ghaemiyeh.com
شرح حال مختصری از
آیت اللّه حاج سیّد ابوالقاسم دهکردی اصفهانی
و
اساتید و شاگردان معظم له
(شرح حال مختصری از 63 تن از شاگردان معظم له)
سرشناسه : آقابابایی، مهدی، 1362 مرداد-
عنوان و نام پديدآور : شرح حال مختصری از آیتاللّه حاجسیدابوالقاسم دهکردیاصفهانی و اساتید و شاگردان معظمله .../ مولف مهدی آقابابايیخوزانی.
مشخصات نشر : اصفهان: نورالحیات، 1404.
مشخصات ظاهری : 154 ص.؛ 5/14×5/21 سم.
شابک : 978-622-8514-41-3
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : دهکردی، ابوالقاسم، 1234 - 1313.
موضوع : دهکردی، ابوالقاسم، 1234 - 1313. -- شاگردان و پیروان
موضوع : مجتهدان و علما -- ایران -- شهرکرد -- سرگذشتنامه 'Ulama -- Iran -- Shahr Kurd -- Biography
رده بندی کنگره : BP153/5 /د9
رده بندی دیویی : 297/3924
شماره کتابشناسی ملی : 10354011
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
شرح حال مختصری از آیت اللّه حاج سیّد ابوالقاسم دهکردی اصفهانی و اساتید و شاگردان معظم له
(شرح حال مختصری از 63 تن از شاگرد معظم له)
مهدی آقابابایی خوزانی
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
سرشناسه : آقابابایی، مهدی، 1362 مرداد-
عنوان و نام پديدآور : شرح حال مختصری از آیتاللّه حاجسیدابوالقاسم دهکردیاصفهانی و اساتید و شاگردان معظمله .../ مولف مهدی آقابابايیخوزانی.
مشخصات نشر : اصفهان: نورالحیات، 1404.
مشخصات ظاهری : 154 ص.؛ 5/14×5/21 سم.
شابک : 978-622-8514-41-3
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : دهکردی، ابوالقاسم، 1234 - 1313.
موضوع : دهکردی، ابوالقاسم، 1234 - 1313. -- شاگردان و پیروان
موضوع : مجتهدان و علما -- ایران -- شهرکرد -- سرگذشتنامه 'Ulama -- Iran -- Shahr Kurd -- Biography
رده بندی کنگره : BP153/5 /د9
رده بندی دیویی : 297/3924
شماره کتابشناسی ملی : 10354011
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
شرح حال مختصری از آیت اللّه حاج سیّد ابوالقاسم دهکردی اصفهانی و اساتید و شاگردان معظم له
(شرح حال مختصری از 63 تن از شاگرد معظم له)
مهدی آقابابایی خوزانی
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
ناشر: نورالحیات
قطع: رقعی / 154 صفحه
چاپ اول / رجب المرجب 1447قمری / 1404شمسی
شمارگان : 1000 نسخه
شابک: 3-41-5814-622-978
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ اَلْرَحیمْ
رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)، اولین بنیانگذار حوزۀ علمیّه
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)تداوم بخش حوزۀ علمیّۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
امام صادق (علیه السلام)محور حوزه های علمیّۀ شیعه
پرچمداران حوزه های علمیّۀ شیعه از شیخ طوسی تا مراجع امروز
بالاخص
آیه الله سید ابوالقاسم دهکردی
و اساتید و شاگردان معظم له و
معلّمان و متعلّمان در حوزه های علمیّه
اهداء می نمایم.
آقا سیّدابوالقاسم دهکردی بن سیّدمحمّدباقر بن سیّدابراهیم بن میر محمّد هادی بن میر شمس الدّین، عالم فاضل فقیه مجتهد اصولی عابد زاهد کامل، از اعاظم فقهاء و مدرّسین اصفهان، در شنبه غرّه ماه رجب المرجّب 1272ق در دهکرد [شهرکرد فعلی] متولّد شد. نسب گرامی اش به جناب ابوالحسن محمّد پرهیزگار بن عبداللّه بن امام زین العابدین (علیه السلام)منتهی می گردد. پدرش از علمای عالی قدر دهکرد بوده، و مادرش دختر آخوند ملاّمحمّد ابراهیم دهکردی، از فضلای آن دیار است.
ایشان در یازده سالگی جهت تحصیل به اصفهان آمد، و در مدرسه صدر نزد برادر بزرگوار خود سیّدمحمّدجواد دهکردی تلمّذ نمود، و سپس در درس حاج سیّدمحمّدباقر نجفی، میرزا ابوالمعالی کلباسی، حاج ملاّاسماعیل حکیم درکوشکی، میرزا محمّدحسن نجفی و ملاّمحمّدباقر فشارکی حاضر شد. در سال 1301ق ازدواج نمود، و جهت تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات مشرّف، و در سامرّا و نجف، از محضر درس آیات عظام میرزا محمّدحسن شیرازی، ملاّفتحعلی سلطان آبادی، حاج میرزا حسین نوری، شیخ زین العابدین مازندرانی، میرزا حبیب اللّه رشتی و آخوند ملاّمحمّدکاظم خراسانی بهره کافی و وافی برد، و به مراتب عالی علم نائل آمد.
مشایخ اجازه روایت و اجتهاد ایشان نیز عبارت اند از: آمیرزا هاشم چهارسوقی، میرزا محمّدحسن نجفی، ملاّمحمّدباقر نجفی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نوری، و زین العابدین مازندرانی.
ایشان در سال 1309ق به اصفهان مراجعت نمود، و به تدریس درس خارج در مدرسه صدر و تربیت شاگردان پرداخت، و مرجعیّت امور شرعی مردم را بر عهده گرفت، و جمعی در اصفهان و چهارمحال از مقلّدین ایشان بودند. هم چنین وی سال ها نماز جماعت را در مسجد شیخ الاسلام و مسجد سرخی اقامه می کرد، و پس از نماز، به منبر می رفت، و مردم را ارشاد می نمود.
وفات این عالم عالی قدر در یک شنبه 6 شوّال 1353ق اتّفاق افتاد، و پیکر ایشان به امام زاده زینبیّه اصفهان منتقل، و در آن جا به خاک سپرده شده، و بعد از ساختن صحن امام زاده، قبر، در یکی از حجرات غربی قرار گرفت.
گوهرهاى گران بها (تألیفات)
سید ابوالقاسم این توفیق را به دست آورد که از دوران نوجوانى به حوزۀ علوم آل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)روى آورد و براى ادامه تحصیل به مدرسه صدرِ اصفهان برود و پایه هاى علمى خویش را در فقه و اصول و ادبیات عرب استحکام بخشد و از استادان پرآوازه آن عصر بهره هاى وافر ببرد.
در آن زمان، حوزۀ علمیّه اصفهان به شیوه اى تازه اداره مى گردید یعنى همراه با فقه و اصول، حکمت و فلسفه در آن تدریس مى شد و مشاهیرى در این
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص 332-331؛ مکارم الآثار، ج6، صص2007 2010؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص292؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص141؛ نقباءالبشر، ج1، ص61؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص193 194؛ ریحانه الادب، ج2، ص33؛ الذّریعه، ج18، ص46 و ج25، ص84؛ مزارات اصفهان، صص234 235؛ آفتاب علم، صص17 به بعد؛ اعیان الشّیعه، ج9، ص517.
عرصه چراغ معرفت را روشن نگاه مى داشتند. این حوزه از نظر فقهى و فلسفى در بین حوزه هاى علمیه شیعه موفقیت ویژه اى داشت و این امتیاز مربوط به زمانى است که حوزۀ علمیّۀ قم رونق نگرفته بود. آنچه سید ابوالقاسم جوان و تشنه علم و فضیلت را مسرور مى ساخت، مدرسان مطلع و مسلط بر علوم اسلامى و در عین حال پارسا و پرهیزگار بود. شادمانى این جویاى معارف دینى موقعى رو به فزونى نهاد و لبخند رضایت بر لبانش نشانید و غبار خستگى و دورى از خویشاوندان را از ذهن و دلش برگرفت که علماى این حوزه ضمن تدریس و تحقیق، به گشودن معضلات اجتماعى - سیاسى و ترویج معروف و نهى از منکر و اصلاح جامعه و پاسدارى از ارزش ها مبادرت مى ورزیدند. سال هایى که سید ابوالقاسم در اصفهان به تحصیل اشتغال داشت، عصر شکوفایى آن حوزه به شمار مى رفت. او این تحرّک، پویایى و جنب و جوش ویژه را مغتنم شمرد و در مسیر کسب معارف گام برداشت.
آقا سیّد محمّدجواد امام جمعه دهکردی بن سیّد محمّدباقر حسینی عالم فاضل و فقیه عارف. در حدود سال 1265ش در قصبه دهکرد چهارمحال [شهرکرد فعلی ]متولّد شد. در جوانی برای تحصیل به اصفهان آمده و نزد میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات)، میرزا محمّدحسن نجفی، ملّا محمّدباقر فشارکی و شیخ محمّدباقر نجفی به کسب فیض پرداخته و از برخی از آنان اجازه دریافت نمود. آخوند کاشی از رفقای صمیمی او بوده و وی را به نیکی ستوده است.
وی عالمی عابد و اهل تهجّد و نماز شب بوده است. او پس از تکمیل تحصیلات خود به دهکرد بازگشته و به تبلیغ و ترویج شریعت مشغول بوده و در حل مشکلات مردم اهتمام تمام داشته است و مردم آنجا به وی اعتقاد بسیار داشتند.
سرانجام در سال 1310ق وفات یافته و در همان جا مدفون شد. سه سال بعد پیکر مطهّر او را که هنوز تر و تازه بود به عتبات عالیات حمل نموده و در صحن مطهّر مرقد حضرت علی (علیه السلام)در نجف اشرف مدفون گردید.
برادرش سیّد احمد نوربخش در مادّه تاریخ وفاتش گوید:
به تاریخ گویند با پنج تن *** «بخلد است آقا محمّد جواد» (1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 384؛ شناخت سرزمین چهارمحال، ج2، ص118-115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 464 و 465؛ آفتاب علم، صص 118-116.
میرزا محمّد مکنّی به ابوالمعالی کلباسی (نام ایشان مهجور افتاده، و در همه جا به کنیه شهرت یافته اند)، فرزند حاج محمّدابراهیم کلباسی خراسانی، عالم فاضل محقّق، مجتهد جامع، فقیه اصولی، جامع معقول و منقول، از اکابر علما و مجتهدین، محقّق مدقّق و دقیق الفکر، کثیرالتتبّع، در غایت زهد و تقوی. درباره زهد و ورع و احتیاط های شرعی ایشان بین الخواص و العوام، حکایاتی منقول است که همگی، دلالت بر مقام او می کند. در شب چهارشنبه 7 شعبان 1247ق در اصفهان متولّد شد، [مقدّمات را نزد آقا سیّدمحمّد باقر دهکردی و] درس خارج را نزد آقا میرسیّد حسن مدرّس و آقا سیّدمحمّد شهشهانی طی نمود، و به اجتهاد نائل آمد.
در تذکره القبور درباره او فرماید: «مجلس آن مرحوم، مصداق حدیث حوارییّن و عیسی (علیه السلام)بود که عرض کردند: مَن نُجالس؟ فرمود: مَن یُذَکَرکم اللّه رؤیته و یزیدکم فی العلم منطقه، و یرغّبکم فی الآخره عمله».
جمعی کثیر از بزرگان علماء و مجتهدین از شاگردان ایشان هستند که معروف تر از همه، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج آقا حسین بروجردی (رحمه الله) می باشد. ایشان در شب چهارشنبه 27 ماه صفر المظفّر سال 1315 وفات یافت، و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون گردید. بانی ساختمان تکیه، حاج میرزا احمد ملاّباشی داماد آن مرحوم می باشد. در داخل و خارج بقعه، و هم چنین در اتاق ها عدّه زیادی از علماء و فضلاء و ادبای اصفهان
مدفون می باشند. میرزا ابوالمعالی دختر آقامیرزا زین العابدین فرزند حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی را به زوجیّت داشت، و از او، صاحب دو پسر (حاج میرزا جمال الدّین، و حاج میرزا کمال الدّین معروف به ابوالهدی) و یک دختر (که به زوجیّت حاج میرزا احمد ملاّباشی درآمد) می باشد. مجموع کتب و رسائل تألیفی ایشان، متجاوز از هشتاد مجلّد می شود که از آن جمله است: 1. رساله در استخارات، مطبوع در مقدّمه قرآن در سال 1316ق 2. رساله در استشفاء به تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام)مطبوع در سال 1258ق 3. الاستجاریّه 4. رساله در کیفیّت زیارت عاشورا 5. رساله در ابن غضائری 6. رساله در احوال انسان، به فارسی 7. رساله در احوال آقا حسین خوانساری 8. رساله در احوال شیخ بهایی 9. بشارات در اصول، سه مجلّد 10. مجموعه ای از اشعار عربی 11. مجموعه ای در تفسیر 12. تعارض استصحاب و اصاله الصحّه 13. جبر و تفویض 14. حجّت مظنّه 15. رساله در تزکیه اهل رجال 16. رساله در نیّت 17. رساله در مفطر بودن قلیان 18. سند صحیفه کامله 19. شرح خطبه شقشقیّه [مطبوع] 20. شرح کفایه سبزواری، در فقه 21. شرح زیارت جامعه 22. رساله در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیه السلام) . (1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، 364؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص216- 217؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص302؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص59؛ بیان المفاخر، ج2، صص173 174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص58 59؛ نقباء البشر، ج1، صص79 80؛ مکارم الآثار، ج4، صص1301 1302؛ ریحانه الادب، ج7، ص269؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص33 97؛ خاندان کلباسی، صص232 244؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص152 155.
شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی ابن شیخ محمّد تقی ایوان کیفی رازی نجفی اصفهانی، از بزرگان علماء و مجتهدین و رؤسای ملّت و دین، مادرش نسمه خاتون معروف به «حبابه» دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی و پدرش شیخ محمّد تقی رازی صاحب حاشیه از مجتهدین بزرگ قرن سیزدهم هجری است. در سال 1235ق (و یا به قول مرحوم الفت در نسب نامه 1234ق) در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم را فرا گرفت. سپس با مادر خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و نزد صاحب جواهر، شیخ انصاری و شیخ حسن کاشف الغطاء (دایی خود) به تحصیل پرداخت. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین اشتغال جست. پدر دانشمندش شیخ محمّد تقی و همچنین حاج سیّد محمّد باقر حجّه الاسلام شفتی و سیّد صدرالدین عاملی را از دیگر اساتید ایشان بر شمرده اند.
وی در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] به تدریس پرداخت و صدها تن از علماء و فضلاء از او کسب فیض نمودند. [اسامی 71تن از شاگردان آن بزرگمرد در تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان آمده است.] کم کم مقام علمی بر همگان آشکار شد و نفوذ و شهرت ایشان در اصفهان زیاد شد تا جایی که در ردیف علمای طراز اوّل اصفهان قرار گرفت و به اجرای حدود الهی و احکام شرعی اقدام نمود.
از اقدامات مهم اجتماعی ایشان کمک به فقراء و مؤمنین در قحطی سخت و جانکاه سال 1288ق (معروف به سال آدم خوری) است. همچنین در سال 1292ق که دولت قاجاریه قصد داشت مالیات ناعادلانه برای مردم اصفهان وضع کند، او به طهران رفته و موفق به لغو این تصمیم و معافیت مردم از پرداخت مالیات گردید.
شیخ محمّد باقر نجفی در اصفهان پشت و پناه ضعفا و حامی ستم دیدگان بود و در برابر طمعکاری و ظلم و تعدّی ظلّ السّلطان و اتباع او ایستادگی می کرد. او در برابر بدعت ها و انحرافات فرقه های ضالّه به مبارزه برخاسته و احکام شرع را در مورد آنان به اجرا گذاشت.
سرانجام در سال 1300ق به ناگاه به عتبات عالیات هجرت نموده و پس از زیارت آستان مقدس حسینی (علیه السلام) در کربلا، به نجف اشرف رفته و به زیارت مرقد مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شتافت و در شب پنج شنبه 8 صفر المظفّر 1301ق وفات یافته در بقعه جدّ مادری خود شیخ جعفر کاشف العظاء در نجف مدفون گردید.
حاج میرزا علی مستوفی انصاری (پدر حاج میرزا حسن خان جابری انصاری موّرخ و ادیب مشهور) جهت او مرثیه و مادّه تاریخ سروده و گوید:
سال تاریخش از انصاری جستم گفتا *** «موطن شیخ نجف بود بانجام و ازل»
1301ق
صاحب عنوان به تقوا و عبادت و اخلاق حسنه و ملکات فاضله معروف بود. از آثار خیریه او بنای مسجد نو در بازار بزرگ اصفهان در سال 1299ق است.
وی کتب و رسایل چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 66-65؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 340-313؛ شرح هدایه المسترشدین، صص42-15؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 312 و 313؛ بیان المفاخر، ج1، صص 272 و 273؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص165؛ اعیان الشیعه، ج44، ص104؛ نقباء البشر، ج1، ص199؛ ریحانه الادب، ج3، ص404؛ فوائد الرضویه، ص410؛ هدیه الاحباب، ص205؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 313 و 314؛ مکارم الآثار، ج3، ص1007؛ احسن الودیعه، ج2، ص16؛ تاریخ اصفهان و ری، ص290؛ الذریعه، ج2، ص24، ج2، صص 282 و 287؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 667-665؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 140-137.
حاج ملاّمحمّداسماعیل درکوشکی فرزند محمّدجعفر، حکیم فیلسوف، از اجلّه حکماء و مدرّسین اصفهان از شاگردان ملاّاسماعیل واحدالعین، میرزا حسن نوری، میرزا رضی لاریجانی، ملاّعبدالجواد خراسانی و دیگران بود، و شاگردان بسیاری از محضر او مستفیض شدند؛ ازجمله آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقایی، آقا سیّدابوالقاسم دهکردی که در شرح حال خود نوشته است: «علم حکمت را غالباً نزد حکیم متألّه، حاجی ملاّاسماعیل حکیم، ساکن در محلّه درب کوشک، خصوص اسفارِ آخوند ملاّصدرا در مدّت چهار سال نزد آن حکیم ماهر، قرائت کردی».
وفاتش در روز جمعه 15 شوّال 1304ق روی داده است. مدفن ایشان در تخت فولاد، در جوار مرقد ملاّاسماعیل خواجویی است. در سنگ مزار او با این القاب از او یاد شده: «مرحوم مغفور مبرور، العالم الفاضل الکامل، زبده الحکماء المتألّهین، طایف بیت اللّه الحاج محمّداسماعیل غفرله».(1)
[چندین جلد کتاب در کتابخانه های مختلف، تألیف محمّداسماعیل بن محمّدجعفر اصفهانی است که به احتمال قوی، همین ملاّمحمّداسماعیل درکوشکی است]. این کتاب ها عبارت اند از:
1) . رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص269؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص191 193؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص116.
موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران جزو کتب اهدایی آقای مشکاه به دانشگاه(2)و نسخه دیگر، موجود در کتابخانه دانشکده الهیّات و معارف اسلامی مشهد،(3)و نسخه دیگر موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی؛(4)
2.شرح حدیث رأس الجالوت.(5)
رساله در اثبات سکون زمین، موجود در کتابخانه آیت اللّه العظمی گلپایگانی.(6)
ترجمه رساله الادوار، تألیف صفی الدّین عبدالمؤمن ارموی، میکروفیلم آن موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.(7)
ترجمه رساله الشّرفیه، در موسیقی، تألیف صفی الدّین عبدالمؤمن ارموی، موجود کتابخانه در مدرسه عالی سپهسالار تهران.(8)
1) . الذّریعه، ج5، ص127.
2) . فهرست اهدایی مشکاه، ج3، ص223
3) . فهرست الهیّات مشهد، ج1، ص397.
4) . فهرست مجلس، ج6، صص80 - 82.
5) . مکارم الآثار، ج7، ص2739.
6) . فهرست گلپایگانی، ج2، صص81 و 84.
7) . فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص9.
8) . احوال و آثار خواجه نصیرالدّین طوسی، ص154؛ اعلام اصفهان، ج 1 ، ص 554.
آقا میرزا محمّد حسن نجفی بن میرزا محمّد علی بن میرزا محمّد باقر هزار جریبی مازندرانی نجفی، از علمای بزرگ اصفهان در عصر قاجاریّه، عالم فاضل متقّی و مجتهد محقّق مدقّق.
در حدود سال 1237ق متولّد شده و پدرش از فحول علمای عصر و مادرش دختر مفسّر عالیقدر میرزا محمّدباقر نواب لاهیجی است. در اصفهان نزد میر سیّد حسن مدرس و در عتبات عالیات نزد آقا سیّد ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط)، شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسن شیرازی [و صاحب جواهر کسب فیض نموده و به اجتهاد نائل آمده و از اساتید خود به خصوص صاحب جواهر اجازه دریافت نموده] و به اصفهان آمد و به تدریس و رفع مرافعات و خصومات و تحقیق و تألیف مشغول شد.
مرحوم میرزای شیرازی اعتماد تامّی به او داشته و اهل اصفهان هر وقت از ایشان سؤال می کردند که به چه کسی رجوع کنند؟ می فرمودند: به میرزا محمّد حسن نجفی و جمعی از خواص از ایشان تقلید می کردند. و ایشان امام جماعت مسجد ذوالفقار بودند و عمر گرامی را صرف تحصیل و تدریس و تألیف و تصنیف و جواب استفتائات می فرمودند.
[اگرچه تعداد شاگردان او زیاد نیست اما اغلب آنان مجتهد و صاحب فتوا شدند. از جمله شاگردان او آخوند ملّا عبدالکریم گزی، جهانگیرخان قشقائی،
میرزا حسن خان جابری انصاری، سیّدمحمّد باقر درچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی قابل ذکر می باشند.
در قضاوت اهل مداهنه نبود و بر حق استوار بود. ظلّ السّلطان حاکم اصفهان 30سال خواست او را رام نماید و نتوانست. در زهد و عبادت و قناعت حاجی کلباسی و در فطانت و هوش حاجی آباده ای عصر خویش بود.]
بالاخره در پنج شنبه 11ربیع الاوّل سال 1317ق بر اثر سکته در اصفهان وفات یافته و در تکیه لسان الارض در تخت فولاد مدفون گردیده [و پس از 27سال در حضور آخوند گزی وقتی قبرش را شکافتند تا جسدش را به عتبات عالیات نقل نمایند، دیدند از بدن شریف او ذرّه ای از بین نرفته و حتی محاسن او سالم و تازه بود] و آن پیکر مطهر را به نجف اشرف حمل نموده و در آن ارض اقدس مدفون ساختند.
کتب زیر از ایشان است:
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 520؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 46-44؛ دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج1، صص 504 و 505؛ تاریخ اصفهان(جابری)، ص329؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص572 و 573؛ نقباء البشر، ج1، صص 420 و 421؛ تاریخ نصف جهان، صص 105 و 106؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص186؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 155 و 156؛ مکارم الآثار، ج3، ص1011.
آخوند ملّا محمّد باقر بن ملّا محمّد جعفر فشارکی، از علماء بزرگ و فقهاء و مجتهدین معروف و مدرسین عالی مقام در عهد قاجاریه است. [در حدود سال 1251ق ]در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر نزد حاج شیخ محمّد باقر نجفی و میر سیّد حسن مدرس به تحصیل پرداخته و سپس در نجف اشرف از درس علمای عالیقدر آنجا بهره مند گردید. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و در مسجد محلّه نو و مسجد قطبیه به اقامه جماعت و تدریس پرداخت و جمعی کثیر از فضلاء به درس او حاضر می شدند.
او اوّلین کسی است که رسم احیای شب های جمعه در تخت فولاد را گذاشت و در شب های جمعه در مصلای تخت فولاد به قرائت قرآن و نمازو دعای کمیل و توبه و انابه می گذرانید. پس از او مرحوم شیخ مرتضی ریزی و پس از ایشان دیگران (و از جمله حاج میرزا رضا کلباسی) این سنّت سَنیّه را اجرا نمودند. مرحوم فشارکی پس از نماز در مسجد خود منبر تشریف برده و مردم را با بیانات کافیه و مواعظ شافیه ارشاد می فرمود و الحق منابر ایشان جهت عموم طبقات مفید بود.
ایشان در شب یکشنبه 26 رجب 1314ق وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون گردید.
[در ماجرای تحریم تنباکو که اکثر علمای اصفهان به زعامت شیخ محمّد تقی آقا نجفی به مخالفت با قرارداد رژی پرداختند، مرحوم فشارکی با تحریم تنباکو مخالفت کرد و تا حدودی از نفوذ و وجهه او در بین عوام کاسته شد.]
وی کتب و رسائل عدیده ای تألیف فرموده که از آن جمله است:
«آداب الشریعه» بارها به چاپ رسیده است.......... 2. «آداب صلاه اللّیل» [در سال 1347ق چاپ سنگی شده است.] 3. «اسباب الفقر والغناء والمغفره» [در سال 1332ق به همراه «» چاپ سنگی شده است.] 4. «اربعین» یا «چهل حدیث» 5. «تحفه المسعودیه» در امامت 6. «تنزیه المؤمنین» 7. «حواشی بر شرح لمعه» 8. «حواشی بر فرائد» 9. «حواشی بر قوانین» 10. «حواشی بر متاجر» 11. «ذخیره المعاد» [که در سال 1332ق به همراه «اسباب الفقر و الغنا» به چاپ رسیده است.] 12. «رساله در تداخل اسباب» 13. «رساله در خیار غبن» 14. «رساله در حیض» 15. «رساله در رضاع» 16. «رساله شرط» 17. «رساله در شهرت» 18. «رساله در صحّت عبادت جاهل» 19. «رساله در طهارت» 20. «رساله در عدم جواز حقّ الرّجوع» 21. «رساله در عدم لزوم تقلید اعلم» 22. «رساله در غنا» 23. «رساله در قرعه» 24. «رساله در منجزات مریض» 25. «رساله در معرفت اسامی چهارده معصوم(علیهم السلام)»
«رساله در اموری که سبب طول عمر و حفظ از امراض می شود» 27. «رساله عملیه» 28. «عشریه» 29. «عنوان الکلام» در اعمال ماه رجب،
شعبان و رمضان بارها به چاپ رسیده است. [30. «سرمایه ایمان» در اصول دین، موجود در کتابخانه عمومی اصفهان] (1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 75؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 92-90؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 318 و 319؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 314 و 315؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 415 و 416؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 169-167؛ فوائد الرضویه، ج1، ص404؛ نقباء البشر، ج1، ص200؛ الذریعه، ج1، ص21 و ج2، صص 12 و 184 و 245 و ج3، ص477 و ج4، ص458 و ج5، ص84 و ج11، ص154 و ج15، ص 268 و 353 و ج17، ص76.
وی همچنین در اصفهان از دایی خود، محمدحسن اصفهانی علم آموخت.(1)
ملا محمد حسن فرزند بزرگ ملا محمد ابراهیم و ابوالزوجۀ آیة الله دهکردی بوده و چنانچه در کتاب «بستان السیاحه» نوشته:
وی یکی از عرفا و صاحب مقامات معنوی و کرامات بسیار از شاگردان بسیار برجسته و با ذکاوت و مبرز و مقرب آخوند حاجی ملاهادی سبزواری (قدّس سرّه) می باشند که مدت هفت سال از محضر ایشان استفاده کرده اند و حاجی سبزواری (قدّس سرّه)ایشان را ملقّب به «سُکوت» نموده است.(2)
آخوندملا محمد حسن اصفهانی (قدّس سرّه)از فلاسفه و حکما و عرفای قرن سیزدهم هجری به شمار می آیند. ایشان ساکن اصفهان بوده و محضرشان مجمع عرفا و فضلا بوده است و شاگردانی را تربیت نمودند که از آن جمله آیت الله حاج اقا رحیم ارباب (قدّس سرّه)را می توان نام برد.
آخوند ملا محمد حسن در حُسن سیرت و سلوک چنان بود که هیچ گاه کسی را از خود نرنجانید. بارها می فرمود: عارف کسی است که مردم را بشناسد و مَرْهَم گذار دل های دردمندان باشد. در حالات ایشان نقل شده: گاهی اوقات خلوت می کرد و گریه می نمود و چهل روز روزه می گرفت در پایان چهل
روز،اشک می ریخت و می گفت: خدایا! مرا بیامرز و وحشت دنیا رهایم ساز و با آخرت مأنوسم نما تا روزه خود را بگشایم.
پس از رحلت پدر خود ،آخوند ملامحمد حسن مدتی در شهرکرد در مسجد اتابکان اقامه جماعت نمود و سپس به عزلت و انزوا پرداخت و اغلب اوقات را کنار چشمه آبی در دامنه کوه بابا ولی شهرکرد که منزلگاه یکی از عُباد و زهاد قرن هفتم بوده به سر می برد و لذا مشهور به «کوهی» شدند، چنانچه در کتاب تاریخ عرفا و حکما در جلمه شاگردان حاجی سبزواری می نویسد:
آخوند ملا محمد حسن اصفهانی مشهور به کوهی ، به خال (دایی) آقا سید ابوالقاسم دهکردی صاحب وسیله، افادات فاضل بارع آقا سید کمال الدین نوربخش – که همی زیاد- من بنده را به لیله 23 شهریور 1353.(1)
این عالم ربانی و حکیم صمدانی در سال 1309 قمری دار فانی را وداع کرد و هم اکنون تربت پاکش در شهرکرد محل زیارت مؤمنین است.(2)
هجرت به عتبات عالیات
سید ابوالقاسم در 29 سالگی و به سال 1301ق در حالی که به مقام اجتهاد رسیده بود به عراق مهاجرت کرد. (3)
سید محمدحسن حسینی (1230-1312ق) (1194-1273ش) مشهور به میرزای شیرازی، میرزای بزرگ و میرزای مجدِّد، از مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری بود که فتوای تحریم تنباکو را صادر کرد.
میرزای شیرازی پس از درگذشت شیخ مرتضی انصاری در سال 1243ش، به مرجعیت رسید و تا پایان عمر به مدت سی سال مرجع واحد شیعیان بود. او شاگرد خاص و مورد علاقه شیخ انصاری بود. شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، آخوند خراسانی، شیخ فضل الله نوری، میرزای نائینی و محمدتقی شیرازی از شاگردان او بودند. میرزا رسالههای فقهی و اصولی متعددی تألیف کرد و بر کتابهایی فقهی و اصولی بهویژه تعلیقههای شیخ انصاری برای مقلدانش، حاشیه زده است. همچنین فتاوای گردآوری شده او و نیز تقریرات درسهای فقه و اصولش نیز چاپ شده است.
میرزای شیرازی مؤسس حوزه علمیه سامرا شناخته میشود. گفته شده او با هدف تقریب میان شیعه و سنی به سامرا مهاجرت کرد و در این شهر اقامت گزید. ساخت مدرسه، حسینیه، پل، بازار و حمام از خدمات عمومی و عامالمنفعه وی در سامرا بود.
او در 82 سالگی در سامرا درگذشت و در حرم امام علی (علیه السلام) در نجف دفن شد. درباره او آثاری به زبان عربی و فارسی نوشته شده است. از جمله هدیة الرازی الی الامام المجدد الشیرازی اثر آقابزرگ تهرانی و حیاة الامام المجدد
الشیرازی اثر محمدعلی اُردوبادی در شرح حال میرزا و شاگردانش نوشته شده است.(1)
در سامرّا پس از زیارت ستارگان درخشان آسمان ولایت و امامت، به حوزه درسى میرزاى شیرازى راه یافت و در حلقه شاگردان این فقیه بزرگ درآمد. او به خوبى دریافت که دنیاى اسلام نیازمند تحصیل و تحقیقى است تا مسلمین را از بند استعمار برهاند و استکبار جهانى را در انزوا قرار دهد و چنین دانشى را استادش دارا بود و مشاهده مى کرد که او ضمن آن که در میدان اندیشه و تفکر، خستگى نمى شناسد و اکثر اوقاتش در تحقیق و تدریس مى گذرد و شاگردان را مجذوب خود مى کند، از توطئه هاى ابرقدرت ها هم غافل نیست و در صدد آن است که مسلمین را از خواب غفلت بیدار کند و آنان را علیه توفان استعمار بسیج نماید. بدین گونه، رفتار و تدریس و تربیت میرزا باعث گردید که هر کدام از شاگردانش هم چون انوار فروزان، ظلمت ها را از بین برده، بخشى از دنیا را به عطر جان بخش علم و درایت خویش معطر گردانند.
براى دهکردى این ویژگى ها جاذبه اى خاص داشت. او در پرتو رهنمودهاى این استاد برجسته، توانست ضمن کسب کمالات معنوى و پیمودن درجات علمى، به مسایل اجتماعى - سیاسى توجّه خاص داشته باشد و براى رفع معضلات جامعه، همراه دیگر عالمان و فقیهان چاره اندیشى کند و مبارزه با استبداد و استکبار را در متن برنامه هاى اصلى خود قرار دهد.
1) . سایت ویکی شیعه.
سیدابوالقاسم دهکردى سال هاى متمادى از علم، اخلاق و رفتار میرزاى شیرازى بهره گرفت تا به مقام اجتهاد نایل آمد.(1)
مولى فتحعلى فرزند حسن سلطان آبادى در سال 1240 ه.ق. در سلطان آباد اراک به دنیا آمد. دروس مقدماتى را در ایران فراگرفت و براى تکمیل دانش به نجف مهاجرت کرد. نخست به محضر شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) شتافت و بعد از وفات وى از حضور شیخ مرتضى انصارى و حاج ملاعلى طبیب رازى استفاده کرد. او از مشایخ سلوک بود و از مفاخر عالم عرفان و جامع بین ظاهر و باطن شمرده مى شد.
از دیگر اساتید عرفانی وی، سید محمد سلطان آبادى، از علماى عارف و اساتید اخلاق بود. آخوند از این استاد اخلاق و عرفان همواره ستایش مى کرد و از اندوخته هاى ارزشمندى که نزد آن اسوه فضیلت فراگرفته بود، سخن مى گفت.
سلطان آبادى در ادامه با میرزاى شیرازى آشنا شد و اندوخته هاى علمى اش را کامل کرد.(2)
میرزاى شیرازى در سال 1288 ه.ق همراه با عده اى از شاگردان ممتازش از جمله ملا فتحعلى از نجف اشرف به سامراء هجرت کرد. ملا فتحعلى در
سامرا اقامت گزید و خیلى مورد توجه استاد قرار گرفت تا جایى که به نیابت از وى اقامه جماعت مى کرد و بارها استادش به او اقتداء مى نمود. بعداز رحلت میرزاى شیرازى، ملافتحعلى به کربلا آمد و تا آخر عمر در آنجا ماندگار شد.(1)
1) . تکمله امل الآمل، سید حسن صدر، ص 20.
ویژگیهاى علمی و اخلاقی
در پرتو عنایت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
آیت الله اراکى در خاطرات خود مى گوید: «شیخ ابراهیم مازندرانى که خود از توفیق یافتگان به مراحل عالى عرفان و معنویت است، مى گوید: در عالم مکاشفه، مجلسى را مشاهده کردم که در آن بزرگانى همانند میرزاى شیرازى، حاجى نورى و جناب آخوند ملافتحعلى در حضور حضرت حجت (علیه السلام) نشسته اند و این جلسه در بالاخانه میرزاى شیرازى بود. امام به همه این بزرگمردان عنایت داشت، اما در میان این سه نفر به حاجى نورى بیش از آن دو بزرگوار توجه و عنایت داشت و تعظیم او نیز از آن حضرت بیش از دیگران بود.»(1)
صبر و گذشت
در مورد صبر و گذشت آن عارف عاشق که از کرامتهایش نیز محسوب مى شود، آورده اند: «در هنگامى که در اراک زندگى مى کرد، در پائین شهر مزرعه اى داشت و درآمد آن را به مصرف فقرا و نیازمندان مى رسانید. یک بار
1) . شرح حال آیت الله اراکى، رضا استادى، ص 549.
یکى از ثروتمندان مغرور منطقه به نام محمدرضاخان از رسیدن آب به مزرعه آخوند جلوگیرى نمود. آخوند فردى را فرستاد تا آن خان قلدر از رسیدن آب جلوگیرى نکند اما او از جرأت آخوند خشمگین شده و با حالى آشفته و با کمال عصبانیت و بى ادبى به پیش آخوند آمد و با لگد پا آخوند را آزرد. آخوند که در مقابل آن ستمگر توان مقاومت نداشت، صبر کرد و دو سه روز بعد از این واقعه با پاى پیاده راهى نجف اشرف شد. حدود یک ماه نگذشت بود که پاى آن خان ستمگر ورم کرد و پزشکان تشخیص دادند که پا باید از پنجه بریده شود. چون بهبودى حاصل نشد، گفتند باید از پاشنه پا را ببرند. محمدرضاخان وقتى که فهمید این گرفتارى او در اثر جسارت به آخوند است، پسر خویش محمد على خان را سریعاً به حضور آخوند در نجف گسیل داشت. در طول سفر پسرِ خان به نجف براى بار سوم پاى خان را بریدند. وقتى که پسر خان به حضور آخوند رسید و شرح حال پدر را نقل کرد، آخوند سلطان آبادى فرمود: ما به او نفرین نکردیم و رنجشى هم نداریم ما از حق خود گذشتیم و حتى براى شفاى وى دعا هم مى کنیم، اما در این عالم هستند کسانى که این گونه ستم هاى ناروا را تحمل نمى کنند. بعد از این ماجرا خبر رسید که درد پاى خان آرام گردیده، بیمارى از نفوذ به بقیه پا متوقف شده است و او مى تواند با عصا راه برود.»(1)
1) . تاریخ حکما و عرفا، ص 241. زندگى نامه حاج على محمد نجف آبادى، ص 38.
محدث نوری در 18 شوال سال 1254ق در روستای یالو از توابع شهرستان نور درایران به دنیا آمد.(1)از همان کودکی به درس، محمدعلی محلاتی(1232-1306ق) راه یافت و بخشی از علوم دینی را فراگرفت. در آغاز جوانی به تهران سفر کرد و در درس علمای آن شهر نظیر شیخ عبدالرحیم بروجردی (1306ق) شرکت کرد و با دختر او ازدواج کرد.(2)
نوری به سال 1273ق در 19 سالگی عازم نجف شد. چهار سال در آن شهر ماند و پس از آن به ایران بازگشت. یک سال بیشتر نتوانست در ایران بماند و در سال 1278ق دوباره به عراق بازگشت و به درس عبدالحسین تهرانی مشهور به شیخ العراقین درکربلا راه یافت و بعد از آن به دنبال استاد به کاظمین سفر کرد و دو سال در آن شهر ماند.
در سال 1284ق به قصد زیارت امام رضا (علیه السلام) به ایران بازگشت و عازم مشهد شد. دو سال بعد در سال 1286ق به عراق بازگشت و پس از آن، برای دومین بار به زیارت خانه خدا رفت و بعد از بازگشت به عراق، پای درس میرزای شیرازی حاضر شد. چون میرزای شیرازی در سال 1291ق به سامرا مهاجرت کرد، محدث نوری نیز در سال بعد همراه دیگر استادش فتحعلی
سلطانآبادی و خواهرزادهاش فضلالله نوری به سامرا رفت. در سال 1314ق. به نجف اشرف بازگشت و تا آخر عمر در آن شهر باقی ماند.(1)
نوری در شب چهارشنبه 27 جمادیالثانی در سال 1320ق در نجف درگذشت و در صحن حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.(2)مراتب علمی و تقوای او را عالمان دینی و شاگردانش بسیار ستودهاند.(3)
در زمان شیخ انصاری سنت زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده رواج داشت و بسیاری از بزرگان و علما با پای پیاده به زیارت کربلا میرفتند؛ اما مدتی بعد این سنت به فراموشی سپرده شده بود و محدث نوری این سنت را دوباره زنده کرد.(4)
محدث نورى همان کسى که علاّمه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء، که از شاگردان نزدیکش بود، درباره اش مى گوید: مردى بود خود ساخته و شب زنده دار که سینه اش از شوق اشتیاق گداخته بود، با خویشتن دارى فرشتگان آسمان را به شگفتى وا مى داشت. محدث قمى نیز درباره اش مى گوید: اگر از چشم قلمم اشکى مى چکد و تحقیقى مى تراود، این نه از من بلکه از دریاى دانش استاد (محدّث نورى) است واگر از سخنانم بویى از پژوهش دیده مى شود، این هم نسیم سحرهاى اوست استادى که دریایى خروشان و
خورشیدى فروزان بود. شیخ آقا بزرگ تهرانى نیز درباره اش مى نویسد: او را که در طلیعه دانشمندان شیعه شمرده شود، حیاتش صفحه درخشانى است مشحون از اعمال نیک. گویى خدا او را خلق کرده بود که آثار باقى مانده اهل بیت (علیهم السلام) را حفظ کندسرآمد مجتهدین شمرده مى شد که عمرى در دریاى علم به غوّاصى پرداخت تا به اعماقش دست یافت.(1)
1) . روایت نور، محدث نورى، ص 142 - 145.
زین العابدین بن مسلم مازندرانی بارفروشی در سال 1227 یا 1224 قمری در بارفروش (بابل کنونی) به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در بارفروش آغاز کرد. استاد بزرگ شیخ زین العابدین در بارفروش سعیدالعلماء مازندرانی بود که از او اجازه روایت نیز داشته است.(1)
سپس شیخ برای تکمیل تحصیلات خود در رجب 1250 قمری به عراق مهاجرت کرد.(2)در این سفر او با استاد خود سعیدالعلماء هم سفر بود.(3)
شیخ مازندرانی مدتی را در کربلا تحصیل نمود و پس از آن به نجف رفت. سید ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط) (م، 1264 قمری)، شیخ محمد حسین اصفهانی (صاحب فصول)، شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) (م، 1266 قمری)، شیخ علی آل کاشف الغطاء و شیخ مرتضی انصاری (م، 1281 قمری) از اساتید او در کربلا و نجف بودهاند. البته در این که شیخ انصاری از اساتید او باشد، اختلاف است. آقا بزرگ تهرانی حضور زین العابدین مازندرانی در درس شیخ انصاری را تأیید می کند.(4)
عنایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام)
شیخ زین العابدین در نجف در مضیقه بوده است. به گونهای که این وضع باعث میشود برای برطرف شدن این حالت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، توسل جوید. در خواب حضرت به او میفرمایند: «در نجف زندگی شما به همین منوال خواهد بود. اگر میخواهید وضعیت شما خوب شود، به کربلا برو». پس از این رؤیای صادقه، ایشان به طرف کربلا رهسپار میشود. یکی از ثروت مندان مازندرانی که در کربلا ساکن بود، در عالم خواب خدمت امام حسین (علیه السلام) ، میرسد. ایشان به او میفرمایند: «فردا میهمانی به این اسم میآید. شما موظفاید از ایشان پذیرایی کنید.» این مرد مازندرانی فردا جلوی دروازه میایستد تا با نشانی خواب، میهمان را پیدا کند. اتفاقا شیخ زین العابدین با کوله بار از دروازه ی کربلا وارد میشود و مرد ثروت مند خواب خود را برای او نقل میکند و از شیخ پذیرایی میکند.(1)
مراجعت شیخ مازندرانی به کربلا بعد از وفات استادش صاحب جواهر بوده است. او بعد از ورود به کربلا به تدریس مشغول شد. عالم بزرگ آن زمان در کربلا شیخ محمدحسین فاضل اردکانی بود و دومین قطب علمی کربلا شیخ زین العابدین مازندرانی بود.(2)او در کربلا به منصب امامت و فتوا رسید. بعد از وفات مرحوم فاضل اردکانی، ریاست مطلق علمی کربلا با او بود.
شیخ همچنین در کربلا به تدریس و تربیت شاگرد مشغول شد و فضلای زیادی از حوزهی درسی وی برخاستند.
تلاش برای تقویت مذهب تشیع
میرحامد حسین هندی در آن زمان کتابی با عنوان «عبقات الانوار» نوشت که تأثیری زیادی در میان اهل سنت گذاشت و جمع زیادی از آنان را شیعه کرد. عمق و قوت استدلال این کتاب باعث شد که میرزای شیرازی حکم به لزوم خواندن کتاب بر مسلمانان کند. شیخ زین العابدین مازندرانی نیز حکم کرد تا به محض آماده شدن جلدهای بعدی کتاب، در اسرع وقت به چاپ آن اقدام کنند و تمام امکانات مالی و غیر مالی خود را در اختیار میرحامد حسین قرار دهند.(1)
شیخ مازندرانی تقریظی نیز بر این کتاب زده است. بخشی از این تقریظ در این جا ذکر می شود: «...چون متدرجاً مجلدات کتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامی صفات که عبارت از استقصاء الافحام و عبقات بوده باشد، در این صفحات به دست علما و فضلاى این عتبات عرش درجات ملحوظ و مشاهد افتاد، به اضعاف مضاعف آن چه شنیده مى شد، دیده شد: «کتاب أحکمت آیاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر»(2)از صفحاتش نمودار؛ «کتاب مرقوم یشهده
المقربون»(1)از اوراقش پدیدار؛ از عناوینش «آیات محکمات هنّ أم الکتاب»(2)پیدا؛ ... برای دفع یأجوج و مأجوج مخالفین دین مبین، سدّى است متین؛ از جهت قلع و قمع زمرۀ معاندین مذهب و آیین چون تیغ امیرالمؤمنین (علیه السلام) ؛... کتبی به این لیاقت و متانت و اتقان تا الان از بنان تحریر نحریرى سر نزده، و تصنیفی در اثبات حقیت مذهب و ایقان تا این زمان از بیان تقریر حبر خبیرى صادر و ظاهر نگشته. از عبقاتش رائحۀ تحقیق وَزان، و از استقصایش استقصاء بر جمیع دلائل قوم عیان! ولله درّ مؤلفها و مصنفها! ...».(3)
مرحوم مازندرانی در ماه ذی القعده سال 1309 قمری در 82 سالگی در کربلا درگذشت و در «باب قاضی الحاجات» در صحن حرم امام حسین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.(4)
میرزا حبیب الله رشتی فرزند میرزا محمدعلی خان در سال 1234 قمری در املش گیلان چشم به جهان گشود.(1)
قبل از تولد او، پدرش که از نیکمردان روزگار و حاکم منطقه بود خواب هایی دیده بود که این فرزند را از طلایه داران قرن نشان میداد.(2)پدرانش در اصل اهل قوچان بودند که در سالهای آغازین قرن یازدهم به گیلان کوچانده شده و از آن پس در گیلان ساکن شدند.(3)
یاد خدا در جان او چنان عجین شده بود که از هر فرصتی برای ذکر و تسبیح و قرائت قرآن کریم بهره میجست. حتی هنگامی که برای تدریس به سوی حرم مطهر میرفت وضو میگرفت و سوره یس را در راه از حفظ میخواند تا به در قبلۀ صحن امیرالمؤمنین (علیه السلام) میرسید، خواندن سوره را در کنار آرامگاه استاد خود شیخ مرتضی انصاری به پایان میرسانید.(4)
او در دقت و احتیاط، ضرب المثل بود. همین امر وی را از پاسخگویی سریع و بدون تحقیق بازمیداشت. از دیگر سو، مردم را تشویق مینمود تا استفتائات خود را به میرزای شیرازی ارجاع دهند. نوشتهاند پس از پایان ماه
رمضان برای اثبات اولین روز شوال بیش از 40 نفر شهادت دادند و او فرمود «نزدیک قطع شده است»؛ کنایه از این که هنوز برایم قطعی و یقین نشده است.(1)
مرحوم میرزا حبیب الله رشتی، سرانجام در چهاردهم جمادی الثانی 1312 ق. در نجف دار فانی را وداع گفت.(2)و جسد مطهّر او در یکی از حجرههای صحن مطهر علوی دفن گردید.
میرزا حبیب الله رشتى کسی است که شیخ انصارى بارها ضمن اعلام اجتهاد این شاگردش تأکید مى کرد: من درسم را براى سه نفر مى گویم: میرزاى شیرازى، میرزا حبیب الله رشتى و آقا حسن تهرانى.(3)
سید محسن امین در باره او نوشته است: از بنیان گذاران علم اصول به شمار مى رود که دیدگاه هاى فکرى بى نظیرى داشت و استادِ مشاهیر معاصر ما محسوب مى شود. بعد از رحلت شیخ انصارى، جانشین او گردید و مجلس درسى بر پا نمود که متجاوز از 300 نفر دانشور فقیه از او استفاده بردند. صدها تن از دانشمندان بعد از او، پرورش یافتگان درسش بودند. در عصر وى، درسى مانند درس هاى او پرفایده و دقیق نبود.(4)
در مکتب میرزا حبیب الله رشتى، سید ابوالقاسم دقت فراوان و ژرف نگرى و کاوش هاى علمى را به خوبى آموخت، زیرا میرزا حبیب الله ضمن آن که در
شناسایى معادن معارف تبحّر داشت، چون معدنى از معرفت مى یافت، با فکر عالى و بصیرتى عمیق جواهرات آن را استخراج مى کرد و به دانش طلبان ارزانى مى داشت و بدین گونه میراثى گران مایه براى مشتاقان حکمت و فضیلت به ارمغان مى نهاد ضمن آن که قلم از وصف زهد و ورعش عاجز است و از شدت پرهیزگارى و احتیاط در فتوا هرگز راضى نشد کسى از او تقلید کند و وجوه شرعى را قبول نمى کرد. هم چنین نفى طاغوتیان و ستیز با معاندان در زندگانى میرزاى رشتى از برجستگى خاصى برخوردار است.(1)
1) . حدیث پارسایى، ص 67.
محمدکاظم خراسانی در سال 1255 ه.ق (1217 ه.ش) در مشهد به دنیا آمد. پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد.
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیّۀ سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را آموخت و سپس مدت کوتاهی به سبزوار رفت و از مجلس درس فلسفه و حکمت ملا هادی سبزواری بهره برد.
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه.ق وارد نجف شد. او در نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمدحسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد.
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به
مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی می کرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمی کرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در زندگی اش الگو قرار داده بود.
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبح گاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی
دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است. او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت.
تأسیس چند مدرسه علمیه در نجف اشرف و تربیت علما، از جمله کارهای علمی آخوند خراسانی است.
مرحوم ملامحمدکاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 ه.ق، پس از عمری تلاش و کوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست و پیکر مطهّرش در حرم مطهر علوی مدفون شد.(1)
1) . برگرفته از سایت : ویکی اهل البیت(علیهم السلام).
آمیرزا هاشم چهارسوقی؛
آمیرزا محمد حسن نجفی؛
ملا محمدباقر فشارکی؛
ملا محمد کاظم خراسانی؛
میرزا حسین نوری؛
زین العابدین مازندرانی.
ایشان پس از افزایش اندوختههای علمی و ارتقا به مقامات فقهی و اصولی در حوزههای علمیه سامرا و نجف که حدود هفت سال طول کشید، در سن 37 سالگی به اصفهان بازگشت و در مدرسه صدر این شهر به تدریس و تحقیق و نیز تربیت طلاب پرداخت. بسیاری از فضلای اصفهان که حتی خود مشغول تدریس بودند، وقتی از مقامات والای علمی و معنوی این عالم ربانی مطلع شدند به محضرش شتافتند. درس خارج فقه و اصول وی یکی از مشهورترین دروس خارج فقه و اصول بوده است. وی به مدت 40 سال در اصفهان به تدریس و تربیت شاگرد پرداخت که از جمله آنها:
حاج شیخ ابوالقاسم دولت آبادی فرزند عبّاس، عالم فاضل زاهد. در سال 1298ق در دولت آباد اصفهان متولّد [شد]، و در اصفهان نزد آقا سیّدابوالقاسم دهکردی، آقا میرزا احمد مدرّس، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، حاج میر محمّدصادق خاتون آبادی و آخوند ملاّعبدالکریم گزی تلمّذ نمود، آن گاه به نجف اشرف مهاجرت کرد، و نزد آقا میرزا محمّدحسین نایینی، حاج میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی و آخوند ملاّمحمّدکاظم خراسانی به تکمیل تحصیلات خویش پرداخت، و از اساتید خویش و نیز آقا سیّدابوالحسن اصفهانی مدیسه ای اجازه روایت و اجتهاد دریافت نمود. آن گاه به اصفهان بازگشت، و در مدرسه نیم آورد به تدریس پرداخت. گاهی در اصفهان و گاهی در دولت آباد بود، و سرانجام در 26 ذی حجّه الحرام 1366ق به سنّ متجاوز از هفتاد سال وفات یافت، و در امام زاده شاه زاده محمود دولت آباد مدفون گردید. رسائلی در فقه و اصول نوشته، و حاشیه ای بر ذخیرة المعاد آیت اللّه اصفهانی نوشته که به چاپ رسیده است.(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص206 207؛ مزارات اصفهان، صص268 269؛ اعلام اصفهان، ج1، ص 340.
آقا سیّدابوالقاسم موسوی شاه کرمی فریدنی بن حاج سیّدمحمّدهاشم، عالم فاضل، در اصفهان نزد آقا سیّدابوالقاسم دهکردی، حاج میرزا ابوالحسن بروجردی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، شیخ محمّد حکیم خراسانی، حاج شیخ مهدی نجفی و حاج میرمحمّدصادق مدرّس خاتون آبادی تحصیل کرده، و سپس به تدریس پرداخته است. وی در مسجد درکوشک اقامه جماعت می نمود، و ربیع الاوّل 1384ق وفات یافت، و در تکیه مقدّس مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص 350؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص923؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص200 .
آقا سیّداحمد مقدّس فرزند ابراهیم حسینی عالم فاضل ادیب ماهر، از دانشمندان معاصر اصفهان است. در حدود سال 1320ق در محلّه بیدآباد متولّد شد، و در خدمت اساتید این شهر همچون حاج میرزا ابوالحسن بروجردی، شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، حاج میرسیّدعلی نجف آبادی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، آقا سیّدمهدی درچه ای، آقا سیّدابوالقاسم دهکردی و حاج آخوند زفره ای به تحصیل پرداخت، به مراتب عالی علم و کمال نائل آمد. ایشان در علوم زمانه، خصوصا ادبیّات عرب از صرف و نحو، معانی و بیان و نیز منطق و کلام، زحمت ها کشیده، و رنج ها برده بود. او از مدرّسین معروف در مقدّمات و سطح بود، و سرانجام در 3 ربیع الاوّل 1397ق وفات یافت، و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص380؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86 .
حاج سیّداحمد نوربخش دهکردی ملقّب به «رحمت علی شاه حقّانی» فرزند سیّد محمّدباقر، عارف سالک و ادیب شاعر، در حدود سال 1285ق در دهکرد [شهرکرد فعلی[ متولّد [شد]، و جهت تحصیل به اصفهان آمد، و خدمت آخوند ملاّمحمّدحسین دهکردی دایی خود و آقا سیّدابوالقاسم دهکردی برادر خود، و آقامیرزا محمّدحسن نجفی و آخوند ملاّمحمّد کاشانی تحصیل نمود، سپس به نجف اشرف رفت، و از درس علمای اعلام آن جا به خصوص آخوند خراسانی بهره گرفت.
وی پس از بازگشت به ایران به تصوّف میل پیدا کرد، و در سلک فقرای خاکساریّه درآمد، و خرقه پوشید، و اذنِ هدایت یافت، و در محلّه درکوشک اصفهان خانقاهی ساخت، و در آن ساکن شد، و به ارشاد و دستگیری مریدان خود پرداخت. بسیاری از اهالی اصفهان و چهارمحال از مریدان او بودند.
وی در سال 1325ق روزنامه نامه حقیقت را در اصفهان منتشر ساخت، و بالاخره در 12 جمادی الاوّل 1339ق وفات یافت، و در خانقاه خود مدفون شد، و قبل از وفات، خواهرزاده خود حاج آقا رحیم دهکردی منوّرعلی شاه را به جانشینی خود انتخاب کرد.
این کتاب ها از او است:
1 .آغاز حقیقت [2. برهان نامه حقیقت، که در سال 1336ق در اصفهان چاپ سنگی شده ] 3. رشحات رحمت 4. منطق الطّیر در شرح هفت وادی
در شعر، «حقیقت» تخلّص داشت، و این شعر از او است:
به ملک فقر چرا کوس سلطنت نزنم؟ *** که آفتاب فلک گوشه کلاه من است
خطت دمیده و «حقیقت» به سوز دل می گفت: *** سیاهی رخ دلبر ، ز سوز آه من است.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص 391؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص176 177؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص232 233؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص489.
حاج سیّداسداللّه صدر هاشمی فرزند سیّدحسین حسینی حائری اصفهانی از علماء و مدرّسین بزرگ کربلا در عصر حاضر. در سال 1315ق در اصفهان متولّد شد. ابتدا نزد آقا سیّدابوالقاسم دهکردی و آقامحمّدباقر درچه ای تحصیل نمود؛ سپس به عتبات عالیات عزیمت کرد، و نزد آیات عظام و علمای اعلام، شیخ علی شاهرودی، سیّدمیرزا هادی خراسانی، سیّدحسین قمی، سیّد محمّدحسن قزوینی، سیّد حسن اشکذری، شیخ عبدالهادی مازندرانی و سیّد محمّدابراهیم قزوینی به تحصیل پرداخت، و به اجتهاد نائل آمد. وی در مدرسه هندی کربلا ساکن بوده، و سال ها به تدریس اشتغال داشت، و از مراجع تقلید به شمار می رفت. در سال 1339ش به دعوت مردم آبادان به آن جا رفت، و به ارشاد و راهنمایی مردم و حلّ مشکلات آنان پرداخت. در اواخر عمر به زادگاه خود بازگشت، و در 11 ذی قعده 1399ق وفات یافت، و در تکیه شهداء، واقع در تخت فولاد اصفهان جنب مزار شهید اصفهانی سیّدابوالحسن شمس آبادی مدفون گردید. کتب زیر از تألیفات ایشان است: 1. الاصول (یک دوره در علم اصول) 2. حاشیهٌ علی العروه 3. رساله عملیّه، مطبوع 4. الفقه 5. مناسک حج، مطبوع. ایشان اجازه اجتهاد از آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی و سیّدمیرزا اصطهباناتی داشته اند. مادّه تاریخ وفات ایشان این شعر است:
حجّت الاسلام ما چون ارجعی از حق شنید مرغ روحش با ملک از جان دل لبّیک گفت
سال فوتش را چنین گفتم که چون آمد ندا: *** «سیّداسداللّه صدر هاشمی لبّیک گفت»(1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص 525؛ مستدرک فهرس التّراث، ص147؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص135 136؛ مقتبس الاثر، ج4، ص245.
سیّداسداللّه روضاتی فرزند میرزا هدایت اللّه چهارسوقی در سال 1318ق در اصفهان متولّد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدّماتی از محضر بزرگانی چون سیّدابوالقاسم دهکردی، سیّدمحمّد نجف آبادی و میرمحمّدصادق خاتون آبادی بهره برد، و چندسالی نیز در قم نزد آیت اللّه حائری یزدی تحصیل کرد و سپس در اصفهان به اقامه جماعت و خدمات اجتماعی پرداخت، او در سال 1410 ق وفات یافت و در باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج1، ص 535.
سیّد محمّد باقر امامی دهکردی بن آقا سیّد محمّد جواد امام جمعه، عالم فاضل و ادیب شاعر، در حدود سال 1300ق متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی، در اصفهان نزد آخوند ملّا محمّد همامی، آخوند کاشی، جهانگیر قشقائی به تحصیل پرداخت. همچنین در درس آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آخوند ملّا حسین کرمانی حاضر شد و از آن دو عالم گرانقدر اجازه دریافت نمود.
پس از آن به موطن خود بازگشته و در آنجا مرجع احکام شرعی و حلّ و فصل دعاوی بود. سرانجام در سال 1367ق در اصفهان وفات یافت، جنازه به شهرکرد منتقل و در دامنه تلّ امامیه مدفون گردید.
صاحب عنوان شعر می سروده و «معصوم» تخلّص داشت و در اواخر زندگی آن را به «امامی» تبدیل کرد. «دیوان اشعار» و مثنوی در شرح حدیث حقیقت از آثار اوست.
این چند بیت از یکی از اشعار او در وصف حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
ای مجلسیان مژده که این ماه برات است *** یک بوسه مرا از لب آن ماه برات است
در عالم اگر آب حیات از ظلمات است *** زلفت ظلمات است و لبت آب حیات است
تو پیل سواری و من ز اسب پیاده *** فرزین چه کنم شاه ز رخسار تو مات است
ای صاحب خرمن نظری سوی گدا کن *** کاین سائل محروم سزاوار زکات است
گر خسرو شیرین لب شکّر دهن من *** گوید سخن تلخ نکوتر ز نبات است(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 78؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 59 و 60؛ شناخت سرزمین چهارمحال، ج2، صص 41-36؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص323.
سیّد محمّد باقر رجائی بن سیّد محمود بن آقا سیّد محمّد جواد موسوی، عالم عامل و فقیه کامل، در سال 1319ه.ق در اصفهان متولّد شد و خدمت جمعی از بزرگان از جمله برادر دانشمندش سیّد حسین رجائی، میر محمّد صادق خاتون آبادی، آقا شیخ محمّد رضا نجفی و سیّد ابوالقاسم دهکردی به تحصیل پرداخت. سپس در سال 1359ه.ق به نجف اشرف مهاجرت کرده نزد آیات عظام آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، حاج سیّد ابوالقاسم خوئی، آقا سیّد عبدالهادی شیرازی، آقا ضیاءالدّین عراقی و آقا شیخ محمّد کاظم شیرازی به تکمیل تحصیلات خویش پرداخته، اجازه اجتهاد از آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد عبدالهادی شیرازی و اجازه روایت از شیخ آقابزرگ طهرانی دریافت نمود و به اصفهان بازگشت و به ترویج و تبلیغ احکام و تدریس و اقامه جماعت پرداخت. سالها در مسجد بازار جنب سه راه نیم آورد به اقامه نماز و تدریس مشغول بود و در این اواخر در مسجد الاقصی واقع در فلکه فلسطین به اقامه نماز جماعت می پرداخت. او سال های آخر عمر را به خاطر عارضه سکته خانه نشین و بستری بود تا اینکه در چهارشنبه 26 ربیع الثّانی 1411ه در منزل خود وفات یافته، جنازه با تشییع شایسته و با حضور مردم اصفهان به قم حمل و در آنجا به خاک سپرده شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص132؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج2، ص298؛ یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، صص 55 و 56.
سیّد محمّد باقر نحوی بن سیّد مهدی بن آقا محمّد حسن مجتهد بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه، عالم فاضل و مجتهد زاهد. در سال 1303ق در اصفهان متولّد شد و نزد علمای این شهر همچون میرزا ابوالحسن بروجردی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، میرزا احمد مدرس، شیخ احمد بیدآبادی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی، ملّا محمّد حسین فشارکی، شیخ علی مدرس یزدی، آخوند ملّا محمّد کاشانی و سیّد محمّد مدرس نجف آبادی تحصیل نموده و به اجتهاد نائل آمد و سپس به ترویج دین و اقامه جماعت (در مسجد بازار کفاش ها و مسجد میرزا باقر) مشغول شد.
وی از آقا شیخ محمّد رضا نجفی، آخوند فشارکی و حاج میرزا ابوالحسن بروجردی اجازه داشته و تاریخ اجازه مرحوم بروجردی ماه رجب سال 1347ق بوده است.
او عمری را به زهد و قناعت گذرانیده و سرانجام در پنج شنبه 5 جمادی الاوّل 1350ق بر اثر سکته وفات یافته و در تکیه خاندان مهدوی در تخت فولاد مدفون گردید.
وی مفتخر به دامادی عالم فاضل ادیب آقا کمال الدّین خوانساری بوده و مرحوم خوانساری مادّه تاریخ او را چنین سروده اند:
آن سمیّ حضرت باقر که بود *** نحوی عصرش فصیح و هم بلیغ
سال فوتش را اگر پرسی ز من *** گویمت: «ای حیف از او با ای دریغ»(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 139؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص103؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 490 و 491؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص298؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص206؛ بوستان فضیلت، صص 51-49؛ الکرام البرره، ج1، ص192؛ سالنامه دبیرستان فرهنگ، ص99؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 272 و 273؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص72؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص112.
سیّد بحرالعطاء مهدوی بن سیّد محمّد بن سیّد احمد بن سیّد محمود زمان هُرستانی سِدِهی عالم فاضل زاهد متقی، از علمای معاصر در روستای «هرستان» از توابع سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد علمای عالیقدر چون شهید سیّد حسن مدرس، سیّد ابوالقاسم دهکردی، سیّد محمّد باقر درچه ای، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی، میر محمّد صادق خاتون آبادی، شیخ محمّد تقی آقا نجفی، آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی بهره برد و پس از آن به «هرستان» بازگشت و به اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم پرداخت. او نسبت به مسائل دینی متعصّب و مدافع و به زخارف دنیوی بی اعتنا بود. وی سرانجام در یکشنبه 29 ربیع الثّانی 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 159؛ شرح مجموعه گل، صص 356 و 357؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص682؛ خمینی شهر شهری که باید از نو شناخت، ص207.
سیّد محمّد تقی فقیه احمدآبادی بن سیّد عبدالرزاق بن سیّد عبدالجواد موسوی احمدآبادی بن میر قاضی بن سیّد محمّد نائب الصدر بن میر محمّد تقی موسوی (وزیر شاه صفی = شاه سلیمان صفوی و همسفر او در سفر خراسان و مشهد مقدّس)، عالم فاضل، خطیب بارع، و مجتهد جلیل القدر، در شب جمعه 5 جمادی الاولی 1301ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای اصفهان به کسب فیض پرداخته و یا اجازه دریافت نمود که از آن جمله است: سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد اسداللَّه (عمه زاده اش)، حاج میرزا بدیع درب امامی، آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی، حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی، آقا میرزا عبدالرزّاق (پدر دانشمندش)، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آخوند ملّا محمّد کاشانی، سیّد محمود کلیشادی و حاج آقا منیرالدّین بروجردی. تا این که به مقامات عالیه علم و اجتهاد رسید.
وی در مسجد امامزاده اسماعیل اقامه جماعت می نمود و تدریس می کرد. او از شیفتگان و دلباختگان حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. طبع شعر نیز داشت و اشعاری از او موجود می باشد.
سرانجام در شب سه شنبه 25 رمضان المبارک سال 1348ق پس از انتقال به بیمارستان مرسلین انگلیسی در اصفهان وفات یافت [و یا به قول برخی از بستگان آن مرحوم به دست یکی از افراد فرقه ضالّه بهائیت که متصدی
بیمارستان بود مسموم شد و به شهادت رسید] و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون گردید.
[در سال های اخیر بقعه ای شکوهمند بر سر مزار او و پدر عالیقدرش بنا شده و زیارتگاه اهل معرفت است.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1 . «آیین جمعه» یا «آداب الجمعات و ابواب الجنان» مطبوع 2. «انیس المتفرّدین» 3. «ایضاح الشّبهات» 4. «بساتین الجنان» در معانی و بیان 5. «تحفه المتأدّبین» در نحو 6. «تذکره الطّالبین» در شرح «آداب المتعلّمین» 7. «ترتیب الطّلاب در نحو» 8. «تعادل و تراجیح» 9. «تفسیر قرآن» 10. «توضیح الشّواهد» 11. «حواشی بر شرح الخبیص» 12. «دیوان اشعار» با تخلّص «شرعی» و «تقی» 13. «سراج القبور» در آداب نماز و نافله شب 14. «شرح مختصر بر کتاب تصریف» 15. «شرح نصاب» که در 16 رجب 1310ق در 10 سالگی تألیف نموده است.......... 16. «ضیاء المنیر» در صرف 17. «کنز الغنائم» در فضیلت دعا و نماز جهت حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 18. «محاسن الآداب» در نحو 19. «مکیال المکارم» (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عربی، در 2 جلد که بارها به طبع رسیده و به فارسی هم ترجمه شده است.......... 20. «نور الأبصار» در فضیلت انتظار 21. «وظیفه الانام فی زمن غیبه الإمام» (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
این شعر از اوست:
گرم نصیب شود یک نظر به روی حبیب *** نثار او بنمایم روان به رغم رقیب
به پای خود ، اگرم بوسه ای روا دارد *** نهم به تارک شاهان ، ز حشمت و زیب
غم فراق و دل پر ز خون و اشک بصر *** مرا ز روز ازل این سه چیز گشته نصیب(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 239 و 240؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص46؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص419؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 133 و 134؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 323 و 324؛ نقباء البشر، ج1، ص258؛ الذریعه، ج4، ص39، ج18، ص160، ج24، ص375، ج25، ص115؛ آشنایی با زندگی و شخصیت و شهادت آیت اللَّه فقیه احمدآبادی: ؛مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص228؛ معجم المؤلفّین، ج9، ص131.
میرزا حبیب اللَّه بن میرزا هدایت اللَّه بن آقا میرزا محمّد باقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات الجنّات).
عالم فاضل و واعظ کامل، در اصفهان متولّد شده و نزد شیخ علی مدرّس یزدی، سیّد محمود کلیشادی، سیّد مهدی درچه ای، سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و حاج آقا منیرالدّین بروجردی به تحصیل پرداخت.
وی امام جماعت مسجد خیابان خوش [خیابان طالقانی فعلی] و مسجد ستّاری اصفهان بود و مراسم دعای کمیل را در تکیه کازرونی برگزار می نمود. جلسات دعا و موعظه ایشان مورد توجّه و اعتقاد مؤمنین بود. مواعظ منبری او نیز که عموماً پس از اداء نماز انجام می گرفت نیز از هر حیث قابل اهمیّت بود.
وی سرانجام در [روز 16 ربیع الاوّل] سال 1379ق وفات یافته و در بقعه تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون گردید.
استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به «برنا» در وفاتش گوید:
سال فوتش رقم بزد «برنا»:
شد حبیب خدا ز دنیا رفت.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 432؛ مناهج المعارف: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص349؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183.
سیّد حسن کلهرودی بن سیّد ابوالقاسم حسینی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقّق و خطاط ماهر. در اصفهان متولّد شده و نزد عدّه ای از فضلای این شهر از جمله سیّد ابوالقاسم دهکردی به تحصیل پرداخت. او و برادرش سیّد حسین کلهرودی در اصفهان به تدریس مشغول بودند. سپس به اتّفاق هم به قریه کلهرود (به فتح کاف و لام) از توابع نطنز مهاجرت کرده و به ارشاد مردم مشغول شدند.
سیّد حسن سرانجام در حدود سال 1318 یا 1319ش وفات یافته و در قبرستان محلّه قلعه روستای کلهرود مدفون شد. وی خط نسخ را خوش می نوشت و به کتابت ادعیه و کلام اللَّه مجید می پرداخت نگارنده (غلامرضا نصرالهی کلهرودی) سوره حج به خط نسخ خوش، بدون رقم و تاریخ از خطوط ایشان را دیده ام.
از تألیفات ایشان «اکمال السّعادات» است که در سال های 1325 تا 1328ق در احکام عبادات تألیف شده و در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2؛ فهرست کتابخانه مرکز احیاء، ج5، ص86.
میر سیّد محمّد حسن میرجهانی جرقویه ای ابن علی بن قاسم طباطبائی، از افاضل علمای معاصر اصفهان. در سال 1319ق (مطابق 1280ش) در روستای محمدآباد جرقویه، از توابع اصفهان متولّد شد. از 7سالگی تحصیل مقدّمات را در محمّدآباد آغاز کرد و پس از مدّتی به اصفهان آمده و در مدرسه صدر ساکن شد.
در اصفهان در درس اساتیدی چون شیخ علی مدرّس یزدی، شیخ محمّد علی معلّم حبیب آبادی، سیّد احمد مدرس، شیخ محمّد علی فتحی دزفولی و سیّد محمّد رضا خوانساری شرکت کرده و سپس از محضر آیات عظام: سیّد ابوالقاسم دهکردی، آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی و آقا شیخ محمّد رضا نجفی بهره برد.
او در سال 1346ق به نجف اشرف مهاجرت کرد و مدّتی از محضر آیات عظام: سیّد ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی و شیخ عبداللَّه مامقانی بهره برد و از خواص اصحاب آیت اللَّه اصفهانی گردید.
وی پس از اتمام تحصیلات خود به اصفهان بازگشته و به نشر معارف اسلامی و فضایل اهل بیت پرداخت. مدت 3 سال نیز در قصبه دهاقان اقامت نمود و مرجع شرعی آن حدود بود. در سال 1371ق به مشهد مقدّس مهاجرت کرد و در دو حجره حرم مطهر که در اختیارش بود، به تألیف، تحقیق و تدریس مشغول شد. پس از 7سال به علّت نامساعد بودن آب و هوای آنجا با مزاج
ایشان، به تهران عزیمت نمود و به وعظ و خطابه و اقامه جماعت و تحقیق و تألیف مشغول شد.
میرجهانی در فقه و اصول، کلام، تفسیر، حدیث، علوم غریبه (خصوصاً جفر و اعداد و اسطرلاب) و ریاضیات تبحّر فراوان داشت. خط خوشی داشت و برخی از کتاب هایش را به خط زیبای خود کتابت نمود. علاوه بر آن در اخلاق حسنه و مکالات فاضله زبده اهل فضل و کمال بود. شعر را نیکو می سرود و «حیران» تخلّص می نمود.
او در اواخر عمر به اصفهان بازگشته و در 21 جمادی الثانی 1413ق (مطابق چهارشنبه 21 آذر 1371ش در منزل مسکونی خود در اصفهان وفات یافته و حسب الوصیّه خود او در بقعه علّامه مجلسی جنب مسجد جامع عتیق اصفهان مدفون گردید.
ایشان را تألیفات عدیده ای است که از آن جمله است:
1 . «مصباح البلاغه» (مستدرک نهج البلاغه) در 2 جلد 2. «کنوز الحکم و فنون الکلم» (خطبه ها و سخنان امام حسن مجتبی (علیه السلام) 3. «روایح النسمات» (شرح دعای سمات) 4. «نوائب الدّهور» در علائم الظّهور، در دو جلد 5. «اللّوامع النّور فی علایم الظّهور»، به عربی 6. «دیوان اشعار» 7. «گنجینه سرور» 8. «گنج رایگان» (در علوم غریبه) 9. «سعادت ابدی» 10. «الدُّرر المکنونه» (در تاریخ ائمه اطهار) به عربی 11. «احکام رضاع» 12. «رساله در نجوم و فلکیّات» 13. «شهاب ثاقب» 14. «الجنّه العاصمه» (زندگانی حضرت فاطمه(علیها السلام)) 15. «مقامات الاکبریّه» (زندگانی حضرت
علی اکبر (علیه السلام) ) 16. «مقلاد الجنان» (در ادعیه و زیارات) 17. «ذخیره المعاد» (در ادعیه و ساعات عبادات 18. «انساب سادات» 19. «تفسیرام الکتاب» 20. «البکاء علی الحسین (علیه السلام) » 21. «السَّبیکه البیضاء فی نسب بعض آل الطبّاء» 23. «ولایت کُلیّه
این ابیات از اوست:
خسروا گوشه چشمی به من بی سر و پا کن *** سوی دلسوختگان یک نظر از بهر خداکن
نفس نگذاردم ای شه که به اخلاص بکوشم *** منّتی جان مرا از ستم نفس رها کن(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 509 و 510؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص160؛ الذریعه، ج11، ص255 و ج10، ص22؛ مکارم الآثار، ج7، ص2423؛ گلزار مشاهیر، ص89.
آقا میرزا حسن قدسی کاشانی بن ملّا علی، عالم فاضل و عابد زاهد معروف به «میرزا حسن کاشی» از علمای قرن چهاردهم هجری. در کاشان متولّد شده و نزد حاج ملّا حبیب اللَّه شریف کاشانی به تحصیل پرداخته و سپس به اصفهان مهاجرت کرده و نزد جمعی از بزرگان [خصوصاً آخوند ملّا محمّد کاشانی، سیّد محمّد باقر درچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی ]کسب فیض نموده است[(1)سال ها امام مسجد سر نیم آورد بوده است. عالمی مقدّس و محتاط در امور بوده و در اخلاق فاضله و ملکات پسندیده از نوادر عصر شمرده می شد].(2)
سرانجام در یکشنبه 2 رمضان المبارک 1377ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.(3)
[مرحوم سیّد کمال کاشانی متخلّص به «حقیر» درباره وفات او مرثیه ای سروده که مادّه تاریخ آن این بیت است:
بهر تاریخ وفاتش این چنین گفتا «حقیر) *** «روح قدسی شد ندیم قدسیان اندر جنان»] (4)
حاج میر سیّد حسن بن میرزا مسیح بن میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) عالم کامل و فقیه جلیل، از رؤسای علمای اصفهان، ملجاء و پناه مردم، عالم فاضل محقّق. مقبول القول و نزد عموم طبقات از عوام و خواص مورد توجّه و احترام بوده است.
در 3 رجب سال 1294ق متولّد شده و در خدمت ملّا حسین نائینی، ملّا حسینعلی صرفی، آقا سیّد ابوالحسن مدیسه ای اصفهانی، میرزا یحیی بیدآبادی، میرزا عطاءاللَّه چهارسوقی، حاج میرزا بدیع درب امامی، سیّد مهدی درچه ای، میرزا هدایت اللَّه چهارسوقی، سیّد حسن مشکان طبسی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، ملّا عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمود کلیشادی، آخوند کاشی، شیخ محمّدعلی ثقةالاسلام، شیخ محمّدتقی آقانجفی، میر محمّدتقی مدرس (محله نوئی) و میرزا محمّدهاشم چهارسوقی تحصیل نمود و به درجه اجتهاد نائل گردید.
او سرانجام در صبح پنج شنبه 13 جمادی الاولی سال 1377ق در اصفهان وفات یافته، جنازه به نجف حمل گردیده، در جوار عمّ بزرگوار خود در وادی السلام مدفون گردید.
عده ای کثیر از دانشمندان در مرثیه و مادّه تاریخ وفاتش اشعاری سرودند که از آن جمله است مادّه تاریخی که مرحوم آقا حسن رئیس زاده واعظ گفته است:
منوّر مشعلی خاموش شد از علم و دانش *** که مانندش نیاید در جهان از هیچ مشکاتی
ز سال فوت پرسید از «رئیسی» با صفا گفتا *** ز جنّت مجتبی سر کرد بیرون گفت روضاتی
1417-40=1377
کتب زیر از تألیفات اوست:
1 .«تقریرات اصولی استاد علّامه خود مرحوم درچه ای، در اصل برائت و احتیاط» 2. «تقریرات اصولی استاد نامبرده در مبحث ظن» 3. «جامع الدرر»، دو مجلّد در متفرّقات عربی و فارسی منظوم و منثور 4. جزوات متعدده در مواعظ منبری و غیره.(1)
1) . اعلام، ج2، ص554-555 ؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 346 و 347.
سیّد حسین بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّد علی بن حاج سیّد محمّد باقر حجهالاسلام، عالم فاضل صالح متّقی، قبل از سال 1300ق در اصفهان متولّد شده و نزد حضرات آیات سیّد ابوالقاسم دهکردی، سیدمحمّد باقر درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی و سیّد مهدی درچه ای به کسب فیض پرداخته و سپس به ترویج دین و ارشاد مردم پرداخته است.
وی ظهرها در مسجد سیّد و صبح و مغرب در مسجد حاج جمال در محله لرها اقامه جماعت می نمود و مورد وثوق اهالی محل بود و با همه سختی ها که در دوره رضاخانی به اهل علم و روحانیون می شد تحمل نموده و ترک مسجد و محراب نفرمود. او در شب های 19 ماه مبارک رمضان، مراسم شب احیاء را در مسجد سیّد برپا می داشت.
سرانجام در دوشنبه 13 ربیع الاول 1356 ق وفات یافته و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 618 ؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص309؛ بیان المفاخر، ج2، صص 184 و 185؛ سیری در تاریخ تخت فولاد،ص 86؛ بوستان فضیلت، صص 229-226.
سیّد حسین بن آقا سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمدباقر دهکردی عالم فاضل. در اصفهان متولّد شده و در خدمت جمعی از بزرگان همچون آقا شیخ علی مدرس یزدی و پدر بزرگوار خود تحصیل نموده است. عالمی منزوی و گوشه نشین بود.
پس از فوت پدر به جای ایشان در مسجد شیخ الاسلام و مسجد سرخی اقامه جماعت می نمود. سال ها به درس مرحوم آقا شیخ محمّد حکیم خراسانی حاضر شده و بهره کافی یافته بود و گاه گاه در بین صحبت از این استاد خویش یاد می نمود.
سرانجام در سال 1377ق وفات یافته و جنب پدر در یکی از حجرات امامزاده زینبیه اصفهان مدفون گردید.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 619؛ تاریخچه ارزنان و مقبره علیا جناب زینب خاتون، ص43؛ مزارات اصفهان، ص236.
شیخ محمّد حسین بن میرزا علی محمّد بن ملّا محمّد علی بن ملّا عبداللَّه بن ملّا علی اکبر اژه ای اصفهانی، عالم فاضل زاهد در اصفهان نزد آخوند کاشانی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، شیخ محمّد رضا نجفی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و سیّد علی نجف آبادی به تحصیل پرداخت.(1)
وی پس از وفات پدر، به مدت 50 سال به اقامه جماعت در مسجد علی (علیه السلام) پرداخته و امورات شرعی مردم را مورد رسیدگی قرار داد به طوری که در ادارات دولتی حکم و امر ایشان مطاع بوده و مهر ایشان را اعضای دولت قبول داشتند. در اواخر عمر نیز 15سال در خانه خود به امورات شرعی مردم رسیدگی می کردند.(2)
وی در صبح یکشنبه 5 شعبان المعظم 1383ق وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک مزار ملّا اسماعیل خواجوئی مدفون شد.(3)
سیّد حسین ظهیر میردامادی ابن میرزا علی محمّد میردامادی خوزانی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل معاصر در قریه «خوزان» از قرائ ثلثه سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی] متولّد گردیده و در اصفهان تزد [آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی] و شیخ محمّد رضا نجفی فقه و اصول را آموخت و پس از وصول به مقامات عالیه به مولد خود مراجعت کرده و به ترویج دین و نشر معارف اسلام و ارشاد و هدایت اللَّه مردم اشتغال جسته [و در مسجد ملّا محسن خوزان و مسجد جامع اسفریز اقامه جماعت می نمود] و مورد توجّه و عنایت عموم مردم بالاخص علماء و مقدّسین بود [سرانجام در سال 1388ق وفات یافته و در جوار امامزاده سیّد محمّدِ [خمینی شهر] مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2، ص 724 ؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص210؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، ص303.
میرزا محمّد حسین جعفری ابن آقا میرزا هاشم بن حاج سیّد جعفر بیدآبادی بن حاج سیّد محمّد باقر حجةالاسلام شفتی، عالم فاضل، از ائمه جماعت مسجد سیّد و مسجد علیقلی آقا. در اصفهان خدمت جمعی از بزرگان همچون آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آقا میر محمّد تقی مدرس و آخوند ملّا محمّد کاشانی درس خوانده و در مدرسه میرزا حسین با جمعی از افاضل حوزه مباحثه داشت.
در حدود سال 1303ق متولّد و در 10 ربیع الثّانی سال 1319ق در اصفهان وفات یافته، در بقعه جدّش سیّد حجّة الاسلام در مسجد سیّد مدفون شد. حاج میرزا حبیب اللَّه نیّر ضمن مرثیه ای عربی ماده تاریخ فوت او را چنین می نویسد:
ارخ النّیرّ للعام و شهر و الیوم *** تنقص العشره من «شهر ربیع الثّانی»(1)
1) . اعلام اصفهان،، ج2، ص 782 ؛ بیان المفاخر، صص 187 و 188.
ملّا حسینعلی صدیقین بن محمّد اسماعیل بن محمّد ربیع، عالم فاضل و زاهد متّقی. [از علمای مشهور قرن چهاردهم هجری در اصفهان]
در اصفهان متولّد شده [و خدمت جمعی از اکابر علماء همچون میرزا ابوالقاسم زفره ای، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی درس خوانده] و مراتب عرفان را خدمت حاج محمّدجواد عارف بیدآبادی تکمیل نموده و سالها به ریاضت و تصفیه باطن گذرانیده و جامع مراتب صوری و مقامات معنوی شد.
او در مسجد گرگ یراق ها، مسجد حاج اسداللَّه سمسار و مسجد درکوشک اقامه جماعت می نمود [و هفته ای دو شب بر منبر می رفت و با بیانی گرم و شیوا به ارشاد مردم می پرداخت.]
همچنین سال ها در مدرسه درکوشک [و مدرسه میرزا حسین بیدآباد] به تدریس مختلف و از جمله تفسیر مشغول بود.
مرحوم صدیقین از علمای پرهیزکار و مشهور به زهد و تقوا در میان عوام و خواص و مورد وثوق و احترام کلیه طبقات بود و از سوی مراجع بزگوار از جمله آیات عظام آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی [و آقا حسین بروجردی] نیابت تام را برخوردار بود.
این عالم ربانی سرانجام در شب جمعه دوّم صفر سال 1368ق وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه کازرونی مدفون شد.
از آثار او حواشی مختصری بر تذکرة القبور است که نگارنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی] آن ها را در رجال اصفهان نقل کرده ام.
مادّه تاریخ وفاتش را حسن ضوئی اصفهانی چنین سروده است:
«ضوئی» از تاریخ صدیقین به فکرش شد برون *** مطلب خوابش که «فی جنات عدن یدخلون»(1)
1) . اعلام اصفهان، ج2 ، ص 824 ؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص70؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص574؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص429؛ نقباءالبشر، ص671؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص172؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص339.
حاج آقا رحیم ارباب فرزند علی پناه، [عالم فاضل و حکیم بارع فقیه محقق، عارف ربّانی، قرن چهاردهم هجری در روز 12 جمادی الاولی 1297ق در روستای «چرمهین» از توابع لنجان متولّد شد.
پدرش از اعیان و بزرگان ناحیه لنجان بود وی در 7 سالگی به اصفهان رفت. مقدمات دروس حوزوی را نزد ملّا حسن همامی تحصیل کرد و سپس در درس سیّد محمود کلیشادی حاضر شد. آنگاه در درس فقه و اصول حاج میرزا بدیع درب امامی شرکت کرد. همچنین از محضر آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا منیرالدّین بروجردی بهره برد قسمتی از دروس فقهی را هم نزد جهانگیرخان قشقایی تحصیل کرد. فلسفه، ریاضیات، هیأت و منطق را نزد دو حکیم عارف: آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقایی آموخت. خارج فقه و اصول را هم از محضر آقا سیّد محمّد باقر درچه ای بهره گرفت. او در جامعیّت و احاطه به انواع علوم و معارف اسلامی همچون فقه، اصول، کلام، منطق، فلسفه، ادبیات فارسی و عرب، هیأت، ریاضیات و نجوم کم نظیر بود.
عمر خود را صرف تحصیل، تحقیق، مطالعه، تدریس و بیان احکام دین و تهذیب نفس و عبادت نمود.
از نظر اخلاقی یک انسان کامل بود و وجودش از کینه، خودخواهی و تکبّر و طمع خالی بود. نسبت به کوچک و بزرگ تواضع داشت و از ریاکاری و خودنمایی به دور بود و نسبت به همه با حُسن خلق و احترام رفتار می نمود.
عدّه زیادی از بزرگان و دانشمندان در محضر ایشان حاضر می شدند و کسب فیض می کردند از جمله استاد بدیع الزّمان فروزانفر که گفته بود:
«وقتی به اصفهان می آیم دو قبله دارم یکی آیت اللّه ارباب و دیگری محمّد باقر الفت».]
مرحوم ارباب از قائلین به وجوب عینی نمازجمعه در زمان غیبت امام (علیه السلام) ، بود و سالها آن را در منزل و سپس در مسجد گرک یراق و بعدا در مسجد جامع و چندین سال در مسجد درکوشک اقامه می نمود و چون در ماه صفر سال 1368ق مرحوم آقا میر محمّد مهدی سلطان العلماء به امامت جمعه اصفهان منصوب گردید، مرحوم آقای ارباب تا اواخر عمر نمازجمعه را در مسجد قریه گورتان (در سمت مغرب اصفهان در کنار جاده نجف آباد) اقامه می نمود.
حوزه تدریس او از حوزه های تحقیقی و ممتاز به شمار می رفت. مدّتی در مسجد حکیم و سپس در منزل خود به تدریس پرداخت و عدّه زیادی از فضلاء و علما معاصر اصفهان از تربیت یافتگان آن مرحوم می باشند.
[از جمله فتاوای ایشان اعتقاد به وجوب نمازجمعه در عصر غیبت، طهارت اهل کتاب، و ارث بردن زوجه از زوج پس از فوت او از تمام ماترک او حتّی زمین بوده است.
این عالم ربانی در اواخر عمر نابینا شد و باقی عمر را به صبر و رضا گذراند] تا اینکه در شب چهارشنبه 18 ذی الحجه سال 1396ق وفات یافت و در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ وفات او را ضمن قطعه ای چنین گفته اند:
جبرئیل سر فرو کرد در جمع و گشت تاریخ: *** «حاج آقا رحیم ارباب ازین جهان برفته»(1)
1) . اعلام اصفهان، ج3 ، ص 57 و 58.؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 186 و 188؛ نقباء البشر، ج2، صص 721 و 722؛ الاجازه الکبیره، ص59؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص76؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص107؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 450-455؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص151؛ کارنامه همایی، صص 48-51؛ آیین فرزانگی، ج1، صص 53-66؛ ارباب معرفت: اغلب صفحات.
آقا سیّد محمّد رضا خراسانی بن حاج سیّد محمّد جواد جارچی بن سیّد محمّد رضا بن حاج سیّد یوسف خراسانی، عالم جلیل، فقیه محقّق مدقّق [رئیس حوزه علمیه اصفهان].
در 25 ذیحجه 1311ق درا صفهان متولّد گردیده و در خدمت جمعی از علماء عالیقدر اصفهان همچون حاج سیّد محمّد جواد جارچی (پدرش)، حاج سیّد مرتضی خراسانی (عمویش)، شیخ محمّد رضا نجفی، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی، شیخ علی مدرس یزدی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، [میرزا احمد مدرس و آخوند ملّا محمّد کاشانی] به تحصیل پرداخته و به اجتهاد نائل شد.
او سالها در مساجد اصفهان از جمله مسجد اقصی و مسجد حاج رضا و مسجد جارچی اقامه جماعت می نمود و در مدرسه صدر و مدرسه چهارباغ فقه و اصول را تدریس می کرد.
او عالمی نیکوکار و پرهیزکار بود. در اواخر عمر ریاست و اداره حوزۀ علمیّۀ اصفهان و رسیدگی به مدارس و طلاب برعهده او بود. از خدمات ایشان تعمیر مدرسه عربان و مدرسه صدر و تأسیس کتابخانه رضویه (در مدرسۀ صدر بازار) است.
[مرحوم خراسانی در زهد و قناعت و صلاح و پرهیزکاری و رعایت نظم و انضباط در تدریس و امور زندگی نمونه ای مثال زدنی بود.]
وی در شب یکشنبه 29 رجب 1397ق وفات یافته و در کنار قبر عالم بزرگ شیعه بهاءالدّین محمّد اصفهانی (فاضل هندی) در تخت فولاد مدفون شد. تقریرات فقهی و اصول برخی از اساتید خود به رشته تحریر درآمده است.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج3 ، ص96 ؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 315-318؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص341؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص91؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص163؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، ص222؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ص235؛ میراث اسلامی ایران، ج10، ص116.
حاج شیخ محمّد رضا مهدوی شهرضایی بن حاج ملّا محمّد مهدی قمشه ای، عالم فاضل، فقیه مجتهد [از علمای قرن چهاردهم هجری] درسال 1302ق متولّد شده و در اصفهان به درس آخوند کاشی، جهانگیر قشقایی، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی و شیخ محمّد تقی آقانجفی حاضر شده و سپس به نجف اشرف مشرّف شده و نزد حضرات آیات آقا شیخ مرتضی طالقانی، آقا سیّد حسین بادکوبه ای و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی استفاده نموده، سپس به موطن خود مراجعت کرده و مقبولیّت تامّه یافته، در علم و عمل بی نظیر و تا آخر عمر در انجام وظایف شرعّیه از نشر و تبلیغ احکام و تدریس و اقامه جماعت و اعانه ملهوفین و کمک به ضعفاء دقیقه ای اهمال نفرمود.
وی سرانجام در شب چهارشنبه 14 ربیع الثانی 1388ق در زادگاه خود وفات یافته و در امامزاده شاهرضا مدفون گردید.
از تألیفاتش: 1. «رساله ای در اخلاق»2. رسائل متعدد در «فقه و اصول و تفسیر» می باشد که هیچ یک به طبع نرسیده است.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج3 ، ص 161 ؛ سالنامه شهرضا، ص36؛ نشریه فرهنگ شهرضا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص632.
آقا سیّد عباس صفی دهکردی بن سیّد علی بن سیّد محمّدتقی حسینی دهکردی، عالم عابد فاضل کامل در سال 1304ق در قریه «اشکفتک» در یک فرسنگی شهرکرد متولّد شد. پدرش از علمای محل و مورد احترام عموم اهالی چهارمحال بود.
سیّد عباس مقدمات را نزد آقا جلال الدّین بت شکن دهکردی خواند. سپس به اصفهان آمد و نزد [علمای عالیقدری چون] آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، جهانگیرخان قشقایی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی، حاج شیخ عبدالحسین محلاتی و آخوند ملاّ محمّد کاشانی به تحصیل فقه و اصول و منطق و ادبیات و کلام و حکمت پرداخت و در طب نیز نزد حاج میرزا محمّدباقر حکیم باشی حاضر شد و از اساتید خود و مراجع نجف اشرف به دریافت اجازات روایتی و اجتهاد مفتخر گردید.
[او سال های طولانی در مدرسه جده بزرگ اصفهان به تدریس دروس سطح و فلسفه و رجال و درایه مشغول بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد.] آن مرحوم در مسجد یزدآباد و مسجد کرمانی اصفهان به اقامه نماز جماعت می پرداخت.
سرانجام در ذی القعده 1394ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج4 ،ص 59 ؛ شناخت سرزمین چهارمحال و بختیاری، ج2، ص448؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 321 و 322؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ شرح مجموعه گل، صص 233-240.
حاج شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی، واعظ زاهد عادل [از شاگردان آیه اللّه سیّد ابوالقاسم دهکردی] در 20 شوّال 1387ق به سنّ متجاوز از هشتاد وفات یافته و در قسمت شمالی آب انبار حاج ملاّ حسن سمائیان [شمال تکیه فاضلان] در تخت فولاد مدفون گردید.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج4 ، ص 180 ؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص735.
حاج میرزا عبداللّه (معروف به آقا میرزا) شیخ الاسلام فرزند میرزا علی اکبر بن محمّدرحیم شیخ الاسلام، عالم فاضل معاصر.
در حدود سال 1302ق در اصفهان متولّد گردیده و مقدمات و سطوح را نزد آقا شیخ ابوالقاسم خادم الاسلام خواند و سپس در درس آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، شیخ محمّدحکیم خراسانی و آقا سیّد محمود کلیشادی (مُغنی) حاضر شد و نسبت به مرحوم شیخ محمّدرضا نجفی اختصاص یافته و تا روزهای آخر عمر آن مرحوم از محضر درس فقه و اصول ایشان استفاده می کرد.
پس از آن ریاست یکی از دفاتر رسمی ثبت اسناد و همچنین دفاتر ثبت ازدواج و طلاق را پذیرفته و متجاوز از 30 سال با کمال امانت و درستی آن را انجام داد و پس از بازنشستگی به عبادت و مطالعه روزگار می گذرانید تا اینکه در شب یکشنبه 11 شعبان المعظم سال 1404ق وفات یافته و در گورستان جدید اصفهان موسوم به باغ رضوان مدفون گردید.(1)
1) . اعلام اصفهان، ج4 ، ص 339 ؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص326؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 162 و 163؛ مزارات اصفهان، ص116.
حاج ملاّ علی ماربینی فرزند مولی ابوتراب، واعظ صالح معمر معاصر. فوت دوشنبه ربیع الثانی 1402ق مدفون در داخل بقعه آقا سیّد محمّد مقدس در تخت فولاد اصفهان.(1)
[وی در سال 1269ش در روستای ماربین اردستان متولّد شد و جهت تحصیل به اصفهان مهاجرت نموده و از حضرات آیات: میرزا احمد مدرس، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، میر سیّد علی بهبهانی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، شیخ محمّدحسین اَشَنی قودجانی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی و شیخ احمد مجتهد بیدآبادی بهره گرفت. همچنین از برخی اساتید همچون فشارکی و نجفی اجازه دریافت نمود.
او عمر خود را صرف ترویج دین و بیان احکام شرعی و ذکر مناقب و مصائب ائمۀ معصومین (علیهم السلام)نمود.
وی سال ها در مدرسۀ درکوشک اصفهان به تدریس برخی کتاب های درسی چون «مغنی»، «معالم»، «شرح تجرید»، «شرح لمعه» و «کفایة الاصول» مشغول بود.
1) . سیری در تاریخ تخت فولاد، ص200.
برخی از شاگردان او عبارتند از: حاج آقا رضا مظاهری، حاج شیخ مهدی مظاهری، شیخ محمّدرضا ناطق اصفهانی و میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا(
وی سرانجام در روز جمعه 10 ربیع الثّانی 1402ق برابر با 16 بهمن 1360ش (مطابق سنگ نوشته قبر وی) وفات یافت.
شاعر توانا استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
بیتی از بهر سال فوتش گفت طبع «برنا» اگر مکدّر بود *** «حاج ملاّ علی ماربینی عالم دوستان حیدر بود»
1402
«حاج ملاّ علی ماربینی یکی از شیعیان جعفر بود»(1)
1360
1) . اعلام اصفهان، ج4 ، ص 464 ؛ گلزار مقدس، صص 309-318.
حاج سیّد محمّدعلی مبارکه ای متخلّص به «صفائی» فرزند سیّد علی امام جمعه بن محمّدعلی بن علی موسوی مبارکه ای، عالم فاضل و واعظ کامل، از مشاهیر اهل منبر اصفهان [نسب شریفش از طرف پدر به حمزه بن موسی کاظم (علیه السلام) می رسد.]
در روز 17 ذیحجه 1316ق در مبارکه از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد گردیده [و نزد پدر به تحصیل مقدمات پرداخت. آنگاه در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ علی مدرس یزدی، شیخ علی فقیه فریدنی، میرزا محمّد اصفهانی، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّدحکیم خراسانی، شیخ عبدالکریم گزی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتون آبادی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی ادامه تحصیل داد و درس خارج را نزد حضرات آیات سیّد محمّدباقر درچه ای، سیّد ابوالقاسم دهکردی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی خواند. آنگاه به قم رفته و نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تحصیل کرد و در عتبات عالیات از خدمت آیات عظام میرزا حسین نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمود. در تهران هم از محضر درس شهید سیّد حسن مدرس اسفه ای بهره گرفت. چندی در اصفهان و خراسان به تبلیغ و وعظ و خطابه مشغول بود. پس از آن به افغانستان و هندوستان رفته و به سیاحت در بلاد آنجا و سپس چین و سنگاپور پرداخت و در بازگشت به سفر حج مشرّف شده و به هند رفت. همچنین به شام و مصر و
ممالک عربی و آفریقا سفر نمود و با دانشمندان و علمای هر دیار دیدار و مذاکره نموده و حتّی الامکان کسب فیض نمود. او پس از بازگشت به اصفهان به ایراد خطابه و موعظه مشغول شده و در اندک زمانی به جامعیت و گفتار خوش و بیان فصیح معروف شده و منبر و سخنرانی او طرفداران بسیار یافت. او در برخورد با مسائل اجتماعی روز فعّال بوده و به خاطر دفاع از دین و صراحت لهجه و افشاگری برنامه های ضدّ دینی حکومت رضاشاه، در سال 1358ق حدود 9 ماه را در زندان به سر برد. همچنین در پاسخ به شبهات مطرح شده توسط سیّد احمد کسروی، مقالاتی نوشت که در روزنامه های آن عهد از جمله روزنامه «نقش جهان» به چاپ رسید.] او در حسن بیان و طاقت لسان در بین معاصرین کم نظیر می نمود. قدرت حفظ عجیبی داشت. اهل مطالعه و تحقیق و تتبّع و تألیف بود و کتابخانه آبرومندی فراهم کرده بود.
سرانجام در قبل از ظهر روز جمعه 7 رجب 1365ق در منزل خود [واقع در یکی از کوچه های پشت آرامگاه مجلسی] بر اثر سکته وفات یافت و در میان مردم شایع شد که او را مسموم کرده اند. جنازه او با کمال احترام به سوی تخت فولاد تشییع شده و در بقعه مرحوم سیّد عبدالغفار تویسرکانی مدفون شد.
[مادّه تاریخ وفاتش را شاعر معاصر استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین سروده است:
بشمسی ز «برنا» شنو سال فوتش *** «محمّدعلی سیّد واعظین بود»]
1325
او دانشمندی ادیب و شاعر بوده و در اشعار خود «صفائی» تخلّص می کرده است.
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1 . «اسرار حج»2. «اسرار و فلسفه احکام»3. «اسلام خالص»4. «انوار السّعاده» در فضیلت بنی هاشم5. «تاریخ اصفهان» (در 5 جلد) 6. «تاریخ امکنه و بلدان» که سفرنامه است.7. «تاریخ زندگی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)» 8. «تحصیل الثمن»، در شرح حدیث حبّ الوطن9. «ثمرات العلوم» 10. «جامع العلوم» (در 4 جلد) 11. «جنّه الاداء» در آداب 12. «دیوان اشعار» 13. «دانشوران اصفهان» (در 6 جلد) 14. «راهنمای ریاضیات»
از اشعار اوست:
مرا یاری است که نامش گفتنی نیست *** لب لعلش عقیق سفتنی نیست
بدو گفتم که شب آیی به خوابم *** بگفتا چشم عاشق خفتنی نیست (1)
1) . اعلام اصفهان، ج4 ، ص 819 و 820 ؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 36 و 37؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 313 و 314؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 840 و 841؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100؛ مجموعه مقالات کنگره جهانی بزرگداشت اصفهان، صص 482-487.
عالم فاضل، از شاگردان آقا ابوالقاسم دهکردی و دیگران بوده، و داماد حاج میرزا هاشم امام جمعه اصفهان می باشد(1).
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 219 .
ابن آقا میرزا هاشم بن حاج سید جعفر. عالم فاضل زاهد، از شاگردان آقا سید محمد باقر درچه ای و آخوند کاشی و آخوند گزی و جمعی دیگر بوده، (از جمله مرحوم سید ابوالقاسم دهکردی و میر محمد تقی مدرس.) و امام مسجد علی قلی آقا و مسجد سید، متوفی در 10 ربیع الثانی سال 1369، و مدفون در بقعه مسجد سید.
مرحوم نیّر(1)در تاریخ وفاتش گوید:
ارّخ النیّر للعام و شهرٍ و الیوم *** تنقص العشره من (شهر ربیع الثانی)(2)
ابن سید ابوالقاسم بن سید محمد علی. عالم زاهد، امام مسجد سید، متوفی در سال 1356، مدفون در بیرون بقعه تکیه بروجردی در تخت فولاد.(1)
اساتید ایشان مرحوم آقا سید ابوالقاسم دهکردی و آقا سید محمد باقر درچه ای و آقا شیخ محمد رضا نجفی و جمعی دیگر از بزرگان می باشند.
وی ظهرها در مسجد سید امامت می فرموده و با همه سختی ها که در دوره رضا خانی به اهل علم و روحانیون وارد می شد تحمل نموده و ترک مسجد و محراب نفرموده و در شب های 19 ماه مبارک رمضان در مسجد سید مراسم احیا به پا می داشت.(2)
فرزند حاج ملاّ محمّد مهدی. عالم فاضل فقیه مجتهد، در حدود سال 1302 متولد، و در شب 4 شنبه 14 ربیع الثانی 1388 وفات یافته، در امام زاده شهرضا مدفون گردید.
در اصفهان به درس: آخوند کاشی، و جهانگیر خان قشقائی، آقا سید ابوالقاسم دهکردی، و حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی، و در نجف از محضر: آقا شیخ مرتضی طالقانی، و آقا سید حسین بادکوبه ای، و آقا سید ابوالحسن اصفهانی استفاده نموده، به موطن خویش مراجعت کرده، و مقبولیّت تامّه یافته، در علم و عمل بی نظیر، و تا آخر عمر در انجام وظایف شرعیّه از نشر و تبلیغ احکام، و تدریس و اقامه جماعت، و اغاثه ملهوفین و کمک به ضعفا دقیقه ای اهمال نفرمود.
از تألیفاتش: 1- رساله در اخلاق 2- رسائل متعدّدی در فقه و اصول و تفسیر می باشد که هیچ یک به طبع نرسیده است.(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 632؛ سالنامه شهرضا، 36.
عالم زاهد عابد، از علمای اخیار، و فضلای ابرار، و مورد وثوق عموم طبقات بوده، در نجف اشرف متولد شده، و در نجف و اصفهان تحصیل نموده، عمده تحصیلات او در خدمت آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آخوند کاشی [و سیّد ابوالقاسم دهکردی و آخوند فشارکی] در اصفهان بوده.
در 25 ربیع الاوّل سال 1379 به سنّ قریب به هشتاد وفات یافته، و در تکیه مجاور تکیه کازرونی مدفون گردید.
(شاگرد وی سید جمال الدین میر دامادی می نویسد: در تقوا و ورع کم نظیر و در دستگیری فقرا و اطعام آنها بی نظیر بود.)
ماده تاریخ وفاتش این است:
گفت برنا از پی تاریخ او *** (یوسف دین رفتی از مصر فنا)
(در اصل دار فنا بود که به گفته شاعر تصحیح شد.)
فرزندش: آقا کمال الدین طوسی، شاعر ادیب متخلّص به «وداد» در 9 محرم 1370 در طهران وفات یافته، در ابن بابویه مدفون گردید.
فرزند دیگر: آقا جلال الدین از علما و ائمّۀ جماعت طهران است در مسجد خیابان ناصر خسرو اقامه جماعت می نماید.(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 637.
فرزند حاج سید محمّدعلی بن سن [بن میر معصوم] بن محمّد بن میر معصوم حسینی، عالمه فاضله، از مفاخر علمی عصر حاضر، بلکه در اعصار قبل نیز مانند ایشان در بین زن ها کمتر وجود داشته است.
در سال 1308 قمری متولد گردیده، و نزد حاج میر سید علی نجف آبادی و آقا سید ابوالقاسم دهکردی و جمعی دیگر تحصیل نموده، تا به مقام اجتهاد رسیده، و از مرحوم آقا شیخ محمّد رضا نجفی، و میرزا آقا اصطهباناتی، و علاّمه جلیل آیه الله آقا سید شهاب الدین نجفی به اخذ اجازه اجتهاد و روایت مفتخر گردید.
کتب زیادی تألیف نموده، و برخی از آنها را به طبع رسانید، از آن جمله است: 1. اربعین هاشمیّه 2. اخلاق 3. تفسیر قرآن مجید، تاکنون پنج مجلّد آن به طبع رسیده 4 . سیر و سلوک، به نام روش اولیاء (نام آن مخزن العرفان است و در 15 جلد به چاپ رسیده است.) 5. مخزن اللئالی، در مدح حضرت مولی الموالی (علیه السلام) 6. معاد یا آخرین سیر بشر 7. النفحات الرحمانیّه فی الواردات القلبیّه 8. روش خوشبختی؛ و غیره(1).
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 834 .
فرزند میرزا عطاء الله بن علامه فقیه زاهد آقا میرزا محمّد باقر چهار سوقی.
عالم جلیل، در سال 1314 ه_ متولد و در اصفهان نزد جمعی از بزرگان مانند آقا سید ابوالقاسم دهکردی، آقا سید محمّد باقر درچه ای، آخوند ملاّ محمّد حسین فشارکی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا شیخ علی مدرس یزدی، آقا میرزا عطاء الله چهار سوقی پدر دانشمند خود و جمعی دیگر تلمّذ کرده است.
وی پس از فوت پدر در مسجد ایشان در محلّه مارنان (خیابان خاقانی) امامت جماعت داشت و به بیان احکام و نشر فضایل و مناقب خاندان عصمت و طهارت می پرداخت.
سرانجام در ماه رجب سال 1412 ه_.ق در اصفهان وفات یافته، در امام زاده محمّد مدفون گردید.(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 1075 ؛ مزارات اصفهان 341-340.
عالم کامل، فقیه نبیه، مجتهد زاهد بارع، از علما و مجتهدین اصفهان.
در سال 1316 قمری متولد، و در اصفهان و نجف در خدمت اساتید بزرگوار آن حوزه ها چون: 1. آقا سید ابوتراب خوانساری 2. آیه الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی 3. آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی 4. شیخ جواد بلاغی 5. آخوند ملاّ محمّد حسین فشارکی 6. آقا میرزا محمّد حسین نائینی 7. حاج میر محمّد صادق خاتون آبادی 8. آقا ضیاء الدین عراقی 9. ملاّ عبدالکریم گزی تلمّذ کرد.
وی پس از وصول به مقامات عالیه و اجتهاد و اخذ اجازات روایتی و اجتهاد از اساتید بزرگوار خود و مرحوم علاّمه محقق متتبّع حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی به اصفهان مراجعت نموده و به درس و بحث و اقامه جماعت و امر به معروف و نهی از منکر و تألیف و تصنیف کتب پرداخته، کتب زیر از تألیفات اوست:
1.آداب الدعاء و منتخب الادعیه 2. تقویم شرعی 3. الحجه علی ذوی النهی فی حرمه حلق اللحی 4. الفوائد الغرویّه، در متفرّقات 5. قلع الغیبه 6. المعارف الرجالیّه، در مقدمات علم رجال 7. مقبس الیاقوت، در فضل سکوت 8. نصیحت نامه 9. نهایه المأمول در شرح کفایه الاصول، دو جلد. و قریب پانزده رساله استدلالی در مباحث فقه و اصول و تقریرات اساتید خود
غیر مطبوع دارد. وی پس از یک عمر خدمت به اسلام و قرآن در 6 ذی حجّه الحرام سال 1409 ه.ق وفات یافت [و در باغ رضوان مدفون گردید].(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 1086.
فرزند میرابوطالب. امام جمعه اصفهان.
سیّدی جلیل و عالمی خلیق و مهربان و کوشا در رفع حوائج مردم و کمک به ضعفا و ستم دیدگان بود. نزد جمعی از علما همچون آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و ملاّ محمّد حسین فشارکی و آقا سیّد مهدی درچه ای نموده، در شب چهارشنبه 15 ذی القعده سال 1395 وفات یافته در بقعه علاّمه مجلسی پشت سر ملاّ صالح مازندرانی در ایوانچه پشت ارسی مدفون گردید.
در سال هایی که دولت، دین را به وسیله پیشرفت مقاصد سیاسی خود قرار داده بود، به اغوای دکتر سیّد حسن امامی امام جمعه تهران، وی را به نام امام جمعه اصفهان انتخاب نموده و فرمان صادر کردند، لکن شخص ایشان از روی کمال دین داری حتّی المقدور از جادّه مستقیم راستی و صداقت منحرف نشد و خود را به بسیاری از اعمال که دیگر هم نامان او داشتند نیالود.(1)
1) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 1091 .
سیّد مرتضی فرزند سیّد محمّد حسینی، عالم فاضل واعظ صالح،(1).
امام جماعت مسجد سرخی (مسجد سفره چی) در شب 20 رمضان المبارک سال 1400 وفات یافت و در لسان الارض مدفون گردید.(2)
1) . (وی در سال 1313 قمری به دنیا آمده، معلومات مقدماتی را نزد مرحوم جناب فاضل به اتمام رسانده، سپس در اصفهان نزد: میر سیّد محمّد نجف آبادی، شیخ محمّد خراسانی، شیخ علی یزدی، و میرزا احمد مدرّس و عمویش آیه الله سید ابوالقاسم دهکردی تحصیل نموده و در سال 1341 پس از فوت والد بزرگوارش به شهرکرد مراجعت نموده و مرصع امور شرعی آمجا گردید. و در سال 1353 به اصفهان آمده و امامت مسجد سرخی را عهده دار شد. شناخت سرزمین چهارمحال، ج 2، ص 26.
2) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج1، ص 1092 .
آقا سیّد محمّد معروف به سیّد آقا جان نوربخش، از فضلای اهل منبر و مدرّسین ادبیات عرب در حوزۀ علمیّۀ اصفهان.
در حدود سال 1274 ق در شهرستان ریز (زرین شهر) متولّد شد. در اصفهان نشو و نما یافت و تحصیل نمود. وی ادبیات را نزد اساتید برجسته ای همچون سیّد محمود کلیشادی و سیّد مهدی نحوی فراگرفت و سپس از محضر حضرات آیات ذیل بهره برد: 1. حاج میرزا بدیع درب امامی؛ 2. علاّمه میرزا محمّد باقر چهارسوقی ؛ 3. علاّ مه میرزا محمّد هاشم چهارسوقی؛ 4. شیخ محمّد تقی آقا نجفی ؛ 5. سیّد محمّد باقر درچه ای ؛6. سیّد مهدی درچه ای؛ 7. سیّد ابوالقاسم دهکردی.
مرحوم نوربخش از بزرگان اهل منبر بود و به کثرت علم و وفور دانش و احاطه به اخبار شهرت داشت. در موعظه و تفسیر اخبار نهایت دقّت را به کار می بست و در کمال استادی از مقدّمه به ذی المقدّمه می پرداخت.
در ادبیات عرب مهارت کامل داشت و سال ها در مدرسه نیم آورد درس مطوّل می داد و کسی را در تدریس این کتاب با او قدرت برابری نبود.(1)
مرحوم شیخ احمد بیان الواعظین در کتاب «خلد برین» می نویسد:
«یکی از اعاظم وعاظ و اکابر مدرسین معاصر است. در این اواخر هیچ کس مطول را مثل آن بزرگوار تدریس نمی کرد».
1) . رجال اصفهان، ص 108.
مرحوم بیان می نویسد: «در اوایل مردم اصفهان با شوقی تمام و رغبتی ما لاکلام شیفته مواعظ و نصایح آن واعظ جلیل بودند ولی در این اواخر آن شور و شعف سابق را نداشتند و از این جهت آن جناب خیلی افسرده و دائماً از مردم شکایت ها داشت».(1)
مرحوم سیّد آقا جان پس از نود سال عمر بابرکت سرانجام در آغاز محرم الحرام 1364ق وفات یافت و در صحن تکیه سیّد العراقین مدفون گردید.(2)
عالم فاضل، در حوزه اصفهان تحصیل نمود و در مراحل عالی از دروس اساتیدی چون آیات عظام: سیّد مهدی درچه ای، علاّ مه شیخ محمّد رضا نجفی و سید ابوالقاسم دهکردی بهره برده و سپس به وعظ و ارشاد مردم پرداخت. وی مردی خوش اخلاق و مردم دار بود. در مسجد خواجه تاج الدین اقامه جماعت می کرد و مردم شیفته اخلاق او بودند.
وی در روز دوشنبه 20 ربیع الثانی 1391ق (24 خرداد 1350ش) وفات یافت و در صحن این تکیه مدفون گردید.
فرزندش: حجّة الاسلام و المسلمین سیّد جواد ابطحی از فضلای اهل منبر معاصر اصفهان است. وی در سال 1302ش متولد شد و پس از اخذ دیپلم به تحصیلات حوزوی پرداخت.
اساتید ایشان عبارتند از: میر سیّد علی ابطحی و حضرات آیات: شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، شیخ عباسعلی ادیب، سیّد عبدالحسین طیب، سیّدمصطفی مهدوی، سیّد ابوالحسن شمس آبادی و به ویژه آیت اللّه سیّد حسین خادمی که مدّت سی سال در درس او شرکت کرده و بهره برده است.
وی از منبریان معروف اصفهان بوده که سال ها به این امر خطیر اشتغال داشته و مدت 55 سال نیز در مسجد خواجه تاج الدین به امامت جماعت پرداخته است.(1)
1) . شرح مجموعه گل ، ص 310.
آقا سیّد یوسف فرزند آقا سیّد محمدرضا که وی نیز فرزند آقا سیّد یوسف قائنی خراسانی است.(1)آقا سیّد یوسف در شهر نجف اشرف دیده به جهان گشود.(2)
آقا سیّد یوسف تحصیلات خود را در نجف و اصفهان به پایان برد.(3)عمدۀ تحصیلاتش در فقه و اصول نزد علاّمه فقیه مرحوم آقا سیّد محمّدباقر دُرچه ای(4)و برادرش مرحوم آیة اللّه آقا سیّد محمّدمهدی دُرچه ای بود.(5)وی همچنین از مجلس درس حکیم زاهد و فیلسوف عالی قدر شیخ محمد کاشانی(آخوند کاشی) نیز بهره برد.(6)از دیگر استادان وی در حوزۀ اصفهان مرحوم آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی بوده،(7)ضمن این که از مجالس درس برادر دانشمندش حاج سیّد مرتضی خراسانی هم بهره برده
1) . آقا سیّد یوسف قائنی خراسانی پدربزرگ آقا سیّد یوسف بن سیّد محمدرضا از علماء کاملین و ائمه جماعت در اصفهان بوده است. دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص 336.
2) . ستاره ای از شرق، ص 689.
3) . ر. ک: یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، ص 53.
4) . ستاره ای از شرق، ص 689.
5) . نگاهی به زندگی «آیة اللّه سیّد ابوتراب مرتضوی درچه»، ص 31.
6) . دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص 338.
7) . یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، ص 53.
است.(1)مرحوم آقا سیّد یوسف از برخی علماء مانند آخوند ملاّ محمدحسین فشارکی اجازه دریافت نموده است.
در یکی از کوچه های خیابان عبدالرزاق که به نام کوچۀ در قصر یا باب القصر معروف به قصر چملان - سنبلستان، مسجدی کوچک از آثار عهد صفوی موجود است که امامت جماعت این مسجد قریب پنجاه سال به عهدّۀ آقا سیّد یوسف خراسانی بوده است. (همان.) این مسجد حدود دو دهۀ پیش با الحاق دو خانه مجاور مسجد به آن به همّت مرحوم حجة الاسلام والمسلمین بحرالعلوم میردامادی(متوفی 1411ه.ق.) توسعه یافته و ترمیم شده است. هنوز هم از این مسجد به عنوان مسجد حاج سیّد یوسف یاد می کنند.
حاج سیّد یوسف خراسانی پس از عمری تعلیم و تعلّم و زهد و تعبّد که به نوشتۀ دکتر سیّد محمّدباقر کتابی وی «از علما اخیار و مورد وثوق مردم اصفهان بود.»(2)سرانجام در تاریخ بیست و پنجم ربیع الاول سال 1379ه.ق. و در سن هشتاد سالگی وفات یافت و در ایوان قسمت جنوبی مربوط به تکیه کازرونی به خاک سپرده شد.
ماده تاریخ فوت
در بیان تاریخ وفاتش ادیب و شاعر ارجمند آقای فضل اللّه اعتمادی چنین سروده است:
گفت «بُرنا» از پی تاریخ او *** (یوسف دین رفتی از مصر فنا)(1)
به روی سنگ قبر او چنین آمده است:
هو الحی الذی لا یموت
هذا مرقد السیّد الجلیل حجة الاسلام والمسلمین الحاج سیّد یوسف ابن مرحوم مغفور حاج سیّد محمّدرضا خراسانی بتاریخ بیست و پنجم شهر ربیع الاول 1379.
فرزندش کمال الدین طوسی شاعر و ادیب بود که در نهم محرم الحرام سال 1370ه.ق. در تهران وفات یافت و در ابن بابویه مدفون گردید.(2)
مرحوم آقای مهدوی می نویسد:
«مرحوم آقا میرزا محمد ابراهیم شمس آبادی عالم فاضل غیور و در امور دینی به خصوص ساعی و کوشا و در امر به معروف و نهی از منکر جدّی و متعصب و از علماء متنفذ و محبوب القلوب عند الخاص و العام... نزد علمای این شهر (اصفهان) همچون مرحوم آقا سید ابوالقاسم دهکردی، جهانگیرخان قشقایی، آخوند ملامحمد باقر فشارکی، آقا میرزا محمد هاشم چارسوئی و... تحصیل کرد تا به مقامات عالیه رسید ...». انتهی.
نگارنده گوید: مرحوم آقامیرزا محمد ابراهیم برادر کهتر معین الاسلام بود و مرحوم مهدوی را در ثبت تاریخ تولد ایشان مسامحه ای رخ داده است معظم له قدس سره متولّد حدود سال 1294ه .ق. است و در حدود شصت و سه سالگی به رحمت ایزدی پیوسته است.(1)
1) . معين الاسلام و فرهنگ معاصر اصفهان سید احمد روضاتی ، ص 44؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر ، ج 3، ص 194 - 194 ، چاپ خیام ، قم 1367ش.
عالم فاضل، امام مسجد درب کوشک.
وی در سال 1310ق در فریدن متولد شد.(1)در حوزه علمیّۀ اصفهان تحصیل نمود و به مراتبی از علم و کمال دست یافت.
برخی از اساتید ایشان عبارتند از:
او عالمی زاهد و پارسا بود و به نوشته مرحوم میرزا حسن خان جابری: با کمال تقوی و عفّت در ترویج شرع سلوک می نمود.(2)
وی در 2 ربیع الثانی 1384ق وفات یافت و در تکیه مقدّس مدفون گردید.
سنگ نوشته مزارش چنین است:
"قد ارتحل من دارالمحنة والغرور الی دارالبهجة والسرور، حجة الاسلام، السیّد الزاهد العالم العامل، الحاج سیّد ابوالقاسم الموسوی الشهیر بأمیر شاهکرمی الخوانساری، ابن المرحوم المبرور حاج سیّد محمّد هاشم، جعله الله فی جوار رحمته، فی یوم الاثنین الثانی من شهر ربیع الثانی 1384، 19 مرداد 1343". (3)
عالم فاضل کامل، در سال 1318ق در اصفهان متولّد شد.
پس از اتمام تحصیلات مقدّماتی، از محضر بزرگانی چون حضرات آیات: سیّد ابوالقاسم دهکردی، سیّد محمّد نجف آبادی و میر محمّد صادق خاتون آبادی بهره برد. چند سالی نیز در قم درس آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری را درک نمود. سپس به اصفهان بازگشت و به تدریس و اقامه جماعت و انجام وظایف دینی خود پرداخت.
از آثار او تلخیص «جامع السعادات» ملا مهدی نراقی در علم اخلاق است. وی در سال 1410ق وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.(1)
1) . گلزار مقدس: مشاهير تخت فولاد اصفهان، ص 96.
عالم فاضل و واعظ ارجمند.
وی در اصفهان نزد اساتید زیر تحصیل کرد و در زمره فضلا قرار گرفت.
سید نور الله واعظی باسواد و متتبّع بود و سه جلد کتاب تحقیقی در مقتل حضرت اباعبدالله (علیه السلام) برای سهولت کار اهل منبر، با استفاده از منابع معتبر تدوین نموده بود.
وی سال ها به کار تعلیم و تربیت اطفال در «مدرسه نوریه» که خود تأسیس نموده بود اشتغال داشت.
یکی از شاگردان وی جناب حجة الاسلام حاج آقا رضا ناطق اصفهانی است.
ایشان می گوید: از هفت سالگی در مکتب خانه، فارسی و قرآن خواندن را شروع کردیم. بعد از این که مقداری فارسی، قرآن، انشاء و املاء را فرا گرفتیم درس "جامع المقدمات" را شروع کردیم.
هرهفته پنج شنبه ها استاد می گفت: ناهار درست کنیم تا بیرون شهر برویم و در آنجا غذا بخوریم، و غالبا سر مقبره علما و عرفا مثل علی بن سهل عالم عارف، زینبیه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) و تخت فولاد می رفتیم.
هدف استاد از این برنامه این بود که هم علما را بشناسیم و هم با محیط های جدید آشنا شویم.
استاد ما که در این ایّام برای ما درس فارسی و قرآن و «جامع المقدّمات» را می گفت آقای سیّد نورالله قاضی عسکر نام داشت. تا حدود سن 16 الی 17 سالگی درس ایشان می رفتیم.(1)
تألیفات
ا. مجالس الأربعین فی مصائب رأس الحسین (علیه السلام) ؛ 2. أنوار الحسینی در دو جلد؛ 3. تحفة الأئمة (علیهم السلام).
وفات
سید نورالله در اردیبهشت 1347ش (صفر 1388ق) وفات کرد و در تکیه گلزار مدفون گشت. اشعار زیر بالای عکس او نوشته شده بود:
این است عکس سیّد نور الله آن که بود *** کوشا ز بهر حق ، همه ترویج دین نمود
علم و عمل، حقیقت و عرفان مرام او *** عمری عبادت از سر صدق و یقین نمود
آن سیّد عفیف که بُد ذاکر حسین *** بنمود طبع مقتل و نام اربعین نمود
آخر ندای ارجعی آمد به گوش او *** منزل ز جور چرخ به خاک زمین نمود(2)
قبل از سال 1300ق متولد گردید. در اصفهان نزد علمای بزرگ از جمله آیات عظام: آقاسیّد محمد باقر درچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی تحصیل نموده و به اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم از طریق وعظ و خطابت اشتغال جست و مورد توجه و عنایت و اعتقاد متدینین قرار گرفت.
وی عالمی عامل و خوش اخلاق و سخیّ الطبع بود.
داماد ایشان جناب حجة الاسلام سیّد محمد فقیه احمدآبادی می گوید:
گاهی ایشان بدون عبا و قبا به منزل باز می گشت و علت آن را این گونه بیان می کرد که در راه به فقیری برخوردم که لباس مناسبی نداشت و من نتوانستم او را در آن وضعیت ببینم، این بود که لباس خود را درآورده و به او بخشیدم.
وی حتی نسبت به حیوانات هم مهربان بود.
مرحوم سینی بعد از هر سه نماز به منبر می رفت. منبرش از اخبار و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) تجاوز نمی کرد و مردم را به انس با قرآن بسیار سفارش می نمود.
وی در صبح سه شنبه 19 ربیع الثانی سال 1377ق وفات یافت و در اطاق شرقی تکیه مدفون گردید. سنگ نوشته مزارش چنین است:
«آرامگاه ابدی عالم جلیل زاهد وارسته متخلّق به اخلاق حسنه، حجة الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی بدری معروف به سینی که در تاریخ آبان ماه 1336 در سنّ 92 سالگی وفات یافت:.(1)
1) . گلزار مقدس: مشاهير تخت فولاد اصفهان، ص 267 -269.
عالم کامل، در سال 1315ق به دنیا آمد.
دروس مقدماتی و سطح را نزد مرحوم پدرش و شیخ علی مدرّس یزدی و دیگران فراگرفت و از محضر آیات عظام: آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آخوند ملامحمد حسین فشارکی و آقا سیّد محمّد باقر درچه ای بهره برد. وی از آخوند فشارکی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آقا شیخ محمّد رضا زنجانی کاظمینی اجازه داشت.
رساله در تیمّم، رساله در حرمت تشریح و دو اربعین حدیث از آثار اوست.
وی عالمی با استعداد و دارای حافظه قوی بود. رؤس و فروع مسائل فقهی را مستحضر بود و قصص و تواریخ و حکایات بسیاری در حفظ داشت که سبب مجلس آرایی بود.
وی در سال 1396ق وفات کرد و در بقعه جدّش صاحب روضات مدفون شد.(1)
1) . گلزار مقدس: مشاهير تخت فولاد اصفهان، ص 97 .
سید کمال الدین نوربخش دهکردی (1)
فرزند بزرگ آقا میرزا سیّد هدایت الله بن صاحب روضات که در روز یکشنبه 15 جمادی الثانی 1308ق در محلۀ چهارسوی شیرازیها دیده به جهان گشود.
تحصیلات و اساتید؛ وی علاوه بر محضر پدر، در حوزۀ علمیّۀ اصفهان، تحصیلات خود را از مقدمات و سطوح تا اجتهاد نزد بزرگان علمای این شهر سپری نمود و از جمعی از مراجع و بزرگان علمای امامیه در عتبات عالیات، قم و مشهد نیز مجاز گردید. نام اساتید او عبارت است: از آقا شیخ علی مدرس یزدی؛ آقا سیّد محمود کلیشادی؛ آقا سیّد مهدی درچه ای؛ آقا سیّد محمدباقر درچه ای؛ آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی و حاج آقا منیرالدین بروجردی. میرزا حبیب الله از چندین نفر از علمای بزرگ اجازۀ اجتهاد و روایت گرفت.
حاج میرزا حبیب الله روضاتی از جمله مدرسان و اساتید مبرز فقه و اصول حوزۀ اصفهان به شمار می رفت. متونی مانند شرح لمعه را در حوزه و شرایع را در منزل برای طلاب و فضلا تدریس می نمود. ایشان رسائلی نیز در فقه و
1) . گلزار مقدس: مشاهير تخت فولاد اصفهان، ص293 .
حدیث و تفسیر به نگارش در آورده که عبارتند از: 1. « رساله فی الحبوة »؛
« رسالة فی منّجزات المریض »؛ 3. « رسالة القرعه »؛ 4. « رسالة فی الولایات » که ناتمام است؛ 5. « شرح بر عروة الوثقی » که تقریباً بیست صفحه از آن تألیف شده است؛ 6. « شرح شرایع » که ناتمام است؛
جزوه های زیادی از منبرهای ایشان که مشتمل بر تفسیر و حدیث و تاریخ و غیره است.
فعالیت های اجتماعی و دینی؛ میرزا حبیب الله چهارسویی از مروجان راستین دین بود و شبانه روز خود را به تبلیغ دین و ترویج آیین و احکام شرع اختصاص داد. در برخی مساجد اصفهان مانند مسجد خیابان خوش ( خیابان خشک یا خیابان طالقانی ) و مسجد ستاری در خیابان فردوسی و نیز برخی مساجد حومۀ اصفهان مانند دستگرد خیار، رهنان و کوهانستان ماربین، به اقامة جماعت و بیان احکام و منبرهای مفید و مواعظ و خطابه های سودمند اشتغال داشت. وی از ائمۀ جماعت مورد وثوق و احترام مردم بود و به سبب سخنرانی های گیرا و مفیدش محبوبیت اجتماعی داشت. هر صبح پس از نماز، منبر می رفت و یک بار برای مردم، زیارت جامعۀ کبیره را بیش از یک سال شرح و تفسیر نمود که بعضی از مریدانش آنها را می نوشتند. در منبرها و سخنرانی هایش همیشه مطالب را در حدود فکر و استعداد مخاطبان و شنوندگانش تنزل میداد. مردم به مواعظ منبری او که پس از ادای نماز انجام می گرفت، اهمیت بسیار میدادند و تحت تأثیر احوال معنوی او قرار می گرفتند. بارها می فرمود که اگر حیاتی از خدا می خواهم، برای ترویج دین خدا می خواهم. حاج میرزا
حبیب الله از جمله مؤسسان حسینیه اصفهانی ها در مشهد مقدّس نیز بود و در این راه زحمات و فعالیت های بسیاری انجام داد.
برگزاری جلسات دعای کمیل و مراسم احیا؛ از جمله اقدامات مهم آقا میرزا حبیبالله روضاتی، توجه دادن مردم به دعا و تضرع و ابتهال و توبه به درگاه پروردگار در شب های جمعه با دعای کمیل بود که جمع کثیری از زن و مرد از دور و نزدیک، در تکیة کازرونی واقع در تخت فولاد، پای منبر او اجتماع و ازدحام می کردند. وی تا به صبح به مراسم احیا و دعا مشغول بود و انقلابی معنوی در درون مردم پدید می آورد. مکتب دعای کمیل را در اصفهان، نخست آخوند ملا محمدباقر فشارکی در تخت فولاد بنیاد نهاد و پس از او با حاج شیخ مرتضی ریزی، حاج میرزا محمدرضا کلباسی و آقا میرزا حبیب الله روضاتی تداوم یافت.
در سال های اخیر تا به امروز نیز جلسة دعای کمیل در تکیة کازرونی به همّت فرزند آقا میرزا حبیب الله، حاج آقا میر سیّد عبدالحسین روضاتی، برقرار است.
حاج میرزا حبیب الله در اثر سکته درنیمه شب یکشنبه 16 ربیع الاول 1379ق/27 شهریور1338ش در سن هفتاد سالگی از دنیا رفت و پیکرش با احترام در میان انبوه مردم به تخت فولاد حمل و در تکیة گلزار مدفون گردید. شیخ محمدرضا حسام الواعظین و حاج علم الهدی شیرازی با کمک یکدیگر قصیدة عربی در رثاء او گفته اند که مادة تاریخش این است:
لعام وفاته جبریل نادی *** برضوان العلی وصل الحبیب
شاعر دانشمند معاصر جناب آقای فضل الله اعتمادی متخلص به « برنا » نیز در تاریخ وفاتش گوید:
سال فوتش رقم بزد برنا *** شد: حبیب خدا ز دنیا رفت(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج 2 ، ص 383.
نورالدین در سال 1282 شمسی(برابر با 1321 قمری) در قریه أشن دیده به جهان گشود. او که در خاندان علم و اجتهاد و بیت فضیلت و اخلاق به دنیا آمده بود، تحت تربیت و ارشاد پدر و مادر قرار گرفت و زمینه برای پیشرفت او در مراحل بعدی هموار گردید.
وی تحصیلات خود را نزد پدر دانشمندش آغاز نمود و هم زمان، از محضر علمای بزرگ اصفهان استفاده نمود. از جمله اساتید او در اصفهان، حضرات آیات عظام: سیّد محمدباقر درچه ای، شیخ محمدرضا نجفی، شیخ محمدحکیم خراسانی، برشمرده شده اند. استاد دیگر او، به ویژه در سطوح و ادبیّات، علّامه میرزا جلال الدین همایی بوده است. با توجه به سال هایی که ایشان در اصفهان مشغول تحصیل علم بوده است می توان حدس زد که معظم له از محضر بزرگانی مانند حضرات آیات میر سیّد علی و میر سیّد محمد نجف آبادی و اعاظمی چون: حاج آقا رحیم ارباب، میرزا ابوالهدی کلباسی، سیّد ابوالقاسم دهکردی و میر سیّد محمدصادق خاتون آبادی نیز بهره برده است.
مرحوم حاج شیخ نورالدین أشنی پس از استفاده از محضر علمای اصفهان، راهی حوزۀ علمیّۀ قم گردید و از محضر مؤسس نامی آن، فقیه اصولی نامدار حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی و نیز فقیه محدّث بزرگ حاج سیّد محّمد
حجت کوه کمری و در تهران نیز از محضر فقیه عارف سالک حاج شیخ محمّدعلی شاه آبادی بهره فراوان برد.(1)
حاج شیخ نورالدّین در زمان تحصیل در قم، موفق به اخذ اجازۀ اجتهاد از سوی آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری گردید که متن آن نزد خاندان گرامی اش موجود است.(2)
فرزند سید محمد جواد امام جمعه شهرکرد.
عالم فاضل، و ادیب شاعر، در حدود سال 1300 متولد، و در 1367 در اصفهان وفات یافته، جنازه به شهرکرد حمل شده، در دامنه تل امامیّه مدفون گردید.(1)
در اوایل «معصوم» تخلّص می نمود، و در اواخر «امامی» تخلّص داشت.
علاوه بر دیوان اشعار، مثنوی در شرح حدیث حقیقت منقول از کمیل بن زیاد علیه الرحمه دارد.(2)
1) . به نوشته مرحوم نیکزاد وی از شاگردان مرحوم ملا محمد همایی، آخوند کاشی، حکیم قشقایی، سید ابوالقاسم دهکردی (عموی خود) و آخوند ملا محمد حسین فشارکی بوده، و از دو نفر اخیر اجازه روایت حدیث و اجتهاد دریافت نموده است. ر.ک: شناخت سرزمین چهار محال، ج 41، ص2-36.
2) . دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1 ، ص 323 .
فرزند مرحوم سید محمدعلی، عالم فاضل، سیدمهدی است که قبل از سال 1300ق متولد شد و سپس در اصفهان از محضر علمای بزرگی، چون آقا سید محمدباقر درچه ای و آقا سید ابوالقاسم دهکردی کسب علم نمود. وی در فقه و اصول به اقامة جماعت و ارشاد و هدایت مردم از طریق وعظ و خطابه می پرداخت.
در منابرش به مداومت در خواندن قرآن سفارش زیاد می کرد.
وی در 19 ربیع الثانی 1377ق وفات یافت و در تکیه گلزار کنار دو برادرش دفن شد.
داماد ایشان حجت الاسلام سید محمد فقیه احمدآبادی می فرماید:
گاهی ایشان بدون عبا و قبا به منزل بازمی گشت و علت آن را اینگونه بیان می کرد که در راه به فقیری برخوردم و لباس خود را به او دادم.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج1 ، ص 290.
هاشمی طالخونچه ای، سیّد علی اکبر؛ فرزند سیّد محمدحسن موسوی، عالم فاضل، زاهد ربانی، در سال 1318ق در طالخونچه به دنیا آمد .
سیّد علی اکبر هاشمی دروس فارسی و مقداری از مقدمات را در خدمت پدرش و جد مادر خود سیّد محمدحسین فرا گرفت و مخصوصاً در فراگیری خط نسخ قرآنی، شکسته و نستعلیق از جد مادری خود تعلیم گرفت و دارای خطوط ممتاز بود. وی سپس برای تکمیل مقدمات عربی و سطح به اصفهان عزیمت نمود و در مدرسۀ جدۀ بزرگ و مدرسۀ ناصریه و مدرسۀ ثقة الاسلام از علمای اصفهان همچون شیخ محمد علی یزدی ، میرزا احمد مدرس، سیّد ابوالقاسم دهکردی استفاده نمود .
وی سپس در قم از درس حاج شیخ عبدالكریم حائرى، سیّد محمّد حجت و سیّد محمدتقی خوانساری فیض برد.
هاشمی در سیر و سلوک نیز از محضر عارف ربانی شیخ محمدجواد سرجویی بیدآبادی و سید زین العابدین طباطبایی ابرقویی بهره برد.
وی سال ها در زادگاه خود مرجع امور شرعی بود و در علم و کمال و مخصوصاً اخلاق سرآمد علمای زمان خود بود. همچنین خط نستعلیق را استادانه می نوشت. او در اواخر عمر شریفش در اصفهان اقامت نموده بود و در مسجد سلمان امامت داشته است. از خدمات شایان وی فعالیت در امور اجتماعی و تعمیر مساجد و تربیت جوان ها را می توان اشاره کرد.
از آثار قلمی ایشان «منشآت» و کتاب «شفاء الآلام» یا راهنمای ختم سورۀ انعام است. کتاب «شفاء الآلام» به خط مؤلف چاپ شده است
این عالم ربانی در شب دوشنبه 11 رمضان 1388ق فوت و در قبرستان عمومی مقابل تكیه باباركن الدین مدفون شد.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج4 ، ص 633.
متخلّص و معروف به « شیدا »، ادیب شاعر دانشمند و نویسنده توانا و خطّاط ماهر و از روزنامه نگاران دورۀ اخیر اصفهان است.
وی در 14 ذی الحجه 1299ش در شهر كرد متولّد شد. پدرش میرزا اسحاق دهكردی از كدخدایان چهارمحال و در زمان حكومت خوانین بختیاری در چهارمحال، سمت منشی گری و نایب الحكومتی در دورة ناصری و مظفری را عهده دار بود .
شیدا تحصیلات مقدماتی خود را در شهركرد نزد پدر آموخت و با آشنایی با امور اداری و محاسباتی در كنار پدر، در دستگاه «مرتضی قلیخان صمصام السلطنه بختیاری»، به خدمت مشغول. اما با بروز اختلاف میان خوانین بختیاری، میرزا اسحاق خانوادة خود را به اصفهان نقل مكان داد. میرزا عباس در اصفهان در مدرسۀ صدر در ادبیات و ریاضی و حكمت و علوم دینی تبحّر یافت.
برخی از اساتید او عبارتند از: شیخ محمد جناب؛ آخوند ملاّ محمّد كاشانی؛ علامه جهانگیر خان قشقایی؛ شیخ مرتضی ریزی؛ و میرزا محمدحسین همدانی؛ سیّد ابوالقاسم دهکردی؛ میرزا بدیع درب امامی؛ سیّد محمد علی داعی الاسلام ( علوم ریاضی) و مدت یک سال برای تکمیل حکمت با شیخ اسدالله حکیم قمشه ای معاشرتی تام داشته است.
وی همزمان با تحصیل به تمرین خوشنویسی و آموختن خط نیز پرداخت و از شاگردان میرزا فتح الله خان جلالی بود .
شیدا از شعرای مدیحه گو و متملّق و چاپلوس كه شعر را وسیله گذران زندگی كرده بودند، به شدّت ابراز آزردگی خاطر می کرد و مقام شعر و شاعری را بالاتر از كشكول گدایی میدانست. انگیزة اصلی او از تشكیل انجمن ادبی دانشكده، بازگرداندن مقام و منزلت شعر و ادب و شاعران به جایگاه راستین و حقیقی آنان بود .
از اقدامات ارزشمند دیگر شیدا چاپ و انتشار كتاب «محرّم نامه» بود كه در آن اشعار و مراثی شعرای انجمن دانشكده اصفهان را جمع آوری نموده و در سال 1348ق در مطبعة گلبهار در159 صفحه به خط سیّد حسن بدری به چاپ رسید. این کتاب حاوی اشعار دوازده تن از شعرای انجمن بود که در مناقب خامس آل عبا و مصایب شهدای کربلا سروده بودند و غالباً مثنوی است.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج2، ص 573-574.
فرزند میرزا عباس شیدا، در سال 1283ش در اصفهان متولّد شد. علم نحو را نزد شیخ محمّد جناب كه از فضلا و استاد پدرش، میرزا عباس شیدا نیز بود؛ فراگرفت. مطوّل، شرایع الاسلام، معالم الاصول و شرح لمعه را نزد شیخ علی مدرّس یزدی خواند و از درس فقه و اصول سیّد ابوالقاسم دهكردی، آخوند ملاّ عبدالكریم گزی و سیّد علی نجف آبادی بهره برد.
در سن 25 سالگی وارد دادگستری شد و تا پایان عمر در سمت هایی چون ریاست دفتر دادگستری زنجان و مدیر دفتر دادگاه اصفهان و معاونت دادسرای اصفهان فعالیت نمود.
وی طبع شعر داشت و اشعار متوسّطی می سرود و در جمع آوری اشعار پراكنده پدر همّت گماشت. برخی از اشعارش در مجله «دانشكده» پدرش به چاپ رسیده است.
وی در خرداد 1352ش در سن 69 سالگی وفات یافت و در صحن تكیة سیّدالعراقین مدفون شد.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج2، ص 578.
صدیق الاطباء سید محمّد صادق فرزند سید محمّد باقر بن سید محمّد صادق و مشهور به دکتر لقمانی (صدیق لقمانی در 17 ربیع الاول سال 1296 ق در شهر اصفهان متولد شد. نسب وی به امام موسی کاظم (علیه السلام) می رسد. پدرش سید محمّد باقر به صنیع الزمان منقب بود و عنت این لقب تخصص و تبحر وی در هنر، تذهیب، به ویژه کلام الله مجید بود به گونه ای که وی از نخبگان این هنر به شمار می رفت و هنوز هم اگر قرآن ها و یا قلمدان های تذهیب شده وی پیدا شود، ارزش بسیار قابل توجهی دارد. وی از سلسله سادات طباطبایی بود که شجره نامه اش به گواهی برخی از علمای وقت رسیده بود. عموی او سید محمّد اشرف الكتاب خطاط و ادیب، معروف به بقا بود.
با توجه به این که پدر محمّد صادق ملبس به لباس روحانیت بود وی از همان اوان کودکی و دوران نوجوانی تحت تعلیمات مذهبی والد خود قرار گرفته و از او مسائل شرعی و دینی را فرا گرفت .
صدیق الاطبا جهت فراگیری و تحصیل علوم دینی در مدرسۀ علمیۀ نوریه واقع در بازار بزرگ و نزدیک مسجد جامع سکونت گزید و در کسوت روحانیت درآمد. وی از شاگردان میرز و برجسته جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملا محمّد کاشی بوده و به قدری آخوند کاشی به ایشان اطمینان داشته که هنگام قوت وصیت می کند که تنها ایشان و سید ابوالقاسم دهکردی متکفل امور حین القوت و پس از فوت او باشند وی همچنین از شاگردان خاص آخوند ملا عبد
الکریم گزی محسوب می شد. به طوری که گزی برخی امور را به وی ارجاع می داد از استادان دیگر وی آخوند ملا محمّد حسین فشارکی و آقا سید محمّد باقر بوده اند و از درچه ای اجازه کسب نموده بود .
همچنین محمّد صادق صدیق الاطبا از محضر آیت الله سید ابو القاسم دهکردی نیز بهره برد. وی مدتی نیز با دستگاه حاج میرزا هاشم امام جمعه (م: 1321ق) در ارتباط بود. او تا سن سی و سه سالگی تحصیلات قدیمه خود را ادامه داد تحصیلات وی به حدی بود که سال ها در مدرسه کاسه گران و توریه حوزه درس داشته است .
صدیق الاطبا به شعائر مذهبی به ویژه به تکریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و عترت پاکش اعتقاد خاصی داشت و همه ساله دهه اول محرم در منزل مراسم روضه خوانی برقرار می نمود که تاکنون این سنت حسنه توسط فرزندان او ادامه دارد.
از ویژگی های بارز اخلاقی او کمک به درماندگان و مستمندان بود به گونه ای که گاهی علاوه بر نگرفتن حق طبابت به بیماران حاجتمند کمک مادی هم می نمود. صدیق الاطبا اعتقاد داشت که طبابت عبادت است به تجارت و خود نیز بدین سان و به همین شیوه عمل می نمود.
وفات وی در شب پنج شنبه 30 دیماه 1333 ش - جمادی الاول 1374 ق رخ داد پیکر او را در اتاق اختصاصی در شرق تکیه کازرونی به خاک سپردند. هنگام تشییع جنازه اش بازار اصفهان تعطیل و به ویژه امام جمعه وقت اصفهان پیاده آن مرحوم را تا تخت فولاد مشایعت نمود.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج3، ص 67-66.
نوربخش، سیّد علی؛ فرزند عالم فاضل متقی سیّد محمود بن سیّد محمّدباقر بن سیّد ابراهیم، از علمای قرن چهاردهم در اصفهان است.
پدرش که در علم و زهد وحید عصر به شمار می رفت از کثرت عبادت و ریاضات شرعیه در نزد خواص و عوام موصوف به امام زین العابدین شده بود. سیّد محمود در علوم فقه و اصول احاطه کامل داشته و در بیان مسائل شرعی و مواعظ، کلام ایشان خیلی مؤثر بوده است. وی در مسجد نو در دهکرد اقامه نماز داشته و در سال 1341ق فوت نمود.
سیّد على تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ امامیه شهرکرد سپری نمود و سپس علوم دینی را در اصفهان در مدرسۀ صدر از محضر علمای بزرگی همچون شیخ محمد حكیم خراسانی و ملا محمد کاشی و عمویش سید ابوالقاسم دهکردی فراگرفت. وی پس از فوت پدرش به وطن مألوف برگشت و چندی در مسجد نو به اقامه نماز و امامت مشغول گردید و طولی نکشید که به اصفهان بازگشت و در این شهر ساکن شد.
آقا سید علی در کارهای تجارتی وارد گردید و در امور بازرگانی با نهایت صداقت و جدیت و اصلاح کارهای مراجعین و دستگیری از ضعفا کوشا بود. در سال 1335ش از طرف اداره ثبت اسناد، دفتر معاملات و ازدواج درجه یک به ایشان محول گردید. سیّد علی نوربخش چند دوره نیز به نمایندگی انجمن
شهر اصفهان انتخاب شده است . وی با تنها خواهر علی و حسین همدانیان ازدواج نمود.
نوربخش سرانجام در 16 رمضان 1401ق فوت و در آرامگاه خانوادگی همدانیان به خاک سپرده شد.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد، ج4، ص 567.
در سایت ویکی اهل البیت (علیهم السلام) چنین آمده است:
درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله دهکردی یکی از مشهورترین دروس خارج فقه و اصول بوده و شخصیتهای دیگری چون مرحوم میرزا علی آقا شیرازی، مرحوم معلم حبیب آبادی، مرحوم آیت الله سید عبدالحسین طیب (صاحب تفسیر اطیب البیان)، آیت الله سید محمدتقی موسوی (صاحب مکیال المکارم)، آیت الله شیخ محمدرضا جرقوئی اصفهانی، آیت الله سید حسن چهارسوقی، آیت الله مرتضی دهکردی معروف به حاج آقا میرزا دهکردی، آیت الله سید محمدباقر رجایی، عالم ربانی آیت الله حسینعلی صدیقین، آیت الله مرتضی مظاهری نجفی، میر محمدمهدی امام جمعه، ملا علی ماربینی، سید ابوالقاسم فریدنی، سید علی اکبر هاشمی، فرزند آقا حسین دهکردی، آیت الله سید احمد نوربخش دهکردی (برادرش)، آیت الله سید محمدباقر امامی (برادرزادهاش) و آیت الله سید محمدجواد نجفی (برادرزاده و داماد ایشان) از محضر ایشان در رشتههای مذکور بهره گرفتهاند.(1)
1) . فصلنامه بام ایران، شماره 5 و 6، ص 8؛ مجله حوزه، مصاحبه با آیت الله طیب؛ مقدمه کتاب مکیال المکارم؛ بانو مجتهده امین، ناصر باقری بیدهندی، ص 32؛ المسلسلات فی اجازات، ج 2، ص 31؛ زندگانی آیت الله چهارسوقی، ص 132.
آیت الله سید عبدالحسین طیب (1272 - 1370 ش)، عالم و مفسر معاصر شیعه و از شاگردان سید محمدباقر درچهای بود. وی در مدرسه صدر تشكیل حوزه داد و جماعت بسیارى از فضلای اصفهان از محضرش بهره بردند. «اطیب البیان فی تفسیر القرآن» از آثار مشهور اوست.
سید عبدالحسین طیب هفتم محرم سال 1321 ق (برابر با 1272 ش) در شهر اصفهان دیده به جهان گشود.
وی در کودکی همراه پدر خود به کربلا سفر میکند. آن مسافرت قریب به دو ماه به طول میانجامد، پس از بازگشت عبدالحسین، کودک چهار سالۀ آن روز، بسیاری از فقرات زیارت وارث و امین اللّه و بخشی از زیارت جامعه کبیره را بدون خطا از حفظ میخواند.
عبدالحسین پس از فراگیری خواندن و نوشتن، حساب، قرآن و نصاب الصبیان در مکتبخانه، راهی مدرسه علمیه شد. در 21 سالگی از نعمت سرپرستی پدر محروم گردید.
در ابتدای طلبگی، در مدرسۀ میرزا مهدی حجرهای گرفت و آنجا مشغول درس و بحث شد. مقدمات را خدمت مرحوم حاج آقا آخوند زفرهای بود و معالم را خدمت مرحوم سید احمد خوانساری خواند. مرحوم آقا شیخ علوی یزدی که بسیار در ادبیات مسلّط بود، در مدرسه صدر، شرح لمعه میفرمود. نزد
مرحوم آقای شیخ حسن یزدی منطق را خواند. حکمت، حساب، جبر، مقابله، هیأت و نجوم را خدمت مرحوم اسداللّه قمشهای حکیم، فرا گرفت.
بعد از اتمام دروس مقدمات، از مدرسهء میرزا مهدی به مدرسه جنب مسجد امام نقل مکان کرد و پس از آن به مدرسه چهارباغ رفت و آنجا رحل اقامت افکند ... . خدمت مرحوم آقا سید مهدی درچهای، کتاب قوانین و تقریرات کفایه و نزد مرحوم آخوند ملا عبدالکریم گزی، متاجر شیخ و فوائد الاصول را خدمت آقا میر محمد صادقی مدرس فرا گرفت. همچنین درس خارج اصول مرحوم میر محمد صادقی مدرس شرکت میکرد و در درس خارج فقه مرحوم سید ابوالقاسم دهکردی نیز شرکت میجست.
وی عمده فقه و اصول را در اصفهان، خدمت مرحوم آیت اللّه آقا سید محمدباقر درچهای بود و تقریبا مدت 11 سال مرتب درس این بزرگوار میرفت. سید عبدالحسین می گوید: درست است که ثمره ظاهری این 11 سال تحصیل مداوم خدمت ایشان مرا به درجه اجتهاد رسانید، اما آنچه مهم بود، من از آن مرحوم، درس زندگی، اخلاق و شخصیت را فرا گرفتم... .(1)
1) . سایت ویکی اهل البیت (علیهم السلام).
پس از حضور آيت الله دهكردی از نجف به اصفهان آيت الله حاج آقا رحيم ارباب دهكردی (1297) همشهری آيت الله دهكردی، آيت الله سيدمحمد رضوی كاشانی و آيت الله سيد محمدرضا خراسانی و آيت الله حاج شيخ مرتضی مظاهری فرزند مرحوم محمدحسن بن محمد ابراهيم كرونی نزد اين استاد بزرگ به شاگردی و كسب علم و معرفت ديني پرداختند.(1)
1) . اختران فقاهت، انصاری قمی، ج2، ص686.
حاج شمس الدین مروج که از علما و از شاگردان سید محمد باقر درچه ای، آخوند گزی، میرزا احمد خراسانی و سیّد ابوالقاسم دهکردی بوده و امامت جمعه هرند به او مفوض گشته و در سال 1360ق وفات نموده و در قم مدفون گشت.(1)
1) . دانشنامه تخت فولاد ، ج4، ص 645.
نکته
از دیگر شاگردان معظم له می توان افراد زیر را نام برد:
آیت الله سید محمدجواد نجفی (برادرزاده و داماد ایشان)؛(1)
آیت الله شیخ محمدرضا جرقوئی اصفهانی؛ میر محمدمهدی امام جمعه .
1) . گلشنابرار، ج3، ص262.
قرآن کریم
الاجازة الکبیرة، جزایری، 1409ق،
احوال و آثار خواجه نصیرالدّین طوسی،
اختران فقاهت، انصاری قمی، دلیل ما، 1385ش،
اعلام اصفهان ، مصلح الدین مهدوی ؛ تصحیح ، تحقیق و اضافات غلام رضا نصراللهی؛ [برای] سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل ، ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، ش.
اعیان الشیعة، سید محسن امین، دار التعارف للمبوعات، بیروت، بی تا،
آشنایی با زندگی و شخصیت و شهادت آیت اللَّه فقیه احمدآبادی: سید حجت موحد ابطحی.
آفتاب علم، زندگانی آیت الله دهکردی، تحقیق: مجید جلالی
بانو مجتهده امین، ناصر باقری بیدهندی،
بیان المفاخر، مهدوی، سیدمصلحالدین،
تاریخ اصفهان، جابری انصاری، محمد حسن، اصفهان: چاپ جمشید مظاهری(سروشیار)، 1378ش؛
تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر ،چاپ خیام ، قم 1367ش.
تخت فولاد اصفهان، سید احمد عقیلی ، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان؛
تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، مهدوی، سیدمصلحالدین، اصفهان، 1348ق؛
تراجم الرجال، سید احمد حسینی، کتابخانه مرعشی نجفی، قم، 1414،
تعلیقة أمل الآمل؛ احمد حسینی اشکوری تحقیق قم کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی1410ق؛
حدیث پارسایى، رضا مظفرى،
خاندان شیخ الاسلام اصفهان، سید مصلح الدین مهدوی؛ اثرآفرینان، چاپ دوم؛
خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت،
دانشمندان و بزرگان اصفهان/ نویسنده مصلح الدین مهدوی؛ تصحیح، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی، محمدرضا نیلفروشان؛ [برای] شهرداری اصفهان ، مجموعه فرهنگی مذهبی تخت فولاد. اصفهان : گلدسته ، 1383 - 1384.
دانشنامه تخت فولاد، زیر نظر دکتر منتظر القائم، تخت فولاد اصفهان، شهرداری اصفهان.
الذریعه الی تصانیف الشیعه، آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، بیروت، دار الاضواء، چ3، 1403ق؛
رجال اصفهان یا تذکره القبور، مهدوی، سیدمصلحالدین،
رجال اصفهان، در علم و عرفان و ادب و هنر، کتابی، سید محمدباقر، اصفهان، 1375ق؛
رجال و مشاهیر اصفهان، جناب، علی، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، چ1، 1385ش؛
روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات؛ خوانساری، سید محمدباقر.
روضه رضوان : مشاهیر مدفون در تکیه کازرونی/ محمد حسین ریاحی.[با همکاری مجموعه تاریخی فرهنگی تخت فولاد اصفهان واحد دانشنامه، شهرداری اصفهان]. کانون پژوهش ، 1389.
ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، افندی، عبدالله بن عیسی بیگ٬ بیروت٬ موسسه التاریخ العربی٬ 1431ق؛
ریحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی،
زندگانی حضرت آیت الله چهارسوقی، حاوی شرح حال بیش از یکصد نفر رجال قرون اخیره،روضاتی، محمدعلی، اصفهان، 1332ش؛
سایت ویکی اهل البیت (علیهم السلام) .
سایت ویکی شیعه.
ستارهای از شرق، شرح احوال و وقایع عصر علامه سید محمد باقر درچهای، تهران درچهای، سيد تقی، ، 1383ش؛
سیری در تاریخ تخت فولاد؛ مهدوی، سیدمصلحالدین،
سیمای فرزانگان، رضا مختاری،
شرح حال آیت الله اراکى، رضا استادى،
شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان/ رحیم قاسمی.[برای] مجموعه تاریخی، فرهنگی، مذهبی تخت فولاد اصفهان، واحد دانشنامه، شهرداری اصفهان. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1389.
شناخت سرزمین چهارمحال و بختیاری نیکزاد دهکردی، سیدکریم،
فرهنگ یزد، ش12، مقاله دکتر سید محمود طباطبایی اردکانی، شجرهنامه آیت الله فاضل اردکانی.
فصلنامه بام ایران، شماره 5 و 6،
فوائد الرضویه: قمی، عباس، زندگانی علمای مذهب شیعه،
فهرست میکروفیلم های دانشگاه،
کارنامه همایی،
الکرام البرره،
الکنی و الالقاب، تهران قمی، عباس، ، مکتبة الصدر، 1397ق، ج2،
گلزار مقدس/مولف رحیم قاسمی ؛ مدیر تولید مجموعه فرهنگی مذهبی تخت فولاد. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1389.
گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، قم، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1379ش؛
گنجينه دانشمندان، شريف رازي، محمد كتابفروشي اسلاميه، تهران، 1358؛
المآثر والآثار، اعتمادالسطنه، محمدحسن، به کوشش ایرج افشار، تهران، اساطیر، 1363ش، ج1،
مرآت الاحوال جهاننما، کرمانشاهی، 1373ش،
مشاهير مزار علامه ميرزا ابوالمعالي كلباسی ،
معين الاسلام و فرهنگ معاصر اصفهان، سید احمد روضاتی ، ناشر: کانون پژوهش، اصفهان، چاپ اول، 1388ش.
مفاخر اسلام؛ دوانی، علی، نوری،
مکارم الآثار، معلم حبیبآبادی، محمدعلی، اصفهان، اداره کل فرهنگ و هنر، 1351ش، ج3،
منبرالوسیله، ایت الله دهکردی، تحقیق : مجید جلالی، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1379.
نفحات الازهار، سید علی میلانی، چاپخانه مهر قم، 1414،
نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه: مشهد، 1404ق؛
یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی.
بیوگرافی آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی.......... 5
اساتید معظم له.......... 7
اساتید در اصفهان.......... 9
سید محمد جواد دهکردی.......... 10
میرزا ابو المعالی محمد کلباسی.......... 12
شیخ محمد باقر نجفی.......... 14
ملاّمحمّداسماعیل درکوشکی.......... 17
میرزا محمّد حسن نجفی.......... 19
محمد باقر فشارکی.......... 21
ملا محمد حسن اصفهانی.......... 24
اساتید در سامرا.......... 27
محمد حسن شیرازی.......... 28
ملا فتح علی سلطان آبادی.......... 30
میرزا حسین نوری.......... 34
اساتید در نجف اشرف.......... 37
شیخ زین العابدین مازندرانی.......... 38
میرزا حبیب الله رشتی.......... 42
ملا محمد کاظم خراسانی.......... 45
مشایخ اجازۀ اجتهاد و روایت.......... 48
شاگردان معظم له.......... 49
سیّدابوالقاسم فریدنی.......... 52
سیّداحمد مقدّس.......... 53
سیّداحمد نوربخش دهکردی.......... 54
سیّداسداللّه صدر هاشمی.......... 56
سیّداسداللّه روضاتی.......... 58
سیّد محمّد باقر امامی دهکردی.......... 59
سیّد محمّد باقر رجائی.......... 61
سیّد محمّد باقر نحوی.......... 62
سیّد بحرالعطاء مهدوی هرستانی.......... 64
سیّد محمّد تقی فقیه احمدآبادی.......... 65
میرزا حبیب اللَّه روضاتی.......... 68
سیّد حسن کلهرودی.......... 69
سیّد محمّد حسن میر جهانی.......... 70
میرزا حسن قدسی کاشانی.......... 73
میر سیّد حسن چهارسوقی.......... 74
سیّد حسین موسوی بیدآبادی.......... 76
سیّد حسین دهکردی.......... 77
شیخ محمّد حسین اژه ای.......... 78
سیّد حسین ظهیر میردامادی.......... 79
میرزا محمّد حسین جعفری.......... 80
ملّا حسینعلی صدیقین.......... 81
حاج آقا رحیم ارباب.......... 83
آقا سیّد محمّد رضا خراسانی.......... 86
حاج شیخ محمّد رضا مهدوی شهرضایی.......... 88
سیّد عباس صفی دهکردی.......... 89
شیخ عبدالحسین فقیه ایمانی.......... 91
میرزا عبداللّه شیخ الاسلام.......... 92
حاج ملاّ علی ماربینی.......... 93
حاج سیّد محمّدعلی صفائی مبارکه ای.......... 95
حاج میرزا محمود ملاباشی.......... 99
حاج میرزا محمد حسین بید آبادی.......... 100
آقا حسین بید آبادی.......... 101
حاج شیخ محمّد رضا مهدوی شهرضایی.......... 102
حاج سیّد یوسف طوسی.......... 103
حاجیه نصرت خانم امین.......... 104
سید فضل الله روضاتی.......... 105
حاج شیخ مرتضی مظاهری.......... 106
محمّد مهدی حسینی خاتون آبادی.......... 108
حاج آقا میرزا دهکردی.......... 109
سید آقاجان نوربخش.......... 110
سیّد نوراللّه ابطحی.......... 112
سیّد یوسف خراسانی.......... 113
میرزا محمد ابراهیم شمس آبادی.......... 116
سید ابوالقاسم موسوی شاه کرمی.......... 117
حجة الاسلام والمسلمین سیّد اسدالله روضاتی.......... 118
سید نور الله قاضی عسکر.......... 119
حاج سیّد مهدی سینی.......... 121
آیة الله میرزا محمود روضاتی.......... 122
سید کمال الدین نوربخش دهکردی.......... 123
میرزا حبیب الله روضاتی اصفهانی.......... 123
آیت اللّه حاج شیخ نورالدین قودجانی أشنی.......... 127
حاج سید محمد باقر امامی.......... 129
سید مهدی بدری فرزند سیدابوالقاسم.......... 130
سیّد علی اکبر هاشمی.......... 131
میرزا عباس خان شیدا.......... 133
میرزا محمود شیدا.......... 135
سید محمد صادق صدیق الاطباء.......... 136
سید علی نوربخش.......... 138
محمدعلی معلم حبیبآبادی.......... 140
آیت الله سید عبدالحسین طیب.......... 141
آیة الله سید محمد رضوی کاشانی.......... 143
شمس الدین مروّج.......... 144
کتابنامه.......... 146
فهرست.......... 151