مشق انتظار

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : موسوی اصفهانی، سیدمحمدتقی،

عنوان : مشق انتظار - نویسنده : سید محمدتقی موسوی اصفهانی (فقیه احمدآبادی) ؛ تحقیق ، تنظیم و اضافات: سید محمد صدرا موحد ابطحی.

مشخصات نشر : نوبت اول ، 1404 ش ، دارالامام المهدی منتصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

موضوع : امام دوازدهم ، مهدویت ، غیبت ، انتظار ، دعا ، وظایف منتظران

Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Occultation

مشخصات ظاهری : 240 صفحه

شابک : 978-622-87771-4-6

رده بندی کنگره : BP224/4

رده بندی دیویی : 297/462

ش کتابشناسی ملی : 10087089

خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ویراستار کتاب : خانم نرگس قمی

اشاره

سرشناسه : موسوی اصفهانی، سیدمحمدتقی،

عنوان : مشق انتظار - نویسنده : سید محمدتقی موسوی اصفهانی (فقیه احمدآبادی) ؛ تحقیق ، تنظیم و اضافات: سید محمد صدرا موحد ابطحی.

مشخصات نشر : نوبت اول ، 1404 ش ، دارالامام المهدی منتصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

موضوع : امام دوازدهم ، مهدویت ، غیبت ، انتظار ، دعا ، وظایف منتظران

Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Occultation

مشخصات ظاهری : 240 صفحه

شابک : 978-622-87771-4-6

رده بندی کنگره : BP224/4

رده بندی دیویی : 297/462

ش کتابشناسی ملی : 10087089

مشق انتظار

آیت الله سید محمد تقی فقیه احمدآبادی (صاحب مکیال)

تحقیق ، تنظیم و اضافات : سید صدرا موحد ابطحی

ناشر: دارالامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

مسئول امور هنری: علی عباسی نژاد

نوبت و سال چاپ : اول / 1404 ش 1447ق

تیراژ : 1500 نسخه

قیمت: 300 هزار تومان

شابک: 6-4-87771-622-978

مرکز پخش: 09361202133

جهت نشر بیشتر معارف مهدویت، این کتاب فعلا با 50 درصد تخفیف به مبلغ 150 هزار تومان عرضه می گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ

اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

فهرست موضوعات

مقدمه محقّق ... 11

بخش اول: سبک زندگی مهدوی

طلوع ... 16

استادان ... 17

کوشش و جدّیت در تحصیل، تألیف و تدریس ... 18

طبع شعر ... 20

تألیفات ... 21

فضایل اخلاقی ... 25

توسّلات و مناجات سحری ... 27

یاد و ترویج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سبک زندگی صاحب مکیال ... 28

بنیان‌گذار جشن نیمه شعبان ... 32

شهادت صاحب مکیال ... 33

بخش دوم: وظایف ما در عصر غيبت

فصل اول: وظایف فردی نسبت به امام زمان علیه السلام ... 37

1 _ 3. وظایف عقل ... 38

اول: شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ویژگی‌های آن حضرت ... 38

دوم: کسب معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 39

[سوم: شناختن علامت‌های ظهور و نشانه‌های آخر الزمان ... 414

4-17. وظایف قلب ... 43

اول: دوست داشتن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت ویژه ... 43

دوم: غمگین بودن در فراق و مظلومیّت آن حضرت ... 45

سوم: منتظر ظهور حضرت بودن و تقویت روحیه انتظار ... 46

[چهارم: پیوسته خود را در محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دانستن ... 47

[پنجم: خیرخواهی برای امام زمان علیه السلام ... 49

[ششم: نیّت حقیقی بر یاری حضرت در زمان ظهور ... 50

هفتم: تسليم و مطیع بودن، و نسبت به امر امام علیه السلام عجله نکردن ... 51

هشتم: نرم نگه داشتن دل ... 52

نهم: هر روز یا هر جمعه با حضرتش عهد تازه بستن ... 55

دهم: توسّل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در امور مهم ... 57

یازدهم: روزهای جمعه خود را مهمان آن حضرت دانستن ... 58

دوازدهم: توبه حقيقى از گناهان ... 59

سیزدهم: اهتمام بر ترک گناهان و کسب صفات نیکو... 60

[چهاردهم: مقدّم داشتن خواسته‌های حضرت بر خواسته‌های خود ... 61

18. وظیفه چشم ... 63

در فراق آن حضرت گریستن ... 63

19. وظیفۀ گوش ... 64

[شنیدن مطالب متعلّق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 64

20 _ 37. وظایف زبان ... 65

[اول: حفظ زبان از غیر ذکر و یاد خداوند ... 65

دوم: پرهیز از بردن نام اصلی حضرت علیه السلام ... 67

سوم: اظهار شوق به زیارت آن حضرت ... 68

[چهارم: دعا برای فراموش نکرن یاد آن حضرت ... 69

پنجم: دعا برای دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان ... 70

[ششم: قرائت قرآن و هدیه به آن حضرت ... 72

هفتم: زیارت کردن و سلام و درود فرستادن بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 73

هشتم: خواندن دعاهایی که برای زمان غیبت سفارش شده ... 75

[نهم: هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت ... 77

[دهم: خواندن نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 78

یازدهم: واسطه قرار دادن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعا ... 80

دوازدهم: در دعا، حضرت را مقدّم داشتن ... 81

سیزدهم: با صدای بلند به حضرت دعا کردن ... 82

چهاردهم: خواندن دعای ندبه در روزهای خاص ... 82

پانزدهم: دعا برای ظهور و پیروزی حضرت ... 82

شانزدهم: دعا برای قرار گرفتن در زمره ياران حضرت ... 83

هفدهم: دعا برای یاران

حضرت و نفرین بر دشمنان حضرتش ... 83

هجدهم: صلوات فرستادن برای سلامتی و تعجیل فرج امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 83

38 _ 44. وظایف سایر جوارح ... 84

اول: برخاستن به احترام نام یا القاب امام زمان علیه السلام بالاخص «قائم» ... 84

[دوم: بزرگ‌داشت هر چیز منتسب به حضرت ... 85

سوم: بدن نسبت به امام خاشع باشد و در خدمت آن حضرت ... 87

[چهارم: دیدار با علمای ربّانی و مؤمنین صالح ... 89

پنجم: حج رفتن به نيابت از حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 90

ششم: طواف کعبه به نيابت از حضرت ... 91

هفتم: به نيابت از آن حضرت به زیارت قبور پیغمبر و ائمّه اطهار علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام و سایر مشاهده مشرّفه رفتن ... 92

فصل دوم: وظایف اجتماعی نسبت به امام علیه السلام ... 93

45 _ 49. وظایف در میان عموم مردم ... 94

اول: دعوت مردم به معرفت حضرت و خدمت‌گزاری به ایشان ... 94

دوم: محبوب نمودن حضرت در بین مردم ... 96

سوم: آموزش معارف دینی و پاسخ به شبهات ... 98

چهارم: پرهیز از شهرت و ناشناس ماندن ... 100

[پنجم: سرودن شعر و خواندن اشعار فضایل آن حضرت برای مردم... 101

50 _ 52. وظایف در میان دوستان حضرت ... 103

[اول: سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت ... 103

دوم: همدلی و تلاش همگانی بر يارى امام زمان علیه السلام ... 104

[سوم: حلّ مشکلات و خوشحال کردن مؤمنان و محبّان امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 105

53 _ 59. وظایف در مقابل دشمنان و مدّعیان دروغین ... 106

اول: تقیّه در مقابل دشمنان ... 106

[دوم: صبر بر اذیت و آزار دشمنان ... 107

[سوم: پرهیز از مجالسی که نام حضرت در آنجا تمسخر می‌شود ... 109

چهارم: تکذیب مدّعیان نیابت خاصّه ... 110

پنجم: عدم تعیین وقت ظهور و تکذیب وقت‌گذاران ... 111

ششم: ثبات در اعتقادات و دنبال گروه‌ها و فرقه‌ها نرفتن. 112

هفتم: مرابطه و تهیه سلاح و اسب در انتظار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 113

60 _ 70. وظایف مالی ... 118

اول: صدقه دادن به قصد سلامتى حضرت ... 118

دوم: قربانی کردن به نیابت از حضرت ... 118

سوم: هديه دادن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 119

چهارم: هدیه دادن به شیعیان و دوستان صالح ائمه علیهم السلام ... 122

پنجم: پرداخت حقوق مالی واجب ... 123

ششم: پول دادن به کسی تا به نیابت حضرت علیه السلام حج به‌جا آورد ... 123

هفتم: پول دادن به کسی تا به نیابت از حضرت طواف نماید ... 123

هشتم: پول دادن به کسی تا به نیابت از حضرت به زیارت قبور پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام به‌ویژه امام حسین علیه السلام و سایر مشاهد مشرّفه برود ... 123

نهم: پول دادن به کسی برای قرائت قرآن و

هدیه کردن به امام علیه السلام ... 123

[دهم: برگزاری مجالس ذکر فضائل و مناقب و توسّل به آن حضرت ... 124

[یازدهم: تأسیس و ساخت اماکن خیریّه و عام المنفعه ... 124

بخش سوم: گنجینه فواید دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

مطلب اوّل: ادای حقّ مؤمن برترین اعمال است ... 127

طريق ادای حقوق امام زمان علیه السلام ... 129

مطلب دوّم: عدم منافات دعای به امام زمان علیه السلام با مقام و شأن بلند ایشان .. 130

مطلب سوّم: اهتمام ائمه علیهم السلام در دعا به امام دوازدهم علیه السلام .. 132

مطلب چهارم: سرّ اهتمام زياد أئمّه علیهم السلام در دعاى به صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 136

مطلب پنجم: فواید دنيوى دعا براى حضرت علیه السلام ... 137

مطلب ششم: فواید اخروی دعا براى حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 144

مطلب هفتم: شرایط فائز شدن به نحو کمال به تمام فوایدی که ذکر شد ... 149

[مطلب هشتم: چگونگی دعا به ویژه برای تعجیل فرج و ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف 154

مطلب نهم: اوقات و حالات دعا براى امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 158

مطلب دهم: دعاهاى ائمۀ معصومین علیهم السلام برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 161

خاتمه: عريضه‌نویسی به محضر حضرت ولیِ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 166

ذکر صحیح ... 168

بخش چهارم: ثواب و فضیلت انتظار ظهور

مقدّمه مفهوم تعجيل در فرج حضرت مهدى علیه السلام ... 175

بعضی نشانه‌های ظهور و کیفیت دوران حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 177

مقصد اوّل ثواب و فضیلت انتظار ... 181

اوّل: بهترین عبادت‌ها ومحبوب‌ترین اعمال نزد خداوند ... 181

دوم: جهاد در رکاب پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و شهادت در راه خدا ... 181

سوم: اجر شهدای جنگ بدر و احد ... 182

چهارم: حضور در خیمه امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و خدمتگذاری به حضرتش ... 183

پنجم: ثواب روزه‌دارِ شب‌زنده‌دار ... 183

ششم: زنده شدن هنگام ظهور و دعوت به حضور ... 183

هفتم: جهاد در رکاب حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف و شهادت ... 184

هشتم: بهره‌مندی از ثواب کامل عبادات و احکام صحیح واقعی ... 186

نهم: محشور شدن در زمره آل محمد ... 186

دهم: قرار گرفتن در زمره اولیاء و نداشتن حزن و ترس در روز قیامت ... 188

مقصد دوّم وجوب انتظار و شرط آن در قبولی اعمال ... 189

مقصد سوّم معناى انتظار و مقدار واجب آن ... 192

خاتمه: آثار درجه کمال انتظار ... 195

بخش پنجم اشعار فارسی و عربی از آیت الله سید محمّد تقی فقیه احمدآبادی رحمه الله

مقدّمه ... 199

رباعیات در فراق حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 201

رباعیات در مصائب حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ... 205

غزلیات در فراق حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 206

قصيدۀ شعبانیه در میلاد پر سرور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 217

قصيده غديريّه در مدح حضرت اميرالمومنين علیه السلام ... 219

سایر اشعار ... 223

اشعار عربی در فراق حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 230

مقدمه محقّق

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین وصلّی الله علی سیّدنا محمّد وآله الطاهرین

این کتاب مشتمل بر سه اثر یکی از مدافعان راستین حریم امامت و مهدویّت، مرحوم علّامه، آیت‌الله سیّد محمد تقی فقیه احمدآبادی است. اگرچه عمدۀ شهرت ایشان مرهون تألیف کتاب سترگ و کم‌نظیر «مکیال المکارم في فوائد الدعاء للقائم علیه السلام» است که نزدیک به هجده سال از عمر شریف خود را (1330 _ 1348 ه.ش) صرف نوشتن و تکمیل آن کرده‌اند، امّا پیش از این نیز با قلم شیوای خود آثار ارزشمند دیگری در باب «مهدویّت» نگاشته‌اند.

ایشان رساله‌ای به نام «وظیفة الأنام في زمن غیبة الإمام» به فارسی نوشته و آن را در دو جزء در سال 1331 و 1332 ه-.ق منتشر نمودند، پس از آن نیز از ایشان سه رسالۀ فارسی دیگر به نام‌های: «کنز الغنائم في فوائد الدعاء للقائم»، «نور الابصار في فضیلة الانتظار» و «سراج القبورفي فضیلة صلاة اللیل» در یک مجلّد در سال 1333ه-.ق به طبع رسیده است که بر آنها مرجع عالی‌قدر آن دوران، آیت‌الله العظمی دهکردی قدس سره تقریظ نگاشته اند.

این چهار رساله به همّت علّامه محقّق، آیت‌الله سیّد محمّدباقر موحد ابطحی رحمه الله و تحت اشراف ایشان در مؤسسة الامام

تحقیق، و در یک جلد با نام «چهار رساله» در سال 1387 ه.ش منتشر شد.

از آن‌جا که سال‌ها پیش نسخه‌های این کتاب تمام شده و جای خالی آن برای تشنگان مباحث مهدویّت احساس می‌شد، علاقه‌مند شدم تا سه رسالۀ این کتاب را که در موضوع «مهدویّت» است، به مناسبت ایّام شعبان و میلاد سراسر نور سرور عالم هستی، مولایمان حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف منتشر کنم؛ امّا با مطالعۀ دقیق این سه رساله دریافتم که به واسطه تألیف این رساله‌ها به صورت مستقل و در فواصل زمانی گوناگون، بایستی برای استفاده بیشتر علاقه‌مندان، هر یک از آن‌ها را به عنوان بخشی از یک کتاب جدید قرار دهم و علاوه بر ویرایش و تکمیل منابع و مصادر آن، با جابه‌جایی بعضی مطالب و حذف مکرّرات، سیری منظّم بین مباحث بخش‌ها و فصل‌های این کتاب ایجاد کنم.

لذا برخی از فصل های رسالۀ «وظیفة الأنام» را که درباب دعا و زیارت بود و یا مطالب آن مشترک و تکراری یا مرتبط با موضوع فصل‌هایی از رسالۀ «کنز الغنائم» هست به آنجا منتقل شده و یا در مباحث آن ادغام گردید، و نیز فصل‌هایی از این دو رساله که مرتبط با موضوع انتظار بود در رسالۀ «نور الابصار» قرار گرفت.

همچنین بعضی ادعیه و زیارات مثل: «زیارت آل یاسین»، «دعای عهد» و «صلوات ضرّاب» که در رسالۀ «کنزالغنائم» به صورت کامل ذکر شده و طولانی است و شاید خارج از حوصله خواننده باشد، به ذکر ابتدای آن بسنده گردید و ادامه آن به «مفاتیح الجنان» ارجاع داده شد.

علاوه بر این با مقایسه‌ای که بین این سه رساله با کتاب کم نظیر

«مکیال المکارم» از دیگر آثار مهدوی مرحوم مؤلّف انجام شد، مطالبی که در موضوعات «وظایف مردم در زمان غیبت»، «فضیلت و فواید انتظار» و «فواید دعا برای امام زمان علیه السلام» در این دو کتاب آمده بود و مؤلّف، آن‌ها را در این رساله‌ها نیاورده بودند، در کتاب حاضر به صورت خلاصه بیان گردید، و برای مطالبی که تیتروار بیان کرده بودند به‌ویژه در بخش وظایف و تکالیف شیعیان، توضیحاتی از «مکیال المکارم» آورده شد که تماماً درعلامت [ ] آمده است؛ لذا می‌توان این کتاب را خلاصه‌ای از «مکیال المکارم» برشمرد.

گفتنی است؛ از جمله آثار صاحب مکیال دیوان شعری بوده که متأسفانه مفقود شده است، لذا تمام اشعار فارسی و عربی را که در تألیفات مطبوع و خطی ایشان یافتم _ که غالباً در فراق حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف سروده‌اند _ در بخش پنجم این کتاب گرد آمده است.

امیدوارم این اثر که آن را «مشق انتظار» نام گذاردم، مورد توجه و استفاده علاقه‌مندان به مباحث مهدویّت قرار گیرد.

بر خود لازم می‌دانم از جناب اقای دکتر محمد حسین ترابیان، استاد ادبیات دانشگاه قم که بنده را در ویرایش بهتر این کتاب یاری نمودند، صمیمانه تشکر نمایم.

در پایان این اثر ناچیز را به حامل پرچم امامت، امید همه انبیا و اوصیا، مولایم حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم می‌کنم و از پیشگاه رفیعشان عذر خواهم که "إنّ الهدایا علی قدر مُهدیها".

سیّد صدرا موحد ابطحی

قم مقدّس، مدرسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1446ه-.ق 1404ه-.ش.

دو تفریظ از مرجع عالیقدر آن روزگار

آیة الله العظمی حاج سید ابوالقاسم دهکردی رحمه الله (1353 _ 1372 ه ق)

تقریظ بر کتاب وظیفه الأنام فی زمن غیبة الإمام

بسم الله الرحمن الرحیم

این رسالۀ شریفه در کمال اعتبار و اتقان است، رجاء واثق آن‌که عموم شیعیان از انتفاع به آن مسامحه نفرمایند که موجب رضای امام عصر حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا له الفداء است.

السید ابوالقاسم الدهکردي 1331 ه ق

تقریظ بر سه کتاب «کنز الغنائم در فواید دعا برای حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف» و «نورالأبصار في فضیلت الإنتظار» و «سراج القبور»

بسم الله الرحمن الرحیم

این مجموعۀ شریفه که مأخوذ از اخبار معتبرۀ مأثوره از اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین است،بسیار مفید و نافع، و امید است که عامل به آن منظور نظر امام عصر ارواحنا له الفداء باشد.

السید ابوالقاسم الدهکردي 1333 ه ق

بخش اول : سبک زندگی مهدوی

اشاره

گذری بر حیات دلباخته امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

شهید انتظار علامه سید محمد تقی فقیه احمد آبادی رحمه الله

طلوع

آیت الله، علّامه، میر سیّد محمّد تقی فقیه احمدآبادی ملقّب به افتخار الدین مکنّی به ابوعبدالله در ماه جمادی الأولی سال 1301 ه ق در شهر اصفهان و در خاندانی اصیل که نسل در نسل از رجال و شخصیت‌های علمی _ مذهبی بودند، دیده به جهان گشود.

پدرش آیت الله میرزا سیّد عبدالرزاق فرزند میرزا سیّد عبدالجواد بن میر سیّد محمد مهدی بن میر سیّد قاضی بن میر سیّد محمد نائب الصدر بن میر محمد تقی موسوی اصفهانی خراسانی وزیر شاه صفی صفوی مشهور به شاه سلیمان بوده است. میرزا سیّد عبدالرزاق یکی از علمای معروف به اجتهاد و تقوا و از شاگردان شیخ محمد باقر نجفی، شیخ محمد باقر فشارکی و علامه شیخ محمد تقی هروی بود، و در مسجد سراج الملک در محله احمدآباد و مسجد حرم امامزاده سیّد اسماعیل نواده امام حسن مجتبی علیه السلام نیز اقامۀ نماز جماعت می‌کرد.(1)

مادرش فاطمه سادات، بانویی پرهیزگار از سادات خواجویی بود که هنگام زایمانِ سیّد محمّد تقی در هجده سالگی از دنیا رفت و روی سنگ قبرش نوشته شد: «شبیهة جدّتها إسماً وعمراً».

سیّد عبدالرزاق سپس با بانویی پرهیزگار که از سادات خاتون آبادی و فرزند میرزا حسین نائب الصدر خاتون آبادی (از علمای نامدار اصفهان و از شاگردان شیخ مرتضیانصاری و ملّا علی کَنی) بود، ازدواج کرد، و سیّد محمّد تقی در دامان این بانو که از خاندان علم و تقوا بود رشد نمود.


1) . سیّدعبدالرزاق صبح جمعه 28 محرم 1319 ه ق به مرض حصبه رحلت نمود .

استادان

علامه میر سیّد محمّد تقی در دو خاندان اصیل احمدآبادی و خاتون آبادی پرورش یافت، و نزد بسیاری از علمای بزرگ اصفهان و نوابغ علمی نامدار زمان خود تلمّذ کرد و از آن‌ها اجازه اجتهاد و روایت گرفت، که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

1_ پدر بزرگوارش، آیت الله سیّد عبدالرزاق موسوی،

2 _ فقیه و حکیم نامدار، ملّا محمّد کاشانی معروف به آخوند کاشی، صاحب کشف و کرامات عجیب و اسوۀ زهد،

3 _ آیت الله آقا شیخ عبدالکریم گزی (جزی)، مجتهد و محقق نامدار و اسوه اخلاق و تواضع،

4 _ آیت الله آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، از مراجع بزرگ تقلید و شاگرد میرزای بزرگ شیرازی و شیخ زین العابدین مازندرانی،

5 _ سیّد محمود حسینی گلشادی، علّامه و ادیب نامدار عصر خویش،

6 _ آیت الله آقا سیّد محمد صادق مدرّس خاتون آبادی،

7_ آیت الله ملّا محمدحسین فشارکی، از مراجع وقت آن دوره،

8 _ آیت الله سیّد محمدباقر درچه‌ای، از مفاخر حوزه اصفهان و از شاگردان میرزای شیرازی و میرزا حبیب الله رشتی در نجف،

9 _ آیت الله حاج آقا منیر الدین بروجردی، از مراجع دینی و اسطوانه‌های علمی و از شاگردان میرزای بزرگ شیرازی،

10 _ فیلسوف وعلّامه نامدار، میرزا جهانگیرخان قشقایی،

11 _ آیت الله میرزا بدیع درب امامی،

12 _ آقامیرزا سیّد اسد الله، عمّه‌زاده و استاد ادبیات ایشان.

کوشش و جدّیت در تحصیل، تألیف و تدریس

از اشعار ایشان، تاریخ تألیف کتاب‌ها، استنساخ کتاب های کمیاب، تقریرات دروس استادان و آثار علمی و تألیفاتی که از آیت‌الله فقیه احمدآبادی به زبان فارسی و عربی بر جای مانده، به خوبی جدّیّت، کوشش و تلاش خستگی‌ناپذیر آن بزرگوار در فراگیری دروس مختلف ادبیات، بلاغت، فقه، اصول و... و پیمودن مسیر علم، اجتهاد و تحقیق معلوم می‌شود، به‌گونه‌ای که از همان نوجوانی بسیاری از متون مشکل ادبی و غیر آن را می‌خواند و می فهمید. ایشان در پایان یکی از آثار مخطوط خود به نام «تحفة المتأدّبین في شرح هدایة الطالبین» می‌نویسند:

«پس از استفاده از محضر برخی علما در فنون ادبی، هرچه را در کتب مختصر و مفصّل این فنّ می‌دیدم، می‌فهمیدم و دیگر نیازی به تعلّم و تلمّذ و تدرّس نمی‌دیدم.»

شاهد صدق این نوشتار، تاریخ تألیف آثار ایشان است که آن را ثبت کرده‌اند، چنان‌که کتاب «شرح نصاب الصّبیان» را در ده‌سالگی، «ایضاح الشّبهات فی الفروق بین المشتبهات» را در پانزده‌سالگی، «أنیس المتفرّدین» را در هفده سالگی، «محاسن الأدب في دقائق الأعاریب» را در نوزده‌سالگی و کتاب بی‌نظیر «ابواب الجنان في آداب الجمعات» را در 25 سالگی نگاشته‌اند، و پس از تألیف کتاب‌های دیگری، در سی‌سالگی شروع به نوشتن کتاب بی‌بدیل «مکیال المکارم» نموده‌اند.

همین جدّیت، پشتکار و کوشش فراوان در فعالیت های علمی سبب گردید در سال 1334ه .ق، در 33 سالگی، مرجع تقلید وقت، مرحوم آیت‌الله العظمی سیّد ابوالقاسم دهکردی به ایشان اجازه اجتهادی

بسیار بلند و نیز اجازه روایت دهند و آن مرد الهی را با چنین القاب برجسته‌ای خطاب نمایند:

«وممّن وجدناه في قرننا هذا سالکاً مسلک الرشاد، وناهجاً منهج السداد، ناشر الأخبار الائمّة المعصومین، متفقّهاً في الدین، جناب العالم العامل، والفاضل الکامل، الجامع للکمالات النفسانیّة، والحائز للمراتب الإیمانیّة، المهذّب الصفّي، والألمعي الزکي، أخونا وصدیقنا «الحاج میرزا محمّد تقي» أدام الله تأییده، فإنّا قد وجدناه بعد قرائة علینا شطراً من المباحث الأصولیة والمسائل الفقهیّة صاحب الذّهن الوقّاد والفهم النقّاد، وجودة القریحة، والسلیقة المستقیمة، خارجاً عن ذلّ التابعة إلی عزّ الإستقلال، وبالغاً مرتبة الإجتهاد، مروّجاً للدین، ناشراً للأحکام سیّد المرسلین، مفخراً للسادة العلویّة، إفتخاراً للشیعة الإمامیّة، لازال سحاب فضله ممطاراً علی المستفیدین والمستهدین، ثمّ إنّي أجزته أدام الله أیّامه أن یروي عنّي الکتب الأربعة التّي...»

از دیگر فعّالیّت‌های علمی صاحب مکیال تدریس ایشان است که با هوش و ذکاوت سرشار خویش از ابتدای جوانی با تدریس در رشته‌های حدیث، فقه، اصول و ادبیات به تربیت طلّاب پرداخته و فضلای بسیاری را تربیت کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به میرزا محمّد علی حبیب آبادی، آیت‌الله سیّد مرتضی موحّد ابطحی، آیت‌الله شیخمصطفی موحد محمّدی، آیت الله شیخ محمد یزدی، حسین عمادزاده و ... اشاره کرد.

طبع شعر

علّامه فقیه احمدآبادی دارای طبع شعر ملیح بود، و از همان جوانی به زبان فارسی و عربی اشعاری پر مغز می‌سرود و دیوان شعر ایشان از یادگار‌های آن بزرگ‌مرد می‌باشد (1).

ایشان در سوگ پدرشان که در هجده سالگی او را از دست داده‌اند، در پایان کتاب «توضیح الشواهد» به تاریخ ماه رجب 1319ه .ق می‌نویسند:

«در اینجا ختم می‌نمایم کلام را و قطع می‌کنم مرام را در حالتی که کوه‌های اندوه و غم‌های انبوه، مصیبت بر مصیبت افزاید و چیزی عقده دل نگشاید. فراق دوستان، غم افزای جان و مرگ پدر مهربان، درد بی‌درمان، و اینچند بیت شعر را در این مصیبت عُظمی گفته‌ام:

دریغ و درد ز رفتار چرخ کج رفتار *** که نیست شیوۀ او جز جفا و جز آزار

دلی نماند که نشکست از غم و اندوه *** گُلی نماند که مقرون نشد به صد خس و خار

هزار جان مقدّس، حزین نمود ز هجر *** ز ماتم و غمِ آن فخر جملۀ اخیار

خدای صبر دهد، ز آن‌که دل ندارد تاب *** خدای اجر دهد، هر که شد بر او غم‌خوار


1) . این دیوان مشتمل بر اشعاری در موضوعات اخلاقی، تفسیری و فضایل و ذکر مصائب خاندان عصمت و طهارت است، لکن عمده اشعارشان در سوز و فراق امام زمان علیه السلام می‌باشد. تلخّص شعری ایشان «تقی» و «شرعی» بوده، و بعضی از این اشعار در بخش پنجم این کتاب ذکر شده است.

تألیفات

1.

ابواب الجنّات في آداب الجمعات (فارسی): مؤلّف هدف از نگارش آن را غفلت اهل زمان از فضایل، وظایف و اعمال شب و روز جمعه برشمرده، و چون اعمال و روایات این روز در کتب قدما متفرّق بوده، خواسته آنها را در این کتاب با اسلوبی بدیع جمع نماید.

2.

ایضاح الشبهات في الفروق بین المشتبهات (فارسی): در این کتاب به تفاوت کلماتی که از حیث معنا شباهت دارند پرداخته شده؛ مثل: نیّت، عزم و اراده.

3.

تذکرة الطّالبین في آداب المتعلّین (فارسی): دربردارندۀ بیش از دویست بیت مثنوی است که در 1319ه-.ق بنا بر درخواست میرزا احمد ادیب جواهری کتاب «آداب المتعلّمین» خواجه نصیر طوسی را به نظم در آورده است.

4.

توضیح الشواهد (فارسی): در شرح اشعار کتاب «بساتین الجنان».

5.

شرح مختصر بر کتاب تصریف (فارسی): در علم صرف.

6.

شرح کتاب نصاب الصبیان (فارسی): در علم لغت.

7.

ضیاء المنیر في شرح صرف میر(فارسی).

8.

کتاب المنابر(فارسی): شامل بحث‌های اعتقادی و دینی.

9.

أنیس المتفرّدین و مصاحب المتجرّدین (فارسی): این رساله، کشکول یا جُنگی است که در بردارندۀ نکات مهم علمی، ادبی و تاریخی می‌باشد.

10.

مراد الطالب في المواعظ و المصائب (فارسی): مشتمل بر مواعظ و مصائب ائمّه اطهار علیهم السلام که مجلس مجلس است.

11.

کنزالغنائم في فواید الدعاء للقائم (فارسی).

12.

وظیفة الانام في زمن غیبة الامام (فارسی).

13.

نورالابصار في فضیلة الانتظار (فارسی).

14.

سراج القبور در آداب نماز شب (فارسی).

15.

دیوان اشعار (فارسی و عربی).

16.

آداب صلاة اللیل (عربی).

17.

بساتین الجنان في المعاني و البیان (عربی): در علم معانی و بیان.

18.

تحفة المتأدّبین في شرح هدایة الطّالبین (عربی): در علم نحو.

19.

ترغیب الطّلّاب في شرافة علم النّحو (عربی): در علم نحو.

20.

تعادل و تراجیح (عربی): در علم اصول فقه.

21.

رساله‌ای در تفسیر آیاتی از قرآن (عربی).

22.

حواشی بر کتاب مطوّل (عربی): در علم معانی و بیان.

23.

محاسن الأدیب في دقایق الأعاریب (عربی): در علم نحو.

24.

تعلیقات بر کتاب خصائص الحسینیّه مرحوم شوشتری (عربی).

25.

مکیال المکارم في فوائد الدّعاء للقائم (عربی):

مشهورترین و مبسوط ترین کتاب مؤلّف است به گونه‌ای که همه او را به «صاحب مکیال» می‌شناسند. ایشان در مقدّمه این کتاب در انگیزۀ تألیف آن می‌نویسند:

«بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا کردن برای تعجیل فرج او و اهتمام به آن‌چه مایه خشنودی آن جناب و مقرّب شدن در آستان اوست.

در باب هشتم کتاب «ابواب الجنات في آداب الجمعات» هشتاد و چند فایده از فواید دنیوی و اخروی دعا کردن برای فرج حضرت را

ذکر کرده‌ام، پس به فکر افتادم کتاب دیگری در این باره بنگارم که آن فواید را در بر گیرد ولی حوادث زمان و ناراحتی‌های پی در پی مانع از انجام این کار می‌شد تا این‌که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان توصیف کرد؛ یعنی مولا و حبیبِ دلِ شکسته‌ام و امامی که در انتظارش هستم، او را دیدم که با بیانی روح افزا و هیجان انگیزتر از صدای بلبل به من چنین فرمودند:

"این کتاب را بنویس، عربی هم بنویس و نام آن را بگذار: مکیال المکارم في فوائد الدّعاء للقائم".

همچون تشنه‌ای از خواب بیدار و در پیِ اطاعت امرش شدم ولی توفیق یاری‌ام نکرد تا این‌که در سال گذشته (1330 ه.ق) به مکّه معظّمه سفر کردم و چون آن‌جا را مرض وبا گرفت، با خداوند عهد کردم، هرگاه مرا از مهکلهنجات دهد و سالم به وطن بازگردم، تألیف این کتاب را شروع کنم، پس خداوند بر من منّت نهاد و مرا به سلامت باز گرداند.»

مرحوم علّامه در این کتاب با صدها دلیل عقلی و نقلی ثابت کرده که دعا برای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از مهم‌ترین وسایل رسیدن به مراحل عالی کمال، و نیل به درجات برجسته معنوی، افزون بر آثار دنیوی است.

ایشان صدها حدیث مستند از منابع معتبر پیرامون ضرورت شناخت حضرت بقیّة الله، غیبت، ظهور، انتظار، سیره و سایر شؤون مربوط به آن حضرت را آورده، و بیش از یکصد و بیست علّت برای لزوم دعا برای آن حضرت ذکر کرده است، به گونه‌ای که چنین کتابی در این موضوع در باب معارف امامت و مهدویّت بی‌سابقه و بی‌نظیر است، لذا مورد توجّه علما و دانشمندان و عموم اقشار مؤمنان امام

زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفته است که نوشتار و بیانات صاحب نظرانی چون: مرحوم آیت الله حاج آقا بزرگ تهرانی (صاحب الذّریعه)، مرحوم آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی و دیگر شخصیّت‌های علمی دربارۀ این کتاب تأیید این مطلب است. و این موفقیّت نیست مگر به برکت عنایتِ حضرت بقیّة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف به مرحوم علّامه وفرمانی که آن حضرت برای نوشتن کتاب «مکیال المکارم» صادر کرده بودند.

مؤلّف از 1331 تا 1348 ه.ق مشغول نوشتن این کتاب بوده، امّا موفق به تمام کردن آن نمی‌شوند و نوشتن بخش خاتمۀ کتاب باقی می‌ماند (1).

ایشان در آخرین صفحه این کتاب می‌نویسند:

«و در این هنگام؛ یعنی ماه جمادی الثّانیۀ سال هزار و سیصد و چهل و هشتم از هجرت مبارک نبوی تصمیم گرفته‌ام، به منظور زیارت مشاهد ائمّه اطیاب علیهم السلام به عراق سفر کنم، و از خداوند می‌خواهم که مرا در راه مقصودم به طور کامل توفیق دهد، و پس از بازگشت از سفر، مرا برای تمام کردن این کتاب موفّق گرداند، بمنّه وکرمه إنّه هو العزیز الوهّاب.»

این جمله‌ها، آخرین نوشتۀ مؤلّف است، زیرا در اواخر شعبان همان سال از سفر برگشته و در رمضان با زهر کین دشمنان به شهادت رسیدند.


1) . صاحب مکیال، همانگونه که در لا به لای بخش‌های هشتگانه این کتاب اشاره دارند، قصد داشته‌اند مباحثی چون: فضلیت زیارت کردن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و چگونگی آن، عریضه نویسی وعرض حاجت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و اجابت خواسته‌های مردم با این کار، امکان تشرف به محضر حضرت در زمان غیبت و قضایای افرادی که توفیق تشرف یافته اند، و وجوه تشبیه امام در زمان غیبت به خورشید پشت ابر و... را در بخش خاتمه بیاورند.

فضایل اخلاقی

صاحب مکیال علاوه بر هوش سرشار و پشتکار و جدّیّت در تحصیل، تألیف، تدریس و امامت جماعت و هدایت مردم دارای حُسن خُلق، طبع بلند، سجایا و فضایل اخلاقی والایی بودند که شخصیّت ایشان را ممتاز کرده بود.

زندگی زاهدانه، بی‌توجّهی به زرق و برق دنیا و صبر در برابر ناملایمات از ایشان شخصیّتی مقاوم و عالمی مجاهد ساخته بود.

آیت الله میرزا محمد علی حبیب آبادی که سال‌ها با مرحوم علّامه حشر و نشر داشته، در کتاب «مقالات مبسوطه» درباره آن بزرگوار می‌نویسد:

«او از علمای بزرگ و سادات سترگ اصفهان و مجتهدی مسلّم بود. همواره از میان سایر اشتغالات به جمع اخبار و آثار وارده درباره حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اشتغال داشت، و همه روزه بذر فرج و انتظار ظهور آن جناب را در مزرعه آمال و آروزی خود می‌کاشت. او در مدّت عمر قلیل به وضعی فقیرانه سلوک می‌کرد و چندین سفر که به مکّهمعظّمه و عتبات عالیات رفته بود نیابت از دیگران داشت، تا ماه رجب سال 1348ه.ق ملک جزئی هم که داشت فروخت و به کربلا رفت».

از مرحوم حاج شیخ محمّد رضا صالحی جویباره‌ای که ایشان را دیده، نقل شده:

«مرحوم آیت‌الله فقیه احمدآبادی و عدّه‌ای از علمای معاصر و هم‌دوره‌ی ایشان جلسه‌ای دوره‌ای داشتند که در آن مباحث علمی و

اخلاقی بیان می‌شد و من هم شرکت می‌کردم، و این جلسه هر هفته در منزل یکی از آن‌ها تشکیل می‌شد. یکی از این هفته‌ها، جلسه نوبت آیت‌الله احمدآبادی بود که پس از بحث و مذاکرات متعدّد با این‌که پاسی از شب گذشته بود امّا خبری از شام نشد. بعضی اشاره به این مطلب کردند، و ایشان فرمودند: به جدّم قسم هیچ چیز در خانه نیست و فقط مقداری نان خشک در طاقچه داریم، لهذا همان را آوردیم و آب زدیم و خوردیم.»

آری، این مطلب بیان شاهدی بر صبر و زهد علمای آن دوره دارد.

صاحب مکیال افزون بر آن‌که مادرش را به هنگام ولادت و پدرش را در جوانی از دست داده بود، به غم مرگ عزیزانش نیز مبتلا شد و سبب شد تا همسرش به ناراحتی‌های جسمی و روحی گرفتار شود و تا مدّت‌ها ازاو مراقبت بنماید؛ امّا در برابر همۀ این مشکلات صبر کرد و دست از تدریس و تألیف و فعّالیّت‌های دینی و اجتماعی نکشید.

ایشان در پایان یکی از آثار خود که تاریخ تولّد سه فرزند خود را ثبت کرده، می‌نویسند:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم. کلّ نفس ذائقة الموت، منّت خدای را عزّوجل که این عاصی را در زمرۀ اهل بلا قرار داد و در هشت روز، سه فرزند ارجمند را به جوار رحمت خود واصل نمود، به تاریخ دهم شهر صفر سنه 1325ه.ق بیگم آغا از دنیا رفت، و در شب شنبه پازدهم همین ماه فرزند کوچک، معین الدّین به همشیرۀ خود ملحق گردید، و در روز سه شنبه، هجدهم همین ماه فرزند دیگر، آقا سیّد محمّد به برادر و خواهر خود ملحق شد. اللّهم اجعلني تابعاً لمرضاتك وزدني صبراً و أجراً برحمتك یا أرحم الرّاحمین».

توسّلات و مناجات سحری

مناجات سحری، ناله‌ها و سوز و گدازهای شبانه، انجام ختومات، تقیّد به خواندن ادعیه و اذکار، توسّلات به ائمۀ معصومین علیهم السلام به ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیگر احوال معنوی ایشان بود، از این رو می‌بینیم آن بزرگوار در راستای ادای رسالت خویش برای تعلیم و تربیت مؤمنان وتشویق و تعالی آن‌ها، کتاب «سراج القبور» در فضایل نماز شب را نوشتند. و در دل همین شب‌ها و مناجات‌های سحری و گریه در فراق مولایش، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده که توفیق سرودن اشعاری پر مغز و دلنشین را یافت، چنان‌که در کتاب «مکیال المکارم» می‌نویسند:

«از جمله اشعاری که در بعضی از این سحری‌ها به نظرم افتاد در خطاب به صاحب خانه و امام منتظرِ غایب از چشم‌ها، در درد هجرانش، این اشعار است:

مِنْ هِجْرَِ یا حَبیب قَلْبي قَدْ ذَابَ *** أُنْظُرْ نَظَراً إلَيَّ یَابْنَ الْأطْیَاب

إنْ غِبتَ لِذَنْبِنا فتُبنا تُبنا *** أوْ خِفْتَ مِنَ الْعَدیٰ فَما لِلْأحْبَاب

اَلْجَوْرُ فَشا عَلَی الْمُحِبّینَ فَقُمْ *** یا مُنْتَقِماً بِأمْرِ رَبِّ الْأرْبَاب

از هجران تو ای حبیب، دلم آب شد، ای فرزند پاکان، به من نگاهی کن.

اگر به خاطر گناهان ما غایب شده‌ای، توبه می‌کنیمتوبه، و اگر از ترس دشمنان است، پس ما دوستان تو چه کنیم؟

ستم بر دوستان شیوع یافت بپاخیز، ای انتقام گیرنده به فرمان پروردگار!

یاد و ترویج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سبک زندگی صاحب مکیال

امّا آنچه صاحب مکیال را ممتاز ساخته و به زندگی ایشان رنگ و بوی دیگری داده، عشق بی پایان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که با زبان و قلم و توسّلات و حالات روحی‌اش، با تمام وجود به حضرتش عرض ادب و ارادت می‌نمود.

آن مرد شب زنده‌دار منتظر راستین مولایش بود، نه از آن دسته افرادی که فقط در مشکلات به حضرت متوسّل شوند، یا برای رسیدن به درجات عالی به حضرت توجّه کنند، ایشان وجود حضرت بقیّةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف را با عمق جان دوست داشت، و شبانه روز با یاد ایشان به سر می‌برد و با نام آن حضرت آرام می‌گرفت.

از مرحوم آیت‌الله، حاج سیّد مصطفی مهدوی که از علما و مدرّسان بزرگ حوزه اصفهان بوده‌اند، نقل شده:

«هنگامی که آیت‌الله فقیه احمدآبادی وارد مدرسۀ جدّه بزرگ می‌شدند، چهرۀ ایشان همه را به یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌انداخت، و در صورت ایشان نورانیّتی امام زمانی مشاهده می کردیم.»

مرحوم میرزا محمد علی حبیب آبادی نیز که از هم‌دوره‌های ایشان است در کتاب خود به نام «مکارم الآثار» دربارۀ ایشان می‌نویسد:

«سیّدی نجیب و فقیهی ادیب و از علمای برجسته اصفهان بود، خط ملیح و به غایت زیبایی داشت و شعرهای خوبی می‌گفت، بسیاری از مردم در نوشتن عریضه برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خواندن زیارت عاشورا به او معتقد بودند...».

و شاید همین توسّلات و عریضه نوشتن‌های هفتگی ایشان به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که سبب شد، بارها به خدمت آن حضرت تشرّف پیدا کند و برایش مکاشفات و رؤیاهای شگفت حاصل شود که چند نمونه را عرض می‌کنیم:

ایشان در کتاب «مکیال المکارم» می‌نویسند:

برای بنده گنه‌کار واقعه‌ای وقوع یافت و آن اینکه: سه سال پیش از تألیف این کتاب، قرض‌های زیادی به عهده‌ام بود که توان پرداخت نداشتم. پس در یکی از شب‌های ماه رمضان به امام زمان و پدرانش علیهم السلام متوسّل شدم وحاجتم را ذکر کردم، و بعد از طلوع آفتاب که از مسجد مراجعت نمودم، خوابیدم. آن حضرت در خواب فرمودند: "قدری باید صبر کنی تا از مال دوستان خاصّ خود بگیریم و به تو برسانیم." خوشحال از خواب بیدار شدم و فضا را معطّر یافتم و چون مدّت کوتاهی نگذشت، یکی از برادران که او را به صلاح و خوبی می‌شناختم و از وی نسیم دل انگیز می‌شنیدم، به نزد من آمد و مبلغی داد و گفت: این سهم امام علیه السلام است، پس خیلی خوشحال شدم و با خود گفتم: { هذا تَأْويلُ رُؤْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا}(1)». (2)

ایشان در همین کتاب پس از نقل دعایی از امامصادق علیه السلام(3)_که


1) . سورۀ یوسف، آیه100.

2) . ترجمه مکیال المکارم: 1/190.

3) . دعا این است: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ الصّادِقَ الْأَمِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ [اَللّهمّ إنّ الصّادق المصدّق محمّداً صلی الله علیه وآله و سلم] قَالَ: إِنَّكَ قُلْتَ: مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِيَةَ وَ النَّصْرَ، وَ لَا تَسُؤْنِي فِي نَفْسِي وَ لَا فِي أَحَدٍ مِنْ أَحِبَّتِي» (سپس اگر می‌خواهی، دوستانت را یکی یکی یا به صورت کلی و دسته جمعی نام ببر).

هر کس آن را بعد از هر نماز واجب بخواند، در عالم خواب یا بیداری به محضر حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف مشرّف می‌شود_ می‌نویسند:

«بدان که من از اوّل تکلیف، بر خواندن این دعا مداومت داشته‌ام و در سه نوبت تاکنون [در زمان نوشتن این بخش از کتاب] در عالم رؤیا به ملاقات آن حضرت شرفیاب شده‌ام و آن‌چنان بوده که یقین پیدا کرده‌ام آن حضرت، مولایم حضرت صاحب الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده‌اند. یکی از آن سه بار این‌که:

شبی در خواب دیدم آن حضرت در حالی که یکی از پیامبران بنی اسرائیل با ایشان بود به خانه‌ای که در آن ساکن هستم، وارد شدند و در آن اتاق من که به سمتقبله است تشریف آوردند و امر فرمودند که مصائب مولای شهیدمان، حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را بخوانم.

پس امر مطاعَش را امتثال کردم، و آن جناب رو به روی من درحالی که گوش می‌دادند، نشستند، و چون ذکر مصیبت را به پایان بردم، رو به سوی کربلا کردم و زیارت نامه حضرت سیّد الشهداء علیه السلام را خواندم، سپس به سمت طوس زیارت نامه حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیهما السلام را خواندم، آن‌گاه رو به سوی حضرتش کردم و زیارت مولایم حضرت بقیة الله الاعظم را خواندم.

چون تمام این‌ها را به پایان بردم و آن حضرت خواستند تشریف ببرند، آن پیامبری که با آن جناب بود از سوی آن بزرگوار وجهی به من داد که مبلغ آن را نمی‌دانم و از نظر غایب شدند.

فردای آن شب که از روز بهتر بود و از خورشید درخشنده‌تر، یکی از علمای بزرگوار را ملاقات کردم و او مبلغ خوبی به من داد که همچون باران بهاری پر برکت بود، پس گفتم: این است تأویل خوابی که پیش‌تر دیدم و خداوند آن را تحقّق بخشید. علاوه بر این، پس از این خواب آن قدر برکت‌های باطنی و علوم کامل پنهانی و مدارک ایمانی و الطاف ربّانی به من عنایت شد که زبانم از بیانآن قاصر است».(1)

مرحوم علّامه در ضمن عباراتی، اشا‌راتی لطیف به تشرّفات خود در بیداری نیز دارند، چنان‌که در جلد دوّم «مکیال» در بخش امکان تشرّف در عالم بیداری خدمت آن حضرت و نقل دعاهایی در این زمینه، می‌نویسند: «وقد اتّقق لي و لبعض الأخیار ما هو من الأسرار»(2)یعنی به یقین اتّفاق افتاده است برای من و بعضی از نیکان آن‌چه را که از اسرار است.


1) . مکیال المکارم: 1/426.

2) . مکیال المکارم: 2/424.

بنیان‌گذار جشن نیمه شعبان

از دیگر فعالیت‌های آن مرحوم، فرهنگ سازی برپایی جشن و سرور عمومی به مناسبت ایّام ولادت حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و در این مسیر بسیار تلاش نمودند. بامردم و بازاری‌ها و کسبه صحبت می‌کردند تا نیمه شعبان مقابل خانه‌ها و مغازه‌های خود پارچه‌های رنگی نصب کرده و آذین بندی و چراغانی کنند و در حدّ توان خود نُقل و شیرینی پخش نمایند تا بدین وسیله شهر نورانی شود و رنگ شادی و جشن بگیرد و شمع امید به وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دل مردم روشن بماند.

از ایشان نقل شده که فرموده بودند: «چراغانی نیمه شعبان را من رواج دادم و به همه گفته‌ام: چرا حکومت برای تولّد شاه مملکت جشن بگیرند ولی ما برای تولّد حجّت خدا، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که همه کارۀ عالم هستند، جشن نگیریم؟»

از این رو، ایشان در مجموعه تاریخی _ مذهبی مسجد شعیای نبی علیه السلام و آستان مقدس امامزاده اسماعیل علیه السلام و مدرسۀ جنب آن _ که محلّ اقامۀ نماز جماعت و تدریس و سخنرانی ایشان بود _ جشن می‌گرفت و علما و مؤمنان را دعوت می‌نمود، و شب‌ها دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سخنرانی می‌کرد و منبرها و فعّالیّت هایش، همه بر محور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود، و به طلبه‌ها و شاگردان و اطرافیان خود سفارش می‌کرد تا محور منبرهایشان را امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهند، نه آن‌که فقط در آخر به یک دعا یا اشاره‌ای بسنده کنند. از این نظر می‌توان ایشان را بنیانگذار جشن‌های نیمه شعبان دانست.

شهادت صاحب مکیال

سرانجام آن عالم و فقیه بزرگ و فرزانه در 1348 ه.ق هنگامی که از سفر عتبات باز گشت، دچار بیماری فتق شده و برخلاف میل آن بزرگوار، بنا به اصرار عدّه‌ای به بیمارستان انگلیسی‌ها در اصفهان که از نظر امکانات درمانی مجهّز بوده، برده می‌شوند، امّا متأسّفانه بعداً معلوم می‌گردد که رئیس بیمارستان، شخصی بهایی و ضدّ امام زمان علیه السلام، مشهور به سرّ الله خان بوده است.

از فرزندان و داماد وارستۀ ایشان، مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی موحّد ابطحی رحمه الله نقل شده: «در شب بیست و پنجم ماه رمضان به یکباره سرّ الله خان وارد شد و همه دامادها و فرزندان را که دور ایشان بوده‌اند از اتاق بیرون کرد، و با این‌که بیماری ایشان خطرناک نبود و حال عمومی ایشان خوب بود، بعد از خروج سرّ الله خان وقتی به اتاق مراجعه می‌کنند، می‌بینند حال آن بزرگوار دگرگون شده است.

در این هنگام صدای ایشان شنیده می‌شود که می‌فرمودند: قرار است امیرالمؤمنین علیه السلام تشریف بیاورند در حالی که این شعر خود را دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زمزمه می‌کردند:

گر بشنوم ظهور تو را بعدِ مُردنم *** از شوق زیر خاک بِدرَّم به تن کفنم

و در آخرین لحظات حیاتشان از ایشان شنیده شد که مرتّب می‌گفتند:

حبیبي یا حسین، نور عیني یا حسین».(1)


1) . شهدای روحانیّت شیعه در یکصد سال اخیر: 2/ 62 _ 64.

و سرانجام آن عالم ربّانی و دلباخته امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در شب سه شنبه 25 رمضان 1348 ه.ق، مصادف با 16 اسفند 1308 ه- .ش دو ساعت و نیم بعد از مغرب ندای {يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة * ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلي في عِبادي * وَ ادْخُلي جَنَّتي} را لبّیک گفته و در مسیر خدمت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و انتظار مولایشان به شهادت رسیدند، و در قطعۀ لسان الأرض قبرستان مشهور تخت فولاد اصفهان نزدیک قبر پدر بزرگوارشان به خاک سپرده شدند.(1)


1) . در نوشتن این زندگی نامه علاوه بر مطالعه آثار مخطوط مؤلّف، از سه اثر: دانشنامه تخت فولاد اصفهان و رساله آثار التقوی و کتاب آشنایی با شخصیت دلباختۀ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، آیة الله فقیه احمدآبادی رحمه الله نیز استفاده شده است.

بخش دوم : وظایف ما در عصر غيبت

اشاره

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين والصلاة والسلام على خاتم المرسلين وآله المعصومين ولاسيّما إمام زماننا خاتم الوصيّين، ولعنة الله على أعدائهم أجمعين أبد الآبدين.

امّا بعد، غريق آمال و امانى، محمّد تقى بن عبدالرزّاق الموسوى الاصفهانى عفى الله تعالى عنهما به عرض برادران ايمانى مى‌رساند که: حقير در اين مختصر، جمله‌اى(1)

در اینجا ذکر کرده و آن‌ها را به هفتاد وظیفه رساندیم و برای فهم بهتر، آن‌ها را دسته‌بندی کرده و ذیل یک عنوان شاخص و در دو فصل وظایف فردی و وظایف اجتماعی آورده‌ایم.

از اعمالى را که وظیفه مؤمنین است در زمان غایب بودن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت حجّة بن الحسن العسکری صلوات الله علیه ، جمع نمودم. سزاوار است مؤمنین مواظبت به آن‌ها داشته باشند و دستورالعمل خود قرار دهند.

و آن را کتاب «وظيفة الأنام في زمن غيبة الإمام»(2)ناميدم.

اميد که منظور نظر مبارک آن سَرور گردد ان شاءالله.


1) . مرحوم علامه، در کتاب «وظیفة الأنام» پنجاه و چهار وظیفه را به‌صورت خلاصه و گاهی تیتروار بیان کرده و هیچ توضیحی برای آن نداده‌اند که با مراجعه به کتاب «مکیال المکارم» توضیحات کامل در عین حال مختصر و مفیدی را اضافه نمودیم، و سایر وظایفی را که در کتاب مکیال المکارم بیان نموده‌اند

2) . در این کتاب، ترجمه فارسی آن «وظایف ما در عصر غیبت» به عنوان نام این بخش قرار داده شد.

فصل اول : وظایف فردی نسبت به امام زمان علیه السلام

اشاره

1-3. وظایف عقل

اول : شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ویژگی های آن حضرت

[دلیل عقلی بر وجوب این تکلیف: آن حضرت علیه السلام امامی است که اطاعت از او واجب است، و هر کس اطاعت از او واجب شد، بایستی او را به نام و نسب شناخت، و نشانه‌ها و ویژگی‌های خاصّ او را که در روایات آمده، دانست تا بدین وسیله مدّعیان دروغین مهدویّت و نیابتِ از آن حضرت را بشناسد، و هلاک و گمراه نگردد.

اما دلیل نقلی: امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«همانا بهترین، واجب‌ترین و مهم‌ترین فرایض، شناخت پروردگار و اقرار به بندگی اوست... سپس شناخت فرستاده‌اش و گواهی به پیامبرانش و... و بعد از آن شناخت امام است با نعت و صفت ونامش، زیرا اوست که در حالِ سختی و راحتی به او اقتدا می‌کنی.»(1)

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام به زراره فرمودند:

امام خودت را بشناس، که اگر او را شناختی به تو زیان نرسد.(2)

شیعه و سنّی نیز از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به صورت متواتر نقل کرده‌اند و بر صحّت آن اجماع دارند که آن حضرت فرمودند:

«هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است». (3)]


1) . تفسیر البرهان: 2/ 34 ح 3.

2) کافى: 1/371.

3) . کافى: 1/371.

دوم : کسب معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

[همانا بر شیعیان لازم است به دنبال کسب معرفت حضرت حجت علیه السلامباشند، و دائماً از خداوند بخواهند، معرفت امام زمانشان را به آنان روزی نماید، و این از مهم‌ترین وظایف است.

ابوبصیر می‌گوید:

از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیه {وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}(1)«هر کس به او حکمت داده شود، خیرِ بسیار به او داده شده» سؤال کردم که منظور از حکمت چیست؟

حضرت فرمودند: «طاعت خداوند و معرفت امام علیه السلام.»(2)

پس معرفت امام، کلید تمام ابواب خیر، سعادت و رحمت است و خداوند بندگان را امر فرموده، معرفت او را تحصیل نمایند. البته معرفت امام علیه السلام وسایل و مقدّماتی دارد؛ مانند: بررسی معجزات، سیرۀ رفتاری، سبک زندگی و اخلاق، شناختِ صفات، مقامات، درجات و علوم امام و یادگیری روایات آن‌ها؛ لکن معرفت حقیقی به امام علیه السلام ازساخته‌های خداوند است، یعنی حضرت حقّ به هر کس به اندازه ظرفیتش معرفت امام را عطا می‌کند. و منافاتی نیست بین اینکه مؤمن به دنبال مطالعه و تحصیل معرفت باشد، و در عین حال برای حاصل شدن معرفت به امامش دعا کند؛ مثل: رزقی که باید بندگان برای کسب آن تلاش کنند در عین آن‌که رزق را خداوند عطا می‌کند. پس تلاش برای تحصیل معرفت وظیفۀ بنده و به ثمررساندن آن بر عهدۀ خداوند است.]


1) . سوره بقره: آیه269.

2) . اصول کافی: 1/ 185.

و بسیار سفارش شده، این دعا که در کسب معرفت امام زمان علیه السلام از حضرت صادق علیه السلام روايت گردیده، خوانده شود:

زراره می‌گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که می‌فرمودند:

«برای قائم ما پیش از آن‌که قیام کند غیبتی خواهد بود. اوست مُنتَظَر (انتظار کشیده)، اوست که مردم در ولادتش شک کنند. بعضی از مردم می‌گویند: او در شکم مادر مرده است، بعضی می‌گویند: اصلاً متولّد نشده، این نیست مگر آن‌که خداوند می‌خواهد شیعیان را امتحان کند و در آن هنگام است که مردم به تردید می‌افتند.»

پرسیدم: اگر آن زمان را درک کردم، چه کنم؟

حضرت فرمودند: «بر این دعا مداومت کن»:

اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسََ فَإِنََّ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيََّ.

اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولََ فَإِنََّ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولََ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ.

اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتََ فَإِنََّ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتََ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي.(1)

یعنی: خدایا، خودت را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا، فرستاده‌ات را به من بشناسان، زیرا اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجّت و ولیّت را نخواهم شناخت. خدایا، حجتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه شوم.


1) . کمال الدين: 2/342.

[سوم: شناختن علامت‌های ظهور و نشانه‌های آخر الزمان

بنابر دلایل عقلی و نقلی، شناختن علامت‌های ظهور به‌ویژه علائم حتمی، از دیگر وظایف شیعیان است، زیرا روی آوردن به آن حضرت و بیعت با ایشان هنگام ظهورشجز با علم به ظهور امکان‌پذیر نیست، و این علم به سبب آشکار شدن علامت‌های حتمی که ذکر شده، حاصل می‌شود. ائمه طاهرین علیهم السلام نیز این علائم را بیان کرده‌اند تا مدّعیان دروغین معلوم شوند و افراد به دنبال گمراه کنندگانِ ملحد نروند و مرتد و گمراه نگردند.

امام صادق علیه السلام به عمر بن ابان فرمودند:

«علائم را بشناس، پس هرگاه آن‌ها را شناختی پیش افتادن یا تأخیر آن به تو ضرر نمی‌رساند».(1)

مختصری از علامت‌های حتمی که در روایات آمده، عبارتند از: خروج سفیانی، یمانی و شعیب صالح، صیحۀ آسمانی در ماه رمضان، کشته شدن نفس زکیّه، فرو رفتن ارتش سفیانی در بیداء (بین مکه و مدینه)، پدیدار شدن آتشی بسیار عظیم از سمت مشرق، پدیدار شدن کف دست در آسمان در ماه رجب،و... که هریک از این علائم و بسیاری دیگر با توضیحات بیش‌تر در کتاب‌ها آمده است.

در روایات نشانه‌های آخر الزمان و نزدیک شدن ظهور نیز ذکر شده، از جمله پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم می‌فرمایند: «مردم به کمی فرزند خوشحال‌اند و کسی که فرزند ندارد، اظهار خوشحالی می‌کند.» (2)


1) . کافی: 1/372.

2) . فردوس الاخبار: 5/227.

از دیگر نشانه‌های آخر الزمان روایت امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمودند: «آن زمانیست که: مردم، نماز را بمیرانند، دروغ را جایز شمارند، رباخورند و رشوه بگیرند، ساختمان‌ها را محکم سازند، شهادت دروغ جایز و زنا رایج شود، قرآن‌ها به زیور آراسته، مساجد زینت یافته و مناره‌ها بلند ساخته شود، درحالی که دل‌ها از هدایت خالی است. از حرص دنیا زن‌ها در تجارت با شوهرانشان مشارکت کنند، صدای بی‌دین‌ها بلند گردد و به خواسته‌هایشان گوش داده شود، دروغگو به راستگویی و خائن به امانت‌داری شناخته شوند، زنان بر زین سوار شوند، زنان خود را به مردان و مردان، خویش را به زنان شبیه کنند، برای غیر خدا فقه بیاموزند، بر دل‌های گرگ‌صفتان لباس میش بپوشانند...»(1). ]


1) . بحار الانوار: 52/256.

4-17. وظایف قلب

اول: دوست داشتن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت ویژه

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم روايت شده که فرمودند:

«در شب معراج از جانب حضرت حق به من خطاب شد: مى‌خواهى اوصياى خودت را ببينى؟

گفتم: بلى. خطاب شد: نظر کن به مقابل خود.

چون نگاه کردم، اشباح دوازده وصىّ خود را ديدم و حجت قائم علیه السلام مثل ستاره درخشان ميان آن‌ها مى‌درخشيد.

پس عرض کردم: خدايا، اين‌ها کيستند؟

خطاب شد: اينان امام‌هاى بر حقّ‌اند، و آن‌که در ميان آنان می‌درخشد قائم علیه السلام است که حلال مرا حلال مى‌کند و حرام مرا حرام(1)، و انتقام مى‌گیرد از دشمنان من.

اى محمّد صلی الله علیه وآله و سلم او را دوست بدار، زيرا من او را دوست مى‌دارم و دوست مى‌دارم، هر کسى که اورا دوست دارد.»(2)

چنان‌چه در این حدیث می‌بینیم، با آن‌که دوست داشتن جميع ائمه علیهم السلام واجب و بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، امر خاص نمودن به دوستی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دليل است بر اينکه در محبّت به آن حضرت خصوصيّتى است که موجب امر حق تعالى به


1) . يعنى تقیه نمی‌کند و همه احکام دين را ظاهر مى‌کند تا در زمان ظهور او مطابق آن‌ها عمل شود. «مؤلف»

2) . غاية المرام: 1/42.

آن شده است، و در وجود مبارک آن حضرت هم ویژگی‌هایی است که به دلایل عقلی و نقلی مقتضى این تخصيص گردیده است.

امّا دلیل عقلی آنکه: سرشت انسان و حتی بعضی حیوانات بر این نهاده شده است که هر کس به او نیکی کند یا واسطه رسیدن احسان و خدمتی به او شود، محبّت او در دلش قرار می‌گیرد، از همین روی امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرمایند:

«خداوند متعال به موسی وحی فرمود که مرا نزد بندگانم محبوب کن و بالتبع آن‌ها را نیز نزد من محبوب گردان. موسی گفت: چگونه این کارا انجام دهم؟ خطاب رسید: نعمت‌ها و بخشش‌های مرابه آنان یادآوری کن که مرا دوست بدارند.»(1)

پس وقتی مقداری از لطف و احسان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حقّ خودمان فهمیدیم و دانستیم تمام آن‌چه از نعمت‌های بی‌پایان خداوند که به ما ارزانی شده، همگی به برکت حضرتش است، پس عقل نیز حکم می‌کند، به صورت ویژه او را دوست بداریم.

[امّا دلیل نقلی: بر این مطلب روایات زیادی وجود دارد از جمله روایتی که پیش‌تر گذشت و در بعضی روایات نیز آمده: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام فضل و مقامشان از سایر ائمه علیهم السلام بالاتر است(2)، لذا امام صادق علیه السلام فرمودند:

اگر زمان حضرت قائم بودم در تمام عمر به خدمت او می‌پرداختم.]


1) . تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص116.

2) . غایة المرام: 188، باب 23 ح 101.

دوم : غمگین بودن در فراق و مظلومیّت آن حضرت

[و این از نشانه‌های دوستی و اشتیاق مؤمن به آن حضرت است. زیرا وقتی مؤمن، محبّت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در دل خود پرورش دهد، از شوقی که پیدا می‌کند وقتی نمی‌تواند آن حضرت را ببیند، در فراق مولایش می‌سوزد. امام رضا علیه السلام می‌فرمایند:

«چه بسیار زنان مؤمنۀ جگر سوخته، و چه بسیار مردان مؤمن، افسوس کنان جگر سوخته خواهند بود آن‌گاه که ماء معین «یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» مفقود و غایب گردد.»(1)

همچنین از حدیث ابن ابی‌یعفور که از امام صادق علیه السلام نقل کرده، استفاده می‌شود:

«یکی از حقوق شخصی مؤمن بر مؤمن دیگر آن است که به خاطر اندوه او اندوهگین گردد.»(2)،

و وقتی مؤمنین چنین حقوقی بر گردن هم دارند، اینحق نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که رکن ایمان و پیشوای مؤمنین است، به طریق اولی ثابت می‌باشد. و تردیدی نیست، غیبت و طولانی شدن آن و سختی‌ها و مصائبی که به شیعیان می‌رسد، همگی برای امام عصر علیه السلام سخت است و سبب حزن و محنت بر ایشان می‌شود، لذا حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

«کسى که مهموم باشد براى ما و غمناک باشد برای مظلوميّت ما، نفس کشيدن او ثواب تسبيح گفتن دارد.»(3)]


1) . کمال الدین: 2/ 371.

2) . اصول کافی: 2/ 172.

3) . اصول کافى: 2/226.

سوم : منتظر ظهور حضرت بودن و تقویت روحیه انتظار

یعنی همچون کسی که فرزندش در اسارت است یا سال‌هاست که مهاجرت کرده و انتظار برگشت او را می‌کشد، منتظر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

در بعضی روایات معتبر آمده، راوی از امام علیه السلام دربارۀ دینی که مورد قبول خداوند و پسند اهل‌بیت است، سؤال می‌کند، و آن حضرت یکی از موارد دینداری را «انتظار قائم آل محمد» برمی‌شمارند.

از جمله روایاتی که بر وجوب انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفدلالت دارد، روایتی است که شیخ صدوق از عبدالعظیم حسنی آورده که گفت: بر سرورم، امام محمّد تقى علیه السلام وارد شدم و می‌خواستم در مورد حضرت قائم بپرسم که آیا او همان مهدی امّت است یا آن‌ها دو نفرند؟

پس حضرت سخن آغاز کرده و فرمودند:

«قائم ما آن مهدى است که واجب است در زمان غیبتش انتظار او را کشیدن، و او سوّمین فرزند من است ... .»(1)

و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمودند:

«افضل عبادت‌ها انتظار فرج است».(2)

و باز از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

«خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او باشند.»(3)


1) . کمال الدين: 2/377 ح1.

2) . تحف العقول: ص201.

3) . کمال الدین: 2/357 ح2.

[چهارم: پیوسته خود را در محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دانستن

به دلالت اخبار فراوان شکّی نیست، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ناظر و شاهد ما و اعمالمان هستند، و ما در برابر چشم حضرت قرار داریم، اگرچه ایشان را به چشم سر نمی‌بینیم، مانند نابینایی که در مجلس پادشاهی حضور می‌یابد و تمام آدابی را که شایسته بارگاه سلطانی است، همچون سایرین که در آنجا حضور دارند انجام می‌دهد. او اگرچه سلطان را نمی‌بیند، اما شکوه و بزرگی او را حس می‌کند. پس اگر باور کردیم در محضر امام زمان علیه السلام هستیم، البته همّت ما در جهت رعایت ادب و انجام وظایفمان و رعایت حقوق آن حضرت بیش‌تر خواهد شد.

بایستی هر روز با خود مرور کنیم که این زندگی به برکت امام زمان علیه السلام است، بنابراین باید شکرگزار آن حضرت باشیم.

اگر در معرض گناه قرار گرفتیم، به یاد آوریم مولایمان از جای ما و احوال ما آگاه‌اند و در این حالت ما را می‌بینند، پس به احترام حضرت از ارتکاب گناه و عملِ زشت بپرهیزیم، و اگر زمینۀ انجام کار خوبی فراهم شد، بدانیم انجام آن رضایت قلبی و خشنودی آن حضرت را در بردارد، پس در انجام آن تعجیل کنیم و آن را به مولا و صاحب زمانمان هدیه نماییم.

هر صبحگاه و شامگاه خود را همچون غلامی در محضر امام زمان علیه السلام بدانیم و به حضرتش سلام کنیم، سلام غلامی که مشتاق دیدار آقا و مولای خود است و از فراقش در سوز و گداز بوده و اشک‌هایش بر گونه می‌ریزد و باور دارد که در محضر مولایش ایستاده است.

و هنگام نماز، حال مولایمان علیه السلام را وقت ایستادنشان در پیشگاه خداوند متعال به یاد آوریم، و با حضور قلب و خشوع جسم و چشم‌پوشی از ما سوی الله به عبادت بپردازیم تا از آن بزرگوار پیروی کرده باشیم. باید بدانیم طبق روایات هر قدر معرفت و به یاد آن حضرت بودن و پیروی از ایشان بیش‌تر شود، قدر و منزلتمان نزد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر خواهد شد و خداوند بر منزلت و پاداش و کرامت و افتخار ما خواهد افزود.

هرگاه مشکل و عارضۀ سختی پیش آمد، به آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف عرضه کنیم و از سرورمان بخواهیم، در پیشگاه الهی شفیع حلّ مشکل شوند؛ زیرا قرآن می‌فرماید: {وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا}(1)«و به خانه‌ها ازدرهای آن وارد شوید» و آن حضرت باب‌الله هستند و احادیث در این باب بسیار است.

در یکی از این سال‌های گذشته، برایم امر مهمی پیش آمد که فکر و حواسم را مشغول به خود کرده بود، پس شبی خواب جدّ مادری‌ام که از سادات نیکوکار بود را دیدم در حالی که در باغی بسیار نیکو و در زیباترین وضعیت قرار داشت، به ایشان سلام کردم و عرض نمودم: فلان مشکل من را از خدا بخواهید، برطرف شود. ایشان بعد از جواب سلام به من گفت: دعای ما بالاتر از دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست، پس هرگاه پیشامدی کند، آن را به حضرتش عرضه می‌کنیم، اگر اجازه بفرمایند و امضا کنند، برای اصلاحش دعا می‌کنیم و گر نه، نه.(2)].


1) . سورۀ بقره، آیه 189.

2) . مکیال المکارم: 2/352.

[پنجم: خیرخواهی برای امام زمان علیه السلام

از امام صادق علیه السلام نقل شده که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم در مسجد خیف فرمودند:

«سه چیز است که دل هیچ مسلمانی در آن‌ها خیانت نکند: اخلاص عمل برای خدا، خیرخواهی و خیراندیشی برای امام و پیشوای مسلمین، و نیّتهمراهی و ملازمت با جماعت همراه با امام علیه السلام. (1)

این حدیث ابتدا در صدد بیان تکلیف قلبی فرد مکلّف است، و به تبع آن، یاری کلامی و بدنی و فعلی و مالی برای امام علیه السلام که متوقّف بر نیّت می‌باشد، انجام پذیرد، بنابر این هر کسی که خیرخواه امام زمان علیه السلام است و قصد یاری و کمک به آن حضرت را در زمان غیبت دارد، باید در فکر و قلبش به دنبال این باشد که ببیند چه کاری به نفع مولایش است، و به تعبیری خیراندیش و خیرخواه حضرت باشد، و پیوسته مراقبت و مواظبت نماید که نیّات و افعالش راجع به امام زمان علیه السلام از هرچه مایۀ هتک حرمت و نارضایتی آن حضرت است، برکنار و خالص باشد و رضایت و خشنودی آن بزرگوار را فراهم کند.

به سند صحیح امام باقر علیه السلام از پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم نقل کرده‌اند:

«خداوند عزّوجل بر کسی که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته نظر بیفکند، او را در ملأ اعلی (یعنی در رسته پیامبران وصدیقین و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند) با ما قرار دهد.»](2)


1) . کافى: 1/403.

2) . کافى: 1/404.

[ششم : نیّت حقیقی بر یاری حضرت در زمان ظهور

روایات فراوانی از معصومین علیهم السلام در فضیلت نیّت و تصمیم بر انجام کار خیر رسیده است، و اینکه برای هر کسی ثواب همان عملی نوشته می‌شود که نیّت کرده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده‌اند:

«هر یک از شما ثواب عمل صالحی را خواهد یافت که نیّت کرده است.»(1)

در روایت است که:

راوی از امام باقر علیه السلام پرسید: اگر پیش از آن‌که قائم علیه السلام را درک کنم بمیرم، چه می‌شود؟

حضرت فرمودند: «همانا هر کس از شما نیّت و نظرش این باشد که: هرگاه قائم آل محمد علیه السلام راببیند، یاری‌اش کند؛ مانند کسی است که در حضور او با شمشیر جهاد کرده باشد، و شهادت در رکاب آن حضرت دو شهادت به حساب می‌آید.»(2)

پس بی‌تردید اگر مؤمن مخلص با نیّت حقیقی از خداوند بخواهد که فرج مولایش را نزدیک کند تا در رکاب آن جناب جهاد کند و در راه حضرت شهید شود، اگر چه قبل از ظهور از دنیا برود خداوند ثواب آن شهادت را به او خواهد بخشید.(3)]


1) . نهج‌البلاغه: خطبه 232، ص 282.

2) . الکافی: 8/80 ح 37.

3) . کافی: 2/ 85.

هفتم : تسليم و مطیع بودن، و نسبت به امر امام علیه السلام عجله نکردن

يعنى به سبب طولانی شدن غیبت چون و چرا در امر ظهور نکند، و آن‌چه از جانب حضرت مى‌رسد صحيح و مطابق حکمت بداند.

صَقرُ بن اَبى دُلَف گوید: شنیدم از امام محمّد تقى علیه السلام که فرمودند:«امام بعد از من، پسرم على است، امر او امر من، سخن او سخن من و اطاعت از او اطاعت از من است. همانا امام بعد از او پسرش حسن است، امر او امر پدرش، قول او قول پدرش و طاعت او طاعت پدرش می‌باشد.» آن‌گاه امام جواد علیه السلام ساکت شدند.

گفتم: یابن رسول الله! پس امام بعد از امام حسن علیه السلام کیست؟ حضرت به شدّت گریستند، سپس فرمودند: «همانا امام بعد از امام حسن، پسر اوست، که قائم به حقّ و منتظَر است.»

گفتم: یابن رسول الله! چرا به او «قائم» گویند؟ فرمودند: «براى آن‌که قیام مى‌کند بعد از آن‌که ياد او مرده باشد و بيش‌تر قائلين به امامتش مرتد شوند!» یعنى به علّت طولانی شدن غیبتش از دین برگردند.

گفتم: چرا او را «مُنتَظَر» نامیدند؟ فرمودند: «زیرا او غیبتی دارد که زمانش طول کشد، پس مؤمنانِ خالص به انتظار او باقى می‌مانند و شک‌کنندگان، انکارش می‌نمایند و انکارکنندگان، صحبت از او را مسخره می‌کنند، کسانى که براى ظهورش وقت معیّن مى‌کنند، دروغگو هستند و اشخاصی کهعجله مى‌کنند، هلاک شوند (از دین برمى‌گردند) و افرادی که تسلیم وفرمان‌بردار هستند، نجات یابند.»(1)


1) . کمال الدين: 2/378، ح3.

هشتم : نرم نگه داشتن دل

مراقب باشیم، به سبب طولانی شدن زمان غيبت، قلب ما قسیّ نشود و همچنان به یاد حضرتش نرم بماند. خداوند می‌فرماید:

{أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا أَن تَخْشعَ قُلُوبهُمْ لِذِکرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَ-قِّ وَ لاَ يَکُونُوا کالَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَاب مِن قَبْلُ فَطالَ عَلَيهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبهُمْ وَ کَثِيرٌ مِّنهُمْ فَاسِقُونَ}(1)

«آيا وقت آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان نرم شود به ياد خدا و آن‌چه از جانب او نازل شده از کلمات حق، و نبوده باشند مثل اهل کتاب که پيش از اين بودند، که چون طول کشيد بر آن‌ها زمان غیبت پيغمبران آنان، پس سخت شد دل‌هایآن‌ها، و بسيارى از ايشان فاسق شدند.»

از حضرت صادق علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«اين آيه شريفه در خصوص کسانى است که در زمان غيبت مى‌باشند. وخداوند سپس فرموده: {اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْض بَعْدَ مَوْت-هَا}(2)

«بدانيد، حق تعالى زنده مى‌کند زمين را بعد از آن‌که مرده شده باشد.».(3)

و امام محمّد باقر علیه السلام در ذیل این آیه می‌فرمایند:

«مراد از “مردن زمين” کافر شدن اهل آن است، و مراد از “زنده کردنش” احيای آن است به ظهور حضرت قائم علیه السلام که زمين را با عدل زنده مى‌کند، و اهلش را زنده مى‌گرداند بعد از آن‌که مرده باشند.»(4)


1) سوره حديد: آيه 16 و17

2) . سوره حديد: آيه 16 و17

3) . غیبت نعمانی: ص24.

4) . تفسير برهان: 4/291.

و به سند صحيح روايت شده که اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند:

«براى قائم ما غیبتی است که زمان آن طولانى مى‌شود. گويا مى‌بينم شيعيان را که در زمان غیبت او به هر سمتی مى‌روند، مانند چهارپايانى که به طلب علف و چراگاه مى‌روند و آن را نمى‌يابند. بدانيد، هرکس از آن‌ها بر دين خود ثابت بماند و قلب او به خاطر طولانی شدن غيبت امامش قسیّ و سخت نشود، چنين شخصى در درجه و مقام من در روز قيامت با من خواهد بود.»(1)

اى مؤمنان و منتظران امام زمان! دلتان خوش و چشمتان روشن باد به اين مژده و بشارت عظمى که اعظم بشارت‌ها است، پس سعى کنید دلتان نرم بماند در دوران غیبت امام زمان علیه السلام.

اگر بگویيد: نرمی و سختی دل در اختيار ما نیست؛ عرض مى‌کنم: راست مى‌گویيد، ولی مقدّمات آن به اختيار شماست؛ يعنى مى‌توانيد کارهایی کنيد که دلتان نرم شود. پس اگر از سخت شدن دل مى‌ترسيد،آن‌چه باعث قساوت است ترک نمایيد، و آن‌چه باعث نرمى و رقّت قلب است، مواظبت به آن کنيد، چنان‌که در تفسير آيه مذکور آمده:

«دل‌هایشان سخت شد، به سبب معصيت‌هاشان.»(2)

و از امام باقر علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«حق تعالى کسى را براى گناهش عقوبتی نفرموده به چيزى که بدتر از قساوت قلب باشد.»(3)


1) . کمال الدين: 1/303.

2) . تفسير مجمع البيان: 5/238.

3) . تحف العقول: ص216.

پس در اينجا حقير اشاره به بعضى از آن‌ها مى‌کنم که در کتب حديث ديده‌ام براى تذکّر خودم و برادران دينى ام، ومن الله التوفيق.

عوامل نرمی دل:

حضور در مجالسى که ذکر آن حضرت وصفات و خصائص و حالات ایشان مى‌شود، ومجالسى که در آن‌ها مواعظ و نصايح اهل بيت علیهم السلام ذکر می‌گردد، و محافلی که در آن‌ها قرائت قرآن مى‌شود، به شرط تفکر و تدبّر درمعانى آن‌ها، و همنشينى با علماى عامل و اهل عبادت و طاعت و کسانى که همّ و غمّ آن‌ها عالم آخرت است که شخص از شنیدن سخنان آن‌ها متنبّه و دانا شود و از ديدنشان به ياد خداوند جلّ شأنه افتد و به اعمال صالح آن‌ها تأسّى کند و در طاعت و عبادت رغبت نمايد و به دنيا و اهل دنيا بى‌اعتنا شود، و به قبرستان‌ها رفتن، و بسيار به ياد مرگ بودن، و به يتيمان مهربانى و کمک کردن.

عوامل سختی دل:

ترک ذکر خداوند کردن، و غذاى حرام خوردن، و با اهل دنيا نشستن، و پر خوری کردن، و بسيار خنديدن، و بسيار به فکر شکم بودن، و بسيار سخن گفتن دربارۀ اموری که فایده براى آخرت ندارد، و آرزوهاى دور و دراز داشتن، و نماز را به تأخير انداختن، و با اهل معصيت و فسق و گناه رفت و آمد کردن، و به سخنان بيهوده گوش دادن، و براى لهو و لعب به شکار رفتن، و در امور دنيا رياست کردن، و به منزل رؤسا رفتن، و زيادتى مال دنيا طلب کردن، و ترک توبه نمودن، و به صداى ساز و آواز گوش دادن، و شراب و هر چيز مست کننده خوردن.

نهم : هر روز یا هر جمعه با حضرتش عهد تازه بستن

بيعت؛ یعنی عهد کردن و قرارداد بستن، و مقصود ازعهد و بيعت با امام زمان علیه السلام اين است که مؤمن اقرار کند به زبان و ملتزم شود به قلب که از آن حضرت اطاعت نمايد، و هر وقت ظهور فرمايد يارى‌اش کند، و جان و مال و آبروی خود را برای ایشان نثار نماید. و دعاى عهد نامه کوچک يا دعاى عهد نامه بزرگ را که به زودی اشاره می‌گردد، بخواند.

و مستحبّ است بیعت خود را هر روز به‌ویژه بعد از نماز صبح تازه کند.

و امّا دست دادن به دست کسى، خواه از مراجع و علما یا غیر آنان، خواه به طور استقلال و خواه به عنوان نیابت عامّ آنان از امام در زمان غیبت، به عنوان اينکه بيعت با او بيعت با امام است، از جمله بدعت‌هاست و اصلاً در آيات و احاديث نیامده است.

بلى، در عرب رسم بود هنگام اظهار عهد و بيعت دست به دست هم مى‌داده‌اند، و در بعضى از احاديث آمده، مسلمانان در مقام بیعت با حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم مصافحه مى‌کردند، و برای بیعت بانوان دست مبارک خود را در ظرف آبى گذاردند و بيرون آوردند و امر فرمودند، زن ها بيايند و دست‌های خود را در آن آب بزنند؛ امّا اين مطلب دليل نمى‌شود بر اين‌که در هر زمان، حتى زمان غایب بودن امام علیه السلام هم اين نحو از بيعت جایز باشد، بلکهاز احاديث ظاهر مى‌شود، در زمانى که ممکن نباشد بيعت با شخص امام يا پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم بايد به اقرار زبانى و التزام قلبى اکتفا نمود.

از امام محمّد باقر علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«در روز غدير بعد آن‌که حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم حضرت امير علیه السلام را به خلافت نصب کردند، جمله‌اى از فضایل او را بيان نموده، سپس فرمودند: اى مردم! چون جمعيت شما زياد است و نمى‌توانيد همه دست به دست من بدهيد، حق تعالى به من امر فرموده از شما بيعت بگيرم، به اين‌که اقرار کنيد به زبان‌هاى خود به آن‌چه قرار دادم براى اميرالمؤمنين علیه السلام و ائمه‌اى که بعد از او هستند از ذرّيّه من که از صلب او مى‌باشند، پس همۀ شما بگویيد: شنيديم و راضى هستيم و فرمان‌بردار خداونديم درباره اميرالمؤمنين و ائمه از فرزندان آن حضرت علیهم السلام ... تا آخر حديث».(1)

پس اگر دست دادن به غير امام به عنوان بيعت با امام جايز بود، هر آينه مردم را امر مى‌فرمودند که بيعت کنند بايکى از بزرگان صحابه؛ مانند سلمان و اباذر و غير آن‌ها، و در هیچ کتاب حدیثی هم دیده نشده که در زمان ائمّه اطهار علیهم السلام کسی به این نحو بیعت کرده باشد با احدی از بزرگان صحابه آن‌ها و کسانی که خود ائمه علیهم السلام آن‌ها را مرجع شیعیان در گرفتن جواب سؤالات فقهی و اعتقادی قرار داده بودند، مثل زراره و هشام بن حکم و ...

پس معلوم مى‌شود که اين مطلب یعنی بیعت کردن مختصّ پيغمبر و امام است در زمان حضور، مثل جهاد ابتدایی که مختصّ به زمان حضور امام علیه السلام است.


1) . تفسير برهان: 1/442.

دهم: توسّل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در امور مهم

[از جمله فواید وجود امام علیه السلام و کارهای ایشان، کمک به بیچارگان، دادرسی مظلومان و حفاظت از پناهندگان است. از این نظر حضور و غیبتش تفاوتی ندارند، زیرا امام علیه السلام خلیفة الله وچشم و گوش خداوند است، و هیچ چیز از احوال مردم بر ایشان پوشیده نیست و کوه‌ها، دریاها، دوری سرزمین‌ها و... نمی‌تواند حائل و مانع حضرت باشند:

امیرالمؤمنین به عمر بن اسحاق فرمودند: «شما که دعا می‌کنید، ما آمین می‌گوییم.» عمرو به حضرت عرض کرد: چگونه وقتی ما نزد شما نیستیم و دعا می‌کنیم، شما آمین می‌گویید؟!حضرت فرمودند: «حاضر و دور شما برای ما فرقی ندارد.»(1)

شاهد دیگر، روایتی است از سید بن طاووس که نقل کرده:

شخصی در نامه‌ای به امام هادی علیه السلام نوشت، من از شما دورم، پس اگر کسی بخواهد حاجات و اسرارش را با امام خویش در میان بگذارد، همان‌گونه که با پروردگارش باز می‌گوید، چه کند؟ حضرت درجواب نوشتند: «اگر حاجتی داشتی، لب‌هایت را به شکل گفتن آن حرکت بده و حاجتت را بگو، همانا جواب به تو خواهد رسید.»(2)

اگرچه استغاثه و عرض حاجت به حضرت، زبان خاص و چگونگی و وقت معیّن ندارد و آنچه مهم است توجه کامل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصلاح دل، اعتقاد راسخ و توبه از گناهان است، امّا برای توسّل و استغاثه و عرض حاجت دعاهایی وارد شده که بهتر است از آن‌ها استفاده شود.]


1) . بصائرالدرجات: 260.

2) . بحار الانوار: 53/306.

یازدهم: روزهای جمعه خود را مهمان آن حضرت دانستن

[روایات فراوانی داریم که اهل‌بیت علیهم السلام سبب خلقت آسمان‌ها و زمین و واسطه فیض و روزی خداوند به انسان‌ها و مخلوقات هستند؛ چنان‌که در زیارت جامعه کبیره نیز به آن‌ها تصریح شده است.

در حدیث امام هادی علیه السلام به «صَقر بن ابی‌دُلف» آمده، حضرت روزهای هفته را به نام یکی از اهل‌بیت علیهم السلام نام‌گذاری کرده‌اند؛

روز شنبه به نام پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم، یکشنبه به نام امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام، دوشنبه به نام امام حسن و امام حسین علیهما السلام، سه شنبه به نام امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام، چهارشنبه به نام امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهم السلام، پنج شنبه به نام امام عسکری علیه السلام، و جمعه که به نام امام زمان علیه السلام است (1).

در زیارت‌نامۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز جمعه نیز می‌خوانیم:

«مولای من! امروز جمعه است و من مهمان و پناه‌جوی به شما هستم.(2)» (3)


1) . معانی الأخبار: 122، خصال: 2/396.

2) . جمال الاسبوع: 38.

3) . نیکوست برای آن‌که خود و خانواده همیشه یادآور باشیم که اهل بیت علیهم السلام به ویژه در این زمان حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف واسطۀ رسیدن فیوضات و نعمات خداوند به ما هستند، سفرۀ غذایی که در خانه پهن می‌گردد را به آن معصومینی که آن روز به آن‌ها تعلّق دارد هدیه کرده و به ایشان منتسب نماییم تا اهل خانه خود را مهمان آن معصومین علیهم السلام بدانند و هر روز هم ثواب هدیه به ائمه اطهار علیهم السلام در نامه عمل ما ثبت گردیده، و هم با نشستن بر سر سفره‌ای که به نام آن‌ها متبرّک شده، توجه ایشان شامل حال زندگی ما گردد، و البته این کار در روز جمعه از اهمیّت و تأکید بیشتری برخوردار است. «محقق»

دوازدهم : توبه حقيقى از گناهان

اگرچه توبه در هر زمان بر گناهکاران واجب است، ولی اهتمام به آن در اين زمان از اين جهت است که يکى از اسباب غیبت حضرت صاحب الامر علیه السلام و طولانی شدن آن، گناهان کبیره و کثيرۀ ماست، چنان‌که خود حضرت در توقيع شريف فرموده‌اند:«آن‌چه ما را از شیعیان حبس کرده و دور نگه داشته است، اعمال ناپسند آنهاست.»(1)

معنای توبه، پشيمانی از گناهان و عزم بر ترک آن است.

و علامت آن، قضا کردن و تلافى واجبات ترک شده، و اداى حقوق مردم که بر ذمّه اوست، و گوشتى که از معصيت و مال حرام در بدنش پيدا شده ذوب کند، و به جانش صدمه و سختی عبادت را بچشاند به همان اندازه‌ای که لذّت معصيت را چشانيده است. و با اين شش عمل توبه کامل و محقّق مى‌شود، چنان‌که از اميرالمؤمنين علیه السلام روایت شده است.(2)

ملتفت خود باش و نگو بر فرض که من توبه کنم، سايرین که توبه نمى‌کنند و گناهان آنان مانع ظهور حضرت است.

عرض مى‌شود: اگر همۀ خلایق باعث غیبت حضرت شده‌اند، تو در حبس و منع حضرتش شریک نشو، زیرا مى‌ترسم همچون هارون شوی که امام کاظم علیه السلام را در بغداد زندانی کرد، يا متوکّل که امام هادی علیه السلام را در سامره حبس نمود.


1) . احتجاج: 2/325.

2) . نهج البلاغه: ص 540، تحف العقول: ص 210، عیون الحکم: ص20.

سیزدهم : اهتمام بر ترک گناهان و کسب صفات نیکو

اجتناب کردن از معاصى و گناهانى که در شرع مقدّس از آن‌ها نهى شده، و پاکسازی درون از صفات رذیله و افکار پلید، و تلاش برای تحصيل صفات حميده و اخلاق پسنديده، و به جا آوردن طاعات و عبادات شرعيّه، از دیگر وظایف شمرده شده است؛ زيرا مراعات اين امور در زمان غيبت به خاطر زياد شدن فتنه ها و بسيارى ملحدين و مشکّکين که درصدد گمراهى مؤمنين مى‌باشند، سخت‌تر از زمان ظهور است؛ لذا در حديث نبوى وارد شده که حضرت فرمودند:

«يا على! قومى که از همه کس يقين آن‌ها عظيم‌تر و نيکوتر است، کسانى هستند که در آخر الزمان پيدا مى‌شوند که پيغمبر را نديده‌اند و امام آن‌ها از نظرشان غايب است، با این وجود به احاديث ما که در کتاب‌ها نوشته شده ايمانمى‌آورند.»(1)

امام صادق علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«هر کس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، بايد در انتظار ظهور آن حضرت به سر برد، و به پرهيزگارى و نيکویى اخلاق رفتار نمايد، پس اگر چنين کسى پيش از ظهور آن بزرگوار از دنيا رفت، به او ثوابى داده می‌شود، مثل ثواب کسانى که در زمان حضرت قائم علیه السلام حاضر باشند و يارى‌اش نمايند.»(2)


1) . کمال الدين: 1/288.

2) . بحار الانوار: 52/140.

[چهاردهم: مقدّم داشتن خواسته‌های آن حضرت بر خواسته‌های خود

یعنی در هر امری که می‌خواهی بر آن اقدامی کنی یا سخنی بگویی یا غیر آن، میل و خواستۀ خود را در نظر نگیری، بلکه ابتدا بیندیشی آیا مورد رضایت آن حضرت علیه السلام هست یا نه؟ و اگر نزد آن بزرگوار انجام دهی تو را منعنمی‌کنند؟ پس اگر موافق رضای آن جناب یافتی آن را انجام دهی، نه به خاطر آن‌که خودت هم دوست داری بلکه از آن جهت که حضرت به آن رضایت دارند؛ و در این صورت نزد آن حضرت و اجدادش گرامی خواهی بود. شاهد این مطلب روایتی از منصور بزرج است که می‌گوید:

به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه بسیار از شما نام سلمان فارسی و ذکر خیر او را می‌شنوم؟!

حضرت فرمودند: «مگو سلمان فارسی، بلکه بگو سلمان محمدی. می‌دانی چرا از او بسیار یاد می‌کنیم؟» گفتم: نه. فرمودند: «برای سه صفت: اول: مقدّم داشتن خواسته امیرالمؤمنین علیه السلام بر خواسته خودش، که در هر سخن و کاری رضایت آن حضرت را میزان قرار می‌داد و اگر موافق بود انجام می‌داد؛ دوم: دوست داشتن فقرا و مقدّم داشتن آن‌ها بر اهل ثروت و مُکنت؛ سوم: دوست داشتن علم و دانشمندان».(1)] (2)

شبی در عالم رؤیا دیدم تمام فضای بین قم و مسجد جمکران پوشیده از چمن و درختان فراوان و نهرآب بسیار است و از میان آن صدای روح بخشی شنیده می‌شد که به ذهنم آمد این صدای حضرت داود است، سپس در میان درختان جایگاهی را مشاهده کردم که بر روی آن مولایم حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نشسته بودند، به محضرشان شرفیاب شدم و به عربی عرض کردم: «بماذا اُوفّق؟» به چه چیزی (در کارها و برنامه‌های زندگی‌ام) موفّق خواهم شد؟ حضرت فرمودند: «الإخلاص في العمل» یعنی خلوص نیت و برای خدا و تنها رضای او کار کردن. (توضیح آن‌که: هر کس موفقیّت را در چیزی می‌بیند، یکی در به دست آوردن کرسی استادی در مجامع علمی، یکی در جمع‌آوری ثروت، و دیگری در به دست آوردن مقام، اما کسی موفّق است که عملش با مرگ او از بین نرود و ماندگار شود و آن وقتی است که آن عمل فقط برای رضای خدا باشد.)

ایشان در ادامه می‌فرمودند: آن‌گاه به حضرت به فارسی عرض کردم: «چه کنم به شما قُرب پیدا کنم (و نزدیک شوم)؟». حضرت تبسّمی کردند و فرمودند: «عملت را عمل امام زمانت قرار بده.» ایشان می‌فرمود: حیا کردم تفسیر آن را بپرسم، امّا همان وقت به ذهنم رسید، هر وقت خواستی کاری کنی یا سخنی یگویی و در درستی‌اش شک کردی، ببین آیا این کار و گفتار تو مورد رضایت آن حضرت هست؟ و اگر در حضور ایشان بودی، از آن عمل تو را نهی نمی‌کردند؟ آن‌گاه اقدام کن؛ و اگر رضایت حضرت را ندیدی، ترک کن. «محقق»


1) . بحار الانوار: 22/ 227 ح 33؛ .

2) . مرحوم آیت‌الله سید محمدباقر موحد ابطحی (نوه صاحب مکیال) از علمای بزرگ و دلباختگان حقیقی امام زمان علیه السلام که تمام فکر و سخن و کارهایش برای آن حضرت بود و هر بنای خیر اعمّ از مؤسسه، حسینیه، مسجد، حمام، بیمارستان، پل، تونل و... که بنیان می‌نهاد، به نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا القاب شریف آن حضرت نام‌گذاری می‌کردند و بیش از شصت سال عریضه‌نویسی هفتگی به امام زمان علیه السلام و عرض حوائج خود و دوستانشان در عصرهای جمعه ترک نشد، درباره یکی از تشرّفات خود در عالم رؤیا به محضر بقیةالله الاعظم علیه السلام می‌فرمودند:

18. وظیفه چشم

در فراق آن حضرت گریستن

[همانا گریستن در فراق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و محنت‌هایی که به حضرتش می‌رسد، دلیل بر معرفت و محبت به آن بزرگوار است.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«به خدا قسم امام شما زمانى از روزگار غایب مى‌شود و مردم آزموده مى‌شوند تا آن که دربارۀ او سخنان مختلفی گفته مى‌شود: مُرد، هلاک شد، و به کدام وادى رفت؟ و هر آينه ديدگان مؤمنان بر او گريان مى‌شود.»(1)

امام رضا علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«هر مؤمنى ياد کند مصيبت ما را، پس گريه کند يا بگرياند کسى را به دلیل ظلمى که بر ما شده، در قيامت با ما و در درجه ما خواهد بود و روزی که چشم‌ها اشکبار خواهد بود، دیدگانش گریان نشود».(2)

و در کامل الزیارات و غیر آن از امام صادق علیه السلام روایت شده که حضرت در سجده دعا کردند تا آن‌جا که فرمودند:

«پرورگارا! رحمت فرست بر دیده‌هایی که برای ما اشک ریختند، و رحمت فرست بر دل‌هایی که برای ما بی‌تاب و سوزان شدند، و درود فرست بر آن فریاد و مویه کشیدنی که برای ماست.(3)]


1) . کمال الدين: 2/347.

2) . امالی صدوق: ص 73 ح 4.

3) . کامل الزایارات: ص 117.

19. وظیفۀ گوش

[شنیدن مطالب متعلّق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

حضور در مجالسی که به نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل می‌شود، برای شنیدن فضایل و سخنان و سفارش‌های حضرت، از دیگر وظایف مؤمنان است؛ زیرا از لوازم ونشانه‌های محبّت شمرده شده، و باعث تقویت ایمان و امید به ظهور و فرج می‌شود، و از مصادیق خیراتی است که قرآن می‌فرماید: {فَاسْتَبَقُوا الْخَیْراتِ}(1)و در این باب روایات فراوانی به ما رسیده، از جمله:

از فضیل نقل شده است که گفت:

امام جعفر صادق علیه السلام به من فرمودند: «شنیده‌ام جلسه می‌گیرید و احادیث و سخنان و فضائل ما را نقل می‌کنید؟»

عرض کردم: بله، یابن رسول الله.

حضرت فرمودند: «همانا من این مجالس را دوست دارم، پس امر ما را احیا کنید، خداوند رحمت کند کسی که امر ما را احیا کند». (2)

همچنین برگزاری و نشستن در این جلسات، نشان دادن فراوانی دوستان و معتقدان و یاران امام زمان علیه السلام در مقابل لشکر انبوه معاندان و مخالفان است، و حقّاً چنینکاری محبوب و مورد رضایت خدا و اهل‌بیت علیهم السلام می‌باشد.]


1) . سور، بقره: آیه 148 «به سوی کارهای خیر از یکدیگر پیشی بگیرید».

2) . بحار الانوار: 44/382.

20 _ 37. وظایف زبان

[اول: حفظ زبان از غیر ذکر و یاد خداوند

در روایت است:

«حوّاریون به حضرت عیسی علیه السلام عرض کردند: ای پیامبر خدا! به ما عملی بیاموزید تا به وسیله آن راهی بهشت شویم. حضرت فرمودند: هرگز سخن نگویید! گفتند: چنین چیزی محال است و نمی‌توانیم. فرمودند: پس به جز سخن نیک، کلام دیگری نگویید.»(1)

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«همانا شیعیان ما لال‌ها هستند.»(2)

امام صادق علیه السلام نیز می‌فرمایند:«پیوسته در نامۀ عمل بنده صالح نوشته می‌شود: «نیکوکار» تا زمانی که ساکت است، و هنگامی که صحبت کند، یا نیکوکار یا بدکار نوشته خواهد شد.»(3)

از این روایت و غیر آن معلوم می‌شود، سکوت _ جز در سخنی که خداوند به آن راضی است یا گفتن آن ضروری است_ به خودی خود عبادت مستحبّی است، چه رسد به آن‌که به خاطر دلیل موجّهی که به آن سفارش شده؛ مثل: تقیّه و تفکّر که واجب و لازم است.

حفظ زبان و سکوت در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که دشمنان و فتنه‌ها زیادتر است و شیعیان بیش‌تر در معرض خطر هستند، از


1) . شرح نهج البلاغه: 10/ 137.

2) کافی: 2/113 و 116.

3) . کافی: 2/113 و 116.

مواردی است که به آن سفارش شده و از بهترین کارهای در دوران غیبت شمرده شده است. در روایت آمده:

وقتی در مجلس امام باقر علیه السلام از عصر غیبت و سختی‌ها و بلاها و فتنه‌هایی که در اثر استقامت و پایداریِ بر حق در آن دوران هست، ذکر صحبت شد، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسولخدا صلی الله علیه وآله و سلم از حضرت پرسید: با فضیلت‌ترین عملی که مؤمن در آن عصر می‌تواند انجام دهد، چیست تا نجات پیدا کند؟

حضرت فرمودند: سکوت و مراقبت در صحبت.(1)

از جمله روایات زیبا که بی‌ارتباط با این بحث هم نیست این کلام امام صادق علیه السلام است که به جمعی از شیعیان فرمودند:

«تکونوا لنا دعاةً صامتین. با سکوت مردم را به سوی ما دعوت کنید.

پرسیدند: چگونه مردم را به سوی شما دعوت کنیم در حالی که ما سکوت اختیار کرده‌ایم؟

فرمودند: به دستورهای عبادی و آن‌چه گفتیم، عمل کنید و از گناه و آن‌چه ما نهی کردیم، بپرهیزید، رفتارتان بر اساس راستی و صداقت وعدالت باشد و امانت و حقّ را به صاحبانش برگردانید، مردم از شما جز خوبی چیز دیگری نشناسند و چون شما را این‌گونه دیدند، می‌گویندخدا رحمت کند جعفر بن محمّد الصادق را! چه خوب اصحاب خویش را تربیت کرده است! و بدین سان فضایل ما را شناخته و به ما علاقه‌مند می‌گردند.»(2)]


1) . کافى: 2/116.

2) . دعائم الاسلام: 1/ 16.

دوم : پرهیز از بردن نام اصلی حضرت علیه السلام

اسم اصلى حضرت را که اسم حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم است نگويند، بلکه ایشان را با لقب نام ببرند؛ مثل: «قائم»، «منتظر»، «حجّت»، «مهدى»، «امام غایب» و غير آن‌ها.

روایات در این رابطه مختلف‌اند؛ بعضی آن را حرام دانستند، بعضی مکروه، و برخی هم قائل به تفصیل شده‌اند. ولی به استناد اخبار صحیح و معتبر بلکه از لحاظ معنا در حدّ تواتر در می‌یابیم که گفتن نام اصلی آن حضرت در مجالس عمومی _ چه ترس و تقیّه باشد چه نباشد _ حرام است، و شایسته و احتیاط آن است که حتّی در مجالس خصوصی که ترس و تقیّه‌ای هم نیست، حضرت با القاب شریفشان یاد کرده شوند، و این خود نوعی تعظیم و احترام به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بلکه روش امامان و اصحابشان نیز این‌گونه بودهاست.

شیخ صدوق به سند صحیح از ابوهاشم جعفری روایت می‌کند:

شنیدم از امام هادی علیه السلام که می‌فرمودند: «جانشین بعد از من پسرم حسن است، پس چگونه خواهید بود در زمان جانشین بعد از او؟

راوی گوید: عرض کردم: فدایتان شوم، چرا؟ فرمودند: زیرا شما شخص او را نمی‌بینید، و بردن نامش برای شما روا نیست.

گفتم: پس چگونه از او اسم ببریم؟ فرمودند: بگویید: حجّت آل محمد علیهم السلام».(1)]


1) . کمال الدین: 2/ 381.

سوم : اظهار شوق به زیارت آن حضرت

[محبّت، گرچه امری قلبی است، ولی آثار و نشانه‌های بسیار دارد و اظهار اشتیاق به دیدار حضرت، از مهم‌ترین نشانه‌های ولایت و شدّت ایمان و محبّت دوستان و مشتاقان به آن حضرت بوده و بر عظمت و خوبی بسیار محبوب دلالت دارد. و در استحباب آن تردیدی نیست وثواب ارزنده‌ای دارد؛ زیرا هر دوستی اشتیاق دارد، هر لحظه حبیب و معشوق خویش را ببیند، پس هر قدر در محبّت تمام‌تر باشد، اشتیاق و اظهار دیدار محبوب بیش‌تر می‌شود.

و از جمله دلایل فضیلت اظهار زبانی محبّت داشتن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وابراز علاقه به دیدار با حضرتش این است که سبب استحکام این مودّت و دوستی می‌شود، از این رو امام صادق علیه السلام به هشام بن سالم فرمودند:

«اگر کسی را دوست داری او را از این امر مطلع کن که به او علاقه‌مند هستی، زیرا دوستی شما را محکم‌تر می‌کند.»(1)

همچنین روایت شده اميرالمؤمنين علیه السلام اشاره به سينه خود می‌نمودند و آه مى‌کشيدند و شوق به دیدار امام دوازدهم را اظهار مى‌کردند.(2)

در روایات آمده، بارها دیده شد امام صادق علیه السلام گریهمی‌کردند و شوق به دیدار آن حضرت را اظهار می نمودند، و در روایتی می‌فرمایند:

«اگر در دورانش بودم، همۀ عمرم به خدمتش مشغول می‌شدم.»](3)


1) . کافی: 2/644.

2) . کمال الدين: 1/291.

3) . غیبت نعمانی: ص 245.

[چهارم : دعا برای فراموش نکرن یاد آن حضرت

یکی از وظایف ماست که همیشه بالاخص در مواقع استجابت دعا از خداوند بخواهیم ما را از فراموش کردن یاد و ذکر آن حضرت محفوظ بدارد؛ زیرا در قبال حضرتش وظایفی داریم که جز با مداومت بر یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقّق نمی‌پذیرد. و دعایی از آن حضرت از طریق شیخ عمری نایب آن بزرگوار با سند صحیح و عالی به دست ما رسیده که در زمان غیبت دستور داریم آن را بخوانیم، و یک جمله‌اش این است:

وَ لَا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَ انْتِظَارَه...

خدایا! ذکر و یاد آن حضرت و منتظر ایشان بودن را از یادمان مبر.(1)

لذا از خداوند بخواهیم، ما را از انجام گناهانی که سبب فراموشی یاد امام زمان و غفلت نمودن از حضرتش عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شود، مصون و محفوظ بدارد، که این بزرگ‌ترین نقمت‌ها و محنت‌هاست. و در دعای کمیل می‌خوانیم: «اللّهمَّ اغْفِرْ لي الذّنُوبَ الّتي تُنْزِلُ النّقَم»]


1) . کمال الدین: 2/513.

پنجم : دعا برای دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کس می‌خواهد حضرت قائم علیه السلام را ببیند، بايد از حق تعالى بخواهد، با «عافيت» او را به اين فيض برساند؛ زيرا حق تعالى حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم را براى رحمت فرستاد و حضرت قائم علیه السلام را براى نقمت مى‌فرستد.»(1)

مؤلف گويد: يعنى از خداوند بخواهد، حضرتش را با ايمان و عافيت از گمراهی و ضلالت‌های آخرالزمان ملاقات نماید تا مورد انتقام آن حضرت واقع نشود؛ زیرا در آخرالزمان محنت‌ها و بلاها بسیار است و مردم در معرض لغزش قرار دارند و افراد بسیاری گمراه و بی‌ایمان ومنحرف می‌شوند. و در شمار گمراهان و شکّاکان وحتّی منکران وجود حضرت قرار می‌گیرند.

[همانا دیدار آن حضرت در زمان ظهور برای مشتاقان و دعاکنندگان ممکن است بر یکی از دو وجه صورت گیرد:

1.

خداوند ظهور حضرتش را نزدیک گرداند تا دعاکننده به دیدارش برسد؛

2.

دعاکننده پیش از ظهور وفات کند و خداوند او را در زمان ظهور حضرت قائم علیه السلام زنده گرداند تا به دیدار آن جناب نایل شود به خاطر اجابت دعای او و پاداش دادن به امید او، چنان‌که در دعای عهد آمده است.


1) . روضه کافى: ص234.

علاوه بر این‌ها باید گفت: همانطور که از جمله نشانه‌های یک محبّ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است، برای دیدن آن حضرت در زمان ظهور دعا کند، همچنین نشانه عشق و علاقه یک عاشق حقیقی این است که برای دیدار با حضرتش در خواب یا بیداری در زمان غیبت هم دعا کند، چنان‌که بسیاری از صلحا و علما به دنبال این بودند و چهل شب جمعه به مسجد کوفه و یا چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله می‌رفتند و در آن‌جا شب تا صبح به عبادت و دعا و تضرّع و گریه پرداخته، و از خداوند متعال می‌خواستند به این فیض عظما برسند، و البته تشرّف یافتن به دیدار آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری امکاندارد(1)و در این باره داستان تشرّفات علما و صلحا و بعضی از مردم عوام به محضر امام عصر علیه السلام در کتب مختلف ذکر شده است، و برای خود من و بعضی از اخیار نیز آنچه از اسرار است اتفاق افتاده است.]


1) . به این مسأله علمایی چون شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه مجلسی، سید بحرالعلوم و... تصریح دارند. سید بن طاووس در کتاب «کشف المحجّة» خطاب به پسرش می‌نویسد: «و راه به سوی دیدار امام تو برای هر کسی که خداوند عنایت و احسان به او داشته باشد، باز است». (کشف المحجّة: 154).

[ششم : قرائت قرآن و هدیه به آن حضرت

و در فضیلت و استحباب آن، روایت مرحوم کلینی از علی بن مغیره دلالت دارد، که گوید:

به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: هر ساله، در ماه رمضان بسیار قرآن می‌خوانم و چهل بار آن را ختم می‌کنم، گاهی کم‌تر یا بیش‌تر، پس هرگاه عید فطر شود، برای رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم یک بار، برای امیرالمؤمنین علیه السلام یک بار و برای فاطمه زهرا؟سها؟ باری دیگر قرآن را ختم می‌کنم، سپس برای تک‌تک ائمه یک ختم قرآن می‌خوانم، و بعد یک ختم قرآن هم برای شما می‌خوانم، و سال‌هاست این‌گونه است، آیا پاداشی برایم هست؟

امام کاظم علیه السلام فرمودند: «پاداش تو آن است در روز قیامت با آنان باشی.» پس با تعجّب گفت: الله اکبر! چنین پاداشی هست؟ حضرت سه مرتبه فرمودند: بله.

مؤلف گوید: این‌که راوی گفت: یک ختم قرآن هم برای شما خواندم در حالی که امام کاظم علیه السلام زنده بودند و حضرت کارش را تصدیق و تحسین کردند، بهترین دلیل است بر این‌که یکی از وظایف ما آن است که ختم قرآن بخوانیم و به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه کنیم، یا از طرف آن حضرت به پدر و مادر ایشان یا هریک از پدران و اجداد طاهرینشان هدیه دهیم. همچنین از این حدیث استحباب هدیه کردن قرائت قرآن به پیامبر و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و فرزندانشان از ائمه اطهار علیهم السلام استنباط می‌شود.]

هفتم: زیارت کردن و سلام و درود فرستادن بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

[زیارت آن حضرت به وسیلۀ توجّه نمودن به آن جناب و سلام دادن بر ایشان در هر مکان و زمان بالاخص در اماکنی که منسوب به حضرتش هست یا زمان‌های مخصوص که متعلّق به آن جناب است امکان‌پذیر است. در اینجا برخی از زیارت‌نامه‌های آن حضرت را به اجمال ذکر می‌شود.

1_ زیارت آل یاسین؛

برای زیارت حضرتش عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر زمان و هر مکان از بهترین زیارت‌نامه هاست، و روایت شده حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیع (نامه) به محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری امر فرمودند که:

«هرگاه بخواهید، مرا زیارت کنید و به خداوند متعال و ما توجه نمایید، پس چنین زیارت کنید و بگویید:

« سَلَامٌ عَلَى آلِ يس اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ اَلسَّلَامُ...».(1)

2_ زیارت جامعه کبیره؛

زیات‌نامه مهمی است و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در تشرّف سیّد رشتی به محضر ایشان سفارش به خواندن این زیارت نمودند، شروع آن این است:

«اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفَ...».(2)


1) . متن کامل زیارت «آل یاسین» در کتاب مفاتیح الجنان در بخش زیارات تحت عنوان «زیارت‌های حضرت صاحب الامر» ذکر شده است.

2) . متن کامل این زیارت در کتاب مفاتیح الجنان در بخش زیارات تحت عنوان «زیارت ائمه سرّ من رأی» آمده است.

3 _ زیارت‌نامۀ حضرت در روز جمعه؛

ابتدای این زیارت‌نامه این است،

« السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي...»(1)

4_ نماز سلام الله الکامل التام؛

این دعا، دعای استغاثه به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است،

پس در هر جا هستی، دو رکعت نماز بخوان، سپس زیر آسمان برو و رو به قبله بایست و بگو:

«سَلَامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُ الشَّامِلُ الْعَامُّ، وَ صَلَوَاتُهُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ ...».(2)

5_ صلوات ضرّاب اصفهانی.

سید بن طاووس می‌نویسد: «این صلوات از مولای ما، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایت شده و اگر تعقیبات روز جمعه را به سبب عذری نتوانستی بخوانی، هرگز ذکر این صلوات را ترک نکن به دلیل امری که خداوند ما را از آن آگاه فرموده است. و شروع صلوات این است:

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ، وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ..»(3)]


1) . متن کامل زیارت در کتاب مفاتیح الجنان در بخش زیارات معصومین علیهم السلام در ایام هفته تحت عنوان «زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز جمعه» آمده است.

2) . متن کامل این نماز، در کتاب مفاتیح الجنان در بخش ادعیه تحت عنوان «استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» آورده شده است.

3) . متن کامل این صلوات در کتاب مفاتیح الجنان در بخش ادعیه تحت عنوان «فضیلت و اعمال شب و روز جمعه» ذکر گردیده است.

هشتم : خواندن دعاهایی که برای زمان غیبت سفارش شده

در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای نجات از فتنه‌ها و گرداب شبهات و انحرافات و محفوظ ماندن از شرّ شیاطین جنّ و انس به شیعیان سفارش شده دعاهای مأثور را بخوانند که از بین آنها دو دعایی را که به خواندن مداوم آن بسیار سفارش شده بیان می‌کنیم و سایر ادعیه را در بخش سوّم همین کتاب می‌آوریم.

1_ دعای «اللّهم عرّفتني نفس ...»

در «کمال الدين» و «جمال الاسبوع» به سندهاى صحيح و معتبر از شيخ ثقه جليل القدر، عثمان بن سعيد عمرى روایت شده که امر نمود به خواندن اين دعا و فرمود:

اين دعایى است که بايد شيعيان در زمان غیبت بخوانند.

مؤلّف گويد: اين بزرگوار اوّلین نایب از نوّاب اربعه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غيبت صغرى بود، و آنچه ايشان به آن امر مى‌فرماید از جانب صاحب الأمر روحى له الفداء است، پس هر وقت حالى داشته باشى، اين دعاى شريف را بخوان و کوتاهى نکن، خصوصاً بعد از نماز عصر روز جمعه.

سيّد جليل، على بن طاووس فرموده است: «اگر بعد از نماز عصر روز جمعه هيچ دعایى را نتوانستی بخوانى ، حتماً اين دعا را بخوان و با هيچ عذرى ترک نکن، به سبب امرى که از فضل خداوند عالميان جلّ شأنه اختصاصاً بر آن مطّلع شديم.» و از اين عبارت چنين ظاهر مى‌شود که در اين مطلب امرى از حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف به

جناب سيّد رسيده، و اين از مقامات سيّد دور نيست و دعاى شريف اين است:

«اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسََ، فَاِنََّ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسََ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَكَ،

اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولََ، فَاِنََّ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولََ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَ،

اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتََ، فَاِنََّ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتََ ضَلَلْتُ عَنْ ديني،

اَللّهُمَّ لا تُمِتْني ميتَةً جاهِلِيَّةً، وَلا تُزِغْ قَلْبي بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَني...»(1)

2_ دعای غریق (حریق)

از عبدالله بن سنان روایت شده که گفت:

با پدرم محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. آن حضرت فرمودند: «چگونه خواهید بود اگر در زمانی باشید که امام هدایتگر و هدایت آشکاری نباشد و دیده نشود و از آن حیرت و سرگردانی نجات نیابد، مگر کسی که دعای غریق را بخواند؟»

راوی گفت: دعای غریق چگونه است؟ حضرت فرمودند:«يا اَللَّهُ يا رَحْمانُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلىٰ دينِكَ».(2)


1) . جمال الاُسبوع: ص552؛ این دعا در بخش ملحقات کتاب مفاتیح الجنان تحت عنوان «دعایی که باید در زمان غیبت خواند» به طور کامل آورده شده است.

2) . کمال الدین: 2/ 351؛ غیبت نعمانی: 81.

[نهم: هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت

سیّد بن طاووس از ابومحمّد صیمری با سند خود از ائمه اطهار علیهم السلام نقل کرده که فرمودند:

«هر کس ثواب نماز خود را به رسول خدا و امیر المؤمنین و اوصیای بعد از آن حضرت علیهم السلام هدیه نماید، خداوند ثواب نمازش را آن‌قدر زیاد می‌کند که از شمارش آن نَفَس قطع می‌شود، و پیش از آن‌که روح از بدنش خارج شود، به او گفته می‌شود: ای فلان بن فلان! هدیه تو به ما رسید، پس امروز، روز پاداش و تلافی نیکی‌های توست».

راوی گوید: به امام عرض کردم، چگونه نمازش را هدیه کند و چه بگوید؟ حضرت فرمودند: «نیّت کند ثواب نمازش را برای رسول خدا یا غیر آن حضرت و...».(1)

مقتضای این حدیث شریف، استحباب هدیۀ ثواب نمازهای واجب و مستحب به رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا سایر ائمه اطهار علیهم السلام می‌باشد. و نیکوست شخص مؤمن نمازهای مخصوصی که در کتب ادعیه آمده؛ مانند: نماز اول ماه یا نماز امیرالمؤمنین یا نماز حضرت زهرا یا نماز سایر ائمه علیهم السلام یا دیگر نماز‌های مستحبّی و حتی ادعیه و زیارات مثل دعای افتتاح، دعای ابوحمزه، زیارت عاشورا و... را بخواند و ثواب آن را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه کند، و یا از طرف آن حضرت بخواند و ثواب آن را به اجدادشان هدیه نماید.]


1) . جمال الاسبوع: 15.

[دهم: خواندن نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

این نماز در کتاب‌های متعدد به روایات معتبر آمده؛ از جمله:

در «مکارم الاخلاق» از احمد بن الدربی آمده که گفت:

«از ناحیه مقدّسۀ امام زمان علیه السلام وارد شده: هر کس حاجتی داشته باشد، شب جمعه بعد از نیمه شب غسل کند و دو رکعت نماز به این صورت بخواند که در رکعت اول سورۀ حمد را بخواند و چون به {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين} رسید، صد بار تکرارکند، و در صدمین بار سورۀ حمد را تا آخر بخواند و سورۀ توحید را یک مرتبه، سپس در رکوع و سجود ذکر تسبیح آن را هفت مرتبه تکرار کند، سپس رکعت دوم را به همین صورت انجام دهد و این دعا را پس از نماز بخواند، خداوند حاجت او را هرچه باشد، برمی‌آورد مگر قطع رحم کرده باشد. و آن این دعا است:

«اَللّٰهُمَّ إِنْ أَطَعْتُكَ فَالْمَحْمَدَةُ لَكَ، وَ إِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ، مِنْكَ الرَّوْحُ وَمِنْكَ الْفَرَجُ، سُبْحانَ مَنْ أَنْعَمَ وَشَكَرَ، سُبْحانَ مَنْ قَدَّرَ وَغَفَرَ . اللّٰهُمَّ إِنْ كُنْتُ عَصَيْتُكَ فَإِنِّي قَدْ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْياءِ إِلَيْكَ وَهُوَ الْإِيمانُ بِكَ، لَمْ أَتَّ-خِذْ لَكَ وَلَداً وَلَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِيکاً مَنّاً مِنْكَ بِهِ عَلَيَّ لَامَنّاً مِنِّي بِهِ عَلَيْكَ، وَقَدْ عَصَيْتُكَ يَا إِلٰهِي عَلَىٰ غَيْرِ وَجْهِ الْمُکابَرَةِ، وَلَا الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ، وَلَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ، وَلٰكِنْ أَطَعْتُ هَوايَ وَأَزَلَّنِي الشَّيْطانُ، فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ وَالْبَيانُ فَإِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي غَيْرُ ظالِمٍ لِي، وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي فَإِنَّكَ جَوادٌ كَرِيمٌ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ سپس آنقدر این

کلمه «یا کریم» را تکرار کن تا نفس قطع گردد، سپس بگوید: يَا آمِناً مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَكُلُّ شَيْءٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذِرٌ أَسْأَلُكَ بِأَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَخَوْفُ‌ِ كُلِّ شَيْءٍ مِنْكَ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعطِيَنِي أَماناً لِنَفْسِي وَأَهْلِي وَوَلَدِي وَسائِرِ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ حَتَّىٰ لَا أَخافَ وَلَا أَحْذَرَ مِنْ شَيْءٍ أَبَداً إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَالْوَكِيلُ، يَا کافِيَ إِبْرَاهِيمَ نُمْرُودَ، وَيَا کافِيَ مُوسىٰ فِرْعَوْنَ، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَكْفِيَنِي شَرَّ فُلانِ ابْنِ فُلَانٍ ...».

پس بدان! اگر مرد و زن مؤمنی این نماز را بخواند و خالصانه دعا کند، درهای آسمان برای اجابت به رویش گشوده خواهد شد و دعای او به اجابت خواهد رسید».(1)

مصنّفِ ضعیفِ این کتاب، محمد تقی موسوی اصفهانی رضی الله عنه گوید: «مکرّر کارهای مهمی برایم اتفاق افتاد که این نماز را با این کیفیّت به جای آوردم، پس خدای تعالی با لطف و کرمش و به برکت مولایم، امام زمان علیه السلام آن‌ها را برآورده ساخت».

سید بن طاووس رحمه الله این نماز را همین‌گونه نقل کرده امّا گفته بعد از نماز، دعای «اللهم عظم البلاء و برح الخفاء» تا آخر خوانده شود.]


1) . مکارم الاخلاق: 339 - 340.

یازدهم : واسطه قرار دادن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعا

[زیرا آن حضرت «باب الله» و راه به سوی خداوند وشفیع در درگاه الهی می‌باشند، و ایشان اسم خداوند هستند که پروردگار عالم امر کرده، بندگانش به حضرتش متوسّل شوند.

حضرت رضا علیه السلام می‌فرماید:

«هرگاه سختی و گرفتاری به شما رسید، به وسیله ما از خداوند کمک بخواهید، و این است معنای آیۀ {وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها}.»(1)

روایتی را نیز سلمان فارسی از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم نقل کرده که حضرت فرمودند:

«همانا خداوند می‌فرمایند: ای بندگان من، آیا چنین نیست هر کس حاجت بسیار بزرگی از شما بخواهد، آن را برآورده نمی‌سازید مگر آن‌که شخص محبوبی را نزد شما واسطه کند تا آن حاجت را به گرامی‌داشت شفاعت‌کننده برآورده کنید؟ پس بدانید، گرامی‌ترین و برترین مخلوقات نزد من محمد و برادرش علی است و بعد از آنان امامانی که واسطه به سوی خداوند هستند، پس هر کس حاجت بزرگی دارد یا می‌خواهد ضرری از او دفع شود، مرا به واسطۀ خاتم النبیین بخواند.»(2)]


1) . بحار الانوار: 94/ 22.

2) . بحار الانوار: 94/ 35.

دوازدهم : در دعا، حضرت را مقدّم داشتن

این‌که وقتی شخص دعا می‌کند، اول برای سلامتی آن حضرت و ظهورشان دعا کند و بعد برای خودش.

و اين مطلب از تأمّل در دعاى روز عرفه از صحيفۀ مبارکه سجّاديه(1)بر می‌آید، چنان‌که اقتضاى کمال محبّت و مراقبت در اداى حقوق آن حضرت همين است، و از بعضى از احاديث خاصّه هم استفاده مى‌شود.

علاوه بر اين که صد فایده بزرگ از فواید دنيويّه و اخرويّه براى شخص به سبب دعا نمودن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و طلب فرج و ظهور آن حضرت را از حق تعالى نمودن حاصل مى‌شود(2)و قطعاً شخص عاقل مقدّممى‌کند تحصيل آن فواید فراوان را بر دعاى به خودش که نمى‌داند مستجاب می‌شود يا نه.

و چه بسا همين مقدّم داشتنِ دعاى به حضرت، وسيله استجابت دعاهایی مى‌شود که بعد از آن براى خود مى‌کند، ان شاء الله تعالى.

و نیز ذکر صلوات پيش از دعا و بعد از آن فراموش نشود و چنان‌که در حديث آمده، باعث استجابت دعاست.(3)


1) . صحيفه سجاديه جامعه: دعای147.

2) . به زودی در بخش سوم: گنجینه فواید دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد آمد.

3) . کافى: 2/494.

سیزدهم : با صدای بلند به حضرت دعا کردن

مخصوصاً در مجالس و محافل، زيرا علاوه بر تعظيم شعائر، از یک عبارت دعاى ندبه (1)که مروى از امام صادق علیه السلام است استحباب و رجحان آن آشکار مى‌شود.

چهاردهم : خواندن دعای ندبه در روزهای خاص

در روزهای جمعه و اعیاد غدیر، فطر و قربان دعای ندبه را که متعلّق به آن حضرت است به حالت خوش و سوز و گداز و توجّه بخواند. و شرکت کردن در مجالسی که به این منظور منعقد می‌شود از آن نظر که تعظیم و بزرگداشت حضرت می‌باشد، فضیلت بسیار دارد.

پانزدهم : دعا برای ظهور و پیروزی حضرت

براى اين عمل فواید بسيار از اخبار ائمه اطهار علیه السلام جمع کرده‌ام،(2)

در توقيع شريف مروى از آن حضرت علیه السلام روايت شده:

«بسيار دعا کنيد برای تعجيل فرج من، زيرا گشايش و فرج شما به آن است.»(3)

امام حسن عسکرى علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«اين دعا يعنى طلب فرج و ظهور آن حضرت را از خداوند عالم نمودن باعث ثابت قدم ماندن برايمان است.»(4)


1) . و آن عبارت اين است: «إلى متى أجار فيک يا مولاي وإلى متى» و در قاموس گفته: «جار» به معنى بلندکردن صدا است به دعا و زارى کردن. «مؤلف»

2) . در بخش سوم کتاب بیان شده است.

3) . احتجاج: 2/284.

4) . بحار الانوار: 52/23، ح16.

شانزدهم : دعا برای قرار گرفتن در زمره ياران حضرت

چنان‌که در دعاى عهد نامه و غيره آمده است.

هفدهم: دعا برای یاران حضرت و نفرین بر دشمنان حضرتش.

یعنی برای پیروزی یاران حضرت و مصونیّت آنان از شک و شبهه و ریا دعا کند، همچنان که در دعاى يونس بن عبد الرحمان به نقل از امام رضا علیه السلام آمده است.(1)

و نیز برای نابودی دشمنان و بدخواهان حضرت دعا نماید، و بر آن‌ها لعن فرستد.

امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرمایند:

هرکس از یاری ما اهل بیت ناتوان باشد اما در خلوت خود دشمنانمان را لعنت کند، صدایش به تمام فرشتگان از زمین تا عرش خواهد رسید و او را یاری خواهند نمود وهمراه با اودشنان را لعنت کنند، آنگاه می‌گویند: خداوندا، بر این بنده‌ات درود فرست که آن‌چه در توان داشت بذل کرد و اگر بیش از این می‌توانست انجام می‌داد.(2)

هجدهم : صلوات فرستادن برای سلامتی و تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات برای سلامتی حضرت و یاران ایشان نوعى دعا به آن‌هاست، و در دعاى عرفه از صحيفه مبارکه سجاديه (3)ذکر شده، و از برخی دعاهای ديگر نيز استفاده مى‌شود.


1) . این دعا در بخش سوم کتاب، یعنی فواید دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد آمد.

2) . بحار الانوار: 27/223.

3) . صحیفۀ سحادیۀ جامعه: دعای 147.

38 - 44. وظایف سایر جوارح

اول : برخاستن به احترام نام یا القاب امام زمان علیه السلام بالاخص «قائم»

[همانا سیره شیعیان دوازده امامی این بوده، زیرا اینعمل تعظیم و احترام به آن حضرت می‌باشد و مؤیّد آن، روایتی است که نقل شده: «روزی از حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مجلس امام صادق علیه السلام یاد شد، بس امام به منظور احترام، تعظیم و تجلیل اسم آن حضرت برخاستند.»(1)

و نیز نقل شده: امام رضا علیه السلام در جلسه‌ای که دعبل خزاعی قصیدۀ معروفش در مدح اهل بیت را خواند، هنگام برده شدن لفظ «قائم» برخاستند و دست بر سر شریف گذاشته و چنین دعا کردند: «اللّهمّ عجّل فرجه وسهّل مخرجه.»(2)

می‌توان گفت: این برخاستن، گاهی واجب می‌شود به خاطر بعضی از جهات؛ مانند این‌که اسم شریف آن حضرت یا یکی از القاب مبارکش در مجلسی برده شود و همه حضّار به احترام آن حضرت برخیزند و کسی بدون عذر بلند نشود، اگر این برنخاستن او توهین و هتک حرمت به حضرت باشد، تردیدی در حرام بودن آن نیست؛ چه برسدبه آن‌که به قصد بی‌حرمتی و جسارت به حضرتش برنخاسته باشد؛ و هتک حرمت و توهین به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، توهین به خداوند است.]


1) . الزام الناصب: 1/249.

2) . نجم الثاقب: 523.

[دوم: بزرگ‌داشت هر چیز منتسب به حضرت

از دیگر وظایف شیعیان، بزرگ‌داشت اماکنی است که با قدوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متبرّک شده یا منسوب به ایشان است؛ مانند: مسجد سهله، مسجد کوفه، مسجد جمکران، سرداب مبارک در شهر سامرا و مکان‌هایی که بعضی صلحا آن حضرت را در آنجا دیده‌اند، یا در روایات آمده حضرت در آن اماکن توقّف کرده‌اند.

همچنین است بزرگ‌داشت نام‌ها، القاب، سخنان، نامه‌ها و کتاب‌هایی که در احوال حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشته شده؛ زیرا تعظیم این موارد بزرگ‌شمردن شعائر الله است که قرآن می‌فرماید: {وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ}(1).

و نقل شده، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «نحن الشعائر والأصحاب»(2)یعنی ما اهل‌بیت شعائرالله و اصحاب سرّ و راز خداوند هستیم.

و منظور از شعائر خداوند: هر چیزی است که انتساب خاص و ارتباط ویژه با خداوند متعال دارد، بی واسطه یا با واسطه، به گونه‌ای که از نظر شرع و عرف بزرگ داشتن آن، تعظیم خداوند محسوب شود و بی اعتنایی و کوچک شمردن آن، تحقیر و توهین خداوند به شمار آید.

و روایت شده است:

امام رضا علیه السلام به عیادت علیّ بن عبیدالله که بیمار شده بود، رفتند و چون از کنار او برخاستند و رفتند امّ سلمه، همسر علیّ بن عبیدالله که از پشت پرده حضرت را می‌نگریست، خود را بر جایگاهی انداخت


1) . سوره حج، آیه 32.

2) . ینابیع المودّة: 3/ 417.

که امام رضا علیه السلام نشسته بودند و بر آن بوسه می‌زد و بدن خود را بر آن می‌کشید، چون این خبر را به امام رضا علیه السلام دادند، حضرت کار همسر علیّ بن عبیدالله را نه تنها رد نکرده بلکه فرمودند: «او از اهل بهشت است.»(1)

زیرا تبرّک جستن، بوسیدن و بزرگداشت جای نشستن حضرت رضا علیه السلام نشانۀ معرفتش به مقام امام علیه السلام بود.

در روایت دیگری آمده:

چون امام باقر علیه السلام شهید شدند، امام صادق علیه السلام امر فرمودند، در اتاقی که مخصوص امام باقر علیه السلام بود دائماً چراغ روشن کنند و این کار ادامه داشت تا امام صادق علیه السلام به شهادت رسیدند، پس از آن امام کاظم علیه السلام نیز همین عمل را در مورد اتاق مخصوص امام صادق علیه السلام امر فرمودند و این ادامه داشت تا حضرت را به زندان بغداد بردند.(2)

پس به استناد این حدیث مستحبّ است، روشن کردن چراغ در مکانی که توقّف‌گاه یا محلّ رفت و آمد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده یا وقت و زمانی که منسوب به حضرتش باشد؛ مانند: چراغانی شب تولد در نیمۀ شعبان. و نیز مستحبّ است تمیز کردن، زینت نمودن، مفروش کردن و احیای آن اماکن و پرهیز از نجس و کثیف کردن و انجام کارهای ناروا در آنجا.]


1) . بحار الانوار: 49/222 ح15.

2) . کافی: 3/251 ح5.

سوم : بدن نسبت به امام خاشع باشد و در خدمت آن حضرت

[در دعای امام صادق علیه السلام در روز جمعه آمده: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِقَلْبٍ خَاضِعٍ وَ إِلَى وَلِيِّكَ بِبَدَنٍ خَاشِعٍ وَ إِلَى الْأَئِ-مَّةِ الرَّاشِدِينَ بِفُؤَادٍ مُتَوَاضِع...» «بار خدایا، به درگاه تو تقرب می‌جویم با دلی خاضع، و به سوی ولیّت با بدنی فروتن و به امامان هدایت‌کننده با قلبی متواضع ...»(1)

منظور از «ولیّ» در اینجا به قرینه ذکر ائمه دیگر، و این‌که این تعبیر در چندین دعا و حدیث از مولایمان، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده، مقصود حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

و مقصود از خشوع بدن آن است که بدنت را برای خدمت کردن به مولایت و برپایی امر او به کار بگیری و در این راه کوتاهی ننمایی و خستگی را در خودت راه ندهی؛ مانند غلامی که بدنش را در خدمت و اطاعت مولایش به کار می‌گیرد و در این حال حتّی تصوّر نمی‌کند که بر مولایش احسان و منّتی دارد، بلکه می‌داند اگر در راه خدمت و اطاعت او سستی کند و تکبّر و گردن‌کشی نماید، مقصّر است.

و هرگاه حال غلامی که با چند سکه طلا خرید و فروش می‌شود، این‌گونه باید در مقابل مولایش خاضع باشد، پس وظیفۀ ما در مقابل امام زمان علیه السلام که بر ما ولایت تامّه دارند، مشخّص است.

پس هر کس باید به قدر توان خود در اداى حقوق امام زمان علیه السلام اهتمام کند و در خدمت گزارى آن حضرت کوتاهى ننماید.

همانا یاری رساندن و خدمت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر


1) . جمال الأسبوع: 230.

کاری است که شخص بداند مورد نظر و خواست آن بزرگوار است، لذا بر حسب زمان و مکان و توانایی افراد متفاوت است؛ گاهی یاری و خدمت‌گزاری به حضرت با دعوت مردم به سوی امام زمان علیه السلام و بیان فضایل و سفارش‌ها و معجزات ایشان است، گاهی با تألیف کتاب و نشر آن، گاهی با دفع شبهات و مناظره و بحث، گاهی با یاری به دوستان حضرت، گاهی با برپایی مجالس و اطعام به نام ایشان، گاهی با نظافت و نوکری برای آماده شدن مجالس آن حضرت، گاهی با انجام کارهای تبلیغاتی و استفاده از ابزارهای روز برای ترویج معارف مهدوی و... می‌باشد.

خلاصه آن‌که هر کس بایستی به اندازه توان خود درادای حقوق امام زمان علیه السلام و خدمت‌گزاری به آن حضرت تلاش کند و کم‌فروشی ننماید.]

در کتاب بحار روایت شده است:

از امام صادق علیه السلام پرسيدند: آيا حضرت قائم علیه السلام متولّد شده؟ فرمودند: هنوز متولد نشده، بعد فرمودند:

«اگر من در زمان او مى‌بودم تا زنده بودم به او خدمت مى‌کردم.» (1)

مؤلّف گويد: اى مؤمن، ببین حضرت صادق علیه السلام با آن جلالت قدر چه مى‌فرمايد، پس اگر تو به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خدمت نمى‌کنى لااقل شب و روز قلب او را محزون و مغموم نکن، آرى چو عسل نمى‌دهى نيش مزن.


1) . بحار الانوار: 51/148.

[چهارم: دیدار با علمای ربّانی و مؤمنین صالح

یکی از کارهای نیک که در زمان غیبت، روح انتظار و امید را تقویت می‌کند، آن است که به قصد نایل شدن به فیض زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با علمای ربّانی و مؤمنین صالح به‌ویژه آنان که ارتباط روحی و قلبی خاص باحضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند، دیدار کرده و علاوه بر جویا شدن از احوال آنان، از روحانیّت و صفای باطنی و سخنان ایشان بهره برد.

شیخ صدوق رحمه الله از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت فرمودند:

هرکس نتواند ما را صله نماید باید دوستان صالح ما را صله کند تا ثواب صلۀ ما برای او نوشته شود،

و هر کس نتواند ما را زیارت کند، دوستان‌صالح ما را زیارت کند که ثواب زیارت ما برایش نوشته می‌شود.(1)

شیخ طوسی رحمه الله نیز از امام کاظم علیه السلام روایت کرده که حضرت فرمودند:

«هر کس نمی‌تواند ما را زیارت کند، پس برادران صالح خود را زیارت نماید زیرا ثواب زیارت ما برایش نوشته می‌شود.»(2)]


1) . ثواب الاعمال: ص124.

2) . تهذیب: 6/104.

پنجم : حج رفتن به نيابت از حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف

[نیابت حج و طواف کعبه و زیارت در از روزگار قدیم تا کنون بین شیعیان رسم بوده، و در استحباب آن علاوه بر نیکی و مودّت مؤمن به امام زمانش عجل الله تعالی فرجه الشریف، روایات زیادی هست که چند نمونه می‌آوریم.

در روایتی آمده:

معاویه بن عمر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا می‌توانم پدر و مادرم را در حجّ خود شریک سازم؟ فرمودند: «آری، همانا خداوند برای تو حجّی و برای آنان حجّی قرار می‌دهد و به سبب صله و مهربانی‌ات به آنان برای تو اجری خواهد بود.»(1)

و حدیث صراحت دارد، به شریک کردن شخص در حج، از اوّل آن؛ نه شریک ساختن او در ثوابش پس از آنکه آن عمل را برای خودش انجام داده است.

امام کاظم علیه السلام نیز می‌فرمایند: پدرم به من فرمودند:«اگر هزار نفر را در حج خود شریک گردانی، برای هریک از آن‌ها حجّی خواهد بود، بدون آن‌که چیزی از حجّ تو کاسته شود.»(2)

آن‌چه بر صحیح بودن انجام حجّ به نیابت از امام معصوم علیه السلام دلالت دارد، روایتی است که محمد بن عیسی یقطینی گوید:

امام رضا علیه السلام برای من و برادرم موسی بن عبید و یونس بن عبدالرحمن لباس و پول فرستادند تا به نیابت از آن حضرت حج به جا آوریم.(3)]


1) کافی: 4/315 وص317.

2) . کافی: 4/315 وص317.

3) . تهذیب: 8/ 40 ح 40.

ششم : طواف کعبه به نيابت از حضرت

[آن‌چه بر صحّت و استحباب طواف کردن به نیابت از امام معصوم علیه السلام دلالت دارد، روایتی است از موسی بن القاسم که می‌گوید:

به امام جواد علیه السلام عرض کردم: می‌خواستم به نیابت شما و پدرتان، امام رضا علیه السلام طواف کنم، امابعضی به من گفتند: چنین کاری صحیح نیست.

حضرت فرمودند: «بلکه هرقدر توانستی طواف کن که جایز است.»

بعد از مدّتی، دوباره خدمت آن حضرت آمده و عرض کردم: یک روز به نیابت از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم کعبه را طواف کردم، روز بعد به نیابت از امیرالمؤمنین علیه السلام و روزهای دیگر، هر روز به نیابت یکی از امامان علیهم السلام و روز دهم را به نیابت از شما طواف نمودم و اینان‌اند که به ولایتشان دین‌داری خدا را می‌کنم.

پس حضرت فرمودند: «به خدا قسم، دین‌داری می‌کنی.»

بعد عرض کردم: گاهی به نیابت از مادر ارجمندتان فاطمه زهرا علیها السلام طواف کردم و گاهی هم ننمودم.

حضرت فرمودند: «این طواف را بسیار انجام بده که ان‌شاءالله بهترین عملی است که تو انجام داده‌ای.»(1)]


1) . کافی: 4/314.

هفتم: به نيابت از آن حضرت به زیارت قبور پیغمبر و ائمّه اطهار علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام و سایر مشاهده مشرّفه رفتن

آنچه بر استحباب این عمل دلالت دارد، علاوه بر آنچه در بحث استحباب حج و طواف به نیابت از امام علیه السلام آورده شد، روایات دیگری است که در این خصوص آمده؛ از جمله:

در روایتی آمده:

امام هادی علیه السلام به نیابت خود شخصی را به زیارت مرقد امام حسین علیه السلام فرستادند تا برای آن حضرت دعا کند.(1)

در روایت دیگری داود صرمی گوید:

به امام هادی علیه السلام عرض کردم، مرقد پدر شما (امام جواد علیه السلام) را زیارت کردم و ثوابش را به شما هدیه کردم.

حضرت فرمودند: «همانا به سبب این کار خداوندبه تو پاداش بسیاری می‌دهد و ما از تو سپاس گزاریم.»(2)

چنان‌چه گفته شد، وقتی روایات زیادی هست که دلالت دارد بر صحّت و فضیلت انجام حج و طواف و زیارت حرم ائمه اطهار علیه السلام و امام‌زادگان و سایر مشاهد مشرّفه به نیابت از شخصی و یا شریک ساختن مؤمنین و مؤمنات در ثواب آن، چه زنده باشند و چه مرده مخصوصاً اگر از خویشاوندان باشند، پس در این صورت اگر هر یک از این کارها به نیابت از مولایمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، مرتبه و ثوابش بسیار بیش‌تر خواهد بود، زیرا مقام حضرت از همه مؤمنان بالاتر است.]


1) . بحار الانوار: 102/257.

2) . وسائل الشیعة: 10/464 ح1.

فصل دوم : وظایف اجتماعی نسبت به امام علیه السلام

اشاره

45 - 49. وظایف در میان عموم مردم

اول : دعوت مردم به معرفت حضرت و خدمت‌گزاری به ایشان

[این کار از مهم‌ترین و با فضیلت‌ترین عبادات است، و تمام آیات و روایاتی که دربارۀ فضیلت امر به معروف و هدایت مردم آمده، مؤیّد آن است. قرآن می‌فرماید:

{ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}(1)

«با حکمت و موعظه نیکو مردم را به راه پروردگارت دعوت کن.»

و مقصود از « سبيل ربّك» راهی است که با پیمودنشرضای خداوند حاصل می‌شود، و شکّی نیست که آن راه، معرفت ائمّه اطهار علیهم السلام و پیروی از ایشان است. در زیارت جامعۀ کبیره آمده: «أنتم السبیل الأعظم و الصراط الأقوم» یعنی «شما ائمه، شاهراه بزرگ و استوارترین طریق هستید.»؛ پس دعوت به پیروی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خدمت به حضرتش عمل به امر خداوند است که وظیفۀ هر مسلمانی می‌باشد.

امام عسکری علیه السلام در توضیح آیه 83 سورۀ بقره درباره ثواب عظیم احسان و نیکی به یتیم می‌فرمایند:

«بدانید، سخت‌تر از یتیمی که پدراز دست داده، حال آن یتیمی است که از امامش جدا شده و نتواند به حضور او برسد و نداند احکام و معارفش چیست.


1) . سورۀ نحل: آیه125.

آگاه باشید، هرکس از شیعیان که علوم ما را بداند و کسی را که از دیدن ما محروم مانده و به شریعت و معارف و ما جاهل است، هدایت کند و مطالب ما را به او بیاموزد، یتیمی در دامان خود نشانده است و در اعلی مرتبۀ بهشت با ما خواهد بود. پدرم این را از پدرش تا برسد به رسولخدا صلی الله علیه وآله و سلم برایم نقل کرده است.»(1)

در روایت دیگری امام عسکری علیه السلام به نقل از امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند:

خداوند به موسی علیه السلام خطاب کرد: ثواب عمل کسی که امام و حجّت زمان را به مردم بشناساند، از ثواب یکصد سال عبادتِ کسی که روزها روزه دارد و شب‌هایش به عبادت مشغول باشد، بالاتر است.(2)

اما دعوت مردم به شناخت و کسب معرفت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، گاهی از طریق حکمت علمی یعنی با سخن گفتن از فضایل و سخنان و کرامات ایشان و حقوقی که آن حضرت بر گردن امّت دارند و بیان وظایف مردم به حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقّق می‌یابد؛

و گاهی با حکمت عملی یعنی با مواظبت و مراقبت دعوت کننده در اعمال و کردار و اخلاق نیک دینی وانسانی‌اش محقّق می‌شود، که مردم با نگاه به دعوت کننده و شیوه رفتارش به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شناخت حضرت و رعایت حقوق آن بزرگوار رغبت پیدا می‌کند، همچنان‌که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«با غیر زبانتان (با اعمالتان) مردم را به سوی ما دعوت کنید.»(3)]


1) . تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 339.

2) . بحار الانوار: 2/4.

3) . بحار الانوار: 78/199 ح 25. این حدیث در ص66 به تفصیل بیان شده است.

دوم : محبوب نمودن حضرت در بین مردم

[هر عقل سالمی حکم می‌کند، ولیّ نعمت و واسطۀ روزی و همۀ خیرات و برکات و تمام نعمت‌های خداوند به ما و سایر مخلوقات را باید دوست داشت و به او محبّت کرد.

امام عسکری علیه السلام می‌فرمایند:

«خداوند به حضرت موسی وحی کرد مرا نزد مردم محبوب نما!

موسی علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! چگونه؟

ندا آمد: نعمت‌ها و بخشش‌های مرا به آنان یادآوری کن تا مرا دوست بدارند.»(1)

از این رو یکی از وظایف مؤمن آن است، مردم را دوست امام زمان علیه السلام گرداند، و این به دو صورت قابل انجام است:

یکی با ذکر فضایل و مقامات بلند ایشان، و بیان احسان، برکات، خیرات و محبّتی که حضرت به مردم دارند، و نقل داستان کسانی که به خدمت آن حضرت شرفیاب شدند و کراماتی دیده‌اند، یا با توسّل به حضرتش گره از مشکلات آن‌ها باز شده است و مانند این‌ها.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«خداوند رحمت کند بنده‌ای که ما را نزد مردم محبوب نماید و ما را در معرض دشمنی و کینه‌توزی آنان قرار ندهد. همانا به خدا سوگند اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می‌کردند به سبب آن عزیزتر می‌شدند و هیچ کس نمی‌توانست وصله‌ای به آنان


1) . تفسیر امام عسکری علیه السلام: 116.

بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه‌ای را می‌شنود، پس ده کلمه از پیشخود بر آن می‌افزاید.»(1)

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«خداوند رحمت کند، بنده‌ای که دوستی مردم را به ما جلب کند، و به آن‌چه می‌شناسند، با آنان سخن گوید و آن‌چه را منکرند، واگذارد.»(2)

راه دیگر محبوب نمودن امام عصر علیه السلام در جامعه آن است، سعی نماید کارهایی کند که سبب محبّت و امیدواری مردم به آن بزرگوار و آرزوی ظهور و دعا برای فرج حضرت می‌شود.](3)


1) . الکافي: 229 ح 293.

2) . امالی صدوق: 61.

3) . یعنی هر کس در موقعیّت اجتماعی و شغلی خود سعی نماید، خدمتی به مردم بکند و گره‌ای از مشکلات آنان باز نماید، و اگر امکانات مالی دارد در مسائل درمانی و معیشتی که توان بسیاری از مردم کم شده و نیازمند شده‌اند، کمک کند و آن‌گاه بگوید این کار را به عشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام دادم و یا بگوید چون آن حضرت خدمت به شیعیان و حلّ مشکلاتشان را دوست دارند، از طرف آن حضرت و به نیّت ایشان این کار را کرده است و مانند این جملات. وقتی مردم این خوبی‌ها را می‌بینند یا می‌شنوند، خود را مدیون و مرهون آن حضرت می‌دانند و محبّت حضرتش در دل آنان زیاد می‌شود و به دولت کریمه و عدالت محور امیدوار گردیده و برای سلامتی و تعجیل فرج حضرت دعا خواهند کرد. (محقق)

سوم : آموزش معارف دینی و پاسخ به شبهات

از دیگر وظایف این‌که علما علم خود را ظاهر کنند و به کسانى که نمی‌دانند طريق جواب دادن به مخالفين را بياموزند که آن‌ها حيران و گمراه نشوند، و اگر حيران‌اند از سرگردانى نجات يابند، مخصوصاً در این زمان که بدعت‌ها و شبهات فراوان است.

امام محمّد تقى الجواد علیه السلام در این باره می‌فرمایند:

«عالمى که از يتيمان آل محمّد صلی الله علیه وآله و سلم پرستارى کند، همان کسانى که از امام خود دور افتاده‌اند، يعنى امام آن‌ها از نظرشان غایب شده و حيران مانده‌اند، و در دست شياطين اسير گشته و به دست دشمنان ما گرفتار شده‌اند؛ پس او آنان را از حيرت نجات دهد و وسوسه‌های شياطين را از آن‌ها دور کند و دشمنان شان را با دليل و برهانى که از ائمه به آنان رسيده ذليل و مغلوب نمايد، فضيلت اين دسته از دانشمندان بر عابدان بيش‌تر از فضيلت آسمان و عرش و کرسى و حجاب بر زمين است، و مثل فضيلت ماه شب چهارده بر کوچک‌ترين ستاره‌هاى آسمان است.»(1)

و از امام على النقى الهادی علیه السلام نیز روايت شده که می‌فرمایند:

«اگر نباشد برکت علمایى که در زمان غیبت، مردم را به آن حضرت دعوت مى‌کنند، و با دلایل محکم شبهات ملحدين را رفع مى‌نمايند، و مردمِ ضعيف را از دام شيطان و دشمنان دين نجات مى‌دهند، همانا تمام مردم گمراه شوند و از دين بر مى‌گردند، لکن


1) . تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 273، ح 224.

اين علما زمام دل‌های ضعفاى شيعيان را نگاه مى‌دارند چنان که صاحب کشتى سکّان آن را نگاه مى‌دارد، و اين طائفۀ از علما نزد خداوند جلّ شأنه از هر کسى افضل وبهترند.»(1)

از معاوية بن عمار روايت شده:

به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: شخصى که احاديث شما را روایت مى‌کند و آن‌ها را در ميان مردم منتشر مى‌نمايد و به سبب آن دل‌های شيعيان شما را محکم مى‌کند، او بهتر است، يا عابدى که عبادت مى‌کند و حديث روایت نمى‌کند؟

حضرت فرمودند: «آن‌که از ما روايت مى‌کند و دل‌های شيعيان ما را به آن محکم مى‌کند بهتر از هزار عابد است.»(2)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نیز می‌فرمایند:

«هرگاه بدعت ها در ميان امّت ظاهر شد، بايد عالم علم خود را آشکار کند و اگر نکند، لعنت خدا جلّ شأنه بر اوست.»(3)

رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم در جای دیگری به حضرت على علیه السلام فرموده‌اند:«يا على! اگر حقّ تعالى يک نفر را به علم تو هدايت کند از تمام آن‌چه آفتاب بر او مى‌تابد براى تو بهتر است.»(4)


1) . تفسير امام عسکرى علیه السلام:273.

2) . کافى: 1/33.

3) . کافى: 1/54.

4) . بحار الانوار: 21/361، ح3.

چهارم : ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت

زیرا شهرت، آفت است و ناشناسی، سبب در امان ماندن است. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«زمانی بر مردم خواهد رسید که امامشان غایب شود. خوشا به حال آنان که بر امر ما پایدار بمانند، ...» جابر پرسید: ای فرزند رسول خدا! بهترین کاری که مؤمن در آن زمان انجام دهد چیست؟ حضرت فرمودند: «حفظ زبان و خانه‌نشینی.»(1)

[امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«(آخر الزمان) زمانی است که نجات نمی‌یابد، مگر هر مؤمن بی‌نام و نشان که اگر در مجالس حضور یابد، شناخته نشود؛ و هرگاه غایب باشد، درجستجوی او بر نیایند و سراغش را نگیرند، ...

ای مردم! زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام آن‌چنان واژگون شود همچنان‌که ظرف واژگون گردد و آن‌چه در آن است، بریزد.»(2)

از امام صادق علیه السلام روایت شده:

«امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر شهر کوفه فرمودند: همانا پشت سر شما فتنه‌های تاریک و کور و بی‌نور خواهد آمد و از آن فتنه‌ها کسی نجات نیابد مگر نُوَمَه. گفته شد: نُوَمَه چیست؟

فرمودند: کسی که مردم را بشناسد ولی مردم او را نشناسند.»(3)

و این روایات بر پرهیز از شهرت در عصر غیبت دلالت دارد.]


1) . کمال الدین: 1/ 330.

2) . نهج‌البلاغه: خطبه 102.

3) . غیبت نعمانی: ص70.

[پنجم : سرودن شعر و خواندن اشعار فضایل آن حضرت برای مردم

سرودن یا خواندن شعر در فضایل امام زمان علیه السلام یاریآن حضرت است و دلیل آن، روایات فراوانی است که در ستایش شعر گفتنِ در فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است.

امام باقر علیه السلام به کمیت فرمودند:

«تا وقتی دربارۀ ما شعر می‌گویی، پیوسته به روح القدس تأیید می‌شوی».(1)

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«هر مؤمنی درباره ما شعری بسراید، خداوند برای او در بهشت خانه‌ای خواهد ساخت که هفت برابر دنیا باشد و در آن‌جا هر فرشته مقرّب و پیامبری را دیدار خواهد کرد.»(2). (3)

نقاشی با گونه‌های خود، خطّاطی، معماری، پیکرتراشی، طراحی و گرافیک، عکاسی، فیلم سازی، تئاتر، نمایش‌نامه نویسی، قصّه نویسی، داستان نویسی، خاتم‌کاری، مینیاتور، معرّق، منبّت‌کاری، فرش بافی و... از مصادیق هنراند.

از دیگر مصادیق بارز هنر، سرودن شعر در سبک‌ها و گونه‌های مختلف آن است. شعر در روح و جان انسان‌ها اثر می‌گذارد و همه از شنیدنش لذّت می‌برند؛ زیرا یکی از بهترین ابزار القاء مفاهیم و نیز تحریک احساسات و عواطف است. بسیاری از مواقع بیان مطالب علمی، اخلاقی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، ادبی، دینی، مذهبی و... در قالب متن واکنش و تأثیر چندانی بر مخاطب ندارد، اما به صورت شعر اثر گذاری‌اش چند برابر خواهد بود، و هیجان و احساسات او را برخواهد انگیخت، به گونه‌ای که گاهی یک بیت بیش‌تر از یک ساعت سخنرانی در مخاطب اثر می‌گذارد؛ از این‌رو اهل‌بیت علیهم السلام نیز وقتی شاعری؛ مثل: دعبل یا فرزدق و... در مدح و فضایل اهل‌بیت علیهم السلام یا امر ولایت شعر می‌سرود، او را بسیار تشویق می‌کردند و هدایای فراوان می‌دادند و به خوانده شدن و نشر آن ابراز علاقه می‌نمودند که روایات فراوانی در این باره داریم.

اگر چه صاحب مکیال به مقتضای زمان خویش سرودن شعر برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و در موضوع معارف مهدوی را به عنوان یکی از تکالیف برشمرده‌اند، اما باید امروزه آن را تعمیم داد و این وظیفه و تکلیف را برای هر هنری دانست که بتواند در مسیر خدمت‌گزاری به اهل‌بیت علیهم السلام باشد، و احساسات و عواطف جامعه و توجّه مردم را به اهل بیت به ویژه امام زمان علیه السلام نه تنها در جوامع اسلامی، بلکه در جوامع غیر اسلامی برانگیزاند، لذا هر هنرمندی که بتواند با هنر خود فضایل و و زیبایی‌های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، معارف مهدوی، آرزوی انبیا و اوصیا به دیدن ایشان، منجی در ادیان الهی، مفاهیم انتظار و فرج، زیبایی عصر ظهور و برپایی دولت حقیقی قسط و عدل، تشرّفات به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سخنان و پیغام‌های حضرت و... را به مردم منتقل کند و ایجاد شوق و رغبت در طبقات مختلف جامعه برای ظهور آن حضرت و دعای به آن بزرگوار نماید، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری کرده و این تکلیف متوجّه اوست و قطعاً اجر بسیاری خواهد داشت. (محقق)


1) . وسائل الشیعه : 10/467 ح4.

2) . وسائل الشیعه: 10/467 ح 2.

3) . هنر، با ایجاد زیبایی می‌تواند احساسات، عواطف، هیجانات، گزاره‌های تاریخی، مصائب و وقایع، مفاهیم، ایده‌ها و ارزش‌های والا را به نحوی انتقال دهد که گاهی کلمات و جملات از بیان آن‌ها نا‌توانند. عالی‌ترین هدف هنر ایجاد و برانگیختن عواطف و احساسات فردی و اجتماعی است تا اذهان و وجدان‌ها را به هم نزدیک سازد؛ لذا در طول تاریخ شاهکارهای هنری در انتقال مفاهیم ماندگار شده‌اند؛ نظیر تابلوی عصر عاشورای استاد فرشچیان.

50-52. وظایف در میان دوستان حضرت

[اول : سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت

یعنی هر مؤمنی به همسر، فرزندان، نوادگان، بستگان دور و نزدیک، و دوستان و آشنایان سفارش کند، ایمان به صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و صبوری بر طولانی شدن غیبت، و این‌که ظلم و جور زیاد و زیادتر شود اما حضرت ظهور نکنند، و به دنبال همین صبر و دعای برای فرج، پیروزی است.(1)سفارش کند بر اثر طولانی شدن غیبت و شبه افکنی‌ها نا امید نشوند و منکر وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نگردند؛ زیرا ظهور حضرتش وعدۀ همه انبیا و اوصیاست ، و انتظار فرج و صبر بر آن از اقسام فرج است، همانند کسی که در شدّت بیماری‌اش می‌داند طبیب حاذقی وجود دارد که قرار است بیاید و همین انتظار او را به زندگی امیدوار می‌کند و باعث تقویت روحیه و تسلّی دردهای اوست.

محمد بن فضیل می‌گوید :

از امام رضا علیه السلام درباره فَرَج پرسیدم. حضرت فرمودند: «آیا مگر نه این است که انتظار فَرَج خود از فَرَج است؟ خداوند می‌فرماید: «منتظر باشید، به درستی من هم از منتظران هستم». (2)](3)


1) . یکی از وظایف والدین و مربّیان، تربیت فرزندان ولایی و منتظر ظهور است تا محبّت و اعتقاد به ولایت اهل بیت علیهم السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شوق دیدار حضرت ، انتظار ظهور و... به نسل‌های بعدی منتقل شود و آن‌ها را در مسیر مستقیم زندگی و خداپسندانه نگه دارد. پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم می‌فرمایند: «اولادتان را با محبّت من و اهل بیتم و فراگیری قرآن تربیت کنید.» (احقاق الحق: 18/498) (محقق)

2) . سورۀ یونس: آیه 20.

3) . بحار الانوار: 52/130 ح29.

دوم : همدلی و تلاش همگانی بر يارى امام زمان علیه السلام

اگرچه یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وظیفه هر فردی است، اما در همدلی و اتّحاد اثری است که در انفراد نیست. لذا از دیگر تکالیف اجتماعی برنامه‌ریزی جمعی است، به اين معنى که دل‌های مؤمنان در یاری به حضرتش با هم متّفق باشد و هم عهد شوند در یاری آن حضرت و وفای به عهدی که با حضرتش نموده‌اند. در نامۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شيخ مفيد رحمه الله آمده:

«اگر شيعيان ما در وفای به عهدى که بر آن‌هاست با هم يک دل و متّفق مى‌شدند، هر آينه ظهور من عقب نمى‌افتاد و زودتر به سعادت زيارت جمال من فائز مى‌شدند»(1).(2)


1) . احتجاج: 2/325.

2) . رشد علمی، شغلی، اخلاقی و معنوی افراد، غالباً در سایه تشویق بوده است. و چه بسیار الگودهی کرده و سبب شده تا افراد دیگر نیز از تنبلی یا کارهای زشت دست بردارند و به حرکت در مسیر درست هدایت شوند. همچنان‌که تشویق یک دانش‌آموز یا ورزشکار او را به کسب علم یا تلاش بیشتر سوق می‌دهد، دیگران را نیز به جدّیت در تحصیل و شروع فعالیت‌های ورزشی تشویق می‌کند. لذا یکی از وظایف ما در زمان غیبت، تقدیر و تشویق کسانی است که در مسیر یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ترویج معارف مهدوی و روح انتظار قدم برمی‌دارند. اگر از یک نوجوان، دانشجو، کارگر، کارمند، معلم، کاسب، خیر و ... به خاطر فداکاری در برگزاری جشن نیمه شعبان، ارائه شعر، مقاله، کتاب، خلق اثر هنری و... دربارۀ مهدویت توسط اولیای هر مجموعه‌ای تقدیر و تجلیل به عمل آید، نه تنها عشق و علاقه و تلاش آنها را دو چندان می‌کند، بلکه دیگران را نیز تشویق به قدم گزاردن در این مسیر می‌نماید. و این کار نوعی تقویت روحیه همدلی و تلاش همگانی بر یاری حضرت است. (محقق)

[سوم : حلّ مشکلات و خوشحال کردن مؤمنان و محبّان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

از آنجا که شیعیان در زمان غیبت امام علیه السلام، ایتام آل محمد علیهم السلام شمرده شده‌اند، این کار مایه سرور و خوشحالی آن حضرت می‌باشد.

خوشحال کردن مؤمنان و حلّ مشکلات آن‌ها گاهی با بذل و بخشش انجام می‌شود، گاهی با وساطت و سفارش کردن، گاهی با احترام گزاردن، گاهی با قرض دادن یا تعویق در مطالبه قرض‌هایشان، گاهی با ایجاد شغل، یا کمک بدنی، یا مشورت دادن و همفکری، یا همیاری و همکاری با آنان در امر فرزندان و نزدیکان و حلّ گرفتاری‌هایشان، یا وساطت در ازدواج و... پس هرگاه مؤمن، با انجام این امور نیّت کند، حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف را خوشحال نماید، به آن ثواب نایل می‌شود و به علاوه، سایر ثواب‌های بزرگی که برای حلّ مشکل مؤمن هست، در نامۀ اعمال او نوشته می‌شود. و بر این مطلب دلالت دارد روایتی از امام صادق علیه السلام که فرمودند:

«کسی از شما نپندارد، اگر مؤمنی را شاد کند فقط او را خوشحال کرده، بلکه والله ما را خوشحال نموده، بلکه سوگند به خداوند، رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم رامسرور ساخته، و همین‌طور است، هر کس مؤمنی را اندوهگین کند.»(1)

در روایت دیگری امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند:

هرکس حاجتی از دوستان ما را برآورده کند گویی آن را برای همه ما اهل بیت برآورده است.(2)]


1) . کافی: 2/89.

2) . بحار الانوار: 100/122.

53-59. وظایف در مقابل دشمنان و مدّعیان دروغین

اول : تقیّه در مقابل دشمنان

تقيّه واجب است و به این معناست که: مؤمن در جایی که بیم ضرر جانی، مالی یا آبرویی هست اظهار حق نکند، بلکه اگر ناچار شد، برای حفظ جان، مال يا آبرو به ظاهر و زبان با دشمنان همراهى کرده و قلباً با آن‌ها مخالفت نماید.

امام رضا علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کس از گناهان پرهيز نمی‌کند، دين ندارد وکسی‌که تقيّه نمى‌کند، ايمان ندارد. همانا بهترين شما نزد خداوند آن است که بيش‌تر تقيّه مى‌نماید.»

پرسيدند: يابن رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم! تا کی بايد تقيّه کرد؟

فرمودند: «تا روز معلوم و آن روز خروج قائم ماست، پس هرکس پيش از خروج قائم ما تقیّه را ترک نمايد از ما نيست.»(1)

و اخبار در خصوص وجوب تقيّه بسيار است. و آن‌چه در بيان معنى تقيّۀ واجب عرض شد، همان معناى حديثى است که از اميرالمؤمنين علیه السلام روايت گردیده، و در آن سه مرتبه تأکيد شده:

«مبادا ترک نمایيد تقيّه را؛ زیرا ترک آن باعث ذلّت و ريخته شدن خون شما و ساير مؤمنان مى‌شود...»(2)


1) . کمال الدين: 2/371.

2) . بحار الانوار: 75/418، ح72.

[دوم : صبر بر اذیت و آزار دشمنان

خداوند متعال بندگان خود را در زمان غیبت به انواع محنت‌ها و بلاها امتحان می‌کند تا نیکان مشخّص شوند.

از جمله امتحانات و محنت‌ها این‌که: بسیاری از اهل باطل را می‌بینیم در راحتی و ثروت زندگی می‌کنند و دارای شوکت و قدرت هستند، و از سویی بسیاری از مؤمنان و پیروان اهل بیت علیهم السلام در سختی و تنگدستی زندگی می‌کنند و به آنان و گفته‌های آنان اعتنا نمی‌شود، و اهل باطل آنان را از نظر اعتقاداتشان مخصوصاً ایمان به امام زمان علیه السلام و غیبت و امید به فرج و ظهور با دست و زبان اذیت و آزار می‌دهند و مسخره می‌کنند، در اینجا نفس و عقل با هم نزاع می‌کنند؛ نفس به پیروی از اهل باطل امر می‌کند تا در وسعت و رفاه زندگی و عدم تقیّد به بایدها و نبایدهای دستورات دینی زندگی کند و لذت برده شود، و عقل سلیم فرمان می‌دهد بر آزارهایشان صبر شود و تکذیب و سخره‌های آنان تحمّل گردد، وبه پیروی از اهل حق و منتظر ظهور امام زمان علیه السلام بودن، تشویق می‌کند.

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نقل کرده‌اند که فرمودند:

«زمانی خواهد آمد که حکومت جز با کشتن وستمگری به دست نیاید، و ثروت جز با غصب کردن و بخل ورزیدن فراهم نگردد، و محبّت جز با بیرون کردن دین و پیروی از هوای نفس حاصل نشود، پس هر کس در آن زمان بر فقر صبر کند در حالی که بتواند به ثروت رسد، و بر دشمنی مردم صبر نماید در حالی که بتواند با از

دست دادن دین و پیروی از هوای نفس --- یعنی همرنگ جماعت شدن --- محبّت و احترام مردم را به خود جلب کند، خداوند پاداش پنجاه صدّیق به او خواهد داد.»(1)

در روایت دیگری پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم می‌فرمایند:

«روزهایی خواهد بود که صبر در آن‌ها مثل نگه داشتن آتش در کف دست است، پس به عامل به وظیفه اش پاداش پنجاه نفری که عمل در غیر آن روزگار انجام دهد داده خواهد شد.»(2)

باز در روایت دیگری پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم خطاب به اصحاب خود می‌فرمایند:

«پس از شما قومی خواهند آمد که یک نفر از آن‌ها اجر پنجاه نفر از شما را خواهد داشت! عرض کردند: ای رسول خدا! ما در جنگ بدر و حنین با شما بودیم و یاری‌تان کردیم! حضرت فرمودند: آن‌چه بر آن‌ها فرود می‌آید، تحمّل نمی‌کنید و مانند آن‌ها صبر ندارید.»(3)

آری، این کلام اشاره به مؤمنان صبور در زمان غیبت است(4)، چنان‌که اخبار زیادی شاهد بر آن می‌باشد.]


1) . کافی: 2/91.

2) . الصواعق: 612.

3) . غیبت طوسی: ص 456، ح 467.

4) . صبر در دوران غیبت گونه‌های مختلف دارد، همچون: صبر بر طول غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، صبر بر اقسام بلا و آزمایشات الهی، صبر بر استهزاء وتکذیب مخالفان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، صبر بر آزار و اذیّت دشمنان در صورتی که نتواند آن را دفع کند و....

[سوم : پرهیز از مجالسی که نام حضرت در آنجا تمسخر می‌شود

شرکت نکردن در مجالسی که سخن گفتن از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و مباحث مهدویّت را مسخره می‌کنند، یا وجود شریفش را انکار می‌کنند، یا مؤمنان منتظر ظهور را بهتمسخر می‌گیرند، از دیگر تکالیف است.

شعیب عقرقوقی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیۀ {وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها}(1)پرسیدم، فرمودند: «یعنی وقتی شنیدی کسی آیات حق را انکار می‌کند و آن را دروغ می‌شمارد و به امامان علیهم السلام ناروا می‌گوید، از کنارش برخیز و با او همنشینی مکن، هر کس می‌خواهد باشد.»(2)

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کس در مجلسی بنشیند که به یکی از امامان علیهم السلام دشنام داده می‌شود و می‌تواند مجلس را ترک کند اما این کار را نکند، خداوند در دنیا لباس ذلّت بر او می‌پوشاند، و در آخرت عذابش می‌کند، و آن‌چه از معرفتِ ما بر او منّتنهاده شده، از وی سلب گردد.»(3)

و باز از آن حضرت علیه السلام نقل شده که فرمودند:

«هرگاه به همنشینی با کسانی که به ائمه علیهم السلام اهانت می‌کنند دچارگشتی، فوراً برخیز، مانند کسی که بر روی سنگ سرخ شده‌ای باشد و از آن در اولین فرصت برخیزد؛ زیرا خداوند آن‌ها را دشمن داشته و لعن می‌کند.»(4)]


1) . سوره نساء: آيه 140.

2) . کافی: 2/ 377.

3) . کافی: 2/ 379، ح 15.

4) . کافی: 2/379، ح 13.

چهارم : تکذیب مدّعیان نیابت خاصّه

[شیعیان معتقدند با وفات شیخ علیّ بن محمد سمری، نایب چهارم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت صغری، وکالت خاصّ از آن حضرت منقطع شده و تا زمان ظهور نایب خاصّی وجود نخواهد داشت؛ لذا اگر کسی در زمان غیبت کبری ادعای نیابت خاصّه نمود، باید او را تکذيب کرد و دروغگو نامید.

چنان‌چه در «کمال الدين» و «احتجاج» روايت شده، حضرت در نامۀ شريف‌شان خطاب به علیّ بن محمدسمری فرمودند:

«همانا پس از فوتت کسی جانشین تو نخواهد بود و در میان شیعیان من کسی یا کسانی خواهند آمد که مدّعی شوند مرا مشاهده می‌کنند. آگاه باشید، هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحۀ آسمانی این ادّعا را کند، دروغگوی تهمت‌زننده است.»(1)

و مقصود از ادعای مشاهده، مشاهده‌ای است که مقیّد به عنوان باب-یّت و نیابت خاصّه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، چنان‌چه سفرای چهارگانه حضرت در زمان غیبت صغری خدمت حضرتش شرفیاب می‌شدند و وکیل و نایب خاصّ حضرت بودند، نه این‌که صرفاً امام را مشاهده کنند؛ و البتّه بوده‌اند افرادی که در زمان غیبت کبری لیاقت شرفیابی محضر آن حضرت را داشته‌اند.]


1) . کمال الدين: 2/516 ح44 و احتجاج: 2/478.

پنجم : عدم تعیین وقت ظهور و تکذیب وقت‌گذاران

از دیگر تکالیف آن‌که وقت براى ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریفمعيّن نکنند، و اگر کسى وقتی را براى ظهور حضرتش تعیین کرد، او را تکذيب کنند و دروغگو شمارند.

فُضيل بن یسار می‌گوید:

به امام محمّد باقر علیه السلام عرض کردم: آيا براى اين امر وقت معينى هست؟ حضرت سه دفعه فرمودند:

«دروغ می‌گويند کسانى که براى آن وقت معيّن مى‌کنند.»(1)

امام صادق علیه السلام به محمّد بن مسلم فرمودند:

«هر کس براى شما وقت تعیین کرد، نترسيد از این‌که او را تکذيب کنيد؛ زيرا ما براى هيچ کس تعيين وقت نمى‌کنيم.»(2)

امام رضا علیه السلام می‌فرمایند:

«خبر داد مرا پدرم از پدرانش که به رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم گفته شد: قائم از ذريّه شما چه وقتی ظهور می‌کند؟ فرمودند:مَثَل او مثل قيامت است که هيچ‌کس از وقت آن خبر ندارد جز خداوند عالم جلّ شانه که او را در وقتى مقتضی ظاهر مى‌گرداند.»(3)

و احاديث در اين باب بسيار است.


1) . غيبت شيخ طوسى: ص426.

2) کمال الدين: 2/373.

3) . کمال الدين: 2/373.

ششم : ثبات در اعتقادات و دنبال گروه‌ها و فرقه‌ها نرفتن

آن‌که بر دينِ قويم و درست ثابت قدم باشند، و دنبال فرقه‌ها و صدا‌هایی که از هر گوشه‌اى بلند مى‌شود نروند، زيرا تا خروج سفيانى و صيحۀ آسمانى و دیگر علائم حتمیّه صورت نگیرد ظهور واقع نمى‌شود.

[حارث بن مغیره به امام صادق علیه السلام عرض کرد: وقتی صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب می شود، چه باید کرد؟

حضرت فرمودند: «به همان امر اوّلی که بر آن بوده‌اید، متمسّک شوید تا امر برای شما روشن شود».(1)

علامه مجلسی رحمه الله پس از نقل این روایت و چندین روایت دربارۀ لزوم ثابت قدم بودن و عدم انحراف به گروه‌ها و نحله‌های مختلف می‌نویسد:

«مقصود از این احادیث آن است، انسان در عصر غیبت دچار تزلزل در دینش نگردد و در عمل متحیّر نشود، و بایستی در اصول و فروع دین به آنچه از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده، تمسّک جست و ترک عمل ننمود تا حضرت ظهور فرمایند، و هرکس ادعا کرد، من امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستم یا جانشین و نایب خاص اویم، به او ایمان نیاورد تا ادعایش با معجزات و براهین حقیقی روشن گردد.»(2)]


1) بحار الانوار: 52/133.

2) . بحار الانوار: 52/133.

هفتم : مرابطه و تهیه سلاح و اسب در انتظار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

قرآن می‌فرماید:

{يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّ-قُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون}(1)«ای کسانی که ایمان آورده‌اید،صبور باشید و یکدیگر را به صبر و پایداری سفارش کنید و مرابطه کنید و خداترس باشید تا رستگار شوید.»

همانا مرابطه از رَبط به معنی «بستن» گرفته شده ، و بر سه قسم(2)است:

اول: همان‌که فقها در کتاب «جهاد» گفته‌اند، و مقصود اين است، شخص در يکى از مرزها و مناطقی که نزديک بلاد کفّار است، بماند و اسب خود را نگاه دارد، از براى آن‌که اگر کفّار بر مسلمانان هجوم آورند يا قصد حمله به بلاد مسلمين نمایند، مسلمانان را خبردار کند، و اگر دفاع لازم شد، شرّ کفّار را از مسلمانان دفع نمايد. اين عمل مستحبّ موکّد است و فرقی بین زمان حضور و زمان غيبت امام علیه السلام نیست.

حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم فرموده‌اند:

«هر مرده‌ای نامۀ عملش پيچيده مى‌شود و از هنگام مردنش فعل او قطع مى‌شود مگر کسى کهدر راه خدا مرابطه کرده باشد. (و در این صورت ثواب) عمل (نیک) او تا قیامت زياد مى‌شود، و ايمن


1) . آل عمران، آیه 200.

2) . البته مؤلّف رحمه الله در این کتاب دو قسم ذکر کرده‌اند امّا در کتاب «مکیال المکارم» قسم دیگری هم بیان کرده‌اند که ما آن را نیز اینجا آورده‌ایم.

مى‌گردد از مَلکى که در قبور مرده ها را بازجویی و امتحان مى‌کند.»(1)

و در حديث ديگری آن حضرت می‌فرمایند:

«ثواب يک شب مرابطه بيش‌تر از آن است که شخص يک ماه روز‌ها روزه باشد و شب‌ها به عبادت بپردازد.»(2)

اين قِسم از مرابطه دو شرط دارد:

يکى آن‌که فرد در یکی از مرزهایی باشد، که حفظ بلاد اسلام از دست‌درازى اجانب بر آن توقّف دارد، به همین دلیل فرموده‌اند، هرگاه شخص نمى‌تواند در آن نقطه بماند، نايبى در آنجا بگمارد.

شرط ديگر آن‌که مرابطه کمتر از سه روز نباشد و اين کم‌ترین زمان مرابطه است، و بیش‌ترین زمان آن چهل روزاست، و اگر بیش از چهل روز شود، شخص جزء مجاهدين است و ثواب مجاهد في سبيل الله دارد.

قسم دوم مرابطه آن است: مؤمن سلاح و اسب و مانند آن‌ها را مهيّا کند و نگاه دارد براى اين‌که اگر امام علیه السلام ظهور فرمايد، حضرت را يارى نمايد. اين قسم از مرابطه زمان و مکان معيّنى ندارد.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«باید هریک از شما برای ظهور حضرت قائم علیه السلام سلاح مهیّا کند، اگرچه یک تیر باشد؛ امید است همین‌که این نیّت را داشته باشد، حق تعالی عمرش را طولانی کند تا از یاران او شود.»(3)

در روضه کافى از ابوعبدالله جعفى روايت شده:


1) المنتهى: 2/902.

2) . المنتهى: 2/902.

3) . غیبت نعمانی: ص 320 ح 10.

امام باقر علیه السلام به من فرمودند: «بیش‌ترین زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟» گفتم: چهل روز.

حضرت فرمودند: «لکن مرابطه ما، مرابطه‌اى استکه هميشه هست(1)، و هرکس در راه ما مرابطه کند؛ يعنى اسبی برای یاری ما مهيّا نمايد، تا وقتی آن را نگاه داشته است برایش به اندازۀ دو برابر وزن آن مَرکَب ثواب می‌نویسند(2)، و هرکس براى ما سلاحى مهيّا کند و نگاه دارد تا زمانی که آن سلاح نزد اوست، به اندازۀ وزن آن سلاح برای او ثواب نوشته می‌شود.»

آنگاه حضرت فرمودند: «جزع نکنيد از يک دفعه و دو دفعه و سه دفعه و چهار دفعه(3)همانا مَثَلِما و شما مانند پيغمبرى است که در بنى اسرائيل بود، و خداوند جلّ شأنه به او وحى فرمود قومت را به جهاد دعوت کن؛ زيرا من يارى مى‌کنم تو را. پس آن‌ها را جمع کرد و همگی روى به سوی دشمن نهادند، و هنوز شمشير و نيزه‌اى به کار


1) . علامه مجلسی رحمه الله در شرح این فرمایش امام علیه السلام می‌نویسد: یعنی بر شیعیان واجب است، خود را ملزم به اطاعت امامِ برحقّ و انتظار فرج او کنند و برای یاری کردنش آماده باشند.

2) . و در شرح این عبارت نیز می‌نویسد: این جمله یا تشبيه معقول به محسوس است؛ يعنى به اين اندازه ثواب براى او نوشته می‌شود، يا ثواب انفاق طلا یا نقره به اندازه دو برابر وزن آن دابّه برایش نوشته می‌شود. مرآة العقول: 26/582.

3) . يعنى اگر مکرّر ديديد، ائمۀ حقّ، مظلوم و مقهور شدند و بار‌ها دشمنان بر آن‌ها غلبه کردند، از یاری امام خود نا‌اميد نباشيد و مطمئن باشيد که حق تعالى به وعدۀ خود وفا مى‌کند و او را يارى مى‌نمايد و غالب مى‌گرداند، پس خود را آمادۀ يارى نمایيد و منتظر وقتش باشيد. (مؤلّف رحمه الله)

نبرده بودند که دشمنان بر آن‌ها غلبه کرد و آن قوم پا به فرار نهادند.

دفعه دوم حق تعالى وحى فرمود به آن پيغمبر که قوم خود را به جهاد دعوت کن، همانا من يارى مى‌کنم شما را. چون قوم خود را به جهاد دعوت نمود، گفتند: پيش از اين وعده نصرت دادى و ما مغلوب شديم. حق تعالى به آن پيغمبر وحى فرمود: اگر جهاد نکنيد، مستوجب آتش عذاب خواهيد بود. عرض کرد: خدايا! جهاد با کفّار بهتر است از آتش عذاب، لذا قومش را به جهاد دعوت کرد، پس سيصد و سيزده نفر از آن‌ها به عدد اهل بدر دعوتش را اجابت نمودند، پس آن پيغمبر با آن سيصد و سيزده نفر روى به سوى دشمن نهادند و هنوز شمشير و نيزه‌اى به کار نبرده بودند که حقتعالى آنان را نصرت فرمود و فتح کردند و بر دشمنان غالب شدند.»(1)(2)


1) . کافى: ج8 ص381.

2) . شاید بتوان مفهوم مرابطه را گسترش داد؛ یعنی گاهی مرزبانی مربوط به مرزهای زمینی، دریایی و هوایی است که باید مسلمین و سرزمین‌شان را از تجاوز دشمن حفظ کرد، و گاهی مرزهای اعتقادی و فرهنگی است که همواره دشمن به دنبال نفوذ در آن‌هاست، خصوصاً امروزه که دشمن با انواع وسایل اعمّ از ماهواره و شبکه‌های اجتماعی و... به دنبال منحرف کردن نسل جوان و تسخیر قلب و فکر آن‌هاست. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «علماء شیعتنا مرابطون بالثغر الذي یلی إبلیس و عفاریته لینحرفهم، یمنحونهم عن الخروج علی ضعفاء شیعتنا...» یعنی علمای شیعیان ما در مرزی هستند که در سوی دیگر آن ابلیس و دار و دسته‌اش می‌باشد و آن‌ها مانع می‌شوند از این‌که شیاطین به شیعیان که از نظر اعتقادی و فکری ضعیف هستند، حمله کنند و بر آن‌ها مسلّط شوند. (احتجاج: 1/17) از این نظر لازم است، عدّه‌ای خوب درس بخوانند و بر مبانی اعتقادی مسلّط باشند و دائماً شبهات و القائات دشمن را رصد کنند، و همچون مرزبانی که انواع سلاح جنگی را دارد، آن‌ها نیز از نظر مطالب علمی، شیوۀ بیان و پاسخگویی مسلّح شوند و به شبهات و اتهامات آنان پاسخ دهند، و کسانی نیز با انجام امور فرهنگی و کارهای خلّاقانۀ شرعیِ متناسب با هر نسلی روح دیانت و موضوع انتظارِ فرج و امیدِ به ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در طبقات و نسل‌های مختلف مردم زنده نگه دارند. «محقق».

[قسم سوم: آن‌که مؤمن با امام زمانش مرابطه داشته باشد به اینکه خود را به رشته ولایت او متّصل کند، و بهپیروی و اطاعت از ایشان ملتزم باشد و بر یاری حضرتش مهیّا باشد. و بر این مطلب علاوه بر بحث وجوب انتظار، روایاتی که در تفسیر آیه {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا} آمده، دلالت دارد؛ از جمله:

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«بر انجام واجبات الهی تحمّل داشته و در برابر دشمنان پایداری و مقاومت کنید و مراقب امامتان که به انتظارش هستید باشید.»

نیز امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای «رابطوا» در این آیه می‌فرمایند:

«ماییم راه و رشته ارتباط بین خداوند و خلق او، پس هر کس در دفاع از ما جهاد کند در دفاع از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم و دین خدا دفاع کرده است.»

و در روایت دیگری به یعقوب سرّاج فرمودند:

«در دین‌تان استقامت کنید و در برابر دشمنان‌تان مقاومت کنید و بر پای امام خود بایستید و مرابطه داشته باشید.» (1)


1) . تفسیر البرهان: 1/730 _ 732، ح 4و 10 و 12.

60-70. وظایف مالی

اشاره

*60-70. وظایف مالی (1)

اول : صدقه دادن به قصد سلامتى حضرت.

[وقتی فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست داری و نگران سلامت او هستی، برای دفع بلا از او و به قصد سلامتی‌اش صدقه می‌دهی، پس در این کار مولای تو از هر کسی سزاواتر است؛ به علاوه آن‌که این عمل از اقسام موّدت به ذوی‌القربای پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است که خداوند به آن سفارش کرده و فرموده: {قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى}(2). و شاهد بر این استحباب صدقه دادن، روایت از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است که فرمودند:

«هیچ بنده‌ای ایمان نیاورد تا آن‌که من نزد او از خودش محبوب‌تر باشم، و عترت من از خانواده‌اشدر نظر او محبوب‌تر باشند.»(3)](4)

دوم : قربانی کردن به نیابت از حضرت

هر شخص به اندازه توان مالی‌اش حیوانی، مثل: مرغ، برّه، شتر... به نيابت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای سلامتی آن بزرگوار قربانى کند، چنان‌چه در «نجم الثاقب» فرموده است(5).


1) . وظایف مالی مشترک بین وظایف فردی و اجتماعی است که همه را یکجا آوردیم.

2) . سوری شوری: آیه22.

3) . امالی صدوق: ص 201.

4) . بسیاری از علمای ما مقیّد بوده‌اند در مناسبت‌هایی مانند: عاشورا، ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیه السلام... که قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدن واقعیت این مصائب عظیم در فشار است، صدقه دهند.

5) . نجم الثاقب:ص442.

سوم : هديه دادن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند:

« نزد پروردگار چيزی محبوب‌تر از صرف مال و ثروت براى امام علیه السلام نیست. همانا در عوض يک درهم که مؤمن از مال خود برای امام صرف کند، به اندازه کوه اُحد در بهشت به او عطا مى‌فرمايد.همانا حق تعالى در قرآن فرموده: {مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً}(1)يعنى «کيست آن کسى که به خدا قرض الحسنه بدهد تا خداوند چندان برابر به او عوض دهد» سپس فرمودند: به خدا قسم، اين آيه به خصوص در صله امام به مال نازل شده است.»(2)

تذکّر: بدان‌که از جمله حقوق مالی بر شخص اين است، هر سال مقدارى از مال خود را برای امام زمان علیه السلام صرف کند و اين غير از سهم امام است که نیمی از خمس می‌باشد و با شرایط ویژه‌ای که در کتب فقهی ذکر شده است واجب می‌گردد، و امّا هدیه دادن به امام زمان علیه السلام شرط مخصوصى ندارد و بر همۀ افراد چه مرد، چه زن و چه فقير، چه غنى سزاوار است، بلکه لازم و موکّد که هر سال قسمتى از مال خود را به امامشان هدیه دهند.

مفضّل بن عمر می‌گوید:

روزى به محضر امام صادق علیه السلام وارد شدم در حالی‌که با خود هدیه‌ای داشتم، پس آن را در حضور محترم او گذاشتم. فرمودند:


1) . سوره بقره: آيه 246

2) . اصول کافى: 1/537.

«این چیست؟» عرض کردم: هدیه‌ای است از دوستان و غلامان شما. فرمودند: «اى مفضّل! من تعارفی شما را قبول مى‌کنم، لکن نه از آن نظر که محتاج به آن هستم، بلکه به جهت آن‌که سبب پاکيز‌گى شما باشد.»

آن‌گاه فرمودند: «شنيدم از پدرم که مى‌فرمودند: هرکس يک سال بر او بگذرد و چيزى از مال خود را کم باشد یا زياد به ما هديه ندهد، حق تعالى در قيامت نظر رحمت به او نمى‌کند؛ مگر آن‌که او را عفو فرمايد.

اى مُفضّل! اين فريضه‌اى است که خداوند عالم جلّ شأنه بر شيعيان ما در کتاب خود لازم گردانيده، آن‌جا که مى‌فرمايد: {لَنْ تَنالُوا البِّرَ حتّى تُنْفِقُوا ممّا تُحِبُون}(1)يعنى نخواهيد رسيد به مقام برتر و نيکویى مگر آن‌چه را دوست مى‌داريد، در راه خدا صرف کنيد.»(2)

و آن حضرت در تفسير آيۀ: {والّذِينَ يَصِلون ما أمرَ اللهُ بهِ أن يُوُصَل} يعنى «آن کسانى که صله مى‌کنند آن‌چه را حق تعالى به صله‌اش امر فرموده است» می‌فرمایند:

«مراد، صله کردن امام است در هر سال از آن‌چه کم باشد يا زياد؛ همانا اراده نفرموده حق تعالى از اين مطلب، مگر آن‌که شما پاکيزه و نيکو شويد.»(3)

امام صادق علیه السلام در حديث ديگری می‌فرمایند:

«ترک نکنيد هديه دادن به آل محمّد صلی الله علیه وآله و سلم را از اموالتان، هر کدام


1) . سوره آل عمران: آيه 92.

2) . تفسير برهان: 1/297.

3) . تفسير برهان: 2/289.

ثروتمند هستيد، به قدر ثروت خود و هر کدام فقير هستيد، به اندازۀ توان خود.

هرکس بخواهد، حق تعالى اهمّ حوائجش را روا فرمايد، پس بايد آن‌چه را بيش‌تر به آن نیاز دارد براى آل محمّد صلی الله علیه وآله و سلم و شيعيان آن‌ها هديه کند.»(1)

و در کتاب «فقيه» از آن حضرت روايت شده که فرمودند:

«صله و هدیه دادن يک درهم به امام علیه السلام برتر است، از صرف کردن هزار هزار درهم در امور خير ديگر.»(2)

مؤلّف گويد: از رؤياهاى صادقانه‌ام آن‌که، شبى در خواب ديدم شخص جليلى را که فرمودند: مؤمنی که چيزى از مالش را در زمان غیبت برای امام زمانش علیه السلام صرف کند، ثوابش هزار و يک برابر ثواب شخصی است که مالش را در زمان حضور امام علیه السلام تقديم او نمايد.

و در راستی این خواب، روایت امام صادق علیه السلام است که فرمودند:

«يک نماز واجبی که مؤمن در زمان غیبت به جا آورد، ثواب بيست و پنج نماز واجبی را دارد که در زمان ظهور و استيلاى امام علیه السلام به جا آورد، و يک نماز نافله که در زمان غیبت بخواند، ثواب ده نماز نافله دارد که در زمان ظهور و استيلاى امام بخواند، و هر مؤمنى که عمل خيرى در زمان غیبت انجام دهد، بيست برابر زمان ظهور و استيلاى امام براى او عمل خیر نوشته مى‌شود.»(3)


1) . تفسير برهان: 2/289.

2) . من لا يحضره الفقيه: 2/73.

3) . کافى: 1/333.

پوشيده نماند، در اين زمان که امام ما علیه السلام غایب است آن مالى را که مؤمن مى‌خواهد به حضرتش هديه کند، بايد به قصد هديه به آن حضرت در اموری صرف کند که مى‌داند رضاى ایشان در آن است، مثل: چاپ کتب مربوطه به آن حضرت، یا برپا کردن مجالسى که فضایل و مطالب مربوط به ایشان بیان شود، یا در ساخت و راه اندازی بنای خیری که به نام آن حضرت است.

چهارم : هدیه دادن به شیعیان و دوستان صالح ائمه علیهم السلام

[در این زمان که حضرت غایب هستند، مؤمن آن مالی را که می‌خواهد هدیه و صله به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نماید، می‌تواند آن را به همین نیّت به علمای ترویج کنندۀ شرع مقدّس، یا سادات فقیر، یا به دوستان صالح و نیازمند حضرت دهد، یا برای ازدواج جوانان مؤمن بی‌بضاعت، یا ایتام شیعه مستحق بدهد و به آن‌ها بگوید، این هدیه بهبرکت مولایشان، حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است، تا بدین وسیله دل‌ها و ایمانشان به آن حضرت محکم‌تر شود.

امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کس نتواند به زیارت ما بیاید، باید دوستان صالح ما را زیارت کند تا ثواب زیارت برایش نوشته شود؛ و هر کس نتواند به ما هدیه دهد، باید نیکان از دوستان نیک ما را هدیه دهد تا ثواب هدیه دادن به ما برایش نوشته شود.»(1)]


1) . کامل الزیارات: 319.

پنجم : پرداخت حقوق مالی واجب

اگر شرایط واجب شدن احکامی، مانند: خمس و زکات که در رساله‌های عملیّه بیان شده برای کسی محقّق شد، پرداخت آن از دیگر وظایف است. و اين مطلب اگر چه در تمام زمان ها واجب است لکن در زمان غیبت اثر مخصوصى دارد و به آن در همان توقيع شريف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سفارش شده:

«ما با تو عهد مى‌کنيم هر یک از برادران دينى تو از خداوند بترسد و حقوق ماليه‌اى که بر ذمّه او است از مال خود خارج کند و به مستحقّشبرساند، ايمن و محفوظ مى‌ماند از فتنه‌هاى گمراه کننده و امتحان‌هایى که عارض مى‌شود، و هر که بخل بورزد و آن‌چه را حق تعالى امر فرموده، ادا نکند و از مال عاريتى که به او داده، صله ننمايد، در دنيا و آخرت زیان‌کار است.»(1)

ششم : پول دادن به کسی تا به نیابت حضرت حجّت علیه السلام حج به‌جا آورد
هفتم : پول دادن به کسی تا به نیابت از حضرت طواف نماید
هشتم : پول دادن به کسی تا به نیابت از حضرت به زیارت قبور پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام به‌ویژه امام حسین علیه السلام و سایر مشاهد مشرّفه برود.

هشتم : پول دادن به کسی تا به نیابت از حضرت به زیارت قبور پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام به‌ویژه امام حسین علیه السلام و سایر مشاهد مشرّفه برود.(2)

نهم: پول دادن به کسی برای قرائت قرآن و هدیه کردن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف


1) . احتجاج: 2/325.

2) . اگر این پول به کسانی داده شود که توان مالی برای چنین سفرهایی ندارند و این کار سبب تقویت ایمان آن‌ها می‌گردد، اجر و ثواب ویژه‌ای خواهد داشت.

[دهم: برگزاری مجالس ذکر فضائل و مناقب و توسّل به آن حضرت

برپایی مجالس برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ذکر فضایل و سخنان ایشان و داستان تشرّف یافتگان به خدمت حضرت بیان گردیده و توجّه و توسّل و دعای به آن بزرگوار انجام شود، تا مؤمنین در این مجالس همدیگر را دیدار کرده ودل‌هایشان به وجود حضرتش گرم شود و ایمانشان در دوران غیبت قوی‌تر گردد، از دیگر وظایف کسانی است که توانایی مالی و شرایط تشکیل چنین مجالسی را دارند، و حتّی در جایی که مردم در معرض گمراهی و انحراف عقیده و تزلزل در ایمان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و برپا ساختن این مجالس سبب جلوگیری از آن می‌شود، بر چنین کسانی واجب است.](1)

[یازدهم : تأسیس و ساخت اماکن خیریّه و عام‌المنفعه

از دیگر تکالیف برای کسانی که توانایی مالی دارند، تأسیس خیریه‌ها، و ساخت بناهای عامّ المنفعه، مانند: مدرسه، خوابگاه، مراکز نگهداری ایتام و سالمندان و معلولین، بیمارستان، درمانگاه، حمّام عمومی، پل، جاده، کتابخانه و... بالاخص در مناطق محروم، و نام‌گذاری آن‌ها به نام امام زمان علیه السلام یا القاب شریف حضرت است، که از کارهای بسیار اثرگذار برای جلب توجّه مردم به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ایجاد و ازدیاد محبّت حضرتش در قلوب مردم است و سبب فراوانی یاد و ذکر نام آن بزرگوار در طبقاتمختلف جامعه می‌شود.]


1) . وسائل الشیعه: 10/ 467 ح 3.

بخش سوم : گنجینه فواید دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اشاره

بسم الله الرّحمن الرّحيم وهو حسبي

از جمله مهمّات، خاصّه در اين اوقات، اهتمام بر دعا به وجود مبارک اعلى حضرتِ اشرفِ ارفعِ امجدِ اقدس، خاتم الوصيّين، و مجمع کمالات الأئمّة الرّاشدين، مولانا حجّة بن الحسن علیهما السلام، و درخواستِ تعجيل در فرج و ظهور حضرتش، از حضرت واجب الوجود جلّ شأنه است؛ و اين مطلبى است که ائمّه اطهار علیهم السلام اهتمام تمام بر آنداشته‌اند، و بسيارى از دعاهاى آن‌ها، مخصوصاً براى آن بزرگوار یا مشتمل بر دعاى به وجود مبارک آن حضرت و طلب فرج ایشان از حقّ تعالى است، و علماى اماميّه در کتب خود روايت کرده‌اند.

و براى اين امر، فواید و خواصّ دنيوی و اخروی فراوانی است که از آيات و روايات استفاده مى‌شود، و آن‌چه اين اقلّ عباد جمع کرده‌ام، بیش از صد فایده است که کتاب «مکيال المکارم» را به خاطر آن تأليف نموده‌ام و چون آن کتاب عربى است، لذا تصمیم گرفتم اکثر فوايد را به صورت مختصر به زبان فارسى، محض خدمتگزارى به آن بزرگوار و برادران ايمانى جمع کنم که از اين فواید محروم نمانند،

وناميدم اين مختصر را به کتاب «کنز الغنائم في فوائد الدّعاء للقائم علیه السلام»(1).


1) . ترجمه فارسی آن کتاب به نام «گنجینۀ فواید دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» به عنوان نام این بخش قرار داده شده است.

مطلب اوّل : ادای حقّ مؤمن برترین اعمال است

اشاره

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«عبادت نشده است خداوند عالم جلّ شأنه به چيزى که برتر از ادای نمودن حقّ مؤمن باشد.»(1)

امام حسن عسکرى علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«هر کس معرفتش به حقوق برادران مؤمن خود بيش‌تر باشد، و حقوق آن‌ها را نيکوتر ادا کند، شأن او نزد حقّ تعالى عظيم‌تر است.»(2)

پس بدان، در همۀ عالم هيچ کس بر تو از امام زمانِ عجل الله تعالی فرجه الشریف که سیّد و سالار مؤمنان عالَم‌اند، حقوقش بيش‌تر نيست؛ زیرا به مقتضاى احاديث فراوان، هستى و بقاى تو، سکون و آرام تو، تمام نعمت‌هایی که به تو مى‌رسد، غذا و آبى که مى‌خورى و می‌آشامی، همگی به برکت وجود مبارک اوست، و هر چه هست، از برکات ذات مقدّس اوست اگر چه در پردۀ غیبت است؛ مانند: خورشید پشت ابر که هر چند پنهان است و ديده نمى‌شود، لکن عالَم از نور آن روشن است و فوایدش به همه چيز مى‌رسد(3)

هُوَ العَلَمُ الهادى بِاِشراقِ نورِهِ *** وَ اِنْ غابَ عَن عَيني كَوَقتِ ظُهورِهِ

اَلَم تَرَ اَنَّ الشَّمسَ يُنشَرُ ضَوءُها *** اِذا هِىَ تَحتَ القَزْعِ حينَ عُبورِهِ

اوست آن نشانه که با درخشش نورش هدایت کند، اگر چه از چشمانم غایب است امّا همچون زمان ظهورش هدایتگر است.مگر نمی‌بینی خورشید نورش در همه جهت پراکنده می‌شود با این‌که در پس ابرهای عبورکننده قرار می‌گیرد. (شعر از مؤلّف)

،

1) . اصول کافی: 2/170 ح4.

2) . الاحتجاج: 2/460.

3) .

و در روایات نیز همین تشبیه بیان شده است.(1)

اگر نبود زِ يُمن وجود اقدس او *** بپا نبود نه ارض و سما، نه ماه و نه سال

اين عاصى تعدادی از حقوق حضرت را با دليل و برهان در باب سوّم کتاب «مکيال‌المکارم» ذکر نموده‌ام،

و بزرگ‌ترین حقوق، حقّ امام علیه السلام بر مردم است، چنان‌که از اميرالمؤمنين علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«حقّ والى بر رعیّت (امام بر مردم)، بزرگ‌ترين حقّى است که حقّ تعالى واجب فرموده است.»(2)

بدان، هر قدر سعى کنيم، نمى‌توانيم حقّ حضرت را آن طور که بايد و شايد ادا کنيم، پس بايد به آن‌چه مى‌توانيم کوتاهى نکنيم؛ زيرا به مقتضاى آيات و روايات، در قيامت اين مطلب از هر کسى پرسش و بازخواست خواهد شد، چنان‌که در تفسير آيۀ: {ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ يَومَئِذٍ عنِ النَّعيم}(3)وغير‌ها، آمده است.


1) . کمال الدین: 1/207 ح22 و 253 ح3.

2) . کافى: 8/353 ح505.

3) . سوره عاديات: آيه آخر: «پس از آن سؤال می‌شوید در آن روز از نعمت‌های الهی».

طريق ادای حقوق امام زمان علیه السلام

حقوق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ما بسیار و الطاف و مراحم آن حضرت از شمار بیرون است، حقوقی چون: حقّ وجود، حقّ بقا، حقّ خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم، حقّ منعم بر متنعّم، حقّ پدر بر فرزند، حقّ عالِم بر متعلّم، حقّ امام بر مردم و... که دربارۀ هر کدام مفصّلاً در کتاب «مکیال المکارم» توضیح داده‌ام.

طريق ادا نمودن حقّ حضرت بعد از معرفت به ایشان، اهتمام بر اطاعت و فرمانبردارى از حضرت است؛ زيرا صاحب امراند بر ما چنان‌که حقّ تعالى فرموده:

{يا اَيُّهَا الّذينَ امَنُوا اَطيعُوا اللهَ و أطيعُوا الرّسولَ و اُولِى الأَمرِ مِنكُم}

«اى اهل ايمان، فرمانبردارى کنيد خدا را و فرمانبردارى نمایيد پيغمبر و صاحبان امر خود را»

و مقصود از صاحبان امر، امام زمان علیه السلام و يازده نفر پدران پاک ایشان هستند. و از جمله فرمان‌هاى آن حضرت که اطاعتش واجب است و در نامۀ شريف از ایشان آمده، اين است:

«وَ أكْثِرُوا الدّعاءَ بِتعجيلِ الفَرَجِ فاِنَّ ذلکَ فَرَجُكُم.»

بسيار دعا کنيد و از حقّ تعالى تعجيل در فرج مرا درخواست نمایيد؛ زيرا باعث گشايش کار شماست.

پس بايد هر مؤمنى تمام تلاش خود را در انجام اين فرمايش به کار گیرد، خصوصاً آن‌که جميع جهاتى که مقتضى دعا نمودن در حقّ کسى مى‌شود، در وجود اقدس حضرتش جمع است.

مطلب دوّم : عدم منافات دعای به امام زمان علیه السلام با مقام و شأن بلند ایشان

چون دانستى يکى از اقسام اداى حقّ امام زمان علیه السلام، دعاى به حضرت و درخواست تعجيل در فرج و ظهور ایشان از حقّ تعالى جلّ شأنه است، پس بدانکه منافاتى نيست بین اين مطلب با این سخن که ما در تمامی امور به آن حضرت احتياج داريم و آن بزرگوار واسطه همۀ خیرات و برکات است؛ و بزرگترين شاهد اين مدّعا (1)آن‌که حضرت ما را به اين دعا امر فرموده‌اند. و این مطلب را به چند وجه مى‌توان بیان نمود:

اول: با آن‌که حضرت کامل در تمام صفات و وسيلۀ رسیدن جميع فيوض به ما هستند، لکن به اقتضاى بشريّت، بعضى امور؛ از قبيل: همّ و غمّ، محنت و ألم، بلا و بیماری به ايشان عارض می‌شود، و حقّ تعالى براى دفع آن‌ها اسبابى قرار داده که يکى از آن‌ها دعاست، لذا خود ايشان دعا مى‌کنند، و ديگران را نیز به دعاى در حقّ خويش امر مى‌فرمایند،

پس ما به خاطر محبّت به حضرتش بايد دعاى به آن وجود مبارک را از اهمّ امور لازم بر خود قرار دهيم، و اين اصلاً منافاتى با رفعت مقام امام زمان علیه السلام و ائمّه اطهار علیهم السلام ندارد.


1) . يعنى منافات نداشتنِ اين دو مطلب.

دوم: آن‌که به اقتضاى حديث اميرالمؤمنين علیه السلام در کتاب «غيبت شيخ نعمانى رحمه الله» و توقيع مروى در کتاب «احتجاج» يکی از اسباب غايب شدن امام زمان علیه السلام کثرت معصيت‌های ماست(1)، لذا بایستی با توبه، و اهتمام در دعا و درخواست ظهور و فرج از خداوند، اقدام در رفعمانع کنيم.

سوم: آن‌که دعاء به منزلۀ هديّه است، و هديّه دادن به شخص بزرگ دليل حاجت او نيست، بلکه نشانۀ احتياج آن هديّه برنده و محبّت اوست به آن شخصى که براى او هديه مى‌برد.

چهارم: آن‌که از روایات به دست می‌آید، وقت ظهور حضرت از امور بدائیه است که امکان جلو و عقب افتادن آن هست و شاید جلو افتادن آن به اهتمام اهل ایمان در دعا کردن برای تعجیل فرج مشروط باشد.

پنجم: آن‌که: فضل و رحمت الهی حدّ و مرز ندارد، همچنین در وجود امام علیه السلام کمبود و نقصانی که مانع پذیرش فیض الهی باشد، نیست. بنابر این هیچ مانعی نیست که با دعای مؤمنین برای آقا و مولایشان، عنایت و لطف مخصوصی از جانب پروردگار به حضرتش برسد.

و تفصيل اين امور را در باب پنجم «مکيال المکارم» ذکر نموده‌ام.


1) . غیبت نعمانی: 141 ح2، احتجاج: 2/499، بحار الانوار: 53/177 ح8.

مطلب سوّم : اهتمام ائمه علیهم السلام در دعا به امام دوازدهم علیه السلام

کسى که تتبّع و ممارست در دعاهای أئمّه طاهرين علیهم السلام داشته باشد، مى‌داند که چه قدر ايشان در امر دعا به حضرت صاحب الزّمان علیه السلام و درخواست فرج اهتمام داشته‌اند.

و اگر بخواهى اندکى از صدق اين مدّعا آگاه شوى، ملاحظه کن:

دعاى حضرت امير علیه السلام را در قنوت(1)،

و دعاى حضرت سيّدالساجدين علیه السلام را در روز عرفه(2)و بعد از نماز ظهر و نماز عصر روز جمعه(3)،

و دعاى حضرت صادق علیه السلام را بعد از نماز ظهر(4)،

و دعاى آن حضرت را صبح بيست و يکم ماه رمضان(5)،

و دعاى امام موسى کاظم علیه السلام را بعد از نماز عصر(6)،

و دعاى امام رضا علیه السلام را (7)،

و دعاى امام محمّد تقى علیه السلام را (8)،

و دعاى امام حسن عسکرى علیه السلام را (9)،


1) . مهجّ الدعوات: 96.

2) . صحيفه سجاديه: ص316، د147.

3) . صحيفه سجاديه: ص349، د150.

4) . فلاح السائل: ص308.

5) . اقبال الاعمال: 1/366.

6) . فلاح السائل: ص353، ح6.

7) . جمال الاُسبوع: ص311.

8) . کافى: 2/548 ح6.

9) . مهجّ الدعوات: ص85.

و دعاى روایت شده از خود آن حضرت را (1)،

و قنوت نماز ظهر جمعه(2)،

و دعاى بعد از دو رکعت اول نماز نافله شب(3)،

و دعاى روز بيست و پنجم ماه ذيقعده(4)،

و دعاى صبح‌هاى روزهاى جمعه(5)،

و دعاى بعد از نمازهاى فريضه(6)،

و دعاى وقت رفتن به مسجد در روز جمعه(7)،

و دعاى افتتاح(8)، و غير اين‌ها (9)که ذکرش موجبطولانى شدن است،

و از عبارت دعاى روز عرفه، و روايت در «جمال الأسبوع» در باب قنوت روز جمعه و بعضى ادلّه ديگر آشکار مى‌شود، مؤمن هر دعایى که مى‌کند، بايد ابتدا با دعا براى حضرت صاحب‌الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور حضرتش شروع کند.

چون در اين رساله بنا بر اختصار است به همين مقدار اقتصار مى‌نمايم.


1) . کمال الدين: 2/428 ح2.

2) . جمال الاُسبوع: ص256.

3) مصباح المتهجّد: ص139 و669.

4) . مصباح المتهجّد: ص139 و669.

5) . بحار: 102/314.

6) . کافى: 2/548.

7) . اقبال: 1/476.

8) . اقبال: 1/138.

9) . تمامی ادعیۀ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و دعاهایی که از ائمه معصومین علیهم السلام دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به ما رسیده، در مؤسسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زیر نظر مرحوم آیة الله سیّد محمد باقر موحد ابطحی در کتاب «الصحیفة المهدیة الجامعة» جمع آوری و تحقیق شده است. این کتاب در همین مؤسسه ترجمه و انتشارات دارالامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را منتشر کرده است.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«شب‌های جمعه، خداوند متعال فرشته مخصوص خود را به آسمان دنیا فرستد، چون صبح جمعه شود آن ملک بر عرش الهی که بر فراز بیت المعمور است بنشیند و براى حضرت رسول، اميرالمؤمنين، امام حسن و امام حسين علیهم السلام منبرهایى از نور گذاشته مى‌شود، پس از آن منبر‌ها بالا مى‌روند و نزد آن‌ها ملائکه و ارواح پيغمبران و مؤمنان جمع مى‌شوند و درهاى آسمان گشوده مى‌گردد.

چون ظهر جمعه فرا می‌رسد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلمدعا مى‌کنند: خدايا! نزديک گردان آن وعده‌اى را که در کتاب خود در اين آيه داده‌اى: { وَعَدَ اللهُ الّذينَ آمَنوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخْلِفَنَّهُم فِى الاَرض...}(1)» و اين همان وعدۀ ظهور و استيلاى امام زمان علیه السلام و رجعت حقّه و دولت مُنتَظَر ائمّه اطهار علیهم السلام در آخر الزّمان است. حضرت در ادامه می‌فرمایند: «پس ملائکه و پيغمبران نيز مثل اين دعا مى‌کنند، آن‌گاه حضرت رسول و اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين علیهم السلام سجده مى‌نمايند و مى‌گويند: «خدايا! غضب کن بر کسانى که حرمت تو را هتک کردند، و بندگان برگزيدۀ تو را کشتند، و بندگان نيکوکار تو را خوار کردند»، پس خداوند آنچه را مى‌خواهد تقدير مى‌فرمايد، در روزى که نزد او معلوم است.»(2)


1) . سورۀ مبارکۀ نور، آیه 55؛ يعنى «وعده داده است خداوند متعال به کسانى که ايمان آورده‌اند و عمل نيکو مى‌کنند، به اين که البتّه آن‌ها را در زمين جانشين خواهد نمود.»

2) . غيبت نعمانى: ص276، ح56.

حقير گويد: مراد، زمان ظهور و استيلاى حضرت صاحب الأمر علیه السلام است، چنان‌چه در روايات ديگر تصريح شده است.

سؤال: اگر کسى شبهه کند که البته دعاهاى آن بزرگواران مستجاب است، پس چرا اين قدر ظهور آن حضرت عقب افتاده است؟

مى‌گویيم: ما از وقت ظهور آن حضرت آگاه نيستيم، پس اگر پیامبر، ائمّه، ملائکه، أنبياء و مؤمنان برای تعجیل ظهور حضرت دعا نکنند، بعید نیست خداوند ظهور حضرت را در زمان بسیار دوری قرار دهد؛ و اگر دعا نمایند، خداوند ظهور حضرتش را در زمان نزدیک‌تر مقدّر بفرماید اگر چه هنوز آن زمان نزدیک‌تر هم فرا نرسیده است.

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«از زمانى که خداوند دعاى موسى و هارون را مستجاب فرمود تا زمانى که بر فرعونيان غلبه کردند چهل سال طول کشيد.»(1)

پس مؤمن بايد صبر کند و از دعا کردن خسته نشود.

و جواب‌های ديگر هم از اين شبهه داده‌ام، مانند:امتحان و آزمایش بندگان، ارادۀ پروردگار بر جاری شدن سنّت‌های انبیای گذشته در آن حضرت، ضایع نشدن ودایع خداوند، و موارد دیگر که با توضیح در «مکيال المکارم» بیان شده است.(2)


1) . بحار الانوار: 13/128 ح29

2) . مکیال المکارم: 1/181 حرف «غ».

مطلب چهارم : سرّ اهتمام زياد أئمّه طاهرين علیهم السلام در دعاى به صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

در اين مختصر به يک وجه اکتفا مى‌نمايم: همانا دعا کردن به کسى فرع محبّت داشتن به اوست، و بزرگ‌ترین علّت محبّت داشتن به شخصی، بودن خیر و برکت در اوست. پس هرقدر معرفت شخص به وجود خير در کسى کامل‌تر شد محبّتش به او زیادتر مى‌شود، و هر قدر محبّتش زيادتر شد تعلّقش به او و اهتمامش بر دعاى به او بیش‌تر مى‌گردد، و واضح است حقيقت معرفت حضرت صاحب الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خيرات وجود اقدس او به نحو اکمل براى هيچ احدی ميسّر نيست مگر حضرت رسول الله و ائمّۀ طاهرين علیهم السلام؛ زيرا آن‌ها از یک شجرۀ طيّبه‌اند، و شخص ديگری نمى‌تواند به شئوون آن‌ها احاطه پیدا کند، لذا محبّت آنان هم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اکمل و اعظم محبت‌هاست، و همين براى شدّت اهتمام‌شان بر دعا به وجود مبارک حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف و درخواست فتح و نصرت وفرج ایشان کافى است. و با اين بيان، نکتۀ فرمايش امام صادق علیه السلام در این حديث آشکار می‌شود که فرمودند:

«اگر من زمان حضرت قائم علیه السلام می‌بودم، تا زنده بودم به او خدمت می‌کردم.»

و بر همین اساس هر کدام از مؤمنان که معرفت‌شان به حضرت و خيرات وجود مبارک او کامل‌تر است، محبّت‌شان هم کامل‌تر است، و هرچه محبّتشان کامل‌تر باشد، اهتمام‌شان بر دعای به حضرت زيادتر است.

مطلب پنجم : فواید دنيوى دعا براى حضرت علیه السلام

در اين‌جا به ذکر ده فایده اکتفاء می‌کنم:

اول: طول عمر.زيرا دعا به حضرتش صلۀ رحم پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم است، و در تفسير امام حسن عسکرى علیه السلام آمده:

«صله رحم پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم برتر و واجب‌تر از صله رحم خود شخص است.»(1)

بنابراين، فوایدى که صلۀ رحم خود شخص دارد، همان فواید را به طريق اولى و اکمل توجّه به صلۀ رحم پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم دارد، و از جمله فواید صله رحم طول عمر است.

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«صله رحم، اعمال را پاکيزه مى‌کند و بلاء را دفع مى‌نماید وباعث آسانى حساب قيامت مى‌شود و عمر را دراز مى‌کند.»(2)

پس هر نوع خدمتى به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باعث رسيدن به اين فواید هست. و به خصوص در ثواب دعاى دوّمی که در مطلب دهم (ص 162) ذکر می‌گردد، روايت شده که موجب طول عمر مى‌شود.


1) . تفسير امام عسکری علیه السلام: ص330.

2) . کافى: 2/346 ح1.

دوّم : دفع بلا‌ها و وسعت روزى

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«دعا کردن در حقّ برادر دينى در غياب او، روزى را زياد و مکروه را دفع مى‌کند.»(1)

مسلّماً هر قدر مقام و منزلت برادر مؤمن بالاتر باشد، حصول اين فایده به دعا در غياب او کامل‌تر خواهد بود.

پس دعاى به صاحب الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که اصل و معدن ايمان است، بيش از دعاى به هر مؤمنى سبب رسيدن به اين فایدۀ بزرگ می‌شود.

سوّم: استجابت سایر دعاها.

همانا مداومت مؤمن در دعاى به حضرت، سبب استجابت دعاهایى مى‌شود که مؤمن در حقّ خود يا ديگران مى‌کند، و البتّه آن بزرگوار هم در حقّ دعاکننده دعا می‌کنند.

و ده وجه براى اين مطلب در کتاب «مکيال المکارم» ذکر نموده‌ام.(2)

پس سزاوار است مؤمن دعاهايش را با دعاى براى حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز کند.

چهارم: شرفيابی به ملاقات حضرتش در خواب یا بیداری.

چنان‌چه در خصوص دعاى عهد(3)و بعضى دعاهاى ديگر روايت شده است. در کتاب «بحار» و غيره از حضرت صادق علیه السلام روايت شده است:


1) . کافى: 2/507 ح2.

2) . مکيال المکارم: 1/439 مکرمت 14.

3) . بحار الانوار: 102/111.

«هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگويد: «اَللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» نميرد تا به فيض ملاقات حضرت قائم علیه السلام مشرّف شود.»(1)

و ظاهر اين است که مقصود، مداومت بر اين عمل است.

پنجم: زياد شدن نعمت‌های الهی.

زيرا شکر نعمت به نصّ آيه قرآن، سبب زياد شدن آنمى‌شود(2)

و چون وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بزرگ‌ترین نعمت الهی و واسطۀ تمام نعمت‌های ظاهری و باطنی است، _ چنان که در اخبار متواتره ذکر شده، از جمله امام زين العابدين علیه السلام به ابى حمزه ثمالى فرمودند:

«اى أباحمزه! مبادا بين الطّلوعين خواب باشى! زیرا در آن ساعت حقّ تعالى ارزاق بندگان را تقسيم مى‌فرمايد و آن‌ها را به دست ما جارى مى‌گرداند.»(3)

پس شکرگزارى آن وجود مبارک، لازم و سبب فراوانى نعمت است، و دعاى به حضرتش نوعى از شکرگزارى ايشان است.

در «کمال الدين» و غيره از محمّد بن زياد أزدى روايت شده که گفت:

پرسيدم از امام کاظم علیه السلام در مورد تفسير آيۀ:{وأسبَغَ عَلَيكُم نِعَمَهُ ظاهِرَةً وباطنةً}(4). فرمودند:

«نعمت ظاهرة» امام ظاهر و «نعمت باطنه» امام غایب است.

گفتم: آيا از امامان کسى هست که غایب شود؟


1) . بحار الانوار: 83/77 ح11.

2) . سوره ابراهيم: آيه 7.

3) . بصائرالدرجات: 1/343 ح9.

4) . سوره لقمان: آيه 20.

فرمودند: «بلى، غایب مى‌شود از چشم‌های مردم شخص او، و غایب نمى‌شود از دل‌های مؤمنين ياد او. او دوازدهمى ماست، که آسان مى‌کند حقّ تعالى برايش هر مشکلى را، و هموار مى‌کند برای او هر ناهموارى را، و آشکار مى‌فرمايد برايش گنج‌های زمين را، و نزديک مى‌کند براى او هر دورى را، و نابود مى‌کند به وسيله او هر سرکش ستمکارى را، و هلاک مى‌کند به دست او هر شيطان نابکارى را. او پسر سيّدۀ کنيزکان است، مخفى مى‌شود بر مردم ولادت او، و حلال نيست براى آن‌ها بردن نام اصلی او، تا زمانی که حقّ تعالى او را آشکار گرداند، پس پر کند زمين را از عدل و داد همچنان‌که پر شده باشد از ظلم وستم.»(1)

ششم: موجب يارى خدا، و غلبه دعا کننده بر دشمنان.

زيرا دعا به حضرت يارى اوست، و يارى او يارى خداست، و حقّ تعالى در قرآن مجيد در چند موضع وعده فرموده است که يارى کند کسى را که يارى نمايد او را؛ :

يکى: {وَ لَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ}(2)،

و ديگر: {إنْ تَنصُرُوا اللهَ يَنصُرْكُم}.(3)


1) . کمال الدين: 2/368 ح6.

2) . سوره حجّ: آيه 4 ؛ «قسم باد که خداوند يارى خواهد کرد کسى را که يارى مى‌کند خدا را».

3) . سوره محمّد: آیه 7 ؛ «اگر خدا را يارى کنيد او هم شما را يارى خواهد کرد.»

هفتم: برگشت به دنيا در زمان ظهور حضرت.

چنان‌چه در «حديقة الشيعه» از حضرت صادق علیه السلامروايت شده است(1)، و به خصوص در فضيلت دعاى عهدنامه در کتب متعدّد؛ مانند: «بحار الانوار» و غيره نقل گردیده است(2).

هشتم: سبب ثبوت ايمان، و نجات از مهالک و فتنه‌های آخرالزّمان.

و دليل آن حديثى است که شيخ صدوق از احمد بن اسحاق قمّى آورده، که گوید:

به محضر امام حسن عسکرى علیه السلام رسیدم و مى‌خواستم از امام و جانشين بعد از ایشان بپرسم، پس حضرت پيش از سؤال من فرمودند:

«اى احمد بن اسحاق! همانا خداوند خالى نگذارده زمين را از زمان خلقت آدم تا کنون، و خالى نمى‌گذارد تا قيامت از کسى که حجّت باشد از زمان خلقت آدم تا حال، و خالى نمى‌گذارد تاقيامت از شخصى که حجّت باشد بر خلق؛ زیرا به وسیلۀ او بلا را از اهل زمين دفع مى‌کند، و به برکت او باران مى‌بارد، و برکات زمين را بيرون مى‌آورد.»

احمد گفت: يابن رسول الله! کيست امام و جانشين بعد از شما؟

حضرت فوراً به اندرون خانه رفتند و بيرون آمدند در حالى که بر دوش حضرت پسرى بود حدوداً سه ساله که رويش مثل ماه شب چهارده مى‌درخشيد. پس فرمودند: اى احمد بن اسحاق! اگر به خاطر کرامت تو نزد خدا و حجّت‌هایش نبود، اين پسرم را به تو نشان نمى‌دادم، او هم‌نام و هم‌کنيه پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم است که زمين را پر از عدل و داد


1) . حديقة الشيعة: ص762.

2) . مصباح الزائر: ص546؛ بحار: 102/111

مى‌کند، چنان‌چه پر از ظلم و جور شده باشد. اى احمد بن اسحاق!

مَثَل او در اين امّت، مَثَل خضر و ذوالقرنين است.

به خدا قسم، غایب خواهد شد، غایب شدنى که نجات نمى‌يابد از هلاکت در زمان غيبتش، مگر کسى که خدا ثابت بدارد او را بر قول به امامتش، و توفيق دهد تا دعا کند برای تعجيل ظهور او.»

احمد بن اسحاق گفت: مولاى من! نشانه‌ای به منبنما که دلم مطمئن شود. ناگاه آن پسر به عربى فرمودند: «منم بقيّة الله در زمين، و انتقام گیرندۀ از دشمنان خدا، پس اى احمد بن اسحاق، بعد از ديدن من دیگر نشانه‌ای نخواه.»(1)

نهم: دفع بلا و عقوبت از کسانى که مستوجب آن‌اند.

زيرا اين امر شريف سبب ثبوت بر ايمان و نجات از فتنه‌های آخرالزّمان است، و از حصول اين فایده حاصل مى‌شود فایده ديگر که آن محفوظ بودن ديگران از بلا‌ها و عقوبات ناگهانى است به برکت وجود دعاکنندگان براى اين مطلب، چنان‌که در کتاب «بحار» از حضرت صادق علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«مى‌آيد بر مردم زمانى که امام آن‌ها غایب مى‌شود، خوشا به حال کسانى که ثابت هستند بر امر ما در آن زمان، همانا کم‌ترین ثواب آنها اين است که حقّ تعالى آنان را ندا مى‌فرمايد: اى‌بندگان من! ايمان آورديد به سرّ من و تصديق کردید حجّت غایب مرا، پس مژده باد بر شما به نيکویى ثواب من. شمایيد بندگان و کنيزان من،


1) . کمال الدين: 2/384 ح1؛ بحار الانوار: 52/23 ح16.

همانا از شما قبول مى‌کنم اعمال خوبتان را و عفو مى‌کنم اعمال زشتتان را و می‌آمرزم شما را. به برکت شما بر بندگانم باران مى‌بارم، و بلا را از آنان دفع مى‌کنم، همانا اگر شما نبوديد، عذابم را بر آنان نازل مى‌کردم.»(1)

دهم: زودتر واقع شدن فرج و ظهور حضرت.

شاهد آن حديث امام صادق علیه السلام است که فرمودند:

«حقّ تعالى وحى فرمود به حضرت ابراهيم علیه السلام که پسرى به او عطا مى‌فرمايد، چون خبر به ساره داد، گفت: چگونه از من فرزند متولّد مى‌شود با آن‌که پير شده‌ام و زمان آبستنی‌ام گذشته است؟! پس خداى عزّ وجلّ به ابراهيم وحى فرمودند: به همين زودى فرزندى از ساره متولّد خواهد شد، و به جزای اين‌که وحى ما را از روى تعجّب رد کرد، فرزندان او چهارصد سال به دست دشمنان گرفتار و معذّب خواهند شد، و آن زمانى بود که بنى‌اسرائيل گرفتار فرعونيان بودند.و چون زمان گرفتارى آن‌ها طول کشيد، به زارى درآمدند و چهل روز گريه کردند و به سوى خدا توجّه کردند و طلب فرج نمودند،

حقّ تعالى به موسى و هارون وحى کرد که آنان را از عذاب فرعونيان خلاص خواهد نمود با آن‌که يکصد و هفتاد سال از آن چهارصد سال باقى مانده بود.» آن‌گاه حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

«شما هم اگر اين گونه رفتار کنيد البته حقّ تعالى فرج را مى‌رساند، امّا اگر مانند آن‌ها عمل نکنيد اين امر به منتهایی که بايد خواهد رسيد.»(2)


1) . کمال الدين: 1/330 ح15.

2) . تفسیر عيّاشى، 2/315 ح49.

مطلب ششم : فواید اخروی دعا براى حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف

اهتمام و مداومت در دعا به وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و درخواست تعجيل در ظهور و فرج ایشان از حضرت ربّ الارباب را فواید زيادی است که با دليل و برهان و آیات و روایات مفصّلاً در «مکيال المکارم» ذکرنموده‌ام، و چون در اين رساله بنابر اختصار است، آن فواید را به طور فهرست و اجمال مى‌شمارم تا خوانندگان را موجب ملال نشود.

1 رستگاری و رسیدن به شفاعت حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم در قيامت.

2 رستگاری و رسیدن به شفاعت حضرت فاطمه؟سها؟.

3 رستگاری و رسیدن به شفاعت حضرت صاحب الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

4 دعای به حضرت، اظهار محبّت به ایشان است.

5 دعاى به حضرت نشانۀ انتظار است و انتظار ثواب بسيار دارد.

6 احیای امر امام و دیگر ائمّه است و سبب آمرزش می‌شود.

7 سبب دوری شيطان از دعا کننده مى‌شود.

8 تعظيم خداوند است و آن اعظم عبادات، بلکه روح آنهاست.

9 بعضی از حقوق امام عجل الله تعالی فرجه الشریف فی الجمله ادا مى‌شود.

10 نوعی توسّل به «وسيله الهيّه» در آيه 35 سوره مائده است.

11 مزد رسالت حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم في الجمله ادا می‌شود.

12 باعث آمرزش گناهان مى‌گردد.

13 در زمره برادران رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم قرار می‌گیرد.

14 پیروی و اقتدا به پیامبران و ائمه طاهرين علیهم السلام است.

15 نوعى از وفاى به «عهدالله» است که در قرآن امر فرموده.

16 فضیلت رعايت و ادای امانت الهيّه یعنی امام علیه السلام را دارد.

17 باعث زياد شدن اشراق نور امام علیه السلام در قلب او مى‌شود.

18 کمک به گسترش نیکی و تقواست.

19 باعث هدايت يافتن به نور قرآن مى‌شود.

20 اعمال صالح به برکت دعاى به حضرت قبول مى‌شود.

21 ثواب طلب علم دارد، اگر قصدش استفاده از علوم حضرت باشد.

22 از عقوبت‌ها و سختی‌های روز قيامت ايمَن مى‌شود.

23 به سبب آن، اجابت دعوت خدا و رسول صلی الله علیه وآله و سلم حاصل مى‌شود.

24 در قیامت با اميرالمؤمنين علیه السلام و در درجۀ ایشان قرار می‌گیرد.

26 عزيزترين مردم نزد خاتم پيغمبران صلی الله علیه وآله و سلم مى‌شود.

25 محبوب‌ترين خلق نزد خداوند عالميان جلّ‌شأنه خواهد بود.

27 از اهل بهشت خواهد شد.

28 دعاى حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم شامل حالش مى‌شود.

29 خداوند او را در امر عبادت يارى مى‌فرمايد.

30 ثواب کمک به مظلوم را دارد.

31 ثواب اجلال و احترام به بزرگ حاصل مى‌شود.

32 ثواب خون‌خواهی سید الشهدا و ساير شهدای کربلا را دارد.

33 شایستگی و توانایی تحمّل (وفهم) احاديث ائمه علیهم السلام را می‌یابد.

34 در قيامت نورى از او ساطع مى‌شود که ديگران بهره می‌برند.

35 اجازه دارد هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت کند.

36 اطمينان و آرام بودن قلب در روز قيامت حاصل مى‌شود.

37 با مواظبت و اهتمام بر آن ثواب بيست حجّ حاصل مى‌شود.

38 ثواب عمره دارد.

39 ثواب اعتکاف دو ماه در مسجدالحرام دارد.

40 ثواب دو ماه روزه با اعتکاف در مسجد الحرام دارد.

41 از آزاد کردن هزار بنده در راه خدا افضل است.

42 از دادن هزار اسب به جهاد کنندگان در راه خدا بهتر است.

43 از ده مرتبه طواف دور خانه کعبه مشرّفه افضل است.

44 دهزار حاجت او در روز قيامت روا مى‌شود.

45 با حضرت رسول و ائمّه طاهرين علیهم السلام محشور مى‌شود.

46 وقت مردن به او بشارت مى‌دهند، و با نرمی رفتار می‌شود.

47 ملائکه در حقّ او دعا مى‌کنند.

48 سبب خراش روی شیطان و جراحت قلب او مى‌شود.

49 بهره‌مندی در صحرای محشر از طعام بهشتی.

50 از آفتاب قيامت محفوظ مى‌ماند.

51 در عالم برزخ از عذاب‌ها و هول‌های آن عالم ايمن مى‌گردد.

52 مایۀ خشنودی خداوند و رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم مى‌گردد.

53 این دعا در قبر و برزخ رفيق و مصاحب نيکویی برای اوست.

54 حساب او در قيامت آسان است و با شدت برخورد نمی‌شود.

55 در‌های بهشت براى او گشوده مى‌شود.

56 اعتصام به «حبل الله» که قرآن فرموده، حاصل مى‌شود.

57 دعاى حضرت سيّدالسّاجدين علیه السلام شامل حال او مى‌شود.

58 تمسّک به ثقلین (قرآن و عترت) که پیامبر فرمود، حاصل مى‌شود.

59 باعث رسيدن به ثواب عبادت جميع بندگان مى‌شود.

60 سبب کامل شدن ايمان مى‌شود.

61 ثواب شهادت در رکاب پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.

62 ثواب شهادت زیر پرچم صاحب الزّمان علیه السلام را دارد.

63 ثواب احسان نمودن به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارد.

64 ثواب اکرام عالم که از جمله عبادات بزرگ است، دارد.

65 ثواب اکرام شخص کريم را دارد.

66 جبران بعضى از احسان‌های حضرت در حقّ ما مى‌شود.

67 به سبب آن اطاعت از «اولى الأمر» في الجمله حاصل مى‌شود.

68 رسيدن به درجات شهداء بلکه شهداى در خدمت اميرالمؤمنين علیه السلام.

69 حضور ملائکه در مجلسى که دعا به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مى‌شود.

70 ایمنی از تشنگی روز قیامت، و پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم سیرابش می‌کنند.

71 دعای به حضرت در زمان غیبت، بهتر از زمان ظهور است.

72 امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دعاهای دیگر او دعا می‌کنند.

73 آثار و برکات و ثواب نیکی به پدر برای او حاصل می‌شود.

74 اصحاب اعراف در قیامت او را شفاعت می‌کنند.

75 گناهانش آمرزیده شده و به حسنات تبدیل می‌شود.

76 مشمول دعای امیرالمؤمنین علیه السلام در قیامت می‌شود.

77 در قیامت، هدیه و تحفه ویژه بهشتی دریافت می‌کند.

78 در بهشت خدمت‌گذاران بهشتی او را خدمت می‌کنند.

79 خداوند به فرشتگانش به خاطر این عمل مباهات می‌کند.

80 ثواب خیرخواهی مؤمن در نامه عمل او نوشته شود.

81 فرشتگان برای او استغفار و طلب آمرزش می‌کنند.

82 باعث بالا رفتن درجات بهشتی او می‌شود.

83 مادامی‌که مشغول دعاست در سایۀ گستردۀ خداوند است.

84 برای او ثواب محبوب‌ترین اعمال نوشته می‌شود.

85 خداوند در بهشت به او حکومت می‌دهد.

86 برای او ثواب تعظیم شعائر الهی ثبت می‌گردد.

87 باعث سرور و خشنودی دل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شود.

88 باعث استجابت دعای ائمه علیهم السلام در حقّ حضرت می‌شود.

89 سبب تحقق دعای همه انبیاء و اوصیاء و وعدۀ آن‌ها می‌گردد.

90 ثواب خون‌خواهی حضرت زهرا علیها السلام و سایر ائمّه را دارد.

مطلب هفتم : شرایط فائز شدن به نحو کمال به تمام فوایدی که ذکر شد

اين عمل شريف، از نظر ثواب‌های بسیار و فواید خوب فراوان، جامعيّتى دارد که ساير عبادات ندارند. لکن بنابر آن‌چه از آيات و روايات به‌دست می‌آید، فائز شدن و دست یافتن به آن فواید و ثواب‌ها به نحو کمال و تمام، منوط به اهتمام و مداومت بر بسیاری دعا برای تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و مشروط به سه شرط است:

شرط اول: ايمان.

مقصود، يقين قلبى و اقرار زبانى به اصول دين و مذهب است که این اصول مشتمل بر سه چیز می‌باشد:(1)

1_ شناخت و معرفت به خداوند، و وحدانيّت و صفات ثبوتيّه(2)و صفات سلبيّه(3)او.

2_ شناخت و معرفت به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و سلم و خاتميّت و حقّانيّت آن‌چه فرموده است که از آن جملۀ آن‌ها مسألۀ معاد و ساير ضروريّات دين است.


1) . مکیال المکارم: 1/441.

2) . صفات ثبوتیه: آن دسته از صفاتی که از کمال خداوند حکایت دارد و باید به ذات اقدسش نسبت داد، مثل: عادل، عالم، رازق و حکیم بودن و...

3) .صفات سلبیّه: منزّه داشتن خداوند از صفاتی که بر نیاز، نقص، و محدودیت حکایت دارد و نباید به او نسبت داد، مثل: جسمیت، خوردن، آشامیدن و .. .

3_ شناسایى و معرفت به دوازده امام، که اوّلِین آن‌ها، حضرت اميرالمؤمنين علىّ بن ابي طالب علیه السلام، و آخرین آن‌ها، حجة بن الحسن امام زمان علیه السلام که زنده و غایب است و نخواهد مُرد تا ظهور کند و عالَم را پر از عدل نمايد.

پس هرگاه _ نعوذ بالله_ کسى در يکى از امور مزبور شک کند و یا منکر یکی از ضروریّات دین شود، مؤمن نيست و هيچ یک از اعمالش قبول نمى‌شود، و اگر در آن حالت بميرد، نجات نمی‌یابد. و مراد از ضروريات دين آناحکامى است که واضح و ظاهر باشد بر هر مسلمانى که در اسلام و محیط اسلامی نما و رشد کرده است و به عنوان حکم دين اسلام شناخته شده باشد، مثل: وجوب نمازهای یومیه و روزه و حرمت ربا و شرب خمر و مانند اين‌ها.

شرط دوّم: حصول تقواى حقیقی.

تقوى به معنى پرهيزکارى است، و چهار درجه دارد، که بر اساس آن‌ها درجات قبولی و ثواب اعمال تفاوت پيدا مى‌کند.

درجه اوّل: پرهیز از گناهان کبيره؛

و هرگاه شخص به اين درجه رسید، گناهان صغيرۀ او بخشیده مى‌شود و به ثواب اعمال خير و دخول در بهشت فائز مى‌شود، و دليل آن آيۀ شريفۀ: {إنْ تَجْتَنِبوُا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً}(1)بوده و روايات هم مطابق آن وارد شده است.


1) . سوره نساء: آيه 30. «اگر از گناهان بزرگی که نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را محو می‌کنیم و شما را به جایگاهی ارزش‌مند وارد می‌کنیم.»

پس هر مؤمنى لازم است گناهان کبيره را بشناسد تا از آن‌ها بپرهیزد. و پوشيده نماند، هر گناه صغيره‌اى را که اصرار بر انجام آن گردد، گناه کبيره مى‌شود، چنان‌که در روايات وارد شده و علما نيز بر آن اجماع دارند.

درجه دوّم: پرهيز نمودن از تمام گناهان است؛

و هرکس بتواند به اين درجه برسد، ثواب عباداتش کامل‌تر است. و تحصيل اين دو درجه به مقتضاى آيات و روايات واجب است.

درجه سوّم: ترک مکروهات به خاطر ترس از افتادن در محرّمات؛

درجه چهارم: ترک مباحات، به خاطر ترس از افتادن در مکروهات و محرّمات.

و اين دو درجه، مقام مؤمنين کامل است که هر عملی از آن‌ها صادر می‌شود مقرون به رضاى خداوند است.

شرط سوّم: تهذيب نفس از صفات رذيله و رفتارهای زشت و ناپسند.

يعنى صفات خبيثه‌اى که در باطن انسان کمين کرده، و او را از ساحت قرب الهى دور می‌کنند، مثل: تکبّر، حرص، حسد، کينه، نفاق، عُجب، حبّ دنیا و غير اين‌ها را از خود دور نمايد؛ زیرا شخص با وجود آن‌ها به مطلوب خود نخواهد رسيد، بلکه بعضى از صفات خبيثه چنان اثر دارد که او را به کلّى از ثواب محروم مى‌کند و حتّی باعث زوال ايمانش مى‌شود؛ مانند: حبّ دنيا و مانند آن.

و چون دعا به ویژه برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعجیل فرج از بهترین عبادت‌هاست، باید نیّت از هر هوای نفسانی و شیطانی خالص باشد، زیرا خلوص نیّت شرط قبولی عبادت است.

من آنچه شرط بلاغ است با تو مى‌گويم *** تو خواه از سخنم پندگير، و خواه ملال

پس هرگاه مؤمن با حصول این شرايط، اهتمام و مداومت بر دعا به وجود مبارک امام زمان علیه السلام و درخواست تعجيل در فرج و ظهور حضرت از خداوند عالم جلّ شأنه نمود، به تمامى فوایدی که ذکر گردید به نحو کمال ان شاء الله تعالى خواهد رسید.

سؤال: گاهی برخی کوته‌نظران استبعاد می‌کنند و می‌گويند: چگونه به ازاى یک عمل کوچک و مختصر اين همه ثواب داده مى‌شود؟!

سه جواب دارد:

جواب اوّل: اين عمل شريف نزد اهل بصيرت کوچک نيست، تا آن‌که جاى اين استبعاد باشد، بلکه در نهايت بزرگى و کمال عظمت است و عارف و عالم به آن، کوچکى و بزرگى هر چيزى را تعیین می‌کند؛ مِثل آن که گاهی یک جواهر کوچک چند صد میلیون قيمت دارد و جواهرشناس و خبره آن را مشخّص می‌کند و نادان حق ندارد اعتراض کند، چرا اين قیمتِ بالا را روی این جواهر گذاشتی؟! و عالِم به ارزش و قيمت اين دعا نیز خلّاق عالميان و خاتم پيغمبران صلی الله علیه وآله و سلم و ائمه طاهرين علیهم السلام هستند.

و مَثَل دعاى به امام زمان روحى و أرواح العالمين فداه مَثَل شهادتين است که کوچک و مختصر بوده امّا کافر با گفتنش، مسلمان و اهل بهشت مى‌شود، و کسى حق ندارد به بهانۀ اختصار این دو کلمه و آسانى آن، احکام و آثارش را انکار کند.

جواب دوّم: ثواب‌هایى که حقّ تعالى به ازاى هر عملى عطا مى‌فرمايد، از راه لطف و تفضّل خویش است، نه آن‌که حقیقتاً شخص مستحقّ آن باشد. مَثَلِ اين دعا و ساير عبادات مَثَل هديه‌اى است که فرد محتاج به شخص کريم پیشکش می‌کند، و بزرگ و کريم بی توجّه به قیمت هدیّه بلکه به اقتضای كَرَم خود به او انعام می‌دهد.

در حديث است: یکى از کنيزان امام حسين علیه السلام يک شاخۀ گُل به حضرت هدیه کرد، پس آن حضرت او را آزاد نمودند.(1)

جواب سوّم: تمام اين ثواب و پاداش هایی که به دعا کنندۀ امام زمان علیه السلام داده مى‌شود، در حقیقت عطيّه خداوند به خود حضرت و اکرام و بزرگداشت ایشان است، و واضح است که حضرت استحقاق اين مراتب و مافوق آن‌ها را دارند؛ مثل آن‌که بزرگى، شخص بزرگ ديگرى را مهمان کند، پس به هر يک از همراهان و غلامان او احسان‌هایی می‌کند که به خودى خود لياقت آن‌گونه انعام و احسان را ندارند، لکن به سبب انتساب و تعلّقشان به آن شخص بزرگ مورد الطاف میزبان قرار مى‌گيرند و اين‌ها در حقيقت تجليل و تعظیم صاحب آن‌هاست و کوتاهى در احترام آنان باعث رنجش خاطر و گِلِۀ آن شخص بزرگ می‌گردد، چنان‌که ثواب و عطاى فراوانى که به زائران و گريه کنندگان سيّد الشّهداء علیه السلام عنايت مى‌شود به سبب انتساب ايشان به حضرت است، نه به خاطر استحقاق خودشان.

نثار حُسن جمال حبيب اگر آرند *** دو عالَمى ز کريمان عجب نپندارند


1) . عوالم العلوم، 17/64 ح3.

[مطلب هشتم چگونگی دعا به ویژه برای تعجیل فرج و ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

اوّل : از روایات بر می‌آید، دعا به هر زبانی، چه فارسی، چه عربی و چه زبان‌های دیگر ممکن است.

دوّم : دعا می‌تواند به نظم باشد یا به نثر، و تفاوت نمی‌کند دعا را خود دعا کننده انشا کرده باشد یا غیر او، ولی ادعیۀ ائمّه اطهار علیهم السلام قطعاً بهترین دعاهاست و تأثیرشان بیش‌تر است؛ زیرا آنان چگونگی درخواست و مناجات و اظهار بندگی به درگاه پروردگار را می‌دانند و فرشتگان تسبیح و تقدیس خداوند را از آن‌ها آموختند.

سوّم : اگرچه ذکر و یاد خداوند در قلب کافی است، امّا گذراندن دعا از دل بدون اینکه بر زبان جاری شود ظاهراً کفایت نمی‌نماید و عنوان دعا جز با جاری کردن بر زبان صدق نمی‌کند.

چهارم : شیخ جعفر در کتاب «کشف الغطاء» می‌نویسد: دعا، در حال ایستاده، بهتر از نشستن، و در حال نشسته، بهتر از دراز کشیدن است.

پنجم : باید ترتیب جملات و اذکار و دعاهایی که از ائمه معصومین علیهم السلام رسیده رعایت شود، و به آن گونه که به ما رسیده بخواند، و نباید چیزی بر آن‌ها افزود یا از آن‌ها کاست؛ زیرا هر دعا و ذکری اثر خاصّی دارد؛ مانند: داروها و ترکیبات طبّی، وقتی اثر می‌کنند که دستور استفاده از آنها دقیقاً و بی‌کم و کاست اجرا شوند. چنان‌که عبدالله بن سنان می‌گوید:

امام صادق علیه السلام امر فرمودند در زمان غیبت دعای غریق بخوان: «يا اَللَّهُ يا رَحْمانُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ الْ-قُلُوبِ ثَ-بِّتْ قَلْبِي عَلىٰ دينِكَ»

پس من گفتم: «یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب و الأبصار ثبّت قلبي علی دینک»، و حضرت فرمودند: خداوند دگرگون‌کننده دل‌ها و دیده‌هاست ولی آن‌طور که من می‌گویم تکرار کن، پس بگو: «يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلىٰ دينِكَ».(1)

ششم : گر چه سخن گفتن در بین دعا با کمال عمل منافات دارد، امّا اگر به اندازه‌ای نباشد که عرفاً دعا را تحت الشعاع قرار دهد، اشکال ندارد، و الّا بهتر است دعا را از ابتدا بخواند.

هفتم : مستحبّ است، دعا بالاخص دعای برای تعجیل و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با صدای بلند باشد، به‌ویژه در مجالسی که برای دعا تشکیل شده است، زیرا نوعی تعظیم شعائر خداوند است.

هشتم : مستحبّ است، دعا گروهی و جمعی باشد.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«پدرم، امام باقر علیه السلام چنین بود که هرگاه مسأله یا حادثه‌ای او را اندوهگین می‌کرد، زنان و کودکان را جمع می‌نمود، سپس دعا می‌کرد و آن‌ها آمین می‌گفتند.»(2)

نهم : مستحبّ است، ثواب دعا برای حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعجیل فرج و ظهورشان را به ارواح نیکوکار مخصوصاً پدر و مادر و خویشاوندان


1) . کمال الدین: 2/ 351.

2) . کافی: 2/ 487.

هدیه کند، به دلیل روایاتی که درمورد هدیه فرستادن برای اموات است، چنان‌که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هرکدام از مؤمنین کار نیکی به نیابت از مرده‌ای انجام دهد، خداوند به او دو برابر پاداش دهد و آن متوفّی را از ثواب آن بهره‌مند نماید.»(1)

دهم : مستحبّ است، در این عمل مبارک از زنده‌ها نیز نیابت شود، به ویژه از طرف والدین و اساتید و کسانی که حقّی بر گردن انسان دارند، به دلیل روایات متعددی که وجود دارد. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«چه چیز باز می‌دارد شما را نسبت به والدین خود در حال زنده بودن یا پس از مرگشان نیکی کنید، از سوی آنان نماز بگزارید، صدقه دهید، حج به جا آورید و روزه بگیرید؟ همانا آنچه انجام دهید برای آنان خواهد بود و برای خودتان نیز همانند آن ثواب هست، پس خداوند به جهت نیکی و صله‌تان، خیر بسیار به شما عطا می‌فرماید.»(2)

یازدهم : خضوع و حضور قلب و توجه کامل به درگاه خداوند هنگام دعا بسیار اهمیت دارد و مقصود اصلی از دعا همین است، و سزاوار است با کمال تضرّع و زاری دعا کند؛ مثل کسی که برای عزیزترین اهل خودش که مضطر و گرفتار شده، با تمام وجود دعا می‌کند.

دوازدهم : آمین گوی دعای کسی باشد که برای فرج و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا می‌کند، چون واژۀ «آمین» یعنی «مستجاب کن» و این خودش دعاست.


1) . وسائل الشیعه: 5/ 369، ح 25.

2) . وسائل الشیعه: 5/365.

سیزدهم : از خداوند بخواهد، در هر زمان هر کس برای تعجیل و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا می‌کند، مستجاب سازد.

چهاردهم : از خداوند بخواهد، اسباب و مقدّمات و زمینه‌های زود واقع شدن فرج و ظهور فراهم شود و موانع تحقّق آن برطرف گردد.

پانزدهم : در دعاهایش برای برآورده شدن حوائج دوستان حضرت دعا کند و از خداوند نابودی دشمنان حضرتش به ویژه آنان‌که وجودشان مانع فرج شده را بخواهد.

شانزدهم : قبل از شروع دعا از گناهانش استغفار کند و از خداوند بخواهد توفیق ترک گناه به او عطا فرماید وگناهانی که از او یا اهل ایمان باعث تأخیر در فرج و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده، بیامرزد.

هفدهم : از خداوند بخواهد، اجر عبادات و اعمال نیکش را فرج و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهد.

هجدهم : از خداوند بخواهد، دست ستمگران را از سر مؤمنان کوتاه سازد، عدالت را در شرق و غرب عالم گسترش دهد و آسایش و خوشی را به مردم بچشاند؛ زیرا این امور جز با ظهور حضرت تحقّق نمی‌یابد.

نوزدهم : از خداوند بخواهد، دین حق و اهل ایمان را بر همۀ ملل و ادیان پیروز کند و انتقام خون اهل بیت علیهم السلام را از دشمنان دین و ستمکاران به ویژه غاصبان ولایت و شهدای کربلا بگیرد که جز با ظهور محقّق نمی‌شود.

بیستم : از خداوند زدودن اندوه از قلب مقدّس حضرت علیه السلام و رفع مظلومیّت و غربتش را بخواهد.]

مطلب نهم اوقات و حالات دعا براى امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

و در اين مختصر به ذکر جمله‌اى از آن‌ها اکتفاء مى‌نمايم:

اوّل : در قنوت نماز‌ها، چنان‌که ائمّه علیهم السلام در قنوت‌های متعدّدشان برای تعجیل فرج حضرت دعا کرده‌اند، از جمله روايت شده:

حضرت صادق علیه السلام به شيعيان امر مى‌فرمودند: در قنوت بعد از کلمات فرج: «لا إله إلّا الله الحلیم الکریم ...» اين دعا را بخوانند:

«اَللّهُمَّ اِلَيَْ شُخِصَتِ الْاَبْصارُ وَنُقِلَتِ الْاَقْدامُ وَرُفِعَتِ الْاَيْدي وَمُدَّتِ الْاَعْناقُ، وَاَنْتَ دُعيتَ بِالْاَلْسُنِ، وَ اِلَيَْ سِرُّهُمْ وَنَجْواهُمْ فِي الْاَعْمالِ، رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ، وَاَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحين.اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيَْ فَقْدَ نَبِيِّنا (وَغَيْبَةَ اِمامِنا) وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا وَتَظاهُرَ الْاَعْداءِ عَلَيْنا، وَوَقُوعَ الْفِتَنِ بِنا، فَفَرِّجْ ذلَِ اللّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ، وَاِمامِ حَقٍّ تَعْرِفُهُ، اِلهَ الْحَقِّ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ.»(1)

حقير گويد: هرگاه نتواند اين دعا را بخواند، يا وقت تنگ باشد، کافی است بگويد: «اَللّهُمّ عَجِّلْ فَرَجَ مَولانا صاحِبَ الزَّمان، وَعَجِّلْ خِزْىَ اَعْدائِهِ.»

دوّم : در سجده


1) . مستدرک الوسائل: 4/404 ح7؛ صحيفه علويّه: ص484، د311.

سوّم : بعد از هر نماز واجب.

چهارم : بعد از هر دو رکعت از نماز نافلۀ شب.

پنجم : هر صبح و شام.

ششم : اوقاتی که با خواندن زیارت‌نامه، حضرت را زيارت مى‌کنى.

هفتم : بعد از ذکر مصیبت سید الشهداء علیه السلام

هشتم : هر وقت مى‌خواهى براى خود دعا کنى، ابتدا براى حضرت دعا کن، سپس برای خودت.

نهم : روزهاى پنجشنبه. در «جمال الأسبوع» آمده:

پنجشنبه‌ها مستحبّ است صد مرتبه بگويند: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ أَهْلِْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ، مِنَ الْاَ وَّلينَ وَ الْآخِرينَ» و آن فضيلت بسيار دارد.(1)

دهم : روزهاى جمعه، مخصوصاً وقت زوال و بعد از نماز ظهر و عصر. حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند:

با فضیلت‌ترین اعمال روز جمعه آن است، بعد از نماز عصر صد مرتبه بگویی: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.»(2)

یازدهم : روز عاشورا.

دوازدهم : روز و شب نيمه شعبان.

سیزدهم : تمام ماه رمضان، خصوصاً شب‌های آن.


1) جمال الاُسبوع: ص121 و ص277.

2) . جمال الاُسبوع: ص121 و ص277.

چهاردهم : شب‌ها و روزهای قدر.

پانزدهم : خصوص روز بيست و يکم ماه رمضان، بعد از نماز صبح.

شانزدهم : روز عيد فطر.

هفدهم : روز بيست و پنجم ماه ذيقعده (دحوالأرض).

هجدهم : روز عرفه.

نوزدهم : روز عید قربان.بیستم : روز عيد غدير.

بیست و یکم : ایام نوروز. با توجّه به حديث «معلّى بن خُنيس» در «زاد المعاد» که حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

«هيچ نوروزی نيست، مگر آن‌که ما اهل بیت انتظار فرج مى‌کشيم.»(1)

بيست و دوم : هر وقت همّ و غمّی عارض مى‌شود، بايد برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کند، و از خدا بخواهد همّ و غمّ حضرت را دور نماید.

زیرا امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هر وقت همّ و غمّ بر قلب امام عارض مى‌شود، آن غم در قلوب شيعيانش اثر مى‌کند.»(2)

از اين نظر گاهی قلب مؤمن محزون و غمناک مى‌شود و حال آنکه علّت ظاهری براى آن نمى‌يابد.

و دلایل دعا در این اوقات را در کتاب «مکيال المکارم»آورده‌ام.(3)


1) . بحار الانوار: 53/308 ح87.

2) . بصائر الدرجات، ص260، ح2.

3) . ر.ک: جلد دوّم، باب ششم، ص7 _ 66.

مطلب دهم دعاهاى ائمۀ معصومین علیهم السلام برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

چنان‌چه پیشتر بیان شد، بهتر است، دعاهایى که از ائمّه اطهار علیهم السلام برای آن بزرگوار روايت شده، بخواند و آن‌ها بسيارند، و حقير در اين مختصر به ذکر چند دعا بسنده می‌کنم.

اوّل : امام جواد علیه السلام می‌فرمایند، بعد از هر نماز واجب اين دعا را بخوان:

«رَضيتُ بِاللهِ رَبّاً، وَ بِالْاِسْلامِ ديناً، وَ بِالْقُرْانِ كِتاباً، وَ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله و سلم نَبِيّاً، وَ بِعَليٍّ وَلِيّاً، وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ عَليِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَليٍّ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، وَ عَليِّ بْنِ مُوسى، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَليٍّ، وَ عَليِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَليٍّ، وَ الْحُجَّةِ ابْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَليٍّ اَئِمّةً. اَللّهُمَّ وَلِيََّ الْحُجَّةَ، فَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِه، وَعَنْ يَمينِه وَعَنْ شِمالِه، وَمِنْ فَوْقِه، وَمِنْ تَحْتِه، وَامْدُدْ لَهُ في عُمْرِه وَاجْعَلْهُ الْقائِمَ بِاَمْرَِ، وَالْمُنْتَصِرَ لِدينَِ. وَاَرِه ما يُحِبُّ، وَما تُقِرُّ بِه عَيْنَهُ في نَفْسِه وَ ذُرِّيَّتِه، وَ في اَهْلِه وَ مالِه، وَ في شيعَتِه، وَ في عَدُوِّه، وَ اَرِهِمْ مِنْهُ ما يَحْذَرُونَ، وَاَرِه فيهِمْ ما يُحِبُّ وَ تَقَرُّ بِه عَيْنُهُ، وَاشْفِ بِه صُدُورَنا، وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنينَ.»(1)


1) . مکيال المکارم: 2/8 ح1043.

دوّم : در «بحار» و غيره، از حضرت صادق علیه السلام روايت شده، اين دعا را بعد از هر نماز بخوانند:

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ الصّادِقَ الْمُصَدِّق عَلَيْهِ السَّلامَ قالَ: اِنَّكَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ في شَيْءٍ اَنَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدى في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ، يَكْرَهُ الْمَوْتَ، وَ (اَنَا) اَكْرَهُ مَساءَتَهُ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَعَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ، وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ، وَلاتَسُؤْني في نَفْسي، وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»(1)

سوم : در «فروع کافى» آمده، اين دعا را در هر حال و هر وقت بخوانند، مخصوصاً در ماه رمضان و خصوص شب بيست و سوّم آن:

بعد از حمد خدا و صلوات بر خاتم انبياء صلی الله علیه وآله و سلم مى‌گویى:

«اَللّهُمَّ کُنْ لِوَليَِّ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَوَاتَُ عَلَيْهِ وَ عَلی آبائِهِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ في کُلِّ ساعَة، وَليّاً وَ حافِظاً، وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ قائِداً وَ عَوْناً وَ عَيْناً، حَتّى تُسْکِنَهُ اَرْضََ طَوْعاً، وَ تُمَتِعَهُ فيها طَويلاً.»(2)

چهارم : دعایى که از امام رضا علیه السلام روايت شده که فرمودند:

«دعا کنید به حضرت حجّت عجّل الله فرجه با اين دعا».

اين دعا وقت مخصوصى ندارد، لذا هر وقت بتوانند، آن را بخوانند(3)و اين عاصى را به دعاى خير ياد کنند.


1) . بحار الانوار: 86/8 ح7.

2) . کافى: 4/162 ح4.

3) . یونس بن عبدالرحمن می‌گوید: امام رضا علیه السلام دائماً ما را امر می‌فرمود به دعا کردن برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با خواندن این دعا.

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَ خَلِيفَتِكَوَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ، وَلِسَانِكَ الْمُعَبِّرِ عَنْكَ بِإِذْنِكَ، النَّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ ...».(1)

پنجم : در «جمال الاُسبوع» از امام حسن عسکرى علیه السلام روايت است که بايد صلوات فرستاد بر حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف به اين کيفيّت:

«اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ وَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ، وَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ، وَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً. اَللّٰهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِياءَكَ وَ أَوْلِياءَهُ وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصارَهُ وَ اجْعَلْنا مِنْهُمْ. اَللّٰهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ باغٍ وَ طاغٍ، وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ، وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ، وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آلَ رَسُولِكَ، وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ، وَ انْصُرْ ناصِرِيهِ، وَ اخْذُل خاذِلِيهِ، وَ اقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْكُفْرِ، وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ، وَ اجْعَلْنِي اللّٰهُمَّ مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعْوانِهِ وَ أَتْباعِهِ وَ شِيعَتِهِ، وَ أَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ، وَ فِي عَدُوِّهِمْ مَا يَ-حْذَرُونَ، إِلٰ-هَ الْحَقِّ(رَبَّ الْعالَمينَ) آمينَ.»(2)

مؤلّف گويد: چون اين صلوات مشتمل است بر دعا به آن حضرت، پس در هر حال و هر وقت خواندن آن مناسب است.


1) . این دعا در بخش زیارات کتاب مفاتیح الجنان بعد از دعای عهد، تحت عنوان «دعا برای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف» به طور کامل آورده شده است.

2) . جمال الاسبوع: ص493.

ششم : صلواتى که از خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در «جمال الاسبوع» و بحار روايت شده، و مشتمل است بر دعا و صلوات بر حضرت:

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَخاتَمِ النَّبِيّينَ، وحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمينَ، الْمُنْتَجَبِ فِى الْميثاقِ، الْمُصْطَفى فِى الظِّلالِ الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ آفَةٍ، الْبَرىءِ مِنْ کُلِّ عَيْبٍ، الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ....»(1)

هفتم : دعاى عهد نامه کوچک که همه روزه بعد از نماز صبح بخوانند و به منزله زيارت آن حضرت است. و در «بحار الانوار» و «زاد المعاد» و غيرهما منقول است:

«اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلايَ صاحِبَ الزَّمانِ _ صلوات الله عليه _ عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، في مَشارِقِ الْاَرْضِ وَمَغارِ بِها وَ بَرِّها وَ بَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها، حَيِّ-هِمْ وَمَيِّتِهِمْ، وَعَنْ والِدَيَّ وَوُلْدى وَعَنّى، مِنَ الصَّلَواتِ وَالتَّحِيّاتِ زِنّةَ عَرْشِ اللهِ، وَمِدادَ َلِماتِه، وَمُنْتَهىٰ رِضاهُ وَعَدَدَ ما اَحْصاهُ کِتابُهُ، وَاَحاطَ بِه عِلْمُهُ بِهِ. اَللّهُمَّ [اِنّى] اُجدِّد لَهُ في هذَا الْيَّوْمِ وَفى کُلِّ يَوْمٍ عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ عَلى رَقَبَتى.

اَللّهُمَّ فََما شَرَّفْتَني بِهذَا التَّشريفِ، وَفَضَّلْتَني بِهذِهِ الْفَضيلَةِ، وَخَصَصْتَني بِهذِهِ النِّعْمَةِ، فَصَلِّ عَلى مَوْلايَ وَسَيِّدي صاحِبِ الزَّمانِ، وَاجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَاَشياعِهِ وَالذّابِّينَ عَنْهُ، وَاجْعَلْني مِنَ الْمُسْتَشْهَدينَ


1) . این صلوات که معروف است به صلوات ضراب اصفهانی، در کتاب مفاتیح الجنان در قسمت فضیلت و اعمال شب و روز جمعه در بخش ادعیه، به طور کامل آورده شده است، و حکایت مفصلی در این زمنیه وجود دارد.

بَيْنَ يَدَيْهِ، طائِعاً غَيْرَ مُکْرَهٍ، فِ-ي الصَّفِّ الَّذي نَعَتَّ اَهْلَهُ في کِتابِ، فَقُلْتَ: {صَفّاً َاَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرصُوصٌ}(1)عَلى طاعَتَِ وَطاعَةِ رَسُولَِ وَ آلِه علیهم السلام، اَللّهُمَّ هذِه بَيْعَةٌ لَهُ في عُنُقي اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ.»(2)

هشتم : دعای عهدنامه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در «زاد المعاد» و غير آن از حضرت صادق علیه السلام روايت شده: «هر کس چهل صبح اين عهد نامه را بخواند، از ياوران قائم ما باشد، و اگر پيش از ظهور حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف بميرد، خداوند او را از قبر بيرون آورد که در خدمت حضرتش باشد، و حق تعالى به هر کلمه، هزار حسنه به او کرامت فرمايد و هزار گناهش را بيامرزد:

«اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسيِّ الرَّفيعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الِانْجيلِ وَ الزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْفُرقانِ الْعَظيمِ، وَ رَبَّ الْمَلائَِکَةِ الْمُقَرَّبينَ، وَ الْاَنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلين ...»(3)


1) . سوره صف: آيه 4.

2) . زاد المعاد: ص322؛ بحار: 102/110؛ صحيفه صادقيه: ص703، د1069.

3) . زاد المعاد: ص223؛ بحار: 86/284 ح47؛ صحيفه صادقيه: ص328، دعاى 396. این دعا به طور کامل در بخش زیارات کتاب مفاتیح الجنان آورده شده است.

خاتمه : عريضه نویسی به محضر حضرت ولیِ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

باید در برگه‌ای اين عريضه را بنويسد و مهر و امضا کند و در ميان گِل پاکى بگذارد و در نهر يا چشمه‌اى بيندازد، و در وقت انداختن به يکى از چهار سفیری که در زمان غيبت صغرى نایب حضرت صاحب الامر علیه السلام بوده‌اند متوسّل شود و نام او را بگويد و اين دعا را بخواند:

«يا سَيِّدي [مثلاً بگويد: يا اَبالْقاسِم يا حُسينِ بْنِ رُوح] سَلامٌ عَليَِ اَشهَدُ أنَّ وَفاتََ في سَبيلِ اللهِ وَ أنَّ حَيٌّ عِنْدَ الله مَرْزُوق وَقَدْ خاطَبْتَُ في حَياتَِ الَّتي لََ عِنْدَ اللهِ عَزّ وجَلَّ وَ هٰذِهِ رُقْعَتي وَ حاجَتي إلى مَوْلانا علیه السلام فَسَلِّمْها اِلَيْهِ فَاَنْتَ الثِّقَةُ الْاَمِين.»

متن عريضه که بايد بنويسد چنين است :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.

كَتَبْتُ [إِلَيْكَ] يَا مَوْلَايَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ مُسْتَعِيناً وَ شَكَوْتُ مَا نَزَلَ بِي مُسْتَجِيراً بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ بِكَ مِنْ أَمْرٍ قَدْ دَهَمَنِي وَ أَشْغَلَ قَلْبِي وَ أَطَالَ فِكْرِي وَ سَلَبَنِي بَعْضَ لُبِّي وَ غَيَّرَ خَطِيرَ نِعْمَةِ اللَّهِ عِنْدِي، أَسْلَمَنِي عِنْدَ تَخَيُّلِ وُرُودِهِ الْخَلِيلُ، وَ تَبَرَّأَ مِنِّي عِنْدَ تَرَائِي إِقْبَالِهِ إِلَيَّ الْحَمِيمُ، وَ عَجَزَتْ عَنْ دِفَاعِهِ حِيلَتِي وَ خَانَنِي فِي تَحَمُّلِهِ صَبْرِي وَ قُوَّتِي،

فَلَجَأْتُ فِيهِ إِلَيْكَ وَ تَوَکَّلْتُ فِي الْمَسْأَلَةِ لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْكَ فِي دِفَاعِهِ عَنِّي عِلْماً بِمَكَانِكَ مِنَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَلِيِّ التَّدْبِيرِ وَ مَالِكِ الْأُمُورِ، وَاثِقاً بِكَ فِي الْمُسَارَعَةِ فِي الشَّفَاعَةِ إِلَيْهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِي أَمْرِي، مُتَيَقِّناً لِإِجَابَتِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِيَّاكَ بِإِعْطَائِي سُؤْلِي.

وَ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ جَدِيرٌ بِتَحْقِيقِ ظَنِّي وَ تَصْدِيقِ أَمَلِي فِيكَ فِي أَمْرِ كَذَا وَ كَذَا [حاجت خود را بنویسید] فِيمَا لَا طَاقَةَ لِي بِحَمْلِهِ وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَيْهِ، وَ إِنْ كُنْتُ مُسْتَحِقّاً لَهُ وَ لِأَضْعَافِهِ بِقَبِيحِ أَفْعَالِي وَ تَفْرِيطِي فِي الْوَاجِبَاتِ الَّتِي لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [عَلَيَّ]،

فَأَغِثْنِي يَا مَوْلَايَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ عِنْدَ اللَّهْفِ وَ قَدِّمِ الْمَسْأَلَةَ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِي أَمْرِي قَبْلَ حُلُولِ التَّلَفِ وَ شَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ، فَبِكَ بُسِطَتِ [النِّعَمُ] النِّعْمَةُ عَلَيَّ، وَ اسْأَلِ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ لِي نَصْراً عَزِيزاً وَ فَتْحاً قَرِيباً فِيهِ بُلُوغُ الْآمَالِ وَ خَيْرُ الْمَبَادِي وَ خَوَاتِيمُ الْأَعْمَالِ وَ الْأَمْنُ مِنَ الْمَخَاوِفِ كُلِّهَا فِي كُلِّ حَالٍ، إِنَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لِمَا يَشَاءُ فَعَّالٌ وَ هُوَ حَسْبِي وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فِي الْمَبْدَإِ وَ الْمَآلِ.»(1)


1) . بلد الامین: ص157، بحار: 94/29.

«ذکر صحیح»

مستحبّ است، مداومت اين دعاى شريف که در «مهجّ الدعوات» از امام محمّد باقر علیه السلام به سند معتبر روايت شده، و در اين خصوص براى اين عاصى واقعه شريفه‌اى رخ داد که ذکرش منافى با اختصار است،(1)و آن دعا اين است:

«اَللّهُمَّ اِنََّ تَرىٰ وَ لا تُرىٰ، وَ اَنْتَ بِالْ-مَنْظَرِ الْاَعْلىٰ، وَ اِنَّ اِلَيَ الْمُنتَهىٰ وَ الرُّجْعىٰ، وَ اِنَّ لَکَ الْآخِرَةَ وَ الْاُولىٰ، وَ انَّ لََ الْمَماتَ وَ الْمَحْيي، رَبِّ اَعُوُذُ بَِ أنْ أُذَلَّ وَ اُخْزىٰ.»(2)

خدایا! همانا تو می‌بینی در حالی‌که دیده نمی‌شوی و تو در چشم‌انداز برتری، و نهایت و بازگشت همه به سوی توست، و آخرت و دنیا و مرگ و زندگی به دست توست، پروردگارا! به تو پناه می‌آورم از اینکه خوار یا رسوا شوم.


1) . شرح کامل این واقعه را به قلم مؤلّف در دست‌نوشته‌های ایشان یافتم و چون تاکنون منتشر نشده و حاوی لطایف ارزشمندی است، آن را تحت عنوان «رؤیای صادقه» ذکر می کنیم.

2) . مهج الدعوات: ص216؛ بحار: 94/268 ح3.

رؤیای صادقه

شب شنبه، پنجم ماه ذی قعدة الحرام سنۀ یک‌هزار و سیصد و دو هجری در عالم رؤیا دیدم:

جناب عالم ربّانی و فاضل صمدانی عمدة العلماء الفاضلین، ابوالمفاخر و المکارم، مولانا السیّد ابوالقاسم الدهکردی مدّ ظلّه العالی منزل حقیر تشریف دارند و در صحن خانه نشسته‌اند، و بنده هم رو به روی ایشان نشسته‌ام،

شخصی آمد و یک جلد کتاب «وظیفة الانام في زمن غیبة الامام علیه السلام»(1)از احقر خواست، پس آن را به او دادم. آن شخص به نزد ایشان _ یعنی آیة الله العظمی دهکردی _ رفت و نسخۀ دعایی گرفت و سپس آن را بهنزد حقیر آورد و گفت: «این را برای من در پشت این کتاب بنویسید.»

پس حقیر برگه را گرفتم و ملاحظه نمودم، دیدم در آن دعایی نوشته و اول آن دعا این است: «اَللّهُمَّ اِنََّ تَرىٰ وَ لا تُرىٰ، وَ اَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْاَعْلىٰ». چون در معنای این کلمات تأمّل نمودم، شروع کردم به گریه کردن و بسیار گریستم، سپس دعا را پشت آن کتاب نوشتم که چهار سطر کوچک شد و کتاب را به آن شخص برگرداندم.


1) . مرحوم مؤلّف آیة الله سید محمّدتقی فقیه احمدآبادی، این کتاب را در سال 1331ه-.ق نوشته‌اند، که در بخش دوم همین کتاب با عنوان «وظایف ما در عصر غیبت» گذشت.

پس آن شخص به پیش ایشان (آیت‌الله دهکردی) رفت و پنج قِران پول سفید که دو عدد دو قِرانی(1)و یک عدد یک قِرانی چرخی بود به عنوان هدیه نزد آن بزرگوار گذاشت که ایشان برداشتند، آن‌گاه نزد حقیر آمد و از جیب راست خود یک آینۀ نقرۀ مرغوب نویی درآورد و به حقیر داد و خداحافظی کرد و رفت.

چون از خواب بیدار شدم، دانستم در دعای مذکور خصوصیّاتی است، پس در مقام یافتن آن در کتب ادعیهبرآمدم و قدری تفحّص نمودم اما نیافتم. تفصیل خواب خود را به آقای معظّم (آیة الله العظمی دهکردی) عرض کردم، امّا ایشان نیز مصدر آن دعا را نمی‌دانستند.

بعد از آن، تفصیل ماجرا را به جناب عمدة العلماء الراشدین واسوة المروّجین لدین المبین الاخ الاعزّ الایمانی، العالم الصدیق السدید، والفاضل الحِبر الرشید، آقای میرزا محمد باقر ایمانی(2)"سلّمه الله تعالی وابقاه واعطاه کلّ ما یتمنّاه" عرض کردم، ایشان دو سه شبانه روز در کتب ادعیه به دنبال یافتن دعایی که ابتدایش آن مضمون باشد، اهتمام نموده و کتاب «مهجّ الدعوات» سیّد بن طاووس اعلی الله مقامه را از اول تا آخر تفحّص کرده بودند، امّا دعا را نیافته بودند، تا آن‌که روز


1) . «قِران» واحد پول ایران در دوران قاجاریه بود. و در تقسیم‌بندی، قِران با ریال برابری داشته و هر تومان در آن زمان با 10 قِران برابری می‌کرد. نام قِران کوتاه شده «صاحب‌قِران» است؛ لقبی که ناصرالدین شاه قاجار به خود داده بود.

2) . مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر فقیه ایمانی همچون مرحوم صاحب مکیال یکی از دلدادگان و شیفتگان راستین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و با یکدیگر عقد اخوّت و پیمان برادری داشتند.

جمعه، یازدهم شهر ذی‌قعده مذکور، حوالی ظهر استخاره نمودم که به منزل ایشان (آیت الله ایمانی) بروم، استخاره خوب آمد، در بین راه نزدیکی منزلشان بودم که آن بزرگوار را ملاقات کردم در حالی‌که داشتند به منزل حقیر تشریف می‌آوردند. و کتاب «وظیفة الانام» را که نزد ایشان بودهمراه آورده بودند، پس به اتفاق منزل جنابشان رفتیم، بعد از قدری صحبت فرمودند: اذن بدهید بروم خربزه‌ای بگیرم تا میل کنید و ایشان تشریف بردند.

در همان جا کتاب «مهج الدّعوات» بود، آن را برداشتم و باز نمودم، با کمال تعجّب دیدم که اول صفحه، دعای مذکوری که دنبال آن بودیم، هست، به غایت مسرور شدم و چون جنابشان تشریف آوردند، بشارت یافتن آن دعای مذکور را به ایشان دادم، آن بزرگوار نیز بعد از اظهار سرور فرمودند: من هم بشارتی دارم و آن رؤیایی است که شب گذشته (شب جمعه) دیدم.

همانا بنده پس از جست و جوی بسیار، از یافتن این دعا مأیوس شدم، لذا پریشب و دیروز دیگر در کتب ادعیه جستجو نکردم، تا آن‌که دیشب خواب دیدم، در مکانی مملوّ از جمعیّت هستم در حالی‌که عَلَم‌ها برپاست و می‌خواهند مرا بِبَرند و رفتن من موجب صدمه و گرفتاری است. در این شرایط، پریشان و مضطرب شدم، در این حال بودم که سیّد جلیل القدری به هیأت و شمایل شما ظاهر شدند و فرمودند: «چرا آن "ذکر صحیح" را نمی‌نویسی و مسامحه می‌کنی؟!» پس به محض شنیدن آن فرمایش نجات یافتم.

چون از خواب بیدار شدم، گمان مطلب دیگری نمودم و الان روشن شد، مقصود همین ذکر بود که من از فکر یافتن آن بیرون رفته بودم.

حقیر (صاحب مکیال) گوید: به سند این دعای شریف مراجعه کردیم، دیدیم سند صحیح است و راویان آن ثقه هستند، همچنان‌که در رؤیا به ایشان گفته بودند: «ذکرصحیح».

در این مقام، دعای مذکور را با سندش از کتاب مزبور نقل می‌کنم، سپس به توثیق روات آن اشاره می‌نمایم بعون الله تعالی. همچنین اذن می‌دهم به عموم مؤمنان و متدیّنان در روایت کردن آن به طریقی که از مشایخ عظام به سوی ائمّه معصومین گرام علیهم السلام دارم.

«قال السیّد الاجل العالم العابد رضي الدین عليّ بن موسی بن جعفر بن محمّد بن محمد الطاوس الحسني رفع الله درجته: روینا باسنادنا إلی محمّد بن الحسن الصفار في کتاب فضل الدعاء عن أحمد بن محمد بن عیسی عن الحسن بن عليّ بن فضّال وعليّ بن الحکم عن أبي جمیله عن جابر عن أبي جعفر علیه السلام قال: قال جبرئیل: یا نبيّ الله، اعلم إنّي لم أحبّ نبیّاً من الأنبیاء کحبّي إیّا، فأکثر أن تقول:...»

ترجمه: سیّد بن طاووس به سند خود نقل می کنداز امام باقر علیه السلام که می‌فرمایند: جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نازل شد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! بدان، هیچ یک از انبیا را به اندازۀ شما دوست ندارم، پس این دعا را زیاد بخوانید:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَرَى وَ لَا تُرَى وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى ...»

بخش چهارم : ثواب و فضیلت انتظار ظهور

اشاره

بسم الله الرّحمن الرّحيم

الحمدُ لِلهِ المُنعِمِ المَنّان، الّذى جَعَلَ انْتِظارَ مولانا صاحبِ الزّمانِ، أفضَلَ عِباداتِ اَهلِ الايمان، وَالصّلاةُ على نَبيِّهِ و صِفِيِّهِ مُحمّدٍ الّذى نُزِّلَ عَلَيهِ القُرآن، و على آلِهِ المعصومينَ اُمَناءِ الرّحمان، وَحُجَجِ اللهِ علَى الإنسِ والجانّ، و لَعنةُ اللهِ على اَعدائِهِم أهلِ الکفرِ و الطُّغيان.

امّا بعد، بنده شرمنده، محمّد تقي بن عبد الرزّاق الموسوىّ الاصفهانيّ عَفَى اللهُ تعالى عنهما، به عرض برادران ايمانى مى‌رساند:

چون برترین عبادات، انتظار فرج و ظهور خاتم أئمّه اطهار، المُدَّخَر لأخذِ الثّار و الإنتقام من الاَشرار و الکفّار، أعني الإمامَ الغایبَ عَنِ الأبصار، القائم المنتظر المهديّ، الحجّة بن الحسن العسکري عجل الله تعالی فرجه الشریف است، لذا محض خدمت به آن بزرگوار و راهنمایی به اين أمر جليل، جمع نمودم در اين مختصر، بعضى از آنچه در روایات ائمّۀ اطهار علیهم السلام در فضيلت اين انتظار آمده، به اميد آن‌که روزِ شمار، در زمرۀ انصار آن امام ابرار باشم.

و آن را «نور الأبصار فى فضيلة الإنتظار»(1)نامیدم، و در يک مقدّمه، سه مقصد و يک خاتمه تنظیم کردم.


1) . ترجمه فارسی آن به نام «ثواب و فضیلت انتظار ظهور» را به عنوان این بخش قرار دادیم.

مقدّمه مفهوم تعجيل در فرج حضرت مهدى علیه السلام

همانا مؤمن نباید در امر فرج و ظهور تعجیل کند، بلکه باید منتظر ظهور حضرت باشد و قصدش از انتظار، فرمانبردارى خداوند و محبّت به رسول و ائمّه اطهار علیهم السلام باشد تا به همۀ ثواب‌های انتظار فائز و رستگار شود، ان شاءالله.

در روایات ائمّه اطهار علیهم السلام، از تعجيل در امر ظهور حضرت صاحب الأمر علیه السلام نهى شده و فرموده‌اند: «سبب هلاکت مى‌شود.»(1)

و اين روايات منافات ندارد با اخباری که به دعا برای تعجيل در فرج و ظهور، امر فرموده‌اند.

همانا عجله‌اى که در امر ظهور از آن مذمّت شده و موجب هلاکت و خسران انسان مى‌شود، بر سه قسم است(2):

اوّل: عجله‌اى که سبب نا اميدى از ظهور شود؛ مثلاً بگويد: «غیبت امام زمان علیه السلام خیلی طول کشیده، اگر ظهور شدنى بود تا حال بايد شده باشد.» و اين‌گونه حرف‌ها نعوذ بالله به انکار ظهور امام قائم منتظر علیه السلام و حتّی اصل وجود حضرتش منجر شود.


1) . مراد از هلاکت، کفر و خروج از ايمان است.

2) . مرحوم مؤلّف در کتاب «مکیال المکارم» چهارده گونه عجلۀ مذموم و مفاسد آن را که حتی به کفر می‌انجامد، بیان کرده‌اند.

دوّم: عجله‌اى که مُنافى تسليم و رضاى به امر خداوند باشد؛ مثلاً بگويد: «چرا خدا حضرت را ظاهر نمی‌کند، پس براى كِىْ گذاشته شده؟» و گفتن اين‌گونه سخنان، اعتراض به خداوند است و معترض تابع شيطان. البتّه بايد برای ظهور دعا کرد، و اگر حقّ تعالى در اجابت تأخیر فرمود، آن را مطابق حکمت بداند.

سوّم: عجله‌ای که سبب پيروى از مدّعيان دروغين و داعیان باطل شود، یعنی چون تعجيل دارد و در امر ظهور کم‌طاقت است، پيش از ظاهر شدن علامت‌های حتمی ظهور به مدّعيان دروغين اعتماد کند، و به محض خيال و شبهه، به بعض از این شياطینِ انسان نما ارادت پيدا مى‌کند به آن اميد که او همان مهدی موعود است، چنان‌که عدّه‌ای از مردم به همين سبب هلاک شدند.

در حالی که از براى امام عجل الله تعالی فرجه الشریف علامت‌های قطعی و مخصوصی هست مطابق عقل و نقل، و تا آن‌ها در شخصی يافت نشود، نبايد بر او اعتماد نمود:

1 _ هيچ وقت معصيتى نکرده باشد؛

2 _ به شخص و نسب معروف باشد؛

3 _ عالِم به همۀ احکام الهی و جميع زبان و لغات باشد، و در پاسخ به هيچ مسئله‌ای ناتوان و نیازمند پرسش و پژوهش و مطالعه نباشد؛

4 _ معجزه داشته باشد؛ مثل: سخن گفتن درختان و حيوانات با او، زنده شدن مرده به دعاى او، عدم تأثیر آتش بر بدن او و امثال اين‌ها که بارها از أئمّه اطهار علیهم السلام صادر شده است.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هرگاه کسى ادّعاى قائم بودن کرد، از او انجام کارهای بزرگی بخواهید که کسی غير امام از عهده آن‌ها برنمى‌آيد.»(1)

5 _ او مبيّن احکام دين خاتم انبيا صلی الله علیه وآله و سلم باشد، نه آن‌که چيزى جعل کند.

و غير اين‌ها از امورى که در اين مختصر گنجايش ندارد.

و از براى وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور او، علامت‌های ويژه‌ای تعيين شده، به گونه‌ای که براى هيچ کس پنهان نماند و سبب شبهه نشود و جميع جهانیان با اختلاف زبان‌ها از آن‌ها مطّلع گردند،و علماى سابقين؛ مانند: شيخ نعمانى، شیخ صدوق، علّامۀ مجلسى و غير اين‌ها رحمهم الله تعالى در کتاب‌های خود، آن‌ها را آورده‌اند.

بعضی نشانه‌های ظهور و کیفیت دوران حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

همانا بر اساس دلایل عقلی و نقلی از جمله مطالب مهمّ و لازم، دانستن صفات و خصوصيات حضرت صاحب الامر علیه السلام است. و چون اين مختصر گنجايش بيان تمام آن‌ها را ندارد لذا بيست مورد از آن‌ها را در این کتاب به اختصار از کتب معتبره؛ مانند: «کافى»، «کمال الدين»، «المحجّة»، «بحار» و «نجم الثاقب» نقل می‌کنم:

اول : خروج حضرت براى جهاد از مکۀ معظّمه است، آن هم ظهورى آشکار که همه از آن مطّلع مى‌شوند.


1) . غیبت نعمانی: ص173 ح9؛ کافی: 1/340 ح20.

دوم : همزمان با ظهور حضرت، منادى در آسمان به اسم، آن حضرت، پدر بزرگوار و اجدادش تا حضرت سيدالشهداء علیه السلام را ندا می‌کند، به طورى که همه مى‌شنوند و به زبان خودش مى‌فهمند، و از هيبت آن ندا هر کس خواب باشد، بيدار شود و هر کس ايستاده باشد، بنشيند و هر کس نشسته باشد، برخيزد، و آن نداى جبرئيلاست.(1)

سوم : در ابتداى ظهور، لشکر سفيانى که در برخی روايات سیصد هزار نفر ذکر شده‌اند برای قتل حضرتش از مدينه به جانب مکّه روند، و چون به بيابانى ما بين مکّه و مدينه رسند، جبرئيل صيحه زند: «اى زمين! اين‌ها را فرو ببر.» پس به يک دفعه تمام آن‌ها جز دو يا سه نفر با حيوانات و اسباب جنگ در زمين فرو روند.(2)

چهارم : به علم باطنی خود حکم مى‌فرمايد، و تمام کفّار و منافقين را مى‌کُشد اگرچه ظاهراً در زمرۀ اصحاب او باشند، و دين اسلام را در تمام کرۀ زمين رواج مى‌دهد و جزيه قبول نمى‌کند.(3)

پنجم : بر تمام پادشاهان پیروز مى‌شود و سلطنت او درتمام عالم آشکار و مستولى مى‌گردد.(4)

ششم : حيوانات وحشی و اهلی با هم اُنس مى‌گيرند.(5)

هفتم : حق تعالی به اعجاز و برکت حضرتش، بسيارى از مخالفين را براى گرفته شدن انتقام ازآن‌ها، زنده گرداند.(6)


1) . غیبت نعمانی: ص254.

2) . بحار الانوار: 52/238.

3) . بحار الانوار: 52/325 ح39.

4) . بحار الانوار: 52/191 ح24.

5) . بحار الانوار: 52/316 ح11.

6) . کمال الدین: 1/252 ح2.

هشتم : سنگ ها با اصحاب حضرت سخن مى‌گويند، و اگر کافرى زير سنگى پنهان شود، سنگ به مؤمن ندا مى‌کند: «این‌جا کافرى پنهان شده، او را بکش.»(1)

نهم : هميشه ابرى سفيد بر سر مبارکش سايه مى‌اندازد و از ميان آن ابر صدایى بر مى‌آيد که: «اين است مهدى خليفة الله، از او پیروی کنيد.» و اين حديث را علماى سنّىهم روايت کرده‌اند.(2)

دهم : نور جمالش عالم را روشن مى‌کند به طوری که مردم از برکت آن، به نور خورشید و ماه محتاج نمى‌شوند.(3)

یازدهم : آشکار مى‌فرمايد، سنگى را که حضرت موسى علیه السلام عصاى خود را به آن زد و دوازده چشمه جارى شد، و چون مى‌خواهد از مکه حرکت فرمايد، منادى حضرت ندا مى‌کند: «هيچ کس طعام و آب براى توشه راه برندارد.» پس آن سنگ را بر شترى بار مى‌کنند و به هر منزلى مى‌رسند نصب مى‌نمايد، از آن چشمه‌هایى جارى مى‌شود که با آن، هر که گرسنه باشد، سير شود و هر که تشنه باشد، سيراب گردد و چهارپايانشان نيز سيراب شوند، تا در نجف منزل کنند.(4)

دوازدهم : آشکار مى‌فرمايد عصاى حضرت موسى علیه السلام راکه مخالفان را مى‌ترساند و بسیاری از آن‌ها را می‌بلعد، و هر کارى که موسى با آن عصا مى‌کرد آن حضرت هم مى‌فرمايد.(5)


1) . بحار الانوار: 52/388، ضمن ح206.

2) . بحار الانوار: 51/81 ح16.

3) . غيبت طوسى: ص280.

4) . کافى: 1/231 ح3.

5) . اختصاص: ص263.

سیزدهم : صبح آن شبى که حضرت در مکّه ظهور مى‌فرمايد، هر مؤمنى در هر نقطه‌ای از خواب بر مى‌خيزد، زير سرش صحيفه‌اى مى‌بيند که بر آن نوشته شده: «طاعة معروفة» (پیروی از قائم کار خوبی است).(1)

چهاردهم : به اعجاز حضرت، مؤمنان در شهرهاى دور حضرتش را مى‌بينند، چنان‌که گویی نزد آن‌هاست.(2)

پانزدهم : زمانی که ظهور مى‌شود تمام مؤمنین بیمار شفا پيدا مى‌کنند.(3)

شانزدهم : تمام فقراى مؤمنين را بی‌نیاز مى‌گرداند به طوری که يک نفر فقير در دنيا پيدا نمى‌شود و قرض تمام شيعيان را ادا مى‌فرمايد.(4)

هفدهم : همگان به احکام دين دانا مى‌شوند تا جایی که هيچ کس نیازی به ديگرى ندارد.(5)

هجدهم : حضرت تمام درهای علوم را بر بشریّت آشکار می‌کنند.(6)

نوزدهم : تمام راه ها و بلاد امن مى‌شود.(7)

بیستم : در روايات شيعه و سنّى آمده: در زمان ظهور چنان عدل حضرت دنيا را پر مى‌کند که هیچ کس به ديگرى ظلم نمى‌کند.(8)

و بنده روايات مطالب مذکوره را در کتاب «مکيال المکارم» ذکر نموده‌ام.


1) . کمال الدين: 2/654 ح22.

2) . کامل الزیارات: ص120.

3) . خصال: 2/541.

4) . بحار الانوار: 52/390 ذيل ح212.

5) . بحار الانوار: 52/352.

6) . بحار الانوار: 52/336.

7) . بحار: 52/338، ضمن ح83.

8) . بحار الانوار: 52/195.

مقصد اوّل ثواب و فضیلت انتظار

اوّل : بهترین عبادت‌ها ومحبوب‌ترین اعمال نزد خداوند

• حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم می‌فرمایند:

«افضل عبادت‌ها انتظار فرج است.»(1)

• حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند:

«منتظر فرج باشید، و از رحمت خداوند نا امید نباشید، همانا پسندیده‌ترین اعمال نزد حقّ تعالى انتظار فرج است.»(2)

• امام زین‌العابدین علیه السلام نیز می فرمایند:

«انتظار فرج، از افضل اعمال است.»(3)

دوّم : جهاد در رکاب پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و شهادت در راه خدا

• امام سجاد علیه السلام به ابى خالد کابلى فرمودند:

«طولانى مى‌شود زمان غیبت ولىّ خدا که دوازدهمین اوصیاء حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم است. اى اباخالد! همانا مؤمنانى که در زمان غیبت او هستند، و به امامتش اعتقاد و یقین دارند، و انتظار ظهور او را مى‌کشند، از اهل هر زمانى بهترند؛ زیرا خداوند تبارک و تعالى


1) . بحار الانوار: 52/128 ح21.

2) . بحار الانوار: 10/94 ح1.

3) . کمال الدین: 1/320.

چنان عقل و هوشى به آن‌ها عطا فرموده که غیبت امامشان با حضور او نزد ایشان یکسان است، و قرار داده آنان را در آن روزگار به منزلۀ کسانى که با شمشیر در رکاب حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم با کفّار جهاد کردند، همانا آن‌ها مؤمنان خالص، شیعیان راستین ودعوت‌کنندگان به دین خدا در آشکار و پنهان هستند.»(1)

• امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«کسی که منتظر ظهور امام دوازدهم علیه السلام باشد، مانند کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم با شمشیر از او دفاع می‌کند.»(2)

• و به نقل از پدران خود از امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند:

«عمل‌کننده به امر ما فردای قیامت در حضیرة القدس با ما خواهد بود، پس هر کس انتظار فرج داشته باشد، مانند کسى است که در راه خدا در خون خودش غلطیده باشد.»(3)

سوّم : اجر شهدای جنگ بدر و احد

• امام سجّاد علیه السلام می‌فرمایند:

«هر مؤمنى ثابت بماند بر ولایت ما در زمان غیبت، حقّ تعالى عطا مى‌فرماید به او ثواب هزار شهید، مثل شهداى بدر و اُحد.»(4)

مؤلّف گوید: چون باقى بودن بر حال انتظار لازمه ثبوت ولایت و علامت آن است، مى‌توان این ثواب را براى آن اثبات کرد.


1) . احتجاج: 2/318.

2) . بحار الانوار: 52/ 123 ح 7.

3) . کمال الدین: 2/645 ح6.

4) . کمال الدین: 1/323 ح13.

• امام صادق علیه السلام نیز می‌فرمایند:

«هر کس از شما (شیعیان) بمیرد در حالى که انتظار فرج داشته باشد، نزد حقّ تعالى از بسیارى از شهیدان بدر و احد افضل است.»(1)

چهارم : حضور در خیمه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خدمتگذاری به حضرتش

در «کمال الدّین» از حضرت صادق علیه السلام روایت شده:«هر کس با ولایت ما اهل بیت علیهم السلام بمیرد در حالى که منتظر باشد، مثل کسى است که در خیمۀ حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در خدمت حضرتش باشد.»(2)

پنجم : ثواب روزه‌دارِ شب‌زنده‌دار

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

«بدانید، پاداش منتظر امر فرج، همچون روزه‌دار شب زنده‌دار است.»(3)

ششم : زنده شدن هنگام ظهور و دعوت به حضور در رکاب حضرت علیه السلام

• مفضّل بن عمر می‌گوید:

در محضر امام صادق علیه السلام دربارۀ حضرت قائم علیه السلام و شخصی از اصحاب که مُرد در حالی که انتظار ایشان را می‌کشید، صحبت می‌کردیم، پس حضرتش به ما فرمودند:

«چون حضرت قائم علیه السلام ظهور کند، کسى بر سر قبر مؤمن مى‌آید و مى‌گوید که اى فلان بن فلان! همانا ظاهر شد صاحب تو، پس اگر


1) . کمال الدین: 2/645 ح7.

2) . کمال الدین: 2/644 ح1.

3) . کافی: 2/ 222 ح 4.

مى‌خواهى به او ملحق شوى ، ملحق شو و اگر مى‌خواهى اقامت کنى در نعمت پروردگار، پس اقامت داشته باش.»(1)

مؤلّف گوید: از این حدیث معلوم مى‌شود: زنده شدن در زمان ظهور، از جمله فواید انتظار است، چنان‌که این فایده در دعا براى حضرت نیز آمده است.

• محمد بن عبدالله به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: پدرم نقل می‌کند از یکی از اجداد شما که فرموده‌اند:

«کسی که انتظار امر ما را می‌کشد، اگر زمان ظهور زنده باشد، مانند کسی است که با رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم در جنگ بدر شرکت کرده باشد، و اگر در حالت انتظار بمیرد، چون کسی است که با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در خیمه‌اش این‌چنین باشد _ و دو انگشت سبابه دو دست خود را کنار هم نشان داد_ و نمی‌گویم این‌چنین _ و انگشت وسط و سبابه‌اش را نشان داد_ زیرا که این بزرگ‌تر از آناست.

در اینجا امام رضا علیه السلام فرمودند: آری، درست روایت کرده است.(2)

هفتم : جهاد در رکاب حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف و شهادت در راه ایشان

• عبدالحمید واسطى گوید:

به امام محمّد باقر علیه السلام عرض کردم: جمعی از ما شیعیان به انتظار فرج، از بازار و کسب خود دست برداشته‌ایم،

به نحوى که نزدیک است بعضى از ما فقیر و سائل شود.


1) . غیبت شیخ طوسی: ص459.

2) . غیبت نعمانی: 41.

فرمودند: «عبدالحمید! آیا گمان مى‌کنى کسى که خود را در مسیر خدا نگاه دارد (وقف خداوند کند)، خداوند فرج و گشایش برای او قرار نمی‌دهد؟ آری! والله یقیناً خداوند برای او گشایش قرار می‌دهد. خدا رحمت کند بنده‌اى که خود را براى یارى ما نگاه مى‌دارد، خدا رحمت کند بنده‌اى که امر ما را زنده مى‌نماید.»گفتم: اگر پیش از ظهور قائم در حال انتظار بمیرم، چه ثوابی دارم؟ فرمودند: «اگر چنین کسی در چنین حالی از دنیا برود در حالی‌که عزم یاری حضرتش را در زمان ظهور داشته باشد، مثل کسى است که در رکاب او جهاد کرده و شهید شده باشد.»(1)

• ابى حمزه ثمالی می‌گوید:

به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، پیر و ناتوان شده‌ام و اجلم نزدیک شده، مى‌ترسم پیش از وقوع فرج بمیرم.

حضرت فرمودند: «ابا حمزه! هر کس به ما ایمان آورد و سخن ما را تصدیق کند و منتظر زمان فرج باشد، مِثل کسى است که زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام شهید شده، بلکه ثواب کسى را دارد که در رکاب حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم شهید شده باشد.»(2)

• حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کس بمیرد در حالى که انتظار ظهور امام زمان علیه السلام را داشته باشد، مانند کسى است که با حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در خیمه ایشان باشد. آن‌گاه اندکى ساکت شدند و فرمودند: بلکه مانند کسى است


1) . کافی: 8/80 ح37.

2) . بحار الانوار: 68/141 ح86.

که در رکاب ایشان جهاد کند. نه والله، بلکه مانند کسى است که در رکاب حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم شهید شده باشد.»

حقیر گوید: در این حدیث، سه درجه از ثواب را تدریجاً ذکر فرموده‌اند که از براى منتظرین ظهور حضرت قائم علیه السلام هست.

هشتم : بهره‌مندی از ثواب کامل عبادات و احکام صحیح واقعی در قیامت

در «بحار» از امیرالمؤمنین علیه السلام روایتی نقل شده که خلاصه‌اش این است:

«حقّ تعالى به کسانى که در زمان غیبت انتظار ظهورش را می‌کشند، و دین خود را محکم نگاه می‌دارند، ثواب‌های کاملی را که به ازای عمل نمودن به احکام واقعی و عبادات صحیح عطامی‌فرماید، به شخص منتظر می‌دهد، اگرچه او به سبب غیبت حضرت، دسترسى به فهمیدن حکم‌های واقعى و عبادات حقیقى را نداشته و نتوانسته است به آنها عمل کند.»

یعنى یکی از فضایل انتظار فرج آن است که خداوند به منتظر ظهور، در مقابل اعمال و عبادات ظاهری که بنابر تکلیف فعلى خود به جا مى‌آورد، ثواب اعمال و عبادات کامل حقیقی را مرحمت مى‌کند.

نهم : محشور شدن در زمره آل محمد

• از مسعده روایت شده که می‌گوید:

«در محضر مبارک حضرت صادق علیه السلام بودم، پیرمرد قد خمیده‌ای وارد شد در حالى که به عصاىش تکیه زده بود، پس سلام کرد و

حضرت جواب سلامش دادند، آن‌گاه عرض کرد: یابن رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم! دستتان را بدهید تا ببوسم. حضرت دستشان را دادند و او بوسید و گریست.

حضرت فرمودند: شیخ! چرا گریه مى‌کنى؟ عرض کرد: فدایت شوم، صد سال است که عمرم در انتظار قائم شما گذشته؛ هر ماه که نو مى‌شود، مى‌گویم: این ماه ظهور مى‌کند، هر سال جدیدیکه می‌آید، مى‌گویم: ظهور امسال واقع مى‌شود، اکنون پیر و ناتوان شده‌ام و مرگم فرا رسیده امّا هنوز به مراد دلم نرسیده‌ام و فرجتان را ندیده‌ام، پس چرا گریه نکنم در حالی‌که بعضی از شما اهل بیت را آواره و بعضى را کشته به ظلم اعداى دین مى‌بینم؟(1)

گذشت عمر من اندر فراق یار، دریغ *** زهجر، غرقه خون شد دلِ فکار، دریغ

شد از فراقش روزم سیاه چون شب تار *** گذشت عمر و بِمُردَم در انتظار، دریغ

پس حضرت صادق علیه السلام گریان شد و فرمودند: «شیخ! اگر زنده بمانى تا قائم ما را ببینى، در مقام رفیع بسیار عالى هستی واگر پیش از ظهور در انتظارش مُردى، روز قیامت در زمره آل محمّد علیهم السلام محشور خواهى شد، و آن‌ها ماییمکه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به تمسّک ما امر نموده در آنجا که فرمودند: «اِنّي مُخْلِفٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ، فتَمَسَّکوا بِهِما لَنْ تَضِلّوا کَتابَ اللهِ وَ عِترَتي اَهْلُ بَیْتي» همانا من دو چیز گران سنگ در میان شما مى‌گذارم، پس به آن‌ها متوسّل شوید تا هرگز گمراه نشوید، یکى قرآن و دیگرى اهل بیت‌ام.»


1) . از مؤلف :

پیرمرد وقتی این بشارت عظیم را شنید، گریه‌اش آرام گردید و گفت: با این بشارت از مرگ باکی ندارم.(1)

• در روایت دیگری امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند:

«خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت به دوستی ما چنگ می‌زنند و در دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما استوارند! آن‌ها از ما و ما از آنان هستیم، آن‌ها به پیشوایی ما راضی شدند و ما به شیعه بودن آنها خشنودیم. خوشا به حال آن‌ها، به خدا قسم! آنان روز قیامت با ما و در مرتبۀ ماهستند.(2)

دهم : قرار گرفتن در زمره اولیاء و نداشتن حزن و ترس در روز قیامت

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبت، انتظار ظهورش را دارند و در زمان ظهور، ازاو اطاعت می‌کنند. اینان اولیای خدا هستند که در روز جزا ترس و ناراحتی ندارند.»(3)

تذکّر: اختلافى که برای ثواب انتظار در بعضی اخبار مشاهده مى‌شود، به سبب اختلاف منتظران در درجات معرفت، تقوى و انتظار است، البتّه هر کس از این نظر کامل‌تر باشد، ثوابش هم بیش‌تر است.


1) . بحار الانوار: 36/408.

2) . بحار الانوار: 51/151.

3) . کمال الدین: 2/357 ح54.

مقصد دوّم وجوب انتظار و شرط آن در قبولی اعمال

• اسماعیل جعفى می‌گوید:

شخصى به محضر امام باقر علیه السلام رسید و همراهش صحیفه‌اى بود، حضرت علیه السلام به او فرمودند: «آیا این همان نوشتۀ مخاصم است که در آن سؤال کرده از دینى که به واسطه آن اعمال انسان قبول می‌شود؟» عرض کرد: بلى، خدا شما را رحمت کند، به همین جهت آمدم.

حضرت فرمودند: «دینى که اعمال با آن قبول مى‌شود: شهادت به یگانگى خدا و رسالت خاتم انبیا صلی الله علیه وآله و سلم، و اقرار به حقّانیت تمام آن‌چه خبر داده از جانب حضرت حقّ تعالى، و دوستى با ما اهل‌بیت، و بیزارى از دشمنان ما، و فرمانبردارى امر ما، و پرهیزگارى از گناهان، و تواضع، و انتظار ظهور حضرت قائم علیه السلام است.

همانا براى ما دولتى است که هر وقت خدا بخواهد، آن را ظاهر مى‌گرداند.»(1)

• از ابو بصیر روایت شده: حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

«مى‌خواهید شما را خبر دهم از چیزى که حقّ تعالى با نبودن آن هیچ عملى را از بندگان نمى‌پذیرد؟ گفتم: بلى.


1) . کافى: 2/22 ح13.

فرمودند: شهادت به یگانگى خدا و پیامبری حضرت محمّد صلی الله علیه وآله و سلم، و اقرار به آنچه خدا امر فرموده، وقبول ولایت ما، و بیزارى از دشمنان ما، و اطاعت و پیروی از ما، وپرهیزگارى از گناهان، و کوشش در ادای واجبات شرعیّه، و یقین در اصول دین و حقیقت امر ائمّه اطهار، و انتظار ظهور حضرت قائم علیه السلام.

سپس فرمودند: براى ما دولتى است که حقّ تعالى هر وقت بخواهد آن را ظاهر مى‌کند.»(1)

• حضرت عبدالعظیم حسنی می‌فرماید:

به محضر سرورم، امام محمّد تقى علیه السلام وارد شدم، و قصد داشتم از آن حضرت در مورد امام قائم سؤال نمایم، که آیا همان مهدى است؟ پسحضرت پیش از سؤال من فرمودند:

«اباالقاسم! به درستی قائم همان مهدى است که انتظارش در زمان غیبت و پیروى او در زمان ظهورش واجب است، و او سوّمین از فرزندان من است.»(2)

• از حضرت صادق علیه السلام نیز روایت شده که فرمودند:

«نزدیک‌ترین حالات بندگان به خداوند که در آن حال خوشنودتر از هر زمانى است، وقتى است که امام آن‌ها غایب است و مکانش را نمى‌دانند، ولی یقین دارند که حجّت خداوند وجود دارد، پس باید هر صبح و شام منتظر فرج باشند.»(3)


1) . غیبت نعمانی: ص200 ح16.

2) . کمال الدین: 2/377 ح1.

3) . کمال الدین: 2/338 ح10.

مؤلّف گوید: هر صبح و شام، کنایه از استمرار و دوام است که در هیچ حال و وقتى نباید از ظهور امام علیه السلام مأیوس باشند، بلکه هر چه غیبت حضرتش طولانى‌تر مى‌شود، باید امیدشان به نزدیکى ظهور بیش‌تر گردد، و یقین ایشان به وجود مبارک او استوارتر شود؛ زیرا اینطول غیبت از امور غیبیّه‌اى است که ائمّه ما علیهم السلام پیش از وقوع آن خبر داده‌اند.

از مؤلف:

هر دم در انتظار تو عمرم گذر کند *** آنِ دگر امید مرا بیشتر کند

نوعى اثر نموده به قلبم جدایی‌ات *** کاندر رگى ضعیف، اثرِ نیشتر کند

مقصد سوّم معناى انتظار و مقدار واجب آن

انتظار امریست قلبى، که از آن امور بدنی بسیاری ظاهر و پدیدار می‌شود، که به حسب اختلاف درجات انتظار متفاوت است.

مقدار واجب از انتظار قلبى براى ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس آن‌چه از اخبار به دست می‌آید، این است:

مؤمن باید یقین داشته باشد حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام دوازدهم و فرزند بی‌واسطۀ امام حسن عسکرى علیه السلام است، و از تولّد تاکنون زنده است، و با همین بدن باقى و در همین عالم است، و نمرده و نخواهد مرد، تا با همین بدن ظهور کند و عالم را پر از عدل نماید، و اسلام را در جهان رواج دهد، و ظهورش وقت معیّنى ندارد، و نباید مؤمن در هیچ حال و سالى از ظهور حضرت نا امید گردد، بلکه بایستی همیشه به ظهور موفور السّرور آن بزرگوار امیدوار باشد.

پس این‌که بعضى نادان‌ها بر اساس خیالات و حدسیّات مى‌گویند: حالا حالاها امام علیه السلام ظهور نمى‌کند، یا تا صد سال دیگر هم ظاهر نمى‌شود، اشتباه و خلاف دستور ائمّه اطهار علیهم السلام است؛ بلکه در اخبار متعدّد، تصریح فرموده‌اند، ظهور حضرت ناگهانی است، و نشانه‌های حتمی ظهور، مثل: خروج سفیانى، صیحۀ آسمانى و قتل نفس زکیّه همه در یک سال واقع مى‌شود، چنان‌چه مشروحاً در «مکیال المکارم»

ذکر نموده‌ام، پس ممکن است ظهور در سال جاری واقع شود و ممکن است در سال‌های بعد، و مؤمن نباید هیچ‌وقت از ظهور نا امید گردد.

همچنین اعتقاد قطعی به این‌که تا فلان وقت یا فلانسال ظهور واقع می‌شود، اشتباه است، بلکه در روایات امر فرموده‌اند، هر کس براى ظهور وقت تعیین کرد، او را تکذیب نمایید، زیرا زمان آن را تنها خداوند می‌داند.

و مقدار واجب از انتظار بدنى که از انتظار قلبى ظاهر و پدیدار مى‌شود، این است:

مؤمن از گناهان اجتناب نماید، صفات بد را از خود دور نماید و خود را به صفات خوب متّصف کند، تا اگر زمان ظهور حضرت را درک نمود، مشمول مرحمت و احسان حضرتش باشد، و ایشان از او خشنود باشند، نه دل آزرده.

حضرت صادق علیه السلام ابى بصیر فرمودند:

«هر کس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم علیه السلام باشد، باید در حالى که منتظر ظهور حضرتش است، عملش بنابر پرهیزگارى باشد، و خود را به صفات خوب و اخلاق حمیده متّصف نماید، پس اگر قبل از ظهور از دنیا برود، ثواب کسى را دارد که فیض حضور حضرت صاحب الزمان علیه السلام را درک نموده و از یارانش باشد، پس تلاش کنید برای پرهیزکارى و طاعت و منتظر ظهور باشید.»(1)

و در توقیعی (نامه) که از ناحیۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده، می‌فرمایند:


1) . بحار الانوار: 52/140.

«باید هر یک از شما کارى کند و نوعى رفتار نماید که به محبّت ما نزدیک شود، و پرهیز کند از عملى که او را به غضب ما نزدیک مى‌نماید.»(1)

امّا انتظار قلبى کامل، پس به این حاصل مى‌شود که:

مؤمن در هیچ حالى از حالات، و هیچ وقتى از اوقات، و هیچ مکانى از مکان‌ها از یاد امام و انتظار قدوم مبارکش غافل نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل مردم حاضر شود و با اهل عالَم گفت وگو کند، قلبش پیش امام زمان علیه السلام باشد و در انتظار و فکر و شوق وصال او به سر برد، مثل شخصى که تنها یک فرزند داشته باشد و آن یک نفر هم به جمیع کمالات آراسته باشد و وجودش برای او سراسر خیر و منفعت باشد، از قضا به سفرى برود و این پدر از جا و منزل او خبر نداشته باشد، بدیهی است حتّی ساعتی بی خیال او نمی‌شود و از جستجویش غفلت نمى‌کند، به طوری که گویی فرزندش در تمام لحظات شب و روز پیش نظرش مجسّم است،

و چون مؤمن محبّتش به امام زمان علیه السلام به این درجه و مرحله رسید، ایمانش کامل مى‌شود، چنان‌که پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند:

«ایمان مؤمن کامل نمى‌شود، مگر وقتى که من نزد او از خودش عزیزتر باشم، و فرزندانم در نظر او از فرزندان خودش عزیزتر باشند، و خانوادۀ من نزد او از خانواده‌اش عزیزتر باشند، و امور متعلّق به من در نظر او از امور متعلّق به خودش مهم‌تر باشد.»(2)


1) . احتجاج: 2/322.

2) .علل الشرایع: 1/140 ح3.

خاتمه : آثار درجه کمال انتظار

آن دوازده مورد است که به اختصار عرض می‌کنم:

اوّل : منتظر همیشه در فراغ محبوبش محزون است، چنان‌که حضرت رضا علیه السلام در وصف حال مؤمنان در زمانغیبت فرموده‌اند.(1)علاوه بر این، دلایل دیگری هم براى حزن مؤمن در زمان غیبت موجود است؛ مثل: ضعف مسلمانان و غلبه معاندین، آشکار نبودن احکام واقعی، سلطنت نداشتن ظاهری امام زمان علیه السلام و غیر این‌ها.

دوّم : گریان بودن در انتظار حضرت علیه السلام، چنان‌که از امام صادق علیه السلام روایت شده است.(2)

سوّم : همیشه به یاد حضرت بودن و لحظه‌اى از ذکر و فکرش فارغ نشدن.

چهارم : کناره گرفتن از اهل دنیا و ترک معاشرت مگر به قدر ضرورت.

پنجم : دعا به حضرت و طلب ظهورش در اوقات و اماکن مظانّ اجابت.

ششم : تشویق مؤمنان به دعای برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حتّی التماس این امر را از آنان کردن، بلکه منتظر به هر وسیله‌ای که احتمال


1) .مکیال المکارم: 2/192 ح1269.

2) . بحار الانوار: 52/281 ح9.

نزدیک شدن به محبوب را می‌دهد، باید تمسّک کند.

هفتم : هر چه غیبت طولانى‌تر مى‌شود، شوق منتظر شدیدتر می‌گردد.

هشتم : در انتظار محبوب خود، بر سختی‌ها صبر کند، و آن‌ها را در مقابل این امر بزرگ، آسان و کوچک شمارد.

نهم : وقتی شخص منتظر به حدّ کمال رسید، از مشکلات و سختی‌هایى که در مسیر انتظار مولایش بر او وارد مى‌شود، لذّت مى‌برد و به سبب شوقى که به لقاى محبوبش دارد، آن سختی‌ها و دردها را احساس نمى‌کند.

دهم : چون انتظار و محبّت شدید شد، خواب و خوراک شخص مى‌شود، تا جایی که دیگر به خودش هم توجّه نمی‌کند، بلکه کار به جایى مى‌رسد که از خود بی‌خود مى‌شود، چنان‌که این حال براى ائمّه ما علیهم السلام در حال نماز اتّفاق مى‌افتاد.

یازدهم : آن‌گاه که انتظار کامل شد، از هیچ چیزِ دنیا لذّت نمى‌برد، بلکه لذّت او منحصر به ذکر محبوبش می‌شود.

و شیخ سعدی، چه زیبا گفته:

گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی *** چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید

دوازدهم : مهیّا بودن از براى ظهور محبوب و عمل نمودن به وظایف منتظران در زمان غیبت که پیش‌تر بیان شد.

بخش پنجم : اشعار فارسی و عربی از شهید انتظار، آیت الله سید محمّد تقی فقیه احمدآبادی رحمه الله

اشاره

مقدّمه

آیة الله فقيه احمدآبادی قدس سره، علاوه بر آثار قلمی، علمی و تحقیقی متعدد که میراثی گران‌بها و مصداق «الباقیات الصالحات» است، سروده‌های فارسی و عربی به یادگار نهاده‌اند که در بر دارندۀ مضامینی ارزشمند و سوز و گداز و شور و حالی عمیق است که عشق و ایمان، ذوق و عرفان و درد هجران در آن‌ها تجلّی دارد، و به دل‌ها شوق و شعف، جوش و خروش، و امید و ضیا می‌بخشد.

این اشعار ارزشمند نشانۀ دل بیدار، قلب مطمئن و روح بلند این مجتهد ادیب است که غالب آن‌ها دربارۀ انتظار و فراق مولایش امام زمان علیه السلام می‌باشد.

در این بخش آنچه از اشعار این عاشق دلباختۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آثار منتشر شده و مخطوط(1)به جای مانده از ایشان یافتیم، به محضر علاقمندان و دوستداران آن بزرگوار، و دلدادگان و شیفتگان حضرت بقية الله الأعظم، حجة بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم می‌نماییم.


1) . اشعاری که در آثار مخطوط یافتیم و برای اوّلین بار در اینجا به طبع می‌رسد با علامت ستاره «*» مشخص شده است.

مرحوم صاحب مکیال در یکی از آثار مخطوط خود نوشته‌اند:

«حقیر گوید: ظاهر است که هرگاه شخص، گرفتار مِحنت و شدّتی باشد و نداند که این سختی و شدّت _آیا_پایانی دارد یا ندارد و پایان آن چه خواهد شد، خیلی اصعب و سخت‌تر است از آن‌که در آن سختی و شدّت بداند که آخر این امر، فرج و گشایش است و منتظر آن گشایش باشد. پس یقینی است که در صورت علم به انتهای امر فرج و گشایش، قلب او ساکن می‌شود و سختی آن سبک می‌گردد.

و این رباعیات که ذکر می‌شود در اظهار انتظار و شوق به ظهور حضرت صاحب الدار بالبداهة بر قلم تحریر این حقیر کثیر التقصیر جاری شده است .

و چون مدتی قبل در عالم رؤیا دیدم که اشعاری به من می‌گویند و حقیر در صفحه‌ای می‌نویسم و آن‌ها متعلّق بود به حضرت امیر و حضرت صاحب الزمان علیهما السلام و هنگام بیداری از خاطرم محو شده بود، در این وقت چنان گمان دارم که این اشعار تعبیر آن‌ها باشد که در خواب به من گفته بودند، و فعلاً فراموش کرده‌ام که گوینده چه کسی بود، لکن مظنونم آن است که خود آن بزرگوار بودند، پس با خود اندیشه کردم که «هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا»...(1)


1) . مؤلّف رحمه الله سپس رباعیات را ذکر می‌کنند.

رباعیات در فراق حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف

از طعنه دشمنان دون، صد فریاد *** و ز دیده کوته نظران، صد فریاد

بر غربت دين احمدى، صد افسوس *** و ز غیبت صاحب الزمان صد فریاد


ای ذکر تو نقل مجلس درویشان! *** وی نام تو مَرهَم دلِ دلریشان!

بیچاره منم که از رخت مهجورم *** از کینه‌وریّ و جور بداندیشان


اى پادشه جهان! جهان پر شور است *** دشمن به هزار گونه عيش و سور است

اى کاش که من رخ نکويت بينم *** دور است بسى ز بخت من اين دور است


اى وصل تو غایة المراد دل ما! *** وی ذکر تو زیب و زیور محفل ما!

اندر دل ما لشکر غم منزل کرد *** زآن روز که دور گشتی از منزل ما


ای زادۀ عسکری، امام همه خلق! *** از بهر هُدى، مَهِ تمام همه خلق

راهی بِدِه‌ام به سوی خود بهر خدا *** کافسرده شدم، ز خاص و عامِ همه خلق


ای گشته خیال تو قرار دل من! *** و ز دوستی‌ات سِرشته آب و گل من

نه طاعت و نه عبادتی دارم، لیک *** حبّ تو، ز عمر من بُود حاصل من

اى چارۀ درد خستگان! ادرکنى *** اى مونس و يار بی‌کسان! ادرکنى

من بى‌كَسَم وخسته ومهجور وضعيف *** یا حضرت صاحب الزمان!ادرکنى


اى وارث يازده امام بر حق! *** اى بر همۀ خلق، ولىّ مطلق!

دارم طمع نظاره‌ای بر رويت *** اى مصدر فيض و ماسِوايت مشتق!


راز دل زار من، تو مى‌دانى و بس *** مانده است ز من ناله و افغانى وبس

شد خانۀ دل خراب و از غير، تهى *** در خانه خرابه‌ام، تو مهمانى و بس


از دورى تو خانه خرابم به خدا *** رنجور و نحيف و دل کبابم به خدا

لعل لب توست آب حيوان، بينى؟ *** من تشنه يک دو قطره آبم به خدا


از حضرت تو ترحّمى مى‌خواهم *** وز لعل لبت تبسّمى مى‌خواهم

تو شاهى و من گدا و از بخشش تو *** يک قطره ز بحر قَلزُمى(1)مى‌خواهم


اى پادشه، ز من صلایى در ده *** مایيم گداى تو، نوایى در ده

دل‌های فِگارِ(2)ما پر از درد و غم است *** از بهر خدا به ما شفایى در ده


ای آتش عشق تو به دل‌های فِگار! *** از غیبت رویت، ای مه هر دو دیار

چون آتش طور موسى، اندر شب تار *** روزانۀ عاشقان شده چون شب تار


1) . اقیانوس، دریا.

2) . زخمی

ای مهدی صاحب الزمان! دریابم *** ای جان همه جهانیان! دریابم

از دوری روی تو بدین‌سان گشتم *** بی‌چاره و زار و ناتوان، دریابم


گر جرم و گناه و خجلتم بسيار است *** اميّد به عفو و رحمتت بسيار است

اندک نظرى به حال افگارم کن *** کز تو، لطف اندکی بود بسيار است


اى بحر محيط، قطره‌اى از کرَمت! *** وى روى زمين، بساط خوان نِعَمَت!

مُردم ز غم نديدن چهرۀ تو *** بنما نظرى بر اين گرفتار غمت


تا ديدن روى دوست، حاصل نشود *** مقصود من از حيات، حاصل نشود

حاصل نشود مرادش اندر دو جهان *** آنکس که مرادش به تو حاصل نشود


ای سرور جمله پادشاهان! نظری *** ای صاحب خون بی‌گناهان! نظری

من مور ضعیف و تو سلیمان جهان *** بر مور ضعیف، ای سلیمان! نظری


گرديده کنون فلک به کام دشمن *** باز آ تو براى انتقام دشمن

تا صارم(1)انتقام تو بردارد *** از صفحه روزگار، نام دشمن


بازآ که جهان پرشده از ظلم و فساد *** از کينه و جور ظالم بد بنياد

باز آى و بگير داد مظلومان را *** از آن‌که ز اول اين بنا کج بنهاد


1) . شمشير.

هر دم در انتظار، عمرم گذر کند *** آنِ دِگر، امیدِ مرا بیش‌تر کند

نوعى اثر نموده به قلبم، جدایی‌ات *** کاندر رگی ضعیف، اثرنیشتر کند


گذشت عمر من اندر فراق يار، دريغ *** زهجر، غرقه خون شد دلِ فگار، دريغ

شد از فراقش روزم سياه چون شب تار *** گذشت عمر و بِمُردَم در انتظار، دريغ


عید آمد و شد ز لاله بستان، پر نور *** هر کس به خیالی به جهان شد مسرور

ما را غم و محنت و اَلم شد بسیار *** زآن رو که جمالت بُود از ما مستور


ای ما حصل مراد از کون و مکان! *** بازآ که شود جهان به تو رَشکِ جَنان

بی‌دیدن طلعت تو ای جانِ جهان! *** حظّی نبود مرا ز باغ و بستان


این دل که به مهر تو سِرشت از آغاز *** افتاده ز دوری تو در سوز و گداز

زان پیش که خصم دون به ما طعنه زند *** ما را به یکی نَظاره، شاها بنواز


یا رب! آن طلعت زیبا ز پس پرده غیب *** تو برون آور و ما را به لقایش برسان

آن چه مانع ز ظهورش شده، از جا بردار *** وآن‌چه اسباب ظهور است، برایش برسان

دشمنان را همه تن‌ها، ز روان خالی ساز *** دوستانش همه را، بوسه به پایش برسان

رباعیات در مصائب حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

در عرصه کربلا حسين گشت شهيد *** آن روز که عرش کبريایى لرزيد

هستى تو ولىّ خون شاه مظلوم *** بنما، طلب خون وى از آل يزيد


آن سر که سرِ دوشِ نبى داشت مقام *** شد بر سر نِى، ز کينۀنسل حرام

آن سر که گرفت عرش ازو زينت؛ شد *** از جور يزيد زينِ دروازۀ شام


آن سر که بُدى مصداق آيه نور *** جا داد ز کينه، خولي‌اش كُنج تنور

بد عهدى دورِ آسمان را بنگر *** رأس شه دين کجا و کفّ مخمور؟


آن لب که بداد بوسه‌اش، خير انام *** زد چوب بر او يزيد، آن نسل حرام

مى‌گفت به خنده و تبسم: «الحمد *** کامروز مرا دور فلکگشته به کام»


اولاد نبى به بزم خود حاضر کرد *** از بهر تماشا، همه کس ناظر کرد

مسلم نپسندد که به کافر بيند *** ظلمى که به آل نبى، آن کافر کرد

غزلیات در فراق حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف

غزل اول

اى بپا از يُمن ذاتت هفت ارض و نُه فلک! *** ايستاده چون غلامان بر دَرت، خيل ملَک

ريزه‌خوار خوانِ احسان تو، خلق برّو بحر *** مرغ‌ها، اندر سما و در ته دريا، سمک

چشم‌های عاشقان، خون‌بار شد از هجر تو *** بازآ، اى چشمِ عالم را به جاى مردمک

تا که شد مجروح، دل‌های محبّان از غمت *** دشمنان پاشند بر زخمِ دلِ آن‌ها، نمک

طالَما أضمرْتُ أحْزاني و کاتَمتُ الهَوى *** في حبيبٍ غابَ عن عيني و قَلبي قد مَلَك

آن شهنشاهى که ذاتش مظهر عدل خداست *** وآن‌که حُبّش، کفر و ايمان راستْ معيار و محک

مالکِ مُلکِ جهان، فرمانده دنيا و دين *** حامىِ شرع پيمبر، ماحىِ طغيان و شک

عاشقان مُردند در هجرانُ، نيامد آن نگار *** کاش مى‌گشتى خراب از اين تَطاوُل، اى فلک

اى که «جاء الحقّ» به وصفت آمده اندر نُبى(1)*** هان بيا تا مضمحل گردند، اهل ريب و شک

کى شود بينم که بهر انتقام آیى برون *** زان‌که کرد از دختر ختمِ رسل، غصبِ فدک

کى شود بينم جمال بى‌مثال انورت *** تا بگويم شرح غم‌های دل خود، يک به يَک

دوش مى‌کردم شکايت از حسودان پيش دوست *** در جوابم اين ندا آمد که «اللهُ مَعَك»

دست از دامان مهدى برنگيرى، اى «تقى» *** قَدْ نَجا مَن اَمَّه(2)، مَن اَعْرَضَ عَنْهُ هَلَك

غزل دوم

وقت آن آمد که آه و ناله را افزون کنم *** عالَمى را از فراق يار خود دلخون کنم

گر بگويم شمّه‌اى وصف جمالش بهر خلق *** عاقلان را از فراق طلعتش مجنون کنم

ور نمايم وصف نورِ روىِ پاکش آشکار *** سر به زير از شرمسارى، موسىِ عِمران کنم


1) . نُبی: قرآن.

2) . اَمَّه: قصد کردن چيزى (توجه کردن به...).

ور بگويم ذرّه‌اى از زهد او را در جهان *** منفعل عيساى زاهد بر سَرِ گردون کنم

آن‌که احمد بر وجود او همى کرد افتخار *** من کی‌ام تا نام او را با زبان مقرون کنم

آن‌که از رفعت بِبُردندَش ملائک تا به عرش *** من که چون خاک زبونم، مدح او را چون کنم

مهدى صاحب زمان، آن مظهر عدل خدا *** کى توانم وصف ذات مَظهر بى‌چون کنم

شد دلم خون از غم هجران و صبرم شد تمام *** خونِ دل بايد ز راه ديدگان بيرون کنم

شد رُخم زرد از فراق روى آن سلطان دين *** روى خود بايد ز آب چشم خود گلگون کنم

عمر از کف رفت و ساز و برگى اندر کف نماند *** من به اين بى برگ و سازى در قيامت چون کنم

سوخت طومار عمل را آتش عصيان من *** اين زمان بايد زمين را ز اشک خود جيحون کنم

با همه عصيان رَوَم در روضه رضوان اگر *** مهدى صاحب زمان را دست بر دامان کنم

اى «تقى» بس کن که گر اين‌سان نمایى شرح غم *** بگذرم از اهل عالَم، روى در هامون کنم

غزل سوم

اى غایب از نظر! نظرى سوى ما فکن *** آشفته بين زغيبتِ روى تو، مرد و زن

پوشيده نيست حالت افگار ما ز تو *** حاضر ميان جمعى و، غایب ز انجمن

از بس که دور گشت زمان ظهور تو *** نزديک شد که جان من آيدبرون ز تن

گر بشنوم ظهور تو را بعدِ مردنم *** از شوق، زير خاک بِدَرَّمْ به تن کفن

از محنت زمانه و از جور روزگار *** پا بستِ غم نهانم و افسرده در علن

دارم نصيحتى ز خرد ياد، اى «تقى» *** فارغ شوى ز غصّه، اگر بشنوى زِ من

بگذر از اين جهان که نيايد به کار تو *** جز مهر حجّت بن حسن، شاهد زَمن

غزل چهارم

ز دورى رخت اى پادشاه حُسن و جمال! *** رسيده جان به لب عاشقان، تَعال تَعال

به ذکر حُسن تو کرّوبيان عالَمِ قدس *** يُسبِّحونَ لَه بِالغُدوِّ وَ الآصال

امام مهدىِ هادى، شهنشه دو جهان *** سمّى ختم رسل، ماحىِ رسومِ ضَلال

اگر زبانِ همه ممکنات بُوَد مرا *** نمى‌شدى که تو را گفت وصف شأن وجلال

به پيشِ نور تو، خورشيد ذرّه‌ای موهوم *** به وصف ذات تو، گويند‌گان، تمامى لال

اگر نبود ز يُمن وجود اقدس تو *** به پا نبود، نه ارض و سما، نه ماه و نه سال

چنان‌چه نعمت حق هست از حساب برون *** تو را برون زحساب است علم وقدر وکمال

بيا بيا که همه عاشقان، سَر، از سَرِ شوق *** به کف گرفته، مهيّا براى استقبال

گذشت عمر من و، وصل تو نصيب نشد *** مگر به خواب ببينم شبى، زمان وصال

به عجز و لابه، توان ديد روى يار «تقى» *** به عجز کوش و به زارى، مکن تو استعجال

غزل پنجم

گرَم نصيب شود يک نظر به روى حبيب *** نثار او بنمايم روان، به رغمِ رقيب

به پاى خود اگرم بوسه‌اى روا دارد *** نَهم به تارک(1)شاهان قدم ز حشمت و ريب

غم فراق و دلِ پر ز خون و اشکِ بَصر *** مرا ز روز ازل اين سه چيز گشته نصيب

دلا! به محنت و غم صبر کن که بوده و هست *** به هر نشيب، فرازىّ و، هر فراز، نشيب

جهان به مهدى موعود گلستان گردد *** در آن زمان که نمايد، ظهور با فر و زيب(2)

«تقى» تو را به دل ار مهر او نهان باشد*** مدار رنجه دلِ خود ز هول روز حسیب


1) . فرق سر، کلاهخود.

2) . با شکوه، زیبا.

غزل ششم

مرا به جز رَهِ عشق تو نيست، هيچ طريق *** اگر به وصل جمالت رسم، زهى توفيق

منِ خراب کجا و، وصالِ يار کجا *** چه سان رسد پَرِ کاهى به قعر بحر عميق؟

مرا ز عشق مترسان که فاش مى‌گويم *** که نيست مقصد پروانه هيچ، غير حريق

به جز حديث محبّت هر آنچه گفته شود *** تمام ضايع و باطل بود، على التّحقيق

نگار ما چو گُشايد دهان به وقت سخن *** بَرد ز خاطر ما، ذکر سلسبيل و رحيق

خرد به كُنْه کمالش کجا رسد، هيهات *** که غرقه‌اند در اين لُجّه، فکرهاى دقيق

«تقى» به گوشۀ عزلت نشين و دم در کش *** که يافت مى‌نشود، يک نفر رفيق شفيق

غزل هفتم

روزی که ساخت خانۀ دل را خدای دل *** از بهر عشقِ رویِ تو کردْ او بنای دل

دل را فدای عشق تو کردم من از نخست *** با آن‌که هر چه بود نمودم فدایدل

راهی که رهروانِ دو عالم نیافتند *** پیموده‌ام به یک قدم، آن را به پای دل

در نردِ عشق، هستی خود را بباختم *** کردم تمام کون و مکان را فنای دل

حاجی به سوی کعبه روان می‌شود از آنک *** راهی نیافت در حرمِ با صفای دل

آن آتشی که خرمن ایجاد را بسوخت *** اندک نمونه‌ای بُود از داغ‌های دل

در سر نه یاد گلبن و نِی فکر گلشن است *** آن را که دامن است پُر از پاره‌های دل

بس ای «تقی» که با خبر از راز دل، کسی *** نبْوَد به غیر حق، که نموده بنای دل

غزل هشتم

یک دم اگر به خاک عزیزان گذر کنی *** از ما سوایِ حق، همه قطع نظر کنی

گر حبّ غیر حق، ز دل خود برون کنی *** در یک نفس، جهان همه زیر و زبر کنی

در نزد پیر عشق، بخوان درس عشق را *** تا عشق غیر حق، ز دلِ خود برون کنی

خاکت به سر که هیچ نکردی به جز گناه *** اکنون ز جای خیز، که خاکی به سر کنی

آماده باش و توشۀ راه سفر بساز *** شاید سفر به ناگه از این رهگذر کنی

از آبِ دیده، آتش عصیان خموش کن *** زان پیش، کز ندامت خود، ناله سر کنی

«ربِّ ارجعون» بگویی و سودی نبخشدت *** هر چند آه و ناله، از آن بیش‌تر کنی

هان ای «تقی» ز خدمت مهدی متاب روی *** خواهی اگر به خُلد برین، مستقر کنی

غزل نهم

هر که اندر خم گیسوی تو در دام افتاد *** بِگُذشت از همه عالم و آرام افتاد

هر دلی را که در او عشق تو ننمود اثر *** سنگ خاری‌ست که بی‌فایده و خام افتاد

ما گرفتار توئیم و، تو ز ما فارغ چند *** دلِ افسردۀ ما پر غم و ناکام افتاد

ما ضعیفان اگر امروز شرابی بخوریم *** خون دل‌هاست که از هجر تو در جام افتاد

لب و دندان تو حیف است کُنم تشبیهش *** که دُری در صدف گلبویِ گلفام افتاد

ای «تقی» غم مخور از هجرت آن یار که روز *** از فِراقش به نظر، تیره‌تر از شام افتاد

غزل دهم

دل رفت و عمر رفت و نیامد نگار من *** وز دوری‌اش ز دست برون شد قرار من

امّید داشتم که رخ دوست بنگرم *** رحمی نکرد، بر دل امّیدوار من

مُردم در انتظار و ندیدم رخ نگار *** ترسم که به حشر کشد انتظار من

داغ جدایی‌ات دل من را کباب کرد *** بنما ترحّمی به دل داغدار من

افسوس و آه و درد، از جور دشمنان *** در پرده مانده است، جمالِ نگار من

ترسم که عالَمی بشود غرقۀ فنا *** گریان شود، اگر مُژۀ اشکبار من

ای آنکه وصف‌کرده خدایت به «اضطرار» *** رحمی نمای بر من و بر اضطرار من

ای دل! امید دار وصالِ جمالِ یار *** چون نیست خُلف وعدۀ پروردگار من

قصيدۀ شعبانیه در میلاد پر سرور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

هلال ماه شعبان تا که گرديد از افق پيدا *** جهانِ پير شد از شوقِ وصلِ روىِاو بُرنا

شهى کز روى او شد آيتى جنّات و ما فيها *** که بردندش ملايک در مقام قرب أو أدنى

امام مهدى هادى، ولىّ خالق يکتا

دلا! اکنون زمان عشرت و ايّام شادى شد *** که روزِ مولدِ شاهنشهِ مهدىِ هادى شد

شهى کز پرتو نورش همه خلق اَيادى شد *** جمال انورش پنهان چو از ظلم اَعادى شد

شب و روز منِ افسرده از هجرش مساوى شد

بيا در ده ز صهباى محبّت جرعه‌اى، ساقى! *** که سرمست از هواى او شَوَم در عين مشتاقى

نباشد درد ما را غير وصلِ دوست، ترياقى *** از آن مِى کو دهد ما را، حياتى بى‌غش و باقى

أدر کأساً و ناولها ألا يا أيّها السّاقى!

بشارت باد ياران را، که نصفِ ماه شعبان شد *** جهان از مَولِد شاهنشه دين رَشکِ رضوان شد

چو نور طلعت او بر بسيط خاک تابان شد *** زمين بر آسمان و عرش و کرسى، جمله نازان شد

که اندر او چنين نورى ز صنع حقّ فروزان شد

شهنشاهى که عدل حقّ شود از ذات او ظاهر *** سمىّ احمد مرسل، امام حامد حاشر

نباشد غير حبّ او مرا در اوّل و آخر *** شفيعى روز رستاخيز نزد خالق قادر

ندارد بهره از ايمان کسى کو شد به او کافر

شهى کز يُمن او، بر پا زمين و آسمان باشد *** که درياهاى فيض از فيض جود او روان باشد

سر و جان، در جناب او، محقّر ارمغان باشد *** روا نبود که از اعمال زشت ما نهان باشد

به خود باز آ که وقت گريه و آه و فغان باشد

مه ثانى عشر، فرمانده کَون و مکان يکسر *** که مدحش کرد اندر وحى مُنزَل، خالق داور

گهى غيب‌اش به نام آورده(1)وگاهِ دگر مضطرّ(2)*** از آن روزى که عشق او مرا افتاده اندر سر

روا باشد نمايم فخر بر کلّ شهان يکسر

وصىّ عسکرى، شاهنشه دين، حجّت قائم *** که دارد انتظار حضرتش خيل مَلَک دائم

شه فرخنده ناصح، امام محسن منعم *** که انوار امامت را شد از جاه و شرف خاتم

بود ممکن ولى ممکن به ذات او بود قائم


1) . اشاره به آیۀ 3 سوره بقره: «اَلّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيْب» .

2) . اشاره به آیۀ 62 سوره نمل: «أم مَن يُجيبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاه».

شهنشاه دو عالم حامى دين، ماحى عدوان *** که باشد نعمت ذاتش برون از حيّزامکان

اگر خواهى نجات اى دل! مدارش دست از دامان *** که بى‌حبّش نباشد هيچ‌کس را بهره از ايمان

تبارک بر چنين جاه و جلال و رفعت و اين شأن

قصيده غديريّه در مدح حضرت اميرالمومنين علیه السلام

قَد تاهَ عقلى و حارَ فى فَضلِ يومِ الغدير *** قَد عَجَزَ الواصِفونَ عَن ذِکرِ مدحِ الأمير

عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير *** شاهى که مدّاح او گشت خداى قدير

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده ودلپذير

اى برتر از عقل و وهم! تو را مقام منيع *** وى برتر از لامکان! تو را مکان رفيع

در حضرت کردگار، حبّ تو باشد شفيع *** امروز از قدسيان، آيد به گوش سميع

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

خيل ملک در سما با زينتى بس عجيب *** اندر جنان حوريان، به هيئتى دلفريب

با نغمه دلنواز، در بوستان عندليب *** و اندر زمين شيعيان، گويند با فرّ و زيب

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

امروز ابواب فيض، به سوى ما باز شد *** به منصب سرورى، على سرافراز شد

کرّوبيان را به عرش، اين سخن آغاز شد *** عشق و خرد با زبان، هريک هم‌آواز شد

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

امروز شد بهر خلق، نور خدا آشکار *** حقّ را واضح نمود، پيغمبر تاجدار

گفتا به خمّ غدير، که اى صغار و کبار! *** به پادشاهى ز حقّ، على شده برقرار

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

دوستِ او را بود، جاىْ به خلد نعيم *** دشمن او تا ابد، هست به دوزخ مقيم

ياور او را بود يار، خداى کريم *** هرکه از او روى تافت، گشت چو شيطان رجيم

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

گويم به حکم خداى، من به شما اين سخن *** طاعت او واجب است، برهمۀ مرد و زن

هر که محبّ على است، هست هوا خواه من *** زين مژده شادى کنند، جمله به سرّ و علن

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

فرمود چون اين سخن، با جملۀ شيخ و شابّ *** کردند يکسر همه، در حضرتش اين خطاب

گفتند از روى شوق، با شاه ختمى مآب *** ما جمله فرمان بريم، از حضرت بوتراب

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

آن کس که اوّل نمود، بيعت با شاه دين *** گفتا که بخّ بخّ به تو، اى سرور مومنين

آن بود کاوّل شکست، عهد مودّت ز کين *** بر او لعنت کنند، اهل سما و زمين

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

آن کو ز آغاز کار، خشت ستم را نهاد *** بر عترت مصطفى، دست تعدّى گشاد

هرچه ستم شد به خلق، ز اهل جور و فساد *** به گردن او نهند، جرمش به روز تَناد(1)

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

اى ملجأ مومنان! اى چاره بى‌کسان! *** پر شد زجور و ستم، سرتاسر اينجهان

ظاهر شو از بهر عدل، اى غايب از مردمان *** تا با زبان فصيح، گویيم شادى‌کنان

هلا هلا دوستان! آمده عيد غدير *** عيدى چو صبح وصال، فرخنده و دلپذير

رباعی در محبت امیرالمؤمنین علیه السلام*

خاکم به سر که غیر خطا نیست کار من *** وز معصیت چو شام شده روزگار من

امید نبستم به قیامت به جز دو چیز *** حبّ علی و مرحمت کردگار من


1) - اشاره به آیۀ 32 از سوره غافر از زبان حزقيل، مؤمن آل فرعون که گفت: {و ياقَوْمِ اِنّى اَخافُ عَلَيكُمْ يَوْمَ التَّناد}..

اشعار گوناگون

سایر اشعار

در وصف عشق*

علم نبود غیرِ علمِ عشق دوست *** کاوست مغز و جمله اینها هست پوست

بشنو ای دل! پوست از خود دور کن *** خویش را از عاشقی پر نور کن

چون ز علم عاشقی آگه شوی *** ای خود موسی کلیم الله شوی

چون‌که آن موسی مخلّی شد ز پوست *** از برای او تجلّی کرد دوست

امر «اِخلَع» را از او بشنیدچون *** علقه‌های خویش کرد از دل برون

چون‌که موسی گشت فارغ از قیود *** حق برای او تجلّی‌ها نمود

تا به کی در بند این نحویّ و صرف؟ *** تا به کی در قید اسم و فعل و حرف؟

نیست غیر اسم، این اعمال ما *** نیست غیر حرف، این افعال ما

نیست در آن، واقعیّت خردلی *** با چنین حالت، کِ-ی از اهل دلی؟

نیست این‌ها غیر صورت، سر به سر *** جمله بی‌مغز است و معنی ای پسر

مغز آن‌ها عشق و یاد مهوش است *** مستی از آن باده‌های دلکَش است

مغز نَبْوَد غیر اخلاص و خلوص *** نیست از تحریر و اسفار و فصوص

نیست مغز آن، شفای بوعلی *** عشق پیدا کن اگر ز اهل دلی

چند چند از این هیولا و صُوَر؟ *** خواست کِی این‌ها ز تو خیر البشر؟

اهل حکمت هستی، امّا نیستی *** خوش نظر کن، بین غلام کیستی؟

آنِ احمد یا از آنِ بوعلی؟ *** بوذری یا آن‌که کورموصلی؟

عشق باشد دوستیِّ آن نگار *** و انقطاع تو ز غیر کردگار

مغز گیر و دل مخلّا کن ز پوست *** چونکه در یک دل نمی‌گنجد دو دوست

عشق را تعریف ممکن نیست، نیست *** نِی توان گفتا که عشقِ یار چیست

زنده از عشق‌اند جمله کائنات *** زندگی بی‌عشق باشد چون ممات

غیر علمِ عشق، فانی می‌شود *** عشقِ جانان جاودانی می‌شود

ای چه خوش گفته حکیم مولوی *** گفته اندر مثنوی معنوی

هر چه گویی، عشق از آن برتر بود *** عشق، امیرالمؤمنین حیدر بود

گر نبودی سینه‌ها تنگ و ضعیف *** ور نبودی قلب‌ها سخت و کثیف

در مدیحش داد معنی دادمی *** غیر این منطق لبی نگشادمی

چونکه با کودک سر و کارم فتاد *** پس زبان کودکان باید گشاد

خالی کردن دل از محبّت اغیار *

گر همی جویی وصال یاررا *** کن برون از قلب خود اغیار را

چون که آن یعقوب، شیخ المرسلین *** حبّ یوسف گشت در قلبش مَکین

چونکه غیر آمد به دل، دلدار رفت *** شد مقام ظاهر و، أسرار رفت

حق تعالی خواست بیدارش کند *** فارغ از هر چیز، جز یارش کند

مبتلایش کرد بر درد فراق *** ماهِ رویِ یوسفش شد در محاق

چون محبّت داشت او را در رَسَن *** ساخت بهر خود یکی بیت الحزن

نام یوسف بود ذکرش سر به سر *** بهر وی نِی غیر وی ذکر دگر

روزی آمد مقبلی او را به پیش *** دید او را تن ضعیف و سینه ریش

گفت: وَیحَک چیست این حال ای نبی *** وز برای کیست، در تاب و تبی؟

این سخن بر زخمِ او شد چون نمک *** آهِ یوسف، یوسفش، شد بر فلک

گفت: از هجران تنم این سان شده *** دیده‌ام گریان و دل بریان شده

جبرئیل آمد به فرمان خدا *** گفت: کای یعقوب، شیخ

الأنبیا

هشت و چارت، من پسر کردم عطا *** غیر یک تن‌شان، نشد از تو جدا

این همه نالیدنت از بهر چیست؟ *** وین همه زاریدنت از هجر کیست؟

زین سپس، نامش نیاور بر زبان *** ور نه محوت سازم از پیغمبران

یعنی ای یعقوب! نام من بگوی *** نام کس را غیر نام من مجوی

باز در دل، حبّ یوسف داشت چون *** روزها می‌آمد از خانه برون

نام یوسف را از مردم می‌شنید *** دل تسلّا می‌نمود آن نا امید

جبرئیل آمد به امر کردگار *** گفت با یعقوبِ زارِ دل فِگار

گر دهی گوشَت به نام او فرا *** می‌کنم نامت برون از انبیا

حزن خود را داشت پنهان، آن سلیم *** زین سبب فرموده حق، فهو کظیم

خانه حق، چون دل عبد است و بس *** پس نباید در وی آید هیچ کس

حبّ حق خواهی، به غیرش رو مکن *** دل اسیر خط و خال و مو مکن

پرهیز از عشق ما سوی الله *

روزی اندر کاخ خود آمد خلیل *** آن خلیلِ حضرتِ ربّ جلیل

دید اسماعیل را آراسته*** خوش ز زیور، هاجرش پیراسته

علقه‌ای در دل فتادش از پسر *** خلّتی از وی فتاد او را به سر

چونکه شب خوابید گفتندش بخواب: *** کی مهیّا کن یکی تیغ و طناب

ذبح کن فرزندت اسماعیل را *** ور نه بردار افسر تخلیل را

کی محبّت را ز غیر ما بِبُر *** از پسر خالی شو و از دوست پُر

عشق اسماعیل از خود دور کن *** خویش را از عشق ما پر نور کن

اظهار فقر و نیاز*

یا ربّ! فرجی، که ما اسیریم *** یا ربّ! کرمی، که ما فقیریم

ماییم لئیم و تو کریمی *** ما غرق گناه و تو رحیمی

در عالم جسم پا نهاده *** در بحر تعلّق اوفتاده

در عالم جسم بازمانده *** یک کام ز معرفت نرانده

از عالم روح دور گشته *** یک پارچه غرور گشته

گر لطف خدا نبود در کار *** بودیم از این بتر گرفتار

دل مُظلَم و تیره از گناهان *** پِذرُفته نه حرف نیک‌خواهان

یا ربّ! سببی که «شرعی» زار *** گشته است در این قفس گرفتار

در تنزیه و تحمید پروردگار*(1)

عنوان صحیفه نام یار است *** تمجید خدای کردگار است

آغاز به نام دوست کردم *** آن چیز که او نکوست کردم

ای خالق نُه رواق گردون *** ای صانعِ ذو الجلالِ بی چون

ای ذات تو علم و علم، ذاتت *** کس نیست شریک درصفاتت

در ذات تو اهل هوش، بی‌هوش *** هم عقل و رسل جمیع، مدهوش

هم عالِم و هم محبّ عِلمی *** بیرون ز خیال و شکّ و وهمی

تسبیح تو در بیان نیاید *** تحمید تو از زبان نشاید

حمد تو شده است زیب اوراق *** ای خالق عقل و نفس و آفاق

حمد تو ز کلک ما برون است *** نی نی که ز ما سوا برون است

شکر دگر است شکرت ای یار *** یا ربّ، تو به شکرمان نگه دار


1) . صاحب مکیال، کتاب «انیس المتفرّدین» خود را با سرودن این شعر آغاز کرده‌اند.

در وصف خداوند*

ای آن‌که بیاورده به ایجاد، عدم را! *** ای صانع صورت‌گر و هم لوح و قلم را

ای نام تو مشهورُ، بُوَد کنه تو مستور! *** اندر تو تحیّر بود ارباب همم را

ای نعمت تو شامل هر مؤمن و کافر! *** وی ریخته در کَون و و مکان بحر کرم را

هر چیز بغیر تو بود ممکن و حادث *** در غیرِ تو معدوم بدیدیم قِدَم را

موعظه‌ای در گذر عمر*

توشه از دست شد و، ما همه در راه هنوز *** سال‌ها رفت و، ما را به نظر، ماه هنوز

کاروان رفت و، جرس می‌کشد آواز رحیل *** ما از این حادثه‌ها، ناشده آگاه هنوز

همرهان، خاک نشین گشته و ما، در خوابیم *** همه در فکر هوا و هوس و جاه هنوز

ای توانگر! تو مشو غرّه که جاوید نماند *** کس در این خانه، نه از مفلس و نِی شاه هنوز

همه در غفلت و ناگه، همه خاموش شویم *** با وجودی که سخن‌هاست در افواه هنوز

هاتفی گفت به «شرعی» که به بیهوده گذشت *** عمر و، تو بهر حیاتی ز چه دلخواه هنوز

در موعظه سختی روز قیامت

امّتان مصطفی! دست است و بار *** شیعیان مرتضی! دست است و بار

بار بربندید، وقت رفتن است *** از پی این زندگانی، مردن است

الرّحيل ای کاروانان! الرّحيل *** ره خطرناک است و می‌باید دلیل

تشنگی‌ها دارد ای غمدیدگان! *** آب بردارید از اشک دیدگان

چون فراوان است در آن مار و مور *** همره ما هست تریاقی ضرور

جاده تاریک و منزل‌های دور *** کی کنی بی روشنی زآن‌ها عبور؟

بهر این راهِ خطرناک مخوف *** توشه باید برد ای صاحب وقوف

فرصت از دستت برون شد، ای عمو! *** توشۀ راهِ خطرناکِ تو کو؟

آن دليل ره، امیر المؤمنين *** سرور و سر حلقه اهل یقین

عمر او شد صرف طاعت سر به سر *** باز در دل داشت خوف این سفر

از کمیِّ توشه در اندیشه بود *** ز اضطراب و خوف و دهشت کی غنود(1)

گریه‌ها می‌کرد در شب‌های تار *** بود از خوف خدا جسمش نزار

در دل شب ناله‌های زار کرد *** رهروان خفته را بیدار کرد

ای فرومانده به قید ابتلا! *** ساعتی آخر به حال خود بیا

آخر ای غافل! دمی بیدار شو *** تا به کی مستی؟ دمی هشیار شو

آخر ای عاقل! زمانی هوش دار *** بر کلام پیرِ این ره گوش دار

گفت هر شب با رفيقان: الرّحيل *** چون خطرناک‌است راه و بس طویل


1) . این چند بیت اشاره دارد به خبر ضرار بن ضمرة که بر معاویه (لعنه الله) وارد شد و معاویه از او دربارۀ اميرالمؤمنين علیه السلام پرسید و ضرار تعریف‌هایی از حضرت نمود تا رسد به اینجا که: آن حضرت در نیمۀ شب با گریه و ناله می‌گفتند: «آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وطُولِ الطَّريقِ و بُعدِ السِّفَرِ و مَخُوفِ المَورِد»: نهج البلاغه حکمت 75 .

مرکبی می‌خواهد ای افتادگان! *** توشه باید برد ای آزادگان!

توشه بردارید بهر این سفر *** که بُوَد عمر شما اندر گذر

توشۀ این راه باشد بندگی *** تو چه داری گو، به جز شرمندگی؟

چهره و دل، هر دو از عصیان سیاه *** قامتت خم گشته از بار گناه

با چنین حالت در این ره چون رَوی؟ *** جز که پندی از من اکنون بشنوی

دست زن بر دامن حبل المتين *** عروة الوثقی، امیر المؤمنین

حبّ حیدر گر تو را در دل بُود *** از برایت سهل، هر مشکل بود

زان سپس ای مانده در بحر بلا! *** گریه کن بهر شهید کربلا

آن امام رهنما، نور دو عین *** آن قتيل أشقيا، يعنى حسين

آه زآن ساعت که با حال فِگار *** در میان آورد طفلشیرخوار

گفت یا الله و الخطب الفظيع *** هل أنا المذنب أم هذا الرضيع؟

جرعۀ آبی بدین طفل صغير *** که ندارد تاب و نه آب و نه شیر

ناگه از آن قومِ بی‌رحمِ عنود *** کافری سویش کمان کین گشود

از کمانش تا رها گردید تیر *** کرد جا در حلق آن طفل صغير

گفتی او را از خدنگ آن عدو *** آب و آتش هر دو شد اندر گلو

خون چو از حلقوم او فواره زد *** آتش اندر ماسوی یکباره زد

آن چنان فواره زد آن خون پاک *** که نیامد قطره‌ای از آن به خاک

بود چون فوارۀ او دست شاه *** سوی بالا رفت تا عرش إله

همچنان در مخزن غیب خدا *** مانده از او باقی تا روز جزا

تا برای عاصیان دریا شود *** آتش عصیان به آن اطفا شود

ای «تقی» بس کن که دل را تاب نیست *** طاقت و آرام در احباب نیست

اشعار عربی در فراق حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

شعر اول

تولّى شَبابي في الفراقِ فأسْرعا *** و آذنَ عُمري بالرَّحيلِ فَودَّعا

حَیيت بِشَوقِ الوَصْل دَهراً و لم أكُن *** بشيءٍ سِوىٰ تِذکارِه مُتَمَتَّعا

قَد اشتدَّ شوقي فيك يا غايةَ المُنىٰ *** وَ يَا خَيْرَ مَن صَلّىٰ و يا خَيْرَ مَن دَعا

و يا خَيْرَ مَقْصُودٍ و یا خَيرَ مَوْئِلٍ *** و يا خَيْرَ مَن لَبّى وَ يا خَيْرَ مَن سَعىَ

و قد طالَ صبري فِي النَّوى اِذْ تَرَكْتَني *** کَئيباً غَريباً باكِياً مُتَوَجِّعا

فيا مُهْجَتي، يا رَوْحَ قَلْبي وَ رَاحَتي *** أغِثْني، فَقَلبي كَادَ أَنْ يَتَصَدَّعا

نَظَرتُ بأبوابِ المُلُوكِ فَلَم أجِد *** سِویٰ بابَِ العالي مَلاذاً وَ مَفْزَعا

وَ اذْ نَزَلَ المَعْرُوفُ و العَدْلُ و السَّخا *** فما اختارُ إلّا في فِنائِكَ مَوْضِعا

أغِثْني بِفَيضٍ مِن نَداكَ فَإنّه *** لَقَدْ صَارَ مِنهُ البَرُّ والبَحْرُ مُتْرعا

فَلُولاكَ سَاخَ الْأَرْضُ بِالخَلْقِ كُلِّهِم *** وَ صارَ بُطُونُ الْأَرْضِ لِلنَّاسِ مَضْجَعا

و لولاكَ إِنْدَکَّ الجِبالُجَمِيعُها *** وَ لَولاكَ أرکانُ السَّمَاء تَزَعْزَعا

وَ مَا نَبَتَتْ فِي الْأَرْضِ لَولاكَ حَبَّةٌ *** وَ لا شَجَرٌ لَوْلا وُجُودُكَ أَيْنَعا

وَ لا أَشْرَقَت شَمْسُ وَ لا نَيِّرٌ بَدا *** وَ لا نَبَعَت عَيْنٌ وَلَا الْبَرقُ أَمْصَعا

وَ صَيَّرَنَا الْأَعْدَاءُ لَولاكَ طُعمةً *** و کانَ عَلَيْنَا الذُّلُّ ثَوْباً مُلَفَّعا

وَ مَا فَازَ نَاجِ بِالنَّجَاةِ بِغَيرِكُم *** و مَن أمَّها مِن غَيرِکُم کانَ اَلْكَعا

حَبيبي حَبيبي طالَ هَمّي و كُرْبَتي *** أغِثني سَريعاً قَبْلَ أَنْأَتَضَيَّعا

تَعالَيتَ عَن مَدحي وَمَدح الخَلائق *** وَ ما قيلَ في عُلياكَ قَد كُنتَ أرْفَعا

جوانی‌ام در فراق به سرعت گذشت، و عمرم در انتظار به سر آمد.

من به شوق وصال زیسته‌ام، و به جز یاد او از چیزی لذّت نبرده‌ام.

ای منتهای آرزو، شوقم به شما شدید است، ای بهترین نمازگزاران و دعاکنندگان.

و ای بهترین مقصودها و پناه دهندگان، و ای بهترین تلبیه‌گویان و بهترین سعی کنندگان.

کاسۀ صبرم در دوری تو لبریز شد، چون‌که اندوهناک و غریب و گریان و دردمند رهایم ساخته‌ای.

ای روح و جانم وای راحت روانم، به فریادم رس، که نزدیک است دلم از غصّه آب شود.

به هر آستانی که نگاه کردم، جز آستانه والای تو پناهگاهی ندیدم.

از روزی که معروف و عدل و سخاوت در جهان پدید آمده، جز در درگاه تو منزل نگرفته است.از فیض بخشش خود مرا پناه ده، که همۀ عالم از خشکی و دریا، از آن طراوت یافته است.

اگر تو نبودی، زمین همه را فرو می‌برد، و دلِ خاک خوابگاه مردمان می‌شد.

اگر تو نبودی، تمام کوه‌ها پاشیده می‌شد، و ارکان آسمان متزلزل می‌گشت.

اگر تو نبودی، هیچ گیاهی از زمین نمی‌رویید، و هیچ درختی شادابی نمی‌یافت،

و خورشید و ستارگان نور نمی‌افشاندند، و هیچ چشمه‌ای نمی‌جوشید و برقی نمی‌زد.

اگر تو نبودی، دشمنان ما را طعمه خود می‌ساختند، و لباس ننگ و ذلّت بر ما پوشانده می‌شد.

ای دوست من! ای دوست من! غصه و ناراحتی‌ام طولانی شد، زود به فریادم برس پیش از آن‌که وابمانم.

تو بالاتر از آنی که مدح تو گوییم، هر چه در ثنای تو گفته شود، از آن برتری.

شعر دوم

یا سَائِلاً عَنْ أَشْرَفِ الأَ يَّام *** إنِّي مُجِيبٌ إِنْ وَعَيْتَ كَلام

إِنَّ الشَّرَافَةَ وَالسِّيَادَةَ ثَابِتٌ *** في جُمْعَةٍ إِذْ فِيهِ كَشْفُ ظَلام

قَدْ صَارَ فِيهِ النُّورُ مَخْلُوقاً لَنَا *** وَ کذاكَ تُجْلَى ظُلْمَةُ الاثام

ناهیكَ يَوْماً مَا لَهُ مِنْ مَاثِل *** إذ کان ميلاداً لِخَيْرِ أنام

الْخَيْرُ فيهِ مُضَاعَفٌ مِنْ رَحْمَةٍ *** وَ الذَّنْبُ يُغْفَرُ فِيهِ مِنْ إِعْظام

قَدْ كَانَ تَزْوِيجُ الْبَتُولِ بِجُمْعَةٍ *** فيها تَكَمَّلَ مِلَّةُ الْإِسْلام

في جُمْعَةٍ وُلِدَ الْوَصِيُّ بِكَعْبَةٍ *** في خَيْرِ شَهْرٍ، في أَعَزِّ مَقام

وَ الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ ضَاهَى جَدَّهُ *** ميلادُهُ في سَيِّدِ الأيام

وَ ظُهُورُ شَوْكَتِهِ وَ عِزَّةُ أَهْلِهِ *** في جُمْعَةٍ حَتْمٌ بِغَيْرِ كَلام

يا حُجَّةَ الْجَبَّارِ عَبْدُكَ زائرٌ *** ایاكَ مُشتاقاً بِأَلْفِ سَلام

رُوحِي فِدَاكَ وَ مُهْجَتِي وَ أَحِبَّي *** و هوَاكَ مَمْزُوجٌ بِمُخِّ عِظام

فَاشْفَعْ إِلَى رَبِّي لِيَغْفِرَ زَلَّتِي *** حتَّى أَفُوزَ بِجَنَّةٍ بِسَلام

ای آن‌که سؤال کننده‌ای از شریف‌ترین روزها، همانا من پاسخ دهنده‌ام، اگر کلام مرا حفظ کنی.

همانا شرافت و آقایی ثابت است برای جمعه؛ زیرا در آن برطرف شدن تاریکی است.

همانا در آن روز، نور آفریده شد برای ما، و این‌گونه خارج می‌شود تاریکی گناهان.

به تو ابلاغ کننده‌ام روزی را که مانندی ندارد؛ زیرا در آن تولّد بهترین مردم بوده است.

خیر و خوبی در آن مضاعف است به سبب رحمت [ویژه در آن]، و گناه در آن بخشیده می‌شود به خاطر عظمت[ویژه آن].

هر آینه ازدواج حضرت بتول در جمعه بوده است، و در این روز آیین اسلام تکمیل می‌شود.

در جمعه وصیّ پیامبر در کعبه تولّد یافت، در بهترین ماه و در عزیزترین جایگاه.

قیام کننده، حضرت مهدی که شباهت دارد به جدّش، میلاد او روز جمعه سرور ایام است.

و ظاهر شدن شوکت ونیرومندی آن حضرت، و عزّت یافتن اهلش در جمعه است به طور حتم و بدون کلام.

ای حجّت خداوند جبّار! بنده ات زائر توست با اشتیاق و هزار سلام.

روح من و خون قلبم و دوستانم به فدای تو، و دوستی تو آمیخته گشته با مغز استخوانم.

پس شفاعت کن نزد پروردگارم تا بگذرد از لغزش‌های من، تا کامیاب شوم به بهشت به سلامت.

شعر سوم

بِنَفْسِي مَنْ مِنْ هِجْرِهِ أَنَا ضَائِل *** وَ مَنْ لِلواء الفَتْحِ وَ النَّصْرِ حامل

بنَفْسي إماماً قائماً غابَ شَخْصُه *** و لَيسَ لَهُ فِي العَالَمِينَ مُماثل

بِنَفْسِي مَن يُحيي شَرِيعَةَ جَدِّه *** وَ يَقْضَى بِحُكْمٍ لَم يَرُمْهِ الْاوائِل

و يَجْتَثُّ أَصْلَ الظَّالِمِينَ وَ فَرعَهم *** وَ يُحيىٰ بِهِ رَسْمُ العُلى و الفَضائل

فَيَا رَبِّ عَجِّل في ظُهُورِ امامِنَا *** و هذا دُعاءٌ لِلْبَرِيَّةِ شامِل

جان به قربان کسی کز هجر او آواره‌ام *** او بود خورشید و من در عشق او پروانه‌ام

در کَفَش باشد ز سوی حق لوای فتح و نصر *** غایب از انظار خلق است آن دُر یکدانه‌ام

دین جدّش را کند اِحیا و باطل را فنا *** حکم داوودی کند آن صاحب دورانه‌ام

اصل و فرع ظالمان را جمله می‌سازد تباه *** جان فدای آن‌که من در عشق او دیوانه‌ام

بارالها! در ظهور حضرتش تعجیل کن *** کفر و طغیان و فساد ظالمان تعطیل کن

شعر چهارم

قَد هاجَ حُزني و قَلْبي صارَ مُنكَمِدا *** لِهجْرِ مَن حُسنُه لِلعالَمينَ بَدا

خَيْرُ الْوَرى نَسَباً، شَمسُ الهُدَى حَسَباً *** و أفْضَلُ الخَلقِ أَعْواناً و مُحْتَشَدا

قد حارَ ذو اللُّبِّ في إدراک رُتْبَتِهِ *** و العَقْلُ في نَعْتِه أَعْيا و إنْخَمَدا

بيُمنه تجد الأجبالَ ثابتةُ *** لولا كَرامَتُه أَلْفَيْتَها بَدَدا

من نُوره الشَّمْسُ وَ الْأَقْمَارُ نَيِّرةٌ *** مِن فَضْلِه قَد رَبا ما کانَ مُنهَمِدا

لم يُرزَق النَّاسُ لَولا فَيْضُ نائِلِه *** وَ ما بَقُوا سَاعَةً في دَهْرِهِمْ أَبَدا

شَمائِلُ المُصْطَفَى كَانَتْ شَمَائِلَه *** وَ مُحْكَمُ الذِّكْرِ فِي أَوْصَافِهِ وَرَدا

تَکامَل العِلمُ وَ الْأَخْلاقُ أَكْمَلَها *** في ذاتِه القُدس طُرّاً حينَ إذ وَلَدا

باهىٰ بِهِ اللهُ سُكَّانَ السَّمَاءِ وَ قَد *** ضَجّوا إِلَى اللَّهِ اذْ قَتْلُ الحُسينِ بَدا

أن أَسْكُتُوا، أَنْتَقِم حتماً بِقائِمِهِم *** مِن كُلِّ مَن حَارَبَ المَظْلُومَ أَو طَرَدا

اندوهم شعله‌ور و دلم پر از درد شده، از هجران کسی که زیبایی‌اش جهان را چیره کرده است.

بهترین مردم در نَسَب و خورشید هدایت در حَسَب، و والاترین خلایق از جهت یاران و پیروان.

آن‌که خردمندان از درک رتبه‌اش مات و مبهوت، و عقل در توصیف جلالش درمانده و بی‌تحرّک است.

از یمن وجود او کوه‌ها برجای مانده، اگر کرامتش نبود آن‌ها را از هم پاشیده می‌دیدی.

از نور او خورشید و ماه تابناک‌اند، و از فضل او دل‌ها و زمین‌های مرده پرورش یابند.

اگر فیض دستش نبود مردم روزی نمی‌خوردند، و حتی یک ساعت در زمین زنده نمی‌ماندند.

شمایل او همچون شمایل پیامبر است، و در قرآن آیات محکمی درباره‌اش آمده است.

علم و اخلاق در وجود او در اعلی مرحله کمال هستند، از همان هنگام که از مادر متولد شد در ذات مقدّسش قرار داشته‌اند.

خداوند به وجود او به ساکنان آسمان مباهات فرمود، آنگاه که از کشته شدن حسین به درگاهش شکایت کردند.

(فرمودند:) آرام گیرید! قطعاً من به وسیلۀ قائم انتقام خواهم گرفت، از تمام ستمکاران و جنگ کنندگان با مظلوم.

شعر پنجم

يا سائِلاً عَنِّي بِفَضْلٍ مُضمَر *** إسمع تأمّل في كَلامِي الْمُظْهَر

الفضلُ في حُبِّ الأئمةِ بَارِزٌ *** و مَحَبَّةِ الزَّهْرَاء يَومَ الْمَحْشر

أهْلُ التُّقَى يَبكُونَ في أحزانِهِم *** و اللَّهِ هذا الماء زادُ المَحْشر

أدخُل بنا يا صاحِ في دارٍ بِها *** أحزانُهُمْ مَذْكُورَةٌ بِالْمَنْظَر

هي دارُ إِکرامٍ و دارُ الْإهتداء *** لِمُحَقِّقٍ عَلّامَةٍ مُتَبَحِّر

هو عبد رزّاقٍ إِذا سَمَّيْتَه *** مِن وُلْدِ سَيِّدِنَا النَّبِيِّ الْأَطْهَر

اَبکي عَلَى الزَّهْراء يا عَينُ الدِّمَاءِ *** فقد ابْتَلَتْ بِمَصَائِب کالأبحر

سِقْطُ الجَنينِ وَكَسْرُ الجَنْبِ مِن عُمَرا *** وَ الْوَجْهُ مِن ضَرْبِ الْعِدَى بِمحَمَّر

هذا قليلٌ مِن مَصائب واقَعت *** فِي حَقِّ بِنتِ المُصْطَفَى الْمُتَطَهِّر

مَه يا «تقى» فَدَمْعُ عَيْنِي سَائِل *** و القَلْبُ مِن أحْزانِها بِمُكَسَّر

ای سؤال کننده از فضلی که پنهان شده، تأمّل کن در کلامم که آشکار است.

تمامی فضل در دوستی ائمّه و حضرت زهرا علیهم السلام در روز محشر آشکار شود.

پرهیزگاران می گریند در غم آنان، به خدا سوگند، این آب توشه محشر است.

ای فریادگر! ما را وارد خانه‌ای کن که، اندوه‌های آنان ذکر شده در چشم انداز آن.

آن‌جا خانه بزرگ‌داشت و سرای هدایت، برای محقّق علّامه و نوآور است.

او عبد الرزاق است هنگامی که بنامی او را، فرزند سرور ما پیامبر اطهر.

بر حضرت زهرا ای چشم خون گریه کن، به راستی که او مبتلا گشت به مصائبی همچون دریاها.

سقط جنین و شکستن پهلو و نیلگون گشتن چهره از ضرب دشمنان.

این کمترین مصیبت واقع شده، در حقّ دختر پیامبر مطهّر است.

آرام باش ای «تقی» پس اشک چشمم روان است، و قلب از اندوه‌های آنان شکسته شده است.

شعر ششم

مِنْ هِجْرِكَ يَا حَبِيبُ، قَلْبِي قَدْ ذَابَ *** اُنْظُر نَظَراً إِليَّ يَا بْنَ الْأَطياب

إنْ غِبْتَ لِذَنْبِنَا فَتُبْنَا تُبْنَا *** أَوْ خِفْتَ مِنَ العِدَى فَمَا لِلأَحْبَابِ

الجَورُ فَشا عَلَی المُحِبّینَ فَقُم *** یا مُنْنَقِماً بِاَمرِ ربِّ الاَرباب

ای حبیب! از هجران تو دلم آب شد، ای فرزند پاکان به من نگاهی کن نگاهی.

اگر به سبب گناهان ما غایب شده‌ای که توبه می‌کنیم توبه، یا اگر از دشمنان می‌ترسی پس دوستانت چه کنند؟

ستم بر دوستان شیوع یافت بپاخیز، ای انتقام گیرنده به فرمان پروردگار همه.

شعر هفتم

بنَيتُ بِقَلبي مَنزِلاً لِجَنابِكُم *** أَقَمْتَ بِها مُذْ كُنتُ في غَايَةِ الحُبِّ

أما و الَّذِي لَو شَاءَ مَا خَلَقَ النَّوى *** لَئِنْ غِبتَ عَن عَيْنِي، فَمَاغِبْتَ عَن قَلْبِي

يُوَهِّمُنيكَ الشَّوقُ حَتّى کأَ نَّما *** أناجيكَ مِن قُرب و إِن لَم تَكُن قُربى

برای جناب شما در قلبم منزلی ساخته‌ام، که از اوّل پیدایشم در نهایت محبّت در آن ساکن شده‌ای.

سوگند به آن‌که اگر می‌خواست هسته را نمی‌آفرید؛ اگر از چشم غایب شده‌ای از دلم غایب نیستی.

آن چنان شوق تو خیالت را برای من مجسّم می‌کند که گویی، از نزدیک آهسته با تو سخن می‌گویم اگر چه نزدیک من نباشی.

شعر هشتم

هُوَ الْعَلَمُ الْهَادِي بِاِشْرَاقِ نُورِهِ *** وَاِنْ غَابَ عَنْ عَیْني کَوَقْتِ ظُهُورِهِ

أ لَمْ تَرَ أنَّ الشَّمسَ یُنْشَرُ ضَوْءُها *** إذا کَانَ تَحْتَ الغَیْم حِینَ عُبُورِهِ

او همان نشانه‌ای است که با اشراق نورش هدایت‌گر است، همچون زمان ظهورش هر چند اکنون از چشمم پوشیده است.

آیا ندیده‌ای که خورشید پرتو خودش را پراکنده می‌سازد، اگر چه پشت ابر قرار گرفته باشد، و ابر از روبه‌روی آن بگذرد.

فهرست منابع و مآخذ

کمال الدین؛ ابن بابویه ، 381 ق، انتشارات اسلامیه، 1395 ش.

تفسیر برهان؛ بحرانی، سید هاشم، 1107 ق، انتشارات بعثت، 1374 ش.

الکافي؛ الکلیني، 329 ق، انتشارات دارالکتب الاسلامیة، 1407 ق.

غایة المرام؛ بحرانی، سید هاشم، 1307 ق، مؤسسة تاریخ العربي، 1422ق.

تحف العقول؛ ابن شعبة حرانی، قرن4، جامعه مدرسین، 1363ش

نهج البلاغة؛ شریف الرضي، 406 ق، انتشارات هجرت، 1414 ق

مجمع البیان؛ شیخ طبرسی، 548 ق، مؤسسة اعلمی، 1415 ق.

معاني الأخبار؛ ابن بابویه، ، 381 ق، انتشارات جامعه مدرسین، 1043 ش

الخصال؛ ابن بابویه، 381 ق، انتشارات جامعه مدرسین، 1362 ش.

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ طبرسی، 588 ق، نشر مرتضی، 1403 ق.

عیون الحکم والمواعظ؛ لیثی واسطی، قرن6، نشر دارالحدیث، 1376.

الأمالي؛ ابن بابویه، محمد بن علی، 381 ق، نشر کتابچی، 1376 ش.

کامل الزیارات؛ ابن قولویه، 367 ق، دارالمرتضویه، 1356 ش

الغیبة للنعماني؛ ابن أبي زینب، ، 360 ق، نشر صدوق، 1397 ش.

جمال الاسبوع؛ ابن طاووس، 664 ق، نشر دارالمرتضی، 1330 ق.

الصحيفة السجادیة الجامعة؛ موحد ابطحی، 1391 ش،

مؤسسة الامام المهدي

تهذیب الأحکام؛ طوسی، ، 460 ق، نشر دارالکتب الاسلامیة، 1407 ق.

التفسیر المنسوب الی الامام العسکري؛ مدرسة الامام المهدي علیه السلام

الغیبة، طوسی؛ محمد بن حسن، 460 ق، دارالمعارف الاسلامیة، 1411 ق.

الصواعق المهرقة؛ قاضی نورالله شوشتری، 1019 ق، مطبعة نهضت،1397ق

مرآة العقول؛ مجلسی، 1110 ق، دارالکتب الاسلامیة، 1404ق.

نجم الثاقب؛ نوری، حسین، 1320 ق، نشر انوار الهدی، 1415 ق.

من لا یحضره الفقیه؛ ابن بابویه، 381 ق، دفتر انتشارات اسلامی، 1413 ق.

وسائل الشیعة؛ حرّ عاملی، 1104 ق، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1409 ق.

مصباح المتهجد؛ طوسی، ، 460 ق، ناشر: موسسه فقه الشیعة، 1411 ق.

فلاح السائل؛ ابن طاووس، 664 ق، نشر بوستان کتاب، 1406 ق.

مهج الدّعوات؛ ابن طاووس، 664 ق، نشر دارالزخائر، 1411 ق.

بصائر الدرجات ؛ صفار، 290 ق، نشر مکتبة آیة الله مرعشی، 1404 ق.

حدیقة الشیعة؛ محقّق اردبیلی رحمه الله،انتشارات انصاریان، 1425 ق.

تفسیر العیاشی؛ عیاشی، 320 ق، نشر المطبعة العلمیة، 1380 ق.

عوالم العلوم؛ بحرانی، قرن 12، مؤسسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1382 ش.

مستدرك الوسائل؛ نوری، حسین، 1320 ق، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1408 ق.

زادالمعاد؛ مجلسی، 1110 ق، نشر اعلمی بیروت، 1423 ق.

البلد الأمین؛ کفعمی، ابراهیم، 905 ق، نشر مؤسسة الاعلمي، 1418 ق.

الإختصاص؛ مفید، محمد، 413 ق، نشر المؤتمر العالمی للمفید، 1413 ق

المحاسن؛ برقی، احمد، 274 ق، نشر دارالکتب الاسلامیه، 1371 ق

مجمع البیان؛ شیخ طبرسی، 548 ق، نشر مؤسسه اعلمی، 1415 ق.

بحار الانوار؛ مجلسی، محمد باقر، 1110ق ، دار إحیاء التراث، 1403 ق.

الإقبال؛ سید ابن طاووس، 664 ق، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376 ش.

مصباح الزائر؛ سید ابن طاووس، 664 ق، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، 1417 ق.

ینابیع المودّة؛ القندوزي، 1294 ق، دارالاسوة، 1416 ق.

مکیال المکارم؛ موسوی، محمد تقی، 1348، مؤسسة الامام المهدی،1385ش.

مکیال المکارم (ترجمه)؛ حائری قزوینی، عطر عترت، 1403ش.