقى *** عَلى مَنبَرِ كانَ رَحلاً وَ كورا
وَ نادى ضُحى بِاجتِماعِ الحَجيج *** فَجاءوا إلَيهِ صَغيرا كَبيرا
فَقالَ وَ فى كَفِّهِ حَيدرٌ *** يَليحُ إلَيهِ مُبينا مِشيرا:
ألا إنَّ مَن أنَا مَولى لَهُ *** فَمَولاهُ هذا قَضا لَن يَجورا
فَهَل أنا بَلَّغتُ قالوا نَعَم *** فَقالَ اشهَدوا غَيبا أو حُضورا
يُبلِّغُ حاضِرَكُم غائِبا *** وَ أُشهِدُ رَبّىَ السَميعُ البَصيرا
فَقوموا بِأمرِ مَليكٍ السَما *** يُبايِعُهُ كُلُّ عَلَيهِ أميرا
فَقاموا لِبَيعَتِهِ صافِقين *** أكُفّا فَأوجَسَ مِنهُم نَكيرا
فَقالَ إلهى والِ الوَلىَّ *** وَ عادِ العَدُوَّ لَهُ وَ الكُفورا
وَ كُن خاذِلاً لِلأُلى يَخذُلون *** وَ كُن لِلأُلى يَنصُرونَ نَصيرا
فَكَيفَ تَرى دَعوةَ المُصطَفى *** مُجابا بِها أو هَباءا نَثيرا
أُحِبُّكَ يا ثانِىَ المُصطَفى *** وَ مَن أشهَدَ الناسُ فيهِ الغَديرا
وَ أشهَدُ أنَّ النَبىَّ الأمين *** بَلَّغَ فيكَ نِداءا جَهيرا
وَ أنَّ الَذينَ تَعادوا عَلَيكَ *** سَيُصلَونَ نارا وَ ساءت مَصيرا
به همين جهت، خداى پيامبر صلىاللهعليهوآله، على عليهالسلام را به نام جانشينى پشتيبان براى پيامبر صلىاللهعليهوآله، كه بهترين خلق است انتخاب كرد.
و او در كنار غدير خم درنگ كرد و بارها را فرود آورد و از رفتن باز ايستاد.
چوبها را برافراشتند، و او بر منبرى كه از بار و بنه شتران فراهم آمده بود بالا رفت.
و در آن چاشتگاه، حاجيان را به گرد آمدن فرا خواند و خرد و بزرگ مردم به سويش روى آوردند.
و در حالى كه دست على عليهالسلام را به دست داشت، و او را بىپرده نشان مىداد و به سوى وى اشاره مىكرد فرمود:
هان ! به راستى كه هر كس من مولاى او هستم اين على به امرى ناگسستنى سرور اوست.
آيا تبليغ كردم ؟ گفتند: آرى، فرمود: پس در غياب و حضور به آن گواهى دهيد.
حاضران به غائبان برسانند، و من نيز پروردگار شنوا و بيناى خود را بر آن گواه مىگيرم.
مردم برخاستند و براى بيعت دست در دست على عليهالسلام نهادند. پس پيغمبر از آنها احساس نگرانى كرد.
و فرمود: خداوندا ! با دوست على عليهالسلام دوست باش و دشمن و ناسپاس او را دشمن دار !
كسانى كه وى را خوار دارند خوارشان دار، و آنان كه با وى يارند ياورشان باش.
پس دعاى پيامبر مصطفى صلىاللهعليهوآله را چگونه مىبينى ؟ آيا پذيرفته شده يا بر باد هوا رفته است ؟
اى على ! اى همانند مصطفى ! و اى كسى كه در كار ولايتت مردم در غدير خم حاضر آمدند !
دوستت دارم و گواهى مىدهم كه پيامبر صلىاللهعليهوآله راستين با آهنگى رسا دربارهات تبليغ كرد.
و آنان كه با تو از در دشمنى در آمدند به آتش كشيده مىشوند، و دوزخ بد گذرگاهى است.
شعرِ غدير عَبدى كوفى در حضور امام عليهالسلام(1)
از ديگر افراد سرشناس كه مسئله غدير را به نظم در آورده ابومحمد سفيان بن مصعب عبدى كوفى، از شعراء اهلبيت عليهمالسلام و از اصحاب امام صادق عليهالسلام است. عبدى با مهر و شعر خود به پيشگاه اهلبيت عليهمالسلام تقرّب جسته، و با صدق نيت و خلوص ارادت از مقبولين درگاه آنان گرديده است. شعر او متضمن بسيارى از مناقب مشهور اميرالمؤمنين عليهالسلام و ستايش فراوانى از آن حضرت و خاندان پاك اوست. اشعار عبدى در مصائب اهلبيت عليهمالسلام و مرثيههاى او نيز بسيار سوزناك است. در ميان اشعار وى، شعرى درباره غير از آلاللّه ديده نمىشود.
عبدى از شيعيان راسخ و با جلالت است. چنانچه مرحوم كَشّى در رجالش با اسناد خود از سماعه آورده كه گفت: امام صادق عليهالسلام فرمود: اى گروه شيعيان، شعر عبدى را به فرزندانتان بياموزيد، كه وى بر دين خدائى است.(2)
همچنين اما صادق عليهالسلام به او فرمود: نوحهاى را كه زنان در هنگام ماتم ميخواندند به شعر در آور.(3)
شيوه كار عبدى اين بود كه از امام صادق عليهالسلام حديثى را در مناقب عترت طاهره عليهمالسلام فرا مىگرفت، و در حال آن را به نظم مىكشيد و بر امام عرض مىكرد.
ابنعياشى در كتاب «مقتضب الاثر» از ابان بن عمر روايت كرده است كه گفت: من در خدمت امام صادق عليهالسلام بودم كه سفيان بن مصعب عبدى شرفياب شد و عرض كرد: قربانت گردم، درباره اين سخن خداى متعال «وَ عَلَى الأعرافِ رِجالٌ يَعرِفونَ كُلاً بِسيماهُم»(4)چه مىفرمائيد ؟ فرمود: ايشان اوصياء دوازده گانه از آلمحمد عليهمالسلام هستند، كه نمىشناسد خدا را مگر آنكه آنان را شناخته باشد و ايشان نيز او را شناخته باشند.
عرض كرد: فدايت شوم، اعراف چيست ؟ فرمود: تپههايى از مشك است كه رسولخدا صلىاللهعليهوآله و جانشينان او بر آن قرار مىگيرند، و همه را به چهرهاشان مىشناسند.
عبدى در ضمن قصيدهاى طولانى در مورد غدير چنين گويد:
وَ كانَ عَنها لَهُم فى خُمٍّ مُزدَجَر *** لَمّا رَقى أحمَدُ الهادىُ عَلى قَتَب
وَ قالَ وَ الناسُ مَن دانَ إلَيهِ وَ مَن *** ثاوٍ لَدَيهِ وَ مَن مُصغٍ وَ مُرتَقِب
قُم يا عَلىُّ فَإنّى قَد أمَرتُ بِأن *** أبَلِّغُ الناسَ وَ التَبليغُ أجدَرُ بى
إنّى نَصَبتُ عَليّا هاديا عَلَما *** بَعدى وَ إنَّ عَليّا خَيرُ مُنتَصَب
فَبايَعوكَ وَ كُلُّ باسِطٌ يَدَهُ *** إلَيكَ مِن فَوقِ قَلبٍ عَنكَ مُنقَلَب
عافوكَ لا مانِعٌ طَولاً وَ لا حَصرٌ *** قَولاً وَ لا لَهجٌ بِالغِشِّ وَ الريَب
وَ كُنتَ قُطبَ رُحَى الإسلامِ دونَهُم *** وَ لا تَدورُ رَحىً إلاّ عَلى قُطُب
وَ لا تُماثِلُهُم فِى الفَضلِ مَرتَبَةً *** وَ لا تُشابِهُهُم فِى البَيتِ وَ النَسَب
و چون حضرت احمد صلىاللهعليهوآله كه هادى امت است در خم بر روى كوهانهاى شتر بالا رفت، افرادى از آن جماعت بودند كه پيوسته مىخواستند خلافت را از على عليهالسلام منع و طرد كنند و به دور افكنند.
و در حالى كه بعضى از آن جماعت به پيامبر صلىاللهعليهوآله نزديك بودند، و بعضى در كنار آن حضرت سكنى گزيده بودند، و بعضى گوش فرا مىدادند، و بعضى انتظار وقوع حادثهاى را داشتند، پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود:
بپاخيز اى على ! زيرا كه من مأمور شدهام به اينكه تبليغ كنم و به مردم برسانم، و تبليغ براى من سزاوارتر است.
من على عليهالسلام را به عنوان هدايت و عَلَم رهبرى بعد از خودم نصب كردم، و به درستى كه على عليهالسلام بهترين فرد پسنديده و انتخاب شده و گزيده شده براى منصب امامت است.
پس آن جماعت با تو (اى على) بيعت كردند، و هر يك از آنها دست خود را براى بيعت به سوى تو دراز كرد، ولى اين بيعت از فراز دل و قلب بود نه از درون آن، و خواسته آنان از تو روى گردان و به سوى غير تو متوجه بود.
ايشان تو را از هر بدى و علت و ناپاكى مبرّا و منزّه مىدانستند؛ نه از جهت سعه و قدرت تو منعى بود، و نه از جهت گفتار و سخن تو كوتاهى و ضعفى بود، و نه از جهت تحريض و اصرار به خيانت و شك و تهمت متهم بودى !
تو (اى على) قطب آسياى اسلام و محور گردش آن بودى نه ايشان، و هيچ گاه چرخ آسيا بدون قطب نمىگردد.
نه در فضيلت و شرف همرتبه ايشان بودى ! و نه در اصالت خاندان و نسب شبيه آنان بودى.
شعرِ غدير ابوتمام طائى در حضور امام عليهالسلام(1)
ابوتمام طائى است يكى از اصحاب سرشناس امامين عسكريين عليهماالسلام بوده است. قصيده غديريه ابوتمام طائى (م 231 ق) كه در ديوان او آمده 73 بيت است. وى در اين قصيده، پس از بيان فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام مىگويد:
مَشاهِدُ كانَ اللّهُ كاشِفَ كَربِها *** وَ فارِجَهُ وَ الأمرُ مُلتَبِسٌ إمرُ
وَ يَومَ الغَديرِ إستَوضَحَ الحَقَّ أهلُهُ *** بِضَحياء«2» لا فيها حِجابٌ وَ لا سِترُ
أقامَ رَسولُاللّهِ يَدعوهُمُ بِها *** لِيَقرِبَهم عُرفٌ وَ يَنآهُمُ نُكرُ
يَمُدُّ بِضَبعَيهِ وَ يُعلِمُ«3» أنَّهُ *** وَلىٌّ وَ مَولاكُم فَهَل لَكُمُ خُبرُ
يَروحُ وَ يَغدو بِالبَيانِ لِمَعشَرٍ *** يَروحُ بِهِم غَمرٌ وَ يَغدو بِهِم غَمرُ
فَكانَ لَهُم جَهرٌ بإثباتِ حَقِّهِ *** وَ كانَ لَهُم فى بَزِّهِم حَقَّهُ جَهرُ
أ ثَمَّ جَعَلتُم حَظَّهُ حَدَّ مُرهَفٍ *** مِنَ البيضِ يَوما حَظُّ صاحِبِهِ القَبرُ
بِكَفَّى شَقىٍّ وَجَّهَتهُ ذُنوبُهُ *** إلى مَرتَعٍ يُرعى بِهِ الغَىُّ وَ الوِزرُ
معركههايى كه فقط خدا غمگسار اندوه آن، و هنگامى كار در هم پيچيده مىشد گشايشگر دشوارى آن بود.
1) . تبليغ غدير در سيره معصومين عليهمالسلام: ص 212، 213. چهارده قرن با غدير: ص 166. ديوان ابىتمام الطائى: ص 143. الغدير فى الكتاب و السنه و الادب: ج 2 ص 467 - 471.
و در روز غدير در بيابانى كه در آن پرده و پوششى نبود، حق بر اهلش آشكار شد.
پيامبرخدا صلىاللهعليهوآله بپا خاست و مردم را به حق فرا خواند، تا نيكى به حريم آنان نزديك و زشتى از پيرامونشان دور شود.
بازوان على عليهالسلام را گرفت و اعلام كرد كه او سرور و سرپرست شما است، آيا مىدانيد ؟
پيامبر صلىاللهعليهوآله روز و شب خود را به اين بيان با مردمى كه بامداد و شامشان به گمرهى و نادانى مىگذشت گذراند.
تا حق بر آنها نمودار شد، و آنها نيز آشكارا اين حق را ربودند.
پس از اين جريان آيا بهره على عليهالسلام را بروز شهادت از دم شمشيرى بايد داد كه در كف مرد تيرهروزى بود كه گناهانش وى را به چراگاه گمرهى و شومى مىفرستاد ؟
شعرِ دِعبِل خُزاعى در غدير(1)
دعبل خزاعى از جمله شاعران بزرگ و مشهور اهلبيت عليهمالسلام است. دعبل همچون بسيارى از شاعران از غدير در اشعار خود ياد كرده است. وى در ضمن قصيدهاى كه 121 بيت دارد در مورد غدير چنين مىگويد(2):
وَ مَا سَهَّلَت تِلكَ المَذاهِبَ فيهِمُ *** عَلَى الناسِ إلاّ بَيعَةُ الفَلَتاتِ
وَ ما قيلَ أصحابُ السَقيفَةِ جَهرَةً *** بِدَعوى تُراثٍ فِى الضَلالِ نَتاتِ
وَ لَو قَلَّدوا الموصى إلَيهِ أُمورَها *** لَزمَّت بِمَأمونَ عَنِ العَثَراتِ
أخى خاتَمِ الرُسلِ المُصَفّى مِنَ القَذى *** وَ مُفتَرِسِ الأبطالِ فِى الغَمَراتِ
فَإن جَحَدُوا كانَ الغَديرُ شَهيدَهُ *** وَ بدرٌ و أُحدٌ شامِخُ الهَضَباتِ
و آىٌ مِنَ القُرآن تُتلى بِفَضلِهِ *** وَ إيثارُهُ بِالقوتِ فِى اللَزباتِ
وَ غُرُّ خِلالٍ أدرَكَتهُ بِسَبقِها *** مَناقِبُ كانَت فيهِ مُؤتَنِفاتِ
بر مردم آسان نكرده كه اين مذهبها در بين آنها باشد، مگر بيعتى كه از روى عجله و بدون فكر انجام شد.
و (اگر اين بيعت نبود) سخنى كه ياران سقيفه با ادّعاى ارث آشكارا گفتند، در گمراهى بالا نمى رفت.
اگر امور مردم (خلافت) را به دست كسى كه به او وصيت شده بود (على عليهالسلام) مىسپردند، امور منظّم مىشد و مردم از لغزشها ايمن مىشدند.
برادر خاتم پيامبران صلىاللهعليهوآله كه از آلودگى پاك شده است، و در گردابهاى جنگ گردن پهلوانان را شكست.
پس اگر انكار كنند، غدير و بدر و كوههاى بلند و گسترده اُحد شاهد او هستند.
و آياتى از قرآن كه خوانده مىشود درباره فضيلت او و ايثار او و قوت و غذايش در زمان سختى و شدّت (شاهد او هستند) .
و صفات درخشانى كه او بر آنها سبقت گرفت، فضائل و مناقبى هستند كه او پيش از همه به آنها آراسته بود.
شعرِ صاحب بن عبّاد در غدير(1)
از ديگر افراد مشهور و به نام كه مسئله غدير را به نظم در آورده صاحب بن عباد (ت 326، م 385 ق) است(2):
يا كُفوَ بِنتِ مُحَمَّدٍ لَولاكَ ما *** زُفَّت إلى بَشَرٍ مَدَى الأحقابِ
يا أصلَ عِترَةِ أحمَدٍ لَولاكَ لَم *** يَكُ أحمَدُ المَبعوثُ ذا أعقابِ
كان النَبىُّ مَدينَةَ العُلمِ الَتى *** حَوَتِ الكَمالَ وَ كُنتَ أفضَلَ بابِ
رُدّت عَلَيكَ الشَمسُ وَ هِىَ فَضيلَةٌ *** بَهَرَتْ فَلَم تُستَر بِلَفِّ نِقابِ
لَم أحكِ إلاّ ما رَوَتْهُ نَواصِبٌ *** عادَتكَ فَهِىَ مُباحَةُ الأسلابِ
عومِلتَ يا تِلوَ النَبىِ وَ صِنوَهُ *** بأوابدٍ جاءَت بِكُلِّ عُجابِ
قَد لَقَّبوكَ أباتُرابٍ بَعدَ ما *** باعوا شَريعَتَهم بِكَفِّ تُرابِ
لَم تَعلَموا أنَّ الوَصىَّ هُوَ الَذى *** آتَى الزَكاةَ وَ كانَ فِى المِحرابِ
لَم تَعلَموا أنَّ الوَصِىَّ هُوَ الَذى *** حَكَمَ الغَديرُ لَهُ عَلَى الأصحابِ
اى همسر دخت محمد عليهاالسلام، اگر گوهر وجودت نبود او به خانه شوهر نمىرفت.
اى ريشه خاندان احمد عليهمالسلام، اگر تو نبودى از احمد مرسل صلىاللهعليهوآله نسلى بجا نمىماند.
پيامبر صلىاللهعليهوآله كه شهر علم و به هر گونه كمال آراسته بود، دروازه طلائى آن شهر توئى.
خورشيد بخاطر تو بازگشت و آن منقبتى است كه پردهپوشى نتوان كرد.
من آنچه را دشمنانت روايت كردهاند بازگو كردم، به همين جهت جان و مال آنها را حلال مىشمارم.
اى همتاى محمد صلىاللهعليهوآله، اى پيوند همايون، تو با مشكلات و شدائدى مواجه گشتى كه شگفتىها به بار آورد.
با لقب «بوتراب» تو را سركوفت زدند، ولى دين خود را با كفى «تراب» معامله كردند.
ندانستيد وصى رسول صلىاللهعليهوآله همان است كه در محراب عبادت انگشترى به رسم زكاة بخشيد.
ندانستيد وصى رسول صلىاللهعليهوآله همان باشد كه روز «غدير» فرمانروائى او را بر صحابه مسجّل ساخت.
شعر غديرِ پولِس سَلامه و علل و انگيزههاى آن(1)
يكى از جلوههاى زيبا در مورد غدير، قصيده سرايى و غديريه گويى پولس سلامه مسيحى است ! او در ديوان اشعار خود شعرى سروده و در آن به غدير اشاره كرده، و حتى كتابى در همين باره از او چاپ شده است:
1) . چهارده قرن با غدير: ص 166، 174. حماسه غدير در شعر پولس سلامه شاعر مسيحى منتظمى، زرقامى : ص 89 - 93، 164 - 173.
عيد الغدير، پولس سلامه (مسيحى) . عربى، چاپى، دارالكتاب اللبنانى، بيروت، سال 1406 ق، 1986 م، وزيرى، 318 ص. در اين كتاب اشعار مؤلف مسيحى در مورد اهلبيت عليهمالسلامآمده است، و به خصوص پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين و امام حسين عليهماالسلام است. در اين كتاب چهل و نه عنوان شعر آمده كه تنها يك عنوان درباره غدير است و به همان مشهور است.
جا دارد در اينجا چند مورد از علل و انگيزههاى شاعر مسيحى «پولس سلامه» و كتاب او «عيد الغدير» را بيان كنيم:
كتاب «عيد الغدير» از حماسههاى مشهورى است كه جايگاه مناسبى را در ادبيات عرب به خود اختصاص داده است. اين كتاب به دليل رعايت بسيارى از ويژگىهاى فنىِ حماسه در جهان ادب، از مقبوليت بسيارى برخوردار است. به طورى كه به پولس سلامه لقب شاعر حماسى دادهاند. تسميه كتاب «عيد الغدير» از باب تسميه كل به جزء است، زيرا داستان اين كتاب ترسيم زندگى پيامبر صلىاللهعليهوآله و اهلبيت عليهمالسلام از دوران جاهليت تا پايان حادثه كربلا است. شاعر قصيدهاى نود بيتى در مورد ماجراى روز غدير و برگزيده شدن حضرت على عليهالسلام به خلافت توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله آورده، و آن را عنوان قصيده اصلى حماسه خود قرار داده است. تا جايى كه حماسه خود را نيز به همين نام نهاده است.
اين حماسه در زمانى سروده شده است كه سرزمينهاى عربى و اسلامى شاهد موج شديدى از تهاجم فكرى و فرهنگى است، به طورى كه حتى براى به انجام رسيدن اين تهاجم فرهنگى از حملات مستقيم نظامى نيز ابايى نداشتند. اين امر در بيدار شدن روحيه حماسى و ملىگرايى در بين اعراب، از جمله پولس سلامه تأثير بسزايى داشت.
در اينجا قصد داريم به طور كوتاه شخصيت شاعر و روحيات او و سپس شرايطى كه او را به حماسهسرايى سوق داده بررسى كنيم. سلامه شاعرى مسيحى است، ولى از
يك سو عاطفه انسانى و از سوى ديگر پرورش يافتن در محيط اسلامى، ارزشهاى اسلامى را به وى نوشانده، تا جايى كه او عضوى از جامعه اسلامى شده است.
پولس سلامه حماسه عيد الغدير را در سال 1948 م سروده است. او كه متوجه كمبود فن حماسه در ادبيات عرب شده بود و نياز شديدى را به حماسهاى جامع در اين ادبيات احساس مىكرد، همواره در پى اين بود تا با سرودن اثر حماسى و زيبا مطابق با معيارهاى يك اثر حماسى جهانى، جاى خالى اين نوع ادبى را در ادبيات عرب پر كند.
وى ابتدا در انتخاب موضوع حماسه مردد بود، تا اينكه شيخ عبداللّه علايلى(1)به وى پيشنهاد مىكند تا جنگهاى عرب را تحت عنوان «ايام العرب» به نظم در آورد. خود وى در مقدمه اين حماسه در اين باره مىنويسد كه برخى از شخصيتهاى بزرگ دينى در پى داستان منظومى به نوشته او - كه در مجله «الاديب» به چاپ رسيده - از او خواستهاند تا حماسهاى درباره تاريخ اسلام بسرايد.
در اين ميان پيشنهاد سيد عبدالحسين شرفالدين(2)مبنى بر اينكه واقعه غدير خم را به نظم در آورد، مورد قبول و رضايت او قرار مىگيرد. البته نبايد تأثير كتاب «الغدير فى الكتاب و السنة و الادب» را كه علامه امينى نجفى در آن زمان مشغول نگاشتن آن بود و حدود پنج جلد آن منتشر شده بود فراموش كرد.
پولس سلامه از ارتباطش با علامه امينى و از نامهنگارىهايى كه با هم داشتند نيز سخن مىگويد. گويا علامه امينى اين موضوع را به وى پيشنهاد داده بود. پولس سلامه در مقدمه حماسه خود به نامهاى كه در جواب علامه نوشته است نيز اشاره مىكند:
1) . عبداللّه علايلى يكى از عالمان و بزرگان اسلامى است كه در مصر متولد شد. از مهمترين آثار او مىتوان از «تاريخ الحسين عليهالسلام» ، و «اشعة من حياة الحسين عليهالسلام» نام برد.
2) . سيد عبدالحسين شرف الدين در سال 1290 ق در كاظمين در خانوادهاى اصيل و مذهبى به دنيا آمد، و در سال 1377 ق وفات يافت. او آثار بسيار ارزشمندى از خود بر جاى گذاشته است، كه از جمله مىتوان «الفصول المهمة فى تأليف الامة» و «الكلمة الغراء فى تفضيل الزهراء عليهاالسلام» را نام برد. دايرة المعارف تشيع: ج 9 ص 565 .
از اينكه در پاسخ نامه تأخير داشتم عذر مىخواهم؛ عذرى كه تو را از پاسخنامه بيشتر خوشحال مىكند و آن را بر پاسخنامه ترجيح خواهى داد. عذرم اين است كه من در اين مدت از كوچكترين فرصتى كه بيمارى به من داد، براى سرودن حماسهاى تحت عنوان «عيد الغدير» بهره مىجستم، تا آن را در حماسهاى منظوم در ارتباط با زندگى و مصايب اهلبيت پيامبر عليهمالسلام از آغاز جاهليت تا پايان مصيبت كربلا بياورم. تعداد ابيات اين حماسه افزون بر 3500 بيت است كه عنوان «عيد الغدير» را بر آن نهادهام.(1)
البته خود شاعر اشاره مىكند كه دعوت سيد شرفالدين يا عبداللّه علايلى تنها انگيزه سرودن اين حماسه نبوده، بلكه اين كارش را لبيك به دعوتى درونى مىداند كه خودش بىصبرانه منتظرش بوده است. خود شاعر در اين باره مىگويد:
پوشيده نيست كه سرودن اين حماسه باعث نشر بخش عظيمى از تاريخ اعراب مىشود. عربيتى كه امروزه در سينه اعراب شعلهور شده - از باختر دور تا جزيرة العرب - بيش از اينها به الگو گرفتن از قهرمانان گذشته خويش نيازمند است؛ قهرمانانى كه تعدادشان زياد است، ولى هيچ يك از آنها شجاعت، دانش و خيرانديشى حضرت على عليهالسلام را ندارند و هيچ كس چون حسين عليهالسلام در مقابل ستمگران قيام نكرد. پدر براى حق زيست و شمشيرش را در جنگ بدر براى دفاع از حق از نيام كشيد، و فرزند در كربلا در راه آزادى به شهادت رسيد. بدون شك اولى دست پرورده رسول اللّه صلىاللهعليهوآله و ديگرى پاره تن او بود.(2)
شاعر از ديگر عللى كه وى را به سرودن اين اثر حماسى تشويق كرده است، آشنايىاش با قرآن كريم و شيفتگى او به شخصيتهاى اسلامى همچون پيامبر صلىاللهعليهوآله، امام على و امام حسين عليهماالسلام مىداند. وى در مقدمه قصيده «على و الحسين عليهماالسلام» - كه در پايان كتاب «سرّ الايمان» به چاپ رسيده - در اين باره مىگويد: از كودكى شيفته قرآن
مجيد و تاريخ اسلام بودم. اكنون كه حدود چهل سال از عمرم گذشته چگونه مىتوان شيفته آن نباشم. هر گاه به ياد كشته شدن اميرالمؤمنين و فرزندش حسين عليهماالسلام مىافتادم، سينهام براى يارى حق و شكست باطل بر افروخته مىشد.(1)
شاعر به دلايل ديگرى كه اين موضوع را براى حماسه برگزيده اشاره مىكند و مىگويد: شايد كسى بگويد چرا از بين همه اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآله، على عليهالسلام را براى اين حماسه برگزيدى ؟ من جواب اين سؤال را جز با چند كلمه نمىدهم.
شاعر در بيتى مثال بسيار جالبى در مورد على عليهالسلام و پيروزىهاى اسلام زده است؛ او على عليهالسلام را به ابرى تشبيه مىكند كه براى باريدن باران لازم و ضرورى است، زيرا اگر ابرى نباشد بارانى نخواهد بود. اگر على عليهالسلام هم نبود، براى اسلام و مسلمانان پيروزى رقم نمىخورد.
پولس سلامه همه وقايع قبل از غدير خم را به نوعى مشيت و قضاى خداوندى مىداند كه از اين طريق توجه مسلمانان را به سوى على عليهالسلام جلب مىكند، زيرا پيامبر صلىاللهعليهوآله در همه حوادث و مناسبتها از وى تمجيد مىنمايد و جايگاه والاى او را به مردم گوشزد مىكند. او بعد از اين كه همه اصحاب و ياران را امتحان مىكند، در نهايت على عليهالسلام را براى آن امر مهم بر مىگزيند، تا همه عذرها از مردم گرفته شود. شاعر، اين حوادث را نشانه و مقدمهاى براى خلافت امام على عليهالسلام مىداند.(2)
از جمله مهمترين وقايع صدر اسلام كه مىتوان آن را نقطه عطفى در تاريخ اسلام دانست، ماجراى غدير و معرفى حضرت على عليهالسلام به عنوان جانشين پيامبر صلىاللهعليهوآله و ولى مسلمانان توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله بود.
از نظر پولس سلامه اين واقعه از مهمترين وقايع صدر اسلام است. به همين دليل است كه حماسه خود را نيز به همين نام نهاده است. يكى از قصائد اين حماسه طولانى «يوم الغدير» مىباشد، كه در آن شاعر به تفصيل به اين واقعه پرداخته است.
پولس سلامه بازگشت رسولخدا صلىاللهعليهوآله از مكه و حال و هوايى كه حاكم بر جمعيت بود را اين چنين توصيف مىكند:
عيدُكَ العيدُ يا عَلىّ
عادَ مِن حَجَّهِالوِداعِ الخَطير *** وَ لَفيفُ الحَجيجِ مَوجُ البُحور
لُجَّةُ خَلفٍ لُجَّةٌ كَانتِشارِ ال *** غَيمِ صُبحا فِى الفَدفَد المَغمور
وَ تُبارى لِلحَجِّ كُلُّ رَشيدٍ *** يَستَطيعُ القيامَ لِلتَكبير
وَ استَفاض النَبىُّ نُصحا وَ أحكا *** ما وَ هَديا إلَى الصِراطِ القَرير
بَلَغَ العائِدونَ بَطحاءَ «خُمٍّ» *** فَكَأنَّ الرُكبانَ فِى التَنور
عَرَفوهُ غَديرَ خُمٍّ وَ لَيسَ ال- *** -غور إلاّ ثُمالَةً مِن غَدير(1)
از حج مهم خود برگشت در حالى كه انبوهى از حاجيان همچون موج دريا جمع شده بودند.
امواج مردم (حاجيان) پشت سر هم همچون تكههاى پراكنده ابرها در صبحگاه در بيابان بودند.
هر انسان توانمندى كه توانايى قيام و تكبير داشت براى رفتن به حج از ديگران سبقت مى گرفت.
پيامبر صلىاللهعليهوآله شروع به نصيحت مردم و بيان احكام و هدايت آنها به راه راست كرد.
مردم كه از حج برگشتند به سرزمين «خم» رسيدند، گويى كه كاروانيان از گرماى هوا در تنور بودند.
آن سرزمين را به نام «غدير خم» مىشناختند، زيرا آن سرزمين پست جز ته سپس حالت پيامبر صلىاللهعليهوآله در پى نازل شدن آيه تبليغ را ترسيم مىكند:
1) . عيد الغدير پولس سلامه : ص 106.
وَ إذا بِالنَبىِّ يَرقَبُ شَيئا *** وَ هُوَ فى مَثلِ جُمدِهِ المَسحور
جاءَ جَبرَئيلُ قائلاً يا نَبىَّ *** اللّهِ بَلِّغ كَلامَ رَبٍّ مُجير
أنتَ فى عِصمَةٍ مِنَ الناسِ فَانثُر *** بَيِّناتَ السَماءِ لِلجُمهور
أذِعها رِسالةَ اللّهِ وَحيا *** سرَمَديا وَ حُجَّةً لِلعُصور(1)
ناگهان گويى پيامبر صلىاللهعليهوآله در انتظار چيزى است؛ گويى كه او در سكوتى جادو شده و چون شيفتگان مفتون بود.
جبرئيل بر پيامبر صلىاللهعليهوآله نازل شده و عرض كرد: اى پيامبر خدا ! پيام پروردگار امنيت را ابلاغ كن.
تو در بين مردم در امان خواهى بود، پس آيات روشن آسمانى را به همه مردم برسان.
و رسالت خداوند را به عنوان وحى هميشگى و دليلى براى همه عصرها پخش كن.
در اين چهار بيت، پولس سلامه حالت پيامبر صلىاللهعليهوآله را هنگام نزول آيه و نيز مضمون آيه تبليغ را به نظم در آورده است.
سپس شاعر مضمون حديث غدير را كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در آن روز بيان فرمودند به نظم مىكشد و تمام سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله را از ابتدا تا انتها مىآورد. پيامبر صلىاللهعليهوآله در ابتدا نزديك شدن زمان رحلتش به سوى پروردگار خويش و فراق از اصحاب را به آنها خبر مىدهد. مردم همه به گريه مىافتند. آنگاه پيامبر صلىاللهعليهوآله آنها را شاهد مىگيرد كه آيا من مولاى شما نيستم ؟ و همه تأييد مىكنند كه آرى. سپس دست على عليهالسلام را بالاى سرش مىبرد و او را به عنوان جانشين خود و ولىّ مردم بعد از خودش به مردم معرفى مىكند:
1) . عيد الغدير پولس سلامه : ص 108.
ما دَعاهُم طه لأمرٍ يَسيرٍ *** وَ صَعيدِ البَطحاءِ وَهجِ حَرور
وَ ارتَقى مَنبرَ الحَدائجِ طه *** يَشهَرُ السَمعَ لِلكَلامِ الكَبير
أيُّهَا الناس قالَ أوشَكَ أن *** أُدعى وَ إنّى وَ إنَّكُم لِنُشور
وَ كلانا يُجيبُ: هَل تَشهَدونَ ال- *** -حَقَّ إنّى بَلَّغتُ أمرَ القَدير ؟
أدرِكوا لَهجَةَ النَعىِ خِلالَ ال- *** -قَولِ فَالصَوتُ فى جلال القُبور
عَبَراتٌ مِلئَ العُيونِ وَ كَبَّت *** فى حَلوقٍ تَأجَّجَت بِالزَفير
إنَّنا شاهِدونَ قالوا جَزاكَ اللّهُ *** خَيرا مِن ناصِحٍ وَ مُشير
أوَ لا تَشهَدونَ أن لا إلهَ *** غَيرَ رَبٍّ فَردٍ رَحيمٍ غَفور
وَ بِأنّى عَبدٌ لَهُ وَ رَسولٌ *** لَم يَقصُر فِى النُصحِ وَ التَبشير
فأجابوا بَلى فَقالَ إلهى *** أنتَ فَاشهَد لِعَبدِكَ المَأمور
أيُّهَا الناس إنَّما اللّهُ مَولا *** كُم وَ مَولاىَ ناصِرى وَ مُجيرى
ثُمَّ إنّى وَليُّكُم مُنذُ كانَ الدَ *** هرُ طِفلاً حَتّى زَوالَ الدُهور
يا إلهى مَن كُنتُ مَولاهُ حَقّا *** فَعَلىٌّ مَولاهُ غَيرَ نَكير
يا إلهى والِ الَذينَ يُوالونَ اب *** نَعَمّى وَ انصُر حَليفَ نَصيرى
كُن عَدوّا لِمَن يُعاديهِ وَ اخذُل *** كُلَّ نَكسٍ وَ خاذِلٍ شَرير
قالَها آخِذا بِضَبعِ عَلىٍّ *** رافِعا ساعِدَ الهَمامِ الهَصور
لاحَ شَعرُ الإبطَينِ عِندَ اعتِناقِ الزَ *** ندِ لِلزَندِ فى المَقامِ الشَهير
فَكَأنَّ النَبىَّ يَرفَعُ بند ال- *** -عِزِّ عَيدا لِلقائِدِ المَنصور
راويا لِلزَمان فَضلَ عَلىٍّ *** باسِطا لِلعُيونِ حَقَّ الوَزير(1)
پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى مردم، نزديك است كه از طرف خداوند فرا خوانده شوم، من و شما با هم محشور خواهيم شد.
1) . عيد الغدير پولس سلامه : ص 110.
و هر دوى ما پاسخ خواهيم داد: آيا به حق به اين كه من امر پروردگار قادر و توانا را به انجام برسانم گواه خواهيد بود ؟
صداى كسى را كه خبر مرگ مى دهد در بين سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله شنيدند. اين صدا در عظمت شكوه قبر آشكار بود.
آنگاه اشكها چشمها را پر كرد و صداها در گلوها خفه شد و آه و ناله بلند گرديد.
مردم گفتند: ما گواه و شاهد هستيم. خداوند به تو جزاى خير دهد كه نصيحت كننده و راهنماى ما بودى.
آيا گواهى نمىدهيد كه خداوند واحد و يگانه است و جز او كه مهربان و آمرزنده است خدايى نيست.
و شهادت نمىدهيد كه من بنده و فرستاده او هستم و در پند و نصيحت شما كوتاهى نكردهام ؟
همه جواب دادند: آرى. سپس پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: خداوندا، تو شاهد باش كه بنده مأموريت خود را به انجام رساندم.
اى مردم ! خدا مولاى شما و مولاى و يار و ياور و پناه من است.
و بعد از خدا من از زمان كودكى تا پايان روزگار، مولاى شما هستم.
خدايا هر كس من حقيقتا مولاى او هستم، على نيز بدون ترديد مولاى او است.
خدايا ! دوستان پسرعموى مرا دوست بدار و هم پيمانان ياور مرا يارى كن.
با دشمنان او دشمن باش و انسانهاى پست و شكست خورده و شرور را تنها و بىياور بگذار.
اين سخن را پيامبر صلىاللهعليهوآله در حالى كه بازوى على عليهالسلام را گرفته بود و ساق دست آن شير شجاع و در هم شكننده را بالا برد گفت.
در هنگامى كه على عليهالسلام و پيامبر صلىاللهعليهوآله دست در دست هم داده بودند در جايگاه مشهور، موى زير بغل آنها پيدا بود.
گويا پيامبر صلىاللهعليهوآله پرچم عزت و افتخار را در روز عيد براى فرمانده پيروز بالا مىبرد.
در حالى كه فضل و برترى على عليهالسلام را براى روزگار روايت مىكند و مقام وزارت و جانشينى او را صريح و بدون پرده براى مردم بيان مى كند.
آنگاه شاعر، حديث معروف ثقلين را - كه در همين روز بيان فرمودهاند - به نظم مىكشد:
سَوفَ ألقاكُم عَلى الحَوضِ إذ *** يَأتى عَلى بُكَيرِ كُلِّ بُكَير
أسألُ المُؤمِنينَ كَيفَ حَفِظتُم *** عفو آىَ القُرآنِ أمرَ سَفيرى
لا تَضِلّوا وَ استَمسَكوا بِكِتاب اللّهِ *** بَعدى بِعَترَتى بِالأمير(1)
شما را در روز قيامت بر سر حوض كوثر ملاقات خواهم كرد، در حالى كه على عليهالسلام پيشرو شماست.
و از مؤمنان مىپرسم كه چگونه فضل آيات قرآن و امر سفير من را اطاعت كرديد.
بعد از من گمراه نشويد و به كتاب خدا و عترتم چنگ زنيد و به اميرالمؤمنين عليهالسلام تكيه كنيد.
لازم به ذكر است كه پولس سلامه در حاشيه اين قصيده خود كلامى زيبا در مورد علامه امينى دارد. وى در مورد منابع مورد استفادهاش در مورد حديث غدير و ماجراى غدير مىگويد:
من از بين همه مؤلفان و كسانى كه در مورد غدير مطلب نوشتهاند، تواناترين آنها در جمع مستندات صحيح، عالم فاضل شيخ عبدالحسين امينى نجفى را - كه داراى ديدى بازتر نسبت به بقيه است - ترجيح مىدهم. او شخصى است كه در صبر، استقامت و رنج بسيار در جمعآورى مستندات و نقل صحيح اين واقعه (واقعه غدير) نمونه است.
او مستنداتى را جمع كرده است كه هيچ شكى در آنها نيست. مطالب او به دليل تواتر آمدن در كتابهاى اهلسنت - كه هر كدام بخشى از كتابهاى خود را به اين واقعه اختصاص دادهاند - همانند سيوطى و محمد بن جرير طبرى و احمد بن محمد بن عقده و محمد بن احمد بن عثمان الذهبى و ... ، مورد تأييد همه است.
1) . عيد الغدير پولس سلامه : ص 111.
وى در كتاب خود به ساير افراد معتبر - كه جمعا حدود هشتاد و نه حديث در مورد واقعه غدير نقل كردهاند - و نيز آيههاى قرآن استناد كرده است.(1)
از نظر پولس سلامه، پيامبر صلىاللهعليهوآله به طور واضح و بدون هيچ غموضى نظر خود را در مورد حضرت على عليهالسلام و ولايت او بيان كردهاند.
بَثَّ طه مَقالَةً فى عَلىٍّ *** واضِحا كَالنَهارِ دونَ سُتور
لا مَجازَ وَ لا غُموضَ وَ لَيسَ *** يَستَحِثُّ الإفهامَ لِلتَفسير(2)
پيامبر صلىاللهعليهوآله سخنش را در مورد على عليهالسلام چون روز روشن واضح و بىپرده بيان كرد.
سخنى كه بدون پيچيدگى و ابهامى كه نياز به فهماندن تفسير داشته باشد ادا شد.
گويى پولس عقيده دارد كه گروهى در پى تحريف سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله در روز غدير بر آمدهاند و سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله را پيچيده و در پرده دانستهاند. وى سعى كرده تا پاسخ آنها را بدهد، و چون خود عرب زبانى اصيل و نيز عالم به علوم زبانى و نيز اديبى بزرگ است، خوب شرايط قبل و بعد سخن پيامبر صلىاللهعليهوآله را سنجيده؛ و اين چنين مىگويد كه معنى حديث غدير واضح و آشكار است و منظور پيامبر صلىاللهعليهوآله را مىتوان بدون هيچ غموض و ابهامى دريافت.
پولس سلامه بعد از اين ابيات به تبريك صحابه و زنان پيامبر صلىاللهعليهوآله و همه مردم حاضر در آن روز نيز اشاره كرده است. گويى او اين تبريك را نيز دليل بر وضوح منظور پيامبر صلىاللهعليهوآله دانسته و تصميم دارد تا با آوردن شواهد به تثبيت اين معنى بپردازد:
فَأتاهُ المُهَنِّئونَ عُيونُ ال- *** -قَومِ يَبدونَ آيَةَ التَوقير
جاءَ الصاحِبانُ يَبتَدِرانِ ال- *** -قَولِ طُلاًّ عَلى حِقاقِ العَبير
بِتَّ مَولىً لِلمُؤمِنينَ هَنيئا *** لِلمَيامين بِالإمامِ الجَدير
هَنَّأتهُ أزواجُ أحمدَ يَتلو *** هُنَّ رَتلٌ مِنَ الجَميعِ الغَفير
عَيدُكَ العَيدُ يا عَلىّ فَإن يَصمِ- *** -تَ حَسودٌ أو طامِسٌ لِلبِدور
تَنطِقُ البَيد ناثِراتٍ عَلَى الصَ- *** -صَحراءِ وَشيا مِن كُلِّ زَهرٍ نَضير(1)
تبريك گويان به نزد او آمدند، در حالى كه آيه تكريم را زمزمه مى كردند.
صاحبان (ابوبكر و عمر) شتابان به نزد او آمدند در حالى كه سخنان عطر آگينى چون عبير ناب بر زبان مىراندند:
«تو مولاى مؤمنان گشتى. مبارك باد بر تو كه به امامت شايستهاى» .
زنهاى پيامبر صلىاللهعليهوآله در حالى كه جماعتى از مردم پشت سر آنها بودند به او تبريك گفتند.
اى على ! عيد تو عيد همه مسلمانان است. هر چند كه حسودان و كسانى كه ماه را بىفروغ مىكنند ساكت باشند.
بيابانهاى پراكنده در كوير، گلهايى شاداب مى پراكند.
او معتقد است كه روز عيد غدير از اهميت بالايى برخوردار است. حتى در نظر او اين روز همتا و همارزش و حتى بالاتر از روز مبعث پيامبر صلىاللهعليهوآله است، زيرا اگر اين روز - يعنى اعلام جانشينى على عليهالسلام - نبود، دين پيامبر صلىاللهعليهوآله با همه زحمات بسيارى كه كشيده بود كامل نبود، و حتى به تعبير آيه قرآن رسالت پيامبر صلىاللهعليهوآله ابلاغ نشده بود:
كَانَ وَهجُ الشُروقِ يَومَ حَراءٍ *** وَ جَلالُ المَغيبِ يَومَ غَدير(2)
درخشش طلوع دين در غار حرا بود و شكوه غروب آن در روز غدير.
شهادت رسول گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله نيز از جمله موضوعاتى است كه در اين حماسه به آن اشاره شده است. پولس سلامه در آن منظرههايى جاودان از شهادت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله
به سوى حضرت حق ثبت مىكند؛ مدينه تا آن روز فاجعهاى بدتر از شهادت رسولخدا صلىاللهعليهوآله به خود نديده بود؛ زمانى كه همه مردم دسته دسته با ديدگانى اشكآلود و نوحهگويان به كوچهها ريختند، و در غم از دست دادن خاتم پيامبران صلىاللهعليهوآله در مصيبت و اندوهى عظيم فرو رفتند.
درباره پولس سلامه و كتاب او چند كتاب مستقل تأليف شده كه از اين قرار است:
حماسه عيد الغدير، سيد حسين مرعشى. فارسى، چاپى، منير، تهران، اول، سال 1382 ش، وزيرى، 160 ص. در اين كتاب در مورد كتاب «عيد الغدير» پولس سلامه و خود او و اشعارش تحقيق نموده و درباره غدير نيست.
بولس سلامة و ملحمة عيد الغدير، عبدالحسين جواهرى. عربى، چاپى، چاپ بيروت (لبنان) ، سال 1425 ق، وزيرى، 48 ص.
حماسه عيد الغدير، پولس سلامه، انتخاب: سيد حسين مرعشى. فارسى، چاپى. منير، تهران، سال 1382 ش. وزيرى، 160 ص. اين كتاب انتخاب و توضيح بعضى از اشعار در مورد غدير از كتاب «عيدالغدير» پولس سلامه است. البته اصل كتاب به طور كامل درباره غدير نيست.
معرفى غديريه سرايان به زبان فارسى(1)
آنچه در روش دائرة المعارف نگارى متداول است و درست هم همين است، اشعار در مورد موضوع تأليف آورده نمىشود. چرا كه شعر جايگاه علمى ندارد، و هم اينكه آن اشعار در واقع به نظم درآمده همان مطالبى است كه در جاى جاى دائرة المعارف آمده و به نوعى تكرار است.
از سوى ديگر، غديريه و اشعار در مورد غدير با موضوعات ديگر متفاوت است. چرا كه هر غديريه خود نوعى نقل غدير است. به خصوص اگر سراينده از سدههاى اوليه باشد، كه ارزش آن بسيار خواهد بود.
حال براى اينكه اين دو مهم رعايت شود، فقط اسامى غديريه سرايان مشهور به حسب قرنها آورده مىشود، تا هم سير فنى و تأليفى دائرة المعارف حفظ شود، و هم نام راويان غدير در قالب شعر آورده شود. غديرجويان مىتوانند براى توضيح بيشتر به كتب جمعآورى اشعار غديرى مراجعه نمايند؛ كتاب هايى كه مستقلاً تأليف شده و در اوائل همين جلد از همين دائرة المعارف گذشت.
براى توضيح بيشتر مراجعه شود به اين فصل «مسائل فرهنگى غدير» ، بخش دوم «ادبيات غدير» ، قسمت اول «موارد كلى ادبيات غدير» ، عنوان «كتابشناسى شعر غدير» .
1) . غديريههاى فارسى از قرن چهارم تا چهاردهم محمد صحتى سردرودى .
در كتابهاى مجموعه شعر غدير، هم نامهاى بيشترى از شعراى غدير آمده كه البته اكثرا معاصر هستند، و هم توضيحات در مورد هر يك از شعراى غدير و شعرشان بيان شده است.
همچنين در مورد غديريههاى فارسى، به عنوان «كنگره سراسرى ادبيات غدير» كه در صفحات بعد در همين بخش آمده مراجعه شود.
و اما اسامى غديريه سرايان به زبان فارسى در طول چهارده قرن:
كسايى مروزى (ابو الحسن مجدالدين) ، ت 341 ق.
دقيقى طوسى (ابومنصور محمد بن احمد) ، م 341 ق.
منوچهرى دامغانى، م 432 ق.
خواجه عبداللّه انصارى، ت 396 ق، م 481 ق.
5 . ناصر خسرو قباديانى، ت 394 ق، م 481 ق.
6 . ابوالمفاخر رازى، م 511 ق.
8 . ابوالمعالى رازى (دهخدا) ، م 541 ق.
اديب صابر ترمذى (شهابالدين) ، م 546 ق.
قوامى رازى (بدرالدين شرفالشعراء) ، م 550 ق.
سوزنى سمرقندى (شمسالدين محمد) ، م 569 ق.
فريدالدين عطار نيشابورى، ت 513 ق، م 586 ق.
بابا افضلالدين كاشانى، ت 582 ق، م 664 ق.
جلالالدين محمد مولوى، م 670 ق.
مصلحالدين سعدى شيرازى، ت 605 ق، م 690 ق.
ابنيمين فريومدى (امير فخرالدين محمود) ، ت 685 ق، م 769 ق.
مولانا كاشى (محمد حسن افضل المتكلمين) ، م قرن 8 ق.
نصرت محمد علوى رازى، م قرن 8 ق.
حمزه كوچك ورامينى، م قرن 8 ق.
واعظ قاينى (مير سيد على) ، م بعد از 803 ق.
مولانا لطفاللّه نيشابورى، م 816 ق.
شاه نعمتاللّه ولى (سيد نورالدين كرمانى) ، ت 731 ق، م 834 ق.
ابنحسام خوسفى (محمد بن حسامالدين) ، ت 783 ق، م 857 ق.
آذرى طوسى (فخرالدين حمزه) ، ت 784 ق، م 866 ق.
ملا حسين واعظ كاشفى (سبزوارى) ، م 910 ق.
مولانا نظام استرآبادى، م 921 ق.
بابا فغانى شيرازى، م 925 ق.
اهلى شيرازى (محمد) ، ت 858 ق، م 942 ق.
خواند مير خواجه غياثالدين، ت 880 ق، م 942 ق.
مولانا نثارى تونى، م 968 ق.
وحشى بافقى (كمالالدين محمد) ، م 991 ق.
سائل كاشانى، م قرن 10 ق.
نظيرى نيشابورى (محمدحسين) ، م 1023 ق.
علىنقى كمرهاى، ت 953 ق، م 1029 ق.
حكيم شفايى اصفهانى (شرفالدين حسن) ، ت 966 ق، م 1037 ق.
فياض لاهيجى، م 1072 ق.
ناظم هروى (ملا فرخحسين) ، ت 1011 ق، م 1081 ق.
ميرسند كاشانى، م 1083 ق حدودا.
صائب تبريزى (محمدعلى) ، ت 1016 ق، م 1086 ق.
محمدطاهر قمى، م 1098 ق.
نجيب كاشانى (نورالدين محمد) ، م 1106 ق.
تأثير تبريزى (محسن) ، ت 1060 ق، م 1129 ق.
دردمند اودگيرى (فقيه صاحب) ، م قبل از 1136 ق.
لامع درميانى (محمدرفيع) ، ت 1076 ق.
ميرجليل (سيد عبدالجليل حسينى واسطى بلگرامى) ، ت 1071 ق، م 1138 ق.
الماسى اصفهانى (ميرزا محمدتقى شمسآبادى) ، م 1159 ق.
محسن تتوى (محمد محسن) ، ت 1121 ق، م 1163 ق.
طبيب اصفهانى (ميرزا عبدالباقى) ، ت 1127 ق، م 1171 ق.
حزين لاهيجى (محمدعلى) ، ت 1103 ق، م 1181 ق.
50 . عاشق اصفهانى (محمد) ، ت 1111 ق، م 1181 ق.
51 . فقير دهلوى (مير شمسالدين) ، ت 1115 ق، م 1183 ق.
52 . آذر بيگدلى (لطفعلى بيك) ، ت 1134 ق، م 1195 ق.
53 . هاتف اصفهانى (سيد احمد) ، م 1198 ق.
54 . آزاد بلگرامى (ميرغلام على واسطى) ، ت 1116 ق، م 1200 ق.
55 . قادر گرامى پنجابى (شيخ غلام) ، م 1200 ق حدودا.
56 . قانع تتوى (مير على شير) ، م 1203 ق.
57 . مظفر عليشاه كرمانى (ميرزا محمدتقى) ، م 1215 ق.
58 . طراز يزدى (عبدالوهاب) ، م 1261 ق.
59 . وصال شيرازى، ت 1197 ق، م 1262 ق.
60 . وامق يزدى (سيد محمدعلى) ، ت 1200 ق، م 1262 ق.
61 . رشحة اصفهانى (محمدباقر) ، ت 1203 ق، م 1266 ق.
62 . قاآنى شيرازى (ميرزا حبيب) ، ت 1222 ق، م 1270 ق.
63 . داورى شيرازى (محمد) ، ت 1238 ق، م 1283 ق.
64 . سروش اصفهانى (شمسالشعراء ميرزا محمدعلى) ، ت 1228 ق، م 1285 ق.
65 . غالب دهلوى (اسداللّه) ، ت 1212 ق، م 1285 ق.
66 . هماى شيرازى (ميرزا محمدعلى) ، ت 1212 ق، م 1290 ق.
67 . افسر كرمانى (ميرزا مهدى قليخان) ، ت 1259 ق، م 1300 ق.
68 . جيحون يزدى (محمد تاجالشعراء) ، م 1301 ق.
69 . نقيب شيرازى (ميرزا احمد) ، ت 1238 ق، م 1302 ق.
جودى خراسانى (عبدالجواد) ، م 1302 ق.
شمسالادباء ميرزا سيد محمد اصفهانى، ت 1252 ق، م 1302 ق.
روشن اردستانى (ميرزا صادق) ، م 1305 ق.
عنقاى اصفهانى (محمدحسين) ، م 1308 ق.
خرد كرمانى (محمدعلىخان) ، زنده در سال 1308 ق.
صباى كاشانى (محمودخان ملكالشعراء) ، ت 1228 ق، م 1311 ق.
ميرزا حبيب اصفهانى، م 1311 ق.
پروين همدانى (محمد ملا پروين) ، زنده در 1312 ق.
صفى عليشاه (ميرزا حسن اصفهانى) ، ت 1251 ق، م 1316 ق.
قدرت قمى (سيد على رضوى) ، ت 1274 ق، م 1316 ق.
80 . محيط قمى (ميرزا محمد) ، م 1317 ق.
81 . مشتاقى نائينى (ميرزا علىخان) ، ت 1246 ق، م 1318 ق.
82 . آسوده شيرازى (محمدمهدى) ، م 1320 ق.
83 . حكيم ساوجى (ميرزا علىرضا) ، م 1322 ق.
84 . عمان سامانى (ميرزا نوراللّه) ، ت 1264 ق، م 1322 ق.
85 . صبورى كاشانى (محمدكاظم) ، ت 1259 ق، م 1322 ق.
86 . شكيب اصفهانى (محمدرضا) ، زنده در 1323 ق.
87 . شباب شوشترى (ملا عباس) ، ت 1250 ق، م 1324 ق.
88 . داور شيرازى (شيخ مفيد) ، ت 1251 ق، م 1325 ق.
89 . لعلى تبريزى (ميرزا على شمسالحكماء) ، ت 1261 ق، م 1325 ق.
فروغى اصفهانى (ميرزا محمدحسين ذكاءالملك) ، ت 1255 ق، م 1325 ق.
ميرزا حبيب خراسانى، ت 1266 ق، م 1327 ق.
شوكت شيرازى (فضلاللّه) ، م 1329 ق.
طرب اصفهانى (ابوالقاسم محمدنصير) ، ت 1274 ق، م 1330 ق.
حضورى سلماسى (ميرزا حسينخان) ، ت 1263 ق، م 1330 ق.
عنقاى طالقانى (جلالالدين ابوالفضل) ، ت 1266 ق، م 1333 ق.
اختر طوسى (ميرزا غلامحسين) ، ت 1268 ق، م 1334 ق.
سيد محمد جدّاى قمى، م 1336 ق.
شيخالرئيس قاجار (ميرزا ابوالحسن حيرت) ، ت 1264 ق، م 1336 ق.
اديبالممالك فراهانى (سيد محمدصادق متخلص به اميرى) ، ت 1277 ق، م 1336 ق.
اديب خلوت (ميرزا على آشوب آشتيانى) ، ت 1285 ق، م 1337 ق.
حكيم هيدجى (محمد بن معصومعلى) ، ت 1270 ق، م 1339 ق.
فرصت شيرازى (سيد ميرزا محمدنصير حسينى) ، ت 1271 ق، م 1339 ق.
منزوى تهرانى (شيخ على) ، ت 1290 ق، م بعد از 1341 ق.
ربانى گرگانى (حاج ميرزا محمدحسين) ، ت 1271 ق، م بعد از 1341 ق.
حكمت تهرانى (علىنقى مشيرالكُتّاب) ، ت 1293 ق، م 1344 ق.
ايرج ميرزا، ت 1291 ق، م 1344 ق.
دروديان تفرشى (شيخ محمدرضا) ، ت 1284 ق، م 1344 ق.
غمگين اصفهانى (محمدكاظم) ، ت 1280 ق، م 1345 ق.
اديب پيشاورى (سيد احمد) ، ت 1260 ق، م 1349 ق.
خوشدل تهرانى (علىاكبر صلحخواه) ، ت 1293 ق، م 1349 ق.
پروانه (سلطان محمود ميرزا) ، ت 1280 ق، م 1349 ق.
يحيى مدرس اصفهانى، ت 1254 ق، م 1349 ق.
مايل تهرانى (ميرزا حبيباللّه) ، ت 1288 ق، م 1350 ق.
رفعت سمنانى (محمدصادق) ، م 1350 ق.
دانش تبريزى (صدرالافاضل) ، ت 1268 ق، م 1350 ق.
فقير شيرازى (ميرزا على معينالشريعه) ، ت 1296 ق، م 1351 ق.
نادرى مشهدى (محمدحسين ميرزا اميرالشعراء) ، ت 1299 ق، م 1356 ق.
غروى اصفهانى (محمدحسين كمپانى) ، ت 1296 ق، م 1361 ق.
عبرت نائينى (محمدعلى مصاحبى) ، ت 1283 ق، م 1362 ق.
ملكالشعراء بهار (محمدتقى) ، ت 1304 ق، م 1370 ق.
بنائى يزدى (علىاصغر) ، ت 1301 ق، م 1370 ق.
صغير اصفهانى (محمدحسين) ، ت 1312 ق، م 1390 ق.
حائرى مازندرانى (محمدصالح) ، ت 1298 ق، م 1391 ق.
الهى قمشهاى (مهدى محىالدين) ، ت 1319 ق، م 1393 ق.
امينى تبريزى (سليمان) ، ت 1341 ق، م 1394 ق.
نجومى خراسانى (اسماعيل نجوميان) ، ت 1302 ق، م 1397 ق.
حشمت شيرازى (عبدالرحيم) ، م قرن 14 ق.
فارس بروجردى، م قرن 14 ق.
سيد محمدحسن ميرجهانى (حيران) ، ت 1319 ق، م 1412 ق.(1)
عبدالعلى فائز تبريزى، زنده در سال 1300 ش.
گلزار اصفهانى (متخلص به رجاء) ، ت 1263 ش، م 1325 ش.
نصرت خراسانى (ميرزا عبدالحسينخان منشىباشى) ، ت 1251 ش، م 1334 ش.
مفتون همدانى (ميرآقا كبريائى) ، ت 1268 ش، م 1334 ش.
اورنگ مازندرانى (عبدالحسين) ، ت 1282 ش، م 1337 ش.
سيد صادق سرمد، ت 1286 ش، م 1339 ش.
مهدين صور اسرافيل (علىاكبر) ، ت 1280 ش، م 1340 ش.
1) . تا اينجا سالها به تاريخ قمرى بود، و از اينجا به بعد به تاريخ شمسى است.
مُكرَم اصفهانى (محمدعلى حبيبآبادى) ، ت 1283 ش، م 1344 ش.
منشى كاشانى (حسينعلى) ، ت 1271 ش، م 1349 ش.
عارف بجنوردى (سيد مرتضى رضوىنژاد) ، ت 1284 ش، م 1353 ش.
محمدرضا حكيمى خراسانى، ت 1314 ش، م 1354 ش.
صابر همدانى (اسداللّه صنيعيان) ، ت 1282 ش، م 1355 ش.
احمد ناظرزاده كرمانى، ت 1296 ش، م 1355 ش.
سنا (جلالالدين همايى) ، ت 1278 ش، م 1359 ش.
محمدحسين آيتى بيرجندى (ضياءالدين) ، ت 1310 ش، م 1350 ش.
طوطى همدانى (ابوالحسن) ، ت 1283 ش.
محمد على نجاتى تهرانى، ت 1285 ش.
احمد سهيلى خوانسارى، ت 1291 ش.
نواى اصفهانى (جعفر نوابخش) ، ت 1293 ش.
اسحاق شهنازى (سرهنگ) ، ت 1297 ش.
سيد كريم اميرى فيروزكوهى، ت 1288 ش، م 1364 ش.
ناصح تهرانى (محمدعلى) ، ت 1278 ش، م 1365 ش.
نعمتاللّه ذكايى بيضايى، ت 1283 ش، م 1365 ش.
قاسم رساء، ت 1288 ش، م 1365 ش.
سيد محمدحسين شهريار تبريزى، ت 1283 ش، م 1367 ش.
ابوالقاسم حالت، ت 1292 ش، م 1371 ش.
مهدى سهيلى، ت 1303 ش.
سروى (قاسم سروىها) ، ت 1304 ش.
حميد سبزوارى (حسين ممتحنى) ، ت 1304 ش.
مشفق كاشانى (عباس كىمنش) ، ت 1304 ش.
جواد نوربخش كرمانى، ت 1305 ش.
كيفر (حسين مظلوم) ، ت 1306 ش.
شاهرخى بَمى (محمود جذبه) ، ت 1306 ش.
علىاكبر پيروى، ت 1309 ش.
مهدى اخوان ثالث (م. اميد) ، ت 1307 ش، م 1369 ش.
مرتضى اشترى اصفهانى، ت 1312 ش.
عابد تبريزى (محمد عابدى خيابانى) ، ت 1314 ش.
آزرم (نعمت ميرزازاده، م. آزرم) ، ت 1315 ش.
سيد على موسوى گرمارودى، ت 1320 ش.
طه حجازى (ح. آرزو) ، ت 1330 ش.
احمد عزيزى، ت 1334 ش.
محمد آلاندوزلى، ت 1343 ش.
اسماعيل نورى علاء، ت قرن 14 ش.
محمدرضا شريفىنيا، ت قرن 14 ش.
فرخنده ساوجى، ت قرن 14 ش.
صديقه وسمقى، ت 1340 ش.
شارخ تندرو صالح، ت قرن 14 ش.
يوسفعلى ميرشكاك، ت قرن 14 ش.
محمدعلى مجاهدى (پروانه) ، ت قرن 14 ش.
محمدى تبريزى (جلال) ، ت قرن 14 ش.
امير برزگر خراسانى، ت قرن 14 ش.
بعد ارائه از ليست غديريه سرايان، ذيلاً به چند مورد از غديريههاى مهم در زبان فارسى اشاره مىكنيم:
اشعار شعراى مشهور فارسى در غدير(1)
اديبان و شعراى برجسته پارسى زبان، واقعه غدير و پيامهاى آن مثل حديث غدير را به نظم كشيده، و يا در اشعار خود به آن اشاره داشتهاند(2).
از جمله اين شعراست:
منم بنده اهلبيت نبى عليهمالسلام *** سِتاينده خاك پاى وصى عليهالسلام
اگر چشم دارى به ديگر سراى *** به نزد نبى صلىاللهعليهوآله و وصى عليهالسلام گير جاى
گرت زين بد آيد گناه من است *** چنين است و اين رسم و راه من است
بِدين زادم و هم بِدين بگذرم *** چنان دان كه خاك پى حيدرم
اى خوانده تو را خدا ولىّ ادركنى *** بر تو زِ نبى صلىاللهعليهوآله نصّ جلىّ ادركنى
دستم تهى و لطف تو بىپايان است *** يا حضرت مرتضى علىّ ادركنى
شرف مرد به هنگام پديد آيد از او *** چون پديد آمدِ تشريف على عليهالسلام روزِ غدير
او سزايد كه وصى بود نبى صلىاللهعليهوآله را در خلق *** كه برادر بُد و بن عَم و داماد و وزير
مثنوى داستان غدير خم را در اشعار خود چنين توضيح مىدهد:
1) . برترين نعمت، چهل نكته درباره غدير واعظ حسينى : ص 123 - 125. هزار و يك نكته درباره غدير و فضائل اميرالمؤمنين على عليهالسلام: ص 165، 166.
2) . دائرة المعارف تشيع: ج 12 ص 48 - 52 ، ماده غديريه. در خصوص غدير، سرودههاى فراوانى از شاعران معروف در اين كتاب ذكر شده، كه آنچه در اينجا آمده بخش بسيار اندكى است.
زين سبب پيغمبر با اجتهاد *** نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر كاو را منم مولا و دوست *** ابنعم من على مولاى او است
كيست مولى آنكه آزادت كند *** بند رقّيّت ز پايت بر كند
5 - سنايى غزنوى (م 590 ق)(1)
نائب مصطفى به روز غدير *** كرده بر شرع خود مر او را مير
به جانِ پادشه سوگند خوردم *** كه نزد پادشه جُز پادشه نيست
اشاره مىكند به ايستادن على عليهالسلام در كنار پيامبر صلىاللهعليهوآله در روز غدير خم.
گفت پيغمبر به يارن اين سخن *** پيك ربّ العالمين آمد به من گفت
حيدر را خدا اين تحفه داد *** بر همه خلق جهان فضلش نهاد
چون كه او برگشت از حج الوداع *** در غدير خم مكان كرد آن مُطاع
جبرئيل از حضرت عزت رسيد *** نَّزِل از حضرت به پيش او كشيد
پيش او از پيش حق آورد پيك *** آيه يا ايها بلّغ اليك
چون نبى صلىاللهعليهوآله فرمود منبر ساختند *** از جهاز اشترش افراختند
گفت هر كس را منم مولاى او *** پس على عليهالسلام مولاى او باشد نكو
حيدر از فرمان ربّ كائنات *** شد ولى بر مؤمنين و مؤمنات
منم كز جان شدم مولاى حيدر عليهالسلام *** اميرالمؤمنين عليهالسلام آن شاه صفدر
على عليهالسلام كو را خدا بىشك ولى خواند *** به امر حق ولى كردش پيمبر صلىاللهعليهوآله
به آن روزى كه وحى آمد نبى صلىاللهعليهوآله را *** كه از پالان اشتر ساخت منبر
كه بعد از مصطفى صلىاللهعليهوآله در كلّ عالم *** نَبُد فاضلتر و بهتر ز حيدر عليهالسلام
1) . حديقة الحقيقة.
يا على نام تو بردم نه غمى ماند و نه همّى / بابى انت و امّى *** بى ولاى على و آل چه فقهى و چه شَمّى ؟ / بابى انت و امّى
منكر عيد غدير خم و آن خطبه تنزيل / كر و كور است و عزازيل *** با كر و كور چه عيدى و غديرى و چه خمّى ؟ / بابى انت و امّى
جلوههاى غدير در شعر فارسى كهن(1)
مسئله غدير خم يك واقعيت حساس در تاريخ اسلام است و عموم مسلمان - اعم از شيعه و سنى - آن را قبول دارند، و در بيان انديشههاى خود به آن اشاره مىكنند.
در اينجا جلوههاى گوناگون غدير را در شعر فارسى بررسى مىكنيم، و اينكه آيا در كدام ادوار غدير نمود بيشترى در شعر فارسى داشته است ؟ آيا فقط شاعران شيعه بدان اشاره نمودهاند، يا شاعران سنى هم به آن اشاره كردهاند ؟ چه مباحثى از اين واقعه نمود بيشترى دارد ؟
براى اين كار بايد تمام اشعار فارسى بررسى مىشد كه خارج از حوصله اين نوشتار بود. بنابراين، با ملاحظه و بررسى بيش از يك ميليون بيت شعر از 101 شاعر در نرمافزار «درج 3» - كه تقريبا دورنمايى از شعر فارسى را ترسيم مىكرد - اجزا و عناصر غدير جستجو شد. در نتيجه مشخص شد كه اهلسنت بيشتر تا قرن هفتم به مسئله غدير پرداختهاند، و از قرن دهم به بعد شاعران شيعه به غدير اشاره نمودهاند.
البته ناصر خسرو در قرن پنجم يك استثناست.
شايد دليل اشاره بيشتر اهلسنت اين است كه غالب شاعران پارسىگوى تا قبل از عهد صفوى سنى مذهب و شاعران شيعه در اقليت بودند. ديگر اين كه شاعران سنى از لحاظ بسامد كمتر هستند؛ تقريبا 6 در مقابل 10. علاوه بر آن، بسامد و تعداد اشاره شاعران شيعه - 35 بار - نسبت به شاعران سنى - 8 بار - بيشتر است.
1) . زلال غدير مجموعه مقالات : ش 2 ص 97 - 116.
همچنين شاعران شيعه بيشتر اشعار مستقلى به غدير اختصاص داده و آن را عيد پنداشته و اظهار شادمانى نمودهاند. همچنين جنبههاى گوناگون مسئله غدير در شعر شاعران شيعه نمود يافته، و در بيشتر موارد در صدد احتجاج و اثبات اهميت موضوع بر آمدهاند. در حالى كه اهلسنت ضمن مسلّم شمردن اصل موضوع، آن را يك امر ساده و كم اهميت تلقى كرده و از كنار آن گذاشتهاند ! البته گاه اشاره اهلسنت به موضوع چنان است كه خواننده در سنى بودن شاعر شك مىكند.
در اينجا مىخواهيم نمودها و جلوههاى گوناگون غدير در شعر فارسى را بررسى كنيم، و اينكه در كدام ادوار از تاريخ ادبى ايران اين واقعه نمود بيشترى داشته است.
اينكه از بين شاعران كدام دسته از شاعران - شيعه يا سنى - به اين مسئله اشاره نمودهاند ؟ چه مسائل و مباحثى از اين واقعه در شعر فارسى نمود بيشترى دارد ؟ و نوع نگاه شاعران شيعى و سنى بدان چگونه است ؟
براى اين كار يا بايد اشعار فارسى مىشد، كه كارى شاقّ و خارج از حوصله اين نوشتار و تقريبا غيرممكن بود. يا اينكه شعر تعدادى از شعرا در دورهاى خاص و محدود بررسى مىشد، كه باز هم بسيار و نارسا بود. براى اين كار از نرمافزار «درج 3» استفاده شد، كه حدود يك ميليون بيت شعر فارسى از حدود 101 شاعر در ادوار مختلف در بر مىگرفت، و تا حدود زيادى بيانگر نمودهاى مختلف غدير در شعر و ادبيات فارسى بود.
براى رسيدن به اين مقصود، اجزا و عناصر مختلف، آيات، احاديث پيرامون غدير خم خود تركيب «غديرخم» در اين مجموعه جستجو شد. كلماتى مثل مولى، غدير، خم، غدير خم، كنت، اكملت، اتممت، اتمام، اكمال، و غيره. بدين ترتيب اهم موارد اشاره به موضوع غدير خم استخراج شد.
البته بايد توجه داشت وقتى هر كدام از اين كلمات جستجو گردد، كلمه در تمام معانى آن استخراج مىشود؛ يعنى وقتى واژه «خم» جستجو شود، اين واژه در تمامى
معانى آن - يعنى كوزه بزرگ، خميدگى (خَم) و غيره - يافت مىشود. به اين دليل در هر جستجو ممكن صدها مورد و بيت استخراج شود كه به مقصود ما از جستجو ربط نداشته باشد.
براى رفع مشكل، با مطالعه همه آنها، ابيات مربوط به غدير خم جدا گرديد و ما بقى كنار گذاشته شد. مثلاً وقتى واژه «غدير» جستجو شد، حدود 128 مورد از اين كلمه پيدا شد كه در بيشتر موارد غدير به معنى «بركه» و «آبگير» بود و ربطى به واقعه غدير خم نداشت، و فقط چندين مورد محدود آن مربوط به موضوع تحقيق بود. يا كلمه «خم» 20151 مورد پيدا شد، كه معدودى از آنها مربوط به موضوع تحقيق بود و در بيشتر موارد به معانى كوزه بزرگ، خميدگى و غيره بود.
راجع به واقعه غدير خم آثار زيادى نگاشته شده است، كه اينجا نيازى به ذكر آنها نيست. راجع به انعكاس و بازتاب واقعه غدير در شعر و ادبيات، بهترين اثر كتاب «الغدير» اثر شيخ عبدالحسين فرزند شيخ احمد امينى معروف به علامه امينى در 20 جلد به زبان عربى است، تمامى جلدهاى اين كتاب به زبان فارسى ترجمه شده است. موضوع عمده كتاب واقعه غدير خم به روايت اهلتسنن است كه در محل خود مفصل توضيح داده شده است. آنچه در اينجا مهم است اينكه در «الغدير» اشعار شاعران مختلف عرب زبان را در ادوار مختلف درباره موضوع غدير ذكر مىكند.
ولى در كتاب «الغدير» فقط به شعر و ادبيات عرب پرداخته شده، و گويا نگارنده در مورد غدير و بازتاب و انعكاس آن در شعر و ادبيات فارسى به اثر خاص و مستقلى برخورد نكرده است.
پس از جستجوى اجزا و عناصر پيرامون واقعه غدير و جرح وتعديل نتايج حاصله مواردى از اشاره شاعران به واقعه غدير به دست آمد، كه پس از تجزيه و تحليل آن نتايج، روشن شد كه مسئله در چند محور قابل بررسى است:
از جهت سير تاريخى اشاره به واقعه.
از جهت شيعه و سنى بودن شاعران و بسامد تكرار موضوع در شعر هر كدام.
از جهت نوع برخورد شاعران بامسئله غدير و ديدگاه شاعران نسبت به واقعه غدير خم.
به همين جهت ابتدا به تحليل بسامدى آن پرداخته مىشود، و سپس از نظر محتوايى موضوع بررسى مىگردد:
نتايج جستجو به ترتيب تاريخى همراه با تعداد موارد و ابيات اشاره شده به واقعه غدير خم به شرح زير است:
حسين بن منصور حلاج: قرن 3 و 4، سنّى، 1 غديريه.
منوچهرى دامغانى: قرن 5 ، سنّى، 1 غديريه.
ناصر خسرو قباديانى: قرن 5 ، شيعه، 10 غديريه.
امير معنوى: قرن 5 و 6 ، سنّى، 3 غديريه.
سنايى غزنوى: قرن 5 و 6 ، سنّى، 1 غديريه.
سوزنى سمرقندى: قرن 6 ، سنّى، 1 غديريه.
مثنوى: قرن 7، سنى، 1 غديريه.
نظيرى نيشابورى: قرن 10 و 11، شيعه، 1 غديريه.
صائب تبريزى: قرن 11، شيعه، 1 غديريه.
حزين لاهيجى: قرن 12، شيعه، 2 غديريه.
قاآنى شيرازى، قرن 13، شيعه، 6 غديريه.
عمّان سامانى: قرن 13 و 14، شيعه، 2 غديريه.
ملكالشعراء بهار، قرن 13 و 14، شيعه، 5 غديريه.
اديب الممالك فراهانى: قرن 13 و 14، شيعه، 7 غديريه.
ايرج ميرزا: قرن 14، شيعه، 1 غديريه.
عطار: شيعه، 3 غديريه.
در مجموع: 37 غديريه از 10 شاعر شيعه، و 8 غديريه از 6 شاعر سنى.
آنچه از نگاه اول به جدول و آمار آن بر مىآيد اين است كه شاعران سنى مذهب بيشتر در قرون پنجم تا هفتم به مسئله غدير پرداختهاند. تنها شاعر شيعه قرن پنجم ناصر خسرو قباديانى است كه راجع به غدير شعر سروده است. پس از آن، از اواخر قرن دهم به بعد شاعران شيعه مذهب به مسئله غدير اشاره نمودهاند، و در قرون 8 و 9 سكوت شاعران در اين زمينه ديده مىشود.
شايد دليل آن باشد كه غالب شاعران پارسىگوى تا قبل از عهد صفوى سنى مذهب هستند، و شاعران شيعه مذهب در اقليت هستند. از عهد صفوى است - كه شيعه مذهب رسمى ايران شد - غالب شاعران شيعه هستند. البته ناصر خسرو هم به خاطر ماهيت محتوايى شعرش يك استثناست.
نكته قابل تأمل ديگر اين است كه شاعران سنى مذهبى كه به مسئله غدير اشاره نمودهاند، از لحاظ بسامد كمتر هستند؛ شش نفر در مقابل ده شاعر شيعه مذهب. علاوه بر آن، بسامد و تعداد اشاره شاعران شيعه مذهب هم به نسبت شاعران سنى مذهب بيشتر است، و مجموعا هشت بار (39 / 17% كل موارد) در شعر شاعران سنى مذهب به مسئله غدير اشاره شده است.
در حالى كه شاعران شيعه مذهب به دفعات بيشتر به اين موضوع اشاره نمودهاند، و جمعا در 39 مورد (61 / 82% كل موارد) از غدير سخن گفتهاند؛ يعنى هم تعداد شاعران بيشتر است، و هم تعداد دفعات اشاره شاعران به غدير بسيار بيشتر است.
مثلاً در بين شاعران سنى مذهب، بيشترين اشارات مربوط به امير معزى و سه بار است. در حالى كه ناصر خسرو ده بار، اديبالممالك فرهانى هفت بار، قاآنى شيرازى شش بار و ملكالشعراء بهار پنج بار به موضوع غدير اشاره نمودهاند.
اگر دقت شود، بيشترين اشارات مربوط به قرنهاى 5 و 6 (16 مرتبه در شعر 5 شاعر) و قرنهاى 13 و 14 (21 مرتبه در شعر 5 شاعر) است. دليل اين امر شايد آن باشد كه اولاً در قرون 5 و 6 اوج فعاليت شيعيان - خصوصا اسماعيليان - است، كه با طرح مباحث و مسائل سعى در ترويج آئين خود - يعنى تشيع و حقانيت اهلبيت عليهمالسلام - داشتند.
ذبيح اللّه صفا در اين مورد نوشته است: قرن 5 و 6 دوره قدرت اسماعيليه و كمال فعاليت آنان در اين ايران و مبارزه سخت با فرق ديگر اسلامى و با سلاطين و امراى مختلف در اين سرزمين بوده است. نخستين داعى بزرگ اسماعيلى كه فعاليت خود را از اوائل عهد سلجوقى آغاز كرد، شاعر و نويسنده و حكيم و متكلم بزرگ ناصرخسرو است.(1)
از طرف ديگر فعاليت شديد اسماعيليه و حسن صباح و همچنين فعاليتهاى گسترده فاطميان شيعه مذهب مصر در مقابل عباسيان سنى مذهب بغداد، زمينههاى روشنگرى بيشتر در زمينه شيعه و اعتقادات آنها را حتى در بين شاعران سنى مذهب فراهم كرده است.
ديگر اينكه در قرون 13 و 14، به جهت فعاليت سياسى و استعمارى كشورهاى استعمارگر، زمينه بروز فرقههاى جديدى چون وهابيت فراهم شد. شيعه نيز به جهت مخالفت با اين پديدههاى شوم بىكار ننشسته، و همين امر اثر خود را در ادبيات نيز گذارد و غديريههاى بيشترى سروده شد.
از سوى ديگر با ارتباطات گسترده و آسانتر دنياى مدرن، لزوم پرداختن به اين مسائل زيادتر شد. به همين جهت شاعران شيعه بيشتر احساس نياز و تكليف نمودند كه به اين مسائل و مباحث بپردازند. به همين دليل بسامد اشاره به اين مباحث در اين دو قرن هم زياد شده است.
1) . تاريخ ادبيات در ايران صفا : ج 1 ص 165.
كثرت شاعران شيعه مذهب و بسامد بسيار اشارات آنها كاملاً طبيعى است، زيرا از ديدگاه شيعيان مسئله غدير و جانشينى حضرت على عليهالسلام يكى از اساسىترين مسائلى است، كه با ناديده گرفتن و تحريف آن شكاف عميقى در ادامه رسالت پيامبر صلىاللهعليهوآله ايجاد خواهد شد، و مايه بسيارى از اختلافات و نابسامانىهاى جامعه اسلامى خواهد گرديد. شيعه مىگويد: اگر سخن پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير خم تحريف نمىشد و آنگونه كه مراد پيامبر صلىاللهعليهوآله بود فهميده و اجرا مىشد، ريشه بسيارى از مشكلات اسلام و مسلمين خشك مىشد و اصولاً فرصت بروز و ظهور نمىيافت.
در بادى امر انتظار مىرفت كه شاعران سنى مذهب در حدود همان اعتقادات گفته شده به مسئله غدير خم اشاره نموده باشند، و آن را اجتماعى جهت خداحافظى پيامبر صلىاللهعليهوآله با مسلمانان و بيان اتمام و اكمال دين و رسالتش تلقى نمايند.
جا داشت سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله در مورد على عليهالسلام هم در حد همان دوستى و جانشينى در امور خانوادگى تلقى گردد، و شاعران شيعه مذهب هم آن را ادامه رسالت پيامبر صلىاللهعليهوآله بدانند.
در واقع آن چيزى را كه قرار بود پيامبر صلىاللهعليهوآله ابلاغ نمايد - كه اگر ابلاغ نمىكرد كل رسالتش ابلاغ نشده بود - چيزى جز جانشينى على عليهالسلام نبوده است، و در واقع واقعه غدير از ديد آنها عيد است و عيد امامت و ولايت مىباشد.
اما مسئله به اين شكل نيست؛ گاه در بين شاعران سنى مذهب به اهميت واقعه غدير اشاره شده است، تا جايى كه ديدگاه آنان را بسيار به شيعيان نزديك مىكند؛ چنان اظهار نظر مىكنند كه اگر كسى شاعر را نشناسد، مىپندارد اين سخن جز سخن يك شاعر شيعه مذهب نيست، و گاه نيز خواننده شك مىكند كه شاعر با اين اشارات صريح بعيد است سنى مذهب باشد !
به عنوان مثال، سوزنى سمرقندى در قصيدهاى تحت عنوان «امام كيست ؟ » به فضائل حضرت على عليهالسلام مىپردازد. او پس از بيان فضائل، در اثناى قصيده مىآورد:
گو كه دست كه بگرفت مصطفى صلىاللهعليهوآله به غدير *** كه را امام هدى خواند و فخر وزين همام
امام آنكه خداى بزرگ روز غدير *** به فضل كرد به نزديك مصطفى صلىاللهعليهوآله پيغام(1)
اين سخن دقيقا همان حرفهايى است كه يك شيعه مذهب بدان معتقد است، و اگر كسى با استناد به آنها قائل به شيعه بودن سوزنى سمرقندى شود خيلى بيراهه نرفته است. مگر شيعه بودن غير از اين است ؟
همچنين است در حديقه سنايى وقتى مىگويد:
نائب مصطفى صلىاللهعليهوآله به روز غدير *** كرده در شرع مرورا به امير(2)
يا وقتى امير معنوى مىگويد:
كسى كه در كنف شرع در حمايت تو است *** همى نشاط كند خاصه صبح عيد غدير(3)
عيد خواندن غدير بسيار به نظر شيعيان نزديك است، زيرا از ديدگاه اهلسنت واقعه غدير خداحافظى پيامبر صلىاللهعليهوآله با امت بود. به همين خاطر رفتن كسى عيب نمىتواند باشد. در حالى كه شيعيان آن را عيد ولايت و امامت مىدانند.
البته شاعران سنى مذهب همگى اينگونه نيستند، و بيشتر اشارات آنها در حد همان اعتقادات اهلسنت است.
مثلاً معزى در جاى ديگر مىگويد:
نام آن دارد كه از بهر بزرگى و شرف *** احمد مختار كرد او را ادعا روز غدير(1)
يا منوچهرى مىگويد:
آهنى در كف چون مِردِ غدير خم *** به كَتِف باز فكنده سر هر دو كُم(2)
يا حلاج مىگويد:
گفتهاى «اليوم اكملت لكم» دين الهدى *** آن زمان كين رحمت مهداه اهدا كردهاى(3)
كه همگى در حد همان اعتقادات اهلسنت است. ملاى رومى نيز در مثنوى به مسئله غدير و حديث «مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ» اشاره مىكند، و در عنوان آن مىآورد: در تفسير اين خبر كى مصطفى صوات اللّه عليه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه. تا منافقان طعنه زدند كى بس نبودش كى ما مطيعى و چاكرى نموديم او را. چاكرى كودكى خلم آلودمان هم مىفرمايد الى آخره. سپس مىآورد:
زين سبب پيغمبرِ با اجتهاد *** نام خود را وان على مولا نهاد
گفت هر كو را منم مولا و دوست *** ابنعم من على مولاى اوست
كيست مولا ؟ آنكه آزادت كند *** بند رقّيت ز پايت بر كند(4)
بر خلاف عنوان مبحث در مثنوى كه نشان مىدهد در واقعه غدير مسئله متابعت و پيروى است، نه دوستى و محبت و امور خانوادگى. در متن ابيات مثنوى تصريح مىكند كه «مولى» همان دوست است، و مىگويد: «مولا و دوست» .
در ادامه به تفسير خاص خود از مولى مىپردازد، و به گونهاى به سادگى از كنار مسئله مىگذرد ! هر چند از مثنوى بعيد است كه چنين با سادگى از كنار مسئلهاى به اين بزرگى بگذرد، و حتى سخن خود در عنوان را ناديده بگيرد.
شاعران شيعه مذهب بر خلاف شاعران سنى مذهب - كه معمولاً به اشارتى به واقعه غدير بسنده كردهاند - معمولاً اشعار مستقلى اعم از قصيده، غزل، رباعى و ...
در وصف غدير سرودهاند. اشعارى كه به آنها «غديريه» گفته مىشود، و در آنها به اظهار شادمانى از فرا رسيدن عيد غدير پرداخته و فضائل و مناقب حضرت على عليهالسلام و خاندانش را در آن بر شمردهاند.
البته بايد توجه داشت كه همه اشعار شاعران شيعه مذهب اينگونه نيست، و آنها هم گاه در خلال اشعارشان اشاراتى گذرا - چون شاعران سنى مذهب - به واقعه غدير دارند.
علاوه بر آن، گاه اشعار مستقلى هم در مورد غدير در ديوان شاعران سنى مذهب ديده مىشود. همانند قصيده «امام كيست ؟ » از سوزنى سمرقندى، كه پيشتر بدان اشاره شد. تعداد اين نوع قصيدههاى مستقل در شعر شاعران شيعه بسيار زياد است. به عنوان مثال:
قاآنى شيرازى: در چهار قصيده با عناوين: «در تهنيت عيد غدير و ستايش شاهزاده بىنظير فريدون ميرزا طاب ثراه گويد»"(2 قصيده با اين عنوان) ، «در تهنيت عيد غدير و ستايش وزير بىنظير صدراعظم ميرزا آقاخان دام اقباله» ، «در مدح هژبر سالب على بن ابىطالب صلوات اللّه و سلامه عليه گويد» .
اديب الممالك فرهانى: در دو قصيده با توضيحات: «اين قصيده در تهنيت عيد غدير سال 1307 ش در تبريز ساخته شد» و «در 1320 ش در تهنيت عيد اضحى و غدير و نوروز و مدح حضرت على عليهالسلام در عنوان و يك ترجيعبند يا بيت ترجيع:
همايونا و شادا فرّخا عيد غدير آمد *** از آن خوشتر كه پيش از عيد فرّخفر امير آمد(1)
همچنين در چهار موضع ديگر به مسئله غدير اشاره كرده است.
ملك الشعراء بهار: در قصيدهاى تحت عنوان «در تهنيت عيد غدير و مدح حضرت امير سلام اللّه عليه» .
حزين لاهيجى: دو قصيده با عناوين «ايضا فى مدحه» و «ايضا فى مدحه» در ديوان حزين آمده است، كه در آنها به مدح حضرت على عليهالسلام و واقعه غدير خم اشاره شده است.
صائب تبريزى: در قصيدهاى با عنوان «در تعمير تربت پاك اميرالمؤمنين عليهالسلام و آوردن نهرى از فرات به نجف به فرمان شاه صفى» به مسئله غدير خم اشاره نموده است.
عطار: كل كتاب «مظهر العجائب» منسوب به عطار نيشابورى در وصف و منقبت حضرت على عليهالسلام است، و در مباحث مستقلى از آن به غدير خم اشاره شده و اجزا و عناصر آن به تفصيل آمده است.
گذشته از اختصاص دادن اشعار مستقل به موضوع غدير، شاعران شيعه مذهب در بسيارى موارد در اشارت به غدير شادمانى نمودهاند و آن را عيد خواندهاند.
به عنوان مثال:
آخر ز فيض ساقى كوثر تمام سال *** عيد غدير شد به مقيمان اين ديار(2)
الا چو عيد غدير آيد از پى قربان *** الا چو باشد ذىقعده از پى شوال(3)
همايونا و شادا فرخا عيد غدير آمد *** از آن خوشتر كه پيش از عيد فرخ فرامير آمد(1)
آمد نغز و هژير و فرخ و فيروز *** اضحى و عيد غدير و جمعه و نوروز(2)
گفت كه فردا مگر نه عيد غدير است *** عيدى بادش چو بوى عود معطر(3)
اگر چه عيد غدير است و هر گنه كه كنند *** ببخشد از كرم خويش كردگار قدير(4)
زين بشارت در ميان عيد اضحى و غدير *** عيد ديگر شد عيان از امير مؤتمن
عيد قربان و غديرى را كه بود از هم جدا *** هم ملفّق هم مثنّى كرد و در يك انجمن
هم دو شد عيد غدير از آن سبب كز هر كنار *** دست بوس عيد را الحمد خوان شد مرد و زن(5)
هميشه شاد بود شاه خاصه عيد غدير *** كه كردگار قديرش به جان دهد فرمان
يكى است عيد غدير ار چه خلق را امروز *** بود درست مه عيد سعيد در ايران
نخست عيد غدير از خلافت شه دين *** دوم جمال ملك شهريار ملك ستان(6)
گذشته از اينها، در موارد بسيارى هم در عنوان اشعار آمده است: «در تهنيت عيد غدير ... » . و اگر اين اشارت هم نباشد، در موارد زيادى شاعران با شادمانى و سرور از غدير ياد كردهاند.
به عنوان مثال:
بريخت صاف نشاط از خم غدير به جام *** صلاى سرخوشى اى صوفيان درد آشام(1)
ز بعد قطع منازل در اين همايون روز *** عنان كشيده به خم غدير ساخت مقام(2)
غدير خم رسيد اى ساقى گل چهره مىيابد *** مى ئى كو يادگار از دولت كاوس كى بايد(3)
گذشته از اظهار شادمانى از آمدن عيد غدير، شاعران شيعى بيشتر به دنبال اثبات حقانيت على عليهالسلام و اولاد او در جانشينى پيامبر صلىاللهعليهوآله مىباشند، و معمولا از در محاجّه و معارضه بر مىآيند، و به مخالفان گوشزد مىكنند كه حقيقتى بسيار مهم را ناديده گرفتهاند و بايد از اشتباه خويش برگشته و متنبّه شوند و به امامت و ولايت على عليهالسلام و اولادش معترف شده و ايمان بياورند.
مثلاً ناصر خسرو مىگويد:
بنگر كه خلق را به كه داد و چگونه گفت *** روزى كه خود بكرد نبى بر سر غدير
دست على بگرفت بدو داد جاى خويش *** گر دست گرفت تو جز دست او مگير
اى ناصبى اگر تو مقرّى بدين سخن *** حيدر امام تو است و شبر وانگهى شبير
ور منكرى وصيت او را به جهل خويش *** پس خود پس از رسول نبايد تو را سفير(1)
آگه نهاى مگر كه پيامبر كه را سپرد *** روز غدير خم ز منبر ولايتش
آن را سپرد كه ايزد مر دين و خلق را *** اندر كتاب خويش بدو كرد اشارتش(2)
بياويزد آن كس به غدر خداى *** كه بگريزد از عهد روز غدير
چه گويى به محشر اگر پرسدت *** از آن عهد محكم شبر يا شبير ؟
گر امروز غافل توئى همچنين *** بر اين درد فردا بمانى حسير
و گر پند گيرى ز حجت به حشر *** تو را پند او بس بود دستگير(3)
غير از اينها، واقعه غدير داراى اجزا و عناصر و موارد و مباحث و زواياى بسيارى دقيق و مفصلى است، كه شاعران شيعه مذهب به اجزا و عناصر بيشترى از آنها اشاره كردهاند.
در حالى كه شاعران سنى مذهب بيشتر به چند نكته آن اشاره كردهاند، و خيلى وارد زوايا و خباياى آن نشدهاند، زيرا در آن صورت براى بسيارى از پرسشهايى كه با آنها مواجه شدند جوابى نمىيافتند.
از بين آن همه مسائل متعدد و زواياى غدير، شاعران سنى مذهب به موارد زير اشاره كردهاند:
گو كه دست بگرفت مصطفى به غدير *** كه را امام هدى خواند و فخر وزين
همام امام آن كه خداى بزرگ روز غدير *** به فضل كرد به نزديك مصطفى پيغام(1)
امام بود محمد على خليفه او *** كنون على است مشير و محمد وزير
على ز مهر محمد چنان نازد *** كه از دعاى محمد على به روز غدير(2)
نائب مصطفى به روز غدير *** كرده در شرع مر ورا به امير(3)
گفتهاى «اليوم اكملت لكم» دين الهدى *** آن زمان كين رحمت مهداه اهدا كردهاى(4)
آهنى در كف، جون مِردِ غدير خم *** به كَتِف باز فكنده سر هر دو كُم(5)
5 . جمله معروف «مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ» و بيان معنى واژه مولى
زين سبب پيغمبرِ با اجتهاد *** نام خود را وان على مولا نهاد
گفت هر كس را منم مولا و دوست *** ابن عم من على مولاى اوست
كيست مولا ؟ آنكه آزادت كند *** بند رقّيت ز پايت بر كند(6)
6 . دعاى پيامبر صلىاللهعليهوآله براى على عليهالسلام در روز غدير «اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انصُر مَن نَصَرَه وَ اخذُل مَن خَذَلَه»
نام آن دارد كه از بهر بزرگى و شرف *** احمد مختار كرد او را دعا روز غدير(1)
امام بود محمد على خليفه او *** كنون على است مشير و محمد وزير
على ز مهر محمد چنان نازد *** كه از دعاى محمد على به روز غدير(2)
امام آنكه خداى بزرگ روز غدير *** به فضل كرد به نزديك، مصطفى پيغام(3)
8 . در حالى كه شاعران شيعه مذهب به موارد بيشترى از اجزا و عناصر واقعه غدير اشاره نمودهاند. آن موارد و اجزا و عناصر عبارتند از: جمله معروف «مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ» :
به آهنگ جلى «من كنت مولا *** على مولاه» گفت آن شاه ذوالمن(4)
گفت هر كس را منم مولاى او *** پس على مولاى او باشد نكو(5)
در ترانه معنى دم ز سر مولا زن *** وانگه از غدير خم باده تولا زن(6)
گويد آن كاو را منم مولا، على مولاى اوست *** زينهار از طاعت او گر كسى سر در كشد(7)
هر كش مولا منم على مولا است *** او است پس از من به خلق سيد و سرور
بگفت هر كش مولا منم على مولا است *** كه او مكمّل دين است و تالى قرآن(1)
فراز منبر يوم الغدير رمز است *** كه سر ز جيب محمد على بر آورده(2)
نبى اندر غدير خم برافراشت *** جهاز چار اشتر جاى منبر
برآمد بر فراز از آن و بگرفت *** به دست خويش اندر دست حيدر(3)
امر حق فورى است بايد مصطفى را در غدير *** از جهاز اشتران ناچيز منبر داشتن(4)
نداى «بخ بخ لك يا على مولاى» *** گواه نص ولايت به محضر آورده(5)
همه تفويض كرده امر ولايت *** به ابنعم و در معنى برادر(6)
نداى «بخ بخ لك يا على مولاى» *** گواه نص ولايت به محضر آورده(7)
چون كه او برگشت از حجة الوداع *** در غدير خم مكان كرد آن مطاع(1)
چنين روز و چنين عيد مبارك *** كه آمد امر بلغ بر پيمبر(2)
حق تعالى گفت در خم غدير *** با رسول اللّه ز آيات منير(3)
در غدير خم خطاب آمد ز حق بر مصطفى *** تا على را او ولى بر مهتر و كهتر كند(4)
در غدير خم يزدان گفت مر پيامبر را *** كز پى كمال دين شو پذيره حيدر را(5)
اگر چه عيد غدير است و هر گنه كه كنند *** ببخشد از كرم خويش كردگار قدير(6)
دوم جمال ملك شهريار ملك ستان(7)
منم به صدق جگرگوشه رسولخدا *** منم سليل خداوندگار روز غدير(8)
خنك اسفند بدى چون جمل عسكر *** فروردين همچون سالار غدير خم(9)
مرا به روز غدير آن پريوش دلخواه *** چشاند شربتى از جام «وال من والاه»(1)
آنكه معروف بدو شد به جهان روز غدير *** وز خداوند ظفر خواست پيمبر به دعاش(2)
چه گويى به محشر اگر پرسدت *** از آن عهد محكم شبر يا شبير ؟(3)
ندانم جز اين عيب مرا خويشتن را *** كه بر عهد معروف روز غديرم(4)
عهد غدير خم زن بولهب نداشت *** در گردن شماست شده سخت چون كنب(5)
اين مسئله نشان مىدهد كه شاعران شيعى توجه بيشترى به موضوع غدير دارند و مايلند تمام جوانب آن مورد توجه قرار گيرد. در حالى كه اهلسنت از پرداختن به غدير و مسائل گوناگون مطرح در آن طفره مىروند، و بنا به تعصبات خشك مذهبى مايل نيستند تمام جوانب مسئله مورد دقت قرار گيرد.
علاوه بر اينها، شاعران شيعى مذهب با مسئله غدير برخوردى عارفانه نيز دارند و اين جهت نيز در شعرشان انعكاس يافته است.
من باب مثال:
بريخت صاف نشاط از خم غدير به جام *** صلاى سرخوشىاى صوفيان درد آشام(1)
نشكند باده گلرنگ خمارى كه مراست *** ساقيا جرعه ده از ميكده خم غديرم(2)
مستى مرا نيست به دنبال خمارى *** پيمانهكش ميكده خم غديرم(3)
اگر چه عيد است و هر گنه كه كنند *** ببخشد از كرم خويش كردگار قدير(4)
در ترانه معنى دم ز سر مولا زن *** وان گه از غدير خم باده تولا زن(5)
مرا به روز غدير آن پريوش دلخواه *** چشاند شربتى از جام «وال من والاه»(6)
غدير خم رسيد ساقى گلچهره مىبايد *** مى ئى كو يادگار از دولت كاوش كى بايد(7)
پس از جستجوى اجزا و عناصر واقعه غدير خم مشخص شد كه 16 تن از شاعران كهنِ فارسىگوى - كه شعرشان در درج شعر فارسى آمده - 46 بار به واقعه غدير اشاره دارند. از بين اين شاعران، 6 نفر سنى و 10 نفر شيعه مذهب هستند. شاعران سنى 8 بار و شيعيان 35 بار به غدير اشاره شده است.
بيشترين اشارات ابتدا در قرون 5 و 6 است، و سپس در قرون 13 و 14 در عصر حاضر. دليل اين امر ظاهرا آن است كه قرون 5 و 6 اوج فعاليت اسماعيليان است. به همين جهت اذهان نسبت به موضوع غدير روشن شده بود، و در دوران معاصر (قرون 13 و14) به دليل ارتباطات گسترده و فراگيرى مذهب تشيع است.
شاعران سنى تا قرن هفتم به موضوع غدير پرداختهاند، و قرون 8 و 9 سكوتى در اين زمينه ديده مىشود. از قرن دهم شاعران شيعه هستند كه به غدير اشاره دارند. دليل آن هم اين است كه آغاز رسميت مذهب تشيع در ايران است و غالب شاعران شيعه هستند. در حالى كه قبل از آن شيعيان در اقليت با اهلسنت است.
شاعران سنى مذهب با اشاره به موضوع غدير بسنده كردهاند، ولى شيعيان معمولاً اشعار مستقلى را تحت عنوان «غديريه» بدان اختصاص دادهاند. شيعيان بيشتر غدير را عيد پنداشته و در آن اظهار شادمانى كرده و مىكنند. هر چند اين گرايشها در شعر شاعران سنى مذهب هم ديده مىشود، و گاه چنان با مسئله غدير برخورد مىكنند كه خواننده به سختى مىپذيرد كه اين شاعر سنى مذهب است. نمونه اعلاى اين اظهار ارادتها سوزنى سمرقندى است. وى چنان از غدير مىگويد كه به نظر مىآيد شيعهاى باشد كه تقيه كرده است.
علاوه بر آن، شاعران شيعه به موضوعات بيشترى از واقعه غدير اشاره مىكنند و سعى دارند زواياى مختلف آن را روشن كنند. در حالى كه شاعران سنى از پرداختن به اجزا و عناصر مختلف آن طفره رفتهاند. علاوه بر اين، شيعيان در بسيار موارد با مسئله غدير با عشق و علاقه مواجه شده و برخوردى عارفانه با آن دارند.
جلوههاى غدير در شعر فارسى معاصر(1)
ص 129. چهارده قرن با غدير: ص 159.
شعر غدير - يا همان غديريه - يكى از حلقههاى پيوستگى به ريشههاى تاريخى
1) . زلال غدير مجموعه مقالات : ش 1 ص 157 - 177. چهارده قرن با غدير: ص 168. اسرار غدير:
شعر فارسى است. اين نوع شعر كه بازتاب جان آگاه و تربيت شيعى آفرينندگان آن است، اگر چه از صورت معهود خود را جدا نمىداند، ولى با افقهاى معاصر نيز بيگانه نيست. اين جريان توانسته است با توجه به غناى ادب كهن پارسى، نيم نگاهى نيز به پيشنهادهاى نو و نظريههاى امروز داشته باشد، تا در اين فرآيند شعرى ريشه دار اما تازه را به مخاطب هوشمند امروز بنمايد.
در زمان ما آثار شعر غدير از جنبههاى ادبى فراتر رفته و ارزش تبليغى خاصى به خود گرفته است و انعكاس آن در موارد بسيارى چون كتابها، مجلات، روزنامهها، برنامههاى راديويى و تلويزيونى و كامپيوترى، در جشنها به صورت مداحى و تهيه نوارهاى صوتى و تصويرى و كامپيوترى و حتى پخش آنها از طريق اينترنت جلوههاى تازهاى به شعر غدير داده است.
قطعههايى از شعر و ادبيات عربى و فارسى و اردو و تركى كه از نظر اعتقادى يا انگيزه ولايى و يا ظرافت ادبى خصوصيتى داشته، و بحمداللّه هر روز گستردهتر مىگردد.
در اينجا اشارهاى به نگاه سير شعر آئينى معاصر به شعر غدير نموده، و ضمن جمع آورى نمونههاى شعرى، سعى در برجستهسازى نكات مشترك آنها و آسيبشناسى در اين زمينه داريم.
در بررسى اشعار اين حوزه ويژگىهايى از قبيل: مضامين مشترك با پرداختهاى شخصى، قالبهاى سنتى با ظرفيتسازى امروزى، توجه به تشبيه و استعاره، حركت رو به رشد شاعران به سمت شعر ناب، عبور از ايستايى در سطح زبان به سوى ژرفانديشى و مضمونسازى با واژگان بركه و غدير و خورشيد شايان توجه است.
در اين راستا رويكرد به نوآورىهاى فردى و فاصله گرفتن شاعران از يكديگر و رسيدن به سبك شخصى و تأمل در لايههاى نامكشوف و مورد نياز جامعه معاصر ضرورى است.
در بين رويدادهاى بزرگ اسلام، تنها رويداد غدير است كه از گاه وقوع پاره شعرى به عنوان سند هميشگى با آن پيوند خورده است. شعر و وزن شعرى و سهولت به خاطر سپردن آن مدرك ماندگارى در غدير است، كه در گذر نسلها حفظ شده و به جهت اهميت ادبى در كتابها ثبت گرديده است. در طول تاريخ در كنار اسناد حديثى، غديريهها كه توسط شعراى قرنهاى مختلف سروده شده در حفظ اين ماجرا اثر به سزايى داشتهاند.
در شعر فارسى نيز مشكل مىتوان ديوانى را يافت كه از نام اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليهالسلام و مدح مولاى غدير خم محروم مانده باشد. براى اثبات سخن، كافى است تا گلگشتى در آثار و ديوانهاى شاعران بزرگ ايران مثل فردوسى، مثنوى و حافظ داشته باشيم.
شاعران پارسىگو به حقانيت غدير خم گواهى داده، و گاه با سرودن چكامههاى فاخر و بلند و غديريههاى غرّا و رسا، گوى سبقت از همگان ربودهاند. چرا كه ايرانيان مسلمان را از همان نخست به على و آل پاكتش عليهمالسلام گرايشى ديگر و برتر، ارادتى فزونتر و بهتر بود و شاعران بزرگ و بيدار هم كه هميشه زبان گوياى ملت و مردم بودهاند و مردمان مسلمان را به همين گرايش سفارش مىكردند.(1)
در موضوع غدير در شعر فارسى كتابها و مقالاتى تدوين شده است(2)، كه در اين خصوص و به عنوان نمونه مىتوان به اين كتابها اشاره كرد:
غدير در شعر فارسى، سيد مصطفى موسوى گرمارودى.
سرود غدير، سيد احمد اشكوردى، 2 جلد.
شعراى غدير از گذشته تا امروز، محمدهاى امينى، 10 جلد.
غدير در شعر فارسى از كسايى مروزى تا شهريار تبريزى، محمد صحتى.
پاسداران حماسه غدير، پرويز عباسى.
در ساحل غدير، احمد احمدى بيرجندى.
گلبانگ غدير، محمدمهدى بهداروند.
دريا در غدير، ثابت محمودى.
تا جايى كه بررسى شده است، غدير در شعر معاصر تا كنون تحت عنوان كتاب يا نوشتار يا مقالهاى مستقل و جامع مورد بررسى قرار نگرفته است. بنابراين، به روش كتابخانهاى و با رويكرد تحليل و آسيبشناسى به بررسى غديريههاى شاعران معاصر پرداخته شد.
اكنون غدير در شعر معاصر فارسى را با نگاهى دقيقتر دنبال مىكنيم:
پس از مشروطه، شعر به لحاظ درونمايه بسيار دگرگون شد و شعر اجتماعى گسترش يافت. مضامينى چون: ابروى يار، خط، زلف و ... ، كمتر شد و صداهاى تازهاى مانند: مبارزه، قانون، استقلال، وطن و ... ، به گوش رسيد. در اين دوره، شعر ديگر انتزاعى و ذهنى نيست، بلكه عينى و ملموس شده است. شعر، شعر زندگى و زبان شعر بسيار ساده براى همگان قابل فهم است. اين روند در سالهاى بعد نيز ادامه يافت.
شروع شعر آئينى به سالهاى پيش از 1360 ش بر مىگردد. از آن دوذه و دهه پنجاه تا به امروز از ديدگاه درون مايه با شعرهاى ديگر تفاوت بسيار دارد و همگى بيانگر هوايى تازه در شعر است. شعر آئينى را از نظر درونمايه مىتوان چهار بخش كرد:
نگاه ارزشى و تبليغى به مضامين مذهبى.
نگاه انتزاعى و متفكرانه به دين يا فلسفه و كلام اسلامى.
نگاه زيبايى شناسانه به دين.
نگاه مناسبتى به مقولات مذهبى.
مختصات فكرى و زبانى اين اشعار با يكديگر متفاوت است. برخى با ذهن و زبان قدمهايى به صورت آثارى تكرارى و بىروح ارائه مى شود. برخى آميخته با اصطلاحات كلامى و سرشار از تلميحات قرآنى و معارف اسلامى و با زبان فخيم و استفاده از آرايههاى ادبى چون تضمين و ارسال المثل و كنايات و استعارههاى دور از ذهن و زبان مجازى كه داراى مخاطب خاص است بيان مىشود.
برخى ديگر از اين شعرها مخاطبان بيشترى دارد، زيرا سرشار از عاطفهاند و با نگاهى ژرف و زيبايى شناختى به مقولات مذهبى پرداختهاند.
شعرهاى مناسبتى پيوند عميقى با باورهاى عاميانه دارند، و در مناسبتهاى مذهبى چون اعياد، ايام فاطميه، شبهاى قدر و اعيادى چون مبعث و غدير اجرا مىشوند.
گاه با لحنى ساده و نگاهى در سطح به وقايع دينى و متمايل به بزرگنمايى در ظواهر و شورانگيزى در مخاطب و گاه بينش دينى در حرير عاطفه و اردات و تعظيم و ذهن و زبانى زيبا.
در ادامه به طور اخص به ويژگىهاى غديريههاى معاصر پرداخته مىشود.
قالب شعرى مرسوم در غدير سرودههاى معاصر بيشتر غزل است؛ كه داراى قابليتى شايسته براى نمايش عاطفه و احساس است. شاعران قدمايىتر به سبك پيشينيان در قالب قصيده غديريه سرودهاند.
مثنوى و غزل - مثنوى نيز از قالبهاى پركاربرد در شعر آئينى و خصوصا موضوع غديريه است. همچنين قالب مستزاد، بحر طويل، دو بيتى و رباعى در اشعار عاميانه آئينى و غديريهها كاربرد فراوان دارد و از قالبهاى پركابرد براى اين مضامين شعرى است.
شعر سالهاى بعد از 1360 ش، افزون بر نوآورى معنوى از ويژگىهايى صورى نيز بهرهمند شد. مهمترين تمايز اين شعر، گرايش ديگر بار به قالبهاى كهن مىباشد.
اين گرايش عوامل گوناگونى دارد. از جمله گستردگى حوزه مخاطبان، كه بيشتر مردم بودند و آشنا به قالبهاى شناخته شده كهن خاصه غزل. از ديگر سوى مىدانيم كه پيشينه درون مايه شعر آزاد در ايران، براى قشر متدين چندان قابل پذيرش نبوده است.
البته بيشتر شاعران جوان اين دوره قالبهاى شعر آزاد را تجربه كردهاند، و برخى بهترين شعرهايشان را در اين قالبها سرودهاند. برخى در كنار نوپردازى، غزل و مثنوى يا رباعى و چارپاره را در حد تفنن به كار مىگرفتند، و برخى از شاعران نيز متوجه بيدل دهلوى شدند و شعرهاى آئينى را در اين فضا سروده و از او پيروى كردند.
بررسىها نشان مىدهد كه در صد سال اخير و بيشتر در سالهاى 1360 ش به بعد، صدها قصيده و غزل و مثنوى و قطعه و ... ، با موضوع غدير سروده شده، كه اين نوشتار در اين بخش سعى در گردآورى اجمالى آنها كرده است، در ادامه به بررسى مؤلفههاى اين اشعار پرداخته مىشود.
براى جلوگيرى از اطاله كلام در اغلب شعرها، به ابيات آغازين يا برجسته اكتفا شده است. صورت كامل اين اشعار و ديگر اشعار آئينى، اين شاعران در ديوانها و دفترهاى شعرى كه در فهرست منابع ذكر شده، قابل مشاهده و تحليل بيشتر است.
اديب الممالك فراهانى:
اميرالمؤمنين شاه ولايت *** خداوند جهان صدر مهيمن
ز امر حق تعالى در چنين روز *** به تخت خسروى آمد مُمَكّن
ميان يثرب و بطحا نبى بود *** چه موسى در ميان مصر و مدين
خطاب آمد ز يزدان كاى پيمبر *** على را بر خلافت كن معين
چراغ كفر را بنماى خاموش *** سراج عقل را فرماى روشن
اديب پيشاورى:
از پى آن كز خداى آورد روشن نامه را *** نيست كس جز باب شبير و شبر سرور را
صبورى كاشانى:
صبورى ملكالشعراى آستان قدس رضوى چهارده قصيده غديريه دارد، كه برخى را در ديوان او مىتوان ديد(1):
امروز روز رونق دين پيمبر است *** امروز روز جلوه آئين داور است
امروز روز تقويت دين مصطفى است *** امروز روز تهنيت شرع انور است
امروز از ولايت سالار اوليا *** دين را همه كمال و جمال و زيور است
امروز بادهاى ز مبارك خم غدير *** در جام خلق از كف ساقى كوثر است
ميرزا حبيباللّه خراسانى:
جام عشق از حوض كوثر خوردهايم *** ساقى و خم و غدير ما على است
گفت پير ما كه موسى را وزير *** بود اگر هارون وزير ما على است
وى همچنين غديريهاى با حدود صد و سى بيت دارد، با اين مطلع:
روزگارى است كه از جور خزان، فصل بهار *** بار بربست و به يك بار برفت از گلزار
1) . ديوان كاظم صبورى: ص 78، 120، 149، 161، 351 و ... .
شيخ محمد حسين غروى اصفهانى:
علامه غروى هم در ديوان فارسى و هم ديوان عربى غديريههاى زيبايى دارد:
باده بده ساقيا ولى ز خمّ غدير *** چنگ بزن مطربا ولى به ياد امير
تو نيز اى چرخ پير بيا ز بالا به زير *** داد مسرّت بده، ساغر عشرت بگير
ميرزا محمد كاظم صبورى:
منت ايزد كه دين پاك پيمبر *** فرو بها يافت كه ولايت حيدر
ما كه كنون از خم غدير پياپى *** باده كشيم از ولاى ساقى كوثر
صغير اصفهانى:
اين شاعر حدود پانزده غديريه سروده است، كه در ديوانش مى توان ديد(1):
با اهل زمين برگو كز عرش بشير آمد *** خيزيد به استقبال آن عرش سرير آمد
بر خيل خراباتى ده مژده كه پير آمد *** با جلوه اللهى در خم غدير آمد
البته خطبه غدير به صورت نظم فارسى توسط عدهاى از شعراى فارسى زبان انجام گرفته، كه يكى از آنها «خطبة الغدير» اثر مرحوم صغير اصفهانى، كه با همكارى مرحوم عمادزاده انجام گرفته است.
رفعت سمنانى:
شد مصطفى به منبر با شوكت و جلالت *** فرمود كاى خلايق شد باز باب رحمت
آمد على پس از من فرمانرواى ملت *** امرش چو امر يزدان شد واجب الاطاعت
1) . ديوان صغير اصفهانى: ص 34، 43، 44، 141، 456 و ... .
ملك الشعراء محمد تقى بهار:
در غدير خم خطاب آمد ز حق بر مصطفى *** تا على را او ولى بر مهتر و كهتر كند
تا رساند بر خلايق مصطفى امر خداى *** از جهاز اشتران از بهر خود منبر كند
گويد آن كاو را منم مولا، على مولاى او است *** راز اين طاعت او را گر كسى سردر كند
داورش خوانده ولى و احمدش خوانده وصى *** هم وصايت، هم ولايت ز احمد و داور كند
عمان سامانى:
ز بعد قطع منازل در اين همايون روز *** عنان كشيده به خم غدير ساخت مقام
رسول شد ز خدا زى رسول روح القدس *** كه اى رسول به حق، حق تو را رسانده سلام
كه اى به خلق من از من خليفه منصوب *** به گوش كامده نصب خليفه را هنگام
ساخت سيد دين منبر از جهاز شتر *** كه تا پديد كند هر چه شد بر او الهام
بر آن بر آمد و اسرار حق هويدا ساخت *** بلند كرد على را بدين بلند كلام
كه من نبى شمايم على امام شماست *** زدند نعره كه نعم النبى، نعم الامام
سيد محمدحسين شهريار:
شهريار تبريزى، به هر دو زبان فارسى و تركى دلسرودههاى بسيارى درباره غدير خم دارد. در سراسر اشعار وى شيفتگى به حضرت على عليهالسلام موج مىزند. وى سراينده «على اى هماى رحمت» است.
از مهمترين ويژگىهاى شعر او، سادگى و شيوايى كلام اوست. زبان شعرى وى در عين حال كه سهل و ممتنع و قابل استفاده براى عموم است، در بطن خود معانى عميق دارد.
همين نكته سبب شده اشعار وى نزد طيف وسيعى از مخاطبان شهرت فراوانى يابد. او همواره اشعارش را متناسب با نياز جامعه مىسروده، كه نشانگر مردمى بودن اين شاعر است. نزديكى با قرآن و معارف دينى در اشعار وى هويداست. از ويژگىهاى شهريار پرداختن به قالب غزل است، و در حوزه شعر علوى و غديريه نيز آثار ماندگارى از خود برجاى گذاشته است:
اگر سنجد هر سهمى در اسلام *** هر آن كو سهمگينتر، حصه من
نه احمد در مؤاخاتم به خود خواند *** نه خود با من پسرعمّ و پدر زن ؟
نه با آن خطبه من كنت مولاه *** على را برد بر اعلا و اعلن ؟
نه خود فرياد بخّابخّ كشيدند *** من اينها شور خوانم يا كه شيون ؟
چه شد عهد خدا بر من شكستيد ؟ *** الا اى حاسدان عهد بشكن
نيمايوشيج:
آن كس كه ولايت تو را منكر شد *** بر تافت رخ از حقيقت و كافر شد
گر نور طريقتى است باشد روشن *** كز پرتو ذات مرتضى ظاهر شد
مهدى الهى قمشهاى:
از غدير مشتهر امت را كشيد سر *** روز حكم دادگر مىرسد به داورى
محيط قمى:
گرفت عهد ز اشيا، در دو روز رب قدير *** يكى به روز الست و يكى به روز غدير
گرفت عهد ز ذرات بر خدايى خويش *** نخست روز و دويم روز بر خلافت مير
بگفتا هر كه منش مقتدا و مولايم *** على است او را مولا، على است بر او امير
چنانكه هارون از بهر موسى عمران *** على مراست وصى و على مراست وزير
ابوالحسن ميرزا شيخالرئيس قاجار:
اعلان وصايت كن و فرماى كه اليوم *** اكملت لكم دينكم، اى زمره انصار
فرموده نبى كاين حكم از عالم بالا است *** امروز چو در رتبه، على از همه اعلى است
صفى اصفهانى:
چون به خم غدير از ايزد *** بر نبى شد خطاب كى احمد
سر برآر از گليم و كن بر خلق *** فاش اسرار شاه لم يولد
هين نترس از خان و كن ظاهر *** آنچه از اسلام باشد آن مقصد
گويد بر اسلاميان ندارد سود *** بى تولاى حيدر اين اشهد
طوطى همدانى:
پيشوايى بعد از احمد غير حيدر هست، نيست *** غدير حيدر جانشينى بر پيمبر هست، نيست
نيست كارى خارج از كار خدا در هر دو كون *** دست حق در هر دو عالم غير حيدر هست، نيست
در غدير خم كه شد منصوص از امر خدا *** ديگرى غير از على مولا و سرور هست، نيست
ناصر شعار ابوذرى:
گفت برخيز كه از يار سفير آمده است *** به چراغانى صحراى غدير آمده است
موج يك حادثه در جان غدير است امروز *** و على چهره تابان غدير است
امروز بيعت شيشهاى و آهن پيمانشكنى *** داد از بيعت آبستن پيمان شكنى !
پس از آن بيعت پرشور على تنها ماند *** و وصاياى نبى در دل صحرا جا ماند
موج آن حادثه در جان غدير است هنوز *** و على چهره تابان غدير است هنوز
ناظمزاده كرمانى:
عارفان را شب قدر است شب عيد غدير *** بلكه قدر است از اين عيد مبارك تعبير
كرده تقدير بدينسان چو خداوند قدير *** اى على، اى كه تويى بر همه خلق امير
بهترين شاهد اين قصه بود خم غدير *** كرد تقدير چنين لطف خداوند قدير
فرصت شيرازى:
اين خم نه خم عصير باشد *** اين خم، خم غدير باشد
از خم غدير مىكنم نوش *** تا همچون خم بر آورم جوش
محمدجواد غفورزاده(شفق) :
جلوهگر شد بار ديگر طور سينا در غدير *** ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير
رودها با يكدگر پيوست كم كم سيل شد *** موج مىزد سيل مردم مثل دريا در غدير
هديه جبريل بود «اليوم اكملت لكم» *** وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير
سيد رضا مؤيد:
باز تابيد از افق روز درخشان غدير *** شد فضا سرشار عطر گل ز بستان غدير
موج زد درياى رحمت در بيابان غدير *** چشمههاى نور جارى شد ز دامان غدير
حالى اردبيلى:
صبح سعادت دميد، عيد ولايت رسيد *** فيض ازل يار شد، نوبت دولت رسيد
از كرمش بر گدا، داد همى جان فزا *** گفت بخور زين هلا، كز خم جنت رسيد
نظيرى نيشابورى:
قسم به جان تو اى عشق اى تمام هست *** كه هست هستى ما از خم غدير تو مست
در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست *** كه آفتاب بود آفتاب بر سر دست
فراز منبر يوم الغدير اين رمز است *** كه سر ز جيب محمد، على برآورده
دكتر يحيى حدادى ابيانه:
پى تكامل دينش خداى كعبه گزيد *** گرفت پرچم اسلام را على در دست
از اين گزيده زمين و زمان به خود باليد *** به يمن ولايت شراب خم الست
به عشق آلعلى از غدير خم جوشيد
سيد مصطفى آرنگ:
امروز گل باغ رسالت وا شد *** قرآن مبين به امر حق معنى شد
در مركز خود يافت حق امروز قرار *** منشور ولايت على امضا شد
مهرداد اوستا:
اى گوهر گوهر ولايت *** خورشيد منور ولايت
اى مهر فروغ بخش اسلام *** وى مشعل انور ولايت
اى آيت حق و روح قرآن *** وى رايت و افسر ولايت
سلطان سرير عقل و ايمان *** والى هنر، درِ ولايت
اى گوهر عشق و جان عرفان *** تاج سر و مفخر ولايت
عبدالعلى نگارنده:
عيد غدير، روز وداد است *** روز وداد و داد و سداد است
در بحر بىكران سعادت *** عيد غدير، باد مراد است
از بهر حفظ مكتب اسلام *** عيد غدير، حرز جواد است
محمدعلى مردانى:
شمع راه هدايت است على *** مه برج ولايت است على
مهر تابان آسمان جلال *** گوهر بحر فضل و علم و كمال
حامى دين و حافظ قرآن *** مجرى عدل و خصم قول ضلال
ناظرزاده كرمانى:
عيد غدير، مژده جانپرور آورد *** يعنى خبر ز سلطنت حيدر آورد
فرمانروا به هر دو سرا شد به حق *** فرخندهتر از اين خبر ديگر آورد
دكتر قاسم رسا:
از خم رسيد مژده كه جشن ولايت است *** لبريز خم ز باده لطف و عنايت است
خمخانه ولايت مولى گشوده شد *** ساقى ز جاى خيز، كه وقت سقايت است
در صحنه غدير به فرمان كبريا *** در اهتزاز پرچم شاه ولايت است
مصطفى جوادى مقدم:
صبح مىآيد محمد با على *** دشت مىلرزد بانگ يا على
لحظهاى كه دشت غرق و هم بود *** جبرئيل از آسمان آمد فرود
گفت اى پيغمبر، اى اميد ما *** نغمه جاويدى توحيد ما
آخرين شعر رسالت را بخوان *** آيه عشق و امامت را بخوان
بر كسى كه همدل و هم خون تو است *** تو چو موسايى و او هارون تو است
لايقى لايقتر از حيدر مباد *** خلق را ديگر كسى رهبر مباد
حبيب چايچيان (حسان) :
پايى كه نيست همره مولا شكسته باد *** دستى كه نيست ياور آن شاه بسته باد
تكميل دين از او شد و نعمت از او تمام *** عيد غدير بر همه يا رب خجسته باد
احمد عزيزى:
از على و آل او جو درد عشق *** جفت شش آورده حق در نرد عشق
آب و رنگ باغ، آب و گل، على است *** صورت آئينه كامل على است
ارمغان بهداروند:
حرف آخر عشق، انتخاب سرخ، مولاى سبزپوشى بود
آنگاه غدير، به خداوند علم و شمشير اعتراف كرد
و رستنگاه تلاقى، نبوت و امامت
به التيام زخم غربت عشق، هبوط كرده بود
و ... او قرينه محمد صلى اللّه عليه و آله بود
يوسفعلى ميرشكاك:
ماه صد آئينه دارد، نيمه شبها در غدير *** روزها گسترد، خورشيد خود را بر غدير
سدرها اين سوتر از اندوه كوه افتادهاند *** هم عنان با ابرها، افتاده آن سوتر غدير
نخلها افتان و خيزان، اشتران خستهاند *** سر در اوهام گريز از تشنگى در سر غدير
هيچ كس نشنيد گيرم، خود تو نشنيدى مگر ؟ *** وال من والاه گفت، آن روز پيغمبر غدير
پس چرا صد چشمه آتشفشان پنهان شدى ؟ *** چون دل من زير چتر سرد خاكستر غدير
تا تمام دشت از پيغام دريا پر شود *** مىرود از واحهاى تا واحه ديگر غدير
مصطفى محدثى خراسانى:
ملتهب در كنار يك بركه *** روح تاريخ پير منتظر است
دست خورشيد تا نهد در دست *** آسمان در غدير منتظر است
بر سر آسمانى از ظهر *** آيههاى شكوه نازل شد
مژده دادند آيههاى شكوه *** دين احمد تمام و كامل شد
محمدعلى سالارى:
سر زد از دوش پيمبر، ماه در شام غدير *** تا كه جبرائيل او را داد پيغام غدير
مژده داد او را ذات حق كه با فرمان خويش *** نخل هستى بار و برآرد در ايام غدير
دين خود را كن مكمل با ولاى مرتضى *** خوف تا كى بايد از فرمان و اعلام غدير
طاهره موسوى گرمارودى:
اى شرف اهل ولايت غدير *** بركه سرشار هدايت غدير
زمزم و كوثر ز تو كى بهترند *** آبروى خويش ز تو مىخرند
اينكه كند زنده همه چيز آب *** زاب غدير است نه از سراب
از ازل اين بركه بجا بوده است *** آينه لطف خدا بوده است
خوشدل كرمانشاهى:
در غدير خم نبى خشت از سر خم بر گرفت *** خشت از خم ولاى ساقى كوثر گرفت
از خم خمر خلافت در غدير خم بلى *** ساقى كوثر ز دست مصطفى ساغر گرفت
سيد مصطفى موسوى گرمارودى
گل هميشه بهارم غدير آمده است *** شراب كهنه ما در خم جهان باقى است
خداى گفته كه «اكملت دينكم» ، آنك *** نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است
قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان *** ولايت على و آل، جاودان باقى است
گل هميشه بهارم بيا كه آيه عشق *** به نام پاك تو در ذهن مرمان باقى است
در روز غدير، عقل اول *** آن مظهر حق، نبى مرسل
چون عرش تو را كشيد بر دوش *** آنگاه گشود لعل خاموش
فرمود كه اين خجسته منظر *** بر خلق پس از من است رهبر
بر دامن او هر آن كه زد دست *** چون ذره به آفتاب پيوست
محمود شاهرخى:
به كام دهر چشاندى ميى ز خم غدير *** كه شور و جوشش آن در رگ زمان جارى است
ز چشمهسار ولاى تو اى خلاصه لطف *** به جويبار زمان فيض جاودان جارى است
محمد على صفرى (زرافشان) :
آن روز كه با پرتو خورشيد ولايت *** ره را به شب از چهار طرف بست محمد
صحراى غدير است زيارتگه دلها *** از شوق على داد على از دست محمد
تا جلوه حق را به تماشا بنشينند *** بگرفت على را به سر دست محمد
احمد عزيزى:
از چمن گلرخان، ماه به زير آمده است *** خلعت شاهانه پوش ! عيد غدير آمده است
عشق محمد على است، اى همه اهل نظر *** زان كه مراعات عشق بهر نظير آمده است
غلامرضا سازگار:
غدير عيد همه عمر با على بودن *** غدير آينه دار على ولى اللّه است
غدير حاصل تبليغ انبيا همه عمر *** غدير نقش ولاى على به سينه ماست
غدير يك سند زنده، يك حقيقت محض *** غدير از دل تنگ رسول عقده گشاست
اسماعيل نورى علاء:
آرى ... خم !
شربدار ولايت
غدير حادثات
و ميان منزل افشاى رازهاست.
بنگريدش
كه بر اوج دست و بازو
در چنگ چنگالى از نور
ايستاده است
به ابرها نزديكتر تا به ما
و نگاه نمىكند
نه در چشمان مشتاق
نه در ديدگان دريده از حسد.
به اين ترانه گوش كنيد
كه در هفت آسمان مىطپد:
«هر كه مرا
ولاى خويش بداند اينكه فراچنگ من ايستاده مولاى او است» . آرى
امروز همه چيز كامل است ...
نعمت ميرزاده آزرم:
تمام قافله گيرد به جاى خويش قرار *** مناديان همه كردند حكم را تكرار
كوير بود، افق تا افق، گداخته مس *** بر آن گداخته مس، كاروان، خطى ز غبار
عباس براتىپور:
تا شد به روى دست نبى صلىاللهعليهوآله مرتضى عليهالسلام بلند *** شد رايت جلال خدا بر ملا بلند
بشيند چون كه نغمه «يا ايها الرسول» *** گرديد منبرى همه از پشتهها بلند
پروانه نجاتى:
دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را *** چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را
دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد *** چنگ زد گيسوى ترديد پريشيدن را
و بيابان چه تبى داشت از انبوه سكوت *** تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را
عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گل كرد *** تازه كرد آن خم نو، چشمه نوشيدن را
پر شد آغوش غدير از دم «بخ بخ» *** تا بكوبد هياجانات نيوشيدن را
عطر «من كنت ... » و غوغاى «على مولاه» *** قافله قافله راند اين همه كوشيدن را
نادر بختيارى:
السلام اى غدير، مهبط عشق *** مقصد دولت مسلط عشق
السلام اى غدير، مقصد يار ! *** وى گل افشان ز موج موج بهار
چه بهارى تو راست كز خم تو *** مست عشقيم در تلاطم تو ؟
جواد جهانآرايى:
تا على بر روى دستان پيمبر جا گرفت *** رفت روى دست اقيانوس، دريا در غدير
ديده دل باز كن تا آفتاب «هل اتى» *** بنگرى همدوش با خورشيد بطحا در غدير
مهر، با آن زرفشانى ذرّه سرگشته بود *** تا تجلى كرد آن ماه دلارا در غدير
مهدى رحيمى:
دستى به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد *** در لحظه» مى نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل *** پيمانه مى تا سر ميخانه به هم خورد
دستى به هوا رفت و به تأييد همان دست *** دست همه قوم صميمانه به هم خورد
رضا اسماعيلى:
از غدير خم، سبويى مىزديم *** در صراط عشق، هويى مىزديم
زائر كوى تولا مىشديم *** جرعه نوش عشق مولا مىشديم
با نزول سوره سبز غدير *** باز مىكرديم، بيعت با امير
محمدعلى مجاهدى:
چون وجود مقدس ازلى *** شاهد دلرباى لم يزلى
وقت پيمان گرفتن از ذرات *** با صدايى رسا و بانگ جلى
«او لست بربكم» فرمود *** پاسخ آمد از هر طرف كه: بلى
نصراللّه مردانى:
قسم به جان تو اى عشق اى تمام هست *** كه هست هستى ما از خم غدير تو مست
در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست *** كه آفتاب بر آفتاب بر سر دست
نشان از گوهر آدم نداشت هر كه بود *** به خم سراى ولايت خراب و باده پرست
ابوالقاسم حسينجانى:
روز و شب را به كار وا مىداشت *** اين سپيد و سياه مولا بود
آب از الغدير بر مىداشت *** مشربى كه گواه مولا بود
كوفه هر چند هم كه بد مىكرد *** باز هم در پناه مولا بود
پدر خاك بود و خاكى بود *** بى گناهى گناه مولا بود
مرتضى اميرى اسفندقه:
صداى كيست چنين دلپذير مىآيد ؟ *** كدام چشمه به اين گرمسير مىآيد ؟
صداى كيست كه اينگونه روشن و گير است ؟ *** كه بود و كيست كه از اين مسير مىآيد ؟
خبر دهيد كه دريا به چشمه خواهد ريخت *** خبر دهيد به ياران غدير مىآيد
به سالكان طريق شرافت و شمشير *** خبر دهيد كه از راه، پير مىآيد
محمود اكرامى:
به آتش مىكشم آخر زبان سر به زيرم را *** به توفان مىسپارم آسمانهاى اسيرم را
منم من گردبادى خستهام زندانى خويشم *** بگيريد آى مردم دستهاى ناگزيرم را
تمام عمر باقى ماندهاش را گريه خواهد كرد *** اگر توفان بخواند خندههاى دور و ديرم را
درختان گردبادى رو به خورشيدند، از آن دم *** كه خواندم در مسير باد اندوه غديرم را
شبى اندوه و تابان على عليهالسلام از چاه بيرون شد *** شبى سيراب ديدم جان سر تا پا كويرم را
علىرضا سپاهى لائين:
دشت غوغا بود غوغا در غدير *** موج مىزد سيل مردم مثل دريا در غدير
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ *** بىگمان بارى رقم مىخورد فردا در غدير
اى فراموشان باطل سر به پايين افكنيد *** چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير
حيف اما كاروان منزل به منزل مىگذشت *** كاروان مىرفت و حق مىماند تنها در غدير
علىرضا قزوه:
ابتداى كربلا مدينه نيست، ابتداى كربلا غدير بود *** ابرهاى خون فشان نينوا، اشكهاى حضرت امير بود
ولىاللّه پاشا:
مردى كه آفتاب به او سجده مىبرد *** روح زلال آب به او سجده مىبَرد
مردى كه مثل ماه نخوابيد تا طلوع *** شب با سپاه خواب به او سجده مىبرد
يك بركه، واژه در نگهش موج مىزند *** يك دشت شعر ناب به او سجده مىبرد
زهرا حسينزاده:
شكست خواب زمين پلك آسمان وا شد *** سوار هودج رنگين باد، پيدا شد
غبار همهمه پيچيد و ناگهان در خاك *** غدير برق زد و برق، آب معنى شد
شمسالدين بختكى:
آغاز شد ولايت عشق از غدير خم *** باران گرفت سوى تو «اكملت دينكم»
الهام عمومى:
در بركه نيز حادثهاى راه مىرود *** ناگاه مىنشيند و ناگاه مىرود
جبريل باز در هيجان اوفتاده است *** نبض ملايك از ضربان او فتاده است
يكباره چشم كفر چه تاريك مىشود *** بركه به روز واقعه نزديك مىشود
اى شاهدان مردنما حجتان قبول *** اى تاجران زهد و ريا حجتان قبول
آيا كسى ز جمع شما عيد را نديد ؟ *** بالاى قله دست دو خورشيد را نديد ؟
سيد محمد باباميرى:
اينجا گرفته است مردى بر روى دست آسمان را *** مردى كه در قبضه خود دارد تمام جهان را
در جشن «من كنت مولاه» آئينه نور كرده است *** لبريز از روشنىها، چشمان پير و جوان را
كل مىكشد هر چه قديس، دف مىزند هر چه عابد *** جبرئيل در حلژه نور، آورده اين ارمغان را
على حيدرىزاده:
دست خورشيديان قله عشق *** رفت بالا غدير خم شده بود
در دل خاكيان افلاكى *** لحظهها سبز و غصه گم شده بود
براى شعر غديرِ معاصر، چندين مؤلّفه مىتوان بيان كرد:
برخى شاعران معاصر، خصوصا شاعران مذهبى ما قبل دهه 1360 ش با انديشه و زبانى معطوف به سنتهاى ادبى به مضمون غدير پرداختهاند. افرادى همانند: اديب پيشاورى، اديبالممالك فراهانى، صبورى كاشانى، ميرزا حبيباللّه خراسانى و ... .
متأثر از تحول صد سال اخير نسل تازهاى شاعران آئينىسرا پديد آمدهاند، كه به مرور زمان مردم را با تصويرى نو از شعر غدير آشناتر خواهند كرد. شعرى كه ضمن بهرهمندىهاى معنوى و هماهنگى با باورهاى عمومى از نظر مؤلفههاى سبك معاصر هم انتظارات خواص را برآورده مىكند، و هم جريانسازى مىكند.
پيوند مفهوم غدير و قالبهاى نوين شعر امروز فارسى نيز قابل ذكر است. شايد براى عمده شاعران پيش از دهه 1360 ش، تصور اينكه در اين قالبها نيز مىتوان شعر آئينى موفق سرود دشوار مىافتاد.
با اين همه، شعرهاى موفق شاعرانى مانند: سلمان هراتى، سيد حسن حسينى، قيصر امينپور و ديگران خلاف آن را به تصوير كشيد. البته هنوز هم عامه مخاطبان شعر مذهبى نتوانستهاند با اين سرودهها ارتباط همسويى برقرار كنند. با اين وجود نمىتوان شك داشت كه نگاه مردم به شعر آئينى ارتقاء يافته و سليقه عمومى با فضاى ادبى امروز هماهنگتر شده است.
شعر غدير زير مجموعه شعر علوى است. در اين شعرها محورهاى برجسته شخصيتى و فراز و نشيبهايى را كه امام على عليهالسلام در زندگى خود پشت سر نهادهاند مشاهده مىكنيم، كه در سير تحولات صد ساله اخير و به خصوص پنجاه سال گذشته با مؤلّفههاى زبانى و ادبى به روز شده و با پيراستگى روزافزون نشان داده مىشود.
رخدادهاى بزرگى در لواى شعر علوى در اغلب غديريهها مشاهده مىگردد؛ مانند: تولد در خانه كعبه، ايمان آوردن، ليلة المبيت، هجرت، فتح مكه و نقش آن حضرت در اين پيروزى، حضور سرنوشت سازشان در جنگهاى صدر اسلام، واقعه شهادت حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله و غدير، ماجراى سقيفه و خانهنشينى، شهادت حضرت فاطمه عليهاالسلام و غربت على عليهالسلام، يتيمنوازى ها، مناجات على عليهالسلام، عدالت راستين، ماجراى خوارج، نهج البلاغه، شهادت
مسئله الهى بودن جانشينى على عليهالسلام، اكمال دين و اشاره به «من كنت مولاه ... » و جبرئيل در اين شعرها به گونههاى مختلف تكرار و تأكيد مىگردد.
مضمونسازى براى رابطه نبى مكرم اسلام صلىاللهعليهوآله و امام على عليهالسلام با عنايت به رابطه حضرت موسى و هارون عليهماالسلام.
كنايات و استعارات خاص و متداول شعرى، تناسب و مضمونسازى با دريا و غدير - كه به معناى بركه آب است - از ديگر موارد برجسته در اين شعرهاست. علاوه بر خود غدير، كار علامه امينى در نگارش كتاب «الغدير» نيز موضوع شعر برخى شاعران معاصر است. اخوان ثالث قصيده بلندى نثار مرحوم علامه امينى دارد، با عنوان «سلام قطره به دريا دل غديرى» . در آنجا، از جمله كار سترگ علامه امينى را چنين مىستايد:
غديرى كرد بىهمتا، چنان چون بيكران دريا *** لبالب از رحيق حق، جهان را زو مشامى خوش
از اين دريا دل آماده، غديرى ايزدى باده *** خوش آن رندى كزين مشرب كند شرب مدامى خوش
در شعر اميرى فيروزكوهى نيز كه بيان به ستايش صاحب الغدير گشوده است، همين تقابل دريا و غدير ديده مىشود:
غدير خم شد از او بحر بىنهايت علم *** كه خود به علم و ادب بحر بىنهايت بود
تراشه قلم از ذوالفقار حيدر داشت *** از آن به نيش قلم ذوالفقار امت بود
استاد محمدرضا حكيمى در چاپ نخست كتاب «حماسه غدير» ، قصيده بلندى در وصف علامه امينى و كتاب «الغدير» دارد. وى نيز به اين نكته تقابل دريا و بركه اشاره دارد:
بحر را در بركه گنجاندن نه كارى بود خرد *** اينكه موّاج اين چنين يابى فضاى الغدير
توجه به جشن و شادى در اين اشعار بسيار دستمايه قرار گرفته است. غدير عيد بزرگ اسلامى است، و ما مكلف به تكريم و ارج نهادن به آنيم. جنبه عيد بودن اين روز خجسته نيز در سرودههاى شاعران مورد توجه بوده است.(1)
مضمون سازى با خورشيد، قافله نور، جان بخشى به غدير و بركه و حسن استفاده از اين عناصر در تشبيهسازى و استعاره پردازى از ابعاد ادبى اغلب اين شعرهاست.
فراموشى غدير در روزمرههاى امروزى و همذات پندارى با فراموشى و غربت على عليهالسلام در كوفه، از ديگر مؤلّفههاى اين غدير سرودههاست.
1) . مجله كوثر: ش 8 سال 1379 ش، جواد محدثى.
در بررسى اشعار اين حوزه ويژگىهايى از قبيل، موضوع و مضمون مشترك با پرداختهاى شخصى، قالبهاى سنتى با ظرفيتسازى امروزى، حركت رو به رشد شاعران به سمت شعر ناب، عبور از ايستايى در سطح زبان و حركت به سوى ژرف انديشى، رويكرد به خلاقيتهاى فردى و فاصله گرفتن از سنتهاى تكرارى برخى از اينگونه شعرها، و همچنين خلق عرصههاى تازه و سعى در جهت بهره بردن از ذهن و زبانى امروزين، شايان توجه است.
در مورد آسيبشناسى شعر غدير معاصر نيز اين نكات قابل توجه است:
ايجاد تحول در مضمون، زبان و سبك ادبى در عرصه شعر غدير بسيار ضرورى است. شعر براى زندگى بايد نوآورى همراه گردد. در غير اين صورت پاسخگوى مخاطب پرسشگر و آگاه امروز نخواهد بود.
ارائه هر پيشنهاد نويى منجر به شكوفايى نخواهد شد، بلكه ايجاد تحول و ارائه پيشنهادهاى نو بايد با پيروى از اصول قرآنى و پايبندى به آرمانهاى ولايى صورت گيرد. اما نكته مهم جلوگيرى از افتادن شعر به گرداب تكرار و اغراق است.
توجه بسيار به ذكر پهلوانىهاى حضرت على عليهالسلام بدون ذكر انگيزه و هدف ايشان و اغراق گويى در اين زمينه به خصوص در مديحهها، و توجه به يك بعد خاص از زندگى حضرت، از مواردى است كه موجب تكرار و يك نواختى اين شعرها مىشود.
با توجه به ساختار روايت و توصيف، جلوگيرى از كليشهاى شدن مضامين واقعه غدير از اهميت بالايى برخوردار است، كه در اين مسير مجهز شدن به تمهيدات روايتگرى مدرن و ايجاد سپيدىهاى متن مورد نياز است.
استفاده به جا و به موقع از مؤلّفه تخيّل، به گونهاى كه به اصل ماجرا و قصه ضربه و خدشهاى وارد نكند، از ديگر مسائل مهمى است كه موجب جلوگيرى از تكرارها مىشود.
گسترده شدن افق و زاويه ديد شاعران اين عرصه با دانشمندى و بينش مندى در هر دو عرصه شعر و موضوع ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و تشيع راستين ضرورى به نظر مىرسد.
در بيشتر اين شعرها مفهوم غدير تحليل نشده و بيشتر از جنبه عاطفى بدان نگريسته مىشود، كه گاه عناصر ادبى و حتى منطق را كمرنگ مىكند و ارتباط مخاطب با شعر را دچار اشكال مىكند.
با عنايت به اينكه پرداختن به ادبيات آئينى و مذهبى و خصوصا شعر علوى و موضوع غدير و خلق اثر در اين زمينه بسيار دشوارتر از خلق اثر در ديگر شاخههاى ادبى به نظر مىرسد، حضور و همانديشى شاعران متعهد و مستعد براى شكوفايى غديريه سرايى ضرورى است.
در بين شعرهاى فارسى در مورد غدير، چند مورد غديريههاى مفصل هستند؛ كه ماجرا و خطبه غدير را به طور مفصل به نظم كشيدهاند. در همين رابطه كتابى معرفى مىشود كه چهار غديريه مفصل را آورده است:
خطابه غدير در آيينه شعر، سيد حسين حسينى، فارسى، چاپى، منير، تهران، چاپ اول، سال 1378 ش، وزيرى، 224 ص. در اين كتاب، پس از مقدمه، متن عربى خطبه
غدير و سپس ترجمه فارسى در قالب نثر ادبى آمده است. پس از آن، چهار غديريه مفصل از صغير اصفهانى، على تنها، غلامرضا سازگار، حسين حسنى؛ هر كدام در يازده بخش آمده است، كه ماجرا و خطبه غدير را در قالب شعر فارسى سرودهاند. در آخر هم دو بيتىهاى دهبزرگى، مخمسهاى راشىزاده، و غديريهاى تركى از حسين حسنى آورده شده است.
اينكه هر جا نام اميرمؤمنان على عليهالسلام در شعر فارسى بيان مىشود، دنيايى از عشق و ارادت موج مىزند. اين در شعر معاصر، خصوصا شاعران جوان رنگى ديگر و تجلى زندهترى يافته است.
غدير سروده، در شعر امروز ايران با رعايت اعتدال و عنايت به مخاطب، وارد عرصهاى تازه شده است. رعايت قواعد مدرن و نوين شعر فارسى و استفاده از قالبها و ظرفيتهاى شعر نو و سنتى را مىتوان در مجموع از ويژگىهاى شعر آئينى پويا و جوان معاصر دانست.
ايجاد تحول در مضمون، زبان و سبكهاى ادبى در عرصه شعر غدير بسيار ضرورى است.
شعر براى زندگى بايد با نوآورى همراه گردد. در غير اين صورت پاسخگوى مخاطب پرسشگر و آگاه امروز نخواهد بود.
البته بايد عنايت داشت كه ارائه هر پيشنهاد نويى منجر به شكوفايى نخواهد شد، بلكه ايجاد تحول و ارائه پيشنهادهاى نو بايد با پيروى از اصول مذهبى و پايبندى به آرمانهاى ولايى انجام پذيرد.
اما نكته ى اصلى خوددارى از افتادن شعر به گرداب تكرار و اغراق است.
تقارن غدير و نوروز در شعر فارسى(1)
درباره تقارن روز غدير با عيد نوروز، علماى شيعه مطالبى فرمودهاند و در شعر شاعران هم منعكس شده، و در برخى كشورها عملاً اين تقارن را جشن مىگيرند. ذيلاً به اين تقارن در ادبيات مىپردازيم:
يك. هاتف اصفهانى مىگويد:
همايون روز نوروز است امروز به فيروزى *** بر او رنگ خلافت كرده شاه لافتى مأوا
دو. ميرزا حبيب قاآنى شيرازى مىگويد:
رسد به گوش دل اين مژده ز هاتف غيبى *** كه گشت شير خداوند شهريار امروز
به جاى خاتم پيغمبران به استحقاق *** گرفت خواجه كروبيان قرار امروز
سه. صغير اصفهانى چه زيبا سروده است:
دانى ز چه عيد باستان مىخندد ؟ *** بر روى جهانيان جهان مىخندد
بنشست على جاى نبى در نوروز *** زين مژده زمين و آسمان مىخندد
چهار. و باز از صغير اصفهانى است:
نوروز از آن شد پر شعف *** هم صاحب عز و شرف
كان روز سالار نجف *** آمد به تخت سرورى
1) . قنوت خورشيد: ص 49 - 53 .
پنج. همچنين در شعرهاى محلى كشور افغانستان - كه همزمانى عيد غدير با نوروز براى آنان جا افتاده است - نيز به اين همزمانى بسيار پرداخته شده است:
بهار آمد بهار آمد خوش آمد *** على با ذوالفقار آمد خوش آمد
طبق باور به حقِ عامه مردم شريف افغانستان، اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز اول نوروز به جانشينى رسولخدا صلىاللهعليهوآله برگزيده شد و مردمان اين كشور در كنار تجليل از نوروز، به توصيف رشادتها و دلاورىهاى حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام نيز مىپردازند، و در ايام جشن نوروز در شهر مزار شريف دوبيتىهاى مخصوص اين ايام را با صداى خوش مىخوانند:
نوروز رسيد و عيد اكبر گرديد *** برگرد سر ساقى كوثر گرديد
امروز على عليهالسلام نشست بر تخت نبى صلىاللهعليهوآله *** زان است كه روز و شب برابر گرديد
از دو بيتىهاى معروف ديگرى كه در مورد مورد خلافت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز اول نوروز در ميان مردم آن سرزمين خوانده مىشود، اين دو بيتىها است:
نوروز شد و جمله جهان گشت معطر *** از بوى خوش لاله و ريحان و صنوبر
بر تخت خلافت بنشست آن شاه صفدر *** داماد نبى صلىاللهعليهوآله، شير خدا، ساقى كوثر
و يا:
نوروز شد و على عليهالسلام ز روى تعظيم *** بر تخت خلافت نبى صلىاللهعليهوآله گشت مقيم
از مقدم شاه اوليا بر كرسى *** امروز نشسته معنى عرش عظيم
در آن مناطق هم نوروز جشن گرفته مىشود، ولى بيشتر به شيعيان اختصاص دارد و صبغه الهى دارد. چرا كه جشن نوروزشان ساگرد غدير است. در برخى شهرهاى مهم افغانستان، مردم هر سال هنگام نوروز منتظر عَلَمى با نام مبارك اميرالمؤمنين عليهالسلام هستند، با نام «جهنده سخى» ؛ كه «سخى» به معناى شاهمردان است و لقب حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام خوانده مىشود.
در ايالت كشمير هند نيز، علما و احزاب شيعه خواستار تعطيلى نوروز به عنوان غدير شدهاند. مردم نوروز را به عنوان عيد اللّه الاكبر غدير مىشناسند. لذا خانه تكانى كرده و لباس نو مىپوشند و سفره نذر حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام مىاندازد. در پاكستان هر سال ساعت نصب حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام را استخراج مىكنند، چرا كه آن را پاكترين ساعت سال مىدانند، و هر ساله در نوروز «جشن تاجپوشى على عليهالسلام» برگزار مىشود.
نوروز در افغانستان از قديم در فرهنگ مردم جاى خاص داشته و تا امروز نيز دارد. در آغاز تمدن آريانا، به عنوان بهار طبيعت و آغاز فصل گرما و زنده شدن زمين و كشاورزى بوده است.
بعد از آنكه دوره تاريخى هجرى شمسى شروع شد، به عنوان آغاز سال نو دينى مطرح شد، و مردم عيد نوروز را با ميلههاى نوروزى؛ ميله سخى، ميله دهقانان، ميله پهلوانان، ميله سمنك، ميله گل سرخ و ... ، بهار را در دامان طبيعت جشن مىگيرند. امروزه تمام رشتههاى ورزشى در ميله پهلوانان به نمايش رشادتهايشان مىپردازند.
شكل ظاهرى جهنده سخى: پرچمى با رنگ سبز در دور پرچم كلمه لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، على ولىاللّه، و نام مقدس اللّه، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام، و در وسط آن آيه شريفه «نصر من اللّه و فتح قريب» نوشته شده است، كه با سليقه خاصى زينت داده شده است.
جشن گل سرخ
جشن گل سرخ (ميله گل سرخ) يك جشن خاص است كه در مزار شريف در 40 روز اول سال و به مناسبت روييدن گلهاى سرخ اجرا مىشود، و در طول اين 40 روز مردم از همه جا براى حضور در اين جشن به مزار شريف مىآيند. اين مراسم به طور همزمان با مراسم جهنده على (يا ژنده على) انجام مىشود.
مراسم جهنده على، مراسمى خاص دينى است كه به مناسبت خلافت حضرت على بن ابىطالب عليهالسلام در مسجد مقدس اين شهر - كه گفته مىشود آرامگاه اين امام است - اجرا مىشود. اين مراسم با برافراشتن يك علم - كه تركيب رنگ آن به درفش كاويانى شباهت دارد و به آن ژنده سخى مىگويند - در حرم منسوب به امام على عليهالسلام و در اولين روز سال اجرا مىشود. جشن گل سرخ براى چهل روز در دشتهاى لاله و حرم ادامه مىيابد.
شيعيان پاكستان هميشه اين روز شكوهمند را به عنوان «عيد سعيد غدير» و جشن ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام برگزار مىكنند. شيعيان پاكستان و بالاخص مردم گيلگيت، بلتستان، هنگو و پاراچنار، شهرها و مناطق خود را چراغانى مىكنند و با صداى بلند شعار مىدهند كه «الحَمدُ للّهِ الَذى جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ أميرِالمُؤمِنينَ عليهالسلام» . برنامههاى جشن نوروز در نواحى شمال غربى، پاكستان باخترى - كه از چندين حيث به ايران نزديكتر است - بسيار جالب و توأم با جريانات خاصى مىباشد.
در آنجا علاوه بر پوشيدن لباس نو و تبريك گفتن به يكديگر، پس از تحويل سال و ترتيب يافتن مجالس، قصيده و شعر ضيافتهايى نيز به مناسبت جشن مزبور در منازل صورت مىگيرد، و در آن سفره اميرالمؤمنين عليهالسلام كه شامل هفت نوع ميوه خشك و سبزيجات و يك نوع بيسكويت به نام «كلوچه نوروزى» و پلو با گوشت مرغ سفيد و تخم مرغهاى رنگ زده مىباشد، گسترده مىشود.
مرغ سفيد هر قدر هم كه ناپيدا باشد فراهم مىكنند، زيرا تهيه پلو با گوشت مرغ سفيد را شگون نيك مىدانند. كلوچه نوروزى در بين مردم پيشاور محبوبيت خاصى دارد، و حتى افراد غير شيعه نيز به آن علاقه زيادى دارند.
پس از قرائت فاتحه و صرف (نذر) اميرالمؤمنين عليهالسلام، مردان و زنان شيعه در آن نواحى از خانه بيرون مىروند و مدتى در باغها و چمنزارها به گردش مىپردازند، و كوشش مىكنند پا برهنه بر سبزه و چمن قدم بزنند و اين عمل را «سبزه لگد كردن» مىنامند. بدين ترتيب تمام روز را با خوشحالى و شادكامى به سر مىبرند.
عيد نوروز يكى از اعياد جالب مرزنشينان پاكستان غربى به شمار مىرود، و اين بخش را منتسب به مولاى متقيان حضرت على عليهالسلام مىدانند، كه در حقيقت همان جشن غدير خم است، و معمولاً آن را در 21 مارس برگزار مىكنند.
آنها معتقدند روزى كه حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در يك اجتماع 124 هزار نفرى از اصحاب خودشان به حكم پروردگار حديث معروف غدير را خواند و حضرت امير عليهالسلام را به جانشينى خود معرفى كرد، 21 مارس و همزمان با 18 ذىحجه و مصادف با اول بهار بوده است.
لذا در اين ايام خانه تكانى مىكنند و لباس نو مىپوشند. خود و خانواده و خانههايشان را با انواع صندل و عطرها خوشبو مىكنند. سفرهاى در منازل خود پهن كرده و انواع شيرينى و ميوه را در آن چيده و نذر حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام مىكنند.
در اين سفره يك كاسه پر آب را تدارك مىبييند و يك گل سرخ تازه را در آن قرار مىدهند، و در وقت سال تحويل - كه در حقيقت آفتاب وارد برج حمل (فروردين) مىشود - به آن گل و آب نگاه مىكنند. مىگويند اين گل در آب به حركت در مىآيد، و آن زمانى است كه دعا مستجاب مىشود و مىخوانند.
در پاكستان، اول فروردين به روز «تاجپوشى على عليهالسلام» موسوم است، و گفته مىشود كه در دهههاى پيش حتى اهلسنت نيز نقش بسزايى در گراميداشت اين آئين داشتهاند. متأسفانه تشديد فعاليتهاى افراط گرايانه برخى گروههاى مذهبى اهلسنت در اين سرزمين، اكنون گستره بزرگداشت اين آئين را محدود به شيعيان كرده است.
شيعيان اين منطقه معتقدند كه لحظه تحويل سال با زمان بلند كردن دست حضرت على عليهالسلام توسط حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله در روز عيد غدير خم همزمان بوده، و معتقدند كه اين لحظه با بركتترين زمان سال بوده و هر دعايى به درجه استجابت خواهد رسيد.
زنان در اين زمان يك ظرف بزرگ را از آب پر كرده و در درون يك اتاق پاكيزه مىگذارند. دو غنچه گل محمدى در داخل آب گذاشته و شروع به خواندن قرآن و دعاى «يا مقلّب القلوب و الابصار ... » مىكنند. باورمندان اين رسم معتقدند كه دو غنچه گل محمدى پس از حركت در يك لحظه به هم مىرسند، و آن لحظه زمان تحويل سال و آغاز فروردين و يا به امامت رسيدن حضرت على عليهالسلام است.
در برخى شهرهاى شيعه نشين پاكستان همچون پاراچنار، بلتستان، و گلگيت و بعضى از محلههاى شهر كراچى و كويته و برخى روستاهاى ايالتهاى سند و پنجاب، مراسم خصوصى جشن «تاجگذارى» بر پا مىشود، و ذاكرين و شاعرين و روحانيان فضائل و مناقب حضرت على عليهالسلام را بيان مىكنند.
از جمله شعرهايى كه در اينگونه مراسم بيان مىشود ابيات زير است كه سروده خواجه نظامالدين اولياء در مدح حضرت اميرالمؤمنين على عليهالسلام مىباشد:
امامت را كسى باشد كه شاه اولياء باشد *** به زهد و عصمت و دانش مثال انبياء عليهمالسلام باشد
امام حق كسى باشد كه باشد همسر زهرا عليهاالسلام *** چنان رفعت كه مىبينى بجز حيدر عليهالسلام كه را باشد ؟
امام حق كسى باشد كه باشد جامع قرآن *** نبى صلىاللهعليهوآله را حجت برهان به هنگام وغا باشد
وصيت كرد با امت، محمد صلىاللهعليهوآله در غدير خم *** على بن ابىطالب عليهالسلام خلافت را سزا باشد
امام آنچنان فاضل كه مىجوئى زمين بشنو *** حسن عليهالسلام ابن على عليهالسلام ما را به جاى مرتضى عليهالسلام باشد
حسين بن على عليهالسلام ما را به مذهب زينت و زيب است *** كه از روز اول ما را جنابش ملتجى باشد
شفيع جنت و دوزخ، اميرالمؤمنين عليهالسلام باشد *** اگر خواهى كه در محشر شفيعت مصطفى صلىاللهعليهوآله باشد
معمولاً در پايان اينگونه مراسم، به طول مفصل از ميهمانان با انواع شيرينىها و شام پذيرايى مىشود.
كنگره سراسرى ادبيات غدير(1)
نشريه «نافله» ويژهنامهاى به مناسبت غدير منتشر كرده است: نشريه نافله (ويژهنامه هفتمين كنگره سراسرى ادبيات غدير) ، صاحب امتياز: اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم، مديرمسئول: حميد رسائى، مديريت هنرى: حسين هدايتى، سردبير: على خالقى، صفحه آرايى: على بياگوى، دبيران تحريريه: خانمها فاطمه بختيارى و زهرا يعقوبى.
دبيرخانه كنگره ادبيات غدير اطلاع رسانى خود را از تاريخ 10 / 9 / 85 آغاز كرد. ارسال پوستر جشنواره به تمامى ادارات كل فرهنگ و ارشاد سراسر كشور و حوزههاى هنرى شهرهاى بزرگ و واحد فرهنگى و هنرى شهرهاى بزرگ جهت اطلاع رسانى در فرهنگسراها از جمله اين اقدامات بود.
به همراه پوستر، برگههاى فراخوان جشنواره نيز ارسال شد كه حاوى توضيحات لازم از نحوه برگزارى و همچين شرايط شركت كنندگان بود. اگر چه اين جشنواره هيچ گونه محدوديتى در قالب اشعار و همچنين سن شركت كنندگان نداشت.
جهت اطلاع هنرمندان و هنردوستان گرامى استان قم بنرهايى در ميادين اصلى شهر نصب شد، كه نقش به سزايى در جذب آثار بومى و همچنين حضور علاقمندان در جشنواره داشت.
دعوت از چهرههاى نام آشناى استان، اعم از مسئولين محترم، هنرمندان نام آشنا و اعضاى انجمن هنرهاى ادبى از طريق كارتهاى دعوت انجام شد. اين كارتها
1) . مجموعه مقالات كنگره بينالمللى غدير و انسجام اسلامى: ص 786 - 816 .
جهت حضور مدعوين گرامى در برگزارى جشنواره تهيه شده بود، كه حاوى يك متن ادبى به مناسبت عيد غدير و دعوت عزيزان جهت شركت در مراسم بود.
دبيرخانه جشنواره جهت دعوت عمومى اقدام به پخش تيزر تلويزيونى در شبكه بومى نمود، تا تمامى افراد علاقمند در استان نسبت به برگزارى اين جشنواره اطلاع كافى را كسب كنند.
و اما پيشينه كنگره ادبيات غدير:
اولين دوره: كنگره ادبيات غدير در سال 1377 ش با نام جشنواره استانى شعر و قصه غدير كار خود را آغاز كرد، كه در سال اول با دريافت 54 اثر متشكل از 49 شعر و 5 داستان از شاعران استان، گام اول خويش را برداشت.
دومين دوره: سال 1378 ش جشنواره منطقهاى شعر و قصه غدير - كه دومين سال خود را سپرى مىكرد - با استقبال جوانان استان قم و استانهاى مجاور (تهراناصفهان - مركزى) روبرو شد. كنگره مذكور با دريافت 59 شعر و 10 داستان آمار نسبتا مقبول از خود به جا گذاشت، و با اهداء جوايز به 3 نفر اول به كار خود پايان داد.
سومين دوره: سال 1379 ش سومين جشنواره منطقهاى شعر و قصه غدير اقبال بيشترى در جمعآورى آثار داشت. در اين سال 95 شعر و 7 داستان به دبيرخانه جشنواره ارسال شد، و چون سال گذشته به آثار برتر در هر رشته 3 نفر (شعر و داستان) جوايزى اهدا شد.
چهارمين دوره: چهارمين سال جشنواره با تغييرات اساسى همراه بود و جشنواره شعر و قصه سال 1381 ش جاى خود را در بين كنگرههاى سراسرى كشور باز كرد. آثار رسيده در اين سال به علت يكسال وقفه، رشد خوبى را نداشت. اما اتفاق جالبى كه افتاده اين بود كه 110 شعر به جشنواره ارسال شده بود، كه با احتساب 21 داستان رسيده بالغ بر 130 اثر را نشان مىداد.
پنجمين دوره: سال 1382 ش پنجمين سال جشنواره سراسرى شعر و قصه غدير برگزار شد. در اين سال آثار متعددى از اقصى نقاط كشور به دبيرخانه ارسال شد؛ 170 شعر و 30 داستان، آمار رو به رشدى را نشان مىداد.
ششمين دوره: سال ششم جشنواره حال و هوايى تازه داشت. با اضافه شدن رشته «متن ادبى» به مفاد جشنواره و تغيير نام آن به جشنواره سراسرى ادبيات غدير، رنگ جديدى به فراخوانهاى ارسالى دبيرخانه غدير داده شد.
از همه مهمتر اين بود كه در اين سال تقدير و نكوداشت، شوكران نوش شورآفرين شعر شيعى، يعنى استاد محمد على مجاهدى - كه خود پايهگذار جشنواره غدير بودند - انجام شد.
آثار ارسالى در اين سال رشد قابل ملاحظهاى را نشان مىداد؛ 485 شعر و 62 داستان و 44 متن ادبى كه از دريافت 591 اثر حكايت مىكرد. در اين سال به 30 نفر از برترين آثار رسيده صله اميرالمؤمنين عليهالسلام اهداء شد.
هفتمين دوره: جشنواره سراسرى ادبيات غدير در سال 1385 ش با استقبال پرشور شاعران و داستاننويسان كشور برگزار گرديد. دريافت 1150 اثر حاكى از اقبال رو به رو شد جشنواره ادبيات غدير داشت. 950 شعر، 133 متن ادبى و 67 داستان آمار اين جشنواره در سال 85 بوده است.
از آنجا كه مقالهنويسى ارزش والايى در عرصه مكتوب دارد و تحقيقات ارزشمندى در لابهلاى مقالات يافت مىشود، در اينجا ليست مقالاتى كه در سال 1386 به «كنگره سراسرى ادبيات غدير» ارسال شده را به ترتيب: نام شهرى كه مقاله از آن ارسال شده، نام مقاله، همراه با نويسنده آن مىآوريم:
بابل، فاطمه عليهاالسلام و غدير، آخگر مريم.
تهران، غدير در كتاب - غدير در قرآن، دكتر حسين آذرمينا.
خواف، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم آرايش.
بهمنير، فاطمه عليهاالسلام و غدير، آقا برارىنژاد، زينب شوركى.
بندپى غربى، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، معصومه آقاجانى، گلبهار مقيمپور.
آمل، غدير در قرآن، ياسر آقايى مرزنگو.
زيراب، پيامبر صلىاللهعليهوآله و غدير، زيبده آلاشتى.
آمل، شعر على عليهالسلام، مجتبى آوريده.
ابهر، غدير در قرآن، رفعت اباذرى.
آمل، غمنامه - دفاع فاطمه عليهاالسلام از ولايت، مهرانه ابراهيمزاده.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، سيده فاطمه ابراهيمى، اعظم نظرى، نرجس يوسفى لاجيمى
سارى، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، فاطمه ابراهيم، كلثوم اسدى، بنفشه بخشنده.
تهران، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، حسين ابراهيمى كوشالى.
قم، پيامدهاى حقوقى واقعه غدير خم، محمدعلى ابراهيمى.
بابل، حكومت دينى از ديدگاه حضرت امام على عليهالسلام، دكتر سيد حسين ابراهيميان.
بابل، غدير و عدالت (اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى) ، دكتر علىاكبر ابوالحسنى.
بابل، غدير در هنر - شعر - ادبيات ملل، دكتر علىاكبر ابوالحسنى.
تهران، الگوى جامع از ابعاد غدير و مديريت انسجام، سيد حسن ابوالمعالى.
بابل، غدير در قرآن، فاطمه ابوذرپور - على حليمى.
قم، شخصيت غدير در آيات الهى، داوود احسانى.
سمنان، غدير و عدالت اجتماعى (اجتماعى و فرهنگى و ... ) ، محمدرضا احسانىفرد.
بابل، غدير از ديدگاه اهلسنت، مهرى احمد علىنژاد.
قم، غدير در قرآن، محسن احمد ناطق.
قائمشهر، غدير در گستره سياست و حاكميت در سيره حكومتى فاطمه عليهاالسلام، محمد احمدعلى.
سارى، غدير و مديريت اسلامى، مسعود احمدى.
اسلامآباد غرب، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت جهانى، زهرا احمديان.
قائمشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، رقيه احمديان كوچكسرايى.
بابل، غدير درقرآن، حسين اخگر.
كاشان، غدير سرحلقه اتحاد اسلامى، عباسعلى اخوان ارمكى.
قائمشهر، غدير در قرآن، مرضيه اردشيرى.
موسيان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فرشته اروانه.
نكاء، غدير در قرآن، محمدولى اسدى تهامى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مليحه اسدى.
قم، غدير در قرآن، محمد اسديان پاكور.
بابلسر، غدير در قرآن، فاطمه اسفنديارى.
زنجان، غدير در قرآن، مهين اسكندپور.
قم، اقبال اهلسنت و انسجام اسلامى، دكتر سيد حسن اسلامى.
سارى، غدير در قرآن، رقيه اسلامى.
قم، پيامها و عبرتهاى غدير، معصومه اسماعيلزاده.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محبوبه اسماعيلى.
اراك، نقش شيعيان طبرستان در گسترش فرهنگ غدير، ژيلا اسماعيليون.
قائمشهر، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، رضا اصغرى.
سارى، غدير از ديدگاه شيعه و اهلسنت، علىاصغر اصغرى ولوجائى.
اسفراين، غدير در قرآن، فاطمه اصغريان.
سارى، غدير از منظر عالميان و بزرگان اهلسنت، سيده مريم اصفهانى.
بابل، تجلى غدير در انديشه پيامبر صلىاللهعليهوآله، بهروز افشار.
زنجان، فاطمه عليهاالسلام و غدير، فهيمه افشارچى - سعيده افشارچى.
بابلسر، پيامها و عبرتهاى غدير، غلامرضا افشون.
زنجان، غدير در قرآن، معصومه اكبرى امامى.
اسفراين، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ريحان اكبرى.
كرج، غدير از ديدگاه اهلسنت، على اكبرى.
بابل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، على اكبرىمجد.
مشهد، ملخص المجلد الاول من الغدير، مرتضى فاطمى.
قم، واقعة الغدير و دورها فى الوحدة و الانسجام الاسلامى، نيبل يعقوبى.
قم، جمعيت حاضر در غدير، سيد جلال امام.
عباسآباد تنكابن، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، فرح امانى.
بهشهر، پيام غدير و عبرتهاى آن، محمد اميرمحمدى.
اراك، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، اعظم اميرى.
زيراب، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، خداداد اميرى.
سارى، جايگاه ولايت و امامت در اسلام از ديدگاه تشيع، مژگان اميننيا.
مشهد، كتابشناسى غدير، محمدتقى امين يزدى.
زنجان، غدير در قرآن، پروانه امينى.
گرگان، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، اسماعيل انصارى.
بابل، غدير در قرآن، ميثم انتظارى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، فاطمه انصارى.
سنندج، تولاى على عليهالسلام (كتاب) ، شاهرخ اورامى.
چالوس، پيامها و هشدارهاى غدير، دكتر على اوسط خانجانى.
بابلسر، احاديث غدير و ولايت على بن ابىطالب عليهالسلام، دكتر ايزدىفرد.
ورزقان، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، حسين ايمانى.
بهشهر، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، رقيه ايوبى - نجبيه ايوبى.
عباسآباد، غدير در قرآن، طاهره بابازاده.
بابل، سيد قوامالدين - چگونگى تأسيس سلسله سادات مرعشى، رقيه بابازاده طلوتى.
نكاء، پيامها و عبرتهاى غدير، شهربانو بابلى چالوپلى.
سارى، غدير و صحابه و انسجام اسلامى، هوشنگ بابايى ركنى.
سارى، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، منصوره بابايى سروينه باغى.
آمل، غدير از ديدگاه مقام معظم رهبرى، معصومه بابايى.
اراك، غدير و ياران، حسين بابايىنيا حلتآبادى فرشته.
بابل، توجهات نويسندگان اهلسنت در حديث غدير، ماريا بازارى.
بابل، كتابهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، معصومه بازارى.
بابل، غدير و راويان غدير خم، ناديا بازارى.
نوشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، سوسن باستى.
سارى ، غدير و مديريت اسلامى، حسين باقرى آشتيانى - سيده ربابه خاتمى.
سارى، جايگاه غدير در عرصه ادبيات عرفانى و هنر، امليلا باقرى.
مياندوآب، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، نقى باقرى ميانهدوآب.
سارى، غدير از ديدگاه اهلسنت، سمانه بالويى - زهرا رضايى - عاطفه رضايىسحر صالحى.
اراك، صحابه غدير، طاهره بالينپر.
بناب، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فريده باوفا.
بناب، گزارش لحظه به لحظه غدير خم، كبرى باوفا.
عباسآباد، غدير در قرآن، سوسن برارى.
فريدونكار، غدير در قرآن، سكينه برارى ميرى - حسين سيفى.
سارى، غدير در قرآن، اعظم برهانى.
مازندران، نماد در آيينه حيات انبياء، اميرحسين بزرگپور.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم بزرگر بفروشى.
گرگان، فاطمه عليهاالسلام و غدير، اعظم بطيارى.
قم، غدير در قرآن، سيده فاطمه بنىهاشمى.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، عباسعلى بهارى اردشيرى.
زيراب، غدير در قرآن، حشمت بهازى - سهيلا نصراللّهزاده.
قم، حديث غدير در ميراث مكتوب مسلمانان، فاطمه بهشتى.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، مرتضى بهشتىنيا.
بابل، غدير خم، شهربانو بيانى بندپى.
محمودآباد ، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، فائزه بيشهكلابى.
اسفراين، عيد غدير خم از ديدگاه شيعه، فاطمه بيقهى.
اراك، فاطمه عليهاالسلام و غدير، زهرا بيگمحمدى.
بابل، كتابشناسى غدير، فاطمه بيگم اوصياء.
قم، غدير و ولايت (اثبات ولايت اميرالمؤمنين صلىاللهعليهوآله) ، محبوبه پاكدامن.
سارى، غدير و مديريت اسلامى، مريم پاكزاد سورتيچى.
اسفراين، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مرضيه السادات پرويزى.
زنجان، غدير در هنر - شعر - ادبيات ملل، مهناز پزشكى - مينا انگورى - سيده كبرى موسوى.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، اعظم، نكاء پسنديده.
غدير در قرآن، فاطمه پلنگى كوهى.
بابل، غدير در افق تنهايى، حميد پوررمضان.
قم، استراتژى وحدت تشيع بعد از رحلت پيامبر صلىاللهعليهوآله، حميد پوررمضان.
سارى، غدير در قرآن، امين پهنايى - رضوان پهنايى - غلامرضا پهنايى.
گيلان - لاهيجان، احتجاجات علامه شرفالدين به واقعه غدير در المراجعات، عباس تقوايى.
بندپى غربى، غدير و عقلانيت دينى، مولودعلى تقى تبار.
فريدونكنار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مظاهر تقىزاده.
سارى، غدير در قرآن، ميرايوب تقيان.
خراسان جنوبى - اسفراين، غدير در قرآن، مرضيه تمرى.
بابل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، زهرا تنكابنى.
تهران، غدير از نگاه متكلمين شيعه، دكتر اعلى نورانى.
آمل، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، نادر ثالث.
بابل، غدير از ديدگاه متفكران اهلسنت، نفيسه ثباتى.
قم، اهلسنت و حديث غدير، محمدرضا جباران.
اسفراين، مفهوم ولايت در حديث غدير، مرضيه جبارى.
زنجان، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، فضه جريانقلم - فريبا جم.
دامغان، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، فاطمه جزءخيمه.
جويبار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، على جعفرزاد.
اراك، غدير در قرآن، مريم جعفرى.
چالوس، غدير از ديدگاه متفكران و انديشمندان، مريم جعفرى آملى.
زنجان، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، بهبود جعفرى.
سلمانشهر، غدير در قرآن، زهرا جعفرى.
نور، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، عبدالحميد جعفرى.
نكاء، نقش غدير در اتحاد اسلامى، محمدحسين جعفرى نيمچاهى.
قم، غدير و محمد بن جرير بن يزيد بن طبرى، رسول جعفريان.
گرگان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، طيبه جلالى.
آمل، پيامها و عبرتهاى غدير و نقش جوانان در حفظ و گسترش غدير ولايت، رقيه جمشيدپناه.
محمودآباد، غدير در قرآن - پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير، آمنهخاتون جمشيد بلوكى.
محمودآباد، فاطمه عليهاالسلام و غدير، علىاكبر جمشيدى بلوكى.
بابل، واقعه غدير و اهميت آن در اسلام، مريم جمشيدى.
بابل، محمد صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم جمشيدى.
تنكابن، غدير و عدالت (اجتماعى - سياسى - فرهنگى و ... ) ، اسداللّه جنت بوداغى - اشرف سرسختجنتى.
نورچمستان، غدير در قرآن، عنايتاللّه جنگجو.
قم، امامت و ولايت، دكتر قاسم جوادى.
عباسآباد، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، غزل جوكار.
آذربايجان شرقى - ورزقان، غدير در قرآن، آذر جهانشاهى.
روانسر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، عليرضا جهانى.
جويبار، شيوهشناسى توسعه فرهنگ غدير، عيسى چراتى.
كازرون، برفراز غدير، شهين چوپانى.
پلدختر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، نساء حاتمىماه.
بابل، غدير در قرآن، فاطمه حاجى آقا پورمقيمى.
لاريجان، فاطمه عليهاالسلام و غدير، نعمتاللّه حاجىپور.
رامسر، فاطمه عليهاالسلام و غدير، مليحه حاجى كريمخانى.
سارى، مبادى معرفت شناختى عدالت اقتصادى در سخنان امام على عليهالسلام، دكتر عباس حاجىها.
سارى، مبادى جامعهشناختى حكومت اميرالمؤمنين عليهالسلام، محمد حاجىها.
آمل، غدير از منظر پيشوايان گرامى اسلام، محترم حبيبى - حشمت بشيرى.
قم، اعتقاد به منجى نقطه انسجام اديان و مذهب، دكتر سيد علىرضا حجازى.
ابهر، صحابه و غدير، رؤيا حدادى.
قائمشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم حسنپور اميرى.
خراسان جنوبى - اسفراين، عيد غدير خم، ناهيد حسنزاده.
قائمشهر، على عليهالسلام و غدير، رقيه حسننژاد.
نوشهر، كتابشناسى غدير، شادى حسنى.
نور، غدير در قرآن، مرضيه حسينپور.
آمل، غدير و مبانى وحدت انسجام اسلامى، سيد محترم حسينزاده.
ابهر، غدير در قرآن، مولود حسينى بيگى.
قم، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى از ديدگاه اهلسنت، سيد فياض حسينى رضوى كشميرى.
بابل، غدير و عدالت اجتماعى، سيد خورشيد حسينى.
محمودآباد، ارمغان غدير - ظهور ولايت در غدير، سيد جاويد حسينى.
نور، غدير در قرآن، سيده زيبده حسينى.
گلشهر، چشم انداز غدير در نگاه امام رضا عليهالسلام، سيده فاطمه حسينى.
چالوس، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فخرىالسادات حسينى.
قائمشهر، غدير در قرآن، سيده ليلا حسينى كشكا.
نوشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و صحابه و غدير، سيد اسماعيل حسينى مازندرانى.
عباسآباد، غدير در قرآن، فرشته حسينى مرزه.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، دكتر سيد عسگرى حسينى مقدم.
محمودآباد، واقعه غدير، سيده مرضيه حسينىمهر.
نوشهر، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، ناهيد السادات حسينى.
قم، غدير در قرآن، معصومه حقايق.
قائمشهر، غدير و نگاهى بر مديريت اسلامى، دكتر ابراهيم حلاجيان - عليرضا مدانلو جويبارى.
بابل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، عشرت حليمى جلودار.
گلوگاه، كتابشناسى غدير، امالبنين حمزه - هاجر نورى.
تهران، ارسال دو حلقه تصنيف سفير نور در مدح حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام، حميدرضا ستوده.
سلمانشهر، فاطمه عليهاالسلام و غدير، خاتون حميدى.
مدخل شهر، حضرت فاطمه عليهاالسلام در جريان غدير و دفاع از ولايت، فاطمه حميديان.
قم، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، زهره حياتپور.
محمودآباد، غدير و صحابه، حبيباللّه حيدرى.
تهران، شكوه غدير و ستايش على عليهالسلام، دكتر غلامحسين حيدرى.
تهران، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، دكتر غلامحسين حيدرى.
آمل، فاطمه عليهاالسلام و غدير، راضيه حيدرى.
تنكابن، غدير در قرآن، على حيدرى.
قم، غدير از منظر عالمان و منابع اهل فريقين، محمدحسن حيدرى.
مشهد، مهدويت و جهانى شدن، موسىالرضا حيدرى.
آمل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ليلا خاكپور.
زنجان، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، منيژه خاناحمدلو.
زنجان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، كبرى خانبابايى.
چالوس، پيامها و هشدارهاى غدير، دكتر علىاوسط خانجانى.
فريدونكنار، غدير و امامت، على خبازى كنارى.
دامغان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، زينب خدابندلو - فرشته خدابندلو.
رامسر، غدير از ديدگاه اهلسنت، فاطمه خداپرست.
آمل، غدير در انسجام اسلامى، منيژه خراسانى آملى.
نوشهر، غدير در قرآن، رقيه خردمندى.
قائمشهر، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، مليحه خرسندى.
نوشهر، غدير در قرآن، جميله خزائىپول.
چالوس، قرآن و غدير، خديجه خزائى پول.
خراسان رضوى - خواف، غدير در قرآن، زهرا خزائى روزنى.
بابل، پيام غدير و عبرتهاى آن، مجيد خسروى.
بابل، غدير و مديريت اسلامى در اسلامى و ايران، ابراهيم خليلى.
بابل، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى غدير و مهدويت، طاهره خليلى.
بابل، سيماى اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن، طاهره خليلى.
بابل، غدير در قرآن، طاهره خليلى.
بابل، واقعه غدير اوج ابلاغ ولايت، طاهره خليلى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، طاهره خليلى.
بابل، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، طاهره خليلى.
بابل، نقش زنان در حفظ گسترش غدير و ولايت، طاهره خليلى.
بابل، پيام غدير و عبرتهاى آن، طاهره خليلى.
بابل، واقعه غدير اوج ولايت، على خليلى.
بابل، غدير و انقلاب اسلامى، فرشته خليلى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فرشته خليلى.
بابل، غدير از زبان محقق نويسنده مصرى، ليلا خليلى.
دامغان، كتابشناسى غدير، ليلا خواجهزاده.
نوشهر، غدير در قرآن، على خواجهوند كوهپر.
سارى، غدير در قرآن، مرضيه خوارزمى.
نكاء، غدير در قرآن، زينب خوشهچرخ.
نكاء، سيره فقها از نظر اهلسنت، دكتر محمدعلى خيراللهى.
جويبار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، زينبخاتون دانى جويبارى.
قائمشهر، غدير در قرآن، ريحانه دابوئى.
ابهر، غدير در قرآن، ليلا داداشيان ابهرى.
خلخال، علل و عوامل جاودانگى گفتمان غدير، بهرام درخشان.
بابلسر، غدير در ديدگاه ائمه عليهمالسلام اصحاب و دشمنان، محمدى درزيان خشكرودى.
قائمشهر، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، معصومه دستكنده كلايى شعبانى.
قم، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، اكرم دشتيان.
بابل، امير غدير و رستگارى، مليحه دماوندى.
نيشابور، پيامها و عبرتهاى غدير، مرتضى دوستى ثانى.
قائمشهر، جامعهشناسى غدير - ابتكارات نبوى، دانيال دهقانيان.
بهشهر، غدير و تاثير آن در مديريت ادارى، رمضانعلى دهنبدى.
قائمشهر، پيامبر صلىاللهعليهوآله و غدير، خطير ذاكرى.
بابل، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، فاطمه ذاكرى دلاور.
آستانه اشرفيه، پيامبر صلىاللهعليهوآله و غدير، حميرا ذكريازاده.
سارى، غدير و فلسفه سياسى اسلام، دكتر علىاصغر ذكوى.
عباسآباد، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، افسر ذوالفقاريان.
قائنات، غدير و صحابه، حميد ذوالفقاريان.
رامسر، كتابشناسى غدير، صغرى رادمرد - معصومه رادمرد.
رامسر، غدير حماسه جاويد تاريخ، مرتضى رادمرد.
تنكابن، غدير در قرآن، صغرى رادمرد.
بابلسر، غدير در قرآن، سيد علىاكبر ربيع نتاج.
قم، سرزمين ولايت، مريم رجبى وركيانى.
قم، دين در آيينه غدير، وحيد رحمانى خليلى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، سيده زينب رحمانى.
زنجان، حضرت على عليهالسلام و غدير، فريبا رحمتى.
رامسر، غدير از ديدگاه قرآن، مولود رحيمزاده.
قم، غديرشناسى (غدير و صحابه) ، معصومه رحيمى.
زنجان، غدير از ديدگاه اهلسنت، رقيه رستگار كريمى.
سارى، غدير از ديدگاه اهلسنت، مهدى رستمى.
آمل، غدير از ديدگاه بزرگان، سيده خديجه رسولى.
بابل، پيامها و عبرتهاى غدير، سيد رضا رسولىنژاد.
محمودآباد، واقعه غدير و اهميت آن، زهرا رشيدى.
بابل، نقش علويان طبرستان در گسترش فرهنگ غدير، نرگس رضا قلىزاده.
لاهيجان، بررسى علل تأخير ولايت على عليهالسلام توسط پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله، حسين رضاپور.
بابلسر، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، رحيم رضازاده شرمه.
نوشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فاطمه رضازاده لرد.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، اعظم رضايى.
فريدونكنار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مهرى رضايى چراتى.
اهواز، فاطمه عليهاالسلام و ولايت غدير، زهرا رضايى.
قائمشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، سيروس رضايى.
سارى ، غدير در شعر و ادبيات شاعران ايران، عليرضا رضايى كياسرى.
زيراب، اهميت روز غدير و درآمدى بر برخى از ديدگاههاى منحصر به فرد على عليهالسلام، مجيد رضايى - مهرداد اكبرى - ناصر اصغرى.
چالدران، غدير مقصد رسالت انبياء عليهمالسلام الهى و مبدأ ولايت الهى، ولى رضايى.
سارى، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، على رضوانى گلوگاهى.
توسيركان، بررسى تطبيقى بازتاب غدير و فضائل على عليهالسلام در شعر اقبال لاهورى، حامد رفعتجلو.
قم، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، فاطمه رفيعى.
سارى، غدير و حكومت شيعى در طبرستان (سادات هزار جريب) ، دكتر على رمضانى پاچى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، سرور رمضانى درويشى.
بابل، غدير و عدالت اجتماعى و سياسى، دكتر عباس رنجبر.
امام على عليهالسلام در سه جلوه ولادت - ولايت - شهادت، صادق رنجبر.
سارى، غدير از ديدگاه اهلسنت، سوده روحانى.
كاشان، امام على عليهالسلام در خطبه غدير از حضرت محمد صلىاللهعليهوآله، سيفاللّه روحانى يزدلى.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، معصومه روحانى مله.
قائمشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، اعظم رودبارانى.
اراك، شيوهشناسى توسعه فرهنگ غدير، اكرم رودبارانى.
سارى، راويان غدير، خديجه رودبارى.
آمل، نقش نماز در ايجاد وحدت ملى و انسجام اسلامى، رقيه رودى.
آمل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، رقيه رودى - حميدرضا رودى.
پلدختر، غدير در قرآن، كبرى رهامى.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، رضا رهبر.
مازندران، نماز، عاليه زارعى كياسرى.
تنكابن، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، ساسان زرانى - فاطمه مصدقنيك.
بعثت نبى صلىاللهعليهوآله - غدير على عليهالسلام - حكومت مهدى عليهالسلام، آذر زرينى.
نور، بعثت نبى صلىاللهعليهوآله - غدير على عليهالسلام - حكومت مهدى عليهالسلام، نصراللّه زكايى.
نور، غدير و فلسفه سياسى اسلام، محمد زمانى.
آباده، نقش جوانان در حفظ گسترش غدير و ولايت، مهرناز زمانى - حميد نعمتاللهى.
نور، غدير در قرآن، رضيه ساجدى.
لاريجان، غدير در قرآن، سيده سكينه ساداتى - اصغر وفائى مقدم.
اسفراين، جايگاه ولايت و امامت در اسلام از ديدگاه تشيع، معصومه سارخانه.
نور، غدير خم در قرآن، خيرالنساء سالاريان.
گرگان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، يداللّه سپهرى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ربابه سجادى مقدم.
نور، سرّ غدير، دكتر سيده مژگان سخابى.
قم، فاطمه عليهاالسلام و غدير، زهرا سعدآبادى فراهانى.
عباسآباد، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، پروانه سعيدى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، رحيمه سعيدى.
رباط كريم، واقعه بزرگ غدير، لعيا سقايى.
نوشهر، غدير از كلام فاطمه عليهاالسلام، صديقه سلطانى.
قم، گستره غدير، محمد سلمانى كياسرى.
چالوس، غدير در قرآن، فلورا سليمانپور.
اردبيل، جوانان و غدير، ايران سليمانى.
آمل، غدير و مديريت اسلامى، صغرى سليمانى.
قم، محبوبيت غدير، خديجه سليمى.
همدان، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، على سليمى گنبدى - دكتر على نجفى.
نوشهر، غدير و صحابه، مريم سليمى.
دورود، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، احمد سليميان.
دورود، غدير در كلام - قرآن، حميدرضا سليميان.
زرينشهر، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، سعيد سليميان.
درود، غدير از ديدگاه متفكران غير مسلمان، على سليميان.
دورود، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، نجمه سليميان.
دورود، انبياء عليهمالسلام وصايت و غدير، نرجس سليميان.
دورود، غدير طلوع ولايت، على منصور سمايى - مهدى حزب اللهى.
قائمشهر، صفات خداوند عزوجل در نهج البلاغه، تقى سنايى.
قائمشهر، على عليهالسلام و جوانان، نقى سنايى.
علىآباد كتول، غدير از ديدگاه اهلسنت، محمدرضا سنچولى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، محمدرضا سوادكوهى.
سارى، غدير در قرآن، اقدس سوارپور.
قم، غدير در قرآن، اشرف سهرابى.
خراسان جنوبى - اسفراين، واقعه غدير و اهميت آن، سيد معصومه سيدى.
آمل، پيامها و عبرتهاى غدير، الهه سيوكى شهر.
جرجام، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم شاطريانفر.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محمدرضا شاليكار.
آمل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، اكرم شاملى.
شهرضا، بعثت نبى صلىاللهعليهوآله - غدير على عليهالسلام - حكومت مهدى عليهالسلام، زهرا شاهمنصوريان.
رامسر، خلاصه از روز غدير خم از منظر اهلسنت، سميه شاهنورى.
آمل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير و معصومين عليهمالسلام و غدير، حميده شاهپورى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، غفار شاهدى.
اراك، واقعه غدير خم، پروين شيبرىپور.
اراك، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فرشته شجاعى.
نوشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، على شريعتى.
كرج، غدير از ديدگاه متفكران و انديشمندان، مظفر شريفزاده.
نقده، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، آسيه شعبانى.
بابل، نقش زنان در غدير، محمد شعبانى وركى.
سارى، رمز و راز جاودانگى غدير، سكينه شعبانيان.
مازندران، نماز - نياز اساسى بشر، رضا شفيعزاده.
تهران، غدير و راهكارهاى فراروى اتحاد ملى و انسجام اسلامى، حسين شفيعى دارابى.
قم، نقش شيعيان طبرستان در گسترش فرهنگ غدير، سيد محمد شفيعى مازندرانى.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محمد شفيعى.
قم، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، رقيه شكرى.
محمودآباد، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، مريم شكوهى.
نوشهر، غدير، مهتاب شورميج.
تنكابن، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مهتاب شورميج.
تنكابن، نقش زنان در حفظ و گسترش غدير و ولايت، حميدرضا شهركى.
تربتجام، غدير در قرآن، حميدرضا شهركى.
تربتجام، غدير - امكانساز استمرار حركت پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله، حميدرضا شهركى.
تربتجام، غدير در قرآن، حميدرضا شهركى.
تربتجام، اهميت مسئله غدير در اسلام، حميدرضا شهركى.
قم، فاطمه عليهاالسلام و غدير، معصومه شهرىپور.
اراك، كتابشناسى غدير، پروين شيبرىپور.
فريدونكار، غدير در قرآن، كريم شيرزاد.
قم، چهل حديث در مورد غدير، معصومه شيرينكار موحد.
سارى، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، نوراللّه صادقى پالند.
نور، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، حليمه صادقى.
تنكابن، كتابشناسى غدير، عليرضا صادقى.
ابهر، رابطه پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مجيد صادقى.
قم، از غدير تا رحبه، مصطفى صادقى.
آمل، پيام غدير - منشور امامت على عليهالسلام، مهرى صادقى.
كاشمر، كتابشناسى غدير، اسداللّه صادقيان.
نكاء، غدير در مديريت اسلامى، دكتر محمد صالحى.
تنكابن، پيامها و عبرتهاى غدير، فاطمه صالحى.
آمل، فاطمه عليهاالسلام و غدير، معصومه صداقت.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم صدر.
زنجان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فاطمه صراطى.
ابهر، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، اكرم صفرجماعت.
ابهر، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، مريم صفرجماعت.
ابهر، غدير در قرآن، شهناز صفرجماعت.
قم، جايگاه غدير در سقيفه، نعمتاللّه صفرى فروشانى.
خرمآباد، بررسى مواضع جامعهشناسى حضرت فاطمه عليهاالسلام در برابر سقيفه و نظريه امامت على عليهالسلام در غدير خم، مهدى صلاح.
چالوس، نظر علماى اهلسنت در رابطه با واقعه غدير، فاطمه صلاحى.
تنكابن، غدير در هنر - شعر - ادبيات ملل، فاطمه صمدى.
زنجان، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، رقيه صنعتكار.
آمل، غدير و صحابه (غدير بعد از وفات پيامبر صلىاللهعليهوآله) ، رحمان طالبى.
سارى، غدير و حكومت، عباسعلى طالبى.
سارى، غدير و ولايت - نانوشته تاريخ اسلام، نصرتالسادات طاهرپور.
قم، تجلى امامت در غدير، دكتر حبيباللّه طاهرى.
محمودآباد، پيامها و عبرتهاى غدير، سحر طاهرى.
قم، غدير سند هويت نظام سياسى شيعه، سيد مهدى طاهرى.
قم، تجليگاه وصايت انبياء عليهمالسلام، محمدحسين طاهرى.
قم، از غدير چه مىدانيم - غدير پيوند رسالت و ولايت، مير سيد حسين طباطبايى.
قم، كتابشناسى حضرت امام على عليهالسلام و توضيح مختصر درباره آن، مير سيد حسين طباطبايى.
قائمشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، سهيلا طبرى كوچكسرائى.
سارى، بعثت نبى صلىاللهعليهوآله - غدير على عليهالسلام - حكومت مهدى عليهالسلام، صديقه طيبى.
ابهر، غدير رهنماى عدل جهانى، ليلا ظرافتجو.
اسفراين، فاطمه عليهاالسلام و غدير، زهرا عابدينى اول.
زنجان، غدير در قرآن، مريم عباسى جماعتى.
گرگان، بررسى غدير مبانى وحدت و انسجام اسلامى، هاجر عباس.
قم، فاطمه عليهاالسلام و غدير، نرجس عبدالهى.
سارى، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ربابه عرب.
خواف، انبياء عليهمالسلام وصايت و غدير، صغرى عرب روزنى.
خواف، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فاطمه عرب روزنى.
زنجان، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، رقيه عرب وردانىايرج كرمى.
سارى، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، مريم عرفانى.
آمل، غدير در ادبيات - شعر - هنر - ملل، سيد مهديه عزيزپور، راضيه حيدرى.
سارى، غدير از ديدگاه اهلسنت، فاطمه عزيزى - آسيه خشور - ربابه اكبرى.
سارى، تجلى غدير در شعر فارسى، على عسگرى.
عباسآباد، غدير و نوانديشى، طاهره عسگرى.
قم، پيامبر صلىاللهعليهوآله در انديشه تداوم رهبرى، سبحان عصمتى.
اصفهان، غدير خم ابتكار نبوى در نفى قدرت استيلابى، مجتبى عطارزاده.
اسفراين، غدير و مدريت اسلامى، سهيلا عظيمى روبين.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، زهرا عظيمى نصرآبادى.
زنجان، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، پروانه علاقبندان.
قم، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، ضامنعلى حبيبى.
سلمانشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محدثه عليزاده اصل.
قم، اقدامات عمر در مواجهه با غدير، سيد كمالالدين عمادى.
زنجان، غدير در قرآن، خديجه عميدآبادى سلطانى.
نشتارود، فاطمه عليهاالسلام و غدير، مباركه عندليب.
تهران، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مهشيده عندليب.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ولىاللّه عيسىزاده آملى.
بافق، غدير چشمهاى تا پايان هستى، رضا غلامزاده بافقى.
تنكابن، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، رقيه غنيمى.
گرگان، غدير در قرآن، فاطمه بطيار.
مشهد، ايجاد وحدت بنيادين و انسجام اسلامى در كلام امام رضا عليهالسلام، مرتضى فاطمه.
اراك، غدير و ولايت، ابوالفضل فخرالاسلام.
تبريز، انبياء عليهمالسلام و غدير، فاطمه فداكار.
قم، انبياء عليهمالسلام وصايت در قرآن از نگاه عمادالدين طبرى، مهدى فرمانيان.
سارى، غدير و علماى اهلتسنن، سكينه فرودى.
قم، غدير و علماى و منابع اهلسنت، نرگس فروزمند.
زنجان، گذرى بر غدير، نرگس فروزنده.
قائمشهر، غدير و انقلاب اسلامى، غفار فريدخنارى.
نور، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محمدرضا فقاهتى.
نوشهر، غدير در قرآن، مهدى فكرى.
بابل، انبياء عليهمالسلام وصايت و غدير، دكتر حسن فلاح احمدچالى.
تنكابن، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، عباس فلاحى.
زنجان، غدير از منظر عالمان و اهل تشيع، هاله فلسفى.
زيراب، فاطمه عليهاالسلام و شيوههاى دفاع از اهداف حادثه غدير، فاطمه فولاديان.
لاريجان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مينو قادى اسكى.
بابل، ولايت و واقعه غدير خم، نبىاللّه قاسمى حطير.
سارى، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، نبىاللّه قاسمى خطير.
سارى، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، نبىاللّه قاسمى خطير.
سارى، غدير و مديريت اسلامى، سيد احمد قاسمى.
سارى، بحران جاهليت و بحران بعثت غدير و مهدويت، محمداسماعيل قاسمى طوسى.
پلسفيد، غدير در قرآن، منيره قاسمى - سيده زهرا صادقى.
تنكابن، غدير در قرآن، معصومه قدرتى.
سمنان، پيام آخرين عشق، نسترن قدرتى.
قائمشهر، غدير در قرآن، فخرى قدمى كارمزدى.
رامسر، پيامها اعظم و غدير، سارادخت قراملكى.
مشهد، پيامها و عبرتهاى از غدير، احمد قربانپور.
اراك، غدير در قرآن، سوسن قربانى.
نور، پيامها و عبرتهاى از غدير، صفورا قربانى.
لاهيجان، غدير در قرآن، معصومه قربانى.
تنكابن، غدير در قرآن، كلثوم قرچهبيكى.
تنكابن، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، كلثوم قرچهبيكى.
اروميه، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، دكتر سيد مهدى قريشى.
بابل، بزرگداشت غدير (آداب و رسوم) ، شهرام قلىپور گودرزى.
اسفراين، غدير از ديدگاه عالمان، موسى قلىزاده.
مازندران، نقش نماز در رشد اخلاقى و معنوى فرزندان، عباس قلىنژاد.
قم، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، حسين قليجخانى.
نوشهر، نقش جوانان در حفظ و گسترش ولايت و غدير، ملاله قمى اندرود.
زنجان، فاطمه عليهاالسلام و غدير، رفعت قنبرى - رعنا قنبرى.
سارى، نقش بانوان در حفظ و گسترش غدير و ولايت، زهرا قنبرى مله.
تنكابن، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، ابوالفضل قهارى.
دامغان، غدير سرمنشاء وحدت اسلامى، نرجس كاشفى - سيده مريم سيدمؤمنى.
دامغان، غدير در آيينه كتاب ، يداللّه كاشفى - طيبه مهرابى.
نكاء، نقش بانوان در حفظ و گسترش غدير و ولايت، معصومه كاظمى رمدانى.
عباسآباد، انبياء عليهمالسلام وصايت و غدير، سميه كاظمى.
ابهر، فاطمه عليهاالسلام و غدير، عزيزه كاظمى.
سارى، ضرورت تحقق اصول مديريت علوى در مدريت عصر حاضر، حميرا كاكويى.
محمودآباد، غدير در قرآن، حكيمه كاويانپور.
محمودآباد، غدير در قرآن، حليمه كاويانپور.
محمودآباد، ديدگاه اهلسنت درباره حديث غدير، مهرى كاويانپور.
زنجان، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، سجاد كتابى.
قم، غدير از ديدگاه تسنن و اهل تشيع، پروانه كتىخواه.
بروجرد، حماسه غدير، زينب كردى - حسين كردى.
آمل، غدير و عدالت اجتماعى، مسعود كرشى.
دهلران، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، سعيد كرمى.
زنجان، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، فاطمه كرمى.
بهشهر، غدير در قرآن، فاطمه كريمى پتيهرودى.
نور، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، طيبه كريمى.
سبزوار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، على كريمى.
خراسان شمالى - اسفراين، غدير در قرآن، لعيا كريمى.
قم، مبانى قرآن اتحاد و انسجام با گفتگو در قرآن كريم، محمدمهدى كريمىنيا.
قم، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، صديقه كسرايى.
محمودآباد، غدير خم، رضيه كمانگر.
جويبار، غدير و صحابه، زبيده كمانگرى كردكلايى.
اراك، غدير و صحابه، عبدللّه كميجانى بزچلوئى.
سارى، غدير در قرآن، سيده نساء كوثرى.
سارى، غدير از ديدگاه دانشپژوهان غير ايرانى، فاطمه صغرى كوثرى لنگرى.
سارى، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، منيره كهنسال.
چالوس، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فرح كيا.
آمل، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، محترم كيا قبادى.
نوشهر، غدير در قرآن، مرضيه كياكجورى.
اراك، غدير در ادبيات - شعر - هنر - ملل، فاطمه گرامى.
اراك، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، منظر گرامى.
گرگان، فاطمه عليهاالسلام و غدير، فاطمه گرزين.
اراك، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، محبوبه گلفشان.
زنجان، اهميت غدير، زينب گلمحمدى.
جويبار، غدير در قرآن، محمد گلدوست.
گرگان، غدير و صحابه، نرگس ملك گوهر گريزينى.
ابهر، غدير در قرآن، زهرا لشگرى.
محمودآباد، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، رقيه لطفى.
زرن، تحليل و بررسى واقعه تاريخى و مذهبى و سياسى غدير خم، محمود لطفى كمال.
سارى، سيره سياسى پيامبر صلىاللهعليهوآله در تعيين جانشنينى، دكتر حسن مبينى.
بابل، غدير در سيره سياسى پيامبر صلىاللهعليهوآله، دكتر حسن مبينى.
سارى، غدير در قرآن، حسينعلى متقىنيا.
سارى، غدير از مناظر عالمان و منابع اهل تشيع، حسينعلى متقىنيا.
تبريز، غدير و صحابه، ندا متين.
اسفراين، غدير از مناظر عالمان و منابع اهل تشيع، مهرىالسادات مجتبائى.
زنجان، غدير در قرآن، ملكناز محبى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، صديقه محتشمى.
قائمشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، فوزيه محمدزاده چالى.
نوشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، شيرين محمدپور بىبالان.
نشتارود، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، محمد حسينزاده - زهرا روسرى.
قم، غدير از منظر اهلسنت ، زهرا محمدخانى.
محمودآباد، ولايت در قرآن و احاديث كلام بزرگان، هوشنگ محمدزاده.
جرجام، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، امليلا محمدزاده.
قائمشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، مارى محمدزاده چالى.
قم، محتوى غدير حقيقى ابدى، سمانه محمد هاشمى.
قائمشهر، فاطمه عليهاالسلام و غدير، حميرا محمد رودبارى.
قم، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و تعيين جانشين غدير، على محمدى - اميرملك گودرزى.
سلمانشهر، غدير در قرآن، ناهيد محمدى.
مشهد، غدير امتحان بزرگ الهى، رجب محمديان.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، حسين محمديان اميرى.
تنكابن، غدير - حكومت اسلامى - انتظار، هاجر محمديان.
گلوگاه، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، امفروه محمود خانلو.
نوشهر، غدير و حكومت شيعه در طبرستان، على محمودى عالمى.
بابل، غديرشناسى در نگاه فاطمه عليهاالسلام، زهرا محموديان - سكينه مرادى.
اراك، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، افسانه مخلص الائمه.
جويبار، چگونه كودكان و نوجوانان را به نماز تشويق و ترغيب نمايم، على مدانلود جويبارى.
عباسآباد، غدير از منظر عالمان و منابع اهل تشيع، كلثوم مدرسى.
قم، غدير و حكومت شيعى در طبرستان، ماهرو مرادپور.
تنكابن، غدير در قرآن، ماهرخ مرادخانى.
بابل، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، سكينه مرادى.
بابل، مفهومشناسى غدير و ولايت، سكينه مرادى - زهرا حموديان.
بوشهر، غدير در قرآن - و پنج موضوع ديگر، فاطمه مرادى.
چالوس، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ميترا مرادى.
بابل، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، حسين مرضيهپور.
فيروزكوه، اهميت وحدت و زيان تفرق از منظر مولى الموحدين على عليهالسلام، ابوالفضل مستقميان.
فيروزكوه، مبانى وحدت اسلامى از منظر قرآن و سنت، ابوالفضل مستقميان.
تنكابن، نقش زنان در حفظ گسترش غدير و ولايت، فهيمه مشايخى.
اراك، غدير در قرآن، اعظم مشيرى.
جويبار، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، سيده رقيه مطيعى. علىاصغر واحد جويبارى.
اراك، غدير و صحابه راويان - شاهدان - تابعان، محبوبه مقيمى ع.
زنجان، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، صغرى ملائى يگانه.
مهدىشهر، غدير در آيينه سخنان ماندگار، صديقه ملائيان.
سلمانشهر، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، زهرا ملاابراهيم.
ابهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، اسكندر ملايى.
شهرضا، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فريبا ملايى.
سارى، بررسى نظرات اهلتسنن در آيينه خطبه غدير خم، نجيبه ملايى.
گرگان، پيامها و عبرتهاى غدير، زهرا ملك.
گرگان، غدير و عدالت (اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى) ، زهرا ملك.
رامسر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، شهربانو ملكنيا.
قم، فاطمه عليهاالسلام و غدير، ليلا ملوجى.
نشتارود، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، بهناز منصورى.
چهارمحال بختيارى، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، داراب منصوريان.
نكاء، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، زكيه موافقى.
مياندرود، غدير و عدالت، سيد ميهن موسوى.
سارى، غدير در قرآن، سيد نوراللّه موسوى.
سارى، نقش جوانان در حفظ گسترش غدير و ولايت، سيده شهلا موسوى.
قم، خورشيد خاندان رسالت در طبرستان، سيد على موسوىنژاد.
سارى، نقش طبرستان در گسترش دولتهاى شيعه و فرهنگ غدير، سيد ابوالحسن موسوى.
شهرضا، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، سهيلا مولايى.
سارى، غدير و مديريت اسلامى، محمدرضا مؤيدى.
سارى، پيام غدير، حسينعلى مهدوى تلارمى.
علىآباد كتول، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، فاطمه مهدوى.
بابل، فاطمه عليهاالسلام و غدير، درويشعلى مهدىپور.
نوشهر، غدير از نگاه روايات و شاهدان، فرنگيس مهدىپور.
بابل، نماز - جوان - بندگى و عشق، الهه مهدىزاده.
مازندران، آثار و فوايد نماز، افسانه مهديان كرانى.
تنكابن، نقش زنان در بزرگداشت غدير خم، مختار ميارى - ثمره سليمانىنژاد.
قم، غدير در قرآن، عفت ميرابزاده - منصوره ميرابزاده.
اراك، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، منتهى ميرزااحمدى.
اراك، پيام غدير، منصوره ميرزايى.
سارى، بعثت - غدير - مهدويت و حكومت عدل جهانى، دكتر سيد احمد ميريان اكندى.
اراك، غدير در قرآن، بدرى نادرى.
علىآباد كتول، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، محمدعلى ناظمى.
قم، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، سيده آسيه نبىزاده.
بوشهر، نقش زنان در حفظ گسترش غدير و ولايت، فروغ نجفپور.
بوشهر، نقش زنان در حفظ گسترش غدير و ولايت، فاطمه نصرتى.
سارى، پيامها و عبرتهاى غدير، فاطمه نصيرى - محمدولى باكويى.
قم، اكسير حيات اخروى در شناخت غدير هستى، محمد نصيرى.
بهشهر، نماز و جوان، سعيد نصيريان.
بهشهر، پيامها و عبرتهاى غدير، آتنا نظرى.
خرمبيگ، فاطمه عليهاالسلام و غدير، سهيلا نعمتاللهى - مريم نعمتاللهى.
بابل، كتابشناسى و غدير، عشرتالسادات نعمتزاده.
رامسر، پيامها و عبرتهاى غدير، گيتى نقدى.
زيراب، بعثت نبى صلىاللهعليهوآله - غدير على عليهالسلام - حكومت مهدى عليهالسلام، نسرين نقىپور.
فريدونكنار، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، اسماعيل نورى.
علىآباد كتول، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، ناهيد نورى پنجولى.
بابلسر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، سيد اسماعيل نيكپور.
قائمشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، رقيه نيكزاد.
جويبار، غدير و مبانى وحدت و انسجام اسلامى، تقى واحد - بانو عراقى.
قائمشهر، پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله و غدير، مريم واحدى.
سارى، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، حبيباللّه وظيفهشناس رستمى.
سارى، غدير در قرآن، كبرى وفائىنژاد.
اسفراين، فاطمه عليهاالسلام و غدير، محمد مقار موسوى - سهيلا تميمى.
سارى، فاطمه عليهاالسلام و غدير، رقيه ولىزاده.
سارى، غدير از ديدگاه پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله، الهامالسادات هاشمى - سكينه اصغرىزهرا رجبى.
سارى، تأثير بازسازى تاريخ سياسى اسلام در تحقق انسجام اسلامى، سيد مجتبى هاشمى ركاوندى.
سارى، زندگى سعادتمندانه در گرو آموزههاى غدير، سيد على هاشمى.
سارى، عدالت اقتصادى دستاوردى در غدير، سيد على هاشمى.
بهشهر، غدير در قرآن، سيد مهدى هاشمى.
زنجان، نقش زنان در حفظ گسترش غدير و ولايت، سيده زهرا هاشمى.
سارى، غدير، مهدى هاشمى.
محمودآباد، غدير و عدالت، آزاده هدايتى.
مازندران، نماز - جوان - بندگى و عشق، آزاده هدايتى.
تهران، چگونه انسجام اسلامى را عملى سازيم ؟ ، محمدجعفر مرندى.
بهشهر، ارمغان غدير - ظهور ولايت در غدير، رمضان يخكش.
نكاء - بابل، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، مهدى يداللهى.
اسفراين، غدير و عدالت (اجتماعى و فرهنگى و ... ) ، ناهيد يداللهى.
زنجان، پيامها و عبرتهاى غدير، خديجه يزدانى.
مازندران، نماز - جوان - بندگى و عشق، مريم يزدانى.
بابل، غدير از منظر عالمان و منابع اهلسنت، امالبنين يعقوبى.
بابلسر، تفريحى در قصيده غديريه ابوتمام، دكتر حسين يوسفى آملى.
قائمشهر، گفتمانهاى ماندگار و عوامل جاودانگى غدير، رضا يوسفى.
زنجان، غدير در قرآن، سپيده يوسفيان.
غدير در شعرِ زبانهاى ديگر(1)
در طول چهارده قرن، مسئله غدير در قالب اشعار به نظم كشيده شده است. گذشته از شعراى عرب و شاعران پارسىگوى، شعراى اردو زبان و ترك زبان نيز سهم بسزايى در نظم محتواى غدير و حفظ و نشر آن در غالب شعر داشتهاند.
لازم به تذكر است كه عدهاى از شعرا داستان غدير را به صورت مفصل يا مختصر در قالب شعر آودهاند كه اول آنان حسان است. برخى ديگر فقط مقطع حساس آن را كه «من كنت مولاه فعلى مولاه» است به شعر كشيده و پرورش دادهاند.
گروهى نيز با قالب ريزى ادبى غدير، مبانى اعتقادى آن را بيان كردهاند و تا آنجا كه توانستهاند شكوفايى روحى آن را در زندگى معنوى يك شيعه جلوهگر ساختهاند تا با خواندن آنها حلاوت و خنكاى ولايت در سراسر وجود انسان نمودار شود.
در همين راستا مؤلفينى اقدام به جمعآورى و تدوين اشعار مربوط به غدير كردهاند و اين اسناد ادبى غدير را به صورت مجموعههاى تنظيم يافته ارائه نمودهاند.
برخى از اين كتابها مستقلاً درباره اشعار غدير است كه نمونههايى از كتب شعر اردو نام برده مىشود:
1) . چهارده قرن با غدير: ص 166. چهارده قرن با غدير: ص 167، 168. اسرار غدير: ص 340 - 348.
«صهباى غدير» ، جمعى از شعراى هند، اردو، چاپى، چاپ: چاپخانه اثنىعشرى، دهلى، 1344 ق، 1926 م، وزيرى، 96 ص. اين كتاب شامل مقدمه و ترجمه خطبه غدير به اردو، و سپس 21 قصيده از شعراى معروف هند در غدير است. اين اشعار يا غزل و يا سلسلهاى و يا شامل دو يا سه يا چهار بند و به اصطلاح اردو «مطلع» هستند.
«ترانه غدير» ، سيد محمدرضاساجد بن سبطالرضا زيدپورى (م 1958 م) ، اردو، چاپى. چاپ: بزم سلطانى، لكنهو، 1410 ق. در اين كتاب اشعارى درباره غدير به زبان اردو آمده است.
به عنوان نمونه، پنج غديريه به زبان اردو و سه غديريه به زبان تركى مىآوريم:
پيمبرون نى جومانگى هىده دعا هى غدير *** جو گو نجتى ر هى تا حشر ده صدا هى غدير
جورك سكى نه وه اعلان مصطفى هى غدير *** كه ابتداء ذوالعشيره هى انتها هى غدير
غدير منزل انعام جاودانى هى
غدير مذهب اسلام كى جوانى هى
غدير دامنِ صدق و صفا كى دولت هى *** غدير كعبه و قرآن كى ضمانت هى
غدير سرحدِ معراج آدميت هى *** غدير دين كى سب سى برطى ضرورت هى
غدير منزل مقصود هى رسولان كى
غدير فتح هى اسلام كى اصولون كى
متاعِ كون و مكان كو غدير كهتى هين *** چراغِ خانه جان كو غدير كهتى هين
صداقتون كى زبان كو غدير كهتى هين *** عمل كى روحِ روان كو غدير كهتى هين
غدير منزل تكميل هى سفر نه كهو
نبى كى صبحِ تمنا هى دوپهر نه كهو
ستم كى هين بهت وقت كى شر يرون نى *** مطائى نقشِ وفا خنجرون نى تيرون نى
حديثين دطهالى هين دنيا كى بى ضميرون نى *** فسانى لكهى هين دربار اميرون نى
على كى لال كاجب ها ته- تهام لى گى غدير
ستمگرون سى ضرور انتقام لى گى غدير
كوه فاران سى چلا ده كاروان انقلاب *** آگى آگى مصطفى هين پيچهى پيچهى بوتراب
فكر كى ظلمت كدى مين نور بر ساتا هوا *** ذهن كى بجز زمين پر پهول بر ساتا هوا
قافله تها اپنى منزل كى طرف يون گامزن *** جيسى دريا كى روانى جيسى سورج كى كرن
خُلق پيغمبر بهى تيغ فاتح خيبر بهى هى *** يعنى مر هم بهى پى انسانيت نشتر بهى هى
رهن كى ديوار طوطى باب خيبر كى طرح *** دل مين دروازى كهلى اللّه كى گهر كى طرح
موج نفرت مين محبت كى كنول كهلنى لگى *** خون كى پياسى بهى آپس مين گلى ملنى لگى
ذوالعشيره مين هوا پهلى پهل اعلان حق *** يعنى يه آغاز تها آئينه انجام حق
بن گئى هجرت كى شب دين الهى كى سحر *** بستر احمد په سوئى شير داور رات بهر
بزم يغمبر مين ديكهو آدميت كا جلال *** يعنى جلال سرداران كى پهلومين نظر آئى بلال
آخرش بدر و احد كى معر كى سر هو كئى *** جب ائهى تيغ على پسپا ستم گر هو گئى
غدير نام هى اللّه كى عبادت كا *** غدير نام هى انسان كى شرافت كا
غدير نام هى نوع بشر كى عظمت كا *** غدير نام هى ربط كتاب و عترت كا
جهان مين جو هى اسى اك سفر كا صدقه هى
هر ايك صبح اسى دوپهر كا صدقه هى
كهين سكون كهين جهنكار بن گئى هى غدير
كبهى صدائى سر دار بن گئى هى غدير *** كهين قلم كهين تلوار بن گئى هى غدير
كهين دعا كهين انكار بن گئى هى غدير *** يه سب اثاثه علم و يقين مط جاتا
اگر غدير نه هوتى تو دين مط جاتا
دلِ پيمبر اعظم كا چين بهى هى غدير *** نمودِ قوتِ بدر و حنين بهى هى غدير
لبِ بتول په فرياد و شين بهى هى غدير *** حسن كى صلح بهى جنگِ حسين بهى هى غدير
كبهى صدائى جرس بن كى راه مين آئى
كفن پهن كى كبهى قتل گاه مين آئى
نبى كى بعد صفِ اشقياء جب آئى تهى *** عداوت آل پيمبر كى رنگ لائى تهى
ستم پر ستون نى كب آستين چرطهائى تهى *** جمل كى اور نه صفين كى لرطائى تهى
نه سمجهو تها ده شه قلعه گير پر حمله
كيا تها اهل هوس نى غدير پر حمله
يه آرزو تهى مطادين گى نقش پائى غدير *** سمجه- رهى تهى كه مقتل هى انتهائى غدير
مگر نه رك سكى تيغون سى بهى هوائى غدير *** سنان كى نوك په بهى گونج انهى صدائى غدير
لهو مين غرق هراك حق پسند هو كى رها
مگر غدير كا پرچم بلند هو كى رها
نفاق و كفر كى گهيرون دن نى راسته روكا *** جفا و ظلم كى دط يرون نى راسته روكا
جهالتون كى اند هيرون نى راسته روكا *** قدم قدم په لطيرون نى راسته روكا
جو سدِّ راه بصد نخوت و غرور هوئى
وه سب غدير سى طكرا كى چور چور هوئى
جو حقپرست تهى ده دار پر چرطهائى گئى *** نه جانى كتنى غريبون كى گهر جلائى گئى
نقوشِ حق و صداقت تهى جو مطائى گئى *** زبانين كاطى گئين اور لهو بهائى گئى
جو ايك مريض كوبيرطى پهنانى آئى تهى
وه سب غدير كو قيدى بنانى آئى تهى
ستمگرون سى كهو قتل عام كرتى رهين *** نبى كى قول كى تأويلِ خام كرتى رهين
جو كر گئى هين اب و جدوه كام كرتى رهين *** هزار ظلم صبح و شام كرتى رهين
مگر غدير كا اعلان رك نهين سكتا
اطهاتها خُم سى جو طوفان رك نهين سكتا
لئى هى تيغِ على قلعه گير كا وارث *** نمودِ قوتِ نان شعير كا وارث
نبى كى لال جنابِ امير كا وارث *** نكل كى آئيگا جس دن غدير كا وارث
زبان تيغ بتائى گى عز و شان غدير
كهين پناه نه پائين گى دشمنان غدير
جب شكست فاش باطل كو هوئى جنگاه مين *** بد دعا دينى كو آپهونچى نصارى راه مين
تب نبى و فاطمه حسنين و حيدر آگئى *** اپنى اهلبيت كو لى كر پيمبر آگئى
منزل خندق په پهنچاجب غديرى كاروان *** كل ايمان بن كى نكلى تب امام انس و جان
سوره توبه حرم مين لى كى جائى گاو هى *** جس نى چوسى هى زبان قرآن سنائى گاو هى
فتح مكه مين جهالت كى صنم تورطى گئى *** پتهرون كى بت روايت گى صنم تورطى گئى
آچكا هى اب وهان پر كاروان انقلاب *** انبياء نىمد توند يكهاتهاجس منزل كاخواب
هوگيا اعلان جب مولا على كى نام كا *** چهره روشن هوگيا مستقبل اسلام كا
مصطفى كو تا ابد محمود حق نى كر ديا *** حد پهجو آئى تو لا محدود حق نى كرديا
ذمه دار دينِ حق پرطه كر ولايت هو گئى *** دوسرى لفظون مين تو سميع نبوت هو گئى
بزم هستى مين جلال كبريائى هى غدير *** بهر امت امر حق كى رونمائى هى غدير
اى مسلمان ديكه يه دولت كهين گم هونه جائى *** مصطفى كى زندگى بهر كى كمائى هى غدير
دامن تاريخ انسان كى دولت هى غدير *** بيكسون كى شان كمزورون كى طاقت هى غدير
اك ذرا سا ذكر آيا اور چهرى فق هوئى *** دشمنون كى واسطى روز قيامت هى غدير
عظمتِ دين الهى كا مناره هى غدير *** دو سپهر مين جو تها روشن وه ستاره هى غدير
تهام كر بازوئى حيدر مصطفى بتلا گئى *** ايك كيا سارى رسولان كا سهارا هى غدير
پيچ و خم كوئى نه كهائى نه كهانچه هى غدير *** جس مين دطهلتى هى صداقت ايسا سانچه هى غدير
پهر گيا رخ دشمنان مذهب اسلام كا *** كفر كى رخسار پر حق كا طمانچه هى غدير
منزلِ تكميلِ دينِ كبريائى كى عيد هى *** نقطه معراج كار انبياء كى عيد هى
آدمى كيا عترت و قرآن ملتى هين گلى *** عيد سب بندون كى يه دين خدا كى عيد هى
امامى حضرت بارى گَرَك ايده تعيين *** مُحوّل هر كَسَه اولماز امور ربّانى
منادى آيه قرآنيدور، عليدى ولى *** علينى رد ايلين، رد ايدوبدى قرآنى
منه وصى، سيزه اولى بنفسدور بو على *** مباد ترك ايليه سيز بو وصايانى
بو امر امر الهيدى، نه منيم رأييم *** امين وَحْيِدى نازل ايدن بو فرمانى
دوتوب گوگه يوزين عرض ايتدى اول حبيب خدا *** كه اى خداى رؤوف و رحيم و رحمانى
عم اوغلومى دوتا دشمن او كس كه، دشمن دوت *** محب و ناصرينه، نصرت ايله هر آنى
بو ماجرانى گورنده تمام دشمن و دوست *** غريو و غلغلهدن دولدى چرخ دامانى
او كى محبيدى مسرور اولوب، عدو غمگين *** نه اولدى حدى سرور و نه غصه پايانى
حكم خطاب آيه يا ايها الرسول *** تبليغنه وصايتوه مدعا على
خم غديره منزلى حج الوداعده *** قيلدى سنى يرنده وصى، مصطفى على
پروردگار عالم ايدوبدور حمايتين *** بيلديردى ير يوزنده پيمبر رسالتين
گلدى غدير خُمّيده رجعتده ناگهان *** روح الامين گتوردى پيام و بشارتين
بعد از سلام عرض ايلدى امر ايدور خدا *** امّت لَره يتورسون على نون ولايتين
فرمان ويروب رسول امين كاروان دوشوب *** فرمانينون گوروبدور اولاردا اطاعتين
منبر دوزَلدى چخدى همان منبر اوستنه *** اوّل ايشيتدى امّتى قرآن تلاوتين
خير البشر على كمرين دوتدى قالخِزوب *** حضار تا گوروبدور او صاحب شجاعتين
مولايم هر كيمه ديدى من هر زمانده *** مولاسى دور عم اوغلوم همان با ديانتين
جبريل گتدى آيه اكملت دينكم *** اسلامون آرتروبدو بوگون حق جلالتين
يكى از موارد مهم در مورد غدير، شناخت تمام موضوعات و واژههاى مرتبط با غدير است. اين مسئله به ما كمك مىكند دايره وسيع مبحث غدير و شاخههاى مربوط به آن را بهتر واكاوى كنيم، و در نتيجه در مورد زواياى آشكار و از آن مهمتر زواياى پنهان غدير شناخت كامل داشته باشيم.
در كنار اين مهم، صفحات جديدى از معارف غديرى و بسيارى از مسائل ديگر؛ چه دينى و چه غير دينى كه مرتبط با غدير هستند، به روى ما گشوده خواهد شد، و خواهيم ديد كه غدير صرفا يك رخداد چند روزه تاريخى و يا يك ايدئولوژى صرف نيست. بلكه غدير اقيانوسى پرتلاطم در بازه تاريخ و در گستره گيتى است.
به منظور تحقق اين تفكر ژرف و با اين پيشينه ذهنى، در اينجا موضوعات مرتبط با غدير به شكل واژه و در قالب الفبايى و فرهنگنامهاى، و نيز هر موضوعى كه زيرمجموعه هر واژه تصور مىشود، آورده مىشود.
اين قسمت چكيده و بر گرفته از كتاب 26 جلدىِ «دانشنامه غدير» تأليف محقق ارجمند و خادم آستان غدير آقاى حاج شيخ محمدرضا شريفى است.
آب: 1. نهر آب در قصرِ غدير در آسمانها 2. عرضه ولايت بر آبها در روز غدير
آبگير = چشمه غدير
آخوند خراسانى = محمدكاظم خراسانى
آدم عليهالسلام: 1. تقارن توبه حضرت آدم عليهالسلام با غدير 2. حضرت آدم عليهالسلام در خطبه غدير 3. روز غدير همانند روز آدم عليهالسلام 4. سجده ملائكه بر آدم عليهالسلام به خاطر نور معصومين عليهمالسلام 5. صحيفه و پيراهن آدم عليهالسلام از ودايع امامت
آذربايجان: مقاله درباره غدير
آراستگى
آداب عيد غدير
آرمان غدير از ديدگاه اميرالمؤمنين عليهالسلام (كتاب) : كتب برگزيده غدير
آزاد: (حُرّ) : وظيفه تبليغ غدير براى آزاد و بنده به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
آزادى: آزادى از آثار غدير
آزمايش الهى = امتحان الهى
آسمان: 1. ترتيب اهل آسمانها در قبول ولايت = آسمان / عرضه ولايت بر آسمانها در روز غدير 2. جشن غدير در آسمانها 3. عرضه ولايت بر آسمانها در روز غدير 4. عيد غدير در آسمانها
آشنايى با ايام غديريه (كتاب) : كتب برگزيده غدير
آفتاب: آفتاب در خطبه غدير
آل بويه: جشنهاى غدير در زمان آل بويه
آلالبيت عليهمالسلام = اهلبيت عليهمالسلام
آلمان: ترجمه خطبه غدير به زبان آلمانى
آمادهسازى: آمادهسازىِ غدير
آمار: 1. آمارهاى كلى قرآنى و آيات غدير 2. آيات دشمنان غدير 3. آيات غدير به ترتيب زمانى و مكانى 4. آيات غدير به ترتيب قرآنى 5. اتمام حجتهاى قرآنى غدير 6. پژوهشهاى قرآنى غدير 7. تاريخچه قرآنى غدير 8. تحليلهاى قرآنى غدير 9. تفسيرهاى غدير 10. خطبه غدير و آمار موضوعات و كلمات 11. خطبه غدير و آمارهاى متفرقه 12. دشمنان غدير = آمار / آيات دشمنان غدير 13. دعاها و زيارتهاى قرآنى غدير 14. زيارتهاى قرآنى غدير = آمار / دعاها و زيارتهاى قرآنى غدير 15. فعاليتهاى فرهنگى غدير 16. فهرست سورهها و آيات غدير = آمار / آيات غدير به ترتيب قرآنى 17. كتابشناسى غدير 18. كتابنامههاى غدير 19. مراحل حضور قرآن در غدير = آمار / آيات غدير به ترتيب زمانى و مكانى 20. موضوعاتِ آيات غدير 21. مؤلفين مشهور چهارده قرن 22. نتايج اعتقادى آيات غدير
آمرزش: 1. آخرين فراز از خطبه غدير 2. آمرزش پس از بيعت در غدير 3. حج و مغفرت الهى در خطبه غدير 4. دوستان اهلبيت عليهمالسلام و آمرزش گناهان 5. صفت غفّار در خطبه غدير 6. غفران با قبول ولايت در خطبه غدير
آمريكا: مقاله درباره غدير
آمنه بنت وهب (مادر پيامبر صلىاللهعليهوآله) : قبر آمنه در مسير حجة الوداع
آموزش و پرورش: تبليغ غدير در آموزش و پرورش
آيات = تفسير - سوره - قرآن
آيات ولايت در قرآن، ج و (كتاب) : كتب برگزيده غدير
آينه غدير در روايات شيعه و اهلسنت (كتاب) : كتب برگزيده غدير
آيه
آيه تبليغ، آيه اكمال (كتاب) : كتب برگزيده غدير
آيه ميثاق غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
ائمه اثنىعشر عليهمالسلام: 1. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ... » 2. آيه اكمال و ائمه اثنى عشر عليهمالسلام = ائمه اثنى عشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 3. آيه «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» 4. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيعت با ائمه عليهمالسلام در غدير 5. آيه «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 6. آيه «خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 7. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 8. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ... » = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 9. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... » = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 10. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ... » 11. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 12. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 13. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 14. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 15. آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ
وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 16. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 17. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 18. آيه «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ... » 19. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 20. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام از مبانى خطبه غدير 21. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام اصل ايمان = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ... » 22. ائمه عليهمالسلام از مصاديق «مولى» 23. ائمه عليهمالسلام از نسل اميرالمؤمنين عليهالسلام 24. ائمه عليهمالسلام از نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله 25. ائمه عليهمالسلام، انتصابِ بهترين در غدير 26. ائمه عليهمالسلام حاكمان خدا در زمين = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / امامان عليهمالسلام اُمَناء خدا در زمين 27. ائمه عليهمالسلام در خطبه غدير 28. ائمه عليهمالسلام در قرآن 29. ائمه عليهمالسلام دعوت كننده به قرآن = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / امامان عليهمالسلام و سرپرستى قرآن 30. ائمه عليهمالسلام يكى از پايههاى اعتقادى خطبه غدير 31. ائمه عليهمالسلام يكى از نتايج اعتقادى غدير 32. اتصال امامت در خطبه غدير 33. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله در مورد امامان عليهمالسلام 34. اتمام نعمت با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 35. احكام و ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيان احكام توسط ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 36. اختصاص آيه اكمال به امامان عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 37. ادامه خاتميت پيامبر صلىاللهعليهوآله با ائمه عليهمالسلام 38. ارتباط امامت ائمه عليهمالسلام با غدير 39. اشاره به ائمه عليهمالسلام پيش از خطبه غدير 40. اشاره به ائمه عليهمالسلام در صفين 41. اشاره به ائمه عليهمالسلام در غدير 42. اشاره به ائمه عليهمالسلام در ماجراى حديث قرطاس 43. اطاعت از ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / وجوب اطاعت از ائمه عليهمالسلام 44. اعلان ولايت دوازده امام عليهمالسلام 45. اكثريت و اقليت مردم در زمان امامان عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 46. اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 47. امامان عليهمالسلام اُمَناء خدا در زمين 48. امامان عليهمالسلام در دعاهاى روز غدير
اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 80. ريشه اصلى كمال دين ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 81. زكات و ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيان احكام توسط ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 82. سوره نور و ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 83. شاكرين در قرآن و خطبه غدير ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 84. شئون ائمه عليهمالسلام در خطبه غدير 85. شرائط ائمه عليهمالسلام 86. شرط قبولى اعمال ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 87. شكر ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / شاكرين در قرآن و خطبه غدير ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 88. شيعيان ائمه عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 89. صابرين در قرآن و خطبه غدير ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / شاكرين در قرآن و خطبه غدير ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 90. صبر ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / شاكرين در قرآن و خطبه غدير ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 91. صراط مستقيم ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 92. عصمت ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / انتصاب ائمه عليهمالسلام از جانب خداوند 93. علم ائمه عليهمالسلام 94. عمل ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيان احكام توسط ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 95. غلبه ائمه عليهمالسلام و شيعيان بر دشمنان = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 96. فرهنگبانان قرآن 97. قبولى اعمال با ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / شرط قبولى اعمال ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 98. قرآن و ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 99. كلمه باقيه، ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيعت لسانى با ائمه عليهمالسلام در غدير 100. كمال دين با امامت ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / اكمال دين با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 101. محور خطبه غدير، ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 102. معارف صحيح اسلام نزد ائمه عليهمالسلام 103. معرفى دوازده امام عليهمالسلام تا آخر دنيا 104. مفسرين قرآن = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / امامان عليهمالسلام و سرپرستى قرآن 105. مقام ائمه عليهمالسلام در خطبه غدير 106. منكرين ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / انكار ائمه عليهمالسلام 107. موضوع اصلى بيعت غدير، ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيعت با
ائمه عليهمالسلام در غدير 108. نااميدى دشمنان با اعلان امامت ائمه عليهمالسلام 109. نام «على» در حديث غدير به خاطر امامان عليهمالسلام 110. نتيجهگيرى از حديث غدير، ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 111. نسل ابراهيم عليهالسلام و پيامبر صلىاللهعليهوآله و امام حسين عليهالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 112. نسل پاك امامت 113. نماز و ائمه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / بيان احكام توسط ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 114. نور ائمه عليهمالسلام 115. نور خداوند در ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 116. وجوب اطاعت از ائمه عليهمالسلام 117. ولايت ائمه عليهمالسلام 118. ولايت ائمه عليهمالسلام اراده خداوند 119. ولايت ائمه عليهمالسلام در آيات قرآن 120. ولايت ائمه عليهمالسلام ولايت اللّه 121. ويژگىهاى ائمه عليهمالسلام 122. هاديان امت، ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 123. يكى از ثقلين ائمه اثنىعشر عليهمالسلام ائمه ضلال: 1. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» 2. آيه «وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ» = ائمه ضلال / آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 3. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 4. ائمه ضلال در جهنم = ائمه ضلال / اصحاب صحيفه ملعونه اول 5. ائمه ضلال در قرآن 6. اصحاب صحيفه ملعونه اول 7. پيروان ائمه ضلال = ائمه ضلال / آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» - پيشگويى پيامبر صلىاللهعليهوآله از ائمه ضلال در خطبه غدير 8. پيشگويى پيامبر صلىاللهعليهوآله از ائمه ضلال در خطبه غدير 9. شناخت رؤساى ضلالت 10. غدير روز شناسايى امامان آتش 11. غصب خلافت و ائمه ضلال = ائمه ضلال / پيشگويى پيامبر صلىاللهعليهوآله از ائمه ضلال در خطبه غدير 12. مثال سوسمار براى ائمه ضلال 13. ولايت باطل و ائمه ضلال
ابان بن تغلب: سؤال از معناى مولى
اَبرار: اهلبيت عليهمالسلام، ابرار در قرآن
ابراهيم عليهالسلام: 1. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ
مُهْتَدُونَ» 2. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 3. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 4. تقارن روز نجات حضرت ابراهيم عليهالسلام از آتش با غدير
ابراهيم بن حجّاج سامى (ابواسحاق، ناجى بصرى) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن حسين كِسائى (ابواسحاق، ابندَيزيل) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن عبدالصمد هاشمى (ابواسحاق) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن عبداللّه كجى: روايت حديث غدير
ابراهيم بن عبداللّه وصابى: 1. روايت احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام با صحابه به حديث غدير 2. روايت ماجراى سنگ آسمانى در غدير
ابراهيم بن مالك اشتر: حركت ابراهيم اشتر در دهه غدير
ابراهيم بن محمد حنفى (كمالالدين، ابنحمزه حَرّانى) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن محمد مؤيّد جوينى (حموينى) : 1. روايت حديث غدير 2. روايت غديريّه حسّان بن ثابت 3. روايت نزول آيه اكمال در غدير
ابراهيم بن مرعى مالكى (شَبرَخيتى) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن منذر حزامى (ابواسحاق) : روايت حديث غدير
ابراهيم بن يونس طرسوسى (مؤدّب حرمى) : روايت حديث غدير
ابطح: در سفر حجة الوداع
ابلاغ غدير = ابلاغ ولايت - تبليغ
ابلاغ ولايت: 1. آخرين جمله خطبه غدير و ابلاغ ولايت 2. آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » = ابلاغ ولايت / خطر ابلاغ ولايت 3. آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... » 4. آيه «وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ» = ابلاغ ولايت / آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... » 5. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 6. ابلاغ غدير وظيفه همگانى = ابلاغ ولايت / دستور ابلاغ غدير تا ابد 7. ابلاغ ولايت از مبانى خطبه غدير 8. ابلاغ ولايت پيش از غدير 9. ابلاغ ولايت در خطبه غدير 10. ابلاغ ولايت در عرفات 11. ابلاغ ولايت در مدينه 12. ابلاغ ولايت در مسير غدير 13. ابلاغ ولايت در مكه 14. اجر ابلاغ ولايت در قرآن 15. ارتباط مستقيم ابلاغ ولايت با وحى 16. اعلان غدير پس از حج 17. اكمال دين با ابلاغ ولايت 18. امام حسين عليهالسلام و ابلاغ ولايت 19. امتثال آيه «بَلِّغْ» 20. امر پيامبر صلىاللهعليهوآله به ابلاغ ولايت 21. امر خدا به ابلاغ ولايت 22. احياء شعائر با نشر غدير 23. بزرگترين امر به معروف ابلاغ ولايت 24. بَلاغ مبين ابلاغ ولابت = ابلاغ ولايت / آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... » 25. بيعت براى ابلاغ غدير به نسلهاى آينده 26. تبليغ ولايت توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله 27. تشكر خداوند از ابلاغ ولايت توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله 28. خطر ابلاغ ولايت 29. دستور ابلاغ غدير تا ابد 30. دستور به ابلاغ ولايت پيش از غدير 31. رابطه ابلاغ و اكمال 32. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و ابلاغ ولايت 33. سند مكتوبِ غدير و ابلاغ ولايت 34. شاهد گرفتن خداوند براى ابلاغ = ابلاغ ولايت / ابلاغ ولايت در خطبه غدير 35. فرمان ابلاغ عمومى غدير
ابليس = شيطان
ابن ابىحاتم = عبدالرحمن بن محمد بن ادريس رازى
ابن ابىداوود سِجِستانى: عدم نقل حديث غدير
ابناثير = على بن محمد جَزَرى (ابوالحسن، ابناثير)
ابنادريس حلّى: مسجد غدير در كلام ابنادريس
ابنادريس شافعى: معناى مولى در كلام ابنادريس
ابناسحاق: عدم نقل حديث غدير توسط ابناسحاق
ابن امرأة زيد بن ارقم: در سند خطبه غدير
ابنباكثير = احمد بن فضل مكّى (ابنباكثير)
ابن برّاج (قاضى) : مسجد غدير در كلام ابنبرّاج
ابنتيميه: 1. انكار تواتر حديث غدير 2. انكار ماجراى سنگ آسمانى در غدير 3. شبهه ابنتيميه در خطبه غدير
ابنجَزَرى: 1. تأليف كتاب در غدير 2. تواتر حديث غدير در كلام ابنجزرى
ابنجوزى بغدادى: معناى مولى در كلام ابنجوزى
ابنحجر عسقلانى: 1. نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام با صحابه به حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. معناى اولى براى «مولى» در كلام ابنحجر
ابنحزم اندلسى: 1. انكار تواتر حديث غدير 2. روايت حديث غدير
ابنحمزه: مسجد غدير در كلام ابنحمزه
ابنخلدون = عبدالرحمن بن محمد (ابنخلدون، ولىالدين)
ابنروزبهان: نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام با حديث غدير
ابنسكّيت: نقل حديث غدير
ابنسمين حلبى: معناى مولى در كلام ابنسيمين
ابنسينا = ابوعلى سينا
ابن شهرآشوب = محمد بن على بن شهرآشوب
ابنصبّاغ مالكى = على بن محمد مكّى (نورالدين، ابوالحسن، ابنصبّاغ مالكى)
ابنطاووس = على بن طاووس
ابنطلحه شافعى = محمد بن طلحه نصيبى (كمالالدين، ابوسالم، ابنطلحه)
ابنطولون دمشقى: تأليف در غدير
ابنعباس = عبداللّه بن عباس
ابنعبدالبَرّ قُرطُبى (ابوعمر) : روايت حديث غدير
ابنعربى = محىالدين بن عربى
ابنعساكر = على بن حسين دمشقى (ابوالقاسم، ابنعساكر)
ابنعقده كوفى = احمد بن محمد كوفى (ابوالعباس، ابنعقده)
ابنغاليه: مناظره ابنغاليه در مورد غدير
ابنالغضائرى = غضائرى
ابنغنم ازدى = عبدالرحمن بن غنم ازدى
ابنفتّال نيشابورى: نقل متن كامل خطبه غدير
ابنقُتَيبه: روايت حديث غدير
ابنكثير دمشقى = اسماعيل بن عمر دمشقى (ابنكثير)
ابنماجه قزوينى: روايت حديث غدير
ابنمَردَوَيه = احمد بن موسى بن مَردَوَيه اصفهانى (ابوبكر، ابنمَردَوَيه)
ابنمسعود = عبداللّه بن مسعود
ابنمَغازلى = على بن محمد جُلاّبى (ابوالحسن، ابنمَغازِلى)
ابنمكتوم قيسى: روايت حديث غدير
ابنملجم مرادى = عبدالرحمن بن ملجم مرادى
اَبْواء: در مسير حجة الوداع
ابواسحاق ثعلبى = ثعلبى
ابواسحاق زجاج لغوى نحوى: معناى مولى در كلام ابواسحاق
ابوايوب انصارى: 1. اقرار به غدير در صفين 2. روايت حديث غدير
ابوبكر بن ابىقحافه: 1. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 2. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا ... » 3. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = ابوبكر بن ابىقحافه / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 4. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 5. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 6. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = ابوبكر بن ابىقحافه / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 7. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » = ابوبكر بن ابىقحافه / اعتراض ابوبكر به لقب «اميرالمؤمنين» در
غدير 8. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » = ابوبكر بن ابىقحافه / شيطانِ انسىِ پيامبر صلىاللهعليهوآله 9. ابوبكر از اصحاب صحيفه ملعونه 10. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر ابوبكر با غدير 11. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله بر ابوبكر 12. اتمام حجت صحابه بر ابوبكر با غدير 13. ارتداد ابوبكر با انكار غدير 14. استهزاء خدا و رسول صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام توسط ابوبكر 15. اعتراض ابوبكر در غدير دليل بر ولايت 16. اعتراض ابوبكر به لقب «اميرالمؤمنين» در غدير 17. اعراض ابوبكر و عمر از قبول ولايت در غدير = ابوبكر بن ابىقحافه / اهانت ابوبكر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 18. اهانت ابوبكر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 19. اهانت ابوبكر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در مسير غدير 20. برخورد ابوبكر با اصحاب اميرالمؤمنين عليهالسلام پس از غدير 21. برخورد تند پيامبر صلىاللهعليهوآله با ابوبكر پيش از مراسم غدير 22. برزخِ ابوبكر = ابوبكر بن ابىقحافه / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 23. بىتقوايى در غصب خلافت و در مقابل غدير 24. بيعت ابوبكر با اميرالمؤمنين عليهالسلام در غدير 25. پيشنهادِ جايگزينىِ فردى به جاى على عليهالسلام 26. پيشنهادِ مشاركت در خلافت 27. تحركات ابوبكر پس از بازگشت به مدينه 28. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 29. تشبيه ابوبكر به مدعيان خدايى 30. تمام گناهان بر گردن ابوبكر و عمر 31. جدايى ابوبكر از كاروان غدير 32. حَشرِ ابوبكر و پيروانش 33. خبرچينى عايشه براى ابوبكر پيش از غدير 34. روايت حديث غدير 35. سخنان ابوبكر و عمر پس از بيعت در غدير 36. سلام ابوبكر و عمر به عنوان «اميرالمؤمنين» 37. سؤال ابوبكر و عمر در غدير 38. شبهه در نسبت غدير به امر الهى 39. شركت در خلافت = ابوبكر بن ابىقحافه / كانديداى شركت در خلافت 40. شيطانِ انسىِ پيامبر صلىاللهعليهوآله 41. صحابه و اتمام حجت و اعتراص به ابوبكر = ابوبكر بن ابىقحافه / اتمام حجت صحابه بر ابوبكر با غدير 42. عِجل امت: ابوبكر 43. عدم اعتراض ابوبكر به غديريّه حسّان 44. عذاب ابوبكر 45. عكسالعمل ابوبكر در برابر فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام
ابوبكر بن انبارى: معناى مولى در كلام انبارى
ابوبكر جِعابى = محمد بن عمر بغدادى (ابوبكر، جِعابى)
ابوبكر شيرازى: روايت حديث غدير
ابوتمام طائى: شعرِ غدير در حضور امام عليهالسلام
ابوجعفر بغدادى: كتابى در غدير
ابوجعفر محمد بن على بن دحيم شيبانى = محمد بن على بن دحيم شيبانى
ابوحاتم رازى: عدم نقل حديث غدير
ابوحامد غزّالى = محمد بن محمد غزّالى
ابوالحجاج شمنترى: معناى اولى براى مولى در كلام شمنترى
ابوالحسن اخفش نحوى: معناى اولى براى مولى در كلام اخفش
ابوالحسن دارَقُطنى = على بن عمر دارَقُطنى (ابوالحسن)
ابوالحسن رمانى: معناى اولى براى مولى در كلام رمانى
ابوالحسن على القنانى = على القنانى
ابوالحسن واحدى = على بن احمد واحدى
ابوحنيفه: ابوحنيفه و حديث غدير
ابوالدرداء: ابوالدرداء در جنگ صفين و حديث غدير
ابوذر غفارى = جندب بن جناده غفارى (ابوذر)
ابوراشد حبرانى: روايت حديث غدير
ابورافع قبطى (مولى رسول اللّه صلىاللهعليهوآله) : روايت حديث غدير
ابوزكريا شيبانى: معناى اولى براى مولى در كلام شيبانى
ابوزينب بن عوف انصارى: روايت حديث غدير
ابوساسان انصارى: امتحان ابوساسان در مورد غدير
ابوالسعود مفسّر: معناى اولى براى مولى در كلام ابوالسعود
ابوسعيد خدرى: 1. اتمام حجت ابوسعيد با غدير 2. روايت حديث غدير
ابوسلمان مؤذّن = ابوسليمان (ابوسلمان) مؤذّن
ابوسلمة بن عبدالرحمن زهرى: روايت حديث غدير
ابوسليمان (ابوسلمان) مؤذّن: روايت حديث غدير
ابوطالب عليهالسلام: 1. حمايت از پيامبر صلىاللهعليهوآله 2. ولادت حضرت ابوطالب عليهالسلام در دهه غدير
ابوطالب انبارى: تأليف در غدير
ابوطالب فارسى: تأليف در غدير
ابوالطفيل: راوى غدير
ابوالعباس ابن عقده كوفى = ابن عقده كوفى
ابوالعباس مبرّد نحوى: معناى اولى براى مولى در كلام مبرّد
ابوعبدالرحيم كندى: روايت حديث غدير
ابوعبداللّه غضائرى = غضائرى
ابوعبداللّه گنجى = محمد بن يوسف گنجى (شافعى)
ابوعبيده جرّاح: 1. امين منافقين 2. ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله
ابوعلى سينا: توحيد و غدير در كلام ابنسينا
ابوعمرة بن عمرو انصارى: روايت حديث غدير
ابوعنفوانه مازنى: روايت حديث غدير
ابوالفتح كراجكى = كراجكى
ابوفضاله انصارى: روايت حديث غدير
ابوقدامه انصارى: روايت حديث غدير
ابوليلى انصارى: روايت حديث غدير
ابوليلى كندى: روايت حديث غدير
ابومحمد علوى: در سند خطبه غدير
ابومريم: در سند خطبه غدير
ابوالمعالى جوينى: معرفى كتب غدير
ابوالمفضل شيبانى: تأليف در غدير
ابوموسى اشعرى: 1. بيعت ابوموسى در غدير 2. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 3. نفاق ابوموسى پس از بيعت در غدير
ابونصر فارابى: معناى اولى براى «مولى» در كلام فارابى
ابونعيم اصفهانى = احمد بن عبداللّه اصفهانى (ابونُعَيم)
ابوهريره دوسى: 1. ابوهريره در جنگ صفين 2. اتمام حجت اصبغ بر ابوهريره با غدير 3. اقرار به ولايت و غدير 4. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 5. روايت حديث غدير 6. نقل آيه تبليغ براى غدير
ابوالهيثم بن التيهان: 1. اتمام حجت ابوالهيثم با غدير 2. روايت حديث غدير 3. شهادت به غدير در صفين
اُبَىِّ بن كعب انصارى: 1. اتمام حجت ابىّ بن كعب با غدير 2. روايت حديث غدير
«اتَّبِعُوا السَّوادَ الاعْظَمَ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
اتّحاد = وحدت مسلمين
اتمام حجت: 1. آيه تبليغ بزرگترين اتمام حجت پيش از غدير 2. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 3. ابلاغ ولايت در غدير 4. ابوحنيفه و اتمام حجت با حديث غدير 5. اتمام حجت امام باقر عليهالسلام با آيه اكمال = اتمام حجت / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 6. اتمام حجت امام حسين عليهالسلام با غدير 7. اتمام
حجت امام رضا عليهالسلام با آيه اكمال = اتمام حجت / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 8. اتمام حجت امام صادق عليهالسلام با آيه اكمال = اتمام حجت / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 9. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با حديث غدير
اتمام نعمت = اكمال دين - قرآن / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا»
اتيوپى: مقاله درباره غدير
اَثاية: يكى از منازل در سفر حجة الوداع
اثبات الهداة (كتاب) : 1. بررسى اسناد غدير 2. نقل متن كامل خطبه غدير
اجماع مسلمين = مسلمين
اجنّه = جنّ
احاديث جَعلى = جَعل حديث
احتجاج = اتمام حجت
الاحتجاج (كتاب) : 1. سند خطبه غدير 2. متن كامل خطبه غدير 3. نسخه مشهور خطبه غدير و ترجمههاى آن
احراق بيت فاطمه = هجوم به خانه وحى
احسان: احسان كردن به مؤمنين در عيد غدير
احكام: 1. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَدِينا» = احكامشرط قبولى اعمال 2. ائمه عليهمالسلام مبيّن احكام = احكام / حلال و حرام فقط نزد ائمه عليهمالسلام 3. ابلاغ احكام 4. احكام، يكى از مبانى خطبه غدير 5. بيعت براى حلال و حرام 6. تبليغ غدير با قبولى اعمال با ولايت 7. تغيير در احكام ممنوع 8. تكميل احكام با ولايت = احكام / شرط قبولى اعمال 9. حلال و حرام فقط نزد ائمه عليهمالسلام 10. شرط قبولى اعمال 11. ضوابط كلى درباره حلال و حرام 12. نزول تدريجى احكام 13. وجوب اطاعت از ائمه عليهمالسلام
احمد بن جعفر ختلى (ابوبكر) : روايت حديث غدير
احمد بن جعفر قطيعى (ابوبكر) : روايت حديث غدير
احمد بن حازم غِفارى (ابنابىغرزه) : روايت حديث غدير
احمد بن حسين بغدادى (ابوالحسن، ابنسمّاك) : روايت حديث غدير
احمد بن حسين خسروجردى (ابوبكر، بيهقى) : روايت حديث غدير
احمد بن حنبل: روايت حديث غدير
احمد بن زينى دحلان: روايت حديث غدير
احمد بن سهل فقيه (بخارى) : روايت حديث غدير
احمد بن عبدالرحمن فارسى (ابوبكر شيرازى) : روايتِ نزول آيه تبليغ در غدير
احمد بن عبدالرحيم دهلوى (ولىاللّه) : روايت حديث غدير
احمد بن عبدالقادر حفظى روايتِ كاملِ ماجراى حارث فهرى در غدير
احمد بن عبدالقادر عجيلى روايت حديث غدير
احمد بن عبداللّه اصفهانى (ابونُعَيم) : 1. روايتِ نزولِ آيه اكمال و آيه تبليغ در غدير 2. نقلِ غديريّه حسّان بن ثابت
احمد بن عبداللّه بزّاز (ابوجعفر، ابننيرى) : روايت حديث غدير
احمد بن عبداللّه صوفى (ابونُعَيم، اصفهانى) : روايت حديث غدير
احمد بن عبداللّه مكّى (ابوالعباس، محبالدين طبرى) : روايت حديث غدير
احمد بن عثمان اودى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
احمد بن عثمان بصرى (ابوالجوزاء) : روايت حديث غدير
احمد بن على بغدادى (ابوبكر، خطيب) : روايت حديث غدير
احمد بن على تميمى (ابويَعلى، موصلى) : روايت حديث غدير
احمد بن على طبرسى راوىِ متن كامل خطبه غدير
احمد بن على مَقريزى (تقىالدين) : 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقلِ عيد غدير
احمد بن عمرو بصرى (ابوبكر، بَزّار) : روايت حديث غدير
احمد بن عمرو شيبانى (ابوبكر، ابنابىعاصم) : روايت حديث غدير
احمد بن عمر وكيعى (ابوجعفر) : روايت حديث غدير
احمد بن فضل مكّى (ابنباكثير) : 1. روايت حديث غدير 2. روايتِ ماجراى كامل حارث فهرى در غدير
احمد بن محمد (ابوعلى، مِسْكَوَيه) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد (ابوعمر، ابنعبدربه) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد (ابوالفيض) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد ثعلبى (ابواسحاق، نيشابورى) : 1. اِعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. روايتِ كامل ماجراى حارث فهرى در غدير 4. نقلِ آيه تبليغ براى غدير
احمد بن محمد خَفاجى (شِهابالدين قاضى القضاة) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد سمنانى (علاءالدوله) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد ضُبَعى (ابوجعفر، احول) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد طبرى (خليلى) : روايت خطبه غدير
احمد بن محمد عاصمى: روايت حديث غدير
احمد بن محمد قَسطَلانى (ابوالعباس، مصرى شافعى) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد كوفى (ابوالعباس، ابنعقده) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقلِ اسناد حديث غدير
احمد بن محمد مجبّر (ابوالحسن، بغدادى) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد مكّى (ابنحجر) : روايت حديث غدير
احمد بن محمد مهلَّب: روايت خطبه غدير
احمد بن محمد نيشابورى (فريدالدين، عطّار همدانى) : 1. اِعتراف به مفاد حديث غدير 2. غديريه عطار
احمد بن محمد وَتَرى (ابومحمد، ضياءالدين رِفاعى) : روايت حديث غدير
احمد بن مصطفى قادينخانى: روايت حديث غدير
احمد بن منصور رمادى (ابوبكر) : روايت حديث غدير
احمد بن موسى بن مَردَوَيه اصفهانى (ابوبكر، ابنمَردَوَيه) : 1. روايت حديث غدير 2. روايتِ نزول آيه اكمال و آيه تبليغ در غدير 3. نقل غديريه حسّان بن ثابت
احمد بن يحيى بَلاذُرى: روايت حديث غدير
احمد بن يحيى ثعلب: اِعتراف به مفاد حديث غدير
احمد بن يوسف چَلَبى (ابوالعباس، ابنسِنان قَرَمانى) : روايت حديث غدير
احمد بن يوسف سلمى (ابوالحسن، حمدان) : روايت حديث غدير
احمد زكى عدوى مصرى: روايت حديث غدير
احمد فريد رِفاعى: روايت حديث غدير
احمد نسيم مصرى: روايت حديث غدير
احياء شعائر = شعائر
اخلاص: رابطه ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و اخلاص
اخلاق: ابلاغ رسالت در سايه اخلاق عظيم پيامبر صلىاللهعليهوآله
اخوّت: 1. اخوّت اسلامى 2. برادرى اميرالمؤمنين عليهالسلام با پيامبر صلىاللهعليهوآله در زيارت غديريه 3. تبليغ غدير با عقد اخوّت 4. روز غدير و عقد اخوّت = اخوّت / تبليغ غدير با عقد اخوّت 5. عقد اخوّت در عيد غدير 6. ماجراى اخوّت پس از حجة الوداع و پيش از غدير 7. ماجراى اخوّت در منى 8. مراحل و لوازم اخوّت = اخوّت / اخوّت اسلامى 9. هفته غدير و عقد اخوّت
ادبيات: 1. تبليغ غدير با ادبيات 2. تحقيق در ادبيات غدير 3. كنگره سراسرى ادبيات غدير 4. نظم و نثر براى غدير
ادريس عليهالسلام: 1. تقارن روز حضرت ادريس عليهالسلام با غدير 2. صحيفه ادريس عليهالسلام از ودايع امامت
ادريس بن يزيد اودى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
ادعيه = دعا
اديب نيشابورى: وفات اديب نيشابورى در دهه غدير
اذكار = ذِكر
اراده خداوند = خداوند
الاربعين فى فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
ارتداد امت: 1. آيه «إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» = ارتداد امت/ آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 2. آيه «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» = ارتداد امت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 3. آيه «خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» = ارتداد امت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 4. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 5. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 6. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُالْبَيِّناتُ ... » = ارتداد امت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 7. آيه «وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ» 8. آيه «وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ... » = ارتداد امت /آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» 9. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 10. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 11. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» 12. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = ارتداد امت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 13. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 14. اخطار به ارتداد در غدير 15. ارتداد در خطبه غدير و قرآن 16. انكار غدير يعنى ارتداد 17. بازگشت مردم به جاهليت 18. بانيان ارتداد = ارتداد امت / آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى
أَعْقابِكُمْ ... » 19. پيشبينى ارتداد = ارتداد امت / آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِالرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 20. پيشگويى ارتداد در قرآن 21. سردمداران ارتداد = ارتداد امت / آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 22. شادى شيطان از كفر و ارتداد مسلمين = ارتداد امت / نقشه شيطان در غدير و ارتداد 23. شبهه عمل صحابه در امر امامت 24. عذاب ارتداد امت = ارتداد امت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 25. غدير روز معرفى كفار بعد از اسلام 26. كفر اصحاب عقبه بعد از اسلام 27. معناى ارتداد = ارتداد امت / آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 28. نقشه شيطان در غدير و ارتداد
ارجح المطالب (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
ارحام: 1. بيعت براى تبليغ غدير به ارحام 2. تبليغ غدير براى اولاد
اردن: رسيدن خبر غدير به اردن
اردو (زبان) : 1. تأليفات اردو در غدير 2. تدوين كتب شعر غدير به زبان اردو = اردو (زبان) / غدير در شعر اردو 3. ترجمه خطبه غدير به اردو 4. غدير در شعر اردو 5. مقالههاى اردو درباره غدير
اروپا: تأليف كتابِ غدير
ازبكستان: مقاله درباره غدير
ازدواج: ازدواج حضرت على و فاطمه عليهماالسلام در دهه غدير
ازرق بن على كوفى (ابوجَهم) : روايت حديث غدير
اسامة بن زيد كلبى: 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير
اسپانيايى (زبان) : ترجمه خطبه غدير به زبان اسپانيايى
استراليا: مقاله درباره غدير
استغفار: ملائكه و استغفار براى شيعيان در جشن غدير
استهزاء: 1. ابوبكر و عمر و استهزاء خدا و رسول صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. تبيين غدير و فاطميه با استهزاء دشمن 3. خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله و استهزاء منافقين = استهزاء / منافقين و مسخره كردن خدا ورسول صلىاللهعليهوآله 4. منافقين و استهزاءِ ابلاغ ولايت 5. منافقين و مسخره كردن خدا و رسول صلىاللهعليهوآله
اسحاق بن ابراهيم حنظلى (ابويعقوب، مَروَزى) : روايت حديث غدير
اسرار غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
اسرائيل بن يونس سَبيعى: روايت حديث غدير
اسعد بن زراره انصارى: روايت حديث غدير
اسعد بن محمود عِجلى (ابوالفتح، اصفهانى واعظ) : روايت حديث غدير
اسلام: 1. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ماجاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 2. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» = اسلام / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 3. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 4. ابديت اسلام با غدير 5. ارتباط غدير و اسلام 6. ارتداد از اسلام = ارتداد امت 7. اسلام فقط يك گروه = اسلام / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» - اسلام واقعى و غير واقعى 8. اسلامِ كامل با غدير 9. اسلام كامل در دعاهاى روز غدير 10. اسلام واقعى و غير واقعى 11. اسلام يعنى تسليم در برابر ائمه عليهمالسلام = اسلام / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 12. افتراق امت = مسلمانان 13. اقتدار اسلام 14. امت اسلام = مسلمانان 15. انزجار خداوند از اسلام بدون ولايت = اسلام / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 16. اولين مسلمان در خطبه غدير 17. پيشرفت اسلام18. تسليم واقعى = اسلام / آيه «إِنَّ
الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 19. تنها دين الهى در خطبه غدير 20. ثمرات اسلام در خطبه غدير 21. حديث افتراق امت = اسلام / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» - مسلمانان 22. دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت = اسلام / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 23. روز كمال اسلام = اسلام / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 24. شرط قبولى اسلام 25. كمال اسلام 26. لزوم غدير براى بقاى اسلام 27. معارف صحيح اسلام 28. ولايت مايه كمال و قبول اسلام = اسلام / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَااخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »
اسلام شناسان غربى = خاورشناسان
اسماء بنت عميس خثعميّه: 1. بيعت در غدير 2. راوى غدير
اسماعيل بن ابراهيم بصرى (ابوالبشر) : روايت حديث غدير
اسماعيل بن عبداللّه سَمّويَه: روايت حديث غدير
اسماعيل بن على سَمّان رازى (ابوسعد، ابنسمّان) : روايت حديث غدير
اسماعيل بن عمر دمشقى (ابنكثير) : 1. روايت حديث غدير 2. معرفى كتاب در موضوع غدير 3. معناى مولى در كلام ابنكثير 4. نقل نزول آيه اكمال در غدير
اسماعيل حِميَرى: شعرِ غدير در حضور امام عليهالسلام
اسماعيليه: تأليفات اسماعيليه در غدير
اسناد = سند حديث غدير - سند خطبه غدير - سند مكتوب غدير
اسود بن عامر شامى (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
اشعث بن قيس: كتمان غدير توسط اشعث و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
اصبغ بن نباته تميمى (ابوالقاسم) : 1. اتمام حجت با غدير 2. تبليغ غدير براى اصبغ توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. روايت حديث غدير 4. معرفت اصبغ به ولايت
اصحاب ائمه عليهمالسلام: 1. اتمام حجت اصحاب با غدير 2. تبليغ غدير توسط اصحاب ائمه عليهمالسلام 3. روايت غدير توسط اصحاب ائمه عليهمالسلام
اصحاب اَيْكه: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآله = صحابه
اصحاب حِجر = اصحاب اَيْكه
اصحاب رَسّ = اصحاب اَيْكه
اصحاب سَبت: 1. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » 2. مثال اصحاب سَبت براى منافقين = اصحاب سَبت / آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواالْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... »
اصحاب صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول
اصحاب صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم
اصحاب الفيل: شباهت حارث فهرى با اصحاب الفيل
اَصمعى: نقل حديث غدير
اطاعت = طاعت
اطعام: اطعام مؤمنين در عيد غدير
اعتراض: 1. اغتشاش و اعتراض در برابر پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 2. شاهدان غدير
معترضان سقيفه 3. ماجراى حارث بن نعمان فهرى و سنگ آسمانى = حارث بن نعمان فهرى
اعتراف = اقرار
اعلان غدير = ابلاغ ولايت
اعلان ولايت = ابلاغ ولايت
اعمال غدير = عيد غدير
افتراق امت (حديث) = مسلمانان
افضل الاعياد (كتاب) : كتب برگزيده غدير
افطار: 1. افطارى دادن در عيد غدير 2. تبليغ غدير با افطارى دادن
افغانستان: 1. غدير و نوروز در افغانستان 2. مقاله درباره غدير
افلاك: افلاك در خطبه غدير
اقبال الاعمال (كتاب) : نقل خطبه غدير
اقتباس: اقتباس از كتب غدير
اقرار: 1. ابليس و اقرار به حديث غدير 2. ابوبكر و اقرار به حديث غدير 3. ابوحنيفه و اقرار به حديث غدير 4. ابوهريره و اقرار به حديث غدير 5. اقرار دشمنان درباره حديث غدير 6. اقرار دوست و دشمن به حقانيت اميرالمؤمنين عليهالسلام 7. اقرار همگانى بر ولايت 8. انس بن مالك و اقرار به حديث غدير 9. اهميت اقرار مردم در غدير 10. بيعت در غدير يعنى اقرار يه ولايت 11. حارث فهرى و اقرار به حديث غدير 12. حاضرين در غدير و اقرار به ولايت 13. حسن بصرى و اقرار به حديث غدير 14. سند مكتوب غدير و اقرار به ولايت 15. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام و اقرار به ولايت در جهنم 16. سعد بن ابىوقاص و اقرار به حديث غدير 17. سؤال اقرارگونه در مورد غدير 18. صاحب اختيارى پيامبر صلىاللهعليهوآله و اقرار همگان 19. طبرى و اقرار به حديث غدير 20. عمر بن خطاب و اقرار به حديث غدير 21. عمر بن عبدالعزيز و اقرار به حديث غدير 22. عمرو بن عاص و اقرار به حديث غدير 23. مأمون عباسى و اقرار به حديث غدير 24. موضوع اقرار در غدير
اقليّت = اكثريت
اقوام = غدير در احساس ملتها (كتاب)
اكثريت: 1. آيه «فَمَنْ يَنْصُرُنِى مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ» = اكثريت / آيه«ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 2. آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 3. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» = اكثريت / آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 4. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 5. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ
فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... »= اكثريت / آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 6. تغافل اكثريت مردم از غدير 7. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و اكثريت 8. ضلالت در اكثريت = اكثريت / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 9. غدير روز تبيين بىارزشىِ اكثريت 10. كثرت خبيث و قلّت طيّب 11. مذمت اكثريت در خطبه غدير و قرآن
اِكراه: اكراهِ عرب در مورد غدير
اكمال دين: 1. آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 2. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنا فِيها ... » 3. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» = اكمال دين / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 4. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 5. اتمام نعمت خداوند در همه اعصار = اكمال دين / آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنا فِيها ... » 6. اراده خداوند بر اكمال دين 7. اسلام بدون ولايت قبول نيست 8. اقرار همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت = اكمال دين / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 9. اكمال دين پس از خطبه غدير 10. تبريك و تهنيت در روز غدير و اكمال دين 11. تبليغِ كمال دين در غدير 12. تسليم واقعى = اكمال دين / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 13. حج با اكمال دين 14. حجة الوداع و اكمال دين 15. حديث غدير و اكمال دين 16. خطبه غدير و اكمال دين 17. خطبه غديريه اميرالمؤمنين عليهالسلامو اكمال دين 18. دعاى روز غدير و اكمال دين 19. دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت = اكمال دين / آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا
اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 20. رابطه ابلاغ و اكمال 21. روز كمال اسلام = اكمال دين / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» - روز كمال دين و تمام نعمت 22. روز كمال دين و تمام نعمت 23. زيارت غديريه و اكمال دين 24. عرفات و اكمال دين 25. غدير يعنى كمال دين 26. فرهنگسازى «سپاس بر كمال دين» در دعاى غدير 27. كلام اميرالمؤمنين و امام عسكرى عليهماالسلام و اكمال دين 28. كمال اسلام با امامت در غدير 29. كمال دين و تمام نعمت 30. مفهوم اتمام نعمت 31. وفور نعمت در غدير 32. ولايت و كمال دين
اَلبانى: نظريه اَلبانى در حديث غدير
الجزاير: مقاله درباره غدير
اللّه جل جلاله = خداوند
«اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ... » (حديث) : عبارت «اللهم وال من والاه ... » در ادامه حديث غدير
اللهم وال من والاه (كتاب) : كتب برگزيده غدير
اِلياس عليهالسلام: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
امام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام - امامت - ولايت
امامان دوازدهگانه عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام
امامان ضلالت = ائمه ضلال
امامان هدايت عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام
امامت: 1. آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ» 2. آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» 3. آيه «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ
كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 4. آيه «خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 5. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ... » = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 6. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 7. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 8. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 9. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 10. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 11. ابطال حمل امامت در حديث غدير بر امامت تصوّف 12. اتصال امامت 13. ارتباط امامت و ولايت با خطبه غدير 14. اكثريت و اقليت مردم در مورد امامت = امامت / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُم أكثَرُ الأوَّلينَ» 15. اكمال دين با امامت 16. امامت دوازده امام يعنى دين كامل = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 17. امامت محور كتب غدير 18. امامت همطراز نبوت 19. انتصاب امام از جانب خداوند 20. انكار ائمه عليهمالسلام مساوى با ارتداد = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 21. بلا فصلى در امامت 22. پيشبينىهاى امامت در خطبه غدير 23. پيش درآمد غدير با امامت 24. تبليغ غدير با امامت 25. تصريح به امامت در خطبه غدير = امامت / خطبه غدير و امامت 26. تولد رسمى امامت و ولايت در غدير 27. جزاى منكرين امامت ائمه عليهمالسلام = امامت / آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 28. حديث امامت از امام رضا عليهالسلام 29. حكمت امامت 30. خطبه غدير و امامت 31. روز تبيين امامت 32. شك در امامت مساوى با كفر 33. ضرورت شناخت امام = امامت / پيش درآمد غدير با امامت 34. عصمت امام = امامت / پيش درآمد غدير با
امامت 35. غدير آغاز امامت 36. قرآن و امامت 37. كلمه امامت 38. كمال دين با امامت = امامت / اكمال دين با امامت 39. محور خطبه غدير: امامت 40. معرفى امامت = امامت / حديث امامت از امام رضا عليهالسلام 41. منكرين امامت = امامت / اكمال دين با امامت 42. موضوع اصلى بيعت غدير: امامت 43. مهمترين امر به معروف 44. نسل ابراهيم عليهالسلام و امامت = امامت / آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 45. نسل اميرالمؤمنين عليهالسلام و امامت 46. نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله و امامت 47. ولايت = ولايت
امامزمان عليهالسلام = مهدى عليهالسلام
امت اسلام = مسلمانان
امتحان الهى: 1. آزمونِ الهى در غدير 2. آيات مربوط به امتحان و مقابله با دشمنان غدير 3. آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 4. آيه «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ» = امتحان الهى / آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 5. آيه «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ» = امتحان الهى / آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ ... » 6. ارتداد امت = ارتداد امت 7. امتهاى گذشته و امتحان الهى = امتحان الهى / آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُواأَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 8. على عليهالسلام وعدهگاه امتحان 9. غدير روز امتحان نهايى مردم 10. ولايت بزرگترين امتحان امت 11. هشدار به امتحان الهى در خطبه غدير
امتهاى گذشته: 1. آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. انكار غدير در امتهاى گذشته و اسلام 4. شباهت امت اسلام با امتهاى سابقه
امر به معروف: 1. آيه «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ ... » 2. ارتباط امر به معروف و ولايت 3. تبليغ امامت 4. خطبه غدير و امر به معروف 5. معرفى معروف و منكر در خطبه غدير = امر به معروف / خطبه غدير و امر بهمعروف 6. معرفى معروف و منكر فقط نزد ائمه عليهمالسلام 7. منكر يعنى مخالفت با ولايت 8. مهمترين نهى از منكر 9. ولايت مهمترين امر به معروف
امّسلمه (همسر پيامبر صلىاللهعليهوآله) : 1. اتمام حجت امسلمه با غدير 2. جلسه پيامبر صلىاللهعليهوآله در خانه امسلمه 3. روايت غدير توسط امسلمه
امّكلثوم بنت على: 1. راوى حديث غدير 2. غدير در وصيت حضرت زهرا عليهاالسلام به دخترش امّكلثوم
املاء خطبه غدير و املاء
امالمجتبى علويه: راوى حديث غدير
امم سابقه = امتهاى گذشته
امنيت: تدابير امنيتى در غدير
امويان = بنىاميه
امّهانى بنت ابىطالب: 1. بيعت امهانى در غدير 2. راوى حديث غدير
امير صنعانى = محمد بن اسماعيل يمانى (امير صنعانى)
اميرالمؤمنين (لقب) : 1. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ
وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُدَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 2. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ» = اميرالمؤمنين (لقب) / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْأَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 3. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ... » =اميرالمؤمنين (لقب) /
آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 4. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » 5. آيه
«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ» = اميرالمؤمنين (لقب) / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 6. اختصاصى بودن لقب «اميرالمؤمنين» 7. اعتراض در سلام به امرة المؤمنين 8. اقرار ابوبكر در مورد لقب «اميرالمؤمنين» 9. امر پيامبر صلىاللهعليهوآله بر سلام به على عليهالسلام به اين لقب 10. بهشت سزاى سلام به لقب «اميرالمؤمنين» = اميرالمؤمنين (لقب) / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 11. تفسير «الَّذِينَ آمَنُوا» در قرآن 12. جزاى سلام به على عليهالسلام با لقب «اميرالمؤمنين» = اميرالمؤمنين (لقب) / خطبه غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 13. خطبه غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 14. دعاى روز غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 15. دفاع ابوذر از لقب «اميرالمؤمنين» = اميرالمؤمنين (لقب) / اختصاصى بودناين لقب 16. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 17. سلام ابوبكر و عمر به لقب «اميرالمؤمنين» 18. سلام منافقين به لقب «اميرالمؤمنين» 19. على بن ابىطالب عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام 20. قرينه براى معناى مولى 21. لقب «اميرالمؤمنين» پيش از غدير 22. لقب «اميرالمؤمنين» در ابطح 23. لقب «اميرالمؤمنين» در بيعت غدير 24. لقب «اميرالمؤمنين» در مكه 25. لقب «اميرالمؤمنين» و فطرت 26. مفهوم «اميرالمؤمنين»
امينى = عبدالحسين امينى
«إنَّ أُمَّتى لا يَجتَمِعُ عَلى ضَلالٍ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
انبارى = ابوطالب انبارى
انبياء عليهمالسلام = پيامبران عليهمالسلام
انتخاب = انتصاب
انتصاب: 1. امامت و انتصابِ خداوند 2. امر خدا و انتصاب 3. انتصاب پس از حجة الوداع 4. انتصاب پيامبر صلىاللهعليهوآله تنها گزينه صحيح 5. انتصاب در عرفات
انتقام: انتقام حضرت مهدى عليهالسلام در خطبه غدير
انجيل: ودايع امامت
اندلسى = ابنحزم اندلسى
اندونزى: مقاله درباره غدير
اِنذار: پيامبرِ منذِر صلىاللهعليهوآله
انسان: انسان كامل در خطبه غدير
انسان (سوره) = هلاتى (سوره)
انس بن مالك انصارى: 1. اتمام حجت بر او با غدير = انس بن مالك / كتمان غدير و نفريناميرالمؤمنين عليهالسلام 2. روايت حديث غدير 3. كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
انستيتو اسماعيليه (لندن) : كتب خطى غدير
«إنَّ الشَّيطانَ مَعَ مَن فارَقَ الجَماعَةَ يَركُضُ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
انصار: 1. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با انصار در غصب خلافت 2. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با انصار در مورد معاويه 3. اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام بر انصار با غدير 4. اتمام حجت عدهاى از انصار با غدير 5. وجوب اطاعت انصار از اميرالمؤمنين عليهالسلام
انصارى = مرتضى انصارى
انفاق: اعمال عيد غدير
«إنَّ الفَضلَ وَ الشَرَفَ وَ المَنزِلَةَ وَ الوِلايَةَ لِرَسولِاللّهِ صلىاللهعليهوآله وَ ذُرّيَّتِه عليهمالسلام ... » (حديث) = «يا أيُّهَا الناس ! إنَّ الفَضلَ وَ الشَرَفَ وَ المَنزِلَةَ وَ الوِلايَةَ لِرَسولاللّهِ صلىاللهعليهوآله وَ ذُرّيَّتِه عليهمالسلام ... »(حديث)
انكار: 1. انكار غدير در صحيفه ملعونه دوم 2. انكار غدير و پيامدهاى آن
انگشتر سليمان عليهالسلام: ودايع امامت
انگليسى: 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به انگليسى = انگليسى / كتابهاى انگليسى در زمينهغدير 3. كتابهاى انگليسى در زمينه غدير 4. مقاله انگليسى درباره غدير
«أوصى مَن آمَن بى وَ صَدَّقَنى بِوِلايَةِ عَلىِّ بنِ أبىطالِب عليهالسلام» (حديث) زمينه غدير
اوكراين: مقاله درباره غدير
اولاد = فرزند
اَولى = مولى
اولىالامر = صاحب اختيار
اوّلين: اولينهاى غدير
اهداف = هدف
اهلبيت عليهمالسلام: 1. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 2. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... » = اهلبيت عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 3. اثر ولايت و محبت اهلبيت عليهمالسلام 4. اهلبيت عليهمالسلام در قرآن 5. پايههاى اعتقادى خطبه غدير 6. تفسير سوره هل اتى 7. تفسير قرآن فقط نزد اهلبيت عليهمالسلام = تفسير 8. تلاش اهلبيت عليهمالسلام براى زنده نگه داشتن غدير 9. حديث ثقلين 10. حضور جدى اهلبيت عليهمالسلام در نقل حديث غدير 11. حضور اهلبيت عليهمالسلام در سفر حجة الوداع و غدير 12. خلقت نور اهلبيت عليهمالسلام 13. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 14. دعوت اهلبيت عليهمالسلام به قرآن = اهلبيت عليهمالسلام
/ سرپرستى اهلبيت عليهمالسلام نسبت بهقرآن 15. دوستان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 16. راسخون در علم = اهلبيت عليهمالسلام / علم اهلبيت عليهمالسلام 17. سرپرستى اهلبيت عليهمالسلام نسبت به قرآن 18. سوره نور = اهلبيت عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 19. شك در اهلبيت عليهمالسلام 20. شيعيان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 21. علم اهلبيت عليهمالسلام 22. فضائل اهلبيت عليهمالسلام براى باور غدير 23. فضائل اهلبيت عليهمالسلام در خطبه غدير 24. قرآن و اهلبيت عليهمالسلام 25. محبت اهلبيت عليهمالسلام 26. مفسر قرآن = اهلبيت عليهمالسلام / سرپرستى اهلبيت عليهمالسلام نسبت به قرآن 27. نور اهلبيت عليهمالسلام = اهلبيت عليهمالسلام / خلقت نور اهلبيت عليهمالسلام 28. نور پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام = اهلبيت عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 29. نور خداوند در اهلبيت عليهمالسلام = اهلبيت عليهمالسلام / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»
اهلسنت: 1. تأليف كتابِ غدير 2. حديث غدير حقيقتى انكارناپذير 3. حقپوشى اهلسنت در مسئله ولايت و حديث غدير 4. نقل آيه تبليغ براى غدير 5. نقل حديث غدير
اهل كتاب = نصارى - يهود
اهل لغت = لغت
اهميت: 1. اهميت اعتقادى، تاريخى و سياسى غدير 2. اهميت غدير 3. اهميت غدير در اعتقادات اسلامى 4. اهميت غدير در تاريخ اسلام
اهواز: نامه امام هادى عليهالسلام به اهل اهواز درباره غدير
اياس بن نذير: روايت حديث غدير
ايام غديريه: 1. تاريخچه و زيربناى دهه غدير 2. تبليغ غدير با وقايع هفته غدير 3. تقويم ايام غديريه = ايام غديريه / رخدادهاى ايام غدير 4. دهه غدير = ايام غديريه / رخدادهاى ايام غدير 5. رخدادهاى ايام غدير 6. كتاب در مورد ايام
غديريه 7. هفته غدير = ايام غديريه / رخدادهاى ايام غدير
ايام الولاية: نامگذارى ايام الولاية
ايتاليايى (زبان) : ترجمه خطبه غدير به زبان ايتاليايى
ايجى = عبدالرحمن بن احمد ايجى (عضدالدين، شيرازى)
ايران: 1. تأليف كتابِ غدير 2. جشنهاى غدير در ايران 3. رسيدن خبر غدير به ايران 4. كتابهاى چاپى غدير 5. كتابهاى خطى غدير 6. نماز جماعت غدير در ايران
اَيْكه = اصحاب اَيْكه
ايمان: 1. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِوَ رُسُلِهِ ... » 2. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ... » = ايمان / آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَاالاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 3. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 4. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِلِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 5. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام - ايمان / آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ... » 6. اكثريت و اقليت مردم در ايمان = ايمان / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 7. «الَّذِينَ آمَنُوا» در قرآن 8. اولين مؤمن 9. پايههاى ايمان 10. پيشينه ايمان 11. دعاهاى روز غدير و بيان ايمان 12. دورى از ظلم و ايمان 13. دوستان اهلبيت عليهمالسلام و ايمان به غيب 14. دوستى اميرالمؤمنين عليهالسلام و ايمان 15. شيعيان و محبين اهلبيت عليهمالسلام و ايمان 16. قبول ولايت و ايمان 17. كمال ايمان = ايمان / پايههاى ايمان 18. محبت اهلبيت عليهمالسلام و ايمان 19. مؤمنين = ايمان / «الَّذِينَ آمَنُوا» در قرآن 20. ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و ايمان
اينترنت: سايتهاى اينترنتى غدير
بازرگانان: انتشار خبر غدير توسط بازرگانان
باطل: غدير روز جداسازى حق و باطل
باقلانى: نقل حديث غدير
باميرا (زبان) : مقاله درباره غدير
بانوان: 1. اتمام حجت بانوان با غدير 2. اتمام حجت بر بانوان با غدير 3. حضور بانوان در غدير و در خطبه غدير 4. روايت غدير توسط بانوان 5. وظيفه تبليغ غدير براى بانوان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
بحار الانوار (كتاب) : 1. بررسى اسناد غدير 2. تحقيق مجلسى در مورد غدير 3. حديث غدير در «بحار الانوار» 4. روايت متن كامل خطبه غدير 5. نقل آيه تبليغ براى غدير
بحرانى = عبداللّه بحرانى - هاشم بحرانى
بحرين: كتابهاى چاپى غدير
بخارى = محمد بن اسماعيل بخارى
بخشش = انفاق
بدخشانى = محمد بن معتمدخان بدخشانى بدخشى = محمد بن معتمدخان بدخشانى
بدر (جنگ) : 1. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 2. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ... » = بدر / آيه «وَ لَقَدْنَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »
بدرالدين عينى = محمود بن احمد عَينى حنفى (ابومحمد، ابوالثناء، بدرالدين)
بدعت: 1. افشاگرى اميرالمؤمنين عليهالسلام از بدعت در غدير 2. دعاهاى روز غدير و بيان بدعتگزار 3. زكات بدون بدعت = بدعت / نماز و زكات بدون بدعت 4. معيار بدعت 5. نماز و زكات بدون بدعت
بَدى = سيئه
براء بن عازب انصارى: 1. اقرار به غدير 2. روايت حديث غدير 3. شهادت براى غدير 4. كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. نقل آيه تبليغ براى غدير
برائت: 1. آيه «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّه وَ رَسُولَهُ ... » 2. آيه «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ» = برائت / تبرّى اصلى تغييرنيافتنى 3. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 4. برائت از ائمه ضلال و پيروانشان 5. برائت از پيمان شكنان غدير 6. برائت معيار ولايت 7. برائت، يكى از اعمال عيد غدير 8. تبرّى اصلى تغيير نيافتنى 9. تبليغ غدير با برائت 10. دعاهاى روز غدير و بيان برائت 11. زيارت غديريه و بيان برائت 12. شرط ولايت: برائت 13. غدير روز بيزارى از دشمنان ولايت 14. كمال دين با برائت برادران يوسف عليهالسلام: ملاقات حضرت يوسف عليهالسلام با برادران در دهه غدير
برادرى = اخوّت
برچسب: برچسب غديرى
بَرده: وظيفه تبليغ غدير براى آزاد و برده به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
بَرد همدانى: اتمام حجت بَرد با غدير
برزخ: 1. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداأَوْ نَصارى ... » 2. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = برزخ / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 3. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = برزخ / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 4. ابوبكر و عمر در برزخ = برزخ / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 5. عذاب غاصبين خلافت و اصحاب صحيفه در برزخ 6. معاويه در برزخ
بَرزَنجى: روايت حديث غدير
بركت: نزول بركات با قبول ولايت
بِرلين: كتابهاى خطى غدير در برلين
برمه = ميانمار
برنامههاى كامپيوترى = كامپيوتر
بروشور: بروشور براى غدير
بريدة بن خصيب اسلمى: 1. اتمام حجت بريده بر ابوبكر با غدير 2. افشاگرى در مورد ابوبكر و عمر 3. بيعت در غدير 4. روايت حديث غدير 5. شهادت بر عليه ابوبكر و عمر
بِرِيل: كتابهاى بِرِيل با موضوع غدير
بساط (حديث) : 1. تبليغ غدير با حديث بساط = حديث بساط / هفته غدير و واقعه حديث بساط 2. هفته غدير و واقعه حديث بساط
بشارت = مُبشِّر
بشير بن سعيد: اتمام حجت بر بشير با غدير
بعثت: 1. بعثت، غدير، عصر ظهور 2. غدير و مبعث
بغداد: كتابى در بغداد در مورد سند حديث غدير
بُغض اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام
بُغض على بن ابىطالب عليهالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام
بكر بن سَوادة بصرى (ابوثُمامه) : روايت حديث غدير
بلاغت: خطبه غدير و فصاحت و بلاغت
بلال حبشى: 1. اتمام حجت بلال با غدير 2. بلال پس از خطبه غدير 3. بلال پيش از ماجراى غدير 4. دعوت بلال براى سندِ مكتوب غدير
بُلتستانى (زبان) : مقاله درباره غدير
بلغارستان: مقاله درباره غدير
بمبئى: كتابهاى خطى غدير
بنده = برده
بنگلادش: 1. ترجمه خطبه غدير به زبان بنگالى 2. كتاب غدير به زبان بنگالى 3. مقاله درباره غدير
بنىاسرائيل: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. تشابه عيد غدير و اعياد بنىاسرائيل
بنىاميه: 1. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » = بنىاميه / منع خمس از اهلبيت عليهمالسلام 2. انقراض دولت بنىاميه در دهه غدير 3. اولين ياوران صحيفه ملعونه و سقيفه 4. بنىاميه در قرآن 5. غصب خلافت و خمس 6. غصب خمس = بنىاميه / منع خمس از اهلبيت عليهمالسلام 7. منع خمس از اهلبيت عليهمالسلام
بنىعباس: دشمنى با غدير
بوسنى: مقاله درباره غدير
بوعلى سينا = ابوعلى سينا
بولِس سَلامه مسيحى: شعر غديرِ پولس سلامه و علل و انگيزههاى آن
بهشت: 1. آيه «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» = بهشت / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ .ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 2. آيه «الَّذِى أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ» = بهشت / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 3. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُدَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 4. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ» = بهشت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 5. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ... » = بهشت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 6. آيه «إِنَّ الَّذِينَ
يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 7. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ» 8. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 9. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 10. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ ... » = بهشت / آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » - آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 11. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» = بهشت / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 12. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 13. آيه «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها ... » = بهشت / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 14. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً ... » = بهشت / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 15. آيه «وَ قالُوا الْحَمْدُ للّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ ... » = بهشت / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 16. آيه «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ» = بهشت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 17. آيه «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ... » = بهشت / آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 18. بهشت در خطبه غدير 19. بيعت در غدير و بهشت = بهشت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 20. ثبات قدم در ولايت و بهشت = بهشت / آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 21. ديدار مؤمنين در روز غدير و بهشت
بيتاللّه = كعبه
بيتالمعمور: 1. تزيين آسمان چهارم به بيتالمعمور در روز غدير 2. جشن غديرِ ملائكه مقابل بيت المعمور
بَيداء: سرزمينى در مسير حجة الوداع
بيزارى = برائت
بَيضاوى = عبداللّه بن عمر بَيضاوى (ابوالخير، ناصرالدين)
بيعت: 1. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 2. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ» = بيعت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 3. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ... » = بيعت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 4. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 5. آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » = بيعت /بيعت تحت الشجرة 6. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» 7. آيه «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ» = بيعت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى
سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 8. آيه «يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 9. اتمام حجت با بيعت غدير 10. ارزش و پشتوانه بيعت غدير 11. اشتهار غدير به خاطر مراسم سه روزه بيعت 12. اعلان مراسم بيعت غدير 13. امر الهى بر بيعت 14. امر نبوى بر بيعت 15. بلال حبشى و بيعت نكردن با ابوبكر 16. بهشت سزاى بيعت در غدير = بيعت / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 17. بيعت ابوبكر با اميرالمؤمنين عليهالسلام 18. بيعت اجبارى اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر 19. بيعتِ الهى غدير و بيعتِ شيطانى سقيفه = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 20. بيعت اميرالمؤمنين عليهالسلام با پيامبر صلىاللهعليهوآله = بيعت / ارزش و پشتوانه بيعت غدير - زمينهسازى براى بيعت غدير 21. بيعت اميرالمؤمنين عليهالسلام با خلفا = بيعت / بيعت اجبارى اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر 22. بيعت با ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » - آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» - امرالهى بر بيعت - بيعت در خطبه غدير - بيعت عملى در غدير 23. بيعت با ابوبكر = بيعت / بيعت اجبارى اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر 24. بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام بيعت با خدا = بيعت / زمينهسازى براى بيعت غدير - بيعت در خطبه غدير 25. بيعت با پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير = بيعت / بيعت عملى در غدير - آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » - زمينهسازى براى بيعت غدير 26. بيعت با خدا در غدير = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُاللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » - غدير روز بيعت با خدا 27. بيعت با خلفاى ثلاثه = بيعت / بيعت اجبارى اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر - نتيجه بيعت غدير 28. بيعت با غدير در تبليغ غدير 29. بيعت براى حلال و حرام 30. بيعت پيامبر صلىاللهعليهوآله با خدا = بيعت / ارزش و پشتوانه بيعت غدير - زمينهسازى براى بيعت غدير 31. بيعت تحت الشجرة 32. بيعت در خطبه غدير 33. بيعت در
زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 34. بيعت در غدير بيعت با خدا = بيعت / ارزش و پشتوانه بيعت غدير - بيعت در خطبه غدير - زمينهسازى براى بيعت غدير 35. بيعت زبانىِ همگانى پس از خطبه غدير 36. بيعت زبانىِ همگانى در خطبه غدير = بيعت / بيعت در خطبه غدير 37. بيعت صد و بيست هزار نفر = بيعت / بيعت در خطبه غدير 38. بيعت عملى در غدير 39. بيعت غدير در قرآن 40. بيعت غدير مقابل بيعت سقيفه = بيعت / نتيجه بيعت غدير 41. بيعت قرينه براى معناى مولى = بيعت / مفهوم مولى در بيعت 42. بيعت قلبى = بيعت / بيعت در خطبه غدير 43. بيعت لسانى در غدير = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُاللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » - بيعت در خطبه غدير 44. پيام بيعت با خدا در غدير = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 45. تجديد بيعت با غدير = دعا - زيارت 46. تحليل بيعت در غدير 47. تقيه راويان در نقل بيعت غدير 48. زمينهسازى براى بيعت غدير 49. سبقت در بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام = بيعت / بيعت در خطبه غدير 50. سخنان منافقين پس از بيعت در غدير 51. شفافترين بيعت تاريخ در غدير = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 52. ضامن و شاهد بيعت غدير 53. غدير روز بيعت با خداوند 54. كيفيت و شكل بيعت غدير 55. لعن بر بيعت شكنان غدير 56. متن بيعت در غدير = بيعت / بيعت در خطبه غدير 57. متن بيعت لسانى = بيعت / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 58. محتواى بيعت غدير = بيعت / تحليل بيعت در غدير 59. مراسم همزمان با بيعت در غدير 60. مفهوم بيعت و جوانب آن 61. مفهوم مولى در بيعت غدير 62. منافقين و مثال بيعت تحت الشجرة = بيعت / بيعت تحت الشجرة 63. موضوع اصلى بيعت غدير 64. نتيجه بيعت غدير 65. يكى از دو ركن غدير عليهمالسلام بيعت
بيلبورد = هنر
بينامتنى: روابط بينامتنى قرآن با خطبه غدير
بىنيازى (غِنا) : حج و بىنيازى در خطبه غدير
پادشاه: 1. آمدن «مَولى» به معناى «پادشاه» 2. رسيدن خبر غدير به پادشاهان
پارسا = محمد بن محمد حافظى (خواجه پارسا)
پاك = طيّب
پاكزادى = طيّب
پاكستان: 1. جشنهاى غدير در پاكستان 2. غدير و نوروز در پاكستان 3. كتابِ غدير در پاكستان 4. مقاله درباره غدير
پتنه (هند) : كتابهاى خطى غدير
پدر = خانواده
پرسش و پاسخ: 1. پرسش و پاسخ در غدير 2. تبليغ غدير با پرسش و پاسخ 3. چند پرسش و پاسخ غديرى 4. چند سؤال درباره غدير و سقيفه 5. سؤالات نسل امروز درباره غدير 6. كتب پرسش و پاسخ = شبهات 7. كودك و نوجوان و پرسش و پاسخ غديرى
پرنده، عرضه ولايت بر پرندگان در روز غدير
پسر = خانواده
پسر همسر زيد بن ارقم = ابن امرأة زيد بن ارقم
پنج تن عليهمالسلام: حضور پنج تن عليهمالسلام در غدير
پوستر: تبليغ غدير با پوستر
پوشش = لباس
پولس سلامه = بولِس سَلامه مسيحى
پيامبران عليهمالسلام: 1. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ماجاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » = پيامبران عليهمالسلام / دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 4. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» =پيامبران عليهمالسلام / دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت 5. احياء عيد غدير توسط انبياء عليهمالسلام 6. اقرار همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت در زمان خود = پيامبران عليهمالسلام / دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت 7. اقرار همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت در معراج = پيامبران عليهمالسلام / دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت 8. ايمان به پيامبران عليهمالسلام در خطبه غدير 9. بشارت انبياء عليهمالسلام به بنيانگذار غدير 10. بشارت انبياء عليهمالسلام به حضرت مهدى عليهالسلام در خطبه غدير 11. پيامبران عليهمالسلام و غدير در قيامت 12. دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت 13. عظمت غدير براى انبياء عليهمالسلام 14. علوم انبياء عليهمالسلام نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام 15. قبول ولايت توسط انبياء عليهمالسلام 16. مواريث انبياء عليهمالسلام = مواريث انبياء عليهمالسلام
پير: وظيفه تبليغ غدير براى سالخوردگان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
پيراهن = تىشرت
پيمان = عهد
پيمان غدير بيعت با مهدى عليهالسلام (كتاب) : كتب برگزيده غدير
تابعين: 1. تبليغ غدير توسط تابعين 2. روايت غدير توسط بانوان از تابعين 3. نقل حديث غدير توسط تابعين 4. وجوب اطاعت تابعين از اميرالمؤمنين عليهالسلام
تابوت جهنم: 1. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 2. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = تابوت جهنم / آيه «أَمْ
تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 3. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 4. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = تابوت جهنم / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... »
تاجالدين خجندى نحوى: معناى اولى براى مولى
تاجيكستان: 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به زبان تاجيكى 3. مقاله درباره غدير
تاريخ: 1. اهميت غدير از لحاظ تاريخى 2. تاريخنگاران و غدير خم 3. تحقيق تاريخى غدير 4. زمينه كتابشناسى غدير
التاريخ الكبير (كتاب) : نقل حديث غدير
تاريخ مدينة دمشق (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تاريخ نگاران = تاريخ
تأليف: 1. بزرگان اهلسنت و تأليف درباره حديث غدير 2. غدير و تأليف 3. مسابقه تأليف در كنگره جهانى غدير در لندن 4. منع از تأليف = منع از نقل و تدوين حديث 5. مؤلفين مشهور غدير در چهارده قرن 6. مؤلفينِ غدير
تاميلى: تأليف در غدير
تانزانيا: مقاله درباره غدير
تاى (زبان) : مقاله درباره غدير
تايلند: 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به زبان تايلندى 3. مقاله درباره غدير
تبرّى = برائت
تبريك: 1. اعمال عيد غدير: تبريك 2. تبريك پس از خطبه غدير 3. تبليغ غدير با تبريك گفتن 4. تحليل مراسم تبريك و تهنيت 5. رسميت تبريك در غدير
تَبسّم: اعمال عيد غدير: تبسّم
تُبَّع (قوم) : آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
تبليغ: 1. آموزشِ تبليغ غدير 2. امر به معروفِ غدير با هدايتِ معصوم عليهالسلام 3. ايدههاى تبليغ غدير 4. پشتوانههاى تبليغى غدير در شيوه معصومين عليهمالسلام 5. پيامبرِ صلىاللهعليهوآله مبلّغ 6. تابعين و تبليغ غدير = تبليغ / مراحل چهارگانه تبليغ غدير در تاريخ 7. تبليغ ولايت = ابلاغ ولايت 8. تشكر از خالِق و مُبلِّغ غدير 9. تكنولوژى تبليغ در خطابه غدير 10. جاودانگى گفتمان غدير = تبليغ / عوامل تأثيرگذار در جاودانگى گفتمانغدير 11. جهتگيرىهاى تبليغى غدير توسط معصومين عليهمالسلام 12. خطبه غدير و تبليغ 13. راهكارهاى تبليغى غدير = تبليغ / كيفيت و راهكارهاى تبليغى غدير 14. روشهاى عَمَلى تبليغ غدير توسط معصومين عليهمالسلام 15. شيوه تحليل ماجراهاى تبليغ غدير توسط معصومين عليهمالسلام 16. شيوههاى كلى تبليغ غدير توسط معصومين عليهمالسلام 17. صحابه و تبليغ غدير = تبليغ / مراحل چهارگانه تبليغ غدير در تاريخ 18. علما و تبليغ غدير = تبليغ / مراحل چهارگانه تبليغ غدير در تاريخ 19. عوامل تأثيرگذار در جاودانگى گفتمان غدير 20. فرهنگسازى تبليغ غدير توسط معصومين عليهمالسلام 21. كتاب درباره تبليغ غدير 22. كيفيت برخورد معصومين عليهمالسلام با دشمن غدير 23. كيفيت و راهكارهاى تبليغى غدير 24. گرايشهاى تحقيقىِ غدير 25. گفتمان غدير = تبليغ / عوامل تأثيرگذار در جاودانگى گفتمان غدير 26. مراحل چهارگانه تبليغ غدير در تاريخ 27. معصومين عليهمالسلام و تبليغ غدير 28. موارد تبليغ غدير در خطبه غدير 29. موضوعاتِ غدير 30. موقعيتهاى حساس براى تبليغ غدير 31. موقعيتهاى معصومين عليهمالسلام در تبليغ غدير 32. نكات تبليغ غدير 33. واكاوى تبليغ غدير 34. هدف از بررسى وقايع تبليغى غدير
تبوك: رسيدن خبر غدير به تبوك
تحريف: 1. آثار نفى غدير 2. دعاهاى روز غدير و بيان تحريف
التحصين (كتاب) : 1. سند خطبه غدير 2. متن كامل خطبه غدير
تحفه اثنىعشريه: (كتاب) شبهات دهلوى در حديث غدير
تخلّف از جيش اسامه = جيش اسامه
تدوين حديث = منع از نقل و تدوين حديث
تربيت: تربيت غديرى
ترجمه: 1. اولين ترجمه فارسى خطبه غدير 2. تبليغ غدير با ترجمه كتب 3. ترحمه فارسىِ خطبه غدير = خطبه غدير 4. ترجمه كتب و خطبه غدير به زبانهاى ديگر 5. خطبه غدير به شعر
ترجمة اميرالمؤمنين عليهالسلام من تاريخ دمشق (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تركمنستان: مقاله غدير به زبان تركمنى
تركى (زبان) : 1. تأليفِ كتاب و ترجمه خطبه غدير به زبانهاى تركى 2. غدير در شعر تركى 3. مقاله درباره غدير به چند زبانِ تركى
تركيه: مقاله درباره غدير
تِرمِذى = محمد بن عيسى تِرمِذى (ابوعيسى)
ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام: 1. اِخبار خداوند در غدير از ترور توسط منافقين 2. اسرار ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. ماجراى ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام پس از غدير
ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله: 1. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوىثَلاثَةٍ ... » 2. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 3. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّه وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللّه وَ رُسُلِهِ ... » = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 4. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 5. آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 6. آيه «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ ... » = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «فَإِذا
نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 7. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 8. آيه «وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّه مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللّه مَسْؤُلاً» = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 9. آيه «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِى قُلُوبِهِمْ ... » = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 10. آيه «يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ إِسْلامِهِمْ ... » = ترورپيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» اِخبار خداوند در غدير از ترور توسط منافقين 11. ارتباط ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام با صحيفه ملعونه اول = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 12. اسرار ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله در عقبه هرشى 13. تابوت جهنم، عذاب اصحاب عقبه = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 14. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از تبوك 15. عاملين ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير در قيامت = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / واكاوى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير 16. عذاب اصحاب عقبه = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 17. عقبه هرشى = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / واكاوى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير 18. كفر عوامل ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / اسرار ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله در عقبه هرشى 19. ماجراى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله در عقبه هَرشى = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / واكاوى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير 20. مرگ اصحاب عقبه = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 21. مقدمه ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 22. واكاوى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير
تزكيه: تزكيه نفس در عيد غدير
تسبيح: جشن غدير در آسمانها و تسبيح ملكوتيان
تسليم: تسليم در برابر ذات الهى در خطبه غدير
تصوّف: ابطال حمل امامت در حديث غدير بر امامت تصوّف
تعجّب: 1. تعجب از كوتاهى درباره غدير 2. فرهنگسازى غدير با ادبيات تعجب !
تعصّب: اقرار اهلسنت به تعصّبِ منكران حديث غدير
تعويذ = حِرز و تعويذ
تفتازانى = مسعود بن عمر تَفتازانى (سعدالدين)
تفسير: 1. آيات «رضاى خداوند» در قرآن 2. آيات مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن 3. آيات مربوط به اقدامات پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 4. آيات مربوط به اقدامات منافقين در غدير 5. آيات مربوط به امتحان و مقابله با دشمنان غدير 6. آيات مربوط به دستورات الهى درباره ولايت 7. آيات مربوط به دشمنان غدير 8. آيات مربوط به دوستان غدير 9. آيات مربوط به مقابله با دشمنان غدير = تفسير / آيات مربوط به امتحان ومقابله با دشمنان غدير 10. آيات مربوط به مناسبتهاى خاص در غدير 11. آيات مربوط به موضوعات غير ولايت 12. آيات ولايت در سراسر قرآن 13. آيه = قرآن 14. «الَّذِينَ آمَنُوا» در قرآن 15. اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن 16. اميرالمؤمنين عليهالسلام و تفسير قرآن 17. اهلبيت عليهمالسلام در قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير 18. اهلبيت عليهمالسلام مبيّن و مفسّر قرآن 19. تحقيق در آيات غدير 20. تحليل نزول و تفسير آيات قرآن در غدير 21. تفسير در خطبه غدير = تفسير / خطبه غدير و تفسير 22. تفسير صريح هيجده آيه در خطبه غدير 23. تفسير، مختص معصومين عليهمالسلام = تفسير / معصومين عليهمالسلام تنها مفسّرين قرآن 24. تفسير يك آيه به صورت اقتباس يا استشهاد در غدير 25. تقسيمبندى كلى آيات ولايت = تفسير / آيات ولايت در سراسر قرآن 26. تنها مفسّرين قرآن = تفسير / معصومين عليهمالسلام تنها مفسّرين قرآن 27. خطبه غدير و تفسير 28. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در قرآن 29. دوستان اهلبيت عليهمالسلام در قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير - دشمناناهلبيت عليهمالسلام در قرآن 30. رضايت خدا در قرآن 31. ستايش در
قرآن = تفسير / مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن 32. سوره = سوره 33. شيعيان در قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير 34. غدير روز تفسير قرآن 35. قرآن = قرآن 36. قريش در قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير 37. محكم و متشابه = تفسير / معصومين عليهمالسلام تنها مفسّرين قرآن 38. مدح اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن 39. مراحل حضور قرآن در غدير 40. مسلمانان در بيان قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير 41. معصومين عليهمالسلام تنها مفسّرين قرآن 42. مفسرين و غدير خم 43. نزول قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير 44. ولايت، قطب قرآن = تفسير / خطبه غدير و تفسير
تفسير آيات در خطابه غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
تفسير الرازى (كتاب) = التفسير الكبير (كتاب)
تفسير شاهى (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
التفسير الكبير (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تفسير النيسابورى (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تَفَقُّه: حجِ با تَفَقُّه در خطبه غدير
تفكّر: 1. تفكر بايسته درباره غدير 2. تفكر در آيات غديرى 3. رُشد فكرها در نسل جديد و غدير
تقديس = تسبيح
تقطيع: خطبه غدير و تقطيع
تقوى: 4. آيه «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» = تقوى / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ .ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 5. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ» 6. آيه «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما» = تقوى / آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 7. آيه «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها ... » = تقوى / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 8. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 9. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا
وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» 10. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 11. آيه «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 12. امامت متقين تا قيامت = تقوى / آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 13. اميرالمؤمنين عليهالسلام مظهر تقوى و موضع اعتماد = تقوى / آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 14. تقوى و ولايت = تقوى / ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و تقوى 15. خطبه غدير و تقوى 16. رابطه تقوى و ولايت = تقوى / ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و تقوى 17. شيعيان و تقوى = تقوى / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 18. صحابه و تقوى 19. متقين فقط شيعيان = تقوى / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 20. ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و تقوى 21. هشدار به تقوى در خطبه غدير
تقويم: 1. تقويم ديوارى براى غدير 2. رسميت غدير در تقويم اسلامى
تقيّه: 1. تقيه در خطبه غدير 2. نقل حديث غدير و تقيه 3. نقل خطبه غدير و تقيه
تكبّر: 1. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» 2. تكبّر ابوبكر و عمر در برابر ولايت
تكذيب: تكذيب ولايت
التكميل (كتاب) : تحقيق در مورد غدير
تكميل دين = اكمال دين
تكنولوژى تبليغ در خطابه غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
تكوين: همپيوندى تكوين غدير و اراده تكوينى خداوند
تلخ: عدم قبول ولايت و تلخى آب و گياه
تَلَعاتُ الْيَمَن: منزلى در مسير حجة الوداع
تلعكبرى = هارون بن موسى تلعكبرى (ابومحمد)
تلويزيون = رسانه
تمام نعمت = اكمال دين
تنزيل الآيات (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تَنْعيم = ذى طُوى
تَواتُر = سند حديث غدير - مُتَواتِر
تواضع: تواضع در برابر خداوند در خطبه غدير
توبه: 1. حج و توبه 2. قبولى توبه با ولايت
توحيد: 1. آفرينش 2. اقرار همگانى به توحيد در سند مكتوب غدير 3. انكار توحيد ريشه ضديت با غدير 4. اولين دستور خداوند: توحيد 5. تنزيه خداوند 6. توحيد در خطبه غدير 7. خداوند پناه بندگان 8. درس غدير: توحيد 9. رحمت خداوند = توحيد / توحيد در خطبه غدير 10. ستايش خداوند = توحيد / توحيد در خطبه غدير 11. شهادت به ربوبيّت و عبوديّت براى خدا 12. صفات خداوند در خطبه غدير 13. عدل خدا در مكتب غدير و سقيفه 14. علم خداوند 15. قدرت خداوند 16. نور خداوند 17. وحدانيت
تورات: از ودايع امامت
توضيح الدلائل على ترجيح الفضائل (كتاب) : 1. نقل آيه تبليغ براى غدير 2. نقل خطبه غدير در اهلسنت
تولّى: تولّى در خطبه غدير
التهذيب فى التفسير (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
تهران: كتابهاى خطى غدير
تهليل = تسبيح
تهنيت = تبريك
تهيدستى = فقر
تيجانى: مناظره غدير
تىشرت: تىشرت براى غدير
ثابت بن وديعه انصارى (ابوسعيد) : روايت حديث غدير
ثروت: ثروت حلال با قبول ولايت
ثعالبى = احمد بن محمد ثعلبى (ابواسحاق، نيشابورى)
ثعلبى = احمد بن محمد ثعلبى (ابواسحاق، نيشابورى)
ثقلين (حديث) : 1. پاسخگويى در مورد ثقلين در قيامت = ثقلين / وظايف ما درباره ثقلين 2. تبليغ غدير با حديث ثقلين 3. تمسك به ثقلين = ثقلين / وظايف ما درباره ثقلين 4. ثقل اكبر = ثقلين / حديث ثقلين در خطبه غدير 5. حديث ثقلين پس از خطبه غدير 6. حديث ثقلين در خطبه غدير 7. حديث ثقلين در روزهاى آخر پيامبر صلىاللهعليهوآله 8. حديث ثقلين در كلام امام هادى عليهالسلام. حديث ثقلين در مسجد خيف (منى) 10. حديث ثقلين در منى 11. سؤال پيامبر صلىاللهعليهوآله از ثقلين در قيامت = ثقلين / وظايف ما درباره ثقلين 12. فراز حساس خطبه غدير: حديث ثقلين 13. قرآن = ثقلين / حديث ثقلين در خطبه غدير 14. قرآن و اهلبيت عليهمالسلام عِدل يكديگر 15. نقل حديث ثقلين توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 16. وظايف ما درباره ثقلين
ثَمود (قوم) : آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
ثواب: ثواب در خطبه غدير
جابر بن سمرة سوائى (ابوسليمان) : روايت حديث غدير
جابر بن عبداللّه انصارى: 1. اتمام حجت با غدير 2. جابر پيش از غدير 3. روايت حديث غدير 4. نقل آيه تبليغ براى غدير
جاحظ: نقل حديث غدير
جاراللّه زمخشرى = زمخشرى
جاكليدى: جاكليدى با تبليغ غدير
جامعه (كتاب) : كتاب «جامعه» از ودايع امامت
جامعه اسلامى: 1. بررسى جامعه مسلمين در غدير 2. پيشينه اجتماعى غدير 3. تحليلى از جامعه اسلامى مرتبط با غدير 4. تركيب جامعه اسلامى در غدير 5. جاهليت و نفاق در جامعه اسلامى 6. چهرههاى سقيفه در برابر غدير 7. غدير بهترين راه براى جامعه اسلامى 8. فرصتطلبان جامعه اسلامى در غدير 9. كمىِ متقين در جامعه اسلامى 10. لياقت جامعه اسلامى براى ولايت 11. نفاق در جامعه اسلامى 12. واكسينه جامعه اسلامى در برابر منافقين
جامعه انسانى: تبليغ غدير در جوامع مختلف انسانى
جانشين = خلافت
جاودانگى: 1. عوامل تأثيرگذار در جاودانگى گفتمان غدير 2. عوامل جاودانگىِ غدير
جاهليت: 1. استفاده دشمنان از جاهليت در غدير 2. اصحاب صحيفه ملعونه و جاهليت 3. جامعه اسلامى و جاهليت 4. جاهليت در قرآن 5. شك در ولايت مساوى با كفر و جاهليت 6. صحابه و جاهليت 7. مطرح كردن تعصبات جاهلى در غدير = جاهليت / استفاده دشمنان از جاهليت در غدير
جبت و طاغوت: 1. جبت و طاغوت در قرآن 2. جبت و طاغوت مانع تحقق غدير 3. دعاى روز غدير و نام جبت و طاغوت
جبرئيل: 1. اتمام حجت جبرئيل بر عمر در غدير = جبرئيل / حضور جبرئيل پس ازخطبه غدير 2. جبرئيل و غدير در قيامت 3. جشن غدير و حضور جبرئيل = جبرئيل / عيد غدير و جبرئيل 4. حامل وحى در خطبه غدير 5. حضور جبرئيل پس از خطبه غدير 6. دستور ابلاغ ولايت 7. ظهور جبرئيل در غدير
= جبرئيل / حضور جبرئيل پس از خطبه غدير 8. عيد غدير و جبرئيل 9. نزول آيات توسط جبرئيل در غدير
جبلة بن عمرو انصارى: روايت حديث غدير
جبير بن مطعم بن عدى قرشى: روايت حديث غدير
جُحفه: 1. احرام و شروع حجة الوداع از جحفه 2. اشكالِ عدم حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله در جحفه 3. جغرافياى جحفه 4. كارشكنى علنى منافقين در جحفه 5. منزلى در بازگشت از غدير 6. نام جحفه 7. نزول آيه تبليغ در جحفه
جَحيم = جهنم
جدول: غدير و طرح جدول
جرجانى = على بن محمد حنفى (شريف جرجانى)
جرير بن عبداللّه بجلى: 1. روايت حديث غدير 2. كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
جزءٌ فيه خطبة النبى صلىاللهعليهوآله يوم الغدير (كتاب) : نقل متن كامل خطبه غدير
جَزَرى = شمسالدين جَزَرى
جشن غدير = عيد غدير
جِعابى = محمد بن عمر بغدادى (ابوبكر، جِعابى)
جعفر بن زياد كوفى (احمر) : روايت حديث غدير
جعفر بن محمد خواصّ (ابومحمد، خلدى) : روايت حديث غدير
جعفر بن محمد الصادق عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير 2. اتمام حجت قرآنىِ غدير 3. احياى عيد غدير توسط امام صادق عليهالسلام 4. تبليغ غدير توسط امام صادق عليهالسلام 5. حضور امام صادق عليهالسلام در سرزمين غدير 6. مسجد غدير و امام صادق عليهالسلام 7. معناى مولى در كلام امام صادق عليهالسلام 8. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام صادق عليهالسلام
جعل حديث: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. مقابله با غدير با جعل حديث
جغرافياى غدير: 1. ارتباط جغرافى غدير با تاريخ اسلام 2. امكانات حياتى غدير 3. امكانات مسافرتى در غدير 4. انتخاب سرزمين غدير 5. تاريخ سرزمين غدير 6. تحقيق در جغرافياى غدير 7. توصيف جغرافيايى غدير خم 8. جايگاهى مناسب براى سخنرانى 9. جمعبندى بين توصيفهاى جغرافيايى مختلف در غدير 10. حدود عمومى غدير 11. حدود غدير نزد جغرافيدانان 12. چشمه غدير = چشمه غدير 13. دقت در شرايط مكانى غدير 14. راههاى منتهى به غدير = جغرافياى غدير / مسير غدير 15. سفرنامههاى غدير = سفرنامههاى غدير 16. علت انتخاب سرزمين غدير خم براى اجراى حكم الهى 17. علت نامگذارى به غدير خم 18. غدير خم كجاست ؟ 19. غدير در زمان ائمه عليهمالسلام. 20. غدير در عصر حفظ میراث فرهنگی = جغرافیای غدیر / تاریخ سرزمین غدیر 21. فاصلۀ غدیر تا جحفه 22. قلۀ «هرشی» ادامۀ جغرافیای غدیر 23. مسجد غدیر 24. مسیر غدیر 25. موقعیت جغرافیایی غدیر 26. موقعیت کنونی غدیر 27.موقعیت مکانی غدیر خم 28. نام غدیر خم 29. ناگفته های پنهان غدیر 30. ورود غدیر به جغرافیای اسلام 31. وسیع و مسطح بودن غدیر
جلالالدين سيوطى = عبدالرحمن بن ابىبكر سيوطى (جلالالدين)
جمادات: ولايت ائمه عليهمالسلام بر جمادات
جماعت = اكثريت
جماعت (نماز) = نماز
«الجَماعَةُ رَحمَةٌ وَ الفُرقَةُ عَذابٌ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
جماعت مسلمين = مسلمين
جمالالدين شيرازى = عطاءاللّه بن فضلاللّه شيرازى (جمالالدين، محدّث)
جمرات: خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از جمرات پيش از غدير
جمعه: 1. عيد غدير در روز جمعه 2. غدير برتر از جمعه 3. نماز جمعه = نماز
جمعيّت: 1. بررسى و تحليل روايات جمعيّت حاضر در غدير 2. حضور همگانى در غدير 3. كثرت حاضرين در غدير 4. موقعيت مردمى در غدير
جمل (جنگ) : 1. اتمام حجت با غدير = جمل / دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در مقابل طلحهدر جنگ جمل 2. پيشگويى از جنگ جمل در خطبه غدير = جمل / خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در جنگ جمل 3. خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در جنگ جمل 4. دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در مقابل طلحه در جنگ جمل 5. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير 6. غدير در جمل و صفين و نهروان 7. ناكثين در خطبه غدير = جمل / خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در جنگ جمل
جميل بن عماره: روايت حديث غدير
جنّ: 1. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 2. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = جنّ / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 3. ولايت ائمه عليهمالسلام بر جنّيان
جنب اللّه: آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَالسَّاخِرِينَ»
جندب بن جناده غفارى (ابوذر) : 1. آمادهسازى منبر غدير 2. ابوذر از اركان اربعه 3. ابوذر پس از حجة الوداع 4. ابوذر و غدير در قيامت 5. اتمام حجت ابوذر با غدير 6. استهزاء ابوذر از سوى ابوبكر و منافقين در غدير 7. افشاى نفاق منافقين در غدير 8. بيعت ابوذر در غدير 9. روايت حديث غدير 10. رئيس اولياء در قيامت = جندب بن جناده غفارى / ابوذر و غدير در قيامت 11. شهادت ابوذر براى غدير 12. شهادت ابوذر بر عليه منافقين 13. مسخره شدن توسط ابوبكر و منافقين در غدير = جندب بن جناده غفارى /استهزاء ابوذر از سوى ابوبكر و منافقين در غدير 14. نظر منافقين در مورد ابوذر
جندع بن عمرو انصارى (ابوجنيده) : روايت حديث غدير
جنگ جوان: 1. اكراهِ عرب در مورد جوانى اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. تبليغ غدير توسط
جوانان 3. وظيفه تبليغ غدير براى جوانان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
جوينى = ابراهيم بن محمد مؤيّد جوينى (حموينى)
جهاد
جهانشمولى: غدير و جهانشمولى
جهنم: 1. آيات مربوط به عذاب دشمنان غدير = عذاب 2. آيه «إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ» = جهنم / آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوابِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ . إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ» 3. آيه «إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظا وَ زَفِيرا» = جهنم / آيه «وَ لِلَّذِينَكَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ . إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ» 4. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 5. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 6. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = جهنم / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 7. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 8. آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... » 9. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّه وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» = جهنم /آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 10. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 11. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» = جهنم / آيه«إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 12. آيه «فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُورا» = جهنم / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 13. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = جهنم / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 14. آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » =جهنم / دشمنان اهل بيت عليهمالسلام در جهنم 15. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = جهنم / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ
وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 16. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ
وَراءَ ظَهْرِهِ» 17. آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... » 18. آيه «وَ يَصْلى سَعِيرا» = جهنم / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 19. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = جهنم / آيه «سَنَفْرُغُلَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» - آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 20. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 21. ائمه ضلال و پيروانشان در جهنم 22. ابوبكر و جايگاه او در آتش = جهنم / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَالنَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 23. اصحاب صحيفه ملعونه اول در جهنم 24. اصحاب عقبه و صحيفه = جهنم / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 25. اعتراف دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در جهنم = جهنم / منزل دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 26. اهل جهنم 27. برادران شياطين در جهنم 28. تابوت جهنم 29. ترك ابلاغ ولايت و جهنم 30. جهنم در خطبه غدير 31. دشمنان اهل بيت عليهمالسلام در جهنم 32. دعوت ائمه ضلال به جهنم 33. دعوت كنندگان به جهنم در دعاهاى روز غدير 34. دورى دوستان اهلبيت عليهمالسلام از جهنم 35. زيارت غديريه و نام جهنم 36. شك در ولايت و جهنم 37. صحابه منافق و جهنم 38. عدم ايمان به غيب و جنهم = جهنم / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْمَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 39. عدم قبول ولايت و جهنم 40. عذاب ابوبكر و عمر 41. عذاب اصحاب صحيفه ملعونه اول در قرآن 42. عمر و جايگاه او در آتش = جهنم / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 43. غاصبين خلافت و جهنم = جهنم / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 44. لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در جهنم = جهنم / منزل دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 45. منافقين و ورود به جهنم 46. منت گذاردن براى اسلام و عذاب آن = جهنم / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ
عَلَيْكُمْ ... » 47. منزل دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 48. منكرين ولايت
جيش اسامه: اخراج منافقين از مدينه
چِچِن: مقاله درباره غدير
چشمه غدير: 1. آبِ چشمه غدير 2. توصيف چشمه غدير 3. خصوصيات چشمه غدير 4. واژه «غدير خم»
چكيده عبقات الانوار (كتاب) : كتب برگزيده غدير
چهارده معصوم عليهمالسلام = اهلبيت عليهمالسلام
چهل حديث: كتب چهل حديث در مورد غدير
چين: 1. رسيدن خبر غدير به چين 2. مقاله درباره غدير
حاج عبدالوهاب بن محمد = عبدالوهاب بن محمد
حارث بن نعمان فهرى: 1. آيه «أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍواقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 2. آيه «إن هُوَ إلاّ عَبدٌ أنعَمنا عَلَيهِ وَ جَعَلناهُ مَثَلاً لِبَنى إسرائيل» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 3. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » = حارث بن نعمان فهرى / پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 4. آيه «تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌبِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 5. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ ... » = حارث بن نعمان فهرى / پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 6. آيه «سَأَلَ
سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 7. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» = حارث بن نعمان فهرى /پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 8. آيه «فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 9. آيه «فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 10. آيه «لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 11. آيه «مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 12. آيه «وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ... » = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 13. آيه «وَ أرسل عَلَيْهِمْ طَيْرا أَبابِيلَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌبِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 14. آيه «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 15. آيه «وَ إنَّه لَعِلم لِلساعَةِ فَلا تَمتَرن بِها وَ اتبِعون هذا صِراطٌ مُستَقيم» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 16. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً ... » = حارث بن نعمان فهرى / پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 17. آيه «وَ قالوا أ آلِهَتُنا خَيرٌ أم هُوَ ما ضَرَبوهُ لَكَ إلاّ جَدَلاً بَل هُم قَومٌ خَصمونَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 18. آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابن مَريَمَ مَثلاً اذا قومُكَ مِنهُ يَصُدُّونَ» = حارث بن نعمانفهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 19. آيه «وَ لَو نَشاءُ لَجَعَلنا مِنكُم مَلائكَة فى الأرضِ يَخلفونَ» = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ
لَهُ دافِعٌ ... » 20. آيه «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ... » = حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 21. آيه «وَ ما كانَ اللّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّه مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» =حارث بن نعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 22. آيه «يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ ... » = حارث بننعمان فهرى / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 23. آيه «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ... » =حارث بن نعمان فهرى / پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 24. اعتراض حارث دليل بر ولايت 25. اعتراض حارث در غدير 26. پيامد ماجراى حارث و سنگ آسمانى 27. تحليل ماجراى حارث فهرى و سنگ آسمانى 28. عبرتهاى ماجراى حارث و سنگ آسمانى 29. ماجراى حارث از وجوه دلالت حديث غدير 30. ماجراى سنگ آسمانى 31. نكات ماجراى سنگ آسمانى
حارثة بن نصر: روايت حديث غدير
حاكم حَسكانى = عبيداللّه بن عبداللّه حَسكانى (ابوالقاسم، حاكم)
حاكم نيشابورى = محمد بن عبداللّه نيشابورى (ابنبيّع، حاكم)
حامد بن على حنفى (عمادى) : روايت حديث غدير
حامدحسين هندى: تحقيق در مورد غدير
حبّ اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام
حَبشون بن موسى خلاّل (ابونصر) : روايت حديث غدير
حبشه: 1. دعوت اهل حبشه براى حج و غدير 2. رسيدن خبر غدير به حبشه
حَبشى بن جناده سلولى: 1. روايت حديث غدير 2. مبلّغ بصير غدير
حَْبطِ اعمال: 1. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّه وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» = حَْبطِاعمال / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه
يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 2. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»
= حَْبطِ اعمال / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 3. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = حَْبطِ اعمال / آيه«يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 4. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُعَلَيْكُمْ ... » 5. شِرك در ولايت و حبط اعمال 6. غدير روز سقوط اعمال دشمنان 7. منت گذاردن براى اسلام و عذاب آن = حَْبطِ اعمال / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْأَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... »
حبّ على بن ابىطالب عليهالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام
حَبّة بن جوين عَرَنى (ابوقدامه) : روايت حديث غدير
حبيب بن ابىثابت اسدى: روايت حديث غدير
حبيب بن بديل بن ورقاء خزاعى: روايت حديث غدير
حجّ: 1. آثار حج و ترك آن = حجّ / حج در خطبه غدير 2. آيات حج = حجّ / حج در خطبه غدير 3. آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... » 4. اولين حج كامل 5. بيان وجوب حج در غدير 6. تبليغ غدير در اجتماعات حج 7. تبليغ غدير در حجّ توسط امام حسين عليهالسلام 8. تقارن سفر مهم با حج 9. حج در خطبه غدير 10. خطبه مناسك حج 11. رابطه ولايت و حج = حجّ / آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَالْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... » 12. روزه روز غدير معادل صد حج 13. شعائر اللّه = حجّ / حج در خطبه غدير 14. فقر و ترك حج = حجّ / حج در خطبه غدير 15. مغفرت با حج = حجّ / حج در خطبه غدير 16. ولايت شرط قبولى حج = حجّ / حج در خطبه غدير 17. ولايت و حج = حجّ / آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... »
حجّاج بن منهال سلمى (ابومحمد، انماطى) : روايت حديث غدير
حجّاج بن يوسف (ابنشاعر) : روايت حديث غدير
حجّاج بن يوسف ثقفى: ثمره سقيفه و ترك غدير
حجة الوداع: 1. اعلانِ حجة الوداع 2. اعمال حج در حجة الوداع 3. اميرالمؤمنين عليهالسلام در حجة الوداع 4. پايان سفر حجة الوداع 5. تبليغ غدير با موضوع حجة الوداع 6. تحقيق در حجة الوداع 7. داستانواره حجة الوداع = حجة الوداع / مراحل حضور قرآن در حجة الوداع 8. زمينه حجة الوداع 9. سفر حجة الوداع 10. غدير در مسير حجة الوداع 11. كاروان حجة الوداع 12. مراحل حضور قرآن در حجة الوداع 13. مراسم پايانىِ حجة الوداع 14. مفاهيم پايهاى انديشه اسلامى در خطبههاى حجة الوداع 15. موقعيت زمانى حجة الوداع 16. وضعيت اجتماعى و سياسى در حجة الوداع
حديث: 1. احاديث 2. احاديث مرتبط با غدير 3. املاء و سماع 4. تدوين حديث = منع از نقل و تدوين حديث 5. جعل حديث = جعل حديث 6. حديثنگاران و غدير خم 7. حديث و زمينه كتابشناسى غدير 8. سماع = حديث / املاء و سماع 9. غدير در روايات 10. منع ابوبكر و عمر از تفسير و حديث
حديث غدير: 1. آمادهسازى مردم براى حديث غدير 2. ابليس و حديث غدير 3. ابوبكر و حديث غدير 4. ابوحنيفه و حديث غدير 5. ابوهريره و حديث غدير 6. اتمام حجت با حديث غدير 7. اقرار دشمنان درباره حديث غدير 8. «اللهم وال من والاه ... » در ادامه حديث غدير = «اللهم وال من والاه
... »(حديث) 9. اميرالمؤمنين عليهالسلام و اتمام حجت با حديث غدير 10. انس بن مالك و حديث غدير 11. اولين ميراث مكتوب و حديث غدير 12. اهتمام در نقل حديث غدير 13. اهميت حديث غدير در اهلسنت 14. بانوان و حديث غدير 15. بيان حديث غدير پس از خطبه غدير 16. بيان حديث غدير پيش از غدير 17. بيشترين
سند براى حديث غدير = سند حديث غدير 18. پرونده علمى حديث غدير = حديث غدير / اتمام حجت با حديث غدير 19. پيامهاى حديث غدير 20. تأليفات درباره اسناد حديث غدير 21. تبليغ غدير با حديث غدير 22. تحريف معنوى در حديث غدير 23. تحقيق در سند و متن حديث غدير 24. تحليل حديث غدير 25. تكرار حديث غدير = حديث غدير / محور خطبه غدير: حديث غدير 26. تواتر حديث غدير 27. توضيح حديث غدير توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله 28. چالشهاى كلامى در حديث غدير 29. چكيده غدير = حديث غدير / تكرار حديث غدير 30. حارث فهرى و حديث غدير 31. حديث غدير حقيقتى انكارناپذير 32. حديث غدير در خطبه غدير 33. حديث غدير در شعر اميرالمؤمنين عليهالسلام = حديث غدير / اميرالمؤمنين عليهالسلام واتمام حجت با حديث غدير 34. حديث غدير در كلام اميرالمؤمنين عليهالسلام 35. حديث غديرِ فواطم = حديث غدير / اهتمام در نقل حديث غدير 36. حسن بصرى و حديث غدير 37. حضرت زهرا عليهاالسلام و اتمام حجت با حديث غدير 38. «خليفة» و حديث غدير 39. دعاى عديله و بيان حديث غدير 40. دعاى ندبه و بيان حديث غدير 41. دلالت حديث غدير = دلالت حديث غدير 42. راويان حديث غدير 43. روشهاى حذف حديث غدير 44. زمينههاى حديث غدير 45. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و بيان حديث غدير 46. سعد بن ابىوقاص و حديث غدير 47. سقيفه و حديث غدير 48. سند حديث غدير = سند حديث غدير 49. سند مكتوب حديث غدير 50. سياق حديث غدير 51. شبهه اِعراضِ صحابه از حديث غدير = حديث غدير / شبهه عمل نكردنصحابه به حديث غدير 52. شبهه بيعت و رضايت اميرالمؤمنين عليهالسلام. 53. شبهۀ حضور امیرالمؤمنین عليه السلام در ایام غدیر در یمن 54. شبهه روايت مجعول از قول اميرالمؤمنين عليهالسلام 55. شبهه سكوت اميرالمؤمنين عليهالسلام 56. شبهه سياقِ آيه اكمال در حديث غدير 57. شبهه شكايت لشكريان يمن در حديث غدير 58. شبهه عمل نكردن صحابه به حديث غدير 59. شرح حديث غدير 60. شعر و بيان حديث
غدير 61. شهرت حديث غدير 62. طبرى و حديث غدير 63. عدم ساختگى بودن حديث غدير 64. عصاره خطبه غدير = حديث غدير / محور خطبه غدير: حديث غدير 65. علت جاودانگى حديث غدير 66. عمر بن خطاب و حديث غدير 67. عمر بن عبدالعزيز و حديث غدير 68. عمرو بن عاص و حديث غدير 69. عمرو بن ميمون و اتمام حجت با حديث غدير = حديث غدير / اميرالمؤمنين عليهالسلام و اتمام حجت با حديث غدير 70. عواقب انكار حديث غدير 71. فراگير بودن حديث غدير 72. فضيلت انحصارى اميرالمؤمنين عليهالسلام: حديث غدير 73. قبول و عدم قبول حديث غدير در اهلسنت 74. قرائن دلالت حديث غدير بر امامت 75. قيس بن سعد و اتمام حجت با حديث غدير = حديث غدير / اميرالمؤمنين عليهالسلامو اتمام حجت با حديث غدير 76. كتابنامه حديث غدير 77. مأمون عباسى و حديث غدير 78. متقنترين حديث = حديث غدير / تواتر حديث غدير 79. متن حديث غدير = حديث غدير / تحقيق در سند و متن حديث غدير 80. محور خطبه غدير: حديث غدير 81. مخاطبين حديث غدير = حديث غدير / اتمام حجت با حديث غدير 82. مراحل چهارگانه حديث غدير در تاريخ 83. مضامين حديث غدير 84. معجزه حديث غدير = حديث غدير / انس بن مالك و حديث غدير 85. معناى «مولى» در حديث غدير = دلالت حديث غدير 86. مقدمات حديث غدير 87. مكتوب شدنِ حديث غدير = حديث غدير / سند مكتوب حديث غدير 88. منابع حديث و واقعه غدير 89. منظره حديث غدير 90. «مولى» در حديث غدير = مولى 91. نتيجهگيرى از حديث غدير 92. نزول آيه اكمال پس از حديث غدير 93. نقل حديث غدير در شرايط خفقان 94. «ولايت» در حديث غدير و معنى و محدوده آن 95. ويژگىهاى منحصر به فرد حديث غدير
حديثنگاران = حديث
حديث الولاية (كتاب) : 1. انگيزه طبرى از تأليف اين كتاب 2. تأليف كتاب در غدير 3. عنوان اين كتاب 4. كتابشناسى 5. كسانى كه اين كتاب را در اختيار داشتهاند 6. نقل آيه تبليغ براى غدير
حديث ولايت در روايت صحابه (كتاب) : كتب برگزيده غدير
حديث الولاية و من روى غدير خم من الصحابة (كتاب) : كتب برگزيده غدير
حذيفة بن اسيد غفارى (ابوسَريحه) : 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل آيه تبليغ براى غدير
حذيفة بن يمان يمانى: 1. اتمام حجت با غدير 2. اتمام حجت قرآنىِ غدير 3. افشاگرى در مورد منافقين 4. امتحان حذيفه در مورد غدير 5. بيعت حذيفه در غدير 6. ثبت مكتوب غدير به نقل حذيفة بن يمان 7. حذيفه در ماجراى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از غدير 8. خطبه غدير و حذيفه = حذيفة بن يمان / روايت خطبه كامل و ماجراى غدير 9. در ماجراى ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 10. روايت حديث غدير 11. روايت خطبه كامل و ماجراى غدير 12. شاهد ترور نافرجام پيامبر صلىاللهعليهوآله = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 13. شهادت حذيفه بر عليه منافقين در غدير 14. مقابله خطبه غدير به روايت حذيفه با روايات ديگر
حرّ = آزاد
حرام = احكام
حرامزادگى = طيّب
حرث بن مالك: روايت حديث غدير
حِرز و تعويذ: حِرز روز غدير
حرّ عاملى: 1. بررسى اسناد غدير 2. تحقيق در مورد غدير 3. شعر عربى در غدير 4. نقل متن كامل خطبه غدير
حرم: تبليغ غدير در مشاهد مشرفه
حَرّه: فاجعه حَرّه در دهه غدير
حزب اللّه: 1. آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 2. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام و حزب اللّه 3. حزب اللّه در حديث غدير 4. شيعيان و محبين اهلبيت عليهمالسلام
حساب قيامت = قيامت
حسامالدين بن محمد بايزيد سهارنپورى: روايت حديث غدير
حسّان بن ابراهيم عَنَزى (ابوهاشم) : روايت حديث غدير
حَسّان بن ثابت: 5. اولين غديريه به دستور پيامبر صلىاللهعليهوآله 6. روايت غدير 7. روايت
حديث غدير 8. سند ادبى غدير 9. غديريه حَسّان بن ثابت = حَسّان بن ثابت / اولين غديريه به دستورپيامبر صلىاللهعليهوآله 10. غديريّه حسّان از وجوه دلالت حديث غدير 11. فرهنگسازى با شعر غدير در حضور پيامبر صلىاللهعليهوآله 12. فهم كلمه مولى با شعر حسّان
حسد: 1. آيه «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ ... » = حسد / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 2. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 3. مقام ولايت و حسد دشمنان
حسرت: غدير روز معرفى حسرتكشان
حَسكانى = عبيداللّه بن عبداللّه حَسكانى (ابوالقاسم، حاكم)
حسن بصرى: 1. استناد امام باقر عليهالسلام به آيه «تبليغ» در برابر حسن بصرى 2. اقرار حسن بصرى به غدير 3. حسن بصرى و حديث غدير
حسن بن ابراهيم علوى نصيبى: تأليف در غدير
حسن بن ابراهيم مصرى (ابومحمد، ابنزولاق) : روايت حديث غدير
حسن بن احمد جاوانى: سند خطبه غدير
حسن بن حسن (مثنّى) : شبهه در حديث غدير با كلامى منتسب به حسن مثنّى
حسن بن حسين نيشابورى: روايت حديث غدير
حسن بن حمّاد بغدادى (ابوعلى) : روايت حديث غدير
حسن بن سفيان (ابوالعباس) : روايت حديث غدير
حسن بن ظريف: نامه حسن بن ظريف درباره معناى حديث غدير به امام حسن عسكرى عليهالسلام
حسن بن عرفة عبدى (ابوعلى، بغدادى) : روايت حديث غدير
حسن بن عطيّة قرشى (بزّاز) : روايت حديث غدير
حسن بن على تميمى (ابوعلى، ابنمُذهِب واعظ) : روايت حديث غدير
حسن بن على دينورى (ابومحمد) : در سند خطبه غدير
حسن بن على عامرى: روايت حديث غدير
حسن بن على العسكرى عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير 2. تبليغ غدير توسط امام حسن عسكرى عليهالسلام 3. معناى مولى = حسن بن على العسكرى عليهالسلام / تبليغ غدير توسط
امام حسنعسكرى عليهالسلام 4. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام عسكرى عليهالسلام
حسن بن على المجتبى عليهالسلام: 1. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = حسن بن على المجتبى عليهالسلام / بيعت با امام حسن عليهالسلام در غدير 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. اتمام حجت با غدير = حسن بن على المجتبى عليهالسلام / تبليغ غدير توسط امام حسن مجتبى عليهالسلام 4. اكثريت و اقليت مردم در زمان امام حسن عليهالسلام = حسن بن على المجتبى عليهالسلام / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 5. بيعت با امام حسن عليهالسلام در غدير 6. تبليغ غدير توسط امام حسن مجتبى عليهالسلام 7. خطبه غدير و نام امام حسن عليهالسلام = حسن بن على المجتبى عليهالسلام / بيعت با امام حسن عليهالسلام در غدير 8. روايت حديث غدير 9. زيارت غديريه و نام امام حسن عليهالسلام 10. فضيلت امام حسن عليهالسلام از زبان حارث فهرى 11. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام حسن عليهالسلام 12. نصّ بر امامت امام حسن عليهالسلام 13. ولايت امام حسن عليهالسلام در آيات قرآن
حسن بن محمد طوسى (ابوعلى) : سند خطبه غدير
حسن بن محمد نيشابورى (نظامالدين) : نقل نزول آيه تبليغ در غدير
حسن بن يوسف حلّى = حلّى (علامه)
حسن مثنّى = حسن بن حسن (مثنّى)
حَسَنه: حسنه در خطبه غدير
حُسنيه: راوى غدير
حسين بن اسماعيل ضبّى (ابوعبداللّه، مَحاملى) : روايت حديث غدير
حسين بن امام المنصور باللّه قاسم يمنى: روايت حديث غدير
حسين بن حُرَيث مَروَزى (ابوعمّار) : روايت حديث غدير
حسين بن حسن فزارى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
حسين بن عبيداللّه غضائرى = غضائرى
حسين بن على الشهيد عليهالسلام: 1. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = حسين بنعلى الشهيد عليهالسلام / بيعت با امام حسين عليهالسلام در غدير 2. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / ائمه اثنىعشر عليهمالسلام از نسل امام حسين عليهالسلام 3. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 4. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام از نسل امام حسين عليهالسلام 5. اتمام حجت امام حسين عليهالسلام با غدير = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / تبليغ غدير توسط امام حسين عليهالسلام 6. احياى غدير در كربلا 7. اكثريت و اقليت مردم در زمان امام حسين عليهالسلام = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 8. بيعت با امام حسين عليهالسلام در غدير 9. تبليغ غدير توسط امام حسين عليهالسلام 10. تجربه غدير براى عاشورا 11. ثمره غدير در كربلا= حسين بن على الشهيد عليهالسلام / احياى غدير در كربلا 12. حديث غدير در مفاخره امام حسين با اميرالمؤمنين عليهماالسلام 13. حديث غدير و امامت امام حسين عليهالسلام 14. خطبه غدير و نام امام حسين عليهالسلام = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / بيعت با امام حسين عليهالسلام در غدير 15. روايت حديث غدير 16. زيارت غديريه و نام امام حسين عليهالسلام 17. سيد جوانان اهل بهشت = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / فضيلت امام حسين عليهالسلام از زبان حارث فهرى 18. شهادت امام حسين عليهالسلام در زيارت غديريه معروف = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / زيارت غديريه و نام امام حسين عليهالسلام 19. شهيدِ غدير
= حسين بن على الشهيد عليهالسلام / احياى غدير در كربلا 20. عاشورا و غدير 21. فضيلت امام حسين عليهالسلام از زبان حارث فهرى 22. مسجد غدير و امام حسين عليهالسلام 23. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام حسين عليهالسلام = حسين بن علىالمجتبى عليهالسلام / تبليغ غدير توسط امام حسين عليهالسلام 24. نام امام حسين عليهالسلام در ماجراى حارث فهرى = حسين بن على المجتبى عليهالسلام / فضيلت امام حسين عليهالسلام از زبان حارث فهرى 25. نصّ بر امامت امام حسين عليهالسلام = حسين بن على الشهيد عليهالسلام / حديث غدير و امامت امام حسين عليهالسلام 26. ولايت امام حسين عليهالسلام در آيات قرآن
حسين بن مالك بن حويرث: روايت حديث غدير
حسين بن محمد تميمى (ابواحمد، مَروَزى) : روايت حديث غدير
حسين بن مسعود فرّاء (ابومحمد، ركنالدين بَغَوى) : روايت حديث غدير
حسين بن معينالدين ميبدى: روايت حديث غدير
حسين صفوى (سلطان) : تحقيق در مورد غدير
حسين على اعظمى بغدادى: روايت حديث غدير
حسين فرّاء بغوى: بيان معناى اولى براى مولى
حسين نورى (صاحب مستدرك) : ميرزاى نورى و مسجد غدير
حسينيه: تبليغ غدير در حسينيهها
حضرموت: رسيدن خبر غدير به حضرموت
حفصه بنت عمر: 1. افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير 2. بيعت در غدير 3. شركت در غصب خلافت = حفصه بنت عمر / افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راهغدير 4. غضب پيامبر صلىاللهعليهوآله بر حفصه و اعراض از او = حفصه بنت عمر / افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير 5. فتنهانگيزىِ حفصه = حفصه بنت عمر / افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير 6. قطع ارتباط پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از افشاى سرّ غدير = حفصه بنت عمر / افشاى سرّپيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير 7. مسموم كردن پيامبر صلىاللهعليهوآله = حفصه بنت عمر / افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير 8. نقش حفصه در برنامههاى ضدّ غدير = حفصه بنت عمر / افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله در راه غدير
حقّ: 1. غدير روز جداسازى حق و باطل 2. غدير و حقمدارى و حقگرايى 3. غدير نمادِ حق
حَكَم بن ابان عدنى (ابوعيسى) : روايت حديث غدير
حكم بن عيينه كوفى: روايت حديث غدير
حكمت: حكمت غدير
حكميّت = صفين
حلالزاده = طيّب
حلال و حرام = احكام
حلبى = على بن ابراهيم حلبى (نورالدين)
حلّى (علامه) : علامه حلّى و مسجد غدير
حلّى = على بن يوسف حلّى
حمّاد بن سَلَمه بصرى (ابوسَلَمه) : روايت حديث غدير
حماسه غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
حمد (سوره) = سوره
حمد بن محمد اَزدى (ابوجعفر، طَحاوى) : روايت حديث غدير
حمد و ثنا: 1. آخرين جمله خطبه غدير 2. از دستورات ائمه عليهمالسلام درباره عيد و جشن غدير 3. حمد براى نبوت و امامت 4. حمد پس از بيعت در غدير 5. حمد در خطبه غدير 6. تبليغ غدير با شكر و حمد الهى
حموينى = ابراهيم بن محمد مؤيّد جوينى (حموينى)
حميد بن ربيع خزّاز: در سند خطبه غدير
حميد بن عماره خزرجى: روايت حديث غدير
حميد بن ابىحميد بصرى (ابوعبيده) : روايت حديث غدير
حِميَرى = اسماعيل حِميَرى
حنبل بن عبداللّه رُصافى (ابوعبداللّه، مكبّر) : روايت حديث غدير
حَنَش بن حارث نخعى: روايت حديث غدير
حُنين (جنگ) : 1. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » = حُنين /آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ... » 2. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْكَثْرَتُكُمْ ... »
حوزه علميه: تبليغ غدير در حوزههاى علميه
حوض كوثر: 1. ائمه عليهمالسلام و حوض كوثر 2. حوض كوثر در ماجراى غدير 3. خطبه غدير و حوض كوثر 4. سؤال پيامبر صلىاللهعليهوآله از ثقلين كنار حوض كوثر
حيات: حيات در خطبه غدير
حيدرآباد: كتب چاپى غدير در حيدرآباد
حيدر حلى (سيد) : سيد حيدر حلّى و مسجد غدير
حيدرعلى فيضآبادى: روايت حديث غدير
حيله = مَكر
حيوانات: ولايت ائمه عليهمالسلام بر حيوانات
خاتمبخشى = قرآن / آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... »
خالد بن خالد هذلى (ابوذويب) = خويلد بن خالد هذلى (ابوذويب)
خالد بن زيد انصارى = ابوايوب انصارى
خالد بن وليد مخزومى (ابوسليمان) : 1. احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام بر خالد در ماجراى فدك 2. بيان حديث غدير در ماجراى مضحِك خالد 3. روايت حديث غدير 4. عزل از مأموريت يمن
خالد بن يزيد: كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
خالد بن يزيد جمحى (ابوعبدالرحيم، كِندى) روايت حديث غدير
خانواده: 1. تبليغ غدير در خانواده 2. توسعه بر عيال در عيد غدير
خاورشناسان: غدير و خاورشناسان
خبر متواتر = متواتر
خبر واحد: واقعه غدير
خبيث: 1. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَآلطَّيِّبِ ... » 2. آيه «وَ لَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أكثَرُ الأوَّلينَ»
خداوند: 1. آفرينش در خطبه غدير 2. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = خداوند /بيعت در غدير بيعت با خدا 3. اتمام حجت خداوند با غدير 4. اتمام حجت قرآنىِ خداوند با آياتِ غدير 5. اراده خداوند در خطبه غدير 6. اطاعت خداوند در خطبه غدير 7. امر الهى در غدير 8. امضاى الهى در غدير 9. اوصاف خداوند در خطبه غدير = توحيد 10. بخشش خداوند در خطبه غدير 11. بيعت اميرالمؤمنين عليهالسلام با خدا = خداوند / بيعت پيامبر صلىاللهعليهوآله با خدا 12. بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام بيعت با خداست = خداوند / بيعت در غدير بيعت باخدا 13. بيعت با خداوند در غدير = خداوند / بيعت در غدير بيعت با خدا 14. بيعت پيامبر صلىاللهعليهوآله با خدا 15. بيعت در غدير به دستور خداوند = خداوند / بيعت در غدير بيعت با خداوند 16. بيعت در غدير بيعت با خدا 17. پناه خداوند در خطبه غدير 18. پيامبر صلىاللهعليهوآله بين ولاية اللّه و ولايت امام 19. تبليغ غدير با اتصال آن به خداوند 20. تسليم همه چيز در برابر خدا 21. توجه الهى در غدير 22. توحيد = توحيد 23. حلم خداوند در خطبه غدير = خداوند / قدرت خداوند در خطبه غدير 24. حمد و ثنا = حمد و ثنا 25. خداوند شاهد غدير و بيعت غدير 26. خلقت در خطبه غدير = خداوند / آفرينش در خطبه غدير 27. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام نزد خداوند 28. رحمت خدا بر شيعيان 29. رحمت خداوند در خطبه غدير = خداوند / قدرت خداوند در خطبه غدير 30. رضايت الهى 31. صفات خداوند در خطبه
غدير 32. عدل خداوند در خطبه غدير 33. عظمت خداوند در خطبه غدير 34. علم خداوند در خطبه غدير 35. غدير در سايه تهديدات الهى 36. غدير روز شناخت ناراضيان از خدا 37. سنت الهى و قانون عقلى در غدير 38. غضب خداوند بر صحابه منافق 39. فضل خداوند در خطبه غدير = خداوند / قدرت خداوند در خطبه غدير 40. قداست خداوند در خطبه غدير 41. قدرت خداوند در خطبه غدير 42. كَرَم خداوند در خطبه غدير = خداوند / قدرت خداوند در خطبه غدير 43. لطف خداوند در خطبه غدير = خداوند / قدرت خداوند در خطبه غدير 44. لعن خداوند بر دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 45. مدح خداوند از دوستان اهلبيت عليهمالسلام 46. مذمت نسبت به دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = خداوند / لعن خداوند بر دشمناناهلبيت عليهمالسلام 47. مكر خداوند در خطبه غدير 48. منع خداوند در خطبه غدير = خداوند / بخشش خداوند در خطبه غدير 49. نور خداوند در خطبه غدير = خداوند / وحدانيّت خداوند در خطبهغدير 50. نور خداوند در معصومين عليهمالسلام 51. واگذارى همه علوم توسط خداوند به ائمه عليهمالسلام 52. وحدانيّت خداوند در خطبه غدير 53. ولايت الهى اساس ولايت علوى 54. ولايت خداوند در خطبه غدير 55. همپيوندى تكوين غدير و اراده تكوينى خداوند
خَرّار: نام منطقه غدير
خرّمآباد: كتب چاپى غدير در خرّمآباد
خزاعى نيشابورى = محسن خزاعى نيشابورى
خزيمة بن ثابت انصارى (ذوالشهادتين) : 1. اقرار به غدير در صفين 2. روايت حديث غدير
خصائص الغدير (كتاب) : كتاب كلينى در غدير
خط = خطاطى
خطّى = نُسَخ خطى
خطابه = منبر
خطابه غدير (كتاب) : 1. ترجمه به انگليسى 2. ترجمه به تركى آذرى 3. ترجمه كامل و دقيق خطبه غدير به فارسى
خطابههاى غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
خطاطى: تبليغ غدير
خط بِرِيل = بِرِيل
خطبه امام رضا عليهالسلام در روز غدير = خطبه غديرِ امام رضا عليهالسلام
خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير = خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام
خطبه غدير: 1. آمادهسازى فضاى خطبه غدير 2. آمادهسازى مردم براى خطبه غدير 3. آمار موضوعات و كلمات خطبه غدير 4. آمارهاى متفرقه از خطبه غدير 5. آيات قرآن در خطبه غدير 6. آيه «بَلِّغْ» = خطبه غدير / امتثال آيه «بَلِّغْ» با خطبه غدير 7. ابدى بودن خطبه غدير 8. ارتباط خطبه غدير با امامت و ولايت 9. استعاره در خطبه غدير = خطبه غدير / بلاغت در خطبه غدير 10. اسناد خطبه غدير = سند خطبه غدير 11. اشتهار غدير به خاطر خطبه يك ساعته 12. اعلان نزول آيه اكمال در اثناء خطبه = خطبه غدير / نزول آيه اكمال اثناء خطبه 13. اقرار مخاطبينِ خطبه غدير 14. امامت در خطبه غدير = خطبه غدير / ارتباط خطبه غدير با امامت و ولايت 15. امتثال آيه «بَلِّغْ» با خطبه غدير 16. امضاى الهى پس از خطبه غدير 17. انسان كامل در خطبه غدير 18. اولين كتاب در ثبت خطبه غدير 19. اهداف مهم غدير در خطبه غدير 20. ايستادن دو نفر بر فراز منبر در خطبه غدير 21. بديع در خطبه غدير = خطبه غدير / بلاغت در خطبه غدير 22. برنامهريزى براى خطبه غدير 23. بلاغت در خطبه غدير 24. بهرهگيرى از تكنيكها و متدلوژى مناسب در خطبه غدير 25. بيان و تفسير خطبه غدير 26. بيعت، طرحى نو در خطابه 27. پايههاى اعتقادى خطبه غدير درباره ولايت 28. پيامى جاودانى و همگانى 29. پيشبينىهاى بعد از خطبه غدير 30. تبليغ خطبه غدير 31. تبليغ غدير با استناد به خطبه غدير 32. تجلّى خطبه غدير در عصر ظهور
خطبه غديرِ امام رضا عليهالسلام: 1. تجلى خطبه غديريه امام رضا عليهالسلام در عصر ظهور 2. متن خطبه غديريه امام رضا عليهالسلام
خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام: 1. تبليغ غدير با خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. تجلى خطبه غديريه اميرالمؤمنين عليهالسلام در عصر ظهور 3. توضيحاتى پيرامون متن و سند خطبه 4. سرفصلهاى خطبه غديريه اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. كتاب درباره خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 6. گزيده خطبه غدير اميرالمؤمنين عليهالسلام 7. متن خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 8. نكاتى در مورد خطبه غدير اميرالمؤمنين عليهالسلام 9. هفته غدير و خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير =
خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام / تبليغ غدير با خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام
خطبه فدكيه = فدك
خطبة النبى صلىاللهعليهوآله يوم الغدير (كتاب) : اولين كتاب در ثبت غدير
خطبههاى پيامبر صلىاللهعليهوآله: 1. خطبه غدير = خطبه غدير 2. خطبههاى پيامبر صلىاللهعليهوآله در حجة الوداع و پيش از غدير 3. مفاهيم پايهاى انديشه اسلامى در خطبههاى حجة الوداع
الخطط المقريزية (كتاب) : عيد غدير در دولت فاطميان
خلاصه عبقات الانوار (كتاب) : كتب برگزيده غدير
خط بِرِيل = بِرِيل
خطيب تبريزى: روايت حديث غدير
خفقان: روايت حديث غدير در شرايط خفقان
خلاصهنويسى: تبليغ غدير با خلاصهنويسىِ كتب
خلافت: 1. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنافِيها ... » = خلافت / خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. ارزش دادن به انتخاب مردم در مقابل انتخاب خدا 3. اعلان خلافت پيش از غدير 4. انتخاب يا انتصاب 5. بلافصل بودن خلافت اميرالمؤمنين عليهالسلام 6. بنيان گذاران مكتب انتخاب = خلافت / پيشنهاد شركت در خلافت از سوى منافقين 7. بيعت غدير مقابل بيعت سقيفه 8. پادشاهى يا خلافت 9. پيشنهاد شركت در خلافت از حارث فهرى 10. پيشنهاد شركت در خلافت از سوى منافقين 11. تبليغ غدير با
موضوع خلافت 12. تشبيه غاصبين خلافت به مدعيان خدايى 13. تصريح به خلافت در خطبه غدير 14. تعيين خليفه، يكى از اهداف خطبه غدير 15. جانشينى در امتهاى گذشته 16. خلافت اميرالمؤمنين عليهالسلام در زمان پيامبر صلىاللهعليهوآله 17. خلافت در قرآن 18. خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين عليهالسلام 19. سزاى مخالفت با انتصاب الهى = خلافت / پيشنهاد شركت در خلافت ازسوى منافقين 20. شركت در خلافت = خلافت / پيشنهاد شركت در خلافت از سوى منافقين 21. ضرورت خلافت 22. عللِ عدمِ پيگيرى مداومِ اميرالمؤمنين عليهالسلام براى خلافت 23. غدير تنها گزينه صحيح براى خلافت 24. غصب خلافت = غصب خلافت 25. كلمه خلافت 26. لزوم تعيين خليفه از زبان دشمنان 27. لفظ «خليفة» و غدير 28. محور كتب غدير: خلافت 29. مرورى بر راه طى شده غدير و خلافت 30. موضوع اصلى بيعت غدير: خلافت 31. نتيجه بيعت غدير: خلافت
خلف بن تميم تميمى (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
خلف بن سالم مهلّبى (مخرمى) : روايت حديث غدير
خلقت: 1. ارتباط غدير با هدف خلقت بشر 2. بيانِ هدفِ خلقت در غدير 3. پايهگذارى هدف غدير از آغاز خلقت 4. چرا هدفِ خلقت در غدير، تحقق نيافت ؟ 5. ولايت ائمه عليهمالسلام بر همه مخلوقات
خليفه = خلافت - غصب خلافت
خليل بن احمد فراهيدى: 1. اولين كتاب مستقل غدير 2. متن كامل خطبه غدير
خليلى = احمد بن محمد طبرى (خليلى)
خمّ: غدير خمّ
خمسه طيبه عليهمالسلام = پنج تن عليهمالسلام
خنّاس: 1. آيه «الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» = خنّاس / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِالْخَنَّاسِ» 2. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... » 3. عمر بن خطاب = خنّاس / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ»
خنده: خنده در خطبه غدير
خواجه پارسا = محمد بن محمد حافظى (خواجه پارسا)
خوارج: 1. غدير در جمل و صفين و نهروان 2. مارقين در خطبه غدير
خوارزمى = موفّق بن احمد خوارزمى (مكّى، اخطب خوارزم)
خورشيد = آفتاب
خوله حنفيّه: اتمام حجت با غدير
خونخواهى = انتقام
خويلد بن خالد هذلى (ابوذويب) : روايت حديث غدير
خويلد بن عمرو خزاعى (ابوشريح) : روايت حديث غدير
خيبر: رسيدن خبر غدير به خيبر
خيثمة بن عبدالرحمن جعفى: روايت حديث غدير
خيرات = انفاق
خيف (مسجد) : خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در مسجد خيف
دارالسلام (تانزانيا) : كتب چاپى غدير در دارالسلام
دارَقُطنى = على بن عمر دارَقُطنى (ابوالحسن)
دارميّه حجونيّه: اتمام حجت دارميّه با حديث غدير
داستان: 1. داستانواره مستندِ غدير 2. غدير و كتاب داستان
داغستان: مقاله درباره غدير
دانش = علم
دانشگاه: تبليغ غدير در دانشگاهها
دانشمندان = علما
داوود عليهالسلام: نزول استغفار بر حضرت داوود عليهالسلام در دهه غدير
دبستان: تبليغ غدير در دبستان
دبيرستان = دبستان
دُرّ: قصرى از دُرّ سزاى تبسّمِ غديرى
الدراية فى حديث الولاية (كتاب) : كتابِ غدير
دَرَك اسفل = جهنم
الدرّ المنثور (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
دروغگويان = كاذبين
دست دادن = مصافحه
دشمنان اهلبيت عليهمالسلام: 1. آيات دشمنان غدير = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / معرفى قرآنىِ دشمنان غدير 2. آيات مربوط به امتحان و مقابله با دشمنان غدير 3. آيات مربوط به دشمنان غدير 4. آيه «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّهِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» = دشمناناهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لامِنْهُمْ ... » 5. آيه «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ... » =دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 6. آيه «أعَدَّ اللّهُ لَهُم عَذابا شَديدا إنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ» = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام/ آيه «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 7. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 8. آيه «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ ... » = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / حسد دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 9. آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَالسَّاخِرِينَ» 10. آيه «إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطانا مَرِيدا» = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 11. آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... » 12. آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ
مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 13. آيه «لَعَنَهُ اللّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيبا مَفْرُوضا» = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام /آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 14. آيه «لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَيْئا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْفِيها خالِدُونَ» = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 15. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... » 16. آيه «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فليبتكن آذان الانعام فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ ... »= دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 17. آيه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُورا» = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 18. آيه «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ جَمِيعا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلىشَىْءٍ ... » = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 19. اثر دشمنى اهلبيت عليهمالسلام 20. اذيت كنندگان خدا و رسول صلىاللهعليهوآله = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبهغدير21. ارتباط ولايت با حبّ و بغض 22. اعتراف دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در جهنم = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / جهنم و دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 23. اقرار دشمنان به حديث غدير 24. امتحان دشمنان اهلبيت عليهمالسلام با ولايت = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... » 25. انواع دشمنى با اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 26. اهل جهنم: دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / جهنم و دشمناناهلبيت عليهمالسلام 27. برخورد شيعيان اهلبيت عليهمالسلام با دشمنان 28. بررسى علل يأس دشمنان در غدير 29. پيروان دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دعاى روز غدير و ذكر دشمنان - زيارت غديريه و ذكر دشمنان 30. ترور
اميرالمؤمنين عليهالسلام = ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام 31. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 32. تلاش براى از بين بردن غدير 33. جزاى دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در قيامت = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 34. جهنم و دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 35. حزب شيطان = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 36. حسد دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 37. حَشرِ دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 38. خباثت دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَالْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... » 39. دشمنان در پيشگاه الهى = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 40. دشمنان در خطبه غدير 41. دشمنان در قرآن = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 42. دشمنىِ على بن ابىطالب عليهالسلام 43. دعاى روز غدير و ذكر دشمنان 44. زيارت غديريه و ذكر دشمنان 45. شجره ملعونه = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 46. شقاوت دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 47. صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول 48. صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم 49. صفات ناپسند در دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 50. طرفداران جبت و طاغوت = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 51. ظلمتِ دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 52. عدم سازش با دشمن غدير 53. غدير در زمان دشمنان 54. فاطميانِ غديرى در قيامت و دشمنانشان 55. كتمان كنندگانِ غدير = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير 56. كفر دشمن غدير = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير - عدمسازش با دشمن غدير 57. لعنت خداوند بر دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 58. لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام بر يكديگر = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / جهنم و دشمناناهلبيت عليهمالسلام 59. لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در جهنم = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / جهنم و دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 60. محور خطبه غدير 61. مذمت خداوند نسبت به دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / لعنت خداوند بر دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 62. مشركين = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام / دشمنان در خطبه غدير
دعا: 1. آخرين فراز از خطبه غدير 2. آيه «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّهِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 3. آيه «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ... » = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 4. آيه «أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» 5. آيه «أعَدَّ اللّهُ لَهُم عَذابا شَديدا إنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَىالَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 6. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 7. آيه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» 8. آيه «إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِىإِسْرائِيلَ» = دعا / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 9. آيه «إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطانا مَرِيدا» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 10. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 11. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 12. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤا ... » = دعا / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 13. آيه «رَبَّنا آتِنا مِنْ
لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدا» 14. آيه «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ» 15. آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 16. آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» 17. آيه «رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» 18. آيه «عَمَّ يَتَساءَلُونَ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 19. آيه «عَنِ النَّبَأِ الْعَظِيمِ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 20. آيه «فَآتاهُمُ اللّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الاْخِرَةِ وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» = دعا/ آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... » 21. آيه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى» = دعا / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 22. آيه «قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ سُبْحانَ اللّهِ ... » = دعا / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 23. آيه «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 24. آيه «الَّذِىأَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ» = دعا / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 25. آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَاللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 26. آيه «الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 27. آيه «لَعَنَهُ اللّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيبا مَفْرُوضا» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 28. آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 29. آيه «وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 30. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = دعا / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 31. آيه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً» = دعا / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 32. آيه «لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَيْئا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْفِيها خالِدُونَ» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 33. آيه «وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ» = دعا / آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 34. آيه «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما» = دعا / آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 35. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 36. آيه «وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَالسّماءِ ... » = دعا / آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» 37. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 38. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 39. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 40. آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» 41. آيه «وَ قالُوا الْحَمْدُ للّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ ... » = دعا / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 42. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» 43. آيه «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فليبتكن آذان الانعام فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ ... » = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَلا مِنْهُمْ ... » 44. آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْأَقْدامَنا ... » 45. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ
لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 46. آيه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 47. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» = دعا / آيه «أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» 48. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ ... » = دعا / آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 49. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » = دعا / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 50. آيه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُورا» = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 51. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 52. آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 53. آيه «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ جَمِيعا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَىْءٍ ... » = دعا / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 54. اعمال عيد غدير 55. تحقيق در ادعيه روز غدير 56. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در ادعيه و زيارات 57. دعا براى امامزمان عليهالسلام در روز غدير = دعا / مهدى عليهالسلام در دعاهاى روز غدير 58. دعا در مسير غدير 59. دعا در نماز روز غدير 60. دعاهاى روز غدير 61. دعاهاى قرآنى غدير 62. دعاى عديله و غدير 63. دعاى ندبه و غدير 64. فرهنگسازى غدير در ادعيه 65. مهدى عليهالسلام در دعاهاى روز غدير 66. نكاتى در مورد دعا در روز غدير
دعاء الهداة إلى أداء حقّ الموالاة (كتاب) : كتابِ غدير
دعاى نُدبه = نُدبه (دعا)
دعبل خزاعى: شعر عربى در غدير
دَعلَج بن احمد سِجزى: روايت حديث غدير
دعوت: 1. تبليغ غدير با موضوع دعوت ذوالعشيرة 2. دعوت همگانى براى حج و غدير
دلالتِ حديث غدير: 1. شبهه دهلوى در دلالت حديث غدير 2. آمدن «مَولى» به معناى «أولى» 3. شبهات و اشكالات بر معناى «مَولى» 4. بعضى از وجوه دلالت حديث غدير 5. اعترافات دانشمندان بزرگ اهلسنت به مفاد حديث غدير 6. ابطال شبهات دهلوى در دلالت حديث غدير 7. ابطال حمل امامت در حديث غدير بر امامت تصوّف
دليل النص بخبر الغدير على إمامة اميرالمؤمنين عليهالسلام (كتاب) : كتب برگزيده غدير
دمشق: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
دوازده امام عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام
دوزخ = جهنم
دوستان اهلبيت عليهمالسلام: 1. آثار نور اهلبيت عليهمالسلام در شيعيان = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / ايمان به نورخداوندى 2. آيات مربوط به دوستان غدير 3. آيه «الَّذِىأَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ» = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 4. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» 5. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَالاْءِنْجِيلِ ... » = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / ايمان به نور خداوندى 6. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 7. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 8. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ ... » = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » - آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَاصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
وَ ... » 9. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 10. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» = دوستاناهلبيت عليهمالسلام / ايمان به نور خداوندى 11. آيه «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّه وَ رَسُولَهُ ... » 12. آيه «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ وأُنْثى ... » 13. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيهاوَ مَساكِنَ طَيِّبَةً ... » = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 14. آيه «وَ قالُوا الْحَمْدُ للّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ ... » = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 15. آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 16. آيه «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ... » = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 17. ابراهيم عليهالسلام، مثال براى دوستان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» 18. اثر دوستىِ اهلبيت عليهمالسلام 19. اخلاص و دوستان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / تقوى و دوستان اهلبيت عليهمالسلام 20. ارتباط ولايتِ غدير با حبّ و بغض 21. امنيت الهى براى محبين = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / دورى از ظلم براى محبين 22. ايمان و دوستىِ اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / تقوى و دوستاناهلبيت عليهمالسلام - محبت شرط ولايت 23. ايمان محبين به غيب 24. ايمان به نور خداوندى 25. بهشت و دوستان اهلبيت عليهمالسلام 26. پاكزادى و دوستى اميرالمؤمنين عليهالسلام 27. تأييد از جانب خداوند = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / محبت شرط ولايت 28. تقوى و دوستان اهلبيت عليهمالسلام 29.
جايگاه شيعيان در بهشت = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » - بهشت 30. حزب اللّه = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» - محبت شرط ولايت 31. حَشرِ شيعيان اميرالمؤمنين عليهالسلام 32. درجه شيعيان و محبين اهلبيت عليهمالسلام در روز قيامت 33. دعاى پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 34. دورى از شك و محبت اهلبيت عليهمالسلام 35. دورى از ظلم براى محبين 36. دوستان اهلبيت عليهمالسلام در خطبه غدير 37. دوستان اهلبيت عليهمالسلام در دعاى روز غدير 38. دوستان اهلبيت عليهمالسلام در قرآن و خطبه غدير 39. دوستى با مؤمنين در عيد غدير 40. دوستى خداوند نسبت به دوستان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / مدح خداوند از دوستان اهلبيت عليهمالسلام 41. رضوان اللّه براى اهل ولايت = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَالَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 42. سلام ملائكه بر محبين 43. شيعيان در آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ... » 44. صبر محبين در زمان غيبت 45. صبر شيعيان 46. عظمت شيعه در بهشت = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 47. غلبه شيعيان بر دشمنان = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 48. قبولى اعمال با دوستى اهلبيت عليهمالسلام 49. كمال دين با دوستى اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / قبولى اعمال با دوستى اهلبيت عليهمالسلام 50. محبت شرط ولايت 51. مدح خداوند از دوستان اهلبيت عليهمالسلام 52. معيار اعمال: دوستى اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / قبولى اعمال با دوستى اهلبيت عليهمالسلام 53. مغفرت خداوند براى محبين = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / ايمان محبين به غيب 54. منزلت شيعيان و محبان ائمه عليهمالسلام نزد خداوند 55. مودّت على بن ابىطالب عليهالسلام 56. وظايف شيعيان و محبين اهلبيت عليهمالسلام 57. وعده بهشت به شيعيان در قرآن = دوستان اهلبيت عليهمالسلام / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَأَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »
دهلوى = عبدالحق دهلوى - عبدالعزيز دهلوى
دهه غدير: مناسبتهاى دهه غدير
ديدار: 1. ديدار امام عليهالسلام يا سادات و علما در عيد غدير 2. ديدار مؤمنين با يكديگر در عيد غدير
دين: 1. پاسدارى و حفاظت از دين با غدير 2. رشد دين، تجلى غدير در عصر ظهور
ديوان = شعر
ذرّ = عالم ذرّ
ذريه پيامبر صلىاللهعليهوآله: اشاره به ذريه پيامبر صلىاللهعليهوآله در خطبه غدير
ذكر: 1. اعمال عيد غدير 2. ذكر در قرآن يعنى ولايت
ذكوان مدنى (ابوصالح) = سمان مدنى (ابوصالح)
ذهبى = محمد بن احمد ذهبى (شمسالدين)
ذى طُوى: منزلى در مسير غدير
راديو = رسانه
رازى = محمد بن عمر رازى (ابوعبداللّه، ابنالخطيب، فخرالدين) - ابوحاتم رازى
راستگويان = صادقين
راوى: 1. اشتباه راويان خطبه غدير 2. تقيه راويان در نقل خطبه غدير 3. راويان حديث غدير 4. روايت حديث غدير در شرايط خفقان 5. روايت متن كامل خطبه غدير 6. روايت واقعه غدير = راوى / روايت متن كامل خطبه غدير 7. معناى مولى
رايات (حديث) : اشاره به حديث رايات در خطبه غدير
رايانه: 8. تبليغ رايانهاىِ غدير 9. زمينه كتابشناسى غدير
رايزنى: تبليغ غدير با رايزنىهاى فرهنگى
رأى مردم: رأى مردم در مكتب غدير و سقيفه
ربيعه جرشى: روايت حديث غدير
رجال: 1. اسناد حديث غدير 2. تحقيق در سند و متن حديث غدير 3. رجال حديث غدير
رجب بُرسى = بُرسى
رجعت: محاكمه ابوبكر و عمر در رجعت
رحبه كوفه: تبليغ غدير در رحبه كوفه توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام
رحلت پيامبر صلىاللهعليهوآله = شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله
رَحِم = ارحام
الردّ على الحرقوصيّة (كتاب) : 1. كتابى از طبرى عامّى در غدير 2. متن كامل خطبه غدير
رزين بن معاويه عَبدَرى (ابوالحسن، اندلسى سرقسطى) : روايت حديث غدير
رسالت = نبوت
رسالة فى الجواب عن الشبهات الواردة لخبر الغدير (كتاب) = مسألة فى الجواب عن
الشبهات الواردة لخبر الغدير
رسالة فى معنى المولى (كتاب) : متن حديث غدير
رسانه: تبليغ غدير در رسانه
رستگارى: رستگارى با بيعت در غدير
رُشد: رُشد فكرها در نسل جديد و غدير
رشيدالدين خان دهلوى: روايت حديث غدير
رضاى خداوند: آيات «رضاى خداوند» در قرآن
رفاعة بن عبدالمنذر انصارى: روايت حديث غدير
رنگآميزى = نقاشى
رُوات غدير = راوى
روايت: 1. انتقال فرهنگ غدير از روايت به تأليف 2. انتقال فرهنگ غدير با روايت 3. انتقال فرهنگ غدير با تحقيق در سند و متن 4. اهتمام در نقل حديث غدير 5. حضور جدى اهلبيت عليهمالسلام در نقل حديث غدير 6. حفظ غدير با روايت
روح: روح در خطبه غدير
رَوحاء: منزلى در سفر حجة الوداع
روز: روز در خطبه غدير
روز اَلَست = عالم ذرّ
روز عرفه = عَرَفات
روز غدير = عيد غدير - غدير
روزنامه: تبليغ غدير با روزنامه
روزه: 1. افطارى دادن در عيد غدير 2. بيان روزه در غدير 3. تبليغ غدير با روزه 4. روزه عيد غدير در روايات
روستائيان: وظيفه تبليغ غدير براى روستاييان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
روسيه: 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به زبان روسى 3. مقاله درباره غدير
روضه = مجلس دينى
الروضة النبيعة و تحفة مجالس الشيعة بخلافة من ساء على مضر و ربيعة: كتب برگزيده غدير
روضة الواعظين (كتاب) : متن كامل خطبه غدير
روم: رسيدن خبر غدير به روم
روميزى: روميزى براى غدير
رهآورد: رهآوردهاى غدير
رهبر: 1. بدون غدير رهبرى امكان ندارد 2. پاسدارى و حفاظت از دين با رهبرىِ غدير
رياح بن حارث نخعى (ابوالمثنى) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل آيه تبليغ براى غدير
رياضى: غدير در علمِ رياضى و نجومى
رئيس: آمدن «مَولى» به معناى «رئيس»
زاذان بن عمر كندى (ابوعمرو، بزاز) : روايت حديث غدير
زبير بن عبداللّه توزى (ابويَعلى) : روايت حديث غدير
زبير بن عوام قرشى: 1. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله بر زبير 2. بيعت زبير در غدير 3. روايت حديث غدير
زر بن حبيش اسدى (ابومريم) : روايت حديث غدير
زرندى = محمد بن يوسف زرندى (شمسالدين، مدنى)
زكات: 1. آيه «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِوَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للّه عاقِبَةُ الْأُمُورِ» =
زكات / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 2. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 3. اميرالمؤمنين عليهالسلام و اداى زكات 4. بيان وجوب زكات در غدير 5. رابطه زكات با ولايت = زكات / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 6. زكات در خطبه غدير 7. ولايت و زكات = زكات / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»
زكريا بن يحيى سِجزى (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
زمان غيبت = مهدى عليهالسلام
زمخشرى = محمد بن عمر زَمخشرى (جاراللّه)
زن = بانوان
زنازاده = طيّب
زنان = بانوان
زهرا عليهاالسلام = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام
زهير به قين: ملاقات زهير با امام حسين عليهالسلام در دهه غدير
زياد بن ابىزياد: روايت حديث غدير
زيارت: 1. آيات در زيارت غديريه 2. آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَالْوَهَّابُ» 3. آيه «فَمَنْ يَنْصُرُنِى مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ» = زيارت / آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 4. آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 5. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» 6. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » = زيارت / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» 7. آيه «اليَوم أكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ أتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُم الإسلامَ دينا» 8. اتمام حجت در زيارت غديريه 9. تبليغ غدير با زيارت غديريه 10. راهنماى موضوعى زيارت غديريه 11. زحمات پيامبر صلىاللهعليهوآله براى غدير در زيارت غديريه 12. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 13. زيارت مؤمنين با يكديگر در عيد غدير 14. زيارتهاى قرآنى غدير 15. سند زيارت غديريه 16. عقائد در زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 17. فرهنگسازى غدير در زيارت غدير 18. كتابنامه زيارت غدير 19. لزوم تحقيق در زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 20. نمايى از زيارت غديريه معروف
زيد بن ارقم انصارى: 1. اتمام زيد حجت با غدير 2. ثبت مكتوب غدير به نقل زيد بن ارقم 3. خطبه كامل غدير به روايت زيد بن ارقم 4. خيمه زيد در غدير
زيد بن ثابت (ابوسعيد) : روايت حديث غدير
زيد بن حباب خراسانى (ابوالحسين، زاهد) : روايت حديث غدير
زيد بن حسن كِندى (ابويمن، تاجالدين بغدادى) : روايت حديث غدير
زيد بن شراحيل انصارى: روايت حديث غدير
زيد بن صوحان: اتمام حجت با غدير
زيد بن عبداللّه انصارى: روايت حديث غدير
زيد بن على بن الحسين: اتمام حجت با غدير
زيد بن يثيع همدانى: روايت حديث غدير
ساحل عاج: مقاله درباره غدير
سادات = سيّد
ساربانان: رسيدن خبر غدير به ساربانان
سالخورده = پير
سالم بن عبداللّه عدوى: روايت حديث غدير
سامِرى: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. اكثريت و اقليت در زمان حضرت
موسى عليهالسلام =
سامِرى / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. عمر، سامِرىِ امت
سبط بن جوزى = يوسف بن قِزُغْلى بغدادى (شمسالدين، سبط بن جوزى)
سَبْك: سبكشناسى خطبه غدير
سپاس = شُكر
ستارگان: تزيين آسمان دنيا به ستارگان در روز غدير
ستايش = حمد و ثنا
«سَتَفتَرِقُ أُمَّتى ... » (حديث) = مسلمانان
ستم = ظلم
سِجسِتانى = ابن ابىداوود سجستانى - مسعود بن ناصر سجستانى
سجستانى عزيزى: معناى اولى براى مولى
سحاب (عمامه) = عمامه
سخنرانى = منبر سِرّ: افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله
سررسيد: سررسيد براى غدير
سَرِف: منزلى در مسير حجة الوداع
سرود: سرود غديرى
سرور = شادمانى
سعد بن ابىوقاص (ابواسحق) : 1. اقرار سعد به غدير 2. روايت حديث غدير
سعد بن جناده عوفى: روايت حديث غدير
سعد بن عباده انصارى: روايت حديث غدير
سعد بن عُبَيده سلمى (ابوحمزه) : روايت حديث غدير
سعد بن مالك انصارى (ابوسعيد) = ابوسعيد خدرى
سعدالدين تفتازانى = مسعود بن عمر تَفتازانى (سعدالدين)
سعدى شيرازى: 1. اشاره به غدير در اشعار سعدى 2. درگذشت سعدى در دهه غدير
سعيد بن ابىحُدّان كوفى: روايت حديث غدير
سعيد بن اوس انصارى لغوى: معناى اولى براى مولى
سعيد بن جبير اسدى: روايت حديث غدير
سعيد بن زيد قرشى: روايت حديث غدير
سعيد بن سعد انصارى: روايت حديث غدير
سعيد بن مسيب قرشى: روايت حديث غدير
سعيد بن منصور خراسانى (ابوعثمان) : روايت حديث غدير
سعيد بن ناصر سجستانى = مسعود بن ناصر سِجِستانى (ابوسعيد سِجِزّى)
سعيد بن وهب همدانى: روايت حديث غدير
سعيدالدين فَرغانى: روايت حديث غدير
سعيدالدين كازرونى: روايت حديث غدير
سفرنامههاى غدير: 1. عاتق بن غيث بلادى 2. عبدالهادى فضلى
سفيان بن سعيد ثورى: روايت حديث غدير
سفيان بن عُيَينه هلالى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
سفيدپوست: 1. وجوب اطاعت سفيدپوستان از اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. تبليغ غدير توسط سفيدپوستان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله = سفيدپوست /
وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام
سفينه (حديث) : تبليغ غدير با حديث سفينه
سَقْياء: 1. جغرافياى سقياء = جغرافياى غدير 2. منزلى در سفر حجة الوداع
سقيفه: 1. آيه «إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» 2. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 3. ائمه ضلال = ائمه ضلال 4. ابليس اولين بيعت كننده با ابوبكر = سقيفه / بيعت شيطانى سقيفه 5. اِخبار از سقيفه 6. اساسنامه سقيفه 7. اصحاب سقيفه ياران ابليس 8. امتحان الهى 9. اِنذار به سقيفه 10. اولين بيعت كننده با ابوبكر = سقيفه / بيعت شيطانى سقيفه 11. اولين ياوران سقيفه 12. برنامههاى سقيفه = سقيفه / غلبه اهل حق بر سقيفه 13. بنيانگذاران سقيفه = سقيفه / مشاركت در ظلم سقيفه 14. بيعت شيطانى سقيفه 15. بيعت غدير مقابل بيعت سقيفه 16. پيروان سقيفه شريك در
جرم سقيفه 17. پيروان سقيفه كر و كور اند 18. تحليل موضعگيرىهاى غدير در برابر سقيفه 19. تفسير و سقيفه = سقيفه / قرآن، تفسير، سقيفه 20. تقابل اعتقادات
غدير و سقيفه 21. تقيه اميرالمؤمنين عليهالسلام از پيروان سقيفه 22. ثمره سقيفه 23. جايگاه غدير در سقيفه 24. چند سؤال درباره غدير و سقيفه 25. خطاب اميرالمؤمنين عليهالسلام به اهل سقيفه = سقيفه / ماهيّت سقيفه 26. خليفه غدير، خليفه سقيفه 27. رابطه ابليس با سقيفه 28. زمينه اعتقادى سقيفه 29. سدّ راه قرآن 30. سقيفه در ادعيه و زيارات = سقيفه / مشاركت در ظلم سقيفه 31. سقيفه در خطبه فدكيه 32. سقيفه، موقعيت تبليغى غدير 33. شاهدان غدير معترضان سقيفه 34. صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول 35. صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم 36. عظمت جنايات سقيفه 37. عمر مؤسس سقيفه 38. غدير با سقيفه محو نمىشود 39. غدير و سقيفه، در هميشه تاريخ 40. غدير و سقيفه، دو جبهه متقابل 41. غلبه اهل حق بر سقيفه 42. فتنهها به نام سقيفه 43. قرآن، تفسير، سقيفه 44. لشكر سقيفه 45. ماجراى سقيفه 46. مانع غدير تا ايام ظهور 47. ماهيّت سقيفه 48. مثال فرعون براى اصحاب سقيفه 49. مرورى بر راه طى شده غدير و سقيفه 50. مشاركت در ظلم سقيفه 51. مقاومت غدير در برابر سقيفه 52. منافقينِ غدير سازندگان روزهاى سقيفه 53. نتيجه صحيفه ملعونه بعد از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 54. واكسينه جامعه اسلامى در برابر سقيفه
سكينه بنت الحسين عليهماالسلام: راوى حديث غدير
سلام: 1. سلام ملائكه بر دوستان اهلبيت عليهمالسلام 2. سلام در زيارت غديريه
سلطان حسين صفوى = حسين صفوى (سلطان)
سلطنت = پادشاه
سلمان فارسى (ابوعبداللّه) : 1. آمادهسازى منبر غدير 2. برخورد با منافقين پس از غدير = سلمان / مسخره شدن سلمان توسط ابوبكر و منافقين در غدير 3. بيعت در غدير 4. روايت حديث غدير 5. رئيس اولياء در قيامت = سلمان / سلمان
و غدير در قيامت 6. سلمان از اركان اربعه 7. سلمان و غدير در قيامت 8. سؤال سلمان از آيه اكمال 9. سؤال سلمان از پيامبر صلىاللهعليهوآله در منى 10. سؤال سلمان از معناى مولى 11. شهادت بر غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 12. مسخره شدن سلمان توسط ابوبكر و منافقين در غدير 13. منافقين و سلمان
سلمة بن كهيل حضرمى (ابويحيى) : روايت حديث غدير
سلمة بن فضل انصارى: در سند خطبه غدير
سليمان بن ابراهيم قُندوزى: روايت حديث غدير
سليمان بن احمد لخمى (ابوالقاسم، طَبَرانى) : روايت حديث غدير
سليمان بن داود عليهالسلام: انگشتر سليمان عليهالسلام از ودايع امامت
سليمان بن سيف طائى (ابوداوود، حرّانى) : روايت حديث غدير
سليم بن قيس هلالى (ابوصادق) : 1. اولين ميراث مكتوب غدير 2. تحقيق سليم در مورد غدير 3. روايت حديث غدير 4. كتاب سليم و آيات غدير
سليمان بن مهران اعمش (ابومحمد) روايت حديث غدير
سمان مدنى (ابوصالح) : روايت حديث غدير
سمرة بن جندب فزارى (ابوسليمان) : روايت حديث غدير
سَمهودى = على بن عبداللّه سَمهودى (نورالدين)
سنايى = مجدود بن آدم سنايى (حكيم ابوالمجد)
سندِ حديث غدير: 1. ابعاد تحقيق در سند حديث غدير 2. شبهه دهلوى در سند حديث غدير 3. كسانى كه درباره سند حديث غدير كتاب نوشتهاند 4. تواتر حديث غدير 5. اشكال فخر رازى در سند حديث غدير 6. سخنى با منكران تواتر حديث غدير 7. راويان حديث غدير 8. كتابنامه سندِ حديث غدير
سند خطبه غدير: 1. اسناد متن كامل خطبه 2. اولين كتاب در ثبت خطبه غدير 3. پيشينه تحقيق در اسناد خطبه غدير 4. سند خطبه خواندن در غدير 5. سند خطبه طولانىِ غدير 6. سند خطبه كوتاهِ غدير 7. سند خطبه متوسطِ غدير
سند مكتوب غدير: دستور پيامبر صلىاللهعليهوآله به مكتوب شدن غدير
سنگ آسمانى = حارث بن نعمان فهرى
سَنوسى = محمد بن يوسف تِلِمسانى (ابوعبداللّه، سَنوسى)
سواحلى (زبان) : 1. تألبف كتاب به زبان سواحلى 2. ترجمه خطبه غدير به زبان سواحلى 3. مقاله درباره غدير
سودان: 1. دعوت براى حج و غدير 2. رسيدن خبر غدير به سودان 3. مقاله درباره غدير
سوره: 1. انسان = سوره / هلاتى 2. انشراح 3. تبليغ غدير با موضوع نزول سوره هلاتى = سوره / هَلاَتى 4. تفسير سه سوره كامل در خطبه غدير 5. توحيد 6. حمد 7. دهر = سوره / هل اتى 8. سورهاى كامل درباره اميرالمؤمنين عليهالسلام 9. عصر 10. فاتحه = سوره / حمد 11. كوثر 12. مائده 13. معارج = قرآن / آيه «سئل سائل بعذاب واقع» 14. نزول سوره هلاتى در زيارت غديريه معروف = سوره / هَلاَتى 15. نصر 16. هَلاَتى
سوسمار: 1. امام ضلالت و مثال سوسمار = سوسمار / اهانت منافقين در غدير با مثال سوسمار 2. اهانت منافقين در غدير با مثال سوسمار
سهارنپورى = حسامالدين بن محمد بايزيد سهارنپورى
سهل بن حنيف انصارى: روايت حديث غدير
سهل بن سعد انصارى (ابوالعباس) : روايت حديث غدير
سهم بن حصين اسدى: روايت حديث غدير
سياق: 1. سياق حديث غدير 2. شبهه سياقِ آيه اكمال
سياهپوست: 1. وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. وظيفه تبليغ غدير براى سياهپوستان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله = سياهپوست /
وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام
سَيّئه: سيئه در خطبه غدير
سيّد: 1. آمدن «مَولى» به معناى «سيّد» 2. عيدى عيد غدير 3. فرزندان اميرالمؤمنين عليهالسلام = سادات / نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 4. نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله از اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام
سيد بن طاووس = على بن طاووس
سَيرَف = سَرِف
سيف بن عميره: در سند خطبه غدير
سيوطى = عبدالرحمن بن ابىبكر سيوطى (جلالالدين)
شادباش = تبريك
شادمانى: 1. شاد كردن مؤمنين در عيد غدير 2. شادمانى با عيد گرفتن
شاعران = شعر
شاهد: 1. بررسى و تحليل روايات جمعيت حاضر در غدير 2. خداوند شاهد غدير 3. شاهدان غدير 4. شاهدان غدير معترضان سقيفه 5. عذاب شهادت ندادن به غدير
شب: شب در خطبه غدير
شَبابة بن سوار فَزارى: روايت حديث غدير
شبكه ويدئويى = رسانه
شبهات: 1. تبليغ غدير با ردّ شبهات 2. كتبِ پاسخ به شبهات غدير 3. كتبِ شبهاتِ غدير
شبهات غدير، 3 ج (كتاب) : كتب برگزيده غدير
شبهاى پيشاور (كتاب) : از كتب مرتبط به غدير
شبهه = شبهات
شجره (مسجد) : منزلى در مسير حجة الوداع
شجره ملعونه: شجره ملعونه در قرآن
شراب: نهر شراب در قصرِ غدير در آسمانها
شرح خطبه غدير: 1. حمد و ثناى الهى 2. آيه تبليغ و فرمان اعلان ولايت 3. اعلان ولايت دوازده امام عليهمالسلام 4. معرفى و بلند كردن اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. تبيين كمال دين با امامت 6. اشاره به اهداف منافقين 7. معرفى دوستان و دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 8. معرفى حضرت مهدى عليهالسلام 9. زمينهسازى براى بيعت غدير 10. حلال و حرام،
واجبات و محرمات 11. بيعت گرفتن رسمى
شرح و تفسير خطبه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در غدير خم (كتاب) : كتب برگزيده غدير
شَرف السَيّالة: منزلى در مسير حجة الوداع
شِرك: شِرك در ولايت شرك به خدا
شريف جرجانى = على بن محمد حنفى (شريف جرجانى)
شريف رضى = رضى
شريك بن عبداللّه نخعى قاضى: 1. اتمام حجت شريك با غدير 2. روايت حديث غدير
شعائر: 1. احياء شعائر با انتشار غدير 2. حجّ از شعائر الهى
شعبة بن حجّاج واسطى: روايت حديث غدير
شعر: 1. آيات در شعر غدير 2. امامزمان عليهالسلام و شعر در شب عيد غدير = شعر / سيد باقر رضوى هندى و شعر غدير 3. اميرالمؤمنين عليهالسلام و شعر غدير 4. اولين غديريه به دستور پيامبر صلىاللهعليهوآله = شعر / حَسّان بن ثابت و شعر غدير 5. پولس سلامه مسيحى 6. تاريخچه شعرِ غدير 7. تبليغ غدير با تدوين ديوان بزرگ غدير 8. تبليغ غدير با شعر 9. تحقيق در ادبيات غدير 10. تحليل شعرِ غدير 11. جلوههاى غدير در شعر فارسى كهن 12. جلوههاى غدير در شعر فارسى معاصر 13. جنگ صفين و شعر غدير = شعر / اميرالمؤمنين عليهالسلام و شعر
غدير - قيس بن سعد بن عباده و شعر غدير 14. حديث غدير در شعر 15. حَسّان بن ثابت و شعر غدير 16. خطبه غدير در شعر 17. زمينه كتابشناسى شعرِ غدير = شعر / كتابنامه شعر غدير 18. سيد باقر رضوى هندى و شعر غدير 19. سيد حميرى و شعر غدير 20. شاعران و روايت غدير 21. شاعران و معناى مولى 22. شعراى غدير 23. شعر فارسى كهن و غدير = شعر / جلوههاى غدير در شعر فارسى كهن 24. شعر فارسى معاصر و غدير = شعر / جلوههاى غدير در شعر فارسى معاصر 25. شعر و غدير 26. غدير در شعر عربى، فارسى، اردو، تركى 27. غدير و نوروز در شعر فارسى 28. غديريه سرايان = شعر / كتابنامه شعر غدير 29. غديريه اميرالمؤمنين عليهالسلام = شعر / اميرالمؤمنين عليهالسلام و شعر غدير 30. غديريه مشاهير ادبيات فارسى 31. فرهنگسازى با شعر غدير 32. قيس بن سعد بن عباده و شعر غدير 33. كتابنامه شعر غدير 34. مسابقه شعر غدير 35. مهدى عليهالسلام در غديريهها 36. هناد بن سرى و شعر غدير
شعراء الغدير (كتاب) = شعر
شعيب عليهالسلام: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
شفتى = محمدباقر شفتى
شقاوت: بُغض اميرالمؤمنين عليهالسلام و شقاوت
شَكّ = يقين
شُكر: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. ائمه عليهمالسلام مصداق شاكرين در قرآن و خطبه غدير = شُكر / شاكرين در قرآن و خطبه غدير 3. اعمال عيد غدير 4. امامت ائمه عليهمالسلام و شكر 5. بيعت لسانى در غدير و شكر 6. تبليغ غدير با شكر و حمد الهى 7. خطبه غدير و شكر 8. دعاهاى روز غدير و شكر 9. شاكرين در قرآن و خطبه غدير 10. شكرگذارى در روز غدير = شُكر / اعمال عيد غدير 11. صبرِ مساوى با شكر = شُكر / شاكرين در قرآن و خطبه غدير 12. على عليهالسلام مصداق شاكرين در قرآن و خطبه غدير = شُكر / شاكرين در قرآن وخطبه غدير
شمسالدين جَزَرى: اقرار به تعصّبِ منكران حديث غدير
شمسالدين ذهبى = محمد بن احمد ذهبى (شمسالدين)
شمعون عليهالسلام: تقارن روز نصب شمعون توسط حضرت عيسى عليهالسلام با غدير
شناخت: شناخت غدير
شواهد التنزيل (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
شوراىِ عمر: 1. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام در شوراى عمر با غدير 2. تبليغ غدير با موضوع شوراى عمر 3. دلسوزتر از پيامبر صلىاللهعليهوآله ! ؟ 4. فرق انتصاب و شورى
شوشترى = نوراللّه شوشترى
شهابالدين احمد: 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. نزول آيه تبليغ در غدير 3. نقل خطبه غدير در اهلسنت
شِهابالدين بن شمسالدين دولتآبادى (ملكالعلماء، زاولى) 4. روايت حديث غدير 5. نقل ماجراى حارث فهرى در غدير
شهابالدين خفاجى: معناى مولى
شهابالدين دولتآبادى: اعتراف به مفاد حديث غدير
شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله: 1. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْعَلى أَعْقابِكُمْ ... » 2. تحليل شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 3. جانشينى و شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 4. علت شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله
شهادت ثالثه: تبليغ غدير با موضوع شهادت ثالثه
شهر: 1. انتشار خبرِ غدير به شهرها 2. وظيفه تبليغ غدير براى شهرنشينان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
شهر بن جوشب: روايت حديث غدير
شهرت: 1. ايجاد زمينه شهرت غدير 2. جوانب مختلف شهرتِ غدير
شهريار = محمدحسين شهريار
شياطين = شيطان
شيبانى كوفى = ابوالمفضل شيبانى - محمد بن على شيبانى (ابوجعفر)
شيث بن آدم عليهالسلام: 1. تقارن روز حضرت شيث نبى عليهالسلام با غدير 2. صحيفه شيث عليهالسلام از ودايع امامت
شيخ بن عبداللّه عيدروس: 1. روايت حديث غدير 2. نقل ماجراى حارث فهرى
شير: نهر شير در قصرِ غدير در آسمانها
شيرين: قبول ولايت و شيرينى آبها و گياهان
شيطان: 1. آيه «إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» = شيطان / آيه«وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 2. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 3. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 4. ابليس و حضرت آدم عليهالسلام = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 5. ابليس و حضرت عيسى عليهالسلام = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 6. اِخوان الشياطين 7. اندوه شيطان در غدير 8. برادران شياطين = شيطان / اِخوانالشياطين 9. بيعت شيطانى سقيفه 10. تلاش شيطان براى اغواى شيعيان 11. حديث غدير در كلام ابليس 12. حضور ابليس در كربلا = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 13. حضور و ظهور ابليس در سقيفه = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 14. حضور و ظهور ابليس در غدير 15. دشمن شيطانى پيامبر صلىاللهعليهوآله و امتش = شيطان / آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 16. دشمنى شيطان با غدير سخنان فريبنده شياطين امت = شيطان / آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّاشَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 17. سخن شيطان با پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 18. شادى شيطان از ارتداد مسلمين 19. شركت شيطان در عدم قبول ولايت 20. شيطان در خطبه غدير 21. عذاب ابليس در قيامت = شيطان / شيطان در خطبه غدير 22. غدير روز شناخت شياطينِ انس و ياوران ابليس 23. فرياد شيطان در غدير 24. فريب ابليس در خطبه غدير 25. نااميدى ابليس و شياطين در غدير 26. وحشت شياطين در غدير 27. وحشتناكترين روز ابليس = شيطان / آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»
شيعه = دوستان اهلبيت عليهمالسلام -
مؤمن
صاحب اختيار: 1. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ... » 2. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 3. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با «صاحب اختيار» 4. ارزش دادن به انتخاب مردم در مقابل انتخاب خدا 5. بيان پيامبر صلىاللهعليهوآله در مورد صاحب اختيار 6. پيامبر صلىاللهعليهوآله بين ولايت خدا و ولايت امام 7. پيامبر صلىاللهعليهوآله و ائمه عليهمالسلام صاحب اختياران 8. شرائط صاحب اختيار 9. شرح حديث غدير و صاحب اختيار 10. صاحب اختيار در خطبه غدير 11. صاحب اختيار در كلام امام باقر عليهالسلام 12. صاحب اختيار در كلام اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر 13. صاحب اختيارىِ پيامبر صلىاللهعليهوآله 14. عصمت = صاحب اختيار / شرائط صاحب اختيار 15. علم = صاحب اختيار / شرائط صاحب اختيار 16. غدير روز معرفى اولو الامر 17. غدير يعنى معرفى صاحب اختيار 18. معناى دقيق جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» 19. مفهوم صاحب اختيار 20. منصوب از جانب خداوند = صاحب اختيار / شرائط صاحب اختيار 21. موقعيت تبليغى غدير و صاحب اختيارى 22. مهدى عليهالسلام صاحب اختيار خدا در زمين
صاحب بن عبّاد: شعر عربى در غدير
صادق عليهالسلام = جعفر بن محمد الصادق عليهالسلام
صادقين: اطاعت خدا و رسول صلىاللهعليهوآله و صادقين
صالح عليهالسلام: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
صالح بن عقبه: در سند خطبه غدير
صالح بن محمد بغدادى (جَزَره) : روايت حديث غدير
صبر: 1. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ ... » = صبر / بهشت جزاى صبر ائمه عليهمالسلام و شيعيان 2. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» = صبر / بهشت جزاى صبر ائمه عليهمالسلام و شيعيان 3. ائمه عليهمالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و احاديث = صبر / على عليهالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و حديث 4. امر پيامبر صلىاللهعليهوآله به صبر اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. بهشت جزاى صبر ائمه عليهمالسلام و شيعيان 6. پيامبر صلىاللهعليهوآله و صبر در مورد اصحاب صحيفه 7. شيعيان و صبر = صبر / على عليهالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و حديث 8. شيعيان و صبر در زمان غيبت 9. صابرين در قرآن و خطبه غدير = صبر / على عليهالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و حديث 10. صبر ائمه عليهمالسلام و شيعيان = صبر / بهشت جزاى صبر ائمه عليهمالسلام و شيعيان 11. صبر اميرالمؤمنين عليهالسلام 12. صبر مساوى با شكر = صبر / على عليهالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و حديث 13. علل صبر حجج الهى در طول تاريخ = صبر / پيامبر صلىاللهعليهوآله و صبر در مورداصحاب
صحيفه 14. على عليهالسلام و صبر، در قرآن و خطبه غدير و حديث
صحابه: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. اتمام حجت بر صحابه با غدير 3. اتمام حجت چهار نفر از صحابه با غدير 4. اتمام حجت چهل نفر از صحابه با غدير 5. اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام در عيادت صحابه = صحابه / شاهدان غدير 6. اتمام حجت صحابه با غدير 7. اتمام حجت عدهاى از انصار با غدير 8. ارتداد صحابه = ارتداد امت 9. استفاده از عنوان اصحاب در برابر غدير 10. اعتراض صحابه به ابوبكر 11. اقرار صحابه به غدير در صفين 12. اقرار و عدم اقرار به حديث غدير از سوى صحابه 13. اكثريت و اقليت صحابه = صحابه / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 14. تبليغ غدير توسط صحابه 15. تعداد راويان
غدير از صحابه = سند حديث غدير 16. جاهليت و نفاق صحابه 17. جايگاه صحابه و غدير 18. حديث جعلىِ «اصحابى كالنجوم ... » 19. روايت غدير از بانوان صحابى 20. زيارت غديريه و صحابه 21. سفر حجة الوداع و صحابه 22. سند مكتوب غدير و صحابه 23. شاهدان غدير 24. شبهه اِعراضِ صحابه از حديث غدير 25. شبهه عمل صحابه در امر امامت 26. صحابه راستين و صحابه دروغين 27. غضب خداوند بر صحابه منافق 28. نفاق = صحابه / جاهليت و نفاق صحابه 29. نقل حديث غدير توسط صحابه 30. لعن خداوند بر صحابه منافق = صحابه / غضب خداوند بر صحابهمنافق 31. وظيفه تبليغ غدير براى صحابه به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله = صحابه / تبليغ غدير توسطصحابه
صحّاف: كتابِ غدير در صحّافى در بغداد
صُحُف انبياء عليهمالسلام: صُحُف انبياء عليهمالسلام نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام
صحيح بخارى (كتاب) : 1. عدم نقل حديث غدير 2. نقل حديثى همسياق با حديث غدير
صحيح مسلم (كتاب) : عدم نقل حديث غدير
صحيفه ملعونه اول: 1. آمادگى مردم براى اجراى صحيفه = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 2. آيات در مورد صحيفه ملعونه اول 3. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... » = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا ... » 4. آيه «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا ... » 5. آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 6. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 7. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» = صحيفهملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 8. آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ
هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 9. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 10. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 11. آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا ... » 12. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا ... » 13. آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » 14. آيه «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا ... » 15. آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... » 16. آيه «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ» 17. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً ... » 18. آيه «يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ... » 19. آيه «يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّه وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ ... » = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 20. ائمه ضلال = صحيفه ملعونه اول / امامان ضلالت 21. اجراى صحيفه ملعونه اول پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله 22. اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از صحيفه ملعونه اول 23. ارتباط صحيفه ملعونه اول با كربلا = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَيَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 24. ارتباط فرعونيت با صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 25. ارتداد اصحاب صحيفه ملعونه اول و پيروانشان =
صحيفه ملعونه اول / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 26. اسامى اصحاب صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا ... » - آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » - آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ
لايَشْعُرُونَ ... » - تحليل ماجراى صحيفه ملعونه اول 27. اصحاب صحيفه ملعونه اول در كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله 28. اصحاب صحيفه ملعونه اول در خطبه غدير = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 29. اصحاب صحيفه ملعونه اول در قرآن = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 30. اصحاب صحيفه ملعونه اول در قيامت = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » - آيه «يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ... » 31. اصحاب صحيفه ملعونه اول كانديداهاى غصب خلافت 32. افشاگرى اميرالمؤمنين عليهالسلام درباره اصحاب صحيفه ملعونه اول 33. افشاگرى پيامبر صلىاللهعليهوآله در خطبه غدير درباره اصحاب صحيفه 34. اقرار اصحاب صحيفه 35. امامان ضلالت 36. امتحان خداوند با صحيفه = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَالْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 37. بنىاميه اولين ياوران صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 38. بيزارى اصحاب صحيفه ملعونه اول از يكديگر = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » 39. تحليل ماجراى صحيفه ملعونه اول 40. ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام = ترور اميرالمؤمنين عليهالسلام 41. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله = ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 42. تصريح به اصحاب صحيفه در غدير 43. تقيه راويان در مورد اصحاب صحيفه 44. حسرت اصحاب صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » 45. خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در منى و صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 46. رياست عمر در اصحاب صحيفه = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 47. زمان صحيفه ملعونه اول
يَشْعُرُونَ ... » 65. منع خمس از اهلبيت عليهمالسلام و صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 66. مهلت خداوند به اصحاب صحيفه = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 67. نتايج صحيفه ملعونه اول بعد از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 68. نسبت دادن صحيفه به خداوند و صحابه = صحيفه ملعونه اول / آيه «فَوَيْلٌلِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 69. نفرات اصلى صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول / آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... »
صحيفه ملعونه دوم: 1. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 2. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» = صحيفه ملعونه اول / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 3. آيه «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللّهَ وَ الْيَوْمَ الآخَرَ» = صحيفه ملعونه دوم / تحليل متن صحيفه ملعونه دوم - متن صحيفه ملعونه دوم 4. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» = صحيفهملعونه اول / آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرُونَ» 5. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 6. اجراى صحيفه ملعونه دوم پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله 7. اقدامات اوليه پس از غدير 8. اكثريت و اقليت مردم در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / آيه«وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 9. برخورد پيامبر صلىاللهعليهوآله با صحيفه ملعونه دوم 10. تحليل ماجراى صحيفه ملعونه دوم 11. تحليل متن صحيفه ملعونه دوم 12. تعصبات جاهلى در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / تحليل متن صحيفه ملعونه دوم - متن صحيفه ملعونه دوم 13. جيش اسامه = جيض اسامه 14. چراغ سبز براى پيروان
سقيفه در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / تحليل متن صحيفه ملعونه دوم - متن صحيفه ملعونه دوم 15. روايات جعلى در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 16. سلطنت به جاى خلافت در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / تحليل متن صحيفه ملعونه دوم - متن صحيفه ملعونه دوم 17. متن صحيفه ملعونه دوم 18. مهاجرين و انصار در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم / تحليل متن صحيفه ملعونه دوم - متن صحيفه ملعونه دوم 19. نتايج صحيفه ملعونه دوم بعد از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله
صدقه: 1. اعمال عيد غدير 2. تصدّق اميرالمؤمنين عليهالسلام در نماز در زيارت غديريه
صدوق = محمد بن على صدوق
صدى بن عجلان باهلى (ابوامامه) : روايت حديث غدير
صراط مستقيم: 1. آيه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى» 2. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْسَبِيلِهِ ... » 3. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» = صراط مستقيم / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 4. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام تنها صراط مستقيم = صراط مستقيم / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 5. اصحاب صحيفه ملعونه و مقابله با صراط مستقيم 6. اصحاب صراط مستقيم 7. امامت و اهلبيت عليهمالسلام تنها صراط مستقيم = صراط مستقيم / خطبه غدير و صراط مستقيم 8. جعل حديث راه مقابله با صراط مستقيم = صراط مستقيم / اصحاب صحيفه ملعونه و مقابله با صراط مستقيم 9. خطبه غدير و صراط مستقيم 10. راه على عليهالسلام راه خدا 11. زيارت غديريه و صراط مستقيم 12. سوره حمد 13. صراط مستقيم در خطبه غدير = صراط مستقيم / خطبه غدير و صراط مستقيم 14. غدير روز وضوح راه راست 15. قرآن و صراط مستقيم 16. نتيجهگيرى از حديث غدير
الصراط المستقيم (كتاب) : نقل خطبه غدير
صغير اصفهانى: خطبه غدير در شعر
صفات خداوند = خداوند
صفويان: جشنهاى غدير در زمان صفويان
صفّين: 1. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام در صفين 2. اتمام حجت عمار در صفين 3. پيشگويى از جنگ صفين 4. تبليغ غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام در صفين = صفّين / اتمام حجتاميرالمؤمنين عليهالسلام در صفين 5. ثمره سقيفه، ضدّ غدير 6. حديث غدير در صفين = صفّين / اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام در صفين 7. حكميّت در زيارت غديريه 8. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير = صفّين / ثمره سقيفه، ضدّ غدير 9. شعر غدير از قيس بن سعد بن عباده در صفين 10. غدير در جمل و صفين و نهروان 11. قاسطين در خطبه غدير
صلوات: 1. اعمال عيد غدير 2. تبليغ غدير با صلوات 3. زيارت غديريه و صلوات
صله رحم اعمال عيد غدير
صنعاء: كتب خطى غدير
صوفيه = تصوّف
ضالّين: ضالّين در خطبه غدير
ضَجْنان: منزلى در مسير غدير
ضحّاك بن مزاحم هلالى (ابوالقاسم) : روايت حديث غدير
ضرورت: ضرورت غدير
ضمانت: تضمين و ضمانتمندى الهىِ غدير
ضَمرة بن ربيعه قرشى: روايت حديث غدير
ضميره اسدى: روايت حديث غدير
ضياءالدين صالح بن مهدى مقبلى: روايت حديث غدير
طائف: رسيدن خبر غدير به طائف
طاعت: 1. اطاعت از ولايت 2. جزاى اطاعت از خدا و رسول صلىاللهعليهوآله و ائمه عليهمالسلام
طاغوت = جبت و طاغوت
طاووس بن كيسان يمانى: روايت حديث غدير
طبرستان = مازندران
طبرسى = احمد بن على طبرسى
طبرى (ابوجعفر، عامى) = محمد بن جرير طبرى (عامى)
الطرائف (كتاب) : بررسى اسناد غدير
طرق حديث الغدير برواية ابىبكر بن ابىشيبه ... (كتاب) : كتب برگزيده غدير
طرق حديث الغدير برواية الحافظ أبىالقاسم ... (كتاب) : كتب برگزيده غدير
طرق حديث من كنت مولاه (كتاب) : كتب برگزيده غدير
طرِمّاح: شعر غديرِ طرِمّاح در حضور معاويه
طلا: 1. خشتهاى طلا در قصرِ غدير در آسمانها 2. قبول ولايت توسط معدن طلا در روز غدير
طلحة بن عبيداللّه تميمى: 1. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر طلحه 2. بيعت طلحه در غدير 3. دفاع از غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام در مقابل طلحه در جنگ جمل = طلحهبن عبيداللّه تميمى / اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر طلحه 4. روايت حديث غدير 5. طلحه در ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 6. نفاق طلحه در مورد غدير
طلحة بن مصرف ايامى: روايت حديث غدير
طلحة بن يحيى تَيمى: روايت حديث غدير
طوسى = حسن بن محمد طوسى (ابوعلى) -
محمد بن حسن طوسى (ابوجعفر)
طهارت مولد = طيّب
طيّب: 1. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَالطَّيِّبِ ... » 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. ارتباط پاكى با ولايت اهلبيت عليهمالسلام = طيّب / آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... » 4. اكثريت و اقليت و رابطهاش با خبيث و طيب = طيّب / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 5. كثرت خبيث و قلّت طيّب = طيّب / آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... »
طيب مولد = طيّب
طير (حديث) : تبليغ غدير با حديث طير
ظلم: 1. ريشه ضديت با غدير: ظلم 2. شيعيان و دورى از ظلم 3. مهدى عليهالسلام از بين برنده ظلم
ظهور = مهدى عليهالسلام
عاد (قوم) : آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
عاشوراء = حسين بن على الشهيد عليهالسلام
عالمان = علما
عالم ذرّ: 1. آيه «الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 2. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ
عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 3. آيه «عَمَّ يَتَساءَلُونَ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 4. آيه «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 5. آيه «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِىآدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 6. آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 7. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 8. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ... »= عالم ذرّآيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَاالاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 9. آيه «وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْبَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 10. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 11. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 12. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» = عالم ذرّ / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْعَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 13. دعاهاى روز غدير و عالم ذرّ 14. سؤال از ولايت در عهد اَلَست 15. عهد اَلَست بر ولايت = عالم ذرّ / آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍفَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» - سؤال از ولايت در عهد اَلَست 16. ميثاق الهى 17. ولايت در عالم ذرّ و روز اَلَست
عامر بن سعد مدنى: روايت حديث غدير
عامر بن عمير نميرى: روايت حديث غدير
عامر بن ليلى بن ضمرة: 1. روايت حديث غدير 2. نقل آيه تبليغ براى غدير
عامر بن ليلى غفارى: روايت حديث غدير
عامر بن واثله ليثى (ابوالطفيل) : 1. روايت حديث غدير 2. مبلّغ بصيرِ غدير
عامِلى = حرّ عامِلى
عامه = اهلسنت
عايشه بنت ابىبكر: 1. آيه «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللّه فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ ... » = عايشه بنتابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 2. آيه «ضَرَبَ اللّه مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ . كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا ... » = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 3. آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 4. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 5. اِعراض پيامبر صلىاللهعليهوآله از عايشه = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 6. افشاى سرّ پيامبر صلىاللهعليهوآله = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِأَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 7. بيعت در غدير 8. تصميم پيامبر صلىاللهعليهوآله براى كشتن عايشه = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 9. خيانت عايشه به پيامبر صلىاللهعليهوآله = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 10. دشمن غدير 11. دشمنى عايشه با اميرالمؤمنين عليهالسلام = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 12. راوى غدير 13. سرپيچى عايشه از امر پيامبر صلىاللهعليهوآله = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 14. شركت در غصب خلافت = عايشه بنت ابىبكر / نقش عايشه در برنامههاى ضد غدير 15. شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله توسط عايشه = عايشه بنت ابىبكر / آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 16. غضب پيامبر صلىاللهعليهوآله بر عايشه و اعراض از او = عايشه بنت ابىبكر / نقش عايشه در برنامههاى ضد غدير 17. فتنه انگيزى
عايشه بنت سعد: راوى غدير
عبادت: 1. اعمال عيد غدير 2. اولين عبادت كننده 3. تبليغ غدير با عبادت 4. نماز روز غدير = عبادت / تبليغ غدير با عبادت
عباس بن عبدالمطلب: روايت حديث غدير
عباس بن على نَسايى: روايت حديث غدير
عباس قمى: 1. تأليف در غدير 2. وفات شيخ عباس قمى در دهه غدير
عبّاسيون = بنىعباس
عبدالحسين امينى = الغدير فى الكتاب و السنة و الادب (كتاب)
عبدالحق بن سيفالدين بخارى: روايت حديث غدير
عبدالحق دهلوى: انكار تواتر حديث غدير
عبدالحميد بن عبداللّه آلوسى: روايت حديث غدير
عبدالحميد بن منذر عبدى: روايت حديث غدير
عبدخير بن يزيد همدانى (ابوعماره) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن ابىبكر سيوطى (جلالالدين) : 1. تواتر حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. معناى اولى براى مولى 4. نزول آيه تبليغ در غدير 5. نقل غديريّه حسّان بن ثابت
عبدالرحمن بن ابىحاتِم رازى (ابنابىحاتم) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن ابىليلى: 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن احمد ايجى (عضدالدين، شيرازى) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن سابط جمحى: روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن عبدرب انصارى: روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن عبدالسلام صَفّورى: روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن عبداللّه بن سابط = عبدالرحمن بن سابط جمحى
عبدالرحمن بن على شيبانى (ابوالفرج، ابندَيبَع) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن عوف قرشى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن قاسم تيمى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن محمد (ابنخلدون، ولىالدين) : روايت حديث غدير
عبدالرحمن بن محمد رازى (ابنابىحاتِم، ابومحمد) : نقل آيه تبليغ براى غدير
عبدالرحمن بن مدلج: كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
عبدالرحمن بن ملجم مرادى: 1. زيارت غديريه و ابنملجم 2. دشمن غدير
عبدالرحمن بن يعمر ديلى: روايت حديث غدير
عبدالرزّاق بن رزقاللّه رَسعَنى (ابومحمد، عزّالدين جَزَرى) : 1. روايت حديث غدير 2. نزول آيه تبليغ در غدير
عبدالرزّاق بن همّام صنعانى (ابوبكر) : روايت حديث غدير
عبدالرئوف بن تاج العارفين مُناوى (شمسالدين) : نقل ماجراى حارث فهرى
عبدالعزيز دهلوى: 1. اقرار به تعصّبِ منكران حديث غدير 2. شبهات دهلوى در حديث غدير
عبدالعزيز طباطبائى: 1. كتابشناسى مستقل غدير 2. محقق طباطبايى و حديث غدير
عبدالفتاح عبدالمقصود: روايت حديث غدير
عبداللّه انصارى: غديريه
عبداللّه بحرانى: تحقيق در مورد غدير
عبداللّه بن ابىاوفى علقمه اسلمى: 1. روايت حديث غدير 2. نقل آيه تبليغ براى غدير
عبداللّه بن ابىشَيبه (ابوبكر) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن ابىعبدالاسد مخزومى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن ابىنجيح يسار ثقفى (ابويسار) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن احمد بن حنبل (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن اسعد: روايت حديث غدير
عبداللّه بن بديل (سيد خزاعه) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن بشير مازنى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن ثابت انصارى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن جعفر هاشمى: 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير
عبداللّه بن حنطب قرشى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن داوود خريبى (ابوعبدالرحمن) روايت حديث غدير
عبداللّه بن ربيعه: روايت حديث غدير
عبداللّه بن زياد اسدى (ابومريم) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن سعيد كِندى (ابوسعيد، اَشَجّ، صاحب تفسير) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن شريك عامرى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن شَوذَب بلخى: روايت حديث غدير
عبداللّه بن صقر سكرى (ابوالعباس، بغدادى) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن عباس: 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل آيه تبليغ براى غدير
عبداللّه بن عبدالرحمن حسينى (اصيلالدين واعظ) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن عبيداللّه حسكانى = عبيداللّه بن عبداللّه حَسكانى (ابوالقاسم، حاكم)
عبداللّه بن علقمه: اتمام حجت بر او با غدير
عبداللّه بن على (ابومحمد، ابنبشران شاهد) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن عمر بَيضاوى (ابوالخير، ناصرالدين) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن عمر عدوى (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن لَهيعه مصرى (ابوعبدالرحمن، ابنلهيعه) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن محمد بَغَوى (ابوالقاسم) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن محمد هاشمى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن محمود موصلى (مجدالدين، حنفى) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن مسعود هذلى (ابوعبدالرحمن) : 1. بيعت در غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل آيه تبليغ براى غدير
عبداللّه بن نُمَير: روايت حديث غدير
عبداللّه بن ياميل: روايت حديث غدير
عبداللّه بن يزيد عدوى (ابوعبدالرحمن، مُقرى قصير) : روايت حديث غدير
عبداللّه بن يعلى بن مره: روايت حديث غدير
عبداللّه علايلى = علايلى
عبداللّه نسفى: معناى اولى براى مولى
عبدالمسيح بن فتحاللّه انطاكى (حلبى) : روايت حديث غدير
عبدالملك بن ابىسليمان عرزمى: روايت حديث غدير
عبدالملك بن ابىعثمان نيشابورى (ابوسعد، خرگوشى) : روايت حديث غدير
عبدالملك بن محمد ثعالبى (ابومنصور، نيشابورى) : روايت حديث غدير
عبدالملك بن محمد رَقاشى (ابوقِلابه) : روايت حديث غدير
عبدالوهاب بن محمد بخارى (حاج عبدالوهاب) : 1. روايت حديث غدير 2. نزول آيه تبليغ در غدير
عبدى كوفى: شعرِ غدير در حضور امام عليهالسلام
عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار عليهمالسلام (كتاب) : كتب برگزيده غدير
عبيداللّه بن عبدالكريم مخزومى (ابوزُرعه، رازى) : روايت حديث غدير
عبيداللّه بن عبداللّه حَسكانى (ابوالقاسم، حاكم) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. روايت حديث غدير 3. نزول آيه تبليغ در غدير
عبيداللّه بن عمر عدوى: روايت حديث غدير
عبيداللّه بن عمر قواريرى (ابوسعيد) : روايت حديث غدير
عبيداللّه بن محمد (ابوعبداللّه، ابنبَطّه) : روايت حديث غدير
عبيداللّه بن موسى عَبسى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عبيد بن عازب انصارى: روايت حديث غدير
عثمان بن عفّان: 1. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا ... » 2. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با غدير در رابطه با عثمان 3. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله بر عثمان 4. ارتداد عثمان 5. بيعت عثمان با اميرالمؤمنين عليهالسلام 6. بيعت با عثمان 7. تقارن مرگ عثمان و روز غدير 8. حَشرِ عثمان 9. روايت حديث غدير 10. عدم اعتراض عثمان به غديريّه حسّان بن ثابت 11. كفر ابوبكر و عمر و عثمان عثمان بن محمد عَبسى (ابوزيد، ابوالحسن) : روايت حديث غدير
عِجْل: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. ابوبكر عِجل امت 3. اكثريت
و اقليت در زمان حضرت موسى عليهالسلام = عِجْل / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْأَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
عَجَم: 1. وجوب اطاعت عجم از اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. وظيفه تبليغ غدير براى عجم به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
عدالت = عدل
عداوت اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام
العُدَد القويّة (كتاب) : نقل متن كامل خطبه غدير
عدل: 1. خداوند غدير، خداوند سقيفه 2. عدالت و غدير 3. عدل ائمه عليهمالسلام در خطبه غدير
عدى بن ثابت انصارى: روايت حديث غدير
عدى بن حاتم (ابوطريف) : روايت حديث غدير
عديله (دعا) : دعاى عديله و غدير
عذاب: 1. آيات مربوط به عذاب دشمنان غدير 2. آيه «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْلِلْكافِرِينَ» = عذاب / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 3. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 4. آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابا شَدِيدا» 5. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَعَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 6. اعتراض در غدير و عذاب خدا 7. انكار غدير و عذاب الهى 8. جهنم = جهنم 9. حارث فهرى و عذابِ انكار غدير 10. عذاب الهى مقدمه ظهور حضرت مهدى عليهالسلام = عذاب / آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابا شَدِيدا» 11. عذاب غصب خلافت = عذاب / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 12. غدير روز عذاب بر دشمنان
عراق: 1. جشنهاى غدير در عراق 2. مقاله درباره غدير
عرب: 1. اكراهِ عرب در مورد جوانىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. وجوب اطاعت عرب از اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. وظيفه تبليغ غدير براى عرب به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
عربى: 1. تأليفات عربىِ غدير 2. تدوين كتب شعر عربى غدير 3. غدير در شعر عربى
عَرج: منزلى در سفر حجة الوداع
عَرَفات: 1. دروغ اهلسنت در نزول آيه اكمال 2. شبهه: عرفات بهترين مكان براى معرفى جانشين 3. كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله در عرفات 4. مغفرت الهى در عرفات 5. وقوف در عرفات در حجة الوداع
عِرقُ الظِبيَة: منزلى در سفر حجة الوداع
عروسى = ازدواج
عُسفان: 1. جغرافياى عسفان = جغرافياى غدير 2. منزلى در مسير حجة الوداع
عسل: نهر عسل در قصرِ غدير در آسمانها
عصاره: حديث غدير، عصاره غدير
عصاى موسى عليهالسلام: ودايع امامت
عصمت: 1. پيش درآمد غدير 2. تعيين امام معصوم 3. شرط امامت: عصمت 4. ضمانت الهى با عصمت 5. عصمت در فرهنگ غدير
عطا = انفاق
عطاءاللّه بن فضلاللّه شيرازى (جمالالدين، محدّث) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل آيه تبليغ براى غدير 3. نقل ماجراى حارث فهرى
عطّار نيشابورى = احمد بن محمد نيشابورى (فريدالدين، عطّار همدانى)
عطر: عطر زدن در عيد غدير
عطية بن بسر: 1. روايت حديث غدير 2. نقل آيه تبليغ براى غدير
عطية بن جناده عوفى (ابوالحسن) : روايت حديث غدير
عطيه سعدى: سند خطبه غدير
عَطيّه عوفى: سؤال از غدير
عظمت: عظمت غدير
عفّان بن مسلم صفّار (ابوعثمان) : روايت حديث غدير
عقبة بن عامر جهنى: 1. روايت حديث غدير 2. سند خطبه غدير
عقبه هَرشى: معرفى عقبه هرشى و ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله
عقد اخوّت = اخوّت
عقل: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. اكثريت و اقليت و عقل = عقل / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. رشد عقلى، تجلى غدير در عصر ظهور
عقيق: قبول ولايت توسط كوه عقيق در روز غدير
علاء بن سالم عبدى (عطّار) : روايت حديث غدير
علامه امينى = الغدير فى الكتاب و السنة و الادب (كتاب)
علامه حلّى = حلّى (علامه)
علامه مجلسى = محمدباقر مجلسى
علايلى: حديث غدير حقيقتى انكارناپذير
علقمة بن محمد حضرمى: سند خطبه غدير
علم: 7. آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ» 8. تمام علم نزد ائمه عليهمالسلام 9. حلال و حرام فقط نزد ائمه عليهمالسلام 10. رشد علم، تجلى غدير در عصر ظهور 11. علم پيامبر صلىاللهعليهوآله و ائمه عليهمالسلام 12. علم حضرت مهدى عليهالسلام در خطبه غدير 13. علم خداوند در خطبه غدير 14. فقه = احكام 15. معدن علم 16. نشر دانش در عيد غدير 17. همه علوم نزد ائمه عليهمالسلام = علم / آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ»
علما: 1. اهتمام و جديّت علما در تفصيل و تبيين گفتمان غدير 2. بحث در سند و متن حديث غدير 3. ديدار با علما در عيد غدير
على بن ابراهيم حلبى (نورالدين، شافعى) : 1. احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در رحبه كوفه
و اشكال حلبى 2. انكار تواتر حديث غدير 3. روايت حديث غدير 4. نقل ماجراى حارث فهرى
على بن ابىبكر هيثمى: روايت حديث غدير
على بن ابىطالب عليهالسلام (اميرالمؤمنين) : 1. آيات «رضاى خداوند» در قرآن 2. آيات مدح در قرآن 3. آيت كبرى = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 4. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 5. آيه «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» 6. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... » = على بن ابىطالب عليهالسلام / خلقت نورى اميرالمؤمنين عليهالسلام 7. آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» 8. آيه «الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 9. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = على بن ابىطالب عليهالسلام / بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام در غدير10. آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / جنب اللّه 11. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 12. آيه «عَمَّ يَتَساءَلُونَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 13. آيه «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 14. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / خلقت نورى اميرالمؤمنين عليهالسلام 15. آيه «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْلِلْكافِرِينَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 16. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 17. آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... » 18. آيه «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَرَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 19. آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ
إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 20. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 21. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْسَبِيلِهِ ... » 22. آيه «وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 23. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنا فِيها ... » = على بن ابىطالب عليهالسلام / خلافت ظاهرىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 24. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 25. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 26. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 27. آيه «وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ... » = على بن ابىطالب عليهالسلام / تشبيه اميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت عيسى عليهالسلام 28. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 29. آيه «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍهادٍ» 30. آيه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» 31. آيه «هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُمُتَشابِهاتٌ ... » = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 32. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَرِسالَتَهُ ... » 33. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَدِينا» 34. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با حديث غدير 35. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با صحابه به حديث غدير 36. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با غدير 37. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر ابوبكر 38. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام در
زمان عثمان 39. اتمام حجت قرآنىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 40. احياء اموات در احتجاج به غدير 41. احياء غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 42. احياء مسجد غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / تبليغ غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 43. اِخبار خداوند از صبر اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / صبرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 44. اخوّت با پيامبر صلىاللهعليهوآله = على بن ابىطالب عليهالسلام / تفسير قرآن فقط نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام 45. استدلال اميرالمؤمنين عليهالسلام به حديث غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام / اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با حديث غدير 46. اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام در خطبه غدير 47. اطلاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از صحيفه ملعونه اول 48. افضل ائمه عليهمالسلام: اميرالمؤمنين عليهالسلام 49. افضليت اميرالمؤمنين عليهالسلام 50. اكثريت و اقليت مردم در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 51. امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام 52. امام المتقين 53. امامت در نسل اميرالمؤمنين عليهالسلام 54. امتحان الهى با اميرالمؤمنين عليهالسلام 55. امر و نهى على عليهالسلام امر و نهى خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله 56. اميرالمؤمنين = اميرالمؤمنين (لقب) 57. اميرالمؤمنين عليهالسلام و غدير در قيامت 58. انتخاب الهى = على بن ابىطالب عليهالسلام / امتحان الهى با اميرالمؤمنين عليهالسلام 59. اولين مسلمان = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام 60. اولين نمازگزار = فضائل 61. بالاترين فضيلت اميرالمؤمنين عليهالسلام 62. برادر پيامبر صلىاللهعليهوآله 63. بزرگترين فضيلت اميرالمؤمنين عليهالسلام 64. بشير: اميرالمؤمنين عليهالسلام 65. بُغض على بن ابىطالب عليهالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 66. بلند كردن اميرالمؤمنين عليهالسلام توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله 67. بهترينِ امت پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله = على بن ابىطالب عليهالسلام / افضليت اميرالمؤمنين عليهالسلام - وزير پيامبر صلىاللهعليهوآله 68. بهترينِ اوصياء = على بن ابىطالب عليهالسلام / افضل ائمه عليهمالسلام: اميرالمؤمنين عليهالسلام 69. بيان احكام توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 70. بيعت اجبارىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام با ابوبكر و ياد غدير 71. بيعت اميرالمؤمنين عليهالسلام با پيامبر صلىاللهعليهوآله 72. بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام بيعت با خداوند 73. بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام در غدير 74. بيعت براى امامت اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن
ابىطالب عليهالسلام / بيان احكام توسطاميرالمؤمنين عليهالسلام - بيعت با اميرالمؤمنين عليهالسلام در غدير 75. پاسخگويى اميرالمؤمنين عليهالسلام به همه سؤالات = على بن ابىطالب عليهالسلام / بيان احكام توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 76. تبليغ غدير با مظلوميت اميرالمؤمنين عليهالسلام 77. تبليغ غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 78. تذكر براى مؤمنين يعنى اميرالمؤمنين عليهالسلام 79. تشبيه اميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت عيسى عليهالسلام 80. تصريح به نام على عليهالسلام در خطبه غدير 81. تعليم هزار باب علم از سوى پيامبر صلىاللهعليهوآله 82. تفاوت انكار على عليهالسلام با انكار غدير 83. تفسير «الَّذِينَ آمَنُوا» در قرآن 84. تفسير قرآن فقط نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام 85. تقارن شروع خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين عليهالسلام با روز غدير 86. تقيه اميرالمؤمنين عليهالسلام از سقيفه = على بن ابىطالب عليهالسلام / اتمام حجت قرآنىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 87. تكذيب على عليهالسلام ظلم است = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 88. تمام دين على عليهالسلام است = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» 89. تنها صراط مستقيم = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيمافَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 90. ثقل اصغر: اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / تفسير قرآن فقط نزداميرالمؤمنين عليهالسلام 91. جانشينى و رضايت خدا = على بن ابىطالب عليهالسلام / رضايت خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله از اميرالمؤمنين عليهالسلام 92. جايگاه اميرالمؤمنين عليهالسلام نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله 93. جشن غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 94. جمع قرآن توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام - اتمام حجت قرآنىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 95. جملات مهم در خطبه غدير در مورد اميرالمؤمنين عليهالسلام 96. جنب اللّه 97. جنگهاى اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه 98. حبّ على بن ابىطالب عليهالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 99. شبهه عدم استشهاد اميرالمؤمنين عليهالسلام به حديث غدير در سقيفه 100. حركت كوهها براى اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / تشبيه اميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت عيسى عليهالسلام 101. حسب و نسب اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام/ مفاخر
اميرالمؤمنين عليهالسلام 102. حسد به اميرالمؤمنين عليهالسلام 103. حَشرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام و شيعيان حضرت حق با على عليهالسلام است = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 104. حكومت اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / خلافت ظاهرىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 105. خاتمبخشىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام = قرآن / آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَآمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... » 106. خصائصِ اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / مَفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام 107. خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در جنگ جمل 108. خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام = خطبه غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 109. خلافت ظاهرىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 110. خلقت نورى اميرالمؤمنين عليهالسلام 111. خليفة اللّه 112. دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غدير 113. دشمنان على بن ابىطالب عليهالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 114. دشمنى با اميرالمؤمنين عليهالسلام 115. دعوت كننده به قرآن = على بن ابىطالب عليهالسلام / سرپرست قرآن 116. دوستان اميرالمؤمنين عليهالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 117. دوستى حضرت امر خداوند = على بن ابىطالب عليهالسلام / تفسير قرآن فقط نزداميرالمؤمنين عليهالسلام 118. دوستى حضرت معيار اعمال 119. دوستى على بن ابىطالب عليهالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 120. راه على عليهالسلام راه خدا 121. رئيس مؤمنين: اميرالمؤمنين عليهالسلام 122. رضايت خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله از اميرالمؤمنين عليهالسلام 123. روايت حديث غدير 124. روايت غدير 125. زيارت غديريه و اميرالمؤمنين عليهالسلام 126. زينت كوفه به اميرالمؤمنين عليهالسلام با قبول ولايت در روز غدير 127. سبقت در ايمان 128. سرپرست قرآن 129. سكوت اميرالمؤمنين عليهالسلام پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله يا احتجاج ؟ 130. سورهاى از قرآن درباره اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / اتمام حجتقرآنىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 131. سوره عصر 132. سوره هل اتى 133. شاكرين در قرآن و خطبه غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام / صبرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 134. شباهت اميرالمؤمنين عليهالسلام با حضرت عيسى عليهالسلام 135. شعر غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 136. شكافته شدن ديوارها براى اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / تشبيهاميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت
عيسى عليهالسلام 137. شكرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / صبرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 138. شمشير اميرالمؤمنين عليهالسلام 139. شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه 140. صابرين در قرآن و خطبه غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام/ صبرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 141. صبرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 142. صراط مستقيم تا قيامت 143. صميميت اميرالمؤمنين عليهالسلام با پيامبر صلىاللهعليهوآله 144. ضابطه دين و دنيا: اميرالمؤمنين عليهالسلام 145. عدالت اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَلا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... » 146. عذاب تكذيب اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 147. عذاب منكرين حق اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 148. علم اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام - آيه«قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... » - افضليت 149. علم فقط نزد على عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيمافَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ... » 150. علىِّ حكيم = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 151. على عليهالسلام وعدهگاه امتحان = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 152. عمر و ممانعت از تفسير اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 153. غدير و اميرالمؤمنين عليهالسلام 154. غديريّه اميرالمؤمنين عليهالسلام از وجوه دلالت حديث غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام / شعر غديرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 155. غربت اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام/ مظلوميتاميرالمؤمنين عليهالسلام 156. فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در خطبه غدير 157. فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه = زيارت 158. قائد الغُرِّ المُحَجَّلين 159. قرآنِ على عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام
/ مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 160. قرآنِ ناطق 161. قرآن و اميرالمؤمنين عليهالسلام 162. كفر دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه = على بن ابىطالب عليهالسلام/ دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غدير 163. كفرستيزىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 164. كفرِ منكرين حق اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 165. لعن بر منكر و دشمن اميرالمؤمنين عليهالسلام 166. لعن بر منكرين فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / افضليتاميرالمؤمنين عليهالسلام 167. لعن دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام / دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غدير 168. لقب اميرالمؤمنين = اميرالمؤمنين (لقب) 169. ليلة المبيت = ليلة المبيت 170. مثال كعبه براى اميرالمؤمنين عليهالسلام 171. محبين = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 172. محك شناخت صادق و كاذب = على بن ابىطالب عليهالسلام / امتحان الهى با اميرالمؤمنين عليهالسلام 173. محكم و متشابه قرآن فقط نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 174. مخالفت با حضرت مساوی جهنم 175. مدافع پیامبر صلىاللهعليهوآله = على بن ابىطالب عليهالسلام/ ياور دين خدا 176. مدح در قرآن 177. مسؤولٌ عَنه = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 178. مظلوميت اميرالمؤمنين عليهالسلام 179. معجزات اميرالمؤمنين عليهالسلام 180. معدن علم = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... » 181. معيار حق و باطل 182. مَفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام 183. مفاخره اميرالمؤمنين با امام حسين عليهماالسلام 184. مفسّر حقيقى قرآن: اميرالمؤمنين عليهالسلام 185. مقام تغيير نيافتنىِ اميرالمؤمنين عليهالسلام 186. ملاك ايمان: اميرالمؤمنين عليهالسلام 187. مُنذِر: اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاأُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» 188. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان
اميرالمؤمنين عليهالسلام 189. نبأ عظيم: اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 190. نَذير: اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... » 191. نسبت اميرالمؤمنين عليهالسلام با پيامبر صلىاللهعليهوآله 192. نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله از اميرالمؤمنين عليهالسلام 193. نَفْس پيامبر صلىاللهعليهوآله: اميرالمؤمنين عليهالسلام 194. نقل حديث غدير = على بن ابىطالب عليهالسلام / اتمام حجت ... 195. وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام 196. ودايع علم و حكمت نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام = على بن ابىطالب عليهالسلام / امتحان الهى با اميرالمؤمنين عليهالسلام 197. وزير پيامبر صلىاللهعليهوآله 198. وصايت 199. وصيت پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام در دوران غربت غدير 200. وعدهگاه امتحان = على بن ابىطالب عليهالسلام / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 201. ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام ولاية اللّه 202. ولى امر مسلمين 203. هادى 204. ياور دين خدا
على بن احمد واحدى (ابوالحسن نيشابورى) : 1. روايت حديث غدير 2. روزه عيد غدير 3. معناى اولى براى مولى 4. نزول آيه تبليغ در غدير
على بن جعفر عريضى: وفات على بن جعفر عريضى در دهه غدير
على بن حسامالدين هندى (متّقى) : روايت حديث غدير
على بن حسن دمشقى (ابوالقاسم، ابنعساكر) : نزول آيه تبليغ در غدير
على بن حسن عبدى (ابوعبدالرحمن) : روايت حديث غدير
على بن حسن مصرى (ابوالحسن، خِلَعى) : روايت حديث غدير
على بن حسين بن جبر: نقل متن كامل خطبه غدير
على بن حسين دمشقى (ابوالقاسم، ابنعساكر) : روايت حديث غدير
على بن الحسين السجاد عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير 2. تبليغ غدير توسط امام سجاد عليهالسلام
على بن حسين مسعودى: 1. روايت حديث غدير 2. وفات مسعودى در دهه غدير
على بن حكيم اودى (ابوالحسن) : روايت حديث غدير
على بن حميد قرشى: روايت حديث غدير
على بن زيد بصرى: روايت حديث غدير
على بن سلطان محمد هروى (قارى) : روايت حديث غدير
على بن شهابالدين همدانى: 1. روايت حديث غدير 2. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
على بن طاووس: 1. بررسى اسناد غدير 2. سند خطبه كامل غدير 3. نقل متن كامل خطبه غدير
على بن عبدالعالى كَرَكى: 1. شعر عربى در غدير 2. وفات محقق كركى در روز غدير
على بن عبداللّه سَمهودى (نورالدين) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در رحبه كوفه 3. نقل ماجراى حارث فهرى
على بن عمر دارَقُطنى (ابوالحسن، بغدادى) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. روايت حديث غدير
على بن عيّاش الهانى (ابوالحسن، بكاء) : روايت حديث غدير
على بن قادم خُزاعى (ابوالحسن) : روايت حديث غدير
على بن محمد بن مَصّيصى: روايت حديث غدير
على بن محمد جَزَرى (ابوالحسن، ابناثير) : 1. اعمال شب و روز غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در رحبه كوفه
على بن محمد جُلاّبى (ابوالحسن، ابنمَغازلى) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در رحبه كوفه 3. نقل نزول آيه اكمال در غدير
على بن محمد حنفى (شريف جرجانى) : روايت حديث غدير
على بن محمد شعرانى (شريف، ابوالقاسم) : در سند خطبه غدير
على بن محمد طَنافِسى (ابوالحسن) : روايت حديث غدير
على بن محمد قوشچى (علاءالدين) : روايت حديث غدير
على بن محمد مكّى (نورالدين، ابوالحسن، ابنصبّاغ مالكى) : 1. روايت حديث غدير 2. معناى اولى براى مولى 3. نقل ماجراى حارث فهرى 4. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
على بن محمد الهادى عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير 2. اتمام حجت قرآنىِ غدير = على بن محمد الهادى عليهالسلام / اتمام حجت باغدير 3. تبليغ غدير توسط امام هادى عليهالسلام = على بن محمد الهادى عليهالسلام / اتمام حجت باغدير 4. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير 5. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام هادى عليهالسلام = على بن محمد الهادى عليهالسلام / اتمام حجت با غدير 6. ميلاد امام هادى عليهالسلام در دهه غدير
على بن موسى الرضا عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير = على بن موسى الرضا عليهالسلام / تبليغ غدير توسط امام رضا عليهالسلام 2. احياى عيد غدير توسط امام رضا عليهالسلام 3. تبليغ غدير توسط امام رضا عليهالسلام 4. جشن غدير در زمان امام رضا عليهالسلام = على بن موسى الرضا عليهالسلام / احياى عيد غدير توسط امام رضا عليهالسلام 5. حديث امامت 6. مناظره امام رضا عليهالسلام با غدير 7. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام رضا عليهالسلام
على بن مهزيار اهوازى: مسجد غدير
على بن هلال مهلّبى: تأليف در غدير
على بن يوسف حلّى: نقل متن كامل خطبه غدير
على بن يونس بياضى: نقل متن كامل خطبه غدير
على جلالالدين حسينى: روايت حديث غدير
على سورى: سند خطبه غدير
على قارى: اقرار و انكار تواتر حديث غدير
على قنانى: تأليف در غدير
على ميلانى: بررسى اسناد غدير
عمادزاده اصفهانى = حسين عمادزاده اصفهانى
عمّار بن ياسر عنسى (ابواليقظان) : 1. آمادهسازى منبر غدير 2. اتمام حجت عمار با غدير در صفين 3. امتحان عمار در مورد غدير 4. برخورد با منافقين پس از غدير = عمّار بن ياسر عنسى / مسخره شدن عمارتوسط ابوبكر و منافقين در غدير 5. بيعت عمّار در غدير 6. روايت حديث غدير 7. رئيس اولياء در قيامت = عمّار بن ياسر عنسى / عمّار و غدير در قيامت 8. شاهد ترور نافرجام پيامبر صلىاللهعليهوآله 9. شهادت دادن عمار براى غدير 10. شهيد غدير 11. عمار در نظر منافقين 12. عمّار و غدير در قيامت 13. مبلّغِ بصيرِ غدير 14. مسخره شدن عمار توسط ابوبكر و منافقين در غدير 15. نام عمّار در زيارت غديريه
عمارة بن جوين عبدى (ابوهارون) : روايت حديث غدير
عماره خزرجى انصارى: روايت حديث غدير
عمامه: 1. آثار عمامهگذارى در غدير 2. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 3. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ... » =عمامه / يه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 4. بستن عمامه علامت جانشينى = عمامه / آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 5. تحليل مراسم عمامه گذارى در غدير 6. ماجراى عمامه گذارى در غدير 7. نقل عمامهگذارى در غدير توسط اهلسنت
عمّان: 1. دعوت از اهالى عمّان براى حج و غدير 2. رسيدن خبر غدير به عمّان
عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
عمران بن حصين خزاعى (ابونجيد) : 1. اتمام حجت با غدير 2. روايت حديث غدير
عمر بن ابىسلمة مخزومى: روايت حديث غدير
عمر بن حسن مراغى (ابوحفص) : روايت حديث غدير
عمر بن خطاب: 1. آيه «الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» = عمر بن خطاب / آيه «مِنْ شَرِّالْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» 2. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ ... » 3. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 4. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا ... » 5. آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = عمر بن خطاب / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 6. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 7. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 8. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... » 9. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ» = عمر بن خطاب / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 10. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » = عمر بن خطاب / اعتراض ... 11. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلىبَعْضٍ ... » = عمر بن خطاب / شيطانِ انسىِ پيامبر صلىاللهعليهوآله 12. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر عمر 13. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله بر عمر 14. اتمام حجت جبرئيل بر عمر در غدير 15. اتمام حجت يهودى بر عمر در مورد عيد غدير 16. اخطار پيامبر صلىاللهعليهوآله به عمر 17. ارتداد عمر 18. استهزاء خدا و رسول صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 19. اسلام براى طمع = عمر بن خطاب / اصحاب صحيفه ملعونه 20. اصحاب صحيفه ملعونه 21. اعتراض عمر به لقب «اميرالمؤمنين» 22. اعتراض عمر پس از خطبه غدير 23. اعتراض عمر دليل بر ولايت 24. اِعراض ابوبكر و عمر از قبول ولايت در غدير 25. اهانت عمر به پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از خطبه غدير 26. اهانت عمر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در بيعت غدير 27. اهانت عمر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 28. اهانت عمر به پيامبر صلىاللهعليهوآله در نامهاش به معاويه = عمر بن خطاب / نامه عمر به معاويه 29. اهانت عمر به كعبه =
عمر بن خطاب / نامه عمر به معاويه 30. بتپرستىِ عمر = عمر بن خطاب / نامه عمر به معاويه 31. «بخٍ بخٍ» گفتن عمر در غدير = عمر بن خطاب / تبريك گفتن عمر در روز غدير 32. بداخلاقى عمر = عمر بن خطاب / خشونت و بداخلاقى عمر 33. بدعتها و فرعونيّت عمر و شكايت اميرالمؤمنين عليهالسلام. 34. بدعت های عمر از زبان معاویه = عمر بن خطاب / بدعت ها و فرعونیّت عمر وشکایت امیرالمؤمنین عليهالسلام 35. برخورد عمر با اصحاب اميرالمؤمنين عليهالسلام پس از غدير 36. برخورد پيامبر صلىاللهعليهوآله با عمر پيش از مراسم غدير 37. برخوردِ تند ابوذر با عمر 38. برزخِ عمر = عمر بن خطاب / آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 39. بيزارى ابوبكر و عمر از يكديگر در قيامت = عمر بن خطاب / عذابِ عمر 40. بيعت با عمر 41. بيعت عمر در غدير 42. پيشنهاد جايگزينى عمر در غدير = عمر بن خطاب / پيشنهاد جايگزينىِفردى به جاى على عليهالسلام 43. پيشنهاد جايگزينىِ فردى به جاى على عليهالسلام 44. پيشنهاد مشاركت در خلافت 45. تبريك گفتن عمر در روز غدير 46. تحرّكات عمر و منافقين پس از بازگشت به مدينه 47. تخريب مسجد غدير به دست عمر 48. تخلّف از لشكر اسامه 49. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 50. تشبيه عمر به مدعيان خدايى 51. تمام گناهان بر گردن ابوبكر و عمر 52. جانشينىِ ابوبكر و معناى «مولى» 53. حديث غدير به نقل عمر 54. حَشرِ عمر و پيروانش 55. حضور در لشكر اسامه = عمر بن خطاب / تخلّف از لشكر اسامه 56. خشونت و بداخلاقى عمر 57. خنّاس = عمر بن خطاب / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» 58. دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در حضور صحابه در زمان عمر 59. روايت حديث غدير 60. رويارويى ابوبكر و عمر در قيامت 61. رياست عمر در اصحاب صحيفه 62. سابقه عمر در اسلام 63. سامِرىِ امت 64. سخنان عمر پس از بيعت در غدير 65. سخنگوى منافقين در غدير = عمر بن خطاب / پيشنهاد مشاركت درخلافت 66. سر كرده منافقين 67. سفارشهاى عمر به معاويه = عمر بن خطاب / نامه عمر
به معاويه 68. سلام به عنوان «اميرالمؤمنين» 69. سؤال ابوبكر و عمر در غدير 70. شاهد حضور جبرئيل در غدير 71. شبهه در نسبت غدير به امر الهى 72. شدت دشمنى عمر با اهلبيت عليهمالسلام = عمر بن خطاب / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِالْخَنَّاسِ» 73. شركت در خلافت = عمر بن خطاب / پيشنهاد مشاركت در خلافت 74. شكايت اميرالمؤمنين عليهالسلام از فرعونيت خلفا = عمر بن خطاب / بدعتها و فرعونيّت عمر و شكايت اميرالمؤمنين عليهالسلام 75. شهادت بر حديث جعلى 76. شيطانِ انسىِ پيامبر صلىاللهعليهوآله 77. صحيفه ملعونه اول 78. صحيفه ملعونه دوم 79. عدم اعتراض به غديريّه حسّان بن ثابت 80. عدم پذيرش آيات قرآن = عمر بن خطاب / اتمام حجت جبرئيل بر عمر درغدير 81. عذابِ عمر 82. عكسالعمل عمر در برابر فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام 83. عمر پس از حج و پيش از غدير 84. عمر در كتب آسمانى 85. عمر در كلام سلمان = عمر بن خطاب / عمر در كتب آسمانى 86. عمر، شيطانِ ابوبكر 87. غصبِ خلافت و عمر 88. فرعونيت عمر و بدعتها = عمر بن خطاب / بدعتها و فرعونيّت عمر و شكايت اميرالمؤمنين عليهالسلام 89. قَسَم دروغِ عمر = عمر بن خطاب / نسبت جنون به پيامبر صلىاللهعليهوآله 90. كارشكنىِ عمر پيش از غدير = عمر بن خطاب / عمر پس از حج و پيش از غدير 91. كانديداى خلافت در صحيفه ملعونه دوم 92. كانديداى شركت در خلافت = عمر بن خطاب / پيشنهاد جايگزينىِ فردى به جاى على عليهالسلام 93. كانديداى غصب خلافت 94. كفرِ عمر 95. كلام عمر قرينه معناى مولى 96. كلمات عمر پس از بيعت در غدير 97. گفتار يهوديان به عمر درباره غدير 98. لحظات مرگ عمر 99. لفظ «مولى» براى اميرالمؤمنين عليهالسلام = عمر بن خطاب / معناى اولى براى «مولى» 100. ماجراى حديث قرطاس = عمر بن خطاب / نسبت هذيان به پيامبر صلىاللهعليهوآله 101. محاكمه عمر در عصر ظهور و رجعت و قيامت 102. مردم آزارى عمر = عمر بن خطاب / خشونت و بداخلاقى عمر 103. مسجد غدير و عمر 104. معناى اولى براى «مولى» 105. منع عمر از تفسيرِ اميرالمؤمنين عليهالسلام = عمر بن خطاب / منع عمر از تفسير قرآنو
حديث 106. منع عمر از تفسير قرآن و حديث 107. مؤسس صحيفه ملعونه و غصب خلافت و سقيفه = عمر بن خطاب / آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ ... » 108. نامه عمر به معاويه 109. نسبت جنون به پيامبر صلىاللهعليهوآله 110. نسبت سحر به اميرالمؤمنين عليهالسلام 111. نسبت سحر به پيامبر صلىاللهعليهوآله = عمر بن خطاب / نامه عمر به معاويه 112. نسبت هذيان به پيامبر صلىاللهعليهوآله 113. نصب عمر از سوى ابوبكر = عمر بن خطاب / جانشينىِ ابوبكر و معناى«مولى» 114. وسوسه مردم پس از غدير توسط عمر 115. هجوم به خانه وحى 116. همه گناهان و بلاها و فتنهها بر گردن عمر 117. يهود، عمر، غدير = عمر بن خطاب / اتمام حجت يهودى بر عمر در مورد عيد غدير - گفتار يهوديان به عمر درباره غدير
عمر بن شبه نُمَيرى (ابوزيد) : روايت حديث غدير
عمر بن عبدالعزيز (خليفه اموى) : روايت حديث غدير
عمر بن عبدالغفار: روايت حديث غدير
عمر بن على عليهالسلام: روايت حديث غدير
عمر بن محمد (عمر ملاّ) : روايت حديث غدير
عمر بن مظفّر مَعَرّى (ابوحفص، حلبى) : روايت حديث غدير
عمرو بن جعدة: روايت حديث غدير
عمرو بن حمق خزاعى: روايت حديث غدير
عمرو بن دينار جُمَحى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عمرو بن سعد همدانى = عميرة بن سعد همدانى
عمرو بن شراحيل: روايت حديث غدير
عمرو بن عاص: 1. اتمام حجت عمار بر عمروعاص 2. اقرار عمروعاص به غدير 3. روايت حديث غدير
عمرو بن عبداللّه سبيعى (ابواسحاق) : روايت حديث غدير
عمرو بن مره جهنى: روايت حديث غدير
عمرو بن مره كوفى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
عمرو بن ميمون اودى (ابوعبداللّه) : 1. اتمام حجت با حديث غدير 2. روايت حديث غدير
عمره: شعائر اللّه در خطبه غدير
عَمَل = عيد غدير
عميرة بنت سعد مدنى: راوى حديث غدير
عميرة بن سعد همدانى: راوى حديث غدير
عَنبَر: عطر عَنبَر در جشن غدير در آسمانها
عوالم العلوم، ج 15/ 3 (كتاب) : 1. تحقيق در مورد غدير 2. كتابشناسى
عَوف بن ابىجميله عبدى: روايت حديث غدير
عهد: 1. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَاتَّقُوا اللّهَ ... » 2. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» = عهد / آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 3. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ ... » = عهد / آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 4. پيمان با غدير در تبليغ غدير 5. تجديد عهد و پيمان با غدير = دعا - زيارت 6. عالم ذرّ = عالم ذرّ 7. عهد اَلَست = عالم ذرّ 8. عهد و پيمانِ غدير 9. غدير و ميثاق الهى 10. ميثاق همگانى با ولايت
عهد اَلَست = عالم ذرّ
عيادت: اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام در عيادت زنان صحابه
عياض بن موسى يحصبى (قاضى) : روايت حديث غدير
عيال = خانواده
عيدروس = شيخ بن عبداللّه عيدروس
عيد غدير: 1. آداب برگزارى جشن و عيد غدير 2. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنافِيها ... » = عيد غدير / عيد غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 4. آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ ... » = عيد غدير / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 5. اتمام حجت با عيد غدير 6. اساس و سابقه عيد و جشن غدير 7. اسامى روز غدير 8. اعلان عيدِ دائمى غدير 9. اعمال و آداب عيد غدير 10. امام رضا عليهالسلام و عيد غدير 11. انفاق در روز غدير 12. انكار عيد غدير و بررسى آن 13. ايام غديريه = ايام غديريه 14. ايدههاى تبليغ غدير در عيد غدير 15. برترين اعياد = عيد غدير / عيد غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 16. پيامبر صلىاللهعليهوآله و عيد غدير 17. تاريخچه عيد غدير 18. تبليغ غدير با جشن ملّىِ غدير = عيد غدير / جشن ملّىِ غدير 19. تبليغ غدير با عيد غدير 20. تبليغ غدير در مجالس دينى 21. تقارن وقايعى با عيد غدير 22. جشن غدير در آسمانها 23. جشن غدير در بيتالمعمور = عيد غدير / عيد غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 24. جشن غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام = عيد غدير / عيد غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 25. جشن ملّىِ غدير 26. جشنهاى غدير 27. جهانى شدن عيد غدير 28. خصائص عيد غدير 29. خطبه اميرالمؤمنين عليهالسلام در عيد غدير = عيد غدير / عيد غدير در زماناميرالمؤمنين عليهالسلام 30. دانستنىهاى عيد غدير 31. دستورات ائمه عليهمالسلام درباره عيد و جشن غدير = عيد غدير / اعمال و آداب عيد غدير 32. دهه غدير = ايام غديريه 33. رسميت غدير در تقويم اسلام 34. رمز بقاء غدير 35. روايت تاريخ در مورد عيد غدير 36. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در عيد غدير = زيارت 37. سرّ بزرگىِ عيد غدير 38. سند دائمى غدير 39. شناخت عيد غدير و مصافحه ملائكه 40. صلوات و لعن و برائت در عيد غدير 41. عظمت عيد غدير 42. عيد غدير برتر از همه اعياد = عيد غدير / عيد غدير در لسان پيامبر صلىاللهعليهوآله
و امامان عليهمالسلام 43. عيد غدير در آسمانها = عيد غدير / اعلان عيدِ دائمى غدير 44. عيد غدير در دعاهاى روز غدير 45. عيد غدير در زمان اميرالمؤمنين عليهالسلام 46. عيد غدير در قيامت = عيد غدير / عيد غدير در لسان پيامبر صلىاللهعليهوآله و امامان عليهمالسلام 47. عيد غدير در لسان پيامبر صلىاللهعليهوآله و امامان عليهمالسلام 48. عيد و جشن غدير 49. عيدىِ عيد غدير 50. مراعات شئونِ جشن غدير = عيد غدير / آداب برگزارى جشن و عيد غدير 51. مفهوم عيد غدير 52. موهبتهاى الهى و زندگانى پر نعمت در عيد غدير 53. نماز جماعت عيد غدير = نماز 54. نماز عيد غدير = نماز
عيد الغدير (كتاب) = بولِس سَلامه مسيحى
عيد الغدير فى عهد الفاطميين (كتاب) : كتب برگزيده غدير
عيد فطر = فطر (عيد)
عيد قربان = قربان (عيد)
عيدى: عيدى دادن در عيد غدير
عيسى بن طلحة تميمى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
عيسى بن مريم عليهالسلام: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. اكثريت و اقليت در زمان حضرت عيسى عليهالسلام = عيسى بن مريم عليهالسلام / آيه «وَ لَقَدْضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. انجيل از ودايع امامت 4. تشبيه اميرالمؤمنين عليهالسلام به حضرت عيسى عليهالسلام 5. روز غدير همانند روز عيسى عليهالسلام
عينى = محمود بن احمد عَينى حنفى (ابومحمد، ابوالثناء، بدرالدين)
غاصبين خلافت = غصب خلافت
غدير: 1. آبادىِ غدير = جغرافياى غدير 2. آثار كوتاه مدتِ غدير 3. آثار نفىِ غدير 4. آداب روز غدير = عيد غدير 5. آيات در مورد غدير = سوره - قرآن
و تا ظهور و قيامت 68. غدير از واقعه تا تحليل علمى 69. غدير در روايات = حديث 70. غدير در زمان حاضر 71. غدير روز چه كسى است ؟ 72. غدير شاقول افكار در طول تاريخ اسلام 73. غدير متعلق به همه 74. فراموشىِ غدير = فراموشى 75. گفتمان غدير = گفتمان 76. ماجراى غدير 77. ماجرايى براى كل بشريت 78. مَدخَلهاى مرتبط با غدير 79. مقايسههاى اعتقادى غدير 80. مكانِ غدير = غدير / زمان و مكان غدير 81. نام ديگر غدير 82. نتايج اعتقادى غدير 83. نكات برجسته غدير 84. نياز به غدير 85. وقايع مرتبط به غدير 86. ويژگىهاى غدير 87. هدف غدير = هدف 88. هفته غدير = ايام غديريه 89. ياد غدير در مدينه 90. يوم الولاية
الغدير (كتاب) = الغدير فى الكتاب و السنة و الادب (كتاب)
غدير خم (كتاب) : كتب برگزيده غدير
غدير خم (كتاب) : كتاب بِرِيل با موضوع غدير
غدير خم و پاسخ به شبهات از كتب اهلسنت (كتاب) : كتب برگزيده غدير
غدير در آئينه كتاب (كتاب) : 1. كتابشناسىِ مستقل غدير 2. كتابشناسىِ كامل غدير 3. كتابهاى شعر غدير
غدير در احساس ملتها (كتاب) : مجموعه مقالات از كشورهاى مختلف
غدير در قرآن، قرآن در غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
الغدير فى الإسلام (كتاب) : كتب برگزيده غدير
الغدير فى التراث الاسلامى (كتاب) : كتابشناسى مستقل غدير
الغدير فى الكتاب و السنة و الادب (كتاب) : 1. اقتباس از «الغدير» = الغدير فى الكتاب و السنة و الادب (كتاب) / كتابشتاسىكتاب «الغدير» 2. بررسى اسناد غدير 3. پيشگام در حركت جهانى غدير 4. تأليف در غدير 5. ترجمه «الغدير» به انگليسى 6. ترجمه كتابِ برگرفته از «الغدير» به تركى استانبولى 7. كتابشناسى كتاب «الغدير»
الغدير فى مصادر الفريقين (كتاب) : كتب برگزيده غدير
الغدير و الولاية (كتاب) : كتب برگزيده غدير
غديريه = شعر
غذا دادن = اطعام
غزّالى = محمد بن محمد غزّالى
غُرَبَة: نام ديگر غدير
غرور: 1. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 2. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام و غرور = غرور / آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاشَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 3. صفت دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = غرور / آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 4. غرورِ مسلمانى
غَزاله = مُنصرَف
غزوه
غُسل: اعمال عيد غدير
غصب خلافت: 1. آثار بلند مدت غصب خلافت در دنيا = غصب خلافت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 2. آمادگى مردم براى غصب خلافت 3. آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 4. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 5. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 6. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 7. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » 8. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = غصب خلافت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 9. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام با غدير در غصب خلافت 10. اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از غصب خلافت در خطبه غدير 11. اصحاب سَبت مثال براى غاصبين
خلافت = غصب خلافت / آيه «يا أَيُّهَاالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » 12. اكثريت و اقليت مردم در مسئله غصب خلافت = غصب خلافت / آيه «وَ لَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أكثَرُ الأوَّلينَ» 13. بىتقوايى و غصب خلافت 14. پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير جاى حرفى باقى نگذاشت ! 15. پيامدهاى شوم غصب خلافت مقابل غدير 16. پيشبينى غصب خلافت در غدير 17. پيشگويى غصب خلافت در خطبه غدير = غصب خلافت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» - اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از غصب خلافت در خطبه غدير 18. پيشينه غصب خلافت 19. ثمره دو صحيفه ملعونه = غصب خلافت / نتيجه صحيفه ملعونه بعد از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 20. خطبه غدير و غصب خلافت 21. رابطه غصب خلافت و بشارت و انذار 22. زمينهسازى براى غصب خلافت 23. زمينه غصب خلافت 24. سدّ راه اسلام = غصب خلافت / آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» 25. شيطان و غصب خلافت 26. صحيفه ملعونه اول و دوم 27. عذاب غاصبين خلافت در برزخ و قيامت = غصب خلافت / آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » - آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» - آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلىعُرُوشِها ... » 28. عمر، مؤسس غصب خلافت 29. غاصبين خلافت و نقل غدير 30. غدير يعنى بطلان غصب خلافت 31. كانديداهاى غصب خلافت 32. كلام اميرالمؤمنين عليهالسلام در مورد غصب خلافت 33. لعن غاصبين خلافت در خطبه غدير 34. ماجراى غصب خلافت 35. نتيجه صحيفه ملعونه بعد از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله 36. نقطه آغاز غصب خلافت 37. همه در غصب خلافت شريك بودند = غصب خلافت / آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَهٍأَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... »
غضائرى: تأليف در غدير
غفران = آمرزش
غُلُوّ: غلوّ در مورد اميرالمؤمنين عليهالسلام
غِنا = بىنيازى (غِنا)
غيب: 1. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 2. ايمان به غيب در دوستان اهلبيت عليهمالسلام = غيب / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 3. بهشت اجر ايمان به غيب = غيب / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 4. جهنم سزاى عدم ايمان به غيب = غيب / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 5. مؤمنين و ايمان به غيب = غيب / آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْمَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ»
غيبت صغرى و كبرى = مهدى عليهالسلام
فاتحه (سوره) = سوره
فارسى: 1. تأليفات فارسى در غدير 2. تدوين كتبِ شعرِ فارسى غدير 3. ترجمه خطبه غدير به فارسى 4. غدير در شعر فارسى 5. مقاله درباره غدير به زبان فارسىِ افغانى
فاطمه بنت جعفر الصادق عليهالسلام: راوى حديث غدير
فاطمه بنت الحسين عليهالسلام: راوى حديث غدير
فاطمه بنت حمزة بن عبدالمطلب: 1. بيعت در غدير 2. راوىِ غدير
فاطمه بنت على بن ابىطالب عليهالسلام: راوىِ غدير
فاطمه بنت على السجاد عليهالسلام: راوىِ حديث غدير
فاطمه بنت محمد عليهاالسلام: 1. اتمام حجت با غدير = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام / تبليغ غدير توسط حضرت زهرا عليهاالسلام 2. بيعت در غدير 3. پيشبينى حضرت زهرا عليهاالسلام از
پيامدهاى نفى غدير 4. تبليغ غدير توسط حضرت زهرا عليهاالسلام 5. خلقت نورى
حضرت زهرا عليهاالسلام 6. راوىِ حديث غدير = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام / نقل حديث غدير 7. زيارت غديريه و حضرت زهرا عليهاالسلام 8. سيدة النساء = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام / فضيلت حضرت زهرا عليهاالسلام از زبان حارث فهرى 9. شباهت حضرت زهرا عليهاالسلام با غدير 10. شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از پيامدهاى نفى غدير = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام / پيشبينى حضرت زهرا عليهاالسلام از پيامدهاى نفى غدير 11. عروسى حضرت فاطمه عليهاالسلام در دهه غدير 12. فاطميانِ غديرى در قيامت و دشمنانشان 13. فاطميه = فاطميه 14. فضائل حضرت موهبتى الهى = فاطمه بنت محمد عليهاالسلام / فضيلت حضرت از زبان حارث فهرى 15. فضيلت حضرت زهرا عليهاالسلام از زبان حارث فهرى 16. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان حضرت زهرا عليهاالسلام 17. نثار فاطمه عليهاالسلام در جشن غدير 18. نقل حديث غدير
فاطمه بنت محمد الباقر عليهالسلام: راوى حديث غدير
فاطمه بنت موسى بن جعفر عليهالسلام: راوى حديث غدير
فاطميان: عيد غدير در زمان فاطميان
فاطميه: 1. انواع دشمنان غدير و فاطميه 2. دوستان و دشمنان از غدير تا فاطميه 3. رمز بقاى غدير: فاطميه 4. ملاك شناخت: فاطميه = فاطميه / دوستان و دشمنان از غدير تا فاطميه
فاميل = ارحام
فتح البيان (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
فتح القدير (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
فتنه: هشدار به فتنه در خطبه غدير
فتنه الهى = امتحان الهى
فخر رازى = محمد بن عمر تَيمى رازى (ابوعبداللّه، ابنالخطيب، فخرالدين)
فدك: 1. احتجاج با غدير توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام در ماجراى فدك 2. خطبه فدكيه و علل فراموشى غدير = فدك / علل فراموشى غدير در خطبه فدكيه 3. دعوت
از اهل فدك براى حج و غدير 4. رابطه فدك و غدير 5. رسيدن خبر غدير به فدك 6. زيارت غديريه و فدك 7. علل فراموشى غدير در خطبه فدكيه 8. غصب فدك نتيجه كورى و كرىِ سقيفه 9. فرعونيت سقيفه و غصب فدك
فراموشى: 1. علت فراموشى غدير 2. علل فراموشى غدير در خطبه فدكيه = فدك
فرانسوى (زبان) : 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به زبان فرانسوى
فرَج = مهدى عليهالسلام
فرزند: تبليغ غدير براى اولاد
فرشتگان = ملائكه
فرعون: مثال فرعون براى اصحاب صحيفه و سقيفه
فَرغانى = سعيدالدين فَرغانى
فرهنگ غدير: مراحل چهارگانه فرهنگ غدير در تاريخ
فرهنگ فراگير غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
فريدالدين عطّار نيشابورى = احمد بن محمد نيشابورى (فريدالدين، عطّار)
فساد = مُفسِد
فصاحت: خطبه غدير و فصاحت و بلاغت
الفصول المهمة فى معرفة الأئمة عليهمالسلام (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
فضائل: 1. آيات فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه 2. اولين مسلمان = فضائل / مفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. بزرگترين فضيلت اميرالمؤمنين عليهالسلام 4. بيان فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در عيد غدير 5. بيان فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در مكه 6. تبليغ غدير با موضوع فضائل 7. جايگاه اميرالمؤمنين عليهالسلام نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله 8. حسب و نسب اميرالمؤمنين عليهالسلام = فضائل / مفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام 9. خطبه غدير و فضائل 10. دشمنان و فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام 11. رضايت خداوند = فضائل / جايگاه اميرالمؤمنين عليهالسلام نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله 12. زيارت غديريه و فضائل 13. عرفات و بيان فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام 14. غدير بالاترين فضيلت
اميرالمؤمنين عليهالسلام = فضائل / بزرگترين فضيلتاميرالمؤمنين عليهالسلام 15. غدير و فضائل 16. فضائل قرآنى اميرالمؤمنين عليهالسلام در خطبه غدير = فضائل / قرآن و فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام. 17. فضیلت های انحصاری امیرالمؤمنین عليهالسلام 18. قرآن و فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام 19. ليلة المبيت = فضائل / خطبه غدير و فضائل 20. مفاخر اميرالمؤمنين عليهالسلام
فضلاللّه تورِبِشتى: روايت حديث غدير
فضل بن دكين كوفى (ابونُعَيم) : روايت حديث غدير
فضل بن روزبهان شيرازى (ابنروزبهان) : روايت حديث غدير
فضل بن موسى مَروَزى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
فضلة بن عتبه اسلمى (ابوبرزه) : روايت حديث غدير
فُضَيل بن مرزوق رَقاشى (اَغَرّ) : روايت حديث غدير
فِطر (عيد) : غدير برتر از فطر
فطر بن خليفه مخزومى (ابوبكر، حناط) : روايت حديث غدير
فطرت: 1. توحيد و فطرت = فطرت / ولايت و فطرت 2. لقب «اميرالمؤمنين» و فطرت = فطرت / ولايت و فطرت 3. نبوت و فطرت = فطرت / ولايت و فطرت 4. ولايت و فطرت 5. همخوانى غدير با فطرت
فقر: 1. ترك حج و فقر در خطبه غدير 2. رابطه فقر و توحيد در خطبه غدير 3. رسيدگى به فقرا در روز غدير
فقه = احكام
فكر = تفكّر
«فَلا تُقَدِّموهُم فَتَهلِكوا، وَ لا تَقصُروا عَنهُم فَتَهلِكوا ... » (حديث) : زمينه غدير
فَلَك = افلاك
فنّ خطابه = منبر
فواطم: نقل حديث غدير
فيروزه: قبول ولايت توسط كوه فيروزه در روز غدير
فيض القدير فيما يتعلق بحديث الغدير (كتاب) : متن حديث غدير
فيض كاشانى: اكمال دين در كلام فيض كاشانى
فيلم: فيلمِ غدير
فيليپين: مقاله درباره غدير
قائم عليهالسلام = مهدى عليهالسلام
قارى = على قارى
قاسطين: 1. پيشگويى از قاسطين در خطبه غدير 2. جنگ با قاسطين 3. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير
قاسم بن سلام هروى (ابوعُبَيد) : روايت حديث غدير
قاضى بهلول بهجت شافعى: روايت حديث غدير
قاضى بيضاوى: معناى اولى براى مولى
قاضى زوزنى: معناى اولى براى مولى
قاضى عياض = عياض بن موسى يحصبى (قاضى)
قاضى نوراللّه شوشترى = نوراللّه شوشترى
قاهره: عيد غدير در قاهره
قُبا (مسجد) : اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر ابوبكر در مسجد قُبا
قبائل عرب: 1. انتشار خبر غدير به قبائل 2. تركيب قبايلى در غدير
قبر: ديدار مؤمنين در روز غدير و گشادگى و نور قبر
قبيصة بن ذويب: روايت حديث غدير
قبيله = جامعه انسانى
قُتَيبة بن سعيد بلخى (ابورجاء) : روايت حديث غدير
قتلِ عام: قتلِ عام شيعيانِ كربلا در روز غدير
قُديد: 1. كارشكنى علنى منافقين پيش از غدير 2. منزلى در مسير حجة الوداع 3. نزول چهارده آيه در قديد
قرآن: 1. آمارهاى آيات غدير = آمار - قرآن / آمارهاى قرآنى و كلى آيات غدير 2. آمارهاى قرآنى و كلىِ آيات غدير 3. آيات در خطبه غدير 4. آيات در زيارت غديريه 5. آيات عذاب و لعن در قرآن 6. آياتِ غدير = قرآن / آيه ... 7. آيات غدير به ترتيب قرآنى 8. آيات غدير به ترتيب زمانى و مكانى = قرآن / مراحل حضور قرآن در غدير 9. آيات فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام در زيارت غديريه 10. آيات قرآن در حجة الوداع = قرآن / مراحل حضور قرآن در غدير 11. آيات قرآن در غدير و قبل و بعد آن = قرآن / مراحل حضور قرآن درغدير 12. آيات قرآن در ماجراى عقبه = قرآن / مراحل حضور قرآن در غدير 13. آيه 14. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِوَ رُسُلِهِ ... » 15. آيه «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّهِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 16. آيه «اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» 17. آيه « ... اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 18. آيه «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا اَنْتُمْ تَحْزَنُونَ» 19. آيه «اُدْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ» 20. آيه «إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ» 21. آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحِ ... » 22. آيه «اِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظا وَ زَفيرا» 23. آيه «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ» = قرآن / آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » 24. آيه «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ» = قرآن / آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 25. آيه «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ
وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا ... » = قرآن / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 26. آيه «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ... » = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 27. آيه «اَطيعُوا اللّهَ وَ اَطيعُوا الرَّسوُلَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْكُمْ» = قرآن / آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَآمَنُوا أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... » 28. آيه «أعَدَّ اللّهُ لَهُم عَذابا شَديدا إنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 29. آيه «أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ» 30. آيه «أَ فَغَيْرَ دِينِ اللّه يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعا وَ كَرْها وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 31. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها» = قرآن / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 32. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 33. آيه «اَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبَّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» 34. آيه «أفَمَن كانَ مُؤمِنا كَمَن كانَ فاسِقا لا يَستَوون» 35. آيه «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» 36. آيه «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ» = قرآن / آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌفَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا ... » - آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 37. آيه «الَّذِى أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ» = قرآنآيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 38. آيه «الَّذينَ آمَنُوا» 39. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» 40. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 41. آيه «الَّذينَ اِنْ مَكَّنّاهُمْ فِى الاَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ... » 42. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... » = قرآن /
آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 43. آيه «الَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللّهِ إلها آخَرَ فَسَوفَ يَعلَمونَ» = قرآن / آيه «فَوَ رَبِّكَلَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... » 44. آيه «الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ يَبْغُونَها عِوَجا وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 45. آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 46. آيه «الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ» = قرآن / آيه «عَمَّ يَتَسائلونَ . عَنِ النَّبَأ العَظيمِ . الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... » - آيه «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 47. آيه «الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ» = قرآن / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ . الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ» 48. آيه «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فى طُغْيانِهِمْ ... » 49. آيه «الم . اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ» = قرآن / آيه «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 50. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبا مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ ... » 51. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 52. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... » 53. آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 54. آيه «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 55. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى ... » 56. آيه «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللّه الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْدُونِ اللّه ... » 57. آيه «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ» = قرآن / آيه « ... أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 58. آيه «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ
الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 59. آيه «اَمْ يَقُولُونَ افْتَريهُ . قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَوَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا ... » 60. آيه «اِنَّ اَكْرَمُكُمْ عِنْدَ اللّهِ اَتْقيكُمْ» 61. آيه «اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ» = قرآن / آيه «فَوَرَبِّكَ لَنَسَأَلَنَّهُمْ اَجْمَعينَ ... » 62. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا لَن تُقْبَلتَوبَتُهُم» 63. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» 64. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ... » 65. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ» = قرآن / آيه «الَّذِينَآمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 66. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّهِهُمْ فِيها خالِدُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 67. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ... » = قرآن / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 68. آيه «اِنَّ الَّذينَ ارْتَدّوا عَلى اَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى ... » 69. آيه «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لايَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... » = قرآن / آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 70. آيه «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ . أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّه ... » 71. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 72. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» 73. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِىالْكِتابِ ... » 74. آيه «اِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ اَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللّهِ وَ رُسُلِهِ ... » 75. آيه «إِنَّ اللّه رَبِّى وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا
اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 76. آيه «اِنّا لَنَعْلَمُ اَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبينَ» = قرآن / آيه «تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ. وَ لَوْتَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الاَقاويلِ» 77. آيه «اِنْ اَنَا اِلاّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» 78. آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ» 79. آيه «اِنْ تَتُوبا اِلَى اللّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ اِنْ تَظاهَرا ... » 80. آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 81. آيه «اِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَميعا فَاِنَّ اللّهَ لَغَنِىٌّ حَميدٌ» 82. آيه «اَنْتُمْ اَعْلَمُ اَمِ اللّهُ . وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً ... » 83. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 84. آيه «اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ» 85. آيه «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» = قرآن / آيه« ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 86. آيه «اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْءٌ عَظيمٌ» 87. آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... » 88. آيه «إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» 89. آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» 90. آيه «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» 91. آيه «اِنَّما اَنْتَ نَذيرٌ وَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ وَكيلٌ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... » 92. آيه «اِنِّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ» 93. آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ ... » 94. آيه «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا ... » 95. آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... » 96. آيه «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُم الرّجسَ أهلَالبَيتِ وَ يُطَهِّرِكَم تَطهيرا» 97. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ» 98. آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 99. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 100. آيه «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 101. آيه «إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً
لِبَنِىإِسْرائِيلَ» = قرآن / آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا» - آيه «سَأَلَ سائِلٌبِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » - آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ» 102. آيه «إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْىٌ يُوحى» = قرآن / آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... » 103. آيه «اِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ» 104. آيه «إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطانا مَرِيدا» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 105. آيه «أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ» = قرآن / آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 106. آيه «أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللّه هَدانِى لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» = قرآن / آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ ياحَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 107. آيه «اُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ... » = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... » 108. آيه «أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّه فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ» = قرآن / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 109. آيه «أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الاْخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِه صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 110. آيه «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» = قرآن / آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ... » - آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 111. آيه «أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِى الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّه مِنْأَوْلِياءَ ... » = قرآنآيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 112. آيه «أَوْلى لَكَ فَأَوْلى» = قرآن / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 113. آيه «أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ» = قرآن / آيه
«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ... » 114. آيه «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ... » 115. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 116. آيه «بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ» = قرآن / آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 117. آيه «بَلِ اللّه فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ» = قرآن / آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ... » 118. آيه «بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ ... » = قرآن / آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 119. آيه «بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِى فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ» = قرآن / آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 120. آيه «تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظيمٌ» 121. آيه «تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 122. آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... » 123. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 124. آيه «ثُمَّ أَنْزَلَ اللّه سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُودا لَمْ تَرَوْها ... »= قرآن / آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 125. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 126. آيه «ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى» = قرآن / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ... » 127. آيه «ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى» = قرآن / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 128. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» = قرآن / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 129. آيه «ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 130. آيه «ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 131. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ ... »
= قرآن / آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » - آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 132. آيه «حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ ... » 133. آيه «حَتّى اِذا جاؤُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها ... » 134. آيه «حُرِّمَت عَلَيكُم المَيتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحمُ الخِنزيرِ وَ ما اُحِلَّ لِغَيرِ اللّهِ بِهِ وَ ... » = قرآن / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 135. آيه «الْحَمْدُ للّه الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّهُ» 136. آيه «خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» = قرآن / آيه«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 137. آيه «ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّهُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ ... » 138. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّهيَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ» = قرآن / آيه «اِنَّ الَّذينَ ارْتَدّوا عَلى اَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى ... » - آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »139. آيه «الَّذى ... » - آيه «الَّذينَ ... » 140. آيه «رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» = قرآن / آيه «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» 141. آيه «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدا» 142. آيه «رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْنا كَبِيرا» = قرآن / آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ ... » 143. آيه «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ» 144. آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 145. آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» 146. آيه «رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» 147. آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 148. آيه «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْأَلُونَ» 149. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ» 150. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ»
الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 171. آيه «فَاِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» 172. آيه «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ» = قرآن / آيه«وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... » 173. آيه «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ» = «وَ قرآن / آيه كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 174. آيه «فَاِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا اَنَّما اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّهِ وَ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ فَهَلْ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... » 175. آيه «فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْما لُدًّا» = قرآن / آيه «إِنَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ... » 176. آيه «فَاُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ... » 177. آيه «فَاُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ» 178. آيه «فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها» 179. آيه «فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فِى ذلِكَ لاَيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» = قرآن / آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... » 180. آيه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 181. آيه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كانَ تَوّابا» = قرآن / آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحِ ... » 182. آيه «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ كُن مِنَ الساجِدينَ» = قرآن / آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... » 183. آيه «فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ» = قرآن / آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 184. آيه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى» 185. آيه «فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورا وَ يَصْلى سَعيرا» 186. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = قرآن / آيه «يَمُنُّونَعَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلاْءِيمانِ ... » 187. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... » 188. آيه «فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ» = قرآن / آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ
تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 189. آيه «فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 190. آيه «فَلا تُطِع المُكَذِّبين» = قرآن / آيه «وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 191. آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... » 192. آيه «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفا» 193. آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 194. آيه «فَلَمّا اَحَسَّ عيسى مِنهُمُ الكُفرَ قالَ مَنْ أَنْصارِى إِلَى اللّه قالَ الحَواريّون نَحْنُ أَنْصارُ اللّه آمَنَّا بِاللّه وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 195. آيه «فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 196. آيه «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه كَذِبا أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ ... » = قرآن / آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 197. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» = قرآن / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 198. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» 199. آيه «فَمَنْ يَنْصُرُنِى مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ» = قرآن / آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 200. آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... » 201. آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللّه لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَلِيلاً ... » 202. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... » 203. آيه «فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 204. آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا ... » 205. آيه «فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 206. آيه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ» 207. آيه «فَالْيَوم الَّذينَ آمَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضْحَكونَ . عَلَى
الأرائك يَنْظُرون» 208. آيه «فيها ما تَشْتَهيهِ الاَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الاَعْيُنُ» 209. آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 210. آيه «قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها ... » = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَفِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 211. آيه «قالوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَبا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ» = قرآن / آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ» 212. آيه «قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّهُ مِنْ شَىْءٍ . اِنْ اَنْتُمْ اِلاّ فى ضَلالٍ كَبيرٍ» = قرآن / آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ ... » 213. آيه «قالوا ربنا من قدم لنا هذه فزده عذابا ضعفا من النار» = قرآن / آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ» 214. آيه «قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ . أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 215. آيه «قَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ» = قرآن / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ» 216. آيه «قُلْ آمَنَّا بِاللّه وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ... » = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 217. آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... » 218. آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ... » 219. آيه «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ . رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» 220. آيه «قُلْ كَفى بِاللّهِ شَهيدا بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ» 221. آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُالْغَيْبَ ... » 222. آيه «قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ سُبْحانَاللّهِ ... » 223. آيه «قل هو اللّه احد ... » 224. آيه «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ» = قرآن / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِىآدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 225. آيه «قُل يا اَهلَ الكِتابِ تَعالَوا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواالْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 226. آيه «كَذلِكَ نَفْعَلُ
بِالْمُجْرِمِينَ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 227. آيه «كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ» = قرآن / آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ ... » 228. آيه «كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذا ادّارَكُوا فيها جَميعا ... » 229. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ... » 230. آيه «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ ... » 231. آيه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ» 232. آيه «لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدِ ايمانِكُمْ» = قرآن / آيه «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ... » 233. آيه «لا تُفْسِدُوا فِى الاَرْضِ قالُوا اِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ» = قرآن / آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا ... » 234. آيه «لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى الاْخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 235. آيه «لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 236. آيه «لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 237. آيه «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» 238. آيه «لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 239. آيه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 240. آيه «الَّذى ... » - «الَّذينَ ... » 241. آيه «لَعَنَهُ اللّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيبا مَفْرُوضا» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَىالَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 242. آيه «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ ... » = قرآن / آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» 243. آيه «لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِى وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلاْءِنْسانِ خَذُولاً» = قرآن / آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ... » 244. آيه «لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ» = قرآن / آيه «إِنَالْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 245. آيه «لَقَدْ
رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» = قرآن / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 246. آيه «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللّهَ وَ الْيَوْمَ الآخَرَ» 247. آيه «لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... » 248. آيه «لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَيْئا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْفِيها خالِدُونَ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 249. آيه «لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» = قرآن / آيه «حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ ... » 250. آيه «لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ» 251. آيه «لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِى الظَّالِمِينَ» = قرآن / آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 252. آيه «لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ ... » 253. آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» 254. آيه «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ» = قرآن / آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 255. آيه «ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى» = قرآن / آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَصاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... » 256. آيه «ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيّا وَ لا نَصْرانِيّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفا مُسْلِما وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 257. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... » 258. آيه «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِناَمرِهِم» 259. آيه «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ» 260. آيه «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ ... » 261. آيه «مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً أَ فَلا تَذَكَّرُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 262. آيه «مِنَ اللّهِ ذِى الْمِعارِجِ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... » 263. آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ
وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 264. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... » 265. آيه «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثى ... » 266. آيه «مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها ... » 267. آيه «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لايُبْخَسُونَ» = قرآن / آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... » 268. آيه «مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 269. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْوَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْأَوْلى بِبَعْضٍ ... » 270. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَليلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ اِلى عَذابٍ غَليظٍ» 271. آيه «ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » = قرآن / آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 272. آيه «وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ» = قرآن /آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 273. آيه «وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»= قرآن / آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 274. آيه «وَ اتَّبِعُوا النُّورَ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ» 275. آيه «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما» = قرآن / آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 276. آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ... » 277. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 278. آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... » 279. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمَنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا اَنُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ . اَلا اِنَّهُمْ هُمُالسَّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ» = قرآن / آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا ... » - آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 280. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ» = قرآن / آيه«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 281. آيه «وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا . وَ اِذا خَلَوا اِلى
شَياطينِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَكُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» = قرآن / آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا ... » - آيه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ ... » 282. آيه «وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ... » 283. آيه «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَالْكافِرِينَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 284. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ ... » 285. آيه «وَ اَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ ... » 286. آيه «وَ إذ يَعِدُكُم اللّهُ إحدَى الطائفَتَين أنَّها لَكُم وَ تَوَدّونَ أنَّ غَيرَ ذاتِ الشَوكَةِ ... » 287. آيه «وَ أرسل عَلَيْهِمْ طَيْرا أَبابِيلَ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ.لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 288. آيه «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ» 289. آيه «وَ أعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتيكَ اليَقينَ» = قرآن / آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... » 290. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 291. آيه «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ» = قرآن / آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 292. آيه «وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّه مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّه بِهِ أَنْ يُوصَلَ ... » 293. آيه «وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ» = قرآن / آيه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ اِلى رَبِّكَفَارْغَبْ» 294. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 295. آيه «وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 296. آيه «وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ» = قرآن / آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ ... » 297. آيه «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» = قرآن / آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 298. آيه «وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ» 299. آيه «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» 300. آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباشَدِيدا» 301. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا
السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْسَبِيلِهِ ... » 302. آيه «وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ» = قرآن / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 303. آيه «وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 304. آيه «وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 305. آيه «وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 306. آيه «وَ اِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ لَسَوْفَ تُسْاَلُونَ» 307. آيه «وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» 308. آيه «وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ» = قرآن / آيه «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا ... » 309. آيه «وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ» = قرآن / آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» 310. آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... » 311. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنا فِيها ... » 312. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » 313. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 314. آيه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» 315. آيه «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريرا» 316. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ» 317. آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ... » 318. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ... » 319. آيه «وَ رَأَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّهِ اَفْواجا» = قرآن / آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِوَ الْفَتْحِ ... » 320. آيه «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ» 321. آيه «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ اَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعظيمُ» 322. آيه «وَ السابِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعوهُم بِاِحْسانٍ ... » 323. آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» 324. آيه «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا
جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها ... »= قرآن / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» 325. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً ... » = قرآن / آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 326. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها . هِىَ حَسْبُهُمْ ... » 327. آيه «وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 328. آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... » 329. آيه «وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ» = قرآن / آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... » 330. آيه «وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِيٌّحَمِيدٌ» 331. آيه «وَ قالُوا ءَآلِهَتُنا خَيْرٌ اَمٌ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ اِلاّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ» = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » - آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ» 332. آيه «وَ قالُوا الْحَمْدُ للّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ ... » = قرآن / آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... » 333. آيه «وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا» = قرآن / آيه «يَوْمَتُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ ... » 334. آيه «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ» 335. آيه «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِى أَصْحابِ السَّعِيرِ» = قرآن / آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... » 336. آيه «و قالوا ما لَنا لا نَرى رِجالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ» = قرآن / آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ» 337. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = قرآن / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 338. آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 339. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 340. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِىَ اَشَدُّ قُوَةً مِنْ قَرْيَتِكَ ... » 341. آيه
«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ... » 342. آيه «وَ كُلَّ شَىْءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ» 343. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» 344. آيه «وَ كونوا مَعَ الصادِقينَ» 345. آيه «وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ... » = قرآن / آيه «وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » - آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» 346. آيه «وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثا تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاًبَيْنَكُمْ ... » = قرآن / آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » 347. آيه «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فليبتكن آذان الانعام فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ ... » = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 348. آيه «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ... » 349. آيه «وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ» = قرآن / آيه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ» 350. آيه «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 351. آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ... » 352. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» 353. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 354. آيه «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ» =قرآن / آيه « ... أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 355. آيه «وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّه مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللّه مَسْؤُلاً» 356. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » 357. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فى مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ ... » 358. آيه «وَ لَقَد نَعلَمُ أنَّكَ يَضيقُ صَدرَكَ بِما يَقولونَ» = قرآن / آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... » 359. آيه «وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى» = قرآن / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... » 360. آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... » 361. آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ» 362. آيه «وَ لَمْ
يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً» 363. آيه «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ» 364. آيه «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» 365. آيه «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 366. آيه «وَ لَوْ شاءَ اللّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَلكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِى مَنْ يَشاءُ ... » = قرآن / آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » 367. آيه «وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِى الاَرْضِ يَخْلُفُونَ» = قرآن / آيه «سَأَلَسائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » - آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ» 368. آيه «وَ لَوْ يَجْعَلُ اللّهُ لِلنّاسِ الشَّرَ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ ... » 369. آيه «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ... » = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 370. آيه «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِى أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِى الْقُرْآنِ ... » 371. آيه «وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ» = قرآن / آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 372. آيه «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينِ» 373. آيه «وَ ما كانَ اللّهُ لَيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ ... » 374. آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... » 375. آيه «وَ ما لا تُبْصِرُونَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنابَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 376. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ... » 377. آيه «وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ» = قرآن / آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... » 378. آيه «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلاً ما تُؤمِنونَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 379. آيه «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلاً ما تَذَكَّرونَ» = قرآن / آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 380. آيه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» 381. آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... » 382. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ
بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» 383. آيه «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه كَذِبا أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ ... » 384. آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 385. آيه «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ... » 386. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَالْخاسِرِينَ» 387. آيه «وَ مَنْ يَتَوَلَّى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» 388. آيه «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ» 389. آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظيما» 390. آيه «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا ... » 391. آيه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» 392. آيه «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّهَ شَيْئا» 393. آيه «وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ» = قرآن / آيه «إِنَالْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... » 394. آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... » 395. آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ... » 396. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 397. آيه «وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» 398. آيه «وَ يَصْلى سَعِيرا» = قرآن / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 399. آيه «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللّه ظَنَّ السَّوْءِ ... » 400. آيه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » - آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» 401. آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ... » 402. آيه «هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ» = قرآن / آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ» 403. آيه «هَلْ اَتى عَلَى الاِنسانِ حينٌ مِنَ الدَهرِ لَم يَكُن شَيئا مَذكورا» 404. آيه «هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ» = قرآن / آيه «فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَالْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ... » 405. آيه «هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ
الْكِتابِ ... » 406. آيه «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا» 407. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» 408. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» = قرآن / آيه «أَطِيعُوا اللّهَوَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» 409. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» 410. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... » 411. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ ... » = قرآن / آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّهَ ... » 412. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً ... » 413. آيه «يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِه فَسَوفَ يَأتِى اللّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم وَ يُحَبُّونَه ... » 414. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » 415. آيه «يا اَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ اِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» 416. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 417. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 418. آيه «يا اَيُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ... » 419. آيه «يا وَيلَتا لَيتَنى لَم اَتَّخِذ فُلانا خَليلاً» = قرآن / آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىيَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ... » 420. آيه «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ» = قرآن / آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... » 421. آيه «يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ ... » = قرآن / آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » 422. آيه «يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ وَ لا يَخافُونَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ» 423. آيه «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِى قُلُوبِهِمْ ... » 424. آيه «يَحلِفونَ بِاللّهِ ما قالوا وَ لَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ بَعدَ إسلامِهِم ... » 425. آيه «يُخادِعُونَ اللّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ» 426. آيه « ... يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » = قرآن / آيه «إِنَّ
الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه .يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 427. آيه «يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» 428. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... » 429. آيه «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ... » 430. آيه «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ... » = قرآن / آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » 431. آيه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُورا» = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 432. آيه «يَعْرِفُوْنَ نِعْمَةَ اللّهَ ثُمَّ يُنْكِرُونَها» 433. آيه «يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا» 434. آيه «يَقوُلُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ» 435. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 436. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَدِينا» 437. آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ ... » 438. آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» 439. آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ ... » 440. آيه «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ جَمِيعا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلىشَىْءٍ ... » = قرآن / آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » 441. ائمه عليهمالسلام و قرآن 442. اتمام حجتهاى قرآنىِ غدير 443. احاطه علم ائمه عليهمالسلام به قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 444. احتراز از متشابهات قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» - وظايف ما درباره قرآن 445. احياى قرآن با غدير 446. ارتباط غدير و قرآن 447. استشهاد به آيات قرآن در خطبه غدير 448. اعتقادات در آيات غدير = قرآن / نتايج اعتقادى آيات غدير 449. اكثريت و اقليت در آيات قرآن = اكثريت 450. اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن 451. اميرالمؤمنين عليهالسلام قرآن ناطق 452. اهل بهشت در
قرآن 453. اهلبيت عليهمالسلام در قرآن 454. بقاى قرآن در سايه غدير 455. پاسخگويى در مورد قرآن در روز قيامت = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 456. پژوهشهاى قرآنى غدير 457. پيوند ناگسستنى قرآن و غدير 458. تاريخچه قرآنىِ غدير 459. تبليغ غدير با آيات غدير 460. تجلّى آياتِ غدير در عصر ظهور 461. تحريف قرآن 462. تحقيق در آيات غدير 463. تحليل نزول و تفسير آيات قرآن در غدير 464. تحليلهاى قرآنى غدير 465. تدبّر در قرآن 466. ترتيب زمانى و مكانى آيات غدير = قرآن / مراحل حضور قرآن در غدير 467. تفسير به رأى 468. تفسير قرآن = تفسير 469. تفسير قرآن مخصوص اهلبيت عليهمالسلام = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْكانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 470. تمسك به قرآن = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 471. ثقل اكبر 472. جمع قرآن توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» - اتمام حجتهاى قرآنىِ غدير 473. حضور قرآن در غدير و قبل و بعد آن = قرآن / مراحل حضور قرآن در غدير 474. خطبه غدير و قرآن 475. دشمنان غدير در آينه قرآن = قرآن / معرفى قرآنىِ غدير 476. دعاها و زيارتهاى قرآنى غدير 477. دعوت كننده به قرآن = قرآن / سرپرست قرآن 478. دفاع از غدير با استناد به قرآن 479. روابط بينامتنى قرآن با خطبه غدير 480. روز غدير در قرآن 481. سابقه قرآنى ولايت 482. سرپرست قرآن 483. سقيفه سدّ راه قرآن = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 484. سؤال از ثقلين در قيامت = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 485. سورهها و آيات غدير به ترتيب قرآنى = قرآن / آيات غدير به ترتيب قرآنى 486. شريكهاى قرآن 487. شعر غدير و آيات قرآن 488. علت جاودانگى حديث غدير 489. عمر و منع شديد از تفسير قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْعِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 490. غدير در قرآن = قرآن / قرآن در غدير - معرفى قرآنىِ غدير 491. غدير و سقيفه دو فرهنگ متقابل درباره قرآن
= قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 492. فضائل قرآنى اميرالمؤمنين عليهالسلام در خطبه غدير 493. فهم قرآن = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 494. قرآن در غدير 495. قرآن در كنار حوض كوثر = قرآن / وظايف ما درباره قرآن 496. قرآنُ علىٍ عليهالسلام = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 497. كتابهاى قرآنى غدير 498. لعن در قرآن = قرآن / آيات عذاب و لعن در قرآن 499. مبانى خطبه غدير 500. متشابه قرآن = قرآن / محكم و متشابه قرآن 501. محتواى قرآن 502. محكم و متشابه قرآن 503. مراحل حضور قرآن در 504. معرفى دشمنان غدير در آينه قرآن = قرآن / معرفى قرآنىِ غدير 505. معرفى غدير در آينه قرآن = قرآن / معرفى قرآنىِ غدير 506. معرفى قرآن در غدير 507. معرفى قرآنىِ غدير 508. مفسر حقيقى قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهلَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» - سرپرست قرآن 509. مقام قرآن در خطبه غدير 510. مقدمهچينى براى غدير در قرآن 511. منع شديد عمر از تفسير قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 512. موارد مطرح شدن آيات غدير 513. موضوعبندى آيات غدير 514. نام اهلبيت عليهمالسلام در قرآن 515. نتايج اعتقادى آيات غدير 516. نگرانى از تفسير نادرست قرآن = قرآن / آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» 517. واژه ولايت و مشتقات آن در آيات قرآن 518. ودايع امامت 519. وظايف ما درباره قرآن 520. ولايت در قرآن 521. همراه بودن قرآن با ائمه عليهمالسلام
قربان (عيد) : غدير برتر از قربان
قرض: قرض دادن به شيعيان در عيد غدير
قِرطاس = ماجراى كتف
قُرطُبى = محمد بن احمد خزرجى (ابوعبداللّه، قُرطُبى)
قريش: 1. ترس از قريش در غدير 2. قريش در قرآن
«قُرَيشُ وَ الأنصارُ وَ جُهَينَة ... مَوالى دونَ الناسِ كُلُّهُم ... » (حديث) : تعارض با حديث غدير
قزاقستان: مقاله درباره غدير
قَسطَلانى = احمد بن محمد قَسطَلانى (ابوالعباس، مصرى شافعى)
قَسَم: منافقين و قَسَمهاى دروغ در غدير
قضا و قدر: قضا و قدر در خطبه غدير
قلم: تبليغ غدير با قلم
قليل = اكثريت
قم: شعراى غدير در قم
قمى = عباس قمى
قَنبَر (غلام اميرالمؤمنين عليهالسلام) : شهيدِ غدير
قوم = غدير در احساس ملتها (كتاب)
قوم حضرت يونس عليهالسلام: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
قيامت: 3. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 4. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = قيامت / آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 5. آثار طهارت مولد در قيامت 6. اِخبار از قيامت در غدير 7. انكار معاد ريشه ضديت با غدير = قيامت / منكر ولايت منكر قيامت 8. بيزارى ابوبكر و عمر از يكديگر در قيامت = قيامت / عذاب ابوبكر و عمر 9. حساب قيامت در خطبه غدير = قيامت / خطبه غدير و قيامت 10. حسرت براى دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام 11. خطبه غدير و قيامت 12. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در قيامت 13. روز نا اميدى اصحاب صحيفه 14. سؤال از غدير در قيامت 15. سؤال از ولايت در قيامت = قيامت / آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 16. سؤال پيامبر صلىاللهعليهوآله از ثقلين در قيامت 17. شيعيان و محبين اهلبيت عليهمالسلام در قيامت 18. عذاب ابوبكر و عمر 19. غدير در قيامت 20. غدير و قربان و فطر و جمعه در
قيامت = قيامت /
غدير در قيامت 21. فاطميانِ غديرى در قيامت و دشمنانشان 22. محاكمه ابوبكر و عمر در قيامت 23. «مسؤولون» در قيامت = قيامت / آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 24. منكر ولايت منكر قيامت
قيس بن ثابت انصارى: روايت حديث غدير
قيس بن حفص دارمى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
قيس بن حنّان = قيس بن حيّان
قيس بن حيّان: در سند خطبه غدير
قيس بن ربيع اودى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
قيس بن سعد بن عباده انصارى: 1. اتمام حجت قيس با غدير 2. روايت حديث غدير 3. شعرِ غدير در حضور امام عليهالسلام 4. غديريّه قيس بن سعد از وجوه دلالت حديث غدير
قيس بن سمعان: در سند خطبه غدير
قيس ثقفى مدائنى (ابومريم) : روايت حديث غدير
كاذبين: عصيان خدا و رسول صلىاللهعليهوآله
كارت پُستال: كارت پستال غديرى
كاروان: كاروان غدير
كازرونى = سعيدالدين كازرونى
كاسِت: تبليغ غدير با كاسِت
كاشىكارى: تبليغ غدير
كاظمين: كتب خطى غدير
كافران = كفر
كامپيوتر = رايانه
كامل بن علاء تميمى (ابوعلاء) : روايت حديث غدير
كتاب = كتابشناسى
كتابخانه: 1. زمينه كتابشناسى غدير 2. كتابخانه غدير 3. كتابهاى خطى غدير
كتابخانه جلالالدين ارموى (تهران) : كتب خطى غدير
كتابخانه الجمعية الإسماعيلية (كراچى) : كتب خطى غدير
كتابخانه حاج آقا بزرگ تهرانى (نجف) : كتب خطى غدير
كتابخانه خدابخش (پتنه) : كتب خطى غدير
كتابخانه دانشكده الهيات تهران: كتب خطى غدير
كتابخانه دانشگاه تهران: كتب خطى غدير
كتابخانه سلطنتى برلين: كتب خطى غدير
كتابخانه سيد حسن صدر (كاظمين) : كتب خطى غدير
كتابخانه سيد محمدعلى روضاتى (اصفهان) : كتب خطى غدير
كتابخانه شاهچراغ عليهالسلام (شيراز) : كتب خطى غدير
كتابخانه شيخ عبدالقيوم (بمبئى) : كتب خطى غدير
كتابخانه شيخ على خيابانى: كتب خطى غدير
كتابخانه ظاهريّه (دمشق) : كتب خطى غدير
كتابخانه فيضى (بمبئى) : كتب خطى غدير
كتابخانه گلپايگانى (قم) : كتب خطى غدير
كتابخانه گوهرشاد (مشهد) : كتب خطى غدير
كتابخانه مجلس سابق: كتب خطى غدير
كتابخانه مجلس شورى (تهران) : كتب خطى غدير
كتابخانه مدرسه سپهسالار (تهران) : كتب خطى غدير
كتابخانه مرعشى نجفى (قم) كتب خطى غدير
كتابخانه مركزى و اسناد: كتب خطى غدير
كتابخانه ملى ايران (تهران) : كتب خطى غدير
كتابخانه نوربخش (تهران) : كتب خطى غدير
كتابخانه وزيرى (يزد) : كتب خطى غدير
كتاب خطى = نُسَخ خطى
كتاب سليم بن قيس الهلالى (كتاب) : اولين ثبت غدير
كتابشناسى: 1. آمار كتابهاى خطى غدير = كتابشناسى / آمارهايى در رابطه با كتابشناسىغدير 2. آمار مؤلفين مشهور چهارده قرن 3. آمارهايى در رابطه با كتابشناسى غدير 4. اسناد و تاريخ غدير 5. اولين كتابها در موضوع غدير = كتابشناسى / غدير در فرهنگ اسلام 6. بِرِيل 7. تاريخچه كتابِ غدير 8. تاريخچه كتاب و غدير 9. تبليغ غدير با كتابشناسىِ غدير 10. تبليغ گسترده غدير با فرهنگ مكتوب 11. تحقيق در كتابشناسى غدير 12. زمينه كتابشناسى غدير 13. سابقه كتاب و غدير = كتابشاسى / تاريخچه كتاب و غدير 14. سند حديث غدير 15. «غدير در آئينه كتاب» = غدير در آئينه كتاب (كتاب) 16. غدير در فرهنگ اسلام 17. كتابخانه غدير = كتابخانه 18. كتاب درباره تبليغ غدير 19. كتابشناسى ضمنى 20. كتابشناسى مستقل 21. كتابنامههاى غدير = كتابشناسى / كتابشناسى ضمنى - كتابشناسى مستقل 22. كتابهاى خطى غدير 23. كتابهاى قرآنى غدير 24. كتابهاى لاتين 25. متن حديث غدير 26. مدارك متن كامل خطبه غدير 27. مراحل چهارگانه فرهنگ غدير در تاريخ = كتابشناسى / غدير در فرهنگاسلام
كتابُ علىٍّ عليهالسلام (كتاب) : اولين كتاب در ثبت غدير
كتاب كارت: كتاب كارت و تبليغ غدير
كتاب كودك = كودك
كتابنامه = كتابشناسى
كتاب الولاية (كتاب) = حديث الولاية (كتاب) = الدراية فى حديث الولاية (كتاب) = الردّ على الحرقوصيّة (كتاب)
كتابهاى آسمانى: 1. خطبه غدير و كتب آسمانى 2. ولايت در كتب آسمانى
كتابهاى غدير = كتابشناسى
كُتب آسمانى = كتابهاى آسمانى
كُتب خطى = كتابشناسى
كُتب غدير = كتابشناسى
كِتف = ماجراى كِتف
كتمان: 1. غدير با كتمان محو نمىشود 2. غصب خلافت و كتمان غدير 3. كتمان نور غدير 4. نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام بر كتمان كنندگان غدير
كثرت = اكثريت
كثير بن زيد اسلمى (ابومحمد، ابنماقَبَه) : روايت حديث غدير
كُدى = ذى طُوى
كراجكى = محمد بن على كراجكى (ابوالفتح، قاضى)
كُراعُ الغُمَيم: فتنه منافقين در كُراعُ الغُمَيم
كربلا: 1. احياى غدير در كربلا 2. قتل عام شيعيان كربلا در روز غدير
كُردى (زبان) : ترجمه خطبه غدير به زبان كردى
كَرَكى = على بن عبدالعالى كَرَكى
كشف المهمّ فى طريق خبر غدير خم (كتاب) : 1. كتب برگزيده غدير 2. متن كامل خطبه غدير
الكشف و البيان (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
كشمير: 1. غدير و نوروز در كشمير 2. مقاله درباره غدير
كشور = غدير در احساس ملتها (كتاب)
كعب بن عجره انصارى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
كعبه: 1. پوشش كعبه در حجة الوداع 2. خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در كنار كعبه 3. زينت مكه به كعبه با قبول ولايت در روز غدير 4. صحيفه ملعونه اول در كعبه 5. مثال كعبه براى اميرالمؤمنين عليهالسلام 6. وداع با كعبه در حجة الوداع
كفّار = كفر
كفّاره: روزه روز غدير كفّاره گناهان
كفالت: كفالت شيعيان در عيد غدير
كفر: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. ارتداد امت = ارتداد امت 3. اقسام كافران 4. اكثريت مردم و كفر = كفر / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
كلام (علم) : 1. اهميت و ضرورت غدير از منظر كلامى 2. متكلمين و غدير خم
كلينى = محمد بن يعقوب كلينى
كمال دين = اكمال دين
كميت بن زيد اسدى: شعرِ غدير در حضور امام عليهالسلام
كنگره: 1. تبليغ غدير با برگزارى كنگره 2. تدوين يادنامه براى كنگرههاى غدير
كنگره امام على عليهالسلام (لندن) : معرفى كنگره امام على عليهالسلام در لندن
كنگره سراسرى ادبيات غدير: 1. معرفى كنگره سراسرى ادبيات غدير 2. مقالات ارسالى به كنگره
كوثر = حوض كوثر
كودك: 1. تبليغ غدير با كتاب كودك 2. تبليغ غدير با هديه دادن به كودكان 3. كتاب كودك 4. وظيفه تبليغ غدير براى كودكان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله 5. هديه دادن به كودكان در غدير = كودك / تبليغ غدير با هديه دادن بهكودكان
كوفه: 1. تبليغ غدير در كوفه توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. زينت كوفه به اميرالمؤمنين عليهالسلام با قبول ولايت در روز غدير
كوه: عرضه ولايت بر كوهها در روز غدير
كينه: غدير روز شناخت كينهتوزان
گُجرات: مقاله درباره غدير
گرجستان: مقاله درباره غدير
گريه: گريه در خطبه غدير
گفتمان: عوامل تأثيرگذار در جاودانگى گفتمان غدير
گمراهان = ضالّين
گناه: 1. پرهيز از گناه در عيد غدير 2. عيد غدير در خطبه غدير
گنجى شافعى = محمد بن يوسف گنجى (شافعى)
گياهان: 1. عرضه ولايت بر گياهان در روز غدير 2. ولايت ائمه عليهمالسلام بر گياهان
لاتين: كتابهاى لاتين در زمينه غدير
لباس: 1. آداب عيد غدير 2. تبليغ غدير با لباس نو
لبخند = تَبسّم
لبنان: جشنهاى غدير در لبنان
لُحَى الجَمَل: منزلى در مسير حجة الوداع
لشكر اسامه = جيش اسامه
لعن: 1. ائمه ضلال 2. اذيت كنندگان خدا و رسول صلىاللهعليهوآله = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 3. اصحاب صحيفه ملعونه اول 4. اعمال عيد غدير 5. بيعت شكنان غدير 6. تبليغ غدير با لعن 7. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 8. دشمنى اميرالمؤمنين عليهالسلام 9. دعاى روز غدير و لعن 10. زيارت غديريه و لعن 11. شجره ملعونه = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 12. صحابه منافق 13. طرفداران جبت و طاغوت = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 14. غاصبين خلافت 15. فرهنگسازى لعنت بر دشمن غدير در زيارت غدير 16. كافران = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 17. كتمان كنندگان = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 18. لعن در روز غدير 19. لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام بر يكديگر 20. لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام در جهنم = لعن / لعن دشمنان اهلبيت عليهمالسلام بريكديگر 21. لعن منافقين در غدير 22. مشركين = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 23. مفسِدين فى الارض = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 24. منافقين = لعن / دشمنان اهلبيت عليهمالسلام ملعون در قرآن 25. منكرين حق اميرالمؤمنين عليهالسلام 26. وجوب لعن غاصبين خلافت و اصحاب صحيفه ملعونه اول = لعن / اصحاب صحيفه ملعونه اول
لغت: 1. اشاره به لغت در خطبه غدير 2. اهل لغت و معناى مولى
لقب اميرالمؤمنين = اميرالمؤمنين (لقب)
لوح فشرده: تبليغ غدير با لوح فشرده
لؤلؤ = مرواريد
لوط عليهالسلام: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
ليلة المبيت: 1. خطبه غدير و ليلة المبيت 2. زيارت غديريه و ليلة المبيت
ماجراى غدير = بيعت - خطبه غدير - مراسم غدير
ماجراى كِتف: اهانت عمر به پيامبر صلىاللهعليهوآله
مارقين: 1. پيشگويى از مارقين در خطبه غدير 2. جنگ با مارقين 3. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير
مازندران: نقش شيعيان مازندران در گسترش فرهنگ غدير
مالايو(زبان) : 1. تأليف در غدير 2. ترجمه خطبه غدير به زبان مالايو 3. مقاله درباره غدير
مالك اشتر: شهيد غدير
مالك بن اسماعيل نهدى (ابوغسّان) : روايت حديث غدير
مالك بن حويرث ليثى (ابوسليمان) : روايت حديث غدير
مالك بن نويره: اتمام حجت مالك بن نويره با غدير
مالى: مقاله درباره غدير
مأمون عباسى: 1. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلىبَعْضٍ ... » 2. حديث غدير
ما نزل من القرآن فى على عليهالسلام (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
ماه: ماه در خطبه غدير
ماهواره = رسانه
مباهله: 1. تبليغ غدير = مباهله / هفته غدير و ماجراى مباهله 2. مباهله در غدير 3. هفته غدير و ماجراى مباهله
مبعث = بعثت
مُبغضين اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام
متصرّف در امر: آمدن «مَولى» به معناى «متصرّف در امر»
مُتَعَشّى: منزلى در سفر حجة الوداع
متّقى هندى: تواتر حديث غدير
متّقين: قلّت متّقين در خطبه غدير
متكلمين = علما
مُتَواتِر: 1. تواتر حديث غدير دليل بر ولايت 2. حديث غدير و تواتر 3. واقعه غدير و تواتر
متولىّامر: آمدن «مَولى» به معناى «متولىّامر»
مثنوى: حديث غدير در مثنوى
مجاهد: نقل آيه تبليغ براى غدير
مجتمعهاى آموزشى نابينايان = بِرِيل
مجتمع خدمات بهزيستى نابينايان رودكى = بِرِيل
مجدود بن آدم سنايى (حكيم ابوالمجد) : اعتراف به مفاد حديث غدير
مجلس دينى: تبليغ غدير در مجالس دينى
مجلسى = محمدباقر مجلسى
مجلّه: تبليغ غدير
المجمع الإسلامى العالمى = كنگره امام على عليهالسلام (لندن)
مجمع جهانى اهلبيت عليهمالسلام: ترجمههاى خطبه غدير
مجموعه مقالات كنگره بينالمللى غدير و انسجام اسلامى (كتاب) : كتب برگزيده غدير
محبت اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام
محبوب عالم: ماجراى حارث فهرى و عذاب الهى و آيات آن در غدير
محبين اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام
محدّثين = حديث
محسن بن على عليهالسلام: 1. اولين شهيد غدير 2. حضور حضرت محسن عليهالسلام در غدير
محسن خزاعى نيشابورى: تأليف در غدير
محسن فيض كاشانى = فيض كاشانى
محصَّب: منزلى در حجة الوداع
محصولات فرهنگى: محصولات فرهنگى با موضوع غدير
محقق كَرَكى (ثانى) = كَرَكى
مَحَك: غدير بزرگترين مَحَك
محمداسماعيل بن عبدالغنى دهلوى: اعتراف به مفاد حديث غدير
محمد انصارى: كتابشناسى مستقل غدير
محمدباقر انصارى: 1. مؤلّفِ غدير 2. ترجمه خطبه غدير به فارسى 3. كتاب انگليسى 4. كتاب تركى آذرى
محمدباقر شفتى: انفاق در روز غدير
محمدباقر مجلسى: تحقيق در مورد غدير
محمد بلخى = مثنوى
محمد بن ابراهيم سلمى (ابنابىعدى) : روايت حديث غدير
محمد بن ابىبكر بن عبدالرحمن: در سند خطبه غدير
محمد بن احمد (ابوالفتح) : روايت حديث غدير
محمد بن احمد خزرجى (ابوعبداللّه، قُرطُبى) : روايت حديث غدير
محمد بن احمد خيّاط (ابوالحسين، قنطرى حنظلى) : روايت حديث غدير
محمد بن احمد دولابى (ابوبشر) : روايت حديث غدير
محمد بن احمد ذهبى (شمسالدين) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. تواتر حديث غدير 3. روايت حديث غدير
محمد بن احمد فرغانى (سعيدالدين) : اعتراف به مفاد حديث غدير
محمد بن احمد نيشابورى (معدّل) : روايت حديث غدير
محمد بن احمد هوارى (ابوعبداللّه، ابنجابر اندلسى) : روايت حديث غدير
محمد بن ادريس شافعى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
محمد بن اسحاق: روايت حديث غدير
محمد بن اسحاق: روايت حديث غدير
محمد بن اسماعيل بخارى (ابوعبداللّه، صاحب صحيح) : 1. روايت حديث غدير در تاريخ 2. عدم نقل حديث غدير در صحيح 3. نقل حديثى هم سياق با حديث غدير
محمد بن اسماعيل يمانى (امير صنعانى) : 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. ماجراى حارث فهرى و عذاب الهى و آيات آن در غدير
محمد بن ايّوب واسطى (ابوهريره) : روايت حديث غدير
محمد بن بشّار عبدى (ابوبكر، بندار) : روايت حديث غدير
محمد بن جرير طبرى (ابوجعفر) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. در سند خطبه غدير 3. روايت حديث غدير
محمد بن جعفر غُندَر بصرى: روايت حديث غدير
محمد بن جمعة قهستانى (ابوقريش) : روايت حديث غدير
محمد بن حِبّان تميمى (ابوحاتم، بُستى) : روايت حديث غدير
محمد بن حسن طوسى (ابوجعفر، شيخ طوسى) : 1. در سند خطبه غدير 2. مسجد غدير
محمد بن حسن نقّاش (ابوبكر، مفسّر موصلى) : روايت حديث غدير
محمد بن حسين رازى: 1. اولين ترجمه خطبه غدير به فارسى 2. نقل متن كامل خطبه غدير
محمد بن خازم تميمى (ابومعاويه) : روايت حديث غدير
محمد بن خالد حنفى: روايت حديث غدير
محمد بن خالد طيالسى: در سند خطبه غدير
محمد بن خِلفه وشتانى (ابوعبداللّه، مخلوف) : روايت حديث غدير
محمد بن درويش حوت بيروتى (ابوعبدالرحمن حوت) روايت حديث غدير
محمد بن سائب كلبى: معناى اولى براى مولى
محمد بن سليمان حرّانى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
محمد بن سالم مصرى (شمسالدين) : روايت حديث غدير
محمد بن صالح ورّاق (ابوجعفر) : روايت حديث غدير
محمد بن طلحه نصيبى (ابوسالم، كمالالدين، ابنطلحه شافعى) : 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
محمد بن طيّب مالكى (قاضى ابوبكر، باقِلاّنى) : روايت حديث غدير
محمد بن عبدالباقى ازهرى (ابوعبداللّه، زُرقانى) : روايت حديث غدير
محمد بن عبدالرحمن (ابوطاهر) : روايت حديث غدير
محمد بن عبدالرحيم بغدادى (ابويحيى، بزّاز) : روايت حديث غدير
محمد بن عبدالكريم شهرستانى (ابوالفتح، متكلّم اشعرى) : روايت حديث غدير
مبارك بن محمد شيبانى (مجدالدين، ابناثير جزرى) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله (رسول اللّه) : 1. آيات مربوط به اقدامات پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 2. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... » = محمد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله / خلقت نورى پيامبر صلىاللهعليهوآله 3. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... » 4. آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» 5. آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ... » 6. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» = محمد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله / خلقت نورى پيامبر صلىاللهعليهوآله 7. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» = محمد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله / ائمه اثنىعشر عليهمالسلام از نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله 8. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 9. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام از نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله 10. ابلاغ رسالت در سايه اخلاق عظيم 11. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله با غدير 12. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله بر ابوبكر 13. اتمام حجت قرآنىِ غدير 14. احياى عيد غدير توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله 15. اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از شهادت خود 16. اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از صحيفه ملعونه اول
محمد بن عبداللّه اذرعى (ابنعجلون، نجمالدين) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه بغدادى (ابوبكر، شافعى بزّاز) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه جبلّى (ابوبكر) : نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در ر حبه كوفه
محمد بن عبداللّه حميرى: اتمام حجت با غدير
محمد بن عبداللّه زُبَيرى (ابواحمد، حَبّال) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه شيبانى (ابوالمفضل) : در سند خطبه غدير
محمد بن عبداللّه عدوى (مُقرى) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه مَقدِسى (ابوبكر، شمسالدين، ابنمحبّ) : روايت حديث غدير
محمد بن عبداللّه نيشابورى (ابنبيّع، حاكم) : 1. تأليف در غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل حديثى هم سياق با حديث غدير
محمد بن عبدالواحد مَقدِسى (ابوعبداللّه، ضياءالدين) : روايت حديث غدير
محمد بن عبيداللّه (ابوبكر، ابنزاغونى) : روايت حديث غدير
محمد بن عثمان عَبسى: روايت حديث غدير
محمد بن علاء همدانى (ابوكُرَيب) : روايت حديث غدير
محمد بن على الباقر عليهالسلام: 1. اتمام حجت با غدير 2. تبليغ غدير توسط امام باقر عليهالسلام = محمد بن على الباقر عليهالسلام / اتمام حجت با غدير 3. روايت خطبه كامل غدير 4. كتابُ علىٍّ عليهالسلام 5. متن كامل خطبه غدير = محمد بن على الباقر عليهالسلام / روايت خطبه كاملغدير 6. مسجد غدير 7. معناى مولى 8. مقابله روايت خطبه غدير با روايات ديگر 9. مكتوبِ غدير به نقل امام باقر عليهالسلام 10. موقعيتهاى تبليغى غدير در زمان امام باقر عليهالسلام
محمد بن على تِرمِذى: روايت حديث غدير
محمد بن على شعرانى: در سند خطبه غدير
محمد بن على شوكانى (قاضى) : روايت حديث غدير
محمد بن على شيبانى (ابوجعفر) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. روايت حديث غدير
محمد بن على صَبّان مصرى: روايت حديث غدير
محمد بن على صدوق: تحقيق در حديث غدير
محمد بن على عطّار (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
محمد بن على كراجكى (ابوالفتح، قاضى) : تأليف كتاب در غدير
محمد بن على نَرسى (ابوالغنائم) : روايت حديث غدير
محمد بن على نطنزى (ابوالفتح) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل نزول آيه اكمال در غدير 3. نقل غديريّه حسّان بن ثابت
محمد بن عمر اصفهانى (ابوموسى، مدينى) : روايت حديث غدير
محمد بن عمر بغدادى (ابوبكر، جِعابى) : تأليف كتاب در غدير
محمد بن عمر بن على عليهالسلام: روايت حديث غدير
محمد بن عمر رازى (ابوعبداللّه، ابنالخطيب، فخرالدين) : 1. روايت حديث غدير 2. شبهات رازى در حديث غدير 3. معناى مولى 4. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
محمد بن عمر زَمخشرى (جار اللّه) : 1. تعصّب بىجا 2. روايت حديث غدير 3. شبهات زمخشرى در دلالت حديث غدير 4. معناى مولى
محمد بن عوف طائى (ابوجعفر) : روايت حديث غدير
محمد بن عيسى تِرمِذى (ابوعيسى) : روايت حديث غدير
محمد بن فضيل كوفى (ابوعبدالرحمن) روايت حديث غدير
محمد بن كثير عبدى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
محمد بن مثنّى عَنَزى (ابوموسى) : روايت حديث غدير
محمد بن محمد بن حسن طوسى (ابوجعفر) = نصيرالدين طوسى
محمد بن محمد جَزَرى (ابنجَزَرى، شمسالدين، ابوالخير) : روايت حديث غدير
محمد بن محمد حافظى (خواجه پارسا) : روايت حديث غدير
محمد بن محمد حسينى (ابوالفيض، مرتضى زَبيدى) : روايت حديث غدير
محمد بن محمد طوسى (ابوجعفر) = نصيرالدين طوسى
محمد بن محمد غزّالى: 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير
محمد بن محمد مصرى: روايت حديث غدير
محمد بن محمد مفيد: 1. تأليف در غدير 2. مناظره براى غدير
محمد بن مسلم قرشى (ابوبكر، ابنشهاب) : روايت حديث غدير
محمد بن معتمدخان بدخشانى: 1. اقرار به تعصّبِ منكران حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
محمد بن موسى همدانى: در سند خطبه غدير
محمد بن همام (ابوعلى) : در سند خطبه غدير
محمد بن يحيى ذُهلى (ابوعبداللّه، نيشابورى) : روايت حديث غدير
محمد بن يعقوب كلينى: تأليف در غدير
محمد بن يوسف تِلِمسانى (ابوعبداللّه، سَنوسى) : روايت حديث غدير
محمد بن يوسف زرندى (شمسالدين، مدنى) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل ماجراى حارث فهرى در غدير
محمد بن يوسف گنجى (شافعى) : 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. نقل غديريّه حسّان بن ثابت
محمد تيجانى = تيجانى
محمد حبيباللّه بن عبداللّه شِنقيطى: روايت حديث غدير
محمدرضا فرجاللّه: تحقيق در مورد غدير
محمدسالم دهلوى بخارى: روايت حديث غدير
محمد سعيد دحدوح: روايت حديث غدير
محمد شاكر خيّاط نابلسى (ازهرى) : روايت حديث غدير
محمد شَربينى قاهرى (شمسالدين) : روايت حديث غدير
محمد صدر عالم: 1. روايت حديث غدير 2. نقل ماجراى حارث فهرى در غدير
محمدطاهر فَتَّنى: روايت حديث غدير
محمد عبده بن حسن خيراللّه مصرى: روايت حديث غدير
محمدكاظم خراسانى: وفات آخوند خراسانى در دهه غدير
محمدمبين لكهنوى: روايت حديث غدير
محمد محبوب عالم بن صفىالدين جعفر (بدر عالم) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
محمد محمود رافعى: روايت حديث غدير
محمد مُناوى (شمسالدين، عبدالرئوف) : روايت حديث غدير
محمود بن احمد عَينى حنفى (ابومحمد، ابوالثناء، بدرالدين) : 1. روايت حديث غدير 2. معناى اولى براى مولى 3. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
محمود بن عبداللّه بغدادى (شِهابالدين آلوسى) : روايت حديث غدير
محمود بن لُبيد: سؤال منافقانه در مورد غدير از حضرت زهرا عليهاالسلام
محمود بن محمد شيخانى (قادرى مدنى) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل ماجراى حارث فهرى در غدير
محمود بن محمد صالحانى (ابوحامد) : نقل نزول آيه اكمال در غدير
محىالدين بن عربى: تعصّب بىجا
مخدوم بن عبدالباقى (ميرزا مخدوم) : روايت حديث غدير
مخلوقات = خلقت
مَدخَل: مَدخَلهاى مرتبط با غدير
مدنى = علىخان مدنى
مديريت: مديريت منابع انسانى توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله در واقعه غدير
مدينه: 1. بازگشت از غدير به مدينه پس از سفر حجة الوداع 2. زينت مدينه به پيامبر صلىاللهعليهوآله با قبول ولايت در روز غدير 3. ياد غدير در مدينه
مَذبَح: مَذبَحِ غدير
مراسم غدير: 1. مراسم غدير 2. مراسم غير عادى براى غدير
مراغى = عمر بن حسن مراغى (ابوحفص)
مراكز علمى و فرهنگى = مركز علمى و فرهنگى
مراكش: عيد غدير در مراكش
مرتضى (سيد، علمالهدى) : 1. تأليف در غدير 2. شعر عربى در غدير
مرتضى انصارى: تولد شيخ انصارى در روز غدير
مرتضىحسين هندى: تحقيق در مورد غدير
مرد: وظيفه تبليغ غدير براى مردان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
مردم: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
مَرّ الظهران: منزلى در حجة الوداع
مرغ = پرنده
مركز علمى و فرهنگى: مراكز غديرى
مرگ: 1. اشاره به مرگ در خطبه غدير 2. فرهنگسازى براى غدير در دعاى هنگام مردن
مرواريد: مرواريد در جشن غدير در آسمانها
مروان حمار: هلاكت مروان حمار در دهه غدير
مِزّى = يوسف بن عبدالرحمن مِزّى (جمالالدين)
مسابقه: 1. تبليغ غدير با برگزارى مسابقه 2. مسابقه تأليف در كنگره جهانى غدير در لندن 3. مسابقه غديرى
مسألة فى الجواب عن الشبهات الواردة لخبر الغدير (كتاب) : كتاب با موضوع غدير
المستدرك على الصحيحين (كتاب) : نقل حديثى هم سياق با حديث غدير
مستمندان = فقر
مسجد: تبليغ غدير در مساجد
مسجدالحرام: صحيفه ملعونه اول در مسجدالحرام
مسجد غدير: 1. اعمال مسجد غدير 2. بنا و اِحيا و اخفا و تخريبِ مسجد غدير 3. تخريب مسجد غدير = مسجد غدير / بنا و اِحيا و اخفا و تخريبِ مسجدغدير 4. سندِ عبادىِ غدير = مسجد غدير / اعمال مسجد غدير 5. محل كنونى مسجد غدير 6. نماز روز غدير در مسجد غدير = مسجد غدير / اعمال مسجد غدير
مسجد كوفه: تبليغ غدير توسط امام حسن مجتبى عليهالسلام در مسجد كوفه
مسخره كردن = استهزاء
مِسعَر بن كِدام كوفى (احول) : روايت حديث غدير
مسعود بن عمر تَفتازانى (سعدالدين) روايت حديث غدير
مسعود بن ناصر سِجِستانى (ابوسعيد سِجِزّى ركّاب) : 1. تأليف كتاب در غدير 2. روايت حديث غدير = مسعود بن ناصر سِجِستانى / تأليف كتاب در غدير 3. نقل نزول آيه تبليغ در غدير
مسعودى = على بن حسين مسعودى
مسلمانان: 1. آينده مسلمانان در گرو غدير 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. اختلاف در جانشينى و افتراق امت 4. ارتداد امت = ارتداد امت 5. افتراق امت و غدير 6. اكثريت و اقليت در مسلمانان = مسلمانان / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُالْأَوَّلِينَ»7. جامعه مسلمين پيش از غدير 8. جماعت مسلمين در برابر غدير 9. جمعيت حجة الوداع 10. شباهت امت پيامبر صلىاللهعليهوآله با امت حضرت موسى عليهالسلام 11. غرور مسلمانى و افتراق امت 12. فتنههاى پس از پيامبر صلىاللهعليهوآله
مسلم بن حجّاج: عدم نقل حديث غدير
مسلم بن سالم نهدى (ابوفَروه) : روايت حديث غدير
مسلم بن صُبيح همدانى (ابوالضحى، عطار) : روايت حديث غدير
مسلم بن عقيل: خبر شهادت حضرت مسلم عليهالسلام در دهه غدير
مسلمة بن عمرو اسلمى (ابومسلم) : روايت حديث غدير
مسلم ملائى: روايت حديث غدير
مسلمين = مسلمانان
مسيحيان = نصارى
مشاهد مشرفه = حرم
مشركين: 1. حضور مشركين در غدير 2. مشركين در قرآن
مُشك: عطر مُشك در جشن غدير در آسمانها
مصافحه: 1. آداب عيد غدير 2. شناخت غدير و مصافحه ملائكه
مصحف فاطمة (كتاب) : 1. اولين كتاب در ثبت غدير 2. منكر ولايت در مصحف فاطمه عليهاالسلام
مصر: عيد غدير در مصر
مصعب بن سعد زهرى (ابوزراره) : روايت حديث غدير
مُصعَب بن مِقدام خثعمى (ابوعبداللّه، كوفى) : روايت حديث غدير
مصلحالدين سعدى شيرازى = سعدى شيرازى
مطالب السؤول فى مناقب آلالرسول عليهمالسلام (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
مطّلب بن زياد كوفى (ابوطالب) : روايت حديث غدير
مطلب بن عبداللّه قرشى: روايت حديث غدير
مطر وراق: روايت حديث غدير
مظلوميّت: مظلوميّت غدير
معاد = قيامت
معاذ بن جبل: 1. پيشنهاد جايگزينىِ فردى به جاى على عليهالسلام 2. پيشنهاد شركت در خلافت پس از خطبه غدير 3. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 4. سخنگوى منافقين در غدير 5. شركت معاذ در صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول 6. شركت معاذ در صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم 7. شهادت بر حديث جعلى 8. معاذ پيش از خطبه غدير
معاوية بن ابىسفيان: 1. آيات در مورد معاويه 2. آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 3. آيه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ» = معاوية بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لاصَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 4. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِى ... » = معاوية بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 5. اتمام حجت اصحاب بر معاويه با غدير 6. اتمام حجت امام حسن عليهالسلام بر معاويه با غدير = معاوية بن ابىسفيان / دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در برابر معاويه 7. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر
معاويه با غدير = معاويه بن ابىسفيان / دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در برابر معاويه 8. اتمام حجت بر معاويه با حديث غدير 9. اعتراض معاويه در غدير = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 10. اقرار معاويه به غدير 11. انكار ولايت از سوى معاويه در غدير = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 12. بيعت معاويه در غدير 13. پيش بينى غصب خلافت در غدير 14. تخريب مسجد غدير توسط معاويه 15. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 16. تعجب اميرالمؤمنين عليهالسلام از معاويه 17. تكبّر معاويه = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 18. ثمره سقيفه و غصب خلافت 19. حَشرِ معاويه 20. دفاع امام حسن عليهالسلام از غدير در برابر معاويه 21. دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از غدير در برابر معاويه 22. سخنان معاويه پس از بيعت در غدير = معاوية بن ابىسفيان / نامه عمر به معاويه 23. شاگرد سقيفه 24. شركت معاويه در غصب خلافت 25. صحيفه ملعونه دوم 26. عذاب معاويه در برزخ = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَلكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 27. كارشكنى علنى معاويه در غدير = معاوية بن ابىسفيان / نامه عمر به معاويه 28. مستحق عذاب الهى = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْكَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 29. مستحق قتل = معاويه بن ابىسفيان / آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... » 30. مكر معاويه 31. نامه عمر به معاويه
معجزه: 1. اميرالمؤمنين عليهالسلام و معجزه در غدير 2. اميرالمؤمنين عليهالسلام و معجزه در كوفه 3. غدير در معجزه پيامبر صلىاللهعليهوآله 4. معجزات خداوند در غدير
معراج: 1. اقرار همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت در معراج 2. كلام خدا در مورد دوستان اهلبيت عليهمالسلام در معراج 3. نزول ولايت در شب معراج 4. نور اهلبيت عليهمالسلام در معراج
معرفت: 1. معرفتِ غدير 2. نقل فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام با معرفت
«مَعرِفَةُ آلِمُحَمَّدٍ عليهمالسلام بَرائَةٌ مِنَ النارِ» (حديث) : زمينه غدير
معروف = امر به معروف
معروف بن خربوذ: روايت حديث غدير
معزّالدوله: عيد غدير در زمان معزّالدوله
معصومين عليهمالسلام = اهلبيت عليهمالسلام
معصيت = گناه معلولين: حضور معلولين در غدير
معمر بن مثنى نحوى: معناى اولى براى مولى
مغرب (كشور) = مراكش
مغفرت = آمرزش
مغيرة بن شعبه: 1. اهانت مغيره به پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از خطبه غدير 2. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله 3. تهديدات الهى در برابر منافقين 4. جنايت مغيره از زبان امام حسن عليهالسلام 5. يارِ ديرين معاويه
مغيرة بن مقسم ضبّى (ابوهشام) : روايت حديث غدير
مفاخره: غدير در مفاخره اميرالمؤمنين با امام حسين عليهماالسلام
مفتاح النجا فى مناقب آل العبا عليهمالسلام (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
مُفسِد: 1. غدير روز معرفى مفسدين 2. مفسدين در قرآن
مفسّرين = تفسير
مفهوم: مفهوم غدير
مفيد = محمد بن محمد مفيد
مُقابله = نُسَخ خطى مقاله: 1. تبليغ غدير با مقالهنويسى 2. غدير در احساس ملتها 3. مسابقه مقاله نويسىِ غدير 4. مقالات غدير، ارسالى به كنگره سراسرى ادبيات غدير 5. مقالات غديرى
مقداد بن عمرو كندى: 1. آمادهسازى منبر غدير 2. از اركان اربعه 3. اطلاع مقداد از صحيفه ملعونه اول 4. اعتراض مقداد به ابوبكر در غصب خلافت 5. افشاگرى مقداد در مورد منافقين 6. برخورد مقداد با منافقين پس از غدير = مقداد بن
عمرو كندى / مسخره شدنتوسط ابوبكر و منافقين در غدير 7. بيعت مقداد در غدير 8. حضور مقداد در ماجراى حديث قرطاس 9. روايت حديث غدير 10. رئيس اولياء در قيامت = مقداد بن عمرو كندى / مقداد و غدير درقيامت 11. شهادت بر غدير و لقب «اميرالمؤمنين» 12. مسخره شدن توسط ابوبكر و منافقين در غدير 13. مقداد و غدير در قيامت 14. منافقين و مقداد
مَقريزى = احمد بن على مَقريزى (تقىالدين)
مكتبة الامام الرضا عليهالسلام: كتب خطى غدير
المكتبة العربية فى الجامع الكبير (صنعاء) : كتب خطى غدير
مكتوب = سند مكتوب غدير
مَكر: 1. آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... » 2. صحيفه ملعونه اول = مَكر / آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْلايَشْعُرُونَ ... » 3. غدير روز افتضاح مكّاران 4. فرق مكر و عقل 5. مكرِ معاويه = مَكر / آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لايَشْعُرُونَ ... » - فرق مكر و عقل
مكّه: 1. اعلان ولايت در مكه 2. دعوت از اهالى مكه براى حج و غدير 3. رسيدن خبر غدير به مكه 4. سبقت مكه در قبول ولايت در روز غدير 5. كاروان حجة الوداع در مكه 6. كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله در مكه
ملائكه: 1. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... » = ملائكه /يارى ملائكه در جنگها 2. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ... » = ملائكه / يارى ملائكه در جنگها 3. ايمان به ملائكه در خطبه غدير 4. بشارت بهشت براى غديريان از سوى ملائكه 5. پيامبر صلىاللهعليهوآله و معصومين عليهمالسلام حجت بر ملائكه 6. جشن غدير در آسمانها 7. حضور ملائكه پس از خطبه غدير 8. سجده ملائكه بر معصومين عليهمالسلام = ملائكه / ولايت ائمه عليهمالسلام بر ملائكه 9. سلام ملائكه بر دوستان اهلبيت عليهمالسلام 10. شاهدان بيعت غدير 11. شناخت غدير و مصافحه ملائكه 12. ظهور ملائكه در غدير =
ملائكه / حضور ملائكه پس از خطبه غدير 13. عرضه ولايت بر اهل آسمانها در روز غدير 14. عيد غدير در ملائكه 15. قبول ولايت توسط ملائكه 16. ملائكه در خطبه غدير 17. ولايت ائمه عليهمالسلام بر ملائكه 18. يارى ملائكه در جنگها
ملاقات = ديدار
مَلَل: منزلى در مسير حجة الوداع
مِلَل = غدير در احساس ملتها (كتاب)
ملّى: جشن ملّىِ غدير
مملوك = برده
مِنا = مِنى
منابع انسانى: مديريت منابع انسانى توسط پيامبر صلىاللهعليهوآله در واقعه غدير
المنار (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
مناظره: 1. امام رضا عليهالسلام و مناظره غديرى 2. حديث غدير و مناظره 3. مناظرات علما با غدير
منافقين: 1. آثار نفى غدير 2. آمار آيات دشمنان غدير = منافقين / معرفى قرآنىِ دشمنان غدير 3. آيات مربوط به اقدامات منافقين در غدير 4. آياتِ نفاق در خطبه غدير 5. آيه «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُهَيِّنا ... » = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 6. آيه «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ» = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 7. آيه «اللّه يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ... » = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 8. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 9. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... » 10. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّه وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ
فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» = منافقين / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 11. آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 12. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» = منافقين / آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» 13. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = منافقين/ آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 14. آيه «فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه مَرَضا وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ» = منافقينآيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 15. آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ... » 16. آيه «ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... » 17. آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ... » 18. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ ... » =منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 19. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ» = منافقين /آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 20. آيه «وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ ... » = منافقينآيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 21. آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... » 22. آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ... » 23. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 24. آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 25. آيه «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ... » 26. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » 27. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 28. آيه «يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ... » = منافقين / افشاگرى خدااز اقدامات منافقين در
غدير 29. آيه «يُخادِعُونَ اللّه وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ» = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 30. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = منافقين / آيه«يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 31. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 32. آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ ... » 33. ائمه ضلال 34. اتمام حجت پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام بر منافقين 35. اجتماعات فتنهآميز 36. اِخبار از غصب خلافت 37. اِخبار پيامبر صلىاللهعليهوآله از منافقين در خطبه غدير = منافقين / آياتِ نفاق در خطبهغدير 38. اخراج منافقين از مدينه = منافقين / تخلّف از لشكر اسامه 39. اخطار به منافقين در عرفات 40. اذيت پيامبر صلىاللهعليهوآله توسط منافقين = منافقين / آياتِ نفاق در خطبه غدير 41. ارتداد امت = ارتداد امت 42. استهزاء پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام توسط منافقين در غدير = منافقين / آيه«سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 43. استهزاء خدا و رسول صلىاللهعليهوآله توسط منافقين = منافقين / مسخره كردن خدا و رسول صلىاللهعليهوآله توسط منافقين 44. استهزاء منافقين در غدير = منافقين / آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 45. اصحاب سَبت 46. اصحاب صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول 47. اصحاب صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم 48. اعتراض منافقين در غدير 49. اعلان شكست توطئهگران 50. اغتشاش منافقين در برابر پيامبر صلىاللهعليهوآله 51. افشاگرى پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از بيعت در غدير در مورد منافقين 52. افشاگرى پيامبر صلىاللهعليهوآله در خطبه غدير در مورد منافقين 53. افشاگرى خدا از اقدامات منافقين در غدير 54. اقدامات منافقين پيش از خطبه غدير 55. اقدامات منافقين پس از حج و پيش از غدير 56. اقدامات منافقين پيش از شهادت پيامبر صلىاللهعليهوآله = منافقين / سال آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله 57. اقدامات منافقين در پايان حجة الوداع
خلافت به مدعيان خدايى = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْيَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 94. تشديد نفاق منافقين پس از غدير = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 95. تشويش در افكار مستضعفين از سوى منافقين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 96. تعداد منافقين سال آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله = منافقين / سال آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله 97. تملّق منافقين پس از خطبه و بيعت در غدير = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَالْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 98. توطئههاى منافقين در غدير 99. تهديد منافقين پس از خطبه و بيعت در غدير = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَالْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 100. جهنم سزاى منافقين 101. جيش اسامه = منافقين / تخلّف از لشكر اسامه 102. حارث فهرى و سنگ آسمانى = حارث بن نعمان فهرى 103. حديث قرطاس 104. حضور منافقين در غدير 105. حيله و خدعه در گفتار منافقين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 106. خطر منافقين 107. دشمنان اهلبيت عليهمالسلام = دشمنان اهلبيت عليهمالسلام 108. دشمنان غدير 109. دشمنان ولايت 110. دفع فتنه منافقين از سوى خدا 111. دورويى = منافقين / آياتِ نفاق در خطبه غدير 112. رفتار منافقين در غدير 113. ريشهيابى ضديت با غدير 114. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و منافقين 115. سال آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله 116. سردمداران خط نفاق و ضد غدير 117. سر كرده منافقين، عمر = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 118. سفيه پنداشتن مؤمنين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 119. سلام به حضرت على عليهالسلام به عنوان «اميرالمؤمنين» 120. سنگ آسمانى = حارث بن نعمان فهرى 121. سؤالات منافقين درباره ولايت 122. سؤال از معناى اولىالامر 123. سؤال منافقين از غدير در مدينه 124. سير
صعودى نفاق در آغاز اسلام 125. شباهت امت پيامبر صلىاللهعليهوآله با امت حضرت موسى عليهالسلام 126. شبهه منافقين در معناى «مولى» 127. شبهه منافقين در نسبت غدير به امر الهى 128. شك در ولايت مساوى با كفر 129. شكست منافقين در غدير 130. شناخت روح نفاق = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِالاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 131. صحيفه ملعونه اول = صحيفه ملعونه اول 132. صحيفه ملعونه دوم = صحيفه ملعونه دوم 133. صفات منافقين = منافقين / آياتِ نفاق در خطبه غدير 134. طغيان منافقين در غدير = منافقين / آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 135. عاملين شيطان در غدير 136. عَجزِ منافقين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 137. عذاب شهادت ندادن به غدير 138. عكسالعمل منافقين در برابر فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام 139. عمر سر كرده منافقين = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 140. غدير و منافقين 141. غصب خلافت = غصب خلافت 142. غيظ و غضب منافقين در غدير = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهوَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 143. فرصتطلبى منافقين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 144. قبول اسلام به خاطر توطئه 145. قدرت و نفوذ منافقين در غدير 146. قطع اميد منافقين از خلافت با غدير 147. قلوبِ مريض 148. كارشكنى منافقين در منى 149. كارشكنىهاى منافقين در ماجراى غدير 150. كتمان نور غدير 151. كثرت منافقين = منافقين / آياتِ نفاق در خطبه غدير 152. كفر منافقين در غدير = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 153. كلام امام صادق عليهالسلام در مورد منافقين 154. كلمات منافقين پس از بيعت در غدير = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 155. كيفيت برخورد معصومين عليهمالسلام با دشمنان غدير 156. گسترش منافقين بين
مسلمين = منافقين / سال آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله 157. لعنِ منافقين در خطبه غدير 158. مبناى اعتقادى منافقين 159. مثال اصحاب سَبت براى منافقين = منافقين / آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... » - اصحاب سَبت 160. مسخره كردن خدا و رسول صلىاللهعليهوآله توسط منافقين 161. مسخره كردن دين = منافقين / آياتِ نفاق در خطبه غدير 162. مسخره كردن مؤمنين در غدير = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهوَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 163. مسخره شدن منافقين در قيامت = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 164. معرفى قرآنىِ دشمنان غدير 165. منت گذاردن براى اسلام و عذاب آن = منافقين / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 166. منكرين ولايت = منافقين / انكار ولايت 167. موقعيت تبليغى غدير در زمان پيامبر صلىاللهعليهوآله 168. مهلت خدا به منافقين = منافقين / آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... » 169. نجواى منافقين در قرآن 170. نفاق منافقين = منافقين / آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... » 171. نفرين پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 172. نور ستيزىِ منافقين 173. وحشت منافقين از اميرالمؤمنين عليهالسلام = منافقين / نفرين پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام 174. وسوسه مردم پس از غدير 175. وعدههاى منافقين به شيطان 176. ياران ابليس
مناقب = فضائل
مناوى: نقل حديث غدير
منبر: 1. آمادهسازى منبر غدير 2. ايستادن دو نفر بر فراز منبر غدير 3. تبليغ غدير با سخنرانى 4. توصيف منبر غدير 5. جايگاه منبر غدير 6. عظمت غدير با منبر 7. فنون خطابه در خطبه غدير 8. فنون سخن براى ابلاغ غدير 9. منبر شيطان در غدير
منّت: 1. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّه وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» = منّت / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 2. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» = منّت / آيه «يَمُنُّونَعَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 3. آيه «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» = منّت / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 4. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 5. منّت خدا در قرآن 6. منّت گذاردن براى اسلام و عذاب آن = منّت / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا .قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » 7. نهى از منّت بر خدا و رسول صلىاللهعليهوآله = منّت / آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... »
مُنجى = مهدى عليهالسلام
«مَنْ خَرَجَ عَنِ الْجَماعَةِ قَيْدَ شِبْرٍ فَقْد خَلَعَ رِبْقَةَ الاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ» (حديث جعلى)
مُنذِر = اِنذار
«مَنْ رَاى مِنْ اميرِهِ شَيْئا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرْ، فَانَّهُ مَنْ فارَقَ الْجَماعَةَ شِبْرا فَماتَ فَمَيْتَةُ جاهِلِيَّةٍ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
منزلت (حديث) : 1. اتمام حجت ابنعباس 2. اتمام حجت قيس بن سعد 3. تبليغ غدير با حديث منزلت 4. حسن بصرى و اقرار به غدير و منزلت 5. خطبه غدير و حديث منزلت 6. ماجراى حارث فهرى و حديث منزلت 7. نامه معاويه در صفين و حديث منزلت
«مَنْ شَذَّ شَذَّ الَى النّارِ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
«مَنْ شَذَّ عَنِ الْجَماعَةِ فَاقْتُلُوهُ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
مُنصرَف: منزلى در مسير حجة الوداع
منصور بن ربعى: روايت حديث غدير
منصور بن محمد سمعانى (ابوالمظفّر) : روايت حديث غدير
منصور لائى رازى: تأليف در غدير
منظره: منظره غدير
منع از نقل و تدوين حديث: 1. روايت حديث غدير 2. غدير در دوران منع از حديث و تأليف 3. ميراث مكتوب غدير در دوران منع از حديث و تأليف
منكَر = امر به معروف
«مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ» (حديث) = حديث غدير
«مَن ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ عليهمالسلام ماتَ شَهيدا» (حديث) : زمينه غدير
«مَن ماتَ وَ لَم يَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِليَّةً» (حديث) : زمينه غدير
مِنى: 1. اتمام حجت با غدير در منى 2. اعمال حجة الوداع 3. تبليغ غدير توسط امام حسين عليهالسلام در منى در مراسم حجّ = منى / اتمام حجت باغدير در منى 4. حضور شيطان در منى 5. خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در مسجد خيف = منى / دو خطبه پيش از غدير 6. خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در منى 7. دو خطبه پيش از غدير 8. كارشكنى منافقين در منى = منى / خطبه پيامبر صلىاللهعليهوآله در منى 9. مراسم پايانى در منى 10. مسجد خيف = خيف (مسجد) 11. مغفرت الهى در منى 12. نزول آيات در مِنى 13. نزول سوره نصر و آيه اخوت در مِنى
مواريث انبياء عليهمالسلام: 1. آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... » 2. تسليم مواريث انبيا عليهمالسلام از طرف پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. عرفات و تسليم مواريث انبيا عليهمالسلام
موازين = قيامت
الموالاة (كتاب) : كتابِ غدير
موت = مرگ
مودّت على بن ابىطالب عليهالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام
مودة القربى (كتاب) = ينابيع المودة (كتاب)
مورّخين = تاريخ
مؤسسه مؤسسات و مراكز غديرى
موسى بن اسماعيل منقرى (تبوذكى) : روايت حديث غدير
موسى بن اكتل نميرى: روايت حديث غدير
موسى بن جعفر الكاظم عليهالسلام: 1. اتمام حجت قرآنىِ غدير 2. احياى مسجد غدير در زمان امام كاظم عليهالسلام = موسى بن جعفر الكاظم عليهالسلام / تبليغغدير توسط امام كاظم عليهالسلام 3. تبليغ غدير توسط امام كاظم عليهالسلام
موسى بن عمران عليهالسلام: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. اشاره به حضرت موسى عليهالسلام در خطبه غدير 3. تقارن روز نصب حضرت هارون عليهالسلام توسط حضرت موسى عليهالسلام با غدير 4. تورات و عصاى حضرت موسى عليهالسلام از ودايع امامت 5. شباهت امت پيامبر صلىاللهعليهوآله با امت حضرت موسى عليهالسلام
موسى بن مسلم حزامى (ابوعيسى، شيبانى طحّان) : روايت حديث غدير
موسى بن يعقوب زمعى (ابومحمد) : روايت حديث غدير
موعود = مهدى عليهالسلام
موفّق بن احمد خوارزمى (مكّى، اخطب خوارزم) : 1. روايت حديث غدير 2. نقل احتجاج اميرالمؤمنين عليهالسلام در رحبه كوفه 3. نقل غديريّه حسّان بن ثابت 4. نقل نزول آيه اكمال در غدير
موقف = عَرَفات
مؤلف = تأليف
مولى: 1. ابوبكر و كلمه مولى 2. احاديثى در تفسير معناى مولى و ولايت = مولى / معناى «مولى» در حديثغدير 3. اعتراف بزرگان اهلسنت به مفاد حديث غدير = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 4. اقرار همگان درباره صاحب اختيارى در غدير 5. امام باقر عليهالسلام و معناى حديث غدير = مولى / معناى «مولى»
در حديث غدير 6. امام حسن عسكرى عليهالسلام و معناى حديث غدير = مولى / معناى «مولى» درحديث غدير 7. انتصاب و انتخاب بهترين مولى 8. اهلسنت و معناى مولى و ولايت = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 9. تحليل جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» 10. تحليل كلمه «مولى» 11. تواتر حديث غدير = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 12. جلوههاى كلمه مولى در خطبه غدير 13. دعاى روز غدير و كلمه مولى 14. راه فهم معناى كلمه «مولى» = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 15. زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير و كلمه مولى 16. سؤال از معناى «مولى» در حديث غدير = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 17. شرائط مولى 18. قرائن معناى «اولى» براى كلمه «مولى» = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 19. معناى اولى براى «مولى» = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 20. معناى دوستى = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 21. معناى «مولى» در حديث غدير 22. معناى مولى در عمل پيامبر صلىاللهعليهوآله = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 23. معناى مولى در كلام معصومين عليهمالسلام = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 24. «مَفعَل» به معناى «اَفعَل» = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 25. منافقين و «مولى» 26. منشأ بحث در كلمه مولى = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 27. مولى در قرآن = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 28. مولى در لغت = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 29. نظريه البانى در حديث غدير = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير 30. واضح بودن معناى كلمه مولى = مولى / معناى «مولى» در حديث غدير
مؤمن: 1. تبليغ غدير با توسعه بر برادران دينى 2. تبليغ غدير با ديدار مؤمنان در غدير 3. مؤمن در خطبه غدير 4. وظايف مؤمنين با يكديگر در عيد غدير
مؤمن بن حسن مؤمن شِبلَنجى: روايت حديث غدير
مهاجر بن مسمار زهرى: روايت حديث غدير
مهاجرين: 1. اتمام حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر مهاجرين در غصب خلافت 2. اتمام
حجت اميرالمؤمنين عليهالسلام بر مهاجرين در مورد معاويه 3. اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام بر مهاجرين با غدير 4. فراموشى غدير توسط مهاجرين و شركت در غصب خلافت 5. وجوب اطاعت از اميرالمؤمنين عليهالسلام براى مهاجرين
مهدى عليهالسلام: 1. آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباشَدِيدا» 2. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 3. احقاق حق اهلبيت عليهمالسلام = مهدى عليهالسلام / نور خداوندى در حضرت مهدى عليهالسلام 4. احياى مسجد غدير در زمان غيبت صغرى 5. ارتباط حضرت مهدى عليهالسلام و غدير 6. اعتقاد به مهدى عليهالسلام 7. اكثريت و اقليت مردم در دوران غيبت حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / آيه «وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 8. انتقام كربلاىِ غدير در عصر ظهور 9. اهداف و موانع تجلى غدير در عصر ظهور 10. بشارت به حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 11. بيان احكام توسط حضرت مهدى عليهالسلام 12. بيعت غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 13. تبليغ غدير با نام حضرت مهدى عليهالسلام 14. تبليغ غدير توسط امامزمان عليهالسلام 15. تجلى عبوديت انسان بر اساس غدير در ظهور 16. توصيفات و خصائص مهدى عليهالسلام در خطبه غدير = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير وحضرت مهدى عليهالسلام. 17. حافظ غدیر: حضرت مهدی عليهالسلام 18. حزب اللّه = مهدى عليهالسلام / غلبه اهل حق بر سقيفه 19. حكومت حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 20. خاتم الاوصياء 21. خونخواهى حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 22. خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 23. دعا براى امامزمان عليهالسلام در روز غدير 24. دعاهاى روز غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 25. رابطه غدير با حضرت مهدى عليهالسلام 26. زمينهسازى غدير براى عصر ظهور 27. زمينههاى تجلّى غدير در عصر ظهور 28. شعر حضرت مهدى عليهالسلام در عيد غدير 29. صبر شيعيان در زمان غيبت حضرت مهدى عليهالسلام 30. صفات حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 31. ظهور، پاسخ به فطرت غديرى انسانها 32. ظهور، تجلى غلبه حق غدير بر باطلها 33. ظهور، روز
قابليت انسان براى غدير 34. ظهور يعنى اعاده حق غدير 35. عصر ظهور تجليگاه غدير 36. علم حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 37. غدير روز وعده مهدى عليهالسلام 38. غديريهها و حضرت مهدى عليهالسلام 39. غلبه اهل حق بر سقيفه 40. غيبت كبرى = مهدى عليهالسلام / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 41. قائم = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام - نور خداوندى درحضرت مهدى عليهالسلام 42. قيام حضرت مهدى عليهالسلام = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 43. محاكمه ابوبكر و عمر در عصر ظهور 44. معرفى حضرت مهدى عليهالسلام در خطبه غدير = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 45. منتقم در خطبه غدير 46. موضوع اصلى بيعت غدير = مهدى عليهالسلام / بيعت غدير و حضرت مهدى عليهالسلام 47. موعود در خطبه غدير 48. نتيجه غدير 49. نگاهى گذرا به سه رخداد: بعثت، غدير، عصر ظهور 50. نور خداوندى در حضرت مهدى عليهالسلام 51. وعده خداوند 52. ولايت مطلقه = مهدى عليهالسلام / خطبه غدير و حضرت مهدى عليهالسلام
مهدى بن ابىحرث حسينى مرعشى (ابوجعفر) : در سند خطبه غدير
مهربانى: آداب عيد غدير
مهرجان الإمام على عليهالسلام = كنگره امام على عليهالسلام (لندن)
مهندسى تبليغ غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
ميانسال: وظيفه تبليغ غدير براى ميانسالان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
ميانمار: مقاله درباره غدير
ميثاق = عهد
ميثم تمّار: 1. تبليغ غدير براى ميثم توسط اميرالمؤمنين عليهالسلام 2. شهادت ميثم تمّار در دهه غدير 3. معرفت عمار به ولايت
ميراث انبياء عليهمالسلام = مواريث انبياء عليهمالسلام
ميراث مكتوب: 1. اولين ميراث مكتوب غدير 2. فرهنگ سازى غدير در ميراث مكتوب
مير حامدحسين هندى = حامدحسين هندى
ميرزا محمد بن معتمدخان بدخشى = محمد بن معتمدخان بدخشانى
ميمون بصرى (ابوعبداللّه) : روايت حديث غدير
نابينايان: كتابهاى غدير
ناجية بن عمرو خزاعى: روايت حديث غدير
ناس = مردم ناسخين: ناسخين و خطبه غدير
ناصرحسين هندى: درگذشت سيد ناصرحسين هندى در دهه غدير
ناصر خسرو قباديانى: شعر در غدير
ناصرالدين البانى = البانى
نافله (نشريه) : ويژهنامه هفتمين كنگره سراسرى ادبيات غدير
ناكثين: 1. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير 2. ناكثين در خطبه غدير
ناگفتههايى از اسناد خطبه غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
نامه اعمال: 1. آيه «فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُورا» = نامه اعمال / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ
وَراءَظَهْرِهِ» 2. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 3. آيه «وَ يَصْلى سَعِيرا» = نامه اعمال / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» 4. دشمنان غدير و نامه اعمال = نامه اعمال / آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَظَهْرِهِ»
نامهنگارى: مسابقه نامه نگارىِ غدير
نبات = گياهان
نبوّت: 1. اعطاى نشان رسالت به پيامبر صلىاللهعليهوآله در غدير 2. اقرار به نبوت در سند مكتوب غدير 3. اقرار همگانى به نبوت در غدير 4. اكمال دين با نبوتِ غديرى 5. انكار نبوت ريشه ضديت با غدير 6. انكار نبوت مساوى با جاهليت 7. اهداف
و پايههاى اعتقادى خطبه غدير 8. پيوند نبوت با ولايت 9. تكميل رسالت با ابلاغ ولايت 10. حديث غدير و نبوت 11. خاتم الانبياء 12. خاتميت پيامبر صلىاللهعليهوآله در خطبه غدير 13. خطبه غدير و نبوت 14. دومين دستور خداوند 15. رسالت جهانى و غدير 16. شك در نبوت مساوى با كفر 17. صفات پيامبر صلىاللهعليهوآله در خطبه غدير 18. غدير روز پايان رسالت 19. غدير روز نتيجهگيرى پيامبر صلىاللهعليهوآله از رسالت 20. فرهنگ غدير و نبوت
نثر: 1. تبليغ غدير با نثر 2. نثر غدير
نجد: 1. دعوت از اهالى نجد براى حج و غدير 2. رسيدن خبر غدير به نجد
نجران = يمن
نجف: زيارت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير در نجف
نجوم: اثبات رياضى و نجومىِ غدير
نداى آسمانى: نداى آسمانى در غدير
نُدبه (دعا) : انعكاس خطبه غدير در دعاى ندبه
نذير ضبى: روايت حديث غدير
نرم افزار = رايانه
نروژ: كتابِ غدير
نزهة الكرام (كتاب) : 1. اولين ترجمه خطبه غدير به فارسى 2. متن كامل خطبه غدير
نژاد = جامعه انسانى
نسايى: روايت حديث غدير
نُسَخ خطى: 1. ارزش و ضرورت مقابله نسخههاى خطبه غدير 2. تبليغ غدير با احياى نُسخ خطى 3. خطبه غدير 4. كتب خطى در موضوع غدير 5. نتايج مقابله خطبه غدير
نسل آينده: روشهاى تبليغى غدير براى نسل آينده
نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله: نسل پيامبر صلىاللهعليهوآله از اميرالمؤمنين عليهالسلام
نسل جديد: 1. تحليل غدير براى نسل جديد 2. روشى براى نسل حاضر در تحليل واقعه غدير 3. سؤالات نسل امروز درباره غدير 4. غدير و رشد فكرها در نسل جديد
نسلهاى آينده: 1. آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» 2. آيه تبليغ 3. ابلاغ غدير توسط حاضرين در غدير 4. اسناد حديث غدير 5. اسناد ماندگار غدير 6. اگر غدير عملى مىشد ... ! 7. بلاغت خطبه غدير براى آيندگان 8. بيعت براى ابلاغ غدير به نسلهاى آينده 9. تحليل غدير براى نسلهاى آينده 10. حفظ دين براى نسلهاى آينده 11. دستور به ابلاغ ولايت 12. روايت حديث غدير 13. سند مكتوب غدير براى آيندگان = نسلهاى آينده / اسناد ماندگار غدير 14. ضلالت در اكثريتِ آيندگان 15. فرهنگسازى غدير براى نسلهاى آينده 16. مخاطبين غدير 17. منافقينِ غدير سازندگان روزهاى سقيفه 18. موقعيت تبليغى غدير در زمان پيامبر صلىاللهعليهوآله 19. نتايج ابدى خطبه غدير 20. واكسينه نسلهاى آينده در برابر سقيفه 21. واكسينه نسلهاى آينده در برابر منافقين
النشر و الطىّ (كتاب) : 1. سند خطبه غدير 2. متن كامل خطبه غدير
نصارى: 1. آيه «أَ فَغَيْرَ دِينِ اللّه يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعا وَ كَرْها وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 2. آيه «إِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 3. آيه «إِنَّ اللّه رَبِّى وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 4. آيه «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ: أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ للّه وَ مَنِ اتَّبَعَنِ ... » = نصارى / آيه «إِنَالدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 5. آيه «فَلَمّا اَحَسَّ عيسى مِنهُمُ الكُفرَ قالَ مَنْ أَنْصارِى إِلَى اللّه ... » = نصارى / آيه«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه
الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 6. آيه «قُلْ آمَنَّا بِاللّه وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ... » = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 7. آيه «قُل يا اَهلَ الكِتابِ تَعالَوا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا ... » = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 8. آيه «ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفا مُسْلِما وَ ما كانَ مِنَالْمُشْرِكِينَ» = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 9. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 10. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» = نصارى / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 11. اكثريت و اقليت در نصارى = نصارى / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 12. تأليف در غدير
نَصْب = انتصاب
نصر بن على جهضمى (ابوعمرو) : روايت حديث غدير
نصرت = يارى
نصيبى شافعى = محمد بن طلحة نصيبى (ابوسالم، كمالالدين، ابنطلحه شافعى)
نصيرالدين طوسى: وفات خواجه نصير در روز غدير
نظامالدين قمى: معناى اولى براى مولى
نعمان بن ثابت = ابوحنيفه
نعمان بن عجلان انصارى: روايت حديث غدير
نعمت: 1. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَدِينا» 2. اتمام نعمت = اكمال دين 3. بزرگترين نعمت 4. زندگى پر نعمت با قبول غدير 5. نعمتِ با منّت 6. وفور نعمت در غدير
نعيم بن حكيم مدائنى: روايت حديث غدير
نفاق = منافقين
نفحات الازهار فى خلاصة عبقات الانوار (كتاب) : كتب برگزيده غدير
نفرين: 1. نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام بر كتمان كنندگان غدير 2. نفرين حارث فهرى بر خودش و سنگ آسمانى
نقاشى: نقاشىِ غديرى
نقره: 1. خشتهاى نقره در قصرِ غدير در آسمانها 2. قبول ولايت توسط معدن نقره در روز غدير
نگاهى بر زيارت غديريه (كتاب) : كتب برگزيده غدير
نماز: 1. آيه «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِوَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للّه عاقِبَةُ الْأُمُورِ» = نماز / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاهَوَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 2. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 3. اميرالمؤمنين عليهالسلام و اقامه نماز 4. اولين نمازگزار 5. بيان وجوب نماز در روز غدير 6. تبليغ غدير با نماز 7. خطبه غدير و نماز 8. رابطه نماز با ولايت = نماز / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَالرَّاكِعِينَ» 9. كتاب درباره نماز روز غدير 10. نماز جماعت در صحراى غدير 11. نماز جماعت مستحبى در عيد غدير 12. نماز جمعه اميرالمؤمنين عليهالسلام در دهه غدير 13. نماز در مسجد غدير 14. نمازهاى روز غدير 15. ولايت و نماز = نماز / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»
نماز جماعت = نماز
نماز جمعه = نماز
نماز ولايت (كتاب) : كتب برگزيده غدير
نمايش: نمايشِ غديرى
نمايشگاه: 1. نمايشگاه غدير در كنگره جهانى غدير در لندن 2. نمايشگاههاى غدير
نوجوان: 1. تبليغ غدير با هديه دادن به نوجوانان 2. غدير و كتاب نوجوان 3. وظيفه تبليغ غدير براى نوجوانان به امر پيامبر صلىاللهعليهوآله
نوح عليهالسلام: 1. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 2. صحيفه نوح عليهالسلام از ودايع امامت
نوح بن قيس حَدّانى (ابوالروح) : روايت حديث غدير
نوح بن مبشَّر: در سند خطبه غدير
نور: 1. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَالاْءِنْجِيلِ ... » = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 2. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 3. اهلبيت عليهمالسلام نور خداوندى = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 4. خلقت نورى اهلبيت عليهمالسلام = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 5. سوره نور = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَخَبِيرٌ» 6. نور اهلبيت عليهمالسلام 7. نور پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» 8. نور خداوندى در اهلبيت عليهمالسلام = نور / آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»
نور الأمير فى تثبيت خطبة الغدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
نورالدين حلبى = على بن ابراهيم حلبى (نورالدين)
نوراللّه شوشترى: تحقيق در مورد غدير
نوروز: 1. تقارن غدير و نوروز 2. غدير و نوروز در هند و پاكستان و كشمير = نوروز / تقارن غدير و نوروز 3. مقايسه نوروز و غدير 4. موهبتهاى الهى و زندگانى پر نعمت در غدير
نور الهدى و المنجى من الرَدى (كتاب) : سند خطبه غدير
نورى (صاحب مستدرك) = حسين نورى (صاحب مستدرك)
نهج الايمان (كتاب) : متن كامل خطبه غدير
نهروان (جنگ) : 1. پيشگويى از جنگ نهروان در خطبه غدير 2. شاخهاى از سقيفه مقابل غدير
نهى از منكر = امر به معروف
نيجر: مقاله درباره غدير
نيجريه: مقاله درباره غدير
نيشابور: نامه امام حسن عسكرى عليهالسلام به اهالى نيشابور درباره غدير
نيشابورى = محمد بن عبداللّه نيشابورى (ابنبيّع، حاكم)
نيكوكارى = احسان
نيكى = حَسَنه
الواثق باللّه عباسى: هلاكت الواثق باللّه در دهه غدير
واحد (خبر) = خبر واحد
وادى جحفه = جُحفه
وارث: آمدن «مَولى» به معناى «وارث»
واعظ كاشفى: معناى اولى براى مولى
واقدى: عدم نقل حديث غدير
واقعه غدير = مراسم غدير
وامق نصرانى: شعر عربى در غدير
وحدت مسلمين: 1. غدير تنها راه وحدت 2. غدير و وحدت اسلامى 3. وحدت مسلمين مقابل غدير
وحشى بن حرب حبشى (ابووسمه) : روايت حديث غدير
وحى: 1. نزول پياپى وحى در غدير 2. وحيانى بودن گفتمان غدير
ودايع امامت: 1. اقسام ودايع امامت = ودايع امامت / تسليم ودايع امامت از طرف پيامبر صلىاللهعليهوآله بهاميرالمؤمنين عليهالسلام 2. تسليم ودايع امامت از طرف پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. كتاب على عليهالسلام 4. مواريث انبياء عليهمالسلام =
مواريث انبياء عليهمالسلام
وسعت رزق: احياى غدير و وسعت رزق
وسواس: 1. آيه «الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» = وسواس / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِالْخَنَّاسِ» 2. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... » 3. عمر بن خطاب = وسواس / آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ»
وصابى = ابراهيم بن عبداللّه وصابى
وصايت: 1. اعلان وصايت در حجة الوداع 2. تصريح به وصايت در خطبه غدير 3. كلمه وصايت 4. لزوم وصى و جانشين
وضّاح بن عبداللّه يَشكُرى (ابوعوانه) : روايت حديث غدير
وقايع هفته غدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
وقف: غدير و وقف
وكيع بن جرّاح: روايت حديث غدير
ولايت: 1. آخرين دستور خداوند = ولايت / آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ ... » 2. آسمانى بودن ولايت = ولايت / آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ ... » 3. آيات مربوط به امتحانِ ولايت و مقابله با دشمنان غدير 4. آيات مربوط به دستورات الهى درباره ولايت 5. آيات ولايت 6. آيات ولايت در سراسر قرآن 7. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِوَ رُسُلِهِ ... » 8. آيه «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» = ولايت / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ » 9. آيه «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ
وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للّه عاقِبَةُ الْأُمُورِ» = ولايت / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 10. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 11. آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... » 12. آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» 13. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ» 14. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» = ولايت / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 15. آيه «فَآتاهُمُ اللّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الاْخِرَةِ وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» = ولايت / آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... » 16. آيه «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ» = ولايت / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 17. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» = ولايت / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 18. آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مابِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ ... » 19. آيه «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ» = ولايت / تولّى، اصلى تغيير نيافتنى 20. آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 21. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ ... » 22. آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ ... » 23. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 24. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ... »= ولايت / آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» - اقرار
به ولايت ... 25. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 26. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 27. آيه «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها ... » = ولايت / آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ» 28. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» = ولايت / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 29. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» 30. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» 31. آيه ولايت = ولايت / آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» 32. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 33. آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... » 34. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» = ولايت / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 35. آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ... » 36. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ . قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» 37. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» 38. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » = قرآن / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» - آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَإِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 39. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 40. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَدِينا» 41. ائمه اثنىعشر عليهمالسلام = ائمه اثنىعشر عليهمالسلام 42. ابطال حمل امامت در حديث غدير بر امامت تصوّف 43. ابلاغ ولايت = ابلاغ ولايت 44. اتمام حجت براى ولايت 45. اثر ولايت 46. اجتماع دو ولايت در يك زمان 47. اخلاص = ولايت / ارتباط ولايت با تقوى 48. اراده خداوند در مورد ولايت 49.
ارتباط ولايت با تقوى 50. ارتباط ولايت با توحيد و برائت = ولايت / آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِالدِّينِ» 51. ارتباط ولايت با حبّ و بغض 52. ارتباط ولايت و امامت با خطبه غدير 53. از ولايت محمد صلىاللهعليهوآله تا ولايت على عليهالسلام = ولايت / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْأَنْفُسِهِمْ» 54. اصل ايمان = ولايت / آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ... » 55. اعلان ولايت = ابلاغ ولايت 56. اقرار به ولايت در خطبه غدير 57. اقرار به ولايت پس از خطبه غدير 58. اقرار به ولايت در سند مكتوب غدير 59. اقرار درباره صاحب اختيارى 60. اكمال دين و اتمام نعمت با ولايت 61. امر ولايت از جانب خداست = قرآن / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» - آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 62. امضاى الهى براى ولايت 63. انتساب امر ولايت به خدا = قرآن / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» -آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » 64. انكار ولايت مساوى با جاهليت 65. انكار ولايت يعنى ارتداد 66. اهميت ولايت نزد خداوند 67. ايمان و قبول ولايت 68. برائت شرط قبولى ولايت 69. بزرگترين معروف 70. بهشت پاداش ثبات قدم در ولايت = ولايت / آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْقَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 71. بيان احكام و ولايت 72. بيعت با ولايت 73. پاسخگويى همگان درباره ولايت 74. پايههاى اعتقادى خطبه غدير درباره ولايت 75. پذيرندگان ولايت برندگان دنيا و آخرت = ولايت / آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... » 76. پرسش و پاسخ از ولايت در غدير 77. پيامبران عليهمالسلام و قبول ولايت = ولايت / ايمان و قبول ولايت 78. پيامبر صلىاللهعليهوآله بين ولاية اللّه و ولايت امام 79. پيشنهاد شركت در ولايت در غدير 80. پيوند ولايت با نبوت 81. تبليغ غدير با قبولى اعمال با ولايت 82. تبليغ ولايت 83. تبيين وظايف مردم در برابر ولايت 84. تحقّق عينى ولايت پس از
پيامبر صلىاللهعليهوآله = ولايت / آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» 85. تخصيص ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام براى فتنههاى زمان حضرت 86. تسليم واقعى يعنى ولايت = ولايت / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 87. تفسير سه سوره كامل به ولايت در غدير 88. تقسيمبندى كلى آيات ولايت = ولايت / آيات ولايت در سراسر قرآن 89. تقوى و ولايت = ولايت / ارتباط ولايت با تقوى 90. تكذيب كنندگان ولايت 91. توجه الهى به ولايت 92. تولد رسمى امامت و ولايت در غدير 93. تولّى، اصلى تغيير نيافتنى 94. ثبات قدم در ولايت و بهشت = ولايت / آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَصِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» 95. ثمره غدير: ولايت 96. جايگاه ولايت در دين 97. جلوههاى ولايت در كلمه مولى 98. جملات مهم در خطبه غدير درباره ولايت 99. جهانى بودن ولايت = ولايت / ولايت مطلقه بر عوالم هستى 100. حج كامل با ولايت 101. حدود ولايت = ولايت / محور خطبه غدير: ولايت 102. حديث غدير و مفهوم ولايت = ولايت / معنى و محدوده ولايت 103. حسرت كافران براى ولايت 104. خطبه غدير و ولايت 105. خطر منافقين براى ولايت 106. دعا براى مؤمنين و كافرين به ولايت 107. دعوت همه انبياء عليهمالسلام به اسلام و ولايت = ولايت / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 108. دورى از شك در ولايت 109. رابطه تقوى با ولايت = ولايت / آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» - آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِيمٌ» 110. رابطه حج با ولايت = ولايت / آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ... » - حج كامل با ولايت 111. رابطه نماز و زكات با ولايت = ولايت / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 112. راه نجات 113. رضايت
خداوند با قبول ولايت 114. زكات و ولايت = ولايت / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 115. زمان حضرت مهدى عليهالسلام و اكثريتِ اهل ولايت = ولايت / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 116. زمينهسازى براى ولايت 117. سعادت بشر با ولايت 118. سنگينىِ ولايت 119. سؤال از معناى ولايت در حديث غدير 120. سؤال از ولايت در قيامت 121. سؤال از همه مردم درباره ولايت 122. شرط اطاعت خداوند = ولايت / ولايت ائمه عليهمالسلام ولاية اللّه 123. شرط قبولى اسلام 124. شرط قبولى اعمال 125. شك در ولايت مساوى با كفر 126. شكر نعمت ولايت = ولايت / آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ... » 127. شناخت امام 128. شؤون ولايت = ولايت / محور خطبه غدير: ولايت 129. صراط مستقيم 130. صَعبٌ و مُستَصعَب 131. طاعت خداوند 132. طيبِ ولادت و خُبث ولادت 133. عالم ذرّ و روز اَلَست و ولايت 134. عدم قبول ولايت مساوى با كفر 135. عذاب دائم براى منكرين ولايت 136. عرضه ولايت بر همه مخلوقات در روز غدير 137. عظمت ولايت = ولايت / جايگاه ولايت در دين 138. عنايت خداوند = ولايت / ايمان و قبول ولايت 139. عهد اَلَست بر ولايت = ولايت / عالم ذرّ و روز اَلَست و ولايت - اقرار بهولايت ... 140. عهد و ميثاق با ولايت = ولايت / عالم ذرّ و روز اَلَست و ولايت - اقرار به ولايت ... 141. عيد ولايت = عيد غدير 142. غدير روز تأسف بر منكرين ولايت 143. فرمانِ الهى 144. فطرت انسان و ولايت = ولايت / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 145. قبول ولايت 146. قبولى اعمال با ولايت = ولايت / شرط قبولى اعمال 147. قطبِ قرآن: ولايت 148. قيد ولايتِ امام عليهالسلام به زمان پس از عثمان 149. كفر اعتراض كنندگان بر ولايت در غدير 150. كفر منكر ولايت در زيارت غدير 151. كفر منكر ولايت در قرآن 152. كفر منكرين ولايت = ولايت / آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ
فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» - كفر منكر ولايت در زيارت غدير - كفر منكر ولايت در قرآن 153. كلمه مولى و ولايت = ولايت / جلوههاى ولايت در كلمه مولى 154. كمال دين و اسلام و تمام نعمت با ولايت = ولايت / اكمال دين و اتمام نعمتبا ولايت 155. كيفيت ابلاغ ولايت 156. لعن بر منكر و دشمن ولايت در خطبه غدير 157. لعن بر منكر ولايت در زيارت غدير = ولايت / كفر منكر ولايت در زيارت غدير 158. لياقت براى ولايت 159. محدوده ولايت = ولايت / معنى و محدوده ولايت 160. محكمترين دستور الهى 161. محور خطبه غدير: ولايت 162. محوريت پيامبر صلىاللهعليهوآله در تعيين مصاديق ولايت 163. مخالفت با ولايت بزرگترين منكر = ولايت / بزرگترين معروف 164. مراحل اجراى اعلام ولايت = ولايت / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» 165. مستند ولايت كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله 166. مسير ارتباط ولايت محمدى و علوى = ولايت / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَمِنْ أَنْفُسِهِمْ» 167. مصاديق ولايت = ولايت / محوريت پيامبر صلىاللهعليهوآله در تعيين مصاديق ولايت 168. مظهر تقوى و ايمان و اخلاص 169. معرفى ابعاد ولايت در خطبه غدير 170. معنى و محدوده ولايت 171. معيار ولايت 172. مفهوم ولايت در غدير 173. مقامى تغيير نيافتنى 174. مقدمه چينى براى ولايت = ولايت / محور خطبه غدير: ولايت 175. ملائكه و قبول ولايت = ولايت / ايمان و قبول ولايت 176. منكر ولايت كافر است = ولايت / كفر منكر ولايت در زيارت غدير 177. منكر ولايت، منكر قيامت 178. منكرين حق اميرالمؤمنين عليهالسلام = ولايت / مقامى تغيير نيافتنى 179. منكرين ولايت در خطبه غدير 180. موضوع اصلى بيعت غدير، ولايت 181. موهبت الهى = ولايت / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمايَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » - آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ... » 182. نشانه روشن الهى = ولايت / آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ
بَدِّلْهُ ... » 183. نماز و ولايت = ولايت / آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» 184. نور غدير، حافظ ولايت 185. واضح بودن معناى كلمه مولى 186. ولايت ائمه عليهمالسلام ولاية اللّه 187. ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام ولاية اللّه 188. ولايت بر جمادات و جنّيان و حيوانات و گياهان و همه مخلوقات = ولايت / ولايت مطلقه بر عوالم هستى 189. ولايت بر ملائكه 190. ولايت پيامبر صلىاللهعليهوآله = ولايت / معنى و محدوده ولايت 191. ولايت پيامبر صلىاللهعليهوآله در كلام پيامبر صلىاللهعليهوآله 192. ولايت پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرالمؤمنين عليهالسلام در قرآن، همان ولايت خدا = ولايت / آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ ... » 193. ولايت تكوينى 194. ولايت خداوند 195. ولايت در قرآن 196. ولايتِ غدير يعنى ولاية اللّه 197. ولايت مسؤولٌ عَنه = ولايت / آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... » 198. ولايت مطلقه الهيه 199. ولايت مطلقه بر عوالم هستى 200. ولايت مطلقه رسول اللّه صلىاللهعليهوآله مقدمه غدير 201. ولايت نتيجهگيرى پيامبر صلىاللهعليهوآله از رسالت 202. ولايت و اكثريت و اقليت = ولايت / آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» 203. هدايت فقط با ولايت = ولايت / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... »
الولاية (كتاب) = الردّ على الحرقوصيّة (كتاب)
«الوِلايَةُ لآلِ مُحَمَّدٍ عليهمالسلام أمانٌ مِنَ العَذابِ» (حديث) : زمينه غدير
وَلىّ = صاحب اختيار - مولى - ولايت
ولىاللّه لكهنوى: روايت حديث غدير
ولىّامر: 1. آمدن «مَولى» به معناى «ولىّ امر» 2. اقرار مسلمانان به ولىّامر بودن اميرالمؤمنين عليهالسلام 3. خطبه غدير و ولىّامر
وهّابيت: تخريب مسجد غدير
وهب بن حمزه: روايت حديث غدير
وهب بن عبداللّه شوائى (ابوحجيفه) : روايت حديث غدير
هارون عليهالسلام: 1. تقارن روز نصب حضرت هارون عليهالسلام توسط حضرت موسى عليهالسلام با غدير 2. حضرت هارون عليهالسلام در خطبه غدير
هارون بن عبداللّه بغدادى (ابوموسى، حمّال) : روايت حديث غدير
هارون بن عيسى بن سكين بلدى: در سند خطبه غدير
هارون بن موسى تلعكبرى (ابومحمد) : در سند خطبه غدير
هارون الرشيد عباسى: 1. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلىبَعْضٍ ... » 2. اتمام حجت امام كاظم عليهالسلام بر هارون با غدير
هارون مكّى: اطاعت محض در برابر امام عليهالسلام
هاشم بحرانى: بررسى اسناد غدير و نقل متن كامل خطبه غدير
هاشم مرقال بن عتبه زهرى: روايت حديث غدير
هانى بن ايّوب حنفى: روايت حديث غدير
هانى بن هانى همدانى: روايت حديث غدير
هبهاللّه بن محمد شيبانى: روايت حديث غدير
هبهاللّه بن موسى شيرازى: تأليف در غدير
هجوم به خانه وحى: 1. اتمام حجت اصحاب با غدير در ماجراى هجوم 2. اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام با غدير در ماجراى هجوم
هدايت: 1. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» = هدايت / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 2. آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 3. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ
إِسْلامَكُمْ بَلِ اللّه يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ... » = هدايت / آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... » 4. دوستان اهلبيت عليهمالسلام = دوستان اهلبيت عليهمالسلام 5. عظمت هدايت به غدير، حتى يك نفر 6. هدايت مخصوص ائمه عليهمالسلام
هُدْبَة بن خالد قيسى (ابوخالد، هداب) : روايت حديث غدير
هدف: 1. اهداف غدير 2. اهداف بلندمدت غدير 3. اهداف مهم غدير 4. اهداف مهم غدير در خطبه غدير 5. موانع تحقق اهداف غدير
هديه: 1. آداب روز غدير 2. تبليغ غدير با هديه دادن
هذيان: تهمت هذيانگويى حربهاى مقابل غدير
هَرشى (عَقَبه) : 1. ترور پيامبر صلىاللهعليهوآله در عقبه هَرشى 2. جغرافياى منطقه هرشى 3. منزلى در مسير حجة الوداع
هفته غدير = ايام غديريه
هلال بن بشر بصرى (ابوالحسن) : روايت حديث غدير
هلند: مقاله درباره غدير
همسران پيامبر صلىاللهعليهوآله: 1. بيعت در غدير 2. حضور در سفر حجة الوداع 3. سخنان پيامبر صلىاللهعليهوآله در رابطه با غدير در جمع همسرانش
همسر زيد بن ارقم: راوى غدير
هناد بن سرى: شعر هناد بن سرى درباره غدير
هند: 1. جشنهاى غدير در هند 2. غدير و نوروز در هند 3. مقاله درباره غدير 4. نماز جماعت غدير در هند
هنر: 1. توان هنرى براى ابلاغ غدير 2. مسابقه هنرى غدير
هواىِ نفس: آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
هيثم بن حبيب صيرفى: اتمام حجت با حديث غدير
هيثم بن كُلَيب چاچى (ابوسعيد) : روايت حديث غدير
«يا أيُّهَا الناس ! إنَّ الفَضلَ وَ الشَرَفَ وَ المَنزِلَةَ وَ الوِلايَةَ لِرَسولِاللّهِ وَ ... »: زمينه غدير
يادبودهاى غدير: فهرست يادبودهاى غدير
يادگارهاى انبياء عليهمالسلام = مواريث انبياء عليهمالسلام
يادنامه: تدوين يادنامههاى غدير
ياران ائمه عليهمالسلام = اصحاب ائمه عليهمالسلام
يارى: معناى يارى كردن در خطبه غدير و شبهات مطرح شده
يافعى: روايت حديث غدير
ياقوت: 1. در جشن غدير در آسمانها 2. قبول ولايت توسط كوه ياقوت در روز غدير
يحيى بن آدم قرشى (ابوزكريا، اموى) : روايت حديث غدير
يحيى بن جعده مخزومى: روايت حديث غدير
يحيى بن حمّاد شيبانى: روايت حديث غدير
يحيى بن سليمان جعفى (ابوسعيد، مُقرى) : روايت حديث غدير
يحيى بن سليم فزارى (ابوبلج) : روايت حديث غدير
يحيى بن شرف حزامى (محىالدين، ابوزكريا نَوَوى) : روايت حديث غدير
يحيى بن عبدالحميد حِمّانى (ابوزكريا) : روايت حديث غدير
يحيى بن عبدالوهّاب اصفهانى (ابوزكريا، ابنمنده) : روايت حديث غدير
يحيى بن محمد اخبارى (ابوعمر، كاتب) : روايت حديث غدير
يحيى بن محمد غبرى (ابوزكريا، بغيانى نيشابورى) : روايت حديث غدير
يحيى بن معين: درگذشت يحيى بن معين در دهه غدير
«يَدُ اللّه مَعَ الْجَماعَةِ» (حديث جعلى) = جَعل حديث
يزيد بن ابىزياد كوفى: روايت حديث غدير
يزيد بن حيّان تيمى: روايت حديث غدير
يزيد بن شراحيل انصارى = زيد بن شراحيل انصارى
يزيد بن عبدالرحمن كوفى (ابوداود) : روايت حديث غدير
يزيد بن معاويه: ثمره غصب خلافت و ترك غدير
يزيد بن وديعه: كتمان غدير و نفرين اميرالمؤمنين عليهالسلام
يزيد بن هارون: در سند خطبه غدير
يسار ثقفى (ابونجيح) : روايت حديث غدير
يعقوب بن جعفر انصارى: روايت حديث غدير
يعقوب بن حميد مدنى (ابويوسف) : روايت حديث غدير
يعلى بن مرة ثقفى (ابومُرازم) : روايت حديث غدير
يقين: 1. دورى از شك در ولايت 2. مؤمنين و يقين و ايمان راسخ
اليقين (كتاب) : 1. سند خطبه غدير 2. متن كامل خطبه غدير
يمامه: رسيدن خبر غدير به يمامه
يمن: 1. دعوت از اهالى يمن براى حج و غدير 2. رسيدن خبر غدير به يمامه 3. شبهه حضور اميرالمؤمنين عليهالسلام در ايام غدير در يمن 4. شبهه شكايت لشكريان يمن 5. مقاله درباره غدير
ينابيع المودة (كتاب) : نقل آيه تبليغ براى غدير
يوسف عليهالسلام: ملاقات حضرت يوسف عليهالسلام با برادران در دهه غدير
يوسف بن اسماعيل نَبهانى (ابوالمحاسن) : روايت حديث غدير
يوسف بن عبدالرحمن مِزّى (جمالالدين) : روايت حديث غدير
يوسف بن عيسى زُهرى (ابويعقوب، مَروَزى) : روايت حديث غدير
يوسف بن قِزُغْلى بغدادى (شمسالدين، سبط بن جوزى) : 1. اعتراف به مفاد حديث غدير 2. روايت حديث غدير 3. مرگ سبط بن جوزى در دهه غدير 4. نقل غديريّه حسّان بن ثابت 5. نقل ماجراى حارث فهرى در غدير
يوسف بن محمد اندلسى (ابوالحجّاج، ابنشيخ) : روايت حديث غدير
يوسف بن موسى قّطان (ابويعقوب) : روايت حديث غدير
يوشع بن نون عليهالسلام: تقارن روز حضرت يوشع بن نون عليهالسلام با غدير
يوم الدار (حديث) : 1. رابطه غدير و يوم الدار 2. زمينه غدير
يوم الغدير (كتاب) : كتب برگزيده غدير
يوم الولاية: 1. كلام اميرالمؤمنين عليهالسلام در مورد يوم الولاية 2. نام گذارى رسمى غدير به «يوم الولاية»
يونس عليهالسلام آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»
يهود: 1. آيه «أَ فَغَيْرَ دِينِ اللّه يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعا وَ كَرْها وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» = يهود / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 2. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 3. آيه «إِنَّ اللّه رَبِّى وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» = يهود / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 4. آيه «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ: أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ للّه وَ مَنِ اتَّبَعَنِ ... » = يهود / آيه «إِنَالدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 5. آيه «فَلَمّا اَحَسَّ عيسى مِنهُمُ الكُفرَ قالَ مَنْ أَنْصارِى إِلَى اللّه» «نَحْنُ أَنْصارُ اللّه ... » =يهود / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 6. آيه «قُلْ آمَنَّا بِاللّه وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ... » = يهود / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... » 7. آيه «قُل يا اَهلَ الكِتابِ تَعالَوا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» = يهود / آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »
THE QADIR ENCYCLOPAEDIA
The most comprehensive encyclopaedia of Qadir
18
BY :
Mohammad Ansari Zanjani