سیماى مسجد در قرآن

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

عنوان و نام پديدآور : سیمای مسجد در قرآن/ تهیه و تنظیم گروه پژوهش‌های کاربردی مرکز رسیدگی به امور مساجد.

مشخصات نشر : قم: انتشارات ثقلین، 1388.

مشخصات ظاهری : 158 ص.؛ 14 × 21 س‌م.

فروست : انتشارات ثقلین؛ 51.

شابک : 964-9960-17-1

يادداشت : فروست روی جلد: انتشارات ثقلین؛ 60.

یادداشت : کتابنامه: ص. [157] - 158؛ همچنین به صورت زیرنویس.

موضوع : مسجدها -- جنبه های قرآنی

Mosques -- Qur'anic teaching

شناسه افزوده : مرکز رسیدگی به امور مساجد. دفتر مطالعات و پژوهش‌ها. گروه پژوهش‌های کاربردی

رده بندی کنگره : BP104

رده بندی دیویی : 297/159

شماره کتابشناسی ملی : 9275365

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فهرست بنیادی


سيماى مسجد در قرآن

ناشر:انتشارات ثقلين

تهيه و تنظيم گروه پژوهش هاى كابردى مركز رسيدگى به امور مساجد

حروفچينى و ناظر چاپ :عبّاس رحيمى

ليتوگرافى و چاپ:چاپ نينوا - قم

قطع و تعداد صفحه:رقعى - 158 صفحه

چاپ و تيراژ:چاپ اوّل - 5000 نسخه

تاريخ:آبان 1387

نشانى :

انتشارات ثقلين: قم - خيابان انقلاب - چهارراه سجاديه

كوچه شماره 33 - پلاك 13

تلفن 7734467 - دورنويس 7732864

مؤسسه فرهنگى ثقلين: تهران - تهرانپارس - بين فلكه دوم و سوم

خيابان 182 غربى - پلاك 6

تلفن 77702312 - دورنويس 77881452

شماره شابك 1 - 17 - 9960 - 964

كليه حقوق براى ناشر محفوظ است

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

سيماى مسجد در قرآن

• 51 -

سيماى مسجد در قرآن

مركز رسيدگى به امور مساجد

دفتر مطالعات و پژوهش هاى- گروه پژوهش هاى كاربردى

فهرست مطالب

سخن ناشر··· 9

پيش گفتار··· 11

واژه شناسى··· 15

واژه شناسى در قرآن··· 17

فصل اوّل: بناى مساجد

اهميّت مسجد··· 19

ضرورت وجود مساجد··· 24

بناى مساجد··· 30

قبله مساجد··· 33

بناى مساجد در كنار قبور··· 35

فصل دوّم: تخريب مساجد

تخريب مساجد··· 39

كيفر تخريب كنندگان مساجد··· 41

مبارزه با تخريب كنندگان مساجد··· 42

فصل سوم: تعمير و توليت مساجد

تعمير و توليت مساجد··· 45

شرايط تعميركنندگان و متوليان مساجد··· 48

1 و 2 - ايمان به خدا و معاد··· 48

3 - اخلاص··· 50

4 - تقوا··· 51

5 - شجاعت··· 52

6 و 7 - اقامه نماز و پرداخت زكات··· 54

سه نكته··· 55

وظايف متوليان مساجد··· 56

منزلت متوليان مساجد··· 57

فصل چهارم: حضور در مساجد

حضور در مساجد··· 59

آداب حضور در مساجد··· 62

1 - اجتناب از شرك··· 63

2 - اجتناب از هر نوع ناپاكى··· 66

3 - اظهار خضوع و خشوع··· 70

4 - استفاده از زينت··· 71

زينت هاى مادى و معنوى··· 73

اسراف در استفاده از زينت ها··· 73

دو نكته··· 74

فصل پنجم: ويژگى ها و پاداش مسجديان

الف) ويژگى هاى مسجديان··· 75

ب) پاداش مسجديان··· 77

فصل ششم: احكام مسجد1 - بناى مسجد··· 79

2 - توليت مساجد··· 80

3 - ورود به مسجد··· 814 - حضور در مساجد··· 82

5 - مبارزه با مساجد··· 83

فصل هفتم: كاركردهاى مساجد

الف) عبادى··· 85

اعتكاف در مساجد··· 93

ب) تربيتى··· 101

ج) اجتماعى··· 108

د) اقتصادى··· 111

فصل هشتم: مسجد در اديان

مسجد فرشتگان··· 115

مسجد در آيين ابراهيم عليه السلام··· 116

مسجد در آيين موسى عليه السلام··· 118

مسجد در آيين داوود و سليمان عليهماالسلام··· 119

مسجد در آيين زكريّا عليه السلام··· 124

مسجد در عصر اصحاب كهف··· 124

مساجد خاص در قرآن··· 126

سه مسجد نامبرده در قرآن··· 126

فصل نهم: مسجدالحرام

قداست مسجد الحرام··· 127

محوريّت مسجد الحرام··· 128

محدوده مسجدالحرام··· 129

جهان شمولى مسجدالحرام··· 131

امنيّت مسجدالحرام··· 131

جنگ و دفاع در مسجدالحرام··· 132

توليت و تعمير مسجدالحرام··· 133

شرايط توليت مسجدالحرام··· 136

مشركان و مسجدالحرام··· 137

فصل دهم: مسجد قبا

ساخت مسجد قبا··· 143

فضيلت مسجد قبا··· 144

اوصاف مسجد قبا··· 145

فصل يازدهم: مسجد ضرار

مسجد ضرار··· 147

بناى مسجد ضرار··· 148

اهداف سازندگان مسجد ضرار··· 149

توجيه مسجد ساخت ضرار··· 152

برخورد با مسجد ضرار و سازندگان آن··· 153

فرجام مساجد ضرار و بانيان آن··· 155

فهرست منابع··· 157

سخن ناشر

آخرين سروش آسمانى يعنى قرآن كريم براى رساندن انسان ها به كمال و ارائهراه سعادت دنيا و آخرت به آنان نازل گرديده است. نگاه قرآن به مساجد به عنوان پايگاه هاى مستحكم دين و توجه به ابعاد گوناگون آن انتشارات ثقلين را كه هدفش تعميق و گسترش فرهنگ قرآن و اهل بيت پيامبر عليهم السلام مى باشد را وا داشت تا اين اثر گرانسنگ را تحت عنوان «سيماى مسجد در قرآن» منتشر نمايد. اميد است مورد قبول حضرت حق قرار گيرد.

انتشارات ثقلين

پيش گفتار

سه سال بود كه انتظارش را مى كشيدند و در نمازها و دعاهاى خود نام او را مى بردند و از خدا مى خواستند كه هرچه زودتر او را ببينند و در كنارش باشند و از نفس قدسى او روح تازه اى يابند و معناى زندگى را دوباره با تمام وجود دريابند.

اكنون لحظه انتظار بسر رسيده بود همه در دروازه ورودى شهر جمع شده بودند جمعيتى انبوه از زن و مرد كه به نقطه دور دستى خيره شده بودند نفس ها در سينه ها حبس شده بود و هيچ حركت نمى كردند، ناگهان بغض شهر تركيد و فرياد اشک و شوق، شادى و شور تمام جمعيت را فرا گرفت. از دوردست ها كامل مردى مهربان سوار بر ناقه اى خوش ركاب ديده مى شد كه آرام آرام به سمت شهر حركت مى كرد؛ مرد و زن، كوچک و بزرگ طاقت از كف برفت و هروله كنان به سمت او رفتند و هلهله كنان او را با ناقه اش در آغوش گرفتند.(1)


1) . فروغ ابديت، ج 1 ، ص 363 .

او رسول مهربانى ها بود كه به شهر يثرب وارد شده بود و مردم مهمان نواز يثرب به يمن قدوم مبارک آن حضرت نام شهر را تغيير دادند و به نام مدينه الرسول ناميدند.هنوز چند ماهى از هجرت نگذشته بود كه رسول مهربانى ها دستور دادند اولين مركز چند منظوره اسلامى در مدينه در نزديک منزل خودش بنا نهاده شود و به نام مسجد خوانده شود.(1)

مسجد مدينه روز به روز بر اهميت و اقتدارش افزوده مى شد و طولى نكشيد كه به محور و نقطه مركزى شهر تبديل گرديد و قرآن سيماى زيبايى از آن ترسيم كرد و كاركردهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى و نظامى برجسته اى از خود به يادگار گذاشت كه بسيارى از آنها در كتاب ها و منابع تاريخى ضبط و ثبت شده است.

همين نقش برجسته و كاربرى ها و كردهاى هاى متنوع مسجد بود كه در ميان مسلمانان جنب و جوشى وصف ناشدنى براه انداخت و چنان مسلمانان را مجذوب خويش ساخت كه به سرعت نهضت مسجدسازى در ميان شهرها و روستاها و قبايل آغاز گشت و سبقت در مسجدسازى و همكارى و هميارى در آن جزء افتخارات مسلمانان شد و از شرق عالم تا غرب آن، منطقه مسلمان نشين را با مسجد مى شناختند و مسلمانان همه آداب و رسوم و آموزش وتربيت و هنر و... خود را از مسجد و با مسجد شروع مى كردند.


1) . فروغ ابديت، ج 1 ، ص 368 .

اين نقش بى بديل مساجد، يک بار ديگر در سال هاى پيروزى انقلاب اسلامى ايران تجربه شد سپس در سال هاى دفاع مقدس نيز اين نقش بى بديل براى چندمين بار تكرار شد.

واقعيت اين است كه هم اكنون برابر با آمار منتشر شده فقط در ايران بيش از 000/ 70 مسجد(1)وجود دارد كه بالغ بر 000/ 000/ 36 متر مربع زمين دارد و بيشاز 000/ 000/ 17 متر مربع زير بنا دارد.

اين حجم عظيم از ساخت وساز بناى معنوى فقط در ايران اقتضاء مى كند در اين واقعيت تدبر نمود كه اين حجم باورنكردنى از مساجد هم اكنون چه مقدار از كاركردها و نقش هاى خود را ايفا مى كنند و چه مقدار از آنها استفاده مى شود.(2)

واقعيت اين است كه اين مساجد ديگر كاربرى و كاركرد خود را همانند صدر اسلام و در دوران انقلاب و دفاع مقدس ندارند اين حقيقت نيز مشهود است كه آيين هاى عبادى نيز در مساجد با چالش عدم استقبال مطلوب روبرو است.


1) . ماهنامه مسجد، ش 73 ، ص 320 .

2) . فروغ مسجد، ج 3 ، ص 143 .

چه بايد كرد؟

بياييم يک بار ديگر به سيماى مسجد در قرآن اعم از بنا، تخريب، تعمير، حضور در مساجد و نيز ويژگى ها و پاداش مسجديان، احكام، كاركردها و همچنين سيماى مسجد در اديان ابراهيمى و سه مسجد مطرح در قرآن به عنوان الگوى مساجد در صدر اسلام نگاهى دوباره بيندازيم و با الگوبردارى از آنها، دوباره به مسجد روبياوريم و روح خسته از رنج و محنت روزمره گى هاى دنيايى هزاره جديد را به عبادت و نيايش خدا بسپاريم.

درپايان ازقرآن پژوه گرانقدرومؤلف اين اثرجناب حجه الاسلام والمسلمين محمد مهدى فيروزمهر تشكر و قدردانى مى نمايم و برايشان از درگاه حضرت احديت آروزى توفيق مى نمايم.

ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم.

مركز رسيدگى به امور مساجد

دفتر مطالعات و تحقيقات - گروه پژوهش هاى كاربردى

على رضايى بيرجندى

واژه شناسى

مسجد واژه اى عربى است كه به فتح ميم و كسر جيم خوانده مى شود و اسم مكان است. گرچه برخى براين باورند كه اين واژه آرامى است و اصل آن مزكت(1)بوده و در زبان عربى به مسجد تبديل شده است.(2)

لغت شناسان عرب به مكان سجده به صورت خاص و به محل عبادت به صورت عام مسجد گويند؛ براى نمونه به سه تعريف از منابع معتبر لغوى اشاره مى شود:

1 - «زجاج» از لغت شناسان بنام عرب مى نويسد:

«كُلُّ موضع يتعبّد فيه فهو مسجد».(3)

«هر مكانى كه در آن عبادت شود مسجد است».


1) . برخى از فرهنگ نويسان مزگت نيز ثبت كرده اند اما به مزكت ارجاع داده اند، نگاه كنيد: فرهنگ فارسى معين، ج 3 ، مدخل مزگت.

2) . ج 4 ، ص 2001 ، مدخل مزكت، برهان قاطع.

3) . تاج العروس، زبيدى، ج 2 ، ص 371 .

2 - «ابن منظور» در لسان العرب از «ابن اعرابى» نقل مى كند كه وى معتقد است مسجد به اين معنا است:

«المسجد بفتح الجيم، محراب البيوت و مصلّي الجماعات».(1)«مسجد به فتح جيم، محراب خانه ها و مكان نماز جماعت است».

3 - «راغب اصفهانى» بزرگ لغت شناس قرآنى نيز در كتاب فخيم مفردات الفاظ القرآن چنين مى نگارد:

«المسجد موضع الصلاة اعتبارا بالسجود».(2)

«مسجد مكان نماز است به اعتبار سجده آن».

در نتيجه به دليل اهميت سجده در عبادت به ويژه سجده نماز، مكان عبادت «نماز» در اسلام مسجد ناميده شده است و اين برداشت را روايات نيز تأييد مى كند در روايتى سجده عالى ترين شيوه عبادت انسان در برابر خداوند متعال تلقى شده است:

«السجود منتهي العبادة من بني آدم».(3)


1) . لسان العرب، ابن منظور، ج 3 ، ص 204 .

2) . مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 271 .

3) . بحار الانوار، ج 82 ، ص 164 .

واژه مسجد در قرآن

در قرآن كريم 28 بار واژه «مسجد» بكار رفته است(1)22 بار به صورت مفرد و 6 بار(2)به صورت جمع «مساجد»؛ البته از اين تعداد 15 مورد در باره«مسجد الحرام» است و يک بار در باره «مسجد الاقصى»(3)و يک بار در باره «مسجد ضرار».(4)در قلمرو مفاهيم قرآنى، مسجد اصطلاحى قرآنى است و به مكانى گفته مى شود كه خداوند در آن پرستش شود؛ خواه مسجد دوره اسلامى باشد و خواه معبد قبل از اسلام. براى نمونه به اين آيه توجه نماييد كه در باره معبد يهوديان است و قرآن اصطلاح مسجد را بكار برده است:

«وليدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة».

«و تا در آن مسجد درآيند چنان كه بار نخست در آمدند».(5)


1) . سوره بقره، آيه 145 و 150 و 151 و 191 و 196 و 217 ؛ سوره مائده، آيه 2 ؛ سوره اعراف، آيه 29 و 31 ؛ سوره انفال، آيه 34 ؛ سوره توبه، آيه 7 و 19 و 28 و 107 و 108 ؛ سوره اسراء، آيه 1 و 7 ؛ سوره كهف، آيه 21؛ سوره حج، آيه 25 ؛ سوره فتح، آيه 25 و 27 .

2) . سوره بقره، آيه 114 و 187 ؛ سوره توبه، آيه 17 و 18 ؛ سوره حج، آيه 40 ؛ سوره جن، آيه 18 .

3) . سوره اسراء، آيه 1 .

4) . سوره توبه، آيه 107 .

5) . سوره اسراء، آيه 7 .

البته در همين قلمرو خداوند با توصيف مسجد به اقصى، حرام، ضرار به مرزبندى خاصى در مفهوم اين اصطلاح قرآنى اشاره مى كند.

همچنين در منظومه معرفتى قرآن ما با اصطلاح ديگرى به نام مصلّى سروكار داريم:

«و اتّخذوا من مقام ابراهيم مصلّي ».(1)«و از جاى ايستادن ابراهيم نمازگاه بگيريد».

اين اصطلاح ارتباط وثيقى با اصطلاح مسجد دارد و نشانگر اين است كه كاربرد اصطلاح مصلّى در قرآن براى اشاره به كاربرى خاص و محدودى است كه مصلّى در منظر قرآنى دارد در حالى اصطلاح مسجد چنين نيست.


1) . سوره بقره، آيه 125 .

فصل اوّل: بناى مساجد

اهميّت مسجد

از آيات متعدد قرآن به روشنى استفاده مى شود مسجد در جامعه دينى اهميّت و ارزش ويژه و بى نظيرى دارد؛ بطورى كه هيچ كانون و مركزى در هر مكان و زمان نمى تواند همتا يا جايگزين آن باشد. اين حقيقت با توجه به فوايد، آثار و كاركردهاى گوناگون مسجد از نگاه قرآن كه در نوشته حاضر بطور مفصل مطرح شده است روشن و قابل اثبات است؛ ولى در برخى آيات قرآن بطور ويژه و با تعبيرهاى خاص بيان گرديده است:

الف) آيه 36 سوره نور:

«في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ...».

«[نور و هدايت الهى ]در خانه هايى قرار دارد كه خداوند اذن داده است كه قدر و منزلت آنها رفعت يابد».

مقصود از «بيوت» مساجد است(1)يا اين كه مساجد از مصاديق روشنو قطعى آنست.(2)و رفع (اَن ترفع) به معناى رفعت قدر و منزلت و تعظيم است.(3)بنابراين، مساجد خانه هايى اند كه خداوند خواسته است رفعت و منزلت داشته باشند و همواره مورد تعظيم و احترام قرار گيرند. مؤيد اين مطلب رواياتى است كه مساجد را خانه هاى خدا در زمين معرفى كرده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«المساجد بيوت اللّه في الارض ...».(4)«مساجد خانه هاى خدا در زمين اند».

عظمت و برترى حقيقى، اصالتا از آنِ خداست و عظمت و برترى هر چيز ديگر، به اندازه نسبت و ارتباطى است كه با او دارند. در آيه ياد شده پس از بيان عظمت و اهميّت مساجد، به راز آن نيز اشاره شده است:


1) . ر. ك: الكشاف، ج 3 ، ص 242 ؛ مجمع البيان، ج 87 ، ص 227 .

2) . الميزان، ج 15 ، ص 126 . در برخى روايات، خانه هاى انبيا، ائمه عليهم السلام و حكما از مصاديق «فى بيوت اذن اللّه ان ترفع ...» معرفى شده است. الكافى، ج 8 ، ص 119 ؛ بحار الانوار، ج 11 ، ص 49 ؛ نور الثقلين، ج 3 ، ص 601 در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است كه به هنگام تلاوت اين آيه، از حضرت پرسيدند منظور چه خانه هايى است ؟ فرمود: خانه هاى انبيا. ابوبكر پرسيد: اين خانه (اشاره به خانه على و فاطمه عليهماالسلام كرد) نيز از آن جمله است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نعم من افاضلها»؛ آرى، از برترين آنها ست. (مجمع البيان، ج 87، ص 227 ؛ بحار الانوار، ج 23 ، ص 326 ؛ روح المعانى، ج 10 ، جزء 18 ، ص 255).

3) . الميزان، ج 15 ، ص 126 .

4) . مجمع البيان، ج 87 ، ص 227 .

«و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ والاصال».

«و خداوند اذن داده كه نام او در آن خانه ها برده شود و هر صبح و شام در آنها تسبيح او گويند».

معناى دو جمله ياد شده اين است كه دليل عظمت و اهميّت مساجد، ذكر و تسبيح مستمّر خدا در آنها است. و مرحوم طبرسى درباره جمله «ان تُرفع» مى گويد: مقصود اين است كه مساجد را تعظيم نموده و آن را از نجاسات،معاصى و پليدى حفظ و پاک نگه داريد.(1)شايان ذكر است كه «في بيوت اذن اللّه أن ترفع» شامل همه مساجد مى شود؛ گرچه همه مساجد در اهميّت و قداست در يک درجه نيستند بلكه برخى مساجد از اهميّت ويژه و خاصى برخور دارند. بنابراين، سخن مفسرانى كه گفته اند آيه ياد شده شامل مساجدى است كه توسط چند تن از انبياى الهى تأسيس شده اند را مى توان اشاره به مهم ترين و شاخص ترين مساجد دانست.

و آن مساجد عبارتند از: كعبه كه سازنده آن حضرت ابراهيم و اسماعيل بودند و مسجد بيت المقدس كه توسط حضرت سليمان بنا شده و مسجد مدينه (مسجد النبى) و مسجد قبا كه بنيانگذار آن پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله بوده است.(2)

ب) آيه 18 سوره جنّ:

«و اَنَّ المَسجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدعوا مَعَ اللَّهِ اَحَدا».


1) . الميزان، ج 15 ، ص 126 .

2) . مجمع البيان، ج 87 ، ص 227 .

«و مساجد از آن خداست، پس هيچ كس را با خدا نخوانيد».

در اين آيه، خداوند با تأكيد مى فرمايد:

«مساجد از آنِ خداست».

در اين كه مقصود از «المساجد» در آيه ياد شده چيست؟ مفسران احتمال هاى گوناگونى مطرح كرده اند، از جمله اين كه: مقصود از آن، مسجد به معناى معروف و معمول آن (يعنى بناهاى خاصى كه به نام مسجد شهرت دارند و براى اقامه نماز و بندگى و ياد خدا بنا شده اند) است. طبق اين تفسير معناى آيه اين است كه: مسجدها مختص به خداوند است، پس در آن غير او راپرستش نكنيد(1)گروهى از مفسران گفته اند: مقصود از «المساجد» در آيه مذكور تمام نقاط زمين است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«جُعِلَت لِيَ الارضُ مسجدا».(2)«زمين براى من مسجد و محل سجده قرار داده شده است».

در اين صورت معناى آيه اين مى شود: مساجد (زمين) از آن خداست پس در آن غير خدا را پرستش نكنيد.


1) . زبدة البيان، ص 81 .

2) . همان.

خواه مقصود از «المساجد» در اين آيه به معناى خاص آن باشد و خواه به معناى تمام نقاط زمين، آنچه مهم است اين است كه در مساجد بايد از هرنوع افكار و اعمال از قبيل شرک و ريا و توجه به غير خدا كه عظمت و احترام مساجد را از بين مى برد دورى شود. در همين راستا يونس بن يعقوب از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود:

«مورد لعنت است، مورد لعنت است كسى كه مساجد را احترام نكند. اى يونس! آيا مى دانى چرا خداوند حق مساجد را بزرگ شمرد و آيه «و أنّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا» را نازل كرد؟ زيرا يهود و نصارا هنگامى كه وارد عبادتگاه خود مى شدند براى خداى تعالى شريک قرار مى دادند [در ردّ آنان ]خداى سبحان پيامبرش را فرمان داد كه در مساجد خدا را يگانه بداند و تنها او را بپرستد».(1)خداوند به اولين مسجد بنا شده در زمين سوگند ياد كرده است كه نشانه اهميّت و عظمت آن است. مرحوم طبرسى مى گويد: برخى مفسران گفته اند مقصود از «وَ البَيتِ المَعمُورِ؛ و سوگند به خانه آباد»(2)كعبه و بيت الحرام است


1) . ملعون، ملعون من لم يُوقّر المساجد. تدري يا يونس لمَ عظَم اللّه حق المساجد و انزلهذه الآية «و أنّ المساجدللّه فلا تدعوا مع اللّه احدا)؟ كانت اليهود و النصاري اذا دخلوا كنائسهم اشركوا باللّه تعالي فامر اللّه سبحانه نبيّه ان يوحّد اللّه فيها و يعبده. (بحار الانوار، ج 73 ، ص 355).

2) . سوره طور، آيه 4 .

كه همواره با انجام حج و عمره آباد است و اين، اولين مسجد بنا شده براى عبادت در زمين است.(1)

البته در روايات متعدد و بنابه نظر بسيارى از مفسران «البيت المعمور» خانه اى است در آسمان چهارم يا آسمان دنيا، محاذى كعبه كه همواره با حضور و عبادت انبوهى از فرشتگان معمور و آباد است.(2)طبق اين تفسير هم مى توان گفت سوگند به آن، سوگند به كعبه نيز به حساب مى آيد چرا كه كعبه تنزّل يافته و تجسم آنست.(3)علاوه بر آيات ياد شده، خداوند در قرآن در موارد متعدد، اين مراكز مقدس را «مساجد اللّه ؛ مسجدهاى خدا» ناميده(4)و آن را به نام مباركش اضافه كرده است و اين نشان دهنده لطف و عنايت خاص او به اين اماكن و اهميّت و عظمت آن است.

نياز به مساجد

آيات قرآن و سنّت پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله گوياى اين حقيقت است كه جامعه دينى و اسلامى تنها با محوريّت مسجد شكل مى گيرد و تأسيس مسجد از اولين


1) . مجمع البيان، ج 9 - 10 ، ص 247 نيز ر.ك: الميزان، ج 19 ، ص 6 .

2) . همان.

3) . در مورد مسجد بودن كعبه و سابقه آن، رجوع شود به مبحث مسجد در اديان مسجد در آيين ابراهيم عليه السلام در همين كتاب.

4) . سوره بقره، آيه 114 ؛ سوره توبه، آيه 17 و 18 .

نيازهاى جدّى جوامع دينى و توحيدى است. پيامبر صلى الله عليه و آله پس از هجرت از مكه به مدينه در اولين اقدام دو مسجد قبا و مسجد مدينه (مسجد النبى) را بنا كرد و با محوريّت مسجد به ساير امور سامان بخشيده است. حضرت پس از ورود به قريه قبا كرد كه در شش كيلومترى مدينه آن عصر قرار داشت مسجد قبا را ساخت و آن را مركز فعاليّت هاى چند روزه خود كه در آنجا اقامت داشت قرار داده بود.

مفسران(1)آيه 108 سوره توبه را مربوط به اين مسجد (مسجد قبا) دانسته اند:

«لاتَقُم فيهِ اَبَدًا لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ اَن يَتَطَهَّروا و اللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرين».

«آن مسجدى كه روز نخست برپايه تقوا بنا شده، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى؛ در آن، مردانى هستند كه دوست مى دارند پاكيزه باشند؛ و خداوند پاكيزگان را دوست دارد».

پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تأسيس مسجد قبا و اقامت چند روزه در آنجا، روانه مدينه شد و در اولين گام مسجد النبّى را ساخت و آن را مركز و محور تمام فعاليّت هاى خود قرار داده است و حتّى حجره ها و خانه هاى خود را در كنار


1) . مجمع البيان، ج 5 ، ص 127 ؛ جامع البيان، ج 11 ، ص 38 ؛ الميزان، ج 9 ، ص 390 .

ديوار مسجد بنا كرد و بدين ترتيب يثرب(1)با مركزيّت مسجد به يک جامعه دينى ايده آل تبديل شده و به مدينة النبّى يا مدينة الرسول (شهر پيامبر صلى الله عليه و آله) شهرت يافت. و برخى مفسران آيه ياد شده را اشاره به همين مسجد (مسجدالنبى) دانسته اند.(2)در آيه 87 سوره يونس آمده:

«و اَوحَينا اِلي مُوسي و اَخيهِ اَن تَبَوَّءا لِقَومِكُما بِمِصرَ بُيوتًا واجعَلوا بُيوتَكُم قِبلَةً و اَقيمُوا الصَّلوةَ».

«وبه موسى و برادرش [هارون] وحى كرديم كه: براى قوم خود خانه هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد و خانه هايتان را رو به قبله قرار دهيد و نماز را برپاداريد».(3)برخى مفسران در تفسير و تبيين آيه ياد شده گفته اند: موسى عليه السلام پس از نابودى فرعون وارد مصر شد و او و برادرش هارون مأمور شدند بنى اسرائيل را براى تهيّه و بناى مساجدى كه مركز ياد و عبادت خدا باشد راهنمايى نمايند و آنها موظف بودند مساجدشان را به سمت قبله يعنى كعبه بسازند.(4)


1) . نام مدينه پيش از اسلام.

2) . مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 110 - 111 .

3) . سوره يونس، آ يه 87 .

4) . مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 110 - 111 .

برخى ديگر از مفسران درباره آيه ياد شده گفته اند: فرعون فرمان داده بود مساجد بنى اسرائيل در مصر تخريب شود و آنان را از اقامه نماز منع كرده بود؛ لذا بنى اسرائيل مأمور شدند در خانه هاى خود مسجد و محل اقامه نماز تعبيه نمايند و نمازهاى خود را در آن برگزار كنند.جمله «واقيموا الصلوة» مى تواند قرينه اى باشد براين كه مقصود از «تبوءا لقومكما بمصر بيوتا» ساختن مسجد باشد.

اين تفسيرها گوياى اين حقيقت اند كه داشتن مساجد، از اولين ضرورت هاى جوامع دينى است؛ زيرا موسى عليه السلام و برادرش هارون عليه السلام موظف بودند در اولين فرصت به دست آمده پس از نابودى جبّار عصر خود فرعون اقدام به ساخت مساجد مناسب بنمايند، همان گونه كه پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله در اوّلين فرصت به دست آمده پس از هجرت، دو مسجد قبا و مسجد مدينه را تأسيس كرد و با مركزيّت مسجد آيين خود را گسترش داده است.

حضرت ابراهيم عليه السلام پس از تولد فرزندش اسماعيل عليه السلام مأمور شد او و مادرش را در يک مكانى دور از سرزمين شام اسكان دهد. حضرت با خانواده اش حركت كرد تا اين كه به كنار خانه خدا در سرزمين بى آب و علف مكّه رسيد و ايشان را در جوار خانه خدا اسكان داد.(1)گرچه ابراهيم خليل عليه السلام مكه آن روز را سرزمين لَم يَزرع و بى آب و علف ناميد و واقعا زندگى در چنين مكانى دشوار و طاقت فرسا بود آنهم براى يک زن


1) . ر.ك: مجمع البيان، ج 1 - 2 ، ص 390 .

و يک كودك؛ اما آنچه براى او جلب توجه مى كرد اين بود كه آنان را در كنار خانه خدا اسكان داده است و از خداى سبحان مى خواهد كه آن سرزمين تبديل به جامعه آباد شود:

«رَبَّنا اِنّي اَسكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيرِ ذي زَرعٍ عِندَ بَيتِكَ الُمحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلوةَ فَاجعَل اَفِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوي اِلَيهِم وارزُقهُم مِنَ الَّثمَرتِ لَعَلَّهُم يَشكُرون».(1)«پروردگارا، من بعضي از فرزندانم را در سرزمين، بى آب و علفى، در كنار خانه اى كه حرم توست ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دل هاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را به جاى آورند».

و حضرت ابراهيم عليه السلام هنگامى كه به كمک فرزندش اسماعيل عليه السلام خانه خدا را تجديد بنا مى كردند از خداى حكيم مى خواهند از نسل شان امّتى تسليم در برابر خدا پديد آورد و پيامبرى از ميان آنها برايشان برانگيخته شود:

«و به ياد آوريد هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه (كعبه) را بالا مى بردند؛ (و مى گفتند:) پروردگارا! از ما بپذير، كه تو شنوا و دانايى پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده؛ و از دودمان ما، امتى كه تسليم


1) . سوره ابراهيم، آيه 37 .

فرمانت باشند، (به وجود آور)... پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند؛ زيرا تو توانا و حكيمى».(1)و اين همه، تدبير و تلاشى بود براى پيدايش جامعه بزرگ اسلامى و اُمّت اسلام و پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله با محوريّت خانه خدا يعنى كعبه، كه محور همه مساجد و خانه هاى خدا در تمام كره خاكى است.

نتيجه اين كه، آيات قرآن الهام بخش اين حقيقت اند كه هرگاه مؤمنان بخواهند مكانى را براى سكونت و زندگى انتخاب كنند ابتدا بايد به فكر مسجدباشند و با محوريّت مسجد زندگى كنند.

زيرا همان گونه كه از آيات قرآن استفاده مى شود مسجد محل ذكر و ياد خداست،(2)و ذكر و ياد خدا تنها راه آرامش بشر مضطرب و سرگردان در وادى ماديّت است:

«ألا بِذِكرِ اللّه تَطمئنُّ القُلوُبِ».(3)«آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد».

بنابراين وجود مساجد و معابد در شهرها و آبادى ها مايه آرامش و مانع زوال و نابودى آنها است.


1) . سوره بقره، آيات 127 - 129 .

2) . سوره بقره، آيه 114 ؛ سوره حج، آيه 40 ؛ سوره نور، آيه 36 .

3) . سوره رعد، آيه 28 .

در سخنى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:

«هرگاه خدا اراده مى كند كه اهل زمين را به عذابى گرفتار نمايد مى فرمايد: اگر نبودند كسانى كه بواسطه جلال و شكوه من محبت مى ورزند و مساجد مرا آباد و در سحرگاهان استغفار مى كنند قطعا عذابم را نازل مى كردم».(1)

بناى مساجد

ساخت مسجد از امور بسيار ارزشمند و نوعى عبادت به شمار مى آيد و در معارف و روايات اسلامى تأكيد و تشويق فراوانى براين كار شده است.(2)بنابه نظر عده اى از مفسران در تفسير آيه 36 سوره نور،خداوند بالخصوص درباره آن دستور داده است:

«في بيوت اذن اللّه ان ترفع ...».

«[نور و هدايت الهى] در خانه هايى قرار دارد كه خداوند فرمان داده است كه آن را بنا نمايند».


1) . وسائل الشيعه، ج 5 ، ص 205 .

2) . ر.ك: وسائل الشيعه، ج 5 ، ص 23 ابواب احكام المساجد، باب استحباب بناء المساجد.

مقصود از «بيوت» در اين آيه مساجد است(1)و يا اين كه مساجد از مصاديق بارز و آشكار آنست(2)و «إذن» در «اَذِنَ اللّه » به معناى امر و فرمان و منظور از «رفع» در «اَن ترفع» ساختن و بنا كردن است.(3)بااين بيان، معناى آيه اين است كه: مساجد خانه هايى هستند كه خداوند فرمان داده كه ساخته شوند.(4)افزون براين، خداى تعالى صحنه ساخت اولين مسجد بناه شده در زمين و حال و هواى ستودنى سازندگان آن را به عنوان يک خاطره به ياد ماندنى، ياد كرده است:

«و اِذ يَرفَعُ اِبرهيمُ القَواعِدَ مِنَ البَيتِ و اِسمعيلُ رَبَّنا تَقَبَّل مِنّا اِنَّكَ اَنتَ السَّميعُ العَليم».(5)«و به ياد آوريد هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل، پايه هاى خانه (كعبه) را بالا مى بردند؛ (و مى گفتند:)

پروردگارا! از ما بپذير كه تو شنوا و دانايى».(6)


1) . مجمع البيان، ج 87 ، ص 227 ؛ الكشاف، ج 3 ، ص 242 .

2) . الميزان، ج 15 ، ص 126 .

3) . الكشاف، ج 3 ، ص 242 . گفتنى است كه براى «ان ترفع» معانى ديگرى نيز ذكر شده كه برخى از آن در مبحث اهميّت ذكر شده و يک مورد از آن در مبحث كاركردهاى مسجد تحت عنوان «حاجت خواهى» مطرح گرديده است.

4) . اين معنا از ابن عباس كه از مفسران سرشناس صدر اسلام است نقل شده است. همان

5) . سوره بقره، آيه 127 .

6) . در مورد مسجد بودن كعبه و سابقه آن، رجوع شود به مبحث مسجد در آيينابراهيم عليه السلام در همين نوشته.

و نيز قرآن از اولين مسجد بنا شده توسط پيامبر صلى الله عليه و آله مسجد قباء به نيكى ياد كرده و تشويق به حضور و عبادت در آن شده است:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ...».(1)«همانا مسجدى كه از روز نخست براساس تقوا بنا نهاده شده سزاوارتر است كه در آن به نماز بايستى».

و در مورد سليمان عليه السلام در قرآن مى خوانيم كه: خداى تعالى عدّه اى از جنّيان را مسخّر او ساخته بود كه برايش محراب ها و مساجد مى ساختند:(2)«و لِسُلَيمنَ الرّيحَ ... و مِنَ الجِنِّ مَن يَعمَلُ بَينَ يَدَيهِ بِاِذنِ رَبِّهِ ... يَعمَلونَ لَهُ ما يَشاءُ مِن مَحريبَ ...».(3)«و باد را به تسخير سليمان درآورديم ... و نيز گروهى از جنّ را كه به فرمان پروردگارشان در برابر او كار مى كردند... و برايش هرچه مى خواست از محراب ها و... مى ساختند».

از اين آيات و تمام آياتى كه در آنها به نوعى بحث مسجد مطرح شده استفاده مى شود ساختن مسجد از نگاه قرآن نه تنها يک امر مطلوب، بلكه مورد امر و فرمان خداى سبحان و يک ضرورت است.


1) . سوره توبه، آيه 108 .

2) . درباره معناى محراب و محاريب، رجوع شود به مبحث، مسجد در آيين داوود و سليمان عليهماالسلام در نوشته حاضر.

3) . سوره سبأ، آيه 12 - 13 .

قبله مساجد

در آيه 29 سوره اعراف آمده است:

« قُل اَمَرَ رَبّي بِالقِسطِ و اَقيموا وُجوهَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ و ادعوهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ كَما بَدَاَكُم تَعودون».

«بگو پروردگارم امر به عدالت كرده است وتوجه خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد

و او را بخوانيد درحالى كه دين (خود) را براى او خالص گردانيد و (بدانيد) همان گونه كه در آغاز شما را آفريد (بار ديگر در رستاخيز) باز مى گرديد».

براى جمله «واقيموا وجوهكم عند كلّ مسجد» معانى و تفسيرهاى گوناگون ذكر شده كه در اين جا آنچه در ارتباط با مسجد است ذكر مى شود:

1 - در نماز به قبله هر مسجد توجه كنيد.

2 - در هر مسجدى كه هستيد نماز را بخوانيد و براى رفتن به مسجد خاص، آن را تأخير نيندازيد.

3 - در وقت هرنمازى كه دستور به جماعت خواندن آن داده شده به مسجد برويد.(1)

4 - از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده كه در تفسير جمله ياد شده فرموده اند:


1) . مجمع البيان، ج 4 ، ص 241 .

«در مساجد جديد التأسيس رو به سوى مسجدالحرام كنيد».(1)يعنى هر مسجدى كه مسلمانان در هر نقطه اى از زمين تأسيس مى كنندقبله آن بايد كعبه و مسجد الحرام باشد به همين جهت، كسى كه قبله مكانى را نمى داند يكى از راه هاى به دست آوردن جهت آن، مراجعه به مسجد آن مكان است.(2)

الميزان، ج 8 ، ص 90 .

نه تنها مسلمانان موظف هستند مساجد خود را به سمت مسجدالحرام و كعبه بسازند بلكه بنابه نظر گروهى از مفسران در تفسير آيه 87 سوره يونس بنى اسرائيل در عصر موسى و هارون عليهماالسلام نيز موظف بودند مساجد خود را در سرزمين مصر به سمت مسجدالحرام و كعبه بسازند و كعبه را قبله مساجد خود

1) . تهذيب الاحكام، ج 2 ، ص 43 .

2) . در صدر اسلام بيت المقدس قبله مسلمانان بود و آيات مربوط به تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه در مدينه نازل شده است در حالى كه آيه ياد شده كه در سوره اعراف آمده از آيات مكّى است؛ بنابراين چطور ممكن است كه مقصود از «واقيموا وجوهكم عند كل مسجد» روى آوردن به كعبه و مسجدالحرام و قبله قرار دادن آن باشد؟ برخى مفسران در جواب اين سؤال فرموده اند: شايد اصل تشريع قبله قرار دادن كعبه در سوره اعراف كه در مكّه نازل شده است مطرح گرديده؛ اما تفصيل يا تفسير آن در سوره بقره كه مدنى است بيان شده است همان گونه كه ساير احكام الهى از واجبات و محرمات در سوره هاى مكى به طور اجمال و سر بسته مطرح و در سوره هاى مدنى تفسير و تبيين شده اند.

قرار دهند:

«و اَوحَينا اِلي موسي و اَخيهِ اَن تَبَوَّءا لِقَومِكُما بِمِصرَ بُيوتًا واجعَلوا بُيوتَكُم قِبلَةً و اَقيمُوا الصَّلوةَ و بَشِّرِ المُؤمِنين».

«و به موسى و برادرش وحى كرديم كه: براى قوم خود خانه هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد و خانه هايتان را رو به قبله قرار دهيد و نماز را برپا داريد».

برخى مفسران در تفسير آيه ياد شده گفته اند: موسى عليه السلام پس از نابودى فرعون، وارد مصر شد و او و برادرش هارون عليه السلام مأمور شدند بنى اسرائيل را براىتهيّه و بناى مساجدى كه مركز ياد و عبادت خدا باشد راهنمايى نمايند و آنها موظف بودند مساجدشان را به سمت قبله يعنى كعبه بسازند اين گروه از مفسران جمله «واجعلوا بيوتكم قبلة» را به معناى ساختن مساجد به سمت كعبه و قبله قرار دادن آن، دانسته اند.(1)

بناى مساجد در كنار قبور

در سوره كهف آيه 21 مى خوانيم:

« و كَذلِكَ اَعثَرنا عَلَيهِم لِيَعلَموا اَنَّ وعدَ اللَّهِ حَقٌّ و اَنَّ السّاعَةَ لارَيبَ فيها اِذ يَتَنزَعونَ بَينَهُم اَمرَهُم فَقالوا ابنوا عَلَيهِم بُنينًا رَبُّهُم اَعلَمُ بِهِم قالَ الَّذينَ غَلَبوا عَلي اَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِم مَسجِدا».


1) . مجمع البيان، ج 5 ، ص 195 .

«و اين چنين مردم را متوجّه حال آنها (اصحاب كهف) كرديم تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند گروهى مى گفتند: بنايى برآنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاه تر است؛ ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را دليلى بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مى سازيم (تا خاطره آنها فراموش نشود)».

اين آيه گوياى اين است كه مردم عصر اصحاب كهف دو گروه بودند:الف) گروهى كه منكر معاد بودند و نظرشان براين بود مسأله خواب و بيدارى اصحاب كهف به دست فراموشى سپرده شود و لذا پيشنهاد دادند درِ غار گرفته شود تا براى هميشه از نظر مردم پنهان گردند: «اذيتنازعون بينهم امرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا» و تلاش مى كردند اين ماجرا از نظر مردم دور شود به همين جهت مى گفتند: آنها سرنوشت اسرار آميزى داشتند و پروردگارشان از وضع آنها آگاه تر است: «ربّهم اعلم بهم».

ب) گروهى مؤمن و معتقد به رستاخيز بودند و مسأله خواب و بيدارى اصحاب كهف را سندى مهمّ براى اثبات آن مى دانستند.

نظر اين گروه براين بود كه ما در كنار مدفن آنها مسجد و عبادتگاه مى سازيم: «قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذنّ عليهم مسجدا».

هدف آنها از ساختن مسجد در كنار مدفن اصحاب كهف اين بود كه از آن بندگان صالح بركت بجويند و هم از اين راه ياد و خاطره آنها در تاريخ و نظرها زنده بماند.

از ظاهر آيه ياد شده به قرينه «ابنوا عليهم بنيانا» استفاده مى شود اصحاب كهف پس از بيدارى از خواب سيصد ساله، از دنيا رفتند و به خاک سپرده شدند. مؤمنان علاقمند به حفظ داستان و سرنوشت آنان در تاريخ و خاطره ها تصميم گرفتند در كنار قبورشان مسجد بسازند و قرآن اين موضوع را بالحن موافق آورده و آن را به نوعى تأييد كرده است. اين امر نشان دهنده اين حقيقت است كه ساختن مسجد در كنار قبور بزرگان و صالحان جايز و بلكه كار شايسته اى است. علاوه برتأييد قرآن، اين يک امر پذيرفته شده ميان ملل و اقوام مختلف است كه براى ياد بود بزرگان خود بناهايى تأسيس مى كنند و اين مسأله هيچ منافاتى با توحيد ندارد؛ چرا كه ساختن اين نوع بناها و حضور درآن به معناى پرستش غير خدا نيست.

فصل دوّم: تخريب مساجد

تخريب مساجد

«و مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَسجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعي في خَرابِها اُولئكَ ما كانَ لَهُم اَن يَدخُلوها اِلّا خافينَ لَهُم فِي الدُّنيا خِزىٌ و لَهُم فِي الأخِرَةِ عَذابٌ عَظيم».(1)«چه كسى ستمكارتر از كسانى است كه از بردن نام خدا در مساجد جلوگيرى مى كنند و سعى در ويرانى آنها دارند، شايسته نيست آنان جز با ترس و وحشت وارد اين كانون هاى عبادت شوند، بهره آنها در دنيا رسوايى و در سراى ديگر عذاب عظيم است».

شأن نزول: ابن عباس مى گويد اين آيه درباره شخصى بنام «فطلوس» رومى و ياران مسيحى اوست آنها با بنى اسرائيل جنگيدند و تورات را آتش زدند


1) . سوره بقره، آيه 114 .

و فرزندان آنها را به اسارت گرفتند، بيت المقدس را ويران ساختند و مردارها را در آن آويختند و اين كوشش در تخريب و نابودى بيت المقدس هم چنان ادامهداشت تا زمانى كه به دست مسلمانان فتح شد.

در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه اين آيه درباره قريش نازل گرديد در آن هنگام كه از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به شهر مكّه و مسجدالحرام جلوگيرى مى كردند. و برخى گفته اند: مقصود از «مساجد اللّه » در آيه ياد شده مكان هايى است كه مسلمانان در مكّه براى نماز داشتند و مشركان پس از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را ويران كردند.(1)يكى از مسائل مطرح شده در آيه مزبور، مسأله تلاش در جهت تخريب و ويران كردن مساجد و مراكز آرامش مؤمنان است. تخريب مساجد چه به صورت فيزيكى و ويران ساختن بناى آن باشد و خواه به صورت جلوگيرى از ياد خداوند و حضور مردم در آن باشد - كه در شأن نزول هاى نقل شده به هر دو مورد اشاره شده است - عملى است ظالمانه و ناحق كه تنها دشمنان خدا و متجاوزان به حقوق مردم به آن اقدام مى كنند:

« من اظلم ممن منع مساجداللّه ان يذكر فيها اسمه و سعي في خرابها».

«و چه ستمكارتر از كسى كه از بردن نام خدا در مساجد جلوگيرى كند و سعى در ويرانى آنها نمايد».


1) . تفسير نمونه، ج 1 ، ص 408 - 409 .

البته روشن است مقصود از تخريب مساجد در آيه ياد شده تخريب آن به هدف اصلاح و مرّمت يا نوسازى آن نيست بلكه مقصود تخريبى است از سرِ ستم گرى و ستيزه جويى و به هدف مبارزه و نفى مسجد باشد.

از نكته هاى قابل توجه در آيه اين است كه افراد و گروه هاى تلاش كننده در راه تخريب و نابودسازى مساجد به عنوان ستم كارترين انسان ها معرفىشده اند. بنابراين كسانى كه عملاً اين مراكز توحيد را نابود مى كنند تكليف شان روشن است.

و نيز به اين نكته بايد توجه داشت كه ترويج هر نوع انديشه و برنامه اى بوسيله ابزارهاى ارتباطات اين روزگار و يا به هر وسيله اى ديگر كه مانع حضور مردم در مساجد يا كم رنگ شدن آن بشود از مصاديق سعى در تخريب مساجد است و اصحاب اين نوع انديشه ها و برنامه ها در رديف ظالم ترين انسان ها به حقوق خدا و حقوق مردم به حساب مى آيند.

كيفر تخريب كنندگان مساجد

كسانى كه با افكار، اعمال و برنامه هاى خود مردم را از حضور در مساجد و ياد خدا در آن باز مى دارند و در راه تعطيلى و تخريب آن قدم برمى دارند در دنيا گرفتار رسوايى و ذلّتِ شكست خواهند شد و در آخرت براى آنان به تناسب بزرگى ستم شان، عذاب بزرگ و سختى در نظر گرفته شده است:

«لهم في الدنيا خزي و لهم في الاخرة عذاب عظيم».

بهره آنها در دنيا رسوايى و در سراى ديگر عذاب عظيم است».

و بدين ترتيب ايجاد مانع در راه حضور مردم در مساجد و ياد خدا و تلاش در جهت تخريب مراكز توحيد در رديف گناهانى قرار گرفته كه خداوند در قرآن به صراحت وعده عذاب بزرگ در مورد آن داده است.

مبارزه با تخريب كنندگان مساجد

درست است كه در برنامه الهى براى مانعان ياد خدا در مساجد و تخريب كنندگان آن، كيفر سخت دنيايى و آخرتى در نظر گرفته شده است و آنان به يقين به سزاىكردار خود خواهند رسيد؛ اما در جامعه دينى و اسلامى نبايد به چنين افرادى ميدان داد تا بتوانند به راحتى دست به چنين عملى ظالمانه بزنند و مسلمانان بايد چنان در مقابل آنان مقاومت و مبارزه كنند تا كسى از آنان نتواند آشكار و بدون ترس و وحشت وارد اين مكان هاى مقدس شوند:

«اولئك ماكان لهم ان يدخلوها الا خائفين».

«شايسته نيست آنان جز با ترس و وحشت وارد اين كانون هاى عبادت شوند».

ممكن است اين قسمت از آيه اشاره به اين حقيقت باشد كه اين گونه افراد ستمگر با عمل ظالمانه خود هرگز موفق نخواهند شد مساجد و مراكز عبادت را در اختيار خود بگيرند بلكه سرانجام چنان مى شود كه جز با ترس و وحشت نمى توانند گام در آن بگذارند درست همان سرنوشتى كه مشركان مكّه در مورد مسجدالحرام پيدا كردند.(1)


1) . ر.ك: تفسير نمونه، ج 1 ، ص 410 .

و خداوند جهاد با دشمنان و تخريب كنندگان مساجد را واجب نمود و در طول تاريخ به اين وسيله، معابد و مساجد را از نابودى و دستبرد معاندان با فرهنگ دينى و توحيدى و از شرّ كسانى كه وجود مساجد و معابد را در جامعه در تضادّ با منافع خود مى دانند حفظ نموده است:

«لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ و صَلَوتٌ و مَساجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيرًا و لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ اِنَّ اللَّهَ لَقَوِىّ عَزيز».(1)«و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفعنكند، ديرها و صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى شود، ويران مى گردد.

و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى كند؛ خداوند قوى و شكست ناپذير است».

مقصود از دفع برخى مردم بوسيله برخى ديگر (دفع اللّه الناس بعضهم ببعض) فريضه جهاد است كه يكى از مهم ترين فلسفه هاى آن حفظ دين و نمادهاى دين (معابد و مساجد) از شرّ دين ستيزان است.(2)

و در اين آيه خداى تعالى مبارزه با تخريب كنندگان مساجد و معابد و دفاع از نمادهاى دين را دفاع از خود خوانده و وعده قطعى داده است كه دفاع كنندگان


1) . سوره حج، آيه 40 .

2) . ر.ك: الميزان، ج 14 ، ص 385 ؛ تفسير نمونه، ج 14 ، ص 115 .

از مساجد و معابد را يارى و بر دين ستيزان پيروزشان خواهد نمود: «لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ» البته خدا، قادر و شكست ناپذير است و نيازى به امداد غير خود ندارد. بنابراين منظور از يارى خدا و دين او اين است كه او خواسته است بندگان مؤمنش، ديندارى خود را در قالب جهاد و دفاع از مساجد و معابد به منصه ظهور برسانند و در عمل نشان دهند ديندار هستند.

فصل سوم: تعمير و توليت مساجد

تعمير و توليت مساجد

«ما كانَ لِلمُشرِكينَ اَن يَعمُروا مَساجِدَ اللَّهِ شهِدينَ عَلي اَنفُسِهِم بِالكُفرِ اُولئكَ حَبِطَت اَعملُهُم و فِي النّارِ هُم خلِدون * اِنَّما يَعمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ واَقامَ الصَّلوةَ وءاتَي الزَّكاةَ ولَم يَخشَ اِلَّا اللَّهَ فَعَسي اُولئكَ اَن يَكونوا مِنَ المُهتَدين».(1)«مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند درحالى كه به كفر خويش گواهى مى دهند، آنها اعمال شان نابود (و بى ارزش) شده و در آتش دوزخ جاودانه خواهند ماند. مساجد خدا را تنها كسى آباد مى كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زكات را بپردازد،


1) . سوره توبه، آيات 17 و 18 .

و جز از خدا نترسد؛ اميد است چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند».

مفسران گفته اند: هنگامى كه عباس (عموى پيامبر صلى الله عليه و آله) در جنگ بدربه اسارت درآمد مسلمانان ايشان را به سبب كفر و قطع رحم سرزنش كردند و على عليه السلام سخن تندى به او گفت. عباس گفت: شما را چه شده كه بدى هاى ما را يادآورى مى كنيد و چيزى از خوبى ها و كارهاى نيک ما نمى گوييد؟

على عليه السلام گفت: مگر شما خوبى و كارنيكى هم داريد؟

عباس گفت:آرى، مامسجد الحرام را تعمير مى كنيم و كعبه را (با پرده) مى پوشانيم و به حجاج آب مى رسانيم و اسيران را آزاد مى كنيم. (در پى اين گفتگو و) در ردّ عباس و تأييد على ابن ابى طالب عليه السلام خداوند «و ما كان للمشركين أن يعمر و مساجد اللّه ...» را نازل كرد.(1)

مسجد مكانى است مقدس و متعلق به خداوند: «مساجد اللّه »(2)كه بندگان پاک و موحد در آن با او به راز ونياز مى پردازند: «فيه رجال يحبون ان يتطهروا»(3)و طبعا ساختن، تعمير و توليت آن نيز يک امر مقدس و مبارک است و عبادت به حساب مى آيد؛ بنابراين مشركان و كافران كه در درون خود شاهد كفر، پليدى و آلودگى خود هستند:


1) . مجمع البيان، ج 5 ، ص 28 ؛ بحارالانوار، ج 41 ، ص 63 .

2) . اضافه «مسجد» به «اللّه » نشانه اهميّت، تقدس و تعلّق خاص آن به خداوند است.

3) . و در آن مسجد مردانى هستند دوست دارند پاک باشند. سوره توبه، آيه 108 .

«اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ».(1)

«مشركان نجس و پليدند».

«كَذلِكَ يَجعَلُ اللَّهُ الرِّجسَ عَلَى الَّذينَ لايُؤمِنون».(2)«اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى آورند و (كافر هستند) قرار مى دهد».صلاحيّت چنين كار مقدس را ندارند:

«ما كان للمشركين ان يعمروا مساجد اللّه شاهدين على انفسهم بالكفر».

«مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند در حالى كه به كفر خويش گواهى مى دهند».

كسانى كه گفتار و اعمال شان گواه بر كفر به خدا است - گرچه به ظاهر خود را مؤمن و خداپرست بدانند - حق بنا، تعمير و توليت مساجد را ندارند؛ زيرا اينان امر مهمتر از ساخت، آبادانى و سامان دهى به امور مساجد كه همان ايمان واقعى و خالص و بى شائبه به خالق يكتا است را ناديده گرفتند با اين حال چگونه ممكن است بنايى را كه متعلّق به خداى سبحان است بسازند يا آن را آباد و سرپا نموده و به امور آن بپردازند؟


1) . سوره توبه، آيه 28 .

2) . سوره انعام، آيه 125 .

فلسفه اين حكم در آيه اين گونه بيان شده است: آنان به سبب نداشتن ايمان واقعى (كه اصل و پايه است) اعمال شان نابود مى شود و برباد مى رود و درپيشگاه بارى تعالى ارزشى ندارد: «اولئك حبطت اعمالهم» و به دليل كفر و نداشتن اعمال صالح، آتش دوزخ جايگاه آنها است: «و فى النار هم خالدون».

بنابراين مشركان و كافران، حق ساخت، تعمير و توليت مساجد را ندارند و اگر اقدام به آن نمايند سودى براى آنان ندارد.

شرايط تعميركنندگان و متوليان مساجد

در آيه 17 سوره توبه شايستگى مشركان و كافران براى تعمير و توليت مساجد نفى گرديده و در آيه 18 شرايط و احكام كسانى كه براى اين كار، شايستگىدارند بيان شده است:

1 و 2 - ايمان به خدا و معاد

اين دو شرط، جنبه اعتقادى وزير بنايى دارند و تا اين دو نباشند هيچ عمل پاک و خالصى از انسان سر نمى زند؛ كسى كه موحد نباشد نمى تواند پايگاه توحيد بسازد يا آن را آباد نمايد و به امور آن رسيدگى كند و نيز كسى كه باور به معاد و خلود انسان ندارد نمى تواند متصدى امور بناهايى باشد كه براى رسيدن انسان به سعادت جاودانه ايجاد مى گردد:

«إنّما يعمروا مساجد اللّه من آمن باللّه واليوم الآخر».

«مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى كند كه ايمان به خدا و آخرت آورده باشد».

ممكن است سؤال شود كه چه مانعى دارد از غيرمسلمانان و سرمايه هاى آنان براى عمران و آبادى اين مراكز (مساجد) استفاده كنيم؟

جواب اين است كه اسلام در همه جا، عمل صالح را ميوه درخت ايمان مى شمرد، عمل هميشه پرتوى از نيات و عقائد آدمى است و هميشه شكل و رنگ آن را به خود مى گيرد.

نيت هاى ناپاک نمى تواند عمل پاكى به وجود آورد و محصول مفيدى از خود نشان دهد؛ چه اين كه عمل باز تاب نيت است.(1)قرآن اين حقيقت را در يک جمله كوتاه اما پر معنا بيان كرده است:

«قُل كُلٌّ يَعمَلُ عَلي شاكِلَتِهِ».(2)«بگو هر كس طبق روش (خلق و خوى) خود عمل مى كند».

و در آيه ديگر آمده است:

«والبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخرُجُ نَباتُهُ بِاِذنِ رَبِّهِ والَّذي خَبُثَ لايَخرُجُ اِلّا نَكِدًا».(3)«سرزمين پاكيزه (و شيرين) گياهش به فرمان پروردگار مى رويد؛ امّا سرزمين هاى بد طينت (و شوره زار) جز گياه ناچيز و بى ارزش از آن نمى رويد».


1) . اقتباس از تفسير نمونه، ج 7 ، ص317 .

2) . سوره اسراء، آيه 84 .

3) . سوره اعراف، آيه 58 .

3 - اخلاص

در آيات 107 و 108 سوره توبه ماجراى مسجد ضرار و مسجدى كه براساس اخلاص و تقوا بنا شده مطرح گرديده، و به دنبال آن در آيه 109 اين سوره آمده است:

«اَفَمَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي تَقوي مِنَ اللَّهِ ورِضونٍ خَيرٌ اَم مَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي شَفا جُرُفٍ هارٍفَانهارَ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ».

«آيا كسى كه شالوده بنايى را بر تقوى خدا و خشنودى او بنا كرده بهتر است يا كسى كه اساس آن را بركنار پرتگاه سستى بنانموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مى ريزد؟!».

در اين آيه بنايى ارزشمند قلمداد شده كه شالوده آن علاوه بر تقواى خدا، برخشنودى و رضاى او بنا شده باشد و در مقابل از بنايى كه در تأسيس آن تقوا و رضاى خدا رعايت نشده سرزنش شده و از آن به بنايى بر لبه پرتگاه جهنّم ياد گرديده است.از آيه ياد شده با توجه به آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه در ساخت بناهاى مقدس مانند مسجد بايد انگيزه اى پاک و خالص براى خداوند باشد و خداى تعالى بنايى را به عنوان مسجد و خانه خود مى پسندد كه در تأسيس آن تنها خشنودى او مدّنظر باشد نه انگيزه ها و اهداف فردى و گروهى سازندگان آن، آن گونه كه در ساخت مسجد ضرار اتفاق افتاده است.

4 - تقوا

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ...».(1)«آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى».

در اين آيه شريفه از حضور در مسجدى ستايش و تشويق شده كه براساس تقوا تأسيس شده باشد؛ زيرا از ديدگاه قرآن رعايت تقوا شرط مهّم پذيرش هر نوع عمل در پيشگاه خداوند است:

«إنّما يتقبّلُ اللّه مِنَ المُتقين».(2)«خدا تنها از پرهيزگاران مى پذيرد».

بنابراين مى توان به روشنى از آن استفاده كرد رعايت تقوا در ساخت و تأسيس مسجد لازم است؛ چه اينكه مساجد بناهايى هستند مختص به خدا كه در تأسيس آن بايد رضايت و خشنودى او را رعايت كرد و بدون رعايت تقوا نمى توان كارى انجام داد كه مورد خشنودى و رضاى خدا باشد. شايان ذكر استواژه «أحق» (شايسته تر) گرچه افعل التفضيل است ولى در اين جا به معناى مقايسه دو چيز در شايستگى نيامده بلكه «شايسته» [مسجد ساخته شده براساس اخلاص و تقوا] و «ناشايسته» [مسجد ضرار] را مقايسه مى كند.(3)


1) . سوره توبه، آيه 108 .

2) . سوره مائده، آيه 27 .

3) . تفسير نمونه، ج 8 ، ص 139 .

در آيه 34 سوره انفال آمده كه مشركان به دليل بى تقوايى، حقّ تصدى و سرپرستى امور مسجدالحرام را ندارند:

«و ما لهم ألاّ يُعِذّبَهم اللّه وهم يصدون عن المسجد الحرام و ما كانوا اولياءه ان اولياؤه إلاّ المتقون...».

«چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از عبادت مؤمنان و موحدان در مسجدالحرام جلوگيرى مى كنند

درحالى كه سرپرست آن نيستند؟! سرپرست آن، فقط پرهيزكارانند».

همانگونه كه با تقوا بودن در توليت و تصدى مسجدالحرام كه محور همه مساجد است لازم است در توليت و تصدى ساير مساجد هم ضرورت دارد.

5 - شجاعت

علاوه بر شرايط ياد شده، كسى كه مى خواهد متصدى امور مساجد و مراكز عبادت باشد بايد تنها انگيزه او براى اين كار عشق به خدا و احساس مسئوليت در برابر فرمان او باشد و جز از خداوند ترس و هراس نداشته باشد:

«اِنَّما يَعمُرُ مَسجِدَاللَّهِ مَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ... و لَم يَخشَ اِلَّا اللَّهَ».(1)«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى كند كه ايمان به خداو روز قيامت آورده... و جز از خدا نترسد».


1) . سوره توبه، آيه 18 .

و جز از خدا نترسيدن همان يكتاپرستى و بنده خداى يگانه بودن است و تا انسان يكتاپرست نباشد نمى تواند مسئول خانه توحيد و يكتاپرستى باشد.(1)جمله «ولم يخش اللّه ؛ جز از خدا نترسد» نشان مى دهد كه عمران و آبادانى و نگاهدارى مساجد جز در سايه شهامت و شجاعت ممكن نيست. هنگامى اين مراكز مقدس اسلامى به صورت كانون هاى انسان سازى و كلاس هاى عالى تربيت درمى آيد كه بنيانگزاران و پاسدارانى شجاع داشته باشد آنها كه از هيچ كس جز خدا نترسند و تحت تأثير هيچ مقام و قدرتى قرار نگيرند و برنامه اى جز برنامه هاى الهى در آن پياده نكنند.(2)و از آنجايى كه مساجد پايگاه تبليغ دين و رسالت هاى مهم الهى اند؛ متصديان آن بايد همانند مبلغان دين خدا خداترس و در برابر موانع با شهامت و شجاع باشند:

«الذين يبلغون رسالات اللّه و يخشونه و لايخشون احدا الاّ اللّه ».(3)«كسانى كه رسالت هاى الهى را تبليغ مى كنند و (تنها) از او مى ترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند».


1) . مرحوم علاّمه طباطبايى مى گويد: مقصود از خشيت در آيه ياد شده، خشيت دينى يعنى همان عبادت و بندگى خداست. الميزان، ج 9 ، ص 202 .

2) . تفسير نمونه، ج 7 ، ص 317 .

3) . سوره احزاب، آيه 39 .

6 و 7 - اقامه نماز و پرداخت زكات

اين دو شرط در تأكيد و تحكيم شرايط قبلى است يعنى ايمان به خدا و روزرستاخير و... تنها در مرحله ادعا نباشد بلكه با اعمال پاكش آن را تأييد كند. هم پيوندش با خدا كه رمز آن انجام دادن نماز به درستى است محكم باشد و هم پيوندش با خلق خدا كه نماد آن، پرداخت زكات و حقوق نيازمندان است:

«اِنَّما يَعمُرُ مَسجِدَ اللَّهِ مَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ و اَقامَ الصَّلوةَ وءاتَي الزَّكاةَ ...».(1)«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز رابر پا دارد، و زكات رابپردازد».

فلسفه ضرورت اين دو شرط نيز روشن است؛ زيرا كسى كه اهل نماز و رابطه با خداوند نباشد نمى تواند متصدى اماكنى باشد كه محل ارتباط با خدا و اقامه نماز است و همچنين كسى كه حاضر به پرداخت زكات و حقوق نيازمندان نباشدچگونه مى تواندهزينه بنايى رابپردازدكه بايدبااموال پاک تأسيس واداره شود؟

از مجموع اين شرايط كه آيات قرآن بر آن تأكيد دارد روشن مى شود سازندگان، متوليان و پاسداران مساجد بايد از ميان پاک ترين افراد انتخاب شوند، نه اين كه افراد ناپاک و آلوده به خاطر مال و ثروت شان و يا به جهت مقام يا نفوذ اجتماعى شان آن چنان كه در برخى از نقاط جهان اسلام رايج شده براين مراكز عبادت و اجتماعات اسلامى گمارده شوند. بلكه با الهام از تعاليم حيات بخش


1) . سوره توبه، آيه 18 .

قرآن بايد تمام دست هاى ناپاک را از اين مراكز مقدس كوتاه ساخت؛ زيرا از آن روز كه گروهى از زمامداران جبّار و يا ثروتمندان آلوده و گنهكار دست به ساختمان مساجد و مراكز اسلامى زدند، روح و معنويت و برنامه هاى سازنده آنها مسخ شده و به همين سبب است كه مى بينيم بسيارى از اين گونه مساجد شكل مسجد ضرار را به خود گرفته است.(1)

سه نكته:

1 - منظور از عمران مسجد چيست؟

در آيات 17 تا 19 سوره توبه مسأله تعمير و عمران مساجد مطرح شده است عمران مساجد شامل آبادى ساختمان و تأسيسات آن (آبادانى مادى) و اجتماع و حضور و ياد خداوند در آن به اشكال مختلف (آبادانى معنوى) مى شود، بنابراين، تنها به معناى آبادانى مادى و ظاهرى يا فقط آبادانى معنوى مقصود نيست.

2 - استمداد از مشركان براى اداره امور مساجد

از آيات ياد شده (آيه 17 و 18 سوره توبه) مى توان استفاده كرد كه مسلمانان نبايد براى ساختن و تعميرات مساجد از مشركين و كافران هدايا و كمک بگيرند؛ زيرا در آيه 17 حق هرگونه آبادانى مساجد از مشركان و كافران سلب شده


1) . اقتباس از: تفسير نمونه، ج 7 ، ص 316 .

و در آيه 18 با كلمه «انّما» كه دلالت برحصر دارد اين عمل مقدس منحصر به مسلمانان و موحدان واقعى گرديده است.

3 - شرايط ياد شده مربوط به همه مساجد است

با توجه به اين كه شأن نزول دو آيه 17 و 18 توبه درباره مسجدالحرام است و در آيه 19 به صراحت مسجدالحرام مطرح شد ممكن است چنين برداشت شود كه شرايط ياد شده در دو آيه مذكور درخصوص مسجدالحرام است؛ امّا چنين نيست بلكه شرايط مذكور مربوط به همه مساجد مى باشد زيرا تعبير«مساجد اللّه » عام است و شامل هر مسجدى مى شود در واقع خداوند متعال مى خواهد اين نكته را يادآورى كند كه: وقتى اداره امور مساجد عادى و معمولى مشروط به شرايط خاص باشد، مسجدالحرام كه محور و قبله همه مساجد است جاى خود دارد.

وظايف متوليان مساجد

مهم ترين وظيفه متوليان و دست اندركاران امور مساجد اين است كه اين كانون هاى مقدس را براى حضور بندگان خدا كه خواهان تعالى معنوى و عبادت خداى جميل اند، آماده و پاک و پاكيزه نمايند تا آنان بتوانند در محيطى مناسب فارغ از هر چيزى به راز و نياز با پروردگارشان بپردازند؛ زيرا مسجد نامرتب و به هم ريخته و ناتميز نمى تواند محل مناسبى براى عبادت و گفتگوى بنده با پروردگارش باشد. در همين راستا، خداوند متعال به ابراهيم خليل و فرزندش

اسماعيل عليه السلام كه دو تن از انبياى عظام اند دستور مى دهد خانه اش را براى طواف كنندگان، معتكفان و نمازگزاران آماده و پاكيزه نمايند:

«... و عَهِدنا اِلي اِبرهيمَ واِسماعيلَ اَن طَهِّرا بَيتِىَ لِلطّائفينَ والعاكِفينَ والرُّكَّعِ السُّجود».(1)«و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه: خانه مرا براى طواف كنندگان، معتكفان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاک و پاكيزه كنيد».

از اين فرمان خداى تعالى كه درباره كعبه و مسجدالحرام است مى توان استفاده كرد: هر مسجدى بايد پاكيزه و مرتّب و داراى فضاى جذّابو دلنشين باشد؛ زيرا همه مساجد خانه هاى خدا در زمين مى باشند. پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله فرمود:

«المساجد بيوت اللّه

في الارض ...».(2)

منزلت متوليان مساجد

ممكن است توليت امور مساجد كار ساده و عادى قلمداد شود همان گونه كه در جامعه ما چنين تلقى وجود دارد، اما خداى تعالى شخصيتى مانند ابراهيم خليل و اسماعيل عليهماالسلام دو تن از انبياى عظام را به عنوان متصديان خانه خود معرفى


1) . سوره بقره، آيه 125 .

2) . مجمع البيان، ج 87 ، ص 227 .

مى كند.(1)افزون براين پس از بيان شرايط پنج گانه براى تصدى امور مساجد در آيه 18 سوره توبه مى فرمايد: كسانى كه مساجد خدا را تعمير مى كنند و داراى صفات ايمان به خدا و معاد، اقامه نماز و پرداخت زكات خداترسى و شجاعت باشند از هدايت يافته گان هستند:

«فَعَسي اُولئكَ اَن يَكونوا مِنَ المُهتَدينَ».

«اميد است چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند».

و هدايت يافتگى مقامى بس بلند است كه تمام تلاش انبياى الهى و ائمه اطهار عليهم السلام براى رساندن انسان به اين مقام بوده است.


1) . سوره بقره، آيه 125 ؛ سوره حج، آيه 26 .

فصل چهارم: حضور در مساجد

حضور در مساجد

حضور در مساجد امرى بسيار مطلوب و ارزشمند است و آيات قرآن بر آن تأكيد فراوان دارد. از طرفى از كسانى كه با مسجد آمد و شد دارند و در آن به عبادت و ياد خدا مى پردازند با بهترين تعابير ستايش مى كند و آنان را دوستداران طهارت و پاكيزگى و محبوبان خدا معرفى مى كند:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ اَن يَتَطَهَّروا و اللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرين».(1)«آن مسجدى كه از روز نخست برپايه تقوا بنا شده، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى؛ در آن، مردانى هستند كه دوست مى دارند پاكيزه باشند؛ و خداوند پاكيزگان را دوست مى دارد».


1) . سوره توبه، آيه 108 .

و آنان را مردانى وارسته از دنيا، ذاكر خدا، اقامه كنندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و خائفان از حوادث سخت قيامت معرفى مى كند و از پاداش ارزشمند آنان در سراى ديگر و بهره مندى ايشان از فضل خدا سخنمى گويد:

«في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ والاصال * رِجالٌ لاتُلهيهِم تِجارَةٌ و لابَيعٌ عَن ذِكرِ اللَّهِ و اِقامِ الصَّلوةِ وايتاءِالزَّكوةِ يَخافونَ يَومًا تَتَقَلَّبُ فيهِ القُلوبُ والاَبصار * لِيَجزِيَهُمُ اللَّهُ اَحسَنَ ما عَمِلوا و يَزِيدَهُم مِن فَضلِهِ واللَّهُ يَرزُقُ مَن يَشاءُ بِغَيرِ حِساب».(1)«[نور و هدايت الهى] در خانه ها (مساجدى) قرار دارد كه خداوند اذن فرموده رفعت و عظمت داشته باشند. خانه هايي كه نام خدا در آنها برده مى شود و صبح و شام در آنها تسبيح او مى گويند. مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل

نمى كند؛ آنها از روزى مى ترسند كه در آن، دل ها و چشم ها زير و رو مى شود. (آنها به سراغ اين كارها مى روند) تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام داده اند پاداش


1) . سوره نور، آيات 36 - 38 .

دهد،(1)و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد؛ و خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى دهد».

و از سوى ديگر كسانى را كه مانع مردم از حضور در مساجد و ياد خدا در آن مى شوند ظالم ترين انسان ها خوانده است و آنان را مستحق رسوايى و ذلتدر دنيا و عذاب سخت در آخرت دانسته است:

«و مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَسجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعي في خَرابِها اُولئكَ ما كانَ لَهُم اَن يَدخُلوها اِلّا خائفينَ لَهُم فِي الدُّنيا خِزىٌ و لَهُم فِي الأخِرَةِ عَذابٌ عَظيم».(2)«كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟! بهره آنها در دنيا (فقط) رسوايى است و در آخرت، عذاب عظيم (الهى)!».

و در آيه 29 سوره اعراف به نحو روشن ترى بر حضور در مساجد تأكيد و توصيه شده است:


1) . معناى جمله «ليجزيهم اللّه احسن ما عملوا؛ تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام داده اند پاداش دهد». اين است كه خداوند در دادن پاداش به آنان بهترين اعمال آنان را معيار قرار مى دهد و اعمال خوب آنان را به عنوان بهترين اعمال به حساب مى آورد و در حساب برآنان سخت نمى گيرد. الميزان، ج 18 ، ص 129 .

2) . سوره بقره، آيه 114 .

«واَقيموا وُجوهَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ».

«و توجه خويش را در هر مسجدى به سوى او (خدا) كنيد».

عده اى از مفسران «مسجد» در آيه ياد شده را به معناى معروف آن دانسته اند(1)و لذا به روشنى از جمله ياد شده استفاده مى شود حضور در مساجد امرى مستحب و مورد تشويق و مطلوب خداوند است.(2)از مجموع اين آيات استفاده مى شود حضور در مساجد امرى ارزشمند و مطلوب و بلكه براى يک مؤمن دورانديش كه به فكر سعادت و سراى آخرتاست ضرورتى اجتناب ناپذير است.

آداب حضور در مساجد

اكنون نوبت آن رسيده كه بدانيم آداب حضور در مساجد از نظر قرآن چيست؟

همان گونه كه قرآن بر اصل حضور در مساجد و آمد و شد با آن، تأكيد و توصيه دارد بر رعايت برخى امور به عنوان تشريفات و آداب خاص حضور در آن، هم تأكيد مى كند. البته منظور از تشريفات و آداب، امور زائد و غيرضرورى و صرفا ظاهرى نيست؛ بلكه در مباحث آتى، خواهيم ديد آداب حضور در مساجد از نگاه قرآن شامل امور ضرورى كه رعايت آنها لازم است، نيز مى شود.


1) . ر.ك: مجمع البيان، ج 4 ، ص 241 .

2) . ر.ك: بحار الانوار، ج 80 ، ص 341 .

1 - اجتناب از شرک

«و أنّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه احداً».

«و مساجد از آن خداست، پس هيچ كس را با خدا نخوانيد».

سعيد بن جبير مى گويد:

جنيان به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كردند ما چگونه در مسجدالحرام حاضر شويم درحالى كه از تو دور هستيم و چگونه درنماز (تو) حاضر شويم در حالى كه از تو فاصله داريم؟

درپى اين سئوال آيه «و انّ المساجد للّه ...» نازل شده است.(1)در اين آيه، خداوند با تأكيد مى فرمايد: مساجد از آنِ خداوند است. دراين كه مقصود از «المساجد» در آيه ياد شده چيست؟ مفسران احتمال هاى گوناگونى مطرح كرده اند از جمله اين كه: مقصود از آن مسجد به معناى معروفو معمول آن (يعنى بناهاى خاصى كه به نام مسجد شهرت دارند و براى اقامه نماز و بندگى و ياد خدا بنا شده اند) است بنابراين، معناى آيه اين مى شود: مسجدها مختص به خداوند است پس در آن غير او را پرستش نكنيد.(2)

گروهى از مفسران گفته اند: مقصود از «المساجد» در آيه مذكور تمام نقاط زمين است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «جُعِلَت لِيَ الارضُ مسجدا؛ زمين براى من مسجد و محل سجده قرار داده شده است».


1) . جامع البيان، ج 29 ، ص 145 ؛ مجمع البيان، ج10 ، ص 152 ؛ بحارالانوار، ج 60 ، ص 123 .

2) . زبدة البيان، ص 81 .

خواه مقصود از «المساجد» مسجد به معناى خاص آن باشد و خواه به معناى تمام نقاط زمين آنچه مهم است اين است كه در آن بايد از هر نوع شرک و ريا و توجه به غير خدا دورى شود. شرک و ريا و توجه به غيرخدا در هر مكانى باشد زشت و نارواست و در بناها و اماكن مختص به خدا، زشت تر و نارواتر است؛ زيرا شرک و چندگانه پرستى ذاتا امرى زشت و پليد است. «إنّما المشركون نجس؛ همانا مشركان پليد و آلوده اند»(1)و مساجد مكان هاى پاک و مقدس اند. بنابراين كسى حقّ ندارد آن را بواسطه نيّات و اعمال شرّک آلود پليد و آلوده نمايد.

اجتناب از شرک و ريا و روى آوردن به اخلاص و توحيد ناب در مسجد طبق برخى تفاسير در آيه 29 سوره اعراف نيز مورد تأكيد قرار گرفته است:

«قُل اَمَرَ رَبّي بِالقِسطِ واَقيموا وُجوهَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ وادعوهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ...».

«بگو پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجه

خويش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيدو او را بخوانيد در حالى كه دين (خود) را براى خالص گردانيد».

براى جمله «و اقيموا وجوهكم عند كلّ مسجد» تفسيرهاى گوناگون ذكر شده كه برخى از آنها مربوط به مسجد است:


1) . سوره توبه، آيه 28 .

1 - در نمار به قبله هر مسجد توجه كنيد.

2 - در هر مسجدى هستيد نماز را بخوانيد و براى رفتن به مسجد خاص، آن را تأخير نيندازيد.

3 - در وقت هر نمازى كه دستور به جماعت خواندنِ آن داده شده به مسجد برويد و... .(1)

براساس تفسيرهاى ذكر شده، از نكاتى كه از جمله «و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد» به انضمام جمله «و ادعوه مخلصين له الدين» مى توان استفاده كرد اين است كه در مساجد با خداوند راز و نياز خالصانه داشته باشيد. و اين، نوعى دعوت و تشويق به دعا در مساجد و رعايت اصل توحيد و اخلاص در آن است.(2)

نكته:

مسأله توسل به پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى دين يعنى آنها را وسيله و شفيع در درگاه خدا قرار دادن مطلبى است كه نه با حقيقت توحيد منافات دارد ونه با آيات قرآن مجيد؛ بلكه تأكيدى است برتوحيد و اين كه همه چيز از ناحيه خدا است. در آيات قرآن نيز كرارا به مسأله شفاعت و همچنين استغفار و طلب آمرزشپيامبر صلى الله عليه و آله براى مؤمنان اشاره شده است.


1) . مجمع البيان، ج 4 ، ص 241 .

2) . ر.ك: زبدة البيان، ص 79 .

با اين حال بعضى از دورافتادگان از تعليمات اسلام و قرآن اصرار دارند كه هرگونه توسل و شفاعتى را منكر شوند و براى اثبات مقصود خود دستاويزهايى پيدا كرده اند از جمله آنها آيه فوق (و ان المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه احدا) مى باشد. آنها مى گويند: مطابق اين آيه حق تعالى دستور مى دهد نام هيچ كس را همراه نام او نبريد و جز او را نخوانيد و شفاعت نطلبيد.

ولى انصاف اين است كه اين ادعا هيچ ارتباطى به مطلب آيه ندارد بلكه هدف از آن، نفى شرک يعنى چيزى را هم رديف خدا در عبادت يا طلبيدن حاجت قرار دادن است. به تعبير ديگر: اگر كسى به راستى كار خدا را از غير خدا بخواهد و او را صاحب اختيار و مستقل در انجام آن بشمرد مشرک است، همان گونه كه واژه «مع» در جمله «فلاتدعوا مع اللّه » به اين معنا گواهى مى دهد كه نبايد كسى را «هم رديف» خدا و «مبدء تأثير مستقل» دانست.(1)

2 - اجتناب از هر نوع ناپاكى

قرآن هم دستور مى دهد كه هنگام حضور در مسجد از زينت ها استفاده كنيد كه در مباحث پيشين مطرح شده است و هم دستور مى دهد كه در حال پليدى مانند جنابت و مستى وارد مساجد نشويد.

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَقرَبوا الصَّلوةَ و اَنتُم سُكري حَتّي تَعلَموا ماتَقولونَ و لاجُنُبًا اِلّا عابِري سَبيلٍ حَتّي تَغتَسِلوا...».(2)


1) . تفسير نمونه، ج 25 ، ص 127 و 128 .

2) . سوره نساء، آيه 43 .

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد در حال مستى به نمازنزديک نشويد تابدانيد چه مى گوييد (و واردمساجد نشويد) هنگامى كه جنب هستيد مگر اين كه در حال عبور باشيد، تا غسل كنيد».

برخى مفسران براى جمله «و لاجنبا الاّ عابري سبيل...» شأن نزولى به اين صورت نقل كرده اند: بعضى از انصار درِخانه هايشان به طرف مسجد بود گاهى كه دچار جنابت مى شدند براى تهيّه آب، جز رفتن به مسجد و عبور از آن راهى نداشتند در آيه ياد شده خداى تعالى حكم اين مسأله را بيان كرده است.(1)در باره جمله «لاتقربوا الصلوة و انتم سكارى...» دو تفسير ذكر شده است كه يكى از آن دو تفسير در ارتباط با مسجد است. طبق اين تفسير «لاتقربوا الصلوة» در واقع به حذف مضاف است يعنى «لاتقربوا اماكن الصلاة اى المساجد للصلاة وغيرها؛ درحال مستى به اماكن نماز يعنى مساجد براى اقامه نماز يا كارهاى ديگر نزديک نشويد».(2)تعبير «الاّ عابرى سبيل» با همين تفسير مناسب است زيرا عبور درباره مكان به كار مى رود نه در باره نماز.

بنابراين معناى جمله ياد شده اين مى شود كه: درحال مستى وارد مسجد نشويد.


1) . جامع البيان، ج 5 ، ص 139 .

2) . مجمع البيان، ج 4 - 3 ، ص 80 .

درصورت صحت تفسير مذكور، اين مسأله مربوط به قبل از تحريم قطعى خمر است؛ زيرا حكم تحريم شرب خمر به تدريج بيان شده و چه بسا برخى مسلمانان درصدر اسلام، قبل از تحريم قطعى خمر، مشروب مى خوردند و ممكن بود درحال مستى وارد مسجد شوند. خداوند با نزول آيه مذكور آنان رانهى كرد كه در چنين وضع و حالى وارد محيط مقدسى مانند مسجد بشوند.

درباره جمله «و لا جنبا إلاّ عابرى سبيل» نيز دو تفسير وجود دارد كه يكى از آن دو تفسير مربوط به مساجد است. بنابراين تفسير، معناى جمله ياد شده اين است كه: در حال جنابت به اماكن نماز يعنى مساجد نزديک نشويد جز به صورت عبور و گذر از آن، تا اين كه غسل كنيد.(1)مفسران اين تفسير را براى جمله ياد شده مناسب تر دانسته اند(2)زيرا عبور درباره مكان به كار مى رود نه درباره نماز و اين تفسير از امام باقر عليه السلام نيز وارد شده است.(3)فلسفه اين دستور روشن است؛ زيرا مسجد مكان مقدس و پاک و جاى عبادت و تقرب به خداى منزه از عيب و نقص است و جنابت و مستى(4)براى


1) . توضيح بيشتر درباره اين آيه در بخش احكام مطرح شده است.

2) . مجمع البيان، ج 3 - 4 ، ص 81 ؛ الميزان، ج 5 ، ص 360 .

3) . مجمع البيان، ج 3 - 4 ، ص 81 .

4) . در آيه 90 سوره مائده درباره شراب و... آمده است: (يا الذين آمنوا انما الخمر و المسير و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه، لعلكم تفلحون)؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد شراب و قمار و بتها و از لام [نوعى بخت آزمايى] پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد».

انسان يک حالت آلودگى ايجاد مى كند كه تناسب با عبادت و اماكن آن يعنى مساجد ندارد.

افزون بر اين آيه، خداوند در آيه 28 سوره توبه به صراحت مى فرمايد:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هذا...».

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! مشركان ناپاک و پليدند پس نبايد بعد از امسال [سال نهم هجرى] نزديک مسجدالحرام شوند».گرچه اين آيه در مورد مسجدالحرام است؛ اما اين مسجد از اين حيث خصوصيتى ندارد براى اين كه مشركان به سبب نجس و پليد بودن حق ورود به آن را ندارند. بنابراين از عام بود اين حكم (نجس بودن مشركان) مى توان استفاده كرد كه آنها حق ورود به هيچ مسجدى را ندارند.

نتيجه اين كه هم مساجد و خانه هاى خدا بايد همواره پاک و پاكيزه باشند همان گونه كه خداوند به ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل عليه السلام فرمان داد كه خانه اش را براى طواف كنندگان، معتكفان و نمازگزاران پاكيزه نمايند:

«... و عَهِدنا اِلي اِبرهيمَ و اِسماعيلَ اَن طَهِّرا بَيتِىَ لِلطّائفينَ والعكِفينَ والرُّكَّعِ السُّجود».(1)

«و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم: خانه مرا براى


1) . سوره بقره، آيه 125 .

طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاک و پاكيزه كنيد».

و هم كسانى كه در مسجد حضور مى يابند بايد خود را از آلودگى ها و پليدهاى ظاهرى و باطنى دور نگه دارند.

3 - اظهار خضوع و خشوع

خضوع و خشوع بنده در برابر پروردگار در هر زمان و مكان مطلوب و مورد تأكيد است؛ اما هنگام حضور در مساجد، داشتن چنين حالتى بالخصوص مورد تأكيد قرار گرفته است؛ چه اين كه مساجد، محل بندگى و عبادت است و حقيقت عبادت و بندگى همان خضوع و خشوع در برابر پروردگار است.

در آيه 114 سوره بقره آمده است:«و مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعي في خَرابِها اُولئكَ ما كانَ لَهُم اَن يَدخُلوها اِلّا خائفينَ ...».

«كيست ستم كارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟!

شايسته نيست آنان، جز با ترس و وحشت وارد اين (كانون هاى عبادت) شوند.

برخى مفسران گفته اند معناى جمله «اولئك ماكان لهم ان يدخلوها الاخائفين» اين است آنها (ممانعت كنندگان از حضور مردم در مساجد) حق نداشتند جز با خضوع و خشيت وارد مسجد شوند تا چه رسد به اين كه جرأت بر تخريب آن داشته باشد.

براساس اين تفسير، از آيه استفاده مى شود هنگام ورود به مساجد مستحب است انسان با حالت خضوع و خشوع و خشيت از خداوند متعال وارد شود.(1)

4 - استفاده از زينت

در سوره اعراف آيه 31 آمده است:

«يا بَني ءادَمَ خُذوا زينَتَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ ... و لاتُسرِفوا اِنَّهُ لايُحِبُّ المُسرِفين».

«اى فرزندان آدم زينت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد... ولى اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست ندارد».

از ابن عباس نقل شده مردان و زنان عصر جاهليت، كعبه را با حالتبرهنگى و بدون هيچ پوششى طواف مى كردند(2)خداوند با نزول آيه ياد شده ايشان را از اين عمل منع كرد و فرمود: هنگام رفتن به مسجد از زينت (پوشش و لباس) خود استفاده كنيد.(3)


1) . بحار الانوار، ج 80 ، ص 341 .

2) . در اين كه چرا آنان هنگام طواف، از پوشش استفاده نمى كردند و لباس هاى خود را در مى آورند، برخى گفته اند: آنها اعتقادشان اين بود كه لباس ها، بواسطه گناهان آلوده شده و طواف با آن صحيح نيست و برخى گفته اند آنها در آوردن لباس ها را تفأل به عريان و پاک شدن از گناهان مى دانستند! احكام القرآن، جصاص ص 42 .

3) . جامع البيان، ج 8 ، ص 21 - 22 ؛ اسباب النزول واحدى، ص 151 - 152.

انسان طبعا به زيبايى ها و زينت ها علاقه مند است و حسّ زيبايى دوستى يكى از ابعاد اصلى روح انسان را تشكيل مى دهد و آفريدگار حكيم بر استفاده از انواع زينت ها تأكيد كرده است:

«قُل مَن حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي اَخرَجَ لِعِبادِهِ و الطَّيِّبتِ مِنَ الرِّزقِ».(1)«بگو: چه كسى زينت هاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده وروزى هاى پاكيزه را حرام كرده است؟».

امّا ممكن است در جامعه دينى در اثر برخى عوامل مانند برداشت هاى غلط از آموزه هاى دين يا تلقين هاى نادرست يا هر عامل ديگرى استفاده از زينت ها و زيبايى ها براى مؤمنان امرى نادرست و دور از شأن و منزلّت قلمداد شود، لذا خداى حكيم با صراحت دستور مى دهد كه از زينت ها استفاده كنيد خصوصا هنگام رفتن به مساجد و حضور در پيشگاه خداوند كه مناسب است بنده اش بهترين حالت و وضعيت را داشته باشد؛ زيرا مساجد خانه هاى خداى جميل است و سزاوار است انسان با بهترين جمال و زيبايى در آن حاضر شود:«خذوا زينتكم عند كل مسجد».

«زينت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد».


1) . سوره اعراف، آيه 32 .

زينت هاى مادى و معنوى

جمله «خذوا زينتكم» هم شامل زينت هاى جسمانى و مادى مى شود مانند پوشيدن لباس هاى مرتّب، پاک و تميز و شانه زدن موها و به كار بردن عطر وبوى خوش و هم شامل زينت هاى معنوى يعنى صفات عالى انسانى و ملكات اخلاقى و پاكى نيت و اخلاص مى شود؛ زيرا وقتى استفاده از زينت هاى مادى و جسمانى كه نسبت به زينت هاى معنوى از اهميّت كمترى برخوردار است لازم يا دست كم مطلوب باشد، آراسته شدن اهل مسجد به زينت هاى معنوى مى تواند به نحو روشن تر مشمول فرمان «خذوا زينتكم عند كلّ مسجد» باشد.

اسراف در استفاده از زينت ها

همان گونه كه ممكن است عده اى، بهره بردن از زينت ها را براى مؤمنان دور از شأن و منزلّت بدانند از آن طرف ممكن است برخى به سبب طبع زياده طلبى از اين دستور سوء استفاده كنند و به جاى استفاده عاقلانه و اعتدال آميز از زينت ها و پوشش ها براى رفتن به مساجد و غير آن، راه تجمل پرستى و اسراف و تبذير را در پيش گيرند. براى جلوگيرى از چنين رفتارى خداى سبحان بلافاصله دستور مى دهد:

«و لاتسرفوا انّه لايحب المسرفين».

«اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد».

كلمه «اسراف» كلمه بسيار جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّتو كيفيت و بيهوده گرايى و اتلاف و مانند آن را شامل مى شود و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش فورا جلوى سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مى كند.

دو نكته:

1 - امام حسن مجتبى عليه السلام هنگامى كه به نماز برمى خواست بهترين لباس هاى خود را مى پوشيد، سئوال كردند چرا بهترين لباس خود را مى پوشيد؟ فرمود:

«إنّ اللّه جميل و يحب الجمال فاتجمل لربّي و هو يقول خذوا زينتكم عند كل مسجد فاُحبّ ان ألبس أجود ثوبى».(1)«خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و به همين جهت من لباس زيبا را براى (راز و نياز) پروردگارم مى پوشم و هم او دستور داده است كه زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد، لذا دوست دارم بهترين لباسم را بپوشم».

2 - امام صادق عليه السلام اين گونه دعا كرد:

«اللهم انّي اسئلك الزيّن والزينة والمحبة واعوذبك من الشين والشنآن والمقت».(2)«خداوندا! از تو آرايش و خوبى، زينت و زيبايى و محبّت و دوستى را مى طلبم و از زشتى و كينه توزى و نفرت به تو پناه مى برم».


1) . مجمع البيان، ج 4 ، ص 244 .

2) . وسائل الشيعه، ج 2 ، ص 159 .

فصل پنجم: ويژگى ها و پاداش مسجديان

الف) ويژگى هاى مسجديان

هر صنف و گروهى در جامعه براى خود، نشانه ها و ويژگى هاى دارند كه بواسطه آن ها شناخته مى شوند. در قرآن براى اهل مسجد كه خانه خدا را خانه خود قرار داده اند نشانه ها و ويژگى هاى بيان شده كه همان ويژگى مؤمنان راستين است. دانستن اين نشانه ها و ويژگى زمينه اى است براى محک زدن خود و كسانى كه ادعاى مسجدى بودن را دارند.

قرآن مؤمنان مسجدى راستين را اين گونه معرفى مى كند:

الف) آنها كسانى اند كه هيچ چيزى حتّى امورى مانند تجارت و خريد و فروش و انواع معاملات پر سود كه از جذاب ترين كار دنيايى است ايشان را از ياد و ذكر خدا خصوصا از اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد:

«في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ والاصال * رِجالٌ لاتُلهيهِم تِجرَةٌ و لابَيعٌ عَن ذِكرِ اللَّهِ

واِقامِ الصَّلوةِ و ايتاءِ الزَّكوةِ...».(1)«[نور و هدايت الهى] در خانه هايى قرار دارد كه خداونداذن فرموده رفعت و عظمت داشته باشند؛ خانه هايى كه نام خدا در آنها برده مى شود و صبح و شام در آنها تسبيح او مى گويند. مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى كند».

و به طور حتم كسانى كه دل در گرو اين مراكز و اماكن مقدس و نورانى دارند و دايم با آن، آمد و شد دارند همواره به ياد خدا هستند و چيزى نمى تواند آنان را از ذكر و ياد صاحب اين كانون هاى مقدس باز بدارد.

ب) آنها افرادى هستند كه در روز قيامت و حساب كه دل ها و ديده ها دگرگون است مى ترسند:

«... يَخافونَ يَومًا تَتَقَلَّبُ فيهِ القُلوبُ والاَبصار».(2)اما اين ترس و وحشتِ آنها در همين دنيا است، نه در آن روز سخت؛ چه اين كه آنان پيش از اين، به بركت مساجد و ياد و تسبيح خدا در آن به آرامش و امنيّت لازم دست يافته اند و با دست پر و قلب آرام يافته به ياد خدا(3)نظاره گر حوادث آن روز خواهند بود:


1) . سوره نور، آيات 36 و 37 .

2) . سوره نور، آيه 36 و 37 .

3) . «ألا بذكراللّه تطمئن القلوب». «آگاه باشيد تنها با ياد خدا دل ها آرام مى گيرد». سوره رعد، آيه 28 .

«و مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَيرٌ مِنها وهُم مِن فَزَعٍ يَومئَذٍ آمِنون».(1)«و كسانى كه كار نيكى انجام دهند پاداش بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز درامانند».

ج) و آنها كسانى هستند كه دوستدار پاكى و طهارت اند و براى رسيدنبه آن تلاش و كوشش مى كنند:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ اَن يَتَطَهَّروا واللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرين».(2)«آن مسجدى كه از روز نخست برپايه تقوا بنا شده، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى؛ در آن، مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه باشند؛ و خداوند پاكيزگان را دوست دارد».

ب) پاداش مسجديان

خداى تعالى در آيه 36 سوره نور مسجد و ويژگى هاى آن را مطرح و در آيه 37 اين سوره اوصاف و ويژگى هاى اهل مسجد را بيان كرده و در آيه 38 پاداش آنان يادآور شده است:


1) . سوره نمل، آيه 89 .

2) . سوره توبه، آيه 108 .

«لِيَجزِيَهُمُ اللَّهُ اَحسَنَ ما عَمِلوا و يَزِيدَهُم مِن فَضلِهِ واللَّهُ يَرزُقُ مَن يَشاءُ بِغَيرِ حِساب».

«[مؤمنان مسجدى به كارهاى شايسته مى پردازند] و در نتيجه خدا، هنگام دادن پاداش به آنان، تمام اعمال شان را هر چند كاستى هايى داشته باشد، بهترين عمل به شمار مى آورد و همه را بر پايه آن سزا مى دهد و از فضل خود نيز بر پاداش شان بيفزايد، و خداوند به هر كس بخواهد

بى حساب؛ بدون آنكه از اعمال او عوضى بخواهد، روزى و پاداش افزون خواهد داد».(1)در اين آيه نسبت به پاداش مؤمنانِ مسجدى بر دو نكته تأكيد شده است: يكى اين كه خداوند همه اعمال نيک آنان را بهترين عمل به شمار مى آورد و با اين معيار به ايشان پاداش مى دهد. و ديگر آنكه خداى سبحان صرف نظر از اعمال آنها از فضل و بخشش خود به آنان پاداش دو چندان مى دهد.


1) . برگرفته از ترجمه قرآن براساس الميزان، با تغيير اندك.

فصل ششم: احكام مسجد

اشاره

در فقه و رساله هاى عملى فقها درباره مسجد احكام فراوانى به چشم مى خورد كه برخى از آنها از آيات قرآن استفاده شده و دسته اى از آنها از روايات و سخنان معصومين عليهم السلام گرفته شده است. در اين جا، آنچه از احكام مسجد كه از آيات قرآن قابل استفاده است به اختصار مطرح مى گردد:

1 - بناى مسجد

1 - جواز ساختن مسجد بر مزار بندگان مؤمن و صالح خدا.

اين حكم از قصه اصحاب كهف كه پس از فوت شدن آنها، مؤمنان پيشنهاد دادند كه بر مزار آنها مسجدى بنا مى كنيم و خداوند آن را با لحنى تأييدآميز نقل كرده، قابل استفاده است:

«قالَ الَّذينَ غَلَبوا عَلي اَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِم مَسجِدا».

2 و 3 - لزوم ساختن مساجد براساس تقوا و خلوص نيّت و حرمت ساختن مسجد به هدف زيان رساندن به مؤمنان، تقويت كفر، ايجاد تفرقه ميان صفوف

مؤمنان و با هدف ايجاد پايگاه و مركز براى دشمنان خدا.

دليل اين دو حكم آيات 110 - 107 سورة توبه است.دراين آيات، ميان مسجد بنا شده براساس تقوا و اخلاص و مسجد ساخته شده به هدف زيان رساندن به مؤمنان وتقويت بنيان كفر و نفاق و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمانان و به انگيزه تأسيس كانونى براى فعاليّت هاى دشمنان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله مقايسه شده و از مسجد تأسيس شده برپايه تقوا و اخلاص ستايش و تمجيد گرديده و آن ديگر بنام مسجد ضرار خوانده شده و مورد تقبيح و مذمّت قرار گرفته است، و پيامبر صلى الله عليه و آله براساس فرمان الهى، دستور داد آن را تخريب و مكانش را به زباله دان تبديل نمايند.

2 - توليت مساجد

1 - مجاز نبودن كافران و مشركان براى تصدى امور مساجد و موظف بودن مؤمنان به جلوگيرى آنها از دخالت در امور آن.

دليل اين حكم آيه 17 سوره توبه است كه مى فرمايد:

«ما كانَ لِلمُشرِكينَ اَن يَعمُروا مَسجِدَ اللَّهِ شهِدينَ عَلي اَنفُسِهِم بِالكُفرِ...».

2 - تنها مؤمنان به خدا و معاد و اقامه كنندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و خداترسان مجاز به تعمير مساجد و تصدى امور آن هستند. مستند اين حكم نيز آيه 18 سوره توبه است كه مى فرمايد:

«اِنَّما يَعمُرُ مَسجِدَ اللَّهِ مَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ واَقامَ الصَّلوةَ وءاتَي الزَّكوةَ ولَم يَخشَ اِلَّا اللَّهَ...».

3 - ورود به مسجد

1 - عدم جواز ورود كافران و مشركان به مساجد و موظف بودن مؤمنان به جلوگيرى آنها از ورود به آن اين حكم را از دو آيه مى توان استفاده كرد:

الف) آيه 114 سوره بقره:

«ومَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَسجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعى فى خَرابِها اُولئكَ ما كانَ لَهُم اَن يَدخُلوها...».

گفته شده مقصود از «و من اظلم ممن منع ...» مشركانند.(1)

ب) آيه 28 سوره توبه:

«...اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ ...».

گرچه اين آيه درخصوص مسجد الحرام است؛ امّا اين مسجد خصوصيتى ندارد زيرا مشركان به سبب نجس بودن حق ورود به آن را ندارند؛ بنابراين از عام بودن اين حكم (نجس بودن مشركان) مى توان استفاده كرد كه آنها حق ورود به هيچ مسجدى را ندارند.

2 - حرمت ورود انسان مست به مسجد: دليل اين حكم آيه 43 سوره نساء است:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَقرَبوا الصَّلوةَ واَنتُم سُكرى....».

بنا برقولى مقصود از «لاتقربوا الصلوة» يعنى به مواضع نماز كه همان


1) . الكشاف، ج 1 ، ص 79 .

مساجد است در حال مستى نزديک نشويد.(1)3 و 4 - جواز عبور جنب از مسجد و حرمت توقف او در آن: دليل اين حكم نيز آيه 43 سوره نساء است:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَقرَبواالصَّلوةَ واَنتُم سُكرى... و لا جُنُبًا اِلّا عابِرى سَبيلٍ حَتّى تَغتَسِلوا...».

مقصود از «الصلاة» در آيه به قرينه «الاّ عابرى سبيل» مواضع نماز يعنىمساجد است(2)كه تنها عبور از آن براى شخص جنب مجاز شمرده شده است نه توقف در آن.

4 - حضور در مساجد

1 - استحباب حضور در مساجد بازينت و آراستگى بدور از هرگونه اسراف و زياده روى. دليل اين مسأله آيه 31 سوره اعراف است:

«يا بَنى ءادَمَ خُذوا زينَتَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ... و لاتُسرِفوا اِنَّهُ لايُحِبُّ المُسرِفين».

2 - لزوم روى آورى خالصانه به خدا هنگام حضور در مساجد و عبادتگاه ها: آيه 29 سوره اعراف براين حكم تأكيد دارد:

«قُل اَمَرَ رَبّي بِالقِسطِ واَقيموا وُجوهَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ وادعوهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ...».


1) . زبدة البيان، ص 50 .

2) . مجمع البيان، ج 3 ، ص 80 .

3 - جايز نيست مؤمنان در مساجد ضرار كه سبب تقويت كفر و عامل تفرقه ميان مؤمنان است حضور يابند. دليل اين حكم آيه 107 و صدر آيه 108 سوره توبه است:

«والَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا و كُفرًا و تَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ و اِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ و رَسولَهُ مِن قَبلُ... لاتَقُم فيهِ اَبَدًا...».

4 - عبادت هاى شرک آلود در مساجد و معابد حرام است. مستند اين مسأله آيه 18 سوره جنّ است در صورتى كه كلمه «المساجد» مذكور در آن به معناى مسجد متعارف باشد نه مواضع هفتگانه سجود:«و انّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه احدا».

5 - مبارزه با مساجد

1 - حرمت هرگونه مخالفت و مبارزه با مساجد چه به صورت تخريب بناى آن، يابه صورت جلوگيرى از حضور مردم و مانع شدن از ياد و عبادت خدا در آن. دليل اين حكم آيه 114 سوره بقره است كه ممانعت از ياد و عبادت خدا در مساجد و تلاش براى تخريب و ويرانى آن را بدترين ظلم قلمداد كرده وعاملان آن را مستحق خوارى و ذلّت در دنيا و عذاب سخت و بزرگ در آخرت دانسته است:

«و مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَسجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعي في خَرابِها... لَهُم فِي الدُّنيا خِزىٌ و لَهُم فِي الأخِرَةِ عَذابٌ عَظيم».

2 - ضرورت برخورد قاطع با مبارزه كنندگان با مساجد: اين حكم را مى توان از آيه 107 سوره توبه كه عده اى از منافقان مدينه با ساختن مسجد ضرار قصد مبارزه با مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله يا مسجد قبا را داشتند، استفاده كرد. طبق اين آيه و بخش آغازين آيه 108 توبه، پيامبر صلى الله عليه و آله از حضور در مسجد ضرار نهى شده و سازندگان آن به عنوان دروغگو و منافق معرفى شده اند و پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد آن را تخريب كردند و محل آن را به زباله دان تبديل نمودند:

«والَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وكُفرًاو تَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ و اِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ و رَسولَهُ مِن قَبلُ ولَيَحلِفُنَّ اِن اَرَدنا اِلَّا الحُسني واللَّهُ يَشهَدُ اِنَّهُم لَكاذِبون * لاتَقُم فيهِ اَبَدًا...».

3 - لزوم جهاد با تخريب كنندگان مساجد و معايد: اين حكم از آيه 40 سوره حج قابل استفاده است:«... ولَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ و صَلَوتٌ و مَسجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيرًا...».

«و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه ها و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى شود ويران مى گردد».

مقصود از دفع برخى مردم بوسيله برخى ديگر مبارزه و جهاد مؤمنان با دين ستيزان و دشمنان نمادهاى دين (مساجد و معابد) است.(1)


1) . تفسير نمونه، ج 14 ، ص 115 .

فصل هفتم: كاركردهاى مساجد

اشاره

آنچه براهميّت مساجد در جوامع دينى و اسلامى مى افزايد كاركرد، آثار و فوايد گوناگون اين مراكز مقدس براى مسلمانان و مؤمنان در ابعاد مختلف خصوصا در بعد معنوى و روحى است. براى مساجد در معارف اسلامى كاركردهاى متعددى بيان شده است كه بخشى از آن در آيات نورانى قرآن و قسمتى از آن در روايات و سخنان پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام آمده است. در اين جا مرور كوتاهى خواهيم داشت بركاركردهاى مساجد از نگاه قرآن:

الف) عبادى

1 - ياد خدا

ذكر و ياد خداوند كه حقيقت و روح ديندارى است در هر زمان و مكان و به هر اندازه اى باشد مطلوب و شايسته است؛ اما در جامعه دينى و الهى بايد مراكز و پايگاه هايى وجود داشته باشد كه مؤمنان در اوقات خاص، فارغ از هر چيزى در آن به پرستش و ياد خدا بپردازند. به همين منظور در جامعه دينى و اسلامى

بناهايى بنام مسجد پيش بينى شده است و خداوند در كلام خويش اين بناها را به خود نسبت داده و بنام خود و «مساجد اللّه » خوانده است و اين نشان دهنده عنايت و توجه خاصّ بارى تعالى به اين اماكن است؛ چه اين كه اين مراكز در زمين نماد ياد و پناهگاه بندگان شيفته او مى باشند.

اين ويژگى يعنى ياد خدا، در آيات متعدد قرآن به صورت وصف اصلى و جداناپذير مساجد مطرح شده است:

الف) در آيه 114 سوره بقره:

«و مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَن يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ و سَعي في خَرابِها...».

«چه كسى ستمكارتر از كسانى است كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى مى كنند و سعى در ويرانى آنها دارند».

از اين آيه استفاده مى شود كه مهم ترين فلسفه وجود مساجد، زنده بودن ياد خدا در دل و جان بندگان اوست و كسى كه مانع حضور مردم و ياد خدا در خانه هاى او شود در زمره ستم كارترين انسان ها است. چرا كه طبق آموزه هاى قرآنى تنها راه آرامش و آسايش روح انسان ياد خداست:«ألا بذكر اللّه تطمئن القلوب».(1)

«آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دل ها آرام مى گيرد».


1) . سوره رعد، آيه 28 .

بنابراين چه ستمى بالاتر از اين كه كسى بخواهد در راه تخريب پايگاه هاى توحيد و مراكز آرامش انسان ها تلاش كند و به جاى آن، شرک و غفلت و در نتيجه حيرت و گمراهى را در جامعه گسترش دهد؟ اين عمل ستم به حق خدا و تعدى به حقوق بندگان و ظلم به پايگاه هاى توحيد و آرامش است.

ب) آيه 40 سوره حج:

«و لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ و صَلَوتٌ و مَسجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيرًا...».

«و اگر خداوند بعضى ازمردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه ها و معابد (يهود و نصارا) و مساجد كه نام خدا در آن بسيار برده مى شود ويران مى گردد».

در اين آيه، مساجد به عنوان مركزى كه در آن نام خدا بسيار برده مى شود معرفى شده است و خداوند براى حفظ آن از نابودى و دستبرد دشمنان فرهنگ دينى و الهى جهاد را بر بندگان مؤمن خود واجب كرد.(1)

ج) آيه 36 سوره نور:

«في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ و الاصال».

«[نور و هدايت الهى] در خانه هايى كه خداوند اذن داده كه رتبه رفيع يابند قرار دارد، خانه هايى كه نام او در آن بردهمى شود و همواره در آن تسبيح او گويند».


1) . جمله «لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعض» اشاره به فريضه جهاد است.

همان گونه كه در مباحث گذشته ذكر شد مقصود از «فى بيوت اذن اللّه ان ترفع» مساجد است يا اين كه مساجد يكى از روشن ترين مصاديق آن است.(1)مفاد اين آيه از دو آيه پيشين روشن تر و صريح تر است و در آن به دو نكته اساسى درباره مسجد اشاره شده است: يكى است كه مساجد بناهايى هستند كه به اذن خدا رتبه رفيع يافته اند.

و ديگر اين كه مساجد همواره مركز ياد و تسبيح خدايند.(2)از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه مساجد پيام آور زنده بودن ذكر و ياد خدا در عمق روح و جان مؤمنان و در تمام ابعاد زندگى آنها است.

شايان ذكر است كه ياد خدا تنها امر و فرمانى است كه بارى تعالى براى آن هيچ حدّ و مرزى قرار نداده است. امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ چيزى نيست كه حد و انتها نداشته باشد جز ذكر [خدا...] سپس اين آيه را تلاوت كرد:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنُوا اذكُرُوا اللَّهَ ذِكرًا كَثيرا و سَبِّحوهُ بُكرَةً واَصيلا».(3)

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد فراوان ذكر خدا گوييد و همواره تسبيح گوى او باشيد».


1) . ر.ك: الكشاف، ج 4 ، ص 242 ؛ مجمع البيان، ج 8 - 7 ، ص 227 ؛ الميزان، ج 15 ، ص 126 .

2) . «الغدّو» به معناى صبحگاهان و «الآصال» به معناى شامگاهان كنايه از دوام و استمرار است. الميزان، ج 15 ، ص 126 .

3) . سوره احزاب، آيه 41 - 42 .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا نمى خواهيد به شما خبر دهم كه بهترين اعمال چيست؟... عرض كردند چرا اى رسول خدا! فرمود: آن عمل، زياد خدا را يادكردن است. سپس مردى آمد خدمت حضرت و پرسيد بهترين اهل مسجد كيست؟ فرمود: كسى كه بيشتر به ياد خدا باشد.(1)بنابراين، بهترين عمل ياد خدا و حضور مستمرّ در مسجد است.

2 - اقامه نماز

از مهم ترين فلسفه وجود مساجد در جامعه اسلامى اقامه نماز و فرايض پنجگانه در آن است. نماز عبادتى است كه انسان مؤمن از آغاز تا انجام آن، در ظاهر و باطن خويش متوجه خالق يكتاست و نهايت خضوع و خشوع خود را در برابر او اظهار مى كند و خداى تعالى خواسته است بنده مؤمنش اين عبادت ويژه را در خانه ويژه اش يعنى مسجد انجام دهد؛ چه اين كه مسجد خانه ذكر اوست:

«و مساجد يذكر فيها اسمه كثيرا».(2)و ذكر او بالاترين عمل و عبادت است كه در نماز متجلى مى شود:

«... و اَقِمِ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ تَنهي عَنِ الفَحشاءِ والمُنكَرِ و لَذِكرُ اللَّهِ اَكبَرُ...».(3)


1) . الميزان، ج 16 ، ص 330 - 131 .

2) . سوره حج ، آيه 40 .

3) . سوره عنكبوت، آيه 45 .

«و نماز را برپا دار كه نماز آدمى را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد و مهمتر آن كه نماز ياد خداست و ياد خدا بزرگترين عمل است».

بنابراين، بسيار منطقى است كه اين عمل برتر در برترين مكان ها و بناها يعنى مسجد ظهور و بروز يابد. و چه زيباست كه بندگان ويژه خدا يعنى مؤمناناين عبادت ويژه را در خانه ويژه او (مسجد) انجام دهند.

در همين راستا، خداى تعالى ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل عليهماالسلامرا مأمور مى كند خانه اش يعنى كعبه و مسجدالحرام كه محور و مركز همه مساجد در هر نقطه و مكان اند را براى بندگان نمازگزار و طواف كننده آماده و پاكيزه نمايند:

«... و عَهِدنا اِلي اِبرهيمَ واِسمعيلَ اَن طَهِّرا بَيتِىَ لِلطّافينَ والعكِفينَ والرُّكَّعِ السُّجود».(1)نماز را در هر مسجدى مى توان اقامه نمود و نبايد آن را براى رسيدن به مسجد خاصى تأخير انداخت برخى مفسران آيه «... و اقيمو وجوهكم عند كل مسجد ...»(2)را به اين معنا دانسته اند، و گروهى ديگر از مفسران آن را اين گونه تفسير كرده اند: در وقت هر نمازى كه دستور به جماعت خواندنِ آن داده شده


1) . سوره بقره، آيه 125 . شايان ذكر است كه اين مأموريت ابراهيم عليه السلام در سوره حج آيه 26 هم مطرح شده است.

2) . سوره اعراف، آيه 29 .

به مسجد برويد.(1)از همه اين موارد روشن تر آيه 36 سوره نور است كه خداوند مى فرمايد:

«في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ والاصال».

«خانه هايى كه خداوند اذن فرموده كه رفيع و با عظمت باشند و در آن اسم او برده شود و در صبح و شام تسبيح او گويند».

جمله «يسبح له فيها بالغدوّه الآصال» يعنى در صبح و شام در آن نمازگزارده مى شود.(2)گرچه تسبيح خدا منحصر به نماز نيست ولى نماز از مهم ترين مصاديق آن است. در هرحال، طبق آموزه هاى دينى و در فرهنگ اسلامى، اقامه نماز به منزله وصف جدايى ناپذير مساجد به حساب مى آيد.

3 - اعتكاف

در آيه 187 بقره آمده است:

«... ولا تُباشِروهُنَّ واَنتُم عكِفونَ فِي المَسجِدِ ...».

«و با زنان هنگام اعتكاف در مساجد مباشرت نكنيد».


1) . مجمع البيان، ج 4 ، ص 241 .

2) . مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 227 .

شأن نزول

برخى مفسران نقل كرده اند كه بعضى افراد (در صدر اسلام) هنگام اعتكاف از مسجد بيرون مى آمدند و با همسر خود همبستر مى شدند سپس با انجام غسل به اعتكاف و مسجد برمى گشتند آيه نازل شد و آنان را از اين كار نهى كرده است.(1)در آيه 187 بقره برخى احكام روزه مطرح شده است از جمله اين كه در شب هاى ماه مبارک رمضان همبستر شدن با همسر جايز است. با بيان اين حكم ممكن بود كسى تصور كند حكم ياد شده (جوار همبستر شدن با همسر براى روزه دار در شب) عموميّت دارد و حتّى شامل مواردى مانند اعتكاف كه يكى از شرايط آن روزه است مى شود در حالى كه جايز نيست شخص معتكف كه روزها روزه است شب با همسرش نزديكى كند، براى جلوگيرى ازاين برداشت نادرست، خداوند حكيم فرمود:«ولاتباشروهن و انتم عاكفون فى المساجد».

«و با زنان هنگام اعتكاف در مساجد مباشرت مكنيد».

مطلبى كه درخصوص مسجد از آيه استفاده مى شود اين است كه اعتكاف كه عبادتى ويژه است بايد در مسجد باشد و در مساجد از نزديكى با همسران اجتناب شود.


1) . جامع البيان، ج 2 ، ص 247 - 246 .

اعتكاف در مساجد

در اين كه آيا اعتكاف را مى توان در هر مسجدى انجام داد يا بايد در مساجد خاصى باشد، ميان فقها اختلاف است. برخى با استناد به عموم «فى المساجد» در آيه استفاده كرده اند كه در هر مسجدى مى توان عمل اعتكاف راانجام داد گرچه اكثر علماى شيعه اعتقاد دارند كه اعتكاف بايد در مساجد خاص مانند مسجدالحرام ،مسجدالنبى صلى الله عليه و آله، مسجد كوفه و مسجد بصره يا مسجد جامع هر شهرى باشد.(1)

4 - عروج به ملكوت و شهود آيات خدا

معراج پيامبر صلى الله عليه و آله درنقطه شروع از مسجد آغاز شد و در نقطه پايان به مشاهده برخى آيات الهى انجاميد:

«سُبحانَ الَّذي اَسري بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَي المَسجِدِ الاَقصَا الَّذي برَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن آياتِنا...».(2)«پاک و منزه است خدايى كه بنده اش (محمد صلى الله عليه و آله) را در يک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصى - كه گرداگردش راپر بركت ساختيم - برد تا برخى آيات خود را به او نشان دهيم».


1) . ر.ك: تذكره الفقهاء، ج 6 ، ص 246 ؛ زبدة البيان، ص 175 - 174 .

2) . سوره اسراء، آيه 1 .

مسجد مى تواند براى همه مؤمنان صالح، مبدء عروج و رسيدن به شهود آيات خدا باشد و اين امر منحصر به پيامبر صلى الله عليه و آله نيست گرچه نوع خاص آن منحصر به او بوده است.

5 - طهارت روح و جان

خداوند در قرآن اهالى مسجد بنا شده براساس تقوا و رضاى الهى را اين چنين معرفى كرده است:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ، فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ اَن يَتَطَهَّروا واللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرين...».(1)«آن مسجدى كه از روز نخست برپايه تقوا بنا شده شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى؛ در آن، مردانى هستند كه دوست مى دارند پاكيزه باشند».

طهارت روح و جان از هرنوع انديشه و اوصاف ناپسند، عالى ترين مقصد انسان است و راه اين مقصد، مسجد و غايت آن ورود در دايره محبوبان خداست:

«واللّه يحبّ المتطهرين».(2)«و خدا پاكيزگان را دوست دارد».


1) . سوره توبه، آيه 108 .

2) . همان.

مسجد نه جاى كسانى است كه در جسم خود آلودگى دارند:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَقرَبوا الصَّلوةَ و اَنتُم سُكري حَتّي تَعلَموا ما تَقولونَ و لا جُنُبًا اِلّا عابِري سَبيلٍ حَتّي تَغتَسِلوا...».(1)«اى كسانى كه ايمان آورده ايد در حال مستى به نماز (و اماكن آن يعنى مسجد) نزديک نشويد تا بدانيد چه مى گوييد وهم چنين هنگامى كه جنب هستيد وارد مساجد نشويد جز به صورت عبور تا اين كه غسل كنيد».

و نه جاى كسانى كه در روح خود پليدى و ناپاكى دارند:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَعامِهِم هذا...».(2)«اى كسانى كه ايمان آورده ايد مشركان پليد و ناپاكند؛ پس نبايد بعد از امسال (سال نهم هجرت) نزديک مسجدالحرام بشوند».

بلكه مسجد تنها و تنها جاى كسانى است كه پاک باشند و خواهان طهارت و صفاى باطن خويشند.

و آنچه سبب طهارت روح و جان انسان مى شود ذكر و تسبيح خداست و مسجد، جاى ذكر و تسبيح اوست.


1) . سوره نساء، آيه 43 .

2) . سوره توبه، آيه 28 .

6 - تقرّب به خدا

مسجد از سجده و سجود است و سجود به معناى خاصش يعنى نهادن پيشانىبر خاک براى اظها خضوع و بندگى در برابر خداى برتر و اين، نزديكترين حالت انسان به خداست و انتخاب اين نام يعنى مسجد براى خانه هاى خدا بيانگر اين است كه اين اماكن بهترين و مناسب ترين مكان ها براى تقرب ونزديک شدن به خداست.

خداوند در قرآن در موارد متعدد اين مراكز مقدس را «مساجداللّه ؛ مسجدهاى خدا» ناميده(1)و آن را به نام مباركش اضافه كرده است تا از اين راه، لطف و عنايت خاصش را به اين اماكن و اهالى آن نشان دهد.

در آيه 36 سوره نور مساجد به عنوان را خانه هايى كه به اذن خدا عظمت و منزلت يافته اند معرفى شده است:

« في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ ...».(2)«خانه هايى كه خداوند اذن داده كه عظمت و منزلت رفيع يابند».

و راز عظمت و منزلت رفيع آن را، ياد و تسبيح مستمّر خدا در آنها دانسته است:


1) . سوره بقره، آيه 114 و 187 ؛ سوره توبه، آيه 17 و 18 ؛ سوره حج ، آيه 40 و سوره جن، آيه 18 .

2) . سوره نور، آيه 36 .

«و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدوّ و الاصال».(1)«خانه هايى كه نام خدا در آن ها برده مى شود و صبح شام در آنها تسبيح او مى گويند».

ياد و تسبيح خدا در مكانى، پيش از آنكه سبب عظمت و منزلت آن مكانبشود موجب عظمت و منزلت رفيع اهل آن مكان مى شود كه مسجد واقعى همان دل و جان ذاكر و تسبيح گوى خداست.

7 - كرامات ربانى و الهامات رحمانى

حضور خالصانه و مستمرّ در مساجد و خانه هاى خدا به انسان كمک مى كند كه از كرامت هاى ربّانى و الهام ها و بشارت هاى رحمانى بهره مند گردد.

قرآن درباره مريم عليهاالسلام مى گويد: او در محراب(2)عبادتش همواره از رزق ويژه الهى بهره مند بود و هرگاه حضرت زكريا عليه السلام كه كفيل او بود بر او در محراب عبادتش وارد مى شد رزق و روزى مخصوصى را در نزدش مشاهده و از آن تعجب مى كرد:


1) . مرحوم علامه ى طباطبايى جمله «و يذكر فيها اسمه...» را بيان علت براى «أذن اللّه ان ترفع» دانسته است. الميزان، ج 15 ، ص 125 .

2) . درباره معناى محراب رجوع شود به مبحث: مسجد در آيين داوود و سليمان عليهماالسلام در نوشته حاضر.

«... و كَفَّلَها زَكَرِيّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيها زَكَرِيا الِمحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقًا قالَ يمَريَمُ اَنّي لَكِ هذا قالَت هُوَ مِن عِندِاللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يَرزُقُ مَن يَشاءُ بِغَيرِ حِساب».(1)«و كفالت او (مريم) را به زكريا سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مى شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى ديد از او پرسيد: اى مريم! اين را از كجا آورده اى؟! گفت: اين از سوى خداست خداوند به هركس بخواهد، بى حساب روزى مى دهد».رزق و غذايى كه براى او مى رسيد رزق و غذاى معمولى و عادى نبود بلكه مفسران گفته اند ميوه تازه تابستانى در زمستان و ميوه تازه زمستانى در تابستان براى او مى رسيد(2)و اين يک كرامت الهى براى او بود خصوصا با توجه به اين كه حفظ ميوه جات براى طولانى مدت در آن عصر امرى ممكن نبود.

و نيز گفته شده او هنگامى كه به سنّ جوانى و بلوغ رسيد حضرت زكريّا در مسجد (بيت المقدس) مكانى تعبيه كرده بود و او همواره در آن به سر مى برد و آب و غذاى او هر روز برايش مى رسيد.(3)

و بشارت تولد عيسى عليه السلام بطور اعجازآميز نيز در مسجد به او داده شد، هنگامى كه او از خانواده اش جدا شده و در گوشه اى از مسجد بيت المقدس


1) . سوره آل عمران، آيه 37 .

2) . مجمع البيان، ج 1 - 2 ، ص 740 .

3) . همان.

اقامت گزيد.(1)و درباره حضرت زكريا عليه السلام در قرآن مى خوانيم: او هنگامى كه مقام ويژه مريم عليهاالسلام را در پيشگاه خدا و ميوه ها و غذاهاى متنوع كه بطور اعجازآميز براى وى مى رسيد مشاهده كرد از درگاه بارى تعالى درخواست كرد كه به او فرزندى پاک عطا نمايد و اين در حالى بود كه او در سن پيرى به سر مى برد و همسرش نازا بود و هيچ فرزندى نداشت.

خداوند اين درخواست او را اجابت كرد و بشارت تولد يحيى عليه السلام را زمانى به او داد كه در محراب ايستاده بود و نماز مى گزارد:

«هُنالِكَ دَعا زَكَرِيّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَب لي مِن لَدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ... * فَنادَتهُ المَلكَةُ و هُوَ قائمٌ يُصَلّي في الِمحرابِ اَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحيى...».(2)«در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگى در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: خداوندا! از طرف خود فرزند پاكيزه اى (نيز) به من عطا فرما... * و هنگامى كه او در محراب ايستاده، مشغول نيايش بود فرشتگان او را صدا زدند كه خدا تو را به يحيى بشارت مى دهد».


1) . سوره مريم، آيات 16 - 21 .

2) . سوره آل عمران، آيه 38 - 39 .

خداى توانا مى توانست آن رزق ويژه و بشارت تولد عيسى عليه السلام را به مريم و بشارت تولد يحيى عليه السلام را به زكريا عليه السلام در هر زمان و مكان عطا و الهام نمايد؛ اما آن رزق را در مسجد و محراب عطا نمود و اين بشارت تولد را نيز در محراب و در حال نماز را الهام كرد تا به همگان بياموزد كه راه رسيدن به عنايت ويژه خدا و دريافت الهام ها و بشارت هاى الهى مسجد و نماز است.

گرچه رسيدن به اين مرحله از مقام معنوى يعنى دريافت كرامات و الهامات رحمانى براى همگان آسان نيست؛ اما مقدور و ممكن است. پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله فرمود:

«اگر خاطر شما آشفته نبود و زياده گويى نمى كرديد هر چيزى را كه من مى شنوم شما هم مى شنيديد».(1)و فرمود:

«اگر شياطين مرتب برگرد دل هاى بنى آدم گردشنمى كردند قطعا آنها ملكوت و حقيقت آسمان ها و زمين را مى ديدند».(2)

بنابراين با ارتباط مستمر با مساجد كه خانه خدايند و شياطين را بدان راهى نيست و كنترل زبان و در بانى خانه دل كه مسجد حقيقى همان دل پاک و مصفاى


1) . لولا تمزع قلوبكم و تزيدكم في الحديث لسمعتم ما اسمع. ميزان الحكمة، ج 3 ، ص 2605 ؛ كنز العمال، ج 15 ، ص 643 .

2) . لولا ان الشياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السماوات و الارض. بحار الانوار، ج 60 ، ص 332 ؛ ميزان الحكمة، ج 4 ، ص 2944 .

مؤمن است مى توان به كرامات ربّانى و بشارت ها و الهاماى رحمانى دست يافت و در مساجد به مقصد و مقصود خود رسيد.

ب) تربيتى

1 - نظافت و زيبا زيستن

خداوند در يک فرمان عام، صريح و روشن فرموده است:

«يا بَني ءادَمَ خُذوا زينَتَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ ...».(1)«اى فرزندان آدم! هنگام حضور در هر مسجدى خود را بياراييد».

مؤمنان براى اداى فرايض، در شبانه روز چندين بار در مساجد حاضر مى شوند و براساس اين فرمان خداى سبحان، موظفند هنگام حضور در آن خود را بيارايند و لباس هاى زينتى خود را بپوشند و از بوى خوش بهره بگيرند.

و از سوى ديگر به ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام فرمان داد كه خانه اش را براى طواف كنندگان، معتكفان و نمازگزاران پاک و پاكيزه نمايند:

«... و عَهِدنا اِلي اِبرهيمَ واِسمعيلَ اَن طَهِّرا بَيتِىَ لِلطّافينَوالعكِفينَ والرُّكَّعِ السُّجود».(2)


1) . سوره اعراف، آيه 31 .

2) . سوره بقره، آيه 125 .

اين دستور گرچه درباره خانه خدا (كعبه) و اطراف آن يعنى مسجدالحرام است؛ اما اختصاص به آن ندارد؛ بلكه هر مسجدى بايد پاک و پاكيزه باشد تا مؤمنان بتوانند با آرامش خاطر، در آن به عبادت بپردازند و روح خود را جلا دهند.

بنابراين مساجد در جامعه دينى پيام آور رعايت نظافت و بهره گرفتن از انواع زيبايى ها و زيبا زيستن به حساب مى آيند.

2 - هدايت و نورانيّت

در آيه 35 سوره نور، خداى تعالى خود را بوسيله پديده نور معرفى كرده و فرموده است:

«اَللَّهُ نورُ السَّموتِ والاَرضِ...».

«خداوند نور آسمان ها و زمين است».

سپس با تمثيلى گويا اين نور را تبيين نموده است:

مثل نور خدا همانند چراغدانى است كه در برگيرنده چراغى در ميان آبگينه بلورين و چونان ستاره درخشان؛

چراغدانى كه از روغن زيتون با بركت و آماده اشتعال فروزان مى شود:

«مَثَلُ نورِهِ كَمِشكوةٍ فيها مِصباحٌ اَلمِصباحُ في زُجاجَةٍ اَلزُّجاجَةُ كَاَنَّها كَوكَبٌ دُرّىٌّ يوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيتونَةٍ ...».(1)


1) . سوره نور، آيه 35 .

و در ادامه تمثيل آمده است:

«اين چراغ پرفروغ و نور افشان در خانه هايى است كه به اذن خدا رتبه رفيع يافته اند و همواره مركز ياد و تسبيخ خدا هستند:

في بُيوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَن تُرفَعَ و يُذكَرَ فيهَا اسمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ والاصال».

ويژگى نور اين است كه خود آشكار است و اشياى ديگر را آشكار مى كند و اين مَثَل بسيار گويايى است كه مى تواند ذهن و درک ما را درباره خدا نزديک و تقويت كند، خدايى كه قائم به ذات خود است و هيچ نيازى به غير خود ندارد و همه موجودات در سايه هستى او هستى مى يابند.

پايگاه و مركز اين نور، مساجد و اماكن مقدس و مختص به ذات اوست و كسانى نور الهى را درک خواهند كرد و به آن واصل خواهند شد كه با اين پايگاه ها و مراكز در ارتباط مستمرّ باشند و افرادى در سايه نور خدا به حقايق هستى راه مى يابند و به صراط مستقيم هدايت مى شوند كه اهل مسجد باشند و در شبانه روز ساعاتى از عمرشان را در مسجد و با ياد خدا سپرى كنند.

و خلاصه مفاد دو آيه 35 و 36 سوره نور اين است كه: خدا نور هستى است و مركز و كانون اين نور، مسجد است. همان گونه كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرموده است:

«مساجد خانه هاى خدا در زمين هستند و براى اهل آسمان نور افشانى مى كنند آن گونه كه ستارگان براى ساكنان

زمين نور افشانى مى نمايند».(1)در مورد اولين مسجد بنا شده و محور و مركز همه مساجد صفت هدايت گرى آن هم براى همه جهانيان و جوامع بشرى در آيه 96 سوره آل عمران به نحو روشن ترى بيان شده است:

«اِنّ اَوّل بيت وضع للناس للّذي بيكة مباركا و هديً للعالمين».

«نخستين خانه اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شده، همان است كه در سرزمين مكّه است؛كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است».

معناى هدايت گرى كعبه براى جهانيان اين است كه انسان بواسطه پرستش خدا و انجام انواع طاعات و مناسک تعيين شده در ارتباط با اين كانون مقدس به سعادت آخروى و كرامت و قرب الهى راه مى يابد(2)علاوه براين، كعبه به عنوان مركز و كانون آيات روشن الهى معرفى شده است:

«فيهِ ءايتٌ بَيِّنتٌ مَقامُ اِبرهيمَ».(3)«در آن، نشانه هاى روشن (از جمله) مقام ابراهيم است».

ويژگى آيه و نشانه، اين است كه انسان را به مقصد و حقيقت رهنمون مى گردد.


1) . مجمع البيان، ج 7 - 8، ص 227 .

2) . الميزان، ج 3 ، ص 351 .

3) . سوره آل عمران، آيه 97 .

بنابراين مساجد كانون نور، هدايت و تربيت معنوى مؤمنان و راه رسيدن به سعادت در دنيا و آخرت اند.

3 - حاجت خواهى

از جمله كاركردهاى مساجد در جوامع دينى اين است كه اين اماكن محل عرضه حوائج به پيشگاه بارى تعالى و راز و نياز با او و درخواست از فضل و رحمت اوست. در همين راستا مرحوم طبرسى نقل مى كند كه برخى [مفسران ]گفته اند: جمله «اَن تُرفَعَ» در آيه «في بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه ...».(1)به معناى رفع (بردن) حوائج در مساجد به پيشگاه خداوند است.(2)چه اين كه مسجد خانه خداست و براى زيارت خدا و ملاقات با او و در ميان گذاشتن حوائج خويش با او چه جايى بهتر از خانه اوست؟!

در روايتى آمده خداى سبحان فرموده است: خانه هاى من در زمين مساجداند و خوشا به حال كسى كه در خانه اش كسب طهارت كند سپس مرا در خانه ام زيارت كند و برعهده زيارت شونده (و ميزبان) است كه زائراش را تكريم نمايد.(3)


1) . سوره نور، آيه 36 .

2) . مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 227 .

3) . وسائل الشيعه، ج 5 ، ص 199 .

4 - امنيّت روحى و روانى

در موارد متعدد از قرآن مساجد به عنوان مركز ياد و ذكر خدا معرفى شده است(1)و از طرفى خداوند با تأكيد تمام فرمود: تنها راه رسيدن به اطمينان و آرامش و امنيت روحى وروانى، ياد اوست:

«الا بذكر اللّه تطمئن القلوب».(2)«آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دل ها آرام مى گيرد».

و از سوى ديگر در گفتگوى ابراهيم خليل عليه السلام بامشركان و بت پرستان، شرک و توجه به غيرخدا عامل پريشانى، اضطراب و احساس ناامنى در روح و روان آدمى معرفى گرديده است:

«و كَيفَ اَخافُ ما اَشرَكتُم و لاتَخافونَ اَنَّكُم اَشرَكتُم بِاللَّهِ مالَم يُنَزِّل بِهِ عَلَيكُم سُلطنًا فَاَىُّ الفَريقَينِ اَحَقُّ بِالاَ منِ اِن كُنتُم تَعلَمون * اَلَّذينَ ءامَنوا ولَم يَلبِسوا ايمنَهُم بِظُلمٍ اُولئكَ لَهُمُ الاَمنُ وهُم مُهتَدون».(3)«چگونه من از بت هاى شما بترسم؟ در حالى كه شما از اين نمى ترسيد كه براى خدا همتايى قرار داده ايد كه هيچ گونه دليلى درباره آن، بر شما نازل نكرده است.


1) . سوره بقره، آيه 114 ؛ سوره حج ، آيه 40 ؛ سوره نور، آيه 36 .

2) . سوره رعد، آيه 28 .

3) . سوره انعام، آيه 82 - 81 .

كدام يک از اين دو دسته (بت پرستان و خداپرستان) شايسته تر به امنيّت و آرامش هستند اگر مى دانيد؟ آنها كه ايمان آورده اند و ايمان خود را با شرک و ستم نيالودند امنيّت تنها از آن آنهاست و آنها هدايت يافته اند».

و در آيه ديگر از قرآن آمده است:

«و اَنَّ المَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدعوا مَعَ اللَّهِ اَحَدا».(1)«مساجدمختص به خداست و در آن غير او را نخوانيد».

يعنى از شرک كه عامل پريشانى و احساس ناامنى روحى و روانى استدورى كنيد.

افزون براين، درباره كعبه و مسجدالحرام مى خوانيم:

«... و مَن دَخَلَهُ كانَ ءامِنًا...».

«و هر كس وارد آن (كعبه) شود در امان خواهد بود».(2)مقصود از ورود به كعبه تنها و رود جسمانى نيست؛ بلكه مهم تر از آن ورود و حضور قلبى است و نيز منظور از امنيّت وارد شونده تنها امنيّت ظاهرى نيست بلكه ضرورى تر از آن، احساس امنيّت در روح و روان است.

بنابراين مسجد پايگاه توحيد و راه رسيدن به آرامش و امنيّت روحى و روانى خواهد بود.


1) . سوره جن، آيه 18 .

2) . سوره آل عمران، آيه 97 .

ج) اجتماعى

1 - حيات دين در جامعه

در سوره حج، آيه 40 آمده است:

«... لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ و صَلَوتٌ و مَساجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيرًا...».

«و اگر خداوند بعضى مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجد كه نام خدا درآن بسيار برده مى شود ويران مى گردد».

در اين آيه بجاى اين كه خداى سبحان بفرمايد اگر جهاد و مبارزه مؤمنان با كافران نبود، دين خدا و معنويّت نابود مى شد، فرمود: اگر جهاد مؤمنان با دين ستيزان نبود مساجد و معابد نابود مى شدند راز اين تعبير، اين حقيقت استكه حيات دين الهى در جامعه به حيات و سر پا بودن مساجد و معابد است كه نماد دين خدايند.

و هدف دين ستيزان در برچيدن مساجد و معابد از جوامع دينى در واقع نابودى دين و معنويّت است؛ چه اين كه آنان در غياب دين و معنويّت مى توانند بر جوامع سلطه يابند و به اهداف خود برسانند بنابراين، بر مؤمنان و متدينان است كه با تمام وجود از مساجد و معابد حفاظت و دفاع كنند تا در سايه آن جامعه اى سالم، مطلوب و رهيده از استعمار و استثمار و استكبار داشته باشند.

البته روشن است كه مقصود از حفاظت مساجد در برابر دشمنان تنها حفاظت بناى آن نيست بلكه مهمتر از آن، حفظ مساجد از افكار و برنامه هاى پليد و منافقانه دشمنان است.

2 - اُنس و وحدت

در آيات 107 و 108 سوره توبه دو نوع مسجد مطرح شده است: مسجد ضرار و زيان رسان(1)و مسجد بنا شده براساس اخلاص و تقوا.

مسجد ضرار اين گونه معرفى شده است:

«و الذين اتخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللّه و رسوله من قبل ...».

«گروهى از منافقان مسجدى ساختند براى زيان رساندن (به مسلمانان) و تقويت كفر و تفرقه افكنى ميان مؤمنان و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود».از مفهوم آيه ياد شده استفاده مى شود: مسجد سودمند مسجدى است كه نافع براى همگان، مراكز ازدياد ايمان مردم، پايگاه وحدت و اُنس و اُلفت مؤمنان و جايى براى فعاليّت هاى اجتماعى اولياى خدا باشد. و اين همان مسجدى است كه براساس تقوا و اخلاص تأسيس شده باشد.

برخى مفسران از جمله «و تفريقا بين المؤمنين» استفاده كرده اند كه نبايد فاصله ميان مساجد، آن چنان كم باشد كه روى اجتماع يكديگر اثر بگذارند. بنابراين آنها كه روى تعصب هاى قومى و يا اغراض شخصى مساجد را در كنار


1) . براى توضيح بيشتر درباره اين نوع مسجد به مبحث مسجد ضرار در نوشته حاضر مراجعه شود.

يكديگر مى سازند و جماعات مسلمانان را آن چنان پراكنده مى كنند كه صفوف جماعت آنها خلوت و بى رونق و بى روح مى شود عملى برخلاف اهداف اسلامى انجام مى دهند.(1)

3 - مساوات و ستم گريزى

از جمله كاركردهاى تربيتى و اجتماعى مسجد اين است كه اين كانون هاى مقدس در جامعه، پيام آور مساوات، برابرى و رعايت حقوق ديگران و احترام به آن است. چه اين كه مسجد، محل عبادت خدا و اظهار فروتنى در برابر او و آراسته شدن به زينت اخلاق عالى انسانى و الهى است و اين، با تعدى به حقوق بندگان خدا و سركشى و گردن فرازى در تعامل با آنان سازگار نيست. در همين راستا خداى حكيم در وصف مسجد الحرام مى فرمايد:

«... والمَسجِدِ الحَرامِ الَّذي جَعَلنهُ لِلنّاسِ سَواءً اَلعكِفُ فيهِ والبادِ...».(2)«و مسجدالحرام كه آن را براى همه مردم برابر قرار داديم، چه كسانى كه در آنجا زندگى مى كنند يا از نقاط دور وارد مى شوند».


1) . تفسير نمونه، ج 8 ، ص 138 .

2) . سوره حج، آيه 25 .

افزون براين، هرگونه تعدى و انحراف از مسير حق و ستم به حقوق ديگران در آن، عذاب دردناک الهى را به دنبال دارد:

«... ومَن يُرِد فيهِ بِاِلحادٍ بِظُلمٍ نُذِقهُ مِن عَذابٍ اَليم».(1)«و هركس بخواهد در آن، از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناک به او مى چشانيم».

با اين بيان، روشن مى شود خداى تعالى هرگز اجازه نمى دهد در خانه او به حقوق بندگان او تعدى شود و نيز روشن مى شود مساجد در جامعه دينى الهام بخش برادرى و برابرى و احترام به حقوق ديگران و دورى از تعدى و ستم است.

د) اقتصادى

حلّ مشكلات اقتصادى

از اوصاف اولين مسجد تأسيس شده براى مردم يعنى كعبه اين است كه اين كانون مقدس مايه بركت براى جهانيان و جوامع بشرى است:

«اِنَّ اَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا و هُدًي لِلعلَمين».(2)


1) . همان.

2) . سوره آل عمران، آيه 96 .

«نخستين خانه اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شده، همان است كه در سرزمين مكّه است؛ كه پربركت، و مايه هدايت جهانيان است».

اين مسأله درمورد كعبه باتوجه به سفر هزاران بلكه ميليون ها نفر به سرزمين مكّه براى حج و عمره و فوائد اقتصادى آن روشن است. اما در مورد ساير مساجد چگونه قابل توجيه است؟ خصوصا با توجه به رواياتى كه خريد و فروش و معاملات و كارهاى اقتصادى را در مساجد ناخوشايند و مكروه معرفى مى كند.(1)در جواب مى توان گفت: مساجد پايگاه هاى تقويت ايمان و تقوا و تعالى معنويت است و خداوند ايمان و تقوا را عامل مهّم بهره مندى از رفاه اقتصادى و آسايش معرفى مى كند:

«ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَي ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ والاَرضِ ولكِن كَذَّبوا فَاَخَذناهُم بِما كانوا يَكسِبون».(2)«و اگر اهل شهرها و آبادى ها، ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مى گشوديم؛ ولى آنها حق را تكذيب كردند؛ ماهم آنان را به كيفر اعمال شان مجازات كرديم».


1) . ر.ك: وسائل الشيعة، ج 5 ، ص 233 .

2) . سوره اعراف، آيه 96 .

بنابراين، با روى آوردن به مساجد و تقويت بنيه هاى دينى و معنوى مى توان از رفاه و آسايش مطلوب نيز برخودار شد.

فصل هشتم: مسجد در اديان

مسجد فرشتگان

مسجد به عنوان محل عبادت و بندگى خداى يكتا اختصاص به زمينيان ندارد بلكه افلاكيان و فرشتگان در عوالم بالا نيز براى خود مسجد و محل عبادت دارند كه به جهت اهميّت خاصش مورد سوگند خداوند است:

«والبَيتِ المَعمور».(1)«و قسم به خانه آباد».

بسيارى از مفسران گفته اند:

«مقصود از «البيت المعمور» خانه و بنايى است در آسمان چهارم محاذى كعبه كه همواره با عبادت و حضور انبوهى از فرشتگان معمور و آباد و نورانى است».(2)


1) . سوره طور، آيه 4 .

2) . مجمع البيان، ج 9 - 10 ، ص 247 ؛ الميزان، ج 19 ، ص 6 و 8 .

و در روايات متعدد نيز اين معنا نقل شده است. در برخى از آنها آمده كه «بيت المعمور» خانه اى است در آسمان چهارم و در برخى ديگر از روايات آمده كه خانه اى است در آسمان دنيا و در همه اين روايات تأكيد شده استكه «بيت المعمور» محاذى كعبه و محل عبادت و حضور انبوهى از فرشتگان است.(1)از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه روزى به اصحابش فرمود: آيا مى دانيد «البيت المعمور» چيست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود: آن، مسجدى است در محاذات و بالاى كعبه كه اگر بيفتد بركعبه قرار مى گيرد. هر روز هفتاد هزار فرشته در آن نماز مى گزارند و هنگامى كه خارج شدند ديگر به آن برنمى گردند.(2)(يعنى هر روز هفتاد هزار فرشته تازه وارد در آن نماز مى گزارند).

مسجد اختصاص به آيين اسلام و مسلمانان ندارد؛ بلكه در آيين هاى الهى گذشته و امت هاى پيشين هم رايج بوده است. در اين بخش مرور كوتاهى خواهيم داشت به موضوع مسجد در اديان و آيين هاى الهى گذشته از منظر قرآن:

مسجد در آيين ابراهيم عليه السلام

در قرآن كعبه به عنوان اولين معبد مردمى معرفى شده است:

«اِنَّ اَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا و هُدًي لِلعلَمين».(3)


1) . ر.ك: تفسير نور الثقلين، ج 5 ، ص 136 - 137 ؛ الدّر المنثور، ج 7 ، ص 627 .

2) . الدر المنثور، ج 7 ، ص 629 .

3) . سوره آل عمران، آيه 96 .

«نخستين خانه اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد همان است كه در سرزمين مكّه است؛ كه پر بركت و مايه هدايت جهانيان است».

طبق روايات، سابقه كعبه به زمان حضرت آدم عليه السلام برمى گردد.(1)بنابراين سابقه مسجد همان سابقه زندگى بشر در كره زمين است؛(2)اما در قرآن اولينكسى كه به طور مشخص دست به بناى كعبه زده و آن را تجديد بنا نمود حضرت ابراهيم و فرزندش اسماعيل است كه داستانش در آيه 127 سوره بقره


1) . مجمع البيان، ج 1 - 2 ، ص 389 ؛ الحج و العمرة فى الكتاب والسنة، ص 56 و 63 .

2) . در روايات و كتب تفسيرى از كعبه به عنوان مسجد ياد شده است: از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «اوّلُ مسجد وضع فى الارض الكعبة ثم بيت المقدس ...؛ اولين مسجدى كه در زمين پديد آمد كعبه است و پس از آن بيت المقدس». الحج و العمرة فى الكتاب و السنة، ص 56 ؛ مرحوم طبرسى در ذيل آيه 127 سوره بقره: «و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل ربّنا تقبّل منّا... ؛ و به ياد آورد هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه كعبه را بالا مى بردند؛ (و مى گفتند:) پروردگارا! از ما بپذير». در تفسير حمله «ربّنا تقبل منّا» مى گويد: اين جمله دليل براين است كه حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام كعبه را به عنوان مسجد بنا كردند نه به عنوان مسكن (يا چيز ديگر)؛ چرا كه در ازاى بناى آن، از خدا درخواست پاداش نمودند و درخواست پاداش در موردى است كه طاعت (و عبادتى) انجام گيرد. مجمع البيان، ج 1 - 2 ، ص 389 و در ذيل آيه 36 سوره نور: «فى بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه ...» آورده است كه برخى گفته اند مقصود از «بيوت» در اين آيه چهار مسجدى است كه توسط (چند تن از) انبيا بنا شده: كعبه كه توسط ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلامبنا گرديده و ... . مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 227 .

و آيه 26 سوره حج آمده است. و با محوريت اين بناى مقدس شهر مكه پديد آمد و به دنبال آن پس از قرن ها پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و آيين اسلام و اُمّت بزرگ اسلام ظهور نموده است.

مسجد در آيين موسى عليه السلام

در سوره يونس آيه 87 مى خوانيم:

«و اَوحَينا اِلي موسي واَخيهِ اَن تَبَوَّءا لِقَومِكُما بِمِصرَ بُيوتًا واجعَلوا بُيوتَكُم قِبلَةً و اَقيمُوا الصَّلوةَ ...».

«و به موسى و برادرش وحى كرديم كه: براى قوم خود خانه هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد و خانه هايتان را مقابل يكديگر [يا رو به قبله ]قرار دهيد و نماز را بر پا داريد».مفسران در تفسير آيه ياد شده مطالب گوناگونى مطرح كرده اند از جمله اين كه: گفته اند مقصود اين است كه موسى و هارون عليهماالسلام پس از نابودى فرعون وارد مصر و از سوى خدا مأمور شدند كه براى بنى اسرائيل مسجد بنا كنند.

گروهى از مفسران گفته اند فرعون دستور داده بود كه مساجد بنى اسرائيل در مصر تخريب شود و آنان را از اقامه نماز منع كرده بود. لذا بنى اسرائيل مأمور شدند در خانه هاى خود مساجد و محل اقامه نماز تعبيه نمايند و نمازهاى خود را در آن اقامه نمايند.(1)


1) . ر.ك: مجمع البيان، ج 5 - 6 ، ص 195 ؛ روح المعانى، ج 7 ، جزء 11 ، ص 250 - 251 .

زيرا آنان موظف بودند در هر حال نمازشان را در معابد و مساجد برگزار نمايند.(1)اين تفسيرها، گوياى اين حقيقت اند كه داشتن مسجد براى اقامه نماز، امرى رايج بلكه از ضروريات در آيين موسى عليه السلام بوده است.

مسجد در آيين داوود و سليمان عليهماالسلام

در قرآن افزون بر مسجد، عبادتگاهى به نام «محراب» مطرح شده است. اين واژه چهاربار به صورت مفرد(2)و يک بار به صورت جمع (محاريب)(3)در قرآن آمده است. برخى مفسران،(4)محراب را به معناى مسجد يا جايگاه خاصى از آن دانسته اند.(5)و از اين جهت آن را محراب ناميده اند كه محل محاربه و جنگ


1) . روح المعانى، ج 7 ، جزء 11 ، ص 205 - 251 .

2) . سوره آل عمران، آيه 37 و 39 ؛ سوره مريم، آيه 11 ؛ سوره ص، آيه 21 .

3) . سوره سبأ، آيه 13 .

4) . ر.ك: مجمع البيان، ج 1 - 2 ، ص 739 - 740 ، ج 7 - 8، ص 598 ؛ الكشاف، ج 1 ، ص 358 .

5) . شايان ذكر است در مساجد صدر اسلام مانند مسجد قباء و مسجدالنبى چيزى بنام محراب وجود نداشت. زمانى كه عمر بن عبدالعزيز به دستور وليد مسجد النبى را توسعه مى داد در مكان نماز پيامبر صلى الله عليه و آله محراب درست كرد و از آن زمان به بعد ساخت محراب در مساجد رايج شد. ر.ك: آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 221 - 222 . و محرابى كه در آيين هاى پيشين رايج بود با محراب مساجد مسلمانان متفاوت بوده است زيرا آن محراب ها به صورت اتاقكى بود كه از كف عبادتگاه بالاتر قرار داشت بطورى كه چند پله مى خورد. ر.ك: تفسير نمونه، ج 2 ، ص 399 .

با شيطان و هواى نفس است، و برخى با توجه به معناى ديگر ماده «حرب» (عارى بودن) گفته اند وجه تسميه آن به اين نام اين است كه در آن مكان شايسته است انسان از هر نوع اشتغال به دنيا و آشفتگى خاطر، عارى باشد.(1)در داستان داوود عليه السلام آمده است:

«آيا داستان شاكيان هنگامى كه از «محراب» (داوود) بالا رفتند به تو رسيده است؟! در آن هنگام كه (بى مقدمه) بر او وارد شدند و او از ديدن آنها وحشت كرد؛ گفتند: نترس دو شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده؛ اكنون ميان ما به حق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت كن».(2)آيه بيانگر اين حقيقت است كه داوود عليه السلام براى خود محراب و مسجدى داشت كه در آن به عبادت مى پرداخت.

و در داستان سليمان عليه السلام در آيه 12 و 13 سوره سبأ آمده است عدّه اى از جنيان مسخّر و در خدمت وى بودند و از جمله كارهايى كه براى او انجام مى دادند اين بود كه برايش محراب ها مى ساختند:

«و لِسُلَيمانَ الرّيحَ غُدُوُّها شَهرٌ ورَواحُها شَهرٌ ... و مِنَ الجِنِّ مَن يَعمَلُ بَينَ يَدَيهِ بِاِذنِ رَبِّهِ .... * يَعمَلونَ لَهُ ما يَشاءُمِن مَحاريبَ...».


1) . مفردات راغب، ص 110 .

2) . سوره ص، آيه 21 - 22 .

«و براى سليمان باد را مسخر ساختيم كه صبحگاهان مسير يک ماه را مى پيمود و عصر گاهان مسير يک ماه را... و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مى كردند؛... آنها هرچه سليمان مى خواست برايش درست مى كردند: معبدها و... ».

با توجه به معنايى كه مفسران براى محراب و محاريب ذكر كرده اند استفاده مى شود ساخت مسجد و حضور و عبادت در آن در عصر و آيين داوود و سليمان رايج بوده است.

افزون براين، مسجد الاقصا كه با همين نام در قرآن مطرح شده توسط سليمان عليه السلام بنا شده است.(1)اين مسجد قبله اوّل مسلمانان و از مساجد تاريخى و بسيار مقدس است و پس از كعبه و مسجدالحرام بنا شده و طبق روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله پس از پانصد سال از بناى مسجدالحرام و كعبه تأسيس شده است.(2)وآن حضرت فرمود: يک نماز دراين مسجد معادل پانصد نماز (در مساجد معمولى) است.(3)در آيه اول سوره اسراء سفر شبانه پيامبر صلى الله عليه و آله از مسجدالحرام به مسجدالاقصا كه مقدمه اى براى معراج او بوده مطرح شده است:


1) . مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 227 و ص 598 - 599 .

2) . ر.ك: الحج والعمره فى الكتاب والسنه، ص 43 و ص 56 .

3) . همان، ص 51 .

«سُبحانَ الَّذي اَسري بِعَبدِهِ لَيلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَىالمَسجِدِ الاَقصَا الَّذي برَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن آياتِنا...».

«پاک و منزه است خدايى كه بنده اش را در يک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصا كه گرداگردش را پر بركت ساخته ايم برد تا برخى آيات خود را به او نشان دهيم».

در آيه ياد شده، مسجدالاقصا اين گونه معرفى شده است: مسجدى است كه خداوند گرداگردش را پر بركت قرار داده است: «الذى باركنا حوله» اين صفت بيانگر اين است كه مسجدالاقصا علاوه براين كه خود، مسجدى با بركت است اطراف آن نيز سرزمين با خير و بركت است. ممكن است مقصود از اين بركت، بركت ظاهرى و مادى باشد؛ چرا كه اين مسجد در منطقه اى سرسبز و خرّم و مملوّ از درختان و آب و آبادى واقع شده است و نيز ممكن است اشاره به بركات معنوى باشد؛ زيرا اين سرزمين در طول تاريخ مركز ظهور پيامبران بزرگ الهى و خاستگاه توحيد و يگانه پرستى بوده است.(1)نكته ديگر اينكه وصف «الاقصا» (دورتر) براى اين مسجد به اين جهت است كه در قياس با مسجدالحرام در نقطه دورتر و فاصله نسبتا زيادى قرار دارد.(2)در آيات بعدى سوره اسراء به تصرف و تسلط مسجدالاقصا توسط گروهى جنگجو و پيكار در دو نوبت در پى فسادگرى بنى اسرائيل اشاره


1) . ر.ك: تفسير نمونه، ج 12 ، ص ،10 .

2) . تفسير الجلالين، ص 364 .

شده است:

«و قَضَينا اِلي بَني اِسرءيلَ فِي الكِتبِ لَتُفسِدُنَّ فِي الاَرضِ مَرَّتَينِ و لَتَعلُنَّ عُلُوًّا كَبيرا... فَاِذا جاءَ وَعدُ الأخِرَةِ لِيَسوءوا وُجوهَكُم ولِيَدخُلُوا المَسجِدَ كَما دَخَلوهُ اَوَّلَ مَرَّةٍ ولِيُتَبِّرواما عَلَوا تَتبيرا».(1)«ما به بنى اسرائيل در كتاب (تورات) اعلام كرديم كه دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و برترى جويى بزرگى خواهيد نمود... و هنگامى كه وعده دوم فرا رسد آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه آثار غم و اندوه در صورت هايتان ظاهر مى شود و داخل مسجدالاقصا مى شوند همان گونه كه بار اول وارد آن شده اند و آنچه را زير سلطه خود مى گيرند درهم مى كوبند».

در اين كه دو بار فسادگرى بنى اسرائيل و در مقابل دو بار ذلت وخوارى ايشان توسط مردان پيكارگر و جنگجو و تسلط آنان بر مسجد الاقصاء و تخريب بلاد بنى اسرائيل كى و چگونه اتفاق افتاده يا در آينده اتفاق خواهد افتاد ميان مفسران گفتگو و محل بحث است(2)كه به جهت ارتباط نداشتن به بحث ما از آن صرف نظر مى شود.


1) . سوره اسراء، آيات 4 - 7 .

2) . ر.ك: تفسير نمونه، ج 12 ، ص 27 .

مسجد در آيين زكريّا عليه السلام

از آيات قرآن استفاده مى شود مسجد و محراب در عصر و آيين زكريا عليه السلام و مريم عليهاالسلام نيز به عنوان محل عبادت مطرح بوده است، و مادر مريم زمانى كه به او باردار شد نذر كرده بود كه فرزندش (در صورت پسر بودن) خدمتگزار مسجد (بيت المقدس) باشد.

و مريم عليهاالسلام داراى محراب و عبادتگاه خاصّى بوده كه هر وقت زكريّا كهكفالت او را برعهده داشت در آن مكان بر او وارد مى شد غذاها و ميوه هاى متنوع خدادادى نزد او مشاهده مى كرد... و با ديدن مقام و منزلت مريم عليهاالسلام در پيشگاه خداوند، زكريا عليه السلام كه تا آن زمان فرزندى نداشت، از پرودگارش درخواست كرد كه فرزندى پاک به او عنايت نمايد. در پى درخواست او، فرشتگان به وى بشارت تولد يحيى عليه السلام را دادند در حالى كه او در «محراب» ايستاده بود و نماز مى گذارد.(1)

مسجد در عصر اصحاب كهف

مسجد به عنوان محل عبادت و پرستش خداى يكتا، در عصر اصحاب كهف نيز رايج بود. آنگاه كه مردم از ماجراى آنها و بيدار شد نشان از خواب طولانى مدت، آگاه شدند طولى نكشيد آنان از دنبا رفتند. به دنبال آن، مردم دو دوسته شدند: عده اى كه منكر معاد بودند و مى خواستند مسأله خواب و بيدارى آنها


1) . سوره آل عمران، آيات 35 - 39 .

به دست فراموشى سپرده شود پيشنهاد دادند كه درِ غار گرفته شود تا براى هميشه از نظر مردم پنهان گردند.

اما گروهى كه مؤمن و معتقد به رستاخيز بودند و مسأله خواب و بيدارى اصحاب كهف را سندى مهمّ براى اثبات آن مى دانستند نظرشان براين بود كه در كنار مدفن آنها مسجدى ساخته شود:

«وكَذلِكَ اَعثَرنا عَلَيهِم لِيَعلَموا اَنَّ وعدَ اللَّهِ حَقٌّ و اَنَّ السّاعَةَ لارَيبَ فيها اِذ يَتَنزَعونَ بَينَهُم اَمرَهُم فَقالوا ابنوا عَلَيهِم بُنينًا رَبُّهُم اَعلَمُ بِهِم قالَ الَّذينَ غَلَبوا عَلي اَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِم مَسجِدا».(1)«و اين چنين مردم را متوجه حال آنها (اصحاب كهف) كرديم تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند، گروهى مى گفتند: بنايى برآنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوييد كه) پررودگارشان از وضع آنها آگاه تر است، ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را دليلى بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مى سازيم (تا خاطره آنها فراموش نشود)».


1) . سوره كهف، آيه 21 .

مساجد خاص در قرآن

مسجد در دين اسلام از جايگاه ويژه اى برخوردار است كه در نوشته حاضر بطور مبسوط مورد بحث قرار گرفته است. در اين جا مرورى خواهيم داشت فبه مساجدى كه به طور خاص در قرآن آمده است.

سه مسجد نامبرده در قرآن

در قرآن دو مسجد با نام خاص مطرح شده اند:

مسجد الاقصا كه در مبحث «مسجد در آيين داوود و سليمان عليهماالسلام» مطرح گرديده است.

مسجدالحرام كه در اين بخش مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.

مسجد ديگرى كه در قرآن به آن اشاره شده مسجد قباء است؛ اما مسجد النبى كه دوّمين مسجد بنا شده توسط پيامبر اعظم عليه السلام است بطور خاص در قرآنمطرح نشده است؛ گرچه برخى مفسران مسجد مطرح شده در آيه 108 سوره توبه را اشاره به اين مسجد دانسته اند؛ ولى به لحاظ برخى قرائن اين آيه مربوطه به مسجد قباء است كه در جاى خود مورد بررسى قرار گرفته است.

فصل نهم: مسجدالحرام

اشاره

مقدس ترين و با فضيلت ترين مسجد از نگاه قرآن و روايات مسجدالحرام است. درباره اين مسجد در قرآن مطالب متنوعى به چشم مى خورد كه در اين جا به اختصار مرور خواهيم كرد.

قداست مسجد الحرام

هر مسجدى به جهت انتساب به خدا، مقدس و داراى حرمت و شايسته احترام است؛ اما از ميان آنها مسجدالحرام داراى حرمت و قداست ويژه و بى مانندى است. نام اين مكان مقدس پانزده بار(1)در قرآن و در همه موارد با صفت «الحرام» كه بيانگر حرمت و قداست ويژه آنست آمده است.


1) . سوره بقره، آيات 144 ، 149 ، 150 ، 191 ، 196 و 217 ؛ سوره مائده، آيه 2 ؛ سوره انفال، آيه 34 ؛ سوره توبه ، آيات 7 ، 19 و 28 ؛ سوره اسراء، آيه 1 ؛ سوره حج، آيه 25 ؛ سوره فتح ، آيات 25 و 27 .

قداست ويژه مسجدالحرام از اين جهت است كه برخى امورى كه در خارج آن مجاز است در اين مكان مقدس روا نيست، يا امورى كه در بيرون آن، حرام است انجام دادنش در آن محيط مقدس، حرمت دو چندان دارد.

محوريّت مسجد الحرام

پس از آن كه قبله از بيت المقدس به سوى مسجدالحرام و كعبه تغيير كرد مسلمانان موظف شدند در هر نقطه اى از زمين كه به سرمى برند براى كارهايى كه انجام آنها مشروط به رعايت جهت قبله است روبه سوى مسجدالحرام بنمايند:

«قَد نَري تَقَلُّبَ وجهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبلَةً تَرضها فَوَلِّ وجهَكَ شَطرَ المَسجِدِالحَرامِ وحَيثُ ما كُنتُم فَوَلّوا وُجوهَكُم شَطرَهُ...».(1)«نگاه هاي انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبلة نهايى) مى بينيم. اكنون تو را به قبله اى كه از آن خشنود باشى باز مى گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن و هرجا باشيد روى خود را به سوى آن برگردانيد».

اين حقيقت كه مسجدالحرام قبله همه اماكن در همه زمان ها است در آيات 149 و 150 سوره بقره نيز مورد تأكيد قرار گرفته. افزون براين، درآيه 29 سوره


1) . سوره بقره، آيه 144 .

اعراف آمده است:

«قُل اَمَرَ رَبّي بِالقِسطِ و اَقيموا وُجوهَكُم عِندَ كُلِّ مَسجِدٍ...».

«بگو پروردگارم امر به عدالت كرده است؛ و توجه خويش رادر هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوى او كنيد.

از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام در تفسير آيه ياد شده نقل شده كه فرمودند:[مقصود اين است كه] در مساجد جديدالتأسيس روى به سوى مسجدالحرام كنيد.(1)معناى اين سخن اين است كه هر مسجد در هرنقطه اى كه تأسيس مى شود قبله و محور آن بايد كعبه و مسجد الحرام باشد.

محدوده مسجدالحرام

از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه مسجدالحرام داراى محدوده بسيار گسترده و وسيع است. در آيه 196 سوره بقره آمده است:

«... فَمَن تَمَتَّعَ بِالعُمرَةِ اِلَى الحَجِّ فَمَا استَيسَرَ مِنَ الهَدىِ فَمَن لَم يَجِد فَصِيامُ ثَلاثَةِ اَيّامٍ فِى الحَجِّ و سَبعَةٍ اِذا رَجَعتُم تِلكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَم يَكُن اَهلُهُ حاضِرِى المَسجِدِ الحَرامِ...».

«هركس با ختم عمره، حج را آغاز كند آن چه از قربانى براى او ميّسر است (ذبح كند) و هر كه نيافت، سه روز در ايام


1) . تهذيب الاحكام، ج 2 ، ص 43 .

حج و هفت روز هنگامى كه به وطن باز مى گرديد روزه بدارد، اين ده روز كامل است (البته) اين براى كسى است كه خانواده او نزد مسجدالحرام نباشد».

به قرينه «لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام» مقصود از «المسجدالحرام» خصوص مسجدالحرام زمان نزول آيه يا مسجدالحرام فعلى نيست؛ زيرا مسجدالحرام محل زندگى و خانه كسى نيست. و لذا در روايات تا شعاع 48 ميلى جزء «عند المسجد الحرام» به حساب آمده است.(1)و در آيه 7 سوره توبه مى خوانيم:

«كَيفَ يَكونُ لِلمُشرِكينَ عَهدٌ عِندَ اللَّهِ وعِندَ رَسولِهِ اِلَّا الَّذينَ عهَدتُم عِندَ المَسجِدِالحَرامِ ...».

«چگونه براى مشركان پيمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالى كه آنها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند؟!) مگر كسانى كه نزد مسجدالحرام با آنان پيمان بستيد و (پيمان خود را محترم شمردند)».

مقصود از «الاّ الّذين عاهدتم عند المسجد الحرام» گروهى از عرب است كه به صلح حديبيه ملحق شدند اين صلح در سرزمين حديبيه (15 ميلى مكّه) ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و مشركان مكّه منعقد شده ولى با اين حال خداوند از آن به «عند المسجدالحرام» تعبير فرموده كه بيانگر وسعت محدوده آن است.(2)


1) . تفسير نمونه، ج 7 ، ص 301 با تصرف.

2) . تفسير نمونه، ج 7 ، ص 301 .

جهان شمولى مسجدالحرام

مسجدالحرام از آن جهت كه محور و قبله همه اماكن و مساجد است، يک مركز جهانى و متعلق به همگان است وبدين سبب همه مردم به شرط ايمان در استفاده و بهره مندى از فضاى معنوى آن، برابر هستند و كسى در استفاده از آن بر ديگرى تقدّم يا اولوّيت ندارد؛ خواه ساكن مكّه واطراف مسجدالحرام باشد وخواه از اماكن ديگر، وارد آن شود:

«... والمَسجِدِ الحَرامِ الَّذي جَعَلناهُ لِلنّاسِ سَواءً اَلعكِفُ فيهِ والبادِ...».(1)«و مسجدالحرام كه آن را براى همه مردم برابر قرارداديم چه كسانى كه در آنجا زندگى مى كنند يا از نقاط دور وارد مى شوند».

از تعبير «للناس» استفاده مى شود اين مكان مقدس براى همه مردم است و از «سواء العاكف فيه والباد» استفاده مى شود كه همه مردم در بهره مند شدن از آن، برابر هستند.

امنيّت مسجدالحرام

جهان شمول بودن مسجدالحرام اقتضا دارد از امنيّت كامل و همه جانبه برخوردار باشد و كسى حق هيچ گونه تعرّض به حقوق ديگران را در آن مكان


1) . سوره حج، آيه 25 .

مقدس نداشته باشد. ازاين روى، خداى تعالى هرنوع تعرّض و تجاوز به حقوق ديگران را در مسجدالحرام انحراف و ستمى نابخشودنى و ممنوع اعلام كرده است:

«اِنَّ الَّذينَ كَفَروا و يَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللَّهِ والمَسجِدِ الحَرامِ الَّذي جَعَلنهُ لِلنّاسِ سَواءً اَلعكِفُ فيهِ والبادِ ومَن يُرِد فيهِ بِاِلحادٍ بِظُلمٍ نُذِقهُ مِن عَذابٍ اَليم».

«كسانى كه كافر شدند و مؤمنان را از راه خدا باز داشتند و هم چنين از مسجدالحرام كه آن را براى همه مردم برابر قرار داديم چه كسانى كه در آنجا زندگى مى كنند يا از نقاط دور وارد مى شوند (مستحق عذابى دردناكند) و هر كس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند ما از عذابى دردناک به او مى چشانيم».(1)

جنگ و دفاع در مسجدالحرام

علاوه بر ممنوعيت هر نوع ستم و تجاوز به حقوق ديگران در اين مركز مقدس، آغاز به جنگ و خونريزى حتّى از جانب مسلمانان و با هدف مقدس هم صحيح نيست، مگر آن كه به صورت دفاع در برابر دشمن متجاوز باشد كه در اين صورت جنگ در اطراف آن مانعى ندارد:


1) . سوره حج، آيه 25 .

«... ولا تُقاتِلوهُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ حَتّي يُقتِلوكُم فيهِ فَاِن قتَلوكُم فَاقتُلوهُم كَذلِكَ جَزاءُ الكافِرين».(1)«و باآنها (مشركان) در نزدمسجدالحرام (در منطقه حرم) جنگ نكنيد؛ مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر در آنجا با شما پيكار كردند آنها را به قتل برسانيد. چنين است جزاي كافران».

شايان ذكر است اين مسأله يعنى امنيّت مسجدالحرام و ممنوعيت تجاوز به حقوق ديگران و آغاز به جنگ درآن با توجه به گستردگى محدوده اين نهاد مقدس، ابعاد وسيعى دارد.

توليت و تعمير مسجدالحرام

توليت امور مسجدالحرام و رسيدگى به آن و آبادسازى اين پايگاه مقدس، امرى ارزشمند و افتخارآميز است بطورى كه بسيارى از حاكمان در طول تاريخ افتخار مى كردند كه به آنها عنوان خادم الحرم اطلاق شود و حتّى اين امر در ميان عرب هاى جاهلى و پيش از اسلام نيز به عنوان يک كار افتخارآميز بود تا جايىكه برخى افراد فاقد ايمان و اعتقاد توحيدى به اين سمت يعنى توليت و تعمير مسجدالحرام در برابر مؤمنان جهادگر تفاخر مى كردند وآن را معادل ايمان به خدا وروز قيامت وجهاد در راه خدا مى دانستند.


1) . سوره بقره، آيه 191 .

«اَجَعَلتُم سِقايَةَ الحاجِّ و عِمارَةَ المَسجِدِ الحَرامِ كَمَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ وجهَدَ في سَبيلِ اللَّهِ لا يَستَوونَ عِندَ اللَّهِ...».(1)«آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند (عمل) كسى قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد كرده است؟ اين دو نزد خدا مساوى نيستند».

تا سال نهم هجرت، مسلمانان قدرت و شرايط لازم براى تصدّى امور مسجدالحرام را به نحو كامل دارا نبودند؛ در اين سال موظف شدند از ورود مشركان به مسجدالحرام به طور كامل جلوگيرى كنند و اداره امور آن را در اختيار خود بگيرند:


1) . سوره توبه، آيه 19 . درباره آيه ياد شده شأن نزول هاى متعددى نقل شده از جمله اين كه شخصى بنام «بريده» گويد «شَيبه» و «عباس» هركدام تفاخر مى كردند در اين حال على عليه السلامرسيد و فرمود: به چه چيزى تفاخر مى كنيد؟ عباس گفت به من فضليت و امتيازى داده شده كه هيچ كس ندارد و آن اين كه من به حجاج آب مى رسانم. شيبه گفت من امتياز تعمير مسجدالحرام را دارم. على عليه السلام گفت: بااين كه از شما حيا مى كنم امّا با اين سنّ كم امتيازى دارم كه شما دو تا نداريد گفتند: امتياز شما چيست؟ فرمود: با شمشير بر خرطوم هاى شما كوبيدم تا اين كه به خدا و رسولش ايمان آورديد و عباس خشمناک برخاست و بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد وگفت: آيا نمى بينى على عليه السلام بامن چگونه سخن مى گويد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را طلبيد و فرمود ماجرا چيست؟ على عليه السلام گفت: من مطلب حقى را گفتم هر كس مى خواهد ناراحت شود و هر كس مى خواهد خشنود شود در اين لحظه جبرئيل نازل شد و آيه ياد شده را آورده است. مجمع البيان، ج 2 - 1 ، ص 23 .

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هذا...».(1)«اى كسانى كه ايمان آورده ايد مشركان ناپاكند؛ پس نبايد از امسال (سال نهم هجرى) نزديک مسجدالحرام شوند».

گرچه مشركان اصرار داشتند متولى امور مسجدالحرام اند و حاضر نبودند به راحتى اين امتياز را از دست بدهند؛ امّا خدا با صراحت فرمود: آنان شايسته چنين منصبى نيستند؛ زيرا اولّا نجس و پليدند همان گونه كه در آيه ياد شده اشاره شده و ثانيا آنان به بهانه تصدى امور مسجدالحرام، مؤمنان را كه اهالى واقعى مسجدالحرام اند، از ورود و استفاده از فضاى معنوى اين مركز مقدس جلوگيرى مى كردند و آن را در انحصار خود قرار داده بودند و اصولاً شايسته چنين منصبى نيستند؛ زيرا گروهى بى تقوا و نادان هستند:

«و ما لَهُم اَلّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وهُم يَصُدّونَ عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ و ما كانوا اَولِياءَهُ اِن اَولِياؤُهُ اِلَّا المُتَّقونَ و لكِنَّ اَكثَرَهُم لايَعلَمون».(2)«چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از عبادت مؤمنان و موحّدان در مسجدالحرام جلوگيرى مى كنند در حالى كه سرپرست آن نيستند؟! سرپرست آن، فقط پرهيزكارانند؛ ولى بيشتر آنها نادانند».


1) . سوره توبه، آيه 29 .

2) . سوره انفال، آيه 34 .

و ثالثا به جهت بى تقوايى و نادانى، حرمت مسجدالحرام را حفظ نمى كنند و در اين نهاد الهى كارهايى لغو و بيهوده انجام مى دهند:

«و ما كانَ صَلاتُهُم عِندَ البَيتِ اِلّا مُكاءً و تَصدِيَةً ...».(1)«نماز و عبادتشان نزد خانه خدا (و مسجدالحرام) چيزىجز سوت كشيدن وكف زدن نبود».

و از اين گذشته، آنها به دليل شرک و كفر، شايسته توليت هيچ مسجد و مكان مقدسى نيستند تا چه رسد به مسجدالحرام كه جاى خود دارد:

«ما كانَ لِلمُشرِكينَ اَن يَعمُروا مَسجِدَ اللَّهِ شهِدينَ عَلي اَنفُسِهِم بِالكُفرِ اُولئكَ حَبِطَت اَعملُهُم و فِي النّارِ هُم خالِدون».(2)«مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد سازند در حالى كه به كفر خويش گواهى مى دهند آنها اعمال شان نابود (و بى ارزش) شده، و در آتش (دوزخ) جاودانه خواهند ماند».

شرايط توليت مسجدالحرام

قداست ويژه اين نهاد معنوى اقتضا مى كند متوليان و متصديان امور آن، از آلودگى و پليدى كفر و شرک پاک باشند. علاوه براين، از خود محورى وتنگ نظرى مبرّا و به تقواى الهى آراسته باشند:


1) . سوره انفال، آيه 35 .

2) . سوره توبه، آيه 17 .

«و ما لَهُم اَلّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وهُم يَصُدّونَ عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ و ما كانوا اَولِياءَهُ اِن اَولِياؤُهُ اِلَّا المُتَّقونَ ولكِنَّ اَكثَرَهُم لايَعلَمون».(1)«چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از (عبادت موحدان) در مسجدالحرام جلوگيرى مى كنند درحالى كه سرپرست آن نيستند؟ سرپرست آن فقط پرهيزگارانند؛ ولى بيشتر آنها نمى دانند».شرايط متوليان اين كانون معنويت در آيه 18 سوره توبه به نحو كامل ترى بيان شده است:

«اِنَّما يَعمُرُ مَسجِدَ اللَّهِ مَن ءامَنَ بِاللَّهِ واليَومِ الأخِرِ واَقامَ الصَّلوةَ وءاتَي الزَّكوةَ ولَم يَخشَ اِلَّا اللَّهَ فَعَسياُولكَ اَن يَكونوا مِنَ المُهتَدين».

«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى كند كه: ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و جز از خدا نترسد؛ اميد است چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند».

مشركان و مسجدالحرام

همان گونه كه اشاره شد مشركان مكّه از عصر جاهليّت تا سال نهم هجرت


1) . سوره انفال، آيه 34 .

پيامبر صلى الله عليه و آله متصدى امور مسجدالحرام بودند و به اين، افتخار مى كردند و مشركان جزيره العرب از نقاط مختلف، در ايام حج و غير آن، به اين مكان مقدس جهت زيارت و تجارت سفر مى كردند؛ امّا زيارت و حضورشان در اين پايگاه الهى به انواع جهل و نادانى و امور خلاف اخلاق انسانى آميخته بود. نماز و عبادت شان در مسجدالحرام و در كنار كعبه چيزى جز سوت و كف نبود:

«و ما كانَ صَلاتُهُم عِندَ البَيتِ اِلّا مُكاءً وتَصدِية ...».(1)«و زنان و مردان شان براى طواف كعبه با حالت لخت و عريان و بدون داشتن هيچ نوع پوششى در صحن مسجدالحرام حاضر مى شدند و مى گفتند اين سنّت نياكان مااست و خداوند به چنين امرى فرمان داده است:

«و اِذا فَعَلوا فحِشَةً قالوا وجَدنا عَلَيها ءاباءَنا واللَّهُ اَمَرَنا بِها قُل اِنَّ اللَّهَ لا يَأمُرُ بِالفَحشاءِ ...».(2)«و هنگامى كه كار زشتى (طواف بدون پوشش) انجام مى دهند مى گويند: پدران خود را براين عمل يافتيم؛

و خداوند ما را به آن دستور داده است. بگو: خداوند هرگز به كار زشت فرمان نمى دهد».


1) . سوره انفال، آيه 35 .

2) . سوره اعراف، آيه 28 . مفسران گفته اند: مقصود از «اذا فعلوا فاحشه» انجام طواف بدون لباس و پوشش است كه در ميان مردم جاهليت رايج بوده است. مجمع البيان، 4 - 3 ، ص 633 ؛ الكشاف،ج 2 ، ص 99 ؛ الميزان، ج 8 ، ص 72 .

از اين امور كه بگذريم جرم بزرگ مشركان مكّه در ارتباط با مسجدالحرام اين بود كه اين مركز جهانى و عمومى را مختص به خود مى دانستند و از حضور مؤمنان و مسلمانان كه اهالى و متصديان واقعى مسجدالحرام بودند ممانعت به عمل مى آورند و اجازه نمى داد آنان آن را زيارت كنند.(1)و در سال ششم هجرت، پيامبر صلى الله عليه و آله به همراه مؤمنان از مدينه حركت كردند و محرم شدند جهت انجام عمره مفرده اما مشركان مانع شدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و مؤمنان نوزده روز در حال احرام در سرزمين حديبيه - نزديک مكه - ماندند و سرانجام مجبور شدند با انجام قربانى و تقصير در همان مكان، از احرام بيرون بيايند وبه مدينه برگردند:

«هُمُ الَّذينَ كَفَروا و صَدّوكُم عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ والهَدىَ مَعكوفًا اَن يَبلُغَ مَحِلَّهُ ...».(2)«آنها (مشركان مكه) كسانى هستند كه كافر شدند و شمارا از زيارت مسجدالحرام و رسيدن قرانى هايتان به قربانگاه باز داشتند».

و جرم بزرگتر آنان در رابطه با مسجدالحرام اين بود كه پيامبر صلى الله عليه و آلهو مؤمنان را از مسجدالحرام و مكّه اخراج كردند:

«يَسَلونَكَ عَنِ الشَّهرِ الحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُل قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ و صَدٌّ عَن سَبيلِ اللَّهِ وكُفرٌ بِهِ والمَسجِدِ الحَرامِ واِخرَاجُ اَهلِهِ مِنهُ


1) . سوره حج ، آيه 25 .

2) . سوره فتح، آيه 25 .

اَكبَرُ عِندَاللَّهِ».(1)«از تو درباره جنگ در ماه حرام سئوال مى كنند؛ بگو: جنگ در آن، گناهى بزرگ است؛ ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتک احترام مسجدالحرام و اخراج ساكنان آن، نزد خدا مهم تر از آن است».(2)اما سرانجام در سال نهم هجرت با نزول آيات آغازين سوره برائت (توبه) و ابلاغ آن توسط اميرمؤمنان على عليه السلام در موسم حج، مشركان براى هميشه از حضور در مسجدالحرام و دخالت در امور آن ممنوع گرديده و در آيه 28 اين سوره ضمن تأكيد بر ممنوعيت ورود و حضور مشركان در مسجدالحرام، فلسفه آن اين گونه بيان شده كه آنان موجودات پليد و ناپاكى هستند و لذا حق نزديک شدن به اين مركز پاک ومقدس را ندارند:

«ياَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَعامِهِم هذا...».(3)«اى كسانى كه ايمان آورده ايد مشركان پليد و ناپاكند پس نبايد بعد از اين سال (سال نهم هجرى) نزديک مسجدالحرام شوند».


1) . سوره بقره، آيه 217 .

2) . علاوه برآيات ياد شده، مسأله ممانعت مشركان از ورود مؤمنان به مسجدالحرام در آيه 2 سوره مائده نيز مطرح شده است.

3) . سوره توبه، آيه 28 .

گرچه ممكن بود در پى اجراى اين دستور اكيد الهى و نيامدن مشركان به مكّه، مشكلات اقتصادى خاصى براى مسلمانان پيش بيايد و آنان از اين جهت نگران بودند براى رفع اين نگرانى، خداى تعالى در ادامه آيه ياد شده فرموده است:

«و ان خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله ان شاء ...».

«واگر از فقر مى ترسيد خداوند هرگاه بخواهد شما را به كرمش بى نياز مى سازد (و از راه ديگر جبران مى كند)».

و در آيه 34 سوره انفال ضمن تأكيد بر ممنوعيت هرگونه دخالت مشركان و كفّار درامور مسجدالحرام به دليل بى تقوايى آنان، ايشان را به سبب ممانعت از ورود مؤمنان به آن، مستحق عذاب الهى دانسته است:

«و ما لَهُم اَلّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وهُم يَصُدّونَ عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ و ما كانوا اَولِياءَهُ اِن اَولِياؤُهُ اِلَّا المُتَّقونَ...».

«چرا خدا آنها را مجازات نكند با اين كه از حضور و عبادت مؤمنان در مسجدالحرام جلوگيرى مى كنند

درحالى كه سرپرست آن نيستند؟! سرپرست آن فقط پرهيزگارانند».

فصل دهم: مسجد قبا

اشاره

اين مسجد مقدس و تاريخى، با اين نام در قرآن مطرح نشده است؛ ولى بنابه نظر بسيارى از مفسران،(1)در آيه 108 سوره توبه:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ...».

از اين مسجد سخن به ميان آمده و مطالبى درباره آن و اهالى آن مطرح شده و در روايات متعدد،(2)اين تفسير، مورد تأييد قرار گرفته است.

ساخت مسجد قبا

پيامبر صلى الله عليه و آله در هجرت از مكه مكرّمه به مدينه، به محله قبا(3)رسيدند و چند روزى


1) . مجمع البيان، ج 5 ، ص 127 ؛ الميزان، ج 9 ، ص 390 ؛ جامع البيان، ج 11 ، ص 38 .

2) . ر.ك: تفسير صافى، ج 2 ، ص 378 ؛ تفسير نور الثقلين، ج 2 ، ص 267 .

3) . محله قبا در حدود شش كيلومترى مدينه عصر پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داشته، ولى اكنون جزء مدينه منوره است.

در آنجا ماندند. در اولين گام، مسجد قبا را به كمک اهالى مؤمن روستاى قبا بنا نهادند و چند روزى كه در آنجا حضور داشتند، در آن مسجد مقدس و تازه تأسيس نماز را به جماعت اقامه مى كردند و تا زمانى كه در حيات بودند هر چندوقت به قباء مى رفتند و در مسجد آن نماز مى خواندند.(1)

فضيلت مسجد قبا

خداوند از اين مسجد به لحاظ اين كه براساس تقوا و اخلاص بنا شده ستايش و تمجيد كرده و به حضور و اقامه نماز در آن تشويق و ترغيب نموده است:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ...».(2)«آن مسجدى كه از روز نخست براساس تقوا بنا شده شايسته تر است در آن به عبادت و نماز قيام كنى».

و پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله درباره فضيلت حضور و نماز در آن فرموده است:

«مَن تَطَهّرَ في بَيتِهِ ثُمَّ أتي مسجدَ قُباء فَصلّي فيهِ ركعتين كانَ كأجرِ عُمرَة».(3)


1) . نقل شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله هر هفته گاه روز شنبه و گاهى روز دوشنبه به قبا مى آمد و در اين مسجد نماز مى خواند. آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 247 .

2) . سوره توبه، آيه 108 .

3) . آثار اسلامى مكّه و مدينه، ص 246 .

«كسى كه در خانه اش وضو بگيرد، آنگاه به مسجد قبا درآيد و دو ركعت نماز بگزارد، ثواب يک عمره را برده است».

اوصاف مسجد قبا

طبق اين نظركه مقصود از «لمسجد...» درآيه 108 سوره توبه مسجد قبا است از اين آيه استفاده مى شود كه مسجد قبا:1 - مسجدى است كه در اولين روزهاى هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله بنا شده است.

2 - مسجدى است كه براساس تقوا و پرهيزكارى و رعايت قوانين الهى و با هدف و نيت مقدس بنا گرديده ا ست.

3 - مسجدى است كه شايسته است در آن قيام به عبادت و اقامه نماز شود.

4 - پاسداران و اهالى اين مسجد انسان هايى پاك، درستكار و مؤمن اند كه در راه تكامل و طهارت سير مى كنند و خداوند ايشان را دوست مى دارد:

«... لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَي التَّقوي مِن اَوَّلِ يَومٍ اَحَقُّ اَن تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ اَن يَتَطَهَّروا واللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرين».

«آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايسته تر است كه در آن به عبادت بايستى؛ در آن، مردانى هستند كه دوست مى دارند پاكيزه باشند؛ و خداوند پاكيزگان را دوست دارد».

و در آيه 109 ميان اين مسجد بنا شده براساس تقوا و نيت خالص و مسجد ضرار كه براى زيان رساندن و تقويت كفر و ايجاد اختلاف در صفوف مؤمنان و به عنوان پايگاه فعاليّت دشمنان خدا و رسول او ايجاد گرديده مقايسه شده و ويژگى(1)هريک مورد اشاره قرار گرفته است.

«افمن أسس بنيانه علي تقوي من اللّه و رضوان خير ام من أسس بنيانه علي شفا جرف هار فانهار به في نار جهنم واللّه لايهدي القوم الظالمين».

«آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى اوبنا كرده بهتر است يا كسى كه اساس آن را بركنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مى ريزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمى كند».

به طور حتم بنايى كه شالوده اش براساس تقوا و رضاى خدا نهاده شده براى هميشه در تاريخ مى ماند و منشأ خير و بركت براى مؤمنان خواهد بود و اين مسجد اكنون از مساجد زيبا و بزرگ مدينه است و همواره مورد زيارت و محل عبادت مجاوران و زائران حرم نبوى صلى الله عليه و آله است.

به تناسب نزول آيه 108 توبه درباره مسجد قبا كه در آن آمده «لمسجد اسس علي التقوي من اوّل يوم...»؛ در آن زمان مسجد ياد شده را به نام «مسجد التقوى» مى شناختند.(2)


1) . خصوصيات مسجد ضرار در مبحث مسجد ضرار در همين نوشته مطرح شده است.

2) . آثار اسلامى مكّه و مدينه، ص 245 .

فصل يازدهم: مسجد ضرار

مسجد ضرار

«والَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وكُفرًا و تَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ واِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ و رَسولَهُ مِن قَبلُ ولَيَحلِفُنَّ اِن اَرَدنا اِلَّا الحُسني واللَّهُ يَشهَدُ اِنَّهُم لَكذِبون * لاتَقُم فيهِ اَبَدًا *اَفَمَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي تَقوي مِنَ اللَّهِ و رِضونٍ خَيرٌ اَم مَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي شَفا جُرُفٍ هارٍفَانهارَ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ واللَّهُ لايَهدِي القَومَ الظّلِمين * لايَزالُ بُنينُهُمُ الَّذي بَنَوا ريبَةً في قُلوبِهِم اِلّا اَن تَقَطَّعَ قُلوبُهُم واللَّهُ عَليمٌ حَكيم».(1)«گروهى از آنها منافقان كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان رساندن (به مسلمانان) و (تقويت) كفر و تفرقه افكنى ميان مؤمنان و كمينگاه براى كسى كه از پيش


1) . سوره توبه، آيات 110 - 107 .

با خدا و پيامبر مبارزه كرده بود، آنها سوگند ياد مى كنند كه: جز نيكى (و خدمت) نظرى نداشته ايم. اما خدا گواهى مى دهد كه آنها دروغگو هستند. هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست. آن مسجدى كه از روز نخست برپايه تقوا بنا شده شايسته تر است كه درآن (به عبادت) بايستى؛ در آن مردانى هستند كه دوست مى دارند پاكيزه باشند؛ و خدا پاكيزگان را دوست دارد. آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است يا كسى كه اساس آن را بركنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان درآتش دوزخ فرو مى ريزد؟! و خدا گروه ستمگران را هدايت نمى كند. اين بنايى را كه آنها ساختند، همواره به صورت يک وسيله شک و ترديد، در دل هايشان باقى مى ماند؛ مگر اين كه دل هايشان پاره پاره شود (و بميرند وگرنه هرگز از دل آنها بيرون نمى رود) و خدا دانا و حكيم است».

بناى مسجد ضرار

آيات فوق درباره گروهى از منافقان است كه براى تحقق بخشيدن به نقشه هاى شوم خود اقدام به ساختن مسجدى در مدينه كردند كه بعدا بنام «مسجد ضرار» معروف شد.

خلاصه جريان بطورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مى شود چنين است: گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيله بنى سالم (نزديک مسجد قبا) بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پيرمردان از كار افتاده، در آن نماز بگزازند؛ وهم چنين درشب هاى بارانى كه گروهى از مردم توانايى آمدن به مسجد شما را ندارند فريضه اسلامى خود را در آن انجام دهند، و اين در موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم جنگ تبوک بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد ولى آنها اضافه كردند آيا ممكن است شخصا بياييد و در آن نماز بگزاريد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود من فعلاً عازم سفرم، پس از بازگشت به خواست خدا به آن مسجد مى آيم و درآن نماز مى گزارم.

هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تبوک بازگشت نزد او آمدند و گفتند اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيايى و در آنجا نماز بگزارى و از خدا بخواهى ما را بركت دهد، واين درحالى بود كه هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله وارد دروازه مدينه نشده بود.

دراين هنگام پيک وحى نازل شد و آيات فوق را آورد و پرده از اسرار كار آنها برداشت. و به دنبال آن، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد مسجد مزبور را آتش زنند و بقاياى آن را ويران كنند و جاى آن را محل ريختن زباله هاى شهر سازند!(1)

اهداف سازندگان مسجد ضرار

در آيه اول (آيه 107) چهار هدف براى ساخت مسجد ضرار ذكر شده است


1) . تفسير نمونه، ج 8 ، ص 134 .

و به عبارت ديگر، سازندگان اين مسجد در سايه بناى آن چهار هدف را تعقيب مى كردند:

1 - منظور آنها از بناى اين مسجد آن بود كه به اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و مسجد او و مسلمانان زيان برسانند: «والذين اتخذوا مسجدا ضرارا» و چون هدف اصلى آنها زيان رساندن به اسلام و مسلمانان بود اين مسجد در فرهنگ اسلامى به مسجد ضرار شهرت يافت و هر مسجدى كه ويژگى اين مسجد را داشته باشد نيز مسجد ضرار ناميده مى شود.

منافقان در پوشش شعار كمک به بيماران و از كار افتادگان و تأمين منافع مسلمانان در واقع قصدشان مقابله بااسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و مسجد او بود به هر مقدار كه بتوانند. و با اين كار مى خواستند مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله از رونق بيافتد.

و اين از شيوه هاى دشمنان درمورد دين وجامعه دينى است كه با استفاده از مقدسات و مذهب به مبارزه با مقدسات و مذهب مى پردازند و در اين ماجرا منافقان از مسجد استفاده كردند.

2 - تقويت پايه هاى كفر و شرک و كشاندن مردم به سمت بى دينى و دورى از اسلام: «وكفرا».

3 - ايجاد تفرقه و اختلاف ميان مؤمنان: «و تفريقا بين المؤمنين» زيرا آنها با ساختن اين مسجد مى خواستند دست كم عده اى از مؤمنان ساده و بى خبر از اهداف شوم منافقان را در آن مسجد جذب كنند و مسجد قبا يا مسجد پيامبر صلى الله عليه و آلهرا از رونق بياندازند.

4 - هدف ديگر آنها از بناى مسجد ضرار اين بود كه پايگاهى درست كنند براى كسى كه دشمن ديرينه خدا و رسول صلى الله عليه و آله او بود تا بتواند در پوشش مسجد برنامه هاى منافقانه خود را عملى كند: «و ارصادا لمن حارب اللّه و رسوله من قبل». اين شخص مردى بود بنام «ابو عامر» كه آيين نصرانيت را در زمان جاهليت پذيرفته و در سلک راهبان درآمده بود، و از عبّاد و زهّاد به شمار مى رفت و نفوذ وسيعى در طائفه «خزرج» داشت.

هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت كرد و مسلمانان گرد او را گرفتند و كار اسلام بالا گرفت و هنگامى كه مسلمانان در جنگ بدر برمشركان پيروز شدند ابوعامر كه خود روزى از بشارت دهندگان ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله بود اطراف خود را خالى ديد و به مبارزه با اسلام برخاست و از مدينه به سوى كفار مكّه گريخت و از آنها براى جنگ با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله استمداد جست و از قبايل عرب دعوت كرد. او قسمتى از نقشه هاى جنگ «احد» را ضد مسلمانان رهبرى مى كرد... .

هنگامى كه غزوه احد پايان يافت و با تمام مشكلاتى كه مسلمانان در اين ميدان با آن روبرو شدند آوازه اسلام بلندتر گرديد و در همه جا پيچيد او به سوى «هرقل» پادشاه روم رفت تا از او كمک بگيرد و با لشكرى براى كوبيدن مسلمانان حركت كند. ذكر اين نكته نيز لازم است كه براثر اين تحريكات و كارشكنى ها، پيامبر صلى الله عليه و آله لقب «فاسق» به او داده بود.

بعضى مى گويند مرگ، به او مهلت نداد تا خواسته خود را براى «هرقل» در ميان بگذارد ولى در بعضى از كتب ديگر مى خوانيم كه او با «هرقل» تماس گرفتو به وعده هاى او دلگرم شد.

او پيش از آنكه بميرد نامه اى براى منافقان مدينه نوشت و به آنها نويد داد كه با لشكرى از روم به كمكشان خواهد آمد، مخصوصا توصيه و تأكيد كرد كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا كانون فعاليت هاى آينده او باشد. ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در مدينه بنام دشمنان اسلام عملاً امكان پذير نبود منافقان بهتر اين ديدند كه در زير نقاب مسجد و به عنوان كمک به بيماران و معذوران اين برنامه را عملى سازند. سرانجام مسجد ساخته شد و حتّى مى گويند جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان بنام «مجمع بن حارثه» به امامت مسجد برگزيدند. ولى وحى الهى پرده از روى كار آنها برداشت و شايد اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از رفتن به تبوک دستور نداد شدّت عمل در مقابل آنها به خرج دهند براى اين بوده كه هم وضع آنها روشن تر شود و هم در سفر تبوک ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه نداشته باشد. نه تنها پيامبر صلى الله عليه و آله در آن مسجد نماز نگزارد بلكه دستور داد ابتدا آن را سوزاندند و سپس ديوارهايش را ويران كردند و محل آن را مركزى براى ريختن زباله ها قراردادند.(1)

توجيه مسجد ساخت ضرار

منافقان براى رسيدن به اهداف شوم خود از پوشش زيبا و ظاهر فريب مانند مسجد استفاده كردند و براى توجيه ساخت مسجدى جديد در كنار مسجد قبا


1) . تفسير نمونه، ج 8 ، ص 138 به نقل از: مجمع البيان، تفسير ابوالفتوح رازى، المنار و الميزان.

با تأكيد تمام سوگند ياد مى كردند با ساختن اين مسجد جز احسان و نيكى(به بيماران و معذوران و به طور كلى به مسلمانان) قصد ونظر ديگرى نداشتيم:

«وليحلفن ان اردنا الاّ الحسنى».

اين شيوه هميشگى منافقان است كه با استتار در پس پرده هاى ظاهرا زيبا و توسل به انواع سوگندهاى دروغ، تلاش مى كنند افكار مؤمنان را از اهداف و حقيقت كار خود منحرف نمايند، اما خدا در مقابل، با تأكيد تمام بر دروغگويى و دغلكارى آنها گواهى مى دهد:

«و اللّه يشهد انّهم لكاذبون».

برخورد با مسجد ضرار و سازندگان آن

خداوند در آيه 108 توبه با تأكيد به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى دهد كه هرگز در اين مسجد حاضر نشو و در آن، قيام به عبادت و اقامه نماز نكن:

«و لاتقم فيه ابدا».

شيوه صحيح در مقابله با يک برنامه انحرافى اين است كه ابتدا از آن برنامه جلوگيرى شود و سپس به جاى آن، راه صحيح ارائه شود. لذا خداوند پس از نهى از حضور و عبادت در مسجد ضرار مى فرمايد: شايسته تر اين است كه در مسجدى قيام به عبادت و نماز كنى كه شالوده آن در روز نخست برتقوا واخلاص گزارده شده است:

«...لمسجد اسس على التقوى من اوّل يوم احق ان تقوم فيه».(1)كلمه «أحقّ» به معناى شايسته تر، در اين جا براى مقايسه دو چيز در شايستگى نيامده بلكه براى مقايسه مسجد شايسته (مسجد قبا يا مسجدالنبى) مسجد ضرار است. در هر حال، همان گونه كه ذكر شد درپى دستور خداوند، پيامبر صلى الله عليه و آله افرادى را مأمور كرد كه مسجد ضرار را تخريب نمودند و مكان آن را محل ريختن زباله قراردادند.

از اين دستور خدا و برخورد قاطع پيامبر صلى الله عليه و آله استفاده مى شود كه مسلمانان بايد در شناخت و برخورد با منافقان دقيق و شديد باشند و در مورد هربنايى كه بنام مسجد ساخته و حتى آنچه در مساجد تبليغ و بيان مى شود و درباره كسانى كه مدعى هستند اهل مسجدند كاملاً هوشيار باشند و فريب برخى ظواهر زيبا را نخورند؛ چرا كه دشمن براى رسيدن به اهداف خود گاهى از مسجد عليه مسجد و بالاتر از آن، از دين عليه دين بهره مى گيرد.

براى واكسينه جامعه دينى از چنين خطرات، خداوند متعال يک مسجد، وبه طوركلى يک كانون فعّال و مثبت دينى و اجتماعى را، مسجد و كانونى معرفى مى كند كه از دو عنصر مثبت تشكيل گردد:


1) . در اين كه مقصود از «لمسجد اسس على التقوى من اوّل يوم...» مسجد قبا است يا مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه يا هر مسجدى كه براساس تقوا بنا شده باشد، مفسران هرسه احتمال را مطرح كرده اند؛ اما با توجه به اين كه منافقان مسجد ضرار را نزديک مسجد قبا ساخته بودند و باتوجه به تعبير «اوّل يوم» و ساخت مسجد قبا در اولين روزهاى هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله احتمال اين كه مقصود از آن مسجد قبا باشد مناسب تر است.

نخست شالوده و هدف آن از آغاز پاک باشد: «اُسس علي التقوي من اوّل يوم» و ديگر اين كه حاميان و پاسدارانش انسان هايى پاک و درستكار و با ايمان و مصمم باشند: «فيه رجال يحبون ان يتطهروا» از ميان رفتن هريک ازاين دو ركن اساسى باعث فقدان نتيجه و نرسيدن به مقصد است.(1)

فرجام مساجد ضرار و بانيان آن

در آيات 109 و 110 سرنوشت شوم بناها و مساجد ضرار و بانيان آن، بيان شده است. ابتدا در آيه 109 مقايسه اى شده ميان مؤمنان و صالحان كه بناها و مساجدى هم چون مسجد قبا را برپايه تقوا و اخلاص بنا مى كنند و منافقانى كه بناها و مساجدى هم چون مسجد ضرار كه شالوده آن رابركفر و نفاق و تفرقه و فساد قرار مى دهند: كسانى كه بناهاى خود را بر شالوده تقواى الهى و خشنودى خدا بنا مى كنند هم خودشان وهم بناهايشان مثبت ومنشأ خير و نيكى است و افرادى كه برپايه كفر وشيطنت و نفاق اقدام به تأسيس مؤسسات مى كنند مانند كسانى اند كه اساس بناى خود را بركنار پرتگاه سست و بى دوام بنا نموده كه ناگهان او را در آتش دوزخ ندامت و ناكامى فرو مى برد.

«اَفَمَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي تَقوي مِنَ اللَّهِ و رِضونٍ خَيرٌ اَم مَن اَسَّسَ بُنينَهُ عَلي شَفا جُرُفٍ هارٍفَانهارَ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ».

و چنين بناها و بانيانى هرگز درنظام الهى رونقى نخواهند يافت و پيروز نخواهند شد «واللّه لايهدى القوم الظالمين».


1) . اقتباس از تفسير نمونه، ج 8 ، ص 146 .

و درآيه 110 به لجاجت منافقان در كار خود از طرفى و سردرگمى آنها در اهداف خود از سوى ديگر، اشاره شده است: بنايى را كه خودشان برپا نمودند همواره به عنوان يک عامل شک ترديد در دل هاى آنها باقى مى ماند:

«لايَزالُ بُنينُهُمُ الَّذي بَنَوا ريبَةً في قُلوبِهِم».

و به رغم تخريب و نابودى آن به صورت يک عامل لجاجت و ترديد در روح آنها هم چنان باقى مى ماند مگر آنكه دل هاى آنها قطعه قطعه شود و بميرند: «الا ان تقطع قلوبهم».

«والحمدللّه ربّ العالمين».

فهرست منابع

1 - قرآن كريم.

2 - آثار اسلامى مكه و مدينه، جعفريان، رسول، مركز تحقيقات حج.

3 - احكام القرآن، ابن العربى، محمد.

4 - البداية و النهاية، ابن كثير الدمشقى، اسماعيل، بيروت، دارالفكر، 1986 .

5 - الحج والعمره فى الكتاب والسنه، رى شهرى، محمد، دارالحديث.

6 - الدّر المنثور، السيوطى، جلال الدين، دارالفكر، بيروت.

7 - الكافى، كلينى، محمد بن يعقوب، تهران، دارالكتب الاسلامية، 8 جلدى.

8 - الكشاف، زمخشرى، محمود بن عمر، نشرالبلاغة، قم.

9 - الميزان فى تفسير القرآن، طباطبايى، سيد محمد حسين، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 20 جلدى.

10 - بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر، بيروت، موسسة الوفاء، 1404 قمرى، 110 جلدى.

11 - تاج العروس، الزبيدى، محمد مرتضى، لبنان، دارمكتبة الحياة.

12 - تفسير الجلالين، جلال الدين المحلى، جلال الدين السيوطى، بيروت، دارالمعرفة.

13 - تذكرة الفقهاء، علامه حلى، مكتبة الرضوية، لاحياء الآثار الجعفرية.

14 - تفسير الصافى، فيض كاشانى، محسن، مكتبة الصدر، تهران.

15 - تفسير نور الثقلين، العروسى الحويزى شيخ عبدعلى بن جمعه، مؤسسه اسماعيليان قم.

16 - تفسير نمونه، مكارم شيرازى، دارالكتب الاسلامية، تهران.

17 - جامع البيان، طبرى، محمد بن جرير، دارالفكر، بيروت.

18 - روح المعانى، محمود الآلوسى، بيروت، دارالفكر.19 - زبدة البيان، محقق اردبيلى، مكتبة الرضوية لاحياء الآثار الجعفرية.

20 - فروغ ابديت، سبحانى، جعفر، قم.

21 - فروغ مسجد، جمعى از نويسندگان، مركز رسيدگى به امور مساجد، تهران، مؤسسه فرهنگى ثقلين.

22 - كنز العمال، متقى هندى، الرسالة، بيروت.

23 - لسان العرب، ابن منظور، جمال الدين محمد، قم، نشر ادب الحوزة.

24 - ماهنامه مسجد.

25 - مجمع البيان، طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو.

26 - مستدرک الوسائل، نورى، حسين، قم، موسسه آل البيت عليهم السلام، 1408، چاپ اول.

27 - معجم مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، حسين، قم، دارالكتب العلمية.

28 - ميزان الحكمة، رى شهرى، محمد، دارالحديث.

29 - وسايل الشيعة، حرعاملى، حسين، تهران، المكتبة الاسلامية.