ghaemiyeh.com
سرشناسه: مجلسی محمدباقربن محمدتقی ۱۰۳۷ - ۱۱۱۱ق.
عنوان و نام پدیدآور: بحارالانوار: الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار تالیف محمدباقر المجلسی.
مشخصات نشر: بیروت داراحیاءالتراثالعربی [۱440].
مشخصات ظاهری: ج - نمونه.
یادداشت: عربی.
یادداشت: فهرست نویسی بر اساس جلد بیست و چهارم، ۱۴۰۳ق. [۱۳۶۰].
یادداشت: جلد۱۰۸،۱۰۳،۹۴،۹۱،۹۲،۸۷،۶۷،۶۶،۶۵،۵۲،۲۴(چاپ سوم: ۱۴۰۳ق.=۱۹۸۳م.=[۱۳۶۱]).
یادداشت: کتابنامه.
مندرجات: ج .۲۴. کتابالامامة. ج.۵۲. تاریخالحجة. ج۶۷،۶۶،۶۵. الایمان و الکفر. ج.۸۷. کتابالصلاة . ج. ۹۲،۹۱ .الذکر و الدعا. ج. ۹۴. کتابالسوم. ج.۱۰۳.فهرستالمصادر. ج.۱۰۸.الفهرست.-
موضوع: احادیث شیعه — قرن ۱۱ق
رده بندی کنگره: BP۱۳۵/م۳ب۳۱۳۰۰ ی ح
رده بندی دیویی: ۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی: ۱۶۸۰۹۴۶
**[ترجمه]
سرشناسه : مجلسی، محمدباقربن محمدتقی، ۱۰۳۷ - ۱۱۱۱ق.
عنوان قراردادی : بحارالانوار .فارسی .برگزیده
عنوان و نام پدیدآور : ترجمه بحارالانوار/ مترجم گروه مترجمان؛ [برای] نهاد کتابخانههای عمومی کشور.
مشخصات نشر : تهران: نهاد کتابخانههای عمومی کشور، موسسه انتشارات کتاب نشر، ۱۳۹۲ -
مشخصات ظاهری : ج.
شابک : دوره : 978-600-7150-66-5 ؛ ج.۱ : 978-600-7150-67-2 ؛ ج.۲ : 978-600-7150-68-9 ؛ ج.۳ : 978-600-7150-69-6 ؛ ج.۴ 978-600-715070-2 : ؛ ج.۵ 978-600-7150-71-9 : ؛ ج.۶ 978-600-7150-72-6 : ؛ ج.۷ 978-600-7150-73-3 : ؛ ج.۸ : 978-600-7150-74-0 ؛ ج.۱۰ 978-600-7150-76-4 : ؛ ج.۱۱ 978-600-7150-83-2 : ؛ ج.۱۲ 978-600-7150-66-5 : ؛ ج.۱۳ 978-600-7150-85-6 : ؛ ج.۱۴ 978-600-7150-86-3 : ؛ ج.۱۵ 978-600-7150-87-0 : ؛ ج.۱۶:978-600-7150-88-7 ؛ ج.۱۷:978-600-7150-89-4 ؛ ج.۱۸: 978-600-7150-90-0 ؛ ج.۱۹:978-600-7150-91-7 ؛ ج.۲۰:978-600-7150-92-4 ؛ ج.۲۱: 978-600-7150-93-1 ؛ ج.۲۲:978-600-7150-94-8 ؛ ج.۲۳:978-600-7150-95-5
مندرجات : ج.۱. کتاب عقل و علم و جهل.- ج.۲. کتاب توحید.- ج.۳. کتاب عدل و معاد.- ج.۴. کتاب احتجاج و مناظره.- ج. ۵. تاریخ پیامبران.- ج.۶. تاریخ حضرت محمد صلیالله علیه وآله.- ج.۷. کتاب امامت.- ج.۸. تاریخ امیرالمومنین.- ج.۹. تاریخ حضرت زهرا و امامان والامقام حسن و حسین و سجاد و باقر علیهمالسلام.- ج.۱۰. تاریخ امامان والامقام حضرات صادق، کاظم، رضا، جواد، هادی و عسکری علیهمالسلام.- ج.۱۱. تاریخ امام مهدی علیهالسلام.- ج.۱۲. کتاب آسمان و جهان - ۱.- ج.۱۳. آسمان و جهان - ۲.- ج.۱۴. کتاب ایمان و کفر.- ج.۱۵. کتاب معاشرت، آداب و سنتها و معاصی و کبائر.- ج.۱۶. کتاب مواعظ و حکم.- ج.۱۷. کتاب قرآن، ذکر، دعا و زیارت.- ج.۱۸. کتاب ادعیه.- ج.۱۹. کتاب طهارت و نماز و روزه.- ج.۲۰. کتاب خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، عقود و معاملات و قضاوت
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
ناشر دیجیتالی : مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان
یادداشت : ج.۲ - ۸ و ۱۰ - ۱۶ (چاپ اول: ۱۳۹۲) (فیپا).
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۱۱ق.
شناسه افزوده : نهاد کتابخانههای عمومی کشور، مجری پژوهش
شناسه افزوده : نهاد کتابخانههای عمومی کشور. موسسه انتشارات کتاب نشر
رده بندی کنگره : BP۱۳۵/م۳ب۳۰۴۲۱۶۷ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۳۴۸۹۸۵
**[ترجمه]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
الحمد لله الذی أوضح لنا مناهج الهدی بمفاتیح الکلم و مصابیح الظلم سید الوری محمد الذی بشّر به الأنبیاء جمیع الأمم و أهل بیته الأطهرین الذین هم معادن الکرم و سادة العرب و العجم و ببقائهم تمّ نظام العالم، صلوات الله علیه و علیهم ما نهار أضاء و لیل أظلم.
أما بعد فهذا هو المجلد السابع من کتاب بحار الأنوار مما ألّفه الخاطئ القاصر العاثر محمد بن محمد تقی المدعوّ بباقر أوتیا کتابهما یمینا فی الیوم الآخر و هو مشتمل علی جمل أحوال الأئمة الکرام علیهم السلام و دلائل إمامتهم و فضائلهم و مناقبهم و غرائب أحوالهم.
**[ترجمه]بسم الله الرحمن الرحیم
ستایش خداوندی را سزاست که شاهراههای زندگی را با آیات درخشان و چراغهای فروزان هدایت روشن نمود؛ آن راهنمایان محمّد مصطفی صلی اللّه علیه و آله است که تمام ملل بشارت ظهورش دادند و خاندان پاکش که گنجینههای کرم و سرور عرب و عجم و پایداری آنها موجب بقای عالم است. درود بر آنها باد تا آنگاه که شب و روز ادامه دارد.
اینک جلد هفتم بحار الانوار است که تألیف بنده خطاکار محمّد ابن محمّد تقی مشهور به باقر است و در اختیار شما است. امید است که نامه عمل من و پدرم را در روز رستاخیز به دست راستمان دهند.
این جلد مشتمل بر احوال ائمه گرام علیهم السّلام و دلایل امامت آنها و فضایل و مناقب و کارهای شگفتانگیز و معجزات ایشان است.
**[ترجمه]
الرعد: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(8)
القصص: «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ»(51)
<meta info="- إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ. - . رعد: 9 -
{]ای پیامبر] تو فقط هشداردهندهای و برای هر قومی رهبری است.}
{و به راستی این گفتار را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته نازل ساختیم امید که آنان پند پذیرند.}
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمة الله علیه فی قوله تعالی: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ: فیه أقوال
أحدها أن معناه إنما أنت منذر أی مخوف و هاد لکل قوم و لیس إلیک إنزال الآیات فأنت مبتدأ و منذر خبره و هاد عطف علی منذر و فصل بین الواو و المعطوف بالظرف.
و الثانی أن المنذر محمد و الهادی هو الله.
و الثالث أن معناه إنما أنت منذر یا محمد و لکل قوم نبی یهدیهم و داع یرشدهم.
و الرابع أن المراد بالهادی کل داع إلی الحق.
رُوِیَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتِ الْآیَةُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَا الْمُنْذِرُ وَ عَلِیٌّ الْهَادِی مِنْ بَعْدِی یَا عَلِیُّ بِکَ یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ.
وَ رَوَی أَبُو الْقَاسِمُ الْحَسْکَانِیُّ فِی شَوَاهِدِ التَّنْزِیلِ بِالْإِسْنَادِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ الْحَکَمِ بْنِ ظُهَیْرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَکَمِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ أَبِی بُرْدَةَ الْأَسْلَمِیِّ قَالَ: دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِالطَّهُورِ وَ عِنْدَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِیَدِ عَلِیٍّ علیه السلام بَعْدَ مَا تَطَهَّرَ فَأَلْزَقَهَا بِصَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ ثُمَّ رَدَّهَا إِلَی صَدْرِ عَلِیٍّ علیه السلام ثُمَّ قَالَ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ثُمَّ قَالَ إِنَّکَ مَنَارَةُ الْأَنَامِ وَ رَایَةُ الْهُدَی (1)وَ أَمِیرُ الْقُرَی (2)أَشْهَدُ عَلَی ذَلِکَ (3)أَنَّکَ کَذَلِکَ.
و علی هذه الأقوال الثلاثة یکون هاد مبتدأ و لکل قوم خبره علی قول سیبویه و یکون مرتفعا بالظرف علی قول الأخفش انتهی (4).
أقول: علی هذا الوجه الأخیر تدل أخبار هذا الباب و هی أظهر من الآیة الکریمة بوجوه لا یخفی علی أولی الألباب.
**[ترجمه]طبرسی در مورد آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» مینویسد: در تفسیر این آیه چند قول است:
اول: اینکه «منذر» یعنی بیم دهنده و «هادی» یعنی برای تمام اقوام، به طوری که انزال آیات فقط برای تو نیست. «أنت» مبتدا و «منذر» خبر آن و «هاد» عطف بر منذر است و بین واو و معطوف ظرف فاصله افتاده است.
دوم:
بیم دهنده حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و هادی خدا است.
سوم: معنی آیه این است: ای محمد! تو بیم دهنده هستی و هر گروه و طایفهای را پیامبری است که آنها را هدایت و راهنمایی میکند.
چهارم: منظور از «هادی» در آیه، هر کسی است که دعوت به حق کند.
از ابن عباس روایت شده: وقتی این آیه نازل شد، پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: من منذر و بیم دهنده هستم و علی پس از من هادی است. علی جان! هدایتجویان به وسیله تو راهنمایی میشوند.
ابوالقاسم حسکانی در «شواهد النزیل» از ابو بردة اسلمی نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آب خواست و وضو گرفت. علی علیه السّلام در خدمت آن جناب بود. در این موقع دست علی را گرفت و بر سینه خود چسباند و فرمود: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ.» بعد دست خود را بر روی سینه علی علیه السّلام گذاشت و فرمود: «لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ.» و اضافه کرد: یا علی! تو مشعل فروزان عالم و پرچم هدایت - . نهایت هدایت - و سرور سرزمینهایی. - . سرور قاریان - من گواهی میدهم که این منصبها و موقعیتها به تو اختصاص دارد.
بنا بر سه قول اخیر، هادی نهاد و مبتداء میشود و بنا بر قول سیبویه، «لِکُلِّ قَوْمٍ» خبر و گزاره است. اما به عقیده اخفش، مرفوع است به وسیله ظرف. - . مجمع البیان 2 : 278 -
مؤلف: اخبار این بخش شاهد بر معنی اخیر آیه است و به دلایلی که بر خردمندان پوشیده نیست، همین معنی از آیه بهتر فهمیده میشود.
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ (5)قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَیٍّ یُعْرَفُ (6).
ختص، الإختصاص عن الرضا علیه السلام قال قال أبو جعفر علیه السلام مثله (7)
ختص، الإختصاص عن داود الرقی عن العبد الصالح مثله (1).
**[ترجمه]اختصاص: حضرت رضا علیه السّلام از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: حجت خدا بر مردم تمام نمیشود مگر به وسیله امام زندهای که شناخته شود. - . اختصاص: 268 -
اختصاص: با دو سند دیگر مثل این روایت را آورده است. - . اختصاص: 268 - 269، کلینی رحمه الله در اصول 1 : 177 این روایت را نقل کرده است. -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِطَهُورٍ فَلَمَّا فَرَغَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ علیه السلام فَأَلْزَمَهَا یَدَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ ثُمَّ ضَمَّ یَدَهُ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَصْلُ الدِّینِ وَ مَنَارُ الْإِیمَانِ وَ غَایَةُ الْهُدَی وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ أَشْهَدُ بِذَلِکَ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ثمالی میگوید از امام باقر علیه السّلام شنیدم که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله آب خواست. بعد از فراغت از وضو، دست علی علیه السّلام را گرفت و فشرد. سپس فرمود: «انما أنت منذر.» بعد دست او را به سینه چسبانید و فرمود: «و لکل قوم هاد.» و در ادامه فرمود: علی جان! تو اصل دین و نشانه ایمان و غایت هدایت و پیشوای زیبایانی، من به این شهادت میدهم. - . بصائر الدرجات: 10 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمُنْذِرُ (وَ) فِی (3)کُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ یَهْدِیهِمْ (4)إِلَی مَا جَاءَ بِهِ نَبِیُّ اللَّهِ ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ (5)عَلِیٌّ علیه السلام ثُمَّ الْأَوْصِیَاءُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حضرت باقر علیه السّلام در مورد تفسیر آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: منذر در هر زمانی یک هادی و راهنما از ما خانواده هست که آنها را به دستورات پیامبر راهنمایی میکند. هادیان بعد از پیامبر اکرم عبارتند از علی بن ابی طالب علیه السّلام سپس جانشینان او یکی پس از دیگری. - . بصائر الدرجات: 9 - 10 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنِ النَّضْرِ وَ فَضَالَةَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ قَالَ کُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: فضیل گفت: از حضرت صادق علیه السّلام در مورد آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» پرسیدم. فرمود: هر امامی هادی و راهنمای قرن خویش است برای مردمی که در آن قرن زندگی میکنند. - . بصائر الدرجات: 10 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ حَازِمٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ (8)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِ
1) الاختصاص: 269، رواه الکلینی فی الأصول 1: 177 بإسناده عن محمّد بن یحیی العطّار عن أحمد بن محمّد بن عیسی عن ابن أبی عمیر عن الحسن بن محبوب عن داود الرقی.
2) بصائر الدرجات، 10 فیه: اشهد لک بذلک.
3) فی المصدر و فی نسخة: و فی کل زمان فلعل الصحیح علی ذلک: انا المنذر و فی کل زمان منا هاد.
4) أی یهدی الأمة.
5) فی المصدر: ثم الهداة من بعد علیّ علیه السلام.
6) بصائر الدرجات: 9 و 10.
7) بصائر الدرجات: 10. القرن: اهل زمان واحد و رواه النعمانیّ فی کتاب الغیبة ص 54 بإسناده عن موسی بن بکیر عن المفضل و فیه، للقرن الذی هو منهم.
8) فی البصائر و الغیبة، عبد الرحمن القصیر.
قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ علیه السلام رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمُنْذِرُ وَ عَلِیٌّ الْهَادِی وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ (1)مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِینَا إِلَی السَّاعَةِ (2).
نی، الغیبة للنعمانی ابن عقدة عن محمد بن سالم عن علی بن الحسین بن زنباط عن ابن حازم مثله (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحیم قصیر از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم منذر است و علی هادی. به خدا قسم این آیه درباره ما خانواده است و تا قیامت، راهنمایان از ما خانواده خواهند بود. - . بصائر الدرجات: 10 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ علیه السلام رَسُولُ اللَّهِ الْمُنْذِرُ وَ عَلِیٌّ علیه السلام الْهَادِی یَا بَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ مِنَّا هَادٍ الْیَوْمَ قُلْتُ بَلَی جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا زَالَ فِیکُمْ هَادٍ مِنْ بَعْدِ هَادٍ حَتَّی رُفِعَتْ إِلَیْکَ فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ یَا بَا مُحَمَّدٍ وَ لَوْ کَانَتْ إِذَا نَزَلَتْ آیَةٌ عَلَی رَجُلٍ ثُمَّ مَاتَ ذَلِکَ الرَّجُلُ مَاتَتِ الْآیَةُ مَاتَ الْکِتَابُ وَ لَکِنَّهُ حَیٌّ یَجْرِی فِیمَنْ بَقِیَ کَمَا جَرَی فِیمَنْ مَضَی (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام از معنی آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» پرسیدم. فرمود: پیامبر اکرم منذر و علی هادی است. بگو ببینم، امروز هادی از میان ما خانواده وجود دارد؟ عرض کردم: بلی فدایت شوم! پیوسته هادیان از شما خانواده بوده یکی پس از دیگری تا منتهی به شما شده است.
فرمود: خدا تو را رحمت کند. ابا محمد! اگر این آیه فقط در مورد یک شخص باشد و آن شخص بمیرد، در نتیجه دستوری که در آیه داده شده و خود احکام قرآن از بین رفته است. اما چنین نیست، بلکه پیوسته و در هر زمان امامی است زنده و معنی این آیه همان طور که برای مردم گذشته وجود داشته، برای آیندگان نیز خواهد بود. - . بصائر الدرجات: 10 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام «لو کانت» جملة شرطیة و الشرط فیها قوله «إذا نزلت» مع جزائه (5)أعنی قوله «ماتت الآیة» و قوله «مات الکتاب» جزاء له (6)و هو علی هیئة قیاس استثنائی و قوله «و لکنه حیّ» رفع للتالی و المراد بموت الآیة عدم عالم بها و مفسّر لها و بموت الکتاب رفع حکمه و عدم
1) أی هذه الآیة.
2) بصائر الدرجات: 10.
3) غیبة النعمانیّ: 54 فیه، (أحمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمن بن عقدة قال حدّثنا محمّد بن سالم بن عبد الرحمن الأزدیّ فی شوال سنة احدی و ثمانین و مائتین قال: حدّثنی علیّ بن الحسین بن زنباط عن منصور بن حازم عن عبد الرحمن بن البصیر) و الظاهر ان البصیر مصحف القصیر و فیه: قال رسول اللّه، المنذر انا و علی الهادی، اما و اللّه ما ذهبت و ما زالت منا حتی الساعة جعلنا اللّه لما یرضیه عاملین.
4) بصائر الدرجات: 10.
5) أی جزاء إذا.
6) فی نسخة: جزاء لو.
التکلیف بالعمل به. و الحاصل أنه لو لم یکن بعد النبی صلی الله علیه و آله من یعلم الآیات و یفسّرها کما هو المراد منها لزم بطلان حکمها و رفع التکلیف بها لقبح تکلیف الغافل و الجاهل مع عدم القدرة علی العلم و بطلان التالی ظاهر بالإجماع و ضرورة الدین.
**[ترجمه]مراد از «موت آیه»، نبود عالم و مفسر آن و منظور از «موت کتاب»، رفع حکم آن و عدم تکلیف به آن است، حاصل آنکه اگر بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله کسی نباشد که آیات را بداند و از تفسیر آنها آگاه باشد، لازمه آن بطلان حکم و رفع تکلیف خواهد بود. زیرا تکلیف غافل و جاهل بدون قدرت بر علم قبیح است و ادامه روایت نیز به اجماع و ضرورت دین باطل خواهد بود.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحُجْرِ (1)عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حمران از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» - . اعراف / 181 - {از میان مردم گروهی راهنمای بحق هستند و مردم را متوجه حقیقت میکنند} فرمود: آنها ائمه کرامند. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ ابْنِ یَزِیدَ مَعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام (3)فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ إِمَامٌ هَادٍ لِکُلِّ قَوْمٍ فِی زَمَانِهِمْ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: محمّد بن مسلم از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» نقل کرد که فرمود: امام همان هادی و راهنمای مردم است در زمان خودشان. - . کمال الدین: 375 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنْ أَبِیهِ (5)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ وَ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ (6)قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ الْمُنْذِرُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیٌّ الْهَادِی وَ فِی کُلِّ زَمَانٍ إِمَامٌ مِنَّا یَهْدِیهِمْ إِلَی مَا جَاءَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله (7).
**[ترجمه]کمال الدین: برید عجلی گفت: به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم: معنی آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» چیست؟ فرمود: منذر پیامبر اکرم و علی هادی است، و در هر زمان از ما خانواده امامی وجود دارد که مردم را به دستورات پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله راهنمایی میکند.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین لی، الأمالی للصدوق السِّنَانِیُّ عَنِ ابْنِ زَکَرِیَّا الْقَطَّانِ عَنِ ابْنِ حَبِیبٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ الصَّقْرِ عَنْ أَبِی مُعَاوِیَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام قَالَ: نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِینَ
وَ قَادَةُ (1)الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَالِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ (2)الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یُمْسِکُ اللَّهُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا (3)ثُمَّ قَالَ علیه السلام وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فِیهَا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللَّهُ قَالَ سُلَیْمَانُ (4)فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام فَکَیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ قَالَ علیه السلام کَمَا یَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ (5).
ج، الإحتجاج مُرْسَلًا إِلَی قَوْلِهِ علیه السلام لَمْ یُعْبَدِ اللَّهُ (6).
**[ترجمه]کمال الدین و امالی صدوق: اعمش از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که آن جناب به نقل از پدر بزرگوارش، از حسین بن علی علیهما السّلام فرمود:
ما پیشوای مسلمانانیم و حجت خدا بر جهانیان و سرور مؤمنین و رهبر سفیدرویان و مولای مؤمنین. ما موجب امان و آسایش مردمیم در روی زمین همان طور که ستارگان موجب امان اهل آسمانند. خداوند به واسطه ما آسمان را نگه داشته که بر زمین فرو نریزد، مگر به اذن و اجازه او و به وسیله ما زمین را نگهداشته که اهلش را تکان ندهد. باران به واسطه ما میبارد و رحمت به واسطه ما گسترش مییابد و زمین نعمتهای خود را خارج میکند. اگر راهنمایی از ما خانواده نباشد، زمین اهلش را فرو میبرد. سپس فرمود: از زمانی که خداوند آدم را آفرید، زمانی از حجت خالی نبود یا حجتی آشکار و مشهور یا غایب و مستور و تا روز قیامت از حجت خالی نخواهد بود. اگر چنین نبود خدا پرستش نمی گردید.
اعمش گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: چگونه مردم از حجت غایب و مستور بهرهمند میشوند و استفاده میبرند؟ فرمود: همان طوری که از خورشید بهره میبرند، هنگامی که در پس پردههای ابر پنهان است. - . کمال الدین: 119 - 120، امالی صدوق: 112 -
**[ترجمه]
ماد الشیء یمید میدا: تحرّک.
**[ترجمه]ماد الشیء یمید میدا: تحرّک.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ع، علل الشرائع لی، الأمالی للصدوق أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ هَاشِمٍ عَنِ ابْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ (7)عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: کَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فِیهِمْ حُمْرَانُ بْنُ أَعْیَنَ وَ مُؤْمِنُ الطَّاقِ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ الطَّیَّارُ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فِیهِمْ هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ وَ هُوَ شَابٌّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا هِشَامُ قَالَ لَبَّیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ أَ لَا تُحَدِّثُنِی کَیْفَ صَنَعْتَ بِعَمْرِو بْنِ عُبَیْدٍ وَ کَیْفَ سَأَلْتَهُ قَالَ هِشَامٌ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أُجِلُّکَ وَ أَسْتَحْیِیکَ وَ لَا یَعْمَلُ لِسَانِی بَیْنَ یَدَیْکَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ علیه السلام یَا هِشَامُ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِشَیْءٍ فَافْعَلُوهُ قَالَ هِشَامٌ بَلَغَنِی مَا کَانَ فِیهِ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ وَ جُلُوسُهُ فِی مَسْجِدِ الْبَصْرَةِ وَ
عَظُمَ ذَلِکَ عَلَیَّ فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ وَ دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَأَتَیْتُ مَسْجِدَ الْبَصْرَةِ فَإِذَا أَنَا بِحَلْقَةٍ کَبِیرَةٍ وَ إِذَا أَنَا بِعَمْرِو بْنِ عُبَیْدٍ عَلَیْهِ شَمْلَةٌ سَوْدَاءُ مُتَّزِرٌ بِهَا مِنْ صُوفٍ وَ شَمْلَةٌ مُرْتَدٍ بِهَا وَ النَّاسُ یَسْأَلُونَهُ فَاسْتَفْرَجْتُ النَّاسَ فَأَفْرَجُوا لِی ثُمَّ قَعَدْتُ فِی آخِرِ الْقَوْمِ عَلَی رُکْبَتَیَّ ثُمَّ قُلْتُ أَیُّهَا الْعَالِمُ أَنَا رَجُلٌ غَرِیبٌ تَأْذَنُ لِی فَأَسْأَلَکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَ لَکَ عَیْنٌ (1)قَالَ یَا بُنَیَّ أَیُّ شَیْءٍ هَذَا مِنَ السُّؤَالِ (2)فَقُلْتُ هَکَذَا مَسْأَلَتِی فَقَالَ یَا بُنَیَّ سَلْ وَ إِنْ کَانَتْ مَسْأَلَتُکَ حُمْقاً (3)قَالَ فَقُلْتُ أَجِبْنِی فِیهَا قَالَ فَقَالَ لِی سَلْ فَقُلْتُ أَ لَکَ عَیْنٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ قُلْتُ فَمَا تَرَی بِهَا قَالَ الْأَلْوَانَ وَ الْأَشْخَاصَ قَالَ فَقُلْتُ أَ لَکَ أَنْفٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهَا قَالَ أَتَشَمَّمُ بِهَا الرَّائِحَةَ قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ فَمٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ مَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أَعْرِفُ بِهِ طَعْمَ الْأَشْیَاءِ (4)قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ لِسَانٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ مَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أَتَکَلَّمُ بِهِ قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ أُذُنٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ مَا تَصْنَعُ بِهَا قَالَ أَسْمَعُ بِهَا الْأَصْوَاتَ قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ یَدٌ (5)قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ مَا تَصْنَعُ بِهَا قَالَ أَبْطِشُ بِهَا وَ أَعْرِفُ بِهَا اللَّیِّنَ مِنَ الْخَشِنِ قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ رِجْلَانِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مَا تَصْنَعُ بِهِمَا قَالَ أَنْتَقِلُ بِهِمَا مِنْ مَکَانٍ إِلَی مَکَانٍ قَالَ قُلْتُ أَ لَکَ قَلْبٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ مَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أُمَیِّزُ بِهِ کُلَّ مَا وَرَدَ عَلَی هَذِهِ الْجَوَارِحِ قَالَ قُلْتُ أَ فَلَیْسَ
1) قال: إذا یری شیء کیف یسأل عنه یا بنی خ ل.
2) هکذا فی الأمالی و العلل، و فی الاکمال: (یا بنی ای شیء هذا من السؤال إذا تری شیئا کیف تسأل عنه؟) و اما الاحتجاج و رجال الکشّیّ ففیهما تصحیف راجعهما.
3) فی العلل و الاحتجاج: و ان کان مساءلتک حمقی و یحتمل أن تکون کلمة (حمقا) فی الکتاب و سائر المصادر بالمد.
4) فی العلل و الاکمال: (اعرف به المطاعم علی اختلافها) و فی رجال الکشّیّ: اذوق به الطعم و فی الاحتجاج: اعرف به المطاعم و المشارب علی اختلافها.
5) فی العلل و الاکمال و الاحتجاج: (أ لک یدان؟) و فیها الضمائر الآتیة علی صیغة التثنیة.
فِی هَذِهِ الْجَوَارِحِ غِنًی عَنِ الْقَلْبِ قَالَ لَا قُلْتُ وَ کَیْفَ ذَلِکَ وَ هِیَ صَحِیحَةٌ سَلِیمَةٌ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنَّ الْجَوَارِحَ إِذَا شَکَّتْ فِی شَیْءٍ شَمَّتْهُ أَوْ رَأَتْهُ أَوْ ذَاقَتْهُ أَوْ سَمِعَتْهُ أَوْ لَمَسَتْهُ رَدَّتْهُ إِلَی الْقَلْبِ فتقن (1)
فیستیقن الیقین و فی الأمالی: فییقن الیقین و فی الاحتجاج و رجال الکشّیّ و نسخة من الکتاب: فتیقن الیقین.
فَیَسْتَیْقِنُ الْیَقِینَ وَ یُبْطِلُ الشَّکَّ قَالَ فَقُلْتُ إِنَّمَا أَقَامَ اللَّهُ الْقَلْبَ لِشَکِّ الْجَوَارِحِ قَالَ نَعَمْ قَالَ قُلْتُ فَلَا بُدَّ مِنَ الْقَلْبِ وَ إِلَّا لَمْ یَسْتَقِمِ (2)الْجَوَارِحُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَقُلْتُ یَا أَبَا مَرْوَانَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی ذِکْرُهُ لَمْ یَتْرُکْ جَوَارِحَکَ حَتَّی جَعَلَ لَهَا إِمَاماً یُصَحِّحُ لَهَا الصَّحِیحَ وَ یُتْقِنُ مَا شَکَّ فِیهِ (3)وَ یَتْرُکُ هَذَا الْخَلْقَ کُلَّهُمْ فِی حَیْرَتِهِمْ وَ شَکِّهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ لَا یُقِیمُ لَهُمْ إِمَاماً یَرُدُّونَ إِلَیْهِمْ شَکَّهُمْ وَ حَیْرَتَهُمْ وَ یُقِیمُ لَکَ إِمَاماً لِجَوَارِحِکَ تَرُدُّ إِلَیْهِ حَیْرَتَکَ وَ شَکَّکَ قَالَ فَسَکَتَ وَ لَمْ یَقُلْ شَیْئاً قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ أَنْتَ هِشَامٌ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ لِی أَ جَالَسْتَهُ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ فَمِنْ أَیْنَ أَنْتَ قُلْتُ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ قَالَ فَأَنْتَ إِذاً هُوَ قَالَ ثُمَّ ضَمَّنِی إِلَیْهِ وَ أَقْعَدَنِی فِی مَجْلِسِهِ وَ مَا نَطَقَ حَتَّی قُمْتُ فَضَحِکَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ثُمَّ قَالَ یَا هِشَامُ مَنْ عَلَّمَکَ هَذَا قَالَ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ جَرَی عَلَی لِسَانِی قَالَ یَا هِشَامُ هَذَا وَ اللَّهِ مَکْتُوبٌ فِی صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی (4).کش، رجال الکشی محمد بن مسعود عن محمد بن أحمد بن یحیی عن أبی إسحاق عن محمد بن یزید القمی عن محمد بن حماد عن الحسن بن إبراهیم عن یونس مثله (5)
1) فتقر به خ فتستیقن خ. اقول، فی الاکمال: فیقر به الیقین و فی العلل:
2) لم تستیقن خ: اقول: فی الاکمال و العلل و الاحتجاج و الکشّیّ: لم یستیقن و فی الأمالی: لم یستقم.
3) فی الأمالی: و ییقن ما شک فیه و فی رجال الکشّیّ: و تیقن ما شکت فیه و فی الاکمال و الاحتجاج: و ینفی ما شکت فیه و فی العلل: و ینفی ما شککت فیه.
4) اکمال الدین: 120، علل الشرائع، 75 و 76، أمالی الصدوق: 351 و 352 و فی المصادر اختلافات لفظیة راجعها.
5) رجال الکشّیّ: 175- 177 فیه: محمّد بن مسعود قال: حدّثنی علیّ بن محمّد بن یزید الفیروزانی القمّیّ قال: حدّثنی محمّد بن أحمد بن یحیی عن أبی إسحاق قال: حدّثنی محمّد ابن حماد عن الحسن بن إبراهیم قال، حدّثنی یونس بن عبد الرحمن عن یونس بن یعقوب.
ج، الإحتجاج عن یونس مثله (1).
**[ترجمه]کمال الدین و علل الشرائع و امالی صدوق: یونس بن یعقوب گفت: گروهی از اصحاب حضرت صادق علیه السّلام خدمت آن جناب بودند که هشام بن حکم، حمران بن اعین، مؤمن طاق، هشام ابن سالم و طیار از آن جمله به شمار میآمدند و هشام بن حکم هنوز جوانی بود.
حضرت صادق علیه السّلام به او فرمود: ای هشام! او پاسخ داد: بله یابن رسول الله! امام فرمود: جریان مناظره خود را با عمرو بن عبید برایم نقل نمیکنی که چگونه او را مجاب کردی؟! عرض کرد: فدایت شوم! من از شما خجالت میکشم و در مقابل شما نمیتوانم زبان درازی کنم. عظمت مقام شما مانع از سخن گفتن من است. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه دستوری به شما میدهیم در انجام آن تأخیر روا ندارید.
هشام گفت: شنیدم که عمرو بن عبید در مسجد بصره مینشیند و مردم را گرد خود جمع میکند و آنها را گمراه مینماید. خیلی بر من دشوار آمد و بالاخره به جانب بصره رهسپار شدم و روز جمعهای بود که وارد بصره شدم و به مسجد رفتم. گروه زیادی در مسجد اجتماع داشتند. عمرو بن عبید که پارچهای پشمین و سیاه رنگ بر کمر بسته بود و یک پارچه نیز بر شانه داشت، در میان جمع نشسته بود و مردم از او سؤال میکردند. من جمعیت را گشودم، پیش رفتم و دو زانو در یک کنار نشستم و به عمرو بن عبید گفتم: آقای دانشمند! من مردی غریبم. اجازه میفرمایی یک سؤال از تو بکنم: گفت: بگو.
گفتم: تو چشم داری؟ عمرو بن عبید گفت: این چه سؤالی است؟ گفتم: سؤالهای من همین طوری است. عمرو گفت: بپرس، گرچه سؤالی احمقانه باشد. گفتم: جواب مرا بده. گفت: سؤال کن. پرسیدم: چشم داری؟ گفت:آری. گفتم: با چشم چه میبینی؟ گفت: رنگها و اشخاص را. پرسیدم: بینی داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: بویها را با آن استشمام میکنم. پرسیدم: دهان داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: طعم و مزه اشیاء را میچشم.
پرسیدم: زبان داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: سخن میگویم. پرسیدم: گوش داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: صداها را میشنوم. پرسیدم: آیا دست داری؟ گفت: آری. گفتم: با دستهایت چه میکنی؟ گفت: اشیاء را میگیرم و خشونت و زبری آنها را تشخیص میدهم. پرسیدم: تو پا هم داری؟ گفت: آری. گفتم: با دو پایت چه میکنی؟ گفت: به وسیله آنها از این مکان به مکان دیگر میروم. پرسیدم: قلب داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: هر چه بر این اعضا و جوارح و حواس وارد میشود، به وسیله آن تشخیص میدهم. پرسیدم: مگر این اعضا و جوارح و حواس نمیتوانند تو را از مخ و مغز بینیاز کنند؟ گفت: نه. گفتم: چرا؟ با اینکه همه صحیح و سالم هستند.
گفت: فرزندم! حواس و جوارح هر گاه در مورد چیزی تردید داشته باشند، آن را میبویند یا میبینند یا میچشند یا میشنوند یا لمس میکنند، آنگاه به مغز میدهند. مغز یقین را به وجود میآورد و شک را از میان بر میدارد. پرسیدم: پس خداوند قلب را برای رفع تردید و شک جوارح قرار داده است؟ گفت: آری. گفتم: پس اگر مغز نباشد، کار حواس و جوارح کامل نمیشود. گفت: صحیح است. گفتم:
پس معلوم میشود که خداوند عزیز، اعضا و حواس تو را وانگذاشته و برای آنها راهنمایی قرار داده که مطالب را تصحیح کند و یقین را به وجود آورد و تردید را از میان ببرد. اما به عقیده تو این مردم را در سرگردانی و شک و اختلاف واگذاشته و امام و پیشوایی قرار نداده که رفع تردید و اختلاف از آنها بنماید. اما برای اعضا و جوارح تو راهنما قرار داده که رفع شک و تردید کند؟
عمرو سکوت کرد و هیچ نگفت. آنگاه رو به جانب هشام کرد و گفت: تو هشام هستی؟ گفتم: نه. پرسید: با او نشستهای و مصاحبت داشتهای؟ گفتم: نه. گفت: پس تو اهل کجایی؟ پاسخ دادم: از اهالی کوفه هستم. گفت: تو همان هشام هستی! در این موقع مرا پیش برد و در جای خود نشاند و تا وقتی من آنجا نشسته بودم، سخن نگفت.
حضرت صادق علیه السّلام از شنیدن جریان خندید و فرمود: چه کسی این مطالب را به تو آموخت؟ عرض کردم: پسر رسول خدا بر زبانم جاری کرد. فرمود: هشام! به خدا قسم این مطالب در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است. - . کمال الدین: 120، علل الشرائع: 75 - 76، -
رجال کشی و احتجاج طبرسی: این روایت از دو طریق دیگر در این کتابها آمده است. - . رجال کشی: 175- 177، احتجاج طبرسی: 200 -
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَوَرَدَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ الشَّامِ (2)فَقَالَ إِنِّی صَاحِبُ کَلَامٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَلَامُکَ هَذَا مِنْ کَلَامِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْ مِنْ عِنْدِکَ فَقَالَ مِنْ کَلَامِ رَسُولِ اللَّهِ بَعْضُهُ وَ مِنْ عِنْدِی بَعْضُهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأَنْتَ إِذاً شَرِیکُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ لَا قَالَ فَسَمِعْتَ الْوَحْیَ عَنِ اللَّهِ (3)قَالَ لَا قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُکَ کَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ لَا قَالَ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ یَا یُونُسُ هَذَا خَصَمَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ یَتَکَلَّمَ ثُمَّ قَالَ یَا یُونُسُ لَوْ کُنْتَ تُحْسِنُ الْکَلَامَ کَلَّمْتَهُ قَالَ یُونُسُ فَیَا لَهَا مِنْ حَسْرَةٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ سَمِعْتُکَ تَنْهَی عَنِ الْکَلَامِ وَ تَقُولُ وَیْلٌ لِأَصْحَابِ الْکَلَامِ یَقُولُونَ هَذَا یَنْقَادُ وَ هَذَا لَا یَنْقَادُ وَ هَذَا یَنْسَاقُ وَ هَذَا لَا یَنْسَاقُ (4)وَ هَذَا نَعْقِلُهُ وَ هَذَا لَا نَعْقِلُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّمَا قُلْتُ وَیْلٌ لِقَوْمٍ تَرَکُوا قَوْلِی بِالْکَلَامِ (5)وَ ذَهَبُوا إِلَی مَا یُرِیدُونَ بِهِ ثُمَّ قَالَ اخْرُجْ إِلَی الْبَابِ مَنْ تَرَی (6)مِنَ الْمُتَکَلِّمِینَ فَأَدْخِلْهُ قَالَ فَخَرَجْتُ فَوَجَدْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْیَنَ (7)وَ کَانَ یُحْسِنُ الْکَلَامَ وَ مُحَمَّدَ بْنَ النُّعْمَانِ
1) احتجاج الطبرسیّ: 200.
2) فی المصدر و الکافی: من أهل الشام.
3) فی الکافی: عن اللّه عزّ و جلّ یخبرک.
4) فی هامش النسخة المطبوع: ای هذا یؤدی إلی المطلوب و هذا لا یؤدی، أو هذا ینساق إلی نهج الاصطلاح و هذا لا ینساق.
5) فی هامش النسخة المطبوع، فیه دلالة علی ان علم الکلام حقّ لکن لا بد من سماعه من المعصوم.
6) فی نسخة: فانظر من تری و فی المصدر: فمن تری.
7) هو حمران بن أعین الشیبانی کوفیّ تابعی أخو زرارة، کان من أکبر مشایخ الشیعة المفضلین الذین لا یشک فیهم، احد حملة القرآن، و کان عالما بالنحو و اللغة، یروی عن الامامین الباقر و الصادق علیهما السلام.
الْأَحْوَلَ (1)فَکَانَ مُتَکَلِّماً (2)وَ هِشَامَ بْنَ (3)سَالِمٍ وَ قَیْسَ (4)الْمَاصِرِ وَ کَانَا مُتَکَلِّمَیْنِ وَ کَانَ قَیْسٌ عِنْدِی أَحْسَنَهُمْ کَلَاماً وَ کَانَ قَدْ تَعَلَّمَ الْکَلَامَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام فَأَدْخَلْتُهُمْ عَلَیْهِ فَلَمَّا اسْتَقَرَّ بِنَا الْمَجْلِسُ وَ کُنَّا فِی خَیْمَةٍ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی طَرَفِ جَبَلٍ فِی طَرِیقِ الْحَرَمِ وَ ذَلِکَ قَبْلَ الْحَجِّ بِأَیَّامٍ أَخْرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَأْسَهُ مِنَ الْخَیْمَةِ فَإِذَا هُوَ بِبَعِیرٍ یَخُبُّ قَالَ (5)هِشَامٌ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ قَالَ وَ کُنَّا ظَنَنَّا (6)أَنَّ هِشَاماً رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ عَقِیلٍ کَانَ شَدِیدَ الْمَحَبَّةِ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَإِذَا هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ (7)قَدْ
1) هو محمّد بن علیّ بن النعمان أبو جعفر الاحول کوفیّ صرفی یلقب عندنا مؤمن الطاق، و العامّة یلقبونه الشیطان الطاق، کان متکلما حاذقا حاضر الجواب من أصحاب الامامین الصادق و الکاظم علیهما السلام و صنف کتبا کثیرة و له حکایات مشهورة مع أبی حنیفة.
2) فی المصدر: و کان متکلما.
3) هو هشام بن سالم الجوالیقیّ الجعفی مولی بشر بن مروان من ثقات أصحاب الامامین الصادق و الکاظم علیهما السلام و متکلمیهم.
4) لیس له ذکر فی کتب التراجم، و یظهر من الحدیث انه کان من مهرة علم الکلام و حذاق المتکلّمین، و کان تعلم من الإمام السجّاد علیه السلام.
5) أی قال أبو عبد اللّه علیه السلام هذا هشام.
6) فی نسخة: و کنا قلنا ان و فی الکافی، قال: و ظننا ان هشاما.
7) هو أبو محمّد هشام البغدادیّ الکندی المتکلم المعروف الشیعی کان ینزل بنی شیبان بالکوفة و انتقل الی بغداد سنة 199، و یقال: مات فی هذه السنة أیضا ترجمه أصحاب التراجم فی کتبهم، قال ابن الندیم فی الفهرست: 6: هو من جلة أصحاب أبی عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق علیه السلام. و هو من متکلمی الشیعة الإمامیّة و بطائنهم و ممن دعا له الصادق علیه السلام فقال: اقول لک ما قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: لا تزال مؤیدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک و هو الذی فتق فی الإمامة، و هذب المذهب، و سهل طریق الحجاج فیه، و کان حاذقا بصناعة الکلام، حاضر الجواب، و کان اولا من أصحاب الجهم بن صفوان ثمّ انتقل الی القول بالامامة بالدلائل و النظر، و کان منقطعا الی البرامکة ملازما لیحیی بن خالد، و القیم بمجالس کلامه و نظره ثمّ تبع الصادق علیه السلام فانقطع إلیه، و توفی بعد نکبة البرامکة بمدة یسیرة، و قیل- بل فی خلافة المأمون، و کان هشام، یقول: ما رأیت مثل مخالفینا عمدوا الی من ولاه اللّه من سمائه فعزلوه، و الی من عزله مر سمائه فولوه، و یذکر قصة مبلغ سورة براءة و مرد أبی بکر و ایراد علیّ علیه السلام بعد نزول جبرئیل علیه السلام قائلا لرسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله عن اللّه تعالی: انه لا یؤدیها عنک الا انت او رجل منک فرد أبا بکر و انفذ علیّا علیه السلام، و ترجمه فی ص 250، أیضا و اطراه و ذکر من کتبه عدة کثیرة، و قد نسب مخالفونا إلیه أمورا شنیعة هو عنها بریء، و لعلها کانت ممّا اعتقد بها قبل رجوعه الی الصادق علیه السلام کما یشیر إلیه بعض الأحادیث و وثقوه علماؤنا الإمامیّة و أطرءوه بمدائح جلیلة.
وَرَدَ وَ هُوَ أَوَّلَ مَا اخْتَطَّتْ (1)لِحْیَتُهُ وَ لَیْسَ فِینَا إِلَّا مَنْ هُوَ أَکْبَرُ سِنّاً مِنْهُ قَالَ فَوَسَّعَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَالَ لَهُ نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ ثُمَّ قَالَ لِحُمْرَانَ کَلِّمِ الرَّجُلَ یَعْنِی الشَّامِیَّ فَکَلَّمَهُ حُمْرَانُ وَ ظَهَرَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا طَاقِیُّ کَلِّمْهُ فَکَلَّمَهُ فَظَهَرَ عَلَیْهِ یَعْنِی بِالطَّاقِیِّ مُحَمَّدَ بْنَ النُّعْمَانِ (2)ثُمَّ قَالَ لِهِشَامِ بْنِ سَالِمٍ فَکَلِّمْهُ فَتَعَارَفَا ثُمَّ قَالَ لِقَیْسِ الْمَاصِرِ کَلِّمْهُ فَکَلَّمَهُ فَأَقْبَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبَسَّمَ (3)مِنْ کَلَامِهِمَا وَ قَدِ اسْتَخْذَلَ الشَّامِیُّ فِی یَدِهِ ثُمَّ قَالَ لِلشَّامِیِّ کَلِّمْ هَذَا الْغُلَامَ یَعْنِی هِشَامَ بْنَ الْحَکَمِ فَقَالَ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ الشَّامِیُّ لِهِشَامٍ یَا غُلَامُ سَلْنِی فِی إِمَامَةِ هَذَا یَعْنِی أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَغَضِبَ هِشَامٌ حَتَّی ارْتَعَدَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی یَا هَذَا أَ رَبُّکَ أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ أَمْ خَلْقُهُ لِأَنْفُسِهِمْ فَقَالَ الشَّامِیُّ بَلْ رَبِّی أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ قَالَ فَفَعَلَ بِنَظَرِهِ لَهُمْ فِی دِینِهِمْ مَا ذَا قَالَ کَلَّفَهُمْ وَ أَقَامَ لَهُمْ حُجَّةً وَ دَلِیلًا عَلَی مَا کَلَّفَهُمْ (4)وَ أَزَاحَ فِی ذَلِکَ عِلَلَهُمْ فَقَالَ لَهُ هِشَامٌ فَمَا هَذَا الدَّلِیلُ الَّذِی نَصَبَهُ لَهُمْ قَالَ الشَّامِیُّ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ هِشَامٌ فَبَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ قَالَ الْکِتَابُ وَ السُّنَّةُ فَقَالَ
1) اختط الغلام: إذا نبت لحیته.
2) فی الاحتجاج: فکلمه فظهر علیه محمّد بن نعمان، و فی الکافی، فظهر علیه الاحول.
3) فی الاحتجاج و نسخة من الکتاب: یتبسم و فی الکافی: یضحک من کلامهما ممّا قد اصاب الشامیّ، فقال للشامی.
4) فی الاحتجاج: علی ما کلفهم به و فی الکافی: (قال: اقام لهم حجة و دلیلا کیلا یتشتتوا او یختلفوا، یتألفهم، و یقیم أودهم و یخبرهم بفرض ربهم، قال: فمن هو؟) قوله: ازاح عللهم أی ازالها.
هِشَامٌ فَهَلْ نَفَعَنَا الْیَوْمَ الْکِتَابُ وَ السُّنَّةُ فِیمَا اخْتَلَفْنَا فِیهِ حَتَّی رَفَعَ عَنَّا الِاخْتِلَافَ وَ مَکَّنَنَا مِنَ الِاتِّفَاقِ فَقَالَ الشَّامِیُّ نَعَمْ قَالَ هِشَامٌ فَلِمَ اخْتَلَفْنَا نَحْنُ وَ أَنْتَ جِئْتَنَا مِنَ الشَّامِ فَخَالَفْتَنَا (1)وَ تَزْعُمُ أَنَّ الرَّأْیَ طَرِیقُ الدِّینِ وَ أَنْتَ مُقِرٌّ بِأَنَّ الرَّأْیَ لَا یَجْمَعُ عَلَی الْقَوْلِ الْوَاحِدِ الْمُخْتَلِفَیْنِ فَسَکَتَ الشَّامِیُّ کَالْمُفَکِّرِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا لَکَ لَا تَتَکَلَّمُ قَالَ إِنْ قُلْتُ إِنَّا مَا اخْتَلَفْنَا کَابَرْتُ وَ إِنْ قُلْتُ إِنَّ الْکِتَابَ وَ السُّنَّةَ یَرْفَعَانِ عَنَّا الِاخْتِلَافَ أَبْطَلْتُ لِأَنَّهُمَا یَحْتَمِلَانِ الْوُجُوهَ وَ إِنْ (2)قُلْتُ قَدِ اخْتَلَفْنَا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا یَدَّعِی الْحَقَّ فَلَمْ یَنْفَعْنَا إِذاً الْکِتَابُ وَ السُّنَّةُ وَ لَکِنْ لِی عَلَیْهِ مِثْلُ ذَلِکَ (3)فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام سَلْهُ تَجِدْهُ مَلِیّاً فَقَالَ الشَّامِیُّ لِهِشَامٍ مَنْ أَنْظَرُ لِلْخَلْقِ رَبُّهُمْ أَمْ أَنْفُسُهُمْ فَقَالَ بَلْ رَبُّهُمْ أَنْظَرُ لَهُمْ فَقَالَ الشَّامِیُّ فَهَلْ أَقَامَ لَهُمْ مَنْ یَجْمَعُ کَلِمَتَهُمْ (4)وَ یَرْفَعُ اخْتِلَافَهُمْ وَ یُبَیِّنُ لَهُمْ حَقَّهُمْ مِنْ بَاطِلِهِمْ فَقَالَ هِشَامٌ نَعَمْ قَالَ الشَّامِیُّ مَنْ هُوَ قَالَ هِشَامٌ أَمَّا فِی ابْتِدَاءِ الشَّرِیعَةِ فَرَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَمَّا بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَغَیْرُهُ قَالَ الشَّامِیُّ مَنْ هُوَ غَیْرُ (5)النَّبِیِّ الْقَائِمُ مَقَامَهُ فِی حُجَّتِهِ قَالَ هِشَامٌ فِی وَقْتِنَا هَذَا أَمْ قَبْلَهُ قَالَ الشَّامِیُّ بَلْ فِی وَقْتِنَا هَذَا قَالَ هِشَامٌ (6)هَذَا الْجَالِسُ یَعْنِی أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الَّذِی نَشُدُّ (7)إِلَیْهِ الرِّحَالَ وَ یُخْبِرُنَا بِأَخْبَارِ السَّمَاءِ (8)وِرَاثَةً عَنْ أَبٍ عَنْ جَدٍّ قَالَ الشَّامِیُّ وَ کَیْفَ لِی بِعِلْمِ
1) فی النسخة المخطوطة و الاحتجاج: تخالفنا.
2) النسخة المخطوطة و الاحتجاج خالیان من قوله: و إن قلت الی قوله: و لکن.
3) فی الکافی: الا ان لی علیه هذه الحجة.
4) فی الکافی: من یجمع لهم کلمتهم و یقیم أودهم و یخبرهم بحقهم من باطلهم؟ فقال هشام: فی وقت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله او الساعة قال الشامیّ: فی وقت رسول اللّه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله، و الساعة من؟ فقال هشام: هذا القاعد الذی تشد إلیه الرجال.
5) فی الاحتجاج: و اما بعد النبیّ فعترته، قال الشامیّ: من هو عترة النبیّ.
6) فی النسخة المطبوعة: خبر هذا.
7) فی الاحتجاج و الکافی: (تشد) اقول: هذا کنایة عن کثرة من یفد إلیه من الآفاق لتعلم الاحکام و کسب الحقائق و العلوم.
8) فی الکافی: باخبار السماء و الأرض.
ذَلِکَ فَقَالَ هِشَامٌ سَلْهُ عَمَّا بَدَا لَکَ قَالَ (1)قَطَعْتَ عُذْرِی فَعَلَیَّ السُّؤَالُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَا أَکْفِیکَ الْمَسْأَلَةَ یَا شَامِیُّ أُخْبِرُکَ عَنْ (2)مَسِیرِکَ وَ سَفَرِکَ خَرَجْتَ یَوْمَ کَذَا وَ کَانَ طَرِیقُکَ کَذَا وَ مَرَرْتَ عَلَی کَذَا وَ مَرَّ بِکَ کَذَا فَأَقْبَلَ الشَّامِیُّ کُلَّمَا وَصَفَ لَهُ شَیْئاً مِنْ أَمْرِهِ یَقُولُ صَدَقْتَ وَ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ الشَّامِیُّ أَسْلَمْتُ لِلَّهِ السَّاعَةَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ بَلْ آمَنْتَ بِاللَّهِ السَّاعَةَ إِنَّ الْإِسْلَامَ قَبْلَ الْإِیمَانِ وَ عَلَیْهِ یَتَوَارَثُونَ وَ یَتَنَاکَحُونَ وَ الْإِیمَانُ عَلَیْهِ یُثَابُونَ قَالَ الشَّامِیُّ صَدَقْتَ فَأَنَا السَّاعَةَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّکَ وَصِیُّ الْأَنْبِیَاءِ (3)قَالَ فَأَقْبَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَلَی حُمْرَانَ فَقَالَ یَا حُمْرَانُ تُجْرِی الْکَلَامَ عَلَی الْأَثَرِ فَتُصِیبُ وَ الْتَفَتَ إِلَی هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ فَقَالَ تُرِیدُ الْأَثَرَ وَ لَا تَعْرِفُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی الْأَحْوَلِ فَقَالَ قَیَّاسٌ رَوَّاغٌ (4)تَکْسِرُ بَاطِلًا بِبَاطِلٍ إِلَّا أَنَّ بَاطِلَکَ أَظْهَرُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی قَیْسٍ الْمَاصِرِ فَقَالَ تَتَکَلَّمُ وَ أَقْرَبُ مَا تَکُونُ مِنَ الْخَبَرِ عَنِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله أَبْعَدُ مَا تَکُونُ مِنْهُ تَمْزُجُ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَ قَلِیلُ الْحَقِّ یَکْفِی عَنْ کَثِیرِ الْبَاطِلِ أَنْتَ وَ الْأَحْوَلُ قَفَّازَانِ حَاذِقَانِ قَالَ یُونُسُ بْنُ یَعْقُوبَ فَظَنَنْتُ وَ اللَّهِ أَنَّهُ علیه السلام یَقُولُ لِهِشَامٍ قَرِیباً مِمَّا قَالَ لَهُمَا فَقَالَ علیه السلام یَا هِشَامُ لَا تَکَادُ تَقَعُ تَلْوِی رِجْلَیْکَ إِذَا هَمَمْتَ بِالْأَرْضِ طِرْتَ مِثْلُکَ فَلْیُکَلِّمِ النَّاسَ اتَّقِ الزَّلَّةَ وَ الشَّفَاعَةُ مِنْ وَرَائِکَ (5).
**[ترجمه]احتجاج: یونس بن یعقوب گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم که مردی از شامیان وارد شد و گفت: من مردی صاحب سخن و دارای علم فقه و فرایض دینی هستم و برای مناظره با شاگردان شما آمدهام. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: گفتار تو از سخنان پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله است یا از خودت؟ گفت مقداری از پیامبر و مقداری از خودم. فرمود: پس تو شریک پیامبری؟
شامی گفت: نه. فرمود: به تو از جانب خدا وحی شده!؟ گفت: نه. فرمود: اطاعت تو لازم است، همان طور که اطاعت از پیامبر اکرم واجب شده؟ گفت: نه.
در این موقع حضرت صادق علیه السّلام روی به جانب من کرد و فرمود: یونس! این مرد قبل از مناظره کردن خود را مجاب ساخت و ادعای خویش را باطل کرد. اگر تو اهل کلام و مناظره بودی با او به بحث میپرداختی؟ عرض کردم: افسوس که من وارد نیستم. اما فدایتان شوم! از شما شنیدهام که از مناظره نهی میکردی و میفرمودی: وای بر اهل کلام! میگویند این مطابق فهم ما است و آن به سلیقه ما صحیح نیست؛ این جور در میآید و آن دیگری ناجور است؛ این را عقل ما میپذیرد و آن دیگری را نمیپذیرد. امام صادق علیه السّلام فرمود: من گفتم وای بر اهل کلام که سخن مرا واگذارند - . در حاشیه نسخه چاپی آمده است: این عبارت دلالت دارد بر اینکه علم کلام امری است که به ناچار باید از امام معصوم شنیده شود. - و به استدلال خود متکی شوند. اکنون برو بیرون ببین اگر از متکلمین کسی را میبینی بگو بیاید.
یونس گفت: خارج شدم و حمران بن اعین - . حمران بن أعین شیبانی اهل کوفه و از تابعین برادر زراره است. از بزرگان مشایخ شیعه که هیچ تردیدی در علم ایشان نیست و یکی از حاملان قرآن و عالم به نحو و لغت است که از امامان باقر و صادق علیهما السّلام حدیث نقل کرده است. - که مردی متکلم بود و محمّد بن نعمان احول - . محمد بن علی بن نعمان احول کوفی صیرفی، شیعه او را مؤمن طاق و عامه شیطان طاق لقب دادهاند. کلامی حاذق حاضر جوابی بود از اصحاب امامان صادق و کاظم علیهما السلام که کتابهای فراوانی نوشته است. وی حکایات مشهوری با ابوحنیفه دارد. - که او نیز در کلام مهارت داشت و هشام بن سالم - . هشام بن سالم جوالیقی جعفی از متکلمین و موثقین اصحاب امامان صادق و کاظم علیهما السّلام. - و قیس ماصر - . در کتب تراجم ذکری از وی نشده است. - که هر دو از متکلمین به شمار میآمدند را یافتم. به نظر من قیس ماصر از همه آنها در کلام قدرت بیشتری داشت. او علم مناظره را از علی بن الحسین زین العابدین علیه السّلام آموخته بود. همگی آنها را خدمت حضرت صادق علیه السّلام آوردم. آن جناب داخل خیمهای قرار داشت در دامنه کوه در کناره راه حرم و کعبه و هنوز چند روز به ایام حج باقی بود.
در این موقع که همه میان خیمه نشسته بودند، حضرت صادق علیه السّلام (مثل کسی که انتظار شخصی را داشته باشد) دامن خیمه را کنار زده و دامنه افق را تماشا کرد. شتر سواری از دور میآمد. یک مرتبه امام صادق علیه السّلام فرمود: به خدای کعبه قسم هشام میآید!
ما خیال کردیم آن هشامی است که از اولاد عقیل است و خیلی به حضرت علاقه دارد، اما بعد معلوم شد که هشام بن حکم - . ابن ندیم در فهرست: 6 میگوید: او از اجلای اصحاب امام صادق علیه السلام بود. وی از متکلمان امامیه و از کسانی بود که حضرت برایشان دعا کردند. - است. هشام جوانی بود که هنوز موی بر صورتش نروییده و از همه کوچکتر بود. تا وارد شد حضرت صادق علیه السّلام برایش جایی گشود و فرمود: یار و ناصر ما با قلب و دست و زبان آمد. در این موقع رو به حمران کرد و فرمود: با این مرد مناظره کن. حمران بر او پیروز شد. امام به محمّد بن نعمان رو کرد و فرمود: طاقی! تو با او بحث کن. محمّد بن نعمان نیز پیروز شد.
آنگاه رو به هشام بن سالم کرد و فرمود: با این مرد مناظره کن! آن دو به بحث پرداختند، تا هر دو حریف یکدیگر را شناختند. بعد به قیس ماصر فرمود: تو صحبت کن! قیس شروع به مناظره کرد. حضرت صادق علیه السّلام از سخنان و جواب و سؤال آن دو لبخند میزد و مرد شامی خوار و ذلیل در دست قیس قرار داشت. در این موقع حضرت رو به شامی کرد و فرمود: با این پسرک صحبت کن! (هشام بن حکم) شامی قبول کرد و به هشام گفت: در مورد امامت این شخص (امام صادق علیه السّلام) از من چیزی سؤال کن.
هشام از سخن مرد شامی چنان خشمگین شد که رگهای گردنش برآمد (چون او با تحقیر اشاره به امام علیه السّلام کرد). پس متوجه مرد شامی شد و گفت: بگو ببینم، خداوند بهتر صلاح مردم را میداند یا خود مردم؟ شامی جواب داد: خدا بهتر صلاح مردم را میداند. هشام گفت: خداوند به صلاحدید خود برای مردم در مورد دین چه انجام داده است؟ گفت: آنها را مکلف به دستوراتی نموده و برای ایشان دلیل و راهنمایی قرار داده تا حجت بر آنها تمام شود و ایراد و اشکالی نداشته باشند. هشام پرسید: به عقیده تو آن دلیل و راهنما کیست؟ شامی پاسخ داد: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله. پرسید: بعد از حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله چه کسی راهنما است؟ گفت: کتاب خدا و سنت. پرسید: آیا کتاب و سنت در مورد اختلافات ما کاری میتواند انجام دهند و رفع اختلاف نمایند و ما را متفق گردانند؟ شامی گفت:
آری. هشام پرسید: پس چرا من و تو با هم اختلاف داریم؟ تو از شام به اینجا آمدهای و با ما در عقیده اظهار مخالفت میکنی و عقیدهات این است که راه شناخت دین، رأی و نظر است، با اینکه خود میدانی دو نظر مختلف نمیتواند یکی باشد.
مرد شامی ساکت شد و شروع به فکر کرد. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: چرا حرف نمیزنی؟ شامی پاسخ داد: اگر بگویم ما باهم اختلاف نداریم ادعای بیجا کردهام و اگر مدعی شوم که کتاب و سنت رفع اختلاف از ما میکنند، باز هم سخن بیهودهای گفتهام، زیرا کتاب و سنت میتوانند چند احتمال داشته باشند. اگر بگویم ما اختلاف داریم و هر یک از ما دو نفر ادعای واقعیت میکنیم، آشکارا میبینم که کتاب و سنت نمیتواند رفع اختلاف از ما بنماید، اما من همین سؤال را از او میکنم.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: بپرس او را مردی وارد و پرمایه خواهی یافت. شامی گفت: چه کسی صلاح مردم را بهتر میداند، خدا یا خود مردم؟ هشام جواب داد: حتما خدا. شامی پرسید: آیا خداوند صلاحی دیده است که موجب رفع اختلاف شود و حق را از باطل تشخیص دهند؟ هشام گفت: آری. شامی پرسید: آن شخص کیست؟ هشام گفت: در ابتدای اسلام پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله پس از پیامبر دیگری است. پرسید: آن دیگر کیست که جانشین او است در حجت بودن؟ هشام گفت: منظورت در این زمان است یا قبل از این زمان؟ گفت: منظورم هم اکنون و زمان خودمان است.
هشام به طرف حضرت صادق علیه السّلام اشاره کرد و گفت: این آقا که نشسته است، کسی است که بارهای گران از هر طرف بر در خانهاش (برای کسب فیض) فرود میآید و به وراثت از آباء و اجداد خود، ما را از وقایع آسمان مطلع میکند. شامی پرسید: من از کجا بدانم که ادعای تو صحیح است؟ هشام پاسخ داد: هر چه میل داری از او بپرس. شامی گفت: بهانه مرا قطع کردی. اینک مجبورم من سؤال کنم و آزمایش نمایم.
در این موقع حضرت صادق علیه السّلام رو به مرد شامی کرد و فرمود: من تو را از پیدا کردن سؤال بینیاز میکنم و از سیر و سفرت اطلاع میدهم. فلان روز حرکت کردی و از فلان راه آمدی و از فلان جا گذشتی و فلانی با تو برخورد کرد.
شامی پس از شنیدن سخنان امام علیه السّلام گفت: به خدا همین طور است. آنگاه ناگهان گفت: اکنون اسلام آوردم! حضرت صادق علیه السّلام فرمود: نه، حالا تو ایمان آوردی، چون اسلام جلوتر از ایمان است. به وسیله اسلام با یکدیگر ازدواج میکنند و از هم ارث میبرند، اما با ایمان به درجات عالی بهشت و ثواب نائل میشوند.
شامی گفت: صحیح میفرمایید. اکنون من به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله گواهی میدهم و گواهم بر اینکه شما وصی انبیاء و اوصیاء هستی. حضرت صادق علیه السّلام رو به جانب حمران کرد و فرمود: تو سخن بر طریق صحیح و راهی که باید مخالف را رد کرد میکنی و به هدف هم میرسی.
حضرت به هشام بن سالم فرمود: تو در جستجوی راه و طریق هستی، اما آن را تشخیص نمیدهی. آنگاه رو به جانب احول کرد و فرمود: قیاس پرداز حیلهگری هستی و با مطلب باطلی، ادعای باطلی را درهم میشکنی، جز اینکه باطل تو قویتر است. سپس به قیس ماصر فرمود: سخن میگویی، ولی سخنان پیامبر را از مسیر صحیحش دور میکنی. حق و باطل را به هم میآمیزی، اما مختصری از حق ما را بینیاز میکند از باطل زیاد. تو و محمّد بن احول از آن استادان حیلهبازید!
یونس گفت: من با خود خیال کردم حالا به هشام نیز سخنی شبیه آنچه به آن دو فرمود میفرماید. امام صادق علیه السّلام رو به هشام بن حکم کرد و فرمود: هشام! گاهی نزدیک میشود زمین بخوری، اما پاها را به هم میچسبانی و یک فشار میدهی و پرواز میکنی. باید مانند تو با مردم به بحث و مناظره پرداخت. از لغزش بپرهیز که شفاعت از پی آن نصیب تو خواهد شد. - . احتجاج طبرسی: 198 - 200 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام فأنت إذا شریک رسول الله صلی الله علیه و آله یدل علی بطلان الکلام الذی لم یؤخذ من الکتاب و السنة و قیل لما کانت مناظرته فی الإمامة و المناط فیها قول الشارع قال له ذلک لأنه إذا بنی أمرا لا بد فیه من الرجوع إلی الشارع علی قول الرسول و قوله معاّ یلزمه الشرکة معه صلی الله علیه و آله فی الرسالة فلما نفی
الشرکة قال علیه السلام فسمعت الوحی عن الله أی المبیّن لأصول الدین عموما أو خصوص الإمامة إعلام الله بها إما بوساطة الرسول أو بالوحی بلا واسطة و ما بواسطة الرسول فهو من کلامه صلی الله علیه و آله لا من عندک فتعین علیک فی قولک من عندی أحد الأمرین إما الوحی إلیک بسماعک من الله بلا واسطة أو وجوب طاعتک کوجوب طاعة رسول الله صلی الله علیه و آله فلما نفاهما بقوله لا فی کلیهما لزمه نفی ما قاله و من عندی و لذا قال علیه السلام هذا خاصم نفسه و قیل مخاصمة نفسه من جهة أنه اعترف ببطلان ما یقوله من عنده لأن شیئا لا یکون مستندا إلی الوحی و لا إلی الرسول صلی الله علیه و آله و لا یکون قائله فی نفسه واجب الإطاعة لا محالة یکون باطلا.
أقول: و یحتمل أن یکون المراد بالکلام الذی ردّد علیه السلام الحال فیه بین الأمرین الکلام فی فروع الفقه و لا مدخل للعقل فیها و لا بد من استنادها إلی الوحی فمن حکم فیها برأیه یکون شریکا للرسول صلی الله علیه و آله فی تشریع الأحکام و التعمیم أظهر حسن الکلام أی تعلمه قال یونس التفات أو قال ذلک عند الحکایة فیا لها من حسرة النداء للتعجب من حسرة تمیز للضمیر المبهم.
قوله هذا ینقاد یعنی أنهم یزنون ما ورد فی الکتاب و السنة بمیزان عقولهم الواهیة و قواعدهم الکلامیة فیؤمنون ببعض و یکفرون ببعض کما هو دأب الحکماء و أکثر المتکلمین أو الأول إشارة إلی ما یقوله أهل المناظرة فی مجادلاتهم سلمناه لکن لا نسلم ذلک.
و الثانی و هو قوله هذا ینساق إشارة إلی قولهم للخصم أن یقول کذا و لیس للخصم أن یقول کذا.
و
فی الکافی (1)
بعد قوله و لما استقرّ بنا المجلس قوله و کان أبو عبد الله علیه السلام قبل الحج یستقر أیاما فی جبل فی طرف الحرم فی فازة له مضروبة
1) أصول الکافی 1: 174.
قال فأخرج أبو عبد الله علیه السلام رأسه من فازته فإذا هو ببعیر یخبّ.
أقول: الفازة مظلّة بعمودین و الخبّ (1)ضرب من العَدْو تقول خبّ الفرس یخبّ بالضم خَبّاً و خَبَباً إذا راوح بین یدیه و رجلیه و أخبَّه صاحبه ذکرهما الجوهری (2)قوله فتعارفا أی تکلّما بما حصل به التعارف بینهما و عرف کل منهما رتبة الآخر و کلامه بلا غلبة لأحدهما علی الآخر و فی بعض النسخ فتعارقا أی وقعا فی الشدّة و العرق و فی بعضها فتعاوقا أی لم یظهر أحدهما علی الآخر قوله و قد استخذل فی بعض النسخ بالذال أی صار مخذولا مغلوبا لا ینصره أحد و فی بعضها بالزاء من قولهم انخزل فی کلامه أی انقطع.
و
فی الکافی فأقبل أبو عبد الله علیه السلام یضحک من کلامهما مما قد أصاب الشامی.
فیمکن أن یقرأ الشامی بالنصب أی من الذال (3)الذلّ الذی أصابه من المغلوبیة و الخجلة أو بالرفع بأن تکون کلمة ما مصدریة أی من إصابة الشامی و کون کلامه صوابا فالضحک لمغلوبیة قیس.
قوله فغضب إنما غضب لسوء أدب الشامی فی التعبیر عن الإمام علیه السلام و الإشارة إلیه بما یوهم التحقیر و الملیء بالهمزة و قد یخفف فیشدد الیاء الثقة الغنی قوله علی الأثر أی علی حسب ما یقتضیه کلامک السابق فلا یختلف کلامک بل یتعاضد أو علی أثر کلام السائل و وفقه أو علی مقتضی ما روی عن رسول الله صلی الله علیه و آله من الأخبار المأثورة و راغ عن الشیء مال و حاد قوله إن باطلک أظهر أی أغلب علی الخصم أو أبین فی رد کلامه قوله و أقرب ما تکون الظاهر أن أقرب مبتدأ و أبعد خبره و الجملة حال عن فاعل تتکلم أی و الحال أن أقرب حال تکون أنت علیه من الخبر أبعد حال تکون
علیه من الخبر و الظرفان صلتان للقرب و البعد و ما مصدریة أی أقرب أوقات کونک من الخبر أبعدها و یحتمل أن یکون أبعد منصوبا علی الحالیة سادا مسد الخبر کما فی قولهم أخطب ما یکون الأمیر قائما علی اختلافهم فی تقدیر مثله کما هو مذکور فی محله قال الرضی رضی الله عنه فی شرحه علی الکافیة بعد نقل الأقوال فی ذلک و اعلم أنه یجوز رفع الحال الساد مسد الخبر عن أفعل المضاف إلی ما المصدریة الموصولة بکان أو یکون نحو أخطب ما یکون الأمیر قائم هذا عند الأخفش و المبرد و منعه سیبویه و الأولی جوازه لأنک جعلت ذلک الکون أخطب مجازا فجاز جعله قائما أیضا ثم قال و یجوز أن یقدر فی أفعل المذکور زمان مضاف إلی ما یکون لکثرة وقوع ما المصدریة مقام الظرف نحو قولک ما ذر شارق فیکون التقدیر أخطب أوقات ما یکون الأمیر قائم أی أوقات کون الأمیر فیکون قد جعلت الوقت أخطب و قائما کما یقال نهاره صائم و لیله قائم انتهی قوله.
قفّازان بالقاف ثم الفاء ثم الزاء المعجمة من قفز بمعنی وثب و فی بعض النسخ بتقدیم الفاء علی القاف و إعجام (1)الراء من فقزت الخرز ثقبته و الأول أظهر.
قوله علیه السلام تلوی رجلیک یقال لویت الحبل فتلته و لوّی الرجل رأسه أمال و أعرض و لوّت الناقة ذنبها حرکته و المعنی أنک کلما قربت تقع من الطیران علی الأرض تلوی رجلیک کما هو دأب الطیور ثم تطیر و لا تقع و الغرض أنک لا تغلب من خصمک قط و إذا قرب أن یغلب علیک تجد مفرا حسنا فتغلب علیه و الزلة إشارة إلی ما وقع منه فی زمن الکاظم علیه السلام من ترک (2)
التقیة کما سیأتی فی أبواب تاریخه علیه السلام و فی الکافی و الشفاعة من ورائها (1).
و هو أظهر.
**[ترجمه]سخن امام علیه السلام که «تو شریک رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم هستی» دلالت دارد بر بطلان کلام کسی که از قرآن و سنت اخذ نشده است و گفته شده نظر او در امامت و راهکار او در این موضوع قول شارع نمی باشد. سخن شخص آنکه، در هر کاری بنابر سخن پیامبر، به ناچار باید به شارع رجوع کنیم. در حالی که سخن او شریک شدن با پیامبر را به همراه دارد. پس شراکت [در کلام او] نفی نمی شود. حضرت فرمود: شنیدم وحی را از طرف خدا یعنی به واسطه ی اصول دین به صورت عموم و امامتی که خداوند آن را اعلام کرده به طور خصوص روشن و آشکار شده، یا توسط رسول یا وحی بدون واسطه و یا به واسطه ی رسول که همان سخن پیامبر است، نه از طرف تو. پس سخن تو نزد من یکی از اینهاست؛ یا وحی به تو که بدون واسطه شنیده ای یا وجوب اطاعت از تو مثل اطاعت از رسول خدا (ص) که قول او در هر دو صورت نفی می شود، نفی آنچه او گفت و آنچه نزد من است. لذا حضرت فرمود: این مرد با خودش دشمنی می کند، و گفته شده دشمنی او با خودش از آن جهت است که به باطل بودن آنچه می گوید اعتراف دارد زیرا این چیزی نیست که مستند به وحی و پیامبر باشد و گوینده آن نیز فی نفسه واجب الاطاعة نیست پس بدون شک این کلام باطل است.
می گویم: شاید مراد از کلام امام (ع) که آن را مردد بین دو امر کرد، در فروع فقه باشد که عقل در آن دخالتی ندارد و ناگزیر باید مستند به وحی باشد. بنابراین کسی که به نظر خودش در آن حکم کند، شریک برای پیامبر (ص) در تشریع احکام می شود. البته تعمیم [بین فروع و غیر آن] اظهر است. « حسن الکلام» یعنی به او تعلیم داد، یونس گفته: یعنی التفات و توجه دادن یا آنکه در حکایت می آید. «فیا لها من حسرة»، ندا برای تعجب از حسرت می آید که با ضمیر مبهم تمایز و تفاوت پیدا می کند.
سخن او که گفت: «هذا ینقاد» یعنی اینکه ایشان آنچه در قرآن و سنت آمده را با ترازوی عقل های ناقص و قواعد کلامیشان می سنجند و بعضی را می پذیرند و بعض دیگر را نه، همانگونه که شیوه حکما و بیشتر متکلمان بوده است. «هذا ینقاد»، اشاره دارد به آنچه اهل مناظره در مجادلشان می گویند قبول داریم ولی ما قبول نداریم و بخش دوم «هذا ینساق» اشاره دارد به این سخن آنها که به دشمن خود اینچنین بگویند و طرف مقابل نتواند چنین بگوید.
در کافی - . اصول کافی 1 : 174 - بعد از «و لمّا استقرّ بنا المجلس» می گوید: امام صادق (ع) قبل از حج روزهایی در کوهی در سمت حرم زیر سایه بانی که برای ایشان برپا می شد جای می گرفتند. در ادامه گفت: امام صادق (ع) سرش را از سایبان خارج کرد، در این موقع شتری می دوید.
می گویم: «الفازة» سایه بانی است با دو پایه و «الخبّ» - . در نسخه خطی و قاموس: و الخبب. - نوعی از دویدن است. وقتی کسی گفت: خبّ الفرس یخبّ خبّاً یعنی وقتی که اسب روی دست و پایش در جا می زند و صاحبش او را به این کار وا می دارد، این دو را جوهری - . همان: فیروز آبادی هم یادآوری کرده است. - گفته است. سخن او: «فتعارفا» یعنی با هم صحبت کردند، آن طور که نتیجه اش شناخت یکدیگر شد و هرکدام مقام دیگری را شناخت. و در بعضی نسخه ها «فتعارقا» آمده یعنی واقع شدند در شدت و سختی، و در بعضی «تعاوقا» آمده است یعنی هیچ کس بر دیگری پیروز نشد. سخن او: «و قد استخذل» در بعضی نسخه ها با ذال آمده یعنی مغلوب و شکست خورده شد که هیچ کس او را یاری نکرد و در بعضی دیگر با زاء آمده یعنی کلامش بریده و جدا شد.
و در کافی آمده: امام صادق (ع) آمد در حالی که از کلام این دو می خندید از آنچه که بر شامی رسیده بود.
ممکن است شامی به نصب خوانده شود یعنی با خواری - . همچنین در نسخه چاپی آمده و این کلمه از نسخه خطی افتاده است و شاید صحیح «ذلّ» باشد. - که از شکست و خجالت به او رسیده. یا به رفع به این نحو که «ما» مصدری باشد یعنی از آنچه که شامی وارد کرد و این که کلامش نیکو باشد، پس خنده به دلیل شکست قیس است.
«فغضب» همانا غضب به خاطر بی ادبی شامی در تعبیر از امام (ع) و اشاره به او به وسیله ی آنچه که توهم تحقیر را ایجاد کرده است. و «الملی ء» با همزه است و گاهی مخفف می شود پس یاء مشدد است الثقة الغنی. سخن او «علی الأثر» یعنی به حسب آنچه کلام گذشته تو اقتضا می کند پس سخن تو اختلاف ندارد بلکه تأیید هم می کند، و یا به معنی اثر کلام سؤال کننده و موافقت با آن است، و یا بنابر آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از روایات مأثوره وارد شده اقتضا می کند. «راغ عن الشیئ» یعنی طفره رفتن و گریختن. «ان باطلک» به معنی غالب شدن بر خصم یا روشن شدن در ردّ کلامش است. سخن « و أقرب» آن طور که ظاهر است اینکه اقرب مبتدا و ابعد خبرش است، و جمله در مقام حال از فاعل «تتکلم» یعنی والحال ان اقرب حال تکون انت علیه من الخبر ابعد حال تکون علیه من الخبر این دو ظرف، صله هستند برای قرب و بعد. ما مصدریه است یعنی نزدیک ترین زمانهای باخبر بودن تو، دورترین آنهاست. شاید أبعد بنابر حالیت منصوب باشد و در جای خبر نشسته باشد. همانگونه که در کلام عرب آمده: أخطب ما یکون الأمیر قائماً، که در تقدیر گرفتن مثل آنچه ما گفتیم اختلاف شده است. رضی رضی الله عنه در شرحش بر کافیه، بعد از نقل اقوال در این بحث گفته است: بدان که جایز است مرفوع خواندن حالی که جای خبر نشسته است، خبری که از أفعل مضاف به مای مصدریه و موصول به کان یا یکون باشد، مانند أخطب ما یکون الأمیر قائم. اخفش و مبرد چنین گفته اند و سیبویه آن را رد کرده است. قول برتر جواز است، زیرا تو أخطب را مجاز قرار دادی پس قائم را نیز می توانی قرار دهی. سپس می گوید: جایز است در أفعل مذکور زمان را مضاف به ما یکون مقدر کنی، به دلیل کثرت وقوع مای مصدریه در جای ظرف، مثل «ما ذرّ شارق». بنابراین تقدیر اینگونه می شود: أخطب أوقات ما یکون الأمیر قائم، یعنی امیر بیشتر اوقات ایستاده سخنرانی می کند. وقت را برای اخطب و قائم قرار دادیم همانطور که گفته می شود: نهاره صائم و لیله قائم یعنی روزش را روزه و شبش را در حال نماز است، پایان سخن رضی.
«قفازان» با قاف و بعد فاء و سپس زاء معجمه، از قفز می آید به معنای جستن و پریدن. در بعضی نسخه ها فاء بر قاف مقدم شده است و نقطه دار بودن - . صحیح: اهمال راء - راء، من قفزت الخرز ثقبته، یعنی کسی که مهره یا چیزی را سوراخ می کند، که قول اول بهتر است.
سخن امام (ع) «تلوی رجلیک» می گوید: پاهایت را خم کن و تاب بده، و لوّی الرجل رأسه یعنی سرش را چرخاند و برگرداند. و لوّت الناقة ذنبها یعنی دمش را تکان داد. معنی کلام امام آنکه هر زمان خواستی روی زمین [از خوشحالی] پرواز کنی پاهایت را جمع کن همانطور که روش پرندگان است و بعد پرواز کن و سر جای خود نباش منظور اینکه تو بر دشمنت پیروز نمی شوی مگر آنکه وقتی نزدیک شدی راه فرار نیکویی بیابی و سپس بر او غالب شوی. «الزلة» اشاره است به آنچه در دوران امام کاظم علیه السلام در ترک - . مصنف رحمة الله وجهی برای ترک تقیه بیان کرده اند و آن اینکه ایشان تا مدت معینی مأمور به تقیه بوده اند و بعد از آن در تبلیغ و بحث با مخالفین مأذون بوده اند. - تقیه که در ابواب تاریخ آن حضرت خواهد آمد.
در کافی آمده: و شفاعت به وسیله اوست - . اصول کافی 1 : 174 - و این اظهر و روشن تر است.
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنِّی نَاظَرْتُ قَوْماً فَقُلْتُ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ هُوَ الْحُجَّةُ مِنَ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ فَحِینَ ذَهَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ کَانَ الْحُجَّةَ مِنْ بَعْدِهِ فَقَالُوا الْقُرْآنُ فَنَظَرْتُ فِی الْقُرْآنِ فَإِذَا هُوَ یُخَاصِمُ فِیهِ الْمُرْجِئُ وَ الْحَرُورِیُّ وَ الزِّنْدِیقُ الَّذِی لَا یُؤْمِنُ حَتَّی یَغْلِبَ الرَّجُلُ خَصْمَهُ فَعَرَفْتُ أَنَّ الْقُرْآنَ لَا یَکُونُ حُجَّةً إِلَّا بِقَیِّمٍ مَا قَالَ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ کَانَ حَقّاً قُلْتُ فَمَنْ قَیِّمُ الْقُرْآنِ قَالُوا قَدْ کَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ (2)یَعْلَمُ قُلْتُ کُلَّهُ قَالُوا لَا فَلَمْ أَجِدْ أَحَداً یُقَالُ إِنَّهُ یَعْرِفُ ذَلِکَ کُلَّهُ إِلَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ إِذَا کَانَ الشَّیْءُ بَیْنَ الْقَوْمِ وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی (3)فَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام کَانَ قَیِّمَ الْقُرْآنِ وَ کَانَتْ طَاعَتُهُ مَفْرُوضَةً وَ کَانَ حُجَّةً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَلَی النَّاسِ کُلِّهِمْ وَ أَنَّهُ علیه السلام مَا قَالَ فِی الْقُرْآنِ فَهُوَ حَقٌّ فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام لَمْ یَذْهَبْ حَتَّی تَرَکَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ کَمَا تَرَکَ رَسُولُ اللَّهِ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ وَ إِنَّ الْحُجَّةَ مِنْ بَعْدِ عَلِیٍّ علیه السلام الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ أَشْهَدُ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام أَنَّهُ کَانَ الْحُجَّةَ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ أَشْهَدُ (4)عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّی تَرَکَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ کَمَا تَرَکَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَبُوهُ وَ أَنَّ الْحُجَّةَ بَعْدَ الْحَسَنِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ کَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ
وَ أَشْهَدُ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّی تَرَکَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ (1)وَ أَنَّ الْحُجَّةَ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام وَ کَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ وَ أَشْهَدُ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ أَنَّهُ لَمْ یَذْهَبْ حَتَّی تَرَکَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْحُجَّةَ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ أَبُو جَعْفَرٍ علیهما السلام وَ کَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَعْطِنِی رَأْسَکَ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ فَضَحِکَ فَقُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَبَاکَ علیه السلام لَمْ یَذْهَبْ حَتَّی تَرَکَ حُجَّةً مِنْ بَعْدِهِ کَمَا تَرَکَ أَبُوهُ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّکَ أَنْتَ الْحُجَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ طَاعَتَکَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ کُفَّ رَحِمَکَ اللَّهُ قُلْتُ أَعْطِنِی رَأْسَکَ أُقَبِّلْهُ فَضَحِکَ قَالَ سَلْنِی عَمَّا شِئْتَ فَلَا أُنْکِرُکَ بَعْدَ الْیَوْمِ أَبَداً (2).
کش، رجال الکشی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ الْخَلْقُ یُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَقَدْ یَنْبَغِی أَنْ یَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِکَ الرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لَا یُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلَّا بِرَسُولٍ فَمَنْ لَمْ یَأْتِهِ الْوَحْیُ فَیَنْبَغِی أَنْ یَطْلُبَ الرُّسُلَ فَإِذَا لَقِیَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ الْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ الطَّاعَةَ الْمُفْتَرَضَةَ فَقُلْتُ لِلنَّاسِ أَ لَیْسَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَانَ هُوَ الْحُجَّةَ مِنَ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ سَاقَ الْحَدِیثَ إِلَی آخِرِهِ نَحْواً مِمَّا مَرَّ وَ فِیهِ وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِی ثَلَاثاً وَ قَالَ هَذَا أَدْرِی وَ لَمْ یُنْکِرْ عَلَیْهِ کَانَ الْقَوْلُ قَوْلَهُ (3).
**[ترجمه]علل الشرائع: صفوان بن یحیی از ابن حازم نقل کرد که به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: من با چند نفر مناظره کرده و به آنها گفتم: مگر شما نمیگویید که رسول خدا حجت خدا در میان مردم است؟ وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت، بعد از او چه کسی حجت خدا است ؟
گفتند: قرآن. من دقت کردم و دیدم که در مورد آیات قرآن، مرجئه و حروریه و زنادقه اختلاف میکنند و به بحث و انتقاد میپردازند و یکی بر دیگری پیروز میشود. پس فهمیدم که قرآن نمیتواند حجت باشد، مگر به وسیله امام و رهبری، دیگر هر چه در قرآن فرموده است حق است (اما تشخیص معنی آن احتیاج به مفسر معصوم دارد). به آنها گفتم: چه کسی راهبر و راهنمای قرآن است؟ جواب دادند: عبداللَّه بن مسعود و فلان و فلان - . در رجال کشی آمده است: «آنها گفتند: ابن مسعود و عمر و حذیفه میدانستند.» - از قرآن اطلاع داشتند. گفتم: به تمام قرآن وارد بودند؟ گفتند: نه.
کسی را نیافتم که بگویند همه قرآن را میداند جز علی بن ابی طالب علیه السّلام. وقتی قرآن میان آنها باشد، این یکی میگوید نمیدانم، آن دیگری نیز اظهار بیاطلاعی میکند و سومی هم میگوید نمیدانم و چهارمی نیز وارد نیست. پس در این صورت من یقین میکنم و گواهی میدهم که پس از پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم، علی بن ابی طالب علیه السّلام است که نگهبان قرآن است و اطاعت از او واجب و حجت خدا بر همه مردم است و هر چه او درباره قرآن بفرماید صحیح است.
فرمود: خدا تو را رحمت کند. من پیشانی امام را بوسیده و گفتم: علی بن ابی طالب علیه السّلام از دنیا نرفت، مگر اینکه حجتی بعد از خود به جای گذاشت، مثل پیامبر اکرم که جانشین تعیین کرد، امام حسن علیه السّلام، جانشین علی علیه السّلام است. گواهی میدهم که امام حسن علیه السّلام حجت خدا و اطاعت او لازم است. فرمود: خدا رحمتت کند. سر مبارک امام را بوسیدم و گفتم: من گواهی میدهم که امام حسن علیه السّلام از دنیا نرفت، مگر اینکه جانشینی برای خود تعیین کرد، مانند پیامبر و پدر بزرگوارش. و حجت بعد از ایشان، حضرت امام حسین علیه السّلام است و اطاعت او لازم.
فرمود: خدا رحمتت کند. سرش را بوسیده و گفتم: گواهی میدهم که امام حسین علیه السّلام از دنیا نرفت، مگر اینکه حجتی قرار داد و جانشین او حضرت زین العابدین علیه السّلام است. فرمود خدا تو را رحمت کند. سرش را بوسیده و گفتم: حضرت علی بن الحسین علیه السّلام از دنیا نرفت، مگر اینکه حجتی قرار داد و جانشین او حضرت باقر علیه السّلام است که اطاعتش واجب است. فرمود خدا تو را رحمت کند.
گفتم: خدا خیر و صلاح را پیشاپیش شما قرار دهد. سر مبارکتان جلو بیاورید تا ببوسم. امام خندید. سر آن جناب را بوسیدم و گفتم: پدر شما از دنیا نرفت، مگر اینکه شما را به جانشینی خود معین کرد و شما حجت خدا هستید و اطاعت شما لازم است. فرمود سکوت کن! (از نظر تقیه) گفتم: آقا! سر خود را جلو بیاورید تا ببوسم. امام علیه السّلام خندهاش گرفت و فرمود: هر چه مایلی بپرس. دیگر بعد از این چیزی از تو پوشیده نمیدارم و تو را از شیعیان خود میشمارم. - . علل الشرائع: 75 -
رجال کشی: در روایت کشی ابتدای خبر را چنین نقل میکند که: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: خداوند اجل از این است که به وسیله مردم شناخته شود، بلکه مردم به وسیله خدا شناخته میشوند. فرمود: صحیح است. گفتم: هر کس بفهمد که خدایی دارد، باید بداند که آن خدا خشم و خشنودی خواهد داشت. رضا و سخط خدا را نمیتوان تشخیص داد مگر به واسطه پیامبر. هر کسی که به او وحی نشود، باید در جستجوی پیامبران باشد. وقتی آنها را یافت، میفهمد که ایشان حجت خدایند و اطاعت آنها واجب است.
و به مردم گفتم: آیا نمیدانید که رسول خدا صلی اله علیه و آله همان حجت خدا بر خلقش است؟ - . رجال کشی: 264 - 265 -
**[ترجمه]
المرجئة فرقة من المخالفین یعتقدون أنه لا یضرّ مع الإیمان معصیة کما أنه لا ینفع مع الکفر طاعة سموا مرجئة لأنهم قالوا إن الله أرجأ تعذیبهم علی المعاصی أی أخّره و قد یطلق علی جمیع العامة لتأخیرهم أمیر المؤمنین علیه السلام عن درجته إلی الرابع. و الحروریة طائفة من الخوارج نسبوا إلی
الحروراء موضع قرب الکوفة کان أول اجتماعهم فیه و فی الکافی و الکشیّ و القدریّ (1)و قد یطلق علی الجبریة و المفوضة کما مر. و الزندیق هو النافی للصانع تعالی أو هم الثنویّة. و قیّم القوم من یقوم بسیاسة أمورهم و ضحکه علیه السلام لتکرار التقبیل و الأمر بالکفّ للتقیة و قوله علیه السلام فلا أنکرک أی لا أتقیک عبر عنه بلازمه لأنه إنما یتقی من لا یعرف غالبا أو لا أنکر أنک من شیعتنا.
**[ترجمه]«مرجئه» گروهی از اهل سنت هستند که معتقدند گناه ضرری به ایمان نمیرساند، همان طور که اطاعت و بندگی منفعتی برای کفر ندارد. ایشان را مرجئه نام نهادهاند چرا که میگویند عذاب را بر اهل معصیت به تأخیر میاندازد، (و به عنوان مثال میگویند:) همه اهل سنت تأخیر جایگاه امیرالمؤمنین به چهارمی خلفا را از این باب میدانند. «حروریه» گروهی از خوارج متعلق به منطقه حروراء در نزدیکی کوفه هستند که اولین اجتماعشان آنجا بوده است. کافی و رجال کشی آنها را «قدریه» مینامند. - . اصول کافی 1 : 168 - 169 -
گاهی به ایشان «جبریه» و «مفوضه» هم گفته میشود، همان گونه که قبلا گذشت. «زندیق» منکر صانع تعالی را گویند، یا همان ثنویه (قائلین دؤیت). «قیم قوم» به کسی گفته میشود که تدبیر امور ایشان را میکند. لبخند امام علیه السّلام به دلیل بوسههای مکرر آن شخص و امر حضرت به قطع سخن از باب تقیه بود. و نیز سخن امام علیه السّلام که فرمود: تو را انکار نمیکنم و چیزی را از تو نمیپوشم، یعنی (از این به بعد) از تو پروایی ندارم، تعبیر به لازمش شده است، چون غالبا از کسی که شناختی ندارند پرهیز میکنند، یا اینکه چون از شیعیان ما هستی، تو را فراموش نمیکنم.
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع الطَّالَقَانِیُّ عَنِ الْجَلُودِیِّ عَنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رَجَاءِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لِأَیِّ شَیْءٍ یُحْتَاجُ إِلَی النَّبِیِّ وَ الْإِمَامِ فَقَالَ لِبَقَاءِ الْعَالَمِ عَلَی صَلَاحِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا کَانَ فِیهَا نَبِیٌّ أَوْ إِمَامٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ (2)وَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ أَتَی أَهْلَ السَّمَاءِ مَا یَکْرَهُونَ وَ إِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَیْتِی أَتَی أَهْلَ الْأَرْضِ مَا یَکْرَهُونَ یَعْنِی بِأَهْلِ بَیْتِهِ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (3)وَ هُمُ الْمَعْصُومُونَ الْمُطَهَّرُونَ الَّذِینَ لَا یُذْنِبُونَ وَ لَا یَعْصُونَ وَ هُمُ الْمُؤَیَّدُونَ الْمُوَفَّقُونَ الْمُسَدَّدُونَ بِهِمْ یَرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ یَعْمَرُ بِلَادَهُ وَ بِهِمْ یُنْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ تُخْرَجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ وَ بِهِمْ یُمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَا یُعَجِّلُ عَلَیْهِمْ بِالْعُقُوبَةِ وَ الْعَذَابِ لَا یُفَارِقُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ وَ لَا یُفَارِقُونَهُ وَ لَا یُفَارِقُونَ الْقُرْآنَ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ (4).
**[ترجمه]علل الشرائع: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که پرسیدم: به چه جهت مردم احتیاج به پیامبر و امام دارند؟ امام فرمود: برای برقراری عالم به مصلحتش. از این روست که خداوند عذاب را از اهل زمینی که نبی یا امامی میان آنها باشد بر میدارد، خداوند عزوجل میفرماید: «ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ» - . انفال/ 33 - {خداوند هرگز آنها را عذاب نمیکند تا وقتی تو (پیغمبر) میان آنها باشی.}
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: ستارگان سبب آرامش و آسایش اهل آسمان هستند و اهل بیت من سبب آسایش اهل زمین. وقتی ستارگان از میان بروند، اهل آسمان دچار ناراحتی میشوند. وقتی اهل بیت من نیز از میان بروند، اهل زمین دچار ناراحتی خواهند شد. منظور پیامبر از اهل بیت، ائمه علیهم السّلام هستند که اطاعت از آنها را قرین و همراه اطاعت خود قرار داده در این آیه فرموده: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» - . نساء/ 59 - {ای مؤمنین! خدا و پیامبر و صاحبان امر را اطاعت کنید.}
آنها پیشوایان معصومی هستند که گناه و معصیت از ایشان سر نمیزند و مؤید و موفق و مورد پشتیبانی خدا هستند. به برکت آنها خدا به بندگان روزی میدهد و جهان را آباد میکند و باران از آسمان میبارد و زمین برکتهای خود را خارج میکند. به واسطه آنها معصیتکاران را مهلت داده و تعجیل در کیفر و عذاب آنها نمیکند. آنها پیوسته مؤید به روح القدس هستند از قرآن جدا نمیشوند و قرآن از آنها جداشدنی نیست. درود خدا بر تمام آنها باد. - . علل الشرائع: 52 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ نُعْمَانَ الرَّازِیِ
قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ بَشِیرٌ الدَّهَّانُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَمَّا انْقَضَتْ نُبُوَّةُ آدَمَ وَ انْقَطَعَ أَکْلُهُ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ یَا آدَمُ قَدِ انْقَضَتْ نُبُوَّتُکَ وَ انْقَطَعَ أُکُلُکَ فَانْظُرْ إِلَی مَا عِنْدَکَ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْإِیمَانِ وَ مِیرَاثِ النُّبُوَّةِ وَ أُثْرَةِ الْعِلْمِ وَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ فَاجْعَلْهُ فِی الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ عِنْدَ هِبَةِ اللَّهِ فَإِنِّی لَمْ أَدَعِ (1)الْأَرْضَ بِغَیْرِ عَالِمٍ یُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِی وَ دِینِی وَ یَکُونُ نَجَاةً لِمَنْ أَطَاعَهُ (2).
سن، المحاسن أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُفْیَانَ عَنْ نُعْمَانَ الرَّازِیِّ مِثْلَهُ وَ فِیهِ یَکُونُ نَجَاةً لِمَنْ یُولَدُ مَا بَیْنَ قَبْضِ النَّبِیِّ إِلَی ظُهُورِ النَّبِیِّ الْآخَرِ (3).
**[ترجمه]علل الشرائع: نعمان رازی گفت: من و بشیر دهّان خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودیم. فرمود: وقتی مدت نبوت آدم پایان یافت و عمرش به پایان رسید، خداوند به او وحی کرد که: ای آدم! نبوت و عمرت پایان یافته است. دقت کن هر چه در نزد تو از دانش و ایمان و میراث نبوت و آثار علمی و اسم اعظم است، در اختیار فرزند خود هبة اللَّه قرار ده. من زمین را هیچ گاه از دانایی که راهنمای بندگی و دین من باشد خالی نمیگذارم. او سبب نجات پیروان خود خواهد بود. - . علل الشرائع: 76 -
محاسن: مانند این روایت آمده است و در آن آمده: «این آثار مایه نجات کسی است که مابین مرگ یک پیامبر و ظهور پیامبر دیگر متولد میشود.» - . محاسن: 235 -
**[ترجمه]
الأُثرة بالضم البقیة من العلم یؤثر کالأثرة و الأثارة ذکره الفیروزآبادی.
**[ترجمه]الأُثرة بالضم البقیة من العلم یؤثر کالأثرة و الأثارة ذکره الفیروزآبادی.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْمُنْذِرُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْهَادِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام بَعْدَهُ وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ (4)فِی کُلِّ زَمَانٍ إِمَامٌ هَادٍ مُبَیِّنٌ.
وَ هُوَ رَدٌّ عَلَی مَنْ یُنْکِرُ أَنَّ فِی کُلِّ عَصْرٍ وَ زَمَانٍ إِمَاماً وَ أَنَّهُ لَا یَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ کَمَا
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ إِمَّا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ وَ إِمَّا خَائِفٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ (5)
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: منذر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و هادی امیرالمؤمنین علیه السّلام و امامان بعد از او. این معنی آیه «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» است، در هر زمانی باید امامی وجود داشته باشد که راهنما و مفسر باشد.
این آیه کسانی را که لزوم وجود امام را در هر عصر و اینکه زمین خالی از حجت نیست انکار می کنند رد میکند. چنانچه امیر المؤمنین علیه السّلام می فرماید: زمین خالی از قائم به حجت خدا نیست، یا ظاهر و آشکار یا ترسان و پنهان تا موجب باطل شدن دلایل و حجتهای خدا نگردد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 336، از «این آیه رد میکند» تا آخر، کلام قمی میباشد. -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الثِّقَةُ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ سَمِعَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ اللَّهُمَّ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ لَکَ عَلَی خَلْقِکَ ظَاهِرٍ أَوْ خافی خَافٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُکَ وَ بَیِّنَاتُکَ (6).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو اسحاق همدانی گفت: یکی از دوستان مورد اعتمادم نقل کرد که از حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام شنیدم که می فرمود: بار خدایا! زمین را خالی از راهنما و حجت بر مردم نکن، یا ظاهر و آشکار باشد یا ترسان و پنهان تا دلایل و براهین تو باطل نگردد. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبْقَی الْأَرْضُ بِلَا عَالِمٍ حَیٍّ ظَاهِرٍ یَفْرُغُ (1)إِلَیْهِ النَّاسُ فِی حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ فَقَالَ لِی إِذاً لَا یُعْبَدُ اللَّهُ یَا أَبَا یُوسُفَ (2).
**[ترجمه]علل الشرائع: یعقوب سراج گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا بدون عالمی زنده و آشکار که مردم در حلال و حرام خود به او پناه برند زمین پایدار می ماند؟ فرمود: اگر چنین باشد خدا پرستش نخواهد شد. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ صَفْوَانَ وَ ابْنِ الْمُغِیرَةِ وَ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ کُلِّهِمْ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَا یَدَعُ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْلَمُ الزِّیَادَةَ وَ النُّقْصَانَ فَإِذَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِذَا نَقَصُوا أَکْمَلَهُ لَهُمْ فَقَالَ خُذُوهُ کَامِلًا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَالْتَبَسَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَمْرُهُمْ وَ لَمْ یُفَرَّقْ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ (3).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند زمین را خالی از عالمی که عارف به زیادی و نقصان باشد نمیگذارد تا اگر مؤمنین چیزی به دین بیفزایند، آنها را متوجه نماید و اگر چیزی کم کنند، برایشان تکمیل کند. حضرت فرمود: دین را کامل بگیرید، اگر این طور نبود امر بر مؤمنین مشتبه می گردید و فرقی بین حق و باطل نمیگذاشتند. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ سَاعَةً لَسَاخَتْ (4).
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن سعد عن الیقطینی و ابن أبی الخطاب معا عن محمد بن الفضیل مثله (5)
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا زمین بدون امام پایدار میماند؟ فرمود: اگر ساعتی بدون امام باشد، زمین اهلش را فرو میبرد. - . علل الشرائع: 76 -
کمال الدین: با سند دیگری همین روایت را آورده است. - . کمال الدین: 116 -
**[ترجمه]
یقال ساخت قوائمه فی الأرض أی دخلت و غابت و لا یبعد أن یکون سوخ الأرض کنایة عن رفع نظامها و هلاک أهلها.
**[ترجمه]گفته شده: «ساخت ...» یعنی در خود فرو میبرد و ناپدید میکند. بعید نیست «سوخ الأرض» کنایه از به هم ریختن نظم زمین و نابودی اهلش باشد.
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخَشَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ کَرَّامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَوْ کَانَ النَّاسُ رَجُلَیْنِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ یَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا یَحْتَجَّ أَحَدُهُمْ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَرْکَهُ بِغَیْرِ حُجَّةٍ (6).
**[ترجمه]علل الشرائع: کرام نقل کرد که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: اگر تمام مردم منحصر به دو نفر شوند، یکی از آن دو نفر امام خواهد بود. و فرمود: آخرین کسی که از دنیا میرود امام است، تا کسی نتواند بر خدا اعتراض کند که او را بدون حجت و راهنما قرار داده است. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ جَبْرَئِیلَ نَزَلَ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله یُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ لَمْ أَتْرُکِ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْرِفُ طَاعَتِی وَ هُدَایَ وَ یَکُونُ نَجَاةً فِیمَا بَیْنَ قَبْضِ النَّبِیِّ إِلَی خُرُوجِ النَّبِیِّ الْآخَرِ وَ لَمْ أَکُنْ أَتْرُکُ إِبْلِیسَ یُضِلُّ النَّاسَ وَ لَیْسَ فِی الْأَرْضِ حُجَّةٌ وَ دَاعٍ إِلَیَّ وَ هَادٍ إِلَی سَبِیلِی وَ عَارِفٌ بِأَمْرِی وَ إِنِّی قَدْ قَضَیْتُ (1)لِکُلِّ قَوْمٍ هَادِیاً أَهْدِی بِهِ السُّعَدَاءَ وَ یَکُونُ حُجَّةً عَلَی الْأَشْقِیَاءِ (2).
**[ترجمه]علل الشرائع: عبدالکریم از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: جبرئیل بر حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم نازل گردید و از خداوند پیغام آورد که خدا میفرماید: ای محمّد! زمین را خالی از دانشمندی که عارف به فرمان و دستور و راهنمایی باشد نگذاردم. او وسیله نجات مردم است در فاصله مرگ پیامبری تا ظهور پیامبر دیگر. من نخواهم گذاشت که شیطان مردم را گمراه کند. در صورتی که روی زمین حجتی نباشد که مردم را به راه من بخواند و راهنمای ایشان بوده و عارف به امر من باشد، من برای هر گروهی یک راهنما قرار دادهام که به وسیله او رستگاران را هدایت میکنم و هم او حجت است برای اشقیاء. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا یَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَا تَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِکَ (3).
**[ترجمه]علل الشرائع: حسن بن زیاد نقل میکند که امام صادق علیه السّلام فرمود: مردم صالح نمی شوند، مگر با امام و زمین نیز همین طور. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ (4)عُمَارَةَ بْنِ الطَّیَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا رَجُلَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ (5).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابن طیار گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: اگر در زمین فقط دو نفر باقی بمانند، یکی از ایشان حجت و امام است. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی رَفَعَهُ إِلَی أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: وَ اللَّهِ مَا تُرِکَ (6)الْأَرْضُ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ آدَمَ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَی بِهِ إِلَی اللَّهِ وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی عِبَادِهِ وَ لَا تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی عِبَادِهِ (7).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عیسی عن محمد بن الفضیل عن أبی حمزة عن أبی جعفر علیه السلام مثله (8)
1) فی نسخة: قد قیضت.
2) علل الشرائع: 76.
3) علل الشرائع: 76 فیه: لا یصلح الناس إلّا إمامهم.
4) فی المصدر: (عن أبی عمارة بن الطیار) و فی تنقیح المقال: أبو عمارة الطیار.
5) علل الشرائع: 76.
6) فی النسخة المخطوطة: ما ترک اللّه.
7) علل الشرائع: 76.
8) بصائر الدرجات: 143 فیه: بغیر: امام حجة اللّه علی عباده.
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن إبراهیم عن محمد بن عیسی عن محمد بن الفضیل عن الثمالی مثله (1).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه از حضرت باقر نقل میکند که فرمود: به خدا قسم از زمان مرگ آدم تاکنون، خداوند زمین را خالی از امامی که موجب هدایت مردم شود نگذارده که حجت خدا است بر بندگان و در آینده نیز خالی از حجت نخواهد بود. - . علل الشرائع: 76 -
بصائر الدرجات و غیبت نعمانی: با اسناد متفاوت و اندکی تغییر در متن، همین حدیث را نقل کردهاند. - . بصائر الدرجات: 143 ، غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَا تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ أَوْ بَاطِنٍ (2).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو جعفر علیه السّلام فرمود: خداوند زمین را خالی از امام قرار نمیدهد، چه ظاهر باشد و چه پنهان. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ع، علل الشرائع أَبِی عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ ابْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ عَیْثَمِ بْنِ أَسْلَمَ (3)عَنْ ذَرِیحٍ الْمُحَارِبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ وَ اللَّهِ مَا تَرَکَ اللَّهُ الْأَرْضَ (4)مُنْذُ قُبِضَ آدَمُ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَی بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی الْعِبَادِ مَنْ تَرَکَهُ هَلَکَ وَ مَنْ لَزِمَهُ نَجَا حَقّاً عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (5).
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن سعد عن محمد بن عیسی عن صفوان بن یحیی عن أبی الحسن الأول علیه السلام مثله (6)
کش، رجال الکشی أبو سعید بن سلیمان عن الیقطینی عن یونس و صفوان و جعفر بن بشیر جمیعا عن ذریح مثله (7).
**[ترجمه]کمال الدین و علل الشرائع: ذریح محاربی از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که شنیدم فرمود: به خدا قسم خداوند از زمان قبض روح آدم زمین را بدون امامی که به سوی او هدایت کند رها نکرده است. او حجت خدای عزوجل بر بندگان است، کسی که او را رها کند به هلاکت میرسد و هر کس با او باشد، نجات مییابد، این حقی است بر خدای تبارک و تعالی. - . کمال الدین: 133 ، علل الشرائع: 76 - 77 -
کمال الدین و رجال کشی: این حدیث را با دو سند دیگر نیز آوردهاند. - . کمال الدین: 127 ، رجال کشی: 237 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْعَلَا عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ:
1) غیبة النعمانیّ: 68 فیه: بغیر امام حجة للّه علی عباده.
2) علل الشرائع: 76.
3) فی نسخة: عثیم بتقدیم الثاء. و فی الاکمال: إبراهیم بن هاشم عن أبی جعفر عن عثمان بن اسلم.
4) فی الاکمال: ما ترک اللّه الأرض قط.
5) علل الشرائع: 76 و 77، اکمال الدین: 133.
6) اکمال الدین: 127، الاسناد فیه هکذا: حدّثنا أبی رحمه اللّه قال: حدّثنا عبد اللّه ابن جعفر عن محمّد بن عیسی عن جعفر بن بشیر و صفوان بن یحیی جمیعا عن ذریح عن أبی عبد اللّه علیه السلام مثله سواء.
7) رجال الکشّیّ: 237 راجعه.
مَا خَلَتِ الدُّنْیَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْ إِمَامٍ عَدْلٍ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حُجَّةً لِلَّهِ فِیهَا عَلَی خَلْقِهِ (1).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه ثمالی نقل کرد که خداوند از وقتی که آسمانها و زمین را آفرید، آن را خالی از امامی عادل تا روز قیامت قرار نخواهد داد که او حجت خدا است بر مردم. - . علل الشرائع: 77 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ النَّهْدِیِّ عَنْ أَبِی دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ (2)عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ هَلْ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لَا تَبْقَی إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَی الْعِبَادِ فَقَالَ لَا لَا تَبْقَی (3)إِذاً لَسَاخَتْ (4).
**[ترجمه]علل الشرائع: احمد بن عمر حلال از حضرت ابوالحسن علیه السّلام نقل کرد که عرض کردم: آیا زمین بدون امام خواهد بود؟ چون ما از حضرت صادق علیه السّلام روایت داریم که فرموده است: هرگز زمین خالی از حجت نخواهد بود، مگر خداوند خشم بر مردم بگیرد. فرمود: نه، خالی نخواهد بود. اگر چنین باشد زمین از هم میپاشد. - . علل الشرائع: 77 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ الْوَلِیدِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ الْیَقْطِینِیِّ مَعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَوْ بَقِیَتْ بِغَیْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ (5).
غط، الغیبة للشیخ الطوسی سعد مثله (6)
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن إبراهیم عن الیقطینی مثله (7).
**[ترجمه]علل الشرائع: ثمالی میگوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال کردم: آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ فرمود: اگر بدون امام باشد، اهلش را فرو میبرد. - . علل الشرائع: 77 -
غیبت طوسی و غیبت نعمانی: مانند این حدیث را این دو کتاب نیز آوردهاند. - . غیبت طوسی: 142 ، غیبت نعمانی: 69 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِی عِیسَی وَ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ الْیَقْطِینِیِّ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَدَعِ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْلَمُ الزِّیَادَةَ وَ النُّقْصَانَ فِی الْأَرْضِ وَ إِذَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِذَا نَقَصُوا أَکْمَلَهُ لَهُمْ فَقَالَ خُذُوهُ کَامِلًا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَالْتَبَسَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أُمُورُهُمْ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ (8).
یر، بصائر الدرجات الیقطینی مثله (1)
ختص، الإختصاص الثلاثة جمیعا مثله (2).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند زمین را خالی نخواهد گذاشت از عالمی که آگاه به زیادی و نقصان باشد. هر گاه مؤمنین چیزی را در دین بیافزایند، آنها را متوجه آن زیادی میکند و ایشان را بر میگرداند و اگر چیزی را کم کنند، آن را درست و کامل میکند. میفرماید: دین را کامل و تمام به کار بندید که اگر چنین نباشد، آنها در مسائل دینی به اشتباه میافتند و فرقی بین حق و باطل نخواهند گذاشت. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات و اختصاص: مانند این روایت در اینها نیز آمده است. - . بصائر الدرجات: 96 ، اختصاص: 288 - 289 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهَا مَنْ یَعْلَمُ الزِّیَادَةَ وَ النُّقْصَانَ فَإِذَا جَاءَ الْمُسْلِمُونَ بِزِیَادَةٍ طَرَحَهَا وَ إِذَا جَاءُوا بِالنُّقْصَانِ أَکْمَلَهُ لَهُمْ فَلَوْ لَا ذَلِکَ اخْتَلَطَ عَلَی الْمُسْلِمِینَ أُمُورُهُمْ (3).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عبد الجبار عن الحجال مثله (4)
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن ابن فضال عن ثعلبة عن إسحاق بن عمار عن مولی لأبی عبد الله علیه السلام مثله (5).
**[ترجمه]علل الشرائع: اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: زمین خالی از کسی که کم و زیاد امور را بداند نمیماند. اگر مسلمین زیاد کنند او رد میکند و اگر آنها کم کنند، او کامل خواهد کرد. اگر این گونه نباشد امور مسلمین در هم میریزد. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات: در دو موضع از این کتاب این حدیث آمده است. - . بصائر الدرجات: 96 و 143 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَنْ تَبْقَی الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا مَنْ یَعْرِفُ الْحَقَّ فَإِذَا زَادَ النَّاسُ فِیهِ قَالَ قَدْ زَادُوا وَ إِذَا نَقَصُوا مِنْهُ قَالَ قَدْ نَقَصُوا وَ إِذَا جَاءُوا بِهِ صَدَّقَهُمْ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ لَمْ یُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ (6).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عبد الجبار مثله (7)
ختص، الإختصاص بإسناده عن أبی حمزة مثله (8).
1) بصائر الدرجات: 96.
2) الاختصاص: 288 و 289.
3) علل الشرائع: 77.
4) بصائر الدرجات: 96 فیه: لاختلط علی المسلمین امرهم.
5) بصائر الدرجات: 143.
6) علل الشرائع: 77.
7) بصائر الدرجات: 96 فیه: و فیها رجل منا یعرف الحق.
8) الاختصاص: 289 فیه: الحسن بن علیّ بن النعمان عن أبی حمزة الثمالی و فیه: و فیها رجل منا یعرف الحق.
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه میگوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: زمین باقی نخواهد ماند مگر اینکه کسی که حق را میشناسد در آن است. وقتی مردم چیزی به آن بیفزایند، او میگوید به آن اضافه کردهاید و اگر از آن کم کنند او میگوید از آن کم کردهاید و هنگامی که سراغ او بیایند ایشان را تصدیق میکند. اگر این طور نباشد حق از باطل شناخته نمیشود. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات و اختصاص: چنین روایتی را آوردهاند. - . بصائر الدرجات: 96 ، اختصاص: 289 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ شُعَیْبٍ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَی إِلَّا وَ مِنَّا فِیهَا مَنْ یَعْرِفُ الْحَقَّ فَإِذَا زَادَ النَّاسُ قَالَ قَدْ زَادُوا وَ إِذَا نَقَصُوا مِنْهُ قَالَ قَدْ نَقَصُوا وَ لَوْ لَا أَنَّ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَمْ یُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ (1).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید مثله (2).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه ثمالی از امام باقر علیه السّلام نقل میکند: زمین باقی نخواهد ماند مگر اینکه کسی که حق را میشناسد در آن است، وقتی مردم چیزی به آن بیافزایند او میگوید به آن اضافه کردهاید و اگر از آن کم کنند، او میگوید از آن کم کردهاید. اگر این طور نباشد حق از باطل شناخته نمیشود. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات: مثل این حدیث را آورده است. - . بصائر الدرجات: 96 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَی بْنِ أَبِی عِمْرَانَ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ یُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَدَعِ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْلَمُ الزِّیَادَةَ وَ النُّقْصَانَ مِنْ دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِذَا نَقَصُوا أَکْمَلَهُ لَهُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَالْتَبَسَ عَلَی الْمُسْلِمِینَ أَمْرُهُمْ (3).
یر، بصائر الدرجات إبراهیم بن هاشم مثله (4)
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن سعد و الحمیری معا عن الیقطینی عن یونس عن أبی الصباح عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (5).
**[ترجمه]علل الشرائع: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: زمین خالی از کسی که کم و زیاد از دین خدا را بداند نمیماند؛ اگر مسلمین زیاد کنند او رد میکند و اگر آنها کم کنند، او کامل خواهد کرد. اگر این گونه نباشد امور مسلمین اشتباه میشود. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات و کمال الدین: در این دو کتاب مانند این روایت آمده است، با این تفاوت که در کمال الدین از امام صادق علیه السّلام نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 96 ، کمال الدین: 117 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ سُلَیْمٍ مَوْلَی طِرْبَالٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَنْ تَخْلُوَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ کُلَّمَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِذَا نَقَصُوا أَکْمَلَهُ لَهُمْ فَقَالَ خُذُوهُ کَامِلًا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَالْتَبَسَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أُمُورُهُمْ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا
بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ(1).
**[ترجمه]علل الشرائع: اسحاق بن عمار میگوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: زمین خالی از عالمی که اگر مسلمین زیاد کنند او رد کند و اگر آنها کم کنند او کامل کند، نمیماند. سپس فرمود: (دینتان را) کامل از او دریافت کنید که اگر این گونه نباشد، امور مسلمین اشتباه میشود و حق از باطل شناخته نمیشود. - . علل الشرائع: 77 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ وَ الْیَقْطِینِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ کُلَّمَا زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ إِلَی الْحَقِّ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً تَمَّمَهُ لَهُمْ (2).
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن الحمیری عن محمد بن الحسین عن ابن أسباط عن سلیم مولی طربال عن إسحاق مثله (3)
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید عن ابن أسباط مثله (4)
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن منصور بن یونس و سعدان بن مسلم عن إسحاق مثله (5).
**[ترجمه]علل الشرائع: اسحاق بن عمار گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: زمین خالی نخواهد ماند از عالمی که هرگاه مؤمنین چیزی (بر دین) بیفزایند، آن را به حق برمیگرداند و اگر از آن کم کردند، برایشان تمام میکند. - . علل الشرائع: 77 -
کمال الدین و بصائر الدرجات و غیبت نعمانی: مانند این روایت در این کتابها نیز آمده است. - . کمال الدین: 128 ، بصائر الدرجات: 68 ، غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْمِیثَمِیِّ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی مَوْلَی آلِ سَامٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا تَرَکَ اللَّهُ الْأَرْضَ بِغَیْرِ عَالِمٍ یَنْقُصُ مَا زَادَ النَّاسُ وَ یَزِیدُ مَا نَقَصُوا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَاخْتَلَطَ عَلَی النَّاسِ أُمُورُهُمْ (6).
ک، إکمال الدین ابن الولید عن سعد و الحمیری معا عن الیقطینی مثله (7)
یر، بصائر الدرجات الحمیری عن الیقطینی مثله (8).
**[ترجمه]علل الشرائع: عبدالاعلی مولی آل سام میگوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم که فرمود: خداوند زمین را رها نکرده است بدون عالمی که اگر مردم اضافه کنند، او کم کند و اگر کم کنند، او بیفزاید. در غیر این صورت امور مردم مخلوط میشود. - . علل الشرائع: 78 -
کمال الدین و بصائر الدرجات: مانند این حدیث را آوردهاند. - . کمال الدین: 118 ، بصائر الدرجات: 96 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عِیسَی
عَنِ ابْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ (1)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ تَکُونُ الْأَرْضُ وَ لَا إِمَامَ فِیهَا فَقَالَ إِذاً لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا (2).
یر، بصائر الدرجات محمد بن علی بن إسماعیل عن ابن معروف مثله (3).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا و علل الشرائع: محمّد بن فضیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که به آن جناب عرض کردم: موقعی بوده که در روی زمین امامی نباشد؟ فرمود اگر چنین میبود زمین اهلش را فرو برد. - . عیون اخبار الرضا: 150 ، علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات: مانند این روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 144 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ النَّضْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَا لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ (4).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عیسی عن محمد بن الفضیل مثله (5)
یر، بصائر الدرجات محمد بن الحسین عن النضر بن شعیب عن محمد بن الفضیل مثله (6).
**[ترجمه]علل الشرائع: ابو حمزه ثمالی گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ فرمود: نه، اگر زمین بدون امام باشد، اهلش را فرو میبرد. - . علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات: همین حدیث با دو سند متفاوت نقل شده است. - . بصائر الدرجات: 144 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لَا تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَی الْعِبَادِ فَقَالَ لَا تَبْقَی إِذَنْ لَسَاخَتْ (7).
یر، بصائر الدرجات محمد بن الحسین عن أبی داود المسترقّ عن أحمد بن عمر عن أبی الحسن علیه السلام مثله (8).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا و علل الشرائع: احمد بن عمر میگوید: به امام رضا علیه السّلام گفتم: ما از امام صادق علیه السّلام روایت میکنیم که فرمود: زمین بدون امام باقی نمیماند، مگر آنکه خداوند بر بندگان عذاب میفرستد، امام رضا علیه السّلام فرمود: باقی نمیماند مگر آنکه اهلش را فرو میبرد. - . عیون اخبار الرضا: 150 ، علل الشرائع: 77 -
بصائر الدرجات: همین حدیث را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 144 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام ع، علل الشرائع ابْنُ مَسْرُورٍ عَنِ ابْنِ عَامِرٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ:
1) فی العیون و البصائر: عن محمّد بن الهیثم.
2) علل الشرائع، 77، عیون الأخبار: 150 فیهما: قال، لا، إذا.
3) بصائر الدرجات: 144 فیه: قال: لا، إذا.
4) علل الشرائع: 77.
5) بصائر الدرجات: 144 فیه: قال: لو بقیت.
6) بصائر الدرجات: 144 فیه: قال: لو بقیت.
7) علل الشرائع: 77: عیون الأخبار: 150 فیهما: هل تبقی الأرض بغیر امام؟ قال: لا، قلت: فانا.
8) بصائر الدرجات: 144 فیه: هل یبقی الأرض بغیر امام؟ فانا نروی.
قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام هَلْ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ فَقَالَ لَا فَقُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی أَنَّهَا لَا تَبْقَی إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَی الْعِبَادِ فَقَالَ علیه السلام لَا تَبْقَی إِذاً لَسَاخَتْ (1).
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی مِثْلَهُ (2)
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ (3)مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّ فِیهِ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لَا تَبْقَی (4)
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا و علل الشرائع: وشاء میگوید: از امام رضا علیه السّلام پرسیدم: آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ فرمود: نه. سپس پرسیدم: ما روایت کردیم که باقی نمیماند، مگر آنکه خداوند بندگانش را عذاب میکند. امام علیه السّلام فرمود: اگر این طور شود اهلش را فرو میبرد. - . علل الشرائع: 77 ، عیون اخبار الرضا: 150 -
غیبت نعمانی و بصائر الدرجات: مانند این روایت را آوردهاند. - . غیبت نعمانی: 99 ، بصائر الدرجات: 144 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الدِّینَوَرِیِّ (5)وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی قَتَادَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جَنَاحٍ (6)عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا (7).
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن الحمیری عن أحمد بن هلال مثله (8)
یر، بصائر الدرجات محمد بن محمد عن أبی طاهر محمد بن سلیمان عن أحمد بن هلال مثله (9).
**[ترجمه]علل الشرائع و عیون اخبار الرضا: سلیمان بن جعفر جعفری گفت: از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم: آیا زمین خالی از حجت میشود؟ فرمود: اگر دنیا یک چشم به هم زدن خالی از حجت باشد، زمین اهلش را فرو میبرد. - عیون اخبار الرضا: 150 - 151، علل الشرائع: 77 -
کمال الدین و بصائر الدرجات: مثل این روایت را با اختلاف در سند آوردهاند. - . کمال الدین: 118 ، بصائر الدرجات: 144 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ قَالَ لِکُلِّ زَمَانٍ إِمَامٌ (10).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: در تفسیر آیه «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ» - . فاطر/ 24 - {وهیچ امتی نبوده مگر اینکه درآن هشداردهندهای گذشته است} مینویسد: هر زمانی امامی خواهد داشت. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 545 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً اسْتِفْهَامٌ أَیْ نَدَعُکُمْ مُهْمَلِینَ لَا
1) عیون أخبار الرضا: 150، علل الشرائع: 77.
2) غیبة النعمانیّ: 99.
3) أی عباد بن سلیمان عن سعد بن سعد عن أحمد بن عمر عن ابی الحسن الرضا علیه السلام أقول: و رواه الصفار أیضا بإسناده عن الحسین بن محمّد عن معلی بن محمّد مثله.
4) بصائر الدرجات: 144.
5) فی نسخة: الزیتونی. أقول: فی العیون: الزیتونی و فی العلل: الدینوری.
6) فی العیون: عن سعید بن سلیمان و فی العلل: عن سعید.
7) عیون الأخبار: 150 و 151: علل الشرائع: 77.
8) اکمال الدین: 118.
9) بصائر الدرجات: 144 فیه: حجة اللّه.
10) تفسیر القمّیّ: 545 و الآیة فی سورة فاطر: 24.
نَحْتَجُّ عَلَیْکُمْ بِرَسُولٍ أَوْ بِإِمَامٍ أَوْ بِحُجَجٍ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: در مورد آیه «أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً» - . زخرف/ 5 - {آیا[باید] قرآن را از شما باز داریم؟} میگوید: این آیه استفهامی است، یعنی شما خیال میکنید شما را به خود وامیگذاریم؟ نه هرگز! حجت را به وسیله پیامبر و امام و حجتهای دیگر بر شما تمام خواهیم کرد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 606 - 607 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد هَارُونُ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله قَالَ: فِی کُلِّ خَلَفٍ مِنْ أُمَّتِی عَدْلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی یَنْفِی عَنْ هَذَا الدِّینِ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ الْجُهَّالِ (2)وَ إِنَّ أَئِمَّتَکُمْ وَفْدُکُمْ إِلَی اللَّهِ فَانْظُرُوا مَنْ تُوفِدُونَ فِی دِینِکُمْ وَ صَلَاتِکُمْ (3).
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ اللَّیْثِیِّ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّ فِیهِ وَ إِنَّ أَئِمَّتَکُمْ قَادَتُکُمْ إِلَی اللَّهِ فَانْظُرُوا بِمَنْ تَقْتَدُونَ فِی دِینِکُمْ وَ صَلَاتِکُمْ (4).
**[ترجمه]قرب الاسناد: ابن صدقه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که آن جناب از آباء گرام خویش، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: در هر گروه از امت من که پس از من میآیند، یک نفر از خاندان من در میان ایشان خواهد بود که تغییرات منحرفین و یاوهسراییهای گمراهان و تأویل و توجیههای نادانان را از میان میبرد. ائمه و پیشوایان راهبر و راهنمای شما هستند که با آنها به پیشگاه پروردگار خواهید رفت. دقت کنید چه کسی را برای رهبری و راهنمایی در دین و نماز خود میپذیرید. - . قرب الاسناد: 37 -
کمال الدین: همین حدیث را با اندک تفاوت آورده است. - . کمال الدین: 128 -
**[ترجمه]
وفد إلیه و علیه ورد و أوفده علیه و إلیه و الوافد السابق من الإبل و الإیفاد و التوفید الإرسال و الوفد الذین یقصدون الأمراء لزیارة و استرفاد و انتجاع.
**[ترجمه]«وفد الیه و علیه» یعنی وارد شدن و «اوفده الیه و علیه» به همین معنی است. «ایفاد و توفید» یعنی ارسال و فرستادن، الوافد السابق من الابل «وفد» یعنی کسانی که به نیت زیارت و کمک و یاری خواستن قصد پادشاهان میکنند.
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد ابْنُ عِیسَی عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَیٍّ یَعْرِفُونَهُ (5).
**[ترجمه]قرب الاسناد: بزنطی از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود: امام باقر علیه السّلام فرمود: حجت خدا بر مردم تمام نمیشود، مگر به وسیله امام زندهای که او را بشناسند. - . قرب الاسناد: 153 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ قَالَ علیه السلام إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ (6).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الأهوازی عن حماد بن عیسی عن بعض أصحابه و محمد بن الهیثم عن أبیه جمیعا عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (7).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: یونس بن یعقوب از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» - . قصص/ 51 - {و به راستی این گفتار را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته نازل ساختیم، امید که آنان پند پذیرند} پرسید. فرمود: منظور امامان است که یکی پس از دیگری میآیند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 489 -
بصائر الدرجات: مانند این روایت را آورده است. - . بصائر الدرجات: 151 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ قَالَ إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حمران از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» پرسید، فرمود: منظور امامان است که یکی پس از دیگری میآیند. - . کنز الفوائد: 217 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ قَالَ إِمَامٌ (2)إِلَی إِمَامٍ (3).
قب، المناقب لابن شهرآشوب عبد الله بن جندب مثله (4).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالله بن جندب گفت: از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» پرسیدم. فرمود: منظور امامان است که یکی پس از دیگری میآیند. - . اصول کافی 1: 415 -
مناقب ابن شهر آشوب: مانند این روایت را آورده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 523 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الْفَحَّامُ عَنِ الْمَنْصُورِیِّ عَنْ مُوسَی بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الثَّالِثِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیهم السلام فِی قَوْلِهِ وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ قَالَ إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ (5)
ص: 184 و 185.
.**[ترجمه]امالی طوسی: امام هادی علیه السّلام از پدرانش، از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» نقل میکند که فرمود: امامان که یکی پس از دیگری میآیند. - . امالی طوسی: 184 - 185 -
**[ترجمه]
علی تفسیره لعل المعنی وصلنا لهم القول أی بیان الحق و الإنذار و تبلیغ الشرائع بنصب إمام بعد إمام أو القول و الاعتقاد بولایة إمام بعد إمام و المراد (6)به قوله تعالی إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً (7)أی هذا الوعد و التقدیر متصل إلی آخر الدهر.
و قال البیضاوی أی أتبعنا بعضه بعضا فی الإنزال لیتصل التذکیر أو فی النظم لیتقرر الدعوة بالحجة و المواعظ بالمواعید و النصائح بالعبر (8).
و قال الطبرسی أی أتینا بآیة بعد آیة و بیان بعد بیان و أخبرناهم
بأخبار الأنبیاء و المهلکین من أممهم (1).
**[ترجمه]شاید منظور از آیه این است که حق را بیان کردیم و مردم را متوجه نمودیم و شرایع را به وسیله امامی پس از امام دیگر تبلیغ کردیم، یا اعتقاد به ولایت امامی پس از امام دیگر. منظور از این آیه توجه به آیهای است که میفرماید:«إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» - . بقره/ 30 - یعنی این وعده و برنامه تا روز قیامت به یکدیگر پیوسته و متصل است.
بیضاوی در تفسیر آیه میگوید: یعنی آیات را یکی پس از دیگری انزال کردیم تا تذکر و توجه به هم پیوسته باشد، یا در نظم به هم پیوسته باشد تا دعوت و حجت ثابت گردد و پند و اندرزها به وعد و وعید و نصایح به عبرتها متصل گردد. - . انوار التنزیل 2: 219 -
مرحوم طبرسی میگوید: یعنی یک آیه را پس از آیه دیگر آوردیم و بیان بعد از بیان و آنها را متوجه زندگی انبیا و امتهای ایشان که به هلاکت رسیدند کردیم. - . مجمع البیان 7: 358 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام ع، علل الشرائع فِی عِلَلِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا علیه السلام فَإِنْ قَالَ فَلِمَ جَعَلَ أُولِی الْأَمْرِ وَ أَمَرَ بِطَاعَتِهِمْ قِیلَ لِعِلَلٍ کَثِیرَةٍ مِنْهَا أَنَّ الْخَلْقَ لَمَّا وَقَفُوا عَلَی حَدٍّ مَحْدُودٍ وَ أُمِرُوا أَنْ لَا یَتَعَدَّوْا ذَلِکَ الْحَدَّ لِمَا فِیهِ مِنْ فَسَادِهِمْ لَمْ یَکُنْ یَثْبُتُ ذَلِکَ وَ لَا یَقُومُ إِلَّا بِأَنْ یَجْعَلَ عَلَیْهِمْ فِیهِ أَمِیناً یَأْخُذُهُمْ بِالْوَقْفِ عِنْدَ مَا أُبِیحَ لَهُمْ وَ یَمْنَعُهُمْ مِنَ التَّعَدِّی وَ الدُّخُولِ فِیمَا خَطَرَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُ لَوْ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَکَانَ أَحَدٌ لَا یَتْرُکُ لَذَّتَهُ وَ منفعة (2)مَنْفَعَتَهُ لِفَسَادِ غَیْرِهِ فَجَعَلَ عَلَیْهِمْ قَیِّماً یَمْنَعُهُمْ مِنَ الْفَسَادِ وَ یُقِیمُ فِیهِمُ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ مِنْهَا أَنَّا لَا نَجِدُ فِرْقَةً مِنَ الْفِرَقِ وَ لَا مِلَّةً مِنَ الْمِلَلِ بَقُوا وَ عَاشُوا إِلَّا بِقَیِّمٍ وَ رَئِیسٍ لِمَا لَا بُدَّ لَهُمْ مِنْهُ فِی أَمْرِ الدِّینِ وَ الدُّنْیَا فَلَمْ یَجُزْ فِی حِکْمَةِ الْحَکِیمِ أَنْ یَتْرُکَ الْخَلْقَ مِمَّا یَعْلَمُ أَنَّهُ لَا بُدَّ لَهُمْ مِنْهُ وَ لَا قِوَامَ لَهُمْ إِلَّا بِهِ فَیُقَاتِلُونَ بِهِ عَدُوَّهُمْ وَ یُقَسِّمُونَ بِهِ فَیْئَهُمْ وَ یُقِیمُ لَهُمْ جُمُعَتَهُمْ (3)وَ جَمَاعَتَهُمْ وَ یَمْنَعُ ظَالِمَهُمْ مِنْ مَظْلُومِهِمْ وَ مِنْهَا أَنَّهُ لَوْ لَمْ یَجْعَلْ لَهُمْ إِمَاماً قَیِّماً أَمِیناً حَافِظاً مُسْتَوْدَعاً لَدَرَسَتِ الْمِلَّةُ وَ ذَهَبَ الدِّینُ وَ غُیِّرَتِ السُّنَّةُ (4)وَ الْأَحْکَامُ وَ لَزَادَ فِیهِ الْمُبْتَدِعُونَ وَ نَقَصَ مِنْهُ الْمُلْحِدُونَ وَ شَبَّهُوا ذَلِکَ عَلَی الْمُسْلِمِینَ لِأَنَّا قَدْ وَجَدْنَا الْخَلْقَ مَنْقُوصِینَ مُحْتَاجِینَ غَیْرَ کَامِلِینَ مَعَ اخْتِلَافِهِمْ وَ اخْتِلَافِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ أَنْحَائِهِمْ (5)فَلَوْ لَمْ یَجْعَلْ لَهُمْ قَیِّماً حَافِظاً لِمَا جَاءَ بِهِ الرَّسُولُ (6)فَسَدُوا عَلَی نَحْوِ مَا بَیَّنَّا (7)وَ غُیِّرَتِ الشَّرَائِعُ وَ السُّنَنُ وَ الْأَحْکَامُ وَ الْإِیمَانُ وَ کَانَ فِی ذَلِکَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ (8).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا و علل الشرائع: فضل بن شاذان از حضرت رضا علیه السّلام میپرسد: چرا خداوند اولی الامر را قرار داد و دستور داد که از آنها اطاعت کنند؟ حضرت رضا علیه السّلام در جواب او فرمود: به واسطه علتهای زیادی، از آن جمله اینکه چون مردم باید طبق یک برنامه معین زندگی کنند و از حدودی که تعیین شده تجاوز نکنند، چون موجب ناراحتی و زیان ایشان میشود. این مطلب ثابت نمیشد و دوام نمییافت، مگر اینکه امینی در میان آنها راجع به مسائل دینی قرار دهد تا شاهد انجام کارهای لازم ایشان باشد و جلوگیری کند آنها را از کارهایی که منع گردیده. اگر چنین نبود هیچ کس منفعت و لذت خود را برای زیان و ناراحتی دیگری رها نمیکرد. به همین جهت در میان آنها نگهبانی قرار داد تا جلوگیری از فساد نماید و حدود و احکام را به پای دارد. علت دیگر اینکه هیچ یک از ملتها و اقوام نیستند مگر اینکه دارای سرپرست و رئیسی هستند، چون در امور دینی و دنیوی چارهای جز این ندارند. پس خداوند حکیم نیز نباید مردم را واگذارد و چیزی که ناچار احتیاج به آن دارند، برای آنها تعیین نکند. چه که زندگی ایشان به آن بستگی دارد، زیرا به وسیله آن امام و پیشوا با دشمنان خود نبرد میکند و غنائم و درآمدها را تقسیم مینماید و نماز جمعه و جماعت را بپای میدارد و دفاع از مظلوم میکند. دلیل دیگر اینکه اگر امام و پیشوا و امین و نگهبان و امانتداری را قرار ندهد، ملت و دین از بین میرود و سنت و روش پیامبر و احکام به دست تغییر سپرده میشود. گروهی بدعتگذار در آن میافزایند و کافران از دین میکاهند و مسلمانان را به اشتباه میاندازند، زیرا ما مشاهده میکنیم که مردم کامل نیستند و با هم اختلاف دارند و هر یک دارای خواست و آرزوی مخصوصی بوده و حالات مختلفی دارند. اگر خداوند ایمن و نگهبانی قرار ندهد، آداب و شرایعی که پیامبر آورده از میان میرود و احکام و ایمان نابود می شود که این خود به ضرر تمام جهانیان است. - . عیون اخبار الرضا: 249 ، علل الشرائع: 95 -
**[ترجمه]
ص، قصص الأنبیاء علیهم السلام بِالْإِسْنَادِ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ بْنِ أَبِی الدَّیْلَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: عَاشَ نُوحٌ بَعْدَ النُّزُولِ مِنَ السَّفِینَةِ خَمْسَمِائَةِ سَنَةٍ ثُمَّ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ علیه السلام فَقَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ قَدِ انْقَضَتْ نُبُوَّتُکَ وَ اسْتَکْمَلَتْ أَیَّامُکَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی ادْفَعْ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ الَّتِی مَعَکَ إِلَی ابْنِکَ سَامٍ فَإِنِّی لَا أَتْرُکُ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِی وَ یَکُونُ نَجَاةً فِیمَا بَیْنَ قَبْضِ النَّبِیِّ وَ بَعْثِ النَّبِیِّ الْآخَرِ وَ لَمْ أَکُنْ أَتْرُکُ النَّاسَ بِغَیْرِ حُجَّةٍ وَ دَاعٍ إِلَیَّ وَ هَادٍ إِلَی سَبِیلِی وَ عَارِفٍ بِأَمْرِی فَإِنِّی قَدْ قَضَیْتُ أَنْ أَجْعَلَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادِیاً أَهْدِی بِهِ السُّعَدَاءَ وَ یَکُونُ حُجَّةً عَلَی الْأَشْقِیَاءِ قَالَ فَدَفَعَ نُوحٌ علیه السلام جَمِیعَ ذَلِکَ إِلَی ابْنِهِ سَامٍ وَ أَمَّا حَامٌ وَ یَافِثُ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمَا عِلْمٌ یَنْتَفِعَانِ بِهِ قَالَ وَ بَشَّرَهُمْ نُوحٌ بِهُودٍ علیهما السلام وَ أَمَرَهُمْ بِاتِّبَاعِهِ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ یَفْتَحُوا الْوَصِیَّةَ کُلَّ عَامٍ فَیَنْظُرُوا فِیهَا فَیَکُونَ ذَلِکَ عِیداً لَهُمْ کَمَا أَمَرَهُمْ آدَمُ علیه السلام (1).
**[ترجمه]قصص الأنبیاء: عبدالحمید بن ابی دیلم از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: نوح پس از خارج شدن از کشتی مدت پانصد سال زندگی کرد. بعد جبرئیل بر او نازل شد و گفت که مدت نبوت تو پایان یافته و عمرت تمام شده و خداوند میفرماید ودایع علمی و آثار نبوت را که در اختیار تو است، به فرزندت سام بسپار، زیرا من زمین را خالی از عالمی که راه و روش مرا به مردم بیاموزد نمیگذارم، که او وسیله نجات مردم است در فاصله مردن پیامبری تا مبعوث شدن پیامبر دیگر و آنها را بدون راهنما و حجت و رهبر و آشنا به دستورات خود نمیگذارم. من چنین مقرر کردهام که هر قوم و ملتی رهبری داشته باشند که هدایتجویان را به راه من آشنا نماید و دلیلی بر شقاوتمندان باشد. نوح تمام آن آثار را به فرزند خود سام سپرد، ولی حام و یافث بهرهای از علم نداشتند. نوح آنها را به ظهور هود بشارت داد و گفت که از هود پیروی کنید، و دستور داد تا در هر سال یک مرتبه وصیتنامه او را بگشایند و آن را به دقت ملاحظه نمایند و آن روز برای آنها عید باشد، چنان چه آدم همین دستور را داده بود. - . قصص الانبیاء: 29 (نسخه خطی که نزد مؤلف بوده است.) -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کَانَ بَیْنَ عِیسَی وَ بَیْنَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله خَمْسُمِائَةِ عَامٍ مِنْهَا مِائَتَانِ وَ خَمْسُونَ عَاماً لَیْسَ فِیهَا نَبِیٌّ وَ لَا عَالِمٌ ظَاهِرٌ قُلْتُ فَمَا کَانُوا قَالَ کَانُوا مُسْتَمْسِکِینَ بِدِینِ عِیسَی علیه السلام قُلْتُ فَمَا کَانُوا قَالَ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ قَالَ علیه السلام وَ لَا تَکُونُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ (2).
**[ترجمه]کمال الدین: یعقوب بن شعیب گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: فاصله بین عیسی علیه السّلام و حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم پانصد سال بود که دویست و پنجاه سال آن پیامبر و عالمی آشکارا وجود نداشت. عرض کردم: پس مردم چه میکردند؟ فرمود: پیرو دین عیسی بودند. گفتم: در چه حال بودند؟ فرمود: مؤمن. سپس اضافه کرد: زمین هیچ گاه خالی از عالم و راهنما نیست. - [1]. کمال الدین: 96 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْهَیْثَمِ (3)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام أَ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ (4)فَقَالَ لَا قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهَا لَا تَبْقَی بِغَیْرِ إِمَامٍ
إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَی الْعِبَادِ فَقَالَ لَا لَا تَبْقَی إِذاً لَسَاخَتْ (1).
ک، إکمال الدین أبی عن سعد و الحمیری عن إبراهیم بن مهزیار عن أخیه علی عن الحسن بن علی الخزاز عن أحمد بن عمر عن الرضا علیه السلام مثله (2)
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن إبراهیم عن محمد بن عیسی عن محمد بن الفضیل مثله (3).
**[ترجمه]کمال الدین محمد بن فضیل گفت: از امام رضا علیه السّلام سؤال کردم: آیا زمین بدون امام باقی میماند؟ فرمود: نه. عرض کردم: ما از حضرت صادق روایت کردیم که: بدون امام باقی نمیماند، مگر آنکه خداوند بر اهل زمین یا بر بندگانش عذاب میکند. امام فرمود: نه، باقی نمیماند، مگر آنکه اهلش را فرو میبرد. - . کمال الدین: 116 -
کمال الدین و غیبت نعمانی: همین روایت را با اندک اختلاف در سند آوردهاند. - . کمال الدین: 117 ، غیبت نعمانی: 69 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ الْیَقْطِینِیِّ وَ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ مَعاً عَنْ زَکَرِیَّا الْمُؤْمِنِ وَ ابْنِ فَضَّالٍ مَعاً عَنْ أَبِی هَرَاسَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ: لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ (4).
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن إبراهیم عن الیقطینی مثله (5)
یر، بصائر الدرجات عن الیقطینی مثله (6).
**[ترجمه]کمال الدین: زکریای مؤمن و ابن فضال از ابی هراسه نقل کردند که حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمود: اگر امام یک ساعت در روی زمین نباشند، زمین ساکنان خود را فرو میبرد، همان طور که دریا اهلش را در امواج خروشان غرق میکند. - . کمال الدین: 116 -
غیبت نعمانی و بصائر الدرجات: با تفاوت در سند مثل این روایت را آوردهاند. - . غیبت نعمانی: 69 ، بصائر الدرجات: 124 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْجَبَلِیِّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی حَدِیثٍ لَهُ فِی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام یَقُولُ فِی آخِرِهِ وَ لَوْ لَا مَنْ عَلَی الْأَرْضِ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ لَنَفَضَتِ الْأَرْضُ مَا فِیهَا وَ أَلْقَتْ مَا عَلَیْهَا إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو سَاعَةً مِنَ الْحُجَّةِ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: زراره از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که آن جناب در ضمن گفتاری پیرامون امام حسین علیه السّلام، در آخر آن فرمودند: اگر روی زمین حجت خدا نباشد، آنچه که بر روی زمین است به تپش و لرزش میافتند و همه را پرت میکند. زمین ساعتی خالی از حجت نیست. - . کمال الدین: 116 - 117 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ أَبِی دَاوُدَ الْمُسْتَرِقِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام إِنَّا رُوِّینَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ
إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَی بِغَیْرِ إِمَامٍ أَ وَ تَبْقَی وَ لَا إِمَامَ فِیهَا فَقَالَ مَعَاذَ اللَّهِ لَا تَبْقَی سَاعَةً إِذاً لَسَاخَتْ (1).
**[ترجمه]کمال الدین: احمد بن عمر گفت: به امام رضا علیه السّلام عرض کردم: ما از امام صادق علیه السّلام روایت کردیم که فرمود: زمین بدون امام باقی نمیماند، یا باقی میماند و امام در آن نیست. حضرت فرمود: پناه بر خدا! ساعتی هم باقی نمیماند که اگر این گونه شود، زمین اهلش را میبلعد. - . کمال الدین: 116 - 117 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا علیه السلام نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ (2)وَ خُلَفَاؤُهُ فِی عِبَادِهِ وَ أُمَنَاؤُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ نَحْنُ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ وَ أَعْلَامُهُ فِی بَرِیَّتِهِ بِنَا یُمْسِکُ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ بِنَا یُنْزِلُ الْغَیْثَ وَ یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ مِنَّا ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ وَ لَوْ خَلَتْ یَوْماً بِغَیْرِ حُجَّةٍ لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: ابراهیم بن محمود گفت: حضرت رضا علیه السّلام فرمود: ما حجت خدا هستیم در روی زمین و خلیفه او در میان بندگان و امین اسرار خدا و کلمه تقوا و دستاویز محکم و گواهان خدا و نشانههای او در میان مردم. به واسطه ما خداوند آسمانها و زمین را از ریزش نگه میدارد؛ به واسطه ما باران میبارد و رحمت خدا پراکنده میگردد. زمین خالی از رهبری از ما خانواده نخواهد بود، چه ظاهر و آشکار باشد یا پنهان و ترسان. اگر زمین یک روز خالی از حجت باشد، مانند دریا اهلش را فرو میبرد. - . کمال الدین: 116 - 117 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام نحن کلمة التقوی إشارة إلی قوله تعالی وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوی (4)و فسرها المفسرون بکلمة الشهادة و بالعقائد الحقة إذ بها یتقی من النار أو هی کلمة أهل التقوی و إطلاقها علیهم إما باعتبار أنهم علیهم السلام کلمات الله یعبرون عن مراد الله کما أن الکلمات تعبر عما فی الضمیر أو باعتبار أن ولایتهم و القول بإمامتهم سبب للاتقاء من النار ففیه تقدیر مضاف أی ذو کلمة التقوی و العروة الوثقی إشارة إلی أنهم هم المقصودون بها فی قوله تعالی فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی (5)و یحتمل هنا أیضا حذف المضاف و العروة کل ما یتعلق أو یتمسک به.
**[ترجمه]سخن امام علیه السّلام که فرمود: ما کلمه تقوا هستیم اشاره به این آیه شریفه دارد که فرمود: «و ألزمهم کلمة التقوی» - . فتح/ 26 - {و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت.} و مفسران آن را کلمه شهادت و عقاید حقیقی که با آن از آتش محافظت میشوند تفسیر کردهاند. یا آن را کلمه اهل تقوا گفتهاند. و اطلاق کلمه بر ایشان یا به اعتبار آن است که ایشان علیهم السّلام کلمات خدا هستند که به مراد خدا تعبیر میشوند - همان گونه که از کلمات به آنچه در نهانشان است تعبیر میشوند - یا به اعتبار ولایت و امامت ایشان که سبب حفظ از آتش است، به این گونه که مضاف در تقدیر خواهد بود، یعنی صاحب کلمه تقوا. دستاویز محکم نیز اشاره دارد به آنکه ایشان مقصود خداوند در آیه شریفه «فقد استمسک بالعروة الوثقی» - . بقره/ 256 - {به یقین به دستاویزی استوار چنگ زده است} هستند و در اینجا نیز احتمال حذف مضاف وجود دارد.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَلِیٍّ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهَا حُجَّةٌ عَالِمٌ إِنَّ الْأَرْضَ
لَا یُصْلِحُهَا إِلَّا ذَلِکَ وَ لَا یُصْلِحُ النَّاسَ إِلَّا ذَلِکَ (1).
ع، علل الشرائع أبی عن سعد عن محمد بن عیسی عن سعد بن أبی خلف مثله (2).
**[ترجمه]کمال الدین: حسن بن زیاد گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: زمین هرگز خالی از حجت دانایی نیست. دوام و بقای زمین به همان حجت است و مردم را جز این صلاح و چارهای نیست. - . کمال الدین: 177 -
علل الشرائع: همین حدیث را با اختلاف در متن و سند آورده است. - . علل الشرائع: 76 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ الْیَقْطِینِیِّ وَ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ مَعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الطَّیَّارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا (3)إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ أَوْ کَانَ الْبَاقِی الْحُجَّةَ الشَّکُّ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ (4).
ک، إکمال الدین ابن الولید عن سعد و الحمیری معا عن محمد بن الحسن عن محمد بن أبی عمیر عن حمزة بن حمران عنه علیه السلام مثله (5).
**[ترجمه]کمال الدین: حمزة بن الطیار از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اگر در روی زمین بیش از دو نفر باقی نماند، یکی از آن دو حجت خواهد بود. یا فرمود: «آن کس که باقی مانده، حجت است.» تردید از راوی حدیث است. - . کمال الدین: 117 -
کمال الدین: با سند دیگری آن را آورده است. - . کمال الدین: 134 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَدَعِ الْأَرْضَ بِغَیْرِ عَالِمٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمَا عُرِفَ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ (6).
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن إبراهیم عن الیقطینی مثله (7).
**[ترجمه]کمال الدین: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی زمین را خالی از عالم نمیگذارد. اگر چنین بود فرقی بین حق و باطل گذاشته نمیشد. - . کمال الدین: 117 -
غیبت نعمانی: با سند دیگری این روایت را آورده است. - . غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ فِی حَالِ اسْتِقَامَتِهِ (8)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَمْضِی الْإِمَامُ وَ لَیْسَ لَهُ عَقِبٌ قَالَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ
1) اکمال الدین: 177.
2) علل الشرائع: 76 لم یذکر فیه صدره، و فیه: قال: الأرض لا یکون الا و فیها عالم یصلحهم و رواه فیه عن ابن الولید عن الصفار عن محمّد بن عیسی عن صفوان بن یحیی عن ابن مسکان عن الحسن بن زیاد عن أبی عبد اللّه علیه السلام قال: لا یصلح الناس الا امامهم و لا تصلح الأرض الا بذلک.
3) فی المصدر: لو لم یبق من أهل الأرض.
4) اکمال الدین: 117. فیه و فی نسخة من الکتاب: او کان الثانی.
5) اکمال الدین: 134 فیه: او کان الثانی.
6) اکمال الدین: 117 فیه: بغیر امام.
7) غیبة النعمانیّ: 68.
8) لانه رجع بعد ذلک إلی النصب او الغلوّ علی اختلاف.
قُلْتُ فَیَکُونُ (1)(مَا ذَا) قَالَ لَا یَکُونُ إِلَّا أَنْ یَغْضَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی خَلْقِهِ فَیُعَاجِلَهُمْ (2).
**[ترجمه]کمال الدین: زراره گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است امام از دنیا برود با اینکه فرزندی نداشته باشد؟ فرمود: نه، چنین چیزی امکان ندارد. عرض کردم: آیا ممکن است روی زمین امام وجود نداشته باشد؟ فرمود: نه، مگر خداوند بخواهد بر مردم خشم بگیرد و تومار زندگی آنها را در هم نوردد. - . کمال الدین: 118 -
**[ترجمه]
قوله فیکون لعله زید من الرواة أو سأله تأکیدا أو فهم من الکلام السابق عدم تحقق ذلک فیما مضی فسأل أنه هل یکون ذلک فیما یستقبل أو أنه سأله بعد ما علم أنه لا یکون إماما (3)بغیر عقب أنه هل یکون العقب غیر إمام أو هل یکون الدهر بغیر إمام (4).
**[ترجمه]اینکه راوی سؤال میگوید: آیا ممکن است روی زمین امام وجود نداشته باشد؟ شاید عبارت زائدی از راویان باشد یا سؤال برای تأکید است یا فهم کلام سابق که محقق نشده و دوباره سؤال میکند. پس این گونه میپرسد که آیا در آینده خواهد بود یا اینکه بعد از آنکه فهمید امام بدون فرزند و دنباله نخواهد بود، آیا آن غیر امام است یا اینکه روزگار بدون امام خواهد بود.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی سَعِیدٍ الْغَضَنْفَرِیِّ (5)عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ یَوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ لَعَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَنَا حُجَّةً فِی أَرْضِهِ وَ أَمَاناً فِی الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ لَنْ یَزَالُوا فِی أَمَانٍ مِنْ أَنْ تَسِیخَ بِهِمُ الْأَرْضُ مَا دُمْنَا بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُهْلِکَهُمْ وَ لَا یُمْهِلَهُمْ وَ لَا یُنْظِرَهُمْ ذَهَبَ بِنَا مِنْ بَیْنِهِمْ وَ رَفَعَنَا اللَّهُ ثُمَّ یَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ (6)وَ أَحَبَّ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: عمرو بن ثابت از پدر خود نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: اگر زمین یک روز خالی از امامی از خانواده ما باشد، اهلش را فرو میبرد و خدا مردم را به بدترین عذاب شکنجه میکند. خداوند ما را حجت در روی زمین قرار داده و امان برای اهل زمین هستیم، تا وقتی ما در میان آنها باشیم از فرو بردن در امان هستند. اگر خدا تصمیم بگیرد که مردم را هلاک کند و به ایشان مهلت ندهد، ما را از میان آنها بر میدارد و بلند میکند. آنگاه آنچه بخواهد و دوست داشته باشد انجام میدهد. - . کمال الدین: 118 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْعَطَّارُ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقٍ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَمْ تَخْلُو (8)الْأَرْضُ مُنْذُ کَانَتْ مِنْ حُجَّةٍ عَالِمٍ یُحْیِی فِیهَا مَا یُمِیتُونَ مِنَ الْحَقِّ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (9).
1) فی المصدر: فکیف و فی نسخة منه: فیکون ما ذا قال: لا یکون ذلک إلا.
2) اکمال الدین: 118.
3) هکذا فی المطبوع: و فی النسخة المخطوطة: لا یکون الامام.
4) و علی ما ذکرنا من اختلاف النسخة لا حاجة إلی هذه التأویلات.
5) فی المصدر: محمّد بن أحمد عن أبی سعید العصفری.
6) فی نسخة: ما شاء.
7) اکمال الدین: 118.
8) الصحیح: لم تخل و فی المصدر: قال: سمعته و هو یقول: لم تخل.
9) اکمال الدین: 128. و الآیة فی الصف: 8.
**[ترجمه]کمال الدین: عمار گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: زمین از ابتدا خالی از حجت عالم و دانایی نبوده که دستوراتی را که مردم به دست فراموشی سپردهاند و از بین رفته احیا کند. بعد آن جناب این آیه را تلاوت کرد: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» - . صف/ 8 - {میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گرچه کافران را ناخوش افتد، نور خود را کامل خواهد گردانید}. - . کمال الدین: 128 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ النَّهْدِیِّ عَنْ نَجْمِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیِّ (1)
الهیثم بن أبی مسروق النهدی عن محمّد بن خالد عن نجم بن خالد البرقی عن خالد بن حماد.
عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ وَ مَعَ الْخَلْقِ وَ بَعْدَ الْخَلْقِ (2).ک، إکمال الدین أبی عن الحمیری عن الحسن بن علی الزیتونی عن أبی هلال عن خلف بن حماد عن ابن مسکان عن محمد بن مسلم عنه علیه السلام مثله (3)
یر، بصائر الدرجات الهیثم النهدی عن البرقی عن خلف بن حماد مثله (4).
**[ترجمه]کمال الدین: ابان بن تغلب نقل کرد که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: حجت، قبل از مردم و با مردم و بعد از مردم خواهد بود. - . کمال الدین: 128 -
کمال الدین و بصائر الدرجات: همین روایت را با اسناد دیگری نقل کردهاند. - . کمال الدین: 135 ، بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ علیه السلام فَقَالَ یَا أَحْمَدُ مَا کَانَ حَالُکُمْ فِیمَا کَانَ النَّاسُ فِیهِ مِنَ الشَّکِّ وَ الِارْتِیَابِ فَقُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی لَمَّا وَرَدَ الْکِتَابُ لَمْ یَبْقَ مِنَّا رَجُلٌ وَ لَا امْرَأَةٌ وَ لَا غُلَامٌ بَلَغَ الْفَهْمَ إِلَّا قَالَ بِالْحَقِّ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ وَ أَنَا ذَلِکَ الْحُجَّةُ أَوْ قَالَ أَنَا الْحُجَّةُ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: احمد بن اسحاق گفت: خدمت امام علی النقی علیه السّلام رسیدم. فرمود: احمد! این حیرت و سرگردانی و شکی که راجع به تشخیص امام و حجت خدا در مردم است، شما در این مورد چگونه هستید؟ عرض کردم: آقا! همین
که نامه به ما رسید، تمام زن و مرد ما حتی بچههایی که دارای تمیز و تشخیص بودند، معتقد به حق شده و به امامت شما اعتراف کردند. فرمود: احمد! مگر نمیدانی که زمین نباید خالی از حجت باشد؟ من همان حجت خدا هستم. یا فرمود: «من حجتم.» - . کمال الدین: 128 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ: خَرَجَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام إِلَی بَعْضِ رِجَالِهِ فِی عَرْضِ کَلَامٍ لَهُ مَا مُنِیَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی بِمَا مُنِیتُ بِهِ مِنْ شَکِّ هَذِهِ الْعِصَابَةِ فِیَّ فَإِنْ کَانَ هَذَا الْأَمْرُ أَمْراً اعْتَقَدْتُمُوهُ وَ دِنْتُمْ بِهِ إِلَی وَقْتٍ فَلِلشَّکِّ مَوْضِعٌ وَ إِنْ کَانَ مُتَّصِلًا مَا اتَّصَلَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا مَعْنَی هَذَا الشَّکِّ (6).
**[ترجمه]کمال الدین: احمد بن اسحاق گفت: در ضمن فرمایشی که حضرت امام حسن عسکری با یکی از اصحاب داشت، فرمود: هیچ یک از آباء و اجدادم مانند من گرفتار شک مردم در امامتشان نشدهاند. اگر شما معتقد به امامتی شدهاید که محدود و موقتی است و تا یک وقت معین این امامت خواهد بود، میتوانید در امامت من شک داشته باشید و اما اگر امامت دوام دارد، تا آخر دنیا خواهد بود. پس این شک موردی ندارد. - . کمال الدین: 128 -
**[ترجمه]
یقال منی بکذا علی بناء المجهول أی ابتلی به قوله إلی وقت
1) فی النسخة المطبوعة: (عن نجم محمّد بن خالد) و فیه تصحیف، و فی المصدر:
2) اکمال الدین: 128.
3) اکمال الدین: 135. فیه: عن ابن هلال.
4) بصائر الدرجات: 143 فیه: خلف بن حماد عن أبان بن تغلب.
5) اکمال الدین: 128. فیه: (فقال: احمد اللّه علی ذلک یا أحمد) و فیه، و انا الحجة.
6) اکمال الدین: 128 فیه، و دنتم به إلی وقت ثمّ ینقطع فللشک.
حاصله أنکم إذا اعتقدتم و دنتم به إلی دین الإمامیة (1)فیلزمکم القول بکل ما فیه و منها القول بعدم توقیت تعیین الإمام إلی وقت و عدم انقطاع الخلافة عن الأرض إلی انقضاء الدنیا فإذا قلتم ذلک فلا مجال للشک لظهور کونی أقرب الناس إلی الإمام الأول و أولی الناس بهذا الأمر و المراد بأمور الله تعالی تکالیفه و أحکامه.
**[ترجمه]عبارت بنا بر مجهول گذاشته شده است، یعنی مبتلا به این امر شدهام که تا هر وقتی که میدانید، اگر معتقد و متدین به مذهب امامیه شدید باید همه چیزش را بپذیرید و از این ملزومات آنکه وقت و زمانی برای امام تعیین نکنید. خلافت در زمین تا پایان دنیا منقطع نمیشود، اگر این را گفتید دیگر تردیدی باقی نمیماند. نزدیکترین مردم به امام و شایستهترین به این امر باشید. منظور از امور خدا، تکالیف و احکام اوست.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ وَ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ جَمِیعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ وَ الْوَشَّاءِ مَعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ لَنْ تَخْلُوَ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا (2)مِنَّا رَجُلٌ یَعْرِفُ الْحَقَّ فَإِذَا زَادَ النَّاسُ فِیهِ قَالَ قَدْ زَادُوا وَ إِذَا نَقَصُوا مِنْهُ قَالَ قَدْ نَقَصُوا وَ إِذَا جَاءُوا بِهِ صَدَّقَهُمْ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَمْ یُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ قَالَ عَبْدُ الْحَمِیدِ بْنُ عَوَّاضٍ الطَّائِیُّ بِالَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَسَمِعْتُ هَذَا الْحَدِیثَ مِنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام بِاللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَسَمِعْتُهُ مِنْهُ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: حسین بن ابی حمزه ثمالی از پدر خود نقل کرد که گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: زمین خالی از وجود امامی از ما خانواده نیست که معرف حق و واقعیت باشد. هر گاه مردم چیزی در دین بیفزایند او اعلام میکند و اگر بکاهند، باز مردم را متوجه خواهد کرد. اما در صورتی که مطابق واقع انجام دهند، آنها را تصدیق میکند. اگر چنین نبود، حق از باطل تشخیص داده نمیشد.
عبدالحمید بن عواض طایی گفت: قسم به پروردگاری که جز او آفرینندهای نیست، عین این حدیث را من خودم از حضرت باقر شنیدم. به خداوند یکتای بی همتا همین حدیث را از آن جناب شنیدم. - . کمال الدین: 129 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَلِیٍّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ وَ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام عَالِمُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ الْعِلْمُ یُتَوَارَثُ وَ لَیْسَ یَهْلِکُ مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا تَرَکَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مَنْ یَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ اللَّهُ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: محمّد بن مسلم نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: علی علیه السّلام عالم این امت است و علم به ارث واگذار میشود، هیچ یک از خانواده ما نیست مگر اینکه جانشینی دارد که به اندازه او یا آن قدر که خدا بخواهد دارای علم است. - . کمال الدین: 129 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ رِبْعِیٍّ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام قَالا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی أُهْبِطَ مَعَ آدَمَ لَمْ یُرْفَعْ وَ الْعِلْمُ یُتَوَارَثُ وَ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الْعِلْمِ وَ آثَارِ الرُّسُلِ وَ الْأَنْبِیَاءِ لَمْ یَکُنْ مِنْ أَهْلِ هَذَا الْبَیْتِ وَ هُوَ بَاطِلٌ وَ إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام عَالِمُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ إِنَّهُ لَنْ یَمُوتَ مِنَّا عَالِمٌ إِلَّا خَلَّفَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ اللَّهُ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: فضیل بن یسار گفت: از حضرت صادق و حضرت باقر علیهما السّلام شنیدم که فرمودند: علمی که با آدم به زمین آمد از بین نرفته و به ارث واگذار میشود. هر علم و آثاری از پیامبران و انبیاء منحصر به این خانواده است و دیگری اگر مدعی شود، باطل خواهد بود. علی علیه السّلام عالم این امت است و هیچ یک از ما خانواده نخواهد مرد، مگر اینکه جانشینی از خود باقی میگذارد که به اندازه او یا آنچه خداوند بخواهد عالم است. - . کمال الدین: 129 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ وَ فَضَالَةَ (1)بْنِ أَیُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تُتْرَکُ إِلَّا وَ عَالِمٌ (2)یَعْلَمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ مَا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی النَّاسِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ عَلِمَ مَا ذَا فَقَالَ وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیٍّ علیه السلام (3).
**[ترجمه]کمال الدین: حارث بن مغیره گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: زمین را از عالمی که اطلاع از حلال و حرام و نیازهای مردم داشته باشد خالی نمیگذارند. عرض کردم: فدایت شوم! چگونه علمی است؟ فرمود: علمی که به ارث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و علی مرتضی علیه السّلام به او رسیده است. - . کمال الدین: 129 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام هَلْ تَکُونُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ قَالَ لَا تَکُونُ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ لِحَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ وَ مَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: حسن بن زیاد گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است زمین بدون امام باشد؟ فرمود: هرگز، پیوسته در روی زمین امامی هست که عارف به حلال و حرام و احتیاجات مردم است. - . کمال الدین: 129 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنْ یُونُسَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَمْ یَتْرُکِ اللَّهُ الْأَرْضَ بِغَیْرِ عَالِمٍ یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِمْ یَعْلَمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ بِمَا ذَا یَعْلَمُ قَالَ بِمَوَارِیثِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (5).
**[ترجمه]کمال الدین: حارث بن مغیرة گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: خداوند زمین را بدون عالمی که مردم به او احتیاج دارند رها نمیکند. اما او به مردم نیازی ندارد، او حلال و حرام را میداند. عرض کردم: فدایت گردم! از کجا میداند؟ فرمود: از میراث پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السّلام. - . کمال الدین: 129 - 130 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَ آدَمَ لَمْ یُرْفَعْ وَ مَا مَاتَ مِنَّا عَالِمٌ إِلَّا وَرَّثَ عِلْمَهُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَبْقَی بِغَیْرِ عَالِمٍ (6).
**[ترجمه]کمال الدین: با همان سند قبلی، حضرت صادق علیه السّلام فرمود: علمی که با آدم علیه السّلام نازل شد و باز نمیگردد. از ما کسی نمیمیرد، مگر آنکه علمش را به میراث میگذارد؛ زمین بدون عالم باقی نمیماند. - . کمال الدین: 130 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْغِفَارِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ مَعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
1) فی المصدر: عن فضالة بن أیّوب.
2) فی المصدر: الا بعالم.
3) اکمال الدین: 129 فیه: علم بما ذا؟ قال: وراثة عن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و علیّ علیه السلام.
4) اکمال الدین: 129. فیه: و فیها امام عالم لحلالهم و لحرامهم.
5) اکمال الدین: 129 و 130 فیه: بوراثة.
6) اکمال الدین: 130 فیه: ورث علمه من بعده.
عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَزَالُ فِی وُلْدِی مَأْمُونٌ مَأْمُولٌ (1).
**[ترجمه]کمال الدین: جعفر بن ابراهیم و حسین بن زید هر دو از حضرت صادق علیه السّلام نقل کردند که فرمود: امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده است: آن شخصیتی که مورد اطمینان و ملجا و پناه مردم است (یعنی امام)، پیوسته در میان فرزندان من خواهد بود. - . کمال الدین: 132 - 133 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ وَ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ سَالِمَ بْنَ أَبِی حَفْصَةَ یَلْقَانِی فَیَقُولُ لِی أَ لَسْتُمْ تَرْوُونَ أَنَّهُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتَتُهُ مَوْتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ فَأَقُولُ لَهُ بَلَی فَیَقُولُ قَدْ مَضَی أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَمَنْ إِمَامُکُمُ الْیَوْمَ فَأَکْرَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنْ أَقُولَ لَهُ جَعْفَرٌ علیه السلام فَأَقُولُ أَئِمَّتِی آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَیَقُولُ لِی مَا أَرَاکَ صَنَعْتَ شَیْئاً فَقَالَ علیه السلام وَیْحَ سَالِمِ بْنِ أَبِی حَفْصَةَ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ هَلْ یَدْرِی سَالِمٌ مَا مَنْزِلَةُ الْإِمَامِ إِنَّ مَنْزِلَةَ الْإِمَامِ أَعْظَمُ مِمَّا یَذْهَبُ إِلَیْهِ سَالِمٌ وَ النَّاسُ أَجْمَعُونَ فَإِنَّهُ لَنْ یَهْلِکَ مِنَّا إِمَامٌ قَطُّ إِلَّا تَرَکَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِهِ وَ یَسِیرُ مِثْلَ سِیرَتِهِ وَ یَدْعُو إِلَی مِثْلِ الَّذِی دَعَا إِلَیْهِ فَإِنَّهُ لَمْ یَمْنَعِ اللَّهُ مَا أَعْطَی دَاوُدَ أَنْ أَعْطَی سُلَیْمَانَ أَفْضَلَ مِنْهُ (2).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو عبیده گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم! سالم بن ابی حفصه هر وقت مرا میبیند میپرسد مگر شما روایت نمیکنید که هر کس بمیرد و امام زمانی نداشته باشد، به مانند مردم جاهلیت از دنیا رفته است؟ میگویم چرا. سؤال میکند پس بگو که بعد از مرگ ابو جعفر (حضرت باقر علیه السّلام) امام شما کیست؟ من در جواب او نمیخواهم بگویم حضرت صادق جعفر بن محمّد علیه السّلام، اما میگویم امام و پیشوایان ما از آل محمّد هستند. میگوید اعتقاد صحیحی نداری و کاری از پیش نبردهای.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: وای بر سلام بن ابی حفصه! خدایش لعنت کند! آیا او میداند امام دارای چه منزلت و موقعیتی است؟ مقام امام بسیار بالاتر است از آن است که سالم بن ابی حفصه و مردم معتقدند. هرگز از ما خانواده کسی نخواهد مرد، مگر اینکه کسی را به جانشینی خود دارد که دارای علم او است و مانند او رفتار میکند و به همان راهی که او مردم را دعوت میکرد، دعوت میکند. کسی جلوی خدا را نگرفته که آنچه به داود داد به سلیمان که پسر او بود، بهتر از آن را عنایت کند. - . کمال الدین: 133 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الرَّبِیعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِمِیِّ (3)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْعَامِرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهَا حُجَّةٌ یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا تَنْقَطِعُ الْحُجَّةُ مِنَ الْأَرْضِ إِلَّا أَرْبَعِینَ یَوْماً قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَإِذَا رُفِعَتِ الْحُجَّةُ أُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَةِ وَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَنْ تُرْفَعَ الْحُجَّةُ أُولَئِکَ شِرَارُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ وَ هُمُ الَّذِینَ یَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَةُ (4).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن علی بن الحکم عن ربیع بن محمد المسلی مثله (5)
1) اکمال الدین : ١٣٢ و ١٣٣.
2) اکمال الدین: 133.
3) هکذا فی الکتاب و فی البصائر و المحاسن: و فی الاکمال مسکی و کلاهما مصحفان عن المسلی، منسوب إلی مسیلة: ابو بطن من مذحج، و هو مسیلة بن عامر بن عمرو ابن علة بن جلد بن مالک بن ادد. و مالک هو مذحج.
4) اکمال الدین: 133 فیه: اغلقت أبواب التوبة.
5) بصائر الدرجات: 141.
سن، المحاسن علی بن الحکم عن المسلی مثله (1).
**[ترجمه]کمال الدین: عبداللَّه بن سلیمان عامری از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: زمین پیوسته از جانب خدای بزرگ دارای حجت و امامی است که عارف به حلال و حرام است و مردم را به راه خدا دعوت میکند. و هیچ وقت زمین بدون حجت نخواهد بود، مگر چهل روز قبل از برپا شدن قیامت. وقتی حجت از روی زمین برداشته شد، دیگر در توبه بسته میشود و اگر کسی قبلا ایمان نیاورده باشد، بعد از آن دیگر ایمان آوردن برایش سودی نخواهد داشت. چنین مردمی بدترین خلق خدا هستند و قیامت بر همین مردم به پا میشود. - . کمال الدین: 133 -
بصائر الدرجات و محاسن: همین روایت را با اختلاف در سند نقل کردهاند. - . بصائر الدرجات: 141 ، محاسن: 236 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهَا إِمَامٌ مِنَّا (2).
**[ترجمه]کمال الدین: صفوان از امام رضا علیه السّلام نقل میکند که فرمود: زمین خالی از امامی از ما نمیماند. - . کمال الدین: 133 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَدْ بَلَغْتَ مَا بَلَغْتَ وَ لَیْسَ لَکَ وَلَدٌ فَقَالَ یَا عُقْبَةُ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَا یَمُوتُ حَتَّی یَرَی وَلَدَهُ مِنْ بَعْدِهِ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: بزنطی از عقبة بن جعفر نقل میکند که به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: آقا! شما به این سن رسیدهاید با اینکه دارای فرزندی نیستید. فرمود: عقبه صاحب مقام امامت از دنیا نمیرود، مگر اینکه فرزند خود و امام بعد از خویش را میبیند. - . کمال الدین: 133 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی (4)وَ ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ (5)عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَدْلٍ (6).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند بزرگتر و کریمتر است از آن است زمین را خالی از پیشوای عادل و امام بگذارد. - . کمال الدین: 133 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا تَبْقَی الْأَرْضُ یَوْماً وَاحِداً بِغَیْرِ إِمَامٍ مِنَّا تَفْزَعُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: ابن ابی یعفور گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: یک روز زمین خالی از امامی که از ما خانواده است نخواهد بود که امت در گرفتاریهای خود به او پناه برند. - . کمال الدین: 134 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْحَارِثِ بْنِ نَوْفَلٍ قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ مِنَّا الْهُدَاةُ أَمْ مِنْ غَیْرِنَا قَالَ لَا بَلْ مِنَّا الْهُدَاةُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ بِنَا اسْتَنْقَذَهُمُ اللَّهُ مِنْ ضَلَالَةِ الشِّرْکِ وَ بِنَا یَسْتَنْقِذُهُمُ اللَّهُ مِنْ ضَلَالَةِ الْفِتْنَةِ وَ بِنَا یُصْبِحُونَ
1) المحاسن: 236.
2) اکمال الدین: 133 فیه: ابن الولید عن سعد و الحمیری.
3) اکمال الدین: 133. فیه: عتبة بن جعفر.
4) اقتصر فی المصادر علی روایته عن ابن المتوکل.
5) فی المصدر: علی بن أبی حمزة الثمالی قوله: البطائنی مصحف.
6) اکمال الدین: 133.
7) اکمال الدین: 134 فیه: عبد اللّه بن جعفر الحمیری «عن عبد اللّه بن محمّد بن عیسی خ» عن أحمد بن محمّد بن عیسی.
إِخْوَاناً بَعْدَ الضَّلَالَةِ (1).
**[ترجمه]کمال الدین: عبدالرحمن بن سلیمان از پدر خود نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام از حارث بن نوفل نقل کرد که علی علیه السّلام به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: آیا راهنمایان از ما خانواده هستند یا از خانواده دیگری؟
پیامبر اکرم فرمود: نه، از ما خانواده هستند تا روز قیامت. خداوند به واسطه ما خانواده، آنها را از بتپرستی و شرک نجات بخشیده و به واسطه ما نیز از گمراهی فتنه نجات خواهد بخشید. آنها پس از گمراهی به وسیله ما برادر یکدیگر میشوند. - . کمال الدین: 134 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ الْیَقْطِینِیِّ مَعاً عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ وَ صَفْوَانَ مَعاً عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام هَلْ کَانَ النَّاسُ إِلَّا وَ فِیهِمْ مَنْ قَدْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ مُنْذُ کَانَ نُوحٌ قَالَ لَمْ یَزَلْ کَذَلِکَ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ (2).
سن، المحاسن أبی عن صفوان عن المعلی بن خنیس مثله (3)
ک، إکمال الدین أَبِی عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ وَ فِیهِ أَمِینٌ قَدْ أُمِرُوا وَ قَالَ لَمْ یَزَالُوا (4)
**[ترجمه]کمال الدین: معلی بن خنیس گفت: از حضرت صادق علیه السّلام سؤال کردم که آیا در زمان نوح پیوسته میان مردم امامی وجود داشته که مأمور به اطاعت از او بودهاند؟ فرمود: آری، اما بیشتر مردم ایمان نداشتهاند. - . کمال الدین: 134 -
محاسن و کمال الدین: همین روایت را آوردهاند. - . محاسن: 235 ، کمال الدین: 135 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ وَ لَوْ ذَهَبَ أَحَدُهُمَا بَقِیَ الْحُجَّةُ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: حمزة بن حمران از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اگر در روی زمین فقط دو نفر باشند، یکی از آن دو حجت و امام است؛ اگر یکی از دنیا برود، امام باقی میماند. - . کمال الدین: 135 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَیْسَ تَبْقَی الْأَرْضُ یَا أَبَا خَالِدٍ یَوْماً وَاحِداً بِغَیْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ وَ لَمْ یَبْقَ (6)مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ أَسْکَنَهُ الْأَرْضَ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: هشام بن سالم از یزید کناسی نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: ابا خالد! هرگز زمین یک روز خالی از حجت خدا بر مردم نیست و از روزی که آدم را خدا در زمین جای داده، خالی نبوده است. - . کمال الدین: 135 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ
1) اکمال الدین: 134 فیه: (بل منا الهداة إلی اللّه إلی یوم القیامة) و فیه: و بنا استنقذهم من ضلالة الفتنة، و بنا یصبحون اخوانا بعد ضلالة الفتنة، کما بنا اصبحوا اخوانا بعد ضلالة الشرک، و بنا یختم اللّه کما بنا یفتح.
2) اکمال الدین: 134. فیه: ابا جعفر أبا عبد اللّه خ علیه السلام و فیه: لم یزالوا.
3) المحاسن: 235 فیه: لم یزالوا کذلک.
4) اکمال الدین: 135.
5) اکمال الدین: 135.
6) فی النسخة المخطوطة: و لم تبق.
7) اکمال الدین: 135 فیه: فأسکنه الأرض.
صفوان ، عن عبدالله بن خراش عن أبی عبدالله علیه السلام قال : سأله رجل فقال : لن تخلو الارض ساعة إلا وفیها إمام؟ قال : لا تخلو الارض من الحق(1).
**[ترجمه]کمال الدین: عبداللَّه بن خراش از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که مردی از آن جناب پرسید: آیا ممکن است زمین ساعتی خالی از حجت باشد؟ فرمود: زمین خالی از حق و (راهنما) نیست - . کمال الدین: 135 - .
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْوَلِیدِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ ابْنِ بَشَّارٍ (2)قَالَ: قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ خَالِدٍ لِلرِّضَا علیه السلام وَ أَنَا حَاضِرٌ تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ إِمَامٍ قَالَ لَا (3).
**[ترجمه]کمال الدین: ابن بشار گفت: من در خدمت حضرت رضا علیه السّلام بودم که حسین ابن خالد پرسید: آیا ممکن است زمین خالی از امام باشد؟ فرمود: نه. - . کمال الدین: 135 - 136 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا مِنَّا رَجُلٌ یَعْرِفُ الْحَقَّ فَإِذَا زَادَ النَّاسُ فِیهِ شَیْئاً قَالَ زَادُوا وَ إِذَا نَقَصُوا مِنْهُ قَالَ قَدْ نَقَصُوا(4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو حمزه از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: زمین خالی از ما نمیماند. کسی که حق را میشناسد، اگر مردم چیزی بر آن اضافه کنند میگوید زیاد کردید و اگر از آن بکاهند، میگوید کم کردید. - . بصائر الدرجات: 96 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ الْیَقْطِینِیِّ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنِ الْحَجَّاجِ الْخَشَّابِ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ کُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: معروف بن خرّبوذ گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: پیامبر اکرم فرموده است: مثل اهل بیت من مانند ستارگان آسمان است؛ هر گاه ستارهای پنهان شود، ستارهای دیگر میدرخشد. - . کمال الدین: 164 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ وَ مَاجِیلَوَیْهِ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ عَنِ الْکُوفِیِّ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ (6)عَنْ فَضْلِ بْنِ خَدِیجٍ (7)عَنْ کُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ وَ حَدَّثَنَا ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ وَ سَعْدٌ وَ الْحِمْیَرِیُّ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ عِیسَی وَ ابْنِ هَاشِمٍ مَعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ کُمَیْلٍ
1) اکمال الدین : ١٣٥ فیه : تخلو الارض لا یکون فیها امام؟
2) فی النسخة المخطوطة: الحسن بن بشار.
3) اکمال الدین: 135 و 136.
4) بصائر الدرجات: 96 فیه و فی النسخة المخطوطة: فقد زادوا.
5) اکمال الدین: 164.
6) فی المصدر المطبوع: (عمر بن سعید) و فی نسخة: محمّد بن سعید.
7) لعل الصحیح: فضیل بن خدیج کما یأتی.
وَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ (1)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ ضَرَارِ بْنِ صُرَدَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ (2)عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ وَ حَدَّثَنَا الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ الْهَرَوِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِدْرِیسَ الْحَنْظَلِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُوسَی الْفَزَارِیِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ اللَّفْظُ لِلْفَضْلِ بْنِ خَدِیجٍ (3)عَنْ کُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ قَالَ: أَخَذَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام بِیَدِی فَأَخْرَجَنِی إِلَی ظَهْرِ الْکُوفَةِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا احْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ فَیَهْتَدُوا (4)وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ فَیَنْجُوا (5)یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْإِنْفَاقِ یَا کُمَیْلُ مَحَبَّةُ (6)الْعِلْمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ یَکْسِبُ الْإِنْسَانُ بِهِ الطَّاعَةَ فِی حَیَاتِهِ (7)وَ جَمِیلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ
1) فی المصدر: عبد اللّه بن عبد الوهاب بن نصر بن عبد الوهاب القرشیّ.
2) فی النسخة المخطوطة و فی المصدر: عن عاصم بن حمید عن الثمالی عن عبد الرحمن عن کمیل.
3) فی المصدر: و اللفظ لفضیل بن خدیج أقول: فی لسان المیزان أیضا: فضیل ابن خدیج راجع ج 4: 453.
4) النسخة المخطوطة و المصدر خالیان من قوله: فیهتدوا. و قوله: فینجوا.
5) النسخة المخطوطة و المصدر خالیان من قوله: فیهتدوا. و قوله: فینجوا.
6) فی نسخة: معرفة العلم.
7) فی المصدر: یکسب الإنسان به الطاعة.
صَنِیعُ (1)الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ یَا کُمَیْلُ هَلَکَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ هَا (2)إِنَّ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ لَعِلْماً جَمّاً لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَی أُصِیبُ (3)لَقِنَا غَیْرَ مَأْمُونٍ عَلَیْهِ مُسْتَعْمِلًا (4)آلَةَ الدِّینِ لِلدُّنْیَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَی عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَی أَوْلِیَائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ (5)الْحَقِّ لَا بَصِیرَةَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ یَنْقَدِحُ الشَّکُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةِ الْأُمَّةِ (6)لَا ذَا وَ لَا ذَاکَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِیَادِ لِلشَّهْوَةِ (7)أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَیْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّینِ فِی شَیْءٍ أَقْرَبُ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ کَذَلِکَ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ اللَّهُمَّ بَلَی لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَجِهِ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً أَوْ خَائِفاً مَغْمُوراً (8)لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ قَدْراً (9)بِهِمْ یَحْفَظُ اللَّهُ حُجَجَهُ وَ بَیِّنَاتِهِ حَتَّی یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ یَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ وَ بَاشَرُوا (10)رُوحَ الْیَقِینِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَی یَا کُمَیْلُ أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ
1) فی المصدر: و منفعة المال تزول بزواله.
2) فی المصدر: هاه.
3) فی المصدر: بل اصبت و فی النهج: بلی أصیب.
4) فی المصدر: یستعمل آلة الدین فی الدنیا، و یستظهر بحجج اللّه عزّ و جلّ علی خلقه و بنعمته علی عباده لتتخذ الضعفاء ولیجة دون ولی الحق، او منقادا.
5) فی نسخة مصحّحة من المصدر: او منقادا لجملة الحق.
6) هکذا فی نسخة مصحّحة من المصدر، و فی المطبوع: من شبهة، الا لا ذا و لا ذاک.
7) فی المصدر: او منهوما باللذات، سلس القیاد للشهوات.
8) فی المصدر: اما ظاهر مشهور او خاف مغمور.
9) فی المصدر: (و الاعظمون خطرا) اقول: ای قدرا.
10) فی المصدر: هجم بهم العلم علی حقائق الأمور فباشروا.
فِی أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَی دِینِهِ آهِ آهِ (1)شَوْقاً إِلَی رُؤْیَتِهِمْ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَ لَکُمْ.
وَ فِی رِوَایَةِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ جُنْدَبٍ فَانْصَرِفْ إِذَا شِئْتَ.
وَ حَدَّثَنَا بِهَذَا الْحَدِیثِ الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّرَّاجُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَبِی صَالِحٍ عَنْ مُوسَی بْنِ إِسْحَاقَ الْقَاضِی عَنْ ضَرَارٍ (2)عَنْ عَاصِمٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ قَالَ: أَخَذَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام بِیَدِی وَ أَخْرَجَنِی إِلَی نَاحِیَةِ الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ جَلَسَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلُ احْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ الْقُلُوبُ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فِیهِ بَلَی (3)لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ لَمْ یَذْکُرْ فِیهِ ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ لَا خَائِفاً مَغْمُوراً (4)وَ قَالَ فِی آخِرِهِ إِذَا شِئْتَ فَقُمْ.
وَ أَخْبَرَنَا بِهِ بَکْرُ بْنُ عَلِیٍّ الشَّاشِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْبَزَّازِ الشَّافِعِیِّ عَنْ ضَرَارٍ (5)عَنْ عَاصِمٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ قَالَ: أَخَذَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام بِیَدِی إِلَی (6)نَاحِیَةِ الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ جَلَسَ ثُمَّ تَنَفَّسَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ احْفَظْ مَا أَقُولُ لَکَ الْقُلُوبُ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ بِطُولِهِ إِلَی آخِرِهِ.
1) فی المصدر: هایهای و فی نسخة منه: آه آه.
2) فی المصدر: (قال: حدّثنا أبو نعیم إبراهیم بن صرار بن صرار) و الظاهر أنّه مصحف، و صحیحه: ابو نعیم ضرار بن صرد. راجع تقریب التهذیب: 239.
3) فی المصدر: اللّهمّ بلی.
4) فی المصدر: ظاهر أو خاف مغمور.
5) فی المصدر: بعد الشافعی: قال: حدّثنا موسی بن إسحاق قال: حدّثنا ضرار بن ضرر. أقول: هو مصحف صرد.
6) فی المصدر: فأخرجنی إلی ناحیة.
وَ حَدَّثَنَا بِهِ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَسْوَارِیُّ عَنْ مَکِّیِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّیْرَفِیِّ (1)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُوسَی عَنْ عَاصِمٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ قَالَ: أَخَذَ بِیَدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فَأَخْرَجَنِی إِلَی الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ جَلَسَ ثُمَّ تَنَفَّسَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ الْقُلُوبُ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ.
وَ حَدَّثَنَا بِهِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الصَّقْرِ عَنْ مُوسَی بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ ضَرَارٍ عَنْ عَاصِمٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ وَ حَدَّثَنَا بِهِ أَبُو مُحَمَّدٍ بَکْرُ بْنُ عَلِیٍّ الشَّاشِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الشَّافِعِیِّ عَنْ بَشِیرِ بْنِ مُوسَی (2)عَنْ عُبَیْدِ بْنِ الْهَیْثَمِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ بْنِ الْحَبَاجِ (3)عَنْ هِشَامِ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّائِبِ عَنْ أَبِی مِخْنَفٍ لُوطِ بْنِ یَحْیَی عَنْ فُضَیْلِ بْنِ خَدِیجٍ عَنْ کُمَیْلٍ قَالَ: أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام بِالْکُوفَةِ فَخَرَجْنَا حَتَّی انْتَهَیْنَا إِلَی الْجَبَّانِ (4)وَ ذَکَرَ فِیهِ اللَّهُمَّ بَلَی لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَجِهِ ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ بَاطِنٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ قَالَ فِی آخِرِهِ انْصَرِفْ إِذَا شِئْتَ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: حدیث زیر را به پنج طریق از کمیل بن زیاد نقل میکند:
عاصم بن حمید از ثمالی و او از عبدالرحمن، از کمیل بن زیاد نقل میکند (الفاظ حدیث از فضل بن خدیج است) که کمیل بن زیاد گفت: امیرالمؤمنین علیه السّلام دست مرا گرفت و از کوفه خارج کرد. همین که داخل بیابان شد، آهی کشید و فرمود: کمیل! این دلها گنجینه دانش هستند. بهترین آنها دلی است که ظرفیت آن بیشتر باشد. آنچه به تو میآموزم به خاطر بسپار: مردم سه دسته هستند: عالم ربانی؛ دانشجویی که در راه رستگاری است؛ و گروهی که احمق و نادانند، همچون پشههای ریز که بر سر و گوش چارپایان اجتماع دارند، به هر صدایی گوش فرا داده و پیروی میکنند و با هر بادی که بوزد، تغییر جهت میدهند. آنها از نور دانش بهرهای نبردهاند که موجب هدایت آنها شود و به پایگاهی استوار پناه نیاوردهاند تا نجات یابند.
ای کمیل! علم و دانش بهتر از مال است، زیرا دانش تو را نگهبان و حافظ است و اما تو باید مال را نگهبانی کنی؛ مال با بخشش کم میشود، اما دانش با آموزش افزون میگردد. ای کمیل! علاقه به علم و دانش آیینی است که - به آن آیین درآ! - به وسیله آن انسان کسب طاعت میکند و زیباترین ارمغانها را برای آخرت ذخیره مینماید. ارزش مال با از دست دادن آن از بین میرود. ای کمیل! گنجوران در حال زندگی مردهاند، ولی دانشمندان تا دامنه قیامت زنده و پایدارند، گرچه پیکر آنها از میان رفته است، اما قیافه همیشه آنان در دلها وجود دارد.
دقت کن! در اینجا (به سینه خود اشاره کرد) انبوهی گران از دانش است که اگر کسی را بیابم که شایسته تعلیم باشد، به او میآموزم. آری، پیدا میشوند، اما کسانی هستند که به آنها اطمینان نیست، دین را در راه هوسهای دنیا به کار میبرند و با نعمت خداداد، خود را بر دیگران برتری میدهند و دلایل و حجتهای خدا را در راه نابودی دوستان خدا بکار میبرند. ممکن است تا حدودی پیرو حق باشند، اما بینش و بصیرتی در به کار بردن آن ندارند. یا شیفته و فریفته غرایز و لذتها است که اسیر شهوت است یا گرفتار جمع کردن مال و بر هم انباشتن زر و سیم است که لیاقت رهبری دین را ندارد. بسیار شباهت دارند به چارپایان، چه اگر به این دلیل علم از میان میرود، به واسطه نبودن کسانی که شایستگی حمل آن را داشته باشند.
اما نه خدایا! هرگز زمین خالی از حجت نیست که قیام با دلایل برای خدا نماید یا ظاهر و آشکار باشد یا پنهان و بیمناک، تا حجت و دلایل خدا باطل نشود. اما چقدر هستند آنها و کجایند؟ به خدا قسم تعداد آنها از همه کمتر است و مقامشان از همه بالاتر. به وسیله ایشان خدا دلایل و براهین خود را حفظ میکند تا به شخصیتهایی نظیر خود بسپارند و بذر آن را در دل مردمی پاک سرشت بکارند. دانش آنها را به واقع بینی و بینش حقیقی رهنمون شده است، چنان چه دارای روح یقین شدهاند. آنچه را تبهکاران دشوار میبینند، به نظر آنها بسیار ساده است و از هر چه نادان گریزانند. ایشان به آن انس و علاقه دارند، همآهنگ مردم دنیایند، اما با روحهایی که دلبسته به عالم بالا است.
ای کمیل! این گروه خلفای خدایند در زمین و دعوتکنندگان مردمند به دین خدا. آه! آه! چقدر علاقمندم به دیدار آنها! از خدای آمرزش میخواهم برای خود و شما.
به دنبال این فرمایش، در روایت عبدالرحمن بن جندب است که فرمود: اینک هر جا مایلی برو.
این روایت به طرق مختلف با مختصر اختلافی در الفاظ نقل شده که چند طریق آن در همین کتاب با اختلاف کمی در عبارت نقل گردید. - . کمال الدین: 169 - 171 -
**[ترجمه]
قد مر هذا الخبر بشرحه بأسانید فی باب فضل العلم (6).
**[ترجمه]این روایت با شرح و اسنادش در «باب فضیلت علم» آمده است.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ النَّوْفَلِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی مِخْنَفٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ جُنْدَبٍ
1) فی المصدر: عبد اللّه بن محمّد بن الحسن المشرقی.
2) فی المصدر: حدّثنا بشر بن موسی أبو علیّ الأسدی.
3) فی النسخة المخطوطة: الحیاج و فی المصدر: عبد اللّه بن الفضل بن عبد اللّه بن أبی الصیاح الهیاج خ بن محمّد بن أبی سفیان بن الحارث بن عبد المطلب.
4) فی المصدر: إلی الجبانة. و فیه: اللّهمّ بلی اللّهمّ لا تخلو الأرض من قائم بحجة.
5) اکمال الدین: 169- 171.
6) اخرجه المصنّف مسندا عن الخصال و الأمالی و مرسلا عن نهج البلاغة و تحف العقول و کتاب الغارات فی ج 1: 187- 149 مع شرح اجزاء الحدیث راجعه.
عَنْ کُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ لِی فِی کَلَامٍ طَوِیلٍ اللَّهُمَّ إِنَّکَ لَا تُخْلِی الْأَرْضَ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ (1).
ک، إکمال الدین ماجیلویه عن عمه عن الکوفی عن نصر بن مزاحم عن أبی مخنف مثله (2).
**[ترجمه]کمال الدین: کمیل بن زیاد گفت: امیرالمؤمنین علیه السّلام در ضمن سخنانی طولانی به من فرمود: خدایا! تو زمین را خالی نمیگذاری از کسی که حجت تو باشد، چه آشکار و پیدا، چه ترسان و مستور، تا حجت و دلایل خدا باطل نشود. - . کمال الدین: 171 -
کمال الدین: مثل این روایت را با سند دیگری آورده است. - . کمال الدین: 171 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ مَسْرُورٍ عَنِ ابْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ کُمَیْلٍ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِیّاً علیه السلام یَقُولُ فِی کَلَامٍ طَوِیلٍ اللَّهُمَّ إِنَّکَ لَا تُخْلِی الْأَرْضَ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِرٍ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُکَ وَ بَیِّنَاتُکَ (3).
ک، إکمال الدین ابن المتوکل عن الأسدی عن البرمکی عن عبد الله بن أحمد عن عبد الرحمن بن موسی عن محمد بن الزیات عن أبی صالح عن کمیل مثله (4)
ک، إکمال الدین أبی و ابن الولید معا عن سعد عن ابن عیسی و ابن أبی الخطاب و الهیثم النهدی جمیعا عن ابن محبوب عن هشام بن سالم عن أبی إسحاق الهمدانی قال حدثنی الثقة من أصحابنا عن أمیر المؤمنین علیه السلام و ذکر مثله (5).
**[ترجمه]کمال الدین: کمیل گفت: علی علیه السّلام در ضمن سخنانی طولانی به من فرمود: خدایا! تو زمین را خالی نمیگذاری از کسی که حجت تو باشد، چه آشکار و پیدا، چه ترسان و مستور، تا حجت و دلایلت باطل نشود. - . کمال الدین: 171 -
کمال الدین: در دو مورد دیگر همین روایت در این کتاب آمده است. - . کمال الدین: 171 و 176 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ هَارُونَ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام أَنَّهُ قَالَ فِی خُطْبَةٍ لَهُ عَلَی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِأَرْضِکَ مِنْ حُجَّةٍ لَکَ عَلَی خَلْقِکَ یَهْدِیهِمْ إِلَی دِینِکَ وَ یُعَلِّمُهُمْ عِلْمَکَ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَّتُکَ وَ لَا یَضِلَّ تَبَعُ أَوْلِیَائِکَ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ بِهِ إِمَّا ظَاهِرٍ لَیْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ مُکْتَتِمٍ أَوْ مُتَرَقِّبٍ إِنْ غَابَ مِنَ النَّاسِ شَخْصُهُ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ فَإِنَّ عِلْمَهُ وَ آدَابَهُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ
1) اکمال الدین: 171 فیه: خاف و اسناد الحدیث فی المصدر المطبوع لا یخلو عن تصحیفات و نقص.
2) اکمال الدین: 171 فیه: (اللّهمّ بلی لا تخلو) و فیه: او خاف.
3) اکمال الدین: 171 فیه: او خاف قال الصدوق: و لهذا الحدیث طرق کثیرة.
4) اکمال الدین: 171 و 176 راجع الفاظهما.
5) اکمال الدین: 171 و 176 راجع الفاظهما.
مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ (1).
**[ترجمه]کمال الدین: حضرت صادق از آباء گرام خود علیهم السّلام، از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل کرد که روزی در خطبه خود در منبر کوفه فرمود: بار خدایا! به ناچار باید در روی زمین امام و رهبری از جانب تو برای مردم باشد که راهنمای دین تو است و دانش به آنها میآموزد تا موجب باطل شدن حجت تو نگردد، و دوستان خود را که هدایت کردهای به وسیله او گمراه نشوند، یا آشکارا خواهد بود نه مورد اطاعت یا پنهان و یا انتظارش را دارند. اگر شخص او از نظر مردم پنهان باشد، در آن هنگام که مقرر است چنین خواهد شد. علم و آداب و روش مذهبی در دلهای مؤمنین ثابت است و به آن عمل میکنند. - . کمال الدین: 176 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: از ابو بصیر نقل شده که امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند عزوجل کریمتر و جلیلتر از آن است که زمین را بدون امام رها کند. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ عَنْ ذَرِیحٍ الْمُحَارِبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْأَرْضُ لَا تَکُونُ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ لَا یُصْلِحُ النَّاسَ إِلَّا ذَاکَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ذریح محاربی گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: در روی زمین پیوسته عالمی وجود دارد؛ صلاح مردم جز این نیست. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَبْقَی الْأَرْضُ یَوْماً بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَا (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسین بن ابو العلا گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: آیا زمین روزی بدون امام میماند؟ فرمود: نه. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ جَرِیرٍ (5)عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَا کَانَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا عَالِمٌ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سلیمان بن خالد از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: به خدا قسم زمین نمیماند، مگر آنکه عالمی در آن خواهد بود. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ الْعَطَّارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ مَا یَکُونُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ قَالَ بَلَی (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن بن زیاد عطار گفت: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: زمین نیست مگر آنکه در او عالمی است؟ فرمود: بله. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَنْهُ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تُتْرَکُ إِلَّا بِعَالِمٍ یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی النَّاسِ یَعْلَمُ الْحَرَامَ وَ الْحَلَالَ (8).
1) اکمال الدین: 176 فیه: اتباع اولیاءک و فیه او مکتتم مترقب ان غاب عن الناس شخصه فی حال هدیهم لم یغب عنهم علمه و آدابه.
2) بصائر الدرجات: 143.
3) بصائر الدرجات: 143.
4) بصائر الدرجات: 143.
5) فی النسخة المخطوطة: (ایوب بن الحر) و فی المصدر: ایوب بن حر.
6) بصائر الدرجات: 143.
7) بصائر الدرجات: 143.
8) بصائر الدرجات: 143 فیه: یعلم الحلال و الحرام.
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حارث بن مغیره گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: زمین را خالی از عالمی که احتیاجات مردم را بر طرف کند نمیگذارند. او به مردم نیازی ندارد و دارای علم حلال و حرام است. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ الْعَطَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَکُونُ إِلَّا وَ فِیهَا حُجَّةٌ إِنَّهُ لَا یُصْلِحُ النَّاسَ إِلَّا ذَلِکَ وَ لَا یُصْلِحُ الْأَرْضَ إِلَّا ذَاکَ (1).
سن، المحاسن ابن یزید مثله (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن بن زیاد عطار گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: زمین نخواهد بود مگر آنکه در آن حجت است، مردم و زمین صلاحیت پیدا نمیکنند، مگر آنکه او باشد. - . بصائر الدرجات: 142 -
محاسن: مثل این حدیث را آورده است. - . محاسن: 234 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تُتْرَکُ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَا قُلْنَا لَهُ تَکُونُ الْأَرْضُ وَ فِیهَا إِمَامَانِ قَالَ لَا إِلَّا إِمَامٌ صَامِتٌ لَا یَتَکَلَّمُ وَ یَتَکَلَّمُ الَّذِی قَبْلَهُ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسین بن ابی العلا گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا زمین بدون امام میشود؟ فرمود: نه. گفتم: ممکن است در روی زمین دو امام باشد؟ فرمود: نه، مگر امامی که خاموش باشد و مأموریت سخن گفتن ندارد و آن امام که مأمور است و مقدم بر اوست، سخن میگوید. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّی یُعْرَفَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمّد بن عماره از حضرت رضا علیه السّلام نقل میکند که فرمود: حجت خدا برای مردم تمام نمیشود، مگر به وسیله امامی که شناخته شود. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
فی بعض النسخ حتی یعرف یمکن أن یقرأ یعرف علی بناء التفعیل المعلوم فالمستتر راجع إلی الإمام و الأظهر أنه علی بناء المجرد المجهول فالمستتر إما راجع إلی الله أو إلی الإمام و فی بعضها إلا بإمام حی یعرف و فی بعضها حق یعرف فالرجوع إلی الإمام علی النسختین أظهر بل هو متعین.
**[ترجمه]در بعضی نسخهها فعل «یعرف» ممکن است بر مبنای معلوم خوانده شود، پس ضمیر در آن به امام بر میگردد. ظاهرترآن است که معلوم خوانده شود که ضمیر مستتر در آن یا به خدا یا به امام باز میگردد. در بعضی نسخهها «امام زنده» و در بعضی دیگر «امام بر حق» آمده که طبق این دو نسخه، روشنتر بلکه متعین است.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ وَ الْحَجَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَا تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ ظَاهِرٍ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام باقر علیه السّلام فرمود: زمین بدون امام آشکار باقی نمیماند. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ عَالِمٍ مِنْکُمْ حَیٍّ ظَاهِرٍ تَفْزَعُ إِلَیْهِ النَّاسُ فِی حَلَالِهِمْ وَ حَرَامِهِمْ فَقَالَ یَا أَبَا یُوسُفَ لَا إِنَّ ذَلِکَ لَبَیِّنٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا عَدُوَّکُمْ مِمَّنْ یُخَالِفُکُمْ
وَ رابِطُوا إِمَامَکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ فِیمَا یَأْمُرُکُمْ وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: یعقوب بن سراج گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: ممکن است زمین خالی از عالمی زنده و آشکار از شما خانواده باشد که مردم در حلال و حرام به او پناه برند؟ فرمود: نه. یا ابا یوسف! این مطلب در کتاب خدا کاملا آشکار است، فرموده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا» که امر به شکیبایی و صبر با دشمنانشان از مخالفین شما میکند؛ «وَ رابِطُوا» دستور ارتباط با امام خود میدهد؛ «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» - . آل عمران/ 200 - از خدا بپرهیزید در مورد واجبات و دستوراتی که داده است. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
قوله ظاهر أی حجته و إمامته لا شخصه علیه السلام و أما قوله تفزع إلیه الناس أی فی الجملة و لو بعد ظهوره أو الأعم من کل الناس و بعضهم فإن فی حال غیبة الإمام یفزع إلیه بعض خواص أصحابه و یحتمل أن یکون الغرض بیان الحکمة فی وجوده أی إمام من شأنه أن یفزع الناس إلیه إن لم یمنع مانع و أما الاستشهاد بالآیة فلظهور عموم الحکم و شموله لجمیع الأزمان و مرابطة الإمام لا یکون إلا مع وجوده.
**[ترجمه]سخن حضرت که فرمود: «عالم آشکار»، یعنی حجت و دلیل امام نه شخص حضرت علیه السّلام. و نیز اینکه فرمود: «مردم به او پناه ببرند»، یعنی فی الجمله، ولو بعد از ظهور امام یا اعم از همه یا بعضی از مردم، چون در زمان غیبت بعضی از خاصان امام به ایشان پناه میبرند. همچنین احتمال دارد غرض بیان حکمت وجود امام باشد، زیرا جایگاه امام آن است که اگر مانعی نباشد، مردم به او پناه برند. شاهد آوردن آیه نیز به جهت عمومیت حکم روایت و شمول آن برای همه زمانهاست و ارتباط با امام فقط در زمان حضور امام نیست.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَنْ تَخْلُوَ الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ عَالِمٍ یُحْیِی فِیهَا مَا یُمِیتُونَ مِنَ الْحَقِّ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: مصدق بن صدقه گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: زمین خالی از حجت عالمی که زنده کند در آن آنچه که مرده است، نمیماند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» - . صف/ 8 - {میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گرچه کافران را ناخوش افتد، نور خود را کامل خواهد گردانید.} - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْهَیْثَمُ النَّهْدِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَوْ لَمْ تَکُنْ فِی الدُّنْیَا إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: یونس بن یعقوب گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: اگر در دنیا فقط دو نفر باشند، یکی از ایشان امام خواهد بود. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الطَّیَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ عَلَی صَاحِبِهِ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حمزة بن طیار گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر در زمین فقط دو نفر باقی باشند، یکی از آن دو حجت بر دیگری خواهد بود. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ بْنِ الطَّیَّارِ قَالَ قَالَ: لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ وَ لَوْ ذَهَبَ أَحَدُهُمَا بَقِیَ الْحُجَّةُ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمارة بن طیار گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر در زمین فقط دو نفر باقی باشند، یکی از آن دو حجت خواهد بود. اگر یکی برود، حجت باقی میماند. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عُمَارَةَ بْنِ الطَّیَّارِ قَالَ
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَوْ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّةَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمارة بن طیار گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر در زمین فقط دو نفر باقی باشند، یکی از آن دو حجت است. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ سَالِمَ بْنَ أَبِی حَفْصَةَ قَالَ أَ مَا بَلَغَکَ أَنَّهُ مَنْ مَاتَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقُلْتُ بَلَی فَقَالَ مَنْ إِمَامُکَ قُلْتُ أَئِمَّتِی آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله قَالَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا أَسْمَعُکَ عَرَفْتَ إِمَاماً قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَیْحَ مِنْ سَالِمٍ یَدْرِی سَالِمٌ مَا مَنْزِلَةُ الْإِمَامِ الْإِمَامُ أَعْظَمُ وَ أَفْضَلُ مَا یَذْهَبُ (2)إِلَیْهِ سَالِمٌ وَ النَّاسُ أَجْمَعُونَ وَ إِنَّهُ لَمْ یَمُتْ مِنَّا مَیِّتٌ قَطُّ إِلَّا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْمَلُ مِثْلَ عَمَلِهِ وَ یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ وَ یَدْعُو إِلَی مِثْلِ الَّذِی دَعَا إِلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَمْ یَمْنَعِ اللَّهَ مَا أَعْطَی دَاوُدَ أَنْ یُعْطِیَ سُلَیْمَانَ أَفْضَلَ مِمَّا أَعْطَی دَاوُدَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو عبیده گفت: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: سالم بن ابو حفصه میگوید: مگر به شما نرسیده است که کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است؟ گفتم: بله. بعد پرسید: امام تو کیست؟ گفتم: امامان من آل محمد صلی الله علیه و آله هستند. او گفت: به خدا ندانسته امام را میشناسی!
پس امام باقر علیه السّلام فرمود: وای بر سالم! آیا او جایگاه امام را میداند؟ منزلت امام بزرگترو افضل از آنچه که سالم و همه مردم بر آنند است. کسی از ما نمیمیرد، مگر آنکه خداوند کسی را جای او قرار میدهد که عمل او را دارد و به سیره او عمل میکند، به سوی کسی دعوت میکند که مثل او به سوی او میخواند. کسی جلوی خدا را نگرفته که آنچه به داود داد، به سلیمان که پسر او بود بهتر از آن را عنایت کند. - . بصائر الدرجات: 143 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ عُبَیْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ النَّضْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَا یَکُونُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِ الْأَوَّلِ وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی أَحَدٍ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حارث بن مغیرة نضری میگوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: زمین نخواهد بود، مگر آنکه در آن عالمی است که مانند علم اول را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی بن ابی طالب علیه السّلام به میراث برده است میداند. مردم به او محتاجند، در حالی که او به هیچ کس نیاز ندارد. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام عَالِمَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ الْعِلْمُ یُتَوَارَثُ وَ لَیْسَ یَمْضِی مِنَّا أَحَدٌ حَتَّی یَرَی مِنْ وُلْدِهِ مَنْ یَعْلَمُ عِلْمَهُ وَ لَا تَبْقَی الْأَرْضُ یَوْماً بِغَیْرِ إِمَامٍ مِنَّا تَفْزَعُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ قُلْتُ یَکُونُ إِمَامَانِ قَالَ لَا إِلَّا وَ أَحَدُهُمَا صَامِتٌ لَا یَتَکَلَّمُ حَتَّی یَمْضِیَ الْأَوَّلُ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابن ابی یعفور نقل میکند که امام صادق علیه السّلام فرمود: علی بن ابی طالب عالم این امت بود و علم به او به ارث رسیده بود. کسی از ما خاندان نمیمیرد، مگر اینکه کسی از فرزندانش که او میداند علمش را میبیند. همچنین زمین یک روز هم بدون امامی از ما که امت به او پناه ببرند نمیماند. عرض کردم: دو امام هم میشوند؟ فرمود: نه، الا اینکه یکی ساکت است و سخن نمیگوید تا دیگری از دنیا برود. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یُوسُفَ (1)عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا یدعو (2)یَدَعُ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ إِلَّا وَ لَهُ مَنْ یَقُومُ بِهِ إِلَی یَوْمِ تَقُومُ السَّاعَةُ (3).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: یعقوب بن شعیب گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: به خدا قسم هرگز خدا وانخواهد گذاشت مسأله امامت را، مگر اینکه کسی را عهده دار آن مقام خواهد نمود تا روز قیامت. - . غیبت نعمانی: 25 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ الطَّوِیلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سَیْرٍ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ (4)قَالَ کُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ (5).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: موسی بن بکر از مفضل نقل کرد که حضرت صادق علیه السّلام در مورد آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» - . رعد/ 9 - {]ای پیامبر] تو فقط هشداردهندهای و برای هر قومی رهبری است} فرمود: هر امامی هادی و راهنمای قرنی است که در آن قرن زندگی میکند. - . غیبت نعمانی: 54 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ وَ سَعْدَانَ بْنِ إِسْحَاقَ وَ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَطَوَانِیِّ (6)جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ قَالَ سَمِعْتُ مَنْ یُوثَقُ بِهِ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْکُوفَةِ طَوِیلَةٍ ذَکَرَهَا اللَّهُمَّ لَا بُدَّ لَکَ مِنْ حُجَجٍ فِی أَرْضِکَ حُجَّةٍ بَعْدَ حُجَّةٍ عَلَی خَلْقِکَ یَهْدُونَهُمْ إِلَی دِینِکَ وَ یُعَلِّمُونَهُمْ عِلْمَکَ لِئَلَّا یَتَفَرَّقَ أَتْبَاعُ أَوْلِیَائِکَ ظَاهِرٍ غَیْرِ مُطَاعٍ أَوْ مُکْتَتِمٍ خَائِفٍ یَتَرَقَّبُ إِنْ غَابَ عَنِ النَّاسِ شَخْصُهُمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ فَلَنْ یَغِیبَ عَنْهُمْ مَبْثُوثٌ عِلْمُهُمْ (7)وَ آدَابُهُمْ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ مُثْبَتَةٌ وَ هُمْ بِهَا عَامِلُونَ یَأْنِسُونَ بِمَا یَسْتَوْحِشُ مِنْهُ الْمُکَذِّبُونَ وَ یَأْبَاهُ الْمُسْرِفُونَ بِاللَّهِ کَلَامٌ یُکَالُ (8)بِلَا ثَمَنٍ مَنْ کَانَ یَسْمَعُهُ
یَعْقِلُهُ (1)فَیَعْرِفُهُ وَ یُؤْمِنُ بِهِ وَ یَتَّبِعُهُ وَ یَنْهَجُ نَهْجَهُ فَیَصْلُحُ بِهِ ثُمَّ یَقُولُ فَمَنْ هَذَا وَ لِهَذَا یَأْرِزُ الْعِلْمُ إِذْ لَمْ یُوجَدْ حَمَلَةٌ یَحْفَظُونَهُ وَ یُؤَدُّونَهُ کَمَا یَسْمَعُونَهُ مِنَ الْعَالِمِ ثُمَّ قَالَ بَعْدَ کَلَامٍ طَوِیلٍ فِی هَذِهِ الْخُطْبَةِ اللَّهُمَّ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ الْغَیْبَ إِنَّ (2)الْعِلْمَ لَا یَأْرِزُ کُلُّهُ وَ لَا یَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ فَإِنَّکَ لَا تُخْلِی أَرْضَکَ مِنْ حُجَّةٍ عَلَی خَلْقِکَ إِمَّا ظَاهِرٍ مُطَاعٍ (3)أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ لَیْسَ بِمُطَاعٍ لِکَیْلَا تَبْطُلَ حُجَّتُکَ وَ یَضِلَّ أَوْلِیَاؤُکَ بَعْدَ إِذْ هَدَیَتْهُمْ (4).
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن علی بن محمد عن سهل و عن محمد بن یحیی و غیره عن أحمد بن محمد و عن علی بن إبراهیم عن أبیه جمیعا عن ابن محبوب عن هشام بن سالم عن الثمالی عن أبی إسحاق مثله (5)
**[ترجمه]غیبت نعمانی: ابو اسحاق سبیعی گفت: از یکی از اصحاب مورد اعتماد امیرالمؤمنین علیه السّلام شنیدم که حضرت علی علیه السّلام در ضمن خطبه طولانی که در کوفه بیان نمود، فرمود: بار خدایا! ناچار باید حجتی در روی زمین داشته باشی، امامی بعد از امامی که مردم را به دین راهنمایی کند و به آنها علم تو را بیاموزد تا مبادا پیروان و اولیائت متفرق شوند، یا آشکار است بیآنکه اطاعت شود و یا پنهان و ترسان است که انتظارش را دارند.
اگر شخص او از ایشان غایب باشد، در حال مغلوب بودن در دولت باطل هرگز از ایشان پنهان نخواهد بود و دانش او پراکنده است و آداب و روش او در دل مؤمنین ثابت است و به آن آداب و روش عمل میکنند، علاقه و انس دارند به آنچه که موجب نفرت دروغ پردازان و بیاعتنایی مسرفین است. سخنی است که بدون پرداخت پولی به شما میگویم؛ هر کس بشنود با عقل خود درک میکند و از آن پیروی مینماید و آن راه را از پیش میگیرد و به همین وسیله نجات مییابد. بعد فرمود: به همین جهت علم از میان رفته است، چون کسی را نمییابند آن طوری که از امام شنیده حفظ نماید و همان طور تحویل دهد.
بعد در بین سخنان خود در همین خطبه طولانی فرمود: بار خدایا! من از پنهان اطلاع دارم که تمام دانش از میان نرفته و به طور کلی نابود نشده، زیرا تو زمین را خالی از حجتی بر مردم نمیگذاری، یا آشکار و مورد اطاعت باشد یا ترسان و پنهان که از او اطاعت نکنند. وجود امام موجب میشود که حجت تو تکمیل گردد و دوستانت پس از هدایت گمراه نشوند. - . غیبت نعمانی: 67 -
غیبت نعمانی: همین روایت را با سند دیگری آورده است. - . غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
قال الجزری الهدنة السکون و الصلح و الموادعة بین المسلمین و الکفار و بین کل متحاربین و
قال فیه إن الإسلام لیأرز إلی المدینة کما تأرز الحیة إلی حجرها.
أی ینضم إلیها و یجتمع بعضه إلی بعض فیها انتهی.
فالمعنی فی الخبر أن العلم ینقبض و ینضم و یخرج من بین الناس لفقد حامله و لعل المراد بمواد العلم الأئمة.
**[ترجمه]جزری میگوید: «هدنة» آرامش، صلح، آتش بس بین مسلمین و کفار و نیز بین هر دو گروه در حال جنگ است. و نیز میگوید: اسلام به مدینه برگشت، آن گونه که مار به سوراخش باز میگردد، یعنی گرد هم آمدند و جمع شدند. معنای روایت این است که علم جمع شد و از میان مردم رفت، چون حامل نداشت و شاید منظور مواد علم ائمه باشد.
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَا (6).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: حسین بن ابوالعلا میگوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا زمین بدون امام میماند؟ فرمود: نه، هرگز. - . غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) فی المصدر: من کان یسمعه بعقله و فی نسخة منه: لو کان من سمعه بعقله و فی نسخة: فیفلح به.
2) فی المصدر: اللّهمّ و انی لاعلم أن العلم.
3) فی نسخة: اما ظاهر لیس بالمطاع أو خائف مغمور لکن و فی المصدر: من حجة علی ظاهر مطاع، أو خائف مغمور لیس بمطاع.
4) غیبة النعمانیّ: 67 و 68.
5) غیبة النعمانیّ: 67 و 68.
6) غیبة النعمانیّ: 68.
الْحَکَمِ عَنِ الرَّبِیعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا حُجَّةٌ (1)یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ (2).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: عبداللَّه بن سلیمان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیوسته در روی زمین حجتی هست که اطلاع از حلال و حرام خدا دارد و مردم را به سوی او دعوت میکند. - . غیبت نعمانی: 68 -
**[ترجمه]
لعل کلمة إلا (3)هنا زائدة کما قال الأصمعی و ابن جنی و حملا علیه قول ذی الرمة.
حراجیج ما تنفک إلا مناخة***علی الخسف أو ترمی (4)بها بلدا قفرا.
و حمل علیه ابن مالک قوله.
أری الدهر إلا منجنونا بأهله.
و الحراجیج جمع الحرجوج و هی الناقة الطویلة علی وجه الأرض و المنجنون الدولاب و یحتمل أن یکون ما زالت من زال یزول أی لا تزول و لا تتغیر من حال إلی حال إلا و فیها إمام و الدنیا لا تخلو عن التغیر فلا یخلو من الإمام أو المعنی لا تزول و لا تفنی الدنیا إلا و فیها إمام أی الإمام باق فی الأرض إلی أن تفنی و لا یبعد أن یکون تصحیف ما کانت.
أقول: سیأتی فی خطبة الغدیر ما یدل علی المقصود من الباب.
**[ترجمه]شاید کلمه «الا» در اینجا زائده باشد، همان طور که اصمعی و ابن جنی گفتهاند و بر سخن گله دار حمل کردهاند:
شترها از استراحتگاه خود دور نمیشوند، مگر اینکه کمبودی باشد یا در منطقه بی آب و علفی باشند
ابن مالک نیز بر این قول حمل کرده است:
روزگار را برای اهل آن مانند چرخ میبینم
«حراجیج» جمع «حرجوج» است و یعنی نوعی شتر. و «منجنون» یعنی چرخ. احتمال دارد که «ما زالت» از «زال یزول» باشد، به این معنی که از بین نمیرود و از حالتی به حالتی تغییر نمیکند، مگر آنکه امام باشد، دنیا بدون تغییر نیست پس خالی از امام نیست، یا اینکه دنیا از بین نمیرود وقتی در آن امام است، یعنی امام در زمین باقی است تا زمانی که نابود شود، بعید نیست «ما زالت» اشتباه «ما کانت» باشد.
مؤلف: در خطبه غدیر آنچه مقصود این باب است خواهد آمد.
**[ترجمه]
لی (1)، الأمالی للصدوق ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَا سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ وَصِیِّی سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ أَوْصِیَائِی (2)سَادَةُ الْأَوْصِیَاءِ إِنَّ آدَمَ سَأَلَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَجْعَلَ لَهُ وَصِیّاً صَالِحاً فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنِّی أَکْرَمْتُ الْأَنْبِیَاءَ بِالنُّبُوَّةِ ثُمَّ اخْتَرْتُ خَلْقِی وَ جَعَلْتُ خِیَارَهُمُ الْأَوْصِیَاءَ (3)ثُمَّ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا آدَمُ أَوْصِ إِلَی شَیْثٍ فَأَوْصَی آدَمُ إِلَی شَیْثٍ وَ هُوَ هِبَةُ اللَّهِ بْنُ آدَمَ وَ أَوْصَی شَیْثٌ إِلَی ابْنِهِ شَبَّانَ وَ هُوَ ابْنُ نَزْلَةَ الْحَوْرَاءِ الَّتِی أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَی آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ فَزَوَّجَهَا ابْنَهُ شَیْثاً وَ أَوْصَی شَبَّانُ إِلَی محلث (4)وَ أَوْصَی محلث (5)إِلَی محوق وَ أَوْصَی محوق إِلَی عمیشا (6)وَ أَوْصَی عمیشا (7)إِلَی أَخْنُوخَ وَ هُوَ إِدْرِیسُ النَّبِیُّ وَ أَوْصَی إِدْرِیسُ إِلَی نَاحُورَ (8)وَ دَفَعَهَا نَاحُورُ (9)
1) فی نسخة الکمبانیّ: (ک) و هو مصحف.
2) فی الاکمال و أمالی الطوسیّ: و اوصیاؤه سادة الأوصیاء.
3) فی نسخة: «فقال آدم علیه السلام: یا ربّ اجعل وصیی خیر الأوصیاء فاوحی» أقول: یوجد ذلک فی اکمال الدین.
4) فی الأمالی و الاکمال و نسخة من أمالی الشیخ: مجلث و فی نسخة اخری محلف. و محلث.
5) فی الأمالی و الاکمال و نسخة من أمالی الشیخ: مجلث و فی نسخة اخری محلف. و محلث.
6) فی الاکمال و نسخة من الأمالی: (غثمیشا) و فی نسخة من أمالی الصدوق و أمالی الطوسیّ: (عثمیشا) و فی نسخة من أمالی الطوسیّ: علمیشا.
7) فی الاکمال و نسخة من الأمالی: (غثمیشا) و فی نسخة من أمالی الصدوق و أمالی الطوسیّ: (عثمیشا) و فی نسخة من أمالی الطوسیّ: علمیشا.
8) فی نسخة من الاکمال: (یاخور) و قیل: ناخور.
9) فی نسخة من الاکمال: (یاخور) و قیل: ناخور.
إِلَی نُوحٍ النَّبِیِّ وَ أَوْصَی نُوحٌ إِلَی سَامٍ وَ أَوْصَی سَامٌ إِلَی عَثَامِرَ وَ أَوْصَی عَثَامِرُ إِلَی بَرْعَیْثَاشَا (1)وَ أَوْصَی بَرْعَیْثَاشَا (2)إِلَی یَافِثَ وَ أَوْصَی یَافِثُ إِلَی بَرَّةَ وَ أَوْصَی بَرَّةُ إِلَی جَفِیسَةَ (3)وَ أَوْصَی جَفِیسَةُ (4)إِلَی عِمْرَانَ وَ دَفَعَهَا عِمْرَانُ إِلَی إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ وَ أَوْصَی إِبْرَاهِیمُ إِلَی ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ وَ أَوْصَی إِسْمَاعِیلُ إِلَی إِسْحَاقَ وَ أَوْصَی إِسْحَاقُ إِلَی یَعْقُوبَ وَ أَوْصَی یَعْقُوبُ إِلَی یُوسُفَ وَ أَوْصَی یُوسُفُ إِلَی یثریا (5)وَ أَوْصَی یثریا (6)إِلَی شُعَیْبٍ وَ دَفَعَهَا شُعَیْبٌ إِلَی مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ وَ أَوْصَی مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ إِلَی یُوشَعَ بْنِ نُونٍ وَ أَوْصَی یُوشَعُ بْنُ نُونٍ إِلَی دَاوُدَ وَ أَوْصَی دَاوُدُ إِلَی سُلَیْمَانَ وَ أَوْصَی سُلَیْمَانُ إِلَی آصَفَ بْنِ بَرْخِیَا وَ أَوْصَی آصَفُ بْنُ بَرْخِیَا إِلَی زَکَرِیَّا وَ دَفَعَهَا زَکَرِیَّا إِلَی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَوْصَی عِیسَی إِلَی شَمْعُونَ بْنِ حَمُّونَ الصَّفَا وَ أَوْصَی شَمْعُونُ إِلَی یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا وَ أَوْصَی یَحْیَی بْنُ زَکَرِیَّا إِلَی مُنْذِرٍ وَ أَوْصَی مُنْذِرٌ إِلَی سُلَیْمَةَ وَ أَوْصَی سُلَیْمَةُ إِلَی بُرْدَةَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ دَفَعَهَا إِلَیَّ بُرْدَةُ وَ أَنَا أَدْفَعُهَا إِلَیْکَ یَا عَلِیُّ وَ أَنْتَ تَدْفَعُهَا إِلَی وَصِیِّکَ وَ یَدْفَعُهَا وَصِیُّکَ إِلَی أَوْصِیَائِکَ مِنْ وُلْدِکَ وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّی یُدْفَعَ (7)إِلَی خَیْرِ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدَکَ وَ لَتَکْفُرَنَّ بِکَ الْأُمَّةُ وَ لَتَخْتَلِفَنَّ عَلَیْکَ اخْتِلَافاً شَدِیداً الثَّابِتُ عَلَیْکَ کَالْمُقِیمِ مَعِی وَ الشَّاذُّ عَنْکَ (8)فِی النَّارِ وَ النَّارُ مَثْوًی لِلْکَافِرِینَ (9).
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الغضائری عن الصدوق مثله (10)
1) فی أمالی الطوسیّ: (برعیشاشا) و فی الاکمال و نسخة من أمالی الصدوق:
2) فی أمالی الطوسیّ: (برعیشاشا) و فی الاکمال و نسخة من أمالی الصدوق:
3) فی الاکمال و نسخة من الأمالی: جفسیه و فی أمالی الطوسیّ: حبشه و فی نسخة: حفیسه.
4) فی الاکمال و نسخة من الأمالی: جفسیه و فی أمالی الطوسیّ: حبشه و فی نسخة: حفیسه.
5) فی الأمالی و الاکمال و نسخة من أمالی الطوسیّ: بثریاء.
6) فی الأمالی و الاکمال و نسخة من أمالی الطوسیّ: بثریاء.
7) فی الاکمال و نسخة من أمالی الطوسیّ: حتی تدفع ای الوصیة.
8) شذ عنه ای ندر عنه و انفرد.
9) أمالی الصدوق: 242.
10) أمالی ابن الطوسیّ: 282 و 283.
ک، إکمال الدین ابن الولید عن الصفار و سعد و الحمیری جمیعا عن ابن عیسی و ابن أبی الخطاب و النهدی و إبراهیم بن هاشم جمیعا عن ابن محبوب عن مقاتل مثله (1)
**[ترجمه]امالی صدوق: مقاتل بن سلیمان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: من سرور انبیاء هستم و جانشین من سرور اوصیاء است و جانشینان من بهترین جانشینانند. حضرت آدم از خداوند درخواست کرد که برایش وصی و جانشین خوبی قرار دهد. به او وحی کرد که من انبیاء را به وسیله نبوت گرامی داشتهام، بعد از میان مردم بهترین آنها را انتخاب کردم و ایشان را وصی و جانشین پیامبران قرار دادهام. سپس خداوند به او وحی کرد که شیث را جانشین خود قرار ده. آدم شیث را به جانشینی تعیین کرد. او همان هبة اللَّه بن آدم است. شیث پسرش شبان را وصی و جانشین خود قرار داد. او پسر همان حوریهای است که خداوند او را از بهشت برای آدم فرستاد و آدم آن حوریه را به ازدواج فرزندش شیث در آورد. شبان محلث را وصی کرد و محلث محوق را و محوق عمیشا و عمیشا به أخنوخ تحویل داد که همان ادریس پیامبر است. ادریس ناحور را تعیین کرد و ناحور به نوح تحویل داد و نوح سام را جانشین خود کرد و سام به عثامر و عثامر به برعیثاشا و برعیثاشا به یافث و یافث به بره و بره به جفیسه و جفیسه به عمران و عمران به ابراهیم خلیل و ابراهیم وصی خود فرزندش اسماعیل را قرار داد. اسماعیل اسحاق و اسحاق به یعقوب و یعقوب به یوسف و یوسف به یثریا و یثریا به شعیب و شعیب به موسی بن عمران. حضرت موسی به یوشع بن نون و یوشع به داود سپرد و داود سلیمان را وصی خود قرار داد و سلیمان آصف بن برخیا را و آصف به زکریا و زکریا به عیسی بن مریم و عیسی شمعون بن حمون صفا را وصی خود قرار داد و شمعون یحیی بن زکریا را و یحیی منذر را جانشین خود تعیین کرد و منذر به سلیمه سپرد و سلیمه به برده.
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: برده به من واگذار کرد و من به تو یا علی میسپارم و تو نیز به جانشین خود میسپاری و او به جانشینان تو از فرزندانت یکی پس از دیگری تا بالاخره به بهترین فرد روی زمین پس از تو وامیگذارد. امت درباره تو راه خلاف را میپویند و اختلافی شدید خواهند نمود. کسی که دست از تو برندارد، چون کسانی است که با من بودهاند و آنها که از تو بر گردند و منحرف شوند، در آتش خواهند بود؛ آتش جایگاه کافرین است. - . امالی صدوق: 242 -
امالی طوسی و کمال الدین: مانند این روایت را آوردهاند. - . امالی طوسی: 282 - 283 ، کمال الدین: 122 -
**[ترجمه]
لعله علیه السلام غیر الأسلوب من أوصی إلی دفع بالنسبة إلی أرباب الشرائع للإشارة إلی أنهم علیهم السلام لم یکونوا نوابا عمن تقدمهم و لا حافظین لشریعتهم و أما التعبیر بالدفع فی الأئمة علیهم السلام فلعله للمشاکلة أو لتعظیمهم بجعلهم بمنزلة أولی العزم من الرسل أو لأن الدفع لم یکن عند الوصیة أو لاختلاف الوصیة بالنبوة و الإمامة و یمکن أن یقال التعبیر بالدفع لیس لکون المدفوع إلیه صاحب شریعة مبتدأة بل لبیان عظم شأن المدفوع إلیه و کونه إماما و الإمامة تختص بأولی العزم و أئمتنا صلوات الله علیهم أجمعین کما سیأتی فی الأخبار ثم إن الخبر یدل علی بقاء یحیی بعد زکریا علیهما السلام خلافا للمشهور و ینافی بعض الأخبار الدالة علی موت یحیی قبل عیسی کما مر و ربما قیل بتعدد یحیی بن زکریا و لا یخفی بعده و قد مر بعض القول فیه.
**[ترجمه]شاید پیامبر صلی الله علیه و آله اسلوب وصایت را به دفع و واگذار کردن تغییر داد، زیرا پیامبران نائب پیامبران قبلی و محافظ شریعت آنها نیستند. تعبیر واگذاری برای ائمه علیهم السّلام شاید به دلیل همانندی ایشان یا تعظیم به واسطه جایگاه اولوالعزمی ایشان مانند پیامبران است. یا اینکه واگذاری در وصایت نیست و یا وصیت در نبوت و امامت تفاوت دارد. ممکن است گفته شود واگذاری برای صاحب شریعتی که شریعت در ابتدا به او واگذار شده نیست، بلکه برای بیان عظمت شأن مدفوع الیه است و اینکه او امام است و امامت مختص اولوالعزم است و ائمه ما علیهم السّلام همان طور که در اخبار آمده این گونهاند.
ادامه روایت دلالت دارد به حیات یحیی بعد از زکریا علیهما السلام، بر خلاف مشهور که بعضی روایات دلالت دارد بر موت ایشان قبل از عیسی علیه السّلام است که گذشت. بعضی گفتهاند چند یحیی بن زکریا داریم. ادامه روایت مطلب پنهانی نداریم.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَبِیبٍ السِّجِسْتَانِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَمَّا قَرَّبَ ابْنَا آدَمَ الْقُرْبَانَ فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ تُقُبِّلَ مِنْ هَابِیلَ وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنْ قَابِیلَ دَخَلَهُ مِنْ ذَلِکَ حَسَدٌ شَدِیدٌ وَ بَغَی عَلَی هَابِیلَ وَ لَمْ یَزَلْ یَرْصُدُهُ وَ یَتَّبِعُ خَلْوَتَهُ حَتَّی ظَفِرَ بِهِ مُتَنَحِّیاً عَنْ آدَمَ فَوَثَبَ عَلَیْهِ فَقَتَلَهُ فَکَانَ مِنْ قِصَّتِهِمَا مَا قَدْ أَنْبَأَ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ مِمَّا کَانَ بَیْنَهُمَا مِنَ الْمُحَاوَرَةِ قَبْلَ أَنْ یَقْتُلَهُ قَالَ فَلَمَّا عَلِمَ آدَمُ بِقَتْلِ هَابِیلَ جَزِعَ عَلَیْهِ جَزَعاً شَدِیداً وَ دَخَلَهُ حُزْنٌ شَدِیدٌ قَالَ فَشَکَا إِلَی اللَّهِ ذَلِکَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ أَنِّی وَاهِبٌ لَکَ ذَکَراً یَکُونُ خَلَفاً لَکَ مِنْ هَابِیلَ قَالَ فَوَلَدَتْ حَوَّاءُ غُلَاماً زَکِیّاً مُبَارَکاً فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ السَّابِعِ سَمَّاهُ آدَمُ شَیْثَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی آدَمَ أَنَّمَا هَذَا الْغُلَامُ هِبَةٌ مِنِّی لَکَ فَسَمِّهِ هِبَةَ اللَّهِ قَالَ فَسَمَّاهُ هِبَةَ اللَّهِ
1) اکمال الدین: 122: فیه: (واحدا بعد واحد) و فیه: فالمقبل علیک کالمقیم معی و تقدم فی کتاب النبوّة ذکر الأوصیاء باسامی أخر. راجع ج 11: 265 و 266.
قَالَ فَلَمَّا دَنَا أَجَلُ آدَمَ أَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ أَنْ یَا آدَمُ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رَافِعُ رُوحِکَ إِلَیَّ یَوْمَ کَذَا وَ کَذَا فَأَوْصِ إِلَی خَیْرِ وُلْدِکَ وَ هُوَ هِبَتِیَ الَّذِی وَهَبْتُهُ لَکَ فَأَوْصِ إِلَیْهِ وَ سَلِّمْ إِلَیْهِ مَا عَلَّمْنَاکَ مِنَ الْأَسْمَاءِ وَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ فَاجْعَلْ ذَلِکَ فِی تَابُوتٍ فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ لَا یَخْلُوَ أَرْضِی (1)مِنْ عَالِمٍ یَعْلَمُ عِلْمِی وَ یَقْضِی بِحُکْمِی أَجْعَلُهُ حُجَّتِی عَلَی خَلْقِی قَالَ فَجَمَعَ آدَمُ إِلَیْهِ جَمِیعَ وُلْدِهِ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَقَالَ لَهُمْ یَا وُلْدِی إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَیَّ أَنَّهُ رَافِعٌ إِلَیْهِ رُوحِی وَ أَمَرَنِی أَنْ أُوصِیَ إِلَی خَیْرِ وُلْدِی وَ إِنَّهُ هِبَةُ اللَّهِ وَ إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَهُ لِی وَ لَکُمْ مِنْ بَعْدِی اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فَإِنَّهُ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ فَقَالُوا جَمِیعاً نَسْمَعُ لَهُ وَ نُطِیعُ أَمْرَهُ وَ لَا نُخَالِفُهُ قَالَ فَأَمَرَ بِالتَّابُوتِ (2)فَعُمِلَ ثُمَّ جُعِلَ فِیهِ عِلْمُهُ وَ الْأَسْمَاءُ وَ الْوَصِیَّةُ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَی هِبَةِ اللَّهِ وَ تَقَدَّمَ إِلَیْهِ فِی ذَلِکَ وَ قَالَ لَهُ انْظُرْ یَا هِبَةَ اللَّهِ إِذَا أَنَا مِتُّ فَاغْسِلْنِی وَ کَفِّنِّی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ أَدْخِلْنِی فِی حُفْرَتِی فَإِذَا مَضَی بَعْدَ وَفَاتِی أَرْبَعُونَ یَوْماً فَأَخْرِجْ عِظَامِی کُلَّهَا مِنْ حُفْرَتِی فَاجْمَعْهَا جَمِیعاً ثُمَّ اجْعَلْهَا فِی التَّابُوتِ وَ احْتَفِظْ بِهِ وَ لَا تَأْمَنَنَّ عَلَیْهِ أَحَداً غَیْرَکَ فَإِذَا حَضَرَتْ وَفَاتُکَ وَ أَحْسَسْتَ (3)بِذَلِکَ مِنْ نَفْسِکَ فَالْتَمِسْ خَیْرَ وُلْدِکَ وَ أَلْزَمَهُمْ لَکَ صُحْبَةً وَ أَفْضَلَهُمْ عِنْدَکَ قِبَلَ ذَلِکَ فَأَوْصِ إِلَیْهِ بِمِثْلِ مَا أَوْصَیْتُ بِهِ إِلَیْکَ وَ لَا تَدَعَنَّ الْأَرْضَ بِغَیْرِ عَالِمٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَهْبَطَنِی إِلَی الْأَرْضِ وَ جَعَلَنِی خَلِیفَتَهُ فِیهَا حُجَّةً لَهُ عَلَی خَلْقِهِ فَقَدْ أَوْصَیْتُ إِلَیْکَ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ جَعَلْتُکَ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ فِی أَرْضِهِ بَعْدِی فَلَا تَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی تَدَعَ لِلَّهِ حُجَّةً وَ وَصِیّاً وَ تُسَلِّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ مَا فِیهِ کَمَا سَلَّمْتُهُ إِلَیْکَ وَ أَعْلِمْهُ أَنَّهُ سَیَکُونُ مِنْ ذُرِّیَّتِی رَجُلٌ اسْمُهُ نُوحٌ یَکُونُ فِی نُبُوَّتِهِ الطُّوفَانُ وَ الْغَرَقُ فَمَنْ رَکِبَ فِی فُلْکِهِ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ فُلْکِهِ غَرِقَ وَ
أَوْصِ وَصِیَّکَ أَنْ یَحْفَظَ بِالتَّابُوتِ وَ بِمَا فِیهِ فَإِذَا حَضَرَتْ وَفَاتُهُ أَنْ یُوصِیَ إِلَی خَیْرِ وُلْدِهِ وَ أَلْزَمِهِمْ لَهُ وَ أَفْضَلِهِمْ عِنْدَهُ وَ سَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ مَا فِیهِ وَ لْیَضَعْ کُلُّ وَصِیٍّ وَصِیَّتَهُ فِی التَّابُوتِ وَ لْیُوصِ بِذَلِکَ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ فَمَنْ أَدْرَکَ نُبُوَّةَ نُوحٍ فَلْیَرْکَبْ مَعَهُ وَ لْیَحْمِلِ التَّابُوتَ وَ جَمِیعَ مَا فِیهِ فِی فُلْکِهِ وَ لَا یَتَخَلَّفْ عَنْهُ أَحَدٌ وَ احْذَرْ یَا هِبَةَ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ یَا وُلْدِی الْمَلْعُونَ قَابِیلَ وَ وُلْدَهُ فَقَدْ رَأَیْتُمْ مَا فَعَلَ بِأَخِیکُمْ هَابِیلَ فَاحْذَرُوهُ وَ وُلْدَهُ وَ لَا تُنَاکِحُوهُمْ وَ لَا تُخَالِطُوهُمْ وَ کُنْ أَنْتَ یَا هِبَةَ اللَّهِ وَ إِخْوَتُکَ (1)وَ أَخَوَاتُکَ فِی أَعْلَی الْجَبَلِ وَ اعْزِلْهُ وَ وُلْدَهُ وَ دَعِ الْمَلْعُونَ قَابِیلَ وَ وُلْدَهُ فِی أَسْفَلِ الْجَبَلِ قَالَ فَلَمَّا کَانَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخْبَرَ اللَّهُ أَنَّهُ مُتَوَفِّیهِ فِیهِ تَهَیَّأَ آدَمُ لِلْمَوْتِ وَ أَذْعَنَ بِهِ قَالَ وَ هَبَطَ عَلَیْهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَالَ آدَمُ دَعْنِی یَا مَلَکَ الْمَوْتِ حَتَّی أَتَشَهَّدَ وَ أُثْنِیَ عَلَی رَبِّی بِمَا صَنَعَ عِنْدِی مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْبِضَ رُوحِی فَقَالَ آدَمُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنِّی عَبْدُ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی أَرْضِهِ ابْتَدَأَنِی بِإِحْسَانِهِ وَ خَلَقَنِی بِیَدِهِ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً بِیَدِهِ سِوَایَ وَ نَفَخَ فِیَّ مِنْ رُوحِهِ ثُمَّ أَجْمَلَ صُورَتِی وَ لَمْ یَخْلُقْ عَلَی خَلْقِی أَحَداً قَبْلِی ثُمَّ أَسْجَدَ لِی مَلَائِکَتَهُ وَ عَلَّمَنِی الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا وَ لَمْ یُعَلِّمْهَا مَلَائِکَتَهُ ثُمَّ أَسْکَنَنِی جَنَّتَهُ وَ لَمْ یَکُنْ جَعَلَهَا دَارَ قَرَارٍ وَ لَا مَنْزِلَ اسْتِیطَانٍ وَ إِنَّمَا خَلَقَنِی لِیُسْکِنَنِی الْأَرْضَ لِلَّذِی أَرَادَ مِنَ التَّقْدِیرِ وَ التَّدْبِیرِ وَ قَدَّرَ ذَلِکَ کُلَّهُ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَنِی فَمَضَیْتُ فِی قُدْرَتِهِ وَ قَضَائِهِ وَ نَافِذِ أَمْرِهِ ثُمَّ نَهَانِی أَنْ آکُلَ مِنَ الشَّجَرَةِ فَعَصَیْتُهُ وَ أَکَلْتُ مِنْهَا فَأَقَالَنِی عَثْرَتِی وَ صَفَحَ لِی عَنْ جُرْمِی فَلَهُ الْحَمْدُ عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ عِنْدِی حَمْداً یَکْمُلُ بِهِ رِضَاهُ عَنِّی قَالَ فَقَبَضَ مَلَکُ الْمَوْتِ رُوحَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ جَبْرَئِیلَ نَزَلَ بِکَفَنِ آدَمَ وَ بِحَنُوطِهِ وَ بِالْمِسْحَاةِ مَعَهُ قَالَ وَ نَزَلَ مَعَ جَبْرَئِیلَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ لِیَحْضُرُوا جِنَازَةَ آدَمَ قَالَ فَغَسَّلَهُ هِبَةُ
1) فی نسخة الکمبانیّ: و اخوانک.
اللَّهِ وَ جَبْرَئِیلُ وَ کَفَّنَهُ وَ حَنَّطَهُ (1)ثُمَّ قَالَ یَا هِبَةَ اللَّهِ تَقَدَّمْ فَصَلِّ عَلَی أَبِیکَ وَ کَبِّرْ عَلَیْهِ خَمْساً وَ عِشْرِینَ تَکْبِیرَةً فَوُضِعَ سَرِیرُ آدَمَ ثُمَّ قُدِّمَ هِبَةُ اللَّهِ وَ قَامَ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ الْمَلَائِکَةُ خَلْفَهُمَا فَصَلَّی عَلَیْهِ وَ کَبَّرَ عَلَیْهِ خَمْساً وَ عِشْرِینَ تَکْبِیرَةً وَ انْصَرَفَ جَبْرَئِیلُ وَ الْمَلَائِکَةُ فَحَفَرُوا لَهُ بِالْمِسْحَاةِ ثُمَّ أَدْخَلُوهُ فِی حُفْرَتِهِ ثُمَّ قَالَ جَبْرَئِیلُ یَا هِبَةَ اللَّهِ هَکَذَا فَافْعَلُوا بِمَوْتَاکُمْ وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَامَ هِبَةُ اللَّهِ فِی وُلْدِ أَبِیهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ وَ بِمَا أَوْصَاهُ أَبُوهُ فَاعْتَزَلَ وُلْدَ الْمَلْعُونِ قَابِیلَ فَلَمَّا حَضَرَتْ وَفَاةُ هِبَةِ اللَّهِ أَوْصَی إِلَی ابْنِهِ (2)قَیْنَانَ وَ سَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ مَا فِیهِ وَ عِظَامَ آدَمَ (3)وَ قَالَ لَهُ إِنْ أَنْتَ أَدْرَکْتَ نُبُوَّةَ نُوحٍ فَاتَّبِعْهُ وَ احْمِلِ التَّابُوتَ مَعَکَ فِی فُلْکِهِ وَ لَا تَخَلَّفَنَّ عَنْهُ فَإِنَّ فِی نُبُوَّتِهِ یَکُونُ الطُّوفَانُ وَ الْغَرَقُ فَمَنْ رَکِبَ فِی فُلْکِهِ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ غَرِقَ قَالَ فَقَامَ قَیْنَانُ بِوَصِیَّةِ هِبَةِ اللَّهِ فِی إِخْوَتِهِ وَ وُلْدِ أَبِیهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ قَالَ فَلَمَّا حَضَرَتْ قَیْنَانَ الْوَفَاةُ أَوْصَی إِلَی مَهْلَائِیلَ (4)وَ سَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ مَا فِیهِ وَ الْوَصِیَّةَ فَقَامَ مَهْلَائِیلُ بِوَصِیَّةِ قَیْنَانَ وَ سَارَ بِسِیرَتِهِ فَلَمَّا حَضَرَتْ مَهْلَائِیلَ الْوَفَاةُ أَوْصَی إِلَی ابْنِهِ بُرْدٍ (5)فَسَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ جَمِیعَ مَا فِیهِ وَ الْوَصِیَّةَ فَتَقَدَّمَ إِلَیْهِ فِی نُبُوَّةِ نُوحٍ فَلَمَّا حَضَرَتْ وَفَاةُ بُرْدٍ (6)أَوْصَی بِهِ إِلَی ابْنِهِ (7)أَخْنُوخَ وَ هُوَ إِدْرِیسُ فَسَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ جَمِیعَ مَا فِیهِ وَ الْوَصِیَّةَ فَقَامَ أَخْنُوخُ بِوَصِیَّةِ بُرْدٍ (8)فَلَمَّا قَرُبَ أَجَلُهُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ أَنِّی رَافِعُکَ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَابِضُ رُوحِکَ فِی السَّمَاءِ فَأَوْصِ إِلَی
1) فی المصدر: و جبرئیل کفنه و حنطه.
2) الظاهر ان هاهنا سقطا أو اختصارا من النسّاخ أو الراوی، لان الوصی بعد هبة اللّه ابنه انوش، ثمّ قینان بن انوش.
3) فی المصدر: و عظام آدم و وصیة آدم.
4) فی المصدر: إلی ابنه مهلائیل.
5) فی المصدر و قصص الأنبیاء: یرد بالیاء.
6) فی المصدر و قصص الأنبیاء: یرد بالیاء.
7) فی المصدر: أوصی إلی ابنه اخنوخ.
8) فی المصدر و قصص الأنبیاء: یرد بالیاء.
ابْنِکَ حِرْقَاسِیلَ (1)فَقَامَ حِرْقَاسِیلُ بِوَصِیَّةِ أَخْنُوخَ فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ أَوْصَی إِلَی ابْنِهِ نُوحٍ وَ سَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ جَمِیعَ مَا فِیهِ وَ الْوَصِیَّةَ قَالَ فَلَمْ یَزَلِ التَّابُوتُ عِنْدَ نُوحٍ حَتَّی حَمَلَهُ مَعَهُ فِی فُلْکِهِ فَلَمَّا حَضَرَتْ نُوحاً الْوَفَاةُ أَوْصَی إِلَی ابْنِهِ سَامٍ وَ سَلَّمَ إِلَیْهِ التَّابُوتَ وَ جَمِیعَ مَا فِیهِ وَ الْوَصِیَّةَ قَالَ حَبِیبٌ السِّجِسْتَانِیُّ ثُمَّ انْقَطَعَ حَدِیثُ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام عِنْدَهَا (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حبیب سجستانی نقل میکند که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: وقتی دو پسر آدم قربانی کردند و از یکی قبول شد و از دیگری مقبول نیفتاد، از هابیل قبول شد و قربانی قابیل را قبول نکردند. این مطلب موجب رشک و حسد قابیل شد و کینه برادر در دل گرفت و پیوسته در کمین او بود تا بالاخره در جای خلوتی دور از چشم آدم او را پیدا کرد و با یک حمله برادر خود را کشت. داستان آنها را خداوند در قرآن کریم نقل کرده که قبل از کشتن با هم چه گفتگو کردند.
امام علیه السّلام فرمود: آدم وقتی از کشته شدن هابیل اطلاع یافت، بسیار اندوهناک شد و خیلی گریه و زاری کرد و شکایت به خدا نمود. خداوند به او وحی کرد که من به جای هابیل به تو فرزندی خواهم داد که جانشین تو باشد. پس پسری پاک و پاکیزه از حوا متولد شد که روز هفتم آدم او را شیث نام گذاشت. خداوند به او وحی کرد که این پسر هبه و بخشش من است. نام او را هبة اللَّه بگذار. به همین جهت آدم او را هبة اللَّه نامید.
هنگام مرگ آدم که رسید، خداوند به او خبر داد که به زودی در فلان روز تو از دنیا خواهی رفت و روح تو را به جانب خود میبرم. بهترین فرزند خود را جانشین قرار ده، همان هبه من که به تو بخشیدم. او را وصی خود گردان و آنچه به تو تعلیم کردهایم از اسماء و اسم اعظم به او بسپار، آنها را درون صندوقی بگذار. من چنین مایلم که روی زمین خالی از عالمی که اطلاع از علم من دارد نباشد که به حکم من قضاوت نماید و او را حجت بر خلق خود قرار دهم.
آدم تمام فرزندان خود از زن و مرد را جمع کرد به آنها گفت: خداوند به من وحی کرده که روح مرا به جانب خود خواهد برد و دستور داده که بهترین فرزند خود را جانشین قرار دهم، و او هبة اللَّه است که خدا او را به جانشینی من برای شما برگزیده است. از دستورش سرپیچی نکنید، او وصی و جانشین من میان شما خواهد بود. همگی گفتند: مطیع او خواهیم بود و هرگز مخالفت نخواهیم کرد. دستور داد صندوق را ساختند. آثار علوم خود را با اسماء و وصیت در آن نهاد و در اختیار هبة اللَّه گذاشت. آنگاه روی به جانب او کرده گفت: پسرم! متوجه باش وقتی من از دنیا رفتم، مرا غسل ده و کفن کن و بر پیکرم نماز بخوان و مرا دفن نما. چهل روز که از فوت من گذشت، تمام استخوانهایم را جمع کن و در صندوق بگذار و نزد خود نگهدار به هیچ کس در این کار اطمینان مکن. وقتی هنگام وفات خودت رسید و احساس مرگ کردی، بهترین فرزند خویش را وصی قرار ده؛ کسی که بیشتر در مصاحبت تو بوده و از همه شایستهتر است. آنگاه همین وصیتها که من به تو کردم به او بکن، زمین نباید خالی از عالمی از خانواده ما باشد.
پسرم! خدا مرا در زمین فرود آورد و خلیفه خویش و حجت بر مردم قرار داد. من سفارش و دستور خدا را به تو ابلاغ کردم و تو را حجت بر مردم قرار دادم. مبادا از دنیا بروی مگر اینکه حجتی تعیین کنی و وصی برای خود قرار دهی و همان صندوق را با محتویاتش، همان طوری که من به تو سپردم به او بسپاری. به او بگو از فرزندان من مردی به نام نوح خواهد آمد که در زمان پیامبری او توفان میشود و مردم غرق میگردند. هر که سوار کشتی او شود نجات مییابد و هر کس تخلف جوید، هلاک میشود. به جانشین خود سفارش کن که صندوق را حفظ کند و او نیز هنگام وفات، بهترین فرزند خود و شایستهترین آنها را جانشین قرار دهد و صندوق را با آنچه در آن است، به وصی خود بسپارد. هر وصی باید وصیت خود را در همان صندوق بگذارد و این سفارش را به یکدیگر بنمایند. هر که نبوت نوح را درک کرد، با او سوار کشتی شود و صندوق را با محتویاتش در کشتی گذارد. مبادا از نوح تخلف ورزند.
پسرم! تو و تمام فرزندانم از قابیل ملعون و فرزندانش بر حذر باشید. دیدید که با برادر شما چه معامله کرد. با آنها آمیزش و ازدواج نداشته باشید. تو و برادران و خواهرانت در بالای کوه مسکن بگیرید و قابیل و فرزندانش را پایین کوه جای دهید.
آدم روزی که خدا خبر داده بود خواهد مرد، خود را آماده مرگ کرد و یقین نمود. بالاخره ملک الموت بر او وارد شد و آدم از او درخواست کرد که اجازه بده به واسطه لطف و عنایتی که خدا به من فرموده، من شهادت به یگانگی او دهم و او را بستایم. گفت: «اشهد ان لا اله الا اللَّه»، گواهی میدهم که من بنده خدا و خلیفه او در زمین هستم، مرا مشمول لطف خویش قرار داد و به دست خود آفرید. جز من کسی را به دست خود نیافرید و از روح خود در من دمید و مرا زیبا آفرید و به صورت من کسی را قبل از من نیافریده بود ملائکه را به سجده من دستور داد و تمام اسماء را به من آموخت. با اینکه ملائکه را از اسماء اطلاع نداد. مرا در بهشت خود جای داد، آنجا را قرارگاه و وطن من قرار نداده بود. مرا آفرید تا در زمین که مقدر نموده بود ساکن نماید. اینها تمام برنامههایی بود که قبل از آفریدن من تعیین کرده بود. من در راه تقدیر و دستور او به زندگی خود ادامه دادم. بعد به من دستور داد که از آن درخت نخورم. من مخالفت نموده و از آن درخت میل کردم که موجب لغزش من شد. خدا از خطای من گذشت. او را میستایم بر تمام نعمتهایی که به من عنایت فرموده، آن چنان ستایشی که رضایت او را موجب گردد. آنگاه ملک الموت مأموریت خود را انجام داد و روح آدم صلوات اللَّه علیه را قبض نمود.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود: جبرئیل برای آدم کفن آورد و حنوط و بیل نیز با خود آورده بود. با جبرئیل هفتاد هزار ملک بودند تا در تشییع جنازه آدم شرکت کنند. هبة اللَّه و جبرئیل او را غسل داده و آدم را کفن و حنوط نمودند. بعد جبرئیل به هبة اللَّه گفت: بر پدر خود نماز بخوان! هبة اللَّه بیست و پنج تکبیر گفت. تابوت آدم را نهادند، هبة اللَّه پیش ایستاد، جبرئیل طرف راست و ملائکه پشت سر او نماز خواند و بیست و پنج تکبیر گفت. جبرئیل با ملائکه برای آدم به وسیله بیل قبر کندند و او را در قبر قرار دادند. جبرئیل به هبة اللَّه گفت: بعد از این نسبت به مردگان خود چنین معامله کنید. سلام و درود خدا بر شما خاندان باد.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هبة اللَّه با فرزندان آدم شروع به انجام دستورات خدا و آدم نمودند، اما فرزندان قابیل ملعون کنارهگیری کردند. هنگام وفات هبة اللَّه که رسید، فرزند خود قینان را وصی قرار داد و صندوق و استخوانهای آدم را به او سپرد و گفت: اگر نبوت نوح را درک کردی، از او پیروی نما و صندوق را با او در کشتی بگذار. مبادا از او کنارهگیری کنی، چون در نبوت او توفان و غرق خواهد بود هر که در کشتی نشیند، نجات مییابد و هر که تخلف ورزد، غرق میشود.
قینان وصیت هبة اللَّه را در مورد برادران و فرزندان پدر خود به کار بست. هنگام وفات او که رسید، مهلائیل را وصی خود قرار داد و صندوق و محتویات آن را با وصیت به او سپرد. مهلائیل نیز به دستور و روش او عمل کرد. هنگام وفات مهلائیل که رسید، پسرش «برد» را وصی قرار داد و صندوق محتویات و وصیت نامه را به او سپرد. برد به فرزند خود اخنوخ که همان ادریس است وصیت کرد و صندوق و تمام محتویاتش را با وصیت نامه به او داد. اخنوخ وصیت برد را انجام داد و هنگام مرگ، خدا به او وحی کرد که من تو را به آسمان میبرم و در آسمان روحت را میگیرم، فرزندت حرقاسیل را وصی خود قرار ده. حرقاسیل وصیت اخنوخ را انجام داد و هنگام وفات، به فرزند خود نوح وصیت کرد و صندوق و محتویاتش را با وصیتنامه به او سپرد و در نزد نوح بود تا با خود در کشتی نهاد. نوح به فرزند خود سام وصیت کرد و صندوق را به او سپرد، با آنچه که در آن بود، به اضافه وصیت نامه.
حبیب سجستانی گفت: سخن حضرت ابو جعفر در این جا قطع شد. - . تفسیر عیاشی 1: 306-309 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَمَّا أَکَلَ آدَمُ مِنَ الشَّجَرَةِ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرْضِ فَوُلِدَ لَهُ هَابِیلُ وَ أُخْتُهُ تَوْأَمٌ ثُمَّ وُلِدَ قَابِیلُ وَ أُخْتُهُ تَوْأَمٌ ثُمَّ إِنَّ آدَمَ أَمَرَ هَابِیلَ وَ قَابِیلَ أَنْ یُقَرِّبَا قُرْبَاناً وَ کَانَ هَابِیلُ صَاحِبَ غَنَمٍ وَ کَانَ قَابِیلُ صَاحِبَ زَرْعٍ فَقَرَّبَ هَابِیلُ کَبْشاً مِنْ أَفْضَلِ غَنَمِهِ وَ قَرَّبَ قَابِیلُ مِنْ زَرْعِهِ مَا لَمْ یَکُنْ یَنْقَی کَمَا أَدْخَلَ بَیْتَهُ فَتُقُبِّلَ قُرْبَانُ هَابِیلَ وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ قُرْبَانُ قَابِیلَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ (3)وَ کَانَ الْقُرْبَانُ یَأْکُلُهُ (4)النَّارُ فَعَمَدَ قَابِیلُ إِلَی النَّارِ فَبَنَی لَهَا بَیْتاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ بَنَی بُیُوتَ النَّارِ فَقَالَ لَأَعْبُدَنَّ هَذِهِ النَّارَ حَتَّی یُتَقَبَّلَ قُرْبَانِی ثُمَّ إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوَّ اللَّهِ أَتَاهُ وَ هُوَ یَجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَی الدَّمِ فِی الْعُرُوقِ فَقَالَ لَهُ یَا قَابِیلُ قَدْ تُقُبِّلَ قُرْبَانُ هَابِیلَ وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ قُرْبَانُکَ وَ إِنَّکَ إِنْ تَرَکْتَهُ یَکُونُ لَهُ عَقِبٌ یَفْتَخِرُونَ عَلَی عَقِبِکَ یَقُولُونَ نَحْنُ أَبْنَاءُ الَّذِی تُقُبِّلَ قُرْبَانُهُ وَ أَنْتُمْ أَبْنَاءُ الَّذِی تُرِکَ قُرْبَانُهُ فَاقْتُلْهُ لِکَیْلَا یَکُونَ لَهُ عَقِبٌ یَفْتَخِرُونَ عَلَی عَقِبِکَ فَقَتَلَهُ فَلَمَّا رَجَعَ قَابِیلُ إِلَی آدَمَ قَالَ لَهُ یَا قَابِیلُ أَیْنَ هَابِیلُ فَقَالَ اطْلُبُوهُ (5)حَیْثُ قَرَّبْنَا الْقُرْبَانَ فَانْطَلَقَ آدَمُ فَوَجَدَ هَابِیلَ قَتِیلًا فَقَالَ آدَمُ لُعِنْتِ
مِنْ أَرْضٍ کَمَا قَبِلْتِ دَمَ هَابِیلَ فَبَکَی آدَمُ عَلَی هَابِیلَ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ إِنَّ آدَمَ سَأَلَ رَبَّهُ وَلَداً فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ فَسَمَّاهُ هِبَةَ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ وَهَبَهُ لَهُ وَ أُخْتُهُ تَوْأَمٌ فَلَمَّا انْقَضَتْ نُبُوَّةُ آدَمَ وَ اسْتُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ أَنْ یَا آدَمُ قَدْ قَضَیْتَ (1)نُبُوَّتَکَ وَ اسْتَکْمَلْتَ أَیَّامَکَ فَاجْعَلِ الْعِلْمَ الَّذِی عِنْدَکَ وَ الْإِیمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ عِنْدَ هِبَةِ اللَّهِ ابْنِکَ فَإِنِّی لَمْ أَقْطَعِ الْعِلْمَ وَ الْإِیمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَعْظَمَ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ لَنْ أَدَعَ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یُعْرَفُ بِهِ دِینِی وَ یُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِی وَ یَکُونُ نَجَاةً لِمَنْ یُولَدُ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ نُوحٍ وَ بَشَّرَ آدَمَ بِنُوحٍ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ بَاعِثٌ نَبِیّاً اسْمُهُ نُوحٌ فَإِنَّهُ یَدْعُو إِلَی اللَّهِ وَ یُکَذِّبُهُ قَوْمُهُ فَیُهْلِکُهُمُ اللَّهُ بِالطُّوفَانِ فَکَانَ بَیْنَ آدَمَ وَ بَیْنَ نُوحٍ عَشَرَةُ آبَاءٍ کُلُّهُمْ أَنْبِیَاءُ وَ أَوْصَی آدَمُ إِلَی هِبَةِ اللَّهِ أَنَّ مَنْ أَدْرَکَهُ مِنْکُمْ فَلْیُؤْمِنْ بِهِ وَ لْیَتَّبِعْهُ وَ لْیُصَدِّقْ بِهِ فَإِنَّهُ یَنْجُو مِنَ الْغَرَقِ ثُمَّ إِنَّ آدَمَ مَرِضَ الْمَرْضَةَ الَّتِی مَاتَ فِیهَا فَأَرْسَلَ هِبَةَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ إِنْ لَقِیتَ جَبْرَئِیلَ أَوْ مَنْ لَقِیتَ مِنَ الْمَلَائِکَةِ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّ أَبِی یَسْتَهْدِیکَ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ (2)فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا هِبَةَ اللَّهِ إِنَّ أَبَاکَ قَدْ قُبِضَ صلی الله علیه و آله وَ مَا نَزَلْنَا إِلَّا لِلصَّلَاةِ عَلَیْهِ فَارْجِعْ فَرَجَعَ فَوَجَدَ آدَمَ قَدْ قُبِضَ فَأَرَاهُ جَبْرَئِیلُ کَیْفَ یُغَسِّلُهُ فَغَسَّلَهُ حَتَّی إِذَا بَلَغَ الصَّلَاةَ عَلَیْهِ قَالَ هِبَةُ اللَّهِ یَا جَبْرَئِیلُ تَقَدَّمْ فَصَلِّ عَلَی آدَمَ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنَا أَنْ نَسْجُدَ لِأَبِیکَ آدَمَ وَ هُوَ فِی الْجَنَّةِ فَلَیْسَ لَنَا أَنْ نَؤُمَّ شَیْئاً (3)مِنْ وُلْدِهِ فَتَقَدَّمَ هِبَةُ اللَّهِ فَصَلَّی عَلَی أَبِیهِ آدَمَ وَ جَبْرَئِیلُ خَلْفَهُ وَ جُنُودُ الْمَلَائِکَةِ وَ کَبَّرَ عَلَیْهِ ثَلَاثِینَ تَکْبِیرَةً فَأَمَرَهُ جَبْرَئِیلُ فَرَفَعَ مِنْ ذَلِکَ خَمْساً وَ عِشْرِینَ تَکْبِیرَةً وَ السُّنَّةُ الْیَوْمَ فِینَا خَمْسُ تَکْبِیرَاتٍ وَ قَدْ کَانَ یُکَبِّرُ عَلَی أَهْلِ بَدْرٍ تِسْعاً وَ سَبْعاً
ثُمَّ إِنَّ هِبَةَ اللَّهِ لَمَّا دُفِنَ آدَمُ صلی الله علیه و آله أَتَاهُ قَابِیلُ فَقَالَ یَا هِبَةَ اللَّهِ إِنِّی قَدْ رَأَیْتُ أَبِی آدَمَ قَدْ خَصَّکَ مِنَ الْعِلْمِ بِمَا لَمْ أُخَصَّ بِهِ أَنَا وَ هُوَ الْعِلْمُ الَّذِی دَعَا بِهِ أَخُوکَ هَابِیلُ فَتُقُبِّلَ مِنْهُ قُرْبَانُهُ وَ إِنَّمَا قَتَلْتُهُ لِکَیْلَا یَکُونَ لَهُ عَقِبٌ فَیَفْتَخِرُونَ عَلَی عَقِبِی فَیَقُولُونَ نَحْنُ أَبْنَاءُ الَّذِی تُقُبِّلَ مِنْهُ قُرْبَانُهُ وَ أَنْتُمْ أَبْنَاءُ الَّذِی تُرِکَ قُرْبَانُهُ وَ إِنَّکَ إِنْ أَظْهَرْتَ مِنَ الْعِلْمِ الَّذِی اخْتَصَّکَ بِهِ أَبُوکَ شَیْئاً قَتَلْتُکَ کَمَا قَتَلْتُ أَخَاکَ هَابِیلَ فَلَبِثَ هِبَةُ اللَّهِ وَ الْعَقِبُ مِنْ بَعْدِهِ مُسْتَخْفِینَ بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْإِیمَانِ وَ الِاسْمِ الْأَکْبَرِ وَ مِیرَاثِ النُّبُوَّةِ وَ آثَارِ عِلْمِ النُّبُوَّةِ (1)حَتَّی بَعَثَ اللَّهُ نُوحاً وَ ظَهَرَتْ وَصِیَّةُ هِبَةِ اللَّهِ (2)حِینَ نَظَرُوا فِی وَصِیَّةِ آدَمَ فَوَجَدُوا نُوحاً نَبِیّاً قَدْ بَشَّرَ بِهِ أَبُوهُمْ آدَمُ فَآمَنُوا بِهِ وَ اتَّبَعُوهُ وَ صَدَّقُوهُ وَ قَدْ کَانَ آدَمُ أَوْصَی إِلَی هِبَةِ اللَّهِ أَنْ یَتَعَاهَدَ هَذِهِ الْوَصِیَّةَ عِنْدَ رَأْسِ کُلِّ سَنَةٍ فَیَکُونَ یَوْمَ عِیدِهِمْ فَیَتَعَاهَدُونَ بَعْثَ نُوحٍ وَ زَمَانَهُ الَّذِی یَخْرُجُ فِیهِ وَ کَذَلِکَ فِی وَصِیَّةِ (3)کُلِّ نَبِیٍّ حَتَّی بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله.
قَالَ هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ آدَمَ أَنْ یُوصِیَ إِلَی هِبَةِ اللَّهِ أَمَرَهُ أَنْ یَسْتُرَ ذَلِکَ فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِی ذَلِکَ بِالْکِتْمَانِ فَأَوْصَی إِلَیْهِ وَ سَتَرَ ذَلِکَ (4).
أقول: قد مضی الخبر بتمامه و طوله فی باب جوامع (5)أحوال الأنبیاء علیهم السلام من کتاب النبوة و مضی خبر آخر طویل فی اتصال الوصیة فی باب أحوال (6)ملوک الأرض من ذلک الکتاب فلم نعدهما حذرا من التکرار و الإطناب.
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو حمزه ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: وقتی آدم از درخت ممنوع خورد و به زمین فرود آمد، هابیل و خواهرش دو قلو برای او متولد شد. بعد از آن دو قابیل و خواهرش دو قلو متولد شدند. آدم به هابیل و قابیل دستور داد که قربانی کنند. هابیل گوسفند دار بود و قابیل زراعت داشت. هابیل یکی از بهترین گوسفندهای خود را برای قربانی آورد، اما قابیل از زراعت خود مقداری ناپاک آورد. قربانی هابیل قبول شد، ولی از قابیل نپذیرفتند. این آیه قرآن اشاره به همین جریان است؛ «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ» - . مائده/ 27 - {و داستان دو پسر آدم را به درستی بر ایشان بخوان هنگامی که [هر یک از آن دو] قربانیی پیش داشتند پس از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد.} قربانی وقتی قبول میشد که آتش میگرفت. از آن پس قابیل آتشکدهای بنا کرد و او اول کسی بود که آتشکده ساخت. گفت: آن قدر این آتش را میپرستم تا قربانی مرا قبول کند. بعد شیطان که میتواند مانند خون در رگ انسان نفوذ کند، پیش قابیل آمد و گفت: چون قربانی هابیل قبول شد و از تو رد گردید، اگر چارهای برای این کار نکنی دارای فرزند خواهد شد و فرزندان او بر فرزندان تو فخر میکنند و میگویند ما کسی هستیم که قربانیاش قبول شد و شما فرزند کسی هستید که قربانی او را نپذیرفتند. صلاح این است که او را بکشی تا دارای فرزندی نشود و بر فرزند تو فخر نمایند. قابیل هم او را کشت. وقتی پیش آدم آمد، به او گفت: ای قابیل! هابیل کجاست؟ گفت: بروید همان جایی را که قربانی کردیم بگردید. وقتی آدم جستجو کرد، هابیل را کشته یافت. آدم گفت: نفرین بر تو زمین که خون هابیل را قبول کردی. پس چهل شبانه روز بر او گریه کرد. بعد از خدا خواست فرزندی به او عنایت کند. پسری برایش متولد شد که او را هبة اللَّه نام نهاد. زیرا خداوند او و خواهرش را به آدم بخشید. وقتی نبوت آدم پایان یافت و روزگارش تمام شد، خدا به او وحی کرد: نبوت تو پایان یافته و روزگارت به سر آمده است. علم و ایمان و اسم اعظم و میراث و آثار علم نبوتی که نزد توست را پیش هبة الله فرزندت قرار ده. من اینها را تا روز قیامت از فرزندان تو قطع نخواهم کرد. و نیز زمین را بدون عالمی که دین مرا بداند و اطاعت مرا نماید رها نمیکنم، و نجات برای کسانی است که مابین تو و نوح متولد میشوند.
آدم بشارت ظهور نوح را به هبة اللَّه داد و گفت: خداوند پیامبری را به نام نوح مبعوث مینماید که به خدا دعوت میکند و قومش تکذیب میکنند و خداوند با توفان ایشان را هلاک میکند. و بین آدم و نوح ده پشت فاصله بود که تمام آنها پیامبر بودند. پس به هبة اللَّه گفت: هر کدام از شما که او را درک کردید، به او ایمان بیاورید و پیروی کنید و تصدیقش نمایید، چون او موجب نجات از غرق میشود. آدم مریض شد و همان بیماری که به مرگ او منتهی گردید. پس به هبة اللَّه گفت: اگر جبرئیل یا سایر ملائکه را دیدی، سلام مرا به او برسان و بگو که پدرم از شما تقاضای میوه بهشت نموده. [هبة اللَّه پیغام آدم را رساند] جبرئیل به او گفت: پدرت از دنیا رفت و ما برای نماز او آمدهایم برگرد پیش او برو.
وقتی هبة اللَّه آمد، دید آدم از دنیا رفته است. جبرئیل به او یاد داد که چگونه آدم را غسل دهد. پس او را غسل داد و موقع نماز به جبرئیل گفت: بر آدم نماز بخوان. جبرئیل در جواب او گفت: خداوند ما را مأمور کرد پدرت آدم را موقعی که در بهشت بود سجده کنیم. شایسته نیست برای ما که امامت بر فرزندان او نماییم. پس هبة اللَّه پیش رفت و بر پدر نماز خواند و جبرئیل پشت سر او ایستاد و با سایر ملائکه سی تکبیر گفت. جبرئیل دستور داد بیست و پنج تکبیر را بلند بگوید که امروز در بین ما پنج تکبیر معمول است، بر اهل بدر نه تکبیر و هفت تکبیر گفته شده است.
پس از اینکه هبة اللَّه پدر خود آدم را دفن کرد، قابیل پیش او آمد و گفت: پدرم آدم به تو مزیتی از نظر علم داده که به من نداده. آن مزیت همان بود که برادرت هابیل خواند و قربانیاش قبول شد. من او را کشتم تا فرزندی نداشته باشد که بر فرزندان من افتخار کنند که ما فرزند کسی هستیم که قربانیاش قبول شد و شما فرزندان کسی هستید که قربانی او رد شد. اگر تو هم از علمی که پدرت در اختیارت گذاشته اظهار کنی، مثل هابیل برادرت کشته خواهی شد. از آن روز هبة اللَّه و فرزندانش پس از او، علم و ایمان و اسم بزرگ و میراث نبوت و آثار علم پیامبری را پیوسته مخفی داشتند تا نوح مبعوث شد و وصیت هبة اللَّه آشکار شد. وقتی به وصیت آدم نگاه کردند، دیدند بشارت ظهور نوح را به پیامبری داده است. پس به او ایمان آوردند و او را تصدیق نمودند و پیروی کردند. آدم به هبة اللَّه دستور داده بود که این وصیت نامه را در ابتدای هر سال یک بار ملاحظه کنند و آن روز را عید قرار دهند و پیوسته سخن بعثت نوح و زمان ظهورش بود. همچنین در وصیت هر پیامبری اجرا میشد تا خداوند حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم را مبعوث کرد.
هشام بن حکم گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: وقتی خدا به آدم دستور داد وصیت به هبة اللَّه کند، امر کرد این جریان را مخفی بدارد. از آن به بعد قرار بر کتمان و پنهان داشتن شد. پس به او وصیت کرد و کتمان نمود. - . تفسیر عیاشی 1: 309-311 -
مؤلف: این روایت با تمام طول و تفصیلش در «باب جوامع احوال انبیا علیهم السّلام» از کتاب نبوت گذشت. همچنین روایت طولانی دیگری در اتصال وصایت در «باب احوال پادشاهان زمین» در همان کتاب گذشت، آنها را به جهت نگرانی از تکرار و طولانی شدن نیاوردیم.
**[ترجمه]
القصص: «وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ»(68)
الزخرف: «وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»(32)
<meta info="- وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ. - . قصص/ 68 -
{و پروردگار تو هر چه را بخواهد میآفریند و برمیگزیند و آنان اختیاری ندارند منزه استخدا و از آنچه [با او] شریک میگردانند برتر است.}
{و گفتند چرا این قرآن بر مردی بزرگ از [آن] دو شهر فرود نیامده است، آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند ما [وسایل] معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را از [نظر] درجات بالاتر از بعضی [دیگر] قرار دادهایم تا بعضی از آنها بعضی [دیگر] را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان میاندوزند بهتر است}
**[ترجمه]
قوله تعالی: وَ یَخْتارُ: أی یختار من یشاء للنبوة و الإمامة فقد روی المفسرون أنه نزل فی قولهم لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ و قیل ما موصولة مفعول لیختار و الراجع إلیه محذوف و المعنی و یختار الذی کان لهم فیه الخیرة أی الخیر و الصلاح و علی الأول الخیرة بمعنی التخیر کالطیرة بمعنی التطیر و علی التقدیرین یدل علی أن اختیار الإمام الذی له الرئاسة فی الدین و الدنیا لا یکون برأی الناس کما لا یخفی علی منصف مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ أی من إحدی القریتین مکة و الطائف عَظِیمٍ بالجاه و المال کالولید بن المغیرة و عروة بن مسعود الثقفی.
أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ قال البیضاوی إنکار فیه تجهیل و تعجیب من تحکمهم و المراد بالرحمة النبوة نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا و هم عاجزون عن تدبیرها و هی خویصة أمرهم فی دنیاهم فمن أین لهم أن یدبروا أمر النبوة التی هی أعلی المراتب الأنسبة وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ أی و أوقعنا بینهم التفاوت فی الرزق و غیره لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا أی لیستعمل بعضهم بعضا فی حوائجهم
لیحصل بینهم تألف و تضام ینتظم بذلک نظام العالم لا لکمال فی الموسع و لا النقص فی المقتر ثم إنهم لا اعتراض لهم علینا فی ذلک و لا تصرف فکیف یکون فیما هو أعلی منه وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ أی هذه النبوة و ما یتبعها خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ من حطام الدنیا و العظیم من رزق منها لا منه انتهی.
و أقول: الآیتان صریحتان فی أن الرزق و المراتب الدنیویة لما کانت بقسمته و تقدیره سبحانه فالمراتب الأخرویة و الدرجات المعنویة کالنبوة و ما هو تالیها فی أنه رفعة معنویة و خلافة دینیة و هی الإمامة أولی و أحری بأن تکون بتعیینه تعالی و لا یکلها إلی العباد و أیضا إذا قصرت عقول العباد عن قسمة الدرجات الدنیویة فهی أحری بأن تکون قاصرة عن تعیین منزلة هی تشتمل علی الرئاسة الدینیة و الدنیویة معا و هذا بین بحمد الله فی الآیتین علی وجه لیس فیه ارتیاب و لا شک و الله الموفق للصواب.
**[ترجمه]در این آیه که میفرماید: «و یختار»، یعنی خداوند هر که را بخواهد برای نبوت و امامت انتخاب میکند. مفسرین روایت کردهاند که آیه برای سخن آنهایی نازل شده است که میگفتند: «لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ.» و گفته شده: «ما» موصوله است و مرجع آن حذف شده است، معنی آیه این است که خداوند هر کس را که به خیر و صلاح مردم باشد بر میگیرند، بنا بر وجه اول «خیره» در آیه به معنی «تخییر» است، مانند «طیره» که به معنی «تطیر» است. در هر دو صورت آیه شاهد است بر اینکه انتخاب امامی که ریاست دین و دنیا را دارد، با رأی مردم نمیشود، بر منصف پوشیده نیست. دو قریهای که در آیه ذکر شده است، منظور یکی از دو قریه است که مکه و طائف است، منظور از «عظیم» یعنی از نظر مقام و ثروت عظیم باشد، مانند ولید ابن مغیره و عروة بن مسعود ثقفی.
«أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ»، بیضاوی میگوید: انکار در آیه نسبت به جهل میدهد و تعجب میکند از تحکم مردم، منظور از «رحمت» نبوت است. «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا»، یعنی مردم که عاجز از تدبیر معیشت خویش در مسائل شخصی زندگی هستند، چنین مردمی چگونه میتوانند در مسأله نبوت که عالیترین مناسبات است تدبیر نمایند؟ «وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ»، یعنی ما تفاوت در میان آنها در رزق و سایر چیزها قرار دادیم. «لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا»، یعنی در احتیاجات زندگی بعضی بعض دیگر را بگمارد تا بین آنها ارتباط و همگرایی به وجود آید و نظام زندگی به هم نخورد، نه از جهت اینکه ثروتمند موقعیتی در نزد خدا داشته و یا فقیر و مستمند مورد توجه خدا نباشد. آنها را اعتراضی در این تغییر و تفاوت از نظر ثروت بر ما نیست، چگونه اعتراض و اظهار نظر میتوانند بکنند در چیزی که مهمتر از مال و امور زندگی است؟ «وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ»، یعنی نبوت و مقامهای تابع آن. «خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»، بهتر است از زر و زیور دنیا و موقعیت و عظمت برای کسی است که دارای آن مقام باشد نه ثروت بر هم انباشته کند.
مؤلف: هر دو آیه صریح دلالت دارند که رزق و مقامهای دنیوی بسته به تقدیر خداست. در این صورت مقامهای معنوی و اخروی مانند نبوت و امامت که از امتیازات مادی بسیار بالاتر است، چگونه در اختیار مردم خواهد بود؟ البته خداوند تعیین خواهد کرد و به مردم واگذار نمینماید. و نیز وقتی اندیشه مردم در تقسیم امتیازات مادی قاصر باشد، قطعا از تعیین مقامی که شانس ریاست دین و دنیا باشد عاجزتر است. این مطلب بحمد الله از هر دو آیه کاملا آشکار است که جای شک و تردیدی نیست، و خداوند به درستی توفیق میدهد.
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد ابْنُ عِیسَی عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا علیه السلام بِالْقَادِسِیَّةِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ شَیْءٍ وَ أَنَا أُجِلُّکَ وَ الْخَطْبُ فِیهِ جَلِیلٌ وَ إِنَّمَا أُرِیدُ فَکَاکَ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ فَرَآنِی وَ قَدْ دَمَعْتُ فَقَالَ لَا تَدَعْ شَیْئاً تُرِیدُ أَنْ تَسْأَلَنِی عَنْهُ إِلَّا سَأَلْتَنِی عَنْهُ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی سَأَلْتُ أَبَاکَ وَ هُوَ نَازِلٌ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ- عَنْ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَدَلَّنِی عَلَیْکَ وَ قَدْ سَأَلْتُکَ مُنْذُ سِنِینَ وَ لَیْسَ لَکَ وَلَدٌ- عَنِ الْإِمَامَةِ فِیمَنْ تَکُونُ مِنْ بَعْدِکَ فَقُلْتَ فِی وَلَدِی وَ قَدْ وَهَبَ اللَّهُ لَکَ ابْنَیْنِ فَأَیُّهُمَا عِنْدَکَ بِمَنْزِلَتِکَ الَّتِی کَانَتْ عِنْدَ أَبِیکَ فَقَالَ لِی هَذَا الَّذِی سَأَلْتَ عَنْهُ لَیْسَ هَذَا وَقْتَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ رَأَیْتَ مَا ابْتُلِینَا بِهِ مِنْ أَبِیکَ وَ لَسْتُ آمَنُ الْأَحْدَاثَ فَقَالَ کَلَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَوْ کَانَ الَّذِی تَخَافُ کَانَ مِنِّی فِی ذَلِکَ حُجَّةٌ أَحْتَجُّ بِهَا عَلَیْکَ وَ عَلَی غَیْرِکَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِمَامَ الْفَرْضُ عَلَیْهِ وَ الْوَاجِبُ مِنَ اللَّهِ إِذَا خَافَ الْفَوْتَ عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یَحْتَجَّ فِی الْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ بِحُجَّةٍ مَعْرُوفَةٍ مُبَیَّنَةٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ فِی کِتَابِهِ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ (1)فَطِبْ
1) التوبة: 115.
نَفْساً وَ طِیبَ بِأَنْفُسِ أَصْحَابِکَ فَإِنَّ الْأَمْرَ یَجِیءُ عَلَی غَیْرِ مَا یَحْذَرُونَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ (1).
**[ترجمه]قرب الاسناد: بزنطی گفت: در قادسیه خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسیدم و گفتم: فدایت شوم! میخواهم سؤالی از شما بکنم و جلالت شما مرا مانع از این پرسش است، با اینکه سؤال با اهمیتی است. منظورم این است که خود را از آتش جهنم نجات بخشم. امام علیه السّلام متوجه شد که اشکهایم جاری است و فرمود: هر چه مایلی بپرس. عرض کردم: فدایت شوم! در همین موضع از پدرت سؤال کردم که خلیفه بعد از شما کیست و مرا به مقام و امامت شما راهنمایی کرد. چند سال است - با اینکه فرزندی نداشتید- همین سؤال را از شما کردهامو فرمودهاید: امامت متعلق به پسر من است. اینک که خداوند به شما دو فرزند عنایت کرده، بفرمایید امامت متعلق به کدام یک از آنهاست؟ فرمود: این سؤالی که میکنی، وقت آن حالا نیست. عرض کردم: فدایت شوم! مشاهده کردی چه گرفتاری درباره پدرت برای ما پیش آمد؟ من اطمینانی از پیشامدها ندارم. فرمود: نه، إن شاء الله چنین نیست. اگر آنچه که میترسی احتمال وقوع داشته باشد، من باید دلیلی داشته باشم که بر تو یا دیگران استدلال نمایم و حجت را تمام کنم. مگر نمیدانی که بر امام لازم و از طرف خداوند واجب است که اگر مرگ خود را فهمید، در مورد جانشین خویش به مردم اطلاع دهد و حجت آشکار و شناخته شده را بر آنها تمام کند؟ خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ» - . توبه/ 115 - {و خدا بر آن نیست که گروهی را پس از آنکه هدایتشان نمود بیراه بگذارد، مگر آنکه چیزی را که باید از آن پروا کنند برایشان بیان کرده باشد.} پس هم تو و هم دوستانت آسوده خاطر باشید که انشا اللَّه آشکار خواهد شد و آنچه باعث بیم و ترس شما شده، وقوع نخواهد یافت. - . قرب الاسناد: 166 - 167 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد بِالْإِسْنَادِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام الْإِمَامُ إِذَا أَوْصَی إِلَی الَّذِی یَکُونُ مِنْ بَعْدِهِ بِشَیْءٍ فَفَوَّضَ إِلَیْهِ فَیَجْعَلُهُ حَیْثُ یَشَاءُ أَوْ کَیْفَ هُوَ قَالَ إِنَّمَا یُوصِی بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ لَهُ إِنَّهُ قَدْ حُکِیَ عَنْ جَدِّکَ قَالَ أَ تَرَوْنَ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ إِلَیْنَا نَجْعَلُهُ حَیْثُ نَشَاءُ لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا عَهْدٌ (2)مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ فَرَجُلٌ مُسَمًّی فَقَالَ فَالَّذِی قُلْتُ (3)لَکَ مِنْ هَذَا (4).
یر، بصائر الدرجات عباد بن سلیمان عن سعد بن سعد عن صفوان عنه علیه السلام مثله (5).
**[ترجمه]قرب الاسناد: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: امام وقتی کسی را به جانشینی خود تعیین میکند و امر امامت را به او میسپارد، هر کس را که بخواهد میتواند تعیین کند یا دارای خصوصیاتی است؟ فرمود: نه، کسی را تعیین میکند که خدا دستور داده است. عرض کردم: از جد شما چنین نقل شده که فرمود: خیال میکنید تعیین امام به اختیار ماست و به هر کس که بخواهیم وامیگذاریم؟ نه به خدا، این عهد و قراردادی است از پیامبر اکرم که نفر به نفر با نام فرمود. فرمود: آنچه من نیز به تو گفتم از همین جهت بود. - . قرب الاسناد: 154 -
بصائر الدرجات: مثل این حدیث را آورده است. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّیُّ قَالَ: سَأَلْتُ الْقَائِمَ علیه السلام فِی حِجْرِ أَبِیهِ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا مَوْلَایَ- عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی تَمْنَعُ الْقَوْمَ مِنِ اخْتِیَارِ إِمَامٍ لِأَنْفُسِهِمْ قَالَ مُصْلِحٍ أَوْ مُفْسِدٍ قُلْتُ مُصْلِحٍ قَالَ هَلْ یَجُوزُ أَنْ تَقَعَ خِیْرَتُهُمْ عَلَی الْمُفْسِدِ بَعْدَ أَنْ لَا یَعْلَمُ أَحَدٌ مَا یَخْطُرُ بِبَالِ غَیْرِهِ مِنْ صَلَاحٍ أَوْ فَسَادٍ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهِیَ الْعِلَّةُ أَیَّدْتُهَا لَکَ بِبُرْهَانٍ یَقْبَلُ ذَلِکَ عَقْلُکَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الرُّسُلِ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمُ اللَّهُ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِمُ الْکُتُبَ وَ أَیَّدَهُمْ بِالْوَحْیِ وَ الْعِصْمَةِ إِذْ هُمْ أَعْلَامُ الْأُمَمِ وَ أَهْدَی أَنْ لَوْ ثَبَتَ الِاخْتِیَارُ (6)وَ مِنْهُمْ مُوسَی وَ عِیسَی علیهما السلام هَلْ یَجُوزُ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِمَا وَ کَمَالِ عِلْمِهِمَا إِذَا هُمَا بِالاخْتِیَارِ أَنْ تَقَعَ خِیْرَتُهُمَا عَلَی الْمُنَافِقِ وَ هُمَا یَظُنَّانِ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ قُلْتُ لَا قَالَ فَهَذَا مُوسَی کَلِیمُ اللَّهِ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِ وَ کَمَالِ عِلْمِهِ وَ نُزُولِ الْوَحْیِ عَلَیْهِ اخْتَارَ مِنْ أَعْیَانِ قَوْمِهِ وَ وُجُوهِ عَسْکَرِهِ لِمِیقَاتِ رَبِّهِ سَبْعِینَ رَجُلًا مِمَّنْ لَمْ یَشُکَّ فِی
إِیمَانِهِمْ وَ إِخْلَاصِهِمْ فَوَقَعَتْ خِیْرَتُهُ عَلَی الْمُنَافِقِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا (1)الْآیَةَ فَلَمَّا وَجَدْنَا اخْتِیَارَ مَنْ قَدِ اصْطَفَاهُ اللَّهُ لِلنُّبُوَّةِ وَاقِعاً عَلَی الْأَفْسَدِ دُونَ الْأَصْلَحِ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ الْأَصْلَحُ دُونَ الْأَفْسَدِ عَلِمْنَا أَنْ لَا اخْتِیَارَ لِمَنْ لَا یَعْلَمُ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ وَ مَا تَکِنُّ الضَّمَائِرُ وَ تَنْصَرِفُ عَنْهُ السَّرَائِرُ (2)وَ أَنْ لَا خَطَرَ لِاخْتِیَارِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ بَعْدَ وُقُوعِ خِیْرَةِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَی ذَوِی الْفَسَادِ. لَمَّا أَرَادُوا أَهْلَ الصَّلَاحِ (3).
**[ترجمه]احتجاج: سعد بن عبداللَّه قمی گفت: از حضرت صاحب الزمان علیه السّلام که آن وقت در دامن پدر نشسته بود پرسیدم: به چه دلیل مردم نمیتوانند برای خود امام انتخاب کنند؟ فرمود: امام خوب یا بد؟ گفتم: امام خوب و شایسته. فرمود: امکان دارد انتخابی که میکنند به جای خوب بد از کار در آید، با اینکه هیچ کس اطلاع از دل دیگری ندارد که چه چیز به خاطرش میگذرد، فکر خوب یا فکر بد؟ گفتم: آری، ممکن است، فرمود: همین موجب نداشتن چنین اختیاری است که با دلیلی برای تو توجیه کردم که عقلت بپذیرد. تصدیق کردم. فرمود: بگو ببینم، پیامبرانی که خداوند آنها را برگزیده و کتاب آسمانی بر آنها نازل کرده و ایشان را به وحی تأیید نموده و عصمت بخشیده، چون برجستهترین افراد مردمند و از همه بهتر میتوانند انتخاب نمایند. اگر به ایشان اختیار بدهند، از جمله این پیمبران موسی و عیسی علیهما السّلام نیز هستند. با کمال عقل و دانشی که این دو داشتند، آیا ممکن است انتخاب آنها در مورد کسی که خیال میکردند مؤمن است، منافق از کار در آید؟ گفتم: نه. فرمود:
همین موسی با کمال عقل و دانشی که داشت و به او وحی میشد، از میان قوم و سرداران لشکر خود برای میقات خدا هفتاد نفر را انتخاب کرد، با اینکه یقین داشت مؤمن و مخلص هستند. اما این انتخاب بر خلاف تصور او بر منافقین قرار گرفت.
خداوند در این آیه به همین مطلب اشاره میکند: «وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا» - . اعراف/ 155 - {و موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید.} وقتی انتخاب پیامبری که خدا او را برگزیده بر شخص فاسدی قرار گیرد، با اینکه او خیال میکرد صالح است، میفهمیم به کسی که از راز دلها و افکار پنهان و آینده اشخاص خبر ندارد، اجازه انتخاب داده نشده، بعد از اینکه پیامبران انتخابشان صحیح از کار در نیاید. - . احتجاج: 259 - 260 -
**[ترجمه]
ل، الخصال ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَتِّیلٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مَنِیعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ یُونُسَ عَنِ الصَّبَّاحِ الْمُزَنِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: عُرِجَ بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله السَّمَاءَ مِائَةً وَ عِشْرِینَ مَرَّةً مَا مِنْ مَرَّةٍ إِلَّا وَ قَدْ أَوْصَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا إِلَی النَّبِیِّ بِالْوَلَایَةِ لِعَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ علیهم السلام أَکْثَرَ مِمَّا أَوْصَاهُ بِالْفَرَائِضِ (4).
یر، بصائر الدرجات علی بن محمد بن سعید عن حمدان بن سلیمان عن عبد الله بن محمد الیمانی عن منیع مثله (5).
**[ترجمه]خصال: صباح مزنی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله را صد و بیست مرتبه به معراج بردند و در هر مرتبه خداوند سفارش میکرد به پیامبر در مورد ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام و امامان بعد از او، بیشتر از آنچه درباره واجبات سفارش میکرد. - . خصال 2: 149 -
بصائر الدرجات: مانند این روایت را آورده است. - . بصائر الدرجات: 23 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد عَلِیٌّ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی علیه السلام قَالَ: کَانَ یَقُولُ قَبْلَ أَنْ یُؤْخَذَ بِسَنَةٍ إِذَا اجْتَمَعَ عِنْدَهُ أَهْلُ بَیْتِهِ مَا وَکَّدَ اللَّهُ (6)عَلَی الْعِبَادِ فِی شَیْءٍ مَا وَکَّدَ عَلَیْهِمْ بِالْإِقْرَارِ بِالْإِمَامَةِ وَ مَا جَحَدَ الْعِبَادُ شَیْئاً مَا جَحَدُوهَا (7).
**[ترجمه]قرب الاسناد: علی از برادر خود امام موسی علیه السّلام نقل کرد که آن جناب یک سال قبل از اینکه گرفتار شود، هر وقت بستگان و خویشاوندان اطرافش جمع میشدند میفرمود: خداوند درباره چیزی به اندازه تأکیدی که درباره اقرار به امامت نموده، سفارش و تأکید نکرده و مردم چیزی را به اندازه امامت انکار نکردهاند. - . قرب الاسناد: 123 -
**[ترجمه]
ل، الخصال ابْنُ مُوسَی عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الْقَاسِمِ الْعَلَوِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ الزَّیَّاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ کَیْفَ صَارَتِ الْإِمَامَةُ فِی وُلْدِ الْحُسَیْنِ علیه السلام دُونَ الْحَسَنِ (1)وَ هُمَا جَمِیعاً وَلَدَا رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سِبْطَاهُ وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ علیه السلام إِنَّ مُوسَی وَ هَارُونَ علیهما السلام کَانَا نَبِیَّیْنِ مُرْسَلَیْنِ أَخَوَیْنِ فَجَعَلَ اللَّهُ النُّبُوَّةَ فِی صُلْبِ هَارُونَ دُونَ صُلْبِ مُوسَی وَ لَمْ یَکُنْ لِأَحَدٍ أَنْ یَقُولَ لِمَ فَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یَقُولَ لِمَ جَعَلَهَا اللَّهُ فِی صُلْبِ الْحُسَیْنِ دُونَ صُلْبِ الْحَسَنِ لِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَکِیمُ فِی أَفْعَالِهِ لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ الْخَبَرَ (2).
**[ترجمه]خصال: مفضل گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: ای پسر رسول خدا! چه شد که امامت در فرزندان امام حسین علیه السّلام قرار گرفت و فرزندان امام حسن امام نشدند، با اینکه هر دو پسر پیامبر و نواده او و سرور جوانان اهل بهشتند؟ فرمود: موسی و هارون علیهما السّلام هر دو پیامبر و رسول و برادر بودند و خداوند نبوت را در نژاد هارون قرار داد نه موسی، هیچ کس نمیتواند بگوید چرا چنین کرد. امامت همان خلافت خدا است. کسی نمیتواند بگوید چرا خداوند در فرزندان امام حسین قرار داد و به فرزندان امام حسن نداد، زیرا در کار خود حکیم است. از او نمیتوان پرسید چرا چنین کردی. این مردم هستند که در کارهای خود مورد بازخواست قرار میگیرند. - . خصال 1: 146 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ أَ تَرَوْنَ الْأَمْرَ (3)إِلَیْنَا نَضَعُهُ حَیْثُ نَشَاءُ کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی صَاحِبِهِ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: عمرو بن اشعث گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: خیال میکنید اختیار تعیین امام به دست ما است که هر کس را بخواهیم انتخاب کنیم؟ این قراری است از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نفر به نفر تا منتهی شود به صاحب خود. - . کمال الدین: 128 - 129 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ (5)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ أَ تَرَوْنَ الْمُوصِیَ مِنَّا یُوصِی إِلَی مَنْ یُرِیدُ لَا وَ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّی یَنْتَهِیَ الْأَمْرُ إِلَی صَاحِبِهِ (6).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن ابن أبی عمیر عن بکیر و جمیل عن عمرو بن الأشعث مثله (7)
یر، بصائر الدرجات أحمد بن الحسن عن أبیه عن ابن بکیر عن عمرو بن الأشعث مثله (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمرو بن اشعث گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: خیال میکنید وصی از ما به هر که بخواهد وصایت میدهد، نه به خدا! بلکه این عهدی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله، نفر به نفر تا به صاحبش برسد. - . بصائر الدرجات: 139 -
بصائر الدرجات: در دو جا همین روایت را با اختلاف در سند آورده است. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ یَزِیدَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: أَ تَرَوْنَ الْأَمْرَ إِلَیْنَا أَنْ نَضَعَهُ فِیمَنْ شِئْنَا کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام رَجُلٍ فَرَجُلٍ إِلَی أَنْ یَنْتَهِیَ إِلَی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.(2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام صادق علیه السّلام فرمود: آیا فکر میکنید امر [ولایت] را به هر که بخواهیم میدهیم؟ هرگز! به خدا قسم این عهدی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله، نفر به نفر تا به صاحبش برسد. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَسَّانَ عَنْ سَدِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ أَ تَرَوْنَ الْوَصِیَّةَ إِنَّمَا هُوَ شَیْءٌ یُوصِی بِهِ الرَّجُلُ إِلَی مَنْ شَاءَ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا هُوَ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّی انْتَهَی إِلَی نَفْسِهِ (3).
یر، بصائر الدرجات إبراهیم بن هاشم عن یحیی بن أبی عمران عن علی بن أبی حمزة عن أبی بصیر عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سدیر از یکی از امامان، امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل میکند که شنیدم میفرمود: آیا فکر میکنید وصایت چیزی است که به هر که بخواهد بدهد؟ سپس فرمود: همانا این عهدی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله، نفر به نفر تا به خودش باز گردد. - . بصائر الدرجات: 139 -
بصائر الدرجات: مثل این روایت را آورده است. - . بصائر الدرجات: 139. به جای عبارت «به خودش باز میگردد» آمده است: «به مردی باز میگردد.» -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: ذَکَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْأَوْصِیَاءَ وَ ذَکَرْتُ إِسْمَاعِیلَ (5)وَ قَالَ لَا وَ اللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا ذَاکَ إِلَیْنَا مَا هُوَ إِلَّا إِلَی اللَّهِ یَنْزِلُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمر بن ابان گفت: حضرت صادق علیه السّلام نام ائمه را برد و من از اسماعیل نام بردم. فرمود: نه، به خدا این اختیار به ما داده نشده و فقط خداوند تعیین میکند، یکی یکی آنها را معین مینماید. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ أَ تَرَوْنَ هَذَا الْأَمْرَ إِلَیْنَا نَضَعُهُ حَیْثُ شِئْنَا کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی صَاحِبِهِ (7).
1) بصائر الدرجات: 139.
2) بصائر الدرجات: 139.
3) بصائر الدرجات: 139.
4) بصائر الدرجات: 139 فیه: یوصی بها الرجل منا الی من شاء؟ انما هو عهد من رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله الی رجل.
5) أی ذکرت إسماعیل ابنه هل هو من الأوصیاء. أو هل توصی إلیه؟.
6) بصائر الدرجات: 139 فیه: واحدا بعد واحد.
7) بصائر الدرجات: 139.
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمرو بن اشعث گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: آیا فکر میکنید امر [ولایت] را به هر که بخواهیم میدهیم؟ هرگز! به خدا قسم این عهدی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله، نفر به نفر تا به صاحبش برسد. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَیُّوبُ بْنُ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عَمْرٍو (1)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کُنَّا عِنْدَهُ نَحْواً مِنْ عِشْرِینَ إِنْسَاناً فَقَالَ لَعَلَّکُمْ تَرَوْنَ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ إِلَی رَجُلٍ مِنَّا نَضَعُهُ حَیْثُ نَشَاءُ کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُسَمَّی رَجُلٌ فَرَجُلٌ حَتَّی انْتَهَی إِلَی صَاحِبِهِ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمرو - . شاید عمروبن اشعث باشد. - نقل میکند ما حدود بیست نفر آیا فکر میکنید امر [ولایت] را به هر که بخواهیم میدهیم؟ هرگز! به خدا قسم این عهدی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله، نفر به نفر نام برده شده تا به صاحبش برسد. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ وَ طَلَبْتُ وَ قَضَیْتُ إِلَیْهِ (3)أَنْ یَجْعَلَ هَذَا الْأَمْرَ إِلَی إِسْمَاعِیلَ فَأَبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یَجْعَلَهُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر از حضرت صادق نقل کرد که فرمود: از خداوند تقاضا و درخواست و التماس کردم که امامت را به اسماعیل بدهد. خداوند امتناع کرد و فقط فرمود که باید ابوالحسن موسی بن جعفر امام باشد. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْمِصْرِیِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْهُودٌ لِرَجُلٍ مُسَمًّی لَیْسَ لِلْإِمَامِ أَنْ یَزْوِیَهَا عَمَّنْ یَکُونُ مِنْ بَعْدِهِ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معاویة بن عمار نقل میکند که امام صادق علیه السّلام فرمود: امامت عهدی است از سوی خداوند عزوجل برای شخص معلومی. بر امام سزاوار نیست که از آنچه که بعد از آن اتفاق میافتد چشم پوشی کند. - . بصائر الدرجات: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ کُلْثُومٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کَانَ لِإِسْمَاعِیلَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ ابْنٌ صَغِیرٌ یُحِبُّهُ وَ کَانَ هَوَی إِسْمَاعِیلَ فِیهِ فَأَبَی اللَّهُ ذَلِکَ فَقَالَ یَا إِسْمَاعِیلُ هُوَ فُلَانٌ فَلَمَّا قَضَی اللَّهُ الْمَوْتَ عَلَی إِسْمَاعِیلَ فَجَاءَ وَصِیُّهُ (6)وَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا حَضَرَ الْمَوْتُ فَافْعَلْ کَمَا فَعَلْتُ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ لَیْسَ یَمُوتُ إِمَامٌ إِلَّا أَخْبَرَهُ اللَّهُ إِلَی مَنْ یُوصِی (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمن خزاز از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اسماعیل پسر ابراهیم فرزند صغیری داشت که او را خیلی دوست میداشت و مایل بود آن فرزند به مقام خلافت برسد. اما خداوند از این کار امتناع داشت و به او وحی کرد که جانشین تو فلان کس است. هنگام مرگ اسماعیل که رسید، وصی او آمد و اسماعیل گفت: پسرم! وقتی مرگ تو هم فرا رسید، همین کار که من کردم بکن. به همین جهت هیچ امامی نخواهد مرد، مگر اینکه خدا به او خبر میدهد که به چه کسی وصیت کند. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ حُجْرٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا مَاتَ مِنَّا عَالِمٌ حَتَّی یُعْلِمَهُ اللَّهُ إِلَی مَنْ یُوصِی (1).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الأهوازی عن فضالة عن عمرو بن أبان عن حمران عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (2)
یر، بصائر الدرجات محمد بن عبد الجبار عن محمد البرقی عن فضالة عن عمرو بن أبان عن سلیمان بن خالد عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حمران گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: از ما خانواده امام و پیشوایی نخواهد مرد، مگر اینکه به او اطلاع میدهند به که وصیت کند. - . بصائر الدرجات: 140 -
بصائر الدرجات: مانند همین روایت با دو سند دیگر نیز آورده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُثَنًّی الْحَنَّاطِ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَا یَمُوتُ الرَّجُلُ مِنَّا حَتَّی یَعْرِفَ وَلِیَّهُ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن صیقل گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: از ما خانواده کسی نمیمیرد، مگر اینکه میشناسد ولی و امام بعد از خود را. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْإِمَامَ یَعْرِفُ الْإِمَامَ الَّذِی مِنْ بَعْدِهِ فَیُوصِی إِلَیْهِ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معلی بن خنیس گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: امام میشناسد امام بعد از خود را و به او وصیت میکند. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا یَمُوتُ الْإِمَامُ حَتَّی یَعْلَمَ مَنْ یَکُونُ بَعْدَهُ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله ابن ابی یعفور از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: هیچ امامی نمیمیرد، مگر آنکه امام بعد از خود را میشناسد. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ الْخَزَّازِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْإِمَامُ یَعْرِفُ الْإِمَامَ الَّذِی یَکُونُ مِنْ بَعْدِهِ (7).
یر، بصائر الدرجات محمد بن شعیب عن أبی بصیر عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (8)
یر، بصائر الدرجات محمد بن عیسی عن علی بن النعمان عن شعیب عن أبی حمزة عن أبی جعفر علیه السلام مثله (9)
یر، بصائر الدرجات محمد بن عیسی عن الأهوازی عن فضالة عن الحسین بن أبی العلاء عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسین ابن أبی العلا از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: امام، امام بعد خود را میشناسد. - . بصائر الدرجات: 140 -
بصائر الدرجات: مانند این روایت را سه جای دیگر با اسناد مختلف آورده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ قَالَ اخْتَارَ مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ.
عَلِیُّ بْنُ الْجَعْدِ عَنْ شُعْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ مَسْلَمَةَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ مِنْ طِینٍ کَیْفَ یَشَاءُ (2)ثُمَّ قَالَ وَ یَخْتارُ إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَنِی وَ أَهْلَ بَیْتِی عَلَی جَمِیعِ الْخَلْقِ (3)فَانْتَجَبَنَا فَجَعَلَنِیَ الرَّسُولَ وَ جَعَلَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام الْوَصِیَّ ثُمَّ قَالَ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ یَعْنِی مَا جَعَلْتُ لِلْعِبَادِ أَنْ یَخْتَارُوا وَ لَکِنِّی أَخْتَارُ مَنْ أَشَاءُ فَأَنَا وَ أَهْلُ بَیْتِی صَفْوَةُ اللَّهِ وَ خِیَرَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحانَ اللَّهِ یَعْنِی تَنْزِیهاً لِلَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ بِهِ کُفَّارُ مَکَّةَ ثُمَّ قَالَ وَ رَبُّکَ یَا مُحَمَّدُ یَعْلَمُ ما تُکِنُّ صُدُورُهُمْ مِنْ بُغْضِ الْمُنَافِقِینَ لَکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِکَ وَ ما یُعْلِنُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مِنَ الْحُبِّ لَکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِکَ (4).
یف، الطرائف رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ مُؤْمِنٍ فِی کِتَابِهِ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ قَالَ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ آدَمَ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (5).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: محمّد بن سنان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: درباره آیه «یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ» - . قصص/ 68 - ؛ خداوند محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم و اهل بیت او را برگزید.
علی بن جعد از شعبه، از حماد بن مسلمه، از انس نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: خداوند آدم را از گل به هر طور خواست آفرید. سپس فرمود: «و یختار» خداوند من و اهل بیتم را بر جمیع مردم انتخاب کرد. ما را برگزید به من مرتبت نبوت داد و علی بن ابی طالب را وصی نمود. آنگاه فرمود: «ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ»، یعنی اختیار انتخاب را به مردم ندادهاند. ولی من بر میگزینم کسی را که میخواهم. پس من و اهل بیتم برگزیده و امتیازدار از میان مردمیم. بعد فرمود: منزه است خدا از آنچه مشرکین مکه بر او شریک میگیرند. بعد فرمود: ای محمّد! پروردگارت میداند چه در دلهای خود پنهان کردهاند از کینه برای تو و خانوادهات و چه در زبان آشکار میکنند از علاقه به شما. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 220 -
طرائف: محمد بن مؤمن در کتابش در تفسیر این آیه آورده است: «خداوند عزوجل آدم را آفرید» و مثل روایت قبل را آورده است. - . طرائف: 24 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب ابْنُ جَرِیرٍ الطَّبَرِیُّ لَمَّا کَانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَعْرِضُ نَفْسَهُ عَلَی القَبَائِلِ جَاءَ إِلَی بَنِی کِلَابٍ فَقَالُوا نُبَایِعُکَ عَلَی أَنْ یَکُونَ لَنَا الْأَمْرُ بَعْدَکَ فَقَالَ الْأَمْرُ لِلَّهِ فَإِنْ شَاءَ کَانَ فِیکُمْ وَ کَانَ فِی غَیْرِکُمْ (6)فَمَضَوْا وَ لَمْ یُبَایِعُوهُ وَ قَالُوا لَا نَضْرِبُ لِحَرْبِکَ
بِأَسْیَافِنَا ثُمَّ تَحْکُمُ عَلَیْنَا غَیْرَنَا.
الْمَاوَرْدِیُّ فِی أَعْلَامِ النُّبُوَّةِ أَنَّهُ قَالَ عَامِرُ بْنُ الطُّفَیْلِ لِلنَّبِیِّ وَ قَدْ أَرَادَ بِهِ غِیلَةً یَا مُحَمَّدُ مَا لِی إِنْ أَسْلَمْتُ فَقَالَ لَکَ مَا لِلْإِسْلَامِ وَ عَلَیْکَ مَا عَلَی الْإِسْلَامِ فَقَالَ أَ لَا تَجْعَلُنِی الْوَالِیَ مِنْ بَعْدِکَ قَالَ لَیْسَ لَکَ ذَلِکَ وَ لَا لِقَوْمِکَ وَ لَکِنْ لَکَ أَعِنَّةُ الْخَیْلِ تَغْزُو فِی سَبِیلِ اللَّهِ الْقِصَّةَ (1).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابن جریر طبری گفت: پیامبر اکرم نبوت خویش را بر قبایل عرب عرضه میداشت تا به بنی کلاب رسید. آنها گفتند: ما با تو به نبوت بیعت میکنیم، مشروط بر اینکه جانشینی تو متعلق به ما باشد. فرمود: اختیار دست خدا است؛ اگر او بخواهد در شما خواهد بود؛ وگرنه در دیگری. آنها از بیعت صرفنظر کردند و رفتند. میگفتند ما نمیآییم با شمشیرهای خود در جنگهایی که تو میخواهی پیکار کنیم، بعد دیگری را بر ما امیر و فرمانروا کنی.
ماوردی: در اعلام النبوة مینویسد: عامر بن طفیل که قصد داشت پیامبر اکرم را بفریبد گفت: اگر من اسلام اختیار کنم چه امتیازی خواهم داشت؟ فرمود: هر امتیازی که اسلام دارد به نفع تو است. اگر اسلام آوردن موجب زیانی باشد، آن زیان متوجه تو خواهد بود. گفت: مرا فرمانروای بعد از خود نمیگردانی؟ فرمود: این مقام به تو و فامیلت نمیرسد، اما میتوانی فرمانده سپاهی شوی و در راه خدا به جنگ بپردازی. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 221 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله مَنِ اسْتَعْمَلَ غُلَاماً فِی عِصَابَةٍ فِیهَا مَنْ هُوَ أَرْضَی لِلَّهِ مِنْهُ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ.
و قال أبو الحسن الرفاء لابن رامین الفقیه لما خرج النبی صلی الله علیه و آله من المدینة ما استخلف علیها أحدا قال بلی استخلف علیا قال و کیف لم یقل لأهل المدینة اختاروا فإنکم لا تجتمعون علی الضلال قال خاف علیهم الخلف و الفتنة قال فلو وقع بینهم فساد لأصلحه عند عودته قال هذا أوثق قال فاستخلف أحدا بعد موته قال لا قال فموته أعظم من سفره فکیف أمن علی الأمة بعد موته ما خافه فی سفره و هو حی علیهم فقطعه (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابوذر از پیامبر اکرم نقل کرد که فرمود: هر کس فردی را بر گروهی فرمانروا کند، با اینکه در میان آن گروه کسی هست که خدا از او بیشتر خشنود است، چنین کسی به خدا خیانت کرده است.
ابوالحسن رفاء به ابن رامین فقیه گفت: وقتی پیامبر اکرم از مدینه خارج شد، آیا کسی را به جانشینی خود تعیین نکرد؟ جواب داد: چرا، علی را به جانشینی خویش معین کرد. گفت: پس چرا به اهل مدینه نگفت خودتان انتخاب کنید، چون شما هرگز راه اشتباه نخواهید رفت؟ در جواب گفت: ترسید اختلاف و فتنهای برپا شود. ابوالحسن گفت: اگر اختلافی به وجود میآمد، بعد از برگشتن از جنگ خودش اصلاح میکرد. در جواب او گفت: این کار که علی را تعیین کرد، موجب اطمینان خاطر بیشتری بود. در این موقع ابوالحسن گفت: پس در هنگام وفات آیا کسی را به جانشینی خود تعیین کرد؟ جواب داد: نه.
ابوالحسن گفت: مرگ از یک مسافرت مهمتر است. چگونه آنچه در یک مسافرت موجب تشویش خاطرش میشد، در سفر مرگ اطمینان داشت که پس از مرگش اختلاف و فتنهای برپا نمیشود؟ ابن رامین در جواب فرو ماند. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 221 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَلَبِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ (3)الْأَشْعَثِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ وَ نَحْنُ عِنْدَهُ فِی الْبَیْتِ نَحْوٌ مِنْ عِشْرِینَ رَجُلًا فَأَقْبَلَ عَلَیْنَا وَ قَالَ لَعَلَّکُمْ تَرَوْنَ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ فِی الْإِمَامَةِ إِلَی الرَّجُلِ مِنَّا یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَهْدٌ مِنَ اللَّهِ نَزَلَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی رِجَالٍ مُسَمَّیْنَ رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّی یَنْتَهِیَ إِلَی صَاحِبِهَا (4).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: عمرو بن اشعث گفت: ما در حدود بیست نفر میان اطاق خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودیم. ایشان رو به جمعیت کرد و فرمود: شما خیال میکنید در مسأله امامت، امام میتواند هر کس را که بخواهد به جانشینی خود تعیین کند؟ به خدا قسم این قراردادی است از جانب خدا که به پیامبر ابلاغ کرده و مردان معینی را با نام و نشان، یکی پس از دیگری مشخص نموده تا منتهی به صاحب آن شود. - . غیبت نعمانی: 23 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن أَبِی عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَعَلَیْکُمْ بِالطَّاعَةِ قَدْ رَأَیْتُمْ أَصْحَابَ عَلِیٍّ وَ أَنْتُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ بجهالة (1)بِجَهَالَتِهِ لَنَا کَرَائِمُ الْقُرْآنِ وَ نَحْنُ أَقْوَامٌ افْتَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا وَ لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ (2).
**[ترجمه]محاسن برقی: بشیر دهان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: «هر کس بمیرد در حالی که امام خویش را نمیشناسد، به مانند مردم جاهلیت کافر و بیاعتقاد به مبانی دینی از دنیا رفته است.» فرمانبردار باشید. شما ملاحظه کردید یاران علی را که چگونه بودند. شما پیرو کسی هستید که عذر احدی را در نشناختن او نمیپذیرند. آیات نفیس قرآن درباره ما است. خداوند اطاعت و فرمانبرداری از ما را بر مردم واجب نموده. غنائم در اختیار ما است و نعمت پاک دنیا به ما تعلق دارد. - . محاسن برقی: 153 - 154 -
**[ترجمه]
قوله قد رأیتم أصحاب علی أی طاعتهم له (3)فالمراد خواصهم أو رجوعهم عنه و کفرهم بعدم طاعتهم له کالخوارج قوله لنا کرائم القرآن أی نزلت فینا الآیات الکریمة و نفائسها و هی ما تدل علی فضل و مدح و المراد بمیتة الجاهلیة الموت علی الحالة التی کانت علیها أهل الجاهلیة من الکفر و الجهل بأصول الدین و فروعه.
**[ترجمه]قوله قد رأیتم أصحاب علی أی طاعتهم له - او المعنی انهم کانوا بصراء فی دینهم، یدرون بمن یأتموا.
**[ترجمه]
سن، المحاسن ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی الْیَسَعِ عِیسَی بْنِ السَّرِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِالْإِمَامِ وَ مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ أَحْوَجُ مَا یَکُونُ أَحَدُکُمْ إِلَی مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ یَقُولُ لَقَدْ کُنْتُ عَلَی أَمْرٍ حَسَنٍ (4).
**[ترجمه]محاسن برقی: ابوالیسع عیسی بن سری گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: زمین جز با امام برقرار نخواهد بود. هر کس بمیرد در حالی که امامش را نمیشناسد، همانند مردم جاهلیت مرده. مهمترین موقعی که احتیاج به معرفت امام دارید، وقتی است که جان شما به اینجا برسد. (در این موقع به سینه خود اشاره کرد.) آن وقت خواهد گفت: به به! چقدر اعتقاد خوبی داشتم. - . محاسن برقی: 153 - 154 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن أَبِی عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ
قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقَالَ نَعَمْ لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَبِعُوا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام وَ تَرَکُوا عَبْدَ الْمَلِکِ بْنَ مَرْوَانَ اهْتَدَوْا فَقُلْنَا مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً مِیتَةَ کُفْرٍ فَقَالَ لَا مِیتَةَ ضَلَالٍ (1).
**[ترجمه]محاسن برقی: حسین بن ابی العلا گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این فرمایش پیامبر اکرم پرسیدم، «هر کس بمیرد در حالی که امام خویش را نمیشناسد، به مانند مردم جاهلیت کافر و بیاعتقاد به مبانی دینی از دنیا رفته است.» فرمود: صحیح است. اگر مردم پیرو علی بن الحسین میشدند و عبدالملک بن مروان را رها میکردند، هدایت مییافتند. گفتم: آیا کسی که با نشناختن امام بمیرد، مرگ در حال کفر است؟ فرمود: نه، مرگ در حال ضلال و گمراهی است. - . محاسن برقی: 153 - 154 -
**[ترجمه]
لعله علیه السلام إنما نفی الکفر لأن السائل توهم أنه یجری علیه أحکام الکفر فی الدنیا فنفی ذلک و أثبت له الضلال عن الحق فی الدنیا و عن الجنة فی الآخرة فلا یدخل الجنة أبدا فلا ینافی الأخبار الآتیة التی أثبتوا فیها لهم الکفر فإن المراد بها أنهم فی حکم الکفار فی الآخرة و یحتمل أن یکون نفی الکفر لشمول من لا یعرف من المستضعفین لأن فیهم احتمال النجاة من العذاب فسائر الأخبار محمولة علی من سواهم و سیأتی القول فی ذلک فی کتاب الإیمان و الکفر إن شاء الله تعالی.
**[ترجمه]امام علیه السّلام کفر را نفی کرد، زیرا سئوالکننده خیال میکرد احکام کفر در دنیا بر چنین شخصی جاری است. به همین جهت فرمود: نه او گمراه است در دنیا و به بهشت نخواهد رفت در آخرت و هرگز راهی به بهشت ندارد. این خبر منافی با اخبار دیگری که اثبات کفر میکند نخواهد بود، زیرا آن اخبار ناظر به این است که چنین افرادی در آخرت در حکم کفارند. احتمال دارد نفی کفر شامل کسانی شود که معرفت ندارند و از باب استضعاف باشد، زیرا درباره آنها احتمال رهایی از از عذاب وجود دارد. دیگر روایات بر غیر اینها حمل میشود و إن شاء الله آن موضوع در «کتاب کفر و ایمان» خواهد آمد.
**[ترجمه]
سن، المحاسن النَّضْرُ عَنْ یَحْیَی عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ أَبِی مَنْ مَاتَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (2).
**[ترجمه]محاسن برقی: امام صادق علیه السّلام میفرماید: پدرم میفرمود: کسی که امامی نداشته باشد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . محاسن برقی: 153 - 154 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ النَّخَعِیِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ النَّضْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عُثْمَانَ بْنَ الْمُغِیرَةِ یَقُولُ حَدَّثَنِی الصَّادِقُ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ بِغَیْرِ إِمَامِ جَمَاعَةٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ الْحَارِثُ بْنُ الْمُغِیرَةِ (3)فَلَقِیتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فَقَالَ نَعَمْ قُلْنَا (4)فَمَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ مِیتَةَ کُفْرٍ وَ ضَلَالٍ وَ نِفَاقٍ (5).
**[ترجمه]محاسن برقی: عثمان بن مغیره گفت: حضرت صادق علیه السّلام از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: (من مات بغیر امام جماعة مات میتة جاهلیة) حارث بن مغیره گفت: بعد که خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم، این جریان را پرسیدم. فرمود آری. ما پرسیدیم: آیا مرگ او مرگ مردم جاهلیت است؟ فرمود: آری، مرگ کفر و ضلال و نفاق. - . محاسن برقی: 155 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن أَبِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَا یَضُرُّهُ تَقَدُّمُ هَذَا الْأَمْرِ
أَوْ تَأَخُّرُهُ وَ مَنْ مَاتَ عَارِفاً لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ (1).
**[ترجمه]محاسن برقی: فضیل گفت: از حضرت ابو جعفر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: هر کس بدون امام بمیرد، مرگ او چون مردن مردم جاهلیت است. هرگز عذر مردم را در شناختن امام نمیپذیرند. کسی که با شناختن امام بمیرد، او را زیانی نخواهد رسید، چه جلوتر از ظهور امام بمیرد یا بعد از آن. و کسی که با عرفان امام از دنیا برود، مانند کسی است که با قائم عجل اللَّه فرجه در خیمه او بوده است. - . محاسن برقی: 155 - 556 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ طَرِیفٍ (2)عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَقُلْتُ لَهُ کُلُّ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ نَعَمْ وَ الْوَاقِفُ کَافِرٌ وَ النَّاصِبُ مُشْرِکٌ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: محمّد بن اسماعیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود: هر کس بمیرد با آنکه امامی نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است. عرض کردم: هر کس چنین بمیرد مرگ جاهلیت داشته؟ فرمود: آری، کسی که توقف دارد کافر است و ناصب مشرک است. - . کمال الدین: 375 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ هَوْذَةَ عَنِ النَّهَاوَنْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: یَا یَحْیَی مَنْ بَاتَ لَیْلَةً لَا یَعْرِفُ فِیهَا إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (4).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: یحیی بن عبداللَّه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: ای یحیی! هر کس شب با نشناختن امام زمان خود را به سر برد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . غیبت نعمانی: 62 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (5).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: امام صادق علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . غیبت نعمانی: 62 : 63 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ قَالَ مَنِ اتَّخَذَ دِینَهُ رَأْیَهُ بِغَیْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی (6).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: از حضرت ابوالحسن نقل میکند که درباره آیه «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ» - . قصص / 50 - {و کیست گمراهتر از آنکه بیراهنمایی خدا از هوسش پیروی کند}، فرمود: یعنی کسی که دین خود را از ائمه هدی علیهم السّلام نگیرد. - . غیبت نعمانی: 63 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ أَشْرَکَ مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیْسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کَانَ مُشْرِکاً (7).
1) محاسن البرقی: 155 و 556.
2) هکذا فی الکتاب و مصدره، و فیه تصحیف، و الصحیح: الحسن بن ظریف بالمعجمة.
3) اکمال الدین: 375.
4) غیبة النعمانیّ: 62.
5) غیبة النعمانیّ: 63 فی نسخة منه: من مات و لم یعرف امام زمانه مات.
6) غیبة النعمانیّ: 63 و الآیة فی سورة القصص: 50.
7) غیبة النعمانیّ: 63 و 64 فیه: من لیس بإمامته من اللّه.
**[ترجمه]غیبت نعمانی: محمّد بن سنان از راوی خود نقل میکند که حضرت صادق فرمود: کسی که شخصی را که از جانب خدا به امامت منصوب نشده با امامی که از جانب خدا تعیین شده است شریک قرار دهد، مشرک خواهد بود. - . غیبت نعمانی: 63 - 64 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ رِیَاحٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ الْخَثْعَمِیِّ (1)عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلٌ یَتَوَلَّاکُمْ وَ یَبْرَأُ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ یُحَلِّلُ حَلَالَکُمْ وَ یُحَرِّمُ حَرَامَکُمْ وَ یَزْعُمُ أَنَّ الْأَمْرَ فِیکُمْ لَمْ یَخْرُجْ مِنْکُمْ إِلَی غَیْرِکُمْ إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ إِنَّهُمْ قَدِ اخْتَلَفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْقَادَةُ وَ إِذَا اجْتَمَعُوا عَلَی رَجُلٍ فَقَالُوا هَذَا قُلْنَا هَذَا فَقَالَ علیه السلام إِنْ مَاتَ عَلَی هَذَا فَقَدْ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (2).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: ابن ابی یعفور گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: مردی شما را دوست میدارد و از دشمنتان بیزار است، حلال شما را حلال و حرامتان را حرام میداند و قبول دارد که امامت متعلق به شما است و دیگری حق امامت ندارد، جز اینکه میگوید این خاندان در میان خود راجع به شخص امام اختلاف دارند، با اینکه آنها پیشوا و رهبر هستند. اگر همه خانواده پیامبر اتفاق نمایند و بگویند فلانی از ما خانواده امام است، ما هم میگوییم هم او امام است. امام علیه السّلام فرمود: اگر بر این اعتقاد بمیرد، مانند مردم جاهلیت مرده است. - . غیبت نعمانی: 65 - 66 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْقُرَشِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْهَمْدَانِیِّ (3)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلٌ یَتَوَالَی عَلِیّاً وَ یَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ یَقُولُ کُلَّ شَیْءٍ یَقُولُ إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ قَدِ اخْتَلَفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ (4)وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْقَادَةُ فَلَسْتُ أَدْرِی أَیُّهُمُ الْإِمَامُ وَ إِذَا اجْتَمَعُوا عَلَی رَجُلٍ أَخَذْتُ بِقَوْلِهِ وَ قَدْ عَرَفْتُ أَنَّ الْأَمْرَ فِیهِمْ قَالَ إِنْ مَاتَ هَذَا عَلَی ذَلِکَ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً ثُمَّ قَالَ لِلْقُرْآنِ تَأْوِیلٌ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ کَمَا تَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ فَإِذَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَیْءٍ مِنْهُ وَقَعَ فَمِنْهُ مَا قَدْ جَاءَ وَ مِنْهُ مَا یَجِیءُ (5).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: سماعة بن مهران گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: مردی علی علیه السّلام را دوست میدارد و از دشمن او بیزار است، و همه چیز میگوید، جز اینکه میگوید این خاندان در میان خود راجع به شخص امام اختلاف دارند، با اینکه آنها پیشوا و رهبر هستند و نمیدانم کدامشان امام است، اگر همه ایشان بر شخصی اتفاق کنند، من هم میپذیرم و میدانم که کار به دست ایشان است. امام علیه السّلام فرمود: اگر کسی این گونه بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. سپس فرمود: قرآن دارای تأویلهایی است که در حال جریان است، مانند شب و روز و حرکت خورشید و ماه. وقتی زمان یکی از آنها برسد اتفاق خواهد افتاد و بعضی بعدها به وقوع میپیوندد. - . غیبت نعمانی: 66 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام للقرآن تأویل لعل المعنی أن ما نعلمه من بطون القرآن و تأویلاته لا بد من وقوع کل منها فی وقته فمن ذلک اجتماع الناس علی إمام واحد فی زمان القائم و لیس هذا أوانه أو أنه دل القرآن علی عدم خلو الزمان من الإمام و لا بد من وقوع ذلک فمنهم من مضی و منهم من یأتی.
1) فی النسخة المخطوطة عبد الکریم الخثعمیّ و فی المصدر: عبد الکریم بن عمرو الخثعمیّ.
2) غیبة النعمانیّ: 65 و 66.
3) فی نسخة من المصدر: قال: حدّثنا أبو جعفر الهمدانیّ قال: حدّثنی موسی بن سعدان عن عمّار بن مروان.
4) فی المصدر و النسخة المخطوطة: قد اختلفوا بینهم.
5) غیبة النعمانیّ، 66 فی نسخة منه: و منه ما لم یجئ.
**[ترجمه]منظور از تأویل قرآن شاید این باشد که بطون و تأویلهای قرآن، تدریجی و منوط به وقت و زمان مخصوصی است، از آن جمله اجتماع مردم بر یک امام در زمان حضرت قائم عجل اللَّه فرجه خواهد بود که حالا موقع آن نیست، یا منظور این است که قرآن دلالت دارد که باید در هر زمان امامی باشد و بعضی از ائمه زمان آنها گذشته و بعضی خواهند آمد.
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ عَلِیِّ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ: وَصَفْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلًا یَتَوَالَی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ یَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ یَقُولُ کُلَّ شَیْءٍ یَقُولُ إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ إِنَّهُمُ اخْتَلَفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْقَادَةُ وَ لَسْتُ أَدْرِی أَیُّهُمُ الْإِمَامُ وَ إِذَا اجْتَمَعُوا عَلَی وَجْهٍ وَاحِدٍ أَخَذْنَا بِقَوْلِهِ وَ قَدْ عَرَفْتُ أَنَّ الْأَمْرَ فِیهِمْ رَحِمَهُمُ اللَّهُ جَمِیعاً فَقَالَ إِنْ مَاتَ هَذَا مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (1).
و عن علی بن سیف عن أخیه الحسین عن معاذ بن مسلم عن أبی عبد الله علیه السلام مثله (2).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: حمران گفت: برای حضرت صادق علیه السّلام وصف کردم که مردی علی علیه السّلام را دوست میدارد و از دشمن او بیزار است و همه چیز میگوید، جز اینکه میگوید این خاندان در میان خود راجع به شخص امام اختلاف دارند، با اینکه آنها پیشوا و رهبر هستند و نمیدانم کدامشان امام است، اگر همه ایشان بر شخصی اتفاق کنند، ما هم میپذیریم و میدانم که کار به دست ایشان - رحمهم الله - است. امام علیه السّلام فرمود: اگر این گونه بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . غیبت نعمانی: 66 -
از معاذ بن مسلم نیز مثل این روایت آمده است. - . غیبت نعمانی: 66 -
**[ترجمه]
کش، رجال الکشی حَمْدَوَیْهِ وَ إِبْرَاهِیمُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ فُضَیْلٍ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ سَالِمَ بْنَ أَبِی حَفْصَةَ یَقُولُ مَا بَلَغَکَ أَنَّهُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ کَانَتْ مِیتَتُهُ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً فَأَقُولُ بَلَی فَیَقُولُ مَنْ إِمَامُکَ فَأَقُولُ أَئِمَّتِی آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فَیَقُولُ وَ اللَّهِ مَا أَسْمَعُکَ عَرَفْتَ إِمَاماً قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَیْحَ سَالِمٍ وَ مَا یَدْرِی سَالِمٌ مَا مَنْزِلَةُ الْإِمَامِ مَنْزِلَةُ الْإِمَامِ یَا زِیَادُ (3)أَفْضَلُ وَ أَعْظَمُ مِمَّا یَذْهَبُ إِلَیْهِ سَالِمٌ وَ النَّاسُ أَجْمَعُونَ (4).
**[ترجمه]رجال کشی: أبو عبیده حذاء گفت: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: سالم بن أبو حفصة میگوید: آیا به تو رسیده که کسی که بمیرد و امام نداشته باشد مرگ او مرگ جاهلیت است؟ گفتم: بله. گفت: امام تو کیست؟ گفتم: امامان من آل محمد صلی الله علیه و آله هستند. گفت: به خدا قسم نشنیدهام آنچه را تو امام میدانی. امام علیه السّلام فرمود: وای بر سالم! و چه میداند سالم که جایگاه امام چیست؟ ای زیاد! - . زیاد بن عیسی یا ابن دبی رجاء که همان أبو عبیده حذاء میباشد. - منزلت امام افضل و بزرگتر از آن چیزی است که سالم میگوید و مردم اتفاق دارند. - . رجال کشی: 153 - 154 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (5)عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَا یُعْذِرُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَحَداً یَقُولُ یَا رَبِّ لَمْ أَعْلَمْ أَنَّ وُلْدَ فَاطِمَةَ هُمُ الْوُلَاةُ عَلَی النَّاسِ کَافَّةً وَ فِی شِیعَةِ وُلْدِ فَاطِمَةَ أَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَةَ خَاصَّةً یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ الْآیَةَ (6).
مع، معانی الأخبار أبی عن محمد العطار عن الحسین بن إسحاق التاجر عن ابن مهزیار عن الحسن بن سعید (1)عن محمد بن الفضیل مثله (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو حمزه گفت: حضرت باقر علیه السّلام فرمود: خداوند روز قیامت عذر احدی را نمیپذیرد که بگوید خدایا! من نمیدانستم که فرزندان فاطمه زهرا علیها السّلام رهبر و امام بر تمام مردمند. درباره شیعیان اولاد فاطمه علیها السلام فقط این آیه نازل شده: «یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» - . زمر / 53 - {ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی روا داشتهاید از رحمتخدا نومید مشوید}. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 579 -
معانی الأخبار: مانند این روایت را آورده است. - . معانی الأخبار: 37 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد ابْنُ عِیسَی عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّی یَنْظُرَ إِلَی اللَّهِ وَ یَنْظُرَ اللَّهُ إِلَیْهِ فَلْیَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ یَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ یَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا کَانَ کَذَلِکَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ نَظَرَ إِلَی اللَّهِ (3).
**[ترجمه]قرب الاسناد: بزنطی از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هر که مسرور میشود از اینکه بین او و خدا حجابی نباشد تا خدا را بیند و خداوند او را مشاهده کند، باید آل محمّد علیهم السّلام را دوست بدارد و از دشمنانشان بیزار باشد و پیرو امام از این خانواده گردد. اگر چنین بود، خدا را میبیند و خدا نیز او را میبیند. - . قرب الإسناد: 153 -
**[ترجمه]
المراد بالنظر إلی الله النظر إلی رحمته و کرامته أو إلی أولیائه أو غایة معرفته بحسب وسع المرء و قابلیته (4).
**[ترجمه]این «دیدن» منظور دیدن کرامت و لطف خدا است یا دیدن اولیای خدا یا به نهایت رسیدن درجه معرفت به اندازه قدرت و نیروی بشری است. - . یا کنایه از تقرب بنده به خداوند میباشد. -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِإِسْنَادِ التَّمِیمِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِی مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ یُؤْخَذُ بِمَا عَمِلَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ الْإِسْلَامِ (5).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: تمیمی از حضرت رضا نقل کرد که پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: هر کس بمیرد با اینکه امامی از فرزندان من نداشته باشد، به مثل جاهلیت مرده و از او نسبت به کرداری که در جاهلیت انجام داده و آنچه که در اسلام عمل کرده مؤاخذه و بازخواست میشود. - . عیون اخبار الرضا: 219 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی أَبُو عَمْرٍو عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ قَاسِمِ بْنِ الضَّحَّاکِ عَنْ مُشِیرِ بْنِ (6)حَوْشَبٍ أَخِی الْعَوَّامِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّهُ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ لَمْ یَهْتَدِ إِلَی وَلَایَتِنَا وَ مَوَدَّتِنَا (7)وَ مَعْرِفَةِ فَضْلِنَا مَا أَغْنَی عَنْهُ ذَلِکَ شَیْئاً (8).
أقول: ذکر شبیه ما ذکر هنا فی مواضع من القرآن أولها فی
سورة مریم هکذا إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ (1)و ثانیها فی سورة طه هکذا وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی (2)و ثالثها فی الفرقان هکذا إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ (3).
و رابعها فی القصص هکذا فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسی أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ (4)و لا یناسب ما هنا إلا الأولی و الثانیة لکن یخدش الأولی أنه لیس فیه ذکر الاهتداء (5)و الثانیة أنه لا توافق بین صدریهما و الظاهر أنه کان لمن تاب فصحفه الرواة أو النساخ و یحتمل أن یکون علیه السلام ذکر الأولی إشارة إلی أن الاهتداء مطوی فیها أیضا.
**[ترجمه]امالی طوسی: ابو سعید همدانی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» فرمود: به خدا قسم اگر توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، ولی راه به ولایت و محبت ما نداشته باشد و فضل و مقام ما را نشناسد، توبه و ایمان و عمل صالح او برایش سودی نخواهد داشت. - . امالی صدوق: 162 -
مؤلف: این آیه در چهار جای قرآن نقل شده است:
{مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند که آنان به بهشت درمیآیند.}
{و به یقین من آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود.}
در سوره فرقان: «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.» - . فرقان / 70 - {مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل میکند.}
در سوره قصص: «فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسی أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ.» - . قصص / 67 - {و اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد، امید که از رستگاران باشد.}
با خبری که ذکر شد، فقط آیه اول و دوم مناسبت دارد. اشکال میشود که آیه اول دارای لفظ «ثُمَّ اهْتَدی» نیست و آیه دوم نیز اولش با خبر مطابقت ندارد، زیرا در خبر نقل شده: «إِلَّا مَنْ تابَ»، ولی در قرآن هست «لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ.» شاید خبر نیز در اصل «لِمَنْ تابَ» بوده که راویان یا نسخه برداران به اشتباه تغییر دادهاند، و احتمال دارد امام با اشاره به «اهتدا» که در آن پوشیده است، اولی را ذکر کردهاند.
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع عَلِیُّ بْنُ حَاتِمٍ فِیمَا کَتَبَ إِلَیَّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَیِّ عِلَّةٍ لَمْ یَسَعْنَا إِلَّا أَنْ نَعْرِفَ کُلَّ إِمَامٍ بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ یَسَعُنَا أَنْ لَا نَعْرِفَ کُلَّ إِمَامٍ قَبْلَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ لِاخْتِلَافِ الشَّرَائِعِ (6).
**[ترجمه]علل الشرائع: حنان بن سدیر گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: به چه دلیل حتما باید امامان بعد از پیغمبر را بشناسم، ولی امامهای قبل از پیامبر را الزامی نیست؟ فرمود: به واسطه اختلاف شرایع. - . علل الشرائع: 81 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ (7)عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَاشِمِیِّ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الرَّجُلُ ضَالًّا قَالَ أَنْ لَا یَعْرِفَ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ فَرَضَ وَلَایَتَهُ وَ جَعَلَهُ
حُجَّةً فِی أَرْضِهِ وَ شَاهَدَهُ عَلَی خَلْقِهِ قُلْتُ فَمَنْ هُمْ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ فَقَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ أَوْضَحْتَ لِی وَ فَرَّجْتَ عَنِّی وَ أَذْهَبْتَ کُلَّ شَکٍّ کَانَ فِی قَلْبِی (1).
**[ترجمه]معانی الاخبار: سلیم بن قیس هلالی گفت: به حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام عرض کردم: کمترین چیزی که موجب گمراه شدن شخص میشود چیست؟ فرمود: اینکه نشناسد خداوند دستور اطاعت از چه کسی را داده و ولایت او لازم شده و حجت در روی زمین و گواه بر خلق است. عرض کردم: آنها کیانند یا امیرالمؤمنین؟ فرمود: کسانی که اطاعت آنها را خداوند در قرآن و در این آیه قرین اطاعت خویش قرار داده: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» - . نساء / 59 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.} گفت: سر آن جناب را بوسیدم و عرض کردم: برایم واضح کردی و عقده دلم را گشودی و هر شک و تردیدی را که در دلم بود از بین بردی. - . معانی الاخبار: 112 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع أَبِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام عَلَی أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ.
قال الصدوق رحمة الله علیه یعنی بذلک أن یعلم أهل کل زمان (2)زمان أن الله هو الذی لا یخلیهم فی کل زمان من إمام معصوم فمن عبد ربا لم یقم لهم الحجة فإنما عبد غیر الله عز و جل (3).
**[ترجمه]علل الشرائع: سلمة بن عطا از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: حضرت حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود: اصحاب من! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند. وقتی شناختند، او را میپرستند. وقتی او را پرستیدند، از پرستش دیگران دست میکشند. مردی عرض کرد: یا ابن رسول اللَّه! پدر و مادرم فدایت، معنی معرفت خدا چیست؟ فرمود: همان معرفت و شناخت امام زمان خود از سوی اهل هر زمانی.
صدوق در توضیح این خبر مینویسد: اهل هر زمان باید بشناسند و بدانند که خدا ایشان را واننهاده و زمین را خالی از امام معصوم نگذاشته است. کسی که خدایی را بپرستد که حجت برای مردم قرار نداده، او خدای واقعی را نپرستیده، دیگری را پرستش کرده است. - . علل الشرائع: 14 -
**[ترجمه]
لعله علیه السلام إنما فسر معرفة الله بمعرفة الإمام لبیان أن معرفة الله لا یحصل إلا من جهة الإمام أو لاشتراط الانتفاع بمعرفته تعالی بمعرفته علیه السلام و لما ذکره الصدوق رحمه الله أیضا وجه.
**[ترجمه]شاید امام علیه السّلام که معرفت خدا را معرفت امام دانسته، منظورش این است که معرفت خدا حاصل نمیشود مگر از طرف امام، یا به جهت اینکه شرط انتفاع از معرفت خدا، معرفت امام است که اگر خدا را بشناسد ولی امامشناسی نداشته باشد، خداشناسی او برایش سودی ندارد و توضیحی که صدوق نیز داده است بیمناسبت نیست.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا أَبَانُ إِنَّ اللَّهَ لَا یَطْلُبُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (4)زَکَاةَ أَمْوَالِهِمْ وَ هُمْ یُشْرِکُونَ بِهِ حَیْثُ یَقُولُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ (5)قُلْتُ لَهُ کَیْفَ ذَاکَ جُعِلْتُ
فِدَاکَ فَسِّرْهُ لِی فَقَالَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا بِالْإِمَامِ الْأَوَّلِ وَ هُمْ بِالْأَئِمَّةِ الْآخِرِینَ کَافِرُونَ یَا أَبَانُ إِنَّمَا دَعَا اللَّهُ الْعِبَادَ إِلَی الْإِیمَانِ بِهِ فَإِذَا آمَنُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ افْتَرَضَ عَلَیْهِمُ الْفَرَائِضُ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابان بن تغلب گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ابان! خداوند از مشرکین زکات مالشان را نخواسته، در حالی که مشرک باشند، چنان چه در این آیه میفرماید: «وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ» - . فصلت / 6 - 7 -
{و وای بر مشرکان. همان کسانی که زکات نمیدهند و آنان که به آخرت ناباورند.} عرض کردم: آقا! فدایت شوم، این مطلب را برایم توضیح بدهید. فرمود: وای بر مشرکین که در مورد امام اول شرک آوردند. آنها در مورد ائمه دیگر هم کافرند. ای ابان! خداوند مردم را به ایمان به خود دعوت کرده است و وقتی به خدا و پیامبر ایمان آوردند، واجبات بر آنها لازم میشود. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 589 -
**[ترجمه]
فسر علیه السلام المشرک بمن أشرک مع الإمام الحق إماما آخر و الآخرة بالأئمة الآخرة و هذا بطن من بطون الآیة و یدل الخبر علی أن المشرکین بالله غیر مکلفین بالفروع و المخالفین مکلفون بها و هو خلاف المشهور بین الإمامیة و یمکن حمله علی أن المراد أن تکلیف الذین لا یعرفون الله و رسوله بالإیمان بهما أهم و آکد من دعوتهم إلی الفروع لا أنهم غیر مکلفین بها و هذا القدر کاف لتأیید کون المراد بالمشرک المعنی الذی ذکره علیه السلام.
**[ترجمه]امام علیه السّلام «مشرک» را در آیه به کسی تفسیر کرده که دیگری را با امام واقعی شریک قرار دهد. و لفظ «آخرت» را به ائمه دیگر تفسیر کرده است. این یکی از بطون آیه است. این خبر دلالت بر این دارد که مشرکین ملزم به انجام فرایض نیستند، ولی مخالفین مکلف به آنها هستند، با اینکه مفاد آن بر خلاف مشهور بین دانشمندان شیعه است. ممکن است بگوییم منظور این است که وادار کردن کسانی که ایمان به خدا و رسول ندارند به ایمان مهمتراست بر تکلیف نمودن ایشان به اجرای دستورات. نه اصلا اینکه مکلف به دستورات نباشند، همین مقدار که برای تأیید معنای مشرک بیان شد کافی است.
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام فِیمَا کَتَبَ الرِّضَا علیه السلام لِلْمَأْمُونِ مِنْ شَرَائِعِ الدِّینِ مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ أَئِمَّتَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (2).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: یک جمله از نوشته حضرت رضا علیه السّلام برای مأمون در شرایع دین این بود: «من مات لا یعرف ائمته مات میتة جاهلیة». - . عیون اخبار الرضا: 265 -
**[ترجمه]
ثو، ثواب الأعمال أَبِی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی هَارُونَ الْعَبْدِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فِیهِمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام إِذْ قَالَ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ فَقَالَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِهِ فَنَحْنُ نَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّمَا تُقْبَلُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِنْ هَذَا وَ مِنْ شِیعَتِهِ الَّذِینَ أَخَذَ رَبُّنَا مِیثَاقَهُمْ فَقَالَ الرَّجُلَانِ فَنَحْنُ نَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهِ (3)فَوَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ یَدَهُ عَلَی رَأْسِ عَلِیٍّ علیه السلام ثُمَّ قَالَ عَلَامَةُ ذَلِکَ أَنْ لَا تُحِلَّا عَقْدَهُ وَ لَا تَجْلِسَا مَجْلِسَهُ وَ لَا تُکَذِّبَا حَدِیثَهُ (4).
**[ترجمه]ثواب الاعمال: ابو سعید خدری گفت: روزی پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم نشسته بود و چند نفر از اصحاب نیز خدمت آن جناب بودند، از آن جمله علی بن ابی طالب علیه السّلام. حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: هر کس بگوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» داخل بهشت میشود. دو نفر از اصحاب عرض کردند: ما میگوییم «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.» فرمود: شهادت «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» از این (امام علی علیه السّلام) و شیعیانش پذیرفته میشود؛ آن کسانی که خداوند پیمان آنها را گرفته است. آن دو گفتند: ما میگوییم «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.» در این موقع پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم دست روی سر علی علیه السّلام نهاده و فرمود: علامت اینکه شیعه او باشید، این است که پیمانش را نشکنید و جای او را تصاحب نکنید و گفتارش را تکذیب ننمایید. - . ثواب الاعمال: 7 - 8 -
**[ترجمه]
ثو، ثواب الأعمال أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عِیسَی بْنِ السَّرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَحْوَجُ مَا یَکُونُ إِلَی مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَ نَفْسُهُ هَذِهِ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ فَقَالَ لَقَدْ کُنْتُ عَلَی أَمْرٍ حَسَنٍ (1).
سن، المحاسن عبد العظیم الحسنی مثله (2)
**[ترجمه]ثواب الاعمال: عیسی بن سری گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرموده است: «من مات لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة.» حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مهمترین موقعی که شخص احتیاج به شناختن امام خود دارد، آن موقعی است که جانش به اینجا برسد. (به سینه خود اشاره کرد.) تو بر راه و طریقی شایسته هستی. - . ثواب الاعمال: 198 -
محاسن برقی: از عبدالعظیم حسنی چنین روایتی را آورده است. - . محاسن برقی: 92 -
**[ترجمه]
أحوج مبتدأ مضاف إلی ما و هی مصدریة و یکون تامة و نسبة الحاجة إلی المصدر مجاز و المقصود نسبتها إلی فاعل المصدر (3)باعتبار بعض أحوال وجوده و إلی معرفته متعلق بأحوج و إذا ظرف و هو خبر أحوج.
**[ترجمه]«أحوج» مبتدا و مضاف به «ما» مصدریه، «یکون» تامه است. نسبت حاجت به مصدر از باب مجاز است، البته منظور فاعل مصدر به اعتبار بعضی شرایطش و «إلی معرفته» متعلق به «أحوج» است و «إذا» ظرف و «هو» خبر «أحوج» است.
**[ترجمه]
ثو، ثواب الأعمال أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِی ذَرِیحٍ (4)عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مِنَّا الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ طَاعَتُهُ مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً وَ اللَّهِ مَا تَرَکَ اللَّهُ الْأَرْضَ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَی بِهِ إِلَی اللَّهِ حُجَّةً عَلَی الْعِبَادِ وَ مَنْ تَرَکَهُ هَلَکَ (5)وَ مَنْ لَزِمَهُ نَجَا حَقّاً عَلَی اللَّهِ (6).
سن، المحاسن ابن مهران مثله (7).
**[ترجمه]ثواب الاعمال: ابو ذریح از ابو حمزه نقل کرد که امام صادق علیه السّلام فرمود: از ما خانواده است امامی که فرمانبرداری از او واجب است. هر کس منکر او شود، یهودی یا نصرانی میمیرد. به خدا سوگند خداوند از روزی که آدم را قبض روح کرده، زمین را خالی از امامی که راهنمای مردم به سوی خدا باشد نگذاشته است. هم او حجت بر مردم است. هر که ترک او کند، هلاک میشود و هر که پیرو او باشد، نجات مییابد و خداوند چنین ملتزم شده است. - . ثواب الاعمال: 198 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ فُضَیْلٍ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: کُنَّا زَمَانَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام حِینَ قُبِضَ نَتَرَدَّدُ کَالْغَنَمِ لَا رَاعِیَ
لَهَا فَلَقِیَنَا سَالِمُ بْنُ أَبِی حَفْصَةَ فَقَالَ یَا أَبَا عُبَیْدَةَ مَنْ إِمَامُکَ قُلْتُ أَئِمَّتِی آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَقَالَ هَلَکْتَ وَ أَهْلَکْتَ أَ مَا سَمِعْتُ أَنَا وَ أَنْتَ مَعِی أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قُلْتُ بَلَی لَعَمْرِی فَرَزَقَنِی اللَّهُ الْمَعْرِفَةَ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ سَالِمَ بْنَ أَبِی حَفْصَةَ قَالَ لِی کَذَا وَ کَذَا فَقَالَ لِی یَا أَبَا عُبَیْدَةَ (1)إِنَّهُ لَمْ یَمُتْ مِنَّا مَیِّتٌ حَتَّی یُخَلِّفَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْمَلُ مِثْلَ عَمَلِهِ (2)وَ یَسِیرُ بِمِثْلِ سِیرَتِهِ وَ یَدْعُو إِلَی مِثْلِ الَّذِی دَعَا إِلَیْهِ یَا أَبَا عُبَیْدَةَ إِنَّهُ لَمْ یَمْنَعْ (3)مَا أَعْطَی دَاوُدَ أَنْ أَعْطَی سُلَیْمَانَ قَالَ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا عُبَیْدَةَ إِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ حَکَمَ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ لَا یَسْأَلُ النَّاسَ بَیِّنَةً (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو عبیده حذاء گفت: ما در زمانی که حضرت باقر علیه السّلام که از دنیا رفته بود، مثل گوسفند بدون چوپان سرگردان بودیم. روزی سالم بن ابی حفصه مرا دید و پرسید: امام تو کیست؟ گفتم: امام من آل محمّد هستند. گفت: پس در این صورت خود را نابود کردهای و دیگران را نیز به نابودی کشیدهای. مگر من و تو با هم خدمت حضرت باقر نبودیم که فرمود: «من مات و لیس علیه امام مات میتة جاهلیة»؟ گفتم: چرا، خدا مرا به معرفت امام راهنمایی کند.
همین سخنان را برای حضرت صادق علیه السّلام نقل کردم که سالم بن ابی حفصه به من چه گفت. فرمود: یا ابا عبیده! هر یک از ما ائمه که وفات کند، جانشینی برای خود قرار میدهد که مثل او عمل کند و روش او را از پیش گیرد و مردم را به همان راه دعوت کند. ای ابا عبیده! اشکالی ندارد که خداوند آنچه به داود داده به سلمان نیز بدهد. یا ابا عبیده! پیغمبر فرمود زمانی که قائم آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم قیام کند، مانند داود و سلیمان حکم میکند و از مردم شاهد نمیخواهد. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِعِبَادَةٍ یُجْهِدُ فِیهَا نَفْسَهُ بِلَا إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنَّ سَعْیَهُ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَیِّرٌ وَ مَثَلُهُ کَمَثَلِ شَاةٍ (5)ضَلَّتْ عَنْ رَاعِیهَا وَ قَطِیعِهَا فَتَاهَتْ ذَاهِبَةً وَ جَائِیَةً یَوْمَهَا فَلَمَّا أَنْ جَنَّهَا اللَّیْلُ (6)بَصُرَتْ بِقَطِیعِ غَنَمٍ مَعَ رَاعِیهَا فَجَاءَتْ إِلَیْهَا فَبَاتَتْ مَعَهَا فِی رَبَضِهَا فَلَمَّا أَنْ سَاقَ الرَّاعِی قَطِیعَهُ أَنْکَرَتْ رَاعِیَهَا وَ قَطِیعَهَا فَهَجَمَتْ مُتَحَیِّرَةً تَطْلُبُ رَاعِیَهَا وَ قَطِیعَهَا فَبَصُرَتْ بِسَرْحِ قَطِیعِ غَنَمٍ آخَرَ فَعَمَدَتْ نَحْوَهَا وَ حَنَّتْ إِلَیْهَا فَصَاحَ بِهَا الرَّاعِی الْحَقِی بِقَطِیعِکِ فَإِنَّکِ
1) فی المصدر: بلی لعمری لقد کان ذلک، ثمّ بعد ذلک بثلاث او نحوها دخلنا علی ابی عبد اللّه علیه السلام فرزق اللّه لنا المعرفة فدخلت علیه فقلت له: لقیت سالما فقال لی کذا و کذا و قلت له: کذی و کذی، فقال أبو عبد اللّه علیه السلام: یا ویل لسالم یا ویل لسالم ثلاث مرّات اما یدری سالم ما منزلة الامام، الامام أعظم ممّا یذهب إلیه سالم و الناس أجمعین، یا عبیدة.
2) فی المصدر: من یعمل بمثل عمله.
3) فی المصدر: لم یمنع اللّه.
4) بصائر الدرجات: 150 فیه بعد قوله: ما اعطی: ثم قال: هذا عطاؤنا فامنن او امسک بغیر حساب، قال: قلت: ما اعطاه اللّه جعلت فداک؟ قال: نعم یا ابا عبیدة انه. اه.
5) فی المصدر: کمثل شاة لا راعی لها ضلت.
6) فی الغیبة: فلما جنها اللیل.
تَائِهَةٌ مُتَحَیِّرَةٌ قَدْ ضَلَلْتِ عَنْ رَاعِیکِ وَ قَطِیعِکِ فَهَجَمَتْ ذَعِرَةً مُتَحَیِّرَةً لَا رَاعِیَ لَهَا یُرْشِدُهَا إِلَی مَرْعَاهَا أَوْ یَرُدَّهَا فَبَیْنَا هِیَ کَذَلِکَ إِذَا اغْتَنَمَ الذِّئْبُ ضَیْعَتَهَا فَأَکَلَهَا وَ هَکَذَا یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ عَادِلٌ أَصْبَحَ تَائِهاً مُتَحَیِّراً إِنْ مَاتَ عَلَی حَالِهِ تِلْکَ مَاتَ مِیتَةَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ اعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ أَنَّ أَئِمَّةَ الْحَقِّ وَ أَتْبَاعَهُمْ عَلَی دِینِ اللَّهِ إِلَی آخِرِهِ (1).
**[ترجمه]محاسن برقی: محمّد بن مسلم گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: هر کس خدا را بپرستد و خویشتن را با عبادت به زحمت اندازد، اما بدون اعتقاد به امام عادل که از جانب خدا تعیین شده است، تمام رنج و کوشش او نامقبول است و گمراه و سرگردان خواهد بود. او چون گوسفندی است که از مقابل چوپان گم شده است و روز خود را تنها میان بیابان به سرگردانی به سر میآورد و همین که تاریکی شب برسد، از دور چشمش به گلهای بیفتد به همراه چوپانی و خود را به آن گله برساند و آن شب را در خوابگاه این گله بخوابد. سحرگاه که چوپان گله را به حرکت در آورد، متوجه شود که این نه آن گله و نه آن چوپان است و متحیر و سرگردان به دنبال گله و چوپان خود پا به فرار گذارد. از دور گلهای دیگر را میبیند و خود را به آن گله میرساند و نزدیک میشود، اما چوپان فریاد میزند: برو گله خود را پیدا کن! تو سرگردان و متحیری و از چوپان خود گمشدهای! باز با ترس پا به فرار میگذارد و کسی نیست که او را به چراگاه خود راهنمایی کند و او را به گله برگرداند. در همین هنگام گرگ از فرصت استفاده میکند و او را از هم میدرد و میخورد. همین طور هر کس از این امت که دارای امام عادلی که منصوب از جانب خداوند است نباشد، سرگردان و متحیر است و اگر بر چنین حالتی بمیرد، به کفر و نفاق مرده است. ای محمّد بن مسلم! بدان که ائمه حق و پیروانشان بر دین و آیین خدایند... تا آخر روایت. - . محاسن برقی: 92 - 93 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ (2)وَ سَعْدَانَ بْنِ إِسْحَاقَ وَ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَوَانِیِّ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (3)مِثْلَهُ وَ فِیهِ اعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ أَنَّ أَئِمَّةَ الْحَقِّ وَ أَتْبَاعَهُمْ هُمُ الَّذِینَ عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ إِنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ الْحَقِّ فَقَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا کَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلی شَیْءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِیدُ (4).
نی، الغیبة للنعمانی علی بن أحمد عن عبد الله بن موسی عن محمد بن أحمد القلانسی عن إسماعیل بن مهران عن أحمد بن محمد عن ابن بکیر و جمیل معا عن محمد بن مسلم مثله (5)
**[ترجمه]غیبت نعمانی: در غیبت نعمانی همین حدیث نقل شده، تا آنجا که میفرماید: ائمه حق و پیروان آنها بر دین خدایند و پیشوایان ستمگر از دین خدا و حق منحرفند، خود گمراهند و دیگران را نیز گمراه کردهاند و اعمالی که انجام میدهند، مانند خاکستری است که در مسیر تندبادی سخت در یک روز توفانی قرار گیرد و نتیجهای از کار خود نمیبرند. این یک گمراهی بسیار سخت است. - . غیبت نعمانی: 62 -63 -
غیبت نعمانی: مانند این روایت را با سند دیگری آورده است. - . غیبت نعمانی: 63 -
**[ترجمه]
فی الکافی بعد قوله متحیر و الله شانئ لأعماله (6)الشنأة البغض و القطیع طائفة من البقر و الغنم و نحوها و هجم علی الشیء أتاه بغتة و الحنین الشوق و ربض الغنم بالتحریک مأواها و السرح المال السائم قوله ضیعتها
1) محاسن البرقی: 92 و 93.
2) فی نسخة من المصدر: محمّد بن المفضل بن إبراهیم و هو الصحیح. و الرجل هو محمّد بن المفضل بن إبراهیم بن قیس بن رمانة أبو جعفر الأشعریّ من ثقات أصحابنا الکوفیین.
3) فیه: الحسن بن محبوب الزراد عن علیّ بن رئاب عن محمّد بن مسلم.
4) غیبة النعمانیّ: 62 و 63 و فیه: اختلافات لفظیة راجعه.
5) غیبة النعمانیّ: 63.
6) أصول الکافی 1: 374 و 375 راجعه.
الضمیر إما راجع إلی الذئب أی مالها و متاعها أو إلی القطیع أی التی ضاعت منها أو إلی الشاة فالضیعة مصدر أی اغتنم ضیاعها و کونها بلا راع و حافظ و هو أظهر و وجه التمثیل ظاهر فإن من کان له إمام من أئمة الهدی ثم ضل و تحیر عن إمامه و اتبع غیرهم فکلما أتی إماما من أئمة الجور و رأی منه خلاف ما کان یراه من أئمة الحق نفر منه و أتی غیره و کلما رأی إمام الجور منه خلاف ما فی یده من الباطل یزجره و یطرده لئلا یفسد علیه أتباعه فهو کذلک حتی یستولی علیه الشیطان فیخرجه من الدین رأسا أو یدخله متابعة واحد من أئمة الجور.
**[ترجمه]در اصول کافی بعد از عبارت «متحیر والله شانئ لأعماله» - . اصول کافی 1 : 374 - 375 - ، «الشأة البغض» را آورده. و «القطیع» را نوعی از گاو و گوسفند و از این قبیل میداند. «هجم علی الشیئ» یعنی ویران کرد، «حنین» یعنی شور و اشتیاق، «ربض الغنم» یعنی آغل، «سرح المال السائم» یعنی گله را رها و آزاد گذاشتن و ضایع کردن آن. ضمیر در «ضیعتها» یا به «ذئب» یا به «قطیع» یا به «شأة» برمی گردد. «ضیعة» مصدر است یعنی بدون چوپان و محافظ رها کرد و این روشنترین معناست. وجه تمثیل آشکار است، زیرا کسی که پیرو یکی از ائمه هدی علیهم السّلام بوده و گمراه شده است، به هر یک از پیشوایان ستمگر که بپیوندد، هر خلافی که از آن پیشوا ببیند، موجب نفرت و انزجارش میشود و پیشوا نیز وقتی مشاهده کند که او بر خلاف نظرش رفتار میکند، طردش مینماید و او را میراند، مبادا پیروانش را از گرد او پراکنده کند. بالاخره همین طور سرگردان است تا شیطان بر او غلبه نماید یا به کلی از دین خارجش کند یا تابع یکی از پیشوایان زور و ستم شود.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ مَعاً عَنِ الْیَقْطِینِیِّ وَ ابْنِ یَزِیدَ وَ ابْنِ هَاشِمٍ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ مِنْ سَلْمَانَ وَ مِنْ أَبِی ذَرٍّ وَ مِنَ الْمِقْدَادِ حَدِیثاً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً ثُمَّ عَرَضَهُ عَلَی جَابِرٍ وَ ابْنِ عَبَّاسٍ فَقَالا صَدَقُوا وَ بَرُّوا وَ قَدْ شَهِدْنَا ذَلِکَ وَ سَمِعْنَا (1)مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّ سَلْمَانَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّکَ قُلْتَ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً مَنْ هَذَا الْإِمَامُ (2)قَالَ مِنْ أَوْصِیَائِی یَا سَلْمَانُ فَمَنْ مَاتَ مِنْ أُمَّتِی وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْهُمْ یَعْرِفُهُ فَهِیَ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ (3)فَإِنْ جَهِلَهُ وَ عَادَاهُ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ إِنْ جَهِلَهُ وَ لَمْ یُعَادِهِ وَ لَمْ یُوَالِ لَهُ عَدُوّاً فَهُوَ جَاهِلٌ وَ لَیْسَ بِمُشْرِکٍ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: سلیم بن قیس هلالی گفت: از سلمان و ابوذر و مقداد شنیدم که پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرموده است: «من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیة.» این حدیث را بر جابر و ابن عباس عرضه داشتم. گفتند: صحیح است، راست گفتهاند. ما نیز خود شاهد بودیم و از پیامبر اکرم شنیدیم. سلمان گفت: یا رسول اللَّه! شما فرمودید هر کس بمیرد و امامی نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. آن امام کیست؟ فرمود: او از اوصیاء من است. هر کس از امت من بمیرد و امامی از اوصیاء مرا نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده، اگر او را نشناسد و دشمن بدارد مشرک است، اما اگر نشناسد ولی دشمنی با او نداشته باشد، نادان است، ولی مشرک نیست. - . کمال الدین: 231 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْعَطَّارُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْإِمَامُ عَلَمٌ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِراً (5).
**[ترجمه]کمال الدین: مروان بن مسلم از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: امام واسطه بین خدا و خلق است؛ هر که او را بشناسد مؤمن است و هر که منکرش باشد، کافر است. - . کمال الدین: 230 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِیدِ مَعاً عَنِ الْیَقْطِینِیِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ (1).
أقول: أوردنا بعضها فی کتاب الکفر و الإیمان فی باب کفر المخالفین (2).
**[ترجمه]کمال الدین: از فضیل نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: «من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیة» و مردم معذور نیستند از شناختن امام خود. - . کمال الدین: 230 -
مؤلف: بعضی از این روایات در «باب کفر وایمان» در بخش کفر منافقین آمده است.
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ وَ سَعْدَانَ بْنِ إِسْحَاقَ وَ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَطَوَانِیِّ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنْکُمْ مَا حَالُهُ قَالَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ وَ بَرِئَ مِنْهُ وَ مِنْ دِینِهِ فَهُوَ کَافِرٌ مُرْتَدٌّ عَنِ الْإِسْلَامِ لِأَنَّ الْإِمَامَ مِنَ اللَّهِ وَ دِینَهُ دِینُ اللَّهِ وَ مَنْ بَرِئَ مِنْ دِینِ اللَّهِ فَدَمُهُ مُبَاحٌ فِی تِلْکَ الْحَالِ إِلَّا أَنْ یَرْجِعَ أَوْ یَتُوبَ إِلَی اللَّهِ مِمَّا قَالَ (3).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: محمّد بن مسلم گفت: به حضرت باقر علیه السّلام گفتم: اگر کسی منکر امامی از شما خانواده باشد حالش چگونه خواهد بود؟ فرمود: هر کس منکر امامی که از جانب خدا تعیین شده بشود و بیزار از او و دینش باشد، کافر و مرتد است، چون امام از جانب خدا است و دین او دین خدا است. کسی که از دین خدا بیزار باشد، خونش در آن حال مباح است، مگر اینکه توبه کند و از عقیده خود برگردد. - . غیبت نعمانی: 63 -
**[ترجمه]
کش، رجال الکشی جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی الْیَسَعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام حَدِّثْنِی عَنْ دَعَائِمِ الْإِسْلَامِ الَّتِی بُنِیَ عَلَیْهَا وَ لَا یَسَعُ أَحَداً مِنَ النَّاسِ تَقْصِیرٌ فِی شَیْءٍ مِنْهَا الَّتِی مَنْ قَصَّرَ عَنْ مَعْرِفَةِ شَیْءٍ مِنْهَا کُتِبَ عَلَیْهِ ذَنْبُهُ (4)وَ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ عَمَلُهُ وَ مَنْ عَرَفَهَا وَ عَمِلَ بِهَا صَلَحَ دِینُهُ وَ قُبِلَ مِنْهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ یُضِرَّ بِهِ مَا فِیهِ بِجَهْلِ شَیْءٍ مِنَ الْأُمُورِ جَهِلَهُ قَالَ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِیمَانُ بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ الزَّکَاةُ وَ الْوَلَایَةُ شَیْءٌ دُونَ شَیْءٍ فَضْلٌ (5)یُعْرَفُ لِمَنْ أَخَذَ بِهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ (6)إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ
أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (1)وَ کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام (2)وَ قَالَ آخَرُونَ (3)لَا بَلْ مُعَاوِیَةُ وَ کَانَ حَسَنٌ ثُمَّ کَانَ حُسَیْنٌ وَ قَالَ آخَرُونَ (4)هُوَ یَزِیدُ بْنُ مُعَاوِیَةَ لَا سِوَاهُ (5)ثُمَّ قَالَ أَزِیدُکُمْ قَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ زِدْهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ ثُمَّ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام ثُمَّ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ کَانَتِ الشِّیعَةُ قَبْلَهُ لَا یَعْرِفُونَ مَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ حَلَالٍ وَ لَا حَرَامٍ إِلَّا مَا تَعَلَّمُوا مِنَ النَّاسِ حَتَّی کَانَ (6)أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَفَتَحَ لَهُمْ وَ بَیَّنَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ (7)فَصَارُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ بَعْدَ مَا کَانُوا یَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمْ وَ الْأَمْرُ هَکَذَا یَکُونُ وَ الْأَرْضُ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَا یَعْرِفُ (8)إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ أَحْوَجُ مَا تَکُونُ إِلَی هَذَا (9)إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُکَ هَذَا الْمَکَانَ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی حَلْقِهِ وَ انْقَطَعْتَ مِنَ الدُّنْیَا تَقُولُ لَقَدْ کُنْتُ عَلَی رَأْیٍ حَسَنٍ قَالَ أَبُو الْیَسَعِ عِیسَی بْنُ السَّرِیِّ وَ کَانَ أَبُو حَمْزَةَ وَ کَانَ حَاضِرَ الْمَجْلِسِ أَنَّهُ قَالَ فِیمَا یَقُولُ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِمَاماً حَقَّ الْإِمَامِ (10).
1) النساء: 95.
2) ذکر فی الکافی الآیة اولا ثمّ بعدها الخبر و فیه: و کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و کان علیّا علیه السلام أقول: ای کان کل واحد من رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و علیّ علیه السلام فی زمانهما اماما و أولی الامر.
3) فی المصدر و الکافی: و قال الآخرون.
4) فی المصدر و الکافی: و قال الآخرون.
5) فی المصدر و النسخة المخطوطة: (لا سواء) و فی الکافی: و قال الآخرون: یزید بن معاویة و حسین بن علی و لا سواء و لا سواء، قال: ثم سکت ثمّ قال: ازیدک؟ فقال له حکم الأعور: نعم جعلت فداک قوله: و لا سواء و لا سواء، أی لا سواء علی و معاویة، و لا الحسین و یزید.
6) فی الکافی: و کانت الشیعة قبل أن یکون أبو جعفر و هم لا یعرفون مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم حتّی کان.
7) فی المصدر: و علمهم.
8) فی المصدر و الکافی: لا یعرف.
9) فی الکافی: و احوج ما تکون الی ما انت علیه.
10) رجال الکشّیّ: 266 و 267 فیه: و کان أبو حمزة حاضر المجلس انه قال لک فما تقول و لعلّ الصحیح: و انه قال فیما یقول.
**[ترجمه]رجال کشی: ابوالیسع گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: برایم توضیح بفرمایید که استوانههای اصلی اسلام که بر آن پایهگذاری شده است و هیچ کس را یارای آن نیست که کوتاهی در شناخت آنها داشته باشد چیست؟ و اگر کوتاهی کند، دینش تباه شده و عملش قبول نمیشود و هر کس آنها را بشناسد و عمل کند، دینش درست و عملش مقبول است و جهل و ندانستن بعضی از امور زیانی برایش نخواهد داشت.
فرمود: شهادت به یکتایی خدا و ایمان به پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم و اقرار به آنچه که از جانب خدا آورده. سپس فرمود: زکات در اموال و ولایت نسبت به ائمه حق که دارای نشانه و علامت هستند برای کسی که بخواهد آنها را بشناسد. پیامبر اکرم فرمود: «من مات لا یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» و خداوند در این آیه میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» «اولی الامر» علی بن ابی طالب علیه السّلام بود. گروهی مدعی شدند که نه، معاویه است. بعد از علی علیه السّلام، امام حسن و امام حسین علیهما السّلام بودند. باز گروهی گفتند که یزید بن معاویه است، نه دیگری.
فرمود: مایلید توضیح بیشتری بدهم؟ چند نفر عرض کردند: بفرمایید. فرمود: بعد از آنها علی بن الحسین علیه السّلام بود. پس از آن جناب حضرت باقر علیه السّلام. شیعیان قبل از ایشان حلال و حرام خود را نمیدانستند، مگر اینکه در این مورد از مردم اطلاع بگیرند. تا زمان حضرت باقر علیه السّلام که درهای علوم را گشود و برای آنها توضیح و تشریح کرد. از آن به بعد مردم برای کسب علم به شیعیان مراجعه میکردند، با اینکه قبلا به دیگران نیازمند بودند.
جریان به همین وضع خواهد بود. زمین پایدار نیست، مگر به وسیله امام. هر کس بمیرد و امام خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. و مهمترین موقعی که احتیاج به شناسایی امام داری، وقتی است که جانت به اینجا برسد (و به حلق خود اشاره کرد) و از دنیا دست بکشی. آن وقت خواهی گفت به به! چه عقیده خوبی داشتم!
ابوالیسع عیسی بن سری گفت: ابو حمزه که در آن مجلس حضور داشت، در دنباله خبر میگفت: حضرت صادق علیه السّلام اضافه کرد: حضرت باقر واقعا امامی بحق و شایسته بود. - . رجال کشی: 266 - 267 -
**[ترجمه]
قوله کتب علیه ذنبه فی بعض النسخ کبت علیه دینه بتقدیم الباء علی التاء من الکبت و هو الصرف و الإذلال و فی الکافی فسد علیه دینه و هو أظهر قوله ثم قال الزکاة لعله سقط منه شیء و فی الکافی هکذا و الإقرار بما جاء به من عند الله و حق فی الأموال الزکاة و الولایة التی أمر الله عز و جل بها ولایة آل محمد صلی الله علیه و آله قال فقلت له هل فی الولایة شیء دون شیء فضل یعرف لمن أخذ به قال نعم قال الله عز و جل.
فقوله و حق إما مجرور بالعطف علی قوله ما جاء فیکون تخصیصا بعد التعمیم لبیان مزید الاهتمام أو مرفوع بالخبریة للزکاة أو بالعطف علی الشهادة و فیه بعد معنی و یمکن أن یقرأ علی صیغة الماضی المجهول قوله شیء دون شیء أی خصوصیة و علامة تعرف لمن أخذ بها أو دلیل و برهان یحتج به من ادعاها و لکل من الوجهین شواهد فی الکلام کما لا یخفی و یمکن الجمع بین الوجهین بأن یکون شیء دون شیء إشارة إلی الدلیل و فضل إشارة إلی شرائط الإمامة و إن کان بعیدا و علی التقادیر الآخذ إما الإمام أو الموالی له و حاصل الجواب أن الآیة دلت علی وجوب طاعة أولی الأمر فتجب طاعتهم و معرفتهم و دل الخبر علی أن لکل زمان إماما لا بد من معرفته و متابعته و کان الأمر مرددا بین علی و معاویة ثم بین الحسن و بینه ثم بین الحسین و بینه و بین یزید و العقل یحکم بعدم المساواة بین الأولین و الآخرین و لم یذکر الغاصبین الثلاثة تقیة و إشعارا بأن القول بخلافتهم بالبیعة یستلزم القول بخلافة مثل معاویة و یزید و بالجملة لما کان هذا أشنع و التقیة فیه أقل خصه بالذکر مع أن بطلان خلافة معاویة یستلزم بطلان خلافتهم لاشتراک العلة و کلمة کان فی المواضع تامة.
قوله علیه السلام و بین لهم و علیهم فی الکافی و بین لهم مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم حتی صار الناس یحتاجون إلیهم من بعد ما کانوا یحتاجون إلی الناس و هکذا کان الأمر. (1)
1) أصول الکافی 2: 20 فیه: (و هکذا یکون الامر) رواه الکلینی عن محمّد بن یحیی عن أحمد بن محمّد عن صفوان: و عن ابی علی الأشعریّ عن محمّد بن عبد الجبار عن صفوان.
قوله و کان أبو حمزة لعله کان قال أبو حمزة و علی نسخة کان هی تامة أی کان فی الحیاة (1)و الحاصل أن عیسی ذکر أن أبا حمزة ذکر هذه التتمة و أنا لم أسمعها.
**[ترجمه]عبارت «کتب علیه ذنبه» در بعضی نسخهها «کبت علیه دینه» آمده و باء بر تاء مقدم شده است. «کبت» یعنی خاموش کردن و فرو نشاندن. و در کافی «فسد علیه دینه» آمده که این بهتر است. در عبارت دیگر آمده «ثم قال الزکاة»، شاید چیزی از آن افتاده باشد و در کافی نیز چنین است: و اقرار کردن به آنچه که از سوی خدا آورد و حق در اموال، یعنی زکات و ولایتی که خدا به آن امر کرده، ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله است. گفت: به او گفتم: آیا در ولایت چیز خاصی از فضل هست که برای کسی که به آن تمسک کرده است شناخته شود؟ گفت: بله، خدای عزوجل فرمود.
پس سخن او «و حق» یا مجرور است به واسطه عطف بر «ما جاء» است، پس تخصیص بعد از تعمیم است برای بیان اوج اهتمام و یا مرفوع است به سبب خبر بودن برای زکات و یا عطف بر شهادت است که در آن بعد معنا است و ممکن است که «بیا» بر صیغه ماضی مجهول خوانده شود. سخن او «شیء دون شیء» یعنی خصوصیت و علامتی که شناخته شود برای کسی که به آن تمسک کرده است، یا دلیل و برهانی که کسی که آن را ادعا کرده است، احتجاج به آن کند و برای هر دو وجه شواهدی در کلام است. همان طور که روشن است و احتمال دارد جمع بین دو وجه این طور که «شیء دون شیء» اشاره باشد به دلیل و فضل اشاره باشد به شرایط امامت، اگر چه بعید است. بنا بر این مقدرات، تمسک کننده یا امام است یا موالی او. نتیجه اینکه آیه دلالت کرد بر وجوب اطاعت اولی الامر. پس اطاعت و معرفت ایشان واجب است و خبر دلالت کرد بر اینکه برای هر زمانی امامی است که چارهای جز معرفت و پیروی از او نیست و امر مردد بود بین علی و معاویه، بعد بین حسن و معاویه و بعد بین حسین و معاویه و یزید. عقل حکم میکند به عدم تساوی بین آنها و ذکر نکرد سه غاصب را از روی تقیه و اشعار به اینکه قائل شدن به خلافت ایشان مستلزم قائل شدن به خلافت مثل معاویه و یزید است. در کل چون این شنیعتراست و تقیه در آن اقل است، آن را مخصوصا ذکر کرده، با اینکه بطلان خلافت معاویه مستلزم بطلان خلافت آنهاست به خاطر اشتراک در علت بطلان وکلمه کان فی المواضع تامه.
سخن امام علیه السّلام «و بین لهم و علیهم» در کافی آمده: و برای ایشان مناسک حج و حلال و حرامشان را تبیین کرده، تا اینکه محتاج ایشان شدند بعد از آنکه محتاج مردم بودند و ام این گونه بود. - . اصول کافی 2 : 20 -
«و کان ابو حمزه» شاید اینطور بوده که «قال ابو حمزه» و بنا بر نسخهای «کان»، «کان» تامه است، یعنی زنده بود و نتیجه اینکه عیسی ذکر کرد که ابو حمزه این تتمه را بیان کرد، در حالی که من آن را نشنیده بودم.
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ مَاتَ بِغَیْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً إِمَامٍ حَیٍّ یَعْرِفُهُ قُلْتُ لَمْ أَسْمَعْ أَبَاکَ یَذْکُرُ هَذَا یَعْنِی إِمَاماً حَیّاً فَقَالَ قَدْ وَ اللَّهِ قَالَ ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ یَسْمَعُ لَهُ وَ یُطِیعُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (2).
**[ترجمه]اختصاص: عمر بن یزید گفت: از ابوالحسن اول علیه السّلام شنیدم که میفرمود: هر کس بدون امام بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است، امام زندهای که او را بشناسد. عرض کردم: آقا! من از پدرتان نشنیدم که جمله «امام زنده» را بفرماید. فرمود: به خدا قسم این حرف را پیامبر اکرم فرموده است. آن جناب فرمود: هر که بدون امامی بمیرد که از او بشنود و مطیعش باشد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . اختصاص: 268 - 269 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ إِمَامٌ حَیٌّ ظَاهِرٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً (3).
**[ترجمه]اختصاص: حلبی گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: هر که بدون داشتن امام زنده و آشکار بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. - . اختصاص: 269 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص عَنْ أَبِی الْجَارُودِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ إِمَامٌ حَیٌّ ظَاهِرٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ قُلْتُ إِمَامٌ حَیٌّ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ إِمَامٌ حَیٌّ إِمَامٌ حَیٌّ (4).
**[ترجمه]اختصاص: ابو جارود گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که فرمود: هر کس بدون امام زنده آشکار بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. عرض کردم: آقا! امام زنده؟ فرمود: امام زنده، آری امام زنده. - . اختصاص: 269 -
**[ترجمه]
کَنْزُ الْکَرَاجُکِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ شَاذَانَ الْقُمِّیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَیَّاشٍ (5)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ الرَّازِیِّ عَنْ أَبِیهِ (6)عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِی مَاتَ
1) ذکرنا قبلا ان الموجود فی المصدر: و کان أبو حمزة حاضر المجلس فعلیه لا یحتاج الی تکلف.
2) الاختصاص: 268 و 269.
3) الاختصاص: 269.
4) الاختصاص: 269.
5) فی المصدر: أحمد بن محمّد بن عبد اللّه بن عبّاس و الظاهر أنّه مصحف: عبید اللّه بن عیّاش و هو أحمد بن محمّد بن عبید اللّه بن الحسن بن عیّاش بن إبراهیم بن أیّوب الجوهریّ صاحب کتاب مقتضب الاثر، یروی من جماعة منهم محمّد بن عمر بن محمّد الجعابی.
6) المصدر و عیون الأخبار یخلوان عن قوله: عن أبیه.
مِیتَةً جَاهِلِیَّةً یُؤْخَذُ بِمَا عَمِلَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ الْإِسْلَامِ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حضرت رضا علیه السّلام از آباء گرام خود، از امیرالمؤمنین علیه السّلام، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: هر که بدون امامی از فرزندان من بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده و از او آنچه را که در جاهلیت و اسلام انجام داده است بازخواست میشود. - . کنز الفوائد: 151 ، شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا: 219 با سند خودش آورده است. -
**[ترجمه]
وَ مِنْهُ عَنْ أَبِی الرَّجَا مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ طَالِبٍ الْبَلَدِیِّ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمَوْصِلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامِ بْنِ سَهْلٍ (2)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْإِمَامِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام ذَاتَ یَوْمٍ عَلَی أَصْحَابِهِ فَقَالَ بَعْدَ الْحَمْدِ لِلَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ وَ اللَّهِ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ (3).
أقول: ثم قال الکراجکی قدس الله روحه اعلم أنه لما کانت معرفة الله و طاعته لا ینفعان من لم یعرف الإمام و معرفة الإمام و طاعته لا تقعان إلا بعد معرفة الله صح أن یقال إن معرفة الله هی معرفة الإمام و طاعته و لما کانت أیضا المعارف الدینیة العقلیة و السمعیة تحصل من جهة الإمام و کان الإمام آمرا بذلک و داعیا إلیه صح القول بأن معرفة الإمام و طاعته هی معرفة الله سبحانه کما تقول فی المعرفة بالرسول و طاعته أنها معرفة بالله سبحانه قال الله عز و جل مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ (4)و ما تضمنه قول الحسین علیه السلام من تقدم المعرفة علی العبادة غایة فی البیان و التنبیه.
1) کنز الکراجکیّ: 151، و رواه الصدوق فی عیون الأخبار: 219 بإسناده عن محمّد بن عمر بن محمّد الجعابی و فیه: و یؤخذ.
2) هکذا فی الکتاب و مصدره، و هو مصحف (سهیل) و الرجل هو محمّد بن أبی بکر همام بن سهیل الکاتب الاسکافی من مشایخ أصحابنا و متقدمیهم، ولد فی سنة 258 و مات سنة 232 (او) 336.
3) کنز الکراجکیّ 151.
4) النساء: 80.
وَ جَاءَ فِی الْحَدِیثِ مِنْ طَرِیقِ الْعَامَّةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِإِمَامٍ (1)أَوْ لَیْسَ فِی عُنُقِهِ عَهْدُ الْإِمَامِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً.
وَ رَوَی کَثِیرٌ مِنْهُمْ أَنَّهُ علیه السلام قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً.
و هذان الخبران یطابقان المعنی فی قول الله تعالی یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا (2).
فإن قال الخصوم إن الإمام هاهنا هو الکتاب قیل لهم هذا انصراف عن ظاهر القرآن بغیر حجة توجب ذلک و لا برهان لأن ظاهر التلاوة یفید أن الإمام فی الحقیقة هو المقدم فی الفعل و المطاع فی الأمر و النهی و لیس یوصف بهذا الکتاب إلا أن یکون علی سبیل الاتساع و المجاز و المصیر إلی الظاهر من حقیقة الکلام أولی إلا أن یدعو إلی الانصراف عنه الاضطرار و أیضا فإن أحد الخبرین یتضمن ذکر البیعة و العهد للإمام و نحن نعلم أنه لا بیعة للکتاب فی أعناق الناس و لا معنی لأن یکون له عهد فی الرقاب فعلم أن قولکم فی الإمام إنه الکتاب غیر صواب.
فإن قالوا ما تنکرون أن یکون الإمام المذکور فی الآیة هو الرسول قیل لهم إن الرسول قد فارق الأمة بالوفاة و فی أحد الخبرین أنه إمام الزمان و هذا یقتضی أنه حی ناطق موجود فی الزمان فأما من مضی بالوفاة فلیس یقال أنه إمام إلا علی معنی وصفنا للکتاب بأنه إمام و لو لا أن الأمر (3)کما ذکرناه لکان إبراهیم الخلیل علیه السلام إمام زماننا لأنا عاملون بشرعه متعبدون بدینه و هذا فاسد إلا علی الاستعارة و المجاز و ظاهر قول النبی صلی الله علیه و آله من مات و هو لا یعرف
إمام زمانه یدل علی أن لکل زمان إماما فی الحقیقة یصح أن یتوجه منه الأمر و یلزم له الاتباع و هذا واضح لمن طلب الصواب و من ذلک ما أجمع علیه أهل الإسلام من
قول النبی صلی الله علیه و آله إنی مخلف فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله و عترتی أهل بیتی و إنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.
فأخبر أنه قد ترک فی الناس من عترته من لا یفارق الکتاب وجوده و حکمته و إنه لا یزال وجودهم مقرونا بوجوده و فی هذا دلیل علی أن الزمان لا یخلو من إمام و منه ما اشتهر بین الرواة من
قوله فی کل خلف من أمتی عدل من أهل بیتی ینفی عن هذا الدین تحریف الغالین و انتحال المبطلین و إن أئمتکم وفودکم إلی الله فانظروا من توفدون فی دینکم (1)
**[ترجمه]کنز الفوائد: سلمة بی عطا از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: روزی امام حسین علیه السّلام با اصحابش میرفتند. امام بعد از حمد خدای عزوجل و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا قسم خداوند بندگان را خلق نکرد، مگر آنکه او را بشناسند. وقتی شناختند عبادت کنند؛ وقتی عبادت کردند از بندگی غیر او بی نیاز شوند. شخصی گفت: پدر و مادرم به فدای تو ای فرزند رسول خدا! شناخت خدا چیست؟ فرمود: اینکه اهل هر زمانی، امامی را که اطاعتش واجب است بشناسند. - . کنز الفوائد: 151 -
مؤلف: در ادامه کراجکی قدس الله روحه میگوید: بدان که شناخت خداوند و اطاعتش، برای کسی که امام را نشناسد و معرفت به او نداشته باشد نفعی نمیرساند. اطاعت از امام واقع نمیشود مگر بعد از معرفت خدا. درست است که گفته شود معرفت خدا همان معرفت امام و اطاعت اوست. همچنین معارف دینی - عقلی و نقلی - از طرف امام حاصل میشود، امام به آن امر میکند و به آن میخواند. این قول صحیح است که معرفت امام و اطاعت او، همان معرفت به خداوند سبحان است. همان طور که گفته میشود در مورد معرفت رسول و اطاعت او که همان معرفة الله است. خداوند عزوجل میفرماید: «من یطع الرسول فقد أطاع الله» - . نساء / 80 - {هر کس از پیغمبر فرمان برد، در حقیقت از خدا فرمان برده است.} این آیه دربردارنده سخن امام حسین علیه السّلام است مبنی بر تقدم معرفت بندگان، که در نهایت توضیح و تنبیه است.
در حدیث از طریق اهل سنت از عبداللَّه بن عمر بن خطاب آمده است که پیامبر اکرم فرمود: «هر کس بمیرد در حالی که بیعت امامی (یا پیمان) بر گردنش نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است.» بسیاری از اهل سنت روایت کردهاند که فرمود: «هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
این دو خبر مطابقت دارند با معنی آیه شریفه: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا» - . اسرا / 17 - {[یاد کن] روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان فرا میخوانیم، پس هر کس کارنامهاش را به دست راستش دهند. آنان کارنامه خود را میخوانند و به قدر نخک هسته خرمایی به آنها ستم نمیشود}.
اگر مخالفین مدعی شوند که امام در این آیه همان کتاب است، به آنها جواب میدهیم که این سخن مخالف ظاهر آیه است و باید از معنی ظاهری آن بدون دلیل و برهانی انصراف نماییم. زیرا ظاهر آیه چنین میفهماند که امام کسی است که در کارها پیشوا است و دستور او را در امر و نهی پذیرفته است. کتاب و نامه را نمیتوان به چنین امتیازی اختصاص داد، جز اینکه از بابت مجاز گفته شود، با اینکه حمل کلام را به ظاهر آن بهتر است جز در مواردی که مجبور باشیم از ظاهر دست بکشیم. دیگر اینکه یکی از دو خبر متضمن بیعت و پیمان امام است. ما میدانیم که کتاب و نامه بیعتی بر گردن مردم ندارد و صحیح نیست بگوییم که کتاب بر گردن مردم پیمانی دارد. از توضیح گذشته معلوم میشود که تفسیر امام را به کتاب، سخن صحیح نیست.
اگر بگویند شما منکر نیستید که امام در این آیه خود پیامبر باشد، جواب داده میشود که پیامبر اکرم با مرگ از امت جدا شده است. در یکی از دو خبر میگوید امام زمان و مضمون خبر شاهد است بر اینکه امام باید زنده و سخنگو و موجود در زمان باشد. کسی را که از دنیا رفته باشد نمیگویند امام است، مگر به همان تقریبی که در مورد کتاب گفتیم. از روی مجاز اگر میشد شخص فوت شده را پیشوا دانست،
باید ابراهیم خلیل را امام زمان خود بدانیم، زیرا ما به دین و شریعت او ملتزم و عامل هستیم. این سخن صحیح نیست، مگر از روی استعاره و مجاز. ظاهر سخن پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم: «من مات و هو لا یعرف امام زمانه» دلیل بر این است که هر زمانی امامی دارد که باید به او مراجعه نمود و از او پیروی کرد. این مطلب واضحی است و از آن جمله این سخن پیامبر است که تمام مسلمانان بر آن اجماع دارند، فرمود: من میان شما چیزی را میگذارم که اگر به آن چنگ بزنید، گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا و عترتم. این دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اطلاع میدهد که در میان مردم از عترت و خاندان خود کسانی را گذارده که از کتاب جدا نمیشوند و پیوسته با هم خواهند بود. در این فرمایش نیز دلیلی است که زمان خالی از امام نیست. از آن جمله این فرمایش پیامبر است که بین روات احادیث مشهور شده و فرموده است: در هر زمانی پیشوایی واقعی از میان خاندان من هست که تحریف و تغییر ستمگران و سخن یاوهسرایان که در دین به وجود آوردهاند از بین میبرد. امامان رهبر و راهنمای شما به سوی خدایند. دقت کنید با چه پیشوایی به پیشگاه خدا وارد میشوید. - . کنز الفوائد: 151 - 152 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ أَنْکَرَ وَاحِداً مِنَ الْأَحْیَاءِ فَقَدْ أَنْکَرَ الْأَمْوَاتَ (2).
ک، إکمال الدین ابن الولید عن الصفار و ابن متیل و الحمیری جمیعا عن ابن أبی الخطاب و ابن یزید و ابن هاشم جمیعا عن ابن أبی عمیر و صفوان معا عن ابن مسکان مثله (3)
نی، الغیبة للنعمانی الکلینی عن الحسین بن محمد عن المعلی عن ابن جمهور عن صفوان مثله (4)
نی، الغیبة للنعمانی ابن عقدة عن یحیی بن زکریا عن علی بن سیف عن أبان عن حمران عنه علیه السلام مثله (1).
**[ترجمه]کمال الدین: ابن مسکان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: هر کس یکی از امامان زنده را منکر شود، منکر امامان فوت شده گردیده است. - . کمال الدین: 228 -
کمال الدین و غیبت نعمانی: مانند این روایت را نقل کردهاند. - . کمال الدین: 229 ، غیبت نعمانی: 63 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَنْ عَرَفَ الْأَئِمَّةَ وَ لَمْ یَعْرِفِ الْإِمَامَ الَّذِی فِی زَمَانِهِ أَ مُؤْمِنٌ هُوَ قَالَ لَا قُلْتُ أَ مُسْلِمٌ هُوَ قَالَ نَعَمْ.
قال الصدوق رحمه الله الإسلام هو الإقرار بالشهادتین و هو الذی به تحقن الدماء و الأموال و الثواب علی الإیمان
وَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَدْ حُقِنَ مَالُهُ وَ دَمُهُ إِلَّا بِحَقِّهِمَا وَ حِسَابُهُ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (2)
**[ترجمه]کمال الدین: ابان بن تغلب گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا کسی که امامان را بشناسد ولی امام زمان خود را نشناسد مؤمن است؟ فرمود: نه. گفتم: مسلمان هست؟ فرمود: آری.
شیخ صدوق رحمة اللَّه علیه گفته است: اسلام اقرار به شهادتین است که موجب احترام جان و مال مسلمان میشود، اما ثواب و پاداش به وسیله ایمان است.
پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرموده است: هر کس گویای شهادت «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و محمّد رسول اللَّه» باشد مال و جانش محفوظ است، مگر کاری کند که موجب از بین رفتن احترام مال یا جانش گردد و حساب او بر خداوند است. - . کمال الدین: 229 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی لَیْلَی (3)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَقُولُ فِی آخِرِهِ کَیْفَ یَهْتَدِی مَنْ لَمْ یُبْصِرْ وَ کَیْفَ یُبْصِرُ مَنْ لَمْ یُنْذَرْ اتَّبِعُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَقِرُّوا بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اتَّبِعُوا آثَارَ الْهُدَی فَإِنَّهَا عَلَامَاتُ الْأَمَانَةِ وَ التُّقَی وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْکَرَ رَجُلٌ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ یُؤْمِنْ اقْصِدُوا الطَّرِیقَ بِالْتِمَاسِ الْمَنَارِ وَ الْتَمِسُوا مِنْ وَرَاءِ الْحُجُبِ الْآثَارَ تَسْتَکْمِلُوا مِنْ دِینِکُمْ وَ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: عبدالرحمن بن ابی لیلی گفت: در یک حدیث طولانی حضرت صادق علیه السّلام در آخرش فرمود: چگونه هدایت مییابد کسی که بینا نیست و چگونه بینا میشود کسی که او را برحذر نداشتهاند؟ پیرو فرمایش پیامبر اکرم باشید و به آنچه که خداوند نازل کرده اقرار کنید. پیرو نشانههای هدایت باشید که این پیروی، علامت امانت و پرهیزگاری است. متوجه باشید که هر کس عیسی بن مریم را به رسالت نپذیرد اما تمام پیامبران دیگر را قبول داشته باشد، ایمان نیاورده است. به وسیله مشعلهای فروزان هدایت راه را پیدا کنید و از پناه پردههای ضخیم پیشوایان و ائمه خود را جستجو کنید تا دینتان کامل شود و ایمان به خدا پیدا نمایید. - . کمال الدین: 229 - 230 -
**[ترجمه]
لعل المراد بآثار الهدی (5)الأئمة علیهم السلام أو علومهم و أخبارهم و سننهم و آدابهم و المنار الإمام قوله علیه السلام من وراء الحجب یحتمل أن یکون
المراد حجب الحق تعالی أی إنکم لما کنتم محجوبین عن الحق تعالی بالحجب النورانیة و الظلمانیة فاطلبوا آثار أنوار الحق و هم الأئمة علیهم السلام و یحتمل أن یکون المراد بالحجب الأئمة علیهم السلام فإنهم حجب الرب و الوسائط بینه و بین الخلق فیرجع إلی المعنی الأول أو المراد التمسوا بعد غیبة الحجب عنکم آثارهم و أخبارهم.
**[ترجمه]شاید مراد از «آثار الهدی»، ائمه علیهم السّلام یا علوم، اخبار، سنتها و آداب ایشان باشد. و مراد از «منار الامام» در سخن حضرت، حجابهای حق تعالی است، یعنی حق تعالی به وسیله حجابهای نورانی و ظلمانی از شما پوشیده است. پس به واسطه انوار حق که ائمه علیهم السّلام هستند، او را طلب کنید. احتمال دارد مراد از حجابها، ائمه باشند، چون ایشان حجابهای پروردگار و واسطههای بین او و مخلوقات هستند. بنابراین یا به معنای اول رجوع میکنیم یا بعد از رفع حجابها، به واسطه آثار و اخبارشان به آنها تمسک میکنیم.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْمُظَفَّرُ الْعَلَوِیُّ عَنِ ابْنِ الْعَیَّاشِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ (1)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِکَ بَعْدِی حُجَجُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَعْلَامُهُ فِی بَرِیَّتِهِ فَمَنْ أَنْکَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ (2)فَقَدْ أَنْکَرَنِی وَ مَنْ عَصَا وَاحِداً مِنْهُمْ (3)فَقَدْ عَصَانِی وَ مَنْ جَفَا وَاحِداً مِنْهُمْ (4)فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ وَصَلَکُمْ فَقَدْ وَصَلَنِی وَ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ وَالاکُمْ فَقَدْ وَالانِی وَ مَنْ عَادَاکُمْ فَقَدْ عَادَانِی لِأَنَّکُمْ مِنِّی خُلِقْتُمْ مِنْ طِینَتِی وَ أَنَا مِنْکُمْ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: محمّد بن فضیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که آن جناب از آباء گرام خود روایت کرد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی! تو و ائمه از فرزندانت، حجتهای خدا در میان مردم و شخصیتهای برجسته بین آنها هستید. هر کس یکی از شما را منکر شود، مرا انکار کرده و هر که با یک نفر از شما مخالفت کند، با من مخالفت نموده است؛ هر کس به یکی از شما ستم کند، به من ستم کرده؛ کسی که به شما احترام گذارد، به من احترام گذارده و هر کس از شما اطاعت کند، از من اطاعت کرده است؛ کسی که شما را دوست بدارد، مرا دوست داشته و دشمن شما، دشمن من است، زیرا شما از من هستید و از سرشت من آفریده شدهاید و من از شما هستم. - . کمال الدین: 230 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ (6)عَنْ عُبَیْسِ بْنِ هِشَامٍ (7)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ تَمَّامٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ فُلَاناً مَوْلَاکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اضْمَنْ لِیَ الشَّفَاعَةَ
1) فی المصدر: (حدّثنا المظفر بن جعفر بن المظفر العلوی السمرقندی رحمه اللّه قال: حدّثنا جعفر بن محمّد بن مسعود عن أبیه عن محمّد بن علی قال: حدّثنی عمران عن محمّد بن عبد الحمید) و فی نسخة مصحّحة: علی بن محمّد بدل محمّد بن علی و فیها نقل عن نسخة:
2) فی المصدر: منکم.
3) فی المصدر: منکم.
4) فی المصدر: منکم.
5) اکمال الدین: 230.
6) فی المصدر: حدّثنا القاسم بن محمّد بن الحسین بن حازم (ابو محمّد الحسن بن حازم، خ ص).
7) فی نسخة: عیسی بن هشام و فی أخری: عبیس بن هاشم و کلاهما مصحفان و الرجل هو عبّاس بن هشام الناشری الأسدی قال النجاشیّ: کسر اسمه فقیل: عبیس.
فَقَالَ أَ مِنْ مَوَالِینَا قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَمْرُهُ أَرْفَعُ مِنْ ذَلِکَ قَالَ قُلْتُ إِنَّهُ رَجُلٌ یُوَالِی عَلِیّاً وَ لَمْ یَعْرِفْ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ قَالَ ضَالٌّ قُلْتُ فَأَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ جَمِیعاً وَ جَحَدَ الْآخِرَ قَالَ هُوَ کَمَنْ أَقَرَّ بِعِیسَی وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِیسَی علیه السلام (1)نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّةٍ مِنْ حُجَجِهِ.
قال النعمانی رحمه الله فلیحذر من قرأ هذا الحدیث و بلغه هذا الکتاب أن یجحد أحدا من الأئمة أو یهلک نفسه بالدخول فی حال یکون منزلته فیها منزلة من جحد محمدا أو عیسی صلی الله علیه و آله نبوتهما (2).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: محمّد بن تمام گفت: به حضرت صادق علیه السّلام گفتم: فلان کس که از ارادتمندان شما است، سلام رسانده و تقاضا دارد که ضمانت شفاعت او را بکنید. فرمود: از موالیان ما است؟ عرض کردم آری. فرمود: مقامش بالاتر از این حرفها است. عرض کردم: آقا! او ولایت علی علیه السّلام را قبول دارد، ولی بقیه امامان بعد از ایشان را نمیشناسد. فرمود: او گمراه است. عرض کردم: اگر همه امامان را قبول داشته باشد، ولی امام آخری را نشناسد چه؟ فرمود: مثل کسی است که اعتراف به نبوت عیسی دارد، ولی حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم را پیامبر نمیداند. یا اقرار به محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم دارد و عیسی را پیامبر نمیداند. پناه به خدا میبرم از جرم کسی که یکی از حجج خدا را قبول نداشته باشد.
نعمانی در ذیل این حدیث مینویسد: هر کس این حدیث را خواند و این کتاب را دید، باید جدا بپرهیزد از اینکه یکی از امامان را انکار کند که با این اعتقاد، خود را هلاک کرده و مانند کسی شده است که منکر نبوت حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم یا عیسی یا نبوت هر دو شده است. - . غیبت نعمانی: 55 -
غیبت نعمانی: محمّد بن مسلم گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: مردی به من گفت: من امام آخر را قبول دارم، اما دیگر زیانی متوجه من نخواهد شد اگر امام اول را قبول نداشته باشم. فرمود: خداوند او را لعنت کند! من از او بیزارم و او را نمیشناسم. مگر میتوان امام آخر را جز با شناختن امام اول شناخت؟ - . غیبت نعمانی: 64 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلٌ قَالَ لِی اعْرِفِ الْأَخِیرَ مِنَ الْأَئِمَّةِ وَ لَا یَضُرُّکَ أَنْ لَا تَعْرِفَ الْأَوَّلَ قَالَ فَقَالَ لَعَنَ اللَّهُ هَذَا فَإِنِّی أُبْغِضُهُ وَ لَا أَعْرِفُهُ وَ هَلْ یُعْرَفُ الْأَخِیرُ إِلَّا بِالْأَوَّلِ (3).
**[ترجمه]امالی صدوق: 363، ذیل روایت آمده است: فضیل گفت: شنیدم که امام صادق علیه السلام به اصحابش گفت: کسی که خنکای محبت ما را در قلبش دریابد، برای مادرش زیاد دعا کنید، زیرا به پدرش خیانت نکرده است.
**[ترجمه]
قوله و لا أعرفه إما جملة حالیة أی مع أنی لا أعرفه أبغضه بسبب هذا القول أو معطوف علی أبغضه أی لا أعرفه من شیعتی.
**[ترجمه]«ولا أعرفه» یا جمله حالیه است، یعنی با اینکه او را نمیشناسم، به سبب این قول نسبت به او بغض دارم یا عطف بر «أبغضه» است، یعنی او را از پیروانم نمیدانم.
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ مَسْرُورٍ (1)عَنِ ابْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ الْأَزْدِیِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: بَلِیَّةُ (2)النَّاسِ عَظِیمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ یُجِیبُونَا وَ إِنْ تَرَکْنَاهُمْ لَمْ یَهْتَدُوا بِغَیْرِنَا (3).
**[ترجمه]امالی صدوق: مفضل گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: گرفتاری مردم زیاد است. اگر آنها را دعوت کنیم نمیپذیرند و اگر رها کنیم، جز به وسیله ما هدایت نمییابند. - . امالی صدوق: 363 -
**[ترجمه]
ل، الخصال ابْنُ الْوَلِیدِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ نَصْرٍ الْعَطَّارِ عَمَّنْ رَفَعَهُ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام ثَلَاثٌ أُقْسِمُ أَنَّهُنَّ حَقٌّ إِنَّکَ وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِکَ عُرَفَاءُ (4)لَا یُعْرَفُ اللَّهُ إِلَّا بِسَبِیلِ مَعْرِفَتِکُمْ وَ عُرَفَاءُ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَکُمُ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ عُرَفَاءُ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْکَرَکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ (5).
**[ترجمه]خصال: نصر عطار به اسناد خود گفت: پیامبر اکرم به علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: سه چیز را قسم میخورم که واقعیت است: تو و جانشینانت عارف - . عرفا جمع عریف است، کسی که قیم قبیله یا جمعی از مردم که امورشان به دست اوست و امیر احوال ایشان را میداند. فعیل به معنی فاعل. - هستید؛ خدا را نمیتوانند بشناسند، مگر از راه معرفت شما؛ و داخل بهشت نمیشود؛ مگر کسی که شما را بشناسد و شما او را بشناسید و داخل آتش نمیگردد، مگر کسی که منکر شما است و شما منکر او هستید. - . خصال 1 : 73 -
**[ترجمه]
ع، علل الشرائع الدَّقَّاقُ عَنِ الْکُلَیْنِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِسْمَاعِیلَ النَّیْسَابُورِیِّ أَنَّ الْعَالِمَ کَتَبَ إِلَیْهِ یَعْنِی الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَنِّهِ وَ رَحْمَتِهِ لَمَّا فَرَضَ عَلَیْکُمُ الْفَرَائِضَ لَمْ یَفْرِضْ عَلَیْکُمْ لِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَیْهِ بَلْ رَحْمَةً مِنْهُ
1) زاد فی نسخة الکمبانیّ عن أبیه و هی زائدة.
2) فی نسخة الکمبانیّ: بلیة اللّه الناس و المصدر و النسخة المخطوطة یطابقان الصلب.
3) أمالی الصدوق: 363 (م 89) ذیله: قال المفضل: و سمعت الصادق علیه السلام یقول لاصحابه: من وجد برد حبنا علی قلبه فلیکثر الدعاء لامه فانها لم تخن اباه.
4) العرفاء جمع عریف، و هو القیم بأمور القبیلة، او الجماعة من الناس یلی أمورهم و یتعرف الامیر منه أحوالهم. فعیل بمعنی فاعل.
5) الخصال 1: 73.
إِلَیْکُمْ (1)لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لِیَمِیزَ ... الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ لِیَبْتَلِیَ ... ما فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ وَ لِتَتَسَابَقُوا إِلَی رَحْمَتِهِ وَ لِتَتَفَاضَلَ مَنَازِلُکُمْ فِی جَنَّتِهِ فَفَرَضَ عَلَیْکُمُ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ وَ إِقَامَ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمَ وَ الْوَلَایَةَ وَ جَعَلَ لَکُمْ بَاباً لِتَفْتَحُوا بِهِ أَبْوَابَ الْفَرَائِضِ وَ مِفْتَاحاً إِلَی سَبِیلِهِ وَ لَوْ لَا مُحَمَّدٌ وَ الْأَوْصِیَاءُ مِنْ وُلْدِهِ کُنْتُمْ حَیَارَی کَالْبَهَائِمِ لَا تَعْرِفُونَ فَرْضاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ هَلْ یَدْخُلُ قَرْیَةً إِلَّا مِنْ بَابِهَا فَلَمَّا مَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ بِإِقَامَةِ الْأَوْلِیَاءِ بَعْدَ نَبِیِّکُمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً (2)وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ لِأَوْلِیَائِهِ حُقُوقاً أَمَرَکُمْ بِأَدَائِهَا لِیَحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ مَأْکَلِکُمْ وَ مَشْرَبِکُمْ وَ یُعَرِّفَکُمْ بِذَلِکَ الْبَرَکَةَ وَ النَّمَاءَ وَ الثَّرْوَةَ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُهُ مِنْکُمْ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی (3)فَاعْلَمُوا أَنَّ مَنْ بَخِلَ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ (4)إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَیْهِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاعْمَلُوا (5)مِنْ بَعْدُ مَا شِئْتُمْ فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (6).
**[ترجمه]علل الشرائع: اسحاق بن اسماعیل نیشابوری گفت: حسن بن علی علیه السّلام برای او نوشت: «خداوند که به فضل و رحمت خویش واجبات را برای شما تعیین نمود، نه از جهت احتیاج به انجام آن بود. این به واسطه رحمت بود تا پاک از ناپاک شناخته شود و دلهایتان صفا یابد و قلبهای شما روشن گردد و به رحمت خدا بر یکدیگر سبقت گیرید و مقامهای شما در بهشت افزون گردد.
حج و عمره و نماز و زکات و روزه و ولایت را بر شما واجب نمود و برای شما دری قرار داد که به وسیله آن، درهای فرایض را بگشایید، و کلیدی برای راه خود نهاد. اگر محمّد و جانشینان او از فرزندانش نبودند، شما مانند چهارپایان سرگردان بودید و هیچ یک از فرایض را نمیدانستید. مگر میتوان داخل قریهای شد از غیر در آن؟
وقتی خداوند با تعیین ائمه علیهم السّلام بر شما منت نهاد، فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» - . مائده / 3 - {امروز دین شما را برایتان کامل و نعمتخود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] آیینی برگزیدم.} برای امامان حقوقی بر شما لازم کرده و دستور داده است که آن حقوق را ادا کنید تا زناشویی و اموال و خوردن و آشامیدن شما حلال باشد. و وعده برکت و افزایش و ثروت به شما داده تا ببیند چه کسی در پنهانی مطیع اوست. در قرآن فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» - . شوری / 23 -
{بگو به ازای آن [رسالت] پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندان.} توجه داشته باشید هر که بخل ورزد، به ضرر خود اقدام کرده. خدا بینیاز است، شما نیازمند به او هستید. اینک هر چه مایلید انجام دهید. عمل شما در پیشگاه خدا و پیامبران و مؤمنین است، بعد به جانب خدای دانا خواهید رفت و شما را از نتیجه اعمال و رفتارتان مطلع میکند. ستایش خدای جهانیان را سزا است. - . علل الشرائع: 93 - 94 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ هَاشِمٍ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی الْعَبْسِیِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ أَقْعُدُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ جَبْرَئِیلُ عَلَی الصِّرَاطِ وَ لَمْ یَجُزْ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ کَانَ مَعَهُ
کِتَابٌ فِیهِ بَرَاةٌ بِوَلَایَتِکَ (1).
**[ترجمه]معانی الاخبار: سعد بن طریف از حضرت امام باقر علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: یا علی! روز قیامت من و تو و جبرئیل بر صراط مینشینیم. هیچ کس از آن عبور نخواهد کرد، مگر نوشتهای داشته باشد که در آن برات ولایت تو باشد. - . معانی الأخبار: 14 - 15 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الْمُفِیدُ عَنِ الْجِعَابِیِّ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُثَنَّی الْأَزْدِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ نَحْنُ السَّبَبُ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (2).
**[ترجمه]امالی طوسی: محمّد بن مثنی ازدی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: ما سبب و واسطه بین شما و خدا هستیم. - . امالی طوسی: 97 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْکَاتِبُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الثَّلْجِ عَنْ عِیسَی بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ کَثِیرِ بْنِ طَارِقٍ قَالَ: سَأَلْتُ زَیْدَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً فَقَالَ یَا کَثِیرُ إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ وَ لَسْتَ بِمُتَّهَمٍ وَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ أَنْ تَهْلِکَ إِنَّ کُلَّ إِمَامٍ جَائِرٍ فَإِنَّ أَتْبَاعَهُمْ إِذَا أُمِرَ بِهِمْ إِلَی النَّارِ نَادَوْا بِاسْمِهِ فَقَالُوا یَا فُلَانُ یَا مَنْ أَهْلَکَنَا هَلُمَّ الْآنَ فَخَلِّصْنَا مِمَّا نَحْنُ فِیهِ ثُمَّ یَدْعُونَ بِالْوَیْلِ وَ الثُّبُورِ فَعِنْدَهَا یُقَالُ لَهُمْ لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً ثُمَّ قَالَ زَیْدُ بْنُ عَلِیٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ فِی الْجَنَّةِ أَنْتَ وَ أَتْبَاعُکَ یَا عَلِیُّ فِی الْجَنَّةِ (3).
**[ترجمه]امالی طوسی: کثیر بن طارق گفت: از زید بن علی بن الحسین علیه السّلام درباره تفسیر آیه: «لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً» - . فرقان / 14 - {امروز یک بار هلاک [خود] را مخواهید و بسیار هلاک [خود] را بخواهید} پرسیدم. فرمود: تو مردی صالحی و متهم نیستی. میترسم موجب هلاکت تو شود. وقتی پیروان هر پیشوا و امام ستمگری را به طرف جهنم ببرند، آنها امام خود را به نام صدا میزنند و میگویند: فلان کس که موجب هلاکت ما شدی! حالا بیا و ما را از این بدبختی نجات بده! آن وقت شروع به ناله و فریاد «وا ویلا» و «مرگ بر ما باد» میکنند. در این موقع به آنها میگویند: یک مرگ نخواهید؛ مرگهای زیادی بخواهید!
آنگاه زید بن علی فرمود: پدرم علی بن الحسین از پدر خود حسین بن علی نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: یا علی! تو و پیروانت در بهشت هستید. - . امالی طوسی: 36 ، همچنین در امالی مفید: 86 روایتی آمده است. -
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ یُقَالُ لَهُ عُثْمَانُ الْأَعْمَی إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ یَزْعُمُ أَنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ الْعِلْمَ تُؤْذِی رِیحُ بُطُونِهِمْ مَنْ یَدْخُلُ النَّارَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَهَلَکَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ اللَّهُ مَدَحَهُ بِذَلِکَ وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَکْتُوماً مُنْذُ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ نُوحاً فَلْیَذْهَبِ الْحَسَنُ یَمِیناً وَ شِمَالًا فَوَ اللَّهِ مَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا هَاهُنَا وَ کَانَ
1) معانی الأخبار: 14 و 15 فیه: فلم یجز احد.
2) أمالی ابن الشیخ: 97.
3) أمالی ابن الشیخ: 36. و رواه أیضا فی ص 86 عن المفید، عن الجعابی عن ابن عقدة عن العباس بن بکر عن محمّد بن زکریا و فیه: و انی خائف علیک ان تهلک انه إذا کان یوم القیامة امر اللّه بأتباع کل امام جائر إلی النار فیدعون بالویل و الثبور و یقولون لامامهم، یا من اهلکنا هلم الآن فخلصنا ممّا نحن فیه فعندها یقال لهم.
علیه السلام یَقُولُ مِحْنَةُ النَّاسِ عَلَیْنَا عَظِیمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ یُجِیبُونَا وَ إِنْ تَرَکْنَاهُمْ لَمْ یَهْتَدُوا بِغَیْرِنَا (1).
أقول: قد مضی بأسانید فی باب کتمان العلم و باب من یؤخذ منه العلم فی کتاب العقل (2).
**[ترجمه]احتجاج طبرسی: عبداللَّه بن سلیمان گفت: خدمت حضرت باقر علیه السّلام بودم که مردی از اهل بصره به نام عثمان اعمی به او گفت: حسن بصری میگوید: کسانی که علم را کتمان میکنند، اهل جهنم از بوی گند شکم آنها ناراحتند. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: اگر این حرف درست باشد، مؤمن آل فرعون هلاک شده، با اینکه خداوند در قرآن او را میستاید. از زمان بعثت نوح، همیشه علم مکتوم بوده. حسن بصری به هر طرف از چپ و راست که میخواهد برود. علم را نخواهد یافت مگر در اینجا. آن جناب میفرمود: رنج مردم برای ما زیاد است. اگر دعوتشان کنیم نمیپذیرند، اگر آنها را رها نماییم، هدایت نمییابند جز به وسیله ما. - . احتجاج طبرسی: 180 -
مؤلف: این خبر با سندهایی در «باب کتمان علم» و نیز «باب کسی که علم از او گرفته میشود» در کتاب عقل گذشت. - . به جلد 2 بحار الانوار مراجعه کنید. -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحَکَمِ وَ إِسْمَاعِیلَ عَنْ بُرَیْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله حِجَابُ اللَّهِ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حضرت باقر علیه السّلام میفرمود: به وسیله ما خدا پرستش شده و به وسیله ما شناخته گردیده و به وسیله ما مردم به یکتاییاش اعتراف نمودهاند. محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم حجاب خدا است. - . بصائر الدرجات: 19 -
**[ترجمه]
أی کما أن الحجاب متوسط بین المحجوب و المحجوب عنه کذلک هو صلی الله علیه و آله واسطة بین الله و بین خلقه.
**[ترجمه]یعنی همان طور که حجاب واسطه بین دو چیز است، پیامبر صلی الله علیه و آله نیز واسطه بین خدا و مخلوقات است.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی خُطْبَتِهِ قَالَ اللَّهُ اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ فَفِی اتِّبَاعِ مَا جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ وَ فِی تَرْکِهِ الْخَطَأُ الْمُبِینُ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مسعدة بن صدقه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبهای فرمود: خداوند در قرآن میفرماید: «اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ» - . أعراف / 3 -
{آنچه را از جانب پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید و جز او از معبودان [دیگر] پیروی مکنید چه اندک پند میگیرید.} در پیروی از دستورات خداوند رستگاری عظیم است و در ترک پیروی از آنها، خطای آشکار است. - . تفسیر عیاشی 2 : 9 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی أَبُو عَلِیِّ بْنُ شَیْخِ الطَّائِفَةِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْمُفِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُفْیَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام قَالَ: مَنْ دَعَا اللَّهَ بِنَا أَفْلَحَ وَ مَنْ دَعَاهُ بِغَیْرِنَا هَلَکَ وَ اسْتَهْلَکَ (5).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: محمّد بن اسماعیل از ثمالی، از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که علی بن الحسین فرمود: هر که خدا را به وسیله ما بخواند رستگار است و هر که به غیر از ما بخواند، هلاک میشود و به هلاکت میکشاند. - . بشارة المصطفی: 117 - 119 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ بَابَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ
1) احتجاج الطبرسیّ: 180.
2) راجع ج 2: 64 و 81.
3) بصائر الدرجات: 19. أقول: الحجاب، الستر و کل ما احتجب به. کل ما حال بین شیئین حرز یکتب فیه شیء و یلبس وقایة لصاحبه فی زعمهم من تأثیر السلاح او العین أو غیر ذلک حجاب الشمس: ضوءها.
4) تفسیر العیّاشیّ 2: 9. و الآیة فی سورة الأعراف: 3.
5) بشارة المصطفی: 119- 117.
الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَمِّهِ أَبِی جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَیْهِ عَنْ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ حَکَمِ بْنِ أَیْمَنَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّهُ مَنْ عَرَفَ دِینَهُ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ وَ مَنْ دَخَلَ فِی أَمْرٍ بِجَهْلٍ خَرَجَ مِنْهُ بِجَهْلٍ قُلْتُ وَ مَا هُوَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (1)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ (2)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (3)وَ قَوْلُهُ تَبَارَکَ اسْمُهُ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (4)وَ قَوْلُهُ جَلَّ جَلَالُهُ فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً (5)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ (6)وَ مِنْ ذَلِکَ قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ (7).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: محمّد حلبی گفت: حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود: هر کس دین خود را از کتاب خداوند بگیرد، از کوههای استوار پابرجاتر است و هر که با نادانی در کاری وارد شود، به نادانی خارج میشود.
پرسیدم: این مطلب در کدام آیه قرآن است؟ فرمود: در آیه «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» - . حشر / 7 - {آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.} و آیه «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» - . نساء / 80 - {هر کس از پیامبر فرمان برد در حقیقتخدا را فرمان برده.} و این آیه: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» - . نساء / 59 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.} و این آیه: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» - . مائده / 55 - {ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.} و این آیه: «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» - . نساء / 65 - {ولی چنین نیست. به پروردگارت قسم که ایمان نمیآورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند، سپس از حکمی که کردهای در دلهایشان احساس ناراحتی [و تردید] نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند.} و این آیه: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» - . مائده / 67 - {ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی، پیامش را نرساندهای و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه میدارد.} از آن جمله این فرمایش پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم در مورد علی علیه السّلام است: «هر کس که من امیر و فرمانروای اویم، علی فرمانروای اوست. خدایا! دوست بدار دوست علی را و دشمن بدار دشمن علی را؛ کمک کن به کسی که علی را کمک کند و خوار کن کسی را که علی را خوار کند؛ دوست بدار هر که او را دوست بدارد و خشم بگیر بر کسی که با علی خشم دارد. - . بشارة المصطفی: 156 - 157 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی عُمَرُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْحَسَنِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُمَرَ السُّکَّرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ یَحْیَی بْنِ مَعْنٍ (1)عَنْ قُرَیْشِ بْنِ أَنَسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو (2)عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی مِنْ بَعْدِی (3).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: ابو هریره گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما، بهترین شما کسی است که پس از من، خیرخواه ترین آنها باشد نسبت به خانوادهام. - . بشارة المصطفی: 46 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْجَوَّانِیُّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الدَّاعِی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَسَنِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَافِظِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ الْأُمَوِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ طَاهِرَةَ بِنْتِ عَمْرِو بْنِ دِینَارٍ عَنْ أَبِیهَا عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ لِکُلِّ نَبِیٍّ عَصَبَةً (4)یَنْتَمُونَ إِلَیْهَا إِلَّا وُلْدَ فَاطِمَةَ فَأَنَا وَلِیُّهُمْ وَ أَنَا عَصَبَتُهُمْ وَ هُمْ عِتْرَتِی
1) هکذا فی الکتاب، و فی المصدر: حدّثنا أبو یحیی زکریا بن معن فی شعبان سنة 227، اقول: کلاهما مصحفان و الصحیح، یحیی بن معین، و هو یحیی بن معین بن عون بن زیاد ابن بسطام بن عبد الرحمن أبو زکریا البغدادیّ، کان امام الجرح و التعدیل. یروی عن جماعة منهم قریش بن انس، و یروی عنه جماعة منهم أحمد بن الحسن بن عبد الجبار الصوفی الکبیر ولد فی 158 و توفی بمدینة الرسول صلّی اللّه علیه و آله فی 233.
2) فی المصدر: (محمّد بن عمر) و لعله مصحف، و قد ذکر ابن حجر فی تهذیب التهذیب من رواة قریش بن انس محمّد بن عمرو.
3) بشارة المصطفی: 46.
4) فی نسخة الکمبانیّ: ان لکل بنی اب عصبة.
خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی وَ وَیْلٌ لِلْمُکَذِّبِینَ بِفَضْلِهِمْ مَنْ أَحَبَّهُمْ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُمْ أَبْغَضَهُ اللَّهُ (1).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: جابر بن عبداللَّه گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر خانوادهای از جانب پدر فرزندانشان به آنها نسبت داده میشود، مگر فرزندان فاطمه علیها السّلام که من ولی آنها و مرکز نژادی ایشان هستم و آنها فرزندان من هستند که از سرشت من خلق شدهاند. وای بر آن کسانی که فضل و مقام آنها را تکذیب کنند! هر کس آنها را دوست بدارد، خدا او را دوست خواهد داشت و هر که با ایشان دشمنی بورزد، خدا با او دشمنی میورزد. - . بشارة المصطفی: 47 - 48 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ بَابَوَیْهِ عَنْ شَیْخِ الطَّائِفَةِ عَنِ الْمُفِیدِ عَنْ عَلِیٍّ الْکَاتِبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الثَّقَفِیِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ ظُهَیْرٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ رَافِعٍ مَوْلَی أَبِی ذَرٍّ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ الْکَعْبَةِ وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی أَنَا جُنْدَبٌ الْغِفَارِیُّ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِیُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مَنْ قَاتَلَنِی فِی الْأُولَی وَ قَاتَلَ أَهْلَ بَیْتِی فِی الثَّانِیَةِ حَشَرَهُ اللَّهُ فِی الثَّالِثَةِ مَعَ الدَّجَّالِ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَدْخُلْهُ هَلَکَ (2).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: رافع غلام ابوذر گفت: ابوذر را دیدم در حالی که حلقه در خانه خدا را گرفته بود، میگفت: هر که مرا میشناسد، میداند که من جندب غفاری هستم و کسی که مرا نمیشناسد، بداند که من ابوذر غفاریام. از پیامبر اکرم شنیدم که فرمود: هر که در ابتدای اسلام با ما به جنگ برخاست و در مرحله دوم با اهل بیت من به جنگ پردازد، خدا او را در آینده با دجال محشور میکند. مثل اهل بیت من در میان شما، چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف کرد، غرق شد. و چون درب حطه است؛ هر که داخل گردید، نجات یافت و کسی که داخل نشد، هلاک گردید. - . بشارة المصطفی: 106 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ شَهْرَیَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ التَّمِیمِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْأُشْنَانِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)عَنْ حُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ أَوِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام (4)قَالَ إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ خَمْساً وَ لَمْ یَفْتَرِضْ إِلَّا حَسَناً جَمِیلًا الصَّلَاةَ وَ الزَّکَاةَ وَ الْحَجَّ وَ الصِّیَامَ وَ وَلَایَتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَعَمِلَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ اسْتَخَفُّوا بِالْخَامِسَةِ وَ اللَّهِ لَا یَسْتَکْمِلُوا الْأَرْبَعَةَ حَتَّی یَسْتَکْمِلُوهَا بِالْخَامِسَةِ (5).
1) بشارة المصطفی: 47 و 48 فیه: (حدّثنا الزاهد أبو طالب یحیی بن محمّد بن الحسن الجوانی الحسینی رحمه اللّه فی داره بآمل لفظا و قراءة سنة ثمان و تسع جمیعا و خمسمائة قال: حدّثنا السیّد الزاهد أبو عبد اللّه الحسین بن علیّ بن الداعی الحسینی قال: حدّثنا السیّد الجلیل أبو إبراهیم جعفر بن محمّد الحسینی قال، اخبرنا الحاکم أبو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه الحافظ) و فیه: ویل.
2) بشارة المصطفی: 106 فیه: آخذا.
3) فی المصدر: عباد بن یعقوب الأسدی و الظاهر أنّه عباد بن یعقوب الرواجنیّ أبو سعید الأسدی.
4) فی المصدر: عن علیّ بن الحسین بن علی علیهم السلام.
5) بشارة المصطفی: 130 و 131. راجع اسناده ففیه تاریخ سماع الحدیث و غیره.
**[ترجمه]بشارة المصطفی: حسین بن زید از جعفر و او از پدرش، از علی یا حسن ابن علی علیهم السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند پنج چیز را واجب نموده و هر چه را که واجب نماید، نیکو و ارزنده است: نماز، زکات، حج، روزه، ولایت ما اهل بیت. مردم به آن چهار چیز عمل کردهاند، ولی نسبت به پنجمی کوتاهی میورزند. به خدا قسم انجام آن چهار چیز کامل نیست، مگر به وسیله پنجمی. - . بشارة المصطفی: 130 - 131 -
**[ترجمه]
بشا، بشارة المصطفی ابْنُ شَیْخِ الطَّائِفَةِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَمْرٍو (1)عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ حَازِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُمَرَ عَنْ رُشَیْدٍ عَنْ حَبَّةَ الْعُرَنِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً علیه السلام یَقُولُ نَحْنُ النُّجَبَاءُ وَ أَفْرَاطُنَا أَفْرَاطُ الْأَنْبِیَاءِ حِزْبُنَا حِزْبُ اللَّهِ وَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ حِزْبُ الشَّیْطَانِ مَنْ سَاوَی بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ فَلَیْسَ مِنَّا (2).
**[ترجمه]بشارة المصطفی: حبة عرنی گفت: از امیرالمؤمنین علیه السّلام شنیدم که میفرمود: ما نجباییم و فرزندان ما فرزندان انبیایند؛ حزب ما حزب خدا و گروه ستم پیشه حزب شیطانند. هر که بین ما و آنها برابری قائل باشد از ما نیست. - . بشارة المصطفی: 155 -
**[ترجمه]
أفراطنا أی أولادنا الذین یموتون قبلنا أولاد الأنبیاء أو شفعاؤنا شفعاء الأنبیاء قال الجزری فیه
أنا فرطکم علی الحوض.
أی متقدمکم إلیه یقال فرط یفرط فهو فارط و فرط إذا تقدم و سبق القوم لیرتاد لهم الماء و یهیئ لهم الدلاء و الأرشیة و منه
الدعاء للطفل المیت اللهم اجعله لنا فرطا.
أی أجرا یتقدمنا.
**[ترجمه]«أفراطنا» یعنی اولاد ما که همان فرزندان پیامبران هستند که قبل از ما مردهاند و یا شفیعان از پیامبران. جزری در این باره میگوید: «أنا فرطکم علی الحوض»، یعنی پیش از شما بر سر حوض حاضر میشوم. «فرط» هنگامی است که برای آب بر دیگران سبقت و پیشی میگیرند و دلوها و ظرفها را آماده میکنند. از جزری نقل شده که دعا برای طفل میت این گونه است: «اللهم اجعله لنا فرطا»، یعنی اجر و پاداشی که از ما جلوتر میرود.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة ذَکَرَ الشَّیْخُ أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِ مِصْبَاحِ الْأَنْوَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَا مِیزَانُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ کِفَّتَاهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ حِبَالُهُ وَ فَاطِمَةُ عِلَاقَتُهُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَزِنُونَ الْمُحِبِّینَ وَ الْمُبْغِضِینَ النَّاصِبِینَ الَّذِینَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: مینویسد که ابو جعفر طوسی در کتاب مصباح الانوار به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام، از پدر خود و آن جناب از جدش نقل کرد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من ترازوی علمم؛ علی دو کفه آن و امام حسن و امام حسین بندهای ترازو و فاطمه علیها السّلام قسمت اتصال دهنده دو کفه است؛ امامان بعد از آنها وزن میکنند محبین و مبغضین و دشمنان ما را که لعنت خدا و لعنتکنندگان بر آنها باد! - . کنز الفوائد: 49 -
**[ترجمه]
یف، الطرائف رُوِیَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ فِی مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی وَ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.
و قد روی أن أبا بکر قال عترة النبی علی.
**[ترجمه]طرایف: ابو سعید خدری گفت: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: من در میان شما دو چیز گران گذاشتم تا وقتی که به آن دو چنگ بزنید، بعد از من گمراه نمیشوید و هر کدام از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان متصل از آسمان به زمین است و عترتم که اهل بیت من هستند. متوجه باشید که آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر پیش من آیند.
روایت شده که ابا بکر گفت: علی عترت پیامبر است.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ فِی الْمَعْنَی رِوَایَةُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ أَیْضاً فِی مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی إِسْرَائِیلَ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ رَبِیعَةَ قَالَ: لَقِیتُ زَیْدَ بْنَ أَرْقَمَ وَ هُوَ دَاخِلٌ عَلَی الْمُخْتَارِ
أَوْ خَارِجٌ مِنْ عِنْدِهِ فَقُلْتُ لَهُ مَا سَمِعْتَ (1)رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ قَالَ نَعَمْ.
**[ترجمه]طرائف: مغیرة بن ربیعه گفت: زید بن ارقم را دیدم که پیش مختار میرفت یا از پیش او خارج میشد. به او گفتم از پیامبر اکرم نشنیدهای که فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین»؟ گفت: چرا.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ مَا رَوَاهُ أَیْضاً أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ فِی مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ خَلِیفَتَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ (2)وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله احمد بن حنبل در مسند خود به اسناد خود به زید بن ثابت می رساند که گفت: پیامبر اکرم فرمود: من میان شما دو چیز گرانبها میگذارم؛ کتاب خدا که ریسمان آویخته است از آسمان به زمین و عترتم که اهل بیت منند. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ فِی الْمَعْنَی مَا رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِی صَحِیحِهِ مِنْ طُرُقٍ فَمِنْهَا مِنَ الْجُزْءِ الرَّابِعِ مِنْهُ مِنْ أَجْزَاءٍ فِی أَوَاخِرِ اْلکُرَّاسِ الثَّانِیَةِ مِنْ أَوَّلِهِ مِنَ النُّسْخَةِ الْمَنْقُولِ مِنْهَا (3)بِإِسْنَادِهِ إِلَی یَزِیدَ بْنِ حَیَّانَ قَالَ: انْطَلَقْتُ أَنَا وَ حُصَیْنُ بْنُ سِیرَةَ (4)وَ عُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَی زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا عِنْدَهُ قَالَ لَهُ حُصَیْنٌ لَقَدْ لَقِیتَ یَا زَیْدُ خَیْراً کَثِیراً رَأَیْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سَمِعْتَ حَدِیثَهُ وَ غَزَوْتَ مَعَهُ وَ صَلَّیْتَ مَعَهُ خَلْفَهُ لَقَدْ لَقِیتَ (5)یَا زَیْدُ خَیْراً کَثِیراً حَدِّثْنَا یَا زَیْدُ مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ یَا ابْنَ أَخِی لَقَدْ کَبِرَتْ سِنِّی وَ قَدِمَ عَهْدِی وَ نَسِیتُ بَعْضَ الَّذِی کُنْتُ أَعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَمَا حَدَّثْتُکُمْ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا لَا أَذْکُرُهُ (6)فَلَا تُکَلِّفُونِّی
1) فی المصدر: لقیت زید بن أرقم داخلا علی المختار أو خارجا من عنده، فقلت: سمعت.
2) فی المصدر: انی تارک فیکم الخلیفتین، کتاب اللّه حبل ممدود ما بین السماء إلی الأرض.
3) فی المصدر: فی الجزء الرابع منه من اجزاء الستة فی آخر الکراس الثانیة من اوله من النسخة المنقولة منها.
4) فی نسخة: (و حصین بن شهرة) و کلاهما مصحفان، و الصحیح کما فی صحیح مسلم: (حصین بن سبرة) بالباء.
5) فی النسخة: المخطوطة و صحیح مسلم: و صلیت معه لقد لقیت و المصدر خال منه إلی قوله: حدّثنا.
6) فی المصدر: و ما لم احدثکم فلا تکلفونیه و فی صحیح مسلم: و ما لا فلا تکلفونیه.
ثُمَّ قَالَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِینَا خَطِیباً بِمَاءٍ یُدْعَی خُمّاً بَیْنَ مَکَّةَ وَ الْمَدِینَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ وَعَظَ وَ ذَکَرَ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَنِی رَسُولُ رَبِّی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ النُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ رَغَّبَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ وَ أَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی (1)أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی الْخَبَرَ.
و رواه أیضا مسلم فی صحیحه بهذه المعانی فی الجزء الرابع المذکور علی حد ثمانی عشرة قائمة من أوله من تلک النسخة.
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله حدیثی است که مسلم در صحیح خود از چند طریق نقل میکند.
یزید بن حیان گفت: من و حصین بن سیره و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. همین که نشستیم حصین به او گفت: چقدر استفاده عالی بردهای که پیامبر اکرم را دیدهای و حدیث از آن بزرگوار شنیده و با او جنگ کردهای و پشت سرش نماز خواندهای، واقعا که چه بهره بزرگی بردهای! اکنون برای ما حدیث کن از آنچه از پیامبر اکرم شنیدهای. گفت: ای پسر برادر! مسن شدهام و اجلم نزدیک شده. بعضی از چیزهایی را که از پیامبر اکرم شنیدهام فراموش کردهام. هر چه از آن جناب نقل میکنم بپذیرید و هر چه دربارهاش سخن نمیگویم، مرا وادار نکنید. آنگاه گفت: روزی پیامبر اکرم در آبگیری به نام «خما» بین مکه و مدینه خطبهای ایراد کرد و پس از حمد و ثنای پروردگارم، پند و اندرز داد. آن گاه فرمود: مردم! من بشری هستم که هر آن ممکن است پیک پروردگارم بیاید و او را اجابت کنم. میان شما دو چیز گران میگذارم؛ اولی آنها کتاب خدا است که در آن نور است، چنگ بزنید به کتاب خدا و از آن بهره گیرید. پس از آنکه نسبت به قرآن تشویق و ترغیب نمود، آنگاه فرمود: و اهل بیتم؛ شما را بسیار سفارش میکنم راجع به اهل بیت خود. - . در صحیح مسلم 7 : 122 روایت شده است. - خدا را به یاد آورید در مورد اهل بیتم؛ شما را تذکر میدهم درباره اهل بیت خود.
همچنین در صحیح مسلم در جزء چهارم با همین معانی روایتی آمده است.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ فِی الْمَعْنَی مِنْ کِتَابِ الْجَمْعِ بَیْنَ الصِّحَاحِ السِّتَّةِ مِنَ الْجُزْءِ الثَّالِثِ مِنْ أَجْزَاءٍ أَرْبَعَةٍ مِنْ صَحِیحِ أَبِی دَاوُدَ وَ هُوَ کِتَابُ السُّنَنِ وَ مِنْ صَحِیحِ التِّرْمِذِیِّ بِإِسْنَادِهِمَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ وَ هُوَ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِی عِتْرَتِی.
**[ترجمه]طرائف: از صحیح ابی داود، کتاب سنن و از صحیح ترمذی به اسناد خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم تا بعد از من به آنها چنگ بزنید، گمراه نخواهید شد و یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا است که ریسمان آویخته از آسمان به زمین است و عترت من اهل بیتم. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. دقت کنید که چگونه با اهل بیت من رفتار میکنید.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ فِی هَذَا الْمَعْنَی مَا رَوَاهُ الشَّافِعِیُّ ابْنُ الْمَغَازِلِیِّ مِنْ عِدَّةِ (2)طُرُقٍ فِی کِتَابِهِ بِأَسْنَادِهَا فَمِنْهَا قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنِّی أَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ (3)مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ أَخْبَرَنِی أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا مَا ذَا تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا (4).
1) رواه مسلم فی صحیحه 7: 122.
2) فی النسخة المخطوطة: فی عدة طرق بإسناده و فی المصدر: ما رواه الفقیه الشافعی ابن المغازلی عن عدة طرق باسانیدها. اقول: ابن المغازلی اسمه علیّ بن محمّد بن الطیب الخطیب الواسطی.
3) فی المصدر: انی قد ترکت فیکم الثقلین کتاب اللّه حبل اللّه الممدود.
4) قد سقطت من المصدر المطبوع قطعة طویلة و هی من هنا الی ما یذکره عن الزمخشریّ.
قال عبد المحمود لقد أثبت فی عدة طرق و قد ترکت من الحدیث بالمعنی مقدار عشرین روایة لئلا یطول الکتاب بتکرارها مستندة من رجال الأربعة المذاهب المشهور حالهم بالعلم و الزهد و الدین.
قال عبد المحمود (1)کیف خفی عن الحاضرین مراد النبی بأهل بیته صلی الله علیه و آله و
قد جمعهم لما أنزلت آیة الطهارة تحت الکساء و هم علی و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام و قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس.
و قد وصف أهل بیته الذین قد جعلهم خلفا منه بعد وفاته مع کتاب الله تعالی بأنهم لا یفارقون کتاب الله تعالی فی سر و لا جهر و لا فی غضب و لا رضی و لا غنی و لا فقر و لا خوف و لا أمن فأولئک الذین أشار إلیهم جل جلاله.
**[ترجمه]طرائف: ابن مغازلی از چند طریق در کتابش با اسناد خودش نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: شاید مرا بخوانند و باید پاسخ دهم. من میان شما دو چیز گران میگذارم: کتاب خدا؛ ریسمانی که از آسمان تا زمین کشیده شده، و عترتم اهل بیتم. خدای لطیف و خبیر به من خبر داده که آنها هرگز جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. دقت کنید که چگونه با اهل بیت من رفتار میکنید.
عبدالمحمود گفت: این حدیث را از طرق زیادی نقل کردهام و بیست روایت آن را با همین مضمون واگذاردم تا کتاب طولانی نشود. تمام آنها مستند هستند به رجال چهار مذهب؛ شخصیتهایی که مشهور به علم و زهد و دیانت هستند.
عبدالمحمود - . ابن طاوس خودش را در طرائف «ابن محمود» نامیده است. - گفت: چگونه منظور پیامبر اکرم از لفظ اهل بیت بر کسانی که حضور داشتهاند مخفی مانده، با اینکه موقعی که آیه تطهیر نازل شد، آنها را در زیر کسا جمع کرد؟ و آنها علی و فاطمه و حسن و حسین بودند و فرمود: بار خدایا! اینها اهل بیت من هستند، از ایشان پلیدی را دور کن.
اهل بیت خود را که یادگار خویش قرار داد با کتاب خدا چنین توصیف مینماید. آنها از کتاب خدا جدا نمیشوند، در پنهانی و آشکار و خشم و خشنودی و ثروت و فقر و خوف و امن. اینها کسانی هستند که خداوند در آیه تطهیر به ایشان اشاره کرده است.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ بِإِسْنَادِهِ إِلَی ابْنِ أَبِی الدُّنْیَا مِنْ کِتَابِ فَضَائِلِ الْقُرْآنِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ قَرَابَتِی قَالَ آلُ عَقِیلٍ وَ آلُ جَعْفَرٍ وَ آلُ عَبَّاسٍ.
**[ترجمه]طرائف: به اسناد خود از ابن ابی الدنیا، از کتاب فضایل القرآن نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیت من و خویشاوندانم. گفت: آل عقیل و آل جعفر و آل عباس.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ بِإِسْنَادِهِ إِلَی عَلِیِّ بْنِ رَبِیعَةَ قَالَ: لَقِیتُ زَیْدَ بْنَ أَرْقَمَ وَ هُوَ یُرِیدُ أَنْ یَدْخُلَ عَلَی الْمُخْتَارِ فَقُلْتُ بَلَغَنِی عَنْکَ شَیْءٌ فَقَالَ مَا هُوَ قُلْتُ سَمِعْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی قَالَ اللَّهُمَّ نَعَمْ.
**[ترجمه]طرائف: به اسناد خود از علی بن ربیعة نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: زید بن ارقم را دیدم که میخواست بر مختار وارد شود. گفتم: به من چیزی بگو. گفت: آنچه را که میگویم، رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
که میفرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیت من. گفت: خدایا این گونه است!
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ بِإِسْنَادِهِ أَیْضاً قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی فَرَطُکُمْ عَلَی الْحَوْضِ فَأَسْأَلُکُمْ حِینَ تَلْقَوْنِی عَنِ الثَّقَلَیْنِ کَیْفَ خَلَفْتُمُونِی فِیهِمَا فَاعْتَلَّ عَلَیْنَا لَا نَدْرِی مَا الثَّقَلَانِ حَتَّی قَامَ رَجُلٌ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ فَقَالَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مَا الثَّقَلَانِ قَالَ الْأَکْبَرُ مِنْهُمَا کِتَابُ اللَّهِ طَرَفٌ بِیَدِ اللَّهِ تَعَالَی وَ طَرَفٌ بِأَیْدِیکُمْ فَتَمَسَّکُوا بِهِ وَ لَا تَزِلُّوا وَ تَضِلُّوا وَ الْأَصْغَرُ مِنْهُمَا عِتْرَتِی مَنِ اسْتَقْبَلَ قِبْلَتِی وَ أَجَابَ دَعْوَتِی فَلَا تَقْتُلُوهُمْ وَ لَا تَغْزُوهُمْ (2)فَإِنِّی سَأَلْتُ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ فَأَعْطَانِی
أَنْ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَهَاتَیْنِ وَ أَشَارَ بِالْمُسَبِّحَةِ وَ الْوُسْطَی نَاصِرُهُمَا نَاصِرِی وَ خَاذِلُهُمَا خَاذِلِی وَ عَدُوُّهُمَا عَدُوِّی أَلَا وَ إِنَّهُ لَنْ تَهْلِکَ أُمَّةٌ قَبْلَکُمْ حَتَّی تَدَیَّنَ بِأَهْوَائِهَا وَ تَظَاهَرَ عَلَی نَبِیِّهَا وَ تَقْتُلَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْقِسْطِ فِیهَا.
قال عبد المحمود فهذه عدة أحادیث برجال متفق علی صحة أقوالهم یتضمن الکتاب و العترة فانظروا و أنصفوا هل جری من التمسک بهما ما قد نص علیهما و هل اعتبر المسلمون من هؤلاء من أهل بیته الذین ما فارقوا الکتاب و هل فکروا فی الأحادیث المتضمنة أنهما خلیفتان من بعده و هل ظلم أهل بیت نبی من الأنبیاء مثل ما ظلم أهل بیت محمد صلی الله علیه و آله بعد هذه الأحادیث المذکورة المجمع علی صحتها و هل بالغ نبی أو خلیفة أو ملک من ملوک الدنیا فی النص علی من یقوم مقامه بعد وفاته أبلغ مما اجتهد فیه محمد رسول الله لکن له أسوة بمن خولف من الأنبیاء قبله و له أسوة بالله الذی خولف فی ربوبیته بعد هذه الأحادیث المذکورة المجمع علی صحتها.
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله نیز به اسناد خود نقل میکند که پیامبر اکرم فرمود: من جلوتر از شما به حوض کوثر میروم. وقتی شما را دیدم، از دو یادگار گران خود میپرسم چگونه با آن دو معامله کردید. این مطلب بر ما گران شد که نمیدانستیم منظور از دو یادگار گران چیست. بالاخره مردی از مهاجرین از جای حرکت کرد و گفت: یا رسول اللَّه، پدر و مادرم فدایت! دو یادگار گران چیست؟ فرمود: آن یکی که بزرگتر است، کتاب خدا است که یک طرف به دست خدا و طرف دیگر در دست شما است. محکم به آن بچسبید. مبادا بلغزید که گمراه میشوید. و کوچکتر از آن دو عترت من هستند؛ هر که قبله مرا پذیرفته و دعوتم را اجابت نموده، با آنها جنگ نخواهد کرد. من از خداوند لطیف درخواستی کردم، به من عنایت کرد و آن دو بر من وارد خواهند شد، مثل این دو. (آنگاه انگشت اشاره به انگشت شهادت و میانی نمود) یاریکننده آن دو، یاریکننده من و خوارکننده آن دو، خوارکننده من است و دشمن آن دو، دشمن من. هیچ امتی قبل از شما نابود نشده است، مگر اینکه هواپرستی را اختیار کرده و پیامبر خود را مقهور نموده و کسانی که راهنمای به نیکی بودهاند، از میان بردهاند.
عبدالمحمود میگوید: اینکه ملاحظه نمودید احادیث زیادی است که تمام آنها را کسانی نقل نمودهاند که صحت گفتار آنها گواهی شده است و همه آن احادیث لفظ کتاب و عترت را دارا هستند. انصاف دهید و دقت کنید؛ آیا آن طور که پیغمبر دستور داده به این دو تمسک جستهاند و آیا مسلمانان دقت کردهاند که اهل بیت پیغمبر که از کتاب خدا جداشدنی نیستند، چه اشخاصی هستند؟!. آیا به این احادیث که شاهدند کتاب خدا و عترت جانشین پیامبر و یادگار او هستند اندیشیدهاند؟ بعد از این احادیثی که اتفاق کردهاند بر صحت آنها، هیچ خانواده پیامبری را به اندازه خاندان محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم ستم نکردهاند. آیا پیامبر یا خلیفهای یا پادشاهی از پادشاهان روی زمین، این قدر در حفظ و احترام جانشینان خود بعد از فوت خویش مبالغه کرده است؟ پیامبر ما نیز همدرد است و تأسی میجوید به سایر پیامبران قبل که مردم بعد از این احادیث متفق علیه از نظر صحت، با آنها مخالفت نمودند و نیز تأسی میجوید به خدایی که در خدایی او اختلاف کردند.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ مَا رَوَاهُ عَنِ الْمُسَمَّی عِنْدَهُمْ جَارَ اللَّهِ فَخْرَ خُوارِزْمَ أَبُو الْقَاسِمِ مَحْمُودُ بْنُ عُمَرَ الزَّمَخْشَرِیُّ بِإِسْنَادِهِ إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ شَاذَانَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَةَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ صَالِحٍ یَرْفَعُ الْحَدِیثَ بِأَسْمَاءِ رُوَاتِهِ وَ تَرَکْتُ ذَلِکَ اخْتِصَاراً قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَاطِمَةُ بَهْجَةُ قَلْبِی وَ ابْنَاهَا ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ بَعْلُهَا نُورُ بَصَرِی وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهَا أُمَنَاءُ رَبِّی وَ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ هَوَی هَذَا لَفْظُ الْحَدِیثِ الْمَذْکُورِ.
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله روایت است که جار اللَّه فخر خوارزم، ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشری به اسناد خود از محمّد بن احمد بن علی بن شاذان نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه مایه آرامش دل من است و دو فرزندش میوه دلم و شوهرش نور چشمم و پیشوایان از فرزندان او امنای پروردگار و ریسمان متصل بین خدا و خلقند. هر که به آنها چنگ زند نجات مییابد و هر که تخلف ورزد، بیچاره است. این لفظ حدیث مذکور است.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ بِإِسْنَادِ الشَّیْخِ مَسْعُودٍ السِّجِسْتَانِیِّ أَیْضاً فِی کِتَابِهِ عَنِ ابْنِ زِیَادٍ مُطَرِّفٍ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی بِهَا وَ هِیَ جَنَّةُ الْخُلْدِ فَلْیَتَوَالَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ ذُرِّیَّتَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یُخْرِجُوهُمْ مِنْ بَابِ هُدًی وَ لَنْ یُدْخِلُوهُمْ فِی بَابِ ضَلَالَةٍ.
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله حدیثی است که شیخ مسعود سجستانی در کتاب خود از ابن زیاد مطرف نقل میکند که گفت: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: هر که مایل است به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشتی که خدایم وعده داده - که جنت خلد است - بشود، علی بن ابی طالب و فرزندانش را بعد از او دوست بدارد. هرگز آنان موجب خارج شدن از هدایت و داخل شدن در گمراهی نمیشوند.
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی عَنِ السِّجِسْتَانِیِّ إِلَی زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله
قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِالْقَضِیبِ الْیَاقُوتِ الْأَحْمَرِ الَّذِی غَرَسَهُ اللَّهُ تَعَالَی فِی جَنَّةِ عَدْنٍ فَلْیَتَمَسَّکْ بِحُبِّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ ذُرِّیَّتِهِ الطَّاهِرِینَ علیهم السلام.
**[ترجمه]طرائف: در روایت دیگری سجستانی از زید بن ارقم نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر که مایل است دست بیندازد به شاخه یاقوت احمری که خداوند آن را در بهشت، در جنت عدن کاشته است، به حب علی بن ابی طالب و ذریه طاهرین او علیهم السّلام چنگ بزند.
**[ترجمه]
وَ مِنْ ذَلِکَ بِإِسْنَادِ الْحَافِظِ مَسْعُودِ بْنِ نَاصِرٍ السِّجِسْتَانِیِّ عَنْ رَبِیعَةَ السَّعْدِیِّ قَالَ: أَتَیْتُ حُذَیْفَةَ بْنَ الْیَمَانِ وَ هُوَ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ لِی مَنِ الرَّجُلُ قُلْتُ رَبِیعَةُ السَّعْدِیُّ فَقَالَ لِی مَرْحَباً مَرْحَباً بِأَخٍ لِی قَدْ سَمِعْتُ بِهِ وَ لَمْ أَرَ شَخْصَهُ قَبْلَ الْیَوْمِ حَاجَتُکَ قُلْتُ مَا جِئْتُ فِی طَلَبِ غَرَضٍ مِنَ الْأَغْرَاضِ الدُّنْیَوِیَّةِ وَ لَکِنِّی قَدِمْتُ مِنَ الْعِرَاقِ مِنْ عِنْدِ قَوْمٍ قَدِ افْتَرَقُوا خَمْسَ فِرَقٍ فَقَالَ حُذَیْفَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ تَعَالَی وَ مَا دَعَاهُمْ إِلَی ذَلِکَ وَ الْأَمْرُ وَاضِحٌ بَیِّنٌ وَ مَا یَقُولُونَ قَالَ قُلْتُ فِرْقَةٌ تَقُولُ أَبُو بَکْرٍ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَی بِالنَّاسِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَمَّاهُ الصِّدِّیقَ وَ کَانَ مَعَهُ فِی الْغَارِ وَ فِرْقَةٌ تَقُولُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ اللَّهُمَّ أَعِزَّ الدِّینَ بِأَبِی جَهْلٍ أَوْ بِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَقَالَ حُذَیْفَةُ اللَّهُ تَعَالَی أَعَزَّ الدِّینَ بِمُحَمَّدٍ وَ لَمْ یُعِزَّهُ بِغَیْرِهِ وَ قَالَ فِرْقَةٌ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ لِأَنَّ النَّبِیَّ قَالَ مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَرٍّ فَقَالَ حُذَیْفَةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَصْدَقُ مِنْهُ وَ خَیْرٌ وَ قَدْ أَظَلَّتْهُ الْخَضْرَاءُ وَ أَقَلَّتْهُ الْغَبْرَاءُ وَ فِرْقَةٌ تَقُولُ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ فِیهِ أَدْرَکَ الْعِلْمَ الْأَوَّلَ وَ أَدْرَکَ الْعِلْمَ الْآخِرَ وَ هُوَ بَحْرٌ لَا یُنْزَفُ وَ هُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ ثُمَّ إِنِّی سَکَتُّ فَقَالَ حُذَیْفَةُ مَا مَنَعَکَ مِنْ ذِکْرِ الْفِرْقَةِ الْخَامِسَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَنِّی مِنْهُمْ وَ إِنَّمَا جِئْتُ مُرْتَاداً لَهُمْ (1)وَ قَدْ عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَی أَنْ لَا یُخَالِفُوکَ وَ أَنْ لَا یَنْزِلُوا عِنْدَ أَمْرِکَ (2)فَقَالَ لِی یَا رَبِیعَةُ اسْمَعْ مِنِّی وَ عِهِ وَ احْفَظْهُ وَ قِهِ وَ بَلِّغِ النَّاسَ عَنِّی أَنِّی رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ أَخَذَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ وَضَعَهُ عَلَی مَنْکِبِهِ وَ جَعَلَ یَقِی بِعَقِبِهِ وَ هُوَ یَقُولُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مِنِ
اسْتِکْمَالِ حُجَّتِی عَلَی الْأَشْقِیَاءِ مِنْ بَعْدِی التَّارِکِینَ وَلَایَةَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام أَلَا وَ إِنَّ التَّارِکِینَ وَلَایَةَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ هُمُ الْمَارِقُونَ مِنْ دِینِی أَیُّهَا النَّاسُ هَذَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ خَیْرُ النَّاسِ جَدّاً وَ جَدَّةً جَدُّهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ جَدَّتُهُ خَدِیجَةُ سَابِقَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ إِلَی الْإِیمَانِ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ خَیْرُ النَّاسِ أَباً وَ أُمّاً أَبُوهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَصِیُّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ وَزِیرُهُ وَ ابْنُ عَمِّهِ وَ أُمُّهُ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ خَیْرُ النَّاسِ عَمّاً وَ عَمَّةً عَمُّهُ جَعْفَرُ بْنُ أَبِی طَالِبٍ الْمُزَیَّنُ بِالْجَنَاحَیْنِ یَطِیرُ بِهِمَا فِی الْجَنَّةِ حَیْثُ یَشَاءُ وَ عَمَّتُهُ أُمُّ هَانِئٍ بِنْتُ أَبِی طَالِبٍ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ خَیْرُ النَّاسِ خَالًا وَ خَالَةً خَالُهُ الْقَاسِمُ بْنُ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَالَتُهُ زَیْنَبُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ وَضَعَهُ عَنْ مَنْکِبِهِ وَ دَرَجَ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ جَدُّهُ فِی الْجَنَّةِ وَ جَدَّتُهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أَبُوهُ فِی الْجَنَّةِ وَ أُمُّهُ فِی الْجَنَّةِ وَ عَمُّهُ فِی الْجَنَّةِ وَ عَمَّتُهُ فِی الْجَنَّةِ وَ خَالُهُ فِی الْجَنَّةِ وَ خَالَتُهُ فِی الْجَنَّةِ وَ هُوَ فِی الْجَنَّةِ وَ أَخُوهُ فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یُعْطَ أَحَدٌ مِنْ ذُرِّیَّةِ الْأَنْبِیَاءِ الْمَاضِینَ مَا أُعْطِیَ الْحُسَیْنَ وَ لَا یُوسُفُ بْنُ یَعْقُوبَ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ لَجَدُّ الْحُسَیْنِ خَیْرٌ مِنْ جَدِّ یُوسُفَ فَلَا تُخَالِجَنَّکُمُ الْأُمُورُ بِأَنَّ الْفَضْلَ وَ الشَّرَفَ وَ الْمَنْزِلَةَ وَ الْوَلَایَةَ لَیْسَتْ إِلَّا لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ فَلَا یَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْأَبَاطِیلُ.
قال الشیخ مسعود بن ناصر الحافظ السجستانی هذا الحدیث حسن.
قال عبد المحمود و قد وقفت علی کتاب اسمه کتاب العمدة فی الأصول اسم مصنفه محمد بن محمد بن النعمان و یلقب بالمفید قد أورد فیه الاحتجاج علی صحة الإمامة
بحدیث نبیهم محمد صلی الله علیه و آله إنی تارک فیکم الثقلین.
و هذا لفظه لا یکون شیء أبلغ من قول القائل قد ترکت فیکم فلانا کما یقول الأمیر إذا خرج من بلده و استخلف من یقوم مقامه لأهل البلد قد ترکت فیکم فلانا یرعاکم و یقوم فیکم مقامی و کما یقول من أراد الخروج عن أهله و أراد أن یوکل علیهم وکیلا یقوم بأمرهم قد ترکت فیکم فلانا فاسمعوا له و أطیعوا فإذا کان ذلک کذلک هو النص الجلی
الذی لا یحتمل غیره إذ أخلف فی جمیع الخلق أهل بیته و أمرهم بطاعتهم و الانقیاد لهم بما أخبر به عنهم من العصمة و أنهم لا یفارقون الکتاب و لا یتعدون الحکم بالصواب هذا لفظه فی المعنی و لعمری إننی أری عقلی شاهد أن من نعی نفسه إلی قومه و قال کما
قال نبیهم إنی بشر یوشک أن أدعی فأجیب ثم قال بعد ذلک إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی أهل بیتی.
کما رووه فی کتبهم فإنه لا یشک عاقل أنه قصد أن کتاب الله و عترته الذین لا یفارقون کتابه یقومان مقامه بعد وفاته و أن التمسک بهم أمان من الضلال و الله إننی قد قلت هذا المقال و لیس لی غرض فاسد بحال و قد ذکروا أخبارا کثیرة بهذا المعنی انتهی ما أخرجناه من طرائف (1).
**[ترجمه]طرائف: از آن جمله مسعود بن ناصر سجستانی از ربیعه سعدی نقل میکند که گفت: پیش حذیفة بن یمان در مسجد پیامبر اکرم رفتم. پرسید: تو که هستی؟ گفتم: ربیعه سعدی. گفت: به به! برادری که نامش را شنیده بودم، ولی او را تاکنون ندیده بودم. چه کار داری؟ گفتم: برای غرض دنیوی نیامدهام. من از عراق و از پیش گروهی که به پنج دسته شدهاند میآیم. حذیفه گفت: سبحان اللَّه! چه موجب شده که اختلاف نمایند؟ امر واضح و آشکار است، چه میگویند؟ گفتم: گروهی معتقدند که ابا بکر شایسته خلافت است و او از دیگران مقدم است، چون پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم او را صدیق نامیده و در غار همراه آن جناب بوده است. بعضی میگویند که عمر شایسته است، چون پیامبر فرموده است: خدایا! دین را عزت بخش به ابی جهل یا به عمر بن خطاب. حذیفه گفت: خداوند دین را به وسیله محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم عزت بخشیده است، نه به وسیله دیگری. گفتم: بعضی نیز میگویند که ابوذر غفاری، زیرا پیامبر اکرم فرموده است: آسمان سبز سایه نیفکنده و زمین برنداشته سخنگویی را که از ابوذر راستگوتر باشد. حذیفه گفت: رسول اکرم راستگوتر و بهتر از ابوذر بوده، آسمان بر او سایه افکنده و زمین او را برداشته است.
گفتم: گروهی نیز سلمان فارسی را شایسته میدانند، چون پیغمبر درباره او فرموده است: سلمان علم اول و علم آخر را درک کرده؛ دریایی خشک نشدنی است و او از ما خانواده است. آنگاه سکوت کردم.
حذیفه گفت: چرا دسته پنجم را نگفتی؟ گفتم: چون من خود از دسته پنجم هستم. من آمدهام که تو در این مورد حکومت کنی. آنها با خدا پیمان بستهاند که از گفته تو سر نپیچند و هر چه تو گفتی بپذیرند. حذیفه گفت: اینک از من بشنو و حفظ کن و نگهدار و از جانب من به مردم برسان. من خودم پیامبر اکرم را دیدم که حسین بن علی علیه السّلام را به روی شانه خود داشت و از پشت او را نگه داشته بود و میفرمود: ای مردم! این حسین از کسانی است که حجت من است بر اشقیاء بعد از من؛ کسانی که ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام را رها کردند. متوجه باشید که ترککنندگان ولایت علی بن ابی طالب از دین من خارجند. ای مردم! حسین بن علی از نظر جد و جده از همه مردم برجستهتر است، زیرا جدش محمّد مصطفی است که بهترین فرزند آدم است و جدهاش خدیجه کبری است که از همه زنان پیشتر به خدا و رسول ایمان آورده. حسین از لحاظ پدر و مادر از همه مردم بهتر است؛ پدرش علی بن ابی طالب وصی پیامبر و وزیر او و پسر عمویش و مادرش فاطمه دختر محمّد است. عمه و عموی حسینم از عمه و عموی همه مردم بهتر است؛ عمویش جعفر بن ابی طالب است که خداوند او را با دو بال مفتخر نموده و به هر جای بهشت که بخواهد میرود، و عمهاش ام هانی دختر ابی طالب است. حسین من بهترین خاله و دایی را دارد؛ دایی او قاسم پسر پیامبر و خالهاش زینب دختر پیغمبر است. آنگاه او را از شانه خود به زمین گذاشت و آن حضرت جلوی پیامبر شروع به راه رفتن کرد.
فرمود: ای مردم! جد و جده این حسین و پدر و مادرش و عمو و عمه و خاله و داییاش و خودش در بهشت هستند، برادرش نیز در بهشت است. فرمود: مردم! به هیچ یک از فرزندان پیامبران قبل، مزایای حسین علیه السّلام را ندادهاند، و نیز نه یوسف بن یعقوب بن اسحاق پسر ابراهیم خلیل. مردم! جد حسین بهتر از جد یوسف است. مبادا شک و شبههای داشته باشید در اینکه فضل و شرف و مقام و ولایت فقط متعلق به پیامبر و فرزندان اوست؟ مبادا به دنبال یاوهسراییها بروید؟
شیخ مسعود بن ناصر حافظ سجستانی گفت: این حدیث حسن است.
عبدالمحمود گفت: به کتابی برخورد کردم به نام «عمده در علم اصول.» نویسنده کتاب محمّد بن محمّد بن نعمان ملقب به مفید بود، در آن کتاب استدلال کرده بود بر صحت امامت به حدیث پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم «انی تارک فیکم الثقلین»، این عین استدلال او است. چیزی از این واضحتر نمیشود که شخصی بگوید فلان کس را میان شما گذاشتهام، چنان چه امیر وقتی بخواهد از شهر خارج شود و کسی را به جانشینی خود میان مردم تعیین کرده باشد، میگوید: فلان کس را بین شما قرار دادهام، او متوجه شما است و جانشین من است میان شما. یا کسی که تصمیم دارد از میان خانواده خود خارج شود و میخواهد یک نفر را برای کارهای ایشان بگمارد، میگوید: فلان کس را میان شما قرار دادهام، از او گوش کنید و مطیعش باشید. وقتی جریان چنین باشد، همین یک تصریح آشکار است که احتمال خلاف ندارد. وقتی اهل بیت خود را در میان مردم بگذارد و دستور دهد از آنها اطاعت و پیروی کنند. و امتیازاتی که آنها دارند از قبیل عصمت و اینکه از کتاب خدا جدا نمیشوند و از راه راست منحرف نمیگردند. این بود استدلال شیخ مفید با نقل به معنی.
به جان خود سوگند یاد میکنم که من عقل خویش را گواه میگیرم، کسی که خبر مرگ خود را به بستگان خویش بدهد، چنان چه پیغمبر فرمود: «من بشری هستم، ممکن است مرا از میان شما ببرند، باید اجابت کنم» بعد میفرماید: «دو چیز گران میان شما میگذارم؛ کتاب خدا و اهل بیت و عترتم.» همان طوری که روایت کردهاند، در این مطلب هیچ عاقلی شک نخواهد کرد که منظورش این است که کتاب خدا و عترتش - که از کتاب جداشدنی نیستند - جانشین او بعد از وفاتش هستند و تمسک به آنها از گمراهی جلوگیری میکند. به خدا قسم من این سخن را میگویم، با اینکه غرض فاسدی ندارم. اخبار زیادی را در این معنی نقل کردهاند. آنچه از طرائف نقل نموده بودیم پایان یافت. - . طرائف: 28 - 29 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی الْعُمْدَةِ مِنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَی عَلِیِّ بْنِ رَبِیعَةَ قَالَ: لَقِیتُ زَیْدَ بْنَ أَرْقَمَ وَ هُوَ دَاخِلٌ عَلَی الْمُخْتَارِ أَوْ خَارِجٌ مِنْ عِنْدِهِ فَقُلْتُ لَهُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ قَالَ نَعَمْ (2).
**[ترجمه]العمدة: در مسند احمد بن حنبل آمده که علی بن ربیعة گفت: زید بن ارقم را دیدم. او میخواست بر مختار وارد یا خارج شود. به او گفتم: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم. گفت: بله، چنین است. - . العمدة: 34 -
**[ترجمه]
وَ بِإِسْنَادِهِ أَیْضاً عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ وَ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.
قال ابن نمیر (3)قال بعض أصحابنا عن الأعمش قال انظروا کیف تخلفونی فیهما (4)
1) الطرائف: 28 و 29.
2) العمدة: 34 رواه بإسناده عن عبد اللّه بن أحمد بن حنبل عن أبیه عن اسود بن عامر عن إسرائیل بن عثمان بن المغیرة عن علیّ بن ربیعة.
3) ابن نمیر کنیة لمحمّد بن عبد اللّه نمر الهمدانیّ الکوفیّ الحافظ، و لابیه عبد اللّه نمیر الهمدانیّ أبو هشام الکوفیّ.
4) العمدة: 34 رواه بإسناده عن عبد اللّه بن أحمد بن حنبل عن أبیه عن ابن نمیر عن عبد الملک بن أبی سلیمان عن عطیة العوفی عن ابی سعید الخدریّ.
**[ترجمه]العمدة: و نیز احمد بن حنبل به اسنادش از ابو سعید خدری نقل میکند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم که یکی از آن دو بزرگتراز دیگری است؛ کتاب خدا است که ریسمان آویخته از آسمان به زمین است و عترت من اهل بیتم. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.
أعمش در ادامه گفته است: «بنگرید بعد من با آنها چه میکنند.» - . العمدة: 34 -
**[ترجمه]
وَ بِإِسْنَادِهِ أَیْضاً عَنْ زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (1).
**[ترجمه]العمدة: و نیز زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز گران میگذارم که یکی از آن دو بزرگتراز دیگری است؛ کتاب خدا است که ریسمان آویخته از آسمان به زمین است و عترت من اهل بیتم. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. - . العمدة: 34 -
**[ترجمه]
وَ مِنْ صَحِیحِ مُسْلِمٍ فِی الْجُزْءِ الرَّابِعِ مِنْهُ مِنْ أَجْزَاءٍ سِتَّةٍ فِی آخِرِ الْکُرَّاسَةِ الثَّانِیَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یَزِیدَ بْنِ حَیَّانَ قَالَ: انْطَلَقْتُ أَنَا وَ حُصَیْنُ بْنُ سیرة (2)(سُبْرَةَ) وَ عُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَی زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا إِلَیْهِ قَالَ لَهُ حُصَیْنٌ لَقَدْ لَقِیتَ یَا زَیْدُ خَیْراً کَثِیراً رَأَیْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سَمِعْتَ حَدِیثَهُ وَ غَزَوْتَ مَعَهُ وَ صَلَّیْتَ خَلْفَهُ لَقَدْ لَقِیتَ یَا زَیْدُ خَیْراً کَثِیراً حَدِّثْنَا یَا زَیْدُ بِمَا سَمِعْتَ (3)مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ یَا ابْنَ أَخِی وَ اللَّهِ لَقَدْ کَبِرَتْ سِنِّی وَ قَدِمَ عَهْدِی وَ نَسِیتُ بَعْضَ الَّذِی کُنْتُ أَعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَمَا حَدَّثْتُکُمْ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا لَا فَلَا تُکَلِّفُونِیهِ ثُمَّ قَالَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَوْماً فِینَا خَطِیباً بِمَاءٍ یُدْعَی خُمّاً بَیْنَ مَکَّةَ وَ الْمَدِینَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ وَعَظَ ثُمَّ ذَکَرَ وَ قَالَ (4)أَمَّا بَعْدُ أَلَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا أ بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَنِی رَسُولُ رَبِّی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ (5)أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ الْهُدَی وَ النُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ وَ أَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی فَقَالَ لَهُ حُصَیْنٌ وَ مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ یَا زَیْدُ أَ لَیْسَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ قَالَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ
1) العمدة: 34 رواه بإسناده عن شریک عن الرکین عن القاسم بن حسان عن زید ابن ثابت.
2) فی المصدر: شبره و کلاهما مصحفان عن (سبرة) و الحدیث یوجد فی صحیح مسلم 7: 122 بإسناده عن زهیر بن حرب و شجاع بن مخلد جمیعا عن ابن علیة قال زهیر: حدّثنا إسماعیل بن إبراهیم حدّثنی أبو حیان حدّثنی یزید بن حیان قال: انطلقت انا و حصین بن سبرة و عمر بن مسلم.
3) فی المصدر و صحیح مسلم: حدّثنا یا زید ما سمعت.
4) فی المصدر و صحیح مسلم: و ذکر ثمّ قال.
5) فی نسخة الکمبانیّ: الثقلین.
بَیْتِهِ وَ لَکِنْ أَهْلُ بَیْتِهِ مَنْ حُرِّمَ عَلَیْهِ الصَّدَقَةُ بَعْدَهُ.
ثم روی بأسانید أخر مثل ذلک عن زید بن أرقم و فی بعضها و قلنا من أهل بیته نساؤه فقال لا ایم الله إن المرأة تکون مع الرجل العصر من الدهر ثم یطلقها فترجع إلی أهلها و قومها أهل بیته أصله و عصبته الذین حرموا الصدقة بعده.
(1)ثم ذکر رحمه الله روایة أبی سعید الخدری بأسانید من تفسیر الثعلبی و من مناقب ابن المغازلی و من الجمع بین الصحاح الستة من سنن أبی داود السجستانی و من صحیح الترمذی (2)فلا نعیدها حذرا من التکرار.
**[ترجمه]العمدة: از صحیح مسلم نقل میکند که یزید بن حیان گفت: من با حصین بن سیره - . «شبره» و «سیره» هر دو تصحیف شده (سبره) است. این حدیث در صحیح مسلم 7 : 122 آمده است. - و عمر بن مسلم به زید بن ارقم رسیدیم. وقتی که نشستیم حصین به او گفت: ای زید! تو ملاقاتهای با خیر و برکت زیادی با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتهای و سخنش را شنیدهای، با او به جنگ رفتهای و پشت سر او نماز خواندهای و قطعا دیدارهای پر برکتی داشتهای. ای زید! از آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدهای با ما سخن بگو.
زید گفت: ای پسر برادرم! به خدا قسم سنم زیاد شده است و دورهام گذشته است، بعضی از چیزهایی را که با پیامبر بودهام از یاد بردهام. بنابراین آنچه میگویم بپذیرید و مرا به زحمت میندازید. سپس گفت: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار آبی بین مکه و مدینه که آن را «خم» میخواندند ایستاد و خطبه خواند. پس از حمد و ثنای خدا و موعظه فرمود: اما بعد؛ ای مردم! من بشری هستم که ممکن است فرستاده پروردگارم مرا ببرد و باید پاسخ دهم. من بین شما دو چیز گران بها میگذارم؛ اول آن دو کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس آن را بگیرید و به آن چنگ زنید و به آن تشویق و ترغیب کنید. سپس فرمود: و اهل بیتم که خدا به اهل بیت من تذکر داده است (سه بار تکرار فرمودند). حصین به او گفت: ای زید! آیا زنانش از اهل بیت اویند؟ گفت: زنانش
از اهل بیت او هستند، ولی اهل بیت او کسانی هستند که بعد از او صدقه بر ایشان حرام شده است.
با سندهای دیگری این روایت آمده است و در بعضی از آنها آمده است.... اهل بیت او اصل او و فرزندان او هستند، کسانی که بعد پیامبر صدقه بر ایشان حرام شد. - . العمدة: 35 -
صاحب کتاب رحمه الله روایت ابو سعید خدری را با سندهایی از تفسیر ثعلبی و مناقب ابن مغازلی و تعدادی از صحاح ششگانه، از جمله صحیح ابو داود سجستانی و صحیح ترمذی - . العمدة: 36 - ذکر میکند که به جهت تکرار آنها را نمیآوریم.
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ مِنْ مَنَاقِبِ ابْنِ الْمَغَازِلِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُظَفَّرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الْحَافِظِ (3)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ مَسْعُودِ بْنِ مُوسَی بْنِ إِسْمَاعِیلَ (4)قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَضْلُ أَهْلِ بَیْتِی عَلَی النَّاسِ کَفَضْلِ الْبَنَفْسَجِ عَلَی سَائِرِ الْأَدْهَانِ.
انْتَهَی مَا أَخْرَجْنَاهُ مِنَ الْعُمْدَةِ (5).
**[ترجمه]العمدة: از مناقب ابن مغازلی، از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فضل اهل بیت من بر سایر مردم، مانند برتری روغن بنفشه است بر سایر روغنها.
آنچه از العمدة
نقل کردیم پایان یافت. - . العمدة: 198 -
**[ترجمه]
أَقُولُ وَ رَوَی ابْنُ الْأَثِیرِ فِی جَامِعِ الْأُصُولِ نَقْلًا مِنْ صَحِیحِ مُسْلِمٍ حَدِیثَ یَزِیدَ بْنِ حَیَّانَ نَحْواً مِمَّا مَرَّ إِلَی قَوْلِهِ وَ لَکِنْ أَهْلُ بَیْتِهِ مَنْ حُرِّمَ الصَّدَقَةُ عَلَیْه بَعْدَهُ ثُمَّ زَادَ قَالَ وَ مَنْ هُمْ قَالَ آلُ عَلِیٍّ وَ آلُ عَقِیلٍ وَ آلُ جَعْفَرٍ وَ آلُ عَبَّاسٍ قَالَ کُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِّمَ الصَّدَقَةُ عَلَیْهِمْ قَالَ نَعَمْ (6).
1) العمدة: 35.
2) العمدة: 36 راجعه.
3) فی نسخة الکمبانیّ: (عبد اللّه بن محمّد) و لعله عبد اللّه بن محمّد بن عبد اللّه بن عثمان المعروف بابن السقا الراوی عن ابن الاشعث.
4) هکذا فی الکتاب و مصدره، و لعلّ الصحیح: محمّد بن محمّد بن الاشعث عن موسی ابن إسماعیل بن موسی، و محمّد هذا صاحب کتاب الجعفریات المطبوع، و الحدیث یوجد فیه فی ص 181 و فیه: فضلنا أهل البیت علی سائر الناس و فی المستدرک: کفضل دهن البنفسج.
5) العمدة: 198.
6) أقول: یوجد ذلک کله فی صحیح مسلم المطبوع ایضا.
زَادَ فِی رِوَایَةِ کِتَابِ اللَّهِ فِیهِ الْهُدَی وَ النُّورُ مَنِ اسْتَمْسَکَ بِهِ وَ أَخَذَ بِهِ کَانَ عَلَی الْهُدَی وَ مَنْ أَخْطَأَهُ ضَلَّ (1)
**[ترجمه]مؤلف: ابن اثیر در جامع الاصول از صحیح مسلم، حدیث یزید بن حیان را نقل می کند، تا آنجا که میگوید: «اهل بیت پیغمبر کسانی هستند که بعد از او صدقه بر آنها حرام است.» سپس اضافه نمود که: «آنها کیانند؟ گفت: آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس. گفت: صدقه بر تمام آنها حرام شده است؟ جواب داد: آری.» - . مؤلف: تمام این حدیث را در صحیح مسلم مطبوع نیز یافتم. -
در روایتی اضافه شده: «کتاب خدا که اگر کسی به آن تمسک کند، در آن هدایت و نور است؛ دریافت کننده آن هدایت شده است و به خطا رونده، گمراه است. - . جامع الاصول... نسخه ای نزد من نیست. -
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةٍ نَحْوُهُ غَیْرَ أَنَّهُ قَالَ: أَلَا وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ مَنِ اتَّبَعَهُ کَانَ عَلَی الْهُدَی وَ مَنْ تَرَکَهُ کَانَ عَلَی ضَلَالَةٍ وَ فِیهِ فَقُلْنَا مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ نِسَاؤُهُ قَالَ لَا إِلَی آخِرِ مَا مَرَّ (2).
**[ترجمه]و در روایتی غیر آن آمده است: آگاه باشید میان شما دو چیز گرانبها میگذارم؛ کتاب خدا که ریسمان خداست. کسی که از آن تبعیت کند در مسیر هدایت است و کسی که رهایش کند، در گمراهی. در آن آمده است: «ما گفتیم: زنانش اهل بیت اویند؟ گفت: نه.» تا آخر آنچه گذشت. - . جامع الاصول... نسخهای نزد من نیست. -
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ مِنْ صَحِیحِ التِّرْمِذِیِّ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَخَذَ بِیَدِ حَسَنٍ وَ حُسَیْنٍ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّنِی وَ أَحَبَّ هَذَیْنِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا کَانَ مَعِی فِی دَرَجَتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ (3).
**[ترجمه]از صحیح ترمذی، از علی علیه السّلام روایت شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که دست حسن و حسین علیهما السّلام را گرفته بود، فرمود: هر که مرا و این دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد، روز قیامت با من در درجه من خواهد بود. - . جامع الاصول... نسخهای نزد من نیست. -
**[ترجمه]
وَ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ (4).
انْتَهَی مَا أَخْرَجْتُهُ مِنْ جَامِعِ الْأُصُولِ.
**[ترجمه]از زید بن ارقم نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه السّلام و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام فرمود: من با کسی که شما با او جنگ بکنید جنگ میکنم و با کسی که سازگار باشید، سازگارم. - . جامع الاصول... نسخهای نزد من نیست. -
در اینجا آنچه از جامع الاصول نقل کردیم پایان یافت.
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ أَیْضاً فِی الْمُسْتَدْرَکِ مِنْ کِتَابِ الْفِرْدَوْسِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ قَدْ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنَّا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ (5).
**[ترجمه]ابن بطریق نیز در مستدرک از کتاب فردوس، از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ما خانوادهای هستیم که خداوند پلیدیهای پنهان و آشکار را از ما برطرف کرده است. - . مستدرک، نسخه خطی، نسخهای نزد من نیست. -
**[ترجمه]
وَ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ اخْتَارَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَی الدُّنْیَا.
و روی روایة الثقلین من کتاب فضائل الصحابة للسمعانی عن أبی سعید الخدری و زید بن أرقم مثل ما مر (6).
**[ترجمه]ابن مسعود گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ما اهل بیتی هستیم که خداوند آخرت را در مقابل دنیا برای ما برگزیده است.
روایت ثقلین از کتاب فضایل صحابه سمعانی نقل شده، مثل آنچه گذشت. - . مستدرک، نسخه خطی، نسخهای نزد من نیست. -
**[ترجمه]
مِنْ خَطِّ الشَّهِیدِ قُدِّسَ سِرُّهُ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُنْسِئَ اللَّهُ لَهُ فِی أَجَلِهِ وَ أَنْ یَتَمَتَّعَ بِمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ فَلْیَخْلُفْنِی فِی أَهْلِی خِلَافَةً حَسَنَةً فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ یَخْلُفْنِی فِیهِمْ بَتَکَ (7)اللَّهُ عُمُرَهُ وَ وَرَدَ عَلَیَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ (8).
**[ترجمه]به خط شهید از پیامبر اکرم نقل شده که فرمود: هر کس مایل است خدا اجل او را به دست فراموشی سپارد و او را از نعمتهایی که به او ارزانی داشته بهرهمند کند، رفتار خوبی با اهل بیت من داشته باشد. هر کس شرط احترام آنها را نگه ندارد، خدا عمرش را کوتاه میکند و در روز قیامت با چهرهای سیاه وارد بر من میشود. - . ما به خط شهید رحمه الله چیزی نیافتیم. -
**[ترجمه]
نهج، نهج البلاغة قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی خُطْبَتِهِ عِنْدَ ذِکْرِ آلِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَیْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُکْمِهِ وَ کُهُوفُ کُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِینِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ وَ مِنْهَا یَعْنِی قَوْماً آخَرِینَ زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّی بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یَلْحَقُ التَّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوَلَایَةِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ (1).
**[ترجمه]نهج البلاغه: امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبه خود وقتی به آل پیغمبر رسید، فرمود: آنها گنجینه اسرار اویند و ملجأ امور و خزینه علوم و پایگاه حکمت و معدن کتب و کوههای استوار دین هستند. به وسیله ایشان راست نمود خمیدگی پشت و لرزه پیکرش را. گروهی دیگر از مردم تخم تبهکاری را کاشتند و با فریبکاری آبیاری نمودند و هلاکت و نابودی را بهره برداری کردند. هیچ کس را نمیتوان با آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم قیاس نمود. از این امت نمیتوان کسی را که نعمت وجود این خاندان سبب بهرهمندی او شده است با دیگری برابر نمود. آل محمّد اساس دین و پایگاه یقینند؛ تندروان و کندروان هر دو به سوی آنها بر میگردند؛ امتیازات ولایت به ایشان اختصاص دارد و وراثت و وصایت مخصوص آنها است. - . نهج البلاغه: بخش اول، 29 - 30 -
**[ترجمه]
یف، الطرائف رَوَی الثَّعْلَبِیُّ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً بِأَسَانِیدَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ خَلِیفَتَیْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ قَالَ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (2).
**[ترجمه]طرائف: ثعلبی در تفسیر آیه «اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً» - . آل عمران / 103 - {و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید} مینویسد: پیامبر اکرم فرمود: مردم من میان شما دو چیز گران نهادم که جانشین منند، بعد از من اگر به آن دو چنگ زنید، گمراه نمیشوید. و یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان آویخته از آسمان به زمین (یا فرمود تا زمین) است و عترت و اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . طرائف: 29 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ فِی مُسْنَدِ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ مِنْ عِدَّةِ طُرُقٍ فَمِنْهَا بِإِسْنَادِهِ إِلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِینَا خَطِیباً بِمَاءٍ یُدْعَی خُمّاً بَیْنَ مَکَّةَ وَ الْمَدِینَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ وَعَدَ وَ وَعَظَ وَ ذَکَرَ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ أَیُّهَا النَّاسُ فَإِنَّمَا أَنَا (3)بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَنِی رَسُولُ رَبِّی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ الْهُدَی وَ النُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِیهِ ثُمَّ قَالَ وَ أَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی (4).
وَ فِی إِحْدَی رِوَایَاتِ الْحُمَیْدِیِّ فَقُلْنَا مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ نِسَاؤُهُ قَالَ لَا ایْمُ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکُونُ مَعَ الرَّجُلِ الْعَصْرَ مِنَ الدَّهْرِ (1)ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَی أَبِیهَا وَ قَوْمِهَا الْخَبَرَ (2).
**[ترجمه]طرائف: حمیدی از مسند زید بن ارقم آورده: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار آبی بین مکه و مدینه که آن را «خم» میخواندند ایستاد و خطبه خواند. پس از حمد و ثنای خدا و موعظه فرمود: اما بعد؛ ای مردم! من بشری هستم که ممکن است فرستاده پروردگارم مرا ببرد و باید پاسخ دهم. بین شما دو چیز گرانبها میگذارم؛ اول آن دو کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس آن را بگیرید و به آن چنگ زنید و به آن تشویق و ترغیب کنید. سپس فرمود: و نیز اهل بیتم که خدا به اهل بیت من تذکر داده است (سه بار تکرار فرمودند).
در یکی دیگر از روایات حمیدی آمده: گفتیم: آیا زنانش از اهل بیت اویند؟ گفت: نه، بیوه نمیتواند باشد. زن با مردش در بخشی از زندگی هست و وقتی که رهایش کرد، پیش پدر و خویشانش باز میگردد. - . طرائف: 29 -
**[ترجمه]
أَقُولُ قَالَ ابْنُ الْأَثِیرِ فِی جَامِعِ الْأُصُولِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: رَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ یَوْمَ عَرَفَةَ وَ هُوَ عَلَی نَاقَتِهِ الْعَضْبَاءِ (3)یَخْطُبُ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی أَخْرَجَهُ التِّرْمِذِیُّ.
**[ترجمه]مؤلف: ابن اثیر در جامع الاصول میگوید: جابر بن عبداللَّه گفت: در حجة الوداع روز عرفه پیامبر اکرم را دیدم که سوار بر شتر عضبای خود بود و سخنرانی میکرد و میفرمود: من چیزی در میان شما گذاشتهام که اگر چنگ به آن بزنید، گمراه نمی شوید؛ کتاب خدا و عترتم، اهل بیت من.
**[ترجمه]
زَیْدُ بْنُ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ وَ هُوَ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ الْأَرْضِ إِلَی السَّمَاءِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَخْرَجَهُ التِّرْمِذِیُّ (4).
**[ترجمه]زید بن ارقم گفت: پیامبر اکرم فرمود: من میان شما (دو چیز قرار دادهام) که اگر بعد از من به آن دو چنگ زنید، گمراه نمیشوید و یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان آویخته از آسمان به زمین (یا فرمود تا زمین) است و عترت و اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. ببینید درباره آنها چه میکنند. - . جامع الاصول... نسخهاش را نیافتم. -
**[ترجمه]
قَالَ ابْنُ الْأَثِیرِ فِی النِّهَایَةِ فِی الْحَدِیثِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی سَمَّاهُمَا ثَقَلَیْنِ لِأَنَّ الْأَخْذَ بِهِمَا وَ الْعَمَلَ بِهِمَا ثَقِیلٌ وَ یُقَالُ لِکُلِّ خَطِیرٍ نَفِیسٍ ثَقِیلٌ فَسَمَّاهُمَا ثَقَلَیْنِ إِعْظَاماً لِقَدْرِهِمَا وَ تَفْخِیماً لِشَأْنِهِمَا انْتَهَی (5).
أقول: ستأتی أخبار الثقلین و غیرها فی باب الغدیر و أبواب النصوص و غیرها من کتاب تاریخ أمیر المؤمنین علیه السلام و قد مضی کثیر منها فی باب حجة الوداع و باب ما خص الله به رسوله صلی الله علیه و آله و غیرهما.
1) فی المصدر: و أیم اللّه ان المرأة تکون مع الرجل اعصر من الدهر.
2) الطرائف: 29.
3) فی النهایة: کان اسم ناقته العضباء، هو علم لها منقول من قولهم: ناقة عضباء ای مشقوقة الاذن و لم تکن مشقوقة الاذن و قال بعضهم: انها کانت مشقوقة الاذن، و قال الزمخشریّ هو منقول من قولهم ناقة عضباء و هی قصیرة الید.
4) جامع الأصول ... لم نجد نسخته.
5) النهایة 1: 155 و 156 فیه: و یقال لکل خطیر: ثقل.
**[ترجمه]ابن اثیر در نهایه میگوید: در حدیث «انی تارک فیکم الثقلین» کتاب و عترت خود را ثقل نامیده، زیرا اخذ به آن دو و عمل به آنها سنگین و ثقیل است. هر چیز با ارزش و اهمیت را ثقیل میگویند و آن دو را از جهت اهمیت و ارزش آنها ثقلین فرمود. - . نهایه 1 : 155 - 156 -
مؤلف: اخبار ثقلین و سایر اخبار این موضوع در «باب غدیر» و ابواب نصوص از «کتاب تاریخ امیرالمؤمنین علیه السّلام» خواهد آمد و بسیاری از آنها در بخش حجة الوداع و بخشهای دیگر گذشت.
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج قَالَ سُلَیْمُ بْنُ قَیْسٍ بَیْنَمَا أَنَا وَ حمیش حَنَشُ بْنُ مُعْتَمِرٍ (1)بِمَکَّةَ إِذْ قَامَ أَبُو ذَرٍّ وَ أَخَذَ بِحَلْقَةِ الْبَابِ ثُمَّ نَادَی بِأَعْلَی صَوْتِهِ فِی الْمَوْسِمِ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ جَهِلَنِی فَأَنَا جُنْدَبٌ (2)أَنَا أَبُو ذَرٍّ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی سَمِعْتُ نَبِیَّکُمْ یَقُولُ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا (3)غَرِقَ وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی سَمِعْتُ نَبِیَّکُمْ یَقُولُ إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّکْتُمْ (4)بِهِمَا کِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِی إِلَی آخِرِ الْحَدِیثِ فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِینَةَ بَعَثَ إِلَیْهِ عُثْمَانُ فَقَالَ مَا حَمَلَکَ عَلَی مَا قُمْتَ بِهِ فِی الْمَوْسِمِ قَالَ عَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَمَرَنِی بِهِ فَقَالَ مَنْ یَشْهَدُ بِذَلِکَ فَقَامَ عَلِیٌّ علیه السلام وَ الْمِقْدَادُ فَشَهِدَا ثُمَّ انْصَرَفُوا یَمْشُونَ ثَلَاثَتُهُمْ فَقَالَ عُثْمَانُ إِنَّ هَذَا وَ صَاحِبَیْهِ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ فِی شَیْءٍ (5).
**[ترجمه]احتجاج طبرسی: مسلم بن قیس گفت: من و حبیش بن معتمر در مکه بودیم. روزی در ایام حج ابوذر غفاری حلقه در خانه خدا را گرفت و با صدای بلند فریاد زد: مردم! هر که مرا میشناسد که میشناسد و هر که نمیشناسد، من جندب بن جناده ابوذرم، من از پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم شنیدم که میفرمود: مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است، هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف جست، غرق شد. و مانند درب حطه در میان بنی اسرائیل است. مردم! من از پیامبر شما شنیدم که میگفت: من میان شما دو چیز گذاردهام و تا وقتی به آن دو چنگ زنید، گمراه نخواهید شد؛ کتاب خدا و اهل بیتم... تا آخر.
وقتی ابوذر وارد مدینه شد، عثمان از پی او فرستاد و به او گفت: چه موجب شد که در ایام حج آن کار را کردی؟ گفت: پیمانی بود که پیامبر اکرم با من بسته بود و به من دستور داده بود. گفت: چه کسی شهادت میدهد که پیامبر به تو دستور داده. علی علیه السّلام و مقداد گواهی دادند. بعد سه نفری از پیش عثمان رفتند. عثمان گفت: این شخص و دو رفیقش خیال میکنند دارای موقعیتی هستند. - . احتجاج: 83 -
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ مَسْرُورٍ عَنِ ابْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عِکْرِمَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ دَانَ بِدِینِی وَ سَلَکَ مِنْهَاجِی وَ اتَّبَعَ سُنَّتِی فَلْیَدِنْ بِتَفْضِیلِ الْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی عَلَی جَمِیعِ أُمَّتِی فَإِنَّ مَثَلَهُمْ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ بَابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ (6).
**[ترجمه]امالی صدوق: ابن عباس گفت: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: هر که متدین به دین من است، در راه شریعت من قدم نهاده و پیرو سنت من است، باید معتقد باشد که ائمه و پیشوایان از اهل بیتم، بر تمام امت فضیلت دارند. مثل آنها در میان امت، مانند درب حطه بنی اسرائیل است. - . امالی صدوق: 46 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الْمُفِیدُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْکَاتِبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ ظُهَیْرٍ عَنْ أَبِی
إِسْحَاقَ عَنْ رَافِعٍ مَوْلَی أَبِی ذَرٍّ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ آخِذاً بِحَلْقَةِ بَابِ الْکَعْبَةِ مُسْتَقْبِلَ النَّاسِ بِوَجْهِهِ وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ عَرَفَنِی فَأَنَا جُنْدَبٌ الْغِفَارِیُّ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِیُّ قَالَ (1)سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مَنْ قَاتَلَنِی فِی الْأُولَی وَ قَاتَلَ أَهْلَ بَیْتِی فِی الثَّانِیَةِ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی فِی الثَّالِثَةِ مَعَ الدَّجَّالِ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَدْخُلْهُ هَلَکَ (2).
**[ترجمه]امالی طوسی: رافع غلام ابوذر گفت: ابوذر - رحمت خدا بر او - را دیدم، در حالی که در برابر مردم حلقه در خانه خدا را گرفته بود و میگفت: هر که مرا میشناسد، میداند که من جندب غفاری هستم و کسی که مرا نمیشناسد، بداند که من ابوذر غفاریام. من از پیامبر اکرم شنیدم که فرمود: هر که در ابتدای اسلام با ما به جنگ برخاست و در مرحله دوم با اهل بیت من به جنگ پردازد، خدا او را در آینده با دجال محشور میکند. مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف نمود، غرق شد. و چون درب حطه است؛ هر که داخل گردید نجات یافت و کسی که داخل نشد، هلاک گردید. - . امالی طوسی: 37 - 38 -
**[ترجمه]
و من لم یعرفنی أی بهذا الاسم فإنه بالکنیة أشهر.
**[ترجمه]اینکه گفته کسی مرا نمیشناسد، یعنی به این نام، زیرا او با کنیه مشهورتر بود.
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی هِلَالُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَزَّازِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی الْأَسْوَدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ حُبَیْشِ بْنِ الْمُعْتَمِرِ (3)عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ دَخَلَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ (4).
**[ترجمه]امالی طوسی: ابوذر از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله نقل کرد که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که داخل آن شد نجات یافت و هر که تخلف نمود، غرق شد. - . امالی طوسی: 223 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَحْمُودِ بْنِ بِنْتِ الْأَشَجِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الذُّهْلِیِّ عَنْ أَبِی حَفْصٍ الْأَعْشَی عَنْ فُضَیْلٍ الرَّسَّانِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَرَ مَوْلَی ابْنِ الْحَنَفِیَّةِ عَنْ أَبِی عُمَرَ زَاذَانَ عَنْ أَبِی شُرَیْحَةَ (5)حُذَیْفَةَ بْنِ أَسِیدٍ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا ذَرٍّ مُتَعَلِّقاً بِحَلْقَةِ بَابِ الْکَعْبَةِ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ أَنَا جُنْدَبٌ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ (6)سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ
مَنْ قَاتَلَنِی فِی الْأُولَی وَ قَاتَلَ أَهْلَ بَیْتِی فِی الثَّانِیَةِ فَهُوَ مِنْ شِیعَةِ الدَّجَّالِ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی لُجَّةِ الْبَحْرِ مَنْ رَکِبَ فِیهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ قَالَهَا ثَلَاثاً (1).
**[ترجمه]امالی طوسی: حذیفة بن اسید گفت: ابوذر را دیدم در حالی که حلقه در خانه خدا را گرفته بود، شنیدم که میگفت: هر که مرا میشناسد، میداند که من جندب هستم و کسی که مرا نمیشناسد، بداند که من ابوذر هستم. من از پیامبر اکرم شنیدم که فرمود: هر که در ابتدای اسلام با ما به جنگ برخاست و در مرحله دوم با اهل بیت من به جنگ پردازد، او از پیروان دجال است. مثل اهل بیت من در میان امت من، چون کشتی نوح است در تلاطم دریا؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف نمود، غرق شد. و چون درب حطه است؛ هر که داخل گردید نجات یافت. (معنای) اهل را به شما رساندهام، و سه بار فرمود. - . امالی طوسی: 293 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِیرٍ الطَّبَرِیِّ عَنْ عِیسَی بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُخَوَّلِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْأَسْوَدِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَزَوَّرِ (2)عَنْ أَبِی عُمَرَ الْبَزَّازِ عَنْ رَافِعٍ مَوْلَی أَبِی ذَرٍّ قَالَ: قَالَ صَعِدَ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَلَی دَرَجَةِ الْکَعْبَةِ حَتَّی أَخَذَ بِحَلْقَةِ الْبَابِ ثُمَّ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ أَنْکَرَنِی فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَکَهَا هَلَکَ وَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ اجْعَلُوا أَهْلَ بَیْتِی مِنْکُمْ مَکَانَ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ مَکَانَ الْعَیْنَیْنِ مِنَ الرَّأْسِ فَإِنَّ الْجَسَدَ لَا یَهْتَدِی إِلَّا بِالرَّأْسِ وَ لَا یَهْتَدِی الرَّأْسُ إِلَّا بِالْعَیْنَیْنِ (3).
**[ترجمه]امالی طوسی: رافع غلام ابوذر گفت: ابوذر رضی الله عنه از پله کعبه بالا رفت، تا اینکه حلقه در خانه خدا را گرفت و به آن تکیه زد. سپس گفت: ای مردم! هر که مرا میشناسد که میشناسد و کسی که مرا نمیشناسد، من ابوذرم. من از پیامبر اکرم شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که آن را ترک کرد، هلاک شد. و شنیدم که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله میفرمود: اهل بیت مرا در جایگاه سر برای بدن و دو چشم برای سر قرار دهید، زیرا بدن بدون سر و سر بدون چشمها هدایت نمیشود. - . امالی طوسی: 307 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ سُوَیْدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ حُبَیْشِ بْنِ (4)الْمُعْتَمِرُ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ الْغِفَارِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ یَقُولُ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی (5)فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ جُنْدَبُ بْنُ جُنَادَةَ الْغِفَارِیُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ دَخَلَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَکَ (6).
1) أمالی ابن الشیخ: 293.
2) بالحاء المهملة و الزاء المعجمة و الواو المشددة و الرجل هو علیّ بن أبی فاطمة الکوفیّ ترجمه ابن حجر فی التقریب: 369 و قال: مات بعد سنة 130.
3) أمالی ابن الشیخ: 307.
4) فی نسختی المصحّحة من الأمالی: حنش بن المعتمر. و هو الصحیح.
5) فی المصدر: و من لم یعرفنی فانا اعرفه بنفسی.
6) أمالی ابن الشیخ: 327 أقول: روی الحاکم فی المستدرک 3: 150 عن أحمد ابن جعفر بن حمدان الزاهد عن العباس بن إبراهیم القراطیسی عن محمّد بن إسماعیل الاحمسی عن مفضل بن صالح عن أبی إسحاق عن حنش الکنانیّ قال: سمعت أبا ذر رضی اللّه عنه یقول و هو آخذ بباب الکعبة: من عرفنی فانا من عرفنی و من انکرنی فانا أبو ذر، سمعت اه و فیه: من رکبها.
ما، الأمالی للشیخ الطوسی جماعة عن أبی المفضل عن محمد بن محمد بن سلیمان عن محمد بن حمید الرازی عن عبد الله بن عبد القدوس عن الأعمش عن أبی إسحاق مثله (1).
**[ترجمه]امالی طوسی: حبیش بن معتمر گفت: شنیدم که ابوذر غفاری رضی الله عنه میگفت: ای مردم! هر که مرا میشناسد که میشناسد و کسی که مرا نمیشناسد، من ابوذر جندب بن جنادة غفاری هستم. من از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است، هر که داخل آن شد نجات یافت و هر که آن را رها کرد، هلاک شد. - . امالی طوسی: 327، مؤلف: حاکم در مستدرک 3 : 150 با سند دیگری نقل کرده است. -
امالی طوسی: با سند دیگری آن را آورده است.
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِالْأَسَانِیدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُخَّ فِی النَّارِ (2).
صح : عنه علیه السلام مثله(3).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: امام رضا از پدرانش علیهم السّلام نقل میکند که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که آن را رها کرد، در آتش هل داده میشود. - . عیون اخبار الرضا: 196 -
صحیفة الرضا: مانند این روایت را نقل کرده است. - . صحیفة الرضا: 22 -
**[ترجمه]
قال ابن الأثیر فی النهایة (4)مثل أهل بیتی مثل سفینة نوح من تخلف عنها زخ به فی النار أی دفع و رمی یقال زخه یزخه زخا.
**[ترجمه]ابن اثیر در نهایة نیز نقل کرده است که «زخ» یعنی پرتاب و دفع کردن. - . نهایة 2 : 132 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ سُلَیْمَانَ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام نَحْنُ بَابُ حِطَّتِکُمْ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: سلیمان جعفری گفت: از حضرت رضا علیه السّلام در مورد آیه «وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ» - . بقره / 58 -
{و بگویید [خداوندا] گناهان ما را بریز تا خطاهای شما را ببخشاییم} شنیدم که فرمود: امام باقر علیه السّلام فرمود: ما باب حطه شما هستیم. - . تفسیر عیاشی 1 : 45 -
**[ترجمه]
م، تفسیر الإمام علیه السلام قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام هَؤُلَاءِ بَنُو إِسْرَائِیلَ نُصِبَ لَهُمْ بَابُ حِطَّةٍ وَ أَنْتُمْ یَا مَعْشَرَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ نُصِبَ لَکُمْ بَابُ حِطَّةٍ أَهْلُ بَیْتِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ أُمِرْتُمْ بِاتِّبَاعِ هُدَاهُمْ وَ لُزُومِ طَرِیقَتِهِمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ بِذَلِکَ خَطَایَاکُمْ وَ ذُنُوبَکُمْ وَ لِیَزْدَادَ الْمُحْسِنُونَ مِنْکُمْ وَ بَابُ حِطَّتِکُمْ أَفْضَلُ مِنْ بَابِ حِطَّتِهِمْ لِأَنَّ ذَلِکَ کَانَ بِأَخَاشِیبَ (6)وَ نَحْنُ
النَّاطِقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُؤْمِنُونَ (1)الْهَادُونَ الْفَاضِلُونَ کَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ النُّجُومَ فِی السَّمَاءِ أَمَانٌ مِنَ الْغَرَقِ وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأُمَّتِی مِنَ الضَّلَالَةِ فِی أَدْیَانِهِمْ لَا یَهْلِکُونَ مَا دَامَ مِنْهُمْ مَنْ یَتَّبِعُونَ هَدْیَهُ وَ سُنَّتَهُ أَمَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مَمَاتِی وَ أَنْ یَسْکُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی (2)وَ أَنْ یُمْسِکَ قَضِیباً غَرَسَهُ بِیَدِهِ وَ قَالَ اللَّهُ کُنْ فَکَانَ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ لْیُوَالِ وَلِیَّهُ وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیَتَوَلَّ ذُرِّیَّتَهُ الْفَاضِلِینَ الْمُطِیعِینَ لِلَّهِ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی وَ رُزِقُوا فَهْمِی وَ عِلْمِی فَوَیْلٌ لِلْمُکَذِّبِینَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِی الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (3).
**[ترجمه]تفسیر امام حسن عسکری: امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: برای بنی اسرائیل باب حطه را قرار دادند. ای امت محمّد! برای شما نیز باب حطه، اهل بیت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم قرار داده شد و دستور دادهاند از راه هدایت ایشان پیروی کنید و راه آنها را طی کنید تا بدین وسیله گناهانتان بخشیده شود تا مقام نیکوکاران افزایش یابد. و باب حطه شما بهتر از باب حطه بنی اسرائیل است، زیرا درب آنها مجموعهای از چند چوب بود، ولی درب حطه شما سخنگویان صادق و مؤمن و راهنما و فاضلند، چنان چه پیامبر اکرم فرموده است: ستارگان در آسمان امان از غرق هستند و اهل بیت من برای امت، امان از گمراهی هستند. در دین هلاک نخواهند شد تا وقتی که از هدایت و روش یکی از اهل بیت من پیروی کنند.
پیامبر اکرم فرموده است: هر که مایل است به زندگی من زنده شود و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی که خدایم وعده داده بشود و شاخهای که خدا درخت آن را به دست خویش غرس نموده بگیرد،
خداوند فرمود: باش، هر موجودی باید علی بن ابی طالب علیه السّلام را دوست بدارد، با دوست او دوست و با دشمنش دشمن باشد و بازماندگانش را که بعد از او شخصیتهای برجسته و پیرو خدایند، دوست بدارد. آنها از طینت من آفریده شدهاند و فهم و علم نصیب ایشان شده است. وای بر کسانی که منکر مقام آنها هستند و ارتباط با ایشان را قطع کردهاند! خداوند آنها را از شفاعت من محروم کند. - . تفسیر امام حسن عسکری: 227 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی ابْنُ الصَّلْتِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْأَکْفَانِیِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ مُوسَی بْنِ عُثْمَانَ الْحَضْرَمِیِّ (4)عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ مُوَرِّقٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا ذَرٍّ آخِذاً بِحَلْقَةِ بَابِ الْکَعْبَةِ وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ عَرَفَنِی فَأَنَا جُنْدَبٌ وَ إِلَّا فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِیُّ بَرِحَ الْخَفَاءُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ یَحُطُّ اللَّهُ بِهَا الْخَطَایَا (5).
**[ترجمه]امالی طوسی: مورق عجلی گفت: ابوذر غفاری را دیدم که حلقه در کعبه را گرفته بود و میگفت: ای مردم! هر که مرا میشناسد من جندب هستم، و الا (کسی که مرا نمیشناسد) من ابوذر غفاری هستم. پنهان آشکار شده است؛ من از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که آن را رها کرد، غرق شد. و مانند باب حطه هستند که خدا به واسطه آنها گناهان را میریزد. - . امالی طوسی: 94 -
**[ترجمه]
فی القاموس برح الخفاء کسمع وضح الأمر.
**[ترجمه]فی القاموس برح الخفاء کسمع وضح الأمر.
**[ترجمه]
یف، الطرائف ابْنُ الْمَغَازِلِیِّ فِی عِدَّةِ أَحَادِیثَ مِنْهَا بِإِسْنَادِهِ إِلَی بِشْرِ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ سَمِعْتُ الرَّشِیدَ (6)یَقُولُ سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) فی المصدر: المنتصبون. المرتضون خ ل.
2) فی المصدر: و ان یسکن الجنة التی وعدنی ربی.
3) تفسیر العسکریّ: 227.
4) فی المصدر: اخبرنا محمّد یعنی المفید عن أبی بکر محمّد بن عمر عن علیّ بن العباس عن ابن عثمان الحضرمی.
5) أمالی الطوسیّ: 94، فیه، یحط به الخطایا.
6) فی المصدر: الرشید یقول: سمعت المهدی یقول: سمعت المنصور.
عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَکَ.
**[ترجمه]طرائف: ابن عباس گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که آن را رها کرد، هلاک شد.
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ الْمَغَازِلِیِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ جُبَیْرٍ (1)عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ (2)
مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَ فِیهَا نَجَا (3)وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ.
و روی أیضا بإسناده من طریقین إلی ابن المعتمر و إلی سعید بن المسیب بروایاته معا عن أبی ذر عن النبی صلی الله علیه و آله مثله.
**[ترجمه]طرائف: ابن عباس گفت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که رها کرد هلاک شد.
طرائف: همچنین با سند دیگری آن را نقل کرده است.
**[ترجمه]
وَ رَوَی أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ إِلَی سَلَمَةَ بْنِ الْأَکْوَعِ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا (4).
أقول: روی ابن بطریق فی العمدة (5)تلک الأخبار بأسانید من مناقب ابن المغازلی و فی المستدرک من فضائل الصحابة للسمعانی ترکناها مخافة التکرار مع وضوح الحق عند ذوی الأبصار.
**[ترجمه]طرائف: سلمة بن اکوع از پدرش نقل میکند که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت. - . طرائف: 32 -
مؤلف: ابن بطریق در العمدة - . العمدة: 187 - 188 - این اخبار را با اسناد متفاوت نقل میکند که ما از ترس تکرار آنها را رها میکنیم و البته حقانیت آنها بر صاحبان بصیرت آشکار است.
**[ترجمه]
وَ رَأَیْتُ فِی کِتَابِ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ أَبَانُ بْنُ أَبِی عَیَّاشٍ دَخَلْتُ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام وَ عِنْدَهُ أَبُو الطُّفَیْلِ عَامِرُ بْنُ وَاثِلَةَ صَاحِبُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ کَانَ مِنْ خِیَارِ أَصْحَابِ عَلِیٍّ علیه السلام وَ لَقِیتُ عِنْدَهُ عُمَرَ بْنَ أَبِی سَلَمَةَ ابْنَ أُمِّ سَلَمَةَ زَوْجَةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَعَرَضْتُ عَلَیْهِ کِتَابَ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ فَقَالَ لِی صَدَقَ سُلَیْمٌ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُ یَضِیقُ صَدْرِی بِبَعْضِ مَا فِیهِ لِأَنَّ فِیهِ هَلَاکَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله رَأْساً مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ رَأْساً وَ التَّابِعِینَ (6)غَیْرَکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتِکُمْ فَقَالَ یَا أَخَا عَبْدِ الْقَیْسِ أَ مَا بَلَغَکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی
کَمَثَلِ (1)سَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ کَمَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَقُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ مَنْ حَدَّثَکَ فَقُلْتُ سَمِعْتُهُ مِنْ أَکْثَرَ مِنْ مِائَةٍ مِنَ الْفُقَهَاءِ فَقَالَ مِمَّنْ فَقُلْتُ سَمِعْتُهُ مِنْ حُبَیْشِ (2)بْنِ الْمُعْتَمِرِ وَ ذَکَرَ أَنَّهُ سَمِعَهُ مِنْ أَبِی ذَرٍّ وَ هُوَ آخِذٌ بِحَلْقَةِ الْکَعْبَةِ یُنَادِی بِهِ نِدَاءً یَرْوِیهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ وَ مِمَّنْ فَقُلْتُ وَ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ أَبِی الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ مِنْ أَبِی ذَرٍّ وَ مِنَ الْمِقْدَادِ بْنِ الْأَسْوَدِ وَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فَقَالَ وَ مِمَّنْ فَقُلْتُ وَ مِنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ وَ عَلْقَمَةَ بْنِ قَیْسٍ وَ أَبِی ظَبْیَانَ الْحُسَیْنِیِّ (3)وَ مِنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی لَیْلَی کُلُّ هَؤُلَاءِ أَخْبَرَ أَنَّهُ سَمِعَهُ مِنْ أَبِی ذَرٍّ قَالَ أَبُو الطُّفَیْلِ وَ عُمَرُ بْنُ أَبِی سَلَمَةَ وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ سَمِعْنَاهُ مِنْ أَبِی ذَرٍّ وَ سَمِعْنَاهُ مِنْ عَلِیٍّ علیه السلام وَ الْمِقْدَادِ وَ سَلْمَانَ ثُمَّ أَقْبَلَ عُمَرُ بْنُ أَبِی سَلَمَةَ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُهُ مِمَّنْ هُوَ خَیْرٌ مِنْ هَؤُلَاءِ کُلِّهِمْ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَمِعْتُهُ إِذْ نَادَی وَ وَعَاهُ قَلْبِی فَأَقْبَلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (4)علیهما السلام فَقَالَ أَ وَ لَیْسَ هَذَا الْحَدِیثُ وَحْدَهُ یَنْتَظِمُ جَمِیعَ مَا أَفْظَعَکَ- (5)وَ عَظُمَ فِی صَدْرِکَ مِنْ تِلْکَ الْأَحَادِیثِ اتَّقِ اللَّهَ یَا أَخَا عَبْدِ الْقَیْسِ فَإِنْ وَضَحَ لَکَ أَمْرٌ فَاقْبَلْهُ وَ إِلَّا فَاسْکُتْ تَسْلَمْ وَ رُدَّ عِلْمَهُ إِلَی اللَّهِ فَإِنَّکَ بِأَوْسَعَ مِمَّا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (6).
**[ترجمه]کتاب سلیم بن قیس: ابان بن ابی عیاش گفت: خدمت حضرت زین العابدین علیه السّلام رسیدم. ابوالطفیل عامر بن واثلة یکی از صحابه پیغمبر که از بهترین اصحاب علی علیه السّلام نیز به شمار میرفت حضور داشت. عمر بن ابی سلمه پسر ام سلمه همسر پیامبر نیز بود. کتاب سلیم بن قیس را به آن جناب نشان دادم. فرمود: سلیم راست گفته، خدا رحمتش کند. عرض کردم: آقا فدایت شوم! من از مطالب کتاب او ناراحت و نگران هستم، زیرا مطالبی که او نوشته حکم میکند به نابودی و هلاک امت محمّد از مهاجر و انصار و تابعین، همه جز شما خانواده و شیعیانتان. فرمود: مگر نشنیدهای که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرموده است: مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است در میان قومش، هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف جست، هلاک شد، و مانند باب حطه بنی اسرائیل است؟ گفتم: چرا. فرمود: چه کسی برای تو این حدیث را نقل کرد؟ گفتم بیش از صد نفر از فقها. فرمود: از چه کسی؟ گفتم: از حبیش بن معتمر شنیدم که میگفت از ابوذر شنیده است روزی حلقه در خانه کعبه را گرفته بود و آن را از پیامبر نقل میکرد. فرمود: دیگر از که؟ گفتم: از حسن بن ابی الحسن بصری که میگفت از ابوذر شنیده و از مقداد بن اسود و از علی بن ابی طالب. باز فرمود: دیگر از چه کس شنیدهای؟ گفتم: از سعید بن مسیب و علقمة بن قیس و ابو ظبیان حسینی و عبدالرحمن بن ابی لیلی، همه آنها میگفتند که از ابوذر شنیدهایم.
ابوالطفیل و عمر بن ابی سلمه گفتند: به خدا ما نیز از ابوذر شنیدیم و از علی علیه السّلام و مقداد و سلمان. عمر بن ابی سلمه گفت: به خدا من از کسی شنیدهام که از همه اینها بهتر است؛ من از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم شنیدم، با گوش خود صدای آن جناب را شنیدم و آن را حفظ کردم.
امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: همین یک حدیث کافی نیست که تمام ناراحتی و نگرانی تو را از کتاب سلیم بن قیس برطرف کند؟ از خدا بترس ای برادر عبد قیس! اگر امری برای تو آشکار شد بپذیر، وگرنه ساکت باش تا سالم بمانی و علم آن را به خدا بسپار، تو در فضایی وسیعتر از فاصله بین آسمان و زمین قرار داری. - . کتاب سلیم بن قیس: 58 - 60 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین لی، الأمالی للصدوق ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ غِیَاثِ (7)بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِینَارٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:
1) فی المصدر: مثل أهل بیتی فی امتی کمثل.
2) الصحیح کما فی المصدر: حنش.
3) فی المصدر: الجنبی و هو الصحیح، و الرجل هو حصین بن جندب بن الحارث و الجنبی نسبة إلی جنب: قبیلة من الیمن.
4) فی المصدر: فاقبل علی علیّ بن الحسین علیه السلام.
5) فی نسخة: ما قطعک.
6) کتاب سلیم بن قیس: 58- 60. فیه: فی اوسع ممّا بین السماء و الأرض.
7) فی الاکمال و الأمالی: عن جده عن أبیه محمّد بن خالد عن غیاث بن إبراهیم.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لِعَلِیٍّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ یَا عَلِیُّ أَنَا مَدِینَةُ الْحِکْمَةِ وَ أَنْتَ بَابُهَا وَ لَنْ تُؤْتَی الْمَدِینَةُ إِلَّا مِنْ قِبَلِ الْبَابِ وَ کَذَبَ (1)مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنِی وَ یُبْغِضُکَ لِأَنَّکَ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکَ لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَ دَمُکَ مِنْ دَمِی وَ رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ سَرِیرَتُکَ سَرِیرَتِی وَ عَلَانِیَتُکَ عَلَانِیَتِی وَ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهَا بَعْدِی سَعِدَ مَنْ أَطَاعَکَ وَ شَقِیَ مَنْ عَصَاکَ وَ رَبِحَ مَنْ تَوَلَّاکَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاکَ وَ فَازَ مَنْ لَزِمَکَ وَ هَلَکَ مَنْ فَارَقَکَ مَثَلُکَ وَ مَثَلُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِکَ بَعْدِی مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلُکُمْ مَثَلُ النُّجُومِ کُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ (2).
**[ترجمه]کمال الدین و امالی صدوق: ابن عباس گفت: پیامبر اکرم به علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: یا علی! من شهر حکمت هستم و تو درب آنی؛ وارد شهر نمیتوان شد مگر از در آن. دروغ گفته کسی که گمان میکند مرا دوست دارد اما با تو دشمن است، زیرا من از تو و تو از منی؛ گوشت تو گوشت من و خونت خون من؛ روحت روح من؛ پنهانت پنهان من و آشکارت آشکار من است. تو پیشوای امت منی و پس از من، خلیفه من بر آنهایی. سعادتمند است مطیع تو و بدبخت است مخالف تو. سود میبرد کسی که تو را دوست میدارد و زیان میکند کسی که با تو دشمن است. رستگار است ملازم تو و هلاک شده هر که از تو جدا باشد. مثل تو و امامان از نژاد من، مانند کشتی نوح است؛ هر که سوار شد نجات یافت و هر که تخلف جست، غرق شد. و مانند ستارگانند که هر کدام غایب شد، دیگری طلوع میکند تا روز قیامت. - . کمال الدین: 140 ، امالی صدوق: 162 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین لی، الأمالی للصدوق الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ عِیسَی بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی حَازِمٍ (3)عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنْ شَرِیکٍ عَنِ الرُّکَیْنِ (4)بْنِ الرَّبِیعِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی أَلَا وَ هُمَا الْخَلِیفَتَانِ مِنْ بَعْدِی وَ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (5).
**[ترجمه]کمال الدین و امالی صدوق: زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم؛ کتاب خدای عزوجل و عترتم اهل بیتم. بدانید که ایشان جانشینان منند و از یکدیگر جدا نمیشوندتا اینکه بر سر حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 137 ، امالی صدوق: 249 -
**[ترجمه]
المراد بعدم افتراقهما أن لفظ القرآن کما نزل و تفسیره و تأویله عندهم و هم یشهدون بصحة القرآن و القرآن یشهد بحقیتهم و إمامتهم و لا یؤمن بأحدهما إلا من آمن بالآخر (6).
1) فی الاکمال: فکذب.
2) أمالی الصدوق: 162 اکمال الدین: 140.
3) فی نسخة و الاکمال: عبد اللّه و الصحیح ما فی المتن و هو عبید اللّه بن موسی بن أبی المختار باذام العبسی الکوفیّ أبو محمّد الثقة یروی عن إسرائیل و غیره توفّی سنة 213.
4) فی نسخة: (الرکیز) و فی الاکمال: (ذرکة) و کلاهما مصحفان، و الصحیح:
5) أمالی الصدوق: 249، اکمال الدین: 137.
6) او المراد ان القرآن کما هو الحجة علی الناس الی یوم القیامة فعترته و هم الأئمّة علیهم السلام قولهم حجة علی الناس الی یوم القیامة، و ان القرآن کما هو باق الی القیامة و لا یرتفع و لا تنسخه شریعة اخری فکذلک عترته صلّی اللّه علیه و آله باقیة إلی یوم القیامة، و ثابتة خلافتهم إلی آخر الدهر.
**[ترجمه]مراد از عدم جدایی آن دو این است که الفاظ قرآن همان طور که نازل شده و تفسیر و تأویل آن نزد ایشان است، ایشان به صحت قرآن شهادت میدهند و قرآن به حقیقت و امامت آنها گواهی میدهد. کسی به یکی از آنها ایمان نمیآورد، مگر آنکه به دیگری ایمان بیاورد.
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَالَ: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ حُجَّتِی عَلَی خَلْقِی وَ دَیَّانُ دِینِی أُخْرِجُ مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةً یَقُومُونَ بِأَمْرِی وَ یَدْعُونَ إِلَی سَبِیلِی بِهِمْ أَدْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ عِبَادِی وَ إِمَائِی وَ بِهِمْ أُنْزِلُ رَحْمَتِی (1).
**[ترجمه]امالی صدوق: حسین بن خالد از حضرت رضا علیه السّلام، از علی بن ابی طالب نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: جبرئیل از جانب خدا برای من پیغام آورد که علی بن ابی طالب حجت من در میان مردم و بپای دارنده دین من است. از نژاد او خارج میکنم پیشوایانی را که امر مرا بپا میدارند و به راه من مردم را دعوت میکنند. به وسیله آنها عذاب را از مرد و زن برطرف میکنم و به وسیله ایشان رحمت خود را نازل مینمایم. - . امالی صدوق: 325 -
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ شَاذَوَیْهِ الْمُؤَدِّبِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ عِیسَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبِی سَلَمَةَ عَنْ أُمِّهِ أُمِّ سَلَمَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدِی سَادَةُ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (2).
**[ترجمه]امالی صدوق: ام سلمه گفت: از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم شنیدم که میفرمود: علی بن ابی طالب و پیشوایان از نژاد او، بهترین شخصیتهای روی زمین و رهبر سفید چهرگان در روز قیامت هستند. - . امالی صدوق: 347 -
**[ترجمه]
قال الجزری فی الحدیث أمتی الغر المحجلین.
أی بیض مواضع الوضوء من الأیدی و الأقدام استعار أثر الوضوء فی الوجه و الیدین و الرجلین للإنسان من البیاض الذی یکون فی وجه الفرس و یدیه و رجلیه.
**[ترجمه]جزری در حدیثی گفته است: امت من سفید چهرگان هستند، یعنی مواضع وضو از دست و پا سفید است. این اثر وضو که در صورت و دستها و پاها برای انسان است، استعاره از سفیدی صورت، دستها و پاهای اسب است.
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ (3)بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیهما السلام یَقُولُ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله یَا مُحَمَّدُ إِنِّی خَلَقْتُکَ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً وَ نَفَخْتُ فِیکَ مِنْ رُوحِی کَرَامَةً مِنِّی أَکْرَمْتُکَ بِهَا حِینَ أَوْجَبْتُ لَکَ الطَّاعَةَ عَلَی خَلْقِی جَمِیعاً فَمَنْ أَطَاعَکَ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاکَ فَقَدْ عَصَانِی وَ أَوْجَبْتُ ذَلِکَ فِی عَلِیٍّ وَ فِی نَسْلِهِ مَنِ اخْتَصَصْتُ مِنْهُمْ لِنَفْسِی (4).
**[ترجمه]امالی صدوق: ابو حمزه گفت: حضرت باقر علیه السّلام میفرمود: خداوند به حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم وحی کرد: یا محمّد! تو را آفریدم با اینکه چیزی نبودی، به واسطه گرامی داشتن تو از روح خویش در تو دمیدم و تو را به این مقام مفتخر نمودم، هنگامی که بر تمام مردم واجب کردم که از تو اطاعت کنند.
هر که از تو اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر که مخالفت با تو نماید، با من مخالفت با من کرده است. این مقام را به علی و فرزندان او که برای خود برگزیدهام نیز دادم. - . امالی صدوق: 360 -
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْأَسَدِیِّ عَنِ النَّخَعِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ سَعْدٍ الْخَفَّافِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ مِنْهَا إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی وَ مِنَ السِّدْرَةِ إِلَی حُجُبِ النُّورِ نَادَانِیَ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ یَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِی وَ أَنَا رَبُّکَ فَلِی فَاخْضَعْ وَ إِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ وَ بِی فَثِقْ فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِکَ عَبْداً وَ حَبِیباً وَ رَسُولًا وَ نَبِیّاً وَ بِأَخِیکَ عَلِیٍّ خَلِیفَةً وَ بَاباً فَهُوَ حُجَّتِی عَلَی عِبَادِی وَ إِمَامٌ لِخَلْقِی بِهِ یُعْرَفُ أَوْلِیَائِی مِنْ أَعْدَائِی وَ بِهِ یُمَیَّزُ حِزْبُ الشَّیْطَانِ مِنْ حِزْبِی وَ بِهِ یُقَامُ دِینِی وَ تُحْفَظُ حُدُودِی وَ تُنْفَذُ أَحْکَامِی وَ بِکَ وَ بِهِ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ أَرْحَمُ عِبَادِی وَ إِمَائِی وَ بِالْقَائِمِ مِنْکُمْ أَعْمُرُ أَرْضِی بِتَسْبِیحِی وَ تَقْدِیسِی وَ تَهْلِیلِی وَ تَکْبِیرِی وَ تَمْجِیدِی وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُورِثُهَا أَوْلِیَائِی وَ بِهِ أَجْعَلُ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِیَ السُّفْلَی وَ کَلِمَتِیَ الْعُلْیَا وَ بِهِ أُحْیِی عِبَادِی وَ بِلَادِی بِعِلْمِی وَ لَهُ أُظْهِرُ الْکُنُوزَ وَ الذَّخَائِرَ بِمَشِیَّتِی وَ إِیَّاهُ أُظْهِرُ عَلَی الْأَسْرَارِ وَ الضَّمَائِرِ بِإِرَادَتِی وَ أُمِدُّهُ بِمَلَائِکَتِی لِتُؤَیِّدَهُ عَلَی إِنْفَاذِ أَمْرِی وَ إِعْلَانِ دِینِی وَ ذَلِکَ وَلِیِّی حَقّاً وَ مَهْدِیُّ عِبَادِی صِدْقاً (1).
**[ترجمه]امالی صدوق: عبداللَّه بن عباس گفت: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: وقتی مرا به آسمان هفتم بردند و از آنجا به سدرة المنتهی و از سدرة تا حجب نور، خداوند به من خطاب کرد: یا محمّد! تو بنده من و من پروردگار توام. نسبت به من خضوع داشته باش و مرا بپرست و بر من توکل کن و به من اعتماد نما. من تو را به بندگی و دوستی و رسالت و نبوت برگزیدم و برادرت علی را خلیفه و درب به سوی من. او حجت من بر مردم و امام خلق است. به وسیله او دشمنان خود را از دوستان جدا میکنم و به واسطه او پیروان شیطان از خداپرستان جدا میشوند، و به او دین پایدار و حدود محفوظ و احکام اجرا میشود.
و به وسیله تو و او و ائمه از فرزندانش به بندگان و کنیزان خود رحم میکنم. و به واسطه قائم از شما خانواده، زمین را آباد به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید میکنم؛ به او پاک میکنم زمین را از دشمنانم و آن را در اختیار دوستان خود میگذارم. به واسطه او سخن کافران را در پایین و سخن خود را در بالا قرار میدهم. به واسطه او بندگان و بلاد را زنده میکنم، برای او گنجها و ذخایر را آشکار میکنم، به اراده خود او را بر اسرار و راز دلها آگاه میکنم، به اراده خود و با ملائکه در راه اجرا و گسترش دستور خود مددش میکنم. به واقع ولی من و مهدی بندگان من است. - . امالی صدوق: 375 -
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ (2)عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَخِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِی أَهْلِی وَ أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی مُحِبُّکَ مُحِبِّی وَ مُبْغِضُکَ مُبْغِضِی یَا عَلِیُّ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ یَا عَلِیُّ أَنَا وَ أَنْتَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِکَ سَادَةٌ فِی الدُّنْیَا وَ مُلُوکٌ فِی الْآخِرَةِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ أَنْکَرَنَا فَقَدْ أَنْکَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ (3).
**[ترجمه]امالی صدوق: سلیمان بن مهران از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم چنین بیان کرد: یا علی! تو برادر و وارث و وصی و خلیفه منی در میان خانواده و امت من در زمان حیات و بعد از مرگم. دوستدار تو دوستدار من و دشمن تو دشمن من است. یا علی! من و تو دو پدر این امتیم. یا علی! من و تو و ائمه از فرزندانت در دنیا سرور و در آخرت فرمانرواییم. هر که ما را بشناسد خدا را شناخته و هر که منکر ما باشد، خدا را انکار کرده است. - . امالی صدوق: 390 -
**[ترجمه]
لی، الأمالی للصدوق أَبِی عَنْ سَعْدٍ (1)عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ الْبَجَلِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ آبَائِهِ صلوات الله علیهم قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خُذُوا بِحُجْزَةِ هَذَا الْأَنْزَعِ یَعْنِی عَلِیّاً فَإِنَّهُ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَ هُوَ الْفَارُوقُ یُفَرِّقُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ أَحَبَّهُ هَدَاهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ مَحَقَهُ اللَّهُ وَ مِنْهُ سِبْطَا أُمَّتِی الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ هُمَا ابْنَایَ وَ مِنَ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةُ الْهُدَی (2)أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَتَوَلُّوهُمْ وَ لَا تَتَّخِذُوا وَلِیجَةً مِنْ دُونِهِمْ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِ فَقَدْ هَوی وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ (3)
**[ترجمه]امالی صدوق: حکم بن صلت از حضرت باقر علیه السّلام، از آباء گرام خود نقل کرد که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: دامن این انزع را رها نکنید - منظورش علی علیه السّلام بود - او صدیق اکبر و فاروق است که بین حق و باطل تمیز میدهد. هر که او را دوست بدارد خدا هدایتش کرده و هر که با او دشمنی بورزد، خدا با او دشمن است، و هر که از او تخلف ورزد، خداوند او را بیبهره نموده. از علی است دو سبط این امت، امام حسن و امام حسین؛ آن دو فرزندان منند و از نژاد حسین خواهد بود ائمه هدی که خداوند، علم و فهم مرا به آنها عنایت کرده است. ایشان را دوست بدارید، به کسی جز آنها پناه نبرید که مشمول خشم خدا میشوید و هر که خشم خدا او را فرا گیرد، از بین رفته است. زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست. - . امالی صدوق:130 - 131 -
**[ترجمه]
قال الجزری فیه إن الرحم أخذت بحجزة الرحمن أی اعتصمت به و التجأت إلیه مستجیرة و أصل الحجزة موضع شد الإزار ثم قیل للإزار حجزة للمجاورة و احتجز الرجل بالإزار إذا شده علی وسطه فاستعان (4)للاعتصام و الالتجاء و التمسک بالشیء و التعلق به و منه الحدیث الآخر یا لیتنی آخذ بحجزة الله أی بسبب منه.
**[ترجمه]جزری گفته است: دامن الهی را گرفتن یعنی چنگ زدن و التجا خواستن. اصل دامن جایی است که پایین پوش را محکم میکنند (کمر بند). دامن کسی را گرفتن یعنی برای تمسک و چنگ زدن به چیزی کور بند را گرفتن. - . به نهایة 1 : 236 مراجعه کنید. - در حدیث دیگری آمده: ای کاش دامان الهی را میگرفتم، یعنی به سببی نزدیکش میشدم.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ فِی مَسْجِدِ الْخَیْفِ إِنِّی فَرَطُکُمْ وَ إِنَّکُمْ وَارِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ حَوْضٌ عَرْضُهُ مَا بَیْنَ بُصْرَی (5)وَ صَنْعَاءَ فِیهِ قِدْحَانٌ مِنْ فِضَّةٍ عَدَدَ النُّجُومِ أَلَا وَ إِنِّی سَائِلُکُمْ عَنِ الثَّقَلَیْنِ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الثَّقَلَیْنِ- (6)قَالَ کِتَابُ اللَّهِ الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ طَرَفٌ بِیَدِ اللَّهِ وَ طَرَفٌ بِأَیْدِیکُمْ فَتَمَسَّکُوا بِهِ لَنْ تَضِلُّوا وَ لَنْ تَزِلُّوا وَ عِتْرَتِی وَ أَهْلُ بَیْتِی (7)فَإِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِیَ اللَّطِیفُ
1) فی المصدر: ابی و محمّد بن الحسن رضی اللّه عنه قالا: حدّثنا سعد بن عبد اللّه.
2) فی المصدر: و من الحسین أئمة هداة.
3) أمالی الصدوق: 130 و 131.
4) هکذا فی الکتاب و الصحیح کما فی النهایة: (فاستعاره) راجع النهایة 1: 236.
5) بصری کحبلی: بلدة بالشام.
6) فی المصدر: و ما الثقلان؟.
7) فی المصدر: و الثقل الأصغر عترتی و أهل بیتی.
الْخَبِیرُ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَإِصْبَعَیَّ هَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتِهِ وَ الْوُسْطَی فَتَفْضُلُ هَذِهِ عَلَی هَذِهِ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله در حجة الوداع در مسجد خیف فرمود: من جلوتر از شما میروم و شما پس از آن در حوض کوثر پیش من خواهید آمد؛ حوضی که به اندازه فاصله دید چشم من و ضعفا است. در آنجا قدحهایی از نقره به تعداد ستارگان است. و من راجع به دو امانت گران از شما بازخواست خواهم نمود.
پرسیدند: دو امانت گران چیست؟ فرمود: امانت بزرگتر کتاب خداست که از یک جانب دست خدا و از جانب دیگر دست شما است، چنگ بزنید به آن که هرگز گمراه نخواهید شد و منحرف نمیشوید. امانت دوم اهل بیت و عترت منند. خداوند به من خبر داده که آن دو از هم جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند چون این دو انگشت من. (هر دو انگشت سبابه را به هم نزدیک نمود.) نمیگویم مانند این دو انگشت (و به انگشت سبابه و وسطی اشاره کرد) که یکی از دیگری برتر باشد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 4 - 5 -
**[ترجمه]
هذا لا ینافی ما مر من التشبیه بالسبابة و الوسطی لأن المنظور هناک کان التشبیه فی عدم المفارقة و التشبیه بها بین الإصبعین من الید الواحدة کان أنسب و المقصود هاهنا التشبیه فی عدم التفاضل و التوافق فی الفضل و التشبیه بالسبابتین هاهنا أوفق مع احتمال السقط من النساخ.
**[ترجمه]منظور این است که این دو با هم برابرند، مثل دو انگشت سبابه از دو دست، نه اینکه مانند دو انگشت سبابه و وسطی یک دست که یکی از دیگری بلندتر است.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی خُطْبَتِهِ وَ قَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ إِنِّی وَ أَهْلَ بَیْتِی مُطَهَّرُونَ فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَتَزِلُّوا وَ لَا تُخَالِفُوهُمْ فَتَجْهَلُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ هُمْ أَعْلَمُ النَّاسِ کِبَاراً وَ أَحْلَمُ النَّاسِ صِغَاراً فَاتَّبِعُوا الْحَقَّ وَ أَهْلَهُ حَیْثُ کَانَ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبه خود فرمود: کسانی که پیامبر اکرم به آنها دستور داده بود تا احادیث را حفظ کنند، میدانند که آن جناب فرمود: اهل بیت من پاکند. بر آنها سبقت نگیرید که گمراه میشوید و تخلف نورزید که منحرف می شوید و مخالفت نکنید که نادانی شما را احاطه میکند. به آنها چیزی نیاموزید، زیرا ایشان از شما داناترند. آنها داناترین مردم در بزرگی و حلیمترین آنها در کوچکی هستند. پیرو حق باشید، هر جا که هست. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 5 - 6 -
**[ترجمه]
المستحفظون بفتح الفاء أی الذین استودعهم الرسول الأحادیث و طلب منهم حفظها و أوصاهم بتبلیغها و فی القاموس استحفظه إیاه سأله أن یحفظه و منهم من قرأ بکسر الفاء أی الذین حفظوا الأحادیث طالبین لها و الأول أظهر.
**[ترجمه]«مستحفظون» به فتح فاء یعنی کسانی که پیامبر احدیث را نزد ایشان به امانت نهاد و از ایشان خواست که آنها را حفظ کنند و آنها را تبلیغ نمایند. در قاموس آمده: یعنی «استحفظه»، یعنی بخواهد که آنها را حفظ نماید و اگر به کسر فاء خوانده شود، یعنی کسانی که احادیث را محافظت میکنند و معنای اول ظهور بیشتری دارد.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنْ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ دُعِیَ مُحَمَّدٌ (3)فَیُکْسَی حُلَّةً وَرْدِیَّةً ثُمَّ یُقَامُ عَنْ یَمِینِ (4)الْعَرْشِ ثُمَّ یُدْعَی بِإِبْرَاهِیمَ فَیُکْسَی حُلَّةً بَیْضَاءَ فَیُقَامُ (5)عَنْ یَسَارِ الْعَرْشِ ثُمَّ یُدْعَی بِعَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فَیُکْسَی حُلَّةً وَرْدِیَّةً فَیُقَامُ (6)عَنْ یَمِینِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ثُمَّ یُدْعَی بِإِسْمَاعِیلَ فَیُکْسَی حُلَّةً بَیْضَاءَ فَیُقَامُ عِنْدَ یَسَارِ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام (7)ثُمَّ یُدْعَی بِالْحَسَنِ
فَیُکْسَی حُلَّةً وَرْدِیَّةً فَیُقَامُ عَنْ (1)یَمِینِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ثُمَّ یُدْعَی بِالْحُسَیْنِ فَیُکْسَی حُلَّةً وَرْدِیَّةً فَیُقَامُ عَنْ (2)یَمِینِ الْحَسَنِ ثُمَّ یُدْعَی بِالْأَئِمَّةِ فَیُکْسَوْنَ حُلَلًا وَرْدِیَّةً فَیُقَامُ کُلُّ وَاحِدٍ عَنْ یَمِینِ صَاحِبِهِ ثُمَّ یُدْعَی بِالشِّیعَةِ فَیَقُومُونَ أَمَامَهُمْ ثُمَّ یُدْعَی بِفَاطِمَةَ علیها السلام وَ نِسَائِهَا مِنْ ذُرِّیَّتِهَا وَ شِیعَتِهَا فَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ ثُمَّ یُنَادِی مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ وَ الْأُفُقِ الْأَعْلَی نِعْمَ الْأَبُ أَبُوکَ یَا مُحَمَّدُ وَ هُوَ إِبْرَاهِیمُ وَ نِعْمَ الْأَخُ أَخُوکَ وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ نِعْمَ السِّبْطَانِ سِبْطَاکَ وَ هُمَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ نِعْمَ الْجَنِینُ جَنِینُکَ وَ هُوَ مُحَسِّنٌ وَ نِعْمَ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ ذُرِّیَّتُکَ وَ هُمْ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ نِعْمَ الشِّیعَةُ شِیعَتُکَ أَلَا إِنَّ مُحَمَّداً وَ وَصِیَّهُ وَ سِبْطَیْهِ هُمُ الْفَائِزُونَ (3)ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی الْجَنَّةِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: روز قیامت که میشود، پیامبر اکرم را میخواهند، حلهای گلرنگ بر پیکر او میپوشانند و در طرف راست عرش میایستد. سپس ابراهیم خلیل را میخواهند، او را حلهای سفید میپوشانند و در طرف چپ عرش میایستد. بعد علی بن ابی طالب را میخواهند، حلهای گلرنگ نیز بر پیکر او میپوشانند و در طرف راست پیامبر میایستد.
آنگاه حضرت اسماعیل را میخواهند، حلهای سفید بر تن او میپوشانند و در طرف چپ ابراهیم میایستد. بعد حضرت امام حسن را میخواهند و حلهای گلرنگ به او میدهند و در طرف راست امیرالمؤمنین میایستد. بعد حضرت امام حسین را میخواهند و حلهای گلرنگ بر او میپوشانند و طرف راست حضرت امام حسن میایستد. بعد یک یک از امامان علیهم السّلام را میخوانند و هر کدام حلهای گلرنگ میپوشند و در طرف راست دیگری میایستد. بعد شیعیان را میخوانند و آنها در جلوی امامان میایستند. آنگاه فاطمه زهرا علیها السّلام و زنان از نژاد آن سرور و ارادتمندانش را میخوانند، اینان بدون حساب داخل بهشت میشوند.
آنگاه یک منادی از طرف پروردگار، از دل عرش و افق اعلی فریاد میزند: خوب پدری داشتی ای محمّد که ابراهیم است و خوب برادری داری که علی است و خوب فرزندانی داری که حسن و حسین هستند و خوب بچهای در نهاد مادر داشتی که محسن است و خوب پیشوایانی راهنما و رهبرند از نژاد تو که فلان و فلان نام دارند و خوبند شیعیانت. ای مردم! متوجه باشید که محمّد و وصی و دو فرزندش رستگارند. سپس دستور صادر میشود که به جانب بهشت رهسپار شوند. این آیه اشاره به همان است: «فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ» - . آل عمران / 185 - {پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند، قطعا کامیاب شده است.} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 116 - 117 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مع، معانی الأخبار ل، الخصال الْحَسَنُ (5)بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعِیدٍ الْعَسْکَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ الْقُشَیْرِیِّ عَنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُهَلَّبِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دَاوُدَ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ مَرْزُوقٍ عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ أَحَدُهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ (6)وَ عِتْرَتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَقُلْتُ لِأَبِی سَعِیدٍ مَنْ عِتْرَتُهُ قَالَ أَهْلُ بَیْتِهِ (7).
**[ترجمه]کمال الدین و معانی الاخبار و خصال: عطیه عوفی از ابو سعید خدری نقل کرد که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز میگذارم که یکی از دیگری طولانیتر است؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. من به ابو سعید گفتم: عترت آن جناب کیانند؟ گفت: اهل بیت آن جناب. - . کمال الدین: 137 ، معانی الاخبار: 32 ، خصال: 1 - 34 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مع، معانی الأخبار ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام عَلِیُّ بْنُ الْفَضْلِ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عُمَرَ (8)صَاحِبَ
1) فی المصدر المطبوع: علی مکان عن .
2) فی المصدر المطبوع: علی مکان عن .
3) فی المصدر: و وصیه و سبطیه و الأئمّة من ذریته هم الفائزون.
4) تفسیر القمّیّ: 116 و 117 و الآیة فی سورة آل عمران: 185.
5) فی نسخة: الحسین.
6) زاد فی الاکمال: (طرف بید اللّه) و فی المعانی: طرف بید اللّه و طرف بیدی.
7) اکمال الدین: 137، معانی الأخبار: 32، الخصال: 1- 34.
8) فی الاکمال و المعانی: (ابا عمرو) صاحب ابی العباس تغلب یقول: سمعت أبا العباس تغلب یسأل أقول: الصحیح: (ابا عمر) و الرجل هو محمّد بن عبد الواحد الباوردی غلام ثعلب کما ان الصحیح: ثعلب بالمثلثة، و هو أبو العباس أحمد بن یحیی بن زید النحوی و الشیبانی.
أَبِی الْعَبَّاسِ تَغْلِبَ یُسْأَلُ- عَنْ مَعْنَی قَوْلِهِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ لِمَ سُمِّیَا بِثَقَلَیْنِ قَالَ لِأَنَّ التَّمَسُّکَ بِهِمَا ثَقِیلٌ (1).
**[ترجمه]کمال الدین و معانی الاخبار و عیون اخبار الرضا: علی بن فضل بغدادی گفت: شنیدم که ابو عمر دوست ابو عباس تغلب، از معنای ثقلین سوال میکرد که چرا آن را ثقلین میگویند؟ امام پاسخ داد: چون دستیابی به آن سخت است. - . کمال الدین: 137 ، معانی الاخبار: 32 ، عیون اخبار الرضا: 34 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْبَغْدَادِیُّ (2)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ مُوسَی عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ رَفِیعٍ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی قَدْ خَلَّفْتُ فِیکُمْ شَیْئَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَبَداً مَا أَخَذْتُمْ بِهِمَا وَ عَمِلْتُمْ بِمَا فِیهِمَا کِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِی (3)فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو هریره گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در میان شما دو جانشین میگذارم که اگر آنها را بگیرید و به آنچه در آنهاست عمل کنید، بعد از من هرگز گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا و سنت - . این عبارت از تحریفات ابو هریره دروغگو و واضع حدیث است. در اخبار فراوانی آمده: «عترت من.» حدیث ثقلین از اخبار متواتر است که هیچ تردیدی در آن نیست. - من. آن دو از هم جدا نمیشوند تا آنکه در حوض کوثر بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 136 -
**[ترجمه]
مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ (5)عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ سُوَیْدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ صَالِحٍ (6)عَنْ زَکَرِیَّا عَنْ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَبَلٌ مَمْدُودٌ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو سعید گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز میگذارم که اگر به آنها چنگ بزنید گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 136 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ حَمْدَانَ عَنِ الْحُسَیْنِ
1) اکمال الدین: 137 معانی الأخبار: 32: عیون الأخبار: 34 فیهما: بالثقلین و فی الاکمال: الثقلین.
2) فی المصدر: محمّد بن عمرو البغدادیّ عن محمّد بن الحسین بن جعفر الخثعمیّ و محمّد بن عمرو لعله الجبّائیّ.
3) هذا من تحریفات ابی هریرة المدلس الوضاع، و قد عرفت من اخبار کثیرة انه قال: (و عترتی) و خبر الثقلین من الاخبار المتواترة التی لا یشک فیها.
4) اکمال الدین: 136.
5) فی المصدر: محمّد بن عمرو الحافظ.
6) فی المصدر المطبوع: عمرو بن مصالح.
7) اکمال الدین: 136.
بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَخِیهِ الْحُسَیْنِ (1)عَنْ عَلِیِّ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ سَعَّادِ بْنِ سُلَیْمَانَ (2)عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنِ الْحَارِثِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی امْرُؤٌ مَقْبُوضٌ وَ أَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَفْضَلُ (3)مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا (4)لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: علی علیه السّلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: من شخصی میرا هستم و ممکن است دعوت شوم و باید پاسخ دهم. من میان شما دو چیز گرانبها که یکی بر دیگری فضیلت دارد میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 136 - 137 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْقَطَّانُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عَوْنٍ عَنْ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی الضُّحَی (6)عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (7).
**[ترجمه]کمال الدین: زید بن ارقم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 136 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ عِیسَی بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ الْحِمْیَرِیِّ بِالْکُوفَةِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْمَغْرِبِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ علیهم السلام قَالَ: أَتَیْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ أَخْبِرْنَا عَنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ فَذَکَرَ حَدِیثاً طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ (8)ثَلَاثاً.
**[ترجمه]کمال الدین: امام صادق از پدرش علیهم السّلام نقل کرد که جابر بن عبدالله را دیدم و به او گفتم: از حجة الوداع به ما خبر بده. وی حدیثی طولانی را نقل کرد و در ادامه گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز میگذارم که اگر به آنها چنگ بزنید گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. سپس فرمود: خدایا تو شاهد باش! - . کمال الدین: 137 -
و این جمله را سه بار تکرار فرمود.
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ حَمْدَانَ الْقُشَیْرِیِ
عَنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَرِیزِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ (1)عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (2)عَنْ أَبِی الضُّحَی عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا (3)لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: زید بن ارقم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما دو چیز میگذارم که اگر به آنها چنگ بزنید گمراه نمیشوید؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 137 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ طَرِیفٍ (5)عَنِ ابْنِ فُضَیْلٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَنْ حَبِیبِ بْنِ أَبِی ثَابِتٍ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَأَنِّی قَدْ دُعِیتُ فَأَجَبْتُ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَزَالا جَمِیعاً حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا (6).
**[ترجمه]کمال الدین: زید بن ارقم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چنین است که دعوت شدهام و باید پاسخ گویم. من میان شما دو چیز میگذارم که یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. نگاه کنید درباره آنها چه میکنند. - . کمال الدین: 138 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُسَیْنِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ
1) هکذا فی الکتاب و مصدره. و لعلّ الصحیح: (جریر) بالجیم و الراء و هو جریر بن عبد الحمید بن قرط الضبی الکوفیّ نزیل الری و قاضیها، یروی عن الحسن بن عبید اللّه.
2) هکذا فی الکتاب و فی المصدر: الحسن بن عبید اللّه و هو الصحیح، و هو الحسن ابن عبید اللّه بن عروة النخعیّ أبو عروة الکوفیّ، یروی عن جماعة منهم أبو الضحی، و یروی عنه جماعة منهم جریر بن عبد الحمید.
3) و الحدیث یوجد فی المستدرک 3: 148 رواه عن أبی بکر محمّد بن الحسین بن مصلح الفقیه بالری عن محمّد بن أیّوب عن یحیی بن المغیرة السعدی عن جریر بن عبد الحمید عن الحسن بن عبد اللّه النخعیّ عن مسلم بن صبیح عن زید بن أرقم قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: إنی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و أهل بیتی و انهما لن یتفرقا، اه أقول: فیه وهم من النسّاخ و الصحیح کما عرفت: الحسن بن عبید اللّه، و مسلم بن صبیح هو أبو الضحی.
4) اکمال الدین: 137.
5) فی نسخة الکمبانیّ: ظریف بالظاء المعجمة و هو وهم، و الرجل محمّد بن طریف بن خلیفة البجلیّ أبو جعفر الکوفیّ یروی عن محمّد بن الفضیل بن غزوان الضبی ابی عبد الرحمن الکوفیّ.
6) اکمال الدین: 138 فیه، انی تارک و فیه فانهما.
عَنْ أَبِی مَالِکٍ عَمْرِو بْنِ هَاشِمٍ الْجُبِّیِّ (1)عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ عَنْ عَطِیَّةَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا سَعِیدٍ یَرْفَعُ ذَلِکَ إِلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا مِنْ بَعْدِی الثَّقَلَیْنِ وَ أَحَدُهُمَا (2)الْأَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم! آنچه میان شما میگذارم ثقلین است که یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم اهل بیتم. آگاه باشید این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 138 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین جَعْفَرُ بْنُ نُعَیْمٍ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ مُوسَی عَنْ إِسْرَائِیلَ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنْ حُبَیْشِ (4)بْنِ الْمُعْتَمِرِ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا ذَرٍّ الْغِفَارِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ آخِذاً بِحَلْقَةِ بَابِ الْکَعْبَةِ وَ هُوَ یَقُولُ أَلَا مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ جُنْدَبُ بْنُ السَّکَنِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنِّی خَلَّفْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ أَلَا وَ إِنَّ مَثَلَهُمَا فِیکُمْ کَسَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَ فِیهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: حبیش بن معتمر گفت: ابوذر غفاری را دیدم در حالی که حلقه در خانه خدا را گرفته بود، میگفت: هر که مرا میشناسد که میشناسد و کسی که مرا نمیشناسد، بداند که من ابوذر جندب بن سکن هستم. من از پیامبر اکرم شنیدم که فرمود: در میان شما دو چیز گران جانشین میکنم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. آگاه باشید که مثل اهل بیت من در میان شما چون کشتی نوح است؛ هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف نمود، غرق شد. - . کمال الدین: 139 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْعَلَوِیُّ عَنِ ابْنِ قُتَیْبَةَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنْ شَرِیکٍ عَنِ الرُّکَیْنِ بْنِ الرَّبِیعِ (6)عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ (7)کِتَابَ
1) فی المصدر: الحری (الحبی خ ل) و فی کلها تصحیف، و الصحیح، الجنبی بفتح الجیم فسکون النون ثمّ الباء نسبة إلی جنب قبیلة من الیمن، و الرجل هو أبو مالک عمرو بن هاشم الجنبی الکوفیّ ترجمه ابن حجر فی التقریب و تهذیب التهذیب.
2) فی المصدر: انی تارک و فیه: لن تضلوا بعدی و فیه: احدهما أکبر.
3) اکمال الدین: 138.
4) قد عرفت سابقا ان صحیحه: حنش بن المعتمر.
5) اکمال الدین: 139.
6) فی نسخة من الکتاب و مصدره (زکریا) و کلاهما مصحفان و الصحیح: رکین راجع ما ذکرنا سابقا.
7) الثقلین خ ل.
اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا (1)لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (2).
**[ترجمه]کمال الدین: زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من در میان شما دو جانشین میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 139 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ابْنُ عُبْدُوسٍ عَنِ ابْنِ قُتَیْبَةَ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عِیسَی بْنِ یُونُسَ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ أَبِی زَائِدَةَ عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (3).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو سعید خدری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم که یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم اهل بیتم. آگاه باشید که این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 139 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنِ ابْنِ قُتَیْبَةَ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (4)عَنْ أَبِی الضُّحَی عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ کِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (5).
**[ترجمه]کمال الدین: زید بن ارقم نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من میان شما کتاب خدا و اهل بیتم را میگذارم. این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کمال الدین: 139 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مَمَاتِی وَ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی جَنَّةَ عَدْنٍ مَنْزِلِی قَضِیبٌ مِنْ قُضْبَانِهَا غَرَسَهُ رَبِّی بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَکَانَ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیّاً مِنْ بَعْدِی وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ ذُرِّیَّتِی أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْمِی وَ عِلْمِی وَ ایْمُ اللَّهِ لَیَقْتُلُنَّ ابْنِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی که خدایم وعده داده بشود و شاخهای که خدا درخت آن را به دست خویش غرس نموده بگیرد، خداوند فرمود: باش! پس علی را بعد از من و اوصیا از فرزندان مرا که فهم و علم نصیب ایشان شده است، دوست بدارد. وای بر کسانی که فرزند مرا بکشند! خداوند آنها را از شفاعت من محروم کند. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْمُؤْمِنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحَذَّاءِ (7)عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ
1) و انهما خ ل.
2) اکمال الدین: 139.
3) اکمال الدین: 139 فیه: فانهما.
4) ذکرنا آنفا أن الصحیح: جریر عن الحسن بن عبید اللّه و هو جریر بن عبد الحمید ابن قرط الضبی عن الحسن بن عبید اللّه بن عروة النخعیّ.
5) اکمال الدین: 139. فیه: کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی فانهما.
6) بصائر الدرجات: 15.
7) لعل الصحیح: ابو عبیدة الحذاء.
یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی (1)وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ رَبِّی جَنَّةَ عَدْنٍ قَضِیبٌ مِنْ قُضْبَانِهَا غَرَسَهُ رَبِّی بِیَدِهِ فَقَالَ لَهُ کُنْ فَکَانَ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیّاً علیه السلام وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ وَ لْیُسَلِّمْ لِفَضْلِهِمْ فَإِنَّهُمُ الْهُدَاةُ الْمَرْضِیُّونَ أَعْطَاهُمْ فَهْمِی وَ عِلْمِی وَ هُمْ عِتْرَتِی مِنْ دَمِی وَ لَحْمِی أَشْکُو إِلَی اللَّهِ عَدُوَّهُمْ مِنْ أُمَّتِیَ الْمُنْکِرِینَ لِفَضْلِهِمْ الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِی وَ اللَّهِ لَیَقْتُلُنَّ ابْنِی وَ لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی که خدایم وعده داده بشود و شاخهای که خدا درخت آن را به دست خویش غرس نموده بگیرد، (ایضا) خداوند فرمود: باش! پس علی را بعد از من و اوصیا از فرزندان مرا دوست بدارد و به خاطر فضایلشان تسلیمشان شود، زیرا ایشان هدایتشدگان و مورد رضایت خدا هستند. خدا به ایشان فهم و علم مرا داده است و آنها عترت من و از خون و گوشت منند. به خدا شکایت میبرم از دشمنان آنها در امتم و منکران فضایلشان و کسانی که رابطه مرا با ایشان قطع کرده اند. به خدا قسم کسانی که فرزند مرا بکشند، خداوند آنها را از شفاعت من محروم کند. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی یَحْیَی الْمَدَنِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی قَضِیبٌ مِنْ قُضْبَانِهَا غَرَسَهُ بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَکَانَ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ ذُرِّیَّتِی (3)فَإِنَّهُمْ لَنْ یُدْخِلُوکُمْ فِی بَابِ ضَلَالٍ وَ لَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ بَابِ هُدًی وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمر بن علی بن ابوطالب گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی که خدایم وعده داده بشود و شاخهای که خدا درخت آن را به دست خویش غرس نموده بگیرد، (ایضا) خداوند فرمود: باش! پس علی را بعد از من و اوصیا از فرزندان مرا دوست بدارد، زیرا ایشان هرگز در باب گمراهی وارد نمیشوند و نیز از باب هدایت بیرون نمیروند. کسی به ایشان نمیآموزد چون عالمتراز شمایند. - . بصائر الدرجات: 16 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ یَحْیَی بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مهزب مِهْزَمٍ الْأَسَدِیِّ (5)عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ أَهْلَ بَیْتِیَ الْهُدَاةُ بَعْدِی أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْمِی وَ عِلْمِی وَ خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی فَوَیْلٌ لِلْمُنْکِرِینَ حَقَّهُمْ مِنْ بَعْدِیَ الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اهل بیت من هادیان بعد منند. خداوند فهم و علم مرا به ایشان عطا کرده است و ایشان را از سرشت من آفریده است. وای بر منکرین حق ایشان بعد من و کسانی که رابطه با آنها را قطع کنند! شفاعت من به ایشان نمیرسد. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مَمَاتِی وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ رَبِّی جَنَّةَ عَدْنٍ مَنْزِلِی قَضِیبٌ مِنْ قُضْبَانِهَا غَرَسَهَا اللَّهُ رَبِّی بِیَدِهِ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْهُدَی أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْماً وَ عِلْماً فَهُمْ عِتْرَتِی
مِنْ لَحْمِی وَ دَمِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو مَنْ عَادَاهُمْ مِنْ أُمَّتِی وَ اللَّهِ لَیَقْتُلُنَّ ابْنِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی که خدایم وعده داده بشود و شاخهای که خدا درخت آن را به دست خویش غرس نموده بگیرد، پس علی را بعد از من و امامان بعدش را مرا دوست بدارد. ایشان ائمه هدایت هستند، خدا به ایشان فهم و علم مرا داده است و آنها عترت من و از خون و گوشت منند. به خدا شکایت میبرم از دشمنان آنها در امتم. به خدا قسم کسانی که فرزند مرا بکشند، خداوند آنها را از شفاعت من محروم کند. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَرَادَ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مَمَاتِی وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ رَبِّی جَنَّةَ عَدْنٍ غَرَسَهَا (2)بِیَدِهِ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیّاً وَ لْیَتَوَلَّ وَلِیَّهُ وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیَأْتَمَّ بِالْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ لَحْمِی وَ دَمِی أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْمِی وَ عِلْمِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو مِنْ أُمَّتِیَ الْمُنْکِرِینَ لِفَضَائِلِهِمُ الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِی وَ ایْمُ اللَّهِ لَیَقْتُلُنَّ ابْنِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که میخواهد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدن پروردگارم شود، بهشتی که خدا غرس نموده، - . مراد غرس شاخهای از آن است که در روایات گذشته آمد و میآید. - پس علی را و دوستان او دوست بدارد و دشمنانش را دشمن بدارد و اوصیای بعدش را امام بداند، زیرا ایشان عترت منند و از گوشت و خون من و خدا به ایشان فهم و علم مرا داده است. به خدا شکایت میبرم از دشمنان آنها در امتم و منکران فضایلشان و کسانی که رابطه مرا با ایشان قطع کردهاند. به خدا قسم کسانی که فرزند مرا بکشند، خداوند آنها را از شفاعت من محروم کند. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ مُوسَی بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الْقَاهِرِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی (4)وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ عَدْنٍ قَضِیبٌ غَرَسَهُ رَبِّی فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ أَوْصِیَاءَهُ مِنْ بَعْدِی فَإِنَّهُمْ لَا یُدْخِلُونَکُمْ فِی بَابِ ضَلَالٍ وَ لَا یُخْرِجُونَکُمْ مِنْ بَابِ هُدًی وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ وَ إِنِّی سَأَلْتُ رَبِّی أَنْ لَا یُفَرِّقَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْکِتَابِ حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ مَعِی هَکَذَا وَ ضَمَّ بَیْنَ إِصْبَعَیْهِ وَ عَرْضُهُ مَا بَیْنَ صَنْعَاءَ إِلَی أَبٍّ (5)فِیهِ قِدْحَانُ فِضَّةٍ وَ ذَهَبٍ عَدَدَ النُّجُومِ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که خوشحال میشود که به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و داخل بهشت عدنی شود که شاخه آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و اوصیای او را دوست بدارد، زیرا ایشان هرگز در باب گمراهی وارد نمیشوند و نیز از باب هدایت بیرون نمیروند،. کسی به ایشان نمیآموزد، چون عالمتراز شمایند. از خدایم خواستهام که بین ایشان و کتاب جدایی نشود تا آنکه سر حوض با من وارد شوند. همچنین حضرت دو انگشتش را به هم چسبانید ...... در آن جامهای طلا و نقره به تعداد ستارگان بود. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
قال الفیروزآبادی الأبّ عین بالیمن و بالکسر قریة بالیمن.
أقول: قد أوردنا بعض أسانید تلک الأخبار فی باب نص الرسول علیه و علیهم السلام و بعضها فی باب إخبار الرسول بشهادة الحسین.
**[ترجمه]فیروزآبادی گفته «أب» چشمهای در یمن است و با کسره روستایی در آنجاست.
مؤلف: ما بعضی از این اخبار را در «باب نص رسول صلی الله علیه و آله» و بعضی از آنها را در «باب خبر دادن پیامبر بر شهادت امام حسین علی السّلام» آوردهایم.
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی الْمُسْتَدْرَکِ مِنْ کِتَابِ حِلْیَةِ الْأَوْلِیَاءِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مَمَاتِی وَ یَسْکُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ الَّتِی غَرَسَهَا اللَّهُ فَلْیُوَالِ عَلِیّاً مِنْ بَعْدِی وَ لْیُوَالِ وَلِیَّهُ وَ لْیَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِی فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی رُزِقُوا فَهْماً وَ عِلْماً وَیْلٌ لِلْمُکَذِّبِینَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِیَ الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِی لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (1).
**[ترجمه]مستدرک: ابن عباس گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که خوشحال میشود به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنی شود که آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و دوستان او را دوست بدارد و به ائمه بعد از من اقتدا کند، زیرا ایشان عترت منند که از سرشت من خلق شدهاند و فهم و علم روزیشان شده است. وای بر تکذیب کنندگان فضایلشان از امت من و قطع کنندگان رابطه من! خداوند شفاعت مرا به ایشان نمیرساند. - . مستدرک، نسخه خطی که نسخ آن نزد من نیست. حدیث در حلیة الاولیا 1 : 86 موجود است. -
**[ترجمه]
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَسْکُنَ جَنَّةَ الْخُلْدِ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّیَ الَّتِی غَرَسَ قُضْبَانَهَا بِیَدِهِ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فَإِنَّهُ لَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ هُدًی وَ لَنْ یُدْخِلَکُمُ فِی ضَلَالَةٍ (2).
**[ترجمه]مستدرک: زید بن ارقم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنی شود که شاخههای آن را پروردگارم غرس نموده، پس علی بن ابوطالب علیه السّلام را دوست بدارد، زیرا او هرگز شما را از هدایت خارج نمیکند و نیز در گمراهی وارد نمیکند. - . مستدرک، نسخه خطی -
**[ترجمه]
وَ مِنْ کِتَابِ الْفِرْدَوْسِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَا مِیزَانُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ کِفَّتَاهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ خُیُوطُهُ وَ فَاطِمَةُ عِلَاقَتُهُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی عَمُودُهُ یُوزَنُ (3)فِیهِ أَعْمَالُ الْمُحِبِّینَ لَنَا وَ الْمُبْغِضِینَ لَنَا (4).
1) المستدرک مخطوط لیست نسخته عندی، و الحدیث یوجد فی حلیة الأولیاء 1: 86 رواه ابن نعیم بإسناده عن محمّد بن المظفر عن محمّد بن جعفر بن عبد الرحیم عن أحمد بن محمّد بن یزید بن سلیم عن عبد الرحمن بن عمران بن أبی لیلی أخو محمّد بن عمران عن یعقوب ابن موسی الهاشمی عن ابن أبی رواد عن إسماعیل بن أمیّة عن عکرمة عن ابن عبّاس و فیه: و یسکن جنة عدن غرسها ربی فلیوال و فیه: و ویل.
2) المستدرک: مخطوط. و لم نجد عاجلا الحدیث فی حلیة الأولیاء فی مناقب علیّ علیه السلام و لعله فی موضع آخر منه أو رواه من کتاب فضائله، نعم یوجد فی المجلد الأول فی ص 86 حدیثا نحوه و هو ما رواه عن فهد بن إبراهیم بن فهد عن محمّد بن زکریا الغلابی عن بشر بن مهران عن شریک عن الأعمش عن زید بن وهب عن حذیفة قال، قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: من سره أن یحیی حیاتی و یموت میتتی و یتمسک بالقصبة الیاقوتة التی خلقها اللّه بیده ثمّ قال لها: کونی، فکانت فلیتول علیّ بن أبی طالب من بعدی رواه شریک أیضا عن الأعمش عن حبیب بن أبی ثابت عن أبی الطفیل عن زید بن أرقم و رواه السدی عن زید بن أرقم و رواه ابن عبّاس.
3) فی النسخة المخطوطة: توزن.
4) المستدرک: مخطوط.
**[ترجمه]مستدرک: ابن عباس گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من ترازوی علمم و علی دو کفه آن و حسن و حسین بندهای ترازو و فاطمه قسمت اتصال دو کفه است و ائمه بعد من عمود آن هستند. اعمال دوستداران و دشمنان ما در آن سنجیده میشود. - . مستدرک، نسخه خطی -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ ذَرِیحِ بْنِ (1)یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِی فَنَحْنُ أَهْلُ بَیْتِهِ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من در میان شما دو چیز گران گذاشتم؛ کتاب خدا و اهل بیتم. [امام علیه السّلام فرمود:] ما اهل بیت اوییم. - . بصائر الدرجات: 122 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنِ الْقَلَانِسِیِّ (3)عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ الثَّقَلَ الْأَکْبَرَ وَ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَبَدَّلُوا (4)وَ إِنِّی سَأَلْتُ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ أَنْ لَا یَتَفَرَّقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأُعْطِیتُ ذَلِکَ قَالُوا وَ مَا الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ وَ مَا الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ قَالَ الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ کِتَابُ اللَّهِ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِیَدِ اللَّهِ وَ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِأَیْدِیکُمْ وَ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ عِتْرَتِی وَ أَهْلُ بَیْتِی (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: جابر بن عبدالله انصاری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم! من در بین شما ثقلین را نهادم؛ ثقل اکبر و ثقل اصغر. اگر به آن تمسک کنید گمراه و خوار نمیشوید. من از خدای لطیف و خبیر خواستهام که جداییشان نیافتد تا بر سر حوض بر من وارد شوند و آن به من ارزانی شده است. گفتند: ثقل اکبر و اصغر چییست؟ فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن دست او و طرف دیگرش دست شماست و ثقل اصغر عترت من و اهل بیت منند. - . بصائر الدرجات: 122 - 123 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ أَبِی عِمْرَانَ عَنْ یُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَعْدٍ الْإِسْکَافِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَا یَزَالُ کِتَابُ اللَّهِ وَ الدَّلِیلُ مِنَّا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6)حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سعد اسکاف گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره این فرمایش پیامبر اکرم پرسیدم: «انی تارک فیکم الثقلین فتمسکوا بهما فإنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.» آن جناب فرمود: پیوسته کتاب خدا و رهبری از ما خانواده احکام و دستورات قرآن را راهنمایی میکنند تا در حوض بر آن جناب وارد شوند. - . بصائر الدرجات: 123 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ یَحْیَی بْنِ أُدَیْمٍ (8)عَنْ شَرِیکٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله
1) هو ذریح بن محمّد بن یزید المحاربی.
2) بصائر الدرجات: 122.
3) هو خالد بن ماد.
4) فی نسخة: و لا تتبدلوا تذلوا.
5) بصائر الدرجات: 122 و 123.
6) أی علی کتاب اللّه و احکامه.
7) بصائر الدرجات: 123.
8) لعل الصحیح: یحیی بن آدم، و هو یحیی بن آدم بن سلیمان الکوفیّ أبو زکریا مولی بنی أمیّة المتوفّی سنة 203 الراوی عن شریک.
أَصْحَابَهُ بِمِنًی فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی وَ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَمَّا کِتَابَ اللَّهِ فَحَرَّفُوا وَ أَمَّا الْکَعْبَةَ فَهَدَمُوا وَ أَمَّا الْعِتْرَةَ فَقَتَلُوا وَ کُلَّ وَدَائِعِ اللَّهِ فَقَدْ تَبَّرُوا (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: شریک از جابر نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم اصحاب خود را در منی پیش خواند و فرمود: مردم! من میان شما دو چیز گران میگذارم که تا وقتی به آن دو تمسک جویید، گمراه نمی شوید؛ کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. آن دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: مردم! من میان شما چیزهای محترم در نزد خدا میگذارم؛ کتاب خدا و عترت و کعبه که بیت الحرام است.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود: کتاب خدا را تغییر دادند و کعبه را منهدم نمودند و عترت را کشتند و تمام ودایع خدا را درهم شکسته و از بین بردهاند. - . بصائر الدرجات: 122 -
**[ترجمه]
تبره تتبیرا أی کسر و أهلکه.
**[ترجمه]تبره تتبیرا أی کسر و أهلکه.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَوْمَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ صَلَاةِ الظُّهْرِ انْصَرَفَ عَلَی النَّاسِ فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ نَبَّأَنِیَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُ لَنْ یُعَمَّرَ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا نِصْفَ عُمُرِ الَّذِی یَلِیهِ مِمَّنْ قَبْلَهُ وَ إِنِّی لَأَظُنُّنِی أَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی مَسْئُولٌ وَ إِنَّکُمْ مَسْئُولُونَ فَهَلْ بَلَّغْتُکُمْ فَمَا ذَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ قَالُوا نَشْهَدُ بِأَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ جَاهَدْتَ فَجَزَاکَ اللَّهُ عَنَّا خَیْراً قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ أَ لَمْ تَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ قَالُوا نَعَمْ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ مَوْلَایَ وَ أَنَا أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی فَرَطُکُمْ وَ أَنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ حَوْضِی عَرْضُهُ مَا بَیْنَ بُصْرَی وَ صَنْعَاءَ (2)فِیهِ عَدَدَ النُّجُومِ قِدْحَانٌ مِنْ فِضَّةٍ أَلَا وَ إِنِّی سَائِلُکُمْ حِینَ تَرِدُونَ عَلَیَّ عَنِ الثَّقَلَیْنِ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا حَتَّی تَلْقَوْنِی قَالُوا وَ مَا الثَّقَلَانِ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ کِتَابُ اللَّهِ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِیَدِ اللَّهِ (3)وَ طَرَفٌ فِی أَیْدِیکُمْ فَاسْتَمْسِکُوا بِهِ لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَذِلُّوا أَلَا وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی فَإِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِی اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنْ لَا یَتَفَرَّقَا حَتَّی یَلْقَیَانِی وَ
سَأَلْتُ اللَّهَ لَهُمَا ذَلِکَ فَلَأَعْطَانِیهِ فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا (1)وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ (2).
شی، تفسیر العیاشی عن زرارة عن أبی جعفر علیه السلام مثله (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مفضل بن صالح از یکی از اصحاب خود نقل کرد که پیامبر اکرم روز جمعه نماز ظهر خطبهای برای مردم ایراد کرد و فرمود: مردم! خداوند مرا خبر داده که هر پیامبری نصف عمر پیامبر قبل از خود را میکند. من گمان میکنم به زودی دعوت حق را لبیک گویم. از من بازخواست خواهند کرد - و شما نیز مسئول هستید - که آیا من رسالت خود را به شما رساندهام؟ اکنون چه میگویید؟ گفتند: ما گواهی میدهیم که شما تبلیغ رسالت نمودی و نصیحت کردی و پیکار نمودی. خداوند جزای خیر به شما عنایت کند. فرمود: خدایا تو گواه باش!
آنگاه رو به مردم کرد و فرمود: مگر شما گواهی نمیدهید که خدایی جز آفریدگار جهان نیست و محمد پیامبر و رسول اوست، بهشت حق و جهنم واقعیت دارد و زنده کردن بعد از مرگ هست؟ گفتند چرا. فرمود: خدایا گواه باش!
بعد فرمود: مردم! خدا مولای من است و من نسبت به مؤمنین از جانشان گرامیترم. بدانید که هر کس من آقا و رهبر اویم، علی آقا و رهبر اوست. خدایا دوست بدار دوست علی را و دشمن بدار دشمن علی را!
بعد فرمود: من بر شما سبقت میگیرم و شما در حوض بر من وارد میشوید؛ حوضی که عرض آن به فاصله اینجا تا صنعا است. در آن حوض به عدد ستارگان قدح نقره است. وقتی در حوض وارد شوید، من از شما راجع به دو امانت گران خواهم پرسید. دقت کنید با آن دو چگونه رفتار خواهید کرد.
پرسیدند: آن دو امانت چیست؟ فرمود: امانت گرانتر کتاب خداست که یک طرف آن به دست خدا و یک طرف به دست شما است. دست از آن بازندارید تا گمراه نشوید و خوار نگردید. و نیز عترت من اهل بیت منند. خداوند به من اطلاع داده که آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا مرا ببینند. من نیز از خدا همین درخواست را نمودهام و اجابت فرموده است. پس بر آنها سبقت نگیرید تا هلاک نشوید و به آنها چیزی نیاموزید که از شما داناترند. - . تفسیر عیاشی: 4 - 5 -
تفسیر عیاشی: مانند این حدیث را آورده است. - . تفسیر عیاشی: 4 - 5 -
**[ترجمه]
جا، المجالس للمفید الْجِعَابِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِیِّ (4)عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ بِکُمْ یُفْتَحُ هَذَا الْأَمْرُ وَ بِکُمْ یُخْتَمُ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ أَنْتُمْ حِزْبُ اللَّهِ وَ أَعْدَاؤُکُمْ حِزْبُ الشَّیْطانِ طُوبَی لِمَنْ أَطَاعَکُمْ وَ وَیْلٌ لِمَنْ عَصَاکُمْ أَنْتُمْ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی مَنْ تَمَسَّکَ بِهَا اهْتَدَی وَ مَنْ تَرَکَهَا ضَلَّ أَسْأَلُ اللَّهَ لَکُمُ الْجَنَّةَ لَا یَسْبِقُکُمْ أَحَدٌ إِلَی طَاعَةِ اللَّهِ فَأَنْتُمْ أَوْلَی بِهَا (5).
**[ترجمه]مجالس مفید: عبداللَّه علوی از پدر خود، از حضرت رضا علیه السّلام و آن جناب از آباء گرام خویش، از امیرالمؤمنین علیه السّلام، از پیغمبر اکرم نقل کرد که فرمود: یا علی! به وسیله شما این امر افتتاح میشود و به شما ختم میگردد. صبر و شکیبایی را پیشه گیرید. عاقبت پسندیده اختصاص بپرهیزگاران دارد. شما حزب خدایید و دشمنانتان حزب شیطان. خوشا به حال کسی که مطیع شما است و وای بر کسی که با شما مخالفت کند! شما حجت خدا بر خلقید و دستاویز محکم؛ هر که چنگ به دامن شما زند هدایت مییابد و کسی که شما را ترک کند، گمراه میشود. از خدا تقاضای بهشت برای شما دارم. مبادا کسی در فرمانبرداری از خدا بر شما پیشی گیرید؛ شما شایستهتر به این مقام هستید. - . مجالس مفید: 63 - 64 -
**[ترجمه]
جا، المجالس للمفید الْجِعَابِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی لَهِیعَةَ عَنْ أَبِی ذُرْعَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ بِنَا خَتَمَ اللَّهُ الدِّینَ کَمَا بِنَا فَتَحَهُ وَ بِنَا یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ (6)بَعْدَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ (7).
**[ترجمه]مجالس مفید: ابی ذرعه از عمر بن علی بن ابی طالب، از پدر خود نقل کرد که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: یا علی! به وسیله ما خدا دین را ختم نمود، چنان چه به وسیله ما افتتاح کرد، و به وسیله مابین دلها محبت انداخت، بعد از دشمنی و کینهای که با یکدیگر داشتند. - . مجالس مفید: 147 -
**[ترجمه]
فض، کتاب الروضة یل، الفضائل لابن شاذان بِالْإِسْنَادِ یَرْفَعُهُ إِلَی الْإِمَامِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهم السلام (8)عَنْ جَابِرٍ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
1) هکذا فی نسخة الکمبانیّ، و فی النسخة المخطوطة: (فلا تسبقوهم فتهلکوا و لا تقصروا عنهم فتهلکوا) و فی المصدر: فلا تسبقوهم فتضلوا، و لا تقصروا عنهم فتهلکوا.
2) تفسیر العیّاشیّ: 4 و 5.
3) تفسیر العیّاشیّ: 4 و 5.
4) فی المصدر: محمّد بن عبد اللّه بن علیّ بن الحسین بن زید بن علیّ بن أبی طالب علیه السلام و الظاهر ان فیه تصحیف و لعله محمّد بن عبد اللّه بن علیّ بن الحسین بن زید بن علیّ بن الحسین ابن أبی طالب المترجم ابوه فی رجال النجاشیّ، قال: روی عن الرضا علیه السلام، و له نسخة رواها.
5) مجالس المفید: 63 و 64.
6) لعل الصحیح: (قلوبهم) او أراد قلوب الأمة.
7) مجالس المفید: 147.
8) فی الروضة: عن جده عن أبیه الحسین علیه السلام.
فَاطِمَةُ بَهْجَةُ قَلْبِی (1)وَ ابْنَاهَا ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ بَعْلُهَا نُورُ بَصَرِی وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهَا أَمَانَتِی وَ الْحَبْلُ الْمَمْدُودُ فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدْ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ فَقَدْ هَوَی (2).
**[ترجمه]روضه کافی و فضائل: جابر انصاری گفت: پیامبر اکرم فرمود: فاطمه مایه سرور دل من است و دو فرزندش میوه دلم و شوهرش نور چشم من و ائمه از نژاد او، امنای من و ریسمان پیوسته هستند. هر که به آنها چنگ زند نجات مییابد و هر که تخلف ورزد، گمراه شده است. - . روضه کافی: 144 ، فضائل: 197 -
**[ترجمه]
کشف، کشف الغمة مِنْ مَنَاقِبِ الْخُوَارِزْمِیِّ عَنِ الْإِمَامِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنِ الْإِمَامِ (3)مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِیهِ الْإِمَامِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعَابِدِینَ عَنْ أَبِیهِ الْإِمَامِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الشَّهِیدِ علیهم السلام قَالَ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ ذُرِّیَّتَهُ (4)الطَّاهِرِینَ أَئِمَّةَ الْهُدَی وَ مَصَابِیحَ الدُّجَی مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ بَابِ الْهُدَی إِلَی بَابِ الضَّلَالَةِ (5).
**[ترجمه]کشف الغمة: امام صادق از امام باقر، از پدرش امام زین العابدین، از پدرش امام حسین شهید علیهم السّلام نقل کرد که فرمود: شنیدم که جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: کسی که دوست دارد به زندگی من زندگی کند و به مرگ من بمیرد و داخل در بهشتی که پروردگارم وعده داده شود، پس علی بن ابی طالب و فرزندان پاکش را دوست بدارد. ایشان امامان هدایت و چراغهای تاریکیها هستند بعد از او. ایشان شما را از باب هدایت به باب ضلالت خارج نمیکنند. - . کشف الغمة: 31 ، خوارزمی در مناقب : 44 - 45 روایت کرده است. -
**[ترجمه]
یل، الفضائل لابن شاذان فض، کتاب الروضة بِالْإِسْنَادِ یَرْفَعُهُ إِلَی ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا رَجَعْنَا مِنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ جَلَسْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی مَسْجِدِهِ فَقَالَ أَ تَدْرُونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ قَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنَّ عَلَی أَهْلِ الدِّینِ إِذْ هَدَاهُمْ بِی وَ أَنَا أَمُنُّ عَلَی أَهْلِ الدِّینِ إِذْ أَهْدِیهِمْ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ابْنِ عَمِّی وَ أَبِی ذُرِّیَّتِی أَلَا وَ مَنِ اهْتَدَی بِهِمْ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ ضَلَّ وَ غَوَی أَیُّهَا النَّاسُ اللَّهَ اللَّهَ فِی عِتْرَتِی وَ أَهْلِ بَیْتِی فَإِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ وَلَدَیْهَا عَضُدَایَ وَ أَنَا وَ
1) فی الروضة: فاطمة مهجتی و فیه: و الأئمّة من ولدها مادتی و فی الفضائل، و الأئمّة من ولدها أمنائی و حبله الممدود.
2) الفضائل: 197، الروضة: 144.
3) فی المصدر: عن أبیه الامام.
4) فی مناقب الخوارزمی: و ذریته و أهل بیته و فیه: من بعدی .
5) کشف الغمّة: 31. رواه الخوارزمی فی مناقبه: 44 و 45 عن الامام الأجل اخی شمس الأئمّة أبی الفرج محمّد بن أحمد المکی عن الامام الزاهد ابی محمّد إسماعیل بن علی عن السیّد الإمام الأجل المرشد باللّه أبی الحسین یحیی بن الموفق باللّه عن أبی طاهر محمّد ابن علیّ بن محمّد بن یوسف الواعظ العلّاف عن أبی جعفر محمّد بن أحمد بن محمّد بن حماد، عن ابی محمّد القاسم بن جعفر بن محمّد بن عبد اللّه بن محمّد بن عمر بن علیّ بن أبی طالب عن أبی جعفر محمّد بن علی الباقر اه.
بَعْلُهَا کَالضَّوْءِ اللَّهُمَّ ارْحَمْ مَنْ رَحِمَهُمْ وَ لَا تَغْفِرْ لِمَنْ ظَلَمَهُمْ ثُمَّ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ وَ قَالَ کَأَنِّی أَنْظُرُ الْحَالَ (1).
**[ترجمه]فضائل و روضه کافی: ابن عباس گفت: وقتی از حجة الوداع برگشتیم، در مسجد پیامبر خدمت آن جناب نشسته بودیم. فرمود: میدانید میخواهم به شما چه بگویم؟ گفتیم: خدا و پیامبرش میدانند. فرمود: بدانید که خداوند بر اهل دین منت گذاشت، زیرا ایشان را به وسیله من هدایت نمود. و من بر اهل دین منت میگذارم، چون آنها را به وسیله علی بن ابی طالب علیه السّلام، پسر عمو و پدر فرزندانم هدایت کردم. هر که به وسیله ایشان هدایت یافت، رستگار است و کسی که از آنها تخلف جست، گمراه و سرگردان.
مردم! خدا خدا را در مورد عترت و اهل بیتم در نظر داشته باشید! فاطمه پاره تن من است و دو فرزندش بازوان منند و من و شوهرش چون نور درخشنده هستیم. خدایا! رحم کن بر کسی که به آنها رحم نماید و نیامرز کسی را که بر آنها ستم ورزد. در این موقع چشمان پیامبر پر از اشک شد و فرمود: گویا هم اکنون میبینم چه خواهند کرد. - . روضه کافی: 146 - 147 -
**[ترجمه]
وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ ذُرِّیَّةَ کُلِّ نَبِیٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ جَعَلَ ذُرِّیَّتِی مِنْ صُلْبِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ مَعَ فَاطِمَةَ ابْنَتِی وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اصْطَفَاهُمْ کَمَا اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ فَاتَّبِعُوهُمْ یَهْدُوکُمْ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ قَدِّمُوهُمْ وَ لَا تَتَقَدَّمُوا عَلَیْهِمْ فَإِنَّهُمْ أَحْلَمُکُمْ صِغَاراً وَ أَعْلَمُکُمْ کِبَاراً فَاتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ لَا یُدْخِلُونَکُمْ فِی ضَلَالٍ وَ لَا یُخْرِجُونَکُمْ مِنْ هُدًی (2).
**[ترجمه]فضائل و روضه کافی: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده که پیامبر اکرم فرمود: خداوند ذریه تمام پیامبران را از نژاد خودش قرار داده، ولی ذریه مرا از نژاد علی بن ابی طالب و فاطمه دخترم قرار داده است. خداوند آنها را مانند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران بر جهانیان برگزیده است. پیرو ایشان باشید؛ شما را به راه راست هدایت میکنند. آنها را مقدم دارید، ولی بر ایشان مقدم نشوید، زیرا آنها در کوچکی از همه شما باحلمترند و در بزرگی از تمام شما عالمترند. پیرو آنها باشید که گمراهتان نخواهند کرد و از هدایت خارجتان نمیکنند. - . فضائل: 210 - 211 ، روضه کافی: 149 -
**[ترجمه]
وَ بِالْإِسْنَادِ یَرْفَعُهُ إِلَی أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ وَ الزُّبَیْرِ بْنِ الْعَوَّامِ أَنَّهُمَا قَالا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَا مِیزَانُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ کَفَّتَاهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ خُیُوطُهُ وَ فَاطِمَةُ عِلَاقَتُهُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِمْ یُنْصَبُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (3)فَتُوزَنُ فِیهِ الْأَعْمَالُ مِنَ الْمُحِبِّینَ لَنَا وَ الْمُبْغِضِینَ (4).
**[ترجمه]فضائل و روضه کافی: انس بن مالک و زبیر بن عوام گفتند: پیامبر اکرم فرمود: من ترازوی علمم و علی دو کفه آن و حسن و حسین بندهای ترازو و فاطمه قسمت اتصال دو کفه است و ائمه از نژاد آنها عمود آن. روز قیامت [این ترازو را] برای ایشان قرار میدهند و در آن اعمال مردم از دوستان و دشمنان ما را محاسبه میکنند. - . فضائل: 210 - 211 ، روضه کافی: 149 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام حَمْزَةُ الْعَلَوِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْکَبَ سَفِینَةَ النَّجَاةِ وَ یَسْتَمْسِکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی وَ یَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِینِ فَلْیُوَالِ عَلِیّاً بَعْدِی وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیَأْتَمَّ بِالْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی وَ سَادَةُ أُمَّتِی وَ قَادَةُ الْأَتْقِیَاءِ إِلَی الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّیْطَانِ (5).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: حسین بن خالد از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم فرموده است: هر که دوست دارد سوار کشتی نجات شود و دستاویز استوار را چنگ زند و به ریسمان محکم خدا بچسبد، باید علی را بعد از من دوست بدارد و دشمنش را دشمن و پیرو ائمه هدی از فرزندانش باشد. آنها جانشینان و اوصیای منند و پس از من حجت خدا بر خلق و سرور امت و رهبر پرهیزگاران به جانب بهشت هستند. حزب ایشان حزب من و حزب من حزب خدا است و حزب دشمنان آنها حزب شیطان است. - . عیون اخبار الرضا: 161 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِالْأَسَانِیدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ
صلی الله علیه و آله : کأنی قد دعیت فأجبت ، وإنی تارک فیکم الثقلین ، أحدهما أکبر من الآخر : کتاب الله تعالی حبل ممدود من السماء إلی الارض : وعترتی أهل بیتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما(1).
صح : عنه علیه السلام مثله(2).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: امام رضا از پدرانش علیهم السّلام نقل میکنند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چنین است که دعوت شدهام و باید پاسخ دهم. در میان شما دو چیز گران میگذارم که یکی از دیگری بزرگتراست؛ کتاب خدای تعالی، ریسمانی که از آسمان تا زمین پیوسته است و عترتم اهل بیتم. ببینید با آنها چه میکنند. - . عیون اخبار الرضا: 199 -
صحیفه الرضا: مثل این حدیث را نقل کرده است. - . صحیفة الرضا: 23 - 24 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِإِسْنَادِ التَّمِیمِیِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنْتَ یَا عَلِیُّ وَ وُلْدُکَ خِیَرَةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ (3).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: تمیمی از آن جناب نقل میکند که پیامبر اکرم فرمود: یا علی! تو و فرزندانت برگزیدههای خدا از خلقید. - . عیون اخبار الرضا: 220 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ عَدُوَّهُ وَ کُنْ لَهُ وَ لِوُلْدِهِ وَ اخْلُفْهُ فِیهِمْ بِخَیْرٍ وَ بَارِکْ لَهُمْ فِیمَا أَعْطَیْتَهُمْ (4)وَ أَیِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ احْفَظْهُمْ حَیْثُ تَوَجَّهُوا مِنَ الْأَرْضِ وَ اجْعَلِ الْإِمَامَةَ فِیهِمْ وَ اشْکُرْ مَنْ أَطَاعَهُمْ وَ أَهْلِکْ مَنْ عَصَاهُمْ إِنَّکَ قَرِیبٌ مُجِیبٌ (5).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: با همان اسناد نقل کرده که پیامبر اکرم فرمود: هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا! دوست بدار کسی که علی را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را؛ کمک کن به کسی که او را کمک کند و یاری کن یارش را؛ خوار کن دشمنش را و پشتیبان او و فرزندانش باش؛ خیر را در راه ایشان بدار و آنچه به ایشان عنایت کردهای افزون فرما و آنها را به روح القدس تأیید نما؛ ایشان را هر جا که هستند حفظ نما؛ امامت را در ایشان قرار ده و پاداش کسی را که مطیع آنها باشد عنایت فرما و مخالف ایشان را هلاک فرما. تو نزدیک و جواب دهنده هستی. - . عیون اخبار الرضا: 220 - 221 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ یُجْنِبُ فِی هَذَا الْمَسْجِدِ إِلَّا أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِی فَإِنَّهُمْ مِنِّی (6).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: با این اسناد از پیامبر اکرم نقل کرد که فرمود: جایز نیست برای احدی در این مسجد جنب باشد، مگر برای من و علی و فاطمه و حسن و حسین و هر کس از خانواده من است، زیرا آنها از من حساب میشوند. - . عیون اخبار الرضا: 220 - 221 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی وَ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (7).
**[ترجمه]کمال الدین و عیون اخبار الرضا: با این اسناد از پیامبر اکرم نقل کرد که فرمود: در میان شما دو چیز گران، کتاب خدا و عترتم را میگذارم. این دو هرگز جدایی ندارند تا اینکه در حوض بر من وارد میشوند. - . کمال الدین: 138 ، عیون اخبار الرضا: 223 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: وَسَطُ الْجَنَّةِ لِی وَ لِأَهْلِی (8).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: با همین اسناد از پیامبر اکرم نقل کرد که فرمود: وسط بهشت متعلق به من و خانواده من است. - . عیون اخبار الرضا: 226 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی أَبُو عَمْرٍو (1)عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْمُسْتَوْرِدِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ صَبِیحٍ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ إِلَّا أَنَّ أَحَدَهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ (2)مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ قَالَ أَلَا إِنَّ أَهْلَ بَیْتِی عَیْنِیَ (3)الَّتِی آوِی إِلَیْهَا أَلَا وَ إِنَّ الْأَنْصَارَ تُرْسِی (4)فَاعْفُوا عَنْ مُسِیئِهِمْ وَ أَعِینُوا مُحْسِنَهُمْ (5).
**[ترجمه]امالی طوسی: ابو سعید خدری گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: من میان شما دو چیز گران گذاشتم که یکی از آنها از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا که ریسمانی پیوسته از آسمان به زمین است و عترت و اهل بیتم. این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. فرمود: متوجه باشید که اهل بیت من مخزن اسرار و علوم من هستند که اسرار خود را به آنها میسپارم. انصار وسیله دفاع منند، از خطا کار آنها بگذرید و نیکوکار را کمک کنید. - . امالی طوسی: 160 -
**[ترجمه]
یظهر من بعض کتب المخالفین أن مکان عینی عیبتی و مکان ترسی کرشی و قال فی النهایة فیه
الأنصار کرشی (6)و عیبتی.
أراد أنهم بطانته و موضع سره و أمانته و الذین یعتمد علیهم فی أموره و استعار الکرش و العیبة لذلک لأن المجتر یجمع علفه فی کرشه و الرجل یضع ثیابه فی عیبته و قیل أراد بالکرش الجماعة أی جماعتی و صحابتی یقال علیه کرش من الناس أی جماعة (7).
**[ترجمه]در بعضی از کتب مخالفین به جای «عینی»، «عیبتی» و به جای «ترسی»، «کرشی» آمده است. در نهایه آمده است: «الأنصار کرشی و عیبتی» که مراد آنها خواص پیامبر و صاحبان سرّ و امانت او و کسانی که در امور به ایشان اعتماد دارد، میباشند. استعاره از «کرش» و «عیبه» از این رو میباشد که حیوان نشخوار کننده علفها را در کرش (شکمبه) قرار میدهد و مردم لباسهای خود را در عیبة (صندوق و جامه دان) میگذارند. شاید مراد آنها از «کرش» جماعت و اصحاب باشند، زیرا گفته شده: «کرش من الناس»، یعنی جماعتی از مردم.
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ بَشِیرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ (8)الْبَلْخِیِّ عَنْ
1) فی المصدر: (ابو عمر) و هو أبو عمر عبد الواحد بن محمّد بن عبد اللّه بن محمّد ابن مهدیّ.
2) فی المصدر و النسخة المخطوطة: کتاب اللّه ممدود.
3) فی المصدر و النسخة المخطوطة: عیبتی.
4) فی المصدر و النسخة المخطوطة: کرشی.
5) أمالی الطوسیّ: 160.
6) و قد عرفت ان المصدر أیضا یوافق ذلک و ان نسخة المصنّف کانت مصحفة.
7) فی المجمع: الکرش: الجماعة من الناس، و فی خبر النبیّ صلّی اللّه علیه و آله:
8) فی النسخة المخطوطة: (بشر) و فی المصدر: أبی نصر بشر بن محمّد بن نصر.
أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ الْهَرَوِیِّ عَنْ خَالِهِ أَبِی الصَّلْتِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَکَفَّلَ لِی فِی أَهْلِ بَیْتِی لِمَنْ لَقِیَهُ مِنْهُمْ لَا یُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً (1).
**[ترجمه]امالی طوسی: حضرت رضا علیه السّلام از پیامبر اکرم نقل کرد که فرمود: خداوند به لطف و کرمش کفیل خانواده من است؛ ذرهای برای آن شریک نخواهند گرفت. - . امالی طوسی: 329 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مع، معانی الأخبار مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْبَغْدَادِیُّ (2)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ بِشْرِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ طَلْحَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَطِیَّةَ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنِّی أَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِی کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی وَ إِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ أَخْبَرَنِی أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا بِمَا ذَا تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا (3).
**[ترجمه]کمال الدین و معانی الاخبار: ابو سعید خدری نقل کرد که نبی مکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ممکن است دعوت شوم و باید اجابت کنم. من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای است از آسمان به زمین و عترتم اهل بیتم. خدای لطیف و آگاه مرا خبر داده که این دو از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. نگاه کنید با آنها چگونه رفتار میکنند. - . کمال الدین: 136 ، معانی الأخبار: 32 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام مع، معانی الأخبار الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ علیهم السلام قَالَ: سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَنْ مَعْنَی قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی مِنَ الْعِتْرَةِ فَقَالَ أَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا یُفَارِقُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَوْضَهُ (4).
**[ترجمه]کمال الدین و عیون اخبار الرضا و معانی الاخبار: حضرت صادق از آباء گرام خویش علیهم السّلام، از حضرت حسین علیه السّلام نقل کرد که فرمود: از امیرالمؤمنین علیه السّلام سؤال کردند: معنی فرمایش پیغمبر: «انی مخلف فیکم الثقلین: کتاب اللَّه و عترتی.» عترت آن جناب کیانند؟
فرمود: من و حسن و حسین و ائمه نهگانه از فرزندان حسین که نهمی آنها مهدی و قائم آنها است. از کتاب خدا جدا نمیشوند و کتاب خدا از آنها جدا نخواهد شد، تا وقتی که در حوض او بر پیامبر اکرم وارد شوند. - . کمال الدین: 139 ، عیون اخبار الرضا: 34 ، معانی الأخبار: 32 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین مع، معانی الأخبار الْقَطَّانُ عَنِ السُّکَّرِیِّ عَنِ الْجَوْهَرِیِّ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ صلوات الله علیهم قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَهَاتَیْنِ وَ ضَمَّ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ فَقَامَ إِلَیْهِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُ
فَقَالَ (1)یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ عِتْرَتُکَ قَالَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
قال الصدوق قدس الله روحه حکی محمد بن بحر (2)الشیبانی عن محمد بن عبد الواحد (3)صاحب أبی العباس تغلب (4)فی کتابه الذی سماه کتاب الیاقوتة أنه قال حدثنی أبو العباس تغلب (5)قال حدثنی ابن الأعرابی قال العترة قطاع (6)المسک الکبار فی النافجة و تصغیرها عتیرة و العترة الریقة العذبة و تصغیرها عتیرة و العترة شجرة تنبت علی باب وجار الضب.
و أحسبه أراد (7)وجار الضبع لأن الذی للضب مکو و للضبع وجار.
ثم قال و إذا خرجت الضب من وجارها تمرغت علی تلک الشجرة فهی لذلک لا تنمو و لا تکبر و العرب تضرب مثلا للذلیل و الذلة فیقولون أذل من عترة الضب قال تصغیرها عتیرة و العترة ولد الرجل و ذریته من صلبه فلذلک سمیت ذریة محمد صلی الله علیه و آله من علی و فاطمة علیهما السلام عترة (8)قال تغلب (9)
1) فی المصدرین: و قال:
2) یحیی خ ل، أقول: فی اکمال الدین: محمّد بن یحیی الشیبانی و الظاهر أنّه محمّد بن بحر الرهنی أبو الحسین الشیبانی المتکلم الفقیه الشیعی کان عالما بالاخبار له نحو من خمسمائة مصنف و رسالة ترجمه أصحابنا فی کتبهم الرجالیة و ترجمه یاقوت فی معجم الأدباء 6: ٤١٧ ویذکر الصدوق عن کتاب له فی تفضیل الانبیاء والائمة صلوات الله علیهم فصلا طویلا فی العلل : ١٨.
3) فی اکمال الدین: (محمّد بن عبد الجبار) و هو مصحف و لعله من النسّاخ و الرجل هو أبو عمر الزاهد محمّد بن عبد الواحد المطرز الباوردی المعروف بغلام ثعلب، احد ائمة اللغة.
4) هکذا فی الکتاب و مصدره و هو مصحف ثعلب بالثاء المثلثة و هو أبو العباس أحمد بن یحیی بن زید النحوی الشیبانی امام الکوفیین فی النحو و اللغة.
5) هکذا فی الکتاب و مصدره و هو مصحف ثعلب بالثاء المثلثة و هو أبو العباس أحمد بن یحیی بن زید النحوی الشیبانی امام الکوفیین فی النحو و اللغة.
6) فی اکمال الدین: قطع المسک.
7) الوجار بالکسر و الفتح: حجرة الضبع و غیرها و المکو و المکی: حجر الارنب و نحوه.
8) فی المصدر: عترة محمّد صلّی اللّه علیه و آله.
9) هکذا فی الکتاب و مصدره و هو مصحف ثعلب بالثاء المثلثة و هو أبو العباس أحمد بن یحیی بن زید النحوی الشیبانی امام الکوفیین فی النحو و اللغة.
فقلت لابن الأعرابی فما معنی قول أبی بکر فی السقیفة نحن عترة رسول الله صلی الله علیه و آله قال أراد بلدته و بیضته و عترة محمد صلی الله علیه و آله لا محالة ولد فاطمة علیها السلام و الدلیل علی ذلک رد أبی بکر و إنفاذ علی علیه السلام بسورة براءة
وَ قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله أُمِرْتُ أَنْ لَا یُبَلِّغَهَا عَنِّی إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنِّی.
فأخذها منه و دفعها إلی من کان منه دونه فلو کان أبو بکر من العترة نسبا دون تفسیر ابن الأعرابی أنه أراد البلدة لکان محالا أخذ سورة براءة منه و دفعها إلی علی علیه السلام و قد قیل إن العترة الصخرة العظیمة یتخذ الضب عندها حجرا یأوی إلیه و هذا لقلة هدایته و قد قیل إن العترة أصل الشجرة المقطوعة التی تنبت من أصولها و عروقها و العترة فی غیر هذا المعنی
قول النبی صلی الله علیه و آله لا فرعة و لا عتیرة.
قال الأصمعی کان الرجل فی الجاهلیة ینذر نذرا علی أنه إذا بلغت غنمه مائة أن یذبح رجیه (1)و عتائره فکان الرجل ربما بخل بشاته فیصید الظباء و یذبحها عن غنمه عن آلهتهم لیوفی بها نذره و أنشد الحارث بن حلزة.
عننا باطلا و ظلما کما. تعتر عن حجرة الربیض الظبا.
یعنی یأخذونها بذنب غیرها کما یذبح أولئک الظبا عن غنمهم. و قال الأصمعی و العترة الریح و العترة أیضا شجرة کثیرة اللبن صغیرة یکون نحو القامة (2)و یقال العتر الذکر عتر یعتر عترا إذا نعظ.
و قال الریاشی سألت الأصمعی عن العترة فقال هو نبت مثل المرزنجوش ینبت متفرقا.
ثم قال الصدوق رضی الله عنه و العترة علی بن أبی طالب و ذریته من فاطمة و سلالة النبی صلی الله علیه و آله و هم الذین نص الله تبارک و تعالی علیهم بالإمامة علی لسان نبیه صلی الله علیه و آله و هم اثنا عشر أولهم علی و آخرهم القائم علیه السلام علی جمیع
ما ذهبت إلیه العرب من معنی العترة و ذلک أن الأئمة علیهم السلام من بین جمیع بنی هاشم و من بین جمیع ولد أبی طالب کقطاع المسک الکبار فی النافجة و علومهم العذبة عند أهل الحکمة و العقل (1)و هم الشجرة التی رسول الله صلی الله علیه و آله أصلها (2)و أمیر المؤمنین علیه السلام فرعها و الأئمة من ولده أغصانها و شیعتهم ورقها و علمهم ثمرها و هم علیهم السلام أصول الإسلام علی معنی البلدة و البیضة و هم علیهم السلام الهداة علی معنی الصخرة العظیمة التی یتخذ الضب عندها حجرا یأوی إلیه لقلة هدایته و هم أصل الشجرة المقطوعة لأنهم وتروا و ظلموا و جفوا و قطعوا و لم یوصلوا فنبتوا من أصولهم و عروقهم لا یضرهم قطع من قطعهم و إدبار من أدبر عنهم إذ کانوا من قبل الله منصوصا علیهم علی لسان نبی الله صلی الله علیه و آله و من معنی العترة و هم المظلومون المؤاخذون (3)بما لم یجرموه و لم یذنبوه و منافعهم کثیرة و هم ینابیع العلم علی معنی الشجرة الکثیرة اللبن فهم علیهم السلام ذکران غیر إناث علی معنی قول من قال إن العترة هو الذکر و هم جند الله عز و جل و حزبه علی معنی قول الأصمعی إن العترة الریحقَالَ النَّبِیِّ الرِّیحُ جُنْدُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ.
فی حدیث مشهور عنه علیه السلام و الریح عذاب علی قوم و رحمة لآخرین و هم علیهم السلام کذلک کالقرن المقرون (4)إلیهم
بقول النبی إنی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی أهل بیتی.
قال الله عز و جل وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً (5)و قال عز و جل وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِیماناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ (6)
و هم علیهم السلام أصحاب المشاهد المتفرقة (1)علی المعنی الذی ذهب إلیه من قال إن العترة هو نبت مثل المرزنجوش ینبت متفرقا و برکاتهم منبثة فی المشرق و المغرب (2).
**[ترجمه]کمال الدین و معانی الاخبار: امام صادق از پدرانش علیهم السّلام نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من در بین شما دو چیز گران بر جای میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. آنها از هم جدا نمیشوند تا آنکه بر سر حوض بر من وارد شوند، مانند این. (و دو انگشت سبابه خود را به هم چسباند.) جابر بن عبدالله انصاری ایستاد و گفت: ای رسول خدا! عترت تو چه کسانی هستند؟ فرمود: علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین تا روز قیامت.
صدوق رحمة اللَّه علیه مینویسد: محمّد بن بحر شیبانی از محمد بن عبدالواحد، دوست ابوالعباس تغلب در کتابی که نام آن را کتاب «یاقوت» نهاده نقل کرد که ابوالعباس تغلب برایم نقل کرد که ابن اعرابی چند معنی برای عترت نموده، از قبیل پارهای مشک و آب دهان که گوارا است و درختی که بر در لانه کفتار است. و معنی دیگری برای عترت نموده و میگوید که عترت، ذریه و اولاد شخص است از نژاد او. به همین جهت فرزندان حضرت محمّد از علی و فاطمه عترت آن جناب نامیده شدهاند.
تغلب گفت: به ابن اعرابی گفتم: پس معنی قول ابا بکر در سقیفه چیست که گفت ما عترت پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم هستیم؟ گفت: منظورش شهر و دیارش بوده. عترت پیامبر بدون شک فرزندان فاطمه علیها السّلام هستند. دلیل بر این مطلب برگردانیدن ابا بکر است در موقع مأموریت تبلیغ سوره برائت و فرستادن علی علیه السّلام به این مأموریت و فرمایش پیامبر اکرم که فرمود: به من دستور داده شد که یا خودت یا مردی از خودت باید این کار را بکند. پس [آن ماموریت را] از ابا بکر گرفت و داد به کسی که از خودش محسوب میشد. اگر ابا بکر از نظر نژاد عترت پیامبر محسوب میشد، نه به معنی ابن اعرابی که منظور شهر باشد، نباید سوره را از ابا بکر میگرفت و به علی میداد.
گفتهاند که عترت به معنی سنگ بزرگی است که سوسمار آنجا خانه میگیرد و این به جهت آن است که خانه خود را گم نکند. بعضی نیز میگویند که عترت ریشه درختی است که قطع شده و از آن ریشهها و شاخها روییده است.
عترت در غیر این معنی فرمایش پیامبر اکرم است که فرمود: «لا فرعة و لا عتیرة» اصمعی گفته: در جاهلیت نذر میکردند که اگر گوسفندشان به صد عدد رسید، یک «رجیبه» و «عتایره» بکشند. گاهی اگر کسی از روی بخل از کشتن گوسفند خود امساک میورزید، به این جهت از آهوها صید میکرد و آن را عوض گوسفند خود به خدایان تقدیم میکرد تا نذرش انجام شده باشد. حارث بن حلزه این شعر را در همین مورد گفته:
به گناه دیگری او را میگیرند، چنان چه آنها آهو را میکشتند به جای گوسفند خود اصمعی گفته است: «عترت» به معنی باد و درخت پر شیرهای کوچک به اندازه قامت انسان است. «عتر» به معنی آلت است. «عتر یعتر عترا» یعنی آلت نعوذ کرد. ریاشی گوید: از اصمعی معنی عترت را پرسیدم. گفت گیاهی است مانند مرزنجوش که متفرق میروید.
سپس صدوق مینویسد: عترت عبارت است از علی بن ابی طالب و فرزندان او از فاطمه علیها السّلام و اولاد پیامبرند. اینها همان کسانی هستند که پیامبر اکرم به دستور خدا، به امامت ایشان تصریح کرد. اولی ایشان علی علیه السّلام و آخرین آنها قائم است. بنا بر معنی که تمام عرب برای لفظ عترت نمودهاند.
توضیح اینکه ائمه علیهم السّلام از بین جمیع بنی هاشم و بین تمام فرزندان ابوطالب مانند تکه مشکی بزرگ هستند که نزد خردمندان آنها، در مشکدان دانش آنها شربت گوارا و خوش طعم است؛ درختی هستند که ریشه آن پیامبر و تنه آن امیرالمؤمنین و شاخههایش ائمه و برگهایش شیعیان ایشان و دانش آنها میوه آن درخت است. بنا بر معنای شهر و مرکز، ائمه علیهم السّلام پایههای اسلام هستند. و در صورتی که معنی آن سنگ بزرگ باشد که سوسمار پهلوی آن خانه میگیرد تا خانهاش را گم نکند، آنها راه نمایان به شمار میروند. همچنین آنها ریشه درختی هستند که قطع شده است، چون به آنها ستم شده و پیمان آنها را قطع نمودهاند و مراعات حق ایشان را نکردند، زیرا آنها از جانب خدا به امامت تعیین شده بودند و دو مرتبه از ریشه و تنه میرویند و این قطع شدن به ایشان ضرری نمیرساند و نه فاصله گرفتن مردم از آنها. و از معنی عترت استفاده میشود که آنها مظلوم هستند و برای کاری که نکردهاند از آنها بازخواست میکنند. و بنا بر معنی درختی که دارای شیر زیاد است، منافعشان زیاد است و ایشان سرچشمههای دانش هستند. بنا بر این معنی که عترت ذکر باشد، آنها رجال و مردند نه زن. ایشان سپاه خدایند و حزب او بنا بر قول اصمعی که عترت به معنی باد باشد.
پیامبر اکرم فرمود: «باد سپاه بزرگ خدا است.» باد برای گروهی عذاب و برای گروه دیگر رحمت است. ائمه نیز همین طورند، مانند همتای آنها قرآن که بنا به فرموده پیامبر که فرمود: «انی تاریک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی.»
خداوند در این آیه میفرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً» - . اسرا / 82 - {و ما آنچه را برای مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل میکنیم و[لی] ستمگران را جز زیان نمیافزاید}. و نیز میفرماید: «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِیماناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ. وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ» - . توبه / 124 - 125 -
{و چون سورهای نازل شود از میان آنان کسی است که میگوید این [سوره] ایمان کدام یک از شما را افزود اما کسانی که ایمان آوردهاند بر ایمانشان میافزاید و آنان شادمانی میکنند، اما کسانی که در دلهایشان بیماری است پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حال کفر درمیگذرند.} بنا به معنی عترت که مرزنجوش باشد که متفرق میروید، آنها دارای مشاهد متفرقه هستند و برکات آنها در شرق و غرب پراکنده است. - . کمال الدین: 143 - 144 ، معانی الأخبار: 32 - 33 -
**[ترجمه]
قوله لأن الذی للضب مکو أقول الذی یظهر مما عندنا من کتب اللغة هو أن الوجار لا یختص بالضبع و إن کان فیه أکثر استعمالا و ذکروا أن المکو جحر الثعلب و الأرنب و قال الجزری الفرعة بفتح الراء أول ما تلد الناقة کانوا یذبحونه لآلهتهم و قال الجوهری عن لی کذا عننا أی ظهر و عرض و قال حجرة القوم ناحیة دارهم و قال الربیض الغنم برعاتها المجتمعة فی مربضها و قال الجوهری عترة الرجل نسله و رهطه الأدنون و قال العتر أیضا العتیرة و هی شاة کانوا یذبحونها فی رجب لآلهتهم یقال هذه أیام ترجیب و تعتار و ربما کان الرجل ینذر نذرا إن رأی ما یحب یذبح کذا و کذا من غنمه فإذا وجب ضاقت نفسه عن ذلک فیعتر بدل الغنم ظباء و هذا أراد الحارث بن حلزة بقوله عننا باطلا البیت.
و قال فی النهایة فیه
خلفت فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی.
عترة الرجل أخص أقاربه و عترة النبی بنو عبد المطلب و قیل أهل بیته الأقربون و هم أولاده و علی و أولاده و قیل عترته الأقربون و الأبعدون منهم و المشهور المعروف أن عترته أهل بیته الذین حرمت علیهم الزکاة.
و فیه أنه أهدی إلیه عتر العتر نبت ینبت متفرقا فإذا طال و قطع أصله خرج منه شبه اللبن و قیل هو المرزنجوش (3).
**[ترجمه]جوهری مینویسد: عترت شخص نسل او و خانواده نزدیکش به شمار میروند و «عتر» نیز «عتیره» است و آن گوسفندی است که برای خدایان خود در ماه رجب میکشتند.
و در نهایه مینویسد: «فیه خلفت الثقلین: کتاب اللَّه و عترتی»، عترت مرد نزدیکترین خویشاوند اویند. عترت پیامبر فرزندان عبدالمطلب هستند. بعضی گفتهاند که اهل بیت نزدیک اویند که آنها اولاد پیامبر و علی و اولادش هستند. بعضی عترت را شامل خانواده او از خویشاوندان دور و نزدیک هر دو گفتهاند ولی مشهور و معروف این است که عترت پیامبر اهل بیت او هستند، کسانی که زکات بر آنها حرام است.
در همان کتاب است که «اهدی الیه عتر»، «عتر» گیاهی است که متفرق میروید و وقتی بلند شد و ریشهاش قطع گردید، از او چیزی شبیه شیر خارج میشود و بعضی گفتهاند مرزنجوش است. - . نهایة 3 : 72 -
**[ترجمه]
وَ أَقُولُ رَوَی السَّیُوطِیُّ فِی الدُّرِّ الْمَنْثُورِ عَنْ أَحْمَدَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زَیْدِ بْنِ
ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ (1)کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ (2)وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا (3)حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (4).
**[ترجمه]مؤلف: سیوطی در «در المنثور» روایت کرده است که زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من در بین شما دو جانشین میگذارم؛ کتاب خدا که ریسمان پیوستهای بین آسمان تا زمین است و عترتم اهل بیتم. آنها هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض بر من وارد شوند. - . در المنثور 2 : 60 -
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ أَیْضاً عَنِ الطَّبَرَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنِّی لَکُمْ فَرَطٌ (5)وَ أَنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِی الثَّقَلَیْنِ قِیلَ وَ مَا الثَّقَلَانِ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الْأَکْبَرُ کِتَابُ اللَّهِ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِیَدِ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ بِأَیْدِیکُمْ فَتَمَسَّکُوا بِهِ لَنْ تَزِلُّوا وَ لَا تَضِلُّوا وَ الْأَصْغَرُ عِتْرَتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا (6)حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ سَأَلْتُ لَهُمَا ذَلِکَ رَبِّی فَلَا تُقَدِّمُوهُمَا فَتَهْلِکُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمَا فَإِنَّهُمَا أَعْلَمُ مِنْکُمْ (7).
**[ترجمه]در المنثور: و نیز روایت کرده است که زید بن ارقم گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برای شما فرزندانی دارم و شما در حوض بر من وارد میشوید. بنگرید با ثقلین چه میکنید! سوال شد: ثقلین چیست ای رسول خدا؟ فرمود: بزرگترآنها کتاب خدا، سببی است که یک طرف آن به دست خدا و طرف دیگر آن دست شماست، به آن چنگ زنید تا نلغزید و گمراه نشوید. و کوچکتر آن دو عترت من است. و آنها جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. از پروردگارم آنها را برای شما مسئلت میکنم. بر آنها پیشی نگیرید که هلاک میشوید و به آنها چیزی نیاموزید که ایشان از شما عالم ترند.
**[ترجمه]
وَ رَوَی أَیْضاً عَنْ سَعِیدٍ (8)وَ أَحْمَدَ وَ الطَّبَرَانِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَمْرَیْنِ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ (9).
**[ترجمه]در المنثور: و نیز روایت کرده است که ابو سعید خدری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم! میان شما دو چیز باقی میگذارم که اگر آنها را گرفتید که هرگز بعد من گمراه نخواهید شد، و یکی از دیگری بزرگتراست؛ کتاب خدا که ریسمانی پیوسته میان آسمان و زمین است و عترتم اهل بیتم. آنها از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . در المنثور 2 : 60 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ العلا (العَلَاءِ) عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّ فِی أَهْلِ بَیْتِی مِنْ عِتْرَتِی لَهُدَاةً مُهْتَدِینَ مِنْ بَعْدِی یُعْطِیهِمْ (10)عِلْمِی وَ فَهْمِی وَ حِلْمِی وَ خُلُقِی وَ طِینَتُهُمْ مِنْ
طِینَتِیَ الطَّاهِرَةِ فَوَیْلٌ لِلْمُنْکِرِینَ لِحَقِّهِمُ الْمُکَذِّبِینَ لَهُمْ مِنْ بَعْدِیَ الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتِیَ الْمُسْتَوْلِینَ عَلَیْهِمْ وَ الْآخِذِینَ مِنْهُمْ حَقَّهُمْ أَلَا فَلَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: علا از محمّد و او از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: متوجه باشید که به خدا سوگند میان اهل بیت من از عترتم، رهنمایان مهتدی هستند پس از من که خداوند علم و فهم و حلم و خلق مرا به آنها داده و از سرشت پاک من آفریده شدهاند. وای بر کسانی که منکر حق ایشان شوند، آنها را تکذیب نمایند و حق خویشاوندی مرا درباره آنها رعایت نکنند و بر آنها مستولی گردند که حقشان را بگیرند! خداوند آنها را از شفاعت من محروم نماید. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَعْدٍ الْإِسْکَافِ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْحَسَنِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی (2)وَ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِی وَعَدَنِی رَبِّی قَضِیبٌ مِنْ قُضْبَانِهَا غَرَسَهُ بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَکَانَ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ مِنْ بَعْدِی وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ ذُرِّیَّتِی فَإِنَّهُمْ لَا یُخْرِجُونَکُمْ مِنْ هُدًی وَ لَا یُعِیدُونَکُمْ فِی رَدًی وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که مسرور میشود که به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنی شود که شاخههای آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی بن ابوطالب علیه السّلام و اوصیا از فرزندانش را دوست بدارد، زیرا ایشان شما را هرگز از هدایت خارج نمیکنند و به پستی باز نمیگردانند. به ایشان تعلیم ندهید، زیرا از شما عالمترند. - . بصائر الدرجات: 15 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِی یَزِیدَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ رَبِّی جَنَّةَ عَدْنٍ غَرَسَهَا بِیَدِهِ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَحْمِی وَ دَمِی أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْمِی وَ عِلْمِی (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که دوست دارد به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت پروردگارم شود، بهشت عدنی که شاخههای آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی بن ابوطالب علیه السّلام و اوصیا از فرزندانش را دوست بدارد، چون ایشان گوشت و خون منند و خداوند به آنها فهم و علم مرا عنایت کرده است. - . بصائر الدرجات: 16 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی الْبُرْسِیُّ فِی مَشَارِقِ الْأَنْوَارِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَیَّ أَنِّی مَقْبُوضٌ وَ أَنَّ ابْنَ عَمِّی هُوَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَلِیُّ اللَّهِ وَ خَلِیفَتِی وَ الْمُبَلِّغُ عَنِّی وَ هُوَ إِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ یَعْسُوبُ الدِّینِ إِنِ اسْتَرْشَدْتُمُوهُ أَرْشَدَکُمْ وَ إِنْ تَبِعْتُمُوهُ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ أَطَعْتُمْ وَ إِنْ عَصَیْتُمُوهُ فَاللَّهَ عَصَیْتُمْ وَ إِنْ بَایَعْتُمُوهُ فَاللَّهَ بَایَعْتُمْ وَ إِنْ نَکَثْتُمْ بَیْعَتَهُ فَبَیْعَةَ اللَّهِ نَکَثْتُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَیَّ الْقُرْآنَ وَ عَلِیٌّ سَفِیرُهُ فَمَنْ خَالَفَ الْقُرْآنَ ضَلَّ وَ مَنْ تَبِعَ غَیْرَ عَلِیٍّ ذَلَّ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَلَا إِنَّ أَهْلَ بَیْتِی خَاصَّتِی وَ قَرَابَتِی وَ أَوْلَادِی وَ ذُرِّیَّتِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ وَدِیعَتِی وَ إِنَّکُمْ مَجْمُوعُونَ غَداً وَ مَسْئُولُونَ عَنِ الثَّقَلَیْنِ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمْ فَمَنْ
آذَاهُمْ فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ ظَلَمَهُمْ فَقَدْ ظَلَمَنِی وَ مَنْ نَصَرَهُمْ فَقَدْ نَصَرَنِی وَ مَنْ أَعَزَّهُمْ فَقَدْ أَعَزَّنِی وَ مَنْ طَلَبَ الْهُدَی مِنْ غَیْرِهِمْ فَقَدْ کَذَّبَنِی فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ انْظُرُوا مَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ غَداً فَإِنِّی خَصْمٌ لِمَنْ کَانَ خَصْمَهُمْ وَ مَنْ کُنْتُ خَصْمَهُ فَالْوَیْلُ لَهُ (1).
وَ رَوَی الصَّدُوقُ فِی کِتَابِ فَضَائِلِ الشِّیعَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْقِبْطِیِّ (2)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: النَّاسُ أَغْفَلُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی عَلِیٍّ علیه السلام یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَا أَغْفَلُوا قَوْلَهُ یَوْمَ مَشْرَبَةِ أُمِّ إِبْرَاهِیمَ أَتَی النَّاسُ یَعُودُونَهُ فَجَاءَ عَلِیٌّ علیه السلام لِیَدْنُو مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَلَمْ یَجِدْ مَکَاناً فَلَمَّا رَأَی رَسُولُ اللَّهِ أَنَّهُمْ لَا یُفْرِجُونَ لِعَلِیٍّ علیه السلام قَالَ (3)یَا مَعْشَرَ النَّاسِ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی تَسْتَخِفُّونَ بِهِمْ وَ أَنَا حَیٌّ بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَئِنْ غِبْتُ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغِیبُ عَنْکُمْ إِنَّ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ الْبُشْرَی وَ الْحُبَّ وَ الْمَحَبَّةَ لِمَنِ ائْتَمَّ بِعَلِیٍّ وَ تَوَلَّاهُ وَ سَلَّمَ لَهُ وَ لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِ حَقٌّ عَلَیَّ أَنْ أُدْخِلَهُمْ فِی شَفَاعَتِی لِأَنَّهُمْ أَتْبَاعِی فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی مَثَلٌ جَرَی فِی إِبْرَاهِیمَ لِأَنِّی (4)مِنْ إِبْرَاهِیمَ وَ إِبْرَاهِیمُ مِنِّی وَ دِینِی دِینُهُ وَ سُنَّتِی سُنَّتُهُ وَ فَضْلُهُ فَضْلِی وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنْهُ وَ فَضْلِی لَهُ فَضْلٌ تَصْدِیقُ قَوْلِ رَبِّی ذُرِّیَّةً بَعْضُها (5)مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (6).
1) مشارق الأنوار. لم تکن نسخته عندی.
2) الاسناد هکذا: ابی رحمه اللّه قال: حدّثنا سعد بن عبد اللّه عن محمّد القبطی قال: سمعت أبا عبد اللّه علیه السلام یقول.
3) فی بصائر الدرجات: انهم لا یوسعون لعلی علیه السلام نادی یا معشر الناس فرجوا لعلی ثمّ اخذ بیده فقعده علی فراشه ثمّ قال.
4) فی البصائر: مثل جری فی من اتبع إبراهیم و فیه: دینه، دینی، و سنته سنتی و فیه: تصدیق قولی قوله تعالی.
5) آل عمران: 34.
6) فضائل الشیعة: 154 ضمیمة کتاب علی و الشیعة، ذیله: (و کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله قد اثبت رجله فی مشربة أم إبراهیم حین عاده الناس) و رواه الصفار فی البصائر: ١٦باسناده عن ابراهیم بن هاشم عن ابی عبدالله البرقی عن خلف بن حماد عن محمد القبطی.
تتمیم: قال السید المرتضی قدس الله روحه فی کتاب الشافی حاکیا عن الناصب الذی تصدی فیه لرد مزخرفاته و خرافاته قال صاحب الکتاب دلیل لهم آخر وَ رُبَّمَا تَعَلَّقُوا بِمَا
رُوِیَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله مِنْ قَوْلِهِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.
و إن ذلک یدل علی أن الإمامة فیهم و کذلک العصمة وَ رُبَّمَا قَوَّوْا ذَلِکَ بِمَا
رُوِیَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله أَنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ.
و أن ذلک یدل علی عصمتهم و وجوب طاعتهم و حظر العدول عنهم قالوا و ذلک یقتضی النص علی أمیر المؤمنین علیه السلام ثم قال و هذا إنما یدل علی أن إجماع العترة لا یکون إلا حقا لأنه لا یخلو من أن یرید علیه السلام بذلک جملتهم أو کل واحد منهم و قد علمنا أنه لا یجوز أن یرید بذلک إلا جملتهم و لا یجوز أن یرید کل واحد منهم لأن الکلام یقتضی الجمع و لأن الخلاف قد یقع بینهم علی ما علمناه من حالهم و لا یجوز أن یکون قول کل منهم (1)حقا لأن الحق لا یکون فی الشیء و ضده و قد ثبت اختلافهم فیما هذا حاله و لا یجوز أن یقال إنهم مع الاختلاف (2)لا یفارقون الکتاب و ذلک یبین أن المراد به أن ما أجمعوا علیه یکون حقا حتی یصح
قوله لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.
و ذلک یمنع من أن المراد بالخبر الإمامة لأن الإمامة لا تصح فی جمیعهم و إنما یختص بها الواحد منهم و قد بینا أن المقصد بالخبر ما یرجع إلی جمیعهم و یبین ما قلناه إن أحدا ممن خالفنا فی هذا الباب لا یقول فی کل واحد من العترة إنه بهذه الصفة فلا بد من أن یترکوا الظاهر إلی أمر آخر یعلم به أن المراد بعض من بعض و ذلک الأمر لا یکون إلا ببینة و لیس لهم أن یقولوا إذا دل علی ثبوت العصمة فیهم و لم یصح إلا فی أمیر المؤمنین علیه السلام ثم فی واحد واحد من الأئمة فیجب أن یکون هو المراد و ذلک أن لقائل أن یقول
إن المراد عصمتهم فیما اتفقوا علیه و یکون ذلک ألیق بالظاهر و بعد فالواجب حمل الکلام علی ما یصح أن یوافق العترة فیه الکتاب و قد علمنا أن فی کتاب الله تعالی دلالة علی الأمور فیجب أن یحمل قوله صلی الله علیه و آله فی العترة علی ما یقتضی کونه دلالة و ذلک لا یصح إلا بأن یقال إن إجماعها حق و دلیل فأما طریقة الإمامیة فمباینة لهذا الفصل و المقصد و قد قال شیخنا أبو علی إن ذلک إن دل علی الإمامة
فَقَوْلُهُ اقْتَدُوا بالذین بِاللَّذَیْنِ مِنْ بَعْدِی أَبِی بَکْرٍ وَ عُمَرَ.
یدل علی ذلک و
قَوْلُهُ إِنَّ الْحَقَّ یَنْطِقُ عَلَی لِسَانِ عُمَرَ وَ قَلْبِهِ.
یدل علی أنه الإمام
وَ قَوْلُهُ علیه السلام أَصْحَابِی کَالنُّجُومِ بِأَیِّهِمُ اقْتَدَیْتُمْ اهْتَدَیْتُمْ.
کمثل ذلک.
ثم قال فی جواب هذه الکلمات یقال له أما
قَوْلُهُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.
فإنه دال علی أن إجماع أهل البیت حجة علی ما أقررت به و دال أیضا بعد ثبوت هذه الرتبة علی إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام بعد النبی بغیر فصل و علی غیر ذلک مما أجمع أهل البیت علیه و یمکن أیضا أن یجعل حجة و دلیلا علی أنه لا بد فی کل عصر فی جملة هذا البیت (1)من حجة معصوم مأمون یقطع علی صحة قوله و
قَوْلُهُ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ.
یجری مجری الخبر الأول فی التنبیه علی أهل البیت و الإرشاد إلیهم و إن کان الخبر الأول أعم فائدة و أقوی دلالة و نحن نبین الجملة التی ذکرناها فإن قیل دلوا علی صحة الخبر قبل أن تتکلموا فی معناه قلنا الدلالة علی صحته تلقی الأمة له بالقبول و إن أحدا منهم مع اختلافهم فی تأویله لم یخالف فی صحته و هذا یدل علی أن الحجة قامت به فی أصله و أن الشک مرتفع فیه (2)و من شأن علماء الأمة إذا ورد علیهم خبر مشکوک فی صحته أن یقدموا الکلام فی أصله و أن الحجة به غیر ثابتة ثم یشرعوا فی تأویله فإذا رأینا جمیعهم عدلوا عن هذه
الطریقة فی هذا الخبر و حمله کل منهم علی ما یوافق طریقته و مذهبه دل ذلک علی صحة ما ذکرناه.
فإن قیل فما المراد بالعترة فإن الحکم متعلق بهذا الاسم الذی لا بد من بیان معناه قلنا عترة الرجل فی اللغة هم نسله کولده و ولد ولده و فی أهل اللغة من وسع ذلک فقال إن عترة الرجل هم أدنی قومه إلیه فی النسب فعلی القول الأول یتناول ظاهر الخبر و حقیقته الحسن و الحسین و أولادهما علیهم السلام و علی القول الثانی یتناول من ذکرناه و من جری مجراهم فی الاختصاص بالقرب من النسب علی أن الرسول قد قید القول بما أزال به الشبهة و أوضح القول (1)بقوله عترتی أهل بیتی فوجه الحکم إلی من استحق هذین الاسمین و نحن نعلم أن من یوصف من عترة الرجل بأنهم أهل بیته هو ما قدمنا ذکره من أولاده و أولاد أولاده و من جری مجراهم فی النسب القریب علی أن الرسول علیه السلام قد بین من یتناوله الوصف بأنه من أهل البیت
وَ تَظَاهَرَ الْخَبَرُ بِأَنَّهُ صلی الله علیه و آله جَمَعَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ علیهم السلام فِی بَیْتِهِ وَ جَلَّلَهُمْ بِکِسَائِهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً فَنَزَلَتِ الْآیَةُ (2)فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِکَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنَّکَ عَلَی خَیْرٍ.
فخص هذا الاسم بهؤلاء دون غیرهم فیجب أن یکون الحکم متوجها إلیهم و إلی من الحق بهم بالدلیل و قد أجمع کل من أثبت فیهم هذا الحکم أعنی وجوب التمسک و الاقتداء علی أن أولادهم فی ذلک یجرون مجراهم فقد ثبت توجه الحکم إلی الجمیع.
فإن قیل علی بعض (3)ما أوردتموه یجب أن یکون أمیر المؤمنین علیه السلام لیس من العترة إن کانت العترة مقصورة علی الأولاد و أولادهم (4)
قلنا من ذهب إلی ذلک من الشیعة یقول إن أمیر المؤمنین علیه السلام و إن لم یتناوله هذا الاسم علی الحقیقة کما لا یتناوله اسم الولد فهو علیه السلام أبو العترة و سیدها و خیرتها و الحکم فی المستحق بالاسم ثابت له بدلیل غیر تناول الاسم المذکور فی الخبر.
فإن قیل فما تقولون فی قول أبی بکر بحضرة جماعة الأمة نحن عترة رسول الله صلی الله علیه و آله و بیضته التی انفقأت عنه و هو یقتضی خلاف ما ذهبتم إلیه قلنا الاعتراض بخبر شاذ یرده و یطعن علیه أکثر الأمة علی خبر مجمع علیه مسلمة روایته لا وجه له علی أن قول أبی بکر هذا لو کان صحیحا لم یکن من حمله علی التجوز و التوسع بد لأن قرب أبی بکر إلی رسول الله صلی الله علیه و آله فی النسب لا یقتضی أن یطلق علیه لفظة عترة علی سبیل الحقیقة لأن بنی تیم بن مرة و إن کانت إلی بنی هاشم أقرب ممن بعد عنهم بأب أو بأبوین فکذلک من بعد منهم بأب أو بأبوین أو أکثر من ذلک هو أقرب إلی بنی هاشم ممن بعد أکثر من هذا البعد و فی هذا ما یقتضی أن یکون قریش کلهم عترة واحدة بل یقتضی أن یکون جمیع ولد معد بن عدنان عترة لأن بعضهم أقرب إلی بعض من الیمن و علی هذا التدریج حتی یجعل جمیع بنی آدم عترة واحدة فصح بما ذکرناه أن الخبر إذا صح کان مجازا فیکون وجه ذلک ما أراده أبو بکر من الافتخار بالقرابة من نسب الرسول صلی الله علیه و آله فأطلق هذه اللفظة توسعا و قد یقول (1)أحدنا لمن لیس بابن له علی الحقیقة إنک ابنی و ولدی إذا أراد الاختصاص و الشفقة و کذلک قد یقول لمن لم یلده أنت أبی فعلی هذا یجب أن یحمل قول أبی بکر و إن کانت الحقیقة یقتضی خلافه علی أن أبا بکر لو صح کونه من عترة الرسول علی سبیل الحقیقة لکان خارجا عن حکم
قوله إنی مخلف فیکم.
لأن الرسول صلی الله علیه و آله
1) فی المصدر: و قد یقول من له ادنی شعبة بقوم و أیسر علقة بنسبهم: انا من فلان علی سبیل التوسع، و قد یقول:
قید ذلک بصفة معلومة أنها لم تکن فی أبی بکر و هی قوله أهل بیتی و لا شبهه فی أنه لم یکن من أهل البیت الذین ذکرنا أن الآیة نزلت فیهم و اختصتهم و لا ممن یطلق علیه فی العرف أنه من أهل بیت الرسول صلی الله علیه و آله لأن من اجتمع مع غیره بعد عشرة آباء أو نحوهم لا یقال إنه من أهل بیته فإذا صحت هذه الجملة التی ذکرناها وجب أن إجماع العترة حجة لأنه لو لم یکن بهذه الصفة لم یجب ارتفاع الضلال عن التمسک بالعترة علی کل وجه و إذا کان قد بین أن المتمسک بالعترة لا یضل ثبت ما ذکرناه.
فإن قیل ما أنکرتم أن یکون صلی الله علیه و آله إنما نفی الضلال عن المتمسک (1)بالکتاب و العترة معا فمن أین أن المتمسک بالعترة وحدها بهذه الصفة قلنا لو لا أن المراد بالکلام أن المتمسک بکل واحد من الکتاب و العترة لا یضل لکان لا فائدة فی إضافة ذکر العترة إلی الکتاب لأن الکتاب إذا کان حجة فلا معنی لإضافة ما لیس بحجة إلیه و القول فی الجمیع أن المتمسک بهما محق لأن هذا حقیقة العبث علی أن إضافة العترة إذا لم یکن قولهم (2)حجة کإضافة غیرهم من سائر الأشیاء فأی معنی لتخصیصهم و التنبیه علیهم و القطع علی أنهم لا یفترقون حتی یردوا القیامة و هذا مما لا إشکال فی سقوطه و إذا صح أن إجماع أهل البیت حجة قطعنا علی صحة کل ما اتفقوا علیه و مما اتفقوا علیه القول بإمامة أمیر المؤمنین علیه السلام بعد النبی بلا فصل مع اختلافهم فی حصول ذلک بنص جلی أو خفی أو بما یحتمل التأویل و بما لا یحتمله (3).
فإن قیل کیف تدعون الإجماع من أهل البیت علی ما ذکرتم و قد رأینا کثیرا منهم یذهب مذهب المعتزلة فی الإمامة قلنا أما نحن فما رأینا أحدا من أهل البیت یذهب إلی خلاف ما ذکرناه
و کل من سمعنا عنه فیما مضی بخلاف ما حکیناه فلیس أولا (1)إذا صح ذلک عنه ممن یعترض بقوله علی الإجماع لشذوذه و أکثر من یدعی علیه هذا القول الواحد و الاثنان و لیس بمثل هذا اعتراض علی الإجماع ثم إنک لا تجد أحدا ممن یدعی علیه هذا من جملة علماء أهل البیت و لا من ذوی الفضل منهم و متی فتشت عن أمره وجدته متعرضا بذلک لفائدة مولعا به علی بعض أغراض الدنیا و متی طرقنا الاعتراض بالشذوذ و الآحاد علی الجماعات أدی ذلک (2)إلی بطلان استقرار الإجماع فی شیء من الأشیاء لأنا نعلم أن فی الغلاة و الإسماعیلیة من یخالف فی الشرائع و أعداد الصلاة (3)و غیرها و منهم من یذهب إلی أنه کان بعد الرسول عدة أنبیاء و أن الرسالة ما انختمت به و مع ذلک فلا یمنعنا (4)هذا من أن ندعی الإجماع علی انقطاع النبوة و تقرر أصول الشرائع (5)و لا یعتد بخلاف من ذکرناه و معلوم ضرورة أنهم أضعاف من أظهر من أهل البیت خلاف المذهب الذی ذکرناه فی الإمامة علی أنا قد شاهدنا و ناظرنا بعض من یعد فی جملة الفقهاء و أهل الفتیا علی أن الله تعالی یعفو عن الیهود و النصاری و إن لم یؤمنوا و لا یعاقبهم و علی غیر ذلک مما لا شک فی أن الإجماع حجة فیه علی أنا لو جعلنا القول بذلک معترضا علی أدلتنا علی إجماع أهل البیت (6)و قلنا بقول من یحکی ذلک عنه لم یقدح فیما ذکرناه لأن فی المعلوم (7)أن أزمنة کثیرة لا یعرف فیها قائل بهذا المذهب من أهل البیت کزماننا هذا و غیره و إنا لم نشاهد فی وقتنا (8)قائلا بالمذهب الذی أفسدناه
و لا أخبرنا عمن هذه حاله فیه و المعتبر فی الإجماع کل عصر فثبت ما أوردناه (1).
فأما ما یمکن أن یستدل بهذا الخبر علیه من ثبوت حجة مأمون فی جملة أهل البیت فی کل عصر فهو أنا نعلم أن الرسول صلی الله علیه و آله إنما خاطبنا بهذا القول علی جهة إزاحة العلة لنا و الاحتجاج فی الدین علینا و الإرشاد إلی ما یکون فیه نجاتنا من الشکوک و الریب و الذی یوضح ذلک أن فی روایة زید بن ثابت هذا الخبر و هما الخلیفتان من بعدی و إنما أراد أن المرجع إلیهما بعدی فی ما کان یرجع إلی فیه فی حیاتی فلا یخلو من أن یرید أن إجماعهم حجة فقط دون أن یدل القول علی أن فیهم فی کل حال من یرجع إلی قوله و یقطع علی عصمته أو یرید ما ذکرناه فلو أراد الأول لم یکن مکملا للحجة (2)و لا مزیحا لعلتنا و لا مستخلفا من یقوم مقامه فینا لأن العترة أولا قد یجوز أن یجمع علی القول الواحد و یجوز أن لا یجمع بل یختلف فما هو الحجة من إجماعها لیس بواجب ثم ما اجتمعت علیه هو جزء من ألف جزء من الشریعة و کیف یحتج علینا فی الشریعة بمن لا نصیب عنده من حاجتنا إلا القلیل من الکثیر و هذا یدل علی أنه لا بد فی کل عصر من حجة فی جملة أهل البیت مأمون مقطوع علی قوله و هذا دلیل علی وجود الحجة علی سبیل الجملة و بالأدلة الخاصة یعلم من الذی هو حجة منهم علی سبیل التفضیل علی أن صاحب الکتاب قد حکم بمثل هذه القضیة فی قوله إن الواجب حمل الکلام علی ما یصح أن یوافق فیه العترة للکتاب و أن الکتاب إذا کان دلالة علی الأمور وجب فی العترة مثل ذلک و هذا صحیح لیجمع بینهما فی اللفظ و الإرشاد إلی التمسک بهما لیقع الأمان من الضلال و الحکم بأنهما لا یفترقان إلی القیامة و إذا وجب فی الکتاب أن یکون دلیلا و حجة وجب مثل ذلک فی قولهم أعنی العترة (3)و إذا کانت دلالة الکتاب مستمرة غیر منقطعة و موجودة
فی کل حال و ممکنة أصابتها فی کل زمان وجب مثل ذلک فی قول العترة المقرون بها و المحکوم له بمثل حکمها و هذا لا یتم إلا بأن یکون فیها فی کل حال من قوله حجة لأن إجماعها علی الأمور لیس بواجب علی ما بیناه و الرجوع (1)إلیهما مع الاختلاف و فقد المعصوم لا یصح فلا بد مما ذکرناه.
و أما الأخبار الثلاثة التی أوردها علی سبیل المعارضة للخبر الذی تعلقنا به فأول ما فیها أنها لا تجری مجری خبرنا فی القوة و الصحة لأن خبرنا مما نقله المختلفون و سلمه المتنازعون و تلقته الأمة بالقبول و إنما وقع اختلافهم فی تأویله و الأخبار التی عارض بها لا یجری هذا المجری لأنها مما تفرد المخالف بنقله و لیس فیها إلا ما إذا کشفت عن أصله و فتشت عن سنده ظهر لک انحراف من راویه و عصبیة من مدعیه و قد بینا فیما تقدم سقوط المعارضة بما یجری هذا المجری من الأخبار.
فأما ما رَوَاهُ مِنْ قَوْلِهِ اقْتَدُوا بِالَّذِینَ مِنْ بَعْدِی.
فقد تقدم الکلام علیه عند معارضته بهذا الخبر استدلالنا بخبر الغدیر استقصیناه هناک فلا معنی لإعادته (2)
أقول: : ویبطله أیضا احادیث رووها فی عدم استخلاف النبی صلیاللهعلیهوآله کقوله : « لو کنت مستخلفا احدا لاستخلفت ابا بکر » ویبطله ایضا احالة أبی بکر الامر یوم السقیفة إلی أبی عبیدة وعمر. وتخلف بنی هاشم ووجوه من الصحابة کابی ذر وسلمان وعمار ومقداد وسعد بن عبادة وجماعة من الانصار عن بیعته. واقرار عمر بعدم استخلاف النبی صلی الله علیه وآله فی مواضع متعددة.
.1) فی المصدر: و الرجوع إلیها.
2) فذکر بعد بیان ان هذا الخبر لا یدانی خبر الغدیر لانه من الاخبار الآحاد، و خبر الغدیر من الاخبار المتواترة، و ممّا أجمعت الأمة علی قبوله وجوها فی تضعیفه و عدم دلالته، منها ان راوی الخبر عبد الملک بن عمیر و هو من شیع بنی أمیّة و ممن تولی القضاء لهم و کان شدید النصب و الانحراف عن أهل البیت ظنینا فی نفسه و امانته، و روی انه کان یمر علی أصحاب الحسین علیه السلام و هم جرحی فیجهز علیهم فلما عوتب قال: أرید أن اریحهم و منها ان الامر بالرجلین یستحیل لأنّهما مختلفان فی کثیر من احکامهما و افعالهما، و الاقتداء بالمختلفین و الاتباع لهما متعذر غیر ممکن، و منها ان ذلک یقتضی عصمتهما و لیس هذا بقول لاحد فیهما، و منها انه لو کان ثابتا لاحتج به أبو بکر لنفسه فی السقیفة و لما یعدل إلی روایة ان الأئمّة من قریش، و لاحتج به أیضا علی طلحة لما نازعه علی نصبه لعمر، و لما احتج بقوله: اقول : یا رب ولیت علیهم خیر اهلک ، وأیضا لو کان الخبر صحیحا لکان حاظرا مخالفة الرجلین وموجبا لموافقتهما فی جمیع اقوالهما وافعالهما مع ان کثیرا من الصحابة قد خالفهما فی کثیر من احکامهما ، وکان یجب ان ینبها المخالفین علی مقتضی هذا الخبر ان مخالفتهما محظور و ممنوع ، علی ان ذلک لو اقتضی النص بالامامة لاقتضی ما رووه عنه صلی الله علیه و آله من قوله : « اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم » امامة الکل ، وکذلک ما رووه من انه قال : « اهتدوا بهدی عمار ، وتمسکوا بعهد ابن ام عبد » ولو جاوزنا ذلک وسلمنا صحة الخبر لم یکن فیه تصریح بنص لانه مجمل لم یبین فی ای شئ یقتدی بهما ، کما إن قوله : بعدی ایضا مجمل لیس فیه دلالة علی ان المراد بعد وفاتی ، او بعد حال اخری من احوالی ، ولهذا قال بعض اصحابنا ان سبب هذا الخبر ان النبی صلی الله علیه و آله کان سالکا بعض الطریق وهما متأخرین عنه فقال صلی الله علیه و آله لبعض من سأله عن الطریق الذی یسلکه فی اللحوق به : اقتدوا باللذین من بعدی.
و أما ما
رَوَاهُ مِنْ قَوْلِهِ إِنَّ الْحَقَّ لَیَنْطِقُ عَلَی لِسَانِ عُمَرَ.
فهو مقتض إن کان صحیحا عصمة عمر و القطع علی أن أقواله کلها حجة و لیس هذا مذهب أحد فی عمر لأنه لا خلاف فی أنه لیس بمعصوم و أن خلافه سائغ و کیف یکون الحق ناطقا علی لسان عمر ثم یرجع فی الأحکام من قول إلی قول و یشهد علی نفسه بالخطإ و یخالف فی الشیء ثم یعود إلی قول من خالفه فیوافقه علیه و یقول لو لا علی لهلک عمر و لو لا معاذ لهلک عمر و کیف لم یحتج بهذا الخبر هو لنفسه فی بعض المقامات التی احتاج فیها (1)و لم یقل أبو بکر لطلحة لما قال له ما تقول لربک إذ ولیت علینا فظا غلیظا أقول له ولیت من شهد الرسول صلی الله علیه و آله بأن الحق ینطق علی لسانه.
و لیس لأحد أن یدعی فی الامتناع من الاحتجاج بذلک سببا مانعا کما ندعیه فی ترک أمیر المؤمنین علیه السلام الاحتجاج بالنص لأنا قد بینا فیما تقدم أن لترکه علیه السلام ذلک سببا ظاهرا و هو تأمر القوم علیه و انبساط أیدیهم و أن
1) فی المصدر: احتاج الی الاحتجاج، و کیف لم یقل.
أَوَّلَ مَا یَأْتِیکُمْ (1)إِلَّا رَسُولُ مُحَمَّدٍ یَأْمُرُکُمْ عَنْهُ بِالْجَلَاءِ فَأَطِیعُونِی فِی خَصْلَتَیْنِ لَا خَیْرَ فِی الثَّالِثَةِ أَنْ تُسْلِمُوا فَتَأْمَنُوا عَلَی دِیَارِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ یَأْتِیکُمْ مَنْ یَقُولُ لَکُمْ اخْرُجُوا مِنْ دِیَارِکُمْ فَقَالُوا هَذِهِ أَحَبُّ إِلَیْنَا قَالَ أَمَا إِنَّ الْأُولَی خَیْرٌ لَکُمْ مِنْهَا وَ لَوْ لَا أَنِّی أَفْضَحُکُمْ لَأَسْلَمْتُ ثُمَّ بَعَثَ مُحَمَّدَ بْنَ مَسْلَمَةَ إِلَیْهِمْ یَأْمُرُهُمْ بِالرَّحِیلِ وَ الْجَلَاءِ عَنْ دِیَارِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ وَ أَمَرَهُ أَنْ یُؤَجِّلَهُمْ فِی الْجَلَاءِ ثَلَاثَ لَیَالٍ (2).
أَقُولُ قَالَ الْکَازِرُونِیُّ وَ غَیْرُهُ فِی شَرْحِ تِلْکَ الْقِصَّةِ کَانَتْ غَزْوَةُ بَنِی النَّضِیرِ فِی رَبِیعٍ الْأَوَّلِ (3)وَ کَانَتْ مَنَازِلُهُمْ بِنَاحِیَةِ الْفَرْعِ وَ مَا وَالاهَا بِقَرْیَةٍ یُقَالُ لَهَا زُهْرَةُ وَ إِنَّهُمْ لَمَّا نَقَضُوا الْعَهْدَ وَ عَاقَدُوا الْمُشْرِکِینَ عَلَی حَرْبِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله خَرَجَ صلی الله علیه و آله یَوْمَ السَّبْتِ وَ صَلَّی فِی مَسْجِدِ قُبَاءَ وَ مَعَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ (4)ثُمَّ أَتَی بَنِی النَّضِیرِ فَکَلَّمَهُمْ أَنْ یُعِینُوهُ فِی دِیَةِ رَجُلَیْنِ کَانَ قَدْ آمَنَهُمَا فَقَتَلَهُمَا عَمْرُو بْنُ أُمَیَّةَ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ فَقَالُوا نَفْعَلُ وَ هَمُّوا بِالْغَدْرِ بِهِ فَقَالَ عَمْرُو بْنُ الحجاش (5)أَنَا أَظْهَرُ عَلَی الْبَیْتِ فَأَطْرَحُ عَلَیْهِ صَخْرَةً فَقَالَ سَلَامُ بْنُ مِشْکَمٍ لَا تَفْعَلُوا فَوَ اللَّهِ لَیُخْبَرَنَّ بِمَا هَمَمْتُمْ (6)فَجَاءَ جَبْرَئِیلُ فَأَخْبَرَهُ صلی الله علیه و آله فَخَرَجَ رَاجِعاً إِلَی الْمَدِینَةِ ثُمَّ دَعَا عَلِیّاً وَ قَالَ لَا تَبْرَحْ مِنْ مَکَانِکَ فَمَنْ خَرَجَ عَلَیْکَ مِنْ أَصْحَابِی فَسَأَلَکَ عَنِّی فَقُلْ تَوَجَّهَ إِلَی الْمَدِینَةِ فَفَعَلَ ذَلِکَ ثُمَّ لَحِقُوا بِهِ فَبَعَثَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مُحَمَّدَ بْنَ مَسْلَمَةَ إِلَیْهِمْ وَ أَمَرَهُمْ بِالْجَلَاءِ
1) فی المصدر: و اللّه ما یأتیکم.
2) إعلام الوری: 56 ط 1 و 97 ط 2.
3) فی الامتاع: فی ربیع الأوّل علی رأس سبعة و عشرین شهرا من مهاجر النبیّ صلّی اللّه علیه و آله، و یقال: کانت فی جمادی الأولی سنة أربع، و روی عقیل بن خالد و غیره عن ابن شهاب قال: کانت غزوة بنی النضیر بعد بدر بستة أشهر.
4) فی الامتاع: دون العشرة.
5) فی الامتاع: عمرو بن جحاش.
6) فی المصدر: بما هممتم به.
الخطأ علیه فی أقواله و أفعاله و نحن نقول بذلک و نوجه بهذا الخبر لو صح إلی أمیر المؤمنین علیه السلام و الحسن و الحسین علیهما السلام لأن هؤلاء ممن ثبتت عصمته و علمت طهارته علی أن هذا الخبر معارض بما هو أظهر منه و أثبت روایة مثل ما
رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله مِنْ قَوْلِهِ إِنَّکُمْ مَحْشُورُونَ (1)إِلَی اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حُفَاةً عُرَاةً وَ إِنَّهُ سَیُجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِی فَیُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ فَأَقُولُ یَا رَبِّ أَصْحَابِی فَیُقَالُ إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَکَ إِنَّهُمْ لَا یَزَالُوا (2)مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ.
وَ مَا رُوِیَ مِنْ قَوْلِهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ مِنْ أَصْحَابِی لَمَنْ لَا یَرَانِی بَعْدَ أَنْ یُفَارِقَنِی.
وَ قَوْلِهِ أَیُّهَا النَّاسُ بَیْنَا أَنَا عَلَی الْحَوْضِ إِذْ مُرَّ بِکُمْ زُمَراً فَتَفَرَّقَ بِکُمُ الطُّرُقُ فَأُنَادِیکُمْ إِلَیَّ هَلُمُّوا (3)إِلَی الطَّرِیقِ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ رَبِّی أَنَّهُمْ بَدَّلُوا بَعْدَکَ فَأَقُولُ أَلَا سُحْقاً سُحْقاً.
وَ مَا رُوِیَ مِنْ قَوْلِهِ صلی الله علیه و آله مَا بَالُ أَقْوَامٍ یَقُولُونَ إِنَّ رَحِمَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَا یَنْفَعُ (4)یَوْمَ الْقِیَامَةِ بَلَی وَ اللَّهِ إِنَّ رَحِمِی لَمَوْصُولَةٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ إِنِّی أَیُّهَا النَّاسُ فَرَطُکُمْ عَلَی الْحَوْضِ فَإِذَا جِئْتُمْ قَالَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَنَا فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ وَ قَالَ الْآخَرُ أَنَا فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ فَأَقُولُ أَمَّا النَّسَبُ فَقَدْ عَرَفْتُهُ وَ لَکِنَّکُمْ أَحْدَثْتُمْ بَعْدِی وَ ارْتَدَدْتُمُ الْقَهْقَرَی.
وَ قَوْلِهِ لِأَصْحَابِهِ لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ شِبْراً بِشِبْرٍ وَ ذِرَاعاً بِذِرَاعٍ حَتَّی لَوْ دَخَلَ أَحَدُهُمْ فِی جُحْرِ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوهُ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی فَقَالَ فَمَنْ إِذاً.
وَ قَالَ فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ لِأَصْحَابِهِ أَلَا إِنَّ دِمَاءَکُمْ وَ أَمْوَالَکُمْ وَ أَعْرَاضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرَامٌ کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هَذَا فِی شَهْرِکُمْ هَذَا وَ بَلَدِکُمْ هَذَا أَلَا لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ
مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا لَا عَرَفْتُکُمْ تَرْتَدُّونَ بَعْدِی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ إِلَّا أَنِّی قَدْ شَهِدْتُ وَ غِبْتُمْ.
فکیف یصح ما ذکره من الأمر بالاقتداء علی ما ذکرناه بمن تناوله اسم الصحابة علی أن هذا الخبر لو سلم من کل ما ذکرناه لم یقتض الإمامة علی ما ادعاه صاحب الکتاب لأنه لم یبین فی لفظه الشیء الذی یقتدی بهم فیه و لا أنه مما یقتضی الإمامة دون غیرها فهو کالمجمل الذی لا یمکن أن یتعلق بظاهره و کل هذا واضح (1).
1) الشافی: 177. 9.
**[ترجمه]مؤلف: برسی در مشارق الانوار از ابن عباس نقل کرده که حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلم در ضمن یک سخنرانی فرمودند:
ای مردم! خداوند به من خبر داده که فوت خواهم شد. پسر عمویم که برادر من است، وصی و ولی اللَّه است و جانشین من که از طرف من تبلیغ میکند. وی امام متقین و پیشوای سفید چهرگان و یعسوب دین است. اگر او را راهنمای خود قرار دهید به مقصود میرسید و اگر پیرو او گردید، نجات مییابید. اطاعت از او اطاعت خداست و مخالفت او مخالفت خدا؛ بیعت با او بیعت با خداست و پیمان شکستن با او پیمانشکنی با خدا است. خداوند قرآن را بر من نازل کرده، علی سفیر قرآن است. هر که مخالف قرآن باشد گمراه است و هر که غیر علی را پیروی کند، خوار است.
مردم! اهل بیت من مورد توجه من و خویشاوندان و اولاد و ذریه و پاره تن و خون و امانت من هستند. شما فردا جمع خواهید شد و از دو امانت گران بازخواست میشوید.
متوجه باشید که چگونه با آن دو رفتار خواهید کرد. هر کس که آنها را بیازارد، مرا آزرده و ظالم آنها ظالم من است و ناصر ایشان ناصر من است. هر که آنها را احترام کند مرا احترام نموده، کسی که از غیر آنها هدایت بجوید، مرا تکذیب کرده است. از خدا بترسید و متوجه باشید که فردا چه خواهید گفت. من دشمن کسی هستم که دشمن آنها باشد و هر که من دشمن او باشم، وای بر او است. - . مشارق الأنوار. نسخه آن نزد من نیست. -
صدوق در کتاب فضایل شیعه به اسناد خود از محمّد قبطی، از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: مردم خود را نسبت به فرمایش پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم درباره علی در روز غدیر خم به غفلت زدند، چنان چه از فرمایش آن جناب در روز مشربه ام ابراهیم غافل شدند. مردم به عیادت آن جناب آمدند. علی علیه السّلام آمد تا نزدیک پیغمبر شود، اما جا نیافت. وقتی حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلم مشاهده کرد که برای علی جا باز نمیکنند، فرمود: مردم! اینها اهل بیت من هستند، احترام آنها را نمیدارید در صورتی که هنوز زنده هستم! بدانید که اگر من از میان شما بروم، خدا هست. روح و راحت و خشنودی و بشارت و دوستی و محبت به پیرو و دوستدار و مطیع علی و اوصیای بعد از او اختصاص دارد. بر من لازم است که آنها را مشمول شفاعت خود کنم، چون پیرو منند و هر که پیرو من شد، از خودم محسوب میشود، مانند پیروان ابراهیم. چون من از ابراهیم هستم و ابراهیم از من، دین من دین او و سنتم سنت او و فضل او فضل من است، ولی من از او افضل هستم و فضل من فضل اوست. اینک سخن مرا تصدیق میکند آیه قرآن که میفرماید: «ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» - . آل عمران / 34 - {فرزندانی که بعضی از آنان از [نسل] بعضی دیگرند و خداوند شنوای داناست.} - . فضایل شیعه: 154 -
تکمیل: سید مرتضی (قدس اللَّه روحه) در کتاب شافی، مزخرفات و خرافات یک دشمن علی را نقل میکند و بعد جواب گفتار او را میدهد. گوینده میگوید: دلیل دیگری شیعه دارد که گاهی استدلال میکند به روایت: «انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا: کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» و میگویند که این روایت دلالت بر امامت و عصمت آنها دارد. گاهی برای تأیید مطلب روایت، این فرموده دیگر پیامبر را میآورند: «ان مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق» که این روایت، بر عصمت و وجوب اطاعت آنها و تهدید بر مخالفت ایشان دلالت میکند. گفتهاند و این خود موجب نص و تصریح بر امیرالمؤمنین علیه السّلام است. بعد میگوید: این مطلب دلالت دارد بر اینکه اجماع عترت پیامبر حاکی از یک حقیقت خواهد بود، زیرا یا منظور تمام آنها است یا یکی یکی از ایشان، و این مطلب معلوم است که منظور همه آنها هستند و نمیتوان یک یک ایشان را منظور نمود، چون جمله موجب جمع است و به دلیل اینکه گاهی بین آنها خلاف اتفاق میافتد، چنان چه تاریخ شاهد است، و نمیتواند سخن هر یک آنها حق باشد، چون حق نمیتواند یک چیز و ضد آن باشد. و اختلاف آنها در چیزی که حالش چنین است ثابت شده و نمیتوان گفت آنها با اختلافی که دارند، از کتاب جدا نمیشوند. و این مطلب بیان میکند که مراد این است که هر چه بر آن اجماع کردند حق است تا فرمایش پیغمبر صحیح باشد که فرموده است: «لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.»
با توضیحی که دادیم، این روایت نمیتواند دلیل بر امامت باشد، زیرا امامت در تمام آنها نبوده و هر زمان به یکی اختصاص داشته است. ما ثابت کردیم که منظور از خبر، مطلبی است که مربوط به همه آنها است. این مطلب ما را تأیید میکند که هیچ کدام از مخالفین ما (شیعه) نگفتهاند که امامت در همه آنها است، در این صورت باید از ظاهر کلام صرف نظر نمایند و طوری تفسیر کنند که عدهای کمی از آنها را شامل شود و این کار بدون دلیل نمیشود.
آنها نمیتوانند بگویند وقتی دلالت بر عصمت آنها کرد، عصمت نیست مگر در علی امیرالمؤمنین، سپس یکی پس از دیگر از امامان علیهم السّلام. در این صورت لازم میشود که منظور همان باشد، چون میتوان گفت منظور این است که آنها در چیزهایی که اتفاق دارند معصوم خواهند بود و این بیشتر به ظاهر روایت ارتباط دارد. از آن گذشته لازم است کلام را طوری معنی کنیم که صحیح باشد و عترت با کتاب موافق گردد، با اینکه میدانیم در قرآن کریم دلالتی است بر امور، واجب است که سخن پیامبر را درباره عترت حمل بر چیزی کنیم که مقتضی دلالت باشد و این صحیح نیست، مگر اینکه گفته شود اجماع آنها حق و دلیل است.
اما راه امامیه و شیعه بر خلاف این فرض و مقصد است. استاد ما ابوعلی گفته است: اگر این روایت دلالت بر امامت دارد، باید فرمایش پیغمبر: «بعد از من پیرو ابا بکر و عمر باشید» این روایت هم دلالت بر امامت دارد. و فرمایش دیگر پیغمبر: «حق بر زبان و قلب عمر سخن میگوید» شاهد است بر امامت عمر. و این فرموده: «اصحاب من چون ستارگانند، از هر کدام که پیروی کنید هدایت مییابید» نیز دلالت بر همان مطلب دارد.
بعد در جواب این کلمات میگوید: این سخنان درباره آنها گفته میشود، اما سخن پیامبر «انی تارک فیکم الثقلین» بنا بر اقرار خود او دلالت میکند که اجماع اهل بیت حجت است. و نیز بعد از ثبوت این مقام، بر امامت امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از پیامبر بدون فاصله و بر چیزهای دیگری که اهل بیت بر آنها اجماع دارند دلالت دارد. و نیز میتوان از همین روایت استدلال کرد بر اینکه در هر عصر و زمانی باید از این خانواده حجت معصومی وجود داشته باشد که قطع به صحت گفتارش داشته باشیم.
این سخن پیامبرکه فرمود: «مثل اهل بیت من میان شما چون کشتی نوح است» در توجه دادن به اهل بیت و راهنمایی به آنها شبیه خبر اول است، گرچه خبر اول قویتر و عمومیت فایده آن زیادتر است. ما جملهای که آن را ذکر کردیم توضیح میدهیم: اگر گفته شود قبل از اینکه درباره معنی خبر بحث نمایید صحت خبر را ثابت کنید، میگوییم دلیل صحت خبر این است که تمام امت محمّد این خبر را قبول دارند و هیچ کدام با اینکه در تأویل اختلاف دارند، در صحت اختلاف نکردهاند. این خود گواهی است بر اینکه حجت به وسیله اصل خبر تمام است و شک و تردیدی در آن نیست.
وقتی خبری پیش دانشمندان میآورند که صحت آن مشکوک است، اول درباره اصل کلام سخن میگویند که حجت به چنین خبری ثابت نمیشود. بعد شروع به تأویل کلام مینمایند. وقتی میبینیم در مورد این خبر بحثی راجع به این مطلب نکردهاند و هر کدام مطابق مذهب و طریقه خود خبر را حمل نمودهاند، این خود دلیلی بر مطلب ما است.
اگر بگویند منظور از عترت کیست که تمام سخنان در اطراف اسمی است که باید معنی آن توضیح داده شد، در جواب میگوییم، عترت مرد در لغت، نسل اوست، مانند فرزند و فرزند فرزند. بعضی از لغویها این معنی را توسعه دادهاند و گفتهاند که عترت شخص، قوم و خویشهای نزدیک نژادی او هستند بنا بر قول اول، ظاهر خبر و باطن آن حسن و حسین و اولاد آنها را شامل میشود و بنا بر معنی دوم، آنهایی را که ذکر کردیم و کسانی که شبیه ایشان در خویشاوندی نزدیک نژادی باشند نیز شامل میشود. با اینکه پیغمبر اکرم سخن خود را چنان توضیح داده که شبههای باقی نماند. فرموده: «عترت من اهل بیتم هستند.» این حکم را اختصاص داده به کسی که هر دو اسم عترت و اهل بیت او را شامل شود. ما میدانیم کسانی که عترت پیامبر و اهل بیت او هستند، همانهایی میباشند که ذکر کردیم، از اولاد و اولاد اولاد و کسی که شبیه آنها است در نسب و نژاد نزدیک. به اضافه اینکه پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم توضیح داده چه کسی اهل بیت او حساب میشود و این خبر، این مطلب را تقویت میکند که: «آن جناب روزی امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین را در خانه خود جمع کرد، آنها را در زیر کسای خویش قرار داد و بعد گفت: خدایا! اینها اهل بیت منند. پلیدی را از آنها دور کن و ایشان را پاک بدار.» و در این مورد آیهای نازل شد. - . احزاب / 33 - ام سلمه گفت: یا رسول اللَّه! من از اهل بیت شما نیستم؟ فرمود: نه، ولی تو عاقبت بخیری.
پس این امتیاز اختصاص به آنها گرفت نه دیگری و حکم نیز باید متوجه آنها شود و کسانی که با دلیل به ایشان ملحق شوند. و اجماع کردهاند که تمسک و اقتدا به اهل بیت را کسانی لازم میشمارند بر اینکه اولاد اهل بیت نیز مانند خود آنها هستند. با همین دلیل ثابت میشود که حکم مربوط به همه آنهاست.
اگر بگویند بعضی از گفتار شما شاهد بر این است که امیرالمؤمنین علیه السّلام از عترت نمیباشد، اگر عترت منحصر به اولاد و اولاد اولاد باشد چه میگویید؟ ما میگوییم کسانی که از شیعه معتقد این مقام هستند، میگویند اگرچه در حقیقت واقعا این اسم شامل او نیست، چنان چه اسم فرزند نیز بر او اطلاق نمیشود، اما او پدر عترت و سرور آنها و بهترین ایشان است و همان حکمی که به عترت اختصاص دارد، به دلیل دیگری غیر از شمول لفظ عترت، برای او نیز ثابت است.
اگر ادعا شود که چه جوابی میدهید برای گفته ابوبکر که در مقابل گروهی از امت گفت «ما عترت پیامبریم و مرکزی هستیم که از آن تراوش نموده»، این گفته ابوبکر خلاف استدلال شما را ثابت میکند؟ در جواب میگوییم اعتراض به وسیله یک خبر نامسلم بر خبری که روایت آن اجماعی و ثابت و مسلم است، مورد قبول بیشتر دانشمندان نیست و چنین اعتراضی را نمیپذیرند. با اینکه اگر گفتار ابا بکر را صحیح بدانیم، چارهای نداریم مگر اینکه حمل بر مجاز کنیم و معنی وسیعی به لفظ عترت بدهیم، زیرا انتساب ابا بکر به پیامبر اکرم از نظر نژادی به مقداری نیست که واقعا لفظ عترت بر او اطلاق شود، زیرا بنی تیم بن مره گرچه از کسانی که به یک یا دو پدر فاصله دارند به بنی هاشم نزدیکترند، همچنین کسانی که از آنها به یک پدر یا دو پدر فاصله دارند از اینها نزدیکترند به بنی هاشم از کسانی بیشتر از آنها فاصله دارند، این استدلال تنها موجب نمیشود که بگوییم قریش یک عترت هستند، بلکه باید بگوییم تمام فرزندان معد بن عدنان از یک عترت هستند، زیرا برخی به دیگری نزدیکتر هستند از قبیله یمن به آنها. بنابراین باید تمام بنی آدم را یک عترت حساب کرد. ابا بکر با همین انتساب افتخار مینماید که از نظر نژادی به پیغمبر متصل است. به ناچار باید بگوییم که معنی عترت را خیلی توسعه دادهاند. گاهی انسان به کسی که واقعا فرزند او نیست میگوید تو فرزند من و پسر منی، در صورتی که منظورش امتیاز است و از روی شفقت میگوید. گاهی نیز به کسی که پدرش نیست میگوید تو پدر منی. بنابراین باید گفتار ابا بکر را گرچه ظاهرش غیر از این معنی است، حمل بر این کنیم که - اگر صحیح باشد - مشمول این فرمایش پیامبر نیست «انی مخلف فیکم.» زیرا پیامبر اکرم سخن خود را مقید به صفتی کرده که در ابا بکر وجود ندارد و آن قید «اهل بیت» است. زیرا شکی نیست در اینکه ابا بکر جزو اهل پیامبر نیست که آیه تطهیر درباره آنها نازل شده است و اختصاص به ایشان دارد. و نه شامل کسانی میشود که در عرف مردم او را اهل بیت شخص میشمارند. زیرا کسانی که بعد از ده پدر با هم جمع میشوند، به آنها نمیگویند اهل بیت این شخص هستند. وقتی این مطلب ثابت شد، لازم است اجماع عترت حجت باشد، زیرا اگر حجت نباشد، به هیچ وجه نمیتواند تمسک به عترت مانع از گمراهی باشد.
وقتی تمسک به عترت جلوی گمراهی را بگیرد، باید اجماع آنها حجت باشد. اگر بگویند شما خودتان منکر نیستید که تمسک وقتی جلوی گمراهی را میگیرد که به کتاب و عترت هر دو تمسک جویند، از کجا ثابت میکنید که متمسک به عترت تنها نیز از گمراهی محفوظ است؟
جواب میدهم اگر منظور این باشد که متمسک به هر یک از کتاب و عترت محفوظ از گمراهی است، اضافه نمودن عترت به کتاب فایدهای ندارد، زیرا اگر کتاب به تنهایی حجت باشد، معنی ندارد چیزی را که حجت نیست به آن اضافه نمایند. و واقع مطلب این است که متمسک به هر دو، هدایت یافته و به حق رسیده است، زیرا در غیر این صورت کار بیهودهای بوده که عترت را به کتاب اضافه کنند.
دلیل دیگر اینکه اضافه کردن عترت به کتاب - در صورتی که قول آنها حجت نباشد - شبیه اضافه کردن چیزهای دیگری به کتاب خواهد بود و دیگر وجهی ندارد که اختصاص به عترت داده شوند و توجه داده شود که این دو از هم جدا نمیشوند تا در قیامت وارد بر پیامبر شوند و این مطلب بدون شک قابل قبول نیست. وقتی اجماع آنها حجت بود، ثابت میشود که هر چیزی که بر آن اتفاق کردند صحیح است. از مطالبی که بر آن اتفاق نمودهاند، امامت امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از پیغمبر بدون فاصله است، با اختلافی که آنها در این مطلب دارند که اثبات امامت ایشان به نص صریح بوده یا پنهانی و خفی یا با مطالبی که احتمال تأویل داشته و یا نداشتهاند.
اگر گفته شود چگونه شما مدعی هستید که اهل بیت اتفاق بر این مطلب دارند، با اینکه میبینیم گروهی از آنها در امامت به راه معتزلیها رفتهاند، جواب میدهیم ما که کسی از اهل بیت را مشاهده نکردهایم که بر خلاف آنچه گفتیم عقیده داشته باشد. اگر احیانا کسی هم بر خلاف آنچه گفتیم معتقد باشد، در صورت صحت نمیتوان بر اجماع اعتراض نمود. زیرا چنین کسانی بسیار کمند که بیش از یک یا دو نفر نمیشوند و با این تعداد بر اجماع نمیتوان خرده گرفت. با اینکه اشخاصی که درباره آنها چنین ادعایی شده، از علمای اهل بیت و حتی فضلای آنها شمرده نمیشوند. اگر خوب جستجو کنی، میبینی که اعتقاد او فقط از یک جنبه مادی و حرص دنیوی سرچشمه گرفته بوده.
با اینکه اگر ما به واسطه مخالفت یک یا دو نفر قائل شویم که اجماع از بین میرود، هیچ اجماعی در عالم به وجود نخواهد آمد. زیرا ما میدانیم که بعضی از غالیان و اسماعیلیها مخالف اصول شرایع و تعداد نماز و سایر چیزها هستند. برخی از آنها گفتهاند که پس از پیامبر، چند پیامبر دیگر آمده و رسالت به حضرت رسول ختم نشده است. ما به این مخالفین توجه و اعتنایی نمیکنیم و معتقد به اجماع درباره ختم رسالت یا اصول شرایع هستیم، با اینکه اینها تعدادشان چند برابر منسوبین پیغمبرند که بر خلاف مذهب امامت معتقد شدهاند.
ما خود بعضی از اشخاص را که جزو دانشمندان به شمار میرفتهاند و اهل فتوا بودهاند مشاهده کرده و با آنها مناظره نمودهایم، کسانی که میگفتند خدا از یهود و نصاری میگذرد - گرچه ایمان نیاوردهاند - و آنها را عقاب نمیکند، و مطالب دیگری از چیزهایی که شکی نیست که در مورد آنها اجماع شده است.
اگر این ادعا موجب از بین رفتن دلیل ما بر اجماع اهل بیت شود و قبول کنیم که سخن آنها مخالف روش امامت هستند، باز اشکالی بر مطلب ما وارد نیست، زیرا کاملا معلوم است که زمانهای زیادی است که کسی شناخته نشده که قائل به خلاف مذهب اهل بیت باشد، مثل همین زمان خودمان و زمانهای دیگر. و در زمان ما کسی را مشاهده نکردهایم که معتقد به مذهبی باشد که ما آن را باطل میدانیم.
اما در اجماع آنچه شرط است، مخالف داشتن در هر زمانی است که اجماع شده و با همین استدلال آنچه را که ما مدعی شدیم ثابت میشود. اما آنچه که در این خبر امکان استدلال دارد، ثابت شدن یک حجت است در میان اهل بیت پیغمبر در هر زمان، زیرا ما میدانیم که پیامبر اکرم این سخن را به ما فرموده تا رفع نگرانی و ناراحتی از ما بکند و در دین بر ما حجت را تمام نماید و ما را متوجه مطلبی بنماید که موجب نجات ما از شک و تردید شود.
نکتهای که این مطلب را آشکار میکند، این است که در روایت زید بن ثابت آمده است «و هما الخلیفتان من بعدی» و منظورش این است: «در مطالبی که در آنها باید به من مراجعه میکردید، پس از من به این دو مراجعه کنید.» خالی از دو حال نیست؛ یا منظورش این بوده که اجماع آنها فقط حجت است نه اینکه دلیل بر این باشد که در میان اهل بیت در هر زمان کسی هست که باید به او مراجعه نمود و او معصوم است، یا منظورش همان مطلبی است که گفتیم، یعنی در هر زمان امامی در میان اهل بیت است. اگر منظور فقط حجت بودن اجماع باشد، رفع نگرانی از ما نمیکند و نه کسی را قرار داده که در میان ما جانشین پیغمبر باشد، زیرا اولا جایز است که عترت بر یک قول اجماع داشته باشند و ممکن است اجماع بر یک قول نکنند و اختلاف داشته باشند.
پس آنچه حجت است از اجماع آنها واجب نیست. از آن گذشته، مقداری که در آن اجماع دارند از احکام شریعت یک هزارم هم به حساب نمیآید. چگونه میتواند خداوند از ما بازخواست کند که حجت بر شما تمام کردهام با اینکه این حجت در یک هزارم از مسائل دینی بوده؟ این مطلب ثابت میکند که باید در هر عصر میان اهل بیت حجتی مورد اعتماد وجود داشته باشد که سخنش شک و تردیدی به جا نمیگذارد و بودن امام را فی الجمله ثابت میکند. آنگاه به وسیله دلایل شیعه ثابت میشود شخص حجت کدام یک از آنهایند.
با اینکه صاحب کتاب نیز همین قضاوت را نموده، در آنجا که میگوید: باید کلام را حمل نمود بر یک معنی که صحیح باشد و عترت پیامبر و کتاب خدا بر آن توافق نمایند. وقتی کتاب دلالت بر چیزی داشت، واجب است در عترت نیز همین اعتقاد باشد.
اینک چنین نظریهای صحیح است تا سخن پیامبر اکرم درست در آید. راجع به ارشاد که تمسک به آن دو از گمراهی امان میدهد و حکم به اینکه آن دو تا قیامت از یکدیگر جدا نمیشوند، وقتی کتاب راهنما و حجت باشد، باید عترت نیز چنین باشد.
چون دلالت کتاب دائمی و در هر زمان غیر قابل قطع است و امکان رسیدن به آن در هر زمان هست، باید در عترت نیز که همتا و قرین قرآن است، همین مطلب باشد. این هم امکان ندارد مگر اینکه میان آنها در هر زمان حجتی وجود داشته باشد که قولش حجت باشد، زیرا اجماع آنها بر تمام کارها حتمی نیست - چنان چه توضیح دادیم - و رجوع به کتاب و عترت با اختلافی که بین عترت است و نبودن معصومی میان آنها، صحیح نیست. به ناچار آنچه گفتیم ثابت میشود.
اما سه خبری که به عنوان اعتراض برای خبر ما آورد؛ اول دلیل ما این است که آن اخبار از نظر صحت به خبر ما نمیرسد، زیرا خبر ما را کسانی که اختلاف دارند نقل کردهاند و نزاعکنندگان نیز صحیح میدانند و امت پذیرفتهاند و فقط میتوان گفت که اختلاف در تأویل آن دارند.
اما خبرهایی که به عنوان معارض ذکر شده به این موقعیت و مقام نمیرسند، زیرا آنها را فقط مخالفین نقل کردهاند و هر کدام را که جستجو کنی، مییابی که یا راوی آن منحرف بوده یا تعصب داشته است و قبلا گفتیم که با چنین خبرهایی نمیتوان معارضه نمود.
اما روایتی که نقل کردهاند از فرمایش پیغمبر: «بعد من پیرو ابوبکر باشید»، گفتار ما در این مورد گذشت - آنجا که خبر مذکور را معارض با استدلال ما به خبر غدیر خم گرفتند - و در آنجا خوب توضیح دادیم که وجهی برای اعاده آن نیست.
اما روایتی که گفتهاند: «حق با زبان عمر سخن میگوید»، اگر صحیح باشد موجب عصمت عمر میشود و قطع باید کرد که اقوال او همهاش حجت است. این سخن را هیچ کس درباره عمر معتقد نشده، با اینکه او در احکام از این قول به قول دیگر بر میگردد و خودش گواهی میدهد که اشتباه میکند در بعضی چیزها مخالفت میکند، بازبرمیگردد به قول مخالفت خود و با او موافق میشود و میگوید: «لو لا علی لهلک عمر و لو لا معاذ لهلک عمر.» موقعی که طلحه به ابوبکر اعتراض کرد که جواب خدا را چه میدهی که شخصی درشتخو و سختگیر را بر ما حکومت دادی، در جوابش نگفت کسی را بر شما فرمانروا گردانیدم که پیغمبر درباره او فرموده: (الحق ینطق علی لسانه). کسی نمیتواند مدعی شود که ابوبکر مانعی داشت که این استدلال را نکرد، چنان چه ما ادعای همین مطلب را در مورد امیرالمؤمنین داریم که استدلال به نص پیغمبر نکرد. زیرا قبلا گفتیم امیرالمؤمنین که استدلال نکرد، علت آشکاری داشت، و آن حکومت ایشان و قدرت آنها و تقیه و ترساندن از نیروی خود بود. اما برای عمر و ابوبکر که تقیهای وجود نداشت، زیرا سلطنت در دست آنها بود و تقیه از آنها میکردند.
با اینکه اگر این خبر از نظر سند و معنی صحیح باشد، باید شخصی که میگوید این خبر مقتضی امامت میشود توضیح دهد که چگونه اقتضای امامت میکند و فقط ادعا نکند. و نمیتواند بگوید وقتی فلان خبر و فلان خبر دلیل بر امامت باشد، این خبر هم موجب امامت میشود. زیرا ما وقتی ادعا کردیم در مورد آن خبرها تنها ادعا نبود و توضیح دادیم که به چه دلیل امامت را ثابت می کند. وقتی ما با او به مبارزه پرداختیم، او هم باید همین کار را بکند.
اما روایتی که استدلال کرد که پیغمبر فرموده: «اصحاب من مانند ستارگان هستند، به هر کدامشان که اقتدا کنید هدایت میشوید»، قبلا توضیح دادیم که این خبر و سایر خبرها معارض با این فرمایش پیغمبر: «من ثقلین را برای شما باقی میگذارم»، نیست، و در صورتی که از آن چشم پوشی کنیم، میتوانیم بگوییم که اگر این خبر صحیح باشد، باید تمام صحابه معصوم باشند تا امر کردن به اقتدا و پیروی از صحابه صحیح باشد، با اینکه میان آنها فاسق و معاند و مخالف امت و مخالف پیامبر وجود داشت. یکی از صحابه معاویه بود و دیگری عمرو بن عاص و یاران این دو.
نظر صاحب کتاب درباره این دو نفر معروف و آشکار است. از جمله صحابه طلحه و زبیر بودند که با امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ جمل پیکار کردند و شکی در فسق آنها نیست. با اینکه ادعا کردهاند که آنها بعد از این جریان توبه کردهاند. بعضی از بیعت با امیرالمؤمنین علیه السّلام سر باز زدند و در امامت حضرت علی علیه السّلام با مسلمانان موافقت نکردند. بعضی عثمان را محاصره نموده، از آب جلوگیری کردند و معتقد به مرتد شدن او گشتند و خونش را ریختند. چگونه جایز است پیغمبر اکرم دستور دهد که به آنها اقتدا کنید؟
چارهای نیست و این خبر را در صورت صحت، باید حمل کرد نسبت به تعداد مخصوصی از صحابه، چون باید به کسی اقتدا کرد که معصوم باشد و از خطا در گفتار و کردار مأمون و مورد اطمینان باشد.
ما همین خبر را قبول داریم، اگر صحیح است که منظور امیرالمؤمنین و حسن و حسین علیهم السّلام هستند، زیرا ایشان دارای عصمت بوده و طهارت آنها ثابت شده است. با اینکه خبر فوق با خبر دیگری که از آن صحیحتر و ثابتتر است معارض است، مانند آن روایتی که از پیامبر اکرم نقل شده که فرمود: «شما روز قیامت پا برهنه و عریان محشور میشوید. روز قیامت گروهی از مردان امت مرا میآورند و به طرف چپ میکشانند. من فریاد میزنم: خدایا اصحابم! جواب میآید که نمیدانی اینها بعد از تو چه کردند؟ از وقتی تو رحلت کردی ایشان به بیدینی خود برگشتند.
روایت دیگر که فرمود: «بعضی از اصحاب، مرا بعد از فوت نخواهند دید.» و این فرمایش دیگرش: «مردم! در همان موقع که من کنار حوض هستم، گروهی از شما را میبرند و متفرق میشوید. من فریاد میکنم: بیایید پیش من، راه اینجا است!
یک منادی از طرف خدا فریاد میکند: اینها بعد از تو تغییر دادند. من میگویم: مرگ بر آنها مرگ!»
و روایت دیگر که فرمود: «چه شده که گروهی مدعی هستند خویشاوندی با پیغمبر در قیامت سودمند نیست؟ به خدا قسم خویشاوندی من ثابت است در دنیا و آخرت. من جلوتر از شما به حوض وارد میشوم. وقتی شما میآیید، یکی میگوید: یا رسول اللَّه! من فلان بن فلانم و دیگری میگوید من فلان بن فلان. شما را از نظر نژادی شناختم، اما بعد از من کارهایی بر خلاف کردید و مرتد شدید.»
و روایت دیگر که به اصحاب فرمود: «شما نیز آنچه بر امتهای پیشین گذشته را وجب به وجب خواهید دید، حتی اگر یکی داخل لانه سوسماری شده، شما هم داخل خواهید شد. گفتند: یا رسول اللَّه! منظورتان یهود و نصار است؟ فرمود: پس منظورم چه کسی است!»
در حجة الوداع به اصحاب فرمود: «آگاه باشید که خون و مال و آبروی شما بر یکدیگر حرام است، مانند حرمت امروز و این ماه و این شهر. متوجه باشید کسانی که حاضرند به غایبین برسانند. من اکنون گفتم که شما پس از من مرتد میشوید و گردن یکدیگر را میزنید. من اکنون مشاهده میکنم، با اینکه شما نمیبینید.»
چگونه صحیح است پیروی کردن از کسی که فقط اسم صحابی بر او اطلاق میشود؟ با اینکه اگر از تمام این اشکالها صرفنظر بکنیم، چنان چه صاحب کتاب ادعا کرده، این خبر مقتضی امامت نمیشود، زیرا در خبر بیان نشده در چه چیز به آنها اقتدا کنند. و نمیتوان گفت فقط مقتضی امامت است نه چیز دیگر. در این صورت این خبر مجمل میشود که نمیتوان به ظاهر چنین خبری تمسک جست. تمام آنچه گفتیم واضح و آشکار است.
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام فِیمَا احْتَجَّ الرِّضَا علیه السلام عَلَی عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فِی فَضْلِ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ أَنَّهُ سَأَلَ الْعُلَمَاءَ فَقَالَ أَخْبِرُونِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ* إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ* عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (1)فَمَنْ عَنَی بِقَوْلِهِ یس قَالَتِ الْعُلَمَاءُ یس مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله لَمْ یَشُکَّ فِیهِ أَحَدٌ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْطَی مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ مِنْ ذَلِکَ فَضْلًا لَا یَبْلُغُ أَحَدٌ کُنْهَ وَصْفِهِ إِلَّا مَنْ عَقَلَهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یُسَلِّمْ عَلَی أَحَدٍ إِلَّا عَلَی الْأَنْبِیَاءِ صلوات الله علیهم فَقَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ (2)وَ قَالَ سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ (3)وَ قَالَ سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ (4)وَ لَمْ یَقُلْ سَلَامٌ عَلَی آلِ نُوحٍ وَ لَمْ یَقُلْ سَلَامٌ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ لَا قَالَ سَلَامٌ عَلَی آلِ مُوسَی وَ هَارُونَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس (5)یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ (6).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: از جمله استدلالهایی که حضرت رضا علیه السّلام با علمای اهل سنت درباره فضل و مقام عترت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم نمود، این بود که از دانشمندان اهل سنت راجع به آیه «یس * وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ * إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ * عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» - . یس / 1 - 4 - {یس[یاسین] سوگند به قرآن حکمتآموز که قطعا تو از [جمله] پیامبرانی بر راهی راست} پرسیدند: منظور خداوند از «یس» چه اشخاصی هستند؟ دانشمندان گفتند: منظور از «یس» حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم است، احدی شک در آن ندارد. حضرت رضا علیه السّلام فرمود: خداوند به محمّد و آل محمّد از آن فضلی عنایت نموده که کسی نمیتواند به نهایت توصیف آن برسد، مگر کسی که آن را درک کرده باشد. به این دلیل که خداوند بر احدی غیر از انبیاء سلام نفرستاده است. در این آیه میفرماید: «سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ» - . صافات / 79 - {درود بر نوح در میان جهانیان.} و آیه دیگر: «سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ.» - . صافات / 109 - و آیه «سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ.» - . صافات / 120 - و در هیچ کدام نفرموده «سلام بر آل نوح یا سلام بر آل ابراهیم و یا سلام بر آل موسی و هارون»، ولی فرموده «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِینَ» - . صافات / 130 - و منظور آل محمّد است. - . عیون اخبار الرضا: 131 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی الشَّیْخُ شَرَفُ الدِّینِ النَّجَفِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِ تَأْوِیلِ الْآیَاتِ الْبَاهِرَةِ مِنْ تَفْسِیرِ الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الشَّیْخُ مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ حَکَمٍ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اسْمُهُ یَاسِینَ وَ نَحْنُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ سَلَامٌ عَلَی آلِ یَاسِینَ (1).
**[ترجمه]مؤلف: شیخ شرف الدین نجفی در کتاب «تأویل الایات الباهرۀ» از سلیم بن قیس، از علی علیه السّلام نقل میکند که فرمود: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله اسمش یاسین است و ما کسانی هستیم که خداوند فرموده: «سلام علی إِلْ یاسین.» - . کنز الفوائد: 262 - 263 -
**[ترجمه]
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ أَیْضاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْخَثْعَمِیِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ مُوسَی بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ نَحْنُ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: مجاهد از ابن عباس درباره آیه «سلام علی إِلْ یاسین» نقل میکند که گفت: ما آنها هستیم، آل محمد. - . کنز الفوائد: 262 - 263 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ أَیْضاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ زُرَیْقِ بْنِ مَرْزُوقٍ الْبَجَلِیِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عُلَیَّةَ (3)عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ أَیْ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ (4).
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عبید بن کثیر بإسناده عن ابن عباس مثله (5)فر، تفسیر فرات بن إبراهیم أحمد بن الحسن بإسناده عن سلیم بن قیس عن علی علیه السلام مثل الخبر السابق (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو صالح از ابن عباس درباره آیه «سلام علی إِلْ یاسین» نقل میکند که گفت: یعنی بر آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله. - . کنز الفوائد: 262 - 263 -
تفسیر فرات: عبید بن کثیر به اسناد خود از ابن عباس همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر فرات: 131 -
تفسیر فرات: سلیم بن قیس از علی علیه السّلام مانند خبر سابق را نقل کرده است. - . تفسیر فرات: 131 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام یَاسِینُ اسْمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِ قَوْلُهُ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ (7).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «یس * وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ.» فرمود: یاسین اسم پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله است. دلیل بر این مطلب آیه «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ» است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 548 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی ثُمَّ ذَکَرَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَ مُحَمَّدٍ فَقَالَ وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس فَقَالَ یس مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ الْأَئِمَّةُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ (8).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: سپس خدای متعال آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله را ذکر کرده و فرموده: «وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِین * سلام علی إِلْ یاسین» - . صافات / 129 - 130 - {و برای او در [میان] آیندگان [آوازه نیک] به جای گذاشتیم.} سپس گفته است: یس محمّد صلی اللَّه علیه و آله است و آل محمّد ائمّه علیهم السّلام هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 559 - 560 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار لی، الأمالی للصدوق الطَّالَقَانِیُّ عَنِ الْجَلُودِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنِ الْخَضِرِ بْنِ
أَبِی فَاطِمَةَ عَنْ وَهْبِ بْنِ نَافِعٍ عَنْ کَادِحٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ یس مُحَمَّدٌ وَ نَحْنُ آلُ یس (1).
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة محمد بن العباس عن محمد بن سهل مثله (2).
**[ترجمه]معانی الاخبار و امالی صدوق: کادح از امام صادق علیه السّلام، از آباء خود، از علی علیه السّلام درباره آیه «سلام علی إِلْ یاسین» نقل میکند که فرمود: یس محمّد صلی اللَّه علیه و آله است و ما آل یاسین هستیم. - . معانی الاخبار: 41، امالی صدوق: 282 -
کنز الفوائد: از محمد بن سهل همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 262 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار لی، الأمالی للصدوق الطَّالَقَانِیُّ عَنِ الْجَلُودِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُعَاذٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ ظُهَیْرٍ عَنِ السِّنْدِیِّ عَنْ أَبِی مَالِکٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ یس مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله (3).
**[ترجمه]معانی الاخبار و امالی صدوق: سندی از ابومالک نقل میکند که درباره آیه «سلام علی إِلْ یاسین» گفت: یاسین محمّد صلی اللَّه علیه و آله است. - . معانی الاخبار: 41 ، امالی صدوق: 282 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار لی، الأمالی للصدوق أَبِی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْمُؤَدِّبِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الْأَصْبَهَانِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَرَ النَّهْدِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ السَّائِبِ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام (4).
**[ترجمه]معانی الاخبار و امالی صدوق: ابو صالح از ابن عباس درباره آیه «سلام علی إِلْ یاسین» نقل میکند که گفت: یعنی سلام بر آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله. - . معانی الاخبار: 41 ، امالی صدوق: 282 - 283 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار لی، الأمالی للصدوق (5)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ الْبَاقِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ عَنْ صَنْدَلٍ (6)عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ السَّلَامُ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ السَّلَامَةُ
1) معانی الأخبار: 41، أمالی الصدوق: 282 فیه: (وهیب) و فیهما: عن أبیه عن آبائه.
2) کنز جامع الفوائد: 262 فیه: وهیب بن نافع و فیه: نحن آل محمد.
3) معانی الأخبار: 41 أمالی الصدوق: 282. فی المعانی: قال: یاسین محمّد صلّی اللّه علیه و آله و نحن آل یاسین.
4) معانی الأخبار: 41 أمالی الصدوق: 282 و 283، فی المعانی: أحمد بن علی الأصبهانیّ عن إبراهیم بن محمّد الثقفی قال: اخبرنی أحمد بن أبی عمیرة النهدی، راجع.
5) النسخة المخطوطة خالیة عن رمز «لی» و لم نجد الحدیث فی الأمالی أیضا.
6) فی المعانی: (حدّثنا أبو محمّد عبد اللّه بن یحیی بن عبد الباقی عن أبیه عن علی ابن الحسن بن عبد الغنی المعانی عن عبد الرزاق عن مندل) اقول: مندل هو مندل بن علی العنزیّ أبو عبد اللّه الکوفیّ یقال: اسمه عمرو و مندل لقب.
لِمَنْ تَوَلَّاهُمْ فِی الْقِیَامَةِ (1).
**[ترجمه]معانی الاخبار و امالی صدوق: ابن عباس درباره آیه «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِینَ» گفت: سلام از جانب پروردگار جهانیان بر محمّد و آلش صلی اللَّه علیه و آله است و سلامت در قیامت برای کسانی است که ایشان را دوست دارند. - . معانی الاخبار: 41 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار الطَّالَقَانِیُّ عَنِ الْجَلُودِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَعْمَرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دَاهِرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ یَحْیَی بْنِ وَثَّابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِیِّ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ کَانَ یَقْرَأُ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس قَالَ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ آلُ یس آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام (2).
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة محمد بن العباس عن محمد بن سهل مثله (3).
**[ترجمه]معانی الاخبار: ابو عبدالرّحمان سلمی نقل میکند که عمر بن خطّاب آیه را این گونه میخواند: «سلام علی إِلْ یاسین.» ابو عبدالرّحمان گفت: آل یاسین آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله است. - . معانی الاخبار: 41 -
کنز الفوائد: محمد بن عباس از محمد بن سهل همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 262 - 263 -
**[ترجمه]
أَقُولُ قَالَ الْعَلَّامَةُ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ فِی کَشْفِ الْحَقِّ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی سَلَامٌ عَلَی آلِ یس عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ قَالَ النَّاصِبُ الرَّادُّ لَهُ فِی شَرْحِهِ أَقُولُ صَحَّ هَذَا وَ آلُ یس آلُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٌّ علیه السلام مِنْهُمْ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِمْ وَ لَکِنْ أَیْنَ هُوَ مِنْ دَلِیلِ الْمُدَّعَی.
و قال السید نور الله التستری نور الله ضریحه: قد خص الله تعالی فی آیات متفرقة من هذه السورة عدة من الأنبیاء بالسلام فقال سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ ثم قال سلام علی آل یس (4)ثم ختم السورة بقوله سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (5)و من البین أن فی السلام علیهم منفردا فی أثناء السلام علی الأنبیاء و المرسلین دلالة صریحة علی کونهم فی درجة الأنبیاء و المرسلین و من هو فی درجتهم لا یکون إلا إماما معصوما فیکون نصا فی الإمامة و لا أقل من کونه نصا فی الأفضلیة و یؤید ذلک ما نقله ابن حجر فی صواعقه عن فخر الدین الرازی أنه قال إن أهل بیته یساوونه فی خمسة أشیاء فی السلام قال السلام علیک أیها النبی
و قال سلام علی آل یس و فی الصلاة علیه و علیهم فی التشهد و قال (1)طه (2)أی یا طاهر و قال وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (3)و فی تحریم الصدقة و فی المحبة قال الله تعالی فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ (4)و قال قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی (5)انتهی کلامه رفع الله مقامه (6).
و قال إمامهم الرازی فی تفسیره الکبیر فی تفسیر هذه الآیة الکریمة قرأ نافع و ابن عامر و یعقوب آل یاسین علی إضافة لفظ آل إلی لفظ یاسین و الباقون بکسر الألف و جزم اللام موصولة بیاسین أما القراءة الأولی ففیها وجوه الأول و هو الأقرب أنا ذکرنا أنه إلیاس بن یاسین فکان إلیاس آل یس و الثانی أن آل یس آل محمد صلی الله علیه و آله و الثالث أن یاسین اسم القرآن. (7)و قال الشیخ الطبرسی روح الله روحه قرأ ابن عامر و نافع و رویس عن یعقوب آل یس و
قال ابن عباس آل یس آل محمد صلی الله علیه و آله (8).
و قال البیضاوی قرأ نافع و ابن عامر و یعقوب علی إضافة آل یس لأنهما فی المصحف مفصولان فیکون یاسین أبا إلیاس و قیل محمد صلی الله علیه و آله أو القرآن أو غیره من کتب الله و الکل لا یناسب نظم سائر القصص (9).
أقول: فظهر اتفاق الکل علی القراءة و الروایة لکن بعضهم حملتهم العصبیة علی عد هذا الاحتمال مع مطابقته لروایاتهم مرجوحا.
**[ترجمه]مؤلف: علامه قدس اللَّه روحه در کشف الحق درباره آیه «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِینَ» از ابن عباس نقل کرده که آنها آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند.
ناصب و دشمن اولاد علی در رد این مطلب در شرح آن گفته است، میگویم این مطلب صحیح است و آل یس، آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله و علی علیه السّلام از آنها است و سلام بر ایشان، ولی این چه ربطی به دلیل مدعی دارد.
و سید نور اللَّه شوشتری گفته است: خداوند در چند آیه از این سوره، عدهای از انبیاء را به سلام امتیاز بخشیده و فرموده است: «سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ»، «سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ»، «سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ» و بعد فرموده: «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِینَ.» بعد سوره را ختم فرمود به آیه «سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ * وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». - . صافات / 181 - 182 - {و درود بر فرستادگان و ستایش ویژه خدا پروردگار جهانهاست.} این مطلب کاملا آشکار است که خداوند وقتی فقط بر آل محمّد سلام میفرستد، در ضمنِ سلام بر انبیاء و مرسلین، دلیل بر این است که آل محمّد هم در درجه با انبیاء و مرسلین هستند و کسی که در درجه آنها باشد، باید حتما امام معصوم باشد. پس این آیه نص و تصریح در امامت است، حداقل نص در افضلیت است. آنچه که ابن حجر در صواعق از فخرالدین رازی نقل کرده، این مطلب را تأیید میکند. وی گفته است که اهل بیت پیامبر با شخص پیغمبر در پنج چیز برابرند: در سلام، فرمود: «السلام علیک ایها النبی.» و فرموده «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِینَ»؛ در صلوات فرستادن بر حضرت رسول و اهل بیتش در تشهد در این آیه که فرموده «طه» - . طه / 1 - یعنی ای طاهر. و فرموده: «وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» - . احزاب / 33 - {و شما را پاک و پاکیزه گرداند}؛ در تحریم صدقه و در محبت، که خداوند فرموده است: «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» - . آل عمران / 31 - {از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد.} و فرموده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» - . شوری / 23 - {بگو به ازای آن [رسالت] پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان.} (پایان کلام شوشتری.) (به پنج مورد اشاره کرده اما سه مورد را آورده)
امام آنها فخر رازی در کتاب تفسیر کبیرش در تفسیر این آیه گفته است: نافع و ابن عامر و یعقوب، «آل یاسین» - که آل به یاسین اضافه شده باشد - قرائت کردهاند، ولی دیگران به کسر الف و جزم لام وصل به یاسین خواندهاند. قرائت اولی دارای چند احتمال است. اول که از همه نزدیکتر است اینکه ما ذکر کردیم که آن الیاس بن یاسین بوده، پس الیاس آل یس بوده. وجه دوم آل یس، یعنی آل محمّد، وجه سوم یاسین اسم قرآن است.
شیخ طبرسی گفته است: ابن عامر و نافع و رویس از یعقوب «آل یس» نقل کردهاند و ابن عباس گفته است «آل یس» آل محمّدند.
بیضاوی گفته است: نافع و ابن عامر و یعقوب به اضافه آل به یاسین خواندهاند، زیرا این دو کلمه در قرآن از هم جدا هستند. پس یاسین پدر الیاس بوده و گفته شده منظور از «یس» یا حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله یا قرآن یا غیر قرآن از سایر کتب آسمانی است و تمام اینها با نظم سایر قصص نامناسب است. - . تفسیر بیضاوی 2 : 333 -
مؤلف: از نقل روایات اهل سنت معلوم میشود که تمام آنها در قرائت و روایت متفق هستند، ولی تعصب بعضی از آنها را واداشته که این احتمال را ضعیف انگارند، با اینکه با روایات آنها مطابقت دارد.
**[ترجمه]
النحل: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ»(43-44)
الأنبیاء: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(7)
ص: «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ»(39)
<meta info="- فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ. - . نحل / 43 - 44 -
{پس اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی جویا شوید [زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشتهها [فرستادیم].}
{اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی بپرسید.}
{[گفتیم] این بخشش ماست [آن را] بیشمار ببخش یا نگاه دار.}
**[ترجمه]
قیل: المراد بأهل الذکر أهل العلم و قیل: أهل الکتاب و ستعلم من الأخبار المستفیضة أنهم الأئمة علیهم السلام لوجهین الأول أنهم أهل علم القرآن لقوله تعالی بعد تلک الآیة فی سورة النحل وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (1).
و الثانی أنهم أهل الرسول و قد سماه الله ذکرا فی قوله ذِکْراً رَسُولًا (2)و هذا مما روته العامة أیضا
رَوَی الشَّهْرَسْتَانِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ الْمُسَمَّی بِمَفَاتِیحِ الْأَسْرَارِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام أَنَّ رَجُلًا سَأَلَهُ فَقَالَ مَنْ عِنْدَنَا یَقُولُونَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ إِنَّ الذِّکْرَ هُوَ التَّوْرَاةُ وَ أَهْلَ الذِّکْرِ هُمْ عُلَمَاءُ الْیَهُودِ فَقَالَ علیه السلام وَ اللَّهِ إِذاً یَدْعُونَنَا إِلَی دِینِهِمْ بَلْ نَحْنُ وَ اللَّهِ أَهْلُ الذِّکْرِ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی بِرَدِّ الْمَسْأَلَةِ إِلَیْنَا.
قَالَ وَ کَذَا نُقِلَ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ
**[ترجمه]بعضی از اهل کتاب گفتهاند که منظور از اهل ذکر، اهل علم است، ولی به زودی از اخبار بسیار زیادی ثابت میشود که اهل ذکر، ائمه علیهم السّلام هستند. به دو دلیل:
اوّل) ائمه علیهم السّلام اهل علم قرآن هستند، چون خداوند بعد از آن آیه در سوره نحل میفرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ» - . نحل / 44 - {و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی.}
دوّم) ائمه علیهم السّلام اهل رسولند که خداوند آنها را در این آیه «ذکرا * رسولا» ذکر نامیده است. - . طلاق / 10 - 11 -
این مطلب را اهل سنت نیز نقل کردهاند. شهرستانی در تفسیر خود به نام «مفاتیح الاسرار» نقل کرده که مردی از حضرت صادق علیه السّلام سؤال کرد و گفت: کسانی نزد ما هستند که میگویند در این آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» منظور از «ذکر»، تورات است و «اهل ذکر»، علمای یهودند. حضرت صادق فرمود: به خدا سوگند بنابراین ما را دعوت به دین یهود مینماید! به خدا سوگند ما اهل ذکر هستیم که خدا دستور داده از ما بپرسند. گفته است همین طور از حضرت علی علیه السّلام نقل شده که فرموده است: ما اهل ذکر هستیم.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ جَابِرٌ الْجُعْفِیُّ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ.
قال أبو زرعة صدق الله و لعمری إن أبا جعفر علیه السلام لأکبر العلماء.
قال أبو جعفر الطوسی سمی الله رسوله ذکرا قوله تعالی قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا (1)
فالذکر رسول الله و الأئمة أهله و هو المروی عن الباقر و الصادق و الرضا علیهم السلام.
و قال سلیمان الصهرشتی الذکر القرآن.
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ و هم حافظوه و العارفون بمعانیه.
تَفْسِیرُ یُوسُفَ الْقَطَّانِ وَ وَکِیعِ بْنِ الْجَرَّاحِ وَ إِسْمَاعِیلَ السُّدِّیِّ وَ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ أَنَّهُ قَالَ الْحَارِثُ سَأَلْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ نَحْنُ أَهْلُ الْعِلْمِ نَحْنُ مَعْدِنُ التَّأْوِیلِ وَ التَّنْزِیلِ.
وَ رُوِیَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ فِی کَلَامٍ لَهُ وَ أَعَزَّ بِهِ الْعَرَبَ عَامَّةً وَ شَرَّفَ مَنْ شَاءَ مِنْهُمْ خَاصَّةً فَقَالَ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ (2)
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: محمّد بن مسلم و جابر جعفی در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْر»ِ گفتند که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: ما اهل ذکر هستیم. ابو زرعه گفت: خدا راست گفته. به جان خود سوگند میخورم که ابو جعفر حضرت باقر، بزرگترین علما است. ابو جعفر طوسی گفته است: خداوند پیغمبر را در این آیه «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً * رَسُولًا» - . طلاق / 10 - 11 - {خدا سوی شما تذکاری فرو فرستاده است پیامبری} ذکر نامیده است. پس «ذکر» رسول اللَّه است و ائمه «اهل ذکر» هستند. همین معنی از حضرت باقر و صادق و حضرت رضا علیهم السّلام نقل شده است. سلیمان صهرشتی گفته است: «ذکر» قرآن است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ» - . حجر / 9 - {بیتردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردهایم.} آنها حافظ قرآن و عارف به معانی آن هستند.
تفسیر قطان و وکیع بن الجرّاح و اسماعیل السّدیّ و سفیان ثوری: حارث گفت: از امیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به این آیه پرسیدم. فرمود: به خدا سوگند ما اهل ذکر هستیم و ما اهل علم هستیم. ما معدن تأویل و تنزیل قرآنیم.
از حضرت امام حسن علیه السّلام نقل شده که در ضمن گفتاری از ایشان در این باب که عزت بخشیده به وسیله قرآن عرب را عموما و شرافت داد هر کس را که خواست از ایشان خصوصا، فرموده است: «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌلَکَ وَ لِقَوْمِکَ» - . زخرف / 44 - {و به راستی که [قرآن] برای تو و برای قوم تو [مایه] تذکری است.} - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 313 -
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام فِیمَا بَیَّنَ الرِّضَا علیه السلام عِنْدَ الْمَأْمُونِ مِنْ فَضْلِ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ أَنْ قَالَ وَ أَمَّا التَّاسِعَةُ فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ فَاسْأَلُونَا إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ إِنَّمَا عَنَی بِذَلِکَ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام سُبْحَانَ اللَّهِ وَ هَلْ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذاً یَدْعُونَنَا إِلَی دِینِهِمْ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ أَفْضَلُ مِنْ دِینِ الْإِسْلَامِ فَقَالَ الْمَأْمُونُ فَهَلْ عِنْدَکَ فِی ذَلِکَ شَرْحٌ بِخِلَافِ مَا قَالُوا یَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ علیه السلام نَعَمْ الذِّکْرُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ ذَلِکَ بَیِّنٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَیْثُ یَقُولُ فِی سُورَةِ الطَّلَاقِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ فَالذِّکْرُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ نَحْنُ أَهْلُهُ (3).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: در ضمن سخنانی که حضرت رضا علیه السّلام پیش مأمون راجع به فضیلت عترت طاهره تبیین کرد، فرمود: نهم این است که ما اهل ذکر هستیم؛ کسانی که خداوند فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» ما اهل ذکریم. از ما بپرسید اگر نمیدانید. علما گفتند: منظور یهود و نصارا است. حضرت رضا فرمود: سبحان اللَّه! آیا چنین چیزی جایز است؟ اگر درست باشد پس خداوند ما را دعوت به دین آنها نموده، آنها خواهند گفت که دین یهود بهتر از دین اسلام است. مأمون گفت: آیا شما توضیح دیگری دارید بر خلاف آنچه گفتند؟ فرمود: آری. «ذکر» رسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله است و ما «اهل ذکر» هستیم. این مطلب در قرآن تبیین شده، در سوره طلاق ضمن این آیه میفرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً * رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ» - . طلاق / 10 - 11 - {پس ای خردمندانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید راستی که خدا سوی شما تذکاری فرو فرستاده است پیامبری که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت میکند.} پس ذکر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله است و ما اهل ذکر هستیم. - . عیون اخبار الرضا: 132 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ سُفْیَانَ (1)عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنِ الْمُعَنْوَنُ بِذَلِکَ قَالَ نَحْنُ (2)قُلْتُ فَأَنْتُمُ الْمَسْئُولُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ نَحْنُ السَّائِلُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَعَلَیْنَا أَنْ نَسْأَلَکُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ عَلَیْکُمْ أَنْ تُجِیبُونَا قَالَ لَا ذَاکَ إِلَیْنَا وَ إِنْ شِئْنَا فَعَلْنَا وَ إِنْ شِئْنَا تَرَکْنَا ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ (3).
یر، بصائر الدرجات محمد بن الحسین عن أبی داود عن سلیمان بن سفیان مثله (4)یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید عن أبی داود المسترق عن ثعلبة مثله (5)
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: زراره از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسیدم: منظور از اهل ذکر کیانند؟ امام علیه السّلام فرمود: ما هستیم. گفتم: از شما باید سؤال شود؟ فرمود: آری. عرض کردم: سؤال کننده ما هستیم؟ فرمود: آری. گفتم: پس ما باید از شما سؤال کنیم؟ جواب داد: آری. گفتم: بر شما واجب است جواب ما را بدهید؟ فرمود: نه، این امر برای ما اختیاری است. اگر خواستیم جواب میدهیم و اگر خواستیم جواب نمیدهیم. بعد این آیه را خواند: «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ» - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 426 -
بصائر الدرجات: از سلیمان بن سفیان همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 13 -
بصائر الدرجات: ابو داود مسترق از ثعلبه همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام ذاک إلینا أی لم یفرض علینا جواب کل سائل بل إنما یجب عند عدم التقیة و تجویز التأثیر و لعل الاستشهاد بالآیة علی وجه التنظیر أی کما أن الله تعالی خیر سلیمان بین الإعطاء و الإمساک فی الأمور الدنیویة کذلک فوض إلینا فی بذل العلم و یحتمل أن یکون فی سلیمان أیضا بهذا المعنی أو الأعم.
**[ترجمه]عبارت «ذاک الینا» یعنی جواب دادن به هر سؤال کنندهای بر ما واجب نیست، بلکه در صورت عدم تقیّه و احتمال تأثیر بر ما واجب است. و شاید استشهاد به آیه از جهت مثال باشد، یعنی همان طور که خداوند سلیمان را در بخشش و نگهداری در امور دنیوی مخیر کرد، همین طور نشر علم را در اختیار ما گذاشت. و شاید درباره سلیمان نیز به همین معنا یا اعم از این دو معنا باشد.
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد ابْنُ عِیسَی عَنِ الْبَزَنْطِیِّ فِیمَا کَتَبَ إِلَیْهِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ وَ قَالَ وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَیْکُمُ الْمَسْأَلَةُ وَ الرَّدُّ إِلَیْنَا وَ لَمْ یُفْرَضْ عَلَیْنَا الْجَوَابُ (6).
1) فی المصدر: عبد اللّه بن محمّد عن ابی داود عن سلیمان بن سفیان.
2) فی المصدر: فقال: نحن و اللّه فقلت.
3) تفسیر القمّیّ: 426.
4) بصائر الدرجات: 13. فیه: و ان شئنا لم نفعل.
5) بصائر الدرجات: 13.
6) قرب الإسناد: 152 و 153 و الآیة الأولی فی الأنبیاء: 7 و الثانیة فی التوبة، 122 صدر الحدیث: (قال أبو جعفر علیه السلام: انما شیعتنا من تابعنا و لم یخالفنا و من إذا خفنا خاف و من إذا أمنا امن فاولئک شیعتنا، و قال اللّه) ذیله: قال اللّه عزّ و جلّ: «فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ» یعنی من اتخذ دینه رأیا بغیر امام من ائمة الهدی.
**[ترجمه]قرب الاسناد: بزنطی گفت: در نامهای که حضرت رضا علیه السّلام برای او نوشت، این آیه بود که خدا فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» و فرموده: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» - . توبه / 122 - {و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقهای از آنان دستهای کوچ نمیکنند تا [دستهای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند} فرمود: بر شما واجب شده پرسیدن و برگرداندن به ما و بر ما جواب دادن واجب نیست. - . قرب الاسناد: 152 - 153. صدر روایت این است: امام باقر علیه السّلام فرمود: شیعه ما کسی است که تابع ما باشد و با مخالفت نکند. هر گاه ما خائف باشیم او نیز در خوف باشد و هنگامی که در امان باشیم، او نیز در امان باشد. اینها شیعه ما هستند. و در ذیل آن خداوند فرموده است: «فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ»، یعنی کسی که دینش را رأی و نظر خود قرار دهد، بدون امامی از ائمه هدی. -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: فضیل از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» - . زخرف / 44 - {و به راستی که [قرآن] برای تو و برای قوم تو [مایه] تذکری است و به زودی [در مورد آن] پرسیده خواهید شد} فرمود: ذکر قرآن است و ما آن قوم هستیم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابن اذینه از برید، از امام باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ (3)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ إِنَّمَا عَنَانَا بِهَا نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید بن معاویه از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» فرمود: ما را قصد نموده، ما اهل ذکر هستیم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْهُ علیه السلام مِثْلَهُ (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: زراره از امام باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 293 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَهْلُ بَیْتِهِ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمر بن یزید گفت: امام باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» فرمود: رسول خدا فرموده: اهل بیت او اهل ذکر و همان کسانی هستند که از آنها سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
فسر المفسرون الذکر بالشرف و السؤال بأنهم یسألون یوم القیامة عن أداء شکر القرآن و القیام بحقه و علی هذه الأخبار المعنی أنکم تسألون عن علوم القرآن و أحکامه فی الدنیا.
**[ترجمه]مفسرین «ذکر» را به شرف تفسیر کردهاند و «سؤال» را گفتهاند یعنی از مردم در روز قیامت در مورد ادای شکر قرآن و قیام به حق آن میپرسند. بنابراین خبرها معنی آیه این است که از شما راجع به علوم قرآن و احکام آن در دنیا سؤال میشود.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَهْلُ بَیْتِهِ الْمَسْئُولُونَ وَ هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر درباره آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» گفت: پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و اهل بیتش علیهم السّلام کسانی هستند که از آنها پرسیده میشود و آنها اهل ذکرند. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ نَحْنُ هُمْ (2).
یر، بصائر الدرجات أحمد عن الحسین عن صفوان مثله (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: صفوان از امام رضا علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» فرمود: ما همانها هستیم. - . بصائر الدرجات: 11 -
بصائر الدرجات: از صفوان همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات بِالْإِسْنَادِ (4)عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَعَلَیْهِمْ أَنْ یَسْأَلُوهُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْهِمْ أَنْ یُجِیبُوهُمْ إِنْ شَاءُوا أَجَابُوا وَ إِنْ شَاءُوا لَمْ یُجِیبُوا (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: با اسناد گذشته از حضرت رضا نقل شده که فرمود: خداوند فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْر.»ِ اهل ذکر ائمه علیهم السّلام هستند. «إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»، مردم باید از آنها بپرسند، ولی بر ائمه واجب نیست جوابشان را بدهند. در صورتی که بخواهند جواب میدهند و اگر خواستند، جواب نمیدهند. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
بِالْإِسْنَادِ الْأَوَّلِ (6)عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ هُمْ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: با همان اسناد بالا از امام رضا نقل شده که فرمود: خداوند فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْر إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَِ.» پرسیده شد: آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: ما همانها هستیم. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ یَکُونُ الْإِمَامُ فِی حَالٍ یُسْأَلُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الَّذِی یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ فَلَا یَکُونُ عِنْدَهُ شَیْءٌ قَالَ لَا وَ لَکِنْ قَدْ یَکُونُ عِنْدَهُ وَ لَا یُجِیبُ (8).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: با همین اسناد گفت: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است در مورد حلال و حرام و سایر احتیاجهای مردم از امام سؤالی بکنند، ولی جوابی در نزدش نباشد که بدهد؟ فرمود: نه چنین چیزی ممکن نیست، ولی ممکن است جواب را بداند، اما جواب ندهد. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ دَخَلَ عَلَیْهِ الْوَرْدُ أَخُو الْکُمَیْتِ فَقَالَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ اخْتَرْتُ لَکَ سَبْعِینَ مَسْأَلَةً مَا یَحْضُرُنِی مَسْأَلَةٌ وَاحِدَةٌ مِنْهَا قَالَ وَ لَا وَاحِدَةٌ یَا وَرْدُ قَالَ بَلَی قَدْ حَضَرَنِی وَاحِدَةٌ قَالَ وَ مَا هِیَ قَالَ
قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ یَا وَرْدُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْ تَسْأَلُونَا وَ لَنَا إِنْ شِئْنَا أَجَبْنَاکُمْ وَ إِنْ شِئْنَا لَمْ نُجِبْکُمْ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابوبکر حضرمی گفت: خدمت حضرت باقر بودم که ورد برادر کمیت وارد شد و گفت: خدا مرا فدایت کند! هفتاد مسأله تهیه دیده بودم از شما بپرسم، اما اکنون یکی از آن مسائل را یادم نیست. فرمود: یکی هم یادت نمانده؟ عرض کرد: چرا، یکی از آنها در خاطرم هست. فرمود: چیست؟ گفت: این آیه:
«فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» فرمود: خداوند به شما امر کرده از ما سؤال کنید. ما اگر خواستیم جواب شما را میدهیم و اگر خواستیم، جوابتان را نمیدهیم. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام عَلَی الْأَئِمَّةِ مِنَ الْفَرْضِ (2)مَا لَیْسَ عَلَی شِیعَتِهِمْ وَ عَلَی شِیعَتِنَا مَا لَیْسَ عَلَیْنَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ أَنْ یَسْأَلُونَا فَقَالَ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَأَمَرَهُمْ أَنْ یَسْأَلُونَا وَ لَیْسَ عَلَیْنَا الْجَوَابُ إِنْ شِئْنَا أَجَبْنَا وَ إِنْ شِئْنَا أَمْسَکْنَا (3).
یر، بصائر الدرجات عبد الله بن جعفر عن محمد بن عیسی عن الوشاء مثله (4).
**[ترجمه]بصائرالدرجات: وشاء از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که شنیدم میفرمود: حضرت زین العابدین علیه السّلام فرموده است: بر ائمه چیزهایی واجب است که بر شیعیان واجب نیست و بر شیعیان چیزهایی واجب است که بر ائمه واجب نیست. خدا به آنها دستور داده از ما سؤال کنند. در این آیه میفرماید: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» دستور داده از ما بپرسند، ولی بر ما جواب دادن لازم نیست. در صورتی که بخواهیم جواب میدهیم و اگر خواستیم، خودداری میکنیم. - . بصائر الدرجات: 12 -
بصائر الدرجات: از محمد بن عیسی از وشاء همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی الرِّضَا علیه السلام کِتَاباً فَکَانَ فِی بَعْضِ مَا کَتَبْتُ إِلَیْهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ وَ قَالَ اللَّهُ وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَیْکُمُ الْمَسْأَلَةُ وَ لَمْ یُفْرَضْ عَلَیْنَا الْجَوَابُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ (5).
کا، الکافی العدة عن أحمد مثله (6)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: بزنطی گفت: به امام رضا علیه السّلام نامهای نوشتم و در آن این آیه را نیز ذکر کردم که خدا فرمود: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» فرمود: «وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»، پرسیدن بر شما واجب شده، ولی جواب دادن بر ما واجب نیست. خداوند فرموده: «فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنَ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًی مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ». - . قصص / 50 - {پس اگر تو را اجابت نکردند بدان که فقط هوسهای خود را پیروی میکنند و کیست گمراهتر از آنکه بیراهنمایی خدا از هوسش پیروی کند بیتردید خدا مردم ستمگر را راهنمایی نمیکند.} - . بصائر الدرجات: 13 -
اصول کافی: عدهای از احمد همین روایت را نقل کردهاند. - . اصول کافی 1 : 212 -
**[ترجمه]
لعله علیه السلام فسر الآیة بعدم وجوب التبلیغ عند الیأس من التأثیر کما هو الظاهر من سیاقها (7).
1) بصائر الدرجات: 12.
2) فی المصدر: من الفرائض.
3) بصائر الدرجات 12.
4) بصائر الدرجات 12.
5) بصائر الدرجات: 13 و الآیة الأولی فی الأنبیاء: 7. و الثانیة فی التوبة: 122 و الثالثة فی القصص: 50. راجع ذیل الحدیث الرابع.
6) أصول الکافی 1: 212.
7) او أشار بالآیة الی السر فی إمساکهم عن الجواب، و المعنی انه لو نجیبکم عن کل ما سألتمونا فربما لا تستجیبونا فی بعض ذلک فتکونون من أهل هذه الآیة.
**[ترجمه]شاید امام علیه السّلام آیه را به عدم وجوب تبلیغ، هنگام ناامیدی از تأثیر آن
تفسیر کرد، همان طور که ظاهر از سیاق آیه نیز همین است. - . یا به وسیله آیه به سرّّ خودداری کردنشان از جواب اشاره کرده است و معنی این است که اگر ما جواب شما را در همه پرسشهایتان بدهیم، چه بسا دیگر از ما در بعضی از آن درخواست جواب نکنید و از اهل این آیه شوید. -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ قَالَ قُلْتُ عَلَیْنَا أَنْ نَسْأَلَکُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ عَلَیْکُمْ أَنْ تُجِیبُونَا قَالَ ذَلِکَ إِلَیْنَا (1).
یر، بصائر الدرجات ابن یزید عن ابن أبی عمیر مثله (2)
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الحسین بن إبراهیم عن محمد بن وهبان عن أحمد بن إبراهیم عن الحسن بن علی الزعفرانی عن البرقی عن أبیه محمد عن ابن أبی عمیر مثله (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: هشام بن سالم گفت: از امام صادق علیه السّلام راجع به آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسیدم: آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: ما. عرض کردم: بر ما واجب است از شما بپرسیم؟ فرمود: آری. گفتم: بر شما واجب است که به ما پاسخ دهید؟ فرمود: این در اختیار ماست. - . بصائر الدرجات: 12 -
بصائر الدرجات: ابن یزید از ابن ابی عمیر همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 12 -
امالی طوسی: از ابن ابی عمیر همین روایت را نقل کرده است. - . امالی طوسی: 61 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ قُلْتُ فَمَنِ الْمَأْمُورُونَ بِالْمَسْأَلَةِ قَالَ أَنْتُمْ قَالَ قُلْتُ فَإِنَّا نَسْأَلُکَ کَمَا أُمِرْنَا وَ قَدْ ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا یَمْنَعُ مِنِّی إِذَا أَتَیْتُهُ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ قَالَ فَقَالَ إِنَّمَا أُمِرْتُمْ أَنْ تَسْأَلُونَا وَ لَیْسَ لَکُمْ عَلَیْنَا الْجَوَابُ إِنَّمَا ذَلِکَ إِلَیْنَا (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره گفت: از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسیدم که اهل ذکر کیانند؟ فرمود: ما. گفتم: پس به چه کسانی دستور دادهاند از شما بپرسند؟ فرمود: شما. گفتم: پس ما از شما سؤال میکنیم، همان طور که امر شدهایم؟ خیال کردم از این راه که وارد شوم، جواب خواهد داد. فرمود: به شما دستور دادهاند بپرسید و بر ما الزام نشده که جواب به شما بدهیم. این کار را در اختیار ما گذاشتهاند. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ فَعَلَی النَّاسِ أَنْ یَسْأَلُوهُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْهِمْ أَنْ یُجِیبُوا ذَلِکَ إِلَیْهِمْ إِنْ شَاءُوا أَجَابُوا وَ إِنْ شَاءُوا لَمْ یُجِیبُوا (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معلی بن خنیس از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: آنها آل محمّدند و بر مردم است که از آنها بپرسند و پاسخ دادن بر ایشان واجب نیست و اختیار آن با خودشان است، اگر خواستند جواب میدهند و اگر خواستند جواب نمیدهند. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ یَکُونُ الْإِمَامُ یُسْأَلُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُ فِیهِ شَیْءٌ قَالَ لَا فَقَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ هُمُ الْأَئِمَّةُ (6)إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ قُلْتُ فَمَنِ الْمَأْمُورُ بِالْمَسْأَلَةِ قَالَ أَنْتُمْ قُلْتُ فَإِنَّا نَسْأَلُکَ وَ قَدْ رُمْتُ أَنَّهُ لَا یَمْنَعُ مِنِّی إِذَا أَتَیْتُهُ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ قَالَ إِنَّمَا أُمِرْتُمْ أَنْ تَسْأَلُوا وَ لَیْسَ عَلَیْنَا الْجَوَابُ إِنَّمَا ذَلِکَ َ إِلَیْنَا.(1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زاره گفت: به امام علیه السّلام عرض کردم: ممکن است از امام درباره حلال و حرام سؤال شود، ولی جوابی برای آن نداشته باشد؟ فرمود: نه. خداوند فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ»، آنها ائمّه هستند. «إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» عرض کردم: آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: ما. عرض کردم: چه کسانی مأمور به پرسیدن هستند؟ فرمود: شما. گفتم: ما میپرسیم. و نیّتم این بود از این راه که وارد شوم، جواب خواهد داد. فرمود: شما مأمور به پرسیدن هستید و جواب دادن بر ما واجب نیست و در اختیار ماست. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
کان قوله هم الأئمة زید من الرواة کما أنه لم یکن فیما مضی (2)و علی تقدیره فالمراد بقوله من هم من الأئمة.
**[ترجمه]گویا عبارت «هم الائمّه» توسط راویان اضافه شده است، همان طور که در روایات گذشته نیز نبود و بنابر فرض وجود آن، منظور از سؤال «من هم» یعنی چه کسانی از ائمّه هستند.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ما اهل ذکریم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَهْلُ بَیْتِهِ هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: فضیل بن یسار از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: پیامبر و اهل بیتش اهل ذکرند و اهل بیت او ائمّه هستند. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُوسَی عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ الذِّکْرُ مُحَمَّدٌ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمان بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ذکر محمّد صلی اللَّه علیه و آله است و ما اهل آن هستیم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ نَحْنُ هُمْ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سلیمان بن جعفر جعفری گفت: از ابوالحسن علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» میفرمود: ما همانها هستیم. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ
مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْأَئِمَّةُ هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: فضیل نقل میکند که امام باقر علیه السّلام درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: پیامبر و ائمّه صلوات اللّه علیهم اهل ذکرند. خداوند فرموده: «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ.» ما قوم او هستیم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید بن معاویه از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسیدم. فرمود: ذکر قرآن است و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی عُثْمَانَ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَذَکَرْنَا لَهُ حَدِیثَ الْکَلْبِیِّ أَنَّهُ قَالَ هِیَ فِی أَهْلِ الْکِتَابِ قَالَ فَلَعَنَهُ وَ کَذَّبَهُ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معلی بن خنیس از حضرت صادق علیه السّلام در مورد آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» نقل کرد که فرمود: اهل ذکر آل محمّدند. ما گفتار کلبی را به عرض امام علیه السّلام رساندیم که او میگوید این آیه درباره اهل کتاب است. امام علیه السّلام او را لعنت کرده و تکذیبش نمود. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ بُکَیْرٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ نَحْنُ قُلْتُ نَحْنُ الْمَأْمُورُونَ أَنْ نَسْأَلَکُمْ قَالَ نَعَمْ وَ ذَاکَ إِلَیْنَا إِنْ شِئْنَا أَجَبْنَا وَ إِنْ شِئْنَا لَمْ نُجِبْ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: بکیر از کسی، از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ما هستیم. عرض کردم: ما مأموریم که از شما سؤال کنیم؟ فرمود: آری، و جواب در اختیار ماست، اگر خواستیم جواب میدهیم و اگر خواستیم، جواب نمیدهیم. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ العلا (الْعَلَاءِ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّ مَنْ عِنْدَنَا یَزْعُمُونَ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ أَنَّهُمُ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی قَالَ إِذاً یَدْعُونَهُمْ إِلَی دِینِهِمْ ثُمَّ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که عرض کردم: گروهی که نزد ما هستند گمان میکنند که آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» درباره یهود و نصارا است. فرمود: بنابراین آنها را به دین خودشان دعوت میکنند! سپس با دست به سینهاش اشاره کرد و فرمود: ما اهل ذکریم و از ما سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ
الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ أَلَا وَ أَنَا مِنْهُمْ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمار ساباطی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسیده شد. فرمود: آنها آل محمّدند و بدانید که من هم از آنها هستم. - . بصائر الدرجات: 12 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ وَ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ کِتَابُ اللَّهِ الذِّکْرُ وَ أَهْلُهُ آلُ مُحَمَّدٍ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ بِسُؤَالِهِمْ وَ لَمْ یُؤْمَرُوا بِسُؤَالِ الْجُهَّالِ وَ سَمَّی اللَّهُ الْقُرْآنَ ذِکْراً فَقَالَ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات بصائر الدرجات: عبدالحمید از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسید. فرمود: کتاب خدا ذکر است و اهل ذکر آل محمّدند که خدا دستور داده از آنها سؤال کنند و به آنها دستور نداده از جاهلان سؤال نمایند. خداوند قرآن را ذکر نامیده و فرمود: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» - . نحل / 44 - {واین قرآن را به سوی تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی و امید که آنان بیندیشند.} - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ذکر قرآن است و آل پیامبر اهل ذکرند و از آنها سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ذکر قرآن است و آل پیامبر اهل ذکرند و از آنها سؤال خواهد شد. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ مُثَنًّی الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ فِی قَوْلِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَهْلُ بَیْتِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله بن عجلان درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» گفت: پیامبر و اهل بیتش از ائمّه اهل ذکرند. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ الذِّکْرُ الْقُرْآنُ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ذکر قرآن است و ما اهل آن هستیم. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ یَکُونُ الْإِمَامُ یُسْأَلُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَلَا یَکُونُ عِنْدَهُ فِیهِ شَیْءٌ قَالَ
1) بصائر الدرجات: 12.
2) بصائر الدرجات: 13. و الآیة فی سورة النحل: 44.
3) هذا الحدیث یوجد فی النسخة المخطوطة دون نسخة الکمبانیّ، کما ان الحدیث الآتی لا یوجد فی النسخة المخطوطة، و کلاهما یوجدان فی المصدر راجع البصائر: 13.
4) بصائر الدرجات: 13، فیه: و قال: رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و أهل بیته أهل الذکر اه.
5) بصائر الدرجات: 13.
6) بصائر الدرجات: 13.
لَا وَ لَکِنْ قَدْ یَکُونُ عِنْدَهُ وَ لَا یُجِیبُ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: صفوان بن یحیی گفت: به حضرت ابوالحسن علیه السّلام عرض کردم: آیا ممکن است از امام درباره حلال و حرام سؤال شود، ولی جوابی برای آن نداشته باشد؟ فرمود: نه، بلکه میداند و جواب نمیدهد. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ النَّوْفَلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَسَدِیِّ وَ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: أَتَاهُ رَجُلٌ مِنَ الْوَاقِفَةِ وَ أَخَذَ بِلِجَامِ دَابَّتِهِ علیه السلام وَ قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ فَقَالَ إِذاً لَا أُجِیبُکَ فَقَالَ وَ لِمَ لَا تُجِیبُنِی قَالَ لِأَنَّ ذَاکَ إِلَیَّ إِنْ شِئْتُ أُجِیبُکَ وَ إِنْ شِئْتُ لَمْ أُجِبْکَ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن بن صالح گفت: مردی از واقفیها خدمت امام علیه السّلام رسید، لجام مرکب ایشان را گرفت و گفت: من میخواهم از شما سؤالی بکنم. فرمود: من جواب تو را نمیدهم. گفت: چرا جواب مرا نمیدهی؟ فرمود: چون این اختیار را به من دادهاند؛ اگر خواستم جوابت را میدهم و اگرخواستم جوابت را نمیدهم. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ مَسْأَلَةٍ أَوْ سُئِلَ فَقَالَ إِذَا لَقِیتَ مُوسَی فَاسْأَلْهُ عَنْهَا قَالَ فَقُلْتُ أَوَ لَا تَعْلَمُهَا قَالَ بَلَی قُلْتُ فَأَخْبِرْنِی بِهَا قَالَ لَمْ یُؤْذَنْ لِی فِی ذَلِکَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: جابر گفت: از حضرت ابو جعفر علیه السّلام سؤالی کردم (یا گفت از ایشان سؤال شد). فرمود: وقتی موسی را دیدی، از او این مسأله را بپرس. من گفتم: شما جواب آن را نمیدانید؟ فرمود: چرا. گفتم: مرا به آن خبر دهید. فرمود: به من اجازه این کار داده نشده است. - . بصائر الدرجات: 13 -
**[ترجمه]
إحالة الباقر علیه السلام جابرا علی موسی علیه السلام غریب إذ کان ولادته علیه السلام بعد وفاة الباقر علیه السلام بسنین و کان وفاة جابر فی سنة ولادة الکاظم علیه السلام علی ما نقل إلا أن یکون المراد إن أدرکته فسله أو یکون المراد بموسی بعض الرواة و لم تکن المصلحة فی خصوص هذا الیوم أو تلک الساعة فی الجواب.
**[ترجمه]اینکه حضرت باقر علیه السّلام جابر را به موسی بن جعفر علیه السّلام ارجاع میدهد بعید است، زیرا ولادت حضرت کاظم علیه السّلام بعد از چند سال از وفات حضرت باقر علیه السّلام بوده و وفات جابر هم بنا بر آنچه که نقل شده، در سال ولادت حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام اتفاق افتاده است. مگر منظور این باشد که اگر او را درک کردی سؤال کن یا منظور از موسی، یکی از راویان باشد و جواب دادن در آن روز یا ساعت صلاح نبوده.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْإِمَامِ هَلْ یُسْأَلُ عَنْ شَیْءٍ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الَّذِی یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ وَ لَا یَکُونُ عِنْدَهُ فِیهِ شَیْءٌ قَالَ لَا وَ لَکِنْ یَکُونُ عِنْدَهُ وَ لَا یُجِیبُ ذَاکَ إِلَیْهِ إِنْ شَاءَ أَجَابَ وَ إِنْ شَاءَ لَمْ یُجِبْ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن حکیم گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السّلام پرسیدم: آیا ممکن است از امام درباره حلال و حرام و احتیاجات مردم سؤال شود، ولی جوابی برای آن نداشته باشد؟ فرمود: نه، بلکه میداند و جواب نمیدهد. اختیارش با امام است؛ اگر خواست جواب میدهد و اگر خواست، جواب نمیدهد. - . بصائر الدرجات: 13 - 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ النَّضْرِ عَنْ هَارُونَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: نَحْنُ أُولُو الذِّکْرِ وَ أُولُو الْعِلْمِ وَ عِنْدَنَا الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله بن عطا از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: ما صاحبان ذکر و علم هستیم و حلال و حرام نزد ماست. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ حَمْزَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّیَّارِ قَالَ: عَرَضْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْضَ خُطَبِ أَبِیهِ حَتَّی انْتَهَی إِلَی مَوْضِعٍ فَقَالَ کُفَّ فَاسْکُتْ (1)ثُمَّ قَالَ لِی اکْتُبْ وَ أَمْلَی عَلَیَّ أَنَّهُ لَا یَسَعُکُمْ فِیمَا نَزَلَ بِکُمْ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ إِلَّا الْکَفُّ عَنْهُ وَ التَّثَبُّتُ فِیهِ وَ رَدُّهُ إِلَی أَئِمَّةِ الْهُدَی حَتَّی یَحْمِلُوکُمْ فِیهِ عَلَی الْقَصْدِ وَ یَجْلُوا عَنْکُمْ فِیهِ الْعَمَی قَالَ اللَّهُ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حمزۀ بن محمّد طیار گفت: به حضرت صادق علیه السّلام یکی از سخنرانیهای پدرش را عرضه داشتم، تا رسیدم به یک قسمت از آنها. فرمود: بایست و ساکت باش! بعد به من فرمود: بنویس! و چنین بر من املا فرمود: در مورد چیزهایی که نمیدانید شما را چارهای نیست، جز توقف و پایداری و برگرداندن آن به ائمه هدی تا شما را درباره آن به راه حق وادارند و از شما رفع ابهام کنند. خداوند فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» - . تفسیر عیاشی 2 : 260 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّ مَنْ عِنْدَنَا یَزْعُمُونَ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ أَنَّهُمُ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی فَقَالَ إِذاً یَدْعُونَکُمْ إِلَی دِینِهِمْ قَالَ ثُمَّ قَالَ بِیَدِهِ (3)إِلَی صَدْرِهِ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ وَ قَالَ (4)قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام الذِّکْرُ الْقُرْآنُ (5).
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة علی بن سلیمان الرازی عن الطیالسی عن العلا عن محمد مثله (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: محمد بن مسلم گفت: به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم: گروهی که نزد ما هستند گمان میکنند که آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» درباره یهود و نصارا است. فرمود: بنابراین شما را به دینشان دعوت میکنند! سپس با دست به سینهاش اشاره کرد و فرمود: ما اهل ذکریم و ما کسانی هستیم که و از ما سؤال خواهد شد. امام باقر علیه السّلام فرمود: ذکر قرآن است. - . تفسیر عیاشی 2 : 260 - 261 -
کنز الفوائد: از علا، از محمد همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 162 - 163 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: کَتَبَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام عَافَانَا اللَّهُ وَ إِیَّاکَ أَحْسَنَ عَافِیَتِهِ إِنَّمَا شِیعَتُنَا مَنْ تَابَعَنَا وَ لَمْ یُخَالِفْنَا وَ إِذَا خِفْنَا خَافَ وَ إِذَا أَمِنَّا أَمِنَ قَالَ اللَّهُ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ وَ قَالَ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ الْآیَةَ فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَیْکُمُ الْمَسْأَلَةُ وَ الرَّدُّ إِلَیْنَا وَ لَمْ یُفْرَضْ عَلَیْنَا الْجَوَابُ أَ وَ لَمْ تُنْهَوْا عَنْ کَثْرَةِ الْمَسَائِلِ فَأَبَیْتُمْ أَنْ تَنْتَهُوا إِیَّاکُمْ وَ ذَاکَ فَإِنَّهُ إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ
1) فامسک خ ل. فی المصدر: فامسکت.
2) تفسیر العیّاشیّ 2: 260.
3) ثم أومأ بیده خ ل.
4) أی قال محمّد بن مسلم.
5) تفسیر العیّاشیّ 2: 260 و 261.
6) کنز جامع الفوائد: 162 و 163 فیه: (محمّد بن العباس عن علیّ بن سلیمان الزراد) و الظاهر أن الزراد و الرازیّ کلاهما مصحفان عن الزراری منسوب إلی زرارة بن اعین، و الرجل هو علیّ بن سلیمان بن الحسن بن الجهم بن بکیر بن أعین أبو الحسن الزراری و فیه. ثم أومأ بیده الی صدره و قال: نحن .
بِکَثْرَةِ سُؤَالِهِمْ لِأَنْبِیَائِهِمْ قَالَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ (1).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: احمد بن محمّد گفت: حضرت رضا علیه السّلام برایم نوشت: خداوند به ما و تو بهترین عافیتش را عنایت کند. شیعه ما کسی است که تابع ما باشد و با ما مخالفت نکند. هر گاه ما خائف باشیم، او نیز در خوف باشد و هنگامی که در امان باشیم، او نیز در امان باشد. خداوند فرمود: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» و در آیه دیگر فرمود: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ» تا آخر آیه. بر شما واجب شده سؤال کردن و برگرداندن سؤالهای خود به ما، و بر ما واجب نشده جواب دادن. مگر نهی نشدید از زیاد سؤال کردن؟ ولی شما به این نهی عمل نکردید. از این کار خودداری کنید. همانا کسانی که قبل از شما بودند، به واسطه زیاد سؤال کردن از پیامبران خود هلاک شدند. خداوند در این آیه فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ» - . مائده / 101 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید، از چیزهایی که اگر برای شما آشکار گردد شما را اندوهناک میکند مپرسید} - . تفسیر عیاشی 2 : 261 -
**[ترجمه]
مد، العمدة بِإِسْنَادِهِ إِلَی الثَّعْلَبِیِّ مِنْ تَفْسِیرِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ حَسَنِ بْنِ حُسَیْنٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عَلِیٍّ الرَّبَعِیِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ قَالَ نَحْنُ (2).
**[ترجمه]العمدة: ابان بن تغلب از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ» فرمود: ما هستیم. - . در مصدر این گونه آمده: ما ریسمانی هستیم که خدا در این آیه فرموده: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» و آیهای را که مجلسی ذکر کرده نیاورده است و شاید از چاپ افتاده است. -
**[ترجمه]
قَالَ وَ قَالَ جَابِرٌ الْجُعْفِیُّ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ (3).
**[ترجمه]جابر جعفی گفت: وقتی که این آیه نازل شد، علی علیه السّلام فرمود: ما اهل ذکر هستیم. - . العمدة : 150 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی فِی الْمُسْتَدْرَکِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَافِظِ أَبِی نُعَیْمٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ أَ تَدْرِی مَنْ هُمْ یَا ابْنَ أُمِّ سُلَیْمٍ قُلْتُ مَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتُنَا (4).
**[ترجمه]مؤلف: در المستدرک از حافظ ابی نعیم به اسناد خود از انس روایت شده که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» - . رعد / 28 - {همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مییابد.} میدانی آنها کیانند پسر ام سلمیم؟ گفتم: کیانند یا رسول اللَّه؟ فرمود: ما اهل بیت و شیعه ما. - . نسخه مستدرک چاپ نشده و نزد من نیست. -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب تَفْسِیرُ الثَّعْلَبِیِّ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: در تفسیر ثعلبی آمده که علی علیه السّلام درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ» فرمود: ما اهل ذکر هستیم.
**[ترجمه]
إِبَانَةُ أَبِی الْعَبَّاسِ الْفَلَکِیِّ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام أَلَا إِنَّ الذِّکْرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ مَنَارُ الْهُدَی وَ أَعْلَامُ التُّقَی وَ لَنَا ضُرِبَتِ الْأَمْثَالُ.
1) تفسیر العیّاشیّ 2: 261. تقدم الایعاز الی موضع الآیتین الاولتین فی صدر الباب، و اما الثالثة فهی فی سورة المائدة: 101.
2) الموجود فی المصدر: «جعفر بن محمّد علیهما السلام قال: نحن حبل اللّه الذی قال اللّه تعالی: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» و لم یذکر الآیة التی ذکرها المصنّف و لعلها سقطت من الطبع.
3) العمدة: 150.
4) المستدرک: لم یطبع، و لیست نسخته عندی. و الآیة فی سورة الرعد: 28.
**[ترجمه]ابانة ابو العباس فلکی نقل میکند که حضرت علی علیه السّلام فرمود: متوجه باشید که «ذکر» پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است و ما اهل آن جناب هستیم. ما راسخان در علم و مشعلهای هدایت و پرچمهای تقوا هستیم و مثالها برای ما زده شده است.
**[ترجمه]
الْبَاقِرُ علیه السلام إِنَّ النَّبِیَّ أُوتِیَ عِلْمَ النَّبِیِّینَ وَ عِلْمَ الْوَصِیِّینَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ ثُمَّ تَلَا هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی یَعْنِی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله (1).
**[ترجمه]حضرت باقر علیه السّلام فرمود: به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله علم تمام انبیاء و علم تمام اوصیاء و علم آنچه که تا روز قیامت اتفاق میافتد داده شد.
بعد این آیه را تلاوت نمود: «هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی» - . انبیاء / 24 - {این است یادنامه هر که با من است و یادنامه هر که پیش از من بوده}، که منظور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است. - . مناقب ابن شهر آشوب 2 : 293 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص یَعْنِی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله تَفْسِیرٌ لِلضَّمِیرِ فِی مَعِی وَ قَبْلِی وَ لَیْسَ هَذَا فِیمَا رَوَاهُ فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ (2).
**[ترجمه]اختصاص: یعنی پیامبر صلّی الله علیه و آله تفسیر برای ضمیر در «معی و قبلی» است و این در روایت فرات بن ابراهیم نیست. - . در اختصاص آن را نیافتیم و در نسخه خطی نیز ذکر نشده است. -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اللَّهِ ابْنَا مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِیهِمَا عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُوسَی بْنِ أَشْیَمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِی فِیهَا بِجَوَابٍ فَأَنَا جَالِسٌ إِذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی فَدَخَلَ رَجُلٌ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی وَ خِلَافِ مَا أَجَابَ بِهِ صَاحِبِی فَفَزِعْتُ مِنْ ذَلِکَ وَ عَظُمَ عَلَیَّ فَلَمَّا خَرَجَ الْقَوْمُ نَظَرَ إِلَیَّ وَ قَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ کَأَنَّکَ جَزِعْتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّمَا جَزِعْتُ مِنْ ثَلَاثَةِ أَقَاوِیلَ فِی مَسْأَلَةٍ وَاحِدَةٍ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی دَاوُدَ أَمْرَ مُلْکِهِ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی الْأَئِمَّةِ مِنَّا وَ إِلَیْنَا مَا فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَلَا تَجْزَعْ (3)
ص: 40 و الثانیة فی سورة الحشر: 7.
.**[ترجمه]اختصاص: موسی بن اشیم گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم. سؤالی پرسیدم و جوابش را فرمود. همان جا نشسته بودم که مردی آمد و همان سؤال را کرد. امام علیه السّلام بر خلاف جواب من به او پاسخ داد. در این موقع مرد دیگری وارد شد و از همان مسأله سؤال کرد. امام علیه السّلام بر خلاف جواب من و جوابی که به آن دیگری داده بود، به این مرد سوم پاسخ داد. من ترسیدم و بسیار در نظرم گران آمد. وقتی مردم رفتند نگاهی به من کرد و فرمود: ای پسر اشیم، مثل اینکه ترسیدی! عرض کردم: فدایت شوم! من ترسیدم که در یک مسأله به خصوص سه جواب دادید. فرمود: پسر اشیم! خداوند امر سلطنتش را به داود سپرد و در این آیه فرمود: «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.» به محمّد صلّی الله علیه و آله نیز امر دینش را تفویض نموده و فرموده است «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» - . حشر / 7 - {آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.} و خداوند به پیشوایان از ما خانواده و به ما واگذاشته آنچه را که به محمّد صلی اللَّه علیه و آله واگذاشته است، پس نترس! - . اختصاص: 329 - 330 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ قَالَ الَّذِینَ آمَنُوا الشِّیعَةُ وَ ذِکْرُ اللَّهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام ثُمَّ قَالَ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ» گفته است: «الَّذِینَ آمَنُوا» شیعه هستند و «ذکر اللَّه» امیرالمؤمنین و ائمه هستند. سپس این آیه را خواند: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.» - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 341 -
**[ترجمه]
أَقُولُ قَالَ الْعَلَّامَةُ قُدِّسَ سِرُّهُ فِی کِتَابِ کَشْفِ الْحَقِّ رَوَی الْحَافِظُ
مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی الشِّیرَازِیُّ مِنْ عُلَمَاءِ الْجُمْهُورِ وَ اسْتَخْرَجَهُ مِنَ التَّفَاسِیرِ الِاثْنَیْ عَشَرَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ قَالَ هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهم السلام وَ هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَیَانِ وَ هُمْ أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِکَةِ وَ اللَّهِ مَا سُمِّیَ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إِلَّا کَرَامَةً لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام.
و رواه سفیان الثوری عن السدی عن الحارث انتهی (1).
**[ترجمه]مؤلف: علّامه در کتاب «کشف الحق» گفته است: حافظ محمّد بن موسی شیرازی که از علمای اهل سنت است، روایت کرده و از تفاسیر دوازدهگانه از ابن عباس درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ» استخراج نموده که گفت: اهل ذکر محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام هستند و اینها اهل ذکر و علم و عقل و بیانند، و اینها اهل بیت نبوت و پایگاه رسالت و محل آمد و رفت ملائکهاند. به خدا قسم مؤمن، مؤمن نامیده نشده مگر به خاطر گرامی داشتن امیرالمؤمنین علیه السّلام. و همین مطلب را سفیان ثوری، از سدی، از حارث روایت کرده است. (پایان نقل قول) - . احقاق الحق 3 : 482 و 484 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُصَیْنِ بْنِ مُخَارِقٍ عَنِ ابْنِ طَرِیفٍ عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن طریف از ابن نباته نقل کرد که امیرالمؤمنین علیه السّلام درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ما اهل ذکریم. - . کنز الفوائد: 162 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ (3)عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ قَالَ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود به نقل از ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السّلام در مورد آیه «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» - . انبیاء / 10 - {در حقیقت ما کتابی به سوی شما نازل کردیم که یاد شما در آن است آیا نمیاندیشید} فرمود: منظور فرمانبرداری از امام است پس از پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله. - . کنز الفوائد: 163. صاحب کتاب بعد از آن گفته است: معنی این است که آنچه که در کتابی که ذکر و شرف و و عزت شما در آن است نازل شده، اطاعت از امام حق بعد از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است. (پایان نقل قول) مؤلف: شاید معنا این است که ما کتابی نازل کردیم که متضمن آیاتی است که در آنها شرف و عزت شما آمده و آنها آیاتی است که بر وجوب اطاعت از امام دلالت میکنند، مانند «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» -
**[ترجمه]
لعل المراد أن الذکر الذی اشتمل علیه القرآن هو وجوب طاعة الإمام الذی هو موجب لعز الدنیا و الآخرة.
**[ترجمه]شاید منظور این است که ذکری که قرآن مشتمل بر آن است، وجوب اطاعت از امامی است که موجب عزت دنیا و آخرت میشود.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ نَصْرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عَیَّاشٍ (5)عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام
1) إحقاق الحقّ 3: 482 و 484.
2) کنز الفوائد: 162 فیه: عن میسر بن محارف و فیه: نحن أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.
3) فی المصدر: محمّد بن همام عن محمّد بن إسماعیل.
4) کنز الفوائد: 163 قال صاحب الکتاب بعد ذلک: معنی ذلک ان الذی انزل فی الکتاب الذی فیه ذکرکم و شرفکم و عزکم هی طاعة الامام الحق بعد النبیّ صلّی اللّه علیه و آله انتهی. اقول: لعل المعنی انا انزلنا کتابا یتضمن آیات فیها شرفکم و عزکم و هی آیات تدلّ علی وجوب اطاعة الامام کقوله: اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول و أولی الامر منکم.
5) فی المصدر: عن أبان بن أبی عیّاش.
قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ فَنَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: سلیم بن قیس از علی علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» فرمود: پس ما قوم او هستیم و از ما سؤال خواهد شد. - . کنز الفوائد: 292 - 293 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (2)عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ فَرَسُولُ اللَّهِ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ أَمَرَ اللَّهُ النَّاسَ أَنْ یَسْأَلُوهُمْ فَهُمْ وُلَاةُ النَّاسِ وَ أَوْلَاهُمْ بِهِمْ فَلَیْسَ یَحِلُّ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ أَنْ یَأْخُذَ هَذَا الْحَقَّ الَّذِی افْتَرَضَهُ اللَّهُ لَهُمْ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد حلبی گفت: آیه شریفه «إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» گفت: حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و اهل بیت آن جناب علیهم السّلام اهل ذکر هستند و از آنها باید سؤال شود. خداوند به مردم دستور داده از آنها بپرسند. آنها فرمانروایان مردم و اولی بر آنها از جانشان هستند. برای احدی از مردم حلال نیست که حقی را که خدا برای آنها واجب کرده بگیرد. - . کنز الفوائد: 293 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُوسُفَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ هُمْ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: صفوان گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیه «إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» چه کسانی هستند؟ فرمود: ما همانها هستیم. - . کنز الفوائد: 293 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنَیِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (5)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ قَالَ قَوْلُهُ وَ لِقَوْمِکَ یَعْنِی عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ عَنْ وَلَایَتِهِ (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبداللَّه - . در مصدر «ابوالقاسم بن عبداللّه» است. - از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ» فرمود: «وَ لِقَوْمِکَ» یعنی علی امیرالمؤمنین علیه السّلام، و به زودی از ولایت او بازخواست میشوید. - . کنز الفوائد: 293 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِیحٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ قَالَ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِکْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُهُ (7).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: خالد بن نجیح گفت: در مورد آیه «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» حضرت صادق علیه السّلام فرمود: به محمّد دلها آرامش مییابد و او ذکراللَّه و حجاب خداست. - . تفسیر عیاشی 2 : 211 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: حسین بن سعید به اسناد خود از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فرمود: ما اهل ذکر هستیم. - . تفسیر فرات: 83 - 85 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم أَحْمَدُ بْنُ مُوسَی بِإِسْنَادِهِ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ سَمَّی رَسُولَهُ فِی کِتَابِهِ ذِکْراً فَقَالَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا وَ قَالَ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: احمد بن موسی به اسناد خود از زید بن علی علیه السّلام درباره آیه «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» نقل کرد که گفت: خداوند رسولش را در قرآن ذکر نامید و فرمود: «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْرًا.» و فرموده: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.» - . تفسیر فرات: 83 - 85 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب ابْنُ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ الْآیَاتِ نَزَلَتْ فِی أَهْلِ الْبَیْتِ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابن عباس درباره آیه «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّار» - . ص / 46 - ِ {ما آنان را با موهبت ویژهای که یادآوری آن سرای بود خالص گردانیدیم} گفت: این آیات درباره اهل بیت پیغمبرنازل شده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 444 -
**[ترجمه]
لعله علیه السلام فسر ذِکْرَی الدَّارِ بذکر الدنیا و لما بقی ذکر إبراهیم و سائر الأنبیاء بهم علیهم السلام قال نزلت الآیة فیهم.
**[ترجمه]شاید امام علیه السّلام «ذِکْرَی الدَّار»ِ را به ذکر دنیا تفسیر نموده و چون باقیمانده ذکر ابراهیم و سایر انبیاء به وسیله اهل بیت علیهم السّلام است، گفته است آیه درباره اهل بیت نازل شده.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْخَثْعَمِیِّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ یَعْنِی أَهْلَ الْإِیمَانِ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ» فرمود: آل محمّدند، «وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ» - . عنکبوت / 47 - {پس آنان که بدیشان کتاب دادهایم بدان ایمان میآورند و از میان اینان کسانیاند که به آن میگروند} منظور مؤمنین از اهل قبله است. - . کنز الفوائد: 222 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ
بْنِ مُخَارِقٍ عَنْ أَبِی الْوَرْدِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (1).
قب، المناقب لابن شهرآشوب أبو الورد مثله (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوالورد از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ» نقل کرد که فرمود: آنها آل محمّدند. - . کنز الفوائد: 222 -
مناقب ابن شهر آشوب: از ابو الورد همین روایت را نقل کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب: 485 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ الزُّرَارِیِّ عَنِ الطَّیَالِسِیِّ عَنِ ابْنِ عَمِیرَةَ (3)عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتُمْ هُمْ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونُوا وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» - . عنکبوت / 49 - {بلکه [قرآن] آیاتی روشن در سینههای کسانی است که علم [الهی] یافتهاند} نقل کرد که عرض کردم: آیا شما هستید؟ فرمود: چه کسانی امید دارند باشند، در حالی که ما راسخان در علم هستیم؟ - . کنز الفوائد: 222 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْهَمْدَانِیِّ عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ نَحْنُ هُمْ فَقَالَ الرَّجُلُ جُعِلْتُ فِدَاکَ حَتَّی یَقُومَ الْقَائِمُ علیه السلام قَالَ کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّی یَجِیءَ صَاحِبُ السَّیْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّیْفِ جَاءَ أَمْرٌ غَیْرُ هَذَا (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: علی بن اسباط گفت: مردی از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسید. فرمود: ما همانها هستیم. آن مرد عرض کرد: فدایت شوم! تا قائم علیه السّلام قیام کند؟ فرمود: ما همه قائم به امر خدا هستیم یکی پس از دیگری، تا وقتی که صاحب شمشیر بیاید. وقتی او بیاید امری غیر از این خواهد آمد. - . کنز الفوائد: 223 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَوْذَةَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبدالعزیز عبدی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسیدم. فرمود: آنها ائمّه از آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند. - . کنز الفوائد: 223 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی وَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ
1) کنز الفوائد: 222 فیه: الحصین بن مخارق.
2) مناقب آل أبی طالب: 485.
3) أی سیف بن عمیرة.
4) کنز الفوائد: 222 فیه: (قال: ایانا عنی، فقلت له: انتم هم؟) و الآیة فی العنکبوت: 49.
5) کنز الفوائد: 223 فیه: فاذا جاء صاحب السیف امر به غیر هذا.
6) کنز الفوائد: 223 فیه: صلوات اللّه علیهم أجمعین باقیة دائمة فی کل حین.
الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (1).
کا، الکافی محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن أبی ولاد مثله (2)
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو ولّاد گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ» - . بقره / 121 - {کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان دادهایم [و] آن را چنانکه باید میخوانند ایشانند که بدان ایمان دارند} سؤال کردم. فرمود: آنها ائمه علیهم السّلام هستند. - . تفسیر عیاشی 1 : 57 -
اصول کافی: ابن محبوب از ابو ولّاد همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 215 -
**[ترجمه]
اختلف المفسرون فی المراد بالکتاب فقیل هو التوراة فالمراد بهم مؤمنو أهل الکتاب و قیل هو القرآن فالمراد بهم مؤمنو هذه الأمة و هذا التأویل مبنی علی الثانی و هو أوفق بالآیة لأن حق تلاوة القرآن موقوف علی فهم غوامضه و العمل بجمیع مضامینه و هو مختص بهم علیهم السلام کما أن الإیمان الکامل به لا یتأتی إلا منهم.
**[ترجمه]مفسرین در اینکه منظور از کتاب چیست اختلاف دارند. گفته شده تورات است که منظور از آنها مؤمنان اهل کتابند. بعضی نیز گفتهاند قرآن است. در این صورت مراد از آنها مؤمنین این امت است. این تأویل بنا به تفسیر دوم کتاب است که با آیه مناسبتر است، زیرا تلاوت واقعی قرآن متوقف بر فهم مشکلات آن و عمل به تمام مضامینش است و این فهم و عمل به ائمه علیهم السّلام اختصاص دارد، چنان چه ایمان کامل به قرآن آورده نمیشود، مگر از آنها.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قَالَ مَنْ بَلَغَ هُوَ الْإِمَامُ قَالَ مُحَمَّدٌ یُنْذِرُ وَ إِنَّا نُنْذِرُ کَمَا أَنْذَرَ بِهِ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: امام علیه السّلام درباره «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» - . انعام / 19 - {و این قرآن به من وحی شده تا به وسیله آن شما و هر کس را [که این پیام به او] برسد هشدار دهم} فرمود: «مَنْ بَلَغَ» همان امام است. فرمود: حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله مردم را بیم میدهد. ما نیز مانند حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله بیم میدهیم. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 183 -
**[ترجمه]
فاعل قال فی الموضعین الإمام علیه السلام.
و قال الطبرسی قدس سره أی و لأخوف به من بلغه القرآن إلی یوم القیامة
وَ فِی تَفْسِیرِ الْعَیَّاشِیِّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَعْنَاهُ وَ مَنْ بَلَغَ أَنْ یَکُونَ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَهُوَ یُنْذِرُ بِالْقُرْآنِ کَمَا أَنْذَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.
و علی هذا یکون قوله و من بلغ فی موضع رفع عطفا علی الضمیر فی أنذر (4).
**[ترجمه]فاعل «قال» در هر دو مورد امام علیه السّلام است.
طبرسی گفته است: معنی آیه این است: تا بترسانم به وسیله آن کسانی را که قرآن به آنها رسیده تا روز قیامت. و در تفسیر عیاشی آمده: حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام فرمودند: معنی آیه این است: کسی که به مقام امامت رسید از آل محمّد، به وسیله قرآن مردم را بیم میدهد، همان طور که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با قرآن انذار میفرمود. بنابراین «وَ مَنْ بَلَغَ» در محل رفع است و به ضمیر در «أُنْذِر» عطف شده است. - . مجمع البیان 4 : 282 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قَالَ مَنْ بَلَغَ أَنْ یَکُونَ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَهُوَ یُنْذِرُ بِالْقُرْآنِ کَمَا أَنْذَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله (5).
کا، الکافی أحمد بن مهران عن عبد العظیم الحسنی عن ابن أذینة مثله (1)
**[ترجمه]اصول کافی: مالک جهنی گفت: از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» پرسیدم. فرمود: یعنی کسی که به او برسد که امام از آل محمّد باشد، پس او به وسیله قرآن بیم میدهد، همان طور که پیامبر به وسیله آن بیم داد. - . اصول کافی 1 : 416 -
اصول کافی: عبدالعظیم حسنی از ابن اذینه همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 424 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب فی تفسیر العیاشی عنه علیه السلام مثله (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السّلام همین روایت نقل شده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 314 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی الْأَئِمَّةَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ.
و روی هذا المعنی أبو بصیر عنه علیه السلام و عبد العزیز العبدی و هارون بن حمزة عن الصادق علیه السلام (3)
**[ترجمه]از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» نقل شده که فرمود: ما ائمه از آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله را قصد کرده است. و همین معنا را ابو بصیر از امام باقر علیه السّلام و عبدالعزیز عبدی و هارون بن حمزه از امام صادق علیه السّلام نقل کردهاند. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 403 -
**[ترجمه]
بُرَیْدُ بْنُ مُعَاوِیَةَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ إِیَّانَا عَنَی وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله (4).
**[ترجمه]برید بن معاویه از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» - . رعد / 43 - {و آن کس که نزد او علم کتاب است} فرمود ما را قصد کرده و علی علیه السّلام اول و افضل و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 504 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ ثَابِتٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ یَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ یَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِیهِ مُحْکَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْکَمُ فَیُؤْمِنُ بِهِ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یَدِینُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَیُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا یَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که شنیدم میفرمود: قرآن بازدارنده و امرکننده است؛ به بهشت امر میکند و از جهنم باز میدارد. قرآن دارای محکم و متشابه است؛ به محکم باید ایمان آورد و عمل کرد و معتقد بود، ولی متشابه را باید ایمان آورد اما عمل نکرد. به همین مطلب اشاره میکند آیه شریفه «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» - . آل عمران / 7 - {اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنهجویی و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروی میکنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشهداران در دانش کسی نمیداند [آنان که] میگویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست} فرمود: راسخان در علم آل محمّد هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 745 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَی الْکافِرِینَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (6).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَی الْکافِرِینَ» - . نحل / 27 - {میگویند در حقیقت امروز رسوایی و خواری بر کافران است} فرمود: «الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» یعنی ائمه علیهم السّلام. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 359 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَ
قَالَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام صَدَّقَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَ» - . سبأ / 6 - {و کسانی که از دانش بهره یافتهاند میدانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده حق است} فرمود: منظور امیرالمؤمنین علیه السّلام است که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله را تصدیق کرد به آنچه خدا بر او نازل کرد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 539 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَفْضَلُ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ فَقَدْ عَلِمَ جَمِیعَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنَ التَّنْزِیلِ وَ التَّأْوِیلِ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُنْزِلَ عَلَیْهِ شَیْئاً لَمْ یُعَلِّمْهُ التَّأْوِیلَ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ یَعْلَمُونَهُ کُلَّهُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ کَانَ یَقُولُ فِیکُمْ قَوْلًا عَظِیماً قَالَ وَ مَا کَانَ یَقُولُ قُلْتُ قَالَ إِنَّکُمْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ فَقَالَ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ (2)وَ الْقُرْآنِ یَسِیرٌ فِی جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِی یَحْدُثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: برید از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: حضرت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بهترین فرد راسخان در علم است، تنزیل و تأویل تمام آنچه را که خدا بر او نازل کرد دانست. هرگز خداوند چیزی را بر او نازل نمیکند که تأویلش را نداند. جانشینان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم نیز پس از او تمام آنها را میدانند. عرض کردم: فدایت شوم! ابوالخطاب درباره شما اعتقاد بزرگی دارد. فرمود: چه میگوید؟ گفتم: او معتقد است که شما علم حلال - . در مصدر این گونه آمده: شما علم حرام و حلال و قرآن را میدانید. فرمود: علم حلال و حرام و قرآن کم است. - و حرام و قرآن را میدانید. فرمود: علم حلال و حرام و قرآن چیزی نیست در مقابل علمی که در شب و روز به وجود میآید. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 87 - 88 -
**[ترجمه]
کذا فی النسخ المتعددة التی عندنا و الظاهر أنه سقط منه شیء کما یظهر مما
رَوَاهُ فِی الِاخْتِصَاصِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَلَامٌ قَدْ سَمِعْتُهُ مِنْ أَبِی الْخَطَّابِ فَقَالَ اعْرِضْهُ عَلَیَّ فَقُلْتُ یَقُولُ إِنَّکُمْ تَعْلَمُونَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ فَصْلَ مَا بَیْنَ النَّاسِ فَسَکَتَ فَلَمَّا أَرَدْتُ الْقِیَامَ أَخَذَ بِیَدِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ یَسِیرٌ فِی جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِی یَحْدُثُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ (4)
**[ترجمه]همین طور در نسخههای متعددی که نزد ماست آمده، ولی ظاهرا چیزی از آن افتاده است، چنان چه از روایتی که در اختصاص از محمد بن مسلم نقل کرده، آشکار میشود. روایت این است که محمد بن مسلم گفت: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: کلامی از ابوالخطاب شنیدهام. فرمود: به من عرضه کن. گفتم: میگوید شما حلال و حرام و رفع اختلاف بین مردم را میدانید. پس سکوت کرد. وقتی که خواستم برخیزم، دست مرا گرفت و فرمود: ای محمد! علم حلال و حرام چیزی نیست در مقابل علمی که در شب و روز به وجود میآید. - . اختصاص: 314 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا یَعْنِی مَا یَجْحَدُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام إِلَّا (5)الظَّالِمُونَ (6).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» فرمود: آنها ائمه هستند و «وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا» یعنی امیرالمؤمنین و ائمه را انکار نمیکنند «الّا الکافرون»، مگر کافران. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 497 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی قَالَ سَمِعْتُ زَیْدَ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام یَقُولُ
1) تفسیر القمّیّ: 539. و الآیة فی سورة سبأ: 6.
2) فی نسخة: فقال: علم الحلال و الحرام و القرآن و فی المصدر: انکم تعلمون علم الحلال و الحرام و القرآن، قال: ان علم الحلال و الحرام و القرآن یسیر.
3) تفسیر القمّیّ: 87 و 88.
4) الاختصاص: 314 رواه عن محمّد بن عیسی عن یونس بن عبد الرحمن عن هشام بن سالم عن محمّد بن مسلم و فیه: یا محمّد کذا علم القرآن و الحلال و الحرام یصیر اه.
5) فی النسخة المخطوطة و فی المصدر: الا الکافرون.
6) تفسیر القمّیّ: 497. فیه: قوله: «ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا» یعنی و ما یجحد بامیر المؤمنین و الأئمّة الا الکافرون. اقول: الآیة فی سورة العنکبوت: 49.
فِی قَوْلِهِ تَعَالَی تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ قَالَ زَیْدٌ نَحْنُ هُمْ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: محمّد بن موسی گفت: از زید بن علی شنیدم که درباره آیه - . این آیه در قرآن نیست و آنچه که در قرآن یافتیم این است: در سوره بقره آیه 252 «تِلْکَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَإِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»، و در سوره آل عمران آیه 108 «تِلْکَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِینَ»، و در سوره جاثیه آیه 6 «تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ.» و هیچ یک از این آیات، با آیه ذکر شده در متن روایت تطابق ندارد و ظاهرتفسیر فرات این است که منظور آیه 43 سوره عنکبوت است: «تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ»{و این مثلها را برای مردم میزنیم و[لی] جز دانشوران آنها را درنیابند}. پس تصحیف از جانب نسخه برداران واقع شده است. - «تِلْکَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ» میفرمود: منظور از عالمان ما هستیم. بعد این آیه را قرائت نمود: «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ» - . تفسیر فرات: 118 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الزُّهْرِیُّ رَفَعَهُ إِلَی زَیْدِ بْنِ سَلَّامٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنَّ خَیْثَمَةَ (2)حَدَّثَنِی عَنْکَ أَنَّهُ سَأَلَکَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ فَحَدَّثَنِی أَنَّکَ حَدَّثْتَهُ أَنَّهَا نَزَلَتْ فِیکُمْ خَاصَّةً وَ أَنَّکُمُ الَّذِینَ أُوتِیتُمُ الْعِلْمَ قَالَ صَدَقَ وَ اللَّهِ خَیْثَمَةُ لَهَکَذَا حَدَّثْتُهُ (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: زید بن سلام جعفی گفت: خدمت امام باقر علیه السّلام رسیدم و عرض کردم: خدا خیرتان دهد، خیثمه به من گفت که از شما راجع به آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ» سؤال کرده و به ایشان فرمودهاید که این آیه فقط درباره شما خانواده است و شمایید کسانی که به آنها علم داده شد. فرمود: به خدا سوگند خثیمه راست گفته، همین طور به او گفتم. - . تفسیر فرات: 118 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ إِلَی قَوْلِهِ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ قَالَ فِینَا نَزَلَتْ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مالک جهنی گفت: حضرت باقر علیه السّلام درباره «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ» تا این قسمت آیه «اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ» - . مائده / 44 - {ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود نازل کردیم پیامبرانی که تسلیم [فرمان خدا] بودند به موجب آن برای یهود داوری میکردند و [همچنین] الهیون و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده} فرمود: این آیه درباره ما نازل شده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 322 -
**[ترجمه]
لعل المعنی أن الهدی و النور الذین کانا فی التوراة هما الولایة و یحتمل أن یکون المراد أن الربانیین و الأحبار الذین استحفظوا کتاب الله (5)هم الأئمة علیهم السلام فی بطن القرآن و قد ورد فی کثیر من الأدعیة و الأخبار المستحفظین من آل محمد علیهم السلام.
1) تفسیر فرات: 118. و الآیة الأولی لم نجدها فی المصحف و ما وجدناه فیه فهی فی سورة البقرة: 252 هکذا: تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ و فی سورة آل عمران: 108 هکذا: تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعالَمِینَ و فی سورة الجاثیة: 6 هکذا: تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آیاتِهِ یُؤْمِنُونَ و کل واحد منها لن یطابقها، و الظاهر من تفسیر فرات ان المراد الآیة المذکورة فی سورة العنکبوت و هی: وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ فوقع تصحیف من النسّاخ:
2) بتقدیم الیاء علی المثلثة.
3) تفسیر فرات: 118.
4) تفسیر العیّاشیّ 1: 322 و الآیة فی سورة المائدة: 44.
5) او مصداقهم فی هذه الأمة هم الأئمّة علیهم السلام.
**[ترجمه]شاید منظور از هدایت و نوری که در تورات است، ولایت باشد. و ممکن است منظور این باشد که ربانیان و دانشمندانی که کتاب خدا را حفظ کردند، در تفسیر باطنی قرآن ائمه علیهم السّلام هستند. در اخبار و دعاهای زیادی وارد شده که «مستحفظین» از آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَمِیرَةَ عَنِ الْکِنَانِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (1).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: کنانی گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ای ابوالصباح! ما گروهی هستیم که خداوند اطاعت ما را واجب نموده؛ انفال متعلق به ما است و مال پاکیزه از ما است؛ ما راسخان در علم هستیم؛ ما کسانی هستیم که مورد رشک هستیم. خداوند فرموده: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» - . نساء / 54 - {بلکه به مردم برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک میورزند.} - . بصائر الدّرجات: 55 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْهَیْثَمُ النَّهْدِیُّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ مِنْ عِلْمِ مَا أُوتِینَا تَفْسِیرَ الْقُرْآنِ وَ حِکَایَةَ عِلْمِ تَغْیِیرِ (2)الزَّمَانِ وَ حِدْثَانِهِ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً أَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَ مَنْ لَمْ یَسْمَعْ لَوَلَّی مُعْرِضاً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْ ثُمَّ أَمْسَکَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قَالَ لَوْ وَجَدْنَا وِعَاءً أَوْ مُسْتَرَاحاً لَعَلَّمْنَا وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ (3).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: عمر بن مصعب از حضرت صادق نقل کرد که شنیدم میفرمود: از جمله علومی که به ما داده شده، تفسیر قرآن و دگرگونیهای - . در مصدر این گونه آمده: «تفسیر القرآن و احکامه علم تغییر الزمان و حدثانه.» و ظاهرا «و علم» صحیح است. - روزگار و اتفاقات شبانه روز است. هر گاه خداوند درباره بندهای تصمیم خیر داشته باشد، شنوایشان میکند و اگر شنوا کند کسی را که نشنیده، به حال اعراض روی برمیتابند، گویا اصلا نشنیدهاند. سپس امام علیه السّلام مدتی سکوت کرد. آنگاه فرمود: اگر دلی که حافظ اسرار باشد یا محلی که خاطرمان را آسوده کند مییافتیم، تعلیم میدادیم و از خدا باید استعانت جست. - . بصائر الدّرجات: 53 -
**[ترجمه]
أن من علم ما أوتینا أی مما أوتینا من العلم أو المراد بما أوتینا الإمامة أی من العلوم اللازمة لها و فی الکافی تفسیر القرآن و أحکامه و علمه (4)و حدثان الدهر بالکسر نوبه و أحداثه (5)أسمعهم أی بمسامعهم الباطنة و لو أسمع ظاهرا من لم یسمع باطنا لولی معرضا کأن لم یسمع ظاهرا و یظهر منه الجواب الحق عن الشبهة المشهورة فی قوله تعالی لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا (6)فإنهما ینتجان لو علم الله فیهم خیرا لتولوا و الجواب أنه لیس المقصود فی الآیة ترتیب القیاس المنطقی فتکون الکبری کلیة فیکون المعنی علی أی حال أسمعهم لتولوا بل المعنی لو أسمعهم علی هذا التقدیر الذی لا یعلم فیهم الخیر لتولوا و لذا لم یسمعهم فالجملة الثانیة مؤکدة للأولی و یحتمل أن
یکون فی قوة استثناء نقیض التالی بأن یکون قیاسا استثنائیا هنیئة أی ساعة یسیرة لو وجدنا وعاء و فی الکافی أوعیة أی قلوبا کاتمة للأسرار حافظة لها أو مستراحا أی من لم یکن قابلا لفهم الأسرار و حفظها کما ینبغی لکن لا یفشیها و لا یترتب ضرر علی الاطلاع علیها فتستریح النفس بذلک لعلمنا علی بناء التفعیل و فی بعض النسخ لقلنا کما فی الکافی (1).
**[ترجمه]عبارت «انّ من علم ما اُوتینا» یعنی از آنچه که از علم به ما داده شده یا منظور از «ما اوتینا» امامت است، یعنی از علومی که برای امامت لازم است. و در کافی «تفسیر القرآن و احکامه و علمه» آمده است. و «حدثان الدهر» به کسره یعنی گرفتاریها و حوادث روزگار. «اسمعهم» یعنی به گوشهای باطنیشان و اگر ظاهری را به گوش کسی که باطنی را نشنیده برساند، به حال اعراض روی برمیتابد، گویا اصلا ظاهر را نشنیده است. و از این سخن جواب شبهه معروف درباره آیه «لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْرًا لَأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا» - . انفال / 23 - {و اگر خدا در آنان خیری مییافت قطعا شنوایشان میساخت و اگر آنان را شنوا میکرد حتما باز روی برمیتافتند.} که نتیجه آن دو این است که اگر خدا در آنان خیری مییافت، باز به حال اعراض، روی برمیتافتند روشن میشود. جواب این است که مقصود در آیه ترتیب قیاس منطقی نیست که بگوییم پس کبری کلی است. و معنی این است که در هر صورتی شنوایشان میکرد روی برمیتافتند، بلکه معنی این است که اگر شنوایشان میکرد، بنا بر این فرض که خیری در آنها نمیداند، روی برمیتافتند، به همین دلیل شنوایشان نکرد. پس جمله دوم تأکید جمله اولی است و شاید در قوّه استثناء نقیض تالی باشد، به این صورت که قیاس استثنائی باشد. «هنیئۀ» یعنی زمان کمی. «لو وجدنا وعاء» و در کافی «اوعیۀ» آمده، یعنی قلبهایی که اسرار را کتمان کند و حافظ آنها باشد. «او مستراحا» یعنی کسی که آن طور که سزاوار است قابلیت فهم اسرار و حفظ آنها را ندارد، ولی آنها را افشا نمیکند و مطلع بودن او از اسرار، موجب ضرری نمیشود. پس خاطر انسان به آن آسوده میشود. «لعلّمنا» از باب تفعیل است. و در بعضی نسخهها «لقلنا» گفته شده، همان طور که در کافی آمده است.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَیْهِ بَعْدَ مَا قُتِلَ أَبُو الْخَطَّابِ قَالَ فَذَکَرْتُ لَهُ مَا کَانَ یَرْوِی مِنْ أَحَادِیثِهِ تِلْکَ الْعِظَامِ قَبْلَ أَنْ یُحْدِثَ مَا أَحْدَثَ فَقَالَ بِحَسْبِکَ وَ اللَّهِ یَا مُحَمَّدُ أَنْ تَقُولَ فِینَا یَعْلَمُونَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ عِلْمَ الْقُرْآنِ وَ فَصْلَ مَا بَیْنَ النَّاسِ فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَقُومَ أَخَذَ بِثَوْبِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ وَ أَیُّ شَیْءٍ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ فِی جَنْبِ الْعِلْمِ إِنَّمَا الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ فِی شَیْءٍ یَسِیرٍ مِنَ الْقُرْآنِ (2).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: محمّد بن مسلم گفت: پس از کشته شدن ابوالخطاب خدمت امام علیه السّلام رسیدم و برایش احادیث شگفت انگیزی را - که پیش از ادعایی که نمود - نقل میکرد، نقل کردم. - . ابوالخطاب مدعی شد که حضرت صادق علیه السّلام خدا است. - فرمود: به خدا سوگند کافی است برای تو که درباره ما بگویی عالم به حلال و حرام و علم قرآن و رفع اختلافات بین مردم هستند. موقعی که خواستم از جا حرکت کنم، لباس مرا گرفت و فرمود: ای محمّد! حلال و حرام چیست در مقابل علم؟ حلال و حرام در مقدار کمی از قرآن است. - . بصائر الدّرجات: 53 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ مَادٍّ عَنْ أَبِی دَاوُدَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ خَادِمِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ تُعَلِّمُ النَّاسَ (3)تَأْوِیلَ الْقُرْآنِ بِمَا لَا یَعْلَمُونَ فَقَالَ عَلَی مَا أُبَلِّغُ رِسَالَتَکَ بَعْدَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تُخْبِرُ النَّاسَ بِمَا أَشْکَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ تَأْوِیلِ الْقُرْآنِ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: انس بن مالک خادم پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم گفت: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علی! تو میآموزی به مردم تأویل قرآن را به چیزهایی که نمیدانند. امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: به چه نوع تبلیغ رسالت تو را بعد از شما بکنم؟! فرمود: مسائل مشکلی که مردم در تأویل قرآن دارند به آنها اطلاع میدهی. - . بصائر الدّرجات: 53 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِحَسْبِکُمْ (5)أَنْ تَقُولُوا یَعْلَمُ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ
1) أصول الکافی: 1، 229. رواه عن علیّ بن محمّد و محمّد بن الحسن عن سهل بن زیاد عن القاسم بن الربیع عن عبید بن عبد اللّه بن أبی هاشم الصیرفی عن عمر و بن مصعب عن سلمة بن محرز قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول.
2) بصائر الدرجات: 53 فیه: فحسبک.
3) فی المصدر: یا علی انت تعلم الناس.
4) بصائر الدرجات: 53.
5) لحسبکم خ ل.
عِلْمَ الْقُرْآنِ وَ فَصْلَ مَا بَیْنَ النَّاسِ (1).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: برای شما کافی است که بگویید: علم حلال و حرام و قرآن و رفع اختلاف بین مردم را میداند. - . بصائر الدّرجات: 53 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْوَاسِطِیِّ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا دَخَلَ رَأْسِی نَوْماً وَ لَا غُمْضاً (2)عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی عَلِمْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَا نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِیلُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ مِنْ حَلَالٍ أَوْ حَرَامٍ أَوْ سُنَّةٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْیٍ فِیمَا نَزَلَ فِیهِ وَ فِیمَنْ نَزَلَ فَخَرَجْنَا فَلَقِینَا الْمُعْتَزِلَةَ فَذَکَرْنَا ذَلِکَ لَهُمْ فَقَالُوا إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ عَظِیمٌ کَیْفَ یَکُونُ هَذَا وَ قَدْ کَانَ أَحَدُهُمَا یَغِیبُ عَنْ صَاحِبِهِ فَکَیْفَ یَعْلَمُ هَذَا قَالَ فَرَجَعْنَا إِلَی زَیْدٍ فَأَخْبَرْنَاهُ بِرَدِّهِمْ عَلَیْنَا فَقَالَ کَانَ یَتَحَفَّظُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَدَدَ الْأَیَّامِ الَّتِی غَابَ بِهَا فَإِذَا الْتَقَیَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ نَزَلَ عَلَیَّ فِی یَوْمِ کَذَا وَ کَذَا کَذَا وَ کَذَا وَ فِی یَوْمِ کَذَا وَ کَذَا کَذَا وَ کَذَا حَتَّی یَعُدَّهَا عَلَیْهِ إِلَی آخِرِ الْیَوْمِ الَّذِی وَافَی فِیهِ فَأَخْبَرْنَاهُمْ بِذَلِکَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: ابو خالد واسطی از زید بن علی علیه السّلام نقل کرد که امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: در زمان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نه هرگز خوابم برد و نه چشم برهم گذاشتم، مگر اینکه از آن جناب فرا گرفتم که آن روز جبرئیل از حلال و حرام و سنت و امر و نهی چه چیز از طرف خداوند آورده و در چه مورد و درباره چه کس نازل شده. ما از خدمت زید بن علی خارج شدیم. معتزلیان را دیدیم و همین مطلب را برای معتزلیان نقل کردیم. آنها گفتند: این امر بزرگی است، چگونه امکان دارد با اینکه اتفاق میافتاد یکی از دیگری دور میافتاد؟ پس از کجا اطلاع پیدا میکرد؟ ما برگشتیم پیش زید و جریان رد کردن آنها را نقل کردیم. گفت: تعداد روزهایی که از خدمت پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله دور بود در خاطر میسپرد و وقتی ایشان را ملاقات میکرد، پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله میفرمود: یا علی! فلان روز فلان چیز نازل شد و در فلان روز فلان تا آخرین روزی که علی علیه السّلام آمد. و ما این جواب را به معتزلیان گفتیم. - . بصائر الدّرجات: 54 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: کُنْتُ مَعَ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام بِمَکَّةَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنَّکَ لَتُفَسِّرُ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ مَا لَمْ تَسْمَعْ بِهِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ عَلَیْنَا نَزَلَ قَبْلَ النَّاسِ وَ لَنَا فُسِّرَ قَبْلَ أَنْ یُفَسَّرَ فِی النَّاسِ فَنَحْنُ نَعْرِفُ حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ سَفَرِیَّهُ وَ حَضَرِیَّهُ وَ فِی أَیِّ لَیْلَةٍ نَزَلَتْ کَمْ مِنْ آیَةٍ وَ فِیمَنْ نَزَلَتْ وَ فِیمَا نَزَلَتْ فَنَحْنُ حُکَمَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ شُهَدَاؤُهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ فَالشَّهَادَةُ لَنَا وَ الْمَسْأَلَةُ لِلْمَشْهُودِ عَلَیْهِ فَهَذَا عِلْمُ مَا قَدْ أَنْهَیْتُهُ إِلَیْکَ وَ أَدَّیْتُهُ إِلَیْکَ مَا لَزِمَنِی فَإِنْ قَبِلْتَ فَاشْکُرْ وَ إِنْ تَرَکْتَ فَ إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: یعقوب بن جعفر گفت: در خدمت حضرت ابوالحسن علیه السّلام در مکه بودم. مردی به ایشان گفت: شما از قرآن تفسیرهایی میکنید که شنیده نشده. امام علیه السّلام فرمود: قرآن قبل از مردم بر ما نازل شده و پیش از مردم برای ما تفسیر شده است. ما به حلال و حرام و ناسخ و منسوخ و آیاتی که در سفر و آیاتی که در حضر نازل شده و اینکه در کدام شب چقدر آیه نازل شده و درباره چه کس و چه چیز نازل گردیده عارف هستیم. ما حکمای خدا در زمین و گواهان او بر مردم هستیم. این آیه اشاره به همین مطلب است: «سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْأَلُونَ» - . زخرف / 19 - {گواهی ایشان به زودی نوشته میشود و [از آن] پرسیده خواهند شد.} گواهی از ما است و پرسش از کسی است که علیه او شهادت داده شده. این علم آن چیزی بود که به تو اطلاع دادم و رساندم، تا زمانی که پیرو من باشی. اگر قبول نمودی سپاسگزاری کن و اگر رد کردی، خداوند بر هر چیز گواه است. - . بصائر الدّرجات: 54 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الرِّوَایَةِ مَا مِنْ آیَةٍ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ وَ مَا فِیهِ حَرْفٌ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ وَ مَطْلَعٌ مَا یَعْنِی بِقَوْلِهِ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ قَالَ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ هُوَ تَأْوِیلُهَا مِنْهُ مَا قَدْ مَضَی وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَجِئْ یَجْرِی کَمَا تَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ کُلَّمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَیْءٍ (1)مِنْهُ یَکُونُ عَلَی الْأَمْوَاتِ کَمَا یَکُونُ عَلَی الْأَحْیَاءِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ (2).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: فضیل گفت: از حضرت باقر علیه السّلام راجع به این روایت پرسیدم که میفرماید: هر آیهای دارای ظاهر و باطنی است و هیچ حرفی در آن نیست، مگر اینکه دارای انتها و ابتدایی است. پرسیدم: منظور از ظاهر و باطن آیه چیست؟ فرمود: ظاهر و باطن آیه تأویل آن است که بعضی مربوط به گذشته و برخی مربوط به آینده است، در جریان است، همان گونه که ماه و خورشید در جریان است. هر وقت تأویل یک آیه از قرآن به وقوع بپیوندد، همان گونه که بر زندهها است، بر مردهها نیز میباشد. خداوند در این آیه فرموده: «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» فرمود: ما تأویل آن را میدانیم. - . بصائر الدّرجات: 55 -
**[ترجمه]
لعل المراد بالحد المنتهی و بالمطلع مبدأ الظهور أی کلما فیه من الأخبار الآتیة فهو مشتمل علی وقت حدوث ذلک الأمر و نهایته أو المراد بالحد زمان حدوث الأمر و بالمطلع زمان ظهوره علی الإمام کما یشهد له بعض الأخبار أو المراد بالحد الحکم و بالمطلع کیفیة استنباطه منه قوله علیه السلام یجری أی تجری الأمور الکائنة التی یدل علیها القرآن و یقع تدریجا کجریان الشمس و القمر قوله علیه السلام یکون علی الأموات أی کلما یظهر و یفیض علی إمام العصر من الأمور البدائیة من القرآن فی الوقت الذی أراد الله إفاضته علیه یفیض أولا علی الأئمة الذین مضوا ثم علی إمام العصر علیه السلام لئلا یکون آخرهم أعلم من أولهم کما سیأتی.
**[ترجمه]شاید منظور از «حدّ» پایان و منظور از «مطلع» ابتدا و آغاز باشد، یعنی هر آنچه که در آن است از اخبار آینده مشتمل بر زمان شروع و پایان آن است. یا منظور از «حد» زمان حدوث امر و منظور از «مطلع» زمان ظهور آن بر امام است، چنان چه بعضی از اخبار شاهد آن است. یا منظور از «حدّ» حکم و منظور از «مطلع» کیفیت استنباط حکم از آن است. عبارت «یجری» یعنی امور موجودی که قرآن بر آن دلالت میکند جاری است و تدریجا واقع میشود، مانند جریان افتادن خورشید و ماه. عبارت «یکون علی الاموات» یعنی هر وقتی که ابتدائا اموری از قرآن بر امام عصر آشکار و افاضه میشود، زمانی که خدا اراده افاضه آن را بر او نموده، اوّلا بر امامانی که در گذشته بودند افاضه میکند، سپس بر امام عصر افاضه میکند تا آخرین امامان، عالمتراز اولین آنها نباشد چنان چه خواهد آمد.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْعَلَوِیِّ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی قَالَ ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ عَلِیٌّ علیه السلام وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی ذِکْرُ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاءِ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی» - . انبیاء / 24 - {این است یادنامه هر که با من است و یادنامه هر که پیش از من بوده} فرمود: «ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ» علی علیه السّلام است «وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی» انبیاء و اوصیاء هستند. - . کنز الفوائد: 164 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلُهُ تَعَالَی هذا
کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ (1)قَالَ إِنَّ الْکِتَابَ لَا یَنْطِقُ وَ لَکِنْ مُحَمَّدٌ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ علیهم السلام هُمُ النَّاطِقُونَ بِالْکِتَابِ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِ». - . جاثیه / 29 - {این است کتاب ما که علیه شما به حق سخن میگوید} پرسیدم. فرمود: کتاب که سخن نمیگوید، ولی محمّد و اهل بیتش علیهم السّلام ناطق به کتاب هستند. - . کنز الفوائد: 300 -
**[ترجمه]
لعله کان فی قراءتهم علیهم السلام ینطق علی بناء المجهول کما یدل علیه ما روی فی الکافی بهذا السند (3)
اقول:فمعناه ان هذا القرآن کتابنا ینطق به علی بالحق وعلی ای فسلیمان ومحمد ابنه لا یعتمد علی ما ینفردان من الروایة قال النجاشی : قیل : کان سلیمان غالیا کذابا وکذلک ابنه محمد لا یعمل بما انفردا من الروایة.
.**[ترجمه]شاید در قرائت ائمّه علیهم السّلام «ینطق» مجهول بوده، همان طور که روایتی که در کافی به همین سند نقل شده است برآن دلالت دارد.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْقُرْآنَ فِیهِ مُحْکَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْکَمُ فَنُؤْمِنُ بِهِ وَ نَعْمَلُ بِهِ وَ نَدِینُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَنُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا نَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ (4).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: وهیب بن حفص نقل کرد که از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: در قرآن محکم و متشابه است، اما به محکم ایمان میآوریم و به آن عمل میکنیم و معتقد به آن هستیم، اما به متشابه ایمان میآوریم ولی به آن عمل نمیکنیم، و این است معنی آیه «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» - . بصائر الدرجات: 55 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ وَ عِمْرَانَ
1) الجاثیة: 29.
2) کنز الفوائد: 300.
3) الظاهر أنّه علیه السلام أراد ان نسبة النطق الی الکتاب مجازی و بالحقیقة الناطق هو الرسول صلّی اللّه علیه و آله و الأئمّة علیهم السلام، و ذلک لما یحتاج أن یکون ینطق علی بناء المجهول. و لذا قال مؤلف الکنز بعد ذکر الحدیث: هذا علی سبیل المجاز تسمیة المفعول باسم الفاعل اذ جعل الکتاب هو الناطق دون غیره. و اما ما استشهد به لذلک من روایة الکافی فهو أیضا لا یدلّ علی ذلک بل هو یدلّ علی أنّهم قرءوا علیکم مکان علیکم و الروایة فی الروضة ص 50 هکذا: سهل بن زیاد عن محمّد بن سلیمان الدیلمیّ عن أبیه عن ابی بصیر عن أبی عبد اللّه علیه السلام قال: قلت له: قول اللّه عزّ و جلّ: «هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ» فقال: ان الکتاب لم ینطق و لن ینطق، و لکن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله هو الناطق بالکتاب قال اللّه عزّ و جلّ: «هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ» قال: قلت: جعلت فداک انا لا نقرؤها هکذا فقال: هکذا و اللّه نزل به جبرئیل علی محمّد صلّی اللّه علیه و آله و لکنه فیما حرف من کتاب اللّه.
4) بصائر الدرجات: 55.
بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ (1).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد بن خالد عن سیف بن عمیرة عن أبی بصیر قال قال أبو جعفر علیه السلام و ذکر مثله (2).
**[ترجمه]بصائر الدّرجات: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: ما راسخان در علم هستیم و ما تأویل آن را میدانیم. - . بصائر الدرجات: 56 -
بصائر الدرجات: ابوبصیر گفت: حضرت باقر علیه السّلام فرمود... و مانند روایت گذشته را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابوالصباح گفت: حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود: ای ابوالصباح! ما قومی هستیم که خدا اطاعت ما را واجب نمود، انفال و مال پاکیزه برای ماست و ما راسخان در علم و ما کسانی هستیم که مورد رشکیم و خدا در قرآن فرموده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ (4)فَرَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَفْضَلُ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ جَمِیعَ مَا أَنْزَلَهُ عَلَیْهِ مِنَ التَّنْزِیلِ وَ التَّأْوِیلِ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُنْزِلَ عَلَیْهِ شَیْئاً لَمْ یُعَلِّمْهُ تَأْوِیلَهُ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ یَعْلَمُونَهُ کُلَّهُ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ تَأْوِیلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِیهِ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ یَقُولُونَ (5)آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ لَهُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْکَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَعْلَمُونَهُ (6).
یر، بصائر الدرجات ابن یزید عن ابن أبی عمیر عن ابن أذینة عن برید عن أبی جعفر علیه السلام مثله (7)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید عجلی از حضرت باقر یا صادق علیهما السّلام نقل میکند که درباره آیه شریفه «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» فرمود: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله افضل راسخان در علم است. خداوند به او تمام آنچه نازل فرموده، از تأویل و تنزیلش، تعلیم داده است. هرگز چیزی بر پیغمبرش نازل نمیکند که تأویلش را به او تعلیم نداده باشد. جانشینان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نیز بعد از او عالم به تمام آن هستند. و کسانی که از تأویل قرآن اطلاع ندارند، زمانی که عالم به تأویل آن اطلاع دهد که تأویل آیه چنین است، خداوند به آنها به وسیله این آیه چنین جواب داده: «یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا.» قرآن دارای خاص و عام و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ است. راسخان در علم این مطالب را میدانند. - . بصائر الدرجات: 56 -
بصائر الدرجات: برید از امام باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
قوله و الذین لا یعلمون مبتدأ و الجملة الشرطیة خبره و
1) بصائر الدرجات: 56.
2) بصائر الدرجات: 56.
3) بصائر الدرجات: 56.
4) فی نسخة الکمبانیّ: آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله فرسول اللّه.
5) فی المصدر: فاجابهم اللّه. یقولون أقول: و لعلّ الصحیح فأجابهم، اللّه یقول ای فأجابهم الذین لا یعلمون ما سمعوا منهم، ثمّ ذکر الامام جوابهم من قوله تعالی قال: اللّه یقول: یقولون.
6) بصائر الدرجات: 56.
7) بصائر الدرجات: 56.
المراد بالذین لا یعلمون الشیعة أی الشیعة و المؤمنون إذا قال العالم (1)أی الإمام فیه أی فی القرآن أو فی تأویل المتشابه و فی بعض النسخ فیهم أی الإمام الذی بین أظهرهم بعلم أی بالعلم الذی أعطاه الله و خصه به یقولون أی الشیعة فی جواب الإمام بعد ما سمعوا التأویل منه آمنا به فالضمیر فی قوله فأجابهم راجع إلی الراسخین أی أجابهم من قبل الشیعة و یحتمل إرجاعه إلی الشیعة علی طریقة الحذف و الإیصال أی أجاب لهم.
**[ترجمه]عبارت «والذین لا یعلمون» مبتداست و جمله شرطیه خبر آن است و منظور از آن شیعه است. یعنی شیعه و مؤمنان، زمانی که امام درباره قرآن یا تأویل متشابه چیزی بگوید. و در بعضی نسخهها «فیهم» آمده، یعنی امامی که میان آنهاست. عبارت «بعلم» یعنی به علمی که خدا به او عطا کرده و مختص او گردانده است. «یقولون» یعنی شیعه بعد از تأویلی که از او شنیدند، در جواب امام میگویند: «آمنّا به.» پس ضمیر در عبارت «فأجابهم» به راسخان برمیگردد، یعنی از طرف شیعه به آنها پاسخ داد. و شاید ضمیر به روش حذف و ایصال به شیعه برگردد، یعنی به نفع آنها پاسخ داد .
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید گفت که از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» جویا شدم. فرمود: ما را قصد نموده است. - . بصائر الدرجات: 55 - 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُوسَی عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (3)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمان بن کثیر از امام صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَنَّاطِ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (4)
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة محمد بن العباس عن محمد بن جعفر الرزاز عن محمد بن الحسین عن ابن أبی عمیر مثله (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسن بن صیقل گفت: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم... و مانند روایت فوق را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
کنز الفوائد: محمد بن حسین از ابن ابی عمیر همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 222 - 223 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قُلْتُ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونُوا (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: حضرت باقر علیه السّلام آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» را خواند. عرض کردم: شما آنهایید؟ فرمود: چه کسانی امید دارند باشند؟ - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ
أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ اللَّهِ مَا قَالَ بَیْنَ دَفَّتَیِ الْمُصْحَفِ قُلْتُ مَنْ هُمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونُوا غَیْرَنَا (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: علی بن ابو حمزه از ابو بصیر نقل میکند که امام باقر علیه السّلام این آیه را قرائت نمود «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ.» سپس فرمود: به خدا سوگند نفرموده این آیات بین دو جلد قرآن است. من گفتم: فدایت شوم! آنها کیانند؟ فرمود: غیر از ما چه کسانی امید دارند باشند؟ - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
قوله ما قال الظاهر أن کلمة ما نافیة أی لم یقل إن الآیات بین دفتی المصحف بل قال فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ لیعلم أن للقرآن حملة یحفظونه عن التحریف فی کل زمان و هم الأئمة علیهم السلام و یحتمل علی هذا أن یکون الظرف فی قوله تعالی فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ متعلقا بقوله بَیِّناتٌ فاستدل علیه السلام علی أن القرآن لا یفهمه غیر الأئمة علیهم السلام بهذه الآیة لأنه تعالی قال الآیات بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ فلو کانت بینة فی نفسها لما قید کونها بینة بصدور جماعة مخصوصة و یحتمل أن تکون ما موصولة فیکون بیانا لمرجع ضمیر هو فی الآیة أی الذی قال تعالی إنه آیات بینات هو ما بین دفتی المصحف و لا یخفی بعده.
**[ترجمه]در عبارت «ما قال» ظاهرا «ما» نافیه است، یعنی نفرموده که آیات بین دو جلد قرآن است، بلکه فرموده در سینه اهل دانش جای دارد تا بداند که قرآن حاملانی دارد که آن را از تحریف در هر زمانی حفظ میکنند و آنها ائمّه علیهم السّلام هستند. و شاید بنا بر این کلام، ظرف در آیه «فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» متعلق به «بَیِّناتٌ» باشد. پس امام علیه السّلام استدلال کرده به این آیه بر اینکه قرآن را غیر از ائمّه نمیفهمند، زیرا خداوند فرموده: «آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پس اگر آیات فی نفسه روشن بود، روشن بودن آنها را به سینه گروهی خاص مقیّد نمیکرد. و شاید «ما» موصوله باشد و بیان برای ضمیر «هُوَ» در آیه، یعنی آنچه که خدا فرموده:
«انّه آیاتٌ بَیِّناتٌ» آن است که بین دو جلد قرآن است و بُعد این نظر پوشیده نیست.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ حُجْرٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِی الْجَهْمِ عَنْ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ نَحْنُ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: اسباط از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» فرمود: ما هستیم. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ یَزِیدَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هِیَ الْأَئِمَّةُ خَاصَّةً (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: هارون بن حمزه گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» میفرمود: این آیه فقط درباره ائمّه است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ
أَیُّوبَ بْنِ حُرٍّ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قُلْتُ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حمران گفت: از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسیدم که منظور شمایید؟ فرمود: چه کسی امید دارد باشد؟ - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَسْبَاطٍ قَالَ: سَأَلَهُ الْهِیتِیُّ (2)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: اسباط گفت: هیتی - . در مصدر «هیسی» آمده است. - از امام علیه السّلام درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسید. فرمود: آنها ائمّه هستند. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (4)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالعزیز عبدی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم... و مانند روایت بالا را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ وَ زَادَ فِی آخِرِهِ خَاصَّةً (5).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الأهوازی عن محمد بن الفضیل قال سألته علیه السلام و ذکر مثله (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل گفت: از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم... و مانند روایت بالا را نقل کرده است و در آخر آن کلمه «خاصّۀ» یعنی «فقط» را افزوده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
بصائر الدرجات: محمد بن فضیل گفت: از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم... و مانند روایت بالا را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ حُرٍّ وَ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِیٍّ جَمِیعاً عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا قَالَ فِی الْمُصْحَفِ قُلْتُ فَأَنْتُمْ هُمْ قَالَ فَمَنْ عَسَی أَنْ یَکُونَ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابوبصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره این آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسیدم. فرمود: به خدا سوگند در قرآن نگفته است. عرض کردم: آنها شما هستید؟ فرمود: پس چه کسی امید دارد باشد؟ - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ حُجْرٍ عَنْ حُمْرَانَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ نَحْنُ الْأَئِمَّةُ خَاصَّةً وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
فَزَعَمَ أَنَّ مَنْ عَرَفَ الْإِمَامَ وَ الْآیَاتِ مِمَّنْ یَعْقِلُ ذَلِکَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حمران و عبداللَّه بن عجلان از حضرت باقر علیه السّلام نقل کردند که درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» فرمود: فقط ما امامان هستیم و «وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ» معتقد بود هر کس امام و آیات را بشناسد، از کسانی است که این مطلب را درک میکند. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ یَزِیدَ بْنِ سَعِیدٍ (2)عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (3)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: هارون بن حمزه از امام صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 56 - 57 -
**[ترجمه]
قوله ممن یعقل خبر أن و هو تفسیر لقوله تعالی وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
**[ترجمه]عبارت «ممّن یعقل» خبر «انّ» و تفسیر برای آیه «وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ» است.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: الرِّجْسُ هُوَ الشَّکُّ وَ لَا نَشُکُّ فِی دِینِنَا أَبَداً ثُمَّ قَالَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قُلْتُ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: رجس و پلیدی شک است و ما هرگز در دین خود شک نمیکنیم. سپس فرمود «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ.» عرض کردم: آنها شما هستید؟ فرمود: چه کس ممکن است باشد؟ - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ انْتَهَی إِلَی آیٍ فِی الْقُرْآنِ ثُمَّ جَمَعَ أَصَابِعَهُ ثُمَّ قَالَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمن از آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» نقل کرد که فرمود: این علم منتهی به آیاتی چند از قرآن شده است. در این موقع انگشتان خود را جمع کرد و سپس فرمود: «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی قُلْ (6)هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الْأَئِمَّةُ وَ النَّبَأُ (7)الْإِمَامَةُ (8).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سدیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که از ایشان درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» و آیه «قُل هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ * أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ» - . ص / 67 - 68 - {بگو این خبری بزرگ است [که] شما از آن روی برمیتابید} پرسیدم. فرمود: کسانی که به آنها علم داده شده ائمه هستند و «نبأ» امامت است. - . بصائر الدرجات: 56 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب رَوَی بُرَیْدٌ الْعِجْلِیُّ وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ حُمْرَانُ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ وَ عَبْدُ الرَّحِیمِ الْقَصِیرُ کُلُّهُمْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَسْبَاطُ (9)بْنُ سَالِمٍ وَ الْحَسَنُ الصَّیْقَلُ
1) بصائر الدرجات: 56.
2) فی المصدر: یزید بن سعد.
3) بصائر الدرجات: 56 و 57 فیه: قال: (هم الأئمّة خاصّة) و الآیة الثانیة فی سورة العنکبوت: 43.
4) بصائر الدرجات: 56.
5) بصائر الدرجات: 56.
6) فی المصدر: الذین اوتوا العلم: قال: هم الأئمّة، قل هو.
7) فی نسخة الکمبانیّ: و النبأ الأئمّة.
8) بصائر الدرجات: 56.
9) فی المصدر: و روی اسباط بن سالم.
وَ حُمْرَانُ وَ الْمُثَنَّی الْحَنَّاطُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ کَثِیرٍ وَ هَارُونُ بْنُ حَمْزَةَ الْغَنَوِیُّ وَ عَبْدُ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیُّ وَ سَدِیرٌ الصَّیْرَفِیُّ کُلُّهُمْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ (1)عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالُوا فِی قَوْلِهِ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ نَحْنُ هُمْ وَ إِیَّانَا عَنَی (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: برید عجلی، ابوبصیر، حمران، عبدالله بن عجلان و عبدالرحیم قصیر همگی از حضرت باقر علیه السّلام و اسباط بن سالم، حسن صیقل، حمران، مثنّی حنّاط، عبدالرحمان بن کثیر، هارون بن حمزه غنوی، عبدالعزیز عبدی و سدیر صیرفی همگی از حضرت صادق علیه السّلام و محمد بن فضیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کردند که درباره آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» فرمودند: ما آنها هستیم و ما را قصد کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 522 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَشْهَدُ بِهَا لِنَفْسِهِ وَ هُوَ کَمَا قَالَ فَأَمَّا قَوْلُهُ وَ الْمَلائِکَةُ فَإِنَّهُ أَکْرَمَ الْمَلَائِکَةَ بِالتَّسْلِیمِ لِرَبِّهِمْ وَ صَدَّقُوا وَ شَهِدُوا کَمَا شَهِدَ لِنَفْسِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ فَإِنَّ أُولِی الْعِلْمِ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ وَ هُمْ قِیَامٌ بِالْقِسْطِ وَ الْقِسْطُ هُوَ الْعَدْلُ فِی الظَّاهِرِ وَ الْعَدْلُ فِی الْبَاطِنِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: جابر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام در مورد این آیه سؤال کردم: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» - . آل عمران / 18 - {خدا که همواره به عدل قیام دارد گواهی میدهد که جز او هیچ معبودی نیست و فرشتگان [او] و دانشوران [نیز گواهی میدهند که] جز او که توانا و حکیم است هیچ معبودی نیست.} فرمود: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» خداوند به این آیه گواهی میدهد برای خودش و همین طور است که گفته است اما این قسمت آیه «وَ الْمَلائِکَةُ» خداوند آنها را با تسلیم بودن آنها در برابر پروردگارشان اکرام کرده، و راست گفتند وگواهی دادند، همان طور که خدا بر خود گواهی داد، اما این قسمت آیه «أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ» صاحبان علم انبیاء و اوصیایند و آنها به پا دارنده عدل و دادگری هستند. قسط و عدل در ظاهر یکی هستند و عدل در باطن امیرالمؤمنین علیه السّلام است. - . تفسیر عیاشی 1 : 165 - 166 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مَرْزُبَانَ الْقُمِّیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ قَالَ هُوَ الْإِمَامُ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مرزبان قمی گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السّلام راجع به آیه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ» پرسیدم. فرمود: او امام است. - . تفسیر عیاشی 1 : 166 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو الْقَاسِمِ الْکُوفِیُّ قَالَ: رُوِیَ فِی قَوْلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ أَنَّ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مَنْ قَرَنَهُمُ الرَّسُولُ صلی الله علیه و آله بِالْکِتَابِ وَ أَخْبَرَ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ فِی اللُّغَةِ الرَّاسِخُ هُوَ اللَّازِمُ الَّذِی لَا یَزُولُ عَنْ حَالِهِ وَ لَنْ یَکُونَ کَذَلِکَ إِلَّا مَنْ طَبَعَهُ اللَّهُ عَلَی الْعِلْمِ فِی ابْتِدَاءِ نُشُوئِهِ کَعِیسَی فِی وَقْتِ وِلَادَتِهِ قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ (5)الْآیَةَ فَأَمَّا مَنْ یَبْقَی السِّنِینَ الْکَثِیرَةَ لَا یَعْلَمُ ثُمَّ یَطْلُبُ الْعِلْمَ فَیَنَالُهُ
مِنْ جِهَةِ غَیْرِهِ عَلَی قَدْرِ مَا یَجُوزُ أَنْ یَنَالَهُ مِنْهُ فَلَیْسَ ذَلِکَ مِنَ الرَّاسِخِینَ یُقَالُ رَسَخَتْ عُرُوقُ الشَّجَرِ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یَرْسَخُ إِلَّا صَغِیراً وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَیْنَ الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ دُونَنَا کَذِباً وَ بَغْیاً عَلَیْنَا وَ حَسَداً لَنَا (1)أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ وَضَعَهُمْ وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ بِنَا یُسْتَعْطَی الْهُدَی وَ یُسْتَجْلَی الْعَمَی لَا بِهِمْ (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابوالقاسم کوفی گفت: روایت شده که درباره آیه «ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» فرمود: راسخان در علم کسانی هستند که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله آنها را قرین و همراه کتاب خدا قرار داده و اطلاع داده است که آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.
در لغت «راسخ» به معنی لازم است، یعنی کسی که از جایش تکان نمیخورد و چنین نخواهند بود، مگر کسانی که خدا سرشت آنها را از ابتدای تولّد بر علم نهاده باشد، مانند عیسی که هنگام ولادت گفت: «إِنِّی عبداللَّه آتانِیَ الْکِتابَ» - . مریم / 30 - {منم بنده خدا به من کتاب داده} تا آخر آیه. امّا کسی که سالهای زیادی را بدون علم زندگی میکند و سپس در جستجوی علم بر میآید و به قدری که میتواند از دیگری به دست میآورد، او از راسخان نخواهد بود. گفته میشود ریشههای درخت در زمین رسوخ کرد، رسوخ نمیکند مگر در حال کوچکی.
امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده: کجایند کسانی که خیال میکنند آنها راسخان در علم هستند غیر از ما به خاطر دروغ و ستمگری بر ما و حسادت به ما، که خداوند ما را بالا برد و ایشان را پایین آورده و به ما عطا نموده و آنها را محروم کرده و ما را داخل نموده و ایشان را خارج کرده است؛ به وسیله ما هدایت پرتو افکنده و نابینایی رخت بربسته نه توسط آنها. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 245 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ إِلَی آخِرِهِ نَزَلَتْ (3)فِی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ أَشْیَاعِهِمْ وَ قَوْلِهِ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ (4)إِلَی آخِرِهِ فَهُمْ أُمَّةُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله تَسُومُ أَهْلَ الْکِتَابِ سُوءَ الْعَذَابِ یَأْخُذُونَ مِنْهُمُ الْجِزْیَةَ (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: در روایت ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ» - . اعراف / 170 - {و کسانی که به کتاب [آسمانی] چنگ درمیزنند} تا آخر آیه، نقل میکند که درباره آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله و پیروان آنها نازل شد و آیه «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَ» - . اعراف / 167 - {و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام داشت خواهد گماشت} تا آخر آیه، آنها امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند که اهل کتاب را گرفتار عذاب سختی میکنند از آنها جزیه و مالیات میگیرند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 228 - 229 -
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمه الله فی قوله تعالی وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ أی یتمسکون به و الکتاب التوراة أی لا یحرفونه و لا یکتمونه و قیل الکتاب القرآن و المتمسک به أمة محمد صلی الله علیه و آله و
فی قوله تعالی مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ أی من یذیقهم و یولیهم شدة العذاب بالقتل و أخذ الجزیة منهم و المعنی به أمة محمد صلی الله علیه و آله عند جمیع المفسرین و هو المروی عن أبی جعفر علیه السلام (6)
**[ترجمه]مرحوم طبرسی درباره آیه «وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ» گفته است: یعنی نگه میدارند کتاب را و منظور از کتاب، تورات است، یعنی آن را تغییر نمیدهند و کتمان نمینمایند. بعضی گفتهاند کتاب در این آیه قرآن است و چنگ زننده به آن امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله است، و درباره آیه «مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ» - . اعراف / 167 - {کسانی را که بدیشان عذاب سخت بچشانند} یعنی شدت عذاب و شکنجه را از قبیل قتل و گرفتن جزیه به ایشان میچشاند و عهده دار میشود. تمام مفسرین میگویند منظور امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله است و همین از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده است. - . مجمع البیان 4 : 494 - 496 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ مَنْ یَشَأِ اللَّهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام نَزَلَتْ فِی الَّذِینَ کَذَّبُوا فِی أَوْصِیَائِهِمْ (1)صُمٌّ وَ بُکْمٌ کَمَا قَالَ اللَّهُ فِی الظُّلُماتِ مَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ إِبْلِیسَ فَإِنَّهُ لَا یُصَدِّقُ بِالْأَوْصِیَاءِ وَ لَا یُؤْمِنُ بِهِمْ أَبَداً وَ هُمُ الَّذِینَ أَضَلَّهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ آمَنَ بِالْأَوْصِیَاءِ وَ هُمْ عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ کَذَّبُوا بِآیاتِنا کُلِّها فِی بَطْنِ الْقُرْآنِ أَنْ کَذَّبُوا بِالْأَوْصِیَاءِ کُلِّهِمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو حمزه گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ مَنْ یَشَأِ اللَّهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» - . انعام / 39 - {و کسانی که آیات ما را دروغ پنداشتند در تاریکیها[ی کفر] کر و لالند هر که را خدا بخواهد گمراهش میگذارد و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش میدهد} پرسیدم. فرمود: درباره کسانی نازل شده که اوصیای خود را تکذیب کردند، «صُمٌّ وَ بُکْمٌ» همان طور که خداوند فرموده «فِی الظُّلُماتِ»، در تاریکیها به سر میبرند. کسی که از فرزندان شیطان باشد، هرگز اوصیاء را تصدیق نخواهد کرد و به آنها ایمان نمیآورد و آنها کسانی هستند که خدا گمراهشان نموده و کسی که از فرزندان آدم باشد، ایمان به اوصیاء میآورد و آنها در راه راست قرار دارند. گفت و شنیدم که میفرمود: «کَذَّبُوا بِآیاتِنا» تمام آیات، و در باطن قرآن یعنی تمام اوصیاء را تکذیب کردند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 187 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةُ وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا لِلَّهِ آیَةٌ أَکْبَرُ مِنِّی (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ» - . یونس / 7 - {و کسانی که از آیات ما غافلند} گفت: امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام هستند و دلیل آن، فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام است که فرمود: خدا آیهای بزرگتر از من ندارد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 284 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أُمَیَّةَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ الرَّقِّیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ قَالَ الْآیَاتُ الْأَئِمَّةُ وَ النُّذُرُ الْأَنْبِیَاءُ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: داود بن کثیر رقی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این آیه پرسیدم: «وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ» - . یونس / 101 - {و[لی] نشانهها و هشدارها گروهی را که ایمان نمیآورند سود نمیبخشد.} فرمود: «آیات» ائمه هستند و «نذر»، انبیاء. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 296 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ وَ الَّذِینَ
کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا قَالَ وَ لَمْ یُؤْمِنُوا بِوَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام فَأُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره «فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ * وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا» گفت: ایمان به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام و ائمه نیاوردند. «فَأُولئِکَ لَهم عذابٌ مُهین» - . حج / 56 - 57 - {کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، در باغهای پرناز و نعمت خواهند بود و کسانی که کفر ورزیده و نشانههای ما را دروغ پنداشتهاند، برای آنان عذابی خفتآور خواهد بود} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 442 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی سَیُرِیکُمْ آیاتِهِ فَتَعْرِفُونَها قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام إِذَا رَجَعُوا یَعْرِفُهُمْ أَعْدَاؤُهُمْ إِذَا رَأَوْهُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «سَیُرِیکُمْ آیاتِهِ فَتَعْرِفُونَها» - . نمل / 93 - {به زودی آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت} گفته است: منظور امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام هستند، وقتی برگردند دشمنانشان زمانی که آنها را ببینند، آنها را میشناسند - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 481 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ (3)
فَإِنَّهُ حَدَّثَنِی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: تُخْضِعُ رِقَابَهُمْ یَعْنِی بَنِی أُمَیَّةَ وَ هِیَ الصَّیْحَةُ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ صَاحِبِ الْأَمْرِ علیه السلام (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» - . شعراء / 4 - {اگر بخواهیم معجزهای از آسمان بر آنان فرود میآوریم تا در برابر آن گردنهایشان خاضع گردد.} هشام از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: سر افکنده میشوند، یعنی بنی امیه و آن آیه صیحهای است از آسمان به نام صاحب الامر علیه السّلام. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 469 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام قَوْلُهُ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا یَعْنِی مَا یَجْحَدُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام إِلَّا الْکافِرُونَ (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» - . عنکبوت / 49 - {بلکه [قرآن] آیاتی روشن در سینههای کسانی است که علم [الهی] یافتهاند} فرمود: آنها ائمه علیهم السّلام هستند و آیه «وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا»، یعنی انکار نمیکند امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام را «الّا الکافِرون» - . عنکبوت / 47. در آیه 49 سوره عنکبوت «إِلَّا الظَّالِمُونَ» آمده و «الّا الکافِرون» در آیه 47 است. - {و جز کافران [کسی] آیات ما را انکار نمیکند}، مگر کافران. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 497 -
**[ترجمه]
إنما أطلق علیهم الآیات لأنهم علامات جلیلة واضحة لعظمة الله و قدرته و علمه و لطفه و رحمته.
**[ترجمه]اینکه به امامان علیهم السّلام «آیات» اطلاق شده، به این جهت است که آنها علامتها و نشانههای بزرگ و واضح برای عظمت خدا و قدرت و علم و لطف و رحمت او هستند.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (6)وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ فَهُمْ أَهْلُ الْأَلْبَابِ (7).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ»، آنها امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام هستند «وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» - . ص / 29 - {[این] کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کردهایم تا در [باره] آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند}، ایشان همان خردمندانند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 565 -
**[ترجمه]
لعله فسر الضمیر فی قوله لِیَدَّبَّرُوا بهم علیهم السلام و یحتمل کونه تفسیرا للآیات فتدبر.
1) تفسیر القمّیّ: 442. و الآیة فی الحجّ: 56 و 57.
2) تفسیر القمّیّ: 481 فیه: قال: الآیات أمیر المؤمنین و الآیة فی النمل: 93.
3) الشعراء: 4.
4) تفسیر القمّیّ: 469.
5) تفسیر القمّیّ: 497. فیه: و ما یجحد بامیر المؤمنین و الآیة فی سورة العنکبوت 49 و فیها: الا الظالمون نعم فی الآیة 47: الا الکافرون.
6) فی المصدر: هم أمیر المؤمنین.
7) تفسیر القمّیّ: 565 فیه: (فهم أهل الالباب الثاقبة) و الآیة فی سورة ص: 29.
**[ترجمه]شاید ضمیر در «لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ» به ائمه علیهم السّلام تفسیر شده باشد و شاید تفسیر برای آیات باشد. دقت کن.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ قَالَ بِالْأَئِمَّةِ یَجْحَدُونَ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ» - . اعراف / 9 - {پس آنانند که به خود زیان زدهاند چرا که به آیات ما ستم کردهاند} فرمود: چون که ائمه علیهم السّلام انکار را نمودند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 212 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها فَقَالَ کَذَبُوا مَا هَکَذَا هِیَ إِذَا کَانَ یَنْسَخُهَا وَ یَأْتِ بِمِثْلِهَا لَمْ یَنْسَخْهَا (2)قُلْتُ هَکَذَا قَالَ اللَّهُ قَالَ لَیْسَ هَکَذَا قَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلْتُ فَکَیْفَ قَالَ قَالَ لَیْسَ فِیهَا أَلِفٌ وَ لَا وَاوٌ قَالَ مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا مِثْلِهَا یَقُولُ مَا نمیت نُمِتْ مِنْ إِمَامٍ أَوْ نُنْسِهِ ذِکْرَهُ نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهُ مِنْ صُلْبِهِ مِثْلِهِ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عمر بن یزید گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها» - . بقره / 106 - {هر حکمی را نسخ کنیم یا آن را به [دست] فراموشی بسپاریم بهتر از آن یا مانندش را میآوریم} پرسیدم. فرمود: دروغ گفتهاند، آیه این طور نیست، زیرا اگر آیه را نسخ کند و مانند آن را بیاورد، پس نسخ نکرده است. گفتم: خداوند این طور فرموده؟ فرمود: خداوند این طور نفرموده. عرض کردم: پس چگونه فرموده است؟ فرمود: آیه الف و واو ندارد و چنین فرموده: «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها.» میفرماید: هیچ امامی را نمیمیرانیم یا او را از خاطر نمیبریم، مگر اینکه بهتر از او را از صلبش میآوریم، مانند خودش. - . تفسیر عیاشی 1 : 56 -
**[ترجمه]
لعل المراد أنه خیر بحسب المصلحة لا بحسب الفضائل.
**[ترجمه]شاید منظور از بهتر بودن به جهت مصلحت است نه به جهت فضایل.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ عَلِیّاً آیَةٌ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ مُحَمَّداً یَدْعُو إِلَی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمّد بن فضیل از ثمالی نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: علی علیه السّلام آیهای برای محمّد صلی اللَّه علیه و آله است و حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله مردم را به ولایت علی علیه السّلام دعوت میکرد. - . بصائر الدرجات: 22 - 23 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ قَالَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ (5)فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ (6)فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ (7)وَ هُمْ
1) تفسیر القمّیّ: 212. و الآیة فی سورة الأعراف: 9.
2) فی المصدر: إذا کان ینسی و ینسخها او یأت بمثلها لم ینسخها.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 56.
4) بصائر الدرجات: 22 و 23.
5) فی الکافی و المناقب: قال: فلان و فلان.
6) فی الکافی و المناقب: زیغ، اصحابهم و أهل ولایتهم فیتبعون.
7) فی الکافی و المناقب: و الراسخون فی العلم أمیر المؤمنین علیه السلام و الأئمّة علیهم السلام و فی التفسیر: هم آل محمد.
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (1).
شی، تفسیر العیاشی قب، المناقب لابن شهرآشوب عن عبد الرحمن مثله (2)
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ» نقل میکند که فرمود: منظور از «آیات محکمات» امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام هستند «وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ» مقصود از «متشابهات» فلانی و فلانی و فلانی است. «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» - . آل عمران / 7 - {اوست کسی که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پارهای از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پارهای] دیگر متشابهاتند [که تاویلپذیرند] اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنهجویی و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروی میکنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشهداران در دانش کسی نمیداند} فرمود: آنها امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام هستند. - . اصول کافی 1 : 414 -
تفسیر عیاشی و مناقب ابن شهر آشوب: از عبدالرحمان همین روایت را نقل کردهاند. - . تفسیر عیاشی 1 : 162 ، مناقب ابن شهر آشوب 3 : 522 -
**[ترجمه]
لعل المراد أن ما نزل فی أمیر المؤمنین و الأئمة علیهم السلام من الآیات محکمات و الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ و میل إلی الباطل یتبعون المتشابهات من الآیات فیئولونها أئمتهم مع أن تأویل المتشابهات لا یعلمه إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ أو یکون فی هذا البطن من الآیة ضمیر منهم راجعا إلی من یتبع الکتاب أو المذکور فیه أو یکون کلمة من ابتدائیة أی حصل بسبب الکتاب و نزوله الفریقان فیحتمل حینئذ أن یکون ضمیر تأویله راجعا إلی الموصول فی قوله ما تَشابَهَ أی یؤولون أعمالهم القبیحة و أفعالهم الشنیعة و لا یبعد أیضا أن یکون المراد تشبیه الأئمة بمحکمات الآیات و شیعتهم بمن یتبعها و أعدائهم بالمتشابهات لاشتباه أمرهم علی الناس و أتباعهم بمن یتبعها و الأول أظهر الوجوه و الله یعلم.
**[ترجمه]شاید منظور این باشد که آنچه درباره امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السّلام از آیات نازل شده محکمات است و کسانی که در دلهایشان انحراف است و تمایل به باطل دارند، پیرو متشابهات از آیات میشوند و آنها را درباره پیشوایان خود تأویل میکنند، با اینکه تأویل متشابهات را جز خدا و راسخان در علم نمیدانند. یا ممکن است در این بطن از آیه ضمیر «منهم» باشد و به کسی که از کتاب تبعیت میکند برگردد و یا به کسی که در آن ذکر شده است، یا اینکه کلمه «مِن» برای ابتدائیّت است، یعنی به سبب قرآن و نزول آن دو دسته ایجاد شده است و در این هنگام شاید ضمیر در کلمه «تأویله» به موصول در این قسمت آیه «ما تَشابَه» برگردد یعنی اعمال و کارهای قبیح و زشتشان را تأویل میکنند. و نیز بعید نیست که منظور تشبیه ائمه علیهم السّلام به آیات محکمات و شیعیان آنها به کسانی که پیرو آیات محکمات هستند و دشمنان آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله به متشابهات باشد، به دلیل مشتبه شدن امر آنها بر مردم و پیروان آنها را تشبیه نموده به کسانی که پیرو متشابهاتند، وجه اول اظهر وجوه است و خدا میداند.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ ابْنِ عَمِیرَةَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی بْنِ أَعْیَنَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسُ فِی مَجْلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إِمَامٌ أَوْ یُغْتَابُ فِیهِ مُسْلِمٌ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا إِلَی قَوْلِهِ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: عبدالاعلی بن اعین گفت: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، در مجلسی نمینشیند که در آن امامی مورد ناسزا یا غیبت مسلمانی میشود. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا» تا «مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ». - . انعام / 68 - {و چون ببینی کسانی [به قصد تخطئه] در آیات ما فرو میروند، از ایشان روی برتاب تا در سخنی غیر از آن درآیند و اگر شیطان تو را [در این باره] به فراموشی انداخت، پس از توجه [دیگر] با قوم ستمکار منشین.} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 192 -
**[ترجمه]
لعله صلی الله علیه و آله أول الآیات بالأئمة أو بالآیات النازلة فیهم علیهم السلام.
**[ترجمه]شاید پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله آیات را به ائمه علیهم السّلام یا به آیاتی که درباره آنها نازل شده تأویل نموده است.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِکَ بِأَنَّهُ کانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ قَالَ الْبَیِّنَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: علی بن سوید گفت: از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در مورد آیه «ذلِکَ بِأَنَّهُ کانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ» - . تغابن / 6 - {این [بدفرجامی] از آن روی بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان میآوردند} سؤال کردم. فرمود: «بیّنات» در این آیه ائمه علیهم السّلام هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 683 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ (1)عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قَالَ قَالُوا أَوْ بَدِّلْ عَلِیّاً علیه السلام (2).
**[ترجمه]اصول کافی: محمّد بن سنان از مفضل نقل کرد که از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این آیه «ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ» پرسیدم. فرمود: گفتند علی را عوض کن. - . اصول کافی 1 : 419 -
**[ترجمه]
صدر تلک الآیة وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ الآیة و قد مر أن المراد بالآیات الأئمة أو المراد بها الآیات المشتملة علی ذکر ولایتهم و علی التقدیرین إذا تتلی علیهم تلک الآیات قال المنافقون ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا لیس فیه ما لا نرضی به من ولایة علی أَوْ بَدِّلْهُ یعنی علیا بأن یجعل مکان آیة متضمنة له آیة أخری فقال الله تعالی لرسوله قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی أی بالتبدیل من قبل نفسی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ
**[ترجمه]ابتدای این آیه «وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ» تا آخر آیه، گذشت که منظور از «آیات» ائمه یا آیاتی است که مشتمل بر ذکر ولایت آنهاست و بنا بر هر دو صورت، وقتی این آیات برای آنها خوانده شود، منافقین میگویند قرآنی غیر از این بیاور که در آن راجع به ولایت علی علیه السّلام که ما نمیپسندیم چیزی نباشد یا تغییر بده علی علیه السّلام را به این طور که به جای آیهای که متضمن ولایت او است، آیه دیگری قرار بده. خداوند به پیامبرش صلّی اللّه علیه و آله میفرماید: «قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ ربی» یعنی با تغییر از جانب خودم «عَذابَ یَوْمٍ عَظِیم» - . یونس / 15 - {و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود آنانکه به دیدار ما امید ندارند میگویند قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را عوض کن. بگو مرا نرسد که آن را از پیش خود عوض کنم جز آنچه را که به من وحی میشود پیروی نمیکنم. اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ میترسم.}
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة الْحَسَنُ بْنُ أَبِی الْحَسَنِ الدَّیْلَمِیُّ بِإِسْنَادِهِ (3)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَدْ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ قَالَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حسن بن ابوالحسن بن دیلمی به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که شخصی از ایشان راجع به آیه «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ» - . زخرف / 4 - {و همانا که آن در کتاب اصلی [=لوح محفوظ] به نزد ما سخت والا و پر حکمت است} سؤال کرد. فرمود: او امیرالمؤمنین علیه السّلام است. - . کنز الفوائد: 288 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ (5)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِیسَی (6)عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام وَ هُوَ یَقُولُ قَالَ أَبِی علیه السلام (7)وَ قَدْ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (8).
1) فی المصدر: أحمد بن الحسین و فی بعض النسخ منه: أحمد بن الحسین بن عمر بن یزید.
2) أصول الکافی 1: 419 و الآیة فی سورة یونس: 15.
3) فی المصدر: بإسناده عن رجاله عن أبی حماد السمندی اقول: لعل الصحیح: عن حماد السمندری.
4) کنز الفوائد: 288. و الآیة فی سورة الزخرف: 4.
5) فی نسخة: أحمد بن محمّد بن إدریس.
6) فی المصدر: عن عبد اللّه بن محمّد بن عیسی.
7) فی المصدر: قال أبو عبد اللّه علیه السلام.
8) کنز الفوائد: 288.
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمد بن علی بن جعفر گفت که از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم که میفرمود: پدرم - . در مصدر «امام صادق علیه السّلام» آمده است. - فرمود... و این آیه را خواند: «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ.» فرمود: منظور علی بن ابی طالب علیه السّلام است. - . کنز الفوائد: 288 -
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ سُئِلَ أَیْنَ ذُکِرَ عَلِیٌّ علیه السلام فِی أُمِّ الْکِتَابِ فَقَالَ فِی قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ هُوَ عَلِیٌّ علیه السلام (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: از ایشان روایت شده که سؤال شد که نام علی علیه السّلام در کجای قرآن ذکر شده است ؟ فرمود: در این آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» که منظور علی علیه السّلام است. - . کنز الفوائد: 288 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ الشَّاشِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْمِیثَمِیِّ عَنْ عَبَّاسٍ الصَّائِغِ عَنِ ابْنِ طَرِیفٍ عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: خَرَجْنَا مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حَتَّی انْتَهَیْنَا إِلَی صَعْصَعَةَ بْنِ صُوحَانَ فَإِذَا هُوَ عَلَی فِرَاشِهِ فَلَمَّا رَأَی عَلِیّاً علیه السلام خَفَّ لَهُ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام لَا تَتَّخِذَنَّ زِیَارَتَنَا إِیَّاکَ فَخْراً عَلَی قَوْمِکَ قَالَ لَا یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَکِنْ ذُخْراً وَ أَجْراً فَقَالَ لَهُ وَ اللَّهِ مَا کُنْتَ (2)إِلَّا خَفِیفَ الْمَئُونَةِ کَثِیرَ الْمَعُونَةِ فَقَالَ صَعْصَعَةُ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَا عَلِمْتُکَ إِلَّا إِنَّکَ بِاللَّهِ لَعَلِیمٌ وَ إِنَّ اللَّهَ فِی عَیْنِکَ لَعَظِیمٌ وَ إِنَّکَ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ وَ إِنَّکَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن نباته گفت: با حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بیرون رفتیم تا به خانه صعصعة بن صوحان رسیدیم. او در رختخواب خوابیده بود و همین که چشمش به علی علیه السّلام افتاد، احترام کرد. امیرالمؤمنین علیه السّلام به او فرمود: مبادا این دیدار ما را از خود مایه فخری قرار دهی بر قومت! عرض کرد: نه یا امیرالمؤمنین! ولی ذخیرهای برای آخرت و اجر و پاداشی محسوب میکنم. علی علیه السّلام به او فرمود: ای صعصعه! به خدا سوگند تو مردی کم خرج و بسیار کمک کننده بودی. صعصعه عرض کرد: تو نیز یا امیرالمؤمنین! به خدا قسم شما را دانا و علیم نسبت به خدا میدانم و خداوند در نظرت بزرگ است و در قرآن کریم به نام علی حکیم یاد شدهای و نسبت به مؤمنین رؤوف و مهربانی. - . کنز الفوائد: 288 - 289 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَمَّا صُرِعَ زَیْدُ بْنُ صُوحَانَ یَوْمَ الْجَمَلِ جَاءَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حَتَّی جَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ یَا زَیْدُ قَدْ کُنْتَ خَفِیفَ الْمَئُونَةِ عَظِیمَ الْمَعُونَةِ فَرَفَعَ زَیْدٌ رَأْسَهُ إِلَیْهِ فَقَالَ وَ أَنْتَ جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَوَ اللَّهِ مَا عَلِمْتُکَ إِلَّا بِاللَّهِ عَلِیماً وَ فِی أُمِّ الْکِتَابِ عَلِیّاً حَکِیماً وَ اللَّهَ فِی صَدْرِکَ عَظِیماً (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن سنان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد فرمود: وقتی زید بن صوحان در جنگ جمل روی زمین افتاد، امیرالمؤمنین علیه السّلام آمد و بالای سرش نشست و فرمود: خدا تو را رحمت کند ای زید! مردی کم خرج ولی بسیار کمک کننده بودی. زید سرش را به سوی ایشان بلند کرد و گفت: خدا به شما نیز جزای خیر دهد یا امیرالمؤمنین! به خدا قسم شما را دانا و علیم نسبت به خدا میدانم و در قرآن علی حکیم یادشدهای و خداوند در دل تو بسیار بزرگ است. - . کنز الفوائد: 289 -
**[ترجمه]
سیأتی فی دعاء یوم الغدیر و أشهد أنه الإمام الهادی الرشید أمیر المؤمنین الذی ذکرته فی کتابک فإنک قلت وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ (5).
**[ترجمه]به زودی در دعای روز غدیر این جملات خواهد آمد: «واشهد انه الامام الهادی الرشید امیرالمؤمنین الذی ذکرته فی کتابک فانک قلت: «وإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ.» گواهی میدهم که او امام هادی و رشید است امیرالمؤمنینی که در قرآن او را یاد کرده و فرمودهای: او در نزد ما علی حکیم است.
**[ترجمه]
آل عمران: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ* ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(33-34)
فاطر: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ»(32)
<meta info="- إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. - . آل عمران / 33 - 34 -
{به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است، فرزندانی که بعضی از آنان از [نسل] بعضی دیگرند و خداوند شنوای داناست.}
{سپس این کتاب را به آن بندگان خود که [آنان را] برگزیده بودیم به میراث دادیم پس برخی از آنان بر خود ستمکارند و برخی از ایشان میانهرو و برخی از آنان در کارهای نیک به فرمان خدا پیشگامند و این خود توفیق بزرگ است.}
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمه الله: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی أی اختار و اجتبی و آلَ إِبْراهِیمَ أولاده و أما آلَ عِمْرانَ فقیل هم من آل إبراهیم أیضا فهم موسی و هارون ابنا عمران و قیل یعنی بآل عمران مریم و عیسی لأن مریم بنت عمران و فی قراءة أهل البیت علیهم السلام وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَی الْعَالَمِینَ و قالوا أیضا إن آل إبراهیم هم آل محمد صلی الله علیه و آله الذین هم أهله و یجب أن یکون الذین اصطفاهم الله تعالی مطهرین معصومین منزهین عن القبائح لأنه سبحانه لا یختار و لا یصطفی إلا من کان کذلک و یکون ظاهره مثل باطنه فی الطهارة و العصمة فعلی هذا یختص الاصطفاء بمن کان معصوما من آل إبراهیم و آل عمران سواء کان نبیا أو إماما و یقال الاصطفاء علی وجهین أحدهما أنه اصطفاه لنفسه أی جعله خالصا له یختص به و الثانی أنه اصطفاه علی غیره أی اختصه بالتفضیل علی غیره و علی هذا الوجه معنی الآیة ذُرِّیَّةً أی أولادا و أعقابا بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ قیل معناه فی التناصر فی الدین و قِیلَ فِی التَّنَاسُلِ وَ التَّوَالُدِ فَإِنَّهُمْ ذُرِّیَّةُ آدَمَ ثُمَّ ذُرِّیَّةُ نُوحٍ ثُمَّ ذُرِّیَّةُ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام
وَ هُوَ الْمَرْوِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَنَّهُ قَالَ: الَّذِینَ اصْطَفَاهُمُ اللَّهُ بَعْضَهُمْ مِنْ نَسْلِ بَعْضٍ.
و اختاره الجبائی (1).
1) مجمع البیان 2: 433.
و قال رحمه الله فی قوله ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ أی القرآن أو التوراة أو مطلق الکتب الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا قیل هم الأنبیاء و قیل هم علماء أمة محمد صلی الله علیه و آله و الْمَرْوِیُّ عَنِ الْبَاقِرِ وَ الصَّادِقِ علیهما السلام أَنَّهُمَا قَالا هِیَ لَنَا خَاصَّةً وَ إِیَّانَا عَنَی.
و هذا أقرب الأقوال فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ اختلف فی مرجع الضمیر علی قولین أحدهما أنه یعود إلی العباد و اختاره المرتضی رضی الله عنه و الثانی أنه یعود إلی المصطفین ثم اختلف فی أحوال الفرق الثلاث علی قولین أحدهما أن جمیعهم ناج
وَ یُؤَیِّدُهُ مَا وَرَدَ فِی الْحَدِیثِ عَنْ أَبِی الدَّرْدَاءِ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ فِی الْآیَةِ أَمَّا السَّابِقُ فَیَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ أَمَّا الْمُقْتَصِدُ فَ یُحاسَبُ حِساباً یَسِیراً وَ أَمَّا الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ فَیُحْبَسُ فِی الْمَقَامِ ثُمَّ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَهُمُ الَّذِینَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
وَ رَوَی أَصْحَابُنَا عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ مِنَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ حَقَّ الْإِمَامِ وَ الْمُقْتَصِدُ مِنَّا الْعَارِفُ بِحَقِّ الْإِمَامِ وَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ هُوَ الْإِمَامُ وَ هَؤُلَاءِ کُلُّهُمْ مَغْفُورٌ لَهُمْ.
وَ عَنْ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَمَّا الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ مِنَّا فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً وَ أَمَّا الْمُقْتَصِدُ فَهُوَ الْمُتَعَبِّدُ الْمُجْتَهِدُ وَ أَمَّا السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ فَعَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهم السلام وَ مَنْ قُتِلَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَهِیداً.
و القول الآخر أن الفرقة الظالمة (1)غیر ناجیة قال قتادة الظالم من أصحاب المشأمة و المقتصد أصحاب المیمنة و السابق هم السابقون المقربون بِإِذْنِ اللَّهِ أی بأمره و توفیقه و لطفه (2).
**[ترجمه]مرحوم طبرسی گفته است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی» خدا انتخاب کرد و برگزید. «وَ آلَ إِبْراهِیمَ» یعنی اولاد او، اما منظور از «آلَ عِمْرانَ» بعضی گفتهاند: آنها نیز از آل ابراهیم هستند که موسی و هارون دو فرزند عمرانند. بعضی گفتهاند منظور از آل عمران، مریم و عیسی هستند، زیرا مریم دختر عمران است.
در قرائت اهل بیت علیهم السّلام آمده «و آل محمّد علی العالمین» و نیز گفتهاند که منظور از آل ابراهیم، همان آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله هستند، کسانی که از خانواده او محسوب میشوند. و باید کسانی را که خدا برگزیده، طاهر و پاک و معصوم و منزه زشتیها باشند. زیرا خداوند جز چنین اشخاصی را بر نمیگزیند که در عصمت و طهارت ظاهرش مانند باطنش باشد. بنابراین به کسانی اختصاص دارد که معصوم باشند از آل ابراهیم و آل عمران، چه پیامبر باشد و چه امام. گفته شده که برگزیده شدن دو نوع است:
نوع اول) او را برای خود برگزیند، یعنی او را خالص برای خود قرار دهد که اختصاص به خود او داشته باشد.
نوع دوم) او را بر دیگران برگزیند، یعنی او را بر آنها برتری دهد و معنی عبارت «ذُرِّیَّةً» بنا بر همین وجه دوم است، یعنی اولاد و اعقاب. «بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» بعضی گفتهاند منظور در کمک کردن در راه دین است. بعضی نیز گفتهاند در توالد و تناسل است، زیرا ائمه علیهم السّلام ذرّیه آدم، سپس نوح و پس از آن ذرّیه ابراهیمند. و همین نظر از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است، زیرا فرمود: کسانی را که خدا برگزیده، بعضی از نسل و نژاد بعضی دیگرند. جبایی هم این نظر را پذیرفته است. - . مجمع البیان 2 : 433 -
مرحوم طبرسی درباره این قسمت آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» گفته است: یعنی قرآن یا تورات یا تمام کتب آسمانی، و «الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» گفته شده: آنها انبیاء هستند و برخی گفتهاند آنها علمای امت محمّد صلّی اللّه علیه و آله هستند. حضرت باقر و صادق علیهما السّلام فرمودهاند: این آیه اختصاص به ما دارد و ما را منظور نموده، و این نزدیکترین نظرات به واقع است. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» در مرجع ضمیر«منهم» دو قول است؛ یکی اینکه به «عباد» برمیگردد که این نظر را سید مرتضی پذیرفته و دیگر اینکه به «مصطفین» یعنی برگزیدهها برمیگردد. از آن گذشته در مورد حال این سه فرقه که در آیه تشریح گردیده اند اختلاف شده است. بعضی میگویند همه این سه فرقه نجات مییابند. این نظر را روایت ابوالدرداء تأیید میکند که گفت: از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله شنیدم که درباره این آیه میفرمود: اما «سابق» به بهشت میرود بدون حساب و «مقتصد» مورد حساب مختصری قرار میگیرد. و اما کسی که ظالم به خود است، ابتدا حبس میشود و بعد وارد بهشت خواهد شد. اینها همان اشخاصی هستند که خداوند از قول ایشان در این آیه میگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ» - . فاطر / 34 - {سپاس خدایی را که اندوه را از ما بزدود}
اصحاب ما از میسّر بن عبدالعزیز نقل کردهاند که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ظالم به خود از ما، کسی است که عارف به حق امام نباشد و مقتصد از ما کسی است که عارف به حق امام باشد و سابق به خیرات، خود امام است و تمام این سه دسته آمرزیده خواهند شد.
و زیاد بن منذر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: ظالم به خود از ما، کسی است که هم عمل صالح انجام میدهد و هم گناه میکند، اما مقتصد کسی است که متعبّد و کوشا باشد، و سابق به خیرات عبارتند از علی و حسن و حسین علیهم السّلام و کسی که از آل محمّد شهید شود.
قول دیگر این است که گروه ظالم به خود نجات نمییابد. قتاده گفته است: ظالم از اصحاب مشئمه است و مقتصد از اصحاب میمنه و سابق همان سابقون مقربند «بِإِذْنِ اللَّهِ»، یعنی به امر و توفیق و لطف خدا. - . مجمع البیان 8 : 408 - 409 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی ثُمَّ ذَکَرَ آلَ مُحَمَّدٍ فَقَالَ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام قَالَ فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ غَیْرَ الْأَئِمَّةِ وَ هُوَ الْجَاحِدُ لِلْإِمَامِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ هُوَ الْمُقِرُّ بِالْإِمَامِ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ
اللَّهِ وَ هُوَ الْإِمَامُ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: پس از ذکر آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله گفته است «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا»، آنها ائمه علیهم السّلام هستند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ»، آنها از آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله غیر از ائمه علیهم السّلام هستند که منکر امام باشند. «وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ» کسی است که اقرار به امام دارد. «وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» که همان امام است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 546 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ نَصْرٍ الْبُخَارِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِیِّ بِإِسْنَادٍ مُتَّصِلٍ إِلَی الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَقَالَ الظَّالِمُ یَحُومُ حَوْمَ نَفْسِهِ وَ الْمُقْتَصِدُ یَحُومُ حَوْمَ قَلْبِهِ وَ السَّابِقُ یَحُومُ حَوْمَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (2).
**[ترجمه]معانی الاخبار: ابو عبداللَّه علوی به اسناد متّصل به امام صادق علیه السّلام نقل کرد که از ایشان درباره این آیه: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا، فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» پرسیده شد. فرمود: ظالم کسی است که در اطراف نفس خودش دور میزند. مقتصد کسی است که اطراف قلبش دور میزند. و سابق کسی است که اطراف خدای خود میچرخد. - . معانی الاخبار: 36 -
**[ترجمه]
قال الفیروزآبادی الحوم القطیع الضخم من الإبل و حومة البحر و الرمل و غیره معظمه و حام الطیر علی الشیء دوم (3)و فلان علی الأمر رامه.
أقول: لعله کان حول فصحف ثم اعلم أن الأول هو الذی یتبع شهوات نفسه و الثانی هو الذی یصحح عقائد قلبه و الثالث هو الذی لا یؤثر شیئا علی رضا ربه أو الثانی هو الذی بصدد إصلاح نفسه أو هو الذی یقصد فی عبادته منفعة لنفسه و الثالث خلا عن مراد نفسه و هو درجة المقربین.
**[ترجمه]فیروزآبادی گفته است: «الحوم» یعنی گله بزرگی از شتر و «حومۀ البحر و الرّمل و غیره» یعنی قسمت عمده آن و «حام الطّیر علی الشئ» یعنی پرنده بسیار اوج گرفت و دایره وار پرواز کرد و «حام فلان علی الامر» یعنی اراده آن را نمود.
مؤلف: شاید «حوم»، «حول» بوده و تغییر یافته است. بدان که اولی کسی است که پیرو شهوات نفس است و دومی کسی است که عقاید قلبی خود را تصحیح نموده و سومی کسی است که چیزی را بر رضا و خشنودی پروردگارش ترجیح نمیدهد. یا دومی کسی است که در راه اصلاح خویش است یا آن کسی که از عبادت منظورش سود و پاداش خودش هست، ولی سومی از عبادت به دنبال نفع شخصی نیست که این درجه مقربین است.
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار الْقَطَّانُ عَنِ السُّکَّرِیِّ عَنِ الْجَوْهَرِیِّ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَقَالَ الظَّالِمُ مِنَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ حَقَّ الْإِمَامِ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ بِحَقِّ الْإِمَامِ وَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ هُوَ الْإِمَامُ جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها یَعْنِی السَّابِقَ وَ الْمُقْتَصِدَ (4).
**[ترجمه]معانی الاخبار: جابر جعفی گفت که از حضرت باقر علیه السّلام درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا، فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» پرسیدم. فرمود: ظالم از ما کسی است که حق امام را نشناسد، مقتصد عارف به حق امام است و سابق در خیرات، به اذن خدا خود امام علیه السّلام است. «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها» - . فاطر / 33 - {[در] بهشتهای همیشگی [که] به آنها درخواهندآمد} یعنی سابق و مقتصد. - . معانی الاخبار: 36 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار الْحُسَیْنُ بْنُ یَحْیَی الْبَجَلِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَوَانَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَی
عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی حَفْصٍ (1)عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِذْ أَتَاهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالا لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّا نُرِیدُ أَنْ نَسْأَلَکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَقَالَ لَهُمَا سَلَا عَمَّا أجبتما (أَحْبَبْتُمَا) (2)قَالا أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ إِلَی آخِرِ الْآیَتَیْنِ قَالَ نَزَلَتْ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَنِ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ مِنْکُمْ قَالَ مَنِ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَیِّئَاتُهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ فَقُلْتُ مَنِ الْمُقْتَصِدُ مِنْکُمْ قَالَ الْعَابِدُ لِلَّهِ فِی الْحَالَیْنِ حَتَّی یَأْتِیَهُ الْیَقِینُ فَقُلْتُ فَمَنِ السَّابِقُ مِنْکُمْ بِالْخَیْرَاتِ قَالَ مَنْ دَعَا وَ اللَّهِ إِلَی سَبِیلِ رَبِّهِ وَ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لَمْ یَکُنْ لِلْمُضِلِّینَ عَضُداً وَ لَا لِلْخائِنِینَ خَصِیماً (3)وَ لَمْ یَرْضَ بِحُکْمِ الْفَاسِقِینَ إِلَّا مَنْ خَافَ عَلَی نَفْسِهِ وَ دِینِهِ وَ لَمْ یَجِدْ أَعْوَاناً (4).
**[ترجمه]معانی الاخبار: ثمالی گفت: در مسجدالحرام خدمت حضرت باقر علیه السّلام نشسته بودم. دو نفر از اهالی بصره پیش آمدند و عرض کردند: یا بن رسول اللّه! ما میخواهیم سؤالی بپرسیم. فرمود: هر چه مایلید بپرسید. گفتند: ما را از تفسیر این آیه آگاه کن: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ» تا آخر دو آیه. فرمود: درباره ما اهل بیت نازل شده است. ابو حمزه گفت: عرض کردم پدر و مادرم فدایت! پس ظالم به خویش از شما خانواده کیست؟ فرمود: هر کس از ما اهل بیت که حسنات و گناهانش برابر باشد، او ظالم به خویش است. عرض کردم: مقتصد از شما کیست؟ فرمود: مقتصد کسی است که خدا را در هر دو حالت میپرستد تا مرگ او فرا رسد. عرض کردم: پس سابق به خیرات از شما کیست؟ فرمود: به خدا قسم کسی که دعوت به راه پروردگارش کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید و پشتیبان گمراهان نباشد و دشمن تبهکاران باشد و هرگز به حکم فاسقان تن ندهد، مگر بر جان خویش یا دین خویش بترسد و یاورانی پیدا نکند. - . معانی الاخبار: 36 -
**[ترجمه]
قوله فی الحالین أی فی الشدة و الرخاء أو فی حال غلبة أهل الحق و حال غلبة أهل الباطل.
**[ترجمه]عبارت «فی الحالین» یعنی در سختی و راحتی یا در حال غلبه اهل حق و در حال غلبه اهل باطل.
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا قَالَ أَیَّ شَیْءٍ تَقُولُ قُلْتُ أَقُولُ إِنَّهَا خَاصٌّ لِوُلْدِ فَاطِمَةَ علیها السلام فَقَالَ مَنْ أَشَالَ (5)سَیْفَهُ وَ دَعَا النَّاسَ إِلَی نَفْسِهِ إِلَی الضَّلَالِ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ علیها السلام وَ غَیْرِهِمْ فَلَیْسَ بِدَاخِلٍ فِی هَذِهِ الْآیَةِ قُلْتُ مَنْ یَدْخُلُ فِیهَا قَالَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِی لَا یَدْعُو النَّاسَ إِلَی ضَلَالٍ وَ لَا هُدًی وَ الْمُقْتَصِدُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ الْعَارِفُ حَقَّ الْإِمَامِ وَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ (6).
1) فی نسخة من المصدر: عن ابی جعفر.
2) هکذا فی الکتاب و مصدره، و لعلّ الصحیح: سلا عما أحببتما.
3) لعل «لا» زائدة، او الصحیح: و کان للخائنین خصیما.
4) معانی الأخبار: 36.
5) فی المصدر: من سل سیفه، أقول: قوله: و دعا الناس الی نفسه، ای ادعی الإمامة لنفسه.
6) الاحتجاج: 204 فیه: هو العارف حقّ الامام، و السابق بالخیرات هو الامام.
**[ترجمه]احتجاج: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» پرسیدم. فرمود: تو چه میگویی؟ عرض کردم: من میگویم این آیه اختصاص به فرزندان فاطمه علیها السّلام دارد. فرمود: کسی که شمشیرش را بردارد و مردم را به نفس خود دعوت کند - . یعنی ادعای امامت نماید. - و گمراه نماید، چه از فرزندان فاطمه یا دیگری باشد، داخل در این آیه نیست. عرض کردم: پس آیه شامل چه کسانی است؟ فرمود: ظالم به خود، کسی است که مردم را دعوت به خیر و شر نمیکند و مقتصد از ما اهل بیت کسی است که عارف به حق امام باشد و سابق به خیرات، امام است. - . احتجاج: 204 -
**[ترجمه]
فی القاموس شالت الناقة بذنبها شولا و شولانا و أشالته رفعته.
**[ترجمه]در قاموس آمده است که «شالت النّاقۀ بذنبها شولا و شولانا و اشالته»، یعنی دمش را بالا برد.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ الْمُثَنَّی عَنْ أَبِی سَلَّامٍ الْمَرْعَشِیِّ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ کُلَیْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ قَالَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ (1).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الأهوازی عن النضر عن یحیی الحلبی عن ابن مسکان عن میسر عن سورة بن کلیب مثله (2)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سورة بن کلیب گفت: از حضرت ابو جعفر علیه السّلام درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» پرسیدم. فرمود: سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
بصائر الدرجات: از میسّر از سورۀ بن کلیب همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ یُونُسَ وَ هِشَامٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام مِثْلَهُ (3)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: صفوان از یونس و هشام از امام رضا علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مَنْصُورٍ بُزُرْجَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (4)
یر، بصائر الدرجات محمد بن الحسن عن البزنطی عن عبد الکریم عن سلیمان بن خالد عنه علیه السلام مثله (5)
یر، بصائر الدرجات عبد الله بن عامر عن الربیع بن أبی الخطاب عن جعفر بن بشیر عن سلیمان بن خالد عنه علیه السلام مثله (6)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سلیمان بن خالد گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم... و مانند آن را ذکر کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
بصائر الدرجات: عبدالکریم از سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
بصائر الدرجات: جعفر بن بشیر از سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الرِّضَا علیه السلام مِثْلَهُ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل از امام رضا علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُوسَی عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الْآیَةَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ (8).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمان بن کثیر از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» تا آخر آیه فرمود: ما را منظور نموده و سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُکَیْرٍ وَ فُضَیْلٍ وَ بُرَیْدٍ
وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی هَذِهِ الْآیَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا قَالَ السَّابِقُ الْإِمَامُ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» فرمود: سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ مُیَسِّرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الْآیَةَ قَالَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: میسّر گفت: از امام باقر علیه السّلام درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» تا آخر آیه، پرسیدم. فرمود: سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات سَلَمَةُ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَی الْأَصَمِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (3)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسین بن عمر گفت: به ایشان عرض کردم... و مانند همان را ذکر کرد. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات سَلَمَةُ بْنُ الْخَطَّابِ عَنْ أَبِی عِمْرَانَ الْأَرْمَنِیِّ عَنْ أَبِی السَّلَّامِ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ کُلَیْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الْآیَةَ قَالَ فِینَا نَزَلَتْ وَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سورۀ بن کلیب گفت: از امام باقر علیه السّلام درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» تا آخر آیه پرسیدم. فرمود: درباره ما نازل شده است و سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقٍ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ هُوَ الْإِمَامُ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمّار از امام صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» تا آخر آیه فرمود: آنها آل محمد صلّی اللّه علیه و آله هستند و سابق به خیرات، امام علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُیَسِّرٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ کُلَیْبٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: فِی هَذِهِ الْآیَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا الْآیَةَ قَالَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ فَهِیَ فِی وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سورۀ بن کلیب از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» تا آخر آیه فرمود: سابق به خیرات امام علیه السّلام است و این آیه درباره فرزندان علی و فاطمه علیهما السّلام است. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ سَالِمٍ الْأَشَلِّ وَ کَانَ إِذَا قَدِمَ الْمَدِینَةَ لَا یَرْجِعُ حَتَّی یَلْقَی أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ فَخَرَجَ إِلَی الْکُوفَةِ قُلْنَا یَا سَالِمُ مَا جِئْتَ بِهِ قَالَ جِئْتُکُمْ بِخَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا الْآیَةَ قَالَ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ هُمُ الْأَئِمَّةُ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالمؤمن انصاری از سالم اشل نقل کرد که او هر وقت به مدینه میرفت، تا حضرت باقر علیه السّلام را زیارت نمیکرد برنمیگشت. گفت: از مدینه به کوفه آمد و به او گفتیم: سالم! چه آوردهای؟ گفت: خیر دنیا و آخرت را برایتان آوردهام. از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» تا آخر آیه سؤال کردم. فرمود: سابق به خیرات، ائمه علیهم السّلام هستند. - . بصائر الدرجات: 14 -
**[ترجمه]
کشف، کشف الغمة مِنْ دَلَائِلِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَقَالَ کُلُّهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِی لَا یُقِرُّ بِالْإِمَامِ قَالَ فَدَمَعَتْ عَیْنِی وَ جَعَلْتُ أُفَکِّرُ فِی نَفْسِی فِی عِظَمِ مَا أُعْطِیَ آلُ مُحَمَّدٍ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ السَّلَامُ فَنَظَرَ إِلَیَّ أَبُو مُحَمَّدٍ فَقَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِمَّا حَدَّثَتْکَ نَفْسُکَ مِنْ عِظَمِ شَأْنِ آلِ مُحَمَّدٍ فَاحْمَدِ اللَّهَ فَقَدْ جُعِلْتَ مُتَمَسِّکاً بِحَبْلِهِمْ تُدْعَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِهِمْ إِذَا دُعِیَ کُلُّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَأَبْشِرْ یَا أَبَا هَاشِمٍ فَإِنَّکَ عَلَی خَیْرٍ (1).
**[ترجمه]کشف الغمّة: داود بن قاسم جعفری گفت: از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام راجع به این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» پرسیدم. فرمود: همه آنها از آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله هستند. ظالم به خویش کسی است که به امام اقرار نمیکند. گفت: اشکم جاری شد و شروع به اندیشیدن در عظمت آن چه که به آل محمّد صلی اللَّه علیه عطا شده کردم. در این موقع امام علیه السّلام به من توجه کرد و فرمود: امر بزرگتر از آن مقداری است که دلت درباره عظمت شأن آل محمد صلی اللَّه علیه به تو گفت. خدا را سپاسگزار باش که تو را متمسک به ریسمان آنها قرار داده. روز قیامت که هر گروهی را با پیشوای خود پیش میخوانند، تو با ائمه اهل بیت علیهم السّلام خواهی بود. تو را مژده باد ای ابا هاشم که بر خیر هستی! - . کشف الغمّة: 306 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی السَّیِّدُ بْنُ طَاوُسٍ فِی کِتَابِ سَعْدِ السُّعُودِ مِنْ تَفْسِیرِ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَزِیدَ الْفَرَّاءِ عَنْ غَالِبٍ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ قَالَ: خَرَجْتُ حَاجّاً فَلَقِیتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الْآیَةَ فَقَالَ مَا یَقُولُ فِیهَا قَوْمُکَ یَا أَبَا إِسْحَاقَ یَعْنِی أَهْلَ الْکُوفَةِ قَالَ قُلْتُ یَقُولُونَ إِنَّهَا لَهُمْ قَالَ فَمَا یُخَوِّفُهُمْ إِذَا کَانُوا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ قُلْتُ فَمَا تَقُولُ أَنْتَ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ هِیَ لَنَا خَاصَّةً یَا أَبَا إِسْحَاقَ أَمَّا السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ فَعَلَیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الشَّهِیدُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ أَمَّا الْمُقْتَصِدُ فَصَائِمٌ بِالنَّهَارِ وَ قَائِمٌ بِاللَّیْلِ وَ أَمَّا الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ فَفِیهِ مَا جَاءَ فِی التَّائِبِینَ (2)وَ هُوَ مَغْفُورٌ لَهُ یَا أَبَا إِسْحَاقَ بِنَا یَفُکُّ اللَّهُ عُیُوبَکُمْ (3)وَ بِنَا یَحِلُّ اللَّهُ رِبَاقَ (4)الذُّلِّ مِنْ أَعْنَاقِکُمْ وَ بِنَا یَغْفِرُ اللَّهُ ذُنُوبَکُمْ وَ بِنَا یَفْتَحُ اللَّهُ وَ بِنَا یَخْتِمُ لَا بِکُمْ وَ نَحْنُ کَهْفُکُمْ کَأَصْحَابِ الْکَهْفِ وَ نَحْنُ سَفِینَتُکُمْ کَسَفِینَةِ نُوحٍ وَ نَحْنُ بَابُ حِطَّتِکُمْ کَبَابِ حِطَّةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ.
قال السید و روی تأویل هذه الآیة من عشرین طریقا و فی الروایات زیادات أو نقصان (1)
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّ فِیهِ وَ الْإِمَامُ مِنَّا مَکَانَ الشَّهِیدُ مِنَّا وَ فِیهِ وَ أَمَّا الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ فَفِیهِ مَا فِی النَّاسِ وَ هُوَ مَغْفُورٌ لَهُ (2).
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحُسَیْنُ بْنُ الْحَکَمِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّ فِیهِ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا إِسْحَاقَ بِنَا یُقِیلُ اللَّهُ عَثْرَتَکُمْ وَ بِنَا یَغْفِرُ اللَّهُ ذُنُوبَکُمْ وَ بِنَا یَقْضِی اللَّهُ دُیُونَکُمْ وَ بِنَا یَفُکُّ اللَّهُ وَثَاقَ (3)الذُّلِّ مِنْ أَعْنَاقِکُمْ وَ بِنَا یَخْتِمُ وَ یَفْتَحُ لَا بِکُمْ (4)
**[ترجمه]مؤلف: سید بن طاوس در کتاب سعد السعود از تفسیر محمّد بن عباس بن مروان نقل میکند که ابو اسحاق سبیعی گفت: به عنوان حج خارج شدم و حضرت محمّد بن علی علیه السّلام را ملاقات کردم. از ایشان راجع به این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» تا آخر آیه پرسیدم. فرمود: اهل کوفه درباره آیه چه میگویند؟ گفتم: میگویند آیه درباره آنها است. فرمود: پس چه چیز آنها را میترساند وقتی اهل بهشت باشند؟ عرض کردم: شما چه میفرمایید فدایت شوم؟ فرمود: آیه اختصاص به ما دارد ای ابو اسحاق! اما سابق به خیرات، علی بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السّلام و شهید از ما اهل بیت است، اما مقتصد، روزها روزهدار و شبها شب زندهدار است، اما ظالم به نفس خود، آن چه که درباره تائبین آمده درباره او نیز خواهد بود؛ او را میآمرزند ای ابا اسحاق! به وسیله ما خدا عیبهایتان را برطرف میکند و به واسطه ما رشته خواری و ذلت را از گردن شما برمیدارد و به وسیله ما خدا گناهانتان را میآمرزد. به وسیله ما میگشاید و به واسطه ما ختم میکند نه به وسیله شما. ما پناهگاه شما هستیم، همچون اصحاب کهف، و ما کشتی نجات شماییم، مانند کشتی نوح و درب حطه شما هستیم، مانند باب حطه بنی اسرائیل. سید بن طاوس گفته است: تأویل این آیه از بیست طریق نقل شده که در روایات زیادات و نقصان وجود دارد. - . سعد السعود: 107 - 108 -
کنز الفوائد: از محمّد بن عباس همین روایت نقل میکند، جز اینکه در آن به جای «شهید از ما»، «امام از ما» آمده و در آن آمده است: ظالم به نفس درباره او همان قضاوتی میشود که درباره مردم میشود و او آمرزیده است. - . کنز الفوائد: 251 - 252 -
تفسیر فرات: به اسناد خود از غالب بن عثمان همین روایت را نقل میکند، جز اینکه در آن آمده: سپس فرمود: ای ابو اسحاق! به واسطه ما خدا از لغزش شما چشم پوشی میکند و به وسیله ما خدا گناهانتان را میآمرزد و به وسیله ما خدا دیون شما را ادا میکند و به واسطه ما رشته خواری و ذلت را از گردن شما برمیدارد و به واسطه ما ختم میکند، نه به وسیله شما. - . تفسیر فرات: 128 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ (5)عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ زَکَرِیَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ أَبِی سَلَّامٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ کُلَیْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مَا مَعْنَی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا الْآیَةَ قَالَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِی لَا یَعْرِفُ الْإِمَامَ قُلْتُ فَمَنِ الْمُقْتَصِدُ قَالَ الَّذِی یَعْرِفُ الْإِمَامَ قُلْتُ فَمَنِ السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ قَالَ الْإِمَامُ قُلْتُ فَمَا لِشِیعَتِکُمْ قَالَ تُکَفَّرُ ذُنُوبُهُمْ وَ تُقْضَی دُیُونُهُمْ وَ نَحْنُ بَابُ حِطَّتِهِمْ وَ بِنَا یُغْفَرُ لَهُمْ (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: سورة بن کلیب گفت: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: معنی این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» تا آخر آیه چیست؟ فرمود: ظالم به نفس کسی است که امام را نمیشناسد، پرسیدم: مقتصد کیست؟ فرمود: کسی که امام را میشناسد. گفتم: پس سابق به خیرات کیست؟ فرمود: امام است. عرض کردم: پس برای شیعه شما چه خواهد بود؟ فرمود: گناهان آنها بخشیده میشود و دیون آنها پرداخت میگردد و ما درب حطه آنها هستیم و به وسیله ما آمرزیده میشوند. - . کنز الفوائد: 252 -
**[ترجمه]
وَ أَقُولُ قَالَ السَّیِّدُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فِی سَعْدِ السُّعُودِ وَجَدْتُ کَثِیراً مِنَ الْأَخْبَارِ قَدْ ذَکَرْتُ بَعْضَهَا فِی کِتَابِ الْبَهْجَةِ بِثَمَرَةِ الْمُهْجَةِ مُتَضَمِّنَةً أَنَّ قَوْلَهُ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا إِلَی آخِرِ الْآیَةِ أَنَّ الْمُرَادَ بِهَذِهِ الْآیَةِ جَمِیعُ ذُرِّیَّةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ أَنَّ الظَّالِمَ لِنَفْسِهِ هُوَ الْجَاهِلُ بِإِمَامِ زَمَانِهِ وَ الْمُقْتَصِدَ هُوَ الْعَارِفُ بِهِ وَ السَّابِقَ بِالْخَیْرَاتِ هُوَ إِمَامُ الْوَقْتِ علیه السلام.
فَمَنْ رَوَیْنَا ذَلِکَ عَنْهُ- الشَّیْخُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ بَابَوَیْهِ مِنْ کِتَابِ الْفِرَقِ بِإِسْنَادِهِ
إِلَی الصَّادِقِ علیه السلام وَ- رَوَیْنَاهُ مِنْ کِتَابِ الْوَاحِدَةِ لِابْنِ جُمْهُورٍ فِیمَا رَوَاهُ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ علیهما السلام وَ- رَوَیْنَاهُ مِنْ کِتَابِ الدَّلَائِلِ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مَوْلَانَا الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ وَ- رَوَیْنَاهُ مِنْ کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ عُلَیِّ بْنِ رَبَاحٍ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام وَ رَوَاهُ مِنْ کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودِ بْنِ عَیَّاشٍ فِی تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ وَ- رَوَیْنَاهُ مِنَ الْجَامِعِ الصَّغِیرِ لِیُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ- رَوَیْنَاهُ مِنْ کِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ وَ- رَوَیْنَاهُ مِنْ کِتَابِ إِبْرَاهِیمَ الْخَزَّازِ وَ غَیْرِهِمْ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ مِمَّنْ لَمْ یَحْضُرْنِی ذِکْرُ أَسْمَائِهِمْ وَ الْإِشَارَةُ إِلَیْهِمْ (1).
**[ترجمه]مؤلف: سید بن طاوس در سعد السعود گفته است: اخبار زیادی یافتم که بعضی از آنها را در کتاب «البهجۀ بثمرۀ المهجۀ» ذکر کردم و این معنا را در بردارند که منظور از این آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا» تا آخر آیه، تمام ذرّیه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله است و ظالم به خود، همان جاهل به امام زمانش است و مقتصد، عارف به امام و سابق به خیرات، همان امام وقت است. از کسانی که این روایت را از او نقل نمودهایم عبارتند از شیخ ابو جعفر محمّد بن بابویه از کتاب «الفرق» به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام، و از کتاب «الواحدة» ابن جمهور در روایتی که حضرت از امام حسن عسکری علیه السّلام نقل میکند، و از کتاب «الدلایل» عبداللَّه بن جعفر حمیری از حضرت عسکری علیه السّلام، و از کتاب محمّد بن علی بن رباح به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام، و روایت کرده آن را از کتاب محمّد بن مسعود بن عیّاش در تفسیر قرآن، و از کتاب «الجامع الصغیر» یونس بن عبدالرحمن و از کتاب عبداللَّه بن حماد انصاری و از کتاب ابراهیم خزّاز و دیگران که اکنون اسم آنها در خاطرم نیست. - . سعد السعود: 79 - 80 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُحَمَّدِیِّ عَنْ کَثِیرِ بْنِ عَیَّاشٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا قَالَ فَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صَفْوَةُ اللَّهِ فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ هُوَ الْهَالِکُ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ هُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَهُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ یَعْنِی الْقُرْآنَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ یَدْخُلُونَ قُصُورَ جَنَّاتٍ کُلُّ قَصْرٍ مِنْ لُؤْلُؤَةٍ وَاحِدَةٍ لَیْسَ فِیهَا صَدْعٌ وَ لَا وَصْلٌ (2)لَوِ اجْتَمَعَ أَهْلُ الْإِسْلَامِ فِیهَا مَا کَانَ ذَلِکَ الْقَصْرُ إِلَّا سَعَةً لَهُمْ لَهُ الْقِبَابُ مِنَ الزَّبَرْجَدِ کُلُّ قُبَّةٍ لَهَا مِصْرَاعَانِ الْمِصْرَاعُ طُولُهُ اثْنَا عَشَرَ مِیلًا یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ قَالَ وَ الْحَزَنُ مَا أَصَابَهُمْ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْخَوْفِ وَ الشِّدَّةِ (3).
1) سعد السعود: 79 و 80. أقول: قد ذکر بعد ذلک فی نسخة الکمبانیّ روایة سورة ابن کلیب المتقدم تحت رقم 20 بعینها سندا و متنا و مصدرا، و حیث کانت مکررة من سهو النسّاخ و النسخة المخطوطة کانت خالیة عنها فاسقطناها.
2) الصدع: الشق فی الشیء. و الوصل: الاتصال. و بالضم و الکسر: کل عضو علی حدة و ذلک کنایة عن کون ذلک القصر غیر ذی أجزاء.
3) کنز جامع الفوائد: 352 و 353. و الآیات فی سورة فاطر: 32- 34.
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوالجارود از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» فرمود: آنها آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند که برگزیده خدایند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» او هلاک شده است. «وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ» آنها صالحان هستند. «وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» علی بن ابی طالب علیه السّلام است. خداوند میفرماید: «ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ»، یعنی قرآن «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها» یعنی آل محمّد وارد قصرهای بهشتهایی میشوند که هر قصر از یک مروارید است که در آن مروارید نه شکاف و نه بند و اتصالی وجود دارد که اگر اهل اسلام در آن قصر جمع شوند،، گنجایش آنها را دارد، دارای قبّههایی از زبرجد است و هر قبهای دارای دو مصراع - . یک لنگه درب مصراع نامیده میشود. - است، هر مصراعی دوازده میل طول دارد. خداوند میفرماید: «یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ * وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ» - . فاطر / 33 - 34 - {[در] بهشتهای همیشگی [که] به آنها درخواهند آمد در آنجا با دستبندهایی از زر و مروارید زیور یابند و در آنجا جامهشان پرنیان خواهد بود و میگویند سپاس خدایی را که اندوه را از ما بزدود، به راستی پروردگار ما آمرزنده [و] حقشناس است.} فرمود: «الحزن» یعنی خوف و ناراحتی که در دنیا برایشان پیش آمد. - . کنز الفوائد: 352 - 353 -
**[ترجمه]
أقول: ظهر من تلک الأخبار أن الضمائر راجعة إلی أهل البیت و سائر الذریة الطیبة و الظالم الفاسق منهم و المقتصد الصالح منهم و السابق بالخیرات الإمام و لا یدخل فی تلک من لم تصح عقیدته منهم أو ادعی الإمامة بغیر حق أو الظالم من لم تصح عقیدته و المقتصد من صحت عقیدته و لم یأت بما یخرجه عن الإیمان فعلی هذا قوله جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها الضمیر فیه راجع إلی المقتصد و السابق لا الظالم و علی التقدیرین المراد بالاصطفاء أن الله اصطفی تلک الذریة الطیبة بأن جعل منهم أوصیاء و أئمة لا أنه اصطفی کلا منهم و کذا المراد بإیراث الکتاب أنه أورثه بعضهم و هذا شرف للکل إن لم یضیعوه.
**[ترجمه]مؤلف: از این اخبار روشن شد که ضمائر به اهل بیت علیهم السّلام و سایر ذرّیه پاک او برمیگردد و ظالم، فاسق از این خانواده و مقتصد، صالح از آنها و سابق به خیرات، امام است. در این آیه داخل نمیشود کسی از ایشان که عقیده او در امامت صحیح نیست یا خودش به ناحق مدعی امامت باشد. یا مراد از ظالم کسی است که عقیدهاش صحیح نیست و مقتصد کسی که عقیدهاش صحیح است و کاری نکرده که موجب خروجش از درجه ایمان گردد. بنا بر این توجیه، ضمیر در این آیه «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها» به مقتصد و سابق بر میگردد نه ظالم. و بنا بر هر دو وجه، منظور از برگزیده شدن این است که خداوند این ذرّیه پاک را برگزیده که در میان آنها اوصیاء و ائمه را قرار داده، نه اینکه همه آنها را برگزیده. و نیز منظور از به ارث گذاشتن کتاب، یعنی آن را برای بعضی از آنها به ارث گذاشت و این یک شرافت است برای همه آنها، اگر آن را تضییع نکنند.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَنْ شَیْخِ الطَّائِفَةِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْقَلَانِسِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ یُونُسَ بْنِ خَبَّابٍ عَنِ الْبَاقِرِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَا بَالُ أَقْوَامٍ إِذَا ذَکَرُوا آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا ذَکَرُوا آلَ مُحَمَّدٍ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ وَافَی بِعَمَلِ سَبْعِینَ نَبِیّاً یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ حَتَّی یُوَافِیَ بِوَلَایَتِی وَ وَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: یونس بن خباب از حضرت باقر علیه السّلام، از پدرانش علیهم السّلام نقل میکند که فرمود: حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چه میشود گروهی را که وقتی از آل ابراهیم و آل عمران یاد میکنند خوشحال میشوند، اما وقتی از آل محمّد یاد میکنند قلوب آنها متنفر میشود؟ قسم به آن کسی که جان محمّد صلی اللَّه علیه و آله در دست اوست، اگر یکی از آنها عمل هفتاد پیامبر را در روز قیامت بیاورد، خدا از او نمیپذیرد، مگر اینکه ولایت من و علی بن ابی طالب علیه السّلام را به آنها ضمیمه کند. - . کنز الفوائد: 49 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة شَیْخُ الطَّائِفَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ النَّخَعِیِّ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُلْتُ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَخْبِرْنِی بِمَا أَوْصَی إِلَیْکَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ سَأُخْبِرُکُمْ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ وَ ارْتَضَاهُ وَ أَتَمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ* وَ کُنْتُمْ أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَی نَبِیِّهِ أَنْ یُوصِیَ إِلَیَّ فَقَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ احْفَظْ وَصِیَّتِی وَ ارْعَ ذِمَامِی (2)وَ أَوْفِ بِعَهْدِی وَ أَنْجِزْ عِدَاتِی وَ اقْضِ دَیْنِی وَ أَحْیِ سُنَّتِی وَ ادْعُ إِلَی مِلَّتِی لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی اصْطَفَانِی وَ اخْتَارَنِی فَذَکَرْتُ دَعْوَةَ أَخِی مُوسَی فَقُلْتُ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی کَمَا جَعَلْتَ هَارُونَ مِنْ مُوسَی فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیَّ أَنَّ عَلِیّاً وَزِیرُکَ وَ نَاصِرُکَ وَ الْخَلِیفَةُ
مِنْ بَعْدِکَ ثُمَّ (1)یَا عَلِیُّ أَنْتَ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی وَ أَوْلَادُکَ مِنْکَ (2)فَأَنْتُمْ قَادَةُ الْهُدَی وَ التُّقَی وَ الشَّجَرَةُ الَّتِی أَنَا أَصْلُهَا وَ أَنْتُمْ فَرْعُهَا فَمَنْ تَمَسَّکَ بِهَا فَقَدْ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا فَقَدْ هَلَکَ وَ هَوَی وَ أَنْتُمُ الَّذِینَ أَوْجَبَ اللَّهُ تَعَالَی مَوَدَّتَکُمْ وَ وَلَایَتَکُمْ وَ الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ وَصَفَهُمْ لِعِبَادِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ فَأَنْتُمْ صَفْوَةُ اللَّهِ مِنْ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ عِمْرَانَ وَ أَنْتُمُ الْأُسْرَةُ (3)مِنْ إِسْمَاعِیلَ وَ الْعِتْرَةُ الْهَادِیَةُ مِنْ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس گفت: خدمت امیرالمؤمنین علیه السّلام رسیدم و گفتم: ای ابوالحسن! مرا از آنچه که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به تو وصیّت نموده مطلع نما. فرمود: به شما خبر میدهم که خداوند برای شما دین را برگزید و پسندید و نعمتش را بر شما تمام کرد. شما شایستهتر به آن نعمت و اهل آن بودید. خداوند به پیامبرش وحی کرد که به من وصیت کند. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علی! وصیت مرا حفظ کن، حق مرا مواظبت نما، به عهد من وفا کن، وعدههای مرا عملی ساز، قرضم را پرداخت کن، روش و سنت مرا زنده بدار و مردم را به آیین من دعوت کن، زیرا خداوند مرا انتخاب نموده و برگزید. دعای برادرم موسی یادم آمد. گفتم: خدایا! برایم وزیری از خانوادهام قرار ده، همان طور که هارون را وزیر موسی گردانیدی. خداوند به من وحی کرد که علی وزیر و یاری دهنده و جانشین بعد از تو است. سپس فرمود: یا علی! تو از پیشوایان هدایتی و اولاد من از تو خواهند بود و شما رهنمایان هدایت و پرهیزگاری هستید و درختی هستید که من ریشه آنم و شما شاخههای آن. هر که به این درخت چنگ زند نجات مییابد و هر که تخلف ورزد، هلاک و نابود میشود. و شما کسانی هستید که خداوند ولایت و مودّت شما را واجب نموده است. و شما کسانی هستید که خداوند در کتاب خود از شما یاد نموده و شما را برای بندگانش توصیف کرده و فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» شما برگزیده خدا از آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران هستید. شما خانواده از اسماعیل و عترت هادیه از محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستید. - . کنز الفوائد: 50 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قَالَ الْعَالِمُ علیه السلام نَزَلَ وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَی الْعَالَمِینَ فَأَسْقَطُوا آلَ مُحَمَّدٍ مِنَ الْکِتَابِ (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: امام علیه السّلام فرمود: این چنین نازل شد: «وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ و آل محمّد علی العالمین»، آل محمّد را از قرآن حذف کردهاند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 91 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الْفَحَّامُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ هَارُونَ عَنْ أَبِی عَبْدِ الصَّمَدِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام یَقْرَأُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَی الْعَالَمِینَ قَالَ هَکَذَا نَزَلَتْ (6).
**[ترجمه]امالی طوسی: ابراهیم بن عبدالصمد گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که این گونه میخواند «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ و آل محمّد علی العالمین.» فرمود: این گونه نازل شده است. - . امالی طوسی: 188 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قَالَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الْحَمْدُ لِلَّهِ (7)وَ سَلامٌ عَلی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفی قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (8).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: علی بن ابراهیم در مورد آیه «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلی عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفی» - . نمل / 59 - {سپاس برای خداست و درود بر آن بندگانش که [آنان را] برگزیده است} نقل کرد که فرمود: آنها آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 478 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب الصَّادِقُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا (9)نَزَلَتْ فِی حَقِّنَا وَ حَقِّ ذُرِّیَّاتِنَا خَاصَّةً.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: امام صادق علیه السّلام درباره آیه فرمود: فقط درباره حق ما و حق ذرّیه ما نازل شده است.
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةٍ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام هِیَ لَنَا خَاصَّةً وَ إِیَّانَا عَنَی.
**[ترجمه]و در روایت دیگری از امام صادق، از پدرش علیهما السّلام نقل میکند که فرمود: این آیه به ما اختصاص دارد و ما را منظور نموده است.
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.
**[ترجمه]و در روایت ابوالجارود از امام باقر علیه السّلام آمده که فرمود: آنها آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند.
**[ترجمه]
وَ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ قَالَ: نَحْنُ أُولَئِکَ.
**[ترجمه]از زید بن علی نقل شده که گفت: ما همانها هستیم.
**[ترجمه]
أَبَانُ بْنُ الصَّلْتِ سَأَلَ الْمَأْمُونُ الْعُلَمَاءَ عَنْ مَعْنَی هَذِهِ الْآیَةِ فَقَالُوا أَرَادَ (1)بِذَلِکَ الْأُمَّةَ کُلَّهَا فَقَالَ لِلرِّضَا علیه السلام مَا تَقُولُ یَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ أَقُولُ أَرَادَ بِذَلِکَ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ لَا غَیْرَهُمْ.
**[ترجمه]ابان بن صلت گفت: مأمون از دانشمندان معنی آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ» را پرسید. گفتند: منظور تمام امت است. به حضرت رضا علیه السّلام گفت: شما چه میفرمایید؟ فرمود: من میگویم منظور عترت طاهره پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است نه دیگران.
**[ترجمه]
زِیَادُ بْنُ الْمُنْذِرِ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام هَذِهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ وَ شِیعَتِهِمْ.
**[ترجمه]زیاد بن منذر از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: این آیه برای آل محمّد و شیعیانشان است.
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ (2)عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام أَمَّا الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ مِنَّا فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً وَ أَمَّا الْمُقْتَصِدُ فَهُوَ الْمُتَعَبِّدُ الْمُجْتَهِدُ وَ أَمَّا السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ فَعَلِیٌّ علیه السلام وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ مَنْ قُتِلَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَهِیداً.
**[ترجمه]زیاد بن منذر از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: ظالم به خود از ما کسی است که هم عمل صالح انجام دهد و هم گناه کند، و مقتصد از ما کسی است که متعبّد و کوشا باشد، و سابق به خیرات علی و حسن و حسین علیهم السّلام و هر کس که از آل محمد صلّی اللّه علیه و آله شهید شود میباشد.
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةِ سَالِمٍ عَنْهُ علیه السلام السَّابِقُ بِالْخَیْرَاتِ الْإِمَامُ وَ الْمُقْتَصِدُ الْعَارِفُ لِلْإِمَامِ وَ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ الَّذِی لَا یَعْرِفُ الْإِمَامَ (3).
**[ترجمه]و در روایت سالم از امام باقر علیه السّلام آمده است: سابق به خیرات امام است و مقتصد کسی است که امام را بشناسد و ظالم به خود کسی است که امام را نشناسد. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 274 -
**[ترجمه]
الْبَاقِرُ علیه السلام فِی قَوْلِ إِبْرَاهِیمَ رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ نَحْنُ بَقِیَّةُ تِلْکَ الْعِتْرَةِ وَ قَالَ کَانَتْ دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ لَنَا خَاصَّةً (4).
**[ترجمه]حضرت باقر علیه السّلام درباره سخن حضرت ابراهیم در آیه «رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ» - . ابراهیم / 37 - {پروردگارا من [یکی از] فرزندانم را در درهای سکونت دادم} فرمود: ما باقیمانده آن عترت هستیم و فرمود: دعای ابراهیم فقط برای ما بود - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 314 - .
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ سَهْلٍ (5)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْعَلَوِیِّ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ النَّجَّارِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أُولئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّةِ إِبْراهِیمَ وَ إِسْرائِیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا قَالَ نَحْنُ ذُرِّیَّةُ إِبْرَاهِیمَ وَ نَحْنُ
الْمَحْمُولُونَ مَعَ نُوحٍ وَ نَحْنُ صَفْوَةُ اللَّهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا فَهُمْ وَ اللَّهِ شِیعَتُنَا الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ لِمَوَدَّتِنَا وَ اجْتَبَاهُمْ لِدِینِنَا فَحَیُّوا عَلَیْهِ وَ مَاتُوا عَلَیْهِ وَصَفَهُمُ اللَّهُ بِالْعِبَادَةِ وَ الْخُشُوعِ وَ رِقَّةِ الْقَلْبِ فَقَالَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا وَ هُوَ جَبَلٌ (1)مِنْ صُفْرٍ یَدُورُ فِی وَسَطِ (2)جَهَنَّمَ.
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود نجار گفت: از موسی بن جعفر علیه السّلام درباره آیه «أُولئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّةِ إِبْراهِیمَ وَ إِسْرائِیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا» - . مریم / 58 - {آنان کسانی از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانی داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانی که همراه نوح [بر کشتی] سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [خدای] رحمان بر ایشان خوانده میشد سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند} پرسیدم. فرمود: ما ذرّیه ابراهیم هستیم. ما بودیم که با نوح حمل شدیم و ما برگزیده خداییم، اما این قسمت آیه «وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا» به خدا قسم آنها شیعیان ما هستند که خدا ایشان را به محبت ما هدایت نمود و برای دین ما برگزید، بر آن روش زندگی کردند و بر همان روش نیز مردند. خداوند ایشان را به عبادت و خشوع و رقت قلب ستوده و فرموده است: «إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا.» بعد فرموده: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا» - . مریم / 59 -
{آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروی کردند و به زودی [سزای] گمراهی [خود] را خواهند دید.} و آن کوهی - . در مصدر «جیل من صفر» است. - از مس است که در وسط جهنم میچرخد. - . کنز الفوائد: 152-153 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ (3)قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله هِیَ قُلُوبُ شِیعَتِنَا تَهْوِی إِلَی مَحَبَّتِنَا (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابن عباس در مورد آیه «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ» - . ابراهیم / 37 -
{پس دلهای برخی از مردم را} نقل میکند که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: آن دلهای شیعیان ما است که شیفته محبت ما میگردد. - . تفسیر فرات: 81 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم أَحْمَدُ بْنُ الْقَاسِمِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ یَحْکِی قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ إِلَی آخِرِ الْقِصَّةِ فَقَالَ علیه السلام مَا قَالَ إِلَیْهِ یَعْنِی الْبَیْتَ مَا قَالَ إِلَّا إِلَیْهِمْ (5)أَ فَتَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ إِتْیَانَ هَذِهِ الْأَحْجَارِ وَ التَّمَسُّحَ بِهَا وَ لَمْ یَفْرُضْ عَلَیْکُمْ إِتْیَانَنَا وَ سُؤَالَنَا وَ حُبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ اللَّهِ مَا فَرَضَ عَلَیْکُمْ غَیْرَهُ (6).
**[ترجمه]تفسیر فرات: احمد بن قاسم به اسناد خود از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ» {پروردگارا من [یکی از] فرزندانم را در درهای بیکشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم} تا آخر قصّه که قول ابراهیم را نقل میکند، فرمود: خداوند نفرموده دلهای مردم را متوجه آن، یعنی خانه خدا کن، بلکه فرموده است دلهای مردم را شیفته آنها بگردان. شما خیال میکنید خداوند آمدن کنار این سنگها و تبرّک به آنها را واجب کرده، اما آمدن در خانه ما و پرسیدن از ما و محبت ما را بر شما واجب نکرده؟ به خدا سوگند جز این را واجب ننموده است. - . تفسیر فرات: 80 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ إِلَی قَوْلِهِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام نَحْنُ هُمْ وَ نَحْنُ بَقِیَّةُ تِلْکَ الذُّرِّیَّةِ (7).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: شخصی از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ» تا «لَعلَّهُم یَشکُرون» فرمود: ما آنها هستیم و ما باقیمانده همان ذرّیه میباشیم. - . تفسیر عیاشی 2 : 231 -
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْهُ علیه السلام وَ نَحْنُ بَقِیَّةُ تِلْکَ الْعِتْرَةِ (8)
1) فی المصدر: جیل من صفر.
2) کنز الفوائد: 152 و 153. و الآیتان فی سورة مریم: 58 و 59.
3) فی المصدر: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ» و الآیة فی إبراهیم: 34.
4) تفسیر فرات: 81.
5) فی قوله: تَهْوِی إِلَیْهِمْ.
6) تفسیر فرات: 80.
7) تفسیر العیّاشیّ 2: 231.
8) تفسیر العیّاشیّ 2: 231.
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: و در روایت دیگری از حنان بن سدیر، از امام باقر علیه السّلام نقل میکند که فرمود: ما باقیمانده آن عترت هستیم. - . تفسیر عیاشی 2 : 231 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ مَنِ اتَّبَعَهُمْ (1).
**[ترجمه]اصول کافی: عبداللَّه بن عجلان از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا» - . آل عمران / 68 - {در حقیقت نزدیکترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که او را پیروی کردهاند و [نیز] این پیامبر و کسانی که [به آیین او] ایمان آوردهاند} نقل میکند که فرمود: آنها ائمّه و پیروانشان هستند. - . اصول کافی 1 : 416 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی الطَّبْرِسِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنْتُمْ وَ اللَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ قُلْتُ مِنْ أَنْفُسِهِمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ نَعَمْ وَ اللَّهِ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالَهَا ثَلَاثاً ثُمَّ نَظَرَ إِلَیَّ وَ نَظَرْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ یَا عُمَرُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ (2).
**[ترجمه]مؤلف: مرحوم طبرسی در مجمع البیان از عمر بن یزید نقل کرده که گفت: حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود: به خدا قسم شما از آل محمّدید. عرض کردم: از خود آنها هستیم فدایت شوم؟ فرمود: آری، به خدا قسم از خود آنها محسوب میشوید. و سه مرتبه تکرار نمود. سپس نگاهی به من نمود و من به آن جناب نگاه کردم. فرمود: ای عمر! خداوند در کتاب خود میفرماید: «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ.» - . مجمع البیان 2 : 458 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ قَالَ نَحْنُ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ بَقِیَّةُ تِلْکَ الْعِتْرَةِ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حنان بن سدیر از پدر خود نقل نمود که حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» فرمود: ما از آنها هستیم و ما باقیمانده آن عترتیم. - . تفسیر عیاشی 1 : 168 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ (4)فَقَالَ هُوَ آلُ إِبْرَاهِیمَ وَ آلُ مُحَمَّدٍ عَلَی الْعالَمِینَ فَوَضَعُوا اسْماً مَکَانَ اسْمٍ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: هشام بن سالم گفت: از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ» پرسیدم. فرمود: - . شاید منظور این است که در آیه «آل محمد» به جای «آل عمران» بوده است. - آیه این گونه است: آل ابراهیم و آل محمّد «عَلَی الْعالَمِینَ» که اسمی را به جای اسم دیگری قرار دادند. - . تفسیر عیاشی 1 : 168 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَمَّا قَضَی مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله نُبُوَّتَهُ وَ اسْتُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ أَوْحَی اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ قَدْ قَضَیْتَ نُبُوَّتَکَ وَ اسْتَکْمَلْتَ أَیَّامَکَ فَاجْعَلِ
1) أصول الکافی 1: 416. فیه: «قال: هم الأئمّة» و الآیة فی سورة آل عمران: 68.
2) مجمع البیان 2: 458.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 168.
4) فی المصدر: ان اللّه اصطفی آدم و نوحا، فقال أقول: لعل المراد انه کان (آل محمد) مکان (آل عمران) فوضعوا هذا مکان ذاک، و الحدیث ینافی ما ثبت صحته بالضرورة من المصحف الشریف و اخبارا تقدم و یأتی مع انه من الاخبار الآحاد التی لا توجب علما و لا عملا، و انه مرسل مرویّ من کتاب العیّاشیّ الذی لم یثبت سماعه من المشایخ، نعم یأتی بعد ذلک قراءة ابن مسعود و لکنها لا تطابق ذلک.
5) تفسیر العیّاشیّ 1: 168.
الْعِلْمَ الَّذِی عِنْدَکَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الِاسْمِ الْأَکْبَرِ وَ مِیرَاثِ الْعِلْمِ وَ آثَارِ عِلْمِ النُّبُوَّةِ فِی الْعَقِبِ مِنْ (1)ذُرِّیَّتِکَ فَإِنِّی لَمْ أَقْطَعِ الْعِلْمَ وَ الْإِیمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ کَمَا لَمْ أَقْطَعْهَا مِنْ بُیُوتَاتِ الْأَنْبِیَاءِ الَّذِینَ کَانُوا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ أَبِیکَ آدَمَ (2)وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ تَعَالَی لَمْ یَجْعَلِ الْعِلْمَ جَهْلًا وَ لَمْ یَکِلْ أَمْرَهُ إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ لَا إِلَی مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَ لَا إِلَی نَبِیٍّ مُرْسَلٍ وَ لَکِنَّهُ أَرْسَلَ (3)رُسُلًا مِنْ مَلَائِکَتِهِ فَقَالَ لَهُ کَذَا وَ کَذَا یَأْمُرُهُمْ بِمَا یَجِبُ وَ یَنْهَاهُمْ (4)عَمَّا یُکْرَهُ فَقَصَّ عَلَیْهِ (5)أَمْرَ خَلْقِهِ بِعِلْمٍ فَعَلِمَ ذَلِکَ الْعِلْمَ وَ عَلَّمَ أَنْبِیَاءَهُ وَ أَصْفِیَاءَهُ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَعْوَانِ (6)وَ الذُّرِّیَّةِ الَّتِی بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ فَذَلِکَ قَوْلُهُ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً فَأَمَّا الْکِتَابُ فَهُوَ النُّبُوَّةُ وَ أَمَّا الْحِکْمَةُ فَهُمُ الْحُکَمَاءُ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فِی الصَّفْوَةِ وَ أَمَّا الْمُلْکُ الْعَظِیمُ فَهُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُدَاةُ فِی الصَّفْوَةِ وَ کُلُّ هَؤُلَاءِ مِنَ الذُّرِّیَّةِ الَّتِی بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ الَّتِی جَعَلَ فِیهِمُ الْبَقِیَّةَ وَ فِیهِمُ الْعَاقِبَةُ وَ حِفْظُ الْمِیثَاقِ حَتَّی یَنْقَضِیَ الدُّنْیَا وَ لِلْعُلَمَاءِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ الِاسْتِنْبَاطُ لِلْعِلْمِ وَ الْهِدَایَةِ (7).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: هنگامی که حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله وظیفه نبوت خود را انجام داد و مدتش به پایان رسید، خداوند به او وحی کرد: یا محمّد! وظیفه نبوت خود را انجام دادی و مدت تو به پایان رسید. دانشی را که در اختیار تو است از ایمان و اسم اکبر و علمهای وراثتی و آثار علم نبوت در اختیار جانشین خود از ذرّیهات قرار ده، زیرا من علم و ایمان و اسم اکبر و میراث علم و آثار نبوت را از جانشینی که از ذرّیه توست قطع نمینمایم، چنان چه از خانههای پیامبرانی که در فاصله تو و پدرت آدم بودند قطع نکردم. این آیه اشاره به همین مطلب است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ». خداوند عزیز علم را جهل قرار نداده است و کار خود را به هیچ یک از خلق و ملک مقرب و نبی مرسل واگذار نکرده است، ولی سفیرانی از ملائکه فرستاد و به آنها فرمود که چنین و چنان کنند. آنها را به واجبات دستور داد و از کارهای ناپسند نهی کرد و با علم - . در مصدر «با علم خود» آمده است. - امر خلقش را برای سفیر نقل کرد. سفیر هم آن علم را آموخت و به انبیاء و برگزیدگان ایشان و یاوران آنها و ذرّیهای که بعضی از بعض دیگر هستند تعلیم داد. این آیه اشاره به همین مطلب است: «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» - . نساء / 54 -
{در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم.} «کتاب» همان نبوت است و «حکمت» همان حکیمان از پیغمبران برگزیده هستند. و اما «ملک عظیم» عبارت از ائمه هدی هستند فی الصفوۀ و تمام آنها از همان ذرّیه پیوسته به یکدیگری است که بقیه و عاقبت و حفظ میثاق را تا انقراض دنیا در میان آنها نهاده است و استنباط علم و هدایت برای دانشمندان و فرمانروایان است. - . تفسیر عیاشی 1 : 168 - 169 -
**[ترجمه]
لم یجعل العلم (8)جهلا أی لم یجعل مبنیا علی الجهل بأن یکون أمر الحجة مجهولا أو لم یجعل العلم مخلوطا بالجهل بل لا بد أن یکون الإمام
1) فی نسخة: فی أهل بیتک عند علیّ بن أبی طالب فانی.
2) هاهنا تمّ المنقول من الوحی و ما بعده من کلام أبی جعفر علیه السلام.
3) فی نسخة: ارسل رسولا.
4) فی المصدر: فأمرهم بما یجب و نهاهم عما یکره.
5) فی المصدر: فقص علیه امر خلقه بعلمه اقول: الضمیر فی له و علیه، یرجع إلی الرسول من الملائکة.
6) فی نسخة: من الآباء و الاخوان و فی نسخة الکمبانیّ: من الابناء و الاعوان.
7) تفسیر العیّاشیّ 1: 168 و 169 فیه: و بولاة الأمر.
8) أی لم یجعله فی موضع مجهول بل بین و عرف مواضعه التی یجب الاخذ عنها.
عالما بجمیع ما یحتاج إلیه الخلق و لا یکون اختیار مثله إلا منه تعالی أو لم یبن أحکامه بالظنون و إلا لکان جهلا لأنه قد لا یطابق الواقع و لم یکل أمره أی أمر خلافته و نصب حججه و یحتمل إرجاع الضمیر إلی العلم.
**[ترجمه]«لم یجعل العلم جهلا» یعنی علم را مبتنی بر جهل نکرده، به طوری که امر حجت مجهول بماند. یا به این معناست که علم را با جهل مخلوط نکرده، بلکه امام باید عالم به تمام احتیاجات خلق باشد و چنین اختیاری فقط از جانب خداست. یا به این معناست که احکام خود را بر گمانها و ظنون استوار نکرده و اگر غیر این بود، همه جهل میشد، زیرا ظن گاهی مطابق با واقع نیست. و عبارت «لم یکل امره» یعنی امر خلافت و انتصاب حجتهایش و شاید ضمیر به «علم» برگردد.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی کَلَدَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الرَّوْحُ وَ الرَّاحَةُ وَ الرَّحْمَةُ وَ النُّصْرَةُ وَ الْیُسْرُ وَ الْیَسَارُ وَ الرِّضَا وَ الرِّضْوَانُ وَ الْمَخْرَجُ وَ الْفَلْجُ (1)وَ الْقُرْبُ وَ الْمَحَبَّةُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ لِمَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً وَ ائْتَمَّ بِالْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِ حَقّاً (2)عَلَیَّ أَنْ أُدْخِلَهُمْ فِی شَفَاعَتِی وَ حَقٌّ عَلَی رَبِّی أَنْ یَسْتَجِیبَ لِی فِیهِمْ لِأَنَّهُمْ أَتْبَاعِی وَ مَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی مَثَلُ إِبْرَاهِیمَ جَرَی فِیَّ لِأَنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ وَ دِینُهُ دِینِی وَ دِینِی دِینُهُ وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی وَ سُنَّتِی سُنَّتُهُ وَ فَضْلِی فَضْلُهُ وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنْهُ وَ فَضْلِی لَهُ فَضْلٌ وَ ذَلِکَ تَصْدِیقُ قَوْلِ رَبِّی ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو کلدة از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: روح و راحت و رحمت و نصرت و فراخی و توانایی و خشنودی و رضوان و رهایی و رستگاری و قرب و محبت از جانب خدا و پیامبرش، برای کسی است که علی علیه السّلام را دوست داشته باشد و پیرو جانشینان بعد از او باشد. بر من لازم است که آنها را داخل در شفاعت خود نمایم و بر خدا لازم است که خواسته مرا درباره آنها بپذیرد. زیرا آنها پیروان من هستند و هر کس که پیرو من باشد، از من است. شبیه ابراهیم در من نیز جاری است، چون او از من و من از اویم؛ دین او دین من و دین من دین اوست؛ سنت او سنت من و سنّت من سنت اوست؛ فضل من فضل او است، ولی من از او برترم و برتری من برای او، یک نوع برتری و فضل است و این تصدیق قول پروردگارم است: «ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.» - . تفسیر عیاشی 1 : 169 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَیُّوبَ (4)قَالَ: سَمِعَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ أَنَا أَقْرَأُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ فَقَالَ لِی وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَانَتْ فَمَحَوْهَا وَ تَرَکُوا آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ایّوب گفت: امام صادق علیه السّلام به من گوش داد و من این گونه میخواندم «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ.» به من فرمود: آل محمّد نیز جزو آیه بوده که آن را محو کردند و آل ابراهیم و آل عمران را باقی گذاشتند. - . تفسیر عیاشی 1 : 169 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ (6)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا الْحُجَّةُ فِی کِتَابِ اللَّهِ أَنَّ آلَ مُحَمَّدٍ هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ وَ آلَ مُحَمَّدٍ هَکَذَا نَزَلَتْ
1) الفلج: الفوز و الغلبة.
2) فی المصدر: حق علی.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 169 فیه: «جری فی ولایته منی و انا منه» و فیه تصحیف.
4) فی اثبات الهداة: عن أبی أیّوب.
5) تفسیر العیّاشیّ 1: 169.
6) ترجمه الممقانی فی باب الکنی و قال: لم اقف علی اسمه. اقول: الظاهر هو أبو عمرو محمّد بن عمرو بن عبد اللّه بن مصعب بن الزبیر الزبیری المترجم فی فهرست النجاشیّ: 153.
عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ لَا یَکُونُ الذُّرِّیَّةُ مِنَ الْقَوْمِ إِلَّا نَسْلَهُمْ مِنْ أَصْلَابِهِمْ وَ قَالَ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ وَ آلُ عِمْرَانَ وَ آلُ مُحَمَّدٍ (1).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو عمرو زبیری، از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که به آن جناب گفتم: چه دلیل از قرآن دارید که آل محمّد اهل بیت او هستند؟ فرمود: این آیه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ» «و آل محمّد» چنین نازل شده «عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» و ذرّیه از هر قومی به غیر نسل خودشان از صلبهایشان نیست. و فرموده «اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ» - . سبأ / 13 -
{ای خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکی سپاسگزارند}، «و آل عمران و آل محمّد.» - . تفسیر عیاشی 1 : 169-170 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلی عِلْمٍ عَلَی الْعالَمِینَ (2)قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَی مَنْ سِوَاهُمْ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: فضیل از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلی عِلْمٍ عَلَی الْعالَمِینَ» - . دخان / 32 -
{و قطعا آنان را دانسته بر مردم جهان ترجیح دادیم} فرمود: منظور این است که ائمه از مؤمنین را بر دیگران برتری دادیم. - . کنز الفوائد: 298 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ فِی الْعُمْدَةِ مِنْ تَفْسِیرِ الثَّعْلَبِیِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِی وَائِلٍ قَالَ: قَرَأْتُ فِی مُصْحَفِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ (4)إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَی الْعَالَمِینَ (5).
**[ترجمه]مؤلف: ابن بطریق در کتاب العمدۀ از تفسیر ثعلبی به اسناد خود از اعمش، از ابو وائل نقل کرده که گفت: من قرآن عبداللَّه بن مسعود را خواندم. آیه این طور آمده «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ»، «و آل محمّد علی العالمین». - . العمدۀ: 27 - 28 -
**[ترجمه]
الرعد: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّیَّةً»(38)
حم عسق: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ»(23)
<meta info="- وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّیَّةً. - . رعد / 38 -
{و قطعا پیش از تو [نیز] رسولانی فرستادیم و برای آنان زنان و فرزندانی قرار دادیم.}
{بگو به ازای آن [رسالت] پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندان و هر کس نیکی به جای آورد [و طاعتی اندوزد] برای او در ثواب آن خواهیم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است.}
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمه الله فی قوله تعالی: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا
قال ابن عباس عیروا رسول الله صلی الله علیه و آله بکثرة تزوج النساء و قالوا لو کان نبیا لشغلته النبوة عن تزوج النساء فنزلت الآیة.
وَ رُوِیَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ ثُمَّ أَوْمَأَ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ ذُرِّیَّةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله (1).
و قال رحمه الله فی قوله تعالی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً اختلف فی معناه علی أقوال أحدها لا أسألکم فی تبلیغ الرسالة أجرا إلا التواد و التحاب فیما یقرب إلی الله تعالی.
و ثانیها أن معناه إلا أن تودونی فی قرابتی منکم و تحفظونی لها فهو لقریش خاصة.
و ثالثها
أن معناه إلا أن تودوا قرابتی و عترتی و تحفظونی فیهم عن علی بن الحسین علیهما السلام و سعید بن جبیر و عمرو بن شعیب و جماعة و هو المروی عن أبی جعفر و أبی عبد الله علیهما الصلاة و السلام.
وَ أَخْبَرَنَا السَّیِّدُ أَبُو الْحَمْدِ مَهْدِیُّ بْنُ نِزَارٍ الْحُسَیْنِیُّ عَنِ الْحَاکِمِ أَبِی الْقَاسِمِ الْحَسْکَانِیِّ (2)عَنِ الْقَاضِی أَبِی بَکْرٍ
1) مجمع البیان 6: 297.
2) منسوب الی حسکان کغضبان: قریة من قری نیسابور و الرجل هو الحاکم أبو القاسم عبید اللّه بن عبد اللّه بن أحمد بن محمّد بن حمد بن محمّد بن حسکان القرشیّ العامری النیسابوریّ الحنفیّ یعرف بابن الحداد، ترجمه الذهبی فی تذکرة الحفاظ و وصفه بالقاضی المحدث، و قال شیخ متقن ذو عنایة تامّة بعلم الحدیث و هو من ذرّیة الامیر عبد اللّه بن عامر بن کریز الذی افتتح خراسان زمن عثمان، و کان معمرا عالی الاسناد، صنف و جمع، و حدث عن جده و ابن أبی الحسن العلوی و أبی عبد اللّه الحاکم و أبی طاهر بن محمش و أبی الحسن علیّ بن السقا و أبی عبد اللّه ابن باکویه و خلق، و اختص بصحبة أبی بکر ابن الحارث الأصبهانیّ النحوی و اخذ عنه، و اخذ أیضا عن الحافظ أحمد بن علیّ بن منجویه، و تفقه علی القاضی ابی العلاء صاعد بن محمّد و ما زال یسمع و یجمع و یفید، و قد أکثر عنه المحدث عبد النافرین إسماعیل الفارسیّ و ذکره فی تاریخه انتهی و ترجمه أیضا ابن شهرآشوب فی معالم العلماء و عد من تصانیفه شواهد التنزیل بقواعد التفضیل، و خصائص علیّ بن أبی طالب علیه السلام فی القرآن، و مسئلة فی تصحیح ردّ الشمس و ترغیم النواصب الشمس. توفی بعد سنة 490.
الْحِیرِیِّ (1)عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الضُّبَعِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ السَّرِیِّ (2)عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ الْحِمَّانِیِّ عَنْ حُسَیْنٍ الْأَشْتَرِ (3)عَنْ قَیْسٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنِ ابْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً الْآیَةَ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أُمِرْنَا (4)بِمَوَدَّتِهِمْ قَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ وُلْدُهُمَا.
وَ أَخْبَرَنَا السَّیِّدُ أَبُو الْحَمْدِ عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ بِالْإِسْنَادِ الْمَذْکُورِ فِی کِتَابِ شَوَاهِدِ التَّنْزِیلِ مَرْفُوعاً إِلَی أَبِی أُمَامَةَ الْبَاهِلِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ الْأَنْبِیَاءَ مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّی وَ خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ فَأَنَا أَصْلُهَا وَ عَلِیٌّ فَرْعُهَا (5)وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ثِمَارُهَا وَ أَشْیَاعُنَا أَوْرَاقُنَا (6)فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا نَجَا وَ مَنْ زَاغَ هَوَی (7)وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللَّهَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ أَلْفَ عَامٍ ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ حَتَّی یَصِیرَ کَالشَّنِّ الْبَالِی ثُمَّ لَمْ یُدْرِکْ مَحَبَّتَنَا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مَنْخِرَیْهِ فِی النَّارِ ثُمَّ تَلَا قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی
وَ رَوَی زَاذَانُ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: فِینَا فِی آلِ حم آیَةٌ لَا یَحْفَظُ مَوَدَّتَنَا إِلَّا کُلُّ مُؤْمِنٍ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ.
و إلی هذا أشار الکمیت فی قوله
1) فی نسخة: «الحائری» و فی المصدر: الحمیری.
2) فی المصدر: الحسن بن علیّ بن زیاد السری.
3) هکذا فی الکتاب و مصدره، و الظاهر أن الصحیح الاشقر، و هو الحسین بن الحسن الاشقر الفزاری الکوفیّ یروی عن قیس بن الربیع، راجع تهذیب التهذیب 2: 335 و 336 و سیأتی فی حدیث عن تفسیر فرات التصریح بذلک.
4) فی المصدر: امرنا اللّه بمودتهم.
5) زاد فی المصدر: و فاطمة لقاحها.
6) فی نسخة: (ثمارنا و الحسن و الحسین اوراقنا) و فی المصدر: ثمارها و الحسن و الحسین اوراقها.
7) فی المصدر: و من زاغ عنها هوی.
وجدنا لکم فی آل حم آیة*** تأولها منا تقی و معرب
(1)و علی التقادیر ففی المودة قولان أحدهما أنه استثناء منقطع لأن هذا مما یجب بالإسلام فلا یکون أجرا للنبوة و الآخر أنه استثناء متصل و المعنی لا أسألکم أجرا إلا هذا فقد رضیت به أجرا کما أنک تسأل غیرک حاجة فیعرض المسئول علیک برا فتقول له اجعل بری قضاء حاجتی و علی هذا یجوز أن یکون المعنی لا أسألکم أجرا إلا هذا و نفعه أیضا عائد إلیکم فکأنی لا أسألکم أجرا (2). وَ ذَکَرَ أَبُو حَمْزَةَ الثُّمَالِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ حَدَّثَنِی عُثْمَانُ بْنُ عُمَیْرٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حِینَ قَدِمَ الْمَدِینَةَ وَ اسْتَحْکَمَ الْإِسْلَامَ قَالَتِ الْأَنْصَارُ فِیمَا بَیْنَهُمْ یَأْتِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَنَقُولُ لَهُ تَعْرُوکَ أُمُورٌ فَهَذِهِ أَمْوَالُنَا فَاحْکُمْ (3)فِیهَا غَیْرَ حَرِجٍ وَ لَا مَحْظُورٍ عَلَیْکَ فَأَتَوْهُ فِی ذَلِکَ فَنَزَلَ (4)قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَرَأَهَا عَلَیْهِمْ فَقَالَ تَوَدُّونَ قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَخَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ مُسَلِّمِینَ لِقَوْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ افْتَرَاهُ فِی مَجْلِسِهِ أَرَادَ بِذَلِکَ أَنْ یُذَلِّلَنَا لِقَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَنَزَلَتْ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً فَأَرْسَلَ إِلَیْهِمْ فَتَلَاهَا عَلَیْهِمْ فَبَکَوْا وَ اشْتَدَّ عَلَیْهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ الْآیَةَ فَأَرْسَلَ فِی أَثَرِهِمْ فَبَشَّرَهُمْ قَالَ وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُمُ الَّذِینَ سَلَّمُوا لِقَوْلِهِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً أَیْ مَنْ فَعَلَ طَاعَةً نَزِدْ لَهُ فِی تِلْکَ الطَّاعَةِ حُسْناً بِأَنْ نُوجِبَ لَهُ الثَّوَابَ.
و ذکر أبو حمزة الثمالی عن السدی أنه قال اقتراف الحسنة المودة لآل محمد صلی الله علیه و آله.
وَ صَحَّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام أَنَّهُ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ فِی خُطْبَتِهِ أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ الَّذِینَ افْتَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ فَقَالَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً وَ اقْتِرَافُ الْحَسَنَةِ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.
وَ رَوَی إِسْمَاعِیلُ بْنُ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّهَا نَزَلَتْ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ أَصْحَابَ الْکِسَاءِ.
انتهی کلامه أعلی الله مقامه. (1)
وَ قَالَ الْعَلَّامَةُ رَوَّحَ اللَّهُ رُوحَهُ فِی کِتَابِ کَشْفِ الْحَقِّ رَوَی الْجُمْهُورُ فِی الصَّحِیحَیْنِ وَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ فِی مُسْنَدِهِ وَ الثَّعْلَبِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُکَ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَیْنَا مَوَدَّتُهُمْ قَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا.
و وجوب المودة یستلزم وجوب الطاعة انتهی (2).
و قال البیضاوی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ علی ما أتعاطاه من التبلیغ و البشارة أَجْراً نفعا منکم إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی أن تودونی لقرابتی منکم أو تودوا قرابتی و قیل الاستثناء منقطع و المعنی لا أسألکم أجرا قط و لکن أسألکم المودة و فِی الْقُرْبی حال منها.
رُوِیَ أَنَّهَا لَمَّا نَزَلَتْ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُکَ هَؤُلَاءِ قَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً وَ مَنْ یَکْتَسِبْ طَاعَةً سِیَّمَا حُبَّ آلِ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله (3).
و
قال الرازی فی تفسیره الکبیر روی الکلبی عن ابن عباس قال إن النبی لما قدم المدینة کانت تنوبه نوائب و حقوق و لیس فی یده سعة فقال الأنصار إن هذا الرجل قد هداکم الله علی یده و هو ابن أختکم و جارکم فی بلدکم
فأجمعوا له طائفة من أموالکم ففعلوا ثم أتوه به فرده علیهم و نزل قوله تعالی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً أی علی الإیمان إلا أن تودوا أقاربی فحثهم علی مودة أقاربه.
ثُمَّ قَالَ نَقَلَ صَاحِبُ الْکَشَّافِ (1)عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَکْمِلَ الْإِیمَانِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ یُزَفُّ إِلَی الْجَنَّةِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی بَیْتِ زَوْجِهَا أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فُتِحَ لَهُ فِی قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَی الْجَنَّةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِکَةِ الرَّحْمَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَی السُّنَّةِ وَ الْجَمَاعَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَکْتُوبٌ بَیْنَ عَیْنَیْهِ آیِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ کَافِراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یَشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ.
هذا هو الذی رواه صاحب الکشاف و أنا أقول آل محمد هم الذین یؤول أمرهم إلیه و کل من کان أول أمرهم إلیه کانت أشد و أکمل کانوا هم الآل و لا شک أن فاطمة و علیا و الحسن و الحسین کان التعلق بینهم و بین رسول الله صلی الله علیه و آله أشد التعلقات و هذا کالمعلوم المتواتر فوجب أن یکونوا هم الآل و أیضا اختلف الناس فی الآل فقیل هم الأقارب و قیل هم أمته فإن حملناه علی القرابة فهم الآل و إن حملناه علی الأمة الذین قبلوا دعوته فهم أیضا آل فثبت أن علی جمیع التقدیرات هم آل و أما غیرهم هل یدخلون تحت لفظ الآل فمختلف فیه فثبت علی جمیع التقدیرات أنهم آل محمد صلی الله علیه و آله.
وَ رَوَی صَاحِبُ الْکَشَّافِ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُکَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَیْنَا مَوَدَّتُهُمْ فَقَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا (2).
فثبت أن هؤلاء الأربعة أقارب النبی صلی الله علیه و آله و إذا ثبت هذا وجب أن یکونوا مخصوصین بمزید التعظیم و یدل علیه وجوه:
الأول قوله تعالی إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی و وجه الاستدلال به ما سبق الثانی لما ثبت أن النبی صلی الله علیه و آله کان یحب (1)فاطمة
قَالَ صلی الله علیه و آله فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا یُؤْذِیهَا.
و ثبت بالنقل المتواتر عن محمد صلی الله علیه و آله أنه کان یحب علیا و الحسن و الحسین علیهم السلام و إذا ثبت ذلک وجب علی کل الأمة مثله لقوله تعالی فاتبعوه لعلکم تفلحون (2)و لقوله تعالی فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ (3)و لقوله قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ (4)و لقوله سبحانه لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ (5).
الثالث أن الدعاء للآل منصب عظیم و لذلک جعل هذا الدعاء خاتمة التشهد فی الصلوات و هو قوله اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد و هذا التعظیم لم یوجد فی حق غیر الآل فکل ذلک یدل علی أن حب آل محمد واجب.
و قال الشافعی.
یا راکبا قف بالمحصب من منی***و اهتف بساکن خیفها و الناهض
1) و لم یکن حبّه صلّی اللّه علیه و آله لها و لعلی علیه السلام و ابنیه حبا طبیعیا کحب الآباء الابناء و الاصهار، بل کان حبا ناشئا عن میز خلقی و مزیة شرعی فیهم، و یکشف عن ذلک انه صلّی اللّه علیه و آله اطلق فی حقّ فاطمة علیها السلام قوله، انه یؤذیه ما یؤذیها، و قوله فی حقّ علیّ علیه السلام: اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله. و غیر ذلک ممّا ورد فی حقهم علیهم السلام.
2) لم نجدها فی المصحف الشریف بهذا اللفظ و الموجود فی سورة الأعراف: 158: وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ.
3) النور: 63.
4) آل عمران: 31.
5) الأحزاب: 21.
سحرا إذا فاض الحجیج إلی منی***فیضا کملتطم الفرات الفائض
إن کان رفضا حب آل محمد***فلیشهد الثقلان إنی رافضی
انتهی (1).
وَ قَالَ صَاحِبُ الْکَشَّافِ زَائِداً عَلَی مَا نَقَلَهُ عَنْهُ الرَّازِیُّ رُوِیَ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: شَکَوْتُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَسَدَ النَّاسِ لِی فَقَالَ أَ مَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ رَابِعَ أَرْبَعَةٍ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَنَا وَ أَنْتَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ أَزْوَاجُنَا عَنْ أَیْمَانِنَا وَ شَمَائِلِنَا وَ ذُرِّیَّاتُنَا خَلْفَ أَزْوَاجِنَا.
وَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله حُرِّمَتِ الْجَنَّةُ عَلَی مَنْ ظَلَمَ أَهْلَ بَیْتِی وَ آذَانِی فِی عِتْرَتِی وَ مَنِ اصْطَنَعَ صَنِیعَةً إِلَی أَحَدٍ مِنْ وُلْدِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لَمْ یُجَازِهِ عَلَیْهَا فَأَنَا أُجَازِیهِ عَلَیْهَا غَداً إِذَا لَقِیَنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ.
وَ رُوِیَ أَنَّ الْأَنْصَارَ قَالُوا فَعَلْنَا وَ فَعَلْنَا کَأَنَّهُمُ افْتَخَرُوا فَقَالَ عَبَّاسٌ أَوِ ابْنُ عَبَّاسٍ لَنَا الْفَضْلُ عَلَیْکُمْ فَبَلَغَ ذَلِکَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَأَتَاهُمْ فِی مَجَالِسِهِمْ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ أَ لَمْ تَکُونُوا أَذِلَّةً فَأَعَزَّکُمُ اللَّهُ بِی قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ لَمْ تَکُونُوا ضُلَّالًا فَهَدَاکُمُ اللَّهُ بِی قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ فَلَا تُجِیبُونِی قَالُوا مَا نَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ لَا تَقُولُونَ أَ لَمْ یُخْرِجْکَ قَوْمُکَ فَآوَیْنَاکَ أَ وَ لَمْ یُکَذِّبُوکَ فَصَدَّقْنَاکَ أَ وَ لَمْ یَخْذُلُوکَ فَنَصَرْنَاکَ قَالَ فَمَا زَالَ یَقُولُ حَتَّی جَثَوْا عَلَی الرُّکَبِ وَ قَالُوا أَمْوَالُنَا وَ مَا فِی أَیْدِینَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ فَنَزَلَتِ الْآیَةُ.
و قال فی قوله تعالی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً عن السدی أنها المودة فی آل رسول الله صلی الله علیه و آله نزلت فی أبی بکر الصدیق و مودته فیهم و الظاهر العموم فی أی حسنة کانت إلا أنها لما ذکرت عقیب ذکر المودة فی القربی دل ذلک علی أنها تناولت المودة تناولا أولیا کان سائر الحسنات لها توابع انتهی کلامه زاد الله فی انتقامه. (2)
و لقد أحسن معونة إمامه حیث ذکر بعد الأخبار المستفیضة المتفق علیها بین الفریقین الدالة علی کفر إمامیه و شقاوتهما ما یدل علی براءته متفردا بذلک النقل و لا یخفی علی المنصف ظهور مودته و مودة صاحبه لأهل البیت علیهم السلام فی حیاة رسول الله صلی الله علیه و آله و بعد وفاته لا سیما فی أمر فدک و قتل فاطمة و ولدها صلی الله علیه و آله و تسلیط بنی أمیة علیهم و ما جری من الظلم بسببهما علیهم إلی ظهور صاحب العصر و لن یصلح العطار ما أفسد الدهر.
**[ترجمه]مرحوم طبرسی درباره آیه «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا» از ابن عباس نقل میکند که مردم پیامبر را بابت زیاد زن گرفتن سرزنش کردند و گفتند: اگر او پیامبر بود، مقام نبوت او را مانع از ازدواج با زنان میشد. این آیه برای همان نازل شد. و روایت شده که حضرت صادق علیه السّلام پس از خواندن همین آیه، به سینه خود اشاره کرد و فرمود: به خدا قسم ما ذریه پیغمبریم صلی اللَّه علیه و آله. - . مجمع البیان 6 : 297 -
طبرسی درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً» گفته است که در معنی این آیه اختلاف شده. یکی اینکه درباره تبلیغ رسالت، اجر و مزدی را به جز محبت و دوستی متقابل در مسائلی که موجب قرب و نزدیکی به خدا میشود درخواست نمیکنم.
دوم اینکه معنی آیه این است که جز اینکه مرا در خویشاوندی من با شما دوست بدارید و مرا حفظ کنید برای همین قرابت، در این صورت خطاب به قریش تنها خواهد بود.
سوم اینکه جز اینکه دوست بدارید خویشاوندان و عترتم را و حفظ مقام مرا نسبت به عترتم بکنید، از زین العابدین و سعید بن جبیر و عمرو بن شعیب و جماعتی نقل شده و همین معنی از حضرت باقر و صادق علیهما السلام نیز نقل گردیده. و سید ابوالحمد از حاکم حسکانی از ابن عباس نقل شده که گفت: وقتی آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً» تا آخر آیه نازل شد، گفتند: یا رسول اللَّه! این خویشاوندان کیانند که ما مأمور به مودت آنها هستیم؟ فرمود: علی و فاطمه و فرزندانشان. سید ابوالحمد از ابوالقاسم به اسناد مذکور در کتاب شواهد التنزیل، سند را به ابو امامه باهلی میرساند که گفت: پیامبر اکرم فرمود: خداوند انبیا را از درختهای مختلف آفرید، من و علی از یک درخت آفریده شدیم؛ من ریشه آن درخت و علی شاخه آن است و حسن و حسین میوههای آن و پیروان ما برگهای آن هستند. هر که به یک شاخه از شاخههای آن آویزان شود، نجات مییابد و هر که توجه ننماید، گمراه میشود. اگر بندهای خدا را بین صفا و مروه هزار سال و سپس هزار سال و سپس هزار سال پرستش کند تا مانند مشک پوسیده شود اما محبت ما را درک نکرده باشد، خداوند او را به صورت در آتش میاندازد. بعد این آیه را تلاوت کرد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» زاذان از علی علیه السّلام نقل کرد که فرمود: درباره ما آیهای در سوره آل حم است که محبت ما را کسی حفظ نمیکند، مگر هر مؤمنی. بعد همین آیه را خواند و کمیت نیز در شعر خود به همین معنی اشاره کرده است:
در سوره آل حم آیهای یافتیم برای شما که هر مؤمن پرهیزگار از ما که از ترس، مذهب خود را مخفی میدارد
و کسی که موقعیت به او اجازه آشکار نمودن مذهبش را داده، این آیه را تفسیر کرده و معنی واقعی آن را میداند. بالاخره در هر صورت راجع به مودت دو نظر است: یکی اینکه استثنای منقطع باشد، زیرا علاقه و ارادت به ائمه علیهم السّلام به وسیله دین و اسلام واجب میشود، پس دیگر پاداش رسالت نخواهد بود. نظر دوم اینکه استثنای متصل است و معنی این است که اجری از شما درخواست ندارم جز این، و به همین راضی شدم که پاداش باشد. چنان چه تو از دیگری حاجتی درخواستی میکنی، او به جای برآوردن حاجت تو یک نیکی دربارهات انجام میدهد، به او میگویی من همین نیکی تو را در حق من به جای قضای حاجتم قرار میدهم. بنابراین میتواند معنی آیه چنین باشد که پاداشی در مقابل رسالت نمیخواهم جز این و نفع آن به خود شما برگشت دارد، پس مثل این است که من پاداشی از شما نخواستهام.
ابو حمزه ثمالی در تفسیر خود از ابن عباس نقل میکند که وقتی پیامبر اکرم به مدینه آمد و اسلام را محکم کرد، انصار با یکدیگر گفتند: وقتی پیامبر اکرم وارد شد به ایشان عرض میکنیم که اموال ما در اختیار تو است، اگر پیشامدی برای تو شد، هر چه میخواهی بدون مانع و محظوری استفاده کن. این مطلب را عرض کردند و آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» نازل شد. آیه را برای آنها خواند و فرمود: خویشاوندان مرا پس از من دوست خواهید داشت. پس انصار با تسلیم نسبت به فرمان پیامبر خارج شدند. منافقان گفتند: این مطلب را از خود ساخته تا ما را نسبت به خویشاوندان خود بعد از خودش، خوار و کوچک کند. این آیه نازل شد: «أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً» {آیا میگویند بر خدا دروغی بسته است} از پی آنها فرستاد و برایشان خواند. پس گریه کردند و خیلی ناراحت شدند. بعد این آیه نازل شد: «وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ» {و اوست کسی که توبه را از بندگان خود میپذیرد} تا آخر آیه. از پی ایشان فرستاد و به آنها بشارت داد و فرمود: «وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا» - . شوری / 24 - 25 -
{و [درخواست] کسانی را که ایمان آورده اجابت میکند} و آنها کسانی هستند که تسلیم فرمان پیامبر شدند. سپس خداوند فرمود: «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً»، یعنی هر کس فرمانبرداری کند، برایش در این فرمانبرداری اضافه پاداش میدهیم به اینکه به او ثواب را واجب میکنیم.
ابو حمزه ثمالی از سدی نقل میکند که گفت: معنی «إقتراف الحسنة» مودت به آل محمد است. و این روایت ثابت شده که حسن بن علی علیهما السّلام در ضمن سخنرانی خود فرمود: من از آن خانوادهای هستم که خداوند مودت آنها را بر هر مسلمانی واجب نموده. سپس فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً.» و «إقتراف الحسنة» مودت ما اهل بیت است. اسماعیل بن عبدالخالق از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: این آیه درباره ما اهل بیت اصحاب کساء نازل شده است. (پایان گفتار طبری صاحب مجمع البیان) - . مجمع البیان 9 : 28 - 29 -
علامه در کتاب کشف الحق گفته است که جمهور در صحیحین و احمد بن حنبل نیز در مسند خود و ثعلبی در تفسیرش از ابن عباس روایت کردهاند که گفت: وقتی آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ» نازل شد، گفتند: یا رسول اللَّه! خویشاوندان شما که مودت آنها بر ما واجب شده، کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندشان و وجوب مودت، مستلزم وجوب اطاعت است. (پایان نقل قول) - . احقاق الحق: 3 -
و بیضاوی گفته است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ» از شما در مقابل تبلیغ و بشارتی که دادهام، «أَجْراً» سودی از شما «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» که دوست بدارید مرا به خاطر خویشاوندی من با شما یا خویشاوندان مرا دوست بدارید. و بعضی گفتهاند که استثناء منقطع است و معنی این است که هرگز از شما پاداشی نمیخواهم، ولی درخواست مودت را دارم و «فِی الْقُرْبی» حال از آن است.
روایت شده که وقتی این آیه نازل شد، گفته شد: یا رسول اللَّه! خویشاوندان شما کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و فرزندان آن دو. سپس فرمود: «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً» یعنی و هر کس اطاعتی را کسب کند، خصوصا محبت آل پیامبر را. - . انوار التنزیل 2 : 397 -
رازی در تفسیر کبیر خود گفته است که کلبی از ابن عباس نقل کرد که گفت: وقتی پیامبر اکرم وارد مدینه شد، برایش گرفتاریهای و حقوقی پیش میآمد، در حالی که قدرت مالی نداشت. انصار گفتند: خدا شما را به دست این مرد هدایت کرد، در حالی که او خواهرزاده شما و همسایه شما در شهرتان است. پس مقداری از اموال خود را برای او جمع کنید و این کار کردند. سپس آن را نزد او آوردند. پس پیامبر به آن را ایشان برگرداند و این آیه نازل شد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»، یعنی بر ایمان آوردن جز اینکه خویشاوندان مرا دوست بدارید، مردم را تشویق به دوستی خانواده خود نمود. سپس گفت: صاحب کشاف - . تفسیر کشاف 4 : 173 - از پیامبر اکرم نقل کرده است که فرمود: هر کس بر محبت آل محمّد از دنیا برود، شهید مرده است. بدانید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد آمرزیده است. بدانید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با توبه از دنیا رفته. بدانید و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، با ایمان کامل از دنیا رفته. بدانید و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، ملک الموت به او بشارت بهشت میدهد، بعد از او منکر و نکیر. بدانید و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، او را به بهشت میبرند، مانند عروسی که به خانه شوهرش میرود. بدانید و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، دو در برای او در قبرش به بهشت گشوده میشود. بدانید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، خداوند قبر او را جایگاه زیارت ملائکه رحمت قرار میدهد. بدانید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد، بر سنت پیامبر و جماعت مرده. بدانید هر کس با کینه آل محمّد بمیرد، روز قیامت که میآید بر پیشانی او نوشته شده است: «مأیوس از رحمت خداست.» بدانید هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد، کافر از دنیا رفته است. بدانید هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.
اینها مطالبی بود که صاحب کشاف نقل کرد و من میگویم آل محمّد کسانی هستند که نسبتشان به پیامبر اکرم بازمیگردد. کسانی که نسبتشان به پیغمبر شدیدتر و کاملتر باشد، ایشان آل هستند. و شکی نیست در اینکه فاطمه و علی و حسن و حسین انتسابشان به پیامبر بسیار زیاد بود. این مطلبی آشکار و متواتر است. پس ثابت شد که آنها آل پیامبرند. و نیز مردم در معنی «آل» اختلاف کردهاند. پس گفته شده که آنها خویشاوندان هستند. و گفته شده که آنها امت او هستند. اگر آل را بر خویشاوندان حمل کنیم، باز ایشان آل هستند و اگر آن را بر امتی که دعوت پیامبر را پذیرفتهاند، حمل کنیم، آنها نیز آل هستند. پس ثابت شد که بنا بر همه فرضها، آنها آل هستند. اما اینکه آیا دیگران مشمول لفظ آل میشوند یا نه؟ این مسأله اختلافی است. پس این مطلب ثابت شد که در هر صورت آنها آل محمّدند. صاحب کشاف روایت کرده که چون این آیه نازل شد، عرض کردند: یا رسول اللَّه! این خویشاوندان شما که مودتشان بر ما واجب شده، کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندشان. - . تفسیر کشاف 4 : 172 -
پس ثابت شد که این چهار نفر خویشاوندان پیامبرند. وقتی این ثابت شود، لازم میآید که اینها امتیاز احترام بیشتری داشته باشند و بر این مطلب وجوهی دلالت میکند: اول آیه «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، کیفیت استدلال به این آیه گذشت.
دوم وقتی ثابت شد که پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فاطمه زهرا را دوست میداشت و فرمود: «فاطمه پاره تن من است، مرا اذیت میکند آنچه او را اذیت کند.» و با نقل متواتر از محمد صلّی اللَّه علیه و آله ثابت شد که او علی و حسن و حسین را دوست میداشت و وقتی این ثابت شد، بر تمام امت نیز مثل همین واجب میشود، به دلیل آیه «فَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» - . با این لفظ در قرآن آن را نیافتیم و آنچه که در قرآن است این آیه است: «وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» (اعراف / 158) - و آیه «فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ» - . نور / 63 -
{پس کسانی که از فرمان او تمرد میکنند بترسند.} و آیه «إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» - . آل عمران / 31 -
{بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد.} و آیه «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ» - . احزاب / 21 - {قطعا برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست برای آن کس که به خدا امید دارد.}
سوم دعا برای آل پیامبر مقام عظیمی است و به همین جهت این دعا را در آخر تشهد نمازها قرار داده که این است: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد» این مقام در حق غیر آل نیست. تمام اینها دلیل است که محبت خاندان پیامبر واجب است.
شافعی گفته است:
ای سواره در محصب (مکان جمع کردن سنگ ریزه برای رمی جمرات) از منی بایست و بر ساکن و ایستاده در مسجد خیفش فریاد بزن
در سحر هنگامی که حاجیان حرکت میکنند به سوی منی حرکتی مانند تلاطم فرات خروشان:
اگر دوستی آل محمّد رفض و ترک دین است پس جن و انس گواه هستند که من رافضی هستم؟ (پایان نقل قول)
صاحب کشاف علاوه بر آنچه رازی از او نقل میکند، گفته است: از علی علیه السّلام روایت شده که فرمود: به حضرت رسول شکایت کردم که مردم نسبت به من حسادت میکنند. فرمود: راضی نیستی از اینکه چهارمی این چهار نفر باشی؟ اول کسی که وارد بهشت میشود من و تو و حسن و حسین هستیم، همسران ما از طرف راست و چپ ما هستند و ذریه ما پشت سر همسران ما قرار دارند.
از پیامبر اکرم نقل شده که فرمود: بهشت حرام شده است بر هر کسی که بر اهل بیت من ستم روا دارد و مرا در مورد عترتم بیازارد. هر کس یک نیکی به اولاد عبدالمطلب بنماید و پاداش آن را به او نداد، من فردا پاداش او را میدهم، وقتی که مرا در روز قیامت ملاقات نماید.
روایت شده که انصار گفتند: ما چنین و چنان کردیم، گویا افتخار کردند. عباس یا ابن عباس گفت: ما بر شما برتری داریم. این خبر به پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله رسید. پس به مجلس انصار وارد شد و به آنها فرمود: ای انصار! مگر شما خوار نبودید که خداوند به وسیله من به شما عزت بخشید؟ گفتند: آری یا رسول الله! فرمود: مگر گمراه نبودید که خدا به وسیله من شما را هدایت کرد؟ گفتند: آری یا رسول اللَّه! فرمود: شما چرا جواب مرا نمیدهید؟ عرض کردند: چه بگوییم یا رسول الله؟ فرمود: آیا نمیگویید قومت تو را از خانه بیرون نکردند و ما پناهت دادیم یا آیا آنها تو را تکذیب نکردند و ما تو را تصدیق نمودیم؟ یا آنها تو را خوار ننمودند و ما یاریات کردیم؟ گفت: پیوسته از همین سخنان میفرمود تا اینکه انصار از جای جستند و بر زانو نشستند و گفتند: یا رسول اللَّه! اموال و هر چه داریم برای خدا و پیامبر است. پس این آیه نازل شد.
درباره آیه «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً» از سدی نقل میکند: آن حسنه که در آیه فرمود، مودت با آل پیامبر است. این آیه درباره ابوبکر صدیق و علاقه او به آل پیامبر نازل گردید. ظاهر آیه شامل عموم در هر حسنهای میشود، اما چون پس از مودت درباره اولاد پیامبر ذکر شده، دلالت میکند که در درجه اول این حسنه مودت را شامل میشود، گویا سایر کارهای نیک تابع آن هستند. سخنان این مرد تمام شد خدا انتقامش را زیاد کند درباره او. - . تفسیر کشاف 4 : 172 - 173 -
از پیشوای خود خوب دفاع کرد، زیرا پس از اخبار زیادی که بین شیعه و اهل سنت اجماعی است و بر کفر و شقاوت دو پیشوای او دلالت دارد، سخنی را نقل کرد که دلیل بر برائت اوست، اما این روایت را فقط او نقل کرده است. و بر هیچ منصفی پوشیده نیست ظهور مودت او و رفیقش نسبت به اهل بیت پیامبر در زمان حیات پیامبر و بعد از وفات آن جناب، خصوصا در جریان فدک و کشتن فاطمه زهرا و فرزندش و مسلط کردن بنی امیه بر آنها و آن ظلمی که به سبب این دو بر ایشان وارد شد، تا ظهور صاحب الزمان علیه السلام «و لن یصلح العطار ما افسد الدهر»، و عطار هرگز اصلاح نمیکند آنچه را که روزگار فاسدش کرده است.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ وَ ذَلِکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَأَلَ قَوْمَهُ أَنْ یَوَدُّوا أَقَارِبَهُ وَ لَا یُؤْذُوهُمْ وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَهُوَ لَکُمْ یَقُولُ ثَوَابُهُ لَکُمْ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ» - . سبأ / 47 - {بگو هر مزدی که از شما خواستم آن از خودتان} نقل کرد که پیامبر اکرم از امتش خواسته بود که خویشاوندانش را دوست بدارند و آنها را اذیت نکنند، اما کلامش «فَهُوَ لَکُمْ» میگوید ثواب آن برای شما است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 541 -
**[ترجمه]
قال البیضاوی قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ أی شیء سألتکم من أجر الرسالة (2)فَهُوَ لَکُمْ و المراد نفی السؤال فإنه جعل التنبی مستلزما لأحد الأمرین إما الجنون و إما توقع نفع دنیوی علیه لأنه إما أن یکون لغرض أو غیره و أیا ما کان یلزم أحدهما ثم نفی کلا منها و قیل ما موصولة مرادا بها ما سألهم بقوله ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبِیلًا و قوله لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی و اتخاذ السبیل ینفعهم و قرباه قرباهم (3).
**[ترجمه]بیضاوی درباره «قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ» گفته است: یعنی اگر چیزی در مقابل رسالت خود از شما خواستم، مال خودتان باشد. یعنی هیچ چیز از شما تقاضا نکردم، زیرا او پیامبری را مستلزم یکی از دو چیز دانسته: یا جنون یا توقع نفع دنیوی بر رسالت. چون چنین کاری یا از غرض و هدفی سر چشمه میگیرد یا بدون هدف است و هر کدام که باشد، مستلزم یکی از این دو است. بعد هر دو را نفی میکند. بعضی گفتهاند «ما» موصوله است و منظور از آن این است که آنچه از ایشان درخواست کرده با آیه «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبِیلًا» - . فرقان / 57 -
{بر این [رسالت] اجری از شما طلب نمیکنم جز اینکه هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [در پیش] گیرد.} و آیه «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، و در پیش گرفتن راه به نفع آنها است و خویشاوندان پیامبر، خویشاوندان آنها هستند. - . انوار التنزیل 2 : 294 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد الطَّیَالِسِیُّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِلْأَحْوَلِ أَتَیْتَ الْبَصْرَةَ قَالَ نَعَمْ قَالَ کَیْفَ رَأَیْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ فِی هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِیلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا ذَلِکَ وَ إِنَّ ذَلِکَ لَقَلِیلٌ فَقَالَ عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَی کُلِّ خَیْرٍ قَالَ مَا یَقُولُ أَهْلُ الْبَصْرَةِ فِی هَذِهِ الْآیَةِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُمْ
یَقُولُونَ إِنَّهَا لِقَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ قَالَ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ أَصْحَابِ الْکِسَاءِ (1).
قب، المناقب لابن شهرآشوب عن إسماعیل مثله (2)
کا، الکافی محمد بن یحیی عن ابن عیسی عن علی بن الحکم عن ابن عبد الخالق مثله (3).
**[ترجمه]قرب الاسناد: اسماعیل بن عبدالخالق گفت: حضرت صادق علیه السلام به احول فرمود: آیا به بصره آمدهای؟ جواب داد آری. فرمود: چگونه یافتی سرعت گرفتن مردم درباره امامت و داخل شدنشان در آن را؟ گفت: به خدا قسم ایشان گروهی اندکند که این کار را کردهاند، اما آن اندک است. فرمود: توجه به جوانان داشته باش که ایشان در کارهای نیک شتاب بیشتری دارند. فرمود: عقیده اهل بصره در مورد این آیه چیست «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»؟ جواب داد: فدایت شوم! آنها میگویند مخصوص خویشاوندان و اهل بیت پیامبر است. فرمود: درباره ما اهل بیت نازل شده، حسن و حسین و علی و فاطمه همان اصحاب کساء علیهم السّلام. - . قرب الاسناد: 60 - 61 -
مناقب ابن شهر آشوب: از اسماعیل همین روایت را نقل کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب -
روضه کافی: از ابن عبدالخالق همین روایت را نقل کرده است. - . روضه کافی: 93 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد هَارُونُ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ عَنْ آبَائِهِ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ لِی عَلَیْکُمْ فَرْضاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ قَالَ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ مِنْهُمْ فَانْصَرَفَ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ قَامَ فِیهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِکَ ثُمَّ قَامَ فِیهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِکَ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ أَحَدٌ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَا مَطْعَمٍ وَ لَا مَشْرَبٍ قَالُوا فَأَلْقِهِ إِذاً قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ عَلَیَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالُوا أَمَّا هَذِهِ فَنَعَمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَوَ اللَّهِ مَا وَفَی بِهَا إِلَّا سَبْعَةُ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْکِنْدِیُّ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ وَ مَوْلًی لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُقَالُ لَهُ الثُّبَیْتُ وَ زَیْدُ بْنُ أَرْقَمَ (4).
**[ترجمه]قرب الاسناد: ابن صدقه گفت: حضرت صادق از آباء گرام خود برای ما نقل کرد که وقتی این آیه بر پیامبر نازل شد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، پیامبر اکرم برخاست و فرمود: ای مردم! خداوند برای من چیزی را بر شما واجب کرده است، آیا آن را به جا میآورید؟ فرمود: کسی جوابش را نداد. پیامبر اکرم رفت. فردا دو مرتبه میان ایشان ایستاد و حرف روز قبل را تکرار نمود. روز سوم نیز همین کار را تکرار کرد، هیچ کس جواب نداد. آنگاه فرمود: ای مردم! آنچه برای من واجب شد از جنس طلا و نقره نیست و نه خوراکی و آشامیدنی است. گفتند: بفرمایید چیست. فرمود: خداوند این آیه را بر من نازل نموده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» گفتند: این را قبول داریم. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: به خدا قسم راجع به این تعهد هیچ کدام وفا نکردند، مگر هفت نفر: سلمان، ابوذر، عمار، مقداد بن اسود کندی، جابر بن عبداللَّه انصاری، غلام پیامبر که ثبیت نام داشت و زید بن ارقم. - . قرب الاسناد: 38 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ اللَّیْثِیِّ عَنْهُ علیه السلام مِثْلَهُ (5).
**[ترجمه]اختصاص: ابوالحسن لیثی از امام صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . اختصاص: 63 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ
أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِهِ قَالَ جَاءَتِ الْأَنْصَارُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالُوا إِنَّا قَدْ آوَیْنَا وَ نَصَرْنَا فَخُذْ طَائِفَةً مِنْ أَمْوَالِنَا فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَی مَا نَابَکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی النُّبُوَّةِ إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ قَالَ أَ لَا تَرَی أَنَّ الرَّجُلَ یَکُونُ لَهُ صَدِیقٌ وَ فِی نَفْسِ ذَلِکَ الرَّجُلِ شَیْءٌ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ فَلَا یَسْلَمُ صَدْرُهُ فَأَرَادَ اللَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ فِی نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله شَیْءٌ عَلَی أُمَّتِهِ فَفَرَضَ عَلَیْهِمُ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی فَإِنْ أَخَذُوا أَخَذُوا مَفْرُوضاً وَ إِنْ تَرَکُوا تَرَکُوا مَفْرُوضاً قَالَ فَانْصَرَفُوا مِنْ عِنْدِهِ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ عَرَضْنَا عَلَیْهِ أَمْوَالَنَا فَقَالَ قَاتِلُوا عَنْ أَهْلِ بَیْتِی مِنْ بَعْدِی وَ قَالَتْ طَائِفَةٌ مَا قَالَ هَذَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ جَحَدُوهُ وَ قَالُوا کَمَا حَکَی اللَّهُ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ قَالَ لَوِ افْتَرَیْتُ وَ یَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ یَعْنِی یُبْطِلُهُ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَعْنِی بِالْأَئِمَّةِ وَ الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ثُمَّ قَالَ وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ إِلَی قَوْلِهِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ یَعْنِی الَّذِینَ قَالُوا الْقَوْلُ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ قَالَ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ (1)وَ قَالَ أَیْضاً قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ أَجْرُ النُّبُوَّةِ أَنْ لَا تُؤْذُوهُمْ وَ لَا تَقْطَعُوهُمْ وَ لَا تُغْضِبُوهُمْ (2)وَ تَصِلُوهُمْ وَ لَا تَنْقُضُوا الْعَهْدَ فِیهِمْ لِقَوْلِهِ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ (3)قَالَ جَاءَ الْأَنْصَارُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالُوا إِنَّا قَدْ نَصَرْنَا وَ فَعَلْنَا فَخُذْ مِنْ أَمْوَالِنَا مَا شِئْتَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بَعْدَ ذَلِکَ مَنْ حَبَسَ أَجِیراً أَجْرَهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا وَ هُوَ مَحَبَّةُ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (4)ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ
حَسَنَةً وَ هِیَ إِقْرَارُ الْإِمَامَةِ لَهُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ وَ بِرُّهُمْ وَ صِلَتُهُمْ نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً أَیْ نُکَافِئْ عَلَی ذَلِکَ بِالْإِحْسَانِ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: محمّد بن مسلم گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» میفرمود: یعنی درباره اهل بیت پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله. فرمود: انصار خدمت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله رسیدند و گفتند: ما پناه دادیم و یاری نمودیم، پس مقداری از اموال ما را بگیر و در راه آنچه که برای تو گرفتاری ایجاده کرده، یاری بگیر. خداوند این آیه را نازل نمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»، یعنی بر نبوت «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، یعنی درباره اهل بیتش. سپس فرمود: مگر نمیبینی که شخصی دوستی دارد و در دل او چیزی نسبت به خانوادهاش است. پس بدون اینکه آن را برای دوستش آشکار کند، سینهاش آرام نمیشود. خداوند خواست در دل پیامبر چیزی نسبت به امتش باقی نماند. پس مودت به خویشاوندان پیامبر را بر آنها واجب کرد. اگر انجام دهند، واجبی را انجام دادهاند و اگر ترک کنند، واجبی را ترک کردهاند. فرمود: از خدمت پیامبر اکرم مرخص شدند. بعضی میگفتند: ما اموال خود را به ایشان تقدیم کردیم، اما پیغمبر فرمودند در پشتیبانی از از اهل بیتم پس از من به جنگ پردازید. گروه دیگری گفتند: این حرف را پیامبر اکرم نفرمود و انکار نکردند، همان حرفی را که خداوند از ایشان حکایت کرده، گفتند «أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً.» خداوند فرموده است: «فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ» گفت اگر افترا ببندی «وَ یَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ» یعنی باطل میکند آن را «وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ»، یعنی به وسیله ائمه علیهم السّلام و قائم آل محمّد، «إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» {آیا میگویند بر خدا دروغی بسته است، پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مینهد و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا میکند اوست که به راز دلها داناست.} سپس فرمود: «وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ» {و اوست کسی که توبه را از بندگان خود میپذیرد} تا «وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» {و از فضل خویش به آنان زیاده میدهد.} یعنی کسانی که گفتند حرف فرمایش پیامبر است. سپس فرمود: «وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ» - . شوری / 24 - 26 -
{و[لی] برای کافران عذاب سختی خواهد بود.} و نیز فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» فرمود: پاداش و اجر رسالت این است که بستگان پیامبر را نیازارید و با ایشان قطع رابطه ننمایید و خشم نگیرید و با ایشان ارتباط داشته باشید و پیمان خویش را درباره آنها نقض نکنید، به دلیل این آیه «وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» - . رعد / 21 - {و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده میپیوندند.} فرمود: انصار خدمت پیامبر اکرم آمدند و گفتند: ما یاری کردیم و وظیفه خویش را انجام دادیم، هر چه مایلی از اموال ما بگیر. خداوند این آیه را نازل نمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، یعنی درباره اهل بیتش. آنگاه پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله بعد از آن فرمود: هر کس اجرت اجیری را نپردازد، لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر او است و خدا هیچ توبه و فدیهای را از او در روز قیامت نخواهد پذیرفت. این همان محبت آل محمّد است. سپس فرموده: «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً»، منظور از این «حسنه»، اقرار به امامت ایشان و احسان به ایشان و نیکی به آنها و رابطه با آنها است. «نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» یعنی جزای او را با احسان جبران میکنیم. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 601 -602 -
**[ترجمه]
قوله و فی نفس ذلک الرجل شیء أقول یحتمل وجهین.
الأول أن یکون المراد بالرجل الثانی هو الرجل الأول أی لا یسلم صدره بدون أن یظهر ما فی صدره لأهل بیته عند صدیقه و کان الرسول صلی الله علیه و آله فی صدره أن یکلفهم (2)بمودة أهل بیته و لم یکن یظهر ذلک حیاء فأراد الله تعالی أن لا یکون ذلک فی نفسه فیکون نقصا للأمة فأظهره الله تعالی.
و الثانی أن یکون المراد بالرجل ثانیا الصدیق أی فی نفس الصدیق حقد علی أهل بیته فلم یسلم صدر الرجل للصدیق فأراد أن تطیب نفسه صلی الله علیه و آله علی أمته فکلفهم بذلک و لعل الأول أظهر لفظا و لکن سیأتی ما یؤید الثانی فلا تغفل قوله ما قال هذا رسول الله صلی الله علیه و آله لعل الطائفة غیر السامعین منه صلی الله علیه و آله و فی بعض النسخ قال بدون ما و فی بعضها ما قال هذا إلا رسول الله و علی التقدیرین المعنی أنه قال هذا من عند نفسه.
**[ترجمه]عبارت «و فی نفس ذلک الرجل» میگویم: دو وجه درآن است: اول اینکه منظور از «الرجل» دوم همان «الرجل» اول است، یعنی دل او آرام نمیشود مگر اینکه آنچه را که در دل نسبت به خانواده اش است در نزد دوستش آشکار کند و در دل رسول خدا هم این بود که آنها را به مودت اهل بیتش مکلف کند، ولی به خاطر حیا آن را اظهار نکرد. پس خدا خواست که آن در دلش نباشد که نقصی بر امتش باشد، لذا آن را اظهار کرد. دوم اینکه منظور از «الرجل» دوم، صدیق باشد، یعنی در دل آن دوست کینهای نسبت به خانوادهاش بود که دل آن مرد نسبت به دوستش آرام نبود، پس خواست که خود را نسبت به امتش آسوده خاطر کند، لذا آنها را به مودت اهل بیتش تکلیف کرد. و شاید اولی از جهت لفظ اظهر باشد، ولی چیزی خواهد آمد که مؤید وجه دوم باشد، پس غفلت نکن. عبارت «ما قال هذا رسول الله» شاید منظور گروهی است که آن را از پیامبر نشنیدند و در بعضی نسخهها «قال» بدون «ما» است و در بعضی نسخهها این گونه آمده: «ما قال هذا الا رسول الله» و بنا بر هر دو تقدیر، معنی این است که این را از جانب خود گفته است.
**[ترجمه]
سن، المحاسن أَبِی عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا یُحِبُّ الرَّجُلَ وَ یُبْغِضُ وُلْدَهُ فَأَبَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا أَنْ یَجْعَلَ حُبَّنَا مُفْتَرَضاً أَخَذَهُ مَنْ أَخَذَهُ وَ تَرَکَهُ مَنْ تَرَکَهُ وَاجِباً فَقَالَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی (3).
**[ترجمه]محاسن: محمد بن مسلم گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: همانا شخص مردی را دوست دارد و فرزندش را دشمن میدارد. پس خداوند امتناع ورزید، مگر اینکه حب ما را واجب قرار دهد. هر کس آن را گرفت، گرفت و هر کس آن را ترک کرد، واجبی را ترک کرده است. فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» - . محاسن / 144 -
**[ترجمه]
سن، المحاسن ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُسْتَنِیرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ هِیَ وَ اللَّهِ فَرِیضَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَی الْعِبَادِ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فِی أَهْلِ بَیْتِهِ (4).
**[ترجمه]محاسن: سلام بن مستنیر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام راجع به این آیه پرسیدم: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» فرمود: این آیه به خدا قسم واجبی است از جانب خدا بر بندگان برای محمّد درباره اهل بیتش. - . محاسن -
**[ترجمه]
سن، المحاسن الْهَیْثَمُ بْنُ النَّهْدِیِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ الْقَصِیرِ عَنْ حَجَّاجٍ الْخَشَّابِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لِأَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ مَا یَقُولُ مَنْ عِنْدَکُمْ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ کَانَ الْحَسَنُ الْبَصْرِیُّ یَقُولُ فِی أَقْرِبَائِی مِنَ الْعَرَبِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَکِنِّی أَقُولُ لِقُرَیْشٍ الَّذِینَ عِنْدَنَا هَاهُنَا خَاصَّةً (1)فَیَقُولُونَ هِیَ لَنَا وَ لَکُمْ عَامَّةً فَأَقُولُ خَبِّرُونِی عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله إِذَا نَزَلَتْ بِهِ شَدِیدَةٌ مَنْ خَصَّ بِهَا أَ لَیْسَ إِیَّانَا خَصَّ بِهَا حِینَ أَرَادَ أَنْ یُلَاعِنَ أَهْلَ نَجْرَانَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام وَ یَوْمَ بَدْرٍ قَالَ لِعَلِیٍّ علیه السلام وَ حَمْزَةَ وَ عُبَیْدَةَ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ فَأَبَوْا یُقِرُّونَ لِی أَ فَلَکُمُ الْحُلْوُ وَ لَنَا الْمُرُّ (2).
**[ترجمه]محاسن: حجاج خشاب گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که درباره آیه شریفه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» به ابو جعفر احول میفرمود: کسانی که نزد شما هستند چه میگویند؟ گفت: حسن بصری میگفت درباره خویشاوندان من از عرب است. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ولی من به قریش میگویم که این آیه اختصاص به کسانی دارد که در اینجا نزد مایند. آنها میگویند هم مال ما است و هم شما. من میگویم به من بگویید وقتی برای پیامبر اکرم پیشامدی میکرد، چه کسی را انتخاب مینمود؟ مگر زمانی که خواست اهل نجران را لعنت کند ما را انتخاب ننمود؟ دست علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را گرفت و برد و در جنگ بدر به علی و حمزه و عبیدة بن حارث گفت. فرمود: آنها امتناع کردند که اقرار به نفع من کنند. آیا شیرین برای شماست ولی تلخی برای ما؟ - . محاسن: 144 - 145 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام الذین عندنا أی نحن نقول لقریش المراد بالقربی الجماعة الذین عندنا أی أهل البیت علیهم السلام خاصة (3)فیقولون أی قریش قوله فأبوا یقرون لی أی بعد إتمام الحجة علیهم فی ذلک بما ذکرنا أبوا عن قبوله و فی بعض النسخ فأتوا بقرون لهم أی أتوا جمعا من المشرکین و أتوا برءوسهم أو القرون کنایة عن شجعانهم و رؤسائهم.
**[ترجمه]سخن امام «الذین عندنا» یعنی ما به قریش میگوییم، منظور از «قربی»، جماعتی است که نزد ماست، یعنی فقط اهل بیت علیهم السّلام. «فیقولون» یعنی قریش. عبارت «فأبوا یقرّون لی» یعنی پس از اتمام حجت بر آنها درباره آن به آنچه که ذکر کردیم، از پذیرش آن امتناع ورزیدند و در بعضی نسخهها «فأتوا بقرون لهم» است، یعنی پیش جمعی از مشرکین آمدند و رؤسای خود را آوردند یا «القرون» کنایه از شجاعان و رؤسای آنهاست.
**[ترجمه]
سن، المحاسن الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ عَلِیٍّ الْخَزَّازُ عَنْ مُثَنًّی الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ نَعَمْ هُمُ الْأَئِمَّةُ الَّذِینَ لَا یَأْکُلُونَ الصَّدَقَةَ وَ لَا تَحِلُّ لَهُمْ (4).
**[ترجمه]محاسن: عبداللَّه بن عجلان گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» پرسیدم. فرمود: آری، آنها همان ائمه هستند که از صدقه استفاده نمیکنند و بر آنها حلال نیست. - . محاسن: 145 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْکُوفِیُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ یُوسُفَ الْأَوْدِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَقِیلٍ عَنْ جَابِرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی حَائِطٍ مِنْ حِیطَانِ بَنِی حَارِثَةَ إِذْ جَاءَ جَمَلٌ
أَجْرَبُ أَعْجَفُ حَتَّی سَجَدَ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قُلْنَا لِجَابِرٍ أَنْتَ رَأَیْتَهُ قَالَ نَعَمْ رَأَیْتُهُ وَاضِعٌ جَبْهَتَهُ (1)بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ یَا عُمَرُ إِنَّ هَذَا الْجَمَلَ قَدْ سَجَدَ لِی وَ اسْتَجَارَ بِی فَاذْهَبْ فَاشْتَرِهِ وَ أَعْتِقْهُ وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ عَلَیْهِ سَبِیلًا قَالَ فَذَهَبَ عُمَرُ فَاشْتَرَاهُ وَ خَلَّی سَبِیلَهُ ثُمَّ جَاءَ إِلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا بَهِیمَةٌ یَسْجُدُ لَکَ فَنَحْنُ أَحَقُّ أَنْ نَسْجُدَ لَکَ سَلْنَا عَلَی مَا جِئْتَنَا بِهِ مِنَ الْهُدَی أَجْراً سَلْنَا عَلَیْهِ عَمَلًا فَقَالَ صلی الله علیه و آله لَوْ کُنْتُ آمُرُ أَحَداً أَنْ یَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا فَقَالَ جَابِرٌ فَوَ اللَّهِ مَا خَرَجْتُ حَتَّی نَزَلَتِ الْآیَةُ الْکَرِیمَةُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جابر گفت: ما در خدمت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله در یکی از باغهای بنی حارثه بودیم. شتری آمد گر و لاغر تا اینکه بر پیامبر اکرم سر به سجده نهاد. ما به جابر گفتیم: تو دیدی آن را؟ گفت: آری، دیدم که در مقابل پیامبر پیشانی بر زمین نهاده بود. پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: عمر! این شتر برای من سجده نمود و به من پناهنده شد. برو او را خریداری کن و آزادش نما و کسی را بر او مسلط نکن. عمر شتر را خرید و رهایش کرد. سپس خدمت پیامبر اکرم رسید و عرض کرد: این که یک حیوان است برای شما سجده کرد، ما سزاوارتریم که برای تو سجده کنیم. از ما پاداشی بخواه در مقابل هدایتی که برای ما را آوردی، در مقابل آن عملی از ما بخواه. پیامبر اکرم فرمود: اگر بنا بود دستور سجده برای احدی بدهم، دستور میدادم زن برای شوهر خود سجده کند. جابر گفت: به خدا قسم خارج نشدیم تا اینکه این آیه نازل شد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» - . تفسیر فرات: 143 - 144 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ أَخْبَرَنَا شَرِیکٌ عَنْ إِسْحَاقَ قَالَ عَمْرُو بْنُ شُعَیْبٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ قَرَابَتُهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عمرو بن شعیب درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» گفت: منظور خویشاوندان او از اهل بیتش است. - . تفسیر فرات: 144 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ خَلَفٍ الْعَطَّارِ عَنِ الْحُسَیْنِ الْأَشْقَرِ عَنْ قَیْسِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتِ الْآیَةُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُکَ الَّذِینَ افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْنَا مَوَدَّتَهُمْ قَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ وُلْدُهُمَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ یَقُولُهَا (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابن عباس گفت: وقتی این آیه نازل شد «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، گفتم: یا رسول الله! خویشاوندان شما کیانند که مودت آنها بر ما واجب است؟ فرمود: علی و فاطمه و فرزندانشان. و این سخن را سه مرتبه تکرار کرد. - . تفسیر فرات: 144 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَکِیمٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ نَزْعُمُ أَنَّهَا قَرَابَةُ مَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ وَ تَزْعُمُ قُرَیْشٌ أَنَّهَا قَرَابَةُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُمْ وَ کَیْفَ یَکُونُ هَذَا وَ قَدْ أَنْبَأَ اللَّهُ أَنَّهُ مَعْصُومٌ (5).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عباد بن عبداللَّه بن حکیم گفت: خدمت جعفر بن محمّد علیهما السّلام بودم. مردی از این آیه سؤال کرد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» فرمود: ما عقیده داریم که همان خویشاوندی بین ما و آنها است و قریش مدعی است که خویشاوندی بین آنها و پیامبر است. مگر حرف قریش میتواند صحیح باشد، با اینکه خداوند خبر داده که تو را از شر قریش نگه میدارم؟ - . تفسیر فرات: 144 -
**[ترجمه]
کأن المعنی (1)أنه کیف تکون مودة قریش واجبة علی الناس و قد کان فیهم قوم یخاف منهم الرسول فی تبلیغ ما أنزل إلیه حتی أخبر الله أنه معصوم من شرهم فقال وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ (2).
**[ترجمه]گویا معنی این است که چگونه مودت قریش بر مردم واجب است؟ در حالی که در بین آنها گروهی بودند که پیامبر در تبلیغ آنچه که بر او نازل شده بود، از آنها میترسید، تا اینکه خدا به او خبر داد که از شر ایشان در امان است، و فرمود «وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» - . مائده / 67 -
{و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه میدارد.}
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَبْدُ السَّلَامِ بْنُ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَارِثِ الْهَاشِمِیِّ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ سِنَانٍ الْبَاهِلِیِّ عَنْ أَبِی جَرِیحٍ (3)عَنْ عطا (عَطَاءِ) بْنِ أَبِی رَبَاحٍ قَالَ: قُلْتُ لِفَاطِمَةَ بِنْتِ الْحُسَیْنِ أَخْبِرِینِی جُعِلْتُ فِدَاکِ بِحَدِیثٍ أُحَدِّثُ وَ أَحْتَجُّ بِهِ عَلَی النَّاسِ قَالَتْ أَخْبَرَنِی أَبِی أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله کَانَ نَازِلًا بِالْمَدِینَةِ وَ أَنَّ مَنْ أَتَاهُ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ کَانُوا یَنْزِلُونَ عَلَیْهِ فَأَرَادَتِ الْأَنْصَارُ أَنْ یَفْرِضُوا لِرَسُولِ اللَّهِ فَرِیضَةً یَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی مَنْ أَتَاهُ فَأَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ قَالُوا قَدْ رَأَیْنَا مَا یَنُوبُکَ مِنَ النَّوَائِبِ وَ إِنَّا أَتَیْنَاکَ لِنَفْرِضَ لَکَ مِنْ أَمْوَالِنَا فَرِیضَةً تَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی مَنْ أَتَاکَ قَالَ فَأَطْرَقَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله طَوِیلًا ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ إِنِّی لَمْ أُؤْمَرْ أَنْ آخُذَ مِنْکُمْ عَلَی مَا جِئْتُمْ بِهِ شَیْئاً فَانْطَلِقُوا وَ إِنْ أُمِرْتُ بِهِ أَعْلَمْتُکُمْ (4)قَالَ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّکَ قَدْ سَمِعَ مَقَالَةَ قَوْمِکَ وَ مَا عَرَضُوا عَلَیْکَ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ (5)عَلَیْهِمْ فَرِیضَةً قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَخَرَجُوا وَ هُمْ یَقُولُونَ مَا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَّا أَنْ یَذِلَّ لَهُ النَّاسُ وَ تَخْضَعَ لَهُ الرِّقَابُ (6)مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ لِبَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ قَالَ فَبَعَثَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إِلَی عَلِیِ
1) او المعنی کیف تکون هذه المزعمة صحیحة و قد أنبأ اللّه ان قرباه معصوم، و اشار بذلک الی قوله تعالی: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.
2) المائدة: 67.
3) هکذا فی الکتاب و مصدره، و هو مصحف و الصحیح: «ابن جریج» بالجیم، و هو کنیة لعبد الملک بن عبد العزیز بن جریج الاموی مولاهم المکی.
4) فی المصدر: فانطلقوا فانی لم اؤمر بشیء، و ان امرت به اعلمتکم.
5) فی المصدر: و قد أنزل اللّه.
6) فی المصدر: الا ان یذل له الأشیاء و یخضع له الرقاب.
بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام أَنِ اصْعَدِ الْمِنْبَرَ وَ ادْعُ النَّاسَ إِلَیْکَ ثُمَّ قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ (1)مَنِ انْتَقَصَ أَجِیراً أَجْرَهُ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ مَنِ انْتَمَی إِلَی غَیْرِ مَوَالِیهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَمَنِ انْتَفَی مِنْ وَالِدَیْهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ قَالَ فَقَامَ رَجُلٌ وَ قَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ مَا لَهُنَّ مِنْ تَأْوِیلٍ فَقَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ ثُمَّ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَیْلٌ لِقُرَیْشٍ مِنْ تَأْوِیلِهِنَّ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ (2)ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ انْطَلِقْ فَأَخْبِرْهُمْ أَنِّی أَنَا الْأَجِیرُ الَّذِی أَثْبَتَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُ مِنَ السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ فَلَمَّا اجْتَمَعُوا قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ عَلِیّاً أَوَّلُکُمْ إِیمَاناً بِاللَّهِ وَ أَقْوَمُکُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ أَوْفَاکُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَعْلَمُکُمْ بِالْقَضِیَّةِ وَ أَقْسَمُکُمْ بِالسَّوِیَّةِ وَ أَرْحَمُکُمْ بِالرَّعِیَّةِ وَ أَفْضَلُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ مَزِیَّةً (3)ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مَثَّلَ لِی أُمَّتِی فِی الطِّینِ وَ عَلَّمَنِی أَسْمَاءَهُمْ کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَیَّ فَمُرَّ بِی أَصْحَابُ الرَّایَاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ وَ سَأَلْتُ رَبِّی أَنْ تَسْتَقِیمَ أُمَّتِی عَلَی عَلِیٍّ مِنْ بَعْدِی فَأَبَی إِلَّا أَنْ یُضِلَّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِیَ مَنْ یَشَاءُ ثُمَّ ابْتَدَأَنِی رَبِّی فِی عَلِیٍّ علیه السلام بِسَبْعِ خِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهُنَّ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَإِنَّهُ یَذُودُ (4)أَعْدَاءَهُ عَنْ حَوْضِی کَمَا تَذُودُ الرُّعَاةُ غَرِیبَةَ الْإِبِلِ وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَإِنَّ مِنْ فُقَرَاءِ شِیعَةِ عَلِیٍّ علیه السلام لَیُشَفَّعُ فِی مِثْلِ رَبِیعَةَ وَ مُضَرَ وَ أَمَّا الرَّابِعَةُ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یَقْرَعُ بَابَ الْجَنَّةِ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا الْخَامِسَةُ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یُزَوَّجُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا السَّادِسَةُ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یُسْقَی مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ (5).
1) فی المصدر: وادع الناس ثمّ قال ایها الناس.
2) أی قاله ثلاث مرّات.
3) فی نسخة: و افضلکم عند اللّه حرمة.
4) أی یطرد اعداءه عن حوضی.
5) تفسیر فرات: 145 و 146. أقول: الظاهر ان نسخة المصنّف کانت ناقصة فلم یذکر السابعة، و الموجود فی المصدر: و أمّا السادسة فانه اول من یسکن معی فی علیین و لا فخر، و اما السابعة فانه اول من یسقی من رحیق مختوم اه.
**[ترجمه]تفسیر فرات: عطا بن ابی رباح گفت: به حضرت فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام گفتم: فدایت شوم! مرا حدیثی بفرمایید که به مردم بگویم و با آن بر مردم احتجاج کنم. فرمود: پدرم برایم نقل کرد که پیامبر اکرم در مدینه زندگی میکرد. هر یک از مهاجرین که به مدینه مهاجرت میکردند، بر پیغمبر وارد میشدند. انصار تصمیم گرفتند برای پرداخت مخارج کسانی که به خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میآمدند، برای پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله از اموال خود سهمی اختصاص دهند. ایشان نزد پیامبر آمدند و گفتند: دیدیم آنچه از گرفتاریها که برای شما پیشامد میکند و ما آمدهایم که سهمی از اموال خود را به شما بدهیم تا در پرداخت مخارج کسانی که نزد شما آمدهاند، از آن کمک بگیری. فرمود: پیامبر اکرم مدتی طولانی سر به زیر انداخت. سپس سر برداشت و فرمود: من دستور ندارم در مقابل آنچه برای شما آوردهام، از شما چیزی بگیرم. بروید و اگر مأمور به چنین دستوری بودم، به شما اطلاع میدادم. فرمود: جبرئیل نازل شده و گفت: یا محمّد! خدای تو سخن قوم تو و آنچه که به تو پیشنهاد کردند را شنید و خدا بر آنها واجبی را نازل نمود. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» آنها از خدمت پیامبر اکرم خارج شدند و میگفتند: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله اراده نکرد، مگر اینکه تا زمانی که آسمانها و زمین برای فرزندان عبدالمطلب برپاست، مردم برای او خوار باشند و بندگان در برابر او خاضع باشند. فرمود: پیامبر اکرم از پی علی بن ابی طالب علیه السّلام فرستاد و فرمود: بر منبر برو و مردم را به سوی خود دعوت کن. سپس بگو: ای مردم! هر کس اجرت اجیر خود را کم بدهد، پس جایگاه او در آتش است و هر که خود را به غیر موالی خویش نسبت دهد، پس جایگاهش در آتش است و هر که خویش را از پدر و مادر خود نفی نماید، پس جایگاهش در آتش است. فرمود مردی از جای حرکت کرد و گفت: یا ابا الحسن! تأویل و تفسیر این جملات چیست؟ فرمود: خدا و پیامبرش داناترند. آنگاه خدمت پیامبر رسید و جریان را عرض کرد. پیامبر اکرم سه مرتبه فرمود: وای بر قریش از تأویل کردن جملات! سپس فرمود: یا علی! برو به آنها بگو من همان اجیری هستم که خداوند مودت او را از آسمان واجب نموده. سپس فرمود: من و تو مولای مؤمنان هستیم، من و تو پدر مؤمنانیم. آنگاه پیامبر اکرم خارج شد و فرمود: ای گروه قریش و مهاجران و انصار! وقتی اجتماع کردند، فرمود: ای مردم! علی اولین کسی بود که به خدا ایمان آورد و پایدارترین شما نسبت به امر خدا است و وفادارترین شما در مورد پیمان خدا است و داناترین شما در مورد حکومت و از همه شما بهتر مساوات را در تقسیم برقرار کرد و مهربانترین شما به مردم است و مزیتش در نزد خدا از همه بیشتر است. آنگاه فرمود: خداوند تمثال امت مرا در سرشت گل نشانم داد و اسامی آنها را به من تعلیم نمود، همان طور که به آدم اسامی را تعلیم نمود. بعد آنها را بر من عرضه نمود. صاحبان پرچمها از جلوی من گذشتند. برای علی و شیعیانش استغفار نمودم و از خدا درخواست کردم پس از من، امتم را در راه پیشوایی علی استوار بدارد. خدا قبول نکرد، جز اینکه هر که را خواست گمراه کند و هر که را خواست هدایت فرماید. آنگاه خداوند قبل از اینکه سخنی بگویم، هفت امتیاز درباره علی علیه السّلام اعلام کرد: اول: او اولین کسی است با من که زمین از او جدا میشود و فخری نیست. دوم: دشمنان خود را از حوض من دور میکند، چنان چه شتربان شتر ناآشنا را دور مینماید. سوم: بعضی از شیعیان فقیر علی، به تعداد قبیله ربیعه و مضر، شفاعت مینمایند. چهارم: اولین کسی است که درب بهشت را با من میکوبد و فخری نیست. پنجم: اولین کسی است که با من، با حورالعین ازدواج میکند و فخری نیست. ششم: اولین کسی است از رحیق مختوم مینوشد که پایان آن مشک است و در این راه باید مشتاقان بر یکدیگر پیشی گیرند. - . تفسیر فرات: 145 - 146، در مصدر ششم این است: «او اول کسی است که در علیین با من ساکن میشود و فخری نیست.» و هفتم «اولین کسی است از رحیق مختوم مینوشد که پایان آن مشک است و در این راه باید مشتاقان بر یکدیگر پیشی گیرند.» -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَبْدُ السَّلَامِ عَنْ هَارُونَ بْنِ أَبِی بُرْدَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یُوسُفَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْأَسَدِیِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ فَأَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ بَجِیلَةَ یُکَنَّی أَبَا خَدِیجَةَ وَ مَعَهُ سِتُّونَ رَجُلًا مِنْ بَجِیلَةَ فَسَلَّمَ وَ سَلَّمُوا ثُمَّ جَلَسَ وَ جَلَسُوا ثُمَّ إِنَّ أَبَا خَدِیجَةَ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ عِنْدَکَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله تُحَدِّثُنَا بِهِ قَالَ نَعَمْ یَا قَنْبَرُ ائْتِنِی بِالْکِتَابَةِ فَفَضَّهَا فَإِذَا هِیَ أَسْفَلُهَا سُلَیْفَةٌ مِثْلُ ذَنَبِ الْفَأْرَةِ مَکْتُوبَةٌ فِیهَا (1)بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنِ انْتَمَی إِلَی غَیْرِ مَوَالِیهِ وَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ أَحْدَثَ فِی الْإِسْلَامِ حَدَثاً أَوْ آوَی مُحْدِثاً وَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً (2)وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی مَنْ سَرَقَ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ (3)وَ حُدُودِهَا یُکَلَّفُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنْ یَجِیءَ بِذَلِکَ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی النَّاسِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَوْ کُلِّفَتْ هَذَا دَوَابُّ الْأَرْضِ مَا أَطَاقَتْهُ فَقَالَ لَهُ یَا أَبَا خَدِیجَةَ إِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ مَوَالِی کُلِّ مُسْلِمٍ فَمَنْ تَوَلَّی غَیْرَنَا فَعَلَیْهِ مِثْلُ ذَلِکَ وَ الْأَجِیرُ لَیْسَ بِالدِّینَارِ وَ لَا بِالدِّینَارَیْنِ وَ لَا بِالدِّرْهَمِ وَ لَا بِالدِّرْهَمَیْنِ بَلْ مَنْ ظَلَمَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَجْرَهُ فِی قَرَابَتِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَمَنْ ظَلَمَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَجْرَهُ فِی قَرَابَتِهِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابن نباته گفت: در مسجد کوفه خدمت امیرالمؤمنین علیه السّلام نشسته بودم. مردی از قبیله بجیله به نام ابو خدیجه به همراه شصت نفر از قبیله بجیله وارد شد. سلام کرد و سلام کردند. سپس نشست و نشستند. سپس عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! آیا سرّی از اسرار پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در خدمت شما است که برای ما نقل کنی؟ فرمود: آری. ای قنبر! نوشته را برایم بیاور. نوشته را گشود. در پایین آن پوست نازکی بود مانند دم موش که در آن نوشته شده بود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر کسی که خود را به غیر موالیان خویش نسبت دهد، و لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر کسی که در اسلام از خود بدعتی گذارد و یا بدعتگذاری را پناه دهد، و لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر کسی که بر اجیر ستم روا دارد، و لعنت خدا بر کسی که یک وجب از زمین و اطراف آن را بدزدد، در قیامت وادارش میکنند که آن را از آسمانهای هفت گانه و زمینهای هفت گانه بیاورد.» سپس رو به مردم کرد و فرمود: به خدا قسم اگر این تکلیف را بر چهارپایان زمین بکنند، طاقت آن را نخواهند داشت. آنگاه به او فرمود: ای ابو خدیجه! ما اهل بیت پیامبر، موالی هر مسلمانیم، هر که غیر ما را دوست بدارد بر او مانند همین باد. منظور از اجیر کسی نیست که به یک یا دو دینار یا به یک درهم یا دو درهم اجیر باشد، بلکه منظور کسی است که به پیامبر در مورد اجر رسالتش راجع به خویشاوندانش ظلم کند. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، هر کس به پیامبر ستم روا دارد، در اجر رسالتش درباره خویشاوندانش، بر او باد لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم. - . تفسیر فرات: 146 - 147 -
**[ترجمه]
قال الفیروزآبادی السلفة بالضم جلد رقیق یجعل بطانة للخفاف.
**[ترجمه]فیروز آبادی گفته است «السلفة» به ضمه، پوست نازکی است که آستر کفشها قرار داده میشود.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْفُرَاتِ الْقَزَّازِ (5)عَنْ عَامِرِ بْنِ
کَثِیرٍ السَّرَّاجِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ هُوَ یَقُولُ نَحْنُ شَجَرَةٌ أَصْلُهَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ فَرْعُهَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ أَغْصَانُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ ثَمَرَتُهَا (1)الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ وَ التَّحِیَّةُ وَ الْإِکْرَامُ وَ أَنَا شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ بَیْتُ الرَّحْمَةِ وَ مِفْتَاحُ الْحِکْمَةِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ وَ مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِکَةِ وَ مَوْضِعُ سِرِّ اللَّهِ وَ وَدِیعَتُهُ وَ الْأَمَانَةُ الَّتِی عُرِضَتْ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ وَ حَرَمُ اللَّهِ الْأَکْبَرِ وَ بَیْتُ اللَّهِ الْعَتِیقُ وَ ذِمَّتُهُ وَ عِنْدَنَا عِلْمُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ الْقَضَایَا وَ الْوَصَایَا وَ فَصْلُ الْخِطَابِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ إِنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام کَانُوا نُوراً مُشْرِقاً حَوْلَ عَرْشِ رَبِّهِمْ فَأَمَرَهُمْ أَنْ یُسَبِّحُوا فَسَبَّحَ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ لِتَسْبِیحِهِمْ وَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمُسَبِّحُونَ (2)فَمَنْ أَوْفَی بِذِمَّتِهِمْ فَقَدْ أَوْفَی بِذِمَّةِ اللَّهِ وَ مَنْ عَرَفَ حَقَّهُمْ فَقَدْ عَرَفَ حَقَّ اللَّهِ هَؤُلَاءِ عِتْرَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مَنْ جَحَدَ حَقَّهُمْ فَقَدْ جَحَدَ حَقَّ اللَّهِ هُمْ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَةُ وَحْیِ اللَّهِ وَ وَرَثَةُ کِتَابِ اللَّهِ وَ هُمُ الْمُصْطَفَوْنَ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ الْأُمَنَاءُ عَلَی وَحْیِ اللَّهِ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَفَاضُ الرِّسَالَةِ وَ الْمُسْتَأْنِسُونَ بِخَفْقِ أَجْنِحَةِ الْمَلَائِکَةِ مَنْ کَانَ یغذوهم (3)(یَغْدُوهُمْ) جَبْرَئِیلُ بِأَمْرِ الْمَلِکِ الْجَلِیلِ بِخَبَرِ التَّنْزِیلِ وَ بُرْهَانِ الدَّلِیلِ هَؤُلَاءِ أَهْلُ الْبَیْتِ (4)أَکْرَمَهُمُ اللَّهُ بِشَرَفِهِ وَ شَرَّفَهُمْ بِکَرَامَتِهِ وَ أَعَزَّهُمْ بِالْهُدَی وَ ثَبَّتَهُمْ بِالْوَحْیِ وَ جَعَلَهُمْ أَئِمَّةً هُدَاةً وَ نُوراً فِی الظُّلَمِ لِلنَّجَاةِ وَ اخْتَصَّهُمْ لِدِینِهِ وَ فَضَّلَهُمْ بِعِلْمِهِ وَ آتَاهُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ وَ جَعَلَهُمْ عِمَاداً لِدِینِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِمَکْنُونِ سِرِّهِ وَ أُمَنَاءَ عَلَی وَحْیِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَی بَرِیَّتِهِ وَ اخْتَارَهُمُ اللَّهُ وَ اجْتَبَاهُمْ وَ خَصَّهُمْ وَ اصْطَفَاهُمْ وَ فَضَّلَهُمْ وَ ارْتَضَاهُمْ وَ انْتَجَبَهُمْ وَ جَعَلَهُمْ نُوراً لِلْبِلَادِ وَ عِمَاداً لِلْعِبَادِ وَ حُجَّتَهُ الْعُظْمَی (5)وَ أَهْلَ النَّجَاةِ وَ الزُّلْفَی
هُمُ الْخِیَرَةُ الْکِرَامُ هُمُ الْقُضَاةُ الْحُکَّامُ هُمُ النُّجُومُ الْأَعْلَامُ وَ هُمُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ هُمُ السَّبِیلُ الْأَقْوَمُ الرَّاغِبُ عَنْهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ هُمْ نُورُ اللَّهِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْبِحَارُ السَّائِغَةُ لِلشَّارِبِینَ أَمْنٌ لِمَنِ الْتَجَأَ إِلَیْهِمْ وَ أَمَانٌ لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهِمْ إِلَی اللَّهِ یَدْعُونَ وَ لَهُ یُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَ بِبَیَانِهِ یَحْکُمُونَ فِیهِمْ بَعَثَ اللَّهُ رَسُولَهُ وَ عَلَیْهِمْ هَبَطَتْ مَلَائِکَتُهُ وَ بَیْنَهُمْ نَزَلَتْ سَکِینَتُهُ وَ إِلَیْهِمْ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِینُ مَنّاً مِنَ اللَّهِ عَلَیْهِمْ فَضَّلَهُمْ بِهِ وَ خَصَّهُمْ بِذَلِکَ وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ وَ بِالْحِکْمَةِ قَوَّاهُمْ هُمْ فروغ (فُرُوعٌ) طَیِّبَةٌ وَ أُصُولٌ مُبَارَکَةٌ (1)خُزَّانُ الْعِلْمِ وَ وَرَثَةُ الْحِلْمِ وَ أُولُو الْتُّقَی وَ النُّهَی وَ النُّورِ وَ الضِّیَاءِ وَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ وَ بَقِیَّةُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْهُمُ الطَّیِّبُ ذِکْرُهُ الْمُبَارَکُ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ الْمُصْطَفَی وَ الْمُرْتَضَی وَ رَسُولُهُ الْأُمِّیُّ وَ مِنْهُمُ الْمَلِکُ الْأَزْهَرُ وَ الْأَسَدُ الْبَاسِلُ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ مِنْهُمُ الْمُسْتَسْقَی بِهِ یَوْمَ الرَّمَادَةِ الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَمُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ صِنْوُ أَبِیهِ وَ جَعْفَرٌ ذُو الْجَنَاحَیْنِ وَ الْقِبْلَتَیْنِ وَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ الْبَیْعَتَیْنِ مِنَ الشَّجَرَةِ الْمُبَارَکَةِ صَحِیحُ الْأَدِیمِ وَضَّاحُ الْبُرْهَانِ وَ مِنْهُمْ حَبِیبُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ أَخُوهُ وَ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ مِنْ بَعْدِهِ الْبُرْهَانَ وَ التَّأْوِیلَ وَ مُحْکَمَ التَّفْسِیرِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیُّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الزَّکِیَّةُ وَ الْبَرَکَاتُ السَّنِیَّةُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ افْتَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ وَ وَلَایَتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ فَقَالَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام اقْتِرَافُ الْحَسَنَةِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: زیاد بن منذر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: ما درختی هستیم که ریشه آن پیامبر اکرم و تنهاش علی بن ابی طالب و شاخههایش فاطمه دختر پیامبر و میوهاش حسن و حسین علیهما السّلام هستند. ما شجره نبوت و خانه رحمت و کلید حکمت و معدن علم و محل رسالت و مکان آمد و رفت ملائکه و موضع سرّ خدا و امانت خدا و امانتی که بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه شد و حرم اکبر خدا و بیت اللَّه عتیق و پیمان خدا هستیم. و در نزد ماست علم مرگ و میر و بلاها و پیشامدها و وصایا و فصل خطاب، و زادگاه اسلام و انساب عرب است. ائمه علیهم السّلام نوری درخشان اطراف عرش خدایشان بودند. دستور داد تسبیح نمایند و اهل آسمانها از تسبیح ایشان به تسبیح مشغول شدند. ایشانند صافّون (صف بستگان برای انجام فرمان خدا) و تسبیحکنندگان هر که وفا به پیمان آنها نماید، به پیمان خدا وفا نموده و کسی که عارف حق ایشان باشد، عارف حق خدا است. آنها عترت پیامبرند و هر کس حق ایشان را انکار کند، حق خدا را انکار کرده است. آنها فرمانروایان امر خدا و گنجینههای وحی پروردگارند و وارثان کتاب خدا و ایشان برگزیده به امر خدا و امین بر وحی اویند. آنها خاندان نبوت و مرکز رسالت و مأنوس به پر و بال زدن ملائکهاند. کسانی هستند که جبرئیل به امر پروردگار آنها را تغذیه مینماید به خبر قرآن و دلیل برهانی. آنها اهل بیت پیامبرند که خداوند به شرافت خویش ایشان را کرامت بخشیده و به کرامت خود ایشان را شرف بخشیده و با هدایت عزیز کرده و به وحی استوار و آنها را پیشوایان هدایت قرار داده و نوری در تاریکیها برای نجات و اختصاص به دین خود داده و به علم خویش مزیت بخشیده و آنچه به احدی از جهانیان نداده به ایشان بخشیده است. آنها را پایه دین خود و محل سرّ پنهان خود و امنای بر وحی و گواهان بر مردم قرار داده و ایشان را اختیار کرده و انتخاب کرده و امتیاز بخشیده و برگزیده. فضیلت داده و ایشان را پسندیده و برگزیده و آنها را نور برای شهرها و پایه استوار برای مردم قرار داده و حجت بزرگ و نجات یافتگان که دارای قرب و منزلتند. آنها برگزیدگان با شخصیت میباشند. داوران فرمانروا و ستارگان درخشان و صراط مستقیم و استوارترین راه. هر که از آنها رو برگرداند، از دین خارج شده و آن که کوتاهی درباره ایشان نماید، از بین رفته و هر که همراه آنها شد، به هدف میرسد. نور درخشان پروردگارند در دلهای مؤمنان و دریای خوشگوار برای نوشندگان. هر که به آنها پناه برد، ایمن است و امان برای کسی هستند که به آنها چنگ زند. به خدا دعوت میکنند و تسلیم اویند و مجری دستور پروردگارند و به فرمان او حکم میکنند. خداوند پیامبرش را در میان ایشان برانگیخت و فرشتگان خدا بر آنها فرود میآیند و سکینهاش بین آنها نازل شد و روح الامین به سوی آنها فرستاده شد. منتی است از جانب خدا بر ایشان که آنها را به واسطه آن برتری داد و امتیاز بخشید و به ایشان پرهیزکاریشان را بخشید و به حکمت تقویت نمود. شاخههای پاک و ریشههای مبارکند. گنجینههای علم و وارثان حلم و صاحبان تقوا و خرد و نور و روشنایی هستند و وارثان انبیاء و باقی مانده اوصیاء. از آن خانواده است پاک نهادی خوشنام که نامش محمّد مصطفی و مرتضی پیامبر درس نخوانده. و از آنها است فرمانروای نورانی و شیر دلاور حمزه بن عبدالمطلب. و از آنها است کسی که به واسطه او طلب باران شد در خشکسالی، عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر و برادر پدرش و جعفر بن ابی طالب صاحب دو بال و دو قبله و دو بیعت از شجره مبارکه، دارای طینتی صاف، برهانی روشن. و از آنها است برادر و دوست حضرت محمّد و مبلّغ برهان و تأویل و تفسیر محکم پس از او، امیرالمؤمنین و ولی مؤمنان و وصی پیامبر اکرم علی بن ابی طالب درود پاک و تهنیت خدا بر او باد. اینهایند کسانی که خداوند مودت و ولایت آنها را بر هر مرد و زن مسلمان لازم نموده و در قرآن کریم به پیامبرش فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ.» حضرت باقر فرمود: «إقتراف الحسنة» محبت ما خانواده است. - . تفسیر فرات: 147 - 148 -
**[ترجمه]
قال الفیروزآبادی رمدت الغنم هلکت من برد أو صقیع (3)و منه عام الرمادة فی أیام عمر هلکت فیه الناس و الأموال.
**[ترجمه]فیروز آبادی گفته است: «رمدت الغنم» یعنی گوسفندان از سرما یا یخبندان هلاک شدند و خشکسالی در دوران عمر که مردم و اموال در آن از بین رفتند از همین باب است.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ ذَلِیلٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ یَعْنِی النَّصِیبِیَّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ حَکِیمِ بْنِ جُبَیْرٍ (1)أَنَّهُ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْفِی الْقُرْبی قَالَ هِیَ قَرَابَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: حکیم بن جبیر - . در مصدر «سعید بن جبیر» آمده است. -
گفت: از امام زین العابدین علیه السّلام درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» پرسیدم. فرمود: آن خویشاوندانی ما اهل بیت نسبت به محمد است. - . تفسیر فرات: 148 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ حَکِیمِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ حَبِیبِ بْنِ أَبِی ثَابِتٍ أَنَّهُ أَتَی مَسْجِدَ قُبَاءَ فَإِذَا فِیهِ مَشِیخَةٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَحَدَّثُوهُ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ أَتَاهُمْ یُصَلِّی فِی مَسْجِدِ قُبَاءَ فَسَلَّمُوا عَلَیْهِ ثُمَّ قَالُوا إِنَّ مَشِیخَتَنَا حَدَّثُونَا (3)أَنَّهُمْ أَتَوْا نَبِیَّ اللَّهِ فِی مَرَضِهِ الَّذِی مَاتَ فِیهِ فَقَالُوا یَا نَبِیَّ اللَّهِ قَدْ أَکْرَمَنَا اللَّهُ وَ هَدَانَا بِکَ وَ آمَنَّا وَ فَضَّلَنَا بِکَ فَاقْسِمْ فِی أَمْوَالِنَا مَا أَحْبَبْتَ فَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَأَمَرَنَا بِمَوَدَّتِکُمْ (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: حبیب بن ابی ثابت به مسجد قبا وارد شد. دید پیرمردانی از انصار نشستهاند. برای او نقل کردند که حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام برای نماز در مسجد قبا نزد آنها آمد. به او سلام کردند و سپس گفتند: پیران ما برای نقل کردند که در آن بیماری که پیامبر از دنیا رفت خدمت ایشان رفتند و عرض کردند: ای نبی خدا! خداوند ما را گرامی داشت و هدایت نمود به واسطه شما و ایمان آوردیم و به واسطه شما به ما برتری داد. اینک هر چه مایلی در اموال ما تصرف فرما. پیامبر اکرم به آنها فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»، ما را دستور داد به مودت شما. - . تفسیر فرات: 148 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ نَصْرٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ سُلَیْمَانَ الْفَزَارِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ السِّمْطِ قَالَ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ لِکُلِّ دِینٍ أَصْلًا وَ دِعَامَةً وَ فَرْعاً وَ بُنْیَاناً وَ إِنَّ أَصْلَ الدِّینِ وَ دِعَامَتَهُ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ فَرْعَهُ وَ بُنْیَانَهُ مَحَبَّتُکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مُوَالاتُکُمْ فِیمَا وَافَقَ الْحَقَّ وَ دَعَا إِلَیْهِ (5).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ایوب بن علی بن حسین بن سمط گفت: از پدرم شنیدم که میگفت: از حضرت علی بن ابی طالب شنیدم که میفرمود: از پیامبر اکرم شنیدم که میفرمود: وقتی آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» نازل شد، جبرئیل گفت: یا محمّد! هر دینی ریشه و پایه و تنه و بنیانی دارد، ریشه و پایه دین گفتن «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و تنه و بنیان دین محبت شما اهل بیت است و موالات شما در آنچه موافق حق و دعوت به سوی آن میکند. - . تفسیر فرات: 148 - 149 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عُمَرَ النَّصْرِیُّ (6)عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَحْمَدَ یَعْنِی ابْنَ إِسْمَاعِیلَ عَنْ جَعْفَرٍ یَعْنِی ابْنَ عَاصِمٍ وَ نَصْرٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ یَعْنِی ابْنَ الْمُغِیرَةِ
عَنْ مُحَمَّدٍ یَعْنِی ابْنَ مَرْوَانَ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدِمَ الْمَدِینَةَ فَکَانَتْ تَنُوبُهُ فِیهَا نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ فِی یَدَیْهِ سَعَةٌ لِذَلِکَ فَقَالَتِ الْأَنْصَارُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ قَدْ هَدَانَا اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِکُمْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ فِی یَدَیْهِ لِذَلِکَ سَعَةٌ فَاجْمَعُوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِکُمْ مَا لَا یَضُرُّکُمْ فَتَأْتُونَهُ بِهِ فَیَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی مَا یَنُوبُهُ فَفَعَلُوا ثُمَّ أَتَوْهُ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّکَ ابْنُ أُخْتِنَا وَ قَدْ هَدَانَا اللَّهُ عَلَی یَدَیْکَ وَ تَنُوبُکَ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ عِنْدَکَ لَهَا سَعَةٌ فَرَأَیْنَا أَنْ نَجْتَمِعَ مِنْ أَمْوَالِنَا فَنَأْتِیَکَ بِهِ فَتَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی مَنْ یَنُوبُکَ وَ هُوَ ذَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَةَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَقُولُ إِلَّا أَنْ تَوَدُّونِی فِی قَرَابَتِی (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابن عباس درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» گفت: پیامبر اکرم وارد مدینه شد، در مدینه گرفتاریها و حقوقی برایش پیش آمد و برای حل آنها چیزی نداشت. انصار گفتند: این مرد کسی است که خدا به دست او ما را هدایت کرد و خواهرزاده شماست که گرفتاریها و حقوقی برایش پیش آمده است و برای حل آن چیزی ندارد. از اموالتان به مقداری که به شما ضرر نزند برایش جمع کنید و برای او بیاورید تا از آن برای گرفتاریهایش کمک بگیرد. این کار را کردند و نزد پیامبر آمدند. پس گفتند: یا رسول الله! تو خواهرزاده ما هستی و خدا به دست تو ما را هدایت نمود و گرفتاریها و حقوقی برایت پیش آمده و چیزی نداری برای رفع این گرفتاریها. ما بر این شدیم که چیزی از اموالمان را جمع کنیم و برایت بیاوریم که کمک بگیری در آنچه تو را گرفتار کرده و این است. پس خداوند آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» را نازل کرد. میفرماید: مگر اینکه مرا دوست بدارید درباره خویشاوندانم. - . تفسیر فرات: 149 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْهَمْدَانِیُّ قَالَ أَخْبَرَنِی أَبِی عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ یَعْنِی ابْنَ عَمَّارٍ عَنْ حَفْصٍ الْأَعْوَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا قَالَ لِقَوْمِهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ ثُمَّ قَالَ أَ مَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ یَوَدُّ الرَّجُلَ ثُمَّ لَا یَوَدُّ قَرَابَتَهُ فَیَکُونُ فِی نَفْسِهِ عَلَیْهِ شَیْءٌ فَأَحَبَّ اللَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ فِی نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله شَیْءٌ عَلَی أُمَّتِهِ فَإِنْ أَخَذُوهُ أَخَذُوهُ مَفْرُوضاً وَ إِنْ تَرَکُوهُ تَرَکُوهُ مَفْرُوضاً قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ هُوَ التَّسْلِیمُ لَنَا وَ الصِّدْقُ فِینَا وَ أَنْ لَا یَکْذِبَ عَلَیْنَا (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند هرگز هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر اینکه به قومش گفت: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» گفت: سپس فرمود: آیه ندیدهای شخص را که مردی دوست دارد، ولی خویشاوندانش را دوست ندارد و در دلش بر ضد او چیزی است. خداوند دوست داشت که در دل پیامبر چیزی ضد امتش نباشد، اگر انجام دادند که واجبی را انجام دادند و اگر ترک کردند، واجبی را ترک کردند. گفت: درباره آیه «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» پرسیدم. فرمود: آن تسلیم در برابر ما و راستگویی درباره ما است و اینکه بر ما دروغ نبندد. - . تفسیر فرات: 149 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحُسَیْنُ بْنُ الْحَکَمِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ سَلَّامِ بْنِ أَبِی عَمْرٍو (3)عَنْ أَبِی هَارُونَ الْعَبْدِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بِشْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ أَنَّهُ خَرَجَ إِلَی أَصْحَابِهِ ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُمْ یَنْتَظِرُونَ خُرُوجَهُ فَقَالَ تَنَجَّزُوا الْبُشْرَی مِنَ اللَّهِ فَوَ اللَّهِ مَا مِنْ أَحَدٍ یَتَنَجَّزُ الْبُشْرَی مِنَ اللَّهِ غَیْرَکُمْ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا
الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ قَرَابَتُهُ جَعَلَنَا اللَّهُ مِنْهُ وَ جَعَلَکُمُ اللَّهُ مِنَّا ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ (1)الْمَوْتِ وَ دُخُولِ الْجَنَّةِ وَ ظُهُورِ أَمْرِنَا فَیُرِیکُمُ اللَّهُ مَا تَقَرُّ بِهِ أَعْیُنُکُمْ ثُمَّ قَالَ أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنَّ صَلَاتَکُمْ تُقْبَلُ وَ صَلَاتَهُمْ لَا تُقْبَلُ وَ حَجَّکُمْ یُقْبَلُ وَ حَجَّهُمْ لَا یُقْبَلُ قَالُوا لِمَ یَا أَبَا الْقَاسِمِ قَالَ فَإِنَّ ذَلِکَ کَذَلِکَ (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: محمد بن بشر از محمد بن حنفیه نقل کرد که روزی که انتظار خارج شدنش را از منزل داشتند، پیش یاران خود آمد. گفت: این بشارت را از خدا طلب کنید. به خدا قسم هیچ کس جز شما چنین بشارتی را از خدا طلب نمیکند. آنگاه این آیه را خواند: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» فرمود: ما اهل بیت، خویشاوندان او هستیم. خدا ما را از او قرار داد و شما را از ما قرار داد. سپس این آیه را خواند: «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ» - . توبه / 52 -
{بگو آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار میبرید.} مرگ و داخل شدن به بهشت و ظاهر شدن امر ما. پس خداوند به شما نشان دهد آنچه که چشمهای شما را روشن میکند. آنگاه گفت: راضی نیستید که نماز شما قبول شود و نماز آنها قبول نشود، حج شما قبول شود و از آنها قبول نشود؟ گفتند: ای ابوالقاسم! به چه جهت؟ در جواب آنها گفت: آن همان طوری است که گفتم. - . تفسیر فرات: 149 - 150 -
**[ترجمه]
فی القاموس تنجز حاجته استنجحها و العدة سأل إنجازها.
**[ترجمه]در قاموس گفته است «تنجز حاجته» یعنی خواست که حاجتش را برآورده کند و «العدة» یعنی برآورده شدنش را خواست.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یُوسُفَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ بُزُرْجَ الْحَنَّاطِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: نَزَلَ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَوْلُهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ثُمَّ إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَاهُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّکَ قَدْ قَضَیْتَ (3)نُبُوَّتَکَ وَ اسْتَکْمَلْتَ أَیَّامَکَ فَاجْعَلِ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ عِنْدَ عَلِیٍّ فَإِنِّی لَا أَتْرُکُ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ تُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِی وَ تُعْرَفُ بِهِ وَلَایَتِی وَ یَکُونُ حُجَّةً لِمَنْ وُلِدَ فِیمَا بَیْنَ قَبْضِ النَّبِیِّ إِلَی خُرُوجِ النَّبِیِّ الْآخَرِ فَأَوْصَی إِلَیْهِ بِالاسْمِ وَ هُوَ مِیرَاثُ الْعِلْمِ (4)وَ آثَارُ عِلْمِ النُّبُوَّةِ وَ أَوْصَی إِلَیْهِ بِأَلْفِ بَابٍ یُفْتَحُ لِکُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ وَ کُلِّ کَلِمَةٍ أَلْفُ کَلِمَةٍ وَ مَاتَ (5)یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا تَخْرُجْ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ حَتَّی تُؤَلِّفَ کِتَابَ اللَّهِ کَیْلَا یَزِیدَ فِیهِ الشَّیْطَانُ شَیْئاً وَ لَا یَنْقُصَ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّکَ فِی ضِدِّ سُنَّةِ وَصِیِّ سُلَیْمَانَ علیه السلام فَلَمْ یَضَعْ عَلِیٌّ علیه السلام رِدَاءَهُ عَلَی ظَهْرِهِ حَتَّی جَمَعَ الْقُرْآنَ فَلَمْ یَزِدْ فِیهِ الشَّیْطَانُ شَیْئاً وَ لَمْ یَنْقُصْ مِنْهُ شَیْئاً (6).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: این آیه بر پیامبر نازل شد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.» سپس جبرئیل بر آن جناب نازل گردید و گفت: یا محمّد! نبوت خود را به پایان رساندی و مدت پیامبریت پایان یافت. اینک اسم اکبر و میراث علم و آثار دانش نبوت را به علی بسپار. من زمین را خالی نمیگذارم، مگر اینکه در آن عالمی که اطاعت من به وسیله او شناخته شود و ولایت من به وسیله او شناخته شود و حجت بین مردم در فاصله فوت پیامبر تا بعثت پیامبری دیگر باشد. پیامبر او را وصی خود قرار داد به اسم و میراث علم و آثار دانش نبوت، و او را وصی خود قرار داد به هزار در که از هر در هزار در دیگر گشوده میگشت و هر کلمه هزار کلمه بود. و در روز دوشنبه از دنیا رفت و فرمود: یا علی! سه روز نباید از خانه خارج شوی تا قرآن را جمع آوری کنی تا شیطان چیزی در آن نیفزاید و چیزی از آن کم نکند. تو باید بر خلاف روش وصی سلیمان رفتار کنی. علی علیه السّلام برای خارج شدن از خانه ردا نپوشید تا قرآن را جمع نمود، در نتیجه شیطان چیزی در آن زیاد نکرد و از آن کم ننمود. - . تفسیر فرات: 150 -
**[ترجمه]
فی ضد سنة وصی سلیمان إشارة إلی ما مر أن إبلیس وضع کتاب
السحر تحت سریر سلیمان و لبس الأمر علی الناس
**[ترجمه]عبارت «فی ضدّ سنّة وصیّ سلیمان» اشاره است به آنچه گذشت که شیطان کتاب سحر را زیر تخت سلیمان گذاشت و امر را بر مردم مشتبه کرد.
**[ترجمه]
یف، الطرائف رَوَی الْبُخَارِیُّ (1)فِی صَحِیحِهِ فِی الْجُزْءِ السَّادِسِ عَلَی حَدِّ کُرَّاسَیْنِ وَ نِصْفٍ مِنْ أَوَّلِهِ مِنَ النُّسْخَةِ الْمَنْقُولِ مِنْهَا قَوْلُهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی بِإِسْنَادِهِ إِلَی طَاوُسٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ سَعِیدُ بْنُ جُبَیْرٍ قُرْبَی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله الْخَبَرَ.
وَ رَوَی مُسْلِمٌ فِی صَحِیحِهِ فِی الْجُزْءِ الْخَامِسِ عَلَی حَدِّ کُرَّاسَیْنِ مِنْ أَوَّلِهِ مِثْلَ ذَلِکَ
وَ رَوَوْهُ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصِّحَاحِ السِّتَّةِ فِی الْجُزْءِ الثَّانِی مِنْ أَجْزَاءٍ أَرْبَعَةٍ مِنْ أَجْزَاءِ سُورَةِ حم مِنْ طُرُقٍ وَ رَوَی الثَّعْلَبِیُّ فِی تَفْسِیرِ هَذِهِ الْآیَةِ تَعْیِینَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مِنْ طُرُقٍ فَمِنْهَا عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ لِفَاطِمَةَ ایتنی (ایتِینِی) بِزَوْجِکِ وَ ابْنَیْکِ فَأَتَتْ بِهِمْ فَأَلْقَی عَلَیْهِمْ کِسَاءً ثُمَّ رَفَعَ یَدَهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ قَالَتْ فَرَفَعْتُ الْکِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ فَاجْتَذَبَهُ وَ قَالَ إِنَّکِ لَعَلَی خَیْرٍ.
و سیأتی فی تفسیر آیة التطهیر من روایة أحمد بن حنبل تعیین آل محمد أیضا.
و روی الثعلبی نحو ذلک من مشایخه عن علی بن الحسین علیهما السلام و غیره.
انتهی کلام السید رحمه الله (2)
أقول: سیأتی أخبار الباب فی أکثر الأبواب لا سیما باب معنی الآل و العترة.
**[ترجمه]طرائف: بخاری در صحیح خود در جزء ششم، حدود دو جزء و نیم از اولش از نسخهای که از آن نقل شده آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» به اسناد از خود از ابن عباس نقل میکند که از آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» سوال شد. سعید بن جبیر گفت: «قربی» آل محمّدند... تا آخر روایت. مسلم نیز در صحیح خود در جزء پنجم حدود دو جزء و نیم از اولش همین را نقل کرده است.
در جمع بین صحاح سته در جزء دوم از چهار جزء از اجزاء سوره حم از چند طریق همین را نقل کردهاند. و ثعلبی در تفسیر این آیه در تعیین آل محمّد از چند طریق نقل کرده است. از آن جمله از ام سلمه که نقل کرد که پیامبر اکرم به فاطمه زهرا علیها السّلام فرمود: شوهر و دو پسرت را بیاور. وقتی آنها را آورد، حضرت رسول کسا را بر روی آنها انداخت. سپس دستش بر روی آنها بالا برد و فرمود: خدایا! اینها آل محمّدند، صلوات و برکات خود را بر آل محمد قرار ده. تو حمید و مجیدی. ام سلمه گفت: من کسا را بالا زدم تا داخل جمع آنها شوم، پیامبر اکرم آن را کشید و فرمود: تو عاقبت به خیری.
و روایت احمد بن حنبل نیز در تعیین آل محمد در تفسیر آیه تطهیر خواهد آمد. و ثعلبی مانند آن را از مشایخ خود از علی بن الحسین علیهما السّلام و غیر او نقل کرده است. (پایان کلام مرحوم سید) - . طرائف: 27 - 28 -
مؤلف: اخبار این باب در اکثر ابواب خصوصا «باب معنی آل و عترت» خواهد آمد.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب کِتَابُ ابْنِ عُقْدَةَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام لِلْحُصَیْنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ یَا حُصَیْنُ لَا تَسْتَصْغِرْ مَوَدَّتَنَا فَإِنَّهَا مِنَ الْبَاقِیَاتِ الصَّالِحَاتِ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَسْتَصْغِرُهَا وَ لَکِنْ أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَیْهَا (3).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: کتاب ابن عقده نقل میکند که حضرت صادق به حصین بن عبدالرحمن فرمود: ای حصین! مودت ما خانواده را کوچک نشمار که آن از باقیات الصالحات است. عرض کرد: یابن رسول اللَّه! من کوچک نمیشمارم و خدای را بر این نعمت سپاسگزارم. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 344 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْعَلَوِیِّ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (1)قَالَ حَدَّثَنِی عَمِّی عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ علیه السلام قَالَ: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام حِینَ قُتِلَ عَلِیٌّ فَقَالَ وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ حَیْثُ یَقُولُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً فَاقْتِرَافُ الْحَسَنَةِ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حسن بن زید از پدر خود، از جدش نقل کرد که فرمود: زمانی که حضرت علی علیه السّلام به شهادت رسید، امام حسن علیه السّلام سخنرانی کرد و فرمود: ما از اهل بیتی هستیم که خدا مودتشان را بر هر مسلمانی واجب کرد، آنجا که میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً.» «إقتراف الحسنة» مودت ما اهل بیت است. - . کنز الفوائد: 284 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْجُشَمِیِّ (3)عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ عَدِیٍّ عَنْ سَعِیدِ بْنِ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ إِنَّ الْقَرَابَةَ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ بِصِلَتِهَا وَ عَظَّمَ حَقَّهَا وَ جَعَلَ الْخَیْرَ فِیهَا قَرَابَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ الَّذِینَ أَوْجَبَ حَقَّنَا عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبدالملک بن عمیر از حسین بن علی علیهما السّلام در مورد آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» نقل کرد که فرمود: آن خویشاوندی که خدا دستور به پیوند به آن داده و حق آن را بزرگ شمرده و خیر و برکت را در آن خانواده نهاده خویشاوندی ما اهل بیت است که حق ما را بر هر مسلمان واجب نموده است. - . کنز الفوائد: 284 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُثَنًّی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (5).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالله بن عجلان از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» نقل کرد که فرمود: ایشان ائمه هستند. - . اصول کافی 1 : 413 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی الْعُمْدَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ أَنَّهُ قَالَ فِیمَا کَتَبَ إِلَیْنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْحَضْرَمِیُّ أَنَّهُ حَدَّثَهُ حَارِثُ
1) هکذا فی الکتاب: و فی المصدر: (إسماعیل بن إسحاق بن محمّد بن جعفر بن محمّد) و کلاهما لا یخلوان عن وهم و الصحیح کما فی فهرست النجاشیّ: إسماعیل بن محمّد بن إسحاق بن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین علیهم السلام.
2) کنز جامع الفوائد: 284.
3) فی المصدر: الخثعمیّ.
4) کنز جامع الفوائد: 284 فیه: (و عظم من حقها) و فیه: اوجب اللّه حقنا علی کل مسلم.
5) أصول الکافی 1: 413.
بْنُ الْحَسَنِ الطَّحَّانُ عَنْ حُسَیْنٍ الْأَشْقَرِ عَنْ قَیْسٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنِ ابْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُکَ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَیْنَا مَوَدَّتُهُمْ قَالَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا.
وَ رَوَاهُ مِنْ تَفْسِیرِ الثَّعْلَبِیِّ أَیْضاً بِهَذَا الْإِسْنَادِ (1)
**[ترجمه]میگویم: ابن بطریق در العمدة به اسناد خود از مسند احمد بن حنبل از ابن عباس نقل میکند که گفت: زمانی که آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» نازل شد، گفتند: یا رسول الله! خویشان تو که مودت آنها بر ما واجب شده، کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسرشان.
ثعلبی نیز از تفسیر خود با همین اسناد این روایت را نقل کرده است. - . العمدة : 23 - 24 -
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ مِنْ صَحِیحِ الْبُخَارِیِّ وَ التِّرْمِذِیِّ (2)بِإِسْنَادِهِمَا عَنْ طَاوُسٍ أَنَّهُ سَأَلَ ابْنَ عَبَّاسٍ عَنْ قَوْلِهِ إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ سَعِیدُ بْنُ جُبَیْرٍ قُرْبَی آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]العمدة: از صحیح بخاری و ترمذی به اسنادشان از ابن عباس درباره آیه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» روایت کرده که سعید بن جبیر گفت: «قربی» آل محمد علیهم السّلام هستند. - . العمدة : 24 - 25 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ الثَّعْلَبِیِّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی الدَّیْلَمِ قَالَ: لَمَّا جِیءَ بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام فَأُقِیمَ عَلَی دَرَجِ مَسْجِدِ دِمَشْقَ قَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی قَتَلَکُمْ وَ اسْتَأْصَلَکُمْ وَ قَطَعَ قَرْنَ الْفِتْنَةِ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام أَ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ قَالَ نَعَمْ قَالَ قَرَأْتَ الحم (آلَ حم) قَالَ قَرَأْتُ الْقُرْآنَ وَ لَمْ أَقْرَأْ الحم (آلَ حم) قَالَ قَرَأْتَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام أَ فَقَرَأْتَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ (4)قَالَ وَ إِنَّکُمُ الْقَرَابَةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُؤْتَی حَقَّهُ قَالَ نَعَمْ (5).
**[ترجمه]العمدة: و از ثعلبی به اسناد خود از ابوالدیلم نقل کرد که گفت: وقتی زین العابدین علیه السّلام آورده شد و بر راه مسجد دمشق نگه داشته شد، مردی از شامیان ایستاد و گفت: خدا را حمد که شما را کشت و بیچاره کرد و فتنه را خوابانید. علی بن الحسین علیهما السّلام به او فرمود: قرآن خواندهای؟ گفت: آری. پرسید: الحم را قرائت کردهای؟ گفت: قرآن خواندهام، اما الحم را نخواندهام. فرمود: این آیه را خواندهای: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»؟ گفت: مگر شما آن خانواده هستید؟ فرمود: آری. بعد زین العابدین فرمود: در سوره بنی اسراییل این آیه را خواندهای: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»؟ - . اسراء / 26 - {و حق خویشاوند را به او بده.} آن مرد گفت: شما آن خویشانی هستید که خداوند امر کرده حق آنها داده شود؟ فرمود: آری. - . العمدة : 26 - 28 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ مَنْ تَوَلَّی الْأَوْصِیَاءَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اتَّبَعَ آثَارَهُمْ فَذَاکَ یَزِیدُهُ وَلَایَةُ مَنْ مَضَی مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُؤْمِنِینَ الْأَوَّلِینَ حَتَّی تَصِلَ وَلَایَتُهُمْ إِلَی آدَمَ علیه السلام وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها (6)تُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ وَ هُوَ قَوْلُ
اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ (1)یَقُولُ أَجْرُ الْمَوَدَّةِ الَّذِی لَمْ أَسْئَلْکُمْ غَیْرَهُ فَهُوَ لَکُمْ تَهْتَدُونَ بِهِ وَ تَنْجُونَ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ قَالَ لَأَعْدَاءُ اللَّهِ أَوْلِیَاءُ الشَّیْطَانِ أَهْلُ التَّکْذِیبِ وَ الْإِنْکَارِ قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ (2)یَقُولُ مُتَکَلِّفاً أَنْ أَسْئَلَکُمْ مَا لَسْتُمْ بِأَهْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أَ مَا یَکْفِی مُحَمَّداً أَنْ یَکُونَ قَهَرَنَا عِشْرِینَ سَنَةً حَتَّی یُرِیدُ أَنْ یَحْمِلَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا فَقَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا وَ مَا هُوَ إِلَّا شَیْءٌ یَتَقَوَّلُهُ یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعُهَا (3)فِی أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ لَا نُعِیدُهَا فِیهِمْ أَبَداً وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ أَنْ یُعْلِمَ نَبِیَّهُ صلی الله علیه و آله مَا أَخْفَوْا فِی صُدُورِهِمْ وَ أَسَرُّوا بِهِ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ یَقُولُ لَوْ شِئْتُ حَبَسْتُ عَنْکَ الْوَحْیَ فَلَمْ تَکَلَّمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ لَا بِمَوَدَّتِهِمْ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَمْحُ (4)اللَّهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَقُولُ الْحَقُّ لِأَهْلِ بَیْتِکَ الْوَلَایَةُ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (5)یَقُولُ بِمَا أَلْقَوْهُ فِی صُدُورِهِمْ مِنَ الْعَدَاوَةِ لِأَهْلِ بَیْتِکَ وَ الظُّلْمِ بَعْدَکَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی (6)الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (7).
أقول: سیأتی تمام الخبر فی باب أنهم أنوار الله.
**[ترجمه]روضه کافی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» نقل کرد که فرمود: هر کس اوصیای آل محمّد را دوست بدارد و آثار آنها را پیروی کند، این دوستی موجب افزایش ولایت سایر پیامبران و مؤمنان گذشته میشود تا آدم. همین است معنی آیه «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها» - . نمل / 89 - {هر کس نیکی به میان آورد پاداشی بهتر از آن خواهد داشت} که او را داخل در بهشت میکند. و این است معنی فرمایش خدای عزوجل: «قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ.» میفرماید: آن پاداش مودتی را که غیر از آن را از شما نخواستم، به نفع شماست که به واسطه آن هدایت میشوید و از عذاب خدا در روز قیامت نجات مییابید و به دشمنان خدا، دوستان شیطان که اهل تکذیب و انکارند. فرمود: «قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ» - . ص / 86 - {بگو مزدی بر این [رسالت] از شما طلب نمیکنم و من از کسانی نیستم که چیزی از خود بسازم و به خدا نسبت دهم} میفرماید: من کسی نیستم که بی جهت خود را به زحمت بیندازم و از شما چیزی را بخواهم که اهل آن نیستید. در این موقع منافقان به یکدیگر گفتند: محمّد را کافی نبود که بیست سال ما را تحت فرمان خود در آورد، حالا میخواهد خانوادهاش را بر دوش ما تحمیل کند. سپس گفتند: این آیه را خدا نازل نکرده، این را از خودش ساخته. میخواهد خانوادهاش را بر ما مقدم بدارد و اگر محمّد کشته شود یا بمیرد، این مقام را از خانواده او میگیریم و هرگز به آنها رد نخواهیم کرد. خداوند پیامبرش را از آنچه که در دلهایشان مخفی و پنهان کردند آگاه نمود و در کتاب خود فرمود: «أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ.» میفرماید: اگر میخواستم وحی را از تو قطع میکردم که درباره فضیلت اهل بیت خود و مودت آنها سخن نگویی. و فرمود: «یَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ.» میفرماید: حقی که اختصاص به خانوادهات دارد ولایت است. «إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» میفرماید: به عداوات با اهل بیت تو و ظلم بعد از تو که در دل دارند و این است معنی آیه «وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ» - . انبیاء / 3 -
{و آنانکه ستم کردند پنهانی به نجوا برخاستند که آیا این [مرد] جز بشری مانند شماست آیا دیده و دانسته به سوی سحر میروید.} - . روضه کافی: 379 - 380 -
مؤلف: این روایت به طور کامل در «باب اینکه ائمه علیهم السّلام انوار الله هستند» خواهد آمد.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَیْمَنَ بْنِ مُحْرِزٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا (2)
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» - . تکویر / 8 - 9 - {پرسند چو زان دخترک زنده بهگور به کدامین گناه کشته شده است} فرمود: کسی که در راه مودت ما کشته شده است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 713 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ هِیَ وَ اللَّهِ مَوَدَّتُنَا هِیَ وَ اللَّهِ فِینَا خَاصَّةً (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: منصور بن حازم از زید بن علی نقل کرد که به او گفتم: فدایت شوم! تفسیر آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» چیست؟ فرمود: به خدا قسم این آیه درباره مودت ما است، به خدا سوگند اختصاص به ما دارد. - . کنز الفوائد: 372 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ یَسَارٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا سُئِلَ قَاتِلُهُ عَنْ قَتْلِهِ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر جعفی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» پرسیدم. فرمود: کسی که در راه مودت ما کشته شده است، از قاتل او راجع به قتل او بازخواست میکنند. - . کنز الفوائد: 444 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا (5).
1) التکویر: 8 و 9.
2) تفسیر القمّیّ: 713.
3) کنز جامع الفوائد: 372 فیه: قال: هی و اللّه فینا خاصّة.
4) کنز جامع الفوائد: 444. هذه الروایات (من الرقم 3- 6) موجودة فی النسخة الرضویة و اما النسخة الأخری فهی خالیة عنها.
5) کنز جامع الفوائد: 444. هذه الروایات (من الرقم 3- 6) موجودة فی النسخة الرضویة و اما النسخة الأخری فهی خالیة عنها.
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» کسی که در راه مودت ما کشته شده است. - . کنز الفوائد: 444 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ شِیعَةُ آلِ مُحَمَّدٍ تَسْأَلُ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: علی بن قاسم گفت: از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» پرسیدم. فرمود: از شیعیان آل محمد پرسیده میشود که به چه گناهی کشته شدند. - . کنز الفوائد: 444 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ یَعْنِی الْحُسَیْنَ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: اسماعیل بن جابر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» پرسیدم. فرمود: یعنی حسین علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 444 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رَوَی سُلَیْمَانُ بْنُ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَزْدِیِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: هُوَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: سلیم بن قیس از ابن عباس نقل کرد که گفت: او کسی است که در راه مودت ما اهل بیت کشته شده است. - . کنز الفوائد: 372 -
**[ترجمه]
وَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ هِیَ مَوَدَّتُنَا فِینَا نَزَلَتْ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: و از منصور بن حازم از مردی، از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که گفت: از ایشان درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» پرسیدم. فرمود: آن مودت ماست و درباره ما نازل شده است. - . کنز الفوائد: 372 -
**[ترجمه]
قال الطبرسی قدس الله روحه فی هذه الآیة الموءودة هی الجاریة المدفونة حیا و کانت المرأة إذا حان وقت ولادتها حفرت حفرة و قعدت علی رأسها فإن ولدت بنتا رمت بها فی الحفرة و إن ولدت غلاما حبسته أی تسأل (5)فیقال لها بأی ذنب قتلت و معنی سؤالها توبیخ قاتلها و قیل المعنی یسأل قاتلها بأی ذنب قتلت.
وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام وَ إِذَا الْمَوَدَّةُ سُئِلْتَ بِفَتْحِ الْمِیمِ وَ الْوَاوِ.
و روی ذلک ابن عباس أیضا فالمراد بذلک الرحم و القرابة و أنه یسأل
قاطعها عن سبب قطعها و
روی عن ابن عباس أنه قال هو من قتل فی مودتنا أهل البیت.
وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: یَعْنِی قَرَابَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ مَنْ قُتِلَ فِی جِهَادٍ.
وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی قَالَ: هُوَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا وَ وَلَایَتِنَا.
انتهی (1).
أقول: الظاهر أن أکثر تلک الأخبار مبنیة علی تلک القراءة الثانیة إما بحذف مضاف أی أهل المودة یسألون بأی ذنب قتلوا أو بإسناد القتل إلی المودة مجازا و المراد قتل أهلها أو بالتجوز فی القتل و المراد تضییع مودة أهل البیت علیهم السلام و إبطالها و عدم القیام بها و بحقوقها و بعضها علی القراءة الأولی المشهور بأن یکون المراد بالموءودة النفس المدفونة فی التراب مطلقا أو حیا إشارة إلی أنهم لکونهم مقتولین فی سبیل الله تعالی لیسوا بأموات بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فکأنهم دفنوا حیا و فیه من اللطف ما لا یخفی.
**[ترجمه]مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه گفته است: «موؤدة» دختر زنده به گور شده است، و زن موقع زایمان، گودالی میکند و بر سر گودال مینشست، اگر دختر میزایید، او را در میان گودال میانداخت و اگر پسر میزایید، او را نگه میداشت. یعنی از آن بچه سؤال میشود و به او گفته میشود به چه گناهی کشته شد؟ و معنی سؤال از او یعنی توبیخ قاتلش. و گفته شده معنی این است که از قاتلش سؤال میشود که او به چه گناهی کشته شد؟
و از امام باقر و صادق علیهما السّلام «وَ إِذَا المَوَدّة سُئِلَتْ» با فتحه میم و واو نقل شده است و ابن عباس نیز همین را نقل کرده است. پس منظور از آن خویشاوند و وابسته است و از قطع کننده آن از علت قطع آن پرسیده میشود. و از ابن عباس نقل شده که گفت: او کسی است که در راه مودت ما اهل بیت کشته شده است.
و از امام باقر علیه السّلام نقل شده که فرمود: یعنی خویشاوند رسول الله و کسی که در جهاد کشته شده است.
و در روایت دیگری فرموده است: او کسی است که در راه مودت و ولایت ما کشته شده است. (پایان نقل قول) - . مجمع البیان 10 : 442 - 444 -
مؤلف: ظاهرا بیشتر این اخبار مبنی بر قرائت دوم است یا به حذف مضاف، یعنی از اهل مودت پرسیده میشود که به چه گناهی کشته شدند، یا از روی مجاز قتل به مودت نسبت داده شده و منظور کشتن اهل مودت یا در خود قتل مجاز است و منظور تضییع مودت اهل بیت علیهم السّلام و ابطال آن و کوتاهی نسبت به مودت و حقوق آن. و بعضی اخبار مبنی بر قرائت مشهور است به اینکه منظور از مودت، شخصی است که در خاک دفن شده، به طور کلی چه زنده و چه مرده. همین اشاره است به اینکه همین که اینها در راه خدا کشته شدهاند، مرده نیستند بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند، گویا زنده دفن شدهاند و در این تعبیر لطافتی است که مخفی نیست.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ قَالَ مَوَدَّتُنَا (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: به اسناد خود از محمد بن حنفیه درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ» نقل میکند که گفت: مودت ما است. - . تفسیر فرات: 203 -
**[ترجمه]
وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: و امام باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» فرمود: کسی که در راه مودت ما کشته شده است. - . تفسیر فرات: 203 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یُوسُفَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ یَقُولُ أَسْأَلُکُمْ عَنِ الْمَوْءُودَةِ الَّتِی أَنْزَلَتْ عَلَیْکُمْ فَضْلَهَا بِأَیِّ ذَنْبٍ قَتَلْتُمُوهُمْ (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جعفر بن احمد بن یوسف به اسناد خود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» میفرماید: از شما سؤال میکنم از فضل مودتی که بر شما نازل شده که به چه گناه آنها را کشتید. - . تفسیر فرات: 240 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْفَزَارِیُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ یَعْنِی مَوَدَّتَنَا بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ ذَلِکَ حَقُّنَا الْوَاجِبُ عَلَی النَّاسِ وَ حُبُّنَا الْوَاجِبُ عَلَی الْخَلْقِ قَتَلُوا مَوَدَّتَنَا (1)
**[ترجمه]تفسیر فرات: فزاری به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ» یعنی مودت ما «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» فرمود: به چه گناهی کشته شد. فرمود: این حق واجب ما است بر مردم و محبت واجب ما بر مردم است که مودت ما را از میان بردهاند. - . تفسیر فرات: 204 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب سُلَیْمُ بْنُ قَیْسٍ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی خَبَرٍ طَوِیلٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ قَالَ أَمَّا الْوَالِدُ فَرَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ ما وَلَدَ یَعْنِی هَؤُلَاءِ الْأَوْصِیَاءَ علیهم السلام (2).
**[ترجمه]مناقب آل ابی طالب: سلیم بن قیس از امیرالمؤمنین در خبری طولانی راجع به آیه مبارکه «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» - . بلد / 3 - {سوگند به پدری [چنان] و آن کسی را که به وجود آورد} فرمود: والد رسول خدا است، «وَ ما وَلَدَ» یعنی اوصیاء. - . مناقب آل ابی طالب 1 : 244 -
**[ترجمه]
قیل الوالد آدم و ما ولد ذریته أو الأنبیاء و الأوصیاء من ولده و قیل إبراهیم و ولده و قیل کل والد و ولده.
**[ترجمه]بعضی گفتهاند «والد» آدم است و «ما ولد» ذریه او یا انبیاء و اوصیای از فرزندانش و گفته شده ابراهیم و فرزندانش و گفته شده هر پدر و فرزندانش.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ الْآیَةَ قَالَ قَرَابَةُ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله وَ سَیِّدُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِمْ فَخَالَفُوا مَا أُمِرُوا بِهِ (3).
**[ترجمه]مناقب آل ابی طالب: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ» - . نساء / 1 - {ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید پروا دارید} تا آخر آیه فرمود: منظور خویشاوندی پیامبر است که سرور آنها امیرالمؤمنین علیه السّلام است. به آنها دستور به مودت به ایشان داده شده است، ولی بر خلاف آن عمل کردند. - . مناقب آل ابی طالب 3 : 314 -
**[ترجمه]
لعله تفسیر لقوله تعالی وَ الْأَرْحامَ فیکون منصوبا کما هو فی غیر قراءة حمزة فإنه قرأ بالجر و عطفا علی الجلالة أی اتقوا أرحام الرسول أن تقطعوها.
**[ترجمه]شاید این خبر تفسیر «وَ الْأَرْحامَ» است، پس منصوب است، همان طور که در غیر قرائت حمزه است، زیرا او به جر خوانده است و عطف بر لفظ جلاله است، یعنی بپرهیزید از بریدن از خویشاوندان رسول اکرم.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ الْقَصِیرِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ قَالَ نَزَلَتْ فِی وُلْدِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ نَزَلَتْ فِی الْفَرَائِضِ قَالَ لَا
فَقُلْتُ فَفِی الْمَوَارِیثِ قَالَ لَا ثُمَّ قَالَ نَزَلَتْ فِی الْإِمْرَةِ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبدالرحیم قصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ» - . احزاب / 6 - {و خویشاوندان [طبق] کتاب خدا بعضی [نسبت] به بعضی اولویت دارند} سؤال شد. فرمود: درباره فرزندان حسین علیه السّلام نازل شده. عرض کردم: فدایت شوم! این در مورد فرائض نازل شده است؟ فرمود: نه. گفتم: درباره ارثها است؟ فرمود: نه. آنگاه فرمود: در مورد فرمانروایی نازل شده است. - . کنز الفوائد: 230 - 231 -
**[ترجمه]
لعل السؤال عن المواریث بعد الفرائض للتأکید أو لتوهم أنه علیه السلام حمل الفرائض علی غیر المواریث (2).
**[ترجمه]شاید سؤال از ارثها بعد از فرائض، به جهت تأکید بوده یا خیال کرده امام علیه السّلام فرائض را حمل بر غیر مواریث نموده است.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ یَحْیَی (3)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ الْحُسَیْنِ الْکُوفِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدٍ مَوْلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ مَوْلَایَ فَقُلْتُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ قَالَ هُوَ عَلِیٌّ علیه السلام (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن زید غلام حضرت باقر گفت: از مولایم راجع به آیه «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ» سؤال کردم. فرمود: منظور علی علیه السّلام است. - . کنز الفوائد: 231 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْمُقْرِی بِإِسْنَادِهِ یَرْفَعُهُ إِلَی زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ قَالَ رَحِمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْلَی بِالْإِمَارَةِ وَ الْمُلْکِ وَ الْإِیمَانِ (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمد بن علی المقری سند را به زید بن علی میرساند که درباره آیه «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ» {و خویشاوندان [طبق] کتاب خدا بعضی [نسبت] به بعضی اولویت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند]} گفت: خویشاوندان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به فرمانروایی و ملک و مملکت داری و ایمان شایستهترند از دیگران. - . کنز الفوائد: 231 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ حَدِیدٍ وَ ابْنِ بَزِیعٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ حَازِمٍ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی قَالَ الْقُرْبَی هِیَ وَ اللَّهِ قَرَابَتُنَا (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن حازم از زید بن علی نقل کرد که گفتم: فدایت شوم! این آیه چه معنی دارد: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی» - . حشر / 7 - {آنچه خدا از [دارایی] ساکنان آن قریهها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وی] است} گفت: به خدا قسم منظور از «قربی» خویشاوندی ما است. - . کنز الفوائد: 236 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ (7)عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ
1) کنز جامع الفوائد، 230 و 231. و الآیة فی سورة الأحزاب: 6.
2) فی هامش الکتاب: الفرائض: السهام المقدرة فی الکتاب العزیز، و المواریث مطلق السهام فلا یکون تأکیدا بل یکون من قبیل ذکر العام بعد الخاص.
3) فی المصدر: و قال أیضا «ای محمّد بن العباس»: حدّثنا عبد العزیز اه.
4) کنز جامع الفوائد: 231.
5) کنز جامع الفوائد: 231.
6) کنز جامع الفوائد: 236. و الآیة فی سورة الحشر: 7.
7) فی المصدر: محمّد بن العباس عن أحمد بن هوذة.
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام هَذِهِ الْآیَةُ نَزَلَتْ فِینَا خَاصَّةً فَمَا کَانَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ فَهُوَ لَنَا وَ نَحْنُ ذُو الْقُرْبَی وَ نَحْنُ الْمَسَاکِینُ لَا تَذْهَبُ مَسْکَنَتُنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَبَداً وَ نَحْنُ أَبْنَاءُ السَّبِیلِ فَلَا یُعْرَفُ سَبِیلٌ إِلَّا بِنَا وَ الْأَمْرُ کُلُّهُ لَنَا (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عمرو بن ابی المقدام از پدر خود نقل کرد که از حضرت باقر علیه السّلام راجع به تفسیر این آیه پرسیدم: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ.» امام باقر علیه السّلام فرمود: این آیه فقط درباره ما نازل شده. هر چه متعلق به خدا و پیامبر باشد، به ما تعلق دارد. ما ذوالقربی و ما مساکین هستیم. هرگز احتیاج و نیاز ما به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله قطع نخواهد شد و ما ابناء السبیل هستیم، هیچ راهی شناخته نمیشود مگر به وسیله ما. امر به طور کلی مربوط به ما است. - . کنز الفوائد: 236 -
**[ترجمه]
لعله سقط تأویل الیتامی من النساخ و أما تأویل المسکین ففی بعض النسخ لا تذهب مسکنتنا أی إنا و إن رفعت أقدارنا فنحن محتاجون إلی إفاضات النبی صلی الله علیه و آله و شفاعته فی الدنیا و الآخرة.
و یحتمل أن تکون من تعلیلیة أی نحن بسبب قرابتنا بالرسول مظلومون ممنوعون عن حقنا إلی قیام القائم علیه السلام و فی بعض النسخ مسکتنا بالتاء و النون الواحدة فلعله علیه السلام قرأ مساکین بتشدید السین أو بالتخفیف بمعنی الماسک بالشیء أو الموضع الذی یمسک الماء أی لا یذهب تمسکنا به صلی الله علیه و آله أو حفظنا لعلمه و أسراره قال الفیروزآبادی مسک به و أمسک اعتصم به و المسکة بالضم ما یتمسک به و المساک کسحاب الموضع یمسک الماء ثم اعلم أن هذا تأویل لبطن الآیة و لا ینافی ظاهره و سیأتی القول فیه فی بابه إن شاء الله.
**[ترجمه]شاید تأویل و تفسیر «الیتامی» از سوی نسخه برداران حذف شده. اما تأویل «المسکین» در بعضی نسخهها «لا تذهب مسکنتنا» آمده، یعنی ما اگرچه مقامان بالاست، ولی محتاج به افاضات و شفاعت او در دنیا و آخرت هستیم. و شاید «مِن» تعلیلیه باشد، یعنی ما به واسطه خویشاوندیمان با پیامبر مظلوم و ممنوع از حقمان شدیم تا قیام قائم علیه السّلام. و در بعضی نسخهها «مسکتنا» آمده با تاء و نون، پس شاید امام علیه السّلام «مساکین» خوانده با تشدید یا بدون تشدید، به معنی نگه دارنده چیزی یا مکانی که آب را نگه میدارد، یعنی تمسک ما به او یا حفظ علم و اسرار او توسط ما قطع نمیشود. فیروز آبادی گفته است: «مسک به و أمسک» یعنی آن را نگه داشت و «المُسک» با ضمه، یعنی آنچه که به آن چنگ زده میشود و «المساک» مانند «سحاب»، یعنی مکانی که آب را نگه میدارد. بدان که این تأویل باطن آیه است و منافاتی با ظاهر آن ندارد و سخن درباره آن در باب خودش خواهد آمد إن شاء الله.
**[ترجمه]
م، تفسیر الإمام علیه السلام قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً (2)قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَفْضَلُ وَالِدَیْکُمْ وَ أَحَقُّهُمَا لِشُکْرِکُمْ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ.
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ لَحَقُّنَا عَلَیْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَیْ وِلَادَتِهِمْ فَإِنَّهَا نُنْقِذُهُمْ إِنْ أَطَاعُونَا مِنَ النَّارِ إِلَی دَارِ الْقَرَارِ وَ نَلْحَقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِیَّةِ بِخِیَارِ الْأَحْرَارِ.
وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ یُقِیمَانِ أَوَدَهُمْ وَ یُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا وَ یُبِیحَانِهِمُ النَّعِیمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا.
وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ فَطُوبَی لِمَنْ کَانَ
بِحَقِّهِمَا عَارِفاً وَ لَهُمَا فِی کُلِّ أَحْوَالِهِ مُطِیعاً یَجْعَلُهُ اللَّهُ مِنْ أَفْضَلِ سُکَّانِ جِنَانِهِ وَ یُسْعِدُهُ بِکَرَامَاتِهِ وَ رِضْوَانِهِ.
وَ قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَیْهِ الْأَفْضَلَیْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ أَطَاعَهُمَا حَقَّ طَاعَتِهِ قِیلَ لَهُ تَبَحْبَحْ (1)فِی أَیِّ الْجِنَانِ شِئْتَ (2).
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِنْ کَانَ الْأَبَوَانِ إِنَّمَا عَظُمَ حَقُّهُمَا عَلَی أَوْلَادِهِمَا لِإِحْسَانِهِمَا إِلَیْهِمْ فَإِحْسَانُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ إِلَی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ فَهُمَا بِأَنْ یَکُونَا أَبَوَیْهِمْ أَحَقُّ.
وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ کَیْفَ قَدْرُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ قَدْرُ أَبَوَیْهِ الْأَفْضَلَیْنِ عِنْدَهُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ.
وَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام مَنْ رَعَی حَقَّ أَبَوَیْهِ الْأَفْضَلَیْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ لَمْ یَضُرَّهُ مَا أَضَاعَ مِنْ حَقِّ أَبَوَیْ نَفْسِهِ وَ سَائِرِ عِبَادِ اللَّهِ فَإِنَّهُمَا یُرْضِیَانِهِمْ بِسَعْیِهِمَا.
وَ قَالَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیهما السلام یُعَظَّمُ ثَوَابُ الصَّلَاةِ عَلَی قَدْرِ تَعْظِیمِ الْمُصَلِّی عَلَی أَبَوَیْهِ الْأَفْضَلَیْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ.
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا علیهما السلام أَ مَا یَکْرَهُ أَحَدُکُمْ أَنْ یُنْفَی عَنْ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ اللَّذَیْنِ وَلَدَاهُ قَالُوا بَلَی وَ اللَّهِ قَالَ فَلْیَتَجَهَّدْ أَنْ لَا یُنْفَی عَنْ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ اللَّذَیْنِ هُمَا أَبَوَاهُ الْأَفْضَلُ مِنْ أَبَوَیْ نَفْسِهِ.
وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی علیهما السلام قَالَ رَجُلٌ بِحَضْرَتِهِ إِنِّی لَأُحِبُّ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً حَتَّی لَوْ قُطِّعْتُ إِرْباً أَوْ قُرِضْتُ لَمْ أَزُلْ عَنْهُ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام لَا جَرَمَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً مُعْطِیَاکَ مِنْ أَنْفُسِهِمَا مَا تُعْطِیهِمَا أَنْتَ مِنْ نَفْسِکَ إِنَّهُمَا لَیَسْتَدْعِیَانِ لَکَ فِی یَوْمِ فَصْلِ الْقَضَاءِ مَا لَا یَفِی مَا بَذَلْتَهُ لَهُمَا بِجُزْءٍ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ جُزْءٍ (3)مِنْ ذَلِکَ.
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام مَنْ لَمْ یَکُنْ وَالِدَا دِینِهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنْ وَالِدَیْ نَسَبِهِ (1)فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی حِلٍّ وَ لَا حَرَامٍ وَ لَا قَلِیلٍ وَ لَا کَثِیرٍ (2).
وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام مَنْ آثَرَ طَاعَةَ أَبَوَیْ دِینِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ عَلَی طَاعَةِ أَبَوَیْ نَسَبِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ لَأُوثِرَنَّکَ کَمَا آثَرْتَنِی وَ لَأُشَرِّفَنَّکَ بِحَضْرَةِ أَبَوَیْ دِینِکَ کَمَا شَرَّفْتَ نَفْسَکَ بِإِیثَارِ حُبِّهِمَا عَلَی حُبِّ أَبَوَیْ نَسَبِکَ وَ أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِی الْقُرْبی فَهُمْ مِنْ قَرَابَاتِکَ مِنْ أَبِیکَ وَ أُمِّکَ قِیلَ لَکَ اعْرِفْ حَقَّهُمْ کَمَا أَخَذَ بِهِ الْعَهْدَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَخَذَ عَلَیْکُمْ مَعَاشِرَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ بِمَعْرِفَةِ قَرَابَاتِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله الَّذِینَ هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدَهُ وَ مَنْ یَلِیهِمْ بَعْدُ مِنْ خِیَارِ أَهْلِ دِینِهِمْ (3).
قَالَ الْإِمَامُ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ رَعَی حَقَّ قَرَابَاتِ أَبَوَیْهِ أُعْطِیَ فِی الْجَنَّةِ أَلْفَ دَرَجَةٍ بُعْدُ مَا بَیْنَ کُلِّ دَرَجَتَیْنِ حُضْرُ الْفَرَسِ الْجَوَادِ الْمُضَمَّرِ مِائَةَ سَنَةٍ إِحْدَی الدَّرَجَاتِ مِنْ فِضَّةٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ ذَهَبٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ زُمُرُّدٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ زَبَرْجَدٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ مِسْکٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ عَنْبَرٍ وَ الْأُخْرَی مِنْ کَافُورٍ وَ تِلْکَ الدَّرَجَاتُ مِنْ هَذِهِ الْأَصْنَافِ وَ مَنْ رَعَی حَقَّ قُرْبَی مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ أُوتِیَ مِنْ فَضْلِ (4)الدَّرَجَاتِ وَ زِیَادَةِ الْمَثُوبَاتِ عَلَی قَدْرِ زِیَادَةِ فَضْلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ عَلَی أَبَوَیْ نَسَبِهِ.
وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام لِبَعْضِ النِّسَاءِ أَرْضِی أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً بِسَخَطِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ وَ لَا تُرْضِی أَبَوَیْ نَسَبِکَ بِسَخَطِ أَبَوَیْ دِینِکَ فَإِنَّ أَبَوَیْ نَسَبِکَ إِنْ سَخِطَا أَرْضَاهُمَا مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ بِثَوَابِ جُزْءٍ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ جُزْءٍ مِنْ سَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِهِمَا وَ إِنَّ أَبَوَیْ دِینِکَ إِنْ سَخِطَا لَمْ یَقْدِرْ أَبَوَا نَسَبِکَ أَنْ یُرْضِیَاهُمَا لِأَنَّ ثَوَابَ طَاعَاتِ أَهْلِ
الدُّنْیَا کُلِّهِمْ لَا تَفِی بِسَخَطِهِمَا.
وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام عَلَیْکَ بِالْإِحْسَانِ إِلَی قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ إِنْ أَضَعْتَ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ وَ إِیَّاکَ وَ إِضَاعَةَ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِکَ بِتَلَافِی قَرَابَاتِ (1)أَبَوَیْ نَسَبِکَ فَإِنَّ شُکْرَ هَؤُلَاءِ إِلَی أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ أَثْمَرُ لَکَ مِنْ شُکْرِ هَؤُلَاءِ إِلَی أَبَوَیْ نَسَبِکَ إِنَّ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِکَ إِذَا شَکَرُوکَ عِنْدَهُمَا بِأَقَلِّ قَلِیلِ نَظَرِهِمَا لَکَ (2)یَحُطُّ ذُنُوبُکَ وَ لَوْ کَانَتْ مِلْءَ مَا بَیْنَ الثَّرَی إِلَی الْعَرْشِ وَ إِنَّ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ إِنْ شَکَرُوکَ عِنْدَهُمَا وَ قَدْ ضَیَّعْتَ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِکَ لَمْ یُغْنِیَا عَنْکَ فَتِیلًا.
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام حَقُّ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ أَوْلِیَائِهِمَا أَحَقُّ مِنْ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِنَا إِنَّ أَبَوَیْ دِینِنَا یُرْضِیَانِ عَنَّا أَبَوَیْ نَسَبِنَا وَ أَبَوَیْ نَسَبِنَا لَا یَقْدِرَانِ أَنْ یُرْضِیَا عَنَّا أَبَوَیْ دِینِنَا محمد (مُحَمَّداً) وَ علی (عَلِیّاً) صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا.
وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام مَنْ کَانَ أَبَوَا دِینِهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ علیهما السلام آثَرَ لَدَیْهِ وَ قَرَابَاتُهُمَا أَکْرَمَ مِنْ أَبَوَیْ نَسَبِهِ وَ قَرَابَاتِهِمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَضَّلْتَ الْأَفْضَلَ لَأَجْعَلَنَّکَ الْأَفْضَلَ وَ آثَرْتَ الْأَوْلَی بِالْإِیثَارِ لَأَجْعَلَنَّکَ بِدَارِ قَرَارِی وَ مُنَادَمَةِ أَوْلِیَائِی أَوْلَی.
وَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام مَنْ ضَاقَ عَنْ قَضَاءِ حَقِّ قُرُبَاتِ أَبَوَیْ دِینِهِ وَ أَبَوَیْ نَسَبِهِ وَ قَدَحَ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِی الْآخَرِ فَقَدَّمَ قَرَابَةَ أَبَوَیْ دِینِهِ عَلَی قَرَابَةِ أَبَوَیْ نَسَبِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَمَا قَدَّمَ قَرَابَةَ أَبَوَیْ دِینِهِ فَقَدِّمُوهُ إِلَی جِنَانِی فَیَزْدَادُ (3)فَوْقَ مَا کَانَ أَعَدَّ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ أَلْفَ أَلْفِ ضِعْفِهَا.
وَ قَالَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیهما السلام وَ قَدْ قِیلَ لَهُ إِنَّ فُلَاناً کَانَ لَهُ أَلْفُ دِرْهَمٍ عُرِضَتْ عَلَیْهِ بِضَاعَتَانِ یَشْتَهِیهِمَا (4)لَا یَتَّسِعُ بِضَاعَتُهُ لَهُمَا فَقَالَ أَیُّهُمَا أَرْبَحُ لِی فَقِیلَ لَهُ هَذَا
یَفْضُلُ رِبْحُهُ عَلَی هَذَا بِأَلْفِ ضِعْفٍ قَالَ أَ لَیْسَ یَلْزَمُهُ فِی عَقْلِهِ أَنْ یُؤْثِرَ الْأَفْضَلَ قَالُوا بَلَی قَالَ فَهَکَذَا إِیْثَارُ قَرَابَةِ أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ أَفْضَلُ ثَوَاباً بِأَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ لِأَنَّ فَضْلَهُ عَلَی قَدْرِ فَضْلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ عَلَی أَبَوَیْ نَسَبِهِ.
وَ قِیلَ لِلرِّضَا علیه السلام أَ لَا نُخْبِرُکَ بِالْخَاسِرِ الْمُتَخَلِّفِ قَالَ مَنْ هُوَ قَالُوا فُلَانٌ بَاعَ دَنَانِیرَهُ بِدَرَاهِمَ أَخَذَهَا فَرَدَّ مَالَهُ عَنْ عَشَرَةِ آلَافِ دِینَارٍ إِلَی عَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ قَالَ بَدْرَةٌ بَاعَهَا (1)بِأَلْفِ دِرْهَمٍ أَ لَمْ یَکُنْ أَعْظَمَ تَخَلُّفاً وَ حَسْرَةً قَالُوا بَلَی قَالَ أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِأَعْظَمَ مِنْ هَذَا تَخَلُّفاً وَ حَسْرَةً قَالُوا بَلَی قَالَ أَ رَأَیْتُمْ لَوْ کَانَ لَهُ أَلْفُ جَبَلٍ مِنْ ذَهَبٍ بَاعَهَا بِأَلْفِ حَبَّةٍ مِنْ زَیْفٍ أَ لَمْ یَکُنْ أَعْظَمَ تَخَلُّفاً وَ أَعْظَمَ مِنْ هَذَا حَسْرَةً قَالُوا بَلَی قَالَ أَ فَلَا أُنَبِّئُکُمْ بِأَشَدَّ (2)مِنْ هَذَا تَخَلُّفاً وَ أَعْظَمَ مِنْ هَذَا حَسْرَةً قَالُوا بَلَی قَالَ مَنْ آثَرَ فِی الْبِرِّ وَ الْمَعْرُوفِ قَرَابَةَ أَبَوَیْ نَسَبِهِ عَلَی قَرَابَةِ أَبَوَیْ دِینِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ لِأَنَّ فَضْلَ قَرَابَاتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ أَبَوَیْ دِینِهِ عَلَی قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِهِ أَفْضَلُ مِنْ فَضْلِ أَلْفِ جَبَلِ ذَهَبٍ عَلَی أَلْفِ حَبَّةٍ زَائِفٍ.
وَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الرِّضَا علیه السلام مَنِ اخْتَارَ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ علیهما السلام عَلَی قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِهِ اخْتَارَهُ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ یَوْمَ التَّنَادِ وَ شَهَرَهُ بِخِلَعِ کَرَامَاتِهِ وَ شَرَّفَهُ بِهَا عَلَی الْعِبَادِ إِلَّا مَنْ سَاوَاهُ فِی فَضَائِلِهِ أَوْ فَضْلِهِ.
وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ جَلَالِ اللَّهِ إِیْثَارَ قَرَابَةِ أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ علیهما السلام عَلَی قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ وَ إِنَّ مِنَ التَّهَاوُنِ بِجَلَالِ اللَّهِ إِیثَارَ قَرَابَاتِ أَبَوَیْ نَسَبِکَ عَلَی قَرَابَاتِ أَبَوَیْ دِینِکَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ علیهما السلام.
وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام إِنَّ رَجُلًا جَاعَ عِیَالُهُ فَخَرَجَ یَبْغِی لَهُمْ مَا یَأْکُلُونَ فَکَسَبَ دِرْهَماً فَاشْتَرَی بِهِ خُبْزاً وَ أُدْماً (3)فَمَرَّ بِرَجُلٍ وَ امْرَأَةٍ مِنْ قَرَابَاتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍ
علیهما السلام فَوَجَدَهُمَا جَائِعَیْنِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ أَحَقُّ مِنْ قَرَابَاتِی فَأَعْطَاهُمَا إِیَّاهُمَا وَ لَمْ یَدْرِ بِمَا ذَا یَحْتَجُّ فِی مَنْزِلِهِ فَجَعَلَ یَمْشِی رُوَیْداً یَتَفَکَّرُ فِیمَا یَتَعَذَّرُ (1)بِهِ عِنْدَهُمْ وَ یَقُولُ لَهُمْ مَا فَعَلَ بِالدِّرْهَمِ إِذَا لَمْ یَجِئْهُمْ بِشَیْءٍ فَبَیْنَمَا هُوَ مُتَحَیِّرٌ فِی طَرِیقِهِ إِذاً بِفَیْجٍ یَطْلُبُهُ فَدُلَّ عَلَیْهِ فَأَوْصَلَ إِلَیْهِ کِتَاباً مِنْ مِصْرَ وَ خَمْسَمِائَةِ دِینَارٍ فِی صُرَّةٍ وَ قَالَ هَذِهِ بَقِیَّةٌ حَمَلْتُهُ إِلَیْکَ مِنْ مَالِ ابْنِ عَمِّکَ مَاتَ بِمِصْرَ وَ خَلَّفَ مِائَةَ أَلْفِ دِینَارٍ عَلَی تُجَّارِ مَکَّةَ وَ الْمَدِینَةِ وَ عَقَاراً کَثِیراً وَ مَالًا بِمِصْرَ بِأَضْعَافِ ذَلِکَ فَأَخَذَ الْخَمْسَمِائَةِ دِینَارٍ وَ وَضَعَ عَلَی عِیَالِهِ (2)وَ نَامَ لَیْلَتَهُ فَرَأَی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیّاً علیه السلام فَقَالا لَهُ کَیْفَ تَرَی إِغْنَاءَنَا لَکَ لِمَا آثَرْتَ قَرَابَتَنَا عَلَی قَرَابَتِکَ ثُمَّ لَمْ یَبْقَ بِالْمَدِینَةِ وَ لَا بِمَکَّةَ مِمَّنْ عَلَیْهِ شَیْءٌ مِنَ الْمِائَةِ أَلْفِ دِینَارٍ إِلَّا أَتَاهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ فِی مَنَامِهِ وَ قَالا لَهُ إِمَّا بَکَّرْتَ بِالْغَدَاةِ عَلَی فُلَانٍ بِحَقِّهِ مِنْ مِیرَاثِ ابْنِ عَمِّهِ وَ إِلَّا بَکَّرَ عَلَیْکَ بِهَلَاکِکَ وَ اصْطِلَامِکَ وَ إِزَالَةِ نِعَمِکَ وَ إِبَانَتِکَ مِنْ حَشَمِکَ فَأَصْبَحُوا کُلُّهُمْ وَ حَمَلُوا إِلَی الرَّجُلِ مَا عَلَیْهِمْ حَتَّی حَصَلَ عِنْدَهُ مِائَةُ أَلْفِ دِینَارٍ وَ مَا تُرِکَ أَحَدٌ بِمِصْرَ مِمَّنْ لَهُ عِنْدَهُ مَالٌ إِلَّا وَ أَتَاهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ فِی مَنَامِهِ وَ أَمَرَاهُ أَمْرَ تَهَدُّدٍ بِتَعْجِیلِ مَالِ الرَّجُلِ أَسْرَعَ مَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ وَ أَتَی مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ هَذَا الْمُؤْثِرَ لِقَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی مَنَامِهِ فَقَالا لَهُ کَیْفَ رَأَیْتَ صُنْعَ اللَّهِ لَکَ (3)قَدْ أَمَرْنَا مَنْ بِمِصْرَ أَنْ یَجْعَلَ إِلَیْکَ مَالَکَ أَ فَنَأْمُرُ حَاکِمَهَا بِأَنْ یَبِیعَ عَقَارَکَ وَ أَمْلَاکَکَ وَ یُسَفْتِجَ إِلَیْکَ بِأَثْمَانِهَا لِتَشْتَرِیَ بَدَلَهَا مِنَ الْمَدِینَةِ قَالَ بَلَی فَأَتَی مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ علیهما السلام حَاکِمَ مِصْرَ فِی مَنَامِهِ فَأَمَرَاهُ أَنْ یَبِیعَ عَقَارَهُ وَ السُّفْتَجَةَ بِثَمَنِهِ إِلَیْهِ فَحُمِلَ إِلَیْهِ مِنْ تِلْکَ الْأَثْمَانِ ثَلَاثُمِائَةِ أَلْفِ دِینَارٍ فَصَارَ أَغْنَی مَنْ بِالْمَدِینَةِ ثُمَّ أَتَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ یَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا جَزَاؤُکَ فِی الدُّنْیَا عَلَی إِیثَارِ قَرَابَتِی عَلَی قَرَابَتِکَ وَ لَأُعْطِیَنَّکَ فِی الْآخِرَةِ بَدَلَ کُلِّ حَبَّةٍ (4)مِنْ هَذَا الْمَالِ فِی الْجَنَّةِ أَلْفَ قَصْرٍ أَصْغَرُهَا أَکْبَرُ مِنَ
الدُّنْیَا مَغْرِزُ کُلِّ إِبْرَةٍ مِنْهَا خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا (1).
**[ترجمه]تفسیر امام حسن عسکری: خداوند فرموده «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً.» - . بقره / 83 - پیامبر اکرم فرمود: بهترین و سزاوارترین پدر و مادر شما به سپاسگزاریتان، محمّد و علی علیهما السّلام هستند.
و علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: از پیامبر اکرم شنیدم که میفرمود: من و علی دو پدر این امت هستیم و حق ما بر مردم بزرگتر از حق پدر و مادر نژادیشان است، زیرا ما آنها را در صورت اطاعت از ما، از جهنم به بهشت برین نجات میدهیم و آنها را از بندگی به بهترین آزادگان ملحق میکنیم.
و حضرت فاطمه علیها السّلام فرمود: دو پدر این امت محمّد و علی هستند، آنها را از انحرافشان به راه راست برمیگردانند و اگر مطیع آنها باشند، از عذاب دائم نجات میدهند و نعمت جاوید را بر ایشان جایز میکنند، اگر با آن دو موافق باشند.
حضرت امام حسن علیه السّلام فرمود: دو پدر این امت محمّد و علی هستند. خوشا به حال کسی که عارف به حق آنها باشد و در تمام احوال از ایشان اطاعت کند. خدا او را از بهترین ساکنان بهشت قرار میدهد و او را با کرامات و رضوانش، با سعادت میگرداند.
و حضرت امام حسین علیه السّلام فرمود: هر کس حق دو پدر شایستهتر خود محمّد و علی را بشناسد و به واقع از ایشان اطاعت کند، به او میگویند هر کجای بهشت که مایلی ساکن شو.
و حضرت علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: اگر حق پدر و مادر بر فرزندانش بزرگ است، به واسطه نیکی و احسان آنها به فرزندنشان است، پس احسان و نیکی محمّد و علی به این امت بزرگتر و عظیمتر از آنها است. پس آن دو شایستهترند که دو پدر آنها باشند.
و حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هر کس میخواهد بداند چقدر در نزد خدا مقام دارد، نگاه کند چه اندازه احترام میگذارد به دو پدر شایسته خود، محمّد و علی علیهما السلام.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود: هر کس مراعات حق دو پدر گرامیتر خود محمّد و علی را بنماید، اگر حقی از پدر و مادر خود و سایر بندگان خدا ضایع کرده باشد، او را زیانی نخواهد بخشید، زیرا محمّد و علی علیهما السلام آنها را با کوشش خود راضی میکنند.
و حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمود: ثواب نماز به اندازه تعظیم نمازگزار نسبت به دو پدر گرامیتر خود محمّد و علی بیشتر میشود.
و حضرت رضا علیه السّلام فرمود: آیا یکی از شما کراهت ندارد اگر او را از پدر و مادری که او را به دنیا آوردهاند، نفی نمایند؟ عرض کردند: آری به خدا سوگند. فرمود: پس باید سعی کند که از پدر و مادری که از پدر و مادر نژادیش برتر هستند، نفی نشود.
و حضرت جواد علیه السّلام به مردی که در خدمتش بود فرمود: من محمّد و علی را چنان دوست دارم که اگر قطعه قطعه شوم یا با قیچی ریزه ریزه شوم، دست از آنها نمیکشم. حضرت جواد فرمود: بدون شک محمّد و علی علیهما السّلام از خودشان به تو آن مقدار عطا میکنند که تو به آنها از خودت دادهای. آنها در روز قیامت آن قدر برای تو درخواست میکنند که هر چه تو برای آنها بذل کردی، یک صد هزارم آن هم نمیشود.
و حضرت امام علی النقی علیه السّلام فرمود: هر کس پدران دینی او محمد و علی گرامیتر از پدر و مادر نژادیش نباشند، از خدا برای او در حلال و حرام و در کم و زیاد بهرهای نیست.
و حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: هر کس اطاعت از از پدران دینی خود محمد و علی را بر اطاعت پدر و مادر نژادی خود مقدم بدارد، خدا به او فرموده: من هم تو را مقدم میدارم، همان طور که تو مرا مقدم داشتی و پیش پدران دینیات به تو شرافت و شخصیت میدهم، چنان چه تو خودت را شرافت دادی به مقدم داشتن محبت آن دو بر محبت پدر و مادر نژادیت. اما این آیه «وَ لِذی الْقُرْبی» آنها خویشاوندان پدر مادریت هستند. به تو گفته شد: حق آنها را بشناس! چنان چه این پیمان از بنی اسراییل گرفته شد و بر شما امت محمّد نیز تعهد گرفته شده است به معرفت خویشاوندان محمّد که آنها ائمه و پیشوایان بعد از او هستند و کسانی که جانشین ایشان میشوند از بهترین اهل دینشان.
امام علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس رعایت حق خویشاوندان پدر و مادری خود را بنماید، در بهشت به او هزار درجه داده میشود که فاصله بین هر درجه تا درجه دیگر، به اندازه صد سال دویدن اسب تندروی تربیت شده است. یکی از درجات از نقره و دیگری از طلا و دیگری از مروارید و دیگری از زمرد و دیگری از زبرجد و دیگری از مشک و دیگری از عنبر و دیگری از کافور است. و این درجات از چنین جنسها است. و کسی که رعایت حق خویشاوندان محمّد و علی را بنماید، به او آن قدر درجه و ثواب اضافه بر اینها میدهند که معادل برتری محمّد و علی بر پدر و مادر نژادیش است.
حضرت فاطمه علیها السّلام به برخی از زنان فرمود: دو پدر دینی خود محمّد و علی را راضی کن، گرچه همراه با خشم پدر و مادر نژادیات باشد. مبادا پدر و مادر نژادیت را با خشم دو پدر دینیات راضی کنی، زیرا اگر پدر و مادر نژادیات خشمگین شوند، محمّد و علی علیهما السلام آنها را راضی میکنند به ثواب یک جزء از یک میلیون جزء از یک ساعت اطاعت کردن تو از آن دو و اگر دو پدر دینیات خشمگین شدند، پدر و مادر نژادیات نمیتوانند آن دو را راضی کنند، زیرا تمام ثواب اطاعتهای اهل دنیا برابر با خشم محمّد و علی علیهما السلام نمیشود.
و حسن بن علی علیهما السّلام فرمود: بر تو باد نیکی به خویشاوندان دو پدر دینیات محمّد و علی، گرچه حق خویشاوندان پدر و مادرت را ضایع کرده باشی، و برحذر باش از ضایع کردن خویشاوندان دو پدر دینیات به تلافی خویشاوندان پدر و مادر نژادیات، زیرا شکر خویشاوندان دو پدر دینی تو محمّد و علی پیش آنها برایت سود بیشتری دارد از شکر خویشاوندان پدر و مادر نژادی تو پیش آنها، چون خویشاوندان دو پدر دینیات وقتی تو را شکرگزارند در نزد پیامبر و علی علیهما السلام به کمترین چیزی، یک نظر آنها به تو موجب از بین رفتن گناهانت میشود، گرچه فاصله بین زمین تا عرش پر کرده باشند. و اگر خویشاوندان پدر و مادر نژادیات از تو سپاسگزاری کردند پیش آن دو، در حالی که خویشاوندان دو پدر دینیات را ضایع کرده باشی، ذرهای از تو رفع نیاز نکردند و علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: حق خویشاوندان دو پدر دینی ما محمّد و علی و دوستان آن دو بیشتر از حق پدر و مادر نژادی ما است، زیرا دو پدر دینی ما میتوانند پدر و مادر نژادی ما را راضی کنند، اما پدر و مادر نژادی ما نمیتوانند دو پدر دینی محمّد و علی صلوات اللَّه علیهما را از ما خشنود نمایند.
و حضرت محمّد بن علی علیهما السّلام فرمود: کسی که دو پدر دینی خود محمّد و علی و خویشاوندانشان نزد او بر پدر و مادر نژادی و خویشاوندانشان مقدم باشند، خداوند فرموده آن کس را که مقدم بود برتری دادی، تو را نیز برتری میدهم و آن کس که شایسته برتری بود را مقدم داشتی، تو را ساکن بهشتم میکنم و همنشینی با دوستانم شایستهتر است.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود: کسی که برایش مشکل باشد هم برآوردن حق خویشاوندان دو پدر دینیاش و هم خویشاوندان پدر و مادر نژادیاش و در تقدیم یکی از آن دو مردد باشد و خویشاوندان دو پدر دینی خود را بر خویشاوندان پدر و مادر نژادی خود مقدم دارد، روز قیامت خداوند فرمود: همان طور که او که خویشاوندان دو پدر دینی خود را مقدم داشت، پس مقدمش بدارید به سوی بهشتم و آنچه برایش درجه قرار دادهاند، یک میلیون برابر اضافه میشود.
و موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمود: در حالی که به او گفته شد شخصی هزار درهم داشت و دو متاع که هر دو را مایل بود بخرد، به او عرضه شد، اما سرمایهاش برای هر دو کافی نبود. پرسید: کدام یک برایم سودمندتر است؟ به او گفته شد: آن یکی سودش هزار برابر این است. فرمود: مگر عقل به او حکم نمیکند که بهتر را برگزیند؟ گفتند: چرا. فرمود: همین طور مقدم داشتن خویشاوندان دو پدر دینیات محمّد و علی ثوابش بیش از این است، زیرا برتری آن معادل برتری محمّد و علی است بر پدر و مادر نژادیاش.
و به حضرت رضا علیه السّلام گفته شد: آیا شما را به زیان کار ضرر دیده خبر ندهیم؟ فرمود: او کیست؟ گفتند: فلانی که دینارهای خود را به درهم فروخته و مال او از ده هزار دینار به ده هزار درهم تبدیل شده است. فرمود: اگر ده هزار درهم را به هزار دینار میفروخت، آیا ضرر و زیان و حسرتش بیشتر نبود؟ گفتند: آری. فرمود: اینک شما را مطلع نکنم از کسی که پشیمانی و زیانش از او بیشتر است؟ گفتند: آری. فرمود: اگر شخصی هزار کوه طلا داشته باشد، آن را بفروشد به هزار دانه بیارزش، آیا از آن کسی که قبلا ذکر شد، حسرت و زیانش بیشتر نیست؟ گفتند: آری. فرمود: آیا شما را مطلع نکنم از کسی که از این شخص هم زیانکارتر و پشیمانتر است؟ گفتند: آری. فرمود: کسی که در نیکی و خوبی، خویشاوندان پدر و مادر نژادی خود را مقدم بدارد بر خویشاوندان دو پدر دینی خود محمّد و علی، زیرا برتری خویشاوندان محمد و علی دو پدر دینی او بر خویشاوندان پدر و مادر نژادیاش، برتر از برتری هزار کوه طلا بر هزار دانه بیارزش است.
و حضرت جواد علیه السّلام فرمود: هر کس خویشاوندان دو پدر دینی خود محمّد و علی را بر خویشاوندان پدر و مادر نژادی خود اختیار کند، خداوند او را در روز قیامت در مقابل مردم اختیار میکند و او را با تحفههای کرامت خویش معروف میکند و او را به واسطه آن بر بندگان شرافت میبخشد مگر کسی که یکی از این ابوین را با دیگری در فضایلش برابر دانسته باشد یا پدر و مادر نژادیاش را مقدم داشته باشد.
و حضرت امام علی النقی علیه السّلام فرمود: از بزرگداشت مقام خدا، مقدم داشتن خویشاوندان دو پدر دینیات محمّد و علی بر خویشاوندان پدر و مادر نژادیات است. و از سبک شمردن مقام خدا است مقدم داشتن خویشاوندان پدر و مادر نژادیات بر خویشاوندان دو پدر دینیات محمّد و علی علیهما السّلام.
و حضرت امام حسن علیه السّلام فرمود: مردی خانوادهاش دچار گرسنگی شدند. خارج شد تا برای آنها خوراکی تهیه کند. یک درهم به دست آورد. نان و خورش خرید. گذارش به مرد و زنی از خویشاوندان محمّد و علی علیهما السّلام افتاد و آن دو را گرسنه یافت. گفت: اینها از خانواده خودم شایستهترند. نان و خورش را به آنها داد و نمیدانست که پیش خانواده خود چگونه عذر بخواهد. شروع به آهسته حرکت کردن نمود و در راه فکر میکرد به اینکه چه عذری برایشان بیاورد و به آنها بگوید که با درهم چه کرده است، زیرا چیزی برایشان نیاورده است. در همین حال که در راهش متحیر بود، پیکی در جستجوی او بود. پس پیک را به سوی او راهنمایی کردند. پیک نامهای از مصر برای او آورد با پانصد دینار در کیسهای و گفت این باقی مانده مال پسر عمویت است که در مصر از دنیا رفته که من برای تو آوردم، و صد هزار دینار نیز به گردن تجار مکه و مدینه گذاشته که باید بپردازند و اموال غیر منقول و اموال زیادی در مصر دارد که چندین برابر این است. پانصد دینار را گرفت و صرف خرج خانواده خود نمود. آن شب پیامبر اکرم و علی را در خواب دید. به او فرمودند: چگونه مشاهده کردی بی نیاز کردن ما تو را، چون خویشاوندان مرا بر خویشاوندان خود مقدم داشتی؟ سپس هیچ کس از کسانی که در مدینه و مکه مقروض به پسر عموی او بودند نماند، مگر اینکه پیامبر و علی به خوابش آمدند و به او فرمودند: اگر صبح کردی و حق فلانی را که به ارث از پسر عمویش میبرد، دادی (که هیچ)، وگرنه صبح میشود بر تو در حال هلاک تو و ریشه کن شدن تو و نابودی نعمتهای تو و جدا شدن تو از خدمتکارانت. صبح کردند و بدهی خود را پرداختند تا صد هزار دینار به دستش رسید و هیچ کس در مصر که مالی از پسر عموی او در اختیارش بود، رها نشد مگر اینکه محمد و علی به خواب آمدند و به او با تهدید امر کردند که هر چه زودتر مال فلانی را رد کن. آن کسی که خویشاوندان پیامبر را مقدم داشت، محمد و علی به خوابش آمدند و به او فرمودند: دیدی خدا چه کرد؟ به ما امر کرد که به کسانی که در مصر بودند دستور دهیم که هر چه زودتر اموال تو را تحویل دهند. اگر مایلی به حاکم مصر بگوییم اموال غیر منقول و املاک تو را بفروشد و پولش را برایت بفرستد تا با پول آن در مدینه برای خود ملک بخری؟ گفت آری. حضرت محمّد و علی علیهما السّلام به خواب حاکم مصر آمدند و به او دستور دادند اموال غیر منقول او را بفروشد و پولش را برای او بفرستد. از آن داراییها مبلغ سیصد هزار دینار برایش فرستاد و از ثروتمندترین اهل مدینه شد. بعد پیغمبر اکرم پیش آمد و فرمود: ای بنده خدا! این پاداش دنیای تو بود که خویشاوندان مرا بر خویشان خود مقدم داشتی. در آخرت به تو در مقابل هر دانه از مالی که دادی، هزار قصر داده خواهد شد که کوچکترین آنها از دنیا بزرگتر است که هر سر سوزن آن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است. - . تفسیر امام حسن عسکری: 133 - 135 -
**[ترجمه]
الحضر بالضم العدو و قال الفیروزآبادی الفتیل السحاة التی فی شق النواة و ما أغنی عنک فتیلا و لا فتیلة شیئا الزیف الدرهم المغشوش و الفیج بالفتح معرب پیک و فی القاموس السفتجة کقرطقة أن تعطی مالا لأحد و للآخذ مال فی بلد المعطی فیوفیه إیاه ثم فیستفید أمن الطریق و فعله السفتجة بالفتح.
**[ترجمه]«الحُضر» با ضمه یعنی دویدن و فیروز آبادی گفته است: «الفتیل» یعنی نخی که در شکاف هسته خرماست و تو را به اندازه نخ وسط شکاف خرما هم بی نیاز نمیکند و لا فتیلة شیئا.و «الزیف» یعنی درهم مغشوش و «الفیج» معرب پیک است و در قاموس گفته است: «السفتجة» مانند «قرطعة» یعنی مالی را به کسی بدهی و گیرنده در شهر دهنده مال، مالی داشته باشد. پس مال خودش را به جای آن مال بدهد، پس در آنجا از امنیت راه بهره مند میشود و کار او را «السفتجة» با فتحه میگویند.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ (2)الْآیَةَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ رَحِمَ آلِ مُحَمَّدٍ مُعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ یَقُولُ اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِی وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِی وَ هِیَ تَجْرِی فِی کُلِّ رَحِمٍ وَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ فِی آلِ مُحَمَّدٍ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره آیه «الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ * وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» - . رعد / 20 - 21 -
{همانان که به پیمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمیشکنند و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده میپیوندند} تا آخر آیه، محمّد بن فضیل از حضرت ابوالحسن نقل کرد که فرمود: خویشاوند آل محمّد آویخته به عرش است و میگوید: خدایا! پیوند نما با کسی که با من پیوند نموده و قطع کن از کسی که مرا قطع نموده. این در هر خویشاوندی جاری است، اما این آیه درباره آل محمّد است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 340 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السلام یَقُولُ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ قَالَ إِنَّ رَحِمَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ فِی کُلِّ رَحِمٍ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: محمد بن فضیل گفت: از موسی بن جعفر علیهما السّلام شنیدم که میفرمود: «الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ * وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» فرمود: خویشاوند، آل محمد است... و مانند روایت بالا را تا عبارت «در هر خویشاوندی» ذکر کرده است. - . تفسیر عیاشی 2 : 208 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَلَفٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَعَ نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یَقُولُ إِنَّ رَحِمَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله لَیَتَعَلَّقُ بِالْعَرْشِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ تَتَعَلَّقُ بِهَا أَرْحَامُ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُ یَا رَبِّ صِلْ مَنْ وَصَلَنَا وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنَا قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنَا الرَّحْمَنُ وَ أَنْتَ الرَّحِمُ شَقَقْتُ اسْمَکَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ وَصَلَکَ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَکَ قَطَعْتُهُ وَ لِذَلِکَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الرَّحِمُ شِجْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (5).
**[ترجمه]معانی الاخبار: عمرو بن جمیع گفت: با چند نفر از اصحابش خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم. شنیدم که میفرمود: خویشاوند ائمه از آل محمّد روز قیامت به عرش آویخته و خویشاوندان مؤمنان نیز به آن آویختهاند. و میگوید: خدایا! بپیوند به کسی که به ما پیوسته و قطع کن از کسی که از ما قطع کرده. فرمود: خداوند میفرماید: من رحمان هستم و تو رحم. نام تو را از نام خود جدا کردهام. هر کس به تو بپیوندد، به او میپیوندم و هر کس از تو قطع کند، از او قطع رابطه میکنم. و به همین جهت پیامبر اکرم فرمود: رحم شعبهای از خدا است. - . معانی الاخبار: 87 -
**[ترجمه]
قال الجزری فیه الرحم شجنة من الرحمن أی قرابة مشتبکة کاشتباک العروق شبه بذلک مجازا و أصل الشجنة بالضم و الکسر شعبة من غصن من غصون الشجرة.
**[ترجمه]جزری گفته است «فیه الرحم شجنة من الرحمن»، یعنی خویشاوندی به هم آمیخته است، مانند درآمیختن رگها و مجازا به آن تشبیه شده است. و اصل «الشجنة» به ضمه و کسره، شعبهای از یک شاخه از شاخههای درخت است.
**[ترجمه]
م، تفسیر الإمام علیه السلام قَالَ: وَ تَفْسِیرُ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ الرَّحْمنُ أَنَّ قَوْلَهُ الرَّحْمَنُ مُشْتَقٌّ مِنَ الرَّحِمِ (1).
وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا الرَّحْمَنُ وَ هِیَ الرَّحِمُ شَقَقْتُ لَهَا اسْماً مِنِ اسْمِی مَنْ وَصَلَهَا وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَهَا قَطَعْتُهُ ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام أَ وَ تَدْرِی مَا هَذِهِ الرَّحِمُ الَّتِی مَنْ وَصَلَهَا وَصَلَهُ الرَّحْمَنُ وَ مَنْ قَطَعَهَا قَطَعَهُ الرَّحْمَنُ فَقِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حَثَّ بِهَذَا کُلَّ قَوْمٍ عَلَی أَنْ یُکْرِمُوا أَقْرِبَاءَهُمْ (2)وَ یَصِلُوا أَرْحَامَهُمْ فَقَالَ لَهُمْ أَ یَحُثُّهُمْ عَلَی أَنْ یَصِلُوا أَرْحَامَ الْکَافِرِینَ وَ أَنْ یُعَظِّمُوا مَنْ حَقَّرَهُ اللَّهُ وَ أَوْجَبَ احْتِقَارَهُ مِنَ الْکَافِرِینَ قَالُوا لَا وَ لَکِنَّهُ یَحُثُّهُمْ (3)عَلَی صِلَةِ أَرْحَامِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ فَقَالَ أَوْجَبَ حُقُوقَ أَرْحَامِهِمْ لِاتِّصَالِهِمْ بِآبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ قُلْتُ بَلَی یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ فَهُمْ إِذاً إِنَّمَا یَقْضُونَ فِیهِمْ حُقُوقَ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ قُلْتُ بَلَی یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَآبَاؤُهُمْ وَ أُمَّهَاتُهُمْ إِنَّمَا غَذَّوْهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ وَقَوْهُمْ مَکَارِهَهَا وَ هِیَ نِعْمَةٌ زَائِلَةٌ وَ مَکْرُوهٌ یَنْقَضِی وَ رَسُولُ رَبِّهِمْ سَاقَهُمْ إِلَی نِعْمَةٍ دَائِمَةٍ لَا تَنْقَضِی وَ وَقَاهُمْ مَکْرُوهاً مُؤَبَّداً لَا یَبِیدُ فَأَیُّ النِّعْمَتَیْنِ أَعْظَمُ قُلْتُ نِعْمَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ وَ أَکْبَرُ قَالَ فَکَیْفَ یَجُوزُ أَنْ یَحُثَّ عَلَی قَضَاءِ حَقِّ مَنْ صَغَّرَ اللَّهُ حَقَّهُ وَ لَا یَحُثَّ عَلَی قَضَاءِ حَقِّ مَنْ کَبَّرَ اللَّهُ حَقَّهُ قُلْتُ لَا یَجُوزُ ذَلِکَ قَالَ فَإِذاً حَقُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ الْوَالِدَیْنِ وَ حَقُّ رَحِمِهِ أَیْضاً أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ رَحِمِهِمَا فَرَحِمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْلَی بِالصِّلَةِ وَ أَعْظَمُ
فِی الْقَطِیعَةِ فَالْوَیْلُ کُلُّ الْوَیْلِ لِمَنْ قَطَعَهَا وَ الْوَیْلُ کُلُّ الْوَیْلِ لِمَنْ لَمْ یُعَظِّمْ حُرْمَتَهَا أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ حُرْمَةَ رَحِمِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حُرْمَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَنَّ حُرْمَةَ رَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةُ اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ أَعْظَمُ حَقّاً مِنْ کُلِّ مُنْعِمٍ سِوَاهُ فَإِنَّ کُلَّ مُنْعِمٍ سِوَاهُ إِنَّمَا أَنْعَمَ حَیْثُ قَیَّضَهُ لَهُ ذَلِکَ رَبُّهُ وَ وَفَّقَهُ (1)أَ مَا عَلِمْتَ مَا قَالَ اللَّهُ لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ قُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مَا الَّذِی قَالَ لَهُ قَالَ علیه السلام قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یَا مُوسَی أَ وَ تَدْرِی مَا بَلَغَتْ رَحْمَتِی إِیَّاکَ فَقَالَ مُوسَی أَنْتَ أَرْحَمُ بِی مِنْ أُمِّی (2)قَالَ اللَّهُ یَا مُوسَی وَ إِنَّمَا رَحْمَتُکَ أُمَّکَ لِفَضْلِ رَحْمَتِی أَنَا الَّذِی رَفَقْتُهَا (3)عَلَیْکَ وَ طَیَّبْتُ قَلْبَهَا لِتَتْرُکَ طِیبَ وَسَنِهَا لِتَرْبِیَتِکَ وَ لَوْ لَمْ أَفْعَلْ ذَلِکَ بِهَا لَکَانَتْ وَ سَائِرَ النِّسَاءِ سَوَاءً یَا مُوسَی أَ تَدْرِی أَنَّ عَبْداً مِنْ عِبَادِی (4)تَکُونُ لَهُ ذُنُوبٌ وَ خَطَایَا تَبْلُغُ أَعْنَانَ السَّمَاءِ فَأَغْفِرُهَا لَهُ وَ لَا أُبَالِی قَالَ یَا رَبِّ وَ کَیْفَ لَا تُبَالِی قَالَ تَعَالَی لِخَصْلَةٍ شَرِیفَةٍ تَکُونُ فِی عَبْدِی أُحِبُّهَا یُحِبُّ إِخْوَانَهُ الْمُؤْمِنِینَ (5)وَ یَتَعَاهَدُهُمْ وَ یُسَاوِی نَفْسَهُ بِهِمْ وَ لَا یَتَکَبَّرُ عَلَیْهِمْ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَا أُبَالِی یَا مُوسَی إِنَّ الْفَخْرَ رِدَائِی (6)وَ الْکِبْرِیَاءَ إِزَارِی مَنْ نَازَعَنِی فِی شَیْءٍ مِنْهُمَا عَذَّبْتُهُ بِنَارِی یَا مُوسَی إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ جَلَالِی إِکْرَامَ عَبْدِیَ الَّذِی أَنَلْتُهُ حَظّاً مِنْ حُطَامِ الدُّنْیَا عَبْداً مِنْ عِبَادِی مُؤْمِناً قَصُرَتْ یَدُهُ فِی الدُّنْیَا فَإِنْ تَکَبَّرَ عَلَیْهِ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِعَظِیمِ جَلَالِی ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِنَّ الرَّحِمَ الَّتِی اشْتَقَّهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ (7)
1) فی المصدر: حیث قیضه لذلک ربّه و وفقه له اقول: قیضه اللّه له کذا: قدره له.
2) فی المصدر: انت ارحم بی من أبی و امی.
3) فی نسخة: رققتها علیک.
4) فی المصدر: ان عبدا من عبادی مؤمنا.
5) فی نسخة: (الفقراء) و فی المصدر: احبها، و هی ان یحب إخوانه الفقراء المؤمنین.
6) فی المصدر: ان العظمة ردائی و فیه: فمن نازعنی.
7) فی المصدر: اشتقها اللّه من رحمته.
بِقَوْلِهِ أَنَا الرَّحْمَنُ هِیَ رَحِمُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ اللَّهِ إِعْظَامَ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ مُحَمَّدٍ إِعْظَامَ رَحِمِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ کُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِنْ شِیعَتِنَا هُوَ مِنْ رَحِمِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ إِعْظَامَهُمْ مِنْ إِعْظَامِ مُحَمَّدٍ فَالْوَیْلُ لِمَنِ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ طُوبَی لِمَنْ عَظَّمَ حُرْمَتَهُ وَ أَکْرَمَ رَحِمَهُ وَ وَصَلَهَا (1).
**[ترجمه]تفسیر امام حسن عسکری: گفته است: در مورد تفسیر «الرحمان» میفرماید: «رحمن» مشتق از «رحم» است و امیرالمؤمنین فرمود: از پیامبر اکرم شنیدم که میفرمود: خداوند فرموده است: من رحمانم و آن رحم است. اسمی از نام خود را به او اختصاص دادم. هر که به آن بپیوندد، به او میپیوندم و هر که از آن قطع کند، از او قطع میکنم. سپس علی علیه السّلام فرمود: میدانی این خویشاوندی که هر کس به آن بپیوندد، رحمان به او پیوسته است و هر که از او قطع کند رحمان از او قطع کرده کدام است؟ گفته شد یا امیرالمؤمنین! با این دستور تشویق نموده که هر فامیلی، خویشاوندان خود را اکرام کنند و به خویشاوندانشان بپیوندد. علی علیه السّلام به آنها فرمود: آیا خداوند ترغیب میکند که به خویشاوندان کافر خود بپیوندند و آن کس که خدا او را تحقیر نموده و واجب کرده تحقیر نمودن آن کافر را؟ گفتند: نه، ولی ترغیب بر صله ارحام مؤمنش نموده. فرمود: حقوق خویشاوندانشان را به واسطه پیوستگی آنها به پدران و مادرانشان واجب نموده. گفتم: آری ای برادر رسول خدا! فرمود: آیا در این صورت آنها حقوق پدر و مادر را در میان ایشان ادا مینمایند؟ گفتم: آؤی ای برادر رسول خدا! فرمود: پس پدران و مادرانشان آنها را در دنیا تغذیه نمودند و آنها را از ناراحتیهای دنیا حفظ کردند که نعمتی زوال پذیر و ناراحتی زودگذری است، در حالی که پیامبر آنها را به نعمتی جاوید کشانده که از بین نمیرود و آنها را از ناراحتی ابدی حفظ کرده که فانی نمیشود. کدام یک از این دو نعمت بزرگتر است؟ گفتم: نعمت پیامبر محترمتر و عظیمتر و بزرگتر است. فرمود: پس چگونه جایز است که ترغیب کند بر ادای حق کسی که خدا حق آن را کوچک شمرده، ولی ترغیب نمیکند بر ادای حق کسی که خدا حق او را بزرگ شمرده؟ گفتم: چنین چیزی جایز نیست. فرمود: پس حق رسول خدا از حق پدر و مادر بزرگتر است و حق خویشاوند او نیز از خویشاوند این دو بزرگتر. پس پیوند با خویشاوند پیامبر سزاوارتر و قطع آن بزرگتر است. وای واقعا وای بر کسی که آن را قطع کند! وای واقعا وای بر کسی که حرمت آن را بزرگ نشمارد! مگر نمیدانی احترام خویشاوند پیامبر، احترام پیامبر است و احترام پیامبر، احترام خدا است؟ و حق خدا از هر منعمی غیر از او بالاتر است، زیرا هر منعمی غیر از خدا که نعمت داده، خدایش به او داده و او را توفیق داده. آیا نمیدانی خداوند به موسی بن عمران چه فرمود؟ عرض کردم: پدر و مادرم فدایتان! چه فرمود؟ فرمود: خداوند به او خطاب کرد: ای موسی! آیا میدانی رحمت من تا چه اندازه شامل حال تو شده؟ موسی عرض کرد: خدایا! تو به من از مادرم مهربانتری. فرمود: ای موسی! مهربانی مادرت نسبت به تو، به فضل رحمت من است. من او را مهربان به تو کردم و دلگرمش کردم که خواب عمیق خود را برای تربیت تو ترک کند. اگر این کار را با او نکرده بودم، او با دیگر زنان فرقی نداشت. فرمود: ای موسی! میدانی ممکن است یکی از بندگانم گناهان و خطاهای زیادی داشته باشد، که به بلندیهای آسمان برسد تمام گناهان او را میبخشم و هیچ باکی ندارم؟ عرض کرد: خدایا! چگونه باکی نداری؟ فرمود: به واسطه یک صفت که در آن بنده است و من آن صفت را دوست میدارم؛ برادران مؤمن خود را دوست میدارد و با آنها هم پیمان است و خویش را با ایشان برابر میداند و تکبر بر آنها نمینماید. اگر چنین کند، گناهانش را میآمرزم و باکی ندارم. ای موسی! فخر ردای من و کبریا پیراهن من است. هر کس در چیزی از این دو، با من به نزاع برخیزد، او را با آتشم عذاب میکنم. ای موسی! از بزرگداشت مقام من، گرامی داشتن بنده من است که او را از نعمتهای دنیا بهرهمند نمودهام. بندهای از بندگان مؤمن من که دستش را از مال دنیا کوتاه کردهام، اگر بر او تکبر ورزد، مقام بزرگ مرا کوچک شمرده.
بعد امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: خویشاوندی که خداوند او را جدا کرده با قولش که من رحمانم، خویشاوند محمّد است و بزرگداشت محمّد، بزرگداشت خدا است و بزرگداشت خویشاوند پیامبر، بزرگداشت پیامبر است. و هر مرد و زن مؤمن از شیعیان ما، خویشاوند محمّد است و بزرگداشت آنها بزرگداشت پیامبر است. پس وای بر کسی که احترام حضرت محمّد را کوچک شمارد و خوشا به حال کسی که آن را بزرگ بشمارد احترام او را و خویشاوندانش را اکرام کند و به آنها بپیوندد. - . تفسیر امام حسن عسکری: 12 - 13 -
**[ترجمه]
الوسن محرکة ثقلة النوم أو أوله و النعاس.
**[ترجمه]«الوسن» با حرکت یعنی سنگینی خواب یا اول آن و چرت.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنِ العلا (العَلَاءِ) بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الرَّحِمُ مُعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ تَقُولُ اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِی وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِی وَ هِیَ رَحِمُ آلِ مُحَمَّدٍ وَ رَحِمُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ هِیَ قَوْلُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: علاء بن فضیل از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که شنیدم میفرمود: خویشاوند آویخته به عرش است و میگوید: خدایا! بپیوند به کسی که به من پیوسته و قطع کن از کسی که از من قطع نموده و آن رحم آل محمد و رحم هر مؤمنی است. و این است فرمایش خدا «وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ.» - . تفسیر عیاشی 2 : 208 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عُمَرَ ابْنِ مَرْیَمَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ قَالَ مِنْ ذَلِکَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ غَایَةُ تَأْوِیلِهَا صِلَتُکَ إِیَّانَا (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عمر بن مریم گفت از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این آیه پرسیدم «وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» فرمود یک معنی آن صله رحم است و نهایت تأویل آیه همین پیوند تو است با ما. - . تفسیر عیاشی 2 : 208 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ قَالَ یَا سَعْدُ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ مُحَمَّدٌ وَ الْإِحْسانِ وَ هُوَ عَلِیٌّ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ هُوَ قَرَابَتُنَا أَمَرَ اللَّهُ الْعِبَادَ بِمَوَدَّتِنَا وَ إِیتَائِنَا وَ نَهَاهُمْ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ مَنْ بَغَی عَلَی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ دَعَا إِلَی غَیْرِنَا (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: سعد از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» فرمود: ای سعد! خدا دستور به عدل میدهد، یعنی محمّد و احسان یعنی علی «وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی» - . نحل / 90 -
{در حقیقتخدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد} که همان خویشاوندی ما است. خدا مردم را مأمور به مودت و بخشش به ما نموده و از کارهای زشت و فحشا بازداشته است، کسی که بر ما اهل بیت ستم روا دارد و مردم را دعوت به غیر ما کند. - . تفسیر عیاشی 2 : 267 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَوْذَةَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خُضَیْرَةَ (5)عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ قَالَ یَعْنِی عَلِیّاً وَ مَا وَلَدَ مِنَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» پرسیدم. فرمود: یعنی علی و آن کسی را که به وجود آورد که ائمه علیهم السّلام هستند. - . کنز الفوائد: 387 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ صَالِحٍ الْأَنْمَاطِیِّ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ قَالَ یَعْنِی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قُلْتُ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ قَالَ عَلِیٌّ وَ مَا وَلَدَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: منصور از مردی، از حضرت صادق نقل کرد که راجع به آیه «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» فرمود: یعنی رسول خدا. گفتم: «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ.» فرمود: علی و فرزندانش. - . کنز الفوائد: 387 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ: یَا أَبَا بَکْرٍ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ مَا وَلَدَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوبکر حضرمی از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: ای ابوبکر! آیه «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» منظور علی بن ابی طالب و فرزندانش حسن و حسین هستند. - . کنز الفوائد: 387 - 388 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام هُمَا الْوَالِدَانِ وَ بِذِی الْقُرْبی قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جعفر بن محمّد بن سعید به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» - . نساء / 36 -
{و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید} فرمود: حضرت محمّد و علی دو پدرند و منظور از «وَ بِذِی الْقُرْبَی»، حسن و حسین علیهما السلام هستند. - . تفسیر فرات: 31 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحَسَنُ بْنُ الْحَکَمِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ قَالَ نَزَلَتْ فِی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ ذَوِی أَرْحَامِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ کُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ یَنْقَطِعُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا مَنْ کَانَ مِنْ سَبَبِهِ وَ نَسَبِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً أَیْ حَفِیظاً (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابن عباس در مورد آیه «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» گفت: درباره پیامبر و خویشاوندانش نازل شده، به علت آنکه هر سبب و نسبی روز قیامت قطع میشود، مگر کسی که از سبب و نسب پیامبر باشد. «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً» - . نساء / 1 - {و از خدایی که به [نام] او از همدیگر درخواست میکنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است.} یعنی نگهبان است. - . تفسیر فرات: 32 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی (5)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ
1) کنز جامع الفوائد: 387 و الآیة فی سورة البلد: 3.
2) کنز جامع الفوائد: 387 و 388.
3) تفسیر فرات: 31. فیه: فرات قال: حدّثنی جعفر بن محمّد بن سعید الاحمسی معنعنا عن ابی جعفر علیه السلام و الآیة فی سورة النساء: 36.
4) تفسیر فرات: 32 فیه: بسببه و فیه: یعنی حفیظا.
5) فی بعض نسخ المصدر: عن علیّ بن محمّد.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا وَلَدَ مِنَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام (1).
**[ترجمه]اصول کافی: احمد بن محمّد بن عبداللَّه درباره آیه «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» - . بلد / 1 - 3 - {سوگند به این شهر و حال آنکه تو در این شهر جای داری سوگند به پدری [چنان] و آن کسی را که به وجود آورد} از امام نقل کرد که فرمود: منظور امیرالمؤمنین و فرزندان او که ائمهاند، میباشد. - . اصول کافی 1 : 414 -
**[ترجمه]
لا أُقْسِمُ قیل لا للنفی إذ الأمر واضح أو المعنی أقسم و لا مزیدة للتأکید أو لأنا أقسم فحذف المبتدأ و أشبع فتحة لام الابتداء أو لا رد لکلام یخالف المقسم علیه و البلد مکة وَ أَنْتَ حِلٌّ أی مستحل بعرضک فیه أو حلال لک أن تفعل فیه ما ترید ساعة من النهار فهو وعد بما أحل له عام الفتح.
وَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام (2)قَالَ: کَانَتْ قُرَیْشٌ تُعَظِّمُ الْبَلَدَ وَ تَسْتَحِلُّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله فِیهِ فَقَالَ لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ یُرِیدُ أَنَّهُمُ اسْتَحَلُّوکَ فِیهِ فَکَذَّبُوکَ وَ شَتَمُوکَ الْحَدِیثَ
**[ترجمه]«لا أُقْسِمُ» گفته شده «لا» نافیه است، زیرا امر واضح است یا معنی اینکه قسم میخورم و «لا» زائده است برای تأکید، یا «لأنا أقسم» که مبتدا حذف شده و فتحه لام ابتدا اشباع شده، یا «لا» رد بر کلامی است که مخالف مقسم علیه است. و «الْبَلَدِ» مکه است و «أَنْتَ حِلٌّ» یعنی ریختن آبروی تو را در آن شهر، حلال میشمردند، یا برای تو حلال است که در مکه هر چه میخواهی انجام دهی، ساعتی از روز که در سال فتح مکه، وعده آن چیزی است که برای او حلال کرد.
و از حضرت صادق - . مجمع البیان 10 : 493 - علیه السّلام نقل شده که فرمود: قریش به مکه احترام میگذاشتند و ریختن آبروی محمّد صلی اللَّه علیه و آله را در آن حلال میشمردند. خداوند در این آیه فرمود: «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ»، یعنی حلال شمردند تو را در آن، پس تکذیبت کردند و دشنامت دادند... تا آخر روایت.
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ حَسَّانَ عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الْعَبْدِیِّ (3)عَنْ سَعْدٍ الْإِسْکَافِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ أَنَّهُ سَأَلَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ فَقَالَ الْوَالِدَانِ اللَّذَانِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمَا الشُّکْرَ هُمَا اللَّذَانِ وَلَدَا الْعِلْمَ وَ وَرَّثَا الْحُکْمَ وَ أُمِرَ النَّاسُ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اللَّهُ إِلَیَّ الْمَصِیرُ فَمَصِیرُ الْعِبَادِ إِلَی اللَّهِ وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ الْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ الْقَوْلَ عَلَی ابْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِی الْخَاصِّ وَ الْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی یَقُولُ فِی الْوَصِیَّةِ وَ تَعْدِلَ عَمَّنْ أُمِرْتَ بِطَاعَتِهِ فَلا تُطِعْهُما وَ لَا تَسْمَعْ قَوْلَهُمَا ثُمَّ عَطَفَ الْقَوْلَ عَلَی الْوَالِدَیْنِ فَقَالَ وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً یَقُولُ عَرِّفِ النَّاسَ فَضْلَهُمَا وَ ادْعُ إِلَی سَبِیلِهِمَا وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَقَالَ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْنَا فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَعْصُوا الْوَالِدَیْنِ فَإِنَّ رِضَاهُمَا رِضَا اللَّهِ وَ سَخَطَهُمَا سَخَطُ اللَّهِ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام از تفسیر آیه «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ» {که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوی من است} سؤال کرد. فرمود: پدر و مادری که خداوند سپاس آنها را لازم شمرده، آن پدر و مادری هستند که علم را به وجود آوردند و حکمت را به ارث گذاردند و مردم مأمور به اطاعت از آنها شدهاند. سپس فرموده است: «إِلَیَّ الْمَصِیرُ»، بازگشت بندگان به سوی خدا است و دلیل بر این، لفظ «والدان» است. سپس سخن را به ابن حنطمه و دوستش برگرداند و در خطاب به پیامبر و دیگران فرمود: «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی.» میفرماید در وصیت و از کسی که مأمور به اطاعت از او شدهای، منحرف شوی. «فَلَا تُطِعْهُمَا» و به سخن ایشان گوش نده. سپس سخن را به والدین برگرداند و فرمود: «وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً»، میفرماید فضل و شخصیت آن دو را به مردم بشناسان و مردم را دعوت به راه آنها نما، و این آیه اشاره به همان مطلب است. «وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ» - . لقمان / 14 - 15 - {و اگر تو را وادارند تا درباره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک ورزی از آنان فرمان مبر و[لی] در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کن و راه کسی را پیروی کن که توبهکنان به سوی من بازمیگردد و [سرانجام] بازگشت شما به سوی من است} فرمود: به سوی خدا و سپس به سوی ما. پس تقوای الهی پیشه کنید و با والدین مخالفت نکنید که رضای آنها رضای خدا و خشم ایشان خشم خدا است. - . اصول کافی 1 : 428 -
**[ترجمه]
اللذان ولدا العلم أی صدر منهما علم الناس و میراثها بعد
وفاتهما الحکمة فحقهما حق الحیاة الروحانیة فإن حیاة الروح بالعلم و الحکمة و حق والدی الجسم لمدخلیتهما فی الحیاة الجسمانیة منقضیة بالموت و تلک باقیة أبدیة و میراث الأخیرین المال الذی لا ینتفع به إلا فی الحیاة الفانیة و میراث الأولین العلم و الحکمة الباقیان فی ملک الأبد فهما أولی بالذکر و الشکر و الطاعة و الدلیل علی ذلک أی علی أن المراد بالوالدین النبی و الوصی صلی الله علیه و آله لفظ الوالدین فإن المجاز فی التغلیب لیس بأولی من المجاز فی أصل الکلمة و المرجحات المذکورة ترجح الثانی فالحمل علیه أظهر و یحتمل إرجاع الإشارة إلی کون المصیر إلی الله أو کیفیته و علی التقادیر قوله حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ یأبی عن هذا التأویل و یمکن أن یتکلف بوجوه.
الأول أن تکون جملة حَمَلَتْهُ أُمُّهُ معترضة لبیان أشدیة حق الوالدین فی العلم علی والدی النسب بأن لهما مدخلیة فی التربیة فی زمان قلیل فی قوام البدن الفانی و الوالدان الروحانیان حقوقهما باقیة علیه ما بقی فی الدنیا و فی الآخرة أبدا.
و الثانی أن یراد بالوالدین أولا المعنی الحقیقی و ثانیا المعنی المجازی بتقدیر عطف أو فعل بأن یکون الباء فی بوالدیه سببیة لا صلة أی وصیناه بسبب رعایة والدیه الجسمانیین و وجوب رعایتهما عقلا و نقلا الشکر لوالدیه الروحانیین فإنهما أحری بذلک و یؤیده ضم الشکر لله فی الثانی دون الأول.
الثالث أن یکون ظهر الآیة للوالدین الجسمانیین و بطنهما للروحانیین بتوسط أنهما أحق بذلک و هذا وجه قریب یجری فی کثیر من التأویلات الواردة فی الآیات ثم عطف القول أی صرف الکلام ابن حنتمة و هو عمر و صاحبه أبو بکر قال الفیروزآبادی حنتمة بنت ذی الرمحین أم عمر بن الخطاب.
قوله علیه السلام فی الخاص و العام أی الخطاب متوجه إلی الرسول حیث جادلوه فی الوصیة إلی أمیر المؤمنین علیه السلام و یعم الخطاب أیضا کل من کلفاه
الرجوع عن الولایة و أمراه بعدم قبولها أو فی ظهر الآیة الخطاب عام و فی بطنه خاص و الأول أظهر فیکون ما ذکر بعده نشرا علی ترتیب اللف فتدبر.
و فی تفسیر علی بن إبراهیم لیس قوله و العام و لعله أظهر و بالجملة هذا من غرائب التأویل و علی تقدیر صدوره عنهم علیهم السلام من البطون العمیقة البعیدة عن ظاهر اللفظ و علمه عند من صدر عنه صلی الله علیه و آله (1).
**[ترجمه]«اللذان ولدا العلم» یعنی علم مردم از آنها صادر شده و میراث آن دو پس از وفاتشان، حکمت است. پس حق این حق حیات روحانی است، زیرا حیات روح به علم و حکمت است و حق پدر و مادر نژادی، به خاطر نقششان در حیات جسمانی با مرگ از بین میرود، ولی آن تا ابد باقی است و میراث پدر و مادر نژادی، مالی است که از آن به جز در زندگی فنا پذیر، بهره برده نمیشود و میراث دو پدر دینی، علم و حکمت است که تا ابد باقی میماند. پس این دو سزاوارتر به یاد و شکر و اطاعت هستند. عبارت «و الدلیل علی ذلک» یعنی دلیل بر اینکه منظور از «والدین» پیامبر و وصی صلّی الله علیهما و آلهما است، لفظ «الوالدین» است، زیرا مجاز در غلبه دادن بهتر از مجاز در کلمه نیست و مرجحاتی که ذکر شد، دومی را ترجیح میدهد. پس حمل بر دومی اظهر است و شاید اسم اشاره، به بازگشت به سوی خدا یا کیفیت آن برگردد و بنا بر همه احتمالات، آیه «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَی وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ» - . لقمان / 14 - {مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی و از شیر باز گرفتنش در دو سال است} به چند وجه مانع این تفسیر است: اول اینکه جمله «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ» معترضه باشد برای بیان شدت حق والدین در علم بر پدر و مادر نژادی، به این صورت که نقش پدر و مادر نژادی در تربیت در زمان کمی است در قدرت یافتن بدن فناپذیر، ولی حقوق دو پدر روحانی، همیشگی بر او باقی است، تا زمانی که در دنیا و آخرت باشد. دوم اینکه منظور از «والدین» اولا معنای حقیقی و ثانیا معنای مجازی باشد به تقدیر یک عطف یا فعل، به این صورت که باء در «بِوَالِدَیْهِ» سببیه است نه صله، یعنی به او سفارش کردیم به سبب رعایت پدر و مادر جسمانیاش و وجوب رعایت این دو، عقلا و نقلا شکر دو پدر روحانی است، زیرا این دو به آن شایستهترند و ضمیمه شدن شکر خدا در دومی نه اولی، مؤید آن است. سوم اینکه ظاهر آیه برای پدر و مادر جسمانی باشد، ولی باطنش برای دو پدر روحانی، به سبب اینکه این دو سزاوارتر به آن هستند و این وجه نزدیکی است که در بسیاری از تأویلات وارد شده درباره آیات، جاری است. عبارت «ثم عطف القول» یعنی سخن را برگرداند. «ابن حنطمه» عمر است و «صاحبه» ابوبکر. فیروز آبادی گفته است: «حنطمه» دختر «ذی الرمحین» مادر عمر بن خطاب است. عبارت «فی الخاص و العام» یعنی خطاب متوجه پیامبر است، زیرا در وصیت به امیرالمؤمنین، با او به جدال پرداختند و خطاب شامل هر کسی که عمر و ابوبکر او را مجبور کردند که از ولایت برگردد و آن را نپذیرد، نیز میشود. یا در ظاهر آیه، خطاب عام است و در باطن آن، خطاب خاص و اولی اظهر است. پس آنچه که بعد از آن ذکر شده، لف و نشر مرتب است. تدبر کن! و در تفسیر علی بن ابراهیم عبارت «و العام» نیست و شاید این اظهر باشد. و به طور کلی آنچه مسلم است، تأویل آیه به این صورت بسیار بعید به نظر میرسد. اگر واقعا از خود ائمه رسیده باشد، از بطون بسیار عمیق تفسیر است که از ظاهر لفظ دور است و علم آن در نزد خودشان است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 495 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْخَشَّابِ (2)عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ یُوسُفَ الْعَبْدِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: نَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ یُولَدُ لَکَ مَوْلُودٌ تَقْتُلُهُ أُمَّتُکَ مِنْ بَعْدِکَ فَقَالَ یَا جَبْرَئِیلُ لَا حَاجَةَ لِی فِیهِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ مِنْهُ الْأَئِمَّةَ وَ الْأَوْصِیَاءَ (3)قَالَ وَ جَاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إِلَی فَاطِمَةَ علیها السلام فَقَالَ لَهَا إِنَّکِ تَلِدِینَ وَلَداً تَقْتُلُهُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی فَقَالَتْ لَا حَاجَةَ لِی فِیهِ فَخَاطَبَهَا ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ لَهَا إِنَّ مِنْهُ الْأَئِمَّةَ وَ الْأَوْصِیَاءَ فَقَالَتْ نَعَمْ یَا أَبَهْ فَحَمَلَتْ بِالْحُسَیْنِ فَحَفِظَهَا اللَّهُ وَ مَا فِی بَطْنِهَا مِنْ إِبْلِیسَ فَوَضَعَتْهُ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ وَ لَمْ یُسْمَعْ بِمَوْلُودٍ وُلِدَ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ إِلَّا الْحُسَیْنُ وَ یَحْیَی بْنُ زَکَرِیَّا علیهم السلام فَلَمَّا وَضَعَتْهُ وَضَعَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله لِسَانَهُ فِی فِیهِ فَمَصَّهُ وَ لَمْ یَرْضَعِ الْحُسَیْنُ علیه السلام مِنْ أُنْثَی حَتَّی نَبَتَ لَحْمُهُ وَ دَمُهُ مِنْ رِیقِ رَسُولِ اللَّهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حسین بن زید از آباء گرام خود علیهم السّلام نقل کرد که جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت: یا محمّد! فرزندی برایت متولد خواهد شد که امتت بعد از تو او را خواهند کشت. فرمود: ای جبرئیل! من نیاز به چنین فرزندی ندارم! گفت ای محمّد! ائمه و پیشوایان دین از او خواهند بود. پیامبر اکرم پیش فاطمه علیها السّلام آمد و فرمود: تو را فرزندی خواهد بود که پس از من امتم او را میکشند. عرض کرد: نیاز به چنین فرزندی ندارم! پیامبر سه مرتبه این سخن را برایش تکرار کرد. سپس فرمود: از او ائمه و جانشینان من خواهند بود. فاطمه فرمود: بله ای پدر! پس به حضرت حسین حامله شد. خداوند او و فرزندش را از شیطان حفظ نمود و او را در شش ماهگی به دنیا آورد و فرزندی شش ماهه متولد نشده جز حضرت حسین و یحیی بن زکریا. پس از زایمان، پیامبر اکرم زبان خود را در دهانش گذاشت و حضرت حسین مکید. آن جناب از زنی شیر ننوشید تا وقتی که گوشت و خونش از لعاب دهان پیامبر اکرم رویید و این تفسیر آیه شریفه است «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً» - . احقاف / 15 - {و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سی ماه است}. - . کنز الفوائد: 301 -
**[ترجمه]
النساء: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً»(58)
الأحزاب: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا»(72)
<meta info="- إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً. - . نساء / 58 -
{خدا به شما فرمان میدهد که سپردهها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داوری میکنید به عدالت داوری کنید، در حقیقت نیکو چیزی است که خدا شما را به آن پند میدهد خدا شنوای بیناست.}
{ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و[لی] انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود.}
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمه الله فی قوله تعالی: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها فیه أقوال أحدها أنها فی کل من اؤتمن أمانة من الأمانات
فأمانات الله تعالی أوامره و نواهیه و أمانات عباده ما یأتمن بعضهم بعضا من المال عن ابن عباس و غیره و هو المروی عن أبی جعفر علیه السلام و أبی عبد الله علیهما السلام.
و ثانیها أن المراد به ولاة الأمر أمرهم الله سبحانه أن یقوموا برعایة الرعیة و حملهم علی موجب الدین و الشریعة.
وَ رَوَاهُ أَصْحَابُنَا عَنِ الْبَاقِرِ وَ الصَّادِقِ علیهما السلام قَالَ: أَمَرَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ أَنْ یُسَلِّمَ الْأَمْرَ إِلَی مَنْ بَعْدَهُ.
و یعضده أنه سبحانه أمر الرعیة بعد هذا بطاعة ولاة الأمر
فَرُوِیَ عَنْهُمْ علیهم السلام أَنَّهُمْ قَالُوا آیَتَانِ إِحْدَاهُمَا لَنَا وَ الْأُخْرَی لَکُمْ قال الله سبحانه إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها الآیة و قال یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (1).
و هذا القول داخل فی القول الأول لأنه من جملة ما ائتمن الله سبحانه علیه
1) النساء: 59.
الأئمة الصادقین
وَ لِذَلِکَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ أَدَاءَ الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ مِنَ الْأَمَانَةِ.
و یکون من جملتها الأمر لولاة الأمر بقسمة الغنائم و الصدقات و غیر ذلک مما یتعلق به حق الرعیة.
و ثالثها أنه خطاب للنبی صلی الله علیه و آله برد مفتاح الکعبة إلی عثمان بن طلحة حین قبض منه یوم الفتح و أراد أن یدفعه إلی العباس و المعول علی ما تقدم.
وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ أمر الله الولاة و الحکام أن یحکموا بالعدل و النصفة إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ أی نعم الشیء ما یعظکم به من الأمر برد الأمانة و الحکم بالعدل (1).
و قال البیضاوی فی قوله عز شأنه إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ تقریر للوعد السابق بتعظیم الطاعة أی فی قوله وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً (2)و سماها أمانة من حیث إنها واجبة الأداء و المعنی أنها لعظمة شأنها بحیث لو عرضت علی هذه الأجرام العظام فکانت ذات شعور و إدراک لأبین أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ مع ضعف بنیته و رخاوة قوته لا جرم فاز الراعی لها و القائم بحقوقه بخیر الدارین إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً حیث لم یف بها و لم یراع حقوقها جَهُولًا بکنه عاقبتها و هذا وصف للجنس باعتبار الأغلب و قیل المراد بالأمانة الطاعة التی تعم الطبیعیة و الاختیاریة و بعرضها استدعاؤها الذی یعم طلب الفعل من المختار و إرادة صدوره من غیره و بحملها الخیانة فیها و الامتناع عن أدائها و منه قولهم حامل الأمانة و محتملها لمن لا یؤدیها فتبرأ ذمته فیکون الإباء عنه إتیانا بما یمکن أن یتأتی منه و الظلم و الجهالة الخیانة و التقصیر.
و قیل إنه تعالی لما خلق هذه الأجرام خلق فیها فهما و قال إنی فرضت فریضة و خلقت جنة لمن أطاعنی و نارا لمن عصانی فقلن نحن مسخرات لما خلقتنا لا نحتمل فریضة و لا نبتغی ثوابا و لا عقابا و لما خلق آدم عرض علیه
مثل ذلک فحمله و کان ظلوما لنفسه بتحملها ما یشق علیها جهولا بوخامة عاقبته و لعل المراد بالأمانة العقل أو التکلیف و بعرضها علیهن اعتبارها بالإضافة إلی استعدادهن و إبائهن الإباء الطبیعی الذی هو عدم اللیاقة و الاستعداد و بحمل الإنسان قابلیته و استعداده لها و کونه ظلوما جهولا لما غلب علیه من القوة الغضبیة و الشهویة و علی هذا یحسن أن یکون علة للحمل علیه فإن من فوائد العقل أن یکون مهیمنا علی القوتین حافظا لهما عن التعدی و مجاوزة الحد و معظم مقصود التکلیف تعدیلهما و کسر سورتهما (1).
**[ترجمه]مرحوم طبرسی راجع به آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» مینویسد: در این مورد چند نظر است:
اول) اینکه این آیه درباره هر کسی است که امانتی به در دست اوست. پس امانتهای خدا اوامر و نواهی او است و امانات بندگان آن اموال و غیر آن است که به رسم امانت به یکدیگر میسپارند. از ابن عباس و دیگران نقل شده و همین نظر از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام نقل شده است.
دوم) منظور از امانات فرمانروایان هستند. خدای سبحان به آنها دستور داده است که در رعایت حال رعیت قیام کنند و خدا آنها را به قیام بر آنچه که مقتضی دین و شریعت است، خواند. این را اصحاب از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام نقل کردهاند که فرمود: خداوند به هر یک از امامان امر کرده که امامت را به امام بعد از خود بسپارند. این نظر را تأیید میکند که خداوند بعد از این آیه، دستور میدهد که مردم از فرمانروایان اطاعت کنند. از ائمه علیهم السّلام نقل شده که فرمودهاند: دو آیه در قرآن است، یکی مربوط به ما و دیگری مربوط به شما است. خداوند فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» تا آخر آیه. و فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ». - . نساء / 59 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.} این نظر داخل در همان قول اول است، زیرا امامت هم یکی از آن چیزهایی است که خدا به ائمه علیهم السّلام سپرده است. به همین جهت حضرت باقر علیه السّلام فرمود: انجام نماز و زکات و روزه و حج از امانت است و از جمله آنها است امر به فرمانروایان به تقسیم کردن غنایم و صدقات و غیر آن از چیزهایی که حق مردم بر آن تعلق دارد.
سوم) این آیه خطاب به پیامبر اکرم است که کلید خانه کعبه را به عثمان بن طلحه برگرداند که در فتح مکه از او گرفته بود و میخواست در اختیار عباس گذارد. دلیل بر مطالب گذشته، این قسمت آیه است «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» خداوند دستور میدهد به فرمانروایان و حاکمان که به عدل و انصاف حکم کنند. «إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ»، یعنی خوب پندی است که خدا در مورد دستور به برگرداندن امانت و حکم به عدل و انصاف به شما میدهد. - . مجمع البیان 3: 63 -
و بیضاوی درباره آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ» گفت: این آیه وعده سابق را که بزرگ داشتن اطاعت بود، تقریر میکند، یعنی در آیه «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً» - . احزاب / 71 - {و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد قطعا به رستگاری بزرگی نایل آمده است} این را امانت نامید، به جهت اینکه انجامش واجب است و معنی آیه این است که به واسطه عظمت شأن به طوری که اگر آن بر این اجسام بزرگ - در صورتی که دارای شعور و ادراک باشند - عرضه میشد، پس از برداشتن آن سر باز میزدند و از آن هراسناک شدند، اما انسان با ضعف بنیه و سستی قوایش آن را حمل نمود. پس به درستی کسی که مراعات کننده آن و قائم به حقوق آن باشد، به خیر دو سرا رسیده است. «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا»، ستمکار است چون به آن وفا نکرده و حقوق آن را رعایت نکرده است. «جَهُولًا» جاهل به حقیقت عاقبت آن است. این صفت را به اعتبار اکثریت که چنین هستند به جنس انسان نسبت داده است. بعضی گفتهاند منظور از امانت فرمانبرداری است که شامل طبیعیت و اختیاریت گردد، و منظور از عرضه داشتن، تقاضای انجام آن است که شامل درخواست انجام از شخصی مختار و اراده صدور آن از غیر مختار است. معنی حمل امانت یعنی خیانت در آن و امتناع از ادای آن، از همین قبیل است. سخن ایشان که میگویند حامل امانت و بردارنده آن به کسی که ادای امانت نکرده باشد که ذمهاش بریء شود. پس ابای از آن، امتناع از آوردن چیزی است که برای او مقدور بود که بیاورد و ظلم و جهالت، خیانت و کوتاهی است. بعضی گفتهاند خداوند وقتی این اجسام را آفرید، به آنها فهم داد و فرمود: من فریضهای را واجب نمودهام و بهشت را برای کسی که اطاعت کند، خلق کردم و آتش را برای کسی که نافرمانی مرا کرده. پس گفتند: خدایا! مسخر آن چیزی هستیم که برای آن ما را آفریدی. تحمل نمیکنیم واجبی را و ثواب و عقابی را هم طلب نمیکنیم. وقتی آدم را آفرید، همین مطلب را بر او عرضه داشت. پس آن را حمل کرد و او به خود با تحمل چیزی که بر او سخت بود و جاهل به وخامت عاقبت آن بود ستم روا داشت. و شاید منظور از امانت، عقل یا تکلیف باشد و منظور از عرضه داشتن بر آنها، اعتبار آن است به نسبت استعداد آنها و امتناع آنها، امتناع طبیعی است که همان عدم لیاقت و استعداد است. و منظور از حمل نمودن انسان، یعنی قابلیت و استعداد او برای آن و ظلوم و جهول بودنش به خاطر غلبه قوه غضب و شهوت بر او است. بنابراین نیکوست علت بودن آن برای حمل بر او، زیرا یکی از فواید عقل این است که مسلط بر دو قوه و حافظ آن دو است از تعدی و خروج از حد، و بزرگترین غرض از تکلیف، متعادل کردن آن دو و شکستن شدت آن دو است. - . انوار التنزیل -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة الْحُسَیْنُ بْنُ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْآیَةَ قَالَ یَعْنِی وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام (2).
کا، الکافی محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین مثله (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: اسحاق بن عمار از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» تا آخر آیه نقل کرد که فرمود: یعنی ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 245 -
اصول کافی: محمد بن یحیی از محمد بن الحسین همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 413 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ الْإِمَامُ إِلَی الْإِمَامِ لَیْسَ لَهُ أَنْ یَزْوِیَهَا عَنْهُ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» فرمود: امام به امام بعد میسپارد و نمیتواند به شخصی که برای امامت تعیین شده ندهد و به دیگری بسپارد. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ رِبْعِیٍّ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ (5)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: فضیل از امام باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
زواه عنه قبضه و صرفه.
**[ترجمه]«زواه عنه» یعنی آن را بگیرد و از او برگرداند.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ
إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ قَالَ فِینَا أُنْزِلَتْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره گفت: از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ» پرسیدم. فرمود: درباره ما نازل شده است و از خدا باید استعانت جست. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ قَالَ إِیَّانَا عَنَی أَنْ یُؤَدِّیَ الْأَوَّلُ مِنَّا إِلَی الْإِمَامِ الَّذِی یَکُونُ مِنْ بَعْدِهِ الْکُتُبَ وَ السِّلَاحَ وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِذَا ظَهَرْتُمْ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ الَّذِی فِی أَیْدِیکُمْ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید بن معاویه از حضرت باقر در مورد آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ» نقل میکند که فرمود: ما را قصد کرده که امام اول از ما، کتب و سلاح را به امام بعد از خود بدهد. «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»، وقتی که حکومت ظاهری پیدا کردید، به عدالتی که در اختیارتان هست عمل کنید. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبَّادُ بْنُ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ یُؤَدِّی الْأَمَانَةَ إِلَی الْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ وَ لَا یَخُصُّ بِهَا غَیْرَهُ وَ لَا یَزْوِیهَا عَنْهُ (3).
یر، بصائر الدرجات عمران بن موسی عن یعقوب بن یزید عن ابن محبوب عن محمد بن الفضیل مثله (4)
شی، تفسیر العیاشی عن محمد بن الفضیل مثله (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل از حضرت ابوالحسن علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» نقل کرد که فرمود: آنها ائمه از آل محمد هستند که امانت را به امام بعد از خود میدهند و دیگری به آن اختصاص نمیدهند و از او نمیگیرد و برنمیگرداند. - . بصائر الدرجات: 140 -
بصائر الدرجات: ابن محبوب از محمد بن فضیل همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
تفسیر عیاشی: از محمد بن فضیل همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 249 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ أَمَرَ اللَّهُ الْإِمَامَ الْأَوَّلَ أَنْ یَدْفَعَ إِلَی الْإِمَامِ بَعْدَهُ کُلَّ شَیْءٍ عِنْدَهُ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معلی بن خنیس گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» پرسیدم. فرمود: دستور خداست به امام اول که هر چیزی را که که نزدش است، به امام بعد از خود بدهد. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ هُوَ
وَ اللَّهِ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَی الْإِمَامِ وَ الْوَصِیَّةُ (1).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عیسی عن صفوان عن منصور بن حازم عن أبی بصیر مثله (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» میفرمود: به خدا سوگند ادای امانت و وصیت به امام است. - . بصائر الدرجات: 140 -
بصائر الدرجات: منصور بن حازم از ابو بصیر همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ یَحْیَی بْنِ مَالِکٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ الْإِمَامُ یُؤَدِّی إِلَی الْإِمَامِ قَالَ ثُمَّ قَالَ یَا یَحْیَی إِنَّهُ وَ اللَّهِ لَیْسَ مِنْهُ إِنَّمَا هُوَ أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: یحیی بن مالک از یکی از اصحاب ما نقل کرد که گفت: از امام در مورد آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» سؤال کردم. فرمود: امام به امام بعد از خود میسپارد. بعد فرمود: ای یحیی! به خدا سوگند که این به خواست او نیست، بلکه امری از جانب خدا است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ دَاوُدَ بْنِ مَخْلَدٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ فِیمَنْ نَزَلَتْ قُلْتُ یَقُولُونَ فِی النَّاسِ قَالَ أَ فَکُلُّ النَّاسِ یَحْکُمُ بَیْنَ النَّاسِ اعْقِلْ فِینَا نَزَلَتْ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: مالک جهنی گفت: حضرت باقر علیه السّلام فرمود: آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» درباره چه کسی نازل شده؟ گفتم: میگویند درباره مردم است. فرمود: همه مردم بین مردم حکم میکنند. دقت کن که این آیه درباره ما نازل شده است. - . بصائر الدرجات: 140 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْإِمَامُ یُعْرَفُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ أَنَّهُ أَوْلَی النَّاسِ بِالَّذِی قَبْلَهُ (5)وَ عِنْدَهُ سِلَاحُ رَسُولِ اللَّهِ وَ عِنْدَهُ الْوَصِیَّةُ وَ هُوَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ قَالَ السِّلَاحُ فِینَا بِمَنْزِلَةِ التَّابُوتِ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ یَدُورُ الْمُلْکُ حَیْثُ دَارَ السِّلَاحُ کَمَا کَانَ یَدُورُ حَیْثُ دَارَ التَّابُوتُ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمّد حلبی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: امام با سه خصلت شناخته میشود: او شایستهترین مردم است نسبت به مقام امام قبل و در نزد او سلاح پیامبر است و نزد اوست وصیت و او همان کسی است که خداوند فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها.» و فرمود: سلاح در میان ما، مانند تابوت در بنی اسراییل است. مقام امامت در اختیار کسی است که سلاح پیامبر دست او باشد، همان طور که حکومت آن جایی بود که تابوت بود. - . بصائر الدرجات: 49 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ زُرَارَةَ وَ حُمْرَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (7).
1) بصائر الدرجات: 140.
2) بصائر الدرجات: 140.
3) بصائر الدرجات: 140 قوله: قال: «یا یحیی» لعل القائل هو الرجل الراوی عن الامام، او الإمام علیه السلام نفسه. قوله: «لیس منه» أی لیس ذلک التأدیة من عند نفسه بل هو بأمر من اللّه.
4) بصائر الدرجات: 140 فیه، اعقل فیمن نزلت.
5) فی المصدر: بالذی کان قبله.
6) بصائر الدرجات: 49.
7) تفسیر العیّاشیّ 1: 249 فیه: و هی التی قال اللّه تعالی فی کتابه.
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و صادق همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 249 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ یُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ علیهما السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها فَقَالَ هَذِهِ مُخَاطَبَةٌ لَنَا خَاصَّةً أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کُلَّ إِمَامٍ مِنَّا أَنْ یُؤَدِّیَ إِلَی الْإِمَامِ الَّذِی بَعْدَهُ وَ یُوصِیَ إِلَیْهِ ثُمَّ هِیَ جَارِیَةٌ فِی سَائِرِ الْأَمَانَاتِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام قَالَ لِأَصْحَابِهِ عَلَیْکُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ فَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَبِیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام ائْتَمَنَنِی عَلَی السَّیْفِ الَّذِی قَتَلَهُ بِهِ لَأَدَّیْتُهُ إِلَیْهِ (1).
**[ترجمه]معانی الاخبار: یونس گفت: از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام راجع به آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» پرسیدم. فرمود: این آیه فقط خطاب به ما است. خداوند هر امامی از ما را امر کرده که امر امامت را به امام بعد از خود بسپارد و به او وصیت کند. همین دستور در مورد سایر امانات نیز جاری است. پدرم از پدر خود نقل کرد که علی بن الحسین علیهما السّلام به اصحاب خود فرمود: بر شما باد بر ادای امانت! اگر قاتل پدرم حسین شمشیری را که با آن پدرم را کشت به من امانت میسپرد، به او بر میگرداندم. - . معانی الاخبار: 37 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی فِی رِوَایَةِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ قَالَ أَمَرَ اللَّهُ الْإِمَامَ أَنْ یَدْفَعَ مَا عِنْدَهُ إِلَی الْإِمَامِ الَّذِی بَعْدَهُ وَ أَمَرَ الْأَئِمَّةَ أَنْ یَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُطِیعُوهُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابن ابی یعفور از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» فرمود: خداوند به امام دستور میدهد آنچه را که در نزد اوست، به امام بعد از خود بسپارد و به ائمه دستور میدهد که به عدالت حکم کنند و مردم را امر کرده که از آنها اطاعت نمایند. - . تفسیر عیاشی 1 : 249 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ قَالَ فِینَا نَزَلَتْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ» نقل کرد که فرمود: درباره ما نازل شده است و از خدا باید یاری جست. - . تفسیر عیاشی 1 : 249 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ یُوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِیهِ وَ وَهْبِ (4)بْنِ حَفْصِ مَعاً عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ قَالَ هِیَ الْوَصِیَّةُ یَدْفَعُهَا الرَّجُلُ مِنَّا إِلَی الرَّجُلِ (5).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ» فرمود: آن وصیت است که امام از ما، به امام بعد میسپارد. - . غیبت نعمانی: 23 - 24 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی عَلِیُّ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا
الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ قَالَ أَمَرَ اللَّهُ الْإِمَامَ مِنَّا أَنْ یُؤَدِّیَ الْأَمَانَةَ إِلَی الْإِمَامِ بَعْدَهُ لَیْسَ لَهُ أَنْ یَزْوِیَهَا عَنْهُ أَ لَا تَسْمَعُ إِلَی قَوْلِهِ وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّهُمُ الْحُکَّامُ أَ وَ لَا تَرَی أَنَّهُ خَاطَبَ بِهَا الْحُکَّامَ (1).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: زراره گفت که از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» پرسیدم. فرمود: خدا به امام از ما امر کرده که امانت را به امام بعد از خود بسپارد و نمیتواند از او بگیرد و برگرداند. آیا این آیه را نشنیدهای «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ»؟ آنها حاکمان هستند. آیا نمیبینی که خدا با این آیه حاکمان را مورد خطاب قرار داده؟ - . غیبت نعمانی: 24 - 25 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یُؤَدِّیَ الْأَمَانَةَ إِلَی الَّذِی أَمَرَهُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ فَرَضَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِالْعَدْلِ فَقَالَ وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» گفت: خدا بر امام واجب کرد که امانت را به امام بعد از خود که خدا امر کرده، بسپارد. سپس بر امام واجب کرد که میان مردم به عدالت حکم کند و فرمود: «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ». - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 129 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا فَقَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَایَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَیْرِ حَقٍّ فَقَدْ کَفَرَ (3).
**[ترجمه]معانی الاخبار و عیون اخبار الرضا: حسین بن خالد گفت: از حضرت رضا علیه السّلام راجع به این آیه سؤال کردم: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا.» فرمود: امانت ولایت است. هر که ادعای ولایت و امامت بدون حق بکند، کافر است. - . معانی الاخبار: 38 ، عیون اخبار الرضا: 170 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا قَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَایَةُ وَ الْإِنْسَانُ أَبُو الشُّرُورِ الْمُنَافِقُ (4).
**[ترجمه]معانی الاخبار: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این آیه سؤال کردم: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا.» فرمود: امانت ولایت است و انسان، پدر منافق شرها است. - . معانی الاخبار: 38 -
**[ترجمه]
علی تأویلهم علیهم السلام یکون اللام فی الإنسان للعهد و هو أبو الشرور أی أبو بکر أو للجنس و مصداقه الأول فی هذا الباب أبو بکر و المراد بالحمل الخیانة کما مر أو المراد بالولایة الخلافة و ادعاؤها بغیر حق فعرض ذلک علی أهل السماوات و الأرض أو علیهما بأن بین لهم عقوبة ذلک و قیل لهم هل تحملون
ذلک فأبوا إلا هذا المنافق و أضرابه حیث حملوا ذلک مع ما بین لهم من العقاب المترتب علیه.
أقول: سیأتی فی ذلک خبر المفضل فی باب أن دعاء الأنبیاء استجیب بالتوسل بهم.
**[ترجمه]بنا بر تأویلی که ائمه علیهم السّلام راجع به آیه میفرمایند «ال» در «الانسان» عهد ذهنی و او پدر شرها است که همان ابوبکر است، یا «ال» جنسی است و منظور مصداق اول آن در این مورد ابوبکر است. و مراد از حمل خیانت است، چنان چه قبلا گذشت. یا مراد به ولایت خلافت و ادعای آن به غیر حق است. پس آن بر اهل آسمانها و زمین یا هر دو عرضه شد به اینکه عقوبت و عذاب چنین کاری را برای آنها بیان کرد. بعد به آنها گفته شد: آیا در این امر خیانت میکنید؟ همه امتناع ورزیدند جز این منافق و امثال او، چون خیانت کردند، با اینکه عقاب خائن امامت، برای آنها روشن شده بود.
مؤلف: به زودی در این مورد خبر مفضل در «باب اینکه دعای انبیاء با توسل به آنها مستجاب شده است» خواهد آمد.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی قَالَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها فَقَالَ الْأَمَانَةُ هِیَ الْإِمَامَةُ وَ الْأَمْرُ وَ النَّهْیُ وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ الْأَمَانَةَ هِیَ الْإِمَامَةُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْأَئِمَّةِ (1)إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها یَعْنِی الْإِمَامَةَ وَ الْأَمَانَةُ الْإِمَامَةُ (2)عُرِضَتْ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها قَالَ أَبَیْنَ أَنْ یَدَعُوهَا أَوْ یَغْصِبُوهَا أَهْلَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ أَیِ الْأَوَّلُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکاتِ وَ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: علی بن ابراهیم درباره آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها» گفته است: امانت یعنی امامت و امر و نهی و دلیل بر اینکه امانت امامت است، این آیه است که خداوند به ائمه میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» که منظور از امانات، امامت است و امانت امامت است که بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه شد، پس امتناع ورزیدند که آن را حمل کنند. گفت امتناع ورزیدند که آن را ادعا کنند یا از اهلش غصب کنند. «وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ» منظور اولی است. «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا * لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکاتِ وَ یَتُوبَ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً» - . احزاب / 72 - 73 - {و از آن هراسناک شدند و[لی] انسان آن را برداشت راستی او ستمگری نادان بود [آری چنین است] تا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان و زنان با ایمان را بپذیرد و خدا همواره آمرزنده مهربان است.} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 535 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا قَالَ هِیَ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (4).
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة محمد بن العباس عن الحسین بن عامر عن محمد بن الحسین مثله (5)
کا، الکافی محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین مثله (6)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: اسحاق بن عمار از مردی، از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند که فرمود: خداوند میفرماید: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا.» فرمود: امانت، ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام است. - . بصائر الدرجات: 22 -
کنز الفوائد: از محمد بن حسین همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 245 -
اصول کافی: محمد بن یحیی از محمد بن حسین همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 413 -
**[ترجمه]
یمکن أن یکون مبنیا علی أن المراد بالأمانة مطلق التکالیف و إنما خص الولایة بالذکر لأنها عمدتها و یمکن أن یقرأ الولایة بالکسر بمعنی الإمارة و الخلافة فیکون حملها ادعاؤها بغیر حق کما مر.
**[ترجمه]ممکن است مبنی بر این باشد که منظور از امانت، مطلق تکالیف باشد و اینکه از میان تکالیف، ولایت را اختصاص به ذکر داده، به جهت آن است که آن عمدهترین تکلیف است. و ممکن است ولایت به کسر واو خوانده شود، به معنی فرمانروایی و خلافت. در این صورت حمل آن، چنان چه گذشت ادعای بدون حق خواهد بود.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ قَالَ الْوَلَایَةُ أَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا کُفْراً بِهَا (1)وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ وَ الْإِنْسَانُ الَّذِی حَمَلَهَا أَبُو فُلَانٍ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: جابر از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ» نقل کرد که فرمود: منظور ولایت است که از روی کفر به آن، امتناع ورزیدند آن را حمل کنند. «وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ»، و آن انسانی که آن را حمل کرد، ابو فلان بود. - . بصائر الدرجات: 22 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَرَضَ وَلَایَتَنَا عَلَی أَهْلِ الْأَمْصَارِ فَلَمْ یَقْبَلْهَا إِلَّا أَهْلُ الْکُوفَةِ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد حلبی از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند ولایت ما را بر اهل شهرها عرضه کرد، آن را نپذیرفتند مگر اهل کوفه. - . بصائر الدرجات: 22 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عُتَیْبَةَ بَیَّاعِ الْقَصَبِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ وَلَایَتَنَا عُرِضَتْ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ وَ الْأَمْصَارِ مَا قَبِلَهَا قَبُولَ أَهْلِ الْکُوفَةِ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: ولایت ما را بر آسمانها و زمین و کوهها و شهرها عرضه شد، هیچ کدام مانند مردم کوفه قبول نکردند. - . بصائر الدرجات: 22 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو بَکْرٍ الشِّیرَازِیُّ فِی نُزُولِ الْقُرْآنِ فِی شَأْنِ عَلِیٍّ علیه السلام بِالْإِسْنَادِ عَنْ مُقَاتِلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَرَضَ اللَّهُ أَمَانَتِی عَلَی السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ فَقُلْنَ رَبَّنَا لَا نَحْمِلَنَّهَا (5)بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ لَکِنَّهَا نَحْمِلُهَا بِلَا ثَوَابٍ وَ لَا عِقَابٍ وَ إِنَّ اللَّهَ عَرَضَ أَمَانَتِی وَ وَلَایَتِی عَلَی الطُّیُورِ فَأَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهَا الْبُزَاةُ الْبِیضُ وَ الْقَنَابِرُ وَ أَوَّلُ مَنْ جَحَدَهَا الْبُومُ وَ الْعَنْقَاءُ فَلَعَنَهُمَا اللَّهُ تَعَالَی مِنْ بَیْنِ الطُّیُورِ فَأَمَّا الْبُومُ فَلَا تَقْدِرُ أَنْ تَظْهَرَ
بِالنَّهَارِ لِبُغْضِ الطَّیْرِ لَهَا وَ أَمَّا الْعَنْقَاءُ فَغَابَتْ فِی الْبِحَارِ لَا تُرَی وَ إِنَّ اللَّهَ عَرَضَ أَمَانَتِی عَلَی الْأَرَضِینَ فَکُلُّ بُقْعَةٍ آمَنَتْ بِوَلَایَتِی جَعَلَهَا طَیِّبَةً زَکِیَّةً وَ جَعَلَ نَبَاتَهَا وَ ثَمَرَتَهَا حُلْواً عَذْباً وَ جَعَلَ مَاءَهَا زُلَالًا وَ کُلُّ بُقْعَةٍ جَحَدَتْ إِمَامَتِی وَ أَنْکَرَتْ وَلَایَتِی جَعَلَهَا سَبِخاً (1)وَ جَعَلَ نَبَاتَهَا مُرّاً عَلْقَماً وَ جَعَلَ ثَمَرَهَا الْعَوْسَجَ وَ الْحَنْظَلَ وَ جَعَلَ مَاءَهَا مِلْحاً أُجَاجاً ثُمَّ قَالَ وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ یَعْنِی أُمَّتَکَ یَا مُحَمَّدُ وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامَتَهُ بِمَا فِیهَا مِنَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً لِنَفْسِهِ جَهُولًا لِأَمْرِ رَبِّهِ مَنْ لَمْ یُؤَدِّهَا بِحَقِّهَا فَهُوَ ظَلُومٌ غَشُومٌ (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابوبکر شیرازی در «نزول القرآن» در مقام علی علیه السّلام مینویسد: به اسناد خود از محمّد بن حنفیه نقل کرد که امیرالمؤمنین درباره آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ» فرمود: خداوند امانت مرا بر آسمانهای هفتگانه از نظر ثواب و عقاب عرضه داشت. گفتند: خدایا! ما آن را از نظر ثواب و عقاب حمل نمیکنیم، ولی بدون ثواب و عقاب حمل میکنیم. خداوند امانت و ولایت مرا بر پرندگان عرضه داشت. اول پرندهای که ایمان آورد، باز سفید و چکاوک بود و اول پرندهای که انکار نمود، جغد و عنقا بود. از بین پرندگان خدا آن دو را لعنت کرد. اما جغد که نمیتواند روز آشکار شود، چون پرندگان با او دشمنند. اما عنقا در دریاها پنهان است که دیده نمیشود. و خداوند امانت مرا بر زمینها عرضه داشت. هر جایی که ایمان به ولایت من آورد، خدا آن را پاک و پاکیزه قرار داده و میوهها و روییدنی های آن را شیرین و گوارا نمود و آبش را زلال. و هر جایی که امامت و ولایت مرا انکار نمود، آنجا را شورهزار کرد و روییدنیهایش را تلخ و میوهاش را خاردار و تلخ قرار داد و آبش را شور و تلخ. بعد فرمود «وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ»، یعنی ای محمّد! امت تو ولایت امیرالمؤمنین و امامتش را ادعا کردند، با آن عقاب و پاداشی که داشت «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً»، او ستمگر به نفس خود بود و «جَهُولًا»، و جاهل به امر پروردگارش. هر کس حق آن را ادا نکند، ستمگر و بیدادگر است. - . مناقب ابن شهر آشوب 2 : 141 - 142 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ مُعَنْعَناً عَنِ الشَّعْبِیِّ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ أَقُولُهَا وَ لَا أَخَافُ إِلَّا اللَّهَ هِیَ وَ اللَّهِ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عبید بن کثیر از شعبی نقل میکند که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» گفت: آشکارا میگویم و جز خدا از کسی نمیهراسم؛ به خدا سوگند این امانت، ولایت علی بن ابی طالب است. - . تفسیر فرات: 30 - 31 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ عَتَّابٍ مُعَنْعَناً عَنْ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیها السلام قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ صِرْتُ إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی فَأَبْصَرْتُهُ بِقَلْبِی وَ لَمْ أَرَهُ بِعَیْنِی فَسَمِعْتُ أَذَاناً مَثْنَی مَثْنَی وَ إِقَامَةً وَتْراً وَتْراً فَسَمِعْتُ مُنَادِیاً یُنَادِی یَا مَلَائِکَتِی وَ سُکَّانَ سَمَاوَاتِی وَ أَرْضِی وَ حَمَلَةَ عَرْشِی اشْهَدُوا أَنِّی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِی لَا شَرِیکَ لِی قَالُوا شَهِدْنَا وَ أَقْرَرْنَا قَالَ اشْهَدُوا یَا مَلَائِکَتِی وَ سُکَّانَ سَمَاوَاتِی وَ أَرْضِی وَ حَمَلَةَ عَرْشِی أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدِی وَ رَسُولِی قَالُوا شَهِدْنَا وَ أَقْرَرْنَا قَالَ اشْهَدُوا یَا مَلَائِکَتِی وَ سُکَّانَ سَمَاوَاتِی وَ أَرْضِی وَ حَمَلَةَ عَرْشِی أَنَّ عَلِیّاً وَلِیِّی وَ وَلِیُّ رَسُولِی وَ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ بَعْدَ رَسُولِی قَالُوا شَهِدْنَا وَ أَقْرَرْنَا قَالَ عَبَّادُ بْنُ صُهَیْبٍ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ کَانَ ابْنُ
عَبَّاسٍ إِذَا ذَکَرَ هَذَا الْحَدِیثَ فَقَالَ أَنَا أَجِدُهُ (1)فِی کِتَابِ اللَّهِ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا قَالَ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ اللَّهِ مَا اسْتَوْدَعَهُمْ دِینَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَا کَنْزاً مِنْ کُنُوزِ الْأَرْضِ وَ لَکِنَّهُ أَوْحَی إِلَی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ علیه السلام أَنِّی مُخَلِّفٌ فِیکِ الذُّرِّیَّةَ ذُرِّیَّةَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَمَا أَنْتِ فَاعِلَةٌ بِهِمْ إِذَا دَعَوْکِ فَأَجِیبِیهِمْ وَ إِذَا أَوَوْکِ فَآوِیهِمْ وَ أَوْحَی إِلَی الْجِبَالِ إِذَا دَعَوْکِ فَأَجِیبِیهِمْ وَ أَطِیعِی عَلَی عَدُوِّهِمْ (2)فَأَشْفَقْنَ مِنْهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ عَمَّا سَأَلَهُ اللَّهُ مِنَ الطَّاعَةِ فَحَمَلَهَا بَنُو آدَمَ فَحَمَلُوهَا قَالَ عَبَّادٌ قَالَ جَعْفَرٌ علیه السلام وَ اللَّهِ مَا وَفَوْا بِمَا حَمَلُوا مِنْ طَاعَتِهِمْ (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: علی بن عتاب از فاطمه زهرا علیها السّلام نقل میکند که فرمود: پیامبر اکرم فرمود: وقتی مرا به آسمان بالا بردند، به سدرة المنتهی رسیدم که به اندازه فاصله دو انتهای کمان یا کمتر قرار داشتم. آن را با دل دیدم نه با چشم، یک اذان شنیدم دو تا دو تا و اقامه یکی یکی. شنیدم که منادی ندا کرد: ملائکه من، ساکنان آسمانها و زمینم، حاملان عرشم! گواهی دهید که خدایی جز من نیست، یکتایم و شریکی ندارم. گفتند: گواهی دادیم و اقرار کردیم. فرمود: ملائکه من، ساکنان آسمانها و زمینم، حاملان عرشم! گواهی دهید که محمّد بنده و پیامبر من است. گفتند: گواهی دادیم و اقرار کردیم. فرمود: ملائکه من، ساکنان آسمانها و زمینم، حاملان عرشم! گواهی دهید که علی ولیّ من و ولیّ رسول من و ولیّ مؤمنان است بعد از رسولم. گفتند: گواهی دادیم و اقرار کردیم. عباد بن صهیب از حضرت صادق نقل کرد که حضرت باقر فرمود: ابن عباس هر وقت از این حدیث یاد میکرد، میگفت من این مطلب را در قرآن مییابم: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.» ابن عباس گفت: به خدا قسم طلا و نقره و گنجی از گنجهای زمین را به امانت نزد آنها نسپرد، ولی قبل از خلقت آدم به آسمانها و زمین و کوهها وحی کرد که من ذریه محمّد را در میان تو میگذارم، چگونه با آنها رفتار میکنی؟ وقتی تو را خواندند، جواب ده و وقتی از تو پناه خواستند، پناه ده. و به کوهها وحی کرد وقتی تو را خواندند، به آنها جواب ده و از آنها اطاعت کن بر ضد دشمنانشان. آسمانها و زمین و کوهها از اطاعتی که خدا خواست، ترسیدند. سپس بنی آدم آن را حمل کردند، پس آنها آن را حمل کردند. عباد گفت که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: به خدا قسم وفا نکردند به آنچه که حمل کردند از اطاعت ایشان. - . تفسیر فرات: 31 -
**[ترجمه]
أَقُولُ قَالَ السَّیِّدُ بْنُ طَاوُسٍ فِی کِتَابِ سَعْدِ السُّعُودِ رَأَیْتُ فِی تَفْسِیرٍ مَنْسُوبٍ إِلَی الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها قَالَ هَذِهِ الْآیَةُ فِی أَمْرِ الْوَلَایَةِ أَنْ تُسَلَّمَ إِلَی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (4).
**[ترجمه]مؤلف: سید بن طاووس در کتاب سعد السعود گفته است: در تفسیر منسوب به حضرت باقر دیدم که درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» فرموده است: این آیه در امر ولایت است که باید تسلیم به آل محمّد شود. - . سعد السعود: 122 -
**[ترجمه]
النساء: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً* فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً»(54-55)
(و قال تعالی): «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا»(59)
(و قال تعالی): «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»(83)
<meta info="- أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً، فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً. - . نساء / 54 - 55 -
{بلکه به مردم برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک میورزند در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم. پس برخی از آنان به وی ایمان آوردند و برخی از ایشان از او روی برتافتند و [برای آنان] دوزخ پرشراره بس است.}
{ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید. پس هر گاه در امری [دینی] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیکفرجامتر است.}
{و اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خود ارجاع کنند، قطعا از میان آنان کسانیاند که [میتوانند درست و نادرست] آن را دریابند.}
**[ترجمه]
قوله تعالی: أَمْ یَحْسُدُونَ قال الطبرسی رحمه الله معناه بل یحسدون الناس و اختلف فی معنی الناس هنا فقیل أراد به النبی صلی الله علیه و آله حسدوه علی ما أعطاه الله من النبوة و إباحة تسع نسوة و میله إلیهن و قالوا لو کان نبیا لشغلته النبوة عن ذلک فبین الله سبحانه أن النبوة لیست ببدع فی آل إبراهیم.
و ثانیها
أن المراد بالناس النبی و آله علیهم السلام عن أبی جعفر علیه السلام.
و المراد بالفضل فیه النبوة و فی آله الإمامة. (1)
أقول: ثم روی عن تفسیر العیاشی بعض ما سیأتی من الأخبار فی ذلک.
و قال فی قوله تعالی وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ للمفسرین فیه قولان أحدهما أنهم الأمراء و الآخر أنهم العلماء و أما أصحابنا فإنهم
رووا عن الباقر و الصادق علیهما السلام أن أولی الأمر هم الأئمة من آل محمد علیهم السلام.
أوجب الله طاعتهم بالإطلاق کما أوجب طاعته و طاعة رسوله و لا یجوز أن یوجب الله طاعة أحد علی الإطلاق إلا من ثبتت عصمته و علم أن باطنه کظاهره و أمن منه الغلط و الأمر بالقبیح و لیس ذلک بحاصل فی الأمراء و لا العلماء سواهم جل الله سبحانه عن أن یأمر بطاعة من یعصیه أو بالانقیاد للمختلفین للقول و الفعل لأنه محال أن یطاع المختلفون کما أنه محال أن یجتمع ما اختلفوا فیه و مما یدل علی ذلک أیضا أن الله سبحانه لم یقرن طاعة أولی الأمر بطاعة رسوله کما قرن طاعة رسوله بطاعته إلا و أولو الأمر فوق الخلق جمیعا کما أن الرسول فوق أولی الأمر و فوق سائر
1) مجمع البیان 3: 61 طبعة صیداء.
الخلق و هذه صفة أئمة الهدی من آل محمد علیهم السلام الذین ثبتت إمامتهم و عصمتهم و اتفقت الأمة علی علو رتبهم و عدالتهم فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ أی فإن اختلفتم فی شیء من أمور دینکم فردوا المتنازع فیه إلی کتاب الله و سنة الرسول و نحن نقول الرد إلی الأئمة القائمین مقام رسول الله صلی الله علیه و آله بعد وفاته هو مثل الرد إلی الرسول فی حیاته لأنهم الحافظون لشریعته و خلفاؤه فی أمته فجروا مجراه فیه. (1)قوله تعالی وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا أی أحمد عاقبة أو أحسن من تأویلکم لأن الرد إلی الله و رسوله و من یقوم مقامه من المعصومین أحسن لا محالة من تأویل بغیر حجة وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ قال أبو جعفر علیه السلام هم الأئمة المعصومون لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ الضمیر یعود إلی أولی الأمر و قیل إلی الفرقة المذکورة من المنافقین أو الضعفة (2).
**[ترجمه]درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ» مرحوم طبرسی گفته است: معنی آن این است که بلکه به مردم حسد میورزند و در معنی «الناس» در اینجا اختلاف شده است. پس گفته شده منظور پیامبر است که بر نبوتی که خدا به او عطا کرد و بر اینکه نُه زن برایش حلال شده و به آنها علاقه دارد، به او حسد ورزیدند. گفتند اگر پیامبر بود، باید نبوت او را از این کار بازمیداشت. خداوند بیان کرد که نبوت در آل ابراهیم بیسابقه نبوده. دوم اینکه از امام باقر علیه السّلان نقل شده که منظور از «الناس» در آیه، پیامبر و آل اوست و منظور از فضل، درباره او یعنی نبوت و درباره آل او یعنی امامت. - . مجمع البیان 3 : 61 -
مؤلف: پس از آن از تفسیر عیاشی چند خبر را در این مورد روایت کرده که خواهد آمد. و گفته است: درباره آیه «وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» از مفسران در این باره دو قول است: یکی اینکه آنها فرمانروایان هستند و دیگر اینکه آنها علماء هستند. اما اصحاب از حضرت باقر و صادق علیه السّلام نقل کردهاند که مراد از اولی الامر ائمه از آل محمّد است که به طور کلی اطاعت آنها را خدا واجب کرده است، همان طور که اطاعت از خود و پیامبرش را واجب کرده و جایز نیست که خدا فرمانبرداری از کسی را به طور کلی واجب نماید، مگر اینکه عصمتش ثابت شده باشد و بداند که باطنش مانند ظاهر اوست و بداند که اشتباه نمیکند و به کار قبیح دستور نخواهد داد، و این مقام در هیچ یک از فرمانروایان و دانشمندان وجود نخواهد داشت، به جز ایشان. خدای سبحان بزرگ است از اینکه امر کند به اطاعت از کسی که معصیت او را میکند یا مطیع کسی باشند که قول و فعلش فرق داشته باشد، زیرا محال است که چنین کسانی اطاعت شوند، همان طور که محال است که آنچه در آن اختلاف دارند، جمع شود. از چیزهایی که بر این مطلب دلالت میکند، این است که خداوند اطاعت اولی الامر را قرین اطاعت پیامبرش قرار نداده، چنان چه اطاعت پیامبر را قرین اطاعت خود قرار داده است، مگر اینکه اولوا الامر از تمام مردم برترند، چنان چه پیامبر بالاتر از اولوا الامر و تمام مردم است و این صفت و امتیاز مخصوص ائمه هدی از آل محمّد است که عصمت و امامت آنها ثابت شده و تمام امت اتفاق دارند بر بلندی مرتبه و عدالت ایشان. «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» یعنی اگر در یکی از امور دینی خود اختلاف کردید، مورد نزاع را به کتاب خدا و سنت پیامبر برگردانید و ما معتقدیم که برگرداندن به ائمه که بعد از وفاتش قائم مقام پیامبرند، مانند برگرداندن به او در زمان حیاتش است، چون ائمه حافظان شریعت او و جانشینان او در امتش هستند، پس جایگزین او در آن خواهند بود. و آیه «وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا» یعنی بهترین عاقبت یا منظور این است که این بهتر است از تأویل شما، زیرا برگرداندن به خدا و رسولش و معصومانی که قائم مقام او هستند، بدون شک بهتر است از تأویل به غیر حجت. - . مجمع البیان 3 : 64 - 65 -
«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ» حضرت باقر علیه السّلام فرمود: آنها ائمه معصومین هستند. «لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»، ضمیر برمیگردد به اولی الامر و گفته شده که ضمیر برمیگردد به گروهی که ذکر شده از منافقان یا ضعیفان. - . مجمع البیان 3 : 82 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یُونُسَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ قَوْلُهُ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ قَالَ النُّبُوَّةَ قُلْتُ وَ الْحِکْمَةَ قَالَ الْفَهْمَ وَ الْقَضَاءَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الطَّاعَةَ الْمَفْرُوضَةَ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: حنان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که از آیه «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ» جویا شدم. فرمود: نبوت است. گفتم: منظور از «وَ الْحِکْمَةَ» چیست؟ فرمود: فهم و قضاوت. پرسیدم: «وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» چه؟ فرمود: منظور از «ملک عظیم»، همان اطاعت واجب شده، است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 128 - 129 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی ثُمَّ فَرَضَ عَلَی النَّاسِ طَاعَتَهُمْ فَقَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: نَزَلَ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَأَرْجِعُوهُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: سپس بر مردم واجب نموده اطاعت ائمه را. پس فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، یعنی اطاعت از امیرالمؤمنین علیه السّلام. پدرم از حریز، از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: این آیه نازل شده است: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فارجعوه إلی اللَّه و إلی الرسول و إلی أولی الأمر منکم.» - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 129 -
**[ترجمه]
یدل علی أن فی مصحفهم علیهم السلام فأرجعوه مکان فَرُدُّوهُ و یحتمل
أن یکون تفسیرا له (1)و یدل علی أنه کان فیه قول وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فیدل علی أنه لا یدخل أولو الأمر فی المخاطبین بقوله فَإِنْ تَنازَعْتُمْ کما زعمه المفسرون من المخالفین.
**[ترجمه]دلالت میکند بر این که در قرآن ائمه علیهم السّلام «فارجعوه» به جای «فردّوه» آمده و ممکن است تفسیر «ردّوه» باشد. - . همان طور که ما بعد آن نیز تفسیر آیه است، نه اینکه آیه را با این الفاظ آورده است. -
و نیز دلالت میکند بر اینکه در آن قرآن «وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» بوده است. پس دلالت میکند بر این که اولوا الامر جزو مخاطبان «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ» نیستند، چنان چه مفسران اهل سنت معتقدند.
**[ترجمه]
ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ الْبَغْدَادِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ بَکْرِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَصْرِیِّ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْبَاقِرِ علیهم السلام قَالَ: أَوْصَی النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إِلَی عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام ثُمَّ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ (2).
**[ترجمه]عیون اخبار الرضا: احمد بن محمد بن قصری از ابو محمد عسکری، از پدران خود، از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم به علی و حسن و حسین وصیت کرد. سپس درباره این آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» فرمود: ائمه از فرزندان علی و فاطمه زهرا علیهما السّلام هستند تا روز قیامت. - . عیون اخبار الرضا: 272 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی أَبُو عَمْرٍو عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَی بْنِ إِسْحَاقَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ مَعاً عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ قَیْسٍ عَنِ السُّدِّیِّ عَنْ عَطَا عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ نَحْنُ النَّاسُ دُونَ النَّاسِ (3).
**[ترجمه]امالی طوسی: عطا از ابن عباس نقل کرد که درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» گفت: منظور از «الناس» ما هستیم نه مردم. - . امالی طوسی: 171 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» فرمود: بر ما کسانی هستیم که مورد رشک هستیم. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: یَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابوالصباح کنانی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: منظور از «الناس» ما هستیم که مورد رشک مردم هستیم. و با دست به سینه خود اشاره فرمود. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَنَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ عَلَی مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ جَمِیعاً (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» فرمود: منظور از «الناس» ما هستیم که مورد رشک هستیم بر امامتی که خدا به ما داده، نه جمیع مردم. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الطَّاعَةَ الْمَفْرُوضَةَ (2).
یر، بصائر الدرجات عبد الله بن القاسم عن حماد مثله (3)
یر، بصائر الدرجات ابن یزید عن ابن أبی عمیر رفعه عن أبی جعفر علیه السلام مثله (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» فرمود: منظور اطاعت واجب شده، است. - . بصائر الدرجات: 11 -
بصائر الدرجات: عبدالله بن قاسم از حماد همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 150 -
بصائر الدرجات: ابن ابی عمیر سند را به امام باقر علیه السّلام رسانده و همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی عَنْ رَجُلٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً مَا ذَلِکَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ قَالَ فَرْضُ الطَّاعَةِ وَ مِنْ ذَلِکَ طَاعَةُ جَهَنَّمَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَا هِشَامُ (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: هشام بن حکم گفت: به حضرت صادق علیه السّلام گفتم: در آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» منظور از «ملک عظیم» چیست؟ فرمود: وجوب اطاعت از ائمه و از همین ملک عظیم است اطاعت کردن جهنم از ائمه در روز قیامت ای هشام! - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ ابْنُ یَزِیدَ مَعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً فَجَعَلْنَا مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ فَکَیْفَ یُقِرُّونَ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ یُنْکِرُونَ فِی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله قُلْتُ فَمَا مَعْنَی قَوْلِهِ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ أَنْ جَعَلَ فِیهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَی اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید عجلی از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» نقل کرد که فرمود: از ایشان قرار دادیم پیامبران و انبیاء و ائمه را. پس چگونه در مورد آل ابراهیم اقرار دارند، ولی در مورد آل محمّد منکرند؟! عرض کردم: معنی «وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» چیست؟ فرمود: همین که ائمه را در میان آنها قرار داده است. هر کس مطیع آنها باشد، مطیع خدا است و هر کس با آنها مخالفت کند، با خدا مخالفت کرده. همین ملک عظیم است. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ مُحَمَّدٍ الْأَحْوَلِ عَنْ عِمْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ فَقَالَ النُّبُوَّةَ فَقُلْتُ وَ الْحِکْمَةَ قَالَ الْفَهْمَ وَ الْقَضَاءَ قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الطَّاعَةَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمران گفت: درباره آیه «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ» از امام علیه السّلام پرسیدم. فرمود: منظور نبوت است. گفتم: «وَ الْحِکْمَةَ» چه؟ فرمود: فهم و قضاوت است. گفتم: «وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» چه؟ فرمود: اطاعت است. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَبُو مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَی عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی هَذِهِ الْآیَةِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ النَّاسُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْمَحْسُودُونَ وَ نَحْنُ أَهْلُ هَذَا الْمُلْکِ الَّذِی یَعُودُ إِلَیْنَا (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو حمزه ثمالی از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» نقل کرد که فرمود: به خدا سوگند ما «الناس» هستیم که خدا فرموده است. و به خدا سوگند ما همان کسانی هستیم که مورد رشک هستیم و ما اهل این ملکی هستیم که به ما برمیگردد. - . بصائر الدرجات: 11 -
**[ترجمه]
ک، إکمال الدین أَبِی عَنِ الْحِمْیَرِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (3)قَالَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ (4).
**[ترجمه]کمال الدین: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» نقل کرد که فرمود: منظور امامان از فرزندان علی و فاطمه تا روز قیامت است. - . کمال الدین: 128 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ قَالَ تَعْلَمُ مُلْکاً عَظِیماً مَا هُوَ قَالَ قُلْتُ أَنْتَ أَعْلَمُ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ قَالَ طَاعَةُ (5)اللَّهِ مَفْرُوضَةً (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً.» فرمود: میدانی «ملک عظیم» چیست؟ گفتم: شما داناترید خدا مرا فدایتان کند! فرمود: اطاعت ما است که خدا واجب نموده است. - . بصائر الدرجات: 150 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلُ اللَّهِ قُلِ
اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ (1)فَقَدْ آتَی اللَّهُ بَنِی أُمَیَّةَ الْمُلْکَ فَقَالَ لَیْسَ حَیْثُ یَذْهَبُ النَّاسُ إِلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ آتَانَا الْمُلْکَ وَ أَخَذَهُ بَنُو أُمَیَّةَ بِمَنْزِلَةِ الرَّجُلِ یَکُونُ لَهُ الثَّوْبُ وَ یَأْخُذُهُ الْآخَرُ فَلَیْسَ هُوَ لِلَّذِی أَخَذَهُ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: داود بن فرقد گفت: به حضرت صادق علیه السّلام در مورد تفسیر آیه «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ» - . آل عمران / 26 -
{بگو بار خدایا تویی که فرمانفرمایی هر آن کس را که خواهی فرمانروایی بخشی و از هر که خواهی فرمانروایی را باز ستانی} گفتم: خداوند به بنی امیه نیز ملک را عنایت کرده. فرمود: آن طور که مردم خیال میکنند، نیست. خداوند ملک را به ما داد، بنی امیه گرفتند. مثل اینکه کسی لباسی دارد و دیگری از او میگیرد. پس مال کسی که گرفته، نیست. - . تفسیر عیاشی 1 : 166 -
**[ترجمه]
عم، إعلام الوری قب، المناقب لابن شهرآشوب جَابِرٌ الْجُعْفِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ جَابِرٍ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله عَنْ قَوْلِهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ أُولِی الْأَمْرِ قَالَ هُمْ خُلَفَائِی یَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْمَعْرُوفُ فِی التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِیتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی (3)حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بَقِیَّتُهُ فِی عِبَادِهِ ابْنُ (4)الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ عَلَی یَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ذَاکَ الَّذِی یَغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ (5)غَیْبَةً لَا یَثْبُتُ عَلَی الْقَوْلِ فِی إِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ (6).
**[ترجمه]اعلام الوری و مناقب ابن شهر آشوب: جابر جعفی در تفسیر خود از جابر انصاری نقل کرد که گفت: از پیامبر اکرم راجع به آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» پرسیدم: ما خدا و رسولش را شناختیم و دانستیم، منظور از اولی الامر کیانند؟ فرمود: ای جابر! آنها جانشینان من و پیشوایان مسلمانان بعد از من هستند. اول آنها علی بن ابی طالب است، بعد حسن، سپس حسین، بعد علی بن الحسین، سپس محمّد بن علی که در تورات معروف به باقر است و تو او را خواهی دید. وقتی او را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان. سپس صادق جعفر بن محمّد، بعد موسی بن جعفر، سپس علی بن موسی، بعد محمّد بن علی، سپس علی بن محمّد، آنگاه حسن بن علی، سپس همنام و هم کنیه من حجة اللَّه در زمین و بقیة اللَّه در بین بندگانش، فرزند حسن بن علی؛ آن کسی که خداوند به دست او شرق و غرب زمین را فتح میکند. او کسی است که از شیعه خود پنهان است، به طوری که معتقد به امامت او ثابت نمیماند، مگر کسی که قلبش را خداوند به ایمان آزمایش کرده است. - . اعلام الوری: 375 - 376، مناقب ابن شهر آشوب 1 : 242 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ فَکَانَ جَوَابَهُ أَنْ قَالَ أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا (7)یَقُولُ
الْأَئِمَّةُ الضَّالَّةُ (1)وَ الدُّعَاةُ إِلَی النَّارِ هَؤُلَاءِ أَهْدَی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ أَوْلِیَائِهِمْ سَبِیلًا أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ یَعْنِی الْإِمَامَةَ وَ الْخِلَافَةَ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً نَحْنُ النَّاسُ الَّذِینَ عَنَی اللَّهُ وَ النَّقِیرُ النُّقْطَةُ الَّتِی رَأَیْتَ فِی وَسَطِ (2)النَّوَاةِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَنَحْنُ الْمَحْسُودُونَ (3)عَلَی مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ جَمِیعاً فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً یَقُولُ فَجَعَلْنَا (4)مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ فَکَیْفَ یُقِرُّونَ بِذَلِکَ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ یُنْکِرُونَهُ فِی آلِ مُحَمَّدٍ فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً إِلَی قَوْلِهِ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِیلًا قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً مَا الْمُلْکُ الْعَظِیمُ قَالَ أَنْ جَعَلَ مِنْهُمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَی اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها إِلَی سَمِیعاً بَصِیراً قَالَ إِیَّانَا عَنَی أَنْ یُؤَدِّیَ الْأَوَّلُ مِنَّا إِلَی الْإِمَامِ الَّذِی بَعْدَهُ الْکُتُبَ وَ الْعِلْمَ وَ السِّلَاحَ وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ الَّذِی فِی أَیْدِیکُمْ ثُمَّ قَالَ لِلنَّاسِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا فَجَمَعَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ (5)أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ إِیَّانَا عَنَی خَاصَّةً فَإِنْ خِفْتُمْ تَنَازُعاً فِی الْأَمْرِ فَارْجِعُوا إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ أُولِی الْأَمْرِ
1) فی نسخة: «یقول الأئمّة الضالة: الأئمّة الضالة و الدعاة اه» و فی الکافی: یقولون الأئمّة الضالة.
2) فی الکافی: النقطة التی فی وسط النواة.
3) فی الکافی: «نحن الناس المحسودون» و فیه: دون خلق اللّه أجمعین.
4) فی الکافی: (جعلنا) و فیه: یقرون به.
5) یعنی هذا الحکم یشمل المؤمنین جمیعا، فهو اما بدخولهم فی الخطاب، حیث ان الخلق کلهم حاضرون عند اللّه علما، و اما باشتراک الحاضر فی موطن الخطاب و الغائب عنه فی التکلیف و فی الکافی: امر جمیع المؤمنین الی یوم القیامة بطاعتنا.
مِنْکُمْ هَکَذَا نَزَلَتْ (1)وَ کَیْفَ (2)یَأْمُرُهُمْ بِطَاعَةِ أُولِی الْأَمْرِ وَ یُرَخِّصُ لَهُمْ فِی مُنَازَعَتِهِمْ إِنَّمَا قِیلَ ذَلِکَ لِلْمَأْمُورِینَ الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ- أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: برید بن معاویه گفت: خدمت حضرت باقر علیه السّلام بودم و درباره آیه از او سؤال کردم: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» در جواب فرمود: «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ»، منظور فلانی و فلانی است. «وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا» - . نساء / 51 - {آیا کسانی را که از کتاب [آسمانی] نصیبی یافتهاند ندیدهای که به جبت و طاغوت ایمان دارند و درباره کسانی که کفر ورزیدهاند، میگویند اینان از کسانی که ایمان آوردهاند راهیافتهترند} میفرماید: پیشوایان گمراه و دعوت کنندگان به آتش. اینها راه یافتهتر از آل محمّد و دوستانشان هستند. «أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً * أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ»، یعنی امامت و خلافت. «فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً» - . نساء / 52 - 53 -
{اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز برای او یاوری نخواهی یافت. آیا آنان نصیبی از حکومت دارند [اگر هم داشتند] به قدر نقطه پشت هسته خرمایی [چیزی] به مردم نمیدادند.} فرمود: ما آن مردمی هستیم که خدا منظور کرده. و «النقیر» یعنی نقطهای که در وسط هسته خرما میبینی. «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» فرمود: ما کسانی هستیم که مورد رشکیم بر امامتی که خدا به ما داده است، نه به تمام مردم. «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْا مُلْکاً عَظِیماً.» میفرماید: از آن خانواده پیامبران و انبیاء و ائمه را قرار دادیم. چگونه در مورد آل ابراهیم به آن اقرار میکنند، ولی درباره آل محمّد منکرند؟ «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً» تا این قسمت آیه «وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِیلًا» - . نساء / 57 -
{و آنان را در سایهای پایدار درآوریم.} گفتم: منظور از «ملک عظیم» درباره آل ابراهیم در آیه «وَ آتَیْناهُمْا مُلْکاً عَظِیماً» چیست؟ فرمود: از ایشان ائمهای را قرار داد هر کس اطاعت از ایشان کند، اطاعت خدا را کرده و هر کس مخالفت ورزد، با خدا مخالفت کرده. ملک عظیم همین است. بعد فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» تا «سَمِیعاً بَصِیراً.» - . نساء / 58 -
{خدا به شما فرمان میدهد که سپردهها را به صاحبان آنها رد کنید، خدا شنوای بیناست.} فرمود: ما را قصد کرده است که باید امام اول از ما، امامت و کتب و علم و سلاح را به امام بعد از خود بسپارد. «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»، عدالتی که در اختیار شما است. بعد به مردم فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»، منظور تمام مؤمنان است تا قیامت. «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، فقط ما را قصد کرده است. «فَإِنْ خِفتم تَنازَعاً فِی الامر، فارجعوا إلی اللَّه وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» چنین نازل شده، - . شاید این استنباط راوی باشد، زیرا شنید که امام علیه السّلام این را به آن تفسیر کرد، پس گمان کرد که همین گونه از نزد او نازل شده است. -
چگونه به آنها دستور به اطاعت از اولوا الامر میدهد بعد اجازه میدهد که با آنها به نزاع پردازند، بلکه مسأله نزاع به امر شدگانی گفته شده که به آنها گفته شده «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» - . تفسیر عیاشی 1 : 246 - 247 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی بُرَیْدٌ الْعِجْلِیُّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ سَوَاءً وَ زَادَ فِیهِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِذَا ظَهَرْتُمْ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِذَا بَدَتْ فِی أَیْدِیکُمْ (4).
أقول:- روی الکلینی الخبر بتمامه فی الکافی عن برید بأسانید مفرقا له علی الأبواب (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: برید عجلی از امام باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرده و در آن افزوده: «أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» یعنی زمانی که پیروز شدید به عدالت حکم کنید، زمانی که ظاهر شد در دستانتان. - . تفسیر عیاشی 1 : 247 -
مؤلف: کلینی روایت را به صورت کامل در اصول کافی از برید با سندهایی که در ابواب مختلف آمده، نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 205 - 276 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ (6).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب و تفسیر عیاشی: ابوالصباح کنانی گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ای ابوالصباح! ما قومی هستیم که خدا اطاعت ما را واجب کرده. انفال و مال پاکیزه برای ما است و ما ریشه داران در علم هستیم و ما مورد رشک مردمیم که خدا در کتابش فرموده: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ.» - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 245، تفسیر عیاشی 1 : 247 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْمُؤَدِّبِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ نَحْنُ النَّاسُ وَ فَضْلُهُ النُّبُوَّةُ (7).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابن عباس درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» گفت: ما «الناس» هستیم و «فضل خدا»، نبوت است. - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مُلْکاً عَظِیماً أَنْ جَعَلَ فِیهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَی اللَّهَ فَهَذَا مُلْکٌ عَظِیمٌ وَ آتَیْناهُمْ
1) لعل ذلک استنباط من الراوی حیث سمع ان الإمام علیه السلام فسره بذلک فظن انه المنزل من عنده.
2) تعلیل لخروج أولی الامر عن المتنازعین و حکمهم. و فی الکافی: و کیف یأمرهم اللّه بطاعة ولاة الأمر.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 246 و 247.
4) تفسیر العیّاشیّ 1: 247.
5) أصول الکافی 1: 205 و 276 فیه: «تنازعا فی امر فردوه إلی اللّه و الی الرسول و الی أولی الامر منکم» راجعه.
6) مناقب آل أبی طالب: ج 1: 245 تفسیر العیّاشیّ 1: 247.
7) تفسیر العیّاشیّ 1: 248.
مُلْکاً عَظِیماً (1).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو خالد کابلی از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «مُلْکاً عَظِیماً» نقل کرد که فرمود: امامانی در آنها قرار داد. هر کس از آنها اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس با آنها مخالفت کند، با خدا مخالفت کرده. این «ملک عظیم» است، «وَ آتَیْناهُمْا مُلْکاً عَظِیماً.» - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی قَالَ: الطَّاعَةُ الْمَفْرُوضَةُ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: و در روایت دیگری از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: منظور اطاعت واجب شده، است. - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عِمْرَانُ (3)عَنْهُ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ قَال النُّبُوَّةَ وَ الْحِکْمَةَ قَالَ الْفَهْمَ وَ الْقَضَاءَ وَ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الطَّاعَةَ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عمران - . در مصدر «حمران» آمده است. -
از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ» فرمود: منظور نبوت است. و درباره «وَ الْحِکْمَةَ» فرمود: فهم و قضاوت است. و در مورد «مُلْکاً عَظِیماً» فرمود: اطاعت است. - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی أَبُو حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ فَهُوَ النُّبُوَّةُ وَ الْحِکْمَةَ فَهُمُ الْحُکَمَاءُ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ مِنَ الصَّفْوَةِ وَ أَمَّا الْمُلْکُ الْعَظِیمُ فَهُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُدَاةُ مِنَ الصَّفْوَةِ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو حمزه از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ» فرمود: نبوت است، «وَ الْحِکْمَةَ» آنها حکیمان از انبیای برگزیده هستند، و «ملک عظیم» امامان هدایت کننده از برگزیدگانند. - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ عِنْدَهُ إِسْمَاعِیلُ ابْنُهُ علیه السلام یَقُولُ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ الْآیَةَ قَالَ فَقَالَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ افْتِرَاضُ الطَّاعَةِ قَالَ فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ قَالَ فَقُلْتُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ لِی إِسْمَاعِیلُ لِمَ یَا دَاوُدُ قُلْتُ لِأَنِّی کَثِیراً قَرَأْتُهَا وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّمَا هُوَ (6)فَمِنْ هَؤُلَاءِ وُلْدُ إِبْرَاهِیمَ مَنْ آمَنَ بِهَذَا وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ (7).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: داود بن فرقد گفت: از حضرت صادق علیه السّلام در حالی که اسماعیل پسرش نیز حضور داشت شنیدم که میفرمود: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» تا آخر آیه. فرمود: «ملک عظیم» وجوب اطاعت است. فرمود: «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ.» من گفتم: استغفر اللَّه! اسماعیل به من گفت: چرا استغفار کردی ای داود؟ گفتم: چون پیش از این بسیار آن را [به این شکل] خواندم: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صدّ عنه.» حضرت صادق علیه السّلام فرمود: همان طوری است که من خواندم. از آنها فرزندان ابراهیم هستند که به این ایمان آوردند و بعضی از آنها از آن جلوگیری کردند. - . تفسیر عیاشی 1 : 248 -
**[ترجمه]
لعل داود کان یقرأ هکذا سهوا أو علی بعض القراءات الشاذة التی لم تنقل إلینا و المشهور فی مرجع الضمیر إما أهل الکتاب أو أمة إبراهیم و علی تفسیره علیه السلام راجع إلی آل إبراهیم فالمراد بالآل جمیع ذریته و لا ینافی إیتاءهم الکتاب و الحکمة و الملک العظیم صد بعضهم عن الحق إذ معلوم أنها لا تعمهم بل هی مخصوصة ببعضهم.
**[ترجمه]شاید داود سهوا این طور میخواند یا بنا بر بعضی قرائتهای شاذی که به دست ما نرسیده است. و مشهور درباره مرجع ضمیر این است که «یا اهل کتاب» است یا «امت ابراهیم.» و بنا بر تفسیر امام علیه السّلام به آل ابراهیم برمیگردد. پس منظور از «آل»، تمام ذریه اوست و دادن کتاب و حکمت و ملک عظیم به ایشان، منافاتی با جلوگیری بعضی از ایشان از حق ندارد، زیرا معلوم است که تمام فرزندان ابراهیم را دربرنمیگیرد، بلکه اختصاص به بعضی از آنها دارد.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبَانٍ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: فَسَأَلْتُهُ
عَنْ قَوْلِ اللَّهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَقَالَ ذَلِکَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ ثُمَّ سَکَتَ فَلَمَّا طَالَ سُکُوتُهُ (1)قُلْتُ ثُمَّ مَنْ قَالَ ثُمَّ الْحَسَنُ علیه السلام ثُمَّ سَکَتَ فَلَمَّا طَالَ سُکُوتُهُ قُلْتُ ثُمَّ مَنْ قَالَ الْحُسَیْنُ قُلْتُ ثُمَّ مَنْ قَالَ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ سَکَتَ فَلَمْ یَزَلْ یَسْکُتُ عَنْ کُلِّ وَاحِدٍ حَتَّی أُعِیدَ الْمَسْأَلَةَ فَیَقُولُ حَتَّی سَمَّاهُمْ إِلَی آخِرِهِمْ صلوات الله علیهم (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابان گفت: خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسیدم و از این آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» پرسیدم. فرمود: اولی الامر علی بن ابی طالب صلوات الله علیه است. بعد سکوت کرد. چون سکوت امام به طول انجامید، عرض کردم: پس از علی بن ابی طالب علیه السّلام چه کسی بوده؟ فرمود: حسن علیه السّلام. چون سکوت امام به طول انجامید، عرض کردم: بعد که بود؟ فرمود: حسین. گفتم: پس از حسین علیه السّلام؟ فرمود: علی بن الحسین و سکوت نمود. پیوسته هر امام را نام میبرد و سکوت میکرد تا من سؤال را تکرار میکردم تا تمام آنها را تا آخرین نفر نام برد، صلّی الله علیهم. - . تفسیر عیاشی 1 : 251 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّکُمْ أَخَذْتُمْ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ جَذْوِهِ یَعْنِی مِنْ أَصْلِهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا لَا مِنْ قَوْلِ فُلَانٍ وَ لَا مِنْ قَوْلِ فُلَانٍ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عمران حلبی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: شما این عقیده را از منبع اصلی آن گرفتهاید، از این سخن خدا «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» و از این فرمایش پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله «ما ان تمسکتم به لن تضلوا»، نه از قول فلان کس و نه از قول فلانی. - . تفسیر عیاشی 1 : 251 - 252 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ هِیَ فِی عَلِیٍّ وَ فِی الْأَئِمَّةِ جَعَلَهُمُ اللَّهُ مَوَاضِعَ الْأَنْبِیَاءِ غَیْرَ أَنَّهُمْ لَا یُحِلُّونَ (4)شَیْئاً وَ لَا یُحَرِّمُونَهُ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عبدالله بن عجلان از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» فرمود: این آیه درباره علی و ائمه علیهم السّلام است که خداوند آنها را جایگزین انبیاء قرار داد، جز اینکه چیزی را از پیش خود حلال یا حرام نمیکنند. - . تفسیر عیاشی 1 : 252 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ حُکَیْمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخْبِرْنِی مَنْ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِمْ فَقَالَ لِی أُولَئِکَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرٌ أَنَا عَلَیْهِمُ السَّلَامُ فَاحْمَدُوا اللَّهَ الَّذِی عَرَّفَکُمُ أَئِمَّتَکُمْ وَ قَادَتَکُمْ حِینَ جَحَدَهُمُ النَّاسُ (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حکیم گفت: به حضرت صادق علیه السّلام گفتم: فدایت شوم! مرا از اولوا الامری که خداوند امر به اطاعت آنها نموده، مطلع فرما؟ به من فرمود: آنها علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر که من هستم، هستند. خدا را سپاسگزار باشید که امامان و رهبرانتان را به شما شناسانده، زمانی که مردم منکر آنها هستند. - . تفسیر عیاشی 1 : 252 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ أَطِیعُوا
1) فی المصدر: قال: فلما طال سکوته.
2) تفسیر العیّاشیّ 1: 251. فیه: فلم یزل یسکت عند کل واحد.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 251 و 252.
4) أی لا یأتون من عند اللّه بالحلال و الحرام، بل یقولون للناس ما قاله النبیّ صلّی اللّه علیه و آله، و بالجملة انهم یکونون فی درجة الأنبیاء و مرتبتهم غیر انه لا یوحی إلیهم، فحالهم حال جملة من الأنبیاء الماضیة الذین کانوا یتبعون سنة نبی آخر و یروجونها بین الناس و یقیمونها فیهم.
5) تفسیر العیّاشیّ 1: 252.
6) تفسیر العیّاشیّ 1: 252.
اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْأَوْصِیَاءُ مِنْ بَعْدِهِ (1).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عمرو بن سعید گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السّلام درباره آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» پرسیدم. فرمود: منظور علی بن ابی طالب و اوصیای بعد از او است. - . تفسیر عیاشی 1 : 253 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَأَرْجِعُوهُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: محمد بن مسلم گفت: حضرت باقر علیه السّلام فرمود: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فارجعوه إلی اللَّهِ و إلی الرَّسولِ و إلی أولی الأمر منکم.» - . تفسیر عیاشی 1 : 254 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی فِی رِوَایَةِ عَامِرِ بْنِ سَعِیدٍ الْجُهَنِیِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْهُ علیه السلام وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: جابر از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که اولی الامر از آل محمد هستند. - . تفسیر عیاشی 1 : 254 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَنْبِیَاءِ وَ رِضَی الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ (4)بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ إِلَی حَفِیظاً (5)أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَیْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ (6)وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یَعْرِفْ وَلَایَةَ وَلِیِّ اللَّهِ فَیُوَالِیَهُ وَ یَکُونَ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَةٍ مِنْهُ إِلَیْهِ (7)مَا کَانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ حَقٌّ فِی ثَوَابِهِ وَ لَا کَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ ثُمَّ قَالَ أُولَئِکَ الْمُحْسِنُ مِنْهُمْ یُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِفَضْلِهِ وَ رَحْمَتِهِ (8).
جا، المجالس للمفید ابْنُ قُولَوَیْهِ عَنِ الْکُلَیْنِیِّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْهُ علیه السلام مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ حَفِیظاً (9).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: زراره از حضرت باقر نقل میکند که فرمود: بالاترین جایگاه دین و قلهی بلند آن و کلید آن و باب به سوی پیامبران و رضای خدا، همانا اطاعت امام است پس از شناختن او. سپس فرمود: خداوند میفرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» تا این قسمت آیه «حَفیظاً» - . نساء / 80 - {هر کس از پیامبر فرمان برد در حقیقت خدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستادهایم.} آگاه باشید که اگر شخصی شب زنده داری کند و روزش را روزه بگیرد و تمام مالش را صدقه دهد و تمام روزگارش را به حج به جا آورد، ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که او را دوست بدارد و تمام اعمالش به راهنمایی آن امام به سوی خدا باشد، حقی بر خداوند در پاداشش ندارد و نه از اهل ایمان شمرده میشود.
سپس فرمود: نیکوکاران از ایشان را خداوند به فضل و رحمت خود ایشان داخل بهشت میکند. - . تفسیر عیاشی 1 : 259 -
مجالس مفید: زراره از امام باقر علیه السّلام همین روایت را تا عبارت «حفیظاً» نقل کرده است. - . مجالس مفید: 42 -
**[ترجمه]
ذروة (10)الأمر أی أمر الدین أو کل الأمور بعد معرفته
1) تفسیر العیّاشیّ 1: 253.
2) تفسیر العیّاشیّ 1: 254.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 254.
4) فی المجالس: و باب الأشیاء، و رضا الرحمن طاعة للامام.
5) النساء: 80.
6) فی المصدر: و تصدق جمیع ما له.
7) فی نسخة: بدلالته إلیه.
8) تفسیر العیّاشیّ 1: 259.
9) مجالس المفید: 42.
10) الذروة بالکسر و الضم: المکان المرتفع و العلو، و أعلی الشیء.
أی الإمام و إرجاع الضمیر إلی الله بعید و الاستشهاد بالآیة بانضمام الآیات الدالة علی مقارنة طاعة الرسول لأولی الأمر أو بانضمام ما أوصی به الرسول من طاعتهم فطاعتهم طاعة الرسول أو مبنی علی أن الآیة نزلت فی ولایتهم کما یدل علیه بعض الأخبار أو علی أنهم نوابه صلی الله علیه و آله فحکمهم حکمه قوله أولئک إما إشارة إلی الشیعة أی المحسن من الشیعة أیضا إنما یدخل الجنة برحمة الله لا بعمله أو إلی المخالفین أی المستضعفین منهم و سیأتی القول فیه فی محله إن شاء الله.
**[ترجمه]«ذروة الامر» یعنی امر دین یا همه امور. «بعد معرفته» یعنی بعد از شناخت امام و بازگشت ضمیر به خدا بعید است. و استشهاد به آیه، به ضمیمه آیاتی که دال بر قرین بودن اطاعت پیامبر با اولی الامر یا به ضمیمه آنچه که پیامبر به آن وصیت کرده از اطاعت ایشان. پس اطاعت ایشان، اطاعت رسول است یا مبنی بر این است که آیه درباره ولایت ایشان نازل شده - چنان چه بعضی اخبار بر آن دلالت میکند - یا مبنی بر این است که ائمه علیهم السّلام نائبان پیامبرند، پس حکم ایشان، حکم پیامبر است. «اولئک» یا اشاره به شیعه است یا نیکوکار از شیعه نیز به رحمت خدا داخل بهشت میشود نه به عملش، یا اشاره به مخالفان است، یعنی مستضعفان از ایشان. و سخن درباره آن در محل خود خواهد آمد إن شاء الله.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ النَّحْوِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِیَّهُ عَلَی مَحَبَّتِهِ فَقَالَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ (1)قَالَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ الْأَمْرَ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (2)وَ قَالَ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ (3)وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَوَّضَ إِلَی عَلِیٍّ علیه السلام وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّکُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ وَ اللَّهِ مَا جَعَلَ لِأَحَدٍ مِنْ خَیْرٍ فِی (4)خِلَافِ أَمْرِنَا (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو اسحاق نحوی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: خداوند پیامبرش را بر محبت خود تربیت نمود. فرمود: «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» - . قلم / 4 - {و راستی که تو را خویی والاست.} آنگاه دین را در اختیار او گذاشت. فرمود «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» - . حشر / 7 - {آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.} و فرمود: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.» حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله نیز در اختیار علی گذاشت و نزد او به امانت قرار داد. پس شما قبول کردید، ولی مردم منکر شدند. به خدا قسم ما به شما محبت میورزیم که بگویید زمانی که ما گفتیم و ساکت بمانید زمانی که ساکت شدیم. و ما واسطه هستیم بین شما و خدا. سوگند به خدا برای احدی خیری در مخالفت امر ما قرار داده نشده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 259 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عبدالله بن عجلان از امام باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ» نقل کرد که فرمود: آنها ائمه هستند. - . تفسیر عیاشی 1 : 260 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ کَتَبَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام ذَکَرْتَ رَحِمَکَ اللَّهُ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ (7)الَّذِینَ وَصَفْتَ أَنَّهُمْ کَانُوا بِالْأَمْسِ لَکُمْ إِخْوَاناً وَ
الَّذِی صَارُوا إِلَیْهِ مِنَ الْخِلَافِ لَکُمْ وَ الْعَدَاوَةِ لَکُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْکُمْ وَ الَّذِی تَأَفَّکُوا بِهِ مِنْ حَیَاةِ أَبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ ذَکَرَ فِی آخِرِ الْکِتَابِ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَنَحَ (1)لَهُمْ شَیْطَانٌ اعْتَرَّهُمْ بِالشُّبْهَةِ وَ لَبَّسَ عَلَیْهِمْ أَمْرَ دِینِهِمْ وَ ذَلِکَ لَمَّا ظَهَرَتْ فِرْیَتُهُمْ وَ اتَّفَقَتْ کَلِمَتُهُمْ وَ نَقَمُوا (2)عَلَی عَالِمِهِمْ وَ أَرَادُوا الْهُدَی مِنْ تِلْقَاءِ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا لِمَ وَ مَنْ وَ کَیْفَ فَأَتَاهُمُ الْهُلْکُ (3)مِنْ مَأْمَنِ احْتِیَاطِهِمْ وَ ذَلِکَ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ لَهُمْ وَ لَا عَلَیْهِمْ بَلْ کَانَ الْفَرْضُ عَلَیْهِمْ وَ الْوَاجِبُ لَهُمْ مِنْ ذَلِکَ الْوُقُوفَ عِنْدَ التَّحَیُّرِ وَ رَدَّ مَا جَهِلُوهُ مِنْ ذَلِکَ إِلَی عَالِمِهِ وَ مُسْتَنْبِطِهِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ هُمُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ یَعْرِفُونَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ هُمُ الْحُجَّةُ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: عبداللَّه بن جندب گفت: حضرت رضا علیه السّلام در نامهای به من نوشت: «خدا رحمتت کند! یاد از آن گروه کرده بودی که دیروز جزو برادران دینی شما بودند و اینک مخالف و دشمن شما و بریء از شما شدند، و آن دروغی که به سبب آن را به سختی انداختند راجع به زنده بودن پدرم صلّی اللَّه علیه و رحمته.» در آخر نامه نوشته بود: «شیطان بر ایشان عارض شد و ایشان را مبتلای به شبهه کرد و امر دین را بر ایشان مشتبه کرد. آن به واسطه افترای ایشان بود که ظاهر گشت و گرد هم آمدند و عالم خود را انکار کردند و هدایت را از جانب خود خواستند. پس گفتند: برای چه و چه کسی و چگونه؟ این احتیاطی که کردند، موجب هلاکت آنها شد و آن به خاطر کار خودشان بود. و خدای تو به بندگان ستم روا نمیدارد و آن نه به نفعشان بود و نه به ضررشان، بلکه برای آنها لازم بود و واجب برای آنها از آن، توقف هنگام تحیر و برگرداندن آنچه را که نمیدانند از آن، به عالم آن و مستنبط آن است، زیرا خداوند در کتابش میفرماید: «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»، یعنی آل محمّد و آنهایند که از قرآن استنباط میکنند و حلال و حرام را تشخیص میدهند و ایشان حجت خدا بر خلقش هستند. - . تفسیر عیاشی 1 : 260 -
**[ترجمه]
تأفکوا به تکلفوا الإفک و الکذب بسببه فقالوا لم أی لم حکمتم بموت الکاظم علیه السلام أو من الإمام بعده و کیف حکمتم بکون الرضا علیه السلام إماما.
**[ترجمه]«تأفکوا به» یعنی دروغی که به سبب آن خود را به سختی انداختند. پس گفتند «لِمَ»، یعنی چرا به مرگ کاظم علیه السّلام حکم کردید؟ یا امام بعد از او کیست؟ و چگونه حکم به امامت رضا علیه السّلام کردید؟
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب الْأُمَّةُ عَلَی قَوْلَیْنِ فِی مَعْنَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ أَحَدُهُمَا أَنَّهَا فِی أَئِمَّتِنَا وَ الثَّانِی أَنَّهَا فِی أُمَرَاءِ السَّرَایَا وَ إِذَا بَطَلَ أَحَدُ الْأَمْرَیْنِ ثَبَتَ الْآخَرُ وَ إِلَّا خَرَجَ الْحَقُّ عَنِ الْأُمَّةِ وَ الَّذِی یَدُلُّ عَلَی أَنَّهَا فِی أَئِمَّتِنَا علیهم السلام أَنَّ ظَاهِرَهَا یَقْتَضِی عُمُومَ طَاعَةِ أُولِی الْأَمْرِ مِنْ حَیْثُ عَطَفَ اللَّهُ تَعَالَی الْأَمْرَ بِطَاعَتِهِمْ عَلَی الْأَمْرِ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ مِنْ حَیْثُ أَطْلَقَ الْأَمْرَ بِطَاعَتِهِمْ وَ لَمْ یَخُصَّ شَیْئاً مِنْ شَیْءٍ لِأَنَّهُ سُبْحَانَهُ لَوْ أَرَادَ خَاصّاً لَبَیَّنَهُ وَ فِی فَقْدِ
الْبَیَانِ مِنْهُ تَعَالَی دَلِیلٌ عَلَی إِرَادَةِ الْکُلِّ وَ إِذَا ثَبَتَ ذَلِکَ ثَبَتَتْ إِمَامَتُهُمْ لِأَنَّهُ لَا أَحَدَ تَجِبُ طَاعَتُهُ عَلَی ذَلِکَ الْوَجْهِ بَعْدَ النَّبِیِّ إِلَّا الْإِمَامُ وَ إِذَا اقْتَضَتْ وُجُوبَ طَاعَةِ أُولِی الْأَمْرِ عَلَی الْعُمُومِ لَمْ یَکُنْ بُدٌّ مِنْ عِصْمَتِهِمْ وَ إِلَّا أَدَّی أَنْ یَکُونَ (1)تَعَالَی قَدْ أَمَرَ بِالْقَبِیحِ لِأَنَّ مَنْ لَیْسَ بِمَعْصُومٍ لَا یُؤْمَنُ مِنْهُ وُقُوعُ الْقَبِیحِ فَإِذَا وَقَعَ کَانَ الِاقْتِدَاءُ بِهِ قَبِیحاً وَ إِذَا ثَبَتَتْ دَلَالَةُ الْآیَةِ عَلَی الْعِصْمَةِ وَ عُمُومِ الطَّاعَةِ بَطَلَ تَوَجُّهُهَا إِلَی أُمَرَاءِ السَّرَایَا لِارْتِفَاعِ عِصْمَتِهِمْ وَ اخْتِصَاصِ طَاعَتِهِمْ (2)وَ قَالَ بَعْضُهُمْ هُمْ عُلَمَاءُ الْأُمَّةِ الْعَامَّةِ وَ هُمْ مُخْتَلِفُونَ (3)وَ فِی طَاعَةِ بَعْضِهِمْ عِصْیَانُ بَعْضٍ وَ إِذَا أَطَاعَ الْمُؤْمِنُ بَعْضَهُمْ عَصَی الْآخَرَ وَ اللَّهُ تَعَالَی لَا یَأْمُرُ بِذَلِکَ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَصَفَ أُولِی الْأَمْرِ بِصِفَةٍ تَدُلُّ عَلَی الْعِلْمِ وَ الْإِمْرَةِ جَمِیعاً قَوْلُهُ تَعَالَی وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ (4)فَرَدَّ الْأَمْنَ أَوْ الْخَوْفَ لِلْأُمَرَاءِ وَ الِاسْتِنْبَاطَ لِلْعُلَمَاءِ وَ لَا یَجْتَمِعَانِ إِلَّا لِأَمِیرٍ عَالِمٍ.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: امت در مورد این آیه دو نظریه دارند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» یکی اینکه آن درباره امامان ما است و دوم اینکه آن درباره فرماندهان لشکرها است. وقتی یکی از این دو نظر باطل بود، قطعا نظر دوم ثابت میشود، وگرنه حق از میان امت خارج میشود. دلیل بر اینکه آن درباره ائمه ما است، این است که ظاهر آیه مقتضی اطاعت از اولوا الامر در همه چیز است، زیرا خداوند طاعت اولوا الامر را عطف بر اطاعت از خود و پیامبرش نموده و هم اینکه امر به اطاعت از ایشان را به طور مطلق ذکر کرده و چیزی را از چیز دیگر اختصاص نداده، زیرا اگر خدا اطاعت از یک جهت خاص را میخواست، آن را توضیح میداد. وقتی توضیح نداد، معلوم میشود اطاعت به طور کلی است. وقتی این مطلب ثابت شد، امامت آنها نیز ثابت میشود، زیرا به این صورت اطاعت از کسی پس از پیامبر واجب نیست، مگر امام. وقتی مقتضی وجوب اطاعت اولوا الامر به طور عموم باشد، چارهای جز عصمت ایشان نیست، وگرنه منجر به این میشود که خداوند دستور به کار قبیح داده باشد، زیرا کسی که معصوم نیست، اطمینانی به وقوع قبیح از او نیست. پس اگر قبیحی از او سر زد، اقتدای به او قبیح است. و وقتی ثابت شد که آیه دلالت بر عصمت و عموم اطاعت میکند، باطل است که بگوییم آیه متوجه فرماندهان لشکرها است، به خاطر مرتفع شدن عصمت ایشان و اختصاص اطاعت از آنها در چیزی که محذور شرعی ندارد. و بعضی گفتهاند که منظور از اولوا الامر، عموم علمای امت هستند. ایشان نیز در امور دینی اختلاف دارند و اطاعت از بعضی از ایشان، موجب مخالفت با بعضی دیگر میشود. وقتی مؤمن یکی از ایشان را اطاعت نمود، با دیگری مخالفت کرده است و خدا چنین دستوری نمیدهد. از آن گذشته خداوند اولوا الامر را به صفتی توصیف کرده که دلالت بر علم و فرماندهی هر دو مینماید. چنان چه در این آیه میفرماید: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» {و چون خبری [حاکی] از ایمنی یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خود ارجاع کنند، قطعا از میان آنان کسانیاند که [میتوانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما جز [شمار] اندکی از شیطان پیروی میکردید.} مسلم است که برگرداندن امن یا خوف برای امراء است و استنباط به علماء اختصاص دارد و این دو صفت جمع نمیشود، مگر برای فرمانروای عالم.
**[ترجمه]
الشَّعْبِیُّ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ هُمْ أُمَرَاءُ السَّرَایَا وَ عَلِیٌّ أَوَّلُهُمْ.
**[ترجمه]شعبی میگوید: ابن عباس گفت: اولوا الامر فرماندهان لشکرها هستند و علی اولین آنها است.
**[ترجمه]
وَ سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ صَالِحِ بْنِ حَیٍّ جَعْفَرَ الصَّادِقِ علیه السلام عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ.
**[ترجمه]حسن بن صالح بن حی از حضرت صادق راجع به همین مطلب سؤال کرد. فرمود: آنها ائمه از اهل بیت پیامبرند.
**[ترجمه]
تَفْسِیرُ مُجَاهِدٍ، إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حِینَ خَلَّفَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِالْمَدِینَةِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تُخَلِّفُنِی بَیْنَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَ مَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی حِینَ قَالَ لَهُ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ فَقَالَ بَلَی وَ اللَّهِ.
**[ترجمه]تفسیر مجاهد: این آیه درباره امیرالمؤمنین علیه السّلام نازل شد، موقعی که پیامبر اکرم او را جانشین خود در مدینه قرار داد. فرمود: یا رسول اللَّه! مرا جانشین خود بین زنان و بچهها قرار دادهای؟ فرمود: یا علی! راضی نیستی که نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی باشی، آن موقع که به او فرمود: «اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ» - . اعراف / 142 - ؟ {در میان قوم من جانشینم باش و [کار آنان را] اصلاح کن.} عرض کرد: آری به خدا سوگند.
**[ترجمه]
وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَلَّاهُ اللَّهُ أَمْرَ الْأُمَّةِ
بَعْدَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله حِینَ خَلَفَهُ رَسُولُ اللَّهِ بِالْمَدِینَةِ فَأَمَرَ اللَّهُ الْعِبَادَ بِطَاعَتِهِ وَ تَرْکِ خِلَافِهِ.
**[ترجمه]«وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» علی بن ابی طالب فرمود: خداوند او را بر امر امت ولایت داد پس از محمد، هنگامی که پیامبر او را جانشین خود در مدینه قرار داد. پس خدا به بندگان دستور به اطاعت از او و ترک مخالفت با او را داد.
**[ترجمه]
وَ فِی إِبَانَةِ الْفَلَکِیِّ، أَنَّهَا نَزَلَتْ لَمَّا شَکَا أَبُو بُرْدَةَ مِنْ عَلِیٍّ علیه السلام الْخَبَرَ (1).
**[ترجمه]و در إبانة الفلکی آمده که آیه زمانی نازل شد که ابو برده از علی علیه السّلام شکایت نمود... تا آخر خبر. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 218 -
**[ترجمه]
جا، المجالس للمفید الْجِعَابِیُّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ زَیْدٍ الْمُعَدِّلِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کُرَیْبٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا لِمَنْ وَلَّاهُ اللَّهُ الْأَمْرَ فَإِنَّهُ نِظَامُ الْإِسْلَامِ (2).
**[ترجمه]مجالس مفید: ابن عباس گفت: پیامبر اکرم فرمود: گوش کنید و اطاعت نمایید از کسی که خدا به او ولایت امر را داده است، زیرا آن موجب نظام اسلام است. - . مجالس مفید: 7 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ مُعَنْعَناً عَنْ بُرَیْدَةَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ فَنَحْنُ النَّاسُ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ عَلَی مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ جَمِیعاً فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً جَعَلْنَا مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام فَکَیْفَ یُقِرُّونَ بِهَا فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ یُکَذِّبُونَ بِهَا فِی آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: بریده گفت: خدمت امام باقر علیه السّلام بودم. درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» پرسیدم. فرمود: ما «الناس» هستیم و ما مورد رشک هستیم بر امامتی که خدا به ما داده است نه به تمام خلق خدا. «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً.» پیامبران و انبیا و امامان را از ایشان قرار دادیم، پس چگونه اقرار به آن میکنید درباره آل ابراهیم ولی درباره آل محمد آن را تکذیب میکنید؟ «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً.» - . تفسیر فرات: 28 -
**[ترجمه]
أَقُولُ رَوَی الْعَلَّامَةُ فِی کَشْفِ الْحَقِّ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ الْبَاقِرُ علیه السلام نَحْنُ النَّاسُ (4).
**[ترجمه]مؤلف: علامه در کشف الحق درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» نقل کرده که امام باقر علیه السّلام فرمود: ما «الناس» هستیم. - . احقاق الحق 3 : 457 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ حَجَرٍ فِی صَوَاعِقِهِ قَالَ أَخْرَجَ أَبُو الْحَسَنِ الْمَغَازِلِیُّ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: فِی هَذِهِ الْآیَةِ نَحْنُ النَّاسُ وَ اللَّهِ.
**[ترجمه]ابن حجر در صواعق خود گفته است: ابوالحسن مغازلی از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره این آیه فرمود: به خدا سوگند ما «الناس» هستیم.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ مُعَنْعَناً أَنَّهُ سَأَلَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (5)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ أُولِی الْفِقْهِ وَ الْعِلْمِ قُلْنَا أَ خَاصٌّ أَمْ عَامٌّ قَالَ بَلْ خَاصٌّ لَنَا (6).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عبید بن کثیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام - . در مصدر «امام باقر علیه السّلام» است. - راجع به آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» پرسید. فرمود: صاحبان فقه و علم. گفتیم: خاص است یا عام؟ فرمود: اختصاص به ما دارد. - . تفسیر فرات: 28 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ
تَعَالَی أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ فَأُولِی الْأَمْرِ فِی هَذِهِ الْآیَةِ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جعفر بن محمد فزاری درباره آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اولی الامر در این آیه، آل محمدند. - . تفسیر فرات: 28 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم أَحْمَدُ بْنُ الْقَاسِمِ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی مَرْیَمَ قَالَ: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ کَانَتْ طَاعَةُ عَلِیٍّ مُفْتَرَضَةً قَالَ کَانَتْ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خَاصَّةً مُفْتَرَضَةً لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ کَانَتْ طَاعَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام طَاعَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله (2).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابو مریم گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» پرسیدم: آیا اطاعت از علی واجب بود؟ فرمود: تنها اطاعت از پیامبر اکرم واجب بود، بنا بر آیه «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»، و اطاعت علی بن ابی طالب، اطاعت از رسول خدا بود. - . تفسیر فرات: 28 - 29 -
**[ترجمه]
کانت طاعة علی مفترضة أی فی حیاة الرسول (3)فأجاب علیه السلام بأن إمامته کانت بعد الرسول و لما کان أمر الله الناس بطاعة علی علیه السلام کانت طاعته مفترضة من هذه الجهة و هذا مبنی علی أنه علیه السلام لم یکن فی حیاته صلی الله علیه و آله إماما کما ذهب إلیه الأکثر و قیل کان إماما فی ذلک الوقت أیضا و سیأتی الکلام فیه إن شاء الله.
**[ترجمه]«کانت طاعة علی مفترضة» یعنی در زمان حیات پیامبر. امام علیه السّلام پاسخ داد امامت او بعد از پیامبر بود و چون خدا مردم را به اطاعت علی دستور داد، اطاعت از او از این جهت واجب بود. و این مبنی است بر اینکه او در زمان حیات پیامبر امام نبوده باشد، چنان که اکثرا به این معتقدند و گفته شده در آن وقت نیز امام بوده، و سخن درباره آن خواهد آمد إن شاء الله.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عُمَرَ الزُّهْرِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ إِبْرَاهِیمَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا تَقُولُ فِی هَذِهِ الْآیَةِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ نَحْنُ النَّاسُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ وَ نَحْنُ أَهْلُ الْمُلْکِ وَ نَحْنُ وَرِثْنَا النَّبِیِّینَ وَ عِنْدَنَا عَصَا مُوسَی وَ إِنَّا لَخُزَّانُ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ لَسْنَا بِخُزَّانٍ عَلَی ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ (4)وَ إِنَّ مِنَّا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ علی (عَلِیّاً) وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ علیهم السلام (5).
1) تفسیر فرات: 28.
2) تفسیر فرات: 28 و 29 فیه: من طاعة رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله.
3) او مطلقا، فاجاب بانها مفترضة لان طاعته من طاعة الرسول صلّی اللّه علیه و آله فما کان مفترضة اولا هو طاعة الرسول ثمّ طاعة علیّ علیه السلام لأنّها من طاعته صلّی اللّه علیه و آله.
4) فی المصدر: لا بخزان علی ذهب و لا فضة.
5) تفسیر فرات: 32.
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابراهیم گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم! در مورد این آیه چه میفرمایی «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً»؟ فرمود ما «الناس» هستیم که خدا گفته است و ما مورد رشک هستیم و ما اهل ملک هستیم و از پیامبران ارث بردیم و عصای موسی در نزد ما است و ما گنجینه داران خدا در زمین هستیم؛ گنجینه دار طلا و نقره نیستیم. از ما خانواده است رسول خدا و علی و حسن و حسین علیهم السّلام. - . تفسیر فرات: 32 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم إِبْرَاهِیمُ بْنُ سُلَیْمَانَ مُعَنْعَناً عَنْ عِیسَی بْنِ السَّرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَخْبِرْنِی عَنْ دَعَائِمِ الْإِسْلَامِ الَّتِی لَا یَسَعُ أَحَداً مِنَ النَّاسِ التَّقْصِیرُ عَنْ مَعْرِفَةِ شَیْءٍ مِنْهَا الَّتِی مَنْ قَصُرَ عَنْ مَعْرِفَةِ شَیْءٍ مِنْهَا فَسَدَ عَلَیْهِ دِینُهُ وَ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ یُضَیَّقْ مِمَّا هُوَ فِیهِ بِجَهْلِ شَیْءٍ مِنَ الْأُمُورِ جَهِلَهُ (1)قَالَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِیمَانُ بِرَسُولِهِ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الزَّکَاةُ وَ الْوَلَایَةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ بِهَا وَلَایَةُ آلِ مُحَمَّدٍ (2)قَالَ قُلْتُ لَهُ هَلْ فِی الْوَلَایَةِ شَیْءٌ دُونَ شَیْءٍ (3)فَضْلٌ یُعْرَفُ لِمَنْ أَخَذَ بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَکَانَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (4).
کا، الکافی محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن صفوان بن یحیی عن عیسی مثله (5).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عیسی بن سری گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: مرا از پایههای اسلام آگاه کن که هیچ کس از مردم معذور نیستند از کوتاهی در شناخت چیزی از آنها که هر کس در شناخت چیزی از آنها کوتاهی نماید، دینش تباه شده و عملش مقبول نیست، و معذور نیست در جهلش نسبت به چیزی از اموری که به آن جهل داشته است. فرمود: گواهی دادن به «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و ایمان به پیامبر خدا و اقرار نسبت به آنچه از جانب خدا آورده و زکات و ولایتی که خداوند به آن امر کرده، یعنی ولایت آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله. به او عرض کردم: آیا در ولایت شیء دون شیء فضلی هست که شناخته شود برای کسی آن را گرفته است؟ دلیلی هست که تشخیص داده شود و راهی وجود دارد که شناخته شود؟ فرمود: آری. خداوند فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» پس امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام بود. - . تفسیر فرات: 32 -
اصول کافی: صفوان بن یحیی از عیسی همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 2 : 19 - 20 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قَالَ الْأَوْصِیَاءَ (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: جابر جعفی گفت: از امام باقر علیه السّلام درباره این آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» پرسیدم. فرمود: منظور اوصیا است. - . تفسیر عیاشی 1 : 249 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص ابْنُ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْجَوْهَرِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَا قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْأَوْصِیَاءُ طَاعَتُهُمْ مُفْتَرَضَةٌ (7)فَقَالَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ
1) فی النسخة المخطوطة: و لم یضق ممّا هو فیه بجهل شیء جهله و فی المصدر:
2) فی المصدر: (ولایة محمد) و لعلّ فیه سقط، او المعنی ان ولایة الأئمّة التی امر اللّه بها من ولایة محمّد و طاعته و الایمان به.
3) و لعلّ المراد هل فی الولایة دلیل خاصّ یدلّ علی لزومها فأجاب نعم، فتمسک بالآیة، و تمسک أیضا فی الکافی بقوله صلّی اللّه علیه و آله: من مات و لا یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة.
4) تفسیر فرات: 32.
5) أصول الکافی 2: 19 و 20. فیه اختلافات و زیادات راجعه.
6) تفسیر العیّاشیّ 1: 249.
7) ظاهر الجواب انه سأل عن أعیانهم و اشخاصهم لا عن وجوب طاعتهم.
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (1).
**[ترجمه]اختصاص: حسین بن ابی العلا گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیا اطاعت از اوصیا واجب شده است؟ فرمود: آنهایند که خدا فرموده است: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.» و آنهایند که خداوند فرموده است: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» - . مائده / 55 - {ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند، همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.} - . اختصاص: 277 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ فَارِسِیٌّ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقَالَ طَاعَتُکُمْ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ کَطَاعَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَالَ نَعَمْ (2).
أقول: الأخبار الدالة علی وجوب طاعتهم کثیرة متفرقة فی الأبواب.
**[ترجمه]اختصاص: معمر بن خلاد گفت: مرد فارسی از حضرت رضا علیه السّلام پرسید: اطاعت از شما واجب شده است؟ فرمود: آری. عرض کرد: مانند اطاعت علی بن ابی طالب؟ فرمود: آری. - . اختصاص: 278 -
مؤلف: اخباری که دلالت بر وجوب اطاعت از ائمه علیهم السّلام مینماید بسیار زیاد است که در ابواب متفرق است.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب رُوِیَ عَنِ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ أَنَّهُمَا نَزَلَتَا فِیهِمْ (3).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: از ائمه علیهم السّلام درباره آیه «وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» - . قصص / 5 - {و ایشان را وارث [زمین] کنیم} و آیه «وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ» - . بقره / 247 - {و خداوند پادشاهی خود را به هر کس که بخواهد میدهد} روایت شده که این دو آیه درباره ائمه نازل شده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 443 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْهَیْثَمِ (4)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّیَّارِیِّ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» در مورد ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام و ائمه بعد از او است، «فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً.» - . کنز الفوائد: 244 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ وَ عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ بِإِسْنَادِهِمَا (6)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلُهُ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً قَالَ الْمُلْکُ الْعَظِیمُ أَنْ جَعَلَ مِنْهُمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ فَهَذَا مُلْکٌ عَظِیمٌ (7).
**[ترجمه]تفسیر فرات: محمد بن قاسم و عبید بن کثیر به اسناد خودشان از حضرت صادق علیه السّلام درباره آل ابراهیم: «وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» نقل کردند که فرمود: «ملک عظیم» این است که از این خانواده ائمه را قرار داده است. هر که از آنها اطاعت کند، اطاعت خدا را کرده و هر که با آنها مخالفت کند، مخالفت خدا را کرده. پس این «ملک عظیم» است. - . تفسیر فرات: 81 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْفَزَارِیُّ رَفَعَهُ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ قَالَ الْفِتْنَةُ الْکُفْرُ (8)
1) الاختصاص: 277. و الآیة الأخیرة فی سورة المائدة: 55.
2) الاختصاص: 278 فیه: مثل طاعة علیّ بن أبی طالب؟.
3) مناقب آل أبی طالب 3: 443 فیه: (نزلتا فینا) و الآیة الأولی فی سورة القصص: 5، و الثانیة فی البقرة: 247.
4) فی المصدر: عن أحمد بن القاسم.
5) کنز جامع الفوائد: 244.
6) فی المصدر: معنعنا عن أبی عبد اللّه علیه السلام.
7) تفسیر فرات: 81.
8) فی نسخة: (الکفّار) و فی المصدر: الفتنة الکفّار، قال.
قِیلَ یَا أَبَا جَعْفَرٍ حَدِّثْنِی فِیمَنْ نَزَلَتْ قَالَ نَزَلَتْ فِی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ جَرَی مِثْلُهَا مِنَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فِی الْأَوْصِیَاءِ فِی طَاعَتِهِمْ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: فزاری سند را به امام میرساند که گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» - . نور / 63 - {پس کسانی که از فرمان او تمرد میکنند، بترسند که مبادا بلایی بدیشان رسد یا به عذابی دردناک گرفتار شوند} پرسیده شد. فرمود: «فتنه»، کفر است. گفته شد: ای ابو جعفر! به من بفرما این آیه درباره چه کسی نازل شده؟ فرمود: درباره رسول خدا و مثل همین، درباره پیامبر جاری شد در اطاعت کردن از اوصیا. - . تفسیر فرات: 105 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ وَ سَلِّمُوا لِلْإِمَامِ تَسْلِیماً أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ رِضًا لَهُ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْخِلَافِ (2)فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِیتاً (3)وَ فِی هَذِهِ الْآیَةِ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ (4)فِی أَمْرِ الْوَلَایَةِ وَ یُسَلِّمُوا لِلَّهِ الطَّاعَةَ تَسْلِیماً (5).
**[ترجمه]روضه کافی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» فرمود: و تسلیم امام شدند، «أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ»، برای رضای امام، «ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ» اهل خلاف، «فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِیتاً» - . نساء / 66 - {و اگر بر آنان مقرر میکردیم که تن به کشتن دهید یا از خانههای خود به در آیید، جز اندکی از ایشان آن را به کار نمیبستند و اگر آنان آنچه را بدان پند داده میشوند به کار میبستند قطعا برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود.} و در همین آیه است: «ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ» در امر ولایت، «وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» - . نساء / 65 - {سپس از حکمی که کردهای در دلهایشان احساس ناراحتی [و تردید] نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند} و تسلیم فرمان خدا میشوند. - . روضه کافی: 184 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ قَالَ: تَلَا أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ خِفْتُمْ تَنَازُعاً فِی الْأَمْرِ فَأَرْجِعُوهُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (6)ثُمَّ قَالَ کَیْفَ یَأْمُرُ بِطَاعَتِهِمْ وَ یُرَخِّصُ فِی مُنَازَعَتِهِمْ إِنَّمَا قَالَ ذَلِکَ لِلْمَأْمُورِینَ الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ (7).
**[ترجمه]روضه کافی: برید گفت: امام باقر علیه السّلام «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فإن خفتم تنازعا فی الأمر فارجعوه إلی اللهِ و إلی الرَّسولِ و إلی أولی الأمر منکم» - . قبلا اشاره کردیم که راوی گمان کرد که امام علیه السّلام میخواهد بگوید که نزول آیه این گونه است، با اینکه امام علیه السّلام میخواهد آن را تفسیر کند و معنایش را توضیح دهد. -
را تلاوت فرمود. سپس فرمود: چگونه به اطاعت از ایشان امر میکند و در نزاع در ایشان رخصت میدهد؟ این را برای امر شدگانی گفته است که به آنها گفته شده: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ». - . روضه کافی: 184 - 185 -
**[ترجمه]
کا، الکافی فس، تفسیر القمی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ رَفَعَهُ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّةِ کَمَا آذَوْا مُوسی فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا (8).
1) تفسیر فرات: 105.
2) تفسیر للضمیر فی قوله تعالی: وَ لَوْ أَنَّهُمْ*.
3) النساء: 65 و 66.
4) النساء: 65 و 66.
5) روضة الکافی: 184.
6) اشرنا قبلا ان الراوی وهم و ظن انه علیه السلام یرید أن نزولها کذلک، مع انه یرید ان یفسرها و یوضح معناها.
7) روضة الکافی: 184 و 185.
8) أصول الکافی 1: 414، تفسیر القمّیّ: 535 الفاظ الحدیث فی الکافی هکذا:رفعه الیهم فی قول الله عزوجل : « وما کان لکم ان تؤذوا رسول الله » فی علی والائمة « کالذین آذوا موسی فبرأ الله مما قالوا ».
**[ترجمه]اصول کافی و تفسیر علی بن ابراهیم قمی: محمّد بن مروان روایت به ایشان میرساند که فرمودند: ای کسانی که ایمان آوردید! پیامبر را درباره علی و ائمه نیازارید، همان طور که موسی را آزردند، پس خدا او تبرئه کرد از آنچه که گفتند. - . اصول کافی 1 : 414 ، تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 535 ، الفاظ روایت در اصول کافی این گونه است: سند را به ایشان رساند درباره آیه «وَ مَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» درباره علی و ائمه، «کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسَی فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا.» -
**[ترجمه]
ضمیر إلیهم راجع إلی الأئمة علیهم السلام و کأنه نقل الآیة بالمعنی لأنه قال تعالی فی سورة الأحزاب وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً (1)و قال بعد آیات أخر یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسی فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا (2)فجمع علیه السلام بین الآیتین و أفاد مضمونهما و إن أمکن أن یکون فی مصحفهم علیهم السلام هکذا (3)و یمکن أن یکون إیذاء موسی علیه السلام أیضا فی وصیّه هارون و ذکر المفسرون وجوها أسلفناها فی کتاب النبوة.
**[ترجمه]ضمیر «إلیهم» برمیگردد به ائمه علیهم السّلام. و گویا آیه را نقل به معنی کرده، زیرا خداوند در سوره احزاب فرموده است: «ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» - . احزاب / 53 -
{و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید و مطلقا [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به نکاح خود درآورید.} و بعد از آیات دیگری فرموده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسی فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا» - . احزاب / 69 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید، مانند کسانی مباشید که موسی را [با اتهام خود] آزار دادند و خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت.} امام بین دو آیه جمع کرده و مضمون هر دو را فرمود، گرچه ممکن است در مصحف ائمه چنین باشد و ممکن است ایذای موسی نیز در مورد وصی او هارون باشد و مفسران وجوه دیگری را ذکر کردهاند که در «کتاب نبوت» آن را گذراندیم.
**[ترجمه]
کا، الکافی فس، تفسیر القمی الْحُسَیْنُ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام وَ الْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً هَکَذَا (4)نَزَلَتْ (5).
**[ترجمه]اصول کافی و تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» فرمود: درباره ولایت علی علیه السّلام و امامان پس از او است. «فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً» این گونه نازل شده است. - . اصول کافی 1 : 414 ، تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 535 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ وَ سَلِّمُوا لِلْإِمَامِ تَسْلِیماً أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ رِضًا لَهُ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْخِلَافِ فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ یَعْنِی فِی عَلِیٍّ علیه السلام (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» فرمود: و تسلیم امام شدند، «أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ» برای رضای امام، «ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ» اهل خلاف، «فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ» یعنی درباره علی علیه السّلام. - . تفسیر عیاشی 1 : 256 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْعَلَوِیِّ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ النَّجَّارِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ الْأَمَانَةِ وَ الصَّبْرِ وَ عَلَیْکُمْ ما حُمِّلْتُمْ مِنَ الْعُهُودِ الَّتِی أَخَذَهَا اللَّهُ عَلَیْکُمْ
1) سورة الأحزاب: 53 و 69.
2) سورة الأحزاب: 53 و 69.
3) قد عرفت ان الفاظ الحدیث فی الکافی تطابق المصحف الشریف، و کانه قدّس سرّه لم یتأمل فی الکافی.
4) أی بهذا المعنی نزلت.
5) أصول الکافی 1: 414، تفسیر القمّیّ: 535.
6) تفسیر العیّاشیّ 1: 256. و الآیة فی سورة النساء: 66، و تقدم الحدیث عن الکافی مع زیادة.
فِی عَلِیٍّ وَ مَا بَیَّنَ لَکُمْ فِی الْقُرْآنِ مِنْ فَرْضِ طَاعَتِهِ فَقَوْلُهُ وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا أَیْ وَ إِنْ تُطِیعُوا عَلِیّاً تَهْتَدُوا وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ هَکَذَا (1)نَزَلَتْ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود نجار از ابوالحسن موسی، از پدرش نقل میکند که درباره آیه «قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ» گفت: از شنیدن و اطاعت و امانت و صبر، «وَ عَلَیْکُم مَّا حُمِّلْتُمْ» از پیمانهایی که خدا گرفته است از شما در مورد علی و آنچه که برای شما در قرآن بیان نموده از وجوب اطاعتش. پس آیه «وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا» یعنی اگر از علی اطاعت کنید، هدایت مییابید. «وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ» - . نور / 54 -
{بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید [بدانید که] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [ماموریتی] نیست} چنین نازل شده است. - . کنز الفوائد: 88 -
**[ترجمه]
مد، العمدة مِنْ مَنَاقِبِ ابْنِ الْمَغَازِلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الْوَاسِطِیِّ عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ الصَّفَّارِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یُوسُفَ عَنْ أَبِی غَسَّانَ عَنْ مَسْعُودِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ نَحْنُ النَّاسُ وَ اللَّهِ (3).
ما، الأمالی للشیخ الطوسی أبو عمرو عن ابن عقدة مثله (4)
**[ترجمه]العمدة: از مناقب ابن مغازلی، از جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» فرمود: به خدا قسم ما «الناس» هستیم. - . العمدة : 185 -
امالی طوسی: ابو عمرو از ابن عقده همین روایت را نقل کرده است. - . امالی طوسی: 171 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ (5)الصَّائِغِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ الْهَمْدَانِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ الْمِشْکَاةُ فَاطِمَةُ علیها السلام فِیها مِصْباحٌ الْحَسَنُ الْمِصْباحُ الْحُسَیْنُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ کَأَنَّ فَاطِمَةَ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا وَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ (6)یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ
1) أی بهذا المعنی نزلت، و لیس المراد انها نزلت بهذه الألفاظ و الشاهد علی ما ذکرنا قوله: و ما بین لکم فی القرآن و قوله بعد الآیة: أی و ان تطیعوا.
2) کنز جامع الفوائد: 88 و الآیة فی سورة النور: 54.
3) العمدة: 185. لم یذکر فیه و لا فی الأمالی کلمة: و اللّه.
4) أمالی ابن الطوسیّ: 171.
5) فی نسخة من المصدر: الحسین.
6) فی النسخة المخطوطة: (کوکب دری بین نساء أهل الدنیا) و فی المصدر: بین نساء أهل الأرض و فی الکنز: (بین نساء أهل الجنة) و لعلّ المصنّف جمع بین الفقرتین أو کان فی نسخته کذلک.
مُبارَکَةٍ یُوقَدُ مِنْ إِبْرَاهِیمَ لا شَرْقِیَّةٍ (1)وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ یَکَادُ الْعِلْمُ یَنْفَجِرُ مِنْهَا (2)وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَهْدِی اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ (3)مَنْ یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (4)أَوْ کَظُلُماتٍ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ یَعْنِی نَعْثَلَ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیْرُ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ مُعَاوِیَةُ (5)وَ فِتَنُ بَنِی أُمَیَّةَ إِذا أَخْرَجَ الْمُؤْمِنُ یَدَهُ فِی ظُلْمَةِ (6)فِتْنَتِهِمْ لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً (7)فَما لَهُ مِنْ نُورٍ فَمَا لَهُ مِنْ إِمَامٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَمْشِی بِنُورِهِ (8)وَ قَالَ فِی قَوْلِهِ نُورُهُمْ یَسْعی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ قَالَ أَئِمَّةُ الْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ نُورُهُمْ یَسْعَی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِمْ حَتَّی یَنْزِلُوا مَنَازِلَهُمْ فِی الْجَنَّةِ (9).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: صالح بن سهل همدانی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ» میفرمود: «مشکات» فاطمه علیها السّلام است، «فِیها مِصْباحٌ» حسن است «الْمِصْباحُ» حسین است، «فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌ» فاطمه زهرا بین زنان دنیا و زنان بهشت، چون ستارهای درخشان بود، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ» افروخته میشود از ابراهیم، «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» نه یهودی است و نه نصرانی، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» نزدیک است که علم از تراوش کند، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» امامی از این خانواده پس از امام دیگر، «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» خداوند هر که را بخواهد با ائمه علیهم السّلام هدایت میکند، «وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» - . نور / 35 - {خدا نور آسمانها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ در شیشهای است، آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود، نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشی نرسیده باشد روشنی بخشد، روشنی بر روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت میکند و این مثلها را خدا برای مردم میزند و خدا به هر چیزی داناست.} «أَوْ کَظُلُماتٍ» یعنی فلانی و فلانی، «فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ» یعنی نعثل، «مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ» طلحه و زبیر است، «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» معاویه و فتنههای بنی امیه است، «إِذا أَخْرَجَ» مؤمن «یَدَهُ» در ظلمت فتنههایشان. «لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ» - . نور / 40 - {یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایی است که در دریایی ژرف است که موجی آن را میپوشاند [و] روی آن موجی [دیگر] است [و] بالای آن ابری است تاریکیهایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است. هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را میبیند و خدا به هر کس نوری نداده باشد، او را هیچ نوری نخواهد بود.} او را امامی نخواهد بود که روز قیامت با نور او راه برود. و درباره آیه «نُورُهُمْ یَسْعی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» - . تحریم / 8 -
{نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است} فرمود: آنها امامهای مؤمنان هستند در روز قیامت که نور آنها از جلو و از سمت راستشان روان است تا وارد منزلهای خود در بهشت شوند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 456 و 458 - 459 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ
1) فی الکنز: زیتونة لا شرقیة.
2) فی نسخة: یکاد علم الأئمّة من ذریتها.
3) فی نسخة: «بالائمة» و فی التفسیر: للائمة من یشاء ان یدخله فی نور ولایتهم مخلصا.
4) و قال تعالی بعد هذه الآیة: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» أی نور اللّه الذی کمشکاة فیها مصباح یکون فی هذه البیوت الذی اذن اللّه ان ترفع اقدارها و تعظم ساکنیها.
5) فی نسخة: (و یزید) و فی الکنز: أَوْ کَظُلُماتٍ الأول و صاحبه فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ الثالث مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ قال: معاویة و فتن بنی أمیّة.
6) فی نسخة: فی ظلم.
7) فی المصدر و الکنز: «له نورا» أی اماما من ولد فاطمة «فما له من نور».
8) فی الکنز، «فما له من نور» امام یوم القیامة یسعی بین یدیه. انتهی الحدیث.
9) تفسیر القمّیّ: 456 و 458 و 459 قوله: و قال فی قوله: نورهم یسعی، فیه: یعنی قوله: یسعی نورهم و فیه: قال: ان المؤمنین و الآیة فی التحریم: 8.
عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُوسَی بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ مِثْلَهُ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبدالله بن قاسم به اسناد خود از صالح بن سهل همین روایت را نقل کرده است. - . کنز الفوائد: 184 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام الْمِصْباحُ الحسین یدل علی أن المصباح المذکور فی الآیة ثانیا المراد به غیر المذکور أولا و لعل فیه إشارة (2)إلی وحدة نوریهما قوله لا یهودیة لأنهم یصلون إلی المغرب و لا نصرانیة لأنهم یصلون إلی المشرق و قیل النعثل الشیخ الأحمق و ذکر الضباع.
**[ترجمه]عبارت «المصباح الحسین» دلالت میکند بر اینکه «مصباح دوم» ذکر شده در آیه، منظور از آن غیر از «مصباح» اول است و شاید در آن اشاره باشد به وحدت نور آن دو. «لا یهودیة» زیرا آنها به سمت مغرب نماز میگزارند و «لا نصرانیة» زیرا آنها به سمت مشرق نماز میگزارند. و منظور از «فلان و فلان» ابوبکر و عمر است، و «نعثل» عثمان است. در النهایه گفته است: دشمنان عثمان به خاطر تشبیه او به مردی از مصر که ریش دراز داشت و اسمش نعثل بود، او را نعثل مینامیدند. و گفته شده «النعثل» یعنی شیخ احمق و کفتار نر.
**[ترجمه]
ید، التوحید مع، معانی الأخبار إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَارُونَ الهیبستی (3)(الْهَیْثَمِیُ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی الثَّلْجِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ الذُّهَلِیِّ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَالَ کَذَلِکَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ قُلْتُ مَثَلُ نُورِهِ قَالَ لِی مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله قُلْتُ کَمِشْکاةٍ قَالَ صَدْرُ مُحَمَّدٍ قُلْتُ فِیها مِصْباحٌ قَالَ فِیهِ نُورُ الْعِلْمِ یَعْنِی النُّبُوَّةَ قُلْتُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ قَالَ عِلْمُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله صَدَرَ إِلَی قَلْبِ عَلِیٍّ علیه السلام قُلْتُ کَأَنَّها قَالَ لِأَیِّ شَیْءٍ تَقْرَأُ کَأَنَّهَا قُلْتُ فَکَیْفَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ کَأَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ قُلْتُ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ قَالَ ذَاکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام لَا یَهُودِیٌّ وَ لَا نَصْرَانِیٌّ قُلْتُ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ قَالَ یَکَادُ الْعِلْمُ یَخْرُجُ مِنْ فَمِ الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مِنْ
1) کنز جامع الفوائد: 184 رواه بهذا الاسناد إلی آخر آیة النور، و اما ما رواه من تأویل آیة: أَوْ کَظُلُماتٍ فرواه فی ص 186 بإسناده عن محمّد بن یعقوب عن علیّ بن محمّد بن إسماعیل بن زیاد عن محمّد بن الحسن شمون عن عبد اللّه بن عبد الرحمن الأصمّ عن عبد اللّه بن القاسم عن صالح بن سهل.
2) فی نسخة: و لعله اشارة.
3) فی نسخة: الهیبتی و فی المخطوطة: الهیثمی.
قَبْلِ أَنْ یُنْطَقَ بِهِ قُلْتُ نُورٌ عَلی نُورٍ قَالَ الْإِمَامُ عَلَی أَثَرِ الْإِمَامِ.
**[ترجمه]توحید، معانی الاخبار: فضیل بن یسار گفت: به حضرت صادق عرض کردم: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» فرمود: خداوند چنین است. گفتم: «مَثَلُ نُورِهِ.» به من فرمود: محمّد است. گفتم: «کَمِشْکاةٍ.» فرمود: سینه محمّد صلی اللَّه علیه و آله. گفتم: «فِیها مِصْباحٌ.» فرمود: در آن نور علم است، یعنی نبوت. گفتم: «الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ.»
فرمود: علم رسول خدا است که وارد به قلب علی علیه السّلام شد. گفتم: «کأنّها.» فرمود: چرا «کأنّها» میخوانی؟ گفتم: پس چگونه بخوانم فدایت شوم؟ فرمود: «کأنّه کَوْکَبٌ دُرِّیٌ.» گفتم: «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ.» فرمود: آن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام است که نه یهودی است و نه نصرانی. گفتم: «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ.» فرمود: نزدیک است علم از دهان عالم آل محمّد خارج شود، قبل از آنکه به او سخن گفته شود. گفتم: «نُورٌ عَلی نُورٍ.» فرمود امامی پس از امام دیگر.
**[ترجمه]
قوله علیه السلام کأنه کوکب أقول لم تنقل تلک القراءة فی الشواذ و لعل تذکیر الضمیر باعتبار الخبر أو بتأویل فی الزجاجة و یحتمل أن لا تکون الزجاجة الثانیة فی قراءتهم فیکون الضمیر راجعا إلی المصباح من قبل أن ینطق به کأنه علی بناء المفعول أی یقرب أن یخرج العلم من فمه قبل أن یصدر وحی بل یعلم بالإلهام کما سیأتی بروایة الکافی أو قبل أن یسأل عنه کما سیأتی بروایة فرات.
**[ترجمه]درباره عبارت امام علیه السّلام «کأنه کوکب» میگویم: این قرائت در قرائات شاذ نقل نشده و شاید مذکر بودن ضمیر، به اعتبار خبر است یا به تأویل در «الزجاجة»، و شاید «الزجاجة» دوم در قرائت ائمه نبوده است، پس ضمیر به «مصباح» برمیگردد. «من قبل أن ینطق به» گویا مجهول است، یعنی نزدیک است که علم از دهان او خارج شود، قبل از اینکه وحی صادر شود، بلکه با الهام میداند، همان طور که به روایت کافی خواهد آمد، یا قبل از اینکه از او پرسیده شود، چنان چه به روایت فرات خواهد آمد.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّهُ کَتَبَ إِلَیْهِ مَثَلُنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ کَمَثَلِ الْمِشْکَاةِ وَ الْمِشْکَاةُ فِی الْقِنْدِیلِ فَنَحْنُ الْمِشْکَاةُ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْبَاحُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ (1)لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا دَعِیَّةٍ وَ لَا مُنْکِرَةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ الْقُرْآنُ نُورٌ عَلی نُورٍ إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ فَالنُّورُ عَلِیٌّ یَهْدِی اللَّهُ لِوَلَایَتِنَا مَنْ أَحَبَّ وَ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَبْعَثَ وَلِیَّنَا مُشْرِقاً وَجْهُهُ نَیِّراً بُرْهَانُهُ (2)ظَاهِرَةً عِنْدَ اللَّهِ حُجَّتُهُ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَجْعَلَ وَلِیَّنَا مَعَ النَّبِیِّینَ (3)وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: پدرم از عبداللَّه بن جندب، از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که در نامهای به او نوشت: «مثل ما در کتاب خدا، مانند مشکات است و مشکات در قندیلی است. ما مشکات هستیم که در آن مصباح است. مصباح محمّد رسول خدا است. «الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ» نه متهم در نسبش است و نه انکار شده، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ» قرآن «نُورٌ عَلی نُورٍ»، امامی پس از امام دیگر «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.» پس «نور» علی است که خدا هر کس را که دوست بدارد، به ولایت ما هدایت میکند. بر خدا است که خداوند دوست ما را با دلیلی روشن، با چهرهای درخشان محشور کند و حجت او در نزد خدا آشکار باشد. بر خدا است که خدا دوست ما را با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان قرار دهد که آنها خوب رفیقانی هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 457 - 458 -
**[ترجمه]
قوله الْمِصْباحُ محمد فی بعض النسخ هکذا الْمِصْباحُ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله فِی زُجاجَةٍ من عنصره الطاهرة قوله علیه السلام لا دعیة الدعی المتهم فی نسبه و لعله إنما عبر عن صحة النسب و وضوحه بقوله لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لأن من کان عندنا من أهل المشرق و المغرب لم یعرف نسبه عندنا أو الشرقیة و
الغربیة کنایتان عن اختلاط النسب أی قد ینتسب إلی هذا و قد ینتسب إلی هذا مع غایة البعد بینهما و قریب منه فی المثل معروف عند العرب و العجم أو یکون الکلام مسوقا علی الاستعارة بأن شبه من صح نسبه فی ترتب آثار الخیر علیه بالشجرة التی لم تکن شرقیة و لا غربیة.
أقول: قد أثبتنا الخبر بتمامه فی باب جوامع المناقب و الفضائل و قد مضی الأخبار فی تأویل تلک الآیة مع شرحها و ما قیل فی تأویل الآیة فی کتاب التوحید.
**[ترجمه]«المصباح محمّد» در بعضی نسخهها این گونه است که مصباح محمد پیامبر خداست در شیشهای از عنصر پاک او. گفته امام علیه السّلام «لا دعیة»، «الدعی» یعنی متهم در نسبش و شاید از صحت نسب و وضوح آن، با عبارت «لا شرقیة و لا غربیة» تعبیر کرده، زیرا کسانی که از اهل مشرق و مغرب نزد ما بودند، نسبشان برای ما شناخته نبود. یا «الشرقیة و الغربیة» دو کنایه از اختلاط نسب است، یعنی گاهی به این نسبت داده میشوند و گاهی به آن، با وجود نهایت بُعد بین آن دو و نزدیک به این تعبیر در مثل است که نزد عرب و عجم معروف است. یا اینکه کلام به صورت استعاره جاری شده است به اینکه کسی که نسب صحیح دارد، در ترتب آثار خیر بر او به درختی تشبیه شده است که نه شرقی بود و نه غربی.
مؤلف: روایت را به صورت کامل در «باب جوامع مناقب و فضایل» ثبت کردیم. و اخبار در تأویل این آیه با شرحش و آنچه که در تأویل آیه در «کتاب التوحید» گفته شده، گذشت.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا (1)فَقَالَ یَا أَبَا خَالِدٍ النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ (2)مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ (3)وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَحْجُبُ اللَّهُ نُورَهُمْ عَمَّنْ یَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَا یُحِبُّنَا عَبْدٌ (4)وَ یَتَوَلَّانَا حَتَّی یُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا یُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّی یُسَلِّمَ لَنَا وَ یَکُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا کَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِیدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ الْأَکْبَرِ (5).
کا، الکافی الحسین بن محمد عن المعلی عن علی بن مرداس عن صفوان و ابن محبوب عن أبی أیوب مثله (6).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو خالد کابلی گفت: از حضرت باقر علیه السّلام راجع به آیه «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» - . تغابن / 8 -
{پس به خدا و پیامبر او و آن نوری که ما فرو فرستادیم ایمان آورید} پرسیدم. فرمود: ابا خالد! به خدا قسم که «نور» ائمه از آل محمّدند تا روز قیامت. آنها به خدا قسم نور خدایند که فرستاده و آنها به خدا قسم نور خدایند در آسمانها و زمین. ابا خالد! به خدا قسم نور امام در دلهای مؤمنان درخشانتر از خورشید تابنده در روز است و سوگند به خدا که آنها دلهای مؤمنان را منور میکنند و خدا نور ایشان را از هر که بخواهد پنهان میکند، پس دلهایشان تاریک میشود. ای ابا خالد! به خدا سوگند که هیچ بندهای به ما محبت نمیورزد و ما را دوست نمیدارد، تا اینکه خدا دلش را پاک میکند و خدا دل بندهای را پاک نمیکند، مگر اینکه تسلیم ما باشد و با ما از در آشتی درآید. پس زمانی که از در آشتی با ما درآمد، خدا او را از شدت گرفتاریهای حساب در امان قرار میدهد و از وحشت بزرگ قیامت ایمن میگرداند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 683 -
اصول کافی: ابن محبوب از ابو ایوب همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 194 -
**[ترجمه]
ل، الخصال الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عُبْدُوسٍ عَنْ هانی (هَانِئِ) بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عِیَاضِ بْنِ
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی رَافِعٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجَنَّةَ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَرْشِهِ ثُمَّ أَخَذَ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ فَغَرَّقَهُ (1)فَأَصَابَنِی ثُلُثُ النُّورِ وَ أَصَابَ فَاطِمَةَ علیها السلام ثُلُثُ النُّورِ وَ أَصَابَ عَلِیّاً علیه السلام وَ أَهْلَ بَیْتِهِ ثُلُثُ النُّورِ فَمَنْ أَصَابَهُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ اهْتَدَی إِلَی وَلَایَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَنْ لَمْ یُصِبْهُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ ضَلَّ عَنْ وَلَایَةِ آلِ مُحَمَّدٍ (2).
**[ترجمه]خصال: ابو ایوب انصاری گفت: پیامبر اکرم فرمود: زمانی که خداوند بهشت را آفرید، از نور عرش خود آفرید. سپس از آن نور مقداری را گرفت پس آن را فغرقه - . در نسخهای «فغرفه» یعنی «پس آن را تکه کرد» است و در مصدر «فقذفه» یعنی «پس آن را پرت کرد» است. - پس به من یک سوم آن نور رسید و به فاطمه علیها السّلام یک سوم آن نور، یک سوم آن نور هم به علی علیه السّلام و اهل بیت او رسید. پس هر کس از آن نور به او رسید، به ولایت آل محمّد هدایت یافته و هر کس از آن نور به او نرسید، منحرف از ولایت آل محمّد شده است. - . خصال 1 : 88 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (3)الصَّائِغِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ نُورُهُمْ یَسْعی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ قَالَ قَالَ أَئِمَّةُ الْمُؤْمِنِینَ نُورُهُمْ (4)یَسْعَی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِمْ حَتَّی یَنْزِلُوا مَنَازِلَ لَهُمْ (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: صالح بن سهل از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره این آیه فرمود: امامهای مؤمنان هستند که نور آنها از جلو و از سمت راستشان روان است تا وارد منزلهای خود شوند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 458 - 459 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ قَالَ جَاهِلًا عَنِ الْحَقِّ وَ الْوَلَایَةِ فَهَدَیْنَاهُ إِلَیْهَا وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قَالَ النُّورُ الْوَلَایَةُ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها یَعْنِی فِی وَلَایَةِ غَیْرِ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (6).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: درباره «أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ» فرمود: یعنی جاهل به حق و ولایت باشد، پس او را به سوی آن هدایت میکنیم. «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ.» فرمود: نور، ولایت است. «کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها»، یعنی در ولایت غیر ائمه علیهم السّلام. «کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» - . انعام / 122 -
{آیا کسی که مرده[دل] بود و زندهاش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود چون کسی است که گویی گرفتار در تاریکیهاست و از آن بیرونآمدنی نیست، این گونه برای کافران آنچه انجام میدادند زینت داده شده است.} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 203 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ یَعْنِی بِرَسُولِ اللَّهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فَأَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ رَسُولِ اللَّهِ عَلَی الْأَنْبِیَاءِ أَنْ یُخْبِرُوا (7)أُمَمَهُمْ وَ یَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرُوهُ بِالْقَوْلِ وَ أَمَرُوا
1) فی نسخة: فغرفه و فی المصدر: فقذفه.
2) الخصال 1: 88 فیه: و من لم یصبه ذلک النور.
3) فی نسخة من المصدر: الحسن.
4) فی المصدر: «ان المؤمنون نورهم یوم القیامة» و فیه تصحیف، و الصحیح: المؤمنین.
5) تفسیر القمّیّ: 458 و 459. و الآیة فی سورة التحریم: 8.
6) تفسیر القمّیّ 203. و الآیة فی الانعام: 122.
7) فی نسخة: أن تعزروا.
أُمَمَهُمْ بِذَلِکَ وَ سَیَرْجِعُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ یَرْجِعُونَ وَ یَنْصُرُونَهُ فِی الدُّنْیَا (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ» یعنی به رسول خدا، «وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ» یعنی امیرالمؤمنین، «أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» - . اعراف / 157 -
{پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند.} پس خداوند درباره رسول خدا از پیامبران پیمان گرفت که به امتهای خود خبر دهند و او را یاری کنند. ایشان نیز او را به گفتار یاری نمودند و به امتهای خود این دستور را دادند در آینده پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله برمیگردد، آنها نیز برخواهند گشت و او را در دنیا یاری میکنند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 225 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ قَالَ النُّورُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (2).
**[ترجمه]اصول کافی: علی بن ابراهیم به اسناد خود از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ» فرمود: «نور» در اینجا امیرالمؤمنین و ائمه هستند. - . اصول کافی 1: 194 -
**[ترجمه]
ختص، الإختصاص یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْمُنَخَّلِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ فَهُوَ مُحَمَّدٌ فِیها مِصْباحٌ وَ هُوَ الْعِلْمُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ فَزَعَمَ أَنَّ الزَّجَاجَةَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ عِلْمَ نَبِیِّ اللَّهِ عِنْدَهُ (3).
**[ترجمه]اختصاص و بصائر الدرجات: جابر از امام باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ» فرمود: او محمّد است، «فِیها مِصْباحٌ» و او علم است، «الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ.» پس معتقد بود که «الزجاجة» امیرالمؤمنین علیه السّلام است و علم پیامبر نزد او است. - . اختصاص: 278، بصائر الدرجات: 84 - 85 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: قَصَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قِصَّةَ الْفَرِیقَیْنِ جَمِیعاً فِی الْمِیثَاقِ حَتَّی بَلَغَ الِاسْتِثْنَاءُ مِنَ اللَّهِ فِی الْفَرِیقَیْنِ فَقَالَ إِنَّ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ لَهُ فِیهِمَا الْمَشِیَّةُ فِی تَحْوِیلِ مَا شَاءَ فِیمَا قَدَّرَ فِیهَا حَالٍ عَنْ حَالٍ وَ الْمَشِیَّةُ فِیمَا خَلَقَ لَهُمَا مِنْ خَلْقِهِ فِی مُنْتَهَی مَا قَسَمَ لَهُمْ مِنَ الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ قَالَ فِی کِتَابِهِ اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ فَالنُّورُ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ الظُّلُمَاتُ عَدُوُّهُمْ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مسعدة بن صدقه گفت: حضرت صادق علیه السّلام داستان کل دو فرقه را در میثاق نقل کرد تا از سوی خداوند در هر دو فرقه استثناء رسید. پس فرمود خیر و شر دو مخلوق خدایند که برای او در آن دو، مشیتی است در تغییر هر کدام برای کسی مقدر شده حتی آخرین قسمتی که برای آنها قرار داده شده است از خیر و شر و مشیت در آنچه که برای آن دو خلق کرده از خلقش در نهایت خیر و شری است که برای آنها تقسیم نموده است و آن این است که خدا در کتابش فرموده: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ» - . بقره / 257 - {خداوند سرور کسانی است که ایمان آوردهاند آنان را از تاریکیها به سوی روشنایی به در میبرد، و[لی] کسانی که کفر ورزیدهاند سرورانشان [همان عصیانگران] طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکیها به در میبرند} پس «نور»، آل محمّدند و «ظلمات» دشمن ایشان. - . تفسیر عیاشی 1 : 138 - 139 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ: أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قَالَ الْمَیْتُ الَّذِی لَا یَعْرِفُ هَذَا الشَّأْنَ قَالَ أَ تَدْرِی مَا یَعْنِی مَیْتاً قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا قَالَ الْمَیْتُ الَّذِی لَا یَعْرِفُ شَیْئاً فَأَحْیَیْنَاهُ بِهَذَا الْأَمْرِ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قَالَ إِمَاماً یَأْتَمُّ بِهِ قَالَ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها قَالَ کَمَثَلِ هَذَا الْخَلْقِ الَّذِینَ
لَا یَعْرِفُ الْإِمَامَ (1).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: برید عجلی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ» میتی است که عارف به این مقام نیست. فرمود: میدانی منظور از «مَیْتاً» چیست؟ گفتم: فدایت شوم! خیر. فرمود: مردهای که چیزی نمیداند، او را با شناخت این امر زنده میکنیم. «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ.» فرمود: امامی که از او پیروی میکند. فرمود: «کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها»، مانند این خلقی که امام را نمیشناسند. - . تفسیر عیاشی 1 : 375 - 376 -
**[ترجمه]
کشف، کشف الغمة مِنْ دَلَائِلِ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدٍ الرَّقَاشِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْمِشْکَاةِ فَرَجَعَ الْجَوَابُ الْمِشْکَاةُ قَلْبُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله.
**[ترجمه]کشف الغمة: محمد رقاشی گفت: به ابو محمد نوشتم و درباره «مشکات» از او پرسیدم. جواب داد: «مشکات» قلب محمّد است.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رَوَی الْحَسَنُ بْنُ أَبِی الْحَسَنِ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلُهُ تَعَالَی قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً قَالَ الْبُرْهَانُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ النُّورُ الْمُبِینُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبداللَّه بن سلیمان گفت: به حضرت صادق علیه السّلام گفتم: آیه «قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً». - . نساء / 174 - {در حقیقت برای شما از جانب پروردگارتان برهانی آمده است و ما به سوی شما نوری تابناک فرو فرستادهایم.} فرمود: «برهان»، رسول خدا است و «نور مبین» علی بن ابی طالب علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 71 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحَسَنِیِّ عَنْ إِدْرِیسَ بْنِ زِیَادٍ الْخَیَّاطِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخُرَاسَانِیِّ (3)عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ أَبِی حَبِیبٍ النَّاجِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهم السلام أَنَّهُ قَالَ: مَثَلُنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ کَمَثَلِ مِشْکَاةٍ فَنَحْنُ الْمِشْکَاةُ وَ الْمِشْکَاةُ الْکُوَّةُ فِیها مِصْباحٌ وَ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ وَ الزُّجَاجَةُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله کَأَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ الْقُرْآنُ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَهْدِی لِوَلَایَتِنَا مَنْ أَحَبَّ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: یزید بن ابراهیم پدر حبیب ناجی از حضرت صادق، از پدرش، از علی بن الحسین علیهم السّلام نقل کرد که فرمود: مثل ما در کتاب خدا، مثل مشکات است. پس ما مشکاتیم و مشکات دریچهای است که مصباح در آن است. و «الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ» و «زجاجه» محمد است. «کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ.» فرمود: علی است. «زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» قرآن، «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ»، هر کس را که دوست بدارد به ولایت ما هدایت میکند. - . کنز الفوائد: 183 - 384 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْکُوفِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ قَالَ الْعِلْمُ (5)فِی صَدْرِ رَسُولِ اللَّهِ فِی زُجاجَةٍ قَالَ الزُّجَاجَةُ صَدْرُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (6)کَأَنَّها کَوْکَبٌ
1) تفسیر العیّاشیّ 1: 375 و 376 فیه: (الذین لا یعرفون الامام) و الآیة فی سورة الأنعام: 122.
2) کنز جامع الفوائد: 71. و الآیة فی سورة النساء: 174.
3) فی المصدر: عن أبی عبد اللّه أحمد بن عبد اللّه الخراسانیّ.
4) کنز جامع الفوائد: 183 و 384.
5) فی المصدر: المشکاة: العلم.
6) فی المصدر: قال: الزجاجة صدر النبیّ صلّی اللّه علیه و آله، و من صدر النبیّ صلّی اللّه علیه و آله الی صدر علیّ علیه السلام، علمه النبیّ.
دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ قَالَ نُورُ الْعِلْمِ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ قَالَ مِنْ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ الرَّحْمَنِ إِلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ قَالَ یَکَادُ الْعَالِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله یَتَکَلَّمُ بِالْعِلْمِ قَبْلَ أَنْ یُسْأَلَ عَنْهُ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: فرات بن ابراهیم کوفی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ» فرمود علم در سینه رسول خدا است «فِی زُجَاجَةٍ» فرمود: زجاجه سینه علی بن ابی طالب است. «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ» فرمود: «نور» علم است. «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» فرمود: از ابراهیم خلیل الرحمن به محمد رسول خدا، به علی بن ابی طالب. «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» نه یهودی است و نه نصرانی. «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» فرمود: نزدیک است عالم از آل محمّد به علم سخن گوید، قبل از اینکه از او سؤال شود. - . تفسیر فرات: 102 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْحَسَنُ الْمِصْباحُ الْحُسَیْنُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ فَاطِمَةُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ مِنْ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ یُوقَدُ (2)مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَعْنِی لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ یَکَادُ الْعِلْمُ یَنْبُعُ مِنْهَا (3).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جعفر بن محمد فزاری از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره این آیه فرمود: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ» حسن است، «المِصْباحٌ» حسین است، «فِی زُجَاجَةٍ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ» فاطمه ستاره درخشانی است از زنان عالم، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ» ابراهیم خلیل است، «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» یعنی نه یهودی است و نه نصرانی، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» نزدیک است علم از آن بجوشد. - . تفسیر فرات: 102 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ جَابِرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام بَلَغَنَا وَ اللَّهُ أَعْلَمُ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ فَهُوَ (4)مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله کَمِشْکاةٍ الْمِشْکَاةُ هُوَ صَدْرُ نَبِیِّ اللَّهِ فِیها مِصْباحٌ وَ هُوَ الْعِلْمُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ فَزَعَمَ أَنَّ الزُّجَاجَةَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ عِلْمَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عِنْدَهُ وَ أَمَّا قَوْلُهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ قَالَ لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ قَالَ یَکَادُ ذَلِکَ الْعِلْمُ أَنْ (5)یَتَکَلَّمَ فِیکَ قَبْلَ أَنْ یَنْطِقَ بِهِ الرَّجُلُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ وَ زَعَمَ أَنَّ قَوْلَهُ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ قَالَ هِیَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام مِنْهَا (6).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جابر گفت: امام باقر علیه السّلام فرمود: به ما رسیده - و الله أعلم - که آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ» پس آن نور محمد است، «کَمِشْکاةٍ» «مشکات» سینه پیامبر خداست، «فِیها مِصْباحٌ» و آن علم است، «المِصْباحٌفِی زُجَاجَةٍ» معتقد بود که زجاجه امیرالمؤمنین است و علم رسول خدا نزد اوست. و اما آیه «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» فرمود: نه یهودی است و نه نصرانی، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» نزدیک است که آن علم - . در نسخه خطی «یکاد ذلک العالم» آمده است. -
درباره تو سخن بگوید، قبل از اینکه آن مرد به آن سخن بگوید. «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» و معتقد بود که آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» - . نور / 36 - {در خانههایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود} آن خانههای پیامبران است و خانه علی بن ابی طالب علیه السّلام از آن خانهها است. - . تفسیر فرات: 102 - 103 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ
قَالَ: أَخْرَجَ إِلَیْنَا صَحِیفَةً فَذَکَرَ أَنَّ أَبَاهُ کَتَبَ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی قَدْ کَبِرْتُ وَ ضَعُفْتُ وَ عَجَزْتُ عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا کُنْتُ أَقْوَی عَلَیْهِ فَأُحِبُّ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنْ تُعَلِّمَنِی کَلَاماً یُقَرِّبُنِی بِرَبِّی وَ یَزِیدُنِی فَهْماً وَ عِلْماً فَکَتَبَ إِلَیْهِ قَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکَ بِکِتَابٍ فَاقْرَأْهُ وَ تَفَهَّمْهُ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً لِمَنْ أَرَادَ اللَّهُ شِفَاهُ وَ هُدًی لِمَنْ أَرَادَ اللَّهُ هُدَاهُ فَأَکْثِرْ مِنْ ذِکْرِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ اقْرَأْهَا عَلَی صَفْوَانَ وَ آدَمَ قَالَ أَبُو الطَّاهِرِ آدَمُ کَانَ رجل (رَجُلًا) مِنْ أَصْحَابِ صَفْوَانَ.
قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام إِنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله کَانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَلَمَّا انقبض (1)(أَنْ قَبَضَ) مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله کُنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ أُمَنَاءَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَایَا وَ الْمَنَایَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَیْنَاهُ بِحَقِیقَةِ الْإِیمَانِ وَ بِحَقِیقَةِ النِّفَاقِ وَ إِنَّ شِیعَتَنَا لَمَکْتُوبُونَ مَعْرُوفُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اللَّهُ الْمِیثَاقَ عَلَیْنَا وَ عَلَیْهِمْ یَرِدُونَ مَوَارِدَنَا وَ یَدْخُلُونَ مَدَاخِلَنَا لَیْسَ عَلَی مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ غَیْرُنَا وَ غَیْرُهُمْ إِنَّا یَوْمَ الْقِیَامَةِ آخِذُونَ بِحُجْزَةِ نَبِیِّنَا وَ نَبِیُّنَا آخِذٌ بِحُجْزَةِ رَبِّهِ وَ إِنَّ الْحُجْزَةَ النُّورُ وَ شِیعَتُنَا آخِذُونَ بِحُجَزِنَا (2)مَنْ فَارَقَنَا هَلَکَ وَ مَنْ تَبِعَنَا نَجَا وَ الْجَاحِدُ لِوَلَایَتِنَا کَافِرٌ وَ مُتَّبِعُنَا (3)وَ تَابِعُ أَوْلِیَائِنَا مُؤْمِنٌ لَا یُحِبُّنَا کَافِرٌ وَ لَا یُبْغِضُنَا مُؤْمِنٌ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ مُحِبُّنَا کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یَبْعَثَهُ مَعَنَا نَحْنُ نُورٌ لِمَنْ تَبِعَنَا وَ نُورٌ لِمَنِ اقْتَدَی بِنَا (4)مَنْ رَغِبَ عَنَّا لَیْسَ مِنَّا وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ مَعَنَا فَلَیْسَ مِنَ الْإِسْلَامِ فِی شَیْءٍ (5)بِنَا فَتَحَ اللَّهُ الدِّینَ وَ بِنَا یَخْتِمُهُ وَ بِنَا أَطْعَمَکُمُ اللَّهُ
عُشْبَ الْأَرْضِ وَ بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ وَ بِنَا آمَنَکُمُ اللَّهُ مِنَ الْغَرَقِ فِی بَحْرِکُمْ وَ مِنَ الْخَسْفِ فِی بَرِّکُمْ وَ بِنَا نَفَعَکُمُ اللَّهُ فِی حَیَاتِکُمْ وَ فِی قُبُورِکُمْ وَ فِی مَحْشَرِکُمْ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِیزَانِ وَ عِنْدَ دُخُولِکُمُ الْجِنَانَ إِنَّ مَثَلَنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ کَمَثَلِ الْمِشْکَاةِ وَ الْمِشْکَاةُ فِی الْقِنْدِیلِ فَنَحْنُ الْمِشْکَاةُ فِیهَا مِصْبَاحٌ وَ الْمِصْبَاحُ هُوَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ نَحْنُ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ تُوقَدُ (1)مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا مُنْکَرَةٍ وَ لَا دَعِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها نُورٌ یُضِیءُ (2)وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ الْفُرْقَانُ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ لِوَلَایَتِنَا وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ بِأَنْ یَهْدِی مَنْ أَحَبَّ لِوَلَایَتِنَا حَقّاً (3)عَلَی اللَّهِ أَنْ یَبْعَثَ وَلِیَّنَا مُشْرِقاً وَجْهُهُ نَیِّراً بُرْهَانُهُ عَظِیماً عِنْدَ اللَّهِ حُجَّتُهُ وَ یَجِیءُ عَدُوُّنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مُدْحَضَةً عِنْدَ اللَّهِ حُجَّتُهُ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَجْعَلَ وَلِیَّنَا رَفِیقَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً وَ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَجْعَلَ عَدُوَّنَا رَفِیقاً لِلشَّیَاطِینِ وَ الْکَافِرِینَ وَ بِئْسَ أُولَئِکَ رَفِیقاً لِشَهِیدِنَا فَضْلٌ عَلَی الشُّهَدَاءِ غَیْرِنَا بِعَشْرِ دَرَجَاتٍ وَ لِشَهِیدِ شِیعَتِنَا عَلَی شَهِیدِ غَیْرِنَا سَبْعُ دَرَجَاتٍ فَنَحْنُ النُّجَبَاءُ وَ نَحْنُ أَفْرَاطُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نَحْنُ أَبْنَاءُ الْأَوْصِیَاءِ (4)وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِاللَّهِ وَ نَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ فِی کِتَابِ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِدِینِ اللَّهِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا فَقَالَ اللَّهُ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی فَقَدْ عَلَّمَنَا وَ بَلَّغَنَا مَا عَلِمْنَا وَ اسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ وَ نَحْنُ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نَحْنُ ذُرِّیَّةُ أُولِی الْعِلْمِ (5)أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یَا آلَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ وَ کُونُوا عَلَی جَمَاعَتِکُمْ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَنْ أَشْرَکَ بِوَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ یَا مُحَمَّدُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ
مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ مَنْ یُجِیبُکَ إِلَی وَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: حسین بن عبداللَّه بن جندب گفت: نامهای برای ما خارج کرد و گفت: پدرش برای ابوالحسن علیه السّلام نوشت: «فدایت شوم! من پیر و ضعیف شدهام و از انجام بسیاری از کارهایی که قبلا بر آنها قدرت داشتم، عاجز شدم. پس فدایت شوم! دوست دارم مرا کلامی بیاموزی که مرا به پروردگارم نزدیک کند و فهم و علم مرا بیفزاید.» پس به او نوشت: «برایت نامهای فرستادم، بخوان آن را درک میکنی. همانا در آن نامه شفا است برای کسی که خدا بخواهد او را شفا بخشد و هدایت است برای کسی که خدا هدایت او را خواسته باشد. زیاد ذکر «بسم اللَّه الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا باللَّه العلیّ العظیم» را بگو و آن را برای صفوان و آدم هم بخوان.» ابو طاهر گفت: آدم یکی از دوستان صفوان بود. علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: محمّد صلی اللَّه علیه و آله امین خدا در زمینش بود. زمانی که محمد را قبض کرد، ما اهل بیت او امنای خدا در زمینش بودیم. در نزد ما علم بلاها و مرگها و انساب عرب و زادگاه اسلام است و ما هر کسی که را ببینیم، میشناسیم به حقیقت ایمان و نفاق، و شیعیان ما نوشته شدهاند و شناخته شدهاند به نامهای خودشان و نامهای پدرانشان. خداوند بر ما و بر آنها پیمان گرفت قدم در جایی که ما میگذاریم، بگذارند و داخل شوند در محل داخل شدن ما. بر ملت ابراهیم خلیل الله کسی جز ما و آنها نیست. ما در روز قیامت چنگ به دامن پیامبرمان میزنیم و پیامبر ما چنگ به حجزه پروردگارش میزند - و حجزه همان نور است - و شیعیان ما چنگ به نور ما میزنند. هر که از ما جدا شد، هلاک شده و هر که پیرو ما شد، نجات یافته است. منکر ولایت ما کافر است و پیرو ما و پیرو دوستان ما
مؤمن. هیچ کافری به ما محبت نمیورزد و مؤمنی ما را دشمن نمیدارد. کسی که با محبت ما بمیرد، بر خدا لازم است او را با ما محشور کند. ما نوریم برای کسی که از ما پیروی کند و نوریم برای کسی که به ما اقتدا نماید. هر کس از ما کنارهگیری کرد، از ما نیست و هر که با ما نبود، از اسلام بهرهای نبرده است. خدا به ما دین را شروع کرد و به ما ختم میکند. به سبب ما خدا از روییدنیهای زمین شما را اطعام کرده و به واسطه ما باران آسمان را بر شما نازل کرد. و به واسطه ما خدا شما را از غرق شدن در دریایتان و فرو رفتن در زمینتان در امان قرار داد. و خداوند به واسطه ما شما را در زندگیتان و در قبرهایتان و در محشرتان و هنگام صراط و میزان و موقع داخل شدنتان در بهشت سود بخشید. همانا مثل ما در کتاب خدا، مثل مشکات است و مشکات در قندیل است. پس ما مشکات هستیم که در آن مصباح است و مصباح محمّد صلی اللَّه علیه و آله است، «الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ» ما زجاجه هستیم، «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» نه انکار شده و نه متهم در نسبش، «یَکادُ زَیْتُها» نور، «یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ» قرآن، «عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» به ولایت ما، «وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» به اینکه هر کس را که دوست دارد، هدایت به ولایت ما نماید. لازم است بر خدا که دوست ما را با چهرهای درخشان و برهانی فروزان که حجتش نزد خدا بزرگ است، محشور نماید و دشمن ما روز قیامت با چهرهای سیاه میآید که حجتش نزد خدا باطل است. لازم است خداوند دوست ما را رفیق پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان قرار دهد و آنها خوب رفیقانی هستند. و لازم است بر خدا که دشمن ما را رفیق شیاطین و کافران گرداند و آنها بد رفیقانی هستند. شهید ما به ده امتیاز از شهدای غیر ما برتر است و شهید شیعه ما با هفت امتیاز بر شهید غیر ما برتری دارد ما نجبا و افراط انبیا و فرزندان اوصیا هستیم و ما شایستهترین مردم نسبت به خدا هستیم. و ما شخصیتهای ممتاز در کتاب خدا هستیم و ما از همه مردم به دین خدا سزاوارتریم. و ما کسانی هستیم که خداوند شریعت را برای ما تشریع نموده است. خدا فرمود: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ» ای محمّد! «وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی» پس دانستیم و ابلاغ کردیم آنچه را که دانستیم. و علم انبیاء را نزد ما به ودیعه گذاشت و ما وارثان پیامبران و ذریه صاحبان علم هستیم.
«أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ» ای آل محمّد! «وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ» متحد باشید، «کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ» کسی که به ولایت علی بن ابی طالب را شرک ورزید، «ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ» از ولایت علی، همانا «اللَّهُ» ای محمد! «یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ» - . شوری / 13 - {از [احکام] دین آنچه را که به نوح درباره آن سفارش کرد برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقهاندازی مکنید، بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوی آن فرا میخوانی گران میآید. خدا هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را که از در توبه درآید به سوی خود راه مینماید} کسی را که دعوت تو را راجع به ولایت علی بن ابی طالب بپذیرد. - . تفسیر فرات: 103 - 104 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: کَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جُنْدَبٍ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ فِیَّ ضَعْفاً فَقَوِّنِی قَالَ فَأَمَرَ عَلِیٌّ الْحَسَنَ علیهما السلام ابْنَهُ أَنِ اکْتُبْ إِلَیْهِ کِتَاباً قَالَ فَکَتَبَ الْحَسَنُ علیه السلام أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله کَانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَلَمَّا أَنْ قَبَضَ (2)مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله کُنَّا أَهْلَ بَیْتِهِ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ سَاقَ الْحَدِیثَ مِثْلَ مَا مَرَّ إِلَّا أَنَّ فِیهِ تُوقَدُ (3)مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ مَعْرُوفَةٍ لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: اصبغ بن نباته گفت: عبدالله بن جندب به علی بن ابی طالب علیه السّلام نوشت: «فدایت شوم! در من ضعفی است، پس مرا قوی کن.» گفت: علی علیه السّلام فرزندش حسن را امر کرد که نوشتهای برایش بنویس. گفت: پس حسن علیه السّلام نوشت: «محمّد امین خدا در زمینش بود. وقتی محمّد را قبض کرد، ما اهل بیت او بودیم. پس ما امنای خدا در زمینش هستیم...» و روایت را مثل آنچه که گذشت آورد، جز اینکه در آن بود: «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ» علی بن ابی طالب است، «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» شناخته شده است نه یهودی است و نه نصرانی. - . تفسیر فرات: 105 - 106 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو خَالِدٍ الْکَابُلِیُّ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا (5)یَا أَبَا خَالِدٍ النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله قَوْلُهُ أَتْمِمْ لَنا نُورَنا (6)أَلْحِقْ بِنَا شِیعَتَنَا.
الصَّادِقُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ (7)قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقْسِمُ النُّورَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ وَ یَقْسِمُ لِلْمُنَافِقِ فَیَکُونُ فِی إِبْهَامِ رِجْلِهِ الْیُسْرَی فَیُطْفَأُ نُورُهُ الْخَبَرَ ثُمَّ قَرَأَ الصَّادِقُ علیه السلام فَیُنَادُونَ (8)مِنْ وَرَاءِ السُّورِ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلی (9).
1) تفسیر فرات: 103 و 104.
2) فی المصدر: قبض محمد.
3) هکذا فی الکتاب و الصحیح: یوقد.
4) تفسیر فرات: 105 و 106.
5) التغابن: 8.
6) التحریم: 8.
7) الحدید: 13.
8) ذکر علیه السلام معنی الآیة، فوهم الراوی و قال: قرأ، و أمّا الآیة فهی سورة الحدید 14 هکذا، ینادونهم أ لم نکن معکم قالوا بلی.
9) مناقب آل أبی طالب 2: 278.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابو خالد کابلی از حضرت باقر علیه السّلام در مورد آیه «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» نقل کرد که فرمود: ای ابا خالد! به خدا قسم «نور» ائمه از آل محمّدند. این آیه که میفرماید: «أَتْمِمْ لَنا نُورَنا» - . تحریم / 8 - {پروردگارا نور ما را برای ما کامل گردان} یعنی شیعیان ما را به ما ملحق نما. حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ» - . حدید / 13 - {ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندکی] برگیریم} فرمود: خداوند روز قیامت نور را به مقدار اعمال مردم تقسیم میکند و برای منافق تقسیم میکند. پس در انگشت ابهام پای چپ او میباشد، نور او را خاموش میکنند... تا آخر خبر. بعد حضرت صادق علیه السّلام این آیه را قرائت نمود: «فَیُنادونَ» از پشت دیوارها «أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلی» - . حدید / 14 - {آیا ما با شما نبودیم میگویند چرا.} - . مناقب ابن شهر آشوب 2 : 278 -
**[ترجمه]
یف، الطرائف ابْنُ الْمَغَازِلِیِّ الشَّافِعِیُّ بِإِسْنَادِهِ إِلَی الْحَسَنِ (1)قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ قَالَ الْمِشْکَاةُ فَاطِمَةُ علیها السلام وَ الْمِصْباحُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ کَانَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام کَوْکَباً دُرِّیّاً مِنْ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (2)یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ الشَّجَرَةُ الْمُبَارَکَةُ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا یَهُودِیَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ قَالَ یَکَادُ الْعِلْمُ أَنْ یُنْطَقَ مِنْهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ قَالَ ابْنُهَا (3)إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ قَالَ یَهْدِی لِوَلَایَتِهِمْ مَنْ یَشَاءُ (4).
أقول: رواه العلامة قدس الله روحه فی کشف الحق عن الحسن البصری (5)
**[ترجمه]طرائف: ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از حسن بصری نقل میکند که گفت: از او درباره آیه: «کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ» پرسیدم. گفت: «مشکات» فاطمه و «مصباح» حسن و حسین است و «الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌ» فاطمه علیها السّلام ستارهای درخشان بود در میان زنان عالم، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ» شجره مبارکه ابراهیم علیه السّلام است، «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» نه یهودی است و نه نصرانی، «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ» گفت نزدیک است علم از آن، بیان شود، «وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ» گفت منظور پسر او است امامی پس از امام دیگر، «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ» گفت هر که را بخواهد به ولایت آنها هدایت میکند. - . طرائف: 33 -
مؤلف: علامه قدس الله روحه در «کشف الحق» از حسن بصری همین روایت را نقل کرده است. - . احقاق الحق 3 : 458 - 459 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ بِطْرِیقٍ مِنْ مَنَاقِبِ ابْنِ الْمَغَازِلِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَوْذَبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ الْبَغْدَادِیِّ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلْتُ الْحَسَنَ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ ثُمَّ ذَکَرَ نَحْوَهُ (6).
**[ترجمه]ابن بطریق از مناقب ابن مغازلی، از موسی بن قاسم، از علی بن جعفر نقل کرد که گفت: از حسن علیه السّلام درباره آیه «کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ» پرسیدم. سپس مانند آن را ذکر کرد. - . العمدة : 186 -
**[ترجمه]
لا یبعد أن یکون أبا الحسن فأسقط و کون موسی بن القاسم و علی بن جعفر غیر المعروفین و الحسن البصری کما یظهر من کشف الحق لا یخلو من بعد و یؤیده أن
فی العمدة و کشف الحق یهدی الله لولایتنا من یشاء
**[ترجمه]بعید نیست که ابوالحسن باشد که ساقط شده است و اینکه موسی بن قاسم و علی بن جعفر معروف نباشند، و حسن بصری همان طور که از کشف الحق آشکار میشود، خالی از بُعد نیست و تأیید آن را که در العمدة و کشف الحق «یهدی الله لولایتنا من یشاء» آمده است.
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم أَبُو الْقَاسِمِ الْحَسَنِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله هُوَ نُورٌ أَمَامَ الْمُؤْمِنِینَ (7)یَسْعَی بَیْنَ أَیْدِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِذَا
أَذِنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ یَأْتِیَ مَنْزِلَهُ فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ هُمْ یَتَّبِعُونَهُ حَتَّی یَدْخُلُونَ مَعَهُ (1)وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ بِأَیْمانِهِمْ فَأَنْتُمْ تَأْخُذُونَ بِحُجَزِ (2)آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ یَأْخُذُ آلُهُ بِحُجَزِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام وَ یأخذهما (3)(یَأْخُذَانِ) بِحُجَزِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ یَأْخُذُ عَلِیٌّ بِحُجَزِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی یَدْخُلُونَ مَعَهُ (4)فِی جَنَّةِ عَدْنٍ فَذَلِکَ قَوْلُهُ بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (5).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جابر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام راجع به آیه «یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» {مردان و زنان مؤمن را میبینی که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است} پرسیدم. فرمود: رسول خدا فرمود: آن نور امام مؤمنان است که جلوی آنها را در روز قیامت روشن میکند، موقعی که خدا به او اجازه دهد وارد منزل خود در جنات عدن شود و مؤمنان نیز از پی او میروند تا با او داخل شوند. اما این قسمت آیه «وَ بِأَیْمانِهِمْ»، شما به نور آل محمّد چنگ میزنید و آل محمّد به نور حسن و حسین چنگ میزنند و آن دو به نور امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام چنگ میزنند و علی علیه السّلام به نور پیامبر اکرم چنگ میزند تا با او در بهشت عدن داخل میشوند. این است معنی آیه شریفه «بُشْراکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» - . حدید / 12 - {[به آنان گویند] امروز شما را مژده باد به باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنها جاودانید، این است همان کامیابی بزرگ.} - . تفسیر فرات: 179 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (6).
**[ترجمه]تفسیر فرات: از ابن عباس نقل میکند که در مورد آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» گفت: آن دو نصیب حسن و حسین هستند، «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ» - . حدید / 28 - {ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمتخویش شما را دو بهره عطا کند و برای شما نوری قرار دهد که به [برکت] آن راه سپرید.} گفت: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است. - . تفسیر فرات: 180 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الزُّهْرِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ یَعْنِی حَسَناً وَ حُسَیْناً قَالَ مَا ضَرَّ مَنْ أَکْرَمَهُ اللَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ شِیعَتِنَا مَا أَصَابَهُ فِی الدُّنْیَا وَ لَوْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ یَأْکُلُهُ إِلَّا الْحَشِیشَ (7).
**[ترجمه]تفسیر فرات: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» فرمود: منظور حسن و حسین علیهما السّلام است. و فرمود: زیان نکرده کسی که خداوند او را گرامی داشته که از شیعیان ما باشد. هر چه که در دنیا به او برسد، گرچه قادر نباشد بر چیزی که بخورد آن را جز علف خشک شده. - . تفسیر فرات: 180 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ (8)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ هُوَ یَقُولُ نُورُهُمْ یَسْعی (9)بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ قَالَ نُورُ أَئِمَّةِ الْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَسْعَی
1) فی المصدر: و المؤمنون یتبعونه، و هو یسعی بین ایدیهم حتّی یدخل جنة عدن و هم یتبعون حتّی یدخلون معه.
2) فی المصدر: (بحجزة) و کذا فیما یأتی.
3) الصحیح: و یأخذان.
4) فی المصدر: حتی یدخلون مع رسول اللّه.
5) تفسیر فرات: 179 و الآیة فی سورة الحدید: 12.
6) تفسیر فرات: 180. و الآیة فی سورة الحدید: 28.
7) تفسیر فرات: 180. و الآیة فی سورة الحدید: 28.
8) فی نسخة الکمبانیّ: محمّد بن همام عن عبد اللّه بن العلا عن محمّد بن الحسن عن عبد اللّه بن عبد الرحمن.
9) فی المصدر و المصحف الشریف: یسعی نورهم.
بَیْنَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ وَ بِأَیْمَانِهِمْ حَتَّی یَنْزِلُوا بِهِمْ مَنَازِلَهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: صالح بن سهل گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: «یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ.» فرمود: نور ائمه مؤمنان روز قیامت پیشاپیش مؤمنان و طرف راستشان است تا اینکه آنها را در منازلشان از بهشت منزل دهند. - . کنز الفوائد: 330 و 180 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ قَالَ یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام بِأَفْوَاهِهِمْ قُلْتُ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ قَالَ علیه السلام وَ اللَّهُ مُتِمُّ الْإِمَامَةِ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا (2)وَ النُّورُ هُوَ الْإِمَامُ قُلْتُ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ قَالَ هُوَ الَّذِی أَمَرَ رَسُولَهُ بِالْوَلَایَةِ لِوَصِیِّهِ وَ الْوَلَایَةُ هِیَ دِینُ الْحَقِّ قُلْتُ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ قَالَ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الْأَدْیَانِ عِنْدَ قِیَامِ الْقَائِمِ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ بِوَلَایَةِ الْقَائِمِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام قُلْتُ هَذَا تَنْزِیلٌ قَالَ نَعَمْ أَمَّا هَذِهِ الْحُرُوفُ فَتَنْزِیلٌ (3)وَ أَمَّا غَیْرُهُ فَتَأْوِیلٌ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: محمّد بن فضیل از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر نقل کرد که از آن جناب راجع به این آیه: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» - . صف / 8 -
{میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا نور خود را کامل خواهد گردانید} سؤال کردم. فرمود: میخواهند ولایت علی بن ابی طالب را با دهان خود خاموش کنند. گفتم: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ.» فرمود: خدا امامت را تکمیل میکند، به دلیل این آیه: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» و «نور» همان امام است. گفتم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِ». فرمود: او کسی است که خدا رسولش را امر کرد به ولایت برای وصیاش و ولایت همان دین حق است. گفتم: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ.» فرمود: تا چیره نماید دین حق را بر تمام ادیان هنگام ظهور حضرت قائم، به دلیل این آیه: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» به ولایت قائم، «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» به ولایت علی. گفتم: آیا این تنزیل است؟ فرمود: آری، اما آن حروفی که در قرآن آمده تنزیل است، ولی غیر آن تأویل است. - . اصول کافی 1 : 432 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ إِمَاماً (5)تَأْتَمُّونَ بِهِ لِئَلَّا یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتابِ أَلَّا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (6).
کا، الکافی العدة عن أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید مثله (7).
1) کنز الفوائد: 330، 180.
2) سورة التغابن: 8 و الآیة هکذا: فامنوا باللّه.
3) أی الحروف الموجودة فی القرآن فتنزیل، و اما غیرها فتأویل ای تفسیر.
4) أصول الکافی 1: 432 فیه: هذا الحرف و الآیتان فی الصف: 8 و 9 قوله: و لو کره الکافرون من الآیة الأولی.
5) فی المصدر: امام.
6) تفسیر القمّیّ: 666 فیه: (الحسن بن سعید) و الآیتان فی سورة الحدید: 28 و 29.
7) أصول الکافی 1: 430.
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: سماعه از حضرت صادق در مورد آیه «یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» نقل کرد که فرمود: حسن و حسین هستند. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ» فرمود: امامی که به او اقتداء کنید. «لِئَلَّا یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتابِ أَلَّا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» - . حدید / 29 - {تا اهل کتاب بدانند که به هیچ وجه فزونبخشی خدا در [حیطه] قدرت آنان نیست و فضل [و عنایت تنها] در دستخداست به هر کس بخواهد آن را عطا میکند و خدا دارای کرم بسیار است.} - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 666 -
اصول کافی: از حسین بن سعید همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 430 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الصَّقْرِ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام قُلْتُ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ یَجْعَلُ لَکُمْ إِمَاماً تَأْتَمُّونَ بِهِ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر جعفی گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» پرسیدم. فرمود: حسن و حسین هستند. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ.» فرمود: برای شما امامی قرار میدهد که به او اقتدا کنید. - . کنز الفوائد: 334 -
**[ترجمه]
الکفل النصیب و المراد بالمشی إما المشی المعنوی إلی درجات القرب و الکمال أو المشی فی القیامة.
**[ترجمه]«الکفل» یعنی نصیب و منظور از «مشی»، یا راه رفتن معنوی به سوی درجات قرب و کمال است یا راه رفتن در قیامت است.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِیسَی بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ قَالَ حَدَّثَنِی شُعَیْبُ بْنُ وَاقِدٍ قَالَ سَمِعْتُ الْحُسَیْنَ بْنَ زَیْدٍ یُحَدِّثُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر بن عبدالله از پیامبر اکرم نقل کرد که درباره آیه «یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» فرمود: حسن و حسین هستند. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ» فرمود: علی است. - . کنز الفوائد: 386 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنِ ابْنِ أَبِی شَیْبَةَ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ قَالَ إِمَامَ عَدْلٍ تَأْتَمُّونَ بِهِ وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر جعفی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ» فرمود: حسن و حسین هستند. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ» فرمود: امام عادلی است که شما به او اقتدا میکنید و او علی بن ابی طالب است. - . کنز الفوائد: 386 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَرْوَزِیِّ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ زُرَیْقٍ عَنْ ثَوْرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ عَنْ کَعْبِ بْنِ عِیَاضٍ قَالَ: طَعَنْتُ عَلَی عَلِیٍّ علیه السلام بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَوَکَزَنِی فِی صَدْرِی ثُمَّ قَالَ یَا کَعْبُ إِنَّ لِعَلِیٍّ علیه السلام نُورَیْنِ نُوراً فِی السَّمَاءِ وَ نُوراً فِی الْأَرْضِ فَمَنْ تَمَسَّکَ بِنُورِهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَ مَنْ أَخْطَأَهُ
أَدْخَلَهُ النَّارَ فَبَشِّرِ النَّاسَ عَنِّی بِذَلِکَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: کعب بن عیاض گفت: من بر علی خرده گیری کردم. در مقابل، پیامبر اکرم مشتی بر سینه من زد، سپس فرمود: ای کعب! علی دارای دو نور است؛ یکی در آسمان و دیگری در زمین. هر که به نور او چنگ زند، خدا او را داخل بهشت میکند و هر که از او سرباز زند، او را داخل جهنم میکند. این را از طرف من به مردم بشارت ده. - . کنز الفوائد: 334 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رُوِیَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خَلَقَ اللَّهُ مِنْ نُورِ وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ لِمُحِبِّیهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: از انس روایت شده که گفت: پیامبر اکرم فرمود: خداوند از نور صورت علی بن ابی طالب، هفتاد هزار ملک آفرید که استغفار میکنند برای او و محبانش تا روز قیامت. - . کنز الفوائد: 334 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَاتِمٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ یَحْیَی بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ اللَّهِ لَوْ تَرَکْتُمْ هَذَا الْأَمْرَ مَا تَرَکَهُ اللَّهُ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوالجارود از حضرت باقر نقل کرد که آن جناب فرمود: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»، به خدا سوگند اگر شما این امر را رها کردید، خدا آن را رها نخواهد کرد. - . کنز الفوائد: 338 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَهْبَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرٍ الصَّوْلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ هَیْثَمِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمِنْبَرَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ نَظَرَ إِلَی أَهْلِ الْأَرْضِ نَظْرَةً فَاخْتَارَنِی مِنْهُمْ ثُمَّ نَظَرَ ثَانِیَةً فَاخْتَارَ عَلِیّاً أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِیَّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی مَنْ تَوَلَّاهُ تَوَلَّی اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاهُ عَادَ اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّهُ أَحَبَّ اللَّهَ (4)وَ مَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ اللَّهِ لَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا کَافِرٌ وَ هُوَ نُورُ الْأَرْضِ بَعْدِی (5)وَ رُکْنُهَا وَ هُوَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَقَالَتِی هَذِهِ یُبَلِّغُهَا شَاهِدُکُمْ غَائِبَکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ عَلَیْهِمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَ إِنَّ اللَّهَ نَظَرَ ثَالِثَةً وَ اخْتَارَ بَعْدِی وَ بَعْدَ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام أَحَدَ عَشَرَ إِمَاماً وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ کُلَّمَا هَلَکَ وَاحِدٌ قَامَ وَاحِدٌ مَثَلُهُ کَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ کُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ هُدَاةٌ مَهْدِیُّونَ لَا یَضُرُّهُمْ کَیْدُ مَنْ کَادَهُمُ وَ خَذَلَهُمْ هُمْ حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ شُهَدَاؤُهُ عَلَی خَلْقِهِ مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَی اللَّهَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ
مَعَهُمْ لَا یُفَارِقُونَهُ حَتَّی یَرِدُوا عَلَیَّ الْحَوْضَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حارث بن عبداللَّه از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم بر منبر رفت و فرمود: خداوند نگاهی به اهل زمین کرد و مرا از میان آنها برگزید. برای مرتبه دوم نگاهی کرد، پس علی را برگزید؛ برادر و وزیر و وارث و وصی و جانشین من در میان امتم و ولیّ هر مؤمنی پس از من. هر کس او را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هر کس او را دشمن بدارد، با خدا دشمنی کرده است و هر کس به او محبت ورزد، به خدا محبت ورزیده است و هر کس به او بغض ورزد، خدا به او بغض میورزد. - . درمصدر «من أبغضه، أبغض الله» آمده، یعنی هر کس به او بغض ورزد، به خدا بغض ورزیده است. - به خدا سوگند جز مؤمن او را دوست نمیدارد و جز کافر با او دشمنی نمیورزد. او نور زمین پس از من و رکن آن است و او کلمه تقوا و عروة الوثقی است. بعد پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله این آیه را تلاوت فرمود: «یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» - . توبه / 32 - {میخواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند، ولی خداوند نمیگذارد تا نور خود را کامل کند هر چند کافران را خوش نیاید.} ای مردم! این سخن مرا حاضران از شما به غایبان شما برسانند. خدایا! تو را گواه میگیرم بر آنها. ای مردم! خدا برای مرتبه سوم نگاهی کرد.
پس از من و برادرم علی بن ابی طالب، یازده امام را یکی پس از دیگری انتخاب کرد. هر کدام از دنیا بروند، دیگری جانشین او خواهد بود. مثل آنها مثل ستارهگان آسمان است؛ هر وقت ستارهای پنهان شد، ستاره دیگری طلوع میکند. هدایت کنندگان هدایت یافتهای هستند که نیرنگ کسانی که به آنها نیرنگ زدند و آنها را خوار کردند، آنها را زیانی نمیرساند. آنها حجت خدایند در زمینش و گواهان او بر خلقش، هر کس آنها را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس با ایشان مخالفت کند، با خدا مخالفت کرده است. آنها با قرآنند و قرآن با آنها است. از آن جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند. - . کنز الفوائد: 338 -
**[ترجمه]
کا، الکافی فِی الرَّوْضَةِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ النَّجْمِ إِذا هَوی قَالَ أُقْسِمُ بِقَبْرِ (2)مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله إِذَا قُبِضَ ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ بِتَفْضِیلِهِ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ ما غَوی وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی یَقُولُ مَا یَتَکَلَّمُ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِهِ بِهَوَاهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی (3)وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ (4)قَالَ لَوْ أَنِّی أُمِرْتُ أَنْ أُعْلِمَکُمُ الَّذِی أَخْفَیْتُمْ فِی صُدُورِکُمْ مِنِ اسْتِعْجَالِکُمْ بِمَوْتِی لِتَظْلِمُوا أَهْلَ بَیْتِی مِنْ بَعْدِی فَکَانَ مَثَلُکُمْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ (5)یَقُولُ أَضَاءَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله کَمَا تُضِیءُ الشَّمْسُ فَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلَ مُحَمَّدٍ الشَّمْسَ وَ مَثَلَ الْوَصِیِّ الْقَمَرَ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ ذِکْرُهُ جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً (6)وَ قَوْلُهُ وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ (7)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ (8)یَعْنِی قُبِضَ مُحَمَّدٌ فَظَهَرَتِ الظُّلْمَةُ فَلَمْ یُبْصِرُوا فَضْلَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَی الْهُدی لا یَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ (9)ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَضَعَ الْعِلْمَ الَّذِی کَانَ عِنْدَهُ عِنْدَ
الْوَصِیِّ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَقُولُ أَنَا هَادِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ الْعِلْمِ الَّذِی أَعْطَیْتُهُ وَ هُوَ نُورِیَ الَّذِی یُهْتَدَی بِهِ مَثَلُ الْمِشْکَاةِ فِیهَا الْمِصْبَاحُ فَالْمِشْکَاةُ قَلْبُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ الْمِصْبَاحُ النُّورُ الَّذِی فِیهِ الْعِلْمُ وَ قَوْلُهُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ یَقُولُ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَقْبِضَکَ فَاجْعَلِ الَّذِی عِنْدَکَ عِنْدَ الْوَصِیِّ کَمَا یُجْعَلُ الْمِصْبَاحُ فِی الزُّجَاجَةِ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ فَأَعْلَمَهُمْ فَضْلَ الْوَصِیِّ تُوقَدُ (1)مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ فَأَصْلُ الشَّجَرَةِ الْمُبَارَکَةِ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ (2)وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (3)لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَقُولُ لَسْتُمْ بِیَهُودَ فَتُصَلُّوا قِبَلَ الْمَغْرِبِ وَ لَا نَصَارَی فَتُصَلُّوا قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ أَنْتُمْ عَلَی مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما کانَ إِبْراهِیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لکِنْ کانَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (4)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَقُولُ مَثَلُ أَوْلَادِکُمُ الَّذِینَ یُولَدُونَ مِنْکُمْ مَثَلُ الزَّیْتِ الَّذِی یُعْصَرُ مِنَ الزَّیْتُونَ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَقُولُ یَکَادُونَ أَنْ یَتَکَلَّمُوا بِالنُّبُوَّةِ وَ لَوْ لَمْ یُنْزَلْ عَلَیْهِمْ مَلَکٌ (5).
**[ترجمه]روضه کافی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در یک حدیث طولانی درباره آیه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوی» فرمود: به قبر محمّد صلی اللَّه علیه و آله قسم میخورم زمانی که از دنیا رفت، «ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ» به برتری دادن اهل بیتش، «وَ ما غَوی * وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی» میفرماید: آنچه در فضیلت خاندان خود میگوید از روی هوای نفسش نیست. این معنی قول پروردگار است: «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی» - . نجم / 1 - 4 - {سوگند به اختر [قرآن] چون فرود میآید [که] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانی مانده و از سر هوس سخن نمیگوید این سخن به جز وحیی که وحی میشود نیست.} و خدای بزرگ به محمّد صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ» - . انعام / 58 - {بگو اگر آنچه را با شتاب خواستار آنید نزد من بود، قطعا میان من و شما کار به انجام رسیده بود.} فرمود: اگر امر شده بودم که به شما خبر دهم آنچه را که از عجلهتان نسبت به مرگ من در سینههایتان پنهان کردهاید، هر آینه ستم روا میداشتید به اهل بیتم پس از من. پس مثل شما، مانند این فرموده خدا است: «کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ» - . بقره / 17 -
{همچون مثل کسانی است که آتشی افروختند و چون پیرامون آنان را روشنایی داد.} میفرماید: خداوند زمین را به نور محمّد روشن کرد، همان طور که خورشید روشنی میبخشد. خداوند مثل محمّد را به خورشید زده و مثل وصی را به ماه زده و این است. معنی فرمایش خدا که «جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً» - . یونس / 5 - {اوست کسی که خورشید را روشنایی بخشید و ماه را تابان کرد.} و این آیه «وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ» - . یس / 37 - {و نشانهای [دیگر] برای آنها شب است که روز را [مانند پوست] از آن برمیکنیم و بناگاه آنان در تاریکی فرو میروند.} و این آیه «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ» - . بقره / 17 -
{خدا نورشان را برد و در میان تاریکیهایی که نمیبینند رهایشان کرد}، یعنی محمّد از دنیا رفت و ظلمت هویدا شد. پس ندیدند فضل اهل بیتش را. این آیه اشاره به همان است: «وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَی الْهُدی لا یَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ» - . اعراف / 198 - {و اگر آنها را به [راه] هدایت فرا خوانید، نمیشنوند و آنها را میبینی که به سوی تو مینگرند در حالی که نمیبینند.} سپس پیامبر اکرم علمی را که داشت به وصی سپرد. این آیه همان مطلب است: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.» میفرماید: من هادی آسمانها و زمینم. مثل علمی که به من داده شد و آن نور من است که به وسیله آن راهنمایی میشوند، مانند مشکات است که در آن مصباح است. پس مشکات قلب محمّد است و مصباح نوری است که علم در آن است. این قسمت آیه «الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ» میفرماید: من تصمیم دارم تو را قبض روح کنم. آنچه را که در نزد تو است، نزد وصی قرار بده، همان طور که مصباح در شیشه گذاشته میشود. «کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌ» به آنها اعلام کن فضل وصی را، «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ» اصل شجره مبارکه ابراهیم است و آن همین آیه است که میفرماید: «رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ» - . هود / 73 - {رحمتخدا و برکات او بر شما خاندان [رسالت] باد بیگمان او ستودهای بزرگوار است.} و این آیه شریفه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» - . آل عمران / 33 - 34 - {به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است فرزندانی که بعضی از آنان از [نسل] بعضی دیگرند و خداوند شنوای داناست.} «لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ» میفرماید: شما یهودی نیستید که به جانب مغرب نماز بخوانید و نه نصرانی که به جانب مشرق، و شما بر ملت ابراهیم صلّی الله علیه هستید. خداوند در این آیه فرمود: «ما کانَ إِبْراهِیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لکِنْ کانَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ» - . آل عمران / 67 - {ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه حق گرایی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود.} این قسمت آیه که میفرماید: «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ.» میفرماید: مثل فرزندانی که از شما به وجود میآیند، مانند روغن زیتون است که از زیتون گرفته شده. «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ.» میفرماید: نزدیک است که سخن به نبوت کنند، گرچه بر آنها ملکی نازل نشده باشد. - . روضه کافی : 379 - 381 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْعَبْدِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنِّی أُخَالِطُ النَّاسَ فَیَکْثُرُ عَجَبِی مِنْ أَقْوَامٍ لَا یَتَوَالَوْنَکُمْ وَ یَتَوَالَوْنَ فُلَاناً وَ فُلَاناً لَهُمْ أَمَانَةٌ وَ صِدْقٌ وَ وَفَاءٌ وَ أَقْوَامٌ یَتَوَالَوْنَکُمْ لَیْسَ لَهُمْ تِلْکَ الْأَمَانَةُ وَ لَا الْوَفَاءُ وَ لَا الصِّدْقُ قَالَ
فَاسْتَوَی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جَالِساً وَ أَقْبَلَ عَلَیَّ کَالْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ بِوِلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَی مَنْ دَانَ بِوِلَایَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ قُلْتُ لَا دِینَ لِأُولَئِکَ وَ لَا عَتْبَ عَلَی هَؤُلَاءِ (1)ثُمَّ قَالَ أَ لَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ مِنْ ظُلُمَاتِ (2)الذُّنُوبِ إِلَی نُورِ التَّوْبَةِ أَوِ الْمَغْفِرَةِ لِوَلَایَتِهِمْ کُلَّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ قَالَ (3)وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ فَأَیُّ نُورٍ یَکُونُ لِلْکَافِرِ فَیَخْرُجُ مِنْهُ إِنَّمَا عَنَی بِهَذَا أَنَّهُمْ کَانُوا عَلَی نُورِ الْإِسْلَامِ فَلَمَّا تَوَالَوْا کُلَّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ خَرَجُوا بِوَلَایَتِهِمْ إِیَّاهُمْ مِنْ نُورِ الْإِسْلَامِ إِلَی ظُلُمَاتِ الْکُفْرِ فَأَوْجَبَ اللَّهُ لَهُمُ النَّارَ مَعَ الْکُفَّارِ فَقَالَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (4).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: ابن ابی یعفور گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: من با مردم رفت و آمد دارم. خیلی تعجب میکنم از اقوامی که شما را دوست نمیدارند و فلانی و فلانی را دوست میدارند، اما امانتدار، راستگو و با وفایند و اقوامی که شما را دوست میدارند، این امانتداری و وفا و راستگویی را ندارند. گفت: امام علیه السّلام راست نشست، مانند شخص خشمگین روی به من کرد و سپس فرمود: دین ندارد کسی که به ولایت امام ستمگری که از سوی خدا نیست، معتقد شده است، و ملامت و سرزنشی نیست بر کسی که معتقد است به ولایت امام عادلی که از جانب خداست. گفتم: آنها دین ندارند و اینها را جای سرزنش نیست؟! سپس فرمود: مگر نشنیدهای قول خدای عزوجل را که میفرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»، از تاریکیهای گناهان به نور توبه یا مغفرت به واسطه ولایت ایشان نسبت به هر امام عادلی که از جانب خدا است. فرمود: «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ»، کافر چه نوری دارد که از آن خارج شود. منظور از این آن است که آنها بر نور اسلام بودند. پس چون دوست داشتند هر امام ستمگری را که از جانب خدا نبود، با این دوست داشتنشان آنها را از نور اسلام به ظلمات کفر خارج شدند. پس خدا آتش را برای آنها با کفار واجب نمود. پس فرمود: «أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ» - . بقره / 257 - {آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.} - . غبیت نعمانی: 65 -
**[ترجمه]
العجب بالتحریک التعجب و العتب بالفتح الغضب و الملامة و بالتحریک الأمر الکریه و الشدة و لعل المعنی لا عتب علیهم یوجب خلودهم فی النار أو العذاب الشدید أو عدم استحقاق المغفرة و ربما یحمل المؤمنون علی غیر المصرین علی الکبائر من ظلمات الذنوب کأنه علیه السلام استدل بأنه تعالی لما قال آمَنُوا بصیغة الماضی و یُخْرِجُهُمْ بصیغة المستقبل دل علی أنه لیس المراد الخروج من الإیمان فإنه کان ثابتا و لما کان الظُّلُماتِ جمعا معرفا باللام مفیدا للعموم یشمل الذنوب کما یشمل الجهالات فإما أن یوفقهم للتوبة فیتوب علیهم أو یغفر لهم بغیر توبة أن ماتوا کذلک و یحتمل التخصیص بالأول لکنه بعید عن السیاق.
کانوا علی نور الإسلام أی علی فطرة الإسلام فإن
کل مولود یولد علی الفطرة.
أو الآیة فی قوم کانوا علی الإسلام قبل وفاة الرسول فارتدوا بعده باتباع
الطواغیت و أئمة الضلال و هو الظاهر فاستدل علیه السلام علی کونها نازلة فیهم بأنه لا بد من أن یکون لهم نور حتی یخرجوهم منه و القول بأن الإخراج قد یستعمل بالمنع عن شیء و إن لم یدخلوا فیه تکلف فالآیة نازلة فیهم کما اختاره مجاهد من المفسرین أیضا.
**[ترجمه]«العجب» به تحریک، یعنی تعجب و «العتب» با فتحه، یعنی غضب و سرزنش و به تحریک، یعنی کار زشت و شدت. و شاید معنی این است که ملامتی بر آنها نیست که موجب جاودانگی آنها در آتش یا عذاب شدید یا استحقاق مغفرت را نداشتن شود، و شاید مؤمنان بر غیر اصرار کنندگان بر کبائر از تاریکیهای گناهان حمل شود، گویا امام علیه السّلام استدلال فرموده به اینکه خدا زمانی که فرمود «آمَنُوا» به صیغه ماضی و «یُخْرِجُهُمْ» به صیغه مضارع، دلالت کرد بر اینکه منظور خروج از ایمان نیست، زیرا آن ثابت بود و چون «الظُّلُماتِ» جمع معرفه به «ال» است که مفید عموم بود، شامل گناهان میشود، همان طور که جهالتها را نیز شامل میشود پس یا آنها را بر توبه موفق مینماید پس توبهشان را میپذیرد، یا آنها را بدون توبه میآمرزد، اگر این گونه مردند. و محتمل است مخصوص اولی باشد، ولی از سیاق بعید است. «کانوا علی نور الإسلام» یعنی بر فطرت اسلام، زیرا هر مولودی بر فطرت متولد میشود. یا آیه درباره قومی است که قبل از وفات پیامبر مسلمان بودند و پس از او به واسطه پیروی از طاغوتها و ائمه گمراهی مرتد شدند و این ظاهر است. پس امام علیه السّلام بر اینکه آیه درباره آنها نازل شده است، استدلال کرد به اینکه چارهای نیست جز اینکه برای آنها نوری باشد تا آنها را از آن خارج کنند. و قول به اینکه «إخراج» گاهی به معنی منع از چیزی استعمال میشود، اگرچه داخل نشدند، در آن تکلف است. پس آیه درباره ایشان نازل شده، همان طور که مجاهد از مفسران نیز آن را اختیار کرده است.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ قَالَ حَدَّثَ أَصْحَابُنَا أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام کَتَبَ إِلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ لِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام (1)إِنَّ مَثَلَنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ کَمَثَلِ الْمِشْکَاةِ وَ الْمِشْکَاةُ فِی الْقِنْدِیلِ فَنَحْنُ الْمِشْکَاةُ فِیها مِصْباحٌ وَ الْمِصْبَاحُ مُحَمَّدٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ نَحْنُ الزُّجَاجَةُ تُوقَدُ (2)مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ عَلِیٍّ زَیْتُونَةٍ مَعْرُوفَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ لَا مُنْکَرَةٍ وَ لَا دَعِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ الْقُرْآنُ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ بِأَنْ یَهْدِیَ مَنْ أَحَبَّ إِلَی وَلَایَتِنَا (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: یونس گفت: اصحاب ما نقل کردند که حضرت ابوالحسن علیه السّلام به عبدالله بن جندب نوشت: علی بن الحسین علیهما السّلام به من فرمود: مثل ما در کتاب خدا، مثل مشکات است و مشکات در قندیل است. پس ما مشکاتیم. «فِیهَا مِصْبَاحٌ» و «مصباح» محمّد است، «الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ» ما «زجاجه» هستیم، «یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ» علی است، «زَیْتُونِةٍ» شناخته شده، «لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ» نه انکار شده و نه متهم در نسب، «یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ» قرآن، «عَلَی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» به اینکه هر کس را که دوست دارد، به ولایت ما هدایت کند. - . کنز الفوائد: 184 -
**[ترجمه]
هذه الأخبار مبنیة علی کون المراد بالمشکاة الأنبوبة فی وسط القندیل و المصباح الفتیلة المشتعلة.
**[ترجمه]این اخبار مبنی بر این است که منظور از «مشکاة»، لوله وسط چراغ باشد و منظور از «مصباح»، فتیله شعله ور شده.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ فَقَالَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَنُو أُمَیَّةَ أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً وَ الظَّمْآنُ نَعْثَلٌ فَیَنْطَلِقُ بِهِمْ فَیَقُولُ أُورِدُکُمُ الْمَاءَ حَتَّی إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسابِ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره این آیه پرسیدم. پس فرمود: «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا.» فرمود: بنی امیه هستند. «أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً» و «ظمآن» عثمان است که آنها را به جانب سراب میبرد، پس میگوید شما را به آب وارد میکنم. «حَتَّی إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسابِ» - . نور / 39 - {و کسانی که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار است که تشنه آن را آبی میپندارد تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است.} - . کنز الفوائد: 186 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ کَظُلُماتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ
مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ (1)قَالَ أَصْحَابُ الْجَمَلِ وَ صِفِّینَ وَ النَّهْرَوَانِ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ قَالَ بَنُو أُمَیَّةَ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی ظُلُمَاتِهِمْ لَمْ یَکَدْ یَراها أَیْ إِذَا نَطَقَ بِالْحِکْمَةِ بَیْنَهُمْ لَمْ یَقْبَلْهَا مِنْهُ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِوَلَایَتِهِ ثُمَّ بِإِمَامَتِهِ وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ أَیْ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ إِمَاماً فِی الدُّنْیَا فَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نُورٍ إِمَامٍ یُرْشِدُهُ وَ یَتَّبِعُهُ إِلَی الْجَنَّةِ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حکم بن حمران گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به این آیه پرسیدم: «أَوْ کَظُلُماتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ.» فرمود: آنها اصحاب جنگ جمل و صفین و نهروانند. «مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ.» فرمود: بنی امیه هستند. «إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ.» یعنی امیرالمؤمنین در ظلمات آنها، «لَمْ یَکَدْ یَراها»، یعنی وقتی بین آنها به حکمت سخن گوید، هیچ کس آن را از او نمیپذیرد، مگر کسی که اقرار به ولایت و سپس به امامتش دارد. «وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»، یعنی کسی که خدا برایش امامی در دنیا قرار نداده، در آخرت نوری ندارد، یعنی امامی که او راهنمایی کند و از پی او به بهشت برود، ندارد. - . کنز الفوائد: 186 - 187 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَابُوسِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَمِّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ نُفَیْعِ بْنِ الْحَارِثِ (3)عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ وَ عَنْ بُرَیْدَةَ قَالا قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ هَذِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُو بَکْرٍ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا وَ أَشَارَ إِلَی بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام قَالَ نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: انس بن مالک و بریده گفتند: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله این آیه را خواند: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ» - . نور / 36 - {در خانههایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شو،د در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند.} مردی از جای خود به سوی او حرکت کرد و گفت: این کدام خانهها است یا رسول اللَّه؟ فرمود: خانههای انبیاء. ابوبکر از جای خود به سوی او حرکت کرده گفت: یا رسول اللَّه! این خانه از آنها است؟ و اشاره کرد به خانه علی و فاطمه علیهما السلام. فرمود: آری، از بهترین آن خانهها است. - . کنز الفوائد: 185 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَمِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ
1) هذا و امثاله أمثال کلیات فی القرآن ینطبق فی کل عصر علی افراد، فکان ینطبق فی آونة علی أصحاب الجمل و صفّین و النهروان، و فی آونة اخری علی غیرهم، فلا ینافی هذا ما تقدم من تطبیقه علی غیرهم.
2) کنز جامع الفوائد: 186 و 187.
3) هو نفیع بن الحارث بن کلدة بن عمرو الثقفی أبو بکرة صحابی مشهور بکنیة، اسلم بطائف ثمّ نزل البصرة و مات بها سنة احدی او اثنتین و خمسین.
4) کنز جامع الفوائد: 185.
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ قَالَ بُیُوتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ بُیُوتُ عَلِیٍّ علیه السلام مِنْهَا (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن فضیل گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السّلام راجع به آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» پرسیدم. فرمود: خانههای محمّد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله است، بعد خانههای علی نیز از آنها است. - . کنز الفوائد: 185 -
**[ترجمه]
فض، کتاب الروضة عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کُنْتُ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ قَرَأَ الْقَارِی فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ الْآیَةَ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْبُیُوتُ فَقَالَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی مَنْزِلِ فَاطِمَةَ علیها السلام (2).
**[ترجمه]کتاب الروضه: ابن عباس گفت: در مسجد رسول خدا بودم و قاری آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» را خواند تا آخر آیه. عرض کردم: یا رسول الله! کدام خانهها است؟ فرمود: خانههای انبیا. و با دستش به منزل فاطمه اشاره کرد. - . الروضه : 122 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنَا الْإِمَامُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ علیهم السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ قَالَ بُیُوتُ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله بَیْتُ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ حَمْزَةَ وَ جَعْفَرٍ علیهم السلام قُلْتُ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ قَالَ الصَّلَاةُ فِی أَوْقَاتِهَا قَالَ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ قَالَ هُمُ الرِّجَالُ لَمْ یَخْلِطِ اللَّهُ مَعَهُمْ غَیْرَهُمْ ثُمَّ قَالَ لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ مَا اخْتَصَّهُمْ بِهِ مِنَ الْمَوَدَّةِ وَ الطَّاعَةِ الْمَفْرُوضَةِ وَ صَیَّرَ مَأْوَاهُمُ الْجَنَّةَ وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود گفت: موسی بن جعفر علیهما السّلام از پدر خود درباره آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ» برای ما نقل فرمود که خانههای آل محمّد خانه علی و فاطمه و حسن و حسین و حمزه و جعفر است. گفتم: «بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ.» فرمود: یعنی نماز در وقتهای آن. فرمود: آنگاه خداوند آنها را توصیف کرد و فرمود: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ» - . نور / 37 -
{مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمیدارد و از روزی که دلها و دیدهها در آن زیر و رو میشود میهراسند.} فرمود: آنها مردانی هستند که خدا دیگران را با ایشان داخل نکرد. سپس فرمود: «لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ.» فرمود: منظور آنچه است که به آنها اختصاص داده، از مودت و اطاعت واجب شده، و جایگاه آنها را بهشت قرار داده است. «وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ» - . نور / 38 - {تا خدا بهتر از آنچه انجام میدادند به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید و خدا[ست که] هر که را بخواهد بیحساب روزی میدهد.} - . کنز الفوائد: 185 - 186 -
**[ترجمه]
یحتمل أن یکون المراد بالبیوت فی الآیة البیوت المعنویة فإنه شائع بین العرب و العجم التعبیر عن الأنساب الکریمة و الأحساب الشریفة بالبیوت و أن یکون المراد بها البیوت الصوریة کبیوتهم علیهم السلام فی حیاتهم و روضاتهم المنورة بعد وفاتهم و المراد بالرجال إما الأئمة علیهم السلام أو خواص شیعتهم أو الأعم.
قال الطبرسی رحمة الله: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ معناه هذه المشکاة فی بیوت هذه صفتها و هی المساجد فی قول ابن عباس و غیره
وَ یَعْضُدُهُ قَوْلُ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله
الْمَسَاجِدُ بُیُوتُ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ وَ هِیَ تُضِیءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِیءُ النُّجُومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ.
و قیل هی بیوت الأنبیاء ثم أیده بما مر من روایة أنس ثم قال و یعضده قوله تعالی إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (1)و قوله رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ (2)فالإذن برفع بیوت الأنبیاء و الأوصیاء مطلق و المراد بالرفع التعظیم و رفع القذر من الأرجاس و التطهیر من المعاصی و الأدناس و قیل المراد برفعها رفع الحوائج فیها إلی الله تعالی وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ أی یتلی فیها کتابه أو أسماؤه الحسنی یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ أی یصلی له فیها بالبکر و العشایا و قیل المراد بالتسبیح تنزیه الله سبحانه عما لا یجوز علیه و وصفه بالصفات التی یستحقها لذاته و أفعاله التی کلها حکمة و صواب ثم بین سبحانه المسبح فقال رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ أی لا تشغلهم و لا تصرفهم تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ
**[ترجمه]ممکن است منظور از «بیوت» در آیه، خانههای معنوی باشد، زیرا بین عرب و عجم شایع است که از نسبهای کریمه و حسبهای شریفه، تعبیر به بیوت میکنند. یا اینکه منظور از بیوت، خانههای ظاهری باشد، مانند منزلهای ایشان در زمان حیاتشان یا روضههای منوره آنها پس از وفاتشان. و مراد از «رجال»، یا ائمه علیهم السّلام است یا خواص شیعه آنها و یا اعم. مرحوم طبرسی گفته است: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» معنایش این است که این چراغ در خانههایی است که این چنین صفتی دارند و آن مساجد است، بنا بر قول ابن عباس و غیر او که مؤید این قول، فرمایش پیامبر است که فرمود: مساجد بیوت خدا است در زمین و برای اهل آسمان این مساجد چنان میدرخشند مانند ستارهها که برای اهل زمین میدرخشند. و گفته شده خانههای انبیاء است، بعد به روایت انس که قبلا ذکر شد، آن را تأیید نمود. سپس گفته است: این قول را آیه «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» - . احزاب / 33 -
{خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.} و آیه «رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ» - . هود / 73 - {رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان [رسالت] باد} تأیید میکند. پس اذن به رفع بیوت انبیا و اوصیا مطلق است و مراد از «رفع»، تعظیم و برطرف نمودن ناپاکی از پلیدیها است و پاکی از معصیتها و کثافات است. و گفته شده است منظور از «رفع بیوت»، بالابردن حوائج در آنها به سوی خداست. «یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» یعنی در آنجا کتاب خدا یا اسماء حسنای او خوانده میشود. «یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ» یعنی در آنجا صبح و شامگاهان برای او نماز خوانده میشود. و گفته شده مراد از «تسبیح»، تنزیه خداست از چیزهایی که جایز نیست به او نسبت دهند و توصیف او به صفاتی که شایسته اوست به خاطر ذات و افعالش که همه آنها حکمت و صواب است. سپس خداوند تسبیح کننده را توضیح داده که چه کسی است. «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ.» پس فرمود: یعنی مشغول نمیکند و باز نمیدارد، «تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ.»
**[ترجمه]
وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام أَنَّهُمْ قَوْمٌ إِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ تَرَکُوا التِّجَارَةَ وَ انْطَلَقُوا إِلَی الصَّلَاةِ وَ هُمْ أَعْظَمُ أَجْراً مِمَّنْ لَمْ یَتَّجِرُ (3).
**[ترجمه]از حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام روایت شده است که آنها قومی هستند که موقع نماز، تجارت را رها کرده و به جانب نماز میروند. پاداش آنها بیشتر است از کسانی که مشغول تجارت هستند. - . مجمع البیان 7 : 144 - 145 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ مُنَخَّلٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ قَالَ هِیَ بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ بَیْتُ عَلِیٍّ علیه السلام مِنْهَا (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» نقل کرد که فرمود: آنها خانههای انبیا است و خانه علی از آنهاست. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 457 -
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ حَنَانٍ عَنْ سَالِمٍ الْحَنَّاطِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ فَأَخْرَجْنا مَنْ کانَ فِیها مِنَ
الْمُؤْمِنِینَ فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ (1)فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله لَمْ یَبْقَ فِیهَا غَیْرُهُمْ (2).
قب، المناقب لابن شهرآشوب عن سالم مثله (3)
**[ترجمه]اصول کافی: سالم حناط گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فَأَخْرَجْنا مَنْ کانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» - . ذاریات / 35 - 36 -
{پس هر که از مؤمنان در آن [شهرها] بود بیرون بردیم و[لی] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم} سؤال کردم. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستند که در آن، دیگری با آنها باقی نماند. - . اصول کافی 1 : 425 -
مناقب ابن شهر آشوب: از سالم همین روایت را نقل کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 486 -
**[ترجمه]
کان الضمیر علی هذا التأویل راجع إلی المدینة و هو إشارة إلی خروج أمیر المؤمنین و أهل بیته علیهم السلام منها إلی الکوفة أو المعنی أن المدینة و خروج علی علیه السلام منها کانت شبیهة بقریة لوط و خروجه منها إذ لما أراد الله إهلاکهم أخرجه منها فکذا لما أراد أن یشمل أهل المدینة بسخطه لکفرهم و ضلالتهم أخرج أمیر المؤمنین علیه السلام و أهل بیته منها فشملهم من البلایا الصوریة و المعنویة أصنافها.
**[ترجمه]گویا ضمیر بنا بر این تأویل به مدینه برمیگردد و آن اشاره است به خروج امیرالمؤمنین و اهل بیتش علیهم السّلام از مدینه به کوفه. یا معنی این است که مدینه و خروج علی علیه السّلام از آنجا شبیه قریه لوط و خروج لوط است از آن، زیرا موقعی که خدا تصمیم به هلاکت آنها گرفت، لوط را خارج کرد. همین طور موقعی که خداوند به واسطه کفر و گمراهیشان اراده خشم بر مردم مدینه گرفت، امیرالمؤمنین و خاندانش را از آنجا خارج نمود و انواع بلاهای ظاهری و باطنی را شامل مردم مدینه کرد.
**[ترجمه]
ل، الخصال ابْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اخْتَارَ مِنَ الْبُیُوتَاتِ أَرْبَعَةً فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ الْخَبَرَ (4).
**[ترجمه]خصال: موسی بن بکر از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام نقل کرد که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند از میان خانهها چهار خانه را انتخاب کرد. پس فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ» - . آل عمران / 33 - {به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است} تا آخر خبر. - . خصال 1 : 107 -
**[ترجمه]
ج، الإحتجاج عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَجَاءَ ابْنُ الْکَوَّاءِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (5)لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ قَالَ علیه السلام (6)نَحْنُ الْبُیُوتُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُؤْتَی مِنْ أَبْوَابِهَا وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ بُیُوتُهُ الَّتِی یُؤْتَی مِنْهُ فَمَنْ بَایَعَنَا (7)وَ أَقَرَّ بِوَلَایَتِنَا فَقَدْ أَتَی الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَ مَنْ خَالَفَنَا وَ فَضَّلَ عَلَیْنَا غَیْرَنَا
فَقَدْ أَتَی الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا (1).
**[ترجمه]احتجاج: ابن نباته گفت: خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام نشسته بودم که ابن کوّاء آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین! معنی این آیه چیست «لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» - . بقره / 189 - {نیکی آن نیست که از پشتخانهها درآیید بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند و به خانهها از در [ورودی] آنها درآیید}؟ امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ما آن خانههایی هستیم که خداوند دستور داده از در آنها وارد شوند. ما باب اللَّه و بیوت او هستیم که از در اینها وارد گردانده میشوند. پس هر کس که با ما بیعت کند و اقرار به ولایت ما نماید، از در آنها وارد خانهها شده و هر کس با ما مخالفت ورزد و غیر ما را بر ما مقدم دارد، از پشت وارد خانه شده است. - . احتجاج: 121 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْعِدَّةُ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: أَتَی قَتَادَةُ (2)بْنُ دِعَامَةَ الْبَصْرِیُّ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ علیه السلام لَهُ أَنْتَ فَقِیهُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَیْحَکَ یَا قَتَادَةُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَهُمْ حُجَجاً عَلَی خَلْقِهِ فَهُمْ أَوْتَادٌ فِی أَرْضِهِ قُوَّامٌ بِأَمْرِهِ نُجَبَاءُ فِی عِلْمِهِ اصْطَفَاهُمْ قَبْلَ خَلْقِهِ أَظِلَّةٌ عَنْ یَمِینِ عَرْشِهِ قَالَ فَسَکَتَ قَتَادَةُ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ أَصْلَحَکَ اللَّهُ وَ اللَّهِ لَقَدْ جَلَسْتُ بَیْنَ یَدَیِ الْفُقَهَاءِ وَ قُدَّامَ ابْنِ عَبَّاسٍ فَمَا اضْطَرَبَ قَلْبِی قُدَّامَ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَا اضْطَرَبَ قُدَّامَکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَ تَدْرِی أَیْنَ أَنْتَ بَیْنَ یَدَیْ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ فَأَنْتَ ثَمَّ وَ نَحْنُ أُولَئِکَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ صَدَقْتَ وَ اللَّهِ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ وَ اللَّهِ مَا هِیَ بُیُوتُ حِجَارَةٍ وَ لَا طِینٍ (3).
أقول: الخبر طویل أخذنا منه موضع الحاجة و تمامه فی کتاب الاحتجاجات من هذا الکتاب.
**[ترجمه]فروع کافی: ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که قتادة بن دعامه بصری خدمت حضرت باقر علیه السّلام آمد. امام به او فرمود: تو فقیه اهل بصرهای؟ جواب داد: آری. فرمود: وای بر تو ای قتاده! خداوند خلقی از خلقش را آفرید، پس آنها را حجت بر خلقش قرار داد. پس آنها اوتاد در زمینش هستند و به پا دارنده امر او و برجستگان دانش او. قبل از آفرینش، آنها را به صورت سایهای در طرف راست عرشش برگزید. گفت: قتاده مدتی طولانی سکوت کرد، آنگاه گفت: خدا خیرخواه تو باشد! سوگند به پروردگار که من در خدمت فقها و جلوی ابن عباس نشستم. آنچنان که در خدمت شما مضطرب شدم، پیش هیچ کس از آنها قلبم مضطرب نشد. حضرت باقر به او فرمود: میدانی کجا هستی؟ در مقابل آن بیوتی قرار گرفتهای [که فرمود:] {خانههایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند، مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمیدارد.} پس تو در چنین جایی هستی و ما نیز آن مردانیم. قتاده به او گفت: به خدا سوگند راست گفتی، خدا مرا فدایت کند! به خدا سوگند این خانهها خانههای ساخته شده از سنگ و گل نیست. - . فروع کافی 2 : 154 -
مؤلف: خبر طولانی بود که ما از آن، قسمتی را که به آن احتیاج داشتیم، آوردیم و تمام آن در «کتاب الاحتجاجات» از این کتاب آوردهایم.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً إِنَّمَا هِیَ یَعْنِی الْوَلَایَةَ مَنْ دَخَلَ فِیهَا دَخَلَ بُیُوتَ الْأَنْبِیَاءِ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: محمّد حلبی نقل کرد که حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً» - . نوح / 28 - {پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید ببخشای} فرمود: این خانه یعنی ولایت. هر کس داخل در آن شد، داخل در بیوت انبیاء شده است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 698 -
**[ترجمه]
لعل المعنی أن المراد بالبیت البیت المعنوی کما مر و بیوت الأنبیاء کلها بیت واحد هی بیت العز و الشرف و الکرامة و الإسلام فمن تولاهم فقد دخل بیوتهم و لحق بهم فأهل الولایة من الشیعة داخلون فی هذا البیت و یشملهم دعاء نوح علیه السلام.
و قال الطبرسی رحمه الله فی قوله تعالی: وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ أی دخل داری و قیل مسجدی و قیل سفینتی و قیل یرید بیت محمد صلی الله علیه و آله وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ عامة و قیل من أمة محمد صلی الله علیه و آله (1).
**[ترجمه]شاید معنی این است که منظور از «بیت»، بیت معنوی است، چنان چه گذشت و بیوت انبیا همه یک بیت است که همان بیت عزت و شرف و کرامت و اسلام است. پس هر کس ولایت ایشان را بپذیرد، داخل در بیوت آنها شده و به ایشان ملحق شده است. پس اهل ولایت از شیعه، داخل در این بیت هستند و دعای نوح شامل آنها میشود. و مرحوم طبرسی درباره آیه «وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ» گفته: یعنی وارد خانه من شده و گفته شده مسجدم و گفته شده کشتی من و گفته شده منظور بیت محمّد صلی اللَّه علیه و آله است. «وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ» یعنی عموم پیروان انبیاء و گفته شده از امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله است. - . مجمع البیان 10 : 365 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْعِدَّةُ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً یَعْنِی الْوَلَایَةَ مَنْ دَخَلَ فِی الْوَلَایَةِ دَخَلَ فِی بَیْتِ الْأَنْبِیَاءِ وَ قَوْلِهِ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً یَعْنِی الْأَئِمَّةَ علیهم السلام وَ وَلَایَتَهُمْ مَنْ دَخَلَ فِیهَا دَخَلَ فِی بَیْتِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله (2).
**[ترجمه]اصول کافی: محمد حلبی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً» فرمود: یعنی ولایت. هر کس داخل در ولایت شد، داخل در بیت انبیاء شده. و فرمایش خدا «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» یعنی، ائمه و ولایت آنها؛ هر کس داخل در آن شد، داخل در بیت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله شده است. - . اصول کافی 1 : 423 -
**[ترجمه]
لعل المراد فی تأویل الآیة الثانیة ذکر نظیر لکون المراد بالبیت البیت المعنوی فإن المراد بها بیت الخلافة لا أن من دخل فیها یکون من أهل البیت فإنه فرق بین الداخل فی البیت و بین من یکون من أهله علی أنه یحتمل أن یکون هذا بطنا من بطون الآیة و علی هذا البطن یکون أهل هذا البیت منزهین عن رجس الکفر و الشرک و إن کان بعضهم مخصوصین بالعصمة من سائر الذنوب و الله یعلم.
**[ترجمه]شاید مراد در تأویل آیه دوم، ذکر نمونهای است بر اینکه منظور از بیت، بیت معنوی است که مراد بیت خلافت باشد، نه هر کس که داخل در ولایت شد، جزو اهل بیت است، زیرا فرق است بین کسی که وارد خانهای میشود و بین کسی که از اهل آن خانه است، بنا بر اینکه ممکن است این یکی از بطون آیه باشد و بنا بر این بطن، اهل این بیت، از پلیدی کفر و شرک منزه میباشند و اگر چه عصمت از سایر گناهان نیز مختص بعضی از آنها باشد. و الله یعلم.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ قَالَ هُمُ الْأَوْصِیَاءُ (3).
کا، الکافی العدة عن أحمد بن محمد عن محمد بن إسماعیل عن محمد بن الفضیل مثله (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن فضیل از حضرت ابوالحسن علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ» فرمود: اینها اوصیاء هستند. - . کنز الفوائد: 356 -
اصول کافی: از محمد بن فضیل همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 425 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ النَّجَّارِ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ
فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً قَالَ سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام یَقُولُ هُمُ الْأَوْصِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنَّا وَاحِداً فَوَاحِداً فَلَا تَدْعُوا إِلَی غَیْرِهِمْ فَتَکُونُوا کَمَنْ دَعَا مَعَ اللَّهِ أَحَداً هَکَذَا نَزَلَتْ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود نجار از موسی بن جعفر علیهما السّلام درباره آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» - . جن / 18 - {و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید} نقل کرد که فرمود: از پدرم جعفر بن محمّد علیهما السّلام شنیدم که میفرمود: آنها اوصیا و ائمه از ما، یکی پس از دیگری هستند. به سوی غیر آنها دعوت نکنید که در این صورت مثل کسانی میشوید که با خدا کس دیگری خوانده است، این گونه نازل شده است. - . کنز الفوائد: 356 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً قَالَ الْمَسَاجِدُ الْأَئِمَّةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: پدرم از حسین بن خالد، از حضرت رضا علیه السّلام درباره آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» نقل کرد که فرمود: مساجد، ائمه صلوات الله علیهم هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 700 -
**[ترجمه]
اختلف فی المساجد المذکورة فی الآیة الکریمة فقیل المراد بها المواضع التی بنیت للعبادة و قد دل علیه بعض أخبارنا و
قیل هی المساجد السبعة کما روی عن أبی جعفر الثانی علیه السلام.
و غیره و قیل هی الصلوات و أما التأویل الوارد فی تلک الأخبار فیحتمل وجهین الأول أن یکون المراد بها بیوتهم و مشاهدهم فإن الله تعالی جعلها محلا للسجود أی الخضوع و التذلل و الإطاعة فیقدر مضاف فی الأخبار و علی هذا الوجه یحتمل التعمیم بحیث یشمل سائر البقاع المشرفة و یکون ذکر هذا الفرد لبیان أشرف أفرادها و الثانی أن یکون المراد بها الأئمة بأن یکون المراد بالبیوت البیوت المعنویة کما مر أو لکونهم أهل المساجد حقیقة علی تقدیر مضاف فی الآیة و الأول أظهر (3).
**[ترجمه]در معنی «مساجد» که در آیه شریفه است اختلاف شده و گفته شده که منظور محلهایی است که برای عبادت ساخته شده و بعضی از اخبار ما شاهد آن است. و گفته شده که مراد، مساجد هفتگانه است، همان طور که از حضرت جواد علیه السّلام و غیر ایشان نیز نقل شده است. و گفته شده منظور نمازها است. اما تأویلی که در این اخبار وارد شده، دو وجه در آنها است: اول: اینکه منظور از مساجد، خانههای ائمه و مشاهدشان باشد، زیرا خداوند آنجا را محل سجده قرار داد، یعنی خضوع و تذلّل و اطاعت. پس مضافی در اخبار در تقدیر است و بنا بر این وجه، احتمال تعمیم نیز وجود دارد، به طوری که شامل سایر بقاع مشرفه میشود. و ذکر این فرد برای بیان شریفترین فرد از افراد بقاع است. دوم: منظور از آن، ائمه باشد به اینکه همان طور که گذشت، منظور از «بیوت»، بیوت معنوی باشد یا به این جهت که آنها واقعا اهل مساجدند بنا بر تقدیر مضاف در آیه و اولی اظهر است.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ قَالَ یَعْنِی الْأَئِمَّةَ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حسین بن مهران از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» - . اعراف / 29 -
{و [اینکه] در هر مسجدی روی خود را مستقیم [به سوی قبله] کنید} فرمود: یعنی ائمه علیهم السّلام. - . تفسیر عیاشی 2 : 12 -
**[ترجمه]
یحتمل أن یکون المعنی أن المراد بالمسجد بیوت الأئمة و یکون أمرا بإتیانهم و إطاعتهم أو أن المراد بالمسجد الأئمة لأنهم أهل المساجد حقیقة أو
1) کنز الفوائد: 356 قوله: هکذا نزلت، أی أراد اللّه ذلک من الآیة، و منه و ممّا تقدم فی الباب السابق یعلم ان ذلک کان تعبیرا شائعا فی لسان الأئمّة علیهم السلام، فما توهم بعض أصحابنا الاخباریین من أن هذه الروایات تدلّ علی التحریف توهم فی غیر محله.
2) تفسیر القمّیّ: 700.
3) و لعلّ الثانی أظهر، یؤید ذلک قوله: فلا تدعوا الی غیرهم.
4) تفسیر العیّاشیّ 2: 12. و الآیة فی سورة الأعراف: 29.
لأنهم الذین أمر الله تعالی بالخضوع عندهم و الانقیاد لهم (1).
**[ترجمه]شاید معنی این باشد که مراد از «مسجد»، بیوت ائمه علیهم السّلام است و دستور به آمدن نزد آنها و اطاعت از ایشان میباشد. یا مراد از مسجد، خود ائمه باشد، زیرا آنها واقعا اهل مسجدند، یا به خاطر اینکه آنها کسانی هستند که خداوند امر به خضوع نزد ایشان و فرمانبرداری از آنها نموده است.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ قَالَ یَعْنِی الْأَئِمَّةَ علیهم السلام (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: حسین بن مهران از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» - . اعراف / 31 -
{جامه خود را در هر نمازی برگیرید} فرمود: یعنی ائمه علیهم السّلام. - . تفسیر عیاشی 2 : 13 -
**[ترجمه]
أی ولایتهم زینة معنویة للروح لا بد من اتخاذها فی الصلاة و لا ینافی ذلک ما ورد من تفسیرها باللباس الفاخر و بالطیب و الامتشاط عند کل صلاة لأن المراد بالزینة ما یشمل کلا من الزینة الصوریة و المعنویة و إنما ذکروا علیهم السلام فی کل مقام ما یناسبه و یحتمل هذا الخبر وجهین آخرین الأول أن یکون المراد تفسیر المسجد ببیوتهم و مشاهدهم علیهم السلام و یشهد له بعض الأخبار و الثانی أن یکون المعنی کون الخطاب متوجها إلیهم علیهم السلام کما ورد أنه مختص بالجمعة و العیدین و وجوبها مختص بهم و بحضورهم علی قول الأکثر أو هم الأولی بها عند حضورهم علی قول الجمیع.
**[ترجمه]یعنی ولایت ائمه زینتی معنوی است برای روح که چارهای از اتخاذ آن در نماز نیست. این تفسیر منافات ندارد با آن تفسیری که به لباس فاخر و استعمال عطر و شانه زدن در هنگام هر نماز شده است، زیرا منظور از «زینت»، زینتهای ظاهری و معنوی هر دو است و در هر مورد، آنچه مناسب با مقام بوده ذکر نمودهاند. و در این خبر دو وجه دیگر نیز احتمال دارد: اول: منظور تفسیر مسجد به خانهها و مشاهد آنها باشد و بعضی از اخبار شاهد آن است. دوم: معنی این باشد که خطاب به خود آنها است، چنان چه وارد شده که این آیه اختصاص به جمعه و عید قربان و فطر دارد و وجوب این نماز اختصاص به ائمه علیهم السّلام دارد و به حضور امام بنا بر قول اکثر، یا اینکه ائمه شایستهتر به آن هستند موقع حضورشان، بنا بر قول همه.
**[ترجمه]
کا، الکافی حُمَیْدُ بْنُ زِیَادٍ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الدِّهْقَانِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ بَیَّاعِ السَّابِرِیِّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ قَالَ هِیَ بُیُوتُ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله (3).
**[ترجمه]روضه کافی: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» پرسیدم. فرمود: آنها خانههای پیامبر است. - . روضه کافی: 331 -
**[ترجمه]
مد، العمدة بِإِسْنَادِهِ إِلَی الثَّعْلَبِیِّ مِنْ تَفْسِیرِهِ عَنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَابُوسِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ نسفیع (4)(نُفَیْعِ) بْنِ الْحَارِثِ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ وَ عَنْ بُرَیْدَةَ (5)قَالا قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله هَذِهِ الْآیَةَ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ
1) و یحتمل أیضا أن یکون قوله: یعنی الأئمّة، تفسیر للوجوه، و هو بتقدیر المضاف أی ولایتهم.
2) تفسیر العیّاشیّ 2: 13.
3) روضة الکافی: 331.
4) فی نسخة: نقیع و فی المصدر: (سقع) و الکل مصحف و الصحیح: نفیع بالفاء و هو نفیع بن الحارث بن کلدة بن عمرو الثقفی علی ما تقدم.
5) فی المصدر: انس بن مالک عن بریدة قال.
تُرْفَعَ إِلَی قَوْلِهِ وَ الْأَبْصارُ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا أَیْ بَیْتُ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام قَالَ نَعَمْ مِنْ أَفَاضِلِهَا (1).
**[ترجمه]العمدة: انس بن مالک و بریده گفتند: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله این آیه را خواند: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» تا «وَ الْأَبْصارُ.» مردی از جای خود به سوی او حرکت کرد و پرسید: این کدام خانهها است یا رسول اللَّه! آیا این خانه از آنهاست، یعنی خانه علی و فاطمه علیهما السّلام؟ فرمود: آری از بهترین آنهاست. - . العمدة : 152، در العمدة این گونه آمده است: «و گفت این کدام خانهها است یا رسول اللَّه؟ فرمود: خانههای انبیاء. گفت: ابوبکر از جای خود حرکت کرد و گفت: یا رسول اللَّه! این خانه از آنها است؛ خانه علی و فاطمه علیهما السّلام؟ فرمود: آری، از بهترین آن خانهها است.» و صحیح همین است و مانند آن از کنز الفوائد در روایت شماره 1 گذشت و ظاهرا نسخه مصنف ناقص بوده یا تحریف و سقط از جانب نساخ واقع شده است. -
**[ترجمه]
البقرة: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً»(143)
النساء: «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً»(41)
التوبة: «وَ سَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(94)
(و قال سبحانه): «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(105)
النحل: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً ثُمَّ لا یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ لا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ»(84)
(و قال تعالی): «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلی هؤُلاءِ»(89)
القصص: «وَ نَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً فَقُلْنا هاتُوا بُرْهانَکُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ»(75)
1) العمدة: 152 فیه: (و قال: ای بیوت یا رسول اللّه؟ فقال، بیوت الأنبیاء علیهم السلام، قال: فقام إلیه أبو بکر رضی اللّه عنه فقال: یا رسول اللّه هذا البیت منها لبیت علی و فاطمة علیهما السلام؟ قال: نعم من افاضلها) و هو الصحیح و تقدم نحوه عن الکنز تحت رقم: 1 و الظاهر ان نسخة المصنّف کانت ناقصة، او وقع التحریف و السقط من النسّاخ.
<meta info="- وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً. - . بقره / 143 -
{و بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.}
{پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتی گواهی آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم.}
{و به زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید، آنگاه به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده میشوید و از آنچه انجام میدادید به شما خبر میدهد.}
{و بگو [هر کاری میخواهید] بکنید که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده میشوید، پس ما را به آنچه انجام میدادید آگاه خواهد کرد.}
{و [یاد کن] روزی را که از هر امتی گواهی برمیانگیزیم. سپس به کسانی که کافر شدهاند رخصت داده نمیشود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت.}
{و [به یاد آور] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم.}
{و از میان هر امتی گواهی بیرون میکشیم و میگوییم برهان خود را بیاورید. پس بدانند که حق از آن خداست و آنچه برمیبافتند از دستشان میرود.}
**[ترجمه]
قال الطبرسی فی قوله تعالی: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً الوسط العدل و قیل الخیار قال صاحب العین الوسط من کل شیء أعدله و أفضله و متی قیل إذا کان فی الأمة من لیست (1)هذه صفته فکیف وصف جماعتهم بذلک فالجواب أن المراد به من کان بتلک الصفة لأن کل عصر لا یخلو من جماعة هذه صفتهم.
وَ رَوَی بُرَیْدٌ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام قَالَ: نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ.
وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی قَالَ علیه السلام إِلَیْنَا یَرْجِعُ الْغَالِی وَ بِنَا یَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ.
وَ رَوَی الْحَاکِمُ أَبُو الْقَاسِمِ الْحَسْکَانِیُّ فِی کِتَابِ شَوَاهِدِ التَّنْزِیلِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی إِیَّانَا عَنَی بِقَوْلِهِ لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَرَسُولُ اللَّهِ شَاهِدٌ عَلَیْنَا وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً
و قوله لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فیه ثلاثة أقوال أحدها لتشهدوا علی الناس بأعمالهم التی خالفوا فیها الحق فی الدنیا و الآخرة کما قال وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ (2).
و الثانی لتکونوا حجة علی الناس فتبینوا لهم الحق و الدین و یکون الرسول شهیدا علیکم مؤدیا للدین إلیکم. و الثالث أنهم یشهدون للأنبیاء علی أممهم المکذبین لهم بأنهم قد بلغوا و قوله یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً أی شاهدا علیکم بما یکون من أعمالکم و قیل حجة علیکم و قیل شهیدا لکم بأنکم قد صدقتم یوم القیامة فیما تشهدون به و یکون علی بمعنی اللام کقوله وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ (3)أی للنصب (4)
و قال رحمه الله فی قوله تعالی فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ إن الله تعالی یستشهد یوم القیامة کل نبی علی أمته فیشهد لهم و علیهم و یستشهد نبینا علی أمته (1).
أقول: و قد مر فی کتاب المعاد و سیأتی ما یدل علی أن حجة کل زمان شهید علی أهل ذلک الزمان و نبینا صلی الله علیه و آله شهید علی الشهداء.
و قال رحمه الله فی قوله تعالی وَ قُلِ اعْمَلُوا أی اعملوا ما أمرکم الله به عمل من یعلم أنه مجازی علی فعله فإن الله سیری عملکم و إنما أدخل سین الاستقبال لأن ما لم یحدث لا یتعلق به الرؤیة فکأنه قال کل ما تعملونه یراه الله تعالی و قیل أراد بالرؤیة هاهنا العلم الذی هو المعرفة و لذلک عداه إلی مفعول واحد أی یعلم الله تعالی ذلک فیجازیکم علیه و یراه رسوله أی یعلمه فیشهد لکم بذلک عند الله و یراه المؤمنون قیل أراد بالمؤمنین الشهداء و قیل أراد بهم الملائکة الذین هم الحفظة الذین یکتبون الأعمال. و
روی أصحابنا أن أعمال الأمة تعرض علی النبی صلی الله علیه و آله فی کل إثنین و خمیس فیعرفها و کذلک تعرض علی أئمة الهدی علیهم السلام فیعرفونها.
و هم المعنیون بقوله وَ الْمُؤْمِنُونَ (2).
و قال فی قوله تعالی وَ نَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً أی و أخرجنا من کل أمة من الأمم رسولها الذی یشهد علیهم بالتبلیغ و بما کان منهم و قیل هم عدول الآخرة و لا یخلو کل زمان منهم یشهدون علی الناس بما عملوا (3).
**[ترجمه]مرحوم طبرسی راجع به آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً» گفته است: «وسط» یعنی میانه و گفته شده بهترین. صاحب العین گفته: وسط از هر چیزی، میانه روترین آن و بهترین آن است. و هنگامی که گفته شد اگر در امت کسی بود که این صفتش نبود، پس چگونه تمام امت را به آن توصیف کرده است؟ جواب این است که منظور از او، کسی است که دارای این صفت بود، زیرا هر دورهای از گروهی که دارای این صفت باشند خالی نیست. و برید از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: ما امت وسط هستیم و ما گواهان خدا بر خلقش و حجت خدا در زمینش هستیم.
و در روایت دیگری فرمود: غالی به سوی ما برمیگردد و مقصر به ما ملحق میشود.
و حاکم ابوالقاسم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل به اسناد خود از سلیم بن قیس، از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل میکند که فرمود: خداوند در این آیه ما را قصد نموده: «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ.» پس رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله گواه بر ما است و ما گواهان خدا بر خلقش هستیم و حجت خدا در زمینش. و ما کسانی هستیم که خداوند فرمود: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً.»
و فرمایش خدا «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» سه قول در آن است: اول اینکه گواه باشید بر مردم در اعمالشان که مخالفت کردند در آن حق را در دنیا و آخرت، چنان چه فرمود: «وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ» - . زمر / 69 - {و پیامبران و شاهدان را بیاورند} پیامبران. دوم اینکه تا شما حجت بر مردم باشید و حق و دین را برای آنها بیان کنید و پیامبر گواه بر شما است و دین را به شما تحویل داده است. و سوم اینکه ائمه علیهم السّلام گواهی میدهند برای انبیا بر امتشان که تکذیب کننده آنها بودند که آنها تبلیغ رسالت برای امت خود نمودهاند. و فرمایش او «وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً» یعنی پیامبر اکرم گواه بر شما است بر آنچه که از اعمالتان است. و گفته شده حجت بر شما است. و گفته شده گواهی میدهد برای شما به این که شما راست گفتهاید در روز قیامت در آنچه که شهادت به آن میدهید. و «عَلی» به معنی «لام» میباشد، مانند فرمایش خدا «وَ مَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ» - . مائده / 3 - {و [همچنین] آنچه برای بتان سربریده شده} یعنی «لِلنُّصُبِ». - . مجمع البیان 2 : 224- 225 - و مرحوم طبرسی در مورد آیه «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ» گفته: خداوند روز قیامت از هر پیامبری گواهی میخواهد بر امتش. پس شهادت میهد به نفع و علیه آنها و پیامبر ما صلّی اللَّه علیه و آله را نیز گواه بر امت خویش میگیرد. - . مجمع البیان 3 : 49 -
مؤلف: قبلا در «کتاب معاد» گذشت و بعد از این نیز خواهد آمد آنچه که دلالت میکند بر اینکه حجت هر زمانی، گواه بر اهل آن زمان است و پیامبر ما صلی اللَّه علیه و آله گواه بر گواهان است.
و درباره
آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا» مرحوم طبرسی گفته: یعنی عمل کنید به آنچه که خدا به شما دستور داده، عمل کسی که میداند که پاداشِ داده شده بر عملش است، زیرا خداوند عمل شما را میبیند. و «س» «استقبال» را آورده، زیرا آنچه که واقع نشده، دیدن به آن تعلق نمیگیرد، گویا فرموده هر چه را که انجام میدهید، خدا آن را میبیند. و گفته شده از «رؤیة» در اینجا علمی را اراده کرده که همان معرفت است و به همین خاطر آن را به یک مفعول، متعدی کرده، یعنی خدا آن را میداند و شما را بر آن پاداش میدهد و پیامبرش میبیند، یعنی میداند و برای شما نزد خدا به آن گواهی میدهد و مؤمنان آن را میبینند. گفته شده که از مؤمنان شهدا را اراده کرده و گفته شده که از «مؤمنان»، ملائکه حافظی که اعمال را مینویسند اراده کرده است. و اصحاب ما روایت کردهاند که اعمال امت در هر دوشنبه و پنجشنبه بر پیامبر اکرم عرضه میشود. پس او آنها را میداند، و همچنین بر ائمه هدی علیهم السّلام عرضه میگردد، پس آنها را میدانند. و منظور از «مؤمنان» در فرمایش خدا، همان ائمه میباشند. - . مجمع البیان 5 : 69 -
و درباره آیه «وَ نَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً» گفت: یعنی خارج میکنم از هر امتی از امتها، پیامبرش را که گواهی دهد بر آنها به تبلیغ و به آنچه که از آنهاست. و گفته شده که آنها شخصیتهای عادل آخرت هستند که هیچ زمانی خالی از چنین اشخاصی نیست که گواه بر مردم باشند در آنچه که انجام دادند. - . مجمع البیان 7 : 263 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنْ زِیَادٍ الْقَنْدِیِّ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً قَالَ نَزَلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله خَاصَّةً فِی کُلِّ قَرْنٍ
مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَیْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله شَاهِدٌ عَلَیْنَا (1).
**[ترجمه]اصول کافی: سماعه گفت: حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً» پرسیدم. فرمود: فقط درباره امت محمّد صلی اللَّه علیه و آله نازل شده. در هر دورهای از ایشان، از ما خانواده امامی وجود دارد که گواه بر آنها است و حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله گواه بر ما است. - . اصول کافی 1 : 190 -
**[ترجمه]
یمکن أن یکون المراد بها تخصیص الشاهد و المشهود علیهم جمیعا بهذه الأمة فیکون المراد ب کُلِّ أُمَّةٍ فی الآیة کل قرن من تلک الأمة و یحتمل أیضا أن یکون المراد تخصیص الشاهد فقط أی یکون فی کل قرن من هذه الأمة واحد من الأئمة علیهم السلام یکون شاهدا علی من فی عصرهم من هذه الأمة و علی جمیع من مضی من الأمم و الأول أظهر لفظا و الثانی معنا و إن کان بحسب اللفظ یحتاج إلی تکلفات.
**[ترجمه]ممکن است منظور از آن، تخصیص شاهد و مشهود علیهم تماما، این امت باشد. پس منظور از «کُلِّ أُمَّةٍ» در آیه، هر دورهای از آن امت است و شاید منظور فقط تخصیص شاهد باشد، یعنی در هر دورهای از این امت، یکی از ائمه شاهد بر کسان همان دوره از این امت و بر تمام امتهای گذشته میباشد و اولی اظهر است، نه از جهت لفظ و دومی از جهت معنی، اگر چه به حسب لفظ، محتاج به تکلفاتی میشود.
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ ابْنِ عَائِذٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَقَالَ علیه السلام نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَی وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِی أَرْضِهِ قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی خَاصَّةً هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فِی الْکُتُبِ الَّتِی مَضَتْ وَ فِی هذا الْقُرْآنِ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ (2)فَرَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الشَّهِیدُ عَلَیْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَی النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ کَذَّبَ کَذَّبْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (3).
**[ترجمه]اصول کافی: برید گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره این آیه پرسیدم: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ.» فرمود: ما امت میانه هستیم و گواهان خدا بر خلقش و حجت او در زمینش هستیم. گفتم: آیه «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ چه؟» فرمود: فقط ما را قصد کرده، «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ» در کتب گذشته، «وَ فِی هذا» قرآن، «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ» - . حج / 78 - {آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلا شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد.} پس رسول خدا گواه بر ما است نسبت به تبلیغی که از سوی خدا کردهایم و ما گواه بر مردمیم. پس هر کس تصدیق ما را کرده باشد، در روز قیامت ما نیز او را تصدیق میکنیم و هر کس تکذیب کرد، ما تکذیبش مینماییم. - . اصول کافی 1 : 190 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب عَنِ الْکَاظِمِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ قَالَ نَحْنُ هُمْ نَشْهَدُ لِلرُّسُلِ عَلَی أُمَمِهَا (4).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در معنی آیه «فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ» - . آل عمران / 53 ، مائده / 83 -
{پس ما را در زمره گواهان بنویس} نقل شده که فرمود: ما آن گواهانیم، گواهی برای پیامبران میدهیم بر امتهای آنها. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 403 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب قَیْسُ بْنُ أَبِی حَازِمٍ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی قَوْلِهِ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ أَنَا وَ الصِّدِّیقِینَ عَلِیٌّ وَ الصَّالِحِینَ حَمْزَةُ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً الْأَئِمَّةُ الِاثْنَا عَشَرَ بَعْدِی (5).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ام سلمه گفت: پیامبر اکرم فرمود: در آیه «فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ» من هستم و «وَ الصِّدِّیقِینَ» علی است و «وَ الصَّالِحِینَ»
حمزه «وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً» - . نساء / 69 -
{و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته [یعنی] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند} ائمه دوازدهگانه بعد از من هستند. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 243 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام الْمُرَادُ بِ النَّبِیِّینَ الْمُصْطَفَی وَ بِ الصِّدِّیقِینَ الْمُرْتَضَی وَ بِ الشُّهَداءِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام وَ بِ الصَّالِحِینَ تِسْعَةٌ مِنْ أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ علیهم السلام وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً الْمَهْدِیُّ علیه السلام (1).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: از حضرت باقر نقل شده که منظور از «النَّبِیِّینَ»، حضرت مصطفی است «وَ الصِّدِّیقِینَ»، علی مرتضی و «وَ الشُّهَدَاء»، حسن و حسین علیهما السّلام و «وَ الصَّالِحِینَ»،
نه نفر از اولاد حسین «وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً»، حضرت مهدی هستند. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 243 -
**[ترجمه]
لعل المراد أن المذکورین أفضل أفراد کل من الفقرات و قوله وَ الصَّالِحِینَ حمزة أی هو أیضا داخل فیهم و فی بیان معنی اسم الإشارة أشار إلی دخول بقیة الأئمة أیضا فیهم و إن کان ظاهره أن المقصودین باسم الإشارة غیر المذکورین قبله لبعده عن سیاق الآیة و أما قوله وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً فیحتمل أن یکون المراد أن أول وفاقتهم (2)علیهم السلام فی زمانه علیه السلام فی الرجعة.
**[ترجمه]شاید منظور این است که اینها بهترین افراد آن گروهها هستند. و اینکه فرمود «صالحین» حمزه است، یعنی حمزه نیز داخل در آنها است و در بیان معنی اسم اشاره، اشاره کرد به داخل شدن بقیه ائمه نیز در آنها و اگرچه ظاهر آن این است که منظور از اسم اشاره، غیر از آن کسانی است که قبل از آن ذکر شدهاند، به خاطر بُعد آن از سیاق آیه و فرمایش خدا «وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً» ممکن است منظور این باشد که اولین مرتبه ملاقات آنها با حضرت مهدی در زمان او در رجعت میباشد.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَیْرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَقَالَ علیه السلام إِیَّانَا عَنَی (3).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: عروة بن زبیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» پرسیدم. فرمود: ما را قصد کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 504 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم الْحُسَیْنُ بْنُ الْعَبَّاسِ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ مَیْمُونٍ الْبَانِ مَوْلَی بَنِی هَاشِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام مِنَّا شَهِیدٌ عَلَی کُلِّ زَمَانٍ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ فِی زَمَانِهِ وَ الْحَسَنُ علیه السلام فِی زَمَانِهِ وَ الْحُسَیْنُ علیه السلام فِی زَمَانِهِ وَ کُلُّ مَنْ یَدْعُو مِنَّا إِلَی أَمْرِ اللَّهِ (4).
**[ترجمه]تفسیر فرات: میمون البان غلام بنی هاشم از حضرت ابو جعفر علیه السّلام درباره آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً» نقل کرد که فرمود: از ما گواهی است بر هر زمانی. علی بن ابی طالب علیه السّلام در زمان خود و حسن علیه السّلام در زمان خود و حسین علیه السّلام نیز در زمان خویش و هر یک از ما که مأموریت دعوت به سوی خدا را دارد. - . تفسیر فرات: 8 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم بِإِسْنَادِهِ عَنْ بُرَیْدٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ إِلَی آخِرِ السُّورَةِ (5)قَالَ إِیَّانَا عَنَی نَحْنُ الْمُجْتَبَوْنَ لَمْ یَجْعَلْ عَلَیْنَا فِی الدِّینِ
مِنْ ضِیقٍ وَ الْحَرَجُ أَشَدُّ مِنَ الضِّیقِ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ إِیَّانَا عَنَی خَاصَّةً هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ سَمَّانَا الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فِی الْکُتُبِ الَّتِی مَضَتْ وَ فِی هذا الْقُرْآنِ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ فَالرَّسُولُ الشَّهِیدُ عَلَیْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَی النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ کَذَّبَ کَذَّبْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: برید گفت: خدمت حضرت باقر علیه السّلام بودم. از آن جناب درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» - . حج / 77 -
{ای کسانی که ایمان آوردهاید رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید باشد که رستگار شوید} تا آخر سوره سؤال کردم. فرمود: ما را قصد کرده است. ما برگزیدهایم، بر ما در دین تنگنایی قرار داده نشده و حرج از ضیق شدیدتر است. «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ» فقط ما را قصد کرده، «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ» ما را مسلمان نامید، «مِن قَبلُ» در کتابهای گذشته، «وَ فِی هذا» و در قرآن، «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ» پس پیامبر گواه بر تبلیغ ما از جانب خدا است و ما گواه بر مردمیم. پس هر کس ما را تصدیق کرد، در روز قیامت تصدیقش میکنیم و هر کس تکذیب کرد، روز قیامت تکذیبش مینماییم. - . تفسیر فرات: 97 - 98 -
**[ترجمه]
فر (2)، تفسیر فرات بن إبراهیم أَبُو الْقَاسِمِ بْنُ شِبْلٍ عَنْ ظَفْرِ بْنِ حُمْدُونِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ إِبْرَاهِیمُ وَ حَدَّثَنِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ عَنْ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّ مُقَامِی بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنَّ مُفَارَقَتِی إِیَّاکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ فَقَامَ إِلَیْهِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا مُقَامُکَ بَیْنَ أَظْهُرِنَا فَهُوَ خَیْرٌ لَنَا (3)فَکَیْفَ یَکُونُ مُفَارَقَتُکَ إِیَّانَا خَیْراً لَنَا قَالَ علیه السلام أَمَّا مُقَامِی بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ یَعْنِی یُعَذِّبُهُمْ بِالسَّیْفِ فَأَمَّا مُفَارَقَتِی إِیَّاکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِأَنَّ أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَیَّ کُلَّ إِثْنَیْنِ وَ خَمِیسٍ فَمَا کَانَ مِنْ حَسَنٍ حَمِدْتُ اللَّهَ تَعَالَی عَلَیْهِ وَ مَا کَانَ مِنْ سَیِّئٍ اسْتَغْفَرْتُ لَکُمْ.
یر، بصائر الدرجات محمد بن عبد الحمید عن حنان عن أبیه مثله (4)
شی، تفسیر العیاشی عن حنان مثله (5)
1) تفسیر فرات: 97 و 98.
2) هکذا فی الکتاب، و لم نجده فی تفسیر فرات، و اسناده لا یناسبه، و الصحیح: ( ما ) ای امالی ابن الشیخ ، ویؤید ذلک قول المصنف بعد ذلک : ما : بالاسناد. والحدیث یوجد فی الامالی ص ٢٦٠.
3) فی تفسیر العیّاشیّ: فهو حیر لنا فقد عرفنا.
4) بصائر الدرجات: 131.
5) تفسیر العیّاشیّ 2: 54 و 55. و الآیة فی الأنفال: 33.
**[ترجمه]تفسیر فرات: - . در تفسیر فرات این روایت را نیافتیم و اسناد او هم مناسب با آن نیست و صحیح امالی طوسی است و گفته مصنف در روایت بعد «بالاسناد» مؤید این قول است. حدیث در امالی طوسی صفحه 260 است. - سدیر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله در حالی که میان جمعی از اصحابش بود فرمود: بودن من بین شما برایتان خوب است و رفتن من از میان شما نیز برایتان سودمند است. جابر بن عبداللَّه انصاری از جای حرکت کرد و گفت: یا رسول اللَّه! بودن شما میان ما که مسلم برایمان خوب است، اما چگونه رفتن شما از میان ما برایمان خوب است؟ فرمود: اما بودن من بین شما برایتان خیر است، به این دلیل که خداوند در این آیه میفرماید: «ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» - . انفال / 33 - {و[لی] تا تو در میان آنان هستی خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش میکنند خدا عذابکننده ایشان نخواهد بود.} یعنی عذاب میکند با شمشیر. اما مفارقت من از شما برای شما خوب است، زیرا اعمال شما در هر دوشنبه و پنجشنبه بر من عرضه میشود.
هیچ کاری خوبی نیست، مگر اینکه خدا را بر آن شکر میکنم و هیچ کار بدی نیست که برایتان استغفار مینمایم.
بصائر الدرجات: حنان از پدرش همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 131 -
تفسیر عیاشی: از حنان همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 2 : 54 - 55 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام یعنی یعذبهم بالسیف لعل المعنی أنه لا یعذبهم بعذاب الاستیصال ما دمت فیهم بل یعذبهم بالسیف (1).
**[ترجمه]سخن امام علیه السّلام «یعذبهم بالسیف» شاید معنی این است که آنها را با عذاب استیصال تا زمانی که تو در میان آنها هستی عذاب نمیکند، بلکه با شمشیر عذاب میکند.
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی بِالْإِسْنَادِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (2)وَ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ وَ مَنْصُورٍ وَ أَیُّوبَ وَ الْقَاسِمِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ غَیْرِهِمْ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی (3).
**[ترجمه]امالی طوسی: ابن اذینه گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم و به ایشان عرض کردم: فدایت شوم! آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» یعنی چه؟ فرمود: ما را قصد کرده است. - . امالی طوسی: 261 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْهُ علیه السلام مِثْلَهُ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید عجلی از حضرت صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
ما، الأمالی للشیخ الطوسی الْمُفِیدُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ بِلَالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّیَّارِیِّ عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ سَعِیدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ الرَّقِّیِّ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذْ قَالَ لِی مُبْتَدِئاً مِنْ قِبَلِ نَفْسِهِ یَا دَاوُدُ لَقَدْ عُرِضَتْ عَلَیَّ أَعْمَالُکُمْ یَوْمَ الْخَمِیسِ فَرَأَیْتُ فِیمَا عُرِضَ عَلَیَّ مِنْ عَمَلِکَ صِلَتَکَ لِابْنِ عَمِّکَ فُلَانٍ فَسَرَّنِی ذَلِکَ إِنِّی عَلِمْتُ أَنَّ صِلَتَکَ لَهُ أَسْرَعُ لِفَنَاءِ عُمُرِهِ وَ قَطْعِ أَجَلِهِ قَالَ دَاوُدُ وَ کَانَ لِیَ ابْنُ عَمٍّ مُعَانِدٍ خَبِیثٍ بَلَغَنِی عَنْهُ وَ عَنْ عِیَالِهِ سُوءُ حَالِهِ فَصَکَکْتُ لَهُ نَفَقَةً قَبْلَ خُرُوجِی إِلَی مَکَّةَ فَلَمَّا صِرْتُ بِالْمَدِینَةِ أَخْبَرَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِذَلِکَ (5).
**[ترجمه]امالی طوسی: داود بن کثیر رقی گفت: خدمت حضرت صادق علیه السّلام نشسته بودم که ابتدا به سخن نمود و فرمود: داود! روز پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه شد. در بین آنچه از عمل تو بر من عرضه شد، مشاهده کردم صله رحمی را که در مورد پسر عمویت فلانی کرده بودی. پس آن مرا خوشحال نمود. دانستم که این صله رحم تو، زودتر موجب پایان عمر و قطع اجل او میشود. داود گفت: پسر عمویی داشتم معاند خبیث. درباره وضع بد او و خانوادهاش به من خبر رسید. قبل از رفتنم به مکه مقداری پول برایش حواله کردم. وقتی به مدینه رسیدم، حضرت صادق علیه السّلام از آن به من خبر داد. - . امالی طوسی: 264 -
**[ترجمه]
الصک الکتاب الذی یکتب للعطایا و الأرزاق.
**[ترجمه]«الصک» یعنی نوشتهای که برای هدایا و ارزاق نوشته میشود.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبِی عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ قُلِ
اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ الْمُؤْمِنُونَ هَاهُنَا الْأَئِمَّةُ الطَّاهِرَةُ علیهم السلام (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: پدرم از یعقوب بن شعیب نقل کرد که حضرت صادق علیه السّلام در مورد آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمود: «مؤمنان» در این آیه، ائمه طاهرین علیهم السّلام هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 279 - 280 -
**[ترجمه]
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا فَلْیَسْتَحْیِ أَحَدُکُمْ أَنْ یَعْرِضَ عَلَی نَبِیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبِیحَ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: محمد بن حسن صفار از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال بندگان نیکوکاران آنها و پلیدکاران آنها، هر صبح بر پیامبر اکرم عرضه میشود. بپرهیزید و باید کسی از شما خجالت بکشد از اینکه بر پیامبرش عمل زشت عرضه شود. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 279 - 280 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ علیه السلام قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمُوتُ أَوْ کَافِرٍ یُوضَعُ فِی قَبْرِهِ حَتَّی یُعْرَضَ عَمَلُهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا وَ هَلُمَّ جَرّاً إِلَی آخِرِ مَنْ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: از آن امام علیه السّلام نیز نقل کرد که فرمود: هیچ مؤمن یا کافری نیست که بمیرد و در قبرش گذاشته شود، تا اینکه عملش بر پیامبر اکرم و بر امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیهما عرضه شود، همین طور تا آخرین کسی که خدا اطاعت او را واجب نمود. این گونه است فرمایش خدا: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 279 - 280 -
**[ترجمه]
مع، معانی الأخبار أَبِی عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنْ سَهْلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ کَانَ یَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله تُعْرَضُ عَلَیْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ کُلَّ خَمِیسٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لَیْسَ هَکَذَا وَ لَکِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُعْرَضُ عَلَیْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَکَتَ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ إِنَّمَا عَنَی الْأَئِمَّةَ علیهم السلام (4).
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ (5)
**[ترجمه]معانی الاخبار: ابو بصیر گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: ابوالخطاب میگوید که اعمال امت پیامبر، هر هفته روز پنجشنبه خدمت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله عرضه میشود. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: چنین نیست، بلکه اعمال امتش - چه نیکوکار و چه پلیدکار - هر روز صبح بر آن جناب عرضه میشود، بپرهیزید. و این است فرمایش خدا: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» امام علیه السّلام سکوت کرد. ابو بصیر گفت: همانا ائمه علیهم السّلام را قصد کرد. - . معانی الاخبار: 111 -
تفسیر عیاشی: از ابو بصیر همین روایت را تا «وَ الْمُؤْمِنُونَ» نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 2 : 109 -
**[ترجمه]
ب، قرب الإسناد هَارُونُ عَنِ ابْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ علیهما السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: مِمَّا أَعْطَی اللَّهُ أُمَّتِی وَ فَضَّلَهُمْ بِهِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ أَنْ أَعْطَاهُمْ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَمْ یُعْطَهَا إِلَّا نَبِیٌّ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً قَالَ لَهُ اجْتَهِدْ فِی دِینِکَ وَ لَا حَرَجَ عَلَیْکَ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَعْطَی ذَلِکَ أُمَّتِی حَیْثُ یَقُولُ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ یَقُولُ مِنْ ضِیقٍ وَ کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً قَالَ لَهُ إِذَا أَحْزَنَکَ أَمْرٌ تَکْرَهُهُ فَادْعُنِی أَسْتَجِبْ لَکَ وَ إِنَّ اللَّهَ أَعْطَی أُمَّتِی ذَلِکَ حَیْثُ یَقُولُ ادْعُونِی
أَسْتَجِبْ لَکُمْ (1)وَ کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً جَعَلَهُ شَهِیداً عَلَی قَوْمِهِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ أُمَّتِی شُهَدَاءَ عَلَی الْخَلْقِ حَیْثُ یَقُولُ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ (2).
**[ترجمه]قرب الاسناد: ابن زیاد از جعفر از پدرش علیهما السّلام، از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله نقل کرد که فرمود: از چیزهایی که خداوند به امت من بخشیده و به واسطه آن بر سایر امتها برتری داده، این سه خصلت است که به آنها عطا کرده است که به هیچ کس جز نبی نداده است. و آن این است که خداوند هر پیامبری را مبعوث نمود، به او فرمود در دین خود کوشا باش و حرجی بر تو نیست، و خداوند تبارک و تعالی به امت من نیز همین را عطا کرد، آنجا که میفرماید: «وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ» - . حج / 78 -
{و در دین بر شما سختی قرار نداده است.} میفرماید از تنگنا. و هر گاه پیامبری را مبعوث نمود، به او فرمود هر وقت چیزی که از آن کراهت داری تو را محزون کرد، مرا بخوان، دعایت را مستجاب میکنم. همین مزیت را به امت من نیز بخشید، آنجا که میفرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» - . غافر / 60 - {مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.} و هر وقت پیامبری را برانگیخت، او را گواه بر قومش قرار داد و خداوند امت من را گواهان بر خلق قرار داد، آنجا که میفرماید: «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ.» - . قرب الاسناد: 41 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَعْنِی مِنَ الْأَئِمَّةِ ثُمَّ قَالَ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله وَ جِئْنا بِکَ یَا مُحَمَّدُ شَهِیداً عَلی هؤُلاءِ یَعْنِی عَلَی الْأَئِمَّةِ فَرَسُولُ اللَّهِ شَهِیدٌ عَلَی الْأَئِمَّةِ وَ هُمْ شُهَدَاءُ عَلَی النَّاسِ (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» یعنی از ائمه علیهم السّلام. آنگاه به پیامبرش فرمود: «وَ جِئْنا بِکَ» ای محمّد! «شَهِیداً عَلی هؤُلاءِ» بر ائمه علیهم السّلام. پس رسول خدا گواه بر ائمه است و آنها گواهان بر مردمند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 363 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ نَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً یَقُولُ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمَامَهَا (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ نَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً» یعنی امام از هر گروه از این امت. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 491 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ قَالَ الشُّهَدَاءُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (5).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ» - . زمر / 69 - {و کارنامه [اعمال در میان] نهاده شود و پیامبران و شاهدان را بیاورند} گفت: منظور از «شهداء»، ائمه علیهم السّلام است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 581 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فَهَذِهِ خَاصَّةٌ لآِلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ قَوْلُهُ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ یَقُولُ (6)عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ (7)أَیْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله یَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ الرَّقِیبُ الشَّهِیدُ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلَی هَذِهِ الْأُمَّةِ بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله شَهِیداً مِنْ أَهْلِ
بَیْتِهِ وَ عِتْرَتِهِ مَا کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنْهُمْ أَحَدٌ فَإِذَا فَنُوا هَلَکَ أَهْلُ الْأَرْضِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله جَعَلَ اللَّهُ النُّجُومَ أَمَاناً لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ جَعَلَ أَهْلَ بَیْتِی أَمَاناً لِأَهْلِ الْأَرْضِ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ * وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ.» این امتیاز مخصوص آل محمّد است. این آیه نیز «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ» میفرماید: بر آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله «وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» یعنی آل محمّد گواهان بر مردم بعد از پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله میباشند. عیسی بن مریم گفت: «وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ» «الرقیب» یعنی گواه، «وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ» - . مائده / 117 - {و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتی تو خود بر آنان نگهبان بودی و تو بر هر چیز گواهی.} خداوند بر این امت پس از پیامبر اکرم، گواهی از اهل بیتش و عترتش قرار داد تا موقعی که یکی از آنها در دنیا باشد. وقتی آنها از بین رفتند، اهل زمین هلاک میشوند. رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند ستارگان را امان اهل آسمان قرار داد و اهل بیت مرا امان اهل زمین. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 443 - 444 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلی رَبِّهِمْ یَعْنِی بِالْأَشْهَادِ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ آلَ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلی رَبِّهِمْ» منظور از «الأشهاد» ائمه علیهم السّلام است. «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ» - . هود / 18 -
{و گواهان خواهند گفت اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنتخدا بر ستمگران باد} حق آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 300 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً قَالَ نَحْنُ الْأَئِمَّةُ الْوَسَطُ (3)وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ (4).
شی، تفسیر العیاشی عن برید مثله (5)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: برید عجلی گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً» پرسیدم. فرمود: ما ائمه میانه هستیم و ما گواهان خدا بر خلقش و حجت او در زمینش هستیم. - . بصائر الدرجات: 19 -
تفسیر عیاشی: از برید همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 62 -
بصائر الدرجات: ابن ابی عمیر همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 24 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 24 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ مَیْمُونٍ الْبَانِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ عَدْلًا لِیَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ الْأَئِمَّةُ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً قَالَ عَلَی الْأَئِمَّةِ (8).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: میمون البان از حضرت ابو جعفر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» فرمود: عادلانی که گواهان بر مردم باشید. فرمود: ائمه. «وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً» فرمود: بر ائمه. - . بصائر الدرجات: 24 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ
1) تفسیر القمّیّ: 443 و 444. و الآیة فی المائدة: 117.
2) تفسیر القمّیّ: 300 و الآیة فی سورة هود: 18.
3) فی المصدر: «الأمة الوسط» و فی العیّاشیّ: «الأمة الوسطی» نعم فی طریق محمّد بن الحسین: الأئمّة الوسط.
4) بصائر الدرجات: 19.
5) تفسیر العیّاشیّ 1: 62.
6) بصائر الدرجات: 24.
7) بصائر الدرجات: 24.
8) بصائر الدرجات: 24.
سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا یُفَارِقُنَا (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سلیم بن قیس از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند ما را پاک کرد و معصوم قرار داد و گواهان بر خلقش و حجتش در زمینش و ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد. ما از او جدا نمیشویم و او نیز از ما جدا نمیشود. - . بصائر الدرجات: 24 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَی النَّاسِ بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ مَا ضَیَّعُوا مِنْهُ (2).
یر، بصائر الدرجات محمد بن عبد الجبار عن محمد بن إسماعیل عن علی بن النعمان عن ابن خارجة مثله (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر، از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» فرمود: ما گواهان بر مردم هستیم به آنچه از حلال و حرام نزد ایشان است و آنچه از آن از بین بردهاند. - . بصائر الدرجات: 23 -
بصائر الدرجات: از ابن خارجه همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 151 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ فِی کِتَابِ بُنْدَارَ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (4).
شی، تفسیر العیاشی عن عمر مثله (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عمر بن حنظله گفت: این آیه را به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم. فرمود: آنها ائمه هستند. - . بصائر الدرجات: 23 - 24 -
تفسیر عیاشی: از عمر همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 1 : 63 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ خَمِیسٍ فَإِذَا کَانَ الْهِلَالُ أُکْمِلَتْ فَإِذَا کَانَ النِّصْفُ مِنْ شَعْبَانَ عُرِضَتْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَی عَلِیٍّ علیه السلام ثُمَّ یُنْسَخُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمّد حلبی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال در هر پنجشنبه هنگامی که هلال کامل شود، بر من عرضه میشود. هنگامی که نیمه شعبان باشد بر پیامبر اکرم و علی مرتضی عرضه میگردد، سپس در ذکر حکیم نسخهبرداری میشود. - . بصائر الدرجات: 125 - 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
قَالَ إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: احمد بن عمر از حضرت ابوالحسن نقل کرد که فرمود: درباره آیه پرسیده شد. فرمود: اعمال بندگان نیکوکار و پلیدکار آنها، هر صبح بر پیامبر عرضه میشود. پس بپرهیزید. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَیْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (2)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از حضرت صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 126 -
بصائر الدرجات: از محمد بن مسلم همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام مِثْلَهُ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: محمد بن فضیل از ابوالحسن علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 2 : 109 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: الْأَعْمَالُ تُعْرَضُ کُلَّ خَمِیسٍ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا (5).
**[ترجمه]بصائرالدرجات: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال هر پنجشنبه بر رسول خدا و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما عرضه میشود. - . بصائر الدرجات : 26 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُوسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَا بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَعْمَالِ هَلْ تُعْرَضُ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ مَا فِیهِ شَکٌّ قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ إِنَّهُمْ شُهُودُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمّد بن مسلم گفت: از حضرت باقر علیه السّلام سؤال کردم: آیا اعمال بر پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله عرضه میشود؟ فرمود: شکی در آن نیست. گفتم: نظرتان درباره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» چیست؟ فرمود: آنها گواهان خدایند در زمینش. - . بصائر الدرجات : 26 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ صَاحِبِهِ (7)قَالَ: إِنَّ أَعْمَالَ هَذِهِ الْأُمَّةِ تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی کُلِّ خَمِیسٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا (8).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل از صاحب خود - . شاید منظور ابوالحسن علیه السّلام است. -
نقل کرد که گفت: اعمال این امت - نیکوکار و پلیدکار - در هر پنجشنبه بر رسول خدا عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَی نَبِیِّکُمْ کُلَّ عَشِیَّةِ الْخَمِیسِ فَلْیَسْتَحْیِ أَحَدُکُمْ أَنْ یَعْرِضَ عَلَی نَبِیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبِیحَ (9).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال بندگان در هر شب پنجشنبه بر پیامبرتان عرضه میشود. پس باید حیا کند کسی از شما که عمل زشت بر پیامبرش عرضه شود. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مَنْصُورٍ بُزُرْجَ (10)عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ
خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ کُلَّ خَمِیسٍ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَإِذَا کَانَ یَوْمُ عَرَفَةَ هَبَطَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ قَدِمْنا إِلی ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً (1)فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَعْمَالُ مَنْ هَذِهِ قَالَ أَعْمَالُ مُبْغِضِینَا وَ مُبْغِضِی شِیعَتِنَا (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سلیمان بن خالد گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: اعمال بندگان هر پنجشنبه بر پیامبر اکرم عرضه میشود. در روز عرفه خدا فرود میآید و این آیه اشاره به همان است: «وَ قَدِمْنا إِلی ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً» - . فرقان / 23 -
{و به هر گونه کاری که کردهاند میپردازیم و آن را [چون] گردی پراکنده میسازیم.} عرض کردم: فدایت شوم! این اعمال چه کسی است؟ فرمود: اعمال دشمنان ما و دشمنان شیعیانمان. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
هبوط الرب تعالی کنایة عن تعرضه لأعمال العباد أو إهباط الملائکة لذلک.
**[ترجمه]«هبوط الرّب» کنایه از متعرض شدن او به اعمال بندگان یا فرود آمدن ملائکه برای آن است.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُوسَی عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْهُ علیه السلام قَالَ: تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ یَوْمَ الْخَمِیسِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حفص بن بختری از امام علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال در روز پنجشنبه بر رسول خدا و ائمه عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ أُدَیْمِ بْنِ الْحُرِّ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام تُعْرَضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ خَمِیسٍ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: معلی بن خنیس از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمود: او رسول خدا و ائمه علیهم السّلام هستند که اعمال بندگان در هر پنجشنبه بر آنها عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (5).
یر، بصائر الدرجات أحمد بن محمد عن الأهوازی عن النضر عن یحیی الحلبی عن عبد الحمید الطائی عن یعقوب بن شعیب المیثمی (6)عنه علیه السلام مثله (7).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: میثمی گفت: از امام صادق علیه السّلام درباره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» پرسیدم. فرمود: آنها ائمه علیهم السّلام هستند. - . بصائر الدرجات: 126 -
بصائر الدرجات: یعقوب بن شعیب میثمی از حضرت صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ (8)عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ
بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ وَ زَادَ فِی آخِرِهِ تُعْرَضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ یَوْمٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است و در آخر آن افزوده که: «اعمال بندگان تا روز قیامت هر روز بر آنها عرضه میشود.» - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام فِی هَذِهِ الْآیَةِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ نَحْنُ هُمْ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن فضیل از حضرت ابوالحسن علیه السّلام درباره این آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» نقل کرد که فرمود: ما آنها هستیم. - . بصائر الدرجات: 126 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام مِثْلَهُ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: حسین بشار از حضرت ابوالحسن علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَهْوَازِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَسَکَتَ (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: اعمال بندگان نیکوکاران و پلیدکاران هر صبح بر رسول خدا عرضه میشود. پس بپرهیزید. و این است فرمایش خدا: «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» آنگاه سکوت کرد. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
الضمیر فی قوله أبرارها و فجارها إما راجع إلی الأعمال فأطلق الأبرار و الفجار علیها مجازا أو إلی العباد و قوله فسکت أی عن تفسیر المؤمنین تقیة و فی الکافی لیس قوله وَ الْمُؤْمِنُونَ فالسکوت عن أصل قراءته لا عن تفسیره.
**[ترجمه]ضمیر در سخن امام علیه السّلام «أبرارها و فجارها» یا به اعمال برمیگردد، پس «أبرار و فجار» را بر اعمال مجازا اطلاق کرده است یا به «عباد» برمیگردد. و سخن او «فسکت» یعنی از تفسیر «مؤمنین» به خاطر تقیه و در کافی عبارت «و المؤمنون» نیست، پس سکوت از اصل قرائت آن است نه تفسیر آن.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ صَالِحِ بْنِ النَّضْرِ عَنْ یُونُسَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ فِی الْأَیَّامِ حِینَ ذَکَرَ یَوْمَ الْخَمِیسِ فَقَالَ هُوَ یَوْمٌ تُعْرَضُ فِیهِ الْأَعْمَالُ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ علیهم السلام (5).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: یونس از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که شنیدم درباره ایام میفرمود: هنگامی که روز پنجشنبه را ذکر کرد، پس فرمود: روزی است که در آن اعمال بر خدا و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ
لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قُلْتُ مَنِ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ مَنْ عَسَی أَنْ یَکُونَ إِلَّا صَاحِبُکَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابو بصیر گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: در «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»، مؤمنان کیانند؟ فرمود: چه کسی امید دارد که باشد، غیر از صاحب تو؟ - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الزَّیَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ الزَّیَّاتِ وَ کَانَ یُکَنَّی عَبْدَ الرِّضَا (2)قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام ادْعُ اللَّهَ لِی وَ لِأَهْلِ بَیْتِی قَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَکُمْ لَتُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ فَقَالَ أَ مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ (3).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابان زیات که مکنّی به عبدالرضا بود گفت: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: برای من و خانوادهام دعا بفرمایید. فرمود: مگر نمیکنم؟! به خدا قسم اعمال شما در هر شب و روز بر من عرضه میشود. این مطلب به نظرم بزرگ آمد. فرمود: مگر کتاب خدا را نخواندهای که میفرماید: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»؟ - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لِی یَا دَاوُدُ أَعْمَالُکُمْ عُرِضَتْ عَلَیَّ یَوْمَ الْخَمِیسِ فَرَأَیْتُ لَکَ فِیهَا شَیْئاً فَرَّحَنِی وَ ذَلِکَ صِلَتُکَ لِابْنِ عَمِّکَ أَمَا إِنَّهُ سَیُمْحَقُ أَجَلُهُ وَ لَا یَنْقُصُ رِزْقُکَ قَالَ دَاوُدُ وَ کَانَ لِیَ ابْنُ عَمٍّ نَاصِبٌ کَثِیرُ الْعِیَالِ مُحْتَاجٌ فَلَمَّا خَرَجْتُ إِلَی مَکَّةَ أَمَرْتُ لَهُ بِصِلَةٍ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَخْبَرَنِی بِهَذَا (4).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: داود رقی گفت: بر حضرت صادق علیه السّلام داخل شدم. به من فرمود: ای داود! اعمال شما روز پنجشنبه بر من عرضه شد. برای تو در آن چیزی دیدم که مرا شاد کرد و آن صله تو نسبت به پسر عمویت بود. بدان که مرگ او نزدیک میشود و روزی تو کم نمیشود. داود گفت: پسر عموی ناصبی بسیار عیالوار و محتاجی داشتم. زمانی که به سوی مکه خارج شدم، امر کردم برای او به صلهای. پس زمانی که بر حضرت صادق علیه السّلام وارد شدم، به من به این خبر داد. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ تُرِیدُ أَنْ تَرْوِیَ عَلَیَّ هُوَ الَّذِی فِی نَفْسِکَ (5).
شی، تفسیر العیاشی عن زرارة مثله (6)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره این آیه پرسیدم: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» فرمود: میخواهی از زبان من روایت کنی؟ معنی آیه همان است که در دل توست. - . بصائر الدرجات: 127 -
تفسیر عیاشی: از زراره همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر عیاشی 2 : 18 -
**[ترجمه]
أحاله علیه السلام علی ما فی ضمیره من کون المراد بالمؤمنین الأئمة علیهم السلام و لم یذکره له صریحا لئلا یروی ذلک عنه فیثیر فتنة و فیه إشعار بذم زرارة و إن أمکن توجیهه.
**[ترجمه]امام علیه السّلام او را ارجاع به آنچه که در نفسش بود، داد که منظور از «مؤمنان»، ائمه است و آن را صریحا برای او ذکر نکرد تا این روایت را از زبان امام علیه السّلام نقل نکند تا فتنهای برانگیزاند. و در این خبر اشارهای به ذم و سرزنش زراره است، گرچه میتوان آن را توجیه کرد.
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام
فِی قَوْلِ اللَّهِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ أَمَّا أَنْتَ لَسَامِعٌ ذَلِکَ مِنِّی لِتَأْتِیَ الْعِرَاقَ فَتَقُولَ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام یَقُولُ کَذَا وَ کَذَا وَ لَکِنَّهُ الَّذِی فِی نَفْسِکَ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: زراره از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» نقل کرد که فرمود: آیا تو آن را از من نشیندهای که به عراق میآیی که میگویی از محمد بن علی شنیدم که میفرمود چنین و چنان؟ ولی آن همان است که در دل تو است. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات أَبُو طَالِبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ قَالا سَأَلْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْأَعْمَالِ تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ مَا فِیهِ شَکٌّ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ شُهَدَاءَ فِی أَرْضِهِ (2).
یر، بصائر الدرجات یعقوب بن یزید عن محمد بن الحسین عن حماد عن حریز عن محمد بن مسلم مثله (3)
شی، تفسیر العیاشی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ مَا فِیهِ شَکٌّ قِیلَ لَهُ أَ رَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ وَ قُلِ اعْمَلُوا إِلَی آخِرِهِ الْخَبَرَ (5)
**[ترجمه]بصائر الدرجات: محمد بن مسلم و زراره گفتند: از حضرت صادق علیه السّلام از اعمالی که بر رسول خدا عرضه میشود پرسیدیم. فرمود: شکی در آن نیست. سپس این آیه را تلاوت کرد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» فرمود: برای خدا گواهانی در زمینش است. - . بصائر الدرجات: 127 -
بصائر الدرجات: حریز از محمد بن مسلم همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 127 -
بصائر الدرجات: علا از محمد بن مسلم همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 127 -
تفسیر عیاشی: از محمد بن مسلم همین روایت را تا عبارت «شکی در آن نیست» نقل کرده است. به او گفته شد: آیا سخن خدا را دیدهای که میفرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» تا آخر آن تا آخر خبر. - . تفسیر عیاشی 2 : 108 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ سَعِیدٍ الزَّیَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام إِنَّ قَوْماً مِنْ مَوَالِیکَ سَأَلُونِی أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ لَهُمْ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنِّی لَتُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ أَعْمَالُهُمْ (6).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله بن ابان گفت: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: گروهی از دوستداران شما از من خواستند که برای آنها دعا فرمایید. فرمود: به خدا سوگند در هر روز اعمال آنها بر من عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات الْهَیْثَمُ النَّهْدِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام وَ کَانَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ شَیْءٌ ادْعُ اللَّهَ لِی وَ لِمَوَالِیکَ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَکُمْ لَتُعْرَضُ (7)عَلَیَّ فِی کُلِّ خَمِیسٍ (8).
یر، بصائر الدرجات علی بن إسماعیل عن محمد بن عمرو الزیات عن عبد الله بن أبان مثله (9).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله بن ابان گفت: به حضرت رضا علیه السّلام در حالی که بین من و ایشان چیزی بود عرض کردم: برای من و دوستدارانتان دعا بفرمایید. فرمود: به خدا سوگند که در هر پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه میشود. - . بصائر الدرجات: 127 -
بصائر الدرجات: محمد بن عمرو زیات از عبدالله بن ابان همین روایت را نقل کرده است. - . بصائر الدرجات: 127 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات ابْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِأَصْحَابِهِ حَیَاتِی خَیْرٌ لَکُمْ وَ مَمَاتِی خَیْرٌ لَکُمْ قَالُوا أَمَّا حَیَاتُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَدْ عَرَفْنَا فَمَا فِی وَفَاتِکَ قَالَ أَمَّا حَیَاتِی فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ وَ أَمَّا وَفَاتِی فَتُعْرَضُ عَلَیَّ أَعْمَالُکُمْ فَأَسْتَغْفِرُ لَکُمْ (1).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: ابن ابی عمیر از گروهی از اصحاب ما، از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: رسول خدا به اصحاب خود فرمود: حیات من برای شما خیر است و مرگ من نیز برای شما خیر است. گفتند: حیاتتان را دانستیم، پس چه چیزی در وفاتتان است؟ فرمود: اما حیات من؛ همانا خدا میفرماید: «وَ مَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِیهِمْ وَ مَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ.» و اما وفات من؛ پس اعمال شما بر من عرضه میشود و برایتان طلب مغفرت میکنم. - . بصائر الدرجات: 131 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا لَکُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَکَیْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَیْهِ فَإِذَا رَأَی فِیهَا مَعْصِیَةً سَاءَهُ ذَلِکَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سُرُّوهُ (2).
**[ترجمه]بصائر الدرجات: سماعه گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: چه شده که پیامبر اکرم را ناراحت میکنید؟ مردی عرض کرد: فدایت شوم! چگونه ما ایشان را ناراحت میکنیم؟ فرمود: مگر نمیدانید که اعمال شما بر آن جناب عرضه میشود و وقتی معصیتی را مشاهده میکند، او را آزرده میکند؟ پس آن جناب را ناراحت نکنید و او را مسرور کنید. - . بصائر الدرجات: 123 -
**[ترجمه]
یر، بصائر الدرجات عَلِیُّ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبَانٍ الزَّیَّاتُ قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام إِنَّ قَوْماً مِنْ مَوَالِیکَ سَأَلُونِی أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ لَهُمْ قَالَ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِضُ أَعْمَالَهُمْ عَلَی اللَّهِ فِی کُلِّ یَوْمٍ (3).7
**[ترجمه]بصائر الدرجات: عبدالله بن ابان زیات گفت: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: گروهی از دوستداران شما از من خواستند که برای آنها دعا فرمایید. فرمود: به خدا سوگند من در هر روز اعمال آنها را بر خدا عرضه میکنم. - . بصائر الدرجات: 127، در آن چنین آمده «در هر روز اعمال آنها بر من عرضه میشود.» -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ نَحْنُ نَمَطُ الْحِجَازِ فَقُلْتُ وَ مَا نَمَطُ الْحِجَازِ قَالَ أَوْسَطُ الْأَنْمَاطِ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً ثُمَّ قَالَ إِلَیْنَا یَرْجِعُ الْغَالِی وَ بِنَا یَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ (4).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو بصیر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود: ما نمط حجازیم. گفتم نمط حجاز چیست؟ فرمود میانهترین راهها هستیم.
خداوند میفرماید: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً.» سپس فرمود: بازگشت غالی به سوی ما است و مقصر به ما ملحق میشود. - . تفسیر عیاشی 1 : 63 -
**[ترجمه]
کأنه کان النمط المعمول فی الحجاز أفخر الأنماط فکان یبسط فی صدر المجلس وسط سائر الأنماط
وَ فِی النِّهَایَةِ فِی حَدِیثِ عَلِیٍّ علیه السلام خَیْرُ هَذِهِ الْأُمَّةِ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ.
النمط الطریقة من الطرائق و الضرب من الضروب و النمط الجماعة من الناس أمرهم واحدة کره الغلو و التقصیر فی الدین (5)و
فی القاموس النمط بالتحریک ظهارة فراش ما أو ضرب من البسط و الطریقة و النوع من الشیء.
**[ترجمه]گویا نمط معمول در حجاز، بهترین نمطها بوده است که در صدر مجلس در وسط سایر نمطها پهن میشد. و در النهایه درباره حدیث علی علیه السّلام «خیر هذه الأمة النمط الأوسط» گفته: «النمط» یعنی راهی از راهها و نوعی از انواع. و «النمط» گروهی از مردم هستند که امرشان یکی است، دوست نداشت تندروی و کندروی در دین را. و در قاموس گفته: «النمط» با تحریک یعنی رویه یک فرشی یا نوعی از فرش و راه و نوعی از چیزی.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ (1)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ اللَّهُ وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً فَإِنْ ظَنَنْتَ أَنَّ اللَّهَ عَنَی بِهَذِهِ الْآیَةِ جَمِیعَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ مِنَ الْمُوَحِّدِینَ أَ فَتَرَی أَنَّ مَنْ لَا یَجُوزُ شَهَادَتُهُ فِی الدُّنْیَا عَلَی صَاعٍ مِنْ تَمْرٍ یَطْلُبُ اللَّهُ شَهَادَتَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ یَقْبَلُهَا مِنْهُ بِحَضْرَةِ جَمِیعِ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ کَلَّا لَمْ یَعْنِ اللَّهُ مِثْلَ هَذَا مِنْ خَلْقِهِ یَعْنِی الْأُمَّةَ (2)الَّتِی وَجَبَتْ لَهَا دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ (3)وَ هُمُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَی وَ هُمْ خَیْرُ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ.
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو عمرو زبیری از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند فرمود: «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً.» اگر گمان کردی که خداوند به این آیه تمام اهل قبله از موحدان را قصد کرده است، به نظر تو کسی که شهادتش در دنیا بر یک صاع از خرما جایز نیست، خداوند در روز قیامت شهادت او را طلب میکند و در حضور تمام امتهای گذشته آن را از قبول میکند؟ هرگز چنین چیزی را از خلقش نخواسته است. یعنی آن امتی که دعای ابراهیم برای ایشان ثابت شده، «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» - . آل عمران / 110 -
{شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید} و آنها امت میانه هستند و بهترین امتی که برای مردم پدیدار شدند. - . تفسیر عیاشی 1 : 103 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ زَیْنِ الْعَابِدِینَ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ نَحْنُ هُمْ.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: عبدالله بن حسین از حضرت زین العابدین علیه السّلام درباره آیه «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» نقل کرد که فرمود: ما آنها هستیم.
**[ترجمه]
وَ فِی خَبَرٍ أَنَّ قَوْلَهُ تَعَالَی هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فَدَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ لآِلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فَإِنَّهُ لِمَنْ لَزِمَ الْحَرَمَ مِنْ قُرَیْشٍ حَتَّی جَاءَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله ثُمَّ اتَّبَعَهُ وَ آمَنَ بِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَعَالَی وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله یَکُونُ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله شَهِیداً وَ یَکُونُونَ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ بَعْدَهُ وَ کَذَلِکَ قَوْلُهُ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تُوُفِّیَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله صَارُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ لِأَنَّهُمْ مِنْهُ (4).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: در خبری راجع به آیه «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ» نقل میشود که دعای ابراهیم و اسماعیل به آل محمّد اختصاص دارد، زیرا مربوط به کسانی است از قریش که ساکن مکه بودند، تا زمانی که پیامبر اکرم آمد. آنگاه از او پیروی کردند و ایمان آوردند. اما این آیه «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ»، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله گواه بر آل محمّد است و آنها گواهان بر مردمند بعد از او. و چنین است این آیه: «وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ»، پس از آنکه پیامبر اکرم وفات نمود، آنها گواهان بر مردم شدند، چون ایشان از او هستند. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 273 -
**[ترجمه]
أَبُو الْوَرْدِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ قَالَ نَحْنُ هُمْ.
**[ترجمه]ابو الورد از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ» نقل کرد که فرمود: ما آنهاییم.
**[ترجمه]
بُرَیْدٌ الْعِجْلِیُّ عَنْهُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ.
**[ترجمه]برید عجلی از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد درباره آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً» فرمود: ما امت میانه هستیم و گواهان بر خلق او و حجتش در زمینش.
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةِ حُمْرَانَ عَنْهُ علیه السلام إِنَّمَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً یَعْنِی عَدْلًا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً قَالَ وَ لَا یَکُونُ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُلُ فَأَمَّا الْأُمَّةُ فَإِنَّهُ غَیْرُ جَائِزٍ أَنْ یَسْتَشْهِدَهَا اللَّهُ تَعَالَی عَلَی النَّاسِ وَ فِیهِمْ مَنْ لَا تَجُوزُ شَهَادَتُهُ فِی الدُّنْیَا عَلَی حَزْمَةِ بَقْلٍ.
**[ترجمه]و در روایت حمران از امام علیه السّلام آمده است: خداوند آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً» را نازل کرد، یعنی معتدل، «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً.» فرمود: گواهان بر مردم غیر از ائمه و پیامبران نیستند. اما امت، جایز نیست که خداوند آنها را بر مردم گواه بگیرد، با اینکه در میان آنها کسانی هستند که شهادت آنها در دنیا بر یک بسته سبزی هم جایز نیست.
**[ترجمه]
وَ عَنْ عَطَاءِ بْنِ ثَابِتٍ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ قَالَ نَحْنُ الْأَشْهَادُ.
**[ترجمه]و عطاء بن ثابت از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ یَقُولُ الأَشْهَادُ» نقل کرد که فرمود: ما گواهان هستیم.
**[ترجمه]
وَ عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْهُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ یَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً قَالَ نَحْنُ الشُّهُودُ عَلَی هَذِهِ الْأُمَّةِ.
**[ترجمه]ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا» نقل کرد که فرمود: ما گواهان بر این امت هستیم.
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً الْآیَةَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی (1).
**[ترجمه]و از ایشان علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «قُلْ کَفَی بِاللّهِ شَهِیدًا» - . رعد / 43 ، اسراء / 96 - {بگو میان من و شما گواه بودن خدا کافی است} فرمود: ما را قصد کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب: 313 - 314 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَقَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمُوتُ وَ لَا کَافِرٍ یُوضَعُ فِی قَبْرِهِ حَتَّی یُعْرَضَ عَمَلُهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیٍّ علیه السلام فَهَلُمَّ جَرّاً إِلَی آخِرِ مَنْ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ (2).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: برید عجلی گفت: به حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» عرض کردم. فرمود: هیچ مؤمنی نیست که بمیرد و هیچ کافری نیست که در قبرش گذاشته شود، تا اینکه عمل او بر رسول خدا و علی علیه السّلام عرضه میشود. پس همین طور ادامه بده تا آخرین کسی که خدا اطاعتش را واجب نمود.
**[ترجمه]
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ الْمُؤْمِنُونَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]و امام صادق علیه السّلام فرمود: «وَ الْمُؤْمِنُونَ»، آنها ائمه علیهم السّلام هستند. - . تفسیر عیاشی 2 : 109 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ زِیَادٍ الْقَنْدِیِّ (4)عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ
جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً قَالَ هَذَا نَزَلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله خَاصَّةً فِی کُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَیْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله شَاهِدٌ عَلَیْنَا (1).
**[ترجمه]اصول کافی: سماعه گفت: حضرت صادق علیه السّلام درباره این آیه فرمود: این فقط درباره امت محمّد نازل شده است. در هر دورهای از ایشان امامی از ما گواه بر آنها است و محمّد صلّی الله علیه و آله گواه بر ما است. - . اصول کافی 1 : 190 -
**[ترجمه]
کا، الکافی أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مَیَّاحٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ (2)قَالَ: قَرَأَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَقَالَ لَیْسَ هَکَذَا هِیَ إِنَّمَا هِیَ وَ الْمَأْمُونُونَ فَنَحْنُ الْمَأْمُونُونَ (3).
**[ترجمه]اصول کافی: میاح از شخصی که به او خبر داده بود نقل کرد که گفت: مردی خدمت حضرت صادق علیه السّلام آیه «قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» را قرائت کرد. فرمود: آیه این طور نیست، بلکه آن «و المأمونون» است، ما «مأمونون» هستیم. - . اصول کافی 1 : 424 -
**[ترجمه]
قد وردت سائر الأخبار المتقدمة علی القراءة المشهورة فیمکن أن یکون المعنی هنا أنه لیس المراد بالمؤمنین هنا ما یقابل الکافرین لیشمل کل مؤمن بل المراد کل المؤمنین (4)و هم المأمونون عن الخطاء المعصومون عن الزلل و هم الأئمة علیهم السلام و یحتمل أن یکون فی مصحفهم المأمونون و فسروا فی سائر الأخبار القراءة المشهورة بما یوافق قراءتهم علیهم السلام.
**[ترجمه]سایر اخبار گذشته بنا بر قرائت مشهور بود. ممکن است معنی در اینجا این باشد که مراد از مؤمنان، آنچه که در مقابل کافران است نمیباشد تا شامل هر مؤمنی شود، بلکه منظور همه مؤمنان است و آنها مأمون از خطا و معصوم از لغزش و آنها ائمه علیهم السّلام هستند. و شاید هم در مصحف ائمه مأمونون باشد و در سایر اخبار قرائت مشهور، مطابق قرائت خود تفسیر نمودند.
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام (5).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ» - . بروج / 3 -
{و به گواه و مورد گواهی} نقل کرد که فرمود: پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام هستند. - . اصول کافی 1 : 425 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رَوَی الْحَسَنُ بْنُ أَبِی الْحَسَنِ الدَّیْلَمِیُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ قَالَ السَّائِقُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ الشَّهِیدُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله (6).
أقول: قد مضت الأخبار الکثیرة فی ذلک فی کتاب المعاد و کتاب تاریخ النبی صلی الله علیه و آله.
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ» - . ق / 21 - {و هر کسی میآید [در حالی که] با او سوقدهنده و گواهیدهندهای است} نقل کرد که فرمود: «سائق» امیرالمؤمنین و شهید پیامبر اکرم است. - . کنز الفوائد: 309 -
مؤلف: اخبار زیادی در این باره در «کتاب معاد» و «کتاب تاریخ النبی صلّی الله علیه و آله» گذشت.
**[ترجمه]
مُحَاسَبَةُ النَّفْسِ، لِلسَّیِّدِ عَلِیِّ بْنِ طَاوُسٍ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ لِابْنِ عُقْدَةَ وَ کِتَابِ الدَّلَائِلِ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ وَ تَفْسِیرِ مَا نَزَلَ فِی أَهْلِ الْبَیْتِ علیهم السلام لِمُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَرْوَانَ بِأَسَانِیدِهِمْ إِلَی یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام.
**[ترجمه]محاسبة النفس: سید علی بن طاوس به نقل از کتاب «تفسیر القرآن» ابن عقده و کتاب «الدلایل» عبدالله بن جعفر حمیری و تفسیر «ما نزل فی اهل البیت» محمد بن عباس بن مروان به اسانیدشان به یعقوب بن شعیب که گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» پرسیدم. فرمود: آنها ائمه علیهم السّلام هستند.
**[ترجمه]
وَ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بِإِسْنَادِهِمَا إِلَی بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ قَالَ إِیَّانَا عَنَی.
**[ترجمه]و از ابن عقده و محمد بن عباس به اسنادشان به برید بن معاویه نقل کرد که گفت: از حضرت صادق درباره این آیه پرسیدم. فرمود: ما را قصد نموده است.
**[ترجمه]
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ طَرِیقِ الْجُمْهُورِ إِلَی أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ عَمَّاراً قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَدِدْتُ أَنَّکَ عُمِّرْتَ فِینَا عُمُرَ نُوحٍ علیه السلام فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَمَّارُ حَیَاتِی خَیْرٌ لَکُمْ وَ وَفَاتِی لَیْسَ بِشَرٍّ لَکُمْ أَمَّا حَیَاتِی (1)فَتُحَدَّثُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ وَ أَمَّا بَعْدَ وَفَاتِی فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَحْسِنُوا الصَّلَاةَ عَلَیَّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِی فَإِنَّکُمْ تُعْرَضُونَ عَلَیَّ بِأَسْمَائِکُمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِکُمْ فَإِنْ یَکُنْ خَیْرٌ (2)حَمِدْتُ اللَّهَ وَ إِنْ یَکُنْ سِوَی ذَلِکَ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ (3)لِذُنُوبِکُمْ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ وَ الشُّکَّاکُ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ* یَزْعُمُ أَنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَیْهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ بِأَسْمَاءِ الرِّجَالِ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ أَنْسَابِهِمْ إِلَی قَبَائِلِهِمْ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْإِفْکُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَقِیلَ لَهُ وَ مَنِ الْمُؤْمِنُونَ فَقَالَ عَامَّةٌ وَ خَاصَّةٌ أَمَّا الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (4)ثُمَّ قَالَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ مِنْ طَاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ.
وَ رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ أَخْبَارَ جَمَاعَةٍ فِی ذَلِکَ (5).
**[ترجمه]و از محمد بن عباس به اسناد خود از طریق جمهور سند را به ابو سعید خدری میرساند که عمار گفت: یا رسول اللَّه! دوست داشتم میان ما به اندازه عمر نوح عمر میکردی. پیامبر اکرم فرمود: ای عمار! زندگی من برای شما خیر است و فوت من هم برای شما شر نیست. اما در زندگی من اگر بدعتی از شما سرزند، من برایتان استغفار میکنم و اما پس از درگذشتم، از خدا بپرهیزید و درود نیکو بر من و اهل بیتم بفرستید و شما با نامهایتان و نام پدرانتان بر من عرضه میشوید؛ اگر خوب باشد خدا را حمد میکنم و اگر غیر از این باشد، برای گناهانتان استغفار میکنم. پس منافقان و اشخاص شکاک و بیماردلان گفتند: گمان میکند اعمال پس از فوتش با اسمهای مردان و اسمهای پدرانشان و انسابشان و قبیلههای آنها بر او عرضه میشود. این یک بهتان است. خداوند این آیه را نازل کرد: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.» از ایشان پرسیده شد: «مؤمنون» کیانند؟ فرمود: مؤمنان به طور کلی یا مؤمنان به طور خاص؟ اما کسانی که خدا فرمود «وَ الْمُؤْمِنُونَ»، پس آنها آل محمّد و ائمه علیهم السّلام از آنها هستند. سپس فرمود: «وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»، از اطاعت و معصیت.
و محمّد بن عباس روایتهای گروهی را در این مورد نقل کرده است. - . محاسبة النفس: 126 - 129 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب یَزِیدُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِکِ عَنْ زَیْنِ الْعَابِدِینَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِ اللَّهِ بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیاً قَالَ بِالْوَلَایَةِ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهِ (1).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: یزید بن عبدالملک از حضرت زین العابدین علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیاً» - . بقره / 90 - {وه که به چه بد بهایی خود را فروختند که به آنچه خدا نازل کرده بود از سر رشک انکار آوردند} فرمود: یعنی به ولایت بر امیرالمؤمنین و اوصیاء از فرزندانش. - . مناقب ابن شهر آشوب 1 : 244 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ یَعْنِی أَهْلَ الْإِیمَانِ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ» یعنی آل محمّد، «وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ» - . عنکبوت / 47 - {پس آنان که بدیشان کتاب دادهایم بدان ایمان میآورند و از میان اینان کسانیاند که به آن میگروند} یعنی اهل ایمان از اهل قبله. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 497 -
**[ترجمه]
قیل المراد ب فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ مؤمنو أهل الکتاب و قیل المسلمون الذین أوتوا القرآن و تأویله علیه السلام یوافق الثانی.
**[ترجمه]گفته شده منظور از «فَالَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ» مؤمنان اهل کتاب هستند و گفته شده مراد مسلمانان هستند که قرآن به آنها داده شده و تأویل امام علیه السّلام مطابق قول دوم است.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَهَذِهِ الْآیَةُ لآِلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ» - . آل عمران / 164 -
{به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت.} این آیه به آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله اختصاص دارد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 111 -
**[ترجمه]
لعل المراد تفسیر المؤمنین بالأئمة علیهم السلام لدلالة قوله تعالی مِنْ أَنْفُسِهِمْ علی غایة اختصاصه صلی الله علیه و آله بهم علیهم السلام و هذا أقرب مما تکلفه المفسرون قال البیضاوی مِنْ أَنْفُسِهِمْ أی من نسبهم أو جنسهم عربیا مثلهم لیفهموا کلامه بسهولة و یکونوا واقفین علی حاله فی الصدق و الأمانة مفتخرین به و قرئ عن أنفسهم أی من أشرفهم لأنه کان صلی الله علیه و آله من أشرف قبائل العرب و بطونهم انتهی (4).
أقول: تلک القراءة یؤید هذا التأویل و ما ذکره أولا مدخول بأن المؤمنین غیر مقصورین علی العرب.
**[ترجمه]شاید منظور تفسیر «مؤمنان» به ائمه علیهم السّلام است، به دلیل این قسمت آیه «مِنْ أَنْفُسِهِمْ» به جهت کمال اختصاص پیامبر به آنها. و این تفسیر نزدیکتر است از تفسیری که مفسران با زحمت در مورد آیه نمودهاند. بیضاوی گفته: «مِنْ أَنْفُسِهِمْ» یعنی از نسب یا جنس آنها مانند آنها عرب بود تا سخنش را به آسانی بفهمند و بر حال او در صدق و امانت واقف باشند، راست و افتخار به وجودش نمایند، و به این صورت نیز خوانده شده «عَن أَنْفُسِهِمْ»، یعنی از شریفترین آنها، زیرا پیامبر اکرم از شریفترین قبایل عرب و بطون آنها بود. (پایان نقل قول) - . تفسیر بیضاوی 1 : 242 -
مؤلف: این قرائت مؤید این تأویل است، اما آنچه در اول ذکر کرده صحیح نیست، زیرا مؤمنان منحصر به عرب نیستند.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی یَحْیَی بْنُ زَکَرِیَّا عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ أَتْبَعْنَاهُمْ ذُرِّیَّاتِهِمْ بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّاتِهِمْ (1)قَالَ الَّذِینَ آمَنُوا بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الذُّرِّیَّةُ الْأَئِمَّةُ وَ الْأَوْصِیَاءُ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ لَمْ تَنْقُصْ ذُرِّیَّتُهُمْ مِنَ الْحُجَّةِ الَّتِی جَاءَ بِهَا مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله فِی عَلِیٍّ علیه السلام وَ حُجَّتُهُمْ وَاحِدَةٌ وَ طَاعَتُهُمْ وَاحِدَةٌ وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی قَوْلِهِ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ أَیْ مَا نَقَصْنَاهُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ» {و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروی کردهاند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد} نقل کرد که فرمود: کسانی که به پیامبر و امیرالمؤمنین و ذریه او - ائمه و اوصیاء - ایمان آوردند، ذریه آنها را به ایشان ملحق میکنیم و ذریه آنها از حجتی که حضرت محمّد درباره علی علیه السّلام آورد، کم نکرد. حجت آنها یکی و طاعت ایشان نیز یکی است. و علی بن ابراهیم درباره این آیه «وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ» - . طور / 21 - {و چیزی از کار[ها]شان را نمیکاهیم} میگوید: یعنی کم نمیکنیم از ایشان. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 649 - 650 -
**[ترجمه]
المشهور بین المفسرین
أن الآیة نزلت فی أطفال المؤمنین یلحقهم الله بآبائهم فی الجنة و روی ذلک عن الصادق علیه السلام.
و ما ورد فی هذا الخبر بطن من بطون الآیة.
**[ترجمه]مشهور بین مفسران این است که آیه درباره اطفال مؤمنان نازل شده است که خداوند آنها را به پدرانشان در بهشت ملحق میکند. همین مطلب از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده، آنچه در این خبر ذکر شد یکی از بطون آیه است.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ فِی قَوْلِهِ قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ أَمَّا قَوْلُهُ قُولُوا فَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام لِقَوْلِهِ فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا (3).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: مفضل بن صالح از بعضی اصحابش درباره آیه «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ» - . بقره / 136 -
{بگویید ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده ایمان آوردهایم} نقل کرد که اما این قسمت آیه «قُولُوا»، آنها آل محمّدند، به دلیل این آیه: «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا.» - . تفسیر عیاشی 1 : 61 - 62 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ سَلَّامٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا قَالَ عَنَی (4)بِذَلِکَ عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ جَرَتْ بَعْدَهُمْ فِی الْأَئِمَّةِ علیهم السلام
1) هکذا فی الکتاب و مصدره إلّا ان فی النسخة المطبوعة من المصدر: اتبعتهم و الآیة فی المصحف الشریف هکذا: و الذین آمنوا و اتبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم ذریتهم و الاختلاف اما من النسّاخ، او الآیة نقل معناها.
2) تفسیر القمّیّ: 649 و 650 فیه: ما أنقصناهم و الآیة فی سورة الطور: 21.
3) تفسیر العیّاشیّ 1: 61 و 62، و الآیتان فی سورة البقرة: 136 و 137 فی المصدر: فقد اهتدوا سائر الناس.
4) فی المصدر: انما عنی.
قَالَ ثُمَّ رَجَعَ الْقَوْلُ مِنَ اللَّهِ فِی النَّاسِ فَقَالَ فَإِنْ آمَنُوا یَعْنِی النَّاسَ بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ یَعْنِی عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِمْ علیهم السلام فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِی شِقاقٍ (1).
کا، الکافی محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن الحسن بن محبوب عن محمد بن النعمان عن سلام بن عمرة عنه علیه السلام مثله (2)
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: سلام از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا» فرمود: از آن علی و فاطمه و حسن و حسین را قصد کرده است و در مورد سایر ائمه علیهم السّلام بعد از ایشان نیز جاری است. آنگاه سخن را از خدا به مردم برگرداند و فرمود: «فَإِنْ آمَنُوا» یعنی مردم، «بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ» یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه پس از آنها. «فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِی شِقاقٍ» - . بقره / 137 - {پس اگر آنان [هم] به آنچه شما بدان ایمان آوردهاید ایمان آوردند قطعا هدایت شدهاند ولی اگر روی برتافتند، جز این نیست که سر ستیز [و جدایی ] دارند.} - . تفسیر عیاشی 1 : 62 -
اصول کافی: سلام بن عمره از امام علیه السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 415 - 416 -
**[ترجمه]
ذکر المفسرون أن الخطاب فی قوله قُولُوا للمؤمنین لقوله فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ و ضمیر آمنوا للیهود و النصاری و تأویله علیه السلام یرجع إلی ذلک لکن خص الخطاب بکمل المؤمنین الموجودین فی ذلک الزمان ثم یتبعهم من کان بعدهم من أمثالهم کما فی سائر الأوامر المتوجهة إلی الموجودین فی زمانه علیه السلام الشاملة لمن بعدهم و هو أظهر من توجه الخطاب إلی جمیع المؤمنین بقوله تعالی وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا لأن الإنزال حقیقة و ابتداء علی النبی صلی الله علیه و آله و علی من کان فی بیت الوحی و أمر بتبلیغه و لأنه قرن بما أنزل علی إبراهیم و إسماعیل و سائر النبیین فکما أن المنزل إلیهم فی قرینه هم النبیون و المرسلون ینبغی أن یکون المنزل إلیهم أولا أمثالهم و أضرابهم من الأوصیاء و الصدیقین فضمیر آمنوا راجع إلی الناس غیرهم من أهل الکتاب و قریش و غیرهم قوله علیه السلام عنی بذلک أی بضمیر قُولُوا و إن سقط من الثانی لذکره فی الأول و التصریح به فیه و إن أمکن أن یکون إشارة إلی ضمیری منا و إلینا و المآل واحد و علی تفسیره علیه السلام یدل علی إمامتهم و جلالتهم علیهم السلام و کون المعیار فی الاهتداء متابعتهم فی العقائد و الأعمال و الأقوال و أن من خالفهم فی شیء من ذلک فهو من أهل الشقاق و النفاق.
**[ترجمه]مفسران در مورد خطاب «قُولُوا» گفتهاند مؤمنان هستند، به دلیل این قسمت آیه: «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ.» و ضمیر «آمَنُوا» برای یهود و نصارا است و تأویل امام علیه السّلام بازگشت به همین مطلب دارد، جز اینکه خطاب را به کاملترین فرد مؤمنان موجود در آن زمان اختصاص داد. آنگاه به دنبال ایشان هر کس که پس از آنها از امثالشان بود، میآید. چنان چه سایر دستوراتی که خطاب متوجه افراد موجود در زمان او علیه السّلام است، آیندگان را هم شامل میشود و آن اظهر است از توجه خطاب به تمام مؤمنان به دلیل آیه: «وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا»، چون نازل کردن، واقعا و در ابتدا بر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و کسی که در خانه وحی بود و امر به تبلیغ آن شد، بود. و نیز به دلیل اینکه همراه شده با این قسمت {و آنچه نازل کردیم بر ابراهیم و اسماعیل و سایر پیامبران} همان طور که کسانی که بر آنها نازل شده در این قسمت آیه آنها انبیا و فرستاده شدگان هستند، باید در قسمت اول هم کسانی که بر ایشان نازل شده، نظیر آنها باشند از قبیل اوصیا و صدیقان. پس ضمیر «آمَنوا» به مردم غیر از آنها برمیگردد از قریش و اهل کتاب و غیر اینها. سخن امام علیه السّلام «عنی بذلک» یعنی به ضمیر «قُولُوا» و اگر چه از دومی ساقط شده، به خاطر ذکر آن در اول و تصریح به آن در آن، و اگرچه ممکن است اشاره به دو ضمیر «آمَنَّا» و «إِلَیْنا» باشد و نتیجه یکی است. و بنا بر تفسیر امام علیه السّلام آیه دلالت بر امامت و جلالت مقام آنها دارد و اینکه معیار در هدایت یافتن، متابعت ائمه است در عقاید و اعمال و گفتار. و اینکه هر کس با آنها مخالفت بورزد در یک قسمت از آنچه ذکر شد، از شقاوتمندان و منافقان خواهد بود.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ ظُهَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ
کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ یَقُولُ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ بِوَلَایَةِ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِوَلَایَتِهِ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَةٌ تُؤْمِنُوا بِأَنَّ لَهُ وَلَایَةً (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: محمّد بن حمدان از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ» - . غافر / 12 - {چون خدا به تنهایی خوانده میشد کفر میورزیدید و چون به او شرک آورده میشد آن را باور میکردید. پس [امروز] فرمان از آن خدای والای بزرگ است} نقل کرد که میفرماید: وقتی خدا به تنهایی یاد شود با ولایت کسی که امر به ولایت او کرده کافر میشوید و اگر شریک او قرار دهد کسی را که ولایت ندارد ایمان میآورید که او دارای ولایت است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 584 -
**[ترجمه]
لما کان الایتمام بمن لم یأمر الله بالایتمام به محادة لله تعالی أولت فی الأخبار الکثیرة آیات الشرک بالله بالشرک فی الولایة فی بطن القرآن و نظیره فی القرآن کثیر کقوله تعالی أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ (2)و قوله اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (3)و أمثالهما.
**[ترجمه]چون اعتقاد به امامت کسی که خدا امر به امامت او نکرده مخالفت با خدا است، به همین جهت در اخبار زیادی، آیات شرک به خدا در بطن قرآن به شرک در ولایت تأویل شده است و نظیر این در قرآن زیاد است، مانند آیه «أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ» - . یس / 60 -
{که شیطان را مپرستید.} و آیه «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» - . توبه / 31 -
{اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیت گرفتند.} و امثال این دو.
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ إِلَی قَوْلِهِ أُولئِکَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ إِلَی قَوْلِهِ بِها بِکافِرِینَ (4)فَإِنَّهُ مَنْ وَکَّلَ بِالْفُضَّلِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ الْإِخْوَانِ وَ الذُّرِّیَّةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِنْ یَکْفُرْ بِهِ أُمَّتُکَ یَقُولُ فَقَدْ وَکَّلْتُ أَهْلَ بَیْتِکَ بِالْإِیمَانِ الَّذِی أَرْسَلْتُکَ بِهِ فَلَا یَکْفُرُونَ بِهِ أَبَداً وَ لَا أُضِیعُ الْإِیمَانَ الَّذِی أَرْسَلْتُکَ بِهِ وَ جَعَلْتُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِکَ بَعْدَکَ عُلَمَاءَ مِنْکَ وَ وُلَاةَ أَمْرِی بَعْدَکَ وَ أَهْلَ اسْتِنْبَاطِ عِلْمِی الَّذِی لَیْسَ فِیهِ کَذِبٌ وَ لَا إِثْمٌ وَ لَا وِزْرٌ وَ لَا بَطَرٌ وَ لَا رِیَاءٌ (5).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ثمالی از حضرت باقر نقل کرد که فرمود: خداوند در کتابش فرمود: «وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ» {و نوح را از پیش راه نمودیم و از نسل او داود} تا «أُولئِکَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ» {آنان کسانی بودند که کتاب و داوری و نبوت بدیشان دادیم} تا «بِها بِکافِرِینَ.» - . انعام / 84 - 89 -
کسانی از اهل بیت پیامبر و برادران و ذریهاش که فضل به آنها داده شد و این سخن خداست. اگر امت به آن کافر شدند، میفرماید ایمانی که تو را به آن فرستادم را برای اهل بیت قرار دادم که هرگز به آن کافر نمیشوند و ایمانی که تو را به آن فرستادم را ضایع نمیکنم و از خاندان تو بعد از تو عالمانی از تو و متولیان امرم بعد از تو و اهل استنباط علم خود قرار دادم که در آن دروغ و گناه و تبهکاری و سرمستی و ریا وجود ندارد. - . تفسیر عیاشی 1 : 369 -
**[ترجمه]
شی، تفسیر العیاشی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ یَعْنِی بِذَلِکَ وَ لَا تَتَّخِذُوا إِمَامَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِمَامٌ وَاحِدٌ (6).
**[ترجمه]تفسیر عیاشی: ابو بصیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود: «لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» - . نحل / 51 - {دو معبود برای خود مگیرید، جز این نیست که او خدایی یگانه است} منظور این است که دو امام برای خود نگیرید. همانا امام یکی است. - . تفسیر عیاشی 2 : 261 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو بَصِیرٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ
مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسَلِّمُونَ (1)الْوَصِیَّةَ لِعَلِیٍّ علیه السلام بَعْدِی نَزَلَتْ (2)مُشَدَّدَةً.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابو بصیر از حضرت صادق درباره آیه «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» - . در مصدر و در قرآن سوره انبیا آیه 108 این گونه است: «قُلْ إِنَّمَا یُوحَی إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ». {بگو جز این نیست که به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس آیا مسلمان میشوید.} - نقل کرد که فرمود: نسبت به وصیتی که درباره علی علیه السّلام بعد از خود نمودم، «مُسْلِمُونَ» با تشدید نازل شده است.
**[ترجمه]
الْبَاقِرُ علیه السلام فِی قِرَاءَةِ عَلِیٍّ علیه السلام وَ هُوَ التَّنْزِیلُ الَّذِی نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِیلُ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسَلِّمُونَ (3)الْوَصِیَّةَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ الْإِمَامِ بَعْدَهُ (4).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: حضرت باقر علیه السّلام درباره قرائت علی علیه السّلام که آن قرآنی است که جبرئیل بر حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله نازل کرد: «فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» - . بقره / 132 -
{پس البته نباید جز مسلمان بمیرید} وصیت به رسول خدا و امام بعد از او. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 207 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ قَالَ علیه السلام غَیْرَ التَّسْلِیمِ لِوَلَایَتِنَا (5).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ» - . آل عمران / 85 -
{و هر که جز اسلام دینی [دیگر] جوید هرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیانکاران است} فرمود: هر کس تسلیم به ولایت ما نباشد. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 403 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ بُغْضُنَا لِمَنْ خَالَفَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ خَالَفَنَا (6).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: از امام صادق علیه السّلام نیز نقل کرد که درباره این آیه فرمود: «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ» یعنی امیرالمؤمنین علیه السّلام، «وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ» - . حجرات / 7 - {خدا ایمان را برای شما دوستداشتنی گردانید و آن را در دلهای شما بیاراست و کفر و پلیدکاری و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند ساخت} بغض ما نسبت به کسی که با پیامبر و با ما مخالفت کرد. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 343 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ عَنَی بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ (7).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: و از ابن عباس نقل کرد درباره آیه: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» - . جاثیه / 21 - {آیا کسانی که مرتکب کارهای بد شدهاند پنداشتهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند} فرمود: فرزندان عبدالمطلب را قصد کرده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 444 -
**[ترجمه]
وَ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ إِلَی قَوْلِهِ راجِعُونَ (8)نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ علیه السلام ثُمَّ جَرَتْ فِی الْمُؤْمِنِینَ وَ شِیعَتِهِ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا (9).
1) هکذا فی الکتاب، و الصحیح کما فی المصدر و المصحف الشریف سورة الأنبیاء: ١٠٨قل انما یوحی إلی انما الهکم اله واحد فهل انتم مسلمون.
2) أی مسلمون.
3) البقرة: 132.
4) مناقب آل أبی طالب 3: 207.
5) مناقب آل أبی طالب 3: 403. و الآیة فی سورة آل عمران: 85.
6) مناقب آل أبی طالب: 3: 343 و الآیة فی سورة الحجرات: 8.
7) مناقب آل أبی طالب 3: 444. و الآیة فی سورة الجاثیة: 21.
8) المؤمنون: 57- 60 و الصحیح: ان الذین هم.
9) مناقب آل أبی طالب 3: 485.
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: و از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که آیه «إنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ» {در حقیقت کسانی که از بیم پروردگارشان هراسانند} تا «راجِعُونَ» - . مؤمنون / 57 - 60 -
درباره حضرت علی نازل شده، سپس در مورد مؤمنان و شیعه او که آنها مؤمنان واقعی هستند، جاری است. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 485 -
**[ترجمه]
نی، الغیبة للنعمانی الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ قَالَ هُمْ أَوْلِیَاءُ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ اتَّخَذُوهُمْ أَئِمَّةً دُونَ الْإِمَامِ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً وَ کَذَلِکَ قَالَ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ وَ قالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا الْآیَةَ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام هُمْ وَ اللَّهِ یَا جَابِرُ أَئِمَّةُ الظُّلْمِ وَ أَشْیَاعُهُمْ (1).
**[ترجمه]غیبت نعمانی: عمرو بن ثابت از جابر نقل کرد که گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ» {و برخی از مردم در برابر خدا همانندهایی [برای او] برمیگزینند و آنها را چون دوستی خدا دوست میدارند} پرسیدم. فرمود: آنها دوستداران فلان و فلان هستند که ایشان را امام خود قرار دادهاند، در مقابل امامی که خدا او را برای مردم امام قرار داد. و همچنین فرمود: «وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ * إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ * وَ قالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا» - . بقره / 165 - 167 - {کسانی که [با برگزیدن بتها به خود] ستم نمودهاند، اگر میدانستند هنگامی که عذاب را مشاهده کنند تمام نیرو[ها] از آن خداست و خدا سختکیفر است، آنگاه که پیشوایان از پیروان بیزاری جویند و عذاب را مشاهده کنند و میانشان پیوندها بریده گردد و پیروان میگویند کاش برای ما بازگشتی بود تا همان گونه که [آنان] از ما بیزاری جستند [ما نیز] از آنان بیزاری میجستیم} تا آخر آیه. آنگاه امام باقر علیه السّلام فرمود: ای جابر! به خدا قسم آنها ائمه ظلم و پیروان ایشان هستند. - . غیبت نعمانی: 64 -
**[ترجمه]
المشهور بین المفسرین أن المراد بالأنداد الأوثان و قال السدی هم رؤساؤهم الذین یطیعونهم طاعة الأرباب کما فسره علیه السلام و یؤیده ضمیر یُحِبُّونَهُمْ قال الطبرسی و قوله یُحِبُّونَهُمْ علی هذا القول الأخیر أدل لأنه یبعد أن یحبوا الأوثان کحب الله مع علمهم بأنها لا تضر و لا تنفع و یدل أیضا علیه قوله إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا (2).
و الإمام علیه السلام إنما استشهد بهذا الوجه لأنه قد یقع إرجاع ضمیر ذوی العقول علی الأصنام و إن کان علی خلاف الأصل.
و قال الطبرسی معنی حبهم حب عبادتهم أو القرب إلیهم أو الانقیاد لهم أو جمیع ذلک کحب الله أو کحب المؤمنین لله أو کحب المشرکین له أو کالحب الواجب علیهم لله (3).
و بعد ذلک فی القرآن وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ قال یعنی حب المؤمنین فوق حب هؤلاء لإخلاصهم العبادة من الشرک و لعلمهم بأنه المنعم علیهم و المربی لهم و لعلمهم بالصفات العلی و الأسماء الحسنی و أنه الحکیم الخبیر
الذی لا مثل له و لا نظیر.
أقول: علی تفسیره علیه السلام یحتمل أن یکون المراد کحب أولیاء الله و خلفائه و کذا قوله أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ لما ورد فی الأخبار أن الله خلطهم بنفسه فجعل طاعتهم طاعته و معصیتهم معصیته و نسب إلی نفسه سبحانه ما ینسب إلیهم وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا أی یبصروا و قیل یعلموا و قرأ نافع و ابن عامر و یعقوب بالتاء فالخطاب عام أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً ساد مسد مفعولی یری و جواب لو محذوف و قیل هو متعلق الجواب و المفعولان محذوفان و التقدیر و لو یری الذین ظلموا أندادهم لا تنفع لعلموا أن القوة لله جمیعا.
و أقول یحتمل أن یکون المراد أن القوة لأولیاء الله کما مر إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا بدل من إِذْ یَرَوْنَ و رأوا العذاب حال بإضمار قد و الأسباب الوصل الذی کانت بینهم من الاتباع و الإنفاق فی الدین و الأغراض الداعیة إلی ذلک لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً أی رجعة إلی الدنیا و هو (1)للتمنی حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ أی ندامات و یدل الخبر علی کفر المخالفین و خلودهم فی النار.
**[ترجمه]مشهور بین مفسران این است که منظور از «انداد» بتها است. و سدی گفت آنها رؤسایی هستند که از ایشان اطاعت میکنند، مانند اطاعت اربابان، همان طور که امام علیه السّلام آن را تفسیر کرد و ضمیر «یُحِبُّونَهُمْ» آن را تأیید میکند. و طبرسی گوید: «یُحِبُّونَهُمْ» بنا بر این قول اخیر، بهترین دلیل است، زیرا بعید است که بتها را مانند دوست داشتن خدا دوست بدارند، با اینکه میدانند آنها ضرر و نفعی ندارند و این آیه نیز بر آن دلالت میکند «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا.» - . مجمع البیان 1 : 249 - و امام علیه السّلام استشهاد به این وجه نمود برای اینکه گاهی ضمیر ذوی العقول به بتها نیز نسبت داده میشود، گر چه خلاف اصل است. و مرحوم طبرسی گفته: دوست داشتن آنها یعنی علاقه به عبادت ایشان یا قرب به ایشان است یا مطیع بودن نسبت به آنها یا همه این وجوه، مانند دوست داشتن خدا یا دوست داشتن مؤمنان خدا را یا حب مشرکان نسبت به او یا حب واجب بر آنها نسبت به خدا. - . مجمع البیان 1 : 249 -
و بعد از آن در قرآن این آیه است: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» - . بقره / 165 - {ولی کسانی که ایمان آوردهاند به خدا محبت بیشتری دارند} فرمود: یعنی حب مؤمنان بالاتر از حب آنها است، چون عبادت آنها خالص از شرک است و به خاطر علم آنها به اینکه خدا نعمت دهنده به آنها و تربیت کننده ایشان است و به خاطر علم آنها به صفات عالی و اسمای حسنی و اینکه او حکیم و خبیری است که نظیر و مانندی ندارد.
مؤلف: بنا بر این تفسیر امام علیه السّلام شاید منظور مانند حب اولیای خدا و خلفای پیامبر باشد و همچنین این قسمت آیه «أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»، زیرا در اخبار وارد شده که خداوند آنها را قرین خویش قرار داد و اطاعت آنها اطاعت خود و معصیت ایشان معصیت خود قرار داد و آنچه را که به ایشان نسبت داده میشود را به خود نسبت داد. «وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا» یعنی بینند و گفته شده بدانند، و نافع و ابن عامر و یعقوب با تاء خواندهاند. پس خطاب عام است. «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً» به جای دو مفعول «یَرَی» آمده است و جواب «لَوْ» محذوف است و گفته شده آن متعلق جواب است و دو مفعول آن حذف شده است و تقدیر این است: «وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا أَندادَهُم لا تَنفَع لَعَلِموا أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً»
مؤلف: شاید منظور این است که قدرت برای اولیای خدا است، چنان چه گذشت. «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا» بدل از «إِذْ یَرَوْنَ» است و «وَ رَأَوُا الْعَذابَ» حال است با تقدیر «قَد» و اسباب وصلی که بین آنها بود، از پیروی و انفاق در دین و اغراض دعوت کننده به آن. «لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً» یعنی رجعت به دنیا و «لَوْ» برای تمنّی است. «حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ» - . بقره / 167 -
{که بر آنان مایه حسرتهاست}، یعنی پشیمانیها و روایت بر کفر مخالفان و جاودانگی ایشان در آتش دلالت میکند.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْعَلَوِیِّ (2)عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا یَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً قَالَ مُؤْمِنٌ بِمَحَبَّةِ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ مُبْغِضٌ لِعَدُوِّهِمْ (3)
« یومئذ لا تنفع الشفاعة إلا من اذن له الرحمن ورضی له قولا » قال : لا ینال شفاعة محمد الا من اذن له بطاعة آل محمد ورضی قولا وعملا فیهم فحی علی مودتهم ومات علیها فرضی الله قوله وعمله فیهم ، ثم قال : « وعنت الوجوه للحی القیوم وقد خاب من حمل ظلما ».آل محمد : کذا نزلت ، ثم قال : « ومن یعمل اه » أقول : الایات فی سورة طه : ١٠٩ ـ ١١٢ قوله : « ظلما آل محمد » لعله مصحف ظلما من آل محمد ، وقوله : کذا نزلت أی کذا ارید من الایة وقد سبق نظائرها.
.**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود از موسی بن جعفر از پدر خود علیهم السّلام درباره آیه «وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا یَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً» - . طه / 112 - {و هر کس کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد نه از ستمی میهراسد و نه از کاسته شدن [حقش]} فرمود: مؤمن به محبت آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله و مبغض دشمن ایشان باشد. - . کنز الفوائد: 207، فرمود: از پدرم شنیدم که در حالی که مردی درباره آیه «یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلًا» از او میپرسید، فرمود: شفاعت محمّد نمیرسد مگر به کسی که به او اذن داده شده باشد به اطاعت آل محمّد، و سخن و عمل او را درباره ایشان پسندیده باشد. پس زندگی کرده بر مودت ایشان و بر مودت ایشان هم مرده است. پس خدا قول و عمل او را درباره ایشان پسندید. سپس فرمود: «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا آل محمّد» چنین نازل شده است. سپس فرمود «وَ مَن یَعْمَلْ.» مؤلف: آیات در سوره طه است 109 - 112. سخن او «آل محمّد» شاید تصحیف «ظُلْمًا من آل محمّد» و عبارت «چنین نازل شده است»، یعنی این گونه از آیه اراده شده و نظایر آن قبلا آمد. -
**[ترجمه]
الهضم النقص.
**[ترجمه]«الهضم» یعنی نقص.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رَوَی عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ قَالَ أَیْ إِمَامُ هُدًی مَعَ إِمَامِ ضَلَالٍ فِی قَرْنٍ وَاحِدٍ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابوالجارود از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ» - . نمل / 61 -
{آیا معبودی با خداست [نه] بلکه بیشترشان نمیدانند} نقل کرد که فرمود: یعنی امام هدایت کننده با امام گمراهی در یک دوره باشند. - . کنز الفوائد: 207، و معنی روایت این است که همان طور که جایز نیست خدایی با خداوند متعال باشد، همچنین جایز نیست که امام هادی با امام گمراهی از طرف خدا در یک دوره باشند، زیرا هدایت و ضلالت از طرف خدا در یک زمان جمع نمیشوند. -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ الْعَطَّارِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام (2)قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ مَا بَیْنَ مَنْ یُحِبُّکَ وَ بَیْنَ أَنْ یَرَی مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنَاهُ (3)إِلَّا أَنْ یُعَایِنَ الْمَوْتَ ثُمَّ تَلَا رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ یَعْنِی إِنَّ أَعْدَاءَنَا إِذَا دَخَلُوا النَّارَ قَالُوا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ فِی عَدَاوَتِهِ فَیُقَالُ لَهُمْ فِی الْجَوَابِ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جاءَکُمُ النَّذِیرُ وَ هُوَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِینَ لآِلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مِنْ نَصِیرٍ یَنْصُرُهُمْ وَ لَا یُنَجِّیهِمْ مِنْهُ وَ لَا یَحْجُبُهُمْ عَنْهُ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: علی بن جعفر از برادر خود موسی بن جعفر، از آباء گرام خود، از امیرالمؤمنین علیهم السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم به من فرمود: یا علی! بین کسی که به تو محبت میورزد و بین اینکه ببیند آنچه را که چشمهایش را روشن میکند نیست، مگر اینکه با مرگ روبرو گردد. بعد این آیه را قرائت نمود: «رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ»، یعنی دشمنان ما وقتی داخل جهنم میشوند، میگویند: خدایا! ما را خارج کن تا عمل صالحی که در ولایت علی علیه السّلام است انجام دهیم، غیر از آنچه که در دشمنی او میکردیم. در جواب ایشان گفته میشود: «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جاءَکُمُ النَّذِیرُ» و او پیامبر است، «فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِینَ» آل محمّد، «مِنْ نَصِیرٍ» - . فاطر / 37 - {پروردگارا ما را بیرون بیاور تا غیر از آنچه میکردیم کار شایسته کنیم مگر شما را [آن قدر] عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد عبرت میگرفت و [آیا] برای شما هشداردهنده نیامد پس بچشید که برای ستمگران یاوری نیست} که آنها را یاری کند و آنها را از آن نجات ندهد و ایشان را از آن نپوشاند. - . کنز الفوائد: 254 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: أَنْتُمُ الَّذِینَ
1) کنز جامع الفوائد: 207 و الآیة فی سورة النمل: 61، و معنی الحدیث انه کما لا یجوز أن یکون اله مع اللّه کذلک لا یجوز أن یکون امام هدی معم امام ضلال من اللّه تعالی فی قرن واحد، لان الهدی و الضلالة لا یجتمعان من اللّه فی زمن من الزمان.
2) فی المصدر: «محمّد بن سهل العطّار عن عمر بن عبد الجبار عن أبیه عن علیّ بن الحسین عن أبیه عن علی صلوات اللّه علیهم أجمعین» أقول: لعل الصحیح: عمر بن عبد الجبار عن أبیه عن علیّ بن جعفر عن اخیه موسی عن أبیه جعفر بن محمّد عن محمّد بن علی عن علی ابن الحسین.
3) فی المصدر. ما بین من یحبک و بین ان یقر عیناه.
4) کنز جامع الفوائد: 254. و الآیة فی سورة فاطر: 37.
اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام، از پدر خود نقل کرد که فرمود: شمایید که از پرستش طاغوت اجتناب ورزیدید. هر کس ستمگری را اطاعت کند، او را پرستیده است. - . کنز الفوائد: 269 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَسَنِیِّ (2)عَنْ إِدْرِیسَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَمِعْتُ صَامِتاً بَیَّاعَ الْهَرَوِیِّ وَ قَدْ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْمُرْجِئَةِ فَقَالَ صَلِّ مَعَهُمْ وَ اشْهَدْ جَنَائِزَهُمْ وَ عُدْ مَرْضَاهُمْ وَ إِذَا مَاتُوا فَلَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّا إِذَا ذُکِرْنَا عِنْدَهُمْ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِنَا إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حنان بن سدیر از پدرش نقل کرد که گفت: از صامت بیاع هروی شنیدم که از حضرت باقر علیه السلام راجع به مرجئه پرسید. فرمود: با آنها نماز بخوان و در تشییع جنازههای آنها حاضر شو و از مریضانشان عیادت کن، اما اگر مردند برای آنها طلب مغفرت نکن، زیرا وقتی اسم ما پیش آنها برده میشود، دلهایشان متنفر میشود، ولی موقعی که دیگران را یاد میشوند، شادمان میگردند. - . کنز الفوائد: 271 -
**[ترجمه]
قوله علیه السلام فإنا إذا ذکرنا إلخ تأویل لقوله تعالی وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (4)و الاشمئزاز الانقباض و النفرة.
**[ترجمه]سخن امام علیه السّلام «فإنا إذا ذکرنا» تا آخر تأویل آیه «وَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ» - . زمر / 45 -
{و چون خدا به تنهایی یاد شود دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند منزجر میگردد و چون کسانی غیر از او یاد شوند بناگاه آنان شادمانی میکنند} است، و «الإشمئزاز» یعنی گرفتگی و نفرت.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ مُسْلِمٍ (5)عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُحَمَّدِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْأَفْطَسِ عَنْ أَبِی مُوسَی الْمَشْرِقَانِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَهُ وَ حَضَرَهُ قَوْمٌ مِنَ الْکُوفِیِّینَ فَسَأَلُوهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ فَقَالَ لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُونَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَیْثُ أَوْحَی إِلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله أَنْ یُقِیمَ عَلِیّاً علیه السلام لِلنَّاسِ عَلَماً انْدَسَّ إِلَیْهِ مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ فَقَالَ أَشْرِکْ فِی وَلَایَتِهِ (6)حَتَّی یَسْکُنَ النَّاسُ إِلَی قَوْلِکَ وَ یُصَدِّقُوکَ فَلَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ (7)شَکَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی جَبْرَئِیلَ فَقَالَ إِنَّ النَّاسَ یُکَذِّبُونِّی وَ لَا یَقْبَلُونَ مِنِّی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ
لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ (1)فَفِی هَذَا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ وَ لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَبْعَثَ رَسُولًا إِلَی الْعَالَمِ وَ هُوَ صَاحِبُ الشَّفَاعَةِ فِی الْعُصَاةِ یَخَافُ أَنْ یُشْرِکَ بِرَبِّهِ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَوْثَقَ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ أَنْ یَقُولَ لَهُ لَئِنْ أَشْرَکْتَ بِی وَ هُوَ جَاءَ بِإِبْطَالِ الشِّرْکِ وَ رَفْضِ الْأَصْنَامِ وَ مَا عُبِدَ مَعَ اللَّهِ وَ إِنَّمَا عَنَی تُشْرِکُ فِی الْوَلَایَةِ مِنَ الرِّجَالِ فَهَذَا مَعْنَاهُ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو موسی مشرقانی گفت: من در خدمت امام علیه السّلام بودم. گروهی از کوفیها حضور داشتند و از این آیه سؤال کردند: «لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ.» فرمود: آن طور که شما فکر میکنید، نیست. وقتی خداوند به پیامبرش وحی کرد که علی علیه السلام را برای مردم به عنوان پیشوا تعیین کند، معاذ بن جبل مخفیانه به سوی پیامبر آمد و گفت: اولی و دومی را با علی علیه السّلام در خلافت شریک بگردان تا مردم به گفتار شما دلگرم شوند و تو را تصدیق نمایند. وقتی خداوند این آیه را نازل کرد: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ» - . مائده / 67 -
{ای پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن} حضرت رسول به جبرئیل شکایت کرد و فرمود: مردم مرا تکذیب میکنند و از من نمیپذیرند. خداوند این آیه را نازل کرد: «لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ» - . زمر / 65 - {اگر شرک ورزی، حتما کردارت تباه و مسلما از زیانکاران خواهی شد.} آیه در این مورد نازل شده است. امکان ندارد که خدا پیامبری را برای جهان بفرستد در حالی که او نسبت به گناهکاران صاحب شفاعت است، آن وقت بترسد از اینکه مشرک به خدایش شود. رسول خدا در نزد خدا مطمئنتر از این بود که به او بگوید «اگر به من شرک ورزی»، با اینکه او برای از بین بردن شرک و ترک بتها و آنچه که با خدا عبادت میشد آمد، و همانا منظورش این بود که اشخاص دیگری را در ولایت شریک کنی و این معنی آن است. - . کنز الفوائد: 274 -
**[ترجمه]
الدس الإخفاء و الدسیس من تدسه لیأتیک بالأخبار.
**[ترجمه]«الدس» یعنی مخفی کردن و «الدسیس» یعنی کسی که او را مخفی میکنی تا برایت خبرها را بیاورد.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رُوِیَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ یَعْنِی بَنِی أُمَیَّةَ هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ثُمَّ قَالَ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ یَعْنِی الرَّسُولَ وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ علیه السلام یَحْمِلُونَ عِلْمَ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یَعْنِی الْمَلَائِکَةَ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا (3)وَ هُمْ شِیعَةُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام یَقُولُونَ رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا مِنْ وَلَایَةِ هَؤُلَاءِ وَ بَنِی أُمَیَّةَ وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ وَ السَّیِّئَاتُ بَنُو أُمَیَّةَ وَ غَیْرُهُمْ وَ شِیعَتُهُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَعْنِی بَنُو أُمَیَّةَ یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ فَتَکْفُرُونَ ثُمَّ قَالَ ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ یَعْنِی بِعَلِیٍّ علیه السلام تُؤْمِنُوا أَیْ إِذَا ذُکِرَ إِمَامٌ غَیْرُهُ تُؤْمِنُوا بِهِ فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر بن یزید گفت: حضرت باقر علیه السّلام درباره «وَ کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ» {و بدین سان فرمان پروردگارت درباره کسانی که کفر ورزیده بودند به حقیقت پیوست که ایشان همدمان آتش خواهند بود} فرمود: منظور بنی امیه هستند که کافر شدند و اهل آتشند. بعد فرمود: «الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ»، منظور پیامبر اکرم و اوصیای بعد از اویند که حامل علم خدایند. سپس فرمود: «وَ مَنْ حَوْلَهُ» یعنی ملائکه، «یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا» و آنها شیعه آل محمّدند. میگویند «رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا» از ولایت اینها و بنی امیه، «وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ» و او امیرالمؤمنین علیه السّلام است، «وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ * رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ * وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ» - . غافر / 6 - 9 - {کسانی که عرش [خدا] را حمل میکنند و آنها که پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح میگویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که گرویدهاند طلب آمرزش میکنند. پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد. کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال کردهاند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار. پروردگارا آنان را در باغهای جاوید که وعدهشان دادهای با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمدهاند داخل کن، زیرا تو خود ارجمند و حکیمی و آنان را از بدیها نگاه دار.} و «سیئات» بنی امیه و غیر آنها و پیروان ایشان است. بعد فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا» یعنی بنی امیه، «یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ فَتَکْفُرُونَ» - . غافر / 10 -
{کسانی که کافر بودهاند مورد ندا قرار میگیرند که قطعا دشمنی خدا از دشمنی شما نسبت به همدیگر سختتر است، آنگاه که به سوی ایمان فرا خوانده میشدید و انکار میورزیدید.} سپس فرمود: «ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ» به ولایت علی، «وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَ إِن یُشْرَکْ بِهِ» یعنی به علی، «تُؤْمِنُوا» یعنی زمانی که امامی غیر از او ذکر شود به او ایمان میآورید، «فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ» - . غافر / 12 -
{این [کیفر] از آن روی برای شماست که چون خدا به تنهایی خوانده میشد کفر میورزیدید و چون به او شرک آورده میشد، آن را باور میکردید. پس [امروز] فرمان از آن خدای والای بزرگ است.} - . کنز الفوائد: 277 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ بِأَنَّ لِعَلِیٍّ وَلَایَةً وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَةٌ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: حسن بن حسین از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ» نقل کرد که فرمود: به اینکه برای علی ولایت است «وَ إِن یُشْرَکْ بِهِ» کسی را که ولایت ندارد، «تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ.» - . کنز الفوائد: 277 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی الْبَرْقِیُّ أَیْضاً عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زَیْدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَقَالَ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوَلَایَةِ کَفَرْتُمْ بِأَنَّهُ کَانَتْ لَهُمْ وَلَایَةٌ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَةٌ تُؤْمِنُوا و إن (بِأَنَ لَهُ وَلَایَةً) (2)فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: زید بن الحسن گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ» - . غافر / 11 - {میگویند پروردگارا دو بار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی} پرسیدم. فرمود: خدا به آنها پاسخ داد: «ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ» و اهل ولایت، «کَفَرْتُمْ» به اینکه ولایت داشتند، «وَ إِن یُشْرَکْ بِهِ» کسی را که ولایت ندارد، «تُؤْمِنُوا» و اینکه او ولایت دارد، «فَالْحُکْمُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ.» - . کنز الفوائد: 277 - 278 -
**[ترجمه]
قَالَ وَ رَوَی بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ قَالَ یَعْنِی الْمَلَائِکَةَ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی شِیعَةَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا مِنْ وَلَایَةِ الطَّوَاغِیتِ الثَّلَاثَةِ وَ مِنْ بَنِی أُمَیَّةَ وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ یَعْنِی وَلَایَةَ عَلِیٍّ علیه السلام وَ هُوَ السَّبِیلُ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی (4)وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ یَعْنِی الثَّلَاثَةَ وَ مَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَعْنِی بَنِی أُمَیَّةَ یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ یَعْنِی إِلَی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام وَ هِیَ الْإِیمَانُ فَتَکْفُرُونَ (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر بن یزید گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ» پرسیدم. فرمود: یعنی ملائکه، یعنی «یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا» یعنی شیعه محمّد و آل محمّد، «رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا» از ولایت طاغوتهای سهگانه و بنی امیه، «وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ» یعنی ولایت علی و او راه است، و این است فرمایش خداوند متعال «وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ» یعنی آن سه تا، «وَ مَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ» - 2. غافر / 9 -
{و آنان را از بدیها نگاه دار و هر که را در آن روز از بدیها حفظ کنی، البته رحمتش کردهای.} و آیه «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا» یعنی بنی امیه، «یُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمَانِ» یعنی به ولایت علی و آن ایمان است، «فَتَکْفُرُونَ.» - . کنز الفوائد: 278 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها قَالَ هِیَ الْوَلَایَةُ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام راجع به آیه «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» - . روم / 30 - {پس روی خود را با گرایش تمام به حق به سوی این دین کن با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است} پرسیدم. فرمود: آن، ولایت است. - . کنز الفوائد: 224 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِتَرْکِهِمْ وَلَایَةَ عَلِیٍّ علیه السلام عَذاباً شَدِیداً فِی الدُّنْیَا وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ فِی الْآخِرَةِ ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِیها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ وَ الْآیَاتُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: خداوند فرمود: «فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا» با ترک ایشان ولایت علی علیه السّلام را، «عَذاباً شَدِیداً» در دنیا، «وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ» در آخرت، «ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِیها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ» - . فصلت / 27 - 28 - {و قطعا کسانی را که کافر شدهاند عذابی سخت میچشانیم و حتما آنها را به بدتر از آنچه میکردهاند جزا میدهیم. آری سزای دشمنان خدا همان آتش است که در آن منزل همیشگی دارند. [این] جزا به کیفر آن است که نشانههای ما را انکار میکردند} و «آیات»، ائمه علیهم السّلام هستند. - . کنز الفوائد: 279 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَسَنِیِّ عَنْ إِدْرِیسَ بْنِ زِیَادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْخُرَاسَانِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی حَبِیبٍ النَّسَّاجِیِّ (3)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً قَالَ نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِینَهُ فِی کِتَابِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ شَرَعَ لَکُمْ یَا آلَ مُحَمَّدٍ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یَا آلَ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ أَیْ مَنْ یُجِیبُکَ إِلَی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو عبداللَّه از پدر خود، از حضرت زین العابدین علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً» فرمود: ما کسانی هستیم که خداوند دینش را برای ما در کتاب خود تشریح کرده است. همین معنی منظور شده از آیه «شَرَعَ لَکُمْ» ای آل محمّد! «مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ» ای آل محمّد! «وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ» از ولایت علی علیه السّلام، «اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ» - . شوری / 13 - {از [احکام] دین آنچه را که به نوح درباره آن سفارش کرد، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقهاندازی مکنید بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوی آن فرا میخوانی گران میآید. خدا هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را که از در توبه درآید به سوی خود راه مینماید} یعنی کسی که تو را درباره ولایت علی علیه السّلام اجابت میکند. - . کنز الفوائد: 284 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْقَصَبَانِیِّ عَنِ ابْنِ
1) کنز جامع الفوائد: 224: فیه: (محمّد بن العباس قال: حدّثنا أحمد بن الحسن المالکی عن محمّد بن عیسی عن الحسن بن سید) و الآیة فی الروم: 30.
2) کنز جامع الفوائد: 279 و الآیتان فی سورة فصلت: 27 و 28.
3) فی نسخة: النتاجی و فی أخری الناجی و فی المصدر: النشاجی و لعل الصحیح: النباجی، و الرجل هو ناجیة بن أبی عمارة أبو حبیب الصیداوی الأسدی.
4) کنز جامع الفوائد: 284. و الآیة فی الشوری: 13.
أَبِی نَجْرَانَ قَالَ: کَتَبَ الرِّضَا عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ إِلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ وَ أَقْرَأَنِیهَا رِسَالَةً قَالَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِدِینِ اللَّهِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِینَهُ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ یَا آلَ مُحَمَّدٍ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً فَقَدْ وَصَّانَا بِمَا وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ مُوسی وَ عِیسی فَقَدْ عَلَّمَنَا وَ بَلَّغْنَا مَا عَلَّمَنَا وَ اسْتَوْدَعَنَا (1)فَنَحْنُ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أُولِی الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یَا آلَ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ وَ کُونُوا عَلَی جَمَاعَةٍ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَا مُحَمَّدُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ مَنْ یُجِیبُکَ إِلَی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن ابی نجران گفت: حضرت رضا علیه السّلام به عبدالله بن جندب نامه نوشت و مرا به خواندن آن واداشت. فرمود: علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: ما شایستهترین مردم به خداییم و ما شایستهترین مردم به دین خدا هستیم و ما کسانی هستیم که خدا دینش را برای ما تشریح نمود. پس در کتاب خود فرمود «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ» ای آل محمّد! «ما وَصَّی بِهِ نُوحاً» ما را به آنچه که به نوح وصیت کرد، وصیت نمود، «وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ» ای محمّد! «وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ» و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، «وَ مُوسی وَ عِیسی» پس دانستیم و رساندیم آنچه را که دانستیم و نزد ما به امانت گذاشت. پس ما وارثان انبیا و پیامبران اولوالعزم هستیم، «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ» ای آل محمّد! «وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ» متحد باشید، «کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ» از ولایت علی علیه السّلام. همانا «اللَّهُ» ای محمّد!
«یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ» کسی که تو را درباره ولایت علی اجابت میکند. - . کنز الفوائد: 284 -
**[ترجمه]
فی المصحف ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی و کذا فی الکافی أیضا و کأنه زید ما بینهما هنا من النساخ.
**[ترجمه]در قرآن «ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی» و در کافی نیز چنین است، و گویا مابین آن دو در اینجا از جانب نساخ اضافه شده است.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بِشْرٍ (3)قَالَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِیَّةِ علیه السلام إِنَّمَا حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ شَیْءٌ یَکْتُبُهُ اللَّهُ فِی أَیْمَنِ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ وَ مَنْ کَتَبَهُ اللَّهُ فِی قَلْبِهِ لَا یَسْتَطِیعُ أَحَدٌ مَحْوَهُ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ فَحُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ الْإِیمَانُ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: علی بن محمّد بن بشیر گفت: محمّد بن حنفیه گفت: حب ما اهل بیت چیزی است که خدا در قسمت راست قلب مؤمن مینویسد و قلب هر کسی را که خداوند آن را در قلبش نوشت، هیچ کس نمیتواند آن را محو کند. آیا نشنیدی که خدا میفرماید: «أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ» - .مجادله / 22 -
{در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته}؟ پس حب ما اهل بیت، ایمان است. - . کنز الفوائد: 335 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی مُوسَی عِمْرَانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُبَیْدٍ الْفَارِسِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً قَالَ صِبْغَةَ الْمُؤْمِنِینَ (5)بِالْوَلَایَةِ
فِی الْمِیثَاقِ وَ قَالَ نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَی مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: محمّد بن علی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» - . بقره / 138 -
{این است نگارگری الهی و کیست خوشنگارتر از خدا} فرمود: نگارگری مؤمنان - . در مصدر «صبغة امیر المؤمنین» است. - به ولایت در میثاق است. و فرمود: آیه «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» - . بقره / 265 -
{و مَثَل (صدقات) کسانی که اموال خویش را برای طلب خشنودی خدا انفاق میکنند} درباره علی بن ابی طالب نازل شد. - . تفسیر فرات: 13 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ زَکَرِیَّا بْنِ عَاصِمٍ عَنِ الْهَیْثَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الرَّمَادِیِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ قَالَ بِوَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبداللَّه رمادی از حضرت رضا علیه السّلام، از آباء گرام خود درباره آیه «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ» - . ماعون / 1 -
{آیا کسی را که [روز] جزا را دروغ میخواند دیدی} فرمود: به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 407 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ جُمْهُورٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ قَالَ بِالْوَلَایَةِ (3).
**[ترجمه]اسامه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ» فرمود: به ولایت. - . کنز الفوائد: 407 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ قَالَ علیه السلام یَا أَبَانُ أَنْتُمْ تَقُولُونَ هُوَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ نَحْنُ نَقُولُ هَذِهِ الْآیَةُ نَزَلَتْ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ أَهْلِ بَیْتِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ یُشْرِکُوا (4)بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَیْنٍ قَطُّ وَ لَمْ یَعْبُدُوا اللَّاتَ وَ الْعُزَّی وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ صَلَّی مَعَ النَّبِیِّ وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ فَهَذِهِ الْآیَةُ نَزَلَتْ فِیهِ (5).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابان بن تغلب گفت: به حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» - [2]. انعام / 82 -
{کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالودهاند آنان راست ایمنی و ایشان راهیافتگانند} گفتم. فرمود: ای ابان! شما میگویید شرک به خدا است، ما میگوییم این آیه درباره امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و اهل بیتش نازل شده، زیرا آنها هرگز به اندازه یک چشم به هم زدن به خدا مشرک نشدند و هرگز لات و عزی را نپرستیدند، و او اول کسی بود که با پیامبر نماز خواند و او اول کسی بود که پیامبر را تصدیق نمود. این آیه درباره آن جناب نازل شده است. - . تفسیر فرات: 41 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَیْدٍ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام تَدْرِی فِیمَنْ نَزَلَتْ قَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ فِیمَنْ صَدَّقَ بِی وَ آمَنَ بِی وَ أَحَبَّکَ وَ عِتْرَتَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ سَلَّمَ لَکَ الْأَمْرَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِکَ (6).
1) تفسیر فرات: 13 و الآیة الأولی فی البقرة: 138، و الثانیة فیها أیضا فی 265.
2) کنز جامع الفوائد: 407 و الآیة فی سورة الماعون: 1.
3) کنز جامع الفوائد: 407 و الآیة فی سورة الماعون: 1.
4) فی نسخة: «لانه لم یشرک» و فی المصدر: نزلت فی علیّ بن أبی طالب علیه السلام لانه لم یشرک. و فیه: لم یعبد. و فیه: مع النبیّ صلّی اللّه علیه و آله القبلة.
5) تفسیر فرات: 41. و الآیة فی الانعام: 82.
6) تفسیر فرات: 76 فیه: (و لأمة) و الآیة فی سورة الرعد: 28.
**[ترجمه]تفسیر فرات: قاسم بن عبید سند را به حضرت صادق علیه السّلام رساند که درباره آیه «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» - . رعد / 28 -
{همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مییابد} فرمود: پیامبر اکرم به علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: میدانی این آیه درباره چه کسی نازل شده؟ عرض کرد: خدا و پیغمبرش داناترند. فرمود: درباره کسی که مرا تصدیق کند و به من ایمان آورد و تو را و عترتت را بعد از تو دوست بدارد و تسلیم امر تو و ائمه بعد از تو باشد. - . تفسیر فرات: 76 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عُبَیْدُ بْنُ کَثِیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: حُبُّنَا إِیمَانٌ وَ بُغْضُنَا کُفْرٌ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ (1).
**[ترجمه]تفسیر فرات: ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: حب ما ایمان و بغض ما کفر است. آنگاه این آیه را خواند: «وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ.» - . تفسیر فرات: 162 -
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب أَبُو حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ فِی أَمْرِ الْوَلَایَةِ یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ قَالَ مَنْ أُفِکَ عَنِ الْوَلَایَةِ أُفِکَ عَنِ الْجَنَّةِ (2).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ» {که شما [درباره قرآن] در سخنی گوناگونید} در مسأله ولایت «یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ» - . ذاریات / 8 - 9 -
{[بگوی] تا هر که از آن برگشته برگشته باشد} فرمود: هر کس از ولایت برگشت، از بهشت برگردانده شده است. - . مناقب ابن شهر آشوب 2 : 292 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْخَطَّابِ فِی أَحْسَنِ مَا یَکُونُ حَالًا قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ بِطَاعَةِ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِینَ لَمْ یَأْمُرِ اللَّهُ بِطَاعَتِهِمْ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (3).
**[ترجمه]روضه کافی: زراره گفت: وقتی ابوالخطاب هنوز مرتد نشده بود، برایم نقل کرد که از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه: «وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» پرسیدم. فرمود: یعنی وقتی خدا به تنهایی یاد شود به اطاعت کردن از کسی که امر به اطاعت او نموده از آل محمّد، متنفر میشود دلهای کسانی که ایمان به آخرت نمیآورند و وقتی یاد شوند کسانی که خداوند به اطاعت آنها امر نکرده، خوشحال میشوند. - . روضه کافی: 304 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ (4)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ قَالَ مَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ یَقْوَی بِهَا عَلَی خَالِقِهِ وَ لَا نَاصِرٍ مِنَ اللَّهِ یَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً قُلْتُ إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً قَالَ کَادُوا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ کَادُوا عَلِیّاً علیه السلام وَ کَادُوا فَاطِمَةَ علیها السلام وَ قَالَ اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً لِوَقْتِ (5)بَعْثِ الْقَائِمِ علیه السلام فَیَنْتَقِمُ لِی مِنَ الْجَبَّارِینَ وَ الطَّوَاغِیتِ مِنْ قُرَیْشٍ وَ بَنِی أُمَیَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ (6).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» - . طارق / 10 -
{پس او را نه نیرویی ماند و نه یاری} فرمود: او را نیرویی نیست که با آن با خدا همآوردی کند و نه یاوری از جانب خدا دارد که اگر خدا برایش تصمیم بدی بگیرد، او را یاری کند. گفتم: «إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً.» فرمود: نیرنگ با پیامبر اکرم و علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا علیهم السّلام زدند. خداوند میفرماید: یا محمّد! «إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً * وَ أَکِیدُ کَیْداً * فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً» - . طارق / 15 - 17 -
{آنان دست به نیرنگ میزنند و [من نیز] دست به نیرنگ میزنم. پس کافران را مهلت ده و کمی آنان را به حال خود واگذار} تا وقتی که حضرت قائم برانگیخته شود، پس او انتقام مرا از جباران و طاغوتهای قریش و بنی امیه و سایر مردم میگیرد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 721 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ یَعْنِی قُرَیْشاً وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ قَالَ هُمْ فِی کُفْرِهِمْ حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ (1).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ» منظور قریش است «وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ» - . بیّنه / 1 - {کافران اهل کتاب و مشرکان دست بردار نبودند تا دلیلی آشکار بر ایشان آید} فرمود: آنها در کفر خود هستند تا بینه بر ایشان وارد شود. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 732 -
**[ترجمه]
وَ فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: الْبَیِّنَةُ مُحَمَّدٌ (2)إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ قَالَ أُنْزِلَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ فَارْتَدُّوا وَ کَفَرُوا وَ عَصَوْا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ (3)إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ قَالَ نَزَلَتْ فِی آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: در روایت ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «الْبَیِّنَةُ» حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله است. «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ» فرمود: قرآن بر آنها نازل شد مرتد شدند و کفر ورزیدند و مخالفت با امیرالمؤمنین علیه السّلام کردند. «أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ» - . بیّنه / 6 - {کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیدهاند و [نیز] مشرکان در آتش دوزخند [و] در آن همواره میمانند اینانند که بدترین آفریدگانند} و این قسمت آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» - . بیّنه / 7 - {در حقیقت کسانی که گرویده و کارهای شایسته کردهاند آنانند که بهترین آفریدگانند} فرمود: درباره آل محمّد نازل شد. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 732 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الْبَرْقِیُّ مَرْفُوعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ قَالَ هُمْ مُکَذِّبُو الشِّیعَةِ لِأَنَّ الْکِتَابَ هُوَ الْآیَاتُ وَ أَهْلَ الْکِتَابِ الشِّیعَةُ وَ قَوْلُهُ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ یَعْنِی الْمُرْجِئَةَ حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ قَالَ یَتَّضِحَ لَهُمُ الْحَقُّ وَ قَوْلُهُ رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَعْنِی مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً یَعْنِی یَدُلُّ عَلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام وَ هُمُ الصُّحُفُ الْمُطَهَّرَةُ وَ قَوْلُهُ فِیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ أَیْ عِنْدَهُمُ الْحَقُّ الْمُبِینُ وَ قَوْلُهُ وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ یَعْنِی مُکَذِّبُو الشِّیعَةِ وَ قَوْلُهُ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ أَیْ بَعْدَ مَا جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَ ما أُمِرُوا هَؤُلَاءِ الْأَصْنَافُ إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ الْإِخْلَاصُ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ صلی الله علیه و آله وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام وَ قَوْلُهُ وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ فَالصَّلَاةُ وَ الزَّکَاةُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ قَالَ هِیَ فَاطِمَةُ علیها السلام وَ قَوْلُهُ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قَالَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِأُولِی الْأَمْرِ وَ أَطَاعُوهُمْ بِمَا أَمَرُوهُمْ بِهِ فَذَلِکَ هُوَ الْإِیمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ وَ قَوْلُهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام اللَّهُ رَاضٍ
1) تفسیر القمّیّ، 732 فیه: «مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ» یعنی قریشا قال: هم فی کفرهم «حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ» و الآیة فی سورة البینة: 1.
2) فی المصدر: و قوله: إن اه أقول: لعله من کلام علیّ بن إبراهیم راجعه.
3) فی المصدر: و قوله: ان.
4) تفسیر القمّیّ: 732 و الآیات فی سورة البینة: 1 و 6 و 7.
عَنِ الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْمُؤْمِنُ وَ إِنْ کَانَ رَاضِیاً عَنِ اللَّهِ فَإِنَّ فِی قَلْبِهِ مَا فِیهِ لِمَا یَرَی فِی هَذِهِ الدُّنْیَا مِنَ التَّمْحِیصِ فَإِذَا عَایَنَ الثَّوَابَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ الْحَقِّ حَقَّ الرِّضَا وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ قَوْلُهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ أَیْ أَطَاعَ رَبَّهُ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ» فرمود: آنها کسانی هستند که شیعه را تکذیب میکنند، زیرا کتاب همان آیات است و اهل کتاب یعنی شیعه، «وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ» منظور مرجئه هستند، «حَتَّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ» {کافران اهل کتاب و مشرکان دستبردار نبودند تا دلیلی آشکار بر ایشان آید} فرمود: تا برای آنها حق واضح شود. «رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ» یعنی حضرت محمّد، «یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً» {فرستادهای از جانب خدا که [بر آنان] صحیفههایی پاک را تلاوت کند} یعنی آنها را راهنمایی کند به اولوا الامر بعد از خود که ائمه هستند، آنها صحف مطهره هستند، «فِیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ» {که در آنها نوشتههای استوار است} یعنی نزد ایشان است حق آشکار. این قسمت آیه «وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ» یعنی تکذیبکنندگان شیعه، «إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ» {و اهل کتاب دستخوش پراکندگی نشدند، مگر پس از آنکه برهان آشکار برای آنان آمد} یعنی بعد از آنکه حق برای ایشان آمد، «وَ ما أُمِرُوا» این گروهها، «إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» و اخلاص، ایمان به خدا و پیامبرش و ائمه علیهم السّلام است، «وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ» نماز و زکات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است، «وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ» - . بیّنه / 1 - 5 -
{و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند و در حالی که به توحید گراییدهاند، دین [خود] را برای او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین [ثابت و] پایدار همین است} فرمود: آن فاطمه علیها السّلام است. و این قسمت آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» فرمود: کسانی که ایمان به خدا و پیامبرش و اولوا الامر آوردند و از آنچه که آنها را به آن امر کردند، اطاعت نمودند. پس این همان ایمان و عمل صالح است. «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خداوند از مؤمن راضی است در دنیا و آخرت و مؤمن گرچه از خدا راضی است، ولی در دلش به سبب بلاهایی که در این دنیا میبیند چیزی است، اما موقعی که روز قیامت ثواب را میبیند، واقعا از خدا راضی میشود. این است تفسیر این قسمت آیه «وَ رَضُوا عَنْهُ»، و این قسمت آیه «ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ» - . بیّنه / 8 - {خدا از آنان خشنود است و [آنان نیز] از او خشنود این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد}، یعنی پروردگارش را اطاعت کرد. - . کنز الفوائد: 399 -
**[ترجمه]
وَ رَوَی ابْنُ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ دِینُ الْقَیِّمَةِ قَالَ إِنَّمَا هُوَ ذَلِکَ دِینُ الْقَائِمِ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره فرمایش او «دِینُ الْقَیِّمَةِ» فرمود: همانا آن دین قائم است. - . کنز الفوائد: 399 -
**[ترجمه]
لعل المعنی أن نظیر أهل الکتاب و المشرکین فی أمر النبوة هؤلاء فی الإمامة و لعل المراد حینئذ بإتیان البینة ظهور أمره صلی الله علیه و آله فی زمن القائم علیه السلام و تفسیر القیمة بها یصحح الإضافة من غیر تکلف.
**[ترجمه]شاید معنی این است که اینها در امامت، نظیر اهل کتاب و مشرکان در امر نبوت هستند. و شاید منظور در این زمان از آوردن بینه، ظهور امر او در زمان قائم میباشد. و تفسیر «القیمة» به آن مصحح اضافه است بدون تکلفی.
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا قَالَ نَزَلَتْ فِی الْیَهُودِ حِینَ سَأَلَهُمْ مُشْرِکُو الْعَرَبِ فَقَالُوا أَ دِینُنُا أَفْضَلُ أَمْ دِینُ مُحَمَّدٍ قَالُوا بَلْ دِینُکُمْ أَفْضَلُ وَ قَدْ رُوِیَ فِیهِ أَیْضاً أَنَّهَا نَزَلَتْ فِی الَّذِینَ غَصَبُوا آلَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله حَقَّهُمْ وَ حَسَدُوا مَنْزِلَتَهُمْ فَقَالَ اللَّهُ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً یَعْنِی النُّقْطَةَ الَّتِی فِی ظَهْرِ النَّوَاةِ ثُمَّ قَالَ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ یَعْنِی بِالنَّاسِ هَاهُنَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً وَ هِیَ الْخِلَافَةُ بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم السلام (3).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا» - . نساء / 51 -
{آیا کسانی را که از کتاب [آسمانی] نصیبی یافتهاند ندیدهای که به جبت و طاغوت ایمان دارند و درباره کسانی که کفر ورزیدهاند میگویند اینان از کسانی که ایمان آوردهاند راهیافتهترند} فرمود: این آیه درباره یهود نازل شد، زمانی که مشرکان عرب از آنها سؤال کردند. پس گفتند: آیا دین ما بهتر است یا دین محمّد؟ گفتند: دین شما بهتر است. همچنین روایت شده که این آیه درباره کسانی که حق آل محمّد را غصب کردند و بر مقام ایشان حسد بردند نازل شد. خداوند فرمود: «أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً * أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذاً لا یُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِیراً» - . نساء / 52 - 53 -
{آیا کسانی را که از کتاب [آسمانی] نصیبی یافتهاند ندیدهای که به جبت و طاغوت ایمان دارند و درباره کسانی که کفر ورزیدهاند، میگویند اینان از کسانی که ایمان آوردهاند راهیافتهترند. آیا آنان نصیبی از حکومت دارند [اگر هم داشتند] به قدر نقطه پشت هسته خرمایی [چیزی] به مردم نمیدادند.} یعنی نقطهای که در پشت هسته خرما است. سپس فرمود: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ» منظور از «مردم» در اینجا امیرالمؤمنین و ائمه هستند. «عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» - . نساء / 54 - {بلکه به مردم برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک میورزند، در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم.} منظور خلافت بعد از نبوت است و آنها ائمه علیهم السّلام هستند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 128 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِی واثَقَکُمْ بِهِ قَالَ لَمَّا أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الْمِیثَاقَ عَلَیْهِمْ بِالْوَلَایَةِ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا ثُمَّ نَقَضُوا مِیثَاقَهُ (4).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: «وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِی واثَقَکُمْ بِهِ» - . مائده / 7 -
{و نعمتی را که خدا بر شما ارزانی داشته و [نیز] پیمانی را که شما را به [انجام] آن متعهد گردانیده} فرمود: وقتی که پیامبر اکرم از آنها به ولایت امیرالمؤمنین پیمان گرفت، گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم، بعد پیمان شکنی کردند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 151 -
**[ترجمه]
قال الطبرسی رحمه الله قیل فی المیثاق أقوال أحدها أن معناه ما أخذ علیهم رسول الله صلی الله علیه و آله عند إسلامهم و بیعتهم بأن یطیعوا الله فی کل ما یفرضه علیهم.
و ثانیها
أنه ما بین لهم فی حجة الوداع من تحریم المحرمات و کیفیة الطهارة و فرض الولایة و غیر ذلک عن أبی الجارود عن أبی جعفر علیه السلام.
و ثالثها أنه بیعة العقبة و بیعة الرضوان و رابعها أنه میثاق الأرواح (1).
**[ترجمه]مرحوم طبرسی گفته: درباره «میثاق» چهار قول است: یکی اینکه معنی این است که پیمانی که پیامبر اکرم در موقع اسلام آوردن و بیعت آنها گرفت به اینکه خدا را اطاعت کنند در تمام آنچه که بر آنها واجب میکند. دوم آنچه در حجة الوداع به ایشان تبیین کرد، از تحریم محرمات و کیفیت طهارت و وجوب ولایت و غیر آنها که ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرده است. سوم منظور بیعت عقبه و بیعت رضوان است. چهارم میثاق و پیمان ارواح است. - . مجمع البیان 3: 167 - 168 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ فَهُمْ أَعْدَاءُ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ بَعْدِهِ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: ابوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ» - . یونس / 40 -
{و از آنان کسی است که بدان ایمان میآورد و از آنان کسی است که بدان ایمان نمیآورد و پروردگار تو به [حال] فسادگران داناتر است} فرمود: آنها دشمنان محمّد و آل محمّدند پس از او. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 288 -
**[ترجمه]
أی المراد بالمفسدین أعداء آل محمد صلی الله علیه و آله الغاصبون حقوقهم فإن بهم ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
**[ترجمه]منظور از «مفسدان»، دشمنان آل محمّد است که حق آنها را غصب کردند، زیرا به وسیله آنها فساد در خشکی و دریا آشکار شد.
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة قَالَ مُؤَلِّفُ نَهْجِ الْإِمَامَةِ رَوَی صَاحِبُ شَرْحِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادٍ یَرْفَعُهُ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَصَّی بِها إِبْراهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: مؤلف «نهج الإمامه» گفته است: صاحب «شرح الأخبار» به اسناد خود سند را به حضرت باقر علیه السّلام میرساند که گفت: درباره آیه «وَ وَصَّی بِها إِبْراهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» - . بقره / 132 - {و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند] ای پسران من خداوند برای شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمان بمیرید} یعنی به ولایت علی علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 34 -
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی زَاهِرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله مِنَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یَخْلِطُوهَا بِوَلَایَةِ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ فَهُوَ الْمُلَبَّسُ بِالظُّلْمِ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ» فرمود: ایمان به آنچه پیامبر آورده از ولایت و مخلوط نکردهاند ایمان خود را به ولایت فلان و فلان؛ این است ایمان آلوده به ظلم. - . اصول کافی 1 : 413 -
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ فَمِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ مِنْکُمْ کافِرٌ
فَقَالَ عَرَّفَ اللَّهُ إِیمَانَهُمْ بِوَلَایَتِنَا وَ کُفْرَهُمْ بِهَا یَوْمَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ فِی صُلْبِ آدَمَ وَ هُمْ ذَرٌّ (1).
**[ترجمه]اصول کافی: نعیم صحاف گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «فَمِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ مِنْکُمْ کافِرٌ» پرسیدم. فرمود: خداوند در روزی که بر آنها پیمان گرفت، یعنی در صلب آدم و در حالی که آنها به صورت ذره بودند، ایمان آنها به ولایت ما و کفر آنها را به ولایت ما را شناخت. - . اصول کافی 1 : 413 - 426 -
**[ترجمه]
أقول فی القرآن هکذا هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ (2)و لعله من النساخ أو کان فی مصحفهم علیهم السلام هکذا أو نقل بالمعنی من الراوی و الأول أظهر لأنه روی الکلینی عن الصحاف بسند آخر موافقا لما فی المصاحف کما سیأتی و قیل إنما قدم الکافر لأنهم أکثر و المعنی أنه یصیر کافرا أو فی علم الله أنه کافر و الظاهر أن تأویله علیه السلام یرجع إلی الثانی أی فی تکلیفهم الأول و هم ذر کان یعرف من یؤمن و من لا یؤمن فکیف عند خلق الأجساد و علی هذا یقرأ عرف علی بناء المجرد و یمکن أن یقرأ علی بناء التفعیل أیضا و إن کان بعیدا فالمراد بالخلق خلق الأجساد و المعنی أنه حین خلقکم کان بعضکم کافرا لکفره فی الذر و بعضکم مؤمنا لإیمانه فی الذر و الذر جمع ذرة و هی صغار النمل مائة منها وزن حبة شعیر و یطلق علی ما یری فی شعاع الشمس و سیأتی أنه أخرج ذریة آدم من صلبه فبثهم کالذر و جعل الأرواح متعلقة بها و أخذ علیها المیثاق فقوله فی صلب آدم یعنی کونها قبل ذلک أجزاء من صلب آدم و إن أمکن أن یکون المیثاق مرتین.
**[ترجمه]مؤلف: در قرآن آیه چنین است: «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ» - . تغابن / 2 - {اوست آن کس که شما را آفرید برخی از شما کافرند و برخی مؤمن.} شاید این تغییر از نسخه برداران بوده یا در قرآن ائمه چنین بود یا از طرف راوی نقل به معنی شده، اما توجیه اول اظهر است، زیرا کلینی به سند دیگری از صحاف نقل کرده مطابق با آنچه که در قرآنها است، چنان چه خواهد آمد. و گفته شده که خداوند در آیه، کافر را جلوتر ذکر کرد، چون آنها بیشترند و معنی آیه این است کافر میگردد یا در علم خدا او کافر است. ظاهرا تأویل امام علیه السّلام برگشت به معنی دوم دارد، یعنی در تکلیفی که اول به آنها کرد، در زمانی که به صورت ذره بودند، میشناخت که چه کسی ایمان میآورد و چه کسی ایمان نمیآورد. پس چگونه نخواهد دانست وقتی که اجساد را خلق کرد؟ بنابراین «عرف» به صورت ثلاثی مجرد خوانده میشود و ممکن است بنا بر باب تفعیل نیز خوانده شود، گرچه بعید است. پس مراد از «خلق»، خلق اجساد است و معنی این است که موقعی که خداوند شما را آفرید، بعضی به واسطه کفری که در عالم ذر داشتید کافر بودید و بعضی به واسطه ایمانتان در عالم ذر مؤمن بودید. و «ذر» جمع ذره است که مورچههای کوچک را میگویند که صد عدد آنها به اندازه وزن یک دانه جو است و «ذره» به آنچه در شعاع خورشید دیده میشود، اطلاق میگردد. و خواهد آمد که خداوند ذریه آدم را از صلب او خارج کرد و به صورت ذر پخش نمود و ارواح را متعلق به آنها قرار داد و بر آنها پیمان گرفت. پس عبارت «فی صلب آدم» یعنی قبل از آن اجزایی از صلب آدم بوده، گرچه ممکن است که میثاق دو بار باشد.
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَحْمَدَ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ مُنَخَّلٍ (3)عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَةِ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (4)بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فِی عَلِیٍّ علیه السلام بَغْیاً (5)
وَ قَالَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ علیه السلام بِهَذِهِ الْآیَةِ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله هَکَذَا وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فِی عَلِیٍّ علیه السلام فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ (1)وَ قَالَ نَزَلَ بِهَذِهِ الْآیَةِ هَکَذَا یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلْنَا فِی عَلِیٍّ علیه السلام نُوراً مُبِیناً (2).
**[ترجمه]اصول کافی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که جبرئیل این آیه را بر حضرت محمّد نازل نمود: «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ» درباره حضرت علی از «بَغْیًا» - . بقره / 90 -
{وه که به چه بد بهایی خود را فروختند که به آنچه خدا نازل کرده بود از سر رشک انکار آوردند.} - . اصول کافی 1 : 417 -
و فرمود: جبرئیل این آیه را بر حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله چنین نازل کرد: «وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا» درباره علی، «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» - . بقره / 23 -
{و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردهایم شک دارید، پس اگر راست میگویید سورهای مانند آن بیاورید.} - . اصول کافی 1 : 417 -
و فرمود: این آیه را جبرئیل چنین آورد: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ آمِنُوا بِما أَنزَلنا» درباره علی علیه السّلام، «نُوراً مُبِیناً.» - . اصول کافی 1 : 417 -
**[ترجمه]
قوله عَلی عَبْدِنا فِی عَلِیٍّ علیه السلام لعله کان شکهم فیما یتلوه صلی الله علیه و آله فی شأن علی علیه السلام فرد الله علیهم بأن القرآن معجز لا یمکن أن یکون من عند غیره و أما الآیة الثالثة فصدرها فی أوائل سورة النساء هکذا یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ (3)و آخرها فی آخر تلک السورة هکذا یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً (4)و لعله سقط من الخبر شیء و کان اسمه علیه السلام فی الموضعین فسقط آخر الأولی و أول الثانیة من البین أو کان فی مصحفهم علیهم السلام إحدی الآیتین کذلک و لا یتوهم أن قوله مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ فی الأولی ینافی ذلک إذ یمکن أن یکون علی هذا الوجه أیضا الخطاب إلی أهل الکتاب فإنهم کانوا مبغضین لعلی علیه السلام لکثرة ما قتل منهم أبین عن قبول ولایته و کان اسمه علیه السلام مثبتا عندهم فی کتبهم کاسم النبی صلی الله علیه و آله و کذا قوله أُوتُوا الْکِتابَ و إن احتمل أن یکون المراد بالکتاب القرآن.
**[ترجمه]عبارت «عَلی عَبْدِنا فی علی» شاید شک آنها در مورد آیاتی بوده که در پیامبر شأن علی علیه السّلام میخواند. پس خداوند به ایشان برگرداند به اینکه قرآن معجزهای است که ممکن نیست که از طرف غیر خدا باشد. و اما آیه سوم ابتدای آن در سوره نساء چنین است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ» - . نساء / 47 -
{ای کسانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیقکننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید.} و آخر آن در آخر این سوره چنین است: «یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً» - . نساء / 174 -
{ای مردم، در حقیقت برای شما از جانب پروردگارتان برهانی آمده است و ما به سوی شما نوری تابناک فرو فرستادهایم.} شاید قسمتی از خبر افتاده باشد و اسم آن جناب در دو قسمت آیه بوده که آخر قسمت اول و اول قسمت دوم حذف شده است، یا در قرآن ائمه یکی از دو آیه چنین بوده. البته نباید چنین گمان شود که این قسمت آیه «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ» در اولی با آن منافات دارد، زیرا ممکن است بنا بر این توجیه نیز خطاب به اهل کتاب باشد، زیرا آنها نیز دشمنان علی علیه السّلام بودند و به خاطر تعداد زیادی که او از آنها کشته بود، از قبول ولایتش امتناع داشتند و اسم او مانند اسم پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله، در کتابهای آنها ثبت شده بود. همچنین این قسمت آیه «أُوتُوا الْکِتابَ» گرچه ممکن است مراد از «کتاب»، قرآن باشد.
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی طَالِبٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ بَکَّارٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ فِی عَلِیٍّ علیه السلام لَکانَ خَیْراً لَهُمْ (5).
کا، الکافی أحمد بن مهران عن عبد العظیم الحسنی عن بکار مثله (1)
**[ترجمه]اصول کافی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد درباره این آیه فرمود: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ» درباره علی، «لَکانَ خَیْراً لَهُمْ» - . نساء / 66 - {و اگر آنان آنچه را بدان پند داده میشوند به کار میبستند قطعا برایشان بهتر بود.} - . اصول کافی 1 : 417 -
اصول کافی: عبدالعظیم حسنی از بکار همین روایت را نقل کرده است. - . اصول کافی 1 : 424 -
**[ترجمه]
قبل هذه الآیة وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً (2)و قد ورد فی الأخبار أن المخاطب فی الآیتین أمیر المؤمنین علیه السلام بقرینة وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ فیحتمل أن یکون ما یُوعَظُونَ بِهِ إشارة إلی هذا و یحتمل التنزیل و التأویل.
**[ترجمه]قبل از این آیه چنین است: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً * فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً» - . نساء / 64 - 65 - {و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو میآمدند و از خدا آمرزش میخواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش میکرد، قطعا خدا را توبهپذیر مهربان مییافتند، ولی چنین نیست به پروردگارت قسم که ایمان نمیآورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند، سپس از حکمی که کردهای در دلهایشان احساس ناراحتی [و تردید] نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند.} در اخبار چنین رسیده که مخاطب در هر دو آیه امیرالمؤمنین علیه السّلام است، به قرینه «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ.» ممکن است «ما یُوعَظُونَ بِهِ» اشاره به همین باشد و احتمال تنزیل و تأویل هر دو نیز هست.
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا قَالَ وَلَایَتَهُمْ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی قَالَ وَلَایَةُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی (3).
**[ترجمه]اصول کافی: مفضل گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آیه «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا» {لیکن [شما] زندگی دنیا را بر میگزینید} فرمود: ولایت آنها. «وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی» {با آنکه [جهان] آخرت نیکوتر و پایدارتر است} فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام. «إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی * صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی» - . اعلی / 16 - 19 - {قطعا در صحیفههای گذشته این [معنی] هست صحیفههای ابراهیم و موسی.} - . اصول کافی 1 : 418 -
**[ترجمه]
کا، الکافی أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ مُنَخَّلٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: جاءَکُمْ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله (4)بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ بِمُوَالاةِ عَلِیٍّ علیه السلام فَ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ (5).
**[ترجمه]اصول کافی: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «جاءَکُمْ» حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله، «بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ» به موالات علی علیه السّلام، پس «اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً» از آل محمّد، «کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ» - . بقره / 87 -
{پس چرا هر گاه پیامبری چیزی را که خوشایند شما نبود برایتان آورد کبر ورزیدید، گروهی را دروغگو خواندید و گروهی را کشتید.} - . اصول کافی 1 : 418 -
**[ترجمه]
فی القرآن هکذا أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ فلعله علیه السلام ذکر مفاد (6)الآیة أو کان فی مصحفهم علیهم السلام هکذا.
**[ترجمه]در قرآن چنین است: «أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ.» شاید امام مفاد و منظور آیه را فرموده است یا در مصحف ائمه چنین بوده است.
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ بِوَلَایَةِ عَلِیٍ
ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یَا مُحَمَّدُ مِنْ وَلَایَةِ عَلِیٍّ هَکَذَا فِی الْکِتَابِ مَخْطُوطَةٌ (1).
**[ترجمه]اصول کافی: محمّد بن سنان از حضرت رضا علیه السّلام در مورد این آیه فرمود: «کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ» به ولایت علی، «ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ» - . شوری / 13 - {بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوی آن فرا میخوانی گران میآید} ای محمّد! از ولایت علی علیه السّلام. این چنین در کتاب نوشته شده است. - . اصول کافی 1 : 418 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً قَالَ هِیَ الْوَلَایَةُ (2).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً» - . روم / 30 -
{پس روی خود را با گرایش تمام به حق به سوی این دین کن} فرمود: منظور ولایت است. - . اصول کافی 1 : 418 - 419 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ وَ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً (3)لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ (4)قَالَ نَزَلَتْ فِی فُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ آمَنُوا بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فِی أَوَّلِ الْأَمْرِ وَ کَفَرُوا حَیْثُ عُرِضَتْ عَلَیْهِمُ الْوَلَایَةُ حِینَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ ثُمَّ آمَنُوا بِالْبَیْعَةِ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ثُمَّ کَفَرُوا حَیْثُ مَضَی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَلَمْ یُقِرُّوا بِالْبَیْعَةِ ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً بِأَخْذِهِمْ مَنْ بَایَعَهُ بِالْبَیْعَةِ لَهُمْ فَهَؤُلَاءِ لَمْ یَبْقَ فِیهِمْ مِنَ الْإِیمَانِ شَیْءٌ (5).
**[ترجمه]اصول کافی: عبداللَّه بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که در مورد آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً، {کسانی که ایمان آوردند سپس کافر شدند و باز ایمان آوردند سپس کافر شدند آنگاه به کفر خود افزودند} لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ» - . امام علیه السّلام بین دو آیه جمع کرد، یکی آیه 137 سوره نساء و دومی آیه 90 سوره آل عمران، به منظور آگاه کردن بر اینکه دو آیه، موردشان و مفادشان یکی است و قطعا خدا توبه ایشان را قبول نخواهد کرد و ایشان را بعد از اینکه بر کفرشان افزودند، نخواهد بخشید. - {هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد} فرمود: این آیه درباره فلان و فلان و فلان نازل شده که اول به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ایمان آوردند و وقتی ولایت بر آنها عرضه شد، یعنی موقعی که پیامبر فرمود: «من کُنت مولاه فعلیّ مولاه» کافر شدند. سپس با بیعت با امیرالمؤمنین علیه السّلام ایمان آوردند و باز موقعی که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت کافر شدند و اقرار بر بیعت خود نکردند. بعد چون برای خود از کسانی که با علی بیعت کرده بودند بیعت گرفتند، کافر شدند. آنها دیگر از ایمان ذرهای برایشان باقی نماند. - . اصول کافی 1 : 420 -
**[ترجمه]
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ ارْتَدُّوا عَنِ الْإِیمَانِ فِی تَرْکِ وَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قُلْتُ قَوْلُهُ تَعَالَی ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ (6)سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ قَالَ نَزَلَتْ وَ اللَّهِ فِیهِمَا وَ فِی أَتْبَاعِهِمَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِی نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِیلُ علیه السلام عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ذلِکَ بِأَنَّهُمْ
1) أصول الکافی 1: 418 و الآیة فی الشوری: 13. قوله مخطوطة، أی هکذا کان تفسیرها فی الکتاب مخطوطة.
2) أصول الکافی 1: 418 و 419 و الآیة فی سورة مریم: 30.
3) جمع علیه السلام بین آیتین. احدهما آیة 137 من سورة النساء، و الثانیة آیة 90 من آل عمران، تنبیها علی ان الآیتین موردهما و مفادهما واحد، و لم یکن اللّه لیقبل توبتهم و یغفر لهم بعد ما زادوا کفرا.
4) جمع علیه السلام بین آیتین. احدهما آیة 137 من سورة النساء، و الثانیة آیة 90 من آل عمران، تنبیها علی ان الآیتین موردهما و مفادهما واحد، و لم یکن اللّه لیقبل توبتهم و یغفر لهم بعد ما زادوا کفرا.
5) أصول الکافی 1: 420 فیه: فهذا علی مولاه.
6) فی نسخة الکمبانیّ: ما نزل اللّه فی علی.
قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ فِی عَلِیٍّ علیه السلام سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ (1)قَالَ دَعُوْا بَنِی أُمَیَّةَ إِلَی مِیثَاقِهِمْ أَلَّا یُصَیِّرُوا الْأَمْرَ فِینَا بَعْدَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ لَا یُعْطُونَا مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً وَ قَالُوا إِنْ أَعْطَیْنَاهُمْ إِیَّاهُ لَمْ یَحْتَاجُوا إِلَی شَیْءٍ وَ لَا یُبَالُوا (2)أَلَّا یَکُونَ الْأَمْرُ فِیهِمْ فَقَالُوا سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ الَّذِی دَعَوْتُمُونَا إِلَیْهِ وَ هُوَ الْخُمُسُ أَلَّا نُعْطِیَهُمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ قَوْلُهُ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ وَ الَّذِی نَزَّلَ اللَّهُ مَا افْتَرَضَ عَلَی خَلْقِهِ مِنْ وَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ کَانَ مَعَهُمْ أَبُو عُبَیْدَةَ وَ کَانَ کَاتِبَهُمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ (3)الْآیَةَ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: با همین اسناد از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی» {بیگمان کسانی که پس از آنکه [راه] هدایت بر آنان روشن شد [به حقیقت] پشت کردند} فرمود که فلان و فلان و فلان است که با ترک ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام، از ایمان مرتد شدند. گفتم: آیه «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ» - . محمّد / 25 - 26 -
{چرا که آنان به کسانی که آنچه را خدا نازل کرده خوش نمیداشتند گفتند ما در کار [مخالفت] تا حدودی از شما اطاعتخواهیم کرد} فرمود: به خدا قسم این نیز درباره آن دو و پیروانشان نازل شده و همین است معنی آیهای که جبرئیل برای پیامبر اکرم آورد: «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ» درباره علی «سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ.» فرمود: بنی امیه را به پیمان خود خواندند که خلافت ما را بعد از پیامبر اکرم منتقل نکنند و از خمس چیزی به ما ندهند. و گفتند اگر خمس را به ایشان بدهیم، دیگر به چیزی احتیاج نخواهند داشت و باکی ندارند از اینکه خلافت در آنها نباشد. بنی امیه گفتند: ما در بعضی از آن پیمانی که شما ما را به آن دعوت کردید، اطاعتتان خواهیم کرد و آن مسأله خمس بود که به آنها چیزی از آن ندهیم. این قسمت آیه «کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ» و آنچه خدا نازل کرد، وجوب ولایت علی علیه السّلام بود بر خلقش. ابو عبیده نیز با این دسته بود که نویسنده ایشان به شمار میرفت. خداوند این آیه را فرستاد: «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ * أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ» - . زخرف / 79 - 80 -
{یا در کاری ابرام ورزیدهاند ما [نیز] ابرام میورزیم. آیا میپندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمیشنویم} تا آخر آیه. - . اصول کافی 1 : 420 - 421 -
**[ترجمه]
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ قَالَ علیه السلام نَزَلَتْ فِیهِمْ حَیْثُ دَخَلُوا الْکَعْبَةَ فَتَعَاهَدُوا وَ تَعَاقَدُوا عَلَی کُفْرِهِمْ وَ جُحُودِهِمْ بِمَا نُزِّلَ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَأَلْحَدُوا فِی الْبَیْتِ بِظُلْمِهِمُ الرَّسُولَ وَ وَلِیَّهُ فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (5).
**[ترجمه]اصول کافی: با همین اسناد از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ» - . حج / 25 -
{و [نیز] هر که بخواهد در آنجا به ستم [از حق] منحرف شود} فرمود: این آیه درباره آنها نازل شد، موقعی که وارد کعبه شدند و در آنجا پیمان بستند و قرار گذاشتند بر کفر و انکارشان در مورد آنچه که درباره امیرالمؤمنین علیه السّلام نازل شد. در خانه خدا با ظلم بر پیامبر و ولیّ او از حق برگشتند. دور باد قوم ظالم از رحمت خدا! - . اصول کافی 1 : 421 -
**[ترجمه]
قوله إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا أقول الآیة فی سورة النساء هکذا إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا (6)و فی سورة آل عمران هکذا إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الضَّالُّونَ و لعله علیه السلام ضم جزء من إحدی الآیتین إلی جزء من الأخری لبیان اتحاد مفادهما و یحتمل أن یکون فی مصحفهم علیهم السلام هکذا و الظاهر أن المراد بالإیمان فی الموضعین الإقرار
باللسان فقط و بالکفر الإنکار باللسان أیضا کما صرح به فی تفسیر علی بن إبراهیم (1).
قوله علیه السلام بأخذهم من بایعه بالبیعة لعل المراد بالموصول أمیر المؤمنین علیه السلام و المستتر فی قوله بایعه راجع إلی أبی بکر و البارز إلی الموصول و یحتمل أن یکون المستتر راجعا إلی الموصول و البارز إلیه علیه السلام أی أخذوا الذین بایعوا أمیر المؤمنین علیه السلام یوم الغدیر بالبیعة لأبی بکر و لعله أظهر قوله فلان و فلان و فلان هذه الکنایات یحتمل وجهین الأول أن یکون المراد بها بعض بنی أمیة کعثمان و أبی سفیان و معاویة فالمراد بالذین کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ أبو بکر و عمر و أبو عبیدة إذ ظاهر السیاق أن فاعل قالوا الضمیر الراجع إلی الَّذِینَ ارْتَدُّوا و الثانی أن یکون المراد بالکنایات أبا بکر و عمر و أبا عبیدة و ضمیر قالوا راجعا إلی بنی أمیة بقرینة کانت عند النزول و المراد بالذین کرهوا الذین ارتدوا فیکون من قبیل وضع المظهر فی موضع المضمر نزلت و الله فیهما أی فی أبی بکر و عمر و هو تفسیر للذین کرهوا.
و قوله و هو قول الله تفسیر ل ما نَزَّلَ اللَّهُ و ضمیر دعوا راجع إلیهما و أتباعهما و قالوا أی و هما و أتباعهما.
قوله فِی بَعْضِ الْأَمْرِ لعلهم لم یجترءوا أن یبایعوهم فی منع الولایة فبایعوهم فی منع الخمس ثم أطاعوهم فی الأمرین جمیعا و لا یبعد أن تکون کلمة فی علی هذا التأویل تعلیلیة أی نطیعکم بسبب الخمس لتعطونا منه شیئا و قوله کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ إعادة للکلام السابق لبیان أن ما نزل الله فی علی علیه السلام هو الولایة إذ لم یظهر ذلک مما سبق صریحا و لعله زیدت الواو فی قوله و الذی من النساخ و قیل
1) تفسیر القمّیّ: 144. قال فیه: نزلت فی الذین آمنوا برسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله إقرارا لا تصدیقا ثمّ کفروا، کتب الکتاب فیما بینهم الا یردوا الامر الی أهل بیته ابدا فلما نزلت الولایة و اخذ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله المیثاق علیهم لأمیر المؤمنین آمنوا اقرارا لا تصدیقا فلما مضی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله کفروا و ازدادوا کفرا.
قوله مرفوع علی قول الله من قبیل عطف التفسیر فإنه لا تصریح فی المعطوف علیه بأن النازل فیهما و فی أتباعهما کرهوا أم قالوا.
**[ترجمه]آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» میگویم در سوره نساء چنین است: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا» و در سوره آل عمران چنین است: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الضَّالُّونَ.» شاید امام یک قسمت از یکی از آن دو آیه را به قسمت دیگر از آیه دیگر وصل نموده تا اشاره به این باشد که مفاد هر دو آیه یکی است. این احتمال نیز هست که در مصحف ائمه چنین باشد. و ظاهرا منظور از «ایمان» در هر دو موضع، فقط اقرار به زبان است و منظور از «کفر»، فقط انکار به زبان است، همان طور که در تفسیر علی بن ابراهیم به آن تصریح شده است. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 144 -
سخن امام «بأخذهم من بایعه بالبیعة» شاید منظور از موصول امیرالمؤمنین علیه السّلام است و ضمیر مستتر در «بایعه» به ابوبکر برمیگردد و ضمیر بارز به موصول، و شاید ضمیر مستتر به موصول و ضمیر بارز به امیرالمؤمنین برمیگردد، یعنی کسانی که در روز غدیر با امیرالمؤمنین بیعت کردند، برای ابوبکر بیعت گرفتند و شاید این اظهر باشد. عبارت «فلان و فلان و فلان» دو وجه در این کنایهها است:
اول منظور از آن بعضی از بنی امیه مثل عثمان و ابوسفیان و معاویه باشد، پس منظور از کسانی که کراهت داشتند آنچه را که خداوند نازل کرد، ابوبکر و عمر و ابو عبیده هستند، زیرا ظاهر سیاق این است که فاعل «قالوا» ضمیر در آن به «الّذین إرتدّوا» برمیگردد. دوم اینکه منظور از کنایهها، ابوبکر و عمر و ابو عبیده باشد و ضمیر «قالوا» به بنی امیه برگردد، به قرینه «کانت عند النزول» و منظور از کسانی که کراهت داشتند، کسانی است که مرتد شدند پس از قبیل قرار گرفتن اسم ظاهر به جای ضمیر میباشد. عبارت «نزلت والله فیهما» یعنی درباره ابوبکر و عمر. و این تفسیر برای «الّذین کرهوا» است و سخن او «و هو قول الله» تفسیر برای آن چیزی است که خدا نازل کرد، و ضمیر «دعوا» به آن دو و پیروانشان برمیگردد و «قالوا» یعنی آن دو و پیروانشان. عبارت «فی بعض الأمر» شاید چنین بوده که جرات نکردند که با هم در مورد منع ولایت هم پیمان شوند و فقط در منع خمس با یکدیگر هم پیمان شدند، بعد در هر دو کار از آنها اطاعت کردند و بعید نیست که کلمه «فی» بنا بر این تأویل، برای تعلیل باشد، یعنی اطاعت میکنیم از شما به خاطر خمس تا از آن چیزی به ما بدهید. و عبارت «کرهوا ما نزّل الله» تکرار کلام گذشته است، برای بیان اینکه آنچه که خداوند درباره علی علیه السّلام نازل کرد، همان ولایت است، زیرا آن از آنچه که گذشت صریحا روشن نشد و شاید واو در «وَ الّذی» از جانب نساخ اضافه شده است. و گفته شده «قوله مرفوع علی قول الله» از قبیل عطف تفسیر است، زیرا در معطوف علیه تصریحی نیست بر اینکه آنچه نازل شده درباره آن دو و پیروانشان باشد، این است که کراهت داشتند یا گفتند.
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (1)یَا مَعْشَرَ الْمُکَذِّبِینَ حَیْثُ أَنْبَأْتُکُمْ رِسَالَةَ رَبِّی فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام مِنْ بَعْدِهِ مَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ کَذَا أُنْزِلَتْ وَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَقَالَ إِنْ تَلْوُوا الْأَمْرَ وَ تُعْرِضُوا عَمَّا أُمِرْتُمْ بِهِ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً (2)وَ فِی قَوْلِهِ فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِتَرْکِهِمْ وَلَایَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَذاباً شَدِیداً فِی الدُّنْیَا وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ (3).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ» - . ملک / 29 - {و به زودی خواهید دانست چه کسی است که خود در گمراهی آشکاری است} فرمود: ای گروهی که تکذیب کردید! موقعی که از رسالت پروردگارم درباره ولایت علی و ائمه علیهم السّلام بعد از او به شما خبر دادم، خواهید فهمید چه کسی در گمراهی آشکار است. چنین نازل شد و درباره آیه «إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا» {و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید} فرمود: اگر تغییر دهید جریان را و برگردید از آنچه که مأموریت دارید، «فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً» - . نساء / 135 - {قطعا خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.} و درباره آیه «فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا» با ترک کردنشان ولایت امیرالمؤمنین را، «عَذاباً شَدِیداً» در دنیا، «وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ» - . فصلت / 27 - {و قطعا کسانی را که کافر شدهاند عذابی سخت میچشانیم و حتما آنها را به بدتر از آنچه میکردهاند جزا میدهیم.} - . اصول کافی 1 : 421 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ صَبِیحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ذَلِکَ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلَ الْوَلَایَةِ کَفَرْتُمْ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: ولید بن صبیح از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «ذَلِکَ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ» و اهل ولایت «کَفَرْتُمْ» - . غافر / 12 - {این [کیفر] از آن روی برای شماست که چون خدا به تنهایی خوانده میشد کفر میورزیدید.} - . اصول کافی 1 : 421 -
**[ترجمه]
فی القرآن ذلِکُمْ کما مر و لعله من النساخ.
**[ترجمه]چنان چه گذشت در قرآن «ذَلِکُم» است و شاید تغییر از جانب نساخ است.
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْکافِرینَ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا وَ اللَّهِ نَزَلَ بِهَا جَبْرَئِیلُ علیه السلام عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (5).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که آیه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْکافِرینَ» به ولایت علی، «لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» - . معارج / 1 - 2 - {پرسندهای از عذاب واقعشوندهای پرسید که اختصاص به کافران دارد [و] آن را بازدارندهای نیست.} پس فرمود: به خدا قسم جبرئیل این طور برای محمّد آورد. - . اصول کافی 1 : 421 -
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ أَخِیهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ فِی أَمْرِ الْوَلَایَةِ
یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ قَالَ مَنْ أُفِکَ عَنِ الْوَلَایَةِ أُفِکَ عَنِ الْجَنَّةِ (1).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ» {که شما [درباره قرآن] در سخنی گوناگونید} در امر ولایت «یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ» - . ذاریات / 8 - 9 - {[بگوی] تا هر که از آن برگشته برگشته باشد} فرمود: هر کس از ولایت برگردانده شد، از بهشت برگردانده شده است. - . اصول کافی 1 : 422 -
**[ترجمه]
قال الفیروزآبادی أفک عنه کضرب و علم یأفک إفکا صرفه و قلبه أو قلب رأیه و فلانا جعله یکذب و حرمه مراده.
و قال الطبرسی رحمه الله: أی یصرف عن الإیمان به من صرف عن الخیر أی المصروف عن الخیرات کلها من صرف عن هذا الدین و قیل معناه یؤفک عن الحق و الصواب من أفک فدل ذکر القول المختلف علی ذکر الحق فجازت الکنایة عنه و قیل إن الصارف لهم رؤساء البدع و أئمة الضلال لأن العوام تبع لهم (2).
**[ترجمه]فیروز آبادی گفته است: «أفک عنه» مانند «ضرب و علم» «یأفک إفکا» یعنی او را برگرداند و منقلب کرد یا رأیش را برگرداند، و «فلانا» جعله یکذب و از مرادش محروم کرد. و مرحوم طبرسی گفته است: یعنی کسی را که از خیر برگشته است، از ایمان به او برمیگرداند. یعنی محروم از تمام خیرات کسی است که از این دین برگردانده شده. و گفته شده معنی این است که از حق و راستی برگردانده میشود کسی که برگردانده شد. پس ذکر «قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ» دلالت بر ذکر حق دارد، پس کنایه از آن نیز جایز است. و گفته شده کسی که آنها را برمیگرداند، سران بدعت گذار و پیشوایان گمراهی هستند، زیرا عامه مردم تابع ایشان هستند. - . مجمع البیان 9 : 153 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ (3).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام درباره این آیه نقل کرد: «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا» به ولایت علی «قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ» - . حج / 19 - {این دو [گروه] دشمنان یکدیگرند که درباره پروردگارشان با هم ستیزه میکنند و کسانی که کفر ورزیدند جامههایی از آتش برایشان بریده شده است.} - . اصول کافی 1 : 422 -
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ 8 عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً قَالَ صَبَغَ الْمُؤْمِنِینَ بِالْوَلَایَةِ فِی الْمِیثَاقِ (4).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً» - . بقره / 138 - {این است نگارگری الهی و کیستخوشنگارتر از خدا} فرمود: نگارگری مؤمنان به ولایت در میثاق. - . اصول کافی 1 : 422 - 423 -
**[ترجمه]
کا، الکافی أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَةِ هَکَذَا فَأَبَی أَکْثَرُ النَّاسِ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ إِلَّا کُفُوراً (5)قَالَ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَةِ هَکَذَا وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ آلَ مُحَمَّدٍ نَاراً (6).
**[ترجمه]اصول کافی: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: جبرئیل این آیه را چنین نازل کرد: «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ» به ولایت علی، «إِلَّا کُفُوراً»
{ولی بیشتر مردم جز سر انکار ندارند.} - . اسراء / 89 -
فرمود: و جبرئیل این آیه را چنین نازل کرد: «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ» در مورد ولایت علی، «فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ» آل محمّد، «ناراً» - . کهف / 29 - {پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند که ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم.} - . اصول کافی 1 : 424 - 425 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ
عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ (1)قَالَ ذَاکَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ وَ عُبَیْدَةُ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ عَمَّارٌ هُدُوا إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَوْلِهِ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ (2).
**[ترجمه]اصول کافی: عبدالرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ» - . حج / 24 - {و به گفتار پاک هدایت میشوند و به سوی راه [خدای] ستوده هدایت میگردند} فرمود: آنها حمزه، جعفر، عبیده، سلمان، ابوذر، مقداد بن اسود و عمار هستند که هدایت به جانب امیرالمؤمنین علیه السّلام یافتند و فرمایش او: «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ» یعنی امیرالمؤمنین، «وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ» - . حجرات / 7 - {لیکن خدا ایمان را برای شما دوستداشتنی گردانید و آن را در دلهای شما بیاراست و کفر و پلیدکاری و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند ساخت} اولی و دومی و سومی
**[ترجمه]
کا، الکافی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ (3)فَقَالَ عَرَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِیمَانَهُمْ بِمُوَالاتِنَا وَ کُفْرَهُمْ بِهَا یَوْمَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ وَ هُمْ ذَرٌّ فِی صُلْبِ آدَمَ علیه السلام وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّما عَلی رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِینُ (4)فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ وَ مَا هَلَکَ مَنْ هَلَکَ حَتَّی یَقُومَ قَائِمُنَا إِلَّا فِی تَرْکِ وَلَایَتِنَا وَ جُحُودِ حَقِّنَا وَ مَا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَلْزَمَ رِقَابَ هَذِهِ الْأُمَّةِ حَقَّنَا وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ* (5).
**[ترجمه]اصول کافی: نعیم صحاف گفت: از حضرت صادق علیه السّلام در مورد آیه «فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ» - . تغابن / 3 - پرسیدم. فرمود: خداوند روزی که از ایشان میثاق گرفت - در حالی که ذرهای در صلب آدم بودند - ایمان آنها را به موالات ما و کفر آنها را به موالات ما شناخت. و از این آیه سؤال کردم: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّما عَلی رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِینُ» - . تغابن / 12 - {و خدا را فرمان برید و پیامبر [او] را اطاعت نمایید و اگر روی بگردانید بر پیامبر ما فقط پیامرسانی آشکار است} فرمود: به خدا قسم هلاک نشدند کسانی که از قبل شما بودند و نه هلاک شد کسی که هلاک شد تا اینکه قائم ما قیام کند، مگر به واسطه ترک ولایت ما و انکار حق ما. و پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله از دنیا خارج نشد، مگر اینکه بر گردن این امت لازم نمود حق ما را و خداوند هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت میکند. - . اصول کافی 1 : 426 - 427 -
**[ترجمه]
کا، الکافی عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ قَالَ یَعْنِی إِنْ أَشْرَکْتَ فِی الْوَلَایَةِ غَیْرَهُ بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ یَعْنِی بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بِالطَّاعَةِ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ أَنْ عَضَدْتُکَ بِأَخِیکَ وَ ابْنِ عَمِّکَ (6).
**[ترجمه]اصول کافی: حکم بن بهلول از مردی، از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ» فرمود: یعنی اگر دیگری را شریک در ولایت کردی، «بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ» - . زمر / 65 - 66 -
{و قطعا به تو و به کسانی که پیش از تو بودند وحی شده است اگر شرک ورزی، حتما کردارت تباه و مسلما از زیانکاران خواهی شد، بلکه خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش}، یعنی خدا را بپرست به اطاعت و از شکرگزاران باش که تو را به وسیله برادرت و پسر عمویت یاری کردم. - . اصول کافی 1 : 427 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الثَّقَفِیِ
عَنْ عَلِیِّ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ وَهْبِ بْنِ عَلِیِّ (1)بْنِ بَحِیرَةٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُوراً قَالَ نَزَلَتْ فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُوراً» - . اسراء / 89 -
فرمود: درباره ولایت علی علیه السّلام نازل شده است. - . کنز الفوائد: 140 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ عَنِ النَّهَاوَنْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام إِلَّا کُفُوراً (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عبدالله بن سنان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ» به ولایت علی علیه السّلام، «إِلَّا کُفُوراً.» - . کنز الفوائد: 140 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ عِیسَی بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فِی وَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ قَالَ وَ قَرَأَ إِلَی قَوْلِهِ أَحْسَنَ عَمَلًا ثُمَّ قَالَ قِیلَ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ فِی أَمْرِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ فَجَعَلَ اللَّهُ تَرْکَهُ مَعْصِیَةً وَ کُفْراً قَالَ ثُمَّ قَرَأَ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ لآِلِ مُحَمَّدٍ (4)ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها ثُمَّ قَرَأَ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا یَعْنِی بِهِمْ آلَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: عیسی بن داود از ابوالحسن موسی، از پدر خود علیه السّلام نقل کرد که درباره آیه «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ» درباره ولایت علی، «فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ» فرمود: و خواند آیه را تا «أَحْسَنَ عَمَلًا»، آنگاه فرمود: به پیامبر اکرم گفته شد آنچه را که در مسأله علی به آن مأموری آشکار کن، زیرا او از جانب پرودگارت حق است. پس هر کس خواست، ایمان بیاورد و هر کس خواست، کفر بورزد. خداوند ترک او را معصیت و کفر قرار داد. فرمود: سپس خواند: «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ» ستمگران به آل محمّد، «ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها» - . کهف / 29 - {پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند که ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را در بر میگیرد.} سپس خواند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» - . کهف / 30 - {کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند [بدانند که] ما پاداش کسی را که نیکوکاری کرده است تباه نمیکنیم.} یعنی به آل محمّد علیهم السّلام. - . کنز الفوائد: 141 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْهُ (6)عَنْ أَبِیهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ قَالَ أُولَئِکَ آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی قَطْعِ مَوَدَّةِ آلِ مُحَمَّدٍ (7)مُعاجِزِینَ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ قَالَ هِیَ الْأَرْبَعَةُ نَفَرٍ یَعْنِی التَّیْمِیَّ وَ الْعَدِیَّ وَ الْأُمَوِیَّیْنِ (8).
1) فی المصدر: عن ابن بحیرة.
2) کنز جامع الفوائد: 140. و الآیة فی الاسراء: 89.
3) کنز جامع الفوائد: 140. و الآیة فی الاسراء: 89.
4) فی المصدر: لال محمّد حقهم.
5) کنز جامع الفوائد: 141.
6) أی عن موسی بن جعفر عن أبیه علیهما السلام.
7) تفسیر لقوله تعالی: «فِی آیاتِنا»* ففسرها علیه السلام بآیات المودة.
8) کنز جامع الفوائد: 176. و الآیتان فی الحجّ: 50 و 51.
**[ترجمه]کنز الفوائد: با همین اسناد از موسی بن جعفر، از پدر خود حضرت علیهما السّلام نقل کرد که درباره آیه «فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ» فرمود: اینها آل محمّدند، «وَ الَّذِینَ سَعَوْا» در قطع مودت آل محمّد، «مُعاجِزِینَ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ» - . حج / 50 - 51 - {پس آنان که گرویده و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و روزی نیکو برای ایشان خواهد بود، و کسانی که در [تخطئه] آیات ما میکوشند [و به خیال خود] عاجزکنندگان ما هستند، آنان اهل دوزخند} فرمود: آنها همان چهار نفرند، یعنی تیمی و عدی و دو اموی. - . کنز الفوائد: 176 -
**[ترجمه]
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ إِلَی قَوْلِهِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (1)قَالَ نَزَلَتْ فِی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام وَ قَالَ علیه السلام نَزَلَ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وُلْدِهِ علیهم السلام إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ هُمْ لَها سابِقُونَ (2).
**[ترجمه]و با همین اسناد از حضرت موسی بن جعفر، از پدرش علیهما السّلام درباره آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» تا «هُمْ فِیها خالِدُونَ» - . مؤمنون / 1 - 11 - نقل کرد که فرمود: درباره رسول خدا و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام نازل شد. و فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ. وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ» تا «وَ هُمْ لَها سابِقُونَ» - . مؤمنون / 57 - 61 - درباره امیرالمؤمنین و فرزندانش علیهم السّلام نازل شد. - . کنز الفوائد: 180 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (3)بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَ نَحْنُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ یُدَافِعُ عَنَّا مَا أَذَاعَتْ شِیعَتُنَا (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: اسحاق بن عمار گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا» - . حج / 38 -
{قطعا خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند} پرسیدم. فرمود: ما آنهاییم که ایمان آوردند و خداوند از ما دفاع میکند هر چه را که شیعه ما افشا کرد. - . کنز الفوائد: 171 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ (5)عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: نَزَلَ جَبْرَئِیلُ علیه السلام عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله بِهَذِهِ الْآیَةِ هَکَذَا فَأَبَی أَکْثَرُ النَّاسِ مِنْ أُمَّتِکَ (6)بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام إِلَّا کُفُوراً (7).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: جبرئیل این آیه را بر محمّد این چنین نازل کرد: «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ» از امت تو به ولایت علی، «إِلَّا کُفُوراً.» - . کنز الفوائد: 141 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَجَّاجِ بْنِ مِنْهَالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ سَلَمَةَ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ الْوَلِیدَ بْنَ عُقْبَةَ بْنِ أَبِی مُعَیْطٍ قَالَ لِعَلِیٍّ علیه السلام أَنَا أَبْسَطُ مِنْکَ لِسَاناً وَ أَحَدُّ مِنْکَ سِنَاناً وَ أَمْلَأُ مِنْکَ حَشْواً لِلْکَتِیبَةِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام اسْکُتْ یَا فَاسِقُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ
1) سورة المؤمنون: 1- 11.
2) کنز جامع الفوائد: 180 و الآیات فی سورة المؤمنون: 57- 61.
3) فی المصدر: محمّد بن الحسن بن علیّ.
4) کنز جامع الفوائد: 171. و الآیة فی الحجّ: 38.
5) الموجود فی المصدر: محمّد بن یعقوب عن أحمد بن عبد العظیم عن محمّد بن الفضیل و فیه وهم و الصحیح: احمد عن عبد العظیم، و هو أحمد بن مهران و الحدیث یوجد فی الکافی 1: 424.
6) المصدر و الکافی خالیان عن قوله: عن امتک.
7) کنز جامع الفوائد: 141. و الآیة فی الاسراء: 89.
أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس گفت: ولید بن عقبة بن ابی معیط به حضرت علی علیه السّلام گفت: من از تو زباندارتر و نیزه من از تو تیزتر و از نظر جمع کردن سپاه من پرتر از تو هستم. حضرت علی علیه السّلام در جواب او فرمود: ساکت باش ای فاسق! خداوند این آیه را نازل نمود: «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ» - . سجده / 18 - {آیا کسی که مؤمن است چون کسی است که نافرمان است، یکسان نیستند.} - . کنز الفوائد: 228 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فُضَیْلٍ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ قَالَ نَزَلَتْ فِی رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا مِنْ أَصْحَابِ الرَّسُولِ وَ هُوَ الْمُؤْمِنُ وَ الْآخَرُ فَاسِقٌ فَقَالَ الْفَاسِقُ لِلْمُؤْمِنِ أَنَا وَ اللَّهِ أَحَدُّ مِنْکَ سِنَاناً وَ أَبْسَطُ مِنْکَ لِسَاناً (2)وَ أَمْلَأُ مِنْکَ حَشْواً لِلْکَتِیبَةِ فَقَالَ الْمُؤْمِنُ لِلْفَاسِقِ اسْکُتْ یَا فَاسِقُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ (3)ثُمَّ بَیَّنَ حَالَ الْمُؤْمِنِ فَقَالَ أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوی نُزُلًا بِما کانُوا یَعْمَلُونَ وَ بَیَّنَ حَالَ الْفَاسِقِ فَقَالَ وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس درباره آیه: «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ» گفت: این درباره دو نفر نازل شده که یکی از یاران پیامبر، او مؤمن و دیگری فاسق بود. مرد فاسق به مؤمن گفت: به خدا سوگند نیزه من از تو تیزتر و زبان دارترم و از نظر جمع کردن سپاه پرتر از تو هستم. مؤمن به فاسق گف: ساکت باش ای فاسق! خداوند این آیه را نازل کرد: «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ.» آنگاه حال مؤمن را توضیح داد و فرمود: «أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوی نُزُلًا بِما کانُوا یَعْمَلُونَ» و حال فاسق را چنین بیان کرد: «وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ» - . سجده / 19 - 20 - {اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند به [پاداش] آنچه انجام میدادند در باغهایی که در آن جایگزین میشوند پذیرایی میگردند، و اما کسانی که نافرمانی کردهاند پس جایگاهشان آتش است، هر بار که بخواهند از آن بیرون بیایند در آن بازگردانیده میشوند و به آنان گفته میشود عذاب آن آتشی را که دروغش میپنداشتید بچشید.}
**[ترجمه]
وَ ذَکَرَ أَبُو مِخْنَفٍ أَنَّهُ جَرَی عِنْدَ مُعَاوِیَةَ بَیْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا وَ بَیْنَ الْفَاسِقِ الْوَلِیدِ بْنِ عُقْبَةَ کَلَامٌ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ لَا أَلُومُکَ أَنْ تَسُبَّ عَلِیّاً وَ قَدْ جَلَدَکَ فِی الْخَمْرِ ثَمَانِینَ سَوْطاً وَ قَتَلَ أَبَاکَ صَبْراً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی یَوْمِ بَدْرٍ وَ قَدْ سَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی غَیْرِ آیَةٍ مُؤْمِناً* وَ سَمَّاکَ فاسِقاً (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: و ابو مخنف ذکر نمود که بین حسن بن علی صلوات اللَّه علیهما و ولید بن عقبه فاسق، در مقابل معاویه سخنی پیش آمد. امام حسن علیه السّلام به او فرمود: من تو را سرزنش نمیکنم که علی را ناسزا میگویی، در حالی که او به خاطر شراب خواری تو را هشتاد تازیانه زد و پدرت را با در پیشگاه پیامبر در جنگ بدر در کمال خواری کشت، و خداوند علی را در آیات بسیار زیادی مؤمن نامید و تو را فاسق. - . کنز الفوائد: 228 - 229 -
**[ترجمه]
فس، تفسیر القمی أَبُو الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الرُّویَانِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ رُشَیْدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ قَالَ قُلْ لِلَّذِینَ مَنَنَّا عَلَیْهِمْ
بِمَعْرِفَتِهِمْ (1)أَنْ یَعْرِفُوا الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ فَإِذَا عَرَفُوهُمْ فَقَدْ غَفَرُوا لَهُمْ (2).
**[ترجمه]تفسیر علی بن ابراهیم قمی: داود بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ» - . جاثیه / 14 - {به کسانی که ایمان آوردهاند بگو تا از کسانی که به روزهای [پیروزی] خدا امید ندارند درگذرند} فرمود: بگو به کسانی که به شناخت ما بر آنها منت نهادیم، به اینکه شناختند آنهایی را که نادانند، پس زمانی که آنها را شناختند، آنها را بخشیدند. - . تفسیر علی بن ابراهیم قمی: 618 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة رُوِیَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام أَرَادَ أَنْ یَضْرِبَ غُلَاماً لَهُ فَقَرَأَ قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ فَوَضَعَ السَّوْطَ مِنْ یَدِهِ فَبَکَی الْغُلَامُ فَقَالَ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ إِنِّی عِنْدَکَ یَا مَوْلَایَ مِنَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِمَّنْ یَرْجُو أَیَّامَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ یَا مَوْلَایَ فَقَالَ علیه السلام لَا أُحِبُّ أَنْ أَمْلِکَ مَنْ یَرْجُو أَیَّامَ اللَّهِ قُمْ فَأْتِ قَبْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ قُلِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ خَطِیئَتَهُ یَوْمَ الدِّینِ وَ أَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللَّهِ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: روایت شده که علی بن الحسین علیهما السّلام تصمیم گرفت غلامش را تنبیه کند. غلام این آیه را خواند: «قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ.» امام علیه السّلام شلاق را از دست رها کرد و غلام شروع به گریه نمود. فرمود: چرا گریه میکنی؟ عرض کرد: مولای من! آیا من در نزد شما از کسانی هستم که امید ایام خدا را ندارند؟ به او فرمود: تو از کسانی هستی که به ایام خدا امیدوارند؟ عرض کرد: آری مولای من! فرمود: دوست ندارم که مالک کسی باشم که امید ایام خدا را دارد. اکنون برخیز، برو کنار قبر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و بگو خدایا! روز قیامت از خطای علی بن الحسین در گذر، آنگاه آزادی برای خدا! - . کنز الفوائد: 299 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ حُسَیْنِ بْنِ حَکَمٍ عَنْ حَسَنِ بْنِ حُسَیْنٍ عَنْ حَیَّانَ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْیاهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما یَحْکُمُونَ قَالَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بَنُو هَاشِمٍ وَ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس درباره آیه: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْیاهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما یَحْکُمُونَ» - . جاثیه / 21 -
{آیا کسانی که مرتکب کارهای بد شدهاند پنداشتهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند [به طوری که] زندگی آنها و مرگشان یکسان باشد چه بد داوری میکنند} گفت: کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، بنی هاشم و بنی عبدالمطلب هستند و کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، بنی عبدالشمس هستند. - . کنز الفوائد: 300 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ أَیُّوبَ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْکَلْبِیِّ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ الْآیَةَ قَالَ إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ حَمْزَةَ وَ عُبَیْدَةَ بْنِ الْحَارِثِ علیهم السلام هُمُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ فِی ثَلَاثَةٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ عُتْبَةَ وَ شَیْبَةَ ابْنَیْ رَبِیعَةَ وَ الْوَلِیدِ بْنِ عُتْبَةَ وَ هُمُ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس درباره آیه «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ» تا آخر آیه گفت: درباره علی بن ابی طالب و حمزه و عبیدة بن حارث نازل شد که همان کسانی هستند که ایمان آوردند و درباره سه نفر از مشرکان عتبه و شبیه دو فرزند ربیعه و ولید بن عتبه نازل شد و آنها کسانی هستند که مرتکب کارهای بد شدند. - . کنز الفوائد: 300 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُخَارِقٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ وَ أَبِی حَمْزَةَ عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ أَنَّهُ قَالَ: سُورَةُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله آیَةٌ فِینَا وَ آیَةٌ فِی بَنِی أُمَیَّةَ (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن نباته از علی علیه السّلام نقل کرد که فرمود: در سوره محمّد یک آیه درباره ما است و یک آیه درباره بنی امیه. - . کنز الفوائد: 302 -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: و از جابر، از حضرت باقر علیه السّلام همین روایت را نقل کرد. - . کنز الفوائد: 334 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ أَیْضاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْکَاتِبِ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ مُوسَی عَنْ قَطْرٍ (2)عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: مَنْ أَرَادَ فَضْلَنَا عَلَی عَدُوِّنَا فَلْیَقْرَأْ هَذِهِ السُّورَةَ الَّتِی یَذْکُرُ فِیهَا الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فِینَا آیَةٌ وَ فِیهِمْ آیَةٌ إِلَی آخِرِهَا (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: و نیز از ابراهیم بن ابی الحسن موسی علیه السّلام نقل کرد که فرمود: هر کس خواست فضل ما را بر دشمنانمان بداند، این سوره را بخواند که در آن این آیه است: «الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» - . محمد / 1 - {کسانی که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند.} یک آیه درباره ما و یک آیه درباره آنها است تا آخر سوره. - . کنز الفوائد: 334 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ (4)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَوْلُهُ تَعَالَی ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فِی عَلِیٍّ علیه السلام فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ (5).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: فرمایش خدا «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ» درباره علی علیه السّلام است. «فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ» - . محمد / 9 - {این بدان سبب است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند و [خدا نیز] کارهایشان را باطل کرد}. - . کنز الفوائد: 303 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة قَوْلُهُ تَعَالَی وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتَّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً تَأْوِیلُهُ مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی الْعُبَیْدِیِّ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِیِّ وَ کَانَ خَیِّراً عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِیِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِیرَةَ عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: کُنَّا نَکُونُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَیُخْبِرُنَا بِالْوَحْیِ فَأَعِیهِ أَنَا دُونَهُمْ وَ اللَّهِ وَ مَا یَعُونَهُ هُمْ وَ إِذَا خَرَجُوا قَالُوا ما ذا قالَ آنِفاً (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: آیه «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتَّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً» - . محمد / 16 - {و از میان [منافقان] کسانیاند که [در ظاهر] به [سخنان] تو گوش میدهند، ولی چون از نزد تو بیرون میروند به دانش یافتگان میگویند هم اکنون چه گفت}تأویلش آن است که محمّد بن عباس از ابن نباته، از علی علیه السلام روایت کرد که فرمود: ما در خدمت پیامبر اکرم میبودیم و ما را از وحی مطلع میساخت. به خدا سوگند من در بین ایشان آن را حفظ میکردم و آنها حفظ نمیکردند. وقتی خارج میشدند، میگفتند پیامبر هم اکنون چه گفت؟ - . کنز الفوائد: 335 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْکَاتِبِ عَنْ حُسَیْنِ (7)بْنِ خُزَیْمَةَ الرَّازِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی هَوْذَةَ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عَیَّاشٍ عَنْ جُوَیْبِرٍ عَنِ
1) کنز جامع الفوائد: 334 النسخة الرضویة.
2) لعل الصحیح: «فطر» بالطاء المهلة.
3) کنز جامع الفوائد: 334. النسخة الرضوی.
4) فی المصدر: عن أحمد بن خالد.
5) کنز جامع الفوائد: 303 و الآیة فی سورة محمد: 9.
6) کنز جامع الفوائد: 335 «النسخة الرضویة» و الآیة فی سورة محمد: 16.
7) فی المصدر: (حصین بن خزیمة) و فیه: عن هوذة.
الضَّحَّاکِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ قَالَ نَزَلَتْ فِی بَنِی هَاشِمٍ وَ بَنِی أُمَیَّةَ (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس درباره آیه: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ» - . محمد / 22 -
{پس [ای منافقان] آیا امید بستید که چون [از خدا] برگشتید [یا سرپرست مردم شدید] در [روی] زمین فساد کنید و خویشاوندیهای خود را از هم بگسلید} گفت: درباره بنی هاشم و بنی امیه نازل شده است. - . کنز الفوائد: 303 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ الرَّازِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی قَالَ الْهُدَی هُوَ سَبِیلُ عَلِیٍّ علیه السلام (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن علی حلبی از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه «إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی» - . محمد / 25 - {بیگمان کسانی که پس از آنکه [راه] هدایت بر آنان روشن شد [به حقیقت] پشت کردند} فرمود: «هدی» راه امیرالمؤمنین علیه السّلام است. - . کنز الفوائد: 303 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: لَمَّا نَصَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَلِیّاً علیه السلام یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ قَالَ قَوْمٌ مَا یَأْلُو یَرْفَعُ (3)ضَبْعَ ابْنِ عَمِّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: جابر از حضرت باقر علیه السّلام و آن جناب از جابر بن عبداللَّه انصاری رضی الله عنه نقل کرد که گفت: وقتی پیامبر اکرم علی علیه السّلام را به ولایت در غدیر خم تعیین نمود، بعضی گفتند پیوسته پسر عمویش را بالا میبرد. خداوند این آیه را نازل کرد: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ» - . محمد / 29 - {آیا کسانی که در دلهایشان مرضی هست پنداشتند که خدا هرگز کینه آنان را آشکار نخواهد کرد.} - . کنز الفوائد: 336 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِیرٍ (5)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْحَمَّامِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ أَبِی هَارُونَ الْعَبْدِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ قَالَ بَعْضُهُمْ (6)لِعَلِیٍّ علیه السلام (7).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو سعید خدری درباره این فرمایش خدا «وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ» - . محمد / 30 - {و از آهنگ سخن به [حال] آنان پی خواهی برد} گفت: بعضی - . در نسخه کمپانی «بغضهم لعلیّ» است. - از آنها نسبت به علی علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 336 نسخه رضویه -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة ذَکَرَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ (8)وَ قَوْلِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ (9)قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ
1) کنز جامع الفوائد: 303. و الآیتان فی سورة محمد: 22 و 25.
2) کنز جامع الفوائد: 303. و الآیتان فی سورة محمد: 22 و 25.
3) فی المصدر: ما یألو برفع.
4) کنز جامع الفوائد: 336. «النسخة الرضویة» و الآیة فی سورة محمد: 29.
5) فی المصدر: محمّد بن حریز.
6) فی نسخة الکمبانیّ. بغضهم لعلی علیه السلام.
7) کنز جامع الفوائد: 336. النسخة الرضویة.
8) سورة محمد: 9 و 26.
9) سورة محمد: 9 و 26.
صلی الله علیه و آله لما أخذ المیثاق لامیر المؤمنین علیه السلام قال : أتدرون من ولیکم بعدی قالوا : الله ورسوله أعلم ، فقال : إن الله یقول : « إن تظاهرا علیه فإن الله هو مولاه و جبریل وصالح المؤمنین(1)»
یَعْنِی عَلِیّاً هُوَ وَلِیُّکُمْ مِنْ بَعْدِی هَذِهِ الْأُولَی وَ أَمَّا الْمَرَّةُ الثَّانِیَةُ لَمَّا أَشْهَدَهُمْ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ قَدْ کَانُوا یَقُولُونَ لَئِنْ قَبَضَ اللَّهُ مُحَمَّداً لَا نُرْجِعُ هَذَا الْأَمْرَ فِی آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا نُعْطِیهِمْ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً فَاطَّلَعَ اللَّهُ نَبِیَّهُ عَلَی ذَلِکَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلی وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ (2)وَ قَالَ أَیْضاً فِیهِمْ فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُمْ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی وَ الْهُدَی سَبِیلُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلی لَهُمْ (3)قَالَ وَ قَرَأَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام هَذِهِ الْآیَةَ هَکَذَا فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ وَ سَلَّطْتُمْ وَ مَلَکْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ نَزَلَتْ فِی بَنِی عَمِّنَا بَنِی أُمَیَّةَ وَ فِیهِمْ یَقُولُ اللَّهُ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُمْ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ فَیَقْضُوا مَا عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَقِّ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها (4).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن فضیل گفت: از حضرت صادق علیه السّلام درباره آیه: «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» - . محمد / 9 -
{این بدان سبب است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند و [خدا نیز] کارهایشان را باطل کرد.} و این آیه «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ» - . محمد / 26 -
{چرا که آنان به کسانی که آنچه را خدا نازل کرده خوش نمیداشتند، گفتند ما در کار [مخالفت] تا حدودی از شما اطاعتخواهیم کرد و خدا از همداستانی آنان آگاه است} پرسیدم. فرمود: پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله موقعی که برای امیرالمؤمنین پیمان گرفت، فرمود: میدانید ولیّ شما بعد از من کیست؟ گفتند: خدا و پیامبرش داناترند. فرمود: خداوند میفرماید: «إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ» - . تحریم / 4 -
{و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید در حقیقتخدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند]} یعنی علی علیه السّلام. او ولی شما است بعد از من. این مرتبه اول بود. اما مرتبه دوم موقعی که در روز غدیر خم مردم را بر ولایت علی گواه گرفت، گروهی میگفتند: اگر خداوند محمّد را قبض روح نماید، برنمیگردانیم این امر را به آل محمّد و چیزی از خمس را به ایشان نخواهیم داد. خداوند پیامبرش را بر آن مطلع نمود و بر او نازل فرمود: «أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلی وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ» - . زخرف / 80 - {آیا میپندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمیشنویم، چرا و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت میکنند.} و نیز درباره آنها فرمود: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ، أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُمْ، أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها، إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی.» و «هدی» راه امیرالمؤمنین علیه السّلام است. «الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَی لَهُمْ» - . محمد / 22 - 25 - {پس [ای منافقان] آیا امید بستید که چون [از خدا] برگشتید [یا سرپرست مردم شدید] در [روی] زمین فساد کنید و خویشاوندیهای خود را از هم بگسلید. اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده و [گوش دل] ایشان را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا کرده است. آیا به آیات قرآن نمیاندیشند یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایی نهاده شده است. بیگمان کسانی که پس از آنکه [راه] هدایت بر آنان روشن شد [به حقیقت] پشت کردند، شیطان آنان را فریفت و به آرزوهای دور و درازشان انداخت} گفت: و حضرت صادق این آیه را این چنین خواند: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ وَ سلّطتم وَ ملکتم أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ»، این آیه درباره پسر عموهای ما بنی امیه نازل شده و خداوند درباره ایشان میفرماید: «أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُمْ، أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»، حکم میکنند آنچه که بر آنها است از حق، «أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها». - . کنز الفوائد: 336 -
**[ترجمه]
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَدْعُو أَصْحَابَهُ (5)مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ خَیْراً سَمِعَ وَ عَرَفَ مَا یَدْعُوهُ إِلَیْهِ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً طَبَعَ عَلَی قَلْبِهِ فَلَا یَسْمَعُ وَ لَا یَعْقِلُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ قَالَ علیه السلام لَا یَخْرُجُ مِنْ شِیعَتِنَا أَحَدٌ إِلَّا أَبْدَلَنَا اللَّهُ بِهِ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ وَ ذَلِکَ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ (6).
أقول: لیس فیما عندنا من التفسیر هذه الأخبار علی هذا الوجه.
**[ترجمه]کنز الفوائد: و حضرت صادق علیه السّلام فرمود: پیامبر اکرم اصحاب خود را میخواند. خداوند برای هر کس خیری را خواست، شنید و فهمید آنچه را که پیامبر به آن دعوت میکند، و برای هر کس بدی را خواست، بر قلب او مهر زد، پس نمیشنود و نمیفهمد و این است سخن خدا: «حَتَّی إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً، أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ» - . محمد / 16 - {ولی چون از نزد تو بیرون میروند، به دانش یافتگان میگویند هم اکنون چه گفت، اینان همانانند که خدا بر دلهایشان مهر نهاده است و از هوسهای خود پیروی کردهاند.} و فرمود: از شیعه تو کسی خارج نمیشود مگر اینکه خدا او را برای ما به کسی که از او بهتر است تبدیل میکند، زیرا خدا میفرماید: «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ» - . محمد / 38 - {و اگر روی برتابید [خدا] جای شما را به مردمی غیر از شما خواهد داد که مانند شما نخواهند بود.} - . کنز الفوائد: 337 -
مؤلف: در تفسیرهای موجود در نزد ما، این اخبار به این صورت نیست.
**[ترجمه]
کنز، (کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة) رَوَی شَیْخُ الطَّائِفَةِ (1)بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَخْطَبِ خُوارِزْمَ رَفَعَهُ إِلَی اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَأَلَ قَوْمٌ اَلنَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فِیمَنْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ: وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً (2)فَقَالَ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ عُقِدَ لِوَاءٌ مِنْ نُورٍ أَبْیَضَ وَ نَادَی مُنَادٍ لِیَقُمْ سَیِّدُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَعَهُ الَّذِینَ آمَنُوا بَعْدَ بَعْثِ مُحَمَّدٍ فَیَقُومُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام فَیُعْطَی اللِّوَاءَ مِنَ النُّورِ الْأَبْیَضِ بِیَدِهِ وَ تَحْتَهُ جَمِیعُ السَّابِقِینَ الْأَوَّلِینَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِینَ وَ اَلْأَنْصَارِ لاَ یُخَالِطُهُمْ غَیْرُهُمْ حَتَّی یَجْلِسَ عَلَی مِنْبَرٍ مِنْ نُورِ رَبِّ الْعِزَّةِ وَ یُعْرَضَ الْجَمِیعُ عَلَیْهِ رَجُلاً رَجُلاً فَیُعْطِیَهُ أَجْرَهُ وَ نُورَهُ فَإِذَا أَتَی عَلَی آخِرِهِمْ قِیلَ لَهُمْ قَدْ عَرَفْتُمْ صِفَتَکُمْ (3)وَ مَنَازِلَکُمْ فِی اَلْجَنَّةِ إِنَّ رَبَّکُمْ یَقُولُ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً یَعْنِی اَلْجَنَّةَ فَیَقُومُ عَلِیٌّ وَ الْقَوْمُ تَحْتَ لِوَائِهِ مَعَهُ حَتَّی یَدْخُلَ بِهِمُ اَلْجَنَّةَ ثُمَّ یَرْجِعُ إِلَی مِنْبَرِهِ فَلاَ یَزَالُ یُعْرَضُ عَلَیْهِ جَمِیعُ الْمُؤْمِنِینَ فَیَأْخُذُ نَصِیبَهُ مِنْهُمْ إِلَی اَلْجَنَّةِ وَ یُنْزِلُ (4)أَقْوَاماً عَلَی اَلنَّارِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ یَعْنِی السَّابِقِینَ الْأَوَّلِینَ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَهْلَ الْوَلاَیَةِ لَهُ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ یَعْنِی کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِالْوَلاَیَةِ وَ بِحَقِّ عَلِیٍّ علیه السلام (5).
1) هذا وهم واضح،فان الشیخ متقدم علی اخطب زمانا و لا یصحّ روایته عنه،توفی الشیخ فی سنة 460،و اخطب خوارزم فی 568،و منشأ الوهم ان الشولستانی نقل الحدیث عن اخطب خوارزم ثمّ قال بعد تمام الحدیث:و هذا ذکره الشیخ فی امالیه،و مراده أن الشیخ ذکره أیضا فی امالیه فتوهم المصنّف انه رواه فیه عن اخطب خوارزم.و اما اسناد الحدیث فی الأمالی فرواه الشیخ عن الحفار عن إسماعیل بن علی عن أبیه عن دعبل عن مجاشع بن عمر(عن)میسرة بن عبید اللّه عن عبد الکریم الجزریّ عن سعید بن جبیر عن ابن عبّاس راجع الأمالی:240.
2) 2) الفتح:29.
3) 3) فی الأمالی:موضعکم و منازلکم.
4) 4) فی الأمالی:و یترک.
5) 5) کنز جامع الفوائد.345،النسخة الرضویة،و الآیة فی سورة الحدید:19،و فی الأمالی:أصحاب الجحیم هم الذین قاسم النار فاستحق الجحیم.
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس گفت: گروهی از پیامبر اکرم پرسیدند: آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً» - . فتح / 29 - {خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و پاداش بزرگی وعده دادهاست} درباره چه کسی نازل شده است؟ فرمود: هنگامی که روز قیامت شد، خداوند پرچمی از نور سفید برپا میکند و منادی فریاد میزند: سرور مؤمنان از جای حرکت کند و به همراه او کسانی که پس از بعثت حضرت محمّد صلی اللَّه علیه و آله ایمان آوردند هستند. علی بن ابی طالب علیه السّلام از جای حرکت میکند و پرچمی از نور سفید به دست او داده میشود و زیر آن تمام سابقان اول از مهاجر و انصار هستند و دیگری با آنها مخلوط نمیشود، تا اینکه بر منبری از نور رب العزة مینشیند. تک تک آنها به آن جناب عرضه میشوند و به هر کدام پاداش و نورش را میدهد. زمانی که به نفر آخرشان رسید، به ایشان گفته میشود: شناختید صفات و منزلهای خود را در بهشت. پروردگار شما میفرماید که برای شما در نزد ما آمرزش و پاداش عظیمی است که منظور بهشت است. علی علیه السّلام از جای حرکت میکند و گروهی که زیر پرچم اویند با او هستند، تا اینکه آنها را داخل بهشت میکند. آنگاه برمیگردد به جانب منبر خود و پیوسته تمام مؤمنان بر ایشان عرضه میشوند، نصیب خویش را از ایشان میگیرد به جانب بهشت و گروههایی را نیز در آتش فرود میآورد. این است تفسیر آیه شریفه: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ» منظور سابقان اول و مؤمنان و اهل ولایت او هستند، «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ» - . حدید / 19 -
{و کسانی که به خدا و پیامبران وی ایمان آوردهاند، آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان و کسانی که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کردهاند آنان همدمان آتشند.} یعنی کفر ورزیدند و ولایت و حق علی را تکذیب کردند. - . کنز الفوائد: 345 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنِ الضَّحَّاکِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ ذَهَبَ عَلِیٌّ علیه السلام بِشَرَفِهَا وَ فَضْلِهَا (1).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابن عباس درباره آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» - . حجرات / 15 -
{در حقیقت مؤمنان کسانیاند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند اینانند که راستکردارند} گفت: علی علیه السّلام تمام شرف و فضل این آیه را با خویش برد. - . کنز الفوائد: 308 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بِشْرٍ قَالَ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ابْنُ الْحَنَفِیَّةِ إِنَّمَا حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ شَیْءٌ یَکْتُبُهُ اللَّهُ فِی أَیْمَنِ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ وَ مَنْ کَتَبَهُ اللَّهُ فِی قَلْبِهِ لَا یَسْتَطِیعُ أَحَدٌ مَحْوَهُ أَ مَا سَمِعْتَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ إِلَی آخِرِ الْآیَةِ فَحُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ الْإِیمَانُ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: محمّد بن علی ابن حنفیه گفت: حب ما اهل بیت چیزی است که خدا آن را در سمت راست قلب مؤمن مینویسد و هر کس که خدا آن را در قلبش نوشت، هیچ کس نمیتواند آن را محو کند. آیا سخن خدا را نشنیدی که میفرماید: «أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ» - . مجادله / 22 - {در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است} تا آخر آیه. پس حب ما اهل بیت ایمان است. - . کنز الفوائد: 335 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ مُقَاتِلٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْأَزْرَقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ شِیعَتُهُ (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: صباح ازرق گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که درباره آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» - . بروج / 11 -
{کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند برای آنان باغهایی است که از زیر [درختان] آن جویها روان است} میفرمود: منظور امیرالمؤمنین علیه السّلام و شیعه اوست. - . کنز الفوائد: 381 - 382 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْهَیْثَمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الْوَاحِدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُسَیْنٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ مُسَاوِرٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُهَاجِرٍ عَنْ یَزِیدَ بْنِ شَرَاحِیلَ کَاتِبِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً علیه السلام یَقُولُ سَمِعْتُ (4)رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ وَ أَنَا مُسْنِدُهُ إِلَی ظَهْرِی وَ عَائِشَةُ عِنْدَ أُذُنِی فَأَصْغَتْ عَائِشَةُ لِتَسْمَعَ مَا یَقُولُ فَقَالَ أَیْ أَخِی أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ
عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ (1)وَ مَوْعِدِی وَ مَوْعِدُکُمُ الْحَوْضُ إِذَا جَثَتِ الْأُمَمُ تُدْعَوْنَ غُرّاً مُحَجَّلِینَ شِبَاعاً مَرْوِیِّینَ (2).
**[ترجمه]کنز الفوائد: یزید بن شراحیل، کاتب حضرت علی علیه السّلام گفت: از حضرت علی علیه السّلام شنیدم که میفرمود: شنیدم که پیامبر اکرم میفرمود: در حالی که من تکیه گاه او با پشتم بودم و عایشه نزدیک گوشم بود، پس گوش داد تا بشنود چه میفرماید. آن جناب فرمود: ای برادرم! این سخن خدا را نشنیدی «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» - . بینة / 7 -
{در حقیقت کسانی که گرویده و کارهای شایسته کردهاند آنانند که بهترین آفریدگانند}؟ تو و شیعه تو، قرار من و شما در حوض کوثر است. وقتی امتها برخیزند، شما با چهرهای درخشان، سیر و سیراب خوانده میشوید. - . کنز الفوائد: 400 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَوْذَةَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ أَبِی مِخْنَفٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ مِیثَمٍ أَنَّهُ وَجَدَ فِی کُتُبِ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ هُمْ أَنْتَ یَا عَلِیُّ وَ شِیعَتُکَ وَ مِیعَادُکَ وَ مِیعَادُهُمُ الْحَوْضُ تَأْتُونَ غُرّاً مُحَجَّلِینَ مُتَوَّجِینَ قَالَ یَعْقُوبُ فَحَدَّثْتُ بِهِ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ هَکَذَا هُوَ عِنْدَنَا فِی کِتَابِ عَلِیٍّ علیه السلام (3).
**[ترجمه]کنز الفوائد: ابو مخنف از یعقوب بن میثم نقل کرد که در کتاب پدرش یافت که علی علیه السّلام فرمود: شنیدم که رسول خدا میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ.» سپس به من رو کرد و فرمود: ای علی! آنها تو و شیعه تو هستید و میعاد تو و آنها حوض کوثر است. میآیید در حالی که چهرهای درخشان و تاج بر سر دارید. یعقوب گفت: جریان را برای حضرت باقر علیه السّلام نقل کردم. فرمود: همین طور است آن در نزد در کتاب علی علیه السّلام. - . کنز الفوائد: 400 -
**[ترجمه]
اعلم أن إطلاق لفظ الشرک و الکفر علی من لم یعتقد إمامة أمیر المؤمنین و الأئمة من ولده علیهم السلام و فضل علیهم غیرهم یدل علی أنهم کفار مخلدون فی النار و قد مر الکلام فیه فی أبواب المعاد و سیأتی فی أبواب الإیمان و الکفر إن شاء الله تعالی.
قال الشیخ المفید قدس الله روحه فی کتاب المسائل اتفقت الإمامیة علی أن من أنکر إمامة أحد من الأئمة و جحد ما أوجبه الله تعالی له من فرض الطاعة فهو کافر ضال مستحق للخلود فی النار.
و قال فی موضع آخر اتفقت الإمامیة علی أن أصحاب البدع کلهم کفار و أن علی الإمام أن یستتیبهم عند التمکن بعد الدعوة لهم و إقامة البینات علیهم فإن تابوا من بدعهم و صاروا إلی الصواب و إلا قتلهم لردتهم عن الإیمان و أن من مات منهم علی ذلک فهو من أهل النار و أجمعت المعتزلة علی خلاف ذلک و زعموا أن کثیرا من أهل البدع فساق لیسوا بکفار و أن فیهم من لا یفسق ببدعته و لا یخرج بها عن الإسلام کالمرجئة من أصحاب ابن شبیب و التبریة من الزیدیة الموافقة لهم فی الأصول و إن خالفوهم فی صفات الإمام.
**[ترجمه]بدان اطلاق لفظ شرک و کفر بر کسی که معتقد به امامت امیرالمؤمنین و ائمه از فرزندانش نبود و دیگری را بر آنها مقدم داشت، دلیل است بر اینکه آنها کافر و جاودانه در آتشند. سخن درباره آن در ابواب معاد گذشت و در ابواب ایمان و کفر خواهد آمد إن شاء اللَّه.
شیخ مفید: در کتاب «المسائل» گفت: امامیه اتفاق دارند بر اینکه هر کس امامت یکی از ائمه را انکار کند و آنچه را که خدا برای او از وجوب اطاعت، واجب کرده انکار کند، کافر گمراهی است که مستحق خلود در آتش است. و در جای دیگر گفت: امامیه اتفاق دارند بر اینکه بدعتگذاران همه کافرند و لازم است بر امام که در صورت تمکن، بعد از دعوت آنها، ایشان را توبه بدهد و بینه بر ایشان اقامه نماید، اگر توبه کردند از بدعتهایشان و به راه درست رفتند، آزادند، وگرنه آنها را به خاطر برگشتشان از ایمان میکشد. و هر کس از آنها که با این عقیده بمیرد، او از اهل آتش است. و معتزله بر خلاف این اجماع کردند و عقیده دارند که بیشتر بدعتگذاران فاسقند نه کافر. و در ایشان کسانی هستند که با بدعت خود فاسق هم نمیشوند و با آن از اسلام خارج نمیشوند، مانند مرجئه از اصحاب ابن شبیب و تبریها از زیدیها که در اصول با آنها موافقند، گرچه در صفات امام با آنها اختلاف دارند.
**[ترجمه]
قب، المناقب لابن شهرآشوب الْبَاقِرُ وَ الصَّادِقُ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ قَالَ الْوَلَایَةُ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّیَّتِهِمَا (1).
**[ترجمه]مناقب ابن شهر آشوب: حضرت باقر و صادق علیهما السّلام درباره آیه: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ» فرمودند: آن ولایت است، «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی» - . سبأ / 46 - {بگو من فقط به شما یک اندرز میدهم که دو دو و به تنهایی برای خدا به پا خیزید.} فرمود: ائمه از ذریه آن دو. - . مناقب ابن شهر آشوب 3 : 314 -
**[ترجمه]
کنز، کنز جامع الفوائد و تأویل الآیات الظاهرة مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی قَالَ بِالْوَلَایَةِ قُلْتُ وَ کَیْفَ ذَاکَ قَالَ إِنَّهُ لَمَّا نَصَبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لِلنَّاسِ فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اغْتَابَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ (2)إِنَّ مُحَمَّداً لَیَدْعُو کُلَّ یَوْمٍ إِلَی أَمْرٍ جَدِیدٍ وَ قَدْ بَدَأَ (3)بِأَهْلِ بَیْتِهِ یُمَلِّکُهُمْ رِقَابَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله بِذَلِکَ قُرْآناً فَقَالَ لَهُ قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ فَقَدْ أَدَّیْتُ إِلَیْکُمْ مَا افْتَرَضَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ قُلْتُ فَمَا مَعْنَی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی فَقَالَ أَمَّا مَثْنَی یَعْنِی طَاعَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ طَاعَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَمَّا فُرَادَی فَیَعْنِی طَاعَةَ الْأَئِمَّةِ (4)مِنْ ذُرِّیَّتِهِمَا مِنْ بَعْدِهِمَا (5)وَ لَا وَ اللَّهِ یَا یَعْقُوبُ مَا عَنَی غَیْرَ ذَلِکَ (6).
**[ترجمه]کنز الفوائد: یعقوب بن یزید گفت: از حضرت صادق علیه السّلام راجع به آیه «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی» پرسیدم. فرمود: به ولایت. گفتم: آن چگونه است؟ فرمود: وقتی امیرالمؤمنین علیه السّلام را پیامبر اکرم برای مردم به ولایت منصوب کرد، فرمود: «من کُنت مولاه فعلیّ مولاه.»
مردی غیبت او را کرد و گفت: محمّد هر روز به چیز جدیدی دعوت میکند و با اهل بیت خود شروع کرده که ما را زیردست آنها قرار دهد. خداوند در این مورد بر پیامبرش آیهای نازل نمود. پس او گفت: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ» من آنچه را که خدایتان بر شما واجب کرد به شما رساندم. پرسیدم: معنی «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی» چیست؟ فرمود: اما «مثنی» یعنی اطاعت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اطاعت امیرالمؤمنین علیه السّلام. اما «فرادی» یعنی اطاعت ائمه علیهم السّلام که از ذریه آن دو هستند بعد از آن دو. ای یعقوب! نه به خدا قسم جز این را قصد نکرد. - . کنز الفوائد: 249 -
**[ترجمه]
فر، تفسیر فرات بن إبراهیم عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ وَ عُبَیْدِ بْنِ کَثِیرٍ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیِّ بِإِسْنَادِهِمْ جَمِیعاً عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ (7).
**[ترجمه]تفسیر فرات: عمر بن یزید از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام همین روایت را نقل کرده است. - . تفسیر فرات: 127 -
**[ترجمه]
کا، الکافی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّی عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ (1)فَقَالَ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ علیه السلام هِیَ الْوَاحِدَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ.
**[ترجمه]اصول کافی: ثمالی گفت: از حضرت باقر علیه السّلام درباره آیه «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ» پرسیدم. فرمود: موعظه میکنم شما را به ولایت علی علیه السّلام که آن همان یکی است که خداوند فرمود: «إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ.» - . اصول کافی 1 : 420 -
**[ترجمه]
قال البیضاوی قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أرشدکم و أنصح لکم بخصلة واحدة هی ما دل علیه أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ و هو القیام من مجلس رسول الله صلی الله علیه و آله أو الانتصاب فی الأمر خالصا لوجه الله تعالی معرضا عن المراء و التقلید مَثْنی وَ فُرادی متفرقین اثنین اثنین أو واحدا واحدا فإن الازدحام یشوش الخاطر و یخلط القول ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا فی أمر محمد صلی الله علیه و آله و ما جاء به لتعلموا حقیقته ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ فتعلموا ما به من جنون یحمله علی ذلک أو استئناف علی أن ما عرفوا من رجاحة عقله (2)کاف فی ترجیح صدقه فإنه لا یدعه أن یتصدی لادعاء أمر خطیر و خطب عظیم من غیر تحقق و وثوق ببرهان فیفتضح علی رءوس الأشهاد و یسلم و یلقی نفسه إلی الهلاک کیف و قد انضم إلیه معجزات کثیرة.
و قیل ما استفهامیة و المعنی ثم تتفکروا أی شیء به من آثار الجنون (3)انتهی.
و أما التأویل الوارد فی تلک الأخبار فهی من متشابهات التأویلات التی لا یعلمها إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ و المراد بالواحدة الخصلة الواحدة أو الطریقة الواحدة للرد علی من نسب إلیه صلی الله علیه و آله أنه یأتی کل یوم بأمر غریب موهما أن الأمور التی یأتی بها متخالفة و قوله أَنْ تَقُومُوا بدل من الواحدة و لعل قوله مَثْنی وَ فُرادی منصوبان بنزع الخافض أی تقوموا للإتیان بما هو مثنی
و فرادی أو صفتان لمصدر محذوف أی قیاما مثنی و فرادی بناء علی أن المراد بالقیام الطاعة و الاهتمام بها و الجنة هی التی کانوا ینسبونها إلی النبی صلی الله علیه و آله فی أمر علی علیه السلام فکانوا یقولون إنه مجنون فی محبته کما سیأتی فی سبب نزول قوله تعالی وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا إلی قوله وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و علی ما فی روایة الکافی یحتمل أن یکون التفسیر بالولایة لبیان حاصل المعنی فإن هذه المبالغات إنما کانت لقبوله ما أرسل به و کانت العمدة و الأصل فیها الولایة.
**[ترجمه]بیضاوی گفته است: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ» یعنی شما را راهنمایی و نصیحت مینمایم در مورد یک خصلت و آن این است که آیه «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ» بر آن دلالت دارد و منظور حرکت از مجلس رسول خدا صلّی الله علیه و آله یا ثابت بودن در امر او با اخلاص برای خداست، در حالی که از جدال و تقلید اعراض میکنید. «مَثْنی وَ فُرادی» یعنی متفرق به تعداد دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر، زیرا ازدحام موجب تشویش خاطر و مخلوط شدن سخن میشود. «ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا» در امر محمّد آنچه که آورد تا حقیقت آن را بدانید. «ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ» - . سبأ / 46 - {سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگی ندارد.} پس بدانید جنون او را که او را وادار بر آن میکند، یا این سخن ارتباط به ماقبل ندارد، به این طور که آنچه را که از کامل بودن عقل او شناختید کافی است درترجیح صدق او، زیرا رها نمیکند او را که متصدی ادعای امر بزرگ و مطلب عظیمی بر خلاف واقع و بدون اعتماد به برهان بشود تا میان مردم رسوا گردد و تسلیم شود و خود را به هلاکت افکند. چگونه این طور نباشد در حالی که معجزات بسیار زیادی با او بود؟ و گفته شده «ما» استفهامی است و معنی این است که سپس فکر کردند که کدام یک از آثار جنون در او است. (پایان نقل قول) - . انوار التنزیل 2 : 294 -
و اما تأویلی که در این اخبار وارد شده، از متشابهات تأویلاتی است که جز خدا و راسخان در علم آن را نمیدانند. و مراد از «واحدة» خصلت واحد یا روش واحد است. این برای رد کسانی است که به او نسبت دادند که هر روز چیز غریبی میآورد و اشاره به این است که اموری که میآورد، با هم اختلاف دارند. «أَنْ تَقُومُوا» بدل از «واحدة» است و شاید سخن او «مَثْنی وَ فُرادی» منصوب به نزع خافض باشند، یعنی قیام کنید برای به جا آوردن آنچه که دو تا دو تا و به تنهایی است، یا دو صفت هستند برای مصدر محذوف یعنی قیام دو تا دو تا و به تنهایی، بنا بر اینکه منظور از قیام، اطاعت کردن و اهتمام به آن باشد. و «الجنّة» همان چیزی است که به پیامبر اکرم نسبت میدادند درباره امر علی که میگفتند او دیوانه عشق علی است، چنان چه خواهد آمد در سبب نزول آیه «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا» تا «وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» - . قلم / 51 -
{و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند و میگفتند او واقعا دیوانهای است.} و بنا بر آنچه که در روایت کافی است، ممکن است تفسیر آیه به ولایت برای بیان حاصل معنی است، زیرا این مبالغهها برای قبول کردن پیامبر است چیزهایی را که آورده است و عمده آنها و پایه اساسی در آن دستورات ولایت است.
ناشر دیجیتالی : مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان
**[ترجمه]
بسمه تعالی إلی هنا انتهی الجزء الأوّل من المجلد السابع من کتاب بحار الأنوار فی جمل أحوال الأئمة الکرام علیهم الصلاة و السلام و هو الجزء الثالث و العشرون حسب تجزئتنا فقد بذلنا الجهد فی تصحیحه و تطبیقه علی النسخة المصححة بید الخبیر الشیخ عبد الرحیم الربانی المحترم، و اللّه ولی التوفیق.
رمضان المبارک 1385- محمد باقر البهبودی
**[ترجمه]ص: 394
**[ترجمه]
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه ربّ العالمین، و الصلاة و السلام علی سیّدنا محمّد خیر المرسلین و علی آله الطیّبین الطاهرین المعصومین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین.
فقد وفّقنا اللّه تعالی- و له الشکر و المنّة- لتصحیح هذا المجلّد- و هو المجلد الثالث و العشرون حسب تجزئتنا- و تنمیقه و تحقیق نصوصه و أسانیده و مراجعة مصادره و مآخذه، مزداناً بتعالیق مختصرة لا غنی عنها و کان مرجعنا فی المقابلة و التصحیح مضافاً إلی أصول الکتاب و مصادره نسختین من الکتاب: أحدهما النسخة المطبوعة المشهورة بطبعة أمین الضرب، و ثانیها نسخة مخطوطة تفضّل بها الفاضل المعظّم السیّد جلال الأموریّ الشهیر بالمحدّث.
و کان مرجعنا فی تخریج أحادیثه و تعالیقه کتباً أوعزنا إلیها فی المجلّدات السابقة، و الحمد للّه أوّلا و آخرا.
10 شهر رمضان: 1385
قم المشرفة- عبد الرحیم الربانیّ الشیرازیّ عفی عنه و عن والدیه
**[ترجمه]ص: 395
**[ترجمه]
عناوین الأبواب/ رقم الصفحه
«1»
باب الاضطرار إلی الحجّة و أن الأرض لا تخلو من حجّة 56- 1
«2»
باب آخر فی اتصال الوصیة و ذکر الأوصیاء من لدن آدم إلی آخر الدهر 65- 57
«3»
باب أن الإمامة لا تکون إلا بالنص و یجب علی الإمام النص علی من بعده 75- 66
«4»
باب وجوب معرفة الإمام و أنه لا یعذر الناس بترک الولایة و أن من مات لا یعرف إمامه أو شک فیه مات میتة جاهلیة و کفر و نفاق 95- 76
«5»
باب أن من أنکر واحدا منهم فقد أنکر الجمیع 98- 95
«6»
باب أن الناس لا یهتدون إلا بهم، و أنهم الوسائل بین الخلق و بین الله و أنه لا یدخلالجنة إلا من عرفهم 103- 99
«7»
باب فضائلأهل البیت علیهم السلام و النص علیهم جملة من خبر الثقلین و السفینة و باب حطّة و غیرها 166- 104
أبواب الآیات النازلة فیهم 167
«8»
باب أنآل یس آل محمد صلی الله علیه و آله 171- 167
«9»
باب أنهم علیهم السلام الذکر و أهل الذکر و أنهم المسئولون و أنه فرض علیشیعتهم المسألة و لم یفرض علیهم الجواب 188- 172
«10»
باب أنهم علیهم السلام أهل علم القرآن و الذین أوتوه و المنذرون به و الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ* 205- 188
«11»
باب أنهم علیهم السلام آیات الله و بیناته و کتابه 211- 206
باب 12 أن من اصطفاه الله من عباده و أورثه کتابه همالأئمة علیهم السلام و أنهم آل إبراهیم و أهل دعوته 228- 212
«13»
باب أن مودتهم أجر الرسالة و سائر ما نزل فی مودتهم 253- 228
«14»
باب آخر فی تأویل قوله تعالی وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ 257- 254
«15»
باب تأویل الوالدین و الولد و الأرحام و ذوی القربی بهم علیهم السلام 272- 257
«16»
باب أن الأمانة فیالقرآنالإمامة 283- 273
«17»
باب وجوب طاعتهم و أنها المعنی بالملک العظیم و أنهم أولو الأمر و أنهم الناس المحسودون 304- 283
«18»
باب أنهم أنوار الله و تأویل آیات النور فیهم علیهم السلام 325- 304
«19»
باب رفعة بیوتهم المقدسة فی حیاتهم و بعد وفاتهم علیهم السلام و أنها المساجد المشرّفة 333- 325
«20»
باب عرض الأعمال علیهم علیهم السلام و أنهم الشهداء علی الخلق 353- 333
«21»
باب تأویل المؤمنین و الإیمان و المسلمین و الإسلام بهم و بولایتهم علیهم السلام و الکفار و المشرکین و الکفر و الشرک و الجبت و الطاغوت واللات و العزی و الأصنام بأعدائهم و مخالفیهم 390- 354
«22»
باب نادر فی تأویل قوله تعالی قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ 393- 391
**[ترجمه]ص: 396
ص: 397
ص: 398
**[ترجمه]