ghaemiyeh.com
سرشناسه :صدری، مهدی، 1347 -
عنوان و نام پدیدآور : عزاداری رمز محبت/مهدی صدری.
مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1390 -
مشخصات ظاهری : ج.
شابک : 160000 ریال: دوره:978-964-397-672-9 ؛ ج.1:978-964-397-673-6 ؛ ج.2:978-964-397-671-2
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : ج.2 (چاپ اول: 1390).
یادداشت : کتابنامه.
مندرجات : ج.1. فضیلت عزاداری سیدالشهدا علیه السلام در اخبار و آثار.- ج.2. پاسخ به شبهات و پرسش های عزاداری
موضوع : حسین بن علی (علیه السلام)، امام سوم، 4 - 61ق -- سوگواری ها -- فلسفه
موضوع : حسین بن علی(علیه السلام)، امام سوم، 4 - 61ق. -- سوگواری ها -- احادیث
موضوع : حسین بن علی (علیه السلام)، امام سوم، 4 - 61ق -- سوگواری ها -- پرسش ها و پاسخ ها
موضوع : گریه -- جنبه های مذهبی -- اسلام
موضوع : واقعه کربلا، 61ق. -- پرسش ها و پاسخ ها
رده بندی کنگره : BP260/3/ص4ع4 1390
رده بندی دیویی : 297/74
شماره کتابشناسی ملی : 2176515
عزاداری رمز محبت
جلد اول
فضائل گریه و عزاداری سیدالشهدا علیه السلام در اخبار و آثار
مهدی صدری
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: مریم محققیان
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد
امام حسین علیه السلام فرمود:
اَنَا قَتيلُ الْعَبرَةِ، لا يَذْكُرُني مُؤْمِنُ إِلَّا اسْتَعْبَرَ.من شهید اشک هستم هیچ مؤمنی مرا یاد نکند مگر آن که گریان شود.تقدیم به مادر داغدیده ای که سوز و گدازش دوست و دشمن را به گریه درآورد، مادر بزرگوار قمر بنی هاشم علیه السلام حضرت ام البنین علیها السلام
## فهرستبخش اول: فضیلت گریه و عزاداری...9بخش دوم: سیره فرشتگان، انبیا و اولیاء الهی...89بخش سوم: روایات و عزاداری عامه...273بخش چهارم: نکته ها و برخی از آمارهای عزاداری...325
بسم الله الرحمن الرحيمانسان با فطرت پاکش نسبت به هم نوعش احساس همدردی می کند و از مصیبت و رنج او ناراحت و غمگین می شود. این احساس شریف انسانی نسبت به سرگذشت پر درد و بلای پیشوایان دینی - که بزرگ ترین مصلحان و منادیان حق و عدالت هستند - البته بیش تر است به این جهت که آن ها تسخیر کنندگان قلوب و فرمانروایان بلامنازع اندیشه و عواطف بشرند.در این بین شهادت مظلومانه سیدالشهدا علیه السلام از همه دردناک تر و غم انگیزتر است و یاد آن صحنه اندوهی جان گداز و سرشکی سوزناک را به دنبال دارد. کاوش در نهان خانه روح شیعه ای که صمیمانه بر سیدالشهدا علیه السلام می گرید نشان می دهد سبب این گریه عوامل زیر است:
نخست، معرفتی است که نسبت به آن حضرت دارد و از ستمی که به ناحق بر وی رفته ناراحت و آزرده است.علاوه بر آن، محبتی که بر حسب تولّا نسبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و از جمله حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دارد ایجاب می کند که به ذکر مصیبت و سرگذشت شهادت آن امام بپردازد و این تذکر و تجدید خاطره طبعاً اندوه زا و گریه آور است.علاوه بر این دو عامل درونی، احادیثی که در ترغیب به تشکیل مجالس سوگواری و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام رسیده انگیزه ای برای گریستن بر مصائب آن حضرت است.پس انگیزه این گریه همان معرفت و محبت است. طبعاً ارزش معنوی و آثار روحی آن نیز به قدر شناخت و محبتی است که گریه کننده نسبت به آن حضرت دارا باشد. (1)## کتاب حاضرعزاداری سیدالشهدا علیه السلام و گریه بر مظلوم کربلا با گوشت و خون ملت شیعه عجین است، امّا اگر علم و آگاهی ما به احادیث معصومین علیهم السلام در این باره کامل شود، همه تشکیکات شبهه اندازان در این باره بی اثر خواهد شد.
1) گرفته شده از مقاله ارزیابی گریه، محمد مهدی رکنی، عاشورا شناسی 397 - 416 با تلخیص و تصرف
بی اطلاعی یا کم اطلاعی نسل جدید باعث شده که عده ای با شبهات پیش پا افتاده سراغ جوانان رفته و به تخریب اذهان آنان بپردازند.با تجربه ای که در این زمینه داشتم، جوانانی را دیدم که با مختصر آگاهی از روایات گریه و عزاداری امام حسین علیه السلام با قلبی هم چون آینه در برابر شبهه افکنان ایستاده. و هر زنگاری که در دل داشتند یک باره برطرف شد.این امر موجب شد که تصمیم بگیرم مجموعه ای مشتمل بر روایات عزاداری از یک سو، و شامل پاسخ به شبهات مخالفان از سوی دیگر در دسترس عموم قرار دهم.بر این اساس کتاب حاضر در دو جلد تنظیم شده است:جلد اول: احادیث مربوط به عزاداری بر سیدالشهدا علیه السلام است که در چهار بخش تنظیم شده است:در بخش اول روایات فضیلت گریه و عزاداری گردآوری و ترجمه شده.بخش دوم حاکی از گریه و عزاداری فرشتگان، انبیا و اولیای الهی علیهم السلام و... بر سید الشهداء علیه السلام است.در بخش سوم به اختصار اشاره ای خواهیم داشت به روایات و عزاداری اهل تسنن برای اتمام حجت بر آنان.بخش چهارم نکته ها و آمارهایی درباره گریه و عزاداری است که جمع بندی فکری خوبی را به ما ارائه خواهد داد.
جلد دوم: پاسخ به شبهات و پرسش هاست که در سه بخش تنظیم شده است:بخش اول: شبهات مخالفان عزاداری و پاسخ آن هابخش دوم: پرسش های مربوط به جوانب گوناگون عزاداری و پاسخ آن.بخش سوم: یادآوری نکته هایی در حاشیه پاسخ به شبهات.اهتمام ما بر آن بود که متون احادیث و روایات بیش تر مورد توجه قرار گیرد؛ و در ترجمه نیز غالباً به قسمت مربوط به گریه و عزاداری اکتفا نموده ایم.در ذکر صلوات و تحیات نیز ملتزم به تبعیت مصادر نبوده ایم.با نگاهی ملتمسانه به قبّۀ آسمانی ابا عبدالله الحسین علیه السلام اشکی نثار آن بدن پاره پاره می نماییم، به امید روزی که با ظهور بزرگ عزادارش حضرت بقية الله الاعظم علیه السلام کنار ضریح شش گوشه اشکی بریزیم.محرم 1432، آذر 1389قم، مهدی صدری
## بخش اول: فضیلت گریه و عزاداری### اشاره
پیشوایان معصوم علیه السلام شهادت سیدالشهدا علیه السلام و یاران باوفایش را مصیبتی بس عظیم دانسته و از آن حضرت به «قتیل العَبرة» - یعنی «شهید اشک» - یاد نموده اند.به حزن و اندوه، گریستن، تشکیل مجالس عزا، عزاداری، مرثیه سرایی، نوحه خوانی و غیر آن سفارش نموده و آن را عبادت و تقرّب به پروردگار دانسته اند.برای کسانی که این فرمان را امتثال نمایند، طلب رحمت و آمرزش نموده، آن ها را تکریم و احترام کرده و آن ها را شریک غم خویش دانسته اند.گریه، شیون، فریاد، بی تابی، جزع، سوز و گداز بی پایان و عزاداری آن ها را ستوده و عطیه و کرامت الهی، علامت ایمان و همدردی با مادر حسین علیهماالسلام قلمداد کرده اند که موجب حضور فرشتگان در مجالس عزا، آمرزش، شادی
در حال احتضار، سُرور قیامت، جای گرفتن در بهشت و پاداش های بی حساب شده و آنان هیچ گاه جهنم را نخواهند دید.مطالب بخش «فضیلت گریه و عزاداری» در دو قسمت تقدیم می شود:1. روایات گریه و عزاداری.2. اعتبار روایات آن.
### 1.احادیث گریه و عزاداری#### اشک عطیه الهی1. عن أبي عبد الله علیه السلام:... وأسأل الله الذي أبكى عليك عيني... (1)در ضمن زیارتی که از امام صادق علیه السلام روایت شده خطاب به سیدالشهدا علیه السلام می گوییم: «از خدایی که دیده ام را بر تو گریان ساخت درخواست می نمایم».از این روایت استفاده می شود که اشک موهبتی است الهی.#### شیعیان برگزیده: محزون در حزن اهل بیت علیهم السلام2. ﴿وَ قَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: إِنَّ اَللَّهَ تَبارَک وَ تَعالی اِطَّلَعَ عَلَی اَلْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا، وَ اِخْتَارَ لَنَا شِیعَهً یَنْصُرُونَنَا. وَ یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا. وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا، وَ یَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ و أَنْفُسَهُمْ فِینَا أُولَئِکَ مِنَّا وَ إِلَیْنَا. (2)امیرمؤمنان علی علیه السلام در حدیث اربعمأة -که چهارصد مطلب را در بر دارد - فرمود: خدای تبارک و تعالی به زمین توجهی فرمود و از آن میان ما را برگزید،
و برای ما شیعیانی انتخاب کرد که ما را یاری کنند، به شادی ما شاد و برای حزن و اندوه ما اندوهناک شوند، مال و جان خویش را برای ما بذل نمایند، آن ها از ما هستند و سرانجام نزد ما آیند.3. ﴿عَن مولانا أبي عبد الله اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: شِیعَتُنَا جُزْءٌ مِنَّا خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ طِینَتِنَا، یَسُوؤُهُمْ مَا یَسُوؤُنَا، وَ یَسُرُّهُمْ مَا یَسُرُّنَا فَإِذَا أَرَادَنَا أَحَدٌ فَلْیَقْصِدْهُمْ فَإِنَّهُمُ الباب اَلَّذِی یُوصِلُ مِنْهُ إِلَیْنَا. (1) امام صادق علیه السلام فرمود: شیعیان ما جزئی از ما هستند، از زیادی گل ما آفریده شده اند. آن چه باعث ناراحتی ما باشد آن ها را ناراحت و آن چه ما را مسرور نماید آن ها را شاد می کند...
ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا صلی الله علیه و آله،لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیهما السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ، فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ علیه السلامفَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا «لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ.»
يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیهم السلام، أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ علیه السلام جَدِّي مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ علیه السلام حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ علیه السلام.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ علیه السلام.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ علیه السلام فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ: يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ، فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا، فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة. (1)
1) امالی شیخ صدوق قدس سره 129-130، عيون اخبار الرضا علیه السلام 299/1 - 300، اقبال 544 - 545، بحار 44 /285 - 286 و 102/98 - 103، عوالم 17 /538 - 539، و قسمتی از روایت در وسائل 502/14 -503
ریان بن شبیب گوید: روز اول محرم شرفیاب محضر حضرت ثامن الحجج علیه السلام شدم. حضرت پرسید: آیا روزه گرفته ای؟ عرض کردم: نه. فرمود: امروز روزی است که حضرت زکریا دعا کرد و از خداوند درخواست نسل پاکی نمود، خدا هم دعای او را مستجاب کرده، به فرشتگان دستور داد هنگامی که او در محراب عبادت به نماز ایستاده، او را به یحیی بشارت دهند. هر کس امروز را روزه بگیرد، خدا دعایش را مستجاب فرماید، همان گونه که دعای حضرت زکریا علیه السلام را مستجاب نمود.
پسر شبیب! مردمان جاهلیت به احترام ماه محرم. جنگ و ستم را در این ماه ممنوع می دانستند ولی این امت نه احترام ماه و نه احترام پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ کدام را رعایت نکرد و ذریه آن حضرت را به شهادت رسانده، زنان خاندان رسالت را به اسارت گرفت و اموال آن ها را به یغما برد، خدا هیچ گاه آن ها را نیامرزد.
پسر شبیب! اگر برای چیزی گریان شدی برای حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن که آن حضرت را مانند گوسفند سر بریدند!! و همراه آن حضرت هجده نفر از اهل بیت به شهادت رسیدند که در دنیا بی نظیر بودند.
آسمان های هفتگانه و تمام زمین ها در عزای آن حضرت گریستند.
چهار هزار فرشته برای یاری آن حضرت نازل شدند ولی هنگامی رسیدند که حضرت به شهادت رسیده بود، آن ها نزد قبر آن حضرت پریشان و گردآلود (با حالت عزا) هستند تا قیام حضرت مهدی علیه السلام، آن ها از یاران حضرت خواهند بود با شعار خونخواهی سیدالشهدا علیه السلام: «يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ».
پسر شبیب! پدرم از پدرش از جدش علیهم السلام نقل فرمود که: پس از شهادت جدّم امام حسین علیه السلام آسمان خون و خاک قرمز بارید!
پسر شبیب! اگر بر امام حسین علیه السلام گریه کردی تا اشک بر گونه هایت جاری شد خدا همه گناهانت را - از کوچک و بزرگ، کم یا زیاد- خواهد آمرزید.
پسر شبیب! اگر دوست داری هنگام ملاقات خدای عزّ و جلّ هیچ گناهی بر تو نباشد، امام حسین علیه السلام را زیارت کن.
پسر شبیب! اگر دوست داری در غرفه های بهشتی همراه پیامبر صلی الله علیه و آله ساکن باشی، بر قاتلین سیدالشهدا علیه السلام لعن و نفرین نما.
پسر شبیب! اگر دوست داری ثوابی مانند شهدای کربلا داشته باشی، هرگاه از آن حضرت یاد نمودی بگو: يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً. يعنى ای کاش من هم با آنان بودم تا به فوزی عظیم نائل می گردیدم.
پسر شبیب! اگر دوست داری در درجات عالی بهشتی با ما باشی به جهت حزن ما محزون و اندوهناک باش و برای شادی ما شاد و ملازم ولایت ما باش؛ زیرا اگر کسی به سنگی محبت داشته (و به آن دل ببندد) خدا او را با همان سنگ محشور نماید.
1) ثواب الأعمال 217، لهوف 139، بحار 43 / 222.
امام صادق علیه السلام فرمود: رحمت خدا بر شیعیان ما. به خدا سوگند مؤمن (واقعی فقط) شیعیان ما هستند. به خدا قسم آن ها با حزن و اندوه همیشگی و حسرت در مصائب با ما شریک بوده اند.
امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین علیه السلام به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله می رفت، حضرت او را گرفت و در دامان خویش نشاند و فرمود: برای شهادت حسین سوز و گدازی در دل اهل ایمان است که هیچ گاه به سردی نگراید.
سپس فرمود: پدرم فدای شهید هر اشکی!
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: «شهید اشک» یعنی چه؟ حضرت فرمود: هیچ مؤمنی آن حضرت را یاد نکند مگر آن که گریان شود.
1) مستدرک 10 /386 به نقل از مجموعه شهید رحمه الله، جامع احادیث الشيعة و556/12.
راوی گوید: محضر امام صادق علیه السلام عرض کردم: ما کنیزی داریم هنگامی که اشتباهی از او سر بزند و بخواهد (او را تنبیه نکنیم) قسم یاد نموده، گوید: نه، به حق کسی که وقتی از او یاد می کنید اشک می ریزید. حضرت فرمود: رحمت خدا بر شما خانواده!
امام عسکری علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود: رحمت خدا بر کسانی که از روی مهربانی و دلسوزی بر امام حسین علیه السلام اشک ریزان هستند و
دشمنان اهل بیت علیهم السلام را لعنت نموده و بغض و کینه دشمنان سر تا پای وجودشان را فرا گرفته است.
اشک هایی که در شهادت امام حسین علیه السلام جاری شود، توسط فرشتگان مقرّب به خازنان بهشت منتقل گردد، آن را با آب حیوان بهشت مخلوط کنند تا گوارایی و خوش بویی آن هزار برابر شود!
وَ ارحَم تِلکَ الخُدودَ الَّتی تَقَلَّبَت عَلی قَبرِ أبی عَبدِ اللّهِ علیه السّلام، وَ ارحَم تِلکَ الأَعیُنَ الَّتی جَرَت دُموعُها رَحمَةً لَنا، وَارحَم تِلکَ القُلوبَ الّتی جَزِعَت وَاحتَرَقَت لَنا، وَارحَم تِلکَ الصَّرخَةَ الَّتی کانَت لَنا.اللّهُمَّ إنّی أستَودِعُکَ تِلکَ الأَنفُسَ و تِلکَ الأَبدانَ حَتّی تُرَوِّیَهُم مِنَ الحَوضِ یَومَ العَطَشِ. فَما زالَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ یَدعو بِهذَا الدُّعاءِ و هُوَ ساجِدٌ.... (1) در ضمن دعای امام صادق علیه السلام بر زوار سیدالشهدا علیه السلام آمده:
بار الها!... ترحم نما بر این صورت هایی که بر قبر امام حسین علیه السلام نهاده شده، بر آن دیدگانی که اشکش - به جهت (محبت و) مهربانی که به ما دارند- جاری شده، بر آن دل هایی که بی تاب شده و برای ما سوخته و گداخته و بر آن فریاد (و شیون هایی) که برای ما بیا شده است.
خدایا من آن جان ها و آن بدن ها را به تو می سپارم تا آن که در (قیامت که) روز تشنگی (است) آن ها را از حوض کوثر سیراب نمایی.
1) کافی 582/4، كامل الزيارات 116- 117، مصباح الزائر 193- 194، وسائل 411/14 - 412، بحار 8/98، 51- 52، مستدرک 231/10
فَقَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: یَا فَاطِمَهُ، إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِی یَبْکُونَ عَلَی نِسَاءِ أَهْلِ بَیْتِی، وَ رِجَالَهُمْ یَبْکُونَ عَلَی رِجَالِ أَهْلِ بَیْتِی، وَ یُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِیلاً بَعْدَ جِیلٍ فِی کُلِّ سَنَهٍ، فَإِذَا کَانَ [یوم] الْقِیَامَهُ تَشْفَعِینَ أَنْتِ لِلنِّسَاءِ وَ أَنَا أَشْفَعُ لِلرِّجَالِ، وَ کُلُّ مَنْ بَکَی مِنْهُمْ عَلَی مُصَابِ الحُسَیْن علیه السلام أَخَذْنَا بِیَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّهَ...یَا فَاطِمَهُ کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ إِلاَّ عَیْنٌ بَکَتْ عَلَی مُصَابِ اَلْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِکَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ بِنَعِیمِ اَلْجَنَّهِ. (1) پیامبر صلی الله علیه و آله، فاطمه زهرا علیها السلام را از شهادت امام حسین علیه السلام و مصائب او خبر داد. حضرت به شدت گریست سپس پرسید: پدر! کی این قصه اتفاق می افتد؟ فرمود: زمانی که من و تو و علی هیچ کدام نباشیم.
گریه حضرت زهرا علیها السلام شدیدتر شد و پرسید: پدر! پس چه کسی برای او گریه می کند؟ چه کسی برای او اقامه عزا خواهد نمود؟
حضرت فرمود: ای فاطمه! زنان امت من بر زنان خاندانم گریه کنند، و مردان امت بر مردان خاندانم و نسل بعد از نسل هر سال اقامه عزا نمایند، در قیامت تو از آن زنان شفاعت نمایی و من از مردان، و هر کسی که در مصیبت حسین علیه السلام اشک ریخته باشد دست او را گرفته وارد بهشت کنیم.
ای فاطمه! همه چشم ها در قیامت گریانند مگر چشمی که در عزای حسین علیه السلام اشک ریخته باشد که شاد و خوشحال است به نعمت های بهشتی.
1) بحار 44/ 292 - 293، عوالم 17/ 534.
فَبَكَيْتُ حِينَ قَالهَا، فَمَا قَدَرْتُ عَلى المَنْطِقِ، و مَا قَدَرَ عَلى كَلامِي مِنَ البُكَاءِ، ثُمَّ قَامَ إِلى المُصَلى يَدْعُو، و فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ عَلى تِلكَ الحَال فَمَا انْتَفَعْتُ بِطَعَامٍ، و مَا جَاءَنِي النَّوْمُ، و أَصْبَحْتُ صَائِماً وَجِلا، حَتَّى أَتَيْتُهُ، فَلمَّا رَأَيْتُهُ [قَدْ] سَكَنَ سَكَنْتُ، و حَمِدْتُ اللهَ حَيْثُ لمْ تَنْزِل بِي عُقُوبَةٌ. (1) ابوبصیر گوید: با امام صادق علیه السلام مشغول صحبت بودم که فرزند آن حضرت وارد شد. حضرت به او خوش آمد گفت، او را در بغل گرفت و بوسید و پس از نفرین به دشمنان و قاتلان اهل بیت فرمود: گریه زنان (اهل بیت)، گریه پیامبران، صدّیقان، شهدا و فرشتگان آسمان بسی طولانی شد.
سپس حضرت به گریه افتاد و فرمود: ای ابوبصیر! هنگامی که فرزندان امام حسین علیه السلام را می بینم و مصائب آن حضرت و فرزندانش را به یاد می آورم بی اختیار اشک می ریزم.
ای ابوبصیر! فاطمه علیها السلام چنان برای فرزندش گریه می کند و فریاد می کشد که فریاد و ناله جهنم بلند می شود. اگر فرشتگان مانع نمی شدند جهنم (همه) اهل زمین را می سوزاند (و نابود می کرد) تا فاطمه آرام نگیرد جهنم آرام نخواهد شد! دریاها متلاطم شوند... فرشتگان از گریه آن حضرت گریان شوند....
سپس فرمود: ابو بصیر نمی خواهی از کسانی باشی که فاطمه علیها السلام را در گریستن یاری می نمایند؟
1) كامل الزيارات 82- 83، بحار 45/ 208 - 209، عوالم 17/ 463- 464، و قسمتی از روایت در مستدرک 10/ 314- 315.
ابو بصیر گوید: با شنیدن این کلام اشکم جاری شد به نحوی که دیگر نمی توانستم حرف بزنم، حضرت به محل نماز خویش تشریف برد، من هم بیرون رفتم ولی دیگر میلی به غذا نداشتم و خواب از چشمانم ربوده شد....
امام صادق علیه السلام فرمود: نَفَس کشیدن کسی که برای مظلومیت ما اندوهگین و غمناک است تسبیح، حزن و اندوه او برای ما عبادت، و کتمان اسرار ما جهاد در راه خداست.
سپس حضرت فرمود: باید این حدیث را با طلا نوشت.
1) رجوع شود به: کافی 226/2، امالی شیخ طوسی قدس سره 511، امالی شیخ مفید رحمه الله 338، بشارة المصطفى صلی الله علیه و آله 105 و 257، وسائل 249/16، بحار 64/2، 147 و 278/44 و 83/72، عوالم 17/ 528 (با قدری اختلاف بين مصادر).
وَ عِنْدَنَا مَنْ يَتْبَعُ هَوَى هَذَا الْخَلِيفَةِ، وَ أَعْدَاؤُنَا كَثِيرَةٌ مِنْ أَهْلِ القَبَائِلِ مِنَ النُّصَّابِ وَ غَيْرِهِمْ، وَ لَسْتُ آمَنُهُمْ أَنْ يَرْفَعُوا عَلَيَّ حَالِي عِنْدَ وُلْدِ سُلَيْمَانَ فَيُمَثِّلُونَ عَلَيَّ.قَالَ لِي: أَفَمَا تَذْكُرُ مَا صُنِعَ بِهِ؟ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَتَجْزَعُ؟ قُلْتُ: إِي وَاللَّهِ وَ أَسْتَعْبِرُ لِذَلِكَ حَتَّى يَرَى أَهْلِي أَثَرَ ذَلِكَ عَلَيَّ فَأَمْتَنِعُ مِنَ الطَّعَامِ حَتَّى يَسْتَبِينَ ذَلِكَ فِي وَجْهِي. قَالَ: رَحِمَ اللَّهُ دَمْعَتَكَ، أَمَا إِنَّكَ مِنَ الَّذِينَ يُعَدُّونَ فِي أَهْلِ الْجَزَعِ لَنَا، وَ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا، وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا، وَ يَخَافُونَ لِخَوْفِنَا، وَ يَأْمَنُونَ إِذَا أَمِنَّا، أَمَا إِنَّكَ سَتَرَى عِنْدَ مَوْتِكَ حُضُورِ آبَائِي لَكَ وَ وَصِيَّتِهِمْ مَلَكَ الْمَوْتِ بِكَ وَ مَا يَلْقَوْنَكَ بِهِ مِنَ الْبِشَارَةِ ما تقرّ به عینک الموت، فَمَلَكُ الْمَوْتِ أَرَقُّ عَلَيْكَ وَ أَشَدُّ رَحْمَةً لَكَ مِنَ الْأُمِّ الشَّفِيقَةِ عَلَى وَلَدِهَا.قَالَ: ثُمَّ اسْتَعْبَرَ وَاسْتَعْبَرْتُ مَعَه، فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى خَلْقِهِ بِالرَّحْمَةِ وَ خَصَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بِالرَّحْمَةِ.يَا مِسْمَعُ إِنَّ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ لَتَبْكِي مُنْذُ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُوءْمِنِينَ عليه السلام رَحْمَةً لَنَا، وَ مَا بَكَى لَنَا مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَكْثَرُ، وَ مَا رَقَأَتْ دُمُوعُ الْمَلَائِكَةِ مُنْذُ قُتِلْنَا، وَ مَا بَكَى أَحَدٌ رَحْمَةً لَنَا وَ لِمَا لَقِينَا إِلَّا رَحِمَهُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَةُ مِنْ عَيْنِهِ، فَإِذَا سَالَتْ دُمُوعُهُ عَلَى خَدِّهِ [غفر الله ذنوبه و لو کانت مثل زبد البحر] فَلَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِي جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا حَتَّى لَا يُوجَدَ لَهَا حَرٌّ، وَ إِنَّ الْمُوجَعَ لَنَا قَلْبُهُ لَيَفْرَحُ يَوْمَ يَرَانَا عِنْدَ مَوْتِهِ فَرْحَةً لَا تَزَالُ تِلْكَ الْفَرْحَةُ فِي قَلْبِهِ حَتَّى يَرِدَ عَلَيْنَا الْحَوْضَ.وَ إِنَّ الْكَوْثَرَ لَيَفْرَحُ بِمُحِبِّنَا إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ حَتَّى إِنَّهُ لَيُذِيقُهُ مِنْ ضُرُوبِ الطَّعَامِ مَالَا يَشْتَهِي أَنْ يَصْدُرَ عَنْهُ.
يَا مِسْمَعُ مَنْ شَرِبَ مِنْهُ شَرْبَةً لَمْ يَظْمَأْ بَعْدَهَا أَبَداً، وَ لَمْ يشقِ بَعْدَهَا أَبَداً، وَ هُوَ فِي بَرْدِ الْكَافُورِ وَ رِيحِ الْمِسْكِ، وَ طَعْمِ الزَّنْجَبِيلِ، أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ، وَ أَلْيَنَ مِنَ الزُّبْدِ، وَ أَصْفَى مِنَ الدَّمْعِ، وَ أَذْكَى مِنَ الْعَنْبَرِ، يَخْرُجُ مِنْ تَسْنِيمٍ، وَ يَمُرُّ بِأَنْهَارِ الْجِنَانِ، يَجْرِي عَلَى رَضْرَاضِ الدُّرِّ وَ الْيَاقُوتِ، فِيهِ مِنَ الْقِدْحَانِ أَكْثَرُ مِنْ عَدَدِ نُجُومِ السَّمَاءِ يُوجَدُ رِيحُهُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفِ عَامٍ، قِدْحَانُهُ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَلْوَانِ الْجَوْهَرِ، يَفُوحُ فِي وَجْهِ الشَّارِبِ مِنْهُ كُلُّ فَائِحَةٍ [حَتَّى] يَقُولَ الشَّارِبُ مِنْهُ: [يَا] لَيْتَنِي تُرِكْتُ هَاهُنَا لَا أَبْغِي بِهَذَا بَدَلًا وَ لَا عَنْهُ تَحْوِيلًا.أَمَا إِنَّكَ- يَا كِرْدِينٍ - مِمَّنْ تَرْوَى مِنْهُ، وَ مَا مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ لَنَا إِلَّا نُعِّمَتْ بِالنَّظَرِ إِلَى الْكَوْثَرِ، وَ سُقِيَتْ مِنْهُ. وَ إِنَّ الشَّارِبَ مِنْهُ من احبنا، وَ إِنَّ الشَّارِبَ مِنْهُ لَيُعْطَى مِنَ اللَّذَّةِ وَ الطَّعْمِ وَ الشَّهْوَةِ لَهُ أَكْثَرَ مِمَّا يُعْطَاهُ مَنْ هُوَ دُونَهُ فِي حُبِّنَا. وَ إِنَّ عَلَى الْكَوْثَرِ أَمِيرَ الْمُوءْمِنِينَ عليه السلام وَ فِي يَدِهِ عَصًا مِنْ عَوْسَجٍ، يَحْطِمُ بِهَا أَعْدَاءَنَا فَيَقُولُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ: إِنِّي أَشْهَدُ الشَّهَادَتَيْنِ، فَيَقُولُ: انْطَلِقْ إِلَى إِمَامِكَ فُلَانٍ فَاسْأَلْهُ أَنْ يَشْفَعَ لَكَ، فَيَقُولُ تَبَرَّأَ مِنِّي إِمَامِيَ الَّذِي تَذْكُرُهُ، فَيَقُولُ: ارْجِعْ [إِلَى] وَرَائِكَ فَقُلْ لِلَّذِي كُنْتَ تَتَوَلَّاهُ وَ تُقَدِّمُهُ عَلَى الْخَلْقِ، فَاسْأَلْهُ إِذَا كَانَ خَيْرَ الْخَلْقِ عِنْدَكَ أَنْ يَشْفَعَ لَكَ، فَإِنَّ خَيْرَ الْخَلْقِ حَقِيقٌ أَنْ لَا يُرَدَّ إِذَا شَفَعَ، فَيَقُولُ: إِنِّي أَهْلِكُ عَطَشاً، فَيَقُولُ: لَهُ زَادَكَ اللَّهُ ظَمَأً وَ زَادَكَ اللَّهُ عَطَشاً.قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَيْفَ يَقْدِرُ عَلَى الدُّنُوِّ مِنَ الْحَوْضِ وَ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ غَيْرُهُ؟ قَالَ: وَرِعَ عَنْ أَشْيَاءَ قَبِيحَةٍ، وَ كَفَّ عَنْ شَتْمِنَا [أَهْلَ الْبَيْتِ] إِذَا ذُكِرْنَا، وَ تَرَكَ أَشْيَاءَ اجْتَرَى عَلَيْهَا غَيْرُهُ، وَ لَيْسَ ذَلِكَ لِحُبِّنَا وَ لَا لِهَوًى مِنْهُ [لَنَا] وَ لَكِنَّ ذَلِكَ لِشِدَّةِ اجْتِهَادِهِ فِي عِبَادَتِهِ وَ تَدَيُّنِهِ وَ لِمَا قَدْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِهِ عَنْ ذِكْرِ النَّاسِ، فَأَمَّا قَلْبُهُ فَمُنَافِقٌ، وَ دِينُهُ النَّصْبُ، وَ اتِّبَاعُ أَهْلَ النَّصْبِ وَ وَلَايَةُ الْمَاضِينَ وَ تَقَدُّمُهُ لَهُمَا عَلَى كُلِّ أَحَدٍ. (1)
1) كامل الزيارات 101- 103، بحار 289/44 - 291، عوالم 529/17 - 531.
امام صادق علیه السلام در ضمن کلامی از مِسمع پرسید: آیا رفتار ناپسندی را که با سیدالشهدا علیه السلام شد به یاد می آوری؟ مسمع گوید: عرض کردم: آری!
فرمود: بی تابی می کنی؟ عرض کردم: آری، به خدا سوگند اشکم جاری می شود، دگرگونی ام برای خانواده محسوس است، به نحوی بی تاب می شوم که نمی توانم غذا بخورم و آثار آن در چهره ام آشکار است.
حضرت فرمود: رحمت خدا بر اشک دیدگانت! تو از کسانی محسوب می شوی که در مصائب ما بی تابی می کنند. و به شادی ما مسرور و به جهت حزن و اندوه ما اندوهناک، و هنگام خوف ما خائف و هراسناک و هنگام امنیت (و آسایش) ما در امن و امانند.
بدان که هنگام جان دادن تو پدران من حاضر شوند، سفارش تو را به ملک الموت نموده و با بشارت به ملاقات تو آیند به نحوی که قبل از مردن چشم تو روشن گردد. ملک الموت از مادر مهربان به تو مهربان تر و دلسوزتر باشد.
پس از آن حضرت به گریه افتاد و من نیز گریستم. سپس فرمود:... ای مسمع از هنگام شهادت امیر مؤمنان علیه السلام زمین و آسمان از ترحم بر ما گریان است گرچه گریه فرشتگان بیش تر است.
از هنگامی که شهادت برای خاندان ما آغاز شده گریه فرشتگان قطع نشده است.
هر کس از روی دلسوزی در مصائب ما گریه کند، قبل از آن که اشک از چشم او بیرون آید مورد رحمت خدا واقع شود. هنگامی که اشک بر رخسارش جاری
شود خدا همه گناهان او را بیامرزد حتی اگر به اندازه کف (روی آب) دریا باشد. اگر قطره ای از آن اشک ها در آتش جهنم واقع شود تمام حرارت آن را بر طرف نماید.
کسی که برای ما قلبش داغدار شود هنگام جان دادن شاد گردد و این خوشحالی تا کنار حوض کوثر - که نزد ما آید - ادامه خواهد داشت....
هر چشمی که برای ما گریان شود، از نعمت نظر کردن به کوثر بهره مند شده و از آن خواهد نوشید، هر چه محبتش به ما بیش تر لذت او از آب کوثر بیش تر خواهد بود.
حوض کوثر در اختیار امیر مؤمنان علیه السلام است آن حضرت با عصایی از عوسج (درخت خاردار) دشمنان ما را از آن دور می نماید. یکی از آن ها به حضرت عرض می کند: من شهادتین را بر زبان جاری می کنم. حضرت می فرماید: نزد امام خویش فلانی (اولی) برو و از او درخواست شفاعت کن. او پاسخ می دهد: امام من از من بیزاری می جوید! حضرت می فرماید: برگرد، و از همان کسی که ولایتش را پذیرفته بودی و او را بر همه مقدّم می داشتی درخواست شفاعت کن، کسی که بهترین خلق است نباید شفاعتش ردّ شود! او می گوید: من از تشنگی هلاک می شوم. حضرت فرماید: خدا بر عطشت بيفزايد!....
راوی پرسید: چگونه به حوض کوثر نزدیک می شود و بقیه (مخالفین) نمی توانند؟ حضرت پاسخ داد: از کارهای زشت و دشنام به ما امتناع نموده، و
کارهای ناپسندی که دیگران بر آن جرأت داشتند، مرتکب نمی شده ولی نه از این جهت که ما را دوست داشته و هوای ما در سرش بوده، بلکه به جهت کوشش شدید او در عبادت در دین خودش و به این جهت که به خودش مشغول بوده نه به دیگران. اما دلش منافق است، دین او نصب (و عداوت اهل بیت علیهم السلام) است؛ چون پیروی از دشمنان ما نموده و ولایت اولی و دومی را پذیرفته و آن ها را بر همه مقدم می دارد.
امام باقر علیه السلام با قرائت آیه شریفه فوق - که ما فرستادگان خویش و کسانی را که ایمان آورند در دنیا و روز قیامت یاری می کنیم- فرمود: حسین بن علی علیه السلام از آن هاست، به خدا سوگند گریستن شما بر او، و بازگو کردن آن چه بر او پیش آمد و زیارت قبر او یاری شماست در دنیا. پس بشارت باد شما را که در جوار پیامبر صلی الله علیه و آله با او خواهید بود.
وَ مَنْ ذُکِّرَ بِمُصَابِنَا فَبکَی وَ أبْکَی لَمْ تَبْکِ عِینُهُ یَومَ تَبْکِی العیون. وَ مَن جَلَسَ مَجلِساً یُحیی فِیهِ اَمرُنَا لَم یَمُت قَلبُهُ یَومَ تَمُوتُ [فیه] القُلُوبُ (1) امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که مصائب ما را به یاد آورد، و به جهت رفتار ناپسندی که با ما شده گریان شود، در قیامت در درجات ما همراه ما باشد.
کسی که مصائب ما را ذکر نموده و بگرید و دیگران را بگریاند. روزی که چشم ها گریان هستند گریان نباشد.
کسی که در مجلسی شرکت کند که امر ما در آن احیا گردد، روزی که همه دل مرده (و افسرده) باشند دل مرده نباشد.
1) امالی شیخ صدوق رحمه الله 73، بحار 278/44، و رجوع شود: به عیون أخبار الرضا علیه السلام 294/1، بحار 200/1، وسائل 502/14، عوالم 17/ 531
لِبُکائِهِم کُلُّ مَن فِی الهَواءِ وَالسَّماءِ مِنَ المَلائِکَهِ. وَ لَقَدْ خَرَجَتْ نَفْسُهُ فزفرت جَهَنَّمُ زَفْرَةً كَادَتِ الْأَرْضِ تَنْشَقُّ لزفرتها،وَ لَقَدْ خَرَجْتُ نَفْسٍ عبید اللَّهِ بْنِ زِيَادٍ لَعَنَهُم اللَّهُ، فشهقت جَهَنَّمَ شَهْقَةً لَوْ لَا انَّ اللَّهِ حَبَسَهَا بخُزّانها لَا حُرْقَت مَنْ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مِنْ فَوْرِهَا، وَ لَوْ يُؤْذَنْ لَهَا مَا بَقِىَ شَيْ ءُ الَّا ابتلعته، وَ لَكِنَّهَا مَأْمُورَةُ مقصودة، وَ لَقَدْ عَتَتْ عَلَى الْخُزَّانِ غَيْرَ مَرَّةً حَتَّى أَتَاهَا جبرئیل علیه السلام فَضَرَبَهَا بِجَنَاحِهِ فَسَكَتَتْ، وَ إِنَّهَا لَتَبْكِيهِ وَ تَنْدُبُهُ، وَ إِنَّها لتتلظّى عَلَى قَاتِلَهُ، وَ لَولَا مَنْ عَلَى الْأَرْضِ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ لَنَقَضَتِ الْأَرْضُ وَ أکفأت مَا عَلَيْهَا، وَ مَا تَكْثُرُ الزَّلَازِلُ الَّا عِنْدَ اقْتِرَابِ السَّاعَةَ.وَ مَا [من] عَيْنُ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَةُ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ.وَ مَا مِنْ بَاكٍ یبكيه الَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَ هَا عَلَيْهِ، وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَدَّى حَقُّنَا.وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَعَيْنَاهُ بَاكِيَةُ إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى [جدّی] الحسین علیه السلام و يُحْشَرُ وَ عَینهِ قَرِيرَةُ، وَ الْبِشَارَةُ تِلْقَاهُ وَ السُّرُورُ [بیّن] عَلَى وَجْهِهِ، وَ الْخَلَقِ فِي فَزِعَ وَ هُمْ آمِنُونَ، وَ الْخَلْقُ يُعْرَضُونَ [علی الحساب] وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ علیه السلام تَحْتَ الْعَرْشِ، وَ فِى ظِلِّ الْعَرْشِ، لَا يَخَافُونَ سُوءَ [یوم] الْحِسابِ، يُقَالُ لَهُمْ: ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فياتون، وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ. وَ انَّ الْحُورِ لِتُرْسِلَ اليهم أَنَّا قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ المخلّدون، فَمَا يَرْفَعُونَ رؤوسهم اليهم لِمَا یرون فِى مَجْلِسَهُمْ مِنَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ.وَ انَّ أَعْدَائِهِمْ من بین مسحوب بناصبته الَىَّ النَّارِ، وَ مَنْ قَائِلُ ([ف]مَا لَنا مِنْ شافِعِينَ * وَ لَا صِدِّيقُ وَ لَا حَمِيمٍ. وَ أَنَّهُمْ ليرون مَنْزِلَتِهِمْ، وَ مَا يَقْدِرُونَ انَّ يُدْنَوْا إِلَيْهِمْ، وَ لَا يُصَلُّونَ إِلَيْهِمْ.)
و أَنَّ الْمَلَائِكَةَ لتأتيهم بِالرِّسَالَةِ مِنْ أَزْواجَهُمْ وَ مَنْ خُزّانهم عَلَى مَا أَعْطُوا مِنَ الْكَرَامَةِ، فَيَقُولُونَ: نَأْتِيَكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، فَيَرْجِعُونَ إِلَى أَزْواجَهُمْ بمقالاتهم، فيزدادون إِلَيْهِمْ شَوْقاً إِذَا هَمَّ خَبَّرُوهُمْ بِمَا هُمْ فِيهِ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ قَرَّبَهُمْ مِنَ الْحُسَيْنُ علیه السلام، فَيَقُولُونَ: الْحَمْدُ اللَّهِ الَّذِى كَفَانَا الْفَزَعِ الاكبر، وَ أَهْوَالِ الْقِيَامَةِ، وَ نَجَّانَا مِمَّا كُنَّا نَخَافُ، وَ يُؤْتُونَ بالمراكب وَ الرِّحَالُ عَلَى النَّجَائِبِ، فيستوون عَلَيْها وَ هُمْ فِي الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصلوة عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ حَتَّى يَنْتَهُوا إِلَى مَنَازِلَهُمْ. (1) حضرت صادق علیه السلام- پس از بیان گریه چهل روزۀ آسمان، زمین، خورشید و فرشتگان بر سیدالشهدا علیه السلام - فرمود: هیچ زنی از خاندان ما خضاب نکرد، روغن نمالید سرمه به چشم نکشید و موهای خویش را نیاراست تا آن زمان که سر ابن زیاد - که خدایش لعنت کند - نزد ما آورده شد.
از آن زمان به بعد نیز ما همیشه گریانیم.
جدّم (امام سجّاد علیه السلام) هنگامی که به یاد سیدالشهدا علیه السلام می افتاد چنان می گریست که محاسن مبارکش پر از اشک می شد و هر کس حالت حضرت را مشاهده می کرد، دلش می سوخت و به گریه می افتاد.
فرشتگان کنار قبر مطهّر آن حضرت چنان اشک می ریزند که همه فرشتگان آسمان از گریه آن ها به گریه می افتند....
جهنم هم برای آن حضرت اشک ریزد و مرثیه سرایی کند...
1) كامل الزيارات 81 - 82، بحار 45/ 206 - 208، عوالم 17/ 462 - 463، و قسمتی از روایت در مستدرک 10/ 313 - 314.
هیچ چشمی و اشکی نزد خدا محبوب تر نیست از اشکی و چشمی که برای آن حضرت گریان باشد.
گریه بر سیدالشهدا علیه السلام پیوند با فاطمه علیها السلام و یاری اوست، پیوند با پیامبر صلی الله علیه و آله و ادای حق ماست.
در محشر همه گریان هستند جز گریه کنندگان سید الشهدا علیه السلام که با چشمی روشن (و خوشحال) محشور شوند، آن ها را بشارت دهند، و سرور و شادی در چهره آن ها نمایان است. مردم بی تابند ولی آن ها در امن و امان، از مردم حساب کشند ولی آن ها در سایه عرش الهی با سیدالشهدا علیه السلام صحبت دارند و از حساب سخت قیامت بیمی ندارند.
به آن ها گویند: وارد بهشت شوید، ولی آن ها نمی پذیرند، ترجیح می دهند نزد حضرت باشند و کلامش را بشنوند.
حوریان بهشتی برای آن ها پیغام دهند که: ما با ولدان مخلّدین مشتاق دیدار شماییم ولی آن ها حتی سرشان را هم بالا نمی کنند (و به پیام حوریان توجهی ندارند) به جهت سرور و عزت و کرامتی که در مجلس سید الشهدا علیه السلام مشاهده می کنند و بالاخره آن ها را با مرکب های (بهشتی) با عزت تمام) با حمد و ثنای الهى و صلوات بر محمّد صلی الله علیه و آله و آل محمّد صلی الله علیه و علیهم به منازلشان می رسانند.
ساهِرَهٌ، إلّا عَینَ مَنِ اختَصَّهُ اللَّهُ بِکَرامَتِهِ و بَکی عَلی ما یُنتَهَکُمِنَ الحُسَینِ وآلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام صلوات الله وسلامه عليهم. (1) امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: در قیامت هر چشمی گریان است، و آسایش و راحتی از هر چشمی گرفته شود مگر چشمی که خدا آن را به کرامت خویش اختصاص داده و بر رفتار ناپسندی که با حسین و آل محمّد - صلوات الله و سلامه عليهم - شد گریان شده باشد.
سیدالشهدا علیه السلام می فرماید: اگر زائر من می دانست خدا چه پاداشی برای او مهیا کرده است، خوشحالی و سرورش از بی تابی و جزعش بیش تر می شد.19. ﴿عن عبد الله بن بكير - في حديث - قال: حججت مع أبي عبدالله علیه السلام فقلت: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! لَوْ نُبِشَ قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام هَلْ کَانَ یُصَابُ فِی قَبْرِهِ شَیْءٌ؟ فَقَالَ یَا ابْنَ بَکیرٍ مَا أَعْظَمَ مَسَائِلَکَ! إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام مَعَ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ فِی مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مَعَهُ یُرْزَقُونَ وَ یُحْبَرُونَ، وَ إِنَّهُ لَعَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ مُتَعَلِّقٌ بِهِ یَقُولُ: یَا رَبِّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی.وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَی زُوَّارِهِ فَهُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ مَا فِی رَحَائِلِهِمْ مِنْ أَحَدِهِمْ بِوُلْدِهِ.وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَی مَنْ یَبْکِیهِ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ، وَ یَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ، وَ یَقُولُ: أَیُّهَا الْبَاکِی! لَوْ عَلِمْتَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَکَ لَفَرِحْتَ أَکْثَرَ مِمَّا حَزِنْتَ، وَ إِنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لَهُ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِیئَهٍ. (1) و بنابر روایت دیگر پس از عبارت گذشته فرماید: ای گریه کن! اگر می دانستی خدا چه پاداشی برایت مهیا کرده بیش از اندوهت، خوشحال می شدی. حضرت برای همه گناهان و خطاهای عزادار طلب آمرزش نماید.
1) رجوع شود به: کامل الزيارات 103، 329، بحار 376/25 و 300/27 و 292/44، وسائل 508/14، عوالم 17/ 534.
قَالَ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ.قَالَ: إِنَّ تِلْکَ اَلْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا، فَأَحْیُوا أَمْرَنَا- یَا فُضَیْلُ- فَرَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا.یَا فُضَیْلُ مَنْ ذَکَرَنَا أَوْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ اَلذُّبَابِ غَفَرَ اَللَّهُ [لَهُ] ذُنُوبَهُ وَ لَوْ کَانَتْ أَکْثَرَ مِنْ زَبَدِ اَلْبَحْرِ. (1)
امام صادق علیه السلام از فضیل پرسید: آیا با هم می نشینید و حديث بخوانید؟ عرض کرد: آری، فدایت شوم.
فرمود: من این مجالس را دوست دارم. ای فضیل امر ما را زنده بدارید. خدا رحمت کند کسی که امر ما را زنده بدارد.
ای فضیل کسی که ما را یاد کند، یا نزد او یادی از ما شود و به اندازه بال مگسی اشک از دیدگانش خارج شود خدا گناهانش را می آمرزد حتی اگر به اندازه کف)روی آب) دریا باشد.
1) قرب الإسناد 18، ثواب الأعمال 187، مستطرفات السرائر 626، مصادقة الإخوان 32، وسائل 20/12، بحار 282/44 و 351/71، عوالم 17/ 527. و مراجعه شود به: تفسیر قمی 292/2، کامل الزيارات 103، لهوف 10، مثير الأحزان 14، محاسن 63/1، وسائل 500/14، بحار 278/44، 284، 289، مستدرک 312/10
2) كافى 8 / 101، تأويل الآیات 387، بحار 8 / 56.
امام باقر علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: هیچ بنده ای نیست که نامی از ما اهل بیت نزد او برده شود، و با یاد ما برای او رقّت قلبی حاصل شود مگر آن که فرشتگان او را نوازش نمایند، و گناهانش آمرزیده شود، مگر آن که گناهی مرتکب شود که از ایمان بیرون رود.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که نزد او از ما یادی شود و از چشمانش اشک سرازیر گردد، خدا صورتش را بر آتش حرام نماید.
فقالوا: بلی یا ابن رسول الله، و إنا لنبكي عليه؟
فقال: طوبي لريحكم ورواحكم، ضمنت لكم الضمان بضمان الله و ضمان رسوله [صلی الله علیه و آله] وضمان علي بن أبي طالب [علیهما السلام] فأعينونا على تلك بورع. (2)
امام صادق علیه السلام به اصحابش فرمود: شما مصائب ما اهل بیت را و حقوق از دست رفته ما را یاد می کنید؟ عرض کردند: آری ای پسر پیامبر! ما آن مصائب را یاد نموده و اشک می ریزیم.
حضرت فرمود:... من ضامن (نجات) شما هستم به ضمان خدا، پیامبر و امیرمؤمنان پس ما را با ورع (و خودداری از گناه) یاری نمایید.
مَا مِنْ رَجُلٍ ذَکَرَنَا أَوْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ یَخْرُجُ مِنْ عَیْنَیْهِ مَاءٌ وَ لَوْ مِثْلُ جَنَاحِ الْبَعُوضَهِ إِلَّا بَنَی اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ، وَ جَعَلَ ذَلِکَ الدَّمْعَ حِجَاباً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّارِ. (1) یعنی: هر کس که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یادی شود و از دیدگانش اشکی - حتی به اندازه بال مگس - خارج شود، خدا برای او خانه ای در بهشت بنا نماید، و آن اشک مانع است بین او و بین آتش.
وَ اعلَم أَنَّهُ مَن بَکَی عَلَیهِ أَو أَبکَی أَو تَبَاکَی حَرَّمتُ جَسَدَهُ عَلَی النَّار (2). ای موسی! بدان هر کس بر حسین بگرید یا دیگران را بگریاند یا حالت گریه به خود بگیرد بدنش را بر آتش جهنم حرام گردانم.
یا دِعبِلُ مَن بَکی و أَبکی عَلی مُصابِنا و لَو واحِدا کانَ أجرُهُ عَلَی اللّهِ.یا دِعبِلُ، مَن ذَرَفَت عَیناهُ عَلی مُصابِنا و بَکی لِما أصابَنا مِن أعدائِنا حَشَرَهُ اللّهُ مَعَنا فی زُمرَتِنا.
يا دِعْبِلُ مَنْ بَکَی عَلَی مُصَابِ جَدِّیَ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ اَلْبَتَّهَ. (1) ای دعبل! هر کس در مصائب ما بگرید و بگریاند - حتی اگر یک نفر را - پاداش او بر خداست.
ای دعبل! هر چشمی که در مصائب ما اشک بریزد و بگرید بر آن چه از دشمنان بر سر ما آمده خدا او را با ما محشور کند.
ای دعبل! هر کس در مصائب جدّم حسین علیه السلام گریه نماید خدا حتماً گناهان او را بیامرزد.
گفتم: پس دیگر نیازی به ذکر این سند نیست، (من حدیث را مستقیم از خود شما نقل می کنم)!
وروي قريب منه عن مولانا علي بن الحسين علیهما السلام. (3)
امام حسین علیه السلام فرمود: هر بنده ای که قطره اشکی برای ما بریزد یا چشمانش برای ما گریان شود خدا او را در بهشت جای دهد که زمانی طولانی (یعنی
در مصادر گذشته از احمد بن یحیی اودی - که راوی این حدیث است - نقل شده که گوید: امام حسین علیه السلام را در عالم رؤیا دیدم، این حدیث را عرضه داشته، گفتم: مخول بن ابراهیم از ربيع بن منذر از پدرش نقل کرده که شما چنین فرموده ای؟ فرمود: آری (من گفته ام).
3) كامل الزيارات 101، بحار 144 /292، وسائل 14/ 507، عوالم 17/ 526.
برای همیشه) در آن ساکن شود.
قریب به این روایت از حضرت زین العابدین علیه السلام نیز نقل شده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که برای ما اشکی بریزد به جهت خونی که از ما ریخته شده، یا حقی که از ما پایمال گردیده، یا بی احترامی که نسبت به ما یا یکی از شیعیان ما شده، خدای تعالی او را در بهشت جای دهد که زمانی طولانی (برای همیشه) در آن ساکن گردد.
وَ رَوَيْتُ الْفِقْرَةَ الْأُولَى مِنْهَا عَنْ مَوْلَانَا أَبِي جَعْفَرِ الْبَاقِرِ علیه السَّلَامُ. (1)
امام باقر از پدر بزرگوارش علیهما السلام نقل می کند که: هر مؤمنی که برای شهادت سیدالشهدا علیه السلام اشک ریزد تا بر گونه هایش جاری شود، خدا او را در غرفه های بهشتی جای دهد که زمانی طولانی (یعنی برای همیشه) در آن ساکن شود.
هر مؤمنی که اشک بر رخسارش جاری شود به جهت اذیت و آزاری که از دشمنان در دنیا به ما رسیده، خدا او را در جایگاه صدق بهشتی جای دهد...
جمله اول این روایت از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی (و عبادتی) پاداشی (معلوم و مشخص) دارد جز اشک بر ما (که خدا بر آن پاداش بی حساب عنایت فرماید).
1) كامل الزيارات 104، بحار 44/ 285، وسائل 14/ 508 - 509.
2) در بعضی مصادر به جای (شيء) کلمه (سرّ) نقل شده است.)قال العلامة المجلسي قدس سره - في شرح الحديث-: لعل المعنى: أن أسرار كلّ مصيبة و الصبر عليها موجب للثواب إلّا البكاء عليهم.و يحتمل أن يكون مصحف (شيء أي لكل شيء من الطاعة ثواب مقدّر إلا الدمعة فيهم فإنه لا تقدير لثوابها.
3) كامل الزيارات 106، وسائل 597/14، بحار 287/44، عوالم 17/ 529.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس برای حسینم بگرید یا خود را شبیه گریه کنندگان نماید بهشت بر او واجب است.
از اهل بیت علیهم السلام روایت شده که: هر کس بگرید و صد نفر، پنجاه نفر، سی نفر، بیست نفر، ده نفر یا حتی یک نفر را بگریاند پاداش او بهشت است. (بلکه هر کس حالت گریه و عزا به خود بگیرد نیز پاداشش بهشت است.)30. ﴿عن أبي عمارة المنشد، عن أبي عبد الله علیه السلام، قال: قَالَ لِی: یَا أَبَا عُمَارَهَ أَنْشِدْنِی فِی اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام قَالَ: فَأَنْشَدْتُهُ فَبَکَی، ثمّ أَنْشَدْتُهُ فَبَکَی، قَالَ فَوَ اَللَّهِ مَا زِلْتُ أُنْشِدُهُ وَ یَبْکِی حَتَّی سَمِعْتُ اَلْبُکَاءَ مِنَ اَلدَّارِ.قَالَ: فَقَالَ: یَا ابَا عُمَارَهَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام [شعرا] فَأَبْکَی خَمْسِینَ فَلَهُ اَلْجَنَّهُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَأَبْکَی ثَلثِینَ فَلَهُ اَلْجَنَّهُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَأَبْکَی عِشْرِینَ فَلَهُ اَلْجَنَّهُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَأَبْکَی عَشَرَهً فَلَهُ اَلْجَنَّهُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ علیه السلام شِعْراً فَأَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ علیه السلام شِعْراً فَبَكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَتَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ. (1) ابو عماره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: برایم شعری درباره امام حسین علیه السلام بخوان. شروع به شعر خواندن کردم و حضرت اشک می ریخت، آن قدر ادامه دادم تا صدای گریه از خانه حضرت بلند شد.
پس از آن حضرت فرمود: ای ابو عماره! هر کس شعری برای امام حسین علیه السلام بخواند و پنجاه نفر، سی نفر، بیست نفر، ده نفر، یا حتی یک نفر را بگریاند پاداش او بهشت است. هر کس شعری برای آن حضرت بخواند و گریه کند
1) كامل الزيارات 105، امالی شیخ صدوق رحمه الله 141، بحار 44 / 282، وسائل 595/14 - 596، عوالم 17/ 540، و رجوع شود به: ثواب الاعمال 84، جامع احادیث الشيعة 566/12
پاداش او بهشت است. (بلکه) هر کس شعری بخواند و حالت گریه و عزا به خود بگیرد پاداش او بهشت است.
و عنه، عن آبائه علیهم السلام: قال أبو عبد الله الحسين علیه السلام: أَنَا قَتِیلُ اَلْعَبْرَهِ لاَ یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلاَّ اِسْتَعْبَرَ. (1) امام صادق علیه السلام از امام حسین علیهما السلام نقل می کند که فرمود: من شهید اشک هستم.
و از پدران بزرگوارش علیهم السلام نیز نقل می کند که اباعبدالله الحسین علیه السلام فرمود: من شهید اشک هستم، هیچ مؤمنی مرا یاد نکند مگر آن که گریان شود.
راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودیم. از امام حسین علیه السلام یاد کردیم، حضرت گریست و ما نیز اشک ریختیم، سپس حضرت از سیدالشهدا نقل فرمود که: من كشته اشكم، هیچ مؤمنی مرا یاد ننماید مگر آن که بگرید.
و فرمود: امیرمؤمنان نگاهی به حسین علیه السلام انداخت و فرمود: ای سرشک اهل ایمان! (یعنی شما باعث گریستن مؤمنان هستی). سیدالشهدا علیه السلام پرسید: پدر! مرا می گویی؟! حضرت فرمود: آری پسرم.
ابو عماره منشد گوید: هر روزی که نام امام حسین علیه السلام نزد امام صادق علیه السلام برده می شد تا هنگام شب خندان دیده نمی شد. و می فرمود: حسین (باعث) اشک هر مؤمنی است.
شهید اشک بودن حضرت در ضمن زیارت اربعین از امام صادق علیه السلام و برخی از زیارات مطلقه آمده است، به عباراتی مانند:
37.اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صَرِيعَ [صاحب] الدَّمْعَةِ الْعَبْرى[العبرة] السَّاكِبَةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمُصيبَةِ الرَّاتِبَةِ. (3)
قال العلامة المجلسي: قوله علیه السلام: يا صريع الدمعة الساكبة، الصريع هنا: القتيل المطروح على الأرض.
السكب: الصبّ و الانصباب، و المراد هنا الثاني، أي المقتول الذي تجري لأجله الدموع....
قوله: المصيبة الراتبة، أي الثابتة التي لا تزول إلى أن يطلب بثأره علیه السلام. (بحار 290/97)
و قال في موضع آخر: قوله: صريع الدمعة الساكبة، الإضافة من قبيل كريم البلد، و الصريع المطروح على الأرض، و مصارع الشهداء، مواضع شهادتهم، أي المصرع الذي تسكب عليه دموع الملائكة و الأنبياء و الأولياء.
و الراتبة: الثابتة المستمرة. (بحار 98/ 364)
1) كامل الزيارات 108، بحار 280/44، عوالم 537/17.
2) تهذيب 113/6، مصباح المتهجد 788، البلد الأمين 274، مصباح شیخ کفعمی قدس سره 489، اقبال 590، بحار 98/ 331 و رجوع شود به: 98/ 354 (زیارت عید فطر و قربان).
3) المقنعة 490، اقبال 333، البلد الأمين 289، مستدرک الوسائل 404/10، بحار 287/97 و224/98، 360، 375.
1) مصباح شیخ کفعمی قدس سره 492، البلد الأمین 282، اقبال 712، بحار 225/98، 337.
قال العلامة المجلسي رحمه الله: قوله: قتيل العبرات، العبرة - بالفتح-: الدمعة، أو تردّد البكاء في الصدر، أي القتيل الذي تسكب عليه العبرات، كما قال صلوات الله عليه: أنا قتيل العبرة لا يذكرني مؤمن إلّا استعبر. (بحار 98/ 356).
2) بحار 98 /255 به نقل از کتاب عتیق غروی.
3) بحار 98 /236 (زیارت ناحیه به روایت سید مرتضی قدس سره).
4) امالی شیخ طوسی رحمه الله 162، بحار 44/ 280 و 45/ 313، وسائل 3/ 282 و 14/ 505، عوالم 533/17.
امام صادق علیه السلام فرمود: گریه و بی تابی امری ناپسند است مگر آن که بر سیدالشهدا علیه السلام باشد.
و بنابر روایتی دیگر این نکته را افزود که: دارای اجر هم خواهد بود.
إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ علیه السلام أَقْرَحَ جُفُونَنَا، وَأَسْبَلَ دُمُوعَنَا، وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ، وَ أَوْرَثَتْنَا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ (2)فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ علیه يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ
ثُمَّ قَالَ عليه السلام: كَانَ أَبِي إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يُرَى ضَاحِكاً، وَ كَانَتِ الْكِآبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ، وَ يَقُولُ: هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ عليه السلام.﴾ (3)
1) كامل الزيارات 100، بحار 291/44، وسائل 506/14، عوالم 17/ 533.
2) در بعضی مصادر آمده: يا أرض كربلاء أورثتنا الكرب و البلاء إلى يوم القيامة.
3) امالی شیخ صدوق رحمه الله 128، روضة الواعظین 169/1، مناقب 86/4 (بدون جمله اخیر)، اقبال 544، بحار 44/ 283 - 284، عوالم 17/ 538 (با کمی اختلاف بین مصادر) و قسمتی از روایت در وسائل 505/14.
حضرت ثامن الحجج علیه السلام فرمود: محرم ماهی است که مردمان زمان جاهلیت هم به احترام آن جنگ و قتال را ممنوع می دانستند، ولی ریختن خون ما در آن حلال شمرده شد، (و امت ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله را به شهادت رساندند) در این ماه حرمت ما را هتک نموده، فرزندان و زنان خاندان رسالت را به اسارت گرفتند، خیمه های ما را به آتش کشیده، و اموالی را که در آن بود به یغما بردند، و احترام پیامبر صلی الله علیه و آله را نسبت به ما خاندن رعایت نکردند.
روز (مصیبت) امام حسین علیه السلام پلک های چشم ما را زخم نمود، اشک ما را جاری ساخت، عزیزان ما در سرزمین کرب و بلا (گرفتاری و بلا) خوار نمود و برای ما گرفتاری و مصیبت ابدی به جای گذاشت.
اهل گریه باید برای مثل حسین علیه السلام گریه کنند که گناهان بزرگ را محو می کند. سپس فرمود: با ورود ماه محرم پدرم خندان دیده نمی شد و تا ده روز دلشکستگی و افسردگی بر آن حضرت غالب بود. اما روز دهم (یعنی روز عاشورا) که روز مصیبت، حزن اندوه و گریه ایشان بود.
و مَنْ سَمَّى يَوْمَ عَاشُورَا: يَوْمَ بَرَكَةٍ، وادَّخَرَ فیه لِمَنْزِلِهِ شَيْئاً لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيمَا ادَّخَرَ، و حُشِرَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ يَزِيدَ و عُبَيْدِالله بْنِ زِيَادٍ و عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ لَعَنَهُمُ اللَّهُ إِلَى أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ النَّارِ. (1) و فرمود: هر کس روز عاشورا دنبال کاری نرود، خدا امور دنیا و آخرت او را اصلاح فرماید.
هر کس روز عاشورا روز مصیبت، غم، اندوه و گریه اش باشد، خدای عزّوجلّ روز قیامت را روز شادی و سرورش قرار دهد، و در بهشت به ما خاندان چشمش روشن شود.
هرکس روز عاشورا را مبارک دانسته و در خانه اش چیزی ذخیره نماید، برکت از آن چیز برطرف شده و در قیامت با یزید و ابن زیاد و عمر بن سعد - که لعنت خدا بر آن ها باد - محشور و در پست ترین درکات جهنم عذاب شود. (2)
و جالب آن که در محرم سال 1431 اسقف اعظم عراق اعلام کرد به جهت تصادف تولد حضرت مسیح علیه السلام با ایام عاشورا، امسال جشن کریسمس به احترام امام حسین علیه السلام تعطیل است.
1) امالی شیخ صدوق رحمه الله 129، عیون اخبار الرضا علیه السلام 299/1، علل الشرائع 227/1، روضة الواعظین 169/1- 170، اقبال 587، بحار 44/ 284 و 344/95 و 102/98، وسائل 504/14، عوالم 17/ 539 -540.
2) شایان ذکر است که: در کشور هندوستان با آن که مسلمانان - تا چه رسد به شیعه! - در اقلیت هستند و حکومت و دولت اصلاً با دین هیچ حسابی ندارد، روز عاشورا تعطیل رسمی است! (انقلاب عاشورا 437 به نقل از: سرزمین هند 252، نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن 85، تاریخ النياحه 2/ 72- 84).
قالَ موسی علیه السلام: و ما تِلکَ الخِصالُ الَّتی یَعمَلونَها حَتّی آمُرَ بَنی إسرائیلَ یَعمَلونَها؟ قالَ اللّهُ تَعالی: الصَّلاهُ وَ الزَّکاهُ، وَ الصَّومُ وَ الحَجُّ وَ الجِهادُ وَ الجُمُعَهُ وَ الجَماعَهُ وَ القُرآنُ وَ العِلمُ، وَ العاشوراءُ.قالَ موسی علیه السلام: یا رَبِّ! و مَا العاشوراءُ؟ قالَ: البُکاءُ وَ التَّباکی عَلی سِبطِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله، وَ المَرثِیَّهُ وَ العَزاءُ عَلی مُصیبَهِ وَلَدِ المُصطَفی.یا موسی، ما مِن عَبدٍ مِن عَبیدی فی ذلِکَ الزَّمانِ بَکی أو تَباکی و تَعَزّی عَلی وَلَدِ المُصطَفی، إلّا و کانَت لَهُ الجَنَّهُ ثابِتا فیها.و ما مِن عَبدٍ أنفَقَ مِن مالِهِ فی مَحَبَّهِ ابنِ بِنتِ نَبِیِّهِ طَعاما و غَیرَ ذلِکَ دِرهَما أو دینارا إلّا و بارَکتُ لَهُ فی دارِ الدُّنیا الدِّرهَمَ بِسَبعینَ، و کانَ مُعافا فِی الجَنَّهِ، و غَفَرتُ لَهُ ذُنوبَهُ.و عِزَّتی و جَلالی ما مِن رَجُلٍ أوِ امرَأَهٍ سالَ دَمعُ عَینَیهِ فی یَومِ عاشوراءَ و غَیرِهِ قَطرَهً واحِدَهً إلّا و کَتَبتُ لَهُ أجرَ مِائَهِ شَهیدٍ. (1) در مناجات حضرت موسی علیه السلام با خدای تعالی آمده است: خدایا دلیل امتیاز امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و بر دیگران چیست؟ خداوند ده مطلب فرمود که آخرین آن مطالب «عاشورا» بود.
حضرت موسی علیه السلام پرسید: عاشورا دیگر چیست؟ خداوند فرمود: گریه، تباکی، مرثیه سرایی و عزاداری در مصیبت سبط پیامبر صلی الله علیه و آله.
ای موسی! هر بنده ای که در آن زمان گریه کند یا حالت گریه به خود گیرد و بر فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله عزاداری کند، پاداش او بهشت است.
1) مجمع البحرين 3/ 186، مستدرک 10/ 319، جامع أحاديث الشيعة 12/ 557.
هر بنده ای که در راه محبت پسر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله از مال خویش درهمی انفاق کند - اطعام باشد یا در امور دیگر مربوط به عزاداری - من هفتاد برابر در مال او برکت قرار دهم، و از اهل بهشت باشد و گناهان او را بیامرزم.
به عزت و جلالم سوگند هر مرد و زنی که روز عاشورا یا ایام دیگر (در عزای آن حضرت) قطره ای اشک بریزد پاداش صد شهید خواهد داشت.
فَإِنِ استَطَعتَ أن لا تَنتَشِرَ یَومَکَ فی حاجَهٍ فَافعَل؛ فَإِنَّهُ یَومُ نَحسٍ لا تُقضی فیهِ حاجَهٌ، و إن قُضِیَت لَم یُبارَک لَهُ فیها و لَم یَرَ رُشدا، و لا تَدَّخِرَنَّ لِمَنزِلِکَ شَیئا؛ فَإِنَّهُ مَنِ ادَّخَرَ لِمَنزِلِهِ شَیئا فی ذلِکَ الیَومِ لَم یُبارَکَ لَهُ فیما یَدَّخِرُهُ و لا یُبارَکُ لَهُ فی أهلِه....﴾ (1)
1) مصباح المتهجد 772- 773، كامل الزيارات 174- 175، بحار 98/ 290 - 291، وسائل 477/14، 509، مستدرک 10/ 292 - 293، 315 -316، جامع أحاديث الشيعة 414/12، 559.
از امام باقر علیه السلام - در ضمن اعمال روز عاشورا - آمده است: برای امام حسین علیه السلام نوحه سرایی و گریه نماید، به کسانی که در خانه او هستند (مانند خانواده اش) نیز دستور دهد که گریه کنند. در خانه اش عزا بپا کند و بر آن حضرت بی تابی نماید. با گریه به ملاقات یکدیگر روند، و عزای حضرت را به این عبارت تسلیت گویند:
خدا پاداشی عظیم به ما عنایت کند در عزای امام حسین علیه السلام برای داغدار بودن ما در مصیبت آن حضرت، خدا توفیق خونخواهی او را - همراه با منتقم آل محمّد علیهم السلام حضرت مهدی علیه السلام به ما و شما عنایت فرماید....
سعی کن روز عاشو را دنبال کاری نروی؛ زیرا روز نحسی است که کار مؤمن انجام نمی شود و اگر انجام شود، برکتی نخواهد داشت، برای خانه ات چیزی ذخیره نکن؛ زیرا کسی که روز عاشورا در خانه اش چیزی ذخیره نماید، برکت از آن چیز و خانواده اش برطرف شود.
1) علل الشرائع 225/1 - 226، بحار 44/ 269 - 270، عوالم 516/17 - 517، جامع احاديث الشيعة 12/ 562 و قسمتی از روایت در بحار 98/ 104، وسائل 503/14 - 504.
راوی از امام صادق علیه السلام پرسید: ای پسر پیامبر! چرا عاشورا روز مصیبت، غم، بی تابی و گریه است و روز وفات پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نیست؟!
حضرت در ضمن پاسخ فرمود: روز شهادت امام حسین علیه السلام از همه ایام مصیبتش عظیم تر است....
پرسید: پس چرا عامه (و مخالفین) عاشورا را روزی مبارک می دانند؟ حضرت به گریه افتاد و در ضمن کلامی فرمود: شامیان برای تقرّب به یزید و گرفتن پاداش از او روایاتی جعل کردند که عاشورا روز برکت است تا مردم را از بی تابی، گریه، مصیبت، حزن و اندوه باز دارند. (1)
از امام صادق علیه السلام - یا از اهل بیت علیهم السلام - روایت شده که: روز عاشورا از خوردن غذای لذیذ اجتناب شود، روش و سنت عزاداران را بپا دارند و تا ظهر از خوردن و آشامیدن امساک نمایند. پس از آن هم غذاهایی که صاحبان عزا استفاده می کنند میل نمایند نه خوردنی و نوشیدنی خوشمزه و لذیذ.
1) گویند: هر سال دهم محرم نوحه سرایی ها در گوشه و کنار آغاز می شد و خاطره آن روز شوم در ذهن ها تجدید می گردید. برای زدودن این خاطره، با یاری گرفتن از راویان، روایت ها ساختند. عاشورا را روز فرخنده خواندند و روزۀ آن را مستحب شمردند. (مقاله عاشورا پشتوانه تشیع، مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا 362/2).
2) مسار الشيعة 43، وسائل 505/14، جامع احادیث الشيعة 12/ 563.
امام صادق علیه السلام فرمود: به خدای کعبه سوگند! عاشورا روز روزه نیست، عاشورا هنگامه غم و اندوه و مصیبتی است که بر اهل آسمان و زمین و همه اهل ایمان وارد شده، و روز شادی پسر مرجانه و خاندان زیاد و شامیان است.
1) کافی 4 /147، بحار 45/ 95، وسائل 10/ 460، عوالم 17/ 324.
السَّلامُ عَلی ارْواحِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، الْأَحْیآءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْواتِ، وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، احْسَنَ اللَّهُ لَهُمُ الْعَزاءَ فی مَوْلاهُمُ الْحُسَیْنِ. (1) و في زيارة مطلقة نقلها السيد ابن طاووس رحمه الله:
السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ، احْسَنَ اللَّهُ لَکَ الْعَزاءَ فی وَلَدِکَ الْحُسَیْنِ.
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ، أَحْسَنَ اللَّهُ لَكَ الْعَزَاءَ فِي وَلَدِكَ الْحُسَيْنِ.
السَّلامُ عَلَیْکَ یا امیرَ الْمُؤْمِنینَ، احْسَنَ اللَّهُ لَکَ الْعَزاءَ فی وَلَدِکَ الْحُسَیْنِ.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا مُحَمَّدِ الْحَسَنَ، أَحْسَنَ اللَّهُ لَكَ الْعَزَاءَ فِي أَخِيكَ الْحُسَيْنِ.﴾ (2)
در تسلیت روز عاشورا خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله، امیر مؤمنان، حضرت زهرا و امام حسن علیهم السلام گوییم: «أحسن الله لك العزاء»، يعنى خداوند به شما صبر و بردباری نیکو عنایت کند.
همین مطلب در زیارتی دیگر - که سید ابن طاووس قدس سره نقل کرده و اختصاص به روز عاشورا ندارد- نیز آمده است.
قُلْتُ: یَا سَیِّدِی! فَمَا قَوْلُکَ فِی صَوْمِهِ؟ فَقَالَ لِی: صُمْهُ مِنْ غَیْرِ تَبْیِیت، وَ أَفْطِرْهُ مِنْ غَیْرِ تَشْمِیتٍ، وَ لاَ تَجْعَلْهُ یَوْمَ صَوْمٍ کَمَلاً، وَ لْیَکُنْ إِفْطَارُکَ بَعْدَ صَلاَهِ اَلْعَصْرِ بِسَاعَهٍ عَلَی شَرْبَهٍ مِنْ مَاءٍ؛ فَإِنَّهُ فِی مِثْلِ ذَلِکَ اَلْوَقْتِ مِنْ ذَلِکَ اَلْیَوْمِ تَجَلَّتِ اَلْهَیْجَاءُ عَنْ آلِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اِنْکَشَفَتِ اَلْمَلْحَمَهُ عَنْهُمْ، وَ فِی اَلْأَرْضِ مِنْهُمْ ثَلاَثُونَ صَرِیعاً فِی مَوَالِیهِمْ یَعَزُّ عَلَی رَسُولِ اَللَّهُ صلی الله علیه و آله مَصْرَعُهُمْ، وَ لَوْ کَانَ فِی اَلدُّنْیَا یَوْمَئِذٍ حَیّاً لَکَانَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ هُوَ اَلْمُعَزَّی بِهِمْ....قَالَ: وَ بَکَی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ حَتَّی اِخْضَلَّتْ لِحْیَتُهُ بِدُمُوعِهِ.إلى أن قال: إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَأْتِی بِهِ فِی هَذَا الْیَوْمِ أَنْ تَعْمِدَ إِلَی ثِیَابٍ طَاهِرَهٍ فَتَلْبَسَهَا وتَتَسَلَّبَ. قُلْتُ: و مَا التَّسَلُّبُ؟ قَالَ: تُحَلِّلُ أَزْرَارَکَ، و تَکْشِفُ عَنْ ذِرَاعَیْکَ - کَهَیْئَهِ أَصْحَابِ المَصَائِبِ-... فَتُصَلِّيَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ... و لیَکُنْ عَلَیْکَ فِی ذَلِکَ الْکَآبَهُ و الحَزَنُ. (1) عبدالله بن سنان گوید: روز عاشورا شرفیاب محضر مولایم امام صادق علیه السلام شدم، رنگ حضرت پریده، حزن و اندوه بر حضرت غالب و از چشمان حضرت مانند لؤلؤ اشک می بارید. عرض کردم: ای پسر پیامبر! چرا گریه می کنی؟! خدا نکند چشمانت گریان شود.
حضرت فرمود: آیا غافلی؟ نمی دانی که روز شهادت حسین بن علی علیهما السلام است؟!... اگر پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بود بایستی به آن حضرت تسلیت گفته می شد....
سپس آن قدر گریست که محاسن مبارکش از اشک چشمانش پر شد.
در جوامع روایی، بخشی قرار داده شده با عنوان:
1) مراجعه شود به مصباح المتهجد 782، مزار ابن مشهدی قدس سره 473، بحار 45 /63 و 303/98 - 304، 309 -313، عوالم 342/17.
«باب استحباب البكاء لقتل الحسين و ما أصاب أهل البيت علیهم السلام و خصوصا يوم عاشوراء واتخاذه يوم مصيبة، و تحريم التبرك به». (1)
يا: «باب ان يوم عاشوراء يوم بكاء و حزن». (2)
که حاکی از آن است که: «عاشورا روز گریه و اندوه» است.
حضرمی شافعی به نقل از حافظ عامری گوید: مسلمانان با شهادت امام حسین علیه السلام مظلومیت و خفّت و خواری عظیمی را متحمل شدند به نحوی که گویا پیش از آن هیچ مصیبتی برای آنان پیش نیامده بود! این دو نویسنده سنی و همچنین خوارزمی حنفی و قرطبی گفته اند: سال شهادت امام حسین علیه السلام - سنه 61 هجری- «عام الحزن» یعنی: «سال اندوه و حزن» نام گذاری شد. (3)
در روایتی- که اخیراً از امام صادق علیه السلام گذشت - آمده:
صُمْهُ مِنْ غَیْرِ تَبْیِیتٍ، وَ أَفْطِرْهُ مِنْ غَیْرِ تَشْمِیتٍ، وَ لاَ تَجْعَلْهُ یَوْمَ صَوْمٍ کَمَلاً، وَ لْیَکُنْ إِفْطَارُکَ بَعْدَ صَلاَهِ اَلْعَصْرِ بِسَاعَهٍ عَلَی شَرْبَهٍ مِنْ مَاءٍ. (4)
بدون این که نیت روزه داشته باشی امساک کن (1)و بدون اظهار شماتت و خوشحالی افطار نما (به این معنا که) آن روز را کاملاً امساک نداشته باش بلکه مدتی بعد از نماز عصر (که با مدتی فاصله پس از نماز ظهر خوانده می شده) قدری آب بنوش.
بسیاری از علمای شیعه قائل به کراهت روزه گرفتن روز عاشورا هستند ولی بعضی به حرمت آن فتوا داده و برخی دیگر نیز تمایل به حرمت آن دارند روایات متعددی هم بر آن دلالت دارد. (2)
اختلف الفقهاء في حكم صوم عاشورا على أقوال: فبعضهم قال بالحرمة، كما عن صاحب الحدائق المحدث البحراني [الحدائق 3/ 375]، و صاحب مرآة العقول المجلسي [مرآة العقول 16/ 360 و الشيخ الأستاذ [الوحيد] الخراساني، ويميل إليه الخونساري في جامع المدارك [226/2] و النراقي في المستند [492/10].
و عن جمع آخر القول بالكراهة، و هو رأى أكثر المعاصرين من فقهائنا كالسيد اليزدي و البروجردي و الحكيم و غالب المعلّقين على العروة الوثقى... دليل القول بالتحريم:
ظهور بل صراحة النصوص في الحرمة، و هي: خبر زرارة و محمّد بن مسلم عن الصادق علیه السلام، خبر جعفر بن عیسی، خبر يزيد- زيد - النرسي، خبر نجبة بن الحرث، خبر زرارة، خبر الحسين بن أبي غندر، خبر عبد الملك، خبر جبلة المكية.
ان ضعفها منجبر بوجودها في الكتب المعتبرة مع صحة بعضها، وعن البعض: ان استفاضتها بل تواترها يكفي في حصول العلم بصدورها وصحتها.
حمل الروايات المجوّزة أو الآمرة على التقية لموافقتها للعامة فقها و حديثا، فلم يحرز أصالة الجدّ و الجهة فيها، فلا يصل الدور إلى التعارض بين الطائفتين من الروايات، و لو فرضنا أنه وصل إلى التعارض يؤخذ بما خالف العامة.
ان صوم النبي صلی الله علیه و آله كان قبل نزول صوم شهر رمضان و أما بعد ذلك نسخ ذلك الصوم.
لا معنى لحمل الروايات المجوّزة على الاستحباب حزناً و جزعاً و ذلك لظهور خبر الحسين بن أبي غندر في عدم الصوم للمصيبة بل الصوم هو للشكر و السلامة.
تعيّن العمل بصحيحة ابن سنان التي مفادها مجرّد الإمساك إلى العصر، و لا يسمّى صوما، و هو رأى صاحب المدارك و الحدائق و غيرهما، و ليست هذه الرواية ضعيفة كما ادّعاه السيد الخوئي في المستند.
فالمجموع من هذه الأدلة على سبيل منع الخلو يكون دليل القول بالحرمة.
(صوم عاشوراء بين السنّة النبوية و البدعة الأموية 83- 85).
ثُمَّ قالَ: بَلَغَنی أنَّ قَوماً یَأتونَهُ مِن نَواحِی الکوفَهِ و ناسا مِن غَیرِهِم و نِساءً یَندُبنَهُ، و ذلِکَ فِی النِّصفِ مِن شَعبانَ، فَمِن بَینِ قارِئٍ یَقرَء، وقاصٍّ یَقُصُّ، و نادِبٍ یَندُبُ، و قائِلٍ یَقولُ المَراثِیَ؟فَقُلتُ لَهُ: نَعَم، جُعِلتُ فِداکَ، قَد شَهِدتُ بَعضَ ما تَصِفُ.فَقالَ: الحَمدُ للّهِِ الَّذی جَعَلَ فِی النّاسِ مَن یَفِدُ إلَینا، و یَمدَحُنا، و یَرثی لَنا، و جَعَلَ عَدُوَّنا مَن یَطعُنُ عَلَیهِم - مِن قَرابَتِنا و غَیرِهِم - یَهذونَهُم [یهدّدونهم]، و یُقَبِّحونَ ما یَصنَعونَ. (1) عبدالله بن حماد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نزد شما - یا نزدیک شما - فضیلتی وجود دارد که به هیچ کس داده نشده، فکر نمی کنم بتوانید به کنه آن پی ببرید و معرفت پیدا کنید و بر آن مواظبت نموده آن را بپا دارید!
آن فضیلت را خدا - به رحمت و رأفتش - به عده ای اختصاص داده، سعادتی است الهی که حول و قوه خودشان در آن مدخلیتی ندارد....
عرض کردم: فدایت شوم، آن فضیلت چیست؟!
حضرت فرمود: زیارت جدّ غریبم حسین علیه السلام که در سرزمین غربت (مدفون) است. هر کس به زیارت او برود برایش اشک می ریزد. کسانی هم که به زیارت نروند برای آن حضرت محزون هستند و می سوزند.
هر کس چشم بر قبر فرزندش پایین پای آن حضرت اندازد، در آن بیابان که هیچ قوم و خویشی کنار آن ها نیست، بر آن حضرت ترحم می کند (و دلش می سوزد)....
1) کامل الزیارات 325- 326، بحار 98/ 73، جامع احادیث الشيعة 12/ 375 -376.
سپس فرمود: شنیده ام از کوفه و غیره در نیمه شعبان به زیارت آن حضرت می آیند، زنان می گریند و نوحه سرایی و مرثیه سرایی می کنند. مردم (با اعمال مختلف ابراز علاقه می کنند) برخی قرآن می خوانند، بعضی داستان (کربلا را) بازگو می کنند، برخی گریه و نوحه سرایی کرده و گروهی مرثیه سرایی می نمایند. عرض کردم: آری، فدایت شوم من از نزدیک شاهد برخی از آن صحنه ها بوده ام.
حضرت فرمود: سپاس خدای را که بین مردمان کسانی را قرار داده که به سوی ما بار سفر بسته، ما را مدح و ستایش نموده، بر ما مرثیه سرایی می کنند. و دشمن ما را - از نزدیکان ما و دیگران - چنین قرار داد که بر آن ها (یعنی زائرین و مدح کنندگان و مرثیه سرایان) طعن نموده و خرده گیری کنند، [و آن ها را تهدید نمایند] و رفتار آن ها را ناپسند دانند. (1)
1) در جمله اخیر روایت احتمال دیگری نیز وجود دارد، آن چه در متن گذشت بنابر نسخه «يهدّدونهم» ترجیح داشت، اما اگر نسخه های دیگر - «یهذونهم» یا «یهدّرونهم» - صحیح باشد، ممکن است مرجع ضمیر فاعلی در «یهذونهم» به: «من يطعن عليهم من قرابتنا و غيرهم» و مرجع ضمیر مفعولی «عدونا» باشد، یعنی دشمنان ما را کسانی قرار داد که نزدیکان ما و دیگران بر آن ها طعن می زنند.
فَقَامَتْ مَرْعُوبَهً قَدْ قَرِحَتْ مَآقِیهَا (1وَ هِیَ تَلْطِمُ عَلَی خَدَّیْهَا. (2))سکینه دختر امام حسین علیه السلام گوید: پس از شهادت پدرم، جسد او را در آغوش گرفته و از هوش رفتم، شنیدم می فرمود:ای شیعیان من! هر گاه که آب گوارا بنوشید از من (لب تشنه یاد کنید.)اگر شنیدید کسی غریب است یا شهید شده برای من گریه و ندبه نمایید.سکینه خاتون هراسناک از جای خویش بلند شد، در حالی که گونه هایش مجروح شده بود و بر صورت خویش لطمه می زد.#### زیارت هم با سوز و گداز54. ﴿عن مولانا أبي عبد الله علیه السلام، قال: إِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ نَادَی مُنَادٍ: أَیْنَ زُوَّارُ اَلْحُسَیْنِ بن علی، فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ اَلنَّاسِ لَا یُحصِیهِم إِلَّا اللَّهُ تَعَالَی، فَیَقُولُ لَهُم: مَا أَرَدتُم بِزِیَارَهِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام؟ فَیَقُولُونَ: یَا رَبِّ! أَتَینَاهُ حُبّاً لِرَسُولِ اللَّهِ وَ حُبّاً لِعَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ [علیهم السلام] وَ رَحمَهً لَهُ مِمَّا ارتُکِبَ مِنهُ. فَیُقَالُ لَهُم: هَذَا مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ [علیهم السلام] فَالحَقُوا بِهِم، فَأَنتُم مَعَهُم فِی دَرَجَتِهِم، الحَقُوا بِلِوَاءِ رَسُولِ اللَّهِ [صلی الله علیه و آله].... (3) امام صادق علیه السلام فرمود: روز قیامت منادی ندا دهد: زوار امام حسین علیه السلام کجا هستند؟ گروه بی شماری بلند شوند.
از آن ها پرسند: برای چه به زیارت او رفتید؟ گویند: به جهت محبت به پیامبر و امیرمؤمنان و فاطمه [علیهم السلام] و برای دل سوزی و ترحم نسبت به او به جهت رفتار ناپسندی که با او شد.
به آن ها خطاب شود: این محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین [علیهم السلام] هستند شما همه به آن ها ملحق شوید، در درجات آن ها همراهشان باشید و به لوای پیامبر صلی الله علیه و آله بپیوندید.
آن حضرت در ضمن آداب زیارت سیدالشهدا علیه السلام می فرماید: با خضوع و خشوع و چشمی گریان (به طرف مرقد مطهرش) حرکت کن.
سرورم! به زیارت تو آمدم... تقرب به خدا می جویم به گریه ام بر تو، به شیون و ناله ام، به حسرت و تأسف و اشكم....
به روایت شیخ مفید و دیگران در ضمن زیارت حضرت گویی:
به سوی تو سفر کردم، اشکم، فریادم، افسوسم، سوز و ناله ام همه برای توست، درود و سلامم بر تو باد.
شیخ مفید و دیگران چنین نقل کرده اند که: از آداب زیارت آن است که هنگامی که از زیارت فارغ شدی و خواستی از حرم بیرون روی، خود را بر قبر مطهر انداخته آن را ببوس و هنگام بیرون رفتن پشت به قبر مکن، و بسیار استرجاع (که علامت عزادار بودن است) بگو: إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که به زیارت امام حسین علیه السلام می روی با حزن، اندوه، غم و غصه، و پریشان و گرد آلود و گرسنه و تشنه باش که سیدالشهدا علیه السلام به همین حالت به شهادت رسید.
به روایت سید ابن طاووس در زیارت حضرت گوییم:
مصیبت تو بر ما (بس) عظیم بود درود خدا بر تو ای پیشوای من و ای فرزند پیشوایم. این منظره در برابر دیدگانم مجسم است که در عرصه کربلا ندا می کنی پاسخت ندهند، طلب یاری نمایی و به فریادت نرسند، پناه طلبی و پناهت ندهند. ای کاش با تو بودم تا به فوزی عظیم نائل و رستگار می شدم.
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِيَ مَنْ سُبِيَ، وَ أُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ... فَعَلَی الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّد وَ عَلِیّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا- فَلْیَبْکِ الْبَاکُونَ، وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ، وَ لِمِثْلِهِمْ فلتدر [فَلْتُذَرفِ] الدُّمُوعُ، وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ، وَ یَضِجَّ الْضَاجُّونَ، وَ یَعِجَّ الْعَاجُّونَ.أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَیْنِ؟ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِح، وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِق. (2)
بر بهترین ها از خاندان پیامبر و امیرمؤمنان صلوات الله عليهما و آلهما بایستی اهل گریه بگریند، مرثیه سرایان مرثیه سرایی نمایند، اشک فشانی شود، فریاد و ضجّه، شیون و ناله و جیغ و داد عزاداران بلند شود! کجایند (و چه شدند امام حسن، امام حسین و فرزندان صالح و شایسته و صادق آن ها؟!)#### مصیبتی عظیمعبارات «جلّت المصيبة»، «عظمت المصيبة» و مانند آن که در زیارت عاشورا و دیگر زیارات آمده حاکی از بزرگی این اندوه است.62. ﴿عن مولانا الصادق علیه السلام أنه قال في زيارة جدّه الحسين علیه السلام: السلام عليك يا أبا عبد الله، ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، مَا أَعْظَمَ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ أَبِيكَ رَسُولِ اللّهِ، وَ مَا أَعْظَمَ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ، وَ أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الْأَعْلَى وَ عِنْدَ الْأَعْلَى، وَ عِنْدَ أَنْبِياءِ اللّهِ وَ عِنْدَ رُسُلِ اللّهِ، السَّلامُ مِنِّي إِلَيْكَ وَ التَّحِيَّةُ مَعَ عَظِيمِ الرَّزِيَّةِ....﴾ (1) امام صادق علیه السلام در زیارت سیدالشهدا علیه السلام فرماید: مصیبت تو بس عظیم بود نزد پدرت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، نزد هر خداشناسی، (بلکه) در ملا اعلی و نزد همه پیامبران و رسولان الهی.
سلام و درودم بر تو باد، همراه با مصیبت زدگی عظیمی (که در غم شما دارم).
1) كامل الزيارات 230، بحار 178/98، جامع احاديث الشيعة 478/12.
این مطلب در زیارات دیگر نیز آمده است، مانند زیارتی که شیخ مفید و دیگران روایت کرده اند:
السَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ الْأَنْبِیاءِ... بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ اللّهِ، وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ و أَعْظَمَهَا عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ، [وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ ابیک، وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ أنبياء الله] وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلَى، وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ شِيعَتِكَ خَاصَّةً.... (1)
و عن أبي عبدالله علیه السلام: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يا ابن رسول الله، بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يا أبا عبد الله، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ، وَ جَلَّتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ عَلَیْنَا وَ عَلَی جَمِیعِ اَهْلِ السَّماواتِ وَالاَرْضِ....
و در زیارت حضرت علی اکبر علیه السلام:
السَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِیَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِیِّهِ، لَقَدْ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ، وَ جَلَّتِ الرَّزِیَّهُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ الْمُسْلِمینَ.... (2) در زیارت اول رجب و نیمه شعبان به نقل شیخ مفید و دیگران گوییم:
أَشْهَدُ لَقَدِ اقْشَعَرَّتْ لِدِمائِكُمْ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ مَعَ أَظِلَّةِ الْخَلائِقِ، وَ بَكَتْكُمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ سُكَّانُ الْجِنانِ وَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ....﴾ (1)
در زیارت عرفه به روایت شیخ مفید و سید ابن طاووس و شهید قدس سره آمده:
ابن عباس گوید: امیر مؤمنان علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: شما عقیل را دوست داری؟ فرمود: آری به خدا سوگند به دو جهت، هم خودش را دوست دارم، هم به جهت این که ابوطالب او را دوست داشت.
فرزند عقیل (حضرت مسلم علیه السلام) در راه محبت فرزند تو به شهادت خواهد رسید، اهل ایمان بر او خواهند گریست، و فرشتگان مقرّب بر او درود خواهند فرستاد.
پس از آن پیامبر صلی الله علیه و آله گریست تا آن که اشک بر سینه مبارکش جاری شد، سپس فرمود: به خدا شکایت می برم از مصائبی که خاندانم پس از من با آن روبرو شوند.
امامان معصوم - که درود خدا بر آنان باد - هنگامی که شاعران و مرثیه سرایان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله به حضورشان شرفیاب می شدند آنان را مورد تشویق و دلجویی قرار داده، عمل آن ها را نوعی دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام تلقی کرده، (1)
(الغدیر 2/ 187) به نقل از مسعودی در مروج الذهب 2/ 195).
و از آن ها درخواست می کردند که سروده های خویش را در حضورشان بخوانند.1) در بخش دوم خواهد آمد که: حضرت باقر العلوم علیه السلام پس از شنیدن اشعار کُمِیت گریست و سپس فرمود: لك ما قال رسول الله صلی الله علیه و آله لحسان بن ثابت: لا زلت مؤيّداً بروح القدس ما ذببت عنا أهل البيت. پاداش تو همان باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله به حسان فرمود: همیشه از جانب روح القدس مؤيد باشی مادامی که از ما اهل بیت دفاع نمایی.
راوی گوید: با جماعتی از اهل کوفه محضر امام صادق علیه السلام مشرف شدیم، شخصی به نام جعفر بن عفان بر آن حضرت وارد شد، حضرت او را نزدیک خویش جای داد و سپس از او پرسید: شنیده ام در (رثای) امام حسین نیکو شعر می سرایی؟ عرض کرد: آری، خدا مرا فدایت گرداند! فرمود: بخوان. او شروع به خواندن کرد، (2)حضرت و حاضرین همه گریستند، صورت و محاسن مبارک حضرت پر از اشک شده بود.
پس از آن فرمود: ای جعفر! به خدا سوگند فرشتگان مقرّب خدا این جا حاضر شدند، کلام تو را دربارۀ امام حسین علیه السلام شنیدند و مانند ما بلکه بیش تر اشک ریختند.
خدای تعالی الان بهشت را به تمامی بر تو واجب گردانید و تو را آمرزید.
سپس فرمود: آیا بیش از این نگویم؟ (1)جعفر عرض کرد: آری، سرورم. فرمود: هر کس در (رثای) امام حسین علیه السلام شعری گوید و گریه کند و دیگران را با آن بگریاند خدا بهشت را بر او واجب نماید و او را بیامرزد.
و في رواية أُخرى:
مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَبَکَی وَ أَبْکَی عَشَرَهً کُتِبَتْ لَهُمُ اَلْجَنَّهُ.
وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَبَکَی وَ أَبْکَی خَمْسَهً کُتِبَتْ لَهُمُ اَلْجَنَّهُ.وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی اَلْحُسَیْنِ علیه السلام شِعْراً فَبَکَی وَ أَبْکَی وَاحِداً کُتِبَتْ لَهُمَا اَلْجَنَّهُ.وَ مَنْ ذُکِرَ اَلْحُسَیْنُ علیه السلام عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ مِنَ اَلدَّمْعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَی اَللَّهِ عزّوجلّ، وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ اَلْجَنَّهِ. (1) ابوهارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السلام از من خواست که در (رثای) امام حسین علیه السلام شعر بخوانم. من (با حال عادی) شروع به شعر خواندن کردم فرمود: نه همان طوری که خودتان می خوانید، به همان کیفیتی که کنار قبر مطهر آن حضرت مرثیه سرایی می کنید - و بنابر روایتی: مقصود حضرت این بود که اشعار با سوز و گداز خوانده شود - ابو هارون گوید: من شروع کردم به خواندن این اشعار که:
بر مزار حسین گذر کن. با آن استخوان های پاک بگو....
حضرت اشک می ریخت، من از خواندن دست کشیدم، فرمود: ادامه بده، من این قسمت را خواندم:
... بر پا خیز، بر مولایت ندبه کن و اشک بریز.
با گریه هایت بر حسین، کمک کن.
حضرت اشک می ریخت، ولوله ای در بین زنان (اهل بیت) بپا شد (و صدای ناله و شیون آنان بلند شد) پس از آن که صدای گریه زنان خاموش شد فرمود:
1) كامل الزيارات 104، بحار 288/44، وسائل 14/ 595 و در مصادر ذیل فقط جمله اخیر نقل شده: کامل الزيارات 100، بحار 292/44، وسائل 507/14، عوالم 542/17.
ای ابوهارون هر کس در رثای امام حسین علیه السلام شعر بخواند و ده نفر را بگریاند يا... حتی یک نفر را پاداش هر دوی آن ها (مرثیه خوان و شنونده) بهشت است.
هر کس امام حسین علیه السلام را یاد کند و بگرید پاداش او بهشت است.
و بنابر نقلی: و به اندازه بال پشه ای اشک بریزد پاداش او بر خداست و خدا به کمتر از بهشت راضی نخواهد شد.
عبدالله بن غالب گوید: شرفیاب محضر مبارک امام صادق علیه السلام شده و در عزای سیدالشهدا علیه السلام مرثیه سرایی نمودم، هنگامی که به بیت گذشته رسیدم، شیون و ناله بانویی که گریه می کرد از پشت پرده بلند شد: (آه) ای پدر!
1) كامل الزيارات 105، بحار 44 /286، مستدرک 385/10، عوالم 17/ 541.
-. قَالَ: فَكَتَبَ إِلَیَّ: انْدُبْنِی وَ انْدُبْ أَبِی. (1) عبدالله بن صلت گوید: به حضرت جواد الائمه علیه السلام نامه ای نوشته و از آن حضرت رخصت طلبیدم که برای پدر بزرگوارش مرثیه سرایی کنم. حضرت در پاسخ نوشت: برای من و پدرم نوحه سرایی (و مرثیه سرایی) کن.
خلف بن حماد از امام رضا علیه السلام پرسید: شیعیان از پدران شما علیهم السلام روایت می کنند که شب و روز جمعه، ماه مبارک رمضان، و شب ها (مطلقاً) شعر خواندن کراهت دارد، و من تصمیم گرفته ام که برای امام کاظم علیه السلام مرثیه سرایی کنم با این که [شب جمعه و] ماه رمضان است. حضرت فرمود: مرثیه سرایی کن برای آن حضرت در شب جمعه، در ماه مبارک رمضان و بقیه ایام که خدا تو را پاداش خواهد داد.
با وجود رعب و وحشتی که در زمان خلفای جور و حاکمان ستمگر بنی امیه و بنی عباس بر جامعه حکم فرما بوده و امکان آن که شاعران بتوانند آزادانه در رثای سیدالشهدا علیه السلام شعر بسرایند و بخوانند (1)وجود نداشته، ولی باز اشعار بسیاری در رثای حضرت سروده شده که بخشی از آن به صورت ميراث مكتوب به ما رسیده است.
برخی بر آن هستند که اولین رثایی که برای سیدالشهدا علیه السلام سروده شده، از عقبة بن عمرو سهمی است که با این بیت شروع می شود:
إذا العين قرّت في الحياة و أنتم *** تخافون في الدنيا فأظلم نورها (2)
اما در شعر فارسی شاید ابوالحسن مجدالدّین کسائی مَروزی (قرن چهارم یا پنجم هجری) نخستین شاعر فارسی زبان شیعی باشد که سوگ سروده او در مراثی حضرت سيّد الشّهدا و اصحاب وفادار آن حضرت در پیشینه شعر مکتوب عاشورا به ثبت رسیده و از این روی او را آغازگر این حرکت در شعر مکتوب آیینی در زبان فارسی می دانند.
به چند بیت از مرثیه منظوم او - که از قصیده پنجاه بیتی او در تقارن نوروز با محرم انتخاب شده است - توجّه کنید:
باد صبا درآمد فردوس گشت، صحرا *** آراست بوستان را، نیسان به فرش دیبا
دست از جهان بشویم، عزّ و شرف نجویم *** مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را ** مقتول کربلا را، تازه کنم تولّا
آن میر سر بریده، در خاک خوابُنیده *** از آب ناچشیده، گشته اسیر غوغا
بر مقتل ای کسائی! برهان همی نمایی *** گر هم برین بپایی، بی خار گشت خرما
تا زنده ای چنین کن، دل های ما حزین کن *** پیوسته آفرین کن بر اهل بیت زهرا (1)
حکیم ناصر خسرو (قرن پنجم هجری) شاعر دیگری است که درباره حادثه عاشورا چنین سروده:
من ز خون حسین پر غم و دردم *** شاد چگونه کند خون رزانم
لعنت کنم بر آن بست کو کرد و شیعت او *** حلق حسین تشنه از خون خضاب و رنگین (2)
عمعق بخارائی (متوفی 543)، (1)امیر معزّی (قرن ششم) (2)و قوامی رازی (قرن ششم) را نیز از شعرای عاشورا نام برده اند. (3)
سنائی غزنوی (543 - 612) نیز از جمله شعرایی است که در رثای سیدالشهدا علیه السلام اشعاری سروده که با این بیت شروع می شود:
پسر مرتضی امیر حسین *** که چون اویی نبود در کونین
سپس درباره یزید ملعون می گوید:
شرم و آزرم جملگی بگذاشت *** جمعی از دشمنان بر او بگماشت
تا مر او را به نامه و به حیل *** از مدینه کشند در منهل
کربلا چون مقام و منزل ساخت *** ناگه آل زیاد بر وی تاخت
راه آب فرات بر بستند *** دل او زان عناد غم خستند
برکشیدند تیغ بی آزرم *** نه ز خدا و نه ز مردم شرم
سرش از تیغ ببریدند *** و اندر آن فصل سود می دیدند (4)
کمال الدین اصفهانی (متوفی 635) گوید:
چون محرم رسید و عاشورا *** خنده بر لب حرام باید کرد
وز پی ماتم حسين على *** گریه از ابر، وام باید کرد
لعنت دشمنانش باید گفت *** دوستداری، تمام باید کرد (1)
اوحدالدین مراغه ای (متوفی 738) خواجوی کرمانی (متوفی 753)، شاه داعی شیرازی (متوفی 870)، محمّد بن حسام خوسفی (متوفی 875)، بابا فغانی شیرازی (متوفی (925)، اهلی شیرازی (متوفی 942)، فضولی بغدادی (متوفی 970)، و وحشی بافقی (متوفی991) را نیز از جمله شعرایی نام برده اند که در این زمینه سروده هایی داشته اند. (2)
از شاعران اهل تسنن نیز کمال الدین اسماعیل (قرن هفتم) شمس طبسی (متوفی 624)، عطار نیشابوری (متوفی 627 یا 618)، سلمان ساوجی (متوفی 778)، (3)سيف الدين ابو حامد محمّد فرغانی (متوفی 705)، در زمره قدیمی ترین شاعران و سخنورانی هستند که در مرثیه شهیدان کربلا شعر گفته و خلق را به اقامه مراسم تعزیه «کشته (کربلا» و «گوهر مرتضی» و «فرزند رسول» و زاری و ندبه «در این عزا» دعوت نموده اند. (4)
و از متأخرین آن ها می توان از افراد زیر نام برد: رضا طالبانی کرکوکی، عبدالله علیه السلامسنندجی ملقب به رونق، جوهری سنندجی، ملک الکلام مجدی سقزی، مولوی تایجوزی، قانع مریوانی، نالی مریوانی، نالی شهرزوری،
شیخ عبدالقادر در هموند، سید احمد نقیب، مولوی محوی، مولوی وفایی. (1)
از بهترین سوگ سروده های فارسی، اشعار شاعر شهیر شیعه محتشم کاشانی رحمه الله (متوفی 996) است که به جهت شهرتی که دارد نیازی به ذکر آن دیده نمی شود. (2)
بعضی از مراثی امام حسین علیه السلام که به زبان عربی سروده شده در تألیفاتی چون بحارالانوار، عوالم، اعيان الشيعة، زفرات الثقلين، أدب الطف أو شعراء الحسین علیه السلام آمده و در زبان فارسی نیز کتب فراوانی به این موضوع اختصاص داده شده است.(3)
در همین زمینه به اشعار اهل سنت در بخش سوم کتاب رجوع شود.
1) انقلاب کربلا 453- 459 و رجوع شود به: شعاع مهر حسین علیه السلام در ادب کرد اهل سنت، شاهرخ اورامی.
2) حاج ملا اسماعيل سبزواری در کتاب عدد السنة 166 - 169 رؤیای شگفتی را درباره محتشم از خط مقبل شاعر نقل کرده، مناسب است مراجعه شود.
3) رجوع شود به: بحار 242/45- 294، عوالم 543/17 - 590، اعیان الشیعة 622/1 - 626، دانش نامه امام حسین علیه السلام 185/10 بخش دوازدهم.
روایات فضیلت گریه و عزاداری سیدالشهدا علیه السلام آن قدر زیاد است که جای هیچ شبهه ای در صدور آن نیست و از مسلّمات مکتب شیعه به شمار می رود. علما و دانشمندان در همه قرون و اعصار بر آن اعتماد نموده و سیرۀ همۀ آنان بر پذیرفتن و عمل به آن روایات بوده است. (1)
به تعبیر صاحب جواهر رحمه الله این موضوع نیازمند تألیف کتب متعدد است، ایشان - پس از گلچین نکاتی از روایات زیارت سیدالشهدا علیه السلام- می فرماید:
فضلاً عن النصوص المتضمنة للبكاء عليه و للشعر فيه انشاء و انشاداً و ما في تربته الشريفة.... فإن ذلك يحتاج إلى كتب متعددة...(2)
یعنی: گذشته از روایاتی که درباره گریه بر آن حضرت و شعر سرودن و شعر خواندن در مصیبت آن حضرت و تربت شریف و... وارد شده است که نیازمند تألیف کتب متعدد است.
در جلد دوم نیز خواهد آمد که حتی بعضی از مخالفین عزاداری گفته اند: روایات وارده در یاد سیدالشهدا علیه السلام، گریه، زیارت، مرثیه سرایی، شعر سرودن و... برای حضرت به حدّی زیاد است که به مرتبه تواتر می رسد و جای هیچ مناقشه سندی و یا اشکال در دلالت آن نیست. (1)
در این قسمت توجه شما را به سخنی چند از نویسندگان و معاریف در این زمینه جلب می نماییم:
اخبار متواتره وارد شده در استحباب بكاء بر سيد الشهدا علیه السلام و تذکر مصاب او و ابکاء [یعنی گریاندن] بلکه تباکی یعنی گریه به خود بستن و به جهت اظهار حزن به صورت باکی در آمدن، نه چنان که بعض قاصرین تو هم کرده اند که مراد ریای در گریه است، چه بالضروره بکاء بر سید الشهدا علیه السلام عبادت است و ریا در عبادات مثل قیاس در ادله و ربا در معاملات به هیچ وجه جایز نیست.
و علاوه بر این اخبار کثیره وارد است در احیای امر ائمه علیهم السلام و فضل جلوس در مجالسی که احیای امر ایشان در آن مجالس می شود.
و همچنین در اخبار متعدده وارد شده که جزع بر همه چیز مکروه است جز جزع بر سید الشهدا علیه السلام.
1) بحار 44/ 294 - 296 تعلیقه بهبودی
و در اخبار وارد شده که ایام عاشو را ایام مصیبت و حزن اهل بیت علیهم السلام است. و هم وارد شده که به حزن ما محزون شوید و به سرور.
و حثّ (یعنی تشویق و ترغیب) بر تجدید عزای آن امام غریب و اقامه مراسم عزاداری نیز وارد شده، و تجویز لطم خدود و شقّ ثياب هم آمده. (1)
مخفی نماند که آن چه متعارف است - بحمد الله - در بلاد شیعه از اقامه تعزیه و ماتم جناب سیدالشهدا علیه السلام علیه آلاف التحیة و الثناء و اجتماع در مجالس و نشر اعلام و نصب خیام و تعطیل اسواق در روز عاشورا و راه افتادن دسته و نوحه گری کردن و مرثیه خواندن و بكاء و ابکاء و غیر این ها - از آن چه در شرع مطهر نهی از آن نشده و محذوری ندارد- از عبادات مشروعه و راجحه است و برای آن ثواب های جلیله و اجرهای جمیله است، و این مطلب از غایت وضوح محتاج به دلیل نیست.
و بر متتبع خبیر و ناقد بصیر مکشوف است که اخبار متواتره وارد شده بر استحباب بكاء بر آن حضرت و تذکر مصائب او و ابكاء - یعنی گریانیدن - و تباکی یعنی گریه بر خود بستن و به صورت و هیئت باکی درآمدن. (2)
گذشته از آن نزد عامه پیروی از اهل بیت علیهم السلام متوقف بر عصمت نیست، همین که آن ها را امام در فتوی بدانند کافی است؛ زیرا آنان از فقهای اربعه عامه کمتر نیستند!
آری روشن است که اگر این عزاداری ها از فتوای ابوحنیفه و امثال او ثابت بود، آن ها در انجام آن پیش قدم می شدند و تمام عمر بدان می پرداختند!
پس ای اهل انصاف چرا با وجود آن که عزاداری امری مسلّم در مکتب اهل بیت علیهم السلام است، برخی آن را انکار می کنند؟!
مترجم گوید: این احادیث که در فضیلت گریه بر آن مظلوم بگذشت حجتی است روشن بر آن ها که نور خدا را خاموش خواهند وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. (1)
1) التوبة (9):32.
و راستی چنان است که هر کس بگرید و بگریاند یا خویش را گریان نماید بهشت او را واجب شود، که گریه نشانۀ محبت است و محبت ناشی از ایمان و معرفت، و هیچ عمل آن پایه ندارد که ایمان، که جای ایمان دل است و مصدر اعمال جوارح، و ایمان و محبت اصل است و اعمال دیگر فرع آن، و عمل بی ایمان و محبت چون پیکر بی روح است.
و در حدیث دوم بگذشت که امام صادق علیه السلام فرمود: «بخوان آن طور که نزد قبر او می خوانید» یعنی با لحن سوزناک.
و بیاید که در آن زمان هم مردم دم می گرفتند و آواز در یک دیگر می انداختند و نوحه می کردند.
و هم نپنداری که گریه مستحب است و مستحبات را نباید این اندازه متوجه شد که عزاداری از شعائر امامت است و ملحق به اصول دین مانند اذان، که همه طوایف اسلام گفتند اگر از مردم شهر اسلامی بانگ اذان شنیده نشود امام با آن مردم قتال کند تا صدا به اذان بلند کنند، با آن که اذان مستحب است، اما از شعائر نبوت است.
پس دوستان را باید فریب دشمنان نخورند و دست از ولای این خاندان برندارند. و مؤمن را خردمند باید بود، ملاحده و زنادقه و پیروان آنان در این باب وسوسه می کنند و شبهات می افکنند و میان مردم منتشر می سازند و بدین وسیله خواهند رسم عزاداری را از میان شیعیان براندازند و کسی یاد خاندان رسول نکند و احکام دین نسخ گردد و سنت اسلام که رسم تازیان است برافتد و رسم مجوس تازه گردد.
هيهات! خذلهم الله، و لعنهم لعناً وبيلاً، و عذّبهم عذاباً اليماً، وحشرهم مع الكفار و الملحدين و قتلة النبيين که مرد با آن کس محشور شود که او را دوست دارد و هر کس آتش پرستان را دوست دارد حشر او با مجوسان است و هر کس احیای سنت ملاحده خواهد حشر او با آن گروه و هر کس خاندان رسول را دوست دارد با رسول و آل او باشد.
وفّقنا الله وإياكم لاتباعهم وإحياء ملّتهم إن شاء الله. (1)
این ها روایاتی است که (از زمان اهل بیت علیهم السلام تا حال) راویان مورد اطمینان و رجال علم حدیث در همه قرن ها، نسلی پس از نسل دیگر همه آن را نقل کرده اند. این روایات از حد تواتر هم افزون است، گذشته از آن که از طریق اهل تسنن نیز نقل شده است.
پیدا نخواهی کرد در عبادات مستحبی و عملی که رجحان شرعی داشته باشد، هیچ عبادتی را که این قدر پاداش بر آن ذکر شده باشد از نوحه سرایی و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام، زیارت قبر مطهر آن حضرت و آن چه به احیای امر آن
1) دمع السجوم (ترجمه نفس المهموم) 51-52.
حضرت مربوط است مانند یادآوری عطش حضرت هنگام آب نوشیدن و یادآوری و ذکر مصیبت او هنگام مصیبت ها. کسی که این امور را انکار نماید مانند منکر خورشید در وسط روز است. (1)
1) لمحات 278- 290.
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ الأَنْبِيَاءِ...
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي،
مَا أجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى،
وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله
[وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ أَبيكَ،
وَ مَا أجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أعْظَمَهَا عِنْدَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ،]
وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ الْمَلَا الْأَعْلَى،
وَ مَا أَجَلَّ مُصِيبَتَكَ وَ أَعْظَمَهَا عِنْدَ شِيعَتِكَ خَاصَّةً.... (1)
ظاهر نقل علامه مجلسی از شیخ مفید و مؤلف قدس سره مزار آن است که این زیارت از زیارات مأثوره است ؛ زیرا - پس از نقل زیارت شماره 32 از امام صادق علیه السلام در ابتدای سند این زیارت (شماره 33) - می فرماید: قال المفيد و مؤلف المزار - رحمهما الله -: زيارة أخرى له علیه السلام برواية أخرى غير مقيّدة بوقت من الأوقات. (بحار 26/98).
سلام بر تو ای وارث پیامبران...
پدر و مادرم فدایت،
1) كتاب مزار شیخ مفید رحمه الله 108، مزار ابن مشهدی رحمه الله 377، تهذیب 59/6، بحار 210/98.
چقدر مصیبت تو نزد خدای تعالی، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله، [نزد پدرت، نزد پیامبران الهی]، نزد ساکنان عالم بالا و به خصوص نزد شیعیانت بزرگ و عظیم است!
ای ز داغ تو روان خون دل از دیده حور *** بی تو عالم همه ماتمکده تا نفخه صور
دیده ها گو همه دریا شو و دریا همه خون *** که پس از قتل تو منسوخ شد آئين سرور
جان فدای تو که از حالت جانبازی تو *** در طف ماریه از یاد بشد شور نشور
قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت *** حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور
غرق دریای تحیر ز لب خشک تو نوح *** دست حسرت به دل از صبر تو ایوب صبور
مرتضی با دل افروخته لا حول کنان *** مصطفی با جگر سوخته حیران و حسور
ذکر مصائب خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و گریه و عزاداری برای آنان سابقه ای به درازای تاریخ دارد، خدای تعالی خود یا توسط جبرئیل برای پیامبران علیهم السلام و آن را بیان نموده و آنان از شنیدن آن وقایع جان سوز متأثر و محزون شده و گریسته اند.
از هنگامی که برای پذیرفته شدن توبه حضرت آدم علیه السلام اسامی پنج وجود مقدس علیهم السلام به او یاد داده شد تا شب معراج که خود خدای تعالی مصیبت های آنان را برای پیامبر صلی الله علیه و آله بازگو نمود.
پیامبر صلی الله علیه و آله پیش از ولادت سیدالشهدا علیه السلام، هنگام ولادت و پس از آن در مجالس متعدد و به مناسبت های مختلف از شهادت او یاد می کرد و می گریست و دیگران نیز متأثر شده اشک می ریختند.
این سیره و سنت در میان همۀ خاندان عصمت و طهارت و پیروان آن ها ادامه داشته و تا هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام و پس از آن نیز پایدار خواهد بود.
یکی از دلائل رجحان گریه و عزاداری سید مظلومان همین سیره عملی است که مورد استناد عزاداران و دانشوران شیعه و سنی قرار گرفته و بدان استدلال نموده اند.
ذكر مقتل و روضه خوانی پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و حزن و اندوه، گریه و عزاداری، جزع و بی تابی همه خوبان عالم (1)
خلاصه آن که: پیامبر صلی الله علیه و آله (در شب معراج) وارد بهشت شده، داخل قصر سیدالشهدا علیه السلام گردید، حوریه ای زیبا چشم دید، پرسید: تو از آن کیستی؟ آن حوریه (ابتدا) گریست، سپس پاسخ داد: از آن فرزندت حسین.
حتی خود سیدالشهدا علیه السلام - حاکی1) عن ابن عباس: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: رأيت في الجنة قصرا من درة بيضاء، لا صدع فيها و لا وصل، فقلت: حبيبي جبرئيل لمن هذا القصر؟ قال: للحسين ابنك، ثم تقدّمت أمامه فإذا أنا بتفاح، فأخذتُ تفاحة ففلقتها فخرجت منها حوراء كأن مقاديم النسور أشفار عينيها، فقلتُ: لمن أنتِ؟ فبكتْ، ثم قالت: لابنك الحسين. (مناقب 3 /229، بحار 298/43، عوالم 17/ 35).
از اهمیت ویژه آن است. بلکه در این مصیبت همه کائنات و موجودات گریسته و به نحوی به سوگواری پرداخته اند!
و أمَّا ابنُهَا الآخَرُ فَتَدعوهُ امَّتُکَ لِلجِهادِ، ثُمَّ یَقتُلونَهُ صَبراً، و یَقتُلونَ وُلدَهُ وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ، ثُمَّ يَسْلُبُونَ حَرَمَهُ، فَيَسْتَعِينُ بِي، وَ قَدْ مَضَى الْقَضَاءُ مِنِّي فِيهِ بِالشَّهَادَةِ لَهُ وَ لِمَنْ مَعَهُ، وَ يَكُونُ قَتْلُهُ حُجَّةً عَلَى مَنْ
بَینَ قُطرَیهَا، فَتَبکِیهِ أَهلُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرَضیِنَ جَزَعاً عَلَیهِ، وَ تَبکِیهِ مَلَائِکَهٌ لَم یُدرِکُوا نُصرَتَهُ ... . (1)
در روایت مفصلی - از روایات شب معراج - آمده است: خداوند عزّ وجلّ به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود که او را در اموری امتحان می کند، و حضرت تسلیم شده، همه را پذیرفت. از آن جمله مصائبی بود که برای خاندان حضرت پیش خواهد آمد - پس از اشاره به مصائب امیر مؤمنان علیه السلام - به حضرت گفته شد:
دخترت ستمدیده و محروم شود، حق او - که تو برایش قرار داده ای- از او غصب شود، در حالی که باردار است او را کتک زنند. بدون اجازه وارد خانه اش شوند. او را خوار نمایند. از شدّت آن ضربت جنین خود را سقط نموده و بالاخره به سبب همان ضربت خواهد مُرد.
حضرت فرمود: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ پروردگارا پذیرفتم و تسلیم هستم، توفیق و صبر از جانب توست... .
و پس از اشاره به مصائب امام مجتبی علیه السلام به حضرت گفته شد: امت تو فرزند دیگر او را به جهاد دعوت نمایند، او را به همراه فرزندان و خاندانش به قتل رسانند سپس حرمش را نیز غارت نمایند، او از من یاری طلبد. من برای او و همراهانش به شهادت حکم کرده ام. کشته شدن او حجت است برای همه خلائق. تمام اهل آسمان ها و زمین ها از روی جزع و بی تابی بر او خواهند گریست و فرشتگانی که موفق به یاری او نشدند نیز بر او گریان شوند....
1) كامل الزيارات 332- 334، تأويل الأيات 838، الجواهر السنية 289 - 291، بحار 61/28 -64، عوالم 398/11
نکته مهم آن است که پیشوایان معصوم علیهم السلام علاوه به دستور عزاداری با تعیین هزینه برای عزاداری و پرداختن به ذکر مصائب عملاً به ما آموخته اند که از این سنت حسنه پیروی نماییم. یعنی گذشته از تأکیدی که در گفتار بر گریه و عزاداری داشته اند، به «فعل» و «تقرير» نیز در ترویج آن کوشیده و هنگام دعا و زیارت و غیر آن نیز به آن پرداخته اند.
نا گفته پیداست که به لحاظ «اسوه» بودن آن عزیزان و الگوپذیری شیعیان و دوستان از رفتار عملی آن ها، ارائه نمونه هایی از سیره عملی آن ها تأثیر بسزایی دارد که در این بخش به ذکر آن می پردازیم.
و قال في موضع آخر - نقلاً عن بعض مشائخه -: يدلّ الخبر على رجحان الندبة عليهم و إقامة مأتم لهم، لما فيه من تشييد حبّهم و بغض ظالميهم في القلوب، و هما العمدة في الايمان. (الحدائق الناضرة 18/ 136- 137).
و قال العلامة الاميني قدس سره: و في تعيينه علیه السلام ظرف الندبة من الزمان و المكان؛ لأنهما المجتمع الوحيد لزرافات المسلمين من أدنى البلاد و أقاصيها من كل فجّ عميق، و ليس لهم مجتمع يضاهيه في الكثرة، دلالة واضحة على أن الغاية من ذلك إسماع الملأ الديني مآثر الفقيد فقيد بيت الوحي و مزاياه، حتى تنعطف عليه القلوب، و تحنّ إليه الأفئدة، و يكونوا على أمم من أمره، و بمقربة من اعتناق مذهبه، فيحدوهم ذلك بتكرار الندبة في كل سنة إلى الالتحاق به، و البخوع لحقّه، و القول بإمامته، و التحلّي بمكارم أخلاقه، و الأخذ بتعاليمه المنجية. و على هذا الأساس الديني القويم أسّست المآتم و المواكب الحسينية، ليس إلّا. (الغدير 21/2).
1) كافى 117/5، وسائل 17/ 125، بحار 46/ 220 و 79/ 107.
نقل المحقق البحراني قدس سره عن الشهيد في الذكرى رحمه الله: المراد بذلك تنبيه الناس على فضائله و اظهارها ليقتدي بها، و يعلم ما كان عليه أهل هذا البيت ليقتفي آثارهم لزوال التقية بعد الموت. (الحدائق الناضرة 4/ 165).
امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم به من فرمود: از مال من فلان مقدار وقف کن تا ایام مناسک منی، در منی برایم سوگواری برگزار شود.
در این روایت اهمیت اختصاص بودجه برای عزاداری را به ما فهمانده اند و به شیعیان - برای اختصاص بودجه جهت عزاداری و هزینه کردن در این راه بسیار مهم - الگو داده اند.
از کلمات بزرگان - که در تعلیقه روایت نقل شد - استفاده می شود که حضرت زمان و مکان مهمّی را که جمعیت بی شماری از مسلمانان در آن حاضر می شوند برای اقامه مراسم عزاداری انتخاب نمودند تا با یادآوری فضایل و آثار حضرت در ترویج و تقویت حبّ و بغض و ولایت و برائت بکوشند و اساس عزاداری ها نیز همین است.
حضرت ثامن الحجج علیه السلام فرمود: هنگامی که خواستند مرا از مدینه خارج کنند (و به اجبار به طوس ببرند) اهل و عیال خویش را جمع کرده و به آنان
1) عيون أخبار الرضا علیه السلام 218/2، دلائل الامامة 176، مناقب 3404، اعلام الوری 325، خرائج 363/1، كشف الغمة 305/2، بحار 49/ 117، 52.
گفتم: برای من گریه کنید تا بشنوم... سپس گفتم که: من دیگر نزد آن ها باز نمی گردم (و در این سفر به شهادت می رسم).
در زیارت جامعه ائمه مؤمنین - که از معصومین علیهم السلام روایت شده - آمده:
الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ لِلنَّكَالِ وَ السَّوْرَةِ وَ أَلْبَسَتْهُنَّ ثَوْبَ الْعَارِ وَ الْفَضِيحَةِ وَ رَخَّصَتْ لِأَهْلِ الشُّبْهَةِ فِي قَتْلِ أَهْلِ بَيْتِ الصَّفْوَةِ وَ إِبَادَةِ نَسْلِهِ وَ اسْتِيصَالِ شَأْفَتِهِ وَ سَبْيِ حَرَمِهِ وَ قَتْلِ أَنْصَارِهِ وَ كَسْرِ مِنْبَرِهِ وَ قَلْبِ مَفْخَرِهِ وَ إِخْفَاءِ دِينِهِ وَ قَطْعِ ذِكْرِهِ.يَا مَوَالِيَّ فَلَوْ عَايَنَكُمُ الْمُصْطَفَى وَ سِهَامُ الْأُمَّةِ مُعْرِقَةٌ[مُغْرَقَةٌ] فِي أَكْبَادِكُمْ وَ رِمَاحُهُمْ مُشْرَعَةٌ فِي نُحُورِكُمْ وَ سُيُوفُهَا مُولَعَةٌ فِي دِمَائِكُمْ يَشْفِي أَبْنَاءُ الْعَوَاهِرِ غَلِيلَ الْفِسْقِ مِنْ وَرَعِكُمْ وَ غَيْظَ الْكُفْرِ مِنْ إِيمَانِكُمْ وَ أَنْتُمْ بَيْنَ صَرِيعٍ في الْمِحْرَابِ قَدْ فَلَقَ السَّيْفُ هَامَتَهُ وَ شَهِيدٍ فَوْقَ الْجَنَازَةِ قَدْ شُكَّتْ أَكْفَانُهُ بِالسِّهَامِ وَ قَتِيلٍ بِالْعَرَاءِ قَدْ رُفِعَ فَوْقَ الْقَنَاةِ رَأْسُهُ وَ مُكَبَّلٍ فِي السِّجْنِ قَدْ رُضَّتْ بِالْحَدِيدِ أَعْضَاؤُهُ وَ مَسْمُومٍ قَدْ قُطِّعَتْ بِجُرَعِ السَّمِّ أَمْعَاؤُهُ وَ شَمْلُكُمْ عَبَادِيدُ تُفْنِيهِمُ الْعَبِيدُ وَ أَبْنَاءُ الْعَبِيدِ.فَهَلِ الْمِحَنُ يَا سَادَتِي إِلاَّ الَّتِي لَزِمَتْكُمْ وَ الْمَصَائِبُ إِلاَّ الَّتِي عَمَّتْكُمْ وَ الْفَجَائِعُ إِلاَّ الَّتِي خَصَّتْكُمْ وَ الْقَوَارِعُ إِلاَّ الَّتِي طَرَقَتْكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ...بِأَبِي وَأُمِّي يَا آلَ الْمُصْطَفَى! إِنَّا لاَ نَمْلِكُ إِلاَّ أَنْ نَطُوفَ حَوْلَ مَشَاهِدِكُمْ وَ نُعَزِّيَ فِيهَا أَرْوَاحَكُمْ عَلَى هَذِهِ الْمَصَائِبِ الْعَظِيمَةِ الْحَالَّةِ بِفِنَائِكُمْ وَ الرَّزَايَا الْجَلِيلَةِ النَّازِلَةِ بِسَاحَتِكُمُ الَّتِي أَثْبَتَتْ فِي قُلُوبِ شِيعَتِكُمُ الْقُرُوحَ وَ أَوْرَثَتْ أَكْبَادَهُمُ الْجُرُوحَ وَ زَرَعَتْ فِي صُدُورِهِمُ الْغُصَصَ....(1) در این زیارت - که از معصومین علیهم السلام روایت شده است - پس از اشاره به مصائب هجوم به خانه حضرت زهرا علیها السلام اذیت و آزار آن،حضرت، اخراج
1) مزار ابن مشهدی قدس سره 294، مصباح الزائر 462- 464، بحار 99/ 165- 167.
امیرمؤمنان علیه السلام از خانه، اجبار آن حضرت بر بیعت و ذکر نتائج شوم سقیفه به تفصیل، اجمالاً به شهادت معصومین از امیر مؤمنان، امام مجتبی، سیدالشهدا علیه السلام و دیگران اشاره شده و سپس به امامان معصوم عرض می کنیم: تنها چیزی که در توان ماست آن است که اطراف مشاهد مشرّفه شما بگردیم و به شما عرض تسلیت نماییم مصیبت های عظیم و جگر خراشی را که قلوب شیعیان شما را به درد آورده و سینه هایشان را آکنده از غم و غصه نموده است.
بنابر نقل سید ابن طاووس قدس سره پس از زیارت امام کاظم علیه السلام گوییم:
1) مصباح الزائر 382، بحار 16/99
### گریه فرشتگاندر زیارت جامعه ائمه مؤمنین علیهم السلام - که قسمتی از آن اخیراً گذشت - می خوانیم:78. ﴿ بَل یَتَقَرَّبُ أهلُ السَّماءِ بِحُبِّکُم، و بِالبَراءَهِ مِن أعدائِکُم، و تَواتُرِ البُکاءِ عَلی مُصابِکُم. (1) یعنی: اهل آسمان به حبّ و دوستی شما، به بیزاری از دشمنان شما، و به گریه پیوسته در مصائب شما به درگاه خداوند تقرّب می جویند.
صفوان جمال گوید: از مدینه به مکه می رفتیم، به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ای پسر پیامبر! چرا افسرده، محزون و دلشکسته هستی؟!
فرمود: اگر آن چه من می شنوم می شنیدی چنین سؤالی نمی کردی؟
عرض کردم: مگر چه می شنوی؟
فرمود: تضرّع فرشتگان به درگاه خداوند در لعن و نفرین بر قاتلین امیر مؤمنان علیه السلام و قاتلان امام حسین علیه السلام و نوحه سرایی جنیان بر آن دو، و گریه و شدّت حزن و اندوه فرشتگانی که در اطراف آن ها هستند. با این حال چگونه آب و غذا و خواب بر انسان گوارا می شود؟
امام صادق علیه السلام در ضمن روایتی فرمود: ای ابان! پس از شهادت سیدالشهدا علیه السلام هفتاد هزار فرشته کنار قبر آن حضرت نازل شدند، پریشان و گرد آلود، گریه و نوحه سرایی می نمایند تا روز قیامت.
در ضمن دعایی - که امام صادق علیه السلام پس از زیارت سیدالشهدا علیه السلام تعليم فرمود- آمده است: خدایا من فرزند حبیبت را نزد تو شفیع قرار می دهم، فرشتگانی را نزد تو شفیع قرار می دهم که دائماً بدون هیچ خستگی اطراف
حائر حسینی در عزای آن حضرت ضجّه می زنند، گریه می کنند، فریاد می کشند ناله می نمایند... آقای آن ها می بیند که چه برنامه ای دارند، چسان دگرگون گشته، اشک دیده آن ها پیوسته جاری است، همیشه در سوز و گدازند، آرام نمی گیرند و خاموش نمی شوند.
شخصی به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کرد: فدایت گردم، با این که مردم نیازمند به شما هستند، چقدر عمر شما اهل بیت کوتاه است و به سرعت یکی پس از دیگری از دنیا می روید!
حضرت در پاسخ فرمود: برای هر یک از ما (معصومین) صحیفه ای است که برنامه مدت عمر او در آن نوشته شده، هنگامی که آن دستورها به پایان رسد، می فهمد که اجل او رسیده و پیامبر صلی الله علیه و آله خبر وفاتش را به او رسانده و از آن چه نزد خدا دارد (از مقام و رتبه و پاداش) به او خبر دهد.
امام حسین علیه السلام (نیز) صحیفۀ خویش را خواند، برای او تفسیر شد که چه کند و چه چیز باقی می ماند، از امور باقیمانده آن بود که فرشتگان از خدا اجازه گرفتند که به یاری حضرت روند، خداوند به آن ها اجازه داد آن ها خود را مهیّای جنگ و مبارزه کرده و فرود آمدند ولی هنگامی رسیدند که حضرت به شهادت رسیده بود، به درگاه خدا عرض کردند: خدایا به ما اجازه فرود دادی ولی هنگامی رسیدیم که او را قبض روح نموده ای؟!
خداوند به آن ها وحی نمود: ملازم آن قبۀ مبارکه باشید تا هنگامی که خروج کند، او را یاری نمایید. بر او اشک بریزید، و برای این که یاری او از شما فوت شد بگریید. شما به یاری او و گریه بر او اختصاص داده شدید.
فرشتگان از غصه و اندوه - و بنابر نسخه های دیگر: برای تسلیت یا تقرّب به خدا - و بی تابی از این که نتوانستند او را یاری کنند گریستند، هنگامی که آن حضرت (در رجعت) خروج نماید از یاران آن حضرت خواهند بود.
امام صادق علیه السلام به سدیر فرمود: مگر نمی دانی که خداوند هزار هزار فرشته پریشان و غبار آلود دارد که گریه کنان به زیارت امام حسین علیه السلام مشرّف می شوند و هیچ گاه خسته و سست نمی شوند؟!
در روایات بسیار زیادی از امام صادق علیه السلام نقل شده که: چهار هزار فرشته ژولیده، گرد آلود و پریشان حال (مانند صاحبان عزا) همیشه نزد قبر امام حسین علیه السلام هستند که تا روز قیامت برای آن حضرت می گریند.
1) كامل الزيارات 287، كافی 589/4، من لا يحضره الفقيه 2/ 599، تهذیب 6/ 116، جامع الأخبار 26، بلد الأمين 275، مصباح شیخ کفعمی قدس سره 490، بحار 98/ 366، مستدرک 307/10.
2) روایات متضمن این معنا بسیار زیاد بود، نگارنده به بیش از صد مورد در برخی از مصادر اولیه برخورد کرد، لذا از ذکر مصادر صرف نظر شد، برای نمونه رجوع شود به: کامل الزیارات باب 27 بكاء الملائكة على الحسين بن علي علیهما السلام، و صفحات: 83، 86، 109، 120، 158، 159، 167، 189- 192، 292، بحار 220/45 - 223، 226 و 2/98، 7، 32، 40، 45، 55 - 57، 63- 64، 68.
لَقَدْ عَظُمَتْ وَ خُصَّتْ وَ جَلَّتْ وَ عَمَّتْ مُصِیبَتُکُمْ، إِنِّی بِکُمْ لَجَزِعٌ، وَ إِنِّی بِکُمْ لَمُوجَعٌ مَحْزُونٌ، وَ إِنَّا بِکُمْ لَمُصَابٌ مَلْهُوفٌ.هَنِیئاً لَکُمْ مَا أُعْطِیتُمْ، وَ هَنِیئاً لَکُمْ مَا بِهِ حُبِیتُمْ، وَ لَقَدْ بَکَتْکُمُ اَلْمَلاَئِکَهُ، وَ حَفَّتْ بِکُمْ، وَ سَکَنَتْ مُعَسْکَرَکُمْ، وَ حَلَّتْ مَصَارِعَکُمْ وَ قَدَّسَتْ وَ صَفَتْ بِأَجْنِحَتِهَا عَلَیْکُمْ، لَیْسَ عَلَیْهَا عَنْکُمْ فِرَاقٌ إِلَی یَوْمِ اَلتَّلاَقِ... (1) در زیارتی از امام صادق علیه السلام خطاب به شهدای کربلا چنین آمده:
ای یاران دین پیامبر! سلام من بر شما تا زنده ام، و سلام بر شما همیشه و (حتی) زمانی که بمیرم و بپوسم.
دریغ و افسوسم بر شماست، چه مصیبتی بر تمام دوستان اهل بیت رسید؟! مصيبت شما مصیبتی بس عظیم و بزرگ، ویژه، و فراگیر بود.
من در مصیبت شما بی تابم، داغدار و اندوهناک شما هستم.
گوارایتان باد عطا و هدیه پرودگار، فرشتگان برای شما گریه کرده، و شما را در میان گرفتند و در لشکرگاه شما مسکن گزیده و مکان شهادت شما را مسکن خویش قرار دادند. به شما احترام کرده و بال های خویش را بر شما گسترانیدند، و تا قیامت از شما جدا نخواهند شد.
امام باقر علیه السلام فرمود: هنگامی که جدّم سیدالشهدا علیه السلام کشته شد صدای شیون و گریه فرشتگان به درگاه خداوند بلند شد.
صاحب كامل الزيارات روایت می کند که: یکی از فرشتگان بهشتی بر دریا فرود آمده، بال هایش را پهن نمود و فریادی کشید: ای اهل دریا! جامه های حزن و اندوه بر تن نمایید که فرزند عزیز پیامبر صلی الله علیه و آله کشته خواهد شد.
روایت شده که: حضرت آدم علیه السلام هنگام گذشتن از کربلا بدون هیچ سببی غمناک و محزون شد و به زمین خورد و خون از پای مبارکش جاری گردید. از مصدر وحی بر او خطاب شد که وقوع این حادثه به خاطر موافقت با خونی است که از امام حسین علیه السلام در این زمین ریخته می شود.
1) كامل الزيارات 68، اقبال 544، بحار 45/ 221، عوالم 17/ 501، مستدرک 3/ 327.
و في رواية: لمّا ولد الحسين علیه السلام هبط ملك من ملائكة الفردوس الأعلى، و نزل إلى البحر الأعظم و نادى في أقطار السماوات و الأرض: يا عباد الله البسوا ثياب الأحزان، و أظهروا التفجع و الأشجان؛ فإن فرخ محمّد صلی الله علیه و آله مذبوح مظلوم مقهور. (مدينة المعاجز 3/ 438).
2) بحار 44/ 242، عوالم 17/ 501.
فلما ذكر الحسين سالت دموعه، وانخشع قلبه، و قال: يا أخي جبرئيل! في ذكر الخامس ينكسر قلبي، و تسيل عبرتي!
قال جبرئيل: ولدك هذا يصاب بمصيبة تصغر عندها المصائب!
فقال: يا أخي! و ما هي؟!
قال: يقتل عطشاناً غريباً وحيداً فريداً، ليس له ناصر ولا معين. و لو تراه - يا آدم - و هو يقول: واعطشاه! واقلّة ناصراه! حتى يحول العطش بينه و بين السماء كالدخان، فلم يجبه أحد إلّا بالسيوف، و شرب الحتوف، فيذبح ذبح الشاة من قفاه، و ينهب رحله أعداؤه، و تشهر رؤوسهم هو و أنصاره في البلدان و معهم النسوان، كذلك سبق في علم الواحد المنان. فبكى آدم و جبرئيل بكاء الثكلى. (2)
در تفسیر آیه مبارکه فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمات آمده است: حضرت آدم علیه السلام نام مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام را بر ساق عرش دید (هنگامی که خدا می خواست توبه او را بپذیرد) جبرئیل به او چنین تلقین نمود که بگو: یا حمید بحقّ محمّد، یا عالى بحق على، يا فاطر بحق فاطمة، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الإحسان.
هنگامی که حضرت آدم نام امام حسین علیه السلام را بر زبان جاری کرد، دلش شکست و اشکش جاری شد، گفت برادر، جبرئیل! (چرا) هنگام یاد از پنجمین آن ها دلم شکسته و اشکم جاری می شود؟!
جبرئیل گفت: این فرزندت دچار مصائبی می شود که مصائب دیگر نزد آن هیچ است! حضرت آدم علیه السلام توضیح بیش تری خواست، جبرئیل چنین شرح داد:
او را لب تشنه و غریبانه یکه و تنها در حالی که هیچ یار و یاوری ندارد می کشند. ای آدم اگر او را می دیدی که می گوید: وای از عطش! وای از بی یاوری!
تشنگی چنان بر او فشار می آورد که زمین و آسمان در نظرش تیره و تار گردد، کسی او را پاسخ ندهد مگر با شمشیر و پاسخی مرگبار و هلاک کننده.
او را مانند گوسفند از پشت سر ذبح کنند، دشمنان خیام او را غارت نمایند، سر او و یارانش را همراه با زنان (خاندان رسالت) در شهرها بگردانند.
خداوند منان می داند - به علم سابقش - که چنین خواهد شد. سپس حضرت آدم و جبرئیل هر دو مانند زن جوانمرده گریستند.
1) بحار 144/ 243، عوالم 17/ 102
هنگامی که کشتی حضرت نوح علیه السلام از کربلا می گذشت، زمین آن را گرفته (و به شدت به طرف خود جذب کرد به طوری که نزدیک بود غرق شود)، و خوف و وحشت، او (و سرنشینان کشتی) را فرا گرفت. حضرت نوح عرض کرد: خدایا هیچ جای دنیا برای من چنین ترس و وحشتی پیش نیامد!
بر او وحی آمد که: این جا محل شهادت امام حسین علیه السلام است.
هنگام عبور حضرت ابراهیم علیه السلام از کربلا، مرکب آن حضرت لغزیده بر زمین افتاد و سر مبارکش شکست و خون از آن جاری شد.
بر او نیز وحی آمد که: برای همراهی با خونی که از امام حسین علیه السلام در این جا ریخته می شود، این قضیه پیش آمد.
1) بحار 44/ 243، عوالم 17/ 102
فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیْهِ: یَا إِبْرَاهِیمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِی إِلَیْکَ؟فَقَالَ: یَا رَبِّ! مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَأَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ.فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ: أَفَهُوَ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ نَفْسُکَ؟قَالَ: بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی.قَالَ: فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ وَلَدُکَ؟قَالَ: بَلْ وَلَدُهُ.قَالَ: فَذَبْحُ وَلَدِهِ ظُلْماً عَلَی أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِکَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِکَ بِیَدِکَ فِی طَاعَتِی؟قَالَ: یَا رَبِّ! بَلْ ذَبْحُهُ عَلَی أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِی.قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ! فَإِنَّ طَائِفَهً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ، وَ یَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِکَ سَخَطِی.فَجَزِعَ إِبْرَاهِیمُ لِذَلِکَ، وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ، وَ أَقْبَلَ یَبْکِی، فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ فَدَیْتُ جَزَعَکَ عَلَی ابْنِکَ إِسْمَاعِیلَ - لَوْ ذَبَحْتَهُ بِیَدِکَ- بِجَزَعِکَ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ قَتْلِهِ، وَ أَوْجَبْتُ لَکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَی الْمَصَائِبِ. وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ». (1)حضرت ثامن الحجج علیه السلام فرمود: هنگامی که خدای عزّوجلّ به حضرت ابراهیم علیه السلام دستور داد که به جای اسماعیل قوچ بهشتی را قربانی کند، حضرت ابراهیم آرزو می کرد که ای کاش اسماعیل را ذبح کرده بود نه قوچ را تا قلبش در عزای عزیزترین فرزندش داغدار می شد و به بالاترین درجات پاداش مصیبت زدگان نائل می گشت.
1) خصال 58- 59، عيون أخبار الرضا علیه السلام 187/2- 188، تأويل الآيات 497/2 - 498، بحار 124/12 - 125 و 225/44- 226، عوالم 106/17، آیه شریفه: الصافات (37): 107.
خداوند به او وحی کرد: محبوب ترین خلق من نزد تو کیست؟عرض کرد: خدايا حبيب تو محمّد صلی الله علیه و آله.- او را بیش تر دوست داری یا خودت را؟- او را از خود بیش تر دوست دارم.- فرزند او را بیش تر دوست داری یا فرزند خودت را؟- فرزند او را.- اگر فرزند او به دست دشمنان مظلومانه کشته شود، بیش تر قلب تو را به درد می آورد، یا این که با دست خود فرزندت را به جهت اطاعت من ذبح کنی؟- پروردگارا! کشته شدن فرزند او بر دست دشمنان بیش تر قلب مرا به درد می آورد.- ای ابراهیم گروهی که خود را از امت محمّد صلی الله علیه و آله می دانند پس از او فرزندش حسین را از روی ستم و دشمنی مانند گوسفند به قتل می رسانند، و مستوجب خشم و غضب من خواهند گشت.حضرت ابراهیم علیه السلام از شنیدن این خبر بی تاب شد. قلبش به درد آمد و شروع به گریه نمود.خدای عزّوجلّ به او وحی فرمود: بی تابی و جزع تو را در عزای امام حسین علیه السلام به جای بی تابی در کشته شدن فرزندت اسماعیل - اگر او را با دست خود قربانی می کردی - پذیرفتم و بالاترین درجات پاداش مصیبت زدگان را بر تو واجب نمودم.
93. ﴿وَ رُوِیَ: أَنَّ إِسْمَاعِیلَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کَانَتْ أَغْنَامُهُ تَرْعَی بِشَطِّ اَلْفُرَاتِ، فَأَخْبَرَهُ اَلرَّاعِی: أَنَّهَا لاَ تَشْرَبُ اَلْمَاءَ مِنْ هَذِهِ اَلْمَشْرَعَهِ مُنْذُ کَذَا یَوْماً، فَسَأَلَ رَبَّهُ عَنْ سَبَبِ ذَلِکَ، فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ: یَا إِسْمَاعِیلُ! سَلْ غَنَمَکَ فَإِنَّهَا تُجِیبُکَ عَنْ سَبَبِ ذَلِکَ، فَقَالَ لَهَا: لِمَ لاَ تَشْرَبِینَ مِنْ هَذَا اَلْمَاءِ؟! فَقَالَتْ - بِلِسَانٍ فَصِیحٍ-: قَدْ بَلَغَنَا أَنَّ وَلَدَکَ اَلْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ - سِبْطَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله- یُقْتَلُ هُنَا عَطْشَاناً فَنَحْنُ لاَ نَشْرَبُ مِنْ هَذِهِ اَلْمَشْرَعَهِ حَزَناً عَلَیْهِ... . (1) حضرت اسماعیل علیه السلام هنگامی که گوسفندان خویش را برای چرا فرستاده بود، چوپان به ایشان خبر داد که گوسفندان مدتی است از آب فرات نمی آشامند. حضرت علت آن را از خداوند جویا شد، جبرئیل بر آن حضرت نازل شده و گفت: از گوسفندان بپرس تا تو را پاسخ دهند، هنگامی که حضرت از آن ها پرسید، گوسفندان به زبان فصیح عرض کردند: فرزندت حسین علیه السلام با لب تشنه در این جا کشته می شود و ما چون از این قضیه محزون هستیم از نوشیدن آب صرف نظر نموده ایم.
1) بحار 44/ 243، عوالم 17/ 102- 103.
وَ تُحَمْحِمُ وَ تَصْهِلُ وَ تَقُولُ - فِی صَهِیلِهَا-: اَلظَّلِیمَهَ اَلظَّلِیمَهَ مِنْ أُمَّهٍ قَتَلَتْ اِبْنَ بِنْتِ نَبِیِّهَا، فَیَبْقَی مُلْقًی عَلَی اَلرِّمَالِ مِنْ غَیْرِ غُسْلٍ وَ لاَ کَفَنٍ، وَ یُنْهَبُ رَحْلُهُ، وَ یُسْبَی نِسَاؤُهُ فِی اَلْبُلْدَانِ، وَ یُقْتَلُ نَاصِرُهُ، وَ تُشْهَرُ رُءُوسُهُمْ مَعَ رَأْسِهِ عَلَی أَطْرَافِ اَلرِّمَاحِ.یَا مُوسَی! صَغِیرُهُمْ یُمِیتُهُ اَلْعَطَشُ، وَ کَبِیرُهُمْ جِلْدُهُ مُنْکَمِشٌ، یَسْتَغِیثُونَ وَ لاَ نَاصِرَ وَ یَسْتَجِیرُونَ وَ لاَ خَافِرَ.قَالَ فَبَکَی مُوسَی عَلَیْهِ السَّلاَمُ ... فقَالَ سبحانه: یَا مُوسَی کَتَبْتُ رَحْمَهً لِتَابِعِیهِ مِن عِبَادِی، وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ مَنْ بَکَی عَلَیْهِ أَوْ أَبْکَی أَوْ تَبَاکَی حَرَّمْتُ جَسَدَهُ عَلَی اَلنَّارِ. (1) حضرت موسی علیه السلام هنگام مناجات با خداوند درخواست عفو و بخشش برای گنهکاری از بنی اسرائیل نمود، از مصدر جلال خطاب آمد: هر کس از من آمرزش بخواهد از او درگذرم مگر قاتل حسین.
کدام حسین؟
همان حسینی که در وادی طور از او صحبت شد.
چه کسی او را می کشد؟
امت تجاوزگر و طغیانگر جدّش در سرزمین کربلا او را خواهند کشت، اسب او رمیده، فریاد می کشد و در شیهه اش دادخواهی نموده گوید: ای داد! ای داد از دست امت ستمگری که فرزند دختر پیامبرش را به قتل رساند!
بدن او بر رمل بیابان بی غسل و کفن بماند، خیامش غارت شود، حرمش اسیر و در شهرها گردانده شوند، یارانش به قتل رسند، و سرهایشان را با سر او
1) بحار 144/ 308، عوالم 17/ 596.
بر نیزه زده و در شهرها بگردانند.
ای موسی کودکانشان از تشنگی هلاک شوند، بزرگانشان (از شدّت عطش) پوست آن ها منقبض و به هم جمع شود. هر چه استغاثه کنند کسی آن ها را یاری نکند، و پناه جویند و کسی پناهشان ندهد... .
ای موسی! هر کس از حسین پیروی نماید، رحمتم بر او لازم شود.
بدان هر کس بر او بگرید یا دیگران را بگریاند یا حالت گریه به خود بگیرد بدنش را بر آتش جهنم حرام گردانم.
حضرت موسی با وصی خویش یوشع علیه السلام از کربلا می گذشتند. بند کفش آن حضرت پاره شده و خار در پای مبارکش رفته و خون جاری شد، و سپس برایشان نیز خطاب آمد که این جا امام حسین علیه السلام به شهادت می رسد و به جهت همراهی با خون او پایت خون افتاد.
1) بحار 144/ 244، عوالم 17/ 103.
آلِ مُحَمَّدٍ [علیهم السلام] وَ عَنْ بَلاَئِهِمْ وَ عَمَّا یُصِیبُهُمْ، حَتَّی اِشْتَدَّ بُکَاؤُهُمَا، وَ ذَکَرَ لَهُ فَضْلَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ [علیهم السلام]، وَ مَا أُعْطُوا، وَ مَا اُبْتُلُوا بِهِ، فَجَعَلَ یَقُولُ: یَا لَیْتَنِی مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ [صلی الله علیه و آله].... (1) در حدیث ابوبصیر از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام آمده است: هنگامی که حضرت موسی علیه السلام به دیدار حضرت خضر علیه السلام رفت تا نزد او تعلّم و تلمذ نماید، حضرت خضر علیه السلام فرمود: به من اموری واگذار شده که تو طاقت تحمل آن را نداری.
سپس فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام و مصائب و ابتلا و گرفتاری آنان را بیان نمود، پس از آن هر دو به گریه افتاده و به شدت گریستند.
حضرت موسی علیه السلام آرزو می کرد که ای کاش من از امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله بودم.
حضرت سلیمان علیه السلام بر فرش مخصوص (که نزد ما به قالیچه سلیمان معروف است) نشسته بود و باد آن را به حرکت در می آورد، به کربلا رسید. در این جا باد سه مرتبه به شدت آن فرش را به دور خود چرخانید و نزدیک بود سقوط کند. سپس آرام شده و در کربلا فرود آمد و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را در آن سرزمین به آن حضرت اعلام نمود.
1) سوره مریم (19): 1.
ثُمَّ کَانَ یَقُولُ: إِلَلهم اُرْزُقْنِی وَلَداً تَقَرُّبِهِ عَیْنِی عَلَی اَلْکِبَرِ، وَاجْعَلْهُ وارِثاً وَصِیّاً، وَاجْعَلْ مَحَلَّهُ مِنِّی مَحَلَّ الحُسَینِ، فَإِذَا رَزَقْتَنِیهِ فَافْتِنِّی بِحُبِّهِ ثُمَّ اِفْجَعْنِی بِهِ کَمَا تَفْجَعُ مُحَمَّداً حَبِیبَکَ بِوَلَدِهِ.فَرَزَقَهُ اَللَّهُ یَحْیَی علیه السلام وَ فَجَعَهُ بِهِ، وَ کَانَ حَمْلُ یَحْیَی سِتَّهَ أَشْهُرٍ، وَ حَمْلُ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کَذَلِکَ و له قصة طويلة. (1) سعد بن عبدالله اشعری - که از فقیهان و عالمان بزرگ شیعه است - می گوید: خدمت امام حسن عسکری علیه السلام شرفیاب شده عرض کردم: سؤال هایی دارم. فرمود: از نور دیده ام سؤال کن.
از امام زمان علیه السلام سؤال کردم که تأویل (كهيعص) (2)چیست؟ حضرت چنین پاسخ داد: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند بنده خویش زکریا علیه السلام را از آن با خبر کرد، و سپس داستان آن را برای پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد صلی الله علیه و آله بازگو نمود.
قضیه از این قرار بود که حضرت زکریا علیه السلام از خدای عزوجل درخواست کرد که اسامی مبارک پنج وجود مقدس علیهم السلام را به او تعلیم نماید، خداوند جبرئیل را فرستاد و آن اسامی را به وی یاد داد.
از آن پس وقتی نام های حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و حضرت علی و حضرت فاطمه و حضرت امام حسن علیهم السلام را بر زبان جاری می کرد، اندوه و ناراحتی او زایل می شد، ولی هرگاه نام مبارک امام حسین علیه السلام را بر لب می آورد گریه اش می گرفت و (از فرط غم و غصه) نفس او به شماره می افتاد.
روزی به درگاه حق تعالی عرض کرد: بار الها! چرا با نام آن چهار نفر اندوهم تسکین می یابد، ولی هنگامی که نام حسین علیه السلام را بر زبان می آورم اشکم جاری شده و آه از نهادم بر می آید؟ خدای تبارک و تعالی او را از قضیه امام حسین علیه السلام با خبر کرد و فرمود: (کهیعص) که «كاف» اسم کربلا، «هاء» هلاک شدن (1)و شهادت عترت طاهره علیهم السلام (ياء) یزید که به امام حسین علیه السلام ستم می کند، «عین» عطش امام حسین علیه السلام و «صاد» صبر آن حضرت است.
حضرت زکریا از شنیدن این مطلب تا سه روز ملازم مسجد و عبادتگاه خویش شده و کسی را به آن جا راه نداد و مشغول گریه و ناله با صدای بلند و مرثیه سرایی برای امام حسین علیه السلام شد.
حضرت زکریا در گریه و ندبه اش می گفت:
بارالها! آیا بهترین همۀ خلائق را داغدار فرزندش می کنی؟!
(خدایا) آیا چنین بلا و مصیبتی را بر او وارد می سازی؟!
پروردگارا! آیا جامۀ چنین مصیبتی را بر اندام علی و فاطمه علیهما السلام می پوشانی؟!
خدایا آیا اندوه چنین داغی بر آن دو وارد می شود؟!
1) لازم به تذکر است که استعمال لفظ «هلاکت» در زبان فارسی در خصوص موارد مذمّت رائج است، ولی در عربی چنین نیست.
سپس می گفت: خدایا در پیری به من فرزندی عنایت کن، تا چشمم به او روشن شود و مرا مفتون محبت او ساز سپس مرا به داغ او مبتلا کن همان گونه که حبیبت محمّد صلی الله علیه و آله را به فرزندش داغدار می کنی.
خدا حضرت یحیی را به او عنایت فرموده، او را در عزایش داغدار گردانید، و مدت حمل او نیز مانند امام حسین علیه السلام شش ماه بود.
1) کمال الدین 532 - 535، امالی شیخ صدوق رحمه الله 597، خرائج 1144 - 1147، بحار 253/44، عوالم 17/ 145.
جالب توجه است که مرحوم شیخ صدوق از علمای قرن چهارم و مرحوم قطب راوندی از علمای قرن ششم و سید علی نیلی نجفی از علمای قرن هشتم قدس سره می فرمایند: جای بسی تعجب است که مخالفان ما این روایت را در ضمن احادیثی از مشایخ خویش در تألیفاتشان آورده اند. (كمال الدین 531، خرائج 1143، منتخب الأنوار المضيئه 91).
خلاصه آن که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: هنگامی که حضرت عیسی علیه السلام با حواریون از کربلا می گذشتند، آهوانی دیدند که اجتماع کرده و گریه می کنند. آن ها هم نشسته و گریه سردادند. هنگامی که علت آن را از حضرت عیسی علیه السلام سؤال کردند، در جواب فرمود: در این سرزمین میوه دل پیامبر- حضرت احمد صلی الله علیه و آله- فرزند حضرت بتول طاهره علیها السلام که شبیه مادر من است، کشته خواهد شد. در این جا طینتی به خاک سپرده می شود از مشک خوشبوتر، چون طینت زاده پیامبر صلی الله علیه و آله است که به شهادت می رسد.
سپس فرمود: این آهوان می گویند: ما به اشتیاق تربت مبارک امام حسین علیه السلام این جا به چرا آمده ایم و در این سرزمین در امن و امانیم.
هم چنین رجوع شود به روایات اهل تسنن در گریه انبیا صلی الله علیه و آله در بخش سوم.
فَقَالَ: يَا أَبَه! لَقَدْ دَخَلْتَ بَيْتَنَا فَمَا سُرِرْنَا بِشَيْءٍ كَسُرُورِنَا بِدُخُولِكَ، ثُمَّ بَكَيْتَ بُكَاءً غَمَّنَا، فَمَا أَبْكَاكَ؟!... .و في رواية: وَ صَلَّى، وَ خَرَّ سَاجِداً فَبَكَى، وَ أَطَالَ الْبُكَاءَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ، فَمَا اجْتَرَأَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ أَحَدٌ يَسْأَلُهُ عَنْ شَيْءٍ، فَقَامَ الْحُسَيْنُ عليه السلام يَدْرُجُ حَتَّى صَعِدَ عَلَى فَخِذَيْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله فَأَخَذَ بِرَأْسِهِ إِلَى صَدْرِهِ، وَ وَضَعَ ذَقَنَهُ عَلَى رَأْسِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله، ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَه مَا يُبْكِيكَ؟! فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ إِنِّي نَظَرْتُ إِلَيْكُمُ يَا بُنَيَّ إِنِّي نَظَرْتُ إِلَيْكُمُ الْيَوْمَ فَسُرِرْتُ بِكُمْ سُرُوراً لَمْ أُسَرَّ بِكُمْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ قطّ فَهَبَطَ إِلَيَّ جَبْرَئِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّكُمْ قَتْلَى، وَ أَنَّ مَصَارِعَكُمْ شَتَّى فَحَمِدْتُ اللَّهَ عَلَى ذَلِكَ وَ سَأَلْتُ لَكُمُ الْخِيَرَةَ... . (1) امام باقر علیه السلام از امیر مؤمنان علیه السلام نقل فرمود که: پیامبر صلی الله علیه و آله به دیدن ما آمد، ام ایمن برای ما غذایی تهیه کرده بود، حضرت میل فرمود و پس از آن گوشه ای مشغول نماز شد، در آخرین سجده حضرت به شدت می گ ریست، ما به احترام حضرت چیزی نپرسیدیم، امام حسین علیه السلام (که در آن زمان خردسال بود) در دامان جدّش نشست و پرسید: پدر! به خانه ما آمدی بسیار خوشحال شدیم ولی چنان گریستی که ما غمناک شدیم چرا؟
حضرت در ضمن پاسخ فرمود: به شما نظر کردم و بسیار مسرور شدم، تا حال از دیدن شما چنین خوشحال نشده بودم، ولی جبرئیل نزد من آمده گفت: شما کشته می شوید، هر یک در سرزمینی جداگانه... .
1) كامل الزيارات 58 - 59، و رجوع شود به: اعلام الوری 34، امالی شیخ طوسی رحمه الله 669، بشارة المصطفى صلی الله علیه و آله 195، وسائل،331/14، بحار 125/18 و 81/28 و 234/44 - 235 و 118/97، جواهر العقدين 2/ 350 چاپ بغداد، فرائد السمطین 172/2 - 173، عبرات المصطفین 192/1 - 193 به نقل از مصادر عامه.
ذَلِيلَةً بَعْدَ أَنْ كَانَتْ فِي أَيَّامِ أَبِيهَا عَزِيزَةً... فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ: يَا رَبِّ إِنِّي سَئِمْتُ الْحَيَاةَ، وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْيَا، فَأَلْحِقْنِي بِأَبِي، فَيَلْحَقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِي، فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً، مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً، فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ: اللَّهُمَّ الْعَنْ من ظَلَمَهَا، وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا، وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا، وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا، فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ: آمِينَ.وَ أَمَّا الْحَسَنُ علیه السلام فَإِنَّهُ ابْنِي... وَ إِنِّي لَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهِ تَذَكَّرْتُ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الذُّلِّ بَعْدِي، فَلَا يَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى يُقْتَلَ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً، فَعِنْدَ ذَلِكَ تَبْكِي الْمَلَائِكَةُ وَ السَّبْعُ الشِّدَادُ لِمَوْتِهِ، وَ يَبْكِيهِ كُلُّ شَيْ ءٍ حَتَّى الطَّيْرُ فِي جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحِيتَانُ فِي جَوْفِ الْمَاءِ، فَمَنْ بَكَاهُ لَمْ تَعْمَ عَيْنُهُ يَوْمَ تَعْمَى الْعُيُونُ، وَ مَنْ حَزِنَ عَلَيْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ، وَ مَنْ زَارَهُ فِي بَقِيعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ.وَ أَمَّا الْحُسَيْنُ علیه السلام فَإِنَّهُ مِنِّي، وَ هُوَ ابْنِي، وَ وَلَدِي، وَ خَيْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَخِيهِ، أَخِيهِ، وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ، وَ خَلِيفَةُ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ غِيَاثُ الْمُسْتَغِيثِينَ، وَ كَهْفُ الْمُسْتَجِيرِينَ، وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَجْمَعِينَ، وَ هَذَا سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ، أَمْرُهُ أَمْرِي، وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِي، مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّي، وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَيْسَ مِنِّي.وَ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهُ تَذَكَّرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهِ، كَأَنِّي بِهِ و قَدِ اسْتَجَارَ بِحَرَمِي و قُربی فَلَا يُجَارُ، فَأَضُمُّهُ فِي مَنَامِی إِلَى صَدْرِي، وَ آمُرُهُ بِالرَّحْلَةِ عَنْ دَارِ هِجْرَتِي، وَ أُبَشِّرُهُ بِالشَّهَادَةِ، فَيَرْتَحِلُ عَنْهَا إِلَى أَرْضِ مَقْتَلِهِ، وَ مَوْضِعِ مَصْرَعِهِ، أَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ قَتلٍ وَ فَنَاءٍ، تَنْصُرُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، أُولَئِكَ مِنْ سادةِ شُهَدَاءِ أُمَّتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ قَدْ رُمِيَ بِسَهْمٍ فَخَرَّ عَن فَرَسِه صَرِيعاً، ثُمَّ يُذْبَحُ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ مَظْلُوما.
ثمَّ بَكَى رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله وَ بَكَى مَنْ حَوْلَهُ وَ ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمْ بِالضَّجِيجِ. ثُمَّ قَالَ صلّی الله علیه و آله وَ هُوَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْكُو إِلَيْكَ مَا يَلْقَى أَهْلُ بَيْتِي بَعْدِي....(1) خلاصه آن که: ابن عباس گوید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله (در جمع اصحاب) نشسته بود، امام حسن علیه السلام نزد حضرت آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله با گریه فرمود: بیا نزد من، بیا فرزندم! و او را بر زانوی راست خود نشانید، پس از آن امام حسین علیه السلام آمد، باز با گریه فرمود: بیا نزد من، بیا فرزندم! و او را بر زانوی چپ نشانید، حضرت زهرا و امیر مؤمنان علیهما السلام نیز آمدند و حضرت آن ها را با گریه نزد خود خوانده، فاطمه علیها السلام را در برابر و امیر مؤمنان علیه السلام را در جانب راست نشانید.
اصحاب علت گریه را جویا شدند، حضرت قسم یاد نمود که: من و اینان عزیزترین خلق نزد خداییم. هیچ کس نزد من از آن ها محبوب تر نیست.
امّا على بن ابيطالب، او برادر من است... هنگامی که او را دیدم به گریه افتادم، زیرا به یاد آوردم که امت من با او تزویر کرده و او را از جایگاه من- که خدا به وی اختصاص داده - کنار زنند، مظلومیت او تا آن جا است که در بهترین ماه ضربتی بر فرق او زنند که محاسنش از خون سرش خضاب شود... .
اما دخترم فاطمه علیها السلام... هنگامی که چشمم به او افتاد. بد رفتاری ها که پس از من با او خواهد شد، در نظرم آمد؛ گویی می بینم ذلّت و خواری در خانه اش راه یافته، مردم حرمت او را نگاه نداشته، حقش را برده اند. او را از میراثش
1) امالی شیخ صدوق رحمه الله 112 - 115، بشارة المصطفى صلی الله علیه و آله 198- 200، فضائل شاذان قمی قدس سره 8 - 12، ارشاد القلوب 295/2 - 296، بحار 28/ 39 - 40، فرائد السمطين جوینی شافعی 35/2 (تحقیق محمودی) و رجوع شود به: مثیر الاحزان 22 بحار 172/43.
محروم نموده، پهلویش را شکسته، طفلی را که در شکم دارد می کشند و او فریاد می کند: یا محمّداه! لیکن کسی او را اجابت نمی کند و هر چند یاری طلبد، به فریادش نرسند.
او پس از من پیوسته غمناک و گریان خواهد بود. گاه بر قطع شدن وحی الهی از خانه خود می گرید و گاه از فراق من می نالد. چون شب فرا رسد، وحشت سراپای وجودش را فراگیرد، زیرا زمزمه قرآن در عبادت شب هایم را نمی شنود. او پس از آن همه عزت و سربلندی در زمان پدر، خود را خوار و ذلیل می یابد... پس از آن گوید: پروردگارا! از زندگانی به ستوه آمده و از مردم دنیا ملول گردیدم، مرا به پدرم ملحق ساز.
خدای عزّوجلّ او را به من ملحق خواهد نمود. از خاندان من او اولین کسی است که نزد من خواهد آمد؛ در حالی که اندوهگین و غمناک از حق غصب شده خود است و او را به شهادت رسانده اند، بر من وارد خواهد شد.
من هنگام مشاهده این حالت به درگاه خداوند عرض خواهم نمود: خدایا! لعنت نما کسی را که بر فاطمه ستم نمود، مجازات کن کسی را که حقش ربود، خوار و ذلیل ساز کسی را که او را خوار کرد و در دوزخ جاوید گردان کسی را که بر پهلویش زد و فرزندش را کشت. آن گاه فرشتگان آمین خواهند گفت.
اما حسن، او فرزند من است... هنگامی که او را دیدم به یاد آوردم که پس از من او را خوار نمایند تا جایی که از روی ستم و دشمنی او را مسموم نمایند، در مصیبت او فرشتگان هفت آسمان خواهند گریست. هر چیزی بر او گریان
شود حتی پرندگان آسمان و ماهیان دریا. کسی که برای او بگرید، در (قیامت) روزی که چشم ها نابینا باشد، نابینا نگردد. هر کس بر او اندوهناک شود در (قیامت) روزی که دل ها مملو از حزن و اندوه است، محزون نباشد.
اما حسین، او از من است، پسر من، فرزند من و بهترین خلائق پس از برادرش (حسن)، او پیشوای مسلمانان، سرپرست مؤمنان و خلیفه پروردگار عالمیان. فریادرس بیچارگان، پناه درماندگان و حجت خدا بر همه آفریدگان است. او سرور جوانان بهشتی و باب نجات امت است. دستور او دستور من و اطاعت او اطاعت من است. هر کس از او پیروی نماید از من است و کسی که نافرمانی او کند با من هیچ حسابی ندارد.
هنگامی که چشمم به او افتاد، بدرفتاری که پس از من با او شود را به خاطر آوردم، گویا می بینم که به حرم و قرب من پناه آورد ولی در امان نباشد، در عالم رؤیا او را در آغوش گرفته، فرمانش دهم که از محل هجرت من - يعنى مدينه - کوچ نماید و او را به شهادت بشارت دهم. او از مدینه کوچ کند و به سرزمینی که محل کشته شدن و شهادت اوست سرزمین کرب و بلا و قتل و فنا روی آورد. گروهی از مسلمانان او را یاری نمایند آن ها در قیامت سرور و آقای شهدای امت من خواهند بود. گویا می بینم که تیری به سوی او پرتاب شود، او از اسب سرنگون گردد، سپس او را مانند گوسفند مظلومانه سر برند.
پس از آن پیامبر صلی الله علیه و آله به گریه افتاد و اطرافیان حضرت نیز گریستند و ناله آن ها بلند شد. حضرت از جا برخاست و می گفت: خدایا به تو شکایت می کنم از بلاهایی که پس از من بر سر خاندانم آید.
امیرمؤمنان علیه السلام فرماید: من و فاطمه و حسن و حسین نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم، حضرت التفاتی به ما فرموده و گریست، عرض کردم: یا رسول الله چرا گریه می کنی؟ فرمود: گریه ام برای رفتاری است که با شما می شود:
ضربتی بر فرق تو خواهند زد، به صورت فاطمه سیلی نواخته شود، ران حسنم را زخمی کنند و او را مسموم سازند، و حسین را خواهند کشت.
همه اهل بیت به گریه افتادند. من گفتم: یا رسول الله خدا ما را فقط برای بلا آفریده است! فرمود یا علی تو را بشارت باد که عهد خدا با من چنین است که جز مؤمن تو را دوست ندارد و جز منافق بغض و کینه تو را به دل ندارد.
1) امالی شیخ صدوق رحمه الله 134، بحار 28/ 51 و 44/ 149 و رجوع شود به: مناقب 209/2، بحار 209/27.
وَ الْحُسَيْنُ علیه السلام فَلَمَّا أَكَلُوا سَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَطَالَ سُجُودَهُ ثُمَّ بَكَى ثُمَّ ضَحِكَ، وَ جَلَسَ، وَ كَانَ أَجْرَأَهُمْ فِي الْكَلَامِ عَلِيٌّ علیه السلام فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْنَا منكَ الْيَوْمَ مَا لَمْ نَرَهُ قَبْلَ ذَلِكَ! فَقَالَ صلی الله علیه و آله إِنِّي لَمَّا أَكَلْتُ مَعَكُمْ فَرِحْتُ وَ سُرِرْتُ بِسَلَامَتِكُمْ و اجتماعكم فَسَجَدْتُ لِلَّهِ تَعَالَى شُكْراً فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام يَقُولُ: سَجَدْتَ شُكْراً لِفَرَحِكَ بِأَهْلِكَ؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ: فَقَالَ: أَلَا أُخْبِرُكَ بِمَا يَجْرِي عَلَيْهِمْ بَعْدَكَ؟ فَقُلْتُ: بَلَى يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ!فَقَالَ: أَمَّا ابْنَتُكَ فَهِيَ أَوَّلُ أَهْلِكَ لُحُوقاً بِكَ بَعْدَ أَنْ تُظْلَمَ، وَ يُؤْخَذَ حَقُّهَا، وَ تُمْنَعَ إِرْثَهَا، وَ يُظْلَمَ بَعْلُهَا، وَ يُكْسَرَ ضِلْعُهَا.وَ أَمَّا ابْنُ عَمِّكَ فَيُظْلَمُ، وَ يُمْنَعُ حَقَّهُ، وَ يُقْتَلُ.وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ يُظْلَمُ، وَ يُمْنَعُ حَقَّهُ، وَ يُقْتَلُ بِالسَّمِّ.وَ أَمَّا الْحُسَيْنُ فَإِنَّهُ يُظْلَمُ، وَ يُمْنَعُ حَقَّهُ، وَ تُقْتَلُ عِتْرَتُهُ، وَ تَطَؤُهُ الْخُيُولُ، وَ يُنْهَبُ رَحْلُهُ، وَ تُسْبَى نِسَاؤُهُ وَ ذَرَارِيُّهُ، وَ يُدْفَنُ مُرَمَّلًا بِدَمِهِ، وَ يَدْفِنُهُ الْغُرَبَاءُ، فَبَكَيْتُ.... (1) روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به دیدن فاطمه علیها السلام رفت، حضرت زهرا غذایی تهیه نموده و پنج وجود مقدس علیهم السلام از آن تناول فرمودند، پس از آن پیامبر صلی الله علیه و آله به سجده افتاد و سجده ای طولانی به جای آورد، سپس گریست و پس از آن تبسمی فرموده و نشست.
امیرمؤمنان علیه السلام که از رفتار حضرت شگفت زده شده بود، سبب آن را پرسید. حضرت فرمود: هنگامی که با شما غذا خوردم خوشحال و مسرور شدم لذا به
1) بحار 98/ 44 به نقل از شیخ جبعی از نوشته شهید به نقل از مصباح شیخ ابی منصور قدس سره.
شکرانه آن به درگاه الهی سجده کردم، جبرئیل نازل شده و گفت: به جهت شادی نسبت به خاندانت به سجده افتادی؟ گفتم: آری، گفت: تو را خبر ندهم که پس از تو برای آن ها چه پیش می آید؟ گفتم: آری، برادر جبرئیل بگو.
گفت: دخترت اولین کسی است که به تو ملحق شود پس از آن که به او ستم شده، حقش را از او بگیرند و غصب نمایند او را از میراثش منع کرده، به شوهرش ستم روا دارند و پهلویش را بشکنند.
پسر عمویت مظلوم و از حق خویش محروم گردد تا آن که او را به قتل رسانند.
به حسن (نیز) ستم شود و حق (مسلّم) او را از او دریغ دارند و با زهر جفا او را به قتل رسانند.
حسين (نیز) مورد ظلم و ستم واقع شده، او را از حقش منع نموده، خاندانش را به شهادت رسانده، بر بدنش اسب رانده، خیامش را غارت نموده، بانوان و نسل و ذریه اش را به اسارت گرفته و با بدنی آغشته به خون، غریبان او را به خاک سپارند.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من از شنیدن این خبرها به گریه افتادم.
رَسولُ رَبِّ العالَمینَ - فَقالَ لَهُما : رَبُّکُما یُقرِئُکُمَا السَّلامَ، و یَقولُ: قَد عَزَمتُ عَلَیکُما لَمّا صَبَرتُما، قالَ: فَصَبَرا. (1) امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که جبرئیل خبر شهادت سیدالشهدا علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد، حضرت دست امیر مؤمنان علیه السلام را گرفته و تا مدتی از روز گذشته با او در خلوت صحبت می نمود، گریه بر هر دوی آن ها غالب شد، هنوز از هم جدا نشده بودند که جبرئیل - فرستاده پروردگار - پیغام آورد: خداوند به شما سلام می رساند و می فرماید: دستور الهی آن است که شما صبر و بردباری پیشه سازید. امام صادق علیه السلام فرمود: آن دو (بزرگوار پذیرفتند و) صبر نمودند.
خلاصه آن که امام صادق علیه السلام فرمود: پس از آن که جبرئیل از شهادت سيدالشهدا علیه السلام به دست امت به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد حضرت جزع و بی تابی نمود. جبرئیل عرض کرد: می خواهی تربت سرزمینی را که در آن به شهادت می رسد به شما نشان دهم؟ سپس به اعجاز قدری از تربت کربلا را همان
لحظه گرفته و در فاصله ای کمتر از یک چشم بر هم زدن تقدیم حضرت نمود و بیرون رفت در حالی که می فرمود: خوشا به حال تو ای تربت و خوشا به حال کسانی که اطراف تو کشته شوند.
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم: فَهَذَا أَبْكَانِي وَأَحْزَنَنِي... .(2)
ثم نقل عن أمير المؤمنين علیه السلام: و لقد قالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله - حِينَ أَخْبَرَنَا بِهَذَا الْخَبَرِ- : إِنَّ إِبْلِيسَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ يَطِيرُ فَرَحاً، فيجول الْأَرْضِ کلها فِي شَيَاطِينِهِ و عفاريته، فَيَقُولُ: يا مَعْشَرَ الشَّيَاطِينِ! قَدْ أَدْرَكْنَا مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ الطَّلَبِ، وَ بَلَغَنَا فِي هَلَاكَهُمْ الْغَايَةِ، وَ أورثناهم النَّارِ إِلاَّ مَنْ اعْتَصَمَ بِهَذِهِ الْعِصَابَةِ فَاجْعَلُوا شغلکم بتشکيک النَّاسُ فِيهِمْ وَ حَمَلَهُمْ عَلَى عَدَاوَتِهِمْ، وَ إغرائهم بِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ، حَتَّى تستحکموا ضَلَالَةِ الْخَلْقِ وَ كُفْرِهِمْ وَ لَا يَنْجُو مِنْهُمْ نَاجٍ ... .﴾ (3)
امام سجّاد علیه السلام - در ضمن حدیثی طولانی به نقل از حضرت زینب کبری علیها السلام از أُمّ ايمن - فرمود: جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: این سبط تو- اشاره به امام
حسین علیه السلام - به همراه گروهی از نسل و خاندانت و نیکان امت تو در ساحل فرات و سرزمین کربلا به شهادت می رسد، در روزی که اندوه، سختی و حسرت آن هیچ گاه پایان نخواهد پذیرفت.
پس از آن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: این بود که مرا محزون ساخت و به گریستن وادار نمود.
سپس حضرت به نقل از امیر مؤمنان علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پس از شهادت امام حسین علیه السلام، ابلیس از خوشحالی به جولان درآید و به همراهی بقیه شیاطین و عفریت ها تمام زمین را دور زده و به آن ها گوید: ما انتقام خویش را از بنی آدم گرفتیم، آن ها را به آخرین حدّ گمراهی و هلاکت رسانده و جهنمی کردیم مگر کسانی که متمسک به اهل بیت باشند. پس وظیفه شما این است که مردم را درباره آن ها به شک و شبهه انداخته و بذر عداوت و دشمنی آن ها و دوستانشان را در دل مردم بکارید تا گمراهی و کفر آن ها محکم گردد و کسی نجات پیدا نکند.
1) مثير الاحزان 18، كشف الغمة 270/2، بحار 44/ 247، عوالم 17 /117.
و رجوع شود به: مسند أحمد 1/ 85، مجمع الزوائد 9/ 187 (او گفته: راویان سند ثقه و مورد اطمینان هستند)، المصنف ابن ابى شيبة كوفى 632/8، الآحاد و المثاني 308/1، تاريخ الاسلام سير أعلام النبلاء 3 / 288، تهذيب التهذيب 300/2، تذهيب التهذيب ذهبی 102/5، المعجم الکبیر طبرانی 105/3، مسند أبي يعلى 1 / 298، تهذیب الکمال 407/6، تاريخ مدينة دمشق 14/ 187- 189 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساکر 236 - 237)، بغية الطلب في تاريخ الحلب 2596/6، کنز العمال 137/12 و 655/13، الاکمال 45، امتاع الاسماع 236/12 و 144/14، جواهر المطالب 290/2، سبل الهدى و الرشاد 74/11، ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من طبقات ابن سعد 48، البداية و النهاية 217/8، الصواعق المحرقة 115، ينابيع المودة 12/3، عبرات المصطفين 206/1، 207، 208، ملحقات احقاق الحق مجلدات 8، 11، 19، 27.
راوی گوید: در جنگ صفین هنگامی که به نینوا رسیدیم، امیر مؤمنان (فرزندش حسین علیه السلام را خطاب نموده) فرمود: صبر کن ای اباعبدالله! و بنابر نقلی این مطلب را تکرار نمود.
سپس فرمود: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم از دیدگان مبارکش اشک می بارید، عرض کردم: پدر و مادرم فدایت، چرا گریه می کنی؟! کسی شما را ناراحت کرده؟! فرمود: نه، جبرئیل مرا خبر داد که حسینم در کنار فرات کشته شود.
جبرئیل گفت: می خواهی تربتش را به تو دهم تا ببویی؟ گفتم: آری. مُشتی از آن خاک را به من داد بی اختیار گریستم. نام آن سرزمین کربلاست.
إِنَّهُ سَیُقْتَلُ، قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: وَ مَنْ یَقْتُلُهُ؟ قَالَ: أُمَّتُکَ، قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أُمَّتِی تَقْتُلُهُ؟! قَالَ: نَعَمْ، وَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتُکَ بِالْأَرْضِ اَلَّتِی یُقْتَلُ فِیهَا.فَأَشَارَ جَبْرَئِیلُ إِلَی اَلطَّفِّ بِالْعِرَاقِ، وَ أَخَذَ عَنْهُ تُرْبَهً حَمْرَاءَ، فَأَرَاهُ إِیَّاهَا، فَقَالَ: هَذِهِ مِنْ تُرْبَهِ مَصْرَعِهِ، فَبَکَی رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ: لاَ تَبْکِ فَسَوْفَ یَنْتَقِمُ اَللَّهُ مِنْهُمْ بِقَائِمِکُمْ أَهْلَ اَلْبَیْتِ... . (1) خلاصه آن که عایشه گوید: جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بود و بنابر دستور حضرت نمی گذاشتیم کسی نزد ایشان رود، غفلت کردیم و حسین علیه السلام بر آن ها وارد شد، جبرئیل به پیامبر گفت که: امت تو او را خواهند کشت، اگر بخواهی مکان شهادت او را نیز به تو خبر دهم، سپس - با اشاره به سرزمین طف عراق (کربلا) - مقداری از تربت گلرنگ آن جا را برداشته و به حضرت نشان داد و گفت: این از خاک قتلگاه اوست!
پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به گریه نمود، جبرئیل گفت: گریه نکن، خدا به واسطه قائم شما از آن ها انتقام می گیرد.
امّ سلمه گوید: روزی امام حسین علیه السلام در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود، ناگهان چشمان حضرت پر از اشک شد پرسیدم: یا رسول الله فدایت شوم چرا گریه می کنی؟! فرمود جبرئیل نزد من آمد و شهادت حسین علیه السلامم را به من تسلیت گفت و خبر داد که گروهی از امتم او را خواهند کشت، خدا شفاعت مرا شامل حال آن ها نکند.
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه زهرا علیها السلام نزد پدر رفت دید اشک از چشمان مبارک حضرت جاری است، علت را پرسید، حضرت پاسخ داد: جبرئیل به من خبر داد که امتم حسین را خواهند کشت. حضرت زهرا علیها السلام بی تاب گشت و این مطلب بر او گران آمد، سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از فرزندان او که سر کار آیند (و امر امامت را به عهده گیرند) خبر داد تا آن که فاطمه خوشحال شد و آرام گرفت.
1) كامل الزيارات 57، بحار 234/44
قالَ : یا أبَه و اُقتَلُ؟ قالَ: إی وَاللّهِ، و أبوکَ و أخوکَ و أنتَ... . (1) امام باقر علیه السلام فرمود: هنگامی که سیدالشهدا علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می رفت، حضرت به امیرمؤمنان علیه السلام می فرمود: او را بگیر، سپس حضرت خود را روی حسین می انداخت، او را می بوسید و گریه می کرد.
امام حسین علیه السلام می پرسید: پدر! چرا گریه می کنی؟! می فرمود: پسرم! جای شمشیرها را بر بدنت می بوسم و می گریم.
حضرت می پرسید: پدر! من کشته می شوم؟! پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود: آری به خدا سوگند پدرت، برادرت و تو همگی کشته خواهید شد.
1) كامل الزيارات70، بحار 261/45 و 119/97.
أَسْوَدَ فَهُوَ مُعَاوِیَهُ مَفْتُونٌ فَاسِقٌ جَاحِدٌ لِلَّهِ وَ تِلْکَ اَلظُّلْمَهُ اَلَّتِی زَعَمَتْ، وَ رَأَتْ کَوْکَباً یَخْرُجُ مِنَ اَلْقَمَرِ أَسْوَدَ فَشُدَّ عَلَی شَمْسٍ خَرَجَتْ مِنَ اَلشَّمْسِ أَصْغَرَ مِنَ اَلشَّمْسِ فَابْتَلَعَهَا فَاسْوَدَّتْ فَذَلِکَ اِبْنِیَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقْتُلُهُ اِبْنُ مُعَاوِیَهَ فَتَسْوَدُّ اَلشَّمْسُ، وَ یَظْلِمُ اَلْأُفُقُ، وَ أَمَّا اَلْکَوَاکِبُ اَلسُّودُ فِی اَلْأَرْضِ أَحَاطَتْ بِالْأَرْضِ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَتِلْکَ بَنُو أُمَیَّهَ. (1) ابن عباس گوید: هند از عایشه خواست تا پیامبر صلی الله علیه و آله خواب او را تعبیر نماید، حضرت فرمود: خواب خویش را بیان کند.
هند گفت: دیدم گویی خورشید بالای سر من طلوع نموده، ماه از پایین من بیرون آمده، و گویا ستاره ای سیاه از ماه جدا و بر خورشید کوچکی - که از خورشید اول جدا شده بود - حمله کرد و آن را بلعید، سپس افق تاریک شد، آن گاه دیدم ستارگانی چند در آسمان ظاهر شدند و ستارگان سیاه دیگری در زمین هستند که همه آفاق زمین را فرا گرفته اند.
چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله پر از اشک شد و دوبار فرمود: ای هند بیرون برو، ای دشمن خدا، غم و اندوه مرا (در یادآوری مصائب خاندانم) تازه کردی و پیغام آور مرگ عزیزانم بودی!
چون بیرون رفت، گفت: خدایا لعنت کن او را و نسل او را!
از تعبیر خواب او پرسیدند، فرمود: خورشید طالع علی بن ابی طالب علیه السلام و ستاره ای که مانند ماه سیاه بود معاویه مفتون فاسق که منکر خدای تعالی است.
1) مناقب 4/ 72 (چاپ دیگر 3 / 227)، بحار 44 /263، عوالم 17/ 136 -137.
و آن تاریکی و ستاره ای که دید از آن ماه سیاه جدا شده و بر آن خورشید کوچک - که از خورشید اول جدا شده بود - حمله کرد و آن را فرو برد و تاریک و سیاه شد، تعبیرش آن است که پسر معاویه، پسرم حسین علیه السلام را می کشد پس از آن خورشید سیاه و افق تاریک گردد. و آن ستاره های سیاه که بر زمین احاطه کرده اند، بني اميه هستند.
ابن عباس گوید: هنگامی که امام حسین علیه السلام به دنیا آمد، قابله او صفیه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: عمه فرزندم را بده؛ عرض کردم: پدران و مادران فدایت، هنوز او را نشسته ام. حضرت فرمود: سوگند به خدایی که جان محمّد به دست اوست، خدا از بالای عرش او را تطهیر کرده است، سپس حضرت
1) مناقب أميرالمؤمنين علیه السلام کوفی 234/2، و رجوع شود به امالی صدوق قدس سره 136، بحار 243/43.
دست مبارک را دراز کرد من قنداقه حسین را به دست او دادم، حضرت خم شد و گونه های او را بوسه داد و زبان او را می مکید. سپس زمانی طولانی گریست و پس از آرام شدن فرمود: خدا بکشد کسانی که تو را به شهادت برسانند.
صفیه پرسید: ای حبیب من! چه کسی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را می کشد؟ فرمود: عمه! گروه تجاوزگر بنی امیه او را خواهند کشت.
و بنابر روایتی دیگر اسماء گوید: یک سال پس از ولادت امام حسن، امام حسین علیه السلام به دنیا آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرزندش را گرفته در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامن خویش گذاشته و می گریست.
پرسیدم: پدر و مادرم فدایت چرا گریه می کنی؟ فرمود: بر این فرزندم. عرض کردم: او که الآن متولد شده است! فرمود: گروه تجاوزگر (بنی امیه) پس از من او را خواهد کشت، خدا شفاعت مرا شامل حال آن ها نکند.
1) عيون اخبار الرضا علیه السلام 1/ 29، ذخائر العقبی طبری 119، بحار 239/43، عوالم 20/17، ملحقات احقاق الحق 5/ 217 و 413/11 و رجوع شود به: جواهر العقدين 2/ 356 چاپ بغداد) عبرات المصطفين 1/ 160
در روایات متعدد از ام فضل - همسر عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله - آمده است: نزد حضرت رفتم او را گریان یافتم، پرسیدم: یا رسول الله چرا گریه میکنی؟! فرمود: جبرئیل نزد من آمد و خبر داد که امتم این فرزندم را خواهند کشت.
راویان حدیث گویند: یک سال پس از ولادت سیدالشهدا علیه السلام، دوازده فرشته با چشمی گریان و صورتهایی سرخ (از شدّت ناراحتی) در حالی که بالهای خویش را گسترده بودند، بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شدند و از شهادت فرزندش حسین علیه السلام خبر دادند؛ مانند هابیل که به دست قابیل کشته شد... در آسمانها هیچ فرشته مقرّبی نبود مگر آن که بر حضرت نازل شده و پس از عرض سلام، شهادت امام حسین علیه السلام را تسلیت گفت.
پیامبر صلی الله علیه و آله میگریست و خاذلین و قاتلان سیدالشهدا علیه السلام را نفرین مینمود.
دو سال از ولادت امام حسین علیه السلام گذشته بود. پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بود. دیدند حضرت از حرکت باز ایستاده و مشغول گریه است. سبب آن را پرسیدند. فرمود: «این جبرئیل است، از سرزمینی کنار رود فرات به نام کربلا خبر میدهد که فرزندم حسین علیه السلام را در آن به شهادت میرسانند. گویا میبینم او را و محل شهادت و دفنش را. گویا میبینم اسیران از خاندانم را سوار بر مرکب، همراه با سر فرزندم حسین علیه السلام که نزد یزید - خدایش لعنت کند - برده میشود... .
1) مثیر الاحزان 18، بحار 44/ 248 و مراجعه شود به: لهوف 17- 18.
حضرت از آن سفر با غم و غصه و حزن و اندوه بازگشت... .
شیعه و سنی با اسناد متعدد نقل کردهاند: چشم پیامبر صلی الله علیه و آله به گروهی از جوانان بنی هاشم افتاد، رنگ رخسارش دگرگون گشته و اشک در چشمان مبارکش حلقه زد.
سپس فرمود: خدا در مورد ما خاندان، آخرت را بر دنیا ترجیح داده است. خاندانم پس از من بلا و رنج (بسیار) خواهند دید. از وطن خویش آواره و دور شده، (و در بلاد سرگردان) و پراکنده خواهند شد.
1) سنن ابن ماجة 1366/2، و رجوع شود به: دلائل الامامة 233، 235، العدد القوية 90، كشف الغمة 12/2، 54، 472، 478، بحار 82/51 - 83 87، عبرات المصطفين 151/1 -156.
وَ يَشْمَانِي، وَ أَتَزَوَّدُ مِنهُما، وَ يَتَزَوَّدَانِ مِني، أَمَا إِنَّهُما سَيُظْلَمانِ بَعْدِي وَ يُقْتَلانِ ظُلْمًا، فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى مَن يَظْلِمُهُما، يَقُولُ ذلِكَ ثَلاثًا. (1) 120. و في روايةٍ: قالَ أَمِيرُ المُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: ثُمَّ دَعا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ الحَسَنَ وَ الحُسَيْنَ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَقَبَّلَهُما [وَ شَمَّهما] وَ جَعَلَ يَتَرَشَّفُهُما وَ عَيْنَاهُ تَهْمِلَانِ. (2)
ابن عباس گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله بی هوش گشت. امام حسن و امام حسین علیهما السلام فریادکنان و گریهکنان آمدند و خود را به روی آن حضرت انداختند. امیرمؤمنان علیه السلام خواست آنها را از روی بدن حضرت بردارد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «یا علی! بگذار من آنها را بوییده و آنها مرا ببویند. من از آنها توشه گرفته و آنها از من توشه بگیرند. پس از من آنها را به ظلم و ستم، از روی کینه و دشمنی، به شهادت رسانند. لعنت خدا بر کسی که به این دو ظلم و ستم نماید. حضرت سه مرتبه این کلام را تکرار نمود.
در روایتی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که: پیامبر صلی الله علیه و آله، امام حسن و امام حسین علیهما السلام را خواست. آن دو را میبوسید و میبویید و به شدّت میمکید و اشک میبارید.
ثُمَّ غُشِيَ عَلَيْهِ طَوِيلًا، وَ أَفَاقَ، وَ جَعَلَ يُقَبِّلُ الْحُسَيْنَ، وَ عَيْنَاهُ تَذْرِفَانِ، وَ يَقُولُ: أَمَا إِنَّ لِي وَ لِقَاتِلِكَ مَقَامًا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. (1) ابن عباس گوید: بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله در حال احتضار شدت گرفته بود. امام حسین علیه السلام را به سینه چسبانده بود و عرق آن حضرت بر سیدالشهدا علیه السلام میریخت. در حال جان دادن فرمود: «مرا با یزید چکار؟! خداوند (خلافت را) بر او مبارک نگرداند. خدایا لعنت کن یزید را!»
آن گاه تا زمانی طولانی غشوه بر آن حضرت عارض شد، سپس به هوش آمد و حسین علیه السلام را میبوسید و از هر دو دیده اشک میریخت و میفرمود: «البته من نزد خدای عزوجل با قاتل تو (برای محاکمه) به یکدیگر میرسیم (و شکایت او را نزد خدای منتقم خواهم نمود).
آن گاه تا زمانی طولانی غشوه بر آن حضرت عارض شد، سپس به هوش آمد و حسین علیه السلام را میبوسید و از هر دو دیدهاش اشک میریخت و میفرمود: «البته من نزد خدای عزوجل با قاتل تو برای محاکمه به یکدیگر میرسیم و شکایت او را نزد خدای منتقم خواهم نمود.
*وَ مِمَّا خَرَجَ مِنَ النَّاحِيَةِ الْمُقَدَّسَةِ علیه السلام إِلَى أَحَدِ الْأَبْوَابِ فِي زِيَارَةِ يَوْمِ عَاشُورَاء - كَمَا يَأْتِي مُفَصَّلًا إِنْ شَاءَ اللَّهُ (2-:)فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَ بَكَى قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَ عَزَّاهُ بِكَ الْمَلَائِكَةُ وَ الْأَنْبِيَاءُ، وَ فَجَعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزهراء، وَاخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ، تَعَزِّي أَبَاكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ أُقِيمَتْ لَكَ الْمَآتِمُ فِي أَعْلَى عَلِيِّينَ، وَ لَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُورُ الْعِينُ، وَ بَكَتِ السَّمَاءُ وَ سُكَّانُهَا، وَ الْجَنَّانُ وَ خُزَّانُهَا، وَ الْهَضَابُ وَ أَقْطَارُهَا.
وَ الْأَرْضِ وَ أَقْطَارِهَا ، وَ الْبِحَارِ وَ حيتانُها ، وَ مَكَّةَ وَ بُنيانها ، وَ الْجِنَانِ ، وَ وِلْدَانُهَا ، وَ الْبَيْتِ وَ الْمَقَامِ ، وَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ ، وَ الْحِلِّ وَ الْإِحْرَامِ﴾. (1)
در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله آشفته گردید، با دلی هراسان بر تو گریست. فرشتگان و پیامبران عزای تو را به آن حضرت تسلیت گفتند. مادرت زهرا علیها السلام داغدار تو گردید. فرشتگان مقرب نزد پدرت امیرمؤمنان علیه السلام آمده و به او تسلیت گفتند. برای تو در اعلی علیین مجلس عزا بر پا شد. حورالعین در عزای تو لطمه به صورت زدند.
آسمانها و ساکنانش، بهشت و خازنانش، دریاها و ماهیانش، مکه و ساختمانش، بهشت و ولدان بهشتی، خانه خدا و مقام، مشعر الحرام، (بلکه همۀ سرزمینها اعم از) حل و حرم، همه بر تو گریستند.
1) مزار ابن مشهدی قدس سره 506، بحار 98 / 323.
وَ يَأْتِي مُحْسِنٌ تَحْمِلُهُ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ أُمُّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ هُنَّ صَارِخَاتٌ، وَ أُمُّهُ فَاطِمَةُ تَقُولُ: (هَذَا يَوْمُكُمْ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ، (1)الْيَوْمَ (تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا). (2))قَالَ: فَبَكَى الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ بِالدُّموعِ، ثُمَّ قَالَ: لَا قَرَّتْ عَيْنٌ لَا تَبْكِي عِندَ هَذَا الذِّكْرِ، قَالَ: وَ بَكَى الْمُفَضَّلُ بُكاءً طَوِيلًا، ثُمَّ قَالَ: يَا مَوْلَايَ مَا فِي ٱلدُّمُوعِ؟... فَقَالَ: مَا لَا يُحْصَى إِذَا كَانَ مِنْ مُحِقٍّ.. (3) مُفَضَّل روایتی طولانی از امام صادق علیهالسلام در مورد رجعت نقل کرده که در ضمن آن آمده است: امام حسین علیهالسلام در حالی که به خون خویش خضاب نموده، به همراهی همه شهدای کربلا حاضر شود. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را ببیند، به گریه افتد و همه اهل آسمان و زمین از گریه حضرت گریان شوند. فاطمه زهرا علیهاالسلام (از دیدن او) چنان فریادی کشد که زمین و آن چه بر آن است به لرزه در آید.
امیرمؤمنان و امام حسن علیه السلام از جانب راست و فاطمه زهرا علیهاالسلام در جانب چپ پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گیرند.
امام حسین علیهالسلام به سوی پیامبر صلیالله علیه و آله آید، حضرت او را در بر گرفته فرماید: حسین! فدایت شوم، چشمانت روشن و دیدگان من نیز به تو روشن شود. جناب حمزه شیر خدا در طرف راست سیدالشهدا و جناب جعفر طیار در جانب چپ آن حضرت قرار گیرند.
پس از آن حضرت خدیجه محسن را در آغوش گرفته به همراه فاطمه بنت اسد - مادر امیر مؤمنان علیه السلام- با شیون و ناله و فریاد بیاورند. مادرش فاطمه زهرا علیها السلام با قرائت آیه های گذشته به آن ها فرماید که امروز سزای ظلم و ستمی که به ما نمودید، خواهید دید.
مفضل گوید: امام صادق علیه السلام آن قدر گریست که محاسن مبارکش از اشک پر شده بود. سپس فرمود: روشن مباد دیده ای که هنگام ذکر این مطلب نگرید.
مفضل هم تا مدتی طولانی گریه می کرد، سپس گفت: مولای من در مورد اشک چه می فرمایی؟ حضرت فرمود: پاداشی بی شمار دارد اگر از مُحِق باشد.(1)
تذکر: گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل مصادر اهل تسنن در بخش سوم خواهد آمد.
1) ظاهراً مراد از «مُحِقِّ» آن است که گریه کننده عقیده اش درست باشد. در مننتهی الارب می نویسد: أَحَقَّ الرجلُ: حق گفت مرد.
فَلَمّا أن قَرَأَ کَیفَ یُقتَلُ الحُسَینُ و مَن یَقتُلُهُ أکثَرَ البُکاءَ، ثُمَّ أدرَجَ الصَّحیفَهَ ، و قَد بَقِیَ ما یَکونُ إلی یَومِ القِیامَهِ. (1) خلاصه آن که ابن عباس گوید: در ذی قار محضر مبارک امیر مؤمنان علیه السلام مشرّف شدم. صحیفهای به خط مبارک خود حضرت و املای پیامبر صلی الله علیه و آله در دست داشت که شروع به خواندن فرمود. جریاناتی که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله اتفاق افتاد تا مقتل امام حسین علیه السلام، کیفیت شهادت، قاتل، یاران و شهدای کربلا، همه (به تفصیل) در آن صحیفه آمده بود. (حضرت خواند) و سپس به شدت گریست و مرا نیز گریاند.
از جمله مطالبی که حضرت برای من خواند، رفتار ناپسندی بود که امت با او داشت. کیفیت شهادت حضرت فاطمه علیها السلام، کیفیت شهادت امام حسن علیه السلام و چگونگی نیرنگ امت با او بود. هنگامی که حضرت مقتل سیدالشهدا علیه السلام میخواند و قاتلین آن حضرت را نام میبرد، بسیار گریست. سپس آن صحیفه را بست و در هم پیچید و بقیه اتفاقاتی که تا قیامت واقع میشود، باقی ماند (و آن را برای من نخواند).
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام با جمعی از یارانش از کربلا میگذشت، اشک از دیدگان مبارکش جاری شد و فرمود: «اینجا محل پیاده شدن آنهاست، اینجا محل بار انداختن آنهاست و اینجا خون آنها ریخته خواهد شد.» (سپس به خاک کربلا خطاب فرمود:) خوشا به حال تو ای تربت که خون دوستان بر تو ریخته میشود.
ابن عباس میگوید: در جنگ صفین، هنگامی که به نینوا رسیدیم، امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «می دانی این جا کجاست؟» عرض کردم: «نمیدانم.» فرمود: «اگر میدانستی، از این جا نمیگذشتی مگر آن که مانند من میگریستی!»
سپس حضرت گریه بسیار نمود به نحوی که محاسن مبارک او تر شده بود و اشک از آن به سینه حضرت سرازیر بود. ما هم به گریه افتادیم. امیر مؤمنان علیه السلام در نالهاش میفرمود: «آه، آه! مرا با خاندان ابو سفیان چه کار؟! مرا با خاندان حرب، - حزب شیطان و اولیاء کفر- چه کار؟!»
1) كمال الدین 532 - 535، خرائج 1144- 1147، بحار 44/ 252، عوالم 17/ 144.
دنباله روایت آمده است که: حضرت نماز بسیار به جای آورد و پس از آن به خواب رفت. در عالم رؤیا امام حسین علیه السلام را دید که در آن سرزمین غرق دریای خون است.
سپس قضیهای مفصل از حضرت عیسی علیه السلام در خبر شهادت عزیزش نقل کرد و آن قدر گریست که غش کرد و مدتی طولانی بر زمین افتاده بود.
در کتابی معتبر از عبدالله بن قیس روایت شده که گفت: من در صفین در رکاب حضرت امیر عیله السلام بودم. ابوایوب سلّمی شریعه را گرفته و آب را بر مردم بسته بود مسلمین از تشنگی به آن حضرت شکایت کردند، آن بزرگوار چند نفر سواره را برای گرفتن شریعه فرستاد ولی کاری از پیش نبرده، بازگشتند،
1) بحار 44 / 266
حضرت به شدّت ناراحت شد. امام حسین علیه السلام عرض کرد: «پدر جان! اجازه میدهی من به دنبال این مأموریت بروم؟» فرمود: برو فرزندم! سیدالشهدا علیه السلام با صد نفر سوار به راه افتاد، ابو ایوب را (شکست داد و) از شریعه خارج کرد، سپس کنار شریعه خیمه زده، سربازان را مستقر نمود و نزد حضرت بازگشت و مطلب را گزارش داد. امیر مؤمنان علیه السلام به گریه افتاد. پرسیدند: «برای چه گریان شدی این اولین پیروزی است که به دست امام حسین علیه السلام انجام گرفت!»
فرمود: «به یاد آوردم که حسینم با لب تشنه در کربلا شهید شود، اسبش رم کرده، همهمه نماید و گوید: فریاد از ظلم و ستم امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند!»
1) دلائل الامامة 101 - 102، نوادر المعجزات 96، مدينة المعاجز 2/ 349، فضائل أمير المؤمنين علیه السلام ابن عقدة كوفى 108 (جمع و ترتیب عبدالرزاق محمّد حسين).
در ضمن روایت شب زفاف امیر مؤمنان علیه السلام به نقل از آن حضرت آمده است: اواخر سحر بود، متوجه آمدن پیامبر صلی الله علیه و آله شدم، خواستم (به احترام حضرت) بلند شوم، حضرت مانع شد.
پس از لحظاتی دیدم فاطمه علیها السلام بیدار شده و با پیامبر صلی الله علیه و آله گریه می کند، من هم به گریه افتادم، حضرت فرمود: یا علی چرا گریه می کنی؟ عرض کردم: پدر و مادرم فدایت، دیدم شما و فاطمه گریه می کنید، گریه ام گرفت. فرمود: آری، جبرئیل نزد من آمد و مرا بشارت داد به دو نوزاد از نسل تو، سپس مرا به یکی از آن ها تسلیت گفتند که دانستم غریبانه با لب تشنه کشته خواهد شد، صدای فاطمه زهرا علیها السلام به گریه بلند شد، عرض کرد: پدر! چرا او را می کشند در حالی که شما پدر بزرگ او، علی پدر او و من مادر او هستم؟! فرمود: دخترم برای ریاست طلبی و رسیدن به پادشاهی بدان شمشیری بر آن ها غالب شود که جز با ظهور فرزندت مهدی در غلاف نگردد.
ابن عباس در ضمن خبر ولادت سیدالشهدا علیه السلام گوید:
پیامبر صلی الله علیه و آله نزد دخترش فاطمه علیها السلام آمد. ولادت عزیزش را تبریک و تهنیت و
1) کمال الدین 284، بحار 143 /249، عوالم 15/17 و رجوع شود به الصراط المستقیم 145/2
شهادتش را تسلیت گفت. حضرت فاطمه علیها السلام به گریه افتاد و عرض کرد: ای کاش او را نزاییده بودم.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: او کشته نشود تا از او امامی به دنیا آید که از نسل اوست امامان هدایت پس از او.
حضرت زهرا علیها السلام با شنیدن این خبر آرام گرفت.
1) قال العلّامة المجلسي قدس سره في بيان قوله صلی الله علیه و آله: (يتهادون إلى القتل):)إما من الهدية كأنه يهدي بعضهم بعضا إلى القتل، أو من قولهم: تهادت المرأة: تمايلت في مشيتها، أو من قولهم: هداه أي تقدّمه، أي يتسابقون.و على التقديرات كناية عن فرحهم و سرورهم بذلك. (بحار (44/ 265.
قالتْ: يَا أَبَتِ فَيُقْتَلُ؟ قالَ: نَعَمْ يَا بِنْتَاهُ وَ مَا قُتِلَ قَتْلَتَهُ أَحَدٌ كَانَ قَبْلَهُ، وَ يَبْكِيهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُونَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ الْوَحْشُ وَ النَّبَاتَاتُ وَ الْبِحَارُ وَ الْجِبَالُ... فَقالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ: يَا أَبَة! (إِنَّا لِلَّهِ...، وَ بَكَتْ...،) (1) امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین علیه السلام در آغوش فاطمه علیها السلام بود، پیامبر صلی الله علیه و آله او را گرفت و فرمود خدا لعنت کند قاتل تو را خدا لعنت کند کسی که لباس های تو را از تن بیرون کند...
فاطمه زهرا علیها السلام عرض کرد: پدر چه می گویی؟!
فرمود: دخترم! به یاد آوردم مصائبی را که پس از من و تو بر او پیش آید از اذیت، ستم، نیرنگ و تعدّی که بر او روا دارند، در بین گروهی که گویا ستارگان آسمان اند آن ها برای کشته شدن از یک دیگر سبقت می گیرند، (2)گویا لشکرگاه، محل بار انداختن و تربت (محل دفن) آن ها را می بینم.
پدر! این چه سرزمینی است؟
جایی که آن را کربلا گویند... .
پدر! حسینم کشته می شود؟
حضرت زهرا علیها السلام گفت: پدر! إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ و گریه سر داد.
در ضمن روایتی آمده است که حضرت زهرا علیها السلام در رؤیا دید امام حسن و امام حسین علیهما السلام از دنیا رفته اند. حضرت بی تابی می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا از این که ببینی مرده اند بی تابی می کنی؟ پس چه حالی داری اگر بینی فرزند بزرگت به زهر جفا مسموم شود و فرزند کوچک تو در خون خویش غوطه ور است...؟!
با شنیدن این خبر فاطمه، امیر مؤمنان، امام حسن و امام حسین علیهم السلام به گریه افتادند. حضرت زهرا علیها السلام پرسید: پدر! آیا کفار دست به چنین کاری می زنند یا منافقین؟! حضرت فرمود: منافقین این امت که خود را مؤمن می دانند... .
1) . مناقب أمير المؤمنين علیه السلام كوفى 2/ 278 - 280، آیه شریفه سوره الضحی (93): 5.
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگام زیارت سیدالشهدا علیه السلام ساکت باشید و جز سخن نیک نگویید... فرشتگان حفظه نزد فرشتگان حرم سیدالشهدا علیه السلام حاضر می شوند و با آن ها مصافحه می کنند، ولی آن ها از شدّت گریه و زاری، پاسخ نمی دهند و به عزاداری مشغول هستند فقط هنگام ظهر و طلوع فجر آرام می گیرند... اما در بقیه اوقات اصلاً حرف نمی زنند و از گریه و دعا باز نمی ایستند... فقط حرف زدن شماست که آن ها را مشغول می کند.
1) كامل الزيارات 86 - 87، بحار 45/ 224 - 225، عوالم 17/ 503.
حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که به آن ها نظر می کند - همراه با هزار پیامبر، هزار صدّیق هزار شهید، و یک میلیون از فرشتگان کروبیین که او را در گریه یاری می کنند (و به عزاداری همراه با آن حضرت مفتخرند) - او چنان ناله و فریاد کشد که تمام فرشتگان آسمان از روی دل سوزی به گریه افتند، حضرت آرام نگیرد تا پیامبر صلی الله علیه و آله نزد او آید و فرماید: دخترم! اهل آسمان را به گریه درآوردی، آن ها را از تسبیح و تقدیس باز داشتی، بس کن، بگذار به تقدیس خداوند مشغول باشند....
فاطمه زهرا علیها السلام به زائرین سیدالشهدا علیه السلام نظر نموده، از خداوند برای آن ها از هر خیری درخواست می نماید، مبادا در زیارت او بی رغبت شوید که آثار و فوائد (دنیوی و اخروی) آن قابل شمارش نیست.
ابكني إن بكيت يا خير هادي وأسبل الدمع فهو يوم الفراق ابكني وابك لليتامى ولا تنس قتيل العدى بطف العراق. (1)
حضرت زهرا علیها السلام در آخرین لحظات عمرش اشعاری سرود که:
ای بهترین رهنما اگر خواهی گریه کنی، برای من گریه کن و اشک بریز که روز جدایی فرا رسیده است. برای من گریه کن، برای یتیمانم اشک بریز. فراموش نکن کشته دشمنان در طف (کربلاء) عراق را.
1) بحار 43 / 178.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت قبه ای نورانی برای فاطمه علیها السلام نصب شود، چشم او به حسین افتد که سر خویش را در دست گرفته و می آید، او ناله و فریادی کشد که همه فرشتگان مقرب و انبیای مرسل و بندگان مؤمن از ناله او به گریه افتند.
و فرمود: فاطمه علیها السلام در میان جماعتی از بانوان وارد صحرای محشر شود، به او گویند: وارد بهشت شو. او گوید: به بهشت نمیروم تا ببینم پس از من با فرزندم چگونه رفتار نمودهاند. به او خطاب شود که به قلب محشر نگاه کن. او نگاه کند که سیدالشهدا علیه السلام ایستاده و سر در بدن ندارد. فریادی کشد که ناله و فریاد من (پیامبر صلی الله علیه و آله) از شنیدن آن بلند شود و فرشتگان نیز از شنیدن شیون ما و بنابر نقلی شیون او - ناله و فریاد کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله، فاطمه علیها السلام را از شهادت و مصائب حسینش خبر داد. حضرت به شدت گریست، سپس پرسید: پدر! کی این قصه اتفاق افتد؟ فرمود: زمانی که من و تو و علی هیچ کدام نباشیم. گریه حضرت زهرا علیها السلام شدیدتر شد.
162 – عزاداری رمز محبت / ج
يا أَبَا بَصِيرٍ إِنَّ فَاطِمَةَ لَتَبْكِيهِ وَ تَشْهَقُ، فَتَزْفِرُ جَهَنَّمُ زَفْرَةً... فَلَا تَزَالُ المَلائِكَةُ مُشْفِقِينَ يَبْكُونَ لِبُكَائِهَا... .يَا أَبَا بَصِيرٍ أَمَا تَحِبُّ أَنْ تَكُونَ فِيمَنْ يُسْعِدُ فَاطِمَةَ؟! (1) ای ابوبصیر! فاطمه علیها السلام چنان برای فرزندش گریه می کند و فریاد می کشد که فریاد و ناله جهنم بلند می شود.... فرشتگان از گریه آن حضرت گریان شوند... .
سپس فرمود: ای ابوبصیر نمی خواهی از کسانی باشی که فاطمه علیها السلام را در گریه یاری می کنند؟
هر کس برای سیدالشهدا علیه السلام گریه کند به فاطمه علیها السلام نیکی نموده و آن حضرت را در گریه یاری کرده است.
و در ضمن وقائع رجعت فرمود: امام حسین علیه السلام در حالی که به خون خویش خضاب نموده حاضر شود... پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدن او به گریه افتد ... فاطمه زهرا علیها السلام چنان فریادی کشد که زمین و آن چه بر آن است به لرزه در آید.
امام صادق به نقل از پدر بزرگوارش از جدش علیهم السلام می فرماید: روزی امام حسین نزد امام حسن علیهما السلام رفت، هنگامی که نگاهش به برادر افتاد اشک از چشمان مبارکش جاری شد.
امام حسن علیه السلام علت گریه را پرسید، سیدالشهدا علیه السلام فرمود: برای رفتاری (ناپسند) که با شما می شود.
1) امالي شيخ صدوق رحمه الله 115- 116، مناقب 3/ 238، لهوف 25- 26، مثير الأحزان 13، بحار 218/45، عوالم 17/ 154، 460.
امام حسن علیه السلام فرمود: آن چه برای من پیش آید، سمّی است که از روی نیرنگ به من داده شود و مرا خواهد کشت، ولی لا يوم كيومك يا أبا عبدالله! هیچ روزی مانند روز شما نیست.
سی هزار نفر از کسانی که ادعا میکنند از امت جدّ ما و مسلمان هستند به سوی شما آیند و بر ریختن خون و هتک حرمت شما و اسارت زنان و فرزندان و غارت اموال شما اتفاق نمایند. پس لعنت بر بنیامیه روا شود. آسمان خون و خاکستر ببارد و هر چیزی بر شما گریه نماید، حتی حيوانات وحشى بیابان و ماهيان دریا.
*گریههای سیدالشهدا علیه السلام (1)
با مروری به موارد گریه سیدالشهدا علیه السلام و خاندان رسالت در طول سفر کربلا روشن میشود که گریه عاطفی، از روی دلسوزی و ترحم، به جهت فقدان عزیزان نیز ارزشمند است و سیره عملی اهل بیت علیهم السلام آن را تأیید مینماید.
گرچه حضرت وظیفۀ خویش را از جانب خدا دریافت نموده و درباره آن هیچ تردیدی به خود راه نمیدهد و از سوی دیگر آینده را - مانند گذشته - به روشنی میبیند و از آن چه اتفاق میافتد، بلکه از رجعت خویش و ماجراهای پس از آن نیز آگاه است و خبر میدهد. غم و غصه برای دنیا و حزن و اندوه برای از دست دادن آن و نرسیدن به آن و اضطراب و نگرانی در مورد آینده، هیچ کدام از این ها درباره سیدالشهدا علیه السلام معنا ندارد، ولی عواطف عالی بشری -
1) اخیراً کتابی دیده شد با عنوان «امواج البکاء» از فاضل بسطامی که در خصوص جمع آوری گریه های حضرت تألیف شده، مناسب است مراجعه شود.
در سر حدّ کمال - در آن حضرت وجود دارد، از فقدان عزیزانش می سوزد و بر غربت و بی کسی حرمش آه می کشد.
قبل از ذکر نمونه هایی از گریه و عزاداری آن حضرت به بیانی از شیخ جعفر شوشتری قدس سره توجه فرمایید:
در زیارت آن حضرت آمده است که: «و لقد عجبت من صبرك ملائكة السماوات» از شکیبایی تو در برابر رخدادهای عظیم و مصائب بزرگ، فرشتگان آسمان ها شگفت زده شدند... اما در کربلا در چند مورد سیل اشک امانش نداد و دلایل آن هم روشن است:
به دلیل آن که گریه بر مصائب خاندان وحی و رسالت، عبادت و اطاعت است.
بدان جهت که انهدام ارکان دین و معنویت و اخلاق و ارزش های والای آسمانی را می نگریست و بر آن می گریست.
بدان جهت که طبیعت انسانی و فطرت بشری که به موجب آن گرسنگی و تشنگی و سوز دل بر انسان عارض می گردد، در وجود پیامبر و پیشوایان معصوم نیز موجود است، پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد پسرش [ابراهیم] فرمود: «پسرم! در مرگ تو قلب ها شعله ور و اشک ها جاری است، اما چیزی که خدای را ناخشنود سازد، نخواهیم گفت... .»
آری امام حسین علیه السلام نیز در چند مورد به این مرحله رسید و به موجب همین طبیعت بشری بود که طوفان اندوه و سیلاب اشک امانش نداد.
خدایا! کاش می توانستم بدانم که در آن شرایط سخت و شکننده باز هم ممکن بود مانع از سوز دل و سیلاب اشک شود؟!
در شرایطی که پس از شهادت انبوه یاران و برادران و فرزندان، به خاطر دفاع از ارزش های آسماني سخت مظلوم واقع شده و تنها مانده بود و زمین با آن گستردگی اش بر او تنگ شده و از هر جهت در محاصره قرار گرفته و در میان خیمه هایش جز زنان و کودکان و بزرگ مردی بیمار و بی دفاع کسی نمانده بود خویشتن را این گونه تنها می نگریست و مردان خاندانش را به خون طپیده و زنان و کودکان را در امواج گرفتاری و مصائب که برخی را تشنگی از پا درآورده و برخی در آستانه مرگ بودند. در همان شرایط امام حسین علیه السلام آهنگ ترک دیار و شتافتن به سوی یار را داشت و به آنان می فرمود:
«برای اسارت آماده شوید و به شکیبایی قهرمانانه کمر بندید» و می کوشید تا آنان را از گریه و ضجّه و شیون دلخراش آرام سازد.
به راستی آیا در این شرایط طوفان زا می توانست از شعله ور شدن دل و جریان اشک جلوگیری کند؟
آن گاه که می خواست از آنان جدا شود، دخت خردسال و گرانمایه اش - که سخت به او مهر می ورزید - با فریادی دردآلود و سر برهنه خود را به پدر رسانید و دامانش را گرفت و گفت:
«آهسته تر! آهسته تر... پدر جان! اینک شکیبا باش! تا از تماشای چهره ملکوتی ات آخرین زاد و توشه را برگیریم، چرا که احساس می کنم اینک
آخرین وداع و آخرین دیدار است و دیگر ملاقاتی در دنیا نخواهد بود».
آن گاه بر دست و پای پدر افتاد و بوسه باران کرد، امام حسین علیه السلام بی اختیار به روی خاک نشست و دختر در دانه اش را بر دامان خود نشاند.
و این جا بود که گریه ای سخت و بسیار شدید به او دست داد و سیلاب اشک فرو بارید، به گونه ای که با آستین پاک می نمود و زمزمه می کرد که:
سيطول بعدي يا سكينة فاعلمي *** منك البكاء اذ الحمام دهاني
«دختر (دردانه)ام! سکینه! بدان که پس از مرگ پدر، گریه ات بس طولانی خواهد بود.»
آری! آیا می توان قلبی را یافت که در این شرایط غمبار و شکننده شعله ور نگردد و چشمی را تصور کرد که این صحنه هاي حزن انگیز و دلخراش را بنگرد و نگرید؟ (1)
بعضی از مورخین نقل کرده اند که: در منزلگاه ثعلبیه حضرت به سوی خیمه بانوان رفته، متوجه دختر حضرت مسلم علیه السلام شد و دست بر سر او می کشید، گویا او متوجه قضیه شده پرسید: چه بر سر پدرم آمده؟! حضرت فرمود: دخترکم، من پدرت هستم. این را گفت و به گریه افتاد، دختر یتیم و زنان داغدار نیز شروع به گریستن نمودند.
سید ابن طاووس می نویسد: هنگام رسیدن خبر شهادت حضرت مسلم علیه السلام صدای گریه و شیون در فضا پیچید و اشک ها از هر سو جاری گشت... سیدالشهدا علیه السلام در حال حرکت بود که فرزدق به محضر آن گرامی رسیده، پس از عرض سلام گفت: ای پسر پیامبر! چگونه به کوفیان تمایل (و اعتماد) داری؟! آنان همان کسانی هستند که پسر عمویت مسلم و پیروانش را کشتند! اشک حضرت جاری شد و به گریه افتاد سپس فرمود: خدا مسلم را رحمت نماید، او به روح و ریحان و تحیت و رضوان الهی رسید، او وظیفۀ خویش را انجام داد و وظیفۀ ما مانده (و بایستی انجام دهیم.)
1) لهوف 74، بحار 44/ 374 (با کمی اختلاف) و رجوع شود به مقتل خوارزمی 1/ 215.
هنگام رسیدن خبر شهادت قیس، حضرت به گریه افتاده و به درگاه الهی عرض نمود: خدایا برای ما و شیعیان ما نزد خویش جایگاه کریمانه قرار ده و بین ما و آن ها در محل استقرار رحمت خود جمع نما که تو بر هر کاری توانایی.
در روایتی دیگر آمده است که: حضرت پس از شنیدن خبر شهادت قیس، فرزندان، برادران و خاندانش را جمع کرده، نگاهی به آنان انداخت و تا مدتی مشغول به گریه بود، سپس گفت: خدایا ما خاندان پیامبرت هستیم، ما را از حرم جدّمان بیرون رانده، عرصه را بر ما تنگ و آرامش ما را سلب نمودند. بنی امیه بر ما تعدّی کردند. خدایا حق ما را بگیر و ما را بر ستمگران یاری نما.
زهیر به حضرت عرض کرد: حرکت کنیم و کربلا کنار ساحل فرات بار بیندازیم و پیاده شویم... (با شنیدن نام کربلا) اشک از چشمان امام حسین علیه السلام سرازیر شد، سپس گفت: خدایا پناه می برم به تو از کرب و بلا.
فَيَا رَبِّّي، أَضِفْهُ فِي جَنَّان *** وَ زَوِّجْهُ مَعَ الحُورِ المِلَاحِ (1) هنگامی که جناب حرّ به شهادت رسید، حضرت بالای سر او آمد، خون از بدن او جاری بود، حضرت دست به صورت او کشیده و فرمود: تو آزادمردی چنان که مادرت نامیده.
و بنابر روایتی فرمود: به بهای حرّ! چنان که نامت را نهاده اند تو در دنیا و آخرت حرّ هستی.
سپس شعر مذکور را سرود.
بعضی این مرثیه سرایی را از حضرت علی بن الحسین علیهما السلام و بعضی دیگر آن را از اصحاب حضرت می دانند.
غلام ترک حضرت - که قاری قرآن بود - به میدان آمد و میجنگید و رجز می خواند، جماعتی از لشکر دشمن را هلاک نموده و سپس (در اثر ضربات دشمن) به زمین افتاد. سیدالشهدا علیه السلام کنار جسد او حاضر شد و در حالی که گریه می کرد صورتش را به صورت او گذاشت. غلام چشمانش را باز کرد، هنگامی که حضرت را دید تبسمی نمود و به دیدار پروردگار شتافت.
اصحاب همگی به شهادت رسیدند و کسی جز خاندانش باقی نمانده بود، حضرت علی اکبر علیه السلام - که از زیباترین و خوش خُلق ترین مردم بود - نزد پدر آمده و اجازه جنگیدن گرفت، حضرت به او اجازه داد، سپس با نا امیدی نگاهی به او انداخت و به گریه افتاد.
پس از آن فرمود: خدایا شاهد باش جوانی به میدان جنگ رفت که شبیه ترین مردم بود در خلقت، خُلق و خوی، و گفتار به پیامبرت صلی الله علیه و آله، ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم به او نگاه می کردیم.
1) لهوف 112 - 113 و رجوع شود به مقاتل الطالبیین 77، بحار 321/44 و 45/45، عوالم 288/17
سپس فریاد کشید: پسر سعد خدا رَحِم تو را قطع نماید که رَحِم مرا قطع کردی.
حضرت علی اکبر علیه السلام به جنگ دشمن رفت، مبارزه سختی نمود و بسیاری از آنان را کشت سپس با بدنی پر از زخم و جراحت نزد پدر برگشت و گفت: پدر، تشنگی مرا هلاک کرده و سنگینی آهن (زره یا اسلحه) مرا به زحمت انداخته، آیا ممکن است آبی فراهم شود تا قدرت مبارزه با دشمن داشته باشم؟
امام حسین علیه السلام به گریه افتاده فرمود: پسرم بر پیامبر صلی الله علیه و آله، بر امیرمؤمنان علیه السلام و بر من سخت است که درخواستی نمایی و بدون پاسخ بمانی و به آن ها استغاثه
1) بحار 43/45، عوالم 17/ 286 موسوعة كلمات الامام الحسین علیه السلام 555 -556.
نمایی و به فریادت نرسند. پسرم زبانت را بیاور، حضرت زبان او را در دهان گرفته و مکید و انگشتر خویش را به او داد و فرمود: آن را در دهانت بگذار.
بنابر روایت دیگر فرمود: فرزندم کمی (دیگر) مبارزه کن، زود است که جدّت پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات نموده و تو را سیراب نماید چنان که دیگر احساس تشنگی نکنی.
146.... فَرَجَعَ إِلَى مَوْقِفِ النِّزَالِ، وَقَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَالِ فَرَمَاهُ مُنْقِذُ بْنُ مُرَّةَ الْعَبْدِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِسَهْمٍ فَصَرَعَهُ، فَنَادَى: "يَا أَبَتَاهُ عَلَيْكَ السَّلَامُ، هَذَا جَدِّي يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَيَقُولُ لَكَ: عَجِّلِ الْقُدُومَ عَلَيْنَا". ثُمَّ شَهِقَ شَهْقَةً فَمَاتَ.فَجَاءَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ - وَفِي رِوَايَةٍ: وَاسْتَهَلَّتْ عَيْنَاهُ بِالدُّمُوعِ وَوَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدَّهِ، وَقَالَ: "قَتَلَ اللَّهُ قَوْمًا قَتَلُوكَ، مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى اللَّهِ وَعَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ، عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ".قَالَ الرَّاوِي: وَخَرَجَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ [مُسْرِعَةً] تَنَادِي: "يَا حَبِيبَاهُ يَا ابْنَ أَخَاهُ! [يَا أَخَاهُ وَابْنَ أَخَاهُ] وَجَاءَتْ فَأَكَبَّتْ عَلَيْهِ فَجَاءَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَأَخَذَهَا وَرَدَّهَا إِلَى النِّسَاءِ [الْفِسْطَاطِ]. (1)
حضرت علی اکبر علیه السلام به میدان برگشت و مبارزه عظیمی نمود، منقذ ملعون تیری به سوی او پرتاب کرد که در اثر آن بر زمین افتاد و ندا داد: پدر؛ خداحافظ، جدّم به شما سلام می رساند و می فرماید: زود نزد ما بیا. سپس
1) ارشاد 2/ 106، مثیر الاحزان 68، لهوف 113- 114.
فریادی کشید و جان داد. سیدالشهدا علیه السلام بر سر بالین فرزندش آمد، اشک از چشمان حضرت سرازیر شده بود، صورت به صورت او نهاد و فرمود: خدا بکشد کسانی که تو را کشتند، چقدر جری بودند بر خدا و بر بی احترامی به پیامبر صلی الله علیه و آله، پس از تو خاک بر سر دنیا.
راوی گوید: زینب کبری علیها السلام با سرعت آمد و ندا می داد: ای حبیبم! برادر زاده ام... و خود را به روی جنازه علی اکبر علیه السلام انداخت. امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به (خیمه) زنان برگرداند.
همین مطلب در زیارتی که از امام عسکری علیه السلام نقل شده و زیارت اول رجب و نیمه شعبان - به روایت سید ابن طاووس - نیز آمده است که خطاب به حضرت علی اکبر علیه السلام گوییم:
سلام بر اولین شهید از نسل بهترین فرزند از سلاله حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام درود خدا بر تو و بر پدرت باد که درباره تو فرمود: خدا بکشد کسانی که تو را کشتند، پسرم چقدر جری بودند بر خدا و بر بی احترامی به پیامبر صلی الله علیه و آله، پس از تو خاک بر سر دنیا.
1) رجوع شود به: مزار ابن مشهدی قدس سره 485- 490، اقبال 574 713، بحار 65/45 و 269/98 - 271، 339، عوالم 335/17 - 337، جامع احاديث الشيعة 495/12 - 497.
حضرت قاسم بن حسن - که نوجوانی نابالغ بود - بیرون آمد (و مهیای مبارزه شد)، هنگامی که چشم سیدالشهدا علیه السلام به او افتاد، مدتی طولانی او را در بغل گرفت و آن قدر گریستند تا هر دو غش کردند.
پس از آن اجازه مبارزه گرفت، حضرت از اجازه دادن امتناع می نمود، حضرت قاسم به دست و پای حضرت افتاد و می بوسید (و التماس می کرد) تا آن که حضرت به او اجازه داد.
او به میدان آمد در حالی که هنوز اشک بر صورتش جاری بود.
حضرت عباس علیه السلام هنگامی که تنهایی برادرش را دید، عرض کرد: برادر به من اجازه می دهی که به میدان جنگ بروم؟ امام حسین علیه السلام گریه سختی نمود، سپس فرمود: ای برادر، تو پرچمدار منی.
در کیفیت شهادت قمر بنی هاشم علیه السلام آمده است تیری به مشک آب اصابت کرد و آب بر زمین ریخت، سپس تیر دیگری سینۀ حضرت را شکافت، او از روی اسب افتاد و فریادی کشید و برادرش را صدا زد که: مرا دریاب. هنگامی که سیدالشهدا علیه السلام جنازه برادر را کنار فرات دید به گریه افتاد.
امام حسین علیه السلام پس از شهادت حضرت عباس علیه السلام فرمود: الان کمرم شکست و بی چاره شدم.
أخوه وابن والده علي *** أبو الفضل المضرّج بالدماء،
ومن واساه لايثنيه
خوف [شيء] *** وجادله على عطش بماء
(فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام 530 به نقل از ناسخ التواريخ 347/2، معالى السبطین 448/1، اسرار الشهادة 337).
ولی در لهوف 118 و مقاتل الطالبیین 55 آن را به نقل از شاعر آورده و در شرح الأخبار 193/3 و الغدیر 3/3 آن را از فضل بن حسن یا فضل بن محمّد بن حسن - که از ذریه حضرت عباس علیه السلام است - دانسته اند.
در همین زمینه اشعار دیگری نیز از سیدالشهدا علیه السلام نقل شده مراجعه شود به: موسوعة کلمات الامام الحسين علیه السلام 569 و فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام 527.
أحقّ الناس ان يبكي عليه *** فتى أبكى الحسين بكربلاء
بین امام حسین علیه السلام و حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام فاصله انداختند و آن ها را از یک دیگر جدا کردند، اطراف قمر بنی هاشم علیه السلام حلقه زدند تا این که او را به شهادت رساندند... امام حسین علیه السلام در شهادت او به شدّت گریست.
ابن جوزی می نویسد: سیدالشهدا علیه السلام به آن ها گفت: ای مردم! اگر به من رحم
1) تذكرة الخواص 227، موسوعة كلمات الإمام الحسين علیه السلام 575 به نقل از نفس المهموم و غیره.
نمی کنید به این کودک رحم کنید. یکی از آن ها تیری به سویش پرتاب کرد که باعث شد کودک را ذبح و گلویش را پاره نماید. حضرت می گریست و می گفت: بارالها بین ما و بین این مردم حکم کن که ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند ولی دست به قتل و کشتار ما زدند.
پس از آن از جانب آسمان ندایی آمد: که ای حسین، او را رها کن (تا نزد ما بیاید) زیرا او را دایه و شیر دهنده ای در بهشت هست.
1) التأبين: مدح الرجل بعد موته. (معجم مقاييس اللغة: 1/ 44).
وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ رَمَى بِدَمِهِ نَحْوَ السَّمَاءِ، وَ قَالَ: اللَّهُمَّ لَا يَكُنْ أَهْوَنُ عَلَيْكَ مِنْ دَمِ فَصِيلٍ... إِلَى آخِرِ كَلاَمِهِ.وَ مُسْلِمٌ بْنُ عَوْسَجَةِ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: رَحِمَكَ اللَّهُ يَا مُسْلِمُ وَ تَلَا:...﴿فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً (1) وَ حُبَيْبٌ بْنُ مُظَاهِرٍ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: عِندَ اللَّهِ أَحْتَسِبُ نَفْسِي وَ حُمَاةَ أَصْحَابِي.
وَ الْحُرُّ بْنُ يَزِيدِ الرِّياحِيِّ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: أَنْتَ - كَمَا سَمَّتْكَ أُمُّكَ - حُرٌّ فِي الدُّنْيَا، وَ سَعِيدٌ فِي الْآخِرَةِ.
وَ زُهَيْرٌ بْنُ الْقَيْنِ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: لَا يَبْعُدَنَّكَ اللَّهُ - يَا زُهَيْرُ - مِنْ رَحْمَتِهِ، وَ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَيْكَ لَعْنَ الَّذِينَ مَسَخُوا قُرَدَةً وَ خَنَازِيرَ.
وَ جُوْنٌ مَوْلَى أَبِي ذَرٍّ، فَإِنَّهُ لَمَّا قُتِلَ وَقَفَ عَلَيْهِ، وَ قَالَ: اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ، وَطَيِّبْ رِيحَهُ، وَ عَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ.
وَ ابْنَ نَفَرَيْنِ بِغَيْرِ الطُّفِّ وَ هُمَا مُسْلِمٌ بْنُ عَقِيلٍ وَ هَانِئٌ بْنُ عُرْوَةٍ، فَإِنَّهُمَا لَمَّا قُتِلَا فِي الْكُوفَةِ وَ بَلَغَهُ خَبَرُهُمَا بِالثَّعَلَبِيَّةِ قَالَ: رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا، وَ جَعَلَ يُكَرِّرُ ذَلِكَ..﴾ (2)
شیخ محمّد سماوی می نویسد: امام حسین علیه السلام برای ده نفر از دوستان و یارانش بزرگداشت و مرثیه سرایی نمود:
حضرت علی اکبر علیه السلام، حضرت پس از شهادت او بالای جنازه اش ایستاد و فرمود: خدا بکشد کسانی که تو را کشتند، چقدر جری بودند بر خدا و بر خدا و بر
بی احترامی به پیامبر صلی الله علیه و آله پس از تو خاک بر سر دنیا.
حضرت عباس علیه السلام، پس از شهادت او کنار جسدش فرمود: الان کمرم شکست، بی چاره شدم و دشمن شاد گشتم.
حضرت قاسم علیه السلام، هنگامی که او کشته شد حضرت بالای سرش ایستاد و فرمود: از رحمت خدا دور باشند کسانی که تو را کشتند، (در قیامت) پیامبر صلی الله علیه و آله خدا با آن ها ستیز خواهد نمود، سپس فرمود: برای عمویت سخت است که او را صدا بزنی ولی پاسخت ندهد... .
حضرت عبد الله بن حسن علیه السلام، هنگامی که کشته شد حضرت او را در بر گرفته فرمود: برادر زاده بر آن چه پیش آمد صبر کن، آن را به حساب رضایت خدا بگذار، که خدا تو را به پدران صالح و شایسته ات ملحق خواهد نمود.
حضرت عبد الله بن حسین علیه السلام (طفل شیر خوار)، حضرت پس از شهادتش خون او را به سوی آسمان پاشید و به درگاه خداوند عرض نمود: بار الها ارزش خون او نزد تو از خون فصیل (بچه شتر ناقه حضرت صالح علیه السلام) کمتر نباشد... .
جناب مسلم بن عوسجه رحمه الله، حضرت پس از شهادتش بالای جنازه اش فرمود: خدایت رحمت کند ای مسلم، و آیه شریفه: فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً را قرائت نمود.
جناب حبیب بن مظاهر رحمه الله، حضرت پس از شهادت بالای جنازه اش فرمود: به حساب رضای الهی می گذارم آن چه بر سر خودم و اصحاب حامی و مدافعم
پیش آید.
جناب حرّ بن یزید ریاحی رحمه الله، حضرت پس از شهادت بالای جنازه اش فرمود: چنان که که مادرت نامید، تو آزاد مردی در دنیا و خوشبختی در آخرت.
جناب زهیر بن قین رحمه الله، حضرت پس از شهادت بالای جنازه اش فرمود: خدا تو را از رحمت خویش دور ننماید، خدا لعنت کند کسانی که تو را به قتل رساندند (مانند) لعنتی که بر مسخ شدگان به میمون و خوک نازل نمود.
جناب جون رحمه الله غلام ابوذر، حضرت پس از شهادت بالای جنازه اش به درگاه الهی عرضه داشت: خدایا او را رو سفید کن، خوش بو نما، و او را آشنای پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش قرار بده.
و برای دو نفر از اصحاب بزرگداشت و مرثیه سرایی در غیر کربلا داشت و آن دو حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام و جناب هانی بن عروه رحمه الله بودند که خبر شهادت آن ها در کوفه در منزلگاه ثعلبیه به آن حضرت رسید، حضرت مکرر برای آن ها طلب رحمت نمود.
وَإِذَا قُتِلْتُ فَأَنْتِ أَوْلَى بِالَّذِي *** تَأْتِينَهِ يَا خَيْرَةَ النِّسَاءِ (1)علامه ابن شهر آشوب مازندرانی می نویسد: هنگام وداع حضرت با بانوان، سكينه صیحه و فریاد می زد، حضرت او را در آغوش گرفت و اشعار گذشته را سرود.یعنی: دخترم! سکینه! بدان که پس از مرگ پدر، گریه ای بس طولانی خواهی داشت!دانه های اشک تو آتش به دل پدر می زند، مادامی که روح در بدن دارم مرا با اشکت آتش مزن!هنگامی که من کشته شدم آن وقت تو سزاواری به گریه کردن (هر چه خواستی گریه کن ای بانوی برگزیده.)155. ﴿وَ رَوَاهَا السَّيِّدُ عَبْدُ الحُسَيْنِ شَرَفُ الدِّينِ قُدِّسَ سِرُّهُ هَكَذَا: فَقَالَتْ - أَيِ سُكَيْنَةُ-: يَا أَبَتَاهُ، قِفْ لِي هَنِيئَةً لِأَتَزَوَّدَ مِنْكَ، فَهَذَا وَدَاعٌ لَا تَلَاقِي بَعْدَهُ وَانْكَبَّتْ عَلَى يَدَيْهِ وَ رِجْلَيْهِ تُقَبِّلُهُمَا وَ تَبْكِي، فَبَكَى الحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ رَحْمَةً لَهَا، ثُمَّ مَسَحَ دُمُوعَهَا بِكُمِّهِ، وَ أَخَذَهَا فَتَرَكَها فِي حُجْرِهِ، وَ مَسَحَ دُمُوعَهَا بِكَفِّهِ، وَ أَنْشَأَ مُخَاطِبًا لَهَا: سَيَطُولُ بَعْدِي... إِلَى آخِرِ الأشْعَارِ المَاضِيَةِ. (2) بنابر نقل سید عبدالحسین شرف الدین سکینه گفت: ای پدر، کمی صبر کن تا (تو را خوب ببینم و) از تو توشه ای بگیرم که این آخرین دیدار ماست،
سپس به دست و پای پدر افتاده می بوسید و گریه می کرد. امام حسین علیه السلام از روی دلسوزی و مهربانی به گریه افتاد اشک های دخترش را با آستین پاک می کرد، او را در دامن خویش نشاند و با دست به صورت او می کشید و اشک هایش را پاک می نمود و سپس خطاب به او اشعار گذشته را سرود.
در میان پیشوایان معصوم علیهم السلام حضرت سجّاد علیه السلام به کثرت عبادت و لقب زین العابدین معروف است. بدون شک آن حضرت یکی از بکّائین عالم به شمار می رود و گریه آن حضرت در عزای پدر و خاندانش شهره آفاق است.
آیا جز آن می توان گفت که گریه آن حضرت از برترین عبادات آن زینت عبادت کنندگان بوده است؟! (1)و چنان که در روایات آمده آن اشک هم اشک عزا و ماتم بوده است.
1) رجوع شود به: کتاب البکاء 536 -537.
بِنتُ عَلِيٍّ الكُبْرَى عَلَيْهِمَا السَّلَامُ فَقالَتْ: مَا لِي أَرَاكَ تَجُودُ بِنَفْسِكَ يَا بَقِيَّةَ جَدِّي وَ أَبِي وَ إِخْوَتِي؟! فَقُلتُ: وَ كَيْفَ لا أَجْزَعُ وَ أَهْلَعُ، وَ قَدْ أَرَى سَيِّدِي وَ إِخْوَتِي وَ عَمُّومَتِي وَ وَلَدَ عَمِّي وَ أَهْلِي مُضَرَّجِينَ بِدِمَائِهِمْ مَرْمَلِينَ بِالْعَرَاءِ مُسَلَّبِينَ، لَا يُكَفَّنُونَ وَ لَا يُوَارَوْنَ، وَ لَا يَعْرِجُ عَلَيْهِمْ أَحَدٌ وَ لَا يُقْرَبُهُمْ بَشَرٌ كَأَنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتٍ مِنَ الدَّيْلَمِ وَ الْخَزَرِ!!فَقَالَتْ: لَا يَجْزَ عَنّكَ مَا تَرَى فَوَاللَّهِ إِنَّ ذَلِكَ لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى جَدِّكَ وَ أَبِيكَ وَ عَمِّكَ..... (1) از امام سجّاد علیه السلام نقل شده که - در ضمن روایتی طولانی - فرمود: هنگامی که ما در کربلا دچار آن مصائب شدیم و پدرم و همراهیانش - از فرزندان و برادران و بقیۀ خاندان - به شهادت رسیدند و اهل بیت و بانوان را سوار بر مرکب نموده تا به کوفه بروند، من بر اجساد آنان - که (برهنه و عریان) روی خاک افتاده و دفن نشده بود - نظر نمودم، برایم بسیار سخت و سنگین بود. شدیداً مضطرب شده و آرامش خویش را از دست دادم، نزدیک بود قالب تهی کنم! عمه ام زینب کبری علیها السلام متوجه شد، فرمود: ای یادگار گذشتگان چرا خود را هلاک می نمایی؟! گفتم: چگونه جزع و بی تابی نکنم در حالی که می بینم سرورم، برادرانم، عموهایم، پسر عموهایم و (سایر) اهل بیتم در خون طپیده، برهنه و عریان، جامه هایشان به غارت رفته، بدون کفن (روی زمین افتاده اند و) به خاک سپرده نشده اند، کسی به آن ها توجهی ننموده و نزدیک شان نمی رود، گویا آن ها اهل دیلم و خزر بوده اند (نه مسلمان تا چه رسد که از
1) كامل الزيارات 261، بحار 28/ 57 و 45/ 179، عوالم 17/ 362، جامع أحاديث الشيعة 438/12
خاندان رسالت)!!
حضرت زینب علیها السلام فرمود: از دیدن این منظره (دلخراش) بی تابی مکن، به خدا سوگند این پیش آمد عهدی است از پیامبر صلی الله علیه و آله با جدّ و پدر و عموی تو (امام حسن مجتبی علیهم السلام)... .
... منم پسر حسین کشته شده به کربلا، منم پسر علی مرتضی، منم پسر محمّد مصطفی، منم پسر فاطمه زهرا، منم پسر خدیجه کبری، منم پسر سدرة المنتهى، منم پسر شجره طوبی، منم پسر آغشته به خون ها، منم پسر آن کس که بگریست بر او جنیان در ظلمات، منم پسر آن کس که نوحه کردند بر او مرغان هوا.چون سخن بدین جا رسانید غریو از خلق برآمد و مردم در گریه افتادند. یزید ملعون بر خود ترسید و بانگ بر مؤذن زد که: بانگ نماز بگو... .چون مؤذن گفت: «أشهد أن محمّد أن رسول الله [صلی الله علیه و آله]»، امام عمامه از سر برگرفت و گفت: به حق این محمّد که ساعتی خاموش باش. و روی به یزید کرد و گفت: ای یزید این رسول عزیز کریم جدّ من بوده است یا جدّ تو؟ اگر گویی که جدّ تو بوده است عالمیان دانند که دروغ می گویی و اگر گویی که جدّ من بوده چرا پدر مرا بی گناه شهید کردی و مال او را به تاراج دادی و عورات او را به بردگی آوردی؟!این بگفت و دست زد و جامه بدرید و در گریه افتاد و گفت: به خدا که اگر در دنیا کسی هست که رسول جدّ او باشد به غیر از من نباشدّ پس چرا این مرد پدر مرا به ظلم بکشت و ما را چنان که اسیران روم آورند آورد... . (1)#### 3.هنگام بازگشت به مدینه158. ﴿كانَ عَلِيُّ بْنُ الحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ مَعَهُ خَرْقَةٌ يَمْسَحُ بِهَا دُمُوعَهُ، وَ خَلْفَهُ خَادِمٌ مَعَهُ.
1) کامل بهایی 643 - 644.
كُرْسِيٍّ، فَوَضَعَهُ لَهُ، وَ جَلَسَ عَلَيْهِ، وَ هُوَ لَا يَتَمَالَكُ مِنَ العَبْرَةِ، وَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النَّاسِ بِالْبُكاءِ وَحَنِينِ الجَوَارِي وَ النِّسَاءِ، وَ النَّاسُ مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ يُعَزُّونَهُ، فَضَجَّتْ تِلْكَ البُقْعَةُ ضَجَّةً شَدِيدَةً، فَأَوْمَأَ بِيَدِهِ أَنْ اسْكُتُّوا، فَسَكَنَتْ فَوْرَتُهُمْ، فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، بَارِئُ الخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ، الَّذِي بَعُدَ فَارْتَفَعَ فِي السَّمَاوَاتِ العُلَى، وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى، نَحْمَدُهُ عَلَى عَظَائِمِ الأُمُورِ، وَ فَجَائِعِ الدُّهُورِ، وَ أَلَمِ الفَجَائِعِ، وَ مُضَاضَةِ اللَّوَاذِعِ، وَ جَلِيلِ الرَّزْءِ، وَ عَظِيمِ المَصَائِبِ الفَاضِعَةِ الكَاظَةِ الفَادِحَةِ الجَائِحَةِ.أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ - وَ لَهُ الحَمْدُ - ابْتَلَانَا بِمَصَائِبَ جَلِيلَةٍ، وَ ثُلْمَةٍ فِي الإِسْلَامِ عَظِيمَةٍ، قُتِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ عِتْرَتُهُ، وَ سُبِيَ نِسَاؤُهُ وَ صَبِيَّتُهُ، وَ دَارُوا بِرَأْسِهِ فِي البِلَادِ مِنْ فَوْقِ عَامِلِ السَّنَانِ، وَ هَذِهِ الرَّزِيَّةُ الَّتِي لَا مِثْلَ لَهَا رَزِيَّةٌ.أَيُّهَا النَّاسُ فَأَيُّ رِجَالَاتٍ مِنْكُمْ يَسُرُّونَ بَعْدَ قَتْلِهِ؟! أَمْ أَيَّةُ عَيْنٍ مِنْكُمْ تَحْبِسُ دُمُوعَهَا وَتَضِنُّ عَنْ إِنْهِمَالِهَا؟!فَلَقَدْ بَكَتِ السَّبُعُ الشِّدَادُ لِقَتْلِهِ، وَ بَكَتِ البِحَارُ بِأَمْوَاجِهَا، وَ السَّمَاوَاتُ بِأَرْكَانِهَا، وَ الْأَرْضُ بِأَرْجَائِهَا، وَ الْأَشْجَارُ بِأَغْصَانِهَا، وَ الحِيتَانُ وَ لُجَجُ البِحَارِ، وَ المَلَائِكَةُ المُقَرَّبُونَ، وَ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ أَجْمَعُونَ.أَيُّهَا النَّاسُ أَيُّ قَلْبٍ لَا يَنْصَدِعُ لِقَتْلِهِ؟! أَمْ أَيُّ فُؤَادٍ لَا يَحْنُّ إِلَيْهِ؟! أَمْ أَيُّ سَمْعٍ يَسْمَعُ هَذِهِ الثُّلْمَةَ الَّتِي ثُلِمَتْ فِي الإِسْلَامِ؟!أَيُّهَا النَّاسُ أَصْبَحْنَا مُطَرَّدِينَ، مُشَرَّدِينَ، مَذْوُودِينَ، شَاسِعِينَ عَنْ الأَمْصَارِ، كَانَا أَوْلَادُ تَرْكٍ وَ كَابُلٍ، مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ اجْتَرَحْنَا، وَ لَا مَكْرُوهٍ ارْتَكَبْنَاهُ، وَ لَا ثُلْمَةٍ فِي الإِسْلَامِ ثُلِمْنَاهَا، مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ إِنَّ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ.وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَقَدَّمَ إِلَيْهِمْ فِي قِتَالِنَا كَمَا تَقَدَّمَ إِلَيْهِمْ فِي الوَصَاءَةِ بِنَا
لَمَّا ازْدَادُوا عَلَى مَا فَعَلُوا بِنا! فَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ مِنْ مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَوْجَعَهَا وَ أَفْجَعَهَا وَ أَكْظَهَا وَ أَفْظَهَا وَ أَمَرَّهَا وَ أَفْدَحَهَا! فَعِندَ اللَّهِ نَحْتَسِبُ فِيمَا أَصَابَنَا وَ مَا بَلَغَ بِنا إِنَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ.... (1) امام سجّاد علیه السلام با پارچه ای اشک خود را پاک می کرد، خادم حضرت چهارپایه ای گذاشت، حضرت بر آن نشست و بی اختیار می گریست، صدای گریه و شیون و فریاد زنان و دختران بلند شده بود، مردم از هر سو به حضرت تسلیت می گفتند، آن جا یک پارچه تبدیل به ضجّه و ناله و عزا شده بود. حضرت به مردم اشاره کرد که ساکت شوند، همین که آرام شدند فرمود:
حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است، فرمانروای روز جزا و آفریننده همه مخلوقات... خدا را سپاس بر اموری (از گرفتاری ها و سختی های) بزرگ، داغ های روزگار، دردهای جانگداز... .
ای مردم! خدا - که او را سپاس - ما را با مصیبت های بزرگ و شکاف بزرگی که در اسلام واقع شد. امتحان کرد. همانا ابی عبدالله و خاندانش کشته شدند، زنان و دخترانش اسیر گشته و سر مقدس او را بر نیزه در شهرها گردانیدند و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.
ای مردم! کدام یک از شما پس از این مصیبت شاد خواهد بود؟ کدام چشمی است که از اشک ریختن خودداری نماید؟ در حالی که هفت آسمان در شهادت او گریستند (در عزای او همۀ کائنات عزادار گشته، به خروش
1) لهوف 201- 202، بحار 45/ 148 - 149، عوالم 17/ 447 - 448 و رجوع شود به: مثير الاحزان 113، ينابيع المودة 93/3.
آمده، نالیدند:) دریاها به امواجش، آسمان ها به ارکانش، زمین به اطرافش، درختان به شاخه هایش، ماهیان، آب های دریاها، فرشتگان مقرّب و همۀ اهل آسمان گریستند.
ای مردم! کدام قلبی است که از کشته شدن سیدالشهدا پاره پاره نگشت؟ کدام دلی است که بر او محزون نشد و نسوخت؟! کدامین گوش است که از شنیدن این مصیبت بزرگ بر اسلام کر نگردید؟!
ای مردم! دشمن ما را طرد نموده، پراکنده ساخت، و از شهرهای خود دور (و بیرون) نمود. گویا ما از فرزندان ترکان و کابلیان (غیر مسلمان) هستیم! بی آن که مرتکب جرم و خلافی شده باشیم... به خدا سوگند اگر پیامبر صلی الله علیه و آله به جای سفارش ما، فرمان به جنگ با ما داده بود، بیش از این با ما بدرفتاری نمی شد. إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، چه مصیبت بزرگ، دردناک، جانگداز، سخت، فظیع، دشوار، تلخ و سنگینی!
ما این مصائب و سختی ها را به حساب خدا می گذاریم، زیرا که صاحب عزت (و قدرت) و انتقام گیرنده است.
جَعَلَتْ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ، قَالَ: ﴿إِنَّمَا أَشْكُوا بَنِّي وَحُزْنِي إِلَى اللهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ،(1)إني لم أذكر مصرع بني فاطمة إلّا خنقتني لذلك عبرة.﴾ (2)
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: کسانی که بسیار گریستند پنج نفر بودند... اما پنجمین (آن ها حضرت علی بن الحسین علیه السلام که بیست سال - یا چهل سال - (3)در عزای پدرش گریست، و هرگاه غذایی نزد آن حضرت نهاده می شد، می گریست.
یکی از غلامان عرض کرد: ترس آن دارم که خود را هلاک کنید! حضرت فرمود: من غم و اندوه شدید خویش را فقط نزد خدا گفته و به او شکوه می کنم، من از خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید، نشد که من به خون غلطیدن فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد آورم، مگر آن که گریه گلویم را می گیرد.
1) يوسف (12): 86.
2) امالی شیخ صدوق رحمه الله140- 141، خصال 272/1- 273، ارشاد القلوب 95/1، مکارم الاخلاق 315- 316، کشف الغمة 498/1، روضة الواعظین 170/1 و 2/ 450 - 451، بحار 264/12، 155/43 و 46/ 109 و 87/79، وسائل 281/3. و رجوع شود به: کامل الزیارات 107، مناقب 165/4 - 166، 46/ 108.
3) تردید از راوی است.
أَهْلِ بَيْتِي مُقَتَّلِينَ حَوْلِي، فَكَيْفَ يَنْقَضِي حُزْنِي؟! (1) شیعه و سنی نقل کرده اند که کسی از حضرت پرسید: آیا زمان آن نرسیده که اندوه شما پایان پذیرد؟! حضرت در پاسخ فرمود: وای بر تو! یعقوب پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از دوازده فرزندش غائب شد، چنان گریست که چشمانش سفید شد (و بینایی اش را از دست داد) و پشت او از شدّت غم و اندوه خم گشت با این که فرزندش زنده بود. ولی من پدر، برادر، عمو و هفده نفر از خاندانم را کشته در کنار خود دیده ام، چگونه اندوهم پایان پذیرد؟!
و بنابر نقلی فرمود: حضرت یعقوب علیه السلام در مصیبتی کمتر از آن چه بر سر من آمد نزد خدا شکوه و گلایه سر داد و گفت: يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ، با این که فقط یک پسر از او مفقود شده بود، ولی من پدر و جمعی از خاندانم را در اطراف خود دیدم که آن ها را سر می بریدند!
فَقَدْ سُبْطَيْنِ مِنْ وَلَدِهِ، فَبَكَى حَتَّى ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ، وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّهُ مَاتَ، وَ نَظَرْتُ أَنَا إِلَى أَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، ذُبِحُوا فِي غَدَاةٍ وَاحِدَةٍ، فَتَرَوْنَ حُزْنَهُمْ يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِي أَبَدًا؟! (1) این روایت نیز به معنای دو روایت قبل است که جمعی از عامه آن را از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده اند.
گویند: آن حضرت آنقدر گریست که ترسیدند دیدگانش آسیب ببیند (و نابینا گردد).
آن حضرت هنگام آب نوشیدن چنان اشک می ریخت که ظرف پر از اشک می شد، از حضرت علت آن را جویا می شدند می فرمود: چگونه گریه نکنم که پدرم را از آبی که برای درندگان و حیوانات وحشی مباح بود، منع کردند؟
امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت زین العابدین علیه السلام چهل سال روزها روزه می گرفت و شب ها به نماز (و عبادت) مشغول بود و همواره در عزای پدر می گریست، هنگام افطار غلام حضرت آب و غذا فراهم نموده، عرض می کرد: بفرمایید.
حضرت می فرمود: قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ جَائِعًا، قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ عَطْشَانًا.. يعنى: پسر پیامبر را در حالی که گرسنه بود شهید کردند، پسر پیامبر را در حالی که تشنه بود کشتند.
این کلام را تکرار می کرد و اشک می ریخت تا آب و غذای حضرت با اشک دیدگانش آمیخته می شد و این برنامه حضرت تا آخر عمر ادامه داشت.
وَ كَانَ جَدِّي إِذَا ذُكِرَهُ بَكَى حَتَّى تَمْلَأَ عَيْنَاهُ لِحْيَتَهُ، وَ حَتَّى يَبْكِي لِبُكَائِهِ.
1) لهوف 209، مثير الأحزان 93، مسكن الفؤاد شهید ثانی قدس سره 5، 92، بحار 45 / 149، جامع احاديث الشيعة 636/3
رَحْمَةً لَهُ مَن رَآهُ. (1) یعنی: جدّم (امام سجّاد علیه السلام) هنگامی که به یاد سیدالشهدا علیه السلام می افتاد چنان می گریست که محاسن مبارکش پر از اشک می شد و هر کس حالت حضرت را مشاهده می کرد، دلش می سوخت و به گریه می افتاد.
راوی گوید: حضرت زین العابدین علیه السلام نگاهی به پسر عمویش - فرزند حضرت عباس علیه السلام- انداخته و اشکش جاری شد، سپس فرمود: بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلی الله علیه و آله روزی سخت تر از روز اُحد نبود که عمویش حضرت حمزه - شیر خدا و شیر پیامبر - کشته شد و پس از آن، روز مؤته که پسر عمویش جعفر طیار به
شهادت رسید.
پس از آن فرمود ولی هیچ روزی مثل روز (عاشورای) حسین نیست. سی هزار نفر که ادعا می کردند از امت اسلام هستند علیه او اجتماع کردند و همه به ریختن خون او (ادعای) تقرب به خدا داشتند. او آن ها را به یاد خدا انداخت ولی فایده ای نبخشید تا آن که از روی ستم و دشمنی او را به شهادت رساندند.
سپس فرمود: رحمت خدا بر عباس که ایثار کرد و امتحان خوبی داد، خود را فدای برادر کرد تا جایی که دست هایش از تن جدا شد. خدا به جای آن، دو بال به او عنایت فرموده - مانند حضرت جعفر طیار - که در بهشت با فرشتگان پرواز نماید.
برای (عمویم) عباس نزد خدا منزلتی است که همه شهدا در قیامت به آن رشک برند.
1) الغدير2 /18 به نقل از مسعودی در مروج الذهب 2 /195
کمیت به مدینه آمد، از جانب امام باقر علیه السلام اجازه یافت که شب هنگام نزد حضرت رود، او اشعار خویش را نزد آن گرامی قرائت نمود، هنگامی که به این بیت از میمیه اش رسید که: و شهید کربلا از آن هاست که بین گروهی فرومایه به او خیانت شد (و به شهادت رسید).
حضرت باقر العلوم علیه السلام به گریه افتاد، سپس فرمود: ای کمیت! اگر نزد ما مالی بود به تو می دادیم ولی پاداش تو همان باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله به حسان فرمود: همیشه از جانب روح القدس مؤید باشی مادامی که از ما اهل بیت دفاع نمایی.
فَبَكَى، ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ رَجُلٍ ذُكِرْنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِندَهُ يَخْرُجُ مِنْ عَيْنَيْهِ مَاءً - وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ الْبَعُوضَةِ - إِلَّا بَنَى اللَّ-هُ لَهُ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ، وَ جَعَلَ ذَلِكَ الدَّمْعَ حِجَابًا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّارِ. (1) کمیت گوید: شرفیاب محضر مولایم امام باقر علیه السلام گردیدم، عرض کردم: اشعاری دربارۀ شما سروده ام، اجازه می دهید بخوانم؟ فرمود: در ایام البیض (می خواهی شعر بخوانی؟!) (2)گفتم: اختصاص به شما دارد. فرمود: بخوان. خواندم، امام باقر و امام صادق علیهما السلام هر دو به گریه افتادند، و صدای گریه دختری از پشت پرده بلند شد، هنگامی که قسمت دوم اشعارم را خواندم، باز امام باقر علیه السلام گریست و فرمود: هر کس که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یادی شود و از دیدگانش اشکی - حتی به اندازه بال مگس - خارج شود، خدا برای او خانه ای در بهشت بنا نماید، و آن اشک مانع است بین او و آتش.
الحسين علیه السلام ناصر، ولا يمده أهل العراق، بأبى المستضعف الغريب... . (1) امام صادق علیه السلام - هنگامی که درباره روز تاسوعا و مظلومیت سیدالشهدا علیه السلام صحبت می کرد - فرمود: تاسوعا روزی است که امام حسین علیه السلام و یارانش در كربلا محاصره شدند و لشکر شام از هر سو گرد آن ها را گرفت (و همه راه ها را بر آن ها بست). پسر مرجانه و عمر بن سعد از کثرت و فراوانی لشکریان شاد و خوشحال گشتند و سیدالشهدا علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و مطمئن شدند که کسی به یاری آن ها نمی آید و اهل عراق نیز آن حضرت را کمک نخواهند کرد. و در آخر فرمود: پدرم فدای غریبی که او را ضعیف شمردند.
جمله اخیر در کلام آن حضرت و امثال آن در احادیث معصومین علیهم السلام دلالت بر حزن و اندوه و بی تاب شدن از مصائب دارد.
وَ زَادَ فِي بَعْضِ الْمَصَادِرِ: فَمَا أَنْغَصَ ذِكْرَ الْحُسَيْنِ لِلْعَيْشِ! إِنِّي مَا شَرِبْتُ مَاءً بَارِدًا إِلَّا وَذَكَرْتُ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ.. (3) داود رقّی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم، آب طلب کرد و نوشید و شروع به گریه نمود، چشمان حضرت پر از اشک شده بود، سپس فرمود: ای داود!
لعنت خدا بر قاتل امام حسین علیه السلام.
در بعض مصادر اضافه شده: یاد امام حسین علیه السلام عیش انسان را مکدّر می کند، نمی شود که من آب سردی بنوشم و امام حسین علیه السلام را یاد نکنم!
راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم، سید اسماعیل حمیری رخصت یافته، نزد حضرت آمد، حضرت فرمود تا بانوان پشت پرده بنشینند، و از او خواست تا اشعارش را بخواند، او شروع کرد به خواندن، اشک حضرت بر صورت مبارکش جاری بود، و صدای شیون و گریه از خانه حضرت بلند شد... .
1) الغدير 2 /234، شرح العينية الحميرية 19 به نقل از الأغانی 240/7
کُمِیت در ایام تشریق (2)شرفیاب محضر مبارک امام صادق علیه السلام شد، اجازه گرفت تا اشعارش را بخواند، حضرت اشاره به عظمت ایام تشریق فرمود، او عرض کرد که اشعارم مربوط به شماست، ابیات گذشته را قرائت کرد، صدای
گریه حاضرین بلند شد و بسیار اشک ریختند هنگامی که چهار بیت اخیر را درباره سیدالشهدا علیه السلام خواند، امام صادق علیه السلام دست های مبارک را بلند کرده و دعا نمود: خدایا گناهان گذشته و آینده، مخفی و آشکار كُمِيْت را بیامرز، آن قدر به او عطا کن تا راضی و خشنود گردد.
سپس حضرت هزار سکه طلا و لباس هایی به او عنایت فرمود.
كُمِيْت سوگند یاد نمود که: من برای دنیا به شما محبت نمی ورزم و گرنه نزد اهل دنیا (یعنی خلفا) می رفتم. من شما را برای (خدا و) آخرت دوست دارم، لباس هایی که به بدن (پاک و طاهر) شما اصابت کرده برای تبرک می پذیرم ولی مال (و سکه های طلا) را نه.
قالَ الشَّيْخُ المَازَنْدَرَانِيُّ فِي شَرْحِ قَوْلِهِ: (عَنْ سُفْيَانَ): شَاعِرٌ كُوفِيٌّ مِنْ أَصْحَابِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ فِي رِوَايَةٍ قَالَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قُلْ شِعْرًا تَنُوحُ بِهِ النِّسَاءُ. ﴾ (2)
1) كافى 8/ 215 - 216، الغدیر 2/ 294. قال الشيخ المازندراني في شرح قوله علیه السلام: (صبي لنا غشي عليه). قيل: هذا القول إمّا للتقية ؛ أو لبيان الواقع في تلك الساعة من صيحتهنّ ؛ أو المراد بالصبي من صار شهيداً في كربلا في حجر الحسين علیه السلام بسهم العدو. (شرح اصول کافی 12/ 287).
2) رجوع شود به: رجال کشی 704/2 ولی نام راوی را (سیف بن مصعب العبدي) گفته.
و في أُخْرَى قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيْعَةِ! عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمْ شِعْرَ العَبْدِيِّ.(1)
سفیان گوید: نزد امام صادق علیه السلام رفتم، حضرت فرمود: به ام فروه - دختر حضرت - بگویید بیاید تا بشنود چه بر سر جدّش آمده است. او آمد و پشت پرده نشست، حضرت به من فرمود: بخوان، شروع کردم به خواندن اشعارم، ناله ام فروه بلند شد و فریادی کشید، صیحه بانوان دیگر نیز به گوش می رسید، مردم مدینه از شنیدن صدای شیون و ناله (تعجب کرده سراسیمه) درب خانه حضرت اجتماع کردند، حضرت بلافاصله دستور داد که به آن ها گفته شود: کودکی از ما غش کرد، زنان بر او شیون نمودند.
در شرح کافی آمده: سفیان عبدی شاعری است از اهل کوفه، در روایت آمده که امام صادق علیه السلام به او فرمود: شعری بگو تا زنان با آن نوحه سرایی نمایند.
در حدیث دیگر نقل شده که فرمود: ای شیعیان! اشعار عبدی را به فرزندانتان بیاموزید.
1) شرح أصول الكافي 12/ 287
صوتُكَ فلم يُجبْكَ... (1)ثم صَرَ إلى قَبْرِ عَلِيِّ بنِ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقُلْ...بِأَبِي أَنتَ وَ أُمِّي مَنْ ذَبُوحٌ وَ مَقْتُولٌ مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ، وَ بِأَبِي أَنتَ وَ أُمِّي دَمُكَ الْمُرْتَقَى بِهِ إِلَى حَبِيبِ اللَّهِ، وَ بِأَبِي أَنتَ وَ أُمِّي مَنْ مُقَدَّمٌ بَيْنَ يَدَيْ أَبِيكَ، يَحْتَسِبُكَ وَ يَبْكِي عَلَيْكَ، مُحْرِقًا عَلَيْكَ قَلْبَهُ، يَرْفَعُ دَمَكَ بِكَفِّهِ إِلَى أَعْنَانِ السَّمَاءِ، لَا تَرْجِعُ مَنْهُ قَطْرَةً، وَ لَا تَسْكُنُ عَلَيْكَ مِنْ أَبِيكَ زَفْرَةً، وَ دَّعَكَ لِلْفِرَاقِ... (2) در زیارتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده بسیاری از مصائب سیدالشهدا علیه السلام را متذکر شده و خطاب به جدّش می فرماید:
خدا لعن و نفرین نماید هر کس که به تو تیراندازی نمود نیزه ای پرتاب کرد، سرت را از تن جدا نمود، سرت را حمل نمود، با چوب دستی دندان های ثنایای تو را آزرد بانوان حرمت را گریاند فرزندانت را یتیم نمود، (برای مبارزه) به سوی تو حرکت کرد، تو را از نوشیدن آب فرات منع کرد، به تو نیرنگ زده و تو را به حال خود رها کرد و صدایت را شنید و یاریت نکرد.
و در ضمن زیارت حضرت علی اکبر علیه السلام و ذکر مصیبت او چنین فرمود:
پدر و مادرم فدایت ای ذبیح و شهیدی که بدون جرم کشته شدی... پیشاپیش پدر روانه میدان شدی پدر تو را در راه خدا فدا کرد، او با قلبی سوزان بر تو اشک می ریخت، با دستان خویش خون تو را به آسمان پاشید و قطره ای از آن بر زمین باز نگشت، سوز پدر بر تو بی پایان بود و برای جدایی با نو وداع نمود... .
*قبلاً گذشت که ابو بصیر گفت: ثُمَّ بَكَى، وَقَالَ: يَا أَبَا بَصِيرٍ إِذَا نَظَرْتُ إِلَى وَلَدِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَتَانِي مَا لَا أَمْلِكُهُ بِمَا أُتِيَ إِلَى أَبِيهِمْ وَ إِلَيْهِمْ..﴾ (1)
سپس امام صادق علیه السلام به گریه افتاد و فرمود: ای ابو بصیر! هنگامی که فرزندان امام حسین علیه السلام را می بینم و مصائب آن حضرت و فرزندانش را به یاد می آورم بی اختیار اشک می ریزم.
و از امام صادق علیه السلام گذشت که فرمود:
يَا أَبَا عَمَارَةَ أَنْشِدْنِي فِي الحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ، قَالَ: فَأَنْشَدْتُهُ فَبَكَى، ثُمَّ أَنْشَدْتُهُ فَبَكَى، قَالَ: فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ أُنشِدُهُ وَيَبْكِي حَتَّى سَمِعْتُ البُكَاءَ مِنَ الدَّارِ. (2) ابو عماره! برایم شعری درباره امام حسین علیه السلام بخوان.
ابو عماره گوید: شروع به شعر خواندن کردم و حضرت اشک می ریخت، آن قدر ادامه دادم تا صدای گریه از خانه حضرت بلند شد.
یعنی: هر روزی که نام امام حسین علیه السلام نزد امام صادق علیه السلام برده می شد تا هنگام شب خندان دیده نمی شد.
كُنَّا عِندَهُ فَذُكِرَ الحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَبَكَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ بَكَيْنَا. (1) یعنی: نزد امام صادق علیه السلام بودیم، از امام حسین علیه السلام یاد کردیم، حضرت گریست و ما نیز اشک ریختیم.
و عبدالله بن سنان گفت:
دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي يَوْمِ عَاشُورَاءَ فَأَلْفَيْتُهُ كَاسِفَ الْوَجْهِ، ظَاهِرَ الْحُزْنِ وَ دُمُوعُهُ تَنْحَدِرُ مِنْ عَيْنَيْهِ كَاللُّؤْلُؤِ الْمَتَسَاقِطِ... وَ بَكَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ بِدُمُوعِهِ. (2) روز عاشورا شرفیاب محضر امام صادق علیه السلام شدم، دیدم رنگ حضرت پریده، حزن و اندوه بر حضرت غالب شده، از چشمان حضرت مانند لؤلؤ اشک می بارید. آن قدر گریست که محاسن مبارکش از اشک چشمانش پر شد.
بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقُولُ الشِّعْرَ فِي الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ تُجِيدُ؟ فَقَالَ لَهُ: نَعَمْ، جَعَلَنِي الله فِدَاكَ، قَالَ: قُلْ، فَأَنْشَدَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ، فَبَكَى وَ مَنْ حَوْلَهُ حَتَّى صَارَتِ الدُّمُوعُ عَلَى وَجْهِهِ وَلِحْيَتِهِ.﴾ (3)
1) كامل الزيارات 108 - 109، بحار 44/ 279، عوالم 17/ 536، مستدرک 311/10
2) مراجعه شود به: مصباح المتهجد 782، مزار ابسن مشهدی قدس سره 473، بحار 45 /63 و 303/98 - 304، 309- 313، عوالم 342/17، مستدرک 6/ 279 - 280 و 7 / 524 - 526 و 317/10، جامع احاديث الشيعة 362/7 و 477/9) (در برخی مصادر با تقطیع.)
3) رجال کشی 289، بحار 44 /282 - 283، وسائل 593/14 - 594، عوالم 17/ 541.
حضرت به جعفر بن عفان فرمود: شنیده ام در (رثای) امام حسین علیه السلام نیکو ام شعر می سرایی؟ عرض کرد: آری، خدا مرا فدایت گرداند! فرمود: بخوان. او شروع به خواندن کرد، حضرت و حاضرین همه گریستند به نحوی که صورت و محاسن مبارک حضرت پر از اشک شد.
كَانَ أَبِي إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يَرَى ضَاحِكًا، وَ كَانَتِ الْكَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، فَإِذَا كَانَ يَوْمَ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمَ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَحَزْنِهِ وَ بُكَائِهِ، وَ يَقُولُ: هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ.. (1) یعنی: با ورود ماه محرم پدرم خندان دیده نمی شد و تا ده روز دل شکستگی و افسردگی بر آن حضرت غالب بود، اما روز دهم (یعنی روز عاشورا) که روز مصیبت، حزن، اندوه و گریه ایشان بود.
بِالنَّاصِرِنا بِيَدِهِ وَ لِسَانِهِ، ثُمَّ إِنَّهُ وَسَّعَ لِي فِي مَجْلِسِهِ وَ أَجْلَسَنِي إِلَى جَانِبِهِ، ثُمَّ قَالَ لِي: يَا دَعْبَلُ أَحِبُّ أَنْ تَنشدنَا شِعْرًا، فَإِنَّ هَذِهِ الْأَيَّامِ أَيَّامُ حُزْنٍ كَانَتْ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، وَ أَيَّامُ سُرُورٍ كَانَتْ عَلَى أَعْدَائِنَا خُصُوصًا بَنِي أُمَيَّةِ.
يَا دَعْبَلُ مَنْ بَكَى وَ أَبْكَى عَلَى مَصَابِنَا وَ لَوْ وَاحِدًا كَانَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ.
يَا دَعْبَلُ مَنْ ذَرَفَتْ عَيْنَاهُ عَلَى مَصَابِنَا وَ بَكَى لِمَا أَصَابَنَا مِنْ أَعْدَائِنَا حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَنَا فِي زُمَرَتِنَا.
يَا دَعْبَلُ مَنْ بَكَى عَلَى مَصَابِ جَدِّي الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ بِالْبَتَّةِ.
ثُمَّ إِنَّهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ نَهَضَ، وَ ضَرَبَ سِتْرًا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ حَرَمِهِ، وَ أَجْلَسَ أَهْلَ بَيْتِهِ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ لِيَبْكُوا عَلَى مَصَابِ جَدِّهِمْ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، ثُمَّ اَلتَفَتَ إِلَيَّ وَ قَالَ لِي: يَا دَعْبَلُ اَرْثِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ - فَأَنْتَ نَاصِرُنَا وَ مَادِحُنَا - مَا دُمْتَ حَيًّا، فَلَا تَقْصُرْ عَنْ نَصْرِنَا مَا اسْتَطَعْتَ.
قال دعبل: فاستعبرتُ، و سالتْ عبرتي، و أنشأت أقول:
أَفَاطِمْ لَوْ خِلْتِ الْحُسَيْنَ مُجَدَّلاً *** وَ قَدْ مَاتَ عَطْشَانَا بِشَطْ فُرَاتٍ
إِذا لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فَاطِمْ عِنْدَهُ *** وَ أَجْرَيْتِ دَمَّعَ الْعَيْنِ فِي الْوَجَنَاتِ
أَفَاطِمُ قُومِي يَا ابْنَةَ الْخَيْرِ وَ انْدُبِي *** نُجُومَ سَمَاوَاتٍ بِأَرْضِ فَلاةٍ (1)
دعبل خزاعی گوید: مثل این ایام - ظاهراً محرّم بوده - نزد سرور و مولایم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام رفتم، حضرت در جمع اصحاب محزون و اندوهناک نشسته بود به من خوش آمد گفت و فرمود: مرحبا به یاور ما که با دست و زبان ما را یاری می کند. مرا در کنار خویش نشاند و فرمود: دوست
1) بحار 45 / 257، عوالم 17/ 545، مستدرک 10/ 386.
دارم برایم شعری بخوانی که ایام حزن ما اهل بیت و سرور دشمنان ما - به خصوص بنی امیه - است.
ای دعبل! هر کس در مصائب ما بگرید و بگریاند - حتی اگر یک نفر را - پاداش او بر خداست.
ای دعبل! هر چشمی که در مصائب ما اشک بریزد و بگرید بر آن چه از دشمنان بر سر ما آمده خدا او را با ما محشور کند.
ای دعبل! هر کس در مصائب جدّم حسین علیه السلام بگرید خدا حتماً گناهان او را بیامرزد.
پس از آن حضرت بلند شد و با دست مبارک پرده ای زد تا خانواده اش پشت آن قرار گیرند و بگریند. سپس فرمود: ای دعبل برای امام حسین علیه السلام مرثیه سرایی کن - که تو یاور و مادح ما هستی - تا جان در تن داری، تا می توانی در یاری ما از هیچ کوششی دریغ مدار و کوتاهی مکن.
دعبل گوید: گریه ام گرفت، اشک از دیدگانم جاری شد و شروع کردم به خواندن اشعار (گذشته که ترجمه اش این است):
ای فاطمه آیا هیچ فکر می کردی کشته حسینت به روی زمین افتاده باشد؟! و با لب تشنه در کنار نهر فرات جان سپارد؟! اگر آن حالت را می دیدی به صورت خویش لطمه می زدی! اشک بر رخسارت جاری می ساختی.
ای فاطمه بپا خیز، ای دختر خیرالبشر، نوحه سرایی کن و اشک بریز. ستارگان آسمان (تو) همه در بیابان بر زمین ریخته اند...
ابو بکار گوید: قدری از خاک سرخ رنگ بالای سر امام حسین علیه السلام برداشته و هنگامی که شرفیاب حضور حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا علیه السلام شدم خدمت آن گرامی عرضه کردم.
حضرت آن را در دست گرفته و می بویید و می گریست، سپس فرمود: (آری) این تربت جدّ من است.
إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَقْرَحَ جُفُونَنَا، وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا، وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ، وَ أَوْرَثَنَا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الْانْقِضَاءِ. (2) یعنی: روز (مصیبت) امام حسین علیه السلام پلک چشم ما را زخم کرد، اشک ما را جاری ساخت، عزیزان ما در سرزمین کرب و بلا (گرفتاری و بلا) خوار نمود و برای ما گرفتاری و مصیبت ابدی به جای گذاشت.
در ضمن زیارتی از آن حضرت چنین آمده است:
در این زیارت نام جمعی از شهدای کربلا برده شده و پس از آن به اختصار مصیبت و کیفیت شهادت آن ها به دست دشمن بیان شده است.
1) مزار ابن مشهدی 485 - 490، اقبال 573 - 575، بحار 65/45 - 68 و 269/98 - 271، عوالم 335/17 - 337، جامع احادیث الشيعة 495/12 - 497.
لازم به تذکر است که تعبیر «ناحیه مقدسه» - که در سند روایت گذشته آمده - با توجه به تاریخی که در روایت ذکر شده - سنه 252 هجری - با صدور آن از ناحیه امام هادی علیه السلام مناسبت دارد.
امام عسکری علیه السلام در ضمن صلواتی بر جدّش سیدالشهدا علیه السلام می فرماید:
خدایا درود فرست بر حسین بن علی مظلوم شهید که به دست کافران به شهادت رسید و فاجران (بدن) او را (برهنه و عریان در بیابان) انداختند... .
لعنت بر کسی که تو را به قتل رساند،
لعنت بر کسی که از یاریت دست کشید،
لعنت بر کسی که ندایت [ناله استغاثه ات] را شنید و پاسخ نداد و یاریت نکرد و لعنت بر کسانی که بانوانت را اسیر کردند.
1) مصباح المتهجد 399، جمال الأسبوع 487- 488، البلد الأمين 304، بحار 74/91 - 75
الشُّهَدَاءُ، السَّلاَمُ عَلَى قَتِيلِ الأَدْعِيَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى سَاكِنِ كَرْبَلَاءَ، السَّلاَمُ عَلَى مَن بَكَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى مَن ذُرِّيَّتُهُ الأَزْكِيَاءُ، السَّلاَمُ عَلَى يَعْسُوبِ الدِّينِ، السَّلاَمُ عَلَى مَنَازِلِ البَرَاهِينَ، السَّلاَمُ عَلَى الأَئِمَّةِ السَّادَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الجُيُوبِ المَضَرَّجَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الشِّفَاهِ الذَّابِلَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى النُّفُوسِ المُصْطَلَمَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَرْوَاحِ المُخْتَلَسَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَجْسَادِ العَارِيَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الجُسُومِ الشَّاحِبَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الدِّمَاءِ السَّائِلَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَعْضَاءِ المَقْطُوعَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الرُّؤُوسِ المُشَالَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى النِّسْوَةِ البَارِزَاتِ.السَّلاَمُ عَلَى حُجَّةِ رَبِّ العَالَمِينَ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَعَلَى آبَائِكَ الطَّاهِرِينَ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَعَلَى أَبْنَائِكَ المُسْتَشْهِدِينَ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِكَ النَّاصِرِينَ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى المَلَائِكَةِ المُضَاجِعِينَ.السَّلاَمُ عَلَى القَتِيلِ المَظْلُومِ، السَّلاَمُ عَلَى أَخِيهِ المَسْمُومِ، السَّلاَمُ عَلَى عَلِيِّ الكَبِيرِ، السَّلاَمُ عَلَى الرَّضِيعِ الصَّغِيرِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَبْدَانِ السَّلِيبَةِ، السَّلاَمُ عَلَى العِتْرَةِ القَرِيبَةِ الغَرِيبَةِ، السَّلاَمُ عَلَى المَجْدَلِينَ فِي الفَلْوَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى النَّازِحِينَ عَنِ الأَوْطَانِ، السَّلاَمُ عَلَى المَدْفُونِينَ بِلَا أَكْفَانٍ، السَّلاَمُ عَلَى الرُّؤُوسِ المُفَرَّقَةِ عَنْ الأَبْدَانِ.السَّلاَمُ عَلَى المُحْتَسِبِ الصَّابِرِ، السَّلاَمُ عَلَى المَظْلُومِ بِلَا نَاصِرٍالسَّلاَمُ عَلَى سَاكِنِ التُّربةِ الزَّاكِيَةِ، السَّلاَمُ عَلَى صَاحِبِ القُبَّةِ السَّامِيَةِ.السَّلاَمُ عَلَى مَن طَهَّرَهُ الجَلِيلُ، السَّلاَمُ عَلَى مَن افْتَخَرَ بِهِ جَبْرَائِيلُ، السَّلاَمُ عَلَى مَن نَاغَاهُ فِي المَهْدِ مِيكَائِيلُ.السَّلاَمُ عَلَى مَن نَكثَتْ ذِمَّتُهُ، السَّلاَمُ عَلَى مَن هَتَكَتْ حُرْمَتُهُ، السَّلاَمُ عَلَى مَن أُرِيقَ بِالظُّلْمِ دَمُهُ.
السَّلاَمُ عَلَى المَغْسِلِ بِدَمِ الجِرَاحِ، السَّلاَمُ عَلَى المُجَرِّعِ بِكَأْسَاتِ الرِّمَاحِ، السَّلاَمُ عَلَى المَضَامِّ المُسْتَبَاحِ.السَّلاَمُ عَلَى المَنْحُورِ فِي الوَرَى، السَّلاَمُ عَلَى مَن دَفَنَهُ أَهْلُ القُرَى.السَّلاَمُ عَلَى المَقْطُوعِ الوَتِينَ، السَّلاَمُ عَلَى المُحَامِي بِلَا مَعِينٍ.السَّلاَمُ عَلَى الشَّيْبِ الخَضِيبِ، السَّلاَمُ عَلَى الخَدِّ التَّرِيبِ، السَّلاَمُ عَلَى البَدَنِ السَّلِيبِ، السَّلاَمُ عَلَى الثَّغْرِ المَقْرُوعِ بِالقَضِيبِ، السَّلاَمُ عَلَى الرَّأْسِ المَرْفُوعِ.السَّلاَمُ عَلَى الأَجْسَامِ العَارِيَةِ فِي الفَلْوَاتِ تَنَهَشُهَا الذِّئَابُ العَادِيَاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهَا السِّبَاعُ الضَّارِيَاتُ.السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ وَ عَلَى المَلَائِكَةِ المَرْفُوفِينَ حَوْلَ قُبَّتِكَ، الحَافِّينَ بِتُرْبَتِكَ، الطَّائِفِينَ بِعَرْصَتِكَ، الوَارِدِينَ لِزِيَارَتِكَ.السَّلاَمُ عَلَيْكَ فَإِنِّي قَصَدْتُ إِلَيْكَ، وَ رَجَوْتُ الفَوْزَ لَدَيْكَ.السَّلاَمُ عَلَيْكَ سَلاَمُ العَارِفِ بِحُرْمَتِكَ، المُخْلِصِ فِي وَلَايَتِكَ، المُتَقَرِّبِ إِلَى اللَّهِ بِمُحَبَّتِكَ، البَرِيءِ مِنْ أَعْدَائِكَ، سَلاَمٌ مِّنْ قَلْبِهِ بِمُصَابِكَ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعِهِ عِندَ ذِكْرِكَ مَسْفُوحٌ، سَلاَمُ المُفْجُوعِ الحَزِينِ الوَالِهِ المُسْتَكِينِ...(1)فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِي عَنْ نَصْرِكَ المَقْدُورُ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحَارِبًا، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ العَدَاوَةَ مَنَاصِبًا، فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحًا وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمًا، حَسْرَةً عَلَيْكَ، وَ تَأَسُّفًا وَ تَحَسُّرًا عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفًا حَتَّى أَمُوتَ بِالْوَعْدِ الْمُصَابِ وَ غَصَّةِ الاكْتِيَابِ... . (2)
فَجَاهَدْتُهُمْ بَعْدَ الإِيْعَازِ لَهُمْ، وَ تَأْكِيدِ الحُجَّةِ عَلَيْهِمْ، فَنَكَثُوا ذِمَامَكَ وَ بَيْعَتَكَ، وَ أَسْخَطُوا رَبَّكَ وَجَدَّكَ، وَ بَدَؤُوكَ بِالْحَرْبِ فَثَبَتْتَ لِلطَّعْنِ وَ الضَّرْبِ، وَ طَحَنَتْ جُنُودُ الفُجَّارِ، وَاقْتَحَمْتَ قِسْطَلَ الغُبَارِ، مُجَاهِدًا بِذِي الفُقَّارِ كَأَنَّكَ عَلِيٌّ الْمُخْتَارِ، فَلَمَّا رَأَوْكَ ثَابِتَ الجَأْشِ غَيْرَ خَائِفٍ وَ لا خَاشٍ، نَصَبُوا لَكَ غَوَائِلَ مَكْرِهِمْ، وَ قَاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ، وَ أَمَرَ اللَّعِينُ جُنُودَهُ، فَمَنَعُوكَ المَاءَ وَ وُرُودَهُ، (1وَ نَاجَزُوكَ القِتَالَ، وَ عَاجَلُوكَ النِّزَالَ، وَ رَشَقُوكَ بِالْسِّهَامِ وَ النِّبَالِ، وَ بَسَطُوا إِلَيْكَ أَكُفَّ الاصْطِلاَمِ، وَ لَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِمَامًا، وَ لا رَاقَبُوا فِيكَ إِثْمًا فِي قَتْلِهِمْ أَوْ وَنَهْبِهِمْ رَحَالَكَ - وَ أَنْتَ مُقَدِّمٌ فِي الهَبَوَاتِ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلْأَذِيَّاتِ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ - فَأَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الجِهَاتِ، وَ أَثْخَنُوكَ بِالْجِرَاحِ، وَ حَالُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الرَّوَاحِ، وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صَابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَ أَوْلَادِكَ حَتَّى نَكَّسُوكَ عَنْ جَوَادِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، فَهَوَيْتَ إِلَى الأَرْضِ جَرِيحًا، تَطَؤُكِ الْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا، أَوْ تَعْلُوكِ الطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا، قَدْ رَشَّحَ لِلْمَوْتِ جَبِينُكَ، وَاخْتَلَفَتْ بِالْإِنْقِبَاضِ وَ الْإِنْبِسَاطِ شِمَالُكَ وَ يَمِينُكَ، تَدِيرُ طَرْفًا خَفِيًّا إِلَى رَحْلِكَ وَ بَيْتِكَ، وَ قَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وَلَدِكَ وَ أَهَالِيكَ، وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِدًا، إِلَى خِيَامِكَ قَاصِدًا، مُحَمْحِمًا، بَاكِيًا، فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مُخْزِيًا، وَ نَظَرْنَ سُرَجَكَ)
1) ابن حجر هیثمی می نویسد: و لو لا ما کادوه به من أنهم حالوا بينه و بين الماء لم يقدروا عليه ؛ إذ هو الشجاع القرم الذي لا يزول و لا يتحول. (الصواعق المحرقة 118).)شاید بتوان در توضیح مکر و کید مذکور چنین گفت که: دستگاه ابن زیاد به لشکر خود اطمینان نداشت و می دانست که از روی ایمان نمی جنگند ولی یاران حضرت با نیروی ایمان جانبازی می کردند و در دم واپسین حیات که در خاک و خون می غلتیدند، گوشه چشمان آنان متوجه امام علیه السلام بود و آرزو می کردند که صد جان داشتند و همه را در راه او می باختند.عمال ابن زیاد می دانستند که انبوه لشکر باطل ایشان، یارای مقاومت با حضرت و یاران او را ندارند این بود که به حیله ناجوانمردان های متوسل گردیدند و تشنگی و عطش زهرآگین را وسیله هلاک آل عصمت ساختند. (مستفاد از اسرار و آثار واقعه کربلا، عاشورا شناسی 193.
عَلَيْهِ مَلْوِيَّا، بَرَزَنٌ مِنَ الْخُدُورِ، نَاشِرَاتٌ الشَّعُورِ، عَلَى الْخُدُودِ الْأَطْمَاتِ، الْوُجُوهُ سَافِرَاتٌ، وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٌ، وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّاتٌ، وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مُبَادِرَاتٌ، وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ، وَ مُولِغٌ سَيْفَهُ عَلَى نَحْرِكَ، قَابِضٌ عَلَى شِيبَتِكَ بِيَدِهِ، ذَابِحٌ لَكَ بِمُهَنِّدِهِ، قَدْ سَكَنَتْ حَوَاسُكَ، وَ خَفِيَتْ أَنْفَاسُكَ، وَ رُفِعَ عَلَى الْقَنَاةِ رَأْسُكَ، وَ سَبَتْ أَهْلُكَ كَالْعَبِيدِ، وَ صُفِّدُوا فِي الْحَدِيدِ فَوْقَ أَقْتَابِ الْمَطِيَّاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهَاجِرَاتِ، يُسَاقُونَ فِي الْبَرَارِي وَ الْفَلَاوَاتِ، أَيْدِيهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْنَاقِ، يُطَافُ بِهِمْ فِي الْأَسْوَاقِ... (1)فَقَامَ نَاعِيكَ عِندَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَنَعَاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الهَطُولِ، قَائِلاً: يَا رَسُولَ اللَّهِ قُتِلَ سَبْطُكَ وَ فَتَاكَ، وَاسْتُبِيحَ أَهْلُكَ وَ حِمَاكَ، وَ سُبِيتَ بَعْدَكَ ذُرِّيَّاتُكَ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِكَ وَ ذُوَيْكَ، فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَ بَكَى قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَ عَزَّاهُ بِكَ الْمَلَائِكَةُ وَ الْأَنْبِيَاءُ، وَ فَجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزَّهْرَاءُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ، وَاخْتَلَفَ جُنُودُ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ لِتُعَزِّيَ أَبَاكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ أُقِيمَتْ لَكَ الْمَأْتَمُ فِي أَعْلَى عَلِيِّينَ، وَ لَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُورُ الْعِينُ، وَ بَكَتِ السَّمَاءُ وَسُكَّانُهَا، وَ الْجَنَّاتُ وَ الْجِبَالُ وَ خُزَّانُهَا، وَ الْهِضَابُ وَ أَقْطَارُهَا، وَ الْبِحَارُ وَ حِيتَانُهَا، وَ الْجَنَّاتُ، وَ وِلْدَانُهَا، وَ الْبَيْتُ وَ الْمَقَامُ، وَ الْمِشْعَرُ الْحَرَامُ، وَ الْحَلُّ وَ الْإِحْرَامُ... (2) این زیارت از عالم بزرگ شیعه سید مرتضی علم الهدی قدس سره - با قدری اختلاف به کیفیت ذیل - روایت شده است:
بَعِيدًا عنِ الأهلِ وَ الإخوانِ، مَسْلوبَ الثِّيَابِ، مُعَفَّرًا في التُّرَابِ، قَدْ نَحَرَ نَحْرَكَ، وَ خَسَفَ صَدْرَكَ، وَاسْتُبِيحَ حَرِيمُكَ، وَ ذُبِحَ فَطِيمُكَ، وَ سُبِيَ أَهْلُكَ، وَانْتُهِبَ رَحْلُكَ، تَقَلَّبْتَ يَمِينًا وَ شِمَالًا، وَ تَتَجَرَّعْتَ مِنَ الغُصَصِ أَهْوَالًا. لَهْفِي عَلَيْكَ وَ أَنْتَ لَهْفَانُ، وَ أَنْتَ مُجَدَّلٌ عَلَى الرَّمْضاءِ ظَمْآنُ، لَا تَسْتَطِيعُ خِطَابًا وَ لَا تَرُدُّ جَوَابًا، قَدْ فَجَعَتْ بِكَ نِسْوَانُكَ وَ وَلَدُكَ، وَاجْتَزَّ رَأْسَكَ مِنْ جَسَدِكَ، لَقَدْ صُرِعَ بِمِصْرَعِكَ الإِسْلاَمُ، وَ تَعَطَّلَتِ الحُدُودُ وَ الأَحْكَامُ، وَ أَظْلَمَتِ الأَيَّامُ، وَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ، وَ أَظْلَمَ القَمَرُ، وَاحْتَبَسَ الغَيْثُ وَ المَطَرُ، وَاهْتَزَّ العَرْشُ وَ السَّمَاءُ، وَ اقْشَعَرَّتِ الأَرْضُ وَ البَطْحَاءُ، وَ شَمِلَ البَلَاءُ، وَاخْتَلَفَتِ الأَهْوَاءُ، وَ فَجَعَ بِكَ الرَّسُولُ، وَ أَزْعَجَتِ البَتُولُ، وَ طَاشَتِ العُقُولُ... (1)السَّلاَمُ عَلَى المَرْمَلِ بِالدِّمَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى المُهْتُوكِ الخِبَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى خَامِسِ أَصْحَابِ أَهْلِ الكِسَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى غَرِيبِ الغُرَبَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى شَهِيدِ الشُّهَدَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى قَتِيلِ الأَدْعِيَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى سَاكِنِ كَرْبَلَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى مَن بَكَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى مَن ذُرِّيَّتِهِ الأَزْكِيَاءِ، السَّلاَمُ عَلَى يَعْسُوبِ الدِّينِ.السَّلاَمُ عَلَى مَنَازِلِ البَرَاهِينِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَئِمَّةِ السَّادَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الجُيُوبِ المُضَرَّجَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الشِّفَاهِ الذَّابِلَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى النُّفُوسِ المَصْطَلِمَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَرْوَاحِ المُخْتَلَسَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَجْسَادِ العَارِيَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الجُسُومِ الشَّاحِبَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الدِّمَاءِ السَّائِلَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الأَعْضَاءِ المَقْطُوعَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى الرُّؤُوسِ المُشَالَاتِ، السَّلاَمُ عَلَى النِّسَاءِ البَارِزَاتِ.
1) بحار 233/98
السَّلامُ عَلَى حُجَّةِ رَبِّ العَالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آبَائِكَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَبْنَائِكَ المُسْتَشْهَدِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِكَ النَّاصِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى المَلائِكَةِ المُضَاجِعِينَ.السَّلامُ عَلَى القَتِيلِ المَظْلُومِ، السَّلامُ عَلَى أَخِيهِ المَسْمُومِ، السَّلامُ عَلَى عَلِيٍّ الكَبِيرِ، السَّلامُ عَلَى الرَّضِيعِ الصَّغِيرِ، السَّلامُ عَلَى الأَبْدَانِ السَّلِيبَةِ، السَّلامُ عَلَى العِتْرَةِ الغَرِيبَةِ، السَّلامُ عَلَى الأَئِمَّةِ السَّادَاتِ، السَّلامُ عَلَى المَجْدَلِينَ فِي الفَلَوَاتِ، السَّلامُ عَلَى النَّازِحِينَ عَنْ الأَوْطَانِ، السَّلامُ عَلَى المَدْفُونِينَ بِلَا أَكْفَانٍ، السَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ المُفَرَّقَةِ عَنْ الأَبْدَانِ.السَّلامُ عَلَى المُحْتَسِبِ الصَّابِرِ، السَّلامُ عَلَى المَظْلُومِ بِلَا نَاصِرٍ.السَّلامُ عَلَى سَاكِنِ التُّرْبَةِ الزَّاكِيَةِ، السَّلامُ عَلَى صَاحِبِ القُبَّةِ السَّامِيَةِ. السَّلامُ عَلَى مَنْ طَهَّرَهُ الجَلِيلُ، السَّلامُ عَلَى مَنْ افْتَخَرَ بِهِ جِبْرِيلُ، السَّلامُ عَلَى مَنْ نَاغَاهُ فِي المَهْدِ مِيكَائِيلُ.السَّلامُ عَلَى مَنْ نَكَثَتْ ذِمَّتَهُ وَذِمَّةَ حُرْمَتِهِ، السَّلامُ عَلَى مَنْ انْتُهِكَتْ حُرْمَةُ الإِسْلَامِ فِي إِرَاقَةِ دَمِهِ.السَّلامُ عَلَى المَغَسَّلِ بِدَمِ الجِرَاحِ، السَّلامُ عَلَى المُجَرِّعِ بِكَأْسَاتِ مَرَارَاتِ الرِّمَاحِ، السَّلامُ عَلَى المُسْتَضَامِ المُسْتَباحِ.السَّلامُ عَلَى المَهْجُورِ فِي الوَرَى، السَّلامُ عَلَى المُنفَرِدِ بِالْعَرَاءِ، السَّلامُ عَلَى مَنْ تَوَلَّى دَفْنَهُ أَهْلُ القُرَى.السَّلامُ عَلَى المَقْطُوعِ الوَتِينِ، السَّلامُ عَلَى المُحَامِي بِلَا مَعِينٍ.السَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الخَضِيبِ، السَّلامُ عَلَى الخَدِّ التَّرِيبِ، السَّلامُ عَلَى البَدَنِ السَّلِيبِ، السَّلامُ عَلَى المَقْرُوعِ بِالقَضِيبِ.السَّلامُ عَلَى الوُدْجِ المَقْطُوعِ، السَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ المَرْفُوعِ، السَّلامُ عَلَى الشَّلُوِّ المَوْضُوعِ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.... (1)
1) بحار 235/98
السلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ بَكَتْ فِي مَصَابِهِ السَّمَاوَاتُ العُلا، السلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ بَكَتْ لِفَقْدِهِ الأرضُونَ السَّفْلَى... السلامُ عَلَيْكَ يا صَرِيعَ الدَّمْعَةِ العَبْرِي، السلامُ عَلَيْكَ يا مُذِيبَ الكَبِدِ الحَرَّى... السلامُ عَلَى المَقْتُولِ المَظْلُومِ، السلامُ عَلَى المَمْنُوعِ مِنْ مَاءِ الفُرَاتِ... أَشْهَدُ لَقَدْ طَيَّبَ اللَّهُ بِكَ التُّرَابَ، وَ أَوْضَحَ بِكَ الكِتَابَ، وَ أَعْظَمَ بِكَ المُصَابَ... . (1)السلامُ عَلَيْكَ يا أبا عَبْدِ اللَّهِ... سَلاَمٌ مِنْ قَلْبِهِ بِمُصَابِكَ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعِهِ عِندَ ذِكْرِكَ مَسْفُوحٌ، سَلاَمُ المُفْجُوعِ الحَزِينِ الوَالِهِ المِسْكِينِ، سَلاَمٌ مَنْ لَوْ كَانَ مَعَكَ بِالطُّفُوفِ لَوَقَّاكَ بِنَفْسِهِ مِنْ حَدِّ السُّيُوفِ، وَ بَذَلَ حَشَاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ، وَ جَاهَدَ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ نَصَرَكَ عَلَى مَنْ بَغَى عَلَيْكَ، وَفَادَكَ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وَلَدِهِ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِكَ الفِدَاءُ، وَ أَهْلُهُ لِأَهْلِكَ الوِقَاءُ، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِي عَنْ نَصْرَتِكَ المَقْدُورُ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحَارِبًا، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ العَدَاوَةَ مَنَاصِبًا، فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحًا وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمًا، حَسْرَةً عَلَيْكَ، وَ تَأَسُّفًا وَ تَحَسُّرًا عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفًا حَتَّى أَمُوتَ بِالْوَعْدِ المَصَابِ وَ غَصَّةِ الإِكْتِيَابِ... . (2)فَثَبَتْتَ لِلطَّعْنِ وَ الضَّرْبِ، وَ طَحْطَحَتْ جُنُودُ الكُفَّارِ، وَ شَرَّدَتْ جُيُوشُ الأَشْرَارِ، وَاقْتَحَمْتَ قِسْطَلَ الغُبَارِ، مُجَاهِدًا بِذِي الفَقَارِ كَأَنَّكَ عَلِيٌّ المُخْتَارِ، فَلَمَّا رَأَوْكَ ثَابِتَ الجَأْشِ، غَيْرَ خَائِفٍ وَ لَا خَاشٍ، نَصَبُوا لَكَ غَوَائِلَ مَكْرِهِمْ، وَ قَاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ، وَأَجْلَبَ اللَّعِينُ عَلَيْكَ جُنُودَهُ، وَ مَنَعُوكَ المَاءَ وَ وُرُودَهُ، وَ نَاجَزُوكَ القِتَالَ، وَ عَاجَلُوكَ النِّزَالَ، وَ رَشَقُوكَ بِالْسَّهَامِ، وَ بَسَطُوا إِلَيْكَ الأَكُفَّ لِلِاصْطِلاَمِ، وَ لَمْ يَرْعَوْا لَكَ الذِّمَامَ، وَ لَا رَاقَبُوا فِيكَ الأَنَامَ وَ فِي قَتْلِهِمْ أَوْلِيَاءَكَ، وَ نَهْبِهِمْ رَحَالَكَ - وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِي الهَبَوَاتِ، مُحْتَمِلٌ
لِلْأَذِيَّاتِ، وَ قَدْ عَجِبْتُ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ - وَ أَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الجِهَاتِ، وَ أَثْخَنُوكَ بِالجِرَاحِ، وَ حَالُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَاءِ الفُرَاتِ. وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صَابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسَائِكَ وَ أَوْلَادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الأَرْضِ طَرِيحًا، ظَمْآنَ جَرِيحًا، تَطَوَّكَ الخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا، وَ تَعْلُوكَ الطُّغَاةُ بِوَيَاتِرِهَا، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبِينُكَ، وَاخْتَلَفَتْ بِالِانْبِسَاطِ وَ الانْقِبَاضِ شِمَالُكَ وَ يَمِينُكَ، تَدِيرُ طَرَفًا مُنكَسِرًا إِلَى رَحْلِكَ، وَ قَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وَلَدِكَ وَ أَهْلِكَ. وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِدًا وَ إِلَى خِيَامِكَ قَاصِدًا مُحَمَّمًا بَاكِيًا، فَلَمَّا رَأَتْ النِّسَاءُ جَوَادَكَ مَخْزِيًا، وَ أَبْصَرْنَ سَرَجَكَ مَلْوِيًا، بَرَزْنَ مِنَ الخُدُورِ لِشُعُورِهِنَّ نَاشِرَاتٍ، وَلِلْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ، وَ لِلْوُجُوهِ سَافِرَاتٍ، وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ، وَ بَعْدَ العِزِّ مُذِلَّاتٍ، وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مُبَادِرَاتٍ، وَ شَمِرٌ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ، مُلْغٍ سَيْفَهُ فِي نَحْرِكَ، قَابِضٌ شَيْبَتَكَ بِيَدِهِ، ذَابِحٌ لَكَ بِمَهْنِدِهِ، وَ قَدْ سَكَنَتْ حَوَاسُكَ، وَ خَمَدَتْ أَنْفَاسُكَ، وَ وَرَدَ عَلَى القَنَاةِ رَأْسُكَ، وَ سَبَتْ أَهْلَكَ كَالْعَبِيدِ، وَ صُفِّدُوا فِي الحَدِيدِ فَوْقَ أَقْتَابِ المُطَيَّاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الهَاجِرَاتِ، يُسَاقُونَ فِي الفَلَوَاتِ، أَيْدِيهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الأَعْنَاقِ، يُطَافُ بِهِمْ فِي الأَسْوَاقِ... . (1)وَ قَامَ نَاعِيكَ عِندَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَنَعَاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الهَطُّولِ، قَائِلًا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! قُتِلَ سِبْطُكَ وَفَتَاكَ، وَاسْتُبِيحَ أَهْلُكَ وَ حِمَاكَ، وَ سُبِيَ بَعْدَكَ ذُرَّارِيكَ، وَ وَقَعَ المَحْذُورُ بِعِتْرَتِكَ وَ بَنِيكَ، فَنَزَعَ الرَّسُولُ الرِّدَاءَ، وَ عَزَّاهُ بِكَ المَلَائِكَةُ وَ الأَنْبِيَاءُ، وَ فَجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءِ ، وَاخْتَلَفَتْ جُنُودُ المَلَائِكَةِ المَقْرَّبِينَ تُعَزِّي أَبَاكَ أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ، وَ أُقِيمَتْ عَلَيْكَ المَأْتَمَ فِي أَعْلَى عَلِيِّينَ، تَلْطِمُ عَلَيْكَ فِيهَا الحُورُ العِينُ، وَ تَبْكِيكَ السَّمَاوَاتُ وَ سُكَّانُهَا، وَ الجِبَالُ وَ خَزَّانُهَا، وَ السَّحَابُ وَ أَقْطَارُهَا، وَ الأَرْضُ وَ قِيعَانُهَا، وَ البِحَارُ...
1) بحار 240/98 - 241.
وَ حِيَاتَانِهَا، وَ مَكَّةُ وَ بُنْيَانُهَا، وَ الجَنَّان وَ وِلْدَانُهَا، وَ البَيْتُ وَ المَقَامُ، وَ المَشْعَرُ الحَرَامُ، وَ الحَطِيمُ وَ زَمْزَمُ، وَ المِنْبَرُ المُعَظَّمُ، وَ النُّجُومُ الطَّوَارِعُ، وَ البُرُوقُ اللَّوَامِعُ، وَ الرُّعُودُ القَعَاقِعُ، وَ الرِّيَاحُ الزَّعَازِعُ، وَ الأَفْلَاكُ الرَّوَافِعُ... . (1) امام زمان علیه السلام در این زیارت - ضمن سلام - به ذکر مصائب سیدالشهدا علیه السلام و خاندان و یارانش پرداخته و می فرماید:
سلام بر (عزیز) در خون طبیده...
سلام بر آن که حرمت خیمه اش شکسته شد ...
سلام بر آن که فرشتگان آسمان بر او گریستند...
سلام بر گریبان های دریده... لبان خشکیده... بدن های برهنه... خون های جاری... اعضای قطعه قطعه... سرهای بالای نیزه... مدفونین بی کفن... سرهای جدا شده از بدن...
سلام بر مظلوم بی یاور... کسی که به ستم خونش ریخته شد... محاسن به خون خضاب شده... گونۀ خاکی... بدنی که لباسش به غارت رفته... دندانی که با چوب خیزران بر آن زده شد... .
سپس حزن و تأسف و عزاداری دائمی خویش را بیان نموده، می فرماید: اگر روزگار (عمر) مرا به تأخیر انداخت، و از آن چه در توانم بود - از یاری تو - مرا بازداشت و نبودم تا با دشمنانت جنگ و پیکار نمایم، اکنون برای تو هر صبح
1) مصباح الزائر 221 - 235، بحار 233/98 - 241
و شام گریه می کنم و به جای اشک برایت خون خواهم گریست از حسرت تو و تأسف و غصه بر مصائبی که برایت پیش آمد تا آن که از بی قراری و بی تابی در مصیبت تو و اندوه و غصه جانکاه جان سپارم.
و پس از آن رسماً به عزاداری و روضه خوانی پرداخته برخی از مصائب را یادآور می شود، مانند:
لحظات آخر مبارزۀ سیدالشهدا علیه السلام و افتادن از مرکب
بازگشت اسب بی صاحب به خیمه ها
اقدام شمر به بریدن سر مبارک حضرت
قرار گرفتن سر مبارک بر روی نیزه
عزاداری بانوان، لطمه به صورت زدن مو پریشان نمودن و حرکت به سوی قتلگاه.
در غل و زنجیر کردن اهل بیت و اسارت آن ها.
رسیدن خبر شهادت و اسارت به پیامبر صلی الله علیه و آله داغدار و عزادار شدن پیامبر صلی الله علیه و آله، تسلیت فرشتگان و انبیا علیهم السلام به حضرت، عزادار شدن حضرت زهرا علیها السلام، تسلیت فرشتگان به امیر مؤمنان علیه السلام.
اقامه مجلس عزا در اعلی علیین، لطمه زدن حورالعین، گریه فرشتگان، گریه آسمان و زمین، گریه ساکنان آسمان، کوه ها، ابرها، دریاها، ماهی ها، مکه، بهشت، ولدان، مکان های مقدس مکه: مقام، مشعر، حطیم، زمزم، منبر، ستارگان، رعد و برق، بادها، افلاک.
یزدی حائری نقل می کند که: امام زمان علیه السلام پس از ظهور، بین رکن و مقام ایستاده و پنج مطلب را با ندای بلند اعلام خواهد نمود:
ای اهل عالم من امام و پیشوای قائم هستم.
ای اهل عالم من شمشیر تیز و محکم منتقم هستم.
ای اهل عالم جدّم حسین علیه السلام را لب تشنه به شهادت رساندند.
ای اهل عالم بدن جدّم حسین علیه السلام را برهنه روی زمین انداختند.
ای اهل عالم جسد جدم حسین علیه السلام را از روی دشمنی پایمال (سمّ اسبان) نمودند.
1) بحار 328/44، عوالم 177/17
سیدالشهدا علیه السلام کنار قبر جدش آمد، شروع به گریه کرد، صبح بود که سر مبارک را بر تربت جدش گذاشت و به خواب رفت در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که فرشتگان گرد او را گرفته اند، حضرت او را در بر گرفت و به سینه چسبانید و پیشانی او را بوسه داد و فرمود: حسین عزیزم! گویا می بینم که به زودی به خون خویش آغشته و در سرزمین کرب و بلا در میان گروهی از امتم به شهادت رسی در حالی که عطشان و بسیار تشنه باشی ولی کسی به تو آب ندهد و سیراب نشوی. (شگفت آن که) آن ها با ارتکاب این جنایت عظیم باز امید شفاعت مرا دارند! خدا در قیامت شفاعت مرا شامل حال آن ها نکند.
حسین عزیزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده، مشتاق دیدار تو هستند. تو را در بهشت مقامی است که جز با شهادت به آن نرسی.
سیدالشهدا علیه السلام در عالم رؤیا به جدّش عرض نمود: یا جدّاه! مرا نیازی به بازگشت به دنیا نیست، مرا بگیر و نزد خویش ببر. حضرت در پاسخ فرمود: باید به دنیا برگردی تا توفیق شهادت یابی و پاداش عظیمی که خدا برای تو نوشته، نصیبت گردد. تو با پدر و برادرت، عمویت (حضرت جعفر) و عموی پدرت (حضرت حمزه) همگی در یک دسته و گروه محشور شده و وارد بهشت خواهید شد.
سیدالشهدا علیه السلام هراسناک از خواب بیدار شد، رؤیای خویش را برای خاندانش و فرزندان حضرت عبدالمطلب علیه السلام بازگو کرد. آن روز در شرق و غرب عالم هیچ کس غمناک تر و گریان تر از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله نبود.
در روایت دیگر آمده که حضرت عصر تاسوعا فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم فرمود: تو نزد ما خواهی آمد. حضرت زینب با لطمه به صورت زده و می گفت: وای بر من! حضرت به او فرمود نه وای بر تو مباد، خواهرم ساکت باش، خدایت رحمت کند.
بنابر روایت سید ابن طاووس حضرت فرمود: خواهرم! من همین الآن جدّم پیامبر صلی الله علیه و آله، پدرم علیّ مادرم فاطمه و برادرم حسن علیهم السلام را در عالم رؤیا دیدم که به من فرمودند: ای حسین! تو به زودی- و به روایتی فردا - نزد ما خواهی آمد. حضرت زینب علیها السلام با لطمه بر صورت خویش نواخته، و صیحه ای زد و شروع به گریه نمود. حضرت فرمود: آرام باش! ما را دشمن شاد مکن!
امام سجّاد علیه السلام در ضمن روایتی فرماید: شب عاشورا عمه ام زینب علیها السلام از من پرستاری می نمود، پدرم اشعار فوق را می خواند و تکرار می کرد. من فهمیدم که مقصودش چیست، گریه راه گلویم را گرفت ولی جلوی خود را گرفته و سکوت نمودم، فهمیدم که بلا نازل شده است. ولی عمه ام طاقت نیاورد و بی تابی نمود سیدالشهدا علیه السلام او را به بردباری سفارش می نمود ولی چشمان خود
1) ارشاد 93/2، اعلام الوری 239، بحار 45/ 1- 2، عوالم 17/ 245- 246.
حضرت پر از اشک بود، در این جا طاقت عمه ام تمام شد به صورت خویش لطمه زده، گریبان چاک زد و افتاد و غش کرد.
هنگامی که سیدالشهدا علیه السلام عزیزانش را از دست داد و از خاندان و فرزندان جز بانوان و کودکانش کسی نمانده بود ندای غربتش بلند شد که:
آیا کسی هست که از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع نماید؟!
آیا خدا پرستی هست که از خدا بترسد و به یاری ما بیاید؟!
آیا فریادرسی پیدا می شود که به خاطر خدا به فریاد ما رسد؟!
صدای شیون و ناله بانوان - با شنیدن صدای غربت حضرت - بلند شد.
1) بحار 46/45، عوالم 17/ 289، موسوعة كلمات الامام الحسين علیه السلام 522 به نقل از مقتل خوارزمی 91/2، و رجوع شود به لهوف 116.
سَكَّتَهُنَّ فَلَعُمْرِي لَيَكْثُرَنَّ بُكَاؤُهُنَّ. (1) سیدالشهدا علیه السلام خطبه ای خواند (2)و خود را به لشکر دشمن معرفی کرد، پاسخ دادند: ما همۀ آن چه گفتی خوب می دانیم ولی تو را رها نمی کنیم تا تشنه لب جان سپاری!
با شنیدن این خطبه (و جواب دشمن) دختران حضرت و خواهرش زینب گریه و زاری سر داده و به صورت خویش می زدند و ناله و فریادشان بلند شد.
سیدالشهدا علیه السلام برادرش حضرت عباس و حضرت علی اکبر علیهما السلام را نزد آن ها فرستاد تا آن ها را ساکت کنند و فرمود: به جان خودم سوگند از این پس گریه آن ها بسیار خواهد شد.
1) لهوف 87 و رجوع شود به مصادر پاورقی آینده.
2) ظاهر لهوف این است که این خطبه روز هفتم محرم خوانده شده ولی در بقیه مصادر به عنوان مناشده و احتجاج حضرت روز عاشورا نقل شده است، رجوع شود به: امالی شیخ صدوق قدس سره 158- 159 مجلس 30، بحار 318/44، عوالم 17/ 168، موسوعة كلمات الامام الحسين علیه السلام 518.
3) بحار 47/45، عوالم 17/ 289- 290.
حضرت نگاهی بر اجساد هفتاد و دو تن از یارانش که بر زمین افتاده بود - انداخت، التفاتی به جانب خیمه بانوان کرد و ندا داد سکینه، فاطمه، زینب، امّ كلثوم خدا حافظ.
سكينه خاتون عرض کرد: پدر! خود را تسلیم مرگ کرده ای؟!
فرمود کسی که یار و یاوری ندارد چگونه تسلیم مرگ نشود؟
گفت پدر ما را به حرم جدّمان (مدینه) برگردان.
حضرت فرمود: هیهات (چنین چیزی امکان ندارد) اگر صیادان پرنده قطا را به حال خویش رها می کردند (استراحت می کرد و) می خوابید (کنایه از این که دشمن دست از سر من برنمی دارد).
صدای ناله و فریاد زنان بلند شد، حضرت آن ها را آرام کرد و به دشمن حمله ور شد.
1) رجوع شود به: لهوف 124 -125، بحار 45/ 54، عوالم 17/ 297.
حضرت از اسب افتاد و با گونه راست بر زمین آمد. فرمود به نام خدا، به (یاری) خدا، بر دین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
حضرت زینب از خیمه بیرون آمد فریاد می زد: وای برادرم! وای سرورم! وای خاندانم! ای کاش آسمان بر زمین می آمد. ای کاش کوه ها از هم می پاشید. شمر بر سر یارانش فریاد کشید: منتظر چه هستید؟! کار او را تمام کنید. آن ها از هر طرف به سوی حضرت حمله ور شدند.
فَلَمَّا نَظَرَتْ أَخَوَاتُ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ بَنَاتُهُ وَ أَهْلُهُ إِلَى الفَرَسِ لَيْسَ عَلَيْهِ أَحَدٌ رَفَعْنَ أَصْوَاتَهُنَّ بِالْبُكاءِ وَ الْعَوِيلِ.
وَ وَضَعَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ يَدَهَا عَلَى أُمِّ رَأْسِهَا وَ نَادَتْ:
وَا مُحَمَّدَاهُ! واجِدَّاهُ! وَا نَبِيَّاهُ! وا أَبَا القَاسِمَاهُ! وَا عَلِيَّاهُ! وَا جَعْفَرَاهُ!
وَا حَمْزَتَاهُ! وَا حْسِينَاهُ! هَذَا حُسَيْنٌ بِالْعَرَاءِ صَرِيعٌ بِكَرْبَلَا، مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ القَفَاءِ، مَسْلُوبُ العِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ ثُمَّ غَشِيَ عَلَيْهَا.﴾ (2)
اسب حضرت از دست لشکر فرار کرد به سوی جسد سیدالشهدا علیه السلام آمده، پیشانی خودش را به خون حضرت آغشته نمود و به سرعت به سوی خیمه زنان روان شد، شیهه می کشید و سرش را کنار خیمه بر زمین می زد تا جان سپرد.
هنگامی که چشم خواهران و دختران سیدالشهدا علیه السلام و دیگر افراد خاندانش به اسب افتاد که بدون سوار آمده، صدای شیون و گریه آن ها بلند شد.
ام کلثوم دست بر سر نهاد و فریاد می زد:
وا محمّداه وا جدّاه! وا نبياه! وا أبا القاسماه! و اعلياه! وا جعفراه! وا حمزتاه! واحسناه! این حسین است که در میدان کربلا بر زمین افتاده، سرش از قفا بریده، ردا و عمامه اش به غارت رفته است.
ام کلثوم پس از این نوحه سرایی و عزاداری غش کرد و بر زمین افتاد.
در زیارت ناحیه مقدسه آمده: هنگامی که بانوان حرم اسب تو را با حالتی خوار دیدند که زینش واژگون گشته بود، از خیمه ها خارج شدند موپریشان، لطمه زنان، شیون کنان به سوی مقتل تو شتافتند.
1) مزار ابن مشهدی قدس سره 504 - 505، بحار 98 /240 -241.
ثُمَّ أَخْرَجُوا النِّسَاءَ مِنَ الْخَيْمَةِ، وَأَشْعَلُوا فِيهَا النَّارَ، فَخَرَجْنَ حَواسِرَ مَسْلُوبَاتٍ حَافِيَاتٍ بَاكِياتٍ، يَمْشِينَ سَبَايَا فِي أَسْرِ الذُّلَّةِ، وَ قُلْنَ: بِحَقِّ اللَّهِ إِلَّا مَرَرْتُمْ بِنَا عَلَى مِصْرَعِ الحُسَيْنِ علیه السلام، فَلَمَّا نَظَرَتِ النِّسَاءُ إِلَى القَتْلَى، صَحَتْ وَ ضَرَبْنَ وُ جُوهَهُنَّ.قَالَ الرَّاوِي: فَوَاللَّهِ لَا أَنْسَى زَيْنَبَ بِنْتَ عَلِيٍّ وَ هِيَ تَندُبُ الحُسَيْنَ علیه السلام، وَ تُنَادِي بِصَوْتٍ حَزِينٍ وَقَلْبٍ كَئِيبٍ: وَا مُحَمَّدَاهُ! صَلَّى عَلَيْكَ مَلِيكُ السَّمَاءِ، هَذَا حُسَيْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ، مَقْطَعُ الأَعْضَاءِ، وَ بَنَاتُكَ سَبَايَا.إِلَى اللَّهِ المُشْتَكَى، وَ إِلَى مُحَمَّدٍ المُصْطَفَى، وَ إِلَى عَلِيٍّ المُرْتَضَى، [وَ إِلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ] ، وَ إِلَى حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ.وَا مُحَمَّدَاهُ! هَذَا حُسَيْنٌ بِالْعَرَاءِ، يَسْفِي عَلَيْهِ [رِيحُ] الصَّبَا، قَتِيلُ أَوْلَادِ البَغَايَا، يَا حَزْنَاهُ! يَا كَرْبَاهُ! اليَوْمَ مَاتَ جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، يَا أَصْحَابَ مُحَمَّدٍاه! هَؤُلَاءِ ذُرِّيَّةُ المُصْطَفَى، يُسَاقُونَ سُوقَ السَّبَايَا.وَ فِي رِوَايَةٍ: يَا مُحَمَّدُاه، بَنَاتُكَ سَبَايَا، وَ ذُرِّيَّتُكَ مَقْتُلَةٌ، تَسْفِي عَلَيْهِمْ رِيحُ الصَّبَا، وَ هَذَا حُسَيْنٌ مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ القَفَا، مَسْلُوبُ العِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ.بِأَبِي مَنْ [أَضْحَى] عِسْكَرُهُ فِي يَوْمِ الإثْنَيْنِ نَهْبًا، بِأَبِي مَنْ فِسْطَاطُهُ مَقْطَعُ العُرَى، بِأَبِي مَنْ لَا هُوَ غَائِبٌ فَيُرْجَى، وَ لَا جَرِيجٌ فَيُدَاوَى، بِأَبِي مَنْ نَفْسِي لَهُ الفِدَاءُ، بِأَبِي المَهْمُومِ حَتَّى قَضَى، بِأَبِي العَطْشَانِ حَتَّى مَضَى، بِأَبِي مَنْ شِيبَتُهُ تَقْطُرُ بِالدِّمَاءِ، بِأَبِي مَنْ جَدَّهُ رَسُولُ إِلَهِ السَّمَاءِ، بِأَبِي مَنْ هُوَ سَبْطُ نَبِيِّ الهُدَى، بِأَبِي مُحَمَّدٍ مصْطَفَى، بِأَبِي خَدِيجَةَ الكُبْرَى، بِأَبِي عَلِيٍّ المُرْتَضَى، بِأَبِي فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةَ النِّسَاءِ، بِأَبِي مَنْ رُدَّتْ لَهُ الشَّمْسُ حَتَّى صَلَّى.قَالَ: فَأَبَكَتْ - وَ اللَّهِ - كُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِيقٍ. (1)
1) لهوف 131- 134، بحار 58/45 - 59، عوالم 17/ 302 - 303 و رجوع شود به: مناقب 113/4 طبری نیز به اختصار آن را نقل کرده و گفته: لا أنسى قول زينب ابنة فاطمة حين مرت بأخيها الحسين صريعا، و هى تقول: يا محمّداه! يا محمّداه! صلّى عليك ملائكة السماء، هذا الحسين بالعرا، مرمّل بالدما، مقطع الأعضا. يا محمّداه! و بناتك سبايا، و ذريتك مقتلة، تسفى عليها الصبا. قال: فأبكت - و الله - كل عدو و صديق. (تاریخ طبری 4/ 348- 349).
خلاصه آن که: دختران پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل حرم (از خیمه ها) بیرون شدند و همگی به گریه و مرثیه سرایی بر عزیزانشان پرداختند...
پس از آن (بقیه) زنان را از خیمه ها بیرون کرده و خیمه ها را به آتش کشیدند زنان (داغدار و عزادار) اسیر شده، با پای برهنه، گریه کنان به راه افتادند.
آن ها گفتند شما را به خدا ما را از قتلگاه عبور دهید هنگامی که چشم آن ها به ابدان شهدا افتاد، فریاد کنان به صورت خویش می زدند.
راوی گوید: به خدا سوگند فراموش نمی کنم زینب دختر علی علیها السلام را که با قلبی سوزان و داغدار و صدایی محزون و غمناک برای برادرش چنین مرثیه سرایی کرد: وای ای پیامبر! درود فرشتگان آسمان بر تو باد! این حسین توست به خون آغشته، اعضای بدنش قطعه قطعه، دخترانت اسیر، شکایت خویش را نزد خدا، پیامبر، على مرتضى، فاطمه زهرا و حمزه سیدالشهدا بازگو می کنم.
و ای ای پیامبر! این حسین است که در این میدان (و فضا) افتاده، باد صبا بر او می وزد، به دست حرامزادگان کشته شده.
آه از غم و غصه! آه از گرفتاری! امروز جدّم از دنیا رفت. ای اصحاب پیامبر اینان نسل و ذریه پیامبرند که مانند بردگان به اسارت می روند.
و بنابر برخی روایات فرمود: ای پیامبر! دخترانت را اسیر کردند، نسل و ذریه ات را به قتل رساندند، باد صبا بر آن ها می وزد، این حسین علیه السلام است که سرش را از قفا بریده اند، عمامه و ردای او را به غارت برده اند.
پدرم فدای کسی که لشکر او را روز دوشنبه [اشاره به سقیفه] غارت کردند.
پدرم فدای کسی که طناب های خیمه هایش را بریده اند.
پدرم فدای کسی که مسافر نیست تا امید بازگشت او را داشته باشم و مجروح نیست تا به بهبودی او امیدوار باشم.
پدرم فدای کسی که من قربانش گردم.
پدرم فدای کسی که تا هنگام جان دادن مهموم و محزون و غمناک بود.
پدرم فدای کسی که تا آخرین لحظات لب تشنه بود.
پدرم فدای کسی که از محاسن او قطرات خون بر زمین می چکید!
پدرم فدای کسی که جدّش فرستاده خدای آسمان بود.
پدرم فدای کسی که سبط پیامبر هدایت بود.
پدرم فدای محمّد مصطفی، پدرم فدای خدیجه کبری، پدرم فدای علی مرتضی، پدرم فدای فاطمه زهرا سرور زنان عالمیان، پدرم فدای کسی که خورشید بر او بازگشت تا نماز گزارد.
راوی گوید: به خدا او با این مرثیه سرایی دوست و دشمن را به گریه انداخت.
وَ عَلَى مِثْلِهِ تَلْطِمُ الخُدُودُ وَ تَشُقُّ الجُيُوبُ. (1)
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمیات - دختران حضرت زهرا علیها السلام - در عزای امام حسین علیه السلام گریبان چاک زده و به صورتشان لطمه زدند، در مثل چنین مصیبتی به صورت ها لطمه زده شود و گریبان ها چاک شود.
فاطمه صغری علیها السلام در نقل وقایع عصر عاشورا فرماید: هنگامی که به خیمه برگشتیم دیدیم برادرم امام سجّاد علیه السلام به صورت بر زمین افتاده. او از شدّت بیماری و گرسنگی و تشنگی توان نشستن نداشت. او بر ما می گریست و ما بر او.
قَالَ قُرَّةُ بْنُ قَيْسٍ التَّمِيمِيُّ: نَظَرْتُ إِلَى النِّسَاءِ لَمَّا مَرَرْنَ بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَحَتْ، وَ لَطَمْنَ خُدُودَهُنَّ. (1)
و جعلت زينب بنت على تقول: يا محمّداه! صلى عليك مليك السماء، هذا حسين بالعرا، مرمّل بالدما، مقطع الأعضا. يا محمّداه! و بناتك سبايا، و ذريتك مقتلة، تسفى عليها الصبا. فأبكت كلّ عدو و ولي.
(عبرات المصطفين 221/2، و رجوع شود به تذکرة الخواص 230 -231).
در مصادر خاصه و عامه آمده است: روز یازدهم محرم که کاروان اسرا به همراهی حضرت سجّاد علیه السلام از کربلا به راه افتاد، هنگامی که بانوان را از کنار جسد مطهر حضرت سیدالشهدا علیه السلام عبور دادند، صدای شیون و ناله آن ها بلند شد و به صورت خویش لطمه می زدند.
ابن زیاد ملعون به حضرت زینب علیها السلام گفت: خدا دلم را شفا داد که از طاغوت شما و عاصیان خاندانت انتقام گرفتم.
حضرت زینب علیها السلام با دلی سوخته به گریه افتاد و گفت: آقایم را کشتی، خاندانم را نابود کردی، اصل و فرعم را زدی و قطع کردی، اگر این کار دل تو را (خنک می کند و) شفا می دهد، باشد.
1) احتجاج 2 /308 و رجوع شود به: لهوف 179، مثير الأحزان 100، بحار 132/45.)و في مثير الأحزان 100: ثم نادت - بصوت حزين يقرح الكبد، ويوهي الجلد -: يا حسيناه! يا حبيب جده الرسول و يا ثمرة فؤاد الزهراء البتول.... يا ابن علي المرتضى! فضح المجلس بالبكاء.
وَ فِي بَعْضِ الْمَصَادِرِ بَعْدَ مَا مَرَّ: ثُمَّ جَعَلَتْ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فِي دَارِ يَزِيدٍ تَنْدُبُ عَلَى الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ تُنَادِي:وَا حَبِيبَاهُ! يَا سَيِّدَ أَهْلِ بَيْتَاهُ! يَا ابْنَ مُحَمَّدٍ! يَا رَبِيعَ الأَرَامِلِ وَالْيَتَامَى! يَا قَتِيلَ أَوْلَادِ الْأَدْعِيَاءِ! قَالَ: فَأَبْكَتْ كُلَّ مَنْ سَمِعَهَا. (1) هنگامی که امام سجّاد علیه السلام و حرم حسینی بر یزید وارد شدند، سر مقدس سیدالشهدا علیه السلام در طشتی برابر او نهاده شد، او با چوب دستی به دندان های ثنایای حضرت می زد و اشعار کفر آمیز فوق را می خواند.
حضرت زینب کبری علیها السلام با دیدن این منظره دست برد و گریبان چاک زد. آن گاه با ناله ای جانسوز که دل ها را تکان می داد گفت:
حسینم! عزیز پیامبر! ای زاده مکه و منی! ای پسر فاطمه سرور زنان... .
راوی گوید: به خدا سوگند او همه حاضرین را به گریه انداخت ولی یزید سکوت کرده (واکنشی نشان نداد، بلکه از این که آن ها غمناک و عزادار بودند) شاد بود.
در پاره ای از مصادر آمده است: پس از آن زنی از بنی هاشم از خانه یزید شروع به نوحه سرایی بر امام حسین علیه السلام کرد و چنین می گفت:
حبیبم! ای سرور خاندان ای زاده پیامبر! ای فریادرس بیوه زنان و ایتام!
ای کشته ای که به دست حرام زادگان شهید شدی!
(با شنیدن نوحه سرایی او نیز) همه اهل مجلس گریه سر دادند.
1) لهوف 179، بحار 45/ 132.
حضرت زینب علیها السلام - در خطبه ای که در مجلس یزید خواند، پس از کوچک شمردن یزید و مهم دانستن چوب زدن او به دندان های سیدالشهدا علیه السلام - فرمود: تو با رفتارت باعث شدی دیده مسلمانان اشکبار، و سینه هایشان هنگام یاد حسین علیه السلام سوزان گردد.
رباب در شام سر مبارک را گرفت و بوسید و در دامن گذاشت و گفت: وای حسینم! من هیچ گاه حسین را فراموش نخواهم کرد.
سرنیزه های دشمن او را هدف قرار داد.
بدن او را در سرزمین کربلا (بدون تجهیز) رها کردند.
خدا آن سرزمین را سیراب نکند.
این اشعار را به عاتکه - یکی دیگر از همسران حضرت - نیز نسبت داده اند.
وَ قَالَ ابْنُ الأَثِيرِ: وَ كَانَ مَعَ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ امْرَأَتُهُ الرَّبَابُ بِنْتُ إِمْرِئِ القَيْسِ، هِيَ أُمُّ ابْنَتِهِ سَكِينَةَ، وَ حُمِلَتْ إِلَى الشَّامِ فِيمَنْ حُمِلَ مِنْ أَهْلِهِ، ثُمَّ عَادَتْ إِلَى المَدِينَةِ، فَخَطَبَهَا الأَشْرَافُ مِنْ قُرَيْشٍ، فَقَالَتْ: مَا كُنْتُ لِأَتَّخِذَ حَمْوًا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ.وَ بَقِيَتْ بَعْدَهُ سَنَةً لَمْ يَظَلَّهَا سَقْفُ بَيْتٍ حَتَّى بَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَدًا. وَ قِيلَ: إِنَّهَا أَقَامَتْ عَلَى قَبْرِهِ سَنَةً، وَ عَادَتْ إِلَى المَدِينَةِ فَمَاتَتْ أَسَفًا عَلَيْهِ. (1)
وَ قَالَ ابْنُ كَثِيرٍ: وَ لَمَّا قُتِلَ - أَيْ مَوْلَانَا الحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ - بِكَرْبَلَاءَ كَانَتْ مَعَهُ فَوَجَدَتْ عَلَيْهِ وَجْدًا شَدِيدًا، وَ ذُكِرَ أَنَّهَا أَقَامَتْ عَلَى قَبْرِهِ سَنَةً ثُمَّ اِنصَرَفَتْ... وَ لَمْ تَزَلْ عَلَيْهِ كَمَدًا حَتَّى مَاتَتْ، وَ يُقَالُ: إِنَّهَا إِنَّمَا عَاشَتْ بَعْدَهُ أَيَّامًا يَسِيرَةً. (2)
وَ قِيلَ: لَمَّا رَجَعَتْ إِلَى المَدِينَةِ أَقَامَتْ فِيهَا لَا تَهْدَأُ لَيْلًا وَ لَا نَهَارًا مِنَ البُكَاءِ عَلَى الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، وَ لَمْ تَسْتَظِلَّ تَحْتَ سَقْفٍ حَتَّى مَاتَتْ بَعْدَ قَتْلِهِ كَمَدًا. (3)
حاصل روایات گذشته آن است که: هنگام شهادت سیدالشهدا علیه السلام رباب در کربلا حضور داشت، همراه با اسرا به شام برده شد. بنابر نقلی او به مدینه برگشت و به روایت دیگر تا یک سال کنار قبر مطهر حضرت به عزاداری پرداخت. او زیر سایبان نمی رفت، حزن و اندوه شدید بر او غالب بود و تن به ازدواج نداد. او تا آخر عمر شدیداً اندوهگین بود تا آن که از غصه جان داد. گویند: او پس از شهادت حضرت عمر چندانی نکرد و خیلی زود از دنیا رفت.
یزید - که لعنت خدا بر او باد- از اسرای کربلا پرسید: دوست دارید نزد من بمانید یا به مدینه برگردید؟!... گفتند: دوست داریم اول بر سیدالشهدا علیه السلام نوحه سرایی و عزاداری کنیم. او اجازه داد و منازل و حجره هایی را در اختیار آن ها قرار داد همۀ بانوان بنی هاشم و قریش جامۀ سیاه بر تن کرده و تا هفت روز بر امام حسین علیه السلام گریستند و عزا گرفتند.
1) بحار 45/ 196، عوالم 17/ 422، مستدرک 327/3 به نقل از منتخب و غیره.
هفت روز آن جا تعزیت داشتند، هر روز چندان زن بر ایشان جمع می شدند که از حصر و احصا بیرون بود. (1)
سید ابن طاووس روایت کرده: هنگامی که اسرای کربلا از شام باز گشتند و به عراق رسیدند، به راهنمای کاروان گفتند: ما را از راه کربلا عبور ده، هنگامی که به محل شهادت حضرت رسیدند، جابر بن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم و مردانی از آل پیامبر صلی الله علیه و آله برای زیارت آمده بودند .
و همزمان به کربلا رسیدند، با گریه حزن و اندوه و در حالی که لطمه به صورت می زدند به ملاقات یکدیگر شتافتند.
ماتم جانسوز و جگر خراشی بر پا داشتند، زنان بادیه نشین نیز به آنان پیوسته و چند روزی عزاداری نمودند.
هنگامی که کاروان اسرا به سوی مدینه به راه افتاد، حضرت ام کلثوم در حالی که می گریست اشعاری سرود که در ضمن آن می گفت:
ای شهر مدینه ما را به خود راه نده.
ما با حزن و حسرت آمدیم... .
فاطمه (مادر!) چقدر از دست دشمن مصیبت کشیدی؟!
1) بحار 45/ 197- 198، عوالم 423/17 - 424، ينابيع المودة 94/3.
ولی ذره ای از بلاها و جفاهایی که ما دیدیم ندیدی.
(مادر!) اگر زنده بودی تا قیامت برای ما اشک می ریختی!
ماییم دختران و زنان بی سرپرست و ستمدیده.
ماییم نوحه سرایان بر برادر.
ما دختران یس و طه هستیم که بر پدر اشک ریزانیم.
این بود قصه و شرح حال ما،
ای شنوندگان به حال ما گریه کنید.
راوی گوید: زینب کبری علیها السلام دست در چارچوب درب مسجد زده آن را گرفت (و مقابل قبر پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد) و گفت: یا جدّاه! خبر شهادت حسین علیه السلام را برای تو آورده ام!
او پیوسته اشک می ریخت و ناله می کرد ؛ هنگامی که چشمش به امام سجّاد علیه السلام می افتاد، حزن و اندوهش تازه می شد و غم و غصه اش فراوان.
1) بحار 45 /1981، عوالم 424/17.
فناديت، فلم أسمع - والله - واعية قطّ مثل واعية بني هاشم في دورهم على الحسين بن علي حين سمعوا النداء بقتله.
ثم دخلتُ على عمرو بن سعيد، فلما رآني تبسم إليّ ضاحكاً، ثم أنشأ - متمثلاً بقول عمرو بن معدي كرب-:
عجّت نساء بني زياد عجّة *** كعجيج نسوتنا غداة الأرنب
ثم قال عمرو: هذه واعية بواعية عثمان! (1)
و قال ابن كثير: فلما سمع نساء بني هاشم ارتفعت أصواتهن بالبكاء والنوح... .
و لمّا بلغ أهل المدينة مقتل الحسين [ علیه السلام] بكى عليه نساء بني هاشم و نحن عليه. (البداية و النهاية 213/8). در کشف الغمة 2/ 280 روایت دیگری در بکاء و رثاء آن ها نقل کرده است.
عبدالملک گوید: هنگامی که خبر را به مردم رساندم شیون از خانه های بنی هاشم بلند شد، به خدا من تا به حال چنین شیون و فریادی نشنیده بودم.
1) ارشاد 123/2، بحار 122/45، عوالم 1389/17 - 390، و رجوع شود به ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من طبقات ابن سعد 85، تاریخ طبری 357/4، انساب الاشراف 417/3 - 418، كشف الغمة /280/12، الغدیر 264/10، عبرات المصطفين 218/2 - 219، 338 -343.
هنگامی که نزد حاکم مدینه برگشتم با خوشحالی و خنده شعر فوق را خوانده و گفت: این شیون به تلافی شیونی که در مرگ عثمان برپا شد!
نعب الغراب فقلتُ من *** تنعاه ويلك يا غراب
قال الامام فقلت من؟ *** قال الموفق للصواب
ان الحسين بكربلاء *** بين الأسنة والضراب
فابكي الحسين بعبرة *** ترجي الإله مع الثواب
قلتُ الحسين؟ فقال لي *** حقّاً لقد سكن التراب
ثم استقلّ به الجناح *** فلم يُطق ردّ الجواب
فبكيت مما حلّ بي *** بعد الدعاء المستجاب (1)
یعنی: امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش از حضرت سجّاد علیه السلام روایت می کند که: هنگامی که سیدالشهدا علیه السلام شهید شد، کلاغی خود را به خون حضرت آغشته نمود و به سوی مدینه طیبه پرواز کرد و بر سر دیوار خانه فاطمه صغرا دختر امام حسین علیه السلام نشست، وقتی او سرش را بلند کرد و چشمش به آن کلاغ افتاد، گریه شدیدی نمود و شروع به سرودن اشعار فوق کرد که:
1) بحار 45/ 172، و رجوع شود به: تاریخ مدينة دمشق 24/70، فرائد السمطين 2/ 163، ملحقات احقاق الحق 493/11، 394/27 (به نقل از مقتل خوارزمی 92/2، بغية الطلب في تاريخ الحلب 2343/6).
کلاغ برایم خبر مرگ آورد. گفتم: ای کلاغ، وای بر تو! خبر مرگ چه کسی را آورده ای؟
گفت: خبر مرگ امام را آورده ام، گفتم: کدام امام؟ گفت: آن امامی که در رفتار صحیح از جانب خدا موفق بود.
حسین در کربلا بین نیزه و شمشیر شهید شد.
بر حسین گریه کن، به نحوی اشک بریز که امید ثواب از خدا داشته باشی.
گفتم: حسین؟! گفت: (آری) حقا که او در خاک جای گرفت.
سپس آن کلاغ از جای برخاست، او دیگر طاقت جواب نداشت. پس من از این مصیبت - بعد از دعای مستجاب - به گریه افتادم.
امام صادق علیه السلام فرمود: روزی أُمّ سلمه - همسر پیامبر صلی الله علیه و آله - گریه سر داد، از او سبب پرسیدند، پاسخ داد: فرزندم حسین کشته شده چون شب گذشته در
1) امالی شیخ مفید 319، امالی شیخ طوسی 90، بحار 45/ 230
عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دگرگون و ناراحت و محزون دیدم، علتش را پرسیدم فرمود: برای حسین و یارانش مشغول تهیه قبر بودم!
ابن عباس گوید: در منزلم خوابیده بودم، ناگهان صدای ناله و فریاد عظیمی از خانه امّ سلمه بلند شد. من به همراهی اهل مدینه به سوی خانه او راه افتادیم. از او پرسیدم: ای مادر مؤمنان! چرا فریاد و شیون می کنی؟!... او به من پاسخی نداد و رو به زنان هاشمی کرده و گفت: مرا یاری کنید! با من بگریید! به خدا سوگند آقای شما، سرور جوانان بهشت کشته شده، به خدا سبط پیامبر، گل پیامبر، حسین به شهادت رسیده است.
از او پرسیدم: ای مادر مؤمنان! تو از کجا می دانی؟ گفت: لحظاتی قبل پیامبر صلی الله علیه و آله را در رؤیا پریشان و هراسناک دیدم، سبب پرسیدم، فرمود: فرزندم حسین و خاندانش امروز به شهادت رسیدند... .
ام سلمه گوید: از خواب بلند شدم در حالی که هوش از سرم پریده بود، به تربتی که جبرئیل از کربلا آورده بود و در شیشه ای گذاشته بودم، نظر کردم، دیدم تبدیل به خون سیاه شده در حال جوشش و فَوَران بود.
ام سلمه از آن خون گرفت و به صورتش مالید، آن روز روز عزا و نوحه سرایی بر امام حسین علیه السلام گردید، بعدها مسافران خبر آوردند که همان روز حضرت به شهادت رسیده است.
یعقوبی می نویسد: اولین شیون و فریاد در مدینه، شیون و ناله اُمّ سلمه بود. او لحظه به لحظه به آن شیشه ای که تربت را در آن گذاشته بود، نگاه می کرد، هنگامی که دید تبدیل به خون شده فریادش بلند شد: حسینم! ای زاده پیامبر!
1) تاریخ یعقوبی 2 /245- 246، عزاداری ام سلمه و مردم و بانوان مدینه با شرح و تفصیل دیگری در مدينة المعاجز 4/ 192- 194 نیز آمده است.
او در روایتی دیگر افزوده: فعلى النحيب و الصراخ و قام النياح فصار ذلك اليوم كيوم مات فيه رسول الله صلی الله علیه و آله، و سعين إلى قبره، مشققات الجيوب.... (مدينة المعاجز 4/ 196).
شيون بقیه بانوان نیز بلند شد به نحوی که مدینه را به لرزه درآورد، منظره ای که هیچ گاه در مدینه سابقه نداشت.
در مصادر عامه آمده: اُمّ سلمه پس از شنیدن خبر شهادت سیدالشهدا علیه السلام [شیون و فریادش بلند شد و] گفت: آخر کار خود را کردند؟! خدا دل هایشان، خانه هایشان و قبرهایشان را پر از آتش کند سپس آن قدر گریست که غش کرد.
گریه و عزاداری اُمّ سلمه در مصادر متعدد عامه منعکس شده است. (2)
در قسمت مربوط به گریه های امام سجّاد علیه السلام تحت عنوان «بازگشت به مدینه» روایتی در این زمینه گذشت و در عزاداری صحابه تحت عنوان «عزاداری مردم مدینه» نیز روایتی خواهد آمد، (3)
ماذا تقولون إن قال النبي لكم *** ماذا فعلتم وأنتم آخر الأمم
بأهل بيتي و أولادي أما لكم *** عهد؟ أما أنتم توفون بالذمم
ذريتي و بنو عمي بمضيعة *** منهم أسارى و قتلى ضرجوا بدم
ما كان هذا جزائي إذ نصحت لكم *** أن تخلفوني بسوء في ذوي رحمى
قالت فاطمة بنت عقيل بن أبي طالب ترثيه:
عيني ابكي بعبرة و عويل *** واندبي إن ندبت آل الرسول
تسعة كلهم لصلب علي *** قد أصيبوا و خمسة لعقيل
و أوردهما ابن عبد البر في الاستيعاب.
(جواهر العقدين 2 /389، ينابيع المودة 3 /47- 48
و رجوع شود به: تهذیب التهذیب 305/2، تذهیب التهذيب ذهبی 344/2، المنتظم 342/5 - 343، تذكرة الخواص 239- 240، جواهر العقدين،350/2، انساب الاشراف 417/3)
اما روایات دیگر:1) و در بعضی از مصادر «فسمعنا صارخة» نیز افزوده شده رجوع شود به: تذكرة الخواص 240، جواهر العقدين 240/2 (چاپ بغداد)، تاريخ مدينة دمشق 140/14، 238 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساكر 238 ، 390)، ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من طبقات ابن سعد 87، سیر اعلام النبلاء 318/3، تهذیب الکمال 439/6، سبل الهدى و الرشاد 75/11، تهذیب التهذيب 307/2، تذهیب التهذيب ذهبی 353/2 - 354، البداية و النهاية،219/8، المقفى الكبير مقريزى613، ينابيع المودة 25/3، 48، ملحقات إحقاق الحق 572/11 و 494/27، 514 به نقل از الصواعق المحرقة 194 - 196.
2) رجوع شود به: فضائل الخمسة علیهم السلام 355/3 - 356، ملحقات احقاق الحق 346/11، 355، 360 - 361 و 240/27، 242 - 243، 246، 319 - 321.
3) عامه نیز در این زمینه روایاتی نقل کرده اند که به ذکر یک روایت بسنده می کنیم: قال الواقدي: لما وصلت السبايا بالرأس الشريف للحسين علیه السلام المدينة لم يبق بها أحد، و خرجوا يضجون بالبكاء، و خرجت زينب بنت عقيل بن أبي طالب كاشفة وجهها، ناشرة شعرها، تصيح واحسيناه، وا إخوتاه، وا أهلاه، وا محمّداه، وا علياه، وا حسناه، ثم قالت شعرا:
1) ابوالرمیح خزاعی نامش عمير بن مالك است، حدود سنه 100 هجری وفات نموده، پدرش مالك بن حنظله از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است.
أُولَئِكَ قَوْمٌ لَّمْ يَشِيمُوا سُيُوفَهُمْ *** وَقَدْ نَكَأَتْ أَعْدَاءَهُمْ حِينَ سُلَّتْوَ إِنَّ قَتِيلَ الطُّفِّ مِنْ آلِ هَاشِمٍ *** أَذَلَّ رِقَابًا مِنْ قُرَيْشٍ فَذَلَّتْفَقَالَتْ فَاطِمَةُ: يَا أَبَا الرَّمِيحِ هَكَذَا تَقُولُ؟ قَالَ: فَكَيْفَ أَقُولُ؟ فَقَالَتْ: (قَدْ أَذَلَّ رِقَابَ الْمُسْلِمِينَ فَذَلَّتْ، فَقَالَ: لَا أُنْشِدُهَا بَعْدَ الْيَوْمِ إِلَّا هَكَذَا.) (1) ابوالرميح (متوفای حدود سنه 100 هجری) اشعار بسیاری در رثای سیدالشهدا علیه السلام سروده، گفته اند: او به دیدار خاندان رسالت می رفت، آن ها جمع می شدند و او مرثیه های سیدالشهدا علیه السلام را بر آن ها قرائت می نمود. برخی اشعار گذشته را از او دانسته اند که نزد فاطمه بنت الحسین علیها السلام قرائت کرده است.
امام صادق علیه السلام در ضمن روایتی فرمود: هنگامی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، یکی از همسران آن حضرت مجلس عزا بر پا داشت و او و زنان و کنیزان آن قدر گریستند که اشک چشمشان خشکید و تمام شد!
در ادامه روایت آمده است: برای او پرندگانی هدیه آوردند تا در عزاداری طبخ کنند او نپذیرفت و گفت: ما مجلس جشن عروسی نگرفته ایم (تا غذای لذیذ مصرف نماییم) این ها را از خانه بیرون برید!
یکی از فرزندان امام سجّاد علیه السلام گوید: پس از شهادت امام حسین علیه السلام زنان بنی هاشم جامه سیاه و مسوح (2)
از آثار چنین معلوم می شود که کسانی که بی رغبت به دنیا بوده اند آن را می پوشیده اند.
به تن نمودند، (و چنان به عزاداری خویش مشغول بودند که) دیگر کسی از گرما و سرما نمی نالید.امام سجّاد علیه السلام برای مجلس عزای آن ها غذا تهیه می نمود.
هیچ زنی از خاندان ما خضاب نکرد، روغن نمالید، سرمه به چشم نکشید، و موهای خویش را نیاراست تا آن که سر ابن زیاد - که خدایش لعنت کند - نزد ما آورده شد. از آن زمان به بعد نیز ما همیشه گریانیم.
فاطمه - یکی از دختران امیرمؤمنان علیه السلام گوید: هیچ یک از زنان خاندان ما حنا نبست، سرمه به چشم نکشید، آرایش نکرد تا آن که مختار سر ابن زیاد را نزد ما فرستاد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که: حضرت ام البنین به قبرستان بقیع می رفت. در عزای فرزندانش سوزناک ترین و اندوه بارترین ناله ها، گریه ها و مرثیه سرایی ها را داشت. مردم اطراف او جمع می شدند و (از ناله او می گریستند). مروان (با آن همه دشمنی و قساوت) نیز می آمد و نوحه سرایی او را می شنید و می گریست.
سلیم گوید: ابن عباس پس از شهادت امام حسین علیه السلام به شدت گریست و گفت: این امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله چه کشید؟!
1) الروضة في الفضائل شاذان بن جبرئیل 140، بحار 28/ 73 در مصادر روایت شماره 125 نیز - گریه ابن عباس در روز عاشورا همراه با سوگواری طبیعت نقل شده، مناسب است مراجعه شود.
2) ارشاد 113/2، اعلام الوری 251، کشف الغمة 2/ 63، مثير الأحزان 92، بحار 116/45، 118، عوالم 383/17 و رجوع شود به: تاریخ طبری 349/4 کامل ابن اثیر 81/4، البداية و النهاية 207/8، سیر اعلام النبلاء 315/3، عمدة القاري 16/ 241، المنح المكية 518، تذكرة الخواص 231، جواهر العقدين 370/2 (چاپ بغداد)، الصواعق المحرقة 118.
وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي طَابِبٍ: ثُمَّ رَفَعَ زَيْدٌ صَوْتَهُ يَبْكِي وَ خَرَجَ. (1) شیخ مفید می فرماید: ابن زیاد سر مقدس سیدالشهدا علیه السلام را در برابر خویش گذاشته، به آن نگاه می کرد و می خندید و با چوب دستی بر دندان ثنایای حضرت می زد.
زید بن ارقم که از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و پیرمردی کهنسال بود گفت: چوب دستی ات را از این لبان بردار، سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، بارها دیدم که لبان پیامبر صلی الله علیه و آله بر این لب ها قرار گرفته و آن را می بوسید.
این را گفت و شروع به گریه کرد.
ابن زیاد گفت: خدا تو را بگریاند برای پیروزی الهی اشک می ریزی؟! به خدا اگر جز آن بود که پیری خرفت و بی عقل شده ای، گردنت را می زدم.
زید بلند شد و به نقلی: صدایش را به گریه بلند کرد و از مجلس بیرون رفت.
ابن جوزی و دیگران گریه انس را نیز در مجلس ابن زیاد روایت کرده اند. (2)
(رجوع شود به: تذکرة الخواص 231، الصواعق المحرقة 118 ينابيع المودة 25/3).
عطیه گوید: هنگامی که جابر نزدیک قبر سیدالشهدا علیه السلام رسید به من گفت: مرا به قبر نزدیک کن تا آن را لمس و احساس نمایم، پذیرفتم او خود را روی قبر انداخت و غش کرد، قدری آب به صورتش زدم تا به هوش آمد، سه مرتبه (از سوز دل ناله زد و) گفت: یا حسین!
سپس گفت: دوست پاسخ دوستش را نمی دهد؟!
پس از آن (شروع به روضه خوانی نمود و) گفت: چگونه جواب دهی در حالی که رگ های گردنت بر سر شانه ات افتاده، سر از بدنت جدا!
1) بشارة المصطفىصلی الله علیه و آله 74، بحار 130/65 و 98 / 196
عِندَ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي مَنزِلِ أُمِّ سَلْمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، وَ فِي دُورِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ، قَالَ: فَخَرَجَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ صَارِخًا مِنْ دَارِهِ، لَاطِمًا وَجْهَهُ، شَاقًّا جَيْبَهُ... (1) علامه مجلسی قدس سره به نقل از طبری امامی رحمه الله (از علمای قرن پنجم هجری) می نویسد: سعید بن مسیب نقل کرد: هنگامی که خبر شهادت امام حسین علیه السلام به مدینه رسید و خبردار شدند که: سر حضرت را از تن جدا کرده، نزد یزید برده اند هجده نفر از خاندانش و پنجاه و سه تن از پیروانش را شهید کرده اند. علی اصغر او را برابرش با تیر کشته و نسل و ذریه اش را به اسارت برده اند؛ مجالس عزا با حضور همسران پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه امّ سلمه تشکیل و مهاجرین و انصار نیز در خانه هایشان مجالس عزا بر پا داشتند. تا جایی که عبدالله پسر عمر با شیون و فریاد از خانه اش بیرون آمده، با لطمه به صورت خویش می زد، گریبان خویش را چاک زد... .
1) بحار 287/30 به نقل از دلائل الامامة مجلد دوم که به دست ما نرسیده است.
يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مَقَامَ لَكُمْ بِهَا *** قُتِلَ الحُسَيْنُ فَأَدْمَعِي مَدَرَارُالْجَسَدُ مِنهُ بِكَرْبَلَاءَ مُدَرَّجٌ *** وَ الرَّأْسُ مِنهُ عَلَى الْقَنَاةِ يُدَارُثُمَّ قُلتُ: هَذَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ مَعَ عَمَّاتِهِ وَ أَخَوَاتِهِ قَدْ حَلُّوا بِسَاحَتِكُمْ وَ نَزَلُوا بِفِنَائِكُمْ، وَ أَنَا رَسُولُهُ إِلَيْكُمْ أُعَرِّفُكُمْ مَكَانَهُ.فَمَا بَقِيَتْ فِي الْمَدِينَةِ مُخَدَّرَةٌ وَ لَا مُحَجَّبَةٌ إِلَّا بَرَزْنَ مِنْ خُدُورِهِنَّ، مَكْشُوفَةٌ شُعُورُهُنَّ، مُخَمَّشَةٌ وُجُوهُهُنَّ، ضَارِبَاتٌ خُدُودَهُنَّ، يَدْعُونَ بِالْوَيْلِ وَ الثَّبُورِ، فَمَا رَأَيْتُ بَاكِيًا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ، وَ لَا يَوْمًا أَمَرَّ عَلَى الْمُسْلِمِينَ مِنهُ. (1) بشیر گوید: کاروان حسین علیه السلامی نزدیک مدینه رسید، امام سجّاد علیه السلام بیرون مدینه بار انداخت و خیمه ای بر پا نموده سپس به من فرمود: خدا پدرت را بیامرزد، او شاعر بود، تو هم توانایی شعر گفتن داری؟ عرض کردم: آری، من هم شاعرم. فرمود: وارد مدینه شو و خبر شهادت سیدالشهدا علیه السلام را به مردم برسان.
بشیر گوید: سوار بر مرکب شده وارد شهر شدم هنگامی که به مسجد النبی صلی الله علیه و آله رسیدم، صدایم را به گریه بلند کردم و این اشعار را سرودم:
ای اهل شهر دیگر در مدینه نمانید.
حسین کشته شد که من برایش اشک می بارم.
جسم او در کربلا غرقه به خون،
و سرش بر نیزه در شهرها گردانده شد.
1) لهوف 197 -199، بحار 45 /147، عوالم 17/ 446- 447 و رجوع شود به: مثیر الاحزان 112 - 113، ينابيع المودة 93/3.
سپس به آن ها گفتم: حضرت سجّاد علیه السلام با عمه ها و خواهرانش نزد شما باز گشته اند تمام مخدّرات... در حالی که صورت های خویش را می خراشیدند و لطمه به صورت می زدند با آه و ناله بیرون آمدند. من روزی تلخ تر از آن روز - که آن قدر مردم گریان باشند - سراغ ندارم.
قاضی نعمان مصری جای دیگر نوشته: این عزاداری توسط زنان بنی عبدالمطلب و در حضور حضرت زین العابدین برگزار می شد.### گریه اصحاب امام حسین علیه السلام#### اشارهمناسب است پس از عزاداری صحابه، اشاره ای داشته باشیم به گریه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام و دو تن از اصحاب سیدالشهدا علیه السلام.#### 1.گريه حضرت مسلم علیه السلام بر غربت خاندان رسالت225. ﴿قَالَ الرَّاوِي: وَاجْتَمَعُوا حَوْلَهُ وَنَزَعُوا سَيْفَهُ، وَ كَأَنَّهُ عِندَ ذَلِكَ يَئِسَ مِنْ نَفْسِهِ، فَدَمِعَتْ عَيْنَاهُ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا أَوَّلُ الْغَدْرِ، فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بْنُ الْأَشْعَثِ: أَرْجُو أَنْ لَا يَكُونَ عَلَيْكَ بَأْسٌ، قَالَ: وَ مَا هُوَ إِلَّا الرَّجَاءُ؟ أَيْنَ أَمَانُكُمْ؟ (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، وَ بَكَى، فَقَالَ لَهُ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ: إِنَّ مَنْ يَطْلُبُ مِثْلَ الَّذِي طَلَبْتَ إِذَا يَنزِلُ بِهِ مِثْلُ مَا نَزَلَ بِكَ لَمْ يَبْكِ، قَالَ: وَ اللَّهِ إِنِّي مَا لِنَفْسِي بَكَيْتُ، وَ لَا لَهَا مِنَ الْقَتْلِ أَرْثِي، وَ إِنْ كُنتُ لَمْ أُحِبُّ لَهَا طَرْفَةَ عَيْنٍ تَلَفًا، وَ لَكِنِّي أَبْكِي لِأَهْلِي الْمُقْبِلِينَ، إِنِّي أَبْكِي لِلْحُسَيْنِ وَ آلِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمْ السَّلَامُ.) (1) دشمنان اطراف حضرت مسلم علیه السلام جمع شده شمشیرش را گرفتند، اشک در چشمانش حلقه زده فرمود: این اولین نیرنگ شماست.... حضرت إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ گفته و می گریست.
1) ارشاد 2/ 59، روضة الواعظین 176، مقاتل الطالبیین 66، مقتل خوارزمی 211/1، کامل ابن اثیر 33/4، بحار 353/44، عوالم 17/ 202.
کسی به او گفت: کسی مانند تو نباید در چنین شرایطی گریه کند. حضرت مسلم فرمود: به خدا سوگند برای خودم گریه نمی کنم... گریه می کنم برای خاندانم که الآن به سوی ما در حرکت هستند. گریه ام برای حسین و خاندان حسین علیه السلام است.
دو تن از اصحاب سیدالشهدا علیه السلام به نام عبدالله غفاری و عبدالرحمان غفاری نزد حضرت آمدند تا اجازه گرفته به میدان روند، آن ها اشک می ریختند.
حضرت پرسید: چرا گریه می کنید؟ به خدا سوگند امیدوارم که تا لحظاتی دیگر چشم شما (به شهادت) روشن شود.
1) بحار 29/45، عوالم 17/ 273 به نقل از مقتل محمّد بن ابی طالب، مقتل خوارزمی 23/2.
هر دو عرض کردند خدا ما را فدایت گرداند، به خدا سوگند ما بر خویش گریه نمی کنیم، بر آن می گرییم که دشمن اطراف شما را گرفته و نمی توانیم کاری کنیم.
حضرت فرمود: خدا به شما بهترین جزای پرهیزکاران را عنایت نماید در برابر دل سوزی شما و مواسات شما با من.
نظیر همین مطلب درباره سیف جابری و مالک جابری نقل شده است.(1)
به عنوان نمونه به چند روایت در این زمینه توجه نمایید:
1) ابصار العين 132، تاریخ طبری 337/4، کامل ابن اثیر 72/4.
2) عوالم 17/ 456 - 464 و رجوع شود به: کامل الزيارات 79 باب 26 بكاء جميع ما خلق الله على الحسين بن علي علیهما السلام، و صفحه 88 باب 28 بكاء السماء و الأرض على قتل الحسين علیه السلام و يحيى بن زكريا علیهما السلام، بحار 45 / 201 باب ما ظهر بعد شهادته من بكاء السماء والأرض عليه صلى الله عليه، وانكساف الشمس و القمر و غيرها.
و رجوع کنید به: «فهرست موضوعی روایات» در بخش چهارم، عزاداران، صفحه: 371 -372.
امام صادق علیه السلام فرمود: در زیارت سیدالشهدا علیه السلام گویی:
پدر و مادرم فدایت! از راه دور به سوی تو سفر کردم، برای تو اشکم جاری است. افسوسم، شیونم، افغان و زاریم، آه و فریاد و سوز و گدازم برای توست. برای تو آمدم....
پدر و مادرم فدایت ای آقای من.
برایت گریستم... و سزاوار است که برایت گریه کنم.
آسمان ها، زمین ها، کوه ها و دریاها برایت گریستند، من چه عذری دارم اگر برایت اشک نریزم؟!
حبیب خدا (پیامبر صلی الله علیه و آله) امامان معصوم علیهم السلام و همه از (افلاكيان) سدرة المنتهى گرفته تا خاکیان برای تو بی تاب گشته، گریستند و اشک ریختند.
1) كامل الزيارات 234، بحار 182/98، جامع أحاديث الشيعة 12/ 481، 560.
در دعای سوم شعبان از ناحیه مقدسه آمده است:
خدایا به حق مولود امروز که پیش از ولادتش وعده شهادت او داده شده بود و آسمان و آسمانیان، زمین و زمینیان و آن چه بین زمین و آسمان است، بر او گریستند، شهید اشک...
امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: پدر و مادرم فدای حسین شهید...
به خدا سوگند گویا می بینم که انواع حیوانات وحشی بر قبر او گردن کشیده و از شب تا صبح بر او می گریند و مرثیه سرایی می کنند. مبادا در آن زمان شما در حق او جفا کنید (و در زیارت و یا گریه و عزاداری برای آن حضرت کوتاهی نمایید).
میثم تمار گوید: امیر مؤمنان علیه السلام از پیش به من خبر داده بود که: تمامی اشیاء بر حسین او خواهند گریست حتی حیوانات بیابان، ماهیان دریا، پرندگان آسمان، خورشید، ماه، آسمان و زمین، مؤمنان از آدمیان و جنیان، همه فرشتگان آسمان ها و زمین ها، رضوان (مسئول بهشت)، مالک (مسئول جهنم) و حاملان عرش. آسمان (در عزای او) خون و خاکستر خواهد بارید.
امام صادق علیه السلام فرمود: در شهادت سید الشهدا علیه السلام آسمان های هفت گانه، زمین های هفت گانه، آن چه در آن ها و بین آن هاست، آن چه در بهشت و دوزخ است از آفریده های پروردگار و آن چه دیده شود و دیده نشود گریستند.
در یکی از زیارات آن حضرت - که به فرمایش شیخ صدوق رحمه الله صحیح ترین زیارات آن حضرت است- از امام صادق علیه السلام نقل شده که:
گواهی می دهم که خون تو در خُلد برین جای گرفت، اظله (2)عرش الهی به لرزه درآمد، در شهادت تو همۀ خلائق گریستند، آسمان های هفت گانه، زمین های هفت گانه آن چه در آن ها و بین آن هاست آن چه در بهشت و دوزخ است از آفریده های پروردگار، و آن چه دیده می شود و دیده نمی شود.
حضرت زینب علیها السلام - در خطبه کوفه - فرمود: آیا شگفت زده شدید که آسمان خون بارید؟! عذاب آخرت خواری بیش تری را به دنبال خواهد داشت.
1) كامل الزيارات 199، کافی 4/ 576، من لا يحضره الفقيه 2/ 595، تهذیب الأحکام 55/6، بحار 98/ 152، وسائل 14/ 491 و رجوع شود به: بحار 266/98.
2) شیخ طریحی قدس سره فرموده: شاید مراد از «اظله» انوار عرش باشد. (مجمع البحرین).
3) در برخی از مصادر (تمطر) و در بعضی دیگر (مطرت) بود.
4) بلاغات النساء ابن طيفور 39، فتوح احمد بن اعثم کوفی 5/ 121، الدر النظيم ابن حاتم عاملی 560، لهوف 148، امالی شیخ طوسی رحمه الله 93، امالی شیخ مفید قدس سره 323، احتجاج 2/ 304، مناقب 115/4، بحار 45 / 109، 165.
و گفته شده که: مراد از گریه آسمان نیز گریه اهل آسمان یعنی ملائکه است.
قال ابن سيرين: «لم تُر هذه الحمرة في السماء إلا بعد قتل الحسين صلوات الله عليه».
(ارشاد 132/2، إعلام الوری 220، بحار 219/45).
قال العلامة المجلسي رحمه الله: يمكن أن يكون المراد كثرة الحمرة و زيادتها.
یعنی: ابن سیرین گفته: این سرخی که در افق دیده می شود پس از شهادت امام حسین علیه السلام در آسمان ظاهر شد و قبلاً نبوده است. علامه مجلسی فرموده: ممکن است مراد او شدت و زیادی حمره و سرخی افق باشد (نه اصل آن)
امام باقر علیه السلام فرمود: حضرت یحیی و امام حسین علیهما السلام قبلاً همنامی نداشتند، آسمان بر هر دوی آن ها تا چهل صباح گریست و خورشید بر آن دو گریه کرد.
1) قصص الأنبياء علیهم السلام 220- 221، بحار 218/45 و رجوع شود به ارشاد 2/ 132، مناقب 54/4، بحار 219/45
در مصادر افزوده شده: «و بكاؤها أن تطلع حمراء و تغيب حمراء. و قيل: أي بكى أهل السماء و هم الملائکة» یعنی گریۀ خورشید طلوع و غروبی خونین و قرمز بود.
2) كامل الزيارات 74، بحار 219/45.
هنگامی که عثمان ابوذر را به ربذه تبعید کرد، مردم او را دلداری می دادند، ابوذر گفت: این که چیزی نیست، سپس از شهادت امام حسین علیه السلام خبر داد و گفت: چه حالی خواهید داشت هنگامی که حسین بن علی علیه السلام به کیفیت فجیعی کشته شود؟ اگر می دانستید با شهادت او چه بر سر اهل دریا و ساکنان کوه ها، جنگل ها، تپه ها و اهل آسمان می آید چنان گریه می کردید تا جان دهید.
روح سیدالشهدا علیه السلام بر هر آسمانی که بگذرد، هفتاد هزار فرشته هراسناک (به احترام حضرت) بلند شده و بایستند و تا قیامت می لرزند!
هیچ ابری نیست که صدای رعد و برق آن شنیده شود مگر این که قاتل حضرت را لعنت کند.
مرثیه سرایی و نوحه جنیان در مصادر خاصه و عامه به نقل مسلم آمده است (1)و در این جا به ذکر یک روایت اکتفا می کنیم.
امام باقر علیه السلام فرمود: در عزای سیدالشهدا علیه السلام آدمیان، جنیان، پرندگان و حیوانات آن قدر گریستند که اشک از دیدگانشان جاری گشت.
درباره عزاداری و سوگواری علما و بزرگان شیعه نیازی به توضیح دیده نمی شود (1)فقط به مطلبی که درباره آیت الله بروجردی رحمه الله- به نقل از فرزندان ایشان - آمده اکتفا می کنیم:
ایشان علاقه فراوان به سوگواری حضرات ائمه معصومين علیهم السلام خصوصاً حضرت سیدالشهدا علیه السلام داشت.
پس از مراجعت از نجف اشرف به بروجرد (و سپس به قم) تا آخر عمر تمام ایام شهادت ائمه معصومین علیهم السلام، ایام عاشورا و ده روز آخر ماه صفر در منزل خویش اقامه عزاداری می نمود، گذشته از سایر کمک هایی که به مجالس عزا و روضه و تکایا داشت.
به جهت کثرت علاقه به این مجالس وصیت فرمود که ثلث اموال او وقف روضه خوانی حضرت سیدالشهدا علیه السلام و سایر ائمه هدی علیهم السلام باشد.
باکثرت اشتغالاتی که داشت حتی الامکان در مجالس روضه خوانی شرکت و از واردین قدردانی می فرمود.
ایشان مقید بود که مجالس متعلق به خودشان از هر جهت مرتب باشد و خلاف وظیفه از احدی صادر نگردد.
موقعی که منبر شروع و یا مشغول ذکر مصیبت می شدند ایشان توجه بسیار به منبر داشت و زود منقلب می شد و اشک می ریخت.
1) به عنوان نمونه رجوع شود به دورۀ هفت جلدی کتاب عزاداری سنتی شیعیان.
برای وعاظ و روضه خوان ها مقام ارجمندی را قائل بود و آن ها را - عملاً و قولاً - بسیار تشویق می فرمود، بلکه هر کس کوچک ترین ارتباطی به مجلس روضه خوانی داشت، مورد احترام و تقدیر ایشان بود.
از دسته جاتی که به منزل ایشان وارد می شد بسیار تقدیر می نمود و می فرمود: به مقداری که امام حسین علیه السلام احترام دارد، منسوبین به آن حضرت همه لازم الاحترام هستند
فرمود: من در بروجرد مبتلا به چشم درد سختی شدم و هر چه معالجه نمودم مفید نشد و اطبا مرا مأیوس نمودند تا این که ایام عاشورا نشسته بودم به هیئت عزا نگاه می کردم و اشک می ریختم، از جهت چشم درد هم ناراحت بودم، در همان حال گویا ملهم شدم که قدری از آن گل هایی که به سر و صورت عزاداران مالیده شده بر چشم خود بکشم لذا قدری گل از شانه و سر یک نفر - به نحوی که کسی متوجه نشد - گرفته به چشم خود مالیدم و فوراً در چشم خود احساس تخفیف درد کردم از آن پس چشم من رو به بهبودی بود تا این که به کلی کسالت آن رفع شد. بعداً در چشم خود نور و جلائی احساس کردم که خط بسیار ریز را هم می خواندم و هیچ گاه به عینک نیاز نداشتم.
در سن 89 سالگی در چشم ایشان اثر ضعف دیده نمی شد و چشم پزشکان حاذق در شگفت بودند که کسی که در طول عمر - با خواندن و نوشتن فراوان - از چشم خود این قدر بهره برده چگونه در این سن محتاج به عینک نیست. (1)
1) منهاج الدموع 205 - 206 با تلخیص و تصرف
قبل از ورود در بحث ذکر این نکته را لازم می دانیم که نقل روایات، آثار، کلمات و اقوال اهل تسنن نه از جهت نیاز به آن یا اعتماد بر آن است، بلکه به جهت اتمام حجت و استدلال بر کسانی است که از آثار علمای خویش بی اطلاع هستند، باشد تا حجت بر آنان نیز تمام شود و نزد خدای تعالی عذری نداشته باشند. (1)
اهل تسنن، روایات بسیاری نقل کرده اند در عزاداری پیامبر صلی الله علیه و آله بر سیدالشهدا علیه السلام که علمای ما در ضمن تألیفات خویش یا در کتب مستقل آن را جمع آوری نموده اند. (2)
الحسين علیه السلام و مأتمه و كربلاؤه
ماتم ميلاد الحسین علیه السلام
مأتم الرضوعة أُمّ الفضل
مأتم رأس الحسين علیه السلام
مأتم في بيت السيدة أمّ سلمة أمّ المؤمنين
مأتم آخر في بيت أُمّ سلمة
مأتم ثالث في بيت أُمّ سلمة مأتم في بيت عايشة
مأتم رابع في بيت أُمّ سلمة
مأتم في بيت السيدة زينب أُمّ المؤمنين
مأتم خامس في بيت أُمّ سلمة
ماتم أيضا في بيت أمّ سلمة
مأتم أيضا في بيت أُمّ سلمة
مأتم آخر في بيت عايشة
مأتم أيضا في بيت عايشة
ماتم في دار أمير المؤمنين علیه السلام
مأتم آخر في حشد من الصحابة
مأتم آخر في دار رسول الله صلی الله علیه و آله
مأتم في كربلاء أقامه أمير المؤمنين علیه السلام
صورة أُخرى من مأتم كربلاء
اسناد آخر لمأتم كربلاء
مأتم رسول الله صلی الله علیه و آله يوم عاشوراء بكربلاء
إسناد آخر من مأتم عاشوراء
إسناد ثالث من مأتم عاشوراء
برخی از همین عناوین را با اسناد و آدرس های فراوان علامۀ محقق شیخ محمّد باقر محمودی قدس سرهدر کتاب عبرات المصطفين 151/1 - 193 آورده است.
بلکه عمر عبدالسلام - یکی از محققان معاصر اهل تسنن - نیز پس از استدلال به قرآن در زمینه عزاداری، به وجود روایت های متواتر در این
موضوع اشاره کرده و می نویسد:
مناسب است اشاره کنم که احادیثی که وارد شده در خبر دادن جبرئیل در شهادت امام حسین [علیه السلام] و گریه پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم بر آن متواتر است، ما حدود دویست روایت را در مصادر یافته ایم. (1)
قندوزی حنفی در کتابش بابی قرار داده با این عنوان:
... الأحاديثُ الوَارِدَةُ فِي كَثْرَةِ ثَوَابِ مَنْ بَكَى عَلَى الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ. (2)
یعنی: این باب در روایاتی است که دلالت دارد گریه بر امام حسین علیه السلام و خاندانش علیهم السلام پاداش فراوان دارد.
خلاصه آن که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که قیامت برپا شود از داخل عرش خدا ندا آید: ای اهل قیامت چشمان خویش را ببندید تا دختر پیامبر عبور نماید، حضرت زهرا علیها السلام با پیراهن خونین سیدالشهدا علیه السلام وارد محشر شود و به ساق عرش بچسبد و عرضه بدارد: خدایا بین من و قاتلین فرزندم حکم کن. به خدای کعبه سوگند خدا به نفع دخترم حکم خواهد کرد.
سپس گوید: خدایا شفاعت مرا در مورد گریه کنان در مصیبت فرزندم حسین بپذیر و خداوند می پذیرد.
امام حسین علیه السلام فرمود: هر کسی که برای ما بگرید و از دیدگانش قطره اشکی برای ما خارج شود خدا (به پاداش این عمل) او را در بهشت جای دهد.
علی زهیر الحکیم در مقتل أبي عبدالله الحسين علیه السلام من موروث أهل الخلاف 13/3- 15 آن را از فضائل الصحابة احمد بن حنبل نقل و وثاقت رجال آن را نیز اثبات نموده است.
3) ملحقات احقاق الحق 27/ 173، 178، معجم الرجال والحديث محمّد حياة انصاری 8/2، هر دو به نقل از تلخیص المتشابه ابوبکر بغدادی 523/1، 563 ح 942.
امام حسین علیه السلام فرمود: هر بنده ای که قطره اشکی برای ما بریزد، یا چشمانش برای ما گریان شود، خدا او را در بهشت جای دهد که زمانی طولانی (یعنی برای همیشه) در آن ساکن شود.
اگر (عزادار) به جهنم رود، خودم او را از آتش نجات خواهم داد.
روایات ام سلمه در گریه پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام خبر دادن جبرئیل از شهادت سیدالشهدا علیه السلام در منابع عامه بسیار است، مانند روایات ذیل:
1) ذخائر العقبی 147 و رجوع شود به: المصنف ابن ابی شیبة كوفى 632/8، تاریخ مدينة دمشق 14/ 193 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاریخ ابن عساکر 252)، تهذیب الکمال 409/6، خلاصة تهذيب الكمال 83، سبل الهدى و الرشاد 10/ 154، تهذيب التهذيب 301/2، تذهیب التهذيب ذهبي 348/2، المعجم الكبير طبرانى 108/3، الوافي بالوفيات 263/12، امتاع الاسماع 238/12 و 146/14، الاکمال تبریزی 45 خطیب تبریزی در الاکمال 206 تصریح به صحت این روایت نموده است، و رجوع شود به: ملحقات احقاق الحق 347/11، 360 و 397/19 و 229/27، 241 - 242، 245، 247، عبرات المصطفين 173/19، 176، 178.
وَ هُنَا رِوَايَاتٌ أُخْرَى فِي ذَلِكَ يُقَرِّبُ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ فَرَاجِعْ. (1)
امّ سلمه گوید: (حسین علیه السلام کودک بود) دیدم پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر سر او می کشید و می گریست. پرسیدم: چرا گریه می کنی؟ فرمود جبرئیل به من خبر داد که این فرزندم در سرزمین کربلا کشته خواهد شد.
سپس مُشتی از خاک قرمز به من داد و فرمود: این خاک همان زمینی است که در آن کشته می شود هرگاه تبدیل به خون شد بدان که او کشته شده است.
این مطلب در روایات متعدد با مضامین نزدیک به یکدیگر نقل شده.
در روایت دیگری چنین آمده است که امّ سلمه گوید: جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: آیا حسین را دوست داری؟ حضرت فرمود: آری. گفت: امت تو در آینده او را خواهند کشت، اگر بخواهی تربت سرزمینی را که در آن کشته می شود به تو نشان دهم.
جبرئیل این را گفت و سپس بال هایش را گشود و خاک کربلا را (آورده و) نشان داد، پیامبر صلی الله علیه و آله (از شنیدن این خبر و دیدن تربت کربلا) گریه سر داد.
امّ سلمه در ضمن روایت دیگر گوید: صدای هق هق گریه حضرت را شنیدم، هنگامی که سر کشیدم دیدم حضرت حسین را در دامان خویش نهاده - یا این که کنار آن حضرت بود - و حضرت دست بر سر او می کشید و گریه می کرد.
سپس فرمود: جبرئیل گفت که: امت تو در کربلا او را خواهند کشت.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: فَدَخَلْتُ فَإِذَا عِندَهُ حُسَيْنٌ بْنُ عَلِيٍّ، وَ إِذَا هُوَ حَزِينٌ يَبْكِي. فَقُلتُ: مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟قَالَ: أَخْبَرَنِي جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّ أُمَّتِي تَقْتُلُ هَذَا بَعْدِي... . (2)
وَ فِي بَعْضِ الرِّوَايَاتِ: فَسَمِعْتُ نَحِيبَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. (3)
1) المعجم الكبير طبرانی 109/3 و 289/23، مجمع الزوائد 189/9 او گفته: روایت سند موثق دارد)، کنز العمال /126/12 و 656/13، امتاع الاسماع 229/12 و 146/14، سبل الهدى و الرشاد 153/10، جواهر العقدين 358/2 (چاپ بغداد)، ملحقات احقاق الحق 344/11، 349 و 230/22، عبرات المصطفين 190/1.
2) ملحقات احقاق الحق 11/ 349، و 27/ 238، عبرات المصطفين 1/ 179 به نقل از تاریخ الرقة 75 و غیره.
3) تاريخ مدينة دمشق 14/ 194 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام ابن عساکر 259)، ملحقات احقاق الحق 299/19 و 238/27، عبرات المصطفين 1/ 181،
246. ﴿ وَ فِي بَعْضِهَا: وَ فِي يَدِهِ تَرَبَةٌ حَمْرَاءُ يُقَلِّبُهَا بِيدِهِ وَ عَيْنَاهُ تَهْرُقَانِ الدُّمُوعَ. (1) خلاصه روایات گذشته آن که: صدای گریه و ناله پیامبر صلی الله علیه و آله توجه ام سلمه را به خود جلب کرده، یا آن که (در برخی موارد دیگر) حضرت را گریان و نالان یا محزون و غمناک دیده است.
و بنابر بعضی روایات: در دست حضرت تربتی گلرنگ دیده که حضرت آن را زیر و رو می کند و از دو دیده اشک می ریزد.
در بسیاری از مصادر عامه آمده که پس از شهادت سیدالشهدا علیه السلام نیز ام سلمه در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را گریان یا محزون و غمناک دیده، مانند روایت ذیل:
1) ترجمة الإمام الحسين من طبقات ابن سعد 44، عبرات المصطفين 1/ 180، ملحقات احقاق الحق 230/27، 243 و رجوع شود به: بغية الطلب في تاريخ الحلب 2596/6- 2602، 2633.
2) مستدرک حاکم 19/4، جواهر العقدين 359/2 (چاپ بغداد) الصواعق المحرقة 115، در بسیاری از مصادر عامه این روایت را نقل کرده اند ولی جمله ای که امّ سلمه گفت: (و هو يبكي) را - که حاکی از گریان بودن حضرت است - به جهت مخالفتی که با گریه داشته اند، نقل نکرده اند! رجوع شود به: التاريخ الكبير بخاری 324/3، سنن ترمذی 323/5، البداية و النهاية 218/8، تاريخ مدينة دمشق 238/14 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساکر 388 - 389)، ذخائر العقبی 148، تهذيب الكمال 6 /429 و 9/ 187، سبل الهدى و الرشاد 11/ 75، تاریخ الاسلام ذهبي 17/5، سير أعلام النبلاء 3/ 316، تهذيب التهذيب 307/2، المعجم الكبير طبرانی 373/23، أسد الغابة 22/2، جواهر المطالب 298/2، تاريخ الخلفاء سيوطى 139، الوافي بالوفيات 265/12، ينابيع المودة 13/3، و نيز رجوع شود به عبرات المصطفين 121/2 - 127.
حاکم از سلمی روایت کرده که گفت: نزد ام سلمه رفتم دیدم او می گریست به او گفتم: چرا گریه می کنی؟ پاسخ داد: در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم گریان بود و گرد و خاک بر سر و محاسن مبارک آن حضرت دیده می شد، علت آن را جویا شدم، فرمود: لحظاتی پیش شاهد قتل حسین بودم!
روایات عایشه حاکی از آن است که جبرئیل مشتی از خاک کربلا را نزد آن حضرت آورد و از شهادت حسین علیه السلام خبر داد و حضرت شروع به گریه کرد.
248.رُوِيَ عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَآلِهِ] وَ سَلَّمَ أَجْلَسَ حُسَيْنًا عَلَى فَخِذِهِ، فَجَاءَ جِبْرِيلُ إِلَيْهِ، فَقَالَ: هَذَا ابْنُكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ بَعْدَكَ، فَدَمِعَتْ عَيْنَا رَسُولِ اللَّهِ، فَقَالَ جِبْرِيلُ: إِنْ شِئْتَ أَرَيْتُكَ الْأَرْضَ الَّتِي يُقْتَلُ فِيهَا؟ قَالَ: نَعَمْ، فَأَرَاهُ جِبْرِيلُ تُرَابًا مِنْ تُرَابِ الطُّفِّ. (1)
عایشه گوید پیامبر صلی الله علیه و آله حسین را بر سر زانو نشانده بود، جبرئیل نازل شد و از کشته شدن او به دست امت خبر داد، دیدگان حضرت پر از اشک شد، جبرئیل گفت: می خواهی خاک سرزمینی که در آن کشته می شود نشانت دهم؟ حضرت فرمود: آری، جبرئیل قدری از خاک «طف» نشان پیامبر صلی الله علیه و آله داد.
1) المعجم الأوسط طبرانی 249/6، ملحقات احقاق الحق 387/11 و 252/27، عبرات المصطفين1 /170
در روایت دیگری آمده که عایشه گفت: حسین بن علی علیهما السلام نزد پیامبر آمد در حالی که وحی بر آن حضرت نازل می شد، او بر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت... جبرئیل عرض کرد: ای محمّد! آیا او را دوست داری؟ فرمود: ای جبرئیل برای چه فرزندم را دوست نداشته باشم؟ جبرئیل گفت: پس از تو امتت او را به قتل خواهد رسانید، سپس جبرئیل دستش را دراز کرد و قدری خاک سفید نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و گفت: در این سرزمین فرزندت کشته شود که نامش «طف» است.
1) المعجم الكبير طبرانى 107/3، مجمع الزوائد 187/9 -188، ملحقات احقاق الحق 386/11 و 252/27، 250، عبرات المصطفین 170/1 -171.
جبرئیل رفت و پیامبر صلی الله علیه و آله تربت را در دست گرفته می گریست و قضیه را برای من (یعنی عایشه) تعریف کرد.
سپس در حالی که گریه می کرد نزد صحابه رفت، علی[علیه السلام]، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار، ابوذر و... آن ها عرض کردند: یا رسول الله چرا گریه می کنی؟ حضرت مطالبی که بین او و جبرئیل گذشت را برای آن ها بازگو نمود.
عایشه گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله از خواب بیدار شده می گریست پرسیدم: چرا گریه می کنی؟ فرمود: جبرئیل تربت سرزمینی را که حسین بر آن کشته می شود نزد من آورده! ای عایشه به خدایی که جانم در قبضه قدرت اوست این امر مرا محزون نموده است.
عایشه و اُم سلمه گویند: پیامبر صلی الله علیه و آله نزد ما آمده، می گریست. سبب پرسیدیم، فرمود: جبرئیل به من خبر داد که فرزندم حسین کشته می شود.
از زینب بنت جحش نیز در این باره روایاتی نقل شده، مانند روایت ذیل:
1) تاريخ مدينة دمشق 14/ 195 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساکر 264)، ملحقات احقاق الحق 296/11 و 19/ 400، عبرات المصطفين 165/1.
253. ﴿فِي مُسْتَدْرَكِ الصَّحِيحَيْنِ، عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ بِنْتِ الْحَارِثِ: أَنَّهَا دَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي رَأَيْتُ حُلْمًا مُنكِرًا اللَّيْلَةَ، قَالَ: وَ مَا هُوَ؟ قَالَتْ: إِنَّهُ شَدِيدٌ! قَالَ: وَ مَا هُوَ؟ قَالَتْ: رَأَيْتُ كَأَنَّ قِطْعَةً مِنْ جَسَدِكَ قُطِعَتْ وَ وُضِعَتْ فِي حَجْرِي! فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ: رَأَيْتِ خَيْرًا، تَلِدُ فَاطِمَةُ - إِنْ شَاءَ اللَّهُ - غُلَامًا فَيَكُونُ فِي حَجْرِكِ.[قَالَتْ أُمُّ الْفَضْلِ:] فَوَلَدَتْ فَاطِمَةُ الْحُسَيْنَ فَكَانَ فِي حَجْرِي - كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَآلِهِ] وَ سَلَّمَ - فَدَخَلْتُ يَوْمًا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ فَوَضَعْتُهُ فِي حَجْرِهِ، ثُمَّ حَانَتْ مِني تِلَافَةٌ فَإِذَا عَيْنَا رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ تَهْرِيقَانِ مِنَ الدُّمُوعِ، قَالَتْ: فَقُلتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ - بِأَبِي أَنتَ وَ أُمِّي - مَا لَكَ؟ قَالَ: أَتَانِي جِبْرِيلُ عَلَيْهِ الصلاة و السَّلَامُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ أُمَّتِي سَتَقْتُلُ ابْنِي هَذَا. فَقُلتُ: هَذَا؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَ أَتَانِي بِتُرَابَةٍ مِنْ تَرِبَتِهِ حَمْرَاءَ.قَالَ الحَاكِمُ: هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ وَ لَمْ يَخْرُجَاهُ. (1) حاصل آن که ام الفضل به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: دیشب خواب بدی دیدم!
چه دیدی؟!
خیلی سخت بود!
چه بود؟
دیدم قطعه ای از جسد شما قطع شد و در دامان من قرار گرفت.
خیر است، ان شاء الله فاطمه دارای پسری شود که در دامان تو بزرگ گردد.
1) مستدرک 176/3، تاريخ مدينة دمشق 196/14 - 197 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساكر 267)، البداية و النهاية،258/6 امتاع الاسماع 237/12 و 145/14، ملحقات احقاق الحق 297/11 و 374/19 و 633/33265/27، عبرات المصطفين 161/1 و رجوع شود به 162- 164.
امّ الفضل گوید: چنان که حضرت خبر داد، امام حسین علیه السلام از حضرت فاطمه علیها السلام به دنیا آمد. روزی نزد حضرت رفتم، حسین را در دامان او نهادم، یک دفعه دیدم چشمان حضرت اشک ریزان است، عرض کردم: پدر و مادرم فدایت چه شده است؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و خبر داد که این فرزندم کشته خواهد شد و از خاک قرمز محل شهادت او قدری نزد من آورد.
حاکم گفته: این روایت بنابر نظریه بخاری و مسلم صحیح است ولی آن ها آن را روایت نکرده اند.
معاذ بن جبل نیز قریب این مضمون را از حضرت روایت کرده:
معاذ بن جبل در ضمن روایتی گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که رنگ رخسارش دگرگون بود نزد ما آمد، حضرت یادی از یزید کرد و فرمود: خدا در او برکت قرار ندهد.
1) المعجم الكبير طبرانى 120/3 و 38/20 -39، كنز العمال 166/11، ملحقات احقاق الحق 1384/11 و 277/27، عبرات المصطفين 190/1.
سپس اشک از دیدگان حضرت سرازیر شد و فرمود: شهادت حسین را به من خبر دادند، خاک محل شهادت او را نزد من آوردند و قاتلش را به من معرفی کردند...
آه بر فرزندان آل محمّد از خلیفه ای که (توسط خلیفه پیش از خود) به خلافت گمارده شود و خوشگذران باشد، فرزندان من و نسل فرزندانم را به قتل خواهد رسانید.
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در شهادت سیدالشهدا علیه السلام در روایات و مصادر دیگر عامه نیز آمده است. (1)
در بسیاری از مصادر فریقین گریه امیرمؤمنان علیه السلام هنگام مرور به کربلا - در جنگ صفین - آمده است برخی از روایات شیعه قبلاً گذشت، در این جا به ذکر دو روایت از عامه اکتفا می کنیم:
1) رجوع شود به فضائل الخمسة 336/3، 339، 340 - 341، 343، 350، 354 - 355، ملحقات احقاق الحق 340/11، 343، 347، 349 - 351، 360، 364، 372، 376 - 377، 386 - 387، 397 - 398، 400، 410، 413 و 230/27، 235، 237 - 239، 240، 244 - 246، 250- 252، 258، 265 - 267، 270، 276 -277، 280 -281، 297، 299 و 633/33 - 634.
يُقْتَلُونَ بِهَذِهِ الْعَرَصَةِ، تَبْكِي عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ. (1) اصبغ بن نباته گوید با امیر مؤمنان علیه السلام از کربلا می گذشتیم، هنگامی که به موضع قبر سیدالشهدا علیه السلام رسید فرمود- و بنابر روایتی: با گریه فرمود: این جا محل اقامت و بار انداختن آن ها و محل ریخته شدن خون آن هاست. جوانانی از آل محمّد علیهم السلام در این میدان کشته خواهند شد که آسمان و زمین بر آن ها خواهد گریست.
حضرت به ابن عباس فرمود: می دانی این جا چه مکانی است؟ عرض کرد: نه. حضرت فرمود: اگر می شناختی مثل من می گریستی.
سپس حضرت به شدت گریست و پس از آن فرمود: مرا با آل ابی سفیان چه کار؟! و التفاتی به حسین علیه السلام کرد و فرمود: پسرم صبور باش آن ها با پدرت نیز همین رفتار را داشتند.
1) جواهر المطالب في مناقب الإمام علي 1/ 263، ذخائر العقبی 97، الفصول المهمة 761/2، جواهر العقدين 356/2 (چاپ بغداد)، الصواعق المحرقة 115، ينابيع المودة 13/3، ملحقات احقاق الحق 144/8 و 545/17 و 291/27، همین روایت را عبرات المصطفين 212/1 از تلخيص دلائل النبوة ابونعیم،744، الخصائص سیوطی 452/2 و دیگران نیز نقل کرده است.
2) ملحقات احقاق الحق،293/27، عبرات المصطفین 212/1 به نقل از مقتل خوارزمی 162/1
گریه امیرمؤمنان علیه السلام در روایات و مصادر دیگر عامه نیز آمده است. (1)
ابن اعثم کوفی و خطیب خوارزمی حنفی در ضمن روایتی طولانی نقل می کنند که کعب الأحبار (2)پس از پیش گویی از شهادت سیدالشهدا علیه السلام گفت:
1) رجوع شود به ملحقات احقاق الحق 374/11 و 293/27 - 296.
2) كعب الاحبار از دانشمندان اهل کتاب است که زمان عمر اظهار اسلام کرد. او از مخالفان امیر مؤمنان علیه السلام به شمار می رفت. ادعا می کرد که بیش از هفتاد کتاب آسمانی را خوانده است. گاهی بعضی از فضایل اهل بیت علیهم السلام که در آن کتاب ها خوانده بود، بر زبانش جاری می شد. و پیش گویی هایی را نیز از آن کتب برای مردم نقل کرده که نمونه اش روایت فوق است.
الْأَرْضُ يَبْكِي الْحُسَيْنَ إِذَا قُتِلَ حَتَّى النَّجْمُ وَنَبَاتُ الْأَرْضِ... . (1) کعب الاحبار - پس از اعلام خبر شهادت امام حسین علیه السلام (پیش از وقوع آن) - قسم یاد کرد که گروهی از فرشتگان آسمان تا آخر روزگار بر او خواهند گریست.
سپس گفت: هیچ پیامبری نبوده، مگر این که کربلا را زیارت کرده و بر امام حسین علیه السلام گریسته است.
هر روز فرشتگان به زیارت ایشان آمده و سلام می دهند، در شب و روز جمعه، هفتاد هزار فرشته برای زیارت و گریه نازل می شوند و فضایل و مقام و منزلت او را یادآور می شوند... .
روز شهادت او خورشیدگرفتگی و شب هنگام ماه گرفتگی پیش آید، تاریکی و ظلمت تا سه روز بر مردم ادامه خواهد داشت، آسمان خون بارد، کوه ها به لرزه در آید و دریاها متلاطم گردد... .
راوی گوید: مطالب کعب را برای سلمان عرض کردم. فرمود: آری، کعب راست می گوید، مطلبی را من برایت اضافه نمایم: تمام آن چه در زمین است بر او خواهد گریست حتی گیاهان و نباتات.
1) كتاب الفتوح 4 / 326 - 328، مقتل خوارزمی 2/ 169- 171 (فصل چهاردهم).
حَوْلَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ شَعْثًا غُبْرًا يَبْكُونَ عَلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. (1) یعنی: اطراف قبر امام حسین علیه السلام هفتاد هزار فرشته غبار آلود و پریشان احوال تا قیامت گریه می کنند.
گریه فرشتگان در روایات و مصادر دیگر عامه نیز آمده است. (2)
قبلاً اشاره شد که مرثیه سرایی و نوحه جنیان در بسیاری از مصادر خاصه و عامه به نحو مسلّم آمده است، (3)
و رجوع کنید به «فهرست موضوعی روایات» در بخش چهارم، عزاداران، صفحه: 372.
به چند روایت در این زمینه توجه فرمایید:1) مقتل خوارزمی 2/ 169، ذخائر العقبی طبری 151، فرائد السمطین 2/ 174.
2) رجوع شود به ملحقات احقاق الحق 287/11، 400 - 401، نظم درر السمطين 228.
3) رجوع شود به: المعجم الكبير طبرانى 3/ 121- 122، ذخائر العقبى طبری 150، سیر اعلام النبلاء 316/3، تاريخ مدينة دمشق 239/14 - 241، تذهیب التهذيب ذهبی 353/2 - 354، تذکرة الخواص 241- 242، جواهر العقدين 391/2 (چاپ بغداد)، فضائل الخمسة علیهم السلام 359/3 - 360، ملحقات احقاق الحق 460/11، 497، 570 - 590 (دوازده روایات با اسناد متعدد) و 412/19 و 27 /494 - 504، 525 و 33/ 780.
4) تهذيب الكمال 6/ 441، البداية و النهاية 219/8، مجمع الزوائد 9/ 199.
هیثمی دانشمند برجسته سنی در اعتبار این روایت می نویسد:راویان این حدیث از جمله روات "صحیح" هستند.260. ﴿وَ عَنْ مَيْمُونَةَ - أَيْضًا - قَالَتْ: سَمِعْتُ الْجِنَّ تَنُوحُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ. قَالَ الْهَيْثَمِيُّ: رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَ رِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ. (1) نظیر مطلب گذشته از میمونه (2)- همسر پیامبر صلی الله علیه و آله- نیز نقل شده و هیثمی حکم به اعتبار و صحت آن نیز نموده است.
بزرگان - و حتی متعصبین عامه مانند ابن کثیر - نقل کرده اند که: اهالی کربلا همیشه صدای نوحه سرایی جنیان را در عزای سیدالشهدا علیه السلام می شنیده اند.
گویند: این امری عادی به شمار می رفته که همگان به آن اذعان داشته اند.
1) الآحاد و المثانى 308/1، معجم کبیر طبرانی 122/3، مجمع الزوائد 9/ 199.
2) او از کسانی است که بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ثابت قدم مانده است، رجوع شود به: تنقيح المقال 3/ 83 (فصل النساء)، قاموس الرجال 346/12.
3) البداية و النهاية 217/8.
4) تاریخ مدينة دمشق 241/14 (ترجمة الإمام الحسين علیه السلام من تاريخ ابن عساکر 399)، تهذيب الكمال 441/6، سیر أعلام النبلاء 316/3، تاریخ الإسلام ذهبی 17/5، تاریخ الخلفاء سیوطی 139.
دانشمندان و نویسندگان عامه بسیاری از موارد سوگواری طبیعت را در تألیفاتشان آورده و گاهی به اعتبار آن روایات نیز تصریح کرده اند، قسمتی از روایتی که اخیراً از خوارزمی حنفی در گریه فرشتگان و انبیا علیهم السلام گذشت نیز بر آن دلالت داشت.
در مصادر متعدد پُر شدن ظروف آن ها از خون آسمان به عبارت زیر آمده:
بلکه بخاری نیز خون باریدن آسمان را در کتاب تاریخ خود آورده است!
سلیم قاص گوید: روز شهادت امام حسین علیه السلام - یا تا چند روز پس از آن- از آسمان خون می بارید.
1) رجوع شود به: تذهیب التهذيب ذهبي 351/2، بغية الطلب في تاريخ الحلب 2638/6، تاریخ مدينة دمشق 14/ 227، الثقات ابن حبان 487/5، ذخائر العقبی 145، تهذیب الکمال 6/ 433، إمتاع الأسماع 12/ 241 و 14/ 149، سبل الهدى و الرشاد 80/11، المنح المكية في شرح الهمزية 520، ينابيع المودة 3/ 15.
2) تاريخ كبير بخاری 129/4 و رجوع شود به: الثقات ابن حبان 329/4، انساب الاشراف 413/3، الجرح و التعديل 216/4، ترجمة الإمام الحسين عالم من طبقات ابن سعد 90، نظم درر السمطين 222، عبرات المصطفين 169/2
قَالَ: كَانَتْ يَوْمَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ؟! فَقَالَ: قُلْتُ: لَمْ تَرْفَعْ حَصَاةً بِبَيْتِ الْمَقْدِسِ إِلَّا وَجَدْ تَحْتَهَا دَمًا عَبِيط. فَقَالَ لِي عَبْدُ الْمَلِكِ: إِنِّي وَ إِيَّاكَ فِي هَذَا الْحَدِيثِ لَقَرِينَانِ.رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَ رِجَالُهُ ثِقَاتٌ. (1) 265. وَ قَالَ الزُّهْرِيُّ - أَيْضًا -: مَا رُفِعَ بِالشَّامِ حَجَرٌ يَوْمَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ [عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ] إِلَّا عَنْ دَمٍ.رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ، وَ رِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ. (2)
هیثمی - با دو سند که یکی را موثق و دیگری را صحیح دانسته- از دانشمند معروف عامه ابن شهاب زهری نقل می کند که روز شهادت امام حسین علیه السلام در بیت المقدس - یا شام - هیچ سنگی - یا ریگی - برداشته نشد مگر آن که زیر آن خون تیره دیده شد.
بنابر نقل بعضی از عامه اولین مطلبی که باعث شناخته شدن زهری و علم و دانش او نزد ولید بن عبدالملک شد بیان همین مطلب بود.(3)
پس اعتبار این روایات نزد خود عامه تمام است ولی ابن کثیر متعصب آن را دروغ و سخیف دانسته و گفته شیعه آن را جعل کرده است! (4)
بنابر نقل بزرگان عامه از ابن سعد - دائره مطلب وسیع تر از شام و بیت المقدس بوده که: پس از شهادت امام حسین علیه السلام در همه دنیا هیچ سنگی برداشته نشد مگر آن که زیر آن خون تیره دیده شد.
و آسمان خون بارید به نحوی که اثر آن بر لباس مردم باقی ماند تا آن که (باران خون) بند آمد.
و قست منهم قلوب على من *** بكت الأرض فقدهم و السماء
از اشعار بوصیری مغربی می نویسد:
هذا اقتباس من مفهوم قوله تعالى: فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ (2)إذ مفهومه أن المؤمن تبكي عليه السماء و الأرض.
أمّا الأرض فمحالّ سجود المؤمن و عباداته، و أمّا السماء فمحالّ تصاعد أعماله، و إذا كان هذا فى مطلق المؤمنين كما علم من الآية - بمعنى أنهما يتأسّفان على ما فاتهما من أعمالهما و ثوابهما - فما بالك بآل البيت النبوي و السر العلوى؟
ثم قال: و يصح أن يكون المراد ببكائهما بكاء أهلهما، و هو واضح،
و لكن الأول أبلغ، و لا مانع من حمله على الحقيقة لأنه ممكن ورد به الشرع، فلا يخرج عن ظاهره إلّا بدليل.(1)
یعنی: گریه آسمان و زمین که در این بیت آمده اقتباسی است از مفهوم آیه شريفه: فَمَا بَكَتْ عَليْهِمُ السماءُ وَ الْأَرْضُ؛ زیرا مفهومش آن است که زمین و آسمان بر (فقدان) اهل ایمان می گریند، گریه زمین یعنی مکان هایی که سجده و عبادت کرده و گریه آسمان یعنی مواضعی که اعمال او بالا می رفته است.
هر گاه این مطلب دربارۀ همۀ مؤمنین (امکان داشته) باشد همان گونه که از آیه استفاده می شود - به این معنا که زمین و آسمان متأسف هستند که از آن اعمال و ثواب ها محروم شده اند - پس دربارۀ خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و نسل علی بن ابی طالب علیهما السلام چه تصور می کنی؟!
البته امکان دارد که مقصود گریه اهل زمین و آسمان باشد که این مطلب روشن است ولی معنای اول با بلاغت مناسب تر است و هیچ مانعی هم از حمل بر معنای حقیقی وجود ندارد؛ زیرا امر ممکنی است که در لسان دلیل شرعی آمده است پس دست برداشتن از این ظهور نیاز به دلیل دارد.
1) المنح المكية 527 - 528.
الناس أن القيامة قد قامت، و إن الكواكب ضربت بعضها بعضا، و إنه لم يرفع حجر إلّا رؤي تحته دم عبيط، و إن الورس انقلب دما، و إن الدنيا أظلمت ثلاثة أيام... وأنشدوا:
أعين بكن بعبرة و عويل *** واندبي إن ندبت آل الرسول
سبعة منهم لصلب علي *** قد أبيدوا وتسعة لعقيل (1)
برزنجی شافعی می نویسد: از طرق متعدد روایت شده - و برخی از اسناد آن نزد حاکم نیشابوری صحیح است - که روز عاشورا آسمان خون بارید، ظروف آن ها پر از خون شد، خورشید گرفت و آسمان تاریک شد تا جایی که ستاره ها به خوبی دیده می شد، چنان ظلمتی شد که مردم گمان کردند قیامت برپا شده، ستارگان به یک دیگر اصابت می کردند. سنگی از زمین برداشته نشد مگر آن که زیر آن خون سیاه دیده شد، دنیا تا سه روز ظلمانی و تاریک بود.
و چنین سرودند که:
ای چشم اشک ببار و ناله و شیون کن.
اگر سوگواری داری برای خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله گریان باش.
برای هفت نفر از فرزندان علی، نه نفر از فرزندان عقیل که همگی (در کربلا) به شهادت رسیدند.
شایان ذکر است که مواردی دیگر از سوگواری طبیعت و تغییرات عالم
1) ملحقات إحقاق الحق 27/ 231 به نقل از كتاب الإشاعة لأشراط الساعة 24 (طبع دار الكتب العلمية بيروت.)
وجود نیز در مصادر عامه آمده (1)نظیر: خونین شدن دیوار دارالاماره، (2)کسوف خورشید، (3)گریه آسمان، خون باریدن آسمان و غیر آن. (4)
تذکر: در بخش های اول و دوم کتاب نیز به مطالبی از کتب عامه - یا تألیفات معتبر نزد آنان مانند تاریخ یعقوبی و مروج الذهب مسعودی - اشاره شد که مطابق یا مشابه روایات شیعه بود، مناسب است مراجعه شود. (5)
گریه و حزن سیدالشهدا علیه السلام شماره های: 152، 154.
گریه و حزن امام سجّاد علیه السلام شماره های: 158، 160، 162.
گریه امام باقر علیه السلام: شماره 167.
گریه و عزاداری بانوان خاندان رسالت (حضرت زینب علیها السلام، همسران سیدالشهدا علیه السلام، ام سلمه و دیگران) شماره های: 186، 191، 193، 195، 197، 198، 199، 200، 201، 204، 207، 208، 212، 211.
گریه حضرت مسلم علیه السلام: شماره 219
الله گریه و عزاداری صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و مردم مدینه شماره های 220، 223، 224 و پاورقی صفحه های 245، 250 - 251، 256
خون باریدن آسمان شماره 234
1) رجوع شود به: فضائل الخمسة علیهم السلام 361/3 - 368، تذکرة الخواص 246 - 245، المصنف ابن ابی شیبه کوفی 633/8، جواهر العقدين 378/2 - 381 چاپ (بغداد)، الصواعق المحرقة 116، تاريخ الخلفاء سيوطی 138، سرّ الشهادتين دهلوی 14 - 15، المجازر و التعصبات الطائفية في عهد الشيخ المفيد نوشته فارس الحسون 31 -35 به نقل از مصادر عامه.
2) ملحقات احقاق الحق 363/11 و 361/27 - 362.
3) ملحقات احقاق الحق 479/11، 483
4) فضائل الخمسة علیهم السلام 345/3، ملحقات احقاق الحق 458/11 - 462، 464 - 466، 468 - 474 ، 476 - 478، 482 - 483 و 291/27، 371، 376 - 382، 388 - 393، 414.
5) رجوع شود به پاورقی روایات گریه و عزاداری پیامبر صلی الله علیه و آله، شماره های: 100، 101، 107، 118، 115، 114
*عزاداری عامه (1)
وعّد أشياء مما يزعم الروافض أن الشيخين فعلاها في حق فاطمة علیها السلام.
قال: فضح المجلس بالبكاء من الرافضة الحاضرين. (لسان الميزان 217/5 - 218. ورواه الصفدي (المتوفى 764) في الوافي بالوفيات 344/3).
یعنی بلخی واعظ بسیار صحابه را ناسزا می گفت (از باب نمونه) روزی در مجلس او بودم می گفت: فاطمه علیها السلام گریه می کرد، علی علیه السلام به او گفت: چرا برای من گریه می کنی؟! مگر من خمس تو را گرفته ام؟! مگر من حق تو را غصب کرده ام؟! مگر من چنین و چنان کرده ام و مواردی از آن چه رافضیان در رفتار شیخین با فاطمه علیها السلام ذکر می کنند، نقل کرد.
صدای رافضی ها که در مجلس بودند به ضجّه و گریه بلند شد.
در عزای سیدالشهدا علیه السلام دشمنان نیز گریستند.(2)
و بنابر روایات عامه خاندان ابو سفیان در شام در کاخ یزید مجلس عزا به پا داشتند! (3)
راویان اهل تسنن نقل کرده اند که:
1) در آثار عامه مواردی یافت شده که برخی از مشایخ حتی مصائب حضرت زهرا علیها السلام را نیز ذکر کرده اند: قال ابن حجر العسقلاني (المتوفى 852) - في ترجمة محمّد بن عبد الله الواعظ البلخي -: قال علي بن محمود: كان البلخي الواعظ كثيراً ما يدمن في مجالسه سبّ الصحابة، فحضرت مرّةً مجلسه فقال: بكت فاطمة علیها السلام يوماً من الأيام، فقال لها علي علیه السلام: يا فاطمة! لم تبكين عليّ؟! أأخذتُ فيئك؟ أغصبتُك حقّك؟ أفعلتُ؟ أفعلتُ؟
2) رجوع شود به کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه 92 - 96.
3) رجوع شود به انساب الاشراف 417/3، العقد الفريد 132/5، تاریخ طبری 353/4، سیر 1، سير أعلام النبلاء 3/ 303 - 304، نهاية الارب،469/20، البداية و النهاية 212/8
4) شرح احقاق الحق 689/33 حسینی خوافی [حافی] شافعی در التبر المذاب 88 و قریب همین عبارت: تذکرة الخواص 236، عبرات المصطفین 316/2
امام سجّاد علیه السلام و بانوان خاندان رسالت در بند اسارت، در حالی که آن ها را به طنابی بسته بودند نزد یزید بردند حضرت بر او اعتراض کرده، فرمود: ای یزید گمان می کنی اگر پیامبر صلی الله علیه و آله ما را با این حال و بر شتران بدون پوشش - مشاهده می،کرد چه حالی داشت؟!
با شنیدن این سخن همه حاضرین (از شامیان) به گریه افتادند.
طبری می نویسد: از خاندان معاویه هیچ زنی نبود مگر این که با گریه و زاری و نوحه سرایی بر سیدالشهدا علیه السلام از اسیران کربلا استقبال نمود. آن ها سه روز مراسم عزاداری بر پا نمودند.
و باز طبری و دیگران نوشته اند: اسرا را به خانه یزید بردند، همه زنان خاندان یزید حاضر شده و در مراسم عزاداری با آن ها همراهی کردند.
وَقَفَ عَلَى مَصَارِعِ الْحُسَيْنِ [عَلَيْهِ السَّلاَمُ] وَ أَهْلِ بَيْتِهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ اتَّكَا عَلَى فَرَسِهِ وَ جَعَلَ يَبْكِي وَ يَقُولُ:وَ إِنَّ قَتِيلَ الطَّفِّ مِنْ آلِ هَاشِمٍ *** أَذَلَّ رِقَابًا مِنْ قُرَيْشٍ فَذَلَّتْ (1)
او در کنار قبر مطهر سیدالشهدا علیه السلام و اصحاب آن حضرت ایستاده و گریه کنان اشعاری سرود که از جمله آن بیت گذشته است.
مورخ شهیر بلاذری می نویسد: هنگامی که خبر شهادت حضرت به مدینه رسید، صدای فریاد و شیون و گریه و نوحه از هر سو بلند شد.
برخی از روایات و مصادر عامه در گریه و عزاداری امّ سلمه، اهل مدینه و بانوان خاندان رسالت هنگام رسیدن خبر شهادت سیدالشهدا علیه السلام به مدینه یا پس از بازگشت اسرا در بخش دوم (روایات شیعه) گذشت. (3)
1) رجوع شود به تذکرة الخواص 244، جواهر العقدين 390/2 (چاپ بغداد)، أنساب الأشراف 3 /420، بغية الطلب في تاريخ الحلب 2669/6، تاریخ مدينة دمشق 259/14، نظم درر السمطين زرندی حنفی 226، مقتل خوارزمی 149/2، اشعار او را بنگرید در سیر اعلام النبلاء 318/3 و برخی او را سلیمان بن قبة خزاعی گفته اند (أسد الغابة 21/2 - 22) شایان ذکر است که در مورد سراینده شعر فوق اختلاف است.
2) انساب الاشراف 417/3.
3) رجوع شود به صفحه های 245، 250 - 251
وَ بَكَى الْحَسَنُ الْبَصْرِيُّ حَتَّى اخْتَلَجَ جَنْبُهُ [جَنْبَاهُ، صَدْغَاهُ]، وَ قَالَ: وَ اذلّاه لِأُمَّةٍ قَتَلَ ابْنَ دَعِيِّهَا ابْنَ نَبَتِهَا. (2) حسن بصری به اندازه ای گریست که بدنش می لرزید و می گفت: چه ننگین است برای این امت که زنازاده ای پسر پیامبرش را به قتل برساند.
و در برخی از مصادر قبل از روایت فوق آمده است:
وَاتَّصَلَتْ هَذِهِ الْمُصِيبَةُ بِالْبِلَادِ فَكَثُرَ فِيهَا النَّوْحُ. (3) این مصیبت به همه شهرها و مناطق کشیده شد و در مورد آن سوگواری و نوحه سرایی بسیار گشت.
1) عبرات المصطفین 381/2 به نقل از مرآة الزمان 103 (مخطوط).
و قال ابن عبد ربّه و غيره: قال الحسن البصري: قتل مع الحسين علیه السلام ستة عشر رجلاً من أهل بيته والله ما كان على الأرض يومئذ أهل بيت يشبهون بهم. (العقد الفريد 132/5، البداية و النهاية 205/8، و قریب به همین عبارت در شذرات الذهب 274/1 و عبرات المصطفين 380/2)
2) رجوع شود به: تذکرة الخواص 240، جواهر العقدين 391/2 (چاپ بغداد)، أنساب الأشراف 3/ 425، ملحقات احقاق الحق 33/ 705، ينابيع المودة 48/3، تنبيه الغافلين 103، عبرات المصطفين (به نقل از تیسیر المطالب 98 و غیره)، مقتل خوارزمی 124/2، تفسیر مجمع البیان 6 / 266.
3) انقلاب کربلا 389 به نقل از مناقب آل محمّد علیهم السلام 104 - 105.
نویسندگان سنی نقل کرده اند که شاعری به نام ابن هباریه - که در قرن پنجم می زیسته - عبورش به کربلا افتاد، بر سیدالشهدا علیه السلام و خاندانش گریست و اشعار گذشته را سرود، همان جا به خواب رفت در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که به او فرمود خدا به تو جزای خیر دهد تو را بشارت باد که خدا تو را در زمره کسانی که فرزندم حسین را در مبارزه یاری کردند، قرار داد.
او از مسلمانان می خواهد که حقّ پیامبر صلی الله علیه و آله را رعایت نموده و اشک ریزان بر مصیبت عزیزانش داشته باشند. او در کتاب مقتل می نویسد:﴿وَ قُضُّوا حَقَّ النَّبِيِّ الْمُخْتَارِ بِإِرْسَالِ الْمَدامِعِ الْغَزَّارِ عَلَى أُولَئِكَ الْأَبْرَارِ. (1)قُولُوا - عِبَادَ اللَّهِ مِنْ صَمِيمِ قُلُوبِكُمْ -: آهِ ثُمَّ آهِ! إِذْ ذُبِحَ وَلَدُ رَسُولِ اللَّهِ بَيْنَ الطُّغَاةِ الْبُغَاةِ... وَ مَانِعِي شُرْبِ الْمِيَاهِ مِنَ الْحُسَيْنِ الْمُخْبِتِ الْأَوَّاهِ. (2)عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مُصِيبَةَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْ أَعْظَمِ الْمُصِيبَاتِ فَصُبُّوا فِيهَا شَآبِيبَ الدُّموعِ السَّوَاکبِ بِتَصْعِيدِ الزَّفَرَاتِ الْغَوالِبِ، وَاسْتَنْزِفُوا بِالْبُكَاءِ الدِّمَاءَ... وَاعْقِبُوا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ بِتَذَكُّرِكُمْ أَيَّامَ كَرْبَلَاءَ. (3) 279. علامه اربلی - به نقل از کمال الدین بن طلحة (متوفی 652) که از دانشمندان اهل تسنن است - می نویسد:
في مصرعه و مقتله علیه السلام قال كمال الدين بن طلحة: و هو فصل يسكب مضمونه المدامع من الأجفان، و تجلب الفجائع لإثارة الأحزان، و يلهب نيران الموجدة في أكباد ذوي الإيمان بما أجرته الأقدار للفجرة من اجترائها، و فتكها، و اعتدائها على الذرية النبوية لسفح دمائها، و سفكها، و استبائها مصونات نسائها و هتكها حتى تركوا لمم رجالها بنجيعها مخضوبة، و أشلاء جثثها على الثرى مسلوبة، و مخدّرات حراير سبايا منهوبة!
فكم كبيرة من جريمة ارتكبوها و اجترموها، و كم من نفس معصومة أرهقوها واخترموها، و كم من دماء محرّمة أراقوها و ما احترموها، و كم من كبد حرى منعوها ورود الماء و حرموها!
ثم احتزّوا رأس سبط رسول الله و حبّه الحسين بشبا الحداد، و رفعوه كما ترفع رؤس ذوي الإلحاد على رؤوس الصعاد، واخترقوا به أرجاء البلاد بين العباد، واستاقوا حرمه و أطفاله أذلاء من الاضطهاد، وأركبوهم على أخشاب الأقتاب بغير وطاء و لا مهاد
هذا مع علمهم بأنهم الذرية النبوية المسؤول لها المودة بصريح القرآن و صحيح الإسناد، فلو نطقت السماء و الأرض لرثت لها ورثتها، و لو اطلعت عليها مردة الكفار لبكتها و ندبتها، و لو حضرت مصرعها عتاة الجاهلية لابنتها (1)و نعثها، و لو شهدت وقعتها بغاة الجبابرة لأعانتها و نصرتها.
فيا لها مصيبة أنزلت الرزية بقلوب الموحدين و أورثتها، و بلية أحلّت الكآبة بنفوس المؤمنين سلفا و خلفا فأحزنتها، فوالهفاه لذرية نبوية ظلّ دمها، و عترة محمّدية قلّ مخذمها، و عصبة علوية خُذلت فقُتل مقدمها، و زمرة هاشمية استبيح حرمها واستحلّ محرّمها... . (2)
محمّد بن طلحه شافعی در فصل دوازدهم کتابش در مقتل حضرت می نویسد: این فصلی است که مطالبش باعث اشک فشانی مژگان است، آتشی سوزان در جگر اهل ایمان شعله ور می شود... .
ابن کثیر می نویسد: از پادشاه حلب درخواست شد که روز عاشورا قدری مقتل خوانده شود، سبط ابن الجوزی بر منبر رفت، مدتی طولانی ساکت بود، سپس دستمالی بر صورت نهاده مشغول گریستن شد، سپس چنین خواند:
وای بر کسی که شفیعانش دشمنش باشند هنگام نفخه صور.
قطعاً فاطمه در قیامت خواهد آمد در حالی که پیراهنش به خون حسین آغشته است.
پس از آن باگریه پایین آمد، و در حالی که اشک می ریخت به صالحیه رفت.
1) البداية والنهاية 227/13.
این طایفه - یعنی شیعه روز عاشورا اظهار جزع و فزع کنند، و رسم تعزیت را اقامت کنند. و مصیبت شهدای کربلا تازه گردانند و بر منبرها قصه گویند، و علما سر برهنه کنند و عوام جامه چاک زنند و زنان روی خود خراشند و مویه کنند.
عبدالجلیل در پاسخ می نویسد:
اولا معلوم همۀ جهانیان است که بزرگان و معتبران ائمه فریقین از اصحاب امام مقدم بوحنیفه، و امام مکرم شافعی، و علما و فقهای طوایف، خلفا عن سلف، این سنت را رعایت کرده اند، و این طریقه را نگاه داشته اند.
اولا خود شافعی که اصل است در مذهب و مذهب بدو منسوب است بیرون از مناقب در حسین علیه السلام و شهدای کربلا رضوان الله عليهم مراثی بسیار گفته است و یکی آن ها این قصیده ای است که می گوید:
أرثى الحسين و أبكى منه جحجاحا *** من أهل بيت رسول الله مصباحا
تا آخر قصیده با مبالغتی تمام و کمال و دیگر قصیده ای است که می گوید:
تاوّب همّي فالفؤاد كئيب *** و أرق نومى فالرقاد عجيب (1)
تا آخر، همۀ مرثیه اوست به صفتی که دیگران بر چنان معانی قادر نباشند.
1) اشعار او در مصادر مختلف نقل شده و - ان شاء الله - به زودی خواهد آمد.
و مراثی شهدای کربلا که اصحاب بوحنیفه و شافعی را هست، بی عدد و بی نهایت است. پس اگر عیب است اول بر بوحنیفه است و بر شافعی و اصحاب ایشان؛ آن گه بر ما.
آن گه چون فروتر آیی معلوم است که خواجه بومنصور ماشاده به اصفهان - که در مذهب سنت در عهد خود مقتدا بوده است - هر سال این روز، این تعزیت داشته است به آشوب و نوحه و غریو و ولوله، و بر علی، حسن و حسین علیهم السلام آفرین کرده و بر یزید و عبیدالله در اصفهان لعنت آشکار کرده.
و كذلك شرف الاسلام صدر الخجندی و برادرش جمال الدین این تعزیت به آشوب و نوحه و غریو و ولوله داشته اند و هر کس که به آن جا رسیده باشد دیده و دانسته باشد و هرگز انکار آن نکند.
آن گاه در بغداد- که مدينة السلام و مقرّ دار الخلافة است - خواجه على غزنوی حنفی دانند که این تعزیت چگونه داشتی! تا به حدی که به روز عاشورا در لعنت سفیانیان مبالغتی می کرد. سائلی برخاست و گفت: معاویه را چه گویی؟ به آوازی بلند گفت: ای مسلمانان از علی می پرسد که: معاویه را چگویی؟ آخر دانی که علی معاویه را چه گوید؟
و امیر عبادی که علامه روزگار و خواجه معنا و سلطان سخن بود. او را در حضرت المقتفى لامر الله پرسیدند - روزی که فردا عاشورا خواست بودن - که: چه گویی در معاویه؟ جواب نداد تا سائل سه بار تکرار کرد. بار سوم گفت: ای خواجه! سؤال مبهم می کنی. نمی دانم کدام معاویه را می گویی؟!
این معاویه را که پدرش دندان مصطفی صلی الله علیه و آله بشکست، و مادرش جگر حمزه بخائید و او بیست و چند بار تیغ بر روی علی مرتضی کشید و پسرش سر حسین علی علیهما السلام ببرید!
ای مسلمانان شما این معاویه را چه گویید؟ مردم در حضرت خلافت، حنفی و سنی و شافعی زبان به لعنت و نفرین برگشودند
و مانند این بسیار است و تعزیت حسین علیه السلام هر موسم عاشورا به بغداد تازه باشد با نوحه و فریاد.
و اما به همدان اگر چه مشبّهه را غلبه باشد برای حضور رایت سلطان و لشکر ترکان، هر سال مجدالدین مذکّر همدانی، در موسم عاشورا این تعزیت به صفتی دارد که قمیان را عجب آید.
و خواجه امام نجم بوالمعالی بن ابی القاسم بزاری نیشابوری با آن که حنفی مذهب بود، این تعزیت به غایت کمال داشتی و دستار از سر برگرفتی و نوحه کردی و خاک پاشیدی و فریاد از حد بیرون کردی.
و به ری - که از امهات بلاد عالم است - معلوم است که شیخ ابو الفتوح نصرآبادی و خواجه محمّد حدادی حنفی و غیر ایشان در کاروانسرای کوشک و مساجد بزرگ روز عاشورا چه کرده اند از ذکر تعزیت و لعنت ظالمان.
و در این روزگار آن چه هر سال خواجه امام شرف الائمة ابو نصر الهسنجانی کند در هر عاشورا به حضور امرا و ترکان و خواجگان و حضور حنفیان
معروف و همه موافقت نمایند و یاری کنند و این قصه خود به وجهی گوید که دگران خود ندانند و نیارند گفتن.
و خواجه امام بو منصور حفده- که در اصحاب شافعی معتبر و متقدم است - به وقت حضور او به ری دیدند که روز عاشورا چه کرد و این قصه بر چه طریق گفت و حسین علیه السلام را بر عثمان درجه و تفضیل چگونه نهاد و معاویه را باغی خواند در جامع سرهنگ.
و قاضی عمده ساوئی حنفی - که صاحب سخن و معروف است - در جامع طغرل با حضور بیست هزار آدمی این قصه به نوعی گفت و این تعزیت به صفتی داشت از سر برهنه کردن و جامه دریدن که مانند آن نکرده بودند.
مصنف این کتاب (اشاره به همان نویسندۀ سنی) اگر رازی است دیده باشد و شنوده.
و خواجه تاج اشعری حنفی نیشابوری روز عاشورا بعد از نماز در جامع عتیق دیدید که چه مبالغه کرد در سنه خمس و خمسین و خمسمائة به اجازه قاضی با حضور كبراء و امراء.
پس اگر این بدعت بودی ،چنان که خواجه مجبّر انتقالی (اشاره به همان نویسندۀ سنی) گفته است، چنان مفتی رخصت ندادی و چنین ائمه روا نداشتندی.
و اگر خواجه انتقالی به مجلس حنفیان و شیعیان نرفته باشد، آخر به مجلس شهاب مشاط رفته باشد که او هر سال چون ماه محرم در آید، ابتدا کند به مقتل
عثمان و علی علیه السلام و روز عاشورا به مقتل حسین علی علیه السلام آرد تا سال پیرار به حضور امیران و خاتون امیر اجل این قصه به وجهی گفت که بسی مردم جامه ها چاک کردند و خاک پاشیدند و سرها برهنه کردند و زاری ها نمودند که حاضران می گفتند که: زیادت از آن بود که شیعه به زعفران جار کنند.
پس اگر این علما این معنی به تقیه و مداهنه می کنند از بیم ترکان و خوف سلطان، موافقت رافضیان باشد ؛ و اگر به اعتقاد می کنند، خلاف ایشان کردن خواجه را نقصان ایمان باشد و الّا در بلاد خوارج و مشبهه که روا ندارند تعزیت کردن، دگر همۀ شفعویان و حنفیان و شیعه این سنت را متابعت کرده اند.
پس خواجه پنداری از این هر سه مذهب بیزار است و خارجی است، پس باید که به خوزستان و کردستان شود تا نبیند و نشنود که تعصب او راست و کس را نیست.
و تعزیت حسین علی علیهما السلام داشتن متابعت قول خدای است که گفته: قُل لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى.(1)و موافقت قول مصطفی صلی الله علیه و آله است که گفته: «من بكى على الحسين أو تباكى وجبت له الجنة» تا هم گوینده و هم شنونده در رحمت خدای تعالی باشد و منکرش إلّا منافق و مبتدع و ضال و گمراه نباشد و خارجی و مبغض فاطمه علیها السلام و آلش و علی و اولادش، والْحَمْدُ لله بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ. (2)
برای آشنایی از شرح حال علمای عامه که از آن ها نام برده شد رجوع شود به: تعليقات نقض محدث ارموی 2/ 1092- 1102 (تعلیقه های 149- 150.)
شمس الدین ابوالبركات محمّد صلی الله علیه و آله بن احمد دمشقی باعونی شافعی (متوفی 871) پس از ذکر برخی از اشعار و مراثی می نویسد: مردم در مصائب اهل بیت علیهم السلام مرثیه سرایی و گریه بسیار نمودند. به نظم و نثر چندان مطلب گفته شده که به شمارش نیاید.
در خصوص شهادت سیدالشهدا علیه السلام و قضیه کربلا نیز مطالبی (بسیار به نظم و نثر) وجود دارد که من متعرّض آن نمی شوم و این مختصر گنجایش آن را ندارد.
در تاریخ اسلام قضیهای فضیع تر و شنیع تر از این واقع نشده است. حکایتی که انسان از شنیدن آن از جا کنده و قلب ها - از حزن و تأسف و اندوه - شکافته شود و اشک ها مانند ابر (بهار) ببارد.
1) جواهر المطالب 2 /311، ملحقات إحقاق الحق 27/ 506 - 507.
1) قال ابن خلكان و الصفدي وغيرهما: و كان من الثقات [من ] أهل السنة. (وفيات الأعيان 364/2، الوافي بالوفيات 15/ 104).
2) جواهر المطالب في مناقب الإمام على علیه السلام 2/ 313 -314 و مراجعه شود به: وفيات الاعيان و أنباء أبناء الزمان (تاريخ ابن خلكان) 2/ 364 - 365، الوافي بالوفيات صفدی 104/15، بغية الطلب في تاريخ الحلب 2656/6، الفصول المهمة في معرفة الأئمة ابن الصباغ 2/ 842، نور الابصار شبلنجی 146 ملحقات إحقاق الحق 27/ 488.)در صحیح شرح العقيدة الطحاویة 661 آن را از حیاة الحیوان دمیری 191/1 و برخی دیگر آن را از معجم الأدباء حموی 206/11 و شرح المعلقات زوزنی 113 نقل کرده اند.
و نیز باعونی شافعی می نویسد: در تاریخ ابن خلّکان قضیه شگفت و عجیبی دیدم که دوست دارم اینجا نقل کنم.شخصی به نام شیخ نصر الله (که به تصریح ابن خلّکان و صفدی از ثقات اهل سنت بوده گوید: شبی قبل از خواب به این فکر افتادم که خاندان ابوسفیان با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله چه کرد، چگونه امام حسین و خاندانش علیهم السلام را به شهادت رسانده و دختران پیامبر صلی الله علیه و آله را به اسارت گرفت و... سپس به یاد آن مصائب به شدّت گریستم، خواب از سرم پریده بود ولی بالاخره خوابیدم، در عالم رؤیا امیرمؤمنان علی علیه السلام را به خواب دیدم. دست مبارکش را بوسیدم و گریه سر دادم! فرمود: چرا گریه می کنی؟ عرض کردم: شما پس از فتح مکه فرمودید: هر کس وارد منزل ابو سفیان شود... هر کس درب خانه اش را ببندد... و هر کس وارد مسجد الحرام شود (همه) در امان هستند، ولی آن ها در کربلا چه رفتاری با فرزندت حسین و بقیه خاندان شما داشتند (و چگونه تلافی کردند)؟! حضرت تبسّمی کرد و فرمود: اشعار ابن صیفی را نشنیده ای؟ عرض کردم: نه. فرمود: از خودش بپرس، جواب تو را به شعر گفته.)آن شب خیلی طول کشید (و سخت گذشت، منتظر بودم که صبح شود هنگام اذان صبح به سوی خانه ابن صیفی راه افتاده، دقّ الباب کردم.)
او با سر و پای برهنه پشت در آمد و با تعجب گفت: چه باعث شده که الان نزد من آمده ای؟!هنگامی که قضیه رؤیای خویش را برای او بازگو کردم، صدای گریه او بلند شد و گفت: به خدا سوگند اشعار را همین شب گذشته سروده ام، برای هیچ کس هم نخوانده ام.سپس شروع به خواندن نمود:هنگامی که قدرت به دست ما افتاد، عفو و بخشش خلق و خوی ما بود. ولی هنگامی که شما سر کار آمدید (چنان کشت و کشتار کردید که خون از بیابان سرازیر شد.)شما کشتن اسیران را روا داشتید ولی ما چه بسیار از اسرا گذشتیم و آن ها را بخشیدیم.تفاوت بین ما و شما همین بس که از کوزه برون همان تراود که در اوست!تذكر:وهابيان، مخالفان گریه و عزاداری - مانند همیشه - قسمت اول این مطلب را- که حاکی از جنایات بنی امیه نسبت به خاندان رسالت و گریه و عزاداری شیخ مورد وثوق اهل تسنن است - از تاریخ ابن خلّکان (كتاب وفيات الاعيان حذف کرده اند با این که باعونی شافعی مطلب را از او نقل کرده!)امانت داری و حفظ میراث سلف را به آن ها تبریک می گوییم!
284. ﴿وَ قَالَ السُّيوطِيُّ (المتوفَّى: 911: وَ كَانَ قَتْلُهُ بِكَرْبَلَاءَ وَ فِي قَتْلِهِ قِصَّةٌ فِيهَا طُولٌ، لَا يَحْتَمِلُ الْقَلْبُ ذِكْرَهَا، فَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.) (1) دانشمند معروف اهل تسنن سیوطی می نویسد: امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسید، داستان کشته شدن او طولانی است، دل (ما) طاقت یادآوری آن را ندارد، فَإِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ..
و این فقیر را طاعت [طاقت ظ] نوشتن تفاصیل این حکایت نبود؛ زیرا که تمام جوارح فقیر می لرزید و چندان شدّت مصیبت در فقیر اثر می کند که هوش و توانایی و عقل و دانایی مرا محو می گرداند. (3)
در تمام سال دو مجلس در خانه فقیر منعقد می شد؛ مجلس وفات شریف رسول صلى الله عليه [وآله] و سلم و مجلس شهادت حسین رضی الله عنع [علیه السلام] اول که مردم روز
عاشورا قریب چهار صد، پنج صد کس بلکه هزار فراهم می آیند و درود می خوانند و بعد از آن فقیر می آید و می نشیند و ذکر فضائل حسین رضی الله عنه [علیه السلام] که در حدیث شریف وارد شده، بیان می آید، و آن چه در آن حدیث اخبار شهادت بزرگان وارد شده نیز مذکور می شود. در این ضمن بعضی مرثیه ها که از مردم غير، یعنی جن و پری، حضرت ام سلمه و دیگر صحابه شنیده شده نیز مذکور می شود. در این بین اگر شخص خوش الحانی سلام بخواند با مرثیه شروع و اتفاق می شود و ظاهر است که در این بین اکثر حضار مجلس را و این فقیر را هم رفت و بكاء لاحق می شود. (1)
او در اثری دیگر- که در راز شهادت حضرت به زبان عربی نگاشته- گوید: بلکه برای اطلاع همگان، گریه و حزن همیشگی و یادآوری آن وقایع جانسوز و وحشتناک در امت تا قیامت باقی است و به آخرین حد شهرت - در تمام عالم بالا و پایین، غیب و شهود، جن و انس، ناطق و صامت - رسیده است.(2)
فابكهم ما استطعت إن قليلا *** في عظيم من المصاب البكاء
فَابْكِهِمْ أَيُّهَا الصَّالِحُ لِلْخِطَابِ مَا اسْتَطَعْتَ أَيَّ مُدَّةٍ دَوَامِ اسْتِطَاعَتِكَ تَأَسِّيًا بِالنَّبِيِّكَ، ثُمَّ بِجِبْرِيلَ، ثُمَّ بِعَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ [عَلَيْهِ السَّلَامُ].(3)
یعنی: ای کسی که شایسته ای با تو صحبت کنم، تا می توانی در عزای آن ها گریه کن برای تأسی به پیامبرت صلی الله علیه و آله، تأسی به جبرئیل علیه السلام و تأسی به علی علیه السلام.
سپس در توضیح استدلال خویش به اقتدا و تأسی یاد شده دو روایت نقل کرده است که در شماره های «107» و «247» گذشت.
البته ابن حجر - به اقتضای طبیعتش! - اشکالی در این مطلب نموده که در جلد دوم، بخش اول «مخالفان عزاداری»، همراه با پاسخ آن خواهد آمد.
مناوی گوید: شرح و بیان قضیه شهادت امام حسین علیه السلام جگرها را پاره می کند و بدن ها را می کاهد و ذوب می کند. لعنت خدا بر قاتلین و آمرین و خشنودین به قتل او، از رحمت خدا دور باشند مانند قوم عاد!
بسیاری از مؤلفین در شهادت حضرت تألیف مستق دارند.
نابلسی شامی نوشته: شهادت حضرت روز جمعه... روز عاشورا سنه 61 هجری در کربلای عراق واقع شده، قبر آن حضرت مشهور و زیارتگاه است. مردم در عزای او بسیار محزون شده و برای او مرثیه های فراوان سروده اند.### اشعار اهل تسنن در رثای سیدالشهدا علیه السلامبسیاری از شاعران اهل سنت، در رثای حضرت حسین بن علی علیهما السلام و حادثه عاشورا شعر سروده اند. (1)290. قَالَ ابْنُ الْأَثِيرِ (المتَوَفَّى 630: وَ أَكْثَرُ النَّاسِ مَرَاثِيهِ. (2))ابن اثیر گوید: مردم برای سیدالشهدا علیه السلام مرثیه های بسیار سرودند.291. وَ قَالَ الصَّفْدِيُّ (المتَوَفَّى: 764: وَ قَدْ رَثَاهُ مِنَ الْمُتَقَدِّمِينَ وَ الْمُتَأَخِّرِينَ خَلْقٌ لَا يُحْصَوْنَ. (3))صفدی می نویسد: گروهی بیشمار از قدما و متأخرین برای امام حسین علیه السلام مرثیه سرایی کرده و اشعاری سروده اند.شافعی پیشوای معروف اهل تسنن (متوفی (204 چنین سروده:)
تارب همّي (1و الفؤاد كئيب *** و أرق عيني والرقاد غريب (2))و مما نفى نومي و شيّب لمّتي *** تصاريف أيام لهنّ خطوبفواكبدي من حزن آل محمّد *** و من زفرات ما لهنّ طبيبفمن مبلغ عنى الحسين رسالة *** و إن كرهتها أنفس و قلوبقتيل بلا جرم كأن ثيابه (3*** صبيغ بماء الأرجوان خضيب)فلليسف إعوال و للرمح رثّة و للخيل من بعد الصهيل نجيب (4)تزلزلت الدنيا لآل محمّد *** و كادت لها صمّ الجبال تذوبو غابت (5نجوم واقشعرّت كواكب *** و هُتّك أستار و شقّ جيوب)[لئن كان ذنبي حبّ آل محمّد *** فذلك ذنب لستة عنه أتوب] (6)هم شفعائي يوم حشري و موقفي *** و بغضهم للشافعي ذنوب (7)نُصلّي (8على المختار من آل هاشم *** و نؤذي بنيه إن ذاك عجیب (9)
1) از دیوان شافعی (تأوّب همی) نقل شده و در بقیه مصادر: (تأوه قلبي).
2) در بقیه مصادر: (و أرق نومي فالسهاد عجيب).
3) در بقیه مصادر: (ذبيح بلا جرم كأن قميصه).
4) در بقیه مصادر: (نحيب).
5) در بقیه مصادر: (و غارت).
6) به نقل از بقیه مصادر
7) در بقیه مصادر بیت دوم چنین است: (إذا ما بدت للناظرين خطوب).
8) در بقیه مصادر: (يُصلّى).
9) در برخی مصادر بیت دوم چنین است: (و یغزى بنوه إن ذا لعجيب).)کامل بهایی 645 - 646 موارد اختلاف از مناقب 269/3، بحار 253/45، عوالم 557/17. تذکر: در بقیه مصادر سه بیت اول نبود و برخی از ابیات دیگر با تقدیم و تأخیر آمده، هم چنین رجوع شود به: جواهر العقدين 292/2 - 293، ينابيع المودة 3/ 48 - 49، معارج الوصول زرندی شافعی 101 به نقل از دیوان شافعی 48: 15، مقتل خوارزمی 2/ 126.
و قال أبو عبد الله محمّد البوصيري المغربي (المتوفى 696 - في القصيدة الهمزية-:)أبدلوا الودّ و الحفيظة في القر *** بى وأبدت ضبابها نافقاءمن شهيدين ليس ينسيني الطفّ *** مصابيهما و لا كربلاء...فابكهم ما استطعت إن قليلا *** في عظيم من المصاب البكاءكلّ يوم و كلّ أرض لكربي *** منهم كربلا و عاشوراءو قست منهم قلوب على من *** بكت الأرض فقدهم و السماء...آل بيت النبي إن فؤادي *** ليس يليه عنكم التأساء (1)سیف الدین فرغانی سنی (متوفی 705 در دعوت مردم به عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام چنین سروده:)ای قوم در این عزا بگریید *** بر کشته کربلا بگرییداز خون جگر سرشک سازید *** بهر دل مصطفی بگرییدوز معدن دل به اشک چون دُرّ *** بر گوهر مرتضی بگرییددر ماتم او خَمش مباشید *** یا نعره زنید یا بگرییددل خسته ماتم حسینید *** ای خسته دلان هلا بگرییدتا روح که متصل به جسم است *** از تن نشود جدا بگریید (2)یکی از نویسندگان سنی معاصر - عزّ الدین عمر موسی - در مقدمه ای که برای کتاب درر السمط (3نوشته، درباره جوّ حاکم بر اندلس می نویسد:)
اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم در ادبیات این سرزمین مدائح نبوی و مرثیه سرایی امام حسین علیه السلام بسیار شایع شد.مرثیه امام حسین علیه السلام بیش ترین بخش (ادبیات را به خود اختصاص داد. ادیبان با نوشته ها و شعرا با اشعار خویش - از خوف سرانجام بد، به امید شفاعت و برای تقرّب (به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله) - بدین سوی سوق داده شدند، مانند: ابو بحر صفوان بن إدريس تجیبی مرسی (متوفی 598) که برکات گریه و بزرگداشت امام حسین و اهل بیت علیهم السلام در زندگی او دیده می شد؛ ناهض الوادی آشی (متوفی 615) که قصیده ای برای آن حضرت سرود ؛ ابو عمران موسى بن عیسی (متوفی 627) که ارجوزه ای در مقتل آن حضرت دارد.)حتی قاضی ابوبکر ابن عربی - که (معروف است گفته: امام حسین علیه السلام به شمشیر شریعت جدّش کشته شد به لحاظ جوّ عمومی حاکم بر اجتماع - اهل بكاء و ندبه و گریه برای امام حسین علیه السلام بوده است.)سپس او تذکر داده که: باید توجه داشت که سرایندگان قصائد و نویسندگان کتب و رسائل هیچگاه معتقد به مذهب شیعه نبوده بلکه به امید شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله در قیامت دست به چنین کاری زده اند.و در آخر می نویسد: ظاهراً بیش ترین مراثی و تضمین قصائد و تخمیس و تسدیس آن از رجال شرق اندلس باشد. (1)تذکر: نام برخی از شعرای اهل تسنن آخر قسمت اول بخش اول گذشت.
1) درر السمط في خبر السبط 27، 41 - 44، او در همین مقدمه صفحه 52 کتاب دیگری را از مؤلف همین کتاب - ابن الآبار - با عنوان «معادن اللجين في مراثي الحسين [علیه السلام]» نام می برد.
## بخش چهارم: نکته ها و آمارهایی از گریه و عزاداری### اشاره
در این بخش درباره عزاداری و گریه بر امام حسین علیه السلام مطالبی را در اختیار خوانندگان محترم می گذاریم که در واقع چکیده انبوهی از مطالب علمی و مستند در این باره است.دقت در این آمارها آمادگی فکری برای بسیاری از جوانب مربوط به این موضوع ایجاد می کند و جمع بندی آن ها نکات جدیدی را در برابر ما قرار خواهد داد.شش عنوانی که در این بخش بدان پرداخته ایم عبارت است از:صفات مجالس عزابرخی حکمت های عزاداریبرخی آثار عزاداریفوائد عزاداری در کلام غیر مسلمانانبرخی عناوین عزاداری در کتب حدیثیفهرست موضوعی روایات
### صفات مجالس عزا#### اشارهحوم شیخ جعفر شوشتری می فرماید:مجالس عزاداری حسین علیه السلام صفات مشاهد شریفه را داراست:اول: آن که مصلّای خداوند است، یعنی محل صلوات اوست بر اهلش.دوم: آن که ملائکه در آن جا حاضر می شوند.سوم: آن که شخص به دعای پیغمبر خدا و ائمه هدی فائز شود.چهارم: آن که منظور نظر بهجت اثر جناب سیدالشهدا علیه السلام گردد.پنجم: آن که آن حضرت با ایشان مخاطبه و مکالمه نماید.ششم: چنین مجلسی محبوب جناب صادق علیه السلام است.هفتم: مانند عرفات است.هشتم: مانند مشعر الحرام است.نهم: مانند حطیم است.دهم: مطاف بیت الله است.یازدهم: قبه حسین است.دوازدهم: خاموش کننده آتش ها است.سیزدهم: منبع آب حیات است.چهاردهم: تالی مجالسی می شود که ابتدای آن خلقت و آخر آن حشر است. (1)
1) اشک روان بر امیر کاروان (ترجمه الخصاص الحسينية) 85 - 86.
#### برخی از حکمت های عزاداری##### 1.عزاداری رمز و راز محبتعزاداری رمز محبت است، هیچ قدرتی نمی تواند این محبت خالص و ارادات بی شائبه را که شیعیان به ساحت پیشوای شهیدان تاریخ ابراز می دارند از دل آنان بیرون کند.این محبت ما را زنده می دارد و امید می دهد؛ زیرا این نماد راه را به محبانش نشان می دهد و وجود آنان را از آرمان های والا سرشار می سازد.قرآن و روایات، دوستی خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام را بر مسلمانان واجب کرده است. خداوند در قرآن مجید از زبان پیامبرش خطاب به مؤمنان فرماید: ﴿قُل لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى. (1)بدين ترتيب اجر رسالت، دوستی با خویشان پیامبر است. روشن است که دوستی لواز می دارد و محب صادق کسی است که شرط دوستی را - چنان که باید و شاید - بجا آورد یکی از مهم ترین لوازم دوستی، هم دردی و هم دلی با دوستان در مواقع سوگ یا شادی آنان است؛ از این رو بر سُرور در ایام شادی اهل بیت علیهم السلام و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید شده است.
امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید: شیعه و پیروان ما در شادی و حزن ما شریکند؛
1) النساء (4): 1.
يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا. (1) و امام صادق علیه السلام نیز فرمود: شيعَتُنا جُزْءٌ مِنًا خُلِقُوا مِنْ فَضْل طيئَتِنا يَسُوؤُهُمْ ما يَسُوؤُنَا وَ يَسُرُّهُمْ ما يَسُرُّنا. (2)
یعنی: شیعیان ما جزئی از ما هستند، از زیادی گل ما آفریده شده اند. آن چه باعث ناراحتی ما باشد آن ها را ناراحت و آن چه ما را مسرور نماید آن ها را شاد می کند.
عزاداری عرض تسلیت به محضر پیامبر گرامی اسلام است چون به گفته سید رضی قدس سره: اگر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از روز عاشورا زنده بود همواره در این روز به عنوان صاحب عزا می نشست تا همه بیایند و به او تسلیت بگویند.
عزاداری و گریه بر مصائب اولیای خدا بی ارتباط با برخی از اصول و فروع دین نیست. نخستین گام، نشان دادن جایگاه این سنّت دیرینه در مجموعه دین و روشن کردن این مطلب است که عزاداری برای اولیای خدا عموماً، و برای سيّدالشهدا علیه السلام، خصوصاً، چه جایگاهی در اسلام دارد.
پاسخ به این سؤال، نزد شیعه سهل است و آنان نیاز چندانی به کاوش در این باره ندارند. زیرا اصل امامت، توابع و لواز می دارد که احیای نام و یاد امامان از آن جمله است و احیای مرام و منش ائمه علیهم السلام جز از رهگذر تولّا و تبرّا ممکن نیست.
نیاز به یادآوری نیست که عزاداری برای امام حسین علیه السلام بارزترین تجسّم عینی تولّا و تبرّا است. بنابراین، عزاداری و گریه، نقطه آغازی است که به احیای اصل امامت می انجامد و از آن جا اساس دین را استحکام می بخشد.
یکی از شایسته ترین عنوان هایی که می توان از قرآن برای عزاداری امام حسین علیه السلام نشان داد، «تعظیم شعائر الهی» است. وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوب.(1)
«شعائر»، جمع شعیره، به معنای علامت و نشانه است. قرآن کریم، خود برخی از مصادیق این نشانه ها را بر شمرده است که: «صفا» و «مروه» و «شتری که برای ذبح در منی می برند» از آن جمله است.
اهل بیت علیهم السلام از مصداق های بارز و روشن شعائر الهی به شمار می آیند.
تعظیم شعائر، طرقی دارد که شادمانی در ایّام سرور اولیا، و حزن و عزاداری در سال روز مصائب آنان از آن جمله است.
1) الحجّ (22): 32
اگر کعبه و صفا و مروه و منی و عرفات، که جملگی از جمادات اند، به حرمت ارتباط با آیین خدا و انتساب به او، احترام می یابند، آیا بزرگداشت دوستان و اولیای او، تعظیم شعائر الهی نیست؟ (1)
یکی از آثار عزاداری، اعلام حمایت و طرفداری از ستمدیده است. کسی
که در عزای مظلومی شرکت می کند و بر مظلومیت او اشک می ریزد، با این کارش می خواهد بگوید، من به هدف و خط مشی مظلوم ایمان دارم و راه و کار او را تأیید می کنم این چیزی است که در همه مکتب ها وجود دارد، یعنی، طرفداران هر مکتب برای کسی که در جهت حفظ و احیای آن مکتب جان فشانی کند، احترام می گذارند و کارش را تحسین می کنند و مراسمی به یادبود او برقرار می کنند و اگر بتوانند تندیس او را در مراکز مهم شهرها بر پا می دارند. این همان تولّا یا دوست داشتن صاحبان مکتب و فداکاران در راه آن است که در اسلام نیز بر آن تأکید شده و عزاداری برای شهیدان کربلا این نکته را بر می تاباند بر اساس اصل تولّا بین طرفداران یک مکتب پیوند ایمانی برقرار می گردد، به طوری که اگر یک نفر از آنان دچار مشکل شود، دیگران واکنش کرده و به حمایت از او بر می خیزند و این نشان دهنده جهت مثبت عزاداری است.
1) گرفته شده از مقاله «عزاداری بدعت یا سنت» رضا بابایی (با تصرف).
عزاداری علاوه بر این که دارای بُعد مثبت؛ یعنی، اعلام طرفداری از ستم دیده است، دارای بعد نفی و طرد؛ یعنی نفی ستم گر و بیزاری از کارهایش نیز هست. کسی که در عزای شهیدی شرکت می کند، با این عملش می خواهد اعلام کند که من از ستمگر و کُشنده شهید بیزارم و در خط ستمگر نیستم. مکتب و اهداف او مورد قبول من نیست.
این دو اصل تولّا و تبرّا نشان دهنده جاذبه و دافعه یک جامعه و حاکی از سر زنده بودن و حیات آن است بنابراین عزاداری برای شهیدان کربلا نشان از حیات انسانی و معنوی جامعه با ایمان دارد.
از آثار مهم و مثبت مراسم عزاداری، آموزش معارف دینی به مردم توسط واعظان و عالمان دینی است. سخنرانان در این مراسم به بیان احکام و معارف دینی می پردازند؛ از نماز، روزه، حج، خمس زکات مسائل خانوادگی و اخلاق صله رحم ترحم به همدیگر و رسیدگی نسبت به بینوایان سخن می گویند و مردم را با گفتار خویش به سوی آشنایی و عمل به احکام اسلام سوق می دهند.
راستی، اگر اینگونه مراسم نبود، چگونه ممکن بود که این جمعیت را به مراکز دینی بیاورند و آنان را با معارف آشنا سازند؟
آری؛ مجالس عزای حسینی، در طول تاریخ، به مثابه کلاس های درس برای توده های مردم بوده و آنان را با احکام و عقاید دینی، تاریخ، و صدها موضوع دینی و غیر دینی دیگر آشنا کرده است.
این مجالس، مهد پرورش انسانهای تقوا پیشه، خداترس و حق طلب است.
از آثار مثبت مراسم عزاداری برای شهیدان کربلا این است که افراد معتقد و مؤمن، بر محور امامت، شهادت و دین، دور هم جمع می شوند، دسته ها و گروه هایی را تشکیل می دهند و به این وسیله هم بستگی دینی بین مردم تقویت می شود.
تشکیل هیئت های مختلف و دسته ها در ایام عزاداری موجب مودّت و نزدیکی بین افراد جامعه می گردد. شور و شوق مذهبی بسیاری به خصوص در میان جوانان نوجوانان و کودکان به وجود می آورد.
از آثار مثبت مراسم عزاداری، فواید مادی آن است، چنان که در این گونه مراسم ها، معمولاً افراد نیکوکار به اطعام عزاداران می پردازند که قهراً چیزی هم نصیب نیازمندان واقعی می شود؛ مشکلات نیازمندان مطرح و در رفع آن اقدام می گردد و پول هایی برای ساختن یا تعمیر مساجد و
خرید وسایل لازم مراکز دینی و یا برای رفع نیازمندی های مستمندان جمع آوری می شود.
در حقیقت این گونه مراسم ها نمودی از مشارکت اجتماعی مردم برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای اطلاع آنان از اوضاع و شناخت بهتر هم دیگر و تألیف و تقریب دل ها نسبت به یکدیگر است. (1)
مطالبی از دانشمندان و نویسندگان غیر مسلمان درباره عزاداری سیدالشهدا علیه السلام و آثار و فوائد آن نقل شده که به چند مورد آن اکتفا می شود.
یک کشیش مسیحی می گوید: اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می کردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم. (2)
ژوزف فرانسوی درباره اهمیت و آثار و برکات عزاداری، مطالب بسیاری دارد؛ او بر این باور است که خود شیعه هم به این فایده ای که در کارهایشان وجود دارد، متوجه نیستند و گمان می کنند که تنها ثواب اخروی کسب می کنند؛ ولی هر عملی که در این جهان انجام می شود، بی شک در اجتماع اثر می گذارد... ما اگر می بینیم که در هند شیعیان بسیاری وجود
دارند، در اثر اقامه ماتم و عزاداری حسین است. (1)
کسانی که عارف به مقتضیات وقت بودند شکل مصائب حسین علیه السلام را کم كم تغییر می دادند تا هر روز به سبب نیکو انجام دادن آن، این مراسم زیاد شده تا این که امروز کار به جایی رسیده که هر جا که شیعه پیدا شود مظهر و جلوه بزرگی از مراسم به چشم می خورد بلکه مراسم و عزای حسینی بین اقوام و اهل ملل دیگر - مخصوصا در چین و هند - جریان پیدا کرده است.
عمده وسیله تأثیر این مراسم در هند آن است که مسلمانان طرز عزا را شبیه اقامه عزای هندی ها اقامه می کنند. صد سال قبل برگزاری عزای حسین علیه السلام در هند به کیفیت کنونی شایع و ظاهر نبوده ولی در این مدت کم شهرهای هند از اول تا آخرش را فرا گرفته و معلوم است که هر روز در زیادتی است.
بعضی مورخین - به علت نداشتن اطلاع بر کمّیت و کیفیت این سوگواری و رواج آن - سخنانی بدون علم گفته و عزاداری پیروان حسین علیه السلام را دیوانگی توصیف کرده اند، و ابدا از تغییرات و دگرگونی هایی که همین عزاداری در اسلام به وجود آورده خبر ندارند.
1) فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن على علیهما السلام 92.
نهضت و هیجان مذهبی و حس سیاسی که در فرقه شیعه از برپائی این عزاداری ها پیدا شده از هیچ گروه و قومی دیده نشده است.
ترقیاتی که در این صد سال برای پیروان علی علیه السلام- همان کسانی که اقامه این عزاداری را برای خودشان شعار قرار داده اند - در هند به وجود آمده، برای انسان قطع می آورد که آنان پیروان بزرگ ترین وسیله ترقی هستند، چنان که پیروان علی و حسین علیه السلام در همه بلاد هند انگشت نما هستند با این که آنان میان اهل هند از نظر شماره در درجه سوم قرار دارند.
وقتی که ما مبلغین و مبشّرین خود را - با همۀ خرج و قدرت و ثروت که در اختیار آنان گذاشته می شود- با شیعه مقایسه می کنیم می بینیم که مبلغین و دعوت کنندگان ما به قدر ده یک شیعه پیشرفت نکرده اند.
اگر چه بزرگان دین ما نیز مردم را با ذکر مصائب حضرت مسیح محزون و اندوهناک می کنند، ولی نه به شکل مراسم پیروان حسین. ممکن است علتش آن باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین به آن درجۀ مؤثر و دردآور نباشد.
بنابراین وظیفه مورخین ما این است که به حقایق رسوم و عادات دیگران اطلاع پیدا کنند و آنان را به جنون نسبت ندهند.
سپس این محقق آلمانی می گوید: ما اروپایی ها به مجرد این که حرکاتی از مراسم ملی و مذهبی گروهی را دیدیم که مخالف عادات ماست به او نسبت جنون و وحشی گری می دهیم ما غافل هستیم از این که اگر به عمق این اعمال
پی ببریم، می بینیم که آن مراسم عقلائی و سیاسی است، چنان که آن را در همین فرقه شیعه مشاهده می کنیم، آن چه بر ما لازم است آن است که ما به حقیقت و رمز عادت ها و تقلیدهای هر گروهی نظر کنیم و گرنه اهل آسیا نیز بسیاری از عادات ما را منافی و مخالف آداب می شمارند و نداشتن تهذیب و انسانیت بلکه وحشیت می نامند، و علاوه بر منافعی که اثر طبیعی همان هیجان است، آنان اعتقاد دارند که با برگزاری مجلس سوگواری حسین علیه السلام در آخرت برای آنان درجاتی عالی و برتری هست. (1)
این یکی از فواید و آثار قیام حضرت امام حسین علیه السلام است. (2)
«بكاء جميع ما خلق الله على الحسين بن على علیه السلام »
گریه همه مخلوقات بر سیدالشهدا علیه السلام...79-80
«بكاء الملائكة على الحسين بن على علیه السلام
گریه فرشتگان بر سیدالشهدا علیه السلام...83-84
«بكاء السماء و الأرض على قتل الحسين و يحيى علیهما السلام»
گریه آسمان و زمین در شهادت سیدالشهدا و حضرت یحیی علیهما السلام...88
«نوح الجنّ على الحسين بن على علیه السلام»
نوحه سرایی جنیان...93
«ثواب من بكى على الحسين بن على علیه السلام»
پاداش گریه بر امام حسین علیه السلام...99-100
«من قال في الحسين علیه السلام شعرا فبكى و أبكى»
(پاداش) کسی که در مصیبت حضرت شعر گوید، بگرید و بگریاند...104
«بكاء على بن الحسين على الحسين بن على علیهم السلام»
گریه امام سجّاد بر سیدالشهدا علیهما السلام»...107
«فى أن الحسين علیه السلام قتيل العبرة لا يذكره مؤمن إلّا بكى»
امام حسین علیه السلام شهید اشک است، هر مؤمنی او را یاد نماید اشک ریزد... 108
«ثواب البكاء على مصيبته ومصائب سائر الأئمة علیه السلام و أدب المأتم يوم عاشورا»
پاداش گریه در مصیبت سیدالشهدا علیه السلام و بقیه معصومین علیهما السلام و آداب عزاداری روز عاشورا...278/44
«ما ظهر بعد شهادته من بكاء السماء و الأرض عليه و انكساف الشمس و القمر و غيرها»
گریه آسمان و زمین و گرفتن ماه و خورشید و غیره در شهادت حضرت...201/45
«ضجيج الملائكة إلى الله تعالى في أمره و أن الله بعثهم لنصره و بكائهم و بكاء الأنبياء و فاطمة علیها السلام عليه»
ضجه و ناله فرشتگان و گریه آن ها و فرستاده شدن آن ها برای یاری سیدالشهدا علیه السلام، و گریه پیامبران و حضرت زهرا علیها السلام... 220/45
«رؤية أُمّ سلمة وغيرها رسول الله صلی الله علیه و آله في المنام و إخباره بشهادة الكرام»
خواب ديدن أم سلمه و دیگران پیامبر صلی الله علیه و آله را و خبر از شهادت سیدالشهدا علیه السلام و یاران گرامی اش... 230/45
«نوح الجنّ عليه علیه السلام»
نوحه سرایی جنیان بر سیدالشهدا علیه السلام...233/45
«ما قيل من المراثى فيه علیه السلام»
اشعار و مرثیه سرایی ها...242/45
«ما ظهر بعد شهادته من بكاء السماء و الأرض عليه علیه السلام و انكساف الشمس و القمر و غيرها و بكاء الجن و الإنس و الوحش و الطير و تزلزل البحار و الجبال و جميع ما خلق الله»
گریه آسمان و زمین و گرفتن ماه و خورشید و غیره در شهادت حضرت و گریه جن و انس و حیوانات و پرندگان و تلاطم دریاها، و ریزش کوه ها و سوگواری همه مخلوقات در عزای سید الشهدا علیه السلام...455
«خصوص بكاء السماء عليه علیه السلام»
گریه آسمان بر سیدالشهدا علیه السلام...466
«خصوص بكاء الأرض عليه»
گریه زمین بر سیدالشهدا علیه السلام...472
«ضجيج الملائكة إلى الله تعالى في أمره، و إن الله بعثهم لنصره، و بكائهم عليه علیه السلام»
گریه و ضجّه فرشتگان و فرستاده شدن آن ها برای یاری سیدالشهدا علیه السلام... 474
«نوح الجنّ عليه علیه السلام»
گریه جنیان بر سیدالشهدا علیه السلام...481
«ما وقع على الوحوش من قتله»
واکنش حیوانات در عزای سیدالشهدا علیه السلام...488
«ما وقع على الطيور لقتله»
واکنش پرندگان در عزای سیدالشهدا علیه السلام...489
«حال الشجر و النباتات من قتله علیه السلام»
عزاداری درختان و گیاهان بر سیدالشهدا علیه السلام...496
«ما ظهر من شهادته علیه السلام فى البحار و الجبال»
تلاطم دریاها، و ریزش کوه ها در عزای سید الشهدا علیه السلام...499
«بكاء الملائكة و الأنبياء و الأوصياء و فاطمة علیهم السلام
گریه فرشتگان، پیامبران، اوصیا و حضرت زهرا علیهم السلام...503
«ما وقع بعد شهادته من صيحة جبرئيل علیه السلام و حضور النبي صلی الله علیه و آله»
فریاد و صیحه جبرئیل علیه السلام و حاضر شدن پیامبر صلی الله علیه و آله در کربلا...505
«رؤية أُم سلمة النبى صلی الله علیه و آله فى المنام و إخباره بشهادة الحسين علیه السلام»
خواب دیدن ام سلمه پیامبر صلی الله علیه و آله را و خبر از شهادت سیدالشهدا علیه السلام...506
«رؤية ابن عباس و غيره النبي صلی الله علیه و آله في المنام و إخباره بشهادة الحسين علیه السلام»
رؤیای ابن عباس و دیگران پیامبر صلی الله علیه و آله را و خبر از شهادت سیدالشهدا...510
«بكاء فاطمة علیها السلام»
گریه حضرت زهرا علیها السلام...511
«ما رئي من أمير المؤمنين علي بن أبي طالب علیه السلام بعد شهادته»
در خواب دیده شدن امیر مؤمنان علیه السلام پس از شهادت سیدالشهدا علیه السلام...512
«ما يعمّ ثواب البكاء على مصيبته و مصيبة سائر الأئمة علیهم السلام»
پاداش گریه در مصیبت سیدالشهدا علیه السلام و بقیه معصومین علیهم السلام»...525
«فيما ورد فى ثواب البكاء عليه خصوصا»
پاداش گریه در مصیبت سیدالشهدا علیه السلام...532
«إنه قتيل العبرة لا يذكره مؤمن إلا بكى»
حضرت شهید اشک است هر مؤمنی او را یاد کند، اشک ریزد...536
«فيما ورد في أيام المحرم و يوم عاشوراء و آداب المآتم و البكاء»
روایات محرم و عاشورا و آداب گریه و عزاداری روز عاشورا...538
«ثواب إنشاد الشعر فيه علیه السلام»
پاداش شعر گفتن در عزای سیدالشهدا علیه السلام...540
«ما قيل من المراثى فيه علیه السلام»
اشعار و مرثیه سرایی ها...543
«استحباب البكاء لقتل الحسين و ما أصاب أهل البيت علیهم السلام، وخصوصاً يوم عاشوراء، و اتخاذه يوم مصيبته، و تحريم التبرك به»
استحباب گریه کردن برای شهادت امام حسین علیه السلام و مصائب اهل بیت علیهم السلام به خصوص روز عاشورا، استحباب عزاداری عاشورا، حرمت مبارک دانستن آن... 14/ 501 (چاپ آل البیت)، 10/ 391 (چاپ اسلامیه)
«استحباب إنشاد الشعر في رثاء الحسين علیه السلام و اهل البيت علیهم السلام و بكاء المنشد و السامع»
استحباب شعر خواندن در عزای سیدالشهدا علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و استحباب گریستن خواننده و شنونده.... 594/14 (چاپ آل البيت)، 10/ 464 (چاپ اسلامیه)
«استحباب البكاء لقتل الحسين و ما أصاب أهل البيت علیهم السلام و خصوصاً يوم عاشوراء و اتّخاذه يوم مصيبة و تحريم التبرك به»
استحباب گریه کردن برای شهادت امام حسین علیه السلام و مصائب اهل بیت علیهم السلام به خصوص روز عاشورا، استحباب عزاداری عاشورا، حرمت مبارک دانستن آن... 10/ 31 (چاپ آل البيت)، 215/2 (چاپ اسلامیه)
«استحباب إنشاد الشعر في رثاء الحسين علیه السلام و اهل البيت علیهم السلام و بكاء المنشد و السامع»
استحباب شعر خواندن در عزای سیدالشهدا علیه السلام علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و استحباب گریستن خواننده و شنونده 386/10 «چاپ آل البیت)، 231/2 (چاپ اسلامیه)
«يستحبّ البكاء لما أصاب أهل بيت النبی صلی الله علیه و آله، خصوصاً الحسين؛ فإنه بكت عليه السماوات و الأرض و ما فيهنّ و ما بينهنّ و من يتقلب في الجنة و النار،
و يستحب أن يحزن لحزنهم و يفرح لفرحهم، و يقول - متى ذكر من استشهد مع الحسين علیه السلام -: يا ليتنى كنت معهم فأفوز فوزا عظيما، و استحباب البكاء لما أصاب شيعة أهل البيت علیهم السلام )
استحباب گریستن در مصائب اهل بیت علیهم السلام به خصوص امام حسین علیه السلام؛ که آسمان، زمین، آن چه در آن هاست، آن چه در بهشت و دوزخ است بر حضرت گریستند، استحباب حزن و اندوه برای حزن آن ها و شادی به جهت سرورشان و هرگاه شهدای کربلا را یاد کند گوید: کاش من هم با آن ها بودم تا به فوزی عظیم نائل می شدم استحباب گریه در مصائب شیعیان
...چاپ اول 547/12، چاپ دوم 429/15
«ان يوم عاشوراء يوم بكاء و حزن، و استحباب ترك السعي في الحوائج فيه، و حرمة تسميته: يوم بركة»
عاشورا روز گریه و اندوه است. استحباب کنار گذاشتن کار در روز عاشورا، حرمت مبارک دانستن آن... چاپ اول 561/12، چاپ دوم 15 / 447
«استحباب إنشاد الشعر في رثاء الحسين و أهل البيت علیهم السلام و بكاء المنشد و السامع، و استحباب مدحهم و رثائهم بالشعر، و إنشائه فيهم و لو في شهر رمضان و يوم الجمعة و الليل»
«استحباب شعر خواندن در عزای امام حسین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و گریه خواننده و شنونده، استحباب شعر در مدح و رثای اهل بیت علیهم السلام حتی در ماه مبارک رمضان، روز جمعه و شب ها. چاپ اول564/12، چاپ دوم 450/15
فصل پنجم از باب پنجم: ثواب گریستن... .
«الفصل الخامس في ثواب البكاء...»
فصل پنجم: ثواب گریستن...
فصل دوم از باب اول: ثواب گریستن... .
فصل سوم از باب پنجم: ثواب گریستن... .
خصوصاً صفحات 19، 27، 29، 35، 37، 40، 42، 43، 56، 67، 71، 75، 107، 106.
مناسب دیده شد که در آخر کتاب برخی از تالیفاتی که در فضیلت گریه و عزاداری یا پاسخ به شبهات منکرین نوشته شده فهرست شود.
لازم به تذکر است که ما در صدد جمع آوری و ارائه فهرست کامل نبوده ایم (1)بلکه به کتاب هایی که در برخی از کتابخانه ها دیده شده، یا در فهرست کتابخانه ها، الذریعه (2)و بعضی از فهرست های دیگر ذکر شده، اکتفا نمودیم.
در زمینه تألیفاتی که به زبان اردو نگاشته شده، بیش تر موارد از کتاب "تألیفات شیعه در شبه قاره هند"، تألیف سید شهوار حسین نقوی است.
و با توجه به کثرت مقالات مربوط به عزاداری، فقط به شماره مقالات مربوطه در کتاب «مقاله شناسی امام حسین علیه السلام » اکتفا شد.
این فهرست مشتمل است بر بیش از 260 عنوان کتاب به زبان های فارسی، عربی، اردو، گجراتی و لاتین از نویسندگان شیعه و سنی و غیره و 80 مقاله به زبان فارسی.
بیش ترین عنوانی که در این کتب دیده می شود «الشعائر الحسینیه» است که 20 تألیف به این اسم نامیده شده است.
موضوعاتی که نویسندگان در صدد آن بوده اند عبارت است از:
اثبات مشروعیت و جواز عزاداری،
اثبات وجوب عزاداری،
بررسی عزاداری از دیدگاه آیات قرآن،
عزاداری از منظر سنت پیامبر صلی الله علیه و آله،
عزاداری در روایات اهل تسنن،
عزاداری در روایات شیعه،
عزاداری از دیدگاه مراجع تقلید،
ردّ شبهات عامّه درباره عزاداری،
ردّ شبهاتی که درباره عزاداری در جوامع شیعی مطرح شده،
ردّیه برخی از کتب اهل تسنن در عزاداری،
جمع آوری نظرات گوناگون در مورد عزاداری،
فضائل عزاداری،
اهداف عزاداری،
راز و حکمت و فلسفه عزاداری،
خواص و فوائد و نتائج و آثار عزاداری،
آئین و آداب عزاداری،
احکام عزاداری،
انواع و اقسام عزاداری،
انواع عزاداران،
تاریخچه عزاداری،
حکایات و قضایای مربوط به عزاداری و عزاداران.
و اینک نام کتاب ها:
آبشارهای عاشورایی، غلام رضا گلی زواره
آداب عزاداری شهیدان کربلا حسین حسن سمنانی
آداب مراسم عزاداری و شادی بر روش کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله، محمّد صدیق موسوی
الآيات البينات في قمع البدع و الضلالات، شیخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء (متوفی 1373) (الذریعة 46/1)
5 آیین سوگواری، علی زهراب، ترجمه اقناع اللائم سید محسن امین
اثبات عزا - اردو، سید منیر حسن زیدی
اثبات عزاداری - اردو، عبدالشکور، اثبات عزاداری از کتب اهل سنت، ردّ «محرم نامه» مولوی محمّد حنفی
اثبات عزاداری، سبط الحسن فاضل هنوى
اثبات ماتم و تعزیه داری - اردو، سید ارشاد علی
احرام محرم، عبدالحسین نیشابوری، آداب حضور در ایام و مراسم سوگواری
احزام النيران العقابية لاحراق مصائد الوهابية - اردو، سید ظفر مهدی جرولی، ردّ اشکالات «تقوية الايمان»
احکام عزاداری، احکام مبتلا به، محسن دلیر
احکام عزاداری از دیدگاه مراجع عظام تقليد، الف صادقلو
احيوا أمرنا، سيد جعفر مرتضی عاملی
ادب نامه عزاداری و عزاداران، روح الله عباسی، گزیده کتاب «البکاء» سید حسن میرجهانی
إرشاد الأمة للتمسّك بالأئمّة، شیخ عبدالمهدى آل المظفر نجفي، ردّيه «التنزيه» سید محسن امین
إرشاد النبيه إلى خرافات التنزيه، شيخ محمّد علی نجفی (معجم المطبوعات النجفية 73)
ارغام الماكرين في ردّ مضلات انذار الناذرين - اردو، دکتر سید محمّد حسن کمال پوری، ردّ «انذار الناذرین»
ارمغان هند و پاک، سید محمّد مهدی مرتضوی لنگرودی
إزاحة الغى في الردّ على عبد الحي - فارسی، سید علی بن الحسن عسکری مشهور به مشرف علی (متوفی بعد از 1200)، ردّ الصراط المستقيم تأليف عبدالحيّ، بخش مربوط به منع از اقامه عزای سیدالشهدا علیه السلام (الذريعة 1 / 527)
اسلام مین ماتم (به معنای عزاداری در اسلام) - اردو، حافظ سیف الله جعفری (متوفی 1980 میلادی)
اسلام و تعزیه داری - اردو، بی نام، اثبات عزاداری از کتب اهل سنت
اسلام و عزاداری - اردو، سیدعباس رضوی
اسوه حسنه في عزاء سيد شباب اهل الجنة - اردو، سید غلام اصغر نقوی،
ردّ «ثناء الل امرتسری»
اشک حسینی سرمایه شیعه، عبد الحسین نیشابوری
اشکواره، سید جعفر خلخالی، روایاتی پیرامون ثواب گریه بر سیدالشهدا علیه السلام
اشکواره كربلا، ترجمه تاريخ النياحة سيد صالح شهرستانی
اصول عزاداری، علی شرف الدین موسوی علی آبادی
الاعتذار عما يعمل من رسوم العزاء في تلك البلاد و الأمصار،
شیخ سراج الدین حسن معروف به شیخ فدا حسین یمانی لکهنوی (متولد سنه (1278) (الذريعة (223/2)
الاعلام الحسينية في جواز اللطمات و ضرب القامات و التشبيهات و التعبية على العترة النبوية، سيد مرتضى داماد موسوی غروی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 34)
الاعلام الحسينية في ما يتعلق بتعزية الحسين، بی نام (الذريعة 2/ 238)
إعلان الدعوة، شيخ محمّد باقر بهاری همدانی (متوفی 1333)، تکمله كتاب الدعوة الحسينية، (الذريعة 2/ 242)
إقالة العاثر في إقامة الشعائر الحسينية، سيد على نقى لکهنوی، ردّیه «التنزیه» سید محسن امین (الذريعة 263/2 و رجوع شود به 455/4)
إقناع اللائم على إقامة المآتم، علامه سید محسن امین
اکّیس 21 اعتراض - اردو، سید علی حسن اختر امر وهوی، پاسخ به 21 شبهه درباره عزاداری
إلقام الأحجار في أفواه الأشرار - اردو، سید آل محمّد بن اصغر حسین امروهوی (متوفی 1907 میلادی)، رد شبهات عزاداری
الأنوار الحسينية و الشعائر الاسلامية، شيخ عبدالرضا علیه السلام كاشف الغطاء نجفى (الذریعة 424/2 - 425)
ایرانیان و عزاداری عاشورا، اصغر فروغی ابری
این البكّائون، مجید عیوضی، آداب و سیره علما و بزرگان در عزای سیدالشهدا علیه السلام
أحسن الجزاء في إقامة العزاء على سيد الشهدا علیه السلام، سید محمّدرضا حسینی اعرجی فحام
با حسین تا عرش، محمّد باقر عامر بنيا
البراهين القائمات لقمع الشبه و التشكيكات في اثبات رجحان التعزية و الشبيه، شیخ عبدال کاظم غبانی (متولد 1307) (الذريعة 93/26 - 94)
براهين ماتم - اردو، محمّد اسماعیل (متوفی 1976 میلادی)، ردّ شبهات اهل سنت درباره عزاداری
براهین ماتم - اردو، خادم حسین خان، رد شبهات دوست محمّد قریشی درباره عزاداری
بررسی پیرامون مواکب حسینیه، میرزا عبدالرزاق محدث حائری اصفهانی (کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام 216 - 217)
بشارة الأحباء في فضيلة البكاء و الابكاء، بی نام (الذريعة 114/3)
بكائيات الشيعة، محمّد حمزه ابراهيم
بكاء الامام السجّاد علیه السلام اسرار و نتایج، زهیر یوسف
بكاء الرسول صلی الله علیه و آله على الامام الحسين علیه السلام برواية اهل السنّة و الجماعة، محمّد عبدالله نجم
بكاء على الحسین علیه السلام - اردو، دکتر سید علی مؤمن
البكاء على الامام الحسين علیه السلام، سيد محمّد على العلي
البكاء على الحسين علیه السلام- اردو، سردار علی شاه
البكاء على الحسين، شبهة [شبهات] وردود، بتول ربیعی
البكاء على النبي و آله علیهم السلام على ضوء السنة و السيرة، محمّد جواد طبسى
بوستان آل عمران، شیخ محمّد حافظ نجفی جلد سوم دربارۀ نبوت و عزاداری.
پاسخ به شبهات عزاداری، حسین رجبی
پاسخ به شبهات و اعتراضات به عزاداری امام حسین علیه السلام، مظهر علی شیرازی
تاريخ المآتم الحسينية، محمّدرضا علیه السلام كتبى (معجم المطبوعات النجفية 115)
تا اشکی بریزیم، مهدی صدری، فضیلت عزاداری سیدالشهدا علیه السلام
تاريخ النياحة على الامام الشهيد الحسين بن علی علیهما السلام، سید صالح شهرستانی (کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام 216 - 217)
تاریخچه عزاداری حسینی از زمان آدم علیه السلام تا زمان ما در تمام کشورهای جهان = عزای امام حسین علیه السلام از زمان آدم تا زمان ما، عمادزاده، ترجمه فارسی كتاب تاريخ النياحة
تاریخچه مجالس روضه خوانی و عزاداری سید مظلومان علیه السلام، شيخ على نمازی شاهرودی (مستدرك سفينة البحار 20/1)
تأثیر عزاداری در پیشبرد اهداف اسلامی، محمّد حسین شیرازی
تحت راية الحسين علیه السلام محمّد علی شرف الدین عاملی، ردّيه «التنزيه» سیدامین
تحریف شناسی عاشورا، محمّد جواد زمانی، ترجمه «كربلاء فوق الشبهات»
التحقيق - اردو، ابو المعارف حسین علی دلگیر، جمع آوری نظریات گوناگون درباره عزاداری
ترجمه رساله در حکم تشبیه در عزاداری، تألیف عبدالله بن محمّد حسن ممقانی، ترجمه یحیی بن محمّد رحیم ارومیه (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 66)
تصویر عزا در جواز عزا - اردو، علامه سید علی حیدر کهجوی (متوفی 1931 میلادی)، ردّ اشکالات عزاداری
التظاهرات الحسينية = تجلی دین الاسلام، شیخ محمّد حسن کاشانی نجفی نزيل بمبئى (الذريعة 202/4)
تعزیه - اردو، سید ارشاد على لكنهوى، ردّ شبهات اهل سنت درباره عزاداری
تعزیه دارسات کی مخالفت کیون؟ به معنای مخالفت با عزاداری چرا) - اردو، سید محمود الحسن رضوی
تعزیه داری - اردو، ابراهیم علی
تعزیه داری کی مخالفت کا اصلی راز (به معنای راز اصلی مخالفت با عزاداری) -
اردو، سید العلماء سيد على نقى لكنهوى (متوفی 1988 میلادی)
التنبيه في جواز الشبيه، سید مهدی موسوی اصفهانی (الذریعة 26/ 237)
توضیح عزا - اردو، سید سلمان حیدر نوگانوی (متوفی 1940 میلادی)، اثبات عزاداری از کتب اهل سنت
ثبوت عزاء امام حسین علیه السلام - اردو، محمّد بشیر انصاری (متوفی 1983 میلادی)
ثبوت ماتم - اردو، محمّد علی پتیالوی
ثعبان مبین لأعداء الدين في اثبات استحباب البكاء على الحسين علیه السلام، بی نام، ردّيه «رسالة النجم» تأليف عبدالشکور شافعی (الذريعة 7/5)
الثمرات الجنية من الحديقة الحسينية، حاج مولی باقر واعظ کجوری طهرانی (متوفی 1313) (الذريعة 5/ 12، فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت الله گلپایگانی 1/ 123)
ثواب آخری - اردو، سید اکبر حسین
جلوه های عزاداری در تعالیم اهل بیت علیهم السلام، علی رضا شاهرودی
جلوۀ توحید، امیر رضا عنایتی، سیری در مسأله عزاداری
الجواب الاتمّ في شعار المحرّم و الماتم - اردو، مولانا محمّد اسماعيل (متوفی 1976 میلادی) ردّ شبهات عبدالحامد در عزاداری
جواب لا جواب - فارسی، سید ابوالقاسم رضوی قمی حائری لاهوری (متوفی 1324)، اخبار کتب فریقین در اقامه عزاء امام حسين علیه السلام (الذريعة 5/ 170)
جواز إقامة العزاء السيد الشهداء علیه السلام، سید علی بن سید دلدار علی نقوی لکهنوی (متوفی 1259) (الذریعة 241/5)
جواز التشابيه و ضرب القامات و الطبول، سید میرزا هادی خراسانی حائری
جواز العزاء فى اثبات جواز عزاء الحسين علیه السلام- اردو، سید ظفر حسن امروهي (الذريعة 244/5)
جواز تعزیه - اردو، سعید الرحمن سابق اهل سنت
جواز عزاداری - اردو، آیت الله سید علی بن غفران مآب
جواز عزاداری - اردو، سید علی گوپالپوری (1400)
جواز عزاداری سیدالشهداء علیه السلام - اردو، عبدالرحیم سیال
چرا شیعه بر تربت امام حسین علیه السلام سجده می کند و در عزایش گریه می کند، ذاکری شاندیزی
چرا عزاداری، مهدی عدالتیان
چرایی گریه و سوگواری، محمّد باقر پورامینی، تدوین مباحث نجم الدین طبسی
چهل حدیث عزاداری، جواد محدثی
الحديدة الحسينية في قطع لسان أعوان الأموية، مولى صالح قرشی ساوجی (معاصر صاحب رياض) (الذريعة 379/6)
حسين أور مذهب في استحباب البكاء على الحسين علیه السلام- اردو، سید آقا مهدی از احفاد سید دلدار علی نقوی (متولد 1316) (الذريعة 22/7)
حسین علیه السلام کی عزاداری (به معنای عزاداری امام حسین علیه السلام) - اردو، بی نام، ردّ شبهات عزاداری
الحسينية في اثبات حلية التشبيه في عزاء الحسين علیه السلام، سید میرزا ابو القاسم موسوی زنجانی (متوفی 1292) (الذريعة 22/7)
حقیقت عزاداری - اردو، سید محمّد جواد هادی
حقيقت عزاداری سید الشهداء علیه السلام- اردو، مجموعه مقالات ناصر حسین فیض آبادی، رضا علی عابدی، خواجه محمّد لطیف، پروفسور زین العابدين و مولانا بشیر انصاری
حلية العين في اثبات البكاء على سيدنا حسین علیه السلام - اردو، بی نام
حول البكاء على الامام الحسين علیه السلام، شیخ محمّد دانشیار تستری
حىّ على العزاء علی رضا لک - مجید عیوضی آداب عزاداری انواع عزاداری
خواص و فوائد گریه بر امام حسین علیه السلام، محسن رحمانی (هایدن)
داستان های شگفت عزاداری امام حسین علیه السلام، حیدر قنبری
داستان هایی از گریه بر امام حسین علیه السلام، علی میر خلف زاده
الدر الفريد في العزاء على السبط الشهيد، سید میرزا علی حسینی مرعشی شهرستانی حائری (متوفی 1344 الذریعة 69/8)
الدر النضيد في الردّ على مستنكر ماتم الشهيد، عبدالكريم فرج
در سوک امام حسین علیه السلام، علی کاظمی اقتباس از الشعائر الحسينية، شیرازی
الدعوة الحسينية إلى مواهب الله السنية، شيخ محمّد باقر بهاری همدانی (متوفی (1333) استحباب بکاء بر سیدالشهدا علیه السلام بر قواعد اهل سنت (الذريعة 207/8)
راز گریه بر اباعبدالله الحسین علیه السلام، مهرداد ویس کرمی
راه جنت، مولوی قائم حسین، اثبات جواز عزاداری، نوحه سرایی و لطمه زنی بر امام حسین علیه السلام از کتب معتبر اهل سنت (الذريعة 62/10)
راه و روش ما راه و روش پیامبر ماست، محمّد باقر موسوی همدانی، ترجمه سیرتنا و سنتنا علامه امینی
الراية الحسينية في جواز كل عمل يعظّم به شعائر عزائه علیه السلام، سید محمّد علی شرف الدین موسوی عاملی (متوفی 1372) (الذریعة 65/10)
ردّ الهجوم عن شعائر الامام الحسين المظلوم علیه السلام، محمّد صلی جميل حمود عاملی، رد شبهات عزاداری
رسالة اثبات العزاء من طريق العامة، سيد سبط حسن فتح پوری (الذريعة 9/11)
رسالة إزالة الأوهام في البكاء على الامام الهمام ونقل الضرائح و الاعلام - اردو، بی نام (الذریعة 61/11)
رسالة ازجار المجانين فى اثبات رجحان إقامة العزاء لسيد الشهداء علیه السلام بلسان عربي مبین، شیخ عبدالرشید گوپاگنجی (الذریعة 62/11)
رسالة في إقامة التعازي لسيد الشهداء علیه السلام، سید علی بن سید دلدار على (متوفی 1259) (الذريعة 101/11)
رسالة في الاستيجار لرثاء الحسين، شیخ محمّد درازی (الذریعة 66/11)
رسالة فى الشعائر الحسينية، بي نام (مجلة تراثنا 208/26)
رسالة مختصرة في لبس السواد، آیت الله شیخ جواد تبریزی
رنّة الأسى في تعظيم شعائر العزا لسيد الشهداء علیه السلام، شيخ عبدالله سبيتي عاملی، ردّيه «التنزيه» سید محسن امین (الذريعة 254/11)
روايات مجلس عزا، بياض
ريبورتاج الشعائر الحسينية، مرزه رياض حمزة شير على (معجم المطبوعات النجفية 205)
سرمد الهموم في جواز البكاء على الحسين المظلوم، اصغر حسین آل محمّد
سنت عزاداری و منقبت خوانی در تاریخ شیعه امامیه، محمود تقی زاده داوری
سنت عزاداری و منقبت خوانی در تاریخ شیعه امامیه، مؤسسه شیعه شناسی
سه مقاله... هدف عزاداری، شعبانعلی با ملکاتی
السياسة الدينية لدفع الشبهات على المظاهرات الحسينية، شيخ عبدالمهدی آل مظفر، ردّيه «التنزيه» سید محسن امين (الذريعة 12 /272)
سيرتنا و سنّتنا سيرة نبينا و سنته صلی الله علیه و آله، علامه امینی
سيف حسيني في الردّ على من حرّم عزاء الحسين علیه السلام- اردو، بی نام (الذريعة 286/12)
سیل اشک، نعمت الله فروغی، سیری در سیره عزاداری عالمان ربانی
سيماء الصلحاء في اثبات جواز إقامة العزاء لسيد الشهداء علیه السلام، شيخ عبدالحسین عاملی (متوفی 1361) (الذريعة 292/12)
شرح شمع، علی شمری، آداب سوگواری و مقتل
شعائر الحسينية، رياض حمزه شیر علی نجف (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 149)
الشعائر الحسينية، سيد حسن شیرازی.
الشعائر الحسينية، حسام سيروس، ترجمه کتاب قبل به فارسی
الشعائر الحسينية، سید حسین تبریزی
الشعائر الحسينية - عربي، سيد على علامه فانی اصفهانی
الشعائر الحسينية، ترجمه کتاب قبل به فارسی
الشعائر الحسينية، ترجمه كتاب قبل به اردو (بحوث في فقه الرجال تقرير بحث علامه فانی از مکی 10)
الشعائر الحسينية، شیخ بشیر حسین نجفی
الشعائر الحسينية، شيخ جواد تبریزی
الشعائر الحسينية، شیخ لطف الله صافی
الشعائر الحسينية - عربی، حاج آقا رضا مدنی کاشانی
الشعائر الحسينية، ترجمه کتاب قبل به فارسی
الشعائر الحسينية، ترجمه کتاب قبل به اردو (موسوعة أحاديث أهل البيت علیهم السلام شيخ هادى نجفی 411/12)
الشعائر الحسينية، محمّد جمعه بادی
الشعائر الحسينية، شیخ محمد حسین آل المظفر نجفی (متوفی 1381)، ردّيه «التنزيه» سید محسن امین (الذريعة 191/14 و رجوع شود به 4 /455)
الشعائر الحسينية بين الاصالة و التجديد، رياض الموسوی، محاضرات شیخ محمّد سند
الشعائر الحسينية العقائدية عبر التاريخ، محمّد عبدالرسول بلاغی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 149- 150)
الشعائر الحسينية في العراق - لاتين، مستر طامس لائل (الذريعة 191/14)
الشعائر الحسينية في العراق، سيد على نقى نقوى کهنوی، ترجمه عربی کتاب فوق (الذريعة 14 /191)
الشعائر الحسينية المنصوصة، سيد محمّد حسن ترحینی عاملی
الشعائر الحسينية الهادفة، محمّد جواد بستانی
شعائر حسینی، شیخ جواد تبریزی تهیه و تنظیم شیخ جعفر تبریزی
شعائر حسینی چرا و چگونه؟ حامد حسین نواب
شهید اشک، ابو احمد، احادیث فضیلت عزاداری
شیوه های نوین عزاداری بدعت یا سنت، حسن کاشانی، مباحث استاد سند
الصحيح في البكاء الحسینی، خدامیان آرانی
الصراط المستقيم فى اثبات استحباب إقامة العزاء لسيد الشهداء علیه السلام- لغت گجراتی، مولوی حاج غلام علی بهاونگری هندی (الذریعة 15/ 36)
صمصام حسین علیه السلام - اردو، بی نام، نقل فتوای علمای اهل سنت در تحریم عزاداری و اثبات عزاداری از آیات و احادیث نبوی
ضربت ذو الفقاری بر سر مخالف عزاداری - اردو، بی نام ردّ رساله «فرمان باری بجواب عزاداری»، عبدالأحد خان محمّدی، و رساله بدعات العوام في عشرة محرم الحرام، سيد عبد القدوس (موسوعة مؤلفي الإمامية 342/2)
ضرب ذوالفقاری بر سر مخالف عزاداری - اردو، ابوالفیروزآبادی، ردّ کتاب - «فرمان باری بجواب عزاداری» عبدالاحد خان
ضربة قاطعة في تجويز الدف والطبل في المواكب والمآتم للعزاء - اردو، سيد علی نقوی لکهنوی (الذريعة 15 /116)
ضرورت ماتم و عزاداری حسین علیه السلام اور رفتار زمانه (به معنای ضرورت عزاداری و رفتار زمانه) - اردو، سید حاکم علی بخاری
عاشورا در سرزمین ها (دوره شش جلدی)، عبدالکریم بی آزار شیرازی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 160)
العزاء الحسینی، سید هبة الدین شهرستانی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 166)
العزا في مصيبة سيد الشهداء علیه السلام- اردو، احمد علی امرتسری (متوفی 1970م)
عزادارای تقاضه بشریت (تقاضایی فطرت) (به معنای عزاداری خواسته بشریت) - اردو، علی حسنین شیفته (متوفی 1991 میلادی)
عزادار حقیقی، محمّد شجاعی
عزاداركي بارنج فى تاريخ إقامة العزاء للحسين علیه السلام في الهند و العراق و إيران
و غيرها - اردو، سید سبط الحسن فتح پوری (الذریعة (261/15)
عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، علی ربانی خلخالی
عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، کاظم حسین اثیر جارودی، ترجمه کتاب قبل به اردو
عزاداری امام حسین علیه السلام در جهان، صفیه رضایی
عزاداری امام حسین علیه السلام و پاسخ به بعضی شبهات اهل سنت، سید مظهر علی شیرازی پاکستانی
عزاداری اور بدعت به معنای (عزاداری و بدعت) - اردو، سید سعید اختر رضوی
عزاداری بهی نور خدا هی (به معنای عزاداری نیز نور خداست) - اردو، سید علی حیدر کهجوی اثبات جواز عزاداری از کتب اهل سنت
عزاداری سنتی شیعیان (دوره هفت جلدی)، سید حسین معتمدی کاشانی
عزاداری سیدالشهدا علیه السلام فتاوی علماء گرام و مراجع عظام شیعه، سبط حسین زیدی (کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام 216 - 217)
عزاداری سید الشهدا علیه السلام معصومین کی نظر مین، سهیل عباس بخاری
عزاداری سید الشهداء علیه السلام اسلامی نقطه نظری (به معنای عزاداری سیدالشهداء علیه السلام از نظر اسلام) - اردو، سید سعید اختر رضوی گوپالپوری
عزاداری سیدالشهدا علیه السلام کا شرعی مقام (به معنای منزلت شرعی عزاداری)۔ اردو، آغا عبدالحسن سرحدى ترجمة فتاوى العلماء الأعلام في تشجيع الشعائر الحسينية
عزاداری، فیاض زیدی
عزاداری کا مفهوم به معنای مفهوم عزاداری - اردو، دکتر سید علی مؤمن
عزاداری کی اهمیت و مسلمانون که فرایض (به معنای اهمیت عزاداری و وظیفه مسلمانان) - اردو، سید حسن علی شاه کاظمی
عزاداری کی مختصر تاریخ و جواز مراسم عزا (به معنای تاریخ مختصر عزاداری و جواز آن) - اردو، سید ظفر حسن امروهوی (متوفی 1989 میلادی)
عزاداری کیون، على شرف الدین موسوی علی آبادی
عزاداری و بدعت - اردو، سید سعید اختر رضوی، ردّ شبهات عزاداری
عزاداری و بدعت - اردو، سید ظفر الحسنين علوى
عزاء الهنود و إقامتهم لعزاء الحسين الشهيد علیه السلام، شیخ سراج الدین حسن معروف به شیخ فدا حسین لکهنوی (الذريعة 15 /261)
عزاء حسین علیه السلام - اردو، سید علی جعفر بارهوی
عزاء سیدالشهدا علیه السلام و سبیل تشنگان - اردو، بی نام، خلاصه کتاب «شمشیر صداقت»
العطشان - اردو، سید محمّد رضی رضوی قمی، اثبات عزاداری
الفتاوى و التقارير في جواز التشبيه و العزاء، سيد مهدی سویج (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 175)
فتاوای علمای بزرگ پیرامون شعائر حسینی، مؤسسه امام صادق علیه السلام (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 175)
فتاوى العلماء الأعلام في تشجيع الشعائر الحسينية، بی نام (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 175، معجم المطبوعات النجفية 260)
فتاوى العلماء بجواز الشبيه، سید جلیل طباطبائی یزدی (الذریعة 26 /262)
فتاوى العلماء حول الشعائر الحسينية، بی نام، (الانتصار عاملی 9 /415)
فتاوی علمای بزرگ پیرامون شعائر حسینی، ترجمه ع. ص. (کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام 216- 217)
فرض عين - اردو، سید شفیع الحسن سیتاپوری، اثبات عزاداری
فرمان معصومین علیه السلام درباره عزاداری محرم الحرام - اردو، حکیم سید تصدّق حسین بخاری، ردّ کتاب «فرمان معظم متعلق بدعات محرم» بشیر احمد
فلاح الكونين في عزاء الحسين علیه السلام- اردو، سید واصف حسین نقوی
(متوفی 1988 میلادی)، ردّ کتاب «هم ماتم کیون نهیس کرتی» از مظهر حسین دیوبندی
فلسفه شهادت و عزاداری حسین علیه السلام، علی صحت، ترجمه (مقدمه) کتاب المجالس الفاخرة سيد عبدالحسین شرف الدین
فلسفه عزاداری، جواد محدثی
فلسفه عزاداری در اسلام، اسدالله محمّدی نیا کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 179)
فلسفه عزاداری سیدالشهدا علیه السلام، شیخ حسین علی راشد، سخنرانی های دهه محرم
فلسفه عزاداری، علی اصغر رضوانی
فلسفه عزاداری - لغت گجراتی، غلام حسین هندى (الذريعة 309/16)
فلسفه قیام سیدالشهدا علیه السلام و عزاداری آن حضرت، حسین جناتی
فلسفه عزا - اردو، سید محمّد هارون زنگی پوری
فلسفه عزاداری - فارسی، غلام حسین بن محمّد ولى (معجم ما ألفه علماء الأمة (الإسلامية ضدّ الوهابية 26)
فلسفة الشعائر الحسينية، إحسان الفضلي
فلسفة مجلس فى فوائد مجالس التعزية للحسين علیه السلام- اردو، سید شوکت علی هندى (الذريعة 309/16)
قامعة أهل الباطل فى الردّ على من حرم إقامة العزاء للحسين علیه السلام= قامعة أهل الباطل بدفع شبهات المجادل، شیخ علی بحرانی تستری (متوفی 1319) (الذريعة 15/17)
القتيل في اثبات جواز إقامة عزاء الإمام الحسين الشهيد - اردو، بی نام (الذريعة 48/17)
قراءة في رسالة التنزيه، محمّد الحسون، ردّيه «التنزيه» سید محسن امین
قرآن و عزاداری - اردو، سید محمّد علی جرار بن اسد علی بلرامپوری (متوفی 1945 میلادی)
قرة العين في البكاء على الحسین علیه السلام، محمّد معین بن محمّد امین سندی حنفی (متوفی 1161)، در اثبات فضیلت گریه و اقامه عزا بر امام حسین علیه السلام و این که اقامه عزا بر حسین علیه السلام مخصوص شیعه نیست. (مجلة تراثنا 18/ 64)
قول سدید در جواب وكلاء يزيد - اردو، مولانا غلام حسین نجفی، رد شبهات اهل سنت
قهر قهاری بر ردّ فتوای تعزیه داری - اردو سید فریاد حسین جعفری (متوفی 1935 میلادی)
كتاب البكاء للحسين علیه السلام، سید محمّد حسن میرجهانی
کربلاء فوق الشبهات، جعفر مرتضی عاملی
كشف الرين في اثبات العزاء على الحسين علیه السلام- اردو، حکیم ابوعلی امروهوی (متوفی 1855 میلادی)، ردّ «هدایت المؤمنين»، اثبات عزاداری از کتب اهل سنت
کشف الرين في اثبات عزاء الحسين علیه السلام- فارسی، سید ابو علی خان بنارسی دهلوى (الذريعة 37/18)
كشف الغمام عن تعزية الامام - اردو، سید جعفر ابو علی
كل ما فى الكون يبكى الحسين علیه السلام، نزيه القميحا
الكلمات الجامعة (الكلمات التامات) حول المظاهر العزائية، ميرزا محمّد علی اردوبادی نجفی، ردّيه «التنزيه» سيد محسن امين (الذريعة 114/18، مجلة تراثنا 202/4)
كلمة حول التذكار الحسيني، شيخ محمّد جواد حجامی نجفی، اثبات جواز انواع عزاداری امام حسین علیه السلام (الذريعة 124/18)
گریه بر امام حسین علیه السلام علی عطائی اصفهانی
گریه بر امام حسین علیه السلام و آثار شگفت آن، محسن مهدوی
گریه بر سالار شهیدان چرا؟ مرتضی مهدوی یگانه
گریه حربه ای در دست شیعه، الف کاویانی
المأتم الحسيني، مشروعيته و أسراره (مقدمه المجالس الفاخرة)
المآتم الحسينية، على الشخص (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 204)
المآتم الحسينية في بغداد، مكتب الشباب العربی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 204)
ماتم شهيد أعظم في فلسفة عزاء الحسين علیه السلام- اردو، سید محمّد امروهی (متولد حدود 1310) (الذريعة 19/ 16)
مأتم الامام الحسين علیه السلام في أحاديث الرسول و اهل بيته علیهم السلام، عبدالعباس جیاشی
مثالی عزاداری کیسی منائین، على شرف الدین موسوی علی آبادی
مجالس افتخار آفرین در عزای عترت طاهرین، سید ابراهیم سیدعلوی، ترجمه المجالس الفاخرة سيد عبدالحسین شرف الدین
مجالس حسینی، علی لباف، تاریخچه مجالس عزاداری از آدم نبی تا خاتم وصی (کتابشناسی اختصاصی امام حسین علیه السلام 206)
محرم اور عزاداری به معنای محرم و عزاداری - اردو، سید آل ابراهیم بهیکپوری (متوفی 1941 میلادی)، رد شبهات اهل سنت
محرم وعاشورا فيما يتعلق بعاشورا من الآداب و الأدعية و الأعمال - فارسي، شیخ محمّد حسن نجفی نزیل بمبئى (الذريعة 150/20)
مراسم عاشوراء، شبهات وردود، سید جعفر مرتضی عاملی
مراسم عاشوراء في فتاوى المراجع و العلماء، سيد علاءالدین آل بحر العلوم
مراسم عزا کا ثبوت و آثار شهادت (به معنای اثبات مراسم عزا و آثار شهادت) - اردو، مولانا محمّد بشیر (متوفی 1983 میلادی) و حافظ ذوالفقار علی شاه
مرثیه اسلام - اردو، سید حسن جعفر، ردّ «تكمله حیز» از عبدالجلیل نعمان
مشعل هدایت، دفتر آیت الله لنکرانی
مضارب مولقه - اردو، سلطان العلماء سید محمّد بن دلدار علی غفران مآب (متوفی 1235)، ردّ «ردّ المغالطه» سید علی نقی
مظلوم کربلا - اردو، حکیم سید محمّد صادق لكنهوى، ردّ شبهات عزاداری
معجزه اشک، حمزه کریمخانی، سوگواری انبیای الهی و معصومین علیهم السلام در مصائب امام حسین علیه السلام و سوگواری علما و بزرگان
المقدمة الزاهرة لكتاب المجالس الفاخرة، سيد عبدالحسین شرف الدین
مقمعة الحسينية في رضخ رؤس أعوان الأموية، مولى محمّد صالح قرشی ترجمه فارسى الحديدة الحسينية (الذريعة 22 / 120)
المواكب الحسينية، بی نام (معجم المطبوعات النجفية 353)
المواكب الحسينية، شیخ عبدالله مامقانی (معجم المطبوعات النجفية 353)
المواكب الحسينية في الرد على منكر بعض أنواع إقامة العزاء، شيخ محمّدحسين آل كاشف الغطاء (الذريعة 23 / 232)
مواكب حسينيه - فارسی، شیخ عبدالرزاق محدث (الذريعة 23 / 232)
نجاة الأمة، سيد محمّد رضا حسینی حائری (مجلة تراثنا 44/ 458)
نصرة الحسينية - اردو، سید دلدار علی غفران مآب (متوفی 1235)، ردّ شبهات عزاداری
نصرة الحسينية في الجواب عن اعتراضات أهل السنة على التعزية الحسينية، سید علی نقوی لکهنوی (متوفی 1259) (الذريعة 24/ 175)
نصرة المظلوم، إبراهيم حسن آل مظفر نجفی (الذريعة 24/ 178)
نظرة في احياء مراسم عاشوراء، مصباح یزدی
نکته ها و آمارهایی از گریه و عزاداری 369
النظرة الدامعة فى اثبات جواز العزاء لسيد الشهداء وتمثيل ذلك و إظهارها للناس، شیخ مرتضى آل یاسین کاظم علیه السلامی، ردّيه «التنزيه» سيد محسن امين (الذريعة 24/ 196 و رجوع شود به 455/4)
النعرة الحسينية - اردو، سيد دلدار علی نصیر آبادی (متوفی 1235)، ردّ شبهات عزاداری
النقد النزيه لرسالة التنزيه في أعمال الشبيه = الشعائر الحسينية في الميزان الفقهي، شیخ عبدالحسين حلی (متوفی 1375)، ردّيه «التنزيه» سيد محسن امین
نقش عزاداری امام حسین علیه السلام در شناخت و محبت اهل بیت علیهم السلام، محمّد کبیر رضایی بهسودی
نور العين في جواز البكاء على الحسين - اردو، محسن على لاهورى (الذريعة 372/ 24)
نور العينين في تعزية الحسين علیه السلام، ميرزا أبو القاسم موسوى زنجاني (الذريعة 372/24)
وسائل مظفری، سید علی طباطبایی (متوفی 1350) (1)
272 هداية الحسينية - اردو، ميرزا احمد علی امرتسری (متوفی 1970 میلادی) اثبات عزاداری
1) از قرار مسموع، این کتاب اولین کتابی است که پس از وارد شدن صنعت چاپ به ایران - در زمان مظفرالدین شاه در سنه 1320 - به صورت حروفی به چاپ رسید، و چنان که در ابتدای آن آمده به دستور شاه قاجار رایگان در اختیار ذاکرین گذاشته شد.
هداية الضالين - اردو، سيد روشن علی رضوی، رد شبهات اهل سنت در عزاداری
هندو قوم اور عزاداری في عزاء الحسين علیه السلام عند الهنود، سید سبط حسن فتح پوری (الذريعة 250/25)
مقالات عزاداری گرفته شده از کتاب «مقاله شناسی امام حسین علیه السلام فهرستی از مقالات نشریات ایران، تهیه و تنظیم خانه پژوهش قم، چاپ اول 1383، رجوع شود به مقاله های شماره»
179،173،170،136،127،126،102،97،55،54،51،42،15،11 ،331،304،278،277،269،249،229215،216،197،196،191،189 ،426،418،416،415،409،403،397،373،372،365،351،346 ،613،572،554،552،536،535،531،509،508،477،459،440 ،721،704،703،683،680،678،677،662،661، 658،637،614 ،862،861،859،843،841،834،817،815،799،762،736،728، 1165،894،890،884،868 .
آمرزش: 4، 13، 20، 21، 22، 43، 45، 68، 94، 168، 175
اختصاص هزینه برای عزاداری: 74
ادای حقوق اهل بیت علیهم السلام: 16
اطعام در عزاداری: 45، 215
اظهار همدردی با حضرت زهرا علیها السلام: 16
بذل مال در راه اهل بیت علیهم السلام: 2، 45
بذل مال در عزاداری و برکت الهی: 45
بشارت در حال احتضار و ادامۀ سرور تا قیامت: 13
پاداش بهشت: 10، 16، 28، 29، 30، 31، 44، 45، 68، 69
پاداش بی حساب: 19، 27، 92، 122
پاداش شهدا: 45
تقرّب به حزن و بکا: 56، 78
جایگاه بهشتی برای گریه کنندگان: 24 25 26، 168، 239، 240
حضور فرشتگان مقرّب در مجلس عزا: 68
خاموش شدن آتش جهنم به اشک عزادار حسینی: 13
خدمت امام علیه السلام در مجلس عزا: 175، 215
دفاع از اهل بیت علیهم السلام با مرثیه سرایی و شعر: 167
شادی و سرور محشر: 10، 13، 15 16، 17، 44
شفاعت از عزاداران: 10، 238، 240
شمول رحمت الهی: 7، 8، 9، 13
طلب آمرزش معصومین علیهم السلام: 18، 19
عطيه الهى: 1، 17
علامت ایمان: 6، 32 تا 40، 67، 229
گوارا شدن آب های بهشتی به اشک عزادار حسینی 8:
مدال «منا» داشتن و برگزیده بودن: 2، 3
ملاطفت فرشتگان: 21
مهربان بودن ملک الموت: 13
نیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت زهرا علیها السلام: 16
ورود به بهشت با عزت و احترام: 16
هراس نداشتن از سوء الحساب: 16
همراهی اهل بیت در قیامت و محشور شدن با آنان: 14، 15، 16، 175
هم صحبت بودن با سیدالشهدا علیه السلام در محشر در سایه عرش: 16
یاری حضرت زهرا علیها السلام: 11، 16
یاری سیدالشهدا علیه السلام: 14
آداب روز عاشورا: 44، 45، 46، 48
تباکی (حالت گریه و عزا به خود گرفتن): 28، 29، 30، 31، 45، (51)، 94 ترک زینت و ترک غذای مطبوخ به جهت عزا: 214، 216، 217
تسلیت گفتن به معصومین علیهم السلام: 50، 50/1 51، 76، 116، 179، 180
تسلیت گفتن به یکدیگر: 46
تشکیل مجلس عزا: 173 و ذیلش 213، 214
تلاقی به بکاء و گریه کردن با همدیگر: 46
جامه دریدن، گریبان چاک زدن: 157، 185، 192، 196، (222 گریبان چاک زدن عبدالله بن عمر برای امام حسین علیه السلام)، 299 (استدراک)
جزع و بی تابی: 9، 13، 18، 41، 42، 46، 47، 73، 82، 85، 92، 104، 105، 110، 228،189،185،180،179
جزع و بی تابی در حد خوف تلف شدن: 156 (و رجوع شود به 236)
حزن و اندوه در مصائب اهل بیت علیهم السلام: 2، 3، 4، 5، 12، 13، 19، 35، 43، 47، 49، ،136،117،106،101،88،87،85،82،81،79،76،59،57،56،52،51 ،236،228،209،206،204، 197،180،179،175،169،162
حزن شدید: 160، 161، 199، 200، 201
خاک بر سر ریختن مردم مدینه 298 (استدراک)
خون گریستن امام زمان علیه السلام از روی حسرت: 179، 180
داغدار بودن: 43، 62 64 65 66، 85، 98، 179، 180
روضه خوانی (تشویق به ذکر مصیبت): 14، 15، 23، 29، 30، 31، 53، 68، 69، 94، 302 (استدراک)
روضه خوانی در زیارت: 60، 76 77، 147، 174، 177 تا 180
زخم پلک چشم: 43
زیارت از روی ترحم و دلسوزی: 54
زیارت هم با سوز و گداز: 46، 52، 54 تا 60
سوز: 9، 81، 197
سوزناک خواندن: 69
سوز و گداز بی پایان: 6
سیاه پوشی (جامه عزا): (87، 202، 215، 292 (استدراک)
شعر: 30،31،53،68،69،70،132،142،167،168،171، 172، 173،175،268،223،213،205،198
صیحه و فریاد:9، 57، 61، 122،81، 131، 133، 134، 135، 172، 228
صیحه و شیون بانوان: 70، 171، 173، 188، 212،194، 297 - 299 (استدراک)
عزاداری روز عاشورا: 43 تا 51، 106
عزاداری تا جایی که اشک چشم آن ها خشکید: 214
عزاداری هر ساله: 10
عمامه از سر برداشتن امام سجّاد علیه السلام: 157
غش کردن: 125، 185، 190، 212، 221، 302 (استدراک)
گریه از روی ترحم و دلسوزی: 4، 98، 11، 13، 52، 185، 193
گریه بر گرسنگی و تشنگی امام حسین علیه السلام: 165
گریه بر عطش امام حسین علیه السلام: 164، 302 (استدراک)
گریه بر غربت امام حسین علیه السلام: 302 (استدراک)
گریه حضرت سجّاد علیه السلام در حدّ خوف تلف شدن: 159
گریه حضرت سجّاد علیه السلام در حدّ خوف نابینا شدن: 163
گریه و عزاداری طولانی یا دائمی: 5، 6، 10، 11، 16، 43، 81، 131، 159، 162، 217،216،214،201،180،179،165
گریه شدید: 100، 123، 131
گریه هنگام نوشیدن آب: 170
لطمه زنی: 53، 175 (تقریر)، 179، 180، 183، 184، 185، 191، 192، 194، 204، 223، (222 لطمه زنی عبدالله بن عمر برای امام حسین علیه السلام)
محرم ماه حزن: 43، 175
روضه خوانی خدا: 73، 92، 94، 98
روضه خوانی جبرئیل: 89، 103، 104 (اشاره)
روضه خوانی حضرت خضر علیه السلام: 96
روضه خوانی پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومین علیهم السلام: 52، 76، 101، 102، 104 (اشاره)، 117، 123، 129، 136، 157، 158، 166، 169، 174، 177 تا 181، 296 - 297 (استدراک) (1)
روضه خوانی جابر: 221
عظمت مصیبت نزد خدا: 63
گریه، عزاداری و بی تابی فرشتگان: 4، 11، 13، 16، 68، 73، 78 تا 87، 89، 101 (برای امام حسن علیه السلام)، 116، 129، 131، 133، 134، 135، 158، 179، 180، 227 (روايات متعدد)، 231، 236، 257 258، 293 (استدراک)، 295 (استدراک)
1) در این زمینه نیز رجوع شود به تألیفاتی که به جمع آوری روایات معصومین علیهم السلام در نقل وقائع روز عاشورا پرداخته اند، مانند: المقتل الحسيني المأثور تأليف شيخ محمّد جواد طبسی
ولدان بهشتی: 179، 180
لطمه زدن حورالعین: 179، 180، گریه حورالعین: پاورقی صفحه 93
گریه، عزاداری، بی تابی و حزن پیامبران،11، 62، 63، 88 تا 92، 94، 96، 257،133،131،99،98
لرزش عرش عزاداری حاملان عرش اعلی علیین: 63، 65، 179، 180، 227 (روایات متعدد)، 231
گریه، عزاداری و بی تابی پیامبر صلی الله علیه و آله: 62، 63، 67، 100 تا 123، 127، 129، 179، 180، 228، 241 تا 254، 292 تا 296 (استدراک)، 299 (لرزش قبر، استدراک)
گریه امیر مؤمنان علیه السلام: 104، 123 تا 127، 130، 179، 180، 255، 256
گریه و بی تابی حضرت زهرا علیها السلام: 10، 11، 110، 122، 127 تا 135، 179، 180، 293 (استدراک)، 296 (استدراک)
گریه امام حسن علیه السلام: 102، 130، 136
گریه های سیدالشهدا علیه السلام: 102، 130، 137 تا 155، 174، 185، 297 (استدراک)، 301 (استدراک)
گریه معصومین علیهم السلام: 11، 16، 33، 43، 51، 52، 68، 69، 70، 102، 156 تا 181، 185، 193، 224، 228، 302 (استدراک)
عزاداری بانوان یا بانوان خاندان رسالت: 11، 52، 53، 69، 70، 137، 138، 146، 158، 168، 171، 173، 175، 179، 180، 182 تا 208، 211، 213 تا 218، 223، 224، 297، 299 (استدراک)، 301 (استدراک)
عزاداری ام سلمه: 209 تا 212، 222، 298 - 299 (استدراک)
عزاداری همسران پیامبر صلی الله علیه و آله: 222
گریه و عزاداری صحابه: 123 (ابن عباس)، 125 (ابن عباس)، 210204، 211، 219، 220، 221 (جابر)، 222، 223، 224، 268، 273
عزاداری تابعین: 272 تا 275
گریه و عزاداری مردم مدینه: 158، 210، 211، 2 22، 223، 224، 273، 298 (استدراک)
همه خداشناسان: 62
مسلمانان: 64، 65، 197
گریه و عزاداری شیعه: 63، 66، 76، 85، 133
بهشت: 179، 180
بهشتیان: 65، 180، 227 (روایات متعدد)، 232، 233
جهنم: 16، 227 (روایات متعدد)
جهنمیان: 227 (روایات متعدد)، 232، 233
خون یا خون و خاکستر باریدن آسمان: 136، 227 (روایات متعدد)، 231، 234، 235، 257، 262، 263، 266، 267 (نقل قول عامه)
عزای اهل آسمان یا اهل آسمان و زمین: 49، 64،65، 66، 122، 158، 179، 180، 227 (روایات متعدد)، 232، 233، 236
عزاداری خود آسمان ها یا آسمان و زمین: 4، 13، 16، 65، 73، 101 (برای امام حسن علیه السلام، 112، 129، 158، 179، 180، 227 (روایات متعدد)، 231، 232، 255،235،233
ابرها، بادها، رعد و برق: 180
ستارگان: 180، 227 (روايات متعدد)، 231،
خورشید: 16، 227 (روایات متعدد)، 231، 235
ماه: 227 (روایات متعدد)، 231
کوه ها: 16، 129، 179، 180، 227 (روایات متعدد)
دریاها: 16، 129، 158، 179، 180، 227 (روایات متعدد)
ساکنان دریا: 65، 236
ساکنان کوه ها جنگل ها، تپه ها: 236
ماهی ها: 101 (بر امام حسن علیه السلام ، 136، 158، 180، 227 (روایات متعدد)، 231 حیوانات: 93، 94، 99، 126، 129، 136، 179، 180، 190، 208، 227 (روایات متعدد)، 230، 231، 237،
پرندگان: 101 (برای امام حسن علیه السلام 157، 227) روایات متعدد)، 231، 237، 300 (استدراک)
جنیان: 79، 157، 227 (روایات متعدد)، 231 237، 259، 260 -261، 298 (استدراک)
درختان و گیاهان: 158، 227 (روایات متعدد)، 129، 257
عزاداری و مرثیه سرایی عامه و...: 269 تا 291، 303 (استدراک)، و رجوع شود به آخر بخش 1
گریه و عزاداری شامیان و زنان بنی امیه: 269، 270، 271
گریه و عزاداری همه موجودات: 101 (برای امام حسن علیه السلام)، 136، 227 (روایات متعدد)، 228، 229، 231، 232، 233، 257
و رجوع شود به روضه خوان ها (1)
گریه در شب معراج پاورقی صفحه 93
گریه در عالم برزخ: 11، 131، 179، 180، 296، 299 (استدراک)
گریه در رجعت: 122
گریه در محشر: 133، 134، 135
روضه در معراج 73
مکان های مقدس مکه: خانه خدا و مقام مشعر الحرام، حطیم، زمزم، منبر (بلکه همۀ سرزمین ها اعم از) حلّ و حرم: 179، 180
و رجوع شود به عزاداران: عرش بهشت دوزخ زمین، آسمان، دریاها کوه ها، جنگل ها، تپه ها، مدینه، شام و غیر آن.(2)
آن چه در توان ماست زیارت و تسلیت به معصومین علیهم السلام: 76
احترام مرثیه خوان: 175
استرجاع در زیارات (علامت عزاداری): 58
امر صریح به حزن: 4، 51
امر به عزاداری سالیانه، انتخاب زمان و مکان شلوغ و مؤثر برای تبلیغ: 74
امر صریح به عزاداری، شیون، فریاد، گریه، مرثیه سرایی: 43، 53، 61، 71، 75، 132، 302 (استدراک)
امر به مرثیه سرایی حتی در شب جمعه و ماه رمضان: 72
اولین مجلس عزا: 210، 211
اهل بیت علیهم السلام هنوز عزادارند: 11، 16، 50، 131، 179، 180
بنی امیه می خواستند مردم را از گریه، بی تابی، و عزا باز دارند: 47 به جای گریه برای هر چیزی بر امام حسین علیه السلام گریه کن: 4
تبدیل رنگ خورشید به خون تیره: 227 (روایات متعدد)
جدا نشستن بانوان: 171، 173، 175
خون زیر سنگ: 264 تا 266
دستور به شعر آموختن به فرزندان: 173 و ذیلش
دستور به شعر گفتن برای گریه و نوحه و عزاداری بانوان: 173 و ذیلش
دعای امام علیه السلام: 9
دعای امام علیه السلام وصله به شاعر: 172
دعوت به شرکت در مجالس روضه: 173
شکرگزاری امام علیه السلام بر نوحه سرایی و مقتل خوانی و مرثیه سرایی و... و عزاداری بانوان در کنار قبر مطهر: 52
شهید اشک: 6، 32 تا 40، 229
شیوع مقتل خوانی بین اهل تسنن 302 (استدراک)
عذری برای ترک عزا نیست: 228
عظمت مصیبت: 60، 62 63 تا 66، 76، 85، 158، 180،
گریه اصحاب بر غربت سیدالشهدا علیه السلام: 225، 226
مرثیه سرایی سیدالشهدا علیه السلام: 142
طبع کتاب مدتی به تأخیر افتاد، در این مدت به روایاتی برخوردم که نقل آن مناسب بود ولی درج آن ها در جای خودش باعث تغییر شماره ها و ارجاعات مربوط به آن می شد لذا در آخر کتاب به عنوان استدراک ذکر می نمایم.
استدراك صفحه 139 قبل از روایت 113
1) مدينة المعاجز 3/ 440 - 438، قریب به همیمن مضمون مقتل خوارزمی 163/1 - 162
پس از ولادت امام حسین علیه السلام یکی از فرشتگان فردوس اعلی بر بحر اعظم (1)نازل شد و بین زمین و آسمان ندا داد: ای بندگان خدا! لباس حزن بپوشید و اظهار اندوه و سوگواری نمایید که نوزاد پیامبر صلی الله علیه و آله و مظلومانه ذبح می شود.
سپس آن فرشته نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای حبیب خدا! بر خاک این زمین - اشاره به تربت کربلا - گروهی از فرزندانت کشته می شوند، گروه تجاوزگر از امت تو از روی ستم و تعدی و فسق آن ها را به قتل می رساند. نوزادت حسین را در کربلا خواهند کشت و این تربت اوست. سپس مشتی از خاک کربلا را به آن حضرت داد. پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفته و می بویید و می گریست و می گفت: خدا قاتلت را بکشد و به جهنم واصل نماید.
استدراك صفحه 140 بعد از روایت 114
1) از روایات استفاده می شود مراد از بحراعظم اقیانوس هایی است که سرتاسر عالم را فرا گرفته است.
وَ دَخَلَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَلَى فَاطِمَةَ... وَ هَنَّأَهَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بَكَى. فَقَالَتْ: يَا أَبَتَا تُهَنِّئُنِي وَ تُبَكِّي؟! قَالَ: نَعَمْ يَا بُنَيَّةُ، أَجَرَكَ اللَّهُ فِي مَوْلُودِكِ هَذَا، فَشَهَقَتْ شَهْقَةً، وَ أَخَذَتْ فِي البُكاءِ، وَ سَاعَدَتْهَا لَعْيَا وَ صَائِفُهَا. (1) خلاصه آن که پیامبر صلی الله علیه و آله نوزادش را از فاطمه علیها السلام گرفته و نزد جبرئیل آورد، او امام حسین علیه السلام را گرفت و پیشانی اش را بوسید و عرض کرد: خدا (ولادت) این نوزاد را مبارک گرداند خدا برای پدر و مادرت نیز مبارک گرداند، ای شهید کربلا و به امام حسین علیه السلام می نگریست و می گریست. فرشتگان و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به گریه افتادند.
حضرت از جبرئیل پرسید: آیا تبریک می گویی و گریه می کنی؟ او پاسخ داد: آری، خدایت در شهادت این نوزاد اجر دهد.
پیامبر صلی الله علیه و آله نیز با گریه به فاطمه علیها السلام تبریک گفت.
فاطمه علیها السلام پرسید: تبریک گفته و می گریی؟
فرمود: آری خدایت در شهادت این نوزاد اجر دهد.
فاطمه زهرا علیها السلام فریادی کشید و شروع به گریه کرد.
لعیا - که از حوریان بهشتی بود - همراه با بانوان بهشتی خدمتگزارش همگی با فاطمه علیها السلام هم ناله شده و او را در گریه یاری کردند.
1) مدينة المعاجز 3/ 429 - 428
استدراك صفحه 143 بعد از روایت 117
ام سلمه گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله بر بستر خویش آرمیده بود، دید امام حسین علیه السلام - که سه سال و چند ماه داشت - به سوی او می آید حضرت فرمود: خوش آمدی نور دیده ام، میوه دلم. او آمد و بر سینۀ حضرت جای گرفت... (پس از لحظاتی که) نزد حضرت رفتم، دیدم به چیزی که در دست داشت نگاه می کرد و می گریست! من از این که حضرت را بلافاصله بعد از خوشحالی و خنده گریان دیدم تعجب کردم، سبب آن را پرسیدم، حضرت فرمود: چه می بینی؟ دیدم قدری خاک در دست داشت، پرسیدم این چیست؟! فرمود: همین الان جبرئیل آن را نزد من آورده و گفت: از گِل کربلاست، از طینت فرزندت حسین و تربتی که در آن به خاک سپرده شود.
1) مدينة المعاجز 4 / 196.
روایت شده است که امام حسن و امام حسین علیهما السلام روز عیدی از جدّ بزرگوارشان لباسی به عنوان عیدی طلب کردندّ حضرت نیز از خداوند خواهش آنان را درخواست نمود، جبرئیل علیه السلام دو حُلّه سفید از بهشت آورد، آن ها درخواست لباس رنگی کردند، جبرئیل عرض کرد: من بر این حُلّه ها آب می ریزم و شما فشار دهید به هر رنگی که دوست داشتند تبدیل خواهد شد.
1) بحار 44 /246 -245، مدينة المعاجز 3/ 522 -521، عوالم 17 /120.
امام حسن علیه السلام درخواست لباس سبز و امام حسین علیه السلام که در آن زمان پنج سال داشتند - درخواست لباس قرمز نمودند، با آب ریختن جبرئیل علیه السلام بر هر یک از حُلّه ها جداگانه و فشار دادن پیامبر صلی الله علیه و آله رنگ آن دو حلّه تغییر کرد و آن ها با خوشحالی آن را پوشیده و نزد مادرشان رفتند. جبرئیل شروع به گریه کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله او را سوگند دادند که سبب گریه اش را بیان کند. او گفت: امام حسن علیه السلام که رنگ سبز را اختیار نمود مسموم می شود و بدنش به رنگ سبز مایل می گردد، و امام حسین علیه السلام به شهادت می رسد و به خون خویش خضاب خواهد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله گریست و حزن و اندوهش افزون گردید.
استدراك صفحه 146 قبل از روایت 122
در ضمن روایت معروف ساربان ملعون نقل شده که: او شب یازدهم خودش را بین کشته ها پنهان کرده بود، دید پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش علیهم السلام کنار اجساد طیبه شهدا آمدند، او گوید:
1) مدينة المعاجز 69/4.
یعنی: حضرت زهرا علیها السلام جلو آمد در حالی که گریه می کرد فرمود: عزیزم، نور دیده ام، بر سر بریده ات گریه کنم، بر دست (و انگشت) بریده ات بر بدن بر زمین افتاده ات، یا بر فرزندان اسیرت؟!
پس از آن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: سر حسین عزیزم، نور دیده ام کجاست؟ (ناگهان) دیدم سر در دست حضرت است و آن را بر بدن امام حسین علیه السلام گذاشت، حضرت نشست و پیامبر صلی الله علیه و آله او را در آغوش گرفته و به گریه افتاد، سپس فرمود: پسرم گرسنه و تشنه ای؟! چرا با تو چنین کردند؟ خدا در قیامت آنان را سیر و سیراب نگرداند.
استدراك صفحه 227 بعد از روایت 185
ظَهَرَ الْخَيْمُ، فَأَكَرَّ عَلَيْهِمْ فِي أَمْرِ أَوْقَاتٍ فِي الدُّنْيَا، فَيَكُونُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ.فَبَكَى وَ بَكَيْنَا، وَارْتَفَعَ الْبُكَاءُ وَ الصَّرَاخُ مِنْ ذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي الْخَيْمِ. (1) امام سجّاد علیه السلام فرمود: شب عاشورا که امام حسین علیه السلام از شهادت اصحابش خبر می داد، جناب قاسم پرسید: آیا من هم شهید می شوم؟ حضرت دلسوزانه از او پرسید: پسرم مرگ نزد تو چگونه است؟ عرض کرد از عسل شیرین تر! فرمود: آری، عمویت قربانت، تو پس از بلای عظیمی شهید خواهی شد. حتی فرزندم عبدالله نیز کشته خواهد شد. حضرت قاسم پرسید: یعنی آن ها به خیمه بانوان دسترسی پیدا می کنند که عبدالله شیرخواره را می کشند؟ حضرت فرمود: عمویت به قربانت تشنگی مرا از پای در می آورد، به خیمه گاه آمده و چیزی برای نوشیدن نمی یابم... کودکم را بر دست می گیرم، همین که او را نزدیک دهان خویش می برم، فاسقی تیری بر گلویش میزند و در حالی که او با زبان (بی زبانی) کودکی مشغول تکلم است به شهادت می رسد، خونش در دستان من می ریزد و من آن را به سوی آسمان پرتاب می کنم و عرض می کنم خدایا در راه تو و به خاطر تو صبر می کنم.
نیزه های آنان به سوی من رها می شود و آتش در خندق پشت خیمه ها زبانه می کشد، در تلخ ترین زمان دنیا بر آن ها حمله ور شوم و آن چه خدا اراده کرده اتفاق خواهد افتاد.
حضرت پس از این کلام به گریه افتاد و صدای گریه و فریاد و شیون ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله از خیمه ها بلند شد.
1) مدينة المعاجز 4/ 216- 215 و رجوع شود به الهداية الكبرى 204.
استدراك صفحه 251 بعد از روایت 212
فَانْتَبَهَتْ فَزِعَةً مَرْعُوبَةً، وَ قُمْتُ فَنَظَرْتُ إِلَى الْقَارُورَةِ، وَ إِذَا بِهَا دَمًا عَبِيطًا، فَعَلِمْتُ أَنَّ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَدْ قُتِلَ... قَالَتْ: فَجَعَلْتُ أُصِيحُ: وَا ابْنَاهُ! وَا قُرَّةَ عَيْنَاهُ! وَا حَبِيبَاهُ! وَاحْسِينَا! وَا ضَيِّعَتَاهُ بَعْدَكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ!قَالَتْ: حَتَّى اجْتَمَعَ النَّاسُ عِندِي، فَقَالُوا: مَا الْخَبَرُ؟! فَأَعْلَمْتُهُمْ، فَجَعَلُوا يُنَادُونَ: وَاسِيدَاهُ! وَا مُظْلُومَاهُ!وَاللَّهِ مَا كَذَبْتُ، فَوَرَّخَ ذَلِكَ الْيَوْمَ، فَكَانَ يَوْمَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامِ.قَالَتْ: فَلَمَّا كَانَ السَّحَرُ سَمِعَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ نُوْحَ الْجِنِّ عَلَى الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامِ وَ جَاءَتْ مِنْهُمْ جِنِّيَّةٌ تَقُولُ:أَلا يَا عَيْنُ فَانْهَمِلِي بِجَهْدِي *** فَمَنْ يَبْكِي عَلَى الشُّهَدَاءِ بَعْدِيعَلَى رَهْطٍ تَقُودُهُمُ الْمَنَايَا *** إِلَى مُتَكَبِّرٍ فِي الْمُلْكِ وَغَدِفَأَجَابَتْهَا جِنِّيَّةٌ أُخْرَى:مَسَحَ النَّبِيُّ جَبِينَهُ *** وَ لَهُ بَرِيقٌ فِي الْخُدُودِأَبَوَاهُ مِنْ أَعْلَى قُرَيْشٍ *** وَجَدُّهُ خَيْرُ الْجَدُودِزَحَفُوا عَلَيْهِ بِالْقَنَا *** شَرَّ الْبَرِيَّةِ وَ الْوُفُودِقَتَلُوهُ ظُلْمًا وَيْلَهُمْ *** سَكَنُوا بِهِ نَارَ الْخُلُودِفَلَمَّا سَمِعَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ ذَلِكَ حَثُّوا التُّرَابَ عَلَى رُؤُوسِهِمْ، وَ نَادَوْا: وَاحْسِينَا! وَا ابْنَ بِنْتِ نَبِيّاهُ! وَ مَضَوْا إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يُعَزُّونَهُ بِوَلَدِهِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامِ.ثُمَّ إِنَّهُمْ أَقَامُوا عَزَاءَهُ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ. (1)
1) مدينة المعاجز 4 /194 -193.
در ضمن روایت مفصلی آمده است که ام سلمه گوید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نزد من بود دیدم به چیزی که در دست داشت نگاه می کرد و اشک می ریخت، سبب پرسیدم، حضرت خبر شهادت امام حسین علیه السلام را در کربلا از جبرئیل نقل کرد، سپس مشتی از تربت کربلا را - که او نزد حضرت آورده بود - به من داد و فرمود: مواظب آن باش هرگاه دیدی تبدیل به خون تیره شده بدان فرزندم حسین کشته شده است.
ام سلمه گوید: فرمان حضرت را امتثال کردم، هنگامی که امام حسین علیه السلام می خواست از مدینه به عراق رود برای وداع نزد او رفتم او نیز سفارش همان شیشه تربت را به من نمود، من دائماً مراقب بودم، گاهی در روز دو یا سه بار به آن سر می زدم.
نزدیک ظهر روز دهم محرم خوابم گرفت، در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که گرد آلود و غبارآلود است، سبب پرسیدم فرمود: از شب گذشته مشغول تهیه قبر برای فرزندم حسین و یارانش بوده ام.
پس از بیدار شدن به شیشه ای که تربت را در آن گذاشته بودم نگاه کردم، دیدم به خون تیره تبدیل شده، فهمیدم که امام حسین علیه السلام کشته شده است.
ام سلمه گوید: شروع کردم فریاد زدن: وای پسرم، و ای نور دیده ام، وای عزیزم، وای حسینم وای از بیچارگی پس از تو یا ابا عبدالله!
مردم نزد من اجتماع کرده و پرسیدند: چه خبر شده؟ هنگامی که خبر شده شهادت امام حسین علیه السلام را برای آن ها نقل کردم ناله آنان نیز بلند شد: وا سیداه! وا مظلوماه!
ام سلمه گوید: هنگام سحر بود که مردم مدینه صدای عزاداری و نوحه سرایی جنیان بر امام حسین علیه السلام را شنیدند که اشعار گذشته را قرائت می کردند.
مردم مدینه با شنیدن عزاداری جنیان خاک بر سر خویش می ریختند و فریاد می زدند: واحسیناه! آه ای فرزند پیامبر! سپس کنار روضه منوره پیامبر صلی الله علیه و آله رفته و به حضرت تسلیت گفتند و تا سه روز اقامه عزا نمودند.
فَعَلَّى النَّحِيبِ وَ الصَّرَاخِ وَ قَامَ النِّياحُ، فَصَارَ ذَاكَ الْيَوْمُ كَيَوْمٍ مَاتَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ سَعَین إِلَى قَبْرِهِ، مَشْقّقَاتِ الْجُيُوبِ، وَ مَفْجُوعَاتٍ لِفَقْدِ الْمَحْبُوبِ، فَصَحَّنَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! «قُتِلَ الْحُسَيْنُ».فَوَاللَّهِ الَّذِي لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَقَدْ حَسَسْنَا كَأَنَّ الْقَبْرَ يَمُوجُ بِصَاحِبِهِ حَتَّى تَحَرَّكَتِ الْأَرْضُ تَحْتَنَا فَخَشِينَا أَنْ تَسِيقَ بِنَا فَافْتَرَقْنَا بَيْنَ مَشْقُوقَ جَيْبِهَا، وَ مَنْشُورِ شَعْرِهَا، وَ بَاكِيَةِ عَيْنِهَا. (1) در روایت دیگر مطالب روایت گذشته با قدری اختلاف نقل شده - چنان که در روایت 294 گذشت - سپس ام سلمه گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله تربتی را که جبرئیل آورده بود به من داد و فرمود: آن را در شیشه ای نزد خویش نگهداری کن، هرگاه دیدی تبدیل به خون تیره شده، بدان فرزندم حسین علیه السلام کشته شده است. من با گریه آن را از دست حضرت گرفتم و فرمان حضرت را امتثال نمودم، بوی خوشی از آن تربت به مشام می رسید مانند بوی مشک!
پس از سفر امام حسین علیه السلام احساس خطر کرده، هر روز به شیشه ای که تربت را در آن نهاده بود سر می زدم، یک روز دیدم آن چه در شیشه بود به خون تیره تبدیل شده، آن روز را تا شب به گریه و عزاداری پرداختم و میلی به آب و غذا نداشتم... قدری از شب گذشته در عالم رؤیا پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم با سر و روی گردآلود.
تا آن که گوید: با ترس و وحشت از خواب بیدار شدم و نتوانستم خودداری نمایم، فریاد زدم: واحسیناه فرزندم! میوه دلم!
1) مدينة المعاجز 4/ 196.
صدای شیون و فریادم بلند شد، زن های مدینه از بنی هاشم و دیگران نزد من آمده و سبب گریه ام را جویا شدند، وقتی قضیه را برای آنان شرح دادم صدای شیون و زاری و افغان آن ها بلند شد و مانند روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به عزاداری مشغول شدند، بانوان به سوی قبر مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله به راه افتادند، در حالی که گریبان چاک زده و از فقدان امام حسین علیه السلام داغدار گشته بودند فریاد می زدند یا رسول الله! حسینت! کشته شد!
سوگند به خدای یکتا که احساس کردیم قبر مطهر به لرزه در آمده و زمین زیر پای ما می لرزد، همه از ترس متفرق شدیم با گریبان های چاک زده، موهای پریشان و دیده های گریان!
استدراك صفحه 265 بعد از روایت 230
1) روایات متعدد در این موضوع وارد شده، رجوع شود به کامل الزیارات 200 -199، بحار 45 /214 - 213 و 61/ 330 - 329، مدينة المعاجز 4 / 184 - 181، عوالم 17 / 492.
روایت مفصل دیگری در عزاداری پرندگان در بحار 45/ 292 - 291، مدينة المعاجز 73/4 - 72، عوالم 17/ 494 - 493 نقل شده مناسب است رجوع شود.
امام صادق علیه السلام فرمود: آیا تا حال کسی جغد را در روز دیده است؟! گفتند: نه، او فقط شب ها بیرون می آید.
حضرت فرمود: او در آبادی زندگی می کرد ولی پس از شهادت امام حسین علیه السلام قسم یاد کرد که خرابه نشین گردد، روزها روزه دار و محزون است و چون شب رسد تا صبح بر سیدالشهدا علیه السلام مرثیه سرایی می نماید.
استدراك صفحه 182 قبل از روایت 155
یعنی امام حسین علیه السلام هنگام وداع با خاندانش به درگاه خداوند عرضه داشت: خدایا تو خود گواهی که این قوم دور از رحمت می خواهند از نسل پیامبرت کسی را باقی نگذارند، سپس به شدت گریست... .
1) موسوعة كلمات الامام الحسين علیه السلام 512، فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام 550 به نقل از ملحقات احقاق الحق 633/11
و پس از قرائت اشعاری ندا داد: ای ام کلثوم، ای سکینه، ای رقیه، ای عاتکه، ای زینب، ای اهل بیتم سلام بر شما.
هنگامی که آن ها ندای حضرت را شنیدند صدا را به گریه بلند نمودند. حضرت، سکینه را- که بسیار دوست داشت - به سینه چسبانید و صورتش را بوسه داد، و با دست اشک هایش را پاک و او را ساکت و آرام کرده و اشعار گذشته را قرائت فرمود. (1)
استدراك صفحه 183 قبل از روایت 156
1) اشاره به اشعار روایت شماره 154، صفحه 181.
بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ لَعَنَهُمُ اللهُ حَتَّى فاضَتِ الأَرْضُ بِالدَّم مِنّا وَمِنْهُمْ.فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا أَبَتَاهُ! أَيْنَ عَمِّي الْعَبَّاسُ؟- فَلَمَّا سَأَلَ عَنْ عَمِّهِ اخْتَنَقَتْ زَيْنَبُ بِعَبْرَتِهَا، وَ جَعَلَتْ تَنْظُرُ إِلَى أَخِيهَا كَيْفَ يُجِيبُهُ، لِأَنَّهُ لَمْ يُخْبِرْهُ بِشَهَادَةِ عَمِّهِ الْعَبَّاسِ خَوْفًا مِنْ أَنْ يَشْتَدَّ مَرَضُهُ- فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! إِنَّ عَمَّكَ قَدْ قُتِلَ، قَطَعُوا يَدَيْهِ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ!فَبَكَى عَلِيٌّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهِ، فَلَمَّا أَفَاقَ مِنْ غَشْوَتِهِ جَعَلَ يَسْأَلُ عَنْ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ عُمُومَتِهِ، وَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ لَهُ: قُتِلَ.فَقَالَ: وَ أَيْنَ أَخِي عَلِيٌّ، وَ حَبِيبُ بْنُ مُظَاهِرٍ، وَ مُسْلِمُ بْنُ عُوسَجَةٍ، وَ زُهَيْرُ بْنُ الْقَيْنِ؟ فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! اعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ فِي الْخِيَامِ رَجُلٌ حَيٌّ إِلَّا أَنَا وَ أَنْتَ، وَ أَمَّا هَؤُلَاءِ الَّذِينَ تَسْأَلُ عَنْهُمْ فَكُلُّهُمْ صَرْعَى عَلَى وَجْهِ الثَّرَى!فَبَكَى عَلِيٌّ بْنُ الْحُسَيْنِ بُكَاءً شَدِيدًا، ثُمَّ قَالَ لِعَمَّتِهِ زَيْنَبَ: يَا عَمَّتَاهُ! عَلِيَّ بِالسَّيْفِ وَ الْعَصَا.فَقَالَ لَهُ أَبُوهُ: وَ مَا تَصْنَعُ بِهِمَا؟ فَقَالَ: أَمَّا الْعَصَا فَأَتوكَّأُ عَلَيْهَا، وَ أَمَّا السَّيْفُ فَأَذُبُّ بِهِ بَيْنَ يَدَيِ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَهُ فَإِنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْحَيَاةِ بَعْدَهُ.فَمَنَعَهُ الْحُسَيْنُ مِنْ ذَلِكَ، وَ ضَمَّهُ إِلَى صَدْرِهِ، وَ قَالَ لَهُ:يا وَلَدي! أَنْتَ أَطْيَبُ ذُرِّيَّتِي، وَ أَفْضَلُ عِتْرَتي، وَ أَنتَ خَليفَتِي عَلى هؤلاء الْعِيالِ وَ الأَطْفَالِ، فَإِنَّهُمْ وَ الْيْتُمْ وَ شَمَاتَةُ الأَعْداءِ وَ نَوائِبُ الزَّمانِ، سَكَّتُهُمْ إِذا صَرَحُوا، وَ آنِسْهُمْ إِذَا اسْتَوْحَشُوا، وَ سَلَّ خَواطِرَهُمْ بِلِينِ الْكَلام، فَإِنَّهُمْ ما بَقِيَ مِنْ رِجَالِهِمْ مَنْ يَسْتَأْنِسُونَ بِهِ غَيْرُكَ، وَ لا أَحَدُ عِنْدَهُمْ يَشْكُونَ إِلَيْهِ حُزْنَهُمْ سِواكَ، دَعْهُمْ يَشُمُّوكَ وَ تَشُمُّهُمْ، وَ يَبْكُوا عَلَيْكَ و تَبكي عَلَيْهِمْ.ثمّ لزمه بيده علیه السلام و صاح بأعلى صوته: يا زَيْنَبُ! وَ يا أَمَ كُلْثوم! وَ يَا سَكِينَةً وَ يَا رُقيَّةُ: وَ يا فَاطِمَةُ: إِسْمَعْنَ كَلامي، وَاعْلَمْنَ أَنَّ ابْني هذا خَليفَتي عَلَيْكُمْ، وَ هُوَ إِمَامُ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ.
ثم قال له: يا وَلَدي! بَلِّغْ شيعتي عنّي السَّلامَ، فَقُلْ لَهُمْ: إِنَّ أبي ماتَ غريباً فانْدُبُوهُ، و مَضى شهيداً فَابْكُوهُ. (1) و في رواية - بدل العبارة الأخيرة -: إِنَّ أَبي ماتَ عطشاناً فَاذْكُرُوهُ. (2) خلاصه آن که هنگامی که کاربر سیدالشهدا علیه السلام سخت شد و یکه و تنها ماند و دید خیمه ها از عزیزان و یارانش خالی گردید، به خیمه امام سجّاد علیه السلام رفت ایشان از پدر، سراغ عمویش حضرت عباس را گرفت - در این جا اشک در دیدگان حضرت زینب علیها السلام حلقه زد و نگران بود که حضرت چه پاسخی خواهند داد - امام حسین علیه السلام فرمود: پسرم عمویت کنار نهر فرات به شهادت رسید، با دستان بریده. امام سجّاد علیه السلام چنان به شدّت گریست که بی هوش گردید، پس از به هوش آمدن سراغ هر یک از آن عزیزان را می گرفت، حضرت پاسخ می داد «کشته شد» تا آن که فرمود: پسرم، جز من و تو مردی در این خیمه ها نمانده و همۀ آنان بر خاک افتاده اند. باز اشک از دیدگان امام سجّاد علیه السلام روان گردید و به شدّت گریست، سپس از عمه اش عصا و شمشیر طلب نمود تا با تکیه بر عصا، با شمشیر از پدر بزرگوارش دفاع نماید، ولی سید الشهدا علیه السلام ممانعت نمود و فرمود:
فرزندم، تو پاکیزه ترین شخص از نسل من، برترین فرد از خاندان من، و جانشین من بر این کودکان و بانوان هستی، این ها غریب و بی کس و بی یاورند،
خواری و یتیمی و شماتت دشمن و سختی روزگار آنان را تحت فشار قرار می دهد، هنگام افغان آرامشان کن و زمانی که ترس و وحشت آنان را فرا گیرد همدم و مونسشان باش با مهربانی و نرم خویی خاطر آن ها را تسلاً ده؛ زیرا جز تو مونس و غمخواری نخواهند داشت که با او درد و دل نمایند. بگذار تو را ببویند و تو آن ها را ببویی و برای تو گریه کنند و تو برای آن ها بگریی.
پس از آن دست آن حضرت را گرفت و با صدای بلند فرمود: ای زینب، ای ام کلثوم، ای سکینه ای رقیه ای فاطمه گوش فرا دهید این فرزندم جانشین من بر شما و امام واجب الاطاعه است.
سپس فرمود: پسرم: سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریب از دنیا رفت برایش سوگواری نمایید، پدرم شهید شد پس برایش گریه کنید.
و بنا بر روایتی: پدرم با لب تشنه از دنیا رفت پس او را یاد کنید.
استدراك صفحه 315 قبل از روایت 282
الشُّيُوعُهَا عَنْ (1أَلْسِنَةِ العَوَامِّ فَضْلًا عَنْ الخَواصَّ). و لقد عهدتُني - وَ أَنَا ابْنُ دُونَ عَشَرِ سِنِينَ - قَرَأْتُ مُقْتَلَهُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ [عَلَيْهِ السَّلَامُ] مِنْ كِتَابٍ اسْتُعِيرَ لِي، فَحَصَلَ لِي مِنْهُ بُكَاءٌ عَظِيمٌ أَزْعَجَ أَعْضَائِي كُلَّهَا، لَمْ أَبِتْ إِلَّا مَحْمُومًا، وَ اسْتَمَرَّ ذَلِكَ بِي نَحْوَ شَهْرَيْنِ، حَتَّى آلی وَالِدِي رَحِمَه أَنْ لَا أَقْرَأَهُ مَا عِاش.﴾ (2)
خلاصه آن که دانشمند شهیر مصری حافظ علاء الدین مغلطای حنفی (متوفی 762) در شرح حال امام حسین علیه السلام می نویسد: اگر بخواهم قصه مقتل و روایات مربوط به آن حضرت را بنویسم منابع متعدد در اختیار دارم ولی نیازی به نقل آن نمی بینم چون بر زبان همه - حتی عوام چه رسد به خواص - مشهور است. درست به خاطر دارم در کودکی - که هنوز ده سال نداشتم! - کتابی به رسم امانت در دست داشتم و از روی آن مقتل امام حسین علیه السلام را خواندم، چنان (متأثر شدم که) سخت گریستم به نحوی که تمام اعضای بدنم به لرزه درآمد و به شب نکشید که تب (شدید) تمام وجودم را فرا گرفت و این حالت تا حدود دو ماه ادامه داشت. پس از آن پدرم مرا به رحمش (یعنی به حق خویشاوندی و پدری) سوگند داد که تا زنده است دیگر مقتل نخوانم.
استدراك صفحه 97 قبل از روایت 75
راوی می گوید: امام صادق علیه السلام وصیت فرمود که هفت موسم برای آن حضرت نوحه سرایی و عزاداری برپا شود و برای هر موسم هزینه ای تعیین فرمود.
علامه مجلسی قدس سره می فرماید: ظاهراً مراد از موسم، موسم حجّ یا خصوص منی باشد که مردم در آن اجتماع می کنند.
ایشان می نویسد: این حدیث دلالت بر استحباب نوحه سرایی (و عزاداری) بویژه در موسم (حجّ) و دلالت بر استحباب وقف بر آن دارد ولی ظاهراً هر دو مطلب اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد (و شامل عزاداری دیگران نمی شود)؛ زیرا یاد آن بزرگواران و گریه بر آنان عبادت است و باعث باقی ماندن نام و یاد آن ها و دوستی آنان در دل هاست بویژه نسبت به امام حسین علیه السلام. (2)
استدراك صفحه 139 بعد از سطر پنجم
و گریه پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام خبر دادن از شهادت حضرت مسلم علیه السلام پیش از این گذشت. (1)
استدراك صفحه 139 بعد از روایت 112
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله در حجره عایشه خوابیده بود. ناگهان از خواب بیدار شد و شروع به گریستن نمود. عایشه سبب آن را پرسید، حضرت فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: دستت را باز کن (و خاکی را در دست من گذاشت و گفت:) این تربت از تلّی است که پسرت حسین بر آن کشته می شود، کسی از امت تو او را به قتل می رساند.
عایشه می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله می گریست و با تعجب می فرمود: کیست او؟! از امت من است؟! کیست او؟! از امت من است؟! کیست او؟! از امت من است کسی که حسین را پس از من می کشد؟!
استدراك صفحه 193 بعد از روایت 165
شیخ راوندی قدس سره می نویسد: مختار سر عمر بن سعد - عليه اللعنه - را نزد امام سجّاد علیه السلام فرستاد. او به مأمور گفته بود: به هیچ کس اطلاع نده که چه همراه داری تا سفره غذا گسترده شود. هنگامی مأمور مختار رسید که سفره غذا پهن شده بود امام سجّاد علیه السلام (از دیدن سر عمر بن سعد) به سجده افتاد و گریست و گریه اش بسیار طولانی شد، سپس سر از سجده برداشته و نشست و فرمود:
«ستایش خدای را که پیش از آن که بمیرم انتقام مرا (از قاتل پدرم) گرفت.
1) دعوات شیخ راوندی قدس سره 162.
بخش اول: فضیلت گریه و عزاداری 9-88
احادیث گریه و عزاداری...13
اشک عطیه الهی...13
شیعیان برگزیده: محزون در حزن اهل بیت علیهم السلام...13
شریک غم...17
سوز و گداز بی پایان...18
رحمت خدا بر این ناله ها...19
عزاداری هر ساله...21
اظهار همدردی با مادر حسین علیه السلام...23
حدیث طلایی...25
شادی در حال احتضار...25
همراه با پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام...30
سُرور عزاداران در قیامت...31
کرامت الهی...34
استغفار اهل بیت علیهم السلام...35
آمرزش گناهان...36
عزادار و جهنم؟! هرگز...38
مسکن بهشتی...40
پاداش بی حساب در بهشت...42
شهید اشک...45
بی تابی و جزع...48
مژگانی مجروح!...49
عاشورا روز غم، عزا، مصیبت و گریه...50
تسلیت به معصومین علیهم السلام در روز عاشورا...56
تذكر...59
روزه گرفتن روز عاشورا...59
اندوه امام علیه السلام و تکریم عزاداران...61
دستور عزا از گلوی بریده...63
زیارت هم با سوز و گداز...64
گریه، شیون، فریاد و...67
مصیبتی عظیم...68
علامت ایمان...70
• شعر و شعرا...71
حضور فرشتگان مقرّب...72
پاداش بهشت...73
شیون بانوان...75
دستور به مرثیه سرایی اهل بیت علیهم...75
قدمت و سابقه شعر عاشورایی...77
• اعتبار روايات...82
تواتر روایات عزاداری و اعتبار آن...82
بخش دوم:سیره فرشتگان، انبیا و اولیاء الهی علیهم السلام 89-272
• گریه و عزاداری در سیره...92
گریه و عزاداری سیرۀ همۀ خوبان...92
روضه خوانی در شب معراج...94
الگودهی برای عزاداری...96
• گریه فرشتگان...101
• حزن و اندوه پیامبران علیهم السلام...107
• اشک و بی تابی پیامبر صلی الله علیه و آله...121
روضه خوانی و بی تابی در مصائب عزیزان...121
اشک پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام شنیدن خبر شهادت سیدالشهدا علیه السلام...130
هنگام خبر دادن از شهادت سیدالشهدا علیه السلام...136
هنگام ولادت سیدالشهدا علیه السلام...139
روزهای پس از ولادت...141
یک سال پس از ولادت...141
دو سال پس از ولادت...142
اشک پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام دیدن جوانان بنی هاشم...143
اشک پیامبر صلی الله علیه و آله در حال احتضار...143
اشک و عزاداری پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومين علیهم السلام روز عاشورا...145
اشک پیامبر صلی الله علیه و آله در رجعت...146
• گریه و روضه خوانی امیرمؤمنان علیه السلام...148
• اشک حضرت فاطمه علیها السلام...152
عزاداری انبیاء علیهم السلام و فرشتگان با مادر...157
سفارش به گریه...158
گریه در محشر...159
روایات گذشته گریه حضرت زهرا علیها السلام...160
• حزن و اندوه امام حسن مجتبی علیه السلام...162
• گریه های سیدالشهدا علیه السلام...163
عزاداری برای حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام...166
هنگام شنیدن خبر شهادت قيس...168
گریه بر یه بر مظلومیت خاندان رسالت...168
هنگام شنیدن نام کربلا...169
مرثیه سرایی بر جناب حرّ...169
کنار جسد غلام ترک...170
هنگام میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام...171
گریه بر عطش حضرت علی اکبر علیه السلام...172
عزاداری کنار نعش حضرت علی اکبر علیه السلام...173
گریه حضرت و قاسم بن الحسن علیه السلام...175
هنگام میدان رفتن حضرت عباس علیه السلام...175
هنگام شهادت حضرت عباس علیه السلام...176
هنگام شهادت طفل رضيععلیه السلام...177
بزرگداشت و مرثیه سرایی شهدای کربلا در کلام سیدالشهدا علیه السلام...178
هنگام وداع با اهل حرم...181
• گریه و عزاداری امام سجّاد علیه السلام...183
بی تابی حضرت هنگام خروج از کربلا...183
روضه خوانی در خطبه مسجد جامع دمشق...185
هنگام بازگشت به مدینه...186
گریه همیشگی...189
• اشک امام پنجم علیه السلام...195
• اندوه امام صادق علیه السلام...197
دعای امام علیه السلام...199
روضه خوانی امام صادق علیه السلام در زیارت...202
روایات گذشته امام صادق علیه السلام...204
• عزاداری امام کاظم علیه السلام...206
• اقامه مجلس عزا توسط امام هشتم علیه السلام...206
• عزاداری امام هادی علیه السلام...210
• عزاداری امام عسکری علیه السلام...211
• عزاداری امام زمان علیه السلام...211
زیارت ناحیه مقدسه...211
عزاداری حضرت پس از ظهور...222
• گریه بانوان خاندان رسالت...223
قبل از سفر کربلا...223
قبل از شهادت حضرت...225
هنگام شهادت امام علیه السلام...229
گریه بانوان و سوگواری حضرت زینب علیها السلام پس از شهادت...231
گریه حضرت سجّاد علیه السلام و اسرا بر یکدیگر...235
عزاداری پس از شهادت روز یازدهم...235
گریه حضرت زینب علیها السلام در کوفه...236
حزن و گریه حضرت زینب علیها السلام در شام...237
عزاداری همسر...239
عزاداری زنان بنی هاشم در شام...241
عزاداری اربعین...242
قبل از رسیدن به مدینه...243
گریه حضرت زینب در مدینه...244
• عزاداری بازماندگان در مدینه...244
گریه و عزاداری هنگام رسیدن خبر شهادت حضرت...245
گریه و عزاداری أمّ سلمه...247
عزاداری بانوان خاندان رسالت در مدینه پس از بازگشت اسرا...250
مرثیه سرایی حضرت ام البنین علیها السلام...254
• گریه و عزاداری اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله...255
عزاداری ابن عباس...255
گریه و عزاداری زید بن ارقم...255
گریه انس بن مالک...256
عزاداری و روضه خوانی جابر...257
مجالس عزاداری مهاجرین و انصار...257
عزاداری مردم مدینه...258
استمرار مجالس عزای صحابه...260
• گریه اصحاب امام حسين علیه السلام...261
گریه حضرت مسلم علیه السلام بر غربت خاندان رسالت...261
گریه برخی از اصحاب بر غربت حضرت در روز عاشورا...261
• سوگواری طبیعت...263
• عزاداری جنیان...269
• اشاره به سوگواری علما و بزرگان شیعه...270
بخش سوم: عزاداری اهل تسنن و روایت های آن ها 326- 273
فضیلت گریه در عزای سیدالشهدا علیه السلام... 277
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل ام سلمه....279
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل عایشه...283
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل زینب بنت جحش286
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل ام الفضل...286
گریه پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل معاذ بن جبل...288
گریه امیرمؤمنان علیه السلام...289
گریه فرشتگان و انبیا علیهم السلام...291
عزاداری جنیان...293
سوگواری طبیعت...295
عزاداری عامه...301
اشعار اهل تسنن در رثای سیدالشهدا علیه السلام...321
بخش چهارم: نکته ها و آمارهایی از گریه و عزاداری 379- 325
صفات مجالس عزا...327
• برخی از حکمت های عزاداری...329
عزاداری رمز محبت...329
عزاداری عرض تسلیت...330
4 تعظیم شعائر الهی...331
• برخی از آثار عزاداری...332
اعلام حمایت از ستمدیده...332
اعلام بیزاری از ستمگر...333
آموزش معارف دینی...333
هم بستگی دینی و اجتماعی...334
رفع مشکلات اقتصادی...334
• فوائد عزاداری در کلام دیگران...335
• برخی از عناوین عزاداری در کتب حدیثی...339
• فهرست برخی از کتب و مقالات عزاداری...347
• فهرست موضوعی روایات مطابق شماره روایات کتاب حاضر...370
فضیلتهای گریه و عزاداری...370
انواع عزاداری...371
روضه خوان ها...374
عزاداران...374
گریه و روضه در زمان های مختلف...377
گریه و روضه در مکان های مختلف... 378
گوناگون...378
• استدراک های جلد اول...381
فهرست مطالب...401