مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:قاری بابلی، محمد، 1362-

عنوان و نام پديدآور:مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت/ مولف محمد قاری بابلی.

مشخصات نشر:تهران : موسسه آموزشی تالیفی ارشدان، 1403.

مشخصات ظاهری:231 ص.؛ 5/14×5/21 س‌م.

شابک:2400000 ریال: 978-622-08-9165-9

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

يادداشت:عنوان روی جلد: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت: سیمای واقعی عصر ظهور....

یادداشت:کتابنامه: ص.[226] - 231.

عنوان روی جلد:مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت: سیمای واقعی عصر ظهور....

موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق -

موضوع:‪Muhammad ibn Hasan‪‪, Imam XII

موضوع:آخرالزمان (اسلام)

End of the world (Islam)

آخر‌الزمان (اسلام) -- احادیث

End of the world (Islam) -- Hadiths

مهدویت

Mahdism

مهدویت-- احادیث

Mahdism-- Hadiths

رده بندی کنگره:BP224/4

رده بندی دیویی:297/462

شماره کتابشناسی ملی:9582878

اطلاعات رکورد کتابشناسی:فاپا


مؤسسه آموزشی تألیفی ارشدان

نام کتاب: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت

نویسنده: محمد قاری بابلی

ناشر: آموزشی تألیفی ارشدان

ویرایش: اول

نوبت چاپ: اول 1403

حروفچینی و صفحه آرایی: www.irantypist.com

طراح جلد: امیر داودی

شابک: 978-622-08-9165-9

شمارگان: 1000

مرکز خرید آنلاین: www.arshadan.com - www.arshadan.net

مرکز پخش و توزیع: 02147625500

قیمت: 240000 تومان

ویراستار دیجیتالی : روح اله قاسمی

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امامی که از نو باید شناخت

مؤلف: محمد قاری بابلی

فهرست

سخنی با مخاطبان ... 9

بخش اول: دوران پیش از ظهور ... 13

باب اول ... 13

باب دوم ... 16

باب سوم ... 22

باب چهارم ... 26

بخش دوم: ظهور حضرت مهدی علیه السلام ... 31

باب پنجم ... 31

باب ششم ... 34

باب هفتم ... 36

باب هشتم ... 42

باب نهم ... 44

باب دهم ... 48

بخش سوم: آغاز قیام و نهضت حضرت مهدی علیه السلام ... 52

باب یازدهم ... 52

باب دوازدهم ... 58

باب سیزدهم ... 63

باب چهاردهم ... 65

باب پانزدهم ... 68

بخش چهارم: از بیعت تا شکست سفیانی ... 71

باب شانزدهم ... 71

باب هفدهم ... 77

باب هجدهم ... 80

بخش پنجم: نزول عیسی علیه السلام و یاری حضرت ... 87

باب نوزدهم ... 87

باب بیستم ... 93

باب بیست و یکم ... 95

بخش ششم: بیت‌المقدس، سرزمین مناظره‌ها و تحدی‌ها ... 99

باب بیست و دوم ... 99

باب بیست و سوم ... 102

باب بیست و چهارم ... 105

باب بیست و پنجم ... 112

باب بیست و ششم ... 117

باب بیست و هفتم ... 123

باب بیست و هشتم ... 126

باب بیست و نهم ... 131

باب سی‌ام ... 134

باب سی و یکم ... 142

بخش هفتم: دفاع در برابر بزرگترین هجوم و فتح دنیا ... 149

باب سی و دوم ... 149

باب سی و سوم ... 156

باب سی و چهارم ... 159

باب سی و پنجم ... 164

باب سی و ششم ... 168

بخش هشتم: عدالت جهانی و خشنودی اهل آسمان و زمین ... 171

باب سی و هفتم ... 171

باب سی و هشتم ... 174

باب سی و نهم ... 181

باب چهلم ... 184

بخش نهم: احداث مساجد و ایجاد محله‌های مسجد محور ... 187

باب چهل و یکم ... 187

باب چهل و دوم ... 189

باب چهل و سوم ... 191

بخش دهم: امنیت جهانی و عمرهای هزار ساله ... 197

باب چهل و چهارم ... 197

باب چهل و پنجم ... 199

بخش یازدهم: رجعت‌ها ... 203

باب چهل و ششم ... 203

باب چهل و هفتم ... 207

باب چهل و هشتم ... 214

باب چهل و نهم ... 218

باب پنجاهم ... 222

منابع و مآخذ ... 225

سخنی با مخاطبان

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان ملل اسلامی و حتی غیراسلامی بر افکار عمومی سایه افکند. تمام واکنش‌های غرب در برابر اعتقاد به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از این آغاز شد که در ایران، به نام آن حضرت و با شعار آماده‌سازیِ منطقه و جهان برای ظهور او، این انقلاب انجام گرفت.

غربی‌ها از خیزش اسلامی که سلطه غربی‌ها بر ملت‌های مسلمان را پایان بخشد، در هراس‌اند؛ به همین جهت از هر عنصر تبلیغاتی به سرعت بهره می‌گیرند تا زنگ‌های خطر را در گوش ملت‌هایشان به صدا درآورند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا افکار عمومی ملت‌های خود را برای اجرای تمام نقشه‌های استعماری و ضربه زدن به این کشور جلب کنند. در این میان، هدف یهودیان، که پشت ماجرا قرار دارند، افزودن هراس غربی‌ها از خطر مسلمانان است؛ تا بدین وسیله به آنان وانمود کنند که تمدن‌شان مورد هدف قرار گرفته و اسرائیل در خط مقدم دفاع از آن‌ها ایستاده است.

بنابراین، دشمنان اسلام چاره‌ای جز فعالیت گسترده تبلیغاتی علیه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ندارند. دشمنان با استفاده از القائات هالیوودی، ایجاد جریان داعش، انواع فعالیت‌های رسانه‌ای، شبکه‌های مجازی و غیره به این موضوع بسیار مهم آسیب زده، آن را منحرف کرده و چهرهقیام و عدالت فراگیر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را

مخدوش ساخته‌اند؛ تا جایی که حتی توانسته‌اند اندیشه و ذهنیت رایج مسلمانان را نیز تحت تأثیر القائات خود قرار دهند.

بسیاری از مردم جامعه اسلامی بر این باورند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با چهره‌ای خشن ظهور می‌کند و با تکیه بر سلاح و کشتار مخالفان خود موفق به تشکیل حکومت و کسب قدرت می‌شود. در حالی که این افراد، از انواع مبارزه‌های فکری و مناظره‌ها، و جهاد تبیین و نرم افزاری، و ایجاد انقلاب فکری و فتح قلوب مردم بر پایه‌ی عطوفت و مهربانیِ حضرت بی‌خبرند! و غافل از اینکه، بر اثر انقلاب فکریِ ایجاد شده توسط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، بسیاری از کشورها توسط مردم همان سرزمین فتح می گردد.

متأسفانه بسیاری از محققان و فعالان فرهنگی کشورهای اسلامی نیز در کتاب‌ها و آثار خود از روایات غیرمستند و نامعتبر استفاده می‌کنند و گاه روی منبرها برای مردم بازگو می‌کنند و بدین‌گونه تصویری خشونت‌آمیز از چهرۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت جهانی ایشان برای مردم ترسیم می‌کنند.

در طول تاریخ اسلام، روایات مجعول و موهومی از سوی افراد مجهول و یا غیرموثّق جعل‌شده و با روایات مهدویت خلط شده که شخصیت بی‌نظیر آن امام رئوف را زیر سؤال برده و از سیمای نورانی و ملکوتی آن امام همام، چهره‌ای خشن، خون‌ریز و سنگ‌دل ترسیم کرده است. به موجب پاره‌ای از این روایات، که متأسفانه تعدادشان بسیار فراوان است، حضرت مهدیعجل الله تعالیفرجه الشریف به هنگام ظهور چنان با خشونت و درشتی با مردم رفتار می‌کند و کشتار و خونریزی به راه می‌اندازد که بیشتر آنان آرزو می‌کنند ای کاش هرگز او را نمی‌دیدند و عده‌ای دیگر نیز نسبت به ایشان دچار تردید می‌شوند و او را از آل محمد صلی الله علیه و آله نمی‌دانند و آن حضرت

بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز را بر خلاف قرآن و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان پیشین علیهم السلام انجام می‌دهد!

در نتیجه، امروزه ما شاهد نتایج و آمار تکان دهنده‌ای از ذهنیت‌های منفیِ افراد جامعه خود علیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستیم. به عنوان نمونه در یک نظرسنجی، هفتاد درصد دانش‌آموزان دبیرستانی گفتند دل‌مان نمی‌خواهد در این هفته ظهور باشد؛ چون امام می‌آید گردن ما را می‌زند! و یا در مصاحبه‌ای، جوانان می‌گویند که اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به کمک ما احتیاج داشته باشد، ما حاضر به کمک کردن به او نیستیم!

بنابراین زدودن غبار دروغ و افترا از چهره قیام و حکومت مصلح و موعود آخرالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با بیان واقعیت‌های قیام و حکومت ایشان، بر اساس عدالت و عطوفت و مهربانی آن حضرت، امری بایسته و ضروری می‌نماید. یکی از زوایای ناشناخته‌ی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، مهر و محبّت آن بزرگوار نسبت به انسان‌ها است. امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیرخواه است. لذا رسالت ما این است که آن چهره رحمانی و صلح طلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به دنیا معرفی کنیم.از این رو سعی شده است در نگارش این کتاب، چشم اندازی از چهره واقعی قیام و حکومت جهانی آن منجی بزرگ عالم، به زبانی گویا و با تکیه بر آیات قرآن و سخنان اهل بیت علیهم السلام ، به منتظران ظهورش ارائه شود. در بیان اسناد و مدارک نیز، معمولا به یک یا دو منبع بسنده شده است و تصویری گزارشی-روایی در قالب داستان، از دوران ظهور آن حضرت به رشته تحریر در آمده است. حتی المقدور سعی در سادگی عبارات شده است تا در خور فهم همه کس و مورد استفاده عموم قرار گیرد.

امید است، این کتاب خدمتی برای اسلام و پیروان پاکش باشد. همان کسانی که تشنه معرفت رهبر موعود خویش‌اند. رهبری که وعده ظهورش از زبان رسول گرامی اسلام و اهل بیت او به جهانیان داده شده است. آرزو می‌کنم که خداوند این اثر را در زمره تلاش‌هایی قرار دهد که زمینه ساز ظهور آن حجت بر حق و ولی الهی است.

دوران پیش از ظهور

باب اول

در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود می‌رسد و قحطی شدید، ظلم و ناعدالتی، تبعیض و تضییع حقوق دیگران گسترش می‌یابد و مردم از هر کس و حکومتی ناامید می‌شوند و به دنبال روزنه امید و ندای عدالتی می‌گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست ظالمان و دروغگویان فتنه‌انگیز و فرصت‌طلب به تنگ می‌آیند که شب و روز آرزوی آمدن فردی را دارند که علیه ظلم و ستم و ناعدالتی قیام کند و آن‌ها را از دست ستمگران و زورگویان نجات دهد و عدالت را در جوامع آن‌ها برقرار کند.

احادیث باب اول

حضرت امام باقر علیه السلام فضای تاریک جهان قبل از ظهور را این گونه بیان می‌کند:

(لَا یَقُومُ الْقَائِمُ اِلَّا عَلَی خَوْفٍ شَدِیدٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ یُصیِبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِکَ، وَ سَیْفٍ قَاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدیِدٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ تَشْتِیتٍ فِی دِینِهِمْ وَ تَغْیِیرٍ فِی حَالِهِمْ، حَتَّی یَتَمَنَّی الْمُتَمَنَّی الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا یَرَی مِنْ کَلْبِ النَّاسِ وَ اَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً، فَخُروجُهُ علیه السلام إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عِنْدَ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ يَرَوْا فَرَجاً)

(حضرت قائم علیه السلام قیام نمی‌کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‌ها و فتنه و بلایی که بر آنان فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون می‌شوند. آن گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم می‌شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونی احوال‌شان به اوج می‌رسد. به گونه‌ای که هر کس بر اثر مشاهده درنده خویی و گزندگی‌ای که در میان برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر به وجود می‌آید، به طوری که بعضی مردم بعضی دیگر را می‌خورند، صبح و شام آرزوی مرگ می‌کنند. وقتی که یأس و ناامیدی تمام

مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن بست احساس کردند، امام غائب علیه السلام قیام می‌کند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 231.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(لَا بُدَّ أَنْ يَكُونَ قُدَّامَ الْقَائِمِ سَنَةٌ يَجُوعُ فِيهَا النَّاسُ وَ يُصِيبُهُمْ خَوْفٌ شَدِيدٌ مِنَ الْقَتْلِ وَ نَقْصٌ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ،فَإِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَبَيِّنٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْايَةَ: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»)

(ناگزیر است که در پیش از ظهور قائم علیه السلام سالی باشد که مردم در آن گرسنه باشند. از کشته شدن، کاهش یافتن اموال و جان‌ها و محصولات بترسند. این در کتاب خداست که فرمود: «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان. (آیه 155 سوره بقره)»)

الغیبة، نعمانی، محمد، ص 251-250.

باب دوم

جهان اندكى قبل از ظهور، شاهد جنگ‌هاى خونين خواهد بود که در اثر این جنگ‌ها، استعمارگران و ابرقدرت‌ها به سمت ضعف و نابودی سوق پیدا می‌کنند. به عنوان مثال، «نبرد قرقیسیا» در شام روی می‌دهد که به جنگ جهانی تبدیل می‌شود. به طوری که جهان تا به حال چنین جنگ و کشتاری را به خود ندیده است و یا «آتش آذربایجان» که به جنگ جهانی تبدیل می‌شود و بسیاری از ابرقدرت‌ها بر سر آن با هم می‌جنگند و یا اینکه غربی‌ها در واقعه «هرج الروم» دچار هرج و مرج و جنگ می‌شوند.

بعد از واقعه «هرج الروم» ایرانیان با اسرائیل وارد جنگ می‌شوند و آنان را شکست می‌دهند و اسرائیل چنان ضعیف می‌شود و موجودیتش به خطر می‌افتد تا جایی که برای جلوگیری از نابودی خود، دست به دامان هم پیمانان نظامی خود (آمریکا و غربی‌ها) می‌شود و هم پیمانان آن‌ها در فلسطین نیروی نظامی پیاده می‌کنند که به آن واقعه «مارقه الروم» می‌گویند.

در نتیجه‌ی این جنگ‌ها، ابرقدرت‌های جهان ضعیف شده و دچار انواع اختلافات و درگیری‌ها می‌شوند.

با ضعیف شدن ابرقدرت‌های دنیا و همچنین آرزوی همه مردم به آمدن فردی که جهان را از منجلاب ظلم و ستم و خونریزی نجات دهد، مقدمات ظهور حضرت مهدی علیه السلام فراهم می‌شود.

احادیث و آیات باب دوم:

امام باقر علیه السلام در روایتی خطاب به «میسر» ضمن پرسش از فاصله محل اقامت او تا قرقیسیا به بزرگی و بی‌سابقه بودن نبردی که در این منطقه رخ خواهد داد، اشاره می‌کند و می‌فرماید:

(«يَا مُيَسِّرُ! كَمْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ قِرقِيسَا؟» قُلْتُ: «هِيَ قَرِيبٌ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ.» فَقَالَ: «أَمَّا إِنَّهُ سَيَكُونُ بِهَا وَقْعَةٌ لَمْ يَكُنْ مِثْلُهَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا يَكُونُ مِثْلُهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ مَأْدُبَةٌ لِلطَّيْرِ تَشْبَعُ مِنْهَا سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ طُيُورُ السَّمَاء»)

(«ای میسر! از اینجا تا قرقیسیا چقدر راه است؟» عرض کردم: «همین نزدیکی‌ها است. در ساحل فرات قرار دارد.» پس فرمود: «اما در این

ناحیه واقعه‌ای رخ خواهد داد که مانند آن از زمانی که خداوند تبارک و تعالی، آسمان‌ها و زمین را آفریده اتفاق نیفتاده و تا زمانی هم که آسمان‌ها و زمین برپا هستند مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفره‌ای است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می‌شوند.»)

الروضة من الكافي، کلینی، محمد، ج 8، ص 295.

حدیث امام محمد باقر علیه السلام :

(... وَ يَعْقُبُهَا هَرَجُ الرُّومِ)

(... و به دنبال آن هرج و مرج و فتنه در روم (غربیان) می‌افتد.)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 280.

طبق احادیث ذیل و آیات سوره اسراء، جنگ با یهود اسرائیل، قبل از ظهور و به دست ایرانیان خواهد بود:

1. آیه 4 و 5 سوره اسراء:

( وَ قَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا * فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ

عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَ كَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا)

(و در کتاب خبر دادیم که شما بنی‌اسرائیل دو بار حتماً در زمین فساد و خونریزی می‌کنید و تسلط و سرکشی سخت ظالمانه می‌یابید * پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را بر شما برانگیزیم تا آنجا که در درون خانه‌های شما نیز جستجو کنند. و این وعده (انتقام خدا) حتمی است.)

2. حدیث امام صادق علیه السلام درباره آیه فوق:

(«وَ قَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ... فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا... بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ...»، قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ علیه السلام )

(«و به بنی‌اسرائیل در کتاب مقرر کردیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد... پس هنگامی که وعده اولین آن‌ها فرا رسید... ما بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را به سوی تومی‌فرستیم...»، قومی که خداوند، آنان را پیش از قیام قائم علیه السلام می‌فرستد.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 8، ص 206.

3. در روایات، هویت مجازات کنندگان یهود، با سه مرتبه قسم جلاله امام معصوم، «ایرانیان شیعی» معرفی شده‌اند:

(رَوِىَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا. قَالَ: «كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عَلَیهِ‌السَّلَامِ جَالِساً إِذْ قَرَأَ هَذِهِ الْايَةَ: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَ كَانَ وَعْداً مَفْعُولًا (آیه 5 سوره اسراء)»» فَقُلْنَا: «جُعِلْنَا فِدَاكَ، مَنْ هَؤُلَاءِ؟» فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: «هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ»)

(بعضی از اصحاب ما روايت كرده و مى‌گويند: «حضور امام صادق علیه السلام نشسته بوديم، امام علیه السلام اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «و هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد، بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را بر ضدّ شما برانگيزم. به گونه‌اى كه براى دست‌يابى به تبهكاران به جستجوى خانه‌به‌خانه بپردازند. و اين وعده الهى )انتقام خدا) قطعى است.»» عرض كرديم: «فدايتان گرديم، اين بندگان نيرومند و پرتوان كيانند؟» سه بار فرمود: «به خدا سوگند! آنان اهل قم هستند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 60، ص 216.

حدیث جابر از امام باقر علیه السلام که به حدیث «تمهید مباشر» شهرت یافته:

(سَیُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّی یَنْزِلُوا الرَّمْلَة)

(و نیز خروج کنندگانی از رومی‌ها (همپیمانان غربی یهودیان صهیونیست) در منطقه رمله (نزدیک بیت المقدس) در فلسطین نیروی نظامی پیاده می‌کنند.)

الغيبة، نعمانی، محمد، ص 280.

باب سوم

پس از شکست اسرائیل از ایران و نابودی دولت اسرائیل، غربی‌ها حامیان خود را در منطقه از دست می‌دهند. لذا برای ایجاد دولتی جدید که حامی آنان در منطقه باشد، در سرزمین شام انقلابی را پایه‌گذاری می‌کنند. این انقلاب که توسط سفیانی انجام می‌شود، حرکتی عبری، عربی و غربی، بر ضد شیعه و محور مقاومت و ظهور حضرت مهدی علیه السلام است که به کشتار عظیم و بی‌سابقه‌ای علیه شیعیان منجر می‌شود.

سفیانی شکم زنان حامله را پاره می‌کند. هر کس را که نام حسن و حسین داشته باشد بر دروازه شهر به صلیب می‌کشد تا مقابل دیدگان همه مردم شهر قرار گیرد و هر کس را پیدا کند که نام او محمد، علی، حسن، حسین، فاطمه، جعفر، موسی، زینب، خدیجه و رقیه است، به قتل می‌رساند و بچه‌های کوچک آنان را جمع می‌کند و دستور می‌دهد تا روغن زیتون را به جوش آورند و آن‌ها را درون دیگ‌های روغن بیندازند.آن بچه‌های کوچک به او می‌گویند: «اگر پدران ما با تو مخالفت می‌کنند، گناه ما چیست؟»، او اعتنا نمی‌کند و آن‌ها را می‌جوشاند. سپس دستور می‌دهد تا در همه شهرها اعلام کنند که هر

کس سر یک نفر از شیعیان را برایم بیاورد، هزار درهم جایزه می‌گیرد. در این هنگام همسایه به همسایه خود رحم نمی کند و به شیعیان حمله می‌برند و سر آنان را می‌برند و به نزد سفیانی می‌برند تا جایزه بگیرند.

احادیث باب سوم:

امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه‌ای می‌فرماید:

(فَيُقْتَلُ بِالزَّوْرَاءِ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ يَبْقُرُ بُطُونَ ثَلاَثِمِائَةِ اِمْرَأَةٍ حَامِلٍ وَ يَخْرُجُ الْجَيْشُ إِلَي كوُفَانكُمْ هَذِهِ فَكَمْ مِنْ بَاكٍ و بَاكِيَةٍ فَيُقْتَلُ بِهَا خَلْقٌ كَثِيرُ... اَلسُّفْيَانِيِّ يَقْتُلُ كُلَّ مَنِ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَ فَاطِمَةُ وَ جَعْفَرٌ وَ مُوسَي وَ زَيْنَبُ وَ خَدِيجَةَ وَ رُقَيَّة بُغْضاً وَ حَنَقاً لآلِ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ ثُمَّ يُبْعَثُ فِي جَمِيعِ الْبُلْدَانِ فَيُجْمَعُ لَهُ الْأَطْفَالُ وَ يُغْلِي لَهُمُ الزَّيْتَ فَيَقُولُ لَهُ الْأَطْفَالُ: «إِنْ كَانَ آبَاؤُنَا عَصَوْكَ نَحْنُ فَمَا ذَنْبُنَا؟» فَيَأْخُذُ كُلُّ مَنْ اِسمُهُ عَلِيٌ مَا ذَكَرْتُ فَيُغْلِيهِمْ فِي الزَّيْتِ... وَ يَصْلِبُ عَلِيٌّ بَابَهَا كُلُّ مَنِ اسْمُهُ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ)

(سفیانی در بغداد هفتاد هزار نفر را می‌کشد و شکم سیصد زن حامله را می‌شکافد و لشکر به سوی این کوفه‌ی شما بیرون می‌رود. چه بسیارند افرادی که گریه و زاری خواهند کرد و به خاطر آن بسیار کشته خواهند شد... سفیانی به خاطر بغض و کینه و عداوتی که با آل محمد صلی الله علیه و آله دارد هر کس را بیابد که نام او محمد، علی، حسن، حسین، فاطمه، جعفر، موسی، زینب، خدیجه و رقیه باشد به قتل می‌رساند تا جایی‌که افرادش را به شهرها می‌فرستد و بچه‌های کوچک و اطفال خردسال را پیش او جمع می‌کنند و او دستور می‌دهد تا روغن زیتون را به جوش آورند و آن بچه‌های کوچک به او می‌گویند: «اگر پدران ما با تو مخالفت می‌کنند، گناه ما چیست؟» او اعتنا نمی‌کند و هر کس که آننا‌م‌ها را داشته باشد، می‌جوشاند... و بر دروازه شهر، همه را به نام حسن و حسین به صلیب می‌کشد.)

الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، یزدی حائری، علی، ج 2، ص 164-163.

امام صادق علیه السلام در باره سفیانی می‌فرماید:

(فَنَادَى مُنَادِيهِ: «مَنْ جَاءَ بِرَأْسِ شِيعَةِ عَلِيٍّ فَلَهُ اَلْفُ دِرْهَمٍ»، فَيَثِبُ الْجَارُ عَلَى جَارِهِ، وَ يَقُولُ: «هَذَا مِنْهُمْ»، فَيَضْرِبُ عُنُقَهُ وَ يَأْخُذُ أَلْفَ دِرْهَمٍ)

(سپس منادی ندا می‌دهد: « هر کس سر یک تن از شیعیان را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست»؛ و در این هنگام همسایه به همسایه حمله برده و می‌گوید: «این شخص از شیعیان است»، پس گردن او را می‌زند و هزار درهم جایزه می‌گیرد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 215.

باب چهارم

اما در سطح منطقه، دو انقلاب هوادار حضرت مهدی علیه السلام در ایران و یمن رخ خواهد داد که زمینه‌ساز ظهور حضرت مهدی علیه السلام خواهند بود که یاران ایرانی آن حضرت مدتی قبل از ظهور، حکومت خویش را تأسیس می‌کنند و درگیر جنگی طولانی می‌شوند که سرانجام در آن پیروز می‌شوند. اما یاران یمنی وی، همزمان با خروج سفیانی، برای حمایت از شیعیان خروج می‌کنند. همچنین در سرزمین حجاز که نقطه آغاز قیام حضرت است، پیش از ظهور، خلاء سیاسی به وجود می‌آید به طوری که شاه نابخردی از خاندان فلان! که آخرین پادشاه حجاز است کشته می‌شود و بر سر جانشینی او اختلاف به وجود می‌آید؛ به گونه‌ای که این اختلاف تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام ادامه خواهد یافت.

احادیث باب چهارم:

امام صادق علیه السلام فرموده است:

(اِذَا رَاَيْتُمُ الرَّايَاتِ السُّوُدَ تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ فَاْتُوُهَا وَ لَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ، فَاِنَّ حَمَلَتَهَا يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوُنَهُ، فَيُقَاتِلُونَ وَ يَنْتَصِرُونَ فَيُعْطَوْنَ مَا سَاَلُوا فَلَا يَقْبَلُونَ. کَاَنِّي بِهِمْ وَ قَدْ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَي عَوَاتِقِهِمْ حَتَّي يَدْفَعُوا رَايَاتِهِم اِلَي الْقَائِمِ الْمَهدِيِّ،اَلَا اِنَّهُمْ اَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ يُوَطِّئُونَ لَهُ سُلْطَانَهُ! قُلُوبُهُمْ کَزُبُرِ الْحَدِيدِ! فَاِذَا رَأَيْتُمُ الرَّايَاتِ السُّودِ تَجِيءُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ فَاَکْرِمُوا الْفُرْسَ فَاِنَّ دَولَتَنَا فيِهِمْ!)

(هنگامي که پرچم هاي سياه از خراسان(ایران) به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن از روي برف‌ها باشد، همانا صاحبان آن پرچم‌ها طرفداران حق هستند ولی به آنها داده نمي‌شود، پس نبرد مي‌کنند و پيروز مي‌شوند، آنچه مي‌خواستند به آنها داده مي‌شود ولي آنها ديگر نمي‌پذيرند. گويي با چشم خود مي‌بينم که شمشيرها را بر خود حمايل کرده‌اند و پيش مي‌تازند تا پرچم‌ها را به مهدي قائم علیه السلام تسليم نمايند، آگاه باشید که آنها ياران مهدي علیه السلام هستند و زمينه سلطنت جهاني او را فراهم مي‌سازند، دل‌هاي آنها چون قطعات آهن است. هنگامي که پرچم‌هاي سياه را مشاهده کرديد که از سوي مشرق به حرکت در آمده است، فارسيان را گرامي بداريد که دولت ما در ميان آنها مي‌باشد.)

يوم الخلاص في ظل القائم المهدي عليه السلام، کامل سلیمان، ص 572.

امام محمدباقر علیه السلام در حدیثی فرموده است:

(تَنْزِلُ الرَّايَاتُ السُّودُ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْكُوفَةِ، فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِيُّ علیه السلام بَعَثَ إِلَيْهِ بِالْبَيْعَةِ)

(پرچم‌های سیاهی از خراسان(ایران) خروج می‌کنند تا آنکه در کوفه فرود می‌آیند، وقتی مهدی علیه السلام ظاهر گردید، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.)

الغیبة، طوسي، محمد، ص 452.

حدیثی از امام صادق علیه السلام است:

(... وَ خُرُوجُ رَجُلٍ مِنْ وُلْدٍ عَمِّي زَيْدٌ بِالْيَمَنِ)

(... و (از نشانه‌های ظهور) قیام مردی از فرزندان عمویم زید در یمن است.)

فلاح السائل و نجاح المسائل، سید بن طاووس، علی، ص 171.

امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمود:

(إِنَّ أَمْرَ الْقَائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ وَ أَمْرُ اَلسُّفْيَانِيِّ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ لَايَكُونُ قَائِمٌ إِلاَّ بِسُفْيَانِي)

(قیام قائم علیه السلام از ناحیه‌ی خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم علیه السلام بدون سفیانی نخواهد بود.)

قرب الاسناد، حمیری، ابوعباس، ص 374.

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

(«إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْفَرَجِ حَدَثاً يَكُونُ بَيْنَ الْحَرَمَيْنِ» قُلْتُ: «وَ أَيِّ شَئٍ يَكُونُ الْحَدَثُ؟» فَقَالَ: «عَصَبِيَّةٌ تَكُونُ بَيْنَ الْحَرَمَيْنِ، وَ يَقْتُلُ فُلَانٌ مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ خَمْسَةَ عَشَرَ كَبْشاً»)

(«از جمله نشانه‌های فرج، حادثه‌ای است که بین حرم مکه و مدینه رخ می‌دهد» پرسیدم: «آن حادثه چیست؟» فرمود: «تعصّب قبیله‌ای بین دو حرم به وجود می‌آید و فلانی از خاندان فلان، پانزده رئیس قبیله را به قتل می‌رساند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 211-210.

امام صادق علیه السلام فرمود:

(يَحُجُّ النَّاسُ مَعاً عَلَيَّ غَيْرَ اِمَامٍ وَ يَعْرِفُونَ مَعاً، فَبَيْنَاهُمْ فِي مِنَی اِذْ اَخَذَهُمْ مِثْلَ الْكَلْبِ فَسَارَتِ الْقَبَائِلُ بَعْضُهَا اِلَي بَعْضٌ فَاقْتَتَلُوا حَتَّي تَسِيلُ جَمْرَةَ الْعَقَبَةِ دَماً (وَ يَفْهَمُ مِنَ النَّصِّ أَنَّ النَّاسَ

يَعِيشُونَ حَالَةَ التَّوتِرُ اِلَي حَدٌ أَنَّهُمْ بِمُجَرَّدٍ أَنْ يَكْمُلُوا أَدَاءَ مَنَاسِكِهِمْ أَوْ قَبْلَ اِكْمَالِهَا يَشْتَبِكُونَ فِي مِنَي الْمُقَدَّسَةِ!))

(مردم با هم حج می‌کنند و وقوف در عرفات‌شان را هم با همدیگر و بدون امام انجام می‌دهند. هنگامی که در منا هستند، فتنه سختی برمی‌خیزد و همه قبایل برهم می‌شورند. جمره عقبه از خون رنگین می‌شود. (از متن فهمیده می‌شود که مردم در حالت تنش به سر می‌برند تا جایی که به محض اتمام مراسم خود یا قبل از کامل کردن مراسم در منای مقدس با هم می‌جنگند!))

الممهدون للمهدی علیه السلام، کورانی، علی، ص 61.

ظهور حضرت مهدی علیه السلام

باب پنجم

در این هنگام نشانه‌های ظهور حضرت مهدی علیه السلام آشکار شده و بزرگترین نشانه‌ی آن، ندای آسمانی است که به نام او در 23 ماه رمضان شنیده می‌شود. در این ندا، جبرئیل، مردم را به سوی حضرت مهدی علیه السلام فرامی‌خواند. ندای جبرئیل طوری است که مردم تمام دنیا آن را می‌شنوند و هرکس آن را به زبان خودش می‌شنود و آن صدا آنقدر قوی است که از ترس آن، هر کس که خوابیده است، بیدار می‌شود و می‌ایستد و هر کس که ایستاده است، روی زمین می‌نشیند و هر کس که نشسته است، بر می‌خیزد و می‌ایستد.

احادیث باب پنجم:

امام صادق علیه السلام فرمود:

(إِنَّ الْقَائِمَ لاَ يَقُومُ حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ تَسْمَعُ الْفَتَاةُ فِي خِدْرِهَا، وَ يَسمَعُ أَهْلُ الْمَشرِقِ وَ الْمَغْرِبِ)

(همانا قائم علیه السلام قیام نمی‌کند، تا منادی از آسمان ندایی دهد که دختران در سراپرده و اهل مشرق و مغرب آن را بشنوند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 285.

در حدیثی از محمد بن مسلم (از شاگردان امام باقر و امام صادق8) آمده است:

(يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام ، فَيَسْمَعُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ فَلَا يَبْقَى رَاقِدٌ إِلَّا قَامَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَى رِجْلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ الصَّوْتِ، وَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ الرُّوحِ الْأَمِينِ)

(منادی از آسمان قائم علیه السلام را به نام صدا می‌زند، به طوری که مردم ما بین مشرق و مغرب آن را می‌شنوند و از وحشت آن، هر کس که به خواب رفته، بیدار می‌شود و می‌ایستد و هر کس که ایستاده، روی

زمین می‌نشیند و هر کس که نشسته، بر می‌خیزد، و آن صدای جبرئیل امین است.)

الغيبة، طوسي، محمد، ص 454 ؛ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 290 ؛ اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، حر عاملی، محمد، ج 5، ص 358.

باب ششم

پیروان حق و حقیقت و موحدان عالم، با شنیدن ندای آسمانی بسیار شادمان می‌گردند و آگاه می‌شوند که منجی ادیان بعد از قرن‌ها انتظار می‌آید و در پرتو آن، حق و عدالت، همه جا را نورانی خواهد کرد. به همین دلیل، روح تازه‌ای با شنیدن آن در وجودشان دمیده می‌شود.

جهانیان از خود می‌پرسند ماجرا چیست؟ اذهان عمومی دنیا متوجه امر ظهور شده و پرس‌وجو از منجی، خبر اول رسانه‌های عالم و شبکه‌های تلویزیونی می‌شود.

حدیث باب ششم:

امام على علیه السلام در حدیثی فرمود:

(إِذَا نَادَى مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: «إنَّ الْحَقَّ فِي آلِ مُحَمّدٍ»، فَعِنْدَ ذَلِكَ يَظهَرُ الْمَهدِيُّ عَلَى أَفْوَاهِ النَّاسِ وَ يَشْرَبُونَ حُبَّهُ، فَلَايَكُونُ لَهُم ذِكْرُ غَيْرُهُ)

(هرگاه آواز دهنده‌اى از آسمان آواز داد كه: «همانا حق در ميان خاندان محمّد صلی الله علیه و آله است»، در آن هنگام نام مهدى علیه السلام بر سر زبان‌هاى مردم مى‌افتد و از جام محبّت او مى‌نوشند و جز نام او بر زبان ندارند.)

كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، متقی هندی، علاء الدین، ج 14، ص 588.

باب هفتم

اما در کمال تعجب، ناگهان ورق برمی‌گردد و دشمنان جنگ رسانه‌ای علیه ندای آسمانی راه می‌اندازند و اعلام می‌کنند: «این سحر و جادوی شیعیان است و شیعیان می‌خواهند مردم را فریب دهند و این موضوع، اصالت و واقعیت خارجی ندارد و ندای جبرئیل نیست.»

در انتهای همان روز و یا روز بعد، ندایی نیز از سمت شیطان به گوش می‌رسد که می‌گوید: «من به خونخواهی عثمان بن عفوان (سومین خلیفه از خلفای اهل سنت) برمی‌خیزم که به ستم کشته شد» تا با این کار بتواند مردم را فریب دهد. این ندا ملکوتی نیست و تسلط بر راه‌های آسمان ندارد؛ بلکه مصنوعی و از قبل طراحی شده است. این ندای شیطان، از سمت زمین است و اصلاً آسمانی نیست.

احادیث باب هفتم:

امام صادق علیه السلام فرمود:

(«فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ أَحَدٌ إِلَّا خَضَعَ وَ ذَلَّتْ رَقَبَتُهُ لَهَا، فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ إِذَا سَمِعُوا الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ: «أَلَا إِنَّ الْحَقَّ

فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَ شِيعَتِهِ.»»، قَالَ: «فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ فِي الْهَوَاءِ حَتَّى يَتَوَارَى عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ ثُمَّ يُنَادِي: «أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عُثْمَانِ بْنِ عَفَّانَ وَ شِيعَتِهِ فَإِنَّهُقُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ.»»، قَالَ: «فَيُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ عَلَى الْحَقِّ وَ هُوَ النِّدَاءُ الْأَوَّلُ وَ يَرْتَابُ يَوْمَئِذٍ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمَرَضُ وَ اللَّهِ عَدَاوَتُنَا فَعِنْدَ ذَلِكَ يَتَبَرَّءُونَ مِنَّا وَ يَتَنَاوَلُونَّا فَيَقُولُونَ: «إِنَّ الْمُنَادِيَ الْأَوَّلَ سِحْرٌ مِنْ سِحْرِ أَهْلِ هَذَا الْبَيْتِ»»)

(«در آن روز هیچ کس در زمین باقی نمی ماند مگر آنکه خاضع و تسلیم حق می‌شود، پس اهل زمین با شنیدن صدای آسمانی که می‌گوید: «همانا حق با علی ابی‌طالب علیه السلام و شیعیان اوست» ایمان می‌آورند.» حضرت فرمود: «سپس در فردای آن روز شیطان به آسمان می‌رود تا از اهل زمین پنهان شود، سپس ندا می‌دهد که «حق با عثمان بن عفان و پیروانش است، او به ناحق کشته شد، به خونخواهی او برخیزید.»» حضرت فرمود: «پس کسانی که به ندای اول که بر حق است ایمان بیاورند، خداوند آن‌ها را ثابت قدم می‌سازد؛ و در آن روز آن‌ها که در دل‌هایشان بیماری است شک می‌کنند و به خدا سوگند بیماری دشمنی ماست، سپس ما را تکذیب

می‌کنند و به سوی ما روی می‌آورند و می‌گویند: « اولین ندا سحری است از اهل بیت.»»)

البرهان في تفسير القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج 4، ص 167-166.

امام صادق علیه السلام به عماره الهمدانی می‌گوید:(أَبِي يَقُولُ هُوَ فِي كِتَابِ اللَّهِ: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ.»، فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ جَمِيعاً لِلصَّوْتِ الْأَوَّلِ. فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ اللَّعِينُ حَتَّى يَتَوَارَى مِنَ الْأَرْضِ فِي جَوِّ السَّمَاءِ ثُمَّ يُنَادِي: «أَلَا إِنَّ عُثْمَانَ قُتِلَ مَظْلُوماً، فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ» فَيَرْجِعُ مَنْ أَرَادَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سُوءاً وَ يَقُولُونَ: «هَذَا سِحْرُ الشِّيعَةِ»)

(پدرم می‌گوید در کتاب خدا آمده است: «اگر بخواهیم نشانه‌ای از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم و گردن‌هایشان تسلیم آن می‌شود(آیه 4 سوره شعراء)»، پس همه اهل زمین به صدای اول (ندای آسمانی) ایمان می‌آورند. سپس فردای آن روز شیطان ملعون عروج می‌کند تا زمانی که از زمین در جو آسمان‌ها غایب شود. سپس ندا می‌دهد: «عثمان مظلومانه کشته شد، به خونخواهی او برخیزید.»، سپس کسى

که خداى تعالى و جلّ جلاله بر او بدى مى‌خواهد بازمى‌گردد و مى‌گویند: «این سحر شیعیان است.»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 262-261 ؛ البرهان في تفسير القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج 4، ص 167.

امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرماید:

(صَوْتُ جَبْرَئِيلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ صَوْتُ إِبْلِيسَ مِنَ الْأَرْضِ،فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الْأَوَّلَ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخِيرَ أَنْ تَفْتَتِنُوا بِهِ)

(ندای جبرئیل، از آسمان و ندای ابلیس، از زمین است. پس از صدای اول پیروی کنید و از آخرین آن برحذر باشید که مبادا وسوسه شوید.)

كمال الدين و تمام النعمة، صدوق، محمد، ج 2، ص 652.

روایتی از امام صادق علیه السلام :

(زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : «عَجِبْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ وَ إِنِّي لَأَعْجَبُ مِنَ الْقَائِمِ كَيْفَ يُقَاتَلُ مَعَ مَا يَرَوْنَ مِنَ الْعَجَائِبِ مِنْ خَسْفِ الْبَيْدَاءِ بِالْجَيْشِ وَ مِنَ النِّدَاءِ الَّذِي يَكُونُ مِنَ السَّمَاءِ؟»

فَقَالَ: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَدَعُهُمْ حَتَّى يُنَادِيَ كَمَا نَادَى بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله يَوْمَ الْعَقَبَةِ»)

(زراره بن اعیان از امام صادق علیه السلام پرسید: «شگفت زده شده‌ام! خدا شما را رحمت کند، من در شگفتم که چگونه با امام زمان علیه السلام می‌جنگند با وجود شگفتی‌ها و معجزاتی که از فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین می‌بینند و ندای آسمانی که می‌شنوند؟!» حضرت فرمود: «شیطان آنان را رها نمی‌کند. همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز عقبه ندا می‌داد.»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 265-264.

امام باقر علیه السلام در حدیثی می‌فرماید:

(فَإِذَا سَمِعْتُمُ الصَّوْتَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَا تَشُكُّوا فِيهِ أَنَّهُ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ وَ عَلَامَةُ ذَلِكَ أَنَّهُ يُنَادِي بِاسْمِ الْقَائِمِ وَ اسْمِ أَبِيهِ حَتَّى تَسْمَعَهُ الْعَذْرَاءُ فِي خِدْرِهَا فَتُحَرِّضُ أَبَاهَا وَ أَخَاهَا عَلَى الْخُرُوجِ ... وَ الصَّوْتِ الثَّانِي مِنَ الْأَرْضِ وَ هُوَ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي بِاسْمِ فُلَانٍ أَنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً يُرِيدُ بِذَلِكَ الْفِتْنَةَ فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الْأَوَّلَ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخِيرَ أَنْ تُفْتَنُوا بِهِ)

(پس چون ندا]ی اوّل[ را در ماه رمضان شنیدید، شک نکنید که آن، ندای جبرئیل است و نشانه آن هم این است که نام قائم علیه السلام و نام پدرش را ندا می‌دهد، به گونه‌ای که دخترِ در کنج‌خانه هم آن را می‌شنود و پدر و برادرش را به بیرون رفتن (و همراهی با قائم علیه السلام ) تحریک و تشویق می‌کند... و ندای دوم، از زمین به گوش می‌رسد و ندای ابلیسِ لعنت شده است و به نام فلان کس و این که مظلومانه کشته شده است، ندا می‌دهد و با این کار، قصد فتنه‌انگیزی دارد. پس ندای اوّل را اطاعت کنید و از ندای دوم بپرهیزید تا فریب نخورید.)

الغیبة،نعمانی، محمد، ص 254-253.

باب هشتم

پس از این ندای آسمانی، حضرت مهدی علیه السلام به طور سرّی با برخی از یاران و هواداران خود در مدینه ارتباط برقرار می‌کند که شخص یمانی یکی از آن‌ها است.

حدیث و آیات باب هشتم:

نکته قرانی و حدیث:

1. در قرآن می‌خوانیم: «هر جا باشید، خداوند همه‌ی شما را حاضر می‌کند»:

(وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)

(هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد، پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید همه شما را خداوند خواهد آورد و محققاً خدا بر همه چیز تواناست.)

سوره بقره، آیه 148

2. همچنین در قرآن است:

(وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ ...)

(اگر ما عذاب را از آن منکران معاد تا امت معدود به تعویق اندازیم ...)

سوره هود، آیه 8

3. در تفسیر این آیات، امام باقر علیه السلام فرمود:

(یَعنِی أَصْحَابَ الْقآئِمِ عَلَیهِ السَّلَام، اَلثَّلَاثَ مِأَةَ وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً، وَ للَّهِ هُمُ الْأُمَّةُ الْمَعدُودَةُ. یَجْتَمِعُونَ وَ اللَّهِ فِی سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قُزَعٌ کَقُزَعِ الْخَرِیفِ)

((در آیه 148 سوره بقره) منظور، یاران قائم علیه السلام هستند که 313 نفرند، به خدا سوگند! منظور از امّت معدوده (در آیه 8 سوره هود) آن‌ها هستند. به خدا سوگند! در یک ساعت همگی جمع می‌شوند، همچون پاره‌های ابر پاییزی که بر اثر باد، جمع و متراکم می‌شوند.)

تفسیرنور الثقلین، عروسی حویزی، عبد علی، ج 1، ص 140-139 ؛ اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، حر عاملی، محمد، ج 5، ص 64 ؛ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 288.

باب نهم

بعد از آنکه یاران امام به ایشان پیوستند، امام مهدی علیه السلام که قصد دارد قیام و انقلاب خود را از مکه آغاز کند، خطاب به یارانش می‌گوید: «اهل مکه ما را دوست ندارند. ولی من باید با آن‌ها صحبت و مباحثه کنم؛ چون فرستاده شده‌ام تا با مخالفان صحبت کنم و آن‌ها را هدایت نمایم.»

حضرت یکی از یاران خود که نام مستعار آن «نفس زکیه» است را فرامی‌خواند و به او می‌گوید به مکه برو و به مردم آنجا بگو: «ای اهل مکه، من فرستاده مهدی علیه السلام به سوی شما هستم و او به شما می‌گوید: ما اهل بیت، رحمت و منشأ رسالت و خلافت هستیم و از آل محمد صلی الله علیه و آله و از نسل پیامبران هستیم. خلافت از آن ماست و ما از زمان رحلت پیامبرمان تا به امروز مورد ظلم و آزار و اذیت و ستم قرار گرفته‌ایم و حق ما از ما گرفته شده است. از شما یاری می‌جوییم تا از ما حمایت کنید»

نفس زکیه به مکه می‌رود و پیام حضرت مهدی علیه السلام را به ایشان ابلاغ می‌کند. مردم مکه با شنیدن این پیام از امام عصر علیه السلام حمایت نمی‌کنند

و ایشان را نیز به شهر خود دعوت نمی‌کنند؛ بلکه نفس زکیه را بین رکن و مقام می‌کشند و سرش را از بدنش جدا می‌کنند.

وقتی این خبر به گوش امام می‌رسد، به یارانش می‌گوید: «آیا به شما نگفتم که اهل مکه ما را نمی‌خواهند؟»

این هشدار امام، تذکری است برای یاران ایشان که ناامن بودن مکه را گوشزد می‌کند. چون اصلی‌ترین وظیفه یاران حضرت مهدی علیه السلام حفظ جان ایشان است تا قیام امام بتواند به سرانجام برسد.

احادیث باب نهم:

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

(إِنَّ الْمَهْدِيَّ لاَ يَخْرُجُ حَتَّى تُقْتَلُ النَّفْسُ الزَّكِيَّةُ)

(مهدی علیه السلام ظهور نمی‌کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود.)

يوم الخلاص في ظل القائم المهدي عليه السلام، کامل سلیمان، ص 575.

در حدیث از امام محمد باقر علیه السلام است:

(يَقُولُ الْقَائِمُ علیه السلام لِاَصْحَابِهِ: «يَاقُومُ إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ لَا يُرِيدُونَنِي، وَلَكِنِّي مُرْسِلٌ إِلَيْهِمْ لِاَحْتَجَّ عَلَيْهِمْ بِمَا يَنْبَغِي لِمِثْلِي أَنْ يَحْتَجَّ عَلَيْهِمْ» فَيَدْعُو رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِهِ فَيَقُولُ لَهُ: «اِمْضِ إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ فَقُلْ: «يَا أَهْلَ مَكَّةَ أَنَا رَسُولُ فُلَانٍ إِلَيْكُمْ وَ هُوَ يَقُولُ لَكُمْ: «إِنَّا أَهْلُ بَيتِ الرَّحْمَةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ الْخِلَافَةِ وَ نَحْنُ ذُرِّيَّةُ مُحَمَّدٍ وَ سُلَالَةُ النَّبِيِّينَ، وَ أِنَّا قَدْ ظُلِمْنَا وَ اضْطَهَدْنَا، وَ قَهَرَنَا وَ ابْتُزَّ مِنَّا حَقَّنَا مُنْذُ قُبِضَ نَبِيُّنَا إِلَى يَومِنَا هَذَا فَنَحْنُ نَسْتَنْصِرُكُمْفَانْصُرُونَا.»»»، فَإِذَا تَكَلَّمَ هَذَا الْفَتَى بِهَذَا الْكَلَامِ أَتَوْا إِلَيْهِ فَذَبَحُوهُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ، وَ هِيَ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ، فَإِذَا بَلَغَ ذَلِكَ الْاِمَامَ قَالَ لِاَصْحَابِهِ: «أَلَّا أَخْبَرْتُكُم أَنَّ أَهْلَ مَكَّةَ لَا يُرِيدُونَنَا؟»، فَلَا يَدَعُونَهُ)

(امام مهدی علیه السلام خطاب به یارانش می‌گوید: «ای قوم من، اهل مکه مرا نمی‌خواهند. اما من نزد آن‌ها فرستاده شده‌ام تا با آن‌ها بحث و گفتگو کنم؛ همان‌طور که یکی مثل من باید با آن‌ها مباحثه کند.» پس مردی از اصحاب خود را فرامی‌خواند و به او می‌گوید: «نزد اهل مکه برو و بگو: «ای اهل مکه، من فرستاده مهدی به سوی شما هستم و او به شما می‌گوید: «ما اهل بیت، رحمت و منشأ رسالت و خلافت هستیم و از آل محمد صلی الله علیه و آله و از نسل پیامبران هستیم. ما از زمان

رحلت پیامبرمان تا به امروز مورد ظلم و آزار و اذیت و ستم قرار گرفته‌ایم و حق ما از ما گرفته شده است. از شما یاری می‌جوییم، پس از ما حمایت کنید.»»» هنگامی که این جوان این سخنان را می‌گوید نزد او می‌آیند و او را بین رکن و مقام ذبح می‌کنند که آن شخص نفس زکیه است. وقتی این خبر به امام برسد، به یارانش می‌گوید: «آیا به شما نگفتم که اهل مکه ما را نمی‌خواهند؟» پس اهل مکه حضرت را به مکه دعوت نمی‌کنند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 307.

باب دهم

دشمنان امام زمان علیه السلام از ظهور آن حضرت سخت بیمناک می‌شوند. از این رو برای دست یافتن به او، به تلاش و کوشش می‌پردازند. در میان مردم شایع می‌شود که آن حضرت در مدینه منوره اقامت گزیده و حکومت حجاز یا نیروهای خارجی برای کنترل اوضاع داخلی حجاز، و پایان دادن به کشمکش قبائل با حکومت وقت، لشکریان سفیانی را از سوریه به یاری می‌طلبند. سفیانی نیز سپاهی به مدینه می‌فرستد. سپاه سفیانی وارد مدینه می‌شوند و خانه به خانه به دنبال امام زمان علیه السلام می‌گردند و همه افراد سید و فرزندان اهل بیت علیهم السلام را دستگیر می‌کنند و به دلیل آنکه حضرت مهدی علیه السلام از قبیله بنی‌هاشم است، هرکسی را که از قبیله بنی‌هاشم باشد، چه زن و چه مرد، همه را می‌کشند.

در این شرایط سخت، حضرت مهدی علیه السلام برای حفظ جان خود و یارانش، به همراه یمانی به سمت مکه می‌گریزند. یمانی به یاران خود پیام می‌فرستد که خود را برای یاری به حضرت مهدی علیه السلام به مکه برسانند. یاران و لشکریان یمانی نیز از مرزهای عربستان عبور می‌کنند و در مکه خود را به حضرت مهدی علیه السلام می‌رسانند و بین رکن و مقام با ایشان بیعت می‌کنند.

سفیانی که متوجه حرکت حضرت و یارانش به سمت مکه می‌شود، سپاهی را به تعقیب آنان می‌فرستد. زمانی که لشکریان سفیانی به منطقه‌ای به نام بیداء (سرزمینی بیابانی و خالی از آب و گیاه، میان مکه و مدینه) می‌رسند، طبق وعده‌ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داده بود، معجزه «خسف بیداء» که جزو علائم حتمی است، رخ می‌دهد و خداوند سپاهیان سفیانی را در زمین فرو می‌برد.

بنابر برخی روایات، سه نفر و بنابر برخی دیگر از روایات دو نفر از لشکر سفیانی پس از این حادثه زنده می‌مانند. یکی به سوی امام زمان علیه السلام می‌رود و در مکه خبر نابودی لشکریان سفیانی را به او می‌دهد و توبه می‌کند و جزو یاران حضرت مهدی علیه السلام می‌شود و دیگری به سوی سفیانی می‌رود تا خبر از بین رفتن لشکر را به او برساند.

احادیث باب دهم:

در روایت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:

(يُبْعَثُ بِجَيْشٍ إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَأْخُذُونَ مَنْ قَدَرُوا عَلَيْهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمْ وَ يَقْتُلُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ رِجَالٌ وَ نِسَاءٌ،

فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْرُبُ الْمَهْدِيُّ وَ الْمَبِيضُ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ، فَيَبْعَثُ فِي طَلَبِهِمَا وَ قَدْ لَحِقَا بِحَرَمِ اللَّهِ وَ أَمْنِهِ)

((سفیانی) لشکری را به مدینه می‌فرستد. پس هر کس از آل محمد صلی الله علیه و آله را که توانستند، می‌گیرند و مردان و زنان از بنی‌هاشم کشته می‌شوند. در آن هنگام، مهدی علیه السلام و سپیدرو (یمانی) از مدینه به مکه می‌گریزند. سپس (سفیانی لشکری را) به دنبال آن‌ها می‌فرستد؛ در حالی که آن‌ها به حرم امن خدا رسیده‌اند.)

الفتن، مروزي، نعیم، ج 1، ص 323.

در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است:

(وَ أَهْلُ الْیَمَنِ حَتَّى یأْتُونَهُ فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ)

(اهالی یمن به سوی حضرت مهدی علیه السلام می‌شتابند و بین رکن و مقام در مکه و کنار خانه خدا، با ایشان، بیعت می‌کنند.)

التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، سید بن طاووس، علی، ص 281.

امام باقر علیه السلام فرمود:

(فَيَنْزِلُ أَمِيرُ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ الْبَيْدَاءَ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: «يَا بَيْدَاءُ أَبِيدِي الْقَوْمَ»، فَيَخْسِفُ بِهِمْ فَلَا يُفْلِتُ مِنْهُمْ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ...)

(زمانی که سپاه سفیانی به سرزمین بیداء برای استراحت توقف می‌کنند، یک منادی از آسمان ندا می‌دهد: «ای بیداء! این طایفه را فرو ببر.»، پس زمین تمام آن‌ها را فرو می‌برد و هیچ‌کس از آن‌ها باقی نمی‌ماند مگر سه نفر...)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 280.

بخش سوم: آغاز قیام و نهضت حضرت مهدی علیه السلام

آغاز قیام و نهضت حضرت مهدی علیه السلام

باب یازدهم

زمانی که حضرت به مکه رسید، به همراه سیصد و سیزده نفر از یاران خود از جنوب مسجدالحرام وارد می‌شود و در کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می‌خواند. سپس به سنگ حجرالاسود تکیه می‌دهد و نخستین سخنرانی خود را ایراد می‌فرماید و سخنی می‌گوید که هرگز کسی چنین سخنی نگفته است. حضرت مهدی علیه السلام در حالی که سیصد و سیزده نفر دور او حلقه زده‌اند، اولین جمله خود را می‌گوید که این آیه است: «بقیه الله خیرٌ لکم ان کنتم مؤمنین (باقیمانده حجت خدا برای شما بهتر است البته اگر مؤمن باشید)»، سپس می‌فرماید: «منم بقیه الله، منم باقی مانده خدا در زمین و جانشین او، و حجت او بر شما هستم.»

سپس بین رکن و مقام می‌ایستد و پنج ندا سر می‌دهد؛ به طوری که همه جهانیان می‌شنوند:

آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم؛

آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده؛

آگاه باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين علیه السلام را تشنه كام كشتند؛- آگاه باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين علیه السلام را عريان روي خاك افكندند؛

آگاه باشيد اي جهانيان كه جد من حسين علیه السلام را از روي كينه توزي پايمال كردند.

در این هنگام حدود پنجاه نفر از مردم کوفه به همراه تعدادی افراد ناشناس که اغلب همدیگر را نمی‌شناسند و به مکه آمده‌اند، به سوی حضرت مهدی علیه السلام هجوم می‌برند و سعی می‌کنند آن حضرت را ترور کنند؛ ولی سیصد و سیزده نفر از یاران حضرت با در میان گرفتن ایشان، دشمنان را دور و متفرق می‌سازند.

احادیث باب یازدهم:

امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

(... حَتَّي يَخْرُجُ فَيَهْبِطُ مِنْ عَقَبَةِ طُوًى فِي ثَلَاثِ مِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً عِدَّةَ أَهْلِ بَدْرٍ حَتَّى يَأْتِيَ الْمَسْجِدَالْحَرَامَ، فَيُصَلِّي فِيهِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، وَ يُسْنِدُ ظَهْرَهُ إِلَى الْحَجَرِ الْاَسْوَدِ،ثُمَّ يُحْمِدُاللَّهِ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ، وَ يَذْكُرُ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله وَ يُصَلِّي عَلَيْهِ وَ يَتَكَلَّمُ بِكَلَامٍ لَمْ يَتَكَلَّمْ بِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ)

(... او (مهدی علیه السلام ) با سیصد و سیزده مرد که به تعداد جنگجویان بدر هستند، از عقبه ذی طوی ( مکانی در محدوده حرم، در جنوب مسجد الحرام ) فرود می‌آید، داخل مسجد الحرام می‌شود و در جنب مقام ابراهیم، چهار رکعت نماز می‌خواند و به حجرالاسود تکیه می‌دهد. پس حمد و ثنای الهی می‌کند، بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله درود می‌فرستد و به نحوی سخن می‌گوید که هیچ کس بدان گونه سخن نگفته باشد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 307.

امام باقر علیه السلام فرمود:

(فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ قَائِمِنَا، فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْكَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا، وَ أَوَّلُ مَا يَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الآيَةُ: «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»، ثُمَّ يَقُولُ: «أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ خَلِيفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيْكُمْ»)

(در این هنگام قائم علیه السلام ما خروج می‌کند، در زمان خروج پشتش را به کعبه تکیه می‌دهد و سیصد و سیزده نفر گرد او جمع می‌شوند. و اولین جمله‌ای که ایشان (مهدی علیه السلام ) با آن کلام خود را آغاز می‌کند این آیه است: «بقیه الله خیرٌ لکن ان کنتم مؤمنین(باقیمانده حجت خدا برای شما بهتر است البته اگر مؤمن باشید)»؛ سپس بگوید: «منم باقی‌مانده خدا در زمین و جانشین او و حجت او بر شما هستم.»)

كمال الدين و تمام النعمة، صدوق، محمد، ج 1، ص 331.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

(إِذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ علیه السلام قَامَ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ يُنَادِي بِنِدَاءَاتِ خَمْسَةٍ: «اَلْأَوَّلُ: أَلاَ يَا أَهْلَ الْعَالَمِ أَنَا الْإِمَامُ الْقَائِمُ، اَلثَّانِيُ: أَلاَ يَا أَهْلَ الْعَالَمِ أَنَا الصَّمْصَامُ الْمُنْتَقِمُ، اَلثَّالِثُ: أَلاَ يَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَيْنَ قَتَلُوهُ عَطْشَان، اَلرَّابِعُ: أَلاَ يَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّيَ

الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ طَرَحُوهُ عُرْيَاناً، اَلْخَامِسُ: أَلاَ يَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ سَحَقُوهُ عُدْوَاناً»)

(هنگامی که قائم علیه السلام ظهور کند، می‌ایستد میان رکن و مقام و پنج ندا می‌دهد: «اول: آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم؛ دوم: آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده؛ سوم: آگاه باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين علیه السلام را تشنه كام كشتند؛ چهارم: آگاه باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين علیه السلام را عريان روي خاك افكندند؛ پنجم: آگاه باشيد اي جهانيان كه جد من حسين علیه السلام را از روي كينه توزي پايمال كردند.»)

الزام الناصب في اثبات الحجة الغائب، یزدی حائری، علی، ج 2، ص 233.

حدیث امام سجاد علیه السلام :

(... فَيَقُومُونَ إِلَيْهِ لِيَقْتُلُوهُ، فَيَقُومُ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ يُنِيفُ عَلَى الثَّلَاثِ مِائَةِ فَيَمْنَعُونَهُ، مِنْهُ خَمْسُونَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ، وَ سَائِرُهُمْ مِنْ أَفْنَاءِ النَّاسِ لاَ يَعْرِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً اِجْتَمَعُوا عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ)

(... پس هجوم می‌آورند که او را بکشند، ولی سیصد و سیزده نفر از جا برمی‌خیزند و آن‌ها را از گرداگرد او عقب می‌رانند. (افراد مهاجم) پنجاه نفر آن‌ها از مردم کوفه هستند و سایر آن‌ها مردم

ناشناسی هستند که اغلب یکدیگر را نمی‌شناسند و آن‌ها بدون قرار قبلی در مکه جمع می‌شوند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 306.

باب دوازدهم

حضرت مهدی علیه السلام به سخنرانی خود ادامه می‌دهد و می‌فرماید:

«ای مردم! من از خانواده محمد صلی الله علیه و آله پیغمبرتان هستم. ما از هر کس به خداوند و محمد صلی الله علیه و آله نزدیک‌تریم. هر کس می‌خواهد درباره آدم علیه السلام با من گفتگو کند، بداند که من از هر کس به آدم علیه السلام نزدیک‌ترم. هر کس می‌خواهد در خصوص نوح علیه السلام با من سخن بگوید، بداند که من از هر کس به نوح علیه السلام نزدیک‌ترم. هر کس می‌خواهد درباره ابراهیم علیه السلام با من گفتگو کند، بداند من نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم علیه السلام هستم. هر کس می‌خواهد درباره محمد صلی الله علیه و آله با من گفتگو کند، بداند که من از هر کس به محمد صلی الله علیه و آله نزدیک‌ترم. و هر کس که می‌خواهد با من درباره پیغمبران گفتگو کند، بداند که من از هر کس به پیغمبران نزدیک‌ترم. مگر خداوند در کتاب محکم خود نفرموده است: «انّ الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین * ذریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم، (به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است. فرزندانی که بعضی از آنان از نسل بعضی دیگرند و

خداوند شنوای داناست. آل عمران/33-34)»، بدانید که من بازمانده آدم علیه السلام و ذخیره نوح علیه السلام و برگزیده ابراهیم علیه السلام و منتخب محمد صلی الله علیه و آله هستم. آگاه باشید که هر کس بخواهد درباره قرآن با من سخن بگوید، بداند که من از هر کس به کتاب خدا آشناترم. آگاه باشید که هر کسبخواهد درباره سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله با من گفتگو کند، من از هر کس به سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله آشناترم. شما را به خدا سوگند می‌دهم که هر کس سخن مرا شنید، حاضران به غایبان برسانند. من شما را به حق خدا و رسول و خودم که از دودمان رسول خدا هستم، قسم می‌دهم که ما را یاری کرده و ستمگران را از ما دور کنید. زیرا بر ما ستم کرده و ما و فرزندان‌مان را از خانه‌هایمان آواره کردند. به ما تعدی کردند و از رسیدن به حق خود بازداشتند. پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید؛ بلکه یاری کنید تا خدا هم شما را یاری کند.»

حدیث باب دوازدهم:

حدیث امام محمد باقر علیه السلام :

(وَ الْقَائِمُ يَوْمَئِذٍ بِمَكَّةَ، وَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْبَيْتِ الْحَرَامِ، مُسْتَجِيراً بِهِ يُنَادِي: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا نَسْتَنْصِرُ اللَّهُ وَ مَنْ أَجَابَنَا مِنَ النَّاسِ، وَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ مُحَمَّدٍ وَ نَحْنُ أَوْلِى النَّاسِ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله . فَمَنْ حَاجَّنِي فِي آدَمَ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِآدَمَ، وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي نُوحٍ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِنُوحٍ، وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي إِبْرَاهِيمَ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِاِبْرَاهِيمَ، وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِمُحَمَّدٍ، وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي النَّبِيِّينَ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّبِيِّينَ، أَلَيْسَ اللَّهَيَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ عِمرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» فَأَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ، وَ ذَخِيرَةٌ مِنْ نُوحٍ، وَ مُصْطَفًى مِنْ إِبْرَاهِيمَ، وَ صَفْوَةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، أَلَا وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي كِتَابِ اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِكِتَابِ اللَّهِ، أَلَا وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ، فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، فَأَنْشُدُ اللَّهَ مَنْ سَمِعَ كَلَامِي الْيَوْمَ لَمَّا بَلَّغَ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ. وَ أَسْأَلُكُم بِحَقِّ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ بِحَقِّي- فَاِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقَّ الْقُرْبَى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - إِلَّا أَعَنْتُمُونَا، وَ مَنَعْتُمُونَا مِمَّنْ يَظْلِمُنَا، فَقَدِ اخْفِنَا وَ ظُلِمْنَا وَ طُرِدْنَا مِنْ دِيَارِنَا و أَبْنَائِنَا وَ بُغِيَ عَلَيْنَا، دُفِعنَا

عَنْ حَقِّنَا فَأَوْتَرَ أَهْلُ الْبَاطِلِ عَلَيْنَا. فَاللَّهَ اللَّهَ فِينَا لاَ تَخْذُلُونَا وَانْصُرُونَا يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ»)

(در آن روز قائم علیه السلام در مکه است. او در آنجا به خانه خدا تکیه می‌دهد و در حالی که به آن پناه برده است، می‌گوید: «ای مردم! ما از خداوند و هر کس که دعوت ما را بپذیرد، یاری می‌کنیم. من از خانواده محمد صلی الله علیه و آله پیغمبرتان هستم. ما از هر کس به خداوند و محمد صلی الله علیه و آله نزدیک‌تریم. هر کس می‌خواهد درباره آدم علیه السلام با من گفتگو کند، بداند که من از هر کس به آدم علیه السلام نزدیک‌ترم. هر کس می‌خواهد در خصوص نوح علیه السلام با من سخن بگوید، بداند که من از هر کس به نوح علیه السلام نزدیک‌ترم. هر کس می‌خواهد دربارهابراهیم علیه السلام با من گفتگو کند، بداند من نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم علیه السلام هستم. هر کس می‌خواهد درباره محمد صلی الله علیه و آله با من گفتگو کند، بداند که من از هر کس به محمد صلی الله علیه و آله نزدیک‌ترم. و هر کس که می‌خواهد با من درباره پیغمبران گفتگو کند، بداند که من از هر کس به پیغمبران نزدیک‌ترم. مگر خداوند در کتاب محکم خود نفرموده است: «انّ الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین * ذریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم، (به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم

جهان برتری داده است. فرزندانی که بعضی از آنان از نسل بعضی دیگرند و خداوند شنوای داناست. آل عمران/33-34)»، بدانید که من بازمانده آدم علیه السلام و ذخیره نوح علیه السلام و برگزیده ابراهیم علیه السلام و منتخب محمد صلی الله علیه و آله هستم. آگاه باشید که هر کس بخواهد درباره کتاب خدا (قرآن) با من سخن بگوید، بداند که من از هر کس به کتاب خدا آشناترم. آگاه باشید که هر کس بخواهد درباره سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله با من گفتگو کند، من از هر کس به سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله آشناترم. شما را به خدا سوگند می‌دهم که هر کس سخن مرا شنید، حاضران به غایبان برسانند. من شما را به حق خدا و رسول و خودم که از دودمان رسول خدا هستم، قسم می‌دهم که ما را یاری کرده و ستمگران را از ما دور کنید، زیرا بر ما ستم کرده و ما و فرزندان‌مان را از خانه‌هامان آواره کردند. به ما تعدی کردند و از رسیدن به حق خود بازداشتند. پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید؛ بلکه یاری کنید تا خدا هم شما را یاری کند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 239-238.

باب سیزدهم

پس از پایان سخنرانی، علاوه بر سیصد و سیرده نفر، تعداد کمی از افراد دیگر نیز با حضرت بیعت می‌کنند. عده‌ای هم برای بحث و احتجاج نزد حضرت مهدی علیه السلام می‌روند و با ایشان گفتگو می‌کنند که حضرت با مهربانی و عطوفت به ایشان پاسخ می‌دهد. سپس حضرت به همراه یاران خود نخست بر مسجدالحرام و سپس بر مکه تسلط می‌یابند.

حضرت بعد از قیام علنی و اعلام آغاز «خروج»، برای اقامه حکومت جهانی اسلامی، منتظر می‌ماند که تعداد یاران و حلقه دوم اصحاب، به ده هزار نفر برسد تا بتواند «خروج» خویش را از مکه برای فتح جهان آغاز کند و در این مدت در مکه برای هدایت مردم سخنرانی‌ها می‌کند و مباحثه‌ها انجام می‌دهد.

احادیث باب سیزدهم :

امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

(... «وَ يُبَايِعُهُ الثَّلَاثُ مِائَةِ وَ قَليِلٌ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ، ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ مَكَّةَ حَتَّى يَكُونَ فِي مِثْلِ الْحَلْقَةِ» قُلْتُ: «وَ مَا الْحَلَقَةُ؟» قَالَ: «عَشَرَةُ آلاَفِ رَجُلٍ»)

(... «سپس آن سیصد نفر و عده کمی از اهل مکه با او (مهدی علیه السلام ) بیعت می‌کنند. سپس از مکه بیرون نمی‌رود مگر آنکهدر میان تعدادی به اندازه حلقه باشد.» راوی سؤال می‌کند: «حلقه چیست؟» حضرت فرمود: «ده هزار نفر.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 307.

روایتی از امام صادق علیه السلام :

(... و قَدْ وَافَاهُ ثَلَاثَ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً، فَيُبَايِعُوهُ، وَ يُقِيمُ بِمَكَّةَ حَتَّي يُتِمُّ أَصْحَابِهِ عَشْرُ آلَافِ نَفْسٍ، ثُمَّ يَسِيرٌ مِنْهَا إِلَيَّ الْمَدِينَةُ)

(... سیصد و سیزده نفر به حضورش می‌رسند و بیعت می‌کنند. او در مکه می‌ماند تا آنکه شمار یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه می‌رود.)

الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمد، ج 2، ص 383-382.

باب چهاردهم

بسیاری از مردم به دلیل وجود تعداد زیادی از مدعیان دروغینِ قیام حضرت در قبل از ظهور و همچنین بعد از شنیدن ندای شیطان، تا آن زمان به راستین بودن حضرت مهدی علیه السلام و قیامش یقین نمی‌کنند، تا آنکه با دیدن حادثه فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین که معجزه بسیار بزرگی است و آشکارا و به صراحت بر حقانیت حرکت امام و عادلانه بودن دعوتش تأکید می‌کند، به حضرت ایمانمی‌آورند. لذا گروهی از مؤمنان شام و جماعتی از عراق به سوی مکه می‌روند و بین رکن و مقام با حضرت بیعت می‌کنند. این معجزه نتایجی را نیز به دنبال دارد که مهمترین آن‌ها، ورود بدون تنش و درگیري امام علیه السلام به عراق است و حتی این اتفاق، بر خودِ سفیانی نیز تأثیر می‌گذارد و حسن نیت و عطوفت او را نسبت به امام علیه السلام برمی‌انگیزد و می‌گوید: «به خدا سوگند خداوند این مرد (امام مهدی علیه السلام ) را مایه عبرت من قرار داده است. چون من لشکري انبوه و مقتدر و مجهز را به سوي او فرستادم؛ اما در زمین فرو رفتند. این مایه عبرت و بصیرت است.»

احادیث باب چهاردهم:

ام سلمه، همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

(وَ يُبْعَثُ إِلَيْهِ بَعْثٌ مِنَ الشَّامِ، فَيُخْسَفُ بِهِمْ بِالْبَيْدَاءِ بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ، فَإِذَا رَأَى النَّاسُ ذَلِكَ أَتَاهُ أَبْدَالُ الشَّامِ، وَ عَصَائِبُ أَهْلِ الْعِرَاقِ، فَيُبَايِعُونَهُ)

(و نیرویی نظامی از شام به سوي او گسیل می‌شود اما در منطقه بیداء که بین مکه و مدینه است در زمین فرو می‌روند. وقتی مردم این حادثه را ببینند، گروهی از مؤمنان واقعی شام و جماعتی از اهل عراق به سوي او می‌روند و با او بیعت می‌کنند.)

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، قاری، ملا علی، ج 8، ص 3440.

از امام محمّد باقر علیه السلام نقل شده :

(فَيَقُولُ الَّذِي بَعَثَ الْجَيْشَ حِينَ يَبْلُغُهُ الْخَبَرُ بِإيِليِاء: «لَعَمْرُ اللَّهِ لَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ فِي هَذَا الرَّجُلِ عِبْرَةً. بَعَثَتْ إِلَيْهِ مَا بَعَثْتُ، فَسَاخُوا فِي الْأَرْضِ، إِنَّ هَذَا لَعِبْرَةً وَ بَصِیرَةً»)

(آن که لشکر را گسیل داشته (سفیانی) وقتی از فرو رفتن آن‌ها در زمین با خبر می‌شود، می‌گوید: «به خدا سوگند خداوند این مرد (امام

مهدي علیه السلام ) را مایه عبرت قرار داده چون من لشکري انبوه و تا دندان مسلح را به سوي او فرستادم اما زمین در کام خود فرو بردشان.»)

الفتن، مروزی، نعیم، ج 1، ص 347.

باب پانزدهم

وقتی تعداد یاران حضرت از ده هزار نفر فراتر رفت، حضرت یک سپاه به سوی شهر مدینه روانه می‌کند و خود با سپاهش از مکه به سمت عراق می‌رود.

وقتی حضرت قائم علیه السلام می‌خواهد به سمت عراق برود، منادیش فریاد می‌زند که کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد.

با شنیدن این صدا، بعضی از یاران امام که ایمانشان ضعیف‌تر است، با خود می‌گویند: «این چه دستوری است؟ نکند می‌خواهد ما را از تشنگی و گرسنگی هلاک کند؟!»

امام که سنگ حضرت موسی علیه السلام به وزن یک بار شتر همراهش است، به همراه یارانش در هر منزلی که فرود می‌آیند، چشمه آبی از آن سنگ می‌جوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب می‌کند و همان سنگ توشه آن‌هاست تا هنگامی که در نجف به پشت کوفه فرود می‌آیند و بدین سان به نزدیکی لشکریان سفیانی می‌رسند.

ایرانیان نیز با پرچم‌های سیاه به سمت کوفه حرکت کرده و با رساندن خود به حضرت، با ایشان بیعت می‌کنند.

احادیث باب پانزدهم:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:(فَیَظْهَرُ عِنْدَ ذَلِکَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ فَیُبَایِعُهُ النَّاسُ ... وَ یُقْبِلُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ نَحْوَ الْعِرَاقِ وَ یَبْعَثُ جَیْشاً إِلَی الْمَدِینَةِ)

(در این هنگام امام علیه السلام ظهور می‌کند و مردم با او بیعت می‌کنند... او یک سپاه به سوی شهر مدینه روانه می‌کند و خود با سپاهش به سمت عراق می‌رود.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 8، ص 225.

امام باقر علیه السلام فرمود:

(إِنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ بِمَكَّةَ وَ أَرَادَ أَنْ يَتَوَجَّهَ إِلَى الْكُوفَةِ نَادَى مُنَادِيهِ: «أَلَا لَا يَحْمِلْ أَحَدٌ مِنْكُمْ طَعَاماً وَ لَا شَرَاباً»، وَ يَحْمِلُ حَجَرَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ هُوَ وِقْرُ بَعِيرٍ فَلَا يَنْزِلُ مَنْزِلًا إِلَّا انْبَعَثَ عَيْنٌ مِنْهُ فَمَنْ كَانَ جَائِعاً شَبِعَ وَ مَنْ كَانَ ظَامِئاً رَوِيَ فَهُوَ زَادُهُمْ حَتَّى يَنْزِلُوا النَّجَفَ مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ)

(چون حضرت قائم علیه السلام در مکّه قیام کند و قصد رفتن به سمت کوفه را دارد، منادی‌اش فریاد کشد: «کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد»، و سنگ حضرت موسی علیه السلام که به وزن یک بار شتر است با آن حضرت است. در هر منزلی که فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کند و همان سنگ توشه آن‌هاست تا هنگامی که در نجف به پشت کوفه فرود آیند.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 231.

از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:

(تَنْزِلُ الرَّايَاتِ السُّودُ الَّتِي تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْكُوفَةِ فَاِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِيُّ بَعَثَ إلَيهِ بِالْبَيعَةِ)

(بيرق‌هاي سياهي که از خراسان خروج مي‌کند، به کوفه نازل خواهند شد. پس چون مهدي علیه السلام ظاهر شد، آنان با او بيعت خواهند نمود.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 217.

بخش چهارم: از بیعت تا شکست سفیانی

از بیعت تا شکست سفیانی

باب شانزدهم

سفيانى كه خبر فرو رفتن لشکرش در زمین را مى‌شنود، تحت تأثیر این معجزه قرار می‌گیرد. ولی همچنان حبّ قدرت مانع بیعت و تسلیم او به حضرت مهدی علیه السلام می‌شود.

امام مهدی علیه السلام یکی از نمایندگان خود را به سوی سفیانی در کوفه می‌فرستد و برای اینکه حجت بر آن لشکریان تمام شود تلاش می‌کند که با آنان گفت و گو کند تا شاید برخی از آن‌ها هدایت شوند. به همین دلیل سفیانی را دعوت به مذاکره می‌کند؛ ولی سفیانی نمی‌پذیرد. ولی اهل شام که معجزه فرو رفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیداء آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده است سفیانی را تحت فشار قرار می‌دهند که با حضرت بیعت کند و از ایشان پیروی کند؛ در غیر این‌صورت او را خواهند کشت. سرانجام سفیانی در برابر این فشارها تسلیم می‌شود و

عده‌ای را به نمایندگی از خود، برای بیعت به سوی حضرت مهدی علیه السلام می‌فرستد.

وقتی این افراد نزد امام زمان علیه السلام می‌رسند، حضرت آنان را دعوت به حق می‌کند و آن‌ها را قسم می‌دهد که حقیقت اصلی مظلوم است و تحریف شده است و هرکس می‌خواهد با من درباره خدا و دین گفتگو و مباحثه کند، من سزاوارترین مردم به خدا هستم. آن افراد می‌گویند که ما نیازی به مباحثه و گفتگو نداریم و بعد از آن حوادث، شما را شناخته‌ایم و می‌خواهیم از طرف سفیانی با تو بیعت کنیم. سپس آنان با امام زمان علیه السلام بیعت می‌کنند و به سوی سفیانی بازمی‌گردند.

در این هنگام، رعب و ترس شدیدی از لشکریان امام، همه را فرا می‌گیرد تا جایی که عرب و عجم و جنگجویان و سلسله‌های مختلف دیگر از وی اطاعت می‌کنند و جنگ و جدالی در برابر تسلیم آن‌ها به دست حضرت مهدی علیه السلام پیش نمی‌آید. لذا حضرت که رفته رفته بر تعداد سپاهیانش افزوده می‌شود، بعد از بیعت سفیانی، دیگر سرزمین‌های منطقه شام را بدون هیچ‌گونه جنگ و خونریزی فتح می‌کند تا آنجا که برخی از شهرها با تکبیر فتح می‌شوند و مردم با شنیدن صدای تکبیر آن حضرت و یارانش تسلیم حق می‌شوند و

حکومت و ولایت آن حضرت را می‌پذیرند و در نهایت حضرت بدون هیچ‌گونه درگیری وارد بیت‌المقدس می‌شود.

احادیث باب شانزدهم:

امیرمؤمنان علیه السلام در حدیثی فرمود:

(اِذَا بَعَثَ السُّفْيَانِيُّ اِلَي الْمَهْدِيُّ جَيْشاً فَخُسِفَ بِهِمْ بِالْبَيْدَاءِ، وَ بَلَغَ ذَلِكَ اَهْلَ الشَّامِ، قَالُوا لِخَلِيفَتِهِمْ: «قَدْ خَرَجَ الْمَهْدِيُّ فَبَايِعْهُ وَ ادْخُلْ فِي طَاعَتِهِ وَ اِلَّا قَتَلْنَاكَ»، فَيُرْسِلَ اِلَيْهِ بِالْبَيْعَةِ، وَ يَسِيرُ الْمَهْدِيُّ حَتَّي يَنْزِلُ بَيْتَ الْمُقَدَّسِ، وَ تُنَقِّلُ اِلَيْهِ الْخَزائِنُ، وَ تَدْخُلُ الْعَرَبُ وَ الْعَجَمُ وَ اَهْلِ الْحَرْبِ وَ الرُّومِ وَ غَيْرِهِمْ فِي طَاعَتِهِ مِنْ غَيْرِ قِتَالِ حَتَّي تَبْنِيَ الْمَسَاجِدَ بِالْقُسْطَنْطَنِيَّةِ وَ مَا دُونَهَا)

(وقتی سفیانی لشکری برای نبرد به سوی مهدی علیه السلام می‌فرستد، لشکریان او در «بیداء» دچار خسف می‌شوند و در زمین فرو می‌روند. این خبر و بیچارگی که به اطلاع اهل شام می‌رسد، آن‌ها به خلیفه خود (سفیانی) می‌گویند: «مهدی علیه السلام ظهور کرده است باید با او بیعت کنی و از وی اطاعت نمایی و در غیر این‌صورت تو را می‌کشیم.» پس سفیانی عده‌ای را جهت بیعت نزد آن حضرت می‌فرستد. حضرت مهدی علیه السلام از آنجا حرکت می‌کند تا وارد بیت المقدس می‌شود و خزانه‌های آنجا را در اختیار درمی‌آورد و در این

هنگام عرب و عجم و جنگجویان و رومیان و سلسله‌های مختلف دیگر از وی اطاعت می‌کنند و جنگ و جدالی در برابر تسلیم آن‌ها به دست مهدی علیه السلام پیش نمی‌آید تا آنجا که مسجدهایی در اسلامبول و امکنه دیگر بنیان می‌کنند.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 3، ص 119 ؛ الفتن، مروزی، نعیم، ج 1، ص 349 ؛ شرح احقاق الحق، مرعشی، سید شهاب الدین، ج 29، ص 445-444 ؛ الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 66 ؛ الفتاوى الحديثية، هیتمی، احمد، ص 30.

امام صادق علیه السلام در روایتی می‌فرماید:

(يَقْدِمُ الْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَتَّى يَأْتِيَ النَّجَفَ، فَيَخْرُجُ إِلَيْهِ مِنَ الْكُوفَةِ جَيْشُ السُّفْيَانِيِّ وَ أَصْحَابُهُ وَ النَّاسُ مَعَهُ، وَ ذَلِكَ يَوْمَ الْاَرْبَعَاءِ. فَيَدْعُوهُمْ وَ يُنَاشِدُهُمْ حَقَّهُ وَ يُخْبِرُهُمْ أَنَّهُ مظْلُومٌ مَقْهُورٌ وَ يَقُولُ: «مَنْ حَاجَّنِي فِي اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى النَّاسِ بِاللَّهِ...»، فَيَقُولُونَ:«اِرْجِعْ مِنْ حَيْثُ شِئْتَ لَا حَاجَةَ لَنَا فِيكَ، قَد خَبَّرْنَاكُمْ واخْتَبَرْنَاكُمْ»، فَيَتَفَرَّقُونَ مِنْ غَيْرِ قِتَالٍ)

(قائم علیه السلام می‌آید تا به نجف می‌رسد. پس لشکر سفیانی و اصحابش از کوفه به سمت او خارج می‌شوند و مردم با حضرت هستند، و آن در روز چهارشنبه است. پس حضرت آنان را دعوت به حق می‌کند و

به حقش سوگند می‌دهد و به آنان خبر می‌دهد که مظلوم و مقهور است و می‌فرماید: «هر کس می‌خواهد با من درباره خدا گفتگو و مباحثه کند، من سزاوارترین مردم به خدا هستم ...»، پس می‌گویند: «از همان جا که آمدی برگرد که حاجتی به گفتگوی با تو نداریم و شما را شناختیم و امتحان کردیم.»، پس بدون جنگ متفرق می‌شوند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 387.

امیرمؤمنان علیه السلام نقل می‌کند:

(لَا تُبْقِي مَدِينَةٌ دَخَلَهَا ذُو الْقَرْنَيْنِ اِلَّا دَخَلَهَا الْمَهْدِيُّ وَ يَاتِي اِلَي مَدِينَةٌ فِيهَا اَلْفِ سُوقٍ فِي كُلِّ سُوقٍ مِائَةُ دُكَّانٍ، فَيَفْتَحُهَا وَ يَاتِي مَدِينَةٌ يُقَالُ لَهَا الْقَاطِعُ عَلَي الْبَحْرُ الْمُحِيطُ، طُولُهَا اَلْفِ مِيلٍ وَ عَرْضُهَا خَمْسُ مِائَةِ مِيلٍ، فَيُكَبِّرُونَ اللَّهَ ثَلَاثاً فَتَسْقُطُ حِيطَانُهَا، فَيَخْرُجُ مِنْهَا اَلْفِ اَلْفِ مُقَاتِلٍ ثُمَّ يَتَوَجَّهُ اِلَي الْقُدْسِ الشَّرِيفِ)

(هیچ شهری باقی نمی‌ماند که ذو القرنین وارد آن شده باشد؛ مگر اینکه مهدی علیه السلام نیز وارد آن خواهد شد. او وارد شهری می‌شود که هزار بازار و هر بازاری صد مغازه دارد. پس آن را فتحمی‌کند و وارد شهری می‌شود که گفته می‌شود آن شهر قاطع بحر محیط

(شهری در کنار رود نیل) است، طول این شهر هزار میل و عرض آن پانصد میل است. سربازان حضرت سه بار تکبیر می‌گویند که به‌وسیله آن دیوارهای این شهر می‌ریزد و در نتیجه یک میلیون جنگجو از آن خارج می‌شود و سپس امام به طرف بیت‌المقدس حرکت خواهد کرد.)

الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، نباطی، علی، ج 2، ص 257 .

باب هفدهم

وقتی سفیانی به نزد هم پیمانانش بازمی‌گردد، مورد مواخذه قرار می‌گیرد. گروه تندرویی از قبیله مادری سفیانی که از قبیله کلب است بیعت او با حضرت را نکوهش می‌کنند و می‌گویند: «تو پادشاه و امیر لشکر و منطقه شام بودی، چگونه از پادشاهی خود دست کشیدی و پیرو و زیر دست این مرد (حضرت مهدی علیه السلام ) شدی؟!»

از طرفی دیگر، قدرت‌های بزرگ غربی (مسیحیان) و یهودیان که به دلیل جنگ‌های جهانی‌ِ پیش از ظهور، ضعیف و فرسوده و بی‌رمق شده‌اند و جرأت رویارویی با حضرت مهدی علیه السلام را ندارند و سفیانی خطّ مقابله و سپر برای این دولت‌هاست، او را مورد مؤاخذه قرار می‌دهند و ترغیب به جنگ با حضرت مهدی علیه السلام می‌کنند.

در نتیجه، سفیانی بیعت خود با حضرت را می‌شکند و با تقویت سپاه خود به نبرد با حضرت می‌رود و وقتی لشکرش به بیت‌المقدس می‌رسد، نزد امام زمان علیه السلام می‌رود و می‌گوید: «آمده‌ام تا بیعتم را پس بگیرم!»، حضرت مهدی علیه السلام در جواب می‌فرماید: «همانا من برای تو خطری

ندارم»، سفیانی می‌گوید: «می‌دانم»، حضرت می‌گوید: «آیا دوست داری با تو بجنگم؟»، سفیانی می‌گوید: «آری، می‌خواهم با تو بجنگم».

وقتی تلاش های امام برای منصرف نمودن سفیانی از جنگ بی‌نتیجه می‌ماند، سفیانی به سمت لشکر خود برمی‌گردد تا دستور جنگ بدهد.

حدیث باب هفدهم:

امام محمد باقر علیه السلام می‌فرماید:

(إِذَا سَمِعَ الْعَائِذَ الَّذِي بِمَكَّةَ بِالْخَسْفِ خَرَجَ مَعَ إثنَى عَشَرَ أَلْفاً، فِيهِمُ الْأَبْدَالُ حَتَّى يَنْزِلُوا إِيلِيَاءَ، فَيَقُولُ الَّذِي بَعَثَ الْجَيْشَ حِينَ يَبْلُغُهُ الْخَبَرُ بِإيلِياءَ: «لَعَمْرُو اللَّهِ لَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ فِي هَذَا الرَّجُلِ عِبْرَةً، بَعَثَتْ إِلَيْهِ مَا بَعَثْتُ، فَسَاخُوا فِي الْأَرْضِ. إِنَّ هَذَا لَعِبْرَةٌ وَ بَصِيرَةٌ»، وَ يُؤَدِّي إِلَيْهِ السُّفيَانِي الطَّاعَةَ، ثُمَّ يَخْرُجُ حَتَّى يَلْقَى كَلْباً وَ هُمْ أَخْوَالُهُ، فَيُعَيِّرُونَهُ بِمَا صَنَعَ وَ يَقُولُونَ: «كَسَاكَ اللَّهُ قَمِيصاً فَخَلَعْتَهُ؟» فَيَقُولُ: «مَا تَرَوْنَ؟ أَسْتَقِيلُهُ الْبَيْعَةَ؟» فَيَقُولُونَ: «نَعَمْ» فَيَأْتِيهِ إِلَى إِيلِيَاءَ فَيَقُولُ: «أَقِلْنِي»، فَيَقُولُ: «إِنِّي غَيْرُ فَاعِلٍ»، فَيَقُولُ: «بَلَى» فَيَقُولُ: «لَهُ أَتُحِبُّ أَنْ أُقِيلَكَ؟» فَيَقُولُ: «نَعَمْ» فَيُقِيلُهُ)

(وقتى آن پناهنده به مكه (حضرت مهدى علیه السلام ) خبر فرو رفتن در زمين بيداء را مى‌شنود با دوازده هزار نفر كه در ميان آن‌ها ابدال نيز حضور دارند قيام مى‌كند و از مكه خارج مى‌شود تا آن كه در ايلياء (بیت المقدس) فرود آيد. زمانی که سفيانى اين خبر را مى‌شنود، مى‌گويد: «به خدا سوگند، خداوند در اين مرد عبرتى قرار داده است، من سپاهى مقتدر و مجهز را به سوى او فرستادم امّا در زمين فرو رفتند. اين امر مايه عبرت و بصیرت است.» از اين رو سفيانى تسليم وى (حضرت مهدى علیه السلام ) می‌شود و پيروش مى‌گردد. او از آنجا بيرون مى‌رود تا آنكه به دايى‌هايش از طايفهكلب بر مى‌خورد. آن‌ها او را سرزنش مى‌كنند و مى‌گويند: «خدا پيراهن (سرورى و فرماندهى) را بر تنت كرده بود امّا تو خود آن را بيرون آوردى؟!» مى‌گويد: «نظر شما چيست؟ آيا بيعتش را پس دهم؟» مى‌گويند: «آرى» سپس سفيانى به ايليا به نزد امام می‌رود و مى‌گويد: «بيعتم را پس بگير.» حضرت مى‌فرمايد: «همانا من برای تو خطری ندارم»، می‌گوید: «آری (می‌دانم)» حضرت می‌گوید: «آيا چنين دوست مى‌دارى که با تو بجنگم؟» مى‌گويد: «آرى»، پس امام او را می‌کشد.)

معجم الاحاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 3، ص 313 ؛ الفتن، مروزی، نعیم، ج 1، ص 347.

باب هجدهم

قبل از شروع نبرد، حضرت مهدی علیه السلام به یاران خود می‌فرماید: «شتاب نکنید تا بر آن‌ها حجت اقامه کنم». سپس شخصی از یاران خویش را مأمور اتمام حجت با سپاهیان سفیانی می‌کند و قرآنی را به او می‌دهد و می‌فرماید: «این قرآن را به سوی سفیانی و لشکریانش ببر و آن‌ها را به آنچه در آن است، فراخوان و به آنها بگو آیا شما با من بیعت نکردید؟ پس چه چیز سبب شد بیعت مرا بشکنید؟ در حالی که این قرآن، میان من و شما حکم می‌کند.»

آن شخص مقابل سپاه سفیانی می‌ایستد و قرآن را باز می‌کند و می‌گوید: «این کتاب خداست و حضرت مهدی علیه السلام شما را به آنچه در آن است، فرامی‌خواند... چه شده است که از بیعت خود دست کشیده‌اید؟ و ... »، ولی لشکر سفیانی سخنان آن شخص را قبول نمی‌کنند.

آن شخص نزد حضرت باز می‌گردد و حضرت مهدی علیه السلام برای بار دوم این شخص را برای هدایت و اتمام حجت نزدشان می‌فرستد، ولی آنان بی‌توجه به سخنانش، به او تیراندازی و او را شهید می‌کنند و بدین‌سان

نبرد آغاز می‌شود. جنگ سختی بین دو لشکر در می‌گیرد که دامنه آن تا شهر کوفه را فرا می‌گیرد.

سپس سفیانی به دست حضرت کشته می‌شود. سپاه سفیانی نیز شکست می‌خورد و باقیمانده سپاه، به داخل خانه‌های کوفه می‌گریزند.

حضرت در میان سپاه فریاد می‌زند: «هیچ فراری را نکشید و دنبال نکنید. مجروحان را نکشید. کسی را هتک حرمت نکنید. زنی را نترسانید و کشته‌ای را تکه تکه و قطع عضو نکنید.» و حضرت مهدی علیه السلام با باقیمانده سپاه سفیانی، با گذشت و رحمت رفتار می‌کند.

احادیث و نقل تاریخی باب هجدهم:

امام صادق علیه السلام در روایتی با اشاره به درگیری سپاه امام مهدی علیه السلام با سپاه سفیانی می‌فرماید:

(... فَاِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ يُعَاوِدُ، فَيَجِئُ سَهْمٌ فَيُصِيبُ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَيَقتُلهُ، فَيُقَالُ: «إِنَّ فُلَاناً قَدْ قُتِلَ»... فَيَحْمِلُ عَلَيْهِمْ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ فَيَمْنَحُهُمُ اللَّهُ أَكْتَافَهُمْ وَ يُوَلُّونَ، فَيَقْتُلَهُم حَتَّى يُدْخِلَهُمْ أَبْيَاتِ الْكُوفَةِ، وَ يُنَادِي مُنَادِيهِ: «أَلَا لَا تَتْبَعُوا مُوَلِّياً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ»، وَ يَسيِرَ بِهِمْ كَمَا سَارَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَوْمَ الْبَصْرَةِ)

(... وقتی روز جمعه (روز شکستن بیعت) فرا می‌رسد، باز حضرت آنان را دعوت می‌کند. پس تیری از کمان بیرون می‌آید و به مردی از مسلمانان خورده و او را می‌کشد، و گفته می‌شود: «فلان مسلمان کشته شد»... پس حضرت و یارانش بر آنان حمله می‌کنند و خدا آن‌ها را بر لشکر سفیانی مسلط می‌کند و آنان را می‌کشد تا به درون خانه‌های کوفه داخل می‌کند و منادی حضرت ندا می‌دهد: «هیچ فراری را تعقیب نکنید و مجروحی را نکشید»، و با آنان مانند سیره علی علیه السلام در روز بصره (جنگ جمل) رفتار می‌کند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 388-387.

رفتار امام علی علیه السلام در روز بصره :

(وَ سَأَلَهُ (سَأَلَ عَلِی عَلَیْهِ السَّلَام) عَمَّارٌ حِینَ دَخَلَ الْبَصْرَةَ فَقَالَ: «یَا أَمِیرَ الْمُؤمِنِینَ بِأَیِّ شَیْءٍ تَسِیرُ فِی هَؤُلَاءِ؟» فَقَالَ: «بِالْمَنِّ وَ الْعَفْوِ کَمَا سَارَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی أَهْلِ مَکَّةَ حِینَ افْتَتَحَهَا بِالْمَنِّ وَ الْعَفْوِ»)

(چون امام علی علیه السلام به بصره وارد شدند، عمار عرض کرد: «ای امیر مؤمنان با اینها چگونه رفتار خواهی کرد؟» حضرت فرمود: «با گذشت و رحمت. همچنان که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چون مکه را فتح کرد، با گذشت و رحمت با آن‌ها رفتار کرد.»)

دعائم الاسلام، مغربی، نعمان، ج 1، ص 394-393.

نقل تاریخی :

امام علی علیه السلام در پگاه روز یازدهم جمادی الاول در حالی که در میمنه سپاه، مالک اشتر و در میسره آن، عمار یاسر حضور داشت و پرچم به دست فرزندش محمد حنیفه بود، به سمت سپاه جمل حرکتکرد. آنگاه حضرت بر جایگاهی ایستاد و با صدای بلند خطاب به سپاه خود فرمود: «شتاب نکنید تا بر آن‌ها حجت اقامه کنم» پس ابن عباس را خواند و قرآنی به او داد و فرمود: «این قرآن را به سوی طلحه، زبیر و عایشه ببر و آن‌ها را به آنچه در آن است، فراخوان و به طلحه و زبیر بگو آیا شما با من بیعت نکردید؟ پس چه چیز سبب شد بیعت مرا بشکنید؟ در حالی که این قرآن، میان من و شما حکم می‌کند.»

(ابن عباس برای بار اول از سوی امام علی علیه السلام برای گفتگو و اتمام حجت به سوی طلحه و زبیر و عایشه رفت، ولی آنان قبول نکردند. حضرت او را برای بار دوم فرستاد که ابن عباس می‌گوید: به خدا سوگند هنوز از جایم حرکت نکرده بودم که تیرهایشان همچون ملخ‌های پراکنده به سویم باریدن گرفت. به علی علیه السلام عرض کردم: «ای امیر مؤمنان تا کی با ما چنین کنند؟! اجازه دهید از خود دفاع کنیم.»

حضرت فرمود: «بگذارید بار دیگر بر آن‌ها حجت تمام کنم» سپس فرمود: «چه کسی این قرآن را می‌گیرد و آن‌ها را به آن فرامی‌خواند

و بداند که کشته می‌شود و من ضمانت بهشت او را از سوی خداوند بر عهده می‌گیرم.» هیچ کس از جای خود برنخواست جز جوانی کم سن از عبدالقیس که قبای سفیدی بر تن داشت و نامش مسلم بود. او گفت: «ای امیر مؤمنان من این کار را انجام می‌دهم و جان خود را به خاطر خدا بر این کار می‌گذارم.»

حضرت از سر دلسوزی از او روی بازگرداند و فرمود: «چه کسی این قرآن را می‌گیرد و بر آن‌ها عرضه می‌کند و بداند که کشته می‌شود و بهشت برای اوست.» مسلم دوباره سخن خود را تکرار کرد و گفت: «من چنین می‌کنم.» امام برای سومین بار سخن خود را تکرار کرد و غیر از آن جوان، کسی به پا نخاست. علی علیه السلام قرآن را به او داد و فرمود: «به سوی آنان برو و قرآن را بر آن‌ها عرضه نما و به آنچه در قرآن است دعوت‌شان کن» او حرکتکرد و مقابل سپاه جمل ایستاد و قرآن را باز کرد و گفت: «این کتاب خداست و امیرمؤمنان شما را به آنچه در آن است، فرامی‌خواند» عایشه گفت: «خداوند صورتش را زشت کند با نیزه بزنیدش» و آن‌ها نیز بر نیزه زدن به او بر یکدیگر سبقت گرفتند و از هر سو نیزه‌اش زدند... .

امام در این حال آماده نبرد شدند و پرچم را به فرزندشان محمد بن حنیفه دادند و در میان سپاه فریاد زدند: «هیچ فراری را نکشید و

مجروحی را از پای در نیاورید. پرده کسی را ندرید. زنی را نترسانید و کشته‌ای را مثله (تکه تکه) نکنید.» آن حضرت در حال سفارش به لشکر بودند که مردی از اصحاب‌شان کشته شد. آن حضرت با مشاهده این واقعه فرمود: «خدایا تو شاهد باش.»

الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، مفید، محمد، ص 342-336.

نزول عیسی علیه السلام و یاری حضرت

باب نوزدهم

یهودیان و مسیحیان غربی که به طور ناگهانی با شکست سفیانی و نیروهای پشتیبان آن‌ها، به دست با کفایت آن حضرت، مواجه می‌شوند؛ آتش خشم‌شان برافروخته می‌شود و علیه امام علیه السلام اعلام جنگ می‌کنند تا اینکه اتفاق بزرگ دیگری رخ می‌دهد.

حض-رت مه-دي علیه السلام در آغ-از قی-ام خ-ود، نم-از جماعات باش-کوهی در بیت المقدس، قبله‌ی اول مسلمانان، برگزار می‌کند. او ب-ا ای-ن ح-ال که سختی‌هاي اوایل قیام را پ-یش رو دارد، از ای-ن عم-ل مه-م، ک-ه عظمت اسلام را به امت‌هاي دیگر نشان می‌ده-د، غاف-ل نخواه-د ب-ود. تا آنکه ناگهان حضرت عیسی علیه السلام نزول می‌کند (البته مکان نزول حضرت عیسی علیه السلام مورد اختلاف است) که این امر موجب شگفتی همگان می‌شود. نزول حضرت مسیح علیه السلام بعد از آنکه زمانی در زمین

زندگی کرده است، سپس به آسمان بالا می‌رود و در آنجا بیش از هزار و نهصد سال زندگی می‌کند و مجدداً به زمین بازمی‌گردد، از عجیب‌ترین عجایب و مهم‌ترین حوادث و عظیم‌ترین نشانه‌ها برای مردم است.

حضرت عیسی علیه السلام زمانی که فرود می‌آید، وارد بیت المقدس می‌شود و بر بالای منبر برای مردم سخنرانی می‌کند. سیلجمعیت مسلمانان و مسیحیان و یهودیان بر او وارد می‌شوند. آنچنان که می‌خواهند پا بر سر همدیگر بگذارند. مردم به سخنان حضرت عیسی علیه السلام گوش می‌دهند تا آنکه هنگام نماز صبح مسلمانان فرامی‌رسد و سپس مؤذن می‌آید و نماز برپا می‌شود.

زمانی که حضرت مهدی علیه السلام برای اقامه نماز جماعت وارد بیت المقدس می‌شود، با دیدن حضرت عیسی علیه السلام ، همدیگر را در آغوش می‌گیرند و حضرت مهدی علیه السلام از روی تواضع عقب می‌رود و از حضرت عیسی علیه السلام می‌خواهد تا امامت نماز را بر عهده گیرد و می‌فرماید: «بیایید بر ما امامت کنید.» ولی حضرت عیسی علیه السلام نمی‌پذیرد و دلیل آن را احت-رام حضرت مهدي علیه السلام نزد امت می‌داند و به صراحت، به منصب ام-ارت و امامت ایشان اشاره می‌کند و می‌گوید: «شما بر ما ولایت

دارید و پادشاهی و امیری شما بر مردم، عنایت بزرگی از سمت خداست. کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت:تقدم بجوید و حق تقدم با شماست. پس تو امامت کن و من ب-ه تو اقتدا می‌کنم.». سپس نماز جماعت باشکوهی به امامت حضرت مهدی علیه السلام برگزار می‌شود که حضرت عیسی علیه السلام به ایشان اقتدا می‌کند. بعد از اقامه نماز، حضرت عیسی علیه السلام با حضرت مهدی علیه السلام بیعت می‌کند و حضرت ولی عصر علیه السلام ایشان را به عنوان وزیر و جانشین خود قرار می‌دهد و مقام قضاوت بین مردم را به ایشان می‌دهد و همچنین خزانه‌داری خود را نیز به ایشان می‌سپارد.

احادیث باب نوزدهم:

در حدیثی پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

(يَنْزِلُ عِيسَى بْنُ مَريَمَ عِنْدَ قِيَامِ السَّاعَةِ، وَ يَكُونُ نُزُولُهُ عَلَى الْمَنَارَةِ الْبَيْضَاءِ الَّتِى بِشَرْقِ جَامِعِ دَمِشْقَ... فَإِذَا نَزَلَ يَدْخُلُ الْمَسْجِدَ وَ يَقْعُدُ عَلَى الْمِنْبَرِ، فَتَتَسَامَعَ النَّاسُ بِهِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ الْمُسْلِمُونَ وَ النَّصَارَى وَ الْيَهُودُ، فَيَزِدُ حَمُونَ هُنَاكَ حَتَّى يَطَأَ

بَعْضُهُمْ رَأْسَ بَعْضٍ، فَيَأْتِي مُؤَذِّنُ الْمُسْلِمِينَ فَيُقيِمُ الصَّلَاةَ وَ هِيَ صَلَاةُ الْفَجْرِ، فَيُصَلِّي عِيسَى مَأْمُوماً مُقْتَدِياً بِالْمَهْدِيِّ)

(عیسى بن مریم علیه السلام در آن هنگام فرود مى‌آید، و نزولش بر مناره سپید مشرق مسجد دمشق است... و چون فرود می‌آید داخل مسجد می‌شود و بر منبر می‌نشیند و مردم به سخنان او گوش می‌دهند و مسلمانان و مسیحیان و یهودیان بر او وارد می‌شوند تا جایی که می‌خواهند پا بر سر همدیگر بگذارند. سپس مؤذن مسلمانان می‌آید و نماز برپا می‌شود. و آن نماز، همان نماز صبح است. عیسی علیه السلام نیز نماز می‌خواند و به امامت مهدی علیه السلام اقتدا می‌کند.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 1، ص 530-529.

در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جريان نزول حضرت عيسي علیه السلام چنين آمده است:

(يَنْزِلُ عِيسَي عَلَيَّ ثَنِيَّةٌ (أَيْ عَقْبَة) بِالْأَرْضِ الْمُقَدَّسَةِ يُقَالُ لَهَا: «أَفيِقُ»، فَيَأْتِي بَيْتَ الْمُقَدَّسِ وَ النَّاسُ فِي صَلَاةِ الصُّبْحِ. فَيَتَأَخَّرَالْاِمَامَ - أَيِّ الْمَهْدِيُّ علیه السلام - فَيُقَدِّمُهُ عِيسِي وَ يُصَلِّي خَلْفَهُ عَلَي شَرِيعَةُ مُحَمَّدٍ وَ يَقُولُ: «أَنْتُمْ أَهْلُ بَيْتٍ لَا يَتَقَدَّمُكُمْ أَحَدٌ!»)

(عيسي علیه السلام در گردنه‌اي به نام «افيق» در سرزمين مقدّس فرود مي‌آيد. وارد بيت المقدّس مي‌شود؛ در حالي كه مردم براي نماز صبح صف كشيده باشند. پس امام (حضرت مهدي علیه السلام ) عقب مي‌رود، ولي عيسي علیه السلام او را جلو مي‌اندازد و خود به او اقتدا می‌کند و پشت سرش طبق شريعت محمّدي نماز مي‌خواند و مي‌فرمايد: «شما اهل بيتي هستيد كه احدي نمي‌تواند بر شما پيشي بگيرد.»)

يوم الخلاص في ظل القائم المهدي عليه السلام، کامل سلیمان، ص 289.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَنْزِلُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ علیه السلام فَيَقُولُ أَمِيرُهُمُ الْمَهْدِيُّ: «تَعَالَ صَلِّ بِنَا»، فَيَقُولُ: «أَلَا إِنَّ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ أُمَرَاءُ تَكْرِمَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ»)

(عیسی بن مریم علیه السلام نازل می‌شود و پیشوای آن‌ها مهدی علیه السلام می‌گوید: «بیایید بر ما امامت کنید.»، حضرت عیسی علیه السلام می‌گوید: «بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 85.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(وَ اللَّهِ لَيَنْزِلَنَّ اِبْنُ مَرْيَمَ حَكَماً عَادِلاً، فَلْيَكْسِرَنَّ الصَّلِيبَ)

(به خدا قسم حضرت مسیح علیه السلام مقام قضاوت در بین مردم را به عهده خواهد گرفت و به دست اوست که صلیب‌ها از بین می‌رود.)

ينابيع المودة لذو القربى، قندوزی، سلیمان، ج 3، ص 357.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَنْزِلُ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عِنْدَ اِنفِجَارِ الصُّبْحِ... وَ يَقْبِضُ اَمْوَالَ الْقَائِمِ... وَ هُوَ وَزِيرُ الْأَيْمَنِ لِلْقَائِمِ، وَ حَاجِبِهُ وَ نَائِبُه)

(عیسی بن مریم علیه السلام سحرگاه نزول می‌کند... خزانه‌دار حضرت مهدی علیه السلام می‌شود... او وزیر دست راست امام زمان علیه السلام و جانشین اوست.)

حلية الابرار في احوال محمد و آله الاطهار، بحرانی، سید هاشم، ج 5، ص 429 ؛ معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 1، ص 530.

باب بیستم

فرود آمدن حضرت مسیح علیه السلام برای جهان علامت و نشانه‌ای است که موجب شادی مسلمانان و ملت‌های مسیحی و یهودی می‌شود. چون به غیر از مسلمانان که معتقد به رجعت و بازگشت حضرت عیسی علیه السلام هستند، مسیحیت و یهود نیز معتقد به قیام مسیح علیه السلام در آخرالزمان هستند. به طوری که در اعتقاد مسیحیان، منجی آخرالزمان که جهان را پر از عدل و داد می‌کند، حضرت عیسی علیه السلام است که در بازگشت دوم خود دنیا را در صلح و دوستی و یکتاپرستی وارد می‌کند. در اعتقاد یهودیان نیز فرد منجی آخرالزمان شخصی به نام «مسیح» است که با مسیحِ مسیحیت متفاوت است.

وقتی یهودیان و مسیحیان غربی خواستار جنگ با حضرت مهدی علیه السلام می‌شوند، امام از حضرت عیسی علیه السلام می‌خواهد تا با آنان صحبت کند و آنها را از جنگ منصرف نماید تا آنکه در نهایت با وساطت حضرت عیسی علیه السلام ، میان حضرت مهدی علیه السلام و غربی‌ها قرار داد صلحی بسته می‌شود.

حدیث باب بیستم:

از پيامبر صلی الله علیه و آله روايت شده است كه فرمود:

(بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الرُّومِ أَرْبَعُ هُدَنٍ يَوْمُ الرَّابِعَةِ عَلَى يَدِ رَجُلٍ مِنْ آلِهِرَقْل، يَدُومُ سَبْعَ سِنِينَ. فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ عَبدِالْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ: اَلْمَسْتَوْرِدِ بْنِ غِيلَانَ: «يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ إِمَامُ النَّاسِ يَوْمَئِذٍ؟» قَالَ: «اَلْمَهْدِيُّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْ وَلَدِي»)

(بين شما و روم چهار پيمان صلح برقرار مى‌شود كه چهارمين آن‌ها به دست مردى از خاندان هرقل است و هفت سال به طول مى‌انجامد. و مردى از عبدالقيس به نام سئودبن غيلان پرسيد: «در آن روز پيشواى مردم چه كسى خواهد بود؟» حضرت فرمود: «مهدى علیه السلام از فرزندان من است.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 80.

باب بیست و یکم

سپس گروه‌های زیادی از مسیحیان غربی و یهودیان و حتی عده‌ای از کشور چین به سمت بیت‌المقدس حرکت می‌کنند و نزد حضرت عیسی علیه السلام می‌آیند تا با ایشان دیدار و گفتگو کنند. حضرت عیسی علیه السلام با آنان مناظره و برایشان سخنرانی می‌کند و مواضع خود را هم سو با حضرت مهدی علیه السلام اعلام می‌کند و به منکران امام زمان علیه السلام می‌گوید: «همانا قائم مهدی علیه السلام از اولاد علی علیه السلام است که از نظر خلقت و رفتار و ظاهر و هیبت، شبیه‌ترین مردم به عیسی بن مریم (من) است. خداوند متعال آنچه را که به پیامبران داده است به او هم داده است، و حتی بیشتر هم داده است که بر آنان برتری دارد. قائم از فرزندان علی علیه السلام است که غیبتی مانند غیبت یوسف و بازگشتی مانند بازگشت عیسی بن مریم دارد.»

این سخنان حضرت عیسی علیه السلام موجب می‌شود که گروهی از مسیحیان، مسلمان شوند و به حضرت مهدی علیه السلام بپیوندند. ولی تعدادی دیگر از مسیحیان مخالفت می‌کنند و با آن حضرت به بحث و مجادله می‌پردازند و حتی عده‌ای با دیدن مواضع حضرت عیسی علیه السلام ، منکر

پیامبری او می‌شوند و فرود عیسی علیه السلام را سحر و فریب شیعیان برمی‌شمرند.

احادیث باب بیست و یکم:

در روايت آمده است:

(عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ يَحْتَجُّ عَلَى نَصَارَى الرُّومِ وَ الصِّينِ: «إِنَّ الْقَائِمِ الْمَهْدِيَّ مِنْ نَسْلِ عَلِيٍّ أَشْبَهُ النَّاسِ بِعِيسَى بْنِ مَرْيَمَ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ سِيمَاءَ وَ هَيْئَةً، يُعْطِيهِ اللَّهُ عَزَّ وَ جلَّ مَا أَعْطَى الْاَنْبِياءَ، وَ يَزِيدُهُ و يُفَضِّلُهُ. إِنَّ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ، لَهُ غَيْبَةٌ كَغَيْبَةِ يُوسُفَ وَ رَجْعَةٌ كَرَجْعَةِ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ»)

(حضرت عیسی علیه السلام با مسیحیان روم و چین بحث و مناظره می‌کند که: «قائم مهدی علیه السلام از اولاد علی علیه السلام است که از نظر خلقت و رفتار و ظاهر و هیبت، شبیه‌ترین مردم به حضرت عیسی بن مریم است. خداوند متعال آنچه را که به پیامبران داده است به او هم داده است، و حتی بیشتر هم داده است که بر آنان برتری دارد. قائم علیه السلام از فرزندان علی علیه السلام است که غیبتی مانند غیبت یوسف علیه السلام و بازگشتی مانند بازگشت عیسی بن مریم دارد.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 226.

حدیث امام صادق علیه السلام :

(... وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا: «سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»)

(... و اگر همچنان معجزه‌ای ببینند روی برمی‌گردانند و می‌گویند: «این‌ها سحر مستمر است.»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 261-260.

بخش ششم: بیت‌المقدس، سرزمین مناظره‌ها و تحدی‌ها

بیت‌المقدس، سرزمین مناظره‌ها و تحدی‌ها

باب بیست و دوم

مردم سرزمین‌های دیگر نیز اعم از مسلمانان سنی و شیعه و همچنین سایر ادیان، گروه گروه به بیت‌المقدس می‌آیند و با حضرت مهدی علیه السلام دیدار می‌کنند.

عده‌ای از دانشمندان و علما و اندیشمندان جهان نیز محضر حضرت رفته و می‌گویند که اگر واقعاً تو مصلح آخرالزمان هستی باید بتوانی مشکلات بزرگ علمی و فرهنگی و اجتماعی و... که جهان با آن گریبانگیر است را حل نمایی و به آن پاسخ درست بدهی. تمام ایدئولوژی‌های بشری شکست خورده است و دنیا به بن بست رسیده است؛ آن‌وقت تو می‌گویی که برنامه‌ای برای سعادت و کمال بشریت داری و برنامه زندگی کامل داری! پس برنامه خود را برای ما شرح بده و سؤالات ما را پاسخگو باش.

حضرت آنان را دعوت به شرح برنامه و قانون سعادت‌مندی بشر و همچنین مناظرات در سطوح مختلف علمی می‌کند و در زمینه‌های مختلف تمدن اسلامی اعم از برنامه اسلام در حوزه فرد و اجتماع، خانواده و حقوق، اقتصاد اسلامی، فرهنگ اسلامی و غیره با آنان بحث و گفتگو می‌کند، و فلسفه‌ی هرکدام و منفعت‌های آن‌ها برای انسان و جامعه را برایشان بازگو می‌کند.

در جلساتِ مناظره و مباحثه‌ی حضرت با علما و اندیشمندان بزرگ دنیا، این افراد به گره‌ها و مشکلات کور و بزرگ دنیا اشاره می‌کنند. از مشکلات علوم نجومی و فلکی، مسائل پزشکی، اتمی و... گرفته تا مشکلات اجتماعی و سعادت بشری، که اندیشمندان سال‌ها برای حل آن‌ها زحمت کشیده‌اند، اما به بن بست رسیده بودند. ولی حضرت یکی پس از دیگری آن‌ها را می‌شکافد و پاسخ می‌دهد و از برنامه سعادت بشری اسلام و قرآن می‌گوید و بدین سان چشمه‌ای از معجزات علمی خود را نمایان می‌سازد.

بدین‌وسیله تعداد زیادی از اندیشمندان و بزرگان و صاحبان فکر و فرهنگ به حضرت ایمان می‌آورند.

حدیث باب بیست و دوم:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(اَلْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِيعُ مَاجَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ يَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْيَوْمَ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ، فَاِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ و الْعِشْرِينَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِي النَّاسِ، وَ ضَمَّ إِلَيْهَا الْحَرْفَيْنِ، حَتَّى يَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً)

(علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده‌اند تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز به آن دو حرف آشنایی ندارند. و هنگامی که قائم علیه السلام ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می‌آورد؛ آن را بین مردم نشر و گسترش می‌دهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه می‌کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می‌سازد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 336.

باب بیست و سوم

در میان افراد رجوع کننده نزد حضرت مهدی علیه السلام ، بسیاری از علمای ادیان مختلف حضور دارند. سؤالات و نکته نظرهایی دارند. ابهاماتی دارند و در بسیاری از زمینه‌های اسلامی انتقادهای شدیدی دارند که حضرت مهدی علیه السلام در کثرت رجوع مردم برای بحث و مناظره و ارائه سؤالات خود، آنان را دعوت می‌کند تا در زمانی مشخص به همراه بزرگان دین خود برای مناظره‌ای بزرگ به بیت‌المقدس بیایند.

مناظره حضرت مهدی علیه السلام با عالمان دینی و اندیشمندان اهل کتاب و علمای ادیان غیرالهی، یکی از طولانی‌ترین مناظره‌هاست که بسیار به طول می‌انجامد و بیشترین اذیت و آزار حضرت از مسلمانانی است که دارای عقاید تحریف شده و تغییر یافته اسلام هستند. تا جایی که علمای سنی، وهابی، داعشی و... با برداشت‌های سطحی از قرآن با حضرت مباحثه و مشاجره می‌کنند و در مقابلِ سخنانِ حق و منطقی حضرت مهدی علیه السلام مقاومت می‌کنند و علی‌رغم نمایان شدن اسلام حقیقی، به دلیل عناد و لجبازی و نفرت علیه شیعیان، همچنان با اسلام ناب مخالفت می‌کنند! حضرت طوری اسلام مترقی را به آنان معرفی

می‌کند و عمق مطالب را می‌شکافد که گویی دین جدیدی از اسلام آورده است!

احادیث باب بیست و سوم:

امام صادق علیه السلام فرمود:

(«إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهَلَةِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِيَّةِ» فَقُلْتُ: «وَ كَيْفَ ذَلِكَ؟» قَالَ: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ يَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِيدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ، وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَأَوَّلُ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ، وَ يَحْتَجُّ عَلَيْهِ بِهِ»)

(«هنگامی که قائم علیه السلام ما قیام کند، از مردم جاهل بیش از آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله از جاهلان دوران جاهلیت ناراحتی دید، رنج و ناراحتی خواهد دید.» پرسیدم: «چگونه و چرا؟» فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله در روزگاری مبعوث شد که مردم سنگ و چوب و بت‌های تراشیده شده را می‌پرستیدند، ولی قائم علیه السلام ما در روزگاری قیام می‌کند که با قرآن علیه حضرت احتجاج می‌کنند و آیات را علیه آن حضرت تأویل می‌کنند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 362.

حدیثی است از امام محمد باقر علیه السلام :

(عَبْدُ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیه السلام ، فَقُلْتُ: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام بِأَيِّ سِيرَةٍ يَسِيرُ فِي النَّاسِ؟»، فَقَالَ: «يَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلی اللهعلیه و آله وَ يَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِيداً»»)

(عبد الله بن عطاء گوید: «از امام باقر علیه السلام سوال کردم: «حضرت حجت علیه السلام پس از ظهور، چه سیره و روشی در حکومت خواهند داشت؟»، امام علیه السلام پاسخ می‌دهند: «درست مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله ، تمام آنچه را که به نام اسلام بر دنیا حاکم است، از بین خواهد برد و اسلام را از نو عرضه خواهد کرد که گویی اسلام جدیدی است.»»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 233-232.

باب بیست و چهارم

در مناظره با عالمان دینی، بعضی از علمای مسلمان از حضرت نشانه‌هایی برای صدق حرف‌ها و اثبات امامت دوازدهم ایشان می‌خواهند و سلاح‌ها و وسایل جنگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از ایشان طلب می‌کنند و می‌گویند که اگر واقعا جانشین دوازدهم پیامبر صلی الله علیه و آله هستی باید اینها به تو به ارث رسیده باشد، در غیر اینصورت امامت تو را نمی‌پذیریم.

حضرت مهدی علیه السلام می‌فرماید: «همه اینها نزد من است»، سپس این وسایل جنگی اعم از شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، پرچم جنگ ایشان، زره و کلاهخود ایشان و بقیه وسایل جنگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را رونمایی می‌کند. حضرت مهدی علیه السلام حتی قرآنی را که امام علی علیه السلام جمع‌آوری کرده بود و نزد ایشان بود، صحیفه جامعه، صحیفه فاطمه علیها السلام و غیره را نیز نمایان می‌کند و در معرض دید همگان قرار می‌دهد که در نهایت، بسیاری از علما و مردم به حضرت ایمان می‌آورند.

احادیث و نقل تاریخی باب بیست و چهارم:

امام صادق علیه السلام در حدیثی به سعید سمان فرمود:

(إِنَّمَا مَثَلُ السِّلَاحِ فِينَا مَثَلُ التَّابُوتِ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَتْ بَنُوإِسْرَائِيلَ أَيُّ أَهْلِ بَيْتٍ وُجِدَ التَّابُوتُ عَلَى بَابِهِمْ أُوتُوا النُّبُوَّةَ فَمَنْ صَارَ إِلَيْهِ السِّلَاحُ مِنَّا أُوتِيَ الْإِمَامَةَ)

(همانا داستان سلاح در خاندان ما همانند داستان تابوت در میان بنی‌اسرائیل است که بر در هر خاندانی که تابوت پیدا می‌شد، نشانه اعطای نبوّت به او بود. پس سلاح به هر کس از ما خانواده رسد امامت به او داده می‌شود.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 238.

متن بخشی از حدیثی که از امام صادق علیه السلام نقل شده، به شرح ذیل است:

(وَ إِنَّ عِنْدِي لَسَيْفَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ، وَ إِنَّ عِنْدِي لَرَايَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ دِرْعَةُ وَ لَامَتَهُ وَ مِغْفَرَةُ، فَإِنْ كَانَا صَادِقَيْنِ فَمَا عَلَامَةٌ فِي دِرْعِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ؟ وَ إِنَّ عِنْدِي لَرَايَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمِغْلَبَةَ، وَ إِنَّ عِنْدِي أَلْوَاحَ مُوسَى وَ عَصَاهُ، وَ إِنَّ عِنْدِي لَخَاتَمَ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ، وَ إِنَّ عِنْدِي الطَّسْتَ الَّذِي كَانَ مُوسَى

يُقَرِّبُ بِهِ الْقُرْبَانَ، وَ إِنَّ عِنْدِي الْاِسْمِ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا وَضَعَهُ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُشْرِكِينَ لَمْ يَصِلْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِلَى الْمُسْلِمِينَ نُشَّابَةٌ، وَ إِنَّ عِنْدِي لَمِثْلَ الَّذِي جَاءَتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ، وَ مَثَلُ السِّلَاحِ فِينَا كَمَثَلِالتَّابُوتِ فِي بَنِي‌إِسْرَائِيلَ كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ فِي أَيِّ أَهْلِ بَيْتٍ وُجِدَ التَّابُوتُ عَلَى أَبْوَابِهِمْ أُوتُوا النُّبُوَّةَ وَ مَنْ صَارَ إِلَيْهِ السِّلَاحُ مِنَّا أُوتِيَ الْإِمَامَةَ، وَ لَقَدْ لَبِسَ أَبِي دِرْعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَخَطَّتْ عَلَى الْأَرْضِ خَطِيطاً وَ لَبِسْتُهَا أَنَا فَكَانَتْ وَ كَانَتْ، وَ قَائِمُنَا مَنْ إِذَا لَبِسَهَا مَلَأَهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ)

(همانا شمشير رسول خدا صلی الله علیه و آله ، پرچم و جوشن و زره و خُود پيامبر صلی الله علیه و آله نزد من است، اگر راست می گویند، پس چه علامتی بر زره رسول خدا صلی الله علیه و آله است؟ پس همانا پرچم ظفربخش پيامبر صلی الله علیه و آله ، الواح موسي علیه السلام و عصاي او، انگشتر سلمان بن داوود علیه السلام ، طشتي كه موسي علیه السلام قرباني را در آن انجام داد، اسمي كه نزد پيامبر صلی الله علیه و آله بود و چون آن را ميان مسلمانان و كفار مي‌گذاشت كه از مشركان به مسلمين نشانه‌اي نرسد و من آن را مي‌دانم و هرآنچه را كه فرشتگان آورده‌اند نزد من است. داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بني‌اسراييل، و بر در هر خانه‌اي كه تابوت پيدا مي‌شد، نشانه اعطاي نبوت بود و سلاح به هركس از خانواده ما

رسد امامت به او داده مي‌شود. همانا پدرم، امام باقر علیه السلام ، زره رسول خدا صلی الله علیه و آله را پوشيد، دامنش اندكي به زمين مي‌كشيد و من آن را پوشيدم همچنان بود. قائم ما، امام مهدي علیه السلام ، كسي است كه چون آن را پوشد به اندازه قامتش باشد ان‌شاءالله.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 233-232 ؛ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 26، ص 202-201.

از ابوذر روایت شده است:

(لَمَّا تُوَفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله جَمَعَ عَلِيٌ عَلَيْهِ السَّلَامُ الْقُرْآنَ وَ جَاءَ بِهِ اِلَي الْمُهَاجِرِينَ وَ الْاَنْصَارِ وَ عَرَضَهُ عَلَيْهِمْ لِمَا قَدْ اَوْصَاهُ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ، فَلَمَّا فَتَحَهُ اَبُوبَكْرٌ... عُمَرُ وَ قَالَ: «يَا عَلِيُّ اُرْدُدْهُ فَلَا حَاجَةَ لَنَا بِهِ.» فَأَخَذَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ انْصَرَفَ (اِلَي مَنْزِلَهُ)...، فَلَمَّا اسْتَخْلِفَ عُمَرُ سَالَ عَلِيّاً اَنْ يَدْفَعَ اِلَيهُمُ الْقُرْآنُ... فَقَالَ: «يَا اَبَا الْحَسَنِ اِنْ جِئْتَ بِالْقُرْآنِ الَّذِي كُنْتَ قَدْ جِئْتَ بِهِ اِلَيَّ اَبِي بَكْرٍ حَتَّي نَجْتَمِعُ عَلَيْهِ.» فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «هَيْهَاتَ لَيْسَ اِلَي ذَلِكَ سَبِيلٌ اِنَّمَا جِئْتَ بِهِ لِيَقُومَ الْحُجَّةُ عَلَيْكُمْ وَ لَا تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اَنَا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ. اَوْ تَقُولُوا مَا جِئْتَنَا بِهِ. اِنَّ الْقُرْآنَ الَّذِي عِنْدِي لَا يَمَسُّهُ اِلَّا الْمُطَهَّرُونَ و الْاَوْصِيَاءُ مِنْ وَلَدِي.» قَالَ عُمَرُ: «فَهَلْ

لِاِظْهَارُهُ وَقْتٌ مَعْلُومٌ؟» فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «نَعَمْ اِذَا قَامَ (الْقَائِمُ) مِنْ وُلْدِي يُظْهِرَ»)

(چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، علی علیه السلام بنابر وصیت پیامبر قرآن را جمع نمود و نزد مهاجرین و انصار برد و آن را به ابوبکر عرضه نمود.... عمر گفت: «ای علی، این قرآنرا به جای خود برگردان. ما نیازی به آن نداریم.» حضرت آن را گرفت و به خانه برگشت... هنگامی که عمر به خلافت رسید، روزی به علی علیه السلام گفت: «اگر بخواهی، می‌توانی قرآنی که نزد ابوبکر آوردی اکنون بیاوری تا گرد آن جمع شویم.» حضرت فرمود: «هیهات، راهی برای رسیدن به آن نیست. من در زمان ابوبکر چنان کردم تا بر شما اتمام حجت کرده باشم و در روز قیامت نگویید ما از این غافل بودیم یا برای ما نیاوردی. اکنون این قرآن نزد من است و جز پاکان و جانشینان من کسی به آن دست نمی‌زند.» عمر گفت: «آیا زمانی برای اظهار این قرآن وجود دارد؟» حضرت فرمود: «آری، هنگامی که قائم علیه السلام از فرزندانم ظهور کند.»)

الشیعة و الرجعة، طبسی، محمد رضا، ج 1، ص 419.

حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام :

(وَ اللَّهِ عِنْدَنَا مَا لَا نَحْتَاجُ إِلَى النَّاسِ وَ إِنَّ النَّاسَ لَيَحْتَاجُونَ إِلَيْنَا، إِنَّ عِنْدَنَا الصَّحِيفَةَ سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِخَطِّ عَلِيٍّ وَ إِمْلَاءِ رَسُولِ

اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَى أَوْلَادِهِمَا فِيهَا مِنْ كُلِّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ، وَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَنَا فَتَدْخُلُونَ عَلَيْنَا فَنَعْرِفُ خِيَارَكُمْ مِنْ شِرَارِكُمْ)

(به خدا سوگند ما چیزی داریم که به مردم نیاز نداریم و مردم به ما نیاز دارند. همانا نزد ما صحیفه جامعه است که هفتاد ذراع است. به خط علی علیه السلام و املای رسول خدا صلی الله علیه و آله است. و همچنین نوشته‌های فرزندان‌شان نیز در آن است. در آن ازهر حلال و حرام وجود دارد، و اگر نزد ما بیایی و بر ما وارد شوی، ما بهترین شما را از بدترین شما می‌شناسیم.)

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، صفار، محمد، ص142.

نقل تاریخی:

1. صحیفه جامعه کتبی است که در آن هر آنچه مردم از علوم نیاز دارند و تمامی حلال‌ها و حرام‌ها در آن وجود دارد که این علوم توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیان شده و امام علی علیه السلام نیز آن‌ها را بر روی پوست شتر یا گوسفند نوشته است. و این گفتن و شنیدن به صورت خصوصی و ویژه بوده است. اندازۀ این صحیفه، از نظر طول هفتاد ذراع (حد فاصل آرنج تا سر انگشت میانی) ، به اندازۀ ذراع پیامبر صلی الله علیه و آله است. گرچه شاید ابتدا به نظر برسد مراد از هفتاد ذراع

تعبیری غیرحقیقی و به صورت مجازی برای جامع و طویل بودن آن صحیفه باشد و از باب تمثیل و تشبیه بیان شده است، اما قرائنی که در برخی روایات آمده، نشان می‌دهد، تعبیر هفتاد ذراع تعبیری حقیقی است و جامعه، صحیفه یا کتابی قطور و حجیم بوده است.

2. فاطمه علیها السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هفتاد و پنج روز عمر کردند و به خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله اندوه فراوانی را تحمل می‌کردند. در این مدت جبرئیل بر ایشان نازل می‌شد و ایشان را به نیکوئی تسلی و تسلیت می‌داد و از پیامبر صلی الله علیه و آله و جایگاه آن حضرت برای او تعریف می‌کرد و همچنین از اخبار آینده که مربوط به فرزندان آن حضرت بود، خبر می‌داد و امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن را می‌نوشت. لذا در صحیفه فاطمه علیها السلام اوضاع آینده جهان و اخبار غیبی در مورد سرنوشت فرزندان حضرت فاطمه علیهاالسلام و جنایات خلفا و پادشاهان ستمگر و سایر مسائل غیرفقهی به ثبت رسیده و آن کتاب جزو ودایع امامت است که هم اکنون در محضر امام زمان علیه السلام است.

باب بیست و پنجم

حضرت مهدی علیه السلام که از ادیان مختلف دعوت کرده بود همگی با کتاب‌های خود برای مناظره بیایند، در روز مناظره، هرکس با منابع و کتب تحریف شده خود حاضر می‌شود و شروع به مناظره با حضرت می‌کند و حضرت مهدی علیه السلام به همراهی حضرت عیسی علیه السلام با کتاب‌های تحریف شده در دست‌شان به سؤالات‌شان پاسخ می‌دهند. چنان مناظره‌ای انجام می‌دهند که گویی حضرت مهدی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام تمام کتاب‌های تحریف یافته آن‌ها را از حفظ‌اند و تمامی علما و بزرگان ادیان مختلف، با کتاب‌های خودشان یکی پس از دیگری مغلوب می‌شوند. سپس حضرت مهدی علیه السلام به حضرت مسیح علیه السلام می‌فرمایند که به انطاکیه (دومین شهر مقدس مسیحیان) برود و از داخل غار انطاکیه، نسخه‌های اصلی تورات و انجیل و زبور و دیگر کتب را بیرون بیاورد.

سپس حضرت مهدی علیه السلام نسخه‌های اصلی کتاب پیامبران شامل ده صحیفه حضرت آدم علیه السلام ، پنجاه صحیفه حضرت شیث علیه السلام ، سی صحیفه حضرت ادریس علیه السلام ، ده صحیفه حضرت ابراهیم علیه السلام ، تورات حضرت

موسی علیه السلام ، انجیل حضرت عیسی علیه السلام و قرآن حضرت رسول صلی الله علیه و آله را که در نزدش است را رونمایی می‌کند. بدین وسیله حضرت مهدی علیه السلام در ادامه مناظرات خود با رونمایی از این معجزه بزرگ، نسخه‌های اصلی این کتب را در بیت‌المقدس در معرض دیدگان همه می‌گذارد و دوباره با علمای ادیان مناظره می‌کند و تحریف‌های کتب آنان را گوشزد می‌کند. با دیدن اینمعجزات و کتاب‌های اصلی، تعداد بسیاری از یهودیان و مسیحیان و دیگر ادیان به حضرت ایمان می‌آورند.

احادیث باب بیست و پنجم:

از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:

(فَإِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيَّ لِأَنَّهُ يَهْدِي لِأَمْرٍ خَفِيٍّ، يَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ اللَّهِ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَّةَ، فَيَحْكُمُ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقَانِ)

(او را مهدی علیه السلام می‌گویند، زیرا به امر پوشیده هدایت می‌کند. او تورات (حقیقی) و سایر کتب آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون

می‌آورد، آنگاه با پیروان تورات طبق تورات، با اهل انجیل طبق انجیل، با اهل زبور طبق زبور و با مسلمانان مطابق قرآن حکم می‌کند.)

علل الشرایع، صدوق، محمد، ج 1، ص 161 ؛ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 29.

در حدیث است :

(إِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيَّ لِأَنَّهُ يَهْدِي إِلَى أَسْفَارٍ مِنْ أَسْفَارِ التَّوْرَاةِ يَسْتَخْرِجُهَا مِنْ جِبَالٍ، يَدْعُو اِلَيْهَا الْيَهُودَ، فَيُسْلِمُ عَلَى تِلْكَ الْكُتُبِ جَمَاعَةٌ كَثِيرَةٌ ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَ ثَلَاثِينَ اَلْفاً)

(او را مهدی علیه السلام می‌نامند. زیرا به کتاب‌هایی از کتاب‌های تورات راهنمایی می‌کند که از کوه‌ها استخراج می‌کند، یهودیان را به آن دعوت می‌کند. پس گروه زیادی از مردم با دیدن آن کتاب ایمان می‌آورند که تعدادشان را حدود سی هزار نفر (در وهله اول) ذکر کرده است.)

الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 69.

در روایتی درباره زبور حضرت داود علیه السلام و اینکه این کتاب نیز جزء مواریثی است که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سپس به ائمه و در نهایت به دستِ مبارکِ امام عصر علیه السلام رسیده، می‌خوانیم:

(عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ»، «مَا الزَّبُورُ وَ مَا الذِّكْرُ؟»، قَالَ: «اَلذِّكْرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الزَّبُورُ الَّذِي أُنْزِلَ عَلَى دَاوُدَ وَ كُلُّ كِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُمْ»)

(ابن سنان گوید از امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عزوجل: «ما درکتاب زبور پس از ذکر نوشتیم، (آیه 105 سورهانبیاء)» پرسیدم که: «زبور چیست و ذکر کدام است؟» حضرت علیه السلام فرمود: «ذکر، نزد خداست (لوح محفوظ) و زبور آن است که بر داود نازل شد و هر کتابی که نازل گشته است نزد اهل علم است و اهل علم ما هستیم.»)

الكافي، کلینی، محمد، ج 1، ص 226-225.

از ابوذر روایت شده است:

(قُلْتُ: «يَا رَسُولَ اللَّهِ! كَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ؟» قَالَ: «مِائَةٌ وَ أرْبَعَةُ كُتُبٍ، أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْهَا عَلَى آدَمَ علیه السلام عَشْرَ صُحُفٍ، وَ عَلَى شِيْثٍ

خَمْسِينَ صَحِيفَةً، وَ عَلَى أَخْنُوخَ وَ هُوَ إِدْرِيسُ ثَلَاثِينَ صَحِيفَةً، وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ خَطَّ بِالْقَلَمِ، وَ عَلَى إبْرَاهِيمَ عَشْرُ صَحَائِفَ، وَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ»)

(عرضه داشتم: «یا رسول الله صلی الله علیه و آله ، خدای تعالی چند کتاب نازل کرده؟» فرمود: «صد و چهار کتاب، که ده صحیفه از آن بر آدم علیه السلام ، و پنجاه صحیفه بر شیث علیه السلام ، و سی صحیفه بر اخنوخ علیه السلام ، که همان ادریس علیه السلام است، و او اولین کسی است که با قلم خط نوشت، و ده صحیفه بر ابراهیم علیه السلام و چهار صحیفه باقی تورات و انجیل و زبور و قرآن است.»)

مجمع البيان في تفسير القرآن، طبرسی، فضل، ج10، ص 332 ؛ الميزان في تفسير القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، ج 20، ص 272-271.

باب بیست و ششم

بعضی از علمای مسیحی و یهودی و بعضی از ادیان دیگر که هنوز به حضرت ایمان نیاورده‌اند و به دنبال بهانه‌تراشی برای تکذیب حضرت هستند، می‌گویند که اگر تو راست می‌گویی و واقعاً وارث همه انبیا و امامان هستی و کسی نزدیک‌تر و آشناتر از تو به ایشان نیست، باید وارث اشیاء پیامبران نیز باشی. کدام‌یک از این اشیاء و وسایل را از پیامبران داری تا ما به ادعاهای تو اعتماد کنیم؟ آیا صندوق عهد که از پیامبری به پیامبر دیگر رسیده و نشانه صدق پیامبران بود را به همراه داری؟! آیا عصای موسی علیه السلام نزد توست؟ از نوح علیه السلام چه داری؟ از یوسف علیه السلام چه داری؟ از ابراهیم و اسماعیل8چیزی به همراه داری؟ از سلیمان علیه السلام چیزی به تو رسیده است؟ از آدم علیه السلام چه چیزی به ارث داری؟

حضرت مهدی علیه السلام در جواب می‌گوید که همه‌ی اینها نزد من است و بسیاری از میراث اشیاء پیامبران را برایشان می‌آورد:

حضرت مهدی علیه السلام پیراهن حضرت آدم علیه السلام ، آلت نجاری حضرت نوح علیه السلام که با آن کشتی ساخت، تبر حضرت ابراهیم علیه السلام که با آن بت‌ها

را شکست، کمربند حضرت ابراهیم علیه السلام و مجموعه اشیای به ارث رسیده از حضرت آدم و نوح و ابراهیم:را برایشان می‌آورد و در بیت‌المقدس جلوی دیدگان‌شان قرار می‌دهد.

حدیث و نقل تاریخی باب بیست و ششم:

حدیث امام صادق علیه السلام به مفضل:

(قَالَ الْمُفَضَّلُ: «يَا سَيِّدِي فَهَذَا كُلُّهُ فِي السَّفَطِ؟» قَالَ: «يَا مُفَضَّلُ وَ تَرِكَاتُ جَمِيعِ النَّبِيِّينَ حَتَّى عَصَاةُ آدَمَ وَ آلَةُ نُوحٍ وَ تَرِكَةُ هُودٍ وَ صَالِحٍ وَ مَجْمَعُ إِبْرَاهِيمَ وَ صَاعُ يُوسُفَ وَ مَكَائِيلُ شُعَيْبٍ وَ مِيرَاثُهُ وَ عَصَا مُوسَى وَ تَابُوتُ الَّذِي فِيهِ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ وَ دِرْعُ دَاوُدَ وَ عَصَاتُهُ وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ وَ تَاجُهُ وَ إِنْجِيلُ عِيسَى وَ مِيرَاثُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ فِي ذَلِكَ السَّفَطِ»)

(مفضل از امام صادق علیه السلام پرسید: «ای آقای من، چه چیزی در آن بقچه (نزد امام زمان علیه السلام ) است؟» امام صادق علیه السلام فرمود: «ای مفضل، به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران، حتی عصای آدم علیه السلام و آلت نجاری نوح علیه السلام و ترکه هود و صالح8و مجموعه ابراهیم علیه السلام و

پیمانه یوسف علیه السلام و ترازوی شعیب علیه السلام و میراثش و عصای موسی علیه السلام و تابوتی که در اوست و بقیه آنچه از آل موسی علیه السلام و آل هارون ماند که ملائکه آن را حمل می‌کنند و زره داود علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام و تاج او و انجیل عیسی علیه السلام و میراث تمامی انبیا نزد امام زمان علیه السلام در آن بقچه است.)

الهدایة الکبری، خصیبی، حسین، ص 404.

نقل تاریخی:کمربند حضرت ابراهیم علیه السلام جزو مواریث انبیاست که انبیاء بزرگ آن را از همدیگر ارث می‌بردند و خاصیت این کمربند این بود که هر کس این کمربند را می‌دزدید غلام می‌گشت. به این صورت که هر وقت آن را کسی می‌دزدید جبرئیل فرود می‌آمد و خبر می‌داد و کمربند از او گرفته می‌شد و به بندگی در می‌آمد:

(عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيٍّ قَالَ: «سَأَلَ أَبَا مُحَمَّدٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: «إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ» رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ وَ أَنَا عِنْدَهُ حَاضِرٌ. فَقَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ علیه السلام : «مَا سَرَقَ يُوسُفُ، إِنَّمَا كَانَ لِيَعْقُوبَ علیه السلام مِنْطَقَةٌ وَرِثَهَا مِنْ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام وَ كَانَتْ تِلْكَ الْمِنْطَقَةُ لَا يَسْرِقُهَا أَحَدٌ إِلَّا اسْتُعْبِدَ، وَ كَانَتْ إِذَا سَرَقَهَا إِنْسَانٌ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ أَخْبَرَهُ بِذَلِكَ فَأُخِذَتْ مِنْهُ وَ أُخِذَ عَبْداً. وَ إِنَّ

الْمِنْطَقَةَ كَانَتْ عِنْدَ سَارَةَ بِنْتِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ وَ كَانَتْ سَمِيَّةَ أُمِّ إِسْحَاقَ، وَ إِنَّ سَارَةَ هَذِهِ أَحَبَّتْ يُوسُفَ وَ أَرَادَتْ أَنْ تَتَّخِذَهُ وَلَداً لِنَفْسِهَا، وَ إنَّهَا أَخَذَتِ الْمِنْطَقَةَ فَرَبَطَتْهَا عَلَى وَسَطِهِ ثُمَّ سَدَلَتْ عَلَيْهِ سِرْبَالَهُ، ثُمَّ قَالَتْ لِيَعْقُوبَ: «إِنَّ الْمِنْطَقَةَ قَدْ سُرِقَتْ»، فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ علیه السلام فَقَالَ: «يَا يَعْقُوبُ إِنَّ الْمِنْطَقَةَ مَعَ يُوسُفَ»، وَ لَمْ يُخْبِرْهُ بِخَبَرِ مَا صَنَعَتْ سَارَةُ لِمَا أَرَادَ اللَّهُ. فَقَامَ يَعْقُوبُ إِلَى يُوسُفَ فَفَتَّشَهُ، وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ غُلَامٌ يَافِعٌ وَ اسْتَخْرَجَ الْمِنْطَقَةَ. فَقَالَتْ سَارَةُ ابْنَةُ إِسْحَاقَ: «مِنِّي سَرَقَهَا يُوسُفُ فَأَنَا أَحَقُّبِهِ»، فَقَالَ لَهَا يَعْقُوبُ: «فَإِنَّهُ عَبْدُكِ عَلَى أَنْ لَا تَبِيعِيهِ وَ لَا تَهَبِيهِ»، قَالَتْ: «فَأَنَا أَقْبَلُهُ عَلَى أَلَّا تَأْخُذَهُ مِنِّي»، وَ أُعْتِقُهُ السَّاعَةَ فَأَعْطَاهَا إِيَّاهُ فَأَعْتَقَتْهُ. فَلِذَلِكَ قَالَ إِخْوَةُ يُوسُفَ: «إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ»»»)

(داود بن قاسم جعفری می‌گوید: «مردی از اهل قم از امام حسن عسکری علیه السلام در مورد آیه:«برادران گفتند که اگر این دزدی کند بعید نیست چون برادرش یوسف نیز پیش از این دزدی کرد، (آیه 77 سوره یوسف)» پرسید و من حاضر بودم. حضرت علیه السلام فرمود: «خود یوسف علیه السلام سرقت نکرد، بلکه حضرت کمربندی داشت که از ابراهیم علیه السلام به ارث رسیده بود و هر کس این کمربند را می‌دزدید غلام می‌گشت. به این صورت که هر وقت آن را کسی می‌دزدید

جبرئیل فرود می‌آمد و خبر می‌داد و کمربند از او گرفته می‌شد و به بندگی در می‌آمد. این کمربند نزد ساره دختر اسحاق بن ابراهیم بود و سمّیه هم مادر اسحاق بود و این ساره (عمه حضرت یوسف علیه السلام )، یوسف علیه السلام را دوست می‌داشت (و یوسف علیه السلام نزد عمه‌اش زندگی می‌کرد. حضرت یعقوب علیه السلام برای خواهرش پیغام فرستاد که یوسف علیه السلام را نزد وی برگرداند، و بار دیگر به نزد او خواهد فرستاد) ساره که می‌خواست او را برای خود فرزند قرار دهد (برای برادرش پیغام فرستاد که اجازه دهید یوسف علیه السلام امشب در نزد من بماند و صبح او را نزد شما خواهم فرستاد و چون صبح شد) کمربند را برداشت و به کمر یوسف علیه السلام بست. پیراهنش را روی آن کشید (و نزد پدرش فرستاد) بعد به یعقوب علیه السلام گفت: «کمربند دزدیده شده است.» پس جبرئیل آمد و گفت: «ای یعقوب! کمربند نزد یوسف است.» و طبق اراده الهی جبرئیل آنچه راکه ساره انجام داده بود، به او نگفت. یعقوب علیه السلام برخاست و یوسف علیه السلام را تفتیش کرد و او در این هنگام نوجوان بود و کمربند را پیدا کرد. ساره دختر اسحاق گفت: «یوسف آن را از من دزدیده پس من سزاوارترم به او.» یعقوب علیه السلام به او گفت: «یوسف غلام توست به شرط اینکه او را نفروشی و به کسی نبخشی.» ساره گفت: «من قبول می‌کنم؛ به شرط

اینکه او را از من نگیری» والسّاعه او را آزاد کرد. به این خاطر، برادران یوسف علیه السلام گفتند: «اگر او اکنون دزدی کرد، برادرش هم قبلاً دزدی کرده بود!»»»)

الخرائج و الجرائح، راوندی، قطب الدین، ج 2، ص 739-738.

باب بیست و هفتم

سپس حضرت مهدی علیه السلام کمان حضرت اسماعیل علیه السلام را برایشان می‌آورد. کمانی که خداوند به حضرت اسماعیل علیه السلام عطا فرموده بود و چون حضرت اسماعیل علیه السلام بدان تیر می‌انداخت و هرچه را نشانه می‌گرفت، تیر بر آن اصابت می‌کرد. جدّ پیامبر صلی الله علیه و آله نیز امانت‌دار این کمان بوده و از آن کمان در هنگام هجوم ابرهه به خانه خدا استفاده کرده است.

حضرت مهدی علیه السلام همچنین لباس حضرت اسماعیل علیه السلام در هنگام ذبح که پارچه سفیدی بود و به عنوان کفن پوشیده بود را در جلوی دیدگان‌شان می‌گذارد و گلیم حضرت هاجر را نیز که حضرت ابراهیم علیه السلام زیر حضرت اسماعیل علیه السلام برای ذبح پهن کرده بود برایشان به نمایش در می‌آورد. در ادامه، حضرت مهدی علیه السلام پیراهن حضرت یوسف علیه السلام ، صاع و پیمانه یوسف علیه السلام و ترازوی حضرت شعیب علیه السلام را جلوی دیدگان‌شان قرار می‌دهد. حضرت شعیب علیه السلام نخستین فردی بود که میزان و ترازو را در زمان خود ساخت.

حدیث و نقل تاریخی باب بیست و هفتم:

حدیث امام صادق علیه السلام به مفضل:

(قَالَ الْمُفَضَّلُ: «يَا سَيِّدِي فَهَذَا كُلُّهُ فِي السَّفَطِ» قَالَ: «يَا مُفَضَّلُ وَ تَرِكَاتُ جَمِيعِ النَّبِيِّينَ حَتَّى عَصَاةُ آدَمَ وَ آلَةُ نُوحٍ وَ تَرِكَةُ هُودٍ وَ صَالِحٍ وَ مَجْمَعُ إِبْرَاهِيمَ وَ صَاعُ يُوسُفَ وَ مَكَائِيلُ شُعَيْبٍ وَ مِيرَاثُهُ وَ عَصَا مُوسَى وَ تَابُوتُ الَّذِي فِيهِ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ وَ دِرْعُ دَاوُدَ وَ عَصَاتُهُ وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ وَ تَاجُهُ وَ إِنْجِيلُ عِيسَى وَ مِيرَاثُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ فِي ذَلِكَ السَّفَطِ»)

(مفضل از امام صادق علیه السلام پرسید: «ای آقای من، چه چیزی در آن بقچه (نزد امام زمان علیه السلام ) است؟» امام صادق علیه السلام فرمود: «ای مفضل، به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران، حتی عصای آدم علیه السلام و آلت نجاری نوح علیه السلام و ترکه هود و صالح8و مجموعه ابراهیم علیه السلام و پیمانه یوسف علیه السلام و ترازوی شعیب علیه السلام و میراثش و عصای موسی علیه السلام و تابوتی که در اوست و بقیه آنچه از آل موسی علیه السلام و آل هارون ماند که ملائکه آن را حمل می‌کنند و زره داود علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام و

تاج او و انجیل عیسی علیه السلام و میراث تمامی انبیا نزد امام زمان علیه السلام در آن بقچه است.»)

الهدایة الکبری، خصیبی، حسین، ص 404.

نقل تاریخی:

صاع و پیمانه حضرت یوسف علیه السلام همان پیمانه پادشاه مصر است که دست حضرت یوسف علیه السلام بود. جنسش از طلااست و در حکومت آن زمان، دارای ارزش فراوانی بوده است. حضرت یوسف علیه السلام با توجه به الهامات خداوند، زمانی که برادرانش در حال برگشت از مصر بودند، پیمانه پادشاه مصر را مخفیانه در محموله بار بنیامین گذاشت تا بدین‌وسیله از بازگشت برادرش بنیامین به مصر جلوگیری کند.

باب بیست و هشتم

در ادامه، حضرت مهدی علیه السلام از تابوت سکینه (صندوق عهد) رونمایی می‌کند که نشان نبوت انبیا بوده است. همچنین عصای حضرت موسی علیه السلام ، الواح موسی علیه السلام ، سنگ موسی علیه السلام ، طشت موسی علیه السلام و مابقی ترکه و ارثیه حضرت موسی علیه السلام را در بیت‌المقدس به نمایش همگان می‌گذارد.

احادیث و نقل تاریخی و نکات باب بیست و هشتم:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می‌فرماید:

(اِنَّهُ عَلَى يَدَيِ الْمَهْدِيِّ ظَهَرَ تَابُوتُ السَّكِينَةِ مِنْ بُحَيْرَةَ طَبَرِيَّةَ، حَتَّى يُحْمَلَ فَيُوضَعَ بَيْنَ يَدَيْهِ الْبَيْتُ الْمُقَدَّسُ، فَاِذَا نَظَرَتْ اِلَيْهِ الْيَهودُ أَسْلَمْتُ إلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ)

(همانا صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست امام مهدی علیه السلام آشکار می‌شود، و آن را می‌آورند و در پیشگاه مقدس او

در بیت‌المقدس قرار می‌دهند، و چون یهودیان آن را مشاهده می‌کنند به جز اندکی، بقیه آنان ایمان می‌آورند.)

الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 71.

نکته:

در مورد مکان استخراج تابوت عهد در احادیث اختلاف است. بعضی از داخل غار انطاکیه گفته‌اند و بعضی دیگر از دریاچه طبریه ذکر کرده‌اند.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(وَ إِنَّ عِنْدِي أَلْوَاحَ مُوسَى وَ عَصَاهُ، وَ إِنَّ عِنْدِي لَخَاتَمَ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ، وَ إِنَّ عِنْدِي اَلطَّسْتَ الَّذِي كَانَ يُقَرِّبُ بِهَا مُوسَى الْقُرْبَانَ، وَ إِنَّ عِنْدِي اَلْاِسْمَ الَّذِي كَانَ إِذَا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ أَنْ يَضَعَهُ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُشْرِكِينَ لَمْ يَصِلْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِلَى الْمُسْلِمِينَ نُشَّابَةٌ)

(همانا الواح و عصای موسی علیه السلام و خاتم سلیمان علیه السلام نزد من است. طشتی که حضرت موسی علیه السلام در آن برای خدا قربانی می‌کرد، نزد من است. نامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای حفظ مسلمانان از تیرهای مشرکان، آن را میان صفوف قرار می‌داد، پیش من است.)

بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد، صفار، محمد، ص 175.

نکته:

مواریث ذکر شده در حدیث بالا، همان طور که به دست امام صادق علیه السلام رسیده است، هم اکنون در دست مبارک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ تا در زمان قیام خود برای هدایت انسان‌ها از آن استفاده کند.

نقل تاریخی:

1. «صندوق عهد» همان است که مادر موسی علیه السلام طبق الهام الهی، آن را ساخت و موسی علیه السلام را که در آن هنگام نوزاد بود، برای حفظ از گزند دژخیمان فرعون، در میان آن نهاد وبه رود نیل انداخت. آب صندوق را حرکت داد و مأموران فرعون صندوق را دیدند. آن را گرفتند و به فرعون تحویل دادند. صندوق را باز کردند و نوزادی در آن یافتند. «آسیه» همسر فرعون، باعث شد گزندی به نوزاد نرسد و او را نگهداری و تربیت کرد. از آن پس صندوق، در خانه فرعون نگهداری می‌شد. پس از هلاکت فرعون و فرعونیان، صندوق در اختیار بنی‌اسرائیل قرار گرفت. آنان احترام ویژه‌ای به صندوق پرخاطره که روزی وسیله نجات موسی علیه السلام گردید، می‌گذاشتند و آن را مقدس می‌شمردند و بی‌حرمتی به آن را گناه نابخشودنی می‌دانستند. تا آن جا که موسی علیه السلام در روزهای آخر عمر، الواح

مقدس تورات را که احکام خدا در آن نوشته شده بود، به ضمیمه زره خود و یادگارهای دیگری در آن نهاد و به وصی خود «یوشع بن نون علیه السلام » سپرد. به این ترتیب، صندوق اهمیّت بیشتری درمیان بنی‌اسرائیل پیدا کرد که به آن تبرّک می‌جستند و در جنگ‌ها آن را همراه می‌بردند. صندوق مایه آرامش و دلگرمی بنی‌اسرائیل بود و نسل به نسل از پیغمبری به پیغمبر دیگر می‌رسید و نشانه صدق پیامبران بود. یعنی اگر پیامبری از دنیا می‌رفت و صندوق در خانه شخصی پیدا می‌شد، دلیل آن بود که وی پیامبر بعدی است.

2.

الواح موسی علیه السلام دو لوحی است که در طور سیناء بر حضرت موسی علیه السلام نازل شد و ده فرمان بر آن نوشته شده بود. حضرت موسی علیه السلام پس از دیدن گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل، عصبانی شد و آن الواح را بر زمین زد. بنابر منابع اسلامی تکه‌های شکسته شده الواح در میان بنی‌اسرائیل باقی ماند و در تابوت عهد قرار داده شد.

3.

سنگ حضرت موسی علیه السلام ، همان سنگی است که وقتی موسى علیه السلام براى قوم خود به دنبال آب می‌گشت خداوند به او وحی فرمود که عصای خود را بر این سنگ بزن. پس با زدن عصا بر آن

سنگ، دوازده چشمه از آن سنگ شروع به جوشیدن کرد. به گونه‌ای که هر کدام از قبیله‌های حضرت موسی علیه السلام می‌دانستند که آبشخور آنان کدام است.

باب بیست و نهم

حضرت مهدی علیه السلام زره حضرت داود علیه السلام را برایشان نمایان می‌کند. حضرت داود اولین کسی بود که زره را ساخت و به تن کرد.

حضرت مهدی علیه السلام سپس انگشتر، تاج، منبر و عصای حضرت سلیمان علیه السلام را برایشان می‌آورد و در جلوی دیدگان آن‌ها قرار می‌دهد.

حدیث و نقل تاریخی باب بیست و نهم:

امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

(إِذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ علیه السلام ظَهَرَ بِرَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ خَاتَمِ سُلَيْمَانَ وَ حَجَرِ مُوسَى وَ عَصَاهُ)

(هنگامی که قائم علیه السلام ظهور کند همراهش پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله ، انگشتری سلیمان علیه السلام و سنگ و عصای موسی علیه السلام خواهد بود.)

الغیبة، نعمانی، محمد، ص 238.

نقل تاریخی:

1.

بر روی انگشتری سلیمان علیه السلام مهر حضرت سلیمان علیه السلام است که گویند اسم اعظم الهی بر آن نقش بسته بودو سلطنت وی بر انس و جن، وابسته به آن بود. به طوری که هرگاه آن انگشتر را در دست می‌کرد جمیعِ جنّ و انس و شیاطین و مرغان هوا و وحشیانِ صحرا نزد او حاضر می‌شدند و او را اطاعت می‌کردند و خداوند پرنده و باد و فرشتگان را مسخّرِ او می‌ساخت. این انگشتر ویژگی خاصّ دیگری نیز دارد که بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نمایان می‌شود و آن اینکه بین کافر و مؤمن نشانه ایجاد کرده و جدایی می‌اندازد.

2.

حضرت داود علیه السلام طبق وحی الهی خواست حضرت سلیمان علیه السلام را خلیفه و جانشین خود قرار دهد. هنگامی که این موضوع را به بزرگان بنی‌اسرائیل خبر داد، از این خبر ناراحت شدند و فریاد اعتراض برآوردند و به داود گفتند: «آیا جوانی را خلیفه خود قرار می‌دهی با اینکه بزرگ‌تر از او در میان ما وجود دارد؟» حضرت داود علیه السلام سران طوایف دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل را احضار کرد و به آن‌ها فرمود: «اعتراض شما به من رسید، شما

عصاهای خود را بیاورید و نام خود را روی آن عصا بنویسید، سلیمان علیه السلام نیز عصایش را می‌آورد و نامش را روی آن عصا می‌نویسد. همه این عصاها را درون اتاقی بگذارید و درِ آن را ببندید و قفل کنید و شما سران و رؤسای طوایف یک شب از این اتاق نگهبانی کنید تا کسی وارد آن نشود. فردا صبح درِ اتاق را باز کنید. عصای هر کسی که سبز شده و میوه داده باشد، صاحب آن عصا رهبر مردم بعد از من است.» سران قوم این پیشنهاد را پذیرفتند و عصاهای خود را آوردند و در میان اتاقی مخصوص قرار دادند و در آن را بستند و یک شب در آنجا نگهبانی دادند. صبح فردای آن شب، به امامت داود علیه السلام نماز خوانده شد. بعد از نماز درِ آن اتاقرا باز کردند و دیدند تنها عصای سلیمان علیه السلام سبز شده و میوه داده است. آن را به داود علیه السلام تسلیم کردند. داود علیه السلام آن را به همه نشان داد و همه این نشانه را پذیرفتند.

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 14، ص 68-67.

باب سی‌ام

با دیدن این‌همه معجزات حضرت مهدی علیه السلام ، مردم به شگفت می‌آیند و تعداد بسیار کثیری از آن‌ها به حضرت ایمان می‌آورند. ولی همچنان عده‌ای از معاندان و مخالفان حضرت که در جبهه باطل هستند نمی‌خواهند به هیچ قیمتی حقایق را بپذیرند و شروع به شایعه پراکنی می‌کنند و به همه اعلام می‌کنند که: «حضرت مهدی علیه السلام ساحری توانمند و جادوگری ماهر است که با استفاده از فنون و تکنولوژی مدرن توانسته است ندای آسمانی ایجاد کند، لشکر سفیانی را در زمین فرو بَرَد و در زمین رانش ایجاد کند، با جادوگری توانسته است با زدن سنگی بر زمین، از زمین چشمه آب بجوشاند و یا اینکه وسایلی را به عنوان اشیاء و وسایل انبیا بیاورد، و همه اینها در تکنولوژی و حیطه علم امروزی است و ما می‌توانیم مانند آن و حتی قوی‌تر از آن را ایجاد کنیم و برایتان بیاوریم!»

این افراد مدّعی، کسانی هستند که از زمان شنیده شدن ندای آسمانی تا به آن روز هر معجزه‌ای که از حضرت مهدی علیه السلام ببینند، می‌گویند که اینها سحر و جادوی مستمر و ادامه‌دار حضرت مهدی علیه السلام و شیعیان

است و ما می‌توانیم مانند آن را انجام دهیم و با پیشرفت علم و تکنولوژی انجام دادن این کارها امری محال و ناممکن نیست و همه این کارها را امام زمان علیه السلام به همراه شیعیانش با استفاده از تکنولوژی روز انجام داده‌اند و شما را فریب داده‌اند و به دروغ گفته‌اند که اینها معجزات الهی است!

در این زمان حضرت مهدی علیه السلام این جماعت مدعی را دعوت به تحدّی و مبارزه می‌کند. به این‌صورت که به آنها می‌گوید:«در روزی معین، با تمام تکنولوژی‌ها و علوم‌تان بیایید، من هم حاضر می‌شوم تا مشخص گردد کدام یک از ما بر دیگری غالب و پیروز می‌شود».

این پیشنهاد در سرتاسر دنیا رسانه‌ای می‌شود و معاندان غربی که از تکنولوژی‌های در دست خود اطمینان دارند این خبر را رسانه‌ای می‌کنند و هیجان عجیبی بر جهان غالب می‌شود و همه منتظر روز موعود می‌شوند تا آنکه جمعیت کثیری در آن روز در بیت‌المقدس جمع می‌شوند. دانشمندان غربی که با علوم روز در صحنه آماده شده‌اند، آخرین تکنولوژی‌های روز را برای مردم نمایان می‌کنند و زلزله‌ای ایجاد می‌کنند که باعث ترس همگان می‌شود. سپس صدایی آسمانی شنیده می‌شود و با استفاده از تکنولوژی‌های روز دنیا و ایجاد

تصاویر سه بعدی، صحنه‌هایی ایجاد می‌کنند که مردم آن‌ها را در چشم خود به صورت حقیقی می‌بینند و همگان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و ترس عجیبی بر مردم حاکم می‌شود. سپس تمام لوازم و اشیاء به ارث رسیده از پیامبران -که حضرت مهدی علیه السلام از آن‌ها رونمایی کرده بود- را برای مردم نمایش می‌دهند تا نشان بدهند که آنان هم می‌توانند مانند آن را ایجاد کنند. این دانشمندان، از زمین و آسمان، ابزارهای مدرن را به کار می‌گیرند و چنان صحنه‌ای ایجاد می‌کنند که همه مردم به ترس و وحشت می‌افتند و تحت تأثیر نمایش آنان قرار می‌گیرند.

در این هنگام حضرت مهدی علیه السلام که عصای موسی علیه السلام به همراه اوست، عصایش را می‌اندازد، عصایی که گویی هم اکنون از درخت چیده شده است و کاملا سبز و تازه می‌باشد. عصا تبدیل به اژدها می‌شود، اژدهایی به مراتب ترسناک‌تر و وحشتناک‌تر از صحنه‌ای که دانشمندان ایجادکرده‌اند که این اژدها دو سر دارد.یک سر آن در زمین و سر دیگر آن در آسمان است. اژدها هر سلاح و تکنولوژی که دشمن آورده است را در زمین و آسمان می‌بلعد و دروغین بودن همه آن‌ها را مشخص می‌کند و بدین‌سان حضرت مهدی علیه السلام حقانیت معجزات خود را به اثبات می‌رساند و همه مردم متحیر می‌شوند و با دیدن این

صحنه‌ها گروه‌های زیادی از مردم به حضرت ایمان می‌آورند. ولی عده‌ای، علی‌رغم مشخص شدن حق از باطل، همچنان لجاجت می‌کنند و ایمان نمی‌آورند.

احادیث باب سی‌ام:

حدیث امام صادق علیه السلام :

(«فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ أَحَدٌ إِلَّا خَضَعَ وَ ذَلَّتْ رَقَبَتُهُ لَهَا. فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ إِذَا سَمِعُوا الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ: «أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَ شِيعَتِهِ»»، قَالَ: «فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ فِي الْهَوَاءِ حَتَّى يَتَوَارَى عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ ثُمَّ يُنَادِي: «أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عُثْمَانِ بْنِ عَفَّانَ وَ شِيعَتِهِ فَإِنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ»»، قَالَ: «فَيُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ عَلَى الْحَقِّ وَ هُوَ النِّدَاءُ الْأَوَّلُ وَ يَرْتَابُ يَوْمَئِذٍ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمَرَضُ وَ اللَّهِ عَدَاوَتُنَا فَعِنْدَ ذَلِكَ يَتَبَرَّءُونَ مِنَّا وَ يَتَنَاوَلُونَّا فَيَقُولُونَ: «إِنَّ الْمُنَادِيَ الْأَوَّلَ سِحْرٌ مِنْ سِحْرِ أَهْلِ هَذَاالْبَيْتِ.»»، ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا: «سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.»»)

(«در آن روز هیچ کس در زمین باقی نمی‌ماند مگر آنکه خاضع و تسلیم حق می‌شود. پس اهل زمین با شنیدن صدای آسمانی که می‌گوید: «همانا حق با علی ابی طالب علیه السلام و شیعیان اوست.» ایمان می‌آورند.»، حضرت فرمود: «سپس در فردای آن روز شیطان به آسمان می‌رود تا از اهل زمین پنهان شود. سپس ندا می‌دهد که: «حق با عثمان بن عفان و پیروانش است. او به ناحق کشته شد. به خونخواهی او برخیزید.»»، حضرت فرمود: «پس کسانی که به ندای اول که بر حق است ایمان بیاورند، خداوند آن‌ها را ثابت قدم می‌سازد. و در آن روز آن‌ها که در دل‌هایشان بیماری است شک می‌کنند و به خدا سوگند بیماری دشمنی ماست. سپس ما را تکذیب می‌کنند و به سوی ما روی می‌آورند و می‌گویند: «اولین ندا سحری است از اهل بیت.»»، سپس حضرت این آیه را خواند: «و اگر همچنان معجزه‌ای ببینند روی برمی‌گردانند و می‌گویند: «این‌ها سحر مستمر است، (آیه 2 سوره قمر)»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص261-260.

امام صادق علیه السلام به عماره الهمدانی می‌گوید:

(أَبِي يَقُولُ هُوَ فِي كِتَابِ اللَّهِ: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ«، فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ جَمِيعاً

لِلصَّوْتِ الْأَوَّلِ، فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ اللَّعِينُ حَتَّى يَتَوَارَى مِنَ الْأَرْضِ فِي جَوِّ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُنَادِي: «أَلَا إِنَّ عُثْمَانَ قُتِلَمَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ»، فَيَرْجِعُ مَنْ أَرَادَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سُوءاً وَ يَقُولُونَ: «هَذَا سِحْرُ الشِّيعَةِ» وَ حَتَّى يَتَنَاوَلُونَا وَ يَقُولُونَ: «هُوَ مِنْ سِحْرِهِمْ» وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا: «سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»»)

(پدرم می‌گوید در کتاب خدا آمده است: «اگر بخواهیم نشانه‌ای از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم و گردن‌هایشان تسلیم آن می‌شود، (آیه 4 سوره شعراء)»، و همه اهل زمین به صدای اول (ندای آسمانی) ایمان می‌آورند. سپس فردای آن روز شیطان ملعون عروج می‌کند تا زمانی که از زمین در جو آسمان‌ها غایب شود. سپس ندا می‌دهد: «عثمان مظلومانه کشته شد. به خونخواهی او برخیزید.»، سپس کسانى که خداى تعالى و جلّ جلاله برایشان بدى مى‌خواهد بازمى‌گردند و مى‌گویند: «این سحر شیعیان است» تا اینکه رو به ما کنند و بگویند: «این جادوی آنها است.» و این گفته خداوند عزّ و جلّ است که فرمود: «و اگر معجزه‌ای ببینند روی برمی‌گردانند و می‌گویند: «این جادوی مستمر است، (آیه 2 سوره قمر)»)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 262-261.

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمود:

(كَانَتْ عَصَا مُوسَي لِادَمَ علیه السلام فَصَاوَتَ اِلَي شُعَيْبٌ ثُمَّ صَارَتِ اِلَي مُوسَي بْنَ عِمْرَانَ وَ اِنَّهَا لَعِنْدَنَا وَ اَنَّ عَهْدِي بِهَا آنِفاً، وَ هِيَ خَضْرَاءُ كَهَيْئَتِهَا حِينَ انْتُزِعَتْ مِنْ شَجَرَتِهَا، وَ اِنَّهَا لَتَنْطِقُ اِذَا اسْتُنْطِقَتْ اُعِدَّتْ لِقَائِمِنَا علیه السلام يَصْنَعُ بِهَا مَا كَانَ يَصْنَعُ مُوسَي، وَ اِنَّهَا لَتَرُوعُ وَ تَلْفِقُ مَا يَافِكُونَ وَ نَصْنَعُ مَا تُوْمِرُ بِهِ اِنَّهَاحَيْثُ اِقْبَلَتْ تَلْفِقُ مَا يَأْفِكُونَ يُفْتَحُ لَهَا شُعْبَتَانِ اِحْدَاهُمَا فِي الْاَرْضِ وَ الْاُخْرَي فِي السَّقْفِ وَ بَيْنَهُمَا اَرْبَعُونَ ذِرَاعاً تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ بِلِسَانِهَا)

(عصای موسی علیه السلام از آنِ آدم علیه السلام بود که به شعیب علیه السلام رسید و سپس به موسی بن عمران علیه السلام رسید. آن عصا نزد ماست و اندکی پیش نزدم بود. این عصا سبز است؛ همان گونه که از درختش بریده شده. هرگاه بخواهی، این عصا سخن می‌گوید و برای قائم ما علیه السلام آماده گشته است. او با آن همان کار که موسی علیه السلام می‌کرد، انجام دهد. آن عصا ترسناک و هراس‌آور است. هرچه بیاورند می‌بلعد. هر دستوری به او داده شود؛ انجام خواهد داد. وقتی حمله می‌کند، هر چه را که به نیرنگ ساخته‌اند می‌بلعد، و برایش دو شعبه باز خواهد شد که یکی در زمین و دیگری در سقف باشد، و میان آن‌ها (میان دو

فکش) چهل ذراع فاصله باشد، و نیرنگ ساخته‌ها را با زبانش می‌بلعد (چنانچه در زمان موسی علیه السلام جادوهای جادوگران را بلعید.))

الکافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 231.

باب سی و یکم

این معجزه حضرت مهدی علیه السلام نیز شکست بزرگ دیگری را بر مخالفان حضرت تحمیل می‌کند. سران کفر و معاندان که متوجه ضعف و ناتوانی خود در رویارویی مستقیم با حضرت مهدی علیه السلام می‌شوند، از طریق مقابله غیرمستقیم وارد عمل می‌شوند. این افراد توسط منافقان، شبکه‌های نفوذ را در لشکریان و طرفداران حضرت مهدی علیه السلام ایجاد می‌کنند تا بتوانند ضربه نهایی را بر حضرت وارد کنند. این شبکه‌ها شروع به شبهه‌افکنی می‌کنند و چنان فتنه‌ای ایجاد می‌کنند که تشخیص حق از باطل در آن بسیار سخت خواهد بود تا بدین وسیله بتوانند سپاه حضرت مهدی علیه السلام را از هم بپاشند و جبهه حق را شکست دهند. این فتنه بسیاری از افراد و یاران حضرت مهدی علیه السلام را در اختلاف می‌اندازد و سختی بزرگ و موقعیت بسیار خطرناکی را ایجاد می‌کند.

اختلافات در بین سپاه حضرت بالا می‌گیرد و در تشخیص حق از باطل با هم درگیر می‌شوند چنانکه راه را برای ادامه نهضت حضرت مهدی علیه السلام و یاران ایشان بسیار سخت می‌کند و ادامه این وضعیت می تواند به از هم پاشیدن سپاه حضرت بینجامد!

حضرت مهدی علیه السلام و یاران خاص ایشان در این فتنه، سخنرانی‌ها و روشنگری‌ها می‌کنند تا بتوانند این فتنه پیچیده را برای همگان تبیین کنند. در نهایت، حضرت مهدی علیه السلام ، برای وارد کردن ضربه نهایی به این شبکه‌های نفوذی و نابودی منافقان، از عصای حضرت موسی علیه السلام و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام استفاده می‌کند. حضرت مهدی علیه السلام ، عصایموسی علیه السلام را می‌اندازد و صورت اهل ایمان نورانی می‌شود؛ و انگشتر سلیمان علیه السلام را نیز بر روی افراد مظنون می‌گذارد. اگر آن فرد مؤمن باشد این کلام بر آن نقش می‌بندد: «این مؤمن حقیقی است» و اگر کافر باشد برآن نوشته می‌شود: «این کافر حقیقی است» و افراد منافق شناسایی و رسوا می‌گردند تا جایی که فرد مؤمن ندا سر می‌دهد: «ای کافر! وای برتو» و کافر ندا کند: «ای مؤمن! خوشا بر تو، دوست داشتم که امروز مثل تو بودم و به پیروزی بزرگ می‌رسیدم» و بدین‌سان افراد منافق عضو شبکه‌های نفوذی حضرت شناخته می‌شوند و سپاه حضرت پاکسازی می‌شود.

احادیث و نکته باب سی و یکم:

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از صحبت درباره دجّال فرمود:

(«يَقْتُلُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالشَّامِ عَلَى عَقَبَةٍ تُعْرَفُ بِعَقَبَةِ أَفِيقٍ لِثَلَاثِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ عَلَى يَدِ مَنْ يُصَلِّي الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ علیه السلام خَلْفَهُ أَلَا إِنَّ بَعْدَ ذَلِكَ الطَّامَّةَ الْكُبْرَى»، قُلْنَا: «وَ مَا ذَلِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟» قَالَ: «خُرُوجُ دَابَّةٍ مِنَ الْأَرْضِ مِنْ عِنْدِ الصَّفَا مَعَهَا خَاتَمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ عَصَا مُوسَى علیه السلام يَضَعُ الْخَاتَمَ عَلَى وَجْهِ كُلِّ مُؤْمِنٍ فَيَنْطَبِعُ فِيهِ: «هَذَا مُؤْمِنٌ حَقّاً»، وَ يَضَعُهُ عَلَى وَجْهِ كُلِّ كَافِرٍ فَيَنْكَتِبُ: «هَذَا كَافِرٌحَقّاً»، حَتَّى إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُنَادِي: «اَلْوَيْلُ لَكَ يَا كَافِرُ»، وَ إِنَّ الْكَافِرَ يُنَادِي: «طُوبَى لَكَ يَا مُؤْمِنُ وَدِدْتُ أَنِّي الْيَوْمَ كُنْتُ مِثْلَكَ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»»)

(«خدا می‌کشد (دجّال را) به دست کسی که عیسی علیه السلام پشت سرش نماز می‌خواند (یعنی امام زمان علیه السلام ) هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته است و بدانید که بعد از آن سختی بزرگی واقع خواهد شد.»،گفتیم:«یا امیرالمؤمنین علیه السلام آن چیست؟» فرمود:«خروج دابّه الارض (منظور امام زمان علیه السلام ) از کوه صفا که همراه او انگشتر سلیمان علیه السلام و عصای موسی علیه السلام است. آن انگشتر را بر روی هرمؤمنی

که بنهد این کلام بر آن نقش می‌بندد: «این مؤمن واقعی است» و بر روی هر کافری بنهد برآن نوشته شود: «این کافر واقعی است» تا جایی که مؤمن ندا سر می‌دهد: «ای کافر! وای برتو»، و کافر ندا کند: «ای مؤمن! خوشا برتو، دوست داشتم که امروز مثل تو بودم و به پیروزی بزرگ می‌رسیدم.»»)

کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، محمد، ج 2، ص 527.

پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله درباره ظهور امام زمان علیه السلام فرمود:

(تَخْرُجُ الدَّابَّةُ وَ مَعَهَا عَصَى مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ فَتَجْلُو وَجْهَ الْمُؤْمِنِ بِالْعَصَا وَ تَخْتِمُ اَنْفَ الْكَافِرِ بِالْخَاتَمِ)

(بیرون می‌آید در حالتی که عصای موسی علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام در دست اوست. پس به وسیله عصای موسیعلیه السلام صورت‌های اهل ایمان روشن می‌شود و به وسیله انگشترسلیمان دماغ کفّار و دشمنان حق مهر می‌شود.)

الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 100.

نکته :

«دابه الارض» در لغت به معنای «جنبنده‌ی زمینی» است، یعنی جنبنده‌ای که از زمین خارج می‌شود. این عبارت در قرآن نیز وجود دارد ولی به صورت مبهم‌گویی و سربسته بیان شده است و از اسرار قرآن است؛ لذا مفسرین برای تفسیر «دابه الارض» به احادیث رجوع کرده‌اند که مبحثی بسیار تخصصی است.

نتیجه‌ی این بحث، این است که «دابه الارض» یک مفهوم گسترده‌ای است که به همه‌ی افراد ذیل اطلاق می‌شود؛ و این افراد در زمان‌ها و مکان‌های مختلف از زمین خارج می‌شوند :

1. امام زمان علیه السلام :

احادیثی داریم که می‌گوید «دابه الارض» از کوه صفا در مکه خارج می‌شود و همراه او انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و عصای حضرت موسی علیه السلام است. احادیث دیگری نیز داریم مبنی بر اینکه، حضرت مهدی علیه السلام از مکه خروج و قیام می‌کند و یا اینکه انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و عصای حضرت موسی علیه السلام اکنون نزد حضرت مهدی علیه السلام می‌باشد. لذا بر این اساس ، امام زمان علیه السلام یکی از مصادیق «دابه الارض» است.

2. امیرالمؤمنین علیه السلام :

بعضی از احادیث، امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان «دابه الارض» معرفی می‌کند که مربوط به رجعت آن حضرت می‌باشد.

1. دیگر ائمه اطهارعلیهم السلام :

بعضی از مفسرین، بر اساس آیات و احادیث، دیگر ائمه اطهار:را نیز از مصادیق «دابه الارض» در هنگام رجعتشان می‌دانند.

بخش هفتم: دفاع در برابر بزرگترین هجوم و فتح دنیا

دفاع در برابر بزرگترین هجوم و فتح دنیا

باب سی و دوم

دشمنان و معاندان حضرت مهدی علیه السلام که در تمامی نبردهای نرم با حضرت شکست خورده‌اند، هنگامی که می‌بینند با گذشت زمان، مردم گروه گروه به حضرت ایمان می‌آورند و آنان روز به روز ضعیف‌تر می‌شوند و از تعدادشان کاسته می‌شود و بر طرفداران حضرت مهدی علیه السلام افزوده می‌شود و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، نابودی آن‌ها قطعی خواهد بود؛ لذا تنها راه بقای خود را در جنگ نظامی با حضرت مهدی علیه السلام می‌بینند و تصمیم به شکستن صلح با امام عصر علیه السلام و جنگ با ایشان می‌گیرند. در این شرایط، دشمنان حضرت، که اکثراً از یهودیان و مسیحیان غربی هستند، با هشتاد لشکر که حدود یک میلیون نفر است، برای جنگ با امام مهدی علیه السلام به راه می‌افتند و از راه زمين و دريا به سمت بیت‌المقدس حرکت می‌کنند. وقتی به ساحل

می‌رسند، فرمانروای آنها كشتى‌هايشان را به آتش مى‌كشد و به ياران خود می‌گوید: «از سرزمين و كشورتان دفاع و مبارزه كنيد.»

وقتی لشکریان به روستایی در ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف می‌رسند، جوانان اصحاب کهف به همراه سگ‌شان از خواب بیدارمی‌شوند و از غار بیرون می‌آیند. لشکریان، اصحاب کهف را می‌بینند و بعد از پرس و جو، اطمینان پیدا می‌کنند که ایشان همان اصحاب کهف هستند، لذا به آن‌ها ایمان می‌آورند و این معجزه را نشانه‌ای برای حقانیت خود و پیروزی علیه مسلمانان می‌شمارند. اصحاب کهف به آن‌ها می‌پیوندند و به سوی لشکر مسلمانان پیش می‌روند. وقتی که لشکر غربی‌ها به سپاه امام عصر علیه السلام می‌رسد، جوانان اصحاب کهف نزد حضرت مهدی علیه السلام می‌روند و با حضرت بیعت می‌کنند و میراث‌هایی که با خود دارند (میراث اصحاب کهف) را تقدیم آن حضرت می‌کنند که این موضوع باعث تحیر و عصبانیت لشکریان غربی می‌شود و مدعی می‌شوند که این فریب و سناریوی از قبل طراحی شده توسط شیعیان و حضرت مهدی علیه السلام است.

حضرت مهدی علیه السلام بعد از بیعت با اصحاب کهف، یکی از آنان به نام ملیخا را به سوی لشکریان غربی می‌فرستد تا با آن‌ها صحبت کند و با

استفاده از میراث خود، حقانیت خود را ثابت نماید و آن‌ها را به اسلام دعوت کند و از جنگ منصرف نماید. ملیخا به نزد رومیان غربی می‌رود و با آن‌ها گفتگو و مباحثه می‌کند ولی موفق نمی‌شود. سپس حضرت مهدی علیه السلام فرد دیگری از اصحاب کهف به نام خملاها را به سوی لشکریان غربی می‌فرستد تا با آن‌ها صحبت کند. خملاها نیز اطاعت کرده و با لشکر دشمن گفتگو می‌کند که در این گفتگو و مباحثه پیروز می‌شود و با میراث اصحاب کهف، حقانیت خود و همراهانش را اثبات می‌کند و سپاه دشمن را به دین اسلام دعوت می‌کند. بدین‌وسیله خملاها موفق می‌شود، تعدادی از افراد لشکر دشمن را مسلمان و به سپاه حضرت ملحق کند.

باقیمانده لشکر غربی‌ها که دوباره متحمل شکست شده‌اند و مصمم به جنگیدن با امام هستند، وارد نبرد سنگینی با امام عصر علیه السلام می‌شوند. این نبرد آنقدر بزرگ و گسترده است که کلیه جبهه‌های مقاومت و حتی شیعیان یمن و کلیه سپاهیان حضرت با آنان وارد جنگ می‌شوند. همچنین امدادهای الهی نیز به کمک آنان می‌آید و بعد از یک نبرد سخت و نفس‌گیر، یهودیان و مسیحیان غربی شکست سختی می‌خورند و بسیاری از آنان کشته می‌شوند و پیروزی بزرگ و آشکاری نصیب مسلمانان می‌شود.

احادیث باب سی و دوم:

از پيامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است كه فرمود:

(يَا عُوفُ، اُعْدُدْ سِتَّةً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ... وَ فِتْنَةٌ لاَ يَبْقَى بَيْتٌ مِنَ الْعَرَبِ إِلاَّ دَخَلَتْهُ، وَ هُدْنَةٍ وَ تَكُونَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ بَنِي الْأَصْفَرِ، ثُمَّ يَغْدِرُونَكُمْ فَيَأْتُونَكُمْ تَحْتَ ثَمَانِينَ غَايَةً تَحْتَ كُلِّ غايةٍ اِثْنَا عَشَرَ اَلْفاً)

(اى ع-وف، پيش از رستاخيز شش حادثه را متذكر باش... از جمله فتنه و آشوبى را ك-ه خ-ان-ه‌اى از ع-رب خ-الى از آن ف-ت-ن-ه ن-خ-واهد بود. حادثه بعدی صلح است، میان شما و بنی‌اصفر (غربی‌ها)، سپس با شما پيمان‌شكنى می‌کنند و با هشتاد لشكر كه هر يك متشكل از 12 هزار سرباز است به شما حمله‌ور می‌شوند.)

بشارة الاسلام في علامات المهدي علیه السلام، کاظمی، سید مصطفی، ص 54-53.

از امير مؤمنان علیه السلام روايت شده كه فرمود:

(وَ يُنَادِيَ مُنَادٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ نَاحِيَةِ الْمَشْرِقِ عِنْدَ الْفَجْرِ: «يَا أَهْلَ الْهُدَى اِجْتَمِعُوا!» وَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ الْمَغْرِبِ بَعْدَ مَا

يَغِيبُ الشَّفَقُ: «يَا أَهْلَ الْبَاطِلِ اِجْتَمِعُوا!»... وَ تَخْرُجُ دَابَّةُ الْاَرْضِ، وَ تُقْبِلُ الرُّومُ إِلَى سَاحِلِ الْبَحْرِ عِنْدَ كَهْفِ الْفِتْيَةِ ، فَيَبْعَثُ اللَّهُ الْفِتْيَةَ مِنْ كَهْفِهِمْ مَعَ كَلْبِهِمْ، مِنْهُمْ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ: مَلِيخَا وَ آخَرُ خَمْلَاهَا، وَ هُمَا الشَّاهِدَانِ الْمُسْلِمَانِ لِلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلَامُ)

(در ماه رمضان به هنگام صبح از ناحيه مشرق ندا دهنده‌اي بانگ برمي‌آورد كه: «اي اهل ايمان گرد هم آييد» و از ناحيه مغرب پس از ناپديد شدن شفق، ندا كننده‌اي ندا سر دهد: «اي اهل باطل گرد هم جمع شويد»... و حضرت مهدی علیه السلام خروج می‌کند، و روميان (غربی‌ها) به ساحل دريا نزديك غار اصحاب كهف (جهت نبرد) روي می‌آورند و خداوند آن جوانان را با سگ‌شان از غارشان برمي‌انگيزد، در بين آنان دو مرد به نام مليخا و خملاها هستند كه اين دو تسليم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 275-274.

حدیث أمیرالمؤمنین علیه السلام :

(يُفَرِّقُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ بِخُرُوجِ دَابَّةِ الْأَرْضِ، وَ تُقْبِلُ الرُّومُ إِلَی قَرْیَةٍ بِسَاحِلِ الْبَحْرِ عِنْدَ کَهْفِ الْفِتْیَةِ، وَ یَبْعَثُ اللَّهُ الْفِتْیَةَ مِنْ کَهْفِهِمْ إِلَیْهِمْ، مِنْهُمْ رَجُلٌ یُقَالُ لَهُ مَلِیخَا وَ الآخَرُ کمسلمینا وَ هُمَا

الشَّاهِدَانِ الْمُسْلِمَانِ لِلْقَائِمِ. فَیَبْعَثُ أَحَدَ الْفِتْیَةِ إِلَی الرُّومِ فَیَرْجِعُ بِغَیْرِ حَاجَةٍ وَ یَبْعَثُ بِالآخَرِ فَیَرْجِعُ بِالْفَتْحِ)

(با خروج حضرت قائم علیه السلام ، حقّ و باطل از هم جدا می‌شود، و رومیان (غربی‌ها) به سمت روستایی در ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف (جهت نبرد) رو می‌آورند، و خدا جوانان را از غارشان به سمت آنان برمی‌انگیزد. مردی از آنان به نام «ملیخا» و مرد دیگری به نام «کمسلمینا» (خملاها) هستند که دو شاهد تسلیم شونده‌ی قیام قائم علیه السلام هستند. آن حضرت یکی از اصحاب کهف را به سمت روم می‌فرستد و او نمی‌تواند کاری بکند، و فرد دیگری(خملاها) را می‌فرستد که فاتحانه برمی‌گردد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 85.

پيامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَكُونَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ بَنِي الْأَصْفَرِ الرُّومُ هُدْنَةً، فَيَغْدِرُونَ بِكُمْ فِي حَمْلِ اِمْرَأَةٍ، يَأْتُونَ فِي ثَمَانِينَ غَايَةً فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَحْتَ كُلِّ غَايَةٍ إِثْنَا عَشَرَ أَلْفاً حَتَّى يَنْزِلُوا بَيْنَ يَافاً وَ عُكّاً، فَيُحْرِقُ صَاحِبُ مَمْلِكَتِهِمْ سَفَّنَهُمْ، يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ: «قَاتِلُوا عَنْ بِلَادِكُمْ»، فَيَلْتَحِمُ الْقِتَالَ وَ يَمُدُّ الْأَجْنَادُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً حَتَّى يُمِدَّكُمْ مَنْ بِحَضْرَمَوْتَ

مِنَ الْيَمَنِ، فَيَوْمَئِذٍ يَطْعَنُ فِيهِمُ الرَّحْمَنُ بِرُمْحِهِ وَ يَضْرِبُ فِيهِمْ بِسَيْفِهِ وَ يَرْمِي فِيهِمْ بِنُبْلِهِ وَ يَكُونُ مِنْهُ فِيهِمُ الذِّبْحِ الْأَعْظَمُ)

(بين شما و زرد پوستان روم (غربی‌ها) صلحى برقرار مى‌شود كه آن‌ها به مدت باردارى زنى (بعد از 9 ماه) به شما خيانت مى‌كنند و با هشتاد لشكر از راه زمين و دريا به شما حمله‌ور مى‌شوند كه هر لشكر شامل دوازده هزار سرباز است كه بين يافا و عكا فرود مى‌آيند و فرمانرواى آن‌ها كشتى‌هايشان را به آتش مى‌كشاند و به ياران خود می‌گوید: «از سرزمين و كشورتان دفاع و مبارزه كنيد.»، آنگاه جنگ و كشتار از دو طرف آغاز مى‌شود. و سربازان و سپاهيان به كمك يكديگر مى‌شتابند. حتى كسانى كه در حضرموت يمن (شیعیان یمن) هستند به يارى شما مى‌آيند. در آن روز خداوند با نيزه و شمشير و تير خودشان به آن‌ها ضربه می‌زند و آسيب مى‌رساند (امداد الهی) و در ميان آن‌ها بزرگترين كشتار رخ خواهد داد.)

الفتن، مروزی، نعیم، ج 2، ص 505.

باب سی و سوم

با شکست یهودیان و مسیحیان غربی، آنان تسلیم امام مهدی علیه السلام می‌شوند و از ایشان امان می‌خواهند. حضرت نیز به ایشان امان می‌دهد و با عطوفت و رحمت با ایشان برخورد می‌کند. حضرت مهدی علیه السلام اجازه می‌دهد که هر کس با هر عقیده و دینی که دارد، در امنیت کامل در حکومت جهانی زندگی کند؛ ولی مانع اجرای عدالت جهانی نشود و در جامعه به کسی ظلمی روا ندارد و مخل امنیت نشود و به قوانین اجتماعی پایبند باشد. همچنین باید در ازای برخورداری از حمایت حکومت، به دولت اسلامی جزیه بدهد.

از طرفی دیگر حضرت مهدی علیه السلام به مسلمانان هم دستور می‌دهد و می‌گوید: «آنان جزو شهروندان شما هستند و حق اذیت و آزار و هرگونه تعرضی به آنان را ندارید و باید به حقوق شهروندی آنان احترام بگذارید.»

حدیث و نکات باب سی و سوم:

حدیث از امام صادق علیه السلام :

(... قُلْتُ: «فَمَا يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ عِنْدَهُ؟» قَالَ: «يُسَالِمُهُمْ كَمَا سَالَمَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ، وَ يُؤَدُّونَ الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ»)

(... (ابوبصیر می‌گوید) به امام صادق علیه السلام عرض کردم: « اهل ذمّه در نظر امام مهدی علیه السلام چگونه خواهند بود؟» فرمود: «با آنان از راه مدارا و مسالمت وارد می‌شود و صلح می‌کند. همچنان که پیامبر صلی الله علیه و آله با آنان صلح کرد و در حالی که تسلیم هستند (در قبال مدارا) مأمور به پرداخت جزیه می‌شوند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 376 ؛ المزار الكبير، مشهدی، محمد، ص 135 .

ذکر دو نکته:

1. اهل ذمه، به غیرمسلمانانِ اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و صابئین و ...) می‌گویند که با مسلمانان عهد و پیمان بسته‌اند تا در کشور اسلامی و در پناه دولت اسلام در امان باشند و شرایطی را که دولت اسلامی برای آن‌ها تعیین می‌کند، می‌پذیرند. دولت اسلامی از اهل ذمه به عنوان شهروند حمایت می‌کند و هیچ مسلمانی حق تعرض به آنان را ندارد. اهل ذمه نیز متعهد می‌شوند که به دولت اسلامی جزیه بدهند و از هرآنچه که با امنیت و صلح

منافات دارد، مانند جنگ و آزار رساندن به مسلمانان، همچنین تظاهر به محرمات اسلامی و... بپرهیزند.

2. با اینکه در آخرالزمان، اسلام به صورت آیین رسمی، همه جهان را زیر لوای حکومت واحد اسلامی فراخواهد گرفت، هیچ مانعی ندارد که اقلیتی از یهود و نصارا در پناه حکومت مهدی علیه السلام زندگی کنند. چنانکه از برخی از آیات قرآن، نظیر آیه 14 سوره مائده و آیه 55 سوره آل عمران، باقی ماندن پیروان مسیحیت و یهودیت تا دامنه قیامت استفاده می‌شود.

باب سی و چهارم

امام مهدی علیه السلام که همانند پدری دلسوز برای مردم و راهنمای هدایت و نجات دهنده مردم از جهالت و بلاها است و رسالت هدایت بشر به سمت کمال و سعادت واقعی را دارد، نمایندگانی از یاران شایسته و متقی خود، به سرتاسر دنیا می‌فرستد تا بدین طریق مردم دنیا را با تنها راه سعادت بشری یعنی اسلام حقیقی آشنا کنند و بزرگترین رسالت امام عصر علیه السلام که ایجاد عدالت و امنیت جهانی و صلح بین‌المللی است، را به آنان عرضه نمایند.

حضرت مهدی علیه السلام ، قبل از فرستادن نمایندگان خود به سرتاسر دنیا، به کمک حضرت مسیح علیه السلام آن‌ها را تحت تعالیم سنگین خود قرار می‌دهد که مهمترین آن تعالیم، آموزش قضاوت بین مردم است. به طوری که آن‌ها باید با هر کس طبق کتاب خودشان قضاوت کنند و این لازمه ایجاد عدالت و امنیت و صلح بین‌المللی است. سپس حضرت مهدی علیه السلام دستی بر سر آنان می‌کشد؛ به طوری که عقل‌ها و افکار و اخلاق‌شان کامل می‌شود. همچنین امام عصر علیه السلام به آن‌ها می‌فرماید که وظایف هر یک از شما در کف دست‌تان است، پس هرگاه برایتان

جریانی پیش آمد که نمی‌دانستید باید چه کار کنید و چگونه قضاوت کنید به کف دست‌تان نگاه کنید و طبق آنچه در آن وجود دارد عمل و قضاوت کنید.

نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام ، اسلام حقیقی را به مردم عرضه می‌کنند و در مقابل، تبلیغ عقاید برای مردم آزاد است و هیچ‌گونه اجباری در پذیرش اسلام نیست. ولی هیچ کدام از این عقایداز لحاظ منطقی تاب مقاومت در برابر عقاید نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام را ندارد که این خود دلیلی بر حقانیت مکتب راستین اسلام در برابر چشمان جهانیان است. همچنین نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام برنامه عدالت جهانی امام عصر علیه السلام را بر مردم جهان عرضه می‌کنند و هشدار می‌دهند که این خط قرمز دولت جهانی حضرت مهدی علیه السلام است و بر اساس آن کسی حق تجاوز به حقوق دیگران یا ظلم در حق کسی را ندارد و با هرگونه فعالیت علیه صلح و امنیت و عدالت برخورد می‌شود.

احادیث و نکته باب سی و چهارم:

امام رضا علیه السلام در توصیف امام می فرماید:

(اَلْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِيرُ وَ السِّرَاجُ الزَّاهِرُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ النَّجْمُ الْهَادِي

فِي غَيَاهِبِ الدُّجَى وَ أَجْوَازِ الْبُلْدَانِ وَ الْقِفَارِ وَ لُجَجِ الْبِحَارِ، اَلْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَى الظَّمَإِ وَ الدَّالُّ عَلَى الْهُدَى وَ الْمُنْجِي مِنَ الرَّدَى... اَلْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ، وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ)

(امام، ماه کامل نورانی و چراغ روشن و نور درخشان و ستاره راهنما در اعماق تاریکی‌ها و گذرگاه‌ها و بیابان‌ها و ژرفای دریاهاست. امام، آب گوارا برای تشنگان، راهنمای هدایت و نجات دهنده از بلا است... امام، انیس و دوست مردم است و همانند پدری دلسوز و برادری مهربان و مادری پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكشبه آن‌ها مهر می ورزد، امام، به منزله یک پناهگاه امن برای مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است.)

الكافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 200.

حضرت امام صادق علیه السلام مى فرمايد:

(إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بَعَثَ فِي أَقَالِيمِ الْأَرْضِ فِي كُلِّ إقْلِيمٍ رَجُلاً، يَقُولُ: «عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ، فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ مَا لَاتَفْهَمُهُ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فيهِ، فَانْظُرْ إلَى كَفِّكَ، وَاعْمَلْ بِمَا فِيهَا»)

(آن زمان كه قائم علیه السلام قيام کند در هر قسمتى از قسمت‌هاى زمين مردى را مى فرستد و مى‌فرمايد: «پيمان تو (آنچه را كه وظيفه دارى

انجام دهى) در كف دست توست. پس هر گاه جريانى برايت واقع شد كه آن را نفهميدى و ندانستى كه درباره آن چگونه قضاوت كنى، به كف دستت نگاه كن و به آنچه در آن وجود دارد قضاوت نما.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 365.

امام سجاد علیه السلام در حدیثی می‌فرماید:

(إِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيُّ مَهْدِيًّا لِأَنَّهُ يُهْدَى إِلَى أَمْرٍ خَفِيٍّ وَ يَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ كُتُبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاكِيَةَ وَ يَحْكُمُ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِالْإِنْجِيلِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقُرْآنِ بِالْقُرْآنِ)

(مهدی علیه السلام برای این مهدی علیه السلام نامیده شده که به امری پنهان هدایت می‌کند و تورات و سایر کتاب‌های (آسمانی) خدای عزّوجلّ را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد و میان اهل تورات با تورات و میان اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور و میان مسلمانان با قرآن قضاوت می‌کند.)

الغيبة، نعمانی، محمد، ص 237.

امام باقر علیه السلام فرمود:

(إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ، فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ)

(هنگامى كه قائم علیه السلام ما قيام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان مى نهد و عقل‌هاى ايشان را با آن جمع مى كند و افکارشان با او كامل مى شود.)

الکافی، کلینی، محمد، ج 1، ص 25.

نکته:

حضرت مهدی علیه السلام دست قدرت، مهربانی، نعمت و ولایت خود را بر سر بندگان قرار می‌دهد؛ و دست قدرت و عطوفت او همان دست قدرت و مهربانی خدای تعالی است.

همچنین امام باقر علیه السلام در حدیثی دیگر فرمود:

(إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَكْمَلَ بِهِ أَخْلَاقَهُمْ)

(هنگامى كه قائم علیه السلام ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مى نهد و عقل‌هاى ايشان را با آن جمع مى كند و اخلاق‌شان با آن كامل مى شود.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 336 ؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، قطب الدین، ج 2، ص 840.

باب سی و پنجم

وقتی نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام پیام‌های خود را به مردم جهان رساندند، با رسیدن اسلام حقیقی و پیام حضرت به گوش جهانیان، این پیام در دل انسان‌های خسته و مأیوس، نور امیدی می‌تاباند و انسان‌های تشنه معنویت و عدالت و خسته از پوچی و ظلم و فساد را به جنبش و تحرک وامی‌دارد تا جایی که حتی در درون کشورهای مسیحی و یهودی، گروه‌ها و جماعت‌های زیادی به صورت خودجوش شکل می‌گیرد و خود را برای کمک به امام آماده می‌کنند. در نتیجه، بسیاری از کشورها به وسیله‌ی انقلاب ملت‌های خودشان فتح می‌شوند. چرا که ملت‌ها حکومت‌های خود را که مخالف حضرت مهدی علیه السلام و حضرت مسیح علیه السلام است، سرنگون می‌سازند و حکومت‌های طرفدار آن حضرت را بر پا می‌دارند. بدین وسیله دروازه‌های پیروزی برای فتح اروپا و غرب مسیحیت به روی آن حضرت گشوده می‌شود.

با شکل گرفتن این گروه‌ها و جماعت‌ها، حکومت‌های این مناطق، هرچند هم که مصمم بر مقاومت و جنگ باشند، ناگزیر از نرمش و اقدام مسالمت آمیز خواهند بود؛ چرا که حاکم در چنین شرایطی مانند

شخص غیرمسلحی است که هیچ توان و نیرویی ندارد و تدریجاًدولت‌های کافر درمی‌یابند که آینده جهان در دست امام مهدی علیه السلام خواهد بود و این حقیقتی است که گریزی از آن نیست یا اینکه دست کم حکومت امام مهدی علیه السلام هم چون دولت بزرگی خواهد بود که جبهه‌گیری و رویارویی با او بسیار مشکل است.

وقتي حضرت مهدي علیه السلام جايي را قصد كند، دشمن پيشاپيش دچار ترس و وحشت می‌شود و توان رويارويي و ايستادگي در برابر سپاهيان حضرت را از دست مي‌دهد. وقتي لشكريان حضرت مهدی علیه السلام از جايي حركت مي‌كنند، كسي جرأت شورش ندارد. زيرا دشمن از لشكريان حضرت دچار وحشت مي‌شود. بنابراین بهترین روش دولت‌ها نزدیک شدن به حضرت مهدی علیه السلام و داشتن برخوردی محترمانه است.

با وجود چنین نرمشی از سوی دولت‌ها، حضرت مهدی علیه السلام که پیشاپیش سپاه خود صندوق عهد را حمل می‌کند، به کمک صندوق عهد شهرها را می‌گشاید و بدون درگیری، کشورها را فتح می‌کند و زمین، مانند تکه کاغذی که در دست می‌پیچد، در اختیار حضرت مهدی علیه السلام قرار می‌گیرد و این نقطه عطفی در تاریخ زندگانی بشریت است.

با قیام و فتح دنیا توسط آن حضرت، مقدمه تاریخ بشریت به اتمام می‌رسد و فصل جدیدی از زندگی حقیقی مردم در جهان آغاز می‌شود.

احادیث باب سی و پنجم:

حدیث امام صادق علیه السلام :(يُؤَيِّدُهُ بِثَلَاثَةِ أَجْنَادٍ بِالْمَلاَئِكَةِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الرُّعْبُ)

(خداوند، حضرت قائم علیه السلام را با سه لشكر ياري مي‌دهد: فرشتگان، مؤمنان و رعب (ترس انداختن در دل دشمن))

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 356.

امام صادق علیه السلام در حدیثی مي‌فرمايد:

(اَلْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ)

(قائم علیه السلام ما اهل بيت با ترس و رعب ياري مي‌شود.)

مستدرك الوسائل، نوری، حسین، ج 12، ص 335.

امام باقر علیه السلام مي‌فرمايد:

(لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ علیه السلام لَنَصَرَهُ اللَّهُ بِالْمَلَائِكَةِ... وَ الرُّعْبُ يَسِيرُ مَسِيرَةَ شَهْرٍ أَمَامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ)

(هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام قیام کرد، توسط فرشتگان یاری می‌شود... و رعب و ترس به فاصله یک ماه پیشاپیش او، پشت سر او و از راست و چپ او حرکت می‌کند.)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 234.

امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمود:

(اَلْقائِمُ مِنّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَيَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَي لَهُ الْأَرْضُ)

(مهدی علیه السلام ما با رعب و وحشتی که در دل دشمنانش افکنده می‌شود، یاری و پيروز مي‌شود. زمین چون تکه کاغذی که در دست می‌پیچد، در اختیارش قرار می‌گیرد.)

المحجة البيضاء، فیض کاشانی، محمد، ج 4، ص 341.

باب سی و ششم

حضرت مهدی علیه السلام برای تشکیل حکومت جهانی، کوفه را محل حکومت خود و مسجد جامع کوفه را محل حکم‌فرمایی خود قرار می‌هد. همچنین آن حضرت، مسجد سهله را برای زندگی خود انتخاب می‌کند و این مسجد را محل تقسیم بیت‌المال قرار می‌دهد. مسجد سهله در شرق نجف، یعنی در شهر کوفه قدیم، قرار دارد که فاصله آن تا مسجد کوفه دو کیلومتر است. محل استراحت و خلوت حضرت مهدی علیه السلام نیز در تپه‌های سفید شهر نجف است.

احادیث باب سی و ششم:

مفضّل می‌گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، عرض کردم: ای مولای من، خانه حضرت مهدی علیه السلام و محل اجتماع به دور آن کجا خواهد بود؟ امام صادق علیه السلام فرمود:

(دَارِ مُلْكِهِ الْكُوفَةُ، وَ مَجلِسُ حُكْمِهِ جَامِعُهَا، وَ بَيْتُ مَالِهِ وَ مَقْسَمُ غَنَائِمِ الْمُسْلِمِينَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ، وَ مَوْضِعُ خَلَوَاتِهِ الذَّكَوَاتُ الْبِيْضُ مِنَ الْغَرِيِّينَ)

(محل حکومت او کوفه و محل حکم‌فرمایی او مسجد جامع کوفه و محل تقسیم بیت‌المال، مسجد سهله و محل خلوت (استراحت آن حضرت)، تپه‌های سفید و درخشان نجف است.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 11.

ابو بصیر می‌گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

(«يَا بَا مُحَمَّدٍ كَأَنِّي أَرَى نُزُولَ الْقَائِمِ فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ بِأَهْلِهِ وَ عَيَالِهِ»، قُلْتُ: «يَكُونُ مَنْزِلَةُ؟» قَالَ: «نَعَمْ، هُوَ مَنْزِلُ إِدْرِيسَ علیه السلام وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ صَلَّى فِيهِ، وَ الْمُقِيمُ فِيهِ كَالْمُقِيمِ فِي فُسْطَاطِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله »)

(«ای ابا محمد، گویا من فرود آمدن قائم علیه السلام با اهل و عیالش را در مسجد سهله می‌بینم»، پرسیدم: «منزل او در مسجد سهله است؟» فرمود: «بله و آنجا منزل ادریس علیه السلام است. خدا هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر اینکه در این مسجد نماز خواند و کسی که در آن اقامت کند، مانند کسی است که در خیمه رسول خدا صلی الله علیه و آله اقامت گزیده است.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 317.

بخش هشتم: عدالت جهانی و خشنودی اهل آسمان و زمین

عدالت جهانی و خشنودی اهل آسمان و زمین

باب سی و هفتم

حضرت مهدی علیه السلام پس از فتح تمام دنیا حکومت عدالت و صلح جهانی را اجرا می‌کند. در حکومت جهانی ایشان خریداری و آزاد کردن تمام اسرا و بندگان در دستور کار قرار می‌گیرد تا جایی که هیچ فرد اسیری در دنیا باقی نمی‌ماند جز آنکه آزاد شود. همچنین دستور می‌دهد بدهکاری همه افراد بدهکار بررسی و پرداخت شود و بدین وسیله هیچ فرد بدهکاری باقی نمی‌ماند. به دستور حضرت قائم علیه السلام مظلمه و حقوق تضییع شده انسان‌ها بررسی می‌شود و به صاحبان آنان بازگردانده می‌شود. حضرت حتی خون بهای کشتگان انقلاب جهانی خود را نیز می‌پردازد و حقوق آن‌ها را تضیع نمی‌کند.

حضرت مهدی علیه السلام دستور می‌دهد که همه خرابی‌ها و ویرانی‌ها که در اثر جنگ‌ها و درگیری‌ها ایجاد شده است را از نو و به روش اسلامی

بسازند و آباد کنند تا جایی که هیچ ویرانه‌ای بر روی زمین باقی نماند.

احادیث باب سی و هفتم:

از حضرت علی علیه السلام نقل است که فرمود:

(فَلَا يَتْرُكُ عَبْداً مُسْلِماً إِلَّا اِشْتَرَاهُ وَ أَعْتَقَهُ، وَ لَا غَارِماً إِلَّا قَضَى دَيْنَهُ، وَ لَا مَظْلِمَةَ لِاَحَدٍ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَدَّهَا، وَ لَا يُقْتَلُ مِنْهُمْ عَبْدٌ إِلَّا أَدَى ثَمَنَهُ دِيَةً مُسَلَّمَةً إِلَى أَهْلِهَا، وَ لَا يُقْتَلُ قَتِيلٌ إِلَّا قَضَى عَنْهُ دَيْنَهُ وَ الْحَقَّ عَيَالُهُ فِي الْعَطَاءِ حَتَّى يَمْلَأَ الْاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ عُدْوَاناً)

(برده‌ای نمی‌ماند، مگر اینکه امام او را خریداری و آزاد می‌کند؛ و بدهکاری نمی‌ماند، جز اینکه بدهی او پرداخت می‌شود. مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی‌ماند، جز اینکه به صاحب حق بازگردانده می‌شود. کشته‌ای نمی‌ماند، مگر اینکه دیه آن را می‌پردازد؛ و مقتولی نمی‌ماند، مگر اینکه قرض او را می‌پردازد و به کسان او کمک می‌کند، تا زمین را پر از عدل و داد کند. همان‌گونه که از ظلم و ستم و تجاوز پر شده بود.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، جلد 52، ص 225-224.

از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:

(... فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا قَدْ عُمِرَ)

(... (در زمان حکومت مهدی علیه السلام ) در تمام زمین، هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند، جز اینکه آباد گردد.)

كمال الدين و تمام النعمة، صدوق، محمد، ج 1، ص 331.

باب سی و هشتم

تمام اموال دنیا از دل زمین و روی زمین، نزد حضرت مهدی علیه السلام جمع می‌شود و زمین گنج‌های خود را برای امام زمان علیه السلام خارج می‌سازد. حضرت مهدی علیه السلام به مردم می‌گوید: «بیایید به سوی مال و اموالی که به خاطر آن با هم دشمنی کردید و دوستی‌هایتان را بر هم زدید و خون‌ها ریختید و مرتکب انواع حرام‌ها و جنایت‌ها شدید.»، سپس حضرت بخششی می‌کند که هیچ کس پیش از او چنین بخششی نکرده است!

حضرت اموال را به صورت مساوی میان مردم تقسیم می‌کند و چنان ثروتی به مردم دنیا می‌رسد که تا کنون به هیچ ثروتمندی در دنیا چنین دارایی و ثروتی نرسیده است؛ حتی ثروتمندترین افراد دنیا! مردم چنان مرفه و ثروتمند می‌شوند که فقیری در زمین برای کمک یافت نمی‌شود و مسلمانان کسی را برای دادن صدقات و کمک‌های مالی پیدا نمی‌کنند. پس مال زکات را در کیسه می‌کنند و میان خانه‌های مردم می‌چرخانند و به آنان عرضه می‌کنند؛ اما آنان می‌گویند نیازی به اموال شما نداریم.

حضرت دستور می‌دهد همه جا اعلام کنند: «کسی هست که به مالی نیاز داشته باشد؟»، هیچ کس در دنیا اعلام نیاز نمی‌کند، به جز یک نفر که نزد حضرت مهدی علیه السلام می‌رود و می‌گوید که من نیازمندم! آن حضرت نیز به او می‌گوید: «نزد خزانه‌دار برو و هرچه می‌خواهی از او بگیر.» این فرد نزد خزانه‌دار می‌رود و خزانه‌دار نیز مال را به او می‌دهد. این فرد مال را می‌گیرد، در حالی که در دنیا جز او کسی متقاضی این اموال نبوده است و این موجب عذاب وجدان وی می‌شود و با خود می‌گوید: «دارایی‌هایی که به من رسیدهکمتر از بقیه مردم نبوده است، پس چرا من مال بیشتری طلب کرده‌ام؟! حتماً من جزء حریص‌ترین افراد در دنیا هستم.»، لذا از این کار خود پشیمان می‌شود و مال را برمی‌گرداند. اما حضرت مهدی علیه السلام مال را از او پس نمی‌گیرد و می‌گوید: «چیزی که بخشیدیم باز پس نمی‌گیریم.»

حضرت مهدی علیه السلام دو بار در ماه به مردم روزی می‌دهد و در هر سال دو بار به آن‌ها اموال می‌دهد و در میان مردم با حقوق برابر رفتار می‌کند.

احادیث باب سی و هشتم:

از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:

(... وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ)

(... (در زمان حکومت مهدی علیه السلام ) گنج‌ها بر او ظاهر می‌شود.)

كمال الدين و تمام النعمة، صدوق، محمد، ج 1، ص 331.

امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمود:

(وَ تُجْمَعُ إِلَيْهِ أَمْوَالُ الدُّنْيَا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا، فَيَقُولُ لِلنَّاسِ: «تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِيهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَكْتُمْ فِيهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ وَ رَكِبْتُمْ فِيهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ»، فَيُعْطِي شَيْئاً لَمْ يُعْطَهُأَحَدٌ كَانَ قَبْلَهُ وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً وَ نُوراً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ شَرّاً)

(تمام اموال دنیا از دل زمین و روی زمین، نزد او (قائم علیه السلام ) جمع می‌شود. پس به مردم می‌گوید: «بیایید به سوی آنچه (مالی که به خاطر آن) قطع رحم می‌کردید و خون حرام می‌ریختید و آنچه خداوند عزوجل حرام کرده بود، مرتکب می‌شدید.»، پس بخششی می‌کند که هیچ کس پیش از او نبخشیده بود و زمین را از عدل و داد پر می‌کند؛ همچنان که از ظلم و جور و شر پر شده بود.)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 238-237.

در حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است:

(يَتَنَعَّمُ اُمَّتِي فِي زَمَانِهِ نَعِيماً لَمْ يَتَنَعَّمُوا مِثْلَهُ قَطُّ الْبِرُّ وَ الْفَاجِرُ)

(همه امت من در زمان ظهور او چنان مرفه زندگی کنند که قبل از وی هیچ نیکوکار و یا فاسقی بدان نعمت نرسیده باشند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 78.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی فرمود:

(يَتَنَعَّمُ اُمَّتِي فِي زَمَنِ الْمَهْدِيِّ علیه السلام نِعْمَةٍ لَمْ يَتَنَعَّمُوا قَبْلَهَا)

(امت من در زمان مهدی چنان غرق در نعمت می‌شوند که چنین نعمتی هرگز پیش از آن سابقه نداشته است.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 83.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَمْلَاُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الْاَرْضِ، يَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً، فَقَالَ رَجُلٌ: «مَا صِحَاحاً؟» قَالَ: «بِالسَّوِيَّةِ بَيْنَ النَّاسِ»، وَ يَمْلَاُ اللَّهُ قُلُوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله غِناً وَ يَسَعُهُمْ عَدْلُهُ حَتَّى يَأْمُرَ مُنَادِياً يُنَادِي يَقُولُ: «مَنْ لَهُ فِي الْمَالِ حَاجَةٌ؟» فَمَا يَقُومُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَيَقُولُ: «أَنَا» فَيَقُولُ: «اِئْتِ السَّدَّانَ يَعْنِي اَلْخَازِنَ فَقُلْ لَهُ إِنَّ

الْمَهْدِيَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تُعْطِيَنِي مَالاً»، فَيَقُولُ لَهُ: «اُحْثُ»، حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ فِي حَجْرِهِ وَ أَبْرَزَهُ نَدِمَ، فَيَقُولُ: «كُنْتُ أَجْشَعَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ نَفْساً أَعْجَزَ عَمَّا وَسِعَهُم؟!»، فَيَرُدُّهُ، و لَا يَقبَلُ مِنهُ فَيُقالُ لَهُ: «إنَّا لَانَأخُذُ شَيْئاً أعْطَيْنَاهُ»)

((حضرت مهدی علیه السلام ) زمین را از قسط و عدل پر خواهد ساخت؛ همچنان که (پیش از ظهور) از ظلم و جور پر شده بود. با (ظهور) مهدی علیه السلام فرشتگان ساکن آسمان و مردم ساکن زمین از او خشنود می‌گردند. مهدی علیه السلام اموال را درست تقسیم می‌کند. مردی از حضرت پرسید: «تقسیم درست چیست؟» فرمود: «به تساوی میان مردم تقسیم می‌کند.»، پس خداوند دل‌های امت محمد صلی الله علیه و آله را از بی‌نیازی پر می‌کند و عدل مهدی علیه السلام همه مردم را فرامی‌گیرد؛ تا جایی که مهدی علیه السلام فرمان می‌دهد تا منادی جار زند: «چه کسی به مالی نیاز دارد؟»، پس از میان مردم، به جز یک نفر، کسی برنمی‌خیزد و آن یک نفر می‌گوید: «من نیاز دارم.» پس به او گفته می‌شود: «نزد خزانه‌دار برو و به او بگو به راستی که مهدی علیهالسلام به تو فرمان می‌دهد مالی به من بدهی.» خزانه‌دار می‌گوید: «بگیر» و مال را به او می‌دهد. وقتی مال به دست آن فرد می‌رسد، پشیمان می‌شود و با خودش می‌گوید: «(آیا) از جهت نفسانی، من حریص‌ترین فردِ

امت محمد صلی الله علیه و آله بودم یا اینکه از آنچه به دیگران رسیده، به من کمتر رسیده است؟!» سپس از پشیمانی مال را برمی‌گرداند. اما از او پس گرفته نمی‌شود و به او گفته می‌شود: «چیزی که بخشیدیم باز پس نمی‌گیریم.»)

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 92.

حدیث امام محمد باقر علیه السلام :

(لَا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ)

(در آن روز، مردی از شما برای صدقه و نیکیِ خود، جایی نمی‌یابد.)

الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، یزدی حائری، علی، ج 2، ص 233.

امام محمد باقر علیه السلام در حدیثی فرمود:

(إِذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ... وَ يُعْطِي النَّاسَ عَطاَيَا مَرَّتَيْنِ فِي السَّنَةِ وَ يَرْزُقُهُمْ فِي الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ وَ يُسَوِّيَ بَيْنَ النَّاسِ، حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّكَاةِ، وَ يَجِئَ أَصْحَابُ الزَّكَاةِ بِزَكَاتِهِمْ إِلَى الْمَحَاوِيجِ مِنْ شِيعَتِهِ فَلَا يَقْبَلُونَهَا فَيُصِرُّونَهَا وَ يَدُورُونَ فِي دُورِهِمْ، فَيَخْرُجُونَ إِلَيْهِمْ، فَيَقُولُونَ: «لاَ حَاجَةَ لَنَا فِي دَرَاهِمِكُمْ»،... وَ يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ

أَمْوَالُ أَهْلِ الدُّنْيَا كُلِّهَا مِنْ بَطْنِ الْاَرْضِ وَ ظَهْرِهَا، فَيُقَالُ لِلنَّاسِ: «تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِيهِ الْاَرْحَامَ وَ سَفَكْتُمْ فِيهِ الدَّمَ الْحَرَامَ وَ رَكِبْتُم فِيهِ الْمَحَارِمَ»، فَيُعْطِي عَطَاءً لَمْ يُعْطَهُ أَحَدٌ قَبْلَهُ)

(هنگامی که قائم علیه السلام آشکار شود… و در سال دو مرتبه به مردم عطا خواهد کرد؛ و در ماه دو بار روزی آن‌ها را خواهد داد؛ و در میان مردم با حقوق برابر رفتار خواهد کرد (و مردم بدان پایه از توانگری می‌رسند) که نیازمند زکات، نمی‌یابی و زکات‌داران زکات‌شان را نزد شیعیان (به ظاهر) نیازمند می‌آورند ولی (آنان به خاطر بی‌نیازی) نمی‌پذیرند. پس مالِ زکات را در کیسه می‌کنند و میان خانه‌های مردم می‌چرخانند و به آنان عرضه می‌کنند. اما آنان می‌گویند: «نیازی به اموال شما نداریم»،… تمامی اموال اهل دنیا از درون و برون زمین، نزد آن حضرت جمع می‌شود. سپس به مردم گفته می‌شود: «برای گرفتن آنچه (از مال دنیا که برای به دست آوردن آن) قطع رحم می‌کردید و خون حرام می‌ریختید و مرتکب محارم می‌شدید، بیایید.»، پس حضرت بخششی می‌کند که هیچ کس پیش از آن چنین بخششی نکرده است.)

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 391-390.

باب سی و نهم

در دولت جهانی حضرت مهدی علیه السلام چنان عدالتی برقرار می‌شود که همه اهل آسمان و زمین از آن خشنود می‌شوند. پرندگان هوا شادی می‌کنند و ماهیان دریا خوشحالی می‌کنند. تا جایی که وقتی مردم بر سر قبر مردگان خود می‌روند، به آن‌ها می‌گویند: «ای کاش امروز زنده بودید و این حکومت زیبا و لذت‌بخش را درک می‌کردید.»

احادیث باب سی و نهم:

حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

(أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِي،... فَيَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً، وَ يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الْأَرْضِ)

(شما را به مهدی علیه السلام بشارت می‌دهم، ... او زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده بود. به طوری که ساکنان آسمان و زمین از خلافت و فرمانروایی او خشنودند.)

ينابيع المودة لذو القربى، قندوزی، سلیمان، ج 3، ص 344.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فر ماید:

(فَيَخْرُجُ مِنْ مَكَّةَ، مُتَوَجِّهاً اِلَى الشَّامِ، يَفْرَحُ بِهِ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ فِي الْهَوَاءِ وَ الْحِيتَانُ فِي الْبَحْر)

(از مکه قیام می‌کند و به سوی شام حرکت می‌کند. اهل آسمان و زمین به خاطر ظهور او خوشحال می‌شوند. پرندگان هوا شادی می‌کنند و ماهیان دریا خوشحالی می‌نمایند.)

الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 142.

در حدیث است:

(وَ أَنَّهُ أَخْبَرَ بِخُرُوجِ الْمَهْدِيِّ علیه السلام وَ أَنَّهُ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَ تَطِيبُ الدُّنْيَا وَ أَهْلُهَا فِي أَيَّامِ دَوْلَتِه)

(و همانا خبر از قیام مهدی علیه السلام می‌دهد و اینکه زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ دنیا و اهل آن در دولت آن حضرت، لذت‌بخش می‌شود.)

اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، حر عاملی، محمد، ج 5، ص 234.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(وَ اللَّهِ لَيَدْخُلَنَّ عَلَيْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفِ بُيُوتِهِمْ كَمَا يُدْخَلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ)

(به خدا قسم مهدی علیه السلام ، عدالت را همچنان که سرما و گرما وارد خانه می‌شود، وارد خانه‌های مردمان کند و دادگری او همه جا را فرا بگیرد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، جلد 52، ص 362.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَآءِ وَ سَاكِنُ الْاَرْضِ... حَتَّى يَتَمَنَّى الْاَحْيَاءُ الْاَمْوَاتُ تَعِيشُ فِي ذَلِكَ)

(اهل آسمان‌ها و زمین از او راضی باشند... تا جایی که زندگان دوست دارند مردگان نیز در عصر او باشند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 104.

باب چهلم

در دولت جهانی حضرت مهدی علیه السلام ، اکثر مردم جهان، مسلمان و مؤمن می‌شوند و سرتاسر زمین پر از عدل و داد می‌شود؛ همان‌گونه که از ظلم پر شده بود. پس آسمان پی در پی برکات خود را برای آنان فرو می‌ریزد و باران‌های رحمت الهی بر روی زمین جاری می‌شود. رودخانه‌ها پر از آب می‌شود. چشمه سارها به جوشش می‌آید و زمین آنچه را که دارد، از گیاهان، بیرون می‌دهد و همه دنیا سرسبز می‌شود.

احادیث باب چهلم:

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

(وَ تُمَدُّ الْاَنْهَارُ، وَ تُفِيضُ الْعُيُونُ، وَ تُنْبِتُ الْاَرْضَ ضَعُفَ اُكُلَهَا)

(و (در زمان ظهور قائم علیه السلام ) رودخانه‌ها، پر از آب می‌شود و چشمه‌سارها به جوشش آمده، لبریز می‌گردد و زمین چند برابر محصول می‌دهد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 304.

پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیثی فرمود:

(فِي زَمَانِهِ... يُرْسِلُ السَّمَاءَ عَلَيْهِم مِدْرَاراً، وَ لَا تَدَّخِرُ الْاَرْضُ شَيْئاً مِنْ نَبَاتِهَا)

(در زمان ظهور او... آسمان باران رحمت خود را بر آنان می‌بارد، و زمین از روییدنی‌های خود چیزی فرو نمی‌گذارد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 78.

پیامبر صلی الله علیه و آله درباره زمان ظهور فرمود:

(يَتَنَعَّمُ الْاُمَّةُ وَ تَعِيشُ الْمَاشِيَةُ، وَ تُخْرِجُ الْاَرْضُ نَبَاتَهَا، وَ يُعْطِي الْمَالَ صِحَاحاً)

(مردم در رفاه و چهارپایان در آسایش باشند؛ و زمین، روییدنی‌های خود را بیرون دهد؛ و او اموال را به طور مساوی میان مردم تقسیم کند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 81.

در حدیثی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

(يَتَنَعَّمُ اُمَّتِي فِي زَمَنِ الْمَهْدِيِّ علیه السلام نِعْمَةٍ لَمْ يَتَنَعَّمُوا قَبْلَهَا قَطُّ، يُرْسَلُ السَّمَآءُ عَلَيْهِمْ مِدْرَاراً، وَ لَا تَدَعِ الْاَرْضُ شَيْئاً مِنْ نَبَاتِهَا إِلَّا أَخْرَجَتْهُ)

(امت من در زمان مهدی علیه السلام ، چنان در فراخی معیشت به سر برند که هیچ گاه پیش از آن ندیده باشند. آسمان پی در پی برکات خود را برای آنان فرو می‌ریزد؛ و زمین آنچه را که دارد از گیاهان، بیرون می‌دهد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 83.حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

(يَكُونُ فِي أُمَّتِي الْمَهْدِيُّ، يَمْلَأُهَا قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً، وَ تُمْطِرُ السَّمَاءُ مَطَراً كَعَهْدِ آدَمَ، وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا، وَ تَعِيشُ أُمَّتِي فِي زَمَانِهِ عَيْشاً لَمْ تَعِشْهُ قَبْلَ ذَلِكَ فِي زَمَانٍ قَطُّ)

(او در امت من مهدی علیه السلام خواهد بود. همه جا را از عدل و قسط پر خواهد کرد؛ همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده بود؛ و آسمان مانند زمان حضرت آدم علیه السلام باران می‌بارد؛ و زمین برکات خود را خارج می‌کند؛ و امت من در آن زمان طوری زندگی می‌کنند که قبل از آن هرگز چنین زندگی نکرده باشند و چنین خوشی ندیده باشند.)

التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، سید بن طاووس، علی، ص 322.

بخش نهم: احداث مساجد و ایجاد محله‌های مسجد محور

احداث مساجد و ایجاد محله‌های مسجد محور

باب چهل و یکم

حضرت مهدی علیه السلام ، در اولین نماز جمعه خود که در مسجد کوفه برگزار می‌شود، بر بالای منبر می‌رود و شروع به سخنرانی می‌کند. در آن زمان چنان جو معنوی و احساسی بر جمع حکمفرما می‌شود که مردم با آغاز سخنان حضرت، شروع به گریه می‌کنند و چنان می‌گریند که نمی‌فهمند حضرت چه فرمایشاتی دارد.

در نماز جمعه هفته دوم حضرت مهدی علیه السلام ، چنان جمعیتی به مسجد کوفه می‌آیند که مسجد کوفه با مساحتی بیش از یازده هزار متر مربع ، گنجایش آنان را ندارد. پس از پایان نماز جمعه، مردم خدمت حضرت مهدی علیه السلام عرض می‌کنند: «مسجد کوفه گنجایش ما را ندارد.»، حضرت می‌فرماید: «من جایی را برایتان پیدا می‌کنم.»

امام عصر علیه السلام به سوی نجف می‌رود و مسجدی را نقشه‌ریزی می‌کند که

گنجایش آن‌همه جمعیت را داشته باشد و سپس دستور ساخت آن را می‌دهد. در بزرگی این مسجد همین بس که دارای هزار در است.

حدیث باب چهل و یکم:

امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

(يَدْخُلُ الْمَهْدِيُّ الْكُوفَةَ... فَيَدْخُلُ حَتَّى يَأْتِيَ الْمِنْبَرَ وَ يَخْطُبَ، وَ لَا يَدْرِي النَّاسُ مَايَقُولُ مِنَ الْبُكَاءِ... فَاِذَا كَانَتِ الْجُمُعَةُ الثَّانِيَةُ، قَالَ النَّاسُ: «يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلصَّلَاةُ خَلْفَكَ تُضَاهِي الصَّلَاةَ خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْمَسْجِدُ لَا يَسْعُنَا» فَيَقُولُ: «أَنَا مُرتَادٌ لَكُمْ»، فَيَخرُجُ إِلَى الْغَرِيِّ فَيَخُطُّ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ يَسَعُ النَّاسَ عَلَيهِ أَصِيصٌ)

(مهدی علیه السلام وارد کوفه می‌شود... و وارد (مسجد کوفه) می‌شود، بر منبر می‌رود و سخنرانی می‌کند. مردم چنان می‌گریند که نمی‌فهمند چه می‌فرماید... و زمانی که جمعه دوم می‌شود، مردم می‌گویند: «ای فرزند پیامبر خدا، نماز پشت سر تو، مانند نماز پشت سر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و مسجد، گنجایش ما را ندارد.» او می‌فرماید: «من (جایی) را برایتان می‌جویم» و به سوی غرب (نجف) می‌رود و مسجدی را نقشه‌ریزی می‌کند که دارای هزار در است و گنجایش آن مردم را دارد.)

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 331 ؛ الغيبة، طوسي، محمد، ص 469-468.

باب چهل و دوم

یکی از برنامه‌های مهم حضرت مهدی علیه السلام ، ایجاد محله‌های مسجد محور است. برای همین منظور، ایشان دستور ساخت مساجد بسیار زیادی را می‌دهد که با توجه به توسعه اسلام و ازدیاد مسلمانان و روی آوردن آن‌ها به مساجد و معنویات، احداث مساجد با مساحت‌های بسیار زیاد در دستور کار ایشان قرار می‌گیرد.

احادیث باب چهل و دوم:

امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی فرمود:

(وَ يَسِيرُ الْمَهْدِيُّ... حَتَّي تَبْنِيَ الْمَسَاجِدُ بِالْقُسْطَنْطَنِيَّةِ وَ مَا دُونَهَا)

(حضرت مهدی علیه السلام به حرکت خود ادامه می‌دهد… تا اینکه در قسطنطنیه و نزدیک آن چندین مسجد می‌سازد.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 3، ص 119 ؛ الفتن، مروزی، نعیم، ج 1، ص 349 ؛ الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر، سید بن طاووس، علی، ص 66.

روایت امیرالمؤمنین علیه السلام :

(تُبْنَی لَهُ أَرْبَعُ مَسَاجِدَ، مَسْجِدُ الْکُوفَةِ أَصْغَرُهَا)

(چهار مسجد برای قائم علیه السلام ساخته می‌شود که مسجد کوفه (با مساحت بیش از یازده هزار متر مربع) کوچک‌ترین آن‌هاست.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 374 ؛ تهذیب الاحکام، طائفة، محمد، ج 3، ص 254.

باب چهل و سوم

حضرت مهدی علیه السلام دستور ساخت چهار مسجد با مساحت‌های بسیار زیاد در کوفه را می‌دهد و این مساجد محل تعالیم علوم مختلف قرآنی و دینی می‌شود. به طوری که امام مهدی علیه السلام با کمک حضرت عیسی علیه السلام در آن مساجد، قرآن را همان‌گونه که نازل شده است، آموزش می‌دهند؛ به طوری که تمامی علوم را از دل قرآن بیرون می‌کشند و به مردم می‌آموزند. از آنجایی که اولین علوم تا آخرین علوم در قرآن وجود دارد، بدین سان تمامی علوم را به مردم آموزش می‌دهند.

چنانچه گفته می‌شود، علم بیست و هفت حرف است. آنچه را که تمامی پیغمبران آورده‌اند دو حرف است و مردم تا آن روز بیش از آن دو حرف را نمی‌دانند؛ ولی حضرت مهدی علیه السلام تمامی علوم را تا آخرین حد آن تعلیم می‌دهد و در میان مردم منتشر می‌کند و بدین سان علوم بشر در همه زمینه‌ها کامل می‌شود.

زمانی که بسیاری از شاگردان حضرت این علوم را فراگرفتند، خودشان به تعلیم دیگر افراد می‌پردازند و در مساجد کوفه هزاران خیمه درس

آموزی برپا می‌شود و از سرتاسر جهان به آن منطقه می‌آیند تا حدی که زمین در آن مناطق بسیار گران می‌شود و چنان جمعیتی در آنجا ساکن می‌شود که شهر کوفه تا فاصله بیست و پنج کیلومتریِ خود، به شهر حیره متصل می‌شود. لذا حضرت دستور ساخت مسجدی را در حیره می‌دهد که شامل پانصد در است و دوازده امام جماعت به عنوان پیش نماز در آنجا می‌گذارد.

یکی دیگر از وظایف افراد و شاگردانِ تعلیم دیده، این است که به مناطق دیگرِ دنیا بروند و چنین جلساتی را در مساجد آن مناطقبرگزار کنند تا این علوم به مردم دنیا منتقل شود. در نتیجه‌ی این برنامه آموزشیِ حضرت، به اندازه‌ای به مردم حکمت و فهم و علم داده می‌شود که یک زن می‌تواند در خانه‌اش بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله قضاومت و رفتار کند.

احادیث باب چهل و سوم:

امام علی علیه السلام فرمود:

(کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی شِیعَتِنَا بِمَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَ قَدْ ضَرَبُوا الْفَسَاطِیطَ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ کَمَا أُنْزِلَ)

(گویا شیعیانم را می‌بینم که در مسجد کوفه خیمه‌ها زده‌اند و در آن مردم را به همان ترتیبی که قرآن نازل شده است، آموزش می‌دهند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 364.

امام صادق علیه السلام در حدیثی می‌فرماید:

(كَأَنِّي بِشِيعَةِ عَلِيٍّ فِي أَيْدِيهِمُ الْمَثَانِي يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْمُسْتَأْنَفَ)

(گویا می‌بینیم که شیعیان علی علیه السلام قرآن‌ها را در دست دارند و مردم را آموزش می‌دهند.)

الغيبة، نعماني، محمد، ص 318 ؛ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 364.

پيامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

(مَنْ أَرَادَ عِلْمَ الْأَوَّليِنَ وَ اْلآخِرينَ فَلْيُثَوِّرِ الْقُرْآنَ)

(هر که می‌خواهد به علم اول و آخر دست یابد، در قرآن كندوكاو كند.)

ميزان الحكمة، ری شهری، محمد، ج 9، ص 335.

از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:

(اَلْعِلْمِ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً، فَجَمِيعُ مَاجَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرفَانِ، فَلَمْ يَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْيَوْمَ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ، فَاِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ و الْعِشْرِينَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِي النَّاسِ، وَ ضَمَّ إِلَيْهَا الْحَرْفَيْنِ، حَتَّى يَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً)

(علم بیست و هفت حرف است. آنچه پیغمبران آورده‌اند، دو حرف است و مردم هم تا کنون بیش از آن دو حرف را ندانسته‌اند. پس موقعی که قائم علیه السلام ما قیام می‌کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون می‌آورد و آن را در میان مردم منتشر می‌سازد و آن دو حرف را هم به آن‌ها ضمیمه می‌کند تا آنکه بیست و هفت حرف خواهد شد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 336 ؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، قطب الدین، ج 2، ص 841.

روایت شده که امیرالمؤمنین علیه السلام به حیره تشریف برد و فرمود:

(«لَیَتَصِلَنَّ هَذِهِ بِهَذِهِ وَ أَوْمَی بِیَدِهِ إِلَی الْکُوفَةِ وَ الْحِیرَةِ حَتَّی یُبَاعَ الذِّرَاعُ فِیمَا بَیْنَهُمَا بِدَنَانِیرَ، وَ لَیُبْنَیَنَّ بِالْحِیرَةِ مَسْجِدٌ لَهُ خَمْسُ مِائَةِ بَابٍ یُصَلِّی فِیهِ خَلِیفَةُ الْقَائِمِ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ، لِأَنَّ مَسْجِدَ الْکُوفَةِ لَیَضِیقُ عَنْهُمْ وَ لَیُصَلِّیَنَّ فِیهِ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً

عَدْلًا.»، قُلْتُ: «يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنينَ وَ يَسَعَ مَسْجِدَ الْكُوفَةَ هَذَا الَّذِي تَصِفَ النَّاسَ يَومَئِذٍ؟!»، قَالَ: «تُبْنَی لَهُ أَرْبَعُ مَسَاجِدَ مَسْجِدُ الْکُوفَةِ أَصْغَرُهَا، وَ هَذَا وَ مَسْجِدَانِ فِی طَرَفَیِ الْکُوفَةِ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ وَ هَذَا الْجَانِبِ» وَ أَوْمَی بِیَدِهِ نَحْوَ الْبَصْرِیِّینَ وَ الْغَرِیَّیْنِ)

(«روزی برسد که کوفه به حیره وصل شود و چنان مرغوبیت پیدا می‌کند که یک زرع زمین آن به چند اشرفی فروخته می‌شود، و مسجدی در حیره بنا شود که دارای پانصد در باشد! و نماینده قائم علیه السلام در آن نماز می‌گزارد. زیرا مسجد کوفه برای آن‌ها تنگ خواهد بود. دوازده پیش‌نماز عادل در آنجا نماز می‌گزارد.»، به حضرت عرض شد: «یا امیرالمؤمنین! آیا مسجد کوفه در آن روز گنجایش این همه جمعیت را که می‌فرمایید دارد؟» حضرت فرمود: «چهار مسجد برای قائم علیه السلام ساخته می‌شود که مسجد کوفه کوچک‌ترین آن‌هاست. مسجد فعلی کوفه و دو مسجد دیگر در آن روز در این دو طرف کوفه واقع می‌شود» و با دست مبارک اشاره به نهر اهل بصره و کوفه و نجف کرد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 375-374 ؛ تهذیب الاحکام، طائفة، محمد، ج 3، ص 254-253.

امام محمدباقر علیه السلام فرمود:

(وَ تُؤْتَوْنَ الْحِكْمَةَ فِي زَمَانِهِ حَتَّى أَنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله )

(و در روزگار مهدی علیه السلام به اندازه‌ای به شما حکمت و فهم داده می‌شود که یک زن در خانه‌اش، بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت (رفتار) می‌کند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 352.

امنیت جهانی و عمرهای هزار ساله

باب چهل و چهارم

با تعلیم و تربیت مردم دنیا و کامل شدن فکر و دانش و اخلاق بشر، کینه‌ها از بین مردم رخت بر می‌بندد و آزار انسان‌ها به کسی نمی‌رسد و سرتاسر دنیا برای همه امن می‌شود و انسان‌ها از آسیب حیوانات نیز مصون می‌شوند. تا جایی که اگر زنی بخواهد با زیورآلات خود به تنهایی از شرق عالم به سمت غرب عالم برود، کسی متعرض او نمی‌شود و حیوان درنده‌ای نیز به او آسیب نمی‌رساند.

حدیث باب چهل و چهارم:

حدیثی از امام علی علیه السلام :

(لَو قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا، وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا، وَ ذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ عَنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ، وَ اِصْطَلَحَتِ [السِّبَاعُ]

وَ الْبَهَائِمُ، حَتَّى تَمْشِيَ الْمَرْأَةُ بَيْنَ الشَّامِ وَ الْعَرَاقِ لَا تَضَعُ قَدَماً إِلَّا عَلَى النَّبَاتِ، وَ عَلَى رَأْسِهَا مِكْتَلُهَا لَا يُهَيِّجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُهُ)

(هنگامی که قائم علیه السلام ما قیام کند، آسمان قطراتش را می‌ریزد و زمین گیاهان خود را می‌رویاند، و کینه از دل بندگان می‌رود و چهارپایان و درندگان در صلح خواهند بود، حتی زمانی که زنی (به تنهائی) از شام تا عراق (از شرق تا غرب) راه برود؛ در حالی که پایش را جز بر سبزه نگذارد، و بر سر او تاج و زیوری است و هیچ درنده‌ای او را مضطرب نسازد و دچار ترس و وحشت نشود.)

سرور اهل الايمان في علامات ظهور صاحب الزمان، نجفی، علی، ص 78-77 ؛ تحف العقول، حرانی، حسن، ص 115.

باب چهل و پنجم

در حکومت مهدی علیه السلام ، مردم مانند پادشاه، آسوده و در ناز و نعمت زندگی می‌کنند و در سایه کامل شدن علوم، تمامی بیماری‌ها و ضعف بشر درمان می‌شود و همه افراد توانا و نیرومند می‌شوند. سلامتی و تندرستی چنان زیاد می‌شود که مردم هزار سال عمر می‌کنند؛ و قدرت باروری چنان افزایش می‌یابد که زنان نه تنها در سنین جوانی بلکه در طول عمر هزار ساله خود نیز صاحب فرزند می‌شوند و هر سال یک فرزند از آنان متولد می‌شود و بدین ترتیب مردم صدها نسل بعد از خود را می‌بینند.

نمونه دیگر رشد علم این است که لباسی که مردم بر تن کودکان خود می‌کنند، با رشد کودک لباسش نیز بزرگ‌تر می‌شود و رنگ آن به هر رنگی که بخواهد در می‌آید.

احادیث باب چهل و پنجم:

امام باقر علیه السلام فرمود:

(مَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي، مِنْ ذِي عَاهَةٍ بَرَأَ، وَ مِنْ ذِي ضَعْفٍ قَوِيَ)

(هر کس قائم علیه السلام را درک کند، اگر به بیماری دچار باشد، شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد، توانا و نیرومند شود.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 335.

امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمود:

(إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ اَلْعَاهَةُ وَرَدَ إِلَيْهِ قُوَّتُهُ)

(هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، خداوند ناتوانی را از هر مؤمنی دور می‌کند و قوت او را بازمی‌گرداند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 364.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مورد سلطنت حضرت مهدی علیه السلام فرمود:

(وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَیَعِیشُ إِذْ ذَاکَ مُلُوکٌ نَاعِمِینَ، وَ لَا يَخْرُجُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُولَدَ لِصُلْبِهِ أَلْفُ ذَكَرٍ)

(قسم به آن خداوندی که دانه را شکافت و جان را آفرید که در آن زمان مردم پادشاه وار، آسوده و در ناز و نعمت زندگی می‌کنند، و هیچ مردی از دنیا نمی‌رود تا اینکه از صلب او هزار فرزند پسر به دنیا بیاید.)

البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج 3، ص 506 ؛ تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، عبد علی، ج 3، ص 139 ؛ تفسیر العیاشی، عیاشی، محمد، ج 2، ص 282.

امام جعفر صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:

(إِنَّ قَائِمَنَا... وَ عَاشَ الرَّجُلُ فِي زَمَانِهِ أَلْفَ سَنَةٍ، يُولَدُ لَهُ فِي كُلِّ سَنَةٍ غُلَامٌ، لَا يُولَدُ لَهُ جَارِيَةٌ، يَكْسُوهُ الثَّوْبُ فَيَطُولُ عَلَيْهِ كُلَّمَا طَالَ، وَ يَتَلَوَّنُ عَلَيْهِ أَيَّ لَوْنٍ شَاءَ)

(وقتی قائم علیه السلام قیام کند... و در آن زمان مرد هزار سال عمر می‌کند و هر سال برایش کودکی متولد می‌شود. او (فقط) از زن جوان متولد نمی‌شود (بلکه از زن سالمند و پیر نیز متولد می‌شود)، لباس بر کودک می‌پوشانند و چون او رشد می‌کند، لباسش نیز بزرگتر می‌شود و رنگ آن به هر رنگی که بخواهند در می‌آید.)

دلائل الامامة، طبری صغیر، محمد، ص 454.

بخش یازدهم: رجعت‌ها

رجعت‌ها

باب چهل و ششم

در حکومت مهدی علیه السلام ، عیسی علیه السلام با زنی از غسان ازدواج می‌کند تا اینکه چهره کسانی را که می‌گفتند او انسان نیست سیاه شود و ببینند که او چگونه می‌خورد و می‌آشامد و ازدواج می‌کند. عیسی علیه السلام پس از وزارت حکومت جهانی مهدی علیه السلام و کمک و یاری حضرت صاحب عصر علیه السلام ، پس از مدت‌ها تلاش و کوشش و فداکاری در دولت امام عصر علیه السلام ، از دنیا می‌رود و حضرت مهدی علیه السلام بر ایشان نماز می‌خواند و پس از غسل و کفن و تشییع جنازه‌ای باشکوه، ایشان را دفن می‌کند.

حدیث و نکته باب چهل و ششم:

در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:

(يَنْزِلَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ اِنْفِجَارِ الصُّبْحِ... وَ هُوَ الْوَزِيرُ الْاَيْمِنُ لِلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ حَاجِبَهُ وَ نَائِبَهُ، وَ يُبْسَطُ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْمَشْرِقِ الْأَمْنُ مِنْ كَرَامَةِ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيهِمَا... وَ يَتَزَوَّجُ عِيسَى بِاِمْرَأَةٍ مِنْ غَسَّانَ حَتَّى يَسْوَدَّ وَجْهُ مَنْ كَانَ يَقُولُ لَيْسَ مِنَ الْبَشَرِ، وَ يَرَوْهُ كَيْفَ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَنْكِحُ... وَ يَجْمَعُ الْكُتُبَ مِنْ أَنْطَاكِيَةِ حَتَّى يَحْكُمَ بَيْنَ أَهْلِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ يَحْكُمُ بَيْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ فِي تَوْرَاتِهِمْ وَ أَهْلِ الْاِنْجِيلِ فِي إِنْجِيلِهِمْ وَ أَهْلِ الزَّبُورِ فِي زَبُورِهِمْ، وَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِفُرْقَانِهِمْ... وَ الْقَصْرُ الَّذِي بَنَاهُ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ قُرْبَ مَوْتِهِ، فَيَأْخُذُ مَا بِهِمْ (بِهَا) مِنَ الْاَمْوَالِ ويَقْسِمُهَا عَلَى الْمُسْلِمِينَ. وَ يُخْرِجُ اللَّهُ التَّابُوتَ الَّذِي أَمَرَ بِهِ أَرْمِيَا أَنَّ يَرْمِيَهُ فِي بَحْرِ طَبَرِيَّة: فِيهِ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ، وَ رَضَاضَةُ اللَّوْحِ وَ عَصَا مُوسَى وَ قُبَا هَارُونَ وَ عَشَرَةَ أَوْ صَاعٌ مِنَ الْمَنِّ، وَ شَرَائِحِ السَّلْوَى اَلَّتِي إِدَّخَرُهَا (كَذَا) بَنُو إِسْرَائِيلَ لِمَنْ بَعْدَهُمْ، فَيَسْتَفْتِحُ بِالتَّابُوتِ الْمُدُنِ كَمَا اسْتَفْتَحَ بِهِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ، وَ يَنْشُرُ الْاِسْلَامَ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ الْجَنُوبِ وَ الْقِبلَةَ... ثُمَّ تَقَبَّلُ رِيحٌ بارِدَةٌ صَفْرَاءُ أَلْيَنُ مِنَ الْحَرِيرِ مِثْلُ اَلْمِسْكِ، فَيَقْبِضُ اللَّهُ بِهَا رُوحَ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ)

(عیسی بن مریم علیه السلام در سحرگاهان فرود می‌آید... او وزیرِ دست راست قائم علیه السلام و نایب اوست. امنیت را در غرب و شرق از کرامت امام زمان علیه السلام گسترش می‌دهد... عیسی علیه السلام با زنی از غسان ازدواج می‌کند تا اینکه چهره کسانی را که می‌گفتند او انسان نیست سیاه شود و ببینند که او چگونه می‌خورد و می‌آشامد و ازدواج می‌کند... او کتاب‌ها را از انطاکیهجمع آوری می‌کند تا اینکه بین اهل مشرق و مغرب داوری کند، و بین اهل تورات با تورات‌شان و اهل انجیل با انجیل‌شان و اهل زبور با مزامیرشان و اهل قرآن با قرآن‌شان داوری می‌کند... و کاخی را که حضرت سلیمان علیه السلام پیش از مرگش ساخت، آشکار می‌سازد و حضرت دارایی‌های کاخ را گرد می‌آورد و آن را میان مسلمانان تقسیم می‌کند و تابوتی را که خداوند به «ارمیا» دستور انداختن آن را در دریای طبریه داده بود، خارج می‌سازد. در آن تابوت، بقایایی است از آنچه را که خاندان موسی علیه السلام و هارون به یادگار گذاشته‌اند و تکه هایی از لوح و عصای موسی علیه السلام و جام هارون و صاع (جام پادشاه مصر که دست حضرت یوسف علیه السلام بود) و مرغ‌های بریانی که بنی‌اسراییل برای آیندگان خود ذخیره کرده‌اند. آن گاه به کمک آن تابوت، شهرها را می‌گشاید. همان‌گونه که پیش از او نیز چنین می‌کردند و اسلام در شرق، غرب، جنوب و قبله

گسترش می‌یابد... سپس باد سرد و زرد رنگی نرم‌تر از ابریشم، مانند مشک می‌آید و خداوند روح عیسی علیه السلام را با آن می‌گیرد.)

حلية الابرار في احوال محمد و آله الاطهار، بحرانی، سید هاشم، ج 5، ص 308-306 ؛ معجم احادیث المهدی علیه السلام، کورانی، علی، ج 1، ص 531-530.

نکته:

در حدیث فوق، بسیاری از کارهایی را که حضرت مسیح علیه السلام انجام می‌دهد، همان کارهایی است که در احادیث قبل به حضرت مهدی علیه السلام نسبت داده شده است و این موضوع به دلیل این است که امام عصر علیه السلام ، حضرت عیسی علیهالسلام را به عنوان وزیر و جانشین خود قرار می‌دهد و کارهایی را که انجام می‌دهد با کمک و همراهی حضرت عیسی علیه السلام است.

باب چهل و هفتم

آنگاه، زمان حادثه ای بزرگ می‌رسد. در کربلا، قبر امام حسین علیه السلام و حضرت اباالفضل علیه السلام و همچنین در نه کیلومتری کربلا در نزدیکی منطقه‌ای به نام کمالیه، زمین شکاف می‌خورد و امام حسین علیه السلام به همراه یاران شهیدش از آن خارج می‌شوند و حر بن یزید ریاحی نیز از کمالیه از زمین خارج می‌شود و به امام حسین علیه السلام و یارانش می‌پیوندد. همچنین قبر هفتاد پیامبر نیز باز می‌گردد و آن پیامبران نیز به خدمت امام حسین علیه السلام رفته و به ایشان ملحق می‌شوند.

اندک افرادِ انگشت شماری در حکومت حضرت مهدی علیه السلام ، جزو مخالفان و معاندان ایشان هستند که به واسطه نوع و ساختار دولت و حکومت حضرت مهدی علیه السلام توان ایجاد اختلال و بی‌نظمی در حکومت ایشان را ندارند. لذا رجعت امام حسین علیه السلام و یاران‌شان فرصتی بسیار مناسب برای آنان است تا شاید بتوانند بین مسمانان اختلاف و شک و شبهه بیندازند و این آخرین سنگی است که شاید به هدف بخورد! این افرادِ مخالف، بدین منظور از ظاهر بعضی از آیات قرآن مانند آیات 99 و 100 سوره مؤمنون استفاده می‌کنند و می‌گویند که طبق قرآن، پس از

مرگ، بازگشتی به دنیا نیست و این افراد که می‌بینید، امام حسین علیه السلام و یارانش نیستند؛ بلکه دجال و شیاطین هستند!

در چنین شرایطی حضرت مهدی علیه السلام به همراه امام حسین علیه السلام و یارانش شروع به روشنگری و تبیین شبهات ایجاد شده می‌کنند و رجعت در اسلام را اثبات می‌کنند و به مردم اعلام می‌کنند که امام حسین علیه السلام نه دجال است و نه شیطان، بلکهامامی است که در میان مردم است و امام بعد از حضرت مهدی علیه السلام است.

در این هنگام حضرت مهدی علیه السلام برای مردم صحنه‌ای دیگر از رجعت‌ها را به نمایش می‌گذارد که موجب روشنگری مردم می‌شود و خاتمه شبهات ایجاد شده توسط مخالفین است. امام مهدی علیه السلام به مناطق مختلف، نزد قبر مؤمنان خالص و والا مقام می‌رود و به آنان می‌گوید: «ای صاحب قبر، همانا امام تو قیام کرد، اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، ملحق شو و اگر دوست داری در کرامت پروردگارت بمانی، در قبر خود بمان!» با شنیدن این ندا، بعضی از صاحبان قبر، از قبور خود بیرون می‌آیند و صورت‌های خود را از خاک تمیز می‌کنند و حضرت را در آغوش می‌گیرند و با ایشان دیدار می‌کنند. این پیشامدها موجب مسرت و شادی بسیاری از مردم می‌شود.

سپس حضرت ولی عصر علیه السلام بر سر قبر مشرکین محض و سرسخت اسلام می‌رود که ظلم و جنایت‌های زیادی را در حق مسلمانان انجام داده‌اند، و به فرمان حضرت مهدی علیه السلام ، آن‌ها هم از قبرهای خود بیرون می‌آیند تا از آن‌ها به وسیله مؤمنان انتقام گرفته شود و قصاص‌شان کنند.

تعدادی از این افراد که برای قصاص از قبر خود برانگیخته می‌شوند، قاتلان امام حسین علیه السلام و اصحابش در صحرای کربلا هستند که دو گناه بسیار بزرگ مرتکب شده‌اند: اول اینکه در حق امام حسین علیه السلام و یارانش و اهل بیتش ظلم کرده‌اند؛ دوم اینکه مردم دنیا را از داشتن امام معصوم علیه السلام محروم کرده‌اند، لذا انتقام و قصاص ظلم‌هایشان توسط امام حسین علیه السلام و یاران و اهل بیتش گرفته می‌شود.

مؤمنانی که رجعت نموده‌اند، دو سال و نیم در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام و در بهشتِ روی زمین زندگی می‌کنند. سپس در یک شب، همگی می‌میرند و دوباره به جوار رحمت الهی و بهشت برزخی خود می‌روند.

احادیث باب چهل و هفتم:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(أوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَليٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ)

(نخستين كسى كه زمين (قبر) به روى او شكافته مى شود و به دنيا باز مى‌گردد، حسين بن على علیه السلام است.)

میزان الحکمة، ری شهری، محمد، ج 4، ص 369.

در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکره علیهم، (آیه 6 سوره اسراء: آن‌گاه شما را به روی آنها برگردانیم)» از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:

(خُرُوجِ الْحُسَيْنِ فِي الْكُرَّةِ سَبْعِينَ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِهِ الَّذِينَ قُتِلُوا مَعَهُ، عَلَيْهِمُ الْبَيْضُ الْمُذَهَّبُ لِكُلِّ بَيْضَةٍ وَ جِهَانِ الْمُؤَدِّيَ إِلَى النَّاسِ: «إِنَّ الْحُسَيْنَ قَدْ خَرَجَ فِي أَصْحَابِهِ، حَتَّى لَا يَشُكَّ فِيهِالْمُؤمِنُونَ، وَ أَنَّهُ لَيْسَ بِدَجَّالٍ وَ لَا شَيْطَانٍ، اَلْإِمَامُ الَّذِي بَيْنَ أَظْهُرِ النَّاسِ يَوْمَئِذٍ»)

(مقصود آیه، زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد نفر از اصحابش که با او کشته شده‌اند در عصر امام زمان علیه السلام است؛ در حالی

که کلاه‌خودهای طلایی بر سر دارند. به مردم اطلاع می‌دهند که: «همانا حسین علیه السلام و یارانش رجعت کرده و زنده شده‌اند، تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند و حسین علیه السلام نه دجال است و نه شیطان، بلکه امامی است که در میان مردم است.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 56 ؛ معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 5، ص 219-218 ؛ تفسیر العیاشی، عیاشی، محمد، ج 2، ص 281.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(وَ يُقبِلُ الْحُسَيْنُ فِي أَصْحَابِهِ اَلَّذِينَ قُتِلُوا مَعَهُ، وَ مَعَهُ سَبْعُونَ نَبِيّاً، كَمَا بُعِثُوا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ)

(هنگامی که امام حسین علیه السلام همراه یاران شهیدش رجعت می‌کنند، تعداد هفتاد پیامبر نیز با او رجعت می‌کنند؛ همچنان که با موسی بن عمران علیه السلام هفتاد پیامبر همراه بودند.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 4، ص 89.

مفضل بن عمر می‌گوید:

(ذَكَرْنَا الْقَائِمَ علیه السلام وَ مَنْ مَاتَ مِنْ أَصْحَابِنَا يَنْتَظِرُهُ، فَقَالَ لَنَا أبوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام : «إِذَا قَامَ أُتِيَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ فَيُقَالُ لَهُ: «يَا هَذَا

إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صَاحِبُكَ! فَاِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ، وَ إِنْ تَشَأْ أَنْ تُقِيمَ فِي كَرامَةِ رَبِّكَ فَأَقِمْ»»)

(قائم علیه السلام و شیعیانی از دوستان‌مان را که منتظر او بودند و مردند را یاد نمودیم. پس امام صادق علیه السلام به ما فرمود: «وقتی قائم علیه السلام قیام کند، به نزد مؤمن در قبرش می‌رود و به او می‌گوید: «ای صاحب قبر همانا امام تو قیام نمود، اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، ملحق شو و اگر دوست داری در کرامت پروردگارت بمانی، در قبر خود بمان!»»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 92-91 ؛ الغيبة، طوسی، محمد، ص 459.

امام کاظم علیه السلام در حدیثی فرمود:

(لَتَرْجِعُنَّ نُفُوسُ ذَهَبَتْ، وَ لَيَقْتَصُّ يَومَ يَقُومُ أَو مَنْ عُذِّبَ يُقْتَصُّ بِعَذَابِهِ، وَ مَنْ أُغِيظَ أَغَاظَ بِغَيْظِهِ، وَ مَنْ قُتِلَ اقْتُصَّ بِقَتْلِهِ، وَ يُرَدُّ لَهُمْ أَعْدَاوَهُمْ مَعَهُمْ حَتَّي يَأْخُذُوا بِثَارِهِمْ، ثُمَّ يَعْمُرُونَ بَعْدَهُمْ ثَلَاثِينَ شَهْراً، ثُمَّ يَمُوتُونَ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ)

(حتماً عده‌ای پس از مرگ رجعت کنند (زنده شوند)؛ و قطعاً هر که کسی را عذاب کرده باشد، در مقابلش قصاص و عذابش کنند. و هر که از دیگری خشمگین شده باشد، وی را خشمگین کنند. و هر که

کشته شده باشد، قاتلش را قصاص کند، و ستمگران زنده شوند تا مظلومان از آن‌ها خونخواهی کنند، سپس سی ماه پس از آنان زندگی کنند، سپس در یک شب همه بمیرند.)

مختصر بصائر الدرجات، حلی، حسن، ص 118.

امام صادق علیه السلام در روایتی فرمود:

(إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتِ بِعَامَّةٍ، وَ هِيَ خَاصَّةٌ لَا يَرجِعُ إلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَا أوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضًا)

(رجعت، همگانى نيست بلكه خاص است و فقط كسانى به دنيا باز مى‌گردند كه مؤمن خالص يا مشرك محض باشند.)

میزان الحکمة، ری شهری، محمد، ج 4، ص 371.

باب چهل و هشتم

وقتی مردم این رجعت‌ها را مشاهده کردند و به حقانیت رجعت یقین کردند، و زمانی که همه مؤمنان، امام حسین علیه السلام را شناختند و تأیید کردند که او حسین علیه السلام ، امام عصرِ بعد از مهدی علیه السلام است که بین مردم ظاهر شده است، آنگاه حضرت مهدی علیه السلام مهر سلطنت را به همراه زمام امور جامعه به امام حسین علیه السلام تقدیم می‌کند و بعد رحلت می‌کند. امام حسین علیه السلام ، حضرت مهدی علیه السلام را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و دفن می‌نماید.

امام حسین علیه السلام نیز آنقدر حکومت می‌کند و چنان عمر می‌کند که از کهولت سن، ابروانش بر روی چشمانش می‌افتد. سپس امام علی علیه السلام رجعت می‌کند و از قبر خود بیرون می‌آید. امام حسین علیه السلام نیز حکومت و سلطنت را به امیرمؤمنان علیه السلام می‌دهد و خود از دنیا می‌رود.

احادیث باب چهل و هشتم:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(وَ يُقْبِلُ الْحُسَيْنُ فِي أَصْحَابِهِ اَلَّذِينَ قُتِلُوا مَعَهُ، وَ مَعَهُ سَبْعُونَ نَبِيّاً، كَمَا بُعِثُوا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ، فَيَدْفَعُ إِلَيْهِ الْقَائِمُ الْخَاتَمَ، فَيَكُونُ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ هُوَ الَّذِي يَلِي غَسَلَهُ وَ كَفَنَهُ وَ حُنُوطَهُ، وَ يُوارِي بِهِ (وَ يُوارِيهِ) فِي حُفْرَتِهِ)

(هنگامی که امام حسین علیه السلام همراه یاران شهیدش رجعت می‌کنند، تعداد هفتاد پیامبر نیز با او رجعت می‌کنند؛ همچنان که با موسی بن عمران علیه السلام هفتاد پیامبر همراه بودند. قائم علیه السلام به او مهر سلطنت را می‌دهد (و رحلت می‌کند) و حسین علیه السلام او را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و در قبر گذاشته و دفن می‌نماید.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 4، ص 89.

امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

(اِنَّ اَوَّلَ مَنْ يَرْجِعُ لِجَارُكُمْ اَلْحُسَيْنُ علیه السلام ، فَيَمْلِكُ حَتَّى تَقَعَ حَاجِبَاهُ عَلَى عَيْنَيْهِ مِنَ الْكِبَرِ)

(همانا اولین کسی که رجعت می‌کند و برمی‌گردد حسین علیه السلام است و آنقدر حکومت می‌کند تا از کهولت سن، ابروهایش بر روی چشمانش بیفتد.)

مختصر بصائر الدّرجات، حلی، حسن، ص 117.

امام صادق علیه السلام در حدیثی می‌فرماید:

(أَوَّلُ مَنْ يَرْجِعُ إلَى الدُّنْيَا، اَلْحُسَيْنُ ابْنُ عَليٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَيُمَلَّكُ حَتَّى يَسْقُطَ حَاجِبَاهُ عَلَى عَيْنَيْهِ مِنَ الْكِبَرِ)

(اولین کسی که به دنیا بازمی‌گردد، امام حسین علیه السلام است. پس آنقدر حکومت می‌کند که از کهولت سن، ابروهایش بر روی چشمانش می‌ریزد.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 5، ص 329 ؛ میزان الحکمة، ری شهری، محمد، ج 4، ص 369.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:

(... فَإِذَا اسْتَقَرَّ عِنْدَ الْمُؤْمِنِ أَنَّهُ الْحُسَيْنُ لَا يَشُكُّونَ فِيهِ، وَ بَلَغَ عَنِ الْحُسَيْنِ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ بَيْنَ أَظْهَرَ النَّاسِ، وَ صَدَّقَهُ الْمُؤْمِنُونَ بِذَلِكَ، جَاءَ الْحُجَّةَ الْمَوْتُ فَيَكوُنُ الَّذِي غَسَلَهُ، وَ كَفَنَهُ و حَنَطَهُ وَ إِيلَاجِهِ فِي حُفْرَتِهِ الْحُسَيْنُ ... ثُمَّ يَمْلِكُهُمُ الْحُسَيْنُ حَتَّى يَقَعُ حَاجِبَاهُ عَلَىَّ عَيْنَيْهِ)

(... هنگامی که همه مؤمنان، امام حسین علیه السلام را شناختند و تأیید کردند که او حسین علیه السلام ، امام عصرِ بعد از مهدی علیه السلام است که بین مردم ظاهر شده است؛ آنگاه رحلت حضرت مهدی علیه السلام فرا خواهد

رسید و امام حسین علیه السلام وی را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و دفن می‌نماید... سپس حسین علیه السلام به قدری حکومت می‌کند که از کثرت سن، ابروهایش روی چشمانش می‌ریزد.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 51، ص 56 ؛ معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 5، ص 219-218 ؛ تفسیر العیاشی، عیاشی، محمد، ج 2، ص 281.

امام صادق علیه السلام در تأویل آیات شریفه 6 و 7 سوره نازعات: «یوم ترجف الراجفه تتبعها الرادفه، (آن روز که لرزنده بلرزد، و از پی آن لرزه‌ای دگر افتد)» فرمود:

(اَلرَّاجِفَةُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَليٍّ علیه السلام ، وَ الرَّادِفَةُ عَليِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام ، وَ أَوَّلُ مَنْ يَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ التُّرَابَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍ...)

(«راجفه» یعنی شخصی که با حرکت سریع و اضطراب برمی‌خیزد، حسین بن علی علیه السلام است؛ و «رادفه» یعنی کسی که از پی او می‌آید، علی بن ابی طالب علیه السلام است. نخستین کسی که در رجعت از قبر بیرون می‌آید و خاک از سر و روی خود می‌تکاند، حسین بن علی علیه السلام است...)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 106.

باب چهل و نهم

با به حکومت رسیدن امام علی علیه السلام ، نیکوکارترین و بدکارترین افراد زمان ایشان نیز رجعت می‌کنند و افراد بدکار قصاص شده و به سزای اعمال خود می‌رسند. امام علی علیه السلام چهل و چهار هزار سال حکومت می‌نمایند که در این مدت، تمامی پیامبران، گروه گروه و با فاصله زمانی و پشت سر هم رجعت می‌کنند و در حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به ایشان یاری می‌رسانند. همچنین بهترین و بدترین افراد زمان هرکدام از پیامبران نیز رجعت می‌کنند تا بهترین افراد در این حکومت زیبازندگی کنند و بدترین افراد محاکمه شوند و به سزای اعمال بد خود برسند.

سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رجعت می‌کند و حضرت علی علیه السلام حکومت را به ایشان می‌سپرد و خود رحلت می‌کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، حضرت علی علیه السلام را غسل می‌دهد و کفن و دفن می‌نماید. سپس حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز پنجاه هزار سال حکومت می‌کند.

احادیث باب چهل و نهم:

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(مَا مِنْ إِمَامٍ إِلَّا وَ يَكُرُّ فِي قَرْنِهِ، وَ يَكُرُّ مَعَهُ الْبَرُّ وَ الْفَاجِرُ فِي دَهْرِهِ، حَتَّى يَمِيزُ الْمُؤْمِنَ مِنَ الْكَافِرِ)

(هیچ امامی نیست، مگر اینکه در زمان خاص خودش رجعت می‌کند، و با او نیکوکاران و بدکاران زمانش نیز رجعت می‌کنند تا افراد مؤمن از کافر مشخص و جدا شوند.)

الايقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، حر عاملی، محمد، ص 362-361.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل گردید:

(مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً مِنْ لَدُنْ آدَمَ فَهَلُمَّ جَرّاً إِلَّا وَ يَرْجِعُ اِلَى الدُّنْيَا وَ يَنْصُرُ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ علیه السلام )

(خداوند از زمان پیدایش آدم علیه السلام تاکنون پیامبری نفرستاده است، مگر اینکه آنان را به دنیا بازمی‌گرداند تا امیرالمؤمنین علیه السلام را یاری نمایند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 61 ؛ الشیعة و الرجعة، طبسی، محمد رضا، ج 2، ص 92.

احمد بن عقبه از پدرش روایت می‌کند که از حضرت صادق علیه السلام پرسید:

(«عَنِ الرَّجْعَةِ أَحَقُّ هِيَ؟» قَالَ: «نَعَمْ» فَقِيلَ لَهُ: «مَنْ أَوَّلُ مَنْ يَخْرُجُ؟» قَالَ: «اَلْحُسَيْنُ يَخْرُجُ عَلَى أَثَرِ الْقَائِمِ علیه السلام »، قُلْتُ: «وَ مَعَهُ النَّاسُ كُلُّهُمْ؟» قَالَ: «لَا، بَلْ كَمَا ذَكَرَ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ: «يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً» قَوْمٌ بَعْدَ قَوْم.»)

(«آیا رجعت صحیح است؟» فرمود: «آری.» پرسید: «نخستین کسی که می‌آید کیست؟» فرمود: «حسین علیه السلام است که بعد از ظهور قائم علیه السلام می‌آید.» عرض کردم: «آیا همه مردم با او هستند؟» فرمود: «نه، بلکه چنان است که خدا می‌فرماید: «روزی که در صور دمیده شود و گروه گروه بیایید، (آیه 18 سوره نبا)» گروهی بعد از گروهی می‌آیند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 103 ؛ مختصر بصائرالدرجات، حلی، حسن، ص 165.

ابی خالد کابلی از امام سجاد علیه السلام نقل کرده است:

(فِي قَوْلِهِ: «إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ» قَالَ: «يَرْجِعُ إِلَيْكُمْ نَبِيُّكُمْ صلی الله علیه و آله »)

(امام سجاد علیه السلام در مورد آیه‌ای که می‌فرماید: «آنکه (ابلاغ) قرآن را وظیفه تو قرار داد، تو را به معاد و بازگشتگاه برمی‌گرداند، (آیه 85 سوره قصص)» فرمود: «پیامبرتان بار دیگر به سوی شما برمی‌گردد.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 56.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

(أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِيّاً سَيَرْجِعَانِ)

(همانا پیامبر علیه السلام و امیرالمؤمنین علیه السلام رجعت می‌نمایند.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 39 ؛ میزان الحکمة، ری شهری، محمد، ج 4، ص 369.

روایت امام صادق علیه السلام :

(حِينَ سُئِلَ عَنِ الْيَوْمِ الَّذِي ذَكَرَ اللَّهُ مِقْدَارَهُ فِي الْقُرْآنِ: «فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ اَلْفَ سَنَةٍ»، (قال:) «وَ هِيَ كَرَّةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَيَكُونُ مُلْكُهُ فِي كَرَّتِهِ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، وَ يَمْلِكُ أَميرُ الْمُؤمِنِينَ فِي كَرَّتِهِ أرْبَعَةً وَ أرْبَعِينَ أَلْفَ سَنَةٍ»)

(هنگامی که از او در مورد روزی که خداوند در قرآن ذکر کرده پرسیدند: «در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا می‌روند،(سوره معارج آیه 4)»، حضرت فرمود: «این در واقعبازگشت و رجعت پیغمبر صلی الله علیه و آله به دنیا است که مدت سلطنتش پنجاه هزار سال خواهد بود. و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز چهل و چهار هزار سال سلطنت می‌کند.»)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 104.

باب پنجاهم

پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تمامی امامان معصوم علیهم السلام به نوبت رجعت می‌کنند و هرکدام چندین هزار سال حکومت می‌کنند. با رجعت هرکدام از معصومین علیهم السلام ، نیکوکارترین و شقی‌ترین افرادِ زمان آن‌ها نیز رجعت می‌کنند تا افراد نیکوکار از حکومت عدل جهانی لذت ببرند و افراد بدکار و شقی، قصاص شوند و به سزای اعمال زشت‌شان برسند.

در آخرِ رجعت‌ها، نوبت به رجعت حضرت مهدی علیه السلام می‌رسد و ایشان نیز چندین هزار سال حکومت می‌کنند. و بعد از فوت حضرت مهدی علیه السلام ، دوباره رجعت معصومین علیهم السلام تکرار می‌شود و آنقدر فرمانروایی و حکومت در میان ایشان دست به دست می‌شود تا آنکه روز قیامت فرا برسد.

احادیث و نکته و دعای باب پنجاهم:

امام زین‌العابدین علیه السلام می‌فرماید:

(يَرْجِعَ إِلَيْكُمْ نَبِيُّكُمْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ الْاَئِمَةُ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ)

(پیامبرِشما صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام به سوی شما مجدداً بازمی‌گردند.)

معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، علی، ج 5، ص 327.

دعای روز دحو الارض:

(اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ (قَائِمُهُمْ) وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ، وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ. اَللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَةُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَةُ)

(خدایا! رحمت بفرست به حضرت قائم علیه السلام و جمیع پدارنش؛ و ما را جزء یاران و کسانش قرار بده؛ و در هنگام رجعت و برگشتن او ، ما را برانگیز تا اینکه جزء یاورانش باشیم. خداوندا! ما را در زمان قیام و ظهورش برسان و در ایام حکومتش حاضر نما.)

کلیات مفاتیح الجنان ، قمی، شیخ عباس، دعای دحو الارض، ص 250-249 ؛ مصباح المتهجد، طوسی، محمد، ص 670.

نکته:

در این فراز از دعای روز دحو الارض که در بالا ذکر شد، ابتدا دعا می‌کنیم که در زمان رجعت امام زمان علیه السلام ما هم رجعت کنیم. سپس از خداوند می‌خواهیم که در زمان قیام و ظهور امام زمان علیه السلام نیز

حضور داشته باشیم. لذا حضرت مهدی علیه السلام بعد از آنکه قیام کرد و حکومت عدل الهی را در دنیا ایجاد کرد، از دنیا می‌رود و دیگر امامان معصوم به نوبت، رجعت می‌کنند. سپس حضرت مهدی علیه السلام نیز با رجعتش دوباره به دنیا برخواهد گشت.

امام علی علیه السلام در حدیثی فرمود:

(وَ إِنِّي لَصَاحِبُ الْكَرَّاتِ)

(همانا من صاحب رجعت‌ها هستم.)

بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، ج 53، ص 101.

حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

(وَ لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا... ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَی يَوْمِ الْقِيَامَةِ)

(و صد البته که به وسیله آخرین فرد از آل محمد صلی الله علیه و آله ، زمین را از دشمنانم پاک خواهم ساخت و او را مالک تمام شرق و غرب زمین خواهد ساخت... سپس فرمانروایی او را ادامه خواهم داد و روزگاران را تا روز قیامت میان اولیائم دست به دست خواهم کرد.)

بحارالانور، مجلسی، محمد باقر، ج 52، ص 312.

منابع و مآخذ

1- قرآن کریم

2- بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق.

3- الغیبة، نعمانی، نشر صدوق، تهران، چاپ اول، 1397 ق.

4- الروضة من الكافي، شیخ کلینی، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1362 ش.

5- الکافی، شیخ کلینی، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

6- الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف ، یزدی حائری، موسسه الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1422 ق.

7- يوم الخلاص في ظل القائم المهدي عليه السلام، کامل سلیمان، مؤسسة دار المجتبى، قم، چاپ اول، 1427 ق.

8- الغیبة، شیخ طوسي، دار المعارف الإسلامية، قم، چاپ اول، 1411 ق.

9- فلاح السائل و نجاح المسائل، سید بن طاووس، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم، چاپ اول، 1406 ق.

10- قرب الإسناد، حمیری، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، قم، چاپ اول، 1413 ق.

11- الممهدون للمهدی علیه السلام، کورانی، الدار الإسلامية، بیروت، چاپ دوم، 1408 ق.

12- اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، شیخ حر عاملی، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1425 ق.

13- كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، متقی هندی، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1405 ق.

14- البرهان في تفسير القرآن، بحرانی، مؤسسة البعثة، قم، 1415 ق.

15- كمال الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ دوم، 1395 ق.

16- تفسیرنور الثقلین، عروسی حویزی، اسماعيليان، قم، چاپ چهارم، 1415 ق.

17- الفتن، مروزي، مكتبة التوحيد، القاهرة، چاپ اول، 1412 ق.

18- التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، سید بن طاووس، مؤسسه فرهنگی صاحب الامر عجل الله فرجه الشریف، قم، 1416 ق.

19- الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، شیخ مفید، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413 ق.

20- مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، قاری، دار الفكر، بیروت، چاپ اول، 1422 ق.

21- معجم احاديث الامام المهدي علیه السلام، کورانی، مؤسسة المعارف الاسلامية، قم، چاپ اول، 1411 ق.

22- احقاق الحق و ازهاق الباطل، مرعشی، منشورات مكتبة آية الله المرعشي العامة، قم، 1404 ق.

23- الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر عجل الله فرجه، سید بن طاووس، منشورات الرّضى، قم، چاپ پنجم، 1398 ق.

24- الفتاوى الحديثية، هیتمی، دار الفكر، بیروت، بدون سال چاپ.

25- الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم ، نباطی، المكتبة الحيدرية، نجف، 1384 ق.

26- دعائم الاسلام، مغربی، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم، چاپ دوم، 1385 ق.

27- الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، شیخ مفید، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413 ق.

28- ينابيع المودة لذو القربى، قندوزی، دار الاسوة للطباعة والنشر المطبعة، قم، 1416 ق.

29- حلية الابرار في احوال محمد و آله الاطهار، بحرانی، مؤسسة المعارف الإسلامية، قم، 1415 ق.

30- الشیعة و الرجعة، طبسی نجفی، مطبعة الآداب، نجف، 1385 ق.

31- بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله عليهم، صفار، مکتبة آیت‌الله المرعشي النجفي، قم، چاپ دوم، 1404 ق.

32- علل الشرایع، شیخ صدوق، منشورات المكتبة الحيدرية، قم- نجف، 1385 ق.

33- مجمع البيان في تفسير القرآن، شیخ طبرسی، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1415 ق.

34- الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبایی، منشورات اسماعيليان، قم، چاپ سوم، 1393 ق.

35- الهدایة الکبری، خصیبی، مؤسسة البلاغ، بیروت، 1419 ق.

36- الخرائج و الجرائح، راوندی، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، قم، چاپ اول، 1409 ق.

37- بشارة الإسلام في علامات المهدي علیه السلام، کاظمی، مؤسسة البلاغ، بیروت، 1428 ق.

38- المزار الكبير، مشهدی، مؤسسة النشر الإسلامي، قم، چاپ اول، 1419 ق.

39- مستدرك الوسائل، نوری، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، بیروت، 1408 ق.

40- المحجة البيضاء، فیض کاشانی، موسسه النشر الاسلامي، قم، چاپ چهارم، 1417 ق.

41- تهذیب الاحکام، شیخ طائفة، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1364 ش.

42- ميزان الحكمة، ری شهری، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث، قم، 1389 ش.

43- سرور اهل الايمان في علامات ظهور صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، نجفی، دلیل ما، قم، چاپ دوم، 1428 ق.

44- تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليهم، حرانی، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، چاپ دوم، 1404 ق.

45- تفسیر العيّاشي، عیاشی، المطبعة العلمية، تهران، چاپ اول، 1380 ق.

46- دلائل الامامة، طبری صغیر، مؤسسة البعثة، قم، چاپ اول، 1413 ق.

47- مختصر بصائر الدرجات، حلی، مؤسسة النشر الإسلامي، قم، 1421 ق.

48- الايقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، شیخ حر عاملی، دليل ما، قم، 1386 ش.

49- کلیات مفاتیح الجنان، قمی، انتشارات اسوه، قم، بدون سال چاپ.

50- مصباح المتهجد، شیخ طوسی، مؤسسة فقه الشيعة، بیروت، چاپ اول، 1411 ق.