ghaemiyeh.com
فرهنگ مسجد: مشتمل بر مهمترین مصطلحات و کلید واژهها در باب مسجد دفتر مطالعات و پژوهشها، مرکز رسیدگی به امور مساجد. قم: انتشارات ثقلین، 1385 . 328 ص - (انتشارات ثقلین ؛ 37 )
964-9960-04-x
فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا
کتابنامه: ص. 317 - 328 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
ب. عنوان: مصطلحات و کلید واژهها در باب مسجد.
4 ف / 261
75 / 297
فرهنگ مسجد
ناشر: انتشارات ثقلین
مؤلف: دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد صفحه بندی و ناظر چاپ عباس رحیمی لیتوگرافی و چاپ نینوا
قطع وزیری - 328 صفحه
شمارگان چاپ اول - 5000 نسخه
تاریخ آبان ماه 1385 نشانی :
دفتر مرکزی: تهران - تهرانپارس - بین فلکه دوم و سوم - خیابان 182 غربی - پلاک 6 تلفن 77702312 - نمابر 77881452
مرکز انتشارات: قم - خیابان انقلاب - چهار راه سجادیه کوچه شماره 33 - پلاک 13 تلفن 7734467 - نمابر 7732864
شماره شابک - 04 - 9960-964
تمام حقوق برای ناشر محفوظ است
بسم الله الرحمن الرحیم
فرهنگ مسجد:
[مشتمل بر مهمترین مصطلحات و کلید واژهها در باب مسجد]
دفتر مطالعات و پژوهشها، مرکز رسیدگی به امور مساجد
همکاران «فرهنگ مسجد»
رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد: حجة الاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی اشراف نهایی و ریاست دفتر مطالعات و پژوهشها: حجة الاسلام والمسلمین محسن غرویان
ناظر علمی: حجة الاسلام والمسلمین مرتضی رستگار
دبیر جلسات: حجة الاسلام والمسلمین سید مهدی اجاق نویسندگان:
مرتضی رستگار، محمدرضا فیاض، ابو الفضل نجادی، علی اکبر گندمکار غلامرضا حاجبی، یعقوب بهمنیاری.
با همکاری آقایان: محمدهادی یعقوب نژاد، محسن محمدی، محمد هاشم پور. ویراستار: سید محمد تقی مرتضوی زاده
مسجد قلب تپندهٔ جامعه اسلامی در تمامی امور و مسائل بوده و به اتفاق مؤرخان خشت اوّل تشکیل جامعه اسلامی در صدر اسلام با بنای مسجد در شهر مدینه (يثرب) نهاده شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله با وحی الهی تعریف جدیدی از دین داری ارائه نمود و جامعه نوینی را براساس شریعت اسلام پایه گذاری کرد و محور این حرکت را مسجد قرار داد. ایشان همراهی دین و سیاست، دنیا و آخرت مردم داری و خداباوری را در یک نهاد جمعی و اجرایی به نام «مسجد» سامان بخشید و مسجد را به عنوان نقطه تعامل ،توسعه ،محبت، مودت، انس و اخوت در بین امت مسلمان مطرح ساخت مسجد نه فقط به حیات دینی انسان معنا بخشیده بلکه نقش ژرف و عمیق در صحنه سیاست و اجتماع ایفا کرده ایمان و اعتقاد و اخلاص و ایثار را در خدمت به جامعه و توسعه سیاسی و اسلامی به کار گرفته است انقلاب اسلامی ایران نیز به دلیل داشتن خاستگاه و محتوای دینی فرزند و مولود مسجد است و بی شک ادامه حیات آن نیز جز در سایه مسجد امکان پذیر نیست. از این رو پرداختن به معارف و ابعاد و زوایای مختلف مسجدگاهی محکم و استوار در راستای استمرار و بقای این نهضت مقدس است. فرهنگ ها منابعی دقیق و موثق و معتبر در پاره ای واژگان با اصطلاحات تمام یا بخشی از زبان و یا رشته ای خاص از علوم و معارف هستند. امروزه به دلیل گسترش علوم و فنون و پیدایش شاخه های متعدد علمی، افراد فرصت زیادی برای شناخت تفصیلی مطالب مورد نیاز خود ندارند. از این رو نوشتن فرهنگ ها اهمیت و جایگاه خاصی پیدا کرده است. مسجد به عنوان تنها نهادی که از آغاز تأسیس تاکنون مرکز و محور تحولات عظیمی در جامعه اسلامی بوده و دارای ابعاد و جهات گوناگون و گسترده ای است از این قاعده مستثنی نمی باشد.
مؤسسه فرهنگی ثقلین افتخار دارد تا در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای «مدظله العالی» به نام «پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله» نام گذاری گردیده است. نشر کتاب حاضر را با عنوان فرهنگ مسجد که توسط کارشناسان و محققین دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد تدوین و تألیف شده است به حضور فرهیختگان تقدیم نماید. امید است زحمات مسؤول محترم دفتر جناب حجة الاسلام والمسلمين محسن غرویان و پژوهشگران دفتر و کلیه کسانی که در به ثمر رسیدن این اثر ارزشمند تلاش کردهاند مورد عنایت حضرت حق قرار گیرد.
مؤسسه فرهنگی ثقلین
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از نگاه دیگران مقام معظم رهبری «دام ظله العالی» سال 1385 ه . ش را به نام مبارک «پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله» مزین فرمودند. این تدبیر حکیمانه، برای پاسخ گویی به یاوه سرائی ها و سخنان سست و واهی پاره ای از دشمنان اسلام بخصوص در برخی کشورهای غربی بود. بی تردید شخصیت والای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بسی بالاتر و ارجمندتر از آن است که در پس پرده ابهام باقی مانده باشد. انقلاب فرهنگی و نهضت فکری ای که توسط پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از خاک حجاز آغاز شده امروزه تمامی نقاط جهان را تحت تأثیر قرار داده است. امروزه در هر کجای عالم که مسجدی برپاست، نام زیبای «محمد صلی الله علیه و آله» از مأذنه اش بگوش می رسد. دو شعار «لا اله الا اللّه » و «محمّدٌ رسول اللّه » در جای جای کره زمین، نشان از گسترش فرهنگِ اسلام و آئین محمّدی است. آئین پیامبر اعظم اسلام صلی الله علیه و آله و «مسجد» پیوندی دیرینه و ناگسستنی دارند. حضور «مسجد» در هر نقطه جهان، حضور «اسلام» است.
مستشرقان فراوانی در طول تاریخ، در باره اسلام و قرآن و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله سخنانی گفته و مطالبی نوشته اند. ما در مقدمه این کتاب که با عنوان «فرهنگ مسجد» به حضور شما فرهیختگان و فرزانگان تقدیم می شود، مناسب دیدیم اعترافات برخی از شخصیت های برجسته علمی و شرق شناسان مشهور را در باره پیامبر اعظم اسلام صلی الله علیه و آله نقل کنیم. پیشتر اعتراف می کنیم که شخصیت برجسته حضرت محمّد صلی الله علیه و آله فراتر از آن است که این مشاهیر بتوانند به عمق و کنه آن پی ببرند، امّا به مصداق «الفضل ما شهدت به الاعداء» ملاحظه نظرات این گونه افراد و رجال علمی، خالی از فائده نیست:
عقیده شخصی من این است که [حضرت] محمد صلی الله علیه و آله در میان مشاهیر عالم بزرگ ترین انسانی است که با یک مرام عالی تمام هم خود را مصروف این داشت که شرک و بت پرستی را از ریشه منهدم ساخته و به جای آن افکار بلند اسلام را برقرار سازد و او خدمت وافر و نمایانی که از این راه به نوع بشر نموده خدمتی است که من آن را ستایش نموده و سرتعظیم فرود می آورم.
با ظهور [حضرت] محمد صلی الله علیه و آله پرده نفوذناپذیر ظلمت آن عهد ناگهان کنار زده شد و مردم جزیره العرب، براساس محکم سنن تاریخی پیدا کردند.
دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکاری فوق طمع و دنیوی و جاه و سلطنت بوده است.
گرچه قرآن مشتمل بر آیات بلیغه توحید و تمجید مقام ارجمند خداوندیست ولیکن یگانه چیزی که در رأی من سزاوار تقدیس و تقدیر و مورد اعجاب است همانا شعاع نظرهای نافذ محمد صلی الله علیه و آله است به اسرار امور، که در میان آیات قرآنی ساطع و نمایان و تأثیر عمیقی در آیینه دل های بی رنگ دارد و این بزرگترین مزیتی است که حقا باعث تقدیس و اعجاب است و اگر بدیده عقل بنگریم این معنی موهبت و فضل خداوندیست که به محمد صلی الله علیه و آله از طرف خداوند حکیم اعطاء گردیده است.
خوشا به محمد صلی الله علیه و آله با لباس خشن و طعام خشن سعی در اصلاح عالم و تبلیغ توحید خداوند حق نموده روز و شب در رنج و تعب کوشش در نشر عدل و فضائل اخلاق می کرد و ابدا مانند اشخاص ضعیف النفس در تحمل شدائد و رنج ها طمع و میل به شهرت اسم یا نیل به سلطنت نداشت و هرگز نمی خواست هیچ قسم سیطره در عالم داشته باشد بلکه نشر دین توحید و عدل را در عالم، وظیفه روحی و انسانی خود می شمرد.
پیش گویی هایی که (قرآن) در باره آینده کرده است اطلاعات درست و شگفت انگیزی که دارد آن چنان است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله که استادی ندیده است به هیچ وجه نمی تواند از پیش خود آنها را فراهم ساخته و انشاء کند.
اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم در تاریخ نظیری مانند حضرت محمد صلی الله علیه و آله نمی توان یافت، وی در ثلث اراضی مسکونی امپراطوری ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت درآورد، بیشتر و با عظمت تر از آن این است که عقل ها، اندیشه ها، عقیده ها و روان ها را به نهضت درآورد. هیچ فردی داوطلبانه یا از روی اجبار هدفی عالی تر از هدف پیامبر اسلام نداشته است زیرا دین اسلام موجب از بین بردن موهوم پرستی گردیده است، همان موهوم پرستی که بین خدا و مخلوقش به وجود آمده بود و همچنین باعث نزدیک کردن انسان به خدا و توسعه عقیده معقول خداپرستی می باشد و در میان آن همه هرج و مرج و بی نظمی و اغتشاش بت پرستان و معتقدین به خدایان متعدد، اسلام تنها فکر منطقی می باشد. هیچ پیامبری نتوانسته است مانند پیامبر اسلام انقلابی آن چنان مقدس و طولانی و پراهمیت در آن مدت خیلی کم به مرحله عمل درآورد زیرا هنوز دو قرن از آغاز کار پیامبر اسلام نگذشته بود که دین او نضج گرفت و اول بار در سه ناحیه عربستان و سپس در سایه کلمه توحید سواحل رود سیحون و هند غربی و مصر و حبشه و تمام آفریقای شمالی و بیشتر جزایر مدیترانه و قسمتی از خاک فرانسه و قسمت عمده سرزمین اسپانیا گسترش یافت.
[حضرت] محمد صلی الله علیه و آله از همه اعراب با هوش تر بوده و در دین داری از همه کس محکم تر و نسبت به مردم مهربان تر بوده است، و به واسطه همین برتری بود که بدان قدرت و عظمت فوق العاده
رسید، ما این دین بزرگی که او آورد و مردم را بدان دعوت کرد را برای پیروانش یکی از نعمت های بزرگ خداوند می شماریم.
اضافه برآنچه گفته شد طبق گفته تاریخ نویسان عرب حضرت محمد صلی الله علیه و آله بسیار خوددار و متفکر، کم حرف، احتیاط کار، خوش قلب، در رفتار و کردار خود بسیار مراقب ادب و پاکیزگی خویش بود تا پس از اینکه به ثروت و اقتدار نیز رسید هیچ گاه کارهای خود را به دیگری واگذار نکرد. او مردی بود بردبار در برابر سختی ها و دشواری ها خوددار و متحمل، دارای همتی بلند و در برخوردها مهربان و خوش رو بود یکی از خدمت گذارانش نقل می کند که هجده سال تمام خدمت او را انجام می داد و در طول این مدت هیچ گاه سخن تند یا کردار ملال آوری حتی برای تنبیه کردن من نیز از او ندیدم. حضرت محمد صلی الله علیه و آله جنگ جویی دلاور و ماهر در فنون جنگی بود اگر احساس خطری می نمود فرار نمی کرد و بدون جهت نیز خود را به مهلکه نمی انداخت. پیامبر اسلام توانست یک هدف مقدس واحدی برای تمام ملت های عرب بنا کند. ملت هایی که هدف و ایده، در آن ها وجود نداشت و همین بنای عالی پیامبر بود که توانست به خوبی عظمت و شخصیت او را آشکار نماید. ما اگر بخواهیم ارزش اشخاص را به کردار و آثار نیک شان بسنجیم به طور مسلم حضرت محمد صلی الله علیه و آله بزرگترین مرد تاریخ است.
معجزه کبرای پیامبر این بود که توانست پیش از مرگ خود قافله پراکنده عرب را گردهم آورد و از این کاروان سرگردان و پریشان ملت واحدی تشکیل دهد، بدانسان که همه را در برابر یک دین خاضع کرده فرمانبر و مطیع یک پیشوا گرداند.
مکس مولر (1900 - 1813) لغوی و زبان شناس و مستشرق آلمانی انگلیسی است. او می گوید: نزدیک است که مسیحیان بفهمند که پیامبر یکی از مصدقین و یاری کنندگان آیین و تعلیمات
مسیح بوده و آن وقت دهشت خواهند کرد از دشمنی و خصومتی که بنام دین در قرن های گذشته مسیحیان مرتکب آن شدند.
رسیدن انسان به حقیقتی از حقایق و درک سری از اسرار قوانین جامعه بشری بزرگترین معجزه می باشد و از این مقام ارجمند و مرتبه رفیعه به این کلمه تعبیر می شود: محمد، پیامبر حق از طرف خداوند قادر دانا و فرستاده اوست.
جان دیون پورت (1789 - 1877) اسلام شناس معروف انگلیسی در کتاب «یک منقبت در باره محمد و قرآن» چاپ لندن سال 1986 چنین می نویسد:
«حضرت محمد صلی الله علیه و آله را باید یک مصلح دینی و قانون گذاری دانست که در قرن هفتم میلادی در عربستان ظهور کرده است».
لئو تولستوی (1910 - 1828) نویسنده مشهور روسی در کتاب خود به نام محمد صلی الله علیه و آله می گوید: جای هیچ گونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان و مصلحین دنیاست، آن هم مصلحی که به جامعه بشریت خدمات شایانی کرده است و این فخر و مباهات برای او بس است که یک ملت خون ریز و وحشی را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقی را بر روی آنان باز کرد و حال آن که هر مرد عادی نمی تواند به چنین کار شگرفی اقدام کند و نتیجه بگیرد.
بنابراین شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام می باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد.
شخص محمد صلی الله علیه و آله از نظر جمال و زیبایی صوری امتیازاتی داشت و این امتیازات را جز از نظر کسانی که فاقد آنند، نمی توان ناچیز انگاشت. او پیش از آن که به سخنرانی بپردازد چه شنونده یک نفر بود و چه جمعی بودند همه مجذوب لطف و محبت او می شدند و توجه همه به سوی او جلب می شد. صورت آراسته و آمرانه، سیمای موقر و با شکوه، چشمان نافذ، تبسم ملیح و جاذب، محاسن پر مو، قیافه ای که نماینده تمام احساسات روحی وی بود و سرانجام نکات و لطائفی را که در محاوره به کار می برد، همه را وادار می کرد که در برابر او صدای هلهله و تکریم را بلند کنند.
در امور اجتماعی و کارهای مربوط به زندگی، کلیه آداب و رسوم کشورش را دقیقا رعایت می کرد. تواضع و احترام او در برابر اغنیا و بینوایان یکسان بود. وضوح و صراحتی که در گفتار نشان می داد، جای اختفایی برای مقاصد نهایی او نمی گذاشت. آداب معاشرتی را که در برابر دوستان، از نظر رفاقت و سابقه نشان می داد، همان بود که به عموم مردم، از نظر بشر دوستی رعایت می کرد.
حافظه اش قوی و پردامنه و هوش و ادراکش سهل و اجتماعی بود. نیروی تصورش عالی، قضاوتش صریح و روشن و سریع و قاطع بود، هم دارای قدرت فکر و اندیشه بود و هم دارای قدرت عمل و اقدام.
و گرچه نقشه او به تدریج با موفقیت توسعه پیدا می کرد. با این حال، اولین فکر رسالت الهی وی دارای نشان نبوغ اصیل و عالی است.
از نظر قدرت اندیشه و علو فکر و زیبایی و صفای احساس، دارای موهبت خاصی بود. بیمار را عیادت می کرد و هر جنازه ای را تشییع می کرد. دعوت هر غلامی را برای شام می پذیرفت. جامه اش را خودش رفو می کرد. بزهایش را خودش می دوشید و کارهای خانه اش را شخصا
انجام می داد. گفته های گذشتگان را به طور خلاصه نقل می کرد. وقتی که با کسی دست می داد هیچ وقت زودتر از طرف مقابل دستش را عقب نمی کشید. از کسانی که تحت حمایت و سرپرستی او می زیستند، او با وفاترین حمایت کننده بود. هر کسی او را می دید، خود به خود به او احترام می کرد، هر کس به او نزدیک می شد، او را به شدت دوست می داشت. هر کس او را دیده چنین توصیف کرده و گفته است.
نه بیشتر از آن تاریخ و نه بعد از آن تاریخ، کسی را مانند او ندیده ام. هیچ کس به سکوت و کم حرفی او دیده نشده است و هر وقت حرف می زد استحکام و متانت و حزم بود. آن چه را می گفت، هیچ وقت کسی نمی توانست آن را فراموش کند.
پیامبر اسلام یکی از بزرگترین و عالی مقام ترین شخصیت های تاریخ جهان است و کتابش همان قرآن می باشد که مجموعه ای از وحی های الهی و شاهکار زبان عربی است.
پیامبر اسلام، مردی بسیار شجاع بود و در ضمن تواضع ایمانی بس قوی داشت و خود را بنده خدا می دانست او بسیار نماز می خواند و بسیار روزه می گرفت و در هر حال، عادل و منصف و نسبت به همه مهربان و با محبت بود.
پیامبر اسلام با شخصیت بارز و قوت کلام و اخلاق و رفتارش توانست یکی از بزرگترین مذاهب روزگار را پایه گذاری کند و یکی از کامل ترین تمدن ها و فرهنگ ها را بنیان گذاری نماید. وی یکی از بزرگ ترین قانون گذاران و مربیان مذهبی و سیاستمداران و مردان کارزار می باشد. در حالی که مدرسه ندیده و درس نخوانده بود.
در مغرب زمین، مسیحیان عموما تصورات واهی و خطائی از پیامبر اسلام دارند و حال آن که وی مردی، بسیار قانع و متواضع و متین و محجوب بود. به ابلاغ رسالت اش، ایمانی فوق العاده داشت و در حین پیامبری دائم این نکته را به مردم گوش زد می کرد که بنده و فرستاده خداست و با این که نفس خود را به سختی رنج می داد، ولی با همه مردم، مهربان و رئوف بود.(1)
1) ن، ک: اعترافات مستشرقان در باره پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله ، روزنامه رسالت 26/4/1385 .
فرهنگ مسجد
«فرهنگ» منبعی دقیق، موثّق و معتبر در باره واژگان یا اصطلاحات تمام یا بخشی از زبان و یا رشته ای خاص از معارف و علوم است که براساس نظمی خاص و معمولاً الفبایی مرتّب می شود.(1)فرهنگ ها به دو دسته عمومی و تخصصی تقسیم می شوند. فرهنگ های عمومی، که به آن ها «واژه نامه» یا «لغت نامه» نیز گفته می شود، منابعی اند که در آن ها واژگان و تعابیر یک زبان یا گویش خاص از یک زبان به همراه معانی و وجه دستور آن ها گرد آمده است. پیشینه لغت نامه ها در زبان فارسی، به فرهنگ یا لغت نامه فُرس تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی در قرن پنجم هجری، باز می گردد که تاکنون چندین بار چاپ شده است.(2)امروزه فرهنگ های عمومی بسیاری، از جمله لغت نامه و فرهنگ معین در دسترس است.
فرهنگ های تخصصی منابعی هستند که در آن ها واژگان و اصطلاحات یک رشته خاص از معارف و علوم به همراه معانی آن ها و توضیحات لازم گرد آمده است. سابقه تألیف این فرهنگ نامه ها در زبان فارسی چندان طولانی نیست. نخستین فرهنگ تخصصی مانند فرهنگ نظامی، نگاشته سروان ضرغامی و سروان زرگر خوشنویسان؛ فرهنگ بازرگانی نگاشته ینکار؛ و فرهنگ حقوقی، نگاشته جعفری لنگرودی، از ترتیب شصت سال پیش به این طرف تألیف
شده اند.(1)امروزه فرهنگ های تخصصی بسیاری در دسترس دانش پژوهان هر یک از علوم قرار دارد.
دائره المعارف تنها منبعی است که در آن، مهم ترین و اساسی ترین اطلاعات لازم در همه رشته های معارف بشری یا رشته ای خاص براساس نظمی منطقی و بیشتر الفبایی فراهم آمده است.(2)مشابهت «فرهنگ» با «دائرة المعارف» در سه چیز است:
1 . هر دو کتاب مرجع محسوب می شوند و خواننده هنگام نیاز، به آن ها مراجعه می کند.
2 . دائره المعارف ها از نظر شمول، همانند فرهنگ ها، عمومی یا تخصصی اند.
3 . نظم هر دو غالبا الفبایی است.
تفاوت عمده این دو در این است که هدف در فرهنگ نویسی، ارائه اطلاعات پایه و اساسی اما به اختصار است، ولی در دائره المعارف نویسی، ارائه اطلاعات گسترده تر، عمیق تر و دسته بندی شده تر است.(3)
معرفی «فرهنگ مسجد»
فرهنگ مسجد - کتاب حاضر - فرهنگی تخصصی و با نظم الفبایی است که در آن، عناوین مرتبط با مباحث مسجد، همراه معنا و توضیحات لازم و مستند گرد آمده است. برای استفاده بهینه از این کتاب، توجه به نکات ذیل، ضروری است:
1 . محققان محترم تلاش کرده اند تا در ذیل هر مدخل، شناسه مدخل قرار گیرد و اطلاعاتی اجمالی در اختیار مخاطب قرار دهد. «شناسه» تعریفی کوتاه با عباراتی غالبا بدون فعل است که در برابر هر یک از عناوین و مدخل ها می آید.
2 . به دلیل آنکه ذکر جزئیات احکام فقهی در مباحث مربوط به احکام مسجد، مخالف غرض تدوین فرهنگ نامه است، از این رو، تنها به کلیات موارد پرداخته شده و در موارد اختلاف، یا ملاحظه شهرت یک قول، آن قول به مشهور نسبت داده شده است.
3 . سعی شده است مطالبی که در این فرهنگ تدوین گردیده، از منابع معتبر باشد و برای اتقان و اعتبار بیشتر و همچنین تسهیل پژوهش های گسترده تر برای خوانندگان ارجمند، در پایان هر مقاله، به نام کتاب، شماره جلد و صفحه آن اشاره شده و در پایان کتاب نیز مشخصات کامل کتاب شناختی منابع و مآخذ به طور مبسوط ذکر گردیده است.
اهمیت و ضرورت تدوین
امروزه با توجه به گسترش علوم و فنون و پیدایش شاخه های متعدد علمی، افراد فرصت زیادی برای شناخت تفصیلی مطالب مورد نیاز خود ندارند و گرفتاری های روزه مرّه بسیاری را به خود مشغول ساخته است. از این رو، نوشتن فرهنگ ها اهمیت و جایگاه خاصی پیدا کرده است. «مسجد» به عنوان تنها نهادی که از آغاز تأسیس تاکنون مرکز و محور تحوّلات عظیمی در جامعه اسلامی بوده و دارای ابعاد و جهات گوناگون و گسترده ای است، از این قاعده مستثنا نمی باشد.
مراحل تدوین
تا آنجا که می دانیم، این نخستین بار است که کتابی با عنوان «فرهنگ مسجد» نوشته می شود، از این رو، نگارش و تدوین این اثر معضلات و مشکلات خاصی به همراه داشته است. به هر روی، برای آماده سازی این کتاب، مراحل زیر به دقت پشت سر گذاشته شده است:
الف. فیش برداری مجموعه آثار و کتاب ها و مقالاتی که در ارتباط با مسجد نگاشته شده اند.
ب. گزینش واژه های محوری و خاص به عنوان «مدخل» فرهنگ نامه؛
ج. نگارش مقالات متناسب ذیل هر مدخل، توسط محققان و نویسندگان محترم؛
د. بررسی ساختاری و محتوایی مقالات پس از تدوین: در بعد ساختاری نوشته ها، حجم، قواعد درست نویسی، تنظیم و چینش مطالب و اعتبار منابع مورد نظر بوده و در نگاه محتوایی، درستی مطالب، مطابقت آن ها با منابع مورد استناد، و جامعیت مقالات لحاظ شده است.
ه . نظارت بر مقالات توسط مسئول «دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد» یا کارشناس مورد تأیید ایشان؛
و. ویرایش مقالات؛
ز. بازبینی نهایی و مقابله توسط ناظر علمی مقالات.
ویژگی ها
فرهنگ مسجد دارای چند ویژگی است:
الف. نخستین فرهنگ مسجد است که توسط گروهی از محققان شیعه نوشته شده است.
ب. به زبان فارسی نگارش یافته و برای همه طبقات فارسی زبان قابل استفاده است.
ج. از جامعیت و گستردگی نسبی برخوردار است.
د. مستند به منابع معتبر است و زمینه را برای تحقیق بیشتر در موضوعات مداخل فراهم می آورد.
ه . روان و ساده و در عین حال، علمی و متقن نوشته شده است.
و. براساس حروف الفبای فارسی مرتّب شده است.
سخن آخر
خداوند سبحان را سپاس می گوییم و ستایش می کنیم که نعمت جمهوری اسلامی را به ما ارزانی داشت و انقلاب اسلامی را به دست با کفایت فقیه و فیلسوف کبیر حضرت آیت اللّه العظمی امام خمینی قدس سره به پیروزی رسانید و سکّان داری کشتی پرشتاب این انقلاب الهی را به دست پرتوان
مقام معظّم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای «دام ظله الوارف» سپرد. بجاست از شهیدان گران قدر این انقلاب سرخ حسینی علیه السلام یاد کنیم و نام و راه و آرمان شان را گرامی بداریم و توفیق پیمودن طریقشان را از خدای منّان طلب کنیم.
در پایان، از مساعدت های بی شائبه ریاست «مرکز رسیدگی به امور مساجد» حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسین ابراهیمی «دام عزّه» کمالِ تشکر را داریم و برای همگان توفیق انجام خدمات علمی و فرهنگی در جهت اهداف متعالی نظام جمهوری اسلامی ایران را از خداوند بزرگ مسئلت می کنیم. «و آخر دعوانا ان الحمدللّه ربّ العالمین».
قم
دفتر مطالعات و پژوهش های
مرکز رسیدگی به امور مساجد
تابستان 1385
آثار مسجد رفتن: فواید دنیوى و پاداش هاى اخروى رفت و آمد به مسجد
در متون روایى شیعه و سنّى، براى رفت وآمد به مساجد، فواید و آثار دنیوى و اخروى بیان شده است. این آثار سازنده و پاداش ها عبارت است از:
1 . پیدا کردن برادر و دوستى که در مسیر اطاعت خداوند از وى بهره گیرد.
2 . فراگیرى علم و دانش جدید و سودمند؛
3 . عقاید خود را با دلیل و برهان، محکم و استوار مى سازد.
4 . شنیدن سخنى که او را به سوى نیکى رهنمون گردد.
5 . رحمتى از خداوند که منتظرش باشد.
6 . سخنى که او را از بدى بازدارد.
7 . گناهى را از روى شرم و حیا ترک نماید.
8 . گناهى که در اثر خوف و خشیت، آن را ترک کند. (1)(ر.ک. اهل مسجد.)
9 . مؤمن بودن؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هنگامى که دیدید مردى بر رفت وآمد به مسجد مداومت دارد، او را مؤمن بدانید؛ زیرا مسجد خانه اجتماع و آمد و شد انسان هاى با تقوا و صالح است. (2)همچنین فرمودند: به سوى مسجد گام برنمى دارد، مگر مؤمنى از اهل بهشت. (3)
10 . ضمانتِ ورود به بهشت؛ از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده است: شش حالت است که هر کس در یکى از آن حالات بمیرد خداوند - عزّوجل - ضمانت نموده است او را وارد بهشت کند. یکى از آن ها وقتى است که انسان نیکو وضو بگیرد، سپس به سوى مسجد و مصلاّى نماز حرکت کند ولى در بین راه، مرگش فرا رسد. (1)
11 . شفاعت کننده هشتاد هزار نفر؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداوند به سه گروه وعده داده است بدون حساب وارد بهشت شوند و هر یک از این سه گروه مى تواند هشتاد هزار نفر را شفاعت کند؛ آن ها عبارتند از: مؤذّن، امام جماعت، و کسى که وضو بگیرد سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت بجاى آورد. (2)
12 . همردیف بودن با مقام و منزلت صدّیقان و شهدا و حضور در محفل پیامبر الهى؛ رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: قدم برداشتن به سوى مسجد اطاعت از خداوند و پیامبر اوست، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند خداوند او را همراه صدّیقان و شهدا وارد بهشت خواهد کرد و همنشین حضرت داود علیه السلام است و مثل او پاداش مى گیرد. این مقامات در سایه آمد و شد به مسجد به دست مى آید. (3)
13 . طلب آمرزش و دیدار و انس فرشتگان با او در قبر؛ نبى اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: کسى که به قصد شرکت در نماز جماعت، به سوى مسجد قدم برمى دارد، خداوند متعال در برابر هر گامى که برمى دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش مى دهد و نیز به همین میزان درجات و تقرّب وى به خدا بالا خواهد رفت، و اگر در چنین حالى بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته را مأمور مى کند تا در قبر به دیدارش بروند و وى را بشارت دهند و در تنهایى قبر أنیس او باشند و تا روز قیامت برایش طلب آمرزش کنند. (4)
1) . الدعوات، ص 104 / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 364 ،ح 3791 .
2) . مستدرک الوسائل، ج 6 ، ص 449 ، ح 7203 .
3) . همان، ج 3 ، ص 365 ، ح 3793 / جامع الأخبار،ص 79 .
4) . وسائل الشیعة، ج 8 ، ص 287 ، ح 10681 / بحارالأنوار، ج 80 ، ص 373 ، ش 38 و نیز ر.ک. همان، ج 5 ، ص 210 ، ح 6328 / صحیح مسلم،ج 2 ، ص 129 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 122 و 158 و 426 / سنن نسائى، ج 2 ، ص 42 .
14 . برخوردار شدن از آرامش فکرى و روحى؛ بنا به برخى روایات، هنگام گرفتارى و غم و اندوه و مشکلات و یا موقع حوادث یا رخدادهاى طبیعى (کسوف و خسوف)، به مسجد رفتن و نماز خواندنِ در آن، آرامش روانى در پى دارد. (1)
15 . تسبیح تمامى موجودات براى نمازگزار در مسجد؛ امام صادق علیه السلام مى فرماید: کسى که به سوى مسجد گام برمى دارد بر هیچ تَر و خشکى قدم نمى گذارد، مگر اینکه زمین تا طبقات هفتگانه اش براى او (به جاى او براى خدا) تسبیح مى گویند. (2)
16 . ایمنى از بلا؛ امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرماید: آن گاه که اهل زمین در گناه و بدى ها غوطه ور مى شوند، خداوند قصد مى کند تمامى آنان را بدون استثنا عذاب کند و چون مى بیند سال خوردگان براى نماز به مساجد قدم برمى دارند و فرزندان (نوجوانان) به آموختن قرآن مى پردازند بر همه رحم مى کند و عذاب را به تأخیر مى اندازد. (3)
17 . نجات از آتش سوزان؛ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در قیامت، دستور داده مى شود برخى مردان را به سوى آتش ببرند. خداوند - عزّوجل - به مالک (نگهبان دوزخ) مى فرماید: بگو به آتش که قدم هاى آنان را نسوزان؛ زیرا آنان به سوى مساجد گام برمى داشتند. (4)
18 . پاداش حج و عمره مستحبى؛ پیامبر مى فرماید: کسى که براى شرکت در نماز جماعت پیاده به سوى مسجد برود ثوابش همانند یک حج است، و آنکه صرفا براى شرکت در نمازى به سوى مسجد گام بردارد ثوابش همانند عمره مستحبى است. (5)
همچنین در روایات آمده است: آنان که شبانگاهان به مساجد مى روند، در قیامت، پرچمدار و جلودار بهشتیان هستند و در جوار عرش الهى ساکن مى گردند. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: بشارت باد کسانى را که در تاریکى شب به مساجد مى روند! در روز
قیامت، از نورى فروزان و درخشنده در پیشاپیش خود برخوردارند (1)و اینان در رحمت الهى غوطه ورند. (2)در بیان دیگرى فرمودند: کسى که در دل شب در حالى که مردم به خواب رفته اند، طهارت و وضویش را نیکو بجا آورد و به سوى خانه اى از خانه هاى خدا حرکت کند در زیر سایه عرش الهى است و گناهانش آمرزیده مى شود. (3)در روایتى پیامبر صلى الله علیه و آله خطاب به ابوذر مى فرماید: اى ابوذر! خوشا به حال پرچم داران روز قیامت که پرچم ها را به دوش گرفته و پیش از دیگران وارد بهشت مى شوند! آنان همان کسانى اند که در سحرگاهان و دیگر اوقات در رفتن به مساجد بر دیگران پیشى مى گیرند. (4)
فقها با استناد به این گونه روایات، یکى از اعمال مستحب را زودتر از همه به مسجد رفتن و دیرتر از همه از آنجا خارج شدن ذکر کرده اند. (5).
آداب مسجد:مجموعه اعمالى که شایسته است به احترام مسجد رعایت شود.
در منابع اسلامى، براى حفظ حرمت مسجد، آدابى ذکر شده که رعایت آن ها مستحب و ترک آن ها با جایگاه مساجد منافى است. برخى از این آداب، از مقدّمات ورود و حضور در مسجد، برخى ویژه ورود و حضور در مسجد، و برخى نیز از آداب خروج از مسجد است.
آدابى که رعایت آن ها براى رفتن به مسجد پسندیده است، عبارت است از: طهارت و نظافت، (6)پوشش نیکو، (7)پیاده
1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 239 ، ح 720 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 257 ، ح 78 .
2) . سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 256 ، ح 779 .
3) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 154 .
4) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 433 .
5) . الروضه البهیّة فى شرح اللمعه الدمشقیة، ج 3، ص 293 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 199 ، ح 6324 / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 263 ، ح 63 / الکافى،ج 6 ، ص 489 ، ح 7 .
7) . التبیان، ج 4 ، ص 386 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 128 ، ح 318 .
رفتن و حفظ وقار در مسیر مسجد، (1)استفاده از بوى خوش (براى مردان) (2)و ذکر خدا. (3)
آداب ویژه ورود و حضور در مسجد نیز عبارت است از: دعاهاى هنگام ورود، (4)وارد شدن با پاى راست، (5)سلام کردن به حاضران، (6)تحیّت مسجد، (7)استقبال، (8)نینداختن آب دهان و بینى و اخلاط سینه در فضاى مسجد، (9)و پرهیز از کارهایى که از انجام آن ها در مسجد نهى شده است (ر.ک. مکروهات مسجد)، ترک نکردن مسجد بدون عذر پس از شنیدن صداى اذان، (10)روشن ساختن مسجد، (11)نشستن هدفمند، (12)
جلوگیرى از ورود دیوانگان و کودکان غیر ممیّز که احتمال داده مى شود مسجد را آلوده کنند. (13)
آداب خروج از مسجد نیز عبارت است از: خواندن دعاهاى هنگام خروج (14)و خروج از مسجد با پاى چپ. (15)
در روایات به چند نکته که ویژه بانوان است نیز اشاره شده. این موارد عبارت است
1) . مجمع البیان، ج 8 ، ص 263 ، ذیل آیه شریفه: «انّا نحنُ نُحْى الموتى و نکتب ما قَدّموا و آثارهم» یس: 12 وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 203 ، ح 6332 .
2) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 .
3) . همان.
4) . التهذیب، ج 3 ، ص 263 ، ح 64 و 65 و ج 2 ، ص 65 ، ح 1 .
5) . الکافى، ج 3 ، ص 308 ، ح 1 .
6) . وسائل الشیعة، ج 7 ، ص 270 - 271 ، ح 9310 و 9311 .
7) . همان، ج 5 ، ص 248 ، ح 1 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 114 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 155 / سنن ابن ماجه،ج 1 ، ص 323 ، ح 1011 .
8) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 263 ، ح 63 .
9) . همان، ج 3 ، ص 256 ، ح 33 و 34 / وسائل الشیعة،ج 5 ، ص 222 ، ح 6389 و 6390 و 6395 .
10) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 262 ، ح 60 .
11) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 ، ح 716 / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 361 ، ح 53 .
12) . وسائل الشیعة، ج 4 ، ص 117 ، ح 4669 .
13) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 254 ، ح 22 .
14) . الکافى، ج 3 ، ص 309 ، ح 4 .
15) . همان، ج 3 ، ص 308 ، ح 1 .
از: حضور زن، (1)رعایت حجاب و عفّت کامل، (2)استفاده نکردن از بوى خوش (3)و عدم اختلاط با مردان. (4)همچنین براى بنا و معمارى مسجد نیز آدابى ذکر شده است. (ر.ک. معمارى مسجد.) .
آسیب شناسى مسجد: شناخت عوامل تهدیدکننده مسجد و مانع نقش آفرینى آن.
مساجد در صدر اسلام، نماد وحدت مسلمانان و پایگاه اصلى حکومت اسلامى بودند، ولى امروزه مساجد جهان اسلام از این نقش اساسى به دور مانده اند. آسیب هاى متعددى در شرایط امروزى مساجد را تهدید مى کند که عبارت است از:
1 . جریانات فکرى ضد دین مثل سکولاریسم و لیبرالیسم که دین را به عنوان عامل مخدّر، و افراد دیندار را به عنوان مرتجع معرفى مى کنند.
2 . گسترش ارزش هاى مادى و رواج فرهنگ دنیازدگى و مصرف گرایى؛
3 . وجود تشکیلات موازى با کارکردهاى مسجد؛ (ر.ک. کارکردهاى مسجد.)
4 . بى توجهى در برنامه ریزى هاى بلندمدت براى امور مسجد و عدم تخصیص بودجه لازم براى آن؛
5 . فقدان آموزش هاى روزآمد براى عوامل و کارگزاران مساجد؛
6 . ناکارایى مساجد در مقایسه با نیازهاى اجتماعى دوره معاصر و اکتفا به فعالیت هاى عبادى که منجر به عدم حضور مردم
و بى تفاوتى نسبت به مسجد و برنامه هاى آن مى شود.
8 . نبودن مدیریت واحد در مساجد
1) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 210 و 211 / صحیح مسلم،ج 2 ، ص 32 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 8 / سنن ابى داود،ج 1 ، ص 137 ، ح 567 .
2) . سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص 1326 ، ح 4001 .
3) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 33 / سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص 1326 / سنن ابى داود، ج 2 ، ص 284 ، ح 4174 .
4) . سنن ابى داود، ج 2 ، ص 533 ، ح 5272 .
و نظام مهندسى معمارى مسجد.
عوامل مزبور از جمله موارد آسیب هاى مسجد به شمار مى آید. (1).
آیات احکام مساجد: آیاتى که احکام مطلق مساجد و مسجد الحرام را بیان مى کند.
مفاد آیاتى از قرآن کریم که درباره احکام مسجد، به ویژه در مورد مسجد الحرام، سخن گفته، عبارت است از:
1 . از دخول در مساجد در حال جنابت - جز در مورد عبور - نهى شده است. (2)
2 . ورود کفّار به مسجد الحرام ممنوع و حرام است. به قول شیعه و امام مالک، ورود آنان به سایر مساجد نیز حرام است، و چون علت نجاست مشرکان همان شرک به خداست، مشهور امامیه دخول اهل کتاب را هم به مسجد جایز نمى دانند. از اینکه سبب حرمت ورود مشرکان نجاست است، مى توان استنباط کرد که داخل کردن مطلق نجاسات به مسجد جایز نیست. (3)
3 . مسلمانان در هر مسجدى که حاضر مى شوند رو به قبله آورند یا به عبادت حق مشغول شوند. قول دیگر آن است که در وقت سجود یا در نماز - که شامل سجده است - رو به قبله نمایند. (4)
4 . در دستور به مؤمنان « یَا بَني آدمَ خُذوا زینتَکُم عِندَ کُلِّ مسجدٍ»، از کلمه « زینت»به «لباس» تعبیر شده است و مطلق استحباب پوشیدن لباس نیکو در نماز و اجتماعات استفاده مى شود و مراد از « مسجد» نمازى است که در مسجد اقامه مى شود. (5)
5 . از آیه 104 سوره بقره - آنچنان که در کتاب هاى آیات الاحکام آمده است - دو مطلب به دست مى آید:
الف. حرمت خراب کردن مساجد، چه از بین بردن اصل بنا و چه فرش و سایر اسباب مسجد، که بالملازمه، وجوب
نگه دارى و عمارت مساجد را مى رساند؛ زیرا عمارت مساجد را خاص مؤمنان و نشان دهنده ایمان شمرده است.
ب. محبوبیت اشتغال به ذکر خداوند در مساجد و ترغیب به آن استفاده مى شود، ولى وجوب ساختن مسجد یا وجوب ذکر خدا در مسجد یا استحباب خضوع در مساجد - چنان که بعضى از آیه استفاده کرده اند - روشن نیست.
6 . خداوند متعال مى فرماید « إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَ-ئِکَ أَن یَکُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ»؛ (1)مساجد خدا را فقط کسانى بنا مى کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند و نماز (پنج گانه) بپامى دارند و زکات مال خود را مى دهند و از غیر خدا نمى ترسند ولى آنان امیدوار باشند که از هدایت یافتگانند.
تفسیر آیه شریفه: إشعار آیه به این است که خداوند نسبت به مساجد عنایتى خاص دارد. از این رو، کسانى را که مساجد را آباد سازند به صفات کمالیه، که ایمان به خدا و روز جزا، اقامه نماز، پرداخت زکات و خوف و خشیت از حق تعالى است، توصیف نموده.
مفسّران گفته اند: ممکن است مراد از «عمارت مسجد» پاکیزه نگاه داشتن، فرش نمودن، روشن نگاه داشتن چراغ مسجد و مانند آن باشد، و امکان دارد که مراد اقبال به عبادت خداوند و دورى از اشتغال به امور دنیوى باشد.
7 . خداوند متعال مى فرماید :« وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا»(2)مراد از مساجد، محل هاى سجده خود مکلّف است، نه محل سجده وى بر زمین. سه قول دیگر نیز در تفسیر این آیه نقل شده اند.
الف. مراد کل زمین است که سجدگاه آدمى است.
ب. مراد مسجد الحرام است. (چون کعبه قبله همه مساجد است، از آن تعبیر به جمع شده است.)
ج. «مساجد» جمع مسجد، (مصدر،
نه اسم مکان به معناى محل سجده) به معناى سجود است؛ یعنى سجده از آنِ خداست و به خاک افتادن براى غیر او روا نیست.
آیات هفت گانه مزبور مربوط به تمام مساجد است.
تعدادى از آیات قرآن کریم به طور خاص، احکام مسجدالحرام را بیان مى کند؛ مانند:
1 . « إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاکِفُ فِیهِ وَالْبَادِ وَمَن یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ»؛(1)
و آنان که به خدا کافر شدند و مردم را از راه دین خدا منع کردند و نیز از مسجد الحرام، که ما براى مردم - چه اهل آن شهر و چه مسافران و بادیه نشینان - یکسان قرار دادیم، مانع شدند و کسى که از حق مایل شده، بخواهد در حرم مرتکب ظلمى شود او را عذابى دردناک مى چشانیم.
بعضى از مفسّران «الحاد» را به معناى بى ادبى دانسته اند؛ همچون آب دهان افکندن در مسجد. در تفسیر «ظلم»، وجوه ذیل ذکر شده است:
الف. تجاوز از قوانین شرع؛ همچون انجام مکروهات و محرمات؛
ب. گفتن «لاواللّه » و «بلى و اللّه »؛
ج. ورود به مسجد بدون احرام.
در تفسیر «مسجد الحرام»، دو قول نقل شده است:
1 - مراد فقط محوطّه اطراف کعبه است که عرفاً بدان «مسجد» گفته مى شود؛ چنان که شافعى چنین عقیده دارد.
2 - به نظر بعضى از امامیه و ابوحنیفه، مراد تمام مکّه است؛ زیرا در سوره اسراء «مسجد الحرام» را بر مکّه اطلاق نموده: « سُبحانَ الّذى اَسرى بِعبدِه لَیلاً مِن المسجد الحرامِ»که مسلّماً معراج پیامبر از خانه امّ هانى، که خارج از مسجد و جزو بیوت مکّه بوده، واقع شده است.
بعضى از این آیه استفاده کرده اند که کسى حق ندارد به عنوان مالک شخصى، زائران را از سکونت در خانه خود، که در مکّه واقع شده است، منع نماید؛ (2)به دلیل
« سواءٍ العاکفُ فیهِ و البادُ» (مکّه را براى ساکنان و مسافران مساوى قرار دادیم) و بنابراین، خرید و فروش خانه هاى مکّه جایز نیست و فقط اولویت در سکونت ملاک است.
استدلال به چند مطلب:
اول. کسى را که به مسجد الحرام پناه آورد نمى توان از آنجا اخراج کرد، گرچه مستحق حد و مجازات باشد؛ چون خداوند مسجد را، که جزئى از بلد است، ایمن قرار داده، اما سایر اماکن مکّه به واسطه دلیل خارجى از این حکم مستثنا شده اند.
دوم. قتال در مکّه جایز نیست.
سوم. جواز مسئلت رزق و توسعه رفاه زندگى و طلب معیشت از خداوند به دلیل « و ارزُقْهم مِن الثمراتِ»؛ چون «ثمرات» غیر از امور ضرورى است.
چهارم. فضیلت و شرف مکّه. (1)
2 . از جمله « رَبّنا تَقبَّلُ مِنّا»استفاده مى شود که بنیان کعبه براى عبادت حق تعالى گذاشته شده است، نه براى سکونت؛ زیرا آنچه براى خدا انجام مى گیرد تقاضاى قبول آن از درگاه احدیّت رواست. (2)
3 . پایمال کردن حرمت مسجد الحرام و بیرون کردن اهلِ مسجد الحرام (کارى که مشرکان نسبت به مسلمانان مرتکب شدند) گناه بزرگ ترى است. (3)
4 . اگر کفّار ابتدا در مسجد الحرام اقدام به جنگ کردند شما نیز با آنان نبرد کنید. (4)
5 . هنگام اعتکاف در مساجد (براى عبادت) با زنان خود میامیزید. (5)(ر.ک. آیات مسجد / آیات مسجد الحرام.)).
دوازده آیه از قرآن کریم درباره «قبله» و توجه به آن و تغییر قبله از «بیت المقدّس» به سوى «کعبه مکرّمه» و پاسخ به معترضان مسئله تغییر قبله آمده است. ترتیب آیات بنا به نقل مرحوم مجلسى در بحارالأنواربدین
گونه است:
1 .« ولِلّهِ المَشرقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ اِنَّ اللّهَ واسِعٌ عَلِیْمٌ»؛(1)
مشرق و مغرب از آن خدایند و به هر سو رو کنید خدا آنجاست. خداوند بى نیاز و داناست.
فاضل مقدادمى نویسد: مفاد این آیه (جز در مواردى که مسلّماً طرف قبله شرط است) در همه جا جارى است؛ مانند نماز بیمار یا کسى که در شدت خوف نماز مى گزارد و کسى که قبله را نمى داند و به چهار جانب نماز مى گزارد و کسى که به گمان قبله به جانبى نماز مى خواند و در نماز یا پس از انجام آن متوجه مى شود که به سمت قبله نماز نخوانده، ولى پشت به قبله هم نبوده است که در تمام این موارد
و همچنین در دعاها و نوافل، توجه به قبله شرط نیست و به هر جانب که نماز یا دعا خوانده شود، رو به خداست. (2)
2 .« سَیقَوُلُ السُّفَآءُ مِنَ النّاسِ ماوَلَّیهُم عَن قِبْلَتِهِمُ الّتى کَانُوا عَلَیْها قُل لِلّهِ المَشْرِقُ و المَغْرِبُ یَهدى مَنْ یَشاءُ إلى صِراطٍ مُسْتَقِیْمٍ»؛(3)
این مردان خواهند گفت: چه موجب شده است که مسلمانان از قبله اى که بر آن بودند (بیت المقدس) به کعبه روى آورند؟ بگو (اى پیغمبر): مشرق و مغرب از آن خداست. خدا هر کس را بخواهد به راه راست هدایت مى کند.
«سفهاء» جمع «سفیه» به معناى کم عقل یا جاهل که گفته شده: مراد یهودیان مدینه اند یا منافقان یا کفّار قریش. بعید نیست که این سرزنش نخست از جانب یهودیان عنوان شده و سپس منافقان و کفّار قریش به متابعت آنان، این تغییر را دستاویز حمله به مسلمانان ساخته باشند.
على بن ابراهیممى نویسد: آیه « سیقولُ السّفهاء...» متقدّم است [در قرآن به شماره 142 ]برآیه « قد نرى تقلّب وجهک فى السماء...»، (4)و حال آنکه نخست آیه « قد نرى...» نازل شده و پس از آن، آیه « سیقولُ السُّفهاء...» نزول یافته است،
و علتش آن بوده که یهودیان مدینه رسول خدا صلى الله علیه و آله را سرزنش مى کردند؛ به حضرت مى گفتند: تو پیرو ما هستى و به سوى قبله ما نماز مى گزارى! (1)برحسب نقل دیگر، مى گفتند: محمّد [صلى الله علیه و آله] قبله نداشت، تا آنکه ما بدو یاد دادیم. (2)پیامبر صلى الله علیه و آله از گفته آن ها به شدت اندوهگین شد. به همین دلیل، شبانگاهان از خانه خارج مى شد و به انتظار فرمانِ خداى تبارک و تعالى در کرانه هاى آسمان مى نگریست. اما در پى فرمان الهى، پیامبر در مسجد «بنى سالم بن عوف» (= بنى سلمه) در حال گزاردن نماز ظهر، دو رکعت نماز را به جاى آورده بود که جبرئیل برآن حضرت وارد شد و بازوان پیامبر را گرفت و به سمت کعبه مکرّمه چرخانید و خداوند آیه مبارکه « قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ...» را برآن حضرت نازل فرمود. آن نمازظهر، دو رکعت به جانب بیت المقدس و دو رکعت دیگر به سمت کعبه مکرّمه خوانده شد. یهودیان و سفیهان مدینه گفتند: « ماوَلَّیهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَتى کانُوا عَلَیْها»؛ چه موجب شد مسلمانان از قبله اى که برآن بودند (بیت المقدس) رو به کعبه آوردند؟ این آیه دلیل بر وقوع نسخ بعض احکام اسلامى است که به مقتضاى مصالح تغییر یافت.
3 . « ... وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنقَلِبُ عَلَي عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَي الَّذِینَ هَدَي اللّه وَمَا کَانَ اللّه لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّه بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(3)
(اى پیغمبر) قبله اى را که برآن بودى، تغییر ندادیم، مگر براى اینکه بیازماییم و گروهى را که از پیغمبر خدا پى روى مى کنند، از آنان که به مخالفت او برمى خیزند جدا سازیم و این تغییر قبله بسى گران است، جز بر هدایت یافتگان، و خداوند اجر (پایدارى) شما را در راه ایمان تباه نمى گرداند؛ که خدا به خلق، مشفق و مهربان است.
از تعبیر آیه شریفه « و ما جَعلَنا القبلةَ الّتي کُنْتَ عَلَیْها» دانسته مى شود که قبله قرار
گرفتن بیت المقدّس براى امتحان مردم بوده است؛ گویا مى خواهد بفرماید: اصل مأموریت تو اى پیامبر! رو به کعبه نماز گزاردن است و قبله نخستین را براى منظورى خاص (امتحان مردم) قرار دادیم.
شخصى از امام حسن عسکرى علیه السلام پرسید: چرا خداوند متعال رسول خودش را براى انجام نماز به سمت بیت المقدّس امر نمود؟
امام فرمود: به دلیل آنچه خداوند متعال مى فرماید: « وَ مَا جَعَلْنا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنْتَ عَلَیْهَا»که همانا بیت المقدس بود،« اِلاّ لِنعلمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمّن یَنقلبُ علي عَقِبیه» پى روى از رسول را در امر قبله از ناحیه مطیعان بدانیم، آن گونه که در کردارشان به ظهور برسد - پس از آنکه مى دانستیم و در علم ما گذشته بود که چه کسانى فرمان خواهند برد و نافرمانان کیانند - زیرا اهل مکّه دل در هواى کعبه داشتند و خداوند متعال خواست در میان اهل مکّه، پیروان حضرت محمد صلى الله علیه و آله را به وسیله متابعت از فرمان الهى و نماز گزاردن به سوى بیت المقدّس - که آن امر برخلاف خواست آنان بود - بازشناسد و چون اهل مدینه هوادار آن بودند که بیت المقدس قبله شان باشد و بدان دل شاد بودند، خداوند متعال به آنان فرمان داد: هنگام نماز، روى از آن برگیرند و برابر کعبه مکرّمه بایستند تا آشکار شود که چه کسى در آنچه دوست نمى دارد، برخلاف میل شخصى با حضرت محمّد صلى الله علیه و آله همراهى مى نماید و در این آزمون، نبوّت و مأموریت الهى پیامبر را صادقانه پذیرفته و با او موافقت نموده است. (1)
4 . « قَدْ نَرَي تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ»؛ (2)
ما توجه تو را بر آسمان به انتظار وحى و تغییر قبله مى بینیم و البته روى تو را به قبله اى که بدان خشنود شوى بگردانیم. پس روى کن به طرف مسجد الحرام و شما
(مسلمانان) نیز هرجا باشید در نماز رو بدان جانب کنید و گروه اهل کتاب به خوبى مى دانند که این (تغییر قبله) از جانب خدا به حق و درست است (نه به دلخواه کسى) و خداوند از کردار ناپسند آن ها غافل نیست.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در مدت سیزده سال اقامت در مکّه مکرّمه به فرمان الهى به سوى بیت المقدّس نماز مى گزارد، به گونه اى که کعبه مکرّمه حد فاصل جایگاه نماز آن حضرت و بیت المقدّس قرار مى گرفت و هرگاه ممکن نمى شد تنها به سمت بیت المقدّس مى ایستاد. پس از هجرت به مدینه منوّره، تا هفده ماه، هنگام نماز رو به مسجدالاقصى مى ایستاد و مسلمانان نیز به طرف بیت المقدّس، که قبله یهود هم بود، نماز مى خواندند.
یهودیان مدینه زبان به سرزنش گشودند که محمّد صلى الله علیه و آله با دین ما مخالفت مى کند، ولى به قبله ما نماز مى گزارد! و بنا به نقل دیگر گفتند: به خدا سوگند! محمد صلى الله علیه و آله راه به جایى نمى برد که چگونه نماز بگزارد، مگر اینکه به قبله ما روى آورد و نماز را به سوى بیت المقدّس - همان گونه که قبله ماست - به جاى آورد. (1)کوتاه سخن آنکه مى گفتند: محمّد صلى الله علیه و آله قبله نداشت تا آنکه ما بدو یاد دادیم. (2)
رسول خدا صلى الله علیه و آله از این گفته سخت اندوهگین شد و از خداوند مسئلت کرد: قبله مسلمانان را به سوى کعبه، که قبله جدّش ابراهیم علیه السلام بود، تغییر دهد، یا (3)آن حضرت در دل شب از خانه خارج مى شد و در انتظار وحى الهى، به کرانه هاى آسمان مى نگریست و انتظار نزول وحى درباره قبله داشت. جبرئیل نزد آن حضرت شرفیاب شد، پیامبر فرمود: اى جبرئیل، بسیار دوست دارم که خداوند قبله مرا از بیت المقدّس به سمت کعبه مکرّمه بگرداند. آزارى از یهود و قبله شان به من رسیده است که رنجیده خاطر شده ام.
جبرئیل گفت: از پروردگارت بخواه تو را به سوى آن برگرداند؛ چرا که او تو را از خواسته ات بازنمى دارد و از آرزویت ناکام
نمى گذارد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دعا فرمود و جبرئیل به آسمان شد. ساعتى نگذشت که بازگشت و گفت: بخوان، اى محمّد: « قَدْ نَري تَقلُّب وَجهَکَ...» (1)و این درست زمانى بود که روز به نیمه رسیده و هنگام نماز ظهر، پیامبراکرم صلى الله علیه و آله در مسجد «بنى سالم بن عوف» در کوى «بنى سلیمه» بود و دو رکعت از نماز ظهر را به جاى آورده بود که جبرئیل آمد و بازوان پیامبر را به سمت کعبه گردانید. آن روز، دوشنبه نیمه ماه رجب سال دوم از هجرت بود که مژده تغییر قبله از بیت المقدّس به سوى کعبه رسید و پیامبر و مسلمانان دو رکعت نماز را به سوى بیت المقدّس و دو رکعت دیگر را به سوى مکه مکرّمه گزاردند.
تغییر قبله از مسجدالاقصى به مکّه بر یهود و منافقان مدینه گران آمد؛ آنان بر مسلمانان خرده مى گرفتند که چرا تاکنون در نماز، به مسجد اقصى رو مى کردید و اکنون قبله شما تغییر یافته است؟ آیه 142 سوره بقره در پاسخ نکوهش کنندگان آمد: « قُل لِلّهِ المَشرقُ وَالمَغربُ»، (2)اوست که مالک مشرق و مغرب است و فرمان روگردانیدن بدان سو داد؛ چنان که پیش از آن تکلیف روى نمودن به سوى دیگر نموده بود. او هر که را بخواهد هدایتش به راه راست مى آورد؛ چرا که مصالح بندگان در آن تغییر است و سرانجام فرمان بردارى شان بهشت سرشار از نعمت.
5 . « و لَئِن أتَیْتَ الذَّینَ اُوتُوا الکِتابَ بِکُلِّ آیةٍ ماتَبِعُوا قِبلَتَکَ وَ ما اَنتَ بِتابعٍ قِبلَتَهم وَ ما بَعْضُهُم بَتابعٍ قِبلَةَ بَعْضٍ ولَئِن اتَّبَعْتَ أهوآءَهُمْ مِن بَعْدِ ماجآءَکَ مِنَ العَلمِ إِنَّک إذا لَمِنَ الظّالِمِیْنَ»؛ (3)
(سوگند که) اگر براى (این گروه از) اهل کتاب هرگونه آیه و دلیلى بیاورى، از قبله تو پى روى نخواهند کرد؛ و تو نیز هیچ گاه از قبله آنان پى روى نخواهى نمود. آن ها نباید تصور کنند که بار دیگر تغییر قبله امکان پذیر است و حتى هیچ یک از آن ها از قبله دیگرى پى روى نخواهد کرد. و اگر تو پس از این آگاهى، از هوس هاى آن ها متابعت
کنى، مسلّما از ستمگران خواهى بود.
اهل کتاب (یهود و نصارا) مى دانستند که هر شریعتى قبله اى دارد و در کتاب هایشان جزو نشانه هاى پیامبر آخر زمان، خوانده بودند که او به سوى دو قبله نماز مى گزارد، ولى از روى دشمنى بسیارى که داشتند، بدان اعتراف نمى کردند. خداوند متعال با تغییر « و لَئِن اتّبعتَ...»امّت اسلامى را از پى روى خواهش هاى اهل کتاب برحذر داشته است. (1)
6 . « و لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلّیها فَاسْتَبِقُوا الخَیْراتِ أَیْنَ ماتَکُونُوا یَأتِ بِکُمُ اللّه جَمِیْعا اِنَّ اللّه عَلي کُلِّ شي ءٍ قدیرٌ»؛ (2)
هر طایفه اى قبله اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است. (بنابراین، زیاد درباره قبله گفت وگو نکنید و به جاى آن) در نیکى ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید. هرجا باشید، خداوند همه شما را (براى پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز) حاضر مى کند؛ زیرا او بر هر کارى تواناست.
7 . « و مِن حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطرَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ و اِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنَ رِبِّکَ و مَا اللّه بِغافلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ»؛ (3)
از هرجا (و از شهر و نقطه اى) خارج شدى (هنگام نماز) روى خود را به جانب مسجدالحرام کن. این دستور حقى از سوى پروردگار توست و خداوند از آنچه انجام مى دهید غافل نیست.
از اینکه مى فرماید:« و اِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ» (و آن از طرف خداى، حق است و درست) یعنى: تحویل قبله، به دو معناست: یکى آنکه این حکم حق است و باطل نیست و از جانب خداوند صادر شده و عمل کردن بدان واجب است. دوم آنکه ثابت و مستقر است و به قبله دیگر منسوخ نخواهد شد؛ چنان که بیت المقدّس به کعبه منسوخ شد. (4)
8 . « و مِنْ حَیْثُ خَرَجتَ فَوَلِّ وجهَکَ شَطرَ المَسجِدِالْحرام و حیثُ ما کُنتُم فَوَلُّوا وُجُوهَکُم شَطْرَهُ لِئلاّ یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَیکُم حُجَّةٌ اِلاّ الّذینَ
ظَلَمُوا مِنهُم فَلا تَخشَوهُم وَاخشَوني ولِأُتِمَّ نِعمَتي عَلَیکُم وَ لَعَلَّکُم تَهتَدُون»؛ (1)
و اى رسول! از هرجا و به هر دیار بیرون شدى، رو به جانب کعبه کن، و شما مسلمانان هم به هرجا بودید، بدان جانب کنید تا مردم به حجت و مجادله بر شما زبان نگشایند، جز گروه ستم کار و معاند با اسلام که نباید از آنان بترسید، بلکه از نافرمانى من بترسید تا نعمت خود را بر شما تمام سازم، و باشد که به طریق حق و صواب راه یابید.
«حجّت» استدلالى است که موجب غلبه برطرف باشد. این آیه یهود را، که منکر نسخ احکامند، رد مى کند. دیگر آنکه چون در احکام شرع احتمال نسخ وجود دارد، در تعیین قبله تأکید و مبالغه شده است تا آگاهى دهد براینکه وجوب توجه به کعبه دایمى است و منسوخ نخواهد شد. ولى به نظر مى رسد چون در آیات قبله - که در پیش گذشت - حکم سفر به وضوح بیان نشده بود و احتمال مى رفت که حکم مزبور مخصوص اهل مدینه باشد که مورد سرزنش یهود واقع شده اند، خداوند در این آیه و در آیه قبلى، به صراحت، وجوب توجه به کعبه را براى مسافر و مجاور، چه مدنى و چه بدوى، بیان نموده است. (2)
9 . « لَیْسَ الْبِرَّ أنْ تُوَلُّوا وُجوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ والمَغربِ ولکِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللّه وَالْیومِ الآخِرِ»؛ (3)
گفته شده است: روى سخن آیه با اهل کتاب است. چون قبله تغییر یافت آن ها بسیار درباره آن به گفت وگو پرداختند و هر طایفه اى ادعا داشت که نیکى روى نمودن به قبله ماست. خداوند این گفته شان را رد کرد و فرمود: نیکى آن نیست که شما برآنید، نیکى آن است که ما بیان کردیم و مؤمنان از آن پى روى مى کنند. (4)
« قُل اَمَرَ رَبّي بِالقِسطِ وَ أَقیمُوا وُجُوهَکُم عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ کَما بَدَأَکُم تعُودُون»؛ (5)
بگو پروردگار من (شما را) به عدل
و درستى امر کرده و نیز فرموده است: در هر عبادت، رو به قبله یا به سوى حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص بخوانید.
همان گونه که در آغاز، شما را آفرید، (بار دیگر در رستاخیز) به سویش باز مى گردید.
«قسط» به معناى عدل و عدالت، حد وسط افراط و تفریط است. در معناى « أقِیْمُوا وُجُوْهَکُمْ» دو تفسیر آمده است:
الف - متوجه عبادت حق شوید و از راه راست روى نگردانید.
ب - رو به سوى قبله نمایید. همچنین در تفسیر آن گفته شده است: « وَ اقیمُوا وُجُوْهَکُم...»یعنى: هنگام هر نمازى رو به مسجد آرید تا نماز جماعت - که نزد بیشتر فقیهان مستحب است و فقط اندکى از ایشان نظر به وجوب آن دارند - تحقق یابد. (1)
درباره کلمه « عندَ کلِّ مسجِدٍ» نیز دو قول گفته اند:
1 - در وقت سجود یا در نماز، که شامل سجده است، رو به قبله نمایید.
2 - در هر مسجدى که حاضر شدید، رو به قبله کنید یا به عبادت حق مشغول شوید (2)که به هر حال، در مطلق عبادت یا در نماز، توجه به قبله دستور داده شده است. (3)
11 . « وَ أنْ أَقِم وَجْهَکَ لِلدِّین حَنیفا وَ لاتَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکینَ»؛ (4)
و به من دستور داده شده است که روى خود را به آیینى متوجه ساز که از هرگونه شرک خالى است و از مشرکان مباش!
مرحوم طبرسىدر مجمع البیانذیل آیه، دو وجه گفته است: اى پیامبر، در کار دین استقامت بورز. به آنچه مأمور شده اى با جان و دل اهمیت بده. دیگر آنکه در نماز، با استقامت و استوارى به جانب کعبه رو کن. (5)
12 . « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّینِ حنیفا...»؛ (6)
پس روى خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن.
امام صادق علیه السلام درباره آیه فرموده است: نماز را بدون آنکه به جانب راست و چپ توجه (و نگاه) کنید بپادارید. (1)
«دین» یعنى: نماز؛ همان گونه که در آیه دیگر از نماز به «ایمان» تعبیر شده است: « وَ ما کانَ اللّه لِیُضِیْعَ اِیْمانَکُمْ»؛ (2)
(ر.ک. قبله.) .
آیات مسجد: آیاتی که از عمران مسجد صلاحیت افراد بانی و نیات آنان و احکام و کارکردهای مسجد بحث می کند.
قرآن کریم در آیات مربوط به مسجد، از عمران و آبادانی و توسعه مسجد و اینکه به دست چه کسانی این کار باید صورت گیرد و صلاحیت آنان و حفاظت و مراقبت مقاصد عبادی که مسجد برای آن بر پا شده و نیت بانیان و کیفیت حضور در آن و احکام و شرایط دیگر بحث نموده است.
بنا به اختیار علامه مجلسی، یازده آیه درباره مسجد، وجود دارد:
بقره: 114 ؛ اعراف: 29 ؛ توبه : 17 - 19 28 ، 107 ، 108 ، یونس: 87؛ حج: 40 ؛ جن 18 .
علامه مجلسی رحمه الله در کتاب الصلاة (نماز) بحار الانوار، باب فضیلت مساجد و احکام و آداب آن با استشهاد به آیات قرآن می نویسد: هدف من از آوردن آیات قرآن در این فصل استدلال بر چند امر است.
قصد قربت در صحت وقف مسجد و فضیلت این عمل به عنوان شرط
جواز تخریب مساجدی که روی اغراض فاسد بنیاد نهاده شده اند. بلکه وجوب آن؛
جایز نبودن اقامه نماز در این گونه ساختمان ها، چنانچه موجب گسترش بدعت و استواری اغراض نادرست سازندگان آنها باشد.
شاید بتوان در آیات اشاراتی به دو
اصل ترجیحی یافت:
اول. نماز در مسجدی که بنیادگذار و همسایگان و نمازگزاران آن از اهل تقوا و طهارت و پاکیزگی اند، بهتر است.
دوم. شایسته است ورود به مسجد با طهارت (وضو) و پاکیزگی همراه باشد. (1)
احکام و ویژگی های کلی مسجد و اهل آن در آیات قرآن کریم عبارت است از:
باز داشتن مردم در مسجد از آنچه موجب یاد خداست - مانند نماز و نیایش و تلاوت قرآن و نشر علوم مربوط به دین و همانند اینها - جایز نیست.
کلیه فعالیت هایی که به خرابی مسجد کمک میکند و به ویرانی آن می انجامد حرام شرعی است. همچنین حرام است مسجد و یا بخشی از آن را جزو ملک شخصی در آورند و دیگر تصرفات مشابه و یا تعطیل نمودن آن و به طور کلی هر کاری که با وضعیت و جایگاه معنوی مسجد - که یاد خداست - سازگار نباشد و مایه از میان رفتن آبادانی و رونق آن گردد و یا خدای ناکرده - بدعت و ناروایی در آن روی دهد، همگی حرام است. (2)
مسجد قبله گاه مسلمانان و محل عبادت و توجه قلبی به خداوند متعال است. (3)
مشركان حق تعمیر هیچ مسجدی را ندارند، چه رسد به مسجد الحرام که قبله تمامی مساجد جهان است. (4)
کسانی که فقط به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند به عمران و آبادانی و بنای مساجد الهی همت می گمارند. (5)
منافقان (مسجد ضرار) را برای تقویت کفر و جدایی افکندن میان مؤمنان ساخته اند. (6)
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله چون از جنگ تبوک (سال نهم هجری) بازگشتند، افرادی را برای ویران ساختن و آتش زدن آن مسجد ضرار فرستادند.
مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنیاد نهاده شده شایسته تر است که در آن نماز بیا داشته شود. [- مسجد قبا ] (1)
اگر دفاع نباشد و امت اسلامی نیرومند و پا بر جا نباشد و خداوند متعال مؤمنان را بر کافران مسلط نگرداند، برترین مظاهر دینی که مساجد مسلمانان و جایگاه نماز و بسیاری یاد خدا باشد، دست خوش ویرانی قرار خواهد گرفت. (2)
مؤمنان با زینت و جامه نو و آراستگی برای نماز و اجتماعات عید و جمعه در مسجد حضور یابند. (3)
مساجد به خداوند متعال تعلق دارد؛ پس غیر خدا را نباید در مسجد با خدا عبادت کرد آنچنان که مشرکان و نصارا روا می شمردند. (4)(ر.ک. آیات مسجد الحرام ٫ آیات احکام مسجد ٫ مسجد قبا ٫ مسجد ضرار)
آیات مسجد الحرام : آیاتى که از ویژگى هاى انحصارى و احکام و جایگاه مسجدالحرام بحث مى کند.
قرآن کریم در مرتبه نخست، در آیات نورانى خود، به مسجد الحرام به عنوان مسجد همه امتّ ها و نخستین مسجد جهان، پرداخته است و بدان نگاه خاصى دارد و درباره آن، آهنگ و قصد ویژه اى در بیان احکام و جایگاه و بزرگى مقام و بلنداى ارج و اعتبار آن به کار بسته است. خداوند متعال به این خانه نگریست و آن را گرامى داشت و برکت بخشید.
بیت عتیق، (5)بیت الحرام، کعبه و به مفهوم وسیع، بلد امین، نام هاى تشریفى و گرامى مسجد الحرام است. خانه خدا، خانه بندگان خداست: « اِنّ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ للِنّاسِ للَّذی بِبکّةَ مُبارکاً»؛ (6)
دومین ویژگى مسجد الحرام امن و امان بودن آن براى مردم است: « و اذِ جَعلَنا البیتَ
مثَابةً لِلنّاسِ و اَمناً.»(1)
سومین ویژگى مسجد الحرام آن است که خداوند کعبه (بیت الحرام) را وسیله اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است و مى فرماید: « جَعلَ اللّه الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنّاسِ.»(2)
مسجد الحرام خانه توحید و یکتاپرستى است: « و اِذَ بوّأنا ِلابراهیمَ مکانَ البیتِ اَن لاتُشرِکَ بي شیئاً»؛ (3)(به خاطر بیاور) زمانى را که جاى خانه (کعبه) را براى ابراهیم آماده ساختیم (تا خانه را بنا کند و به او گفتیم:) چیزى را همتاى من قرار مده.
ارجمندى و بلندى جایگاه خانه کعبه را از فرمان خداوند متعال به حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل علیهماالسلام مى توان دریافت؛ آنجا که فرمود: «خانه مرا براى طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید.» (4)[اى ابراهیم! ]خانه ام را براى طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان (از آلودگى بت ها و از هرگونه آلودگى) پاک ساز. (5)
معراج پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از مسجد الحرام آغاز شد.(6)
حرم کعبه دومین قبله اهل ایمان قرار گرفت؛ هفده ماه پس از ورود رسول خدا به مدینه، روز دوشنبه نیمه ماه رجب، در مسجد «بنى سالم بن عَوف»، که نخستین نماز جمعه در آنجا خوانده شد، قبله از «بیت المَقدِس» به سوى کعبه گشت و رسول خدا دو رکعت از نماز ظهر را به سوى «بیت المَقدِس» و دو رکعت را به سوى کعبه گزارد.
آیه 144 سوره مبارکه بقره مى فرماید: « قَدْ نَرَي تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ»؛
نگاه هاى انتظارآمیز تو را به سوى
آسمان (براى تعیین قبله نهایى) مى بینیم. اکنون تو را به سوى قبله اى که از آن خشنود باشى، باز مى گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام کن؛ و هر جا باشید روى خود را به سوى آن بگردانید. و کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده به خوبى مى دانند این فرمان حقى است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده (و در کتاب هاى خود خوانده اند که پیغمبر اسلام به سوى دو قبله نماز مى گزارد) و خداوند از اعمال آن ها (در مخفى داشتن این آیات) غافل نیست.
در آیات 149 و 150 همین سوره، دستور روى آوردن به کعبه هنگام نماز مورد تأکید قرار گرفته است.
حج از مهم ترین عبادات جمعى مسلمانان پس از اقامه نماز و نماز جماعت است، با آیین و مناسک مخصوص به خود. اعمال حج، اعم از طواف گراگرد کعبه مکّرمه و نماز و سَعى و سایر مناسک، در مسجد الحرام و اطراف شهر مکّه انجام مى شوند.
آیات مربوط به حج چند نوع است:
نخست آیاتى که بر وجوب حج دلالت دارد. (1)
دوم آیاتى که درباره افعال و انواع حج و بعضى از احکام است. (2)
سوم آیاتى که درباره امورى از احکام حج و توابع آن است. (3)
از ورود مشرکان به مسجد الحرام نهى گردیده (4)و از مسلمانان خواسته شده است به پیمان هایى که نزد مسجد الحرام بسته اند تا هنگامى که هم پیمانان نقض عهد نکرده اند، استوار بمانند و عهد خود را نشکنند. (5)
در مجموع ، 24 آیه درباره مسجدالحرام وجود دارد که 11 آیه آن ذکر شد. براى آگاهى بیشتر، باید به تفسیر رجوع کرد. (ر.ک. آیات مسجد/ آیات احکام مسجد/ مسجد الحرام/ مسجد/ قبله.) .
اجراى حدود در مسجد: اجراى مجازات هاى شرعى درباره گناه کار و مجرم در مسجد.
به طور کلى، حدود بر دو قسم است:
الف. حدودى که مستلزم آلوده کردن مسجد به نجاست است. اجراى این دسته از حدود در مسجد، حرام است؛ زیرا از مسلّمات فقه، حرمت آلوده کردن مسجد به نجاست است. بنابراین، اجراى حکم اعدام یا قصاص در مسجد در صورتى که همراه با خون ریزى باشد، حرام است.
در این باب، شیخ طوسى در کتاب الخلاف، از ابوحنیفه جواز اقامه حدود را نقل مى کند. (1)وى گفته است: فرشى از پوست در مسجد پهن کنند و حدود را بر آن اجرا نمایند که اگر خون ریزى شد بر آن بشود. این حکم بر مبناى آن است که ادخال نجاست در مسجد، اگر موجب هتک نباشد، جایز است؛ چنان که به جواز ورود مجروح (کسى که جراحتى در بدن دارد که همراه با خون ریزى است)، مسلوس (کسى که بى اختیار بول و غایط از او خارج مى شود) و مستحاضه به مسجد حکم کرده اند، در صورتى که ورودشان همراه با آلوده کردن نجاست نباشد. (2)
ب . حدودى که مستلزم آلودگى مسجد به نجاست نباشد. اجراى این دسته از حدود به سه دلیل، که از کلمات صاحب
جواهراستفاده مى شود، حرام نیست:
1 . اصل عدم حرمت اجراى حدود در مسجد است.
2 . اطلاق ادّله اجراى حدود الهى گویاى جواز اجراى آن ها در همه زمان ها و مکان هاست، مگر دلیل خاصى بر حرمت
باشد.
3 . دو روایتى که بر عدم جواز به آن ها استدلال شد اولاً ، مرسل هستند و ضعف سندى دارند؛ و ثانیا، اصحاب از آن ها اعراض کرده اند و این موجب وهن روایت مى شود. (1)
در بسیارى از کتب فقهى، فقها اجراى حدود در مسجد را مکروه شمرده اند؛ (2)زیرا اجراى حد مستلزم اخراج حدث، فریاد و گفتارهاى ناهنجار بوده و این امور مکروه است. از این رو، صاحب جواهرنیز پس از ذکر روایات این بحث از کتب فریقین مى فرماید: در کراهت اجراى حدود در مسجد، بحثى نیست. (3)(ر.ک. کارکرد قضائى مسجد / هتک حرمت مسجد / طهارت مسجد.) .
احکام مساجد: مجموعه دستوراتى که براى مسجد و کارکردهاى آن در فقه اسلامى ذکر شده است.
«احکام» به فتح «اَ» در لغت، به معناى فرمان ها و دستورها و جمع «حکم» است. (4)
در روایات اسلامى و متون دینى، مسجد از اهمیت و جایگاه خاصى برخوردار است. از این رو، روایات بسیارى درباره زمین و ساختمان و نوع استفاده از مسجد وارد شده است. فقهاى عظام نیز احکام مسجد را در ضمن چند فصل مورد بحث و بررسى قرار داده اند. غالب فقها آن را در قالب سه فصل بحث کرده اند که عبارت است از:
1 . مستحبات مسجد؛ (ر.ک. مستحبات مسجد.)
1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 119 .
2) . النهایة، ص 109 / المهذّب، ج 1 ، ص 76 / السرائر، ج 1 ، ص 279 / شرائع الاسلام، ج 1، ص 98 / منتهى المطلب، ج 1 ، ص 388 / الدروس، ج 1، ص 156 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 .
3) . ر.ک. جواهرالکلام، ج 14 ، ص 111 - 119 .
4) . فرهنگ عمید، واژه «احکام» / لغت نامه، واژه «احکام».
2 . مکروهات مسجد؛ (ر. ک. مکروهات مسجد.)
3 . محرمات مسجد. (ر.ک. محرّمات مسجد.)
برخى دیگر از احکام همچون وجوب تطهیر مسجد در صورت نجس شدن، در بین فصول مزبور مطرح شده است، ولى به دلیل آنکه مساجد داراى استفاده هاى گوناگون در زمان هاى متفاوت بوده، امروز ممکن است برخى از این موارد همچون پایگاه بسیج در مسجد، کانون فرهنگى در مسجد، تعزیه در مسجد،
مورد سؤال باشد که هر یک از این موارد باید به صورت مستقل مورد بررسى قرار گیرد.».
اذان: کلمات مخصوص برگرفته از وحى الهى براى اعلان وقت نماز.
«أذانُ» و «أَذِیْنُ» و «تَأذِیْنُ» در لغت، به معناى اعلان، آگاهى، اعلام کردن، آگاه کردن، خبر دادن از وقت نماز با خواندن کلمات مخصوص به آواز بلند در ساعت هاى معیّن در گل دسته و مناره یا جاى دیگر و «بانگ نماز» آمده است. همچنین به معناى «اقامه» یعنى دعوت مردم به برپایى نماز است. در معناى این کلمه، شنواندن و به گوش رساندن نیز گنجانده شده است. (1)کلمه «اذان» با مشتقاتش 101 بار در قرآن کریم تکرار شده که در شش مورد (2)متناسب با بحث در معانى، به آواز دادن، ندا دادن، فراخواندن، اعلام کردن و آگاهى دادن تفسیر شده است. (3)
در صدر اسلام، هنگام رسیدن وقت نماز، با کلمه «الصلاة جامعة» مردم فراخوانده مى شدند تا آنکه - براساس روایات صحیح - اذان توسط حضرت جبرئیل بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وحى شد. در کتاب کافى، باب «بدء الأذان و الأقامة و فضلهما و ثوابهما»، شیخ کلینى 35 روایت
در این باره ذکر کرده است. (1)
اذان داراى هجده جمله است: « اللّه اکبر» (4 بار)، « أشهدُ أن لااله الاّ اللّه» (2 بار)، « أشهدُأنّ محمّدارسولُ اللّه» (2 بار)، « حىَّ علي الصّلاة» (2 بار)، « حىَّ عَلي الفلاحِ» (2 بار)، « حىَّ علي خَیرِ العَمَلِ» (2 بار)، « اللّه اکبرُ»(2 بار) و « لا اله الاّ اللّه» (2 بار).
بنابر قول مشهور، جمله « أشهدُ أنَّ علیّا وَلِىُّ اللّه» جزو اذان نیست، اما به عنوان ذکر، مستحب و مطلوب است که پس از جمله « أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه»، به عنوان شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام - و سایر معصومان علیهم السلام نیز - آورده شود. (2)
در مشروعیت اذان براى نمازهاى یومیه، اعم از ادا و قضا، بحثى نیست، اما در بین فقها در وجوب و استحباب آن اختلاف است. بیشتر فقها قایل به استحباب مؤکّد اذان هستند. (3)اذان براى غیرنمازهاى یومیّه مشروعیت ندارد، ولى گفتن آن در گوش راست نوزاد در روز تولّد یا پیش از افتادن ناف وى، و در بیابان هنگام ترس از جنیّان و در گوش کسى که چهل روز گوشت نخورده و نیز در گوش انسان تندخوى و نیز حیوان چموش مستحب است. (4)
فقها اذان را به دو قسم «اذان اعلام» و «اذان نماز» و اذان نماز را به «اذان نماز جماعت» و «اذان نماز فرادا» تقسیم کرده اند. مقصود از «اذان اعلام»، گفتن اذان به منظور آگاهى دادن از رسیدن وقت نماز است. این اذان در اول وقت گفته مى شود. ولى «اذان نماز» پیش از نماز و متصل به آن است، هرچند در آخر وقت باشد. در «اذان اعلام» برخلاف «اذان نماز» قصد قربت معتبر نیست، هرچند برخى در آن تردید و اشکال کرده اند. (5)
شروط صحّت اذان عبارت است از:
1 . نیّت و قصد قربت به خدا؛
2 . عقل و ایمان؛
1) . الکافى، ج 3 ، ص 302 ، ب «بدء الأذان و الأقامة و فضلهما و ثوابهما».
2) . العروة الوثقى، ج 1 ، ص 602 «و فصول الأذان ثمانیة عشر... .»
3) . تحریرالوسیله، ج 1 ، ص 153 «لا اشکال في تأکدّ استحبابهما للصلوات الخمس... مطلقا.»
4) . العروة الوثقى، ج 1 ، ص 601 - 602 .
5) . همان و نیز ر. ک. جواهرالکلام، ج 9 ، ص 3 .
3 . حفظ ترتیب بین اذان و اقامه؛
4 . موالات و پى در پى بودن جملات اذان؛
5 . به زبان عربى و درست و صحیح خواندن؛
6 . رسیدن وقت نماز. (1)
مستحبّات و آداب اذان نیز عبارت است از:
1 . رو به قبله بودن؛
2 . ایستاده اذان گفتن؛
3 . پاک و طاهر بودن؛
4 . صحبت نکردن در بین جملات؛
5 . وقف کردن در آخر جملات با تأنّى و آرامش؛
6 . فصیح و درست گفتن جملات؛
7 . قرار دادن دو دست بر گوش ها هنگام اذان گفتن؛
8 . کشیدن صدا و بلند کردن آن به اذان؛
9 . فاصله انداختن میان اذان و اقامه به دو رکعت نماز یا سجده و یا یک گام به جلو برداشتن. (2)
حکایت جملات اذان توسط شنونده همراه با موذّن به اجماع علما، مستحب است. (3)
اذان در موارد، ذیل ساقط است:
1 . براى قضاى نمازهاى یومیه، جز نخستین نمازى که مى گزارد.
2 . اذان نماز عصر براى کسى که در روز جمعه یا «عرفه»، در «عرفات» نماز جمعه یا ظهر را با اذان و اقامه گزارده و مى خواهد میان آن دو جمع کند.
3 . اذان نماز عشا در صورت جمع آن با نماز مغرب براى کسى که شب عید قربان در «مزدلفه» نماز مغرب را با اذان و اقامه خوانده است.
4 . سقوط اذان براى کسى که به نماز جماعت نرسیده، ولى صفوف جماعت باقى است.
در اینکه سقوط اذان در این موارد، به نحو «عزیمت» - به معناى حرمت أذان
گفتن - است یا «رخصت»، بین علما اختلاف است. بنابر قول اول، اذان گفتن در موارد مزبور، جایز نیست. «سقوط» به معناى «رخصت در ترک»، در مورد قضاى نماز، به مشهور نسبت داده شده است. (1)همچنین سقوط اذان در صورت جمع بین دو نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا در غیر موارد یاد شده، مورد اختلاف است. قول به «سقوط» به مشهور نسبت داده شده است. (2)
بنا بر قول مشهور، گرفتن مزد بر اذان حرام است، (3)اما پرداخت حقوق از بیت المال به مؤذّن جایز است. (4)
نماد دینى اذان در متن آن نهفته است؛ عباراتى که دربردارنده پایه هاى اعتقاد اسلامى است؛ مانند یکتایى خداوند، رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله ، برپا داشتن نماز و اینکه خداوند از غیر او بزرگ تر است. بدون شک، تکرار این عبارات در گوش مسلمان و در شبانه روز، باعث قرار گرفتن آن در جان شنونده و استوارى اش مى شود. ولى این امر در باره بوق یهودیان و ناقوس مسیحیان در نظر گرفته نشده است. شاید تأکید بر همراهى با مؤذّن و حکایت اذان همراه با مؤذّن بر چنین هدفى استوار است.
نماد اجتماعى نماز پى در پى بودن اوقات پنج گانه اذان در روز و فاصله زمانى مشخص، که بین نوبت هاى آن است، مردم را در زمان بندى کارها و تنظیم ارتباطشان براساس زمان هاى نماز، یارى مى کند و این در زمانى بود که ساعت هنوز متداول نشده بود. (5).
مساجد داراى اموال و امکاناتى هستند که استفاده شخصى از آن ها تابع کیفیت
وقف است.(1)از این رو، به طور کلى، هرگونه استفاده از امکانات و اموال مسجد براى امورى که مغایر وقف نامه باشد جایز نیست. بنابراین، استفاده از لوازم مسجد از قبیل فرش، کولر، بلندگو، برق و مانند آن ها براى مراسم شخصى، براى هیچ کس، حتى کسانى که در مسجد داراى مسئولیتِ خاص نیز هستند، جایز نیست.(2)ولى برخى از انحاى استفاده را فقها با شرایطى اجازه داده اند؛ مثلاً، اگر کسى براى مجلس روضه نذرى یا اعلان اشیاى گم شده و پیدا شده در مسجد، از بلندگوى آن استفاده نماید یا براى ضبط صوت شخصى از برق مسجد استفاده کند باید پول برق مصرف شده را بدهد.(3).
استقبال در مسجد: سفارش معصومان علیهم السلام به نشستن رو به قبله در مسجد.
در روایات، سفارش شده است که محل نشستن انسان تا حدّ امکان، رو به قبله باشد. امام صادق علیه السلام مى فرماید: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در بیشتر جاها، رو به قبله مى نشستند. (4)این سنّت در مسجد هم مورد تأکید قرار گرفته است. امام على علیه السلام مى فرماید: از سنّت نبوى این است که شخص هنگام نشستن در مسجد، رو به قبله بنشیند. (5)
در روایتى، امام محمّد باقر علیه السلام مى فرماید: زمانى که داخل مسجد شدى و اراده کردى که بنشینى، داخل مسجد نشو، مگر اینکه با وضو باشى و سپس رو به قبله بنشین. (6)
فقها با استناد به روایت مزبور، حکم به استحباب استقبال در مسجد داده اند. (7).
1) . استفتائات، ج 2 ، ص 344 ، س 25 .
2) . همان، ص 350 ، س 39 .
3) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 179، س 557 / جامع المسائل، ج 1 ، ص 96 ، س 316 / استفتائات، ج 2 ، ص 234 ، م 1 .
4) . الکافى، ج 3 ، ص 461 ، ب «الجلوس».
5) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 148 / بحارالانوار، ج 80 ، ص 380 ، ح 48 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 245 ، ح 6453 .
7) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 83 / تذکره الفقهاء،ج 1 ، ص 90 .
اطعام در مسجد: غذا دادن به دیگران در مسجد به مناسبت هاى گوناگون.
در سوره آل عمران، آیه 37 آمده است: هر وقت حضرت زکریّا علیه السلام بر حضرت مریم علیهاالسلام، که در مسجد معتکف بود، وارد مى شد، نزد ایشان ظرفى از غذا مى یافت. (1)همچنین در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله در مسجد همراه با فقرا غذا تناول مى نمود (2)و یا از ایشان با شیر و عسل پذیرایى مى کرد. (3)از امام کاظم علیه السلام نیز روایت شده است که حضرت براى یکى از فرزندانش ولیمه داد و از اهالى مدینه به مدت سه روز در مساجد و بازار پذیرایى نمود. (4)
با توجه به آیات و روایات و همچنین مسئله اعتکاف در مسجد، غذا خوردن و غذا دادن در مسجد اشکالى ندارد، اما لازم است مؤمنان بهداشت و نظافت و حرمت مسجد را رعایت کنند. افطارى دادن در ماه مبارک رمضان و اطعام فقرا به مناسبت هاى گوناگون و یا اطعام دیگران به خاطر ولیمه عروسى و یا تولّد فرزند در مسجد از جمله مواردى است که مى توان در مسجد برگزار کرد.
اعتکاف (5)
اعتکاف: عبادتى مخصوص در مسجد.
به توقّف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و با شروط مخصوص، «اعتکاف»، و به شخص بجا آورنده اعتکاف، «معتکف» گویند. این عبادت در فقه، داراى بابى مستقل به نام «اعتکاف» است.
حکم تکلیفى:اعتکاف در اصل شرع، مستحب است، اما به وسیله نذر، عهد، قسم و شرط ضمن عقدِ لازم مانند اجاره و مانند آن، واجب مى شود. با فضیلت ترین زمان براى اعتکاف، ماه مبارک رمضان، به ویژه
دهه آخر آن، است. (1)
شرایط:عقل، اسلام، قصد قربت، سه روز یا بیشتر روزه گرفتن، در مسجد بجا آوردن، باقى ماندن در مسجد و از آن خارج نشدن، اذن مولا براى مملوک و اذن شوهر براى زن و اذن پدر و مادر براى فرزند در صورت اذیّت شدن پدر و مادر، شروط صحّت اعتکاف است.
در اینکه اعتکاف در هر مسجدى صحیح است یا تنها در مسجد جامع شهر و یا تنها در مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد کوفه و مسجد بصره) - که پیامبر یا امامان معصوم علیهم السلام در آن ها نماز جماعت یا جمعه اقامه کرده اند - اختلاف است؛ هرچند قول اخیر به مشهور نسبت داده شده است. (2)همچنین بر شرط بودن ایمان (ایمان) در صحّت همه عبادت ها از جمله اعتکاف، ادّعاى اجماع شده است. (3)
احکام:در روزه اعتکاف، قصد اعتکاف شرط نیست، بلکه روزه ماه رمضان یا روزه نذرى و مانند آن نیز کفایت مى کند. (4)در صورت صحیح نبودن روزه - به خاطر زمان، مانند اعیاد قربان و فطر و یا به خاطر شخص مانند حائض، نفساء، بیمار و مسافر - اعتکاف نیز صحیح نیست. (5)شب هاى دوم و سوم از سه روز اعتکاف، جزو مدت اعتکاف است و به قول مشهور، شب اول جزء آن نیست. از این رو، مدت اعتکاف از طلوع فجر روز اول تا غروب روز سوم است. (6)
ناتمام گذاشتن اعتکافِ واجب، درصورتى که وقتش معیّن باشد، جایز نیست، اما در اینکه ناتمام گذاشتن چنین اعتکافى، در صورتى که وقتش معیّن نباشد، و نیز ناتمام گذاشتن اعتکافِ مستحب، به طور مطلق جایز است یا به طور مطلق جایز نیست، و یا در دو روز اول جایز است و پس
از آن جایز نیست، اختلاف است، هرچند قول اخیر مشهور است. (1)
خروج از مسجد به هنگام ضرورت - مانند تخلّى، غسل جنابت و استحاضه و دیگر غسل هاى واجب - و نیز انجام امورى مانند برطرف کردن حاجت مؤمنان، تشییع جنازه و عیادت بیمار جایز است. (2)
محرّمات:آمیزش با همسر - و به قول مشهور، لمس کردن و بوسیدن او با شهوت - بوییدن عطر، گل و گیاهان خوش بو - به قول مشهور - مجادله با دیگران در امور دنیوى و دینى به قصد فضل فروشى و غلبه، و خرید و فروش، در شب و روز بر معتکف حرام است. (3)
اسباب بطلان:آنچه روزه را باطل مى کند، اعتکاف را نیز باطل مى کند. (4)همچنین آمیزش در شب، موجب بطلان اعتکاف است (5)و در بطلان آن به سبب ارتکاب دیگر محرّمات یاد شده، اختلاف است. (6)
آثار بطلان:اگر اعتکافِ باطل شده واجب معیّن باشد، قضاى آن، و اگر غیرمعیّن باشد، اعاده آن واجب است. همچنین اگر اعتکاف مستحب باشد و پس از گذشت دو روز باطل شود، بنابرقول به وجوب اعتکاف مستحبى پس از گذشت دو روز، قضاى آن واجب است. (7)
باطل کردن اعتکاف واجب به وسیله آمیزش، حتى در شب، موجب ثبوت کفّاره است و آن، به قول مشهور، کفّاره روزه ماه رمضان یعنى آزاد کردن برده یا دو ماه روزه گرفتن و یا اطعام شصت فقیر است. در ثبوت کفّاره به سبب ارتکاب دیگر محرّمات یاد شده، اختلاف است. اگر اعتکاف در روزه ماه رمضان یا قضاى روزه ماه رمضان پس از زوال به سبب جماع کردن باطل شود، دو کفّاره ثابت مى گردد؛ یکى براى باطل کردن اعتکاف و دیگرى براى باطل کردن روزه. (8).
1) . مستمسک العروة الوثقى، ج 8 ، ص 560 / مستندالشیعة،ج 10 ، ص 561 - 563 .
2) . جواهرالکلام، ج 17 ، ص 180 - 182 .
3) . همان، ج 17 ، ص 199 - 204 .
4) . همان، ج 17 ، ص 207 .
5) . مستندالشیعة، ج 10 ، ص 571 .
6) . همان، ج 10، ص 568/ العروه الوثقى،ج 2، ص260 .
7) . العروه الوثقى، ج 2 ، ص 260 .
8) . العروه الوثقى، ج 2 ، ص 261 .
اقامه: کلمات مخصوص برگرفته از وحى الهى براى شروع نماز.
«اقامه» در لغت، به معناى برپاداشتن و راست کردن و دعوت مردم به برپایى نماز است. (1)
بر اساس روایات رسیده، اذان و اقامه توسط حضرت جبرئیل بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وحى شد. شیخ کلینى در کتاب کافىروایات مربوط به این موضوع را در باب «بدء الأذان و الأقامة و فضلهما و ثوابهما» گرد آورده است. (2)
بنا به قول مشهور، اقامه داراى هفده جمله است: « اللّه اکبر» (2 بار)؛ « أشهد أن لا اله الاّ اللّه» (2 بار)؛ « أشهَدُ أنَّ محمّدا رَسولُ اللّه» (2 بار)؛ « حَىِّ عَلي الصَّلاة» (2 بار)؛ « حَىِّ عَلي الفَلاح» (2 بار)؛ « حَىِّ عَلي خیرِالْعَمَل» (2 بار)؛ « اللّه اکبر» (2 بار) و « لا الهَ الّااللّه» (یک بار). (3)
بنا به قول مشهور، شهادت به ولایت حضرت امیر مؤمنان على علیه السلام ( أشهدُ أنَّ علیّا ولىُ اللّه) و دیگر امامان جزو اقامه نیست، اما ذکر آن مستحب است. (4)در اقامه، زن مى تواند به تکبیر و شهادتین بسنده کند (5)و مسافر نیز مى تواند جمله هاى اقامه را یک بار بگوید. (6)
1 . عقل و ایمان (اعتقاد به ولایت امامان معصوم علیه السلام )؛
2 . قصد تقرّب به خدا؛
3 . رعایت ترتیب بین اذان و اقامه یعنى تقدیم اذان بر اقامه؛
4 . موالات و پى درپى بودن جملات اقامه؛
5 . به زبان عربى و درست ادا کردن؛
1) . لغت نامه/ فرهنگ عمید/ فرهنگ معین، واژه «اقامه».
2) . الکافى، ج 3 ، ص 302 ، باب «بدء الأذان والأقامة و فضلهما و ثوابهما» / وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 369 .
3) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 602 / جواهرالکلام،ج 9 ، ص 82 .
4) . جواهرالکلام، ج 9 ، ص 86 - 87 / العروه الوثقى،ج 1 ، ص 602 .
5) . همان، ص 87 - 88 .
6) . همان.
6 . خواندن آن پس از رسیدن وقت نماز؛ (1)
در شرط بودن طهارت (وضو یا غسل) در صحّت اقامه، اختلاف است. شرط نبودن آن به مشهور نسبت داده شده است.
بنا به قول مشهور متأخّران، براى مرد و زن، ذکر اقامه در نمازهاى یومیه همچون اذان در نمازهاى فرادا و جماعت، ادا و قضا، مستحب است. برخى قُدما به شرط بودن اذان و اقامه در نماز جماعت، و برخى دیگر به وجوب اقامه براى نمازگزار مرد قایل هستند، هرچند «شرط بودن» در کلام قدما نسبت به نماز جماعت، به شرط بودن در حصول فضیلت نماز جماعت تفسیر شده است، نه صحّت آن. بنابراین، ترک اذان و اقامه، حتى به نظر آنان، موجب بطلان نماز جماعت نمى شود. (2)اقامه در مواردى به تنهایى یا همراه با اذان ساقط مى شود. (3)(ر.ک. اذان.)
بنا به قول مشهور، اگر نمازگزار اذان و اقامه را فراموش کند و پیش از رکوع یادش بیاید، مى تواند نماز را براى جبران آن دو، قطع کند. (4)در جواز قطع نماز براى جبران اقامه تنها، اختلاف است. (5)رو به قبله ایستادن به قول مشهور، استقرار و طمأنینه داشتن در حال اقامه، جزم دادن به آخر هر جمله، و سریع خواندن اقامه نسبت به اذان، مستحب است. (6)در استحباب حکایت اقامه (تکرار اقامه دیگرى) مانند اذان اختلاف است. قول به عدم استحباب، به مشهور نسبت داده شده است. (7)سخن گفتن به قول مشهور (8)و التفات به سمت چپ و راست در حال اقامه، مکروه است. (9)
ذکر اقامه در گوش چپ و اذان در گوش
1) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 608 - 609 .
2) . جواهرالکلام، ج 9 ، ص 59 و ج 50 ، ص 11 .
3) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 604 - 606 .
4) . جواهرالکلام، ج 9 ، ص 64 .
5) . همان، ج 9 ، ص 70 .
6) . همان، ص 92 - 97 / مستمسک العروة الوثقى، ج 5 ، ص 594 - 599 .
7) . مستمسک العروة الوثقى، ج 5 ، ص 576 - 577 .
8) . جواهرالکلام، ج 9 ، ص 97 .
9) . همان، صص 129 - 130 .
راست نوزاد مستحب است. (1).
امام جماعت: کسى که نمازهاى واجب را به امامت او بجا مى آورند.
«امام» یا «امام جماعت» به کسى مى گویند که پیش نمازى و امامت جمع (دست کم دو نفر) را در نمازهایى که مى توان به جماعت خواند، عهده دار مى شود. در فقه، در باب «صلاة» از او سخن به میان آمده و مهم ترین مباحث در این باب عبارت است از:
1 . ایمان (شیعه دوازده امامى)؛ (2)
2 . عدالت؛ (3)نماز خواندن پشت سر فاسق و کسى که وضعش معلوم نیست (عادل است یا نه؛ مجهول الحال است) جایز نیست. (4)
3 . بلوغ؛ این در صورتى است که مأموم بالغ باشد، (5)اما در امامت کسى که بالغ نیست (ممیّز در آستانه بلوغ: مُراهق) براى همسالانش، بین فقها اختلاف است. مشهور آن است که علما قایل به عدم جواز، (6)ولى برخى آن را محلّ اشکال (7)و برخى آن را جایز مى دانند. (8)
4 . عقل؛ در حال امامت، امام نباید مجنون باشد. (به قول مشهور) (9)
5 . حلال زادگى؛ (10)
6 . ذکورت (مرد بودن)؛ این در صورتى است که همه یا بعضى از نمازگزاران مرد باشند. (11)امامتِ زن براى مرد به اتفاق فقها
1) . همان، ص 148 .
2) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 273 / وسائل الشیعة، ج 8 ، ص 309 - 313 .
3) . همان، ج 13 ، ص 275 / تحریرالوسیلة،ج 1 ، ص 249 .
4) . تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 249 .
5) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 325 .
6) . همان.
7) . تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 249 .
8) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 799 ، م 10 .
9) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 323 .
10) . همان، ج 13 ، ص 273 - 275 .
11) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 336 .
جایز نیست. (1)امامت زن براى زن در صورت دارا بودن سایر شروط امامت جماعت، جایز است. (2)
امامتِ نشسته براى ایستاده (3)(به قول مشهور)، همچنین اُمّى (4)(کسى که قرائت نماز را به خوبى نمى داند) و لال براى غیر همسان خود (5)و امامت کسى که حرفى را به جاى حرفى دیگر تلفّظ مى کند - مانند تلفّظ سین به جاى شین - (6)جایز نیست.
بنا به قول مشهور، امامت این افراد کراهت دارد:
1 . حاضر براى مسافر و به عکس؛ (7)
2 . مبتلا به بیمارى خوره (جذام) و پیسى (برص)؛ برخى احتیاط را در ترک امامت آن ها و اقتدا نکردن دانسته اند؛ (8)
3 . کسى که حدّ شرعى بر او جارى شده است، پس از توبه. (9)برخى نیز احتیاط را در ترک دانسته اند؛
4 . کسى که به خاطر عذرى ختنه نکرده است؛ (10)
5 . کسى که با تیمّم نماز مى گزارد براى کسى که با وضو نماز مى خواند؛ (11)
6 . کسى که مأمومان از امامت او ناخشنودند. (12)(مقبولیت اجتماعى ندارد.)
برخى امامت اسیر، بافنده، حجامتگر،
1) . همان، ج 13 ، ص 336 و 341 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 799 ، م 8 .
2) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 337 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 799 ، م 8 .
3) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 337 / تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 250 ، م 4 .
4) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 331 - 333 / تحریرالوسیلة،ج 1 ، ص 250 ، م 4 .
5) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 331 - 333 / العروه الوثقى،ج 1 ، ص 779 ، م 7 «فى شرایط امام الجماعة» / تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 250 ، م 4 .
6) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 333 / تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 250 ، م 4 .
7) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 374 .
8) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 381 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 799 ، م 11 و 20 / تحریرالوسیلة، ج 1، ص 252، م 9 .
9) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 383 .
10) . همان، ج 13 ، ص 384 .
11) . همان، ج 13 ، ص 389 - 390 / تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 252 ، م 9 .
12) . همان، ج 13 ، ص 386 .
دبّاغ، نگه دارنده بول خود و نیز به طور کلى، امامت ناقص براى کامل و کامل براى کامل تر را مکروه شمرده اند. (1)
امام راتب (امام جماعت ثابت مسجد) نسبت به دیگران، جز امام معصوم علیه السلام اولویت دارد، هرچند افضل از او باشند و پیشى گرفتن دیگرى براى امامت، بدون اجازه وى مکروه است. (2)
اما (در صورت عدم حضور امام راتب) با رعایت شروط و عدم هتک امام راتب و فقدان مزاحمت، اجازه معتبر نیست و امامتِ جماعت جایز است. (3)
در صورت حضور فرمانرواى عادل (حاکم)، در اینکه وى مقدّم است یا امام راتب، اختلاف است. (4)
پس از امام راتب، امیر گمارده شده از سوى امام عادل، صاحب خانه در منزل خود (5)و نیز سادات هاشمى در امامت جماعت بر دیگران اولویت دارند. (6)
در صورت اختلاف دو یا چند نفر درباره امامت، منتخبِ مأمومان بر دیگران مقدّم است و در فرض اختلاف مأمومان در تقدیم فردى، به مرجّحات رجوع مى شود. در شماره مرجّحات و نیز ترتیب بین آن ها و تقدیم یکى بر دیگرى، اختلاف است. قول مشهور، تقدیم «أقرَأْ» (آن که قرائتش نیکوتر است) بر «أفْقَه» (داناتر به مسائل و احکام شرعى) و «أفْقَه» بر سایر مرجّحات (مسن تر و زیباروى تر و مانند آن) است. (7)
در صورت مُردن یا بى هوش شدن امام جماعت در اثناى نماز، جایز است یکى
1) . همان، ج 13 ، ص 390 - 391 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 802 ، 803 .
2) . همان، ج 13 ، ص 348 .
3) . استفتائات، ج 1 ، ص 297 ، س 546 و 547 .
4) . جواهرالکلام، ج 13 ، ص 348 - 351 .
5) . همان، ج 13 ، ص 248 .
6) . همان، ج 13 ، ص 353 .
7) . همان، ج 13 ، ص 357 - 362 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 801 ، م 17 - 18 .
از مأمومان واجد شرایط، نماز را با دیگر مأمومان به آخر برساند. همچنین امام مى تواند در حال ضرورت، مانند باطل شدن وضو یا ابتلا به خون دماغ در اثناى نماز، فردى را به جاى خود بگمارد تا با مأمومان نماز را به اتمام برساند. (1)
باید توجه داشت که در امامت جماعت، حتى الامکان از وجود اهل علم معمّم استفاده گردد؛ زیرا با وجود معمّم، امامت غیر معمّم خالى از اشکال نیست، بخصوص در مساجد. و اگر امامت غیرمعمّم موجب هتک باشد، حرام است. (2)
قرار گرفتن در وسط صف، مراعات حال ناتوان ترین مأمومان در افعال نماز، (3)رساندن قرائت و ذکرهاى نماز به گوش مأمومان، طول دادن رکوع به دو برابرِ اندازه اى که انجام مى داده است در جایى که کسى قصد پیوستن به جماعت را دارد، و برنخاستن از جاى خود پس از اتمام نماز تا زمانى که نماز مأمومان تمام نشده، بر امام جماعت مستحب است. (4)
اگر پس از نماز، بطلان نماز امام به خاطر نداشتن شرط صحّت نماز مانند طهارت و اخلال در ارکان یا بطلان امامت او به خاطر فسق یا کفر محرز گردد، نماز مأموم به قول مشهور صحیح است. اما در صحّت نماز وى (مأموم) در فرض علم به بطلانِ امامت پیش از نماز به خاطر نداشتن سایر شرایط - جز فسق و کفر - اختلاف است. (5)
امام جماعت مى تواند نماز جماعت را دوباره با گروه دیگرى بخواند، اما نه بیش از دو مرتبه. (6).
1) . همان، ج 13 ، ص 368 - 369 .
2) . استفتائات، ج 1، ص 286، س 509 و ص 294 ، س 536 / جامع المسائل، ج 2 ، ص 153 ، س 325 .
3) . وسائل الشیعة، ج 8 ، ص 419- 421 ، ب 69، ح 2 و 3 و 6 و 8 .
4) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 803 ، 804 .
5) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 2 - 9 .
6) . استفتائات، ج 1 ، ص 294 ، س 538 و ص 280 ، س 687 / رساله توضیح المسائل، م 1404 .
انواع مسجد: تقسیم بندى مسجد از لحاظ کاربرد و نوع بنا.
با ظهور اسلام، مسلمانان با تکیه بر سیره نبوى، مساجدى براى اداى فرایض و عبادات خود بنا کردند. هرچند در اوایل، تعداد مساجد کم و معدود بود، اما به واسطه
نشر اسلام و افزایش جمیعت مسلمانان، بر تعداد مسلمانان افزوده شد. مساجد را مى توان به نسبت کاربرد و محل ساخت آنها به انواع گوناگون تقسیم بندى کرد:
الف. مسجد جامع
بزرگ ترین و یا مهم ترین مسجد هر منطقه و شهر، که در مراسم مذهبى، بیشتر اهالى شهر در آن اجتماع مى کنند «مسجد جامع» نامیده مى شود. (1)مساجد جامع در طول تاریخ، معمولاً به دستور حکّام و پادشاهان ساخته مى شدند و اداره آنها نیز از سوى بانى معمولاً به مأموران حکومتى واگذار مى شد. (2)
مسجد جامع مرکز فعالیت ها و کارکردهاى مربوط به اکثریت جامعه اسلامى است؛ مانند: برگزارى نماز جمعه و برگزارى مراسم مهم و تجمّع هایى که بیشتر مردم در آن شرکت مى کنند. به همین دلیل، در بسیارى از شهرها، مساجدى هست که داراى عنوان «مسجد جامع» باشد.
ب. مسجد محل
مسجدى که در محلّه و یا قبیله خاصى بنا شود «مسجد محل» یا «مسجد قبیله» مى نامند. این نوع از مساجد نسبت به مسجد جامع، هم از لحاظ بنا و هم از لحاظ کارکرد، از جایگاه پایین ترى برخوردار است.
فعالیت ها و کارکردهاى مسجد محل معمولاً وسیع نبوده و محدود به افراد آن محلّه یا قبیله خاص است؛ مانند برگزارى نماز جماعت، برگزارى مراسم فرهنگى و عبادى براى طبقات سنّى گوناگون، اجراى برنامه هاى اقتصادى همانند تأسیس مراکز خیریه براى ساکنان و افراد محل. (ر.ک. کارکرد مسجد.)
ج. مسجد بازار
مساجدى را که در امتداد بازارها و مراکز تجارى بزرگ ساخته مى شود «مسجد بازار» مى نامند. این مساجد صرفا براى برگزارى مراسم مذهبى، مانند اقامه نماز جماعت، برگزارى مراسم عزادارى معصومان علیهم السلام و اعیاد مذهبى و شرکت بازاریان در آن مراسم ساخته مى شود و غالبا کارکرد دیگرى ندارد.
در متون فقهى نیز به انواع مسجد اشاره شده و براى آن ها فضایل متفاوتى بیان گردیده است، به گونه اى اقامه هر رکعت
نماز در مسجد «جامع» معادل 100 رکعت و در مسجد «محلّه»، معادل 25 رکعت و در مسجد «بازار» معادل 12 رکعت ذکر شده است. (1)
در طول تاریخ، مساجد دیگرى نیز ساخته شده که جزو سه نوع مسجد مذکور نبوده است. در حال حاضر، کمتر از این نوع مساجد بنا مى شود؛ مانند: مساجد نسبتا بزرگى که به سفارش بزرگان مملکتى و یا علما ساخته مى شد؛ همچون مسجد «ارگ» تهران که به سفارش مادرشاه ساخته شده است.
مسجد «مدرسه» نیز از این نوع مساجد است؛ مسجدى که در کنار مدارس و مراکز آموزشى بنا مى شد و فقط کارکرد عبادى - آموزشى داشت؛ مانند مسجد و مدرسه «آقابزرگ» کاشان که در دوره قاجاریه بنا شده است. (2)
اهل مسجد: افرادى که بیشتر اعمال عبادى - اعم از واجب و مستحب - را در مسجد انجام مى دهند.
«اهل» در لغت، به معانى ذیل آمده است: شایسته، سزاوار، خانواده، فامیل و کسانى که در یک جا سکونت دارند؛ (3)در اینجا، مقصود از «اهل مسجد» اشخاص مؤمنى هستند که وقت بیشترى در مسجد صرف اعمال عبادى مى کنند و در عرف مردم، «مسجدى» هستند.
در منابع حدیثى، براى اهل مسجد امتیازاتى ذکر شده که عبارت است از:
1 . در زیر سایه خداوند قرار دارند. براساس روایات، هفت گروه در قیامت، مورد توجه و لطف خداوند متعال قرار مى گیرند. از جمله این گروه ها، شخصى است که وقتى از مسجد خارج مى شود قلب و فکر او به یاد مسجد است تا زمانى که دوباره به مسجد برگردد. (1)
2 . اهل مسجد از بهشتیان هستند. نبى مکرّم صلى الله علیه و آله مى فرماید: کسى که نداى مؤذّن را اجابت کند رحمت الهى شامل حالش شده و پاداش او بهشت است. پس خوشا به حال کسانى که این دعوت را بپذیرند و به مسجد بروند! و به مسجد نمى رود، مگر مؤمنى از اهل بهشت. (2)
3 . اهل مسجد محبوب ترین بندگان نزد خدایند. طبق روایات، بهترین مکان ها مساجد و محبوب ترین بندگان نزد خداى متعال، کسانى هستند که زودتر وارد مسجد مى شوند و دیرتر از همه خارج مى گردند. (3)
4 . خداى عزّوجل آرامش روحى و روانى و عبور از معرکه هولناک پل صراط را براى اهل مسجد ضمانت کرده است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: هر کس خانه اش مسجد باشد خداوند آسایش و آرامش و عبور از پل صراط را براى او ضمانت کرده است. (4)
5 . مردگان به مسجدى ها غبطه مى خورند. در هر روز، ملکى از ملائکه الهى در قبرستان ندا مى دهد: به چه کسانى غبطه مى خورید؟ آنان عرض مى کنند: ما نسبت به اهل مساجد غبطه مى خوریم. آنان نماز مى خوانند و روزه مى گیرند و ما توان انجام آن را نداریم. (5)
6 . اهل مسجد مانع نزول عذاب الهى هستند. براساس روایت، هرگاه خداوند مشاهده مى کند که اهل سرزمینى راه اسراف و فساد و معصیت در پیش گرفته اند و فقط سه نفر از مؤمنان و مسجدى ها در میان آنان هستند، خطاب مى کند: اى اهل گناه! اگر در
میان شما کسانى از مؤمنان نبودند که به خاطر عظمت من به یکدیگر محبت کنند و با برپاداشتن نماز، زمین و مساجد مرا آباد نگه مى دارند و به سبب ترس از من، در سحرگاهان به استغفار مى پردازند عذاب خویش را بر شما فرو مى فرستادم و به شما توجهى نمى کردم. (1)
الف. قرآن کریم به دنبال آیه 108 سوره توبه، که در آن مسجدى را که بر پایه تقوا بنا شده ستایش نموده است، مى فرماید: « فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطهَّرُوا وَ اللّه یُحبُّ المُطَّهِّریِنَ»؛ در آن (مسجدى که بر پایه تقوا بنا شده)، مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند، و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.
از این آیه شریفه استفاده مى شود که علاوه بر ایمان به خدا و اعتقاد به معاد و نبوّت و امامت، لازم است افراد به راستى و درستى در رفتار و کردار متعهد و معروف باشند. از این رو، اگر افرادى بیشترِ اعمال عبادى خود را در مسجد انجام دهند، ولى در بیرون از مسجد شئونات اسلامى و دینى را رعایت نکنند، از «اهل مسجد» - به معناى حقیقى - نخواهند بود و امتیازات آنان را نخواهند داشت.
ب. اهل مسجد برگزیدگان جامعه اند. امام صادق علیه السلام خطاب به فضلمى فرماید: اى فضل! از هر جماعتى تنها آنان که در فضایل از همه برترند و به منزله الگو براى قوم و گروه خویش هستند به مسجد مى آیند. (2)
ج. از دیگر صفات اهل مسجد، جوان مرد بودن آنان است. در منابع اسلامى، شش نشانه براى جوان مردى ذکر شده که یکى از آن ها آباد کردن مساجد الهى است (و عمارة مساجد اللّه ). (3)مسجدى ها با حضور همیشگى در مساجد، از مصادیق مسلّم این روایت هستند.
د. اهل مسجد مؤمن هستند. براساس روایت، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: هنگامى که دیدید مردى مدام به مسجد رفت وآمد مى کند وى را مؤمن بدانید؛ زیرا خداوند
مى فرماید: تنها آنان که به او ایمان دارند مساجد خدا را آباد مى کنند. (1).
ایوان مسجد: تالار مسقّفى که در کنار یکى از اضلاع حیاط مسجد ساخته مى شود.
«ایوان» تالار مسقّفى است که در کنار یکى از اضلاع حیاط و یا صحن ساخته مى شود و به آن «رواق» و «صُفّه» نیز گفته مى شود.
ساخت ایوان در کنار بناها و ساختمان هاى مهم، از زمان پیش از اسلام مرسوم و معمول بوده است و در بعضى از موارد، آن را بزرگ و عظیم مى ساختند و آن را مظهر قدرت و بزرگى حکومت خود مى دانستند؛ مانند ایوان بزرگ «مدائن» که مظهر قدرت ساسانیان به شمار مى رفت.
از زمان سلجوقیان به بعد، ایوان در سبک معمارى ایرانى یکى از ارکان اصلى مسجد به شمار آمد، تا جایى که از سبک معمارى ایرانى به سبک «ایواندار»، (2)یا «چهارایوانه» نیز نام برده مى شود. ایوان در بیشتر موارد، مستطیل شکل و عمود بر صحن و حیاط ساخته مى شود.
ورود از صحن و حیاط به شبستان و فضاى اصلى مسجد، غالبا از طریق ایوان صورت مى گیرد. به همین دلیل، معمولاً ایوان را در نقطه میانى اضلاع حیاط بنا مى کنند. البته باید به این نکته توجه شود که یکى از مکان هایى که نماز گزاردن در آنجا مکروه است، مقابل در باز است. (3)بنابراین، شایسته است هنگام ساخت در ورودى و (همچنین ایوان مسجد)، آن را پشت به قبله یا در کنار قبله قرار دهند. (4)
از زیباترین و مهم ترین ایوان هاى ساخته شده، مى توان به ایوان مسجد «بى بى خاتون» سمرقند، که داراى 40 متر طول و 17 متر عرض است، (5)ایوان مسجد « امام خمینى»قدس سره در اصفهان و ایوان مسجد «اعظم» قم اشاره کرد.
بانیان مسجد: سازندگان و مؤسّسان ساختمان مسجد.
«بانى» در لغت، به معناى برپا کننده ساختمان، سازنده بنا و عمارت، مؤسّس و پایه گذار آمده است. (1)«بانیان مسجد» سازندگان مساجدند. در قرآن کریم، (2)براى بانیان و آبادکنندگان مساجد شرایط خاصى ذکر شده است:
1 . ایمان به خدا (3)و اخلاص (4)در مسجدسازى که نقش اصلى را در آبادى و عمران مساجد و روحدار شدن ساختمان مسجد به عهده دارد.
2 . اعتقاد به قیامت؛
3 . اقامه نماز؛ زیرا هدف اصلى از بناى مسجد، عبادت و پرستش است. (5)
4 . پرداخت زکات و حقوق مالى واجب؛ (6)
5 . نترسیدن از غیر خدا که نتیجه آن، شجاعت و قدرت در مقابل هر مقام و قدرتى است تا بتوان از اجراى برنامه هاى غیر الهى در مسجد جلوگیرى کرد.
شروط پنج گانه مزبور از ویژگى هاى بانیان و متولّیان مسجد است. (7)بنابراین،
1) . لغت نامه، ج 3 ، ص 3734 .
2) . توبه: 18 .
3) . توبه: 108 - 109 .
4) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 655 ، ح 20764 .
5) . بقره: 144 / حج: 40 / نور: 36 / توبه: 108 / وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 297 ، ب 70 ، ح 1 / کنزالعمّال،ج 7 ، ص 654 .
6) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 654 ، ح 20758 .
7) . ر.ک. تفسیر نمونه، ج 7 ، ص 315 / تفسیرالمیزان،ج 9 ، ص 201 .
در مسجدسازى نخست (خودسازى) و سپس (مسجدسازى) مورد توجه قرار گرفته است. البته جعل و وضع چنین شرایطى براى آبادگران مساجد نوعى تأکید خاص بر اهمیت مسجد و شأن و عظمت والاى آن است، وگرنه هر مسلمانى گرچه از اوصاف و شروط مزبور برخوردار نباشد،
شرعا مى تواند در عمارت و بناى مسجد شرکت داشته باشد، با این تفاوت که از فضایل و پاداش آبادگران حقیقى برخوردار نخواهد شد و شروط مذکور انحصارآور نیست، بلکه شرط کمال و قبولى است، نه شرط صحّت و جواز. (ر.ک. تعمیر مسجد.)
بزاق و خلط انداختن در مسجد: مذمّت آلوده ساختن مسجد با آب دهان و خلط بینى و سینه.
در متون روایى شیعه و سنّى، روایات متعددى درباره انداختن آب دهن و اخلاط سینه و بینى در داخل مسجد وجود دارد که تحت چند عنوان مورد بحث قرار مى گیرد:
الف. سفارش به ترک و مذمّت انداختن آب دهن و خلط بینى و سینه در مسجد: در روایتى، امام صادق علیه السلام فرمودند: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از انداختن آب دهن و بینى در مسجد نهى مى کردند (1)و سفارش مى نمودند که این کار را پس از خارج شدن از مسجد انجام دهید. (2)مسجد از انداختن آب دهان و بینى در آن، چنان منقبض مى شود که پوست بدن در مقابل آتش، (3)و ارکان مسجد از این عمل به لرزه درمى آید (4)و از این کار، به خود مى پیچد؛ همچون شخصى که از ضرب چوب خیزران به خود مى پیچد. (5)کسى که از این کار خوددارى کند، در قیامت خداوند را با صورت خندان ملاقات مى کند و نامه عملش را به دست راستش مى دهند. (6)
ب. سفارش به بلعیدن آب دهن و خلط سینه و بینى در مسجد: به خاطر تکریم و بزرگداشت حق مسجد، سفارش شده است آب دهن و اخلاط سینه و بینى در مسجد بلعیده شود و براى آن فضایل متعددى بیان شده است؛ از جمله اینکه تمام دردهایى که در بدن باشد، شفا پیدا مى کند؛ (1)موجب قوّت در بدن صاحبش مى شود و از این رو، به او ثوابى داده مى شود و از او گناهى محو مى گردد. (2)در روایتى آمده است: هر کس آب دهانش را در مسجد ببلعد، خداوند هفتاد و دو مرض را از بدنش خارج مى کند و دو هزار هزار ثواب برایش نوشته مى شوند (3)و بدنش در قبر پوسیده نمى گردد. (4)
ج. سفارش به محو و یا دفن آب دهان و اخلاط سینه و بینى در مسجد: در روایات متعددى سفارش شده است: آب دهان و اخلاط سینه و بینى را، که در داخل مسجد انداخته مى شوند، محو (5)و یا دفن (6)کنید تا موجب آزار نمازگزاران نشود و به بدن یا لباس آنان اصابت نکند. (7)
همچنین در روایت آمده است که انداختن آب دهن و بینى و سینه در مسجد خطا و گناه است و کفاره آن دفن کردن آن (8)و براى این کار ثواب نوشته مى شود (9)و سفارش شده که بهتر است این محو کردن با پاى چپ صورت گیرد. (10)
د. نهى از انداختن آب دهن و اخلاط بینى و سینه به سمت قبله و طرف راست در مسجد: با توجه به مطالب مزبور، در مواقعى که انسان در مسجد، به خاطر مریضى یا هر عذر دیگرى، مجبور به بیرون انداختن آب دهان و خلط بینى و سینه مى شود، مناسب است آن را در پارچه و یا لباسى
1) . همان.
2) . همان.
3) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 665 ، ح 20811 .
4) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 223 ، ح 6390 ، ب «کراهة النخامة والتنخع في المسجد».
5) . همان، ج 7 ، ص 666 ، ح 20814 .
6) . همان، ج 5 ، ص 222 .
7) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 664 ، ح 20808 .
8) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 222 .
9) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 664 ، ح 20805 .
10) . سنن نسائى، ج 2 ، ص 52 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 77 .
بریزد و از مسجد خارج کند، (1)و اگر هیچ کدام ممکن نبود آب دهن و خلط سینه و بینى را رو به سمت قبله (2)و طرف راست نریزد. (3)در روایتى آمده است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در قبله مسجد، خلط مشاهده کرد و از شدت عصبانیت، صورتش سرخ شد، (4)و بنا به نقلى، کسى که این کار را کرده بود، لعنت نمود (5)و به نقلى، عصبانى شد و فرمود: آیا دوست دارید کسى در صورت شما آب دهن بریزد؟ (6)و یا فرمود: کدام یک از شما دوست دارد خداوند از او روبرگرداند؟ (و این سؤال را سه مرتبه تکرار کرد.) (7)و کسى که این کار را بکند، روز قیامت سوزان وارد محشرمى شود و آن آب دهن بین دو چشمش انداخته مى شود. (8)
با توجه به روایات، علت اینکه نباید آب دهان و اخلاط بینى و سینه را رو به سمت قبله و یا طرف راست انداخت، این است که در طرف راست، ملائکه قرار دارند و نمازگزار در سمت قبله، مقابل خداوند ایستاده است. (9)به همین دلیل، سفارش شده است آب دهان و بینى و سینه را به طرف چپ (10)یا زیر پاى چپ بریزند (11)و در غیر نماز، مى تواند در پشت سر، این عمل را انجام دهد. (12)
با توجه به روایات مزبور، فقهاى شیعه انداختن آب دهان و اخلاط سینه و بینى را در مسجد، مکروه دانسته اند، (13)ولى گروه
1) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 155، باب «کراهة البزاق فى المسجد» / صحیح مسلم، ج 8 ، ص 232 .
2) . سنن نسائى، ج 2 ، ص 51 / صحیح مسلم، ج 2، ص 76 .
3) . التهذیب، ج 3 ، ص 257 / الاستبصار، ج 1، ص 442 ، ح 1707 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 221 ، ح 6385 .
4) . سنن نسائى، ج 1 ، ص 52 و 53 .
5) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 375 ، ح 3821 .
6) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 116 ، ح 480 .
7) . صحیح مسلم، ج 8 ، ص 232 .
8) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 665 ، ح 20813 .
9) . سنن نسائى، ج 1 ، ص 53 و 52 .
10) . التهذیب، ج 3 ، ص 257 / الاستبصار، ج 1 ، ص 442 ، ح 1707 .
11) . همان.
12) . سنن نسائى، ج 2 ، ص 52 .
13) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 127 / المعتبر، ج 2 ، ص 453 / روض الجنان، ص 237 / مدارک الأحکام، ج 4 ، ص 405 .
زیادى از فقهاى اهل تسنّن آن را حرام، (1)و برخى قایل به تفصیل (2)شده اند و برخى هم آن را جایز دانسته اند. (3)
بدعت در مسجد: نوآورى در مسجد، خواه نیک و خواه زشت.
«بدعت» یعنى ایجاد امرى در دین که اصل آن در کتاب و سنّت نبوده است. کسى را که بدعتى ایجاد کند، «بدعتگذار» گویند. (4)
بدعت بر دو قسم است: بدعت هاى ستوده و نیک که موافق سنّت است، و بدعت هاى مذموم و زشت که مخالف سنّت است.
همه فقها بر جواز بدعت هاى ستوده و نیک اتفاق نظر دارند و آن را مستحب شمرده اند و براى انجام دهنده آن امید ثواب دارند؛ مثل بناى مدرسه و ایجاد پل، از باب «معاونة على البرّ و التّقوى».
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کس سنّت حسنه اى برجا بگذارد براى او، هم اجر و ثواب آن سنّت و هم ثواب کسى است که به آن عمل مى کند. و هر کس سنّت زشتى بنا نهد برایش، هم کیفر آن سنّت و هم کیفر کسى است که به آن عمل مى کند. (5)
هنگامى که از بدعت در مسجد سخن گفته مى شود، بدعت هاى حرام به ذهن متبادر مى شود، و حال آنکه در واقع، بدعت و نوآورى در مساجد بر دو نوع است:
الف. بدعت هاى زشت و حرام؛ مانند: تذهیب در مسجد (ر.ک. تذهیب در مسجد) و ساختن مقصوره در مسجد. (ر.ک. مقصوره.) (6)
ب. بدعت هاى پسندیده و حلال؛ مانند تأسیس صندوق هاى قرض الحسنه، ایجاد مراکز فرهنگى همچون کتابخانه، حوزه هاى
1) المجموع، ج 4 ، ص 100 / فتح الوهاب، ج 1، ص 93 / مغنى المحتاج، ج 1 ، ص 202 .
2) . حواشى الثروانى، ج 2 ، ص 165 .
3) . مواهب الجلیل، ج 2 ، ص 447 .
4) . مجمع البحرین، ج 4 ، ص 289 .
5) . وسائل الشیعه، ج 16 ، ب 5 من ابواب «جهادالعدو»، ج 1 / کنزالعمال، ج 15 ، ص 780 ، ح 43078 .
6) . اصلاح المساجد من البدع والعوائد، ص 95 - 122 .
درسى، کانون هاى قرآن و معارف اسلامى و پایگاه هاى بسیج. (ر.ک. پایگاه بسیج در مسجد.)
بستن درِ مسجد: موارد جواز و عدم جواز بستن درِ مسجد.
به دلیل آنکه مسجد محل ذکر و پرستش خداوند و توجه به اسماى حسناى حق تعالى است، خداوند متعال ممانعت از ورود به مسجد را ستمى بزرگ در جهت تخریب مسجد، و عاملان آن را ستم کارترین مردم معرفى مى کند (1)و مى فرماید: «چه کسى ستم کارتر از کسانى است که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى مى کنند؟» (2)
جلوگیرى از ورود پیامبر و مسلمانان به منطقه مکّه و مسجدالحرام از نمونه هاى بارز ممانعت از ورود به مسجد توسط دشمنان اسلام است که موجبات غزوه «حدیبیه» و صلح و بیعت «رضوان» را فراهم کرد. (3)
با توجه به نقش حیاتى مسجد، جلوگیرى از یاد خدا ستم به مسجد و به مؤمنان و نمازگزاران است که مایه محرومیت آنان از این مکان مقدّس مى گردد و این جلوگیرى، که نوعى تلاش در جهت کاستن از نقش مسجد و بى رونقى آن است، ستمى به مجموعه دین و شعائر الهى به شمار مى رود.
اهمیت خوددارى از کارهایى که مانع ذکر و عبادت مؤمنان در مسجد مى شود تا بدان جاست که بعضى از فقهاى اهل سنّت قایل به حرمت بستن درِ مسجد در هر شرایطى شده اند. ولى نظر صحیح آن است که بگوییم: درست است که مسجد جایگاه ذکر و عبادت خداست و باید به روى مؤمنان و نمازگزاران باز باشد، ولى از سوى دیگر، حفظ و نگه دارى مسجد و وسایل و ابزار موجود در آن واجب است و جلوگیرى از اعمالى که موجب هتک حرمت مسجد مى شود، بر عهده مؤمنان است.
بنابراین، بستن در مسجد براى
جلوگیرى از ورود خسارت به خانه خدا از وظایف عموم مؤمنان است. (1)
شایسته است سرپرستان و خادمان مساجد شیوه هایى را در پیش گیرند که اوقات بسته بودن در مسجد را کاهش دهند تا مشمول حرمت جلوگیرى از یاد خدا در مساجد نشوند و علاوه بر آن، موجبات هتک حرمت و خسارتى به خانه خدا فراهم نیاید.
رسوایى در دنیا و عذاب عظیم در آخرت براى افراد جلوگیرى کننده، و غفلت مردم از یاد خدا و سوق پیدا کردن آنان به بى دینى از نتایج تعطیلى مساجد و مراکز توحیدى است. (ر.ک. ظلم به مسجد.)
بلند کردن صدا در مسجد: سخن گفتن با صداى بلند در مسجد.
در متون روایى شیعه و اهل سنّت، یکى از مواردى که از انجام آن در مسجد نهى شده بلند کردن صداست. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در ضمن وصایاى خویش به ابوذر غفارى فرمودند: کسى که مساجد خدا را نیکو و آباد کند پاداش او بهشت خواهد بود. ابوذرمى گوید: عرض کردم: اى رسول خدا! چگونه مساجد را آباد کنیم؟ فرمود: آباد کردن مسجد به این است که صداها در آن بلند نشود و گفت وگوها و سخنان بیهوده در آن صورت نگیرد.
در روایت دیگرى، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: هنگامى که در میان امّت من پانزده خصلت رایج شود بلا بر آنان جایز خواهد شد؛ از جمله این خصلت ها آن است که صداها در مسجد بلند شود. (2)
فقها براساس این روایات و دیگر روایاتى که به همین مضمون وارد شده، (3)بلند کردن صدا در مسجد را بجز یک مورد، مکروه دانسته اند. (4)مورد استثناى فقها بلند کردن صدا براى مؤذّن است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: هنگام اذان، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به بلال دستور مى دادند: به بالاى دیوار
مسجد برود و با صداى بلند اذان بگوید. (1)
در روایت دیگرى، امام علیه السلام مى فرماید: هنگامى که اذان مى گویى، با صداى بلند اذان بگو و صدایت را مخفى مکن؛ چرا که خداوند به میزان کشیدن صدایت، تو را پاداش مى دهد. (2)فقها با استناد به این روایت و دیگر احادیث این باب و با استناد به اینکه هدف از اذان گفتن، اعلان وقت نماز است و این مقصود با بلند کردن صدا حاصل مى شود، فتوا داده اند که بلند کردن صدا در هنگام اذان گفتن مستحب است. (3)برخى نیز بر این مسئله ادعاى اجماع کرده اند. (4)
باید توجه داشت که بلند کردن صدا در سایر برنامه هاى مسجد مثل تلاوت قرآن و دعا، باید متناسب با مجلس دعا و قرآن و فضاى مسجد و به صورتى باشد که براى دیگر افرادى که در مسجد مشغول نماز و عبادت هستند ایجاد مزاحمت نکند و موجب اذیت نشود، و چه بسا بلند کردن صدا حرام هم باشد. (ر.ک. همسایه مسجد) .
بناى مسجد: پاداش هاى ساختن مسجد و فضایل این کار.
در آیات قرآن کریم و متون روایى شیعه و سنّى، سفارش هاى فراوانى به مسجدسازى شده و با عبارات «بَنى» و «عَمَّر»، که در معناى ساختن و آباد کردن است، (5)از آن تعبیر گردیده. خداوند در قرآن کریم، مشرکان را از ساختن مساجد منع کرده (6)و این فضیلت را منحصر به مؤمنان دانسته و سازندگان مساجد را جزو هدایت شدگان معرفى کرده است. (7)(ر.ک. بانى مسجد.)
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله سازندگان مساجد را «ولى اللّه » معرفى کرده، در بیان فضیلت این
عمل مى فرماید: هر کس مسجدى را در دنیا بسازد، خداوند به ازاى هر وجب یا هر زراع آن، شهرى در بهشت به مسافت پیمودن چهل هزار هزار سال از طلا و نقره و یاقوت و زمرّد و زبرجد و لؤلؤ برایش بنا مى کند که در هر شهرى چهل هزار هزار قصر و در هر قصرى چهل هزار هزار خانه و در هر خانه اى چهل هزار هزار اتاق و در هر اتاقى چهل هزار هزار تخت و بر هر تختى همسرى از حورالعین نشسته است و در هر اتاقى چهل هزار هزار خادم و چهل هزار هزار کنیز و جود دارند، و در هر اتاقى چهل هزار هزار سفره و بر هر سفره اى چهل هزار هزار ظرف و در هر ظرفى چهل هزار هزار نوع غذاهاى بهشتى وجود دارند، و خداوند به ولىّ خودش قوّتى مى دهد که از همه همسران و غذاها و شراب هاى بهشتى در یک روز استفاده کند. (1)
از دیگر فضایل ساختن مسجد این است که هر کس مسجدى بنا کند، خداوند به ازاى آن، در بهشت، یا مثل آن، (2)یا خانه اى، (3)یا خانه وسیع تر، (4)یا بافضیلت تر، (5)یا قصرى (6)براى او بنا مى کند، هرچند این مسجد کوچک و به اندازه لانه پرنده اى باشد. (7)البته این پاداش ها به شرطى است که مسجد را به نیّت ریا و شهرت نسازد، بلکه فقط به خاطر تقرّب خدا بنا کند (8)و همچنین آن را از مال حلال بسازد. (9)
در روایت دیگرى از ائمّه اطهار علیهم السلام درباره مسجدى که حاجیان در طول مسیر مکّه ساخته اند، سؤال شد. ایشان آن مساجد را مبارک و بافضیلت ترین مساجد (نسبت به مساجد معمولى) معرفى کردند، (10)
1) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 204 ، ح 6336 / بحارالانوار، ج 8 ، ص 192 ؛ ج 73 ، ص 369 ؛ ج 80 ، ص 368 .
2) . صحیح مسلم، ج 5 ، ص 14 .
3) . کنزالعمال، ج 7 ، ص 655 .
4) . همان، ص 654 .
5) . همان.
6) . همان.
7) . وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 204 ، ب «استحباب بناء المسجد».
8) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 654 - 655 .
9) . همان.
10) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 205 ، ب «استحباب بناء المسجد».
هرچند خیلى کوچک و خیلى ساده (1)بنا شده باشند.
فضایل دیگرى که در روایات براى این عمل بیان شده عبارت است از: مانع از نزول عذاب الهى مى شود؛ (2)ثوابش تا روز قیامت براى بانى نوشته مى شود؛ (3)هر بنایى در روز قیامت وبال صاحب خود است به جز مسجد. (4)
فقها ساختن مسجد را امرى مستحب (5)و برخى آن را واجب کفایى (6)مى دانند. در روایتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کس مسجدى مى سازد، گوسفند چاقى را ذبح و گوشتش را به درماندگان و مساکین اطعام کند. (7).
بوى خوش در مسجد: استفاده از عطر و بوى خوش هنگام مسجد رفتن.
یکى از مستحباتى که فقهاى عظام براى مسجد رفتن ذکر کرده اند، «تطیّب»؛ یعنى استفاده کردن از بوى خوش و عطر هنگام مسجد رفتن است. (8)
در روایات رسیده، استفاده از بوى خوش از اخلاق پیامبران و سیره آن ها شمرده شده و تأکید گردیده است: مردان نباید از استعمال بوى خوش غافل باشند.
در روایتى آمده است: سزاوار نیست براى مرد که بوى خوش را در هر روز ترک کند و اگر قادر بر تهیه آن در هر روز نیست یک روز در میان، آن را تهیه کند و اگر قادر نیست جمعه ها از بوى خوش استفاده کند و در هیچ جمعه اى آن را ترک نکند. (9)
در حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده است: امام زین العابدین علیه السلام در شبى سرد در حالى که ردا و عمامه اى از خز پوشیده
1) . همان.
2) . همان.
3) . مستدرک الوسائل، ج 12 ، ص 229 ، ب «استحباب اقامة سنن الحسنة».
4) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 655 .
5) . توضیح المسائل، م 911 .
6) . کنزالعرفان، ج 1 ، ص 105 .
7) . وسائل الشیعه، ج 24 ، ص 311 ، ب «استحباب ولیمة».
8) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 .
9) . الکافى، ج 6 ، ص 510 ، ح 4 ، ب «الطیب» و نیز ر.ک. وسائل الشیعه، ج 2 ، ب «استحباب التطیّب».
و بوى خوش استعمال کرده بودند به خادم خود برخوردند. خادم پرسید: فدایت شوم! در این هنگام از شب و با این قیافه نیکو، به کجا مى روید؟ امام فرمودند: به مسجد جدّم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به خواستگارى حورالعین از خداوند - عزّوجل - مى روم. (1)
براساس آیه شریفه « خُذُوا زِیْنَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» (2)(زینت هایتان را هنگام مسجد رفتن برگیرید)، مى توان گفت: هرچه از مصادیق زینت باشد استفاده کردن از آن در نماز و مسجد مطلوب است و استعمال عطر و بوى خوش هنگام مسجد رفتن بدون شک، زینت است و براى مردان مطلوب. از این رو، در کتب فقهى، به عنوان یکى از مستحبات ذکر شده است. برخى از فقها استفاده از بوى خوش را از آداب تنظیف روز جمعه و حرکت به سوى نماز جمعه ذکر کرده اند. (3)
در روایات رسیده، از استعمال بوى خوش در هنگام مسجد رفتن، براى زنان نهى شده و براى این عمل عواقبى ذکر گردیده است. (4)(ر.ک. حضور بانوان در مسجد.) .
بوى نامطبوع در مسجد: پرهیز از خوردن غذاهاى بودار و هر آنچه بوى نامطبوع آن در مسجد موجب اذیت دیگران شود.
یکى از اعمالى که در روایات اهل مسجد از انجام آن نهى شده، بوى بد است. براساس روایات، اگر دهان و یا هر عضو دیگر انسان داراى بوى بد باشد، به گونه اى که سبب اذیت مؤمنان حاضر در مسجد شود، باید انسان آن را پیش از ورود به مسجد برطرف سازد، و اگر قادر نیست آن بو را از بین ببرد - مثلاً، امکان شستن پا یا مسواک کردن نباشد - لازم است که از رفتن به مسجد و حضور در جمع مؤمنان خوددارى کند. در برخى روایات، موارد خاصى از بوى بد دهان - مثل کسى که سیر
و پیاز و تره خورده باشد - ذکر شده است. (1)ولى روشن است که این موارد از باب ذکر مصداق است؛ زیرا در برخى روایات، به صورت مطلق از این کار نهى شده است.
امام على علیه السلام مى فرماید: کسى که غذاها و چیزهاى بدبو بخورد نباید به مسجد نزدیک شود. (2)
در روایات موجود در کتب اهل سنّت وارد شده است: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر سیر و پیاز و تره استفاده کردید نزدیک مسجد نشوید که ملائکه الهى اذیت مى شوند از آنچه انسان ها بدان اذیت مى شوند. (3)
از اطلاق روایات این باب، استفاده مى شود که هرگونه بوى نامطبوع، همچون خوردن غذاهاى بودار یا سیگار و یا لباس بودار، که موجب اذیت و آزار مؤمنان شود،
در مسجد ممنوع است. از این رو، فقها با توجه به روایات این باب، فتوا مى دهند که ورود این دسته از افراد به مسجد مکروه است. همچنین اخراج باد معده در مسجد منافى با عظمت مسجد بوده و مکروه است. (4)بنابراین، هرچه موجب انزجار و تنفّر دیگران شود، هرچند فى نفسه حلال و داراى فواید باشد، در مسجد جایز نیست.
بهداشت در مسجد: سفارش هاى معصومان علیهم السلام به رعایت بهداشت درمسجد.
یکى از اصول ضرورى و لازم در زندگى فردى و اجتماعى، رعایت نظافت و موازین بهداشتى است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نیز آن را جزئى از ایمان معرفى کرده است. (5)مسجد به خاطر اینکه محل رفت و آمد و تجمّع مسلمانان است، باید در آن اصول و موازین بهداشتى را رعایت کرد.
1) . الکافى، ج 6 ، ص 374، ح 1 و ص 375 ، ح 2 و 3 / تهذیب الأحکام، ج 9 ، ص 96، ح 153 و 154 / وسائل الشیعة، ج 5، ص 224، ح 6395 / صحیح بخارى،ج 1 ، ص 207 و 208 / سنن ابى داود، ج 2 ، ص 23 .
2) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 255 ، ح 708 .
3) . سنن نسائى، ج 2 ، ص 43 .
4) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 125 - 126 / تذکره الفقهاء، ج 1 ، ص 170 .
5) . وسائل الشیعه، ج 16 ، ص 219 و ج 6 ، ص 200 / بحارالانوار، ج 59 ، ص 291 .
در قرآن کریم و متون روایى، سفارش هاى فراوانى به رعایت بهداشت فردى و اجتماعى در مسجد شده و فضایل و آثار متعددى براى آن برشمرده اند. در باب بهداشت فردى، به پوشیدن بهترین و پاکیزه ترین لباس ها، استفاده از بوى خوش (1)(ر.ک. پوشش نیکو در مسجد.) پرهیز از بوهاى نامطبوع در مسجد (2)(ر.ک. بوهاى نامطبوع در مسجد) و وارسى کردن پاها و کفش ها پیش از ورود به مسجد (3)(ر.ک. نظافت مسجد) سفارش شده است. در باب بهداشت اجتماعى، سفارش هایى وجود دارد که تحت چند عنوان مورد بحث قرار گرفته است:
الف . استحباب و فضیلت خاک روبى و جارو کردن مسجد؛ (4)(ر.ک. نظافت مسجد.)
ب . کراهت و مذمّت انداختن آب دهن و اخلاط سینه و بینى در مسجد؛ (5)(ر.ک. بزاق و خلط انداختن در مسجد.)
ج . استحباب خوش بو کردن مسجد در ایّام هفته؛ (6)(ر.ک. خوش بو کردن مسجد.)
د . محل ساخت وضوخانه در مسجد. (7)(ر.ک. وضوخانه در مسجد.) .
بیرون بردن اموال مسجد: خارج کردن اشیا و وسایل مسجد از آن.
یکى از امورى که هنگام تخریب و توسعه مسجد و یا تغییر و تبدیل آلات و اموال مسجد، باید مورد توجه قرار گیرد، احکامِ اشیا و وسایل مسجد است. بنابر نظر فقها، از جمله احکام مسجد آن است که بیرون بردن هیچ یک از ابزار و وسایل مسجد در حال عادى جایز نیست و حرام است، بلکه خروج لوازم مسجد از قبیل فرش، ابزار روشنایى، کولر، بلندگو، مُهر،
1) . الکافى، ج 6 ، ص 517 / المیزان، ج 8 ، ص79 .
2) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 377 .
3) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 256 .
4) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 233 ، «ثواب کنس المسجد» / المعتبر، ج 2، ص 45 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 87 .
5) . وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 223 ، باب «کراهة النخامة والتنخع فى المسجد» / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 127 .
6) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 381 / الحدائق الناضرة،ج 7 ، ص 269 .
7) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 254 ، ح 702 .
قرآن و کتب ادعیه، همه تابع کیفیت وقف است که اگر براى استفاده در مسجد وقف شده و مخصوص مسجد باشد بیرون بردنشان از مسجد جایز نیست. (1)نیز نمى توان از آب و برق مخصوص مسجد براى خارج از مسجد استفاده کرد. (2)بنابر آنچه از روایات استفاده مى شود، این حکم، حتى شامل سنگ ریزه هاى موجود در مسجد و حیاط مسجد هم مى گردد.
امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه کسى سنگ ریزه اى را از مسجد بیرون بَرد باید آن را به جاى خود و یا مسجد دیگرى برگرداند؛ چون این سنگ ریزه هم خداى متعال را تسبیح مى گوید. (3)البته خارج کردن خاک ها و سنگ هاى زاید و اضافى از مسجد مطلوب و پسندیده و در حکم نظافت مسجد و از مستحبّات است. (4)همچنین خارج کردن ابزار و وسایل مسجد، اگر به سبب هدف مطلوبى باشد هیچ اشکالى ندارد؛ مثل اینکه دستگاه هاى صوتى یا وسایل گرمایشى و سرمایشى مسجد نیاز به تعمیر در خارج از مسجد پیدا کنند یا لوازمى همچون فرشِ مسجد نیاز به نظافت و شستن داشته باشد که در این صورت، بیرون بردن آن ها مانعى ندارد. (5)
بیهوده نشستن در مسجد: توقف همراه با کار لغو و بیکاری در مسجد
در متون روایى، از هرگونه بطالت و بیکارى و حضور بیهوده در مسجد نهى شده است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در وصایاى خود به ابوذرمى فرماید: اى ابوذر! هر نشستنى در مسجد عبث و بیهوده است، مگر در سه حالت: انسان نماز بخواند، مشغول ذکر باشد، تحصیل علم و مباحثه علمى کند. (6)
1) . استفتائات، ج 2 ، ص 345 و 350 ، س 26 ، 27، 39 .
2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 179 ، س 557 / جامع المسائل، ج 1 ، ص 96 ، س 316 .
3) . علل الشرائع، ج 2 ، ص 320 ، ب 9 / وسائل الشیعة،ج 5 ، ص 232 ، ح 6418 .
4) . الحدائق الناضرة، ج 7 ، ص 280 / العروة الوثقى، ج 1 ، ص 599 / کنزالعمّال، ج 7 ، ص 655 ، ح 20766 .
5) . استفتائات، ج 2 ، ص 384، س 120 «باب وقف».
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 233 ، ح 6421 .
در روایت دیگرى، امام على علیه السلام به گروهى که در عین برخوردارى از سلامت جسمى - به جاى کار و تلاش و طلب معاش براى زندگى - در گوشه مسجد نشسته بودند، گفتند: شما چه کسانى هستید؟ جواب دادند: ما توکّل کنندگان بر خداییم. حضرت فرمود: خیر، شما سربار اجتماع هستید که از دست رنج دیگران روزى مى خورید! (1)
چنان که پیداست، در منابع روایى، «رهبانیت» و تارک دنیا بودن و ساده زیستى به بهانه عبادت و خداپرستى، مورد نکوهش قرار گرفته و حتى در برخى از روایات، نشستن بیهوده در مسجد از مصادیق «رهبانیت» به شمار آمده است. امام على علیه السلام مى فرماید: نشستن مدام در مساجد «رهبانیت عرب» است! مؤمن مسجدش مجلس اوست و خانه اش محل زندگى او. (2)
حتى از بیهوده نشستن بین دو نماز هم نهى شده است و کسانى که فاصله کوتاه بین دو نماز را به تعقیب و ذکر و یاد خدا مشغول باشند به عنوان «مهمان خدا» خوانده شده اند: امام صادق علیه السلام مى فرماید: سه گروه در روز قیامت از برگزیدگان خداوند به شمار مى آیند؛ از جمله آن ها کسانى هستند که پس از نماز اول تا برپایى نماز دوم، به تعقیب و ذکر خداوند مشغول مى شوند. (3)
بنابراین، هرگونه انزواطلبى و فرار از مسئولیت هاى اجتماعى و اقتصادى به بهانه «عبادت» روا نیست. فقها نیز با استناد به این روایت، فتوا داده اند که بیهوده نشینى در مسجد جایز نیست و این عمل مکروه است. (4)
پایگاه بسیج در مسجد: ایجاد پایگاه بسیج و تخصیص فضایى از مسجد براى آن.
ایجاد پایگاه بسیج در مسجد از برکات مؤثر و مفید دوران پس از انقلاب اسلامى است که فعالیت هایى اعم از مسائل نظامى، امنیتى، ورزشى و فرهنگى در آن صورت مى گیرد.
«بسیج» نهادى فرهنگى - انقلابى است که در دوران دفاع مقدّس، رشادت ها و شجاعت هاى بسیارى از خود در تاریخ به یادگار گذاشت. با به پایان رسیدن جنگ تحمیلى، دشمن در عرصه فرهنگ، تهاجم همه جانبه و خطرناک ترى آغاز کرد. از این رو، پایگاه هاى بسیج در مبارزه با تهاجم فرهنگى، باید فعالیت هاى گسترده و حساب شده اى انجام دهند.
کار اصلى پایگاه بسیج برقرارى امنیت در مسجد و محلّه و انجام برخى فعالیت هاى فرهنگى است. گشت هاى شبانه اعضاى فعّال بسیج و جلوگیرى از ناامنى مجرمان، محیط آرامى براى اهل محل فراهم مى کند و نقش مهمى در کاهش جرم دارد. همچنین افراد مسجد، بخصوص جوانان، علاوه بر آشنایى لازم با مسائل نظامى و امنیتى و استراتژیکى و آمادگى نظامى، با فرهنگ شهادت پرورش مى یابند. پایگاه هاى بسیج مى کوشند با جذب افراد، به ویژه جوانان، روحیه پرشور و نشاط و تحرک مثبت در آنان به وجود آورند و این با روحیات جوانان به خوبى سازگار است و آنان را به این مراکز جذب
مى کند. (1)ایجاد فضاى دوستى و برادرى در بین افراد پایگاه و حس مسؤولیت پذیرى در آنان از دیگر نکاتى است که در این پایگاه ها به آن توجه مى شود.
فعالیت هاى بسیج اگر مخالفتى با اهداف اصیل و والاى مسجد نداشته باشد نه تنها اشکالى ندارد، بلکه سبب پرکردن اوقات فراغت و ایجاد محیطى سالم براى جوانان مى شود. طبیعى است که تنها راه براى رسیدن به چنین مطلوبى، هماهنگى کامل پایگاه هاى بسیج با امام جماعت مسجد است تا فعالیت این پایگاه ها فراتر از حدود شرعى صورت نگیرد و در واقع، تمام فعالیت هاى این پایگاه مقدّس پیش از اجرایى شدن، باید از نظر امام جماعت مسجد بگذرد و پس از تأیید، به اجرا درآید.
از دیدگاه فقهى، چنین مطلبى در ایجاد پایگاه بسیج در مسجد قابل توجه است که «چنانچه قبل از آنکه زمینى را وقف مسجد کنند، قسمتى از آن را کتاب خانه و یا اتاق بسیج بسازند و قسمت دیگر را مسجد، هیچ اشکالى ندارد. ولى پس از آنکه زمین، عنوان مسجد را پیدا کرد، کتاب خانه کردن (و یا اتاق بسیج قرار دادن) مقدارى از مسجد و مزاحمت نمازگزاران جایز نیست.» (2)(ر.ک. کتاب خانه مسجد.)
پوشش در مسجد: نوع پوشش براى حضور در مسجد.
خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به فرزندان آدم علیه السلام مى فرماید: « یا بَنى آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ»؛ (3)اى فرزندان آدم! زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید.
روایات متعددى در تفسیر آیه شریفه و اینکه مقصود از «زینت» چیست وارد شده که عبارت است از: مقصود پوشیدن بهترین لباس ها، شانه کردن موها، (4)زینت کردن در
نماز جمعه و عید، (1)غسل کردن، (2)رهبران و پیشوایان شایسته، (3)وارسى کردن کفش ها پیش از دخول به مسجد (4)است.
هر یک از مفسّران نیز با توجه به اختلاف روایات، به موضوعى اشاره کرده است. (5)تفسیر نمونه بین روایات و تفاسیر مختلف را جمع بندى کرده، مى نویسد: (آیه شریفه) نخست به همه فرزندان آدم به عنوان یک قانون همیشگى، که شامل تمام اعصار و قرون مى شود، دستور مى هد که «زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.» این جمله مى تواند هم اشاره به «زینت هاى جسمانى» باشد که شامل پوشیدن لباس هاى مرتّب و پاک و تمیز، و شانه زدن موها و به کار بردن عطر و مانند آن مى شود و هم شامل «زینت هاى معنوى»؛ یعنى صفات انسانى و ملکات اخلاقى و پاکى و نیّت و اخلاص. و اگر در بعضى از روایات تنها به لباس خوب یا شانه کردن موها اشاره شده و یا تنها سخن از مراسم نماز عید و نماز جمعه به میان آمده، دلیل بر انحصار نیست، بلکه هدف بیان مصداق هاى روشن است. همچنین تفسیر «زینت» به رهبران و پیشوایان شایسته دلیل بر وسعت مفهوم آیه است که همه زینت هاى ظاهرى و باطنى را دربرمى گیرد. (6)براساس روایات، پوشش نیکو در سیره عملى اهل بیت علیهم السلام نیز مشاهده شده است: در شب سردى یکى از غلامان امام سجاد علیه السلام در حالى که آن حضرت لباس هایى زیبا بر تن داشت و خود را معطّر کرده بود، با ایشان روبه رو شد. از حضرت پرسید: در این ساعت از شب و با چنین هیأتى به کجا مى روید؟ حضرت در پاسخ فرمودند: « إِلي مسجدِ جَدّي رَسُول اللّه»؛ به مسجد جدّم پیامبر خدا مى روم. (7)
1) . الکافى، ج 3 ، ص 424 ، ح 8 / وسائل الشیعة، ج 4 ، ص 455 ، ح 5703 .
2) . تهذیب الأحکام، ج 6 ، ص 110 ، ح 13 .
3) . نورالثقلین، ج 2 ، ص 19 ، ح 65 .
4) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 230 ، ح 3 .
5) . التبیان، ج 4 ، ص 386 / مجمع البیان، ج 4، ص 244 / جوامع الجامع، ج 1، ص 652 / المیزان، ج 8 ، ص 79 .
6) . تفسیر نمونه، ج 6 ، ص 147 - 148 .
7) . الکافى، ج 6 ، ص 517 ، ح 5 باب الغالیة.
تاریخ مسجد: پیدایش و تقسیم ادوار تاریخى مساجد.
«تاریخ» عبارت است از تبیین پیدایش شى ء و تحوّل آن در طول زمان. از این رو، هنگامى معنا و مفهوم پیدا مى کند و مى توان به تدوین تاریخ پرداخت که اولاً، شى ء قدم به عرصه ظهور و بروز نهاده، و ثانیا، تحوّلى در آن پدید آمده باشد. (1)تاریخ مسجد نیز از این قاعده مستثنا نیست.
درباره پیدایش و تحوّل مسجد، ناگزیر مانند هر موضوع تاریخى دیگر، براى حفظ پیوستگى و قانونمندى و کلّیت بخشى به اصول مطرح شده، باید به تقسیمات و ادوار تاریخى روى بیاوریم و همچنین به رویدادهاى خاص اشاره کنیم.
نیاز به اقامه نماز و پرستش خداوند متعال و حفظ موقعیت اجتماعى و آنچه مایه استوارى و پایدارى و استمرار حیات جمعى مسلمانان مى شد، ضرورت بنا و پى ریزى مکانى را پدید آورد که نمازگزاران را از گرماى سوزان و باد و باران در امان دارد تا بتوانند با امنیت خاطر و توجه قلبى، به انجام فریضه نماز بپردازند عبادتگاهى که از نظر اجتماعى نماد دین دارى و خداپرستى باشد.
چشم داشت و دل بستگى همه مردم به بالا گرفتن کار دین و بهبود شرایط زندگى در سایه آن، ساختمان (عرصه و اعیان) مسجد را پدید آورد و هر شهر و آبادى را
1) . تاریخ فقه و فقها، ص 5 .
مسجدى مى بایست که توده مسلمان امید و خواست خود را در آنجا با خداوند در نسبت بنده و مولا و در صورت نماز و دعا و با جمع براى مشورت و راه جویى در میان گذارد. اداى فریضه واجب و دعا و وعظ و خیرخواهى و اقدام و رایزنى و کار خلق به سامان رساندن و مصالح مسلمانان را جستن و چاره خواستن کارهایى بودند که در محل مسجد بدان ها پرداخته مى شد.
نخستین مسجد روى زمین مسجدالحرام است که قبله مسلمانان، خانه «کعبه»، آنجاست. حضرت آدم علیه السلام کعبه را مى شناخت و انبیا علیهم السلام آن را مى شناختند و جایگاه عبادت و طواف آنان بود.
حضرت ابراهیم علیه السلام چون مأموریت یافت بناى کعبه را تجدید کند و به تطهیر خانه خدا بپردازد، برآوردن قواعد بیت با زندگى حضرت آمیخته گردید و این سرفصل تازه اى در تاریخ مسجدالحرام است که شرح آن در قرآن کریم آمده، با مناسک مخصوص از طواف و نماز در پشت مقام ابراهیم علیه السلام و آنچه مربوط به حجر جناب اسماعیل علیه السلام است که در واقع، مزار شریف هاجر و اسماعیل علیه السلام است و سعى میان دو کوه «صفا» و «مروه».
بنابه آنچه گذشت، مسجدالحرام براى اهل قبله، از نظر اهمیت و پایگاه، در درجه نخست قرار دارد. اراده خداوندى به بزرگداشت و بار بستن به سوى کعبه و شکوهمندى و قداست آن پیوسته و آیات قرآن شاهد این مدّعاست. (ر.ک. آیات مسجدالحرام / آیات قبله.)
«مسجد نبوى» در مدینه منوّره، پس از «مسجد قبا»، با نظر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و صحابه بزرگوار آن حضرت تأسیس شد. دهه پایانى عمر شریف رسول خدا صلى الله علیه و آله در این مسجد گذشت؛ مسجدى که همه زندگى آن حضرت با آن پیوند خورده است.
عصر تشریع، روزگار نزول قرآن، مبدأ نماز، روزه، حج، جهاد، نظارت عمومى (امر به معروف و نهى از منکر) و تأسیس جامعه اسلامى، همه از مسجد نبوى آغاز شد. وقایع روزهاى طلایى اسلام - روزهاى امید و بیم - با مسجد پیامبر شکل گرفت.
اینک به قسم بندى و توضیح ادوار تاریخى مسجد با نظرداشت به خاستگاه تاریخى آن مى پردازیم:
الف . عصر نبوى:
دوره تشریع(تأسیس و سنگ بنا)؛
سیزده سال در مکّه(مسجدالحرام)؛
ده سال در مدینه(مسجد قبا و مسجد نبوى).
ب . عصر علوى:
از سال یازدهم تا چهلم هجرى.
ج . امویان:
از سال 41 ه تا پایان امویان (132 ه ).
د . عباسیان:
از سال 132 ه تا 656 ه .
ه . عثمانیان، صفویان، گورکانیان:
1 . عثمانیان از سال 699 ه تا 1342 ه در ممالک عثمانى (تمامى بلاد عربى و شمال آفریقا) پادشاهى کردند.
2 . صفویان، از پادشاهان ایرانى، از سال 907 ه تا 1135 ه سلطنت کردند.
3 . گورکانیان از سال 932 تا 1275 ه در قسمتى از هندوستان فرمان روایى داشتند.
و . عصر حاضر:
مساجد جهان اسلام:
1 . کعبه مکرّمه و مسجد نبوى؛
2 . مساجد کشورهاى عربى؛
3 . مساجد بیرون از دنیاى عرب: ایران، پاکستان، هند، ماوراءالنهر و قفقاز، چین، شرق دور (اندونزى، مالزى) و آفریقا؛
4 . مساجد اقلیّت هاى مسلمانان در دو قارّه اروپا و آمریکا.
البته روشن است که هرگونه تقسیم دوره اى خالى از لغزش نخواهد بود و راه انتقاد و پیشنهاد تازه را نخواهد بست؛
چنان که مى توان تقسیمات دیگرى را براى مطالعه تاریخ مسجد پیشنهاد کرد؛ مانند: عصر پیامبر صلى الله علیه و آله (= عصر نبوى)، عصر وصایت و امامت (= عصر علوى)، عصر امامت تا آغاز غیبت کبرا و از غیبت کبرا تا به امروز:
اما واقعیت تاریخى حکم مى کند تقسیم اول را بپذیریم؛ زیرا پس از دوره حضرت امیر علیه السلام ، مسجد و دیگر نهادهاى اجتماعى در اختیار اراده غالب سیاسى قرار داشت و تابع خواهش و خواست - به اصطلاح - خلیفه وقت بود.
شک نیست که آنچه به مسجد ارزش مى بخشد و همه سازوکارهاى دیگر مربوط به مسجد را در خدمت خود مى خواهد، عبادت و مناجات است.
چهار مسجد جزو مهم ترین مساجد به شمار مى آیند. امام على علیه السلام فرمود: چهار قصر از قصرهاى بهشت در دنیا هستند: مسجدالحرام، مسجدالرسول صلى الله علیه و آله ، مسجد بیت المقدس و مسجد کوفه. (1)
سیره پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به خوبى نشان مى دهد که آن حضرت اهتمام ویژه اى به برپایى مسجد و محل تجمّع مسلمانان مبذول مى داشتند. هنگام ورود پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه منوّره نخستین اقدام جمعى ساخت مسجد نبوى بود، و در جنگ ها نیز سیره حضرت همین بود؛ چنان که مورّخان نوشته اند: در مسیر مدینه منوّره تا تبوک، حضرت هفده مسجد بنا نمودند. (2)در سفر و حضر، در جنگ و صلح، آنچه در وهله نخست، مسلمانان را به عنوان شعار مسلمانى گردهم مى آورد جمعه و جماعات بود و محل آن مسجد، و همه خیرات و برکاتى که به جمعیت و جماعت مسلمانان مربوط مى شد و بدان ها مى رسید و یا ابلاغ مى گردید از مسجد سرچشمه مى گرفت و همین سنّت در تمامى بلاد اسلامى تا به امروز تداوم یافته است.
تحوّلات مسجد: تغییراتى که در کارکرد و معمارى مساجد به وجود آمده است.
تحوّلات اساسى مسجد از دو جهت قابل بررسى است: اولاً، تحوّلات در مورد کارکرد مساجد در زمینه هاى گوناگون، اعم از فرهنگى، تربیتى، علمى و اقتصادى، سیاسى، نظامى و اجتماعى؛ ثانیا، معمارى مسجد.
شواهد تاریخى حاکى از آن است که در صدر اسلام و در زمان حضور پیامبر، مسجد به عنوان نهادى حکومتى تلقّى مى شد و یک فرد، هم زمامدار بود، هم مدیر اجرایى، و یک ساختمان، هم مسجد بود و هم مرکز اصلى مسائل دینى و سیاسى و اجتماعى و نظامى، (1)و با همکارى عموم مردم، به صورت ساده ساخته و اداره مى شد. اما در قرون بعد، مسجد غالبا توسط حکّام، امرا، مقامات عالى رتبه، یا افراد ثروتمند جامعه ساخته مى شد، ولى نگه دارى، تعمیر و ادامه کار آن از طریق اموال موقوفه صورت مى گرفت. در این دوره، شخصى به عنوان «ناظر» بر امور مالى و اجرایى مسجد نظارت مى کرد و مساجد نیز برخى از ویژگى هاى سنّتى خود را، به ویژه در زمینه امور دینى، حفظ کرده بودند، اما با ساختن «دارالامارة» و مراکزى دیگر براى رسیدگى به امور مردم، مساجد به عنوان یک نهاد اثرگذار بر حیات اقتصادى، اجتماعى و سیاسى جامعه مسلمانان، اهمیت خود را به طور فزاینده اى از دست داد و ائمّه جماعات مساجد دیگر از اقتدار و جایگاهى که همتایانشان در صدر اسلام داشتند، بهره مند نبودند. (2)
با شروع مبارزات ملت اسلامى در ایران، بار دیگر نقش مساجد پررنگ شد، به گونه اى که حامد الگارآمریکایى مسجد را «هسته اساسى پیروزى انقلاب اسلامى» مى داند (3)و امام خمینىقدس سره در سخنان خود، از مسجد به عنوان «رمز پیروزى ملت ایران» یاد مى کند. (4)
متأسفانه در سالیان اخیر، به مساجد توجه لازم نمى شود و برخى از کارکردهاى آن به دلیل پیدایش و تأسیس نهادها و مراکز دیگر کم رنگ گردیده و یا به فراموشى سپرده شده است.
معمارى مساجد از زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله به بعد تا عصر حاضر، تغییراتى از حیث عناصر مشترک ساختمان مساجد مانند تنوّع در عناصرى همچون محراب و منبر و شبستان ها کرده است. همچنین اضافه شدن عناصرى جدید، مانند گنبد، مناره، گل دسته، کاشى کارى هاى متنوّع و تعبیه جایگاهى براى لوازم صوتى و جانبى مسجد از دیگر تغییرات در ساختمان مساجد است.
باید متذکر شد که در زمان حضرت رسول صلى الله علیه و آله در مدینه، مساجد گنبد و مناره نداشت و براى اذان گفتن، به پشت بام مسجد مى رفتند و اذان را با صداى رساى خود، به گوش مردم مى رساندند. مهم ترین تحوّل در مسجد، تغییر قبله آن بود که در زمان حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله اتفاق افتاد. (ر.ک. قبله.)
با گسترش دین اسلام به بیرون از منطقه جزیره العرب و ضرورت ساخت مساجد فراوان در شهرها و روستاها، لازم آمد بناهاى مساجد مرتفع تر ساخته شود تا بتوان از طریق مناره، اذان را به گوش مؤمنان رساند و همچنین با وسعت دایره نفوذ دولت اسلامى، عناصر هنرى نیز در طرّاحى و معمارى مساجد وارد شد. امروزه به دلیل فناورى صوتى، مناره ها بخش زیادى از اهمیت خود را از دست داده است. (1).
تحیّت مسجد: سلام و اداى احترام مخصوص به مسجد.
در فقه، از تحیّت مسجد در کتاب «صلاة» باب «احکام المساجد» سخن به میان آمده است. طبق روایات وارد شده، از جمله حقوق مسجد بر مسلمانان، آن است که هنگام ورود به مسجد و پیش از نشستن، براى سلام و ادب و احترام مسجد، دو رکعت نماز مثل نماز صبح به نیّت
1) . مجله مسجد، ش 49 ، ص 47 .
«تحیت مسجد» به جاى آورند. (1)
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: هرگاه داخل مسجد شدى، پیش از آنکه بنشینى، دو رکعت نماز بخوان. (2)همچنین آن حضرت به ابوذرفرمود: اى ابوذر!مسجد تحیّتى مخصوص به خود دارد، و آن این است که دو رکعت نماز بجاى آورى. (3)
در منابع حدیثى عامّه نیز روایات متعددى در خصوص «نماز تحیّت» نقل شده است. (4)فقها با استناد به روایات، حکم به استحباب «نماز تحیّت مسجد» داده اند. (5)شهید ثانىدر شرح لمعهمى فرماید: پیش از نشستن در مسجد، بجاى آوردن دو رکعت نماز تحیّت مستحب است، و در هر دفعه که انسان به مسجد مى رود تکرار نماز تحیّت مستحب است، اگرچه فاصله دفعات با یکدیگر خیلى کم باشد. البته بجاى آوردن هر نماز واجب یا نماز مستحب دیگرى، از نماز تحیّت کفایت مى کند، هرچند به همراه آن نماز (واجب یا مستحب غیر از تحیّت) قصد تحیّت نکند؛ زیرا مقصود از نماز تحیّت آن است که حرمت مسجد به واسطه نشستن بدون نماز هتک نشود، اما اقامه نماز مستقل به نیّت تحیّت، بهتر است. چنانچه کسى هنگام ورود به مسجد وضو ندارد یا عذرى دارد که مانع خواندن نماز تحیّت است، مستحب است به جاى آن، ذکر خدا بگوید.
در موارد ذیل، خواندن نماز تحیّت مکروه است:
1 . اگر شخص داخل مسجد شود، در حالى که امام جماعت مشغول خواندن نماز واجب است.
2 . آنجا که نماز جماعت در حال اقامه است.
3 . در صورتى که اقامه جماعت نزدیک است، به گونه اى که اگر بخواهد نماز تحیّت بخواند، در وسط نمازش، جماعت شروع خواهد شد.
1) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 150 / ابى داود، ج 1 ، ص 114 ، ح 467 .
2) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 675 ، ح 20861 .
3) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 248 ، ب 42 ، ح 1 .
4) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 155 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 323 ، ح 1011 / صحیح ترمذى، ج 1 ، ص 198 ، ح 315 .
5) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / توضیح المسائل، م 913 .
در فقه اسلامى، تحیّت مسجدالحرام «طواف» به شمار آمده است. (1).
تخریب مسجد: ویران کردن بناى ظاهرى یا معنوى مسجد.
«تخریب» در لغت، به معناى ویران کردن، ضدّ عمران و عمارت آمده است. (2)در قرآن کریم، در یک جا به ویران کردن مساجد اشاره شده (3)که درباره شأن و زمان و مصداق نزول آن، بین مفسّران اختلاف است. برخى آن را اشاره به ویران کردن «بیت المقدس» دانسته و عده اى مصداقش را ویران کردن مساجد و عبادتگاه هاى مسلمانان و صحابه پیامبر صلى الله علیه و آله در مکّه توسط مشرکان و کفّار قریش پس از هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه ذکر کرده اند. (4)
اما با توجه به احادیث رسیده (5)و اقوال مفسران، تخریب مسجد تنها ویران ساختن ساختمان آن نیست، بلکه هر عمل و برنامه اى که از برگزارى نماز در مسجد و رونق آن بکاهد، تلاش در جهت ویرانى و تخریب معنوى مسجد به شمار آمده و مشمول همین حکم است. (6)فقها در کتب فقهى نیز به این مسئله با همه ابعاد و شقوقش حتى از دیدگاه حکومتى (7)پرداخته و احکام آن را بیان نموده اند. از جمله احکام مسجد که فقها بدان پرداخته اند، عبارت است از اینکه: در جریان توسعه مسجد، مى توان مسجدى را که خود در معرض
1) . الروضة اللبهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة، ج 1 ، ص 542 - 543 .
2) . لغت نامه، ج 4 ، ص 5704 / المفردات فى الفاظ القرآن،ص 144 / قاموس اللغة، ج 1، ص 60 / مجمع البحرین،ص 108 .
3) . بقره: 114 .
4) . ر.ک. تفسیرالمیزان، ج 1، ص 258 / تفسیر نمونه، ج 1، ص 408 / مجمع البیان، ج 1، ص 189 / تفسیرالمنار، ج 1 ، ص 430 - 431 / بحارالانوار، ج 14 ، ص 353 ؛ ج 21 ، ص 121 ، و 238 ؛ ج 35 ، ص 298 .
5) . بحارالانوار، ج 2 ، ص 41 و 109 ؛ ج 18، ص 146 ؛ ج 24 ، ص 187 ؛ ج 52 ، ص 109 ؛ ج 92 ، ص 195 .
6) . ر . ک. تفسیر نمونه، ج 1 ، ص 411 ؛ ج 5 ، ص 185 ، ذیل آیه 21 سوره انعام / مجمع البیان، ج 1 ، ص 189 .
7) . جواهرالکلام، ج 14، ص 83 / صحیفه نور، ج 2 ، ص 452 .
انهدام و ویرانى است، بکلى خراب کرد. (1)
اگر بخش هاى خاصى از مسجد محتاج تعمیرات اساسى باشد مى توان آن قسمت ها را بکلى ویران کرد و مجددا بازسازى نمود. (2)
اگر تطهیر مسجد منوط به خراب کردن مقدار کمى از آن باشد تخریب جایز، بلکه واجب است. (3)اما وقتى در توسعه و یا تغییر بناى مسجد، نیاز به ویران نمودن قسمت هاى آباد و مستحکم باشد، بین فقها اختلاف است. برخى همچون شهیدین در جواز آن، اشکال یا توقف نموده (4)و آن را در صورتى جایز شمرده اند که ظنّ غالب بر امکان عمارت مسجد موجود باشد. (5)عده اى هم در هر دو صورت، به قصد توسعه، آن را جایز دانسته اند. (6)(ر. ک. مسجد ضرار / تعمیر مسجد.)
تذهیب مسجد: آراستن مسجد با طلا.
در منابع و متون حدیثى شیعه، درباره آراستن مسجد با طلا، سخن و روایتى وارد نشده است، اما در منابع حدیثى عامّه، روایات متعددى بر نهى از طلاکارى وارد گردیده و این عمل را از افعال یهود و نصارا و نشانه هاى قیامت و تباهى مردم به شمار آورده اند. (7)
علماى عامّه با توجه به این روایات و با استناد به اینکه طلاکارى مساجد بدعت است، چون در زمان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله معمول و معروف نبوده، به حرمت تذهیب مسجد (8)و برخى نیز به کراهت آن فتوا داده اند. (9)
فقهاى شیعه در این مسئله اختلاف
1) . رساله توضیح المسائل، م 911 / استفاءات، ج 2 ، ص 368 ، س 84 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 598 / مجمع المسائل، ج 1 ، ص 141 ، س 54 و ص 146 ، س 75 و ص 149 ، س 86 / جواهرالکلام، ج 14، ص 83 .
2) . همان.
3) . العروه الوثقى، ج 1، ص 86 / تحریرالوسیله، ج 1 ، ص 120 / رساله توضیح المسائل، م 902 .
4) . الذکرى، ص 157 / روض الجنان، ص 235 .
5) . همان.
6) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 83 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 598 / رساله توضیح المسائل، م 911 / استفتائات، ج 2 ، ص 368 ، س 84 .
7) . سنن ابن ماجة، ج 1 ، ص 245، ح 741 و 739 و 740 .
8) . نیل الأوطار، ج 2 ، ص 157 .
9) . الشرح الکبیر، ج 1 ، ص 424 .
دارند؛ برخى به صورت مطلق و بدون ذکر دلیل، به حرمت آن فتوا داده اند. (1)برخى همچون علماى عامّه، با استناد به اینکه این عمل بدعت است، آن را حرام شمرده اند، (2)اما برخى دیگر به کراهت فتوا آن داده اند. (3)برخى همچون صاحب جواهرمعتقدند: دلیلى بر اثبات حرمت تزیین مساجد نیست. ایشان پس از ذکر مجموعه تحلیل هاى علماى شیعه و روایات وارد شده در کتب اهل سنّت، به صورت تفصیلى به نقد و بررسى آن ها پرداخته و نتیجه گرفته است: در طلاکارى مساجد و مشاهد مشرّفه، دلیلى بر حرمت نداریم. (4)ایشان در حاشیه بر عروه الوثقىمى نویسد: جواز تذهیب مساجد و مشاهد مشرّفه و طلاکارى آن ها خالى از قوّت نیست. (5)
حضرت امام خمینىقدس سره نیز مى فرماید: احتیاط در ترک تزیین مساجد و مشاهد مشرّفه به طلا و نقره است. (6)طبیعى است که کتابت قرآن و احادیث صحیح از این مورد مستثناست. (ر.ک. کتیبه مسجد.)
صرف نظر از حکم فقهى مسئله، به دلیل آنکه مساجد صدر اسلام ساده و بى آلایش بوده و بناى مسجد باید یادآور ذات مقدّس خداى متعال باشد و وجود این زیورآلات از نظر روحى و روانى، ممکن است افراد را از یاد خداوند غافل کند، بدین روى، شایسته است تا حد ممکن، از آراستن مساجد با طلا خوددارى شود، و مساجد با اسامى خداوند مزیّن گردد تا در و دیوار آن ها بیننده را به یاد خدا آورد و توجه او را از دنیا و مظاهر برجسته دنیوى از جمله طلا، منصرف سازد و انسان بتواند با توجه قلبى و تمرکز حواس، به عبادت در این مکان هاى مقدّس بپردازد.
ترک مسجد: حضور نیافتن در مسجد و یا خروج از آن بدون عذر.
الف. نظرگاه روایات
در روایات اسلامى، از عدم حضور در
مسجد و ترک آن و یا خروج از مسجد هنگام عبادات - مثل وقت اذان - بدون عذر و یا همراه با اغراض دیگر نهى شده و براى این عمل، آثار و عواقبى ذکر گردیده است. این آثار و عواقب عبارت است از:
1 . نفاق:پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله مى فرماید: کسى که صداى اذان را بشنود و بدون عذر از مسجد خارج شود، منافق است، مگر اینکه قصد برگشت به مسجد را داشته باشد. (1)
2 . شکایت مسجد:بر اساس روایات، مسجد به خداوند متعال عرضه مى دارد: خدایا! اینان مرا تعطیل کردند و ضایع نمودند. (2)لحن شکایت مسجد در مورد همسایگانش شدیدتر است. (3)(ر.ک. همسایه مسجد.)
3 . کامل نبودن نماز تارک مسجد:امام صادق علیه السلام مى فرماید: کسى که به خاطر اعراض و دورى از مسجد در خانه اش نماز جماعت برگزار کند، نماز او و همراهانش تمام و کامل نیست. (4)
4 . جواز غیبت و سقوط عدالت:از دیگر آثار و عواقبى که براى افراد تارک مسجد در روایات ذکر شده، آن است که غیبت کردن از این افراد جایز و عدم حضور آنان در مسجد از اسباب سقوط عدالت به شمار آمده است. (5)
5 . اجتناب دیگران:براساس متون روایى، از مشورت کردن، غذا خوردن، ازدواج کردن و همسایگى با این دسته از مسلمانان نهى شده است. (6)
6 . برخورد حاکم اسلامى:در برخى دیگر از روایات، بخصوص آنجا که خوددارى از حضور با اغراض دیگر همراه شود، ترک مسجد مورد نکوهش شدیدترى قرار گرفته است. در روایات متعددى از برخورد پیامبر صلى الله علیه و آله و امیر مؤمنان على علیه السلام با این دسته از مردم، یا برخى از همسایگان و یا اقوامى که از حضور در مسجد خوددارى مى کردند، سخن به میان آمده است. (7)
1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 263 ، ح 232 .
2) . الخصال، ج 1 ، ص 174 - 175 ، ح 232 .
3) . الأمالى الطوسى، ص 696 ، ح 1485 .
4) . همان، ح 1486 .
5) . تهذیب الأحکام، ج 6 ، ص 241، ح 1 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 196 ، ح 9 .
7) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 25 ، ح 6 / وسائل الشیعة،ج 5 ، ص 195 و 196 ، ح 6 و 7 و 9 .
ب. نظرگاه فقها
فقهاى عظام به تحلیل و بررسى این روایات، که تعدادشان در این زمینه بسیار است، پرداخته اند. بدین روى، برخى از علماى عامّه و اهل سنّت قایل به این نظر شده اند که ترک مسجد حرام است. ولى از علماى شیعه کسى به حرمت ترک مسجد فتوا نداده و همگى اجماع دارند که حضور در مسجد از واجبات هم نیست اخبار مذکور بر تأکید استحباب حمل مى شود و عواقب مذکور در روایات مخصوص کسانى است که از روى غرض از حضور در مسجد خوددارى مى کنند. (1)
مرحوم سید در العروه الوثقىمى نویسد: در فضیلت حضور در مسجد و نهى از ترک حضور، به حدّى تأکید شده که نزدیک است ملحق به واجبات شود. از این رو، مقتضاى ایمان آن است که بدون عذر، مسجد ترک نشود. (2)
حضرت امام خمینىقدس سره در رساله توضیح المسائلمى فرماید: مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى شود غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد. (3)
تصویر در مسجد: نصب تصاویر علما و شهدا و صاحبان فضیلت در مسجد.
در منابع دینى، از نقش صور اشیاى ذى روح مثل انسان، در مسجد نهى شده است. (ر.ک. نقاشى کردن مسجد.) ولى نصب تصاویر شهدا، علما و صاحبان فضیلت به خودى خود، مانعى ندارد. اما چون یکى از موارد کراهت نماز، قرار گرفتن مقابل عکس و مجسمه چیزى است که روح دارد، (4)سزاوار است که عکس را در طرف قبله نصب نکنند و یا با کشیدن پرده بر روى آن، رفع کراهت نمایند. (5)
بنابراین، وجود تصویر در مقابل نمازگزار سبب بطلان نماز او نمى شود، ولى اگر تصویر ذى روح باشد مکروه است. (1)
تعزیه در مسجد: برگزارى مراسم عزادارى اهل بیت علیهم السلام و شبیه خوانى در مسجد.
تعزیه دو گونه است:
برگزارى عزادارى، نوحه سرایى و روضه خوانى؛
برپایى شبیه خوانى یا همان تعزیه اى که در فرهنگ ما مصطلح است.
برگزارى مجالس عزادارى براى اهل بیت علیهم السلام از شعائر دین اسلام نزد مسلمانان، بخصوص شیعیان و پیروان ائمّه اطهار علیهم السلام است. امام رضا علیه السلام به دعبل خزاعى درباره عزادارى براى سیدالشهدا علیه السلام ، توصیه نمودند: اى دعبل! براى حسین علیه السلام مرثیه بگو، که تا تو زنده اى یاور و مدیحه گوى ما هستى. پس تا مى توانى، از یارى ما کوتاهى مکن. (2)
امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: هر کس ما (و مظلومیت ما) نزد او یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام مى کند. (3)
از سوى دیگر، گریستن در عزاى ائمّه اطهار علیهم السلام ، بخصوص حضرت سیدالشهدا علیه السلام و گریاندن دیگرى و برپایى مجالس سوگوارى، از جمله کارهاى مستحب مؤکّد و از افضل قُرُبات و داراى ثواب بسیار است. بنابراین، اگر هدف از عزادارى، روضه خوانى و مدیحه سرایى، یادآورى مصایب ائمّه اطهار و اولیاى دین علیهم السلام باشد، عبادت محسوب مى شود و برگزارى آن در مسجد نه تنها با اهداف مقدّس مسجد منافاتى ندارد، بلکه سبب تقویت رابطه افراد با مسجد مى شود، (4)به شرط آنکه اولاً، مزاحمتى براى اعمال عبادى مؤمنان و اهل مسجد ایجاد نکند؛ ثانیا، روضه خوانى براى اهل بیت علیهم السلام
داراى الفاظ کفرآمیز و غلوّ در تعابیر نسبت به آن بزرگواران و مشتمل بر کذب و باطل نباشد؛ و ثالثا، مجالس عزادارى با بدعت ها و تحریف ها در نوع عزادارى و روضه خوانى و کار حرام و آهنگ هاى نامناسب در مداحى - مثلاً موسیقى لهوى و مطالبى که وهن مذهب یا تنقیص و تحقیر ائمّه اطهار علیهم السلام - و اضرار به نفس همراه نباشد و اسباب کم رنگ شدن معنویت و اخلاق و ترک واجبات را فراهم نسازد. (1)
حضرت امام خمینىقدس سره مى فرماید: اگر مسجد را براى عزادارى چادر بزنند و فرش کنند و پارچه سیاه نصب کنند و وسایل چاى و پذیرایى به مسجد ببرند، در صورتى که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد. (2)
اما تعزیه، که به عنوان شبیه خوانى سنّتى معروف است و بیشتر چنین مجالسى در ایّام محرّم برگزار مى گردد و مردم با دیدن صحنه هاى شبیه خوانى و شنیدن الفاظ حزن آلود و غمناک، یاد و خاطره ایّام عاشوراى سیدالشهدا علیه السلام و مصایب اهل بیت آن حضرت در ذهنشان زنده مى شود و بر اندوه و غم آن ها افزوده مى گردد، اگر با شرایط ذیل خوانده و اجرا شود، اشکال ندارد:
1 . از طبل و شیپور و سایر ادوات طرب انگیز استفاده نشود.
2 . تعزیه با صداى ساده خواند شود، به گونه اى که به آن «غنا» گفته نشود.
3 . اجتماع مرد و زن به صورتى باشد که زن ها و مردها جداگانه و با فاصله مناسبى از هم بنشینند.
4 . کسى که نسخه زنانه را مى خواند، فقط عبا به دوش داشته باشد و یک دستمال سیاه به سرش بپیچد.
5 . اشعار به گونه اى که در اغلب مجالس مرسوم است، خوانده شود.
6 . مزاحم وقت نماز و روضه خوانى و مانع وعظ نباشد و خواننده هم مورد اعتماد باشد. (3)
به طور کلى، شبیه خوانى در مسجد اگر
مشتمل بر دروغ گفتن و تحریف گفتار و افعال اهل بیت علیهم السلام و یا مزاحم نمازگزاران نباشد، اشکالى ندارد، وگرنه حرام است. (ر.ک. کارکرد هنرى مسجد.) .
تعمیر مسجد: ساخت و ترمیم، توسعه و رفت و آمد به مسجد.
«عمارة» به معناى آباد ساختن، بالا بردن بنا و ضدّ خرابى آمده است. «تعمیر» و «عَمَرالبیت» وقتى گفته مى شود که نقاط مشرف بر خرابى خانه را اصلاح و مرمّت کنند. (1)«عُمْرْ» تعمیر بدن به وسیله روح را گویند و چون زیارت خانه خدا توسط مردم مایه آبادانى بیت اللّه الحرام است، آن را «عمره» گویند. (2)
«عمارت مسجد» یا «تعمیر مساجد»، که در لغت، (3)قرآن (4)و احادیث (5)آمده، شامل ساخت اولیه مسجد، تعمیر و نگه دارى آن و رفت وآمد به مساجد مى شود. (6)
بنابراین، هر کس به هرگونه اى مساجد را گرمى و رونق بخشد از آبادگران مساجد به شمار مى آید. اما آنان که به قصد تقرّب الهى در ساخت و تعمیر فیزیکى مساجد مى کوشند از فضایل ویژه اى همچون ایمنى از بلایا (7)و ممانعت نزول عذاب بر بندگان، (8)همسایگى خداوند در روز
1) . لغت نامه، ص 14393 و 14397 / فرهنگ عمید،ص 443 و 917 / المفردات فى الفاظ القرآن، ص 347 .
2) . لغت نامه، ص 14397 و نیز ر. ک. تفسیرالمیزان، ج 9 ، ص 200 .
3) . لغت نامه، ص 5972، «تعمیرالمسجد».
4) . توبه: 17 - 18 .
5) . وسائل الشیعة، ج 3، ص 484، ب 5 از ابواب «احکام المساجد»، ح 1 ؛ ج 3 ، ص 486 ، ب 8 از ابواب «احکام المساجد»، ح 3 و 5 / مستدرک الوسائل، ج 2 ، ص 228 ، ب 6 / بحارالانوار، ج 83 ، ص 370 / تفسیر المنار، ج 10 ، ص 214 .
6) . لغت نامه، ص 5972 و نیز ر. ک. مجمع البیان، ج 3 ، ص 13، ذیل آیه 18، سوره توبه / تفسیرالمیزان، ج 10 ، ص 200 / تفسیر نمونه، ج 1، ص 411 ؛ ج 7 ، ص 316 / بحارالانوار، ج 83 ، ص 370 / تفسیرالمنار، ج 10 ، ص 206 و 214 .
7) . نهج الفصاحة، ص 595 ، ح 682 .
8) . وسائل الشیعة، ج 3، ص 486، ب 8 ، از ابواب «احکام المساجد»، ح 3 و 5 .
قیامت (1)و شادى مسجد با مشاهده آبادگرانش و اهل اللّه بودن (2)برخوردارند. بدین روى، اولین کارى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در ابتداى هجرت به مدینه انجام داد «ساخت مسجد» بود. (3)
سیره عملى پیامبر صلى الله علیه و آله در امر مسجدسازى، باعث ایجاد علاقه و اشتیاق زایدالوصف مسلمانان اولیه نسبت به ساخت مسجد شد؛ زیرا ایشان در مسافرت هاى خود به مکّه و جنگ ها، در مکان هاى متعدد، محل خاصى را با بنایى بسیار ساده، «مسجد» قرار مى داد. (4)طبق سیره عملى و روایات رسیده، مى توان گفت: اساسا ساخت مسجد و تسمیه مکانى به این نام نه در شکل ظاهرى و آرایش آن با مناره ها و گنبد و محراب و منبر، بلکه به آن است که قطعه زمینى هرچند خشک و خالى
بدان نیت محصور گردد که در آن نماز اقامه شود. (5)
بنابراین، ساخت و تعمیر مسجد از مستحبّات است (6)و برخى از فقها آن را واجب کفایى مى دانند. (7)اما در اینکه آیا کفّار و اهل کتاب و غیرمسلمانان نیز مانند مسلمانان حق بنا و تعمیر مساجد را دارند یا نه، فقها و مفسّران با استناد به قرآن کریم، هرگونه مشارکت فیزیکى در ساخت و تعمیر مسجد را براى غیرمسلمانان ممنوع دانسته، این حق را ویژه مسلمانان مى دانند، (8)گرچه وقف زمین یا سایر چیزها براى مسجد و مصارف آن از سوى کفّار و اهل کتاب جایز است. (9).
1) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 578 ، ح 20339 .
2) . همان، ج 7 ، ص 578 ، ح 20340 / بحارالانوار،ج 83 ، ص 380 .
3) . الکافى، ج 3 ، ص 295 ، ح 1 .
4) . نقش مسجد در جامعه اسلامى، ص 20 - 21 .
5) . وسائل الشیعة، ج 5، ص 203 و 204، ب 8 از ابواب «احکام المساجد»، ح 1 و 2 .
6) . امام خمینى قدس سره ، رساله توضیح المسائل، م 911 .
7) . کنزالعرفان، ج 1 ، ص 105 .
8) . العروه الوثقى، ج 1 ، فى احکام النجاسات، ص 86، م 9 و نیز ر.ک. تفسیرالمیزان، ج 9 ، ص 203 ، ذیل آیه 18، سوره توبه / تفسیر نمونه،ج 7، ص 316 ، ذیل آیه 18، سوره توبه / تفسیرالمنار، ج 10، ص 207 .
9) . تحریرالوسیلة، ج 2 ، ص 69 .
توسعه مسجد: بزرگ کردن فضاى داخل مسجد.
در متون روایى، به مسلمانان دستور داده شده است: هنگام بناى مسجد، از ابتدا، متناسب با جمعیت منطقه و محلّه، مسجد ساخته شود تا در آینده لازم نباشد که مسجد به خاطر توسعه، تخریب شود.
در متون روایى اهل سنّت آمده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله از کنار جمعى که تازه مشغول بناى مسجدى بودند عبور مى کردند که فرمودند: مسجد را وسیع بسازید تا همگان را جاى دهد. (1)آنان نیز به فرمان حضرت، مسجد را وسیع ساختند.
با وجود این، توسعه دادن در بناى مسجد، پس از ساخته شدن نیز به خودى خود منعى ندارد. براساس روایات و شواهد تاریخى، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هنگام ورود به مدینه، به تأسیس مسجد پرداختند و چون جمعیت مسلمانان زیاد شد، از حضرت درخواست کردند تا بر بناى مسجد بیفزایند و حضرت نیز موافقت نمودند. (2)توسعه مسجدالنبى در زمان خود حضرت، دو بار اتفاق افتاد و پس از آن حضرت تا به امروز چندین بار این مسجد توسعه داده شده است. (ر.ک. مسجدالنبى.)
بنابراین، توسعه مسجد از مصادیق «عمارت مسجد» به شمار مى آید و از مستحبّاتى است که مؤمنان به آن سفارش شده اند. (ر.ک. تعمیر مسجد.)
حتى خراب کردن مسجد آباد و مستحکم در صورتى که مسجد احتیاج به توسعه داشته باشد و این عمل به مصلحت باشد، جایز و توسعه آن بدون اشکال است. (3)(ر.ک. تخریب مسجد.)
1) . السنن الکبرى، ج 2، ص 439، ب «فى کیفیة بناء المساجد».
2) . الکافى، ج 3، ص 295 - 296 ، ح 1 / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 261 ، ح 58 .
3) . ر.ک. جواهرالکلام، ج 14، ص 83 / امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 911 / همان، استفتائات، ج 2 ، ص 368 ، س 84 / مجمع المسائل، ج 1، ص 149 ، س 86 و ص 146 ، س 75 .
جایگاه مسجد: شأن و احترام مسجد در اسلام.
واژه «مسجد» و «مساجد» 28 بار در قرآن کریم تکرار شده است. (1)نوع عبارات و تأکید خداوند بر جایگاهِ الهى - معنوى مسجد و نفى شرک و نفاق (2)و هرگونه آلودگىِ ظاهرى و باطنى از مسجد، اهمیت مساجد را بیان مى دارد. (3)بدین دلیل، خداوند در قرآن کریم، مالکیت مساجد را به خود نسبت داده و آن ها را از آنِ خویش دانسته (4)و نخستین خانه واقعى بشر را مسجد (کعبه) بیان نموده است. (5)
همچنین روایات فراوان رسیده از منابع خاصّه و عامّه حاکى از اهمیت والا و قداست جایگاه مساجد است. اهمّ این موارد عبارت است از:
1 . مساجد خانه، مجلس و جایگاه انبیا، (6)پرهیزگاران، مؤمنان، متقین و پارسایان است. (7)
2 . بهترین مکان هاى زمین نزد خداوند
1) . المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ص 345 ، باب السین، کلمه «مسجد» و «مساجد».
2) . توبه: 17 و 107 .
3) . بقره: 114 و 144 و 191 / اعراف: 29 - 31 / توبه: 18 و 108 / اسراء: 1 / جن: 18 .
4) . جن: 18 .
5) . آل عمران: 96 .
6) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 363 ، ح 3786 .
7) . نهج الفصاحة، ص 596 ، ح 3083 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 236 ، ح 6427 / کنزالعمّال، ج 7 ، ص 650 ، ح 20736 و ص 659 ، ح 20785 .
و پیامبر اوست (1)و پیامبر صلى الله علیه و آله از آن ها به مکان سیاحت (محل گردش) مسلمانان و نورهاى الهى یاد کرده است. (2)
3 . بازار آخرت؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: مسجد بازارى از بازارهاى آخرت است که در آن بر سفره آمرزش گناهان مى نشینند و هدیه اش بهشت است. (3)
4 . باغ و بوستان هاى بهشت؛ رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: هنگامى که به بوستان هاى بهشت رسیدید، از نعمت هایش بهره جویید. سؤال شد: بوستان هاى بهشت چیست؟ فرمودند: مساجد. (4)
5 . مکان انس خدا و بنده؛ رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: کسى که با مسجد اُنس و اُلفت گیرد، خداى تعالى نیز با او مأنوس مى شود. (5)نیز بنابر آیات قرآن کریم، شایسته ترین مکان ها براى عبادت و توحید و یکتاپرستىِ خداوند، مساجد است. (6)
6 . پناهگاهى در هنگام بروز حوادث و مشکلات؛ بنابر برخى روایات، هنگام گرفتارى ها و غم و اندوه و مشکلات، یا موقع بروز حوادث یا رخدادهاى طبیعى (زلزله، کسوف و خسوف)، براى ایجاد آرامش، رفتن به مسجد و خواندن نماز در آن سفارش شده است. (7)
7 . خانه هاى خدا و ستارگان روى زمین؛ بنابر حدیث قدسى، خداوند متعال مى فرماید: خانه هاى من در زمین، مساجد است که براى اهل آسمان ها مى درخشد. پس خوشا به حال آنان که مساجد را خانه خویش قرار داده اند! (8)
1) . نهج الفصاحه، ص 595 ، ح 71 کلمه «مسجد» / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 293 ، ح 6581 .
2) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 100 ، ح 3121 / مشکوه الأنوار، ص 262 / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 447 ، ح 3962 .
3) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 361 ، ح 3781 .
4) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 651 ، ح 20739 .
5) . همان، ج 7 ، ص 651 ، ح 20739 .
6) . توبه: 108 / اعراف: 29 / بقره: 114 و نیز ر.ک. مجمع البیان، ج 8 ، ص 253 / المیزان، ج 15 ، ص 126 .
7) . وسائل الشیعة، ج 8، ص 139 ، ح 10251 / الأمالى الصدوق، ص 465 .
8) . وسائل الشیعة، ج 1 ، ص 381 ، ح 1008 .
8 . برترى خانه همسایه مسجد بر سایر خانه ها؛ رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: فضیلت و برترى خانه اى که نزدیک مسجد است نسبت به خانه اى که از آن دور است همچون فضیلت و برترى مجاهدى است که در راه خدا مى جنگد نسبت به کسى که از جهاد و جنگ خوددارى مى کند. (1)
9 . در ردیف قرآن و عترت؛ نیز پیامبر مى فرماید: هر کس که عترت و اهل بیت ام را دوست داشته باشد، باید قرآن را نیز دوست بدارد و دوستدار قرآن، باید دوستدار و محبّ مساجد هم باشد؛ زیرا مساجد محضر و خانه هاى خداوند است که خودش فرمان برپایى و احترام آن ها را داده و آن ها را مبارک گردانیده است. مساجد میمون و فرخنده است. (2)
10 . مساجد در روز قیامت باقى است. در روایتى نبى اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت، همه زمین ها از بین مى رود (زمین صاف و یکسان مى شود)، مگر مساجد که با پیوستن به هم ماندگار است. (3)
11 . زمین هاى مساجد، شاهدانى در روز قیامت است. امام صادق علیه السلام در بیانى فرمودند: در جاهاى گوناگون مساجد نماز بجاى آورید؛ چون هر قطعه اى از آن در روز قیامت، براى کسى که بر آن نماز خوانده باشد، شهادت مى دهد. (4)
البته در فضیلت و جایگاه مساجد خاص مثل مسجدالحرام، مسجدالنبى، مسجد بیت المقدس و مسجد کوفه روایات ویژه اى وارد شده است. (5)(ر.ک. مسجدالحرام، مسجدالنبى، بیت المقدس، مسجد کوفه.)
جذّابیت مسجد: عواملى که موجب رونق و شکوفایى مسجد مى شود.
مسجد جایگاه عبادت و پرستش و پایگاه تعلیم و تربیت و کانون هدایت افراد به صراط مستقیم الهى است. از این رو،
باید داراى ویژگى ها و جاذبه هاى خاصى باشد تا افراد را به سوى خود جذب کند و روح ایمان را در وجودشان تازگى بخشد. به همین دلیل، در طرّاحى مسجد، به ضرورت وجود هیچ عنصر الزامى تصریح نشده، ولى به سادگى و احتراز از تجمّلات توصیه بسیار گردیده و این خود مهم ترین عامل جذب افراد به سوى این مکان مقدّس و تفاوت آن با دیگر مکان هاست. استفاده از هنر در معمارى مسجد از جمله جاذبه هاى مسجد است، اما مقصود از آن عواملى است که موجب رونق و شکوفایى مسجد مى شود؛ آن دسته از امورى که سبب احیا و تحرّک و پویایى و کارآیى مسجد است. براساس تحقیقات میدانى به عمل آمده، عوامل ذیل - به ترتیب - نقش مهم و اساسى در رونق و شکوفایى مسجد دارد:
1 . خُلق و خوى نیک و سعه صدر امام جماعت در برخورد با افراد؛
2 . میزان شناخت و آگاهى افراد و مسلمانان از ثواب حضور در مسجد و فضایل مسجد و نماز جماعت؛
3 . برگزارى جلسات دعا و زیارت توسط مدّاحان؛
4 . میزان آگاهى و اطلاعات امام جماعت از مسائل سیاسى جامعه و جهان و داشتن قدرت بیان در نحوه ارائه مطالب به مخاطبان؛
5 . مداوم و به موقع برگزار شدن نمازهاى جماعت؛
6 . برگزارى جشن ها و فعالیت هاى فرهنگى همچون «شب شعر» و «شب خاطره»، مولودخوانى و مرثیه سرایى؛
7 . وجود فضاهاى فرهنگى و امکانات از قبیل کتاب خانه و نوارخانه؛
8 . وجود برنامه هاى خدماتى همچون تشکیل کلاس هاى آموزشى و عقیدتى؛
9 . حضور والدین و تشویق فرزندانشان در محیط مسجد به حضور در آن؛
10 . سادگى و تفاوت بناى ظاهرى مسجد با دیگر مکان ها؛
11 . شرکت دادن افراد در اداره امور مسجد؛
12 . حضور مدرسه و مربّیان و صدا و سیما و وسایل ارتباط جمعى در آگاهى
دادن به مردم.
براساس تحقیقات، عوامل مزبور از 60 تا بیش از 90 درصد جاذبه هاى مسجد را بیان مى دارد. طبیعى است که این عوامل مى تواند مساجد را پررونق و نسبت به دیگر مکان ها متفاوت سازد. با احیاى مساجد، جامعه اسلامى نیز احیا خواهد شد و روز به روز رشد و تعالى فکرى و اعتقاد دینى افراد افزون تر خواهد گردید. (1).
جشن در مسجد: برگزارى جشن عقد وازدواج و جشن موالید معصومان علیهماالسلام و اعیاد مسلمانان در مسجد.
برخى از کتب فقهى اهل سنّت، اجراى «عقد ازدواج» در مسجد را مستحب دانسته و در این باره، حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده اند. (2)ولى برگزارى مراسم عقد ازدواج در مسجد به عنوان یک مستحب شرعى نزد علماى شیعه ثابت نیست. (3)البته چنانچه برگزارى جشن عقد و ازدواج در مسجد به گونه اى مزاحم نمازگزاران و یا همراه با امورى باشد که با شأن و منزلت والاى مسجد سازگارى ندارد و یا موجبات هتک حرمت مسجد را فراهم آورد بى تردید، جایز نیست. (4)
ولى اگر منظور از برگزارى جشن عقد ازدواج در مسجد، برپایى مجلس رقص و آواز نباشد، بلکه مراد خواندن عقد و شیرینى خوردن و پهن کردن سفره ولیمه باشد، به گونه اى که مخالفتى با منزلت و شأن مسجد نداشته باشد و مزاحمتى براى نمازگزاران ایجاد نکند اشکالى ندارد؛ زیرا از برخى روایات استفاده مى شود که سفره ازدواج حضرت على علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد پهن شد. (5)
همچنین برخى از فقها اجازه ولیمه عروسى را در مسجد داده اند؛ فرموده اند: غذا دادن به میهمانان در مسجد، به خودى
خود، اشکال ندارد، ولى برپا کردن مجالس عروسى در مساجد مخالف جایگاه اسلامى مسجد است و جایز نمى باشد و ارتکاب محرّمات شرعى از قبیل غنا و موسیقى لهوى مطرب، مطلقا حرام است. (1)همچنین برگزار نمودن مجلس عروسى در مسجد در صدر اسلام، به صورت یک سنّت، معلوم نیست و بهتر این است که این گونه مجالس را در منازل خود تشکیل دهید ونسبت به مسجد اگر مزاحمت با نمازگزاران باشد حرام، و الا سزاوار نیست؛ زیرا مناسب وضع مسجد نیست و هتک است. (2)
حضرت امام خمینى قدس سره فرمودند: اگر مزاحمتى با نمازگزاران و شئون مسجد نداشته باشد مانع ندارد. (3)
بنابراین، از جواب هاى مزبور به خوبى روشن مى شود: برگزارى مراسم ازدواج در مسجد، مطلوبیتى ندارد، بلکه غایت امر آن است که دلیلى هم بر منع وجود ندارد، مگر با شأن و منزلت مسجد منافات داشته باشد یا باعث مزاحمت نمازگزاران شود که اشکال دارد.
امابرگزارى جشن موالید معصومان علیهم السلام و برگزارى جشن اعیاد مذهبى در مسجد، اگر خالى از مسائل حرام و لهو باشد اشکال ندارد و در این باره، بعضى از مراجع عظام تقلید در پاسخ به این سؤال، که «خواندن اشعار و کف زدن هنگام برگزارى موالید حضرات معصومان علیهم السلام چه حکمى دارد؟» پاسخ فرموده اند: به نظر این جانب، خالى از اشکال نیست و ممکن است جزو لهویات محسوب شود. (4)و در پاسخ سؤالى دیگر فرموده اند: در مساجد و حسینیه ها، کف نزنند. (5)
به طور کلى، اگر جشن موالید
1) . اجوبه الاستفاتائات، ج 1 ، ص 120 ، س 406 / احکام مسجد، ص 113 ، س 190 .
2) . مجمع المسائل، ج 1 ، ص 136 ، س 35 / احکام مسجد، ص 112 ، س 189 .
3) . سیماى مسجد، ج 1 ، ص 337، به نقل از: استفتائاتمنتشر نشده از امام خمینى قدس سره.
4) . مجمع المسائل، ج 1، ص 155، س 107 / احکام مسجد، ص 107 ، س 180 .
5) . جامع المسائل، ج 1 ، ص 95 ، س 307 / احکام مسجد،ص 107 ، س 181 .
ائمّه اطهار علیهم السلام و اعیاد مذهبى مسلمانان در مسجد، تنها مدّاحى و پخش شیرینى و ذکر مناقب آن بزرگواران باشد، اشکالى ندارد. (ر.ک. کارکرد هنرى مسجد.)
جُنُب در مسجد: حضور شخصى که به واسطه جماع و انزال منى دچار آلودگى شده و هنوز غسل نکرده در مسجد.
شخص جنب باید از داخل شدن به مسجد اجتناب کند. ولى اگر مسجد داراى دو در باشد افراد مى توانند از یک در داخل و از در دیگرى خارج شوند. البته مسجدالحرام و مسجدالنبى از این حکم استثنا شده اند و افراد جنب از چنین حقى برخوردار نیستند، و اگر در این دو مسجد انسان بخوابد و جنب شود باید بلافاصله پس از فهمیدن، تیمم بدل از غسل جنابت کند و سپس از مسجد خارج شود. (1)مستند
این حکم از سوى فقها، آیه کریمه « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَي حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ» (2)(اى کسانى که ایمان آورده اید! در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا اینکه بدانید چه مى گویید و در حال جنابت نیز تا آن گاه که غسل نکرده اید به نماز نزدیک نشوید، مگر اینکه بدون نشستن عبور کنید) و روایاتى است که در ذیل آیه وارد شده اند مبنى بر اینکه مراد از « لاتقربوا الصّلاة»مواضع و جایگاه هاى نماز ( مساجد) است. (3)برخى از فقها ( الا عابرى سبیل) را قرینه گرفته اند بر اینکه مراد مواضع نماز است. (4)
علاوه بر این، فقها به چندین روایت دیگر، که در آن ها از مکث و توقف جنب در مسجد نهى شده، ولى عبور از یک در و خروج از در دیگر- به استثناى مسجدالحرام و مسجدالنبى - اجازه داده
شده، استناد کرده اند. (1)
فقها همچنین با استناد به روایات، قرار دادن و گذاشتن چیزى را در مسجد بر جنب، حرام مى دانند.
از موارد حرمت دخول مسجد براى جنب، دو مورد استثنا شده اند:
الف. اگر جنب متوجه شود مسجد به نجاست آلوده شده است، چنانچه بتواند بدون توقف در مسجد و در حال عبور، نجاست را برطرف کند باید فورا اقدام به تطهیر مسجد نماید، ولى اگر تطهیر مسجد بدون مکث و توقف ممکن نباشد باید ابتدا غسل کند، سپس اقدام به تطهیر مسجد نماید، و غسل را حتى الامکان باید بدون تأخیر انجام دهد. ولى اگر تطهیر مسجد ممکن نباشد، مگر اینکه با حالت جنابت داخل مسجد شود، جایز، بلکه واجب است تا مسجد را تطهیر نماید. همچنین اگر تأخیر انداختن تطهیر به بعد از غسل باعث هتک حرمت مسجد باشد، باید سریعا و بدون غسل اقدام به تطهیر مسجد کند. (2)
ب. اگر کسى جنب باشد و آبى که با آن غسل کند در مسجد باشد و آب دیگرى هم در دسترس نباشد و به دست آوردن آب جز از راه داخل شدن به مسجد ممکن نباشد باید تیمم کند و براى برداشتن آب یا غسل، به مسجد داخل شود. این تیمّم تا پس از خروج از مسجد باقى است، ولى انجام سایر امور مثل تلاوت قرآن با این تیمّم محل اشکال است. (3).
چراغ مسجد: ابزار و وسایل مورد نیاز در روشنایى مسجد.
«چراغ» به کسر یا فتح (چ) به معناى ابزارى است که براى روشنایى در شب استفاده مى شود و داراى انواع روغنى، نفتى، گازى و برقى است (1)و در لغت عرب، «سراج» نامیده مى شود. روشن ساختن مسجد به صورت گذاشتن، آویختن یا افروختن ابزار روشنایى در شبانگاهان براى زدودن حالت تاریکى و ظلمانى از مسجد، از آداب مسجد است. در منابع حدیثى، براى این عمل، فضایل و آثارى نقل شده است. این آثار عبارت است از:
1 . استغفار فرشتگان و حاملان عرش الهى براى افروزنده آن (2)و صلوات و درود
هفتاد هزار فرشته براى او؛ (3)
2 . آمرزش گناهان هفتاد ساله، اعطاى پاداش عبادت یک سال و بناى شهرى در بهشت براى آنکه یک شب به مسجد روشنى ببخشد و اعطاى پاداش یک پیامبر براى کسى که این کار را تا ده شب ادامه دهد و حرام شدن آتش جهنم براى کسى که این عمل را تا یک ماه انجام دهد. (4)
3 . ممانعت از تاریکى قبر؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد قبرش تاریک
نباشد، مساجد را روشن نگه دارد. (1)
قریب به اتفاق فقها نیز در باب احکام مسجد، به این عمل اشاره کرده و آن را یکى از آداب مستحب مسجد شمرده اند (2)و در تعلیل آن، مواردى همچون احتیاج نمازگزاران به روشنایى داخل مسجد، و ترغیب و تشویق براى تردّد و حضور در مسجد را، که خود موجب آبادانى مسجد و ایمنى از خراب شدن است، بیان کرده اند. (3)علاوه بر این، برخى از فقها نفس این عمل را با قطع نظر از علت و آثارش، از مستحبّات دانسته اند. (4).
1) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 385 ، ح 3847 / بحارالانوار، ج 83 ، ص 377 .
2) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 88 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 380 ، فصل 15 ، م 1 / رساله توضیح المسائل، م 912 .
3) . المعتبر، ج 2، ص450 / منتهى المطلب، ج 1،ص 388 / الذکرى، ص 157 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 88 .
4) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 88 .
حائض و نفساء و مستحاضه در مسجد: حضور زن در مسجد در ایّام عادت ماهانه و ده روز اول زایمان و زمانى که خون استحاضه دیده است.
زنان و دخترانى را که غالبا در هر ماه و در وقت مخصوص و به کیفیت خاصى از آنان خون خارج مى شود «حائض» گویند. و هر خونى که در آغاز زایمان تا ده روز از زن خارج شود، «نفاس» و زن را در این حال، «نفساء» مى گویند. (1)به دلیل آنکه در حال حیض یا نفاس بودن، نوعى قذارت و آلودگى معنوى محسوب مى شود و مسجد جایگاه عبادت و متعلّق به ذات اقدس حق تعالى است، توقّف حائض و نفساء در مسجد حرام است؛ ولى اگر مسجد داراى دو در باشد - به استثناى مسجدالحرام و مسجدالنبى - این افراد مى توانند از یک در داخل و از در دیگرى خارج شوند. (ر. ک. جنب در مسجد.)
«استحاضه» یکى از خون هایى است که از زن خارج مى شود و بیشتر اوقات زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون مى آید، اگرچه گاهى ممکن است این علایم را نداشته باشد. (2)
زن را در موقع دیدن این خون، «مستحاضه» مى گویند. زنان هنگام دیدن این خون، احکام متفاوتى دارند که تفصیل آن در
رساله هاى توضیح المسائل و کتب فقهى آمده است، ولى در رابطه با حضور این زنان در مسجد، طبق فتاواى علما و فقها، باید گفت: اقوا آن است که توقف کردن زن مستحاضه در همه مساجد و همچنین داخل شدن به مسجدالحرام و مسجدالنبى جایز است. ولى چناچه بدون غسل وارد شود، احوط آن است که از اقامه نماز خوددارى کند. (1)
حرف هاى دنیوى در مسجد: گفت وگو درباره مسائل مادى در فضاى مسجد.
براساس روایات، یکى از امورى که انجام آن در مسجد مورد نهى و نکوهش قرار گرفته، گفت وگو درباره امور دنیوى و مسائل مادى است. امام على علیه السلام این عمل را از نشانه هاى آخرالزمان و کسانى مى داند که نباید با آنان نشست و برخاست داشت: در آخرالزمان، مردمى یافت مى شوند که در مساجد حضور مى یابند و تشکیل جلسه مى دهند و آن گاه از دنیا و دوستى آن سخن مى گویند. شما با این افراد همنشینى نکنید که خداوند آنان را به حال خود رها کرده است و با آنان کارى ندارد. (2)
فقها با استناد به این روایات و روایاتى که مى فرمایند مساجد براى غیر این کارها ساخته شده اند و همچنین روایاتى که دستور مى دهند باید احترام و کرامت مسجد حفظ شود، فتوا داده اند که انجام این گونه امور در مسجد مکروه است. (3)البته گفت وگوهاى مؤمنان درباره مسائل و مصالح فردى و اجتماعى مسلمانان، از مصادیق گفت وگو درباره امور دنیوى نیست، بلکه اگر این امور با اخلاص صورت گیرد از عبادات به شمار مى آید.
حریم مسجد: محیط گرداگردِ مسجد.
هرگاه بخشى از زمین موات به منظور
ساختمان سازى، کشاورزى، احداث چاه و قنات احیا گردد مقدار فضایى که براى ورود و خروج به این مکان لازم است و یا به طور کلى، آنچه بهره بردارى کامل از زمین برآن متوقف است حریم زمین احیا شده محسوب مى شود و دیگران بدون اجازه حق تصرف در آن را ندارند.
در روایات، حریم مسجد چهل ذراع (1)تعیین شده است. (2)بیشتر فقها براى مسجد حریمى ذکر نکرده اند. محقق اردبیلى دو احتمال مطرح کرده است:
الف. مقصود از «حریم» جلوگیرى از موانعى است که مانع عبادت مطلوب در مسجد و رفت وآمد به آن مى شود.
ب. مقصود جلوگیرى از احداث مسجد دیگر در حریم مسجد اول است. (3)
رعایت حریم براى مسجد و غیرمسجد در صورتى است که مسجد در زمین موات بنا شود. ولى چنانچه مسجد در زمینى که پیرامون آن املاک دیگران قرار گرفته است احداث شود، اثبات حریم براى مسجد مفهومى ندارد؛ زیرا فرض این است که دیگر اراضى ملک دیگران است. این فتوا مورد اتفاق همه علماست. (4).
حضور زنان در مسجد: شروط و آداب شرکت بانوان در مسجد.
روایات رسیده در منابع حدیثى شیعه و سنّى در خصوص حضور و شرکت زنان در مسجد، بر دو دسته است:
1 . روایاتى که مسجد زن را خانه و منزل مسکونى اش دانسته است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: بهترین مساجد براى زنانتان خانه است. (5)
نیز فرمودند: نماز خواندن زن در خانه،
1) . هر ذراع بیست و چهار انگشت است. جواهرالکلام، ج 28 ، ص 41 - 42 از آرنج تا نوک انگشت میانین. ( لغت نامه).
2) . من لایحضره الفقیة، ج 3 ، ص 102 ، ح 3419 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 202 ، ح 6331 .
3) . مجمع الفائدة، ج 7 ، ص 497 - 498 .
4) . جواهرالکلام، ج38، ص 49 / بحارالأنوار، ج81،ص 3 .
5) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 347 ، ح 1088 / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 224 ، ح 694 .
بلکه در اطاق عقب و اندرونى بهتر است. (1)
همانند این روایات در منابع عامّه نیز از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده است. (2)در روایتى از پیامبر صلى الله علیه و آله نماز فراداى زن در خانه اش معادل 25 برابر نماز جماعت نقل شده است. (3)
2 . روایاتى که دال بر جواز حضور بانوان در مسجد است. براى نمونه، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هرگاه زنان شما اجازه رفتن به مساجد مى خواهند، آنان را از بهره و نصیبشان از مساجد محروم نکنید و مانع نشوید. (4)و نیز فرمودند: زنانِ خود را شب هنگام از رفتن به مساجد منع نکنید و چون اجازه خواستند اجازه دهید. (5)
در ذیل آیه 59 سوره احزاب نیز خداوند دستور مى دهد: اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان باایمان بگو: جلباب هاى (روسرى هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند. این کار براى اینکه شناخته نشوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند بهتر است.
از معصوم علیه السلام نقل شده است: سبب نزول آیه چنین بود که چون زنان براى شرکت در نماز جماعت مغرب و عشا به مسجد مى رفتند، جوانان بر سرِ راه آنان مى نشستند و آنان را آزار مى دادند و متعرّض ایشان مى شدند. از این رو، پس از نزول آیه، زنان انصار با لباس سیاه و بلند و با حجاب کامل در نماز جماعت حاضر مى شدند. (6)
علاوه بر روایات مزبور، شواهد تاریخى حاکى از حضور زنان در نماز جماعت، بخصوص نماز جماعت صبح و عشائین پشت سر پیامبر صلى الله علیه و آله است. امام على علیه السلام مى فرماید: زنان عقب مردان نماز جماعت
1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 361 ، ح 1178 .
2) . المستدرک، ج 1 ، ص 209 / السنن الکبرى، ج 2 ، ص 132 و ج 3 ، ص 131 / سنن ابى داود، ج 1، ص 137 ، ح 570 .
3) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 237 ، ح 5 .
4) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 32 و 33 / صحیح بخارى،ج 1 ، ص 211 و 216 .
5) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 33 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 137 ، ح 568 .
6) . ر.ک. تفسیر القمى، ج 2، ص 196 / نورالثقلین، ج 4 ، ص 307 .
را با پیامبر صلى الله علیه و آله به جاى مى آوردند و چون لباس مردان کوتاه بود به زنان دستور داده شده بود که پیش از مردان سر از سجده برندارند. (1)در برخى روایات از منابع شیعه و سنّى آمده است که پیامبر صلى الله علیه و آله در حال نماز چون صداى گریه طفل را در صف زنان شنیدند، نماز را کوتاه خواندند تا مبادا نگرانى در مادرش پیدا شود. (2)نیز نقل کرده اند: رسول خدا صلى الله علیه و آله نماز صبح را در تاریکى مى خواندند و زنان مؤمن پس از نماز، در همان تاریکى برمى گشتند و به خاطر تاریکى، دیگران آن ها و حتى خودشان همدیگر را نمى شناختند. (3)
فقهاى شیعه با توجه به این دو دسته روایات و نیز دسته دیگرى از روایات مسجد (که بیانگر ترغیب و تشویق بر رفت و آمد به مسجد و بهره مندى از برکات و فضایل مسجد براى انسان - اعم از مرد و زن - است)، (4)نسبت به حضور بانوان در مسجد، اختلاف نظر دارند: عده اى همچون علاّمه حلّى آمدن زنان به مساجد را مکروه دانسته اند. (5)عده کثیرى از فقها گرچه حکم به کراهت نداده اند، ولى با استناد به احادیث دسته اول، خواندن نماز در خانه را براى زنان برتر شمرده اند. این دو دسته، دلیل خود را توجه به آیات قرآن و احادیث معصومان علیهم السلام (6)مبنى بر ممنوع بودن تَبرّج (آشکار شدن در برابر دیدگان مردم) براى زنان و دستور و تأکید شرع مقدّس بر اهمیت حفظ عفاف و رعایت حجاب و عدم اختلاط زنان و مردان و جلوگیرى از وقوع در فتنه و مفاسد اجتماعى و اخلاقى ذکر کرده اند. (7)
1) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 396 ، ح 1176 .
2) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 470 ، ب 1 ، «من ابواب افعال الصلاة» ح 7 / مجمع الزوائد، ج 2 ، ص 74 .
3) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 211 .
4) . وسائل الشیعة، ج 8 ، ص 287 ، ح 10681 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 ، ح 713 / کنزالعمّال،ج 7 ، ص 650 ، ح 20736 .
5) . تذکره الفقها، ج 1 ، ص 90 .
6) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 224 ، ح 694 / احزاب: 39 و 59 / نور: 31 .
7) . نور: 31 / تذکره الفقهاء، ج 1، ص 90 / نهایه الأحکام، ج 1 ، ص 353 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 149 - 150 / غنائم الأیام، ج 2 ، ص 210 - 212 .
برخى دیگر از فقهاى شیعه نه تنها جواز، بلکه استحباب را در حضور و نماز خواندن زن در مسجد دانسته اند. (1)حتى برخى از فقهاى معاصر مى فرمایند: براى زن ها در صورتى که خود را از نامحرم به خوبى حفظ کنند، بهتر است نماز را در مسجد بخوانند و اگر راهى براى یاد گرفتن مسائل اسلامى جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد، واجب است به مسجد بروند. (2)
دلایل قایلان به جواز و استحباب: شواهد تاریخى بر حضور زنان در نمازهاى جماعت پیامبر صلى الله علیه و آله و نیز عمومات و اطلاقات روایاتى است که بیانگر ترغیب و تشویق بر رفت و آمد به مسجد و بهره مندى از فضایل مسجد براى انسان، قطع نظر از جنسیت است. (3)
علاوه بر این ها، فقها حضور بانوان را همچون مردان، در مسجدالحرام و مراسم عبادى و اجتماعى و اخلاقى و سیاسى همچون نماز جمعه، (4)اعتکاف و حج (5)جایز شمرده اند.
بنابراین، دین اسلام به زنان اجازه شرکت در مساجد را مى دهد، اما براى این حضور و شرکت، دستوراتى داده که اهمّ آن ها عبارت است از:
1 . استفاده نکردن از بوى خوش: زینب، یکى از همسران رسول خدا صلى الله علیه و آله ، مى گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: هرگاه یکى از شما زنان به مسجد مى آید نباید از بوى خوش استفاده کند. (6)نیز فرمودند: هرگاه زنى خود را خوش بو کند، سپس به سوى مسجد برود نمازش قبول نمى شود تا آنکه آن بوى خوش را برطرف کند. (7)
2 . عدم اختلاط زن و مرد در مسجد: روایت است که روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در بیرون مسجد بودند، دیدند که مردان و زنان
1) . مجمع الفائده، ج 2 ، ص 159 / الدروس الشرعیة، ج 1 ، ص 155 / توضیح المسائل، م 894 .
2) . ناصر مکارم شیرازى، رساله توضیح المسائل، م 817.
3) . مجمع الفائده، ج 2 ، ص 159 .
4) . جواهرالکلام، ج 11، ص 268 - 270 / کشف اللثام،ج 4 ، ص 279 - 280 .
5) . مستندالشیعة، ج 10 ، ص 546 / جواهرالکلام، ج 17 ، ص 184 و 212 و 220 .
6) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 33 و 34 .
7) . سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص 1326 ، ح 4002 .
با هم از مسجد بیرون مى آیند؛ رو به زنان کردند و فرمودند: بهتر است صبر کنید ابتدا مردان بروند، سپس شما. (1)همچنین روزى پیامبر صلى الله علیه و آله به یکى از درهاى مسجد اشاره کردند و فرمودند: خوب است این در را به بانوان اختصاص دهیم و بدین سان، درِ آمد و شدِ زنان به مسجد را از مردان جدا ساختند. (2)
3 . اجازه شوهر: پیامبر فرمودند: هنگامى که زنان از شما اجازه رفتن به مسجد مى خواهند، آنان را از بهره و نصیبشان از مساجد محروم نکنید و اجازه شان دهید. (3)
روشن است که در عصر کنونى، حضور زنان در مسجد و مراسم آن با حفظ حدود و موازین اسلامى، مى تواند براى آنان آثار عبادى، علمى، معنوى، اخلاقى، تربیتى و سیاسى داشته باشد. .
حفظ حرمت مسجد: نگه دارى و رعایت شأن و احترام مسجد.
«حفظ» در لغت، به معناى نگاهبانى و نگه دارى کردن و جلوگیرى از نابود شدن آمده است. (4)«حرمت» به معناى آن چیزى است که احترام آن لازم و بى احترامى به آن جایز نیست. (5)از جمله مواردى که احترام به آن در دین اسلام لازم شمرده شده، «مسجد» است.
در روایات اسلامى، علت تعظیم و بزرگداشت مساجد چنین آمده: چون مساجد خانه هاى خدا در زمین است. (6)از این رو، از به کار بردن تعبیرات سبک در مورد مساجد نهى شده است. (7)از افرادى هم که حرمت مسجد را رعایت نمى کنند، به «ملعون» تعبیر شده است.
به همین دلیل، فقها در فقه، قاعده اى
1) . سنن ابى داود، ج 2 ، ص 533 ، ح 5272 .
2) . همان، ج 1 ، ص 137 ، ح 517 .
3) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 33 .
4) . لسان العرب، ج 10 ، ص 502 / صحاح جوهرى، ج 4 ، ص 1616 / فرهنگ عمید/ لغت نامه.
5) . قاموس المحیط، ج 4 ، ص 95 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، باب وجوب تعظیم المساجد، ص 298 ، ح 6591 .
7) . الجعفریات، ص 242 / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 445 ، ح 3957 .
تحت عنوان «حرمة اهانة المحترمات فى الدین» مطرح کرده اند. بر اساس این قاعده، که مفاد آن مورد اتفاق همگان است، هتک، اهانت و تحقیر آنچه در دین اسلام داراى حرمت است، جایز نیست و مسجد مسلمانان از مواردى است که رعایت احترام آن لازم شمرده شده است. فقها در تثبیت این قاعده، به چهار دلیل اجماع، ارتکازى بودن عدم جواز هتک نزد متشرّعان و حتى زنان و کودکان، عقل، و آیات و روایات استناد کرده اند. (1)برخى دیگر از علما اهانت کردن به مسجد و هتک حرمت آن را از گناهان کبیره به شمار آورده اند.
آیه اللّه سید عبدالحسین دستغیبدر این زمینه، مى فرماید: هر مکانى که به نام «مسجد» به وسیله مسلمانان بنا شود، شیعه باشند یا از سایر فرقه هاى اسلامى، رعایت حرمت آن واجب و اهانت و هتک آن مانند خراب کردن یا آلوده ساختن آن به نجاست نزد هر دین دارى گناه کبیره است. مسجد به حضرت آفریدگار نسبت دارد؛ « و أنَّ المساجدَ للّه» (2)و اهانت به آن اهانت به خداست. علاوه بر این، بزرگى گناه هتک مسجد نزد هر دین دارى بدیهى و ارتکازى است. در قرآن مجید، یکى از اقسام هتک، که خراب کردن مسجد باشد، (3)بزرگترین مراتب ظلم شمرده شده است. (4)
از مصادیق هتک حرمت، مى توان به نجس کردن، تخریب، ورود کفّار و مشرکان، و توقف جنب، حائض و نفساء در مسجد اشاره کرد.
(ر. ک. طهارت و نجاست مسجد/ تخریب مسجد / جنب در مسجد / غیرمسلمان در مسجد.)
حفظ وقار در مسیر مسجد: قدم برداشتن همراه با آرامش و توجه در مسیر حرکت به سوى مسجد.
نوع حرکات و رفتار آدمى در شناخت
شخصیت او تأثیر دارد. از این رو، یکى از آداب مورد درخواست شارع مقدّس رعایت وقار و آرامش در مسیر رفتن به سوى مسجد و مصلاّست. (1)رعایت این عمل سبب محو گناه و ترفیع درجه مى گردد.
امام کاظم علیه السلام از پدرشان نقل فرمودند: کسى که در منزلش وضوى کامل بگیرد و مویش را شانه زند و خود را معطّر سازد، سپس از خانه اش بدون عجله و با آرامش و وقار به سوى محلّ نماز برود، در حالى که میل و رغبت به جماعت مسلمانان دارد، قدمى از زمین برنمى دارد و بر زمین نمى گذارد، مگر اینکه یک حسنه برایش نوشته مى شود و گناهى از او محو مى گردد و یک درجه به خداوند نزدیک مى شود. (2)
بنابر برخى روایات، حتى اگر یقین بدانى که نماز جماعت در مسجد شروع شده، باز هم بر حفظ آرامش و وقار، تا هنگام رسیدن به مسجد تأکید شده است، گرچه مقدارى از نماز جماعت را درک نکنى؛ زیرا حفظ وقار و حضور موقّرانه در نماز، فضیلتش کمتر از درکِ رکعات بیشترى از نماز جماعت نیست.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: زمانى که با خواست خدا به سوى نماز حرکت مى کنى، حتما باید با آرامش و وقار عمل نمایى. پس هر مقدار از نماز جماعت را درک کردى بخوان، و هرچه فوت شده است خودت (فرادى) بجاى آور. (3)
رعایت این رفتار و حرکت، علاوه بر نشانه شخصیت افراد مسجدى، به حفظ حرمت و قداست مساجد نیز اشاره مى نماید.
حق اولویت در مسجد: پیشى گرفتن در استفاده از فضاى مسجد بر دیگران.
مسجد از مکان هاى عمومى
و «مشترکات» مسلمانان است. از این رو، هرگاه فردى در نقطه اى از مسجد مشغول عبادت و نیایش و انس با خداوند گردد نسبت به همان مکان حق اولویت و تقدّم دارد و دیگران حق ندارند براى وى ایجاد مزاحمت کنند. «حقّ تقدّم» یک امر عقلایى و در تمام جوامع بشرى مورد پذیرش است. سیره مسلمانان نیز بر این حق استوار بوده است، به گونه اى که انعکاس آن را در روایات هم مشاهده مى کنیم.
شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید: ما گاهى در مکّه یا مدینه و یا حیره و یا مکان هاى دیگرى هستیم که امید بیشترى به فضل و رحمت پروردگار مى رود، شخصى براى گرفتن وضو از جاى خود بیرون مى رود و دیگرى جاى او را مى گیرد. آیا این کار صحیح است؟ امام علیه السلام فرمود: کسى که نسبت به جایى حق تقدّم داشته باشد، تا یک شبانه روز در آن مکان بر دیگرى اولویت دارد. (1)
از «حق اولویت» در کلمات فقها به «حق سبق» تعبیر شده و تحت عنوان «قاعده السبق» مورد بحث قرار گرفته است. (2)
مسجد یکى از مکان هاى عمومى و مشترکات بین مسلمانان است که همگان در آن شریکند و از نظر بهره بردارى از آن یکسان هستند. بنابراین، اگر کسى پیش از دیگرى مکانى از مسجد را براى نماز، عبادت، قرائت قرآن، دعا و بلکه تدریس یا وعظ و فتوا و غیر این امور - که انجام آن ها در مسجد جایز است - در اختیار گرفت، دیگرى نمى تواند او را از آن مکان بیرون کند. (3)
حق تقدّم و اولویت براى اشخاص همیشگى نیست و تا زمانى ثابت است که شخص از آن مکان صرف نظر نکرده و یا این حق موجب تعطیل شدن بهره بردارى از مسجد نباشد. اگر شخص سابق از جاى خود برخیزد و از مکان خود صرف نظر نماید، حق او از بین خواهد رفت. ولى اگر قصد
بازگشت داشته و وسایل او هم هنوز در همان جا باشد حق تقدّم و اولویت او باقى است. (1)
در ثبوت حق تقدّم، شرط است که فاصله زمانى طولانى میان گزاردن وسایل و آمدن خود شخص - به گونه اى که موجب تعطیل شدن بهره بردارى از مسجد گردد - نباشد. بنابراین، اگر کسى وسایل خود را در مکانى از مسجد گذاشت و پس از مدتى طولانى برنگشت، هیچ حقى براى او ثابت نخواهد بود و دیگران مى توانند پس از برداشتن وسایل او، در آن مکان نماز بخوانند. برداشتن وسایل نیز در صورتى جایز است که امکان استفاده از مکان بدون این کار ممکن نباشد و هرکس بردارد ضامن است که آن ها را به صاحبش برساند. (2)
اگرچه در روایت قبلى یک «شبانه روز حق اولویت» ذکر شده و در روایت دیگرى با تشبیه بازار مسلمانان به مسجد مسلمانان حق سبق و اولویت تا فرارسیدن شب باقى است، (3)ولى به دلیل آنکه این بحث بیش از آنکه یک قاعده شرعى باشد، یک قاعده عقلایى است، فقها در این زمینه به فاصله مذکور در روایات عمل ننموده اند و تشخیص این امر را به عرف واگذارده اند. البته حق اولویت در هنگام برگزارى نماز جماعت در صف اول نماز، چنانچه فاصله ایجاد شده به نماز سایر مؤمنان خلل ایجاد کند، از بین مى رود. (4)
خادم مسجد: کسى که از سوى هیأت امنا یا نمازگزاران براى انجام امور مسجد انتخاب مى شود.
«خادم» یا خدمتگزار مسجد به کسى مى گویند که کلیددار و عهده دار امور مسجد همچون باز نمودن درِ مسجد در موقع نیاز و مراقبت در حفظ و نگه دارى اموال مسجد است. این منصب حتى پیش از ظهور اسلام هم نسبت به کعبه مکرّمه و دیگر معابد وجود داشت و کلیددارى مکّه معظمه از افتخارات دارندگان آن به شمار مى آمد. (1)در اهمیت و ارزش خدمت مسجد، همین بس که قرآن کریم نیز به طهارت و پاکیزگى مساجد و خادمان آن ارج نهاده و به پیامبران بزرگى همچون ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام دستور داده است که خانه خدا را پاکیزه کنند. (2)
در این زمینه، باید به دو نکته توجه کرد:
الف. وظایف خادم مسجد
1 . باز کردن درِ مسجد پیش از برگزارى نماز؛
2 . پخش اذان در مواقع شرعى و تا حدّ امکان، به صورت زنده و مستقیم؛
3 . همکارى با برگزارکنندگان مراسم و مجالس ترحیم و شادى؛
4 . مراقبت در حفظ و نگه دارى اموال مسجد؛
5 . شناسایى راه هاى احتمالى سرقت از
مسجد و اعلام آن و نیز سایر مشکلات مسجد به امام جماعت و هیأت امنا.
6 . پاسخ گویى به مراجعات مسجد و ارجاع آنها به هیأت امنا؛
7 . رعایت ادب و احترام نسبت به مراجعان و نمازگزاران مسجد؛
8 . نظافت مسجد، حیاط، صحن و متعلّقات آن.
ب. شروط انتخاب خادم
با توجه به وظایف محوّل شده به خادم مسجد و نقش مهم آن، لازم است در انتخاب خادم، علاوه بر ایمان به خدا و تقواى الهى، (1)ویژگى هاى ذیل نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که بهترین مکان بهترین خادم را مى خواهد:
1 . برخوردارى از سلامت جسمى و روانى و عدم ابتلا به امراض مسرى و بیمارى هاى واگیردار؛
2 . برخوردارى از مقبولیت عمومى؛
3 . توانایى بر انجام امور محوّله در زمینه خدمت و پاکیزگى مسجد؛
4 . اطلاع از اصول بهداشتى، نظافت و آراستگى شخصى؛
5 . رعایت مسائل شرعى و عرفى؛
6 . برخوردارى از سواد؛
7 . دارا بودن اخلاق شایسته، برخورد نیکو و سعه صدر؛
8 . داراى سن و سال جوان یا میانه - نه پیر و فرتوت که از وظیفه اصلى باز بماند؛
9 . تأهّل - حتى الامکان.
در بیشتر مساجد ایران، خادم مسجد توسط هیأت امنا و عموم مؤمنان انتخاب مى گردد و دستمزدى براى او در نظر گرفته
مى شود که از سوى نمازگزاران تأمین مى گردد. شایسته است از طرف هیأت امنا، از محل درآمد موقوفات مسجد، حقوق خادم مسجد تأمین شود. .
خروج از مسجد: نحوه خارج شدن از مسجد.
براساس متون روایى در باب خروج از
1) . انفال: 34 .
مسجد، پسندیده است که انسان با پاى چپ از مسجد خارج شود. (1)از این رو، فقها و علماى اخلاق خارج شدن با پاى چپ را از آداب و مستحبّات مسجد به شمار آورده (2)و اذکارى براى زمان خروج نقل کرده اند. (ر.ک. دعاى خروج از مسجد.)
در روایات اسلامى، براى این عمل آثار و برکاتى ذکر شده است. (3)
از نبى مکرّم صلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هنگامى که از مسجد خارج مى شوید پاى چپ را مقدّم دارید و بگویید: « بسمِ اللّه أعوذُ باللّه مِن الشیطانِ الرجیم.» حضرت سپس به امام على علیه السلام فرمود: یا على! کسى که به این کیفیت از مسجد خارج شود خداوند گناهانش را مى آمرزد و در مقابل هر گام، یک درجه و صد حسنه به وى عطا مى نماید. (4)
در روایت دیگرى، حضرت مى فرماید: وقتى با پاى چپ خارج مى شوید، ملائکه مى گویند: خداوند تو را حفظ کند و نیازهایت را برطرف نماید و پاداشت را بهشت قرار دهد. (5).
بنابر نظر فقها، خرید و فروش مسجد و زمین آن - هرچند مسجد خراب یا متروکه باشد - جایز نیست و حرام است، و انجام هرگونه معامله اى در این باره باطل است؛ زیرا این عمل مغایر وقف است. (6)تنها در موارد خاص، ولىّ فقیه مى تواند به خاطر رعایت مصالح عمومى، حکم به خارج شدن محلى از مسجد بودن نماید؛ مانند اینکه احداث خیابان و کوچه و یا سایر تأسیسات در مکانى که مسجد در آن واقع شده، براى جامعه اسلامى ضرورت داشته و غیرقابل چشم پوشى باشد. (7)همچنین خرید
1) . الکافى، ج 3 ، ص 308 ، ح 1 / الهدایة، ص 133 / من لایحضره الفقیه، ج 2 ، ص 530 .
2) . المقنع، ص 88 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 .
3) . مکارم الأخلاق، ص 298 / جمال الأسبوع، ص 149 / مفتاح الفلاح، ص 24 .
4) . جامع الأخبار، ص 68 .
5) . همان، ص 69 .
6) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 96 / تحریرالوسیله، ج 2 ، ص 75 ، م 63 / توضیح المسائل، م 99 .
7) . ر.ک. صحیفه نور، ج 20 ، ص 170 .
و فروش اسباب و لوازم و اجزاى مسجد در صورت قابل استفاده بودن جایز نبوده و حرام است. (1)بنابراین، فروختنِ در و پنجره و فرش و سایر وسایل دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود باید این ها را صرف تعمیر همان مسجد کنند و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، باید در مسجد دیگر مصرف شود. البته اگر به درد مسجدهاى دیگر هم نخورد در این صورت، مى توانند آن را بفروشند و پول آن را در صورتى که ممکن است، صرف تعمیر همان مسجد، وگرنه صرف تعمیر مساجد دیگر نمایند. (2)
برخى از فقها دلیل جواز انتقال را مواردى از جمله مصلحت و تعلّق داشتن همه مساجد به خدا برشمرده اند. (3).
خواب در مسجد: استراحت همراه با از کارافتادگى حواس ظاهرى در مسجد.
روایات موجود در کتب فریقین در زمینه خوابیدن در مسجد متفاوت است. در روایتى، خوابیدن در مساجد بجز مسجدالحرام و مسجدالنبى اجازه داده شده است. (4)و در روایت دیگر، خوابیدن در مسجدالحرام جایز، ولى در مسجدالنبى اجازه داده نشده است. (5)در برخى دیگر از روایات، خوابیدن در مسجدالحرام و مسجدالنبى همچون دیگر مساجد بلااشکال دانسته شده است. (6)در برخى روایات هم خوابیدن در مسجد، در صورت ضرورت و ناچارى، جایز شمرده شده است. (7)
1) . جامع المقاصد، ج 2 ، ص 153 / تحریرالاحکام، ج 1 ، ص 54 / المبسوط، ج 1 ، ص 160 .
2) . رساله توضیح المسائل، م 910 .
3) . جواهرالکلام، ج 14 ، صص 83 - 84 و 93 / المعتبر، ج 2 ، ص 450 .
4) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 11 .
5) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 220 ، ح 6382 .
6) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 10 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 220 ، ح 6380 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 248 ، ح 751 / صحیح بخارى، ج 2 ، ص 42 .
7) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 220 ، ح 6381 / جامع الاخبار،ص 70 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 248 ، ح 752 .
اختلاف در روایات موجب شده است بیشتر فقها در جمع بین روایات، فتوا بدهند که خوابیدن در مسجد مکروه است، بخصوص درمسجدالحرام و مسجدالنبى. (1)
برخى از فقها مانند علامه حلّى(2)و صاحب جواهر(3)بر این فتوا چنین تعلیل آورده اند که خوابیدن در مسجد با کرامت و احترام مسجد سازگار نیست. علاوه بر این، در هنگام خواب، احتمال خروج حدث یا ابتلا به جنابت وجود دارد و مسجد جایگاه عبادت است.
صاحب جواهرپس از تحلیل و بررسى اقوال مى فرماید: در هر صورت، خواب در هیچ یک از مساجد حرام نیست و همگى فقها قایل به کراهت هستند و در برخى از موارد، مثل خوابیدن افراد مسکین، که منزل و سرپناهى ندارند و یا در دیگر موارد ضرورت، کراهت هم ندارد. (4)فقهاى معاصر این رأى را پذیرفته و معتقدند: خوابیدن در مسجد مکروه است، مگر در حال ناچارى. (5)
شواهد تاریخى نیز گواه بر این امر است. «اصحاب صفّه» که گروهى از مسلمانان بى سرپناه بودند، در مسجد مى خوابیدند؛ چون از اطراف و مناطق دیگر به مدینه آمده و فاقد جا و مکانى براى سکونت و زندگى بودند.
البته باید توجه داشت که در برخى از موارد، ممکن است خوابیدن در مسجد حرام باشد و آن در صورتى است که خوابیدن مانع عبادت مؤمنان شود.
بنابراین، خوابیدن در مسجد در شرایط عادى و معمولى مکروه است و در هنگام ضرورت، اشکال ندارد. ولى در صورتى که خوابیدن مانع عبادت مؤمنان در مسجد باشد، حرام است.
1) . النهایة، ص 109 / المبسوط، ج 1 ، ص 161 / السرائر،ج 1 ، ص 279 / شرائع الإسلام، ج 1 ، ص 211 / الذکرى، ص 157 / جامع المقاصد، ج 2 ، ص 147 / مسالک الافهام،ج 2 ، ص 385 .
2) . نهایه الاحکام، ج 1 ، ص 357 / منتهى المطلب، ج 1 ، ص 388 / تذکره الفقهاء، ج 1 ، ص 91 .
3) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 122 .
4) . همان، ص 125 .
5) . رساله توضیح المسائل، م 913 / محمّدتقى بهجت، رساله توضیح المسائل، م 760 .
خوش بو کردن مسجد: عطرآگین کردن فضاى مسجد.
مسجد خانه خداست و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند خوش بوست و خوش بویى را دوست دارد. (1)از این رو، یکى از آداب قابل توجه در مسجد، که در روایات نیز بدان سفارش شده، خوش بو کردن آن است.
در روایتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:
مساجد را در هر جمعه خوش بو کنید. (2)
در روایت دیگرى امام على علیه السلام ، به نقل از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: مساجد را در هر هفته خوش بو کنید. (3)
برخى از فقها این عمل را جزو آداب مستحب مسجد شمرده اند. (4).
درخت کارى در مسجد: اختصاص بخشى از زمین مسجد به عنوان باغچه و درخت کارى در آن.
پیش از آنکه صیغه وقف بر تمامى زمین مسجد جارى شود، اختصاص بخشى از آن به عنوان باغچه و درخت کارى در آن مانعى ندارد. البته باغچه و محلّى که در آن درخت کارى شده است، حکم مسجد ندارد، ولى پس از اجراى صیغه وقف مسجد، نمى توان محیط مسجد را تبدیل به باغچه نمود؛ زیرا باغچه کردن مسجد، همان گونه که صاحب جواهردر بحث «مناره» به آن استدلال کرده، (1)با وضع مسجد، که محیطى براى عبادت است، منافات دارد.
برخى علماى اهل سنّت به دلیل آنکه درخت کارى در مسجد نوعى تضییق و ضرر براى نمازگزاردن است، آن را مکروه و برخى همچون قایل به نجاست فضله پرندگان هستند، به خاطر تنجیس مسجد، آن را حرام دانسته اند. (2)
با این حال، براى تلطیف هوا، ایجاد سایه و جاذبه، پیش از اجراى صیغه مسجد، بخشى از زمین را مى توان به عنوان باغچه و براى درخت کارى اختصاص داد.
دعا در مسجد: نیایش و ستایش خداوند در مسجد.
«دعا» واژه اى عربى است به معناى «نیایش» و خواستن و طلب مراد مورد نظر توسط بنده و مخلوق از پروردگار عالم. چنین درخواست و خواهشى از هیچ بشرى روا نیست، مگر به آستان ربوبى سرنهادن و خواستن و خواندن ذات مقدّس بارى تعالى.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: بى گمان، خداوند متعال دوست ندارد که مردم روى نیاز به یکدیگر بردارند، و دوست دارد از او طلب نیاز کنند. خداوند متعال دوست دارد آنچه را نزد اوست بطلبند و از سر نیاز، او را بپرستند. (1)
در تعلیمات اسلامى، که از ائمّه اطهار علیهم السلام به ما رسیده است، در باره دعا و ارتباط آن با مسجد، به چندگونه تعلیم برمى خوریم:
1 . دعاهایى که جزو آداب ورود و خروج از مسجد است و نوعى بزرگداشت مسجد و نمازگزار و خداوند متعال مى باشند. (ر.ک. دعاى ورود به مسجد.)
2 . دعاهایى که براى مساجد خاص مانند «مسجدشریف نبوى»، «مسجدالحرام»، مسجد «صعصعه»، «سهله» و «جامع کوفه» در شهر کوفه وارد شده است.
3 . آنچه از روایات و عمل امامان معصوم علیهم السلام در زمینه پیوند میان دعا - به طور کلى - و مسجد یا دعا در مسجد برمى آید که عبارت است از:
الف. امام صادق علیه السلام مى فرماید: آنکه به مسجد آمد و شد مى کند یکى از سه نیکى را درمى یابد: دعایى مى کند که به وسیله آن خداوند متعال او را به بهشت مى برد؛ یا دعایى مى کند که خداوند متعال به خاطر آن، بلاى دنیا از او رفع مى کند؛ یا برادرى [مى یابد] که در راه خدا به او فایده مى رساند. (2)
ب . پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: هرگاه به مسجد وارد مى شوید، ننشینید تا آنکه دو
رکعت نماز بگزارید و در پى آن، خداوند را بخوانید و بر پیامبر او و خاندانش علیهم السلام درود بفرستید و به درگاه خداوند متعال دعا کنید و نیاز خود را از او بخواهید.
ج . در شیوه دعا کردن، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: مردى وارد مسجد شد، دو رکعت نماز بجاى آورد، آن گاه از خداوند طلب خیر نمود. رسول خدا صلى الله علیه و آله به اصحاب فرمود: این بنده شتابانه به درگاه پروردگارش رفت.
پس از او دیگرى به مسجد وارد شد، دو رکعت نماز گزارد، آن گاه ثناى پرورگار بر زبان آورد و بر پیامبرخدا صلى الله علیه و آله درود فرستاد. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: درخواست کن تا به تو عطا شود. (1)
د . امام صادق علیه السلام همچنین فرمود: هرگاه پدرم براى نیاز خود گشایش مى خواست، هنگام زوال خورشید دعا مى کرد، به این صورت که ابتدا چیزى را انتخاب مى کرد و آن را صدقه مى داد و کمى عطر مى بویید و به مسجد مى رفت و آنجا در حالى که تسلیم خواست و مشیّت خداوند بود، در باره نیاز خود دعا مى کرد. (2)
ه . امام صادق علیه السلام فرمود: بر شما باد که به مسجدها بیایید! آن ها خانه هاى خدا در زمین هستند و هر کس پاکیزه به مسجد بیاید خداوند او را از گناهانش پاک گرداند و از جمله زائران خود بنویسد. پس در مسجدها بسیار نماز بخوانید و دعا کنید و در جاهاى گوناگون مساجد نماز بگزارید؛ زیرا هر زمینى براى نمازگزارنده آن در روز قیامت گواهى مى دهد. (3)
و . مناجات حضرت على علیه السلام در مسجد کوفه، که هر بند آن از آیات قرآن گرفته شده، از مصادیق بارز دعا در مسجد است. (4)
ز . راوى مى گوید: امام على بن الحسین علیه السلام را در پیشگاه کعبه دیدم که شب هنگام نماز مى خواند و قیام آن حضرت طولانى شد تا آنکه یک بار برپاى راست
تکیه مى زد و یک بار بر پاى چپ. (1)
از آنچه گذشت، معلوم مى شود که دعا در همه مکان ها و در همه حال پسندیده و مورد اجابت پروردگار متعال است، اما در برخى مکان ها به سبب اعتلاى دعا و ارجمندى فضا و مکان، داراى فضیلت بیشترى است؛ از جمله در کنار کعبه و چنگ زدن به پرده خانه، در کنار باب کعبه مکرّمه، در هنگام نزول باران از ناودان کعبه، در مسجد شریف نبوى و جوار روضه مطّهر رسول خدا صلى الله علیه و آله ، در مسجد الأقصى، مسجدکوفه ومشاهد مشرّفه ائمّه اطهار علیهم السلام ، وعده اجابت قطعى داده شده است. (ر.ک. کارکرد مسجد / مشاهد مشرفه.)
دعاى خروج از مسجد: اذکارى که براى خارج شدن از مسجد در روایات آمده است.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:پیامبرخدا صلى الله علیه و آله فرمود: هنگامى که یکى از شما نماز واجب خود را در مسجد خواند و خواست از مسجد بیرون برود، کنار در مسجد بایستد و بگوید: « اللّهمَّ دعوتَني فأجَبتُ دَعوَتَکَ و صَلّیتُ مکتوبتَکَ وانتشرتُ في أرضِکَ کما أمرتَني فأسالُکَ مِن فضلِکَ العملَ واجتنابَ سخطِکَ والکفافَ مِن الرزقِ برحمتکَ.» (2)
در روایت دیگرى حضرت مى فرماید
در روایت دیگرى حضرت مى فرماید: هنگام خروج از مسجد، بر پیامبر خدا سلام و درود بفرستید. (3)
اذکار دیگرى نیز در روایات براى خروج از مسجد ذکر شده که عبارت است از:
دعاى ورود به مسجد: اذکار مخصوصى که در روایات براى ورود به مسجد ذکر شده است.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: هنگام ورود به مسجد، بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درود و سلام بفرستید. (3)
امام باقر علیه السلام مى فرماید: هنگامى که وارد مسجد شدى خدا را بخوان و هنگام ورود، « بسم اللّه» بگو و او را ستایش کن و بر پیامبرش درود بفرست. (4)
در روایات دیگرى این اذکار وارد شده است:
« بسم اللّه وَالسَّلام علي رسول اللّه . انّ اللّه و ملائکته یُصَلُّونَ علي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ والسلام علیهم و رحمة اللّه و برکاتُه. ربِّ اغفرلي ذُنوبي و افتح لي ابوابَ رَحمَتِک.» (5)
« السلامُ علیکَ أیُّها النَّبي و رحمةُ اللّه و برکاتُه. اللّهُمَّ صلِّ علي محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ و افتح لَنا بابَ رَحمَتِک و اجعلنا منِ عُمّارِ مساجدکَ جلّ (ثناءَ وجهکَ).» (6)
« بِسمِ اللّه و بِاللّه و مِن اللّه و اِلىَ اللّه و خیرُ الأسماءِ للّه . توکّلتُ علَي اللّه و لاحولَ و لاقوّةَ الاّ باللّه . اللّهم افتح لي ابوابَ رحمتِک و اَغلق عنّي ابوابَ معصیتکَ و اجعلني مِن زوّارکَ و عُمّارِ مساجِدکَ و مِمَّن یُناجیکَ بِاللّیلَ و النَّهارِ و مِنَ الّذین علي صلواتِهم یُحافِظونَ وادحر عنّي الشیطان و جنودَ ابلیسَ أجمَعین.» (7)
در برخى دیگر از منابع، خواندن آیه الکرسى، معوَّذتین [سوره ناس و فلق]،
هفت مرتبه « سبحان اللّه» هفت مرتبه « الحمدللّه»، هفت مرتبه « اللّه اکبر» و هفت مرتبه « لا اله الا اللّه» وارد شده اند. (1)
در خصوص مسجدالحرام اذکار مخصوصى در روایات ذکر شده اند. (2).
دفن میّت در مسجد: خاک سپارى جنازه مسلمان در مسجد.
دفن کردن میّت در جایى که براى غیردفن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم نمازشان باشد جایز نیست، بلکه واجب آن است که اصلاً در مسجد دفن نکنند. (3)مشهور فقهاى شیعه قایل به عدم جواز دفن هستند و برخى به عنوان تعلیل بر این مطلب مى گویند: جایز نیست میّت را در جایى از مسجد دفن کنند؛ چون مساجد مخصوص عبادت است. (4)
برخى دیگر دفن میّت را به نوعى، تضییق حق نمازگزاران مى دانند. (5)ظاهرا مستند این حکم از سوى فقها آن است که دفن میّت موجب تنجیس و تلویث باطن مسجد مى شود و این جایز نیست. از این رو، صاحب جواهرپس از نقل اقوال فقها بر حرمت دفن میّت در مسجد، مى فرماید: این قبیل تعلیل ها در کلمات فقها، گویاى آن است که حرمت دفن از مسلّمات است.
علاوه بر این، در صورت دفن در مسجد، انسان شک مى کند که آیا تکلیف وجوب دفن از او ساقط شده است یا نه؟ بخصوص که در میان قایلان به حرمت دفن میّت در مسجد، کسانى یافت مى شوند که تنها براساس مستندات قطعى فتوا مى دهند، بلکه از حاشیه مرحوم صاحب وسائل بریکى ازنسخه هاى این کتاب، ظاهر مى شود
که بر این حکم اجماع وجود دارد و شاید واقعا هم چنین باشد؛ زیرا بسیارى از فقها، که متعرّض این مسئله شده اند، در آن تردیدى نکرده اند؛ چرا که دفن در مسجد معمولاً مستلزم تنجیس مسجد نیز هست. علاوه بر این، دفن میّت در مسجد با ملاحظه اینکه نبش قبر حرام است، برخى انتفاعات از مسجد را در صورت لزوم توسعه آن، دچار مشکل مى کند. همچنین دفن میّت در مسجد معمولاً موجب نفرت نمازگزاران یا کراهت نماز آنان است که خود نوعى ضرر به آن ها به حساب مى آید. (1).
دیوار مسجد: محصور ساختن زمین مسجد با خشت و گل و یا آجر و سنگ.
در متون روایى اهل سنّت، روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که حضرت فرمودند: من به بلند ساختن مسجد مأمور نشده ام. (2)
در کتب فقهى شیعه نیز بسیارى از علما قایلند که مکروه است دیوار مساجد را بلند بسازند. (3)برخى نیز گفته اند: مستحب است دیوار مسجد بلند نباشد. (4)صاحب جواهردر تعلیل مطلب مزبور مى نویسد: دلیل بر کراهت - همچنان که بسیارى از اصحاب
بر آن تصریح نموده اند - این است که بلند ساختن دیوار مسجد مخالف سنّت عملى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در بناى مسجد است؛ زیرا دیوار مسجدالنبى در آن زمان، به اندازه قامت یک انسان بود. علاوه بر این، بلند بودن دیوارهاى مسجد موجب مى شود که اگر کسى بر بالاى دیوار یا مناره مسجد برود بر خانه هاى اطراف اشراف داشته باشد و ایجاد مزاحمت نماید. همچنین در روایات و عمومات، از بلند ساختن بناها نهى شده است.
بنابراین، شایسته است که دیوارهاى مسجد از نظر بلندى و کوتاهى، حالت
متوسطى داشته باشد و میزان در این باره، حکم و قضاوت عرف است و بلکه بعید نیست قول به اینکه دیوار مسجد پایین تر از سایر بناها باشد. بلند بودن دیوار مسجد کوفه هم دلیل بر عدم کراهت نیست؛ چون معلوم نیست که این دیوار توسط معصوم علیه السلام بنا شده باشد. (1)
در چند طبقه ساختن مسجد هم باید به این نکته توجه شود که اگر هدف از بناى طبقات متعدّد، اقامه نماز جماعت است، فاصله طبقات نباید بیش از حدّ متعارف باشد: اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد، در صورتى که بلندى به مقدار متعارف باشد، اشکال ندارد. (2).
دیوانگان و مسجد: حضور افرادى که از سلامت عقلى برخوردار نیستند در مسجد.
«دیوانه» (به کسر دال و فتح نون) در لغت، به معناى بى خرد، بى عقل، مجنون و کسى است که عقل او زایل شده است. (3)
براساس متون روایى موجود در کتب شیعه و اهل سنّت، به مسلمانان دستور داده شده است: مانع حضور این افراد در مسجد شوند. (4)فقها نیز با توجه به روایات و با توجه به آنکه این افراد از سلامت عقلى برخوردار نیستند و ممکن است سبب آلوده کردن مسجد شوند و یا نظم مسجد را به هم بریزند و براى نمازگزاران ایجاد مزاحمت نمایند، حضور آنان را در مسجد مکروه دانسته اند. (5)برخى نیز قایلند که مستحب است از حضور آنان در مسجد جلوگیرى شود. (6).
1) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 107 .
2) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 1416 .
3) . لغت نامه/ فرهنگ معینو فرهنگ عمید.
4) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 249 ، ح 2 و ص 254 ، ح 22 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 246 ، ش 750 .
5) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / النهایة، ص 109 / السرائر، ج 1 ، ص 279 / البیان، ص 67 / جواهرالکلام،ج 14 ، ص 111 / کشف اللثام، ج 1 ، ص 202 / الحدائق الناضرة، ج 7 ، ص 285 .
6) . شرائع الإسلام، ج 1 ، ص 98 .
ذکر خدا در مسجد: ستایش و یاد خدا در مسجد.
مسجد خانه خدا و محلّى براى عبادت خداوند است. از این رو، ذکر خدا در مسجد، از مهم ترین آداب آن به شمار مى رود. قرآن کریم کسانى را که مانع ذکر خدا در مسجد مى شوند، جزو ستمگران معرفى کرده است. (1)
در متون روایى، سفارش هاى فراوانى بر رفتن به مسجد (2)و نشستن در آن (3)دیده مى شود. در سیره نبوى نیز به ترک لغو و بیهوده نشینى در مسجد سفارش شده است. در روایتى، حضرت رسول صلى الله علیه و آله به ابوذرسفارش مى کنند: لغو و بیهوده نشینى در مسجد را ترک کن، وگرنه در روز قیامت، هیچ کس را جز خودت ملامت نکن. (4)
ذکر خدا در مسجد به صورت اوراد و ادعیه مأثوره است. متون فقهى (5)و روایى شیعه و سنّى ذکر خدا را جزو «آداب مستحب مسجد» بیان کرده است.
از جمله مواردى که در باب ذکر خدا در
1) . بقره: 114 .
2) . تهذیب الأحکام، ج 3، ص 248،باب «فضل المسجد» / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 356 ، ب «استحباب الاختلاف الى المسجد».
3) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 356 ، ب «استحباب... و جلوس فیه».
4) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 233 ، ح 6421 .
5) . المقنع، ص 88 ، ب «دخول المسجد» / النهایة،ص 110 / شرائع الاسلام، ج 1 ، ص 97 / المغنى، ج 3 ، ص 589 و 560 / الشرح الکبیر، ج 3، ص 495 .
مسجد بدان ها توصیه شده عبارت است از:
الف. سفارش به ذکر خدا هنگام رسیدن به درِ مسجد و ورود به آن؛ (1)(ر.ک. دعاى ورود به مسجد.)
ب. سفارش به ذکر خدا هنگام نشستن در مسجد؛ (2)(ر.ک. نشستن در مسجد.)
ج . سفارش به ذکر خدا هنگام خروج از مسجد. (3)(ر.ک. دعاى خروج از مسجد.)
در متون روایى، درباره بعضى از مساجد خاص، مثل مسجدالحرام، (4)مسجد النبى (5)و مسجد «خیف» در منا (6)اذکار و ادعیه ویژه اى وارد شده است.
1) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 244 ، ب 39 از «احکام مساجد» / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 246، ب 41 از «احکام مساجد» / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 113 / الکافى، ج 3 ، ص 309 ، ح 2 / ذخیره المعاد، ج 2، ص 268 / مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 392 ، ب «استحباب ابتداء دخول المسجد».
2) . همان، ج 4، ص 117، ح 4669 و ج 7، ص 160، ح 9004 .
3) . همان، ج 5 ، ص 246 ، ب «احکام مساجد» / الکافى، ج 3 ، ص 309 ، ح 4 / سنن نسائى، ج 2 ، ص 53 .
4) . مستدرک الوسائل، ج 9 ، ص 321 ، ب «استحباب دخول مسجدالحرام» / الکافى، ج 4 ، ص 401 ، ب «دخول المسجد الحرام».
5) . مصباح المتهجّد، ص 710 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 269 ، ب 51 .
رفتن به مسجد: رفت و آمد به مسجد.
در منابع خاصّه و عامّه، بر آمد و شد به مساجد تأکید و تشویق فوق العاده شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: بر شما باد رفتن به مساجد! (1)
خداوند در قرآن کریم مى فرماید: « ... آنچه را از پیش فرستاده اند و تمام آثار آن ها را مى نویسیم.» (2)در ذیل این آیه، گفته شده است: مراد از آثار، گام ها و قدم هاى مؤمنان به سوى مسجد است و شأن نزولش بنابر حدیثى، آن است که قبیله «بنى سلمه» در نقطه دوردستى از شهر مدینه ساکن بودند. روزى از دورى خانه هاى خویش به مسجد و مشقّت و سختى حضور در مسجد و نماز جماعت پیامبر صلى الله علیه و آله به آن حضرت شکایت کردند و تصمیم گرفتند به نزدیکى مسجد پیامبر نقل مکان کنند. آیه مزبور نازل شد و پیامبر به آن ها فرمود: آثار و گام هاى شما به سوى مسجد در نامه اعمالتان نوشته مى شود و پاداش مى گیرید. هنگامى که «بنى سلمه» این سخن را شنیدند، از تصمیم خود صرف نظر کردند و در جاى خود ماندند. (3)
در روایت دیگرى مبنى بر اهمیت شبانه روز به مسجد رفتن، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: شب و روز به سوى مساجد رفتن
از اقسام جهاد در راه خداست. (1)
در خصوص پیاده رفتن به سوى مسجد، معصومان علیهم السلام از آن به عنوان عملى پسندیده یاد کرده و آن را «اطاعت از خداوند و رسول او صلى الله علیه و آله » (2)برشمرده اند، بلکه امام صادق علیه السلام یکى از مراتب بالاى عبودیت و بندگى را پیاده رفتن به سوى مساجد بیان کرده است. (3)
جابر بن عبداللّهنقل مى کند: خانه هاى ما از مسجد پیامبر دور بود. خواستیم خانه هایمان را بفروشیم و به مسجد نزدیک شویم، رسول خدا صلى الله علیه و آله ما را از این کار نهى کردند و فرمودند: شما در برابر هر قدمى که به سوى مسجد برمى دارید، درجه اى نزد خداوند دارید. (4)
با توجه به مجموعه روایات متعددى که درخصوص رفتن به مکان هاى مقدّس مثل سفر حج، اماکن متبرکّه و مشاهد مشرّفه، وارد شده، فقها استفاده کرده اند که بهتر است انسان این فاصله ها را از مبدأ تا مقصد پیاده طى کند. (5)از این رو، امام صادق علیه السلام در بیانى مى فرماید: کراهت دارم که سواره وارد مسجد (کوفه) شوم. (6)
روایات دیگرى درباره محو شدن گناهان و اعطاى پاداش در برابر هر قدم پیاده اى که در مسیر تردّد به سوى مساجد برداشته مى شود، آمده است. (7)
بدین روى، فقها با استناد به این گونه تأکیدهاى فراوان در روایات، مى فرمایند: زیاد رفتن به مسجد و رفتن به مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است. (8)علاوه بر این ها، شادى و خوش حالى مسجد از لحظه اى آغاز مى گردد که مسلمانى براى رفتن به مسجد از خانه خارج مى شود
1) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 648 ، ح 20722 .
2) . جامع الاخبار، ص 79 / مستدرک الوسائل، ج 3، ص 365 ، ح 3793 .
3) . وسائل الشیعة، ج 3 ، ص 483 .
4) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 131 .
5) . المختصرالنافع، ص 76 .
6) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 230 ، ح 691 .
7) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 201 ، ح 6328 ، ب 4 ، «من ابواب احکام المساجد»/ صحیح مسلم، ج 5، ص 168 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 122 - 158 و 426 و ج 4 ، ص 15 .
8) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 896 .
و به سوى آن قدم برمى دارد. (1)(ر.ک. آثار مسجد رفتن / حضور زنان در مسجد.) .
روایات مسجد: سخنان و سیره پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام در ارتباط با مسجد و کارکردهاى آن.
احادیث رسیده از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام در ارتباط با مسجد و کارایى هاى آن در کتب اربعه (2)و کتاب وسائل الشیعة، قریب 400 روایت است. این روایات بر دو دسته است:
الف . روایاتى که در ارتباط با مساجد خاص، ویژگى هاى آن ها و نوع کارایى شان وارد شده است. این مساجد خاص عبارت است از: مسجدالحرام، (3)مسجد النبى، (4)مسجد کوفه، (5)مسجد شجره
1) . کنزالعمّال، ج 7 ، ص 649 ، ح 2725 .
2) . کتب اربعه شیعه عبارت است از: محمّد بن یعقوب کلینى، الکافى/ محمّدبن حسن طوسى، تهذیب الأحکام/ همو، الأستبصار/ محمّد بن على بابویه، من لایحضره الفقیه.
3) . الکافى، ج 4 ، ص 191 ، ح 2 ؛ ج 4 ، ص 195 ح 2 ؛ ج 4 ، ص 209 ، ح 11 و 12 ؛ ج 4 ، ص 401 ، ح 1 ؛ ج 4، ص 402، ح 2 ؛ ج 4، ص 403، ح 2 و 3 ؛ ج 4 ، ص 531 ، ح 1 و 2 ؛ ج 4 ، ص 541 ، ح 7؛ ج 4 ، ص 525، ح 1 و 2 و 4 و 5 و 6 ؛ ج 4، ص 526 ، ح 9 و 11 ؛ ج 3 ؛ ص 461 ، ح 10 ؛ ج 4 ، ص 411 ، ح 2 / التهذیب، ج 3 ، ص 205 ، ح 6 ؛ ج 5 ، ص 474 ، ح 315 ؛ ج 5 ، ص 430 ، ح 139 ؛ ج 3 ، ص 258 ، ح 40 / الکافى، ج 3 ، ص 461 ، ح 10 ؛ ج 4 ، ص 411 ، ح 2 / من لایحضره الفقیة، ج 1، ص 228، ح 681؛ ج 2، ص 209، ج 2171 ؛ ج 2، ص 231، ح 2280؛ ج 2، ص 473، ح 2997 / وسائل الشیعة، ج 5، ص 220، ح 6380 و 6382؛ ج 5، ص 289، ح 6571؛ ج 2، ص 195، ح 2122؛ ج 1، ص 272، ح 844؛ ج 2، ص 198، ح 2131؛ ج 2، ص 204، ح 2141 .
4) . الکافى، ج 3 ، ص 295 - 296 ح 1 ؛ ج 3 ، ص 307، ح 31 ؛ ج 4، ص 553 - 556، ح 1 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 10 و 11 و 12 / التهذیب، ج 3، ص 254، ح 21 ؛ ج 6، ص 16، ح 10 و 15 و 23 / من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 210، ح 2177؛ ج 3، ص 557، ح 4915 / الاستبصار، ج 1، ص 255 ح 42 و 43 .
5) . الکافى، ج 3، ص 392، ح 1 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 ؛ ج 8 ، ص 279 - 280، ح 421 / التهذیب، ج 3 ، ص 251 ، ح 9 ؛ ج 6 ، ص 32 و 33، ح 4 و 5 و 6 و 7 ؛ ج 3 ، ص 254، ح 20 / من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 230، ح 691 و 692 و 694 و 695 و 696 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 239 ، ح 6440 ؛ ج 5 ، ص 259 ، ح 6487 و 6488 و 6489 ؛ ج 5، ص 265، ح 6503 .
و ذوالحلیفه، (1)مسجد سهله، (2)
مسجد خیف، (3)مسجد قبا، (4)مسجد غدیر، (5)مسجد فضیخ، (6)و مساجدى که مورد لعن و نفرین ائمّه اطهار علیهم السلام قرار گرفته اند و از اقامه نماز در آن ها نهى شده است. (7)
ب . روایاتى که درخصوص مساجد و کارایى آن ها به صورت مطلق وارد شده و به مسجد خاص و یا زمان خاصى اختصاص ندارد. این احادیث تحت عناوین ذیل قابل بررسى است: آداب مسجد، (8)مکان مسجد، (9)بناى مسجد، (10)نماز در
1) . الکافى، ج 4 ، ص 296، ح 1 ؛ ج 4، ص 319 ، ح 2 ؛ ج 4 ، ص 330 ، ح 6 / التهذیب، ج 5 ، 196 ، ح 29 / من لایحضره الفقیه، ج 2 ص 2و3 ، ح 2522 و 2562 و 2565 و 2567 و 2569 .
2) . الکافى، ج 3، ص 394 - 395 ، ح 1 و 2 و 3 / التهذیب، ج 6 ، ص 31 و 37 - 38 ، ح 1 و 20 و 21 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 232، ح 697 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 268 ، ح 6510 .
3) . الکافى، ج 4 ، ص 214 ، ح 7 ؛ ج 4 ، ص 519 ، ح 6 و 4 / التهذیب، ج 5 ، ص 274 ، ح 14 ؛ ج 5 ، ص 214، ح 62 / من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 230 ، ح 689 و 690؛ ج 2 ، ص 210 ، ح 2178 .
4) . الکافى، ج 3 ، ص 296 ، ح 1 ؛ ج 4 ، ص 560، ح 2 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 229 ، ح 686 .
5) . الکافى، ج 4 ، ص 566 - 567 ، ح 1 و 3 .
6) . الکافى، ج 4 ، ص56 ، ح 4 / التهذیب، ج 6 ، ص 18 ، ح 20 .
7) . الکافى، ج 3 ، ص 489 - 490 ، ح 1 و 2 و 3 .
8) . الکافى، ج 3 ، ص 308 - 309 ، ح 1 و 3 و 4 ؛ ج 3 ، ص 367، ح 4 / التهذیب، ج 3 ، ص 363 ، ح 63 و 64 و 65 ؛ ج 2، ص 65، ح 1 ؛ ج 3، ص 55 ، ح 102 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 239، ح 720 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 230 ، ح 6411 ؛ ج 5 ، ص 247، ح 6460 و 6461 ؛ ج 5 ، ص 293 و 297 ، ح 6581 و 6591 .
9) . الکافى، ج 3 ، ص 368 ، ح 2 ؛ ج 3 ، ص 388 ، ح 4 / التهذیب، ج 3 ، ص 259 و 260 ، ح 47 و 48 و 49 و 51 و 52 / من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 178 ، ح 531 و 532 .
10) . الکافى، ج 3 ، ص 368 ، ح 1 / من لایحضره الفقیه،ج 1 ، ص 236 ، ح 703 و 709 و 710 و 833 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 204 ، ح 6335 و 6336 ؛ ج 5 ، ص 215، ح 6367 ؛ ج 5 ، ص 231، ح 6414 ؛ ج 5 ، ص 291 ، ح 6577 .
مسجد، (1)آثار و برکات رفت و آمد به مسجد، (2)اهمیت مسجد، (3)همسایه مسجد، (4)شکایت مسجد، (5)طلب حاجت در
مسجد، (6)اعتکاف در مسجد، (7)موعظه و سخنرانى در مسجد، (8)مباحث سیاسى در مسجد، (9)مباحث آموزشى و تربیتى در
1) . الکافى، ج 3 ، ص 372 ، ح 5 ؛ ج 3 ، ص 286 ، ح 2 ؛ ج 4 ، ص 586 ، ح 2 - 6 / التهذیب، ج 3 ، ص 253 و 258 و 261 و 262 و 270 ، ح 18 و 43 و 54 و 60 و 98 / من لایحضره الفقیه، ج 3 ، ص 38، ح 3280 ؛ ج 1 ، ص 165 ، ح 473 ؛ ج 1 ، ص 229 ، ح 684 ؛ ج 1 ، ص 208 ، ح 625 ؛ ج 1 ، ص 285 و 291 ، ح 879 و 901 / الاستبصار،ج 1 ، ص 301 و 332، ح 7 و 8 / وسائل الشیعه، ج 5، ص 193 ، ح 6309 ؛ ج 5 ، ص 240 ، ح 6443 ؛ ج 5 ، ص 290 ، ح 6574 .
2) . الکافى، ج 2 ، ص 498 ، ح 1 / التهذیب، ج 3 ، ص 248 و 249 و 255 ، ح 1 و 26 و 27 / من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 199، ح 3751؛ ج 4 ، ص 17، ح 4968 / وسائل الشیعة، ج 5، ص 199 و 200 و 201 ، ح 6323 و 6324 و 6325 و 6327 و 6328 .
3) . الکافى، ج 3 ، ص 379 ، ح 2 ؛ ج 3، ص 413، ح 2 ؛ ج 3، ص 429، ح 8 ؛ ج 3 ، ص 474 ، ح 4 .
4) . التهذیب، ج 3 ، ص 361 ، ح 55 ؛ ج 1، ص 92 ، ح 93 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 376 ، ح 1091 ؛ ج 3، ص 102 ، ح 3419 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 195 و 196 و 202، ح 6314 و 6315 و 6316 و 6317 و 6318 و 6319 و 6331 .
5) . الکافى، ج 2 ، ص 613 ، ح 3 ؛ ج 8 ، ص 307 ، ح 479 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 202 و 214 ، ح 6330 و 6364 .
6) . الکافى، ج 2 ، ص 477 ، ح 7 ؛ ج 2 ، ص 485 ، ح 6 و 7 ؛ ج 3، ص 473 و 475، ح 1 و 5 .
7) . الکافى، ج 4 ، ص 176 ، ح 1 و 2 و 3 و 4 و 5 / من لایحضره الفقیه، ج 2 ، ص 184 و 185 ، ح 2086 و 2091 / التهذیب، ج 4، ص 287 و 288 و 290، ح 1 و 2 و 13 و 3 و 4 و 16 .
8) . الکافى، ج 1 ، ص 396 ، ح 6 ؛ ج 1 ، ص 403 و 406، ح 1 و 2 و 4 ؛ ج 2 ، ص 293 ، ح 1 ؛ ج 8 ، ص 72، ح 29 / من لایحضره الفقیه، ج 2 ، ص 97 ، ح 1834 .
9) . الکافى، ج 1 ، ص 406 ، ح 4 ؛ ج 8 ، ص 31 ، ح 8 ؛ ج 8 ، ص 376، ح 564 ؛ ج 8، ص 341، ح 538 ؛ ج 8 ، ص 343، ح 541 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 376 ، ح 1092 / التهذیب، ج 3 ، ص 25 ، ح 6 .
مسجد، (1)کارکرد اجتماعى مسجد، (2)قضاوت در مسجد، (3)خطبه هاى امام على علیه السلام در مسجد کوفه، (4)مسجد در عصر ظهور، (5)نظافت و بهداشت مسجد، (6)چراغ مسجد، (7)نشر فضایل اهل بیت علیهم السلام در مسجد، (8)بحث از احکام شرعى در مسجد، (9)وضو در مسجد، (10)جنب و حائض در مسجد، (11)خوابیدن در مسجد، (12)شعر در مسجد، (13)اخراج افراد از مسجد، (14)استخاره در مسجد، (15)
1) . الکافى، ج 1 ، ص 74 ، ح 1 ؛ ج 1 ، ص 158 ، ح 7 ؛ ج 1 ، ص 170 ، ح 3 ؛ ج 1 ، ص 427 ، ح 77 ؛ ج 6 ، ص 256، ح 1 ؛ ج 1 ، ص 525 ، ح 1 ؛ ج 4 ، ص 189 ، ح 5 ؛ ج ، ص 62، ح 1 و 4 ؛ ج 7 ، ص 347 ، ح 1 ؛ ج 1 ، ص 138 ؛ ح 4؛ ج 8، ص 120، ح 93 / من لایحضره الفقیه، ج 3 ، ص 571 ، ح 4952 .
2) . الکافى، 2 ، ص 122 ، ح 3 ؛ ج 5 ، ص 369 ، ح 1 ؛ ج 5 ، ص 339 ، ح 1 .
3) . الکافى، ج 7، ص 34، ح 27 ؛ ج 7 ، ص 186 - 185 ، ح 1 ؛ ج 7، ص 371 ، ح 8 و 9 / من لایحضره الفقیه، ج 3 ، ص 23 ، ح 3253 .
4) . الکافى، ج 8 ، ص 67 ، ح 23 ؛ ج 8 ، ص 182 ، ح 204 ؛ ج 8 ، ص 256 ، ح 368 ؛ ج 2 ، ص 639 ، ح 1 ؛ ج 2 ، ص 443 ، ح 1 ؛ ج 2، ص 338 ، ح 6 .
5) . الکافى، ج 4 ، ص 543 ، ح 16 / التهذیب، ج 3 ، ص 253 ، ح 19 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 236 ، ح 706 / وسائل الشیعة، ج 5، ص 216 ، ح 6368 و 6369 .
6) . التهذیب، ج 3 ، ص 254 ، ح 23 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 238، ح 6438 .
7) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 ، ح 716 .
8) . الکافى، ج 1 ، ص 457 ، ح 8 ؛ ج 1 ، ص 469 - 470 ح 2 .
9) . الکافى، ج 4 ، ص 83 ، ح 1 ؛ ج 4، ص 316 ، ح 8 / التهذیب، ج 7 ، ص 317 ، ح 19 ؛ ج 10 ، ص 95 ، ح 20 ؛ ج 9 ، ص 259 ، ح 14 .
10) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 9 / التهذیب، ج 1 ، ص 353 ، ح 12 و 29 .
11) . الکافى، ج 3 ، ص 51 ، ح 8 و ص 106 ، ح 1 ؛ ج 3 ، ص 73 ، ح 14 ؛ ج 3 ، ص 50 ، ح 3 و 4 / التهذیب، ج 1، ص 371 ، ح 25 و 27 .
12) . الکافى، ج 3 ، ص 349 - 370 ، ح 10 و 11 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 220 ، ح 6381 و 6380 و 6382 .
13) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 5 / التهذیب، ج 3 ، ص 249 ، ح 2 و 3 .
14) . الکافى، ج 3 ، ص 503 ، ح 2 / التهذیب، ج 4 ، ص 111 ، ح 61 .
15) . الکافى، ج 3 ، ص 471 ، ح 4 / التهذیب، ج 3 ، ص 180، ح 3 .
استفاده نامناسب از فضاى مسجد، (1)توجه به مسجد و قبور شهدا، (2)و روایات مناهى که مسلمانان را از انجام برخى افعال و کارها در مسجد باز مى دارد. (3)
اما روایات موجود در صحاح ستّه (4)اهل سنّت درباره مسجد قریب 250 روایت است. این روایات نیز بر دو دسته است:
الف . روایاتى که درخصوص مسجد خاصى است. این مساجد عبارت است از مسجدالحرام، (5)مسجد النبى، (6)مسجد الأقصى یا بیت المقدس (7)و مسجد قبا. (8)
1) . الکافى، ج 8 ، ص 374 ، ح 562 .
2) . الکافى، ج 4، ص 560، ح 1 «باب اتیان المشاهد وقبورالشهداء» / التهذیب، ج 6 ، ص 17 ، ح 18 .
3) . الکافى، ج 6 ، ص 374 ، ح 1 و 2 و 3 ؛ ج 3 ، ص 368 - 370 ، ح 4 و 6 و 7 و 8 و 12 و 13 ؛ ج 3 ، ص 182 ، ح 1 ؛ ج 4، ص 229 ، ح 4 ؛ ج 7 ، ص 363 ، ح 20 ؛ ج 2 ، ص 662 ، ح 1 و 2 / التهذیب،ج 3 ، ص 249 و 253 و 254 و 255 و 256 و 257 و 362 و 363، ح 2 و 16 و 17 و 22 و 28 و 29 و 30 و 31 و 32 و 33 و 34 و 38 و 61 و 62 ؛ ج 5 ، ص 469 ، ح 288 ؛ ج 3 ، ص 247، ح 56 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 و 238، ح 715 و 719 ؛ ج 4 ، ص 3، ح 4968؛ ج 1 ، ص 277 ، ح 851 / وسائل الشیعة،ج 5 ، ص 218، ح 6374 ؛ ج 5 ، ص 222 ، ح 6389 و 6390 ؛ ج 5 ، ص 224 ، ح 6394 و 6395 ؛ ج 5 ، ص 227 و 233 ، ح 6401 و 6421 و 6422 و 6423 .
4) . صحاح سته عبارتند از: 1. محمّد بن اسماعیل البخارى، صحیح البخارى؛ 2 . مسلم بن الحجّاج النیشابورى، صحیح المسلم؛ 3. محمّد بن یزید القروینى، سنن ابن ماجه؛ 4 . سلیمان بن الأشعث السجستانى، سنن أبى داود؛ 5 . محمّد بن عیسى الترمذى، سنن الترمذى؛6 . احمد بن شعیب النسائى، سنن النسائى.
5) . صحیح بخارى، ج 2، ص 56 و 57 و 219 ؛ ح 1 ، ص 119 ؛ ج 2 ، ص 256 و 257 ؛ سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 452 ، ح 1409 و 1410 / صحیح مسلم، ج 4 ، ص 124 و 126 ؛ ج 1 ، ص 102 ؛ سنن ترمذى،ج 1 ، ص 204 ، ح 324 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 392 ، ح 1741 / سنن نسائى، ج 2 ، ص 47 .
6) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 451 ، ح 2033 / صحیح بخارى، ج 2 ، ص 57 ؛ ج 1 ، ص 127 / سنن ترمذى، ج 5 ، ص 303 ، ح 3811 / صحیح مسلم، ج 4 ، ص 126 .
7) . صحیح مسلم، ج 4 ، ص 102 و 126 / سنن ابن ماجه،ج 1 ، ص 452 ، ح 1408 / سنن ترمذى، ج 4 ، ص 276 و 277 ، ح 4044 / سنن نسائى، ج 1 ، ص 222 ؛ ج 2 ، ص 34 .
8) . صحیح بخارى، ج 2 ، ص 57 / صحیح مسلم، ج 4 ، ص127/ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 453، ح 1411 و 1412 .
ب . روایاتى که تحت عناوین و موضوعات ذیل قابل بررسى است: بناى مسجد و اولین مسجد بر روى کره زمین، (1)آداب مسجد، (2)آثار و برکات دنیوى و اخروى مسجد، (3)اهمیت دادن به مسجد، (4)برگزارى نمازهاى یومیّه، جمعه، آیات و نماز میّت در مسجد، (5)تعلیم و تعلّم در مسجد، (6)طرح مباحث
1) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 111 ؛ ج 2 ، ص 220 ؛ ج 1 ، ص 113؛ ج 1 ، ص 115 ؛ ج 3 ، ص 196 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 110 ، ح 448 و 451 و 542 و 453 و 454 ؛ صحیح مسلم،ج 2 ، ص 68 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 245 ، ح 742 و 743 ؛ ج 1 ، ص 248 ، ح 753 ؛ ج 1 ، ص 321 ، ح 1007 .
2) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 110 و 114 / صحیح مسلم،ج 2 ، ص 155 و 156 ؛ ج 1 ، ص 155 ؛ ج 2 ، ص 155 ؛ سنن ابى داود، ج 1، ص 114 ، ح 467 ؛ ج 1 ، ص 114 - 113 ، ح 466 ؛ ج 1 ، ص 154 ، ح 650 / سنن ابن ماجه،ج 1، ص 323 ، ح 1011 ؛ ج 1 ، ص 103 و 104 و ج 1، ص 253 ، ح 771 - 773 و 1112 ؛ سنن نسائى، ج 2 ، ص 53 .
3) . صحیح مسلم، ج 2 ، ص 125 و 130 و 131 و 132 ؛ ج 2 ، ص 197 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 255 ، ح 777 و ص 258 ، ح 785 ؛ ج 1 ، ص 103 و 256 ، ح 779 و 780 و 781 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 114 ، ح 469 و ص 115 ، ح 472 ؛ ج 1 ، ص 559 ، ح 2494 ؛ ج 1 ، ص 136، ح 563 / سنن ترمذى، ج 4، ص 125 ، ح 2750؛ ج 5 ، ص 44 ، ح 3286 و 3288 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 223 / سنن نسائى، ج 2، ص 42 و 111 .
4) . صحیح بخارى، ج 5 ، ص 131 ؛ ج 1 ، ص 24 و 122 و 161 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 125 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 242 ، ح 734 و 733 / سنن أبى داود، ج 1 ، ص 112 ، ح 457 / سنن نسائى، ج 2 ، ص 55 / سنن ترمذى، ج 5 ، ص 193 ، ح 3576 ؛ ج 4 ، ص 24، ح 2500 .
5) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 122 و 124 ؛ ج 1 ، ص 52 و 160 ؛ ج 3 ، ص 20 ؛ ج 8 ، ص 142 / صحیح مسلم،ج 2 ، ص 124 ، و 128 و 177 ؛ ج 3 ، ص 14 و 62 و 63/ سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 257 ، ح 82 و ص 453 ، ح 1413 و ص 486 ، ح 1517 و 1518 و ص 401 ، ح 1262 و 1263 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 262 ، ح 1178 - 1186 .
6) . صحیح بخارى، ج 5 ، ص 146 و 122 ؛ ج 8 ، ص 176 ؛ ج 1 ، ص 184 و 192 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 203 ؛ ج 7 ، ص 94 ؛ ج 2، ص 11 / سنن ابن ماجه،ج 1، ص83 و 225 و 226 ؛ ج 2 ، ص 1214، ح 3683/ سنن نسائى، ج 2، ص 153 ؛ ج 3 ، ص 77 ؛ ج 5 ، ص 122 ؛ ج 8 ، ص 275 / سنن ترمذى، ج 4 ، ص 265 ، ح 4015 ؛ ج 1 ، ص 186 ، ح 302 .
شرعى در مسجد، (1)اسلام آوردن افراد در مسجد، (2)خوابیدن در مسجد، (3)زن و مسجد، (4)اعتراف به گناه در مسجد، (5)موعظه و سخنرانى در مسجد، (6)حائض و جنب در مسجد، (7)شعر در مسجد، (8)حضور مشرکان و اسرا در مسجد، (9)نگهدارى غریم در مسجد، (10)اعتکاف در مسجد، (11)نجس کردن مسجد، (12)لعان و قضاوت در مسجد، (13)تمرین نظامى در مسجد، (14)نظافت مسجد، (15)غذا خوردن
1) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 42 و 118 ؛ ج 3 ، ص 11 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 173 ؛ ج 4 ، ص 7 و 8 .
2) . صحیح بخارى، ج 4 ، ص 159 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 449 ، ح 1402 / سنن نسائى، ج 1 ، ص 110 و 109 .
3) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 114 ؛ ج 2 ، ص 42 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 268 ، ح 751 و 752 .
4) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 210 و 261 ؛ ج 6 ، ص 160 / صحیح مسلم، ج 2 ، ص 32 و 33 و 34 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 137 ، ح 569 و 565 و 566 و 567 و 568 / سنن ابن ماجه،ج 2 ، ص 1326 ، ح 4001 و 4002 .
5) . صحیح بخارى، ج 6، ص 169 ؛ ج 8 ، ص 23 و 112 / صحیح مسلم، ج 3 ، ص 140 ؛ ج 5 ، ص 116 ؛ ج 8 ، ص 103 .
6) . صحیح بخارى، ج 7 ، ص 182 / صحیح مسلم، ج 3 ، ص 80 ؛ ج 6 ، ص 18 ؛ ج 8 ، ص 203 .
7) . صحیح مسلم، ج 1 ، ص 168 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 212 ، ح 645 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 58 ، ح 232 .
8) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 116 ؛ ج 4 ، ص 79 / سنن ابى داود، ج 2 ، ص 480 و 479 ، ح 5013 و 5015 / سنن نسائى، ج 2، ص 48 .
9) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 118 و 120 / صحیح مسلم،ج 5 ، ص 158 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 118 ، ح 448 و 486 و 487 ؛ ج 2 ، ص 39 ، ح 3026 .
10) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 118 و 119 .
11) . همان، ج 2 ، ص 255 و 256 / سنن ترمذى، ج 2 ، ص 149 .
12) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 61 و 62 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 176 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 94 ، ح 380 .
13) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 109 ؛ ج 6 ، ص 179 ؛ ج 8، ص 112/ سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 669 ، ح 2068 .
14) . صحیح بخارى، ج 5 ، ص 118 و 117 / صحیح مسلم،ج 5 ، ص 158 / سنن الترمذى، ج 5 ، ص 67 .
15) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 118 ؛ ج 2 ، ص 92 / صحیح مسلم، ج 3 ، ص 56 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 113 ، ح 461 .
در مسجد، (1)گدایى در مسجد، (2)تقسیم اموال در مسجد، (3)تغییر قبله، (4)مباحث اعتقادى در مسجد، (5)مداوا و عیادت مجروحان جنگى در مسجد، (6)دوستى و برادرى در مسجد، (7)طلب حاجت در مسجد، (8)بستن درِ مسجد، (9)استلقا در مسجد، (10)ودر نهایت، روایات مناهى که مسلمانان را از انجام برخى افعال و کارها در مسجد نهى مى کند. (11)
اگرچه موضوعات مزبور در بسیارى از موارد با روایات شیعه تفاوتى ندارد، اما اشتراک در عنوان به معناى یکى بودن روایات نیست گرچه در برخى از موارد،
1) . سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص 1097 ، ح 3300 و ص 1100، ح 3311 / صحیح بخارى، ج 1 ، ص 109 .
2) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 376 ، ح 1670 .
3) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 108 ؛ ج 4 ، ص 65 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 375 ، ح 1662 .
4) . سنن ترمذى، ج 1 ، ص 212 ، ح 339 - 340 ؛ ج 4 ، ص 276 ، ح 4042 .
5) . صحیح مسلم، ج 1 ، ص 28 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 156 .
6) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 119 ؛ ج 5 ، ص 50 و 51 / صحیح مسلم، ج 5 ، ص 160 / سنن ابى داود، ج 2 ، ص 58 ، ح 3101 .
7) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 119 و 120 .
8) . همان، ج 2 ، ص 16 و 17 و 21 / صحیح مسلم، ج 8 ، ص 171 / سنن نسائى، ج 3 ، ص 52 و 159 .
9) . صحیح بخارى، ج 1 ، ص 120 .
10) . همان، ج 1 ، ص 122 ؛ ج 7 ، ص 68 و 142 .
11) . همان، ج 1 ، ص 105 و 106 و 107 و 116 و 121 و 207 و 208 ؛ ج 2 ، ص 90 و 91 و 106 و 93 ؛ ج 8 ، ص 90 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 251 و 246 و 247 ، ح 748 و 750 و ص 250 ، ح 757 و ص 252، ح 766 و ص 327، ح 1024 و ص 359 ، ح 1133 و ص 459 ، ح 1429؛ ج 2، ص 1241، ح 3787 ؛ ج 1 ، ص 244 ، ح 740 و 741 و ص 324، ح 1014 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 115 و 116 ، ح 475 و 479 و ص 582 ، ح 2568 و 2587 ؛ ج 1 ، ص 113 ، ح 460 و 462 و ص 115 ، ح 477 ؛ ج 2 ، ص 362 ، ح 4490 و ص 213 ، ح 3826 و ص 87 ، ح 3236 و 3227 / سنن ترمذى، ج 1 ، ص 202 ، ح 321 ؛ ج 2 ، ص 391 و 1336 ؛ ج 4 ، ص 197 و 245 ، ح 2947 و 3070 و ص 428 ، ح 1422 ؛ ج 3 ، ص 332 ، ح 2308 و 2307 / صحیح مسلم، ج 1 ، ص 163 ؛ ج 2 ، ص 82 ؛ ج 2 ، 189 ؛ ج 8 ، ص 232 / سنن نسائى، ج 2 ، ص 43 ؛ ج 4 ، ص 95 و 96 .
متن روایت در منابع شیعه و اهل سنّت به یکدیگر نزدیک است. اما به خاطر سهولت کار، براى مراجعه کنندگان و محققان، روایات موجود در منابع معتبر
شیعه و اهل سنّت به تفکیک آورده شده است. البته ذکر این روایات به معناى مورد قبول بودن تمام این روایات نیست؛ زیرا در مواردى این روایات مرسل و یا سند آن ها ضعیف و غیرقابل اعتماد است. علاوه بر روایات مذکور، بخش زیادى از روایات موجود در منابع شیعه و اهل سنّت به برگزارى نمازهاى یومیّه در مسجد و احکام مربوط به آن ها و وظایف مأمومان در حالات گوناگون نماز ارتباط دارد که این روایات اگرچه با موضوع مسجد ارتباط پیدا مى کند، ولى چون ارتباط مستقیمى با موضوع روایات مسجد ندارد، در این مبحث ذکر نشده است.
ستون حنّانه: گریه تنه درخت خرماى مسجدِ پیامبر از فراق ایشان.
«حنّانه» در لغت، به معناى بسیار ناله کننده از شدت مهر و محبّت آمده است. (1)
بنابر نقل متون تاریخى و روایى شیعه و عامّه، سقف مسجدالنبى در آغازِ بنا، بر روى ستون هایى از تنه درخت خرما ساخته شده بود. پیامبر در کنار یکى از این ستون ها نماز مى گزاردند و سپس به آن تکیه داده، سخنرانى مى کردند، تا اینکه چند سال مانده به آخر عمر شریفشان، در اثر کثرت جمعیت مسجدى ها، براى آن حضرت منبرى ساخته شد. همین که رسول خدا صلى الله علیه و آله بر آن منبر نشستند ستونِ تکیه گاه همیشگى پیامبر همچون بچه شترى که از مادرش جدا شده باشد، چنان ناله اى سر داد که پیامبر و اهل مسجد صداى ناله اش را شنیدند. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله از منبر پایین آمدند و دست بر آن گذاشتند تا ساکت شد. (2)بدین دلیل، آن را «ستون حنّانه» نامیده اند. (3)از آن پس پیامبر هماره کنار آن ستون نماز مى خواندند تا وقتى که مسجد خراب شد و تغییر پیدا کرد. براساس برخى روایات، در این هنگام، اُبّى ابن کَعْب آن ستون چوبین را به منزلش برد تا آنکه پوسیده شد و موریانه آن را خورد و از بین رفت. (4)
سقایت در مسجد: آب رسانى و آب دادن در مسجد.
در مسجد الحرام، با توجه به حضور حجّاج بیت اللّه در آن، مناصب گوناگونى وجود داشته است؛ مثل: منصب سقایت
(آب رسانى)، کلیددارى و پرده دارى. در آیه شریفه، به منصب سقایت اشاره شده است: « أَجَعَلْتُمْ سِقایَة الحّاج وَ عِمارةَ الْمَسْجِد الْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّه»؛ (1)آیا سیراب کردن حاجیان و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند کار کسى قرار مى دهید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده است؟
همچنین در روایتى وارد شده است: پس از نماز صبح، شخصى از پیامبرگرامى صلى الله علیه و آله و نمازگزاران با آب پذیرایى کرد. (2)
با توجه به ثواب هایى که سیراب کردن انسان مؤمن دارد، شایسته است براى جاذبه مسجد، بخصوص در فصل گرما، از نمازگزاران با آب و یا شربت پذیرایى شود. .
سقف مسجد: ایجاد سایبان و پوشاندن قسمت فوقانى مسجد با گِل و آجر.
براساس متون روایى و شواهد تاریخى، مساجد صدر اسلام بدون سقف بود و فقط سایبانى براى محافظت از گرما داشت. هنگام بارش باران، مسلمانان درخواست کردند تا سقف مسجد را با گِل بپوشانند، ولى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مخالفت کردند و فرمودند: سایبانى همچون سایبان حضرت موسى علیه السلام کافى است. (3)برخى از فقها با استناد به این روایت، که در آن کیفیت بناى مسجد پیامبر بیان شده است، بدون سقف بودن مساجد را مستحب دانسته (4)و برخى نیز ساختن سقف را مکروه شمرده اند. (5)
قایلان به کراهت، به روایت حلبى استناد مى کنند که مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مساجدى که داراى سقف هستند، سؤال شد: آیا نماز در آن ها مکروه است؟ امام فرمودند: بلى، ولى این امر امروزه ضررى براى شما ندارد. اگر عدل برپا بود (کنایه از قیام امام عصر(عج) و یا اینکه خود حضرت قدرت داشتند و حاکم بودند) مى دیدید که در این زمینه چگونه عمل مى شد. (1)همچنین به روایاتى استناد کرده اند که مى گویند: اول چیزى که امام عصر(عج) بدان اقدام مى کند سقف مساجد است که امام سقف ها را مى شکند و فرمان مى دهد همچون صدر اسلام، مساجد با سایبان بنا شوند. (2)
شهید ثانىدر شرح لمعه مى نویسد: مکشوف بودن قسمتى از سقف مسجد کافى است؛ چون در بسیارى از مناطق، براى جلوگیرى از سرما و گرما احتیاج به سقف است. (3)
صاحب جواهردر استحباب بدون سقف بودن مساجد، به روایاتى استدلال مى کند که دلالت دارد بر اینکه یکى از اسباب قبولى نماز و اجابت دعا، عدم وجود مانع بین نمازگزار و آسمان است. (4)ایشان پس از ذکر اقوال و روایات وارد شده، مى نویسد: بهتر آن است که در صورت عدم احتیاج، از ساختن هرگونه سقف و یا سایبانى براى مسجد خوددارى کنند، ولى در صورت احتیاج، ایجاد سایبان براى مسجد کراهتى ندارد؛ اما ساختن سقف براى مسجد، حتى در صورت احتیاج هم مکروه است. (5)
سلاح در مسجد: بردن ابزار جنگ به مسجد و قرار دادن آن در قبله مسجد.
در روایات و متون دینى، از برهنه کردن شمشیر و بیرون آوردن آن از غلاف مخصوصِ آن و نیز آویزان کردن آن در
سمت قبله مسجد نهى شده است.
در روایتى از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام آمده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله از بیرون آوردن شمشیر از غلاف و تراشیدن تیر کمان در مسجد نهى کردند و فرمودند: مسجد را براى این گونه کارها نساخته اند. (1)
على بن جعفرمى گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است که تیر و سلاح در مسجد آویزان کنند؟ امام علیه السلام فرمود: در قبله مسجد جایز نیست، اما در سمت راست یا چپ قبله مانعى ندارد. (2)
در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام ، از آویزان نمودن سلاح در مساجد بزرگ و جامع نهى شده است. (3)
در منابع عامّه نیز حمل سلاح به مسجد مکروه دانسته شده و نقل شده است: وقتى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله شخصى را دیدند که با تیر و کمان وارد مسجد مى شود، دستور دادند، تیرها را - که تیز هستند - کنار بگذارد تا به کسى آسیبى نرسد. (4)
فقها با استناد به این روایات، حمل سلاح به مسجد و آویزان کردن آن را در سمت قبله مکروه شمرده اند. (5)برخى نیز قایلند که وجود این سلاح ها در مسجد اگر باعث تغییر در مسجد و یا تعطیلى استفاده از آن شود، حرام است. (6)
روشن است که امروزه تفنگ و دیگر سلاح هاى جنگى مشمول همین حکم است؛ زیرا فقها نمازگزاردن در مقابل هر چیزى را که مایه تشویش افکار انسان باشد مکروه شمرده اند؛ همچنان که نماز در مقابل آهن مطلقا مکروه است، چه سلاح باشد و چه غیر سلاح. (7)
1) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 8 .
2) . مسائل على بن جعفر، ص 154، ح 210 / قرب الاسناد، ص 290 ، ح 1146 .
3) . الکافى، ج 3 ، ص 368 ، ح 4 .
4) . صحیح بخارى، ج 1، ص 116 / سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص 1241 .
5) . الذکرى، ص 158 / العروه الوثقى، ج 1، ص 600 / الحدائق الناضره، ج 7 ، ص 286 / النهایة، ص 110 .
6) . جامع المقاصد، ج 2 ، ص 148 / مدارک الأحکام، ج 4 ، ص 403 .
7) . العروه الوثقى، ج 1، ص 595، فضل فى «الأمکنة المکروهة»، الثلاثون: «اذا کان قدامه حدید من اسلحة أو غیرها».
سلام کردن در مسجد: درود فرستادن بر مؤمنان هنگام ورود به مسجد.
سلام کردن مؤمنان به یکدیگر از مستحبّاتى است که بسیار بر آن تأکید شده و ثواب زیادى براى این عمل ذکر گردیده است. (1)روایات مربوط به سلام کردن در مسجد بر دو دسته است؛ در برخى روایات تفصیل داده شده است بین زمانى که مؤمنان در حال اقامه نماز در مسجد باشند و بین زمانى که مشغول کار دیگرى هستند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: از پدرم شنیدم که مى فرمود: هنگامى که وارد مسجد شدى و مردم در حال به جاى آوردن نماز بودند به آنان سلام نکن، بلکه بر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله درود بفرست و به نماز مشغول شو، ولى اگر در مسجد بر جمعى وارد شدى که مشغول سخن گفتن بودند بر آنان سلام کن. (2)
در روایتى دیگر، از سلام کردن بر برخى افراد نهى شده که یکى از آن ها نمازگزار است. در تعلیل آن آمده است: نمازگزار (به دلیل اشتغال به نماز) نمى تواند جواب
سلام را بدهد، در حالى که سلام کردن مستحب، ولى جواب آن واجب است. (3)برخى فقها با استناد به این روایات، سلام کردن بر مصلّى را مکروه دانسته اند. (4)
اما در روایت دیگرى سلام کردن بر نمازگزار جایز دانسته شده است. امام باقر علیه السلام مى فرماید: هنگامى که وارد مسجد شدى و مردم در حال بجاى آوردن نماز بودند، بر آنان سلام کن و زمانى که کسى در حال نماز بر تو سلام مى کند جوابش را بده؛ زیرا عمّاربه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در حال نماز سلام کرد و حضرت جوابش را دادند. (5)
برخى از فقها با استناد به این روایت و با استناد به اصل استحباب سلام و عموماتى که مى گوید هنگامى که وارد خانه اى مى شوید بر اهل آن سلام کنید، سلام کردن بر نمازگزار را جایز دانسته و گفته اند: مراد از اخبارى که مى گویند
بر نمازگزار سلام نکنید، شاید این است که پاسخ دادن به جواب براى او مشکل است و موجب تشویش خاطر او مى شود، وگرنه روشن است که اشتغال به نماز، مانع جواب دادن نیست. (1)
در صدر اسلام، ساخت و بناى مساجد بسیار ساده بود و از سنگ ریزه به عنوان فرش مسجد استفاده مى شد. (2)از این رو، مسئله سنگ پرتاب کردن در مسجد وجود داشت. بدین روى، در برخى روایات، از این عمل به عنوان کارى زشت و نکوهیده یاد شده است.
امام صادق علیه السلام به نقل از اجدادش از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل مى کنند: پیامبر در مسجد، مردى را مشاهده کردند که سنگ پرت مى کرد. پیامبر فرمودند: این سنگ تا وقتى که مجدّدا به زمین برسد تو را لعنت مى کند. سپس فرمودند: پرتاب سنگ در میان جمع، یکى از اخلاق قوم لوط است. آن گاه امام صادق علیه السلام آیه « و تأتونَ فى نادیکم المُنکر» (3)را تلاوت نموده، فرمودند: مراد از کار زشت قوم لوط در این آیه، همان پرتاب کردن سنگ است. (4)
فقها، با استناد به این گونه روایات، یکى از مکروهات مسجد را سنگ پرتاب کردن در مسجد شمرده اند و دلیل آن را علاوه بر حدیث مزبور، مواردى همچون منافات داشتن این عمل با منزلت و جایگاه رفیعِ مسجد یا وقار و شأن مؤمن و مسجدى ها، و ترس از اذیت دیگران بیان کرده اند. (5)
در عصر ما، اگرچه این مسئله چندان مورد ابتلا نیست، ولى با توجه به تعلیلى که فقها ذکر کرده اند، مى توان پرتاب کردن هر شى ء دیگر در مسجد را مصداق این حدیث و مکروه دانست.
1) . الذکرى، ص 217 / مصباح الهدایة، ج 2، ص 420 / جامع المقاصد، ج 2 ، ص 357 / ذخیره المعاد، ج 2، ص 367.
2) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 232 ، ح 6416 و 6417 / عون المعبود، ج 2 ، ص 90 .
3) . عنکبوت: 28 و نیز ر.ک. المیزان، ج 16 ، ص 123 و 128 .
4) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 362 ، ح 714 / وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 243 ، ح 6448 ، ب 36 ، ابواب «احکام المساجد»، «الخذف»، «رمى الحصى».
5) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 131 / تذکره الفقهاء، ج 2 ، ص 431 / نهایه الاحکام، ج 1 ، ص 259 / روض الجنان،ص 237 / العروه الوثقى، ج 1، ص 600 .
شبستان مسجد: مهم ترین فضاى مسجد که نماز و عبادات در آن برپا مى شود.
شبستان مسجد به قلب مسجد تشبیه شده است. شبستان هاى مساجد با توجه به تنوّع سبک هاى معمارى، داراى ویژگى هاى خاص خود است. براى مثال، شبستان مسجد در سبک عربى، مربع یا مستطیل شکل و مملو از ستون است. به همین دلیل، به آن سبک «ستوندار» نیز مى گویند. (1)ولى در دوران سلجوقى و پیدایش سبک «ایواندار» (سبک ایرانى) شبستان هایى ساخته شد که در آن از ستون کم استفاده مى شد (2)و یا در سبک معمارى آسیاى جنوب شرقى، شبستان هایى مرتفع و چند سقفى، از جنس چوب ساخته مى شود. (3)
اندازه شبستان در مساجد، برمبناى نوع و جمعیت استفاده کننده آن، متفاوت ساخته مى شود. از این رو، در بعضى مساجد، به علت کثرت نمازگزار، مسجد داراى چند شبستان است؛ مانند مسجد «جامع اصفهان» و مسجد «امام حسن عسکرى علیه السلام » قم.
هنگام ساخت شبستان مسجد، باید به نکات ذیل توجه کرد:
الف . باید به افزایش جمعیت آن منطقه در سال هاى آینده توجه کرد و اندازه مسجد را بیش از حدّ نیاز کنونى در نظر گرفت.
ب . باید یک شبستان اضطرارى در اندازه کوچک در نظر گرفته شود تا وقتى
مراسمى برپاست یا وقتى درِ شبستان اصلى بسته است، مردم بتوانند نماز خود را در آنجا بخوانند. (1)
ج . گنبد مسجد بر بالاى سقف شبستان بنا گردد.
د . براى تعبیه نور داخل شبستان، از پنجره هایى که بر روى دیوار مسجد یا ساقه گنبد قرار داده مى شود، و یا از سقف به صورت سرسرا استفاده گردد. (2)
ه . منبر، محراب و مقصوره در قسمت جلوى شبستان قرار داده شود.
و . در داخل شبستان، بخصوص قسمت محراب و فضاى اطراف آن، از عناصر تزیینى مانند کاشى کارى، گچ برى، آجرکارى و کتیبه نویسى استفاده شود.
داخل شبستان در زمان هاى قدیم و بعضى از مساجد کنونى به وسیله پرده یا حایلى به دو قسمت زنانه و مردانه تقسیم مى شد. ولى در بیشتر مساجدى که در زمان حاضر ساخته مى شود شبستان زنانه را بر بالاى قسمتى از شبستان مردانه بنا مى کنند که به «نیم طبقه» مشهور است. (3)در ساخت چنین شبستان هایى براى زنان، باید نکاتى را در نظر گرفت:
1 . ورودى شبستان زنانه از مردانه جدا باشد.
2 . دیوارهاى شبستان مردانه را باید تا اندازه اى بلند بسازند که فضاى مناسب براى ساخت شبستان زنانه به صورت نیم طبقه باقى بماند.
3 . دیوارهاى جلو و کنار شبستان زنانه باید کوتاه ساخته شود تا در زمان اقامه نماز جماعت، اتصال برقرار شود.
4 . فضاى داخلى شبستان زنانه باید چنان طراحى شود که بانوان بتوانند در آنجا کاملاً راحت و آزاد باشند و حتى بتوانند در آنجا بدون حجاب به سر برند.
5 . امکانات گرمایشى و سرمایشى و صوتى و تصویرى در آنجا قابل دست رسى و استفاده باشد.
برخى از زیباترین و مشهورترین شبستان هاى ساخته شده عبارتند از: شبستان
مسجد «جامع دمشق»، شبستان مسجد «شیخ لطف اللّه » در اصفهان و شبستان مسجد «جامع قرطبه».
شعر در مسجد: تشکیل جلسات ادبى و قرائت شعر در مسجد.
با نگاهى به تاریخ اسلام، مى توان دریافت که فعالیت هاى علمى مساجد منحصر در آموزش قرآن و تعلیم و تعلّم معارف اسلامى نبوده، بلکه انجمن هاى ادبى نیز در مساجد تشکیل مى شده و شاعران و سخنوران بزرگ عرب در حضور نبى اکرم صلى الله علیه و آله به انشاد شعر و ایراد خطابه مى پرداختند.
جابر بن سمرهنقل مى کند: « شَهدتُ النبي صلي الله علیه و آله أکثَرُ مِن مائة مَرَّةٍ في المسجدِ و أصحابُهُ یَتَذکرونَ الشِّعَر او أشیاء من أمر الجاهلیة فَرُبَّما یتبسَّمُ مَعَهُم»؛ (1)رسول خدا صلى الله علیه و آله را بیش از صد بار در مسجد دیدم، در حالى که اصحاب آن حضرت به تبادل اشعار ادبى و بیان وقایع روزگار جاهلیت مى پرداختند و چه بسا او به ایشان تبسّم مى نمود.
در سایر نقل ها، مواردى را مى بینیم که برخى از شعراى جاهلیت پس از اسلام آوردن، در مسجد مدینه به حضور نبى مکرّم صلى الله علیه و آله مى رسیدند و شعر خود را مى خواندند و یا در خطبه هاى ائمّه اطهار علیهم السلام همچون خطب امام على علیه السلام اشعارى وجود دارد. (2)و یا روایاتى وجود دارد که حاکى از وجود جایگاه ثابت شعرخوانى براى حسّاناست. (3)فرزدق، شاعر معروف عرب، شعر زیبا و پرمحتواى خود را در مدح امام سجّاد علیه السلام در حضور آن حضرت و در مسجدالحرام خواند. (4)
لازم به ذکر است که در برخى از روایات، که فریقین آن ها را نقل کرده اند، از شعرخوانى در مسجد نهى شده است.
براى نمونه، امام سجّاد علیه السلام از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله نقل مى کند که فرمود: « مَن سَمِعْتُمُوهُ یُنشِدُ الشعر فى المسجدِ فقولوا لَه: فَضَّ اللّه فاکَ اِنَّما نُصِبَتِ المساجدُ للقرآن»؛ (1)هرگاه شنیدید که کسى در مسجد شعر مى گوید، به او بگویید: خدا دهانت را بشکند؛ مساجد براى قرآن بنا شده اند، نه کار دیگر. نمونه این روایات در کتب فریقین نقل شده است. (2)
به همین دلیل، فقها و علماى فریقین در جهت جمع بین دو دسته از روایات مزبور، وجوه جمعى را ذکر کرده اند و با تقسیم اشعار به اشعار «گمراه کننده» و اشعار «حکمى و آموزنده»، روایات ناهیه را حمل بر قسم اول و روایات ترخیص را حمل بر نوع دوم کرده اند. (3)اشعارى که در مدح و منقبت پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام ، بخصوص حضرت سیدالشهداء علیه السلام ، خوانده مى شود، عبادت به شمار مى آید و با غرض مقصود از مساجد منافاتى ندارد. (4)
شعور مسجد: درک و احساس مسجد و واکنش او در مقابل اعمال نمازگزاران.
در روایات، به شکل هاى گوناگون، به شعور مسجد اشاره شده است. در روایتى از امام على علیه السلام آمده است: مسجد خراب از خرابى خود به خداوند شکایت مى کند و اگر آبادکنندگانش مدتى غایب شوند و دوباره بازگردند، آنچنان خوشحال مى شود که یکى از شما گم شده اش به او باز گردد. (5)
همچنین سنگ ریزه هاى مسیر مسجد براى روندگان به مسجد تسبیح مى گویند. (6)علاوه بر این ها، گریه ستون مسجد پیامبر
1) . الکافى، ج 3 ، ص 360 ، ج 5 ، ب «بناء المساجد».
2) . مسند احمد، ج 2 ، ص 179 / المغنى، ج 10 ، ص 339 - 340 / دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 149 .
3) . نیل الاوطار من احادیث سید الاخیار، ج 2 ، ص 167 / الذکرى، ص 156، کتاب «الصلاة»، احکام المسجد / بحارالانوار، ج 80 ، ص 363 - 364 .
4) . جامع المقاصد، ج 2 ، ص 151 .
5) . بحارالانوار، ج 80 ، ص 380 .
6) . وسائل الشیعة، ج 3 ، ص 483 ، ب 4 از ابواب «احکام مساجد»، ح 1 .
(ستون حنّانه) در فراق پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و شهادت دادن مسجد بر اقامه نماز اهل مسجد، (1)همه گواه روشنى بر شعور مسجد است.
شکایت مسجد: گله کردن مسجد از برخى افراد به خاطر تضییع آن و از رونق انداختنش.
«شکایت» به معناى گله کردن از جور و ستم یا رفتار و کار بد کسى نزد دیگرى است. (2)بنابر روایات رسیده، مسجد بر مسلمانان و بخصوص همسایگانش، حقوقى دارد، (3)اما عده اى از مسلمانان با ترک حضور در مسجد، از این وظایف و حقوق غفلت مى کنند. بدین دلیل، مسجد از این دسته شکایت مى کند و خطاب به خداوند، که صاحب و مالک مساجد است، عرضه مى دارد: پروردگارا! اینان باعث تضییع حق من، (4)تخریب معنوى، (5)از رونق افتادن و تعطیل شدن من گشتند. (6)خداوند نیز با پذیرش این شکوه و تظلّم، به عزّت و جلال خود سوگند یاد کرده است که آنان را از رحمت و همسایگى خویش در بهشت محروم مى کنم. (7)
فقها به همین دلیل، تعطیل گذاشتن مسجد را مکروه دانسته اند (8)و رفتن به مسجدى را که نمازگزار ندارد، مستحب شمرده اند. (9)(ر.ک. همسایه مسجد.)
1) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 188 .
2) . لغت نامه، ج 9 ، ص 12663 / فرهنگ عمید، ص 676 .
3) . دعائم الاسلام، ج 1 ، ص 150 .
4) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 202 ، ب 5 ، ح 2 ، ابواب «احکام المساجد».
5) . عوالى اللئالى، ج 4 ، ص 64 ، ح 20 .
6) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 203 ، ح 7740 .
7) . همان، ص 196 ، ب 2 ، ح 8 .
8) . تحریر الوسیله، ج 1 ، 152 ، م 17 .
9) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 597 ، م 8 / امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل:م 896 .
صنعتگرى در مسجد: صنعتگرى و هر عملى که جنبه شغل و حرفه دارد در مسجد.
به طور کلى، در روایات رسیده، هر عملى که جنبه شغل و حرفه داشته باشد انجام آن در مسجد نهى شده است؛ همچون نجّارى، خیّاطى و آرایشگرى.
شیخ صدوقمى نویسد: رسول خدا صلى الله علیه و آله در مسجد به مردى برخورد نمودند که تیرهاى نیزه خود را مى تراشید. حضرت او را از این کار منع کردند و فرمودند: مسجد را براى این گونه کارها نساخته اند. (1)همچنین در روایت دیگرى از آرایشگرى در مسجد نهى فرمودند. (2)
فقها با استناد به این روایات، هرگونه عملى را که جنبه شغل و حرفه داشته باشد انجام آن را در مسجد مکروه دانسته اند و در تعلیل آن مى نویسند: مسجد براى عبادت و یاد الهى بنا شده است و نه براى امور دنیوى. همچنین بر اساس روایات، مساجد براى قرائت قرآن و عبادت هستند. از این رو، باید از امورى که به کرامت و جایگاه مسجد آسیب وارد مى کند خوددارى نمود و از هر عملى که موجب غفلت از یاد حق مى شود اجتناب ورزید. (3)
روشن است که با توجه به شرایط هر عصرى مى توان گفت: مصادیق و امورى که موجب غفلت از یاد حق مى شود و امکان انجام آن ها در مسجد فراهم است - و گاهى مشاهده مى شود.
مشمول این کراهت است از جمله این کارها، امروزه مى توان به انجام برخى از بازى هاى فکرى همچون «شطرنج» و یا دیگر ورزش ها اشاره کرد.
طهارت در مسجد: پاک بودن و با وضو به مسجد رفتن.
در منابع اسلامى، گرفتن وضو و تحصیل طهارت از آداب ظاهرى مسجد ذکر شده است. امام صادق علیه السلام به کسى که قصد حضور در مسجد دارد، مى فرماید: هرگاه به درِ مسجد رسیدى، بدان که تو آهنگ سلطانى بزرگ و ملکى عظیم کرده اى که بر بساطش جز پاکان گام ننهند و براى مجالست با او جز راست گویان و راست کرداران اجازه داده نشوند. (1)
امام باقر علیه السلام مى فرماید: در تورات آمده است: خوش به حال بنده اى که در منزلش تحصیل طهارت کند و مرا در خانه ام زیارت نماید! (2)
در دو روایت دیگر، از طهارت به عنوان شرط ورود به مسجد سخن به میان آمده است. (3)
از جمله آثار و برکات حضور یا وضو در خانه هاى خدا «یعنى مساجد»، پاک شدن از گناهان و زائر خدا بودن است. (4)علاوه بر طهارت ظاهرى، در برخى روایات، بر طهارت باطنى نیز تأکید شده است. نوف بکالىاز امام على علیه السلام نقل مى کند که خداى متعال به حضرت عیسى علیه السلام فرمود: اى عیسى! به قومت بگو وارد خانه اى از
خانه هاى من نشوند، مگر با دل هاى پاک و دستانى ناآلوده به حرام و دیدگانى خاشع. (1)
فقها با توجه به این روایت، وضو گرفتن و با طهارت به مسجد رفتن را از مستحبّات مسجد به شمار آورده اند. (2)
طهارت مسجد: پاکیزگى و پاک کردن مسجد از هرگونه آلودگى و نجاست.
طهارت و پاکیزگى در محیط هاى اجتماعى، بخصوص مسجد، از جمله مواردى است که دین اسلام همواره بر آن تأکید کرده است. قرآن کریم انبیاى الهى را براى این کار برگزیده است؛ آنجا که مى فرماید: « وَ عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»؛ (3)و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا براى طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه کنید.
در اینکه مقصود از «طهارت» و پاکیزگى در آیه مزبور و آیه 26 سوره حج چیست؟ سه احتمال مطرح شده است:
الف . مقصود، طهارت از لوث وجود بت هاست.
ب . مقصود، طهارت از آلودگى هاى ظاهرى و بخصوص از خون و محتویات شکم حیواناتى است که قربانى مى کردند.
ج . منظور خلوص نیّت، هنگام بناى این خانه توحیدى است. (4)
ولى آیه مطلق است و مى توان گفت: پاک ساختن ظاهرى و معنوى این خانه توحیدى از هرگونه آلودگى موردنظر است. از این رو، در بعضى از روایات، منظور آیه پاک سازى خانه خدا از مشرکان دانسته شده است (5)و در بعضى دیگر، شست وشوى
بدن و پاکیزگى از آلودگى ها. (1)از دیگر سو، نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هرکس بفهمد که نجس شده، باید فورا نجاست آن را برطرف کند و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد. (2)
بردن عین نجس مانند خون به مسجد، اگر بى احترامى به مسجد باشد حرام است (3)
و همچنین بردن چیزى که نجس شده در صورتى که بى احترامى به مسجد باشد، حرام است. نجس کردن فرش و حصیر مسجد نیز حرام است و بنابر احتیاط واجب، باید آن را آب بکشند، و چنانچه (آن ها) به واسطه آب کشیدن خراب شوند و بریدن جاى نجس بهتر است باید آن را ببرند، و اگر کسى هم که آن ها را نجس کرده است، ببرد باید خودش اصلاح کند. (4)
فقهاى شیعه در تبیین حرمت نجس کردن مسجد، به اجماع و به آیه 28 سوره توبه و 26 سوره حج و روایت « جنبوا مساجدَکم النجاسة» استناد کرده اند. (5)مرحوم آیه اللّه خوئىمى فرماید: در اینکه برطرف کردن نجاست از مساجد واجب و نجس نمودن آن حرام است، هیچ شبهه اى وجود ندارد؛ زیرا این دو حکم از ارتکازات متشرّعه و متدیّنان است؛ چرا که مساجد خانه هاى خداوند است که براى عبادت او ساخته شده اند و مسجد به خاطر اهمیت و عظمتش، با نجاست قابل جمع نیست و در این مسئله، اجماع قطعى میان فقها وجود دارد. (6)
پس حفظ طهارت و پاکى مسجد واجب، و آلوده کردن آن حرام است. حال اگر بر اثر بى موالاتى و بى احتیاطى، مسجد نجس شد طبق نظر فقهاى عظام،
تطهیر مسجد به نحو کفایى، بر همه مسلمانان واجب است و اختصاص به فردى که نجس کرده، ندارد، ولى پس از اقدام افرادى که قادر بر تطهیر مسجد هستند، این وظیفه از دیگران ساقط خواهد شد. (1)
پاکى و طهارت مسجد تا آنجا اهمیت دارد که گاهى بر نماز مقدّم مى شود؛ اگر انسان در وقت نماز و پیش از شروع آن یا در بین نماز، متوجه شود جایى از مسجد نجس است - مثلاً، مى بیند چند قطره خون بر فرش مسجد ریخته است - و وقت نماز وسعت دارد، تطهیر مسجد بر خواندن نماز مقدّم است. ولى اگر چنانچه وقت نماز تنگ است و اگر بخواهد مسجد را تطهیر کند نمازش قضا مى شود، نماز خواندن مقدّم است. (2)اگر تطهیر مسجد متوقّف بر خرج کردن مالى باشد صرف مال واجب است
و بنابر قول اقوا، کسى که سبب نجاست بوده ضامن است و مى توان او را ملزم به صرف مال براى تطهیر و ازاله نجاست نمود. (3)
تطهیر مسجد در برخى از موارد، بر خراب کردن قسمتى از آن یا حفر و کندن زمین مسجد مقدّم است. (4)در برخى از موارد که نجس ماندن مسجد تا پس از انجام غسل جنابت، سبب تأخیر در تطهیر یا هتک حرمت مسجد شود، به افراد جُنب - که اجازه توقف در مسجد ندارند - اجازه داده شده است به مقدار زمان لازم براى تطهیر، در مسجد توقّف نمایند. (5)
اگر کسى قادر به ازاله نجاست از مسجد نباشد و وجود نجاست در مسجد هتک حرمت محسوب شود بنابر احتیاط واجب، باید به کسى که مى تواند تطهیر کند اطلاع دهد، در غیر این صورت، اعلام واجب نیست، اگرچه موافق با احتیاط است. (6)(ر. ک. تخریب مسجد و جنب در مسجد.)
1) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 84 ، م 3 .
2) . رساله توضیح المسائل، م 754 و 1162 / العروه الوثقى،ج 1 ، ص 85 ، م 4 .
3) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 87 ، م 12 .
4) . همان، ص 86 ، م 7 و 9 / رساله توضیح المسائل،م 902 .
5) . العروه الوثقى، ص 87 - 88 ، م 14 .
6) . همان، ص 89 ، م 19 / رساله توضیح المسائل، م 901 .
ظلم به مسجد: ستم کردن به مسجد و کارکردهاى آن.
قرآن کریم بارزترین مصداق ستم به مسجد را جلوگیرى از یاد خدا در آن ذکر مى کند و مى فرماید: « وَ مَنْ أظْلَمَ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّه أنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى فى خَرابِها»؛ (1)کیست ستم کارتر از آنکه نگذارد نام خدا در مساجد الهى برده شود و سعى در تخریب آن ها داشته باشد؟
مفسّران احتمالاتى در ذیل آیه شریفه مطرح کرده اند: اولاً، کوشش مسیحیان در تخریب و نابودى مسجدالاقصى و بیت المقدس؛ (2)ثانیا، ایجاد وسوسه در مسلمانان توسط یهود در مسئله قبله تا مسلمانان به سمت بیت المقدس نماز بخوانند که با این کار، هم بر آن ها غلبه داشته
باشند و هم مسجدالحرام و کعبه را از رونق بیندازند؛ (3)ثالثا، جلوگیرى مشرکان قریش از ورود پیامبر و مسلمانان به شهر مکّه و مسجدالحرام؛ (4)رابعا، تخریب مکان هایى که مسلمانان در مکّه براى نماز داشتند توسط مشرکان پس از هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله به مدینه. (5)
در قرون اخیر، تخریب مسجد و ساختمان هاى توحیدى بنا شده بر قبور ائمّه اطهار علیهم السلام در «بقیع» توسط وهّابیان و تخریب مسجد «بابرى» در هند نمونه هایى
از ظلم به مسجد بوده اند. ظلم به مسجد، هم شامل ظلم به خود مسجد و هم مؤمنان نمازگزار در آن است.
به طور کلى، ظلم هایى که مى توان به مسجد کرد عبارت است از:
1 . جلوگیرى از ورود به مسجد براى برپایى شعائر اسلامى و گفتن و ذکر و یاد خدا؛ (ر.ک. بستن در مسجد.)
2 . تعطیلى و تخریب ساختمان مسجد و تبدیل آن به چیز دیگر؛ (ر.ک. تخریب مسجد.)
3 . تبلیغات سوء براى بى رونق کردن مسجد در جهت غافل کردن مردم از مساجد و یاد خدا؛
4 . انجام محرّمات و مکروهات در مسجد، بخصوص اگر سبب اهانت به مسجد و هتک حرمت آن و سبب آزار و اذیت نمازگزاران شود. (ر.ک. مکروهات مسجد/ محرّمات مسجد.)
5 . عدم مراقبت از اموال مسجد که سبب زوال و انهدام آن ها شود.
6 . انجام کارهایى در مسجد که با شأن و منزلت خانه خدا سازگارى ندارد و یا به پرستشگاه بودن مسجد و جنبه عبادى آن آسیب وارد مى کند و سبب مى شود افراد نمازگزار نتوانند به انجام فریضه بپردازند.
7 . ترک نماز جماعت در مسجد از سوى همسایه هاى مسجد.
تمامى اعمالى که «ظلم به مسجد» بر آن ها صدق کند، حرام و گناه کبیره محسوب مى شوند.
یکى از مهم ترین اصولى که باید در معمارى مسجد مورد توجه قرار گیرد استفاده از عناصر تزیینى و آرایه ها براى زیبایى و جذّاب کردن مسجد است.
عمده ترین آرایه ها و عناصر تزیینى به کار رفته در مساجد عبارت است از: آجرکارى، گچ برى، کاشى کارى، خطاطى، گره و کادربندى، مقرنس، منبّت روى چوب؛ و شیشه هاى رنگى. به اختصار، به این موارد اشاره مى شود:
در بین قرن هاى دهم تا دوازدهم میلادى، همزمان با حکومت سلجوقیان در ایران، روش تزیین مساجد با آجر متداول شد! (1)آجرکاران با مهارت خاصى، با قرار دادن آجرهاى تراشیده شده در کنار آجرهاى دیگر، طرح هاى جذّابى خلق مى کردند. آنها با به کار بردن آجرهاى برجسته، موجب ایجاد سایه روشن در نما مى شدند و این زیبایى خاصى به نماى مسجد مى داد. یکى از زیباترین این آثار، آجرکارى گنبد کوچک مسجد «جامع اصفهان» (گنبد خواجه نظام الملک) است. (2)
گچ برى، خواه کنده کارى باشد یا قالب زنى، یا نقاشى روى گچ، یکى از عناصر اصلى در تزیین مساجد بوده است. هنر گچ برى در دوران سلجوقیان از ارزش و اعتبار فنى بسیارى برخوردار بود. در این دوران، با کنار هم قرار دادن گچ برى و آجرکارى، آثار زیبا و هنرمندانه اى خلق مى کردند؛ مانند آثار موجود در مسجد «جامع گلپایگان» و مسجد «جامع ورامین». (1)
این هنر در دوران هاى بعد، بخصوص در زمان حکومت ایلخانان، با ظرافت بیشترى دنبال شد؛ مانند محراب مسجد «الجایتو» و مسجد «جامع اصفهان»، که کتیبه هایى گچ برى شده همراه با نقوش اسلیمى، به صورت زیبا و هنرمندانه اى در آن طرّاحى شده است. (2)
هنر کاشى کارى از گذشته هاى دور، در تزیین مساجد کاربرد وسیعى داشته است. کاشى هاى به کار رفته یا به صورت طرح هاى هندسى در اشکال گوناگون، یا در طرح هاى گل و گیاه (اسلیمى) و حیوانات و یا در طرح هاى خوش نویسى باخط هاى گوناگون، به کار مى رفته است. بیشتر این کاشى ها در سه نوع، معرّق، معلّقى و یا هفت رنگ، مورد استفاده قرار گرفته است.
در دوران سلجوقى، از کاشى هایى با رنگ هاى لاجوردى و فیروزه اى، که ستاره اى شکل بود، استفاده مى شد. (3)هنر کاشى کارى در دوران تیموریان پیشرفت و رونق فراوانى داشت. در این دوران، کاشى ها را اغلب شش گوش و به رنگ چمنى سبز مى ساختند. مهم ترین آثار کاشى کارى این دوران را مى توان در مسجد «گوهرشاد» و مسجد «کبود» تبریز
مشاهده کرد. (1)
برخى از مهم ترین آثار به جا مانده کاشى کارى در مسجد «جامع یزد» (قرن هشتم ق)، مسجد «شیخ لطف اللّه » و مسجد «امام اصفهان» (قرن یازدهم) وجود دارد.
در قرون متمادى، از خوش نویسى به صورت کتیبه هایى زیبا براى تزیین بناى مساجد استفاده مى شده است. در کتیبه هاى خطى از خطوط نسخ، نستعلیق، ثلث، توقیع، رقاع، ریحان، و خط بنّایى استفاده مى شده است.
خط «بنّایى»، که همان خط کوفى زاویه دار است، از ترسیم شکل هاى هندسى، مربع، لوزى، مستطیل، و خطوط موازى و متقاطع حاصل مى شود. نمونه هایى از آن از سده ششم هجرى به بعد، بخصوص از دوران تیمورى و صفوى، در مساجد اصفهان، یزد و شهرهاى خراسان وجود دارد. (2)
«گره» نوعى تزیین معمارى ایرانى است که براساس قواعد معیّنى شکل مى گیرد. گره ها بر روى تمام سطوح ستونى و منحنى با انواع مصالح مانند چوب، عاج، کاشى، گچ، آجر و سنگ و با خطوط منحنى قابل اجراست. گره هاى به کار رفته در معمارى مساجد، از انواع گوناگونى همچون گره کنده و میخ، گره هشت چهارلنگه، و گره دوپابُزى است. برخى از مساجدى که در آنها گره به کار رفته عبارتند از: مسجد «جامع نایین»، مسجد «جامع شیراز»، مسجد «آقا بزرگ کاشان». (3)
پس از ظهور اسلام، این هنر براى تزیین رحل هاى قرآن و در و پنجره هاى مساجد
و اماکن متبرّکه به کار گرفته شده است. این هنر توسط حکّام تیمورى به هندوستان منتقل شد، به گونه اى که در بناهاى اسلامى هندوستان نیز جلوه هایى از هنر منبّت کارى ایرانیان مشاهده مى شود. در دوران صفوى، براى این هنر جایگاه خاصى قایل بودند. قدیمى ترین اثر منبّت موجود، مربوط به نیمه اول قرن سوم هجرى متعلّق به یک لنگه در چوبى در مسجد «جامع عتیق شیراز» است. (1)
معرّق کاران با استفاده از چوب هاى گران بها، صدف، عاج، استخوان، مس، نقره و طلا، در دل چوب هاى معمولى نقش هاى زیبایى مى آفرینند. این هنر در ایران قدمت زیادى ندارد و به احتمال قوى، از هند یا چین وارد ایران شده است. مهم ترین مراکز معرّق کارى در شهرهاى اصفهان، یزد و تهران قرار دارد. این هنر براى تزیین درهاى چوبى، رحل و یا منبرهاى مساجد مورد استفاده قرار مى گیرد. معروف ترین اثر معرّق روى چوب مربوط به منبرى است که قرار بود به مسجد «هامبورگ» منتقل گردد، اما با پیروزى انقلاب، این کار صورت نگرفت و اکنون در موزه هنرهاى ملّى نگه دارى مى شود. (2)
«خاتم کارى» عبارت است از: کنده کارى یک طرح به وسیله اجزاى چوبى و یا مواد دیگر. ظاهرا این هنر از دوران ایلخانى به ایران وارد شده است. نمونه این کار، روى منبر مسجد «جامع شیراز» وجود دارد که داراى قدمتى بیش از هزار سال است. همچنین در سقف ایوان اصلى مسجد «جامع عتیق شیراز» نمونه هایى از این هنر به صورت پیشرفته تر موجود است. (3)
هنر شیشه گرى پس از اینکه در حمله مغول از رونق افتاد، در زمان تیموریان به خوبى مورد توجه قرار گرفت. این هنر در زمان صفویه نیز از رونق بالایى برخوردار بوده است. در مساجد ایرانى، پس از ساخت درها و پنجره هاى چوبى، از شیشه هاى رنگى براى تزیین آنها استفاده مى شد. براى نمونه، مى توان به آثار معمارى شهر نیشابور، که از شیشه هاى رنگى تزیینى برخوردار است، اشاره کرد. (1)
«مقرنس» نقش و نگار برجسته پله پله مانند و کنگره دار است که معمولاً از گچ ساخته مى شود و در عمارت هاى عالى و بلند به کار مى رود. (2)این یکى از عناصر تزیینى هنر اسلامى است که در معمارى مساجد کاربرد وسیعى دارد و علاوه بر نقش تزیینى، عامل فنى نیز به شمار مى رود.
مقرنس در معمارى اسلامى، ابتدا در گوشه ها و زاویه هاى گنبد به کار مى رفت. با این عمل، علاوه بر تزیین گنبد، مانع از ریزش سقف گنبد نیز مى شد. (3)مقرنس ها شباهت زیادى به لانه زنبور دارد که به شکل طبقاتى روى هم ساخته مى شوند و مهم ترین عنصر تزیینى در طاق به شمار مى روند. (4)مقرنس ها علاوه بر تزیین گنبد و طاق، در قسمت هاى دیگر ساختمان مسجد مانند سرستون، قرنیز، کتیبه و در و پنجره به کار مى رود.
مقرنس ها در مناطق و سبک هاى معمارى گوناگون در طرح ها و مصالح متنوّعى به کار مى رود. براى مثال، در سوریه معمولاً مقرنس را بر روى سنگ مى تراشند؛ در ایران و ترکستان، از سفال (کاشى) ساخته مى شود. ولى مقرنس در اغلب موارد، از گچ ساخته مى شود.
غصب در مسجد: گرفتن جاى دیگران براى عبادت در مسجد.
مسجد یک مکان عمومى است و همگان حق استفاده از آن را در مواردى که شرع مقدّس اجازه داده است، دارند. ولى اگر فرد و یا کسانى به منظور عبادت یا دیگر امور جایز در مسجد همچون تدریس، بر دیگران پیشى گیرند، نمى توان آنان را از آن مکان بیرون کرد، و اگر کسى این کار را انجام دهد غصب مکان کرده و مرتکب حرامى شده است و اگر در آن مکان به عبادت و اقامه نماز بپردازد، باید نمازش را در مکان مباح اعاده کند.
اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پُل و جاهاى دیگرى که براى عموم ساخته شده استفاده کنند، حق آنان را غصب کرده و همچنین است اگر کسى در مسجد جایى براى خود بگیرد و دیگرى نگذارد که از آنجا استفاده نماید. (1)
غصبِ جاى دیگران در مسجد بطلان نماز را در پى دارد: کسى که در مسجد نشسته، اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند بنابر احتیاط واجب، باید نمازش را در محل دیگرى بخواند. (2)
غیرمسلمان در مسجد: حضور کفّار و اهل کتاب در مساجد مسلمانان.
در یک آیه از قرآن کریم، به صراحت
از ورود کفّار و مشرکان به مسجدالحرام نهى شده است: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا»؛ (1)اى کسانى که ایمان آورده اید! مشرکان آلوده و ناپاکند و نباید از امسال نزدیک مسجدالحرام شوند.
در اینکه آیا آیه شریفه دلالت بر نجس بودن مشرکان مى کند تا از ورود آنان به همه مساجد مسلمانان جلوگیرى شود یا خیر، بین فقها و مفسّران اختلاف است. مرحوم طبرسىدو احتمال در مراد آیه مطرح مى کند؛ مى فرماید: گفته شده است: مقصود منع کفّار و مشرکان از ورود به مسجدالحرام در موسم حج و عمره بر اساس حکم حکومتى است، اما در سایر زمان ها ورود ایشان مانعى ندارد. اما برخى دیگر گفته اند: کفّار از ورود به همه مساجد و همچنین از حضور در موسم حج و از ورود به حرم نیز منع شده اند. پس هیچ گاه حق ورود بدان را ندارند. (2)
فقهاى شیعه با استناد به آیه مزبور و برخى روایات دیگر، از ورود کفّار و مشرکان به مساجد مسلمانان منع کرده اند. شیخ طبرسىمى نویسد: براى مشرکان جایز نیست که به مسجدالحرام یا دیگر مساجد مسلمانان وارد شوند، نه با اجازه گرفتن - از رهبر مسلمانان - و نه بدون اجازه؛ به دلیل آیه شریفه مزبور؛ زیرا خداوند آنان را نجس دانسته است. بنابراین، جایز نیست به هیچ مسجدى وارد شوند؛ چرا که حفظ مساجد از نجاسات یک موضوع اجماعى است. (3)نظیر این منع را فقهاى دیگر مثل ابن زهره،(4)علاّمه حلّى، (5)شهید اول، (6)
جواهر(1)بیان کرده اند.
مرحوم شیخ طوسىنیز این مسئله را مطرح کرده و در توجیه اینکه چرا پیامبراکرم صلى الله علیه و آله اسیران بنى قریظه و بنى نضیر را در مسجد مدینه جاى داد و یا هیأت هاى نمایندگى (وفد) کفّار و مشرکان را در مسجد به حضور مى پذیرفت، مى نویسد: این عمل پیامبر اولاً، از باب ضرورت و ثانیا، در صدر اسلام و پیش از نزول آیه شریفه بوده است. از این رو، احتیاط آن است که در صورت ضرورت هم از ورود کفّار به مسجد نهى شود. (2)
برخى دیگر از مفسّران بر منع هرگونه فعالیتى در مساجد مسلمانان براى کفّار، به آیه شریفه « و ما کانَ للمشرکینَ أن یَعمُروا مساجد اللّه» (3)استناد کرده اند، با این بیان که «عمران» لفظى عام است و شامل حضور در مسجد، ساختن بناى مسجد و تصدّى امور مسجد مى شود و آیه شریفه همه موارد را براى کفّار ممنوع کرده است. (4)
در مورد اهل کتاب نیز بین فقها اختلاف است. برخى آنان را در حکم کفّار و مشرکان مى دانند (5)و برخى معتقدند: اهل کتاب طهارت ذاتى دارند و نجاست آن ها عرضى است. از این رو اگر از نجاسات عرضى مانند بول و خون پرهیز نمایند محکوم به طهارتند. (6)از دیگر سو، قایلان به جواز ورود مى گویند: مقصود از «نجس» در آیه شریفه، پلیدى و خبث باطنى و اعتقادى مشرکان است. براین اساس، آیه ارتباطى با نجاست ظاهرى و بدنى آنان ندارد. (7)
شواهد تاریخى نیز نشان از آن دارند که مشرکان و کفّار به منظور تشرّف به اسلام و یا انجام مذاکرات با پیامبر، در مسجدالنبى با آن حضرت ملاقات مى نمودند و پیامبر از
1) . جواهرالکلام، ج 21 ، ص 286 - 287 .
2) . المبسوط فى فقه الامامیه، ج 2 ، ص 47 .
3) . توبه: 17 .
4) . احکام القرآن، ج 3 ، ص 114 و ج 1، ص 74 .
5) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 67 / منتهى المطلب، ج 3 ، ص 222 / مستندالشیعة، ج 1 ، ص 196 .
6) . نتائج الافکار، ج 1 ، ص 6 / مجمع الفائده والبرهان، ج 11 ، ص 233 .
7) . مجمع البیان، ج 5 ، ص 38 .
ورود آنان نهى نمى فرمود و معلوم نیست که همه این موارد مربوط به پیش از نزول آیه 28 سوره توبه باشد. بدین روى، برخى از فقها ورود کفّار و مشرکان را تنها در صورتى که موجب تنجیس مسجد و یا هتک حرمت خانه خداوند باشد، ممنوع کرده اند. ورود غیرمسلمانان به مسجد، غیر از مسجدالحرام و مسجدالنبى - فى نفسه - منعى ندارد، مگر آنکه موجب تنجیس یا هتک حرمت مسجد یا توقف جنب در مسجد باشد. (1)در استفتائات منتشر نشده از امام خمینىآمده است: چه مى فرمایید راجع به داخل شدن یهودى در مسجد مسلمانان، آیا جایز است یا خیر؟ ج: «اگر موجب هتک یا تلویث نباشد، مانع ندارد.» (2)
قبله: جهتى است که مسلمانان هنگام نماز خواندن، ذبح و در حالت احتضار و دفن اموات، به آن رو مى کنند.
«قبله» در اصل لغت، حالتى است که انسان هنگام روى آورى و استقبال از شى ء، به خود مى گیرد. (1)این معنا در عرف مسلمانان نقل شده به آنچه استقبال و رو به روى (عین یا جهت) آن قرار گرفتن هنگام نماز واجب است که همانا استقبال از کعبه مکرّمه است براى کسى که در حرم و یا خانه هاى مکّه نماز مى گزارد و کعبه را مى بیند. و جهت آن براى دیگران که از آن دورند و نمى توانند آن را ببینند، رو به خانه کعبه است. (2)توجه به قبله براى هر نمازگزارى در تمام نمازهاى واجب و نمازهاى مستحب (در صورت امکان) واجب است.
تأکید بلیغ و اهتمام شارع مقدّس در انجام فرایض و نمازهاى پنج گانه در مسجد، پیوند میان مسئله شناخت قبله و مسجد را نمایان مى سازد. از صدر اسلام تا به امروز، تعیین سمت قبله هر مسجدى که در بلاد اسلامى بنیاد شده، از مسائل ضرورى و حتمى و مورد اتفاق بوده است.
از دیدگاه قرآن (= کتاب) و سنّت و اجماع و عقل، شناخت قبله واجب است. قرآن کریم نخست پیامبراکرم صلى الله علیه و آله را در پى روى از قبله و روى نمودن به آن، مورد خطاب قرار مى دهد:« فَوَلِّ وَجهَکَ
شَطْرَ المسجدِ الحرامِ» (1)و سپس با عبارت « و حیثُ ما کُنتم فَوَلُّوا وُجوهَکم شَطرَهُ»، از مسلمانان مى خواهد که در هر جا باشند، در مشرق و یا مغرب زمین، رو به کعبه نمایند و تأکید آیه بر اهمیت قبله و برانگیختن امّت به پى روى از رسول گرامى صلى الله علیه و آله است؛ آنچنان که فرمود: « جعَلَ اللّه الکعبةَ البیتَ الحرامَ قیاماً لِلنّاسِ» (2)نظم و هماهنگى امّت یکپارچه و سامان حیات (دین و دنیاى) آنان در روى آوردن به کعبه مکرّمه است.
ابوبصیراز امام صادق علیه السلام درباره آیه « فَاقِم وَجهَک لِلدّینَ حنیفا» (3)پرسید، حضرت فرمود: خداوند متعال به پیامبر فرمان داد رو به قبله (کعبه) آورد؛ کعبه اى که هیچ نشانى از پرستش بت ها در آن نیست، از روى اخلاص و به دور از هر شائبه اى فقط براى او خالصا مخلصا.
امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه « و اقیمُوا وُجوهَکُم عِندَ کُلِّ مسجد...» (4)فرمود: مراد مساجد نوبنیاد است که خداوند متعال به مؤمنان فرمان داده است هنگام نماز، رویشان را - در آن مساجد - به طرف مسجد الحرام بدارند و امر الهى اقتضاى وجوب دارد. (5)
در کتاب معتبر، اثر محقّق حلّىبر وجوب استقبال از قبله در نماز، ادعاى اجماع شده است: «استقبالُ القبلةِ فىِ الصلاةِ الواجبةِ واجبٌ و شرطٌ و هو اِجماعُ العلماءِ کافَّةَ .» (6)از نظر عقل هم، چون ذى المقدّمه، که انجام فرمان الهى اداى فریضه نماز مبتنى بر رو به قبله نمودن به عنوان شرطِ صحّت نماز است، بنابراین، براى دست یابى به نماز مقبول - یعنى مشروط - باید «شرط» را، که توجه به قبله است، به دلالت وجوب عقلى به دست آورد.
افزون براین، چون بسیارى از احکام شرع مبتنى بر توجه به قبله است، شناخت قبله اهمیت بسیار دارد؛ زیرا توجه و استقبال به آن واجب شرعى است؛ مانند موارد ذیل:
1 . نمازهاى یومیه و دیگر نمازها، به استثناى نماز «خوف»، بلکه در تمام نمازهاى واجب و مستحب، هر چند در نماز مستحب دو قول است.
2 . هنگام ذبح گوسفند و گاو و نحر شتر، مگر آنکه عذرى در استقبال قبله باشد.
3 . هنگام احتضار اموات و غسل و دفن آن ها.
در برخى موارد، استقبال قبله مستحب است؛ از جمله:
الف . نشستن؛
ب . هنگام دعا.
در برخى موارد هم پشت به قبله بودن مستحب است؛ از جمله:
اول . روى از قبله برداشتن (= پشت به قبله بودن) در هنگام زیارت و در حال خواب؛ آن گونه که مرده را مى خوابانند.
دوم . و گفته شده: مستحب است قاضى در جایگاه قضاوت طورى قرار گیرد (پشت به قبله) که چهره دادخواه و متّهم رو به قبله باشد، و به طور مطلق، استقبال قبله در همه حال پسندیده و مستحب است، بجز در جاى حرمت (مانند زمان احتیاج به آب) و کراهت.
در نماز خوف، شرط استقبال قبله به خاطر شدت ترس و عدم امکان آن برداشته شده است؛ همچنین هرگاه ضرورتى پیش آید که نتوان رو به قبله نمود، به استناد آیه شریفه « فَاینما تُوَلَّوافَثَّمَ وَجهُ اللّه» (1)و روایات وارد شده در این زمینه. (2)
سمت قبله در اصطلاح علم هیئت، نقطه اى است از دایره افق که هرگاه انسان مقابل آن قرار گیرد، رو به روى قبله باشد. همچنین مى توان گفت: خطى است که از چهره نمازگزار به طرف قبله کشیده مى شود. پس با علم به «سمت قبله» نماز مى خوانیم و اگر سمت قبله را ندانیم نزدیک ترین راه دسترسى به آن را برمى گزینیم و آنچه از محاسبات علم هیئت به دست آید اطمینان بخش و به واقع نزدیک تر است.
از این نکته نباید غافل ماند که ما دو جهت داریم:
نخست جهتى که خود قبله است از مکان کعبه تا بلنداى آسمان، تا بى نهایت و کفِ خانه کعبه تا دل زمین، همه جهت قبله است.
دوم جهتى است به معناى پیش گفته؛ یعنى نقطه اى از دایره افق که هرگاه انسان برابر آن قرار گیرد رو به روى قبله باشد (یعنى جهت به معناى اول.) اما فقها از کلمه «جهت» قبله، جهت عرفى را منظور داشته اند. (1)
آیه اللّه حسن زاده آملى چهار طریق براى به دست آوردن سمت قبله پیشنهاد مى کند:
1 . خورشید هنگام رسیدن به دایره نصف النهار مکّه در دو روز از سال شمسى (8 خرداد، ساعت 48:13 و 24 تیر ساعت 57:13) وقت زوال ظهر مکّه مکرمه، به طور دقیق سمت قبله را نشان مى دهد، به طورى که شاخص (عمود نصب شده روى زمین براى تعیین وقت زوال و نماز) و افراد، بدون سایه مى شوند. این یکى از شیوه هاى دقیق جهت یابى قبله بوده که در عین حال، بسیار آسان است.
2 . از طریق اُسطُرلاب به چند روش که تمامى از نظر محاسبه دقیق است.
3 . توسط دایره هندیه.
4 . از طریق اخراج عمود.
به نظر ایشان، راه هاى استخراج خط نصف النهار و سمت قبله بیش از این هاست و شمارى از آن ها بر اصول علم هیئت و ریاضیات عالى مبتنى است.
گفتنى است یکى از معجزات پیامبرگرامى صلى الله علیه و آله تعیین سمت قبله مدینه منوّره بوده که مستند به نصّ عمل تعیینى ایشان است؛ معجزه اى که تا به امروز، به همان صورت که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله با دست یارى جبرئیل علیه السلام و امر الهى اظهار نمود و تاکنون باقى است.
ناودان کعبه در طرف غربى مکّه واقع شده و قبله مدینه منوّره از جنوب کمى به سمت غرب متمایل است؛ چنان که گویى هر دو در یک دایره از نصف النهار واقع شده اند. بر این اساس، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: محراب [مسجدِ من ]برابر ناودان کعبه است. (2)
خانه کعبه از هر چهار جانب قبله است و در درون آن، رو به هر یک از دیوارهایش مى توان نماز گزارد.
در تمامى کتاب هاى فقه، بحث قبله مطرح شده و از مهم ترین رساله ها در این زمینه، رساله ازاحة العلّة فى معرفة القبله،اثر ابى الفضل شاذان بن جبرئیل قمىاست که در سال 558 ق کتابت شده است. کتاب دیگر تحفة الأجلّه فى معرفة القبله،از مرحوم سردار کابلىاست. همچنین صفحه اى در سمت قبله بلاد از مرحوم آیه اللّه شعرانىو «سمت القبلة» از نیریزى(م ح 310 ق) و رساله اى در قبله و رساله دیگرى در قبله خراسان هر دو از شیخ عبدالعالى کرکى(م 993 ق) بر جاى مانده است.
در دوره صفویه محاسبات مربوط به تعیین قبله مسجد میدان «نقش جهان» شهر اصفهان را مرحوم شیخ بهائىبر عهده گرفت. در دوره قاجار، افرادى تحت عنوان «قبله کش» در تهران به انجام محاسبات مربوط به قبله مساجد و خانه ها اشتغال داشتند.
در دهه چهل شمسى، سرتیپ حسینعلى رزم آراابزارى به نام «قبله نما» اختراع نمود که به وسیله آن، به آسانى جهت قبله شهرها را مى توان به دست آورد و گفته مى شود: مورد تأیید حضرت آیه اللّه العظمى بروجردىقرار گرفت. «قبله نما» داراى عقربه اى مغناطیسى است که بر محورى قائم استوار است و مى تواند آزادانه بر صفحه اى افقى حرکت کند.
اگر کسى در شهرى باشد که اهل آن مسلمان باشند، لازم نیست در تعیین قبله اجتهاد کند، بلکه پى روى از عمل مردم آن شهر کافى است، مگر در صورت علم داشتن به اشتباه مردم آن شهر. قبله هریک از شهرهاى اسلامى با محراب مساجد آن و نیز با وضع قبور مسلمانان آن مشخص مى شود. اگر مسلمانى به هیچ نشانه اى براى تشخیص قبله دست رسى نداشته باشد (مانند کسى که در خانه اى تاریک زندانى باشد)، براى حصول اطمینان، باید به هر چهار طرف متقاطع، به زوایاى قائمه نماز بخواند. هرگونه سخنى در باب قبله، بدون بررسى آیات مربوط به آن ناتمام خواهد ماند.
قبله مسلمانان در آغاز، «بیت المقدس» بود. تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه در
سال دوم هجرى و در روز دوشنبه نیمه ماه رجب اتفاق افتاد. (1)
تعیین کعبه مکرّمه به عنوان قبله نهایى و مخصوص مسلمانان، از سوى خداوند متعال صورت گرفت و آیات 142 تا 145 سوره بقره ناظر به این معناست. تحویل قبله از بیت المقدس به مکّه مکرّمه به امر خداوند و حکمت تغییر آن و گفت وگوهاى میان یهودیان (که بیت المقدس را قبله خاص خود مى دانستند) و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و پاسخ هایى که قرآن کریم در این باره به شبهات یهودیان داده است، فصل درخشان و تعیین کننده اى در تاریخ اسلام به شمار مى آیند. خداوند متعال در آزمون قبله و تحویل آن، به دشمنان و نکوهش کنندگان (مشرکان و یهودیان و منافقان) پاسخ گفت و براى بزرگداشت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، خشنودى آن حضرت را - که جز رضاى الهى نبود - خواست و خواست او را که دوست داشت خداوند قبله را به سوى کعبه بگرداند، اجابت نمود و به این وسیله، یکى ازسنّت هاى الهى مبنى بر اینکه هر امّت و اهل هر ملت و هر صاحب دعوتى را جهت تعیین کننده اى باشد که براى عبادت و نماز روى بدان آورند و به این وسیله از دیگران شناخته شوند، محققّ گرداند. کعبه خانه محبّان است.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: این خانه اى است که خداوند از خلق خود به وسیله آن پرستش خواسته است، تا به این خانه درآیند و از آزمون فرمان بردارى و بندگى برآیند و هم از ایشان بزرگداشت و دیدار کعبه را خواسته و آن را جایگاه انبیا و نمازگزاران خود ساخته است. (2)(ر. ک. آیات قبله / آیات مسجد الحرام.)
قرآن در مسجد: تلاوت و آموزش قرآن در مسجد.
مسجد در وهله نخست، براى اداى نماز فریضه است، اما محدود به آن نیست و سایر عبادات را نیز مى توان در مسجد بجا آورد. تلاوت قرآن از این جمله است.
در باره تلاوت، فراگیرى و آموزش
قرآن در مساجد، سخنان پیامبر و اهل بیت علیهم السلام نشان دهنده خشنودى خداوند متعال از فراگیرندگان و آموزش دهندگان قرآن است، تا آنجا که گاه وظیفه انحصارى مسجد، قرآن و درس آن شده است.
رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: « إنَّما نُصِبَتِ المَساجِدُ للقرآن»؛ (1)همانا مسجدها براى (خواندن، آموختن و ترویج) قرآن برپا شده اند.
از اصحاب رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده است که گفتند: در مسجد، حلقه وار در چند گروه نشسته بودیم و گفت وگو مى کردیم. پیامبر صلى الله علیه و آله از خانه به مسجد تشریف آوردند و به جمع ما نگریستند، آن گاه نزد اصحاب قرآن نشستند و فرمودند: من به سوى این انجمن مأمور شده ام. (2)
امام باقر علیه السلام آنجا که از قرآن خوانان یاد و آنان را معرفى مى کنند، از مردى نام مى برند که قرآن بخواند و بداند و داروى شفابخش آن را بر دل دردمند خود نهد و شب را با آن به سر آورد و روزى را از بامداد تا شامگاه با قرآن بگذراند. سپس حضرت مى افزاید: « و قام به فى مساجده»؛ (3)و در مساجد خود، براى خواندن و آموختن و آموزش و ترویج آن قیام کند.
در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که خداوند متعال مى فرماید: « إنَّ بُیُوتي في الأرض المساجد، و إنَّ زواري فیها عُمّارها»(4)خانه هاى من در زمین مسجدهایند و زائران من در آن خانه ها آبادگران آن ها.
عمران و آبادانى اعم از صورى و باطنى است؛ هم آبادى قدر و منزلت است به نماز و تلاوت قرآن و دعا و هم آبادى (صورى) مسجد را وجهه همّت خویش قرار دادن.
قرآن خواندن در هر خانه اى - اعم از مسجد یا غیر آن - مایه برکت و حضور فرشتگان و راندن شیاطین است و موجب
نورانیت و درخشش خانه و اهل آن نزد آسمانیان مى گردد؛ چنان که در حدیثى از امام صادق علیه السلام به این موضوع تصریح شده است. (1)
پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرمودند: هیچ گروهى در مسجدى از مسجدهاى خداوند گرد نیایند که به تلاوت کتاب خدا بپردازند و آن را به درس و بحث فراگیرند، مگر آنکه آرامش الهى بر ایشان فرود آید و رحمت او آنان را دربرگیرد و خداوند ایشان را در شمار کسانى که نزداویند، یاد کند. (2)
قصّه گویى در مسجد: داستان سرایى و بیان حکایات در مسجد.
یکى از مواردى که در متون روایى از انجام آن نهى شده قصه گویى و داستان سرایى و بیان حکایات و افسانه ها در مسجد است.
امام صادق علیه السلام از جدّش امیرمؤمنان على علیه السلام نقل مى کند که حضرت قصه گویى را در مسجد دید و وى را با تازیانه زد و از مسجد بیرون کرد. (3)
از این رو، فقها نیز این عمل را مورد نکوهش قرار داده اند و در ذیل قاعده «حرمت اهانت به محترمات دین»، یکى از موارد تطبیق قاعده را «اهانت کردن به مسجد به این صورت که آن را مکان قصه گویى قرار دهند»، به شمار آورده اند. (4)
روشن است که این نهى شامل حکایات پندآموز و قصه هایى که در قرآن کریم و روایات وارد شده اند، نمى شود؛ زیرا اگر بیان هرگونه قصّه و حکایتى جایز نبود خداوند متعال داستان زندگى برخى پیامبران و اقوام را در قرآن بیان نمى کرد.
از این رو، نقل حکایت و قصه هاى آموزنده قطعا بدون اشکال است و آنچه مورد ذمّ و نکوهش قرار گرفته بیان افسانه ها و داستان هایى است که هیچ فایده و اثرى غیر از اتلاف وقت بر آن ها مترتّب نیست.
کارکرد آموزشى - تربیتى مسجد: آموزش و تربیت افراد با استفاده از فضاى پاک مسجد.
دینى که بر امر به «خواندن» و «آموزش» و مبارزه با جهل و نادانى بنا شود طبیعى است که در این زمینه، ابزارها و وسایلى را به خدمت بگیرد. از جمله این ابزارها، استفاده از فضاى مسجد در اوقات غیرعبادى است. پژوهش هاى تاریخى نشان مى دهد که مسجد نخستین مرکز آموزشى مسلمانان بوده است. در صدر اسلام، پیامبر و یارانش در مسجدالحرام گردهم مى آمدند و از احکام الهى سخن مى گفتند. با هجرت پیامبر به مدینه و تأسیس مسجدالنبى، نه فقط مکانى براى عبادت، بلکه دانشگاهى سراسر شور و نشاط در جهان اسلام تأسیس گردید. حضرت در این مسجد و دیگر مساجد به تعلیم و آموزش
قرآن و گفت وگوها و مناظرات علمى مى پرداختند و در پرتو این گفت وگوها، حقایق وحى و آیات الهى روشن مى گردیدند و به شبهات پاسخ داده مى شدند و پرده هاى جهل و تردید فرومى ریختند. در اهمیت آموزش و تعلیم، روایات بسیارى وارد شده اند (1)و سیره عملى پیامبر نیز بر همین بوده است.
روزى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد مسجد شدند و دو گروه را مشاهده کردند: گروهى
1) . اصول کافى، ج 1 ، کتاب «فضل العلم» ص 30 / منیه المرید، فصل 1 تا 7 «فى فضل العلم» / الارشاد،ج 1 ، ص 227 .
مشغول کسب معارف اسلامى و مباحثات علمى و گروه دیگر در حال نیایش و عبادت. حضرت با اشاره به گروه اول، فرمود: « هؤلاءِ أفضَلُ، بالتَعلیمِ اُرسلتُ. ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُم»؛ (1)این گروه علمى از فضیلت بیشترى برخوردار است؛ زیرا من براى تعلیم فرستاده شده ام، و خود نیز در جمع آنان نشست. از این رو، مسجد وظیفه پاس دارى از علوم و خدمت به فرهنگ ناب اسلام را برعهده دارد.
قابل توجه اینکه آموزش و یادگیرى در صدر اسلام امرى همگانى بود و به گروه و یا قوم خاص و یا مردان اختصاص نداشت.
به همین دلیل، زنان نیز در مساجد حضور مى یافتند و سؤال هایشان را مطرح و پاسخ دریافت مى کردند. (2)
در تاریخ، از مکان هاى دیگرى همچون «دارالقرّاء» (خانه قاریان قرآن) سخن به میان آمده است، ولى بى تردید، حجم کارهاى آموزشى و فرهنگى که در این مکان ها انجام مى شد با آنچه در مساجد جامع صورت مى گرفت قابل مقایسه نیست. گذشت زمان و تتبّع در سیره معصومان علیهم السلام حکایت از آن دارد که تمام علوم رایج آن زمان همچون قرائت قرآن، تفسیر، حدیث و فقه، به طور عمده، در مسجد تدریس مى شد و با گذر زمان، در کنار رشد و گسترش علم و دانش و پیدایش شاخه هاى جدیدى از علوم و افزایش شمار دانش پژوهان، «مدارس» در کنار «مساجد» برپا شدند. این روند در دوره هاى بعد هم ادامه پیدا کرد و اندیشمندان و متخصصان و دانش پژوهان علوم اسلامى جلسات درس و بحث را در مساجد برپا مى کردند.
از مشهورترین دانشگاه هاى عمومى یا مساجد آموزشى، مى توان به «مسجد النبى»، «مسجد جامع بصره»، مسجد «جامع کوفه»، «مسجد الاقصى» و «قبة الصخره» در بیت المقدس، «جامع اموى» دمشق، مسجد «جامع فسطاط»، «جامع زیتونیه» و «جامع قیروان» در تونس، «جامع ابن طولون» در قطائع،
«جامع الأزهر» در قاهره و مشاهد مقدّس اهل بیت علیهم السلام مانند نجف، کربلا، قم و مشهد اشاره کرد.
بنابراین، نهضت پیدایش دانشگاه اسلامى نخست از مساجد آغاز شد و آن گاه در چهره دارالعلم نمایان گردید و با پیدایش مدارس گوناگون، به بلنداى خود رسید. این سنّت در بسیارى از کشورهاى اسلامى همچنان باقى است و مى توان به «مسجدالحرام» در مکّه مکرّمه و «مسجدالنبى» در مدینه الرسول و مسجد «گوهرشاد» در مشهدمقدّس و مسجد «اعظم» قم در جوار حرم حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام، که مهم ترین مرکز دروس عالى حوزه علمیه قم به شمار مى آید، اشاره کرد. (1)
جلسات آموزشىِ دروس معارف اسلامى در مسجد، از صدر اسلام تا به امروز، شاگردان بسیارى را تربیت و به جامعه اسلامى معرفى نموده است؛ شاگردانى که بار عظیم فکرى و فرهنگى و دینى جامعه اسلامى را در طول قرون گذشته برعهده داشته و هم اینک نیز بر دوش دارند.
کارکرد اقتصادى مسجد: نگه دارى اموال عمومى و تقسیم غنایم و ارشادات اقتصادى در مسجد.
از جمله فعالیت هاى مسجد در صدر اسلام، امور اقتصادى بود. بنابر شواهد تاریخى، اموال عمومى در مسجد گردآورى و از آنجا در بین مسلمانان توزیع مى گردید؛ غنایم جنگى نیز پس از جنگ به مسجد انتقال مى یافت و در آنجا بین مجاهدان تقسیم مى شد.
در صحیح بخارى، از انسنقل شده است: اموال فراوانى را از بحرین به حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله آوردند، حضرت فرمود: « انثروه فى المسجد»؛ آن را در مسجد توزیع کنید. (2)
شاید ساختن مجموعه اى متصل به مسجد به نام «خزانه» و محل نگه دارى بیت المال در قرون بعدى برگرفته از همین سیره پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله باشد. از این گونه
مساجد، مى توان مسجد «جامع ابن طولون» در قاهره و مسجد «جامع فسطاط» در مصر را نام برد.
رابطه بین مسجد و اقتصاد از نگاه دیگرى نیز مورد تأمّل است. قرآن کریم به مسلمانان دستور مى دهد: « فَاِذَا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِروْا فِي الأَرْضِ وَ ابْتَغُوْا مِنْ فَضْلِ اللّه»؛ (1)هنگامى که نماز پایان یافت، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید. مفسّران در تفسیر این آیه شریفه مى نویسند: «أى: إذا صَلّیتم الجُمْعَة و فَرَّغْتُمْ عَنها تَفرّقوا فِي الأَرضِ و اُطْلِبُوا الرِّزقَ فِي الشِراءِ وَ البِیع»؛ (2)پس از نماز جمعه، در زمین پراکنده شوید و با خرید و فروش، طلب رزق کنید. در برخى از روایات هم براى کسب رزق حلال، به همین آیه استشهاد شده است. (3)
به همین دلیل، مى بینیم که بعضى از مساجد از دو طرف و برخى از چهار طرف به بازار راه دارند و بازارهاى اسلامى همچون مساجد طاقدار ساخته شده اند که براى ورود به آن ها، در بسیارى از مواقع باید از صحن و حیاط مسجد عبور کرد. هدف از پیوند میان مسجد و بازار این است که بازاریان على رغم اشتغالات مادى، همواره به یاد خدا باشند و هیچ گاه از یاد خدا غافل نباشند: « رجالٌ لاتُلْهِیْهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه و إقاِم الصَّلوة»؛ (4)مردانى که نه تجارت و نه معامله اى آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز غافل نمى کند.
فایده دیگر این گونه بناها و مساجد مرتبط به بازار، استفاده بازاریان از دروس و معارف اسلامى است که از صدر اسلام تا به امروز در مساجد بوده است؛ برخى از کسبه ساعاتى را براى آموختن احکام معاملات و بیع و شراء اختصاص مى دهند. (5)
فعالیت هاى اقتصادى مساجد امروزه بیشتر در قالب تشکیل صندوق هاى قرض الحسنه و دست گیرى از محرومان جامعه در مشکلات صورت مى گیرد.
کارکرد درمانى مسجد: درمان بیماران و مجروحان و عیادت از آنها در مسجد.
طبق نقل هاى تاریخى، درصدر اسلام از مساجد براى درمان بیماران و معالجه مجروحان جنگى استفاده مى شده «وقد کان في مَسجِدِ الرسولِ مَوضِعٌ یُعالجُ فیه المَرْضي وَ الجَرْحي و کانَ الرَّسُولُ و الصَّحابَهُ یَتَفَقَّدوُنَ المَرضي النّازِلین»؛ (1)در مسجد پیامبر، جایگاهى براى معالجه بیماران و مجروحان معیّن شده بود و پیامبر و یارانش در آنجا از بیماران عیادت مى کردند.
واقدىمى نویسد: در ماجراى جنگ احد، مردم در مسجد چراغ و آتش برافروخته بودند و خستگان و مجروحان را زخم بندى مى کردند. (2)
البته نقل هاى تاریخى حجیّت قطعى ندارد، علاوه براینکه بعید نیست محلّ درمان مجروحان را خارج از محدوده اصلى مسجد بدانیم؛ زیرا طبق نقل، جایگاهى در مسجد پیامبر به امر درمان اختصاص یافته بود، اما اینکه مطمئنا این جایگاه جزو مسجد هم بوده است یا خیر، معلوم نیست و بعید نمى نماید که این جایگاه را خارج از مسجد و در کنار آن بدانیم؛ زیرا در قرون بعد، مى بینیم که در برخى شهرهاى اسلامى، ساختن «دارالشفاء» و بیمارستان جزو مجموعه هاى مسجد رسم شد و یا مسجد جزو بیمارستان قرار گرفت تا ضمن شفاى جسمى، بیماران به شفاى روحى و روانى نیز بپردازند. براى نمونه، مى توان به نخستین بیمارستان در قرن دوم در بغداد،و بیمارستان «عضدى» در قرن چهارم به فرمان عضدالدوله دیلمىو بیمارستان «رى» اشاره کرد. (3)
وجه دیگرى که در این باره صحیح به نظر مى رسد آن است که بگوییم: انجام امور درمانى در مساجد مربوط به موارد اضطرار و ناچارى بوده است و در صدر اسلام، به دلیل نداشتن مکان مناسب براى نگه دارى و پرستارى از مجروحان،
از مساجد استفاده مى شده است؛ زیرا درمان جراحت معمولاً با خون ریزى همراه است و این با شأن و قداست مسجد سازگارى ندارد.
در انقلاب اسلامى ایران، مردم متدیّن با الهام از کارایى مساجد در صدر اسلام، به درمان مجروحان و تشکیل گروه هاى
پزشکى براى مداوا در سایر مکان ها غیر از مسجد، پرداختند، ولى تأمین هزینه ها و خدمات رسانى این گروه ها و سازمان دهى آن ها از طریق مساجد انجام مى شد.
کارکرد رسانه اى مسجد: ویژگى ارتباطى و اطلاع رسانى مسجد.
مسجد در تمام ابعاد، بر دیگر رسانه ها برترى دارد. از لحاظ تاریخى، تأسیس آن همزمان با تولّد بشر بر روى کره خاکى بوده و از این نظر که رسانه ها پایگاه هایى ارتباطى هستند، رسانه مسجد با ارتباط حضورى با مخاطبان و با توجه به اطلاع رسانى آن در زمینه تعالى آموزش و تربیت انسان ها، بر دیگر وسایل ارتباط جمعى امروزى برترى دارد؛ رسانه هایى که با ارتباطى غیرحضورى و تصنّعى مى کوشند با در دست گرفتن افکار عمومى، انسان ها را به عنوان یک ابزار در خدمت نهادهاى سیاسى و حکومت هاى قدرتمند درآورند. همچنین رسانه مسجد در سازمان دهى حرکت هاى اجتماعى و فرهنگ اسلامى، نقش عمده اى ایفا نموده است؛ چنان که در انقلاب اسلامى، حلقه واسط میان رهبرى انقلاب و مردم بود و نقش ارتباطى در این بین ایفا مى نمود.
از ویژگى هاى رسانه مسجد آن است که در عین حال که غیرگروهى و تشکیلاتى - به معناى مصطلح - است، از حالت تشکیلاتى برخوردار است و مخاطبان امکان ارتباط تشکیلاتى با یکدیگر مى یابند. این ارتباط به دلیل غیرسازمانى بودن، به شدت مردمى است و امکان بهره بردارى دشمن را به حداقل مى رساند. اما بعد ارتباطى رسانه مسجد عمیق تر است؛ زیرا با دل ها و افکار هماهنگ با هم سرو کار دارد و علاوه بر تأثیر بر افکار، در قلوب هم نفوذ دارد.
رسانه مسجد یک پایگاه ارتباطى سهل الوصول و در عین حال، مورد اعتماد و قابل دسترس براى همه مخاطبان و علاقه مندان است و مقابله حکّام جور با آن از نظر سیاسى، باید شکل علنى داشته باشد که همین موجب افشاى چهره غیردینى آنها مى شود، وگرنه در صورت مخفى بودن، کاربرد چندانى ندارد. (1)
مسجد همواره مهم ترین فضاى سیاسى جامعه اسلامى در طول تاریخ بوده است؛ زیرا اسلام دینى است که در آن رابطه اى مستقیم بین فعالیت هاى عبادى و سیاسى وجود دارد. این ارتباط به روش هاى متعدد قابل تصور و درک است که از آن جمله، مى توان به خطبه هاى نماز جمعه و تبیین مسائل حکومتى و سیاسى و مسائل مهم اجتماعى توسط خطیب جمعه اشاره کرد. مسجد پایگاه همه فعالیت هاى سیاسى جامعه اسلامى و در واقع، «دارالحکومه» آن بوده است. ملاقات هاى رهبران و نمایندگان خارجى و تصمیم گیرى هاى مهم در مساجد صورت مى گرفت و حرکت هاى سیاسى - اجتماعى از مسجد رهبرى و سازمان دهى مى شد. مسجد همواره بهترین سنگر براى مبارزه با کژى ها و انحرافات فکرى و اجتماعى در جامعه اسلامى بوده است.
سنّت پیامبر این بود که هرگاه مشکلات فکرى و ناهنجارى هاى اجتماعى پیش مى آمد، با حضور در مسجد و ایراد سخن به روشن نمودن افکار عمومى مى پرداخت. این سخنرانى ها معمولاً پس از نماز جماعت انجام مى گرفت وگاه با نداى « الصلاةُ جماعة» مردم را در مسجد جمع و حضرت سخنرانى مى کردند. (2)
خلاصه آنکه مساجد کانون مقبولیت احکام و بیعت با خلیفه اسلام بودند. امروزه «بیعت» به «انتخابات» تغییر نام یافته و با پیروزى انقلاب اسلامى ایران در ربع قرن گذشته، عمدتا انتخابات در مساجد برگزار شده است. برگزارى انتخابات در مسجد، در حقیقت بیعت با نظام اسلامى و حاکى از اسلامى و عبادى بودن این عمل، و اخذ آراء در جوّ سالم و آزاد مسجد نشان دهنده مقبولیت یک نظام دینى از سوى مردم است.
کارکرد عبادى مسجد: پرستش خدا و شکرگزارى به درگاه او در مسجد.
مسجد با ویژگى ها و شرایط مخصوص به خود، مناسب ترین مکان براى حضور در درگاه الهى و شکرگزارى از اوست. پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله از نخستین روزهایى که دعوت به اسلام را به صورت آشکارا مطرح ساختند، از کعبه و مسجدالحرام (اولین مسجد ساخته شده بر روى کره زمین) به عنوان پایگاه عبادت استفاده مى کردند و در آن به قرائت قرآن و مناجات با خدا و اقامه نماز مى پرداختند. شواهد تاریخى حاکى از آن است که پیامبر مسلمانان را ترغیب و تشویق مى نمودند تا به مسجد رفت و آمد کنند و از برگزارى نمازهاى پنج گانه در مساجد بدون عذر تخلّف نورزند. این تأکیدات تا آن حد هستند که خوددارى از حضور در مساجد از روى بى اعتنایى، نوعى روى گردانى از سنّت پیامبر و موجب عدم قبول عبادات به شمار مى آید. (1)
نصوص وارد شده از معصومان علیهم السلام بر اقامه نماز در مسجد، بمخصوص به جماعت، تأکید فراوان دارد و براى این عمل، آثار و برکات دنیوى و اخروى ذکر مى کند.
از دیگر سو، قرآن کریم از هر کسى که به این نقش بنیادین مسجد - یعنى عبادت
1) . الکافى، ج 3 ، ص 373 ، ب «فضل الصلاة فى الجماعة» / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 24 ، ب «فضل الجماعة» و ص 248 ، ب «فضل المساجد و الصلاة فیها و...» / بحارالانوار، ج 85 ، ص 1 ، ب «فضل الجماعة و عللها» / سیماى مسجد، ج 2 ، فصل پنجم ص 54 - 57 .
و پرستش - آسیب برساند به عنوان «ظالم» یاد مى کند: « و مَن أظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مساجدَ اللّه أن یُذکَرَ فیها اسمُهُ و سَعَى فى خَرابِها»؛ (1)کیست ستم کارتر از آن کسى که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى مى کند و سعى در ویرانى آن ها مى نماید؟!
کارکرد عبادى مسجد وقتى جنبه سیاسى - عبادى به خود مى گیرد، همچون برپایى نماز جمعه، شکوه و عظمت بیشترى پیدا مى کند و بیدارى و آگاهى و قدرت و همبستگى و یکپارچگى امّت مسلمان را به سران کفر و استکبار یادآورى مى نماید. سنّت برپایى نماز جمعه از مسجدالنبى آغاز شد و سپس به مساجد جامع و مرکزى شهرها و بلاد اسلامى توسعه یافت. این فریضه در زمان خلفاى راشد و امامت امام على علیه السلام و امام حسن مجتبى علیه السلام رواج داشت، ولى پس از آن با انحراف از جایگاه واقعى اش، روز به روز کم رنگ تر گردید و با ظهور انقلاب اسلامى ایران، با همان عظمت و شکوه و ویژگى هایى که داشت، احیا گردید. (2)
کارکرد فرهنگى مسجد: تحقق فرهنگ ناب اسلامى و ترویج آن در مسجد.
مسجد مرکزى فرهنگى است که مردم را در شبانه روز، پنج نوبت (یا دست کم سه نوبت) به سوى خود فرامى خواند و فرهنگى را ارائه مى دهد که به جاى تکیه بر امتیازهاى ظاهرى و اختلاف هاى قومى، بر ویژگى هاى مشترک تأکید ورزیده، ارزش هاى اجتماعى مشترک انسان ها را در قالب فطرى و الهى حیات مى بخشد. این جهت دهى از روزهاى آغازین صدر اسلام، در سخنرانى ها و گفت وگوهاى علمى - فرهنگى پیامبر با مردم و سران قبایل گوناگون آغاز شد و معیارهاى جدیدى براى بشریت به ارمغان آورد که مهم ترین آن ها ارزش گذارى بر مبناى تقوا و پرهیزگارى است.
همچنین پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله افرادى را که پرورش یافته مکتب فرهنگى خود او بودند براى ارائه راه و روش و فرهنگ صحیح اسلام به مردم در مناطق و مساجد مى گماشتند. از جمله این چهره هاى فرهنگى، مى توان عبداللّه بن امّ مکتوم، عبداللّه بن رواحهو معاذ بن جبلرا نام برد. پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله افرادى را نیز براى تعلیم معارف دینى، قرآن و سنّت، به بلاد گوناگون اعزام مى کردند. این افراد با سختى هاى فراوان، به تبلیغ فرهنگ اسلام مى پرداختند. فاجعه «بئر معونه»، که در آن چهل یا هفتاد نفر از مبلّغان با نیرنگ دشمنان اسلام به شهادت رسیدند و همچنین کشته شدن سپاه تبلیغ به رهبرى کعب بن عمیر غفارىدر سرزمین «ذات اطلاح» از صفحات سیاه تاریخ است. (1)
از دیگر فعالیت هاى فرهنگى مسجد، وجود کتاب و کتابخانه در مسجد است. عدم دست رسى مسلمانان به کاغذ و محدود بودن افراد با سواد، امکان تهیه قرآن را در صدر اسلام دشوار ساخته بود. از این رو، در جهت حفاظت از قرآن هاى دست نویس و امکان استفاده عمومى، این نسخ در مساجد نگه دارى مى شد. به دنبال گسترش علوم قرآنى و ازدیاد کتب، نگه دارى آن ها
در داخل مسجد دشوار گردید. به همین دلیل، در قرون بعد، مکانى به عنوان «کتاب خانه» در کنار مساجد ساخته شد. (2)
(ر. ک. کتابخانه هاى مساجد.)
کارکرد قضائى مسجد: دادخواهى و حلّ و فصل اختلافات و منازعات مردم در مسجد.
به شهادت تاریخ، مسجد نخستین مکانى است که پیامبراکرم صلى الله علیه و آله در آن به قضاوت و دادخواهى و حل و فصل اختلافات، منازعات و صدور احکام قضائى پرداختند و مکان دیگرى جز مسجد براى قضاوت آن حضرت نقل نشده است.
قضاوت پس از نبى مکرّم صلى الله علیه و آله همچنان
در مسجد انجام مى شد و این امر به قدرى رایج بود که جایگاه قضاوت امام على علیه السلام در مسجد کوفه به «دکّة القضاء» شهرت یافته و همچنان باقى است. مؤیّد این سخن بر جواز قضاوت در مسجد، روایتى از امام على علیه السلام است که به سایر قضات دستور مى دهد تا در مسجد به قضاوت بنشینند: « یا شریح، اِجلس فى المسجدِ فإنّه اعدّلُ بَینَ النّاس، فانَّه وهنٌ بالقاضى أن یَجلسَ فى بیته»؛ (1)اى شریح! در مسجد قضاوت کن که این عمل براى عدالت بین مردم بهتر است. نشستن در خانه و قضاوت کردن موجب وهن قاضى است.
با گسترش جمعیت مسلمانان و کثرت منازعات و اختلافات، سازمان هایى به امر قضا در جامعه اسلامى پرداختند. پس از برقرارى نظام جمهورى اسلامى ایران، قوّه قضائیه، یکى از قواى سه گانه نظام حکومتى، این امر را برعهده گرفت. امروزه جلسات شوراهاى حلّ اختلاف با نظارت قوّه قضائیه نیز در مساجد تشکیل مى گردد.
لازم به ذکر است که برخى از علما قایل به کراهت قضاوت در مسجد هستند. (2)
(ر. ک. حبس در مسجد / اجراى حدّ در مسجد.)
کارکرد مدنى مسجد: تأثیر مسجد بر شهرنشینى و مسائل اجتماعى آن.
مهم ترین بخش از کارکرد مدنى مسجد آن است که پایه و اساس شهر شدن و مدنیت مکانى خاص، وجود مسجد در آن است. از رسول گرامى صلى الله علیه و آله روایت شده است که مى فرماید: روستا به جایى گویند که جمعه و جماعت و مسجد ندارد. (3)
از این رو، مسلمانان در تأسیس شهرهاى جدید، اولین مکانى که مى ساختند، مسجد بود؛ مثل شهرکوفه که اولین شهرى است که مسلمانان آن را از پایه بنا کردند
و مسجد اولین بناى آن شهر بود. (1)همچنین یثرب پس از ورود پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و ساخت اولین مسجد در آن، به «مدینه النبى» تبدیل شد.
از کارکردهاى مدنى مسجد، دفاع و پاس دارى از حریم شهر است که مسلمانان با مرکزیت آن، به این مهم مى پرداختند. (2)همچنین مى توان تنظیم رفتارهاى شهروندان و نحوه تعامل با یکدیگر، برطرف کردن معضلات شهرى همچون، بزه کارى، حاشیه نشینى، تکدّیگرى، عدم رعایت بهداشت و مرکز بودن مسجد براى شوراى شهر را از کارکردهاى مدنى مسجد برشمرد. بدین روى، رسول گرامى صلى الله علیه و آله به کمک مسجد، شهر اسلامى را مدیریت مى کرد و مدیریت شهرى را به عهده داشت.
کارکرد نظامى مسجد: تعلیم نظامى و تشکیل سپاه اسلام و اعزام به جبهه ها از مسجد.
پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله در طول 23 سال رسالت خویش، پیوسته در حال مبارزه و جنگ هاى کوچک و بزرگ با دشمنان داخلى و خارجى بود، به گونه اى که مسلمانان در طول دوران ده ساله حضور پیامبر در مدینه، بیش از هفتاد جنگ و درگیرى نظامى داشتند. به شهادت تاریخ، مسجد مهم ترین نقش را در حوزه نظامى داشته است. این مکان مقدّس جایگاه تشکل سپاهیان اسلام و معرفى فرماندهان سپاه و آموزش نظامى به سربازان و اعزام آنان به سوى جبهه ها بوده است. گفت وگوها و مشورت هاى نظامى در مسجد صورت مى گرفت و هنگام احساس خطر، سپاهیان اسلام در مسجد گردهم مى آمدند و سیاست هاى دفاعى را سامان دهى مى کردند. به همین دلیل، مى بینیم نقطه حرکت سپاه اسلام در بسیارى از جنگ ها مسجد بوده است. آثار سازنده گرد آمدن در چنین مکانى، هنگام حرکت به سوى دشمن روشن و آشکار مى گردد. (3)
در انقلاب اسلامى ایران نیز حرکت هاى نظامى همچون ترور منصوراز مسجد هدایت مى شد. (1)در سالیان پس از پیروزى انقلاب اسلامى و دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق، از مساجد به عنوان پایگاه هاى اعزام و پشتیبانى، جنگ استفاده مى شد.
کارکرد مسجد: کارایى هاى مسجد (از صدر اسلام تا به امروز).
«کارکرد» [رْکَ یا کِ] اسم مصدر و در لغت، به معانى کار کردن و عمل، کار و کردار و فعل و رفتار، کارى که انجام یافته است، اندازه و مقیاس کار انجام شده آمده است. (2)
مساجد در صدر اسلام، داراى کارکردهاى گوناگون عبادى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، آموزشى، تربیتى، ادبى، تبلیغى، درمانى، اقتصادى و قضائى بودند. در قرون گذشته، برخى از این کارکردها با توجه به شرایط و موقعیت هاى گوناگون، تقویت و یا تضعیف و یا به طور کلى، حذف شده است. قریب یک قرن پس از ظهور اسلام، کارکرد عمده و اساسى مسجد فقط به جنبه عبادى آن منحصر گردید. با شروع مبارزات امّت اسلامى، بسیارى از مساجد احیا و فعّال گردید و بسیارى از کارکردها همچون صدر اسلام به مساجد بازگشت، به گونه اى که مساجد نقش اساسى و عمده اى در پیروزى انقلاب اسلاى ایران ایفا کردند. با تأسیس نهادها و سازمان هاى گوناگون طىّ سالیان اخیر، برخى از کارکرد مساجد به آنها واگذار گردید و عملاً کارکردهاى مسجد به جنبه هاى ویژه اى همانند برگزارى نماز جماعت، سخنرانى در ایّام گوناگون و برگزارى مراسم وفیات تخصیص و تقلیل یافت.
کارکرد هنرى مسجد: پخش فیلم و اجراى نمایش، سرود و موسیقى در مسجد.
از جمله مباحث فقهى جدید در باره مسجد، بحث در باره فعالیت هاى هنرى همچون پخش فیلم و اجراى نمایش، موسیقى و سرود در مساجد است.
به دلیل آنکه مساجد خانه هاى خدا بر روى زمین هستند (1)و از عظمت و بزرگى خاصى برخوردارند، بنابراین، ما از انجام هرگونه فعالیتى در مسجد که به جایگاه عبادى آن ضرر و زیان برساند، منع شده ایم. (ر. ک. کارکرد عبادى مسجد.)
امااز سوى دیگر،در روایات و احادیث، هیچ گونه اشاره مستقیمى به این مباحث نشده است. به همین دلیل، حکم موارد مزبور را باید از راه مراجعه به فقها و مراجع تقلید به دست آورد.
در باره پخش فیلم هاى سینمایى، که از سوى وزارت ارشاد اسلامى تأیید شده، فرموده اند: جایز نیست مسجد را به مکان نمایش فیلم هاى سینمایى تبدیل کنند، ولى نمایش فیلم در وقت نیاز، با هماهنگى امام جماعت مسجد، مانعى ندارد. (2)
بى تردید، پخش فیلم ها و اجراى نمایش هایى که سازنده و مروّج اخلاق اسلامى باشد، از جمله فیلم ها و نمایش هایى که تاریخ امامان معصوم علیهم السلام را بدون تحریف عرضه مى کند، در مسجد نه تنها مانعى ندارد، بلکه مطلوب هم هست؛ زیرا به دلیل جاذبه اى که براى مؤمنان، به ویژه جوانان، دارد آن ها را بهتر با زندگى آنان آشنا مى کند. اما ارائه فیلم ها و نمایش هایى غیر از این نوع، در صورتى که مضمون انحرافى داشته باشد حرام، و در صورتى که مضمون انحرافى نداشته، ولى از محتواى سازنده نیز تهى باشد، مکروه است.
بنابراین، حکم برگزارى شب خاطره و قصه و امثال این ها نیز از حکم مزبور روشن مى شود.
اما در باره موسیقى هاى شاد به مناسبت
میلاد ائمّه اطهار علیهم السلام در مسجد فرموده اند: روشن است که براى مسجد، جایگاه شرعى خاصى است. چنانچه پخش موسیقى در مسجد مناسب جایگاه و احترام مسجد نباشد حرام است، حتى اگر موسیقى غیرمطرب باشد. (1)
حکم مزبور شامل مصلاّ و نمازخانه هایى که در حکم مسجد نیست، نمى شود.
کانون فرهنگى در مسجد: تأسیس کانون فرهنگى در مسجد و قرار دادن فضایى از مسجد براى برگزارى فعالیت هاى آن.
مسجد با داشتن شرایط و ویژگى هاى خاص خود، مى تواند از جمله عوامل جذب جوانان به مسجد باشد. گستردگى فعالیت ها و امکانات مسجد از نقاط قوّت آن است. امروزه با توجه به ابزارها و شیوه هاى نوین فرهنگى و تحوّلات عمده در مسائل علمى - آموزشى، مساجد بدون امکانات و فعالیت هاى گوناگون و عدم اختصاص فضاى مناسبى در این جهات، توان رقابت با سایر مراکز نخواهند داشت. بنابراین، مساجد باید تا حدّ امکان، به امکانات فرهنگى مجهّز باشند.
یکى از فضاهایى که ایجاد آن در مسجد موجب جذب نسل جوان مى گردد، ایجاد کانون فرهنگى در مسجد است. مدیریت صحیح و برنامه ریزى از سوى مسئولان و رابطان مسجد براى جذب امکانات، هم براى جوانان مفید است و موجب جذب آنان مى شود و هم براى جامعه سودمند است.
برگزارى کلاس ها و مسابقات قرآن و معارف و احکام اسلامى، نویسندگى، نقاشى، خطّاطى، طرّاحى، برگزارى اردوهاى زیارتى و سیاحتى و کلاس هاى آموزشى از جمله فعالیت هایى است که کانون فرهنگى در کنار سایر کارکردها در مسجد بر عهده دارد. (2)
البته لازم به ذکر است که فعالیت هاى کانون فرهنگى مسجد و ایجاد فضا
و موقعیت در مسجد براى این منظور، نباید مغایر اهداف اولیه تأسیس مسجد باشد و به شأن مسجد ضررى برساند.
(ر.ک. کارکرد عبادى مسجد / کارکرد فرهنگى مسجد.)
کتاب خانه مسجد: محلى در مسجد که کتاب ها را با نظم و ترتیب خاصى در قفسه ها مى چینند.
علم آموختن، کتاب و کتاب خوانى در اسلام، به سال هاى نخستین دین اسلام برمى گردد. مسلمانان در مکّه، پس از نزول هر سوره، آن را مى نوشتند و به یکدیگر مى آموختند. به این صورت، کتاب وحى را بارها استنساخ کردند. که این کوشش چنان با اشتیاق انجام مى گرفت که به تدریج، کلمات قرآن وسیله آموزش و خواندن و نوشتن زبان عربى شد. استنساخ گسترده کتاب وحى این امکان را فراهم آورد که بسیارى از مسلمانان به داشتن یک نسخه از قرآن یا بیشتر، یا بخش هایى از آن، موسوم به «جزء» یا «حزب» مباهات کنند.
اطمینان به حفظ کتاب وحى هنگامى حاصل شد که جوامع اسلامى دریافتند کتاب مقدّس آن ها به محلّى دایمى نیاز دارد که مؤمنان همواره آسان و مطمئن به آن دست رسى داشته باشند. مسجد، که بیش از هر نهاد اجتماعى دیگرى این نیاز را برآورده مى کرد، بى تردید بهترین انتخاب بود. این نتیجه از آن به بعد تمجید شد، به گونه اى که در سراسر قلمرو اسلامى، مساجد کوچک و بزرگ پر از نسخه هاى فراوان از تمام یا بخشى از قرآن شدند. (1)
علاوه بر قرآن کریم، صحابه و یاران پیامبراکرم صلى الله علیه و آله احادیث پیامبر را نیز مى نوشتند و به صورت جزوه و کتاب درمى آوردند. ابن سعدنقل مى کند: عبداللّه بن عمرواز رسول خدا صلى الله علیه و آله اجازه خواست که احادیث و سخنان آن حضرت را بنویسد و پیامبر به او اجازه داد و او مجموعه اى نوشت و آن را صحیفه صادقه نامید. (2)
بیشتر مساجد جامع، که عمدتا در وسط مراکز مهم جمعیتى قرار مى گرفت، ابعاد فرهنگى، اجتماعى و سیاسى داشت. بنابراین، مى توان ادعا کرد که ایجاد کتاب خانه در مساجد جامع، با نقش آن ها به عنوان محل اجتماعات همگانى و الهى سازگار بوده است. کتاب خانه هاى زیادى در مساجد به وجود آمدند که بدون توجه به اندازه و محل قرار گرفتنشان، «مکتبه» یا «خزانة المصاحف» نامیده مى شدند. هرگاه مسجد یا کتاب خانه مسجدى تأسیس مى شد، مرسوم بود نسخه هایى از تمام قرآن یا بخش هایى از آن به مسجد یا کتاب خانه اهدا مى شد. (1)روند اهداى کتاب و احداث کتاب خانه آن گاه به صورت جدّى مطرح شد که برخى از عالمان و فقیهان هنگام مرگ کتاب هایشان را وقف مساجد مى کردند.
روت استل مورن مکتسن، که تلاش قابل ملاحظه اى را صرف مطالعه ابعاد گوناگون کتاب خانه دارى اسلامى و عربى کرده است، مى نویسد: کتب اهدا مى شد و بسیارى از دانشمندان کتاب خانه خود را وقف مسجد شهر مى کردند تا هم مطمئن باشند که کتاب خانه شان محفوظ مى ماند و هم کتاب ها در دسترس همه دانش آموختگان، که به کتاب خانه مراجعه مى کنند، قرار مى گیرد. کتاب هایى که با زحمت فراوان استنساخ و به بهاى زیاد خریدارى مى شد ارزش محافظت را داشت. صاحبان این کتب آن ها را وقف مساجد، حرم ها و مدرسه ها مى کردند تا از آن ها مراقبت شود و در دسترس دانشمندان دوره هاى بعد قرار گیرد. (2)
یاقوت حموىبه هنگام مرگ در سال 626 ق، کتاب هایش را وقف حرم زیدى (مسجد زید) در خیابان دینار بغداد کرد. (3)
از کتاب خانه هاى مهم دنیاى اسلام، کتاب خانه «مسجد الحرام» است. «این کتاب خانه فهرستى داشت که عنوان ها و نویسندگان نسخه هاى خطى موجود در آن ها را فهرست بندى کرده بود. این فهرست، که تاریخ تألیف آن ذکر نشده
است، مشخص مى سازد که این کتاب خانه از بعضى عنوان ها بیست نسخه یا بیشتر داشت». (1)
کتاب خانه «مسجدالنبى» کتاب هایى داشت که حکّام و پادشاهان و علماى ثروتمند در مراحل گوناگون تاریخى، آن ها را وقف کرده بودند. در سال 580 ه دو گنجینه بزرگ از کتاب ها و قرآن هاى وقفى در آن وجود داشت. (2)
در باره کتاب خانه مسجد «جامع مرو»، یاقوت حموى، که در سال 616 ق در مرو بود، مى نویسد: در آنجا ده کتاب خانه است که دو تا از آن ها در مسجد جامع است که مانند آن ها در دنیا ندیده ام. نام یکى از این دو، کتاب خانه «عزیزیه» است؛ زیرا آن را شخصى به نام عزیزالدین ابوبکر عتیق زنجانىوقف کرده است که در آن، قریب دوازده هزار جلد کتاب وجود دارد، و نام کتاب خانه دیگر مسجد جامع «کمالیه» است. من در باغ و بستان علم و ادب مى چمیدم و گل ها و میوه ها را مى چیدم، تا آنجا که مهر زن و فرزند و شهر و پیوند فراموشم شده بود. متأسفانه این گنجینه گران قدر و دیگر کتاب خانه هاى مرو و نیز همه مساجد، مدارس و بناها به وسیله تهاجم ویرانگر مغولان نابود گردید و بدین سان، بسیارى از آثار علمى و تمدن اسلامى در شرق، طعمه آتش شد و اگر این اتفاق نمى افتاد تا آخر عمر در آنجا مى ماندم. (3)
از دیگر مساجدى که داراى کتاب خانه هاى مهم و قابل توجه بوده، مى توان مسجد «جامع اصفهان»، «جامع اموى» دمشق، «جامع بغداد»، مساجد قاهره، «جامع نیشابور»، «جامع زیتونیه» در دمشق، «جامع بخارا» و جوامع سمرقند، رى، نجف و کربلا را نام برد.
بنابراین، با توجه به اهمیت نقش مساجد در دنیاى اسلام، مى توان به نقش کتاب خانه هاى مساجد در کنار کارکرد آموزشى مسجد، در ارتقا و رشد فرهنگ جامعه اسلامى پى برد.
(ر.ک. کارکرد آموزشى مسجد.)
کتیبه هاى مسجد: آیاتى از قرآن و احادیث و اذکارى که بر دیوار مسجد مى نویسند.
«کتیبه» در لغت، عبارت است از: «آنچه به خط جلى نسخ یا نستعلیق و یا به خط طغرا و یا به خط کوفى بر در و دیوار مساجد و مقابر و اماکن متبرکه یا سردر دروازه امرا و بزرگان نویسند و یا نقش کنند.» (1)
مساجد در صدر اسلام بسیار ساده بود، ولى با گذشت زمان، آیاتى از قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام و تصاویرى بر در و دیوار مساجد نقش بست از این رو، در این باره از ائمّه اطهار علیهم السلام سؤال شد. على بن جعفر، برادر امام هفتم، مى گوید: از موسى بن جعفر علیه السلام درباره نوشتن آیاتى از قرآن یا سایر جملات و کلماتى که یاد و ذکر خداوند است بر قبله مسجد سؤال کردم، ایشان فرمود: اشکالى ندارد. (2)طبق تحقیقى که انجام شده است، تنها فقیهى که روایت مزبور را ذکر مى کند، صاحب جواهراست. ایشان مى فرماید: کتابت قرآن بر دیوار مسجد از موارد نقاشى (تصاویر) در مسجد نیست و حکم آن را ندارد. وى به روایت مزبور بر جواز کتابت استناد مى کند. (3)
حال که کتابت آیات و روایات اهل بیت علیه السلام بر دیوار مسجد جایز است، بهتر است هنرمندان و نقاشان اسلامى در هنگام کتابت و نقش، اصول و ضوابطى را رعایت کنند؛ از جمله این ضوابط عبارت است از:
1 . تا حدّ امکان، زیبا و خوانا بنویسند و فقط آراستن مسجد هدف نباشد.
2 . با توجه به اختلاف زبان ها در کشورهاى اسلامى، کتیبه ها به زبان رایج نوشته شود تا براى عموم مراجعه کنندگان قابل استفاده باشد.
3 . جملات کتیبه متناسب با مکانى که در آن نصب مى شود انتخاب گردد؛ مثلاً، بر بالاى در ورودى دعاهاى آداب ورود
مسجد نوشته شود.
4 . تا حدّ امکان، سادگى مسجد حفظ گردد.
5 . هدف از کتابت، رهایى از غفلت و هواى نفس و توجه به یگانه معبود عالم خداى متعال باشد، نه فقط زیبا کردن مسجد. گاهى مشاهده مى شود به اسم هنر و زیبایى، عبارات کتیبه بسیار شلوغ و ناخواناست و به سختى مى توان آن را خواند. این موضوع بیشتر سبب غفلت و حواس پرتى مى گردد تا توجه به خداى متعال.
(ر. ک. نقاشى مسجد.)
کنگره ساختن بر مسجد: ساختن اشکالى مانند مثلث و مربع در فواصل معیّن در انتهاى دیوار مسجد.
«کُنگُره» (به ضم کاف و گاف) در لغت، به معناى دندانه، دندانه سر دیوار و لبه دندانه دار بالاى کاخ ها آمده است. (1)در زبان عربى، از آن به «ُشرَف» (به ضم شین و فتح راء) تعبیر شده و مقصود از آن اشکالى است که بر بالاى دیوار و قسمت انتهایى آن با فاصله هاى معیّن از یکدیگر ساخته مى شود. (2)
در روایات، از کنگره ساختن براى مسجد نهى شده است و دستور داده شده که مساجد را صاف و بدون کنگره بسازند. (3)
در روایتى از امام على علیه السلام آمده است:
وقتى حضرت چنین مسجدى را مشاهده کردند، فرمودند: این مسجد مانند معابد یهود و نصاراست. مساجد را باید صاف و بدون کنگره بسازید. (4)
نهى از کنگره ساختن به حدّى جدّى گرفته شده است که شیخ مفیددر الارشاداز امام باقر علیه السلام نقل مى کند که فرمود: هنگامى که قائم آل محمّد قیام کند، کنگره هر مسجدى را بر روى زمین ویران مى کند. (5)
فقها با استناد به این روایات، فتوا داده اند
که مکروه است مساجد داراى کنگره باشد. (1)
کودکان در مسجد: حضور بچه ها (پسر یا دختر) در مسجد.
در برخى روایات اسلامى، دستور داده شده است تا از آوردن کودکان به مسجد اجتناب شود: « جنّبوا مساجدَکم صبیانکم»؛ (2)از آوردن کودکان به مسجد اجتناب کنید. در اینکه نهى وارد شده عمومیت دارد و شامل همه کودکان مى شود یا خیر، بسیارى از فقها با توجه به روایت، حکم به کراهت کرده اند. (3)
شهید ثانىدر مسالکو روض الجناندر تفسیر و توجیه این روایت مى نویسد: سزاوار است که مقصود از کودک، کودکانى باشد که اطمینان به پاک بودن آنان نیست و ممکن است مسجد را آلوده کنند. اما کودکانى که به تمیزى و طهارت آنان مطمئن هستیم مستحب است که آنان را براى نماز در مسجد تمرین دهند و راه دادن آنان به مسجد کراهتى ندارد. (4)صاحب جواهردر توجیه و تفسیر روایت مزبور، علاوه بر بیان ذکر شده اضافه مى کند: حضور کودکان در مسجد همراه با بازى هاى خاص آن دوران بوده و این با عظمت و کرامت مسجد منافات دارد و یا موجب اذیت نمازگزاران مى شود. از این رو، حکم به کراهت اولى است. (5)
بنابراین، نهى رسیده در روایات براى کودکانى است که ممکن است مسجد را نجس و یا براى دیگر مؤمنان ایجاد مزاحمت نمایند، ولى کودکانى را که داراى درک و شعور هستند باید با مسجد مأنوس کرد و بذر محبت و انس با خانه خدا را در دل هاى آنان کاشت.
1) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / تحریرالأحکام، ج 1 ، ص 54 / المهذّب، ج 1 ، ص 77 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 107 .
2) . من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 237 ، ح 715 / التهذیب، ج 3 ، ص 254 ، ح 22 .
3) . المعتبر فى شرح المختصر، ج 2، ص 452 / مصباح الفقیه، ج 2 ، ص 707 / الذکرى، ص 156 / المبسوط فى فقه الامامیه، ج 8 ، ص 7 - 8 / مختلف الشیعة، ج 8 ، ص 358 .
4) . مسالک الافهام، ج 1 ، ص 329 / روض الجنان، ص 236 .
5) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 113 .
گذرگاه قرار دادن مسجد: عبور از فضاى مسجد بدون خواندن نماز.
بسیارى از مساجد داراى دو یا درهاى متعدد براى ورود و خروج نمازگزاران هستند؛ همانند بیشتر مساجدى که در بازار بنا شده اند. برخى افراد براى سرعت در انجام کارهاى روزانه خود، از یک درِ مسجد داخل و از درِ دیگر خارج مى شوند و گویا با این کار، مسجد را در حدّ یک کوچه و خیابان تنزّل داده اند که این عمل، با عظمت و قداست مسجد مناسبت ندارد. (1)از این رو، در روایات از گذرگاه قرار دادن مساجد نهى شده است.
امام صادق علیه السلام به نقل از اجدادش از پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید: مساجد را گذرگاه و محل عبور قرار ندهید، مگر اینکه دو رکعت نماز در آن بجاى آورید. (2)
پس اگر انسان در هر مرتبه که از مسجد مى گذرد، دو رکعت نماز بخواند این نهى و کراهت از بین مى رود. در روایت دیگرى، یکى از علایم مردم آخرالزمان «گذرگاه قرار دادن مساجد» است. (3)
فقها با استناد به روایات، بخصوص روایاتِ «تحیّت مسجد»، محلِ عبور قرار دادن مسجد را مکروه دانسته اند، (4)
گرچه برخى از فقها مى گویند: اگر با این فعلِ مذموم (گذرگاه قرار دادن مساجد) مسجد از صورت مسجدیت خارج شود حرام است. (1)
گم شده در مسجد: آگاهى دادن از اشیاى گم شده یا طلب کردن آن ها در مسجد.
از جمله امور مکروه در مسجد این است که انسان اشیاى گم شده را به قصد یافتن صاحبان آن ها در مسجد اعلام نماید، یا چنانچه گم شده اى دارد در مسجد آن را طلب نماید تا اگر کسى یافته است به وى بازگرداند. این بحث در کتب فقهى تحت عنوان «انشادالضّالة» آمده است.
«انشاد» به تصریح لغویان از لغاتى است که دو معنا دارد؛ یعنى هم به معناى اعلام اشیاى گم شده است و هم به معناى طلب شى ء گم شده؛ چنان که لسان العربمى نویسد: «نشدالضّالة ینشدها، نشدة و نشدانا: طلبها و عرّفها.» (2)
بر اساس روایات موجود در منابع حدیثى فریقین، این عمل مورد نهى و نکوهش قرار گرفته است. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وقتى شنیدند که مردى در مسجد اعلام مى کند چیزى گم کرده است تا چنانچه کسى پیدا کرده به او بازگرداند، نفرین کردند و فرمودند: به او بگویید خدا گم شده ات را به تو برنگرداند! مسجد را براى این گونه کارها نساخته اند. (3)و در نقل دیگر فرمودند: مساجد براى عبادت و ذکر خدا و نماز ساخته شده است. (4)
فقها و علماى شیعه و اهل سنّت در کراهت این عمل، به روایات مزبور تمسّک جسته اند. (5)مرحوم صاحب جواهرکراهت
1) . الحدائق الناضرة، ج 7 ، ص 258 .
2) . لسان العرب، ج 3 ، ص 421 / القاموس المحیط، ج 1 ، ص 341 .
3) . من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 237 ، ح 714 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 115 ، ح 473 / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 252 ، ح 765 و 766 و 767 .
4) . المبسوط، ج 8 ، ص 87 .
5) . تذکره الفقهاء، ج 2 ، ص 259 / مسالک الأفهام، ج 12 ، ص 541 / مدارک الأحکام، ج 4 ، ص 401 / الحدائق الناضره، ج 7 ، ص 287 .
را به پنج روایت مستند مى نماید. (1)براساس این روایات، علت نهى آن است که انجام این امور با شأن و عظمت مسجد سازگارى ندارد، وگرنه اعلان اشیاى گم شده - فى نفسه - هیچ کراهتى ندارد، بلکه در برخى موارد، معرفى و اعلام اشیاى گم شده واجب است. البته براى رفع کراهت مزبور، سزاوار است که در کنار درهاى ورودى مسجد، هنگام ورود و خروج این مطلب را اعلام کنند. (2)بعید نیست که فقهاى عظام با استناد به این روایات فتوا داده باشند که چنانچه افراد از بلندگوى مسجد براى
آگاهى دادن به اشیاى گم شده یا پیدا شده استفاده نمایند، باید پول مصرفى برق آن را بدهند. (3)
گناه در مسجد: نافرمانى و معصیت خدا هنگام حضور در مسجد.
اعمال و رفتار زشت و انجام هرگونه گناهى - کوچک یا بزرگ - به طور کلى مذموم و ناپسند است و چنانچه این گناه در فضا و مکان مقدّسى مثل مسجد صورت گیرد، بدتر است؛ چرا که آثار ارزشمند عبادت و پرستش را از بین خواهد برد. بر این اساس، در متون روایى سفارش شده است که از انجام گناه در این مکان مقدّس خوددارى کنید و برخى از مصادیق گناه نیز ذکر شده است.
امام صادق علیه السلام از جدّ بزرگوارش نبىّ مکرّم صلى الله علیه و آله نقل مى کند که حضرت فرمودند: نشستن در مسجد به انتظار برپایى نماز عبادت است، البته تا زمانى که حدثى از شخص صادر نشود. گفته شد: اى رسول خدا صلى الله علیه و آله مراد از «حدث» چیست؟ حضرت فرمودند: غیبت کردن. (4)
در روایت دیگرى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: سخن گفتن به زور و ظلم در مسجد اعمال نیک انسان را
مى بلعد، آن گونه که چهارپا علف را. (1)
در برخى دیگر از روایات، از سخنان بیهوده و سخن گفتن درباره امور دنیوى و مسائل مادى نهى شده است. (ر.ک. امور دنیوى در مسجد.) در برخى دیگر، نشستن لغو و بیهوده در مسجد مورد نکوهش قرار گرفته است. (ر.ک. نشستن بیهوده در مسجد.)
هرچند گناهانى از قبیل غیبت کردن، ظلم و پرداختن به امور دنیوى در روایات ذکر شده، ولى روشن است که ذکر این موارد هیچ خصوصیتى ندارد و انجام هر گناهى در مسجد جایز نیست.
گنبد: فضایى دایره اى شکل در بالاى شبستان مسجد.
ساختمان بیضى شکل از خشت و آجر و گچ و مانند آن بر فراز هر عمارتى ساخته شود، «گنبد» (2)یا «گنبذ» (3)نامیده مى شود. آن را در زبان عرب «قُبّه» (4)و در فرانسه، «کوپل» مى نامند. (5)
مساجد اولیه اسلام به صورت شبستان و فاقد سقف بود و از پیشوایان دینى در جانب نفى یا اثبات، توصیه خاصى نداریم؛ زیرا در زمان آن بزرگواران، ساخت گنبد رایج نبود و تنها به این دلیل که ساخت و ساز چیزى در زمان معصومان علیهماالسلام رایج نبوده، نمى توان آن را «بدعت» شمرد. از این رو، دلیلى بر کراهت یا حرمت گنبدسازى براى مسجد در دست نیست.
ساخت گنبد در معمارى پیش از اسلام سابقه داشته است و نخستین گنبدى که در سرزمین هاى اسلامى در روزگار امویان بین سال هاى 72 و 78 ق، توسط عبدالملک بن مروانو با شرکت معماران روم و عرب
ساخته شد، (1)«قبهُ الصخره» است. (2)که هزینه خراج هفت سال مصر بود و طرح و اجزاى معمارى داخل و نماى بیرونى آن از سنّت معمارى هنر «بیزانس»، «مدیترانه اى» و «ایرانى» اقتباس شده است. (3)
دومین گنبد در زمان ولید بن عبدالملکدر «جامع اموى» دمشق با الهام از هنرهاى معمارى خارجى و معماران ایرانى، هندى و مغربى و رومى بنیاد گردید (4)و از معروف ترین گنبدها مى توان «قبّة الصخره»، «قبّة الخضرى»، «گنبد قابوس» و «سلطانیه» را نام برد.
عواملى همچون فرهنگ مناطق و ملل، شرایط زیست محیطى، استفاده از عناصرى همچون نور و رنگ، پیشرفت علم معمارى، ایجاد فضایى ساده، روحانى و معنوى، زیبایى شناسى و تأثیرات معنوى و حکمت و عرفان وجود گنبد، در نوع گنبد و زیبایى آن تأثیرگذار بوده است.
گنبد از دو پوشش، درونى (آهیانه) و برونى (خُود)، و هر کدام از این دو از «ضرس» و «نما» تشکیل شده و شیوه قرارگیرى «خُود» و «آهیانه» هم بر سه نوع است: دو پوسته پیوسته؛ مانند مسجد «شیخ لطف اللّه » اصفهان، دو پوسته میان تهى؛ مانند مسجد «جامع» اردستان، و دو پوسته کاملاً از هم گسسته؛ مانند گنبد حضرت امام رضا علیه السلام .
گنبد از لحاظ ساختار، به شش دسته تقسیم مى شود: «یک پوسته» - که بیشترین قدمت از آنِ این گونه گنبدهاى یک پوسته (خاکى) بوده است - «دو پوسته پیوسته»، «ترکین با باریکه طاق»، «گسسته»، «گسسته با پوشش بیرونى نار»، «سه پوسته».
براى ساخت پوشش درونى گنبد، معمولاً از شکل هاى مازه دار استفاده مى شود و انواع پوشش درونى شامل پوسته
خاکى، پوشش چیلو یا سیلو، پوشش بستو و پوشش سبویى است و انواع پوشش بیرونى نیز شامل شبدرى تند، شبدرى کُند، پاتوپا و رُک است که پوشش بیرونى «رُک» انواعى دارد؛ مانند: سر رُک، ترکیب رُک و نار، خرستوک و هرمى.
«گنبدهاى محدّب» براى مساجد در بیابان و «گنبدهاى کلّه قندى» به خاطر هزینه کمتر براى مساجد کوچک و «گنبدهاى تخم مرغى» براى مساجد وسیع پیشنهاد مى شود.
گنبد و مناره یک زبان بین المللى براى شناسایى مساجد و اماکن مذهبى در جوامع اسلامى است که از بناهاى دیگر تمیز داده مى شوند. وجود گنبد و نوع بناى آن مى تواند الهام گرفته از بناى کعبه و تعبیرات عارفانه اى از درهاى بهشت باشد. گنبد نماد آسمان، صعود و بهشت است و اتصال آن با فضاى مربع زیرین، نماد اتصال آسمان به زمین (1)و ناسوت به لاهوت است. قاعده هشت وجهى گنبد کنایه از کرسى الهى و نیز عالم فرشتگان و قاعده مربع با چهارگوشه هم نماد جهان جسمانى بر روى زمین است و شکل خارجى گنبد کنایه از جمال، و مناره نیز نماد جلال الهى است. (2)گنبد تمثیلى از گنبد آسمان است که خود درى است به سوى بى نهایت و نشانى است از بُعد متعالى. (3)
مأذنه: جایگاه اذان گفتن هنگام رسیدن وقت نمازهاى پنج گانه.
«مأذنه» و «مناره» در لغت، به معناى جاى نور، گل دسته، ستون بلند و ساختمان برج مانند است که براى روشن کردن چراغ یا اذان گفتن در معابد و مساجد درست مى کنند؛ و در اصطلاح، بناى بلندى است که مؤذّن براى اعلان وقت نمازهاى پنج گانه مسلمانان، برفراز آن مى رود و مسلمانان را براى اداى این نمازها با عبارات معیّنى فرا مى خواند که مجموعه این عبارات را نیز «اذان» مى گویند. «مناره، مأذنه، مئذنه، منار، مناره، صومعه و گل دسته» الفاظى است که همگى اشاره به یک معنا و مفهوم دارند. (1)
براساس روایات، مساجد در زمان پیامبر فاقد مناره و گل دسته بودند و با توسعه دولت اسلامى و بزرگ تر شدن شهرها، ضرورت ایجاب مى کرد تا در کنار هر مسجدى مأذنه اى بسازند. امروزه با گسترش فناورى و ابزارهایى مثل بلندگو، اگرچه نیازى به ساخت مأذنه براى اذان گفتن نیست، اما مناره در کنار مسجد از شعائر دولت هاى اسلامى و کشورهاى مسلمان است و نشانه تشخیص مسجد از دیگر مراکز مسلمانان به شمار مى رود. (2)
براساس نقل هاى تاریخى، اولین مأذنه شبیه آنچه امروزه ساخته مى شود، در مسجد
جامع بصره به سال 44 یا 45 ق بنا شد. (1)
روایات رسیده درخصوص مناره را مى توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف . روایاتى که بیان مى دارد مؤذّن پیامبر بر روى زمین (2)و گاهى نیز بر روى دیوار اذان مى گفت و از ساخت مناره و اذان گفتن برآن، نهى نشده است. (3)
ب . روایاتى که مطلقا مناره را مورد سرزنش قرار داده است. (4)
فقها بین این دو دسته روایات را این گونه جمع مى کنند که باید روایات ناهیه را حمل برمواردى کرد که مناره بلندتر از دیوار مسجد ساخته شود. (5)شاهد این جمع تعلیلى است که در یکى از روایات ناهیه وارد شده است که امام على علیه السلام بر مناره بلندى عبور کردند، فرمودند: مناره نباید بالاتر از سطح مسجد باشد. (6)برخى فقها از بلند بودن مناره از آن جهت نهى کرده اند که سبب اشراف بر منازل همسایگان مسجد و اذیت آنان مى شود. (7)
نتیجه آنکه اصل ساخت مناره منافاتى با آموزه هاى فرهنگ اسلامى ندارد، اگرچه درصدر اسلام نبوده است، ولى در ساخت مناره، باید توجه کرد که ارتفاع آن زیاد نباشد.
متولّى مسجد: سرپرست اداره امور مسجد.
اختصاص زمین یا ساختمانى به عنوان مسجد یکى از مصادیق وقف است. واقف مى تواند براى موقوفه، متولّى و سرپرست تعیین کند. «براى واقف جایز است که سرپرستى و نظارت موقوفه را دایم یا به مدت زمان مشخصى به نحو مستقل و یا مشترکا براى خود قرار دهد و یا اینکه
1) . مجله مسجد، ش 15 ، ص 52 «پیدایش مناره در اسلام» به نقل از: فتوح البلدان، ص 343 .
2) . تهذیب الأحکام، ج 2 ، ص 284 ، ح 36 .
3) . الکافى، ج 3 ، ص 307 ، ح 36 .
4) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 379 ، ح 3832 ؛ ج 6 ، ص 498 ، ح 7354 .
5) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 79 - 80 .
6) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 256 ، ح 30 .
7) . «ولئلا تشرف المؤذّن على الجیران.» (جامع المقاصد،ج 2 ، ص 146 / الحدائق الناضرة، ج 7 ، ص 27 .)
تولیت آن را به دیگرى واگذار کند.» (1)
ولى در مورد مسجد، واقف شرعا چنین حقى ندارد و مسجد پس از مسجد شدن یک مکان مشترک و عمومى است که در اختیار همه مسلمانان قرار مى گیرد و همگان مى توانند در چهارچوب موازین شرعى از آن استفاده کنند. از این رو، وقف در مسجد با وقف در دیگر موارد، متفاوت است. «بعید نیست کیفیت اعتبار وقف در مساجد و معابد دیگر ادیان نیز با اصل اعتبار وقف مغایر باشد، اگرچه در برخى از احکام مشترکند.» (2)از این رو، در باب وقف، مى توان وقف خاص داشت، ولى در مورد مسجد، نمى توان آن را به قوم یا گروه و قبیله خاصى اختصاص داد.
مسجد پس از آنکه به عنوان مسجد ساخته شد، اختصاص به قوم و قبیله و افراد خاصى ندارد، بلکه استفاده از آن براى تمام مسلمانان جایز است. (3)از این رو، در جعل تولیت و متولّى هم مى فرمایند: «جعل تولیت براى مسجد صحیح نیست و عزل و نصب او اثر ندارد.» (4)مسجد متولّى ندارد و رضایت کسى در عبادت در آن معتبر نیست. (5)
برخى دیگر از فقها اگرچه متولّى و ناظر وقف در موارد عامّه مثل مساجد را حاکم شرع یا نماینده منصوب از طرف او مى دانند، ولى در صورت وجود ناظر خاص از سوى واقف در برخى موارد، اذن او را نیز شرط مى دانند. مرحوم صاحبجواهرمى نویسد: زیرا مسجد از آنِ خداست و آنچه براى خدا باشد در اختیار ولّى اوست؛ چنان که برخى از روایات براین مطلب دلالت مى کند. بنابراین، ولّى خدا (حاکم اسلامى) مى تواند به مقتضاى مصلحت، همچون موارد دیگرى که اختیاردار آن است، در مسجد تصرف کند.
اما اینکه آیا تصرفات یاد شده پس از حصول شرایط آن براى همگان جایز است، در مسئله دو وجه وجود دارد: قول مطابق
با احتیاط و اقوا وجه اول است؛ یعنى چنین تصرفاتى مختص حاکم است و نه همه مؤمنان؛ ولى این در صورتى است که مسجد داراى ناظر خاصى [که از سوى واقف و بانى تعیین مى شود ]نباشد، وگرنه اذن گرفتن از او در برخى از موارد یاد شده واجب است. (1)
برخى از فقها قایلند که در صورت تعیین ناظر خاص، وظیفه حاکم نظارت بر کار ناظر است: «ناظر بر دو نوع است: ناظر اصلى که شرع آن را تعیین نموده است؛ و ناظر قراردادى که به سبب جعل مالک، اعتبار پیدا مى کند. ناظر شرعى در مواردى است که وقف عام است؛ مانند مساجد و مدارس در تمام مواردى که وقف عام است و واقف ناظر خاصى معیّن نکرده است. در صورتى که واقف نظارت را به فرد معیّنى واگذار کند، نظارت از آن او خواهد بود و مجتهد ناظر است تا مبادا ناظرى که از سوى مالک تعیین شده است، اخلالى به وقف وارد کند یا آن را تباه سازد. در صورتى که واقف کسى را به سمت نظارت انتخاب نکرده باشد، ناظر در دوران غیبت امام معصوم علیه السلام مجتهد است؛ زیرا او قائم مقام امام علیه السلام در اجراى احکام است.» (2)
مرحوم شیخ انصارى قدس سره در بحث فروش اموال مسجد، وجود متولّى و ناظر خاص را نفى نکرده است؛ ایشان مى فرماید: «متولّى فروش حصیرهاى کهنه مسجد و (عمارت) ستون هاى شکسته آن، ناظر خاص است. در صورت نبود ناظر خاص، نوبت به حاکم شرع مى رسد.» (3)حال اگر به حاکم اسلامى یا نماینده منصوب از طرف او دست رسى نباشد، مؤمنان عادل سرپرستى اداره امور مسجد را برعهده مى گیرند: «اداى تکالیف راجعه به مساجد، به نحو واجب کفایى برعهده عموم مسلمین است، و تولیتى که براى مسجد معیّن مى شود راجع به اموال و رقبات متعلّقه به مسجد است و در رقبات و اموال کسى نمى تواند با متولّى مخصوص آن ها مزاحمت نماید.» (4)
در بیشتر مساجد موجود در جامعه
اسلامى ایران، مساجد برپایه یک سنّت عرفى، توسط گروهى از مؤمنان، که آنان را «هیأت امناى مسجد» مى نامند، اداره مى شود.
(ر.ک. هیأت امناى مسجد.)
محراب: فضایى فرورفته در دیوار جلوى مساجد براى بیان جهت قبله و جایگاه امام جماعت.
«محراب» (به کسر میم) در لغت، به معانى بالاخانه، قصر، صدر مجلس، جایگاه شیر، گردن چهارپا، تورفتگى دیوار در معابد و کاخ ها براى قراردادن هدایاى گران بها و مجسّمه ها، مکانى در کنیسه یهودیان براى جلوس و تبادل نظر در امور جنگ و مانند آن آمده است. (1)
«محراب مسجد» طاق مسجد در سمت قبله و جاى ایستادن پیش نماز است. (2)محراب در بیان جهت قبله و نماز، جایگاه و شناسایى امام جماعت و صرفه جویى در استفاده بیشتر از فضاى مسجد نقش تعیین کننده و انحصارى دارد. مفرداتراغب این واژه را از ریشه «حرب» گرفته و در وجه تسمیه اش مى نویسد: محراب محل نبرد نمازگزار با شیطان و هواى نفس به سبب حضور قلب است و برخى گفته اند: انسان باید در آنجا «حَریب» یعنى عارى از اشتغالات دنیوى و پریشانى فکر و اندیشه باشد. (3)
در قرآن کریم، «محراب» در چهار مورد به صورت مفرد آمده (4)که به معانى پرستشگاه، عبادتگاه، مسجد و محل نماز و عبادت استعمال شده، (5)و یک مورد
1) . لغت نامه، ج 12 ، ص 17986 / لسان العرب، ج 3 ، ص 102 - 101 / النهایة، ج 1 ، ص 359 / مجمع البحرین، ص 105 / قاموس اللغة، ج 1 ، ص 53 / فرهنگ عمید،ص 1094 .
2) . مجمع البحرین، ص 105 .
3) . المفردات، ماده «حرب» ص 113 / مصباح المنیر،ماده «حرب»، ج 1 ، ص 127 .
4) . آل عمران: 37 / آل عمران: 39 / مریم: 11 .
5) . ر.ک. المیزان،ج 3، ص 174 ، ذیل آیه 37 آل عمران / مجمع البیان، ج 2 ، ص 436 ، ذیل آیه 37 آل عمران و ج 6 ، ص 505 ، ذیل آیه 11 سوره مریم .
به صورت جمع «محاریب» (1)آمده که به معناى عبادتگاه ها، قصرها و مساجدى است که مردم در آن ها عبادت مى کردند. (2)
آنچه از برخى آیات قرآن مجید (3)و تواریخ استفاده مى شود این است که در ادیان پیشین نیز مکانى به نام «محراب» و محل عبادت وجود داشته است؛ مانند مکان هایى در کنیسه و معبد یهودیان و معابد و کلیساهاى مسیحیان و محراب حضرت سلیمان، زکریا و مریم علیهم السلام ؛ هر چند چگونگى این محراب ها به درستى براى ما
روشن نیست. (4)
در زمینه ساخت اولین محراب در مساجد مسلمانان، اختلاف است. بیشتر مورّخان آن را به زمان ولید بن عبدالملک(بین سال هاى 88 - 91 ق) از سوى عمر بن عبدالعزیزنسبت داده و مى نویسند: او اولین کسى است که محراب را به صورت معقّر و گود رفته وارد مسجد کرد. (5)برخى دیگر مثل ابن بطوطهبه نقل از تاریخ نگاران، محراب صحابه در مسجد «جامع اموى» در دمشق را اولین محراب ساخته شده در اسلام مى دانند. (6)
دکتر احمد فکرىاز محراب مسجد «قیروان» در تونس مصر، که توسط عَقَبة بن نافع(در سال 50 ق) ساخته شده، به عنوان قدیمى ترین محراب در مساجد یاد مى کند. (7)این دو محراب و محراب «جامع عمرو بن عاص» در فسطاط مصر، (8)که در تأسیس و تعیین قبله اش هشتاد تن از صحابه رسول خدا صلى الله علیه و آله حضور داشتند، از مشهورترین و قدیمى ترین محراب هاى تاریخى اسلام به شمار مى روند.
برخى از مساجد نیز داراى چند محراب؛ همچون «مسجد النبى» صلى الله علیه و آله (9)
1) . سبأ: 13 .
2) . ر.ک. المیزان، ج 16 ، ص 363 ، ذیل آیه 13 سبأ / مجمع البیان، ج 8 ، ص 382 / تفسیر نمونه، ج 18 ، ص 38 .
3) . سبأ: 13 / آل عمران: 37 و 39 .
4) . سیماى مسجد، ج 1 ، ص 248 .
5) . وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى، ج 1 ، ص 370 - 372 / خطط، ج 2 ، ص 247 .
6) . رحله، ج 1 ، ص 170 .
7) . مسجد القیروان، ص 57 - 59 .
8) . معجم البلدان، ج 4 ، ص 265 ، کلمه «فسطاط» .
9) . مرآة الحرمین اوالرحلات الحجازیة والحج و مشاعرة الدینیّة، ج 1 ، ص 468 .
که در سال 1344 ق شش محراب داشت که عبارت بود از: محراب هاى نبوى، عثمانى، حنفى، تهجّد، فاطمه علیهاالسلامو محرابى در شمال اتاقک نگهبانان قبر شریف پیامبر. صلى الله علیه و آله مساجد «جامع الازهر»، «جامع سلطان حسن» و «جامع مؤیّد شیخ»، که همگى در قاهره اند؛ (1)نیز محراب هاى متعدد دارند. مسجد «جامع اربعین» در کوه «قاسیون» در اطرافِ محراب گچى بزرگش، چهل محراب متعلّق به چهل تن برپاست. (2)تعدّد محراب هاى این مساجد ناشى از پیدایش مذاهب اربعه و فِرَق متعدد در بین مسلمانان است.
آنچه از کتب فقهى با توجه به روایات موجود در ارتباط با محراب استفاده مى شود این است که ساخت محراب به شکل متداول در زمان ما، به صورت کمى فرورفتگى در دیوار، کراهتى ندارد. بلکه برخى آن را مستحب دانسته اند. (3)
اما فقها ساختن «محرابِ داخل» براى مسجد را مکروه شمرده اند. (4)
در اینکه مراد از «محراب داخل» چیست سه احتمال در کلمات فقها داده شده است: (5)
الف . مراد محرابى است که زیاد در دیوار مسجد فرو رفته باشد، به گونه اى که میان مأمومان دو طرف امام جماعت با ایشان، حایل و فاصله ایجاد شود.
ب . منظور محراب هاى مستقلّى است که جدا از دیوار مسجد ساخته مى شود.
ج . مقصود ساختن «مقصوره» (اتاق کوچک) است.
(ر. ک. مقصوره مسجد.)
محرّمات مسجد: اعمالى که بجا آوردن آن ها در مسجد حرام است و گناه دارد.
فقهاى عظام احکامى را به عنوان
«محرّمات مسجد» ذکر کرده اند. این احکام عبارتند از:
طلاکارى مسجد و همچنین نقاشى کردن و آراستن مسجد با تصاویر داراى روح مثل انسان و حیوان، فروش مسجد و فروش ابزار و آلات مسجد، اگرچه خراب شده باشد و آثار مسجد بر آنها باقى نمانده باشد، مگر در صورتى که بهره بردن از آن ها ممکن نباشد. در این صورت، باید آن ها را بفروشند و قیمت آن را در تعمیر همان مسجد یا مسجد دیگرى صرف نمایند. همچنین است داخل کردن مسجد در ملک شخصى یا در راه. (1)بنابراین، مکانى که مسجد باشد هیچ گاه از حالت مسجد بودن خارج نمى شود. (2)
از دیگر محرّمات مسجد، نجس کردن مسجد و داخل کردن نجاست به آن است، چنانچه موجب هتک حرمت باشد. همچنین دفن میّت در مسجد نیز جایز نیست، در صورتى که احتمال آلوده شدن مسجد داده شود، بلکه بنابر احتیاط، در هیچ صورتى جایز نیست. (3)
مراسم ترحیم در مسجد: برگزارى مراسم فاتحه خوانى و عزادارى براى اموات در مسجد.
تشکیل جلسه و برگزارى مراسم فاتحه و ترحیم اموات در مسجد شایع است و هر روزه شاهد برگزارى چنین مجالسى در مساجد شهرها و روستاها هستیم.
کثرت افراد شرکت کننده در مجالس، بزرگداشت اشخاص فوت شده و نداشتن مکان کافى و مناسب، و مقدّس بودن مسجد در نظر مسلمانان، از عواملى است که سبب شده افراد مجالس ترحیم را در مسجد برگزار کنند و در قبال استفاده از اموال و وسایل مسجد در این مجالس، صاحبان
1) . از نظر برخى فقها، به خاطر مصلحت، مى توان مسجد را تخریب نمود. از بین بردن مسجد یا جزئى از آن جایز نیست، مگر مصلحتى در کار باشد که نتوان از آن مصلحت چشم پوشى کرد. ر.ک. أجوبة الأستفتائات، ج 1 ، ص 124 ، س 414.
2) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 598 .
3) . همان / تحریرالوسیلة، ج 1 ، ص 89 ، م 8 / امام خمینى قدس سره ، رساله توضیح المسائل، م 906 .
عزا، هزینه اى را به متولّیان مسجد پرداخت مى کنند که با نظر متولّى و امام جماعت مسجد صرف فعالیت ها و کارهاى مربوط به مسجد مى شود.
اگرچه تشکیل چنین جلساتى در مسجد، معمول شده است، ولى اگر از اهداف اولیه وضع و تأسیس مسجد جلوگیرى کند و مزاحمتى براى افراد نمازگزار داشته باشد، اشکال دارد. در پاسخ به این سؤال که تشکیل مجلس فاتحه و ترحیم در مسجد چه صورت دارد، فرموده اند: «اگر مانع از نماز نباشد، مانعى ندارد.» (1)
شایسته است که از سوى متولّیان و مسئولان مساجد، براى جلوگیرى از ایجاد مزاحمت براى نمازگزاران و اهداف عبادى در مسجد، براى تشکیل چنین جلساتى، برنامه ریزى هاى دقیق و لازم انجام شود.
مستحبّات مسجد: اعمالى که بجا آوردن آن ها در مسجد ثواب دارد، ولى بر ترک آن ها گناه و عقابى مترتّب نیست.
فقها با استفاده از متون و منابع روایى، براى مسجد اعمالى را به عنوان «مستحبّات مسجد» ذکر کرده اند. آنان ابتدا بناى ساختمان مسجد و همچنین تعمیر مسجدى را که نزدیک به خرابى است، از مستحبّات اکیدى به شمار آورده اند که داراى فضیلت بسیار است. (2)دیگرمستحبات عبارت است از: وضو گرفتن، استفاده از بوى خوش، پوشیدن بهترین لباس ها، وارسى کردن کفش ها پیش از ورود، سبقت گرفتن مسلمانان بر یکدیگر هنگام ورود به مسجد و تأخیر در خروج، وارد شدن با پاى راست و خارج شدن با پاى چپ، خواندن نماز تحیّت یا دیگر نمازهاى واجب یا مستحب پیش از نشستن، نشستن رو به قبله، دعا کردن، حمد و ستایش خداوند، صلوات فرستادن بر پیامبر صلى الله علیه و آله ، روشن کردن چراغ مسجد، جارو کردن و غبارروبى مسجد.
مستحب است دست شویى هاى مساجد
را نزدیک در و بیرون از فضاى مسجد بسازند. (1)همچنین مستحب است انسان نماز را در مکان هاى گوناگون مسجد اقامه کند. رفت و آمد زیاد به مساجد نیز از مستحبّات است. (2)
مَست در مسجد: حضور افرادى که بر اثر نوشیدن مواد الکلى از حالت طبیعى خارج شده اند در مسجد.
ورود شخص مست به مسجد اگر به گونه اى باشد که مستلزم هتک حرمت خانه خدا (مسجد) شود حرام بوده و بر مؤمنان لازم است که از حریم مسجد محافظت نمایند و مانع ورود این افراد به مسجد شوند. (ر.ک. حفظ حریم مسجد.)
خداوند در قرآن کریم مى فرماید: « لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ اَنْتُمْ سُکاري حَتّي تَعْلَمُوْا مَا تَقُوْلُوْنَ وَلاَجُنُبا اِلاَّ عابِرِىْ سَبِیْلٍ حَتّي تَغْتَسِلُوْا...»؛ (3)در حال مستى، به نماز نزدیک نشوید، مگر اینکه بدانید چه مى گویید، و نیز با حالت جنابت، جز به صورت عبور (به مسجد وارد نشوید)، مگر اینکه غسل کنید.
برخى از مفسّران در ذیل آیه شریفه، گفته اند: مراد از «الصلاة» محلِّ بجاى آوردن نماز - یعنى مسجد - است و مؤیّد این قول ادامه آیه شریفه است که مى فرماید: « الاّ عابرى سبیلٍ»؛ زیرا عبور در مورد محل و جایگاه نماز معنا پیدا مى کند و نه خود نماز. (4)بر این اساس، آیه شریفه متضمّن این نکته است که ورود اشخاص مست به مسجد جایز نیست و باید از آن ها جلوگیرى
شود.
در برخى روایات، از ورود مست به مسجد و بى اعتنایى مردم نسبت به این گناه به عنوان یک انحراف در امّت اسلامى و از نشانه هاى ظهور امام زمان(عج) یاد شده است. در حدیثى طولانى از امام صادق علیه السلام در میان نشانه هاى ظهور امام عصر(عج)
آمده است: مى بینى که مساجد پر شده از افرادى که ترسى از خدا ندارند؛ مردم براى غیبت کردن و خوردن گوشت اهل حق در مساجد جمع مى شوند و درباره نوشیدن مسکرات و مست کننده ها سخن مى گویند؛ و مى بینى که مست در حالى که عقل ندارد امام مردم در نماز جماعت مى شود و مردم مستى و مِى خوارگى را سرزنش نمى کنند. (1)
بنابراین، ورود مست به مسجد جایز نیست و در صورتى که موجب هتک حرمت مسجد شود ورودش حرام است و بر مؤمنان لازم است با این پدیده زشت مقابله کنند.
مسجد: جایگاه نماز و عبادت مسلمانان.
«مسجد» در اصل، اسم مکان از فعل «سَجَدَ یَسجُد» است. «مسجد» مفرد مساجد است و به کسر جیم خوانده مى شود، اگرچه واژه شناسان و لغویان بزرگى همچون فرّاء برآنند که به فتح جیم نیز جایز است، اما با این تلفظ تاکنون استعمال نشده است. (2)
«مسجد» در معاجم و فرهنگ هاى لغت، تعاریف گوناگونى دارد که همگى به یک معنا بازگشت مى کند. زجّاجمى گوید: «کلُّ مَوضعٍ یُتَعبَّدُ فیه فهو مسجدٌ»؛ (3)هر جایگاهى که در آن عبادت شود مسجد است.
اما اگر «مسجد» به فتح جیم خوانده شود به معناى جایگاه عبادت در خانه ها و جایگاه نماز جماعت است. ابن اعرابىگفته است: «مسجد بفتح الجیم محراب البیوت و مصلّى الجماعات.» (4)در مفردات راغبآمده است: «المسجدُ موضِعُ الصَّلاة اعتبارا بالسُّجُودِ»؛ (5)مسجد جایگاه نماز است، به اعتبار سجده که در نماز حاصل مى شود.
نتیجه آنکه «مسجد» در زبان عربى، اسم مکان، مشتق و از ریشه ثلاثى مجرّد
«سجد»، و در زبان فارسى، به معناى جایگاه نماز و محلّ عبادت به کار رفته است. (1)
اما اینکه چرا کلمه «مسجد» براى مکان عبادت و محل نماز استعمال شده، گفته اند: به دلیل آنکه سجده شریف ترین و مهم ترین رکن نماز است و مظهر بندگى و کرنش در برابر خداوند، و در آن بیش از دیگر افعال نماز، انسان به خداوند نزدیک مى شود. از این رو، اسم مکان از این فعل اتخاذ و به محل عبادت و نماز اطلاق شده است. (2)
اگرچه امروزه از واژه «مسجد» عبادتگاه خاص مسلمانان به ذهن متبادر مى شود، اما در قرآن کریم، این واژه بر معابد ملل سابق نیز اطلاق شده است: « قالَ الذّیِنَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَخِذَّنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدا»؛ (3)آنان که به معجزه و داستان اصحاب کهف برخوردند، گفتند: بر بالاى غارشان مسجدى مى سازیم. به دلیل آنکه ماجراى اصحاب کهف پیش از نزول قرآن بوده، پس مراد از «مسجد» در آیه مزبور، کلیسا است.
اما در اصطلاح شرعى، «مسجد» به مکان معیّن و موقوف براى نماز اطلاق شده است. صاحب جواهرمى فرماید: «والمرادُ بالمسجدِ شرعا المکانُ الموقوف علي کافّةِ المسلمینَ للصّلاة»؛ (4)مقصود از مسجد در اصطلاح شرعى، مکانى است که براى اقامه نماز تمام مسلمانان وقف شده است.
در فرهنگ دینى، گاه از مسجد به عنوان «بیت اللّه »، یعنى خانه خدا نیز یاد مى شود. (5)شاید این بدان دلیل است که انسان ها در این مکان، به سوى خداوند متعال تقرّب مى جویند. پس خانه خدا در حقیقت، خانه بندگان او و جایگاه پرستش و بندگى حق تعالى است و به همین دلیل، قرآن کریم کعبه را، که برترین خانه خدا در زمین است، خانه اى براى مردم به شمار مى آورد: « اِنَّ
اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذى بِبَکَّةَ»؛ (1)همانا اولین خانه اى که براى مردم بنا شده، در مکّه است... (ر. ک. کعبه و مکّه.)
واژه «مسجد» در قرآن کریم، جمعا 28 بار ذکر شده که 22 بار به صورت مفرد (2)و 6 بار دیگر به صورت جمع آمده است. (3)این آیات در مقام بیان، اهمیت مسجد و جایگاه آن در اسلام، احکام مسجد، مسجدالحرام، مسجد الأقصى و مسجد اصحاب کهف است.
(ر. ک. آیات مسجد / آیات مسجدالحرام و آیات احکام مسجد.)
مسجد در عصر ظهور: سیماى مسجد در عصرظهوروبرنامه هاى حضرت مهدى علیه السلام درخصوص مسجد.
مسجد در عصر ظهور، از جایگاه مهمى برخوردار خواهد بود؛ چنان که محلّ ظهور و نداى جهانى و اجتماع یاران حضرت مهدى علیه السلام در مسجدالحرام (4)با فضیلت ترین مساجد است. (ر.ک. مسجدالحرام.)
همچنین بنابر وجود روایات گوناگون، پایتخت حکومت حضرت مهدى «عج» شهر کوفه است و ایشان مسجد «سهله» را محل سکونت و مسجد «کوفه» را محل تشکیل ستاد فرمان دهى خود قرار خواهند داد:
زمانى که مفضّل بن عمراز حضرت صادق علیه السلام درباره محلّ حکومت مهدى سؤال کرد، آن حضرت فرمود: مقرّ سلطنت ایشان (امام زمان) شهر کوفه است و محلّ حکومتش مسجد جامع کوفه و محلّ بیت المال و تقسیم غنایم مسجد سهله. (5)
1) . آل عمران: 96 .
2) . بقره: 145 ، 150 ، 151 ، 191 ، 196 ، 217 / مائده: 2 / اعراف: 29 و 31 / انفال: 34 / توبه: 7 / اسراء: 1 / کهف: 21 / حج: 25 / عنکبوت: 67 / فتح: 25 - 27 .
3) . بقره: 114 - 187 / توبه: 17 - 18 / حج: 40 / جن: 18 .
4) . بحارالأنوار، ج 51 ، ص 59 ، ح 56 / ج 52 ، ص 286 ، ح 19 و ص 369 ، ح 155 / حدیث مسجد،ص 357 ، ح 622 .
5) . مهدى موعود، ترجمه ج 13 / بحارالانوار، ص 1159 .
همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: آن مسجد (مسجد سهله) منزل صاحب ماست، هنگامى که با اهل خویش به شهر کوفه وارد شود. (1)در این باره، روایات متعددى وجود دارد. (2)
با توجه به مجموعه روایات و مآخذ دینى درخصوص برنامه هاى حضرت مهدى علیه السلام نسبت به مساجد، مى توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1 . توسعه فیزیکى مساجد: از اولین برنامه هاى حضرت مهدى علیه السلام ، توسعه بسیار مساجد، بخصوص توسعه مسجد کوفه، است که تحت تأثیر تشکیل حکومت در این شهر قرار مى گیرد.
روایتى از امیر مؤمنان على علیه السلام نقل شده است که فرمودند: روزى برسد که «کوفه» به «حیره» وصل شود و (زمین هاى آن) چنان مرغوبیتى پیدا کند که یک ذراع زمین آن به چند اشرفى فروخته شود و مسجدى در حیره بنا شود که داراى 500 در باشد و نماینده قائم در آن نماز بگزارد؛ زیرا مسجد کوفه براى آن ها تنگ خواهد بود و 12 پیش نماز عادل در آنجا نماز مى گزارند.
رواى مى گوید: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! آیا مسجد کوفه در آن روز گنجایش این همه جمعیت را دارد؟ حضرت فرمودند: چهار مسجد براى قائم ساخته مى شود که مسجد کوفه کوچک ترین آن هاست؛ مسجد (کنونى) کوفه و دو مسجد دیگر در آن روز، در این دو طرف کوفه واقع است و با دست مبارک، به نهر اهل بصره و کوفه و نجف اشاره کرد. (3)
همچنین در روایت مفضّل بن عمراز امام صادق علیه السلام چنین نقل نمود: هنگامى که قائم آل محمّد علیه السلام قیام کند، در پشت شهر کوفه مسجدى بنا کند که داراى هزار در باشد
1) . بحارالانوار، ج 52 ، ص 331 ، ح 54 و ج 53 ، ص 148 ، ح 8 / الارشاد، ج 2 ، ص 355 / الکافى، ج 3 ، ص 495 / تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 252 / حدیث مسجد، ص 359 ، ح 626 .
2) . بحارالأنوار، ج 52 ، ص 376 ، ح 177 و ج 100 ، ص 436 ، ح 7 / دلائل الامامة، ص 243 / الارشاد، ج 2 ، ص 380 .
3) . بحارالأنوار، ج 52 ، ص 374 ، ح 173 / حدیث مسجد، ص 360 ، ح 628.
و خانه هاى کوفه به نهر کربلا متصل شود. (1)
2 . دستور عدم تخریب مساجد به اصحاب خویش: امام به هیچ وجه به مردم اجازه تخریب مسجدى را بدون علت و به طور خودسرانه نمى دهند. از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که فرمودند: مهدى از اصحابش پیمان مى گیرد بر اینکه دست به سرقت نزنند و... مسجدى را خراب نکنند. (2)اما اگر مصالح نظام اسلامى و نیاز عمومى ایجاب نماید، آن حضرت مجوّز تخریبش را صادر مى فرمایند.
3 . انهدام و نابود کردن بدعت هاى موجود در مساجد: پاک سازى قسمت هایى از مساجد که خارج از سنّت نبوى ساخته شده از دیگر برنامه هاى حکومتى آن حضرت است. در این باره، حدیث ذیل مؤیّد است:
ابوهاشم جعفرىگفت: نزد امام حسن عسکرى علیه السلام بودم که فرمودند: هرگاه حضرت قائم علیه السلام قیام کند، به انهدام مناره ها و مقصوره هایى که در مساجد است، فرمان مى دهد. راوى گوید: با خود گفتم: این کار به چه معنایى است؟! امام علیه السلام رو به من نمود و فرمود: به معناى بدعت گزارى در دین است که هیچ پیامبر و حجّت خدا به ساخت آن اقدام ننموده است. (3)(ر.ک. مناره / مقصوره / بدعت در مسجد.)
نیز امام باقر علیه السلام فرمودند: اولین کارى که قائم ما انجام مى دهد آن است که سقف مساجد را خراب مى کند و دستور مى دهد خیمه اى همانند خیمه موسى برپا دارند. (4)(ر.ک. سقف مسجد.)
4 . تخریب مساجد ملعونه و مساجدى که بدون قصد قربت ساخته شده اند: حضرت حجّت علیه السلام دستور تخریب مساجدى را که قصد قربت در آن ها نیست
1) . بحارالأنوار، ج 52 ، ص 337 ، ح 76 / الارشاد، ج 2 ، ص 360 / حدیث مسجد، ص 360 ، ح 628 .
2) . منتخب الاثر، ص 469 .
3) . بحارالانوار، ج 50 ، ص 250 ، ح 3، ج 52، ص 323، ح 32 و ج 83، ص 369، ح 28 / حدیث مسجد، ص 258 ، ح 623 .
4) . بحارالأنوار، ج 52 ، ص 386 ، ح 200 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 236 ، ح 706 / حدیث مسجد، ص 364 ، ح 638 .
صادر مى نمایند، بخصوص دستور تخریب چهار مسجد کوفه که با انگیزه شادمانى از شهادت حضرت حسین بن على علیه السلام پس از فاجعه کربلا بنا شدند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: قائم علیه السلام ، پس از اینکه شرق و غرب زمین را طى نمود، به کوفه و مسجد کوفه مى آید و مسجدى را که یزید بن معاویهپس از قتل امام حسین علیه السلام بنا کرد، منهدم مى کند؛ آن مسجدى نیست که براى خدا ساخته شده باشد و سازنده آن ملعون است. (1)
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى قائم علیه السلام قیام کند، داخل کوفه مى شود و دستور انهدام مساجد چهارگانه را صادر مى فرماید و آن ها را مانند سایبان حضرت موسى علیه السلام قرار مى دهد و همه مساجد را به صورتى که در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند، ساده و بدون اشراف و تجمّل تغییر شکل مى دهد، شاه راه را حدود 20 ذراع تعریض مى کند (کنایه از وسعت راه ها) و هر مسجدى را که در مسیر توسعه (شهرى) قرار گیرد، خراب مى کند و تمام ایوان (بالکن)ها و ناودان هایى را که مشرف بر راه ها باشند، از بین مى برد. (2)
5 . بازگرداندن مسجدالحرام و مسجدالنبى و مسجد کوفه به شکل و جایگاه اصلى خود: ابوبصیراز امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمودند: هنگامى که قائم علیه السلام قیام نماید، بیت الحرام و مسجد رسول خدا و مسجد کوفه را به جایگاه اصلى خود بازگرداند. (3)
6 . مسجد؛ جایگاه دانشگاه علوم قرآنى در عصر ظهور: مسجد در عصر نبوى تنها محل عبادت نبود، بلکه در مسجد به امور گوناگون اجتماعى، سیاسى، نظامى و فرهنگى رسیدگى مى شد و تشکیل حلقه هاى آموزشى از جمله نمونه هاى بارز بهره بردارى فرهنگى از مسجد به شمار مى آمد. آن گونه که از احادیث برمى آید،
مساجد عصر ظهور نیز داراى چنین کارکردهایى خواهند بود و آموزش علوم اسلامى و قرآن در آن ها جریان خواهد داشت و براى قرآن آموزى، خیمه گاه مسلمانان، اعم از عرب و عجم خواهند شد.
ابن نباتهاز امام على علیه السلام نقل مى کند که فرمودند: گویا غیر عرب را مى بینیم که خیمه هایشان در مسجد کوفه برپاست و به مردم قرآن را همان گونه که نازل شده، یاد مى دهند. (1)
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: چگونه خواهید بود اگر اصحاب قائم خیمه ها را در مسجد کوفه نصب کنند؟ آن گاه (امام) به سوى کوفیان آید و کارى نو از سر گیرد که بر عرب گران آید! (2)
7 . مسجد؛ مرکز قضاوت و دادرسى: امام صادق علیه السلام فرمودند: مرکز حکومت مهدى علیه السلام در کوفه و مرکز قضاوت و دادرسى او مسجد اعظم کوفه است. (3)(ر.ک. کارکرد قضائى مسجد.)
امام باقر علیه السلام فرمودند: مهدى علیه السلام وارد کوفه مى شود و سه گروهِ درگیر، در یک صف بر وى گرد مى آیند. او بر فراز منبر مى رود، خطبه مى خواند و مردم آن قدر اشک شوق مى ریزند که متوجه سخنان او نمى شوند. (4)
در مجموع، آنچه از احادیث گوناگون برمى آید رعایت اصل سادگى در تأسیس مساجد، اجتناب از تجمّل گرایى و پاک سازى مساجد از ظواهر ابداعى و غیراسلامى، احیاى ارزش هاى اصیل اسلامى در ساختمان مساجد، و اولویت درون گرایى بر ظاهرآرایى، سیماى کلى مساجد عصر ظهور خواهد بود.
طبق روایتى به نقل جابراز امام باقر علیه السلام هنگامه ظهور، بخشى از بناى سمت راست مسجد دمشق فرومى ریزد. (5)
1) . بحارالانوار، ج 52 ، ص 364 ، ح 141 / حدیث مسجد، ص 360 ، ح 630 .
2) . بحارالانوار، ج 52 ، ص 344 / حدیث مسجد،ص 361 ، ح 631 .
3) . بحارالانوار، ج 53 ، ص 11 / فرهنگ نامه مهدویت،ص 356 .
4) . کتاب الغیبة، ص 468 / فرهنگ نامه مهدویت، ص 357 .
5) . بحارالانوار، ج 52 ، ص 237 ، ح 105 / حدیث مسجد، ص 358 ، ح 624 .
مسجد ضرار: تاریخ ساخت و علت تخریب آن.
در تاریخ مسجد، در صدر اسلام، پیامبر صلى الله علیه و آله با بناى مسجد «ضرار» مخالفت کرد و بنا به فرمان خداوند، ایشان دستور تخریب و انهدام آن را صادر فرمود.
خداوند در قرآن کریم مى فرماید: « وَالَّذِینَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَیَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَي وَاللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ * لاَ تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَي التَّقْوَي مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ»؛ (1)گروهى دیگر از آنان (منافقان) کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان رساندن به اسلام و مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه افکنى میان مؤمنان و کمینگاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود. آنان سوگند یاد مى کنند که جز نیکى نظرى نداشته ایم! اما خداوند شهادت مى دهد که آن ها دروغگویند. هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست. آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته تر است که در آن به عبادت بایستى. در آن مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.
در تفاسیر، در شأن نزول آیه شریفه مزبور چنین آمده است: پس از آنکه « بنى عمرو بن عوف» و جماعتى دیگر مسجد «قبا» را ساختند، از رسول خدا صلى الله علیه و آله دعوت کردند تا تبرّکا در آنجا نماز بخوانند. حضرت نیز قبول نمودند و مسجد را افتتاح کردند. عدّه اى از منافقان به دستور « بنى غنم بن عوف» از روى حسد و انگیزه هاى غلط و باطل، اقدام به ساختن مسجدى در کنار مسجد «قبا» نمودند تا از آن به عنوان پایگاهى علیه مسلمانان استفاده کنند. سپس نزد حضرت آمدند و درخواست کردند که در آنجا نماز بگزارد، ولى چون حضرت عازم «تبوک» بود، وعده داد که هنگام بازگشت، به آنجا خواهد رفت. پس از مراجعت به مدینه،
1) . توبه: 107 و 108 .
آیات مزبور نازل شد. از این رو، حضرت به دو تن از اصحاب خود ( عاصم بن عوف عجلانىو مالک بن دخشمکه از قبیله « بنى عمرو بن عوف» بودند یا عمّار یاسرو وحشى) دستور دادند بروند و مسجد مزبور را، که مردمى ظالم ساخته اند، خراب کنند و آن را به آتش بکشند. (1)
در روایتى هم آمده است که جاى آن را زباله دان کردند تا کثافات محل را در آنجا بریزند. (2)
دشمنان اسلام دلیل ساختن این مسجد را نزد پیامبر، کوتاه شدن مسیر براى بیماران و کسانى که کارشان زیاد است و نیز براى شب هاى بارانى و زمستانى مطرح کردند. (3)ولى در واقع، طبق آیات مذکور و بعضى از روایات، اهداف دیگرى دنبال مى کردند که عوامل ذیل را مى توان نام برد:
1 . ضرر وارد آوردن به مسلمانان و جامعه اسلامى؛
2 . کفرورزیدن و زمینه سازى براى بازگشت به مبانى و اندیشه هاى جاهلى و کتمان حقیقت؛
3 . تفرقه افکنى در بین مؤمنان؛
4 . ایجاد پایگاه و کمینگاهى براى دشمنان خدا و پیامبر و کمک به دشمنان؛
مسئول تصمیم گیرى درباره مسجد ضرار وتخریب آن، شخص رسول خدا صلى الله علیه و آله بود که به عنوان رئیس حکومت اسلامى، چنین فرمانى صادر کرد. بنابراین، در زمان حاضر، اگر مسجدى ویژگى هاى مسجد ضرار را داشته باشد، حاکم اسلامى و ولىّ فقیه مى تواند چنان فرمانى صادر کند. (4)
امام خمینى قدس سره مى فرماید: «حاکم مى تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدى که ضرار باشد در صورتى که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند.» (5)
نهى از اقامه و خواندن نماز در مسجد «ضرار»، که در آیه مزبور آمده بود، دلیل بر حرمت و بطلان نماز در مسجد «ضرار»
و مساجدى است که ویژگى هاى آن مسجد را دارند.
نکته مهم آن است که نفاق و دورویى در جامعه، گاهى در قالب نمادهاى دینى مثل مسجد ظهور مى کند و چنین برخوردى از سوى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در مورد مسجد «ضرار» مانع تکرار این حادثه تلخ در طول تاریخ اسلام و سوءاستفاده دشمنان از مسجد گردید.
مشاهد مشرّفه: مساجد و خانه ها و قبور انبیا و اولیا و ائمّه اطهار علیهم السلام .
«مشاهد مشرّفه» یعنى قبرهاى مطهّر پیامبران و ائمّه اطهار علیهماالسلام و ذریّه پاک آنان و خانه ها و مساجد آن ها که از ارجمندترین و گرامى ترین مکان هاى روى زمین هستند.
صاحب العروه الوثقىدر این زمینه مى فرماید: نماز خواندن در مشاهد ائمّه اطهار علیهم السلام (محل قبور مطهّر آنان) مستحب است. این مشاهد همان خانه هایى است که خداوند متعال تعظیم و ذکر نام خود را در آن ها رخصت داده، بلکه مشاهد مشرّفه از مساجد افضل است. در حدیث وارد شده که یک رکعت نماز در مشهد امیرالمؤمنین علیه السلام مساوى با دویست هزار رکعت است، همچنین نماز در روضه انبیا و جایگاه اولیا و صالحان و علما و عبّاد، بلکه در محلّ زندگانى آنان مستحب است. (1)
قرآن کریم از خانه هایى سخن به میان آورده که خداوند، خود به تعظیم و بزرگداشت آن ها فرمان داده و مؤمنان را فرموده است تا در آن ها به ذکر و ثناى خداوند بپردازند؛ « في بُیُوتِ أَذِنَ اللّه أنْ تُرْفَعَ وَ یُذکَرَ فیها اسمُهُ»؛ (2)در خانه هایى که خداوند به بزرگداشت آن ها فرمان داده و ذکرنام خود را در آن ها رخصت داده است.
اعتقاد بعضى از مفسران مانند ابن عبّاس و مجاهدبر آن است که مراد از «بیوت»، مساجد است.
برخى گفته اند: مراد از «بیوت»، چهار مسجدى است که پیامبران آن ها را بنا نموده اند؛ یعنى «کعبه» که توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام بنا شده؛ «بیت المقدس» که به دست حضرت سلیمان علیه السلام درست شده و مسجد «مدینه» و مسجد «قبا» که توسط رسول خدا صلى الله علیه و آله ساخته شده است.
برخى از مفسّران معتقدند: مراد از «بیوت»، خانه هاى پیامبران است. (1)
تردیدى نیست که واژه «بیوت»، که در این آیه آمده و به معناى «خانه ها» است، مساجد خدا را دربرمى گیرد، ولى از روایات استفاده مى شود که این کلمه در آیه مزبور، داراى معنایى گسترده است و خانه حضرت على و حضرت فاطمه علیهماالسلام و تربت پاک پیامبران و امامان و ذریّه پاک آنان را نیز دربرمى گیرد؛ زیرا مفسّرانى که قایل به معناى سوم بودند، در ذیل آیه، این روایت را نقل مى کنند: هنگامى که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله این آیه را تلاوت نمودند، از آن حضرت سؤال شد: مراد از بیوت چیست؟ فرمودند: مراد «خانه هاى پیامبران» است. آن گاه ابوبکربرخاست و گفت: اى رسول خدا! آیا خانه على و فاطمه نیز از همین خانه هاست؟ پیامبر فرمودند: آرى، از برترین این خانه هاست.
این روایت در واقع، درصدد بیان مصداقى از مصادیق «بیوت» است؛ یعنى این کلمه، هم مساجد و هم خانه هاى پیامبران علیهم السلام را شامل مى شود. (2)
در فضیلت مشاهد مشرّفه همین بس که قرآن مجید به زائران خانه خدا فرمان مى دهد که نماز طواف خویش را در جایگاه و محل اقامت حضرت ابراهیم علیه السلام بجاى آورند، آنجا که مى فرماید: « وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ ابراهیمَ مُصَلّى» (3)و جایگاه ابراهیم را محل نماز خویش قرار دهید.
با همین نگرش قرآنى است که امام صادق علیه السلام جاى پاى پیامبر صلى الله علیه و آله را بس بزرگ مى شمرد؛ چنانکه در حدیث وارد شده است: امام صادق علیه السلام هنگام عبور
از مسجد «غدیر»، نگاهى به سمت چپ مسجد کردند و فرمودند: اینجا جاى پاى رسول خداست، و آن گاه که فرمودند: هرکس من مولاى اویم، این على مولاى اوست؛ خداوندا! دوستدار على را دوست بدار و دشمنانش را دشمن باش. (1)
روایات رسیده در فضیلت خانه و جایگاه انبیا و اولیا و مشاهد مشرّفه آنان فراوان است، (2)بلکه از روایات به خوبى استفاده مى شود که شرافت فوق العاده مسجد بافضیلت به برکت قدوم مبارک انبیا و اولیا علیهم السلام و یا واقع شدن قبور مطهّر آنان در این مکان هاست؛ (3)مانند مسجد «سهله»، مسجد «کوفه»، مسجد «براثا»، مسجد «خیف» در منا و «مسجد الحرام».
البته بر ما لازم است مشاهد مشرّفه اولیاى خدا را همان گونه که آن بزرگواران خود دستور داده اند زیارت کنیم. (4)
احکامى که در مورد مشاهد مشرّفه وجود دارد دلیل دیگرى بر فضیلت آن هاست. «انسان باید رعایت ادب را بکند و جلوتر از قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و امام علیه السلام نماز نخواند و چنانچه نماز خواندن بى احترامى به صاحب قبر باشد، حرام است، ولى نماز باطل نیست.» (5)
«براى رفتن به حرم امامان و حتى امام زادگان، مستحب است انسان وضو بگیرد.» (6)«بنابر احتیاط واجب، جنب و حائض و نفساء نباید در حرم امامان علیهم السلام توقف کند، ولى در حرم امام زادگان اشکال ندارد.» (7)
1) . وسائل الشیعة، ج 3 ، ص 548 ، ب 61 ، ح 1 و ح 3 .
2) . همان، ج 3 ، ص 543 ، ب 57 ، از ابواب احکام المساجد، ح 4 ؛ ص 547 ، ب 59 ، ح 1 .
3) . همان، ج 3 ، ص 548 ، ب 61 ، ح 1 / ج 3 ، ب 44 ، 49 ، 50 ، 53 ، 62 از ابواب «احکام المساجد».
4) . در کتاب مفاتیح الجنانکیفیت زیارت ائمه اطهار علیهم السلام و برخى از امام زاده ها وارد شده است.
5) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 884 / احکام مسجد، ص 134 ، م 219 .
6) . همان، م 322 / احکام مسجد، ص 134 ، م 219 .
7) . همان، م 355 / احکام مسجد، ص 134 ، م 222 .
مصلاّ(1)
مصلاّ: نمازگاه یا عیدگاه که براى برگزارى نماز جمعه و جماعات استفاده مى شود.
«مصلّى» ابتدا به معناى بوریا یا سجّاده بوده که به مرور زمان، به فضاى باز و وسیله اى براى نماز جماعت تغییر معنا داده است. اصل تأسیس محلّى به نام مصلاّ به زمان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله برمى گردد که نمازهاى عید و مراسم عبادى را در فضاهاى باز اطراف شهر برگزار مى کردند. براى مثال، روایت شده است که پیامبر مراسم و جشن هاى عبادى را در مصلاّى قبیله « بنى سلیم» برپا مى کردند. (2)
البته مکان هایى که پیامبر در آن زمان به عنوان مصلاّ از آنها استفاده مى کردند، اکنون به «مسجد» تبدیل شده اند. نام این مساجد در کتب تاریخى ذکر شده است. (3)
ساخت مصلاّ در طول تاریخ اسلام و در تمامى سرزمین هاى اسلامى، متداول بوده و بعضى از آنها تا به حال نیز پابرجا مانده است. معروف ترین مصلاّها، که از زمان هاى قبل باقى مانده، عبارت است از: مصلاّى «نیسا» مربوط به قرن دهم تا قرن چهاردهم میلادى، مصلاّى تربت جام مربوط به اواسط قرن پانزدهم میلادى، مصلاّى مشهد مربوط به قرن هفدهم میلادى (1676 م) که از کاشى کارى هاى زیبایى برخوردار است، مصلاّى کاشان مربوط به قرن نوزدهم میلادى، شش مصلّا در سمرقند مربوط به قرن هفدهم میلادى، و هشت نمونه در «تاشکند» مربوط به قرن نوزدهم میلادى.
معامله در مسجد: خرید و فروش و انجام سایر عقود و ایقاعات در مسجد.
در روایات موجود در کتب شیعه
و اهل سنّت، از معامله و خرید و فروش در مساجد نهى شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: مساجد خویش را محل خرید و فروش قرار ندهید. (1)
در روایت دیگرى آمده است: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از خرید و فروش در مسجد نهى فرمودند (2)و در وصیت خود به ابوذرفرمودند: از نشانه هاى آبادانى مساجد آن است که در آن خرید و فروش نشود. (3)
مشهور فقها براساس این روایات و روایاتى که دستور مى دهند کرامت و حرمت مساجد باید حفظ شود و مساجد براى عبادت بنا شده اند، فتوا به کراهت هرگونه خرید و فروش در مساجد داده اند. (4)صاحب جواهرپس از ذکر روایات این باب و اینکه بهتر است در باب معامله در مسجد، حکم به کراهت شود، درباره عقود و معاوضات (5)مى فرماید: انجام عقود معاوضى، که در آن ها نقل و انتقال انجام مى گیرد، در مسجد مکروه است، ولى آن دسته از عقود و ایقاعاتى (6)که صرفا جنبه قربى و عبادى دارد - مثل برگزارى عقد ازدواج و وقف و نذر و امثال این ها - انجامشان در مسجد بلامانع است. (7)
برخى از فقها نیز معتقدند: چنانچه معامله و خرید و فروش براى نمازگزاران ایجاد مزاحمت کند یا موجب شود که شکل و هیأت مسجد تغییر کند و از عبادى بودن خارج گردد، بعید نیست که حرام باشد. جماعتى هم در این فرض، قطع به حرمت پیدا کرده اند. (8)
1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 249 .
2) . سنن نسائى، ج 2 ، ص 47 / سنن ابى داود، ج 1 ، ص 242 .
3) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 233 ، ح 6421 .
4) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / نهایه الاحکام، ج 1 ، ص 356 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 113 .
5) . «عقود معاوضى» عقودى است که در آن ها داد و ستد وجود دارد و محتواى آن ها دریافت چیزى در مقابل چیز دیگر است.
6) . «ایقاع» آن دسته از حقوق یک طرفه است که قبول در آن ها شرط نیست؛ مثل وقف.
7) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 115 .
8) . الحدائق الناضرة، ج 7 ، ص 285 .
معمارى مسجد: ساختمان ظاهرى مسجد.
در یک نگاه کلى به آیات و روایاتى که درباره مسجد رسیده است، مى توان استفاده کرد که بناى شارع مقدّس بر آن است که مسجد در عین شکوه معنوى و عظمت و قداست خویش، از نظر ظاهرى ساده و از پیرایش هاى مادى به دور باشد. براساس متون دینى، براى معمارى مسجد شروطى ذکر شده که اطلاع از آن ها براى طرّاحى ساختمان و بناى ظاهرى مسجد لازم است. بر اساس متون فقهى، سه حکم الزامى براى معمارى مسجد ذکر شده است:
الف . طلاکارى مسجد که در روایات از آن به «زخرف» تعبیر شده است و مشهور فقها آن را حرام و برخى نیز احتیاط واجب را در ترک طلاکارى مسجد مى دانند. (ر.ک. تزیین مسجد.)
ب . نقش تصویر انسان و حیوان که مشهور فقها حکم به حرمت آن داده اند و برخى احتیاط را در ترک آن دانسته اند. (ر.ک. نقاشى کردن مسجد.)
ج . وضوخانه مسجد که جایز نیست محل آن در مسجد باشد. بنابراین، جایى که زمین وقف مسجد شده و یا قبلاً مسجد بوده است، نمى توان در طبقه زیرین و یا فوقانى آن وضوخانه ساخت، دلیل آن اجماع فقها بر حرمت نجس کردن مسجد است.
(ر.ک. وضوخانه مسجد / طهارت مسجد / نجاست مسجد.)
این سه از احکام و دستوراتى است که شارع مقدّس الزاما آن را درخواست نموده. در نظام معمارى، هدف از بناى یک ساختمان، در طرّاحى آن نقش اساسى دارد. به طور کلى، مى توان سه هدف کلى در بناى مسجد ذکر کرد:
1 . توجه به ذات مقدّس حق تعالى و فراهم شدن مکانى براى پرستش یگانه معبود عالم آفرینش؛ (ر.ک. کارکرد عبادى مسجد / ذکر در مسجد.)
2 . ایجاد فضاى مناسب براى تلاوت قرآن و تدبّر در آن؛ (ر.ک. قرآن در مسجد.)
3 . فراگیرى دانش دینى و درک حقایق. (ر.ک. کارکرد آموزشى و تربیتى مسجد.)
این اهداف اقتضا مى کند که مسجد داراى محیطى آرام و هوایى مطبوع باشد تا انسان بتواند از راه سکوت و تفکّر و مطالعه، حقایق را درک کند و یا از طریق سؤال کردن، مطالبى را فراگیرد. از این رو، مکان مسجد از اهمیت ویژه اى برخوردار است. همچنین از احکام مستحب و مکروه در باب نماز جماعت و مسجد، مواردى استفاده مى شود که مى توان گفت: در طرّاحى و معمارى مساجد نقش دارد. این موارد عبارت است از:
الف . از استحباب ویژه اقامه نماز در صف اول جماعت، (1)مى توان استفاده کرد که بهتر است مساجد به صورت مستطیل طرّاحى شود، به گونه اى که طول آن ها هم جهت با قبله باشد.
ب . استحباب منظّم بودن صفوف جماعت و به هم پیوسته بودن صف ها (2)اقتضا دارد بناى مسجد به گونه اى باشد که اشکالى براى تنظیم صفوف ایجاد نشود؛ مثلاً، حتى الامکان مسجد بدون ستون داخلى طرّاحى و ساخته شود و یا در صورت ناچارى، اولاً، قطر ستون ها محدود باشد و ثانیا، به صورتى طرّاحى شود که صف ها شکسته نشوند.
ج . از استحباب ایستادن امام در وسط صف مأمومان، (3)استفاده مى شود که بهتر است محراب مسجد در قسمت میانى مسجد قرار بگیرد.
د . استحباب نماز زیر آسمان اقتضا دارد
که در مناطق معتدل، بخشى از مسجد به صورت فضاى باز براى اقامه نماز اختصاص داده شود؛ همچنان که اصلِ بدون سقف بودن مسجد از مستحبات است. (4)
ه . از کراهت نماز در مقابل آتش (5)چنین استفاده مى شود که نباید بخارى در جهت قبله باشد، بخصوص در مواردى که شعله آن نیز دیده مى شود.
1) . الکافى، ج 3 ، ص 372 ، ح 7 / مستدرک الوسائل، ج 6 ، ص 461 ، ح 7 .
2) . همان، ج 3 ، ص 385 ، ح 4 / امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل:ص 198 ، م 1483 .
3) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 1482 .
4) . «یستجب أن یکون المساجد مکشوفةً غیر مسقفةً.» جواهرالکلام، ج 14 ، ص 75 .
5) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل:م 898 .
و . از کراهت تصویر در مسجد، چنین استفاده مى شود که نقش و نگار در مسجد، بخصوص در جهت قبله، مطلوب نیست، ولى نوشتن آیات و روایات و ادعیه رسیده اشکالى ندارد. (ر.ک. کتیبه هاى مسجد.)
ز . از کراهت برهنه کردن شمشیر و تراشیدن تیر نیزه در مسجد و اینکه فرموده اند: مسجد را براى غیر این امور بنا کرده اند، (1)به دست مى آید که پایگاه هاى بسیج و کانون هاى فرهنگى باید خارج از ساختمان مسجد باشد.
ح . از روایتى که مى فرماید: امیرالمؤمنین علیه السلام به تخریب مناره طولانى مسجد امر کرد و فرمود: نباید مناره از سطح مسجد بالاتر باشد، (2)چنین استفاده مى شود که مناره نباید از سطح مسجد بالاتر باشد، بلکه همتراز گنبد باشد.
ط . از روایاتى که ساختن کنگره بر مسجد را نهى مى کند (3)استفاده مى شود که مساجد در عین شکوه و عظمت، باید از نظر ظاهرى، ساده و بى آلایش باشد.
ى . از روایتى که فلسفه جعل نماز جماعت را بیان مى کند، چنین استفاده مى شود که مسجد شیشه اى و یا پایین بودن پنجره ها و ساده بودن شیشه ها در غیر جهت قبله به گونه اى که نمازگزاران از بیرون دیده شوند، مانعى ندارد، بلکه مطلوب هم هست.
شخصى از امام رضا علیه السلام پرسید: فلسفه جعل نماز جماعت چیست؟ حضرت فرمود: براى اینکه اخلاص و توحید و دین اسلام و عبادت براى خداوند آشکار و در معرض همه دیدگان باشد و این وضوح و آشکار حجت بر مشرق و مغرب عالم خواهد بود. (4)
در عمده مساجد ایران، از دو طرح معمارى، یعنى سبک عربى و سبک ایرانى استفاده شده که این دو طرح توسط اعراب یا مسلمانان ابداع نشده، بلکه پیش از ظهور اسلام نیز مورد استعمال بوده، ولى چون در دوران اسلامى، زیاد استفاده شده و تحوّل
یافته است، به آن ها «عربى» و «اسلامى» مى گویند. این دو طرح با پیچ و خم خود، خطوط عمود و افقى حاشیه ها و صفحات تزیینى را متعادل و در بین کل اجزا، هماهنگى ایجاد مى کند.
معمارى مساجد در صدر اسلام، چهار رکن اصلى داشت که عبارت است از:
1 . محراب یا مقصوره؛ (ر.ک. محراب مسجد / مقصوره مسجد.)
2 . مناره یا گل دسته؛ (ر.ک. مأذنه.)
3 . گنبد؛ (ر.ک. گنبد.)
4 . وضوخانه. (ر.ک. وضوخانه مسجد.)
با توجه به کثرت جمعیت در طول قرون و اعصار و نیازمندى هاى هر عصر و زمان، بر امکانات مسجد و طبعا معمارى آن افزوده شده است. امروزه در طرّاحى مساجد، علاوه بر چهار رکن مزبور، موارد ذیل نیز مدّنظر قرار مى گیرد:
1 . ورودى ها؛ 2 . سر درِ مسجد؛ 3 . شبستان؛ 4 . کفش دارى؛ 5 . آب دارخانه؛ 6 . دفتر امام جماعت و دفتر مسجد؛ 7 . محیط پیرامونى (خیابان ها، فضاى سبز، پارکینگ)؛ 8 . نماسازى داخل و خارج از مسجد؛ 9 . آشپزخانه؛ 10 . انبارى؛ 11 . محل زندگى خادم؛ 12 . غذاخورى؛ 13 . صحن مسجد؛ 14 . خانه امام جماعت؛ 15 . کتاب خانه؛ 16 . پایگاه بسیج؛ 17 . کانون فرهنگى؛ 18 . تأسیسات گرمایشى، سرمایشى، آب، برق، گاز دستگاه هاى صوتى و مانند آن.
معمارى مسجد در طول تاریخ، در مناطق گوناگون جهان اسلام، به خاطر عوامل متعددى همچون شرایط اقلیمى و آداب و سنن حاکم بر هر منطقه و روى کار آمدن حکومت هاى مختلف، دست خوش تغییرات و تحوّلاتى شده است و این تحوّلات موجب پیدایش سبک هایى در معمارى مسجد گردیده که در ذیل، به مهم ترین آن ها اشاره مى شود:
الف. سبک عربى در معمارى مسجد در سرزمین هاى عرب تا پس از وفات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ویژگى
معمارى مسجد جز به کارگیرى ویژگى هاى ساده معمارى بومى نبود و نمادگرایى ظاهرى به عنوان یک ویژگى در طرّاحى و ساخت مسجد به کار برده نمى شد. به دنبال فتوحات مسلمانان، که موجب سرازیر شدن دانش و فرهنگ عظیم مشرق زمین به این مرز و بوم گردید، تصویر جدیدى از معمارى جایگزین معمارى بومى و ساده شبه جزیره عربستان شد. در فتوحات به عمل آمده در سرزمین بین النهرین و سوریه، در ابتدا مسلمانان یا از معابد و کلیساها، با اندکى تغییر به عنوان مسجد استفاده مى کردند و یا مساجدى را در بعضى از شهرها مثل کوفه و بصره - که خود شهرهاى تازه تأسیس بودند - به همان سبک ساده مسجد نبوى مى ساختند؛ یعنى مساجدى مستطیل شکل که با شاخه و تنه درخت خرما مسقّف شده بود. (1)
از مساجد اولیه ساخته شده توسط مسلمانان، مى توان به مسجد «کوفه» اشاره کرد که در سال 50 ه / 670 م، که توسط زیاد بن ابیه، حاکم بنى امیّه، ساخته شد. بدین روى، سبک عربى در معمارى مسجد به وجود آمد.
ویژگى هاى سبک عربى عبارت بود از: مسجد شامل یک محوطه مرکزى همراه با ایوان ها و رواق هایى در اطراف که بزرگ ترین رواق رو به قبله بنا نهاده مى شد. ایوان ها و رواق ها با ستون هاى مرتفع فراوان، براى محافظت سقف بنا مى شد و فضاى باز مرکزى را احاطه مى کرد و به همین دلیل، به آن سبک «ستوندار» نیز مى گفتند.
سبک ستوندار مسجدالنبى در مدینه، بالغ بر چهار قرن در تمام سرزمین هاى اسلامى رونق داشت. این سبک در سرزمین هاى خاورى قلمرو اسلام نیز نفوذ پیدا کرد؛ مانند: مسجد «قوّة الاسلام» در دهلى (هند) و مسجد «عجمر (اجمر)» در ایالت راجستان. (2)
این سبک در ایران، در طول دوران عبّاسى تا زمان پیدایش سبک مستقل ایرانى
(در دوران سلجوقى) رواج داشته است. مسجد تاریخانه دامغان و مساجد اولیه شهر یزد از این نمونه است.
1 . سبک عربى در دوران بنى امیّه
دوران بنى امیّه سرآغاز معمارى بناهاى بزرگ اسلامى به شمار مى آید. در این دوران، با توجه به ویژگى دنیادوستى خلفاى اموى، به سرعت الگوى ساده مساجد اولیه جاى خود را به مساجد جدید و بزرگى داد که بر همان سبک ستوندار ساخته مى شد، ولى از تزیینات و زیبایى فراوان برخوردار بود. در ساخت این مساجد، با توجه به نزدیکى مرکز حکومت اموى (شام) به تمدن دوم روم باستان و بیزانس، از این تمدن به صور گوناگون الگوبردارى شد. (1)
توسعه این سبک، که در دوران اموى به الگو و سبکى جهانى تبدیل شده بود، در تمامى مناطق و کشورهاى اسلامى پذیرفته شد.
یکى از ابداعات حاکمان اموى ایجاد مکانى مجزّا در مسجد براى تأمین جان حاکم و اطرافیان او بود که به آن «مقصوره» مى گفتند. در این باره، مى توان به مقصوره مسجد «کوفه» و «بصره» - که البته اکنون این دو مسجد وجود ندارد - اشاره کرد. (ر.ک. مقصوره مسجد.)
از دیگر ابداعات دوران اموى، تأسیس «مناره» است. اولین مناره هاى ساخته شده در این زمان، چهار مناره اطراف مسجد «عمر» در مصر است که به نظر مى رسد این طرح از چهار برج اطراف کلیساى سوریه الگوبردارى شده باشد. در ادوار بعدى، ساخت مناره ها به سبک ها و شکل هاى گوناگون به عنوان یکى از قسمت هاى اصلى مساجد ادامه یافت. (2)
مسجد «جامع دمشق»، که توسط الولید در سال 709 - 715 م ساخته شد، بزرگ ترین مسجد اموى است که تاکنون باقى مانده. بیشتر مساجد بزرگى که در این دوران ساخته مى شد، به سبک این مسجد بود؛ (3)
مثل مسجد جامع «آلپو» که توسط خلیفه سلیمان در سال 715 - 717 م بنا گردید.
در مساجد بزرگ زمان اموى، براى تزیین، از ستون هاى مرمرى، نقاشى هاى تذهیب کارى شده، جاى گزینى موزائیک به جاى ریگ فرش، طلانوشته هاى قرآنى و مانند آن استفاده مى شد. نمونه آن در مسجد «جامع دمشق» وجود دارد.
2 . سبک عربى در دوران بنى عبّاس
در این دوران، با تغییر مرکز قدرت از دمشق به بغداد، در سبک معمارى عربى و سبک ستوندار هم تغییراتى به وجود آمد. در این زمان، در معمارى مسجد، الگوى عربى، ولى در مایه هاى سبک و فن ایرانى، دنبال مى شد و این تغییر به خاطر نزدیکى مرکز قدرت به تمدن کهن و غنى ایران بود.
در این زمان، به تدریج، از ساخت حصار چهارگوش صرف نظر شد و به جاى آن، به ساخت دالان هاى متعدد متناسب با اندازه حصار پرداختند و در جوانب طولى حیاط، ایوان هایى در چهار ردیف قرار داده شد. این در حالى بود که در جانب ورودى بیشتر فضا براى ساخت درهاى ورودى استفاده مى شد.
براى هنر تزیینى مساجد، در این دوران سبک جدیدى ایجاد گردید و آن استفاده از گچ برى و کنده کارى چوبى بود که نمونه هاى اولیه آن در مساجد سامرّاء مانند مسجد «جامع المتوکّلیه» وجود دارد. به همین دلیل، این سبک گچ برى و تزیین به سبک «سامرّائى» معروف شده است. (1)
در زمان عبّاسیان نیز اهمیت فراوانى به ساخت مقصوره در مسجد مى دادند، تا جایى که در زمان قدرت ترک ها، مقصوره مهم ترین مکان درونى مسجد را تشکیل مى داد.
مهم ترین مساجد ساخته شده در دوران عبّاسى عبارت است از:
مسجد «جامع قایروان» که توسط عقبى بن نامى، فرمانده عبّاسى فاتح شمال آفریقا، بنا گردید. این مسجد در سال 836 م بازسازى شد.
مسجد «جامع المتوکّلیه» در شهر سامرّاء، که در سال 49/848 - 852 م توسط
1) . معمارى مسجد «در سرزمین هاى مرکزى عرب».
المتوکّلدر ابعاد (235×152) و با آجر ساخته شد. (1)
3 . سبک عربى در دوران حکومت فاطمیان و مملوک ها(3)
فاطمیان یک حکومت شیعى در منطقه تشکیل داده بودند و در زمان آن ها، سبک عربى تغییر چندانى نداشت،
اما مى توان آن ها را پایه گذاران سبک معمارى ویژه مصر دانست.
یکى از ویژگى هاى معمارى آن ها، که از ابداعات این دوران است و بعدها در زمان مملوک ها برجسته و کامل گردید، این بود که مدخلو سردرمسجد را خارج از نماى اصلى مسجد مى ساختند و در دو انتهایش، مناره اى قرار مى دادند. نمونه اولیه آن در مسجد «الحکیم» 990- 1013 م وجود دارد.
عناصر تزیینى در این دوران، که با دوران مملوک ها نیز مشترک بود، عبارت است از: تزیینات گچ کارى، مقرنس کارى طاق ها، استفاده وسیع و فراوان از خط کوفى و اشکال هندسى و نقوش و طرح هاى اسلیمى (گلدار) در سطح گنبد و طرح هاى سطحى شامل طاقچه ها، طاق ها و سطوح تزیینى.
مساجد مهم این دوران عبارت است از:
مسجد «الازهر» که اولین مسجد فاطمى ها بود ودرقاهره در سال 970 - 972 م ساخته شد. (4)
مسجد «الحکیم» که در زمان فاطمیان در سال 990 - 1013 م در قاهره ساخته شد.
مسجد بزرگ «سلطان بایبارس اول» که در سال 1267 - 1269 م در قاهره ساخته شد و اولین مسجد مملوک ها بود.
1) . هنر و معمارى مساجد، ج 2 ، ص 1037 ، مقاله «اقدامات عملى فرمانروایان سلجوقى» / «معمارى مسجد در سرزمین هاى مرکزى عرب» / هنر اسلامى،ص 99 / مساجد در تمدن اسلامى، ص 358 .
2) . هنر و معمارى مساجد، ج 2 ، ص 1103 .
3) . این دو گروه در کشورهاى عراق، سوریه و مصر حکومت مى کردند.
4) . هنر و معمارى مساجد، ج 2 ، ص 1037 / هنر اسلامى، ص 99 .
ب . معمارى مسجد در اسپانیا و شمال آفریقا
معمارى اسلامى از قرن هشتم تا چهاردهم میلادى در شبه جزیره ایربیا (اسپانیا و پرتغال)، نیز مراکش، الجزایر و تونس کنونى (شمال آفریقا) دوره هاى گوناگون هنرى و سیاسى را دربرمى گیرد:
اول. دوره خلافت امویان 756 - 1031 م در اندلس؛
دوم. دوره انحطاط و تجزیه به حکومت هاى کوچک تر و طایفه اى (1086- 1031م)؛
سوم. دوره حکم رانى «المرابطون» و «الموحّدون» (1086 - 1262 م) که اندلس تحت حکم فرمایى شمال آفریقا قرار گرفت.
چهارم. تقسیم خلافت اسلامى به سه حکومت «نصیریان» در غرناطه، «مرینیان» در شمال مراکش و «عبدالوادیان» در الجزایر.
سیر تحوّل معمارى اسلامى و گسترش
و شکوفایى آن در این سرزمین، در دوره حکومت امویان و حکومت «المرابطون» و «الموحّدون» از همه برجسته تر است.
1 . دوره خلافت امویان
در دوران خلافت امویان بر اندلس، که با خلافت عبدالرحمان اول،(1)ملقّب به «الدخیل» (پناهنده) در قرطبه شروع شد، هنر معمارى اسلامى در این منطقه قوام پیدا کرد. در این زمان، مساجد متعددّى در این منطقه ساخته شد که مهم ترین آنها مسجد «جامع قرطبه» (2)است که هم اکنون نیز یکى از آثار شکوهمند جهان اسلام به شمار مى آید.
برخى از ویژگى هاى به کار رفته در این مساجد عبارت است از:
الف. با توجه به سبک معمارى به کار رفته در مساجد و نماهاى به کار رفته در آنها، به این نتیجه مى رسیم که سبک معمارى
عربى دنبال شده است.
ب. در جاهاى گوناگون بعضى از این مساجد، مانند ستون ها و سرستون ها، از نقوش نمادین استفاده شده که از هنر به جا مانده از معمارى بیزانس است که با فرهنگ و هنر معمارى اسلامى ممزوج و تطبیق داده شده است.
ج. منارهاى ساخته شده در قرن نهم در «ایربیا» داراى نقشه مربع شکل همراه با پله خانه اى استوانه اى - حلزونى است که این نوع مناره در ورودى هاى مسجد بنا گردیده. از دیگر نمونه هاى این نوع مناره، منارهاى «سن خوان» و «سانتیاگو» در قرطبه، مناره «السالوادور» در اشبیلیه، مناره «سویل» ( sevill) و نیز مناره اى در «نیبلا» واقع در استان «هولوا» است.
تزیینات به کار رفته در معمارى مساجد این دوران، ایجاد نقوش و عناصر نمادین برگرفته از طبیعت است؛ همچون تزیینات فراوان گیاهان که با سنگ مرمر، گچ برى، کاشى کارى و سقف هاى چوبى، منبّت کارى شده است. علت این نوآورى بزرگ در فراوانى و شکوهمندى تزیینات در معمارى آن زمان را مى توان ممنوعیت استفاده از تصویر و تمثال در مسجد دانست که موجب خلق تزیینات نمادین و نقوش انتزاعى گردیده و این موضوع به شکل قابل توجهى در طاق هاى جلوى محراب ها به کار گرفته شده است.
طرح نقوش نمادین اسلامى ابتدا در هنر اولیه امویان در شرق نزدیک به صورت ساده ترى در کاشى کارى هاى «قبّه الصخرة» فلسطین و در مسجد دمشق وجود داشت، ولى در اوایل قرن دهم میلادى، در هنر معمارى این سرزمین توسعه داده شد. (1)البته ساخت مسجدهاى بزرگ در پایتخت، موجب محدود کردن ساخت و ساز مساجد در پایتخت نبود؛ زیرا مسجد کوچک «بابُ المرُدُم» در طلیعه (تولدو) (999 - 1000 م)، که امروز به کلیسایى تبدیل شده، به همّت و هزینه مردم ساخته شده است.
1) . فصلنامه هنر، ش 33 ، مقاله: مساجد اسپانیا و شمال آفریقا.
2 . دوره ملوک الطوایفى
در این دوره نیز معمارى و ساخت مسجد متوقّف نبوده و مساجد گوناگونى ساخته شده که بهترین بناى به جا مانده نمازخانه و محراب «قصرالجعفریه» است که ویژگى مهم آن نقوش و تزییناتى از گیاهان بهشتى است که مى توان گفت: این محراب نمونه مینیاتورى محراب «الحکم» روم در مسجد «جامع قرطبه» است. (1)
از دیگر مساجد این دوره، مى توان به مسجد اعظم «قلم سن»، که در سال هاى 1082 - 1136 و مسجد اعظم «قیروان»، که در سال (؟) ساخته شده است، اشاره کرد. (2)
3 . دوره المرابطون(3)
معمارى مسجد در این زمان، به خاطر دیدگاه اعتقادى و بنیادگرایانه «المرابطون»، سادگى در معمارى و پرهیز از تزیینات را در پى داشت؛ ستون ها آجرى شده و بیشتر سطوح دیوار با اندود آهک و گچ، شکلى ساده و سفید به خود گرفته اند. البته تزیینات گیاهى به شکل هاى گوناگون در اطراف محراب انجام مى شد. فقط در زمان على بن یوسف، ستون ها به عنوان عناصرى ارزشمند در اطراف محراب شکل گرفتند.
مساجد در دوره «المرابطون»، بسیار پهن تر و همراه با قوس هاى خاص ساخته مى شد. رواق ها نیز تنها در بخش شرقى و غربى صحن حیاط ساخته مى شد.
همچنین در اتاق ها تزیینات مقرنس به کار مى رفت که نوآورى زمان «المرابطون» است. در مساجد این دوران، براى تأمین نور و همچنین استفاده از نور براى زیبا نشان دادن نقش محراب، در داخل طاق هاى جلوى محراب، روزنه هایى قرار مى دادند.
از مهم ترین مساجد این دوران، مسجد «ندرومه» و «الجزایر» در زمان یوسف بن تاشفین، مسجد «تلمسن» الجزایر در زمان امیر على بن یوسفدر سال 1135 - 1136 م و تغییر در مسجد «غرویین» فاس (faz)در سال 1136 - 1137 م
و «قبّة بهاء الدین» است که باقى مانده مسجد «على» در مراکش بوده که در حدود سال 1120 م ساخته شده است. (1)
4 . دوره الموحّدون(2)
ویژگى خاص معمارى مسجد در این زمان، بیشتر به بزرگى فضا و یادمان گونگى منارهایش است. براى تزیینات و به جاى استفاده از نمونه هاى اسلیمى گیاهان، از عناصر معمارى و نقوش هندسى و خطى استفاده مى شد. در معمارى «الموحّدون» تلفیق و گره خوردن قوس هاى طاق آن، ترکیبى از شکل هاى خطى است که با مقرنس پر شده. تزیینات اصلى مسجد را با کتیبه هاى خطى آیات قرآن انجام مى دادند. از دیگر مشخصه هاى معمارى مسجد در این دوران، که از نوآورى هاى برجسته آن به شمار مى رود، توسعه و تکمیل نقشه ها به شکل tو uاست که جایگزین نقشه هاى ساده تر سبک عربى و دوران امویان گشته بود.
از مساجد مهمّ این دوران، مسجد یادبود ابن نومرت(1153- 1154 م)؛ ساخت مجدّد مسجد «کُتُبیه» در مراکش؛ مناره بزرگ «جیرالدولة» که باقى مانده مساجد «شبیلیه» (اسویل) است که در سال (1158- 1198 م) ساخته شد، ولى براى ساخت کلیساهاى جامع «گوتیک» تخریب گردید؛ مسجد «قصبه» در مراکش؛ و مسجد وسیع «جمعه» در رباط است که بزرگ تر از مسجد «قرطبه» ساخته شد. همچنین مسجد «حسن» در رباط و سه مناره بزرگ این دوران، یعنى «کُتُیبه» و «جیرالدولة» و «حسن»، از مهم ترین آثار معمارى اسلامى در این دوران به شمار مى آید.
5 . دوره سلطان نشینان (نصریه، مرینى و عبدالوادى)(3)
معمارى مساجد در این زمان، تا حدّى از
1) . ر.ک. فصلنامه هنر، ش 33 ، مقاله: «مساجد اسپانیا و شمال آفریقا».
2) . الموحّدون: اقوام بربر نژاد «مصموده» از کوه هاى جنوب مراکش بودند که در مقابل «المرابطون» قیام کردند و در سال 1147 م مراکش را تسخیر کردند.
3) . پس از فروپاشى سلطنت «الموحّدون»، حکم رانى شبه جزیره ایربیا به سه حکومت کوچک «نصریه» در غرناطه گرانادا، «مرینى» در مراکش و «عبدالوالد» در الجزایر تقسیم گشت.
سبک معمارى دوران قبل تأثیر مى گرفت و قدرى تحت تأثیر معمارى ایرانى و معمارى مملوکى در مصر بود. همچنین در این دوران سعى مى شد در کنار مساجد، مدارسى بنا کنند. از مهم ترین مساجد به جامانده از آن دوران، مسجد «المنصور» (ح 1303 - 1336 م) است که در دوره پادشاهى ابویعقوبو برادرزاده اش ابوالحسنبنا گشت؛ مسجد و مدرسه « سید بودرین»(1)در «تلمسن»؛ که توسط ابوالحسنساخته شد (1388 م)؛ مدرسه «ابوعنانیه» (1345) در فاس (faz)؛ و مناره «سن خوان» همچنین حیاط مسجد «الباشیه» در غرناطه (گرانادا)، که اکنون به کلیساى «السالوادور» تبدیل شده است، نیز از جمله آثار معمارى این دوره به شمار مى آید. از دیگر آثار به جا مانده، که جزو زیباترین آثار معمارى به حساب مى آید، مى توان به مسجد «الحلویه» اشاره کرد که در سال 1353 م و مسجد «ابوالحسن» که در سال 1298 م ساخته شده است. (2)
ج . معمارى مسجد در آفریقا
در آفریقا براى ساخت مسجد، از اصول معمارى بومى و سنّتى که با اصول و مبانى اسلامى تطبیق داده شده باشد، پى روى مى کنند؛ مانند سنّت قدیمى استفاده از خاک که به طور گسترده در معمارى مساجد آفریقا مورد استفاده قرار مى گیرد. براى شناخت سبک معمارى در غرب آفریقا، سبک معمارى منطقه وسیع غنا، که از مهم ترین کشورهاى اسلامى غرب آفریقا به شمار مى آید، مورد بررسى قرار مى گیرد.
مساجد غنا به دو سبک ساخته مى شود: سبک سودانى، سبک جنّى.
1 . معمارى به سبک سودانى
مساجد از گل و خشت هاى خام خشک شده در آفتاب ساخته مى شود و ستون هاى گلى توپُرى در زیر سقف ها قرار مى گیرد. این سقف ها ترکیبى از اسکلت چوبى همراه با روپوشى از گل است. به علت فرسودگى و تجزیه سریع پوسته خارجى بنا در اثر شرایط جوّى، ساختمان مسجد نیاز
به بازسازى مداوم دارد. (1)در بالاى دیوارهاى کوتاه مسجد، دو مناره، که معموملاً یکى را بالاى محراب قرار مى دهند، ساخته مى شود. در بالاى سردر ورودى، ترکیباتى با شکل هاى تزیینى و بادگیرهاى سه بُعدى قرار مى دهند. از این نوع مساجد، مى توان به مسجد «لازبانگا» اشاره کرد (2)که در قرن سیزدهم میلادى در غنا به وسیله بازرگانان ساخته شده است.
2 . معمارى به سبک جنّه
این سبک از مسجدى به نام «جنّه» (djenne)، که در مالى قرار دارد، الگوبردارى شده و با نوآورى مقرون گشته است.
ویژگى هاى عمده این سبک: مساجد را چهار بُعدى طراحى مى کردند و سقف ها و دیوارها را کلاً از گل مى ساختند. ورودى اصلى مسجد در سمت چپ قرار داشت و مقابل محراب ساخته شد. در داخل شبستان مساجد، ستون هایى تزیینى قرار مى دادند که در انتها به وسیله طاق هایى به هم متصل مى شود، ولى کاربرد نگه دارندگى کمى دارد. در این سبک، مساجد فقط یک مناره دارند که معمولاً بالاى محراب ساخته مى شود. بیرون آمدن ستون هاى چوبى نخل که هم جنبه تزیینى دارد و هم براى استحکام مسجد مفید است، از جمله ویژگى هاى معمارى این مساجد است. این سبک بیشتر در کشور مالى رواج دارد؛ مانند مسجد «نیونو» (niono)که در سال 1973 م ساخته شده است.
بعضى از نمونه هاى این سبک در مناطق دیگر، عبارت است از: مسجدى که در ورودى «یانگا» در نزدیکى (گارو) در منطقه «باوکو» قرار دارد و مسجد «یاما» (yama)در کشور نیجریه که در سال 1962 ساخته شده است. (3)
در بین مساجد غرب آفریقا، باید به مساجد کوچک و بعضا روستایى اشاره کرد که در کنار راه هاى تجارى از نیجریه تا جنگل هاى سواحل امتداد دارد. پیش از
نفوذ اسلام به آن مناطق، زیارتگاه هایى تک ستونى یا مجموعه اى از ستون هاى مخروطى شکل مى ساختند. این ستون ها بنابر عقیده مردم آن مناطق، نماد حضور مستمر ارواح اجدادشان در بین آنها بود. اما پس از ظهور اسلام، این زیارتگاه ها به همان شکل، همراه با ساخت محرابى در سمت قبله، تبدیل به مساجد آن مناطق شده است. (1)
در شرق آفریقا نیز رسوم و سبک هاى معمارى سنّتى و بومى در معمارى مساجد آنجا نقش مهمى ایفا کرده که با آداب و سنن اسلامى منطبق شده است.
برخى از ویژگى هاى سبک معمارى مسجد در شرق آفریقا عبارت است از: عدم وجود تالارهاى بزرگ به عنوان شبستان مسجد، گنبدهاى کم ارتفاع، استفاده از مواد اولیه و طبیعى در ساخت مسجد مانند مواد مرجانى و گیاهى، و تزیین مسجد با چوب هاى کنده کارى شده درخت ساج جاوه و سنگ هاى مرمر و سرامیک لعابدار هندى. وجود مقبره هاى ستوندار در مساجد، که تقریبا در همه جاى آفریقا دیده مى شود، نیز از ویژگى هاى بیشتر مساجد آفریقا است. (2)
د . معمارى مساجد در ایران
معمارى و ساخت مسجد در ایران را مى توان در سه مرحله مورد بررسى قرار داد:
مرحله اول:مساجدى که مسلمانان پس از فتح ایران از تغییر عملکرد و بازسازى بناهاى مذهبى پیشین (آتشکده ها) به وجود آوردند. این روال از صدر اسلام تا اوایل حکومت بنى عبّاس (اوایل قرن دوم هجرى قمرى) رواج داشت؛ (3)مانند: «چهارطاقى ساسانى یزد خواست» و «مسجد جمعه» نیریز.
مرحله دوم:مساجدى در دوران اموى و عبّاسى در ایران ساخته شدند. بیشتر این
مساجد در دوران عبّاسى، به دلیل نزدیکى پایتخت به ایران، ساخته شده اند. این مساجد به سبک عربى با سبک ستوندار برگرفته از معمارى مسجدالنبى و با سادگى تمام، ارتفاع کم، دیوارهاى حجیم و شبستانى پرستون ساخته شده اند. براى نمونه، مى توان به مسجد «تاریخانه» دامغان و مساجد اولیه شهرهاى یزد، رى، شوشتر و اردستان اشاره کرد. (1)این سبک وارداتى، که در دوران عبّاسى در کل ایران رواج یافت، نتوانست در ایران، که خود از تمدن غنى و معمارى سنّتى خوبى برخوردار بود، ماندگار باشد و به مرور، از بین رفت.
مرحله سوم:در این بخش، معماران ایرانى با ادامه سبک متداول ساسانیان و ادغام آن در فرهنگ و سنّت و هنر اسلامى، سبک ایرانى را ایجاد کردند. این سبک، که در دوره هاى گوناگون توسعه داده شده، از زمان حکومت سلجوقیان آغاز و تاکنون ادامه داشته است.
در ذیل، به ترتیب، این دوره ها مورد بررسى قرار مى گیرد:
1 . سبک ایرانى در دوره سلجوقیان
دوره فرمان روایى سلجوقیان نقطه عطفى براى هنر معمارى اسلامى در ایران است. در این دوران، معماران ایرانى با آمیختن سبک سنّتى ایرانى با هنر اسلامى، سبک معمارى «ستوندار» (عربى) را به سبک «ایواندار» (ایرانى) مبدّل کردند.
در سبک «ایواندار»، با ایجاد گنبدى بر فراز نوعى چهارطاقى در صحن شبستان - که از آتشکده هاى زمان ساسانیان اقتباس کرده بودند - و قرار دادن ایوان هایى در اطراف حیاط و مرکز مسجد و استفاده کم و ضرورى از ستون ها، مساجد را بنا کردند. (2)
این دوران را مى توان شروع ارتباط جدیدى بین مساجد و گنبدها در معمارى مسجد دانست؛ زیرا در این دوران، نگرش جدیدى به ساخت گنبد و توسعه آن
ایجاد شد؛ بخصوص بر ساخت گنبدهاى سه کنجى تأکید بیشترى وجود داشت. سبک ساخت گنبد در زمان سلجوقیان به جاهاى دیگر نیز منتقل شد؛ مثل گنبد مرکزى مسجد اعظم «قرطبه» که شبیه سبک گنبد مسجد جامع اصفهان است. (1)
در این دوران، براى تزیین مسجد، از گچ برى هایى در جلوى محراب استفاده شد؛ ولى ویژگى خاص این سبک در تزیین تمامى مساجد این دوران، استفاده از آجرهاى پخته و ظریف براى نماى خارجى و داخلى گنبد و ایوان هاست. قریب چهل مناره از زمان سلجوقیان باقى مانده که بیشتر حاوى آجرکارى هاى پرنقش و نگار است. (2)
بى شک، مسجد «جامع اصفهان» تجّلى زیباى معمارى این دوران به شمار مى رود. (3)از دیگر مساجد این دوران، مى توان به مسجد جامع بروجرد، گلپایگان، زواره و اردستان اشاره کرد. (4)
2 . سبک ایرانى در دوره ایلخانى
معمارى مغولان ایلخانى با پیشینیان همبستگى نزدیکى دارد؛ در واقع، همشکل با سبک دوران سلجوقى است. تنها نقطه تمایز و ویژگى خاص معمارى این دوران با سلجوقیان، در نگرش به تزیین و نماى مسجد است.
در این دوران، براى تزیین و نماى مسجد، به تذهیب، ظرافت کارى و پیچیده کردن جزئیات، کاربرد تدریجى موزائیک سفالى، تأکید بر استفاده از کاشى هاى شفّاف و گچ برى هاى زیبا و ظریف همراه با کتیبه نویسى روى آوردند. (5)نگرش سلجوقیان براى تزیین مساجد به گونه اى بود که با اجزاى سازنده ساختمان منطبق باشد (استفاده از آجرهاى ظریف)، در حالى که ایلخانان براى تزیین
مسجد، جایگاه خاصى جداى از اجزاى سازنده ساختمان در نظر داشتند.
از مساجد زیباى این دوران، مسجد «على شاه» تبریز و مسجد و محراب «الجایتو» را مى توان نام برد که در سال (710 ق) در مسجد «جامع اصفهان» ساخته شده است. محراب مزبور در بالاترین درجه استادى و مهارت در گچ برى قرار دارد. (1)
3 . سبک ایرانى در دوره تیمورى
معمارى ایرانى در سده چهاردهم بر پایه معمارى سلجوقى بود، ولى در سایه مغول ها زیبایى و عظمت تازه اى یافت و بعدها در سده پانزدهم، در زمان حکومت تیموریان، سبک ها و شکل هاى مغولى با مهارت بیشترى پى گیرى شد. (2)اوج زیبایى و شاه کارهاى معمارى سبک تیمورى بیشتر در شهرهاى هرات و سمرقند است که پایتخت هاى سلطنت تیمورى بود؛ مانند مسجد «بى بى خاتون» که ایوانى به ارتفاع 40 متر و پهناى 17 متر دارد و تمام بنا و از جمله هشت مناره و سه گنبدش از آجرهاى مذهّب پوشیده شده است. (3)
از ویژگى هاى معمارى این دوران، مى توان به توسعه و رشد ساخت گنبد و ایوان ها اشاره کرد، به گونه اى که ساقه گنبد تا ارتفاع بى سابقه اى برافراشته مى شود و نیز گنبدهاى کلّه قندى در این دوران رایج شد؛ مانند آثار شهرهاى سمرقند، هرات، بلخ و کرمان.
در این دوران، کاشى معرّق تا آن حد رشد پیدا کرد که در تزیینات معمارى همتایى نداشت. بهترین کاشى هاى معرّق در مسجد «گوهرشاد» مشهد و مسجد «کبود» تبریز، که در سده پانزدهم بنا شده اند، وجود دارد. (4)
4 . سبک ایرانى در دوره صفویه
معمارى مسجد در دوران صفویه به طور
گسترده اى از طرح هاى چهارایوانه زمان تیمورى تقلید مى شد، ولى در برخى شهرهاى کوچک، مساجد کوچکى مثل مسجد «بلارستم» مراغه یا مسجد «میدان» و «مهرآباد» در شهر بناب، از نوع مساجد زیباى داراى سقف چوبى و تیرریزى شده است. (1)
بیشتر آثار معمارى صفوى، که در زمان شاه طهماسب اول ساخته شده، به علت استفاده فراوان از خشت خام - که ماده اى بى دوام است - به مرور زمان و یا در اثر حوادث از بین رفته است؛ مانند مسجد بزرگ «شاه» در قزوین که گفته مى شود بزرگ ترین مسجد ایران بوده، ولى در اثر زلزله از بین رفته است. (2)
زمان شاه عبّاسعصر زرّین معمارى صفوى است که مسجد «امام خمینى قدس سره» (مسجد شاه سابق) و مسجد «شیخ لطف اللّه » از آثار این دوران است. از دیگر آثار به جا مانده معمارى صفوى، ایوان شاه عبّاس دوماست که در سال 1649 م ساخته شده و نیز «شبستان اللّه وردى خان» که هر دو در حرم امام رضا علیه السلام قرار دارد.
معمارى صفوى پس از مرگ شاه عبّاس در سال 1627 م به مرور رو به افول گذاشت و بناهایى که بعدا ساخته شد بیانگر معمارى رو به پیشرفت نبود. معمارى دوره صفویه در ساختار و تزیینات، اصالت کمترى داشت و به جاى حمایت و تشویق براى نوآورى، به شدت بر گذشته تکیه مى کرد. هنر کاشى کارى با اینکه در آثار معمارى صفوى جایگاه خاصى دارد، ولى معماران صفوى از بین اشکال قدیمى، بهترین ها را انتخاب مى کردند، هرچند کیفیت کاشى هاى به کار رفته از کاشى هاى اعصار گذشته پایین تر نیز هست. (3)اوج هنر معمارى دوره صفوى در دو مسجد با شکوه «شیخ لطف اللّه » و مسجد «امام» اصفهان ظهور پیدا کرده است. (4)
5 . سبک ایرانى در دوره قاجاریه
معمارى مسجد در دوران نادریه و زندیه، که پس از پادشاهان صفوى روى کار آمدند، از رکود محسوسى برخوردار بود، ولى در زمان حکومت قاجاریه، این هنر دوباره رونق گرفت. فتح على شاه قاجاررا مى توان حامى بعدى معمارى مسجد در ایران دانست که مساجد بزرگى در سراسر ایران با طرح «چهارایوانه» بنا کرد. (1)
در این دوران، در بسیارى از موارد، به توسعه بناهاى صفوى پرداخته اند (مثل قم و ماهان) و از سبک صفوى هم در جاهایى تقلید شده است؛ مانند گنبدها و ایوان هاى طلا در مشهد، قم و رى. در برخى موارد هم از سبک جدیدى، که به سبک «دوران قاجاریه» مشهور است، استفاده کرده اند؛ همانند مسجد «آقابزرگ» کاشان و برخى گنبدهاى پیازى در شیراز. در این دوران، توجه خاصى به محوّطه و حیاط مسجد داشتند. مهم ترین مسجدى که در این دوران بنا شد مسجد و مدرسه «سپهسالار» تهران است که در سال هاى 1878 - 1890 م / 1295 - 1308 ش ساخته شد.
سبک تزیینى این دوران سبکى متمایز و شناخته شده است که از عناصرى همچون طرح هاى ساده هندسى کاشى کارى شده، خطوط خیزرانى، طرح هاى کتیبه اى و پلکانى در آجرهاى کوچک لعابدار، پنجره هاى تزیینى، و ستون ها و سرستون هاى سنّتى استفاده گردیده است. اما بهترین تزیین این دوره، که شهرت خاصى به آن بخشیده، استفاده زیبا و هنرمندانه از آیینه کارى است؛ مانند آیینه کارى در حرم امام رضا علیه السلام . (2)
ه . معمارى مسجد در منطقه آناتولیا (آسیاى صغیر)
معمارى مسجد در منطقه «آناتولیا» (آسیاى صغیر) را باید در سه دوره مشخص مورد بررسى قرار داد:
1 . دوره سلطنت سلجوقیان روم (1077 - 1308 م)
در این دوران، براى ساخت مساجد، از الگوهایى که از قلب کشورهاى مسلمان برمى خاست، پى روى مى کردند.
مساجد سلجوقیان آناتولیا را باید در دو منطقه جغرافیایى مورد بررسى قرار داد:
منطقه اول:منطقه شرق و شمال شرقى آناتولیا، که از طریق آذربایجان با سبک معمارى ایران و آسیاى مرکزى ارتباط داشت و این سبک ایرانى با سنّت ساخت بناهاى سنگى مردم ارامنه و گرجستان تلفیق شده بود.
این منطقه معمولاً با حکومت مرکزى سلجوقیان (روم) اختلاف داشت و به همین دلیل، حاکمان سلجوقى و سبک معمارى آن ها در این منطقه تأثیر چندانى نداشت. کاربرد سنگ به عنوان مهم ترین مصالح ساختمانى در این منطقه، باعث شده است که در ساخت مساجد، بیشتر از سنگ استفاده شود که شامل طبقات فوقانى بنا نیز مى شد؛ مانند طاق قوس هاى سنگى که نوعا با حجّارى هاى زیبایى تزیین مى شد.
از دیگر ویژگى هاى مساجد این منطقه، مى توان به دارا بودن نقشه وسیع و مستطیل شکل آن ها، فقدان صحن و حیاط و مناره استوانه اى شکلِ مرسوم در دوران سلجوقى اشاره کرد. (1)
منطقه دوم:این منطقه شامل آناتولیاى مرکزى مى شود که مستقیما زیرنظر سلجوقیان (روم) اداره مى شد. معماران این منطقه به دلیل آنکه از یک سو، با شهر بیزانیوم (قسمتى از روم شرقى) تماس داشتند و از سوى دیگر، با روش و سبک معمارى سوریه و جزیره العرب آشنا بودند، در نیمه قرن سیزدهم میلادى شیوه معمارى همگونى را در این منطقه رواج دادند.
برخى از مشخصات معمارى مساجد این منطقه عبارت است از: استفاده از گنبدهاى منحنى شکل، قرار دادن سنگ آهک، آجر و کاشى هاى معرّق به عنوان مهم ترین مصالح ساختمانى، سنگ چین کردن دیوارهاى مساجد و استفاده از
1) . مجله مسجد، ش 45 ، ص 55 / فصلنامه هنر، ش 33 ، مقاله: «مساجد آناتولیا و میراث عثمانى».
ستون هایى که با آجر و قبّه هاى سنگى علامت گذارى مى شد.
از مهم ترین ویژگى هاى تزیین مساجد در دوران سلجوقیان (روم) عبارت است از: استفاده از کاشى هاى معرّق و جلادارِ ستاره اى شکل و شش گوش، به کار بردن حجّارى هاى زیبا و غنى، عدم محدودیت در زمینه رنگ آمیزى و زینت دیوارهاى مساجد. (1)
از مهم ترین و بزرگ ترین مساجدى که در دوران سلطنت سلجوقیان در منطقه آناتولیا ساخته شد، مسجد «علاءالدّین» است که در سال 1155 م ساخت آن شروع شد و در سال 1220 م کار آن به اتمام رسید.
2 . دوره حکومت امراى تُرک (1308 - 1453 م )
پس از حمله مغول، مناطق تحت نفوذ حکومت سلجوقیان (روم) به مناطق کوچک و بزرگى تقسیم شد که هرکدام تحت حکومت امراى ترک اداره مى شد. از بین این حکومت هاى کوچک، گروهى از ترک ها به نام «عثمانى ها» توانستند با مغلوب کردن دیگر حکومت هاى منطقه، تقریبا بر بیشتر آناتولیا حکومت کنند.
معمارى مسجد در این دوران نیز متوقّف نبوده و از مهم ترین فعالیت هاى امراى ترک در این زمینه، ساخت مساجد کوچک است. یکى از اصیل ترین نوع مساجد کوچک، که بیشتر در منطقه عثمانى به چشم مى خورد، مساجدى است که نقشه آنها به شکل « t» معکوس طرّاحى شده و شامل دو فضاى گنبدى شکل مرکزى بود که از دو سو، به دو راهروى کوچک تر، که همان بازوان حرف « t» باشد، متصل مى شد. (2)این مساجد از جلو به پنج سرسرا راه داشت و معمولاً از گنبدهاى متعدد و تک مناره اى (که گاهى به دو مناره هم مى رسید) تشکیل مى شد. مساجد مزبور در ساختار اولیه، به سبک معمارى سلجوقى ساخته مى شد، ولى در بعضى از آن ها، گاهى از شیوه اى مثل سنگ کارى
و آجرچینى به روش معمارى بیزانس استفاده مى کردند.
مسجد «اولو جامع» در شهر بورسا، که در فاصله سال هاى 1358- 1420 م ساخته شد، الگوى مهمى براى مساجد این دوران به شمار مى آمد.
مسجد «بایزید اول»، که با روکار سنگ در سال 1390- 1395 م در شهر «بورسا» ساخته شده و مسجد نیمه تمام «سیسیل» در این شهر، که در سال 1412- 1419 م ساخته شده، نمونه هایى از مساجد به شکل « t» معکوس است. (1)
3 . دوره اقتدار عثمانى ها
(1453 - 1923 م)
حکومت عثمانى به سبب هجوم تیموردر سال 1402 م ضعیف شد و دوباره حکومت هاى کوچک و مستقل پدیدار شدند، تا آنکه در حدود سال 878 ه / 1500 م، دولت عثمانى با تجدید قوا توانست «قسطنطیه» را فتح و دوباره بر تمامى منطقه آناتولیا حکمرانى کند.
در این دوران، معمارى مسجد در آناتولیا سبک نوینى پیدا کرد. مجرى این سبک شخصى به نام معمار سنیانبود. او یونانى الاصل و معمار اعظم دربار عثمانى به شمار مى رفت و توانست در طول عمر خود، قریب 81 مسجد بنا کند.
سبک نوین معمارى عثمانى بر پایه معمارى بیزانس شکل گرفته بود و شکلى سنگین و موقّر و سخت تر و جدّى تر نسبت به سبک دوران سلجوقیان (روم) داشت. (2)در این سبک، گنبد عظیم مرکزى نقطه اصلى بنا بود و بنا را از آن نقطه به اطراف توسعه مى دادند و در اطراف این گنبد عظیم، گنبدهاى کوچک ترى قرار مى گرفت. در اطراف مسجد، چهارمناره - دو مناره در ابتداى مسجد و دو مناره در انتهاى مسجد - بنا مى کردند.
در مساجد این دوران، از تزیینات ملایم و متین، همراه با نقش هاى برجسته بسیار کم استفاده مى کردند. بعضى از عوامل تزیینى هم - که قبلاً متداول بود - کنار گذاشتند؛
مثل حجّارى هاى مسرفانه و پر خرج.
به جاى آن، از کاشى هاى معرّق و چهارگوش (مربع یا مستطیل شکل) استفاده کردند. (1)
بدین روى، هنر کاشى کارى با سبک جدیدى نسبت به دوران سلجوقى، به کار گرفته شد؛ بدین صورت که به جاى استفاده از کاشى هاى ستاره اى و شش گوش، از کاشى هاى چهارگوش مربع یا مستطیل شکل استفاده مى کردند.
زیباترین کاشى کارى هاى این دوران در مساجد «رستم پاشا» (1550 م / 928 ه ) و «سوکولو محمّد پاشا» (1571 م / 949 ه ) در استانبول و مسجد «سلطان محمّد» (1609 م) به کار رفته است. (2)
برخى از مهم ترین مساجد سبک نوین عثمانى عبارت است از: مسجد «سلطان سلیم دوم» در شهر «ادِرنه» که در سال 1570 - 1575 م ساخته شد، مسجد «سلیمانیه» در استانبول که در سال 1555 - 1557 م بنا گردید و مسجد «سلطان احمد» در استانبول که در سال 1609 م بر مبناى الگوى سبک معمار سنیان و پس از او بنا نهاده شد. (3)
شایان ذکر است که مساجد ساخته شده بر مبناى سبک نوین، همه الگوگرفته از مسجد «ایاصوفیه» است که قبلا کلیسا بود. (4)
و . معمارى مسجد در شبه قاره هند
معمارى اولیه اسلامى در هند متأثّر از معمارى پرتجمّل و پرزینت سنّتى هند همچون معابد هند، چین و آسیاى جنوب شرقى بود و تمایل وسیعى در به کارگیرى تزیین با استفاده از نقوش هندسى، گیاهى و کتیبه نویسى وجود داشت.
مراحل ساخت مسجد در هند را مى توان به دو مرحله تقسیم کرد:
مرحله اول:زمانى که حاکمان اسلامى به خاطر مصالح سیاسى، معابد هندوها را
تخریب مى نمودند و از مصالح و سنگ هاى آن براى ساخت مسجد استفاده مى کردند؛ مانند استفاده از بقایاى معابد «جین و ویشنو» در ساخت مسجد «قوّه الاسلام» و مناره آن توسط سردار قطب الدّین ایبکدر شهر دهلى. (1)
مرحله دوم:زمانى که حاکمان اسلامى به طور کامل در منطقه مستقر بودند و نفوذ کاملى در منطقه داشتند. در این زمان، براى تهیه مصالح ساختمانى از امکاناتى که خود فراهم مى آوردند، استفاده مى کردند و از مصالحى که قبلاً به کار رفته بود، استفاده نمى کردند، مگر در مواقع ضرورى.
معمارى اسلامى هند را مى توان به سبک هاى گوناگونى تقسیم کرد که مهم ترین آنها عبارت است از:
1 . سبک دهلى (سبک شاهى)
این سبک در اواخر قرن دوازدهم شروع شد و در اواسط قرن شانزدهم به اتمام رسید. این سبک در معمارى دهلى و همچنین ایالات به کار گرفته مى شد و در برخى ایالات، سبک محلّى همان ایالات تأثیر فراوانى بر سبک شاهى برجاى گذاشت؛ مثل سبک ایالت پنجاب به مرکزیت لاهور و مولتان.
2 . سبک ایالتى
این سبک در بین ایالات و نواحى گوناگون، پس از استقلال آنها ترویج و به کار گرفته مى شد. این سبک توسط هنرمندان و صنعتگران محلّى از بطن سبک هاى متداول در بین معابد و خانه هاى محلّى به وجود مى آمد که خود این هم تابع اقلیم آب و هوایى و مصالح طبیعى منطقه بود؛ مانند سبک «تَغْلَقِى» که بعضى آن را اولین سبک معمارى در هند مى دانند. در این سبک، برخى عوامل بومى مانند ستون ها، شاه تیرها و سگ دست ها و فنونى همچون تنظیم دما با آب را با دیگر مشخصه هاى معمارى اسلامى همچون طاق و گنبد و قوس درهم مى ریختند. (2)
3 . سبک مغولى
این سبک آخرین و کامل ترین سبک معمارى هند و اسلامى است که بیشتر در مراکز امپراتورى هایى همچون دهلى، اگرا، و فاتح پورسیکرى در قرن شانزدهم به کار گرفته مى شد. این سبک داراى عمومیت فراوانى در تمام مناطق و ایالات بوده و یکى از ویژگى هاى آن نقشه و راستاى شرقى - غربى در تمامى مساجد است که قبله درسمت غرب وورودى هاى اصلى دربخش شرقى واقع شده. مسجد «شاه نعمت اللّه » در جنوب غربى مقبره، نمونه اى از مساجد مغولى است. مسجد «موتى / مروارید» 1646- 1953 م هم نوعى از عمارات سه گانه دوره مغول است. (1)
مساجد مهم هند:
مسجد «بارگنبد» که در سال 1494 م به سبک ایالتى ساخته شد.
مسجد و مجموعه «قوّه الاسلام» که در سال 1199 م در دهلى به سبک «شاهى» بنا گردید.
مسجد «جامع دهلى» از دوران گورکانى و مسجد «بدشاهى» در لاهور که در سال 1673- 1674 م در دوران گورکانیان به سبک «مغولى» ساخته شد.
مسجد «تاج محل» که مربوط به سبک «گنبدى مغولى» است.
مسجد «پادشاهى» (1673- 1674 م) در لاهور پاکستان که به سبک معمارى مغولى بنا گردیده است.
مسجد «جامى» (1571 م) در فاتح پورسیکرى که به سبک معمارى «مغولى» ساخته شده و ویژگى هاى سنّتى و بومى هندوها در آن به کار رفته و به دست اکبرشاهبنا گردیده است.
مسجد جامع «فتح پور» که در سال 1573 - 1574 م ساخته شد و از بزرگ ترین مساجد هند به شمار مى رود. (2)و مسجد «تاج محل»، که مروارید معمارى اسلامى است و در سال 1648 - 1631 م بنا گردیده. (3)
البته باید به این نکته توجه داشت که در
معمارى اسلامى مساجد هند، در همه سبک ها و دوران هاى گوناگون، نفوذ سبک ایرانى و معماران ایرانى را در بیشتر آثار معمارى این کشور مى بینیم؛ مثل مسجد «گلبارگا» که توسط رافع بن شمس بن منصور قزوینىساخته شد. (1)نوع تزیین مسجد «قوّه الاسلام» نیز از سبک ایرانى گرفته شده است. (2)این نفوذ در دوران حکومت گورکانیان به اوج خود رسید؛ زیرا گورکانیان وارث مستقیم تیمورى ها بودند و عناصر پایدار معمارى آنها بیش از دوره نخست تیمورى ها مورد استفاده واقع مى شد. (3)
ز . معمارى مسجد در بنگلادش
در جهان اسلام، بیشترین شمار مساجد در کشور بنگلادش وجود دارد و به همین دلیل، معمارى مساجد در آنجا از تنوّع خاصى برخوردار است. به دلیل آنکه مسجد در بنگلادش در دوران پیش از اسلام معمارى سبک بومى و سنّتى خود را داشته و پس از اسلام توسط مسلمانان مهاجر از آسیاى میانه و غربى، سبک معمارى اسلامى با عناصر خاص خودش - مثل گنبد، مناره، محراب - وارد آنجا شده، بین این سبک ادغام و امتزاج به وجود آمده و سبک «معمارى اسلامى - بنگالى» را به وجود آورده اند.
معمارى مساجد بنگلادش باید در سه مرحله مورد بررسى قرار گیرد:
مرحله اول:مربوط به زمان فتح این منطقه به دست مسلمانان است که از قرن سیزده میلادى تا چند قرن بعد تا سال 1576 میلادى ادامه دارد. بعضى از ویژگى هاى معمارى این دوران عبارت است از: ادامه دادن سبک سنّتى و استفاده از مصالح قدیمى؛ مانند آجر، گل رس و گل آبرفتى در نماى مسجد؛ همچون مساجد «گائو»، «باغا» و «گوآلوى»، استفاده از کاشى هاى بى لعاب در برخى مساجد؛ مانند مساجد «چوته سُنه» و «کوسو سومبا». مهم ترین ویژگى معمارى مسجد در این دوران، به وجود آمدن سقف هاى مستدیر یا خمیده خط در
مساجد بنگلادش است.
مرحله دوم:مربوط به زمانى است که بنگلادش تحت قلمرو مغول ها قرار گرفت. برخى از ویژگى هاى معمارى مسجد در این دوران عبارت است از: طاق هاى نوک تیز دو محور جاى خود را به طاق هاى چهارمحور داد؛ تزیینات نما کارى از جنس گل و سفال جاى خود را به سطوح گچ کارى شده داد؛ سقف هاى مستدیر شکل کنار گذاشته شد و جاى خود را به سقف هاى مستقیم و افقى داد.
مرحله سوم:مربوط به زمان استقرار اروپایى ها و به تبع آن، زوال قدرت سیاسى مسلمانان در این منطقه است. در این دوران، مساجد به تعداد زیاد، ولى در اندازه هاى کوچک تر، با حالتى غیردلپذیر و فاقد جنبه زیباشناختى ساخته شد. یکى از مصالح تزیینى مساجد بنگلادش استفاده از خرده چینى شکسته است که در این دوران، مورد استفاده قرار مى گرفت و تاکنون هم ادامه دارد.
از ویژگى هاى کلى معمارى مساجد بنگلادش، مى توان به فقدان صحن و حیاط در بیشتر مساجد اشاره کرد و این به خاطر شرایط اقلیمى و وجود باران هاى سیل آسا در این کشور است. از دیگر ویژگى هاى معمارى مسجد در این کشور، آزادى عمل معماران در ساخت مساجد است و به همین دلیل، مساجد زیادى در نقشه هاى مربع و مستطیل شکل وجود دارد که داراى گنبدهاى الحاقى متعددى است، که از یک گنبد تا 28 گنبد در بین آنها دیده مى شود. (1)
ح . معمارى مسجد در جنوب شرقى آسیا
مردم شبه جزیره مالزى و جماعت ساحل نشین سوماترا، جاوه، مجمع الجزایر سولو، بورنئى، کالیمانتان، سولارى جنوبى و مالوکو طى قرون 13، 14 و 15، با تعالیم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آشنا شدند و براى بجا آوردن فرایض مذهبى، مساجد گوناگونى در این مناطق ساخته اند.
مسجدهاى آسیاى جنوب شرقى، از هر
1) . مجله مسجد، ش 41 ، ص 48 ، مقاله «معمارى مساجد بنگلادش».
جنبه - که شرح و پیدایش آن ها بررسى شود- در زمره شبستان هاى مرتفع، چند سقفى و محوطه اى باز همراه ستون هاى چوبى، به عنوان ساختمان هاى متعلّق به سبک معمارى جاوه قرار دارد، و این سبک معمارى همانند سبک هاى محلّى مناطق دیگر، با ورود اسلام و معمارى خاص خود به آن سرزمین، مورد تحوّل و دگرگونى قرار گرفته و عناصرى که در جاهاى دیگر با معمارى اسلامى عجین است، در معمارى این منطقه نمایان نیست؛ همچون گنبد وتزیین مساجد باتزیینات سطحى و هندسى.
در این منطقه، به خاطر اقلیم و آب و هواى خاص، ساختمان مساجد را چوبى بنا مى کردند. از مهم ترین این بناهاى چوبى، مى توان به مسجد بزرگ «آگانگ»، که در مرکز سلطنتى اسلامى جاوه قرار دارد، اشاره کرد. این مسجد در قرن 15 میلادى با الگو گرفتن از عمارت هاى باز «جوگو» در قصرهاى «کراتون» حاکمان پیش از اسلام ساخته شده است.
از دیگر مساجد این منطقه، مسجد بزرگ «گوپیاگارتا» در امیرنشین هاى مرکز جاوه است که در قرن هجدهم ساخته شد. از این نوع، مسجد «آسه» است که در سال 1879 م بنا گردید و داراى یک گنبد از جنس توفان بود. در قرن بیستم، چهارگنبد و دو مناره دیگر به آن افزوده شد. (1)
کابرد ستون ها در مساجد آسیاى جنوب شرقى به دو صورت است:
اول . ستون هایى که از لحاظ معمارى، محافظى براى سقف ها به شمار مى آید.
دوم . ستون هایى که محوریت عمودى قدرتمندى ایجاد کرده و نشان دهنده جهت قبله است. این ستون ها معمولاً یک یا چهار و یا شش ستون هستند. (2)
از دیگر ویژگى هاى معمارى مسجد در این منطقه، ساخت عمارتى در قسمت جلویى مسجد است که در آن طبلى قرار مى دهند که بنا بر رسم محلّى این منطقه، پیش از اذان بر این طبل استوانه اى کوبیده مى شود.
سبک معمارى مساجد چین در مساجد چین، دو معمارى دیده مى شود:
اول . معمارى به سبک خاور نزدیک و سبکى برگرفته از سبک عربى که در منقطه شمال غربى چین مثل «گزین ژیانگ» - که اقلّیت هاى مسلمانان در آن زندگى مى کنند - وجود دارد.
دوم . معمارى دیگرى بر پایه معمارى سنّتى چین که با عقاید و عبادات اسلامى تطبیق داده شده و این نوع معمارى در بیشتر مساجد مورد استفاده قرار گرفته است؛ مانند مساجد شهرهاى شین کیانگ، کونمینگ و شهرهاى سرحدى شانگهاى. (1)
در مساجد سبک چینى، با مهارت زیادى سبک مساجد خاور نزدیک با سبک محلّى ادغام شده و سبک کاملاً مشخص و مستقلى پدید آورده است. از جمله علایم ادغام این دو سبک، مى توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف . چرخش محور بنا و درِ اصلى ورودى شبستان: در سنّت چینى، بناهاى مهم معمولاً رو به جنوب ساخته مى شدند و محور اصلى ساختمان از جنوب به شمال امتداد مى یافت و درِ ورودى به سمت شمال قرار مى گرفت. این در حالى است که درِ مساجد به علت استحباب استقبال در مسجد و خواندن نماز رو به قبله، ایجاب مى کرد درِ ورودى شبستان معمولاً در طرف شرق بنا شود. و همین موجب چرخش محور اصلى ساختمان شده است؛ مانند مساجدِ «هوایى سُنگ سى» و «تنگ یوسى».
البته باید گفت:در تعداد کمى از مساجد، علاوه بر قرار دادن ورودى اصلى در اطراف (غیر از جنوب) مسجد، ورودى دیگرى را هم در سمت جنوب ساخته اند.
ب . مناره و اتاقک هاى رؤیت هلال: این مکان و بدنه صاف پلکان هاى آن در معمارى چینى سابقه ندارد؛ مانند مناره و مسجد «هوایى شنگ». ولى بعدها به صورت مستقل مناره هایى بلند و به سبک عبادتگاه هاى چینى و ظریف ساخته شد. معمولاً مناره ها در چین سه منظوره ساخته مى شده است: مأذنه، اتاق رؤیت هلال و سر در بزرگ مسجد؛ مانند: سر در مجلّل
1) . ر.ک. فصل نامه هنر، ش 33 ، مقاله «مساجد چین».
«ژن جیا اوسى».
ج . محراب و گنبد: این دو مکان قبلاً در معمارى چینى سابقه و جایى نداشت و در ابتدا طورى ساخته مى شد که با معمارى سنّتى چین مأنوس نبود؛ چون نوع سقف این دو مکان معلوم نبود، ولى بعدها بنابر سنّت محلّى چینى ساخته شد؛ مثل سقف محراب مسجد «سونگ جیانگ» که ابتدا با مصالح بنّایى ساخته شد و بعد روى آن الوارهاى چوبى قرار دارند؛ ابتدا شش ضلعى و هرمى شکل و بعد به شکل سقف با سراشیبى دو طرفه؛ چون این نوع سقف ها از یک سو، به خاطر آب و هواى مرطوب منطقه این طور ساخته مى شود و از سوى دیگر، چنین سقف هایى مظهر معمارى سنّتى چین بوده و شاخص بودن آنها از لحاظ شکل آن است.
در معمارى سنّتى مساجد چین، براى تزیین مساجد، از مواردى همچون طاقچه ها و دیوارکول ها، (مثل مسجد «جین کوان») و نیز هلال هاى جناغى، که بعدا به اشکال گوناگون درآمد (مانند مسجد، حجانان)، استفاده مى شود.
از دیگر ویژگى هاى معمارى اسلامى در چین، که به سبک معمارى شباهت دارد، عبارت است از: آثار و مساجد به جا مانده که تماما از سنگ و آجر ساخته شده (نه از چوب)، و اینکه شبستان مساجد چهارضلعى و داراى منبر است. (1)
مساجد مهم چین
1 . مسجد «خوآنگ شینگ» که در سلسله تانگ ساخته شده و قدیمى ترین مسجد چین است. (2)
2 . مسجد «هوایى شنگ سى» (یادبود رسول اکرم صلى الله علیه و آله ) واقع در کوانگ زو (کانتون) و ایالت گوانگ دونگ که توسط سعد بن ابى وقّاصو به احتمال قوى، در قرن نهم تا دهم میلادى بنا نهاده شده است. (3)
3 . مسجد «شنگ یوسى» (حبیب خدا) در ایالت فوجى یمان که در سال 1009 - 1010 م و مسجد «سونگ جیانگ»
در شانگهاى در نیمه قرن 14 م ساخته شده است.
4 . مسجد بزرگ «گزیان» که به نام مسجد خیابان «هوجو» نیز شناخته مى شود، این مسجد، که بزرگ ترین و سالم ترین مسجد قدیمى در چین است، در دوران سلسله «مینگ» (1392 م) بنا شده.
5 . مسجد «نیوجى» واقع در شهر «بئى جینگ» که در حدود سال هاى 1280 - 1283 م ساخته شده است.
6 . مسجد «سن شن جبه» در (نن جینگ) از سلسله مینگ؛
7 . مسجد «دونگ سى» در پکن از سلسله مینگ؛
8 . مسجد «کاشفر» در مین کیانگ. (1)
مقصوره مسجد: حجاب و حفاظ اطراف محراب.
«مقصوره» (به فتح یا کسره راء) در لغت، به معناى اتاق کوچک است. «مقصوره مسجد» اتاق کوچک محصور در جلوى مسجد، داراى یک دریچه مشبّک و محراب که امام یا خلیفه در آن مى ایستاد و نمازگزاران تنها از آن دریچه امام جماعت را مى دیدند. (2)
در زمینه تاریخ بناى اولین مقصوره در مسجد، برخى از مورّخان آن را به عثمان بن عفّان نسبت داده و علتش را ترس وى از تکرار حادثه و قتل خلیفه دوم دانسته اند. (3)برخى دیگر معتقدند: توسط مروان بن حکمساخته شده (4)و بعضى آن را به معاویه در سال 43 ق پس از ضربه برک بن عبداللّهبه وى نسبت داده اند. (5)
در روایات، از ساخت مقصوره در مسجد نهى شده و آن را بدعت خلفاى جبّار
1) . معمارى اسلامى در چین، ص 14 .
2) . لسان العرب، ج 5 ، ص 100 / لغت نامه، ص 18848 / فرهنگ عمید، ص 1149 / قاموس اللغة، ج 2 ، ص 178 / فرهنگ واژه هاى معمارى سنّتى ایران، واژه «مقصوره» .
3) . تاریخ المدینه المنورّه، ج 1 ، ص 6 / وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، ج 2، ص 510 / مساجدالکوفة، ص 15 - 16 / فرائدالفوائد، ص 38 .
4) . اصلاح المساجد من البدع و العوائد، ص 104 / فرائدالفوائد، ص 38 / مساجدالکوفة، ص 15 .
5) . همان.
برشمرده اند. (1)
فقها نیز ایجاد آن را مکروه دانسته و نماز مأموم دو طرف امام جماعت را باطل دانسته اند. (2)
(ر. ک. محراب مسجد.)
مکان مسجد: فضایى که در آن ساختمان مسجد بنا مى شود.
درصدر اسلام، با ورود پیامبر به مدینه منوّره و ساخت مسجدالنبى صلى الله علیه و آله ، نیاز تمام شهر به مکان نماز تأمین مى شد. مسجدى که به شکلى کاملاً ساده بنا شده بود، جوابگوى تمام نیازهاى عبادى، سیاسى، اجتماعى و آموزشى آن روز مدینه بود. با گسترش جمعیت شهر مدینه و در قرون بعدى، بخصوص در عصر فتوحات، یکى از اولین کارهایى که توسط فرماندهان جنگ پس از فتح هر شهر انجام مى شد، ساخت مسجد در میانه و بدنه اصلى شهر بود.
بصره در آغاز کار، به یک دهکده بیشتر شباهت داشت. نخست در آنجا، مسجدى ساختند و در جنب آن، «دارالأماره» و در اطراف آن، هر ناحیه به قبیله اى اختصاص یافت. (3)در باره شهر کوفه آمده است. ابوالهیاج بن مالک اسدى نقشه خیابان ها و کوچه ها را کشید و مسجد جامع را پى افکند و جلوى آن سایبانى برستون هاى سنگى ساخت. مسجد را وسط شهر قرار دادند و کوچه ها از آن آغاز مى شدند. (4)
مساجدى را که از گذشته تا به امروز ساخته شده اند - به استثناى برخى مساجد - مى توان به دو گروه تقسیم کرد:
الف . مساجدى که عملکرد آن ها صرفا برگزارى نماز و آیین هاى عبادى بوده است. این گونه مساجد معمولاً در مناطق مسکونى کوچه ها و روستاها و گذر بازار ساخته شده اند.
ب . مساجدى که عملکردى در مقیاس شهر داشته و نه تنها محل برگزارى نماز
و آیین هاى عبادى، بلکه محل انجام امور حکومتى، قضائى، سیاسى و اجتماعى نیز بوده اند. این مساجد عمدتا مسجد «جامع» نامیده مى شوند و در بدنه اصلى شهر واقع اند.
اما امروز مکانى که براى مسجد در نظر گرفته مى شود باید براساس رسالت و نقش آن در عرصه هاى گوناگون و با توجه به توصیه هاى شرع مقدّس ساخته شود. مکان مسجد باید به عنوان یک نشانه مهم در شهر و در بدنه اصلى آن تعبیه گردد، به نحوى که افراد بیشترى بتوانند از آن استفاده نمایند و به صورت یک مجتمع ساخته شود تا بتوان از فضاى اطراف آن استفاده هاى گوناگون کرد.
در کتب روایى، هفت روایت در خصوص مکان مسجد وارد شده که فقها با استناد به این روایات، مباحث ذیل را مطرح ساخته اند: ساخت مسجد در مکان غصبى و معابر عمومى و قبرستان جایز نیست و بلکه حرام است. (1)ساخت مسجد در زمین نجس جایز نیست، مگر آنکه با پاشیدن خاک بر روى نجاست، آن را خشک و بوى آن را از بین ببرند. (2)تبدیل معابد یهودیان و مسیحیان به مسجد جایز است. (3)
مکروهات مسجد: مجموعه اعمالى که ترک آن ها در مسجد بهتر است، ولى بر انجامش گناه و عقابى مترتّب نیست.
فقها با استفاده از منابع و متون روایى، براى مسجد مکروهاتى را ذکر کرده اند. برخى از این مکروهات مربوط به معمارى مسجد بوده که عبارت است از: بالا بردن گل دسته ها و مناره ها بیش از پشت بام مسجد؛ ساخت کنگره براى دیوار مسجد، ساخت محراب داخلى، نقاشى کردن چیزهایى که روح ندارد بر دیوار داخل
مسجد؛ مثل گل و بوته. (1)دیگر مکروهات مسجد عبارت است از: عبور کردن از مسجد بدون خواندن نماز، انداختن آن دهان و بینى و اخلاط سینه، خوابیدن مگر در حال ضرورت و ناچارى، فریاد زدن و بلند کردن صدا مگر براى اذان، سخن گفتن از امور دنیا، خرید و فروش، اعلان گم شده، پرتاب سنگ، قرائت اشعارى که در آن ها پند و نصیحتى نیست، کشتن حشرات، اجراى حدود، قضاوت کردن، بردن سلاح به مسجد و آویزان کردن آن در جهت قبله، راه دادن کودکان (غیر ممیّز) و دیوانگان،
صنعتگرى، برهنه کردن پاها، (2)خواندن نماز میّت (مگر در مسجدالحرام)، (3)قصه گویى، (4)ساخت مسجد بر روى قبور (5)و آرایش کردن. (6)
منبر: جایگاه ویژه خطیب و واعظ در مسجد.
خطبا و سخنرانان پیش از اسلام از منبر استفاده نمى کردند، بلکه بر نیزه اى تکیه مى دادند و سخنرانى مى نمودند. در سالیان اول ظهور اسلام، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله تا چند سال مانده به آخر عمر شریفشان، ایستاده و با تکیه بر درختى خطبه ایراد مى نمود، تا اینکه براى ایشان منبرى با سه یا چهار پایه ساختند. در اینکه چه کسى منبر رسول خدا صلى الله علیه و آله را ساخت، در منابع شیعى ذکرى به میان نیامده، ولى آنچه مسلّم است اینکه منبر در عصر رسول خدا صلى الله علیه و آله ساخته شد و حضرت برآن به ایراد سخن مى پرداخت. در روایات متعددى از منابع شیعى به این امر اشاره شده است. (7)
1) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 «فى بعض احکام المسجد».
2) . همان، «فى بعض احکام المسجد» الحادى عشر.
3) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 612 .
4) . الکافى، ج 7 ، ص 262 ، ح 20 .
5) . صحیح بخارى، ج 2 ، ص 93 / سنن نسائى، ج 4، ص 95 و 96 .
6) . سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 359 ، ح 1133 .
7) . «صعد رسول اللّه صلى الله علیه و آله المنبر ذات یوم...» الکافى،ج 4 ، ص 35؛ «فصعد رسول اللّه صلى الله علیه و آله المنبر فحمداللّه و اثنى علیه...» ( الکافى، ج 2 ، ص 208 و 463)؛ و عنه صلى الله علیه و آله : «ما بین منبرى و بیتى روضةٌ...» ( الکافى، ج 4 ، ص 553).
در روایتى وارد شده است که معاویهدر سال چهل و یکم هجرى تصمیم گرفت منبر پیامبر را به شام منتقل کند و به نماینده خود نوشت که این کار را برایش انجام دهد. اما وقتى خواستند کار را شروع کنند خورشید گرفت و زمین شروع به لرزیدن کرد و آنان از کار خود منصرف شدند. (1)
در منابع اهل سنّت، در اینکه چه کسى منبر پیامبر را ساخت، اختلاف است بین اینکه سازنده منبر غلام زنى از انصار، (2)غلام زنى از مهاجران به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله ، (3)مردى از اصحاب پیامبر، (4)یا مردى رومى (5)بوده. شاید علت این اختلاف از آن روست که همگى این ها در ساخت منبر پیامبر نقش داشته اند.
منبر در درجه اول، جایگاه پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، محل موعظه حضرت براى مؤمنان و جایگاه تجلّى کلام خدا بر زبان پیامبر بود. پس از آن حضرت، در مساجد جامع شهرهاى گوناگون، منبر قرار داده شد و به تدریج، در قرون بعدى تا به امروز، این سنّت به همه مساجد شهرها و روستاها گسترش یافت. منبر در طول تاریخ، از کارآمدترین اجزاى مسجد بوده است؛ در ابتدا، تریبون حکومت اسلامى بود و از آن براى ایراد خطبه و موعظه و اعلام مواضع سیاسى، اجتماعى و فرهنگى استفاده مى شد. با گذشت زمان، مبلّغان و واعظان از آن براى تبلیغ دین، فقها و علما براى بیان احکام دین و تدریس معارف اسلامى، مفسّران در تبیین نکات قرآنى، محدّثان براى بیان و املاى احادیث، و حاکمان و نمایندگان آن ها براى خط دهى هاى سیاسى و اجتماعى و فرهنگى جامعه استفاده کرده اند.
میراث فرهنگى: فرهنگ ایرانى و اسلامى باقى مانده از گذشته در مساجد.
«میراث فرهنگى» یعنى «میراث فرهنگى» یعنى: آنچه از
فرهنگ به ما به ارث رسیده است. میراث هاى فرهنگى چندگونه است؛ برخى مثل کاخ ها، نهاد ستم شاهان بر مردم سرزمین هاست؛ برخى هم مثل آب انبارها و کاروان سراها نهاد خدمات مردمى است. اما مساجد میراث فرهنگ ماست که هم حافظ دین این سرزمین - از بدو ورود اسلام تاکنون - بوده است و هم نگهبان علم و دانش و پرورش دهنده عالمان و دانشمندان در دامن خود. مساجد کشور ما همچنین آینه تمام نماى هنرهاى ایرانى و اسلامى همچون کاشى کارى، منبّت کارى و خطاطى بوده و یکى از میراث هاى مهمى است که تاکنون گردشگران زیادى را به خود جذب کرده؛ زیرا علاوه بر زیبایى ها، تنوّع و تاریخى که این میراث عظیم دارد، بسیارى از آن ها امکاناتى مثل خوابگاه، پارکینگ، آب انبار و حمّام براى گردشگران داشته است. (1)
1) . براى مطالعه بیشتر ر.ک. مسجد در سفرنامه ها.
نام گذارى مسجد: انتخاب نام مناسب براى مسجد و تأثیر آن بر فعالیت هاى مسجد.
یکى از نکات مهم در باره مسجد، نام آن است که در قرآن کریم هم در برخى موارد با نام یاد شده است؛ مثل: «مسجدالحرام» و «مسجد الاقصى». پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مساجد را برخى به نام قبایل (مثل بنى النجار، بنى سالم، بنى نظیر) برخى را به نام اماکن (مثل قبا، غدیر و اُحُد) برخى را هم به نام اشخاص (مثل ابراهیم علیه السلام ، على علیه السلام ، زهرا علیهاالسلام، بلال و سلمان) نام گذارى کرده اند که این نام گذارى ها از تنوّع خاصى برخوردار است. (1)
طبق تحقیقات میدانى انجام گرفته، نام «مسجد» برکاربرى هاى آن از ابتداى ساخت تا فعالیت هاى پس از آن مؤثر است؛
مثلاً، مساجدى که به نام حضرت ابوالفضل علیه السلام نامیده شده، پشتیبانان مالى بهترى داشته است. تاکنون قریب 400 مسجد به نام حضرت ابوالفضل علیه السلام در جنوب شرق کشور توسط مردم ساخته شده است. (2)همچنین تغییر نام مسجد پس از ساخت، موجب کاهش ساخت مساجد جدید و روى آوردن افراد خیّر به ساخت مراکزى همچون حسینیه و تکیه شده است. از این رو، با توجه به آنکه نام مسجد جزو مسجد نیست، که از اختیارات بانى خارج باشد، بهتر است انتخاب نام مسجد به بانى واگذار شود.
نجس کردن مسجد: آلوده کردن فضاى داخل مسجد یا اموال موقوفه آن از قبیل فرش.
نجس کردن مسجد به هرگونه نجاستى حرام است (1)و از مصادیق هتک حرمت مسجد به شمار مى آید. (ر.ک. هتک حرمت مسجد.) از این رو، هر یک از مؤمنان که اطلاع پیدا کند مسجد نجس شده است، باید فورا آن را تطهیر کند. اهمیت پاک کردن مسجد تا به آن حد است که گاهى بر اقامه نماز هم مقدّم مى شود. (2)(ر.ک. طهارت مسجد.) گاهى هم بر خراب کردن قسمتى از مسجد یا حفر کردن و کندن زمین آن مقدّم است. (3)(ر.ک. تخریب مسجد.)
نذر براى مسجد: یکى از منابع تأمین مخارج مسجد.
تنها نذرى که در قرآن بدان اشاره شده نذر خدمت به مسجد است که در سوره آل عمران، آیه 35 از زبان مادر حضرت مریمخطاب به خداوند مى فرماید: « رَبِّ اِنّی نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطنِی مُحَرَّرا». (4)
نذر یکى از منابع عمده براى تأمین مخارج مساجد به شمار مى رود که با سامان دهى آن، مى توان بسیارى از مشکلات مالى مساجد مثل ساخت، تعمیر، هزینه هاى روشنایى، نظافت، بهداشت، و امامت و مدیریت مسجد را تأمین کرد؛ چنان که بخش عمده اى از مساجد بزرگ و حرم هاى شریف با نذورات ساخته و یا تعمیر مى شود.
نشستن در مسجد: آداب و آثار خاصى که براى نشستن در مسجد، بدان سفارش شده است.
در متون روایى، سفارش هاى فراوانى
به احیاى مساجد شده است. یکى از راه هاى احیاى مسجد، نشستن در آن است.
از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: مسجد در روز قیامت، از امّت او شکایت مى کند. (1)(ر.ک. شکایت مسجد.) بنابر روایت دیگرى، امیر مؤمنان علیه السلام نشستن در مسجد را برتر از نشستن در بهشت مى دانند؛ زیرا نشستن در مسجد مورد رضایت خداوند است، در حالى که نشستن در بهشت رضایت بنده را به دنبال دارد. (2)
نشستن با وضو، (3)نشستن رو به قبله، (4)طولانى نشستن، (5)اقامه نماز، (6)ذکر خدا در هنگام نشستن (7)و بیان مسائل علمى (8)از جمله این مستحبات است.
برخى موارد به عنوان خاص در زمینه نشستن در مسجد ذکر شده است:
الف . نشستن در مسجد به انتظار نماز؛
ب . نشستن در مسجد بین دو نماز؛
ج . نشستن در مسجد هنگام بین الطلوعین.
در روایات، براى این عمل پاداش هایى ذکر شده که عبارت است از:
1) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 202 ، ح 6330 .
2) . همان، ج 5 ، ص 199 ، ح 6325 .
3) . همان، ج 5 ، ص 199 ، ح 6324 .
4) . بحارالانوار، ج 8 ، ص 380 ، ح 48 .
5) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 198 ، ح 6324 .
6) . وسائل الشیعة، ج 4 ، ص 117 ، ح 11168 .
7) . همان.
8) . همان.
9) . وسائل الشیعة، ج 4 ، ص 115، ب «استحباب الجلوس فى المسجد».
10) . همان.
11) . تهذیب الأحکام، ج 2 ، ص 237 .
12) . همان، ج 4 ، ص 190 .
باعث وسعت رزق مى شود. (1)
به او در بهشت هفتاد درجه عطا مى گردد که فاصله هر درجه آن به اندازه دویدن اسب تیزپایى است که به مدت هفتاد سال از دشمنش فرار کند. (2)
خداوند در روز قیامت آن ها را خالص مى گرداند. (3)
آنان زائر خداوندند و خدا ایشان را اکرام مى کند و حاجاتشان را روا مى دارد. (4)
جزو علّیین به شمار مى آیند. (5)
افراط بر نشستن در مسجد (6)و بیهوده نشینی در مسجد از جمله مکروهات ذکر شده است.
در روایتی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله پرهیز از لغو و بیهوده نشستن در مسجد را روش آباد کردن مساجده معرفی (7)نموده اند.
در متون روایی پاداشهای فراوانی برای نشستن در مسجد بیان کرده اند.
در این باره پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به ابوذر می فرمایند:
ای ابوذر تا وقتی در مسجد نشسته ای خداوند به ازای هر نفسی که میکشی دویدن اسب تیز پایی است که به مدت هفتاد درجه ای در بهشت به تو عطا می کند؛ ملائکه بر تو درود می فرستند؛ ده حسنه برایت نوشته میشود و ده سینه از تو محو می گردد. (8)
نیز در روایتی می فرمایند: خداوند برای کسی که در مسجد بنشیند و در آن بیتوته نماید خانه ای در بهشت بنا می کند. (9)
متون روایی اهل تسنن نیز پاداش هایی
1) . وسائل الشیعة، ج 6 ، ص 461 ، ح 8447 .
2) . همان، ج 6 ، ص 460 ، ح 8445 .
3) . همان.
4) . همان.
5) . همان.
6) تهذيب الأحكام، ج 3، ص 249، ج 684 نهاية الاحكام، ج 1، ص 359٫ جامع المقاصد، ج 2، ص 152 كثر العمال، ج 15، ص 307
7) وسائل الشيعة، ج 4، ص 117، ج 1168 ٫ بحار الانوار ج 74، ص 88
8) همان
9) وسائل الشيعة، ج 5، ص 197 ، ج 6321
برای این عمل ذکر کرده اند که عبارتند از:
جواز عبور از پل صراط، (1)و اینکه روز قیامت در بهشت خداوند (2)کفیل کسی می شود که در مسجد می نشیند.
نظافت مسجد: تنظیف مسجد و غبارروبى از آن.
«نظافت» در لغت، به معناى پاک و پاکیزه کردن آمده است. (3)
فقها با استفاده از روایات، استحباب «کنس المسجد» را مطرح کرده اند که به معناى جارو کردن و جمع کردن خاکروبه و خارج کردن آن از مسجد است. (4)
در منابع روایى شیعه و سنّى، پاداش هایى براى این عمل ذکر شده است؛ همچون ثواب آزاد کردن بنده، (5)برخوردارى از رحمت مضاعف خداوند، (6)اشتیاق بهشت و حوریان براى ملاقات با آنان، (7)سالم ماندن جسد پس از مرگ، (8)قرار دادن بالاترین اجر براى این عمل، (9)و نیز اینکه خاکروبه ها را مهریه حورالعین بیان کرده اند. (10)
سیره عملى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نیز بیانگر اهمیت نظافت مسجد است. براساس روایات، ایشان پس از مطّلع شدن مرگ شخصى که به نظافت مسجد، مبادرت داشت، بر سر قبرش رفتند و بر آن نماز خواندند. (11)همچنین انجام این عمل در روز پنجشنبه (12)و شب جمعه مورد تأکید
1) 1. کشف الخفاء، ج 2، ص 297 / کنزالعمال، ج 7 ،ص 579
2) الكامل، ج 2، ص 158
3) . لغت نامه، ج 13 ، ص 19948 .
4) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 87 / روض الجنان، ص 235 / مدارک الاحکام،ج 4 ، ص 397 .
5) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 239 ، ح 6438 .
6) . همان.
7) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 384 ، ح 3846 .
8) . همان، ج 3 ، ص 385 ، ح 3847 .
9) . سنن ابى داود، ج 1 ، ص 113 ، ح 461 .
10) . معهود محمدیه، ص 54 .
11) . صحیح البخارى، ج 1 ، ص 118 / عون المعبود، ج 2 ، ص 91 .
12) . براى مطالعه اختلاف فقهاء (در معناى «واو» عاطفه در متن حدیث «یوم الخمیس و لیله الجمعة» ر.ک: جواهرالکلام، ج 14 ، ص 87 / مدارک الاحکام، ج 4 ، ص 398 / مسالک الافهام، ج 1 ، ص 326 / مجمع الفائدة،ج 2 ، ص 151 .
واقع شده است. (1)
فقها دلیل استحباب این عمل را تعظیم شعائراللّه ؛ مراعات، ترغیب و تشویق مردم، براى رفت و آمد به مسجد؛ و جلوگیرى از خراب شدن مسجد دانسته اند. (2)
از مباحث مربوط به نظافت مسجد، که در روایات به آن ها اشاره شده، رسیدگى به نظافت پاها و کفش ها پیش از ورود به مسجد است. (3)(ر.ک. نظافت در مسجد.)
در متون روایى به خوش بو کردن مساجد نیز سفارش شده است. (4)
نقاشى مسجد: کشیدن تصویر بر دیوارهاى مسجد.
مساجد صدر اسلام ساده و بى آلایش بود، ولى بعدها در برخى از مساجد تصاویرى نقش گردید. از این رو، عمرو بن جمیعمى گوید: از امام باقر علیه السلام درباره مساجد تصویردار پرسیدم، حضرت فرمود: « أکره ذلک»؛ (5)این کار را مکروه مى شمارم.
برخى از فقها با استدلال به اینکه نقاشى کردن مسجد در زمان پیامبر معمول نبوده و پس از آن حضرت ایجاد شده، این عمل را بدعت دانسته و با استناد به روایت مزبور، مطلق تصویر را در مسجد منع کرده و این عمل را حرام مى دانند. (6)
برخى دیگر قایل به کراهت شده و با استناد به قسمت دوم روایت که مى گوید: « ولکن لایضرّکم ذلک الیوم» (ولى این امر امروزه به شما ضررى نمى زند)، معتقدند که این کراهت مخصوص زمان حضور معصوم است، ولى در زمان غیبت اشکالى ندارد. (7)
برخى هم بین تصاویر داراى روح
1) . وسائل الشیعة، ج 5 ، ص 238 ، ح 6437 .
2) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 87 / المعتبر، ج 2، ص 45 / نهایه الاحکام، ج 1 ، ص 356 / مدارک الاحکام، ج 4 ، ص 397 .
3) . تهذیب، ج 3 ، ص 255 ، ح 29 .
4) . مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 381 .
5) . الکافى، ج 3 ، ص 369 ، ح 6 .
6) . المعتبر، ج 2 ، ص 451 / منتهى المطلب، ج 1 ، ص 388 / تذکره الفقهاء، ج 1 ، ص 91 .
7) . الدروس الشرعیة، ج 1 ، ص 155 .
همانند انسان و حیوان، و تصاویر بدون روح مثل درخت و گیاه قایل به تفصیل شده اند.
صاحب جواهرو آیه اللّه خوئىدر این باره معتقدند: اگر مقصود از تصاویر، که مطلق فقها آن را نهى کرده اند، تصاویر ذى روح باشد، تحریم اختصاص به مساجد ندارد، بلکه قول به حرمت در مساجد اولى است. ولى اگر مقصود غیر ذى الروح مثل گیاه و درخت باشد، دلیلى بر تحریم نداریم، بلکه از قسمت دوم این روایت عدم منع هم استفاده مى شود. (1)
امام خمینىقدس سره معتقد است: بنابر احتیاط واجب، نباید از چیزهایى مثل انسان و حیوان، که روح دارد، در مسجد نقش کنند و نقاشى چیزهایى که روح ندارد مثل گل و بوته، مکروه است. (2)
نقاشى مسجد غیر از نوشتن آیات قرآن و برخى ادعیه بر در و دیوارهاى مسجد است. (ر. ک. کتیبه هاى مسجد.)
نماز جماعت در مسجد: آثار و فضایل نماز جماعت در مسجد.
نماز جماعت از جمله احکامى است که در دین اسلام مورد تأکید و سفارش فراوان قرار گرفته است. قرآن کریم در آیات متعددى سفارش به اقامه نماز جماعت، بخصوص در مسجد، کرده است: « وَ ارْکَعُوا مَعَ الراکِعینَ»؛ (3)«وَاسْجُدِي وَ ارْکَعِي مَع الراکِعِینَ»؛ (4)«و أقِیمُوا وجوهَکم عندَ کلِّ مسجدٍ». (5)
مفسّران در تفسیر این آیات، نظرات گوناگونى ذکر کرده اند؛ از جمله آنکه این آیات به اقامه نماز جماعت، بخصوص در مسجد، اشاره دارد. (6)در متون روایى نیز تأکید فراوانى بر اقامه نماز جماعت در مسجد شده است. از اولین کارهاى تبلیغى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پس از ظهور اسلام، اقامه
نماز جماعت در مسجدالحرام بود.
امام صادق علیه السلام در مورد اولین نماز جماعت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: رسول اکرم صلى الله علیه و آله به همراه امام على علیه السلام مشغول اقامه نماز جماعت بودند. در این هنگام، ابوطالبهمراه فرزندش جعفراز آنجا عبور مى کردند. ابوطالببه جعفرفرمود: در کنار پسرعمویت نماز بخوان. پیامبر متوجه شد که آن دو مسلمان شده اند و ابوطالباز این قضیه خوش حال شد. (1)
اقامه نماز جماعت توسط پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و اصحابش در مسجدالحرام، نوعى اعلانِ ظهور و نزول دین مبین اسلام بود و همین کار باعث مى شد که مردم مکّه و یا مسافران به اسلام راغب گشته، مسلمان شوند. (2)
امام رضا علیه السلام درباره فلسفه تشریع نماز جماعت، مى فرماید: اگر از شما پرسیده شد: چرا نماز جماعت در دین اسلام قرار داده شده است، بگویید: براى اینکه اخلاص و توحید و اسلام و عبادت خداوند، ظاهر و مشهود باشد. در این اظهار کردن، حجت و دلیل خداوند بر اهل شرق و غرب تمام مى شود، و موجب مى گردد منافق و کسى که عبادات را خفیف مى شمارد از دیگر مؤمنان شناسایى گردد، و مؤمنان بتوانند بر اسلام یکدیگر شهادت دهند و موجب مى شود که نمازگزاران در کارهاى نیک و کسب تقوا،
همدیگر را یارى کنند و از ارتکاب بسیارى از گناهان، رویگردان شوند. (3)
در روایات متعددى سفارش شده است: نمازهاى یومیه، بخصوص نماز مغرب و عشا و صبح را به جماعت در مسجد اقامه کنید و بر آن ها محافظت نمایید و نمى توان بدون عذر آن ها را ترک کرد. تأکید بیشتر
1) . بحارالانوار، ج 85 ، ص 3 .
2) . فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، ص 97 و 98 .
3) . تهذیب الاحکام، ج 3، ص 24، ب «فضل الجماعة» / من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 375، ب «الجماعه وفضلها» / وسائل الشیعة، ج 5، ص 370، ابواب «صلاه الجماعة» / بحارالانوار، ج 85، ص 1، فصل «الجماعة و عللها» / دعائم الاسلام،ج 1، ص 153،ب «ذکرالجماعه والصفوف»/ صحیح ابن حبّان، ج 5، ص 382، ب «الامامة والجماعة» / سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 258 ، ب 16 و 17 / سنن الترمذى،ج 1 ، ص 138، ب «ما جاء فى فضل الجماعة.
بر کسانى است که همسایه مسجدند و یا صداى اذان مسجد را مى شنوند. (1)
نماز جماعت در مسجد، جزو خصال هفت گانه اى است که خداوند آن ها را فقط به پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله و امّتش عطا کرده است. (2)در سیره عملى رسول اکرم و ائمّه اطهار علیهم السلام دیده مى شود: با افرادى که از شرکت در نماز جماعت در مسجد کوتاهى و یا آن را ترک مى کردند، به سختى برخورد مى شد و آن ها را سرزنش مى کردند. (3)مستحب است با کسى که در مسجد حاضر نمى شود، غذا نخورند، در کارها با او مشورت نکنند و همسایه او نشوند، از او زن نگیرند و به او زن ندهند. (4)
در روایتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پیرمردى را که به عذر نابینا بودن، مى خواست در نماز جماعت شرکت نکند، معذور ندانستند و فرمودند: ریسمانى را از خانه ات به مسجد وصل کن و با کمک آن، در نماز جماعت حاضر شو. (5)
در متون روایى شیعه و سنّى، آثار و فضایل متعددى براى نماز جماعت در مسجد و محافظت بر آن بیان شده است. امام صادق علیه السلام مى فرماید: هر کس به خاطر نماز جماعت به مسجد برود، خداوند به ازاى هر قدم، به او هفتاد حسنه عطا مى کند و درجاتش را به همان اندازه بالا مى برد، و اگر تا وقت مرگش بر این عمل محافظت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را وکیل مى کند که او را تشییع جنازه کنند و در موقع تنهایى قبر، مونس و همنشین او باشند و برایش استغفار کنند تا زمانى که محشور
1) . همان.
2) . همان.
3) . همان.
4) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل:م 897 .
5) . تهذیب الاحکام، ج 3، ص 24، ب «فضل الجماعة» / من لایحضره الفقیه،ج 1، ص 375، ب «الجماعه وفضلها»/ وسائل الشیعة، ج 5، ص 370، ابواب «صلاه الجماعة» / بحارالانوار، ج 85، ص 1، فصل «الجماعة و عللها» / دعائم الاسلام،ج 1، ص153، ب «ذکرالجماعه والضعوف»/ صحیح ابن حیّان، ج 5، ص 382، ب «الامامة والجماعة» / المساجد والجماعات، به نقل از: سنن ابن ماجه، ج 1 ، ص 258 ، ب 16 و 17 / سنن الترمذى، ج 1 ، ص 138، ب «ما جاء فى فضل الجماعة».
مى شود. (1)
ثواب هر نمازى که به جماعت خوانده شود، معادل 25 یا 27 نماز فُرادا است، و اگر این نماز جماعت در مسجد اقامه شود ثوابش دو برابر محاسبه مى شود. این ثواب در بعضى از مساجد خاص، مثل «مسجدالحرام»، «مسجدالنبى» و مسجد جامع بیشتر است. (2)همچنین تعداد نفرات در نماز جماعت و شخص امام جماعت در میزان ثواب نماز جماعت مؤثرند. (3)
براى کسى که بر نماز جماعت مغرب و عشا و صبح محافظت نماید، فضایلى بیان شده که عبارت است از: داشتن ثواب احیاى یک شب کامل، تعهد خدا در قبال چنین شخصى، ظلم به او ظلم به خدا به شمار آمده، تحقیر او تحقیر خدا ذکر شده، و شرکت در این نمازها سخت ترین کار براى منافقان دانسته شده است. (4)
امام على علیه السلام مى فرماید: هر کس نماز صبح را به جماعت اقامه کند نمازش در کنار نماز ابرار بالا مى رود و جزو متقین به شمار مى آید. (5)فضایل دیگرى که در روایات براى نماز جماعت - به طور کلى - بیان شده، به طریق اولى، شامل نماز جماعت در مسجد مى شوند. بعضى از این فضایل عبارت است از: سریع و راحت گذشتن از پل صراط، نورانیت چهره، استجابت دعا و داشتن پاداشى برابر پاداش شهیدان. (6)
فقهاى شیعه و سنّى، با استناد به روایات مزبور، اقامه نماز جماعت در مسجد را مستحب مؤکّد دانسته اند. (7)
نماز جمعه در مسجد: سفارش به اقامه نماز جمعه در مسجد و فضایل آن در کلام معصومان علیهم السلام .
نماز جمعه در اسلام، فریضه اى مهم
و عبادتى بزرگ به شمار مى آید که براى آن فضایل و آثار متعددى بیان کرده اند.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، اولین نماز جمعه را در محلى نزدیک «قبا» به نام «وادى رانوناء» بجا آوردند و پس از ساخت مسجد در مدینه (مسجدالنبى صلى الله علیه و آله )، از آن به بعد نماز جمعه را در آنجا اقامه مى کردند. (1)
رسول اکرم صلى الله علیه و آله درباره فضیلت اقامه نماز جمعه در مسجد فرموده اند: زمانى که روز جمعه فرا مى رسد، خداوند ملائکه را به مساجدى که در آن ها نماز جمعه اقامه مى شود مى فرستد، در حالى که با آن ها قلم هایى از طلا و دفترهایى از نقره است و آن ها بر در مساجد مى ایستند و اسامى کسانى را که به مسجد مى آیند، به ترتیب مى نویسند. زمانى که تعداد آن ها به هفتاد نفر برسد، مى گویند: این افراد به اندازه آن هفتاد نفرى هستند که حضرت موسى علیه السلام از بین امّتش اختیار کرد. سپس در بین صفوف مى گردند و از حال کسانى که در نمازهاى قبل شرکت کرده و اکنون غایبند سؤال مى کنند و مى گویند: فلانى کجاست؟ گفته مى شود: او مریض است. پس برایش دعا کرده، مى گویند: خداوندا! او را شفا بده تا نماز جمعه را بپا دارد. دو باره مى پرسند: فلانى کجاست؟ گفته مى شود: او به مسافرت رفته است. پس برایش دعا کرده، مى گویند: خداوندا! او را سالم برگردان. او دوست و همراه نماز جمعه است. مجددا مى پرسند: فلانى کجاست؟ گفته مى شود: او مرده است. پس برایش دعا مى کنند و مى گویند: خداوندا! او را ببخش. او برپاکننده نماز جمعه بود. (2)
همچنین سفارش شده است که براى رفتن به نماز جمعه، زمانى حرکت کنند که پیش از شروع خطبه به مسجد برسند؛ چنان که رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: خداوند ملائکه را در روز جمعه براى مساجد مى فرستد که به ترتیب، نام افرادى را که در نماز جمعه شرکت کرده اند، بنویسند. هرگاه امام جماعت به منبر رفت، دفاتر بسته مى شود. (3)
فقها اقامه نماز جمعه در زمان حضور امام معصوم را واجب عینى و در زمان غیبت او، واجب تخییرى مى دانند. (1)
نمازخانه: مکانى که براى نماز خواندن اختصاص داده مى شود، ولى حکم مسجد را ندارد.
مکانى است که براى نماز خواندن اختصاص داده مى شود، بخصوص در دو دهه اخیر، در بین راه ها، مدارس و ادارات. چنین مکان هایى که براى خواندن نماز ساخته اند قداست مکانى، آداب، ثواب و حکم مسجد را ندارند.
نماز در مسجد: نمازهایى که در مسجد خوانده مى شود.
نمازهاى واجب چند دسته است. در این بین، تنها نسبت به خواندن نمازهاى یومیه و جمعه به صورت جماعت در مسجد سفارش و تأکید زیادى شده است. (ر.ک. نماز جماعت.) خواندن نماز میّت هم در مسجد کراهت دارد. (ر.ک. نماز میّت.) نماز طواف هم، که از جمله نمازهاى واجب است، مخصوص «مسجدالحرام» است. در نماز آیات، چون وجوب فورى دارد، گاهى براى رفتن به مسجد فرصتى نمى ماند. نماز نذرى هم وجوبش حقوقى است، نه عبادى؛ یعنى وفاى به نذر واجب است، به هرصورت که باشد. پس در این میان، فقط نمازهاى یومیه است که به خواندن آن در مسجد توصیه شده است، چه جماعت و چه فرادا؛ حتى فرادا نمازهاى یومیه در مسجد ثوابش بیش از آن است که در بیرون مسجد خوانده شود. (2)
اما نمازهاى مستحب بهتر است در خانه خوانده شود و معصومان علیهم السلام توصیه کرده اند مؤمنان مکانى را در خانه خود به این امر اختصاص دهند. امام صادق علیه السلام در نامه اى به یکى از اصحابشان نوشتند: دوست دارم در خانه، اتاقى را به عنوان
مسجد قرار دهى. (1)البته این مکان حکم مسجد ندارد و مى توان آن را تبدیل کرد؛ چنان که حلبىمى گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مسجدى که در خانه ساخته مى شود، سؤال کردم: آیا جایز است مقدارى از آن را جزوخانه نمایند یا جاى آن را بکلى تغییر دهند؟ امام على علیه السلام فرمود: مانعى ندارد. (2)
بنابراین، شایسته است مؤمنان به عنوان یک سنّت دینى، هنگام ساخت خانه، قسمتى از آن را براى نماز اختصاص دهند.
نماز میّت در مسجد: اقامه نماز میّت بر بدن مسلمان در مسجد.
بجاى آوردن نماز میّت در مساجد، بجز «مسجدالحرام»، مکروه است. (3)مستند این حکم از سوى فقها روایتى است از امام کاظم علیه السلام که در آن از اقامه نماز میّت در مسجد نهى شده است. (4)ولى به دلیل آنکه روایات دیگرى بر جواز خواندن نماز میّت در مسجد وارد شده، (5)فقها در جمع بین این دو دسته، به کراهت نماز میّت در مسجد فتوا داده اند. (6)برخى از فقها نیز قایلند که دلیل محکم و قابل قبولى بر استثنا کردن مکّه مکرّمه از این حکم وجود ندارد. (7)
1) . وسائل الشیعة، ج 3 ، ص 584 ، ب 21 ، ح 6 .
2) . همان، ج 3 ، ص 488 ، ب 10 ، ابواب احکام المساجد.
3) . امام خمینى قدس سره، رساله توضیح المسائل، م 612 .
4) . تهذیب الاحکام، ج 3 ، ص 326 ، ح 1016 .
5) . همان، ص 325 ، ح 1013 - 1015 / سنن ابن ماجه،ج 1 ، ص 486 ، ح 1017 و 1518 .
6) . الذکرى، ص 62 / الحدائق الناضرة، ج 10 ، ص 448 / ذخیره المعاد، ج 2 ، ص 332 .
7) . مصباح الفقیه، ج 2 ، ص 509 .
ورود به مسجد: نحوه ورود به مسجد.
طبق روایات رسیده در باب ورود به مسجد، پسندیده ترین شیوه آن است که هنگام ورود، با پاى راست وارد شوند. (1)از این رو، فقها و علماى اخلاق داخل شدن به مسجد با پاى راست را از آداب و مستحبّات مسجد ذکر کرده (2)و اذکارى هم براى هنگام ورود به مسجد ذکر کرده اند. (3)(ر.ک. دعاى ورود به مسجد.)
در روایات، براى این عمل آثار و برکاتى ذکر شده است. در سخنان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وارد شده است که حضرت مى فرمود: هنگام ورود به مسجد، با پاى راست وارد شوید و بگویید: « بِسمِ اللّه وَ عَلَي اللّه تَوَکَّلْتُ وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللّه». آن گاه به امام على علیه السلام فرمودند: یا على! کسى که این گونه وارد مسجد شود، خداوند متعال نماز او را قبول مى کند و در برابر هر رکعت نمازى که بجاى آورده است، فضیلت صد رکعت نماز به وى عطا مى کند. (4)
در روایت دیگرى وارد شده است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: ملائکه براى مؤمنى که هنگام ورود به مسجد پاى راست را مقدّم دارد طلب آمرزش مى کنند. (5)
وضوخانه مسجد: ساختن مستراح و دست شویى در کنار مسجد.
یکى از مستحبّات مربوط به معمارى مسجد این است که وضوخانه آن را در کنار در ورودى بسازند.
امام موسى کاظم علیه السلام از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى کنند که حضرت فرمود: محل تطهیر را در کنار مسجد بسازید. (1)دو روایت دیگر نیز با همین مضمون در منابع روایى وارد شده است. (2)
فقها براساس این روایات، فتوا داده اند که وضوخانه باید در کنار مسجد قرار گیرد. (3)برخى همچون صاحب جواهردر تعلیل این مطلب نوشته اند: این عمل به مصلحت افرادى است که به مسجد رفت وآمد مى کنند و موجب مى شود نمازگزاران به خاطر بوى بد محل تطهیر، اذیت نشوند و با این کار، مسجد در معرض نجس شدن قرار نگیرد؛ با احترام و منزّه بودن مسجد نیز سازگار است. (4)
روشن است که وضوخانه باید در فضاهاى جانبى، که عنوان مسجد ندارد، ساخته شود؛ زیرا اگر مکانى به عنوان مسجد وقف شود و در آن نماز گزارده شود، آن مکان مسجد به شمار مى آید و نجس کردن آن حرام است و نمى توان در آنجا یا زیرزمین آن وضوخانه ساخت. (ر.ک. وقف مسجد.)
وقف بر مسجد: حبس ملک و هر چیزى که صلاحیت وقف دارد بر مسجد.
وقف املاک و زمین هاى زراعى، باغ و بوستان و آنچه صلاحیت وقف کردن داشته باشد، بر مسجد صحیح است؛ زیرا در روایات، به طور عام نسبت به وقف و صدقه تأکید و تشویق شده است. در روایات
1) . تهذیب الأحکام، ج 3 ، ص 254 ، ح 702 .
2) . الجعفریات، ص 51 / مستدرک الوسائل، ج 3، ص 380، ح 3833 و 3834 / بحارالانوار، ج 80 ، ص 383 .
3) . تذکره الفقها، ج 1 ، ص 90 / روض الجنان، ص 234 / الحدائق الناضره، ج 7 ، ص 268 / العروه الوثقى، ج 1 ، ص 600 / النهایة، ص 109 / المعتبر، ج 2، ص 449 .
4) . جواهرالکلام، ج 14 ، ص 77 - 78 / منتهى المطلب،ج 1 ، ص 387 .
فراوانى از «وقف» به «صدقه» تعبیر شده است. (1)
امام صادق علیه السلام مى فرماید: (آثار) سه چیز پس از مرگ به انسان مى رسد. درباره یکى از آن ها مى فرماید: « صَدَقَةٌ أجراها لِلّهِ فى حَیاتِه فَهى تَجرى له بعدَ و فاته.» (2)یکى از آن سه، صدقه جاریه اى است که شخص در زمان حیاتش براى خداوند انجام داده است.
وقف نمودن بر مسجد بدون شک، از مصادیق صدقات جاریه است؛ زیرا سبب مى شود که هزینه هاى مسجد تأمین گردد و مسجد با رونق و آباد گردد. از این رو، برخى از فقها عمران و آبادى و رونق خانه خدا را دلیلى بر مشروعیت «وقف بر مسجد» به حساب آورده اند. (3)
بر پایه قاعده فقهى «الوقوفُ حسبِ ما یوقفها اهلُها»، موقوفات بر همان اساسى که واقف قرار داده است، اداره و مصرف مى شود. کلیه اختیارات مربوط به موقوفات و اموال و رقبات مسجد بر عهده واقف است و او مى تواند به هر نحوى که مى خواهد، موارد مصرف را در هنگام انشاى وقف مشخص کند. همچنین واقف مى تواند سرپرستى و اداره وقف یا نظارت بر آن را براى همیشه یا به مدت معیّنى براى خود به طور مستقل یا مشترک با دیگرى قرار دهد، یا به دیگرى واگذار نماید و نیز مجاز است تعیین سرپرست وقف را به دیگرى - مثلاً، امام جماعت مسجد - واگذارد. البته این حق براى واقف تنها در هنگام انشاى وقف ثابت است و چنانچه این تصمیمات را نگیرد پس از انجام وقف نمى تواند در اداره امور آن دخالت کند و یا متولّى تعیین شده را عزل نماید. بنابراین، در اموال و رقبات مسجد، که وقف بر مسجد شده، جعل تولیت جایز است و تصرف در آن ها و مصرف آن ها طبق نظر متولّى است. (4)حال اگر اموال و رقباتى که بر یک
1) . تهذیب الاحکام، ج 9 ، ص 129 ، کتاب «الوقوف والصدقات»/ المقنعة،ص 652، ب «الوقوف والصداقت»/ الأستبصار، ج 4 ، ص 97 ، کتاب «الوقوف و الصدقات» / وسائل الشیعة، ج 19 ، ص 171 .
2) . الکافى، ج 7، ص 56 و 57، روایت1 و 2 و 3 و 4 و 5.
3) . جواهرالکلام، ج 28 ، ص 30 .
4) . استفتائات، ج 2، ص 397، س 148 / مجمع المسائل،ج 1 ، ص 153 ، س 99 .
مسجد وقف شده در خود همان مسجد مورد مصرف نداشته باشد، یا به هر دلیلى امکان مصرف آن ها نباشد، مى توان آن ها را در مساجد دیگرى که مورد احتیاج باشد، صرف کرد. (1)
صاحب جواهردر تعلیل این مطلب، مى نویسد:
اولاً ، اصل در هر مسئله اى جواز است، مادام که دلیلى بر منع نباشد و در اینجا دلیلى بر منع نیست.
ثانیا ، مساجد از آن خدایند. پس همه مساجد همچون یک مسجدند. و هرچه براى خدا باشد در اختیار ولىّ اوست. در عصر غیبت، در اختیار فقیه جامع الشرائط است. او مى تواند در صورت اضافه آمدن موقوفات و اموال یک مسجد، به حسب مصلحت، آن ها را در مسجد دیگر صرف نماید.
ثالثا ، غرض از مساجد برپایى و تقویت شعائر دین و بجاى آوردن عبادت است و این غرض در همه مساجد حاصل است.
رابعا ، این کار از مصادیق احسان و از مواردى است که مطمئن هستیم مالک و واقف اوّلى نسبت به آن رضایت دارد، بخصوص در صورتى که احتمال تلف شدن موقوفات و اموال داده شود. بدین روى، این مسئله اجماعى علماست که مى توان اموال و رقبات مسجدى را در مسجد دیگر صرف کرد و در این مسئله، اختلافى بین علما دیده نمى شود. (2)
وقف مسجد: حبس عین ملک براى خداوند و مسجد قرار دادن آن.
«وقف» در لغت، عبارت است از: آنچه در ملک کسى نباشد و در راه خدا آزاد گذاشته شود.
وقف بر دو قسم است:
الف . «وقف عام» که مقصود از آن امور خیریه است و مخصوص دسته و طبقه معیّنى نیست؛ مانند وقف بر مساجد؛
ب . «وقف خاص»؛ یعنى وقف براى افرادى معیّن. (1)
در اصطلاح فقهى، «وقف» عبارت است از: «تحبیس الأصل و تسبیلُ الثمرة»؛ (2)
یعنى حبس کردن اصل مال و در راه خدا قرار دادن ثمره آن. علت اشتهار این تعریف، سخن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است که خطاب به خلیفه دوم، که قصد داشت سهام خودش از اراضى خیبر را وقف کند، فرمود: « حَبِّسِ الأصلَ وَ سَبِلِ الَّثمَرة.» (3)
البته از دیدگاه بسیارى از فقها، وقف در باب مسجد با وقف در دیگر مقوله ها متفاوت است. علاّمه حلّىدر قواعدالاحکامو تذکره الفقهاءمى نویسد: هرگاه مراحل وقف انجام شود ملکیّت واقف از مال وقف شده زایل مى شود و اگر مورد وقف مسجد باشد، در این صورت مانند آزاد کردن بنده و گسستن رابطه مالکیّت است و قبول در آن شرط نیست. (4)از معاصران، حضرت امام خمینى قدس سره و مرحوم آیه اللّه خوئىو برخى دیگر همین نظر را دارند. (5)
ابن قدامه در المغنى، هنگام ذکر دلیل بر این مطلب، که فروش مسجد در هیچ فرضى جایز نیست، مى نویسد: «انّ المسجدَ أشبه الأشیاءِ بالمعتق»؛ مسجد شبیه ترین چیز به بنده اى است که آزاد شده (و آزادکننده حق هیچ تصرفى در آن ندارد.) (6)
براین اساس، هرگاه انسان زمین یا بنایى را مسجد قرار داد دیگر سلطنت و حاکمیتى بر آن نخواهد داشت. روشن است که اگر این مبنا را بپذیریم جعل تولیت براى مسجد توسط بانى و واقف لغو و بى اثر خواهد بود. (ر.ک. متولّى مسجد.)
بنابراین، چنانچه زمین و یا ساختمانى وقف مسجد شود، همین که واقف قصد عنوان مسجدیت براى زمین بکند و گروهى به نیّت مسجد شدن، بر آن نماز بگزارند،
1) . لغت نامه/ فرهنگ عمید/ فرهنگ معین، واژه «وقف».
2) . المختصرالنافع، ص 156 / مسالک الأفهام، ج 5 ، ص 309 / جواهرالکلام، ج 28 ، ص 2 .
3) . عوالى اللئالى، ج 2 ، ص 260 / المسند، ص 308 / السنن الکبرى، ج 6 ، ص 162 .
4) . قواعدالأحکام، ج 2 ، ص 388 / تذکره الفقهاء، ج 2 ، ص 427 .
5) . کتاب البیع، ج 3 ، ص 82 / التنقیح، ج 9 ، ص 180 .
6) . المغنى، ج 6 ، ص 226 .
کافى است، اگرچه احتیاط آن است که واقف بگوید: «وَقَفْتُه مسجدا» یا «عَلْى أنْ یکون مسجدا» و یا الفاظى دیگر که همین معنا و مفهوم را برساند.
اگر صرفا مکانى را براى نماز وقف نماید و مسلمانان در آنجا به عبادت بپردازند وقف صحیح است، ولى مادام که واقف قصد مسجدیت مکانى را نکرده باشد، مسجد نمى شود و احکام آن را ندارد. (1)
1) . تحریرالوسیلة، ج 2 ، ص 62، م 2 / جواهرالکلام، ج 14 ، ص 69 - 70 / هدایه العباد، ج 2، ص 139، م 454 / الذکرى، ص 158 .
هتک حرمت مسجد: بى اعتبار کردن و بى احترامى به شأن مسجد.
«هتک» واژه اى عربى است و در لغت، به معناى پرده دریدن، کشیدن و کندن پرده از جاى خودش و به معناى مفتضح ساختن و رسوا کردن آمده است. (1)
«حرمت» نیز به معناى چیزى است که احترامش لازم و بى احترامى به آن جایز نیست. (2)
از این رو، مسجد، که مقدّس ترین مکان بر روى زمین است، از مواردى به شمار آمده که هتک آن جایز نیست. برخى از علما هتک حرمت مسجد را از گناهان کبیره به شمار آورده اند: «اهانت به مسجد و هتک حرمت آن بدون شک، از گناهان کبیره است.» (3)(ر.ک. حفظ حرمت مسجد.)
از مصادیق هتک حرمت مسجد بر اساس آیات و روایات، مى توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف . خراب کردن؛ (ر.ک. تخریب مسجد.)
ب . نجس کردن؛ (ر.ک. طهارت مسجد.)
ج . ورود کفّار و مشرکان؛ (ر.ک. غیرمسلمان در مسجد.)
د . توقّف جنب و حائض و نفساء. (ر.ک. جنب در مسجد / حائض و نفساء در مسجد.)
هشتى ورودى: راهروى سقفدار هشت ضلعى یا مدوّر که در جلوى ورودى خانه ساخته مى شود.(1)
فضاى هشتى ورودى مسجد معمولاً بین درِ ورودى و شبستان قرار مى گیرد و در راه هاى گوناگون در آن قرار مى گیرد؛ مانند درِ ورودى ساختمان مسجد، درِ ورودى شبستان و در ورودى به صحن مسجد. به دلیل آنکه «هشتى» فضایى است که پیش از شبستان قرار مى گیرد، مى تواند انحراف قبله به وسیله آن برطرف گردد؛ (2)مانند هشتى ورودى مسجد «شیخ لطف اللّه » اصفهان.
در ساختِ هشتى ورودى، باید موارد ذیل را رعایت کرد:
الف . بهتر است فضاى هشتى طورى ساخته شود که هنر زیباى معمارى و عناصر تزیینى در آن به خوبى به کار رود.
ب . درب ورودى هشتى از بیرون بلند و هلالى شکل و درب ورود به شبستان کوتاه تر است تا هواى داخل شبستان سریع خارج نگردد.
ج . در بدنه هشتى، قاب هایى در نظر گرفته مى شود تا شناسنامه مسجد و یا آیات و روایات و اخبار مسجد در آن نوشته شود. (3)
همسایه مسجد: کسى که در نزدیکى مسجد زندگى مى کند.
در لغت، «همسایه» و «همجَوار» کسى است که با دیگرى در یک منزل یا در خانه پهلوى او زندگى مى کند. (4)
در شرع مقدّس اسلام، در روایات رسیده، سه معیار براى همسایه و به طور ویژه «همسایه مسجد» ذکر شده است:
الف . همسایه مسجد کسى است که صداى اذان مسجد را بشنود. (5)
ب . همسایه مسجد هر کسى است که
خانه اش تا فاصله چهل ذراع (1)از هر طرف مسجد واقع شده است. (2)
ج . همسایه مسجد تا چهل خانه از هرطرف است. (3)
با توجه به اختلاف روایات، فقها نیز در تعیین همسایه اختلاف نظر دارند، ولى مشهور فقها معیار در تعیین همسایه را رجوع به عرف مى دانند. صاحب جواهر این قول را از بسیارى نقل کرده است و خود نیز در پایان، همین نتیجه را مى گیرد. (4)
اگرچه شرع مقدّس برحضور همه مسلمانان در مساجد تأکید کرده، اما این حضور در مورد همسایگان به نحو جدى ترى مورد تأکید واقع شده است، به گونه اى که در روایات رسیده، از اقامه نماز واجب در منزل به صورت فرادا نهى شده، مگر براى افرادى که داراى عذر هستند. (5)این تأکید تا به آن حد است که فقها ترک نماز در مسجد توسط همسایه را مکروه شمرده اند. (6)
فقها روایاتى که نماز همسایه در منزل را مردود مى شمارد به وجوهى توجیه کرده اند؛ از قبیل اینکه:
این روایات در بیان استحباب تأکیدى این عمل است. (8)
مقصود مبالغه در ثواب نماز جماعت و نقصان آن به صورت فرادا مى باشد. (9)
1) . مقدار هر ذراع 24 انگشت و یا از آرنج تا سرانگشت وسط دست مى باشد. جواهرالکلام، ج 28 ، ص 41 - 42.
2) . الکافى، ج 2 ، ص 669 ، ح 2 .
3) . همان، ح 1 .
4) . جواهرالکلام، ج 28 ، ص 41 - 42 .
5) . تهذیب، ج 1 ، ص 92 ، ح 93 / قرب الاسناد، ص 68 / من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 376، ح 1091، شیخ صدوق، الأمالى، ص 485 / المحاسن، ج 1 ، ص 85 .
6) . العروه الوثقى، ج 1 ، ص 596 «یکره لجار المسجد أن یصلّى فى غیره لغیر علّة کالمطر...» تحریرالوسیله، ج 1 ، ص 151 ، م 16 .
7) . تذکرة الفقهاء، ج 4 ، ص 233 - 232 / الذکرى،ص 267 .
8) . مستندالشیعة، ج 8 ، ص 11 - 12 .
9) . المعتبر، ج 2 ، ص 415 .
از دیگر مباحث مطرح در باره همسایه مسجد، رعایت حقوق همسایگان از طرف متولّیان مسجد است. اذان از شعائر جامعه اسلامى است و مخالفت با پخش آن جایز نیست، اما در مورد سایر مراسم مذهبى، متولّیان مسجد باید رعایت حال همسایگان را بنمایند؛ زیرا گاه ممکن است انجام این اعمال مستحب سبب اذیّت همسایگان شود. حضرت امام خمینى قدس سره هشدار مى دهند که انجام این امور گاه به جاى آنکه «عبادت» باشد، «معصیت کبیره» است. (1)
هیأت امناى مسجد: افرادى امین که از سوى نمازگزاران مسئولیت اداره مسجد را بر عهده مى گیرند.
مؤمنان و نمازگزاران در مسجد، براى سمت و سو دادن به فعالیت هاى مسجد، اداره و اجراى دقیق برنامه هاى آن، «هیأت امنا» را با نظارت امام جماعت،
از میان افرادى که شروط لازم را داشته باشند، انتخاب مى کنند. غالبا رئیس هیأت امناى مسجد امام جماعت آن مسجد است.
طبق آیه قرآن، کسى مى تواند در اداره مسجد نقش داشته باشد که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشد؛ خودش اهل نماز باشد و زکات بپردازد؛ و جز از خدا، از کسى ترس و هراسى نداشته باشد. (2)
همچنین براى اعضاى هیأت امناى مسجد، سلامتى جسمى و روانى، زمان کافى براى انجام امور مسجد و مقبولیت اجتماعى ضرورى به نظر مى رسد تا نسبت به مدیریت امور مسجد و تصمیم گیرى هاى صحیح در جلسات هفتگى یا ماهانه هیأت امنا شرکت فعّال داشته باشند. اعضاى هیأت امناى مسجد باید رابطه جذّاب و خوبى با جوانان مسجد و اهل محل داشته باشند تا سبب جذب آنها به مسجد گردند.
اختلافات مدیریتى و ناهماهنگى بین اعضاى هیأت امنا، نداشتن نشاط و توان کافى براى مدیریت و برخورد تند و زننده اعضاى هیأت امناى مسجد با جوانان و نوجوانان اسباب اختلال در امور مسجد
و کم رونقى آن مى شود.
در زمینه انتخاب هیأت امناى مسجد، دو نکته قابل ذکر است: اولاً، سرپرستى و اداره امور مساجد در وهله اول، بر عهده حاکم اسلامى است (1)و در صورت عدم دست رسى، مؤمنان اداره مساجد را بر عهده مى گیرند. ثانیا، اگر مسجد واقفى داشته باشد، واقف مى تواند در املاک و موقوفات و متعلّقاتى که براى تأمین مخارج مسجد در نظر گرفته شده است، جعل تولیت کند و فرد یا افرادى امین و مورد اعتماد براى رسیدگى به این امور، مشخص نمایند. ولى در خصوص استفاده شرعى عموم مسلمانان، واقف یا هیأت امنا یا دیگران نمى توانند تولیتى بر مسجد داشته باشند؛ (2)زیرا عزل و نصب متولّى یا متولّیان مسجد در این گونه امور، اثرى ندارد. (3)(ر.ک. وقف مسجد / متولّى مسجد.)
1 - قرآن کریم.
2 - آیات الاحکام،کاظم مدیر شانه چى، تهران، سمت.
3 - آیین مسجد،محمدعلى موظف رستمى، گویه، تهران، 1381 .
4 - احسن التقاسیم فى معرفة الاقالیم،ابوعبداللّه المقدسى، ترجمه على نقى منزوى، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361 .
5 - احکام القرآن،ابى بکر احمد بن على الرازى الجصاص، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1415 ه .
6 - احکام مسجد،محمدحسین فلاح زاده، قم، چاپخانه اسوه، 1378 .
7 - الآداب الطبیّة فى الإسلام،جعفر مرتضى عاملى، قم، جامعة المدرّسین، 1362 .
8 - الإرشاد،شیخ مفید قدس سره، قم، کنکره شیخ مفید، 1413 ق .
9 - الإستبصار،شیخ طوسى قدس سره، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1390 ق .
10 - الأَمالى،شیخ طوسى، چ اول، قم، دارالثقافة، 1414 ه .
11 - الأمالى،شیخ صدوق، کتابخانه اسلامیه، 1362 .
12 - الأمالى،شیخ مفید، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق .
13 - استفتاءات،امام خمینى قدس سره، چ چهارم، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1376 .
14 - اصلاح المساجد من البدع و العوائد،محمّد جمال الدین قاسمى الدمشقى الحنبلى، چاپ چهارم، بیروت، المکتب الاسلامى، چاپ دوم، 1390 .
15 - اعلام الساجد بأحکام المساجد،محمّد بن عبداللّه زرکشى، قاهره، 1384 ق .
16 - اعترافات مستشرقان در باره پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله ، محمود مطهرى نیا، روزنامه رسالت 26 تیر 1385، شماره 5914 .
17 - أجوبة الاستفتاءات،سید على خامنه اى، دارالنباء، 1415 ق .
18 - بحار الأنوار،محمّد باقر مجلسى قدس سره، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق .
19 - البیان،الشهید الاول قدس سره، قم، مجمع الذخائر الاسلامیة، چ سنگى.
20 - بیت المقدّس شهر پیامبران،عبداللّه ناصرى طاهرى، سروش، 1367 .
21 - تاج العروس من جواهر القاموس،محمد مرتضى الزبیدى، بیروت، المکتبة الحیاة.
22 - تاریخ آموزش در اسلام،شبلى احمد، ترجمه محمدحسین ساکت، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1370 .
23 - تاریخ المدینة المنورّة،ابن شبه، بیروت دارالتراث، بى تا.
24 - تاریخ پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله ، محمّدابراهیم آیتى، چ پنجم، تهران، دانشگاه تهران.
25 - تاریخ تحلیلى اسلام،سید جعفر شهیدى، تهران، چ یازدهم، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، 1370 .
26 - تاریخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى،عبدالرحیم غنیمه، ترجمه نوراللّه کسایى، تهران، انتشارات دانشگاه.
27 - تاریخ سیاسى اسلام،حسن ابراهیم حسن، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، جاویدان، 1376 .
28 - تاریخ فقه و فقها،ابوالقاسم گرجى، تهران، سمت، 1381 .
29 - تاریخ کتابخانه هاى مساجد،محمّد مکّى سباعى، ترجمه محمد عباسپور و محمّد جواد مهدوى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1373 .
30 - تاریخچه دائرة المعارف نگارى در جهان،محمدحسین قرشى، کیهان فرهنگى، ش 127، خرداد و تیرماه 1375 .
31 - التبیان فى تفسیر القرآن،محمد بن الحسن الطوسى، مکتب الاعلام الاسلامى، 1409 ق .
32 - تجلیّات حکمت معنوى در هنر اسلامى،محمّد مددپور، تهران، امیرکبیر، 1374 .
33 - تحریرالاحکام الشرعیة على مذهب الأمامیة،علامه حلّى قدس سره، مؤسسة آل البیت، چ سنگى/ مؤسسة الامام الصادق علیه السلام ، 1420 ق .
34 - تحریرالوسیلة،امام خمینى قدس سره، قم، اسماعیلیان.
35 - تذکرة الفقهاء،علامه حلّى قدس سره، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، 1414 ق .
36 - تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن الکریم)،اسماعیل بن کثیر، بیروت، دارالمعرفة، 1412 ق.
37 - تفسیر الامام العسکرى علیه السلام ، قم، مدرسة الامام المهدى (عج)، 1409 ق.
38 - تفسیر العیّاشى،محمّد بن مسعود عیّاشى، تهران، علمیه، 1380 ق .
39 - تفسیر القرطبى (الجامع لأَحکام القرآن)،محمّد بن احمد انصارى قرطبى، بیروت، مؤسسة التاریخ العربى، 1405 ق .
40 - تفسیر القمى،على بن ابراهیم قمى، چ سوم، قم، مؤسسة دارالکتاب، 1404 ق.
41 - تفسیر المنار،محمّد رشید رضا، بیروت، دارالمعرفة.
42 - تفسیر بیضاوى،(انوار التنزیل و اسرار التأویل، عبداللّه بن عمر «بیضاوى»)، مصر، قاهره، المکتبة التجاریة الکبرى.
43 - تفسیر روح الجِنان و رُوح الجنان،ابوالفتوح رازى، تهران، اسلامیة، 1356 ش.
44 - تفسیر فخر الرازى،محمد بن عمر (التفسیر الکبیر)، مصر، قاهره، عبدالرحمن محمد، 1357 ق.
45 - تفسیر نمونه،ناصر مکارم شیرازى و جمعى از دانشمندان، چ چهل و یکم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380 .
46 - تکملة العروة الوثقى،السید الیزدى، قم، مکتبة الداورى.
47 - تمدّن اسلام و عرب،گوستاولوبون، ترجمه فخر داعى، تهران، بنگاه مطبوعاتى اعلمى.
48 - التنقیح فى شرح العروة (کتاب الطهارة)،سید الخوئى قدس سره، چ سوم، قم، دارالهادى، 1410 ق .
49 - التهذیب،شیخ طوسى، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1365 .
50 - ثمار المقاصد فى ذکر المساجد،یوسف بن عبدالهادى، مکتبة لبنان.
51 - جامع الأخبار،تاج الدین شعیرى، قم، رضى، 1363 .
52 - جامع المسائل،محمّد فاضل لنکرانى.
53 - جامع المقاصد،محقق کرکى قدس سره، قم، آل البیت، 1408 ق .
54 - الجعفریات،محمّد بن محمّد بن أشعث کوفى، طهران، مکتبة نینوى الحدیثة.
55 - جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع،سید بن طاووس، اختر شمال، 1371 .
56 - جواهر الکلام،محمّدحسن نجفى، قم، دارالکتب الإسلامیة، 1367 .
57 - جوامع الجامع،فضل بن حسن طبرسى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، 1418 ق.
58 - الحدائق الناضرة فى احکام العترة الطاهرة،یوسف بن احمد بحرانى، قم، جامعه المدرّسین.
59 - حدیث مسجد،گردآورى، سیدرضا شاکرى، حیدر محمدى، تهران، ستاد عالى کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، 1381 .
60 - حواشى الثروانى،عبدالحمید الثروانى و ابن قاسم العبادى، بیروت، داراحیاء التراث العربى.
61 - الخصال،شیخ صدوق، تحقیق على اکبر غفّارى، قم، جماعة المدرّسین.
62 - خطط،ابن تغردى بردى، بى جا، بى تا، بى نا.
63 - الخلاف،محمّد بن حسن طوسى، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1417 ق .
64 - دائرة المعارف فارسى،غلامحسین مصاحب، تهران، کتاب هاى جیبى، 1356 .
65 - الدرّ المنثور،جلال الدین سیوطى، بیروت، دارالفکر، 1403 ق .
66 - الدروس الشرعیة،شهید اول، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1412 ق .
67 - دروس فى معرفة الوقت و القبلة،حسن حسن زاده آملى، قم، انتشارات اسلامى، 1416 ق.
68 - دعائم الأسلام،نعمان بن محمّد تمیمى مغربى، مصر، دارالمعارف، 1385 ق.
69 - الدعوات،قطب الدین راوندى، قم، مدرسة الامام المهدى «عج»، 1407 ق .
70 - دلائل الامامة،محمّد بن جریر بن رستم طبرى، قم، مؤسسة البعثة، 1413 ق.
71 - دین و دولت در ایران،حامد الگار، ترجمه ابوالقاسم سرى، طوس، تهران، 1365 .
72 - ذخیرة المعاد،محقق سبزوارى، مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، چ سنگى.
73 - الذکرى،شهید اول قدس سره، چ سنگى، خط کرمانى، 1272 .
74 - راهنماى انسانیت (سیرى دیگر در نهج الفصاحة)،مرتضى فرید تنکابنى، چ نهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1381 .
75 - راهنماى ساخت مسجد،على باباشاهى و محمّدرضا محتشمى، تهران، مؤسسه عمران مسجد، 1380 .
76 - رجال الکشى،محمّد بن عمر کشى، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 .
77 - رحله،ابن بطوطه، مصر، مطبعة العادة، 1326 ق / 1908 م .
78 - رساله توضیح المسائل،ناصرمکارم شیرازى، چ دوازدهم، قم، مدرسة الأمام على بن ابى طالب علیه السلام ، 1383 .
79 - رساله توضیح المسائل،امام خمینى قدس سره.
80 - رساله توضیح المسائل،محمّد تقى بهجت.
81 - رساله توضیح المسائل،محمّد فاضل لنکرانى، چ شصت ونهم، 1380 .
82 - رساله توضیح المسائل،سیدمحمّدرضا گلپایگانى، چ هفتاد و دوم، قم، دارالقرآن الکریم، 1371 .
83 - روض الجنان فى شرح إرشاد الأذهان،شهید ثانى قدس سره، مؤسسة آل البیت، 1404 ق .
84 - الروضة البهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة،شهید ثانى، قم، داورى، 1410 ق .
85 - روضة الواعظین،محمّد بن حسن فتال نیشابورى، قم، رضى.
86 - ریاض المسائل،سید على طباطبائى، قم، مؤسسة آل البیت، 1404 ق.
87 - السرائر،ابن ادریس حلّى، چ دوم، قم، جامعة المدرّسین، 1410 ق .
88 - سفرنامه ابن جبیر،ابن جبیر، ترجمه پرویز اتابکى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1371 .
89 - سفینة البحار،عبّاس قمى، چ سوم، دارالاسوه، 1380 .
90 - سنن ابن ماجه،محمّد بن یزید القزوینى، بیروت، دارالفکر.
91 - سنن ابى داود،سلیمان بن الأشعث السجستانى، بیروت، دارالفکر، 1420 ق.
92 - سنن الترمذى،محمّد بن عیسى ترمذى، بیروت، دارالفکر، 1403 ق .
93 - سنن الدارمى،عبداللّه بن بهرام الدرامى، دمشق، الأعتدال.
94 - السنن الکبرى،احمد بن الحسین بن على البیهقى، بیروت، دارالفکر.
95 - السنن النسائى،احمد بن شعیب النسائى، بیروت، دارالفکر، 1348 ق/ 1930 م.
96 - السیرة النبویة،ابن هشام، بیروت، دارالتعلم.
97 - سیرة النبى صلى الله علیه و آله ، (سیرة ابن هشام)، محمّد بن اسحاق بن یسار المطلبى، مکتبة محمدعلى صبیح و اولاده، 1383 ق .
98 - سیماى مسجد،رحیم نوبهار، چ دوم، قم، نشر مؤلف، 1373 .
99 - 110 سؤال پیرامون مسجد،مرتضى رستگار، قم، مؤسسه فرهنگى ثقلین، 1384 .
100 - شرائع الاسلام،علاّمه حلّى قدس سره، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة.
101 - الشرح الکبیر،عبدالرحمن بن قدامه، بیروت، دارالکتاب العربى.
102 - شرح نهج البلاغه،عبدالحمید بن ابى الحدید، قم، کتابخانه آیه اللّه مرعشى النجفى، 1404 ق.
103 - الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة،اسماعیل بن حماد الجوهرى، بیروت، دارالعلم للملایین، 1407 .
104 - صحیح ابن حبّان بترتیب ابن بلبان،علاءالدین على بن بلبان الفارسى، چ دوم، مؤسسة الرساله، 1414 ق .
105 - صحیح البخارى،محمّد بن اسماعیل بخارى، بیروت، دارالفکر.
106 - صحیح المسلم،محمّد بن مسلم النیشابورى، بیروت، دارالفکر.
107 - صحیفه نور،امام خمینى، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و مؤسسه تنظیم نشر و آثار امام خمینى قدس سره.
108 - الضوابط الشرعیة لبناء المسجد،یوسف القرضاوى، مؤسسة الرسالة، 1421 ق .
109 - الطبقات الکبرى،محمّد بن سعد، بیروت، دارصادر.
110 - العترة والقرآن،على کریمى جهرمى، قم، دارالقرآن الکریم، 1413 ق .
111 - عدّة الداعى،ابن فهد حلّى، دارالکتاب الإسلامى، 1407 ق .
112 - العروة الوثقى،السید الیزدى، بیروت، مؤسسة الأعلمى، 1409 ق .
113 - علل الشرائع،شیخ صدوق قدس سره، نجف، المکتبة الحیدریه، 1386 ق / 1966 م.
114 - علم در اسلام،سید حسین نصر.
115 - عوالى اللئالى،ابن ابى جمهور الاحسائى، قم، مطبعة سیدالشهداء، 1403 ق .
116 - عون المعبود شرح سنن ابى داود،محمّد شمس الحق العظیم آبادى، چ دوم، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415 ق .
117 - العهود المحمدیة،عبدالوهاب الشعرانى، ط الثانیه، مصر، المصطفى البابى الحلبى و اولاده، 1393 ق .
118 - عیون اخبار الرضا علیه السلام ، شیخ صدوق قدس سره، تحقیق حسین اعلمى، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1404 ق .
119 - العین،لابى عبدالرحمن الخلیل بن احمدالفراهیدى، ط الثانیة،مؤسسه دارالهجرة،1409 ه .
120 - الغارات،ابراهیم بن محمّد الثقفى الکوفى، چاپخانه بهمن.
121 - غنائم الأیام فى مسائل الحلال والحرام،میرزا ابوالقاسم القمى، مکتب الاعلام الاسلامى، 1417 ق.
122 - غنیة النزوع الى علمى الاصول والفروع،ابن زهرة حلبى، مؤسسة الامام الصادق علیه السلام ، 1417 ق .
123 - فتح العزیز فى شرح الوجیز،عبدالکریم بن محمّد رافعى، دارالفکر.
124 - فتح الوهّاب بشرح منهج الطلاب،زکریا بن محمّد بن احمد بن زکریّا انصارى، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1418 ق .
125 - فرائد الفوائد در احوال مدارس و مساجد،محمّد زمان بن لکبعلى تبریزى، به کوشش رسول جعفریان، تهران، دفتر نشر میراث مکتوب، 1373 .
126 - فرازهایى از تاریخ اسلام،جعفر سبحانى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، بعثه مقام رهبرى «دام عزه»، 1371 ش .
127 - فروغ ابدیت،جعفر سبحانى، نشر دانش اسلامى، 1370 .
128 - فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد)،مترجم احمد سیاح، اسلام، 1373 .
129 - فرهنگ عمید،حسن عمید، تهران، امیرکبیر.
130 - فرهنگ فارسى،محمّد معین، تهران، امیرکبیر.
131 - فرهنگ فقه (مطابق مذهب اهل البیت علیهم السلام )، مؤسسة دائرة المعارف فقه اسلامى، 1383 .
132 - فرهنگ نامه قرآن،با نظارت محمّد جعفر یاحقى، مشهد، آستان قدس رضوى.
133 - فرهنگ نامه مهدویت،خدامراد سلیمیان، بنیاد فرهنگى حضرت مهدى، قم، مرکز تخصصى مهدویت، 1383 .
134 - فرهنگ واژه هاى سنّتى ایران،سعید فلاح فر، کامیاب، 1379 .
135 - فرهنگ واژه هاى معمارى سنّتى ایران،حسین سلطان زاده، تهران، شهردارى تهران، 1372 .
136 - فرهنگ هاى فارسى،سعید نفیسى، لغت نامه دهخدا، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373 .
137 - فضاهاى فرهنگى ایران: فهرستگان مساجد،تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1382.
138 - فقه القرآن،قطب الدین راوندى، قم، مکتبة السید مرعشى النجفى، 1405 ق.
139 - قاموس المحیط (اللغة)،الشیخ نصر الهورینى (الفیروزآبادى).
140 - قرب الأسناد،عبداللّه بن جعفر حمیرى قمى، تهران، نینوى.
141 - قواعد الاحکام،علاّمه حلّى، قم، منشورات الرضى.
142 - القواعد الفقهیه،سید محمّدحسین بجنوردى، قم، الهادى، 1419 ق .
143 - کارکرد مساجد،ستاد عالى کانون هاى فرهنگى و هنرى مساجد، رسا نشر، 1384 ش، تهران.
144 - الکافى،محمّد بن یعقوب کلینى، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1365 .
145 - الکامل فى ضعفاء الرجال،ابى احمد عبداللّه بن عدى الجرجانى، ط الثالثة، بیروت، دارالفکر، 1409 ق .
146 - کتاب البیع،امام خمینى قدس سره، چ چهارم، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1410 ق.
147 - کتاب الصلاة،سید ابوالقاسم خوئى قدس سره، چ سوم، قم، دارالهادى، 1410 ق .
148 - کتاب الطهارة،سید محمّدرضا گلپایگانى، قم، دارالقرآن الکریم.
149 - کتاب الغیبة،محمّد بن ابراهیم نعمانى، تحقیق على اکبر غفارى، تهران، مکتبة الصدوق.
150 - کتابشناسى فرهنگ هاى فارسى - اروپائى،ایرج افشار، مقدمه لغت نامه دهخدا.
151 - الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فى وجوه التأویل،محمود بن عمر زمخشرى.
152 - کشف الخفاء،اسماعیل بن محمّد عجلونى جراحى، چ دوم، دارالکتب العلمیة، 1408 ق .
153 - کشف الغطاء،جعفر الغطاء، اصفهان، مهدوى.
154 - کشف اللثام،فاضل هندى، قم، مکتبة آیه اللّه مرعشى النجفى، 1405 ق .
155 - کنز العرفان فى فقه القرآن،جمال الدین المقداد بن عبداللّه السیورى، تهران، مکتبه المرتضویة، 1384 ق .
156 - کنزالعمّال فى سنن الأقوال والافعال،متقى هندى، بیروت، مؤسسه الرسالة، 1409 ق / 1989 م.
157 - کوفه پیدایش شهر اسلامى،هشام جعیط، ترجمه ابوالحسن سروقدمقدّم، مشهد، بنیاد پژوهش هاى اسلامى، آستان قدس رضوى، 1372 .
158 - گناهان کبیره،سید عبدالحسین دستغیب، چ ششم، 1363 .
159 - لسان العرب،ابن منظور، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1413 ق / 1993 م .
160 - لغت نامه،على اکبر دهخدا.
161 - المبسوط فى فقه الامامیة،شیخ طوسى قدس سره، طهران، المکتبة المرتضویة، 1387 .
162 - المجموع فى شرح المهذب،محیى الدین بن النووى، دارالفکر.
163 - المحاسن،احمد بن محمّد بن خالد برقى، قم، دارالکتب الإسلامیة، 1371 ق .
164 - المحجة البیضاء،مولى محسن فیض کاشانى، قم، انتشارات اسلامى، 1383 ق .
165 - المختصر النافع فى فقه الامامیة،محقق حلّى، طهران، مؤسسة البعثة، 1410 ق .
166 - مجمع البیان فى تفسیر القرآن،فضل بن حسن طبرسى، دارالمعرفه / بیروت، داراحیاء التراث العربى.
167 - مجمع الزوائد و منبع الفوائد،نورالدین هیثمى، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1408 ق .
168 - مجمع الفائدة والبرهان،محقق اردبیلى، قم، جامعة المدرسین، 1409 ق.
169 - مجمع المسائل،سید محمّدرضا گلپایگانى، قم، دارالقرآن الکریم، 1364 .
170 - مجمع البحرین،فخرالدین طریحى، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة، چ دوم، 1408 ه .
171 - مختلف الشیعة،علاّمه حلّى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1412 ق .
172 - مدارک الاحکام فى شرح شرائع الاسلام،سیدمحمّد عاملى، قم، مؤسسة آل البیت، 1410 ق.
173 - مرآه الحرمین اوالرحلات الحجازیة و الحج و مشاعرة الدینیة،ابراهیم رفعت پاشا، قاهره، دارالکتب المصریة، 1324 ق / 1925 م .
174 - مسائل على بن جعفر علیه السلام ، على بن الامام جعفر الصادق علیه السلام ، المؤتمر العالمى للامام الرضا علیه السلام ، قم، مؤسسة آل البیت.
175 - مساجد الکوفة،کامل سلمان البجورى، نجف اشرف، النعمان.
176 - مساجد در تمدن اسلامى،دبیرخانه ستاد عالى هماهنگى و نظارت بر کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، تهران، رسانش، 1384 .
177 - مسالک الأفهام،شهید ثانى قدس سره، مؤسسة المعارف الإسلامیة، 1414 ق .
178 - مستدرک الوسائل،محدّث نورى، قم، آل البیت، 1408 ق .
179 - مستمسک العروة،سید حکیم، قم، مکتبة آیه اللّه مرعشى النجفى، 1404 ق.
180 - مستند الشیعة،محقق نراقى، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، 1415 ق .
181 - مجله مسجد،سال سوم، ش 15 ، مرداد و شهریور 1373 ، «پیدایش مناره در اسلام»، محمود فاضل.
182 - مجله مسجد،سال ششم، ش 32 ، خرداد و تیر 1376 .
183 - مجله مسجد،سال ششم، ش 33، مرداد و شهریور 1376 ، «اذان و مأذنه»، طه ولى، ترجمه سید سعید سیدحسینى.
184 - مجله مسجد،ش 33، «المسجد فى الإسلام»، طه ولى، ترجمه سید سعید حسینى.
185 - مجله مسجد،سال هفتم، ش 39 ، مرداد و شهریور 1377 .
186 - مجله مسجد،سال هفتم، ش 40 ، مهر و آبان 1377 .
187 - مجله مسجد،ش 43، فروردین و اردیبهشت 1378 .
188 - مجله مسجد،سال هشتم، ش 44 ، خرداد و تیر 1378 .
189 - مجله مسجد،سال هشتم، ش 45 ، مرداد و شهریور 1378 .
190 - مجله مسجد،سال هشتم، ش 46، مهر و آبان 1378 .
191 - مجله مسجد،سال دهم، ش 56، خرداد و تیر 1380 .
192 - مجله مسجد،سال نهم، ش 49، فروردین و اردیبهشت 1379 .
193 - مجله مسجد،سال یازدهم، ش 65 ، آذر و دى 1381 .
194 - مجله مسجد،سال دوازدهم، ش 69 ، مرداد و شهریور 1382 .
195 - مجله مسجد،سال دوازدهم، ش 70 ، مهر 1382 .
196 - مسجد،محسن محمّدى، قم، مرکز پژوهش هاى اسلامى صدا و سیما، 1383 .
197 - مسجد القیروان،احمد فکرى، مصر، المعارف، 1355 ق / 1936 م.
198 - مسجد ایران و آسیاى مرکزى،برنارد اوکین، ترجمه عبداللّه برادران.
199 - مسجد در سفرنامه ها،دبیرخانه ستاد عالى هماهنگى بر کانون هاى فرهنگى - هنرى مساجد، تهران، چ اول، رسانش، 1384 .
200 - مسجد قلب جامعه،عبدالکریم بى آزار شیرازى.
201 - مسجد و انقلاب اسلامى،رضا شریف پور، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1380 .
202 - مسجد و تأثیرات علمى و اجتماعى آن در جامعه اسلامى،عباسعلى فراهتى، تهران، ستاد عالى کانون هاى فرهنگى - هنرى مساجد، 1382 .
203 - المسند،امام احمد حنبل، بیروت، دارصادر.
204 - مشکوه الأنوار فى غررالأخبار،على طبرسى، ط الثانیة، نجف، مطبعة الحیدریة، 1385 ق.
205 - مصباح الشریعة،المنسوب الى الامام جعفرالصادق علیه السلام ،بیروت، مؤسسة الأعلمى،1400ق.
206 - مصباح الفقیه،آقارضا همدانى، مکتبة الصدر، چ سنگى.
207 - مصباح المتهجد،شیخ طوسى، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، 1411 ق .
208 - مصباح المنیر،الفیومى.
209 - معانى الأخبار،شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین، 1361 .
210 - المعتبر فى شرح المختصر،محقق حلّى قدس سره، قم، مؤسسة سید الشهداء، 1364 .
211 - معجم البلدان،یاقوت حموى، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1399 ق / 1979 م.
212 - المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم،محمّد فؤاد عبدالباقى، بیروت، مؤسسة الأعلمى، 1420 ق .
213 - معجم مقائیس اللغة،ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا، قم، مکتب الأعلام الإسلامى، 1404 ه ق .
214 - معمارى اسلامى در چین،لیوجى پنیگ، ترجمه مریم خرّم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1373 .
215 - معمارى ایرانى،آ. پوپ، ترجمه غلامحسین صدرى افشار، چ سوم، تهران،فرهنگان،1373 .
216 - معمارى هند در دوره گورکانیان،إبا کُخ، ترجمه حسین سلطان زاده، دفتر پژوهش هاى فرهنگى، 1373 .
217 - المغازى،محمّد بن عمر واقدى، قم، دانش اسلامى، 1405 ق.
218 - المغنى،عبداللّه بن قدامه، بیروت، دارالکتاب العربى.
219 - مغنى المحتاج الى معرفة معانى الفاظ المنهاج،محمّد الشربینى الخطیب، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1377 ق / 1958 م.
220 - مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى.
221 - مفتاح الفلاح،شیخ بهائى، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات.
222 - المفردات فى الفاظ القرآن،راغب اصفهانى.
223 - المقابر،رابرت هیلن براند، ترجمه قدامت اللّه افسر، تهران، بى تا.
224 - المقنع،محمّدبن على بن الحسین بن بابویه قمى، قم، مؤسسة الامام المهدى «عج»، 1415 ق.
225 - مکارم الأخلاق،حسن بن فضل الطبرسى، چ ششم، الشریف الرضى، 1392 ق .
226 - منتخب الأثر،لطف اللّه صافى گلپایگانى، قم، چ هفتم، حضرت معصومه علیهاالسلام.
227 - منتهى المطلب،علامة حلّى قدس سره، تبریز، حاج احمد، 1333 .
228 - من لایحضره الفقیه،شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین، 1413 ق.
229 - منیة المرید،شهید ثانى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1409 ق.
230 - مواهب الجلیل،خطاب رعینى، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1416 ق.
231 - مهدى موعود،(ترجمه جلد 13 بحارالأنوار)، على دوانى، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چ 19 .
232 - المهذب،قاضى ابن براج، قم، جامعة المدرّسین، 1406 ق .
233 - میزان الحکمة،محمّد محمّدى رى شهرى، ترجمه حمیدرضا شیخى، قم، دارالحدیث.
234 - المیزان فى تفسیر القرآن،سید محمّدحسین طباطبائى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى.
235 - ناسخ التواریخ زندگانى پیامبر صلى الله علیه و آله ، محمّدتقى لسان الملک سپهر، تهران، اساطیر، 1380 .
236 - نتائج الأفکار،سید محمّدرضا گلپایگانى قدس سره، قم، دارالقرآن الکریم، 1413 ق .
237 - النجوم الزاهرة فى ملوک مصر والقاهرة،ابن تغردى بردى، قاهره، دارالکتب المصریة، 1348 ق.
238 - نقش کتابخانه هاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى،محمّد مّکى السباعى، ترجمه على شکویى، تهران، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، 1373 .
239 - نقش مسجد در جامعه اسلامى،غلامحسین محرّمى، مؤسسه فرهنگى و انتشاراتى بهمن، 1379 .
240 - نهایة الإحکام فى معرفة الأحکام،علامه حلّى، چ دوم، قم، اسماعیلیان، 1410 ق.
241 - النهایة فى المجرّد الفقه و الفتاوى،محمّد بن حسن طوسى، بیروت، دارالاندلس.
242 - النهایة فى غریب الحدیث و الاثر،ابن اثیر.
243 - نهج السعادة فى مستدرک نهج البلاغة،محمّدباقر المحمودى، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1396 ق .
244 - نهج الفصاحة، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله ، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جاویدان.
245 - نورالثقلین،عبدعلى بن جمعه العروسى الحویزى، چ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1412 ق.
246 - نیل الأوطار من أحادیث سید الاخیار شرح منتقى الاخبار،محمّد بن على بن محمّد شوکانى، بیروت، دارالجیل، بى تا.
247 - وسائل الشیعة،شیخ حرّ عاملى قدس سره، قم، آل البیت، 1409 ق / بیروت، داراحیاء التراث العربى.
248 - وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى،نورالدین على بن احمد المصرى السمهودى، بیروت، داراحیاء التراث العربى.
249 - وقف و ساختار کتابخانه هاى اسلامى،یحیى محمود ساعاتى، ترجمه احمد امیرى شادمهرى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1374 .
250 - هاشمى رفسنجانى دوران مبارزه،محسن هاشمى، دفتر نشر معارف انقلاب، 1376 .
251 - الهدایة،شیخ صدوق، قم، مؤسسة الامام الهادى علیه السلام ، 1418 ق .
252 - هدایة العباد،سید محمّدرضا گلپایگانى قدس سره، دارالقرآن الکریم، 1413 ق .
253 - فصلنامه هنر،ش 33 .
254 - هنر معنویت اسلامى،سید حسین نصر، ترجمه رحیم قاسمیان، تهران، دفتر مطالعات دینى هنر، 1375 .
255 - هنر مقدّس، اصول و روش ها،تیهوس بورکهارت، ترجمه جلال ستارى، تهران، نشر سروش.
256 - هنر و معمارى مساجد،به کوشش دبیرخانه ستاد عالى هماهنگى و نظارت بر کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، چ دوم، تهران، 1384 .
257 -هنر اسلامى،دیوید تالبوت رایس، ترجمه ماه ملک بهار،