40 حدیث ایثار و جهاد و شهادت با ابیاتی عرفانی و حماسی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:مصطفوی، محمد، 1353 -

عنوان و نام پدیدآور:40 حدیث ایثار و جهاد و شهادت (با ابیاتی عرفانی و حماسی) [کتاب]/ گزینش محمد م.

مشخصات نشر:کرمان : نشر فانوس: سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان، 1395.

مشخصات ظاهری:59 ص..م‌س‌21×14/5 ؛

فروست:... مجموعه‌ی سبک زندگی اسلامی.

شابک:50000 ریال‌978-600-8056-01-0 :

وضعیت فهرست نویسی:فاپا

یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.

عنوان گسترده:چهل حدیث ایثار و جهاد و شهادت (با ابیاتی عرفانی و حماسی).

موضوع:اربعینات -- قرن 14

موضوع:*rab'inat -- 20th century

موضوع:جهاد -- احادیث

موضوع:Jihad -- Hadiths

موضوع:شهادت -- احادیث

موضوع:Martyrdom -- Islam -- Hadiths

شناسه افزوده:سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان

رده بندی کنگره:BP143/9/م56چ9 1395

رده بندی دیویی:297/218

شماره کتابشناسی ملی:4393994

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

40 حدیث ایثار و جهاد و شهادت

(با ابیاتی عرفانی و حماسی)

از مجموعه ی سبک زندگی اسلامی

گزینش:

محمّد م. فرزند شهید حاج حسن م.

اشاره

عنوان: 40 حدیث ایثار و جهاد و شهادت

ناشر: فانوس کرمان (34245639) با همکاری اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان

مؤلف: محمّد م. فرزند شهید حاج حسن م.

شابک: نوبت چاپ: اول/ 1395

شمارگان: 1000 جلد

چاپخانه: کرمان تکثیر (32458654)

به نیابت از:

شهیدان، مفقودان، جانبازان، آزادگان و ایثارگران انقلاب اسلامی

تقدیم به:

امیر قافله ی صبر و بصیرت و حماسه؛

حضرت امام خامنه ای روحی فداه

مقدّمه:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و اللّعن

علی اعدائهم اجمعین

منبع فیّاض «ایثار و جهاد و شهادت» عشق به خداست که ثمره ی ذکر و یاد فراوان خداست.

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :«يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إذا كانَ الغالِبُ علي العَبدِ ألإشتِغالَ بِى، جَعَلتُ بُغيَتَهُ وَ لَذَّتَهُ فى ذِكرِى، فإذا جَعَلتُ بُغيَتَهُ وَ لَذَّتَهُ فى ذِكرِى عَشِقَنى وَ عَشِقتُهُ، فإذا عَشِقَنى و عَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَينى وبَينَهُ، وَ صَيَّرتُ ذلِكَ تَغالُباً علَيهِ، لا يَسهُو إذا سَها النّاسُ، اُولَئِكَ كَلامُهُم كَلامُ الأنبِياءِ، اُولَئِكَ الأبطالُ حَقّاً.»(1)

خداوند عزّ و جلّ می فرماید : هرگاه یاد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم وچون خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم، عاشق من شود ومن نیز عاشق او گردم و چون عاشق


1) میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال ح1872

یکدیگر شدیم، حجاب میان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چیره گردانم، چندان که مانند دیگر مردم دچار سهو و غفلت نمی شود. سخن اینان، سخن پیامبران است. اینان قهرمان واقعی هستند.

بر آن که مرید می و معشوقه و جام است *** جز دوست، نعیم دو جهان جمله حرام است

ترک سر و جان گیر پس آن گاه بیاسای *** آری سفر عشق همین یک دو سه گام است

چون طالب و مطلوب و طلب هر سه‌یکی شد *** هنگام وصال است و دگر سیر تمام است

هر خواجه که در بندگی عشق کمر بست *** کی در طلب ننگ و کجا طالب نام است؟!(1)

آری؛ حقیقتاً ذکر و یاد خدا، اکسیر اعظم است که از جمله سایر برکات آن عبارت است از:

• یاد متقابل خدا

خدای تعالی می فرماید: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُم»(2)مرا یاد کنید، شما را یاد می کنم.


1) - طهماسب قلی خان کرمانشاهی (وحدت) رحمة الله علیه

2) - سوره ی مبارکه ی بقره، آیه ی شریفه ی 152

• اطمینان و آرامش قلب

خدای تعالی می‌فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»(1)آگاه باشید، فقط به واسطه ی یاد خدا، قلب‌ها اطمینان و آرامش می یابد.

• همنشینی خدا

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «خداوند جلّ جلاله به حضرت موسی وحی فرمود: «أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي» من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.(2)

حضرت آية الله العظمی بهجت قدّس الله نفسه الزکيّه فرموده اند: «بارها گفته ام و بار دیگر می‌گویم: کسی که بداند هرکه خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست؛ احتیاج به هیچ وعظی ندارد.» جرعه ی وصال ص80

• اساس صلاح قلب

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «اصل و اساس صلاح قلب، اشتغال آن به یاد خداست.»(3)

• احیاء قلب و نورانیّت عقل و مغز

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «هرکه خدای سبحان را یاد کند، خداوند قلب او را احیاء می کند و عقل و مغزش را نورانیّت می بخشد.»(4)

• جلاء بصیرت ها و نور سریره ها

1) سوره ی مبارکه ی رعد، آیه ی شریفه ی 28

2) میزان الحکمه به نقل از بحار الانوار ج 90 ص153

3) 3«أصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِكرِ الله» ميزان الحکمة به نقل از غرر الحکم حديث 3608

4) 4«مَن ذَكَرَ اللهَ سُبحانَهُ أحيا اللهُ قَلبَهُ وَ نَوَّرَ عَقلَهُ وَ لُبَّهُ» غرر الحکم حديث 3645

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «ذکر و یاد خدا، جلاء و صیقل بصیرت ها و نور سریره ها و باطن هاست.»(1)

• شفای قلوب

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «یاد خدا، شفای قلب هاست.»(2)

• کلید انس

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «یاد خدا، کلید انس با خداست.»(3)

• طرد شیطان

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «یاد خدا، ابزار طرد شیطان است.»(4)

• شرح صدر

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «یاد خدا، ایجاد شرح صدر و ظرفیّت می کندمی‌کند.»(5)

یاد آوری:


1) «ألذِّكرُ جَلاءُ البَصائرِ و نورُ السَّرائرِ» غرر الحکم حديث 3631

2) «ذِکرُ اللهِ شِفاءُ القُلوبِ» ميزان الحکمه به نقل از کنز العمّال خبر 1751

3) «ألذِّکرُ مِفتاحُ الاُنسِ» غرر الحکم حديث 3648

4) «ذِکرُ اللهِ مِطرَدَةُ الشَّیطانِ» غرر الحکم حديث 3614

5) «ألذِّکرُ يَشرَحُ الصَّدرَ» غرر الحکم حديث3630

یاد خدا، توفیقی است. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: «... هر کس اراده می کند که خدای تعالی را یاد کند، باید بداند قطعاً مادامی که خداوند، بنده را با اعطاء توفیق ذکر، یاد نکند، بنده قادر نیست خدا را یاد کند.»(1)

حدّ و اندازه ی ذکر:

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: «هیچ چیز نیست مگر این که حدّ و اندازه ای دارد که به آن ختم می شود؛ الّا ذکر و یاد خدا که حدّ و مرزی ندارد.»(2)

و نیز فرموده اند که حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام عرضه داشت: «ای پروردگار من! به راستی من (گاهی) در حال و وضعیّتی هستم که تو را جلیل و بزرگ می شمارم که در آن حال یاد کنم.» خداوند فرمود: «ای موسی! مرا در هر حالی یاد کن.»(3)

حضرت آیة الله العظمی بهجت رضوان الله تعالی علیه: ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه ی شخص بشود مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت. (جرعه ی وصال ص102)


1) 1«... فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذْكُرَ اللَّهَ تَعَالَى فَلْيَعْلَمْ أَنَّهُ مَا لَمْ يَذْكُرِ اللَّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفِيقِ لِذِكْرِهِ لَا يَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلَى ذِكْرِهِ» میزان الحکمة به نقل از بحار الانوار ج 90 ص158

2) «مَا مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهِي إِلَيْهِ إِلَّا الذِّكْرَ فَلَيْسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهِي إِلَيْه» میزان الحکمه به نقل از کافی ج2 ص498

3) 3«... فَقَالَ مُوسَى:"يَا رَبِّ! إِنِّي أَكُونُ فِي حَالٍ أُجِلُّكَ أَنْ أَذْكُرَكَ فِيهَا" قَالَ:"يَا مُوسَى! اذْكُرْنِي عَلَى كُلِّ حَالٍ"» بحار الانوار ج 81 ص175

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند: «المُؤمِنُ دائمُ الذِّكرِ كَثيرُ الفِكرِ»(1)

حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمة الله علیه: خدا می خواهد ما همیشه با او بوده و به سرچشمه متّصل باشیم. و این به نفع ماست. (جرعه ی وصال ص56)

و فرموده اند: «دوام ذکر، قلب و فکر را نورانیّت می بخشد.»(2)

حضرت آیة الله العظمی بهجت قدّس سرّه الشریف: انسان باید دائم الذکر باشد؛ زیرا کسی که دائم الذکر باشد، همواره خود را در محضر خدا می بیند و پیوسته با خدا سخن می گوید. (جرعه ی وصال ص86)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «هر کس خداوند عزّ و جلّ را زیاد یاد کند، محبوب خدا می شود. و هر کس خداوند را زیاد یاد کند، دو برائت و مصونیّت برای او نوشته و تضمین می شود: برائت و مصونیّت از آتش. و برائت و مصونیّت از نفاق.»(3)

و آن گاه که در پرتو ذکر و یاد فراوان خدا، قلب انسان به محبّت و عشق خدا منوّر شد ...

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «ألقَلبُ المُحِبُّ للّهِ يُحِبُّ كثيراً ألنَّصَبَ للّهِ والقلبُ اللاّهى عنِ اللّهِ يُحِبُّ الرّاحةَ فلا تَظُنُّ - يا بنَ آدمَ - أنّكَ تُدرِكُ رِفْعَةَ البِرِّ بغَيرِ مَشَقَّةٍ فإنَّ الحَقَّ ثَقيلٌ مُرٌّ»(4)


1) غرر الحکم حدیث 1533

2) 1« دَوامُ الذِّكرِ يُنيرُ القَلبَ وَ الفِكرَ»غرر الحکم 3656

3) «مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً كُتِبَتْ لَهُ بَرَاءَتَانِ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ وَ بَرَاءَةٌ مِنَ النِّفَاقِ» کافی ج2 ص499

4) تنبیه الخواطر ج2 ص87

دل انسان خدادوست، رنج وسختی در راه خدا را بسیار دوست دارد و دل بی بی‌خبر از خدا، راحت طلب است. پس، ای فرزند آدم! گمان مبر که بی رنج و سختی، به مقام رفیع نیکوکاری دست یابی؛ زیرا که حقّ، سنگین وتلخ است.

به ولای تو که گر بنده ی خویشم خوانی *** از سر خواجگی کون و مکان بر خیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات *** کز سر جان و جهان دست فشان بر خیزم(1)

و علامت این عشق و محبّت ...

قال الامام الصادق (علیه السلام): «دَلِيلُ الْحُبِّ إِيْثَارُ الْمَحْبُوبِ عَلَى مَا سِوَاه»(2)

علامت محبّت، برگزیدن و ترجیح دادن محبوب است بر غیر او.

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی *** که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم(3)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِلَهِي مَنْ ذَا الَّذِي ذَاقَ حَلاَوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرَامَ مِنْكَ بَدَلاً


1) حافظ رحمة الله علیه

2) بحار الانوار ج67 ص22

3) حافظ رحمة الله علیه

معبود من! کیست که شیرینی محبّت تو را چشید و به جای تو بدل و جایگزینی طلب کرد!؟

وَ مَنْ ذَا الَّذِي أَنِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغَى عَنْكَ حِوَلاً

و کیست که به قرب تو انس گرفت و انتقال و روی گردانی از تو را اراده و جست و جو کرد!؟

إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ لِقُرْبِكَ وَ وَلاَيَتِكَ وَ أَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَ مَحَبَّتِكَ وَ شَوَّقْتَهُ إِلَى لِقَائِكَ

معبود من! پس قرار ده ما را از کسانی که برای قرب و ولایتتبرگزیدی آنها را؛ و برای مودّت(1)

و محبّتت خالص شان گرداندی؛ و به سوی لقاء و دیدارت مشتاق شان نمودی؛

وَ رَضَّيْتَهُ بِقَضَائِكَ وَ مَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ إِلَى وَجْهِكَ وَ حَبَوْتَهُ بِرِضَاكَ وَ أَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَ قِلاَكَ

و نسبت به قضاء و حکم قطعی خود راضی شان کردی؛ و نظر به وجهت را به آنها موهبت نمودی؛ و رضا و خشنودی ات را به آنان عطا فرمودی؛ و از هجران و بغض و دشمنی ات پناه شان دادی؛


1) مودّت: محبّت عملی و آشکار

وَ بَوَّأْتَهُ مَقْعَدَ الصِّدْقِ فِي جِوَارِكَ وَ خَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ وَ أَهَّلْتَهُ لِعِبَادَتِكَ وَ هَيَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرَادَتِكَ

و در جایگاه صدق(1)

و ممکن است ...»

در جوار خودت به آنان جای داده ای؛ و به معرفت خودت اختصاص شان داده ای؛ و برای عبادت و بندگی خویش لایق شان نمودی؛ و برای عزم و اراده ی کویت، قلب شان را دیوانه ی عشقت کردی؛(2)

وَ اجْتَبَيْتَهُ لِمُشَاهَدَتِكَ وَ أَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ وَ فَرَّغْتَ فُؤَادَهُ لِحُبِّكَ وَ رَغَّبْتَهُ فِيمَا عِنْدَكَ

و برای مشاهدهات، انتخاب شان نمودی؛ و چهره شان را برای خودت، از اغیار خالی کردی؛ و دل شان را برای محبّت خویش، فارغ از همه چیز ساختی؛ و به آنچه نزد توست، راغب و مشتاق شان نمودی؛

وَ أَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ وَ أَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ وَ شَغَلْتَهُ بِطَاعَتِكَ

و ذکر و یادت را به آنان الهام کردی؛ و نسبت به شکر و سپاست، آنان را به حرص و ولع انداختی؛(3)و به طاعتت مشغول شان کردی؛


1) در تفسیر المیزان ج19 ص89 (ذیل سوره ی مبارکه ی قمر ، آیه ی شریفه ی 55) آمده است: «مراد از «صدق»، صدق و راستی متّقین در ایمان و عمل شان است. و اضافه شدن کلمه ی جایگاه به کلمه ی صدق، به خاطر رابطه ی تنگاتنگ میان جایگاه آنان و صدق ایمان و عمل شان است.

2) و یا: قلب شان را شدیداً تشنه نمودی.

3) و یا: شکر و سپاست را نصیب آنان نمودی.

وَ صَيَّرْتَهُ مِنْ صَالِحِي بَرِيَّتِكَ وَ اخْتَرْتَهُ لِمُنَاجَاتِكَ وَ قَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّ شَيْ‌ءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ

و آنان را از شایستگان خلق خود گرداندی؛ و برای مناجات با خودت، آنان را برگزیدی؛ و بریدی از آنان، هر چیزی را که موجب بریدن شان از تو می گردد.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ الاِرْتِيَاحُ إِلَيْكَ وَ الْحَنِينُ وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَ الْأَنِينُ

بارالها! قرار ده ما را از کسانی که عادت شان، آرامش و نشاط به سوی تو و شوق (به درگاه تو) است؛ و روزگارشان، آه و ناله (به آستان تو) می باشد؛

جِبَاهُهُمْ سَاجِدَةٌ لِعَظَمَتِكَ وَ عُيُونُهُمْ سَاهِرَةٌ فِي خِدْمَتِكَ

پیشانی هاشان در برابر عظمتت، سجده کننده است؛ و چشمان شان در خدمتت، بی خواب می باشد؛

وَ دُمُوعُهُمْ سَائِلَةٌ مِنْ خَشْيَتِكَ وَ قُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ وَ أَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِكَ

و اشک هاشان از خوف و خشیتت، روان است؛ و قلب هاشان به محبّتت، آویخته می باشد؛ و دل هاشان از هیبت و عظمتت، از جای کنده است.

يَا مَنْ أَنْوَارُ قُدْسِهِ لِأَبْصَارِ مُحِبِّيهِ رَائِقَةٌ وَ سُبُحَاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عَارِفِيهِ شَائِفَةٌ (شَائِقَة)

ای کسی که انوار قدس و پاکی اش، برای چشمان محبّانش صاف و زلال است؛ و انوار و جلالت و عظمت وجهش، بر قلوب عارفانش مشرف و ناظر است! (برای قلوب عارفانش شوق انگیز است!)

يَا مُنَى قُلُوبِ الْمُشْتَاقِينَ وَ يَا غَايَةَ آمَالِ الْمُحِبِّينَ

ای آرزوی دل های مشتاقان! و ای منتهای آمال و آرزوهای محبّان!

أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلَى قُرْبِكَ وَ أَنْ تَجْعَلَكَ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا سِوَاكَ

از تو مسألت می کنم محبّتت را؛ و محبّت کسی را که تو را دوست دارد؛ و محبّت هر عملی را که مرا به قرب تو واصل می گرداند. و (از تو مسألت می کنم) که قرار دهی خودت را پیش من محبوب تر از هرچه غیر توست.

وَ أَنْ تَجْعَلَ حُبِّي إِيَّاكَ قَائِداً إِلَى رِضْوَانِكَ وَ شَوْقِي إِلَيْكَ ذَائِداً عَنْ عِصْيَانِكَ

و این که قرار دهی محبّتم را نسبت به تو، جلوداری به سوی رضوان و خشنودی ات؛ و (قرار دهی) اشتیاقم را به سوی تو، بازدارنده ای از نافرمانی‌ات.

وَ امْنُنْ بِالنَّظَرِ إِلَيْكَ عَلَيَّ وَ انْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَ الْعَطْفِ إِلَيَّ وَ لاَ تَصْرِفْ عَنِّي وَجْهَكَ

و نعمت سنگین نظر به سویت را بر من ببخش؛ و با چشم مهر و توجّه و عطوفت به سوی من نظر فرما؛ و چهره ات را از من مگردان؛

وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ الْإِسْعَادِ وَ الْحِظْوَةِ (الْحُظْوَةِ) عِنْدَكَ يَا مُجِيبُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين(1)

و مرا از اهل سعادت و مکانت و منزلت(2)در نزد خودت قرار ده؛ ای اجابت کننده! ای مهربان ترین مهربانان!

التماس دعا. محمّد م. فرزند شهید حاج حسن م.

قم المقدّسة. بهمن 1393


1) مناجاة المحبّین (از مناجات خمس عشر حضرت امام زین العابدین )

2) و یا: از اهل سعادت و بهره مندی از رزق (مادّی و معنوی) در نزد خودت

ایثار

1

قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): «عِندَ الإیثارِ عَلَى النَّفسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُ الكُرَماءِ»(1)

فقط در هنگام ایثار و از خود گذشتگی، جوهره ی اهل کرامت و بزرگواری هویدا می شود.

من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق *** چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سرّ قضا *** که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست(2)


1) غرر الحکم ص456

2) حافظ رحمة الله علیه (اکثر ابیاتی که در ذیل احادیث شریف آورده شده، از اشعار ناب عارفانه‌ی حافظ رضوان الله تعالی علیه است.)

2

قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): «الْإِيثَارُ أحْسَنُ الْإِحْسَانِ وَ أعْلَى مَرَاتِبِ الْإِيمَان»(1)

ایثار و از خود گذشتگی، زیباترین احسان، و بلندترین مراتب ایمان است.

پروانه وش ز آتش هرگز مشو مشوّش *** دانند اهل دانش عین بقا فنا را


1) غرر الحکم ص90

3

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «الْإِيثَارُ أعْلَى الْمَكَارِمِ»(1)

ایثار و از خود گذشتگی، بالاترین مکارم و بزرگواری هاست.

زشوق گلشن جان بلبلان چنان مستند *** که بی‌تکلّفی از دام این جهان برهند


1) - غرر الحکم ص54

4

قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): «الْإِيثَارُأعْلَىالْإِيمَانِالْإِيثَارُأعْلَى الْإِيمَانِ»(1)

ایثار و از خود گذشتگی، بالاترین ایمان است.

عشق ز اوّل سرکش و خونی بود *** تا گریزد هر که بیرونی بود


1) غرر الحکم ص52

5

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «الْإِيثَارُ أعلَى مَراتِبِ الكَرَمِ و أفضَلُ الشِّيَمِ»(1)

ایثار و از خود گذشتگی، بالاترین مراتب بزرگواری، و برترینِ خصلت‌هاست.

گر مرد راه عشقی، لاف وجود کم زن *** بی دست و پا قدم نه، بی پا و سر قدم زن


1) غرر الحکم ص76

6

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «الْإِيثَارُ أفْضَلُ عِبَادَةٍ وَ أجَلُّ سِيَادَةٍ»(1)

ایثار و از خود گذشتگی، برترین عبادت، و بزرگ ترین سیادت و سروری است.

من چه در پای تو ریزم که پسند تو شود *** جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست


1) غرر الحکم ص61

7

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «أفْضَلُ السَّخَاءِ الْإِيثَارُ»(1)

برترین سخاوت، ایثار و از خود گذشتگی است.

من و دل گر فنا شویم چه باک *** غرض اندر میان سلامت اوست


1) غرر الحکم ص187

8

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «غَايَةُ الْمَكَارِمِ الْإِيثَار»(1)

نهایت مکارم و بزرگواری ها، ایثار و از خود گذشتگی است.

ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما *** تا مدّعی بمیرد از جان فشانی ما


1) غرر الحکم ص469

9

قالَ موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام : «یا رَبِّ أرِنى دَرَجاتِ مُحَمَّدٍ واُمَّتِهِ.»

قالَ: «یا موسی إنَّكَ لَن تُطیقَ ذلِكَ ولكِن اُریكَ مَنزِلَةً مِن مَنازِلِهِ جَلیلَةً عَظیمَةً فَضَّلتُهُ بِها عَلَيكَ وعَلی جَمیعِ خَلقی.»

قالَ: فَكَشَفَ لَهُ عَن مَلَكوتِ السَّماءِ فَنَظَرَ إلی مَنزِلَةٍ كادَت تَتلَفُ نَفسُهُ مِن أنوارِها وقُربِها مِنَ اللّهِ عزّ و جلّ

قالَ: «یا رَبِّ بِما ذا بَلَّغتَهُ إلی هذِهِ الكَرامَةِ؟!»

قالَ: «بِخُلُقٍ إختَصَصتُهُ بِهِ مِن بَينِهِم وهُوَ الإِيثارُ. یا موسی لا يَأتینى أحَدٌ مِنهُم قَد عَمِلَ بِهِ وَقتاً مِن عُمُرِهِ إلاَّ استَحيَيتُ مِن مُحاسَبَتِهِ وَبوَّأتُهُ مِن جَنَّتى حَيثُ يَشاءُ.»(1)

حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام عرضه داشت:«ای پروردگار من!درجات حضرت محمّد (,) وامّت او را به من بنمایان.»


1) میزان الحکمة به نقل از تنبیه الخواطر ج1 ص173

خداوند فرمود: «ای موسى! تو تاب دیدن آنها را نداری؛ امّا (فقط) یک منزلت از منزلت های بزرگ وبا شکوه او را به تو می نمایانم که به واسطه ی همان، او را بر تو و بر تمام آفریدگانم برتری دادم.»

پس خداوند از ملکوت آسمان برای او پرده برداشت و حضرت موسی منزلتی را دید که از (شدّت) پرتوهای آن وقُربش به خداوند، نزدیک بود قالب تهی کند!

عرضه داشت: «پروردگارا! به واسطه ی چه چیز او را به این کرامت رساندى؟!»

فرمود: «به واسطه ی خصلتی که از میان ایشان، آن را به او اختصاص دادم، وآن خصلت، ایثار است. ای موسى! هیچ یک از ایشان نیست که دمی از عمر خویش به این خصلت عمل کرده باشد، مگر آن که از حساب رسی او شرم کنم ودر بهشت خود، هر جا که او بخواهد، جایش دهم.»

در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست *** ریش باد آن دل که با زخم تو خواهد مرهمی

جهاد:

10

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَنْ خَرَجَ مُرَابِطاً فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى أوْ مُجَاهِداً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُمِائَةِ ألْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ سَبْعُمِائَةِ ألْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ سَبْعُمِائَةِ ألْفِ دَرَجَةٍ وَ كَانَ فِي ضَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى حَتَّى يَتَوَفَّاهُ بِأیِّ حَتْفٍ كَانَ كَانَ شَهِيداً فَإِنْ رَجَعَ رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ مُسْتَجَاباً دُعَاؤُه»(1)

کسی که برای مرزبانی در راه خداوند متعال، یا جهاد کردن، از خانه خارج شود، پس در ازاء هر قدمی که بر می دارد، هفتصد هزار حسنه برای اوست؛ و هفتصد هزار بدی و سیّئه از او محو می شودکسی که برای مرزبانی در راه خداوند متعال، یا جهاد کردن، از خانه خارج شود، پس در ازاء هر قدمی که بر می دارد، هفتصد هزار حسنه برای اوست؛ و هفتصد هزار بدی و سیّئه از او محو می شود؛ و هفتصد هزار درجه، رتبه اش بالا می رود؛ و تا وقت جان


1) ثواب الاعمال ص293

سپردن، در ضمانت و تعهّد خداوند متعال است؛ و هر گونه از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است.

و چنان چه زنده از جهاد باز گردد، آمرزیده باز گشته؛ و دعایش مستجاب است.

برو ای زاهد و بر دُرد کشان خرده مگیر *** که ندادند جز این تحفه به ما روز ألست

آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیديم *** اگر از خمر بهشت است و گر از باده ی مست

11

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «... وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَام»(1)

جهاد در راه خدا، حقیقتاً قلّه ی اسلام است.

مرحبا ای پیک مشتاقان بگو پیغام دوست *** تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست


1) بحار الانوار ج 74 ص291

12

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «اَلمُجاهِدونَ تُفَتَّحُ لَهُم أبوابُ السَّماءِ»(1)

اهل جهاد، درهای آسمان به روی شان گشوده می شود.

می رسد آواز عشق هر نفس از چپ و راست *** ما به فلک می رویم عزم تماشا که راست

ما ز فلک بوده ایم دار مَلَک بوده ایم *** زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست


1) غرر الحکم، حکمت 7659

13

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِه»(1)

به راستی جهاد، دری است که خداوند برای اولیاء خاصّ خود گشوده است.

تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت *** جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت


1) التهذیب ج6 ص123

14

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «إنّ اللّهَ فَرضَ الجِهادَ وعَظَّمَهُ وجَعلَهُ نَصْرَهُ وناصِرَهُ. واللّهِ ما صَلُحتْ دُنیا ولا دِينٌ إلاّ بهِ»(1)

خداوند جهاد را واجب گردانید وآن را بزرگ داشت ویاری خود ویاور خود قرارش داد. به خدا سوگند کار دنیا ودین جز با جهاد اصلاح نمی شود.

وصال او ز عمر جاودان به *** خداوندا مرا آن ده که آن به

به داغ بندگی مردن برین در *** به جان او که از ملک جهان به


1) وسائل الشیعة ج11 ص9

15

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَن لَقِىَ اللّهَ بغیرِ أثَرٍ مِن جِهادٍ لَقِىَ اللّهَ وفیهِ ثُلْمَةٌ»(1)

هر کس بدون آن که نشانی از جهاد در خود داشته باشد خدا را دیدار کند، هنگام ملاقات با او، در خود خللی يابد!

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست *** تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت *** نامی است ز من بر من و باقی همه اوست


1) میزان الحکمة به نقل از کنز العُمّال ح10495

16

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «إنَّ أبوابَ الجَنّةِ تَحتَ ظِلالِ السُّيُوف»(1)

به راستی درهای بهشت، زیر سایه های شمشیرهاست.

سر ز مستی بر نگیرد تا به صبح روز حشر *** هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست


1) نهج الفصاحة حکمت 576

17

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «ذِروَةُ سَنامِ الإسلامِألجِهادُ فی سَبیلِ اللَّهِ لا يَنالُهُ إلّا أفضَلُهُم»(1)

قلّه ی بلندای اسلام، جهاد در راه خداست، که جز برترینِ مسلمانان بدان نائل نمی شود.

بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست *** آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود *** در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

فرصت شمر طریقه ی رندی که این نشان *** چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست


1) نهج الفصاحة حکمت 1619

18

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «ألسُّیوفُ مَفاتیحُ الجَنَّة»(1)

شمشیرها، کلیدهای بهشت اند.

دلا ز نور هدایت گر آگهی يابی *** چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد


1) نهج الفصاحة حکمت 1787

19

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «لَقِيامُ الرَّجُلِ فِي الصَّفِّ فِي سَبیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ساعَةً أفضَلُ مِن عِبادَةِ سِتّینَ سَنَةً»(1)

قطعاً اندک زمانی ایستادن مرد در صف جهاد در راه خداوند عزّت مند و صاحب جلال، از شصت سال عبادت برتر است!

خرّم آن روز کزین منزل ویران بروم *** راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم


1) نهج الفصاحة حکمت 2250

20

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «أقرَبُ العَمَلِ إلَى اللَّهِألجِهادُ فی سَبیلِ اللَّهِ و لا يُقارِبُهُ شَى‌ءٌ»(1)

آن عملی که مایه ی بیشترین تقرّب به درگاه خداست، جهاد در راه خداست و هیچ چیز، حتّی نزدیک آن نمی شود (چه رسد که بخواهد به پایه ی آن برسد).

در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست *** ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی


1) نهج الفصاحة حکمت 427

21

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «ما أعْمالُ العِبادِ كُلِّهِم عِند المُجاهِدینَ فى سبیلِ اللّهِ إلاّ كَمِثْلِ خُطّافٍ أخَذَ بمِنْقارِهِ مِن ماءِ البَحرِ»(1)

اعمال همه ی بندگان در مقایسه با ارزش جهاد مجاهدان در راه خدا نیست مگر به اندازه ی مقدار آبی که پرستویي با منقار خود از دریا برداشته است!

صحبت حور نخواهم که بود عین قصور *** با خیال تو اگر با دگری پردازم

مرغ سان از قفس خاک هوایي گشتم *** به هوایي که مگر صید کند شه بازم


1) کنز العمّال ح10681

22

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «إنَّ المُؤمِنَ يُجاهِدُ بِسَيفِهِ وَ لِسانِهِ، وَ الَّذى نَفسِى بِيَدِهِ لَكَأنَّما بِوَجهِهِم مِثلُ نَضْحِ النَّبلِ»(1)

به راستی مؤمن با شمشیر وزبان خود جهاد می کند؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست، آنان با رویارویي (زبانى) خود، گویي تیر (به دشمن) می زنندمی‌زنند.

گر به هر موی، سری بر تن حافظ باشد *** همچو زلفت همه را در قدمت اندازم


1) الدرّ المنثور ج6 ص335

23

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَن ماتَ ولَم يَغْزُ ولَم يُحدِّثْ بهِ نَفسَهُ ماتَ علی شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ»(1)

کسی که بمیرد در حالی که جهاد نکرده و آرزوی جهاد هم نداشته، بر شعبه ای از نفاق مرده است.

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست *** ره روی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی


1) صحیح مسلم ج3 ص1517

24

قال امیر المؤمنین (علیه السلام): «ألْجِهَادُ عِمَادُ الدِّينِ وَ مِنْهَاجُ السُّعَدَاء»(1)

جهاد، ستون دین و راه روشن نیک بختان است.

مژده ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم *** طائر قدسم و از دام جهان برخیزم


1) غرر الحکم ص72

شهادت

25

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ»(1)

بر فراز هر کار نیکی، کار نیک دیگری هست، تا این که آدمی در راه خداوند به شهادت رسد؛ که چون در راه خداوند شهید شد، دیگر بر فراز آن، کار نیکی وجود ندارد.

از پای تا سرت همه نور خدا شود *** در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی


1) ا صول کافی ج2 ص348

وجه خدا اگر شودت منظر نظر *** زین پس شکّی نماند که صاحب نظر شوی(1)

یعنی وجه ربّ تو دارای جلال و اکرام است.

در احادیث فراوانی حضرات معصومین D فرموده اند: وجه خدا، ما اهل بیت هستیم. به عنوان نمونه در بحار الانوار ج24 ص192 آمده است: وَ قَوْلُهُ [عَزَّ وَ جَلَّ] «وَ يَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذو الْجَلالِ وَ الْاِکْرامِ» ، قالَ [الامامُ] الصّادِقُ عَلَیْهِ السَّلامُ: نَحْنُ وَجْهُ اللهِ.

و در صفحه ی 303، امام صادق فرموده اند: وَ نَحْنُ وَجْهُ اللهِ؛ قالَ اللهُ تَعالی: «فَاَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ.» ما (اهل بیت) وجه خدا هستیم. خدای تعالی فرمود: پس هر جا روی کنید، آنجا وجه خداست.

بنا بر این حضرات چهارده معصوم D وجه خدا و موصوف به صفت ذو الجلال و الاکرام هستند و به عبارت دیگر آئینه ی تمام نمای صفات جلال و جمال الهی می باشند. اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد


1) - در سوره ی مبارکه ی «الرّحمن» آیه ی شریفه ی 27 :«وَ يَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذو الْجَلالِ وَ الْاِکْرامِ» ، عبارت ذو الجلال و الاکرام، وصف «وجه» می باشد.

26

قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) :: «... وَ أنَا أسْألُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ عَظِيمِ قُدْرَتِهِ عَلَى إِعْطَاءِ كُلِّ رَغْبَةٍ أنْ يُوَفِّقَنِي وَ إِيَّاكَ لِمَا فِيهِ رِضَاهُ مِنَ الْإِقَامَةِ عَلَى الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَيْهِ وَ إِلَى خَلْقِهِ [مِنْ] مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِي الْعِبَادِ وَ جَمِيلِ الْأثَرِ فِي الْبِلَادِ وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ وَ تَضْعِيفِ الْكَرَامَةِ وَ أنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَكَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَة ...»(1)

من از خداوند با رحمت فراگیرش، و بزرگى قدرتش بر انجام هر گونه درخواست، مسألت مى‌نمایم که من و تو را به آنچه رضاى او در آن است - از معذور بودن نزد خودش و مخلوقش، به همراه ثناى نیک در بین بندگان، و یادگار زیبا در سرزمین ها، و تمام و کمال نعمت و فزونى کرامت - توفیق دهد، و پایان زندگى من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد.

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی *** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ


1) - آخرین فرازهای نامه ی 53 نهج البلاغه (فرمان حکومتی حضرت امیر المؤمنین علیّ خطاب به جناب مالک اشتر سلام الله علیه)

27

قال امیر المؤمنین علیّ (علیه السلام) : «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ الْقَتْلَ عَلَى قَوْمٍ وَ الْمَوْتَ عَلَى آخَرِينَ وَ كُلٌّ آتِيهِ مَنِيَّتُهُ كَمَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ فَطُوبَى لِلْمُجَاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَقْتُولِينَ فِي طَاعَتِهِ»(1)

به راستی خداوند شهادت را بر قومى و مردن را بر قومى دیگر نوشته و مقرّر داشته است، و هر کسى مرگش آن گونه رسد که خداوند بر او نوشته است. پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و کشته‌شدگان در طریق طاعت او!

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را *** هرگز نتوان دید جمال احدی را


1) وقعة صفّین ص111

28

28. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «وَ الَّذی نَفسی بِیَدِهِ لَوَدَدتُ أنِّی اُقتَلُ فی سَبیلِ اللهِ ثُمَّ اُحیَا ثُمَّ اُقتَلُ ثُمَّ اُحیَا ثُمَّ اُقتَلُ»(1)

سوگند به کسی که جانم به دست اوست، حقیقتاً و شدیداً دوست دارم که در راه خدا کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره کشته شوم، سپس زنده شوم و باز کشته شوم.

جام صهبا به کجا بود و مگر دست که بود *** که در این بزم بگردید و دل شیدا برد


1) - کنز العُمّال ج4 ح10564

29

29. قال امیر المؤمنین علیّ (علیه السلام) : «... إِنِّي لَعَلَى الْحَقِّ وَ إِنِّي لِلشَّهَادَةِ لَمُحِبٌّ»(1)

... به راستی من بر حقّ هستم و حقیقتاً عاشق شهادت می باشم.

قصد جان است طمع در لب جانان کردن *** تو مرا بین که در این کار به جان می کوشم


1) بحار الانوار ج33 ص573

30

30. قال امیر المؤمنین (علیه السلام) : «... إِنَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِيثٌ لَا يَفُوتُهُ الْمُقِيمُ وَ لَا يُعْجِزُهُ الْهَارِبُ إِنَّ أكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِي نَفْسُ ابْنِ أبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَألْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّه»(1)

به راستی مرگ، خواهنده‌اى شتابان است که ثابت قدم و فرارى، از چنگش نجات نیابند. حقیقتاً گرامى‌ترین مرگ، شهادت است.

قسم به آن که جان فرزند ابو طالب در اختیار اوست، هزار ضربه ی شمشیر بر من آسان تر است تا مرگ در بستر در غیر طاعت خدا.

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند *** روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز مردن مهراس *** مردار بود هر آن که او را نکشند


1) نهج البلاغة خطبه ی 123

31

31. قال امیر المؤمنین (علیه السلام) : «ألْمَوْتُ طَالِبٌ وَ مَطْلُوبٌ حَثِيثٌ لَا يُعْجِزُهُ الْمُقِيمُ وَ لَا يَفُوتُهُ الْهَارِبُ فَأقْدِمُوا وَ لَا تَنْكُلُوا فَإِنَّهُ لَيْسَ عَنِ الْمَوْتِ مَحِيصٌ إِنَّكُمْ إِنْ لَا تُقْتَلُوا تَمُوتُوا وَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَألْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ عَلَى الرَّأْسِ أيْسَرُ مِنْ مَوْتٍ عَلَى فِرَاش»(1)

مرگ خواهانى است که با شتاب آید، و مطلوبى است که ثابت قدم و فراری، از چنگش نجات نیابند.

پس خود براى آن اقدام کنید و سر باز نزنید زیرا قطعاً از مرگ گریزى نیست. شما اگر کشته نشوید خواهید مرد.

و سوگند به کسی که جان علىّ بدست اوست، هزار ضربت شمشیر بر سر، آسان تر است از مرگ بر بستر.

زنده ی جاوید کیست کشته ی شمشیر دوست *** کآب حیات قلوب در دم شمشیر اوست


1) الارشاد ج1 ص238

گر بشکافی هنوز خاک شهیدان عشق *** آید از آن کشتگان زمزمه ی دوست دوست

32

32. قال الامام الصادق (علیه السلام) : «مَنْ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَمْ يُعَرِّفْهُ اللَّهُ شَيْئاً مِنْ سَيِّئَاتِهِ»(1)

هرکس در راه خدا شهید شود، خداوند (در روز قیامت) هیچ یک از گناهان او را به رخش نخواهد کشید.

طائر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق *** که در این دامگه حادثه چون افتادم


1) کافی ج5 ص54

33

33. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَن لَقِیَ العَدُوَّ فَصَبَرَ حَتَّی یُقتَلَ أو یَغلِبَ لَمْ يُفْتَنْ فِي قَبْرِه»(1)

هر کس با دشمن رو به رو شود و مقاومت کند تا به شهادت برسد یا بر دشمن غلبه کند، در قبرش عذاب ندارد.

من شکسته ی بد حال زندگی يابم *** در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول


1) کنز العمّال ح10662

34

34. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «ما مِن أحَدٍ یَدخُلُ الجَنَّةَ یُحِبُّ أن یَرجِعَ اِلَی الدُّنیا و أنَّ لَهُ ما عَلَی الاَرضِ مِن شَیءٍ غَیرَ الشَّهیدِ؛ فَاِنَّهُ یَتَمَنَّی أن یَرجِعَ فَیُقتَلَ عَشرَ مَرّاتٍ لِما یَرَی مِنَ الکَرامَة»(1)

احدی از کسانی که وارد بهشت می شوند دوست ندارد که به دنیا باز گردد و چیزی از آن چه بر روی زمین هست برای او باشد، به جز شهید؛ که آرزو می کند به دنیا باز گردد و ده مرتبه به شهادت برسد؛ به جهت آن کرامتی که می بیند (در پرتو شهادت نصیبش شده است).

بگفتمی که چه ارزد نسیم طرّه ی دوست *** گرم به هر سر مویی هزار جان بودی


1) میزان الحکمة به نقل از صحیح مسلم ج3 ص1498

35

35. قال الامام السجّاد (علیه السلام) : «مَا مِنْ قَطْرَةٍ أحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَتَيْنِ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَطْرَةِ دَمْعَةٍ فِي سَوَادِ اللَّيْلِ لَا يُرِيدُ بِهَا عَبْدٌ إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ»(1)

هیچ قطره‌اى نزد خداوند دوست داشتنى‌تر از دو قطره نیست: قطره ی خونى که در راه خدا ریخته شود و قطره ی اشکى که در تاریکى شب ریخته شود در حالی که بنده با آن جز خداوند عزّ و جلّ را نخواهد.

مایه ی خوش دلی آن جاست که دل دار آن جاست *** می کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم


1) الخصال ج1 ص50

36

36. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «أفضَلُ الشُّهَداءِ الذین يُقاتِلُونَ فى الصفِّ الأوَّلِ، فلا يَلفِتُونَ وُجوهَهُم حتّی يُقتَلُوا اُولَئِكَ يَتَلَبَّطُونَ فى الغُرَفِ العُلَي مِنَ الجَنَّةِ، يَضحَكُ إلَيهِم ربُّكَ، فإذا ضَحِكَ رَبُّكَ إلی عَبدٍ فى مَوطِنٍ فلا حِسابَ علَيهِ»(1)

برترین شهیدان، کسانی هستند که در صف مقدّم می جنگند و (از دشمن) روی بر نمی گردانند تا آن که کشته شوند . اینان در بالا خانه های بهشت می آرمند، در حالی که پروردگارشان به روی آنان می خندد؛ وهرگاه پروردگارت در جایي، به بنده ای لب خند زند، حساب رسی ندارد.

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق *** شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما *** با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم


1) میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال ح11120

37

37. قال الامام زین العابدین (علیه السلام) : «... لَهُ الْحَمْد ... حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِي السُّعَدَاءِ مِنْ أوْلِيَائِهِ، وَ نَصِيرُ بِهِ فِي نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُيُوفِ أَعْدَائِه ...»(1)

... حمد و ستایش فقط برای خداست ... حمدى که ما را در میان دوستان و اولیاء سعادتمندش کام روا کند و به زمره ی آنان که به شمشیر دشمنانش به فوز شهادت رسیده‌اند درآورد. ...

گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم *** گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل


1) صحیفه ی سجّادیّه ، دعای اوّل

38

38. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَنْ سَألَ اللَّهَ الشَّهَادَةَ بِصِدْقٍ بَلَّغَهُ اللَّهُ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ»(1)

کسى که با نیّت راست از خداوند درخواست شهادت نماید ،خداوند او را به درجات و مراتب شهداء می رساند گر چه در بستر خانه‌اش بدرود حیات نماید.

چو ذرّه گر چه حقیرم ببین به دولت عشق *** که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

چه گونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست *** که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم


1) بحار الانوار ج67 ص201

39

39. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَن جُرِحَ فى سَبیلِ اللّهِ جاءَ يَومَ القِيامَةِ رِيحُهُ كَرِيحِ المِسكِ ولَونُهُ لَونُ الزَّعفَرانِ، علَيهِ طابَعُ الشُّهَداءِ، ومَن سَألَ اللّهَ الشهادَةَ مُخلِصاً أعطاهُ اللّهُ أجرَ شَهیدٍ وإن ماتَ علی فِراشِهِ»(1)

هر کس در راه خدا مجروح شود، در روز قیامت بویش همچون بوی مشک باشد و رنگش مانند رنگ زعفران ونشان شهیدان بر اوست.

و هر کس شهادت را خالصانه از خداوند بخواهد، خداوند اجر شهید به وی دهد هر چند در بسترش بمیرد.

آتش به جانش می زنم از شعله های خون خود *** هر چند با ققنوسیان خاکستر افتادیم ما

در فنّ جانبازی روش از پیر دیر آموختیم *** خود سایه ی کمرنگی از تصویر استادیم ما


1) میزان الحکمة به نقل از کنز العمّال ح11144

40

40. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «مَنْ طَلَبَ الشَّهَادَةَ صَادِقاً اُعْطِيَهَا وَ لَوْ لَمْ تُصِبْهُ»(1)

کسى که با صدق نیّت آرزوى شهادت در راه خدا را داشته باشد، خداوند ثواب شهید را به او عنایت می فرماید گر چه توفیق شهادت را نیابد.

عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست *** تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم

و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین


1) بحار الانوار ج67 ص201