آداب و زیارت از دیدگاه معصومین علیهم السلام سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت سید علی فقیه امامی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

آداب و زیارت از دیدگاه معصومین علیهم السلام

سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی فقیه امامی زید عزه

تدوین : شیخ جلال ناصحی

ناشر : نورالحیات

نوبت چاپ : اول ، پائیز 1403 شمسی

قطع : رقعی / 36 صفحه

شابک : 4- 96-5985-622-978

شمارگان : 1000 نسخه

ویراستار دیجیتالی: روح اله قاسمی

اشاره

آداب و زیارت از دیدگاه معصومین علیهم السلام

سلسله مباحث و تقریرات دروس مبحث زیارت

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی فقیه امامی زید عزه

محرم الحرام 1446 قمری

گردآورنده : شیخ جلال ناصحی

بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست

چرا زیارت؟ ... 7

زیارت از نگاه امام رضا علیه السلام علیه السلام ... 7

پیشینه و مشروعیت زیارت ... 8

محبت؛ پشتوانه زیارت ... 8

جایگاه محبت الهی ... 10

( کیمیای ) فیض (حضور) و کیمیای نظر ... 11

چرا به سید ابراهیم مجاب می گویند !؟ ... 12

کیمیای نظر امیرالمؤمنین علیه السلام علیه السلام به حضرت آیت الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی قدس سره ... 13

توجه خاص امیر المؤمنین علیه السلام علیه السلام ... 14

کیمیای نظر امام رضا علیه السلام علیه السلام به زائر پیره زن ... 14

نقش تربیتی زیارت ... 16

حد و مرز کمال ... 16

خویشاوندی معنوی فرهنگی دومین نفش تربیتی زیارت ... 18

در وداع زیارت امام رضا علیه السلام علیه السلام ... 19

توجه به خدا سومین نقش تربیتی زیارت ... 19

تقرب به خدا چهارمین نقش تربیتی زیارت ... 20

تحول روحی پنجمین نقش تربیتی زیارت ... 21

عتبه بوسی ... 22

آداب زیارت ... 23

1.در ایام سفر پرهیز از تجملات و تشریفات ... 25

اذکار هفتگانه ... 28

شعار لبیک داعی الله ... 28

2.اذن دخول ... 29

علامت اذن دخول جهت دعا این امور لازم است ... 30

گریه علامت اجابت ... 30

3.عتبه بوسی ... 31

4.غسل کردن ... 33

صدور زیارت زنان به دستور امام صادق علیه السلام علیه السلام ... 33

منابع و ماخذ ... 35

چرا زیارت؟

زیارت، تجدید عهد با امامت وادی زیارت پیش از آنکه وادی معقولات و محاسبات عقلی باشد؛ وادی دل و جذبه درون است. پیش از آنکه (عقل) محاسبه کرده و دریابد که چرا (دل) فرمان می دهد و زائر را به مزار می رساند؛ زائر اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت کیست؟؟ دیگر نمی پرسد (کجاست)؟ و به راه می افتد و همچون خضر علیه السلام به دنبال آب حیات و همچون موسی علیه السلام در پی عبد صالح روان می گردد تا برسد و بیابد و بهره گیرد و کامیاب شود .

زیارت از نگاه امام رضا علیه السلام

لِکُلَّ اِمٰامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ اَوْلِیٰائِه وَ شِیعَتِهِ وَ اِنَّ مِنْ تَمامِ الْوَفٰاءِ بِالْعَهْدِ زِیٰارَة قُبُورِهِمْ فَمَنْ زارَهُمْ رَغْبَةً فی زِیٰارَتِهمْ و تصدیقاً بِمٰا رَغِبوا فیه کانَ اَئِمَتُّهُمْ شُفَعاءَ هُمْ یَوْم القیامَةِ ؛

برای هر امامی به گردن شیعیان و هوادارانش پیمانی است از جمله وفا به این پیمان زیارت قبور آنان است. پس هر کس از روی رغبت و پذیرش آنان را زیارت کند امامان در قیامت شفیع ایشان خواهند بود .(1)

پیشینه و مشروعیت زیارت

در قرآن کریم از اصحاب کهف یاد می کند و اینکه پس از مرگ یا خواب 309 ساله به قدرت الهی دوباره زنده شدند و بار دیگر مردند پیکر آنان و غاری که در آن بودند برای مردم قداست یافته چون مظهر تجلی قدرت الهی بود . از این رو تصمیم گرفتند بر مدفن آن ها معبد و مسجدی بنا کنند.

فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدا.(2)

محبت؛ پشتوانه زیارت

در زیارت چنین است که چگونه می شود که عاشق خدا و دوستدار پیامبر و اهل بیت و محبت صالحین و صدیقین و شهدا و اولیاء الله


1) . وسائل الشیعه ، ج 5، از جلد 10 جلدی چاپ جدید، ص 44 باب 44 وجوب زیارة الحسین و الائمه علیهم السلام علی شیعتهم کفایة.

2) . سوره کهف آیه 21.

شوق دیدار خانه خدا و بیت الله و مزار و مرقد و خانه و شهر و دیار معشوق را نداشته باشد .

برای عاشق حتی خانه ای که روزی معشوق در آن ساکن بوده؛ کوچه ای که روزی دلبر از آن گذشته؛ زمینی که بر آن قدم نهاده؛ شهری که روزی در آنجا می زیسته؛ سنگی که دست محبوب به آن خورده؛ لباسیکه بر اندام او بوده؛ کفشی که در پایش بوده؛ دلربا و جاذب است. دوست داشتنی و شوق انگیز است.

شعری منصوب به مجنون که درباره لیلی گفته است :

أمُرُّ عَلَي الدِّيَارِ دِيَارِ لَيْلَي *** أُقَبِّلُ ذَا الْجِدَارَ وَذَا الْجِدَارَا

وَمَا حُبُّ الدِّيَارِ شَغَفْنَ قَلْبِي *** وَلَكِنْ حُبُّ مَنْ سَكَنَ الدِّيَارَا

یعنی : از دیار لیلی می گذرم ؛ این دیوار و آن دیوار را می بوسم؛ علاقه به دیار لیلی دلم را تسخیر نکرده است بلکه آن کسی که در آن سکونت دارد؛ مرا مفتون خود ساخته است. می بینم که جاذبه شهر به خاطر لیلی در آن است . (1)


1) . الغدیر ، ج 5 ، ص 151 .

جایگاه محبت الهی

محبت الهی؛ بزرگ ترین سرمایه ای است که سالک الی الله می تواند تحصیل کند؛ سالار شهیدان علیه السلام محروم از این سرمایه بی بدیل را گرفتار خسران و زیانکاری می داند الهی ... خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً) (1)

و چه خوش میگفت در راه حجاز***آن عرب شعری به آهنگ حجاز

کلّ من لم یعشق الوجه الحسن***قرَب الرَّحل الیه و الرّسن

یعنی آن کس را که نبود عشق یار***بهر او پالان و افساری بیار

علم نبود غیر علم عاشقی***ما بقی تلبیس ابلیس شقی

هرکه نبود مبتلای ماه رو***اسم او از لوح انسانی بشو

سینه خالی ز مهر گُلرُخان***کهنه انبانی بوَد پر استخوان

سینه گر خالی ز معشوق بود***سینه نبود کهنه صندوقی بود

دل که فارغ شد ز مهر آن نگار***سنگ استنجار شیطانش شمار

توبه غیر از علم عشق اردل نهی***سنگ استنجابه شیطان می دهی

شرم بادت زان که داری ای دغل***سنگ استنجای شیطان در بغل

لوح دل از فضله شیطان بشوی ***ای مدرس درس عشقی هم بگو (2)


1) . مفتاح الجنان ؛ دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه .

2) . کلیات شیخ بهایی، نان و حوا ، ص 5-4 .

(زیارت) زمینه ساز معرفت و محبت (دیدن) (دوست داشتن ) را به دنبال دارد و دیدار عشق می آفریند و زیارت سبب حصول معرفت می گردد .

به قول هاتف :

چشم دل باز کن که جان بینی***آنچه نادیدنی است ؛ آن بینی

گرچه به اقلیم عشق ؛ روی آری***همه آفاق ؛ گلستان بینی

آنچه بینی؛ دلت همان خواهد***آنچه خواهد دلت به همان بینی

بی سر و پا گدای آنجا را***سر به ملک جهان گران بینی

دل هر ذره را که بشکافی***آفتابیش در میان بینی

با یکی عشق ورزی از دل و جان***تا به عین الیقین عیان بینی

که یکی هست و هیچ نیست جز او ***وحده لا اله الا هو

( کیمیای ) فیض (حضور) و کیمیای نظر

مگر می شود کسی شیفته پیامبر صلی الله علیه و آله باشد ولی پیامبر صلی الله علیه و آله به او بی توجه باشد !؟ مگر می شود کسی خدا را یاد کند ولی خداوند او را یاد نکند!؟

خداوند فرموده است: مرا یاد کنید تا من هم به یاد شما باشم (فَاذْکُروُنِی اُذْکُرْکُمْ)(1)وقتی مزور در خاطر زائر باشد زائر هم در خاطر مزور است. وقتی انسان به پیامبر و امام معصوم سلام می دهد؛ جواب می شنود و آنان توجه دارند. در زیارتنامه ها در موارد متعددی چنین تعبیری وجود دارد که : أَشْهَدُ أَنَّكَ تَشْهَدُ مَقَامِي وَ تَسْمَعُ كَلَامِي وَتَرُدُّ سَلامي؛ یعنی شهادت می دهم که تو شاهد این مقام و موقعیت زیارتی من هستی و سخنم را شنیده و سلامم را پاسخ می گویی .

چرا به سید ابراهیم مجاب می گویند !؟

هنگامی که سید ابراهیم به کربلا منتقل و به حرم حسینی مشرف شد؛ خطاب به قبر مطهر امام حسین علیه السلام گفت: اَلسَّلاٰمُ عَلِیْکَ یٰا أبِی. صدایی شنید که: السلام علیک یا ولدی. لذا به مجاب؛ یعنی کسی که او را پاسخ گفته اند ملقب شد.(2)


1) . بقره / 152 .

2) . الاصیلی فی انساب الطالبین، ص 183 ؛ میراث کربلا، ص 84 ؛ ره توشه عتبات عالیات تالیف جمعی از نویسندگان.

کیمیای نظر امیرالمومنین علیه السلام به حضرت آیت الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی قدس سره

آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی (متوفای دوم جمادی الاول 1369 ه ق) به تقدس و تقوا خیلی معروف بود ایشان در مشهد ساکن بود و در مسجد گوهرشاد نماز می خواند شاید بتوان گفت نماز وی از نظر عظمت و کثرت جمعیت در ایران اوّل بود. تا آخر شبستان پر از جمعیت می شد چنین جمعیتی در هیچ جای دیگر نبود.

ایشان از نظر سنی از حضرت آیت الله بروجردی خیلی بزرگ تر بود. وقتی آیت الله بروجردی به مشهد مشرف می شود حاج شیخ علی اکبر نهاوندی امامت نماز جماعت خود را به آقای بروجردی واگذار می کند .

همۀ ائمۀ جماعات مسجد گوهرشاد به جزء یک نفر نمازهایشان را تعطیل می کنند. تمام مدتی که آقای بروجردی در مشهد بود، آقای حاج میرزا احمد کفائی که شخص اول مشهد از نظر ریاست و رئیس روحانیون آنجا بود و آقای حاج شیخ علی اکبر که شخص اول مشهد از نظر وجه مردمی و تقوا بود. در یمین و یسار آقای بروجردی به ایشان اقتدا می کردند و ملازم نماز وی بودند .

توجه خاص امیر المؤمنین علیه السلام

وقتی حاج شیخ علی اکبر نهاوندی به عتبات و نجف می رود حضرت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی که مرجع کل شیعه بود جای نمازش را به حاج شیخ علی اکبر نهاوندی تعویض می کند و ایشان به جای آ سید ابوالحسن اصفهانی نماز می خواند خیلی ها از حاج شیخ علی اکبر نهاوندی نقل کرده اند که گفته بود: در همان وقت صدایی شنیدم که (عَظَمتُ وَلدی عَظَمتُک) یعنی برای اینکه در مشهد آیت الله بروجردی را تعظیم کردی ماهم در نجف تو تعظیم کردیم .

کیمیای نظر امام رضا علیه السلام به زائر پیرزن

در منتخب التواریخ در باب دهم فرموده است آنچه حاصلش این است: مرحوم حاج غلام حسین ازغدی معروف به حاج آخوند که از موثقین و دوستان احقر بود بلا واسطه نقل کرد که زنی از محارم من که بسیار فقیر و تهی دست بود حالش این بود که سالی یک مرتبه از ازغد که چهار فرسخی شهر مشهد مقدس است با پای پیاده به زیارت حضرت رضا علیه السلام می آمد و چون برمی گشت برای هر یک از اطفال قبیله سوغاتی می آورد و هرگاه ما با او می گفتیم تو که پیاده و با دست تهی می روی پس پول از کجا می آوری که این چیزها را می خری می گفت : من وقتی به حرم می روم حضرت رضا علیه السلام میان ضریح می بینم و آن

بزرگوار احوال مرا و اطفال را وعدد آن ها رو می پرسد و به اندازه ای پول به من می دهد که به جهت اطفال سوغاتی و تحفه بخرم و شما مگر وقتی به حرم می روید آن حضرت را نمی بینید .

چون چنین جواب می داد ما سکوت می کردیم و گمان می نمودیم که او چون فقیر است در مشهد گدایی و تکدّی می کند و پولی به دست می آورد تا سوغاتی بخرد.

تا این که یک سفر چون روانه مشهد شد من پشت سرش آمدم تا به مشهد رسیدم و دیدم به خانه یک نفر از ازغدیها رفت. پس من بیرون آنخانه منتظر او شدم تا اینکه وضو ساخته بیرون آمد تا به حرم برود. من هم عقب سرش رفتم تا به حرم شریف رسید و خود را به ضریح مطهر چسبانید من در حرم ایستادم تا وقتی از حرم بیرون آمد.

پس من خودم را به او رسانده و سلام کردم چشمش که به من افتاد اظهار خوشحالی کرد از ملاقات با من پس به او گفتم برای ضریح چقدر طول دادی؟ گفت: بلی حضرت علیه السلام با من احوال پرسی کرد و احوال اطفال قبیله را پرسید و پول به من مرحمت فرمود که برای اطفال سوغاتی بخرم. آنگاه دستش را باز کرد دیدم چند قرآن میان دست او است . (1)


1) . کرامات رضویه، ج 2 ، ص 66 .

نقش تربیتی زیارت

1.

حد و مرز کمال ؛

2.

خویشاوندی معنوی و فرهنگی؛

3.

توجه به خدا ؛

4.

تقرب به خدا ؛

5.

تحول روحی ؛

6.

توبه و گناه زدایی .

حد و مرز کمال

انسان کامل بودن آنان به ما نشان می دهد که تا کجاها می توان پر کشید و پرواز کرد و کمال یافت به قول سعدی :

طیران مرغ دیدی ؟ تو ز پای بند شهوت *** به در آی تا ببینی طیران آدمیت

به زیارت این اسطوره ها رفتن؛ ما را به آن قله ای که باید برسیم به آن حد و مرزی که باید قدم بگذاریم و به آن مرتبه ای که باید نازل شویم (راهنمایی ) می کند .

مقدس اردبیلی از کسانی است که به حد کمال رسید. سید نعمت الله جزایری بعد از بیان پرهیزگاری مقدس اردبیلی قدس سره می گوید: این مرد

مقدس اردبیلی شاگردی داشت اهل تفریش به نام میر علام (فیض الله) که از فضل و تقوا هم بهره وافری داشت .

این شاگرد می گوید: من در مدرسه کنار حرم که مشرف به گنبد شریف بود حجره داشتم یک شب بعد از آن مطالعه ام تمام شد از حجره بیرون آمدم و ازهمان بالا نگاهی به اطراف حرم مطهر انداختم بخش زیادی از شب گذشته بود و خیلی هم تاریک بود ناگاه دیدم مردی به سمت حرم در حرکت است گفتم: شاید دزد است آمده تا برخی از شمعدان های حرم را بدزدد .

پایین آمدم و نزدیکش شدم به طوری که من او را می دیدم ولی او مرا نمی دید؛ ایشان به سمت در حرم رفت و ایستاد دیدم قفل در افتاد و در به رویش باز شد. در دوم و سوم هم به همین ترتیب باز شد تا رسید به قبر مطهّر و سلام داد از جانب قبر سلامش داده شد من صدایش را شناختم دیدم دارد با امام علیه السلام در مورد یک مسئله علمی صحبت می کند. سپس بیرون آمد و از شهر خارج شد و به سمت مسجد کوفه رفت من هم پشت سرش طوری که مرا نمی دید راه افتادم وقتی به محراب مسجد رسید شنیدم که با شخص دیگری راجع به همان مساله صحبت می کند صحبتش که تمام شد برگشت و من هم پشت سرش بازگشتم به دروازه شهر که رسید صبح شده بود جلو رفتم و خودم را نشان

دادم و گفتم:آقای ما! من از اول تا آخر با شما بودم به من بگویید آن آقایی که اول در حرم با او صحبت کردید که بود!؟ و این آقایی که در مسجد کوفه با شما صحبت کرد که بود. ایشان بعد از آن که از من قول گرفت که تا وقتی زنده است رازش را برای کسی فاش نکنم. گفت: پسرم! من در حل برخی از مسائل درمانده می شوم گاهی اوقات شب ها سر قبر مولایمان امیر المؤمنین علیه السلام می آیم و با ایشان درمورد آن مساله صحبت می کنم و جواب می گیرم. امشب حضرت مرا به مولایمان حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حواله داد وفرمود: (فرزندمان مهدی امشب در مسجد کوفه است برو و این مساله را از او بپرس .) آن آقا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود.(1)

خویشاوندی معنوی فرهنگی دومین نفش تربیتی زیارت

احساس وابستگی به یک مجموعه آبرومند یا فامیل بودن با یک خانواده شریف؛ نقش کنترل از بدی ها را دارد و انسان کارهایی را که در شأن این روابط و خویشاوندی ها نیست ترک می کند. پیوند و خویشاوندی هم تنها سببی و نسبی نیست ؛ فرزندان روحی بزرگان دین هم خود را مرتبط با آن اولیا می دانند.


1) . منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، ج 4 ،فصل الثانی باب ششم، ص 240 .

پیامبر و علی علیه السلام و پدران این امت اند. شیعه ؛ فرزندان فکری ائمه اند. هر مسلمان خویشاوندی معنوی با اهل بیت پیامبر و اولیای دین دارد .

پیامبر اسلام راجع به سلمان فارسی فرمودند: سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت؛ سلمان از ما اهل البیت علیهم السلام است .(1)

در وداع زیارت امام رضا علیه السلام

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي ابْنَ نَبِيِّكَ وَ حُجَّتَكَ عَلَى خَلْقِكَ وَ اجْمَعْنِي وَ إِيَّاهُ فِي جَنَّتِكَ وَ احْشُرْنِي مَعَهُ وَ فِي حِزْبِهِ مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً؛ (2)

بارالها اين را آخرين زيارت من از فرزند پيغمبرت و حجت تو بر خلقت قرار مده و مرا با او در بهشتت جمع گردان و در قيامت با او و حزبش كه از شهداء و شايستگان هستند محشور فرماى و چه نيكو رفيقانى هستند.

توجه به خدا سومین نقش تربیتی زیارت

زائری که در مرقد پاکشان ؛ آستانه ادب می بوسید و به تکریم و احترام می پردازد؛ باید به یاد خدا افتد؛ چرا که ائمه؛ واسطه خالق و خلقند؛ راه


1) . بحارالانوار، ج 10 ، ص 123 .

2) . همان، ج 99، ص 50 .

منتهی به خدایند؛ آینه حق نمایند؛ زیارتشان یاد آور خداوند است. چون بنده صالح خدایند مقرب اند و چون مطیع پروردگارند؛ برای ما آسوده اند.

زائر در بین دعاهایش می گوید:

يَا وَلِيَّ اللَّهِ إِنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لَا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلَّا رِضَاكُم؛

ای ولی خدا! همانا بین من و خدای عزوجل گناهانی است که جز با رضا و شفاعت شما آن گناهان محو نخواهد شد .(1)

تقرب به خدا چهارمین نقش تربیتی زیارت

والاترین هدف خلقت؛ الهی شدن انسان و قرب به خداوند است. منظور نزدیک شدن مکانی نیست که خدا مکان ندارد بلکه یافتن صفات الهی و فاصله گرفتن از رذایل است و مقصود نزدیک شدن خدا به ما نیست چرا که خداوند به ما نزدیک است: از رگ گردن به ما باشد خدا نزدیک تر هرچه ما دوریم از او؛ او به ما نزدیک تر از این نصّ قرآن کریم است که : وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد،(2)

در زیارت ششم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم :

أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِزِيَارَتِكَ؛

من آمدم نزدت و تقرّب بجویم به سوی خدا عزوجل به زیارت. (3)


1) . زیارت جامعه.

2) . ق / 16 .

3) . مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی قدس سره .

تحول روحی پنجمین نقش تربیتی زیارت

خدایی که (محول الحال ) است؛ این اعجاز را و این تاثیر شگفت را و این کیمیای دگرگون ساز را گاهی در یک تربت می نهد؛ گاهی در یک زیارت قرار می دهد .

در زیارت مولای متقیان در نزد پای قبر مطهّر می خوانیم :

السَّلَامُ عَلَى مِيزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَال؛

درود بر میزان اعمال و زیر و روکن احوال.(1)

گرچه مقلب القلوب بودن و دگرگون سازی دل ها و حال ها؛ کار خداست؛ ولی خداوند این ولایت را به ولی خود هم می بخشد و علی علیه السلام هم می تواند احوال را دگرگون و فیض نظرش خاک را کیمیا و مس دل را طلا سازد؛ عوض شدن انسان؛ یکی از آثار زیارت است .

مرحوم صاحب جواهر از شهید در کتاب (دروس) نقل می کند که ایشان فرموده است :

(از جمله آداب زیارت ؛ این است که زائر پس از زیارت بهتر از قبل از آن باشد .) (2)

تحول درونی باید خواسته یک زائر باشد همین نکته در زیارت ها هم مطرح است .


1) . مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی قدس سره .

2) . جواهر الکلام ، ج 20 ، ص 102 .

به این فقره توجه کنید :

در حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام زائر بر می گردد نزد پاها باایستد و بگوید:

وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَنْقَلِبُ مِنْ زِيَارَةِ مَشَاهِدِ أَحِبَّائِكَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً قَدِاسْتَوْجَبَ غُفْرَانَ الذُّنُوبِ وَ سَتْرَ الْعُيُوبِ وَ كَشْفَ الْكُرُوب؛

خدایا! مرا از کسانی قرار بده که از زیارت مرقد دوستان و اولیایت ؛ رستگار و پیروز گردند و مستوجب بخشش گناه و پوشاندن خطا می شوند. (1)

عتبه بوسی

عن ابی الدرداء قال: ان بلالا (مؤذن النبی) رأی فی منامه رسول الله صلی الله علیه و آله و هو یقول : ما هذا الجفوة یا بلال ، امی آن لک تزورنی یا بلال فانتبه حزیناً و جلاً خائفاً فرکب راحلته و قصد المدینه فاتی قبر النبی صلی الله علیه و آله فجعل یبکی عنده و یمرغ وجیه علیه فاقبل الحسن و الحسین رضی الله عنهما فجعل یضمحمها و یقبلها.(2)

بلال مؤذّن رسول خدا صلی الله علیه و آله شبی در عالم خواب پيامبر صلی الله علیه و آله را ديد كه به وی فرمودند: ای بلال! اين چه ظلمی است در حقّ من روا داشته ای؟ آيا وقت آن


1) . مفاتیح الجنان زیارت حضرت عباس علیه السلام .

2) . الغدیر، ج5، ص 147.

نرسيده است كه مرا زيارت كنی؟ از خواب بيدار شد، ناراحتی و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود، با سرعت وسايل سفر را بسته و بر مركبش سوار شد و به طرف مدينه حركت نمود. وقتی كه به شهر مدينه رسيد كنارقبر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد، گريه می كرد و صورت خودش را به قبر حضرت می ماليد، در اين هنگام حسن و حسين علیهما السلام را ديد كه به طرف قبر جدّشان می آيند، آن دو عزيز را به آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت.

آداب زیارت

حَدَّثَنَا مُدْلِجٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِذَا خَرَجْنَا إِلَى أَبِيكَ أَ فَكُنَّا [أَ فَلَسْنَا] فِي حَجٍّ قَالَ بَلَى قُلْتُ فَيَلْزَمُنَا مَا يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ مِنْ مَا ذَا قُلْتُ مِنَ الْأَشْيَاءِ الَّتِي يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ يَلْزَمُكَ حُسْنُ الصَّحَابَةِ لِمَنْ يَصْحَبُكَ وَ يَلْزَمُكَ قِلَّةُ الْكَلَامِ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ يَلْزَمُكَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اللَّهِ وَ يَلْزَمُكَ نَظَافَةُ الثِّيَابِ وَ يَلْزَمُكَ الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِيَ الْحَائِرَ وَ يَلْزَمُكَ الْخُشُوعُ وَ كَثْرَةُ الصَّلَاةِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَلْزَمُكَ التَّوْقِيرُ لِأَخْذِ مَا لَيْسَ لَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَعُودَ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِكَ إِذَا رَأَيْتَ مُنْقَطِعاً وَ الْمُوَاسَاةُ وَ يَلْزَمُكَ التَّقِيَّةُ الَّتِي قِوَامُ دِينِكَ بِهَا وَ الْوَرَعُ عَمَّا نُهِيتَ عَنْهُ وَ الْخُصُومَةِ وَ كَثْرَةِ الْأَيْمَانِ وَ الْجِدَالِ الَّذِي فِيهِ الْأَيْمَانُ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ تَمَّ حَجُّكَ وَ عُمْرَتُكَ وَ اسْتَوْجَبْتَ

مِنَ الَّذِي طَلَبْتَ مَا عِنْدَهُ بِنَفَقَتِكَ وَ اغْتِرَابِكَعَنْ أَهْلِكَ وَ رَغْبَتِكَ فِيمَا رَغِبْتَ أَنْ تَنْصَرِفَ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ.(1)

مدلج از محمد بن مسلم برای ما نقل کرده که وی گفت: محضر مبارک حضرت ابی عبدلله علیه السلام عرض کردم هرگاه به زیارت پدر بزرگوارتان حضرت امام حسین علیه السلام ) می رویم آیا به همان هیئت و کیفیتی که به حج می رویم باشیم؟

حضرت فرمودند: بلی؛ عرض کردم: پس آنچه بر حاجی لازم است بر ما نیز لازم است؟ حضرت فرمودند: چه چیزهایی را گفتی؟

عرض کردم: اشیائی را که بر حاجی لازم می باشد.

حضرت فرمودند: بر تو لازم است که با همراهانت خوش رفتار باشی سخن اندک بگوئی و حتی الامکان تکلم نکنی مگر به خیر. بر تو لازم است زیاد به یاد خدا باشی. بر تو لازم است جامه و لباس هایت را نظیف و پاکیزه نگاه داری. بر تو لازم است پیش از اینکه به حائز برسی غسل نمائی لازم است بر تو که خاشع بوده و زیاد نماز خوانده و بسیار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستی و به آنچه از تو نیست و مال دیگری است احترام گذارده و برنداری؛ لازم است به آنچه حلال نیست نگاه نکرده و چشم خود را از آن فروبندی؛ لازم است وقتی برادر ایمانی خود را نیازمند دیده و ملاحظه کردی که به واسطه نداشتن نفقه از ادامه عمل عاجز استبه دیدنش رفته او را کمک کرده و به مواسات با او رفتار نمائی؛ بر


1) . کامل الزیارت، باب 48 ، ح 1 .

تو لازم است تقیه که دین تو به آن قائم است را رعایت کنی؛ واجب است از آنچه منهی هستی و از خصومت و دشمنی و زیاد قسم خوردن و از جدال کردنی که در اثناء آن به خوردن قسم مبادرت می ورزی اجتناب و دوری کنی و وقتی به این دستورها عمل کردی البته حج و عمره تو تمام و کامل بوده؛ و به واسطه صرف نفقه و دور شدن از اصل و عیالت و روی تافتن از آنچه به آن مایل هستی از کسی که آنچه نزدش بوده و تو آن را طلب کردی استحقاق پیدا می کنی که از سفرت مراجعه کرده در حالی که مغفرت و رحمت و رضوانش شامل تو شده باشد.

1. در ایام سفر پرهیز از تجملات و تشریفات

... عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَزُورُونَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ لَا تزورون [تَزُورُوا] وَ لَا تَزُورُونَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تزورون [تَزُورُوا] قَالَ قُلْتُ قَطَعْتَ ظَهْرِي قَالَ تَاللَّهِ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَذْهَبُ إِلَى قَبْرِ أَبِيهِ كَئِيباً حَزِيناً وَ تَأْتُونَهُ أَنْتُمْ بِالسُّفَرِ كَلَّا حَتَّى تأتونه [تَأْتُوهُ] شُعْثاً غُبْراً؛

مفضل بن عمر نقل کرده که حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: زیارت بروید بهتر است از اینکه به زیارت نروید و زیارت نروید بهتر است از اینکه به زیارت بروید راوی می گوید:محضر مبارکش عرض کردم: کمر من را شکستید با این کلام؛ حضرت فرمودند: به

خدا قسم یکی از شما وقتی به زیارت قبر پدرش می رود غمگین و اندوهناک می رود ولی به زیارت قبر مطهر آن حضرت می روید در حالی که با خود سفره ها می برید نه این طور نباید به زیارت آن جناب بروید بلکه زیارتش کنید با حالی افسرده و حزین و گرفته . (1)

پرهیز از تجملات و تشریفات

قال ابوعبدلله علیه السلام : بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً إِذَا زَارُوا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ حَمَلُوا مَعَهُمُ السُّفَرَ فِيهَا الْحَلَاوَةُ وَ الْأَخْبِصَةُ وَ أَشْبَاهُهَا لَوْ زَارُوا قُبُورَ أَحِبَّائِهِمْ مَا حَمَلُوا ذَلِكَ؛

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: به من گزارش شده گروهی به زیارت حضرت حسین بن علی علیهما السلام می روند با خود سفره هائی که در آن شیرینی جات و حلواها و امثال اینها را گذاشته و برمی دارند . ایشان اگر به زیارت قبور دوستان و محبوب هایشان روند اینگونه از اشیاء را با خود حمل نمی کنند .(2)

آداب زیارت

امام صادق علیه السلام فرمود : در برابر قبر مطهّر بایست و تکبیر بگو :

قَالَ وَ مَنْ كَبَّرَ بَيْنَ يَدَيِ الْإِمَامِ وَ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ رِضْوَانَهُ الْأَكْبَرَ وَ مَنْ كَتَبَ اللَّهُ رِضْوَانَهُ


1) . کامل الزیارات ، باب 47 ، ح 4 .

2) . کامل الزیارات ، بات 47 ، ح 3 .

الْأَكْبَرَ يَجِبُ أَنْ يَجْمَعَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُحَمَّدٍ ص وَ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْجَلَالِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا دَارُ الْجَلَالِ؟ قَالَ نَحْنُ الدَّارُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(1)فَنَحْنُ الْعَاقِبَةُ يَا سَعْدُ وَ أَمَّا مَوَدَّتُنَا لِلْمُتَّقِينَ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ»(2)فَنَحْنُ جَلَالُ اللَّهِ وَ كَرَامَتُهُ الَّتِي أَكْرَمَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْعِبَادَ بِطَاعَتِنَا.(3)

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در مقابل امام تکبیر بگوید و بگوید: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» ، خداوند، رضوان اکبرش را برای او لازم می شمارد و هر کس مشمول رضوان اکبر خدا شود، در خدمت حضرت ابراهیم و محمد و پیمبران در دارالجلال خواهد بود. عرض کردم: دارالجلال چیست؟

فرمود: ما دار هستیم و این آیه همان است: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» ؛ و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند و فرجام (خوش) از آن پرهیزگاران است. عاقبت در این آیه ما هستیم ای سعید! اما مودّت


1) . قصص/ 83 .

2) . الرحمن/ 78 .

3) . بصائر الدرجات، ص 312 ؛

و دوستی ما متعلق به متقین است. خداوند می فرماید: «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» ، خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگدارت. ما جلال الله و کرامت او هستیم که بندگانش را به وسیله اطاعت از ما گرامی داشته است.

اذکار هفتگانه

1.

هفت مرتبه الله اکبر

2.

هفت مرتبه لا اله الا الله

3.

هفت مرتبه الحمدلله

4.

هفت مرتبه سبحان الله

5.

هفت مرتبه خداوند را اجابت نمودن بگو لبیک داعی الله

شعار لبیک داعی الله

إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ رَأْيِي وَ هَوَايَ- عَلَى التَّسْلِيمِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ الْمُرْسَلِ؛

اگر بدنم تو را اجابت نکند پس قطعا قلب و موی و پوست و فکر و خواست نفسم بر تسلیم شدن و اطاعت نمودن از فرزند نبی مرسل اجابت می کنند.

به عبارت دیگر:

إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ- فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ رَأْيِي وَ هَوَايَ عَلَى التَّسْلِيمِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ الْمُرْسَلِ وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَ الدَّلِيلِ الْعَالِمِ و...؛ (1)

اگر در هنگام استغاثه و طلب پناه بدن و جسمم تو را اجابت و زبانم هنگام طلب مغفرت تو را یاری نکرده است، پس همانا قلب و گوش و چشمم تو را اجابت می نمایند و فکر و هوای من فرمانبردار و تسلیم فرزند نبی مرسل و سبط پیامبر برگزیده صلی الله علیه و آله و مطیع و راهنمای آقا و امین و نگاهدار و ادا کننده رسانند و مظلوم مقهور می باشد. ای آقای من! به نزد تو آمدم در حالی که از همه قطع و به تو و جد و پدر و فرزندانت که جانشین بعد تو هستند ...

2. اذن دخول

اِنَ مُوسیٰ بْن عِمٰرانَ استَأذَنَ رَبَّهُ فِی زِیارَةِ قَبْرِالحُسَیْن فی اَرْبَعَةَ اَلافٍ مِنَ الْمَلٰائِکَةِ ؛

حسن بن محبوب از حسین پسر دختر ابوحمزه ثمالی چنین نقل می کند: موسی بن عمران علیه السلام از خداوند خواسته تا به او اجازه زیارت قبر حسین بن علی را بدهد پس خداوند به او اجازه داده و او به همراه چهار هزار فرشته فرود آمده (2)


1) . کامل الزیارات، باب 79 .

2) . کامل الزیارات؛ بحار الانوار ،ج 45 ،ص 407 ؛ مستدرک الوسائل، ج 10 ،ص 405 و 406 .

علامت اذن دخول جهت دعا این امور لازم است

1.

ثنا و تعظیم و تمجید ساحت مقدس حضرت حق تبارک و تعالی .

2.

اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن که تقریبا به منزله توبه یا ملازم آن است .

3.

صلوات بر محمد و آل محمد که وسیله و واسطه فیض هستند .

4.

بکاء و گریه و اگر نشد تباکی (خود را به گریه زدن ) ولو مختصر .

گریه علامت اجابت

در پایان عمل طولانی ام داوود سجده ای با دعای مخصوص بیان شده است در هنگام این سجده اشک ریختن سفارش شده است :

وَاجتَهِدْ اَن تَسُحَّ عَینٰاکَ وَ لَوْ بِقَدَرِ رَأسِ الذُّبٰابَةِ دُمُوعاً فَاِن عَلامَةُ الاِجابة ؛ بکوش اشک چشمانت اگر چه به اندازه سر مگس جاری شود که این اشک علامت اجابت است .(1)

3. عتبه بوسی

عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ لِي عَلِيُّ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیهما السلام أَشْتَهِي أَنْ أَدْخُلَ عَلَى


1) . مصباح المتهجد، ج 2 ، ص 812 ؛ اقبال الاعمال ج 2 ، ص 663 ؛ بحار الانوار، ج 95 ، ص 403 تا 404 .

أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أُسَلِّمَ عَلَيْهِ! قُلْتُ فَمَا يَمْنَعُكَ مِنْ ذَلِكَ قَالَ الْإِجْلَالُ وَ الْهَيْبَةُ لَهُ وَ أَتَّقِي عَلَيْهِ، قَالَ فَاعْتَلَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام عِلَّةً خَفِيفَةً وَ قَدْ عَادَهُ النَّاسُ، فَلَقِيتُ عَلِيَّ بْنَ عُبَيْدِ اللَّهِ، فَقُلْتُ قَدْ جَاءَكَ مَا تُرِيدُ، قَدِ اعْتَلَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام عِلَّةً خَفِيفَةً وَ قَدْ عَادَهُ النَّاسُ، فَإِنْ أَرَدْتَ الدُّخُولَ عَلَيْهِ فَالْيَوْمَ! قَالَ فَجَاءَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلامعَائِداً فَلَقِيَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بِكُلِّ مَا يُحِبُّ مِنَ التَّكْرِمَةِ وَ التَّعْظِيمِ، فَفَرِحَ بِذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ فَرَحاً شَدِيداً، ثُمَّ مَرِضَ عَلِيُّ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، فَعَادَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ أَنَا مَعَهُ، فَجَلَسَ حَتَّى خَرَجَ مَنْ كَانَ فِي الْبَيْتِ، فَلَمَّا خَرَجْنَا أَخْبَرَتْنِي مَوْلَاةٌ لَنَا أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ امْرَأَةَ عَلِيِّ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ كَانَتْ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرَ تَنْظُرُ إِلَيْهِ، فَلَمَّا خَرَجَ خَرَجَتْ وَ انْكَبَّتْ عَلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فِيهِ جَالِساً تُقَبِّلُهُ وَ تَتَمَسَّحُ بِهِ، قَالَ سُلَيْمَانُ ثُمَّ دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ، فَأَخْبَرَنِي بِمَا فَعَلَتْ أُمُّ سَلَمَةَ فَخَبَّرْتُ بِهِ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام فَقَالَ: يَا سُلَيْمَانُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ عُبَيْدِ اللَّهِ وَ امْرَأَتَهُ وَ وُلْدَهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، يَا سُلَيْمَانُ إِنَّ وُلْدَ عَلِيٍ وَ فَاطِمَةَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ إِذَا عَرَّفَهُمُ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ لَمْ يَكُونُوا كَالنَّاسِ.(1)


1) . رجال کشی ، ص 594.

سلیمان بن جعفر می گوید: علی بن عبیدالله بن حسین بن علی بن علی بن ابیطالب علیهم السلام به من گفت: خیلی میل دارم خدمت حضرت رضا علیه السلام برسم و سلام عرض کنم. گفتم : چرا نمی روی؟

گفت: چنان جلال و هیبتش در نظرم هست که بیمناکم.

اتفاقاً حضرت رضا علیه السلام مختصر کسالتی پیدا کرد و مردم به عیادتش رفتند. من، علی بن عبیدالله را دیدم و به او گفتم: آن موقعی که انتظار داشتی، رسید. حضرت رضا علیه السلام بیمار است و مردم به دیدنش می روند. اگر مایلی خدمتش برسی، امروز موقع آن است. او برای عیادت به منزل آن جناب رفت. همین که آقا او را دید، خیلی محبت کرد و بسیار به او احترام گذاشت و مقامش را گرامی داشت. علی بن عبیدالله از این همه لطف امام علیه السلام خیلی خوشحال شد. بعد ازمدتی علی بن عبیدالله بیمار شد، حضرت رضا علیه السلام به دیدن او رفت من هم به خدمتش بودم . حضرت آن قدر نشست که همه رفتند. وقتی خارج شدیم کنیز من گفت: همسر علی بن عبیدالله ام سلمه پشت پرده بود و متوجه حضرت رضا علیه السلام شد. همین که آن جناب خارج شد خودش را انداخت به جایی که امام نشسته بود. و آنجا را می بوسید و بدن خود را می مالید.

سلیمان می گوید: من برای حضرت رضا علیه السلام جریان را نقل کردم. حضرت فرمودند: سلیمان! علی بن عبیدالله و همسرش و فرزندش اهل بهشت هستند. فرمود: سلیمان! وقتی خداوند اولاد فاطمه زهرا و علی علیهم السلام را عارف به مقام امام کند مثل سایر مردم نیستند.

4. غسل کردن

قال الصادق علیه السلام : مَن اغتَسَلَ فِی الْفُرٰاتِ ثم مَشیٰ الی قبر الحسین علیه السلام کانَ لَه بِکُلَّ قَدَمٍ یَرْفَعُهٰا وَ یَضَعُهٰا حِجَةُ مُتَقَبِلَة بِمَنٰاسِکها ...

بشیر دهّان می گوید:

امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای بشیر! وای بر تو هرگاه مومن با معرفت به سوی قبر امام حسین علیه السلام برود؛ در فرات غسل کند و بیرون بیاید. برای هر قدمی که در راه زیارت برمی دارد یک حج و یک عمره مقبول و یک غزوه به همراه پیامبری مرسل با امامی عادل برایش نوشته می شود .(1)

صدور زیارت زنان به دستور امام صادق علیه السلام

عَنْ أُمِّ سَعِيدٍ الْأَحْمَسِيَّةِ قَالَتْ جِئْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَخَلْتُ فَجَاءَتِ الْجَارِيَةُ فَقَالَتْ قَدْ جِئْتُكَ بِالدَّابَّةِ فَقَالَ علیه السلام : يَا أُمَّ سَعِيدٍ أَيُّ شَيْ‌ءٍ هَذِهِ الدَّابَّةُ أَيْنَ تَبْغِينَ أَيْنَ تَذْهَبِينَ قَالَتْ قُلْتُ لِأَزُورَ قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ أَخْبِرِينِي ذَلِكَ الْيَوْمَ مَا أَعْجَبَكُمْ يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ تَأْتُونَ الشُّهَدَاءَ مِنْ سَفَرٍ بَعِيدٍ وَ تَتْرُكُونَسَيِّدَ الشُّهَدَاءِ وَ لَا تَأْتُونَهُ قَالَتْ قُلْتُ لَهُ مَنْ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ فَقَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَتْ قُلْتُ إِنِّي امْرَأَةٌ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِمَنْ كَانَتْ مِثْلَكِ أَنْ تَذْهَبَ إِلَيْهِ وَ تَزُورَهُ قُلْتُ أَيُّ شَيْ‌ءٍ لَنَا فِي زِيَارَتِهِ قَالَ تَعْدِلُ حِجَّةً وَ عُمْرَةً- وَ اعْتِكَافَ شَهْرَيْنِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ صِيَامَهُمَا؛

در خدمت امام صادق علیه السلام بودم کنیزم آمد و گفت چهار پا را آوردم .

آن حضرت علیه السلام فرمود: ای اهل عراق! چرا شما با یک سفر طولانی به زیارت شهدا می آیید ولی زیارت سید الشهدا را ترک می کنید !؟

چرا به زیارت او نمی روید ؟

عرض کردم ؛ سید شهدا کیست ؟

فرمود : امام حسین علیه السلام عرض کردم من زن هستم.

فرمود: هیچ اشکالی ندارد که مانند تو به زیارت او برود و او را زیارت کند .

عرض کردم : زیارت او چه ثوابی دارد؟

فرمود: برابر با یک حج و یک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام همراه با دو ماه روزه است.(2)


1) . جامع احادیث الشیعه ، ج 14 ،ص 511 ؛ بحار الانوار ،ج 1001 ، ص 143 ؛ مستدرک الوسائل، ج 10 ، ص 296 ؛ نورُالعین، باب 216 ، ص 362 .

2) . ثواب الاعمال ح 51 ؛ بحار الانوار، ج101 ، ص 71 ، باب 9 .

منابع و ماخذ

قرآن کریم

الاصیلی فی انساب الطالبین، ابن طقطقی، محمد بن علی، محقق: رجایی، مهدی، ناشر: کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) ، قم، 1376 ش.

إقبال الأعمال (ط- القديمة)، ابن طاووس، على بن موسى، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، تهران، چاپ دوم 1409 ق.

بحار الأنوار( ط- بيروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ناشر: دار إحياء التراث العربي ، بيروت، چاپ دوم، 1403 ق.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، صفار، محمد بن حسن، محقق / مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى ، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، چاپ دوم‌1404 ق .

جامع أحاديث الشيعة، بروجردى، آقا حسين، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز ،تهران، چاپ اول‌1386 ش.

جواهر الکلام، محمدحسن بن باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بیروت – لبنان، چاپ هفتم،1362 ش.

رجال الكشي، كشى، محمد بن عمر ، محقق / مصحح: طوسى، محمد بن الحسن / مصطفوى، حسن، ناشر: مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، مشهد، چاپ اول 1409 ق.

ره توشه عتبات عالیات، تالیف جمعی از نویسندگان. انتشارات مشعر، 1388ش.

الغدیر، امینی، عبدالحسین، انتشارات: کتابخانه بزرگ اسلامی، 1368ش.کرامات رضویه، علی اکبر مروج الاسلام ، انتشارات جعفری. 1381ش.

کلیات شیخ بهائی، انتشارات کتابفروشی محمودی، 1352ش.

كامل الزيارات ، ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، نجف اشرف، چاپ اول‌1356 ش .

مستدرك الوسائل، نورى، حسين بن محمد تقى، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت علیهم السلام ، ناشر: مؤسسة آل البيت

علیهم السلام ، قم، چاپ اول 1408 ق.

مصباح المتهجد، طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، بيروت، چاپ اول‌1411 ق.

مفاتیح الجنان، قمی ، عباس، انتشارات اسوه.

منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، صافی گلپایگانی،لطف الله، مکتبة آية الله العظمی الصافي الگلپايگاني. وحدة النشر العالمیة، قم، 1380ق.

میراث کربلا، طعمه، سلمان هادی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1373ش.

میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، محمد، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، قم ، 1389ش.

نان و حوا ، شیخ بهایی.

وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن،محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت علیهم السلام ، ناشر: مؤسسة آل البيت علیهم السلام ، قم ،چاپ اول 1409 ق.