ghaemiyeh.com
سرشناسه : محمدي ريشهري، محمد، ۱۳۲۵ -
عنوان قراردادي : موسوعةالاحاديثالطيبة. فارسي
عنوان و نام پديدآور : دانشنامه احاديث پزشكي / محمدي ريشهري، با همكاري مرتضي خوشنصيب...[ و ديگران].؛ ترجمه حسين صابري.
مشخصات نشر : قم: موسسه علميفرهنگي دارالحديث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهري : ۶۷۲ص.
فروست : مركز تحقيقات دارالحديث؛ ۹۴.
شابك : ۳۸۰۰۰ ريال : 964-493-029-0 ؛ ۵۰۰۰۰ ريال (چاپ پنجم) ؛ ۷۰۰۰ ريال (چاپ هفتم) ؛ ۹۰۰۰۰ ريال: چاپ دهم : 978-964-493-029-4
يادداشت : با همكاري مرتضي خوشنصيب، محمدتقي سبحانينيا، رسول افقي، احمد سعادتفر.
يادداشت : چاپ سوم.
يادداشت : چاپ پنجم و هفتم: ۱۳۸۶.
يادداشت : چاپ دهم: ۱۳۸۸.
يادداشت : كتاب حاضر در چاپ دوم ۱۳۸۳ توسط همين ناشر به صورت دو جلدي چاپ شده و در چاپ حاضر با حذف متن اصلي عربي آن به صورت تك جلدي به چاپ رسيده است.
يادداشت : نمايه.
موضوع : پزشكي -- احاديث
موضوع : احاديث اهل سنت -- قرن ۱۴
شناسه افزوده : خوشنصيب، مرتضي، ۱۳۴۲-
شناسه افزوده : صابري، حسين، ۱۳۴۵-، مترجم
شناسه افزوده : موسسه علمي - فرهنگي دارالحديث. سازمان چاپ و نشر
رده بندي كنگره : BP۱۴۱/۵ /پ۴م۳۳۰۴۱ ۱۳۸۵الف
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۲۱۴
شماره كتابشناسي ملي : ۱۰۴۱۲۰۹
پيش گفتاراهميّت پزشكىدر حوزه علوم بشرى ، پزشكى ، سرآمد همه دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ساير علوم ، بهره ورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسّر نيست . (1)از اين رو ، امام باقر عليه السلام مى فرمايد: بدان كه نه هيچ دانشى چون جُستن سلامت است و نه هيچ سلامتى چون سلامتِ دل . (2)اين سخن ، به روشنى نشان مى دهد كه از نگاه اسلام ، طبّ روان ، ارجمندتر از طبّ تن ، و طبّ تن ، ارزشمندتر از ساير علوم است. اين حديث نبوى نيز بدين معنا اشاره دارد كه مى فرمايد : دانش بر دو گونه است : دانش دين ها و دانش بدن ها . (3)
طبابت ، كار خداوند استقرآن كريم ، از ابراهيمِ خليل عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:
.
« وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ » . (1)و چون بيمار شوم ، او (خداوند) شفايم مى دهد . اين سخن ، بدين معناست كه طبابت ، كار خداوند متعال است و طبيب واقعى اوست . (2)خداوند است كه خواصّ درمانى را در داروها نهاد و در نظام آفرينش ، براى هر دردى دارويى آفريد (3)و به انسان ، استعداد شناخت دردها و داروها و چگونگى درمان آنها را عنايت كرد و بدين سان ، او را مظهر نام هاى «طبيب» و «شافى» خود ، قرار داد ، چنان كه پيامبران الهى نيز (براى درمان بيمارى هاى جان) مَظهر اين نام هاى مقدّس هستند. امام على عليه السلام ، در توصيف پيامبر خدا مى فرمايد : طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَد أحكَمَ مَراهِمَهُ ، وأحمى مَواسِمَهُ ، يَضَعُ ذلِكَ حَيثُ الحاجَةُ إلَيهِ ، مِن قُلوبٍ عُميٍ ، وآذانٍ صُمٍّ ، وألسِنَةٍ بُكمٍ . مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ، ومَواطِنَ الحَيرَةِ (4)طبيبى بود كه طبابت را بر بالين بيماران مى بُرد ، مرهم را درست برجايى كه بايد ، مى نهاد و آن جا كه بايسته بود ، داغ مى نشاند . او اين همه را بدان جا مى رساند كه نيازمندش بود : دل هاى بى فروغ، گوش هاى ناشنوا و زبان هاى ناگويا . با درمان خويش ، منزلگاه هاى بى خبرى و جايگاه هاى سرگشتگى انسان را مى جست . بنا بر اين ، از نگاه اسلام ، طبيب و دارو خواه براى روح (جان / روان) ، و خواه براى تن (بدن / جسم) ، تنها نقش يك واسطه را در نظام حكيمانه آفرينش ايفا مى كنند و درمان كننده ، فقط خداوند متعال است .
.
دانش نامه احاديث طبىهر چند از نظر لغت (1)و متون اسلامى ، «طب» ، شامل درمانِ بيمارى هاى جسم و جان است و درمان كنندگان جسم هم مانند درمان كننده جان ، مظهر اسماى حسناى الهى هستند ، و افزون بر اين ، «طبّ تن» و «طب روان» ، ارتباط بسيار نزديكى با هم دارند (به گونه اى با تدبير روانى مى توان شمارى از بيمارى هاى جسمانى را علاج كرد و به عكس ، با درمان جسمانى ، پاره اى از بيمارى هاى روانى را مى توان درمان نمود) ؛ اما طبّ تن و طبّ جان ، در نوشتارهاى اسلامى دو موضوع مستقل اند . «طبّ روان» ، موضوع علم اخلاق است و اصطلاحا به آن طب اطلاق نمى شود . بنا بر اين ، دانش نامه احاديث طبّى ، تنها احاديثى را در خود جاى داده است كه در آنها بهداشت و يا درمان بيمارى هاى جسمى مطرح شده است. پيش از آشنايى با متن اين احاديث ، لازم است در سه فصل ، مطالب زير توضيح داده شود : ۱ . جايگاه طب در قوانين اسلامى ؛ ۲ . ارزيابى كلّى احاديث طبّى ؛ ۳ . مراحل تحقيق و تدوين دانش نامه احاديث طبّى .
.
1) .الطبُّ : « ـ مثلَّثة الطاء ـ ، علاج الجسم والنفس؛ طب ، به معناى درمان تن و روان است» (القاموس المحيط ، ج ۱ ، ص ۹۶) .
۱جايگاه طب در قوانين اسلامفلسفه احكام و قوانين اسلامى ، تكامل مادّى و معنوى جامعه انسانى است . از نگاه اسلام ، بزرگ ترين نعمت الهى ، سلامت جسم و بزرگ تر از آن ، سلامت جان است . همچنين ، خطرناك ترين بلاها ، بيمارى جسم و خطرناك تر از آن ، بيمارى جان است . متن سخن امام على عليه السلام در اين باره چنين است: إنَّ مِنَ البَلاءِ الفاقَةَ ، و أشَدُّ مِن ذلِكَ مَرَضُ البَدَنِ ، و أشَدُّ مِن ذلِكَ مَرَضُ القَلبِ ، و إنَّ مِنَ النِّعَمِ سِعَةَ المالِ ، و أفضَلُ مِن ذلِكَ صِحَّةُ البَدَنِ ، و أفضَلُ مِن ذلِكَ تَقوَى القُلوبِ . (1)يكى از گرف تارى ها تنگ دستى است. سخت تر از آن ، ناتن درستى است و سخت تر از آن هم بيمارى دل ؛ و يكى از نعمت ها توانمندى مالى است و برتر از آن ، تن درستى است و بهتر از آن نيز تقواى دل ها . مسئله اين است كه اگر بيمارى ، خطرناك ترين بلا و سلامت ، بزرگ ترين نعمت است ، اسلام كه تكامل و سعادت انسان را هدف خود قرار داده ، براى مبارزه با بيمارى ها و تأمين سلامت جامعه چه برنامه اى دارد؟ و به ديگر سخن ، طب در احكام و قوانين اسلامى چه جايگاهى دارد؟
.
1) .الأمالى ، طوسى ، ص ۱۴۶ ، ح ۲۴۰ ، تحف العقول ، ص ۲۰۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۰ ، ص ۵۱ ، ح ۸ .
جايگاه طبّ پيشگيرى در اسلامبررسى متون اسلامى به روشنى نشان مى دهد كه يكى از اهداف اصلى و حكمت هاى مهمّ احكام و مقرّرات اسلامى ، طبّ پيشگيرانه ، از طريق پيشگيرى از بيمارى ها و تأمين سلامت انسان است . خداوند متعال ، تصريح مى كند كه قرآن و برنامه هاى نورانى و حياتبخش آن ، جامعه بشر را به راه هاى تأمين سلامت ، رهنمون مى گردد: « يَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَ نَهُ سُبُلَ السَّلَـمِ » . (1)خداوند ، هر كه را از خشنودى او پيروى كند ، به وسيله آن [كتاب] به راه هاى سلامت ، رهنمون مى شود . و بدين سان ، انسان مى تواند با پيوند با خدا و برنامه هايى كه او براى زندگى بشر ارائه كرده ، به بزرگ ترين نعمت هاى الهى دست يابد و نه تنها آخرت ، بلكه سلامت و سعادت و خوش بختى دنياى خود را نيز تأمين نمايد: « مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ » . (2)هر كس پاداش دنيا مى خواهد ، [بداند كه] پاداش دنيا و آخرت ، نزد خداست . بر اين پايه ، در اسلام ، آنچه براى سلامت جسم و يا جان خطرناك و زيانبار است ، حرام يا مكروه است و آنچه براى سلامت انسان ، لازم و مفيد است ، واجب يا مستحب ، و آنچه سود و يا زيانى براى جسم و يا جان ندارد ، مباح شناخته شده است . اين بدان معناست كه طبّ پيشگيرى در متن مقرّرات و احكام پنجگانه اسلام ، تنيده شده و اجراى كامل و دقيق قوانين الهى در زندگى ، سلامت جسم و جان انسان را به همراه دارد. (3)
.
امام رضا عليه السلام ، درباره حكمت مقرّرات الهى كه بر انسان حلال و يا حرام شده است ، مى فرمايد : إنّا وَجَدنا كُلَّ ما أحَلَّ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ فَفيهِ صَلاحُ العِبادِ وبَقاؤُهُم ، و لَهُم إلَيهِ الحاجَةُ الَّتى لا يَستَغنونَ عَنها ، و وَجَدنَا المُحَرَّمَ مِنَ الأَشياءِ لا حاجَةَ بِالعِبادِ إلَيهِ و وَجَدناهُ مُفسِدا داعِيا لِلفَناءِ وَالهَلاكِ . (1)ما مى بينيم هر آنچه كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ حلال كرده ، در آن ، صلاح و بقاى بندگان است و بدان نيازى گريزناپذير دارند ، و مى بينيم همه آنچه كه حرام شده است ، بندگان ، بدان نيازى ندارند و مى بينيم كه همه ، موجب تباهى و زمينه نابودى اند . در اين سخن ، امام تصريح مى فرمايد كه آنچه در مقررات الهى در زمينه هاى مختلف (مانند: خوردن ، آشاميدن ، ازدواج و ...) ، حلال شمرده شده ، امورى است كه مردم براى تأمين سلامت ، رفاه و آسايش خود ، بدان نياز دارند و مصالح زندگى و بقاى آنها وابسته به آن است و به عكس ، آنچه تحريم شده ، امورى است كه نه تنها مورد نياز مردم نيست ، بلكه به زيان سلامت و آسايش آنان و موجب هلاكت آنهاست .
.
1) .علل الشرائع ، ص ۵۹۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۱۶۶ . همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۸۵ ، ح ۶۵ .
۲ارزيابى كلّى احاديث طبّىپيش از ارزشيابى احاديث طبّى ، پاسخ دادن به سه سؤال اساسى در اين باره ، ضرورى است : سؤال اوّل : آيا علم پزشكى ، مبدأ الهى دارد و متّكى به وحى است؟ يا سرآغاز آن ، تجربه انسان هاست؟ سؤال دوم : آيا پيشوايان دين ، يعنى پيامبر اسلام و اهل بيت آن بزرگوار ، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند يا نه؟ سؤال سوم : بر فرض اطّلاع آنان از دانش پزشكى ، آيا اصولاً بناى دين ، ورود به مسائل پزشكى و درمان انواع بيمارى هاى جسمى بوده يا نه؟
۱ . مبدأ علم طببرخى از دانشمندان بر اين باورند كه علم طب ، مبدأى الهى دارد و متّكى به وحى است . انديشمند و محقّق بزرگوار شيخ مفيد رحمه الله در اين باره چنين مى فرمايد : طب ، [دانشى] است درست كه آگاهى از آن ، امرى ثابت است و راه دسترس بدان نيز وحى است . آگاهان به اين دانش ، آن را تنها از پيامبران بهره گرفته اند ؛ چه آن كه نه براى آگاهى يافتن از حقيقت بيمارى ، جز به كمك سمع (ادّله نقلى) ، راهى هست ، و نه براى آگاه شدن به درمان ، راهى جز توفيق . بدين سان ، ثابت
.
مى شود كه يگانه راه اين آگاهى ، شنيدن از همان خدايى است كه به همه نهفته ها آگاه است . (1)به نظر مى رسد نياز انسان هاى نخستين ، ايجاب مى كرد كه «وحى» ، برخى از دانش هاى تجربىِ ضرورى براى زندگى را در اختيار آنان قرار دهد. مؤيّد اين نظريه ، مطلبى است كه سيّد بن طاووس نقل كرده است : إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أهبَطَ آدَمَ مِنَ الجَنَّةِ ، وعَرَّفَهُ عِلمَ كُلِّ شَيءٍ ، فَكانَ مِمّا عَرَّفَهُ النُّجومُ وَالطِّبُّ . خداوند ، آدم را از بهشت ، فرو آورد و او را از آگاهى به همه چيز ، برخوردار ساخت . نجوم و پزشكى ، از جمله چيزهايى بود كه خداوند ، وى را از آنها آگاه كرد . (2)بنا بر اين ، مى توان گفت كه سرآغاز علم طب ، آموزه هاى وحى بوده ؛ امّا تجربه دانشمندان نيز بدان افزوده شده و تدريجا اين دانش ، گسترده تر شده و مى شود ؛ ليكن اين ادّعا كه وحى ، تنها راه رسيدن به اين دانش است ، علاوه بر اين كه متّكى بر برهان عقلى و يا شرعى نيست ، بطلان آن به وسيله تجربه ثابت شده است و آنچه از مرحوم شيخ مفيد نقل شده كه راه رسيدن به دانش طب ، «السمع عن العالم بالخفيّات» است ، اگر مقصود ، يكى از راه هاى رسيدن به اين دانش باشد ، صحيح است ؛ وگر نه نمى تواند صحيح باشد .
۲ . اهل بيت و دانش پزشكىبررسى دقيق احاديثى كه درباره ويژگى هاى علمى ، سرچشمه هاى دانش ها و نيز
.
انواع دانش هاى اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده ، (1)نشان مى دهد كه پيامبر اسلام و اهل بيت آن بزرگوار ، نه تنها از دانش پزشكى ، بلكه از همه علوم ، نه از راه تحصيل ، بلكه از طريق الهام الهى برخوردار بوده اند، به گونه اى كه هر گاه اراده مى كردند چيزى را بدانند ، مى دانستند ، چنان كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد : إنَّ الإِمامَ إذا شاءَ أن يَعلَمَ عَلِمَ . (2)امام ، آن گاه كه بخواهد بداند ، مى داند . به دليل اين دانش گسترده و علم خارق العاده بود كه امام على عليه السلام ، مكرّر خطاب به مردم مى فرمود: هر چه مى خواهيد ، از من بپرسيد : سَلونى قَبلَ أن تَفقُدونى ، فَإِنَّ بَينَ جَنبَىَّ عُلوما كَثيرَةً كَالبِحارِ الزَّواخِرِ . (3)از من بپرسيد ، پيش از آن كه مرا از كف بدهيد ؛ چرا كه در سينه من ، به سان درياهاى بيكران ، دانش هاى فراوان نهفته است . همه امامان عليهم السلام از چنين دانشى برخوردار بوده اند و در پاسخ دادن به هيچ مسئله علمى اى در نمى ماندند . امام رضا عليه السلام در اين باره مى فرمايد : إنَّ العَبدَ إذَا اختارَهُ اللّهُ عز و جل لاُِمورِ عِبادِهِ شَرَحَ صَدرَهُ لِذلِكَ ، و أَودَعَ قَلبَهُ يَنابيعَ الحِكمَةِ ، و أَلهَمَهُ العِلمَ إلهاما ، فَلَم يَعىَ بَعدَهُ بِجَوابٍ ، و لا يُحَيَّرُ فيهِ عَنِ الصَّوابِ . (4)آن گاه كه خداوند عز و جل بنده اى را براى عهده دارى كارهاى بندگان خويش برگزيند ، سينه وى را براى اين كار ، فراخ مى سازد و سرچشمه هاى حكمت را در دل او به
.
1) .ر. ك : اهل بيت در قرآن وحديث ، ج ۱ ، ص ۲۵۳ (ويژگى هاى علمى اهل بيت عليهم السلام ) وص ۲۷۹ (درهاى علوم اهل بيت عليهم السلام ) وص ۳۰۹ (مبادى علوم اهل بيت عليهم السلام ) ، دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام ، ج ۱۰ (دانش هاى امام على عليه السلام ) .
2) .ر. ك : اهل بيت در قرآن وحديث ، ج ۱ ، ص ۳۳۳ (چگونگى علوم اهل بيت عليهم السلام ) .
3) .ر. ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام ، ج ۱۰ ، ص ۳۳۱ (باب دهم : پيش از آن كه مرا از دست بدهيد ، از من بپرسيد) .
4) .الكافى ، ج ۱ ، ص ۲۰۲ ، ح ۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۱ ، ص ۲۲۱ ، ح ۱ ، معانى الأخبار ، ص ۱۰۱ ، ح ۲ ، كمال الدين ، ص ۶۸۰ ، ح ۳۱ ، الاحتجاج ، ج ۲ ، ص ۴۴۶ .
وديعت مى گذارد و دانش را به تمامى به او الهام مى كند و از آن پس ، او نه در پاسخى فرو مى مانَد و نه از راه صواب ، سرگشته مى گردد . بنا بر اين ، بى ترديد ، پيامبر اسلام و اهل بيت او ، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند و اگر ثابت شود كه در هر مسئله اى از مسائل مربوط به اين دانش ، چيزى فرموده باشند ، قطعا كلام آنان ، مطابق با واقع است .
۳ . دين و حرفه پزشكىهر چند طبّ پيشگيرى ، چنان كه توضيح داديم ، در متن مقرّرات دينى مورد توجّه بوده و پيشوايان دينى ، از دانش پزشكى برخوردار بوده اند؛ امّا فلسفه دين ، ورود در حرفه پزشكى نبوده است و از اين رو ، در روايات اسلامى ، علم دين ، قسيمِ علم طب است . (1)همچنين اهل بيت عليهم السلام به عنوان يك حرفه ، وارد مسائل پزشكى نشده اند. جدا كردن فقه (دين شناسى) از طب (پزشكى) و حرفه فقيهان از كار طبيبان نيز شاهد ديگرى براى جدا بودن حوزه دين و حوزه علم طب است. (2)بنا بر اين ، ورود پيشوايان دين در مسائل پزشكى ، مانند ورود آنان به ساير علوم ، به صورت موردى و گاه به عنوان كرامت و اعجاز بوده ، نه به صورت دائم و بدان نحو كه مردم به ديگر پزشكان ، مراجعه مى كنند . بديهى است كه اگر مردم ، اهتمام مى ورزيدند و از دانش سرشار اهل بيت عليهم السلام بهره مى جستند و به صورت متقن ، آثار علمى آنان را ثبت و ضبط مى كردند ، امروز ، ذخاير علمى و فرهنگى عظيمى در رشته هاى مختلف دانش ، در اختيار بشر بود ؛ امّا متأسّفانه ، جايگاه علمى اهل بيت عليهم السلام شناخته نشد و آنچه از آنان به يادگار ماند نيز از نيرنگ
.
سياست بازان و دروغ پردازان ، مصون نماندْ ، به گونه اى كه اكنون ، دستيابى به ميراث علمى آنان ، نياز به تلاش هاى فراوان دارد . با عنايت به آنچه گفتيم ، اينك به ارزشيابى احاديثى كه از اهل بيت عليهم السلام درباره مسائل پزشكى به ما رسيده مى پردازيم .
ارزيابى احاديث طبّى از نگاه شيخ صدو قبزرگِ محدّثان شيعه ، محمّد بن علىّ بن بابويه قمى ، معروف به صدوق رحمه الله حاديث طبّى را به گونه اى ارزيابى مى كند كه جز در موارد خاص ، نمى توان به آنها اعتماد كرد . وى مى نويسد : عقيده ما درباره اخبار و احاديثى كه درباره طب رسيده ، آن است كه اين احاديث ، بر چند گونه اند: ـ برخى از آنها با نظر به آب و هواى مكّه و مدينه گفته شده اند و به كار بستن آنها در ديگر شرايط آب و هوايى ، درست نيست ؛ ـ در برخى از آنها ، معصوم عليه السلام برپايه آنچه از حال و طبع سؤال كننده مى دانسته ، پاسخ داده و از همان موضع ، فراتر نرفته است ؛ چه اين كه امام ، بيش از آن شخص به طبع وى آگاهى داشته است ؛ ـ برخى از آنها را مخالفان ، با هدف زشت نماياندن چهره مذهب در نگاه مردم در ميان احاديث گنجانده اند؛ ـ در برخى از آنها ، سهوى از راوى حديث ، سر زده است ؛ ـ در برخى از آنها بخشى از حديث حفظ شده و بخشى ديگر از آن ، فراموش شده است ؛ امّا آنچه درباره عسل روايت شده كه درمان هر دردى است ، روايتى است صحيح و معنايش نيز اين است كه عسل ، شفاى هر بيمارى اى است كه از بُرودت طبع برخيزد.
.
آنچه نيز درباره استنجا به آب سرد براى مبتلايان به بواسير رسيده ، در موردى است كه بواسير شخص ، از حرارتِ طبع ، سرچشمه گرفته باشد . آنچه هم در مورد بادنجان و درمانگر بودن آن روايت شده ، ناظر به هنگام رسيدن خرما و در مورد كسانى است كه خرما مى خورند ، نه ناظر به ديگر اوقات . در نهايت بايد گفت: آنچه در مورد درمانِ درستِ بيمارى از امامان عليهم السلام رسيده ، مضمون آيات و سوره هاى قرآن و يا دعاهايى است كه به حكمِ سندهاى قوى و طُرُق صحيحى كه به واسطه آنها به ما رسيده اند ، پذيرفته خواهند شد . (1)بر اساس اين ارزيابى ، تنها بخشى از احاديث طبّى را مى توان در اختيار افراد خاصّى كه آن احاديث مربوط به آنهاست ، قرار داد و ساير احاديث طبّى را بايد كنار گذاشت و تنها احاديثى كه مى توانند در اختيار عموم مردم قرار گيرند ، احاديث صحيحى است كه مردم را به درمان از طريق دعا و استشفا به آيات قرآن ، دعوت كرده اند . به نظر مى رسد كه هر چند سخن شيخ صدوق رحمه الله از نظر اصولى صحيح است ، چون غالبا احاديث طبّى ، فاقد سندند و زمينه جعل در آنها به طور جدّى وجود دارد؛ ليكن حاصل اين گونه ارزيابى ، بى بهره شدن مردم از بخشى از ذخاير علمى اهل بيت عليهم السلام خواهد بود؛ زيرا ضعف سند ، بى ترديد ، نشانه عدم صدور حديث نيست ، چنان كه درستى سند ، نمى تواند دليل صدور قطعى آن باشد . از سوى ديگر ، قضاوت درباره اين كه شمارى از درمان هايى كه در احاديث آمده ، ويژه افراد خاصّ است نيز ، كار آسانى نيست . بنا بر اين ، نه مى توان همه اين احاديث را به عنوان رهنمودهاى پيشوايان دين در امر پزشكى در اختيار عموم گذاشت ، و نه مى توان به طور كلّى آنها را كنار زد و از كتب حديثى حذف كرد . پس چه بايد كرد؟
.
1) .الاعتقادات ، صدوق ، ص ۱۱۵ ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۴ .
اقسام احاديث طبّىبراى پاسخ به اين پرسش ، بايد گفت كه احاديث طبّى را به سه دسته مى توان تقسيم كرد: دسته اّول : احاديثى كه اعجازِ پيشوايان دين در درمان بيمارى هاست ، مانند آنچه قرآن كريم در بيان معجزه حضرت عيسى عليه السلام نقل كرده كه مى فرمود : «وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ» . (1)به اذن خدا ، نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مى بخشم . دسته دوم : احاديثى كه در مورد پيشگيرى از بيمارى ها وارد شده است . دسته سوم : احاديثى كه در مورد درمان بيمارى ها نقل شده است . اين احاديث نيز به دو بخش تقسيم مى شوند : بخش اوّل : درمان از طريق شفا خواستن به وسيله قرآن و دعا . بخش دوم : درمان از طريق دارو . احاديثى كه مربوط به اعجاز در مسائل پزشكى است؛ در واقع ، خارج از محدوده احاديث طبّى مورد بحث است . نكته قابل توجّه اين كه طرح احاديث طبّ پيشگيرى ، براى عموم ، با توجّه به اين كه اين احاديث ، غالبا منطبق با موازين علمى اند و با اين توضيح كه عواملى كه براى پيشگيرى در اين احاديث مطرح شده ، به معناى علّت تامّه پيشگيرى نيست ، مشكلى ايجاد نمى كند . همچنين ، بخش اوّل از احاديث طبّى كه به وسيله آيات قرآن و دعا به درمان مى پردازند را نيز با توجّه به شرايط اجابت دعا و مجرّب بودن دعا در درمان
.
1) .آل عمران ، آيه ۴۹ .
بسيارى از بيمارى ها ، براى عموم مى توان مطرح كرد . (1)بنا بر اين ، تنها احاديثى كه مبناى عمل قرار گرفتن آنها ، بدون ارزيابىِ كامل ، صحيح نيست و پيش از ارزيابى دقيق ، نمى توان آنها را به عنوان رهنمودهاى پيشوايان دين به آنها نسبت داد ، احاديثى است كه درمان بيمارى ها را از طريق داروهاى ويژه اى توصيه كرده اند . اين احاديث را مى توان از راهى كه اينك بدان اشاره مى كنيم ، مورد ارزيابى قرار داد .
ارزيابى احاديث طبّى از طريق آزمايشبراى ارزيابى دقيق احاديث طبّى و بهره گيرىِ كامل از آنها ، بهترين راه ، آزمايش است . در واقع آزمايش و آزمايشگاه ، بهترين قرينه عقلى براى اثبات صحّت و سقم احاديث طبّى است كه خوش بختانه ، در عصر حاضر ، امكان بهره بردارى از آن ، بيش از هر وقت ديگر ، فراهم است .
انگيزه اصلى نگارش دانش نامه احاديث پزشكىهمين جا مناسب است اشاره شود كه اين هدف ، يعنى ارزيابى احاديث طبّى از طريق آزمودن ، انگيزه اصلى نگارنده از برنامه ريزى براى تأليف دانش نامه احاديث طبّى بوده است . با توجّه به اين كه ضعف سند احاديث طبّى نمى تواند دليل عدم صدور قطعى آنها باشد و با توجّه به وجود زمينه جعل در اين احاديث ، براى پالايش آنها و بهره مند شدن مردم و بخصوص مراكز علمى از ذخاير علمى اهل بيت عليهم السلام ، چند سال پيش ، مركز تحقيقات دارالحديث ، تصميم به جمع آورى احاديث طبّى و تنظيم آنها گرفت ، به گونه اى كه زمينه تحقيق پژوهشگران را در آزمايشگاه ها تسهيل شود . اينك به فضل خداوند متعال و يارى همكارانى كه از آنها نام برده
.
1) .اين بخش به خواست خدا در كتاب نهج الدّعاء ، خواهد آمد .
خواهد شد ، اين هدف ، تحقّق يافت . (1)بنا بر اين ، مخاطب اصلى دانش نامه احاديث طبّى ، پژوهشگران علوم پزشكى اند . البته همان طور كه اشاره شد ، اين دانش نامه ، در مورد پيشگيرى از بيمارى ها كه «طبّ پيشگيرى (الطبّ الوِقائى)» ناميده مى شود ، همچنين خواصّ خوراكى ها ، براى عموم مردم نيز مى تواند مورد بهره بردارى قرار گيرد. به سخن ديگر ، به استثناى فصل هاى مربوط به درمان بيمارى ها ـ كه در بخش سوم آمده ـ ساير بخش هاى اين دانش نامه ، براى عموم ، قابل استفاده است .
ارزيابى علمى احاديث «اِثمِد»اينك در پايان اين مبحث ، براى ارائه يك نمونه عينى از ارزيابى علمىِ احاديث پزشكى ، توجّه خوانندگان گرامى را به خلاصه گزارش دو طرح تحقيقاتى يكى از همكاران دانش نامه در مورد ارزيابى احاديثى كه در مورد فوايد پزشكى سرمه اِثمِد (2)وارد شده است ، جلب مى نمايم . طرح اوّل : تحقيق در مورد سرمه اثمد اَسود (3)در روايات اسلامى ، استفاده از سرمه اِثمِد (سنگ سرمه) براى پيشگيرى از ريزش مژه ها ، توصيه شده است و همچنين ، فوايد ديگرى در جهت سلامت انسان براى آن ذكر شده است. با در نظر گرفتن عوامل مساعد براى ريزش كه در
.
1) .گفتنى است كه شمارى از احاديثى كه انتساب آنها به اهل بيت عليهم السلام بسيار ضعيف ارزيابى شد ، در جمع بندى نهايى حذف گرديد.
2) .ر. ك : ج۱ ، ص ۲۹۳ ، ح ۴۴۸. همچنين ر. ك : ج۱ ، ص ۳۰۱ (آنچه چشم را جلا مى دهد وتقويت مى كند / سرمه كشيدن با سنگ سرمه اِثمِد) .
3) .عنوان طرح : «بررسى آثار ضدّ ميكروبى سرمه اِثمِد بر روى پنج نوع باكترى گرم مثبت و گرم منفى در محيط Invitro» . مجرى طرح: آقاى احمد سعادتفر . همكاران طرح : دكتر مريم ميرزايى ، دكتر عليرضا فرومدى و دكتر محمّدرضا مشكوة . تاريخ تصويب : ۲۲ / ۵ / ۱۳۷۹. پايان طرح : ۴ / ۶ / ۱۳۸۰ . دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى كرمان .
بيمارى بلفاريت مزمن ديده مى شود و با توجّه به اين كه مهم ترين عامل يا علّت اين بيمارى ، باكترى «استافيلوكوك» است ، بر آن شديم تا اثر سرمه اِثمِد را بر روى اين ميكرو ارگانيسم (خُردْ سازواره) و ديگر باكترى هاى گرم مثبت و گرم منفى ، بررسى نماييم . در اين مطالعه ، فعّاليت ضد ميكروبى سرمه اِثمِد نوع اسود ، با روش رقيق سازى در محيط جامد عليه دو باكترى گرم مثبت استافيلوكوكوس آرئوس و استافيلوكوكوس اپيدرميس ، و سه باكترى گرم منفى اشريشياكلى ، انتروباكتريو كلوآسه آ و كلبسيلا پنومونيه ، با در نظر گرفتن نورفلوكساسين ، به عنوان تركيب شاهد ، مورد استفاده قرار گرفت . حدّاقل غلظت مهارى سرمه اِثمِد در سه شرايط مختلف ، مورد ارزيابى قرار گرفت : ۱ . بلا فاصله پس از حل كردن سنگ در DMSO ۲ . بيست و چهار ساعت پس از حل كردن سنگ در DMSO ۳ . سه روز پس از حل كردن سنگ در DMSO و نتايج به صورت MIC۱ MIC۲ وMIC۳ عليه استافيلوكوك آرئوس به دست آمد: MIC۳=۳۲ug/ml,MIC۲=۶۴ug/ml.MLC۱>۱۲۸ug/ml آزمايش هاى ياد شده ، سه بار تكرار شدند. اين تركيب بر روى ساير باكترى هاى مورد استفاده ، بى اثر بود. نورفلوكساسين بر روى هر پنج باكترى به كار رفته ، مؤثّر و داراى MIC بين ۱۳ / ۰ تا يك ميكروگرم در ميلى ليتر بود. با توجّه به اين كه تركيب مورد آزمايش به صورت Crude مورد استفاده قرار گرفته است ، غلظت MIC=۳۲ug/ml قابل ملاحظه است و ادامه تحقيقات در مورد اين تركيب ، لازم است.
.
طرح دوم : تحقيق در مورد سرمه اِثمد اَحمر (1)سنگ سرمه اِثمِد نوع احمر ، تركيبى است با درجه خلوص نامشخّص كه در احاديث اسلامى بر استفاده از آن ، تأكيد شده و فوايد بسيارى براى سلامت دستگاه بينايى براى آن ذكر گرديده است ، بخصوص براى جلاى چشم ، رويانيدن مژه ، پيشگيرى از ريزش مژه ها ، گلوكم ، اشك ريزش ، و از بين بردن آلودگى ها و عفونت هاى چشم . لذا در اين تحقيق ، اثر ضدّ ميكروبى آن بر روى چند باكترى گرم مثبت و گرم منفى كه بعضى از آنها از علل بيمارى هاى چشمى هستند ، بررسى شد. نتايج به دست آمده ، نشان مى دهد كه سرمه اثمد احمر ، بر روى باسيلوس سابتيليس مؤثّر است و بر روى ساير باكترى هاى مورد استفاده ، فاقد اثر است. نورفلوكساسين به عنوان يك تركيب كنترل مثبت ، استفاده شده است . اميد آن كه نگارش اين دانش نامه ، زمينه ساز تلاش بيشتر پژوهشگران مسلمان علوم پزشكى براى ارائه ذخاير گران بهاى علمى اهل بيت عليهم السلام به جهانيان گردد .
.
1) .مجرى طرح: آقاى احمد سعادتفر . همكاران : دكتر مجيد محمودى ، دكتر عليرضا فرومدى و دكتر الهه كريميان .
مراحل تحقيق و تدوينبراى اطّلاع پژوهشگران از تلاش هايى كه براى تهيه دانش نامه احاديث طبّى انجام يافته ، به سير جمع آورى ، تحقيق و تدوين آن از آغاز تا انجام ، اشاره اى كوتاه مى شود .
۱ . نقطه آغازجمع آورى احاديث طبّى از متون دينى ، با هدفى كه شرح آن گذشت ، از احاديث درباره دستگاه هاى مختلف بدن آغاز شد ، بدين ترتيب كه طرح جمع آورى اين احاديث ، براساس تقسيم بندى فيزيولوژيك بدن ، توسط فاضل گرامى جناب آقاى احمد سعادتفر تهيه شد و به وسيله يكى از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى مرتضى خوش نصيب ، احاديث مربوط از طريق كليدْ واژه هاى اصلى و مرتبط ، جمع آورى گرديد.
۲ . تنظيم ابتدايىپس از جمع آورى احاديث و مرتبط ساختن آنها با طرح اوّليه توسط آقاى سعادتفر، تنظيم اوّليه روايات بخش سوم ، توسط اين جانب انجام شد . در ادامه كار به اين نتيجه رسيدم كه آنچه جمع آورى شد ، براى تحقّق اهداف مورد نظر
.
كافى نيست و براى اين منظور ، لازم است احاديثى كه بيانگر ديدگاه هاى پيشوايان اسلام درباره علم پزشكى ، آداب آن ، رهنمودهاى پزشكى ، بيمارى و حكمت هاى آن ، وظايف بيمار ، پرستارى ، عيادت بيمار و خواصّ درمانى غذاها و گياه ها وارد شده است ، به اين مجموعه افزوده شود . بخشى از موارد مورد نياز را از منابع تهيه شده در دارالحديث ، خود انتخاب كردم و بخش ديگرى ، توسط يكى ديگر از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى محمّد تقى سبحانى نيا انجام گرفت. شايان ذكر است كه مسئوليت ارزيابى و انتخاب احاديث ، عنوان دهى و سازماندهى آنها به صورت كتاب ، با نگارنده اين سطور بوده است .
۳ . ارجاع به منابع (مصدريابى)پس از تنظيم ابتدايى دانش نامه و رفع نسبى نواقص آن ، جهت ارجاع به منابع و تخريج احاديث ، به قسمت مربوط تحويل گرديد . در اين مرحله ، از طريق برنامه هاى نرم افزارى جستجوهاى لازم انجام شد و نشانى مصادر يافت شده ، بر اساس ميزان اعتبار آنها تنظيم گرديد و اگر متن قوى ترى يافت شد ، جايگزين متن اصلى گرديد . در زمينه ثبت احاديث ، نكته هاى زير مورد توجّه بوده است : الف ـ روايات تكرار شده در منابع مختلف ، حذف شده است ، مگر در موارد ذيل : ۱ . وجود داشتن نكته مهمّى در متن حديث؛ ۲ . تفاوت لفظى در متون نقل شده از طريق شيعه و سنّى . ۳ . تكرار در چند باب مختلف ، مشروط به اين كه روايت ، طولانى نباشد .
.
در غير از اين موارد ، نشانى روايت هايى كه در منابع مختلف تكرار شده ، طبق آيين نامه در پاورقى حديث اخذ شده ، افزوده مى شود. ب ـ اگر دستيابى به منابع اوّليه مقدور باشد ، حديث از آنها نقل مى شود؛ وگرنه ، از منابع واسطه نقل مى شود . ج ـ با توّجه به اين كه بحارالأنوار از جوامع روايى شيعه و كنزالعمّال از جوامع روايى اهل سنت به شمار مى رود ، لذا نشانى آن دو براى سهولت مراجعه خوانندگان در پايان نشانى ها ذكر مى شود. د ـ پس از ذكر مصادر حديث در پاورقى ، گاه با تعبير «همچنين ، ر.ك : » ارجاعاتى به برخى منابع داده مى شود . قابل توجّه است كه در اين گونه موارد ، متن مورد ارجاع ، گاه با متن كتاب ، تفاوت فاحش دارد . در عين حال ، ملاحظه آن براى محقّق ، سودمند است .
۴ . نقد متن و تنظيم نهايىپس از تخريج مصادر و حروفچينى ابتدايى ، متن كتاب توسط يكى ديگر از فضلاى همكار در دارالحديث ، جناب آقاى رسول افقى ، مورد بازبينى و نقد قرار گرفت و همراه با پيشنهادهايى به اين جانب ارائه گرديد . با عنايت به پيشنهادهاى ارائه شده ، مجددا متن كتاب ، توسط نگارنده مورد بازبينى و دقت قرار گرفت و اصلاحات لازم از نظر شكل و محتوا در آن انجام شد .
۵ . تهيه مدخل ها و تحليل هاى مورد نيازپس از انجام مراحل ياد شده ، آخرين مرحله تدوين دانش نامه احاديث طبّى ، يعنى تهيّه مدخل و تحليل ها و توضيحات مورد نياز ، توسط نگارنده انجام شد و با عنايت به نكات جديدى كه به هنگام تهيه تحليل ها به نظر رسيد ، ضمن افزوده
.
شدن برخى از ابواب و عناوين جديد ، چينش قبلى در بخشى از كتاب ، تغيير كرد .
۶ . چگونگى نگارش احاديثمهم ترين نكاتى كه در نگارش احاديث لحاظ شده ، از اين قرار است : الف ـ متن انتخابى در صورت امكان ، جامع ترين ، استوارترين و معتبرترينِ متون است. ب ـ از نگاه ما احاديث رسيده از اهل بيت عليهم السلام ، در واقع ، حديث رسول خداست . در تصريح به اين مطلب ، امام رضا عليه السلام مى فرمايد : إنّا عَنِ اللّهِ وعَن رَسولِهِ نُحَدِّثُ . (1)ما (اهل بيت) ، از خدا و پيامبرش حديث مى كنيم . نيز امام صادق عليهماالسلام مى فرمايد : حَديثي حَديثُ أبي ، وحَديثُ أبي حَديثُ جَدّي ، وحَديثُ جَدّي حَديثُ الحُسَينِ ، وحَديثُ الحُسَينِ عليه السلام حَديثُ الحَسَنِ عليه السلام ، وحَديثُ الحَسَنِ حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ عليهم السلام ، وحَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ حَديثُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وحَديثُ رَسولِ اللّهِ قَولُ اللّهِ عزوجل . حديث من حديث (2)پدرم ، و حديث پدرم حديث جدّم ، و حديث جدّم حديث حسين ، و حديث حسين ، حديث حسن ، و حديث حسن ، حديث اميرمؤمنان ، و حديث اميرمؤمنان ، حديث پيامبر خدا ، و حديث پيامبر خدا ، سخن خداست . از اين رو ، كلمه «حديث» در عنوان كتاب ، اين معنا را مى رساند كه
.
همه احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان پاك او مورد استفاده و استناد كتاب ، قرار گرفته است . ج ـ احاديث پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرت تا امام مهدى(عج) ، به ترتيب تاريخى ثبت مى شوند . البته ممكن است گاه هماهنگى چند روايت در مضمون ، موجب گردد كه اين ترتيب ، رعايت نشود . د ـ اگر حديثى هم از پيامبر صلى الله عليه و آله و هم از اهل بيت عليهم السلام روايت شده باشد ، آنچه از پيامبر خدا نقل شده در متن قرار مى گيرد و به روايت ديگر در پاورقى اشاره مى گردد. ه ـ احاديث با نام پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام آغاز مى شود ، مگر آن كه متن روايت ، مقتضى ذكر نام راوى باشد كه در اين صورت ، نام كتابى كه حديث از آن نقل شده ، در آغاز مى آيد . و ـ پيامبر خدا و اهل بيت آن بزرگوار ، اسما و القاب متعدّدى دارند كه در نقل مطالب ، يكى از آنها انتخاب شده است . ز ـ پس از ذكر پيامبر خدا با جمله « صلى الله عليه و آله » و پس از ذكر اهل بيت آن حضرت با جمله « عليه السلام » و پس از ذكر فاطمه زهرا با جمله « عليهاالسلام » ، نسبت به آنان اداى احترام مى شود ، هر چند در منبع اصلى با الفاظ ديگرى از آنان تكريم شده باشد .
۷ . اقدام هاى بعدىويرايش ، شرح لغات ، مقابله و تصحيح ، اعراب گذارى و ترجمه مدخل ها و تحليل ها ، اقدامات جنبى مهم ديگرى است كه توسط كارشناسان خبره ، انجام شده ، كتاب ، آماده انتشار مى گردد. (1)
.
1) .گفتنى است طبق معمول ، مؤلّف ، ترجمه كتاب را نيز ملاحظه مى كند و اصلاحاتى را كه لازم بداند ، انجام مى دهد .
در پايان ، از همه فضلا و محقّقان دارالحديث كه در ساماندهى اين مجموعه نفيس ، به طور مستقيم يا غير مستقيم ، سهيم بوده اند ، بويژه برادران فاضل و عزيز آقايان: مرتضى خوش نصيب ، محمّدتقى سبحانى نيا و رسول افقى ، صميمانه سپاسگزارم . همچنين از فاضل گرامى آقاى احمد سعادتفر ـ كه در تهيّه بخش سوم اين مجموعه با دارالحديث همكارى داشتند ـ و نيز از استاد ارجمند جناب آقاى مهدى مهريزى ـ كه يادداشت هاى خود را در زمينه احاديث طبّى در اختيار اين جانب قرار دادند ـ و آقاى دكتر حسين صابرى ، مترجم گران قدر اين دانش نامه ، قدردانى و تشكّر مى نمايم و از خداوند متعال براى همه آنان ، پاداشى درخور فضل و كرامت خود ، مسئلت دارم . رَبَّنا تَقَبَّل مِنّا إنَّكَ أنتَ السَّميعُ العَليمُ . محمّدى رى شهرى ۱۲ فروردين ۱۳۸۲ ۲۸ محرّم ۱۴۲۴ ۱ آوريل ۲۰۰۳
.
. .
بخش يكم : پزشكىفصل يكم : پزشكى از ديدگاه اسلامفصل دوم : آداب طبابت و وظائف طبيبفصل سوم : توصيه هاي پزشكي
.
الفصل الأوّل : الطِّبابة في منظار الإسلام۱ / ۱أهَمِّيَّةُ عِلمِ الطِّبِّ۳۸۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :العِلمُ عِلمانِ : عِلمُ الأَديانِ وعِلمُ الأَبدانِ . (1)۳۸۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :العُلومُ أربَعَةٌ : الفِقهُ لِلأَديانِ ، وَالطِّبُّ لِلأَبدانِ ، وَالنَّحوُ لِلِّسانِ ، وَالنُّجومُ لِمَعرِفَةِ الأَزمانِ . (2)۳۸۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :العِلمُ ثَلاثَةٌ : الفِقهُ لِلأَديانِ ، وَالطِّبُّ لِلأَبدانِ ، وَالنَّحوُ لِلِّسانِ . (3)۳۸۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لِجابِرٍ الجُعفِيِّ: وَاعلَم أنَّه لا عِلمَ كَطَلَبِ السَّلامَةِ ، ولا سَلامَةَ كَسَلامَةِ القَلبِ . (4).
1) .كنز الفوائد ، ج ۲ ، ص ۱۰۷ ، معدن الجواهر ، ص ۲۵ ، الرواشح السماويّة ، ص ۲۰۲ ، بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۲۲۰ ، ح ۵۲ .
2) .معدن الجواهر ، ص ۴۰ ، كنز الفوائد ، ج ۲ ، ص ۱۰۹ ، أعلام الدين ، ص ۸۳ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۳ كلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۲۱۸ ، ح ۴۲ .
3) .تحف العقول ، ص ۲۰۸ .
4) .تحف العقول ، ص ۲۸۶ عن جابر بن يزيد الجعفي، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۶۴ ، ح۱.
فصل يكم : پزشكى از ديدگاه اسلام۱ / ۱اهميّت دانش پزشكى۳۸۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دانش بر دو گونه است : دانش دين ها و دانش بدن ها .۳۸۰۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دانش ها بر چهار گونه اند : فقه (دين شناسى) براى دين ها ، طب براى بدن ها ، نحو براى زبان ، و نجوم براى شناخت زمان ها .۳۸۱۰.الإمام الباقر عليه السلام :امام على عليه السلام :دانش ، سه گونه است : فقه براى دين ها ، طب براى بدن ها ، و نحو براى زبان .۳۸۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ وقتى سوره {Q} «هَلْ أتى ...» {/Q} را تا پايان آ ) امام باقر عليه السلامـ در سفارش به جابر جعفى: بدان كه نه هيچ دانشى چون جُستن [دانشِ ]سلامت است ، و نه هيچ سلامتى چون سلامتِ دل .
.
۳۸۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در احتجاج با مشركان ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :لا يَستَغني أهلُ كُلِّ بَلَدٍ عَن ثَلاثَةٍ ـ يَفزَعُ إلَيهِم فِي أمرِ دُنياهُم وآخِرَتِهِم ، فَإِن عَدِموا ذلِكَ كانوا هَمَجاًـ: فَقيهٍ عالِمٍ وَرِ عٍ ، وأميرٍ خَيِّرٍ مُطاعٍ ، وطَبيبٍ بَصيرٍ ثِقَةٍ . (1)۱ / ۲مَعرِفَةُ الأنِبياءِ وَالأَئِمَّةِ بِعِلمِ الطِّبِّ۳۸۱۰.امام باقر عليه السلام :فرج المهموم :رَأَيتُ فِي رِسالَةِ أبي إسحاقَ الطَّرسوسيِّ إلى عَبدِ اللّهِ بنِ مالِكٍ فِي بابِ مَعرِفَةِ أصلِ العِلمِ ما هذا لَفظُهُ : إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أهبَطَ آدَمَ مِنَ الجَنَّةِ وعَرَّفَهُ عِلمَ كُلِّ شَيءٍ ، فَكان مِمّا عَرَّفَهُ النُّجومُ وَالطِّبُّ . (2)۳۸۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ فِي الدُّعاءِ ـ ) علل الشرائع عن الربيع صاحب المنصور :حَضَرَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام مَجلِسَ المَنصورِ يَوما وعِندَهُ رَجُلٌ مِنَ الهِندِ يَقرَأُ كُتُبَ الطِّبِّ ، فَجَعَلَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام يُنصِتُ لِقِراءَتِهِ ، فَلَمّا فَرَغَ الهِندِيُّ ، قالَ لَهُ : يا أبا عَبدِ اللّهِ ، أتُريدُ مِمّا مَعِيَ شَيئا ؟
قالَ : لا ، فَإِنَّ مَعي ما هُوَ خَيرٌ مِمّا مَعَكَ .
قالَ : وما هُوَ ؟
قالَ : اُداوِي الحارَّ بِالبارِدِ ، وَالبارِدَ بِالحارِّ ، وَالرَّطبَ بِاليابِسِ ، وَاليابِسَ بِالرَّطبِ ، وأرَدُّ الأَمرَ كُلَّهُ إلَى اللّهِ عز و جل ، وأستَعمِلُ ما قالَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وأعلَمُ أنَّ المَعِدَةَ بَيتُ الدّاءِ ، وأنَّ الحِميَةَ هِيَ الدَّواءُ ، واُعَوِّدُ البَدَنَ مَا اعتادَ .
فَقالَ الهِندِيُّ : وهَلِ الطِّبُّ إلاّ هذا ؟
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام : أفَتَراني مِن كُتُبِ الطِّبِّ أخَذتُ ؟
قالَ : نَعَم .
قالَ : لا وَاللّهِ ، ما أخَذتُ إلاّ عَنِ اللّهِ سُبحانَهُ . فَأَخبِرني أنَا أعلَمُ بِالطِّبِّ أم أنتَ ؟
قالَ الهِندِيُّ : لا ، بَل أنَا .
قالَ الصّادِقُ عليه السلام : فَأَسأَ لُكَ شَيئا؟
قالَ : سَل .
قالَ : أخبِرني يا هِندِيُّ ، لِمَ كانَ فِي الرَّأسِ شُؤونٌ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَ الشَّعرُ عَلَيهِ مِن فَوقٍ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ خَلَتِ الجَبهَةُ مِنَ الشَّعرِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَ لَها تَخطيطٌ وأساريرُ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَ الحاجِبانِ مِن فَوقِ العَينَينِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَتِ (3)
العَينانِ كَاللَّوزَتَينِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَ الأَنفُ فيما بَينَهُما ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَ ثَقبُ الأَنفِ في أسفَلِهِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَتِ الشَّفَةُ وَالشّارِبُ مِن فَوقِ الفَمِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ احتَدَّ السِّنُّ ، وعَرُضَ الضِّرسُ ، وطالَ النّابُ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَتِ اللِّحيَةُ لِلرِّجالِ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ خَلَتِ الكَفّانِ مِنَ الشَّعرِ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ خَلاَ الظُّفرُ وَالشَّعرُ مِنَ الحَياةِ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَ القَلبُ كَحَبِّ الصَّنَوبَرَةِ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فلِمَ كانَتِ (4)الرِّئَةُ قِطعَتَينِ ، وجُعِلَ حَرَكَتُها في مَوضِعِها ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَتِ الكَبِدُ حَدباءَ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ كانَتِ الكُليَةُ كَحَبِّ اللّوبِيا ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ جُعِلَ طَيُّ الرُّكبَةِ إلَى الخَلفِ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
قالَ : فَلِمَ تَخَصَّرَتِ القَدَمُ ؟
قالَ : لا أعلَمُ .
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام : لكِنّي أعلَمُ !
قالَ : فَأَجِب .
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام : كانَ فِي الرَّأسِ شُؤونٌ ؛ لِأَنَّ المُجَوَّفَ إذا كانَ بِلا فَصلٍ أسرَعَ إلَيهِ الصُّداعُ ، فَإِذا جُعِلَ ذا فُصولٍ كانَ الصُّداعُ مِنهُ أبعَدَ .
وجُعِلَ الشَّعرُ مِن فَوقِهِ ؛ لِيوصِلَ بِوُصولِهِ الأَدهانَ إلَى الدِّماغِ ؛ ويُخرِجَ بِأَطرافِهِ البُخارَ مِنهُ ؛ ويَرُدَّ عَنهُ الحَرَّ وَالبَردَ الوارِدَينِ عَلَيهِ .
وخَلَتِ الجَبهَةُ مِنَ الشَّعرِ ؛ لِأَ نَّها مَصَبُّ النُّورِ إلَى العَينَين . وجُعِلَ فيهَا التَّخطيطُ وَالأَساريرُ ؛ لِيَحبِسَ العَرَقَ الوارِدَ مِنَ الرَّأسِ عَنِ العَينِ قَدرَ ما يُميطُهُ (5)الإِنسانُ عَن نَفسِهِ ؛ كَالأَنهارِ فِي الأَرضِ الَّتي تَحبِسُ المِياهَ .
وجُعِلَ الحاجِبانِ مِن فَوقِ العَينَينِ ؛ لِيورِدا عَلَيهِما مِنَ النّورِ قَدرَ الكِفايَةِ ، ألاتَرى ـ يا هِندِيُّ ـ أنَّ مَن غَلَبَهُ النّورُ جَعَلَ يَدَهُ عَلى عَينَيهِ لِيَرِدَ عَلَيهِما قَدرُ كِفايَتهِما مِنهُ ؟
وجُعِلَ الأَنفُ فيما بَينَهُما ؛ لِيُقَسِّمَ النّورَ قِسمَينِ إلى كُلِّ عَينٍ سَواءً .
وكانَتِ العَينُ كَاللَّوزَةِ ؛ لِيَجرِيَ فيهَا الميلُ بِالدَّواءِ ويَخرُجَ مِنهَا الدّاءُ ، ولَو كانَت مُرَبَّعَةً أو مُدَوَّرَةً ماجَرى فيهَا الميلُ ؛ وما وَصَلَ إلَيها دَواءٌ ، ولا خَرَجَ مِنها داءٌ .
وجُعِلَ ثَقبُ الأَنفِ في أسفَلِهِ ؛ لِيَنزِلَ مِنهُ الأَدواءُ المُنحَدِرَةُ مِنَ الدِّماغِ ، وتَصعَدَ فيهِ الرَّوائِحُ إلَى المَشامِّ ، ولَو كانَ في أعلاهُ ؛ لَما أنزَلَ داءً ولا وَجَدَ رائِحَةً .
وجُعِلَ الشّارِبُ وَالشَّفَةُ فَوقَ الفَمِ ؛ لِيَحبِسَ ما يَنزِلُ مِنَ الدِّماغِ عَنِ الفَمِ ، لِئَلاّ يَتَنَغَّصَ عَلَى الإِنسانِ طَعامُهُ وشَرابُهُ فَيُميطَهُ عَن نَفسِهِ .
وجُعِلَتِ اللِّحيَةُ لِلرِّجالِ ؛ لِيَستَغنِيَ بِها عَنِ الكَشفِ فِي المَنظَرِ ، ويُعلَمَ بِهَا الذَّكَرُ مِنَ الاُنثى .
وجُعِلَ السِّنُّ حادّاً ؛ لِأَنَّ بِهِ يَقَعُ العَضُّ ، وجُعِلَ الضِّرسُ عَريضاً ؛ لِأَنَّ بِهِ يَقَعُ الطَّحنُ وَالمَضغُ ، وكانَ النّابُ طَويلاً ؛ لِيَشتَدَّ (6)الأَضراسُ وَالأَسنانُ كَالاُسطُوانَةِ في البِناءِ .
وخَلاَ الكَفّانِ مِنَ الشَّعرِ ؛ لِأَنَّ بِهِما يَقَعُ اللَّمسُ ، فَلَو كانَ بِهِما شَعرٌ ما دَرَى الإنسانُ ما يُقابِلُهُ ويَلمَسُهُ .
وخَلاَ الشَّعرُ وَالظُّفرُ مِنَ الحَياةِ ؛ لِأَنَّ طولَهُما وَسِخٌ يَقبُحُ ، وقَصَّهُما حَسَنٌ ، فَلَو كانَ فيهِما حَياةٌ ؛ لَأَلِمَ الإِنسانُ لِقَصِّهِما .
وكانَ القَلبُ كَحَبِّ الصَّنَوبَرِ ؛ لِأَ نَّهُ مُنَكَّسٌ ، فَجُعِلَ رأسُهُ دَقيقا (7)؛ لِيَدخُلَ في الرِّئَةِ فَتُرَوِّحَ (8)عَنهُ بِبَردِها ، لِئَلاّ يَشيطَ الدِّماغُ بِحَرِّهِ .
وجُعِلَتِ الرِّئَةُ قِطعَتَينِ ؛ لِيدخُلَ في مَضاغِطِها فَتُرَوِّحَ عَنهُ بِحَرَكَتِها .
وكانَتِ الكَبِدُ حَدباءَ ؛ لِتُثقِلَ المَعِدَةَ وتَقَعَ جَميعُها عَلَيها ، فَتَعصِرَها فَيَخرُجَ ما فيها مِنَ البُخارِ .
وجُعِلَتِ الكُليَةُ كَحَبِّ اللّوبِيا ؛ لِأَنَّ عَلَيها مَصَبَّ المَنِيِّ نُقطَةً بَعدَ نُقطَةٍ ، فَلَو كانَت مُرَبَّعَةً أو مُدَوَّرَةً ؛ لاَحتَبَسَتِ النُّقطَةُ الاُولَى الثّانِيَةَ فَلاَ يَلتَذُّ بِخُروجِهَا الحَيُّ ، إذا (9)المَنِيُّ يَنزِلُ مِن فَقارِ الظَّهرِ إلَى الكُليَةِ ، فَهِيَ كَالدُّودَةِ تَنقَبِضُ وتَنبَسِطُ ، تَرميهِ أوّلاً فَأَوّلاً إلَى المَثانَةِ كَالبُندُقَةِ مِنَ القَوسِ .
وجُعِلَ طَيُّ الرُّكبَةِ إلى خَلفٍ ؛ لِأَنَّ الإِنسانَ يَمشي إلى ما بَينَ يَدَيهِ فَتَعتَدِلُ الحَرَكاتُ ، ولَولا ذلِكَ لَسَقَطَ فِي المَشيِ .
وجُعِلَتِ القَدَمُ مُتَخَصِّرَةً ؛ لِأَنَّ الشَيءَ إذا وَقَعَ عَلَى الأَرضِ جَميعُهُ ثَقُلَ ثِقَلَ حَجَرِ الرَّحا ، وإذا كانَ عَلى طَرَفِهِ دَفَعَهُ (رَفَعَهُ) الصَّبِيُّ ، وإذا وَقَعَ عَلى وَجهِهِ صَعُبَ نَقلُهُ عَلَى الرَّجُلِ .
فَقالَ الهِندِيُّ : مِن أينَ لَكَ هذَا العِلمُ ؟
فَقالَ عليه السلام : أخَذتُهُ عَن آبائي عليهم السلام عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، عَن جَبرَئيلَ عليه السلام ، عَن رَبِّ العالَمينَ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ الَّذي خَلَقَ الأَجسادَ وَ الأَرواحَ .
فَقالَ الهِندِيُّ : صَدَقتَ ، وأنَا أشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ اللّهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ وعَبدُهُ ، وأنَّكَ أعلَمُ أهلِ زَمانِكَ . (10).
1) .تحف العقول ، ص ۳۲۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۲۳۵ ، ح ۹.
2) .فرج المهموم ، ص ۲۲ ، بحار الأنوار ، ج ۵۸ ، ص ۲۷۵ ، ح ۶۴.
3) .. في المصدر : «جعل» ، والتصويب من بحار الأنوار والخصال .
4) .في المصدر : «كان» ، والتصويب من بحار الأنوار والخصال .
5) .في المصدر : «يَمتَطيه» ، والتصويب من بحار الأنوار والمصدرين الآخرين . ومِطْتُ غيري وأمَطْتُهُ : أي نَحَّيتُهُ (الصحاح ، ج۳ ، ص۱۱۶۲) .
6) .في الخصال : «ليسند»، وهو الأنسب.
7) .في المصدر «رقيقا»، والتصويب من بحار الأنوار والخصال .
8) .في المصدر : «فيتروّح» والتصويب من المصادر الاُخرى . والرَّواح والرائحة : من الاستراحة. وقد أراحني وروّح عنّي فاسترحت (لسان العرب ، ج ۲ ، ص ۴۶۱).
9) .في بحار الأنوار والمصدرين الآخرين : «إذ» بدل «إذا».
10) .علل الشرائع ، ص ۹۹ ، ح ۱ ، الخصال ، ص ۵۱۲ ، ح ۳ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۰ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۵ ، ح ۹ .
۳۸۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعا ـ ) امام صادق عليه السلام :مردم هيچ آبادى اى از سه گروه ، بى نياز نيستند كه در كار دنيا و آخرت خويش به ايشان پناه بَرَند و چون آنان را نداشته باشند ، شوربخت باشند : فقيه دانا و پرهيزگار ، امير نيكوكار و فرمان روا ، و طبيب آگاه و مورد اعتماد .۱ / ۲آگاهى پيامبران و امامان از دانش پزشكى۳۸۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :فرج المهموم :در نامه ابواسحاق طرطوسى به عبد اللّه بن مالك در باره شناخت سرچشمه دانش ، چنين ديده ام : خداوند ، آدم را از بهشت فرو فرستاد و او را از دانش همه چيز آگاه ساخت . از جمله چيزهايى كه خداوند ، وى را از آنها آگاه ساخت ، نجوم و طب بود .۳۸۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :علل الشرائعـ به نقل از ربيع ، حاجب منصور عباسى ـ: روزى امام صادق عليه السلام به مجلس منصور درآمد ، در حالى كه مردى هندى نزد او بود و كتاب هاى طب مى خواند . امام صادق عليه السلام به خواندن او گوش سپرد . چون آن مرد هندى ، خواندن را به پايان برد ، به امام صادق عليه السلام گفت : اى ابوعبد اللّه ! آيا از آنچه همراه دارم ، چيزى مى خواهى؟
فرمود : «نه ؛ برتر از آنچه تو همراه دارى ، به همراه دارم» .
پرسيد : آن چيست؟
فرمود : «گرم را به سرد ، سرد را به گرم ، خشك را به تَر ، و تَر را به خشك درمان مى كنم و كار را يكسره به خداوند ، باز مى گردانم و آنچه را پيامبر خدا فرموده است ، به كار مى گيرم و مى دانم كه معده ، خانه همه دردها ، و پرهيز ، يگانه درمان است و بدن را بر همانچه بدان خو گرفته ، وا مى دارم» .
مرد هندى گفت : آيا طب ، چيزى جز اين است؟
امام صادق عليه السلام پرسيد : «آيا گمان مى كنى از كتاب هاى طب ، چيزى فرا گرفته ام؟» .
گفت : آرى .
فرمود : «به خداوند سوگند ، نه. جز از خداوند سبحان نگرفته ام . اينك بگو كه آيا من به طب آگاه ترم يا تو؟» .
گفت : تو نه ، بلكه من .
امام صادق عليه السلام فرمود : «آيا از تو چيزى بپرسم؟» .
گفت : بپرس .
فرمود : «اى هندى! به من بگو كه چرا در سر ، رخنه ها و لايه هاست؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا موها در بالاى سر قرار داده شده اند؟
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا پيشانى از مو تهى است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا پيشانى داراى چين و چروك است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا ابروها در بالاى چشم ها قرار دارند؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا چشم ها همانند بادام قرار داده شده اند؟».
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا بينى در ميان دو چشم ، قرارداده شده است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا سوراخ بينى در پايين آن است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا لب و سبيل ، بالاى دهان قرار داده شده است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا دندان هاى پيشين ، تيز است ، دندان هاى جانبى پهن است و دندانِ نيش ، بلندتر است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا ريش براى مردان قرار داده شده است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا كفِ دستان ، از مو تهى است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا ناخن و مو ، فاقد حيات است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا قلب ، همانند دانه صنوبر است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا ريه دو پاره است و حركت آن ، تنها در جاى ثابت خويش قرار داده شده است؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا كبد ، قوسدار است؟»
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا كليه ، همانند دانه لوبياست؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا زانو به عقب تا مى خورد؟» .
گفت : نمى دانم .
پرسيد : «چرا كف پا داراى گودى است؟» .
گفت : نمى دانم .
در اين هنگام ، امام صادق عليه السلام فرمود : «امّا من مى دانم» .
آن مرد گفت : پس خود پاسخ ده .
امام صادق عليه السلام فرمود : «در سر ، رخنه ها و لايه هاست ؛ چون هر چيزِ درونْ تهى ، هر گاه يك پارچه باشد ، شكستن ، زودتر به سراغش آيد و چون چند تكّه قرارداده شود ، شكستكى از آن دورتر است .
موى سر ، در قسمت بالاى آن قرار داده شده است تا با ريشه هايش چربى را به مغز برساند و سرِ موها ، بخار را از مغز بيرون ببرد و سرما و گرمايى را كه بدان مى رسد ، از آن دفع كند .
پيشانى از مو تهى است ، از آن رو كه محلّ رسيدن نور به چشمان است ، و در آن ، چين و چروك قرار داده شده است ، بدان سبب كه عرقِ فرو ريخته از سر را در خود ، محبوس سازد و مانع رسيدن آن به چشمان شود تا بدان وقت كه انسان ، عرق خويش را پاك كند ، آن سان كه نهرها در زمين آب ها را در خود محبوس مى سازند .
ابروها در بالاى چشمان قرار داده شده اند تا نور را به اندازه كافى به چشمان راه دهند . اى هندى! مگر نمى بينى آن كه نور بر وى چيره شود ، دست خويش را بر فراز چشمان مى گيرد تا نور به اندازه كافى از زير آن به چشمان راه بگشايد .
بينى در ميان دو چشم قرارداده شده است تا نور را در ميان دو چشم به دو بخش مساوى قسمت كند .
چشم ، همانند بادام است تا ميل بتواند دارو را در داخل آن جريان دهد و بيمارى (عفونت) از آن بيرون آيد . اگر چشم ، مربّعْ شكل يا دايره اى بود ، نه ميل در داخل آن حركت مى كرد ، نه دارو به همه آن مى رسيد ، و نه بيمارى از درون آن خارج مى شد .
سوراخ بينى در پايين آن قرارداده شده است تا بيمارى هايى (عفونت هايى) كه از مغز فرو مى آيد ، از آن پايين آيد و بوها از آن بالا رود و به مشام رسد ، در حالى كه اگر اين سوراخ ، در بالاى بينى بود ، نه بيمارى اى از آن به زير مى آمد و نه بويى را حس مى كرد .
سبيل و لب ، در بالاى دهان قرار گرفته است تا مانع رسيدن آنچه از مغز فرو مى ريزد ، به دهان شود ، مبادا كه طعم خوراك و نوشيدن بر انسان مكدّر گردد و آن را از خودش دور كند .
ريش ، تنها براى مردان قرار داده شده است تا بدين وسيله از زنان متمايز گردند و نيازى به باز گشودن [همه چهره و ملاحظه آن براى شناسايى] نباشد .
دندانِ جلو ، تيز قرارداده شده است ؛ زيرا به واسطه آن ، كار گاز گرفتن صورت مى پذيرد و دندان هاى جانبى پهن قرارداده شده است ؛ زيرا آسياب كردن و جويدن به كمك آنها انجام مى گيرد و نيش ، بلندتر است تا تكيه گاه دندان جانبى و دندان جلو باشد ، به سانِ ستون در يك بنا .
كفِ دستان از مو تهى است ، چون به كمك آنها كار لمس انجام مى گيرد ؛ امّا اگر در آنها مو وجود داشت ، انسان نمى دانست آنچه پيش روى اوست و آن را لمس مى كند ، چيست .
مو و ناخن ، فاقد حيات است ؛ زيرا بلند شدن آنها مايه كثيفى و زشتى است و كوتاه كردنشان پسنديده است . پس اگر در آنها حيات وجود مى داشت ، انسان به هنگام كوتاه كردن آنها احساس درد مى كرد .
قلب ، به شكل دانه صنوبر است ؛ زيرا وارونه است و يك سرِ قلب ، باريك قرار داده شده تا لابه لاى ريه برود و با سردى آن ، خنك شود ، مبادا كه مغز از گرماى آن بسوزد .
ريه ، دو پاره قرارداده شده است تا قلب در لابه لاى فشارگاه هاى آن قرار گيرد و به كمك حركت آن ، خنك شود .
كبد ، قوسدار است تا معده را سنگينى كند و به تمامى بر روى آن قرار گيرد و آن را بفشُرَد و در نتيجه ، بخارى كه در آن هست ، بيرون برود .
كليه ، به شكل دانه لوبيا قرارداده شده است ؛ زيرا مسير ريزش منى ، نقطه به نقطه آن عضو است . پس اگر كليه به شكل مربّع يا دايره بود ، نقطه نخست ، مانع رسيدن منى به نقطه دوم مى شد و موجود زنده نمى توانست با خروج آن ، احساس لذّت كند ؛ چه اين كه منى از ستون فقرات به سمت كليه فرو مى آيد و آن (= كليه) نيز به كِرمى مى مانَد كه جمع مى شود و باز مى شود و تدريجا منى را به سوى مثانه مى راند ، به سان تيرى كه از كمان رها شود .
تا خوردن زانو به سمت عقب قرارداده شده است ؛ چرا كه انسان به سمتِ جلو راه مى رود و حركات او با تعادل همراه است ، امّا اگر اين نبود ، انسان در هنگام راه رفتن [بر زمين] مى افتاد .
در كف پا گودى اى قرارداده شده است ؛ زيرا هر چيز چون به تمامى سطح بر زمين قرار گيرد ، به اندازه سنگ آسياب سنگين مى شود ، اگر با لبه اش بر روى زمين باشد ، يك كودك هم مى تواند آن را جاز جاى خويش [ براند . اگر هم چيزى به روى بر زمين قرار گيرد ، جابه جا كردن آن ، حتّى بر يك مرد ، سنگين مى آيد» .
در اين هنگام ، مرد هندى پرسيد : اين دانش براى تو از كجا حاصل آمده است؟
فرمود : «آن را از پدرانم ، از پيامبر خدا ، از جبرئيل عليه السلام ، از پروردگار جهانيان ـ جلّ جلاله ـ ، يعنى همو كه تنهاست و جان ها را آفريده ، فرا گرفته ام .
پس آن هندى گفت : راست گفته اى و من نيز گواهى مى دهم كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد ، پيامبر خدا و بنده اوست و تو آگاه ترينِ كسان روزگار خويش هستى .
.
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
. .
۱ / ۳لِكُلِّ دَاءٍ دَواءٌ۳۸۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ ، فَإِذا اُصيبَ دَواءُ الدّاءِ بَرَأَ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . (1)۳۸۱۶.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الَّذي خَلَقَ الأَدواءَ خَلَقَ لَها دَواءً . (2)۳۸۱۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَداوَوا ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل لَم يُنزِل داءً إلاّ وأنزَلَ لَهُ شِفاءً . (3)۳۸۱۸.مسند ابن حنبل عن أبي هريرة :الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : تَداوَوا ؛ فَما أنزَلَ اللّهُ داءً إلاّ أنزَلَ مَعَهُ دَواءً إلاَّ السّامَ ـ يَعنِي : المَوتَ ـ ؛ فَإِنَّهُ لا دَواءَ لَهُ . (4)۳۸۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحين عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ لَم يُنزِل داءً ـ أو لَم يَخلُق داءً ـ إلاّ أنزَلَ ـ أو خَلَقَ ـ لَهُ دَواءً ؛ عَلِمَهُ مَن عَلِمَهُ ، وجَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ إلاَّ السّامَ .
قالوا : يا رَسولَ اللّهِ ، ومَا السّامُ؟
قالَ : المَوتُ . (5).
1) .صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۷۲۹ ، ح ۶۹ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۴۵ ، ح ۸۲۱۹ ، السنن الكبرى ، ج ۹ ، ص ۵۷۷ ، ح ۱۹۵۵۸ كلّها عن جابر ، الفردوس ، ج ۳ ، ص ۳۳۶ ، ح ۵۰۱۰ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۶ ، ح ۲۸۰۸۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۶ .
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۴ ، ح ۵۰۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۳ ، ح ۳۰ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۹ ، ح ۲۴۶۰ ، الدعوات ، ص ۱۸۰ ، ح ۴۹۸ وح ۴۹۹ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۸ ، ح ۲۰ .
4) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۳ ، ح ۴۹۹ ، السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۳۸ ، الجعفريّات ، ص ۱۶۷ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۵ ؛ تاريخ بغداد ، ج ۹ ، ص ۱۹۸ ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۴۸ ، ح ۲۲۷۵ كلاهما عن اُسامة بن شريك نحوه.
5) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۴۵ ، ح ۸۲۲۰ ، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۴۲۱ ، ح ۵ ، المعجم الأوسط ، ج ۲ ، ص ۱۵۷ ، ح ۱۵۶۴ ، مسند أبي يعلى ، ج ۵ ، ص ۹۳ ، ح ۵۱۶۱ عن عبد اللّه بن مسعود ، تاريخ بغداد ، ج ۳ ، ص ۴۳۷ عن أبي هريرة والثلاثة الأخيرة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵ ، ح ۲۸۰۷۹ .
۱ / ۳هر دردى را درمانى است۳۸۱۸.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر دردى را درمانى است . پس چون دارو به درد برسد ، به اذن خداوند عز و جل بهبود يابد .۳۸۱۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن كه دردها را آفريده ، براى آنها درمان نيز آفريده است .۳۸۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خود را مداوا كنيد ؛ چه ، خداوند عز و جل هيچ دردى را فرو نفرستاده ، مگر اين كه براى آن ، شفايى هم نازل كرده است .۳۸۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام: پيامبر خدا فرمود : «خود را مداوا كنيد ؛ چه ، خداوند ، هيچ دردى فرو نفرستاده ، مگر اين كه به همراهش درمانى نيز نازل كرده است ، جز مرگ كه آن را هيچ درمانى نيست» .۳۸۲۲.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابوسعيد خُدْرى ـ: پيامبر خدا فرمود : «خداوند ، هيچ دردى را فرو نفرستاده (يا هيچ دردى را نيافريده) ، مگر اين كه درمانى نيز برايش فرو فرستاده (يا آفريده) است و كسانى از آن آگاهى يافته اند و كسانى نيز از آن ناآگاه مانده اند ، مگر سام» .
پرسيدند : سام چيست؟
فرمود : «مرگ» .
.
۳۸۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تاريخ بغداد عن جابر :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عادَ مَريضاً وأنَا مَعَهُ ، فَقالَ : ألا نَدعو لَكَ طَبيباً؟
قالَ : وأنتَ تَأمُرُ بِهذا يا رَسولَ اللّهِ ؟ !
قالَ : نَعَم ، إنَّ اللّهَ لَم يُنزِل داءً إلاّ وقَد أنزَلَ لَهُ دَواءً . (1)۳۸۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المصنّف عن هلال بن يساف :جُرِحَ رَجُلٌ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : اُدعوا لَهُ الطَّبيبَ .
فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، هَل يُغني عَنهُ الطَّبيبُ؟
قالَ : نَعَم ، إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لَم يُنزِل داءً إلاّ أنزَلَ مَعَهُ شِفاءً . (2)۳۸۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :لِكُلِّ حَيٍّ داءٌ ، لِكُلِّ عِلَّةٍ دَواءٌ . (3)۳۸۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَبتَلِ البَدَنَ بِداءٍ ؛ حَتّى جَعَلَ لَهُ دَواءً يُعالَجُ بِهِ ، ولِكُلِّ صِنفٍ مِنَ الدّاءِ صِنفٌ مِنَ الدَّواءِ ، وتَدبيرٌ ونَعتٌ . (4).
1) .تاريخ بغداد ، ج ۱۴ ، ص ۳۴۸ .
2) .المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۴۲۱ ، ح ۱ ، مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۱۷ ، ح ۷۹۶ ، مسند ابن حنبل ، ج۹ ، ص ۵۳ ، ح ۲۳۲۱۶ نحوه ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۲ ، ح ۲۷ .
3) .غرر الحكم ، ح ۷۲۷۴ و ۷۲۷۵ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۴۰۱ ، ح ۶۷۶۳ و ۶۷۶۴ .
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۹ وفيه «العبد المؤمن ببلاء» بدل «البدن بداء» .
۳۸۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :تاريخ بغدادـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا ، در حالى كه همراهش بودم ، بيمارى را عيادت كرد و به او فرمود : «آيا برايت طبيبى فرا نخوانيم؟».
گفت : آيا تو ، اى پيامبر خدا ، به اين كار ، فرمان مى دهى؟!
فرمود : «آرى . خداوند ، هيچ دردى فرو نفرستاده ، مگر اين كه درمانى نيز برايش فرو فرستاده است» .۳۸۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :المصنّفـ به نقل از هلال بن يساف ـ: در روزگار پيامبر خدا ، مردى مجروح شد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «برايش طبيبى بخوانيد» .
كسى گفت : اى پيامبر خدا! آيا طبيب ، او را سودى مى بخشد؟
فرمود : «آرى . خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هيچ دردى فرو نفرستاده ، مگر اين كه به همراهش شفايى نيز فرو فرستاده است»۳۸۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر زنده اى را دردى هست و هر بيمارى اى را درمانى است .۳۸۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :خداوند عز و جل بدن را به هيچ بيمارى اى گرفتار نساخت ، مگر آن هنگام كه برايش دارويى قرارداد كه بدان ، درمان شود ؛ و براى هر نوع دردى ، نوعى درمان است و چاره اى و نسخه اى . .
۱ / ۴الدَّواءُ مِنَ القَدَرِ۳۸۲۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الدَّواءُ مِنَ القَدَرِ ، وقَد يَنفَعُ بِإِذنِ اللّهِ . (1)۳۸۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الدَّواءُ مِنَ القَدَرِ ، وهُوَ يَنفَعُ مَن يَشاءُ بِما شاءَ . (2)۳۸۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ فِي التَّحذيرِ مِنَ الدُّنيا ـ ) سنن ابن ماجة عن أبي خزامة :سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أرَأَيتَ أدِويَةً نَتَداوى بِها ، ورُقىً نَستَرقي بِها ، وتُقىً نَتَّقيها ، هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّهِ شَيئاً؟
قالَ : هِيَ مِن قَدَرِ اللّهِ . (3)۳۸۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ نَبِيّاً مِنَ الأَنبِياءِ مَرِضَ ، فَقالَ : لا أتَداوى حَتّى يَكونَ الَّذي أمرَضَني هُوَ الَّذي يَشفيني .
فَأَوحَى اللّهُ عز و جل : لا أشفيكَ حَتّى تَتَداوى ؛ فَإِنَّ الشِّفاءَ مِنّي . (4)۳۸۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :إحياء علوم الدين :ذَكَرَ بَعضُ العُلَماءِ فِي الإِسرائيلِيّاتِ أنَّ موسَى عليه السلام اعتَلَّ بِعِلَّةٍ ، فَدَخَلَ عَلَيهِ بَنو إسرائيلَ فَعَرَفوا عِلَّتَهُ .
فَقالوا لَهُ : لَو تَداوَيتَ بِكَذا لَبَرَأتَ .
فَقالَ : لا أتَداوى حَتّى يُعافِيَني هُوَ مِن غَيرِ دَواءٍ ، فَطالَت عِلَّتُهُ .
فَقالوا لَهُ : إنَّ دَواءَ هذِهِ العِلَّةِ مَعروفٌ مُجَرَّبٌ ، وإنّا نَتَداوى بِهِ فَنَبرَأُ .
فَقالَ : لا أتَداوى ، وأقامَت عِلَّتُهُ ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ : وعِزَّتي وجَلالي ، لا أبرَأتُكَ حَتّى تَتَداوى بِما ذَكَروهُ لَكَ .
فَقالَ لَهُم : داووني بِما ذَكَرتُم ، فَداوَوهُ فَبَرَأَ ، فَأَوجَسَ في نَفسِهِ مِن ذلِكَ .
فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ : أرَدتَ أن تُبطِلَ حِكمَتي بِتَوَكُّلِكَ عَلَيَّ ؛ مَن أودَعَ العَقاقيرَ مَنافِعَ الأَشياءِ غَيري؟ (5).
1) .المعجم الكبير ، ج ۱۲ ، ص ۱۳۱ ، ح ۱۲۷۸۴ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵ ، ح ۲۸۰۸۱.
2) .كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵ ، ح ۲۸۰۸۲ نقلاً عن ابن السني عن ابن عبّاس.
3) .سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۳۷ ، ح ۳۴۳۷ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۴۵۳ ، ح ۲۱۴۸ نحوه ، المصنّف لعبد الرزّاق ، ج ۱۱ ، ص ۱۸ ، ح ۱۹۷۷۷ عن الزهري ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۷ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۸۰ ، ح ۲۴۶۵ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۱ ، ح ۳۰ .
5) .إحياء علوم الدين ، ج ۴ ، ص ۴۱۳ ؛ المحجّة البيضاء ، ج ۷ ، ص ۴۳۲ .
۱ / ۴دارو و درمان ، از تقدير است۳۸۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درمان ، از تقدير ]خداوند] است و ممكن است به اذن خداوند ، نافع باشد.۳۸۲۹.الزهد ، حسين بن سعيد ( ـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درمان ، از تقدير [خداوند] است و هر كس را كه او بخواهد ، به همان گونه كه بخواهد ، سود مى رساند .۳۸۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو خزامه ـ: از پيامبر خدا پرسيدند: آيا اين كه با دارويى درمان كنيم يا تعويذى بر خود بنديم يا پرهيزى بكنيم ، اين كار چيزى از تقدير خداوند را باز مى دارد؟
فرمود: «اين ، خود از تقدير خداوند است» .۳۸۳۱.روضة الواعظين :امام صادق عليه السلام :پيامبرى از پيامبران بيمار شد . گفت: درمان نمى كنم تا همان كسى كه بيمارم كرده است ، خود ، درمانم كند. سپس خداوند عز و جل به او وحى فرستاد: «شفايت نمى دهم ، مگر درمان كنى ، كه شفا از من است».۳۸۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إحياء علوم الدين :يكى از عالمان ، در شمارِ اسرائيليات ، يادآور شده است كه موسى عليه السلام به بيمارى گرفتار شد. بنى اسرائيل به حضور او رسيدند و بيمارى اش را شناختند و به او گفتند: اگر به فلان دارو ، درمان كنى ، بهبود مى يابى. امّا موسى عليه السلام گفت: درمان نمى كنم تا او خود ، بدون دارو ، مرا عافيت دهد.
پس بيمارى اش به طول انجاميد. ديگر بار به او گفتند: داروى اين بيمارى شناخته شده و تجربه شده است و ما بدان ، درمان مى كنيم و بهبود مى يابيم.
موسى عليه السلام گفت: درمان نمى كنم. پس بيمارى اش ماندگار شد. خدا نيز به او وحى فرستاد: «به عزّت و جلالم سوگند ، تو را بهبود نمى دهم ، مگر به آنچه برايت گفته اند ، درمان كنى».
پس موسى عليه السلام به آنان گفت: مرا به آنچه گفته ايد، درمان كنيد.
او را مداوا كردند و بهبود يافت و وى نيز بدين سبب ، دلگير شد. پس خداوند تعالى ، [ديگر بار] به او وحى فرستاد: «مى خواستى با توكلّت بر من ، حكمت مرا ابطال كنى. مگر چه كسى جز من ، منافع چيزها را در داروها به وديعت نهاده است؟!» .
.
۱ / ۵الشِّفاءُ مِنَ اللّهِالكتاب :« وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ » . (1)
الحديث :۳۸۳۵.عنه صلى الله عليه و آله :الطبّ النبوي :إنَّ إبراهيمَ الخَليلَ عليه السلام قالَ : يا رَبِّ ، مِمَّنِ الدّاءُ؟
قالَ : مِنّي .
قالَ : فَمِمَّنِ الدَّواءُ؟
قالَ : مِنّي .
قالَ : فَما بالُ الطَّبيبِ؟
قالَ : رَجُلٌ اُرسِلَ الدَّواءُ عَلى يَدِهِ . (2)۳۸۳۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ يُسَمَّى الطَّبيبُ : «المُعالِجَ» ، فَقالَ موسَى بنُ عِمرانَ : يا رَبِّ ، مِمَّنِ الدّاءُ ؟ قالَ : مِنّي .
قالَ : فَمِمَّنِ الدَّواءُ؟
قالَ : مِنّي .
قالَ : فَما يَصنَعُ النّاسُ بِالمُعالِجِ ؟
قالَ : يُطَيِّبُ بِذلِكَ أنفُسَهُم فَسُمِّيَ الطَّبيبَ لِذلِكَ . (3).
۱ / ۵شفا از خداوند استقرآن«چون بيمار شوم ، او (خداوند) شفايم مى دهد»
حديث۳۸۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الطبّ النبوى :ابراهيم خليل عليه السلام گفت: پروردگارا! درد از كيست؟
[خداوند] فرمود: «از من».
پرسيد: پس درمان از كيست؟
فرمود: «از من».
پرسيد: پس طبيب چه كاره است؟
فرمود: «مردى است كه دارو به دست او فرستاده شده است».۳۸۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر ـ ) امام صادق عليه السلام :در گذشته ، پزشك ، «معالج» ناميده مى شد. در آن روزگاران ، موسى بن عمران عليه السلام پرسيد: پروردگارا! درد از كيست؟
فرمود: «از من».
پرسيد: پس درمان از كيست؟
فرمود: «از من».
پرسيد: پس مردم با معالج چه مى كنند؟
فرمود: «او به اين كار ، دل آنان را خوش و خرسند مى سازد. پس از همين روى ، او را طبيب ۱ نام نهادند».
.
۳۸۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أبي رمثة :أتَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَعَ أبي فَرَأَى الَّتي بِظَهرِهِ .
فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، ألا اُعالِجُها لَكَ فَإِنّي طَبيبٌ؟
قالَ : أنتَ رَفيقٌ وَاللّهُ الطَّبيبُ . (1)۳۸۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دعائم الإسلام :عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام أنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يُداويهِ اليَهودِيُّ وَالنَّصرانِيُّ ، قالَ : لا بَأسَ بِذلِكَ ، إنَّمَا الشِّفاءُ بِيَدِ اللّهِ تَعالى . (2)۳۸۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ . . . فَلَكَ الحَمدُ كَما خَلَقتَ وصَوَّرتَ وقَضَيتَ ، وأضلَلتَ وهَدَيتَ ، وأضحَكتَ وأبكَيتَ ، وأمَتَّ وأحيَيتَ ، وأمرَضتَ وشَفَيتَ ، وأطعَمتَ وسَقَيتَ . (3)۳۸۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ: يا دَليلَنا يا مُعينَنا ، يا حَبيبَنا يا طَبيبَنا . . . يا طَبيبَ مَن لا طَبيبَ لَهُ . (4)۳۸۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلام :اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ أن خَلَقتَ فَسَوَّيتَ ، وقَدَّرتَ وقَضَيتَ ، . وأمَتَّ وأحيَيتَ ، وأمرَضتَ وشَفَيتَ ،وعافَيتَ وأبلَيتَ (5).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۶ ، ص ۱۵۸ ، ح ۱۷۴۹۹ ، سنن أبي داوود ، ج ۴ ، ص ۸۶ ، ح ۴۲۰۷ ، المعجم الكبير ، ج ۲۲ ، ص ۲۸۰ ، ح ۷۱۵ ، السنن الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۹ ، ح ۱۵۸۹۷ ، مسند الحميدي ، ج ۲ ، ص ۳۸۲ ، ح ۸۶۶ وراجع : الطبقات الكبرى ، ج ۱ ، ص ۴۲۷.
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۴ ، ح ۵۰۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۳ ، ح ۳۱ .
3) .البلد الأمين ، ص ۳۵۰ ، المصباح للكفعمي ، ص ۳۵۶ .
4) .البلد الأمين ، ص ۴۰۶ ، بحار الأنوار ، ج ۹۴ ، ص ۳۹۱ .
5) .المصباح للكفعمي ، ص ۱۲۳ ، بحار الأنوار ، ج ۹۰ ، ص ۲۰۰، ح ۳۱.
۳۸۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل :به نقل از ابو رمثه ـ : همراه پدرم به نزد پيامبر خدا رفتم. او آنچه را كه بر پشت ايشان بود ، ديد و گفت: اى پيامبر خدا: آيا آن را درمان نكنم؟ من طبيبم.
فرمود: «تو رفيق هستى (نسبت به بيمار ، مهربانى و مدارا مى كنى) و خداوند ، خود ، طبيب است».۳۸۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دعائم الإسلام :از امام صادق عليه السلام در مورد اين كه مردى را يك يهود يا مسيحى درمان كند ، پرسيدند. فرمود: «در اين كار ، اشكالى نيست. شفا به دست خداوند متعال است».۳۸۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوندا! تو را سپاس ، كه آفريدى ، صورت بخشيدى و تقدير كردى ، گم راه كردى و راه نمودى ، خنداندى و گرياندى ، ميراندى و زنده گرداندى ، بيمار كردى و شفا بخشيدى ، خوراك دادى و آب دادى.۳۸۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في حَديثِ إنذارِ العَشيرَةِ {-۱-} ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعاى جوشن كبير ـ: اى راهنماى ما ، اى يارى رسان ما ، اى حبيب ما ، اى طبيب ما... اى طبيبِ آن كس كه او را طبيب نيست!۳۸۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام سجّاد عليه السلام :خداوندا! تو را سپاس كه آفريدى و اعتدال بخشيدى ، تقدير فرمودى و حكم كردى ، ميراندى و زنده ساختى ، بيمار كردى و شفا بخشيدى ، عافيت دادى و مبتلا ساختى. .
۳۸۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در حديث انذار عشيره {-۱-} ـ ) الإمام العسكريّ عليه السلامـ مِن دُعائِهِ فِي الصَّباحِ: يا مَن يَجعَلُ الشِّفاءَ فيما يَشاءُ مِنَ الأَشياءِ . . . يا مَن يُزيلُ بِـأَدنَى الـدَّواءِ مـا غَلُظَ مِنَ الدّاءِ . (1)۳۸۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :إحياء علوم الدين :رُوِيَ عَن موسى عليه السلام أنَّهُ قالَ : يا رَبِّ ، مِمَّنِ الدّاءُ وَالدَّواءُ ؟
فَقالَ : مِنّي .
قالَ : فَما يَصنَعُ الأَطِبّاءُ ؟
قالَ : يَأكُلونَ أرزاقَهُم ويُطَيِّبونَ نُفوسَ عِبادي ؛ حَتّى يَأتِيَ شِفائي أو قَضائي . (2).
۳۸۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام عسكرى عليه السلامـ در دعاى صبحگاهى خويش مى گفت: اى آن كه شفا را در آنچه مى خواهد ، مى نهد... اى آن كه به كمترين دارو ، سخت ترين درد را درمان مى بخشد.۳۸۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :إحيا علوم الدين :از موسى عليه السلام روايت شده كه گفت: پروردگارا! درد و درمان از كيست؟
فرمود: «از من».
پرسيد: پس طبيبان چه مى كنند؟
فرمود: «روزىِ خويش مى خورند و دلِ بندگانم خرسند مى دارند تا يا شفايم و يا قضايم [به آنان] برسد». .
. .
فصل دوّم : آداب طبابت و وظائف طبيبدرآمدحرفه پزشكى ، از آن رو كه با جان ، ناموس و اسرار زندگى مردم سر و كار دارد ، علاوه بر مقرّرات اسلامى ، در همه حرفه ها داراى آداب و احكام ويژه اى است كه رعايت آن براى پزشك مسلمان ، لازم و ضرورى است . در اين جا اشاره اى كوتاه به مهم ترين آداب آن خواهيم كرد .
۱ . احساس مسئوليتاحساس مسئوليت ، از مهم ترين و اصلى ترين آداب پزشكى است؛ زيرا اين احساس است كه پزشك را به رعايت وظايف اخلاقى ، قانونى و شرعى خود در مورد درمان بيمار ، وادار مى سازد. امام صادق عليه السلام ، سخنى سختْ تكان دهنده درباره مسئوليت پزشك از حضرت مسيح عليه السلام نقل فرموده است : مسيح عليه السلام مى گفت: آن كه درمان كردن زخم زخمديده اى را وا گذارد ، ناگزير ، شريك كسى است كه زخم را بر بدن وى نشانده است . (1)اين سخن ، متّكى بر منطق روشنى است كه نه تنها پيروان اسلام و مسيحيت ، بلكه هيچ پزشك با وجدانى نمى تواند آن را انكار كند. از اين رو ، ش
.
1) .. ر . ك : ج۱ ، ص۶۷ ، ح ۳۱ .
ايسته است همه پزشكان ، آن را قاب كنند و در مطبّ خويش بياويزند. بر اساس اين منطق ، كوتاهىِ پزشك در درمان بيمار ، به معناى سهيم بودن او در بيمارى و گاه ، هلاكت بيمار است. لذا پزشك ، مسئول است با همه توان براى درمانِ بيمار ، تلاش كند و با هيچ بهانه اى نمى تواند از زير بار اين مسئوليت ، شانه خالى نمايد. بر همين اساس ، معتقديم يكى از وظايف مهم دانشگاه هاى علوم پزشكى ، برنامه ريزى براى پرورش حسّ مسئوليت شناسى در دانش پژوهان اين دانش است.
۲ . تقواى پزشكىتقوا در هر حرفه اى به معناى رعايت قوانين الهى در انجام دادن آن است. بنا بر اين ، تقواى پزشكى ، شامل همه آداب و احكام اسلامى در مورد اين حرفه است؛ ليكن در تقواى پزشكى ، دو نكته از اهمّيت فوق العاده اى برخوردار است: يكى خيرخواهى براى بيمار ، و ديگرى تلاش براى درمان او. از اين رو ، امام على عليه السلام ، پس از توصيه پزشكان به تقوا ، بلافاصله به اين دو مصداق بارز تقواى پزشكى اشاره مى فرمايد: مَن تَطَبَّبَ فَليَتَّقِ اللّهَ وَليَنصَح وَليَجتَهِد . (1)هر كس طبابت پيشه كند ، بايد كه از خدا پروا بدارد و خيرخواهى و جدّيت به خرج دهد . «نُصْح» كه در اين سخن بدان اشاره شد ، به معناى خيرخواهى و «اجتهاد» ، به معناى به كارگيرى همه توان است. بنا بر اين ، تقواى پزشكى بدين معناست كه پزشك براى حُسن انجام وظيفه ، اوّلاً بايد سود بيمار را در نظر بيگرد نه سود خود را. ثانيا بايد از همه توانِ فكرى و عملى خود براى درمان وى استفاده كند و پزشك ب
.
1) .. ر . ك : ج۱ ، ص۶۷ ، ح ۳۲ .
اتقوا ، كسى است كه در صرف وقت براى تشخيص بيمارى ، در تجويز دارو ، در چگونگى درمان و طول آن ، به چيزى جز سود بيمار نينديشد.
۳ . پاك دامنىيكى از مصاديق مهم تقواى پزشكى ، عفّت جنسى و پاك دامنى است. پزشك باتقوا ، به خود اجازه نمى دهد از بيمار ، سوء استفاده جنسى كند و حتّى در نگاه كردن براى معاينه ، حدود اسلامى را رعايت مى نمايد ، بدين معنا كه اگر از طريقى بجز نگاه كردن به مواضعى كه نگان كردن به آن در اسلام ممنوع است ، بتواند بيمارى را تشخيص دهد ، مبادرت به نگاه نامشروع نمى ورزد و در صورت نياز به اين كار نيز ، به اندازه ضرورت ، اكتفا مى كند.
۴ . اهتمام به تشخيص بيمارىيكى از نكات آداب پزشكى كه در احاديث اسلامى بر آن تأكيد شده ، اهمّيت دادن به تشخيص بيمارى است. پيامبر اسلام به يكى از پزشكان معاصر خود ، چنين توصيه مى فرمايد : هيچ كس را درمان مكن ، مگر آن گاه كه بيمارى او را بشناسى. (1)مكرّر شنيده مى شود كه به دليل تشخيص نادرست طبيب و داروى نامناسب ، بيمارى تشديد شده و گاه بيمار ، هلاك شده است. رعايت اين ادب ، اقتضا مى كند كه پزشك ، همه توان خود را براى تشخيص بيمارى به كار گيرد و پيش از تشخيص آن ، اقدام به تجويز دارو نكند و اگر فرصت لازم را براى تشخيص ندارد يا خسته است و يا به هر دليل ديگر ، آمادگى لازم را براى اظهار نظر ندارد ، از معاينه بيمار و دادن دارو ، به طور جدّى خوددارى كند.
.
1) .. ر . ك : ج۱ ، ص۶۹ ، ح ۳۳ .
۵ . تلاش براى شناخت داروهاى طبيعىاحاديث باب سوم از فصل اوّل تأكيد دارند كه همه بيمارى ها به استثناى مرگ ، در نظام آفرينش ، دارو دارند و قابل درمان اند . برخى تصريح مى كنند كه خداوند براى همه بيمارى ها دارو آفريده و برخى مى گويند خداوند ، براى همه بيمارى ها دارو نازل كرده است. ظاهر اين دو تعبير اين است كه داروى همه بيمارى ها در طبيعت وجود دارد. بى ترديد ، داروهاى طبيعى ، زيان كمتر و سود بيشترى براى درمان دارند. با عنايت به اين واقعيت است كه گياهْ درمانى ، به تدريج در كشورهاى پيشرفته رايج مى گردد. بنا بر اين ، يكى از مسئوليت هاى مهم مراكز علمى پزشكى ، تلاش براى كشف داروهاى طبيعى و آشنا كردن جامعه پزشكى با اين داروهاست .
۶ . رعايتِ ضرورت در تجويز دارودر روايات فراوانى از اهل بيت عليهم السلام (1)تأكيد شده است كه تا آن جا كه بدن ، قدرت تحمّل بيمارى را دارد ، بيمار نبايد به پزشك مراجعه كند؛ زيرا مصرف دارو بدون ضرورت براى سلامت انسان ، زيانبار است. امام على عليه السلام مى فرمايد : با درد خويش تا آن هنگام كه با تو مدارا مى كند ، مدارا كن . (2)و از امام كاظم عليه السلام روايت شده است : تا زمانى كه بيمارى به جد با شما درگير نشده است ، درگير معالجه طبيبان نشويد ، كه درمان ، به مانند ساختمان است كه مقدار كمى از آن ، شخص را به مقدار فراوانش مى كشاند . (3)
.
طبق دلالت التزام اين احاديث ، بر فرض ، اگر بيمارى اين رهنمودها را ناديده گرفت و به پزشك مراجعه كرد ، پزشكِ متعّهد و با تقوا ، كسى است كه پس از معاينه ، اگر تشخيص داد بيمارى او جزئى است و نيازى به دارو ندارد ، اقدام به نوشتن نسخه و تجويز دارو نمى كند ، و اگر تشخيص داد كه مصرف دارو ضرورت دارد ، بيش از اندازه لازم ، دارو تجويز نمى نمايد تا كيسه توليد كنندگان دارو را پُر كند .
۷ . حفظ اسرار بيماريكى از آداب مهم پزشكى ، رازدارى است . برخى از بيمارى ها ، راز بيمار محسوب مى شوند و او مايل نيست ديگران از آن مطّلع شوند . روايات اسلامى ، از يك سو به بيمار توصيه مى كنند كه بيمارىِ پنهان خود را از پزشك ، كتمان نكند ، چنان كه امام على عليه السلام مى فرمايد : هر كس درد نهفته خويش را پنهان بدارد ، طبيبش از درمان وى ناتوان مى مانَد . (1)و از سوى ديگر ، به پزشك تأكيد مى كنند كه امانتدار باشد و با افشاى راز بيمار ، به او خيانت ننمايد . در حديث نبوى آمده است : المَجالِسُ بِالأَمانَةِ وإفشاؤُكَ سِرَّ أخيكَ خِيانَةٌ فَاجتَنِب ذلِكَ . (2)نشستن ها به امانت است وافشاى راز برادرت نيز خيانت . پس از اين كار ، بپرهيز .
۸ . ايجاد اميدوارى در دلِ بيماريأس و نوميدى ، موجب تشديد بيمارى است و بيش از بيمارى براى بيمار ، رنج آور است . به گفته امام على عليه السلام :
.
أعظَمُ البَلاءِ انقِطاعُ الرَّجاءِ . سخت ترين بلا ، گسستن اميد است . بلكه گاه نوميدى ، سبب مرگ بيمار مى گردد ، چنان كه امام على عليه السلام مى فرمايد: قَتَلَ القُنوطُ صاحِبَهُ . (1)نوميدى ، آن كس را كه دامنگيرش بشود ، مى كُشد . به عكس ، اميد به درمان ، از رنج بيمارى مى كاهد و به بيمار ، قدرت غلبه بر بيمارى مى دهد و درمان را تسريع مى نمايد . از اين رو ، يكى از وظايف مهم پزشكى ، بويژه در مورد بيمارى هاى خطرناك ، تقويت روحيه بيمار و ايجاد اميد در اوست . گفتنى است كه بهترين راه اميدوار كردن بيمار ، تقويت حسّ مذهبى ، توكّل به خدا و اعتقاد به اين حقيقت است كه طبيب واقعى اوست و درمان هيچ دردى براى خداوند متعال ، دشوار نيست وچه بسا دردهاى بى درمان كه با دعا شفا يافته و به هر حال ، خداوند متعال ، چيزى جز خير و صلاح و سود انسان را نمى خواهد.
۹ . جلوگيرى از طبابت افراد غير متخصّصاز نظر اسلام ، طبابت افراد غير متخصّص ، ممنوع و نظام اسلامى موظّف است از كار آنان جلوگيرى كند و در صورت سرپيچى ، آنان را مانند روحانى نمايان فاسق ، زندانى كند. امام على عليه السلام ، در اين باره مى فرمايد : بر امام ، لازم است عالمان تبهكار و پزشكان ناآگاه را به زندان درافكند . (2)مقدّم داشتن ضرورت زندانى كردن علماى فاسق بر پزشكان جاهل ، از آن جهت است كه خطر طبيب نمايان روحانى براى جامعه اسلامى بيش از
.
طبيب نمايان جسمانى است. بارى ، پزشك غير متخصّص ، در صورتى كه اقدام به طبابت كرد و موجب زيان بيمار گرديد ، علاوه بر اين كه مرتكب گناه شده ، براساس قانون «ضِمان» ، ضامن است ، چنان كه از پيامبر اسلام روايت شده: هر كس بدون سابقه [وتخصّص لازم] به كار طبابت دست يازد ، ضامن است . (1)همچنين ، طبيب متخصّص ، اگر در انجام دادن وظيفه خود ، كوتاهى كند و اين كوتاهى به فساد بينجامد ، ضامن خواهد بود . (2)
.
الفصل الثاني : آداب الطّبابة وأحكامها۲ / ۱الشُّعورُ بِالمَسؤولِيَّةِ۳۸۶۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ المَسيحُ عليه السلام يَقولُ : إنَّ التّارِكَ شِفاءَ المَجروحِ مِن جُرحِهِ شَريكٌ لِجارِحِهِ لا مَحالَةَ ؛ وذلِكَ أنَّ الجارِحَ أرادَ فَسادَ المَجروحِ وَالتّارِكَ لاِءِشفائِهِ لَم يَشَأ صَلاحَهُ ، فَإِذا لَم يَشَأ صَلاحَهُ فَقَد شاءَ فَسادَهُ اضطِراراً .
(1)۲ / ۲التَّقوَى الطِّبِّيَّةُ۳۸۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَن تَطَبَّبَ فَليَتَّقِ اللّهَ ، وَليَنَصَح وَليَجتَهِد . (2).
فصل دوم : آداب طبابت و وظائف طبيب۲ / ۱احساس مسئوليت۳۸۶۱.مجمع البيان ( ـ به نقل از ابن مسعود ـ ) امام صادق عليه السلام :مسيح عليه السلام مى فرمود: «آن كه درمان كردن زخمِ زخمديده اى را وا گذارد ، ناگزير ، شريك كسى است كه زخم را بر بدن وى نشانده است؛ چه ، آن كه زخم رسانده ، تباهى مجروح را خواسته است و آن كه درمان وى را وا گذارده ، بهبود او را نخواسته است. پس اگر كه بهبود وى را نخواسته ، ناگزير ، تباهى او را خواسته است» .۲ / ۲تقواى پزشكى۳۸۶۲.مجمع البيان ( ـ به نقل از ابن مسعود ـ ) امام على عليه السلام :هر كس طبابت پيشه كند ، بايد از خدا پروا بدارد و خيرخواهى و جدّيت به خرج دهد .
.
۲ / ۳الاِهتِمامُ بِمَعرِفَةِ الدّاءِ۳۸۶۵.الإمام عليّ عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِلشَّمَردَلِ المُتَطَبِّبِ: لا تُداوِ أحَداً حَتّى تَعرِفَ داءَهُ . (1)۳۸۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلام :مَن لَم يُعرَف داؤُهُ ، أفسَدَهُ دَواؤُهُ . (2)۲ / ۴حُرمَةُ طِبابَةِ الجاهِلِ۳۸۶۹.تفسير الطبري عن ابن عبّاس ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ) الإمام عليّ عليه السلام :يَجِبُ عَلَى الإِمامِ أن يَحبِسَ الفُسّاقَ مِنَ العُلَماءِ ، وَالجُهّالَ مِنَ الأَطِبّاءِ . (3)۲ / ۵ضَمانُ الطَّبيبِ إذا أفسَدَ۳۸۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَطَبَّبَ ولَم يُعلَم مِنهُ طِبٌّ قَبلَ ذلِكَ ، فَهُوَ ضامِنٌ . (4)۳۸۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن تَطَبَّبَ ولَم يَكُن بِالطِّبِّ مَعروفاً ، فَأَصابَ نَفساً فَما دونَها ، فَهُوَ ضامِنٌ . (5).
1) .الإصابة ، ج۳ ، ص ۲۸۹ عن الشمردل بن قباث.
2) .أعلام الدين ، ص ۲۹۹ ، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۶۰ ، ح ۲۱ .
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۶ ، ص ۳۱۹ ، ح ۸۷۸ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۳۱ ، ح ۳۲۶۶ .
4) .سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۴۸ ، ح ۳۴۶۶ ، سنن أبي داوود ، ج ۴ ، ص ۱۹۵ ، ح ۴۵۸۶ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۳۶ ، ح ۷۴۸۴ ، سنن الدار قطني ، ج ۳ ، ص ۱۹۵ ، ح ۳۳۵ كلّها عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۳۲ ، ح ۲۸۲۲۱ .
5) .سنن الدارقطني ، ج ۳ ، ص ۱۹۶ ، ح ۳۳۶ ، السنن الكبرى ، ج ۸ ، ص ۲۴۲ ، ح ۱۶۵۳۰ كلاهما عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۳۲ ، ح ۲۸۲۲۲ .
۲ / ۳اهتمام به شناخت بيمارى۳۸۷۰.مسند ابن حنبل عن عُروَة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به شَمَردَل طبيب ـ: هيچ كس را درمان مكن ، مگر آن گاه كه بيمارى او را بشناسى .۳۸۷۱.الإمام الصادق عليه السلام :امام سجّاد عليه السلام :كسى كه بيمارى اش تشخيص داده نشود ، دارويش او را تباه مى سازد .۲ / ۴حرام بودن طبابت توسّط ناآگاهان۳۸۷۱.امام صادق عليه السلام :امام على عليه السلام :بر امام ، لازم است عالمان تبهكار و پزشكان ناآگاه را به زندان درافكند .۲ / ۵مسئول بودن پزشك در صورت به بار آوردن خسارت۳۸۷۴.عوالي اللآلي :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بدون تخصّصِ لازم به كار طبابت دست يازد ، [شرعا] ضامن است .۳۸۷۳.سنن الدارمى ( ـ به نقل از سعد بن ابى وقّاص ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در حالى كه به طبابت شناخته شده نيست ، عهده دار آن گردد و موجب فوت كسى يا صدمه اى كمتر از آن شود ، ضامن است .
.
۳۸۷۴.عوالى اللآلى:الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ عَلِيّاً عليه السلام ضَمَّنَ خَتّاناً قَطَعَ حَشَفَةَ غُلامٍ . (1)۳۸۷۵.مسند ابن حنبل عن مجاهد عن رجل من الأنصار من أصحابدعائم الإسلام :ضَمَّنَ [الإمامُ عَلِيٌ عليه السلام ] خَتّانَةً خَتَنَت جارِيَةً ، فَنَزَفَ دَمُها فَماتَت .
فَقالَ لَها : وَيلَكِ ! فَهَلاّ أبقَيتِ مِن ذلِكَ ؟ فَضَمَّنَهَا الدِّيَةَ ، وجَعَلَها عَلى عاقِلَةِ الخَتّانَةِ . (2)۳۸۷۶.الإمام الصادق عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُّ عامِلٍ أعطَيتَهُ أجراً عَلى أن يُصلِحَ فَأَفسَدَ ، فَهُوَ ضامِنٌ . (3)۲ / ۶عَدَمُ ضَمانِ الطَّبِيبِ مَعَ الحَذقِ وأخذِ البَراءَةِ۳۸۷۷.عنه عليه السلام ( ـ لَمّا كَتَبَ إلَيهِ سُكَينٌ النَّخَعِيُّ ؛ وكان ) المصنّف عن الضحّاك بن مزاحم :خَطَبَ عَلِيٌّ عليه السلام النّاسَ فَقالَ :
يا مَعشَرَ الأَطِبّاءِ البَياطِرَةِ وَالمُتَطَبِّبينَ! مَن عالَجَ مِنكُم إنساناً أو دا بَّةً ، فَليَأخُذ لِنَفسِهِ البَراءَةَ ؛ فَإِنَّهُ إن عالَجَ شَيئاً ولَم يَأخُذ لِنَفسِهِ البَراءَةَ فَعَطِبَ ، فَهُوَ ضامِنٌ . (4)۳۸۷۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَن تَطَبَّب أو تَبَيطَرَ ، فَليَأخُذِ البَراءَةَ مِن وَلِيِّهِ ، وإلاّ فَهُوَ لَهُ ضامِنٌ . (5).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۱۰ ، ص ۲۳۴ ، ح ۹۲۸ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الجعفريّات ، ص ۱۲۰ عن الإمام الكاظم عن أبيه عن جدّه عن الإمام زين العابدين عليهم السلام ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۶۱۷ ، ح ۲۶ عن السكوني عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۴۱۷ ، ح ۱۴۵۶ .
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۴۱۷ ، ح ۱۴۵۶ ، الجعفريّات ، ص ۱۲۰ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۲۵۳ ، ح ۳۹۱۷ عن الحلبي .
4) .المصنّف لعبد الرزّاق ، ج ۹ ، ص ۴۷۱ ، ح ۱۸۰۴۷ ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۸۵ ، ح ۴۰۲۰۳ .
5) .الكافي ، ج ۷ ، ص ۳۶۴ ، ح ۱ ، التهذيب ، ج ۱۰ ، ص ۲۳۴ ، ح ۹۲۵ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الجعفريّات ، ص ۱۱۹ عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عنه عليهم السلام ، عوالي اللآلي ، ج ۲ ، ص ۳۶۳ ، ح ۱۴ ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۴۱۷ ، ح ۱۴۵۵ وفي آخره «يعني إذا لم يكن ماهراً».
۳۸۷۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :على عليه السلام ، ختنه گرى را كه سرِ آلت پسركى را بُريده بود ، ضامن دانست .۳۸۷۷.امام صادق عليه السلام ( ـ در جواب سُكَين نخعى كه به ايشان نامه نوشت و درب ) دعائم الإسلام :[امام على عليه السلام ] زنى ختنه گر را كه دخترى را ختنه كرده و او در نتيجه آن ، خونريزى كرده و مُرده بود ، ضامن دانست و به او فرمود : «واى بر تو! چرا هيچ اندكى از آن [عضو] باقى نگذاردى؟». سپس به ضامن بودن او نسبت به ديه حكم كرد و اين ديه را بر عاقله (1)ختنه كننده دانست .۳۸۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كارگر [و صاحب حرفه اى] كه به وى براى اين كه كارى را درست كند ، مزدى دهيد ، امّا آن را خراب كند ، ضامن است .۲ / ۶مسئول نبودن پزشك در صورت برخوردارى از مهارت و گرفتن برائت۳۸۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :المصنّفـ به نقل از ضحّاك بن مُزاحم ـ: على عليه السلام براى مردم سخن گفت و در سخنان خويش فرمود: «اى جماعت پزشكان ، دام پزشكان و كسانى كه به كار پزشكى دست مى يازيد! هر كدام از شما كه انسانى يا حيوانى را معالجه مى كند ، بايد براى خويش ، برائت بگيرد؛ چرا كه هر كس در حالى كه براى خويش برائت نگرفته ، به معالجه چيزى بپردازد و آن چيز هلاك شود ، ضامن خواهد بود».۳۸۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كس به كار طبابت انسان يا حيوان دست مى يازد ، بايد از ولىّ آن [انسان يا حيوان] براى خويش ، كسبِ برائت كند ، وگرنه ضامنِ آن است. (2)
.
۳۸۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن زرارة عن أحدهما عليهماالسلام :القابِلَةُ مَأمونَةٌ (1). (2)۲ / ۷جَوازُ العِلاجِ مَعَ المَعرِفَةِ ولَوِ احتُمِلَ المَوتَ۳۸۸۳.صحيح البخاري عن أنَس :الكافي عن إسماعيل بن الحسن المُتَطَبِّب :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : إنّي رَجُلٌ مِنَ العَرَبِ ولي بِالطِّبِّ بَصَرٌ ، وطِبّي طِبٌّ عَرَبِيٌّ ولَستُ آخُذُ عَلَيهِ صَفَداً .
فَقالَ : لا بَأسَ .
قُلتُ : إنّا نَبُطُّ الجُرحَ ونَكوي بِالنّارِ !
قالَ : لا بَأسَ .
قُلتُ : ونَسقي هذِهِ السُّمومَ الأَسمَحيقونَ ، وَالغاريقونَ .
قالَ : لا بَأسَ .
قُلتُ : إنَّهُ رُبَّما ماتَ .
قالَ : وإن ماتَ . (3)۳۸۸۴.الامالي للطوسي عن أبي بُردَةَ الأَسلميّ عن أبيه :الكافي عن يونس بن يعقوب :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : الرَّجُلُ يَشرَبُ الدَّواءَ ويَقطَعُ العِرقَ ، ورُبَّمَا انتَفَعَ بِهِ ، ورُبَّما قَتَلَهُ؟
قالَ : يَقطَعُ ، ويَشرَبُ . (4).
1) .قوله عليه السلام : «مأمونة» ولذا يقبل قولها في كثير من الاُمور المتعلّقة بالولد والولادة ، ولو ادّعي عليها التقصير في شيء فالقول قولها (مرآة العقول ، ج ۲۱ ، ص ۹۱ وراجع الكافي ، ج ۷ ، ص ۱۵۶ ، ح ۴) .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲ ، ح ۴ .
3) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۳ ، ح ۲۲۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۶ ، ح ۱۶ .
4) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۴ ، ح ۲۳۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۷ ، ح ۱۷ .
۳۸۸۵.صحيح مسلم عن أبي مالك عن أبيه :امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام :قابله ، امين (1)دانسته شود.۲ / ۷جايز بودن درمان به شرط شناخت بيمارى، با وجود احتمال مرگ۳۸۸۴.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از ابو برده اَسلَمى ، از پدرش ـ ) الكافىـ به نقل از اسماعيل بن حسن كه پيشه طبابت داشت ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : من مردى از عرب هستم و به طبابت ، آگاهى اى دارم . طبّ من طبّى عربى است و بر اين كار خويش ، مزدى نمى گيرم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : ما دُمَل ها و غدّه ها را نيشتر مى زنيم و با آتش ، داغ مى نهيم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : و اين زهرهاى اسمحيقون (2)و غاريقون (3)را به مردم مى خورانيم .
فرمود : «اشكالى ندارد» .
گفتم : شايد شخص بميرد.
فرمود : «هر چند كه بميرد» .۳۸۸۵.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو مالك ـ ) الكافىـ به نقل از يونس بن يعقوب: به امام صادق عليه السلام گفتم : كسى دارويى مى نوشد يا رگ مى زند. شايد كه بدين كار ، سود برد و شايد هم اين كار ، او را بكشد .[حكم چيست؟]
فرمود : «بزند و بنوشد» .
.
1) .علاّمه مجلسى مى گويد: «از همين روست كه در بسيارى از امور مربوط به ولادت و فرزند ، سخن قابله پذيرفته مى شود ، و اگر كسى بر ضدّ وى دعوىِ تقصير كند ، باز هم آنچه قاعدتا [و از مواضع انكار] پذيرفته مى شود ، همان سخن قابله است» (مرآة العقول ، ج ۲۱ ، ص ۹۱).
2) .نوعى دارو است كه براى درمان به كار مى رود. مجلسى در اين باره گفته است: «اين نام را در كتاب هاى طب و لغت نيافته ايم. آنچه در كتب طب يافته ام ، اسطمحيقون است كه دانه اى است مُسهِل و براى سودا و بلغَم مفيد است. شايد هم آنچه در نسخه هاى متون آمده ، تصحيف همين كلمه باشد» .
3) .غاريقون يا اغاريقون: ريشه يك گياه يا چيزى است كه در درخت هاى درونْ تهى شده ساخته مى شود و درمان زهرهاست. گشاينده، به جريان اندازنده اخلاط كدر. اين دارو شادى آور و براى سياتيك و مفاصل كارآمد است و هر كه آن را بر خود آويخته باشد ، كژدم ، نيشش نمى زند .
۳۸۸۶.مسند أبى يعلى ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) طبّ الأئمّة عن يونس بن يعقوب :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَشرَبُ الدَّواءَ ورُبَّما قَتَلَهُ ، ورُبَّما يَسلَمُ مِنهُ ، وما يَسلَمُ أكثَرُ؟
قالَ : فَقالَ : أنزَلَ اللّهُ الدّاءَ وأنزَلَ الشِّفاءَ ، وما خَلَقَ اللّهُ داءً إلاّ جَعَلَ لَهُ دَواءً ، فَاشرَبهُ وسَمِّ اللّهَ تَعالى . (1)۳۸۸۷.الإمام زين العابدين عليه السلام :الكافي عن حمدان بن إسحاق :كانَ لِيَ ابنٌ وكانَ تُصيبُهُ الحَصاةُ ، فَقيلَ لي : لَيسَ لَهُ عِلاجٌ إلاّ أن تَبُطَّهُ ، فَبَطَطتُهُ فَماتَ .
فَقالَتِ الشّيعَةُ : شَرِكتَ في دَمِ ابنِكَ .
قالَ : فَكَتَبتُ إلى أبِي الحَسَنِ العَسكَرِيِّ عليه السلام فَوَقَّعَ عليه السلام :
يا أحمَدُ ، لَيسَ عَلَيكَ فيما فَعَلتَ شَيءٌ ؛ إنَّمَا التَمَستَ الدَّواءَ وكانَ أجَلُهُ فيما فَعَلتَ . (2)۲ / ۸اِختِيارُ الجِنسِ المُماثِلِ لِلفَحصِ وَالمُعالَجَةِ۳۸۸۹.مسند ابن حنبل عن خولَةَ بِنتِ قَيسٍ ( ـ اِمرَأَةِ حَمزَةَ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ رضى الل ) الفضائل عن عمّار بن ياسر وزيد بن أرقم عن الإمام عليّ عليه السلام ـ في خَبَرِ الجارِيَةِ العاتِقِ الَّتِي اتَّهَمَها أبوها بِالفُجورِ فَقالَ لَها أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ :ما تَقولينَ يا جارِيَةُ فيما قالَ أبوكِ؟
فَقالَت : يا مَولايَ ، أمّا قَولُهُ : إنّي عاتِقٌ فَقَد صَدَقَ ، وأمّا قَولُهُ : إنّي حامِلٌ ، فَوَحَقِّكَ يا مَولايَ ما عَلِمتُ مِن نَفسي خِيانَةً قَطُّ . . .
وصَعِدَ المِنبَرَ وقالَ : . . . عَلَيَّ بِقابِلَةِ الكوفَةِ ، ـ فَجاءَتِ امرَأَةٌ يُقالُ لَها : لُبنَةُ ؛ وهِيَ قابِلَةُ نِساءِ أهلِ الكوفَةِ ـ فَقالَ لَها : اِضرِبي بَينَكِ وبَينَ النّاسِ حِجاباً ، وَانظُري هذِهِ الجارِيَةَ أعاتِقٌ أم حامِلٌ؟
فَفَعَلَت ما أمَرَها بِهِ ، ثُمَّ خَرَجَت وقالَت : نَعَم ، يا مَولايَ هِيَ عاتِقٌ حامِلٌ . . .
فَقالَ عليه السلام : . . . يا قابِلَةُ ، خُذي هذَا الثَّلجَ وَاخرُجي بِالجارِيَةِ مِنَ المَسجِدِ وَاتُركي تَحتَها طَشتاً ، وضَعي هذِهِ القِطعَةَ مِمّا يَلِي الفَرجَ ، فَسَتَرَينَ عَلَقَةً وَزنُها سَبعَةٌ وخَمسونَ دِرهَماً ودانِقانِ . . . فَوَجَدَتها كَما قالَ عليه السلام . (3).
۳۸۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از يونس بن يعقوب ـ : از امام صادق عليه السلام در اين باره پرسيدم كه كسى دارويى مى نوشد . شايد اين دارو او را بكشد و شايد هم از آن به سلامت مانَد ، ولى بيشتر سالم مى ماند. [حكم چيست]؟
امام عليه السلام فرمود : «خداوند ، درد را فرو فرستاده و شفا را هم فرو فرستاده است . خداوند ، هيچ دردى را نيافريده ، مگر اين كه برايش درمانى نيز قرار داده است . آن را بنوش و نام خداى تعالى را بر زبان آور» .۳۸۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از حمدان بن اسحاق: پسرى داشتم كه به سنگ مثانه (حصاة) (1)مبتلا مى شد . به من گفته شد : او را درمانى نيست ، مگر اين كه وى را نيشتر زنى . او را نيشتر زدم و مُرد . شيعيان گفتند : در خون پسرت شريك شده اى!
من [در اين باره] به ابوالحسن عسكرى عليه السلام نامه نوشتم و ايشان ، در پاسخ ، چنين توقيع فرمود : «اى احمد! در آنچه كرده اى ، بر تو چيزى نيست . تو درصدد درمانش بوده اى و اجل وى نيز در آنچه تو كرده اى ، بوده است» .۲ / ۸انتخاب همجنس براى معاينه و معالجه۳۸۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الفضائلـ به نقل از عمّاربن ياسر و زيد بن ارقم در ماجراى دوشيزه اى كه پدرش او را به بد كارگى متّهم كرده بود ـ: اميرمؤمنان ، از آن دختر پرسيد : «اى دختر! درباره آنچه پدرت گفته است ، چه مى گويى؟».
گفت: سرورم! اين كه گفته من دوشيزه ام ، راست گفته است ؛ امّا اين كه گفته آبستنم، سرورم به حقّ تو سوگند ، من هيچ خيانتى از خود، سراغ ندارم.
پس امام عليه السلام بر منبر رفت و فرمود : «ماماى كوفه را بياوريد!». پس زنى به نام «لُبنه» كه ماماى زنان كوفه بود ، به حضور آمد . امام عليه السلام به او فرمود : «ميان خود و مردم ، پرده اى بياويز و بنگر كه آيا اين دختر ، دوشيزه است يا آبستن».
قابله ، آنچه را امام عليه السلام فرموده بود ، به انجام رساند . سپس [از پرده ] بيرون آمد و گفت : آرى ، سرورم! او هم دوشيزه و هم آبستن است .
فرمود : «اى قابله! اين يخ را بگير و آن دختر را بيرون مسجد ببر و او را در تشتى بنشان و اين قطعه يخ را در جلو شرمگاه [او] بگذار . زالويى خواهى ديد كه ۲۵ درهم و دو دانگ وزن دارد [و از او بيرون مى آيد]» .
آن زن مى گويد : من [اين كار را كردم و] آن زالو را همان گونه كه او فرموده بود ، يافتم .
.
1) .حصاة را در لغت به عارضه اى در مثانه تفسير كرده اند. در اين عارضه ، ادرار ، آن اندازه غليظ، خون آلوده يا چرك آلود مى شود كه به شكل سنگ ريزه اى در مى آيد (لسان العرب ، ج ۱۴ ، ص ۱۸۳) .م.
۲ / ۹جَوازُ مُعالَجَةِ الجِنسِ الآخَرِ عِندَ الضَّرورَةِ۳۸۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإصابة عن قيس بن الربيع :نَزَلَ الشَّمَردَلُ بَينَ يَدَيِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ بِأَبي أنتَ واُمّي ، كُنتُ كاهِنَ قَومي فِي الجاهِلِيَّةِ ، وإنّي كُنتُ أتَطَبَّبُ ، فَما يَحِلُّ لي؟ فَإِنَّني تَأتينِي الشّابَّةُ .
قالَ : فَصدُ العِرقِ ، وتَحسيمُ الطَّعنَةِ ، إنِ اضطُرِرتَ . (1)۳۸۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ في المَرأَةِ يَموتُ وَلَدُها في بَطنِها فَيُتَخَوَّفُ عَلَيها: لا بَأسَ أن يَدخُلَ الرَّجُلُ يَدَهُ فَيُقَطِّعَهُ ، إذا لَم تَرفَق بِهِ النِّساءُ . (2).
۲ / ۹جايز بودن معالجه توسط جنس مخالف در هنگام ضرورت۳۸۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإصابةـ به نقل از قيس بن ربيع ـ: شَمَردَل در برابر پيامبر خدا زانو زد و گفت : اى پيامبر خدا ، پدر و مادرم به فدايت! من در روزگار جاهليت ، كاهن خاندان خود بودم و طبابت مى كردم . آيا اكنون برايم حلال نيست ، چرا كه گاه زنِ جوانِ بيمارى به من مراجعه مى كند؟
فرمود : «تنها در رگ زدن و داغ نهادن بر زخم ، اگر كه ناچار شدى» .۳۸۹۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِلحَسَنِ بن أبي رَزينٍ ـ ) امام على عليه السلامـ درباره زنى كه فرزندش در شكمش مى ميرد و آن گاه ، بيم جان خود او مى رود: اشكال ندارد كه مردى دست خويش را به درون [رَحِم] ببرد (1)و بچّه را قطعه قطعه كند ، البته اگر زنان را ياراى اين كار نباشد .
.
1) .بديهى است كه كه اين سخن بر فرض صدور از امام عليه السلام مربوط است به شرايط جرّاحى آن دوران و فقدان امكانات پزشكى .
۳۸۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :دعائم الإسلام :عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام أنَّهُ سُئِلَ عَنِ المَرأَةِ تُصيبُهَا العِلَّةُ فِي جَسَدِها ، أيَصلُحُ أن يُعالِجَهَا الرَّجُلُ؟
قالَ : إذَا اضطُرَّت إلى ذلِكَ فَلا بَأسَ . (1)۳۸۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي حمزة الثُّمالي عن الإمام الباقر عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ المَرأَةِ المُسلِمَةِ يُصيبُهَا البَلاءُ في جَسَدِها ، إمّا كَسرٌ ، أو جِراحٌ في مَكانٍ لا يَصلُحُ النَّظَرُ إلَيهِ ، ويَكونُ الرِّجالُ أرفَقَ بِعِلاجِهِ مِنَ النِّساءِ ، أيَصلُحُ لَهُ أن يَنظُرَ إلَيها؟
قالَ : إذَا اضطُرَّت إلَيهِ ، فَيُعالِجُها إن شاءَت . (2)۲ / ۱۰عَدَمُ جَوازِ مُعالَجَةِ الجِنسِ الآخَرِ عِندَ عَدَمِ الضَّرورَةِ۳۸۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسائل عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ المَرأَةِ يَكونُ بِهَا الجُرحُ فِي فَخِذِها ، أو بَطنِها ، أو عَضُدِها ، هَل يَصلُحُ لِلرَّجُلِ أن يَنظُرَ إلَيهِ يُعالِجُهُ؟
قالَ : لا . (3).
۳۸۹۸.الكافي عن مُرازِم عن الإمام الصادق عليه السلام :دعائم الإسلام :از امام صادق عليه السلام روايت شده كه از او در اين باره پرسيدند كه : اگر زنى به بيمارى اى جسمى مبتلا شود ، آيا درست است كه مردى او را درمان كند؟ فرمود : «اگر چاره اى جز اين نباشد ، اشكالى ندارد» .۳۸۹۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابو حمزه ثمالى ـ: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: زن مسلمانى در جايى از بدنش كه نگاه كردن به آن جايز نيست ، عارضه اى ، شكستگى يا زخمى ، رخ مى دهد و در اين حال ، مردان نيز در درمان وى از زنان توانمندترند . آيا براى مرد [در چنين حالتى] جايز است به او بنگرد؟
فرمود : «اگر زن ، ناچار شود و خودش نيز بخواهد ، [جايز است] مرد او را درمان كند» .۲ / ۱۰عدم جواز معالجه توسط جنس مخالف در حالت عدم اضطرار۳۸۹۸.الكافى ( ـ به نقل از مُرازم ـ ) مسائل على بن جعفر :از [برادرم] امام كاظم عليه السلام درباره زنى پرسيدم كه در ران يا شكم يا بازويش زخمى وجود دارد ، آيا براى مرد ، درست است در كار درمان اين زخم ، بدان بنگرد؟
فرمود : «نه» . (1)
.
1) .در قرب الإسناد ، عبارت «يا شكم» وجود ندارد.
۳۸۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قرب الإسناد عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ المَرأَةِ ، لَها أن يَحجُمَها رَجُلٌ؟
قال : لا . (1)۲ / ۱۱التَّداوي بِالمُحَرَّماتِالكتاب :« إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِيرِ وَ مَآ أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَ لاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » . (2)
« وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ » . (3)
راجع : المائدة : ۳ ، الأنعام : ۱۴۵ ، النحل : ۱۱۵ .
الحديث :۳۹۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَداوى بِحرَامٍ ، لَم يَجعَلِ اللّهُ فيهِ شِفاءً . (4)۳۹۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الدَّواءِ الخَبيثَةِ (5)أن يُتَداوى بِهِ . (6).
1) .قرب الإسناد ، ص ۲۲۷ ، ح ۸۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۳۳ ، ح ۸ .
2) .البقرة : ۱۷۳ .
3) .الأنعام : ۱۱۹ .
4) .الجامع الصغير ، ج ۲ ، ص ۵۸۸ ، ح ۸۵۸۱ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۲ ، ح ۲۸۳۱۸ كلاهما نقلاً عن أبي نعيم في الطبّ عن أبي هريرة.
5) .في بحار الأنوار : «الخبيث» بدل «الخبيثة».
6) .طبّ الائمّة لابني بسطام ، ص ۶۲ عن إسماعيل بن محمّد ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۷ ، ح ۱۳ .
۳۹۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قرب الإسنادـ به نقل از على بن جعفر از [برادرش] امام كاظم عليه السلام: از او در اين باره پرسيدم كه آيا زن ، حق دارد براى حجامت ، نزد مرد برود؟
فرمود : «نه» . (1)۲ / ۱۱درمان با آنچه حرام استقرآن«مردار ، خون و آنچه به نام غير خدا ذبح شده ، بر شما حرام است . پس آن كه بدون سركشى و تجاوز ، ناچار شود ، بر او گناهى نيست . خداوند بخشايشگر مهربان است»
«چرا از آنچه بر آن ، نام خدا بر زبان آورده شده نمى خوريد ، در حالى كه آنچه را بر شما حرام كرده ـ بجز آنچه بدان ناچار مى شويد ـ برايتان به تفصيل ، بيان داشته است»
ر.ك : مائده ، آيه ۳ ، انعام ، آيه ۱۴۵؛ نحل ، آيه ۱۱۵.
حديث۳۹۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به حرام درمان جويد ، خداوند در آن شفايى قرار نمى دهد .۳۹۱۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا از مداوا كردن با داروى ناپاك ، نهى فرمود .
.
1) .امام خمينى قدس سره در تحرير الوسيلة چنين اظهار مى فرمايد: «از اصل حرمت نگاه و لمس ميان مرد و زن نامحرم، مقام درمان ، آن هم در صورتى كه همجنس وجود نداشته باشد ، استثنا مى شود، مثل گرفتن نبض در صورتى كه اين كار با ابزارى از قبيل درجه و همانند آن امكانپذير نباشد، يا همانند رگزنى، حجامت، درمان شكستگى و كارهايى از اين قبيل و نيز مقام ضرورت، از اين قبيل كه نجات شخص از غرق شدن يا از آتش ، متوقّف بر نگاه كردن و لمس كردن باشد. اما اگر ضرورت تنها نگاه كردن يا فقط لمس كردن را اقتضا كند و آن ديگرى را اقتضا نداشته باشد يا علاج ، متوقّف بر يكى از اينها باشد ، به همان اندازه كه اضطرار است ، بسنده مى شود. در مورد اضطرار نيز بايد به مقدار اضطرار بسنده كرد و نه انجام دادن آن فعل ديگرى كه اضطرار ندارد ، جايز است و نه تعدّى از آن» .
۳۹۱۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ ) مسند أبي يَعلى عن اُمّ سَلَمة :اِشتَكَتِ ابنَةٌ لي فَنَبَذتُ لَها فِي كوزٍ ، فَدَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَغلي ، فَقالَ : ما هذا؟ ! فَقُلتُ : إنَّ ابنَتِي اشتَكَت فَنَبَذنا لَها هذا .
فَقالَ : إنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَجعَل شِفاءَكُم فِي حَرامٍ ! (1)۳۹۱۲.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم عن وائل الحضرمي :إنَّ طارِقَ بنَ سُوَيدٍ الجُعفِيَّ سَأَلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عَنِ الخَمرِ ، فَنَهاهُ أو كَرِهَ أن يَصنَعَها . فَقالَ : إنَّما أصنَعُها لِلدَّواءِ .
فَقالَ : إنَّهُ لَيسَ بِدَواءٍ ولكِنَّهُ داءٌ . (2)۳۹۱۳.صحيح البخاري عن أبي سعيد الخُدريّ :الإمام الصادق عليه السلام :لَيسَ فِي حَرامٍ شِفاءٌ . (3)۴۰۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَجعَل في شَيءٍ مِمّا حَرَّمَ شِفاءً ولا دَواءً . (4)۴۰۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي :عن قائِدِ بنِ طَلحَةَ أنَّهُ سَأَلَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ النَّبيذِ يُجعَلُ فِي الدَّواءِ فَقالَ : لا ، لَيسَ يَنبَغي لِأَحَدٍ أن يَستَشفِيَ بِالحَرامِ . (5)۳۹۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِمَن سَأَلَهُ عَن دَواءٍ عُجِنَ بِالخَمرِ: لا ، وَاللّهِ ما اُحِبُّ أن أنظُرَ إلَيهِ ، فَكَيفَ أتَداوى بِهِ؟ ! إنَّهُ بِمَنزِلَةِ شَحمِ الخِنزيرِ ، أو لَحمِ الخِنزيرِ ، وإنَّ اُناساً لَيَتَداوَونَ بِهِ ! (6).
1) .مسند أبي يعلى ، ج ۶ ، ص ۲۷۰ ، ح ۶۹۳۰ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۴ ، ص ۲۳۳ ، ح ۱۳۹۱ ، مجمع الزوائد ، ج ۵ ، ص ۱۴۰ ، ح ۸۲۸۷ ، ذمّ المسكر لابن أبي الدنيا ، ص ۳۸ ، ح ۱۲ وفيه «فدفعه برجله فكسره».
2) .صحيح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۵۷۳ ، ح ۱۲ ، سنن أبي داوود ، ج ۴ ، ص ۷ ، ح ۳۸۷۳ ، المعجم الكبير ، ج ۲۲ ، ص ۱۴ ، ح ۱۵ ، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۴۳۱ ، ح ۱ كلّها نحوه ، كنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۵۱۰ ، ح ۱۳۷۵۶ .
3) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۳ ، ح ۲۲۹ عن إسماعيل بن الحسن المتطبّب ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۷ ، ح ۱۶ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۱۳ ، ح ۲ عن عمر بن اُذينة ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۴۶۲ ، ح ۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۶ ، ح ۱۰ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۱۴ ، ح ۸ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۷ ، ح ۱۲ .
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۱۴ ، ح ۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۱۳ ، ح ۴۹۰ كلاهما عن الحلبي ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۹ ، ح ۱۸ .
۳۹۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند أبى يعلى ـ به نقل از امّ سلمه ـ :يكى از دخترانم بيمار شد و من برايش [شرابى] در كوزه اى ريختم . در حالى كه آن دارو مى جوشيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و پرسيد : «اين چيست؟» .
گفتم : دخترم بيمار شده و برايش اين دارو را گذاشته ام .
فرمود : «خداوند عز و جل ، شفايتان را در [چيز] حرام قرار نداده است» . (1)۳۹۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صحيح مسلمـ به نقل از وائل حَضْرَمى ـ: طارق بن سويد جعفى از پيامبر خدا درباره شراب پرسيد . پيامبر صلى الله عليه و آله ، او را از اين كار ، نهى كرد ، يا ساختن آن را ناخوشايند داشت . وى گفت : من آن را تنها به عنوان دارو مى سازم .
فرمود : «اين ، دارو نيست ؛ خود ، بيمارى است» .۳۹۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در هيچ حرامى ، شفايى نيست .۳۹۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند ، در هيچ چيز از آنچه حرام كرده ، نه شفايى قرار داده است و نه دوايى .۳۹۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافى :از قائد بن طلحه روايت شده است كه از امام صادق عليه السلام در اين باره پرسيده كه : آيا شراب خرما را در دارو قرار دهند؟
فرمود : «نه . براى هيچ كس روا نيست به حرام ، درمان بجويد» .۳۹۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به كسى كه درباره دارويى آميخته شده به شراب پرسيده بود: نه . به خداوند سوگند ، دوست ندارم بدان بنگرم ؛ چه رسد كه با آن ، درمان كنم . آن ، به منزله پيه خوك يا گوشت خوك است . البته مردمى با آن ، دارو و درمان مى كنند. .
1) .در ذمّ المسكر ابن أبى الدنيا آمده است: « . . . پيامبر صلى الله عليه و آله ، آن ظرف را با پاى خويش ، هُل داد و شكست و فرمود : . . .» .
۳۹۹۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مسائل عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ الدَّواءِ هَل يَصلُحُ بِالنَّبيذِ؟
قالَ : لا . (1)۳۹۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :تفسير العيّاشي :عن سَيفِ بنِ عُمَيرَةَ ، عَن شَيخٍ مِن أصحابِنا ، عن أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام قالَ : كُنّا عِندَهُ فَسَأَلَهُ شَيخٌ فَقالَ : بي وَجَعٌ وأنَا أشرَبُ لَهُ النَّبيذَ ، ووَصَفَهُ لَهُ الشَّيخُ .
فَقالَ لَهُ : ما يَمنَعُكَ مِنَ الماءِ الَّذي جَعَلَ اللّهُ مِنهُ كُلَّ شَيءٍ حَيٍّ؟
قالَ : لا يُوافِقُني .
قالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : فَما يَمنَعُكَ مِنَ العَسَلِ ، قالَ اللّهُ : « فِيهِ شِفَآءٌ لِّلنَّاسِ »؟
قالَ : لا أجِدُهُ . (2)
قالَ : فَما يَمنَعُكَ مِنَ اللَّبَنِ الَّذي نَبَتَ مِنهُ لَحمُكَ وَاشتَدَّ عَظمُكَ؟
قالَ : لا يُوافِقُني .
فَقالَ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : أتُريدُ أن آمُرَكَ بِشُربِ الخَمرِ؟! لا وَاللّهِ ، لا آمُرُكَ . (3)۳۹۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن المفضّل بن عمر :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : أخبِرني ـ جُعِلتُ فِداكَ ! ـ : لِمَ حَرَّمَ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ الخَمرَ وَالمَيتَةَ وَالدَّمَ ولَحمَ الخِنزيرِ؟
فَقالَ : إنَّ اللّهَ ـ سُبحانَهُ وتَعالى ـ لَم يُحَرِّم ذلِكَ عَلى عِبادِهِ ، وأحَلَّ لَهُم سِواهُ رَغبَةً مِنهُ فيما حَرَّمَ عَلَيهِم ، ولا زُهداً فيما أحَلَّ لَهُم ، ولكِنَّهُ خَلَقَ الخَلقَ وعَلِمَ عز و جل ما تَقومُ بِهِ أبدانُهُم وما يُصلِحُهُم ، فَأَحَلَّهُ وأباحَهُ تَفَضُّلاً مِنهُ عَلَيهِم بِهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لِمَصلَحَتِهِم ، وعَلِمَ ما يَضُرُّهم فَنَهاهُم عَنهُ وحَرَّمَهُ عَلَيهِم ، ثُمَّ أباحَهُ لِلمُضطَرِّ وأحَلَّهُ لَهُ فِي الوَقتِ الَّذي لا يَقومُ بَدَنُهُ إلاّ بِهِ ، فَأَمَرَهُ أن يَنالَ مِنهُ بِقَدرِ البُلغَةِ لا غَيرِ ذلِكَ . (4).
1) .مسائل عليّ بن جعفر ، ص ۱۱۸ ، ح ۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۳ ، ح ۳ وج ۶۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۳۲ .
2) .النحل : ۶۹ .
3) .تفسير العيّاشي ، ج ۲ ، ص ۲۶۴ ، ح ۴۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۸۳ ، ح ۴ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۴۲ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۶۲ ، ح ۱۱۷۵ ، تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۲۸ ، ح ۵۵۳ ، الاختصاص ، ص ۱۰۳ ، علل الشرائع ، ص ۴۸۳ ، ح ۱ ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۳۰ ، ح ۲ ، بحار الأنوار ،ج ۶۵ ، ص ۱۳۴ ، ح ۲ .
۳۹۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :مسائل على بن جعفر :از [برادرم] امام كاظم عليه السلام درباره درمان پرسيدم كه آيا با شراب خرما ، درست است؟
فرمود : «نه» .۳۹۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :تفسير العيّاشى :از سيف بن عميره ، از پيرى از شيعيان ، از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رواى گفته است نزد امام صادق عليه السلام بوديم كه پيرمردى پرسيد : دردى دارم و براى درمان آن ، شراب خرما مى نوشم . پير ، آن گاه ، اين شراب را براى ايشان ، توصيف كرد .
امام به او فرمود : «چه چيز تو را از [نوشيدن] آبى كه خداوند از آن هر چيز زنده اى را آفريده است ، باز مى دارد؟».
گفت : با مزاجم سازگار نمى افتد .
امام عليه السلام پرسيد : «چه چيز تو را از [خوردن] عسل ، باز مى دارد ، در حالى كه خداوند فرموده است : در آن براى مردم ، شفايى هست؟» .
گفت : آن را نمى يابم .
فرمود : «پس چه چيز تو را از شيرى كه گوشتت از آن روييده و استخوانت از آن استوارى يافته است ، باز مى دارد؟».
گفت : با مزاجم سازگار نمى افتد .
امام صادق عليه السلام ، در اين هنگام به وى فرمود : «آيا مى خواهى كه تو را به شراب نوشيدن ، امر كنم؟! نه . به خداوند سوگند ، تو را به اين كار ، امر نمى كنم» .۳۹۹۴.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از مفضّل بن عمرو ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! مرا آگاه ساز كه چرا خداوند ، شراب ، مردار ، خون و گوشت خوك را حرام ساخته است؟
فرمود : «خداوند ـ سبحانه و تعالى ـ نه از سرِ علاقه اش به آنچه بر مردم حرام كرده ، و نه از سرِ بى رغبتى به آنچه بر آنان حلال ساخته ، اين چيزها را بر بندگان خويش حرام گردانده و جز آنها را حلال دانسته است ؛ بلكه او آفريدگان را آفريد و به آنچه تن آنان ، بدان برپاست و به كارشان مى آيد ، آگاهى داشت و همين چيزها را از سرِ لطف و براى مصلحت بندگان خويش ، بر آنان حلال و مباح كرد و [از سويى] از آنچه هم به ايشان زيان مى رساند ، آگاه بوده و آنان را از آن كارها نهى فرمود و آنها را بر ايشان حرام گرداند . سپس همين محرّمات را براى هر فرد ، ناچار و به هنگامى كه تن وى جز به آنها بر پا نمى شود ، مباح و حلال قرارداد و البته او را بدين نيز امر فرمود كه از آن ، به قدر نياز بردارد ، نه بيش از آن» . .
راجع : بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۹ إلى ۸۲ ، باب التداوي بالحرام . جواهر الكلام ، ج ۳۶ ، ص ۴۲۴ إلى ص ۴۴۶ .
.
ر.ك : بحار الأنوار ، ج۶۲ ، ص۷۹ ـ ۸۲ ، باب التداوى بالحرام. جواهر الكلام ، ج۳۶ ، ص۴۲۴ ـ ۴۴۶.
.
الفصل الثالث : إرشادات طبّيّة۳ / ۱ما يُغني عَنِ الطَّبيبِ۳۹۹۲.شُعب الإيمان عن أنس :الخصال عن الأَصبَغ بن نُباتَة :قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام لِلحَسَنِ ابنِهِ عليه السلام : يا بُنَيَّ ألا اُعَلِّمُكَ أربَعَ خِصالٍ تَستَغني بِها عَنِ الطِّبِّ؟
فَقالَ : بَلى ، يا أميرَالمُؤمِنينَ .
قالَ : لا تَجلِس عَلَى الطَّعامِ إلاّ و أنتَ جائِعٌ ، ولا تَقُم عَنِ الطَّعامِ إلاّ و أنتَ تَشتَهيهِ ، و جَوِّدِ المَضغَ ، و إذا نِمتَ فَاعرِض نَفسَكَ عَلَى الخَلاءِ . فَإِذَا استَعمَلتَ هذَا استَغنَيتَ عَنِ الطِّبِّ . (1)۳۹۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَن أكَلَ الطَّعامَ عَلَى النَّقاءِ ، وأجادَ الطَّعامَ تَمَضُّغاً ، وتَرَكَ الطَّعامَ وهُوَ يَشتَهيهِ ، ولَم يَحبِسِ الغائِطَ إذا أتى ؛ لَم يَمرَض إلاّ مَرَضَ المَوتِ . (2).
فصل سوّم : توصيه هاى پزشكى۳ / ۱آنچه انسان را از پزشك ، بى نياز مى كند۳۹۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الخصالـ به نقل از اصبغ بن نُباته ـ: اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام به فرزند خود حسن عليه السلام فرمود : «پسرم! آيا تو را چهار نكته نياموزم كه به كمك آنها از طب ، بى نياز شوى؟» .
گفت : چرا ، اى اميرمؤمنان!
فرمود : «بر سفره نمى نشينى ، مگر آن هنگام كه گرسنه اى؛ و از سفره بر نمى خيزى ، مگر در آن حال كه هنوز ، ميل خوردن دارى ؛ خوب بجو ؛ و به گاه خفتن ، خودت را بر خَلا (1)عرضه كن . اگر اين چهار نكته را به كار بستى ، از طب ، بى نياز شوى» .۳۹۸۶.امام على عليه السلام ( ـ در يادكرد حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ) امام على عليه السلام :هر كس در گرسنگى كامل ، غذا بخورد ، غذا را خوب بجَوَد ، در حالى كه هنوز ميل خوردن دارد ، غذا را وا گذارد و چون احساس قضاى حاجت كرد ، آن را محبوس ندارد ، به هيچ بيمارى اى جز بيمارى مرگ ، مبتلا نمى شود .
.
1) .خَلا : آبْ دست جاى . متوضّأ ، كنيف ، مَبرَز ، مستراح (لغت نامه دهخدا) .
۳۹۸۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ وسُئِلَ فَقيلَ : إنَّ في القُرآنِ كُلَّ عِلمٍ إلاَّ الطِّبَّ؟: أما إنَّ في القُرآنِ لاَيَةً تَجمَعُ الطِّبَّ كُلَّهُ : « وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ » . (1)۳ / ۲دَفعُ مُعالَجَةِ الأطِبّاءِ مَهما أمكَنَ۳۹۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَجَنَّبِ الدَّواءَ مَا احتَمَلَ بَدَنُكَ الدَّاءَ ، فَإِذا لَم يَحتَمِلِ الدّاءَ فَالدَّواءُ .۳۹۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :(2)مَن غَلَبَت صِحَّتُهُ مَرَضَهُ فَلا يَتَداوى . (3)۳۹۸۵.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ استَقَلَّ بِدائِهِ فَلا يَتَداوَيَنَّ ؛ فَإِنَّهُ رُبَّ دَواءٍ يورِثُ الدّاءَ . (4)۳۹۸۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ: شُربُ الدَّواءِ لِلجَسَدِ كَالصّابونِ لِلثَّوبِ ؛ يُنَقّيهِ ولكِن يُخلِقُهُ . (5)۳۹۸۳.صحيح البخارى ( ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ ) عنه عليه السلام :اِمشِ بِدائِكَ ما مَشى بِكَ . (6)۳۹۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :لا يَتَداوَى المُسلِمُ ؛ حَتّى يَغلِبَ مَرَضُهُ صِحَّتَهُ . (7)۳۹۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثَةٌ تُعَقِّبُ مَكروهاً : . . . وشُربُ الدَّواءِ مِن غَيرِ عِلَّةٍ وإن سَلِمَ مِنهُ . (8).
1) .الدعوات ، ص ۷۵ ، ح ۱۷۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۴۲ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۹ ، ح ۲۴۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۶ ، ح ۱۴ .
3) .اُسد الغابة ، ج ۶ ، ص ۱۷۶ ، الإصابة ، ج ۷ ، ص ۲۰۴ كلاهما عن أبي طرفة الكندي .
4) .نثر الدرّ ، ج ۱ ، ص ۱۸۱ .
5) .شرح نهج البلاغة ، ج ۲۰ ، ص ۳۰۰ ، ح ۴۲۲ .
6) .نهج البلاغة ، الحكمة ۲۷ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۴ ، ح ۷ .
7) .الخصال ، ص ۶۲۰ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۰ ، ح ۲۴ .
8) .تحف العقول ، ص ۳۲۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۲۳۴ ، ح ۵۳ .
۳۹۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش كه گفتند : [چرا] در قرآن، هر دانشى جز دانش طب هست؟: هان! در قرآن ، آيه اى است كه همه طب را يك جا در خود گردآورده است : «بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد» . ۳ / ۲پرهيز از مراجعه به پزشك تا سرحدّ امكان۳۹۸۳.صحيح البخاري عن أبي سعيد الخُدريّ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تا هنگامى كه بدنت درد را تحمّل مى كند ، از دارو بپرهيز و آن گاه كه درد را تحمّل نكرد ، پس دارو .۳۹۸۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس سلامت تنش بر بيمارى اش چيرگى دارد ، مداوا نكند .۳۹۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مى تواند با بيمارى خود ، سر كند ، از درمان بپرهيزد ؛ زيرا بسا دارويى كه خود ، بيمارى بر جاى مى نهد .۳۹۸۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان: نوشيدن دارو براى بدن ، به صابون براى جامه مى مانَد ؛ آن را تميز مى كند ، امّا كهنه اش هم مى كند .۳۹۷۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :با درد خويش ، تا آن هنگام كه با تو مدارا مى كند ، مدارا كن .۳۹۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :مسلمان به دارو توسّل نمى جويد ، مگر آن هنگام كه بيمارى اش بر تن درستى اش چيرگى يابد .۳۹۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به جرير ـ ) امام صادق عليه السلام :سه چيز ، ناخوشايندى در پى مى آورد : ... و نوشيدن دارو بدون بيمارى ، هر چند شخص از آن دارو ، جان به در بَرَد .
.
۳۹۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن ظَهَرَت صِحَّتُهُ عَلى سُقمِهِ فَشَرِبَ الدَّواءَ ؛ فَقَد أعانَ عَلى نَفسِهِ . (1)۳۹۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن ظَهَرَت صِحَّتُهُ عَلى سُقمِهِ فَيُعالِجُ بِشَيءٍ فَماتَ ، فَأَنَا إلَى اللّهِ مِنهُ بَريءٌ . (2)۳۹۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :اِدفَعوا مُعالَجَةَ الأَطِبّاءِ مَا اندَفَعَ الدّاءُ عَنكُم ؛ فَإِنَّهُ بِمَنزِلَةِ البِناءِ قَليلُهُ يَجُرُّ إلى كَثيرِهِ . (3)۳ / ۳حيلَةُ الصِّحَّةِ۳۹۷۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِجريرٍ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ شَيءٍ حيلَةٌ ، وحيلَةُ الصِّحَّةِ فِي الدُّنيا أربَعُ خِصالٍ : قِلَّةُ الكَلامِ ، و قِلَّةُ المَنامِ ، و قِلَّةُ المَشيِ ، و قِلَّةُ الطَّعامِ . (4)۳۹۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :رُوِيَ : إذا جُعتَ فَكُل ، و إذا عَطِشتَ فَاشرَب ، وإذا هاجَ بِكَ البَولُ فَبُل ، و لا تُجامِع إلاّ مِن حاجَةٍ ، وإذا نَعَستَ فَنَم ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مَصَحَّةٌ لِلبَدَنِ . (5)۳۹۷۵.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صوموا تَصِحّوا . (6).
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۱ عن سالم بن أبي خيثمة ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۵ ، ح ۸ .
2) .الخصال ، ص ۲۶ ، ح ۹۱ عن إسماعيل بن أبي زياد ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۴ ، ح ۵ .
3) .علل الشرائع ، ص ۴۶۵ ، ح ۱۷ عن بكر بن صالح الجعفري ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۶۳ ، ح ۴ .
4) .الفضائل ، ص ۱۲۹ عن ابن مسعود ، بحار الأنوار ، ج ۸ ، ص ۱۴۴ ، ح ۶۷.
5) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۰ ، ح ۵ .
6) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۳۴۲ عن الإمام عليّ عليه السلام ، الدعوات ، ص ۷۶ ، ح ۱۷۹ ، عوالي اللآلي ، ج ۱ ، ص ۲۶۸ ، ح ۷۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۴۵؛ كنز العمّال ، ج ۸ ، ص ۴۵۰ ، ح ۲۳۶۰۵ نقلاً عن ابن السني و أبي نعيم في الطبّ عن أبي هريرة.
۳۹۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس تن درستى اش بر بيمارى اش چيرگى داشته باشد و دارو بنوشد ، به زيان خويش ، اقدام كرده است .۳۹۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس تن درستى اش بر بيمارى اش غلبه داشته باشد و خود را به چيزى درمانى كند و پس از آن بميرد ، من در پيشگاه خداوند ، از او بيزارى مى جويم .۳۹۷۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :تا زمانى كه بيمارى ، به جد با شما درگير نشده است ، درگير معالجه طبيبان نشويد ، كه درمان به مانند ساختمان است كه مقدار كمى از آن ، شخص را به مقدار فراوانش مى كشاند .۳ / ۳راه تن درستى۳۹۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كارى را چاره اى است و چاره تن درستى در دنيا ، چهار چيز است : كم سخن گفتن ، كم خفتن ، كم راه رفتن و كم خوردن .۳۹۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :روايت شده است : چون گرسنه شدى ، بخور ؛ چون تشنه شدى ، بنوش ؛ چون ادرار بر تو فشار آورد ، ادرار كن ؛ جز از سرِ نياز ، نزديكى مكن ؛ و چون احساس خواب آلودگى كردى ، بخواب ، كه اينها مايه تن درستى بدن اند .۳۹۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روزه بگيريد تا تن درست بمانيد .
.
۳۹۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :سافِروا تَصِحّوا وتَسلَموا . (1)۳۹۷۰.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :سافِروا تَصِحّوا ، و جاهِدوا تَغنَموا ، و حُجّوا تَستَغنوا . (2)۳۹۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :قِيامُ اللَّيلِ مَصَحَّةُ البَدَنِ . (3)۳۹۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلام :حُجّوا وَاعتَمِروا تَصِحَّ أبدانُكُم ، وتَتَّسِع أرزاقُكُم ، وتُكفَونَ (4)مَؤوناتِ عِيالِكُم . (5)۳ / ۴أسبابُ النّضارة۳۹۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ يَفرَحُ بِهِنَّ الجِسمُ ويَربو : الطِّيبُ ، ولِباسُ اللَّيِّنِ (6)، وشُربُ العَسَلِ . (7).
1) .المعجم الأوسط ، ج ۷ ، ص ۲۴۵ ، ح ۷۴۰۰ عن ابن عمر ، سبل الهدى والرشاد ، ج ۱۲ ، ص ۱۲۸ نقلاً عن أبي نعيم في الطبّ عن أبي هريرة .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۲۶۵ ، ح ۲۳۸۷ عن السكوني بإسناده ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۷۹ ، ح ۱۲۰۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۵۱۳ ، ح ۱۷۸۱ ،بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۲۲۱ ، ح ۳؛ مسند ابن حنبل ، ج ۳ ، ص ۳۲۲ ، ح ۸۹۵۴ عن أبي هريرة ، السنن الكبرى ، ج ۷ ، ص ۱۶۵ ، ح ۱۳۵۸۸ عن ابن عمر وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۷۰۱ ، ح ۱۷۴۷۱.
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۲ ، ص ۱۲۱ ، ح ۴۵۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۶۴ ، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۱ ، ص ۱۲۵ ، ح ۱۴۰ كلّها عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص۱۰۱ وفي كلّها «مصحّة للبدن» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۴۸.
4) .في جميع المصادر : «تكفوا» بدل «تكفون».
5) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۲۵۲ ، ح ۱ عن خالد القلانسي عن الإمام الصادق عليه السلام ، ثواب الأعمال ، ص ۷۰ ، ح ۳ ، الدعوات ، ص ۷۶ ، ح ۱۸۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۵۱۸ ، ح ۱۸۰۵ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۴۷.
6) .في بحار الأنوار : «واللباس الليّن».
7) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۵.
۳۹۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سفر كنيد تا تن درست و سالم بمانيد .۳۹۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سفر كنيد تا تن درست بمانيد ، جهاد كنيد تا غنيمت به چنگ آوريد ، و حج بگزاريد تا بى نياز شويد .۳۹۶۲.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از عبد اللّه بن ربيعه سُلَمى ـ ) امام على عليه السلام :شب زنده دارى ، مايه تن درستى است .۳۹۶۱.سنن الترمذى ( ـ به نقل از مُستَورِد بن شدّادـ ) امام سجّاد عليه السلام :حج و عمره بگزاريد تا تن درست بمانيد ، روزى تان گشاده شود و خرجى خانواده تان تأمين گردد .۳ / ۴عوامل شادابى۳۹۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز است كه تن ، به واسطه آنها شاداب مى شود و رشد مى كند : بوى خوش ، جامه نرم و نوشيدن عسل .
.
۳۹۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الطِّيبُ يَسُرُّ ، والعَسَلُ يَسُرُّ ، وَالنَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ يَسُرُّ ، وَالرُّكُوبُ يَسُرُّ . (1)۳۹۶۲.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن رَبيعَة السُّلَميّالإمام عليّ عليه السلام :الطِّيبُ نُشرَةٌ ، وَالعَسَلُ نُشرَةٌ ، وَالرُّكوبُ نُشرَةٌ ، وَالنَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ نُشرَةٌ . (2)۳۹۶۱.سنن التِّرمذي عن المُستَورِد بن شَدّاد :الإمام الصادق عليه السلام :مَن لَبِسَ نَعلاً صَفراءَ كانَ في سُرورٍ ؛ حَتّى يُبلِيَها . (3)۳۹۶۰.امام صادق عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :مَن لَبِسَ نَعلاً صَفراءَ لَم يَزَل يَنظُرُ في سُرورٍ ما دامَت عَلَيهِ ؛ لِأَنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ : « صَفْرَآءُ فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّـظِرِينَ » (4). (5)۳۹۵۹.صحيح مسلم ( ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثَةٌ يُسمِنَّ وثَلاثَةٌ يَهزِلنَ : فَأَمَّا الَّتي يُسمِنَّ : فَإِدمانُ الحَمّامِ ، وشَمُّ الرّائِحَةِ الطَّيِّبَةِ ، ولُبسُ الثِّيابِ اللَّيِّنَةِ . . . . (6)۳۹۶۰.الإمام الصادق عليه السلام :الكافي عن أحمد بن محمّد بن خالد عن بعض أصحابه رفعه ، قال :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : ثَلاثٌ لا يُؤكَلنَ وهُنَّ يُسمِنَّ ، وثَلاثٌ يُؤكَلنَ وهُنَّ يَهزِلنَ ، وَاثنانِ يَنفَعانِ مِن كُلِّ شَيءٍ ولا يَضُرّانِ مِن شَيءٍ ، وَاثنانِ يَضُرّانِ مِن كُلِّ شَيءٍ ولا يَنفَعانِ مِن شَيءٍ ؛ فَأَمَّا اللَّواتي لا يُؤكَلنَ ويُسمِنَّ : اِستِشعارُ الكَتّانِ ، وَالطِّيبُ ، وَالنّورَةُ ، وأمَّا اللَّواتي يُؤكَلنَ ويَهزِلنَ فَهُوَ : اللَّحمُ اليابِسُ ، وَالجُبنُ ، وَالطَّلعُ ـ وفي حَديثٍ آخَرَ : الجَرَزُ ، وَالكُسبُ ـ وَاللَّذانِ يَنفَعانِ مِن كُلِّ شَيءٍ ولا يَضُرّانِ مِن شَيءٍ : فَالماءُ الفاتِرُ ، وَالرُّمّانُ ، وَاللَّذانِ يَضُرّانِ مِن كُلِّ شَيءٍ ولا يَنفَعانِ مِن شَيءٍ : فَاللَّحمُ اليابِسُ ، وَالجُبنُ (7).
قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! ثَمَّ قُلتَ : يَهزِلنَ ، وقُلتَ هاهُنا : يَضُرّانِ !
فَقالَ : أما عَلِمتَ أنَّ الهُزالَ مِنَ المَضَرَّةِ !؟ (8).
1) .صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۳۹ ، ح ۱۴۴ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام .
2) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۰ ، ح ۱۲۶ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۲ ، ح ۱۹۸ وفيه «الغسل» بدل «العسل» ، الدعوات ، ص ۱۵۱ ، ح ۴۰۳ وليس فيه «والعسل نُشرة» و «والنظر إلى» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۱ ، ح ۳؛ ربيع الأبرار ، ج ۳ ، ص ۴۶۲ وفيه «الغسل» بدل «العسل».
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۵ عن أبي البختري ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۲۷۰ ، ح ۸۱۹ .
4) .البقرة : ۶۹ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۶ عن جابر الجعفي ، تفسير العيّاشي ، ج ۱ ، ص ۴۷ ، ح ۵۹ ، مجمع البيان ، ج ۱ ، ص ۲۷۴ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه .
6) .الخصال ، ص ۱۵۵ ، ح ۱۹۴ عن معاوية بن عمّار ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۰۹ ، روضة الواعظين ، ص ۳۳۶ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۴ . انظر تمام الحديث في ج۲ ، ص ۲۳۰ ، ح ۱۵۷۰.
7) .راجع : ج۲ ص ۲۶۴ (الجبن) .
8) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۵ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۴ ، ح ۱۷۹۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۶ ، ح ۱۴۵۳ وفيهما «الجوز» بدل «الجرز» و «السكر» بدل «الماء الفاتر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۸ .
۳۹۵۹.صحيح مُسلِم عن جابر بن عبد اللّه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بوى خوش ، شادى مى آورد . عسل ، شادى مى آورد . نگريستن به سبزه ، شادى مى آورد . و سوارى ، شادى مى آورد .۳۹۵۸.حلية الأولياء ( ـ به نقل از زيد بن ثابت ـ ) امام على عليه السلام :بوى خوش ، يك تعويذ (نشاط و شادى) (1)است . عسل ، يك تعويذ است . سوارى ، يك تعويذ است . نگريستن به سبزه ، يك تعويذ است . (2)۳۹۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس كفش زرد بپوشد ، تا هنگامى كه آن را كهنه كند ، در شادمانى است .۳۹۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :هر كس كفش زرد بپوشد ، تا زمانى كه آن كفش را داشته باشد ، دلِ خوش دارد ؛ چرا كه خداوند مى فرمايد : «زردى پُر رنگ ، كه ديدنش بينندگان را شاد مى كند» . ۳۹۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سه چيز چاق مى كند و سه چيز ديگر ، لاغر مى كند : آنچه چاق مى كند ، عبارت است از : پيوسته حمّام كردن ، استشمام بوى خوش ، پوشيدن جامه نرم ... . (3)۳۹۵۸.حِلية الأَولياء عن زيدِ بن ثابِت :الكافىـ به نقل از احمد بن محمّد بن خالد ، از يكى از يارانش: امام صادق عليه السلام فرمود : «سه چيز است كه خوردنى نيست ، ولى چاق مى كند ؛ سه چيز است كه خوردنى است ، ولى لاغر مى كند ؛ دو چيز است كه براى هر چيزى سودمند است و براى هيچ چيز ، ضرر ندارد؛ و دو چيز است كه از هر جهت ، زيان دارد و براى هيچ چيز ، فايده اى ندارد . امّا آن سه چيز كه خوراكى نيست و چاق مى كند عبارت اند از : پوشيدن زيرپوش كتان ، بوى خوش ، و نوره كشيدن . آن سه چيز كه خوردنى است و لاغر مى كند ، عبارت اند از : گوشت خشك شده ، پنير و خرماى تازه به بار نشسته (و در حديثى ديگر آمده است : گوشت راسته شتر و لِرد روغن) . آن دو چيزى هم كه براى هر چيزى سودمند است و براى هيچ چيز ضرر ندارد ، عبارت اند از : آب نيمْ گرم و انار . و آن دو چيزى هم كه براى هر چيز زيان دارند و براى هيچ چيز مفيد نيستند ، عبارت اند از : گوشت خشك شده و پنير . (4)
[راوى مى گويد :] گفتم : فدايت شوم! آن جا گفتى لاغر مى كنند و اين جا مى گويى زيان مى رسانند؟!
فرمود : «آيا نمى دانى كه لاغرى ، خود از [مصداق هاى] زيان ديدگى است؟!» . مم م . در مكارم الأخلاق ، اين دو منبع به جاى «جرز» يعنى گوشت راسته شتر، كلمه «جوز» به معناى گردو و به جاى، «الماء الفاتر» ، يعنى آب ولرم، واژه «السكر» ، يعنى شكر آمده است .
1) .علاّمه مجلسى مى گويد: «النّشرة (تعويذ) » ، آن چيزى است كه غم و اندوه هايى را كه خيال مى كرده اند ناشى از جن و جن زدگى است، برطرف مى كند . ابن اثير ، آن را چنين تفسير كرده است: نوعى تعويذ و درمان است و به وسيله آن ، كسانى كه گمان جن زده شدن آنان بوده ، درمان مى شده اند. از آن رو ، آن را «نشره» ناميده اند كه دردى را كه به جان شخص درآميخته است ، برطرف مى كند و از ميان بر مى دارد و مى پراكند. يادآورى دو نكته لازم است: يك . افزون بر ابن اثير كه سخن پيش گفته از او نقل شد ، صاحبان ديگر فرهنگ هاى كهن زبان عربى نيز همين معنا را ذكر كرده اند. براى نمونه ر. ك : صحاح اللغة ، ج ۲ ، ص ۸۲۸ ، لسان العرب ، ج ۵ ، ص ۲۰۹ ، مختار الصحاح ، ص ۳۲۸ ، تاج العروس ، ج ۳ ، ص ۵۶۶ . دو . از آن رو كه اين سخن و تشبيه نهفته در آن ، ناظر به فضايى است كه از تعويذ و سِحر و جز آن براى درمان بهره جسته مى شده و گويا در نگاه عموم مردم ، تأثير نيز داشته، مقصود استعارى از تعويذ در اين جا ، شادى و نشاط است، آن سان كه چون به تعويذى يا به افسونى بيمارى اى به سرعت رخت بربندد ، شادى و آسايش بر جايش مى نشيند .م.
2) .. در مكارم الأخلاق و ربيع الأبرار به جاى «عسل» ، «غُسل» آمده است .
3) .. براى ديدن متن كامل حديث ، ر .ك : ج۲ ، ص۲۳۱ ، ح ۱۵۷۱ .
4) .. در اين باره ر .ك : ج۲ ص۲۶۵ (پنير) .
۳۹۵۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :النُشرَةُ في عَشَرَةِ أشياءَ : المَشيِ ، وَالرُّكوبِ ، وَالاِرتِماسِ فِي الماءِ ، وَالنَّظَرِ إلَى الخُضرَةِ ، وَالأَكلِ وَالشُّربِ ، وَالنَّظَرِ إلَى المَرأَةِ الحَسناءِ ، وَالجِماعِ، وَالسِّواكِ ، وغَسلِ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ فِي الحَمّامِ وغَيرِهِ، ومُحادَثَةِ الرِّجالِ. (1)۳۹۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :أروي أنَّهُ لَو كانَ شَيءٌ يَزيدُ فِي البَدَنِ لَكانَ الغَمزُ يَزيدُ ، وَاللَّيِّنُ مِنَ الثِّيابِ ، و كَذلِكَ الطِّيبُ ، ودُخولُ الحَمّامِ ، ولَو غُمِزَ المَيِّتُ فَعاشَ لَما أنكَرتُ ذلِكَ . (2)۳۹۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ أن يُطفِئَ المِرَّةَ الصَّفراءَ ؛ فَليَأكُل كُلَّ بارِدٍ لَيِّنٍ (3)، ويُرَوِّح بَدَنَهُ ، ويُقَلِّلَ الاِنتِصابَ (4)، ويُكثِرِ النَّظَرَ إلى مَن يُحِبُّ . (5).
1) .المحاسن ، ج ۱ ، ص ۷۸ ، ح ۴۰ ، الخصال ، ص ۴۴۳ ، ح ۳۷ عن جعفر بن خالد وليس فيه «وغسل الرأس ...» وح ۳۸ عن صهيب بن عبّاد عن أبيه عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام وليس فيه «في الحمّام وغيره» وفيهما «النشوة» بدل «النشرة» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۲۲ ، ح ۲.
2) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۱ ، ح ۹.
3) .في بحار الأنوار : «فليأكل كلّ يوم شيئا رطبا بارداً».
4) .في بحار الأنوار : «يقلّ الحركة» بدل «يقلّل الانتصاب».
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۵.
۳۹۵۴.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از ابو بكر ـ ) امام صادق عليه السلام :تعويذ (نشاط و شادى) ، در ده چيز است : قدم زدن ، سوارى ، در آب غوطه خوردن ، به سبزه نگريستن ، خوردن و آشاميدن ، به زنِ خوش سيما نگاه كردن ، آميزش جنسى ، مسواك زدن ، سر را با خَطْمى در حمّام و جز آن شستن ، و با مردمان هم سخن شدن . (1)۳۹۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :روايت مى كنم كه اگر چيزى موجب افزايش [نيرو و نشاطِ] بدن باشد ، ماساژ دادن بدن و لباس نرم ، همچنين بوى خوش و استحمام ، [جزيى از] آن است ، و اگر [گزارش شود كه] مرده اى در اثر ماساژ دادن زنده شده است ، من آن را انكار نمى كنم.۳۹۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد مزاج صفراوى (2)را فرو بنشاند ، هر روز ، چيزى تَر بخورد ، بدن خويش را باد بزند ، كمتر حركت كند ، و به آن كه وى را دوست دارد ، فراوان بنگرد . (3).
1) .. در المحاسن و الخصال ، به جاى كلمه «النشرة» ، يعنى تعويذ، واژه «النشوة» ، يعنى شور سرمستى آمده است .
2) .پيشينيان ، به چهار مزاج اصلى معتقد بودند: صفراوى گرم و خشك، دَمَوى گرم و مرطوب، سوداوى يا ماليخوليايى سرد و خشك ، و سرانجام ، بلغمى سرد و مرطوب.
3) .. در طبّ الإمام الرضا عليه السلام به جاى «هر روز چيزى تَر بخورد» ، عبارت «هر چيز سرد و نرم را بخورد» و به جاى «حركت كند» عبارت «راست بِايستد» ، آمده است.
۳ / ۵أسبابُ طُولِ العُمُرِ۳۹۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أربَعَةٌ تَزيدُ في العُمُرِ : التَّزويجُ بِالأَبكارِ (1)، وَ الاِغتِسالُ بِالماءِ الحارِّ ، وَالنَّومُ عَلَى اليَسارِ ، وأكلُ التُّفّاحِ بِالأَسحارِ . (2)۳۹۵۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :بَشِّرِ المَحرورينَ بِطولِ العُمُرِ . (3)۳۹۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أرادَ البَقاءَ ـ ولا بَقاءَ ـ فَلُيباكِرِ الغَداءَ ، وَليُجَوِّدِ الحِذاءَ ، وَليُخَفِّفِ الرِّداءَ ، وَليُقِلَّ مُجامَعَةَ النِّساءِ .
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما خِفَّةُ الرِّداءِ؟
قالَ : قِلَّةُ الدَّينِ . (4)۳۹۵۰.تنبيه الخواطر ( ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :مَن أرادَ البَقاءَ ـ ولا بَقاءَ ـ فَليُباكِرِ الغِذاءَ ، وَليُؤَخِّرِ العَشاءَ ، وَليُقِلَّ غِشيانَ النِّساءِ ، وَليُخَفِّفِ الرِّداءَ . (5).
1) .. هكذا في المصدر ، ولعلّ الصحيح : «التزوّج» .
2) .المواعظ العدديّة ، ص ۲۱۱.
3) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۰ نقلاً عن طبّ النبي صلى الله عليه و آله ، ص۲ و فيه «المحذورين» بدل «المحرورين» والظاهر أنّ ما في بحار الأنوار أصحّ .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۵ ، ح ۴۹۰۲ ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۳۱ ، ح ۱۲۸ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيه من «وليُقلّ...» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۹ ، ح ۱۵۵۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۴۱ ، ح ۱ ؛ غريب الحديث لابن قتيبة ، ج ۱ ، ص ۳۴۳ ، ح ۳ نحوه.
5) .الدعوات ، ص ۷۵ ، ح ۱۷۶ ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۶۶ ، ح ۱۳۹۵ عن أبي غندر عن الإمام الصادق عليه السلام ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۳۸ ، ح ۱۱۲ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام وزاد فيه «وليجوّد الحذاء» ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۲۹ عن حريز عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وفيها «الغداء» بدل «الغذاء» وليس فيها «وليؤخّر العشاء» وكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۴۳ وص ۲۶۲ ، ح ۱۹ ؛ عيون الأخبار لابن قتيبة ، ج ۳ ، ص ۲۷۱ وزاد فيه «وليلبس الحذاء» ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱۹ ، ص ۱۲۴ كلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۸۷ ، ح ۲۸۴۷۲ عن النزّال بن سبرة.
۳ / ۵عوامل طول عُمر۳۹۴۹.تنبيه الغافلين :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز ، بر عمر مى افزايد : ازدواج با دوشيزگان ، غسل كردن با آبِ گرم ، خفتن بر شانه چپ ، و خوردن سيب در سحرگاهان .۳۹۴۸.مسند ابن حنبل ـ به نقل از حسن، از ضحّاك بن سفيانپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گرمْ مزاجان را به درازى عمر ، مژده ده . (1)۳۹۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيهپيامبر خدا فرمود : «هر كه جاودانگى را مى خواهد ـ والبته جاودانگى اى [براى غير خدا] نيست ـ بايد كه چاشت را زودتر بخورد ، كفش خوب (و مناسب) بپوشد ، (2)رَداى سَبُك برگيرد ، و كمتر با زنان بياميزد» .
پرسيدند : اى پيامبر خدا! رداى سَبُك چيست؟
فرمود : «كم بودن بدهى» .۳۹۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كه خواهان جاودانگى است ـ و البته جاودانگى اى [براى غير خدا] نيست ـ زود صبحانه بخورد ، ديرتر شام بخورد ، (3)با زنان كمتر درآميزد ، و رداى سَبُك برگيرد .
.
1) .. در طبّ النبى صلى الله عليه و آله به جاى «گرمْ مزاجان» ، عبارت «حذر كنندگان» آمده؛ امّا ظاهراً همان كه در بحارالأنوار آمده ، درست تر است.
2) .ظاهراً اين توصيه ، ناظر به نظام دو وعده اى در تنظيم وعده هاى غذاست كه در ديگر متون به نوعى بدان سفارش شده است . م.
3) .ظاهرا مقصود ، ترغيب به گرسنه نخوابيدن است .
۳۹۴۵.تنبيه الخواطر:عنه عليه السلام :غَسلُ اليَدَينِ قَبلَ الطَّعامِ و بَعدَهُ ؛ زِيادَةٌ فِي العُمُرِ . (1)۳۹۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :اِغسِلوا أيدِيَكُم قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ ؛ فَإِنَّهُ يَنفِي الفَقرَ ، و يَزيدُ فِي العُمُرِ . (2)۳ / ۶ما يورِثُ الشَّيبَ المُبَكَّرَ۳۹۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَشرَةُ أشياءَ تورِثُ الشَّيبَ : كَثرَةُ مُعانَقَةِ النِّساءِ ، و غَسلُ الرَّأسِ بِالطّينِ ، و طولُ المُقامِ عَلَى الخَلاءِ ، و الكَلامُ عَلى رَأسِ الحَدَثِ ، و كَثرَةُ الطِّيبِ ، و شُربُ الماءِ بِاللَّيلِ ، وَ النَّظَرُ إلَى الفَرجِ ، وَالنَّومُ عَلَى الوَجهِ ، و شُربُ الماءِ مِن قِيامٍ ، ومَسحُ الوَجهِ بِالكُمَّينِ . (3)۳۹۴۵.تنبيه الخواطر :عنه صلى الله عليه و آله :لا تَدَعُوا العَشاءَ ولَو عَلى حَشَفَةٍ ، إنّي أخشى عَلى اُمَّتي مِن تَركِ العَشاءِ الهَرَمَ ؛ فَإِنَّ العَشاءَ قُوَّةُ الشَّيخِ وَالشّابِّ . (4)۳۹۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أربَعَةٌ تُهرِمُ قَبلَ أوانِ الهَرَمِ : أكلُ القَديدِ ، وَ القُعودُ عَلَى النَّداوَةِ ، وَالصُّعودُ في الدَّرَجِ ، ومُجامَعَةُ العَجوزِ . (5)راجع: ج۱ ص ۱۰۴ (الحزن والمرض).
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۳ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ ، عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۰۱ ، ح ۱۵۸۹ عن أبي بصير وكلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام وفيهما «الرزق» بدل «العمر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۵۳ ، ح ۶.
2) .المحاسن، ج ۲، ص ۲۰۲ ، ح ۱۵۹۴ ، الدعوات ، ص ۱۴۲، ح ۳۶۵ عن الإمام عليّ عليه السلام و فيه «غسل اليدين قبل الطعام وبعده ؛ زيادة في الرزق و يجلو البصر و يذهبان الفقر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۵۶ ، ح ۲۰.
3) .المواعظ العدديّة ، ص ۳۶۸.
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۱۹۶ ، ح ۱۵۷۱ عن جابر بن عبداللّه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۴۳ ، ح ۱۰.
5) .تحف العقول ، ص ۳۱۷ ، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۲۳۰ ، ح ۱۵.
۳۹۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر ـ ) امام على عليه السلام :شستن دست ها پيش و پس از غذا خوردن ، [موجب ] فزونى عمر است.۳۹۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر ـ ) امام صادق عليه السلام :دست هايتان را پيش و پس از غذا خوردن بشوييد ، كه فقر را مى بَرَد و بر عمر مى افزايد. (1)۳ / ۶آنچه موجب پيرى زود رس مى شود۳۹۴۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ أيضا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ده چيز پيرى به بار مى آورد : فراوانىِ آميزش [جنسى ] با زنان ، شستن سر با گِل ، توقّف زياد در آبريزگاه ، سخن گفتن به گاه قضاى حاجت ، فراوانى [استعمال] بوى خوش ، نوشيدن آب به هنگام شب ، نگريستن به شرمگاه زن ، به رو خفتن ، شبانه ايستاده آب نوشيدن ، و آستين را به صورت ماليدن .۳۹۴۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شام را وا مگذاريد ، هر چند به خوردن دانه خرماى خشكيده اى باشد . من بر امّت خويش از اين بيم دارم كه از وا گذاردن شام پيرى و درهم شكستگى به سراغشان آيد ؛ چرا كه شام ، مايه نيرومندى پير و جوان است .۳۹۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :چهار چيز [انسان را] پيش از فرارسيدن هنگام پيرى پير مى كند : خوردن گوشت خشك شده ، نشستن بر جاى مرطوب ، بالا رفتن بر پلكان ، و آميزش با پير زنان .همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۱۰۵ (اندوه و بيمارى)
.
1) .. در الخصال والمحاسن به جاى «عمر» ، «روزى» آمده است .
۳ / ۷ما يَهدِمُ البَدَنَ۳۹۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثَةٌ يَهدِمنَ البَدَنَ ورُبَّما قَتَلنَ : دُخولُ الحَمّامِ عَلَى البِطنَةِ ، وَالغِشيانُ عَلَى الاِمتِلاءِ ، و نِكاحُ العَجائِزِ . (1)۳۹۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :ثَلاثَةٌ يَهدِمنَ البَدَنَ ورُبَّما قَتَلنَ : أكلُ القَديدِ الغابِّ ، ودُخولُ الحَمّامِ عَلَى البِطنَةِ ، ونِكاحُ العَجائِزِ . (2)۳۹۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :شَيئانِ صالِحانِ لَم يَدخُلا جَوفَ واحِدٍ قَطُّ فاسِداً إلاّ أصلَحاهُ ، وشَيئانِ فاسِدانِ لَم يَدخُلا جَوفاً قَطُّ صالِحاً إلاّ أفسَداهُ ؛ فَالصّالِحانِ : الرُّمّانُ ، وَالماءُ الفاتِرُ ، وَالفاسِدانِ : الجُبنُ (3)، والقَديدُ . (4)راجع: العنوان الآتي (الحزن والمرض). وأيضا: أسباب النضارة ح ۹۲ .
۳ / ۸الحُزنُ وَالمَرَضُالكتاب :« وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قَالَ يَـأَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ » . (5)
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۵ ، ح ۴۹۰۴ ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۴ ، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۳ ، ح ۱۷۹۷ وفيهما «أكل القديد الغابّ» بدل «والغشيان على الامتلاء» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۹۰ ، ح ۳۲.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۴ ، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۳ ، ح ۱۷۹۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۸ ، ح ۱۱۳۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۵ ، ح ۱۹ .
3) .راجع : ج۲ ، ص ۲۶۵ (الجبن) .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۴ ، ح ۵ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۳ ، ح ۱۷۹۶ ، الأمالي للطوسي ، ص ۳۶۹ ، ح ۷۹۰ عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام زين العابدين عليهم السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۶۴ ، ح ۳۲ وص ۶۵ ، ح ۳۵ .
5) .يوسف : ۸۴ .
۳ / ۷آنچه بدن را فرسوده مى كند۳۹۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سه چيز ، بدن را فرسوده مى كند و شايد هم [فرد را ] بكُشد : حمّام رفتن با شكم پُر ، آميزش كردن با شكم پُر (1)و همبسترى با پيرزنان .۳۹۳۲.امام صادق عليه السلام :امام صادق عليه السلام :سه چيز ، بدن را فرسوده مى كند و شايد هم [فرد را ] بكُشد : خوردن گوشت خشكيده فاسد ، حمّام رفتن با شكم پُر ، و همبسترى با پيرزنان .۳۹۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :دو چيزِ مناسب اند كه به هيچ درونِ نادرستى درنيايند ، مگر اين كه آن را به درستى آورند ، و دو چيز نامناسب اند كه به هيچ درون سالمى درنيايند ، مگر اين كه آن را نادرست [و ناسالم] كنند . آن دو چيزِ مناسب ، عبارت اند از : انار و آب نيم گرم ؛ و آن دو چيز نامناسب نيز عبارت اند از : پنير و گوشت خشك شده .همچنين ، ر.ك : مبحث بعد (اندوه و بيمارى) و ج۱ ص۹۷ (عوامل شادابى ، ح ۹۲).
۳ / ۸اندوه و بيمارىقرآن«به آنان پشت كرد و گفت : «آه و اندوه بر يوسف» . و چشمانش از اندوه ، سفيد شده بود ، در حالى كه اندوه خود را فرو مى خورد»
.
1) .. در الكافى والمحاسن به جاى «آميزش كردن با شكم پُر» ، عبارت «خوردن گوشت خشك شده» آمده است .
الحديث :۳۹۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كَثُرَ هَمُّهُ ، سَقِمَ بَدَنُهُ . (1)۳۹۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الهَمُّ نِصفُ الهَرَمِ . (2)۳۹۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :الهَمُّ أحَدُ الهَرَمَينِ . (3)۳۹۱۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الهَمُّ يُذيبُ الجَسَدَ . (4)۳۹۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در اندرزش به ابن مسعود ـ ) عنه عليه السلام :الهَمُّ يُنحِلُ البَدَنُ . (5)۳۹۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الحُزنُ يَهدِمُ الجَسَدَ . (6)۳ / ۹تَوَقِّي البَردِ و تَلَقّيهِ۳۹۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :تَوَقَّوُا البَردَ في أوَّلِهِ ، و تَلَقَّوهُ في آخِرِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَفعَلُ في الأَبدانِ كَفِعلِهِ فِي الأَشجارِ ؛ أوَّلُهُ يُحرِقُ ، و آخِرُهُ يُورِقُ . (7).
1) .الأمالي للطوسي ، ص ۵۱۲ ، ح ۱۱۱۹ عن عبد اللّه بن محمّد بن عمر بن عليّ بن أبي طالب ، عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۵۸ ، تنبيه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۱۷۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۴ ؛ تاريخ دمشق ، ج ۴۷ ، ص ۴۴۰ عن عبد العزيز بن حصين عن عيسى عليه السلام ، الأحكام النبويّة في الصناعة الطبّية ، ج ۱ ، ص ۱۷۹ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۴۴۲ ، ح ۷۳۵۶ نقلاً عن الحارث وابن السني وأبي نعيم في الطبّ عن أبي هريرة.
2) .مسند الشهاب ، ج ۱ ، ص ۵۴ ، ح ۳۲ عن عبد اللّه بن الزبير ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۷۵ ، ح ۲۴۲۱ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۱۲۰ ، ح ۴۴۱۳۴ ؛ نهج البلاغة : الحكمة ۱۴۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۴۱۶ ، ح ۵۹۰۴ عن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۲۰ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۸۲ ، ص ۱۸۰ ، ح ۲۵ .
3) .غرر الحكم ، ح ۱۶۳۴ .
4) .غرر الحكم ، ح ۱۰۳۹ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۳۳ ، ح ۵۹۵ وفيه «يُنحل البدن» بدل «يذيب الجسد».
5) .غرر الحكم ، ح ۳۶۷ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۳۳ ، ح ۵۹۵ .
6) .غرر الحكم ، ح ۶۰۹ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۳۲ ، ح ۵۶۳ .
7) .نهج البلاغة ، الحكمة ۱۲۸ ، نزهة الناظر ، ص ۶۵ ، ح ۵۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۱ ، ح ۶۸.
حديث۳۹۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس اندوه (و دغدغه اش) فراوان شود ، بدنش بيمار گردد .۳۹۱۸.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اندوه (و دغدغه) ، نيمى از پيرى است .۳۹۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اندوه ، يكى از دو پيرى است .۳۹۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اندوه ، تن را ذوب مى كند . (1)۳۹۲۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) امام على عليه السلام :اندوه ، تن را نحيف مى كند .۳۹۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اندوه ، بدن را فرسوده مى كند .۳ / ۹پرهيز از سرما، و استقبال از آن۳۹۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :از سرما در آغازش بپرهيزيد و در پايانش استقبال كنيد ؛ چه ، سرما با بدن ، همان كارى را مى كند كه با درختان مى كند : در آغازش مى سوزانَد و در پايانش شاخ و برگ مى رويانَد .
.
1) .. در عيون الحكم و المواعظ ، به جاى «ذوب مى كند» ، عبارت «تن را نحيف مى كند» ، آمده است.
۳۹۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الدعوات عن زِرّ بن حُبَيش :قالَ أميرُالمؤُمِنينَ عليه السلام أربَعَ كَلِماتٍ فِي الطِّبِّ لَو قالَها بُقراطُ أو جالينوسُ لَقَدَّمَ أمامَها مِئَةَ وَرَقَةٍ ، ثُمَّ زَيَّنَها بِهذِهِ الكَلِماتِ ، و هِيَ قَولُهُ :
تَوَقَّوُا البَردَ في أوَّلِهِ ، و تَلَقَّوهُ في آخِرِه ، فَإِنَّهُ يَفعَلُ فِي الأَبدانِ كَفِعلِهِ فِي الأَشجارِ ، أوَّلُهُ يُحرِقُ ، و آخِرُهُ يُورِقُ . (1)۳ / ۱۰خَواصُّ الطِّيبِ۳۹۲۲.صحيح البخاري عن عَمرو بن عَوفٍ الأَنصاريّ :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الطِّيبُ يَشُدُّ القَلبَ . (2)۳۹۲۳.تنبيه الخواطر :عنه صلى الله عليه و آله :ما طابَت رائِحَةُ عَبدٍ إلاّ زادَ عَقلُهُ . (3)۳۹۲۴.سنن الترمذي عن ابن عمر :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرّيحَ الطَّيِّبَةَ ؛ تَشُدُّ القَلبَ ، و تَزيدُ فِي الجِماعِ . (4)۳۹۲۲.صحيح البخارى ( ـ به نقل از عمرو بن عوف انصارى ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :مَن أكَلَ قَبلَ أن يَشرَبَ و تَسَحَّرَ ، و مَسَّ شَيئا مِنَ الطِّيبِ ؛ قَوِيَ عَلَى الصِّيامِ . (5)۳۹۲۳.تنبيه الخواطر :الإمام الصادق عليه السلام :الرّيحُ الطَّيِّبَةُ ؛ تَشُدُّ العَقلَ ، و تَزيدُ في الباهِ . (6).
1) .الدعوات ، ص ۷۵ ، ح ۱۷۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۱ ، ح ۶۹.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۰ ، ح ۶ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام .
3) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۵ ، ح ۵۹۳ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۰ ، ح ۳ ، قرب الإسناد ، ص ۱۶۷ ، ح ۶۱۰ وفيه «الصلب» بدل «القلب» وكلاهما عن عليّ بن رئاب عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۰ ، ح ۱۸۹ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۰ ، ح ۱.
5) .كنز العمّال ، ج ۸ ، ص ۵۱۰ ، ح ۲۳۸۸۲ نقلاً عن شُعب الإيمان عن أنس.
6) .السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۴۱ ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۶ ، ح ۵۹۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۵.
۳۹۲۴.سنن الترمذى ( ـ به نقل از ابن عمر ـ ) الدعواتـ به نقل از زرّ بن حُبَيش ـ: اميرمؤمنان ، چهار جمله در طب فرموده كه اگر بقراط يا جالينوس آنها را گفته بودند ، صد ورق ، مقابلشان نهاده مى شد و آنها را بدين سخنان ، مى آراستند . آن سخنان ، اين است كه فرمود :
«از سرما در آغازش بپرهيزيد و در پايانش استقبال كنيد ؛ چه ، سرما با بدن ، همان كارى را مى كند كه با درختان مى كند : در آغازش مى سوزانَد و پايانش شاخ و برگ مى رويانَد» .۳ / ۱۰خاصيت هاى بوى خوش۳۹۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بوى خوش ، قلب را تقويت مى كند .۳۹۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى خوش بو نباشد ، مگر آن كه عقلش افزون گردد .۳۹۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بوى خوش ، قلب را محكم مى كند و بر [توان] آميزش مى افزايد . (1)۳۹۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس پيش از نوشيدن چيزى ، غذا بخورد و سَحَرى ميل كند و قدرى بوى خوش [بر خود] بمالد ، بر روزه گرفتن ، توان بيشترى يابد .۴۰۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بوى خوش ، عقل را استوار مى كند و بر توان جنسى مى افزايد .
.
1) .. در قرب الإسناد ، به جاى «قلب» ، واژه «صلب» آمده است .
۴۰۰۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن تَطَيَّبَ أوَّلَ النَّهارِ ؛ لَم يَزَل عَقلُهُ مَعَهُ إلَى اللَّيلِ . (1)۴۰۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن تَطَيَّبَ بِطيبٍ أوَّلَ النَّهارِ و هُوَ صائِمٌ ؛ لَم يَفقِد عَقلَهُ . (2)۴۰۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :. . . وَليَشُمَّ النَّرجِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَأمَنُ الزُّكامَ (3)، وكَذلِكَ الحَبَّةُ السَّوداءُ . (4)راجع: ج۱ ، ص ۱۰۲ ما يورث الشيب المبكّر ، ح ۱۰۲. ص ۲۷۰ (ما يمنع من الجنون / النرجس) .
۳ / ۱۱النَّظافَةُ وَالصِّحَّةُ۳ / ۱۱ ـ ۱غَسلُ الثَّوبِ۴۰۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابو ذر ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ اتَّخَذَ ثَوبا ، فَليُنَظِّفهُ . (5)۴۰۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَن نَظَّفَ ثَوبَهُ ، قَلَّ هَمُّهُ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۰ ، ح ۷ .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۸۶ ، ح ۱۸۰۴ وص ۱۱۴ ، ح ۱۸۸۱ وفيه «روي أن من تطيّب... لم يكد يفقد عقله» ، ثواب الأعمال ، ص ۷۷ ، ح ۱ عن يونس بن يعقوب ، الدعوات ، ص ۷۹ ، ح ۱۹۶ ، بحار الأنوار ، ج ۹۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۹.
3) .في بحار الأنوار : «ولا يؤخِّر شمّ النرجس ، فإنّه يمنع الزكام في مدّة أيّام الشتاء».
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۴.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد ، ص ۷۰ ، ح ۲۲۳ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۲۳۰ ، ح ۶۷۷ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۷۹ ، ص ۲۹۷ ، ح ۱ .
6) .كنز الفوائد ، ج ۲ ، ص ۱۸۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۹۳ ، ح ۱۰۴.
۴۰۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس در آغاز روز ، بوى خوش استعمال كند ، تا شب ، عقلش او را همراهى مى كند .۴۰۰۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس در حالى كه روزه است ، در آغاز روزه ، خوش بو كننده اى به كار ببرد ، عقل خويش را از كف ندهد .۴۰۰۹.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله علي ) امام رضا عليه السلام :... گل نرگس ببوييد ؛ زيرا از زكام ، ايمنى مى بخشد . (1)همچنين است سياهْ دانه .ر. ك : ج۱ ص۱۰۳ ، ح ۱۰۲ (آنچه موجب پيرى زود رس مى شود). ج۱ ، ص۲۷۱ (آنچه مانع ديوانگى مى شود ، بوييدن نرگس) .
۳ / ۱۱پاكيزگى و بهداشت۳ / ۱۱ ـ ۱شستن جامه۴۰۱۱.مشكاة الأنوار :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس جامه اى بر مى گيرد ، بايد آن را تميز كند .۴۰۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كس جامه خويش را تميز كند ، انديشه و اندوهش كم شود .
.
1) .اين متن در بحارالأنوار به اين صورت آمده است: «بوييدن گل نرگس را به تأخير نيندازيد؛ زيرا كه استشمام آن ، از ابتلا به زكام در ايّام زمستان ، جلوگيرى مى كند».
۴۰۱۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :النَّظيفُ مِنَ الثِّيابِ ؛ يُذهِبُ الهَمَّ وَ الحُزنَ ، و هُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ . (1)۴۰۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :غَسلُ الثِّيابِ ؛ يُذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ ، و هُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ . (2)۳ / ۱۱ ـ ۲غَسلُ المِنديلِ۴۰۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تُؤوُوا مِنديلَ الغَمَرِ فِي البَيتِ ؛ فَإِنَّهُ مَربِضٌ لِلشَّياطينِ . (3)۳ / ۱۱ ـ ۳تَغطِيَةُ الإِناءِ۴۰۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُعجِبُهُ الإِناءُ المُطبَقُ . (4)۴۰۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :غَلِّقوا أبوابَكُم ، وأوكِئوا أسقِيَتَكُم ، وخَمِّروا آنِيَتَكُم . (5)۴۰۱۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أجيفوا أبوابَكُم ، و أكفِئوا آنِيَتَكُم ، و أوكِئوا أسقِيَتَكُم ، و أطفِئوا سُرُجَكُم ؛ فَإِنَّهُ لَم يُؤذَن لَهُم بِالتَّسَوُّرِ عَلَيكُم . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۴۴ ، ح ۱۴ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام .
2) .الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۹۹ ، ح ۱۸۵ وليس فيهما «والحزن» وص ۲۲۹ ، ح ۶۷۶ ، مجمع البيان ، ج ۱۰ ، ص ۵۸۱ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام وفيه «المصلاّة» بدل «للصلاة» ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۵۸ ، ح ۵۶۱ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۴ ، ح ۵ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۹۹ ، ح ۱۸ ، علل الشرائع ، ص ۵۸۳ ، ح ۲۳ و فيه «اللحم» بدل «الغمر» ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۳۴ ، ح ۱۷۱۷ وفيه «لا تذروا» بدل «لا تأووا» وكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۳ ، ص ۱۹۹ ، ح ۱۵؛ الدرّ المنثور ، ج ۶ ، ص ۲۲۷ نقلاً عن ابن عديّ عن جابر بن عبداللّه نحوه.
4) .المصنّف لابن أبي شيبة ، ج۵ ، ص۵۲۷ ، ح ۴ عن أبي الودّاك جبر بن نوف البكالي ، سبل الهدى والرشاد ، ج ۸ ، ص ۳۳ وفيه «النظيف» بدل «المطبق» ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۱۱۰ ، ح ۱۸۲۲۰ وفيه «المنطبق» بدل «المطبق» وكلاهما نقلاً عن مسدّد عنه عليه السلام .
5) .صحيح ابن حبّان ، ج ۴ ، ص ۹۱، ح ۱۲۷۵، صحيح ابن خزيمة ، ج ۱ ، ص ۶۸، ح ۱۳۲، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۵۲۷ ، ح ۲ كلّها عن جابر، كنز العمّال ، ج ۱۵، ص ۳۳۱ ، ح ۴۱۲۶۴.
6) .مسند ابن حنبل ، ج ۸ ، ص ۲۹۶ ، ح ۲۲۳۲۷ عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۳۲۷ ، ح ۴۱۲۵۱.
۴۰۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) امام على عليه السلام :جامه تميز ، اندوه و غم را مى بَرَد و مايه طهارت براى نماز است .۴۰۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :شستن جامه ، اندوه و غم را مى بَرَد و مايه طهارت براى نماز است .۳/۱۱ ـ ۲شستن دستمال۴۰۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به على عليه السلام ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دستمال آلوده به چربى و بوى گوشت را در خانه مگذاريد ، كه آن ، خفتنگاه شيطان هاست .۳/۱۱ ـ ۳پوشاندن روى ظرف۴۰۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله ، ظرف سرپوش دار را مى پسنديد . (1)۴۰۲۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر درهايتان قفل بزنيد ، دهانه مشك هايتان را ببنديد و بر ظرف هايتان درپوش بگذاريد .۴۰۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درِ [خانه]هايتان را ببنديد ، ظرف هايتان را وارونه بگذاريد ، دهانه مَشك هايتان را ببنديد ، و چراغ هايتان را خاموش كنيد ؛ چه ، به آنان (شياطين) اجازه داده نشده است بر ديوار خانه هاى در بسته شما بالا روند .
.
1) .. در سبل الهدى والرشاد ، به جاى «سرپوش دار» ، عبارت «تميز» آمده است .
۴۰۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أبي هريرة :أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِتَغطِيَةِ الوَضوءِ ، و إيكاءِ السِّقاءِ ، و إكفاءِ الإِناءِ . (1)۴۰۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذي عن جابر الأنصاري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أغلِقُوا البابَ و أوكِئُوا السِّقاءَ ، وأكفِئُوا الإِناءَ ـ أو خَمِّرُوا الإِناءَ ـ و أطفِئُوا المِصباحَ ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ لا يَفتَحُ غَلَقا ، و لا يَحِلُّ وِكاءً ، و لا يَكشِفُ آنِيَةً ، و إنَّ الفُوَيسِقَةَ تُضرِمُ عَلَى النّاسِ بَيتَهُم . (2)۳ / ۱۱ ـ ۴غَسلُ الرَأسِ بِالسِّدرِ۴۰۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :لَمّا أمَرَ اللّهُ عز و جل رَسولَهُ صلى الله عليه و آله بِإِظهارِ الإِسلامِ و ظَهَرَ الوَحيُ ، رَأى قِلَّةً مِنَ المُسلِمينَ ، وكَثرَةً مِنَ المُشرِكينَ ، فَاهتَمَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هَمّا شَديدا ، فَبَعَثَ اللّهُ عز و جل إلَيهِ جَبرَئيلَ عليه السلام بِسِدرٍ مِن سِدرَةِ المُنتَهى ، فَغَسَلَ بِهِ رَأسَهُ ؛ فَجَلا بِهِ هَمَّهُ . (3).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۳ ، ص ۲۹۶ ، ح ۸۸۰۸ ، سنن الدارمي ، ج ۱ ، ص ۵۵۷ ، ح ۲۰۵۶ ، صحيح ابن خزيمة ، ج ۱ ، ص ۶۷ ، ح ۱۲۸ ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۲۱۳ ، سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۲۹ ، ح ۳۴۱۱ و فيه «الإناء» بدل «الوضوء» ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۴۵۰ ، ح ۲۶۹۲۱.
2) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۲۶۳ ، ح ۱۸۱۲ ، الموطّأ ، ج ۲ ، ص ۹۲۹ ، ح ۲۱ ، مسند ابن حنبل ، ج ۵ ، ص ۲۵ ، ح ۱۴۲۳۲ ، الأدب المفرد ، ص ۳۵۷ ، ح ۱۲۲۱ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۴ ، ص ۸۷ ، ح ۱۲۷۱ ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۳۵۲ ، ح ۴۱۳۴۲؛ علل الشرائع ، ص ۵۸۲ ، ح ۲۱ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۳ ، ص ۲۰۴ ، ح ۳۰.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۵ ، ح ۷ عن محمّد بن الحسين العلوي عن أبيه عن جدّه ، بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۲۱۳ ، ح ۴۴.
۴۰۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره: پيامبر خدا به ما فرمود كه آب وضو را بپوشانيم ، دهانه مَشك را ببنديم و ظرف را وارونه بگذاريم . (1)۴۰۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در [خانه]هايتان را ببنديد ، دهانه مشك را ببنديد ، ظرف را وارونه بگذاريد (يا درپوش بگذاريد) و چراغ را خاموش كنيد ؛ زيرا شيطان ، درِ بسته اى را باز نمى كند ، سرِ بسته مَشكى را نمى گشايد ، درِ ظرفى را بر نمى دارد ، و موش ، خانه مردم را بر سرشان آتش مى زند .۳/۱۱ ـ ۴شستن سر با سِدر۴۰۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هنگامى كه خداوند ، پيامبر خويش را به آشكار ساختن اسلام فرمان داد و وحى هويدا شد ، كم بودن شمارِ مسلمانان و فراوان بودن شمارِ كافران را ديد . پس پيامبر خدا به سختى اندوهگين شد . در اين هنگام ، خداوند ، جبرئيل را با قدرى سدر از سدرة المنتهى فرستاد. وى ، سرش را با آن شست و بدين وسيله ، اندوهش برطرف شد .
.
1) .. در سنن ابن ماجة ، به جاى «آب وضو» ، واژه «ظرف» آمده است .
۴۰۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اغتَمَّ ، فَأَمَرَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام أن يَغسِلَ رَأسَهُ بِالسِّدرِ ، و كانَ ذلِكَ سِدرا مِن سِدرَةِ المُنتَهى . (1)۳ / ۱۱ ـ ۵أخذُ الشّارِبِ۴۰۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أخَذَ مِن شارِبِهِ و أظفارِهِ في كُلِّ جُمُعَةٍ ، أدخَلَ اللّهُ فيهِ شِفاءً ، وأخرَجَ مِنهُ داءً . (2)راجع: ج۱ ، ص ۵۴۰ (الشعر / أخذ الشارب).
۳ / ۱۱ ـ ۶تَقليمُ الأظفارِ۴۰۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَقليمُ الأَظفارِ ؛ يَمنَعُ الدّاءَ الأَعظَمَ ، ويُدِرُّ الرِّزقَ . (3)راجع: ج۱ ، ص ۵۵۰ (الظفر / تقليم الأظفار).
۳ / ۱۲الحِذاءُ والصِّحِّةُ۴۰۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الحسين عليه السلام :قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا بُنَيَّ . . . وَاستَجِدِ النِّعالَ ؛ فَإِنَّها خَلاخيلُ الرِّجالِ . (4).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۹۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۲ ، ح ۳۶۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۷ ، ح ۲ عن عيسى بن عبداللّه العلوي عن أبيه عن جدّه ، الدعوات ، ص ۱۲۰ ، ح ۲۸۳ وليس فيهما ذيله ،بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۷ ، ح ۴.
2) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۵۸۴ ، ح ۵۸۲۶ عن ابن مسعود وراجع مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۲ ، ح ۳۹۶ وح ۳۹۸.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۱ عن الحسن بن راشد ، ثواب الأعمال ، ص ۴۲ ، ح ۴ عن أبي بصير ، جامع الأخبار ، ص ۳۳۴ ، ح ۹۴۳ كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲.
4) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۴ ، ح ۵۹۱ ؛ كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۴۱۲ ، ح ۴۱۶۲۷ نقلاً عن الديلمي ، عن أنس وابن عمر نحوه.
۴۰۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :پيامبر خدا ، اندوهگين شد . پس جبرئيل به او توصيه كرد سرِ خويش را با سدر بشويد . آن سدر ، از سدرة المنتهى بود .۳ / ۱۱ ـ ۵گرفتن سبيل۴۰۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در هر جمعه ، قدرى از سبيل و ناخن هاى خود را بگيرد ، خداوند به [بدن] او شفايى نهد و دردى از او برون بَرَد .همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۵۴۱ (مو / گرفتن سبيل) .
۳ / ۱۱ ـ ۶كوتاه كردن ناخن ها۴۰۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كوتاه كردن ناخن ها ، مانع [بروز] درد بزرگ مى شود و روزى را سرشار مى سازد .همچنين ، ر . ك : ج۱ ، ص ۵۵۱ (ناخن / كوتاه كردن ناخن) .
۳ / ۱۲نقش كفش در سلامت۴۰۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلام :پيامبر خدا به من فرمود : «فرزندم ! . . . كفش خوب به پا كن كه كفش ، خلخالِ (زينت پاى) مردان است .
.
۴۰۳۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اِستِجادَةُ الحِذاءِ ؛ وِقايَةٌ لِلبَدَنِ ، و عَونٌ عَلَى الصَّلاةِ وَالطَّهورِ . (1)۴۰۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إدمانُ الخُفِّ ؛ يَقي مِيتَةَ السَّوءِ . (2)۴۰۴۱.أعلام الدين عن أبي سعيد الخُدريّ :عنه عليه السلامـ وقَد نَظَرَ إلى بَعضِ أصحابِهِ وعَلَيهِ نَعلٌ سَوداءُ فَقالَ: ما لَكَ ولِلنَّعلِ السَّوداءِ؟ ! أما عَلِمتَ ؛ أنَّها تَضُرُّ بِالبَصَرِ ، وتُرخِي الذَّكَرَ ، وهِيَ بِأَغلَى الثَّمَنِ مِن غَيرِها ، وما لَبِسَها أحَدٌ إلاَّ اختالَ فيها؟ (3)راجع : ج۱ ، ص ۹۶ ، أسباب النضارة ، ح ۸۹ و ۹۰. ج۱ ، ص ۱۰۰ ، أسباب طول العمر ح ۹۸ . ج۱ ، ص ۳۰۸ (ما يجلو البصر ويزيد فيه / لُبس الخفّ) . ج۱ ، ص ۳۴۴ (ما ينفع لعلاج السلّ) . ج۱ ، ص ۶۴۶ (ما يضعف عن الجماع / النعل السوداء) . ج۲ ، ص ۷۲ (آداب أكل الطعام / خلع النعال).
۳ / ۱۳النَّهي عَن الاِستِشفاءِ بالعُيونِ الحارّةِ وَالمِياهِ المُرَّةِ۴۰۴۱.أعلام الدين ( ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ الاِستِشفاءِ بِالحَمّاتِ (4)؛ و هِيَ العُيونُ الحارَّةُ الَّتي تَكونُ فِي الجِبالِ الَّتي توجَدُ فيها رائِحَةُ الكِبريتِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۲ ، ح ۱ عن أبي بصير ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۲۶۶ ، ح ۷۹۹ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ، ومحمّد بن مسلم ، عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۷ ، ح ۶ عن أبي سلمة السرّاج .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۵ ، ح ۱ .
4) .. في المصدر : «بالحميّات» ، والتصويب من نسخة المجلسي في بحار الأنوار والمصادر الاُخرى .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۸۹ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۱ ، ح ۴۴۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۰۷ ، ح ۲۴۲۴ نحوه وكلّها عن مسعدة بن صدقة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۸۰ ، ح ۲.
۴۰۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :كفش خوب به پا كردن ، مايه نگهدارى بدن است و يارى دهنده اى است بر نماز و طهارت .۴۰۴۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :عادت به پوشيدن كفش ، از مرگ هاى بد ، جلوگيرى مى كند .۴۰۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ هنگامى كه به يكى از اصحاب خود نگريست كه كفش سياه داشت ـ: تو را كفش مِشكى به چه كار؟! آيا نمى دانى كه اين كفش به چشم زيان مى رساند ، آلتِ مردانگى را سست مى كند ، از ديگر انواع ، گران تر است و هيچ كس آن را نمى پوشد ، مگر اين كه با آن ، احساس (1)نخوت مى كند؟!ر.ك : ج۱ ، ص ۹۷ عوامل شادابى، ح۸۹ و ۹۰ ، ج۱ ، ص ۱۰۱ عوامل طول عمر ح ۹۸، ج۱ ، ص۳۰۹ (آنچه چشم را جلا مى دهد و تقويت مى كند / پوشيدن كفش) . ج۱ ، ص۳۴۵ (آنچه براى درمان سل ، سودمند است). ج۱ ، ص۶۴۷ (آنچه از توان جنسى مى كاهَد / كفش مِشكى) . ج۲ ، ص۷۵ (آداب غذا خوردن / در آوردن كفش) .
۳ / ۱۳نهى از درمان با چشمه هاى آب گرم و آب هاى تلخ۴۰۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، از درمان با چشمه هاى آب گرم ، نهى فرموده است ، و آنها ، چشمه هايى از آب گرم در كوهستان هاست كه بوى گوگرد دارد .
.
1) .اين سخن ، دلالت دارد كه در آن دوران ، پوشيدن كفش مِشكى ، ويژه دولتْ مردان بوده است .
۴۰۴۵.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام :كانَ أبي عليه السلام يَكرَهُ أن يَتَداوى بِالماءِ المُرِّ ، و بِماءِ الكِبريتِ ، و كانَ يَقولُ : إنَّ نوحا عليه السلام لَمّا كانَ الطّوفانُ دَعَا المِياهَ فَأَجابَتهُ كُلُّها إلاَّ الماءَ المُرَّ ، و ماءَ الكِبريتِ ، فَدَعا عَلَيهِما ولَعَنَهُما . (1)راجع : بحار الأنوار ، ج۶۶ ، ص۴۷۹ باب النهي عن الاستشفاء بالمياه الحارّة الكبريتيّة والمرّة وأشباههما .
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۹۰ ، ح ۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۸۱ ، ح ۵ .
۴۰۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پدرم خوش نداشت به آب تلخ و آب گوگرددار ، درمان كند . او مى فرمود : «نوح ، آن هنگام كه توفان به پا شده بود ، آب ها را فرا خوانْد و همه آنها به او پاسخ دادند ، مگر آب هاى تلخ و آب هاى گوگرددار. پس ، اين آب ها را نفرين كرد» .ر. ك : بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۷۹ (باب النهى عن الاستشفاء بالمياة الحارّة الكبريتيّة والمرّة وأشباههما).
.
. .
بخش دوم : بيمارىفصل يكم : تعريف بيمارىفصل دوّم : شمارى از حكمت هاى نهفته در بيمارى هافصل سوّم : منافع بيمارىفصل چهارم : وظايف بيمارانفصل پنجم : پرستارىفصل ششم : عيادت بيماران
.
. .
درآمددر روايات اسلامى ، بيمارى به عنوان زندان بدن و يكى از سخت ترين بلاها تعريف شده است . از ديگر سو ، همه مردم در طول زندگى خويش ، كم و بيش گرفتار اين زندان مى شوند و طعم تلخِ بلاى بيمارى را مى چشند . از همين جاست كه پژوهشگر با پرسش هايى از اين دست ، رويارو مى شود : ـ حكمت موجود در قراردادن زندانى به نام «بيمارى» در نظام هستى چيست؟ ـ آيا بهتر نيست كه خداوند ، انسان را به گونه اى بيافريند كه در طول زندگى به بلاى بيمارى گرفتار نشود؟ ـ اصولاً چرا انسان ، بيمار مى شود؟ آيا مى توان كارى كرد كه انسان ، هيچ گاه به زندان بيمارى گرفتار نيايد؟ پاسخ اين پرسش ها را با نگاهى به علّت بيمارى انسان ، آغاز مى كنيم : چرا انسان بيمار مى شود؟ پاسخ دانش پزشكى به اين پرسش ، بيان عوامل مادّى انواع بيمارى هاست ، بدين معنا كه علّت يك بيمارى ممكن است وراثت ، يا انتقال ميكروب ، يا تغذيه بد ، يا عوامل ديگر از اين دست باشد . امّا مسئله اصلى اين است : آيا آنچه در جهان طب ، عوامل بيمارى شناخته مى شوند ، علل تامّه اند يا آن كه ممكن است
.
عوامل ناشناخته ديگرى نيز در كنار اين عوامل وجود داشته باشند؟ بى گمان ، عقل انسان نمى تواند احتمال وجود عوامل ناشناخته بيمارى را انكار كند ، هر چند اثبات اين عوامل هم نيازمند دليل است . روايات اسلامى ، ضمن تأييد علل مادّى بيمارى ها و تأكيد بر اين كه برخى بخشى از بيمارى ها مى توان از طريق مبارزه با علل آنها ، پيشگيرى كرد ، در كنار علل مادّى ، علل ناشناخته اى را براى بيمارى ها اثبات مى كنند . اين علل ، در واقع ، حكمت بيمارى ها در نظام آفرينش است . (1)
حكمت بيمارىترديدى وجود ندارد كه در نظام هستى ، هيچ پديده اى بى حكمت نيست ، هر چند اين حكمت ، بر ما پوشيده مانده باشد . امام صادق عليه السلام ، درباره حكمت بيمارى فرموده است : بيمارى بر چند گونه است: بيمارى آزمون، بيمارى كيفر و بيمارى اى كه علّت مرگ قرارداده شده است. (2)امام صادق عليه السلام ، در اين سخن ، سه حكمت براى بيمارى ذكر كرده و اين هر سه ، بر دانش طب ، ناشناخته است . در سطورى كه پيش رو داريد ، مختصراً به حكمت نهفته در بيمارى ها از ديدگاه روايات ، پرداخته شده است :
.
۱ . تربيتمهم ترين حكمت بيمارى ، نقش سازنده تربيتى آن در زندگى انسان است . از پيامبر خدا روايت شده كه در اين زمينه فرمود : بيمارى ، تازيانه خدا در زمين است كه با آن ، بندگان خويش را ادب مى كند. (1)آنچه در سخن امام صادق عليه السلام در تبيين گونه نخست از گونه هاى بيمارى آمده ، يعنى «بيمارىِ آزمون» و اين خود ، اشاره اى به همين حكمت است ؛ زيرا كلمه «بلوى» در متن عربى روايت ، به معناى آزمايش است و از سوى ديگر ، فلسفه همه امتحان هاى الهى نيز تربيت انسان و رشد و شكوفايى استعدادهاى نهفته در درون اوست . البته ، نه فقط حكمت بيمارى ها تحقّق امتحان الهى است ؛ بلكه فلسفه تن درستى و سلامت نيز همين است . به ديگر سخن ، هر يك از دو حالت تن درستى و ناتن درستى ، آثار تربيتى مثبتى دارند و براى تكامل انسان نيز ضرورى اند . در اين موضوع ، حكايت جالبى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه اميرمؤمنان به بيمارى اى گرفتار شد . جمعى ايشان را عيادت كردند و از حال وى پرسيدند و گفتند : اى اميرمؤمنان ، به چه حالتى شب را به روز درآوردى؟ امام عليه السلام ، بر خلاف عادت متعارف فرمود : أصبَحتُ بِشَرٍّ . با بدى شب را به صبح آورده ام . آنان از اين سخن ، شگفت زده شدند و گفتند : سبحان اللّه ! آيا اين ، سخن چون تويى است؟ امام عليه السلام در پاسخ آنان فرمود : خداوند متعال مى فرمايد : «وَ نَبْلُوكُم بِالشَّرِّ
.
1) .ر. ك : ج۱ ، ص ۱۳۹ ح ۱۵۳.
وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ» (1)فَالخَيرُ : الصِّحَّةُ وَالغِنى ، وَالشَرُّ : المَرَضُ وَالفَقرُ ، ابتِلاءً وَاختِبارا . يعنى در اين سخن خداوند ، خير ، همان تن درستى و بى نيازى ، و شر نيز همان بيمارى و فقر است كه آزمون و امتحان هستند . (2)۱/۱ ـ پاكسازى جان : در مورد خطاكاران ، نقش تربيتى بيمارى در پاره كردن پرده هاى غفلت ، بيدار كردن آنها و تزكيه جانشان از ناپاكى ها و آلودگى ها تجلّى مى يابد ، چونان كه اميرمؤمنان فرموده است : «چون خداوند ، بنده اى را مبتلا به بيمارى كند ، به اندازه بيمارى اش از گناهان او فرو مى كاهد» . (3)۱/۲: تكامل انسان : امّا بيمارى نيكوكاران و پرهيزگاران ، مرتبه آنان در پيشگاه خداوند را بالاتر مى برد و به تكاملشان مى انجامد ، چنان كه از پيامبر خدا نقل شده است كه فرمود : مرد ، گاه داراى مرتبه اى [منظور] در پيشگاه خداوند است، كه به عمل خويش بدان نمى رسد تا آن هنگام كه به ابتلايى در جسم خود آزموده شود و بدين واسطه به آن مرتبت برسد. با توجّه به آث (4)ار تربيتى بيمارى در زندگى انسان ، اين كه شخص در همه عمر سالم بماند و هيچ گاه بيمار نشود ، از ديدگاه روايات رسيده از معصومان ، پديده اى نكوهيده است . پيامبر خدا در اين باره مى فرمايد : كَفى بِالسَّلامَةِ داءً . (5)درد همين بس كه [هماره] سلامت باشد .
.
1) .ما شما را به شرّ و خير مى آزماييم و به سوى ما باز مى گرديد .
2) .الدعوات ، ص ۱۶۸ ، ح ۴۶۹ ، مجمع البيان ، ج ۷ ، ص ۷۴ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۳۰۹ ، ح ۲۵.
3) .ر. ك : ج۱ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱۷۶.
4) .ر. ك : ج۱ ، ص ۱۴۹ ، ح ۱۸۰.
5) .المَجازات النبويّة ، ص ۴۳۰ ، ح ۳۴۹ ، تنبيه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۷ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۷۴ ، ح ۱۱ ؛ مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۳۰۲ ، ح ۱۴۰۹ ، الفردوس ، ج ۳ ، ص ۲۹۰ ، ح ۴۸۷۱ ، كنزالعمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۸ ، ح ۶۶۹۲.
همچنين در حديث ديگرى اين گونه آمده است : إنَّ اللّهَ يُبغِضُ العِفرِيَّةَ النِّفرِيَّةَ الَّذي لَم يُرزَأ في جِسمِهِ ولا مالِهِ . (1)خداوند ، آن بد نهاد بدكردارى را كه به هيچ بلايى در تن و دارايى خويش گرفتار نمى آيد ، دوست ندارد . البته بايد به اين نكته هم توجّه داشته باشيم كه مطلق بيمارى ، همانند مطلق تن درستى ، داراى آثار تربيتى مثبتى در انسان نيست . از همين رو ، موسى عليه السلام در دعاى خويش چنين از خداوند ، طلب مى كرد : يا رَبِّ ! مَرَضٌ يُضنيني ولا صِحَّةُ تُنسيني ، ولكِن بَينَ ذلِكَ ، أمرِضُ تارَةً فَأَشكُرُكَ ، وأصِحُّ تارَةً فَأَشكُرُكَ . (2)خداوندا! نه آن بيمارى اى كه مرا زمينگير كند و نه آن تن درستى اى كه به فراموشى [تو] در افكند ، بلكه حالتى ميانه [مى خواهم] ؛ گاه بيمار شوم تا پس از آن شكر تو گويم و گاه تن درست باشم تا سپاس تو بگزارم . از داوود نبى عليه السلام نيز نقل شده است كه در دعاى خويش چنين مى گفت : اللّهُمَّ لا صِحَّةً تُطغيني ولا مَرَضا يُضنيني ولكِن بَينَ ذَينِكَ . (3)خداوندا! نه تن درستى اى مى خواهم كه به طغيانم كشانَد و نه بيمارى اى كه زمينگيرم سازد ؛ بلكه حالتى ميان اين دو را خواهانم . اميرمؤمنان نيز چنين دعا مى كرد : اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ .. . مِن سُقمٍ يَشغَلُني ، ومِن صِحَّةٍ تُلهيني. (4)خداوندا ! به تو پناه مى برم . . . از ناتن درستى اى كه به خويش مشغولم دارد و از تن درستى اى كه به بازى ام سرگرم سازد .
.
۲ . كيفردر نظام حكيمانه هستى مشاهده مى كنيم كه بيمارى براى كسانى كه زمينه تربيتى را در نفس و روان خويش تباه نساخته اند ـ چنان كه توضيح داده شد ـ به كنار زدن پرده هاى غفلت و آگاهى افزون تر و سازندگى مى انجامد ؛ امّا براى كسانى كه بدان پايه از آلودگى روحى دچار شده اند كه جانشان اصلاح و تربيت را بر نمى تابد ، همين بيمارى ، نوعى كيفر الهى به شمار مى رود ، چنان كه امام صادق عليه السلام ، در حديثى كه گذشت ، از آن با عنوان «بيمارى كيفر» ياد كرد . امام رضا عليه السلام نيز درباره نقش بيمارى براى آنان كه استعداد بهره گيرى مثبت از آن را دارند و آنان كه چنين قابليتى را دارا نيستند ، فرموده است : بيمارى براى مؤمن ، تطهير و رحمت ، و براى كافر ، عذاب و لعنت است . (1)
۳ . عامل مرگگاه در بيمارى ، نه حكمتى تربيتى نهفته است ، و نه فلسفه اى كيفرى ، بلكه مرگ را در پى مى آورد . امّا در نظام آفرينش ، مرگ هم بدون حكمت نيست ؛ چه ، همه بايد بميرند : « كُلُّ نَفْسٍ ذَآئقَةُ الْمَوْتِ » . (2)هر كس طعم مرگ را مى چشد . از ديدگاه احاديث اسلامى ، هر بيمارى اى درمانى دارد و يگانه دردى كه هيچ درمانى ندارد ، مرگ است . در حديث نبوى آمده است : خداوند ، هيچ دردى را فرو نفرستاده (يا هيچ دردى را نيافريده) ، مگر اين كه درمانى نيز برايش فرو فرستاده (يا آفريده) است و كسانى از آن آگاهى يافته اند و
.
كسانى نيز از آن ناآگاه مانده اند ، مگر مرگ . (1)در پرتو اين رهنمودهاست كه مى گوييم : دانش پزشكى ، به قلّه كمال خويش دست نمى يابد ، مگر هنگامى كه براى همه بيمارى ها درمان كشف كند . امّا با اين همه ، بى گمان ، دانش ياد شده نمى تواند براى مرگ ، دارو و درمانى فراهم سازد . از همين جاست كه امام صادق عليه السلام در گفتگوى خود با مدّعى اى كه مى پنداشت مى تواند با مراقبت درست و كامل از بدن و خوردن غذاهاى مناسب ، مانع مرگ شود ، بر اين نكته تأكيد مى كند كه درمان آن بيمارى اى كه مقرّر است به مرگ بينجامد ، امكان ندارد . ايشان ، به تسليم شدن سه تن از طبيبان و حكيمان بزرگ در برابر مرگ ، اشاره كرد و فرمود : قَد ماتَ أرَسطاطاليسُ مُعَلِّمُ الأَطِبّاءِ ، وأَفلاطونُ رَئِيسُ الحُكَماءِ ، وجالينوسُ شاخَ ودَقَّ بَصَرُهُ ، وما دَفَعَ المَوتَ حينَ نَزَلَ بِساحَتِهِ ، ولَم يَألوا (2)حِفظَ أنفُسِهِم، وَا لنَّظَرَ لِما يُوافِقُها . (3)ارسطو ، كه استاد طبيبان بود ، و افلاطون ، كه سرآمد حكيمان بود ، و جالينوس ، كه پير و پرتجربه بود ، امّا نتوانست مرگ را آن گاه كه در آستانه وى فرود آمد ، از خويش براند ، همه مُردند ، در حالى كه در حفظ خويش و در انديشيدن به آنچه با بدن سازگار است ، از هيچ كوششى فروگذار نكردند .
.
الفصل الأوّل : تعريف المرض۱ / ۱حَبسُ البَدَنِ۴۰۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در اندرز به ابن مسعود ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لَيسَ مِن عَمَلِ يومٍ إلاّ وهُوَ يُختَمُ ، فَإِذا مَرِضَ المُؤمِنُ قالَتِ المَلائِكَةُ : يا رَبَّنا ، عَبدُكَ فُلانٌ قَد حَبَستَهُ .
فَيَقولُ الرَّبُّ تَعالى : اِختِموا لَهُ عَلى مِثلِ عَمَلِهِ حَتّى يَبرَأَ ، أو يَموتَ . (1)۴۰۵۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :المَرَضُ حَبسُ البَدَنِ . (2)۴۰۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :المَرَضُ أحَدُ الحَبسَينِ . (3)راجع : ج۱ ، ص ۱۵۴ (منافع المرض / ثواب ما كان يعمل في الصحّة).
.
فصل يكم : تعريف بيمارى۱ / ۱بازداشتگاه تن۴۰۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عمل هيچ روزى نيست ، مگر اين كه بر آن مُهر زده مى شود . چون بنده مؤمن ، بيمار شود ، فرشتگان مى گويند : پروردگارا ! فلان بنده ات را باز داشته اى! خداوند متعال در اين هنگام مى فرمايد : «براى او بر عملى همانند آنچه هميشه داشته است ، مُهر بزنيد تا زمانى كه از اين بيمارى بهبود يابد يا بميرد» .۴۰۶۲.الإمام عليّ عليه السلام :امام على عليه السلام :بيمارى ، بازداشتگاه بدن است .۴۰۶۳.الإمام الصّادق عليه السلام :امام على عليه السلام :بيمارى ، يكى از دو زندان است .ر. ك : ج۱ ، ص۱۵۵ (منافع بيمارى/پاداش آنچه در دوران تن درستى انجام مى داده است).
.
۱ / ۲مِن أعظمِ البَلاءِ۴۰۶۴.كنزالعمّال عن ابن عمر عن رسول اللّه صلى الله عليهالإمام عليّ عليه السلام :ألا وإنَّ مِنَ البَلاءِ الفاقَةَ ، وأشَدُّ مِنَ الفاقَةِ مَرَضُ البَدَنِ ، وأشَدُّ مِن مَرَضِ البَدَنِ مَرَضُ القَلبِ . (1)۴۰۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :لا رَزِيَّةَ أعظَمُ مِن دَوامِ سُقمِ الجَسَدِ . (2)۴۰۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :ثَلاثٌ مِن أعظَمِ البَلاءِ : كَثرَةُ العائِلَةِ ، وغَلَبَةُ الدَّينِ ، ودَوامُ المَرَضِ . (3)۴۰۶۴.كنز العمّال ( ـ به نقل از ابن عمر ـ ) عنه عليه السلام :مَن كَثُرَت أدواؤُهُ لَم يُعرَف شِفاؤُهُ . (4)۴۰۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أربَعَةُ أشياءَ القَليلُ مِنها كَثيرٌ : النّارُ ، وَالعَداوَةُ ، وَالفَقرُ ، وَالمَرَضُ . (5).
1) .نهج البلاغة ، الحكمة ۳۸۸ ، تحف العقول ، ص ۲۰۳ ، الأمالي للطوسي ، ص ۱۴۶ ، ح ۲۴۰ عن أبي وجزة السعدي عن أبيه ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۸۸ ، بحارالأنوار ، ج ۷۰ ، ص ۵۱ ، ح ۸ .
2) .غرر الحكم ، ح ۱۰۷۲۶ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۵۴۰ ، ح ۹۹۹۷ .
3) .غرر الحكم ، ح ۴۶۷۳ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۲۱۲ ، ح ۴۲۳۳ .
4) .غرر الحكم ، ح ۸۱۳۸ .
5) .نثر الدرّ ، ج ۱ ، ص ۳۵۱ ، الخصال ، ص ۲۳۸ ، ح ۸۴ مضمرا ، معدن الجواهر ، ص ۴۰ وفيه «الوجع» بدل «المرض» وكلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۵۹ ، ص ۳۲۹ ، ح ۱.
۱ / ۲از بزرگ ترين گرفتارى ها۴۰۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هان! يكى از گرفتارى ها تهى دستى است . سخت تر از تهى دستى ، بيمارى تن است و سخت تر از بيمارى تن ، بيمارى دل .۴۰۶۹.الأمالي للطوسي عن جابر بن عبد اللّه :امام على عليه السلام :مصيبتى سخت تر از استمرار ناتن درستى نيست .۴۰۶۷.امام صادق عليه السلام :امام على عليه السلام :سه چيز از بزرگ ترين گرفتارى هاست : فراوانى نانخوران ، چيرگى بدهى ، و استمرار بيمارى .۴۰۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كس بيمارى هايش فراوان باشد ، درمانش شناخته نمى شود .۴۰۶۹.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ ) امام صادق عليه السلام :چهار چيز است كه اندكش هم بسيار است : آتش ، دشمنى ، تهى دستى و بيمارى . (1)
.
1) .. در معدن الجواهر ، به جاى «بيمارى»، «درد» آمده است .
الفصل الثاني : وجوه من الحكمة في الأمراض۴۰۷۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِزِنديقٍ وقَد سَأَلَهُ : فَبِمَا استَحَقَّ الطِّفلُ الصَّغيرُ مايُصيبُهُ مِنَ الأَوجاعِ وَالأَمراضِ بِلاذَنبٍ عَمِلَهُ ولاجُرمٍ سَلَفَ مِنهُ؟ فَقالَ: إنَّ المَرَضَ عَلى وُجوهٍ شَتّى : مَرَضُ بَلوى ، وَمرَضُ عُقوبَةٍ ، ومَرَضٌ جُعِلَ عِلَّةً لِلفَناءِ ، وأنتَ تَزعُمُ أنَّ ذلِكَ مِن أغذِيَةٍ رَدِيَّةٍ ، وأشرِبَةٍ وَبِيَّةٍ أو عِلَّةٍ كانَت بِاُمِّهِ ، وتَزعُمُ أنَّ مَن أحسَنَ السِّياسَةَ لِبَدَنِهِ وأجمَلَ النَّظَرَ في أحوالِ نَفسِهِ وعَرَفَ الضّارَّ مِمّا يَأكُلُ مِنَ النّافِعِ لَم يَمرَض ، وتَميلُ في قَولِكَ إلى مَن يَزعُمُ أنَّهُ لايَكونُ المَرَضُ وَالمَوتُ إلاّ مِنَ المَطعَمِ وَالمَشرَبِ ! قَد ماتَ «أرَسطاطاليسُ » مُعَلِّمُ الأَطِبّاءِ ، و«أفلاطونُ » رَئيسُ الحُكَماءِ ، و«جالينوسُ » شاخَ ودَقَّ بَصَرُهُ ، وما دَفَعَ الموتَ حينَ نَزَلَ بِساحَتِهِ ، ولَم يَألوا حِفظَ أنفُسِهِم ، وَالنَّظَرَ لِما يُوافِقُها ، كَم مِن مَريضٍ قَد زادَهُ المُعالِجُ سُقماً ؟ وكَم مِن طَبيبٍ عالِمٍ وبَصيرٍ بِالأَدواءِ وَالأَدوِيَةِ ماهِرٍ ماتَ ، وعاشَ الجاهِلُ بِالطِّبِّ بَعدَهُ زَماناً ؟ ! فَلا ذاكَ نَفَعَهُ عِلمُهُ بِطِبِّهِ عِندَ انقِطاعِ مُدَّتِهِ وحُضورِ أجَلِهِ ، ولا هذا ضَرَّهُ الجَهلُ بِالطِّبِّ مَعَ بَقاءِ المُدَّةِ وتَأَخُّرِ الأَجَلِ ! (1).
1) .الاحتجاج ، ج ۲ ، ص ۲۲۵ ، ح ۲۲۳ ، بحارالأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۱۷۱ ، ح ۲.
فصل دوّم : شمارى از حكمت هاى نهفته در بيمارى ها۴۰۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به مردى زنديق (1)كه پرسيده بود : كودك خردسالى كه نه گناهى كرده و نه جرمى از او سر زده ، به چه سبب ، مستحقّ دردها و بيمارى هايى شده است كه به وى مى رسد ـ: بيمارى بر چند گونه است : بيمارى آزمون ، بيمارى كيفر و بيمارى اى كه علّت مرگ قرارداده شده است . امّا تو مدّعى هستى كه آن از خوراك نامناسب ، نوشيدنى آلوده و بيمارى اى است كه در مادر وى وجود داشته است و گمان مى كنى كه هر كس ، بدن خويش را درست تدبير كند و در احوال خود ، نيك بنگرد و در آنچه مى خورد ، سودمند و زيان آور را از همديگر باز شناسد ، بيمار نمى شود . تو در اين دعوى خود ، به [عقيده] كسانى مى گرايى كه مى پندارند بيمارى و مرگ ، جز از خوردنى ها و نوشيدنى ها نيست . ارسطو ، استاد طبيبان بود . افلاطون ، سرآمد حكيمان بود و جالينوس ، پير و پُرتجربه بود ؛ امّا نتوانست مرگ را آن گاه كه در آستانه وى فرود آمد ، از خويش برانَد . همه مُردند ، در حالى كه در حفظ خويش و در انديشيدن به آنچه با بدن سازگار است از هيچ كوششى فروگذار نكردند . چه بسيار بيمارى كه درمان كننده او را ناتن درستى افزوده است و چه بسيار طبيب داناى آشناى به دارو و درمان ، كه خود مُرده و [در برابر] فردى ناآگاهِ به طب مدّتى درازتر پس از او زنده مانده است و نه آن را پس از سرآمدن مدّت [زندگى] و فرا رسيدن اجلش ، آگاهى به طب ، سودى نبخشيده ، و نه اين را پيش از سرآمدن مدّت [زندگى] و به گاه دورتر بودن اجل ، ناآگاهى از طب ، زيانى رسانده است .
.
1) .زنديق ، معرب زنديك است و معانى مختلفى براى آن ذكر شده ، از جمله : ملحد ، بى دين ، غير صالح ، دَهْرى ، گروهى از مجوس كه خداى را دو گويند (ر. ك : لغت نامه دهخدا ، ج ۸ ، ص ۱۴۲۷) .
الفصل الثالث : منافع المرض۳ / ۱التأديب۴۰۷۵.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المَرَضُ سَوطُ اللّهِ فِي الأَرضِ يُؤَدِّبُ بِهِ عِبادَهُ . (1)۴۰۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لَولا ثَلاثٌ فِي ابنِ آدَمَ ما طَأطَأَ رَأسَهُ شَيءٌ : المَرَضُ ، وَالفَقرُ ، وَالمَوتُ ، كُلُّهُم فيهِ ، وإنَّهُ مَعَهُنَّ لَوَثّابٌ ! (2)۴۰۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :الجَسَدُ إذا لَم يَمرَض أشِرَ ، ولا خَيرَ في جَسَدٍ يَأشَرُ . (3)۴۰۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در پاسخ به سؤال از برترينِ مردم ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :لَو كانَ الإِنسانُ لا يُصيبُهُ ألَمٌ ولا وَجَعٌ ، بِمَ كانَ يَرتَدِعُ عَنِ الفَواحِشِ ويَتَواضَعُ للّهِِ ويَتَعَطَّفُ عَلَى النّاسِ؟ أماتَرَى الإِنسانَ إذا عَرَضَ لَهُ وَجَعٌ خَضَعَ وَاستَكانَ ، ورَغِبَ إلى رَبِّهِ فِي العافِيَةِ وبَسَطَ يَدَيهِ بِالصَّدَقَةِ؟ (4).
1) .كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۶ ، ح ۶۶۸۰ نقلاً عن الخليلي عن جرير.
2) .الخصال ، ص ۱۱۳ ، ح ۸۹ عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، الدعوات ، ص ۱۷۱ ، ح ۴۷۹ ،بحارالأنوار ، ج ۷۲ ، ص ۵۳ ، ح ۸۲ .
3) .مشكاة الأنوار ، ص ۴۸۷ ، ح ۱۶۲۶ ، الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۴ ، ح ۸ عن حجّاج وفيه «لايمرض بأشَر» بدل «يأشر» ، كشف الغمّة ، ج ۲ ، ص ۳۱۴ عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحارالأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۵۸؛ المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۳ ، ص ۱۲۰ ، ح ۲۷ عن حجّاج بن محمّد نحوه ، حلية الأولياء ، ج ۳ ، ص ۱۳۴ ، سير أعلام النبلاء ، ج ۴ ، ص ۳۹۶ كلاهما عن حجّاج عن الإمام الباقر عليه السلام وكلّها عن الإمام زين العابدين عليه السلام .
4) .بحارالأنوار ، ج ۳ ، ص ۸۸ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
فصل سوّم : منافع بيمارى۳ / ۱تأديب۴۰۷۶.مجمع البيان ( ـ به نقل از مُقاتل بن حيّان ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمارى، تازيانه خدا در زمين است كه با آن ، بندگان خويش را ادب مى كند .۴۰۷۷.الدرّ المنثور :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر سه چيز در آدميزاد نبود ، هيچ چيز سرِ او را فرو نمى آورد : بيمارى ، تهى دستى و مرگ . اينها همه در انسان هست و با اين حال ، انسان ، همچنان گستاخ است .۴۰۷۸.الترغيب والترهيب عن أبي سعيد الخدري :امام باقر عليه السلام :تن اگر بيمار نشود ، به سرمستى مى گرايد ، و در آن تنى كه به سرمستى گراييده ، هيچ خيرى نيست .۴۰۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اگر بنا بود هيچ درد و رنجى به انسان نرسد ، به كدامين وسيله از زشتى ها دامن در مى كشيد و در برابر خداوند ، فروتنى مى كرد و با مردم ، مهربانى مى ورزيد؟ آيا نمى بينى انسان ، آن هنگام كه دردى دامنگيرش مى شود ، فروتن مى شود ، و سرِ تسليم فرود مى آورد و بر درگاه پروردگار خويش ، عافيت مى جويد و دست به صدقه مى گشايد؟
.
۴۰۷۸.الترغيب و الترهيب ( ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ ) عنه عليه السلام- في دُعائِهِ لَمَّا اشتَكى -: اللّهُمَّ اجعَلهُ أدَباً لا غَضَباً . (1)۳ / ۲الكفّارةُ۴۰۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :السُّقمُ ، يَمحُو الذُّنوبَ . (2)۴۰۸۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ساعاتُ الوَجَعِ ، يُذهِبنَ ساعاتِ الخَطايا . (3)۴۰۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ المُؤمِنَ لا يُؤجَرُ في مَرَضِهِ ، ولكِن يُكَفَّرُ عَنهُ . (4)۴۰۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن مُؤمِنٍ يَمرَضُ مَرَضاً يُحرِضُهُ المَرَضُ إلاّ غُفِرَ لَهُ . (5)۴۰۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ ابتَلاهُ اللّهُ بِبَلاءٍ في جَسَدِهِ ؛ فَهُوَ لَهُ حِطَّةٌ . (6)۴۰۸۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ المُؤمِنَ إذا أصابَهُ السُّقمُ ، ثُمَّ أعفاهُ اللّهُ مِنهُ ، كانَ كَفّارَةً لِما مَضى مِن ذُنوبِهِ ومَوعِظَةً لَهُ فيما يَستَقبِلُ . (7).
1) .نثر الدرّ ، ج ۱ ، ص ۳۵۴ ، الدعوات ، ص ۱۷۴ ، ح ۴۸۹ ، بحارالأنوار ، ج ۹۵ ، ص ۱۸ ، ح ۱۸.
2) .جامع الأحاديث ، ص ۸۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۷ ، ص ۲۴۴ ، ح ۸۳ نقلاً عن الإمامة والتبصرة عن السكوني ، عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام .
3) .الجعفريّات ، ص ۲۴۵ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، جامع الأحاديث ، ص ۸۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۷ ، ص ۲۴۴ ، ح ۸۳؛ الثقات لابن حبّان ، ج ۶ ، ص ۹۶، شعب الإيمان ، ج ۷ ، ص ۱۸۱ ، ح ۹۹۲۵ كلاهما عن أبي أيّوب الأنصاري ، وفيهما «الأمراض» بدل «الوجع» وح ۹۹۲۶ ، الفرج بعد الشدّة لابن أبي الدنيا ، ص ۱۹ ، ح ۱۲ كلاهما عن الحسن ، وفيهما «الأذى» بدل «الوجع» ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۵ ، ح ۶۶۷۲ إلى ۶۶۷۴.
4) .تاريخ دمشق ، ج ۶۴ ، ص ۱۶۱ ، ح ۱۳۰۸۵ ، الفردوس ، ج ۱ ، ص ۱۹۰ ، ح ۷۱۳ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ ، ح ۶۷۱۱ نقلاً عن المعجم الكبير وكلّها عن أبي الدرداء .
5) .الفردوس ، ج ۴ ، ص ۲۷ ، ح ۶۰۸۲ عن عمر بن الشريد .
6) .مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۴۱۴ ، ح ۱۶۹۰ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۳ ، ص ۲۹۷ ، ح ۵۱۵۳ ،المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۳ ، ص ۱۱۸ ، ح ۸ وفيه «حظّه» بدل «حِطّة» وكلّها عن أبي عبيدة بن الجرّاح ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۹۰۲ ، ح ۴۳۵۵۳ وراجع السنن الكبرى ، ج ۳ ، ص ۵۲۴ .
7) .سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸۲ ، ح ۳۰۸۹ ، تهذيب الكمال ، ج ۱۴ ، ص ۸۷ نحوه وكلاهما عن عامر الرام ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۷ ، ح ۶۶۸۶.
۴۰۸۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در دعاى خويش آن هنگام كه بيمار شده بود: خداوندا! اين را نه [نشان] غضب ، بلكه [مايه] ادب قرار ده .۳ / ۲كفّاره۴۰۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمارى ، گناهان را محو مى كند .۴۰۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :لحظه هاى درد ، [آثار ] لحظه هاى گناه را از ميان مى برد .۴۰۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مؤمن در بيمارى اش پاداش داده نمى شود ؛ امّا گناه او فرو پوشانده مى شود .۴۰۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مؤمنى به بيمارى اى جانكاه مبتلا نمى شود ، مگر آن كه گناهش بخشوده مى گردد .۴۰۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس كه خداوند ، او را به گرفتارى جسمى بيازمايد ، آن گرفتارى برايش مايه فرو ريختن گناهان است .۴۰۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انسان مؤمن ، چون بيمارى به وى برسد و خداوند ، او را عافيت دهد ، اين بيمارى ، كفّاره گناهان گذشته او و مايه اندرز براى آينده اوست .
.
۴۰۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ لَيَبتَلي عَبدَهُ بِالسُّقمِ ، حَتّى يُكَفِّرَ ذلِكَ عَنهُ كُلَّ ذَنبٍ . (1)۴۰۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ العَبدَ إذا مَرِضَ أوحَى اللّهُ إلى مَلائِكَتِهِ : يا مَلائِكَتي ، أنَا قَيَّدتُ عَبدي بِقَيدٍ مِن قُيودي ، فَإِن أقبِضهُ أغفِر لَهُ ، وإن اُعافِهِ فَحينَئِذٍ يَقعُدُ ولا ذَنبَ لَهُ . (2)۴۰۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن مُسلِمٍ ولامُسلِمَةٍ ولامُؤمِنٍ ولامُؤمِنَةٍ يَمرَضُ مَرَضاً ، إلاّ حَطَّ اللّهُ عَنهُ مِن خَطاياهُ . (3)۴۰۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن عَبدٍ تُصيبُهُ زَمانَةٌ تَمنَعُهُ مِمّا يَصِلُ إلَيهِ الأَصِحّاءُ بَعدَ أن يَكونَ مُسَدَّداً ، إلاّ كانَت كَفّارَةً لِذُنوبِهِ ، وكانَ عَمَلُهُ بَعدُ فَضلاً . (4)۴۰۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ العَبدَ لَيُصيبُهُ مِنَ المَصائِبِ ، حَتّى يَمشِيَ عَلَى الأَرضِ وما عَلَيهِ خَطيئَةٌ . (5)۴۰۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أربَعَةٌ يَستَأنِفونَ العَمَلَ : المَريضُ إذا بَرَأَ ، وَالمُشرِكُ إذا أسلَمَ . . . (6)۴۰۹۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ، أنينُ المُؤمِنِ تَسبيحٌ ، وصِياحُهُ تَهليلٌ ، ونَومُهُ عَلَى الفِراشِ عِبادَةٌ ، وتَقَلُّبُهُ مِن جَنبٍ إلى جَنبٍ جِهادٌ في سَبيلِ اللّهِ ، فَإِن عوفِيَ مَشى فِي النّاسِ وما عَلَيهِ مِن ذَنبٍ . (7).
1) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۴۹۹ ، ح ۱۲۸۶ ، تاريخ دمشق ، ج ۵۴ ، ص ۱۲۴ ، ح ۱۱۴۰۰ وفيه «المؤمن» بعد «عبده» و«يُخفّف» بدل «يُكفِّر ذلك» وكلاهما عن أبي هريرة ، المعجم الكبير ، ج ۲ ، ص ۱۲۹ ، ح ۱۵۴۸ عن جبير بن مطعم ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۳۵ ، ح ۶۸۲۰.
2) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۳۴۸ ، ح ۷۸۷۱ ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۱۶۷ ، ح ۷۷۰۱ نحوه وكلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۴ ، ح ۶۶۶۷.
3) .مسند ابن حنبل ، ج ۵ ، ص ۱۹۴ ، ح ۱۵۱۴۸ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۷ ، ص ۱۹۰ ، ح ۲۹۲۷ نحوه ، مسند الطيالسي ، ص ۲۴۶ ، ح ۱۷۷۳ كلّها عن جابر ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۶ ، ح ۶۷۲۸.
4) .اُسد الغابة ، ج ۳ ، ص ۲۵۶ عن عبداللّه بن سبرة ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۵ ، ح ۶۷۲۵.
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۳ ، ح ۲۴۳۳.
6) .النوادر للراوندي ، ص ۱۵۰ ، ح ۲۱۳ ، الجعفريّات ، ص ۳۳ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۷۹ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات ، ص ۱۷۳ ، ح ۴۸۶ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۶ ، ح ۴۳ ؛ الفردوس ، ج ۱ ، ص ۳۷۳ ، ح ۱۵۰۴ عن الإمام عليّ عليه السلام .
7) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۶۴ ، ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو ، وأنس بن محمّد عن أبيه ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۲۷ ، ح ۲۶۵۶ كلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه ، عن الإمام عليّ عليهم السلام ، ثواب الأعمال ، ص ۲۲۸ ، ح ۳ نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۵۴ ، ح ۳؛ تاريخ بغداد ، ج ۲ ، ص ۱۹۱ عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۱ ، ح ۶۷۰۵.
۴۰۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، گاه بنده خويش را به ناتن درستى گرفتار مى كند تا اين ناتن درستى ، كفّاره هر گناه وى شود .۴۰۹۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بنده چون بيمار شود ، خداوند به فرشتگان خويش چنين وحى كند : اى فرشتگانم ! من بنده ام را به بندى از بندهاى خويش گرفتار ساخته ام . اينك اگر جانش را بستانم ، او را مى آمرزم و اگر او را عافيت بخشم ، در حالى از بستر بر مى خيزد كه هيچ گناهى ندارد .۴۰۹۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مرد و زن مسلمان و هيچ مرد و زن مؤمنى نيست كه بيمار شود ، مگر آن كه خداوند ، [برخى] از گناهانش را از او فرو نهد .۴۰۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بنده اى نيست كه بيمارى دامنگيرش شود و او را از آنچه تن درستان انجام مى دهند ، باز دارد ، مگر آن كه اين بيمارى كفّاره گناهانش شود و هر چه پس از آن انجام دهد ، فزونى اى بر كفّه اعمالش باشد .۴۰۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گاه به بنده خدا برخى از مصائب مى رسد تا در حالى بر زمين گام بردارد كه هيچ گناهى بر وى نيست .۴۰۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار تن هستند كه اعمال خويش را در حالى كه هيچ گناهى بر آنان نمانده است ، از نو مى آغازند : بيمار ، چون بهبود يابد ، مشرك ، چون مسلمان شود ، . . . .۴۰۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! ناله مؤمن [به گاه بيمارى] «سبحان اللّه » گفتن است ، فريادش «لااله الااللّه » گفتن ، خفتنش بر بستر ، عبادت است و از پهلو به پهلو چرخيدنش ، جهاد در راه خداست ؛ و اگر بهبود يابد ، در حالى در ميان مردم راه مى رود كه هيچ گناهى بر او نيست . .
۴۰۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ وقد سُئلَ : ما القَلبُ السَّليمُ ؟ ـ ) تاريخ بغداد عن اُمّ سليم الأنصاريّة :مَرِضتُ فَعادَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا اُمَّ سُلَيمٍ ، أتَعرِفينَ النّارَ وَالحَديدَ وخَبَثَ الحَديدِ؟
قُلتُ : نَعَم ، يا رَسولَ اللّهِ .
قالَ : فَأَبشِري يا اُمَّ سُلَيمٍ ، فَإِنَّكِ إن تَخلُصي مِن وَجَعِكِ هذا تَخلُصي (1)مِنَ الذُّنوبِ ، كَما يَخلُصُ الحَديدُ مِن خَبَثِهِ . (2)۴۰۹۶.مجمع البيان في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى :سنن أبي داوود عن اُمّ العلاء :عادَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنَا مَريضَةٌ ، فَقالَ :
أبشِري يا اُمَّ العَلاءِ ؛ فَإِنَّ مَرَضَ المُسلِمِ يُذهِبُ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ ، كَما تُذهِبُ النّارُ خَبَثَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ . (3)۴۰۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در پاسخ اين سؤال كه: قلب سليم چيست؟ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّما مَثَلُ المَريضِ إذا بَرَأَ وصَحَّ ، كَالبَردَةِ تَقَعُ مِنَ السَّماءِ في صَفائِها ولَونِها . (4)۴۰۹۶.مجمع البيان ( ـ در تفسير قول خداوند متعال: {Q} «پس كسى را كه خد ) عنه صلى الله عليه و آله :إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ ألَمَّ اللّهُ بِهِ الفَقرَ وَالمَرَضَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى يُريدُ أن يُصافِيَهُ . (5).
1) .. في المصدر : «تخلصين» ، والتصويب من كنز العمّال.
2) .تاريخ بغداد ، ج ۳ ، ص ۴۱۱ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۷ ، ح ۶۷۳۶.
3) .سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸۴ ، ح ۳۰۹۲ ، المنتخب من مسند عبد بن حميد ، ص ۴۵۱ ، ح ۱۵۶۴ ، المعجم الكبير ، ج ۲۵ ، ص ۱۴۱ ، ح ۳۴۰ ، اُسد الغابة ، ج ۷ ، ص ۳۵۹ وفيهما «خبث الحديد» بدل «خبث الذهب والفضّة» ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۶ ، ح ۶۶۷۶ .
4) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۴۱۱ ، ح ۲۰۸۶ ، المعجم الأوسط ، ج ۵ ، ص ۲۲۹ ، ح ۵۱۶۶ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۶ ، ح ۶۷۳۲ نقلاً عن البزّار والديلمي وابن عساكر وكلّها عن أنس؛ الدعوات ، ص ۲۲۴ ، ح ۶۱۸.
5) .الفردوس ، ج ۱ ، ص ۲۶۱ ، ح ۱۰۱۵ عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۴۷۲ ، ح ۱۶۶۰۲.
۴۰۹۷.مكارم الأخلاق عن عَبد اللّه ِ بنِ مَسعود :تاريخ بغدادـ به نقل از اُمّ سليم انصارى ـ: بيمار شدم و پيامبر خدا به عيادتم آمد . پرسيد : «اى مادر سليم! آيا آتش و آهن و ناخالصى هاى آهن [به گاه گداخته شدن] را مى شناسى؟» .
گفتم : آرى ، اى پيامبر خدا !
فرمود : «پس اى مادر سليم ، تو را مژده باد! اگر كه از اين درد به سلامت جان به در برى ، از گناهان خويش نيز رَسته اى ، آن سان كه آهن از ناخالصى هاى خود ، رها مى شود .۴۰۹۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سنن أبى داوودـ به نقل از اُمّ علاء ـ: هنگامى كه بيمار بودم ، پيامبر خدا به عيادتم آمد . او فرمود : «اى مادر علاء! مژده ات باد ؛ چرا كه بيمارى مسلمان ، چيزى است كه خدا به واسطه آن ، گناهان او را از ميان مى برد ، آن سان كه آتش ، ناخالصى هاى طلا و نقره را مى بَرَد ».۴۰۹۷.مكارم الأخلاق ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مَثَلِ [جانِ] بيمار ، آن گاه كه بهبود مى يابد ، همانند شفّافيت و [زلالى رنگِ] تگرگ است هنگامى كه از آسمان ، فرو مى ريزد .۴۰۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون كسى را ديديد كه خداوند ، او را به نادارى و بيمارى در ميان گرفته ، [بدانيد كه] خداوند متعال ، اراده كرده است كه او را پاك كند . .
۴۰۹۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ العَبدَ لَيَمرَضُ المَرَضَ فَيَرِقُّ قَلبُهُ ، فَيَذكُرُ بَعضَ ذُنوبِهِ الَّتي سَلَفَت مِنهُ ، فَيَقطُرُ مِن عَينَيهِ مِثلُ الذّبابِ (1)مِنَ الدَّمعِ فَيُطَهِّرُهُ اللّهُ عز و جل مِن ذُنوبِهِ ، فَإِن بَعَثَهُ بَعَثَهُ مُطَهَّراً ، وإن قَبَضَهُ قَبَضَهُ مُطَهَّراً . (2)۴۱۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :إذَا ابتَلَى اللّهُ عَبداً أسقَطَ عَنهُ مِنَ الذُّنوبِ بِقَدرِ عِلَّتِهِ . (3)۴۱۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِبَعضِ أصحابِهِ في عِلَّةٍ اعتَلَّها: جَعَلَ اللّهُ ما كانَ مِن شَكواكَ حَطّا لِسَيِّئاتِكَ ؛ فَإِنَّ المَرَضَ لا أَجرَ فيهِ ، ولكِنَّهُ يَحُطُ السَّيِّئاتِ ويَحُتُّها حَتَّ الأَوراقِ ، وإِنَّمَا الأَجرُ في القَولِ بِاللِّسانِ وَالعَمَلِ بِالأَيدي وَالأَقدامِ ، وَإنَّ اللّهَ سُبحانَهُ يُدخِلُ بِصِدقِ النِّيَّةِ وَالسَّريرَةِ الصّالِحَةِ مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ الجَنَّةَ . (4)۴۱۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام زين العابدين عليه السلامـ لِمَريضٍ قَد بَرَأَ: يَهنِئُكَ الطَّهورُ مِنَ الذُّنوبِ ، إنَّ اللّهَ قَد ذَكَرَكَ فَاذكُرهُ ، وأقالَكَ فَاشكُرهُ . (5)۴۰۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :المَرَضُ لِلمُؤمِنِ ؛ تَطهيرٌ ورَحمَةٌ ، و لِلكافِرِ ؛ تَعذيبٌ ولَعنَةٌ ، وإنَّ المَرَضَ لايَزالُ بِالمُؤمِنِ ، حَتّى لايَكونَ عَلَيهِ ذَنبٌ . (6)راجع : ج۱ ، ص ۱۵۶ ، ح ۱۹۶ .
.
1) .في المصدر «الذناب» ، والتصويب من كنز العمّال .
2) .معجم السفر ، ص ۳۸۷ ، ح ۱۳۰۹ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ ، ح ۶۷۱۰ نقلاً عن الحاكم في تاريخه والديلمي وكلاهما عن أنس.
3) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۲۱۸ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۷۶ ، ح ۱۳.
4) .نهج البلاغة : الحكمة ۴۲ ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۰۲ ، ح ۱۲۴۵ عن عبد العظيم بن عبداللّه الحسني عن الإمام الجواد عن آبائه عليهم السلام ، تفسير العيّاشي ، ج ۲ ، ص ۱۰۴ ، ح ۹۹ عن عبدالرحمن بن حرب وكلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۵ ، ص ۳۱۷ ، ح ۱۵.
5) .تحف العقول ، ص ۲۸۰ ، بحارالأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۳۸ ، ح ۱۰؛ شرح نهج البلاغة ، ج ۲۰ ، ص ۳۰۹ ، ح ۵۴۱ عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه.
6) .ثواب الأعمال ، ص ۲۲۹ ، ح ۱ عن محمّد بن سنان ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۱ ، ح ۲۴۲۵ ، عدّة الداعي ، ص ۱۱۶ عن الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۳ ، ح ۳۵.
۴۱۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گاه بنده بيمار مى گردد . پس دلش نازك مى شود و برخى از گناهانى را كه از او سر زده است ، به ياد مى آورد و قطره اشكى ، هر چند كوچك ، از ديدگانش سرازير مى شود و آن گاه ، خداوند عز و جل ، او را از گناهانش پاك مى سازد . پس اگر او را از اين بستر بيمارى برخيزانَد ، او را پاك شده [از گناه] بر مى خيزانَد ، و اگر جانش را بستاند ، پاكيزه شده [از گناه] مى ستاند .۴۱۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اگر خداوند ، بنده اى را گرفتار [بيمارى] سازد ، به اندازه بيمارى اش از گناهان او فرو مى كاهد .۴۱۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ به يكى از ياران خويش كه به بيمارى اى گرفتار شده بود: خداوند ، آن درد و رنجى را كه داشته اى ، مايه ريختن گناهانت قرار دهد ؛ چرا كه در بيمارى ، پاداشى نيست ؛ امّا گناهان را فرو مى كاهد و چنان كه برگ از درخت مى ريزد ، از انسان فرو مى ريزد . پاداش ، تنها در گفتن به زبان ، و عمل كردن به دست و پاى است و خداوند سبحان ، هر يك از بندگان خويش را كه بخواهد ، به راستىِ نيّت و به نهادِ درست ، به بهشت درمى آورد .۴۱۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام سجّاد عليه السلامـ خطاب به بيمارى كه بهبود يافته بود: پاك شدن از گناهان ، بر تو مبارك باد! خداوند ، تو را ياد كرده است . او را ياد كن ، و از تو درگذشته است . او را سپاس گوى .۴۱۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :بيمارى براى مؤمن ، تطهير و رحمت ، و براى كافر ، عذاب و لعنت است . بيمارى ، همدم مؤمن مى ماند ، تا هنگامى كه هيچ گناهى بر وى نباشد .ر. ك : ج۱ ، ص ۱۵۷ ح ۱۹۶ .
.
۳ / ۳الكَرامَةُ۴۱۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ اين جمله را زياد به زبان مى آورد ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرَّجُلَ لَيَكونُ لَهُ الدَّرَجَةُ عِندَاللّهِ لايَبلُغُها بِعَمَلِهِ ؛ حَتّى يُبتَلى بِبَلاءٍ في جِسمِهِ ، فَيَبلُغُها بِذلِكَ . (1)۴۱۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الأَمراضُ هَدايا مِنَ اللّهِ عز و جل لِلعَبدِ ، فَأَحَبُّ العِبادِ إلَى اللّهِ أكثَرُهُم هَدِيَّةً . (2)۴۱۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :المَرضى أحِبّاءُ اللّهِ . (3)۴۱۰۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :يَسبِقُ المَقتولُ في سَبيلِ اللّهِ مُقبِلاً غَيرَ مُدبِرٍ المَقتولَ المُدبِرَ إلَى الجَنَّةِ بِسَبعينَ خَريفاً ، ومَرضى اُمَّتي قَبلَ أصِحّائِهِم بِسَبعينَ خَريفاً ، وَالأَنبِياءُ قَبلَ سُلَيمانَ بنِ داوودَ بِأَربَعينَ خَريفاً ؛ لِما كانَ فيهِ مِنَ المُلكِ . (4)۴۱۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ لِسَلمانَ: يا سَلمانُ ، إنَّ لَكَ في عِلَّتِكَ إذَا اعتَلَلتَ ثَلاثَ خِصالٍ : أنتَ مِنَ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِذِكرٍ ، ودُعاؤُكَ فيها مُستَجابٌ ، ولاتَدَعُ العِلَّةُ عَلَيكَ ذَنباً إلاّ حَطَّتهُ ، مَتَّعَكَ اللّهُ بِالعافِيَةِ إلَى انقِضاءِ أجَلِكَ . (5).
1) .الدعوات ، ص ۱۷۲ ، ح ۴۸۳ ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۲۲۰ نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۷۴ ، ح ۱۱؛ كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۳۵ ، ح ۶۸۲۲.
2) .الفردوس ، ج ۱ ، ص ۱۲۳ ، ح ۴۲۲ عن أبي اُمامة.
3) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۱۵۷ ، ح ۴۴۲۴ عن الإمام عليّ عليه السلام .
4) .المعجم الكبير ، ج ۱۲ ، ص ۹۵ ، ح ۱۲۶۵۱ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۴ ، ص ۴۰۷ ، ح ۱۱۱۴۰.
5) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۷۵ ، ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه ، الخصال ، ص ۱۷۰ ، ح ۲۲۴ عن حمّاد بن عمرو ، وكلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه ، عن الإمام عليّ عليهم السلام ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۵۳ ، ح ۷۴۱ عن أبان بن عثمان ، عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات ، ص ۲۲۴ ، ح ۶۱۶ نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۶۰ ، ح ۳ نقلاً عن مكارم الأخلاق.
۳ / ۳گراميداشت۴۱۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انسان ، گاه داراى مرتبه اى در پيشگاه خداوند است كه با عمل خويش ، بدان نمى رسد تا آن هنگام كه به ابتلاى در جسم خود ، آزموده شود و بدين واسطه ، بدان مرتبت برسد .۴۱۱۰.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في صفةِ النبيِّ صلى الله عليه و آله ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمارى ، هديه هايى از جانب خداوند عز و جل به بنده است. پس محبوب ترينِ بندگان نزد خداوند ، كسى است كه بيشترين هديه به وى رسيده باشد .۴۱۱۱.عنه عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيماران ، دوستان خدايند .۴۱۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن كه در جهاد در راه خدا ، در حالى كشته شده كه نه پشت به دشمن ، بلكه رو به دشمن داشته است ، هفتاد سال (1)بر آن كه پشت به دشمن كشته شده است ، به سوى بهشت ، پيشى مى گيرد . [همچنين] بيماران امّت من نيز هفتاد سال پيش از تن درستان امّت [به بهشت مى روند] ؛ و پيامبران ، چهل سال پيش از سليمان بن داوود به بهشت درمى آيند ، بدان سبب كه وى [در دنياى خويش] سلطنتى داشته است .۴۱۱۳.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَواعِظِهِ لأبي ذَرٍّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به سلمان ـ: اى سلمان ! اگر بيمار شوى ، در بيمارى ات سه فايده است : تو به ياد خداى ـ تبارك و تعالى ـ هستى ؛ دعايت در اين حال ، مستجاب است ؛ و بيمارى ، هيچ گناهى را در تو نمى گذارد ، مگر اين كه آن را فرو مى ريزد . خداوند تو را تا پايان مهلتت از بيمارى به سلامت بدارد .
.
1) .در متن عربى روايت ، هفتاد «خريف» آمده و آن ، كنايه از يك سال است؛ امّا در روايتى كه در الخصال و معانى الأخبار نقل شده ، برابر با هفتاد سال معنا گرديده است.
۴۱۱۴.الأمالي للطوسي عن أبي المُحبَّر :عنه صلى الله عليه و آله :لَو يَعلَمُ المُؤمِنُ حالَهُ فِي السُّقمِ ، ماأحَبَّ أن يُفارِقَ السُّقمَ أبَداً . (1)۴۱۱۵.الإمام الباقر عليه السلام :الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل إذا كانَ مِن أمرِهِ أن يُكرِمَ عَبداً ولَهُ ذَنبٌ ؛ اِبتَلاهُ بِالسُّقمِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۲۱۶ ، ح ۳۰۴.
۳ / ۴الثَّوابُ۴۱۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در اندرزهاى خود به ابو ذر ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَجِبتُ مِنَ المُؤمِنِ وجَزَعِهِ مِنَ السُّقمِ ، ولَو يَعلَمُ ما لَهُ فِي السُّقمِ مِنَ الثَّوابِ ؛ لَأَحَبَّ ألاّ يَزالَ سَقيماً حَتّى يَلقى رَبَّهُ عز و جل . (3)۴۱۱۴.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از ابو محبَّر ـ ) الإمام الحسين عليه السلام :عادَ أميرُالمُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام سَلمانَ الفارِسِيَّ ، فَقالَ : يا أبا عَبدِاللّهِ ، كَيفَ أصبَحتَ مِن عِلَّتِكَ؟
فَقالَ : يا أميرَالمُؤمِنينَ ، أحمَدُ اللّهَ كَثيراً وأشكو إلَيكَ كَثرَةَ الضَّجرِ .
قالَ : فَلا تَضجَر يا أبا عَبدِاللّهِ ، فَما مِن أحَدٍ مِن شيعَتِنا يُصيبُهُ وَجَعٌ إلاّ بِذَنبٍ قَد سَبَقَ مِنهُ ؛ وذلِكَ الوَجَعُ تَطهيرٌ لَهُ .
قالَ سَلمانُ : فَإِن كانَ الأَمرُ عَلى ما ذَكَرتَ ـ وهُوَ كَما ذَكَرتَ ـ فَلَيسَ لَنا في شَيءٍ مِن ذلِكَ أجرٌ خَلاَ التَّطهيرَ .
قالَ عَلِيٌّ عليه السلام : يا سَلمانُ ، إنَّ لَكُمُ الأَجرَ بِالصَّبرِ عَلَيهِ ، وَالتَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ ـ عَزَّ اسمُهُ ـ ، وَالدُّعاءِ لَهُ ، بِهِما يُكتَبُ لَكُمُ الحَسَناتُ ، ويُرفَعُ لَكُمُ الدَّرَجاتُ ، وأمَّا الوَجَعُ فَهُوَ خاصَّةً تَطهيرٌ وكَفّارَةٌ .
قالَ : فَقَبَّلَ سَلمانُ ما بَينَ عَينَيهِ وبَكى ، وقالَ : مَن كانَ يُمَيِّزُ لَنا هذِهِ الأَشياءَ لَولاكَ يا أميرَالمُؤمِنينَ ؟ ! (4).
1) .إرشاد القلوب ، ص ۴۲.
2) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۴۴۴ ، ح ۱ ، التمحيص ، ص ۳۸ ، ح ۳۵ ، كلاهما عن حمران ، المؤمن : ص ۱۸ ، ح ۱۱ ،مشكاة الأنوار ، ص ۲۷۴ ، ح ۸۲۰ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۹۸ ، ح ۵۴ .
3) .التوحيد ، ص ۴۰۱ ، ح ۳ ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۹۰ ، ح ۸۱۷ ، كلاهما عن محمّد بن المنكدر ، الدعوات ، ص ۱۶۶ ، ح ۴۵۸ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۶ ، ح ۱۲.
4) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۵ عن محمّد بن سنان ، عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۵ ، ح ۳۹.
۴۱۱۵.امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مؤمن از حال خويش در ناتن درستى آگاه بود ، هرگز دوست نداشت كه از اين ناتن درستى جدا شود .۴۱۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :آن گاه كه خداوند عز و جل اراده كرده باشد بنده اى را كه گناهى دارد ، گرامى بدارد ، وى را به بيمارى گرفتار مى سازد .ر. ك : ج۱ ، ص۲۱۷ ح ۳۰۴ .
۳ / ۴پاداش۴۱۲۰.كنز العمّال عن ابن عمر :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از مؤمن و اين كه از بيمارى بى تابى كند ، در شگفتم . اگر او مى دانست كه در بيمارى چه پاداشى دارد ، دوست داشت پيوسته بيمار باشد تا آن هنگام كه به لقاى پروردگار خويش پيوندد .۴۱۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلام :امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام ، سلمان فارسى را عيادت كرد و فرمود : «اى ابوعبد اللّه ! از بيمارى خويش ، در چه حالى؟» .
گفت : اى اميرمؤمنان! فراوان ، خدا را سپاس مى گويم و از دلْ آزردگى بسيار به تو شكايت مى آورم .
فرمود : «اى ابوعبد اللّه ! دل آزرده مباش ؛ چه ، هيچ كس از شيعيان ما نيست كه به او دردى رسد ، مگر به واسطه گناهى كه پيش تر از او سر زده و آن بيمارى ، مايه پاك شدن اوست» .
پس سلمان گفت : اگر چنان باشد كه تو مى گويى ـ كه چنان نيز هست ـ ، پس در اين كار براى ما پاداشى جز پاك شدن از گناهان نيست .
على عليه السلام فرمود : «اى سلمان! به واسطه شكيبايى بر بيمارى ، ناليدن به درگاه خداوند ـ عزّ اسمه ـ و دعا كردن در پيشگاه او ، برايتان پاداش نيز هست و به همين كارهاست كه براى شما حسنه نوشته مى شود و مرتبت هايتان فراتر برده مى شود ؛ امّا درد ، فقط موجب پاك شدن گناه ، و يك كفّاره است» .
سلمان پس از شنيدن اين سخن ، پيشانى على عليه السلام را بوسيد و گريست و گفت : اى اميرمؤمنان! اگر تو نبودى ، چه كسى براى ما اين چيزها را از هم باز مى شناسانْد؟!
.
۴۱۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به مردى كه از سخت دلى خود نزد ايشان شِكوه كرد ـ ) الكافي عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام :حُمّى لَيلَةٍ تَعدِلُ عِبادَةَ سَنَةٍ ، وحُمّى لَيلَتَينِ تَعدِلُ عِبادَةَ سَنَتَينِ ، وحُمّى ثَلاثٍ تَعدِلُ عِبادَةَ سَبعينَ سَنَةً .
قالَ : قُلتُ : فَإِن لَم يَبلُغ سَبعينَ سَنَةً؟
قالَ : فَلاُِمِّهِ وأبيهِ .
قالَ : قُلتُ : فَإِن لَم يَبلُغا؟
قالَ : فَلِقَرابَتِهِ .
قالَ : قُلتُ : فَإِن لَم يَبلُغ قَرابَتُهُ؟
قالَ : فَلِجيرانِهِ . (1)۴۱۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام :سَهَرُ لَيلَةٍ مِن مَرَضٍ أو وَجَعٍ ، أفضَلُ وأعظَمُ أجراً مِن عِبادَةِ سَنَةٍ . (2).
۴۱۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوحمزه: امام باقر عليه السلام فرمود: «يك شبْ تبدارى ، با عبادت يك سال ، برابر است ، دو شب تبدارى ، با عبادت دو سال برابرى مى كند و سه شب تبدارى ، با عبادت هفتاد سال ، برابرى مى كند» .
پرسيدم : اگر شخصى به هفتاد سالگى نرسد ، [چه طور]؟
فرمود : «براى پدر و مادرش خواهد بود » .
پرسيدم : اگر آنها نيز به هفتاد سال نرسيده باشند؟
فرمود : «براى خويشاوندانش خواهد بود» .
پرسيدم : اگر خويشاوندان او نيز نرسند؟
فرمود : «براى همسايگانش» .۴۱۲۰.كنز العمّال ( ـ به نقل از ابن عمر ـ ) امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام :بيدارى يك شب به علّت بيمارى يا درد ، برتر و پُرپاداش تر از عبادت يك سال است . .
۴۱۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ ) الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :رُوِيَ أنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَوَدُّ أهلُ البَلاءِ وَالمَرضى أنَّ لُحومَهُم قَد قُرِضَت بِالمَقاريضِ ؛ لِما يَرَونَ مِن جَزيلِ ثَوابِ العَليلِ . (1)راجع : ج۱ ، ص۱۶۸ ، ح ۲۱۱ . وص ۱۷۲ ، ح ۲۱۸. ج۱ ، ص۲۰۴ ، ح ۲۷۶ . وص۲۰۸ ، ح ۲۸۳.
۳ / ۵ثَوابُ ما كان يَعمَلُ في الصِّحَّةِ۴۱۲۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن مَرِضَ أو سافَرَ كانَ لَهُ مِنَ الأَجرِ مِثلُ ما كانَ يَعمَلُ وهُوَ صَحيحٌ مُقيمٌ . (2)۴۱۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى «جوشن كبير» ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن مُسلِمٍ يُبتَلى في جَسَدِهِ إلاّ قالَ اللّهُ عز و جل لِمَلائِكَتِهِ : اُكتُبوا لِعَبدي أفضَلَ ما كانَ يَعمَلُ في صِحَّتِهِ . (3)۴۱۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذَا ابتَلَى اللّهُ العَبدَ المُسلِمَ بِبَلاءٍ في جَسَدِهِ ، قالَ اللّهُ :
اُكتُب لَهُ صالِحَ عَمَلِهِ الَّذي كانَ يَعمَلُهُ . فَإِن شَفاهُ غَسَلَهُ وطَهَّرَهُ ، وإن قَبَضَهُ غَفَرَ لَهُ ورَحِمَهُ . (4).
1) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۱ وراجع : كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۳ ، ح ۶۶۶۰.
2) .المعجم الأوسط ، ج ۱ ، ص ۸۲ ، ح ۲۳۶ ، حلية الأولياء ، ج ۱۰ ، ص ۲۴ ، تاريخ دمشق ، ج ۵ ، ص ۲۳۴ ، ح ۱۲۶۵ ، كلّها عن أبي موسى الأشعري .
3) .الأمالي للطوسي ، ص ۳۸۴ ، ح ۸۳۲ عن أنس ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۳ ، ح ۳۳؛ كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۴۰ ، ح ۶۸۴۳ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس .
4) .مسند ابن حنبل ، ج ۴ ، ص ۲۹۷ ، ح ۱۲۵۰۵ ، مسند أبي يعلى ، ج ۴ ، ص ۱۹۶ ، ح ۴۲۱۸ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۹ ، ح ۶۶۹۵؛ عوالي اللآلي ، ج ۱ ، ص ۱۰۰ ، ح ۱۹ كلّها عن أنس.
۴۱۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :روايت شده كه چون قيامت شود ، گرفتار شدگان به بلا و بيماران ، به جهت پاداش فراوانى كه براى بيمار مى بينند ، آرزو مى كنند كه كاش در دنيا گوشتشان با قيچى ، پاره پاره شده بود .ر. ك : ج۱ ، ص۱۶۹ ح ۲۱۱ . ج۱ ، ص۱۷۳ ح ۲۱۸ . ج۱ ، ص۲۰۵ ح ۲۷۶ . ج۱ ، ص۲۰۹ ح ۲۸۳ . ج۱ ، ص۱۶۱ (تحليلى در باره احاديث پاداش بيمارى ها).
۳ / ۵پاداش آنچه در دوران تن درستى انجام مى داده است۴۱۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بيمار شود يا به سفر برود ، [اعمالى كه در اثر سفر يا بيمارى ترك مى شود] ، پاداشى همانند آن خواهد داشت كه در دوران تن درستى و زمان اقامت در وطن ، انجام داده است .۴۱۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ مسلمانى نيست كه به گرفتارى اى جسمى مبتلا شود ، مگر آن كه خداوند عز و جل ، به فرشتگان خويش مى فرمايد : «براى او پاداش بهترين كارهايى را كه در دوران تن درستى انجام مى داده است ، بنويسيد» .۴۱۲۶.عوالى اللآلى :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر خداوند ، بنده مسلمان را به بلايى در جسمش گرفتار سازد ، [به فرشته] مى فرمايد : «براى او عمل صالحى را كه پيش تر انجام مى داده است ، بنويس» . پس خداوند ، اگر او را شفا دهد ، او را مى شويد و تطهير مى كند و اگر جانش بستاند ، وى را مى آمرزد و رحمت مى كند .
.
۴۱۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما أحَدٌ مِنَ المُسلِمينَ يُصابُ بِبَلاءٍ في جَسَدِهِ إلاّ أمَرَ اللّهُ الحَفَظَةَ الَّذينَ يَحفَظونَهُ فَقالَ : اُكتُبوا لِعَبدي في كُلِّ يَومٍ ولَيلَةٍ مِثلَ ما كانَ يَعمَلُ مِنَ الخَيرِ ما كانَ مَحبوساً في وَثاقي . (1)۴۱۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لِلمَريضِ أربَعُ خِصالٍ : يُرفَعُ عَنهُ القَلَمُ ، ويَأمُرُ اللّهُ المَلَكَ يَكتُبُ لَهُ كُلَّ فَضلٍ كانَ يَعمَلُهُ في صِحَّتِهِ ، ويَتَتَبَّعُ مَرَضُهُ كُلَّ عُضوٍ في جَسَدِهِ فَيَستَخرِجُ ذُنوبَهُ مِنهُ ، فَإِن ماتَ ماتَ مَغفوراً لَهُ ، وإن عاشَ عاشَ مَغفوراً لَهُ . (2)۴۱۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَفَعَ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ ، فَتَبَسَّمَ .
فَقيلَ لَهُ : يا رَسولَ اللّهِ ، رَأَيناكَ رَفَعتَ رَأسَكَ إلَى السَّماءِ ، فَتَبَسَّمتَ؟
قالَ : نَعَم ، عَجِبتُ لِمَلَكَينِ هَبَطا مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ يَلتَمِسانِ عَبداً مُؤمِناً صالِحاً في مُصَلّىً كانَ يُصَلّي فيهِ لِيَكتُبا لَهُ عَمَلَهُ في يَومِهِ ولَيلَتِهِ فَلَم يَجِداهُ في مُصَلاّهُ ، فَعَرَجا إلَى السَّماءِ فَقالا : رَبَّنا عَبدُكَ المُؤمِنُ فُلانٌ التَمَسناهُ في مُصَلاّهُ لِنَكتُبَ لَهُ عَمَلَهُ لِيَومِهِ ولَيلَتِهِ فَلَم نُصِبهُ ، فَوَجَدناهُ في حِبالِكَ؟ !
فَقالَ اللّهُ عز و جل : اُكتُبا لِعَبدي مِثلَ ما كانَ يَعمَلُهُ في صِحَّتِهِ مِنَ الخَيرِ في يَومِهِ ولَيلَتِهِ مادامَ في حِبالي ، فَإِنَّ عَلَيَّ أن أكتُبَ لَهُ أجرَ ما كانَ يَعمَلُهُ في صِحَّتِهِ إذا حَبَستُهُ عَنهُ . (3).
1) .سنن الدارمي ، ج ۲ ، ص ۷۷۲ ، ح ۲۶۶۸ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۴۹۹ ، ح ۱۲۸۷ ، مسند ابن حنبل، ج۲، ص۵۵۱ ، ح ۶۴۹۲ ، كنز العمّال، ج ۳، ص۳۱۵، ح ۶۷۲۴، نقلاً عن هنّاد، وكلّها عن عبداللّه بن عمرو.
2) .ثواب الأعمال ، ص ۲۳۰ ، ح ۱ عن إبراهيم بن عبدالحميد ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۲ ، ح ۲۴۲۷ كلاهما عن الإمام الكاظم عليه السلام ، عدّة الداعي ، ص ۱۱۵ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۴ ، ح ۳۵.
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۳ ، ح ۱ عن عبداللّه بن سنان ، بحارالأنوار ، ج ۲۲ ، ص ۸۳ ، ح ۳۲؛ مسند الطيالسي ، ص ۴۶ ، ح ۳۴۶ عن عبداللّه بن مسعود نحوه ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۰۳ ، ح ۶۶۶۵.
۴۱۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ كسى از مسلمانان نيست كه به بلايى در جسم خويش گرفتار شود ، مگر آن كه خداوند به فرشتگان پاسبانى كه او را حفظ مى كنند ، مى فرمايد : «براى بنده ام ، تا زمانى كه در بند من (بيمارى) گرفتار باشد ، در هر روز همانند آن كارهاى نيكى را [برايش] بنويسيد كه پيش تر انجام مى داده است» .۴۱۳۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى بيمار ، چهار ويژگى است : قلمِ تكليف از او برداشته مى شود ؛ خداوند به فرشته فرمان مى دهد همه پاداش آنچه را در دوران تن درستى خويش انجام مى داده است ، بنويسيد ؛ بيمارى وى بر همه اندام هايش گذر مى كند و گناهانش را از آن بيرون مى برد . پس اگر بميرد ، آمرزيده شده مى ميرد و اگر زنده بماند ، آمرزيده شده زندگى مى كند .۴۱۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وصيَّتهِ لابنِ مَسعودٍ ـ ) امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، سرِ خود را به سوى آسمان بلند كرد و لبخند زد .
پرسيدند : اى پيامبر خدا! ديديم سرِ خويش را به سوى آسمان بلند كردى و لبخند زدى.
فرمود : «آرى! از دو فرشته در شگفت شدم كه از آسمان به زمين آمدند و بنده مؤمن درستكارى را در جاى نماز خويش كه همواره در آن نماز مى گزارد ، جستند تا براى وى ، عمل آن شب و روزش را بنويسند ؛ امّا وى را در مصلاّى خويش نيافتند . پس به آسمان بازگشتند و گفتند : پروردگارا! فلان بنده مؤمنت را در مكان نمازش جستيم تا براى وى عملش را در آن روز و شب بنويسيم ، ولى آن جا به او دست نيافتيم و او را در بندِ [بيمارى] تو ديديم . پس خداوند عز و جل [به آنان] فرمود : تا زمانى كه بنده ام در بندِ من است ، براى او در هر شب و روز ، همانند آنچه در دوران تن درستى اش انجام مى داده است ، بنويسيد ؛ چه ، بر من است هنگامى كه او را از آنچه در دوران تن درستى انجام مى داده ، باز داشته ام ، براى وى پاداش همان را بنويسم » . .
۴۱۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إذا صَعِدَ مَلَكَا العَبدِ المَريضِ إلَى السَّماءِ عِندَ كُلِّ مَساءٍ ، يَقولُ الرَّبُّ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ : ماذا كَتَبتُما لِعَبدي في مَرَضِهِ؟
فَيَقولانِ : الشِّكايَةَ .
فَيقَولُ : ما أنصَفتُ عَبدي إن حَبَستُهُ في حَبسٍ مِن حَبسي ، ثُمَّ أمنَعُهُ الشَّكايَةَ .
فَيَقولُ : اُكتُبا لِعَبدي مِثلَ ما كُنتُما تَكتُبانِ لَهُ مِنَ الخَيرِ في صِحَّتِهِ ، ولاتَكتُبا عَلَيهِ سَيِّئَةً حَتّى اُطلِقَهُ مِن حَبسي ، فَإِنَّهُ في حَبسٍ مِن حَبسي . (1)۴۱۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :إذا مَرِضَ المُؤمِنُ أوحَى اللّهُ عز و جل إلى صاحِبِ الشِّمالِ : لاتَكتُب عَلى عَبدي مادامَ في حَبسي ووَثاقي ذَنباً .
ويوحي إلى صاحِبِ اليَمينِ : أنِ اكتُب لِعَبدي ما كُنتَ تَكتُبُهُ في صِحَّتِهِ مِنَ الحَسَناتِ . (2)راجع : ج۱ ، ص۱۳۲ (تعريف المرض / حبس البدن).
.
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۴ ، ح ۵ عن عبدالحميد ، بحارالأنوار ، ج ۵۹ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۴.
2) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۴ ، ح ۷ عن درست ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۲ ، ح ۲۴۳۰ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۶ عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام وفيه «وهو صحيح في صحيفته» بدل «في صحّته» ،بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۸۵ ، ح ۳۶.
۴۱۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش خود به ابن مسعود ـ ) امام صادق عليه السلام :چون در هر شامگاه ، دو فرشته بنده بيمار به آسمان مى روند ، پروردگار ـ تبارك و تعالى ـ مى پرسد : «براى بنده ام در بيمارى اش چه نوشته ايد؟».
مى گويند : ناليدن .
پس خداوند مى فرمايد : «با بنده خويش ، انصاف روا نداشته ام اگر او را در بازداشتى از بازداشت هاى خود بدارم و آن گاه ، مانع ناليدن او شوم» .
پس [به فرشتگان] مى فرمايد : «براى بنده ام ، همانند آن كارهاى نيكى را كه در دوران تن درستى اش مى نوشتيد ، بنويسيد و هيچ گناهى را بر او ننويسيد تا هنگامى كه وى را از بازداشتِ خويش ، آزاد كنم ؛ چرا كه او اكنون ، در زندانى از زندان هاى من است» .۴۱۳۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قولهِ : {Q} «قَدْ أفْلَحَ مَنْ تَزَكّى» {/Q} ) امام كاظم عليه السلام :چون مؤمن بيمار شود ، خداوند عز و جل به آن [فرشته] كه عهده دار جانب چپ است ، وحى مى فرستد : «بر بنده ام ، تا زمانى كه در بازداشت و در بند من است ، چيزى منويس» ؛ نيز به آن كه عهده دار جانبِ راست است ، وحى مى فرستد كه : «براى بنده ام ، آن حسناتى را كه در دوران تن درستى وى مى نوشتى ، بنويس» .ر. ك : ج۱ ، ص۱۳۳ (تعريف بيمارى / بازداشتگاه تن) .
.
. .
تحليلى درباره احاديث پاداش بيمارى هاسيّد رضى ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ در ذيل حكمت چهل و دوم نهج البلاغة ، يعنى اين سخن امير مؤمنان كه فرمود : «خداوند ، آن درد و رنجى را كه داشته اى ، مايه ريختن گناهانت قرار دهد ؛ چرا كه در بيمارى ، پاداشى نيست» ، (1)چنين مى گويد : امام عليه السلام راست فرموده كه در بيمارى ، اجرى نيست؛ چرا كه بيمارى ، از قبيل آن چيزهايى است كه بنده به موجب آن ، مستحقّ عوض مى شود؛ زيرا استحقاقِ عوض ، در مقابل چيزهايى پيدا مى شود كه از قبيل دردها و بيمارى ها و آنچه در اين حكم است، فعل خداوند با بنده خويش باشند. امّا استحقاق اجر و ثواب در مقابل فعل بنده تحقّق مى يابد. بنا بر اين، ميان اين دو تفاوتى وجود دارد كه آن حضرت ، چنان كه دانش ژرف كاو و رأى درست وى اقتضا مى كرده ، بيان فرموده است. بايد گفت: مؤلّف گران قدر نهج البلاغة ، در تبيين كلام امام عليه السلام ، ميان «عوض» و «اجر» ، در معنا تفاوت قائل شده است. از اين رو ، بيمار را مستحقّ «عوض» دانسته ، نه «اجر»؛ چون بيمارى ، فعل
.
1) .. براى ديدن متن كامل روايت ، ر . ك : ج۱ ، ص۱۴۷ ح ۱۷۷ .
خداوند متعال است ، ليكن تأمّل در احاديث رسيده در مورد پاداش بيمارى ها ، ما را بدين رهنمون مى شود كه اين احاديث ، در چند دسته جاى مى گيرند: ۱. برخى احاديث (همانند احاديث شماره ۱۶۰ و ۱۷۷) بر اين تصريح كرده اند كه در بيمارى ، هيچ پاداشى وجود ندارد؛ امّا بيمارى ، مايه طهارت شخص از گناهان است. ۲. برخى احاديث (همانند احاديث شماره ۱۵۸ ، ۱۵۹ ، ۱۶۱ و...) بيان مى كنند كه بيمارى ، گناهان انسان را مى ريزد ، با اين تفاوت كه اين دسته احاديث ، نسبت به مسئله اجر و پاداش ، سكوت كرده اند. ۳. برخى احاديث (همانند حديث شماره ۱۸۰) بيان مى كنند كه بيمارى ، مرتبه انسان را بالا مى برد. ۴. برخى احاديث (همانند احاديث شماره ۱۸۷ و ۱۹۰) به وجود پاداش بزرگى براى بيمارى تصريح مى كند و برخى (مانند حديث شماره ۱۸۹) از اين خبر مى دهند كه پاداش سه شب تبدار بودن ، با عبادتِ هفتاد سال ، برابر است. ۵ . در برخى احاديث (مانند احاديث باب ۳/۵) آمده كه در نامه عمل بيمار ، پاداشى معادل انجام دادن اعمالى كه به سبب بيمارى توفيق انجام دادن آنها را نيافته ، نوشته مى شود. ۶. حديث شماره ۱۸۸ ، در حقيقت ، جمع بندى همه انواع احاديث پيش گفته است و در آن ، اميرمؤمنان ، در پاسخ اين پرسش سلمان كه: «آيا اگر بيمار شديم ، بهره اى جز پاك شدن از گناهان نيز برايمان هست يا نه؟» ، فرمود: «به واسطه شكيبايى بر بيمارى ، ناليدن به درگاه خداوند ـ عزّ إسمه ـ و دعا كردن در پيشگاه او ، برايتان پاداشى نيز هست و به همين كارهاست كه براى شما حسنه نوشته مى شود و مرتبت هايتان فراتر برده مى شود. امّا درد ، فقط موجب پاك شدن از گ
.
ناه و يك كفّاره است». (1)ناگفته پيداست كه بيمارى ، يك عمل براى انسان نيست تا براى وى پاداش در بر داشته باشد و از همين رو ، از ديدگاه امام عليه السلام ، آن گاه كه مؤمنى در برابر درد و بيمارى شكيبايى ورزد و در پيشگاه خداوند ، دعا و زارى كند ، بدان سبب كه اين شكيبايى و دعا ، عملى از اعمال انسان است ، پاداش خواهد داشت و به واسطه آن به مرتبت وى در پيشگاه خداوند ، افزوده مى شود و براى او حسنات نوشته خواهد شد. از همين جاست كه مى بينيم روايت هاى اين فصل ، به رغم همه اختلافات ظاهرى ، هيچ تعارضى با همديگر ندارند؛ چه ، روايت هايى كه از پاداش نداشتن بيمارى سخن مى گويند ، نه به عمل و نيّت بيمار ، بلكه به نفْس بيمارى نظر دارند ، و روايت هايى كه به ثواب بيمار و بالا رفتن مرتبت او تصريح مى كنند ، به شكيبايى و مقاومت و نيّت او ناظرند و از اين رو ، اگر بيمار در دوران تن درستى ، براى مثال ، نماز شب مى خوانده ، براى وى در دوران بيمارى ، پاداش آن نيز نوشته مى شود. بيمارى كه علاوه بر اين ، صبر هم مى كند ، افزون بر اين پاداش ، پاداش شكيبايى خويش را هم مى گيرد ، و بيمارى هم كه علاوه بر آن ، دعا و تضرّع مى كند ، مرتبت وى نيز نزد خداوند ، بالا مى رود و از مراتب بالا برخوردار مى شود.
.
1) .ر. ك: ج۱ ، ص۱۵۱ ، ح ۱۸۸.
الفصل الرابع : واجبات المريض۴ / ۱كِتمانُ المَرَضِ۴۱۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِن كُنوزِ البِرِّ كِتمانُ المَصائِبِ ، وَالأَمراضِ ، وَالصدَّقَةِ . (1)۴۱۳۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : إذَا اشتَكى عَبدي فَأَظهَرَ المَرَضَ مِن قَبلِ ثَلاثٍ ، فَقَد شَكاني . (2)۴۱۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ربيع الأبرار عن عمران بن الحصينـ أنَّهُ قالَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ رِجالاً كانوا يَأتونَني ، لَم أرَ أحسَنَ وُجوهاً ولا أطيَبَ أرواحاً مِنهُم ، ثُمَّ انقَطَعوا عَنّي !
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أصابَكَ جُرحٌ فَكُنتَ تَكتُمُهُ؟
فَقالَ : أجَل .
[قالَ :] (3)ثُمَّ أظهَرتَهُ؟
قالَ : كانَ ذاكَ .
قالَ : أما لَو أقَمتَ عَلى كِتمانِهِ لَزارَتكَ المَلائِكَةُ إلى أن تَموتَ .
وكانَ ذلِكَ جُرحاً أصابَهُ في سَبيلِ اللّهِ . (4).
1) .الدعوات ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۶۲ ، الأمالي للمفيد ، ص ۸ ، ح ۴ عن عبداللّه بن إبراهيم ، عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تحف العقول ، ص ۲۹۵ عن الإمام الباقر عليه السلام ، وكلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۸ ، ح ۲۳ ؛ كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۲۹۹ ، ح ۶۶۴۳ نقلاً عن حلية الأولياء ، عن ابن عمر.
2) .المعجم الأوسط ، ج ۱ ، ص ۲۶۹ ، ح ۸۷۵ عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۷ ، ح ۶۷۳۸.
3) .ما بين المعقوفين أثبتناه من شرح نهج البلاغة .
4) .ربيع الأبرار ، ج ۱ ، ص ۳۶۹ ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱ ، ص ۹۴.
فصل چهارم : وظايف بيماران۴ / ۱پنهان داشتنِ بيمارى۴۱۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره آيه {Q} «بشارت براى آنان است . . .» {/Q} ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يكى از گنج هاى نيكى ، پوشيده داشتن مصيبت ها ، بيمارى ها و صدقه است .۴۱۴۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ أيضا ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل فرموده است : «وقتى بنده ام به درد و رنجى گرفتار شود و بيمارى را پيش از سه [روز] آشكار سازد ، از من گلايه كرده است» .۴۱۴۱.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لمّا سَألَهُ جابرٌ عن قولِ اللّه ِ : {Q} «لَهُم ) ربيع الأبرار :عمران بن حصين به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : اى پيامبر خدا! مردانى نزد من مى آمدند كه از آنان ، خوشْ سيماتر و خوش بوتر نديده ام ؛ امّا پس از چندى از من بريدند .
پيامبر خدا پرسيد : «آيا زخمى به تو رسيده بود و آن را پنهان مى داشتى؟».
گفت : آرى .
جفرمود : (1)ج «سپس ، آن را آشكار ساختى؟».
گفت : چنين بود .
فرمود : «ليكن اگر همچنان پوشيده مى داشتى ، تا زمانى كه زنده بودى ، فرشتگان به ديدارت مى آمدند» .
[راوى مى گويد :] آن زخم ، جراحتى بود كه وى در جهاد در راه خدا برداشته بود .
.
1) .اين عبارت از شرح نهج البلاغة گرفته شده است.
۴۱۴۲.كنزالعمّال عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله علالإمام عليّ عليه السلام :مَن كَتَمَ وَجَعاً أصابَهُ ثَلاثَةَ أيّامٍ مِنَ النّاسِ وشَكا إلَى اللّهِ ، كانَ حَقّاً عَلَى اللّهِ أن يُعافِيَهُ مِنهُ . (1)۴۱۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إخفاءُ الفاقَةِ وَالأَمراضِ مِنَ المُرُوَّةِ . (2)۴۱۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :كانَ لي فيما مَضى أخٌ فِي اللّهِ ، وكانَ يُعَظِّمُهُ في عَيني صِغَرُ الدُّنيا في عَينِهِ . . . وكانَ لايَشكو وَجَعاً إلاّ عِندَ بُرئِهِ . (3)۴۱۴۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلامـ لاِبنِهِ الصّادِقِ عليه السلام: يا بُنَيَّ ، مَن كَتَمَ بَلاءً ابتُلِيَ بِهِ مِنَ النّاسِ وشَكا ذلِكَ إلَى اللّهِ عز و جل ، كانَ حَقّاً عَلَى اللّهِ أن يُعافِيَهُ مِن ذلِكَ البَلاءِ . (4).
1) .الخصال ، ص ۶۳۰ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ، ومحمّد بن مسلم ، عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۰ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۳ ، ح ۵ .
2) .غرر الحكم ، ح ۱۱۴۶ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۷۰ ، ح ۱۷۸۶ .
3) .نهج البلاغة : الحكمة ۲۸۹ ، الكافي ، ج ۲ ، ص ۲۳۷ ، ح ۲۶ عن الإمام الحسن عليه السلام ، مشكاة الأنوار ، ص ۴۲۱ ، ح ۱۴۱۷ ، كلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۴ ، ح ۸ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۲۳۸ ، ح ۲۵۷۴ ، جامع الأخبار ، ص ۳۱۱ ، ح ۸۶۰ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۱ ، ح ۲۸.
۴۱۴۶.مكارم الأخلاق :امام على عليه السلام :هر كس دردى را كه به وى رسيده است ، سه روز از مردم پنهان بدارد و تنها به درگاه خداوند شكايت بَرَد ، بر خداوند حق است كه او را از اين بيمارى عافيت دهد .۴۱۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره همين آيه ـ ) امام على عليه السلام :پوشيده داشتن تهى دستى و بيمارى ها از مردانگى است .۴۱۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در پاسخ به پرسش جابر از آيه {Q} «بشارت براى آنا ) امام على عليه السلام :در گذشته ، مرا برادرى الهى بود ؛ خُردىِ دنيا در نگاه وى ، او را در نظرم بزرگ مى ساخت ... او از هيچ بيمارى اى ، مگر به گاه بهبود ، نمى ناليد .۴۱۴۲.كنز العمال ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) امام باقر عليه السلامـ خطاب به فرزند خويش امام صادق عليه السلام: پسرم! هر كس بلايى را كه بدان گرفتار آمده است ، از مردم پنهان بدارد و در اين باره ، تنها به درگاه خداوند عز و جلبنالد ، بر خداوند حق است كه او را از آن بلا به عافيت بِرهاند . .
۴۱۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن ابن أبي عمير عن بعض أصحابه عن الإمام الصادق عليه السلام :مَن مَرِضَ ثَلاثَةَ أيّامٍ فَكَتَمَهُ ولَم يُخبِر بِهِ أحَداً ، أبدَلَ اللّهُ عز و جل لَهُ لَحماً خَيراً مِن لَحمِهِ ، ودَماً خَيراً مِن دَمِهِ ، وبَشَرَةً خَيراً مِن بَشَرَتِهِ ، وشَعراً خَيراً مِن شَعرِهِ .
قالَ : قُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ! وكَيفَ يُبدِلُهُ؟
قالَ : يُبدِلُهُ لَحماً ودَماً ، وشَعراً وبَشَرَةً لَم يُذنِب فيها . (1)۴ / ۲إظهارُ المرض عِندَ الطَّبيبِ۴۱۴۶.مكارم الأخلاق :الإمام عليّ عليه السلام :مَن كَتَمَ الأَطِبّاءَ مَرَضَهُ ، خانَ بَدَنَهُ . (2)۴۱۴۷.المناقب لابن شهر آشوب عن محمّد بن كعب وعائشة :عنه عليه السلام :مَن كَتَمَ مَكنونَ دائِهِ ، عَجَزَ طَبيبُهُ عَن شِفائِهِ . (3)۴۱۴۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :لاشِفاءَ لِمَن كَتَمَ طَبيبَهُ داءَهُ . (4)۴ / ۳الصَّبرُ۴۱۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُكتَبُ أنينُ المَريضِ ، فَإِن كانَ صابِراً كُتِبَ حَسَناتٍ ، وإن كانَ جَزِعاً كُتِبَ هَلوعاً لا أَجرَ لَهُ . (5).
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۶ ، ح ۶ ، الدعوات ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۶۶ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۸ ، ح ۲۳.
2) .غرر الحكم ، ح ۸۵۴۵ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۴۵۰ ، ح ۸۰۱۸ .
3) .غرر الحكم ، ح ۸۶۱۲ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۴۶۰ ، ح ۸۳۵۴ .
4) .غرر الحكم ، ح ۱۰۵۱۶ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۵۳۲ ، ح ۹۷۰۷ .
5) .الجعفريّات ، ص ۲۱۱ ، عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۲۱۷؛ الفردوس، ج ۵ ، ص ۵۳۷ ، ح ۹۰۱۴ ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۱ ، ح ۶۷۰۶ نقلاً عن أبي نعيم ، وكلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام و كلّها نحوه.
۴۱۵۲.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابن ابى عمير ، از يكى از ياران امام صادق عليه السلام: امام صادق عليه السلام فرمود: «هر كس سه روز بيمار باشد و آن را پنهان كند و هيچ كس را از آن آگاه نسازد ، خداوند براى او گوشتى بهتر از آن گوشت [كه در بيمارى از دست رفته است] ، خونى بهتر از خونش ، پوستى بهتر از پوست وى و مويى بهتر از موى وى ، جايگزين مى كند» .
پرسيدم : فدايت شوم! چگونه جايگزين مى سازد؟
فرمود : «براى او گوشت ، خون ، پوست و مويى را جايگزين مى كند كه با آنها گناه نكرده است» .۴ / ۲اظهار بيمارى نزد پزشك۴۱۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كس بيمارى خود را از طبيبان پنهان دارد ، بر بدن خويش ، خيانت روا داشته است .۴۱۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر كس دردهاى نهفته خويش را پنهان بدارد ، طبيبش از درمان وى فرو مانَد .۴۱۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :براى كسى كه بيمارى خويش را از طبيب خود پنهان بدارد ، درمانى نيست .۴ / ۳شكيبايى۴۱۵۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ناله بيمار ، نوشته مى شود . پس اگر شكيبا باشد ، [اين ناله ] حسنه نوشته مى شود و اگر بى تاب باشد ، ناشكيبا و بى پاداش نوشته مى شود .
.
۴۱۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :كُلُّ عَبدٍ مُوَكَّلٌ بِهِ مَلَكانِ في مَرَضِهِ ، فَإِذا مَرِضَ قالا : يا رَبِّ ، إنَّ عَبدَكَ فُلاناً قَد مَرِضَ ـ وهُوَ أعلَمُ بِهِ ـ فَيَقولُ :
اُنظُروا ماذا يَقولُ فَإِن صَبَرَ وَاحتَسَبَ ورَجا فيهِ الخَيرَ ، أدَّيا ذلِكَ إلَى اللّهِ ، فَيَقولُ اللّهُ : فَإِنّي اُشهِدُكُم أنَّهُ إن رَفَعتُهُ أبدَلتُهُ دَماً خَيراً مِن دَمِهِ ، ولَحماً خَيراً مِن لَحمِهِ ، وغَفَرتُ لَهُ ذَنبَهُ . وإن قَبَضتُهُ أدخَلتُهُ الجَنَّةَ .
وإن جَزِ عَ وهَلِعَ قالَ : إن رَفَعتُهُ أبدَلتُهُ لَحماً شَرّاً مِن لَحمِهِ ، ودَماً شَرّاً مِن دَمِهِ ، وعاقَبتُهُ بِذَنبِهِ ، وإن عاقَبتُهُ أدخَلتُهُ النّارَ . (1)۴۱۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن مَرِضَ يَوماً ولَيلَةً فَلَم يَشكُ إلى عُوّادِهِ ، بَعَثَهُ اللّهُ عز و جل يَومَ القِيامَةِ مَعَ خَليلِهِ إبراهيمَ خَليلِ الرَّحمنِ عليه السلام ، حَتّى يَجوزَ الصِّراطَ كَالبَرقِ اللاّمِعِ . (2)۴۱۵۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :قالَ اللّهُ عز و جل : مَن مَرِضَ ثَلاثاً فَلم يَشكُ إلى أحَدٍ مِن عُوّادِهِ ، أبدَلتُهُ لَحماً خَيراً مِن لَحمِهِ ودَماً خَيراً مِن دَمِهِ ، فَإِن عافَيتُهُ عافَيتُهُ ولا ذَنبَ لَهُ ، وإن قَبَضتُهُ قَبَضتُهُ إلى رَحمَتي . (3)۴۱۵۸.جامع الأحاديث للقمّي عن رسول اللّه صلى الله عليهالإمام عليّ عليه السلام :المَريضُ في سِجنِ اللّهِ ـ مالَم يَشكُ إلى عُوّادِهِ ـ تُمحى سَيِّئاتُهُ . (4)۴۱۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ وقَد سُئِلَ عَن حَدِّ الشِّكايَةِ لِلمَريضِ فَقالَ ـ: إنَّ الرَّجُلَ يَقولُ : حُمِمتُ اليَومَ وسَهِرتُ البارِحَةَ ، وقَد صَدَقَ ولَيسَ هذا شِكايَةً ، وإنَّمَا الشَّكوى أن يَقولَ : قَدِ ابتَلَيتُ بِما لَم يُبتَلَ بِهِ أحَدٌ ، ويَقولَ : لَقَد أصابَني ما لَم يُصِب أحَداً . ولَيسَ الشَّكوى أن يَقولَ : سَهِرتُ البارِحَةَ وحُمِمتُ اليَومَ ، ونَحوَ هذا . (5).
1) .الزهد لابن المبارك (الملحقات) ، ص ۳۰ ، ح ۱۲۰ عن عبدالعزيز بن عمر.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۱۶ ، ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۱۷ ، ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۶۵۵ كلّها عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۷۷ ، ح ۱۷.
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۵ ، ح ۱ عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام .
4) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۲۱۷ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۱ ، ح ۲۹.
5) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۶ ، ح ۱ ، معاني الأخبار ، ص ۱۴۲ ، ح ۱ كلاهما عن جميل بن صالح وليس فيه من «إنّ الرجل» إلى «هذا شكاية».
۴۱۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر هر بنده اى در هنگام بيمارى ، دو فرشته گمارده مى شود . آنان چون شخصْ بيمار شود ، مى گويند : پروردگارا ! فلان بنده تو بيمار شده است؛ و البته او خود ، به اين نكته آگاه تر است . پس خداوند مى فرمايد : «بنگريد كه چه مى گويد» . اگر شكيبايى كند و پاداش خويش از خداوند خواهد و در اين بيمارى ، اميد خير داشته باشد ، آن را به بارگاه خدا مى رسانند .
پس خداوند مى فرمايد : «اينك من ، شما را گواه مى گيرم كه چنانچه بيمارى او را برطرف كنم ، برايش خونى بهتر از خون وى ، و گوشتى بهتر از گوشت وى ، جايگزين مى سازم و او را مى آمرزم ؛ و اگر نيز جان او را بستانم ، وى را به بهشت درمى آورم . امّا اگر بى تابى و ناشكيبى كند ، خداوند مى فرمايد : «اگر بيمارى او را برطرف كنم ، بر اين ، گوشتى بدتر از گوشتش ، و خونى بدتر از خونش جايگزين مى كنم و او را به گناهش كيفر مى دهم و چنانچه او را كيفر دهم ، او را به دوزخ درمى آورم» . (1)۴۱۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يك شبانه روز بيمار شود و نزد عيادت كنندگانش شكوه نكند ، خداوند ، او را در روز قيامت ، با خليل خويش ، ابراهيم خليل الرحمان ، برمى انگيزد ، تا به سان برقى پُردرخشش ، از صراط بگذرد .۴۱۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل فرموده است : «هر كس ، سه روز بيمار باشد و در اين مدّت ، نزد هيچ يك از عيادت كنندگان شِكوه نكند ، براى او گوشتى بهتر از گوشت [پيشين] وى ، و خونى بهتر از خون وى ، جايگزين مى سازم و اگر او را بهبود بخشم ، در حالى عافيت مى دهم كه هيچ گناهى برايش نمانده است ، و اگر جان او را بستانم ، به سوى رحمت خويش مى ستانم» .۴۱۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :بيمار ، تا آن هنگام كه نزد عيادت كنندگان خويش شِكوه نكرده ، در زندان خداوند است و گناهانش محو مى شوند .۴۱۵۸.جامع الأحاديث ، قمى :امام صادق عليه السلامـ هنگامى كه از ايشان درباره تعريف شِكوه از سوى بيمار پرسيده شد ـ: گاه شخص مى گويد : «امروز ، تب دارم» و «ديشب ، بيدار ماندم» . اين سخن او ، راست است و شِكوه نيست . شِكوه ، تنها آن است كه بگويد : «به چيزى مبتلا شدم كه هيچ كس ، بدان گرفتار نيامده است» ؛ و بگويد : «چيزى دامنگيرم شده كه دامنگير هيچ كس ديگر نشده است» ؛ امّا شِكوه آن نيست كه بگويد : «ديشب ، بيدار بودم» و «امروز ، تب دارم» ، يا سخنى ديگر از اين قبيل . .
1) .البته اين كيفر ، در صورتى است كه بى تابى ، او را به كفرگويى و ارتداد ، وادار سازد .
۴ / ۴الشُّكرُ۴۱۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا مَرِضَ العَبدُ بَعَثَ اللّهُ تَعالى إلَيهِ مَلَكَينِ ، فَقالَ : اُنظُرا ماذا يَقولُ لِعُوّادِهِ؟ فَإِن هُوَ إذا جاؤوهُ حَمِدَ اللّهَ وأثنىعَلَيهِ، رَفَعا ذلِكَ إلَى اللّهِ عز و جل. وهُوَ أعلَمُ.
فَيَقولُ : لِعَبدي عَلَيَّ إن تَوَفَّيتُهُ أن اُدخِلَهُ الجَنَّةَ ، وإن أنَا شَفَيتُهُ أن اُبدِلَ لَهُ لَحماً خَيراً مِن لَحمِهِ ، ودَماً خَيراً مِن دَمِهِ ، وأن اُكَفِّرَ عَنهُ سَيِّئاتِهِ . (1)۴۱۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن العرزمي عن أبيه عن الإمام الصادق عليه السلام :مَنِ اشتَكى لَيلَةً فَقَبِلَها بِقَبولِها وأدّى إلَى اللّهِ شُكرَها ، كانَت كَعِبادَةِ سِتّينَ سَنَةً .
قالَ أبي : فَقُلتُ لَهُ : ما قَبولُها؟
قالَ : يَصبِرُ عَلَيها ولا يُخبِرُ بِما كانَ فيها ، فَإِذا أصبَحَ حَمِدَ اللّهَ عَلى ما كانَ . (2).
1) .الموطّأ ، ج ۲ ، ص ۹۴۰ ، ح ۵ عن عطاء بن يسار ، كنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۱۰ ، ح ۶۷۰۴ نقلاً عن الدارقطني في الغرائب ، وابن صخر في عوالي مالك ، عن أبي هريرة.
2) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۶ ، ح ۵ ، ثواب الأعمال ، ص ۲۲۹ ، ح ۱ عن أبي عبدالرحمن ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۰ ، ح ۲۴۲۱ ، كلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۵ ، ح ۱۱.
۴ / ۴سپاسگزارى۴۱۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بنده بيمار شود ، خداوند ، دو فرشته را به سوى او مى فرستد و مى فرمايد : «بنگريد او به عيادت كنندگان خويش ، چه مى گويد » . اگر هنگامى كه آنان نزد او آمدند ، خداوند را سپاس و ستايش گفت ، آن سپاس و ستايشِ وى را نزد خداوند عز و جل مى برند ؛ هر چند البته خداوند ، خود ، آگاه تر است . پس خداوند مى فرمايد : «بنده ام بر من حق دارد كه اگر او را به سوى خويش ببرم ، به بهشتش درمى آورم و اگر او را شفا دهم ، گوشتى بهتر از گوشت وى ، و خونى بهتر از خون وى برايش جايگزين مى سازم و از گناهان او درمى گذرم» .۴۱۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در گزارش تعاليم صحف ابراهيم عليه السلام ـ ) الكافىـ به نقل از عرزمى ، از پدرش ، از امام صادق عليه السلام: «هر كس شبى بيمار باشد و اين بيمارى را به جان بپذيرد و سپاس آن را به درگاه خداوند بگزارد ، آن شب ، برايش همانند عبادت شصت سال است» .
از امام عليه السلام پرسيدم : پذيرفتن بيمارى چيست؟
فرمود : «بر آن شكيبايى كند ، ديگران را از آنچه در اين شب بيمارى بر او گذشته است ، خبر ندهد ، و چون شب را به صبح آورد ، خداوند را بر آنچه بوده است ، سپاس گويد» .
.
۴ / ۵الصَّدَقَةُ۴۱۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما عولِجَ مَريضٌ بِأَفضَلَ مِنَ الصَّدَقَةِ . (1)۴۱۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :داووا مَرضاكُم بِالصَّدَقَهِ ؛ فَإِنَّها تَدفَعُ عَنكُمُ الأَمراضَ وَالأَعراضَ . (2)۴۱۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :الصَّدَقَةُ دَواءٌ مُنجِحٌ . (3)۴۱۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :يُستَحَبُّ لِلمَريضِ أن يُعطِيَ السّائِلَ بِيَدِهِ ، ويَأمُرَ السّائِلَ أن يَدعُوَ لَهُ . (4)۴۱۶۸.الدرّ المنثور عن سليمان التَّيميّ :طبّ الأئمّة :إنَّ رَجُلاً شَكا إلَيه [ أيِ الإمامِ الكاظِمِ عليه السلام ] إنَّني في كَثرَةٍ مِنَ العِيالِ كُلُّهُم مَرضى .
فَقالَ لَهُ موسَى بنُ جَعفَرٍ عليه السلام : داووهُم بِالصَّدَقَةِ ، فَلَيسَ شَيءٌ أسرَعَ إجابَةً مِنَ الصَّدَقَةِ ، ولا أجدى مَنفَعَةً عَلَى المَريضِ مِنَ الصَّدَقَةِ . (5)۴ / ۶الدُّعاءُ۴۱۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَرِضتُ فَعادَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ :
قُل: «اللّهُمَّ إنّيأسأَلُكَ تَعجيلَ عافِيَتِكَ، وصَبراًعَلىبَلِيَّتِكَ، وخُروجاً إلى رَحمَتِكَ».
فَقُلتُها ، فَقُمتُ كَأَنَّما نَشَطتُ مِن عِقالٍ . (6).
1) .الفردوس ، ج ۴ ، ص ۱۱۸ ، ح ۶۳۶۸ عن أنس ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۴ ، ح ۲۸۱۸۴.
2) .الجامع الصغير ، ج ۱ ، ص ۶۴۲ ، ح ۴۱۶۶ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۳ ، ح ۲۸۱۸۲ ، كلاهما نقلاً عن الفردوس ، عن ابن عمر.
3) .نهج البلاغة : الحكمة ۷ ، الدعوات ، ص ۱۸۱ ، ح ۵۰۱ ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۹ ، ح ۶۲.
4) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۴ ، ح ۹ ، عن عبداللّه بن سنان ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۶۶ ، ح ۱۷۳۲ ، الدعوات ، ص ۲۲۷ ، ح ۶۳۴ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۰۹ ، ح ۲۵.
5) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۲۳ ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۵ ، ح ۳۰.
6) .مسند زيد ، ص ۱۸۱ ، عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عليهم السلام ، الكافي ، ج ۲ ، ص ۵۶۷ ، ح ۱۶ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام ، الدعوات ، ص ۱۹۲ ، ح ۵۳۱ كلاهما نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۹۵ ، ص ۱۹ ، ح ۱۹ ؛ صحيح ابن حبّان ، ج ۳ ، ص ۲۰۲ ، ح ۹۲۲ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۷۰۴ ، ح ۱۹۱۷ ، الدعاء للطبراني ، ص ۴۲۸ ، ح ۱۴۵۲ ، كلّها عن عائشة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۲ ، ص ۱۹۰ ، ح ۳۶۹۸ .
۴ / ۵صدقه دادن۴۱۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ بيمارى اى به چيزى برتر از صدقه ، درمان نشده است .۴۱۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمارانتان را با صدقه درمان كنيد ، كه آن ، بيمارى ها و آفت ها را از شما دور مى كند .۴۱۶۸.الدرّ المنثور ( ـ به نقل از سليمان تَيمى ـ ) امام على عليه السلام :صدقه ، دارويى مؤثّر است .۴۱۶۹.صحيح مسلم ( ـ به نقل از عبد الرحمان بن شماسه ـ ) امام صادق عليه السلام :مستحب است بيمار به دست خود ، صدقه اى به سائل بدهد و از او بخواهد براى وى ، دعا كند .۴۱۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در تفسير اين سخن خداوند عز و جل : {Q} «و هر چه ) طبّ الأئمّة عليهم السلام: مردى به امام كاظم عليه السلام از اين ناليد كه: نانخور زيادى دارم كه همه نيز بيمارند .
امام كاظم عليه السلام به او فرمود : «آنان را با صدقه درمان كنيد ؛ زيرا هيچ چيز به اندازه صدقه به اجابت ، نزديك نيست و بيش از صدقه براى بيمار ، منفعت در پى نمى آورد ».۴ / ۶دعا كردن۴۱۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :بيمار شدم و پيامبر خدا به عيادتم آمد و فرمود : «بگو : خداوندا! از تو مى خواهم عافيتى را كه مى دهى ، پيش اندازى ، بر امتحان خويش ، بردبارى ام بخشى ، و مرا به سوى رحمت خويش ببرى» .
من ، اين دعا را خواندم و پس از آن [دعا] ، از بستر بيمارى برخاستم ، گويا كه از بندى رَسته باشم .
.
۴۱۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ مَريضٍ يَعودُهُ ، فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، اُدعُ اللّهَ لي . فَقالَ صلى الله عليه و آله : قُل : «أسأَلُ اللّهَ العَظيمَ ، رَبَّ العَرشِ العَظيمِ ، وأسأَلُ اللّهَ الكَبيرَ» .
فَقالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ ، فَقامَ كَأَنَّما نَشَطَ مِن عِقالٍ . (1)۴۱۷۵.مستدرك الوسائل :السنن الكبرى عن عبداللّه بن حسن :إنَّ عَبدَاللّهِ بنَ جَعفَرٍ دَخَلَ عَلَى ابنٍ لَهُ مَريضٍ ، يُقالُ لَهُ صالِحٌ ، فَقالَ :
قُل : «لا إلهَ إلاَّ اللّهُ الحَليمُ الكَريمُ ، سُبحانَ اللّهِ رَبِّ العَرشِ العَظيمِ ، اللّهُمَّ اغفِر لي، اللّهُمَّ ارحَمني، اللّهُمَّ تَجاوَز عَنّي، اللّهُمَّ اعفُ عَنّي فَإِنَّكَ عَفُوٌّ غَفورٌ».
ثُمَّ قالَ : هؤُلاءِ الكَلِماتُ عَلَّمَنيهِنَّ عَمّي ، ذَكَرَ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عَلَّمَهُنَّ إيّاهُ . (2)۴۱۷۶.المناقب لابن شهر آشوب عن إسحاق بن بشار :الإمام زين العابدين عليه السلامـ في دُعائِهِ عِندَ المَرَضِ: اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ عَلى ما لَم أزَل أتَصَرَّفُ فيهِ مِن سَلامَةِ بَدَني ، ولَكَ الحَمدُ عَلى ما أحدَثتَ بي مِن عِلَّةٍ في جَسَدي ، فَما أدري يا إلهي أيُّ الحالَينِ أحَقُّ بِالشُّكرِ لَكَ ، وأيُّ الوَقتَينِ أولى بِالحَمدِ لَكَ ؟ أوَقتُ الصِّحَّةِ الَّتي هَنَّأتَني فيها طَيِّباتِ رِزقِكَ ، ونَشَّطتَني بِها لاِبتِغاءِ مَرضاتِكَ وفَضلِك ، وقَوَّيتَني مَعَها عَلى ما وَفَّقتَني لَهُ مِن طاعَتِكَ؟ أم وَقتُ العِلَّةِ الَّتي مَحَّصتَني بِها ، وَالنِّعَمِ الَّتي أتحَفتَني بِها تَخفيفاً لِما ثَقُلَ بِهِ عَلى ظَهري مِنَ الخَطيئاتِ ، وتَطهيراً لِمَا انغَمَستُ فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ ، وتَنبيهاً لِتَناوُلِ التَّوبَةِ ، وتَذكيراً لِمَحوِ الحَوبَةِ بِقَديمِ النِّعمَةِ؟ وفي خِلالِ ذلِكَ ما كَتَبَ لِيَ الكاتِبانِ مِن زَكِيِّ الأَعمالِ ، ما لا قَلبٌ فَكَّرَ فيهِ ، ولا لِسانٌ نَطَقَ بِهِ ، ولا جارِحَةٌ تَكَلَّفَتهُ ، بَل إفضالاً مِنكَ عَلَيَّ ، وإحساناً مِن صَنيعِكَ إلَيَّ .
اللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وحَبِّب إِلَيَّ ما رَضيتَ لي ، ويَسِّر لي ما أحلَلتَ بي ، وطهِّرني مِن دَنَسِ ما أَسلَفتُ ، وَامحُ عَنّي شَرَّ ما قَدَّمتُ ، وأَوجِدني حَلاوَةَ العافِيَةِ وأَذِقني بَردَ السَّلامَةِ .
وَاجعَل مَخرَجي عَن عِلَّتي إلى عَفوِكَ ومُتَحَوَّلي عَن صَرعَتي إلى تَجاوُزِكَ وخَلاصي مِن كَربي إلى رَوحِكَ وَسَلامَتي مِن هذِهِ الشِّدَّةِ إِلى فَرَجِكَ ؛ إنَّكَ المُتَفَضِّلُ بِالإحسانِ ، المُتَطَوِّلُ بِالاِمتِنانِ الوَهّابُّ الكَريمُ ذُو الجَلالِ وَالإِكرامِ . (3).
۴۱۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پيامبر خدا ، بر مردى از انصار كه بيمار شده بود ، وارد شد تا او را عيادت كند . او گفت : اى پيامبر خدا! براى من به درگاه خداوند ، دعا كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بگو : از خداوند بزرگ ، پروردگار عرش بزرگ ، مسئلت مى كنم و از خداوند بزرگ ، مى خواهم » .
مرد ، اين دعا را سه بار خواند و در پىِ آن ، از بستر بيمارى برخاست ، چنان كه از بند ، رَسته باشد .۴۱۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :السنن الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حسن ـ: عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب ، بر يكى از فرزندان خويش به نام «صالح» كه بيمار بود ، در آمد و به او گفت : «بگو : خدايى نيست جز خداوند بردبار بزرگوار . منزّه است پروردگار عرش بزرگ! پروردگارا ، مرا بيامرز! پروردگارا ، بر من رحمت فرست! پروردگارا ، از من درگذر! پروردگارا ، بر من ببخشاى كه تو بخشايشگرِ آمرزنده اى! » .
[عبد اللّه بن جعفر] سپس گفت : اينها كلماتى است كه عمويم [على عليه السلام ] به من آموخته و يادآور شده كه پيامبر خدا ، آنها را به وى ، تعليم فرموده است .۴۱۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام سجّاد عليه السلامـ در دعاى خويش به گاه بيمارى: خداوندا! بر سلامت تنم كه پيوسته با آن به كار خويش پرداخته ام ، تو را سپاس مى گويم ، و [نيز] بر آن بيمارى اى كه بر تنم عارض كردى ، تو را سپاس مى گويم . اكنون اى خداى من! نمى دانم كدام يك از اين دو حال ، سزامندتر براى سپاس گزاردن توست و كدام يك از اين دو وقت ، سزاوارتر براى ستودن تو .
زمان تن درستى ، كه در آن روزى هاى پاك خويش را گوارايم ساختى و مرا به آنها براى جُستن خشنودى و فضل خود ، شور و نشاط بخشيدى و با برخوردارى از آنها ، بر آن طاعت ها ـ كه توفيقش را ارزانى ام داشتى ـ توانا ساختى؟ يا زمان بيمارى كه مرا بدان آزمودى؟ و نعمت هايى كه به من ارمغان دادى تا مايه سَبُك شدن بار گناهانى شود كه پُشتم را سنگين كرده بود و مايه طهارت از آن گناهانى باشد كه در آن ، غوطه ور شده بودم ، و توجّه دهنده اى باشد كه به توبه باز گردم ، و يادآورى باشد كه گناه را به بركت نعمت ديرين تو بزدايم .
و در اين مدّت بيمارى ، كاتبان اعمال ، برايم آن اندازه اعمال پاك نوشتند كه نه به دلى خطور كرده است ، نه بر زبانى گذشته ، و نه اندامى توان انجام دادنش را يافته ؛ بلكه اين همه فضل تو بر من بوده و احسان و نيكى اى بوده است كه بر من روا داشته اى. پروردگارا! پس بر محمّد و خاندانش ، درود فرست و آنچه را برايم بدان خرسندى ، محبوبم بدار . آنچه را بر من وارد آورده اى ، آسان و گوارايم ساز و مرا از آلودگى هايى كه پيش تر انجام داده ام ، پاك بدار و بدى هايى را كه پيش فرستاده ام ، [از نامه عملم] بزداى ، و شيرينى عافيت و خُنَكاى سلامت را به من بچشان .
برون شدِ مرا از بيمارى به سوى عفو خويش ، بازگشتِ مرا از دوران بسترنشينى ام به سوى چشم پوشى خويش ، رهايى ام از درد و رنجم را به فراخناى رحمت خويش ، و سلامت يافتنم از اين سختى را به آستان گشايش خويش ، قرار ده! تويى كه نيكى ات سرشار است و دست منّتت بر همه ، گشاده. بخشنده و بزرگوار و صاحب جلال و اكرامى . .
۴۱۷۵.مستدرك الوسائل :الإمام الصادق عليه السلامـ كانَ يَقولُ عِندَ العِلَّهِ ـ: اللّهُمَّ إنَّكَ عَيَّرتَ أقواماً فَقُلتَ : « قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَ لاَ تَحْوِيلاً » (1)فَيا مَن لايَملِكُ كَشفَ ضُرّي ولاتَحويلَهُ عَنّي أحَدٌ غَيرُهُ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وَاكشِف ضُرّي وحَوِّلهُ إلى مَن يَدعو مَعَكَ إلهاً آخَرَ لا إلهَ غَيرُكَ . (2).
۴۱۷۶.المناقب ، ابن شهر آشوب ( ـ به نقل از اسحاق بن بشّار ـ ) امام صادق عليه السلامـ دعاى ايشان به هنگام بيمارى: خداوندا ! تو خود ، كسانى را سرزنش كردى و فرمودى : «بگو كسانى را كه به جاى خداوند به خدايى مى پنداشته ايد ، فرا خوانيد تا ببينيد كه نه نمى توانند سختى اى از شما بگشايند ، و نه شما را به حالتى ديگر درآورند» . پس اى آن كه هيچ كس جز او نتواند سختى اى از من بگشايد و مرا به حالتى ديگر ببرد ! بر محمّد و خاندانش درود فرست ، و سختى را از من بگشاى و آن را به سوى كسانى ببر كه در كنار تو ـ كه خدايى جز تو نيست ـ خدايى ديگر را مى خوانند . .
الفصل الخامس : التّمريض۵ / ۱ثَوابُ التَّمريضِ۴۱۷۸.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قامَ عَلى مَريضٍ يَوماً ولَيلَةً ، بَعَثَهُ اللّهُ تَعالى مَعَ إبراهيمَ الخَليلِ عليه السلام ، فَجازَ عَلَى الصِّراطِ كَالبَرقِ اللاّمِعِ . (1)۴۱۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن سَعى لِمَريضٍ في حاجَةٍ قَضاها أو لَم يَقضِها ، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَيَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ .
فَقالَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ : بِأَبي أنتَ واُمّي يا رَسولَ اللّهِ ، فَإِن كانَ المَريضُ مِن أهلِ بَيتِهِ ، أوَ لَيسَ ذلِكَ أعظَمَ أجراً إذا سَعى في حاجَةِ أهلِ بَيتِهِ؟
قالَ : نَعَم . (2).
1) .ثواب الأعمال ، ص ۳۴۱ ، ح ۱ عن ابن عبّاس ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۵ ، ح ۳۵.
2) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج۴، ص۱۶ ، ح۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق ، ص۵۱۷ ، ح۷۰۷ ، كلاهما عن الحسين ابن زيد، عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، ثواب الأعمال ، ص ۳۴۱ ، ح ۱ عن ابن عبّاس نحوه ، بحارالأنوار ، ج۸۱ ، ص۲۱۷ ، ح۹؛ الفردوس ، ج۳ ، ص۵۴۸ ، ح۵۷۱۱ عن أبي هريرة ، وليس فيه من «فقال رجل .. .».
فصل پنجم : پرستارى۵ / ۱پاداش پرستارى۴۱۸۳.مسند ابن حنبل عن ابن عمر :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس يك شبانه روز بيمارى را پرستارى كند ، خداوند ، او را همراه با ابراهيم خليل ، برمى انگيزد و به سان برقى پُر درخشش ، از صراط مى گذرد .۴۱۸۴.عوالي اللآلي :امام على عليه السلام :پيامبر خدا فرمود : «هر كس در برآوردن نياز بيمارى بكوشد ، خواه آن را برآورد و خواه برنياورد ، از زير بار گناه خويش بيرون مى رود ، به سان آن روز كه از مادر ، زاده شده است» .
در اين هنگام ، مردى از انصار گفت : اى پيامبر خدا ، پدر و مادرم به فدايت! اگر بيمار از خانواده شخص باشد ، آيا در صورتى كه در برآوردن نياز خانواده خويش بكوشد ، اين كار ، پاداش بيشترى ندارد؟
فرمود : «چرا» .
.
۴۱۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أطعَمَ مَريضاً شَهوَتَهُ ، أطعَمَهُ اللّهُ عز و جل مِن ثِمارِ الجَنَّةِ . (1)۴۱۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن مرازم بن حكيم :زامَلتُ مُحَمَّدَ بنَ مُصادِفٍ ، فَلَمّا دَخَلنَا المَدينَةَ اعتَلَلتُ ، فَكانَ يَمضي إلَى المَسجِدِ ويَدَعُني وَحدي ، فَشَكَوتُ ذلِكَ إلى مُصادِفٍ ، فَأَخبَرَ بِهِ أباعَبدِاللّهِ عليه السلام فَأَرسَلَ إلَيهِ :
قُعودُكَ عِندَهُ أفضَلُ مِن صَلاتِكَ فِي المَسجِدِ . (2)۴۱۸۱.امام على عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلامـ في تَفسيرِ «الإِحسانِ» في قَولِهِ تَعالى في قِصَّةِ يوسُفَ : « نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » (3): كانَ[يوسُفُ ]يَقومُ عَلَى المَريضِ . (4)۵ / ۲أدَبُ التَّمريضِ۴۱۸۴.عوالى اللآلى :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تُكرِهوا مَرضاكُم عَلَى الطَّعامِ وَالشَّرابِ ؛ فَإِنَّ اللّهَ يُطعِمُهُم ويَسقيهِم . (5)۴۱۸۵.عوالي اللآلي عن أبي لُبَيد :سنن ابن ماجة عن ابن عبّاس :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عادَ رَجُلاً ، فَقالَ : ماتَشتَهي؟
قالَ : أشتَهي خُبزَ بُرٍّ .
قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : مَن كانَ عِندَهُ خُبزُ بُرٍّ فَليَبعَث إلى أخيهِ .
ثُمَّ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إذَا اشتَهى مَريضُ أحَدِكُم شَيئاً فَليُطعِمهُ . (6).
1) .المعجم الكبير ، ج ۶ ، ص ۲۴۱ ، ح ۶۱۰۷ عن سلمان ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۷؛ الدعوات ، ص ۲۳۰ ، ح ۶۳۹ ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۴ ، ح ۳۲.
2) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۵۴۵ ، ح ۲۷.
3) .يوسف : ۳۶.
4) .تفسير القمّي ، ج ۱ ، ص ۳۴۴ ، بحارالأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۲۳۰ ، ح ۵ .
5) .سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۴۰ ، ح ۳۴۴۴ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۸۴ ، ح ۲۰۴۰ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۵۰۲ ، ح ۱۲۹۶ ، وليس فيهما «والشراب» ، وكلّها عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۱ ، ح ۲۸۳۱۵؛ دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۴ ، ح ۵۰۶ وليس فيه «والشراب» ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۲ ، ح ۱۳.
6) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۴۶۳ ، ح ۱۴۳۹ وج ۲ ، ص ۱۱۳۸ ، ح ۳۴۴۰ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۵ ، ح ۲۸۱۴۱ .
۴۱۸۶.السنن الكبرى عن الحسن :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس غذايى را كه بيمار هوس كرده است ، به او برساند ، خداوند ، از ميوه هاى بهشتى به او خواهد خوراندْ .۴۱۸۵.عوالى اللآلى ( ـ به نقل از ابو لُبَيد ـ ) الكافىـ به نقل از مرازم بن حكيم: با محمّد بن مصادف همسفر شدم . چون به مدينه وارد شديم ، بيمار شدم . او [در اين مدّت] به مسجد مى رفت و مرا تنها مى گذاشت. از اين كار به مصادف ، گلايه كردم . او هم امام صادق عليه السلام را از اين جريان ، آگاه كرد .
امام عليه السلام برايش چنين پاسخ فرستاد : «نشستن تو نزد او ، از نماز خواندنت در مسجد [پيامبر صلى الله عليه و آله ] برتر است» .۴۱۸۶.السنن الكبرى ( ـ به نقل از حسن [بصرى] ـ ) امام صادق عليه السلامـ در تفسير واژه «احسان» در اين سخن خداوند در سوره يوسف كه فرمود : «ما را از تأويل آن ، آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى بينم»: يوسف ، از بيماران ، پرستارى مى كرد .۵ / ۲آداب پرستارى۴۱۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمارانتان را به خوردنى و نوشيدنى وادار مكنيد ؛ چرا كه خداوند ، به آنان مى خورانَد و مى نوشانَد .۴۱۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن عبّاس: پيامبر خدا ، مردى را عيادت كرد و از او پرسيد : «چه ميل دارى؟» .
گفت : نان گندم ، دوست دارم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «هر كس نان گندمى دارد ، براى برادر خويش بفرستد» .
سپس فرمود : «اگر بيمارى از بيمارانتان ، چيزى را هوس كرد ، آن را به وى بخورانيد» .
.
۴۱۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :اُتِيَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام بِقَومٍ سُرّاقٍ قَد قامَت عَلَيهِمُ البَيِّنَةُ وأقَرّوا .
قالَ : فَقَطَعَ أيدِيَهُم ، ثُمَّ قالَ : يا قَنبَرُ ، ضُمَّهُم إلَيكَ فَداوِ كُلومَهُم ، وأحسِنِ القِيامَ عَلَيهِم . (1)۴۱۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :أروي أنَّ الصِّحَّةَ وَالعِلَّةَ يَقتَتِلانِ فِي الجَسَدِ ؛ فَإِن غَلَبَتِ العِلَّةُ الصِّحَّةَ استَيقَظَ المَريضُ ، وإن غَلَبَتِ الصِّحَّةُ العِلَّةَ اشتَهَى الطَّعامَ ، فَإِذَا اشتَهَى الطَّعامَ فَأَطعِموهُ فَلَرُبَّما فيهِ الشِّفاءُ . (2)۵ / ۳المُمَرِّضاتُ في غَزَواتِ النَّبِيِّ۴۱۹۲.عارِضة الأحوَذيّ عن أبي سعيد الخُدريّ :السنن الكبرى عن الرُبيّع (3):كُنّا نَغزو مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَنَسقِي القَومَ ونَخدِمُهُم ، ونَرُدُّ الجَرحى وَالقَتلى إلَى المَدينَةِ . (4)۴۱۹۳.عارِضة الأحوَذيّ عن الرّبيع بن خُثَيم عن عبد اللّ ( ـ وَاللَّفظُ لِلبُخاريّ ـ ) صحيح البخاري عن سهل بن سعد الساعدي :لَمّا كُسِرَت عَلى رَأسِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله البَيضَةُ ، واُدمِيَ وَجهُهُ وكُسِرَت رَبَاعِيَتُهُ (5)، وكانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَختَلِفُ بِالماءِ فِي المِجَنِّ ، وجاءَت فاطِمَةُ عليهاالسلام تَغسِلُ عَن وَجهِهِ الدَّمَ ، فَلَمّا رَأَت فاطِمَةُ عليهاالسلامالدَّمَ يَزيدُ عَلَى الماءِ كَثرَةً ، عَمَدَت إلى حَصيرٍ فَأَحرَقَتها ، وألصَقَتها عَلى جُرحِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَرَقَأَ الدَّمُ . (6).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۱۰ ، ص ۱۲۷ ، ح ۵۰۹ عن حذيفة بن منصور.
2) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۱ ، ح ۱۴ .
3) .هي الرُّبَيِّع بنت مُعَوِّذ بن عفراء.
4) .السنن الكبرى للنسائي ، ج ۵ ، ص ۲۷۸ ، ح ۸۸۸۱ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱۰ ، ص ۲۸۹ ، ح ۲۷۰۸۵.
5) .الرَباعِية : إحدى الأسنان الأربع التي تلي الثنايا ، بين الثَّنِيّة والناب (لسان العرب ، ج ۸ ، ص ۱۰۸).
6) .صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۱۶۲ ، ح ۵۳۹۰ ، المعجم الكبير ، ج ۶ ، ص ۱۷۲ ، ح ۵۸۹۷ .
۴۱۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :طايفه اى از دزدان را كه دليل بر ضدّشان اقامه شده بود و اقرار كرده بودند ، نزد اميرمؤمنان آوردند . پس دستان آنان را بُريد و سپس فرمود : «اى قنبر! آنان را نزد خود ببر ، زخم هايشان را درمان ساز و به نيكى از آنان ، پرستارى كن» .۴۱۹۱.الترغيب والترهيب ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :روايت مى كنم كه تن درستى و بيمارى در بدن با همديگر ، پيكار مى كنند . پس اگر تن درستى بر بيمارى چيرگى يابد ، بيمار از بستر برمى خيزد ؛ اما اگر بيمارى بر تن درستى چيره شود ، بيمار ، اشتهاى به غذا پيدا مى كند . اگر او اشتها پيدا كرد ، به او بخورانيد ، شايد كه شفايش در همان باشد .توضيححديث نخست در اين باب ، اشاره به اين است كه نداشتن اشتها نشانه اى از مفيد نبودن و يا زيان داشتن غذا و آب براى بيمار است ، چنان كه مقصود از اين بخش حديث هم كه فرموده «خداوند ، خود به آنان مى خورانَد و مى نوشانَد» ، نبودِ نياز طبيعى بيمار به غذا و آب در هنگام بى اشتهايى است . امّا بر عكس ، اشتها به غذا ، نشانه اى از نياز بدن به آن و فايده آن براى بيمار است و از همين رو ، حديث دوم و چهارم ، به دادن آب و غذا به بيمار ، سفارش كرده است . البته ، طبيعى است كه اين نكته با آن منافات ندارد كه برخى از غذاها يا نوشيدنى ها براى برخى از بيماران ، زيان داشته باشد . بنا بر اين ، رايزنى با پزشك درباره كيفيت و چگونگى غذاى بيمار ، ضرورى است .
۵ / ۳زنان پرستار در نبردهاى پيامبر۴۱۹۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ ) السنن الكبرىـ به نقل از ربيّع (1)ـ: ما همراه با پيامبر خدا به پيكار مى رفتيم و به مردم ، آب مى رسانديم ، آنان را خدمت مى كرديم و مجروحان و كشتگان را به مدينه باز مى گردانديم .
.
1) .مقصود ، رُبَيِّع ، دختر معوّذ بن عفراء است.
۴۱۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعا ـ ) السيرة النبويّة عن ابن إسحاق :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد جَعَلَ سَعدَ بنَ مُعاذٍ في خَيمَةٍ لاِمرَأَةٍ مِن أسلَمَ يُقالُ لَها «رُفيدَةُ » في مَسجِدِ هِ ، كانَت تُداوِي الجَرحى ، وتَحتَسِبُ بِنَفسِها عَلى خِدمَةِ مَن كانَت بِهِ ضيعَةٌ مِنَ المُسلِمينَ ، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد قالَ لِقَومِهِ حينَ أصابَهُ السَّهمُ بِالخَندَقِ : اِجعَلوهُ في خَيمَةِ رُفَيدَةَ حَتّى أعودَهُ مِن قَريبٍ . (1)۴۱۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از دعاى ايشان در پناه بردن به خدا در روز وادِى ) المعجم الصغير عن أنس :قالَت اُمُّ سَلَمَةَ : يا رَسولَ اللّهِ ، أخرُجُ مَعَكَ إلَى الغَزوِ؟
فَقالَ : يا اُمَّ سَلَمَةَ ، إنَّهُ لَم يُكتَب عَلَى النِّساءِ جِهادٌ .
فَقالَت : اُداوِي الجَرحى ، واُعالِجُ العَينَ ، وأسقِي الماءَ .
قالَ : فَنَعَم ، إذاً . (2)۴۱۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى «اسماى حُسنا» ـ ) صحيح مسلم عن أنس :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَغزو بِاُمِّ سُلَيمٍ ونِسوَةٍ مِنَ الأَنصارِ مَعَهُ إذا غَزا ، فَيَسقينَ الماءَ ، ويُداوينَ الجَرحى . (3).
1) .السيرة النبويّة لابن هشام ، ج ۳ ، ص ۲۵۰ ، تاريخ الطبري ، ج ۲ ، ص ۵۸۶ ، اُسد الغابة ، ج ۷ ، ص ۱۱۱ كلاهما نحوه .
2) .المعجم الصغير ، ج ۱ ، ص ۱۱۷ ، المعجم الكبير ، ج ۱ ، ص ۲۵۶ ، ح ۷۴۰ ، حلية الأولياء ، ج ۸ ، ص ۲۶۵.
3) .صحيح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۴۴۳ ، ح ۱۳۵ ، سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸ ، ح ۲۵۳۱ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۱۳۹ ، ح ۱۵۷۵ ، السنن الكبرى للنسائي ، ج ۴ ، ص ۳۶۹ ، ح ۷۵۵۷.
۴۱۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في ذِكرِ فَضلِ فاطِمَةَ عليهاالسلام يَومَ القِي ) صحيح البخارىـ به نقل از سهل بن سعد ساعدى ـ: هنگامى كه كلاه خُود بر سرِ پيامبر خدا شكست ، چهره وى به خون نشست و دندان رباعى (1)ايشان نيز شكست و زمانى كه على عليه السلام با سپر ، آب مى آورد و فاطمه عليهاالسلام ، بدان جا آمد و از چهره ايشان ، خون را مى شست ، چون فاطمه عليهاالسلاممشاهده كرد كه خون بر چهره بيشتر مى شود ، حصيرى را برداشت و سوزانْد و اين سوزانده را به زخم پيامبر خدا چسبانْد و پس از آن ، خون ، فرو نشست .۴۱۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در بيان مقام والاى فاطمه عليهاالسلام در روز قيا ) السيرة النبويّةـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پيامبر خدا ، سعد بن معاذ را در خيمه زنى از خاندان اَسلَم ، قرار داده بود كه او را «رُفيده» مى ناميدند ، و اين خيمه را در مسجد ، برافراشته بود و در آن ، مجروحان را درمان مى كرد و به رايگان ، به كسانى از مسلمانان كه گرفتارى اى داشتند ، خدمت مى كرد. پيامبر خدا ، هنگامى كه در نبرد خندق ، تيرى به سعد اصابت كرد ، به كسان وى چنين فرمان داده بود: «او را به خيمه رفيده ببريد تا وى را از نزديك ، عيادت كنم».۴۱۹۸.الأمالي للطوسي عن محمّد بن عَجلانَ :المعجم الصغيرـ به نقل از انس ـ: اُمّ سلمه گفت: اى پيامبر خدا! آيا مى توانم به همراهت روانه پيكار شوم؟
فرمود: «اى امّ سلمه! جهاد بر زنان نوشته نشده است» .
امّ سلمه گفت: مجروحان را درمان مى كنم ، چشم را علاج مى سازم و آب مى رسانم.
فرمود: «در اين صورت ، آرى».۴۱۹۸.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از محمّد بن عَجلان ـ ) صحيح مسلمـ به نقل از انس ـ: پيامبر خدا ، امّ سليم و زنانى از انصار را با خود به پيكار مى برد و آنان ، آب مى رساندند و مجروحان را درمان مى كردند. .
1) .چهار دندان واقع ميان دندان هاى پيشين (ثنايا) و دندان هاى نيش را در دو فك بالا و پايين ، «رباعى» مى نامند.
۴۱۹۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ إلى مُعاذِ بنِ جَبَلٍ لَمّا بَع ) الطبقات الكبرى :أسلَمَت اُمُّ سُلَيمٍ ، وبايَعَت رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وشَهِدَت يَومَ حُنَينٍ وهِيَ حامِلٌ بِعَبدِاللّهِ بنِ أبي طَلحَةَ ، وشَهِدَت قَبلَ ذلِكَ يَومَ اُحُدٍ تَسقِي العَطشى ، وتُداوِي الجَرحى . (1)۴۲۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :الطبقات الكبرى عن اُمّ سنان الأسلميّة :لَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الخُروجَ إلى خَيبَرَ جِئتُهُ فَقُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ ، أخرُجُ مَعَكَ في وَجهِكَ هذا أخرُزُ السِّقاءَ ، واُداوِي المَريضَ وَالجَريحَ إن كانَت جِراحٌ ولاتَكونُ ، واُبصِرُ الرَّحلَ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : اُخرُجي عَلى بَرَكَةِ اللّهِ ؛ فَإِنَّ لَكِ صَواحِبَ قَد كَلَّمنَني وأذِنتُ لَهُنَّ مِن قَومِكِ ومِن غَيرِهِم ، فَإِن شِئتِ فَمَعَ قَومِكِ ، وإن شِئتِ فَمَعَنا .
قُلتُ : مَعَكَ .
قالَ : فَكوني مَعَ اُمِّ سَلَمَةَ زَوجَتي .
قالَت : فَكُنتُ مَعَها . (2)۴۲۰۱.الأمالي للطوسي عن أبي ذرّ عن رسول اللّه صلى اللهسنن الترمذي عن يزيد بن هرمز :إنَّ نَجدَةَ الحَرورِيَّ كَتَبَ إلَى ابنِ عَبّاسٍ يَسأَ لُهُ : هَل كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَغزو بِالنِّساءِ؟ وهَل كانَ يَضرِبُ لَهُنَّ بِسَهمٍ؟
فَكَتَبَ إلَيهِ ابنُ عَبّاسٍ : كَتَبتَ إلَيَّ تَسأَ لُني هَل كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَغزو بِالنِّساءِ؟ وكانَ يَغزو بِهِنَّ فَيُداوينَ المَرضى ، ويُحذَينَ مِنَ الغَنيمَةِ . (3)۴۱۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از سفارش هاى ايشان به مُعاذ بن جبل ، هنگامى كه ) صحيح مسلم عن اُمّ عطيّة الأنصاريّة :غَزَوتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَبعَ غَزَواتٍ ، أخلُفُهُم في رِحالِهِم . فَأصنَعُ لَهُمُ الطَّعامَ ، واُداوِي الجَرحى ، وأقومُ عَلَى المَرضى . (4).
1) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۲۵.
2) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۲۹۲.
3) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۱۲۵ ، ح ۱۵۵۶ ، صحيح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۴۴۴ ، ح ۱۳۷ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۶۶۰ ، ح ۲۸۱۲؛ الخصال ، ص ۲۳۵ ، ح ۷۵ عن عبيداللّه بن عليّ الحلبي عن الإمام الصادق عليه السلام وكلّها نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۹۶ ، ص ۱۹۸ ، ح ۴.
4) .صحيح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۴۴۷ ، ح ۱۴۲ ، سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۹۵۲ ، ح ۲۸۵۶ ، سنن الدارمي ، ج ۲ ، ص ۶۵۶ ، ح ۲۳۳۳ ، السنن الكبرى للنسائي ، ج ۵ ، ص ۲۷۸ ، ح ۸۸۸۰ ، وليس فيها «وأقوم على المرضى».
۴۲۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الطبقات الكبرى :امّ سليم ، اسلام آورد و با پيامبر خدا ، بيعت كرد و در نبرد حُنين هم ، در حالى كه به عبد اللّه بن ابى طلحه آبستن بود ، حضور يافت. او پيش تر در نبرد اُحد به تشنگان ، آب مى رساند و مجروحان را درمان مى كرد.۴۲۰۱.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از ابو ذر ـ ) الطبقات الكبرىـ به نقل از امّ سنان اسلمى ـ: هنگامى كه پيامبر خدا ، آهنگ خيبر داشت ، به حضور وى رسيدم و گفتم: اى پيامبر خدا! آيا در اين آهنگى كه دارى ، مى توانم با تو روانه شوم تا در آن جا مَشكِ پاره شده اى را بدوزم ، بيمار و مجروح را ـ اگر خداى نكرده ، مجروحانى باشند ـ درمان كنم و پاسبانِ زاد و توشه باشم؟
پيامبر خدا به او فرمود: «به بركت خداوند ، روانه شو؛ چه ، دوستانى از تو از خاندانت و از ديگر كسان ، [پيش تر] با من سخن گفته اند و من به آنان اجازه داده ام. اينك ، اگر كه خواستى ، با خاندان خويش روانه مى شوى و اگر هم خواستى ، با ما».
گفتم: با شما.
فرمود: «پس با امّ سلمه ، همسرم ، همراه باش».
پس من با او (امّ سلمه) بودم!۴۲۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) سنن الترمذىـ به نقل از يزيد بن هرمز ـ: نجده حرورى (1)به ابن عبّاس نوشت و از او پرسيد: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله ، زنان را به نبردها مى برد؟ و آيا براى آنان ، سهمى مقرّر مى داشت؟
ابن عبّاس ، در پاسخ او چنين نوشت: به من نامه نوشته اى و از من پرسيده اى كه آيا پيامبر خدا ، زنان را به پيكار مى برد؟ [آرى!] . او زنان را به پيكار مى برد و آنان ، بيماران را درمان مى كردند و از غنيمت نيز بهره اى داده مى شدند.۴۲۰۳.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلمـ به نقل از اُمّ عَطيّه انصارى ـ: همراه پيامبر خدا ، در هفت جنگ ، حضور يافتم. من در خيمه گاه آنان مى ماندم و برايشان غذا آماده مى كردم ، مجروحان را درمان مى ساختم و بيماران را پرستارى مى كردم . .
1) .مقصود از «حرورى» ، خارجى يا منسوب به خوارج است. در متون قديم ، از خوارج با واژه حروريه نيز ياد شده است. نجده نيز همان كسى است كه يكى از گروه هاى عمده خوارج را به او نسبت داده اند. م.
۴۲۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن اُميّة بنت أبي الصلت عن امرأة من بني غفار :أتَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نِسوَةٍ مِن بَني غِفارٍ ، فَقُلنا لَهُ : يا رَسولَ اللّهِ ، قَد أرَدنا أن نَخرُجَ مَعَكَ إلى وَجهِكَ هذا ـ وهُوَ يَسيرُ إلى خَيبَرَ ـ فَنُداوِيَ الجَرحى ، ونُعينَ المُسلِمينَ بِمَا استَطَعنا .
فَقالَ : عَلى بَرَكَةِ اللّهِ .
قالَت : فَخَرَجنا مَعَهُ . . .
قالَت : فَلَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ ، رَضَخَ لَنا مِنَ الفَيءِ ، وأخَذَ هذِهِ القِلادَةَ الَّتي تَرينَ في عُنُقي فَأَعطانيها ، وجَعَلَها بِيَدِهِ في عُنُقي ، فَوَاللّهِ لا تُفارِقُني أبَداً . (1)۴۲۰۵.كنز العمّال عن أبي سعيد :السنن الكبرى عن حشرج بن زياد عن جدّته اُمّ أبيه :خَرَجتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غُزاةِ خَيبَرَ وأنَا سادِسَةُ سِتِّ نِسوَةٍ ، فَبَلَغَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ مَعَهُ نِساءً ، فَأَرسَلَ إلَينا فَأَتَيناهُ ، فَرَأَينا عَلى وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الغَضَبَ .
فَقالَ لَنا : ما أخرَجَكُنَّ وبِأَمرِ مَن خَرَجتُنَّ؟
قُلنا : خَرَجنا يا رَسولَ اللّهِ مَعَكَ نُناوِلُ السِّهامَ ، ونَسقِي السَّويقَ ، ونُداوِي الجَرحى ، ونَغزِلُ الشَّعرَ نُعينُ بِهِ في سَبيلِ اللّهِ .
قالَ : قُمنَ فَانصَرِفنَ .
قالَت : فَلَمّا فَتَحَ اللّهُ لِرَسولِهِ خَيبَرَ أسهَمَ لَنا كَسِهامِ الرِّجالِ .
قالَ : فَقُلتُ لَها : يا جَدَّةُ ، مَا الَّذي أسهَمَ لَكُنَّ ؟
قالَت : الثَّمَرَ . (2).
۴۲۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابو ذر ـ ) مسند ابن حنبل ـ به نقل از اميّه دختر ابوالصلت ، از يكى از زنان خاندان بنى غفّار ـ :همراه با شمارى از زنان بنى غفّار ، به حضور پيامبر خدا رسيدم . به ايشان گفتيم : اى پيامبر خدا! ما مى خواهيم در اين پيكارى كه آهنگش را كرده اى ـ و در آن زمان ، پيامبر صلى الله عليه و آله آهنگ خيبر داشت ـ با تو روانه شويم و آن جا مجروحان را درمان كنيم و به مسلمانان ، با آنچه در توانمان هست ، يارى رسانيم .
فرمود : «در سايه بركت خداوند!» .
پس ما با ايشان ، روانه شديم... .
چون پيامبر خدا ، خيبر را گشود ، از غنايم ، قدرى نيز به ما بخشيد . او اين گردنبند را كه اكنون در گردن دارم ، [از ميان غنايم] برداشت و به من داد و به دست خويش ، بر گردنم آويخت. به خداوند سوگند ، هرگز اين گردنبند از من جدا نخواهد شد .۴۲۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :السنن الكبرىـ به نقل از حشرج بن زياد ، از مادربزرگ وى (مادر پدرش) ـ: در نبرد خيبر ، در حالى كه يكى از شش زن حضور يافته در آن نبرد بودم ، شركت كردم . به پيامبر خدا خبر رسيد كه تنى چند از زنان با او همراه شده اند . او در پىِ ما فرستاد و ما نيز نزد وى رسيديم. بر چهره پيامبر خدا ، خشم را ديدم .
او به ما فرمود : «به چه سبب و به دستور چه كسى روانه شده ايد؟» .
گفتيم : اى پيامبر خدا! همراهت روانه شده ايم تا تيرى به دست تيراندازان دهيم و سويقى (1)به شما بخورانيم و مجروحان را درمان كنيم و مو ببافيم و بدين وسيله ، به جهاد در راه خدا ، يارى برسانيم .
فرمود : «برخيزيد و برويد» .
هنگامى كه خداوند ، فتح خيبر را نصيب پيامبرش كرد ، وى به ما سهمى همانند سهم مردان ، اختصاص داد .
راوى (حشرج) مى گويد : به او گفتم : مادربزرگ! سهمى كه به شما داد ، چه بود؟
گفت : ميوه . .
1) .معناى سويق در ج۲ صفحه ۳۷۵ خواهد آمد .
۴۲۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الطبقات الكبرى عن محمّد بن عمر :حَضَرَت اُمُّ أيمَنَ اُحُداً ، وكانَت تَسقِي الماءَ وتُداوِي الجَرحى ، وشَهِدَت خَيبَرَ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله . (1)۴۲۰۵.كنزالعمّال ( ـ به نقل از ابو سعيد ـ ) الطبقات الكبرى :أسلَمَت اُمُّ عُمارَةَ وحَضَرَت لَيلَةَ العَقَبَةِ ، وبايَعَت رَسولَ اللّهِ وشَهِدَت اُحُداً ، وَالحُدَيبِيَةَ وخَيبَرَ ، وعُمرَةَ القَضِيَّةِ ، وحُنَيناً ، ويَومَ اليَمامَةِ ، وقُطِعَت يَدُها ، وسَمِعَت مِنَ النَّبِيِّ أحاديثَ . (2)۴۲۰۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَوعِظَتِهِ لابنِ مَسعودٍ ـ ) الطبقات الكبرى عن محمّد بن يحيى بن حبّان :جَرِحَت اُمُّ عُمارَةَ بِاُحُدٍ اثنَي عَشَرَ جُرحاً ، وقُطِعَت يَدُها بِاليَمامَةِ ، وجَرِحَت يَومَ اليَمامَةِ سِوى يَدِها أحَدَ عَشَرَ جُرحاً ، فَقَدِمَتِ المَدينَةَ وبِهَا الجِراحَةُ . (3)۴۲۰۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) الطبقات الكبرى عن عبداللّه بن زيدـ في ذِكرِ مَعرِكَةِ اُحُدٍ: جَرِحتُ يَومَئِذٍ جُرحاً في عَضُدِيَ اليُسرى ؛ ضَرَبَني رَجُلٌ كَأَنَّهُ الرَّقلُ ولَم يُعَرِّج عَلَيَّ ومَضى عَنّي ، وجَعَلَ الدَّمُ لايَرقَأُ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ : اِعصِب جُرحَكَ ، فَتُقبِلُ اُمّي إلَيَّ ومَعَها عَصائِبُ في
حَقوَيها قَد أعَدَّتها لِلجِراحِ فَرَبَطَت جُرحي ، وَالنَّبِيُّ واقِفٌ يَنظُرُ إلَيَّ . ثُمَّ قالَت : اِنهَض بُنَيَّ فَضارِبِ القَومَ ، فَجَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَقولُ : ومَن يُطيقُ ما تُطيقينَ يا اُمَّ عُمارَةَ ! (4).
1) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۲۲۵ ، الإصابة ، ج ۸ ، ص ۳۶۱ .
2) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۱۲ ، سير أعلام النبلاء ، ج ۲ ، ص ۲۷۸ نحوه .
3) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۱۶ ، سير أعلام النبلاء ، ج ۲ ، ص ۲۸۱ .
4) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۱۴ ، سير أعلام النبلاء ، ج ۲ ، ص ۲۸۰ ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۷.
۴۲۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ ) الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن عمر ـ: امّ ايمن در اُحُد حضور يافت . او آب مى رساند و مجروحان را درمان مى كرد . وى در نبرد خِيْبَر نيز همراه با پيامبر خدا ، حضور يافت .۴۲۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الطبقات الكبرى:اُمّ عماره ، اسلام آورد و در شب عَقَبه (1)حضور يافت و با پيامبر خدا ، بيعت كرد . او در نبردهاى اُحُد ، حُدَيبيه ، خيْبَر ، عمرة القضا ، (2)حُنَين و يَمامه نيز حضور داشت ، دستش قطع شد و از پيامبر صلى الله عليه و آله احاديثى نيز شنيد .۴۲۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در اندرزهايش به ابن مسعود ـ ) الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن يحيى بن حبّان ـ: اُمِّ عَماره در اُحُد ، دوازده زخم برداشت و دستش در نبرد يمامه ، قطع شد . او افزون بر دستش ، در نبرد يمامه ، يازده زخم ديگر برداشت و در حالى به مدينه بازگشت كه هنوز اين زخم ها بر او بود .۴۲۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابو ذر ـ ) الطبقات الكبرىـ در شرح نبرد اُحُد ، از عبد اللّه بن زيد ـ: در آن روز ، دست چپم زخمى شد . مردى همانندِ تنه نخل ، ضربتى بر من وارد آورد و بى آن كه كارم را يكسره كند ، مرا فرو گذاشت. خون مى ريخت و توقّفى نداشت. در اين هنگام ، پيامبر خدا فرمود: «زخم خويش را ببند». پس مادرم كه باندهايى براى زخم ها آماده ساخته و به كمر خويش بسته بود ، به سراغم آمد و در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده بود و او را مى نگريست ، زخم مرا بست. سپس گفت: پسرم! برخيز و با اين مردمان ، پيكار كـن .
پيامبر خدا كه اين را ديد ، فرمود: «اى مادر عُماره! چه كسى را اين طاقت است كه تو دارى؟». .
1) .مقصود از شب عقبه همان شبى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن با انصار بر اسلام آوردن آنان و يارى رساندن ايشان به اسلام بيعت كرد .
2) .«عمرة القضيّة» كه «عمرة القضاء» نيز ناميده مى شود ، عمره اى است كه پيامبر خدا در سال هفتم هجرت و به جاى عمره اى كه در سال ششم (در جريان غزوه اى كه به «صلح حديبيه» انجاميد) ، قصد انجام دادن آن را داشت ، به جاى آورد .
۴۲۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعاى «اسماى حُسنا» ـ ) الطبقات الكبرى عن محمّد بن عمر :شَهِدَت اُمُّ عُمارَةَ بِنتُ كَعبٍ اُحُداً مَعَ زَوجِها غَزِيَّةَ بنِ عَمرٍو وَابنَيها ، وخَرَجَت مَعَهُم بِشَنٍّ لَها في أوَّلِ النَّهارِ تُريدُ أن تَسقِي الجَرحى ، فَقاتَلَت يَومَئِذٍ وأبلَت بَلاءً حَسَناً ، وجَرِحَتِ اثنَي عَشَرَ جُرحاً بَينَ طَعنَةٍ بِرُمحٍ أو ضَربَةٍ بِسَيفٍ ، فَكانَت اُمُّ سَعيدٍ بِنتُ سَعدِ بنِ رَبيعٍ تَقولُ : دَخَلتُ عَلَيها فَقُلتُ : حَدِّثيني خَبَرَكِ يَومَ اُحُدٍ .
قالَت : خَرَجتُ أوَّلَ النَّهارِ إلى اُحُدٍ وأنَا أنظُرُ ما يَصنَعُ النّاسُ ، ومَعي سِقاءٌ فيهِ ماءٌ ، فَانتَهَيتُ إلى رَسولِ اللّهِ وهُوَ في أصحابِهِ وَالدّولَةُ وَالرّيحُ لِلمُسلِمينَ ، فَلَمَّا انهَزَمَ المُسلِمونَ انحَزتُ إلى رَسولِ اللّهِ ، فَجَعَلتُ اُباشِرُ القِتالَ وأذُبُّ عَن رَسولِ اللّهِ بِالسَّيفِ وأرمي بِالقَوسِ ، حَتّى خَلَصَت إلَيَّ الجِراحُ . (1).
1) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۱ ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱۴ ، ص ۲۶۵؛ بحارالأنوار ، ج ۲۰ ، ص ۱۳۲.
۴۲۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن عمر ـ: اُمّ عُماره ، دختر كعب ، همراه با شوهرش غَزيّة بن عَمرو و نيز دو پسرش در نبرد اُحُد حضور يافت. او اوّلِ روز ، مَشكى با خود برداشت و با سپاه اسلام ، همراه شد ، بدان هدف كه به مجروحان ، آب برساند. وى در آن نبرد ، پيكار كرد و جانانه جنگيد. وى دوازده زخم ، از ضربه نيزه تا ضربه شمشير ، برداشت.
اُمّ سعيد ، دختر سعد بن ربيع ، مى گفت: [روزى] بر او وارد شدم و گفتم: از ماجراى خود در نبرد اُحُد برايم بگو .
گفت: در آغاز روز ، روانه احد شدم ، در حالى كه مَشك آبى به همراه داشتم و مى نگريستم كه مردم ، چه مى كنند. در اين ميان به پيامبر خدا رسيدم ، در حالى كه در ميان يارانش بود و هنوز ، چيرگى و سرافرازى از آنِ مسلمانان بود. هنگامى كه مسلمانان شكست خوردند ، به سمت پيامبر خدا رفتم و دست به كارِ پيكار شدم و با شمشير زدن يا با تير افكندن ، از پيامبر خدا ، دفاع مى كردم تا زمانى كه آن زخم ها به من رسيد. .
الفصل السادس : عيادة المريض۶ / ۱الحَثُّ عَلَى العِيادَةِ۴۲۱۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنى ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :العِيادَةُ سُنَّةٌ . (1)۴۲۱۳.المعجم الكبير عَن اُمِّ الوَليدِ بِنتِ عُمَرَ :عنه صلى الله عليه و آله :أطعِمُوا الجائِعَ ، وعودُوا المَريضَ ، وفُكُّوا العانِيَ . (2)۴۲۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصاياهُ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ . . . سِر مَيلاً عُد مَريضا . (3)۴۲۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از سخنرانى ايشان در حَجَّةُ الوداع ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :عودُوا المَريضَ ، وَامشوا مَعَ الجَنائِزِ ؛ تُذَكِّركُمُ الآخِرَةَ . (4).
1) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۸۱ ، ح ۴۲۲۶ عن عائشة.
2) .صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۰۵۵ ، ح ۵۰۵۸ وص ۲۱۳۹ ، ح ۵۳۲۵ ، سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۱۰۵ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۸ ، ص ۱۱۶ ، ح ۳۳۲۴ ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۸۶۷ ، ح ۴۳۴۵۱ ، نقلاً عن المعجم الكبير ، وكلّها عن أبي موسى الأشعري.
3) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۶۱ ، ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو ، وأنس بن محمّد عن أبيه ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲۶۵۶ ، كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مصادقة الإخوان،ص ۱۶۴ ، ح ۹ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۵۲ ، ح ۳؛ الإخوان لابن أبي الدنيا ، ص ۱۶۱ ، ح ۱۰۱ عن مكحول ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۲۷ ، ح ۲۴۷۵۸.
4) .مسند ابن حنبل ، ج ۴ ، ص ۴۷ ، ح ۱۱۱۸۰ ، الأدب المفرد ، ص ۱۵۸ ، ح ۵۱۸ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۷ ، ص ۲۲۱ ، ح ۲۹۵۵ ، كلاهما نحوه ، وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۵ ، ح ۲۵۱۴۳ .
فصل ششم : عيادت بيماران۶ / ۱تشويق به عيادت۴۲۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادت ، سنّت است .۴۲۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گرسنه را غذا بدهيد ، به عيادت بيماران برويد و اسيران را آزاد كنيد.۴۲۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ: اى على!... [حتّى اگر شده] يك فرسخ برو و بيمارى را عيادت كن .۴۲۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيماران را عيادت كنيد و براى تشييع جنازه ، همراه شويد كه شما را به ياد آخرت مى اندازد .
.
۴۲۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تاريخ دمشق عن ابن عمر :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا صَلّى بِالنّاسِ الغَداةَ ، أقبَلَ عَلَيهِم بِوَجهِهِ فَقالَ :
هلَ فيكُم مَريضٌ أعودُهُ؟ فَإِن قالوا : لا .
قالَ : فَهَل فيكُم جِنازَةٌ أتبَعُها؟ (1)۴۲۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الامام عليّ عليه السلام :إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله عادَ يَهودِيّا في مَرَضِهِ . (2)۴۲۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: المَريضُ يُعادُ ، وَالصَّحيحُ يُزارُ . (3)۴۲۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مِن أحسَنِ الحَسَناتِ عِيادَةُ المَريضِ . (4)۴۲۱۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ ، وَاشهَدُوا الجَنائِزَ ، وعودُوا المَرضى . (5)۴۲۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :حلية الأولياء عن وهب بن منبّه :قالَ موسى عليه السلام : يا رَبِّ ، أيُّ عِبادِكَ أحَبُّ إلَيكَ؟
قالَ : الَّذينَ يَعودونَ المَرضى ، ويُعَزّونَ الثَّكلى ، ويُشَيِّعونَ الهَلكى . (6).
1) .تاريخ دمشق ، ج ۳۹ ، ص ۱۱۴ ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۵۰ ، ح ۱۷۹۰۰.
2) .الجعفريّات ، ص ۱۵۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۴ ، ح ۲۴۳۸ وفيه «عاد صلى الله عليه و آله جارا له يهوديّا» وراجع سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸۵ ، ح ۳۰۹۵.
3) .شرح نهج البلاغة ، ج ۲۰ ، ص ۲۹۷ ، ح ۴۰۵.
4) .الجعفريّات ، ص ۲۴۰ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين ، ص ۴۲۵ وفيه «أحسن الحسنات عيادة المريض وأمرنا رسول اللّه صلى الله عليه و آله عيادة المريض»؛ المعجم الكبير ، ج ۲۲ ، ص ۳۳۶ ، ح ۸۴۳ ، اُسد الغابة ، ج ۱ ، ص ۱۷۴ كلاهما عن أبي رهم السمعي ، عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وفيهما «إنّ من الحسنات» ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۸۹۶ ، ح ۴۳۵۴۱.
5) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۶۳۵ ، ح ۳ و ج ۸ ، ص ۱۴۶ ، ح ۱۲۱ كلاهما عن حبيب الخثعمي ، تفسير العيّاشي ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۹۱ عن ابن سنان نحوه وفيه «سمعته يقول ...» .
6) .حلية الأولياء ، ج ۴ ، ص ۴۵ ، الدرّ المنثور ، ج ۳ ، ص ۵۴۲ نقلاً عن أحمد.
۴۲۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تاريخ دمشقـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا ، هنگامى كه نماز صبح را با مردم مى خواند ، رو به آنان مى كرد و مى فرمود : «آيا در ميان شما كسى بيمار شده است تا به عيادت او بروم؟».
اگر مى گفتند : نه ، مى فرمود : «آيا جنازه اى هست تا براى تشييع آن حاضر شوم؟».۴۲۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله ، يهودى اى را به هنگام بيمارى اش عيادت كرد .۴۲۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان :بيمار را عيادت كنند و تن درست را ديدار .۴۲۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :عيادت بيمار ، يكى از پسنديده ترين كارهاى نيك است . (1)۴۲۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد پاك دامنى و تلاش در انجام دادن وظايف دينى! در تشييع جنازه ، حاضر شويد و به عيادت بيماران برويد .۴۲۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في دُعائِهِ ـ ) حلية الأولياءـ به نقل از وهب بن منبّه ـ: موسى عليه السلام گفت : پروردگارا! كدام بنده ات در پيشگاه تو محبوب تر است؟
فرمود : «كسانى كه بيماران را عيادت مى كنند ، به مادرانِ داغدار ، تسليت مى گويند و مردگان را تشييع مى كنند» .۶ / ۲پاداش عيادت۴۲۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعايش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادت بيمار ، پاداشى بزرگ تر از تشييع جنازه دارد .
.
1) .در روضة الواعظين ، به جاى عبارت «من أحسن الحسنات عيادة المريض» كه متن برگزيده مؤلّف است ، عبارت «أحسن الحسنات عيادة المريض وأمرنا رسول اللّه عيادة المريض» آمده است؛ يعنى: «عيادت بيمار ، پسنديده ترينِ كارهاى نيك است و پيامبر خدا ، ما را به عيادت بيمار ، امر فرموده است» .
۶ / ۲ثَوابُ العِيادَةِ۴۲۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عِيادَةُ المَريضِ أعظَمُ أجرا مِنِ اتِّباعِ الجَنائِزِ . (1)۴۲۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :خُطا عائِدِ السَّقيمِ فيما بَينَهُ وبَينَ السَّقيمِ في رِياضِ الجَنَّةِ . (2)۴۲۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن عادَ مَريضا لَم يَزَل يَخوضُ الرَّحمَةَ حَتّى يَجلِسَ ، فَإِذا جَلَسَ اغتَمَسَ فيها . (3)۴۲۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عائِدُ المَريضِ عَلى مَخارِفِ الجَنَّةِ . (4)۴۲۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم عن ثوبان مولى رسول اللّه صلى الله عليه و آله عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن عاد مَريضا لَم يَزَل في خُرفَةِ الجَنَّةِ . قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما خُرفَةُ الجَنَّةِ؟
قالَ : جَناها . (5)۴۲۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن عادَ مَريضا ناداهُ مُنادٍ مِنَ السَّماءِ بِاسمِهِ : يا فُلانُ ، طِبتَ وطابَ لَكَ مَمشاكَ بِثَوابٍ مِنَ الجَنَّةِ . (6).
1) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۴۴ ، ح ۴۱۱۱ عن ابن عمر ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۴.
2) .الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۹۳ ، ح ۲۹۶۲ عن أبي هريرة.
3) .المجازات النبويّة ، ص ۳۸۰ ، ح ۲۹۵ ، كنز الفوائد ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ عن جابر بن عبداللّه الأنصاري نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۹ ، ح ۴۲؛ مسند ابن حنبل ، ج ۵ ، ص ۳۰ ، ح ۱۴۲۶۴ وفيه «يرجع» بدل «يجلس» ، صحيح ابن حبّان ، ج ۷ ، ص ۲۲۲ ، ح ۲۹۵۶ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۵۰۱ ، ح ۱۲۹۵ ، السنن الكبرى ، ج ۳ ، ص ۵۳۴ ، ح ۶۵۸۳ كلّها عن جابر بن عبداللّه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۰ ، ح ۲۵۱۷۱.
4) .المجازات النبويّة ، ص ۱۱۳ ، ح ۸۰ ؛ مسند ابن حنبل ، ج ۸ ، ص ۳۲۸ ، ح ۲۲۴۶۷ ، صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۹۸۹ ، ح ۳۹ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۷ ، ص ۲۲۳ ، ح ۲۹۵۷ كلّها عن ثوبان وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۵ ، ح ۲۵۱۴۲.
5) .صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۹۸۹ ، ح ۴۲ ، مسند ابن حنبل ، ج ۸ ، ص ۳۲۵ ، ح ۲۲۴۵۲ ، المعجم الكبير ، ج ۲ ، ص ۱۰۱ ، ح ۱۴۴۵ ، سنن الترمذي ، ج ۳ ، ص ۲۹۹ ، ح ۹۶۷ و ص ۳۰ ، ح ۹۶۸ كلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۱ ، ح ۲۵۱۷۹.
6) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۱ ، ح ۱۰ عن مسعدة بن صدقة ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۸ ، ح ۲۴۵۴ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد ، ص ۱۳ ، ح ۴۰ ، وفيهما «تبوّأت من الجنّة منزلاً» بدل «بثواب من الجنّة» ،بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۴ ، ح ۱؛ سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۶۵ ، ح ۲۰۰۸ ، سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۴۶۴ ، ح ۱۴۴۳ ،تاريخ دمشق ، ج ۳۸ ، ص ۳۷۱ ، كلّها عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۴ ، ح ۲۵۱۳۴.
۴۲۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گام هايى كه عيادت كننده بيمار از خانه خود تا نزد او برمى دارد ، در باغ هاى بهشتْ برداشته شود .۴۲۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به عيادت بيمارى برود ، [تا در راه است ،] پيوسته به درون رحمت ، گام مى گذارد و چون [نزد او] بنشيند ، به تمامى در رحمت ، غوطه ور مى شود . (1)۴۲۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادت كننده بيمار ، در راه بهشت گام مى نهد . (2)۴۲۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلمـ به نقل از ثوبان (وابسته پيامبر خدا) ـ: پيامبر خدا فرمود : «هر كس به عيادت بيمارى برود ، در خرفه (3)بهشت است» . پرسيدند : خُرفه بهشت چيست؟
فرمود : «چيدن ميوه هايش» .۴۲۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس بيمارى را عيادت كند ، منادى اى از آسمان او را مى خواند : «اى فلانى! خوش باش ، و گام برداشتنت به پاداش بهشت ، گوارايت باد!» . .
1) .سيّد رضى در تفسير اين حديث مى گويد: اين يك استعاره است و مقصود از آن نيز بيان فراوانى پاداش سرشار و ثواب بسيارى است كه عيادت كننده بيمار از آن برخوردار مى شود. از همين روى پيامبر صلى الله عليه و آله عيادت كننده را در اين حالت به كسى تشبيه كرده است كه در هنگام گام برداشتن به درون درياى رحمت الهى گام برمى دارد و هنگامى كه نزد بيمار مى نشيند ، به تمام وجود در آن دريا غوطه ور مى شود.
2) .سيّد رضى ، در تفسير اين روايت ، به دو احتمال پرداخته و در اين باره ، چنين گفته است: «در اين روايت ، بنا بر هر يك از دو تفسير، مجازى وجود دارد ؛ چه، اگر مقصود از مخارف [در متن حديث يعنى عائد المريض على مخارف الجنّة ] ، جمع كلمه مخرف به معناى چيدن نخل باشد، در اين صورت ، گويا پيامبر خدا براى كسى كه به عيادت بيمارى برود ، بر ورود وى به بهشت ، گواهى داده و آن را حتمى دانسته است تا جايى كه در حالى كه هنوز آن بنده در دنيا ، يعنى سراى تكليف به سر مى برد، از باب اعتماد كامل به بهشتى بودن وى و جاى گرفتن او در اين سراى امن، درباره وى با عبارتى به بيان حالش پرداخته كه گويا همين اكنون ، در بهشت جاى گرفته و آن جا استقرار يافته است. همين نكته ، خود مجازِ موجود در حديث است. اگر مقصود از مخارف ، جمع مخرفه به معناى راه باشد، چنان كه از يكى از صحابيان نيز نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: وتركتكم على مثل مخرفة النعم؛ شما را بر گذرگاه آشكار نعمت ها گذاردم و آن را با گام هايى كه بر آن نهاده شده و آمد و شد فراوانى كه در آن صورت پذيرفته است ، نشانه گذارى كردم ، در اين صورت ، محلّ مجاز در سخن پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه ايشان ، عيادت كننده بيمار را به سانِ كسى دانسته كه در راهى گام نهاده است كه به بهشت مى رسد و او را به سراى جاودانگى راهبر مى شود» .
3) .مقصود از «خرفه» ، ميوه هاى نخل است كه به گاه رسيده شدن ، چيده مى شود. گويا آن كس كه به عيادت بيمار مى رود ، در پاداشى كه به چنگ مى آورد ، كسى را مى مانَد كه بر نخلى از نخل هاى بهشت است و ميوه هاى آن را مى چيند.
۴۲۳۲.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن أبي فاختة عن الإمام عليّ عليه السلام :إنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : ما عادَ مُسلِمٌ مُسلِما إلاّ صَلّى عَلَيهِ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ مِن حينِ يُصبِـحُ إلى أن يُمسِيَ ، وجَعَلَ اللّهُ تَعالى لَهُ خَريفا فِي الجَنَّةِ
قالَ : فَقُلنا : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، ومَا الخَريفُ؟ قالَ : السّاقِيَةُ الَّتي تَسقِي النَّخلَ . (1)۴۲۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ضَمِنتُ لِسِتَّةٍ الجَنَّةَ : . . . ورَجُلٌ خَرَجَ يَعودُ مَريضا فَماتَ ، فَلَهُ الجَنَّةُ . (2)۴۲۳۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :كانَ فيما ناجى بِهِ موسى عليه السلام رَبَّهُ أن قالَ : يا رَبِّ ما بَلَغَ مِن عِيادَةِ المَريضِ مِنَ الأَجرِ؟
فَقالَ اللّهُ عز و جل : اُوَكِّلُ بِهِ مَلَكا يَعودُهُ في قَبرِهِ إلى مَحشَرِهِ . (3)۴۲۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أيُّما مُؤمِنٍ عادَ مُؤمِنا في اللّهِ عز و جل في مَرَضِهِ ، وَكَّلَ اللّهُ بِهِ مَلَكا مِنَ العُوّادِ يَعودُهُ في قَبرِهِ ، ويَستَغفِرُ لَهُ إلَى يَومِ القِيامَةِ . (4)۴۲۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :أيُّما مُؤمِنٍ عادَ مُؤمِنا مَريضا في مَرَضِهِ حينَ يُصبِحُ شَيَّعَهُ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ ، فَإِذا قَعَدَ غَمَرَتهُ الرَّحمَةُ وَاستَغفَرُوا اللّهَ عز و جل لَهُ حَتّى يُمسِيَ ، وإن عادَهُ مَساءً كانَ لَهُ مِثلُ ذلِكَ حَتّى يُصبِـحَ . (5).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۱۹۷ ، ح ۷۰۲ ، تاريخ دمشق ، ج ۲۱ ، ص ۲۶۴ ، ح ۴۷۸۴ ، شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۳۱ ، ح ۹۱۷۲ عن عبداللّه بن نافع عنه عليه السلام نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۲۰۸ ، ح ۲۵۶۹۳.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۴۰ ، ح ۳۸۴.
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۱ ، ح ۹ ، ثواب الأعمال ، ص ۲۳۱ ، ح ۱ كلاهما عن أبي الجارود ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۴۰ ، ح ۳۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۷ ، ح ۱۱.
4) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۰ ، ح ۴ وص ۱۲۱ ، ح ۷ نحوه.
5) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۰ ، ح ۶ عن وهب بن عبد ربّه ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۷ ، ح ۲۴۵۲ ، المؤمن ، ص ۵۸ ، ح ۱۴۷ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۴ ، ح ۳۲ نقلاً عن الدعوات .
۴۲۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبلـ به نقل از ابوفاخته ، از امام على عليه السلام: از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود : «هيچ مسلمانى ، مسلمان ديگر را عيادت نكند ، مگر اين كه از پگاه تا شامگاه ، هفتاد هزار فرشته بر او درود فرستند و خداوند ، براى او خريفى در بهشت قرار مى دهد» .
پرسيدم : اى اميرمؤمنان! مقصود از «خَريف» چيست؟
فرمود : «نهرى كه نخل را سيراب كند» .۴۲۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :براى شش تن ، بهشت را ضمانت مى كنم : ... مردى كه به عيادت بيمارى روانه شود و بميرد ، براى او بهشت است .۴۲۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :در مناجات هاى موسى عليه السلام با پروردگار خويش آمده است كه پرسيد : پروردگارا! پاداش عيادت بيمار به چه مرتبه اى رسيده است؟
خداوند عز و جل فرمود : «فرشته اى را با او مى گمارم كه تا رستاخيز ، وى را در قبرش عيادت كند» .۴۲۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر مؤمنى كه مؤمنى ديگر را در هنگام بيمارى اش براى خداوند عز و جل عيادت كند ، خداوند ، فرشته اى از فرشتگان عيادت كننده را با او مى گمارد كه در قبرش از وى عيادت نمايد و تا روز قيامت براى وى آمرزش بطلبد .۴۲۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر مؤمنى كه مؤمن بيمار ديگرى را در زمان بيمارى اش به هنگام صبح عيادت كند ، هفتاد هزار فرشته ، او را همراهى كنند و چون [ در نزد او] بنشيند ، رحمت ، او را در ميان مى گيرد و فرشتگان براى او از خداوند عز و جل آمرزش طلبند تا زمانى كه شامگاه فرا رسد ؛ و اگر هم او را شامگاهان عيادت كند ، او را پاداشى همانند باشد تا زمانى كه شب را به صبح برساند . .
۴۲۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأَنَسٍ ـ ) عنه عليه السلام :مَن عادَ مَريضا مِنَ المُسلِمينَ ، وَكَّلَ اللّهُ بِهِ أبَدا سَبعينَ ألفا مِنَ المَلائِكَةِ يَغشَون رَحلَهُ ويُسَبِّحونَ فيهِ ويُقَدِّسونَ ويُهَلِّلونَ ويُكَبِّرونَ إلى يَومِ القِيامَةِ ، نِصفُ صَلاتِهِم لِعائِدِ المَريضِ . (1)۴۲۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأَنَسٍ ـ ) الكافي عن عبداللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام :يَنبَغي لِلمَريضِ مِنكُم أن يُؤذِنَ إخوانَهُ بِمَرَضِهِ ، فَيَعودونَهُ فَيُؤجَرُ فيهِم ويُؤجَرونَ فيهِ .
قالَ : فَقيلَ لَهُ : نَعَم ، هُم يُؤجَرونَ بِمَمشاهُم إلَيهِ ، فَكَيفَ يُؤجَرُ هُوَ فيهِم؟
قالَ : فَقالَ : بِاكتِسابِهِ لَهُمُ الحَسَناتِ فَيُؤجَرُ فيهِم ، فَيُكتَبُ لَهُ بِذلِكَ عَشرُ حَسَناتٍ ، ويُرفَعُ لَهُ عَشرُ دَرَجاتٍ ، و يُمحى بِها عَنهُ عَشرُ سَيِّئاتٍ . (2)۶ / ۳آدابُ العِيادَةِأ ـ العِيادَةُ بَعدَ ثَلاثَةِ أَيّامٍ۴۲۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ خطاب به اَ نَس ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُعادُ المَريضُ إلاّ بَعدَ ثَلاثٍ . (3).
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۰ ، ح ۵ عن صفوان الجمّال ، بحار الأنوار ، ج ۵۹ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۶.
2) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۷ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۴ ، ح ۲۴۴۰ ، مستطرفات السرائر ، ص ۸۶ ، ح ۳۵ وفيه «حسنة» بدل «عشر حسنات» ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۸ ، ح ۱۲.
3) .المعجم الأوسط ، ج ۴ ، ص ۱۸ ، ح ۳۵۰۳ ، الفردوس ، ج ۵ ، ص ۱۵۹ ، ح ۷۸۱۱ كلاهما عن أبي هريرة وفيه «لا تجب عيادة» بدل «لا يعاد» ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۲۵۱۸۸.
۴۲۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ هنگامى كه على عليه السلام از ايشان ، درباره اين ) امام صادق عليه السلام :هر كس بيمارى از مسلمانان را عيادت كند ، خداوند براى هميشه ، هفتاد هزار فرشته را با او مى گمارد كه به خانه او در مى آيند و در آن تا روز قيامت ، تسبيح و تقديس خداوند و «لا اله إلاّ اللّه » و «اللّه اكبر» مى گويند و نيمى از نماز آنان براى عيادت كننده بيمار است .۴۲۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ، از امام صادق عليه السلام: «بايسته است بيمار شما ، برادران خويش را از بيمارى خود ، آگاه سازد تا آنان ، به عيادت وى بروند و هم او به سبب كار آنان ، پاداشى يابد و هم آنان ، در برابر آنچه براى او كرده اند ، پاداش بگيرند» .
در اين هنگام گفته شد : آرى . [مى فهميم كه] آنان با رفتن به عيادت بيمار ، پاداش مى گيرند ؛ امّا او چگونه به سبب كار آنان ، پاداش مى يابد؟
فرمود : «به اين سبب كه واسطه كسب حَسَنات از سوى آنان شده است ، به سبب آنان پاداش مى يابد و بدين واسطه ، براى او ده حسنه نوشته مى شود ، ده مرتبه مقامش بالاتر برده مى شود و بدين وسيله ، ده گناه از او محو مى گردد» .۶ / ۳آداب عيادتالف ـ عيادت، پس از سه روز۴۲۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بيمار عيادت نشود ، مگر پس از سه روز .
.
ب ـ عِيادَةُ مَن لا يَعودُكُ۴۲۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :عُد مَن لا يَعودُكُ ، وأهدِ إلى مَن لا يُهدي إلَيكَ . (1)ج ـ إتحافُ المَريضِ۴۲۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن مولىً لجعفر بن محمّد عليهماالسلام :مَرِضَ بَعضُ مَواليهِ فَخَرَجنا إلَيهِ نَعودُهُ ، ونَحنُ عِدَّةٌ مِن مَوالي جَعفَرٍ ، فَاستَقبَلَنا جَعفرٌ عليه السلام في بَعضِ الطَّريقِ ، فَقالَ لَنا :
أينَ تُريدونَ؟
فَقُلنا : نُريدُ فُلانا نَعودُهُ .
فَقالَ لَنا : قِفوا ، فَوَقَفنا . فَقالَ : مَعَ أحَدِكُم تُفّاحَةٌ أو سَفَرجَلَةٌ أو اُتُرجَّةٌ أو لُعقَةٌ مِن طِيبٍ أو قِطعَةٌ مِن عودِ بَخورٍ؟
فَقُلنا : ما مَعَنا شَيءٌ مِن هذا .
فَقالَ : أما تَعلَمونَ أنَّ المَريضَ يَستَريحُ إلى كُلِّ ما اُدخِلَ بِهِ عَلَيهِ ! (2)د ـ التَّلَطُّفُ لِلْمَريضِ۴۲۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى مَريضٍ فَليُصافِحهُ ، وَليَضَع يَدَهُ عَلى جَبهَتِهِ ، وَليَسأَلهُ كَيفَ هُوَ ، وَليُنسِئ لَهُ فِي الأَجَلِ ويَسأَ لُهُ أن يَدعُوَ لَهُم ، فَإِنَّ دُعاءَ المَريضِ كَدُعاءِ المَلائِكَةِ . (3)۴۲۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سنن الترمذي عن أبي اُمامة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَمامُ عِيادَةِ المَريضِ أن يَضَعَ أحَدُكُم يَدَهُ عَلى جَبهَتِهِ ـ أو قالَ : عَلى يَدِهِ ـ فَيَسأَلـُهُ كَيفَ هُوَ . (4).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۳۰۰ ، ح ۴۰۷۶؛ التاريخ الكبير ، ج ۱ ، ص ۴۱۰ ، ح ۱۳۰۷ عن أيّوب بن ميسرة وليس فيه «وأهد .. .» ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۰.
2) .الكافي ، ج ۳، ص۱۱۸، ح ۳ ، مكارم الأخلاق، ج۲، ص۱۷۸، ح ۲۴۵۹ ، بحار الأنوار، ج۸۱ ، ص۲۲۷، ح ۳۹.
3) .شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۴۱ ، ح ۹۲۱۴ عن جابر بن عبداللّه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۲۵۱۹۱.
4) .سنن الترمذي ، ج ۵ ، ص ۷۶ ، ح ۲۷۳۱ ، مسند ابن حنبل ، ج ۸ ، ص ۲۹۰ ، ح ۲۲۲۹۹ ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۲۱۲ ، ح ۷۸۵۴ كلّها عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۵ ، ح ۲۵۱۴۱ ؛ الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۸ ، ح ۵ عن أبي يحيى عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۴ ، ح ۲۴۳۹ كلاهما نحوه ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۳۹ ، ح ۱۳۱۹ عن أبي اُمامة ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۳ ، ح ۲۷.
ب ـ عيادت كسى كه به عيادتت نيامده است۴۲۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :به عيادت كسى كه به عيادتت نيامده برو ، و به كسى كه به تو هديده اى نداده هديه بده.ج ـ هديه دادن به بيمار۴۲۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از يكى از وابستگان امام صادق عليه السلام: يكى از وابستگان امام صادق عليه السلام بيمار شد و ما كه شمارى از وابستگان او بوديم ، روانه عيادت آن بيمار شديم . در ميانه راه ، امام صادق عليه السلام با ما رويارو شد و پرسيد : «آهنگ كجا داريد؟».
گفتيم : آهنگ فلان كس داريم تا از او عيادت كنيم .
فرمود : «بِايستيد» .
ما ايستاديم . پس فرمود : «آيا سيب ، بِهْ ، يا قطعه اى عود به همراه داريد؟».
گفتيم : هيچ يك از اين چيزها را همراه نداريم .
فرمود : «آيا نمى دانيد كه بيمار از آنچه نزد وى مى برند ، احساس آرامش مى كند؟».د ـ مهربانى با بيمار۴۲۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون كسى از شما بر بيمارى وارد شود ، با او دست بدهد ، دست خويش بر پيشانى وى نهد ، احوالپرسى كند ، آرزوى درازتر شدن عمر وى نمايد و از او بخواهد برايش دعا كند؛ چرا كه دعاى بيمار ، به سان دعاى فرشتگان است.۴۲۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذىـ به نقل از ابو امامه: پيامبر خدا فرمود: «كامل شدن عيادت بيمار ، به آن است كه هر يك از شما ، دستِ خويش را بر پيشانى بيمار بگذارد» يا فرمود: «بر روى دست وى بگذارد و از حال او بپرسد».
.
ه ـ الدُّعاءُ لِلْمَريضِ۴۲۵۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلتُم عَلَى المَريضِ فَنَفِّسوا لَهُ في أجَلِهِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ لا يَرُدُّ شَيئا ويُطَيِّبُ بِنَفسِهِ (1).۴۲۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ في دُعائِهِ لِمَريضٍ عِندَ عِيادَتِهِ لَهُ: اللّهُمَّ آجِرهُ عَلى وَجَعِهِ ، وعافِهِ إلى مُنتَهى أجَلِهِ . (2)۴۲۵۲.عنه صلى الله عليه و آله :السنن الكبرى عن ابن عبّاس :كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا عادَ المَريضَ جَلَسَ عِندَ رَأسِهِ ، ثُمَّ قالَ سَبعَ مَرّاتٍ :
«أسأَلُ اللّهَ العَظيمَ رَبَّ العَرشِ العَظيمِ أن يَشفِيَكَ» ، فَإِن كانَ في أجَلِهِ تَأخيرٌ عوفِيَ مِن وَجَعِهِ ذلِكَ . (3)۴۲۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صحيح البخاري عن عائشة :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ إذا أتى مَريضا أو اُتِيَ بِهِ ، قـالَ :
«أذهِبِ البَأسَ رَبَّ النّاسِ ، اِشفِ وأنتَ الشّافي ، لاشِفاءَ إلاّ شِفاؤُكَ ، شِفاءً لا يُغادِرُ سُقما» . (4).
1) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۴۱۲ ، ح ۲۰۸۷ ، سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۴۶۲ ، ح ۱۴۳۸ ، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۳ ، ص ۱۲۴ ، ح ۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۱ ، ح ۲۵۱۲۴؛ كنز الفوائد ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ وفيه «يطبّب» بدل «يطيّب» ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۵ ، ح ۳۳.
2) .نثر الدرّ ، ج ۱ ، ص ۱۵۵.
3) .السنن الكبرى للنسائي ، ج ۶ ، ص ۲۵۸ ، ح ۱۰۸۸۲ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۳۶ ، ح ۷۴۸۷ ، سنن أبي داوود ، ج ۳ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۱۰۶ نحوه وفيه «عن النبيّ صلى الله عليه و آله : من عاد .. .» بدل «كان النبيّ صلى الله عليه و آله إذا عاد .. .» ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۳ ، ح ۲۵۱۳۲؛ مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۲۴۵ ، ح ۲۵۹۴ ، الدعوات ، ص ۲۲۳ ، ح ۶۱۳ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه وفيهما «قال النبيّ صلى الله عليه و آله : من دخل على مريض فقال.. .».
4) .صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۱۴۸ ، ح ۵۳۵۱ ، صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۷۲۲ ، ح ۴۷ ، سنن الترمذي ، ج ۵ ، ص ۵۶۱ ، ح ۳۵۶۵ عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۱۳۵ ، ح ۱۸۳۷۲؛ مكارم الأخلاق: ج ۲ ، ص ۲۴۵ ، ح ۲۵۹۳ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ عن محمّد بن خاطب ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۳۸ ، ح ۱۳۱۵ عن الحارث عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۲ ، ح ۲۴.
ه ـ دعا براى بيمار۴۲۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بر بيمار درآمديد ، براى وى ، آرزوى عمر دراز كنيد؛ چه ، اين [دعا] چيزى [از اجل او] را دفع نمى كند ، امّا مايه خرسندى وى مى شود.۴۲۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى خود به هنگام عيادت يك بيمار ـ :خداوندا! او را بر دردش پاداش ده ، و او را تا پايان عمرش عافيت عطا كن.۴۲۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :السنن الكبرىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه به عيادت بيمارى مى رفت ، بالاى سر او مى نشست و سپس ، هفت بار مى گفت: «از خداوند بزرگ ، پروردگار عرش عظيم ، مسئلت دارم كه شفايت دهد». پس اگر هنوز اجل آن شخص فرا نرسيده بود ، از آن بيمارى شفا مى يافت.۴۲۵۴.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح البخارىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا ، چون نزد بيمارى مى رفت يا بيمارى را نزد وى مى آوردند ، مى گفت: «درد را ببر ، اى پروردگار مردمان! شفا ده كه تو خود ، شفا دهنده اى. شفايى جز شفاى تو نيست. شفايى [ده] كه [چون بيايد ،] هيچ بيمارى اى بر جاى نگذارد».
.
۴۲۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلم عن أبي سعيد :إنَّ جَبرَئيلَ أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، اِشتَكَيتَ؟
فَقالَ : نَعَم .
قالَ : «بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ ، مِن كُلِّ شَيءٍ يُؤذيكَ ، مِن شَرِّ كُلِّ نَفسٍ أو عَينٍ حاسِدٍ ، اللّهُ يَشفيكَ ، بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ» . (1)و ـ طَلَبُ الدُّعاءِ مِنَ المَريضِ۴۲۵۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلتَ عَلى مَريضٍ فَمُرهُ أن يَدعُوَ لَكَ ؛ فَإِنَّ دُعاءَهُ كَدُعاءِ المَلائِكَةِ . (2)۴۲۵۸.مسند أبي يعلى عن أبي برزة :الإمام الصادق عليه السلام :مَن عادَ مَريضا فِي اللّهِ ، لَم يَسأَلِ المَريضُ لِلعائِدِ شَيئا إلاَّ استَجـابَ اللّهُ لَـهُ . (3).
1) .صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۷۱۸ ، ح ۴۰ ، سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۶۴ ، ح ۳۵۲۳ ، سنن الترمذي ، ج ۳ ، ص ۳۰۳ ، ح ۹۷۲ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۸ ، ح ۲۸۳۵۳؛ الأمالي للطوسي ، ص ۶۳۸ ، ح ۱۳۱۶ ، بحار الأنوار ،ج ۱۸ ، ص ۲۶۸ ، ح ۳۱ وراجع الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۰۹ ، ح ۸۸ .
2) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۴۶۳ ، ح ۱۴۴۱ عن عمر بن الخطّاب؛ الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۷ ، ح ۳ عن سيف بن عميرة ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۳ ، ح ۲۴۳۴ ، مشكاة الأنوار ، ص ۴۸۸ ، ح ۱۶۲۹ كلّها عن الإمام الصادق عليه السلام و ح ۱۶۳۰ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۹ ، ح ۱۵ .
3) .ثواب الأعمال ، ص ۲۳۰ ، ح ۳ عن أبي عبيدة الحذّاء ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۸ ، ح ۲۴۵۷ ، الدعوات ، ص ۲۲۲ ، ح ۶۰۷ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۷ ، ح ۱۰.
۴۲۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :صحيح مسلمـ به نقل از ابو سعيد خُدْرى ـ: جبرئيل ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى محمّد! آيا بيمار شده اى؟ فرمود: «آرى».
گفت: به نام خدا ، تو را از هر آنچه آزارت دهد ، از شرّ هر كس و يا هر چشم حسود ، به پناه خداوند در مى آورم. خداوند ، شفايت دهد. به نام خدا ، بر تو تعويذ مى نهم.و ـ التماس دعا از بيمار۴۲۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون بر بيمارى وارد شدى ، از او بخواه برايت دعا كند؛ چرا كه دعاى او ، به سانِ دعاى فرشتگان است.۴۲۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس بيمارى را براى خدا عيادت كند ، آن بيمار براى عيادت كننده ، از خداوند چيزى نخواهد مگر آن كه خداوند دعايش را استجابت كند.
.
راجع:ج۱ ، ص ۲۰۶ ، ح ۲۸۰ .
ز ـ عَدَمُ الأَكلِ عِندَ الْمريضِ۴۲۵۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يَأكُلَ العائِدُ عِندَ العَليلِ ، فَيُحبِطَ اللّهُ أجرَ عِيادَتِهِ . (1)ح ـ تَخفيفُ الجُلوسِ عِندَ الْمريضِ۴۲۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أعظَمُ العِيادَةِ أجرا أخَفُّها . (2)۴۲۶۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :العِيادَةُ فُواقَ ناقَةٍ . (3)۴۲۶۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أفضَلُ العِيادَةِ أجرا ، سُرعَةُ القِيامِ مِن عِندِ المَريضِ . (4)۴۲۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :خَيرُ العِيادَةِ أخَفُّها . (5)۴۲۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أعظَمُكُم أجراً فِي العِيادَةِ أخَفُّكُم جُلوساً . (6).
1) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۲۱۸ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۸ ، ح ۴۱.
2) .مسند البزّار ، ج ۲ ، ص ۲۵۵ ، ح ۶۶۳ عن عليّ بن عمر بن الإمام عليّ عليه السلام عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۴۹.
3) .شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۴۳ ، ح ۹۲۲۲ ، الفردوس ، ج ۳ ، ص ۸۰ ، ح ۴۲۲۴ كلاهما عن أنس ، ربيع الأبرار ، ج ۴ ، ص ۱۰۵ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۵؛ الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۸ ، ح ۲ عن عبداللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «العيادة قدر فواق ناقة أو حلب ناقة».
4) .كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۳ نقلاً عن الفردوس عن جابر.
5) .مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۲۱۸ ، ح ۱۲۲۱ عن عثمان بن عفّان ، شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۴۲ ، ح ۹۲۱۸ عن جابر بن عبداللّه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۴ ، ح ۲۵۱۳۹.
6) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۸ ، ح ۲۴۵۵.
همچنين ، ر. ك: ج۱ ، ص۲۰۷ ح ۲۸۰ .
ز ـ نخوردن چيزى نزد بيمار۴۲۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پيامبر خدا ، از اين كه عيادت كننده نزد بيمار چيزى خورد ، نهى فرمود ، مبادا كه خداوند ، پاداش عيادت او را از ميان ببرد.ح ـ كم نشستن نزد بيمار۴۲۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پُر پاداش ترين عيادت ، سبُك ترينِ آن است.۴۲۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادتِ به اندازه زمان يك بار فشردن پستان شتر ، مناسب است.۴۲۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پُر پاداش ترين عيادت ، [عيادت همراه با] زود برخاستن از نزد بيمار است.۴۲۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين عيادت ، سبُك ترينِ آن است.۴۲۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در عيادت ، آن كس از شما بيشترين پاداش را مى برد كه كمتر از همه بنشيند.
.
۴۲۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ مِن أعظَمِ العُوّادِ أجراً عِندَ اللّهِ عز و جل لَمَن إذا عادَ أخاهُ خَفَّفَ الجُلوسَ ، إلاّ أن يَكونَ المَريضُ يُحِبُّ ذلِكَ ويُريدُهُ ويَسأَلـُهُ ذلِكَ . (1)ط ـ الإِغبابُ في الِعيادَةِ۴۲۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أغِبّوا فِي العِيادَةِ . (2)۴۲۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أغِبّوا فِي العِيادَةِ وأربِعوا ، إلاّ أن يَكونَ مَغلوباً . (3)۴۲۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عودوا غِبّاً ، فَإِن اُغمِيَ عَلى مَريضٍ فَحتّى يُفيقَ . (4)۴۲۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أغِبّوا فِي العِيادَةِ وأربِعوا فِي العِيادَةِ ، وخَيرُ العِيادَةِ أخَفُّها ، إلاّ أن يَكونَ مَغلوباً فَلا يُعاد . (5)۴۲۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :لاتَكونُ عِيادَةٌ في أقَلَّ مِن ثَلاثَةِ أيّامٍ ، فَإِذا وَجَبَت فَيومٌ ويَومٌ لا ، فَإِذا طالَتِ العِلَّةُ تُرِكَ المَريضُ وعِيالُهُ . (6)۴۲۷۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عِيادَةُ المَريضِ أوَّلَ يَومٍ فَريضَةٌ ، وما بَعدَ ذلِكَ تَطَوُّعٌ . (7).
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۸ ، ح ۶ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، قرب الإسناد ، ص ۱۳ ، ح ۳۹ ، مستطرفات السرائر ، ص ۱۲۴ ، ح ۴ كلاهما عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم السلام ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۴ ، ح ۱.
2) .تاريخ بغداد ، ج ۱۱ ، ص ۳۳۴ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۹۷ ، ح ۲۵۱۵۲ نقلاً عن مسند أبي يعلى وزاد فيه «وأربِعوا» وكلاهما عن جابر بن عبداللّه .
3) .الأمالي للطوسي ، ص ۶۳۹ ، ح ۱۳۱۸ عن جابربن عبداللّه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۲ ، ح ۲۶؛ المرض والكفّارات لابن أبي الدنيا ، ص ۱۶۸ ، ح ۲۱۲.
4) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۸۱ ، ح ۴۲۲۶ عن عائشة.
5) .شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۴۲ ، ح ۹۲۱۸ عن جابربن عبداللّه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۲۵۱۸۷ نقلاً عن الديلمي عن أنس نحوه.
6) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۱۷ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۷۵ ، ح ۲۴۴۳ نحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۲۶ ، ح ۳۷.
7) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۴۴ ، ح ۴۱۱۱ عن ابن عبّاس.
۴۲۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پُر پاداش ترين عيادت كنندگان نزد خداوند عز و جل ، كسى است كه چون برادر خويش را عيادت كند سبُك بنشيند ، مگر آن كه بيمار ، خود نشستن نزد وى را دوست داشته باشد ، آن را بخواهد و از وى خواستار آن شود.ط ـ يك روز در ميان عيادت كردن۴۲۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك روز در ميان ، عيادت كنيد.۴۲۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك روز در ميان و دو روز در ميان ، عيادت كنيد ، مگر آن كه بيمار ، شكست خورده بيمارى خويش [و حال او وخيم] باشد.۴۲۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك روز در ميان ، عيادت كنيد و اگر بيمارى بيهوش شده باشد ، تا زمان به هوش آمدنش.۴۲۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :يك روز در ميان ، عيادت كنيد و سه روز در ميان ، عيادت كنيد. بهترينِ عيادت ها، سبُك ترين آنهاست ، مگر آن كه [حالش وخيم] باشد ، كه در اين صورت ، او را عيادت نكنند.۴۲۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در كمتر از سه روز ، عيادتى نيست و آن گاه كه عيادت لازم شود ، يك روز در ميان باشد. اگر هم بيمارى به درازا انجامد ، بيمار به كسانش وا گذارده مى شود.۴۲۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادت بيمار در روز نخست ، واجب است و پس از آن ، دل بخواه.
.
۶ / ۴مَن اُكِّدَت عِيادَتُهُ مِنَ المَرضىأ ـ المُؤمِنُ۴۲۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ سَبعَةُ حُقوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّهِ عز و جل عَلَيهِ : . . . وأن يَعودَهُ في مَرَضِهِ . (1)۴۲۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :حَقُّ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ خَمسٌ : رَدُّ السَّلامِ ، وعِيادَةُ المَريضِ و . . . . (2)۴۲۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :يُعَيِّرُ اللّهُ عز و جل عَبداً مِن عِبادِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيقَولُ : عَبدي ما مَنَعَكَ إذ مَرِضتُ أن تَعودَني؟
فَيقَولُ : سُبحانَكَ ! أنتَ رَبُّ العِبادِ لا تَألَمُ ولا تَمرَضُ .
فَيَقولُ : مَرِضَ أخوكَ المُؤمِنُ فَلَم تَعُدهُ ، وَعِزَّتي وجَلالي لَو عُدتَهُ لَوَجَدتَني عِندَهُ ، ثُمَّ لَتَكَلَّفتُ بِحَوائِجِكَ فَقَضَيتُها لَكَ ، وذلِكَ مِن كَرامَةِ عَبدِيَ المُؤمِنِ ، وأنَا الرَّحمنُ الرَّحيمُ . (3).
1) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۹۸ ، ح ۵۸۵۰ عن مسعدة بن صدقة ، الأمالي للصدوق ، ص ۸۴ ، ح ۵۱ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مشكاة الأنوار ، ص ۱۴۸ ، ح ۳۵۲ ، بحارالأنوار ، ج ۷۴ ، ص ۲۲۲ ، ح ۳.
2) .صحيح البخاري ، ج ۱ ، ص ۴۱۸ ، ح ۱۱۸۳ ، السنن الكبرى للنسائي ، ج ۶ ، ص ۶۴ ، ح ۱۰۰۴۹ ، صحيح ابن حبّان ، ج ۱ ، ص ۴۷۶ ، ح ۲۴۱ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۲۸ ، ح ۲۴۷۷۰؛ الكافي ، ج ۲ ، ص ۱۷۱ ، ح ۶ عن عليّ بن عقبة عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه.
3) .الأمالي للطوسي ، ص ۶۲۹ ، ح ۱۲۹۵ عن إسحاق بن جعفر العلوي أخو الإمام الكاظم عليه السلام ، جامع الأخبار ، ص ۴۶۴ ، ح ۱۳۰۷ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، المؤمن ، ص ۶۱ ، ح ۱۵۶ عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلامنحوه ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۱۹ ، ح ۱۸.
۶ / ۴بيمارانى كه بر عيادت آنان تأكيد شده استالف ـ مؤمن۴۲۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مؤمن بر مؤمن ، هفت حق دارد كه خداوند عز و جل ، آنها را بر او واجب ساخته است : ... و يكى آن كه او را در بيمارى اش عيادت كند.۴۲۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حقّ مسلمان بر مسلمان ، پنج چيز است: پاسخ دادن سلام ، عيادت بيمار و... .۴۲۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل ، در روز قيامت ، بنده اى از بندگان خويش را نكوهش مى كند و مى گويد: «بنده من! چه چيز تو را از اين ، باز داشت كه چون بيمار شدم ، عيادتم كنى؟».
بنده مى گويد: سبحان اللّه ! تو پروردگارِ بندگانى كه نه دردى بر تو عارض مى شود و نه بيمار مى شوى.
خداوند مى گويد: «برادر مؤمنت ، بيمار شد و او را عيادت نكردى. به عزّت و جلالم سوگند ، اگر او را عيادت كرده بودى ، مرا نزد او مى يافتى و پس از آن ، خود ، عهده دار حاجت هايت مى شدم و آنها را برايت بر مى آوردم؛ و اين همه از كرامت بنده مؤمن من است و من ، خداى بخشاينده مهربانم».
.
۴۲۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله عن اللّه عز و جل ـ فِي الحَديثِ القُدسِيِّ ـ :مَرِضتُ فَلَم يَعُدنِي ابنُ آدَمَ ، وظَمِئتُ فَلَم يَسقِنِي ابنُ آدَمَ .
فَقُلتُ : أتَمرَضُ يا رَبِّ؟ !
قالَ : يَمرَضُ العَبدُ مِن عِبادي مِمَّن فِي الأَرضِ فَلا يُعادُ ؛ فَلَو عادَهُ كانَ ما يَعودُهُ لي ، ويَظمَأُ فِي الأَرضِ فَلا يُسقى ؛ فَلَو سُقِيَ كانَ ما سَقاهُ لي . (1)ب ـ بَنو هاشِمٍ۴۲۸۲.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عِيادَةُ بَني هاشِمٍ فَريضَةٌ ، وزِيارَتُهُم سُنَّةٌ . (2)ج ـ العَشيرَةُ۴۲۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلام: أكرِم عَشيرَتَكَ ؛ فَإِنَّهُم جَناحُكَ الَّذيِ بِه تَطيرُ . . . وعُد سَقيمَهُم . (3)د ـ المَساكينُ۴۲۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأَبي ذَرٍّ: جالِسِ المَساكينَ ، وعُدهُم إذا مَرِضوا . (4)۴۲۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :سنن النسائي عن أبي اُمامة بن سهل بن حنيف :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَعودُ المَساكينَ ويَسأَلُ عَنهُم . (5).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۳ ، ص ۳۷۰ ، ح ۹۲۵۳ ، صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۹۹۰ ، ح ۴۳ نحوه وكلاهما عن أبي هريرة.
2) .جامع الأحاديث للقمّي ، ص ۱۰۱ ، بحارالأنوار ، ج ۹۶ ، ص ۲۳۴ ، ح ۳۳ نقلاً عن الإمامة والتبصرة.
3) .تحف العقول ، ص ۸۷ ، بحارالأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۲۳۳ ، ح ۲ ؛ كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۱۸۳ ، ح ۴۴۲۱۵ نقلاً عن وكيع والعسكري في المواعظ .
4) .الدعوات ، ص ۲۲۴ ، ح ۶۲۰ وص ۲۷۷ ، ح ۸۰۱ .
5) .سنن النسائي ، ج ۴ ، ص ۴۰ ، الموطّأ ، ج ۱ ، ص ۲۲۷ ، ح ۱۵ ، تاريخ دمشق ، ج ۸ ، ص ۳۲۶ ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۷۲۰ ، ح ۴۲۸۶۹.
۴۲۸۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ أنّه كان يقول ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در گفتگو با خداوند (در حديث قدسى) ـ: خداوند فرمود: «اى آدمى زاده! بيمار شدم و مرا عيادت نكردى. اى آدمى زاده! تشنه شدم و سيرابم نساختى؟» .
گفتم: پروردگارا! آيا تو بيمار مى شوى؟!
فرمود: «بنده اى از بندگانم از همه آنها كه بر روى زمين اند ، بيمار مى شود و او را عيادت نمى كنند. اگر كسى او را عيادت مى كرد ، عيادتش براى من مى بود؛ و بنده ام در زمين تشنه مى شود و او را آبى نمى دهند. اگر كسى او را آبى مى رسانْد ، آب دادنِ به او [همانند] آب دادنِ به من بود».ب ـ بنى هاشم۴۲۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عيادت بنى هاشم ، واجب است و زيارت آنان ، مستحب.ج ـ خاندان۴۲۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ در توصيه هاى ايشان به فرزندش امام حسن عليه السلام: خاندانت را گرامى بدار ، كه آنان ، بال و پَر تو اند كه با آنها پرواز مى كنى... و به عيادت بيمارانشان برو.د ـ بينوايان۴۲۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به ابوذر ـ: با بينوايان ، همنشين شو و چون بيمار شوند ، عيادتشان كن.۴۲۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن النسائىـ به نقل از ابوامامة بن سهل بن حنيف ـ: پيامبر خدا ، بينوايان را عيادت مى كرد و از حال آنان مى پرسيد.
.
۶ / ۵مَن لا يُعادُ مِنَ المَرضى۴۲۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ لايُعادونَ : صاحِبُ الضِّرسِ ، وصاحِبُ الرَّمَدِ ، وصاحِبُ الدُّمَّلِ . (1)۴۲۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :شارِبُ الخَمرِ لا يُعادُ إذا مَرِضَ . (2)۶ / ۶ما لا يَنبَغي في مُواجَهَةِ المَريضِ۴۲۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا رَأى أحَدُكُم بِأَخيهِ بَلاءً ، فَليَحمَدِ اللّهَ عز و جل ولا يُسمِعهُ ذلِكَ . (3)۴۲۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أقِلّوا مِنَ النَّظَرِ إلى أهلِ البَلاءِ ولا تَدخُلوا عَلَيهِم ، وإذا مَرَرتُم بِهِم فَأَسرِعُوا المَشيَ لايُصيبُكم ما أصابَهُم . (4).
1) .شعب الإيمان ، ج ۶ ، ص ۵۳۵ ، ح ۹۱۸۸ ، المعجم الأوسط ، ج ۱ ، ص ۵۵ ، ح ۱۵۲ ، عيون الأخبار لابن قتيبة ، ج ۳ ، ص ۴۴ كلاهما نحوه و كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۲۵۱۸۹.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۹۶ ، ح ۴ وص ۳۹۷ ، ح ۵ كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، الدعوات ، ص ۲۶۰ ، ح ۷۴۳ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۵۸ ، ح ۵۰۹۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحارالأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۶۷ ، ح ۲۵.
3) .ذيل تاريخ بغداد لابن النجّار ، ج ۱۸ ، ص ۲۲۲ ، ح ۷۹۵ عن جابر بن عبداللّه ، كنز العمّال ، ج ۲ ، ص ۱۴۲ ، ح ۳۵۱۰.
4) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۱۳ ، ح ۹.
۶ / ۵بيمارانى كه نبايد عيادت شوند۴۲۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه طايفه عيادت نشوند: گرفتارِ دندانْ درد ، گرفتار چشمْ درد ، و آن كه در بدن ، دُمَلى دارد.۴۲۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شرابخوار ، چون بيمار شود ، او را عيادت نكنند.۶ / ۶آنچه روياروى بيمار ، نبايد انجام داد۴۲۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما ، برادر خويش را گرفتار بلايى ببيند ، خداوند عز و جل را [بر سلامت خويش] بستايد ، و البته اين حمد گفتن را به گوش بيمار نرساند.۴۲۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گرفتار شدگانِ به بلا را كمتر تماشا كنيد و بر آنان ، وارد نشويد و چون با آنان برخورد كرديد ، راه رفتنِ خويش را تندتر كنيد تا آنچه بدانان رسيده است ، به شما نيز نرسد.
.
۴۲۹۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لاتُديمُوا النَّظَرَ إلَى المَجذومينَ . (1)۴۳۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لاتُديمُوا النَّظَرَ إلى أهلِ البَلاءِ وَالمَجذومينَ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ يَحزُنُهُم . (2).
1) .سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۷۲ ، ح ۳۵۴۳ ، التاريخ الكبير ، ج ۱ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۱۷ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۵۰۲ ، ح ۲۰۷۵ كلّها عن ابن عبّاس وص ۱۶۹ ، ح ۵۸۱ عن فاطمة بنت الحسين عن أبيها الإمام الحسين عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله وزاد فيه «وإذا كلّمتموهم فليكن بينكم وبينهم قيد رمح» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۵ ، ح ۲۸۳۳۹.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۶ عن محمّد بن سنان عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، مشكاة الأنوار ، ص ۶۷ ، ح ۱۰۲ عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «لاتنظروا» بدل «لاتديموا النظر» وليس فيه «والمجذومين» ، بحارالأنوار ، ج ۷۵ ، ص ۱۶ ، ح ۱۱.
۴۳۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به جذاميان ، نگاه پيوسته ميفكنيد.۴۲۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به گرفتار شدگان بلا و جذاميان ، نگاهِ پيوسته ميفكنيد؛ چه ، اين كار ، آنان را اندوهگين مى كند. .
. .
بخش سوم : مباحث مربوط به اندام ها و دستگاه هاى بدنفصل يكم : قلب و عروقفصل دوّم : مغز و اعصابفصل سوّم : چشمفصل چهارم : گـوشفصل پنجم : دستگاه تنفسفصل ششم : دهان و دندانفصل هفتم : دستگاه گوارشفصل هشتم : خون و سپرزفصل نهم : پوستفصل دهم : مـوفصل يازدهم : نـاخـنفصل دوازدهم : استخوان هافصل سيزدهم : دستگاه تناسل و دفع ادرارفصل چهاردهم : جنين
.
الفصل الأوّل : القلب والعروق۱ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيهِما مِنَ الحِكمَةِ۴۳۰۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ فِي الرَّجُلِ مُضغَةً إذا صَحَّت صَحَّ لَها سائِرُ جَسَدِهِ ، وإن سَقِمَت سَقِمَ لَها سائِرُ جَسَدِهِ ـ قَلبَهُ ـ . (1)۴۳۰۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل لَم يَبتَلِ البَدَنَ بِداءٍ (2)حَتّى جَعَلَ لَهُ دَواءً يُعالَجُ بِهِ ، ولِكُلِّ صِنفٍ مِنَ الدّاءِ صِنفٌ مِنَ الدَّواءِ وتَدبيرٌ ونَعتٌ ، وذلِكَ أنَّ هذِهِ الأَجسامَ اُسِّسَت عَلى مِثالِ المُلكِ .
فَمَلِكُ الجَسَدِ هُوَ القَلبُ ، وَالعُمّالُ العُروقُ فِي الأَوصالِ (3)وَالدِّماغِ ، وبَيتُ المَلِكِ قَلبُهُ ، وأرضُهُ الجَسَدُ ، وَالأَعوانُ يَداهُ ورِجلاهُ وعَيناهُ وشَفَتاهُ و لِسانُهُ واُذُناهُ . (4).
1) .كنز العمّال ، ج ۱ ، ص ۲۴۳ ، ح ۱۲۲۳ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم في الطبّ وشُعب الإيمان عن النعمان بن بشير.
2) .في بحار الأنوار : «العبد المؤمن ببلاء» بدل «البدن بداء».
3) .في بحار الأنوار : «العروق والأوصال...». وقال المجلسي قدس سره : والمراد بالأوصال : مفاصل البدن وما يصير سببا لوصالها؛ فإنّ بها تتمّ الحركات المختلفة من القيام والقعود وتحريك الأعضاء (بحار الأنوار ، ج۶۲، ص۳۲۹).
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۹.
فصل يكم : قلب و عروق۱ / ۱اشاره به حكمت نهفته در اين دستگاه۴۳۱۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در انسان ، پارهْ گوشتى است كه اگر سالم باشد ، همه بدن به سلامت آن ، سالم است و اگر گرفتار بيمارى باشد ، همه بدن به بيمارى آن ، بيمار است: قلب انسان.۴۳۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :خداوند ، بدن را به هيچ دردى گرفتار نساخته ، مگر اين كه براى آن ، دارويى هم قرار داده است كه بدان ، درمان شود. هر نوع درد نيز نوعى درمان و چاره دارد؛ چرا كه اين بدن ها بر سياق يك مملكت ، ساخته شده اند. پادشاه اين سرزمين ، قلب است. رگ هايى كه در بدن و مغز وجود دارد ، كارگران اند. خانه آن پادشاه ، قلب انسان است. سرزمين آن پادشاه ، بدن انسان است ، و دستان ، پاها ، چشمان ، لب ها ، زبان و گوش ها نيز ياران اويند.
.
۴۳۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام- لِلطَّبيبِ الهِندِيِّ -: كانَ القَلبُ كَحَبِّ الصَّنَوبَرِ ؛ لِأَنـَّهُ مُنَكَّسٌ ، فَجُعِلَ رَأسُهُ دَقيقا لِيَدخُلَ في الرِّئَةِ فَتُرَوِّحَ عَنهُ بِبَردِها ، لِئَلاّ يَشيطَ الدِّماغُ بِحَرِّهِ . (1)۴۳۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام- لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ -: أصِفُ لَكَ الآنَ ـ يا مُفَضَّلُ ـ الفُؤادَ : اعلَم أنَّ فيهِ ثُقبا مُوَجَّهَةً نَحوَ الثُّقبِ الَّتي فِي الرِّئَةِ تُرَوِّحُ عَنِ الفُؤادِ ، حَتّى لَوِ اختَلَفَت تِلك الثُّقبُ وتَزايَلَ بَعضُها عَن بَعضٍ لَما وَصَلَ الرَّوحُ إلَى الفُؤادِ ولَهَلَكَ الإِنسانُ ، أفَيَستَجيزُ ذو فِكرٍ ورَوِيَّةٍ أن يَزعُمَ أنَّ مِثلَ هذا يَكونُ بِالإِهمالِ ، ولا يَجِدُ شاهِدا مِن نَفسِهِ يَنزِعُهُ عَن هذَا القَولِ؟ ! (2)۴۳۱۰.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه عليه السلام :فِي ابنِ آدَمَ ثَلاثُمِئَةٍ وسِتّونَ عِرقا ، مِنها مِئَةٌ وثَمانونَ مُتَحَرِّكَةٌ ، ومِئَةٌ وثَمانونَ ساكِنَةٌ ، فَلو سَكَنَ المُتَحَرِّكُ لَم يَبقَ الإِنسانُ ، ولَو تَحَرَّكَ السّاكِنُ لَهَلَكَ الإِنسانُ ؟ ! (3)۴۳۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَحمَدُ اللّهَ في كُلِّ يَومٍ ثَلاثَمِئَةِ مَرَّةٍ وسِتّينَ مَرَّةً عَدَدَ عُروقِ الجَسَدِ، يَقولُ: «الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمينَ كَثيرا عَلى كُلِّ حالٍ». (4)۴۳۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنَّ فِي ابنِ آدَمَ ثَلاثَمِئَةٍ وسِتّينَ عِرقا ، مِنها مِئَةٌ وثَمانونَ مُتَحَرِّكَةٌ ، ومِنها مِئَةٌ وثَمانونَ ساكِنَةٌ ، فَلَو سَكَنَ المُتَحَرِّكُ لَم يَنَم ولَو تَحَرَّكَ السّاكِنُ لَم يَنَم ، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أصبَحَ قالَ : «الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمينَ كَثيرا عَلى كُلِّ حالٍ» ثَلاثَمِئَةٍ وسِتّينَ مَرَّةً ، وإذا أمسى قالَ مِثلَ ذلِكَ . (5).
1) .الخصال ، ص ۵۱۴ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۱۰۰ ، ح ۱ وفيه «رقيقا» بدل «دقيقا» ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۱ كلّها عن الربيع صاحب المنصور ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۸ ، ح ۱.
2) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۷۵ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
3) .الأمالي للطوسي ، ص ۵۹۷ ، ح ۱۲۴۰ عن يعقوب بن شعيب عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۲.
4) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۵۰۳ ، ح ۳ عن أبي الحسن الأنباري ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۷۷ ، ح ۲۱۹۱ وليس فيه «كلّ يوم» ، بحارالأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۴.
5) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۵۰۳ ، ح ۴ ، علل الشرائع ، ص ۳۵۴ ، ح ۱ كلاهما عن يعقوب بن شعيب ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۵.
۴۳۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به طبيب هندى: قلب ، به شكل دانه صنوبر است؛ زيرا وارونه است و يك سرِ قلب ، باريك قرار داده شده است تا به لا به لاى ريه برود و با سردى آن ، خودش را خُنك كند ، مبادا مغز از گرماى آن بسوزد.۴۳۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! اكنون ، قلب را برايت وصف مى كنم: بدان كه در آن ، سوراخ هايى است ، سوداده شده به سمت سوراخ هايى كه در ريه است ، و همين هاست كه قلب را خُنك مى كند ، به گونه اى كه اگر اين سوراخ ها با همديگر تفاوت مى يافتند و رو به روى هم نبودند ، خُنكا به قلب نمى رسيد و انسان مى مُرد. اكنون آيا صاحبِ انديشه و تأمّل ، روا مى داند كه بگويد چنين پديده اى ، به اهمال پديد آمده است ، و در درون خويش ، گواهى نيابد كه او را از اين پندار ، باز بدارد؟!۴۳۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در آدمى زاده ، سيصد و شصت رگ است و از اين شمار ، صد و هشتاد تا متحرّك ، و صد و هشتاد تا ساكن اند. اگر آن رگ هاى متحرّك ، ساكن مى بود ، انسان باقى نبود و اگر هم آن رگ هاى ساكن ، تحرّك مى يافت ، انسان از ميان مى رفت.۴۳۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ خطاب به على عليه السلام ـ ) امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، در هر روز ، سيصد و شصت بار ، به شمارِ رگ هاى بدن ، خداوند را سپاس مى گفت و مى فرمود: «پروردگار جهانيان را به فراوانى و در هر حال ، سپاس!».۴۳۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا فرموده است: «در بدن آدميزاد ، سيصد و شصت رگ است: صد و هشتاد تاى آن متحرّك ، و صد و هشتاد تاى ديگر ، ساكن اند. اگر آن رگ هاى متحرّك ، ساكن بودند ، انسان نمى خفت؛ و اگر آن رگ هاى ساكن ، متحرّك بودند نيز انسان نمى خفت». پيامبر خدا ، هر روز صبح ، سيصد و شصت بار مى گفت: «خداوندِ جهانيان را به فراوانى و در هر حال ، سپاس!» و شامگاهان نيز چنين مى گفت. .
۱ / ۲ما يَنفَعُ لِسَلامَةِ القَلبِ وقُوَّتِهِأ ـ التُّفّاحُ۴۳۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعا ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فِي التُّفّاحِ ما داوَوا مَرضاهُم إلاّ بِهِ ، ألا وإنَّهُ أسرَعُ شَيءٍ مَنفَعَةً لِلفُؤادِ خاصَّةً ، وإنّهُ نَضوحُهُ . (1)ب ـ الخَلُّ۴۳۱۹.الكافي عن أبي عبد اللّه البرقيّ رفعه :الإمام عليّ عليه السلام :نِعمَ الإِدامُ الخَلُّ يَكسِرُ المِرَّةَ ، ويُطفِئُ الصَّفراءَ ، ويُحيِي القَلبَ . (2)۴۳۲۰.عمل اليوم والليلة للنسائي عن ابن بريدة عن أبيه :الإمام الصادق عليه السلام :الخَلُّ يُنيرُ القَلبَ . (3)ج ـ الرُّمّانُ۴۳۲۰.عمل اليوم و الليلة ، نسايى ( ـ به نقل از ابو بُرَيده ، از پدرش ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :مَن أكَلَ رُمّانَةً عَلَى الرِّيقِ ، أنارَت قَلبَهُ أربَعينَ يوَما . (4)راجع: ج۲، ص۳۰۸ ـ ۳۱۰، ح۱۷۰۶ إلى ح۱۷۰۸ وص۳۱۲ ، ح۱۷۱۵ وح۱۷۱۶.
.
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۵ عن محمّد بن مسلم وص ۵۳ عن الوشّاء الحسين بن عليّ بن عبداللّه بن سنان ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۷ ، ح ۱۰ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۸ ، ح ۲۲۸۶ وليس فيها «ألا وإنّه أسرع شي منفعة للفؤاد خاصّة وإنّه نَضوحه» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۵ ، ح ۳۳.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۹ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۴ ، ح ۱۹۲۴ كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۳۶ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۳ ، ح ۱۴۰۰ عن الإمام الصادق عليه السلام وليس فيها «ويطفئ الصفراء» ، بحار الأنوار ،ج ۶۶ ، ص ۳۰۴ ، ح ۱۷ وح ۲۲ .
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۴ ، ح ۱۹۲۵ عن رفاعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۲ ، ح ۹.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۴ ، ح ۱۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۵۷ ، ح ۲۲۴۰ كلاهما عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۱ ، ح ۳۵.
۱ / ۲آنچه براى سلامت قلب و تقويت آن ، مفيد استالف ـ سيب۴۳۲۱.سنن أبى داوود ( ـ به نقل از عايشه ـ ) امام صادق عليه السلام :اگر مردم مى دانستند در سيب چيست ، بيمارانشان را جز به آن درمان نمى كردند. بدانيد كه سيب ، بويژه ، سودمندترين چيز براى قلب و مايه شست وشوى آن است.ب ـ سركه۴۳۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ وقتى ماه نو را ديد، اين دعا را خواند ـ ) امام على عليه السلام :سركه ، نيكو خورشتى است؛ زرداب را مى شكند ، صفرا را فرو مى نشاند و قلب را زنده مى كند.۴۳۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ هرگاه ماه رجب وارد مى شد ـ ) امام صادق عليه السلام :سركه ، قلب را روشن مى كند.ج ـ انار۴۳۲۶.المناقب لابن شهر آشوب :امام صادق عليه السلام :هر كس ناشتا انار بخورد ، [آن انار] ، قلبش را چهل روز روشن مى كند.ر. ك: خواصّ انار / ج۲ ، ص۳۰۹ ـ ۳۱۱ ، ح ۱۷۰۶ ـ ۱۷۰۸ و ص ۳۱۳ ، ح ۱۷۱۵ و ح ۱۷۱۶ .
.
د ـ العَدَسُ۴۳۲۶.المناقب ، ابن شهر آشوب :الإمام عليّ عليه السلام :أكلُ العَدَسِ ، يُرِقُّ القَلبَ ، ويُكثِرُ الدَّمعَةَ . (1)۴۳۲۷.سنن أبى داوود ( ـ درباره حكيم بن حِزام ـ ) الكافي عن فرات بن أحنف :إنَّ بَعضَ بَني إسرائيلَ شَكا إلَى اللّهِ عز و جل قَسوَةَ القَلبِ ، وقِلَّةَ الدَّمعَةِ ، فَأَوحَى اللّهُ عز و جل إلَيهِ أن كُلِ العَدَسَ ، فَأَكَلَ العَدَسَ ؛ فَرَقَّ قَلبُهُ ، وجَرَت دَمعَتُهُ . (2)راجع: ج۲ ، ص ۳۹۲ (العدس).
ه ـ السَّفَرجَلُ۴۳۲۸.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو عمره انصارى ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا السَّفَرجَلَ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو الفُؤادَ . (3)۴۳۲۹.امام كاظم عليه السلام ( ـ در بيان معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله براى ) عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالسَّفَرجَلِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو القَلبَ ، ويَذهَبُ بِطَخاءِ الصَّدرِ . (4)۴۳۳۰.المستدرك على الصحيحين عن هشام بن حبيش بن خويلد :عنه صلى الله عليه و آله :كُلُوا السَّفَرجَلَ ؛ فَإِنَّهُ يُجِمُّ الفُؤادَ ، ويُشَجِّعُ القَلبَ ، ويُحَسِّنُ الوَلَدَ . (5)۴۳۳۰.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از هشام به حُبَيش بن خُوَيلِد ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِجَعفَرِ بنِ أبي طالِبٍ : يا جَعفَرُ ، كُلِ السَّفَرَجَل ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي القَلبَ ، ويُشَجِّعُ الجَبانَ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۳ ، ح ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۶ ، ح ۲۰۱۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم السلام وفيه «يسرع» بدل «يكثر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۵۸ ، ح ۳.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۳ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۷ ، ح ۲۰۲۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۵۸ ، ح ۶.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۳ ، ح ۱۲۴۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۷ ، ح ۳۷.
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۴ ، ح ۲۲۷۰ عن إبراهيم بن عبدالحميد عن الإمام الرضا عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۳ ، ح ۱۲۳۵ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۹ ، ح ۸؛ كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۰ ، ح ۲۸۲۵۸ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم عن جابر نحوه.
5) .كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۰ ، ح ۲۸۲۶۰ نقلاً عن الفردوس عن عوف بن مالك.
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۷ ، ح ۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۶ ، ح ۲۲۷۵ كلاهما عن حمزة بن بزيع عن الإمام الكاظم عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۰ ، ح ۱۳.
د ـ عدس۴۳۳۲.إعلام الورى :امام على عليه السلام :عدس ، دل را نازك مى كند و اشك را مى افزايد.۴۳۳۱.الخرائج و الجرائح ( ـ به نقل از جعيل اشجعى ـ ) الكافىـ به نقل از فرات بن احنف: يكى از [پيامبران] بنى اسرائيل ، از سنگ دلى و كمىِ اشك به درگاه خداوند عز و جل ناليد. خداوند عز و جل به او وحى فرستاد كه: «عدس بخور». او نيز عدس خورد و از آن پس ، دلش نازك شد و اشكش جارى گشت.همچنين ، ر .ك : ج۲ ، ص۳۹۳ (عدس) .
ه ـ بِهْ۴۳۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره سخن عيسى عليه السلام ، در [اين] آيه كه گ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بِهْ بخوريد ، كه دل را جلا مى دهد.۴۳۳۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ جَعَلَنِى مُبَارَكً ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد خوردنِ بِهْ ؛ چرا كه دل را جلا مى دهد و سنگينى و تاريكى سينه را از ميان مى بَرَد.۴۳۳۵.بحار الأنوار عن عدّة من أصحاب رسول اللّه صلى اللهپيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بِهْ بخوريد ، كه دل را استوارى و نشاط مى بخشد ، قلب را شجاعت مى دهد و فرزند را نكو مى سازد.۴۳۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا ، به جعفر بن ابى طالب فرمود: «اى جعفر! بِهْ بخور ، كه قلب را قوّت مى دهد و ترسو را شجاعت مى بخشد».
.
۴۳۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين آيه: {Q} «و مرا، هر جا كه باشم، مبار ) الإمام عليّ عليه السلام :السَّفَرجَلُ قُوَّةُ القَلبِ ، وحَياةُ الفُؤادِ ، ويُشَجِّعُ الجَبانَ . (1)۴۳۳۵.بحار الأنوار ( ـ به نقل از جمعى از ياران پيامبر خدا ـ ) عنه عليه السلام :أكلُ السَّفَرجَلِ قُوَّةٌ لِلقَلبِ الضَّعيفِ ، ويُطَيِّبُ المَعِدَةَ ، ويُذَكِّي الفُؤادَ ، ويُشَجِّعُ الجَبانَ . (2)راجع: ص ۳۴۰ (خواصّ السفرجل).
و ـ الكُمَّثرى۴۳۳۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في خُطبَةٍ ذَكَرَ فيهَا النِّعمَةَ بِرَسول اللّ ) الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الكُمَّثرى ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو القَلبَ ، ويُسَكِّنُ أوجاعَ الجَوفِ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (3)راجع: ج۲ ص ۴۵۰ (الكمّثرى).
ز ـ العَسَلُ۴۳۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :العَسَلُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ ولا داءَ فيهِ ؛ يُقِلُّ البَلغَمَ ، ويَجلُو القَلبَ . (4)۴۳۳۸.امام على عليه السلام ( ـ در خطبه اى كه نعمت وجود پيامبر خدا را بيان مى ف ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نِعمَ الشَّرابُ العَسَلُ يَرعَى القَلبَ ، ويُذهِبُ بَردَ الصَّدرِ . (5)ح ـ التَّلبينُ۴۳۴۰.امام باقر عليه السلام ( ـ در توصيف پيامبر خدا ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ التَّلبينَ يَجلُو القَلبَ الحَزينَ ، كَما تَجلُو الأَصابِـعُ العَرَقَ مِنَ الجَبينِ . (6).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۲ ، ح ۱۲۳۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۶ ، ح ۳۷.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۷ ، ح ۱ عن الحسن بن راشد عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۶ ، ح ۲۲۷۷ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۰ ، ح ۱۵.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۱ ، ح ۲۲۹۶ كلاهما عن أبي بصير ، الخصال ، ص ۶۳۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ ، ح ۱۲۶۵ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۴ ، ح ۳۲.
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۹ ، ح ۱۱۷۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۴ ، ح ۱۸.
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱۱۶۸ ، طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۲؛ الفردوس ، ج ۴ ، ص ۲۶۵ ، ح ۶۷۸۰ وفيه «بوحر» بدل «برد» ، كشف الخفاء ، ج ۲ ، ص ۳۱۹ ، ح ۲۸۱۶ كلاهما عن عائشة.
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۰ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۱۷۱ ، ح ۱۴۷۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۹۶ ، ح ۶.
۴۳۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في صِفَةِ أهلِ بَيتِهِ عليهم السلام وبَرَكَتِهِ ) امام على عليه السلام :بِهْ ، قوّت قلب و حياتِ دل است و ترسو را شجاعت مى بخشد .۴۳۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :خوردن بِهْ ، نيروى قلبِ ضعيف است ، معده را پاك مى سازد ، دل را نشاط مى دهد و ترسو را شجاعت مى بخشد.ر. ك: ج۲ ، ص۳۴۱ (خواصِّ بِهْ) .
و ـ گلابى۴۳۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در وصف اهل بيتش و بركت آنان ـ ) امام صادق عليه السلام :گلابى بخوريد ، كه به اذن خداوند متعال ، دل را جلا مى دهد و دردهاى درون را تسكين مى بخشد.ر. ك: ج۲ ، ص۴۵۱ (گلابى) .
ز ـ عسل۴۳۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :عسل ، شفاى هر بيمارى اى است و بيمارى اى هم در آن نيست؛ بلغم را كم مى كند و دل را جلا مى دهد.۴۳۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عسل ، چه خوب نوشيدنى اى است! قلب را مراقبت مى كند و سردى سينه را از ميان مى بَرَد. (1)ح ـ تلبينه (2)۴۳۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :تلبينه ، دل اندوهگين را جلا مى بخشد ، چنان كه انگشتان ، عرق را از پيشانى مى زدايند.
.
ط ـ الرّيحُ الطَّيِّبَةُ۴۳۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرّيحَ الطَّيِّبَةَ تَشُدُّ القَلبَ ، وتَزيدُ فِي الجِماعِ . (1)۱ / ۳ما يَنفَعُ لِسَلامَةِ العُرو قِأ ـ الباذَنجانُ۴۳۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أكثِروا مِنَ الباذَنجانِ عِندَ جِدادِ النَّخلِ ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ ، ويَزيدُ في بَهاءِ الوَجهِ ، ويُلَيِّنُ العُروقَ ، ويَزيدُ في ماءِ الصُّلبِ . (2)ب ـ الحَوكُ۴۳۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحَوكُ بَقلَةُ الأَنبِياءِ ، أما إنَّ فيهِ ثمانَ (3)خِصالٍ : يُمرِئُ ، ويَفتَحُ السُّدَدَ ، ويُطَيِّبُ الجُشاءَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ ، ويَسُلُّ الدّاءَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، إذَا استَقَرَّ في جَوفِ الإِنسانِ قَمَعَ الدّاءَ كُلَّهُ . (4)ج ـ التّينُ۴۳۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :أكلُ التّينِ يُلَيِّنُ (5)السُّدَدَ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۰ ، ح ۳ ، قرب الإسناد ، ص ۱۶۷ ، ح ۶۱۰ وفيه «الصلب» بدل «القلب» وكلاهما عن عليّ بن رئاب عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۰ ، ح ۱۸۹ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۰ ، ح ۱.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۸ ، ح ۱۳۵۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۳ ، ح ۷.
3) .كذا في جميع المصادر ، والقياس : «ثماني» .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۳۰۹ وفيه «يسهل الدم» بدل «يسلّ الداء» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۱۳.
5) .في المصدر : «تليّن» ، والتصويب من بحار الأنوار.
6) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۶ ، ح ۳.
ط ـ بوى خوش۴۳۵۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بوى خوش ، قلب را استوارى مى بخشد و بر توان همبسترى مى افزايد.۱ / ۳آنچه براى سلامتى رگ ها سودمند استالف ـ بادنجان۴۳۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در هنگام خرماچينى ، فراوان بادنجان (/ بادمجان) بخوريد؛ چرا كه شفاى هر درد است ، بر روشنىِ چهره مى افزايد ، رگ ها را نرم مى كند و آب كمر (نيروى جنسى) را افزون مى سازد.ب ـ حوك۴۳۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حوك (1)(/ باذروج) سبزى پيامبران است. بدان كه در آن ، هشت ويژگى است: هضم كننده است؛ گرفتگى هاى عروق و مجارى را مى گشايد؛ آروغ را خوش بو مى سازد؛ دهان را بوى خوش مى بخشد؛ غذا را دوست داشتنى مى سازد؛ درد و بيمارى را از درون بدن ، بيرون مى كشد؛ و امانِ انسان از جذام است؛ [و] چون در درون انسان جاى گيرد ، همه بيمارى ها را فرو مى نشاند. (2)ج ـ انجير۴۳۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :خوردن انجير ، رسوبات مجارى و رگ ها را نرم مى كند.
.
د ـ قَصَبُ السُّكَّرِ۴۳۵۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :قَصَبُ السُّكَّرِ يَفتَحُ السُّدودَ (1)، ولا داءَ فيهِ ولا غائِلَةَ . (2)ه ـ الصَّومُ۴۳۵۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالصَّومِ ؛ فَإِنَّهُ مَحسَمَةٌ لِلعُروقِ ومَذهَبَةٌ لِلأَشَرِ . (3)و ـ العَشاءُ۴۳۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :لا تَدَعِ العَشاءَ ولَو بِثَلاثِ لُقَمٍ بِمِلحٍ . مَن تَرَكَ العَشاءَ لَيلَةً ماتَ عِرقٌ في جَسَدِهِ ولا يَحيا أبَدا . (4)۴۳۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ فِي الجَسَدِ عِرقا يُقالُ لَهُ : العَشاءُ ، فَإِن تَرَكَ الرَّجُلُ العَشاءَ لَم يَزَل يَدعو عَلَيهِ ذلِكَ العِرقُ إلى أن يُصبِـحَ ، يَقولُ : أجاعَكَ اللّهُ كَما أجَعتَني ، وأظمَأَكَ اللّهُ كَما أظمَأتَني . فَلا يَدَعَنَّ أحَدُكُمُ العَشاءَ ولَو بِلُقمَةٍ مِن خُبزٍ أو شَربَةٍ مِن ماءٍ . (5)راجع: ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶ .
.
1) .في بحار الأنوار : «السدد» بدل «السدود» .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۶۳ ، ح ۱۱۹۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۹ ، ح ۲.
3) .كنز العمّال ، ج ۸ ، ص ۴۵۰ ، ح ۲۳۶۱۰ نقلاً عن أبي نعيم في الطبّ عن شدّاد بن عبداللّه .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۴ ، ح ۱۴۴۷ و ۱۴۴۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۴۵ ، ح ۲۰.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۸۹ ، ح ۱۲ عن سهل بن زياد عن بعض الأهوازيّين ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۴۷ ، ح ۲۶.
د ـ نيشكر۴۳۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :نيشكر ، گرفتگى هاى مجارى و رگ ها را باز مى كند و هيچ بيمارى و بدى اى در آن نيست.ه ـ روزه۴۳۶۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد روزه؛ چرا كه طغيان رگ ها را فرو مى نشاند و سرمستى را مى بَرَد. (1)و ـ شام خوردن۴۳۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شام را وا مگذار ، هر چند به سه لقمه نان و نمك باشد. هر كس يك شب شام را واگذارد (2)، يك رگ در بدن وى مى ميرد و اين رگ ، هرگز زنده نمى شود.۴۳۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :در بدن ، رگى است كه آن را «عَشا (شام)» گويند. اگر شخصْ شام خوردن را واگذارد ، آن رگ تا صبح او را نفرين مى كند و مى گويد: «خدا ، تو را گرسنه بدارد ، چنان كه مرا گرسنه بداشتى ، و تشنه بدارد ، چنان كه تشنه ام نگاه داشتى». (3)پس مبا دا كسى از شما شام را واگذارد ، هر چند به يك لقمه نان يا جرعه اى آب باشد.ر. ك: ج۲ ، ص۳۳۳ ح ۱۷۵۶
.
1) .ناگفته نماند مؤلّف در تبيين معناى عبارت «مَحْسَمَة للعروق» كه در روايت آمده ، از فيض القدير ، چنين نقل كرده است : در المصباح آمده است «حَسَمَه حَسما فانحَسَمَ» يعنى : «آن را بُريد و بُريده شد» و «حسمتُ العِرقَ» ، به حذف مضاف گفته مى شود و اصل آن ، چنين است : «حسمتُ دَمَ العِرق» ؛ يعنى آن كه : «رگ را بُريدى و با داغ نهادن و با آتش گذاردن بر آن ، خونريزى را متوقّف ساختى» . ابن اثير در النهاية گفته است : «مَحْسَمَة للعرق» ، يعنى : «كاهنده قدرت همبسترى» ، و «مذهبة للأشر» ، يعنى : «از ميان بَرَنده سرمستى» ، بدان معنا كه روزه ، خون رگ ها را كاهش مى دهد و سرچشمه مَنى را كم مى كند و سرمستى انسان را در هم مى شكند .
2) .چنان كه پيش تر اشاره شد ، به نظر مى رسد اين توجّه ناظر به نظام دو وعده اى است . م .
3) .علاّمه مجلسى مى گويد: «اين دعا ، يك مثَل است براى بيان زيان ديدن آن رگ و در نتيجه ، زيان رساندن آن به بدن ، گويا كه آن رگ ، دعا مى كند و دعايش هم بر آورده مى شود» (بحار الأنوار: ج ۶۶ ص ۳۴۷) .
الفصل الثاني : الدّماغ والأعصاب۲ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيهِما مِنَ الحِكمَةِ۴۳۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِطَبيبٍ عَجَزَ عَنِ الجَوابِ لَمّا سَأَلَهُ عليه السلام : لِمَ كانَ فِي الرَّأسِ شُؤونٌ؟: كانَ فِي الرَّأسِ شُؤونٌ ؛ لِأَنَّهُ (1)المُجَوَّفُ إذا كانَ بِلا فَصلٍ أسرَعَ إلَيهِ الصُّداعُ ، فَإِذا جُعِلَ ذا فُصولٍ كانَ الصُّداعُ مِنهُ أبعَدَ . (2)۴۳۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: لَو رَأَيتَ الدِّماغَ إذا كُشِفَ عَنهُ لَرَأَيتَهُ قَد لُفَّ بِحُجُبٍ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ ؛ لِتَصونَهُ مِنَ الأَعراضِ وتُمسِكَهُ فَلا يَضطَرِبَ ، ولَرَأَيتَ عَلَيهِ الجُمجُمَةَ بِمَنزِلَةِ البَيضَةِ ؛ كَيما يَفُتُّهُ هَدُّ الصَّدمَةِ وَالصَّكَّةِ الَّتي رُبَّما وَقَعَت فِي الرَّأسِ ، ثُمَّ قَد جُلِّلَتِ الجُمجُمَةُ بِالشَّعرِ حَتّى صارَ بِمَنزِلَةِ الفَروِ لِلرَّأسِ تَستُرُهُ مِن شِدَّةِ الحَرِّ وَالبَردِ ؛ فَمَن حَصَّنَ الدِّماغَ هذَا التَّحصينَ إلاَّ الَّذي خَلَقَهُ وجَعَلَهُ يَنبوعَ الحِسِّ وَالمُستَحِقَّ لِلحيطَةِ وَالصِّيانَةِ لِعُلُوِّ مَنزِلَتِهِ مِنَ البَدَنِ وَارتفاعِ دَرَجَتِهِ وخَطَرِ مَرتَبَتِهِ ؟ . . .
يا مُفَضَّلُ ، مَن غَيَّبَ الفُؤادَ في جَوفِ الصَّدرِ وكَساهُ المِدرَعَةَ الَّتي هِيَ غِشاؤُهُ ، وحَصَّنَهُ بِالجَوانِحِ وما عَلَيها مِنَ اللَّحمِ وَالعَصَبِ ؛ لِئَلاّ يَصِلَ إلَيهِ ما يَنكَؤُه؟ . . .
فَكِّر يا مُفَضَّلُ ، لِمَ صارَ المُخُّ الرَّقيقُ مُحَصَّنا في أنابيبِ العِظامِ ، هَل ذلِكَ إلاّ لِيَحفَظَهُ ويَصونَهُ ؟ ! . (3).
فصل دوّم : مغز و اعصاب۲ / ۱اشاره به حكمت مغز و دستگاه عصبى۴۳۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ طبيبى فرومانده از پاسخ به اين پرسش امام كه: «چرا كاسه سر ، از چند استخوان و لايه تشكيل مى شود؟»: چون هر چيز درونْ تهى اگر يك پارچه باشد ، شكستن ، زودتر به سراغش مى آيد و چون چند تكّه قرار داده شود ، شكستگى از آن دورتر است.۴۳۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اگر جمجمه باز مى شد و مى توانستى مغز را ببينى ، مى ديدى كه به حجاب هايى (لايه هايى) كه روى همديگر قرار گرفته اند ، در ميان گرفته شده است تا هم آن را از عارضه ها مصون بدارد ، و هم آن را استوار نگه دارد ، تا بدان ، لرزش راه نيابد؛ و مى ديدى كه جمجمه ، به سان كُلَهْ خودى بر آن قرار گرفته است تا آن را از اثر ضربت هاى سختى كه ممكن است به سر برسد ، حفظ كند. سپس ، تاجى از مو بر روى جُمجُمه پوشانده شده و اين پوشش ، همانند پوستينى براى سر است كه آن را از شدّت سرما و گرما ، نگه مى دارد . پس چه كسى مغز را در چنين دِژى جاى داده است ، مگر همو كه آن را آفريد و سرچشمه احساس ساخت و به واسطه منزلت والايى كه در بدن دارد ، و نيز به واسطه مرتبه بلند و جايگاه برجسته اش آن را سزامند اين همه حفظ و مراقبت دانست؟
اى مفضّل! چه كسى قلب را در درون سينه انسان قرار داد و زِرِهى كه پوشش استوار آن است ، بر آن قرار داد و آن را به دنده ها و گوشت و پى اى كه بر آن است ، مصونيت داد تا جراحت و آزارى بدان نرسد؟
اى مفضّل! نيك بينديش كه چرا مغز كه جسمى رقيق است ، در لابه لاى استخوان ها حصار يافته است . آيا جز براى اين است كه از آن ، حفاظت كند و آن را مصون بدارد ؟
.
۲ / ۲ما يَشُدُّ العَقلَأ ـ الباقِلاَءُ۴۳۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أكلُ الباقِلّى يُمَخِّخُ السّاقَينِ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ ، ويُوَلِّدُ الدَّمَ الطَّرِيَّ . (1)ب ـ التَّدهينُ۴۳۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :الدُّهنُ يُلَيِّنُ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ ، ويُسَهِّلُ مَجارِيَ الماءِ ، ويُذهِبُ القَشَفَ ، ويُسفِرُ اللَّونَ . (2).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۴ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۹ ، ح ۲۰۲۸ وليس فيه «الطري» وكلاهما عن محمّد بن عبد اللّه ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۳۴۸ وفيه «كلوا الباقِلّى فإنّه يمخّخ ...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۶۶ ، ح ۳ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۹ ، ح ۱ وح ۴ وفيه «يحسن» بدل «يسفر» وكلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ،الخصال ،ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۰ نحوه ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۴۸ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱.
۲ / ۲آنچه عقل را استحكام مى بخشدالف ـ باقلا۴۳۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن باقلا ، استخوان هاى ساق را تراكم درونى مى دهد ، توانِ مغز را افزون مى سازد و خون تازه توليد مى كند.ب ـ روغن ماليدن۴۳۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :روغن ، پوست را نرم مى كند ، بر توان مغز مى افزايد ، مجارى آب را در بدن مى گشايد ، كثافت پوست را از ميان مى برد و رنگ را روشن مى كند.
.
۴۳۷۲.اُسد الغابة ( ـ به نقل از شيبة بن عبد الرحمان سُلَمى ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :دُهنُ البَنَفسَجِ يَرزُنُ الدِّماغَ . (1)ج ـ الحِجامَةُ۴۳۷۴.سنن ابن ماجة ( ـ به نقل از عروه ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الحِجامَةُ تَزيدُ العَقلَ ، وتَزيدُ الحافِظَ حِفظاً . (2)۴۳۷۵.حياة الحيوان الكبرى :الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ الحِجامَةَ تُصَحِّحُ البَدَنَ ، وتَشُدُّ العَقلَ . (3)د ـ الخَلُّ۴۳۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنّا لَنَبدَأُ بِالخَلِّ عِندَنا ، كَما تَبدَؤونَ بِالمِلحِ عِندَكُم ؛ فَإِنَّ الخَلَّ لَيَشُدُّ العَقلَ . (4)ه ـ خَلُّ الخَمرِ۴۳۷۹.الإمام الباقر عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :خَلُّ الخَمرِ يَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ ، ويَشُدُّ العَقلَ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۲ ، ح ۸ عن محمّد بن سوقة ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۳ ، ح ۸ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۷۴ ، ح ۵۱۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۶ ، ح ۸۲؛ سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۵۴ ، ح ۳۴۸۸ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۳۴ ، ح ۷۴۷۹ كلاهما نحوه ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۴ ، ح ۲۷۸۱ كلّها عن ابن عمر.
3) .الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۰ وفيه «تُصِحُّ» بدل «تُصَحِّحُ» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۴ ، ح ۱۸ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۹ ، ح ۵ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۳ ، ح ۱۹۱۵ كلاهما عن إسماعيل بن جابر ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۳ ، ح ۱۳۹۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۹۸ ، ح ۱۶ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۰ ، ح ۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ ، ح ۱۹۲۷ كلاهما عن سماعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۲ ، ح ۱۱ .
۴۳۸۰.الإمام الباقر عليه السلام :امام صادق عليه السلام :روغن بنفشه ، مغز را نيرو مى بخشد.ج ـ حِجامت۴۳۷۹.امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حِجامت ، عقل را افزون مى كند و بر قدرت حافظه مى افزايد.۴۳۸۰.امام باقر عليه السلام :امام على عليه السلام :حِجامت ، بدن را صحّت مى دهد و عقل را استحكام مى بخشد.د ـ سركه۴۳۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :ما با سركه آغاز مى كنيم ، چنان كه شما با نمك آغاز مى كنيد؛ چرا كه سركه ، عقل را استحكام مى بخشد.ه ـ سركه شراب۴۳۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سركه شراب ، لثه را تقويت مى كند ، جنبندگان شكم را مى كُشد و عقل را استحكام مى بخشد.
.
و ـ السَّدابُ۴۳۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :السَّدابُ يَزيدُ في العَقلِ . (1)۴۳۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي :عَن مُحَمَّدِ بنِ عَمرِو بنِ إبراهيمَ عَن أبي جَعفَرٍ أو أبِي الحَسَنِ عليهماالسلام ، قالَ : ذُكِرَ السَّدابُ فَقالَ : أما إنَّ فيهِ مَنافِعَ : زِيادَةٌ فِي العَقلِ ، وتَوفيرٌ فِي الدِّماغِ ؛ غَيرَ أنَّهُ يُنتِنُ ماءَ الظَّهرِ . (2)ز ـ السِّلقُ۴۳۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلامـ في ذِكرِ فَوائِدِ السِّلقِ: يَشُدُّ العَقلَ ، ويُصَفِّي الدَّمَ . (3)ح ـ السِّواكُ۴۳۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :السِّواكُ يَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَزيدُ فِي العَقلِ . (4)ط ـ الفَرفَخُ۴۳۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالفَرفَخِ ؛ فَهِيَ المِكيَسَةُ ؛ فَإِنَّهُ إن كانَ شَيءٌ يَزيدُ فِي العَقلِ فَهِيَ . (5)ي ـ القَرعُ۴۳۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در بخشى از خطبه اش در آخرين روز از ماه شعبان ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالقَرعِ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي العَقلِ ، ويُكَبِّرُ الدِّماغَ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۷ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۲ ، ح ۲۰۸۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۱ ، ح ۱۳۲۱ وزاد في ذيله «غير أنّه ينثر ماء الظهر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۱ ، ح ۱ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۸ ، ح ۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۱ ، ح ۴ .
3) .المحاسن ، ج۲ ، ص ۳۲۷ ، ح ۲۱۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۷ .
4) .ثواب الأعمال ، ص ۳۴ ، ح ۳عن يحيى أبي البلاد.
5) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۳ ، ح ۲۰۹۴ عن حمّاد بن زكريّا ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۰ ، ح ۱۳۱۴ وليس فيه «فهي المكيسة» و كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۴ ، ح ۳.
6) .شُعب الإيمان ، ج ۵ ، ص ۱۰۲ ، ح ۵۹۴۷ عن عطاء ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۴ ، ح ۲۸۲۷۶.
و ـ سُداب۴۳۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :سُداب (1)، عقل را افزون مى كند.۴۳۹۱.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از محمّد بن عمرو بن ابراهيم ، از امام باقر عليه السلام يا امام كاظم عليه السلام: [نزد او] از سداب نام برده شد. فرمود: «بدانيد كه در آن ، منافعى است: افزودن بر عقل و فراوان ساختن هوش ، هر چند كه آبِ كمر را بدبو مى كند».ز ـ چغندر۴۳۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلامـ درباره فوايد چغندر: عقل را استحكام مى بخشد و خون را تصفيه مى كند.ح ـ مسواك زدن۴۳۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :مسواك زدن ، بَلغَم را مى بَرَد و عقل را افزون مى كند.ط ـ خُرفه۴۳۹۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد خُرفه ، كه زيركى دهد و اگر تنها يك چيز باشد كه عقل را افزون مى كند ، همان است.ى ـ كدو۴۳۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كدو؛ چرا كه عقل را افزون سازد و مغز را بزرگ مى كند.
.
1) .سَداب: سذاب. سداب ها، دسته اى از تيره سدابيان اند و مهم ترين نوع آن ، سداب كوهى است ، داراى برگ هاى باريك و بسيار متعفّن كه براى گريزاندن حشرات به كار مى رود. گياهى دارويى مانند پودنه است كه خوردن آن ، دفع قوّت باه و مباشرت مردان و اسقاط حمل زنان مى كند. در يونانى آن را «فيجن» و در تنكابن و ديلم ، «پيم» مى نامند (ر. ك: لغت نامه دهخدا) .
۴۳۹۶.النوادر للراوندي عن ابن عبّاس :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالدُّبّاءِ ؛ فَإِنَّهُ يُزَكِّي العَقلَ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ . (1)۴۳۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :كُلُوا الدُبّاءَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الدِّماغِ . (2)راجع: ج۲ ، ص ۴۲۶ (القرع) .
ك ـ الكَرَفسُ۴۳۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالكَرَفسِ ؛ فَإِنَّهُ إن كانَ شَيءٌ يَزيدُ فِي العَقلِ فَهُوَ هُوَ . (3)ل ـ اللُّبانُ۴۳۹۶.النوادر ، راوندى ( ـ به نقل از ابن عبّاس ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أطعِموا نِساءَكُم الحَوامِلَ اللُّبانَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ في عَقلِ الصَّبِيِّ . (4)۴۳۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِاللُّبانِ ؛ فَإِنَّهُ . . . يَزيدُ في العَقلِ ، ويُذَكِّي الذِّهنَ ، ويَجلُو البَصَرَ ، ويُذهِبُ النِّسيانَ . (5)۴۳۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :اِستَكثِروا مِنَ اللُّبانِ وَاستَبقوهُ وَامضَغوهُ ، وأحَبُّهُ إلَيَّ المَضغُ ؛ فَإِنَّهُ يَنزِفُ بَلغَمَ المَعِدَةِ ويُنَظِّفُها ، ويَشُدُّ العَقلَ ، ويُمرِئُ الطَّعامَ . (6)راجع: ج۱ ، ص ۶۵۸ (ما ينفع الجنين من الأغذية).
م ـ اللَّحمُ۴۴۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :اللَّحمُ يُنبِتُ اللَّحمَ ويَزيدُ فِي العَقلِ ، ومَن تَرَكَ أكلَهُ أيّاماً فَسَدَ عَقلُهُ . (7).
1) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۱۳ ، ح ۳۷۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۹ ، ح ۱۸ وفيه «يذكّي» مكان «يزكّي».
2) .الخصال ، ص ۶۳۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۵ ، ح ۱.
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۰ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۳ ، ح ۱۴۳۹ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۴ ، ح ۸ ؛ الفردوس ، ج ۱ ، ص ۱۰۱ ، ح ۳۳۱ عن ابن عمر.
5) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۴ .
6) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۳ ، ح ۱۴۴۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۴ ، ح ۸ .
7) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۲ ، ح ۶۸ .
۴۴۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كدو؛ چرا كه عقل را مى پالايد و مغز را مى افزايد.۴۴۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :كدو بخوريد؛ چرا كه مغز را افزون مى كند.ر. ك: ج۲ ، ص۴۲۷ (كدو) .
ك ـ كرفس۴۴۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كرفس؛ چرا كه اگر بنا بود تنها يك چيز عقل را افزون كند ، آن ، همين بود.ل ـ كُندُر۴۴۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به زنان آبستن خود ، كُندُر بدهيد؛ چرا كه عقل كودك را افزون مى كند.۴۴۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كُندُر؛ چرا كه... عقل را افزون مى كند ، ذهن را ذكاوت مى دهد ، چشم را جلا مى بخشد و فراموشى را از ميان مى بَرَد.۴۴۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :فراوان كُندُر بخوريد ، آن را در دهان نگه داريد و بِجَويد. براى من ، جويدن آن ، دوست داشتنى تر است؛ بلغمِ معده را مى زدايد و آن را تميز مى كند ، عقل را استحكام مى بخشد و غذا را مى گوارَد.ر. ك: ج۱ ، ص۶۵۹ (غذاهايى كه براى جنين ، سودمند است) .
م ـ گوشت۴۴۰۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :گوشت ، گوشت مى رويانَد و بر عقل مى افزايد؛ و هر كس آن را چند روز وا گذارد ، عقلش تباه شود.
.
۲ / ۳ما يَزيدُ في الذِّهنِ۴۴۱۱.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أدمَنَ أكلَ الزَّبيبِ عَلَى الرّيقِ ، رُزِقَ الفَهمَ وَالحِفظَ وَالذِّهنَ ، ونَقَصَ مِنَ البَلغَمِ . (1)۴۴۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :كُلُوا السَّفَرجَلَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الذِّهنِ . . . (2)۴۴۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِاللُّبانِ ؛ فَإِنَّهُ . . . يَزيدُ فِي العَقلِ ، ويُذَكِّي الذِّهنَ . (3)۴۴۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الرُّمّانَ بِشَحمِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَدبَغُ المَعِدَةَ ، ويَزيدُ في الذِّهنِ . (4)۴۴۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن عليّ الهمداني :إنَّ رَجُلاً كانَ عِندَ الرِّضا عليه السلام بِخُراسانَ ، فَقُدِّمَت إلَيهِ مائِدَةٌ عَلَيها خَلٌّ ومِلحٌ ، فَافتَتَحَ عليه السلام بِالخَلِّ فَقالَ الرَّجُلُ : جُعِلتُ فِداكَ ! أمَرتَنا أن نَفتَتِحَ بِالمِلحِ؟ !
فَقالَ : هذا مِثلُ هذا ـ يَعنِيالخَلَّ ـ وإنَّ الخَلَّ يَشُدُّ الذِّهنَ ، ويَزيدُ فِي العَقلِ . (5)راجع : ج۱ ، ص۲۵۲ ، ح ۳۷۶ .
۲ / ۴ما يورِثُ الحِفظَأ ـ الزَّبيبُ۴۴۱۲.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أدمَنَ أكلَ الزَّبيبَ عَلَى الرّيقِ ، رُزِقَ الفَهمَ وَالحِفظَ وَالذِّهنَ ، ونَقَصَ مِنَ البَلغَمِ . (6)راجع : ج۲ ، ص۳۲۲ (خواصّ إدمان أكل الزبيب على الريق).
.
1) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۱ ، ح ۷۰ نقلاً عن كتاب الجنّة للكفعمي عن ابن مسعود .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ ، ح ۱۲۴۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۷ ، ح ۳۷ .
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۴ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۴ ، ح ۱۲ عن صالح بن عقبة ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۵۶ ، ح ۲۲۳۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۰ ، ح ۲۷ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۹ ، ح ۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۶ ، ح ۱۹۳۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۳ ، ح ۱۴ .
6) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۱ ، ح ۷۰ نقلاً عن كتاب الجنّة للكفعمي عن ابن مسعود .
۲ / ۳آنچه بر توان ذهن مى افزايد۴۴۱۶.سنن أبي داوود عن صخر الغامديّ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس ناشتا به خوردن مويز مداومت كند ، فهم و حافظه و ذهن ، روزى او مى شود و از بلغم وى ، كاسته مى شود.۴۴۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ يوصي عليّا عليه السلام ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بِه بخوريد؛ چرا كه... ذهن را افزون مى كند.۴۴۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كُندُر؛ چرا كه... عقل را افزون مى كند و ذهن را ذكاوت مى دهد.۴۴۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :انار را با پيه (1)آن بخوريد؛ چرا كه معده را مى پالايد و ذهن را افزون مى كند.۴۴۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از محمّد بن على همدانى: مردى در خراسان ، نزد امام رضا عليه السلام بود. در اين هنگام ، نزد ايشان سفره اى گستردند كه در آن ، سركه و نمك بود. امام عليه السلام با سركه آغاز كرد. آن مرد گفت: فدايت شوم! به ما فرموده اى كه با نمك ، آغاز كنيم.
فرمود: «اين ، همانند آن (يعنى نمك) است. سركه ، ذهن را استحكام مى بخشد و عقل را افزون مى كند».ر .ك : ج۱ ، ص۲۵۳ ، ح ۳۷۶ .
۲ / ۴آنچه حافظه را تقويت مى كندالف ـ مويز۴۴۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس ناشتا بر خوردن مويز مداومت كند ، فهم و حافظه و ذهن ، روزى او مى شود و از بلغم وى ، كاسته مى شود.ر. ك: ج۲ ، ص۳۲۳ (خواصّ خوردن مويز در حالت ناشتا) .
.
1) .پيه انار ، سپيده اى است كه در درون انار است و دانه ها بر آن تعبيه شده اند (لغت نامه دهخدا) .
ب ـ العَسَلُ۴۴۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أرادَ الحِفظَ ، فَليَأكُلِ العَسَلَ . (1)۴۴۲۲.عنه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :قالَ العالِمُ عليه السلام : فِي العَسَلِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ . مَن لَعِقَ لعقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرّيقِ يَقطَعُ البَلغَمَ ، ويَحسِمُ الصَّفرَةَ ، ويَمنَعُ المِرَّةَ السَّوداءَ ، ويُصَفِّي الذِّهنَ ، ويُجَوِّدُ الحِفظَ إذا كانَ مَعَ اللُّبانِ الذَّكَرِ . (2)ج ـ الكَرَفسُ۴۴۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكَرَفسُ يَفتَحُ السُّدَدَ ، ويُذَكِّي القَلبَ ، ويَرِثُ الحِفظَ ، ويَطرُدُ الجُنونَ وَالجُذامَ وَالبَرَصَ وَالجُبنَ . (3)۴۴۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الدروسـ في بَيان فَوائِدِ الكَرَفسِ: رُوِيَ أنَّهُ يورِثُ الحِفظَ ، ويُذَكِّي القَلبَ ، ويَنفِي الجُنونَ وَالجُذامَ وَالبَرَصَ . (4)د ـ الحِجامَةُ۴۴۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الحِجامَةُ تَزيدُ العَقلَ ، وتَزيدُ الحافِظَ حِفظاً . (5).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱۱۶۷ عن أنس ، طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۷ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۲؛ الفردوس ، ج ۳ ، ص ۵۹۴ ، ح ۵۸۶۴ عن أنس.
2) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۳ ، ح ۱۶.
3) .الفردوس ، ج ۵ ، ص ۳۷۰ ، ح ۸۴۶۸ عن الإمام الحسين عليه السلام ؛ مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۰ ، ح ۱۳۱۷ نحوه ،بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۰.
4) .الدروس للشهيد ، ج ۳ ، ص ۴۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۰ ، ح ۲ .
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۷۴ ، ح ۵۱۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۶ ، ح ۸۲ ؛ سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۵۴ ، ح ۳۴۸۸ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۳۴ ، ح ۷۴۷۹ كلاهما نحوه ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۴ ، ح ۲۷۸۱ كلّها عن ابن عمر.
ب ـ عسل۴۴۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس حافظه مى خواهد ، عسل بخورد.۴۴۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :عالم ( امام رضا عليه السلام ) فرمود: «در عسل ، درمان هر دردى است. هر كس ناشتا يك قاشق عسل بخورد ، اين عسل ، بلغم را پايان مى دهد ، صفرا را فرو مى نشانَد ، مانع از تلخه سياه (سودا) مى شود و ذهن را صفا مى بخشد ، و اگر كه همراه با كُندُر خورده شود ، حافظه را نكو مى سازد».ج ـ كرفس۴۴۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كرفس ، انسدادها را مى گشايد ، دل را طراوت مى دهد ، حافظه مى آورد و ديوانگى ، جذام ، پيسى و ترس را دور مى كند.۴۴۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :الدروسـ در بيان فوايد كرفس ـ: روايت شده كه كرفس ، حافظه مى آورد ، دل را طراوت مى دهد و ديوانگى ، جذام و پيسى را دور مى كند.د ـ حِجامت۴۴۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حِجامت ، عقل را افزون مى كند و بر قدرت حافظه مى افزايد.
.
ه ـ أسبابٌ اُخرى لِتَقوِيَةِ الحافِظَةِ۴۴۳۱.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثٌ يَزِدنَ فِي الحِفظِ ويَذهَبنَ بِالبَلغَمِ : قِراءَةُ القُرآنِ ، وَالعَسَلُ ، وَاللُّبانُ . (1)۴۴۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ثَلاثٌ يُذهِبنَ البَلغَمَ ويَزِدن فِي الحِفظِ : السِّواكُ ، وَالصَّومُ ، وقِراءَةُ القُرآنِ . (2)راجع : ج۱ ، ص۲۵۶ ، ح ۳۸۸.
۲ / ۵ما يورِثُ النِّسيانَ۴۴۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، تِسعَةُ أشياءَ تورِثُ النِّسيانَ : أكلُ التُّفّاحِ الحامِضِ ، وأكلُ الكُزبُرَةِ ، وَالجُبنِ ، وسُؤرِ الفَأرَةِ ، وقِراءَةُ كِتابَةِ القُبورِ ، وَالمَشيُ بَينَ امرَأَتَينِ ، وطَرحُ القَملَةِ ، وَالحِجامَةُ في النُّقرَةِ ، وَالبَولُ فِي الماءِ الرّاكِدِ . (3)۴۴۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَشرُ خِصالٍ تورِثُ النِّسيانَ : أكلُ الجُبنِ ، وأكلُ سُؤرِ الفَأرِ ، وأكلُ التُّفّاحِ الحامِضِ ، وَالجُلجُلانِ ، وَالحِجامَةُ فِي النُّقرَةِ ، وَالمَشيُ بَينَ امَرأَتَينِ ، وَالنَّظَرُ إلَى المَصلوبِ ، وَالتَّعارُّ ، [و] قِراءَةُ لَوحِ المَقابِرِ . (4).
1) .صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۳۱ ، ح ۱۲۷ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۳۸ ، ح ۱۱۱ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، الدعوات ، ص ۱۵۱ ، ح ۴۰۲ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ج ۶۶ عن فضالة بن إسماعيل عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلاموكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۳ وص ۴۴۴ ، ح ۶ .
2) .تهذيب الأحكام ، ج ۴ ، ص ۱۹۱ ، ح ۵۴۵ عن غياث بن إبراهيم ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۸۷ كلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۸ نقلاً عن كتاب اللباس لأبي النضر العيّاشي وص ۳۲۰ ، ح ۴ .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۶۱ ، ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲۶۵۶ ، الخصال ، ص ۴۲۳ ، ح ۲۳ عن أنس بن محمّد عن أبيه وكلّها عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام وص ۴۲۲ ، ح ۲۲ عن إبراهيم بن عبدالحميد عن الإمام الكاظم عليه السلام ، الدعوات ، ص ۱۶۰ ، ح ۴۴۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۵ ، ح ۲ .
4) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۵.
ه ـ ساير عوامل تقويت حافظه۴۴۳۲.كنز العمّال عن أبي هريرة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز ، حافظه را افزون مى كند و بلغم را از ميان مى بَرَد: قرائت قرآن ، عسل و كُندُر.۴۴۳۳.المستدرك على الصحيحين عن أنس :امام على عليه السلام :سه چيز ، بلغم را از ميان مى بَرَد و حافظه را افزون مى كند: مسواك زدن ، روزه گرفتن و قرائت قرآن.ر. ك به: ج۱ ، ص۲۵۷ ، ح ۳۸۸ .
۲ / ۵آنچه فراموشى مى آورد۴۴۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش هاى ايشان به على عليه السلام: اى على! هفت چيز است كه فراموشى مى آورَد: خوردن سيب تُرش ، خوردن گشنيز ، پنير و پس مانده موش ، خواندن نوشته هاى روى قبر ، راه رفتن ميان دو زن ، افكندن شپش ، حجامت در گودىِ پسِ سر ، و ادرار كردن در آب راكد.۴۴۳۸.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ده چيز ، فراموشى مى آورَد: خوردن پنير ، خوردن پس مانده موش ، خوردن سيب تُرش و گشنيز ، (1)حجامت در گودى پسِ سر ، راه رفتن ميان دو زن ، نگريستن به دار آويخته ، بيدار خوابى ، و خواندن سنگ قبرها.
.
1) .جلجلان موجود در متن حديث ، به معناى كُنجد و گشنيز است؛ امّا به قرينه حديث ۳۸۷ ، در اين جا به گشنيز ترجمه شد.
۴۴۳۲.كنز العمّال ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :إنَّما قُصَّ الأَظفارُ ؛ لِأ نَّها مَقيلُ الشَّيطانِ ، ومِنهُ يَكونُ النِّسيانُ . (1)۴۴۳۳.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از اَنـَس ـ : ) الإمام الرضا عليه السلام :الإِكثارُ مِن أكلِ لُحومِ الوَحشِ وَالبَقَرِ ؛ يورِثُ تَيبيسَ العَقلِ وتَحييرَ الفَهم في بحار الأنوار : «... تغيّر العقل وتحيّر الفهم». وتَلَبُّدَ (2)الذِّهنِ وكَثرَةَ النِّسيانِ . (3)۴۴۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :فِي الحَديثِ : إنَّ التُفّاحَ يورِثُ النِّسيانَ ؛ وذلِكَ لِأَ نَّهُ يُوَلِّدُ فِي المَعِدَةِ لُزوجَةً . (4)۴۴۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :أكلُ التُّفّاحِ وَالكُزبُرَةِ يورِثُ النِّسيانَ . (5)۲ / ۶ما يَنفَعُ لِدِفعِ النِّسيانِ۴۴۳۸.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَمسٌ يَذهَبنَ بِالنِّسيانِ ويَزِدنَ فِي الحِفظِ ويَذهَبنَ بِالبَلغَمِ : السِّواكُ ، وَالصِّيامُ ، وقِراءَةُ القُرآنِ ، وَالعَسَلُ ، وَاللُّبانُ . (6)۴۴۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِاللُّبانِ ؛ فَإِنَّهُ . . . يَزيدُ في العَقلِ ، ويُذَكِّي الذِّهنُ ، ويَجلُو البَصَرَ ، ويُذهِبُ النِّسيانَ . (7).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۶ عن أبي حمزة ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۴ ، ح ۴۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۳ ، ح ۱۲.
2) .في بحار الأنوار : «تبلّد» ، والظاهر أنّه الصواب . قال الطريحي : بَلُدَ الرجل فهو بَليد : إذا كان غير ذكيّ ولا فطِن (مجمع البحرين: ج ۱ ، ص ۱۸۳).
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۲.
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ ، ح ۱۲۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۷ ، ح ۳۷ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۷ ، ح ۱ عن إبراهيم بن عبد الحميد ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۵ ، ح ۱ .
6) .الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۹۷ ، ح ۲۹۸۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ؛ بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۲.
7) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۴ .
۴۴۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :كوتان كردنِ ناخن ، از آن رو لازم است كه پناهگاه شيطان است و فراموشى از آن پديد مى آيد.۴۴۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :فراوان خوردنِ گوشت حيوان وحشى و گاو ، خشكىِ عقل ، سرگشتگىِ فهم ، كُندى ذهن و فراوانىِ فراموشى مى آورَد.۴۴۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق:در حديث است كه سيب ، فراموشى مى آورَد؛ چراكه در معده نوعى چسبندگى ايجاد مى كند.۴۴۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :خوردن سيب و گشنيز ، فراموشى مى آورد.۲ / ۶آنچه براى پيشگيرى از فراموشى ، سودمند است۴۴۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج چيز ، فراموشى را از ميان مى بَرَد و بر حافظه مى افزايد و بلغم را نيز مى بَرَد: مسواك زدن ، روزه گرفتن ، قرائت قرآن ، [و خوردن] عسل و كُندُر.۴۴۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ نَزَّلْنَا مِنَ الس ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كُندُر؛ چرا كه... عقل را افزون مى كند ، ذهن را ذكاوت مى دهد ، چشم را جلا مى بخشد و فراموشى را از ميان مى بَرَد.
.
۴۴۴۴.مكارم الأخلاق :كنز العمّال عن عبد اللّه بن جعفر :جاءَ رَجُلٌ إلى عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام يَشتَكي إلَيهِ النِّسيانَ .
فَقالَ : عَلَيكَ بِاللُّبانِ ؛ فَإِنَّهُ يُشَجِّعُ القَلبَ ، ويُذهِبُ النِّسيانَ . (1)۴۴۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ ( درباره آيه : {Q} «و از آسمان، آبى بابركت فرو فرست ) الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثٌ يُذهِبنَ النِّسيانَ ويُحدِثنَ الذُّكرَ : قِراءَةُ القُرآنِ ، وَالسِّواكُ ، وَالصِّيامُ . (2)۴۴۴۴.مكارم الأخلاق :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ أن يُقِلَّ نِسيانَهُ ويَكونَ حافِظاً ، فَليَأكُل في كُلِّ يَومٍ ثَلاثَ قِطَعِ زَنجَبيلٍ مُرَبّىً بِالعَسَلِ ، ويَصطَنِعُ (3)بِالخَردَلِ مَعَ طَعامِهِ فيكُلِّ يَومٍ.
ومَن أرادَ أن يَزيدَ في عَقلِهِ ، فلا يَخرُج كُلَّ يَومٍ حَتّى يَلوكَ عَلَى الرِّيقِ ثَلاثَ هَليلَجاتٍ سودٍ مَعَ سُكَّرٍ طَبَرزَدٍ (4). (5)۲ / ۷ما يَشُدُّ العَصَبَأ ـ أكلُ الزَّبيبِ۴۴۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الاختصاص عن أبي هند الداريّ :اُهِديَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله طَبَقٌ (6)مُغَطّىً ، فَكَشَفَ الغِطاءَ عَنهُ، ثُمَّ قالَ: كُلوا بِاسمِ اللّهِ، نِعمَ الطَّعامُ الزَّبيبُ ؛ يَشُدُّ العَصَبَ... . (7).
1) .كنز العمّال ، ج ۱۴ ، ص ۱۸۶ ، ح ۳۸۳۱۸ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم معاً في الطبّ .
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۳۷ ، ح ۴۸۱ ، السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۴۲ وفيه «يحددن الفكر» بدل «يحدثن الذكر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۶ ، ح ۳۹ و ص ۲۷۵ ، ح ۷۲.
3) .في بحار الأنوار : «يصطبغ» بدل «يصطنع».
4) .في بحار الأنوار : «ومن أراد أن يزيد في عقله يتناول كلّ يوم ثلاثْ هليلجات بسكر ابلوچ».
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۴ .
6) .في المصدر : «طبقاً» والتصويب من بحار الأنوار.
7) .الاختصاص ، ص ۱۲۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۵۳ ، ح ۱۱ ؛ تاريخ دمشق ، ج ۲۱ ، ص ۶۰ ، ح ۴۷۲۴ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۱ ، ح ۲۸۲۶۶ .
۴۴۴۶.امام باقر عليه السلام :كنز العمّالـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر ـ: مردى نزد على بن ابى طالب عليه السلام آمد و از فراموشى ، اظهار ناراحتى كرد. فرمود: «بر تو باد كُندُر ، كه دل را شجاعت مى بخشد و فراموشى را از ميان مى بَرَد».۴۴۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سه چيز ، فراموشى را از ميان مى بَرَد و حافظه به بار مى آورد: قرائت قرآن ، مسواك زدن و روزه گرفتن. (1)۴۴۴۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس بخواهد فراموشى اش كم شود و داراى حافظه اى قوى شود ، هر روز ، سه قطعه زَنْجَبيل به عسل درآميخته بخورد و در هر روز ، با غذاى خويش ، چيزى كه با خَرْدَل (2)تهيه شده نيز ميل كند. هر كس هم بخواهد عقل وى افزون شود ، هيچ روزى از خانه بيرون نرود ، مگر پس از آن كه ناشتا ، سه هليله سياه با شكر طَبَرزَد بِجَوَد. (3)۲ / ۷آنچه اعصاب را استحكام مى بخشدالف ـ خوردن مويز۴۴۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الاختصاصـ به نقل از ابو هند دارى ـ: طَبَق روى پوشيده اى به پيامبر خدا اهدا كردند. پوشش را از آن برداشت و سپس فرمود: «به نام خدا بخوريد. مويز ، چه نيكو خوراكى است ، كه اعصاب را استحكام مى بخشد!...
.
1) .. در السرائر به جاى «حافظه به بار مى آورد» ، عبارت «فكر را تيز مى كند» آمده است .
2) .خَردَل: گياهى از تيره چليپاييان (صليبيان) كه دو نوعِ سفيد و سياه دارد. برگ هايش شبيه برگ تُرُب ، ولى كوچك تر از آن و داراى گل هاى زرد و دانه هاى ريز و قهوه اى و طعمِ تند است. دانه هاى آن را پس از كوبيدن در آب يا سركه ، خمير مى كنند و با غذا ، جهت تحريك اشتها تناول كنند. تخم سپندان ، اسپندان ، حب الرشاد (فرهنگ معين) .
3) .. در طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، بخش دوم روايت ، چنين آمده است : «هر كس بخواهد عقل وى افزون شود ، هر روز سه هليله با شكر بلوچ بخورد» .
۴۴۵۳.الإمام الصادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالزَّبيبِ ؛ فَإِنَّهُ يَكشِفُ المِرَّةَ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ، ويُحَسِّنُ الخُلُقَ ، ويُطَيِّبُ النَّفسَ ، ويَذهَبُ بِالغَمِّ . (1)ب ـ أكلُ لَحمِ الضَّأنِ بِاللَّبَنِ۴۴۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَن أصابَهُ ضَعفٌ في قَلبِهِ أو بَدَنِهِ فَليَأكُل لَحمَ الضَّأنِ بِاللَّبَنِ ؛ فَإِنَّهُ يُخرِجُ مِن أوصالِهِ كُلَّ داءٍ وغائِلَةٍ ، ويُقَوّي جِسمَهُ ويَشُدُّ لِثَتَهُ . (2)۲ / ۸ما يُلَيِّنُ العَصَبَ۴۴۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :. . . ومَنفَعَةُ الحَمّامِ تُؤَدّي إلَى الاِعتِدالِ ، ويُنَقِّي الدَّرَنَ ، ويُلَيِّنُ العَصَبَ وَالعُروقَ ، ويُقَوِّي الأَعضاءَ الكِبارَ ، ويُذيبُ الفُضولَ وَالعُفوناتِ . (3).
1) .الخصال ، ص ۳۴۴ ، ح ۹ عن أحمد الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۰ ، ح ۱۲۷۲ نحوه وفيه «... ويصحّ الجسم و ...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۵۱ ، ح ۱ ؛ كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۱ ، ح ۲۸۲۶۵ نقلاً عن أبي نعيم عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۴ عن عبد الرحيم بن عبد المجيد القصير ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۹ ، ح ۱۸۱۹ عن عبد اللّه بن سنان وليس فيه من «فإنّه يخرج...» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۹۴ ، ح ۹ .
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۲ .
۴۴۵۱.سنن ابن ماجة ( ـ به نقل از عايشه ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد مويز ، چرا كه تلخه را مى زدايد ، بلغم را مى بَرَد ، پِى را استحكام مى دهد ، رنجيدگى و خستگى را از ميان بر مى دارد ، خوى را خوش مى سازد ، دل را پاك و پيراسته مى دارد و اندوه را مى بَرَد.ب ـ خوردن گوشت گوسفند همراه با شير۴۴۵۳.امام صادق عليه السلام :امام صادق عليه السلام :هر كس به ضعفى در قلب يا بدن خويش گرفتار آمد ، گوشت گوسفند همراه با شير بخورد؛ چرا كه اين خوراك ، هر درد و عارضه اى را از اندام وى بيرون مى بَرَد ، تن او را تقويت مى كند و لثه هاى او را نيز استحكام مى دهد.۲ / ۸آنچه پِى را نرم مى كند۴۴۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :فايده حمّام كردن آن است كه به اعتدال مى انجامد ، چرك را مى زدايد ، پِى و رگ ها را نرم مى سازد ، اندام هاى بزرگ را تقويت مى كند ، و مواد زايد و عفونت ها را نيز ذوب مى كند.
.
۲ / ۹ما يَنفَعُ لِلصُّداعِأ ـ غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ۴۴۶۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ أمانٌ مِنَ الصُّداعِ . (1)۴۴۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ يَومَ الجُمُعَةِ مِنَ السُّنَّةِ ، يُدِرُّ الرِّزقَ ، ويَصرِفُ الفَقرَ ، ويُحَسِّنُ الشَّعرَ وَالبَشَرَةَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ الصُّداعِ . (2)ب ـ شُربُ الماءِ الفاتِرِ۴۴۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أفطَرَ بَدَأَ بِحَلواءَ يُفطِرُ عَلَيها ، فَإِن لَم يَجِد فَسُكَّرَةٍ أو تَمَراتٍ ، فَإِذا أعوَزَ ذلِكَ كُلُّهُ فَماءٍ فاتِرٍ ، وكانَ يَقولُ : يُنَقِّي المَعِدَةَ وَالكَبِدَ . . . ويَذهَبُ بِالصُّداعِ . (3)ج ـ غَسلُ القَدَمَينِ بِالماءِ البارِدِ۴۴۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :غَسلُ القَدَمَينِ بِالماءِ البارِدِ عَقيبَ الخُروجِ مِنَ الحَمّامِ أمانٌ مِنَ الصُّداعِ . (4).
1) .ثواب الأعمال ، ص ۳۶ ، ح ۱ عن عمر بن يزيد ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۶ ، ح ۱.
2) .الاُصول الستّة عشر ، ص ۵۵ ، جامع الأحاديث للقمّي ، ص ۱۶۰ كلاهما عن زيد النرسي ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۸ ، ح ۹ و ج ۸۹ ، ص ۳۵۶ .
3) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۱۵۳ ، ح ۴ ، المقنعة ، ص ۳۱۷ نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسكان ، المصباح للكفعمي ، ص ۸۳۵ .
4) .الأحكام النبويّة في الصناعة الطبيّة ، ج ۲ ، ص ۲۶ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۸ ، ح ۲۸۳۰۰ نقلاً عن أبي نعيم في الطبّ عن أبي هريرة.
۲ / ۹آنچه براى سردرد ، سودمند استالف ـ شستن سر با خَطْمى۴۴۶۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شستن سر با خطمى ، مايه ايمنى از سردرد است.۴۴۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :شستن سر با خطمى در روز جمعه ، از سنّت است ، روزى را سرشار مى سازد ، فقر را باز مى دارد ، مو و پوست را نكو مى كند و مايه ايمنى از سردرد است.ب ـ نوشيدن آب نيمْ گرم (وِلَرم)۴۴۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا به هنگام افطار ، با حلوايى آغاز مى كرد و بدان ، روزه مى گشود . اگر حلوا نمى يافت ، با شكرينه اى ديگر يا چند دانه خرما؛ و اگر نيز يافت نمى شد ، با آبِ نيمْ گرم. آن گاه مى فرمود: «اين ، معده و جگر را پاك مى كند... و سردرد را از ميان مى بَرَد».ج ـ شستن پاها با آب سرد۴۴۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شستن پاها با آب سرد پس از بيرون آمدن از حمّام ، مايه ايمنى از سردرد است.
.
د ـ التَّدهينُ بِدُهنِ البَنَفسَجِ۴۴۶۶.بحار الأنوار : ( ـ أي لِرَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ الدُّهنُ البَنَفسَجُ ! لَيَذهَبُ بِالدّاءِ مِنَ الرَّأسِ وَالعَينَينِ ، فَادَّهِنوا بِهِ . (1)۴۴۶۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن أسباط رفعه :دُهنُ الحاجِبَينِ بِالبَنَفسَجِ يَذهَبُ بِالصُّداعِ . (2)ه ـ الخِضابُ بِالحِنّاءِ۴۴۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الحِنّاءُ خِضابُ الإِسلامِ ؛ يَزيدُ في المُؤمِنِ عَمَلَهُ ، ويَذهَبُ بِالصُّداعِ ، ويُحِدُّ البَصَرَ ، ويَزيدُ في الوِقاعِ ، وهُوَ سَيِّدُ الرَّياحينِ في الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (3)و ـ السُّعوطُ۴۴۷۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :المَضمَضَةُ وَالاِستِنشاقُ سُنَّةٌ وطَهورٌ لِلفَمِ وَالأنَفِ ، وَالسُّعوطُ مَصَحَّةٌ لِلرَّأسِ ، وتَنقِيَةٌ لِلبَدَنِ وسائِرِ أوجاعِ الرَّأسِ . (4)۴۴۷۲.دعائم الإسلام :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ إذَا اشتَكى رَأسَهُ استَعَطَ بِدُهنِ الجُلجُلانِ ـ وهُوَ السِّمسِمُ ـ . (5)۴۴۶۶.بحار الأنوار:طبّ الأئمّة عن عليّ بن يقطين :كَتَبتُ إلى أبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام : إنّي أجِدُ بَرداً شَديداً في رَأسي ، حَتّى إذا هَبَّت عَلَيَّ الرِّياحُ كِدتُ أن يُغشى عَلَيَّ .
فَكَتَبَ إلَيَّ : عَلَيكَ بِسُعوطِ العَنبَرِ وَالزَّنبَقِ بَعدَ الطَّعامِ ، تُعافى مِنهُ بِإِذنِ اللّهِ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۱ ، ح ۵ عن عبد الرحمن بن كثير ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۲ ، ح ۶ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۲ ، ح ۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۳ ، ح ۹ .
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۹ ، ح ۵۵۸ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۹؛ الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۷ ، ح ۲۷۹۴ عن عقبة بن عامر نحوه.
4) .الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۴ ، ح ۱ عن إسحاق بن عمّار ، قرب الإسناد ، ص ۱۱۱ ، ح ۳۸۳ عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۱۵۳ .
6) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۳ ، ح ۳ .
د ـ ماليدن روغن بنفشه۴۴۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :چه خوب روغنى است روغن بنفشه! درد را از سر و چشمان مى بَرَد. آن را به خود بماليد.۴۴۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از على بن اسباط ، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانْد: ماليدن روغن بنفشه به ابروها ، سردرد را از ميان مى بَرَد.ه ـ خضاب كردن با حنا۴۴۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حنا ، خضاب اسلام است؛ [ثواب] عمل مؤمن را مى افزايد ، سردرد را از ميان مى بَرَد ، چشم را تيزبين مى كند ، قدرت آميزش را افزون مى سازد؛ و مهترِ گياهانِ خوش بو در دنيا و آخرت است.و ـ استعمال اَنفيه۴۴۷۳.تاريخ بغداد عن أبي هريرة :امام على عليه السلام :شستشوى دهان و بينى ، سنّت و مايه پاكى دهان و بينى است و انفيه كردن ، مايه سلامت سر و پاكسازى بدن و همه انواع سردرد است.۴۴۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، چون سردرد مى كرد ، به روغن كُنجد ، انفيه مى كرد.۴۴۷۵.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمة عليهم السلامـ به نقل از على بن يقطين: به امام رضا عليه السلام نوشتم كه در سرم ، سردىِ شديدى حس مى كنم ، به گونه اى كه چون بادى به من مى خورد ، چيزى نمى مانَد كه از هوش بروم.
امام در پاسخ برايم چنين نوشت: «بر تو باد انفيه عنبر و زنبق ، پس از غذا خوردن ، تا به اذن خداوند ـ جلّ جلاله ـ عافيت يابى».
.
ز ـ الحِجامَةُ۴۴۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الحِجامَةَ فِي الرَّأسِ دَواءٌ مِن داءِ الجُنونِ وَالجُذامِ وَالعَشا وَالبَرَصِ وَالصُّداعِ . (1)۴۴۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :المعجم الكبير عن سَلمى خادمة رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذَا اشتَكى أحَدٌ مِنّا رَأسَهُ قالَ : اِذهَب فَاحتَجِم ، وإذا اشتَكى رِجلَهُ قالَ : اِذهَب فَاخضِبها بِالحِنّاءِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۴۰۲ ، ح ۶۸۰ .
ح ـ الهِندَباءُ۴۴۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن إسماعيل :سَمِعتُ الرِّضا عليه السلام يَقولُ : الهِندَباءُ شِفاءٌ مِن ألفِ داءٍ ، ما مِن داءٍ في جَوفِ ابنِ آدَمَ إلاّ قَمَعَهُ الهِندَباءُ .
قالَ : ودَعا بِهِ يَوماً لِبَعضِ الحَشَمِ وكانَ تَأخُذُهُ الحُمّى وَالصدُّاعُ ، فَأَمَرَ أن يُدَقَّ وصَيَّرَهُ عَلى قِرطاسٍ ، وصَبَّ عَلَيهِ دُهنَ البَنَفسَجِ ووَضَعَهُ عَلى جَبينِهِ .
ثُمَّ قالَ : أما إنَّه يَذهَبُ بِالحُمّى ، ويَنفَعُ مِنَ الصُّداعِ وَيذهَبُ بِهِ . (3).
1) .المعجم الكبير ، ج ۲۳ ، ص ۲۹۹ ، ح ۶۶۷ عن اُمّ سلمة وج ۱۲ ، ص ۲۲۵ ، ح ۱۳۱۵۰ عن ابن عمر ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۴ ، ح ۲۷۷۹ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۳ ، ح ۲۸۱۲۹؛ بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۶ ، ح ۸۱ .
2) .المعجم الكبير ، ج ۲۴ ، ص ۲۹۸ ، ح ۷۵۵ ، تهذيب الكمال ، ج ۱۹ ، ص ۱۲۳ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱۰ ، ص ۴۴۶ ، ح ۲۷۶۸۸ نحوه ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۱۳۱ ، ح ۱۸۳۵۰ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۳ ، ح ۹ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۵ ، ح ۱۲۹۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۱۶ ، ح ۴ .
ز ـ حِجامت۴۴۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حجامتِ در سر ، درمانى براى ديوانگى ، جذام ، شب كورى ، پيسى و سردرد است.۴۴۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الكبيرـ به نقل از سَلْمى خدمتگزار پيامبر خدا ـ: هر گاه كسى از ما از سردرد ، اظهار ناراحتى مى كرد ، پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: «برو حجامت كن»؛ و چون كسى از ما پادرد داشت ، مى فرمود: «برو آن را به حنا خضاب كن».همچنين بنگريد به: ج۱ ، ص۴۰۳ ح ۶۸۰ .
ح ـ كاسنى۴۴۸۱.عنه :الكافىـ به نقل از محمّد بن اسماعيل: از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: «كاسنى ، شفاى هزار درد است؛ و دردى در درون آدميزاد نيست ، مگر اين كه كاسنى ، آن را به كلّى از ميان ببرد».
روزى امام عليه السلام براى يكى از خدمتكاران كه گرفتار تب و سردرد مى شد ، كاسنى خواست و فرمود تا آن را آرد كنند ، سپس آن را بر روى كاغذى قرار داد و روغن بنفشه بر رويش ريخت و اين مخلوط را بر پيشانى شخص گذاشت.
آن گاه فرمود: «بدانيد كه اين ، تب را مى بَرَد ، براى سردرد ، سودمند است و آن را از ميان بر مى دارد».
.
راجع : ج۱ ، ص ۴۰۰ ، ح ۶۷۶.
ط ـ أكُل السَّمَكِ الطَّرِيِّ۴۴۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن خَشِيَ الشَّقيقَةَ وَالشَّوصَةَ ، فَلا يُؤَخِّر أكلَ السَّمَكِ الطَّرِيِّ صَيفاً وشِتاءً . (1)۲ / ۱۰ما يورِثُ جُنونَ الوَلَدِ۴۴۸۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :الجِماعُ بَعدَ الجِماعِ مِن غَيرِ أن يَكونَ بَينَهُما غُسلٌ ؛ يورِثُ لِلوَلَدِ الجُنونَ . (2)۴۴۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُكرَهُ لِلرَّجُلِ أن يَغشَى المَرأَةَ وقَدِ احتَلَمَ ، حَتّى يَغتَسِلَ مِنِ احتِلامِهِ الَّذي رَأى ؛ فَإِن فَعَلَ وخَرَجَ الوَلَدُ مَجنوناً فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (3)۴۴۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصاياهُ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في أوَّلِ الشَّهرِ ووَسَطِهِ وآخِرِهِ ؛ فَإِنَّ الجُنونَ وَالجُذامَ وَالخَبَلَ لَيُسرِ عُ إلَيها وإلى وَلَدِها . (4).
1) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۴ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۹ وفيه «من خشي الشقيقة والشَّوصة فلا ينم حين يأكل السمك الطريّ صيفا كان أم شتاءً».
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ .
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۲ ، ح ۱۶۴۶ عن محمّد بن العيص عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۷ ، ح ۴۹۱۴ ، الخصال ، ص ۵۲۰ ، ح ۹ ، الأمالي للصدوق ، ص ۳۷۸ ، ح ۴۷۸ كلّها عن الحسين بن زيد بن عليّ بن الحسين عليهماالسلامعن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۹ ، ح ۱۵۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۳ ، ح ۳.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۵ ، ح ۵ ، الأمالي للصدوق ، ص ۶۶۳ ، ح ۸۹۶ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱ .
ر. ك: ج۱ ، ص۴۰۱ ، ح ۶۷۶ .
ط ـ خوردن ماهى تازه۴۴۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس از درد شقيقه و شكم درد مى ترسد ، نبايد در تابستان و زمستان ، خوردن ماهى تازه را به تأخير افكند. (1)۲ / ۱۰آنچه ديوانگى فرزند را در پى مى آورد۴۴۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :آميزش پس از آميزش ، بى آن كه ميان آنها غسلى صورت پذيرفته باشد ، ديوانگى فرزند را در پى مى آورَد.۴۴۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى مرد ، مكروه است كه پس از احتلام ، با زن همبسترى كند ، مگر آن كه از احتلام پيشين ، غسل كرده باشد ؛ چه ، اگر چنين كند و فرزندش ديوانه زاده شود ، جز خويش را نكوهش نكند .۴۴۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ: اى على! در آغاز ، ميان و پايان ماه با همسرت همبسترى مكن؛ چه ، [در اين صورت] ديوانگى ، جذام و تباه مغزى به سوى وى و فرزندش خواهد شتافت.
.
1) .در بحار الأنوار ، به جاى عبارت برگزيده كتاب حاضر ، اين عبارت آمده است: «هر كس از درد شقيه و شكم درد مى ترسد ، نبايد پس از خوردن ماهى تازه بخوابد ، خواه تابستان باشد ، خواه زمستان» .
۲ / ۱۱ما يَمنَعُ الجُنونِأ ـ المِلحُ۴۴۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در بيان آنچه به سبُك شمارنده نماز مى رسد ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، اِفتَتِح طَعامَكَ بِالمِلحِ وَاختِم بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّ مَنِ افتَتَحَ طَعامَهُ بِالمِلحِ وخَتَمَ بِالمِلحِ عوفِيَ مِنِ اثنَينِ وسَبعينَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ ، مِنهُ الجُذامُ ، وَالجُنونُ ، وَالبَرَصُ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۴۸۰ (صحّة الجلد / افتتاح الطعام بالملح).
ب ـ النَّرجِسُ۴۴۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :شُمُّوا النَّرجِسَ و لَو فِي اليَومِ مَرَّةً ، و لَو فِي الاُسبوعِ مَرَّةً ، و لَو فِي الشَّهرِ مَرَّةً ، و لَو فِي السَّنَةِ مَرَّةً ، ولَو فِي الدَّهرِ مَرَّةً ؛ فَإِنَّ فِي القَلبِ حَبَّةً مِنَ الجُنونِ وَ الجُذامِ وَ البَرَصِ و شَمُّهُ يَدفَعُها . (2)ج ـ أخذُ الشّارِبِ وَالأَظفارِ في كُلِّ جُمُعَةٍ۴۴۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :خُذ مِن شارِبِكَ وأظفارِكَ في كُلِّ جُمُعَةٍ ؛ فَإِن لَم يَكُن فيها شَيءٌ فَحُكَّها لا يُصيبُكَ جُنونٌ ولا جُذامٌ ولا بَرَصٌ . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۲۴ ، ح ۲۴۸۶ كلاهما عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۹۸ ، ح ۱۸ .
2) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۹؛ تاريخ دمشق ، ج ۱۴ ، ص ۳۶ ، ح ۳۳۶۸ عن شريح عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۲۳۷ ، ح ۶۲۸ وفيه «فزكّها» بدل «فحكّها» وكلاهما عن عبد اللّه بن هلال ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۲ ، ح ۳۹۸ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۲ ، ح ۱۲ .
۲ / ۱۱آنچه مانع ديوانگى مى شودالف ـ نمك۴۴۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ : اى على! غذا را با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پايان ده؛ چه ، هر كس غذاى خويش را با نمك آغاز كند و با نمك پايان دهد ، از هفتاد و دو نوع از انواع بلا كه جذام ، ديوانگى و پيسى از آن جمله است ، به دور باشد.ر .ك : ج۱ ، ص۴۸۱ (بهداشت پوست / آغاز كردن غذا با نمك) .
ب ـ بوييدن نرگس۴۴۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[گُل] نرگس را ببوييد ، هرچند در روز يك بار ، هر چند در هفته يك بار ، هر چند در ماه يك بار ، هر چند در سال يك بار ، و هر چند در همه عمر ، يك بار؛ چراكه در قلب ، هسته اى از ديوانگى ، جذام و پيسى وجود دارد و بوييدن نرگس ، آن را دور مى كند.ج ـ كوتاه كردن سبيل و ناخن در هر جمعه۴۴۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در هر جمعه ، اندكى از سبيل و ناخن هاى خود را بگير؛ و اگر هم چيزى وجود نداشته باشد ، آن را [كمى] بساى ، ديوانگى ، جذام و پيسى به تو نمى رسد.
.
د ـ ما يَسيلُ مِن أفواهِ الأَطفالِ مِنَ الرِّيقِ۴۴۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في بَيانِ النِّعَمِ الَّتي وَهَبَهَا اللّهُ تَعالى لِلإِنسانِ ـ: فَأَمّا ما يَسيلُ مِن أفواهِ الأَطفالِ مِنَ الرّيقِ فَفي ذلِكَ خُروجُ الرُّطوبَةِ الَّتي لَو بَقِيَت في أبدانِهِم ، لَأَحدَثَت عَلَيهِمُ الاُمورَ العَظيمَةَ ، كَمَن تَراهُ قَد غَلَبَت عَلَيهِ الرُّطوبَةُ فَأَخرَجَتهُ إلى حَدِّ البَلَهِ وَالجُنونِ وَالتَّخليطِ إلى غَيرِ ذلِكَ مِنَ الأَمراضِ المُختَلِفَة (1)كَالفالِجِ وَاللَّقوَةِ وما أشبَهَهُما ، فَجَعَلَ اللّهُ تِلكَ الرُّطوبَةَ تَسيلُ مِن أفواهِهِم في صِغَرِهِم ، لِما لَهُم في ذلِكَ مِنَ الصِّحَّةِ في كِبَرِهِم ، فَتَفَضَّلَ عَلى خَلقِهِ بِما جَهِلوهُ ونَظَرَ لَهُم بِما لَم يَعرِفوهُ ، ولَو عَرَفوا نِعَمَهُ عَلَيهِم لَشَغَلَهُم ذلِكَ عَنِ التَّمادي في مَعصِيَتِهِ ، فَسُبحانَهُ ما أجَلَّ نِعمَتَهُ وأسبَغَها عَلَى المُستَحِقّينَ وغَيرِهِم مِن خَلقِهِ ، وتَعالى عَمّا يَقولُ المُبطِلونَ عُلُوّاً كَبيراً؟ ! (2)راجع : ج۱ ، ص ۴۸۴ (صحّة الجلد / السنا).
۲ / ۱۲ما يورِثُ الفالِجَأ ـ أكلُ البِطّيخِ عَلَى الرِّيقِ۴۴۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :البِطّيخُ عَلَى الرِّيقِ يورِثُ الفالِجَ نَعوذُ بِاللّهِ مِنهُ ! (3).
1) .في بحار الأنوار ج ۶۰ ، ص ۳۸۰ : «المتلفة» بدل «المختلفة».
2) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۶۶ وج ۶۰ ، ص ۳۸۰ ، ح ۹۸ كلاهما نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۱ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۶ ، ح ۲۳۱۶ وليس فيه «نعوذ باللّه منه» وكلاهما عن ياسر الخادم ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۰۱ ، ح ۱۳۶۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۰۳ ، ح ۳ .
د ـ آبى كه از دهان كودك مى ريزد۴۵۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در بيان نعمت هايى كه خداوند متعال به انسان بخشيده است ـ : امّا آن آبى كه از دهان كودكان مى ريزد ، خود ، موجب بيرون رفتن رطوبتى است كه اگر در بدن هايشان مى مانْد ، در آنان پديده هايى گران رُخ مى داد. چنان كه مى بينيد برخى كسان رطوبت بر آنان غلبه يافته و آنان را به مرز پَخمگى ، ديوانگى و آشفته عقلى و بيمارى هاى مختلف ديگرى چون: سستْ اندامى و كَج دهانى و همانند آنها رانده است. از اين روى ، خداوند ، آن رطوبتى را كه در خُردسالى از دهان كودكان فرو مى ريزد ، زمينه سلامت و تن درستى آنان در بزرگ سالى قرار داده ، و بدين سان ، بر خلق خويش به آنچه از آن آگاهى نداشته اند، منّت نهاده و بدانچه از شناختش فرو مانده اند ، به ايشان لطف كرده است. آنان ، اگر نعمت هاى خداوند بر خويش را مى شناختند ، اين شناخت ، ايشان را از فرو غلتيدن به نافرمانى او باز مى داشت. پس ، پاكا خدايى كه چه نعمت هاى گرانى داده و بر سزاواران و ناسزاواران ، ارزانى داشته است. او از آنچه بى عقيدگان مى پندارند ، بسيار والاتر و فراتر است!ر .ك : ج۱ ، ص۴۸۵ (بهداشت پوست / گياه سَنا) .
۲ / ۱۲آنچه سستىِ اندام مى آوردالف ـ خوردن خربزه درحالت ناشتا۴۵۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :خوردن خربزه ، ناشتا ، سستْ اندامى ـ پناه بر خدا ـ بر جاى مى گذارد.
.
ب ـ الاِغتِسالُ بِالماءِ البارِدِ بَعدَ أكلِ السَّمَكِ۴۵۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :الاِغتِسالُ بِالماءِ البارِدِ بَعدَ أكلِ السَّمَكِ يورِثُ الفالِجَ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۶۱۰ (ما ينبغي قبل الجماع / اختيار الأوقات الصالحة).
۲ / ۱۳ما يَمنَعُ الفالِجِأ ـ أكلُ التَّمرِ بَعدَ أكلِ السَّمَكِ۴۵۰۹.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن سعيد بن جناح عن مولى للإمام الصادق عليه السلام ، قال :دَعا[ عليه السلام ] بِتَمرٍ فَأَكَلَهُ ، ثُمَّ قالَ : ما بي شَهوَةٌ ، ولكِنّي أكَلتُ سَمَكاً .
ثُمَّ قالَ : مَن باتَ وفي جَوفِهِ سَمَكٌ لَم يَتبَعهُ بِتَمَراتٍ أو عَسَلٍ ، لَم يَزَل عِرقُ الفالِجِ يَضرِبُ عَلَيهِ حَتّى يُصبِحَ . (2)ب ـ السُّعالُ۴۵۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَكرَهوا أربَعَةً : . . . وَالسُّعالَ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ عُروقَ الفالِجِ . (3)ج ـ الدُّعاءُ۴۵۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأَنـَسٍ: ألا اُعَلِّمُكَ دُعاءً تَدعو بِهِ كُلَّما صَلَّيتَ الغَداةَ ثَلاثَ مَرّاتٍ دَفَعَ اللّهُ عَنكَ الجُذامَ وَالبَرَصَ وَالفالِجَ وَالعَمى فِي الدُّنيا؟ قُل :
«اللّهُمَّ اهدِني مِن عِندِكَ ، وَأَفِض عَلَيَّ مِن فَضلِكَ ، وأسبِـغ عَلَيَّ مِن رَحمَتِكَ ، وأنزِل عَلَيَّ مِن بَرَكاتِكَ» . (4).
1) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۶ وفيه « فإنّ الماء» بدل «الاغتسال بالماء».
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۳ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۷۰ ، ح ۱۸۶۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۲۰۸ ، ح ۴۸ .
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۱ . انظر تمام الحديث في ص ۴۸۸، ح۸۲۸ .
4) .كنز العمّال ، ج ۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۳۵۲۰ نقلاً عن أبي الشيخ في الثواب عن أنس.
ب ـ غسل با آب سرد پس از خوردن ماهى۴۵۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :غسل كردن با آب سرد پس از خوردن ماهى ، سستْ اندامى در پى مى آورد.همچنين ، ر. ك: ج۱ ، ص۶۱۱ (آنچه پيش از آميزش ، بايسته است / انتخاب زمان مناسب).
۲ / ۱۳آنچه مانع سستْ اندامى مى شودالف ـ خوردن خرما پس از خوردن ماهى۴۵۱۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از سعيد بن جناح ، از يكى از وابسته هاى امام صادق عليه السلام: [امام عليه السلام ] چند خرمايى خواست و خورد. سپس فرمود: «اشتهايى نداشتم؛ امّا ماهى خورده بودم».
سپس فرمود: «هر كس در حالى بخوابد كه ماهى خورده و در پى آن ، چند خرما يا مقدارى عسل نخورده است ، تا صبح ، رگِ سستْ اندامى بر او غلبه خواهد داشت».ب ـ سرفه۴۵۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز را ناخوشايند مداريد: ... و سرفه را؛ چرا كه فلج را ريشه كن مى كند. (1)ج ـ دعا۴۵۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خطاب به اَنَس ـ : آيا نمى خواهى دعايى به تو بياموزم كه هر گاه نماز صبح گزاردى ، آن را سه بار بگويى تا خداوند ، جذام ، پيسى ، سستْ اندامى و كورى را از تو دور كند؟ بگو: «خداوندا ! از پيشگاه خويش، مرا راه نماى ، از فضل خود ، بر من فرو بار ، از رحمت خويش ، نعمتى سرشارم ده ، و از بركات خود ، بر من نازل فرماى».
.
1) .براى ديدن متن كامل حديث ، ر. ك: ج۱ ، ص۴۸۹ ح ۸۲۸ .
۲ / ۱۴ما يُؤمِنُ مِنَ اللَّقوَةِ۴۵۱۸.مسند ابن حنبل عن أبي ثعلبة الخشني :مكارم الأخلاق :رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ دَعا بِالهاضومِ وَالسَّعتَرِ وَالحَبَّةِ السَّوداءِ ، فَكانَ يَستَفُّهُ إذا أكَلَ البَياضَ وطَعاماً لَهُ غائِلَةٌ ، وكانَ يَجعَلُهُ مَعَ المِلحِ الجَريشِ ويَفتَتِحُ بِهِ الطَّعامَ ، ويَقولُ : ما اُبالي إذا تَغادَيتُهُ ما أكَلتُ مِن شَيءٍ .
وكانَ يَقولُ : يُقَوِّي المَعِدَةَ ، ويَقطَعُ البَلغَمَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ اللَّقوَةِ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۶۱۰ (ما ينبغي قبل الجماع / اختيار الأوقات الصالحة).
۲ / ۱۵ما يَنفَعُ لِلفَزَعِ۴۵۱۷.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو اُمامه ـ ) طبّ الأئمّة عن محمّد بن مُسكان الحلبيّ :قال أبو عَبدِ اللّه عليه السلام لِرَجُلٍ مِن أولِيائِهِ وقَد سَأَلَهُ الرَّجُلُ ، فَقالَ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، إنَّ لي بِنتاً وأنَا أرِقُّ لَها واُشفِقُ عَلَيها ، وإنَّها تَفزَعُ كَثيراً لَيلاً ونَهاراً ، فَإِن رَأَيتَ أن تَدعُوَ اللّهَ لَها بِالعافِيَةِ .
قالَ : فَدَعا لَها ، ثُمَّ قالَ : مُرها بِالفَصدِ ؛ فَإِنَّها تَنتَفِعُ بِذلِكَ . (2).
۲ / ۱۴آنچه از كژدهانى ايمنى مى دهد۴۵۲۰.المعجم الكبير عن واثلة بن الأسقع :مكارم الأخلاق:درباره پيامبر خدا ، چنين روايت شده كه داروى هضم كننده (1)و آويشن و سياه دانه خواست. چون موادّ سفيده دار (2)يا غذايى كه سنگين بود ، مى خورد اين موارد را با هم آسياب كرده ، آرد آن را با نمكِ نيم كوفته همراه مى كرد و غذاى خويش را بدان آغاز مى كرد و مى فرمود: «چون اين دارو را بخورم ، باكى از اين ندارم كه چه چيزى خورده باشم».
او مى فرمود: «همين دارو معده را تقويت مى كند ، بلغم را از ميان برمى دارد و مايه ايمنى از كژى دهان است».ر.ك: ج۱ ، ص۶۱۱ (آنچه پيش از آميزش، بايسته است/انتخاب زمان مناسب).
۲ / ۱۵آنچه براى درمان وحشت ، سودمند است۴۵۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از محمّد بن مسكان حلبى: امام صادق عليه السلام ، در پاسخ يكى از دوستدارانش كه گفته بود: اى پسر پيامبر خدا! من دخترى دارم و پيوسته ، نگران و بيدارْ خواب اويم و او ، شب و روز ، در بسيارى از اوقات ، آشفته خاطر است. اگر مصلحت مى دانى ، براى او از خداوند ، عافيت مسئلت فرما ، براى آن دختر ، دعا كرد و سپس فرمود: «به او بگو رگزنى كند؛ چرا كه از اين كار ، سود خواهد برد».
.
1) .در متن عربى واژه «هاضوم» آمده وعلاّمه مجلسى ، در شرح آن آورده است: «هاضوم ، همان است كه در [ پارسى ]بدان گوارش [ دهنده] گويند؛ چرا كه غذا را هضم مى كند. در قاموس آمده است: هاضوم ، هر دارويى است كه موجبِ هضم غذا شود. گويا در اين جا مقصود از هاضوم ، نانخواه است» .
2) .علاّمه مجلسى مى گويد: «مقصود از سفيدى ، لبنيات است. شايد هم مقصود از آن سفيده تخم مرغ باشد؛ امّا احتمال نخست ، آشكارتر است» .
الفصل الثالث : العين۳ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيها مِنَ الحِكمَةِ۴۵۲۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اِعجَبوا لِهذَا الإِنسانِ ؛ يَنظُرُ بِشَحمٍ ، ويَتَكَلَّمُ بِلَحمٍ ، ويَسمَعُ بِعَظمٍ ، [ و] يَتَنَفَّسُ مِن خَرمٍ ! (1)۴۵۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در پاسخ مردى كه پرسيد: چگونه از وضع خودم آگاه ش ) الإمام الصادق عليه السلامـ في مُحاجَّتِهِ مَعَ الطَّبيبِ الهِندِيِّ ـ: خَلَتِ الجَبهَةُ مِنَ الشَّعرِ ؛ لِأَنـَّها مَصَبُّ النّورِ إلَى العَينَينِ ، وجُعِلَ فيهَا التَّخطيطُ وَالأَساريرُ؛ لِيَحتَبِسَ العَرَقَ الوارِدَ مِنَ الرَّأسِ عَنِ العَينِ قَدرَ ما يُميطُهُ الإِنسانُ عَن نَفسِهِ ، كَالأَنهارِ فِي الأَرضِ الَّتي تَحبِسُ المِياهَ ، وجُعِلَ الحاجِبانِ مِن فَوقِ العَينَينِ ؛ لِيَرِدَ عَلَيهِما مِنَ النّورِ قَدرَ الكِفايَةِ .
ألا تَرى يا هِنديُّ ، إنَّ مَن غَلَبَهُ النّورُ جَعَلَ يَدَهُ عَلى عَينَيهِ ؛ لِيَرِدُ عَلَيهِما قَدرُ كِفايَتِهِما مِنهُ ، وجُعِلَ الأَنفُ فيما بَينَهُما ؛ لِيُقَسِّمُ النّورَ قِسمَينِ إلى كُلِّ عَينٍ سَواءً ، وكانَتِ العَينُ كَاللَّوزَةِ ؛ لِيَجرِيَ فيهَا الميلُ بِالدَّواءِ ويَخرُجَ مِنهَا الدّاءُ . ولَو كانَت مُرَبَّعَةً أو مُدَوَّرَةً ماجَرى فيهَا الميلُ ، وما وَصَلَ إلَيها دَواءٌ ، ولا خَرَجَ مِنها داءٌ . (2).
فصل سوّم : چشم۳ / ۱اشاره به حكمت نهفته در چشم۴۵۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :از [خلقت] اين انسان ، در شگفت آييد! با تكّه اى پيه مى بيند ، با پاره گوشتى سخن مى گويد ، به كمك قطعه استخوانى ، مى شنود و از سوراخى ، نفس مى كشد.۴۵۲۸.صحيح البخاري عن حذيفة بن اليمان :امام صادق عليه السلامـ در مناظره با طبيب هندى: پيشانى ، از مو تهى است ، از آن رو كه محلّ رسيدن نور به چشمان است؛ و در آن چين و چروك قرار داده شده است ، بدان سبب كه عرق فرو ريخته شده از سر را در خود ، محبوس سازد و مانع رسيدن آن به چشمان شود ، تا بدان وقت كه انسان ، عَرَق خويش را پاك كند ، آن سان كه نهرهاى زمين ، آب ها را در خود ، محبوس مى سازند.
ابروها در بالاى چشمان قرار داده شده اند تا نور را بدان اندازه كه بسنده است ، به چشمان راه دهند. اى هندى! مگر نمى بينى آن كه نور بر وى چيره مى شود ، دست خويش را بر فراز چشمان مى گيرد تا نور ، بدان اندازه كه بسنده است ، از زير آن به چشمان راه گشايد؟
بينى ، در ميان دو چشم قرار داده شده است تا نور را در ميان دو چشم ، به دو بخش مساوى قسمت كند.
چشم ، همانند بادام است ، تا ميل بتواند دارو را در داخل آن جريان دهد و بيمارى (عفونت) از آن بيرون آيد. اگر چشم ، مربّعْ شكل يا دايره اى بود ، نه ميل در داخل آن حركت مى كرد ، نه دارو به همه آن مى رسيد ، و نه بيمارى از درون آن خارج مى شد.
.
۴۵۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: اُنظُرِ الآنَ ـ يا مُفَضَّلُ ـ إلى هذِهِ الحَواسِّ الَّتي خُصَّ بِهَا الإِنسانُ في خَلقِهِ وشُرِّفَ بِها عَلى غَيرِهِ ، كَيفَ جُعِلَتِ العَينانِ فِي الرَّأسِ كَالمَصابيحِ فَوقَ المَنارَةِ لِيَتَمَكَّنَ مِن مُطالَعَةِ الأَشياءِ ، ولَم تُجعَل فِي الأَعضاءِ الَّتي تَحتَهُنَّ كَاليَدَينِ وَالرِّجلَينِ فَتَعرِضَهَا الآفاتُ وتُصيبَها مِن مُباشَرَةِ العَمَلِ وَالحَرَكَةِ ما يُعَلِّلُها ويُؤَثِّرُ فيها ويَنقُصُ مِنها ، ولا في الأَعضاءِ الَّتي وَسَطَ البَدَنِ كَالبَطنِ وَالظَّهرِ فَيَعسُرَ تَقَلُّبُها وَاطِّلاعُها نَحوَ الأَشياءِ ، فَلَمّا لَم يَكُن لَها في شَيءٍ مِن هذِهِ الأَعضاءِ مَوضِعٌ ، كانَ الرَّأسُ أسنَى المَواضِعِ لِلحَواسِّ ، وهُوَ بِمَنزِلَةِ الصَّومَعَةِ لَها .
فَجُعِلَ الحَواسُّ خَمسا تَلقى خَمسا لِكَيلا يَفوتَها شَيءٌ مِنَ المَحسوساتِ ، فَخُلِقَ البَصَرُ ، لِيُدرِكَ الأَلوانَ ؛ فَلَو كانَتِ الأَلوانُ ولَم يَكُن بَصَرٌ يُدرِكُها لَم يَكُن مَنفَعَةٌ فيها .
وخُلِقَ السَّمعُ لِيُدرِكَ الأَصواتَ ، فَلَو كانَتِ الأَصواتُ ولَم يَكُن سَمعٌ يُدرِكُها لَم يَكُن فيها إربٌ ، وكَذلِكَ سائِرُ الحَواسِّ .
ثُمَّ هذا يَرجِعُ مُتَكافِئا ، فَلَو كانَ بَصَرٌ ولَم يَكُن ألوانٌ ؛ لَما كانَ لِلبَصَرِ مَعنىً ، ولَو كانَ سَمعٌ ولَم يَكُن أصواتٌ ؛ لَم يَكُن لِلسَّمعِ مَوضِعٌ ، فَانظُر كيَفَ قُدِّرَ بَعضُها يَلقى بَعضا ، فَجُعِلَ لِكُلِّ حاسَّةٍ مَحسوسٌ يُعمَلُ فيهِ ، ولِكُلِّ مَحسوسٍ حاسَّةٌ تُدرِكُهُ ، ومَعَ هذا فَقَد جُعِلَت أشياءُ مُتَوَسِّطَةً بَينَ الحَواسِّ وَالمَحسوساتِ لا يَتِمُّ الحَواسُّ إلاّ بِها كَمِثلِ الضِّياءِ وَالهَواءِ ؛ فَإِنَّهُ لَو لَم يَكُن ضِياءٌ يُظهِرُ اللَّونَ لِلبَصَرِ لَم يَكُنِ البَصَرُ يُدرِكُ اللَّونَ ، ولَو لَم يَكُن هَواءٌ يُؤَدِّي الصَّوتَ إلَى السَّمعِ ؛ لَم يَكُنِ السَّمعُ يُدرِكُ الصَّوتَ .
فَهَل يَخفى عَلى مَن صَحَّ نَظَرُهُ وأعمَلَ فِكرَهُ أنَّ مِثلَ هذَا الَّذي وَصَفتُ مِن تَهيِئَةِ الحَواسِّ وَالمَحسوساتِ بَعضُها يَلقى بَعضا ، وتَهيِئَةِ أشياءَ اُخَرَ بِها تَتِمُّ الحَواسُّ لا يَكونُ إلاّ بِعَمدٍ وتَقديرٍ مِن لَطيفٍ خَبيرٍ؟
فَكِّر يا مُفَضَّلُ ، فيمَن عَدِمَ البَصَرَ مِنَ النّاسِ وما يَنالُهُ مِنَ الخَلَلِ في اُمورِهِ ؟ فَإِنَّهُ لا يَعرِفُ مَوضِعَ قَدَمِهِ ، ولا يُبصِرُ ما بَينَ يَدَيهِ ، فَلا يُفَرِّقُ بَينَ الأَلوانِ ، وبَينَ المَنظَرِ الحَسَنِ وَالقَبيحِ ، ولا يَرى حُفرَةً إن هَجَمَ عَلَيها ، ولا عَدُوّا إن أهوى إلَيهِ بِسَيفٍ ، ولا يَكونُ لَهُ سَبيلٌ إلى أن يَعمَلَ شَيئا مِن هذِهِ الصِّناعاتِ ، مِثلِ الكِتابَةِ وَالتِّجارَةِ وَالصِّياغَةِ ، حَتّى أنَّهُ لَو لا نَفاذُ ذِهنِهِ لَكانَ بِمَنزِلَةِ الحَجَرِ المُلقى . . .
تَأَمَّل ـ يا مُفَضَّلُ ـ الجِفنَ عَلَى العَينِ كَيفَ جُعِلَ كَالغِشاءِ ، وَالأَشفارَ كَالأَشراجِ وأولَجَها في هذَا الغارِ ، وأظَلَّها بِالحِجابِ وما عَلَيهِ مِنَ الشَّعرِ . (1).
1) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۶۹ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
۴۵۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! اكنون به اين حواسى كه خداوند از ميان همهَّآفريدگان ، آنها را به انسان اختصاص داده و بدين واسطه ، او را بر ديگران گرامى داشته است ، بنگر. چگونه چشمان انسان به سان چراغ هايى كه فراز مناره است ، در سرِ انسان قرار گرفته تا قادر بر مطالعه اشيا باشد و در اندام هاى پايين تر (از قبيل دست و پا) قرار نگرفته است تا آفت ها بدان برسد و از پرداختن مستقيم به كار و حركت ، چيزهايى بدانها برسد كه ناتوانش سازد ، در آن ، اثر گذارد و از آن بكاهد. چشم ها در اندام هاى ميانى بدن (چون شكم و پشت) نيز قرار نگرفته است تا چرخش آنها به سوى چيزها و نگاهشان به سوى اشيا ، دشوار باشد. بدين سان ، از آن رو كه جاى چشم ما هيچ كدام از اين اندام ها نبوده ، عالى ترين جاى هواس ، همان سر است كه خود ، به صومعه حواس مى مانَد.
حواس نيز پنج چيز قرار داده شده كه پنج چيز را درك مى كنند تا چيزى از اين محسوسات ، از كف نرود . چشم آفريده شده است تا رنگ ها را درك كند. اگر رنگ ها وجود داشتند و در اين حالت ، چشمى نبود كه آنها را درك كند ، هيچ سودى در آنها متصوّر نبود.
گوش آفريده شده تا صداها را درك كند. اگر صداها وجود داشتند و گوش نبود كه آنها را ادراك كند ، ديگر هيچ نيازى به آنها نبود و هيچ مقصودى را برآورده نمى ساختند. ديگر حواس نيز چنين اند.
از سويى ديگر نيز همين حقيقت ، صادق است. اگر چشم وجود داشت ، ولى رنگ ها وجود نمى داشتند ، چشم را هيچ خاصيّتى نبود؛ يا اگر گوش وجود داشت ، ولى صداها وجود نمى داشتند گوش را هيچ جايگاهى نبود. پس ببين كه چگونه اين حواسّ و محسوس ها با همديگر اندازه و همسان شده اند و هر حسّى را محسوسى است كه بر آن ، اثر مى گذارد و هر محسوسى را نيز حسّى است كه آن را درك مى كند.
با وجود اينها ، چيزهايى همانند نور و هوا ، واسطه ميان حواسّ و محسوس ها آفريده شده اند كه حواس ، جز به كمك آنها كامل نمى شوند؛ چه ، اگر نورى كه رنگ را بر چشم آشكار سازد ، نبود ، چشم نمى توانست رنگ را درك كند و اگر هوايى كه صدا را به گوش برساند ، نبود ، گوش نيز نمى توانست صدا را درك كند.
پس آيا بر هر كس كه نگاهى درست بيفكند و فكرخويش را به كار گيرد ، پوشيده مى مانَد كه پديده اى چون فراهم بودن حواس و محسوس هاى همسان و همنواخت با يكديگر ، و نيز فراهم شدنِ چيزهاى ديگر كه حواس به كمك آنها كامل مى شود و توصيف آنها را گفتم ، مى تواند از چيزى جز هدفدارى و اندازه گيرى از جانب خداى لطيفِ آگاه ، سرچشمه گرفته باشد؟
اى مفضّل! در زندگىِ نابينايان و خللى كه در كارشان روى مى دهد ، انديشه كن و ببين كه چگونه چنين كسى ، نه جاى گام هاى خويش را مى بيند ، نه پيش روى خود را مى بيند ، نه ميان رنگ ها تفاوت مى گذارد ، نه چشم اندازهاى زيبا و زشت را از هم باز مى شناسد ، نه اگر از سويى به او حمله ببرند ، گودالى را كه پيش پايش هست ، مى بيند ، نه اگر ضربه شمشيرى به سويش فرود آيد ، دشمن و ضربت او را مى بيند ، و نه به انجام دادن كارهايى چون: نوشتن ، داد و ستد و زرگرى راهى مى يابد ، تا آن جا كه اگر كارآيى ذهنى وى نبود ، به پاره سنگى افتاده بر زمين مى مانست...
اى مفضّل! در پلك چشم ، تأمّل كن و بنگر كه چگونه به سان پوشش ، بر آن قرار گرفته و چگونه مژه گاه ها به آويخته گاه هاى ريسمان مى مانند و چه سان خداوند ، چشم را در درون غار خويش نشانده و پرده موهايى [كه اطراف آن است] ، بر آن افكنده است. .
۳ / ۲أسبابُ بَعضِ أمراضِ العَينِ۴۵۲۹.امام صادق عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَثَلُ النّاظِرِ فِي القَدَرِ كَالنّاظِرِ في عَينِ الشَّمسِ ؛ كُلَّمَا اشتَدَّ نَظَرُهُ فيها ذَهَبَ بَصَرُهُ . (1).
1) .الفردوس ، ج ۴ ، ص ۱۴۶ ، ح ۶۴۴۸ عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۱۹ ، ح ۲۹۱۵۹ وفيه «النجوم» بدل «القدر» .
۳ / ۲عوامل برخى از بيمارى هاى چشم۴۵۳۰.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از مجاهد ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آن كه در مسئله «قضا و قَدَر» (1)بنگرد ، حكايت كسى را دارد كه به خورشيد ، خيره مى شود. هر اندازه بيشتر بدان چشم بدوزد ، بينايى وى ، بيشتر از ميان مى رود.
.
1) .در كنز العمّال ، در متن روايت ، به جاى «قَدَر» ، «النجوم» آمده است. در اين صورت ، معناى روايت ، نهى از تأمّل در علم نجوم است و مقصود از علم نجوم ، طالع بينى ، و پيش بينى حوادث آينده از طريق ستارگان است.
۴۵۳۱.تفسير ابن كثير ( ـ به نقل از قاسم بن عبد الرحمان ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :أكلُ الاُترُجِّ بِاللَّيلِ يَقلِبُ العَينَ ، ويورِثُ الحَوَلَ . (1)۴۵۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصاياهُ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ، لا يَنظُرَنَّ أحَدٌ إلَى فَرجِ امرَأَتِهِ وَليَغُضَّ بَصَرَهُ عِندَ الجِماعِ ؛ فَإِنَّ النَّظَرَ إلَى الفَرجِ يورِثُ العَمى فِي الوَلَدِ . (2)۴۵۳۳.المعجم الكبير عن أبي عامر السكونيّ :الإمام عليّ عليه السلام :لا يَنظُرَنَّ أحَدُكُم إلى باطِنِ فَرجِ امرَأَتِهِ ؛ فَلَعَلَّهُ يَرى ما يَكرَهُ ويورِثُ العَمى . (3)۴۵۳۴.صحيح مسلم عن نواس بن سمعان :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصاياهُ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ بَعدَ الظُّهرِ ، فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ في ذلِكَ الوَقتِ يَكونُ أحوَلَ ، وَالشَّيطانُ يَفرَحُ بِالحَوَلِ فِي الإِنسانِ . (4)۴۵۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :لا تَقرَبِ النِّساءَ في أوَّلِ اللَّيلِ لا شِتاءً ولا صَيفاً ؛ وذلِكَ أنَّ المَعِدَةَ وَالعُروقَ تَكونُ مُمتَلِئَةً وهُوَ غَيرُ مَحمودٍ ، يُتَخَوَّفُ مِنهُ . . . ضَعفُ البَصَرِ وَالدِّماغِ . (5)راجع : ج۱ ، ص ۳۰۶ (ما يجلو البصر ويزيد فيه / تقصير الشعر).
.
1) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ ، ح ۹۰ وفيه «يوجب» بدل «يورث».
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، الأمالي للصدوق ، ص ۶۶۳ ، ح ۸۹۶ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۴ ، ح ۵ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱؛ كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۵۵ ، ح ۴۴۹۰۳.
3) .الخصال ، ص ۶۳۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۵ ، ح ۵ ، الأمالي للصدوق ، ص ۶۶۳ ، ح ۸۹۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۶ ، ح ۱۵۵۲ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱.
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ نحوه.
۴۵۳۷.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن عمر :امام رضا عليه السلام :خوردن تُرَنج در هنگام شب ، چشم را انحراف مى دهد و كژچشمى مى آورد.۴۵۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ: اى على ! مبادا كسى در هنگام آميزش به شرمگاه همسر خويش بنگرد ؛ بلكه بايد در هنگام آميزش ، چشم فرو هِلَد ؛ چرا كه نگريستن به شرمگاه ، كورى فرزند را در پى مى آورد .۴۵۳۳.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابو عامر سكونى ـ ) امام على عليه السلام :مبادا كسى از شما به درون شرمگاه همسر خويش بنگرد ؛ چه ، شايد چيزى بيند كه ناخوشايندش آيد و شايد هم كورى بياورد.۴۵۳۴.صحيح مسلم ( ـ به نقل از نُواس بن سمعان ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ : اى على! بعد از ظهر با همسرت نزديكى مكن ، كه اگر در اين هنگام برايتان فرزندى تقدير شود ، كژْ چشم خواهد بود ، و شيطان نيز به كژ چشمى انسان ، شادمان مى گردد.۴۵۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :در اوايل شب ، چه زمستان و چه پاييز ، با زنان نزديكى مكن؛ چرا كه معده و رگ ها [در اين هنگام] ، پُر است و اين كار ، ناستوده است و از آن بيمِ... ضعف بينايى و سستْ خِردى مى رود.ر. ك: ج۱ ، ص۳۰۷ (آنچه چشم را جلا مى دهد و تقويت مى كند / كوتاه كردن مو) .
.
۳ / ۳الوِقايَةُ مِنْ بَعضِ أمراضِ العَينِ۴۵۳۹.صحيح البخاري عن أبي هريرة :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَكرَهوا أربَعَةً : الرَّمَدَ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ عُروقَ العَمى . . . (1)۴۵۴۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَلَّمَ أظفارَهُ يَومَ السَّبتِ ويَومَ الخَميسِ وأخَذَ مِن شارِبِهِ عوفِيَ مِن وَجَعِ الضِّرسِ ، ووَجَعِ العَينِ . (2)۴۵۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :مَن أدمَنَ أخذَ أظفارِهِ كُلَّ خَميسٍ لَم تَرمَد عَينُهُ . (3)۴۵۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :كتاب من لايحضره الفقيه :قالَ عَبدُاللّهِ بنُ أبي يَعفورٍ لِلصّادِقِ عليه السلام : جُعِلتُ فِداكَ ! يُقالُ : مَا استُنزِلَ الرِّزقُ بِشَيءٍ مِثلِ التَّعقيبِ فيما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ .
فَقالَ : أجَل ، ولكِن اُخبِرُكَ بِخَيرٍ مِن ذلِكَ ، أخذِ الشّارِبِ وتَقليمِ الأَظفارِ يَومَ الجُمُعَةِ ، وتَقليمُ الأَظفارِ يَومَ الخَميسِ يَدفَعُ الرَّمَدَ . (4)۴۵۳۸.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :تَقليمُ الأَظفارِ يَومَ الجُمُعَةِ يُؤمِنُ مِنَ الجُذامِ وَالبَرَصِ وَالعَمى ، وإن لَم تَحتَج فَحُكَّها . (5).
1) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۱ . انظر تمام الحديث في : ج۱ ، ص ۴۸۸ ، ح ۸۲۸.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ ، ح ۳۱۲ ، الخصال ، ص ۳۹۴ ، ح ۱۰۰ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله ، ثواب الأعمال ، ص ۴۱ ، ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۳ ، ح ۴۰۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۰ ، ح ۷.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۱ ، ح ۱۴ عن عبداللّه بن الفضل النوفلي عن أبيه ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۴ عن محمّد بن أبي الحسن عن الإمام الصادق عليه السلام وليس فيه «أدمن» ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۱۱ وفيه «لم يرمد ولده» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۱ ، ح ۱۰.
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۱۰.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۶ ، ح ۳۰۱ ، الخصال ، ص ۳۹۱ ، ح ۸۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۲ ، ح ۵ كلّها عن هشام بن سالم ، الدعوات ، ص ۷۸ ، ح ۱۹۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۰ ، ح ۶.
۳ / ۳پيشگيرى از برخى بيمارى هاى چشم۴۵۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز را ناخوشايند مداريد:... چشم درد؛ چرا كه رگ هاى كورى را قطع مى كند. (1)۴۵۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در روز پنج شنبه و شنبه ، ناخن هاى خود را كوتاه كند و قدرى از سبيل خود بگيرد ، از دندانْ درد و دردِ چشمْ در امان باشد.۴۵۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :هر كس به گرفتن ناخن در هر پنج شنبه مداومت ورزد ، چشمْ درد نمى گيرد.۴۵۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه:عبد اللّه بن ابى يعفور به امام صادق عليه السلام گفت: فدايت شوم! گفته مى شود هيچ چيز به اندازه تعقيبات ميان طلوع سپيده و طلوع خورشيد ، سبب نزول روزى نشده است.
فرمود: «آرى؛ امّا تو را از بهتر از اين آگاه سازم: گرفتن سبيل و كوتاه كردن ناخن در روز جمعه. كوتاه كردن ناخن ها در روز پنج شنبه نيز چشمْ درد را دور مى كند».۴۵۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه ، از جذام و پيسى و كورى ، ايمن مى دهد . اگر هم نيازى به كوتاه كردن نبود ، آنها را بِساى.
.
1) .. براى ديدن متن كامل حديث ، ر .ك : ج۱ ، ص۴۸۹ ح ۸۲۸ .
۴۵۴۵.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن أسباط عن خلف :رَآني أبُوالحَسَنِ عليه السلام بِخُراسانَ وأنَا أشتَكي عَيني ، فَقالَ : ألا أدُلُّكَ عَلى شَيءٍ إن فَعَلتَهُ لَم تَشتَكِ عَينَكَ؟
فَقُلتُ : بَلى .
فَقالَ : خُذ مِن أظفارِكَ في كُلِّ خَميسٍ .
قالَ : فَفَعَلتُ ، فَمَا اشتَكَيتُ عَيني إلى يَومَ أخبَرتُكَ . (1)۴۵۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ عِندَ النَّومِ أمانٌ مِنَ الماءِ . (2)۴۵۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن نامَ عَلى إثمِدٍ غَيرِ مُمَسَّكٍ أمِنَ مِنَ الماءِ الأَسوَدِ أبَدا ما دامَ يَنامُ عَلَيهِ . (3)۴۵۴۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍ عليه السلام ـ ) عنه عليه السلام :إنَّ الرَّجُلَ إذا صامَ زالَت عَيناهُ مِن مَكانِهِما ، فَإِذا أفطَرَ عَلَى الحُلوِ عادَتا إلى مَكانِهِما . (4)۴۵۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام :كَثرَةُ العُطاسِ يَأمَنُ صاحِبهُ مِن خَمسَةِ أشياءَ :
أوَّلُها : الجُذامُ .
وَالثّانِي : الرّيحُ الخَبيثَةُ الَّتي تَنزِلُ فِي الرَّأسِ وَالوَجهِ .
وَالثّالِثُ : يَأمَنُ نُزولَ الماءِ فِي العَينِ .
وَالرّابِعُ : يَأمَن مِن شِدَّةِ (5)الخَياشيمِ .
وَالخامِسُ : يَأمَنُ مِن خُروجِ الشَّعرِ فِي العَينِ .
قالَ : وإن أحبَبتَ أن يَقِلَّ عُطاسُك فَاستَعِط بِدُهنِ المَرزَنجوشِ .
قُلتُ : مِقدارُ كَم؟
قالَ : مِقدارُ دانِقٍ .
قالَ : فَفَعَلتُ ذلِكَ خَمسَةَ أيّامٍ فَذَهَبَ عَنّي . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۱ ، ح ۱۳ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۳۰ ، ح ۴۰۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۲ ، ح ۱۲.
2) .ثواب الأعمال ، ص ۴۰ ، ح ۳ عن إسحاق بن عمّار ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ ، ح ۲۴۱ وزاد في ذيله «الذي ينزل في العين» ، الدعوات ، ص ۷۹ ، ح ۱۹۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۴ ، ح ۵ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۹ عن الحسن بن عاصم.
4) .. المقنعة ، ص ۳۱۷ عن السكوني ، الدعوات ، ص ۷۹ ، ح ۱۹۴ وليس فيه «عَلَى الحُلو» ، بحار الأنوار ، ج ۹۶ ، ص ۲۵۵ ، ح ۳۳ وج ۶۲ ، ص ۱۵۱ ، ح ۲۴ .
5) .هكذا في المصدر ، وفي بحار الأنوار : «سدّة».
6) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۶۵ ، ح ۲۴۰۸ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۵۲ ، ح ۱.
۴۵۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ خطاب به على عليه السلام ـ ) الكافىـ به نقل از على بن اَسباط ، از خلف: امام رضا عليه السلام ، مرا در خراسان ديد ، در حالى كه چشمْ درد داشتم.
فرمود: «آيا مى خواهى تو را به كارى رهنمون شوم كه اگر آن را انجام دهى ، چشمانت درد نكند؟» .
گفتم: چرا .
فرمود: «در هر روز پنج شنبه ، قدرى از ناخن هايت بگير».
راوى گويد: من آن كار را انجام دادم و از آن پس تا امروز كه اين روايت را نقل مى كنم ، به چشمْ درد ، مبتلا نشده ام.۴۵۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه كشيدن در هنگام خواب ، مايه ايمنى از آب [چشم] است .۴۵۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس با سرمه اِثمِد آميخته ناشده با مُشك بخوابد ، براى هميشه ، تا زمانى كه بر اين حالت مى خوابد ، از آبِ سياه در امان مى مانَد.۴۵۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مرد ، چون روزه بگيرد ، چشمانش از جاى خويش مى رود (1)و چون با شيرينى روزه بگشايد ، ديگر بار ، چشمانش به جاى خويش باز مى گردد.۴۵۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام: فراوانى عطسه ، شخص را از پنج چيز ، ايمن مى سازد: نخستين آنها جذام است؛ دوم ، بادهاى بدخيمى كه در سر و صورت ، جاى مى گيرد؛ سوم آن كه مايه ايمنى از جاى گرفتن آب در چشم مى شود؛ چهارم آن كه از سختى حفره هاى بينى ، مصونيت مى دهد؛ و پنجم آن كه از بيرون آمدن مو از چشم ، ايمنى مى دهد.
فرمود: «اگر دوست داشتى كه عطسه ات كم شود ، با روغن مرزنجوش ، انفيه كن».
پرسيدم: چه مقدار؟
فرمود: «به اندازه يك دانگ ۲ ».
راوى گويد: اين كار را پنج روز انجام دادم و [عارضه ام] از ميان رفت . .
1) .به نظر مى رسد اين روايت ، به ضعفِ بينايى و كم شدن قدرت چشمان در هنگام روزه دارى اشاره دارد؛ چرا كه بنا بر روايت ، اين ضعف و كاستى در هنگام روزه گشودن با چيزهايى شيرين ، به علّت سرعتِ هضم آنها و قدرت يافتن بدن به وسيله آنها ، به ترميم و بهبود مى گرايد .
۳ / ۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ بَعضِ أمراضِ العَينِ۴۵۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكَمأَةُ مِن نَبتِ الجَنَّةِ ، وماؤُها نافِعٌ مِن وَجَعِ العَينِ . (1)۴۵۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الكَمأَةُ مِنَ المَنِّ وَالمَنُّ مِنَ الجَنَّةِ ، وماؤُها شِفاءٌ لِلعَينِ . (2)۴۵۵۲.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن عثمان :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَخَّصَ ـ أو : قالَ ـ فِي المُحرِمِ إذَا اشتَكى عَينَهُ أن يُضَمِّدَها بِالصَّبِرِ . (3).
1) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۵ ، ح ۲۱۴۹ عن إبراهيم بن عليّ الرافعي عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۳.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۰ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۵ ، ح ۲۱۵۰ كلاهما عن عبدالرحمن بن زيد عن الإمام الصادق عليه السلام ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۲ عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۵۲ ، ح ۲۸؛ صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۱۵۹ ، ح ۵۳۸۱ ، صحيح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۶۱۹ ، ح ۱۵۷ كلاهما عن سعيد بن زيد وليس فيهما «والمنّ من الجنّة» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۸ ، ح ۲۸۲۰۱.
3) .مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۱۵۰ ، ح ۴۹۷ ، سنن الدارمي ، ج ۱ ، ص ۵۰۱ ، ح ۱۸۶۵ ، كنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۲۶۶ ، ح ۱۲۸۳۷ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم في الطبّ .
۳ / ۴آنچه براى درمان برخى بيمارى هاى چشم سودمند است۴۵۵۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قارچ ، از گياهان بهشتى است و آبش براى چشم درد ، سودمند است.۴۵۵۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قارچ ، از همان «مَنّ» ، و «مَنّ» از بهشت است (1)و آبش نيز شفايى براى چشم است.۴۵۵۵.الإمام عليّ عليه السلام :مسند ابن حنبلـ به نقل از عثمان ـ: پيامبر خدا ، درباره مُحرِم اجازه داد (يا فرموده) كه اگر چشمْ درد داشته باشد ، مرهم گياه سَبر بر چشم خويش بنهد.
.
1) .يعنى از چيزهايى است كه خداوند به آن ، بر بندگان خويش ، منّت نهاده است. همچنين گفته اند: پيامبر صلى الله عليه و آله ، اين گياه را به «مَنّ» تشبيه كرده و آن ، عسل شيرينى است كه خود به خود و بدون اسباب و عوامل مادّى از آسمان نازل مى شود. قارچ دنبلان نيز چنين است و هزينه هايى چون بذر و آبيارى نمى خواهد .
۴۵۵۶.الإمام الحسين عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ المُحرِمَ إذَا اشتَكى عَينَهُ ضَمَّدَها بِالصَّبِرِ . (1)۴۵۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن ذريح :شَكا رَجُلٌ إلى أبي جَعفَرٍ الباقِرِ عليه السلام بَياضا في عَينِهِ ، فَقالَ : خُذ توتيا هِندِيٍّ جُزءا وإقليميَا الذَّهَبِ جُزءا ، وإثمِد[ ا] جَيّدا جُزءا [ وَ ] (2)ليَجعَل جُزءا مِنَ الهَليلَجِ الأَصفَرِ ، وجُزءا مِن مِلحٍ أندَرانِيٍّ ، وَاسحَق كُلَّ واحِدٍ مِنها عَلى حِدَةٍ بِماءِ السَّماءِ ، ثُمَّ اجمَعهُ بَعدَ السَّحقِ (3)فَاكتَحِل بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ البَياضَ ، ويُصَفّي لَحمَ العَينِ ويُنَقّيهِ مِن كُلِّ عِلَّةٍ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . (4)۴۵۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن جميل بن صالح :قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام : إنَّ لَنا فَتاةً كانَت تَرَى الكَوكَبَ مِثلَ الجَرَّةِ .
قالَ : نَعَم ، وتَراهُ مِثلَ الحُبِّ .
قُلتُ : إنَّ بَصَرَها ضَعُفَ .
فَقالَ : اُكحُلها بِالصَّبِرِ وَالمُرِّ وَالكافورِ أجزاءً سَواءً .
فَكَحَلناها بِهِ فَنَفَعَها . (5)۴۵۵۵.امام على عليه السلام :الكافي عن ابن محبوب عن رجل :دَخَلَ رَجُلٌ عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وهُوَ يَشتَكي عَينَيهِ .
فَقالَ لَهُ : أينَ أنتَ عَن هذِهِ الأَجزاءِ الثَّلاثَةِ : الصَّبرِ ، وَالكافورِ ، وَالمُرِّ؟
فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِكَ فَذَهَبَت عَنهُ . (6).
1) .صحيح ابن حبّان ، ج ۹ ، ص ۲۶۹ ، ح ۳۹۵۴ عن عثمان ، كنز العمّال ، ج ۵ ، ص ۴۰ ، ح ۱۱۹۶۳.
2) .ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
3) .في المصدر : «بالسحق» ، والتصويب من بحار الأنوار .
4) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱۷.
5) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۳ ، ح ۵۸۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۹ ، ح ۲۱.
6) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۳ ، ح ۵۸۰ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۳ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۸ ، ح ۲۰.
۴۵۵۶.امام حسين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مُحرم چشمش درد گرفت ، بر آن مرهم گياه سبر بنهد.۴۵۵۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ذُريح ـ: مردى نزد امام باقر عليه السلام از سفيدى اى در چشمش اظهار ناراحتى كرد. فرمود: «قدرى توتياى هندى ، قدرى جوش كوره (ريم) سيم و زر ، و قدرى سنگ سرمه مرغوب بردار و سهمى هليله زرد و سهمى نيز نمك تركى (نمك بلور) [همراه آن] بردار و هر يك از آنها را جداگانه در آب باران ، خوب بساب و سپس ، همه را پس از سابيدن به هم درآميز و از آن سرمه ساز . اين [كار] ، به اذن خداوند عز و جل ، سفيدى عارض بر چشم را از ميان مى بَرَد ، گوشت چشم را تصفيه مى كند و از هر بيمارى اى مى پالايد».۴۵۵۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از جميل بن صالح: به امام صادق عليه السلام گفتم: دختر جوانى داريم كه ستاره را به سانِ كهكشان مى بيند.
فرمود: «خوب! و گاه نيز آن را به سان يك دانه مى بيند». (1)
گفتم: چشمش ضعيف شده است.
فرمود: «آن را به گياه سبر و تلخه ۲ و كافور ، به سهم هاى برابر ، سرمه كن».
وى را بدان چيزها سرمه كرديم و برايش سودمند افتاد.۴۵۵۹.أعلام الدين :الكافىـ به نقل از ابن محبوب ، از راوى ديگرى: مردى كه چشم درد داشت ، بر امام صادق عليه السلام وارد شد. امام عليه السلام به او فرمود: «چرا از اين سه چيز: گياه سبر ، كافور و تلخه ، غافلى؟» .
مرد ، آن كار را انجام داد و چشم دردِ او از ميان رفت. .
1) .علاّمه مجلسى ، در شرح عبارت «و گاه نيز آن را به سانِ يك دانه مى بيند» ، دو تفسير آورده است. يكى آن كه آن دختر اگر درمان نشود ، بعدها آن را به سانِ يك دانه خواهد ديد. ديگرى آن كه در همان حال كه ستاره را به سان كهكشان مى بيند ، آن را همانند يك دانه نيز مى بيند . مترجم ، ترجمه را بر پايه وجه دوم ، انجام داده است .
۴۵۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة :عَن عُمَرَ بنِ تَوبَةَ عَن أبيهِ عَنِ الصّادِقِ عليه السلام أنَّ رَجُلاً شَكا إلَيهِ بَياضا في عَينِهِ ، ووَجَعا في ضِرسِهِ ، ورِياحا في مَفاصِلِهِ ، فَأَمَرَهُ أن يأخُذَ فُلفُلاً أبيَضَ ودار فُلفُل ، مِن كُلِّ واحِدٍ وَزنَ دِرهَمَينِ ، ونُشادُرا جَيِّدا صافِيا وَزنَ دِرهَمٍ ، وَاسحَقها كُلَّها وَانخَلها ، وَاكتَحِل بِها في كُلِّ عَينٍ ثَلاثَةَ مَراوِدَ ، وَاصبِر عَلَيها ساعَةً ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ البَياضَ ، ويُنَقّي لَحمَ العَينِ ، ويُسَكِّنُ الوَجَعَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى ، فَاغسِل (1)عَينَيكَ بِالماءِ البارِدِ وَأتبِعهُ بِالإِثمِدِ . (2)۴۵۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافى :عَن ابنِ أبي عُمَيرٍ ، عَن سُلَيمٍ مَولى عَلِيِّ بنِ يَقطينٍ أنَّهُ كانَ يَلقى مِن رَمَدِعَينَيهِ أذىً ، قالَ : فَكَتَبَ إلَيهِ أبُوالحَسَنِ عليه السلام ابِتداءً مِن عِندِهِ : ما يَمنَعُكَ مِن كُحلِ أبي جَعفَرٍ عليه السلام ؛ جُزءُ كافورٍ رَباحِيٍّ وجُزءُ صَبِرٍ اُصقوطرى ، يُدَقّانِ جَميعا ويُنخَلانِ بِحَريرةٍ يُكتَحَلُ مِنهُ مِثلَ ما يُكتَحَلُ مِنَ الإِثمِدِ ، الكَحلَةُ فِي الشَّهرِ تَحدُرُ كُلَ داءٍ فِي الرَّأسِ وتُخرِجُهُ مِنَ البَدَنِ .
قالَ : فَكانَ يَكتَحِلُ بِهِ ، فَمَا اشتَكى عَينَيهِ حَتّى ماتَ . (3)۴۵۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ الدُّهنُ البَنَفسَجُ ، لَيَذهَبُ بِالدّاءِ مِنَ الرَّأسِ وَالعَينَينِ ؛ فَادَّهِنوا بِهِ . (4)راجع : ج۱ ، ص ۴۰۰ ، ح ۶۷۶ و ص ۴۰۴ ح ۶۸۱ . ج۲ ، ص ۴۱۲ (العنّاب).
.
۴۵۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلام: از عُمر بن توبه ، از پدرش ، درباره امام صادق عليه السلام نقل شد كه مردى نزد آن حضرت از سفيدى اى در چشمش ، دردى در دندانش و بادى در مفصل هايش اظهار ناراحتى كرد. امام عليه السلام به او فرمود كه قدرى فُلفُل سفيد و قدرى دار فلفل (1)، از هر كدام به وزن يك درهم ، و نيز به وزن يك درهم ، نشادر بر دارد.
[سپس فرمود:] «همه اينها را بساب و غربال كن و در هر چشمى از اين مخلوط ، سه ميل سرمه كن و دَمى آن را نگه دار كه به اذن خداوند عز و جل ، سفيدى را ريشه كن مى كند ، گوشت چشم را تميز مى كند و درد را تسكين مى دهد. پس چشمانت را با آب سرد بشوى و در پىِ آن ، با سرمه سياه ، سرمه كن» .۴۵۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابن ابى عمير: از سليم ، وابسته على بن يقطين ، نقل شده كه وى (احتمالاً على بن يقطين) ، از درد چشم در رنج بود. پس امام كاظم عليه السلام ، خود و بى آن كه وى ، اطّلاعى داده باشد يا پرسيده باشد ، براى وى چنين نوشت: «چه چيز تو را از سرمه ابو جعفر (امام باقر عليه السلام ) باز مى دارد؟ يك سهم كافور رباحى ، (2)يك سهم سبر اصقطرى (3)كه با هم آرد و بر پارچه اى حرير ، غربال مى شوند و به همان اندازه كه از سنگ سرمه ، بر چشم كنند ، از اين مخلوط نيز چشم را ماهى يك بار ، سرمه كند تا هر دردى را كه در سر هست ، فرود آورد و از بدن ، بيرون بَرَد».
وى (ابن يقطين) ، به اين مخلوط سرمه مى كرد و از آن پس تا زنده بود ، چشمْ درد نداشت.۴۵۶۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بنفشه ، چه نيكو روغنى است! درد را از سر و از چشمان مى بَرَد. آن را به خود بماليد.همچنين ، ر. ك: ج۱ ، ص۴۰۱ ح ۶۷۶ و ص۴۰۵ ح ۶۸۱ و ج۲ ، ص۴۱۳ (عنّاب).
.
1) .شكوفه و بهار فلفل آن را فلفل دراز نيز مى گويند (لغت نامه دهخدا) .
2) .رباح ، نام جايى است كه كافور را بدان نسبت داده اند . چنان كه دهخدا آورده ، كافور رياحى نيز گفته اند و برخى نيز رياح را نام يكى از پادشاهان هند دانسته اند كه براى نخستين بار ، اين كافور را شناخت (لغت نامه دهخدا) .م .
3) .اسقطرى ، جزيره اى در اقيانوس هند ، در سمت چپِ كسى است كه از غرب به سمت هند مى رود. عامّه ، بدان سقوطره نيز گفته اند. گياه سبر و گياه خونِ سياوشان را از آن جا مى آورند .
۳ / ۵ما يَجلُو البَصَرَ ويَزيدُ فيهِ۳ / ۵ ـ ۱السَّفَرجَلُ۴۵۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در موعظه اش به عبد اللّه بن مسعود ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا السَّفَرجَلَ وتَهادَوه بَينَكُم ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ المَوَدَّةَ فِي القَلبِ . (1)۴۵۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در وصيّتش به ابو ذر ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :أكلُ السَّفَرجَلِ يُذهِبُ ظُلمَةَ البَصَرِ . (2)۳ / ۵ ـ ۲التَّمرُ۴۵۶۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في خَواصِّ التَّمرِ البَرنِيِّ: هذا جَبرَئيلُ يُخبِرُني أنَّ في تَمرَتِكُم هذِهِ تِسعَ خِصالٍ : . . . وتَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ . . . (3)۳ / ۵ ـ ۳البَصَلُ۴۵۷۰.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلتُم بَلدَةً وَبيئا فَخِفتُم وَباءَها فَعَلَيكُم بِبَصَلِها ... . (4).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۲ ، ح ۱۲۳۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۶ ، ح ۳۷.
2) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۶.
3) .المحاسن، ج۱، ص۷۶، ح۳۷ عن الحسين بن علوان. انظر تمام الحديث وتخريجه في ج۲، ص۲۴۸، ح۱۶۰۴.
4) .بحار الأنوار، ج ۶۶، ص ۲۵۲، ح ۲۱ نقلاً عن الفردوس عن أبي الدرداء . انظر تمام الحديث في ج ۱ ، ص ۴۸۴ ، ح ۸۱۹ .
۳ / ۵آنچه چشم را جلا مى دهد و تقويت مى كند۳ / ۵ ـ ۱بِـهْ۴۵۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بِهْ بخوريد و به همديگر هديه دهيد؛ چرا كه چشم را جلا مى دهد و دوستى را در دل مى رويانَد.۴۵۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوردن بِهْ ، تيرگى چشم را از ميان مى بَرَد .۳ / ۵ ـ ۲خرمـا۴۵۷۴.عدّة الداعي :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره خواص خرماى بَرْنى ـ: اين جبرئيل است كه به من خبر مى دهد كه در اين خرمايتان هفت ويژگى است : ... و بر شنوايى و بينايى تان مى افزايد. (1)۳ / ۵ ـ ۳پياز۴۵۷۳.سنن أبى داوود ( ـ به نقل از ابو موسى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر به آبادى اى و بازده درآمديد و از وباى (2)آن ترسيديد ، بر شما باد پياز آن؛ چرا كه چشم را جلا مى دهد... . (3)
.
۳ / ۵ ـ ۴اللُّبانُ۴۵۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِاللُّبانِ ؛ فَإِنَّهُ يَمسَحُ الحَرَّ عَنِ القَلبِ . . . ويَجلُو البَصَرَ ، ويُذهِبُ النِّسيانَ . (1)۳ / ۵ ـ ۵اللَّحمُ۴۵۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اللَّحمُ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ . (2)۴۵۷۸.الدرّ المنثور عن أنس :الإمام الباقر عليه السلام :أكلُ اللَّحمِ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ وَالقُوَّةِ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۴۷۰ ، ح۱۹۸۴ و ح۱۹۸۷ ، وص ۴۷۲ ، ح ۱۹۹۱ .
۳ / ۵ ـ ۶المَرزَنجوشُ۴۵۸۲.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نِعمَ الرَّيحانُ المَرزَنجوشُ ، يَنبُتُ تَحتَ ساقَيِ العَرشِ ؛ وماؤُهُ شِفاءُ العَينِ . (4)۳ / ۵ ـ ۷ماءُ زَمزَمَ۴۵۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الدعوات عن ابن عبّاس :إنَّ اللّهَ يَرفَعُ المِياهَ العِذابَ قَبلَ يَومِ القِيامَةِ غَيرَ زَمزَمَ ، وإنَّ ماءَها يَذهَبُ بِالحُمّى وَالصُّداعِ ، وَالاِطِّلاعُ فيها يَجلُو البَصَرَ . (5).
1) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۴.
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۵۱۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۶ ، ح ۷۳ .
3) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۰۹ ، ح ۳۵۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۶ ، ح ۷۳ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۷ ، ح ۲۲۷ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱.
5) .الدعوات ، ص ۱۵۹ ، ح ۴۳۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۵۱ ، ح ۱۷.
۳ / ۵ ـ ۴كُنْدُر۴۵۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد كُنْدُر؛ چرا كه گرمازدگى را از قلب مى زدايد... و ديده را جلا مى دهد و فراموشى را از ميان مى بَرَد.۳ / ۵ ـ ۵گوشت۴۵۸۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گوشت ، شنوايى و بينايى را افزون مى كند.۴۵۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :خوردن گوشت ، شنوايى ، بينايى و قدرت را افزون مى كند.ر. ك: ج۲ ، ص ۴۷۱ ، ح ۱۹۸۴ و ۱۹۸۷، ص ۴۷۳ ، ح ۱۹۹۱.
۳ / ۵ ـ ۶مَرزَنگوش۴۵۸۷.صحيح مسلم عن أبي مسعود الأنصاريّ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چه نيكو گياهى است مرزنگوش! در زير پايه هاى عرش مى رويد و آبش شفاى چشم است.۳ / ۵ ـ ۷آب زمزم۴۵۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الدعوات:از ابن عبّاس چنين نقل شده است: خداوند ، پيش از روز قيامت ، همه آب هاى شيرين را مى خشكانَد ، مگر زمزم ، كه آبش تب و سردرد را از ميان مى بَرَد و نگريستن در آن ، چشم را جلا مى دهد.
.
۳ / ۵ ـ ۸الاِكتِحالُ بِالإِثمِدِ۴۵۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكُحلُ فِي العَينَينِ يَجلُو البَصَرَ . (1)۴۵۹۲.صحيح البخاري عن أبي موسى عن رسول اللّه صلى الله عالإمام الحسين عليه السلام :قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا بُنَيَّ ، نَم عَلى قَفاكَ يَخمَص بَطنُكَ ، وَاشرَبِ الماءَ مَصّا يَمرَأكَ أكلُكَ ، وَاكتَحِل وَترا يُضِئ لَكَ بَصَرُكَ ، وَادَّهِن غِبّا تَتَشَبَّه بِسُنَّةِ نَبِيِّكَ . (2)۴۵۹۳.حلية الأولياء عن عبد اللّه بن مسعود :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثٌ يَزِدنَ في قُوَّةِ البَصَرِ : الكُحلُ بِالإِثمِدِ ، وَالنَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ ، وَالنَّظَرُ إلَى الوَجهِ الحَسَنِ . (3)۴۵۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكَ بِالكُحلِ ؛ فَإِنَّهُ يُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَشُدُّ العَينَ . (4)۴۵۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالإِثمِدِ ؛ فَإِنَّهُ مَنبَتَةٌ لِلشَّعرِ ، مَذَهَبةٌ لِلقَذى ، مَصفاةٌ لِلبَصَرِ . (5)۴۵۹۰.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :خَيرُ مَا اكتَحَلتُم بِهِ الإِثمِدُ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ . (6).
1) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۳۱۱ ، ح ۴۹۳۷ عن حذيفة بن اليمان ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۶ ، ح ۱۷۲۰۸.
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۴ ، ح ۵۹۱ .
3) .كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۱ ، ح ۲۸۳۱۴ نقلاً عن أبي الحسن العراقي في فوائده عن بريدة.
4) .كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۵ ، ح ۱۷۲۰۰ نقلاً عن البغوي في مسند عثمان عن جابر ، ومسند ابن حنبل عن أبي هريرة.
5) .المعجم الأوسط ، ج ۲ ، ص ۱۱ ، ح ۱۰۶۴ عن محمّد بن الحنفيّة ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۶ ، ح ۱۷۲۰۵ نقلاً عن حلية الأولياء وكلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ؛ دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۶ ، ح ۵۱۷ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۵۱ ، ح ۲۶.
6) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۸۹ ، ح ۲۰۴۸ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۹ ، ح ۲۸۱۶۲ نقلاً عن المستدرك على الصحيحين وكلاهما عن ابن عبّاس.
۳ / ۵ / ۸سرمه كشيدن با سنگ سرمه «اِثْمِد»۴۵۹۳.حلية الأولياء ( ـ به نقل از ابن مسعود ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سرمه كشيدن چشمان ، ديده را جلا مى دهد.۴۵۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلام :پيامبر خدا به من فرمود: «فرزندم! به پشت بخواب تا شكمت كوچك شود ، آب را به مكيدن بنوش تا خوردنت بر تو گوارا آيد ، به شمارِ دفعات فرد ، سرمه بكش تا چشمانت روشن شود و يك روز در ميان ، روغن بزن تا به سنّت پيامبر خويش ، عمل كرده باشى».۴۵۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز ، قدرت بينايى را افزون مى كند: سرمه كشيدن به اِثْمِد ، نگريستن به سبزى ، و نگاه كردن به چهره زيبا.۴۵۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر تو باد سرمه؛ چرا كه موى را بر مى رويانَد و چشم را تقويت مى كند.۴۵۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد سرمه با اِثْمِد ؛ چرا كه مايه روييدن مو ، از ميان رفتن آلودگى و صفا يافتن ديده است.۴۵۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اِثْمِد ، بهترين چيزى است كه با آن ، سرمه مى كنيد؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد و مو بر مى رويانَد.
.
۴۵۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :اِكتَحِلوا بِالإِثمِدِ المُرَوَّحِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ . (1)۴۵۹۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لعليّ عليه السلام ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :الاِكتِحالُ بِالإِثمِدِ يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ أشفارَ العَينِ . (2)۴۶۰۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أعرابِيٌّ يُقالُ لَهُ : قُلَيبٌ ، رَطبُ العَينَينِ .
فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إنّي أرى عَينَيكَ رَطبَتَينِ يا قُليبُ ، عَلَيكَ بِالإِثمِدِ ؛ فَإِنَّهُ سِراجُ (3)العَينِ . (4)۴۶۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الإِثمِدُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدَّمعَةِ . (5)۴۵۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الكُحلُ يُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُجَفِّفُ الدَّمعَةَ ، ويُعذِبُ الرّيقَ ، ويَجلُو البَصَرَ . (6)۴۵۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الكُحلُ يُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُحِدُّ البَصَرَ ، ويُعينُ عَلى طولِ السُّجودِ . (7)۴۵۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذي عن ابن عبّاس :كانَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُكحُلَةٌ يَكتَحِلُ بِها عِندَ النَّومِ ثَلاثا في كُلِّ عَينٍ . (8).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۵ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۵۹۰۶ عن عبدالرحمن بن النعمان الأنصاري عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۵ ، ح ۱۷۱۹۸ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۴ عن عبداللّه بن الفضل الهاشمي عن أبيه.
3) .. في الطبعة المعتمدة من المصدر وكذا في طب الأئمّة و بحار الأنوار : «سرجين العين» ، وما في المتن أثبتناه من الطبعات الاُخرى للمصدر ومستدرك الوسائل ، ج ۱۶ ، ص ۴۵۴ ، ح ۱ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۸ ، ح ۲۲۹ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۳ عن عبدالرحمن بن يزيد ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۶ ، ح ۱۱.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۰ ، ح ۱ وفيه «يقطع» بدل «يذهب» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۴ ، ح ۳ ؛ مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۴۹۷ ، ح ۲۰۴۷ ، السنن الكبرى ، ج ۴ ، ص ۴۳۶ ، ح ۸۲۵۷ كلاهما عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وليس فيهما «ويذهب بالدمعة» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۹ ، ح ۲۸۱۶۳ نقلاً عن التاريخ الكبير للبخاري عن معبد بن هوذة .
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۱۰ ، الخصال ، ص ۱۸ ، ح ۶۳ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۱ ، ح ۴ كلّها عن حمّاد بن عثمان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۴ ، ح ۱ وص ۱۹۵ ، ح ۱۱.
7) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۶.
8) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۸۹ ، ح ۲۰۴۸ ، سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۵۷ ، ح ۳۴۹۹ وليس فيه «عند النوم» ، مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۷۵۷ ، ح ۳۳۱۸ ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۱۲۵ ، ح ۱۸۳۰۵؛ طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۳ عن عبداللّه بن ميمون القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۵ ، ح ۹ وراجع مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۸۴ ، ح ۱۴۲.
۴۵۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به سرمه اِثْمِد خوش بو شده با مُشك ، سرمه بكشيد ، كه ديده را جلا مى دهد و مو برمى روياند .۴۵۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) امام باقر عليه السلام :سرمه كشيدن به اِثْمِد ، بوى را خوش مى سازد و مژه گاه ها را استحكام مى بخشد.۴۶۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :عربى باديه نشين كه او را «قليب» مى گفتند و آبريزشِ چشم داشت ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. به او فرمود: «اى قليب! مى بينم چشمانت آبريزش دارد. بر تو باد سرمه اِثْمِد ، كه روشنايى چشم است».۴۶۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه اِثْمِد ، چشم را جلا مى دهد ، موى بر مى روياند و اشكْ ريزش را مى برد.۴۶۰۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، مو بر مى روياند ، اشكْ ريزش را مى خشكانَد ، آب دهان را گوارا مى سازد و ديده را جلا مى دهد.۴۶۰۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، مو بر مى رويانَد ، ديده را تيزى مى بخشد ، و انسان را بر طولانى ساختن سجده ، يارى مى رساند.۴۶۰۴.بحار الأنوار :سنن الترمذىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله ، سرمه دانى داشت كه با آن ، در هنگام خفتن ، هر چشم را سه بار سرمه مى كشيد. .
۴۶۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذَا اكتَحَلَ أحَدُكُم فَليَكتَحِل وَترا. (1)راجع : ج۱ ، ص ۲۹۰ (ما ينفع لعلاج بعض أمراض العين) . ج۱ ، ص ۳۸۸ (ما يطيّب الفَم / الكحل) .
۳ / ۵ ـ ۹السِّواكُ۴۶۰۴.بحار الأنوار :الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالسِّواكِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ . (2)۴۶۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :السِّواكُ يَذهَبُ بِالدَّمعَةِ ، ويَجلُو البَصَرَ . (3)راجع : ج۱ ، ص ۳۷۲ ، ح ۶۱۸ وص ۳۷۴ ، ح ۶۲۱ و ۶۲۲ .
۳ / ۵ ـ ۱۰غَسلُ اليَدَينِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ۴۶۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَنفِي الفَقرَ ، وبَعدَهُ يَنفِي الهَم (4)، ويُصِحُّ البَصَرَ . (5).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۳ ، ص ۲۶۴ ، ح ۸۶۱۹ عن أبي هريرة ، المعجم الكبير ، ج ۱۷ ، ص ۳۳۸ ، ح ۹۳۲ عن عقبة بن عامر ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۵ ، ح ۱۷۱۹۹.
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۴ ، ح ۲۳۵۴ عن زكريّا ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۴ ، ح ۴۳.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۴ ، ح ۲۳۵۳ كلاهما عن حمّاد بن عيسى ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۳ ، ح ۴۲.
4) .في الدعوات ومسند الشهاب وبحار الأنوار : «اللمم» بدل «الهمّ». واللمم طرف من الجنون ، وأصله في كلامهم المقاربة للشيء (بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۶۴).
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۰۱ ، ح ۹۵۰ ، الدعوات ، ص ۱۴۲ ، ح ۳۶۴ وليس فيه «ويصحّ البصر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۴۲ ؛ مسند الشهاب ، ج ۱ ، ص ۲۰۵ ، ح ۳۱۰ عن سهل بن إبراهيم المروزي عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله .
۴۶۱۰.مسند ابن حنبل عن عائشة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه كسى از شما سرمه كشيد ، به شمار دفعات فرد ، سرمه بكشد.همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۲۹۱ (آنچه براى درمان برخى بيمارى هاى چشم، سودمند است). ج۱ ، ص۳۸۹ (آنچه دهان را خوش بو مى كند / سرمه كشيدن) .
۳ / ۵ ـ ۹مسواك زدن۴۶۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد مسواك زدن؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد.۴۶۱۰.مسند ابن حنبل ( ـ درباره عايشه ـ ) امام صادق عليه السلام :مسواك زدن ، اشكْ ريزش را مى بَرَد و ديده را جلا مى دهد .همچنين ، ر. ك: ج۱ ، ص۳۷۳ ، ح۶۱۸ وص ۳۷۵ ، ح۶۲۱ و ۶۲۲ .
۳ / ۵ ـ ۱۰شستن دست ها ، پيش و پس از غذا خوردن۴۶۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شستن دست پيش از غذا خوردن ، فقر را مى زدايد ، و پس از غذا خوردن ، غم و اندوه را مى بَرَد و چشم را سلامت مى بخشد.
.
۴۶۱۵.الإمام زين العابدين عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :غَسلُ اليَدَينِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . . . يَجلُو البَصَرَ . (1)۳ / ۵ ـ ۱۱تَقصيرُ الشَّعرِ۴۶۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ شَعرَ الرَّأسِ إذا طالَ ضَعُفَ البَصَرُ ، وذَهَبَ بِضَوءِ نورِهِ . وطَمُّ الشَّعرِ ؛ يُجلِي البَصَرَ ، ويَزيدُ في ضَوءِ نورِهِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۵۳۲ ، ح ۹۰۷.
۳ / ۵ ـ ۱۲الخِضابُ بِالحِنّاءِ۴۶۱۸.معدن الجواهر :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِختَضِبوا بِالحِنّاءِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُطَيِّبُ الرّيحَ ، ويُسَكِّنُ الزَّوجَةَ . (3)۴۶۱۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :نَفَقَةُ دِرهَمٍ فِي الخِضابِ أفضَلُ مِن نَفَقَةِ دِرهَمٍ في سَبيلِ اللّهِ ، إنَّ فيهِ أربَعَ عَشرَةَ خَصلَةً : يَطرُدُ الرّيحَ مِنَ الاُذُنَينِ ، ويَجلُو الغِشاءَ عَنِ البَصَرِ . . . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۳ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۰۱ ، ح ۱۵۸۹ عن أبي بصير وكلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۵۳ ، ح ۶.
2) .مستطرفات السرائر ، ص ۵۷ ، ح ۱۷ عن عليّ بن يقطين ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۵ ، ح ۱۰.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۷۲ ، روضة الواعظين ، ص ۳۳۷ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۹ ، ح ۹.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۲ ، ح ۱۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۳ ، ح ۲۸۵ وج ۴ ، ص ۳۶۹ ، الخصال ،ص ۴۹۷ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۷ ، ح ۲.
۴۶۲۰.الإمام الباقر عليه السلام :امام على عليه السلام :شستن دست ها پيش و پس از خوردن غذا... ديده را جلا مى دهد.۳ / ۵ ـ ۱۱كوتاه كردن موها۴۶۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :موى سر ، اگر بلند شود ، ديده به ضعف مى گرايد و فروغِ نورش مى رود؛ امّا كوتاه كردن مو ، ديده را جلا مى دهد و بر فروغ نور آن مى افزايد.ر. ك: ج۱ ، ص۵۳۳ ، ح ۹۰۷ .
۳ / ۵ ـ ۱۲خضاب بستن به حنا۴۶۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به حنا خضاب بنديد؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد ، مو بر مى روياند ، بو را خوش مى سازد و همسر مرد را آرامش مى بخشد.۴۶۲۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِلحَسَنِ بنِ أبي رَزينٍ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خرج كردن يك درهم براى خضاب ، برتر از انفاق يك درهم در راه خداست. اين كار ، چهارده فايده دارد: بو را از گوش ها دور مى كند ، پرده [ تاريكى] را از برابر ديده كنار مى زند و آن را جلا مى دهد...
.
۴۶۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الحِنّاءُ خِضابُ الإِسلامِ ؛ يَزيدُ فِي المُؤمِنِ عَمَلَهُ ، ويَذهَبُ بِالصُّداعِ ، ويُحِدُّ البَصَرَ ، ويَزيدُ فِي الوِقاعِ ، وهُوَ سَيِّدُ الرَّياحينِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ . (1)۳ / ۵ ـ ۱۳لُبسُ الخُفِّ۴۶۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الخُفُّ مَصَحَّةٌ لِلبَصَرِ . (2)۴۶۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :لُبسُ الخُفِّ يَزيدُ في قُوَّةِ البَصَرِ . (3)راجع: ج۱ ، ص ۶۴۶ (ما يضعف عن الجماع / النعل السوداء) .
۳ / ۵ ـ ۱۴الحِجامَةُ۴۶۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الحِجامَةُ فِي الرَّأسِ شِفاءٌ مِن سَبعٍ إذا ما نَوى صاحِبُها : مِنَ الجُنونِ ، وَالجُذامِ ، وَالبَرَصِ ، وَالنُّعاسِ ، ووَجَعِ الضِّرسِ ، وَالصُّداعِ ، وظُلمَةٍ يَجِدُها في عَينَيهِ . (4).
1) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۹ ، ح ۵۵۸ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۹؛ الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۷ ، ح ۲۷۹۴ عن عقبة بن عامر نحوه.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۴ عن الحلبي ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱۵.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۱ عن سلمة بن أبي حبّة ، ثواب الأعمال ، ص ۴۳ ، ح ۱ عن أبي الجارود ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۲۶۵ ، ح ۷۹۴ عن الإمام الباقر عليه السلام .
4) .المعجم الكبير ، ج ۱۱ ، ص ۲۴ ، ح ۱۰۹۳۸ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۳ ، ح ۲۸۱۲۸.
۴۶۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حنا ، خضاب اسلام است؛ بر [ثواب] عمل مؤمن مى افزايد ، سردرد را از ميان مى بَرَد ، چشم را تيزبين مى كند ، قدرت آميزش را افزون مى سازد و مهترِ گياهان خوش بو در دنيا و آخرت است.۳ / ۵ ـ ۱۳پوشيدن كفش۴۶۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :كفش ، مايه سلامت ديده است.۴۶۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :به پا كردن كفش ، قدرت بينايى را افزون مى كند.ر . ك : ج۱ ، ص۶۴۷ (آنچه از توان جنسى مى كاهد / كفش مشكى) .
۳ / ۵ ـ ۱۴حجـامت۴۶۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حِجامت در سر ، شفاى از هفت چيز است ، آن گاه كه بر شخص ، عارض شود : ديوانگى ، جذام ، پيسى ، چرت آلودگى ، دندان درد ، سردرد و تيرگى اى كه شخص در چشم احساس مى كند .
.
۴۶۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :نِعمَ الدَّواءُ الحِجامَةُ تُذهِبُ الدَّمَ ، وتَجلُو البَصَرَ ، وتُخِفُّ الصُّلبَ . (1)۴۶۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :نِعمَ العيدُ الحِجامَةُ ـ يَعنِي العادَةَ ـ ، تَجلُو البَصَرَ ، وتَذهَبُ بِالدّاءِ . (2)۳ / ۵ ـ ۱۵النَّظَرُ إلَى المُصحَفِ۴۶۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أدامَ النَّظَرَ فِي المُصحَفِ ، مُتِّعَ بِبَصَرِهِ ما دامَ فِي الدُّنيا . (3)۴۶۳۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَن قَرَأَ القُرآنَ فِي المُصحَفِ ، مُتِّعَ بِبَصَرِهِ ، وخُفِّفَ عَن والِدَيهِ وإن كانا كافِرَينِ . (4)۴۶۳۶.سنن الترمذي عن أنس :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قَرَأَ القُرآنَ نَظَرا مُتِّعَ بِبَصَرِهِ . (5)۳ / ۵ ـ ۱۶النَّظَرُ إلَى المَرأَةِ الحَسناءِ وَالخُضرَةِ۴۶۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :النَّظَرُ إلى وَجهِ المَرأَةِ الحَسناءِ ، وَالخُضرَةِ يَزيدانِ فِي البَصَرِ . (6)۴۶۳۶.سنن الترمذى ( ـ به نقل از اَنـَس ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :ثَلاثَةٌ يُجلينَ البَصَرَ : النَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ ، وَالنَّظَرُ إلَى الماءِ الجاري ، وَالنَّظَرُ إلَى الوَجهِ الحَسَنِ . (7).
1) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۵۵ ، ح ۸۲۵۸ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۹۱ ، ح ۲۰۵۳ ، سنن ابن ماجة، ج۲ ، ص۱۱۵۱ ، ح۳۴۷۸ كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج۱۰، ص۱۶، ح۲۸۱۴۶.
2) .معاني الأخبار ، ص ۲۴۷ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۶.
3) .كنز العمّال ، ج ۱ ، ص ۵۳۶ ، ح ۲۴۰۶ نقلاً عن أبي الشيخ عن ابن عبّاس.
4) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۶۱۳ ، ح ۱ ، ثواب الأعمال ، ص ۱۲۸ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۹۲ ، ص ۱۹۶ ، ح ۴.
5) .كنز العمّال ، ج ۱ ، ص ۵۳۶ ، ح ۲۴۰۷ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس.
6) .حلية الأولياء ، ج ۳ ، ص ۲۰۱ عن ابن أبي فديك عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عن جابر ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۳ ، ح ۴۴۴۲۱ وفيه «النظر إلى المرأة ...».
7) .الخصال ، ص ۹۲ ، ح ۳۵ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۶۱ ، ح ۲۵۹۶ كلاهما عن إبراهيم بن عبدالحميد ، تحف العقول ، ص ۴۰۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۴ ، ح ۱ وراجع : كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۱ ، ح ۲۸۳۱۳.
۴۶۳۷.مسند ابن حنبل عن عمرو بن الحمق الخزاعي :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چه نيكو درمانى است حجامت! خون را مى بَرَد ، ديده را جلا مى دهد و پشت را سبُك مى كند .۴۶۳۸.المعجم الكبير عن أبي اُمامة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چه نيكو عادتى است حجامت ! ديده را جلا مى دهد و درد را مى بَرَد .۳ / ۵ ـ ۱۵نگريستن به قرآن۴۶۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس پيوسته به قرآن بنگرد ، تا زنده است ، از بهره بينايى برخوردار مى شود .۴۶۳۷.مسند ابن حنبل ( ـ از عمرو بن حَمِق خُزاعى ـ ) امام صادق عليه السلام :هر كس قرآن را از رو بخواند ، از بهره بينايى برخوردار است و از گناه پدر و مادرش كاسته مى شود ، هر چند كافر باشند .۴۶۳۸.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابو اُمامه ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس قرآن را با نگريستن در آن بخواند ، از بهره بينايى برخوردار مى شود .۳ / ۵ ـ ۱۶نگريستن به زنان زيباروى و سبزه۴۶۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نگريستن به صورت زنان زيباروى و به سبزه ، بينايى را افزون مى كند .۴۶۴۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِمُعاذِ بنِ جَبَلٍ ـ ) امام كاظم عليه السلام :سه چيز ديده را جلا مى دهد : نگريستن به سبزه ، نگريستن به آب جارى و نگريستن به روى نكو .
.
۴۶۴۳.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: فَكِّر في لَونِ السَّماءِ وما فيهِ مِن صَوابِ التَّدبيرِ ؛ فَإِنَّ هذَا اللَّونَ أشَدُّ الأَلوانِ مُوافَقَةً لِلبَصَرِ وتَقوِيَةً ، حَتّى أنَّ مِن صِفاتِ الأَطِبّاءِ لِمَن أصابَهُ شَيءٌ أضَرَّ بِبَصَرِهِ إدمانَ النَّظَرِ إلَى الخُضرَةِ وما قَرُبَ مِنها إلَى السَّوادِ ، وقَد وَصَفَ الحَذّاقُ مِنهُم لِمَن كَلَّ بَصَرُهُ الاِطِّلاعَ في إجّانَةٍ خَضراءَ مَملُوَّةٍ ماءً . (1)۳ / ۵ ـ ۱۷صَلاةُ اللَّيلِ۴۶۴۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِبُرَيدَةَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :صَلاةُ اللَّيلِ تُحَسِّنُ الوَجهَ ، وتُذهِبُ الهَمَّ ، وتَجلُو البَصَرَ . (2)۳ / ۵ ـ ۱۸آيَةُ الكُرسِيِّ۴۶۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :إذَا اشتَكى أحَدُكُم عَينَيهِ فَليَقرَأ آيَةَ الكُرسِيِّ ، وَليُضمِر في نَفسِهِ أنَّها تَبرَأُ ؛ فَإِنَّهُ يُعافى إن شاءَ اللّهُ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶ .
.
1) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۱۱۱ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
2) .تهذيب الأحكام ، ج ۲ ، ص ۱۲۲ ، ح ۴۶۱ ، ثواب الأعمال ، ص ۶۴ ، ح ۸ مع زيادة وكلاهما عن معاوية بن عمّار الدُّهني ، بحار الأنوار ، ج ۸۷ ، ص ۱۵۳ ، ح ۳۱.
3) .الخصال ، ص ۶۱۶ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۲۰۵ ، ح ۲۵۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۹۲ ، ص ۲۶۲ ، ح ۴.
۴۶۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: در رنگ آسمان و درستى تدبيرى كه در آن است ، بينديش . اين رنگ ، سازگارترين رنگ با چشم و تقويت كننده ترين رنگ براى آن است ، تا جايى كه يكى از سفارش هاى طبيبان به كسانى كه عارضه اى بدانان رسيده و به بينايى ايشان ضرر رسانده ، اين است كه پيوسته به رنگ سبز و سبزى كه مايل به سياه است ، بنگرند . طبيبان چيره دست ، براى كسانى كه چشمشان خسته است نيز اين نسخه را تجويز كرده اند كه: «در ظرف سبزى كه پُرآب است ، بنگريد» .۳ / ۵ ـ ۱۷نماز شب۴۶۴۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :نماز شب ، روى را نكو مى سازد ، اندوه و غم را مى بَرَد و ديده را جلا مى دهد .۳ / ۵ ـ ۱۸آية الكرسى۴۶۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اگر كسى از شما چشمانش ناراحت بود ، آيه الكرسى بخواند و در دل ، نيّت شفا كند . به خواست خداوند ، بهبود خواهد يافت .همچنين ، ر. ك : ج۲ ، ص ۳۳۳ ، ح ۱۷۵۶ .
.
۳ / ۶فَوائِدُ البُكاءِ لِلأَطفالِ۴۶۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: اِعرِف يا مُفَضَّلُ ، ما لِلأَطفالِ فِي البُكاءِ مَنِ المَنفَعَةِ ؟ وَاعلَم أنَّ في أدمِغَةِ الأَطفالِ رُطوبَةً إن بَقِيَت فيها أحدَثَت عَلَيهِم أحداثا جَليلَةً وعِلَلاً عَظيمَةً مِن ذَهابِ البَصَرِ وغَيرِهِ ! فَالبُكاءُ يُسيلُ تِلكَ الرُّطوبَةَ مِن رُؤوسِهِم فَيُعَقِّبُهُم ذلِكَ الصِّحَّةَ في أبدانِهِم وَالسَّلامَةَ في أبصارِهِم ، أفَلَيسَ قَد جازَ أن يَكونَ الطِّفلُ يَنتَفِعُ بِالبُكاءِ ووالِداهُ لا يَعرِفانِ ذلِكَ؟ فَهُما دائِبانِ لِيُسكِتاهُ ويَتَوَخَّيانِ فِي الاُمورِ مَرضاتَهُ لِئَلاّ يَبكِيَ ، وهُما لا يَعلَمانِ أنَّ البُكاءَ أصلَحُ لَهُ وأجمَلُ عاقِبَةً . (1).
1) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۶۵ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
۳ / ۶فايده هاى گريه براى كودكان۴۶۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضل ! از سودى كه در گريه براى كودكان هست ، آگاه شو و بدان كه در مغز كودكان ، رطوبتى است كه اگر بماند ، براى آنان ، رخدادهايى سخت و بيمارى هايى گران (اعم از نابينايى و جز آن) پديد مى آورد . از اين رو ، گريه ، آن رطوبت را از سرِ آنان روان مى سازد و اين خود ، تن درستى و سلامتِ چشم را برايشان در پى مى آورد . اكنون ، آيا اين احتمال وجود ندارد كه كودك ، از گريه سود ببرد و پدر و مادرش ، اين را ندانند و در تلاش پيگير باشند كه او را ساكت كنند و خواسته هاى وى را برآورند تا گريه نكند ، در حالى كه نمى دانند گريه ، برايش كارآمدتر و خوشْ فرجام تر است؟
.
الفصل الرابع : الاُذُن۴ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيهِ مِنَ الحِكمَةِ۴۶۵۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اِعجَبوا لِهذَا الإِنسانِ ؛ يَنظُرُ بِشَحمٍ ، ويَتَكَلَّمُ بِلَحمٍ ، ويَسمَعُ بِعَظمٍ ، [و] يَتَنَفَّسُ مِن خَرمٍ ! . (1)۴۶۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: فَكِّر يا مُفَضَّلُ . . . لِمَ صارَ داخِلُ الأُذُنِ مُلتَوِيا كَهَيئَةِ الكَوكَبِ (2)؟ إلاّ لِيَطَّرِدَ فيهِ الصَّوتُ ، حَتّى يَنتَهِيَ إلَى السَّمعِ ، و لِيَتَكَسَّرَ حُمَّةُ الرّيحِ فَلا يُنكَأُ فِي السَّمعِ . (3)۴ / ۲حِكمَةُ السّائِلِ المَوجودِ في الاُذُنِ۴۶۵۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ ... جَعَلَ المَرارَةَ فِي الاُذُنَينِ حِجابا مِنَ الدِّماغِ ، فَلَيسَ مِن دابَّةٍ تَقَعُ فيهِ إلاَّ التَمَسَتِ الخُروجَ ؛ ولَولا ذلِكَ لَوَصَلَت إلَى الدِّماغِ . (4).
1) .نهج البلاغة : الحكمة ۸ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۸۸ ، ح ۲۰۹۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۷ ، ح ۱۵.
2) .. في بعض النسخ : «اللَّولَب» بدل «الكوكب» ، وهو الأقرب .
3) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۷۴ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
4) .علل الشرائع ، ص ۹۲ ، ح ۶ و ص۸۸ ، ح ۴ ، الاحتجاج ، ج ۲ ، ص ۲۶۶ ، ح ۲۳۶ ، كلّها عن ابن أبي ليلى عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۲ ، ص ۲۸۶ ، ح ۳.
فصل چهارم : گـوش۴ / ۱اشاره به حكمت نهفته در آن۴۶۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :از [آفرينش] اين انسان ، در شگفت آييد! با تكّه اى پيه مى بيند ، با پاره گوشتى سخن مى گويد ، با قطعه استخوانى مى شنود، [و] از سوراخى نفس مى كشد .۴۶۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضل! بينديش . . . كه چرا درونِ گوش ، به سان يك زندان (1)پيچ درپيچ است؟ مگر جز براى آن است كه صدا در آن ، پياپى روان شود و سرانجام ، به شنوايى برسد ، و نيز براى آن كه شتاب باد را درهم شكند و به گوش ، صدمه نرساند .۴ / ۲حكمت موجود در مايعِ گوش۴۶۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ـ تبارك و تعالى ـ . . . تلخى را در دو گوش ، مانعى براى حفاظت مغز ، قرار داد . هيچ جنبده اى نيست كه در آن بيفتد ، مگر اين كه راه خروج را مى جويد ؛ امّا اگر اين نبود ، آن جنبنده به مغز مى رسيد .
.
1) .در برخى از نسخه ها به جاى «كوكب (زندان) » واژه «لَولَب» به معناى پيچ آمده و همين نيز درست تر مى نمايد.
۴۶۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابو ذر ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ . . . جَعَلَ الاُذُنَينِ مُرَّتَينِ ؛ ولَولا ذلِكَ لَهَجَمَتِ الدَّوابُّ وأكَلَت دِماغَهُ . (1)۴۶۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ . . . جَعَلَ المَرارَةَ فِي الاُذُنَينِ مَنّا مِنهُ عَلَى ابنِ آدَمَ ؛ ولَولا ذلِكَ لَقَحَمَتِ الدَّوابُّ فَأَكَلَت دِماغَهُ . (2)۴۶۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ الاُذُنَينِ مُرَّتَينِ لِئَلاّ يَدخُلَهُما شَيءٌ إلاّ ماتَ ؛ ولَولا ذلِكَ لَقَتَلَ ابنَ آدَمَ الهَوامُّ . (3)۴ / ۳الوِقايَةُ مِن بَعضِ أمراضِ الاُذُنِ۴۶۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ يَشتَكِيَ اُذُنَهُ ، فَليَجعَل فيها عِندَ النَّومِ قُطنَةً . (4)۴ / ۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ بَعضِ أمراضِ الاُذُنِ۴۶۶۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :السَّدابُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الأُذُنِ . (5).
1) .علل الشرائع ، ص ۸۷ ، ح ۲ عن ابن شبرمة ، بحار الأنوار ، ج ۲ ، ص ۲۹۱ ، ح ۱۱.
2) .الأمالي للطوسي ، ص ۶۴۶ ، ح ۱۳۳۸ عن ابن شبرمة ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۱۲ ، ح ۱۳.
3) .علل الشرائع ، ص ۸۶ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۱۴ ، ح ۲۰.
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۴ وفيه «يؤلمه» بدل «يشتكي».
5) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۲ ، ح ۲۰۸۹ عن ابن عبّاس ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۸ ذيل ح۲ وفيه «وروي أنّه جيّد لوجع الاُذن» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۱ ، ح ۱۳۲۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۴ ، ح ۲.
۴۶۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند ـ تبارك و تعالى ـ . . . گوش ها را تلخ قرار داد ؛ و اگر اين نبود ، جنبندگان بر آن هجوم مى بردند و مغز وى را مى خوردند .۴۶۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند ، از سر منّت ، بر آدمى زاده در گوش وى ، تلخى قرار داد ؛ و اگر اين نبود ، جنبندگان ، بدان در مى آمدند و مغز وى را مى خوردند .۴۶۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند عز و جل ، گوش ها را تلخ قرارداد تا هر چه بدانها درمى آيد ، بميرد ؛ و اگر اين نبود ، حشراتِ [خزنده] آدمى زاده را مى كشتند .۴ / ۳پيشگيرى از برخى بيمارى هاى گوش۴۶۶۸.امام على عليه السلام ( ـ در يادكرد از پيامبر خدا ـ ) امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد گوش هايش درد نگيرد ، به هنگام خواب در آنها پنبه بگذارد .۴ / ۴آنچه براى درمان برخى بيمارى هاى گوش ، سودمند است۴۶۷۱.كنز العمّال عن خالد بن الوليد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سُداب براى درد گوش ، مفيد است . (1)
.
1) .. در الكافى آمده است : روايت شده كه آن ، براى درد گوش ، مفيد است .
۴۶۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن إبراهيم بن محمّد المتطبّب :شَكا رَجُلٌ مِنَ الأَولِياءِ إلى بَعضِهِم عليهم السلام وَجَعَ الأُذُنِ وأنَّهُ يَسيلُ مِنهُ القَيحُ وَالدَّمُ .
قالَ لَهُ : خُذ جُبنا عَتيقا أعتَقَ ما تَقدِرُ عَلَيهِ ، فَدُقَّهُ دَقّا جَيِّدا ناعِما ، ثُمَّ اخلِطهُ بِلَبَنِ امرَأَةٍ ، وسَخِّنهُ بِنارٍ لَيِّنَةٍ ، ثُمَّ صُبَّ مِنهُ قَطَراتٍ فِي الاُذُنِ الَّتي يَسيلُ مِنهَا الدَّمُ ؛ فَإِنَّها تَبرَأُ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . (1)۴۶۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نَفَقَةُ دِرهَمٍ فِي الخِضابِ أفضَلُ مِن نَفَقَةِ دِرهَمٍ في سَبيلِ اللّهِ ؛ إنَّ فيهِ أربَعَ عَشَرَةَ خَصلَةً : يَطرُدُ الرّيحَ مِنَ الأُذُنَينِ... . (2).
۴۶۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ابراهيم بن محمد ـ: يكى از اوليا ، نزد يكى از ائمّه عليهم السلام از دردِ گوش و خروج چرك و خون از آن ، اظهار ناراحتى كرد .
امام عليه السلام فرمود : «قدرى پنير كاملاً كهنه بردار ، آن را خوب نرم كن و بساب. سپس با شير زن درآميز . آن گاه بر آتش ملايم ، گرم كن و سپس ، قطره هايى از آن را در گوشى كه از آن خون مى آيد ، بريز . به خواست خداوند عز و جل ، بهبود خواهد يافت» .۴۶۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ خطاب به على عليه السلام ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خرج كردن يك درهم براى خضاب ، برتر از انفاق يك درهم در راه خداست . اين كار ، چهارده خاصيّت دارد : ... باد را از گوش ها دور مى كند . .
الفصل الخامس : جهاز التّنفّس۵ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما في الأَنفِ مِنَ الحِكمَةِ۴۶۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ . . . جَعَلَ البُرودَةَ فِي المِنخَرَينِ ؛ لِئَلاّ تَدَعَ فِي الرَّأسِ شَيئا إلاّ أخرَجَتهُ . (1)۴۶۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اِعجَبوا لِهذَا الإِنسانِ ؛ يَنظُرُ بِشَحمٍ ، ويَتَكَلَّمُ بِلَحمٍ ، ويَسمَعُ بِعَظمٍ ، [ و] (2)يَتَنَفَّسُ مِن خَرمٍ ! . (3)۴۶۷۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في خُطبَةٍ لَهُ يَومَ فَتحِ مَكَّةَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :جُعِلَ ثَقبُ الأَنفِ في أسفَلِهِ ؛ لِتَنزِلَ مِنهُ الأَدواءُ المُنحَدِرَةُ مِنَ الدِّماغِ ، ويَصعَدَ فيهِ الأَراييحُ (4)إلَى المَشامِّ ، ولَو كانَ عَلى أعلاهُ لَما اُنزِلَ داءٌ ولا وَجَدَ رائِحَةً . (5).
1) .علل الشرائع، ص۹۲، ح۶، عن ابن أبي ليلى، عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار، ج۲، ص۲۸۶، ح۳.
2) .سقطت الواو من الطبعة المعتمدة ، وأثبتناها من الطبعات الاُخرى.
3) .نهج البلاغة ، الحكمة ۸ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۸۸ ، ح ۲۰۹۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۷ ، ح ۱۵.
4) .كذا في المصدر ، وفي علل الشرائع : «الروائح» وهو جمع الرائحة.
5) .الخصال ، ص ۵۱۳ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۱۰۰ ، ح ۱ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۰ ، كلّها عن الربيع صاحب المنصور ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۶ ، ح ۹ وج۶۱ ، ص ۳۰۹ ، ح ۱۷.
فصل پنجم : دستگاه تنفس۵ / ۱اشاره به حكمت نهفته در بينى۴۶۷۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ـ تبارك و تعالى ـ سردى را در سوراخ هاى بينى قرار داد تا هيچ چيز را در سر وا مگذارد ، مگر اين كه آن را بيرون بكشد .۴۶۸۰.سنن الترمذي عن أبي بكرة :امام على عليه السلام :از اين انسان ، در شگفت آييد! با تكّه اى پيه مى بيند ، با پاره گوشتى سخن مى گويد ، با تكّه استخوانى مى شنود ، [و] از سوراخى نفس مى كشد .۴۶۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سوراخ بينى ، در پايين آن قرارداده شده است تا بيمارى (عفونت)هايى كه از مغز فرو مى آيد ، از آن پايين بيايد و بوها از آن بالا برود و به مشام برسد ، در حالى كه اگر اين سوراخ در بالاى بينى بود ، نه بيمارى اى از آن به زير مى آمد و نه بويى را حس مى كرد .
.
۴۶۸۲.مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن بسر :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ . . . جَعَلَ الماءَ فِي المِنخَرَينِ ؛ لِيَصعَدَ مِنهُ النَّفَسُ ويَنزِلَ ، ويَجِدَ مِنهُ الرّيحَ الطَّيِّبَةَ مِنَ الخَبيثَةِ . (1)۴۶۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در خطبه خويش در روز فتح مكّه ـ ) عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل . . . جَعَلَ الأَنفَ بارِدا سائِلاً ؛ لِئَلاّ يَدَعَ فِي الرّأسِ داءً إلاّ أخرَجَهُ ، ولَولا ذلِكَ لَثَقُلَ الدِّماغُ وتَدَوَّدَ . (2)۵ / ۲الإِشارَةُ إلَى ما في الحَنجَرَةِ مِنَ الحِكمَةِ۴۶۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: أطِلِ الفِكرَ ـ يا مُفَضَّلُ ـ فِي الصَّوتِ وَالكَلامِ وتَهيِئَةِ آلاتِهِ فِي الإِنسانِ ؛ فَالحَنجَرَةُ كَالاُنبوبَةِ لِخُروجِ الصَّوتِ ، وَاللِّسانُ وَالشَّفَتانِ وَالأَسنانُ لِصِياغَةِ الحُروفِ وَالنِّغَمِ ، ألاتَرى أنَّ مَن سَقَطَت أسنانُهُ لَم يُقِمِ السّينَ ، ومَن سَقَطَت شَفَتُهُ لَم يُصَحِّحِ الفاءَ ، ومَن ثَقُلَ لِسانُهُ لَم يُفصِحِ الرّاءَ؟ وأشبَهُ شَيءٍ بِذلِكَ المِزمارُ الأَعظَمُ ؛ فَالحَنجَرَةُ يُشبِهُ قَصَبَةَ المِزمارِ ، وَالرِّئَةُ يُشبِهُ الزِّقَّ الَّذي يُنفَخُ فيهِ ، لِتَدخُلَ الرّيحُ ، وَالعَضُلاتُ الَّتي تَقبِضُ عَلَى الرِّئَةِ لِيَخرُجَ الصَّوتُ كَالأَصابِعِ الَّتي تَقبِضُ عَلَى الزِّقِّ حَتّى تَجرِيَ الرّيحُ فِي المِزمارِ ، وَالشَّفَتانِ وَالأَسنانُ الَّتي تَصوغُ الصَّوتَ حُروفا ونِغَما كَالأَصابِـعِ الَّتي يَختَلِفُ في فَمِ المِزمارِ فَتَصوغُ صَفيرَهُ ألحانا ، غَيرَ أنَّهُ وإن كانَ مَخرَجُ الصَّوتِ يُشبِهُ المِزمارَ بِالدَّلالَةِ وَالتَّعريفِ ، فَإِنَّ المِزمارَ بِالحَقيقَةِ هُوَ المُشَبَّهُ بِمَخرَجِ الصَّوتِ .
قَد أنبَأتُكَ بِما فِي الأَعضاءِ مِنَ الغِناءِ في صَنعَةِ الكَلامِ وإقامَةِ الحُروفِ ، وفيها مَعَ الَّذي ذَكَرتُ لَكَ مَآرِبُ اُخرى ، فَالحَنجَرَةُ ؛ لِيَسلُكَ فيها هذَا النَّسيمُ إلَى الرِّئَةِ فَتُرَوِّحَ عَلَى الفُؤادِ بِالنَّفَسِ الدّائِمِ المُتَتابِـعِ الَّذي لَوِ احتَبَسَ شَيئا يَسيرا لَهَلَكَ الإِنسانُ ، وبِاللِّسانِ تُذاقُ الطُّعومُ فَيُمَيَّزُ بَينَها ويُعرَفُ كُلُّ واحِدٍ مِنها ؛ حُلوُها مِن مُرِّها ، وحامِضُها مِن مُزِّها ، ومالِحُها مِن عَذبِها ، وطَيِّبُها مِن خَبيثِها ، وفيهِ مَعَ ذلِكَ مَعونَةٌ عَلى إساغَةِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ .
وَالأَسنانُ تَمضَغُ الطَّعامَ ؛ حَتّى يَلينَ (3)ويَسهُلَ إساغَتُهُ ، وهِيَ مَعَ ذلِكَ كَالسَّنَدِ لِلشَّفَتَينِ تُمسِكُهُما وتَدعَمُهُما مِن داخِلِ الفَمِ . وَاعتَبِر ذلِكَ بِأَنَّكَ تَرى مَن سَقَطَت أسنانُهُ مُستَرخِي الشَّفَةِ ومُضطَرِبَها .
وبِالشَّفَتَينِ يُتَرَشَّفُ الشَّرابُ ؛ حَتّى يَكونَ الَّذي يَصِلُ إلَى الجَوفِ مِنهُ بِقَصدٍ وقَدرٍ ، لا يَثِـجُّ ثَجّاً فَيَغَصَّ بِهِ الشّارِبُ ، أو يُنكَأَ فِي الجَوفِ ، ثُمَّ هُما بَعدَ ذلِكَ كَالبابِ المُطبَقِ عَلَى الفَمِ يَفتَحُهُمَا الإِنسانُ إذا شاءَ ويُطبِقُهُما إذا شاءَ .
فَفيما وَصَفنا مِن هذا بَيانُ أنَّ كُلَّ واحِدٍ مِن هذِهِ الأَعضاءِ يَتَصَرَّفُ ويَنقَسِمُ إلى وُجوهٍ مِنَ المَنافِعِ كَما تَتَصَرَّفُ الأَداةُ الواحِدَةُ في أعمالٍ شَتّى ، وذلِكَ كَالفَأسِ يُستَعمَلُ فِي النِّجارَةِ وَالحَفرِ وغَيرِهِما مِنَ الأَعمالِ . . . .
يا مُفَضَّلُ . . . مَن جَعَلَ فِي الحَلقِ مَنفَذَينِ : أحَدُهُما لِمَخرَجِ الصَّوتِ ؛ وهُوَ الحُلقومُ المُتَّصِلُ بِالرِّئَةِ ، وَالآخَرُ مَنفَذُ الغِذاءِ ؛ وهُوَ المَريءُ المُتَّصِلُ بِالمَعِدَةِ الموصِلُ الغِذاءَ إلَيها ، وجَعَلَ عَلَى الحُلقومِ طَبَقا يَمنَعُ الطَّعامَ أن يَصِلَ إلَى الرِّئَةِ فَيَقتُلَ ؟
من جَعَلَ الرِّئَةَ مُرَوِّحَةَ الفُؤادِ لا تَفتُرُ ولا تُخِلُّ ؛ لِكَيلا تَتَحَيَّزَ الحَرارَةُ فِي الفُؤادِ فَتُؤَدِّيَ إلَى التَّلَفِ؟ (4).
1) .علل الشرائع ، ص ۸۷ ، ح ۲ ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۴۶ ، ح ۱۳۳۸ ، وفيه «الرديّة» بدل «الخبيثة» ، وكلاهما عن ابن شبرمة ، بحار الأنوار ، ج ۲ ، ص ۲۹۱ ، ح ۱۱.
2) .علل الشرائع ، ص ۸۶ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۲ ، ص ۲۹۱ ، ح ۱۰.
3) .في بحار الأنوار : «تلين» ، والصواب ما أثبتناه.
4) .بحار الأنوار ، ج ۳ ، ص ۷۱ نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
۴۶۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در سوراخ هاى بينى ، آب (مخاط) قرار داد تا به كمك آن ، نفس ، بالا و پايين برود و شخص ، بوى خوش را از بد ، باز شناسد .۴۶۸۰.سنن الترمذى ( ـ به نقل از ابو بكره ـ ) امام صادق عليه السلام :خداوند عز و جل ، بينى را سرد و مخاطى قرار داد تا هيچ دردى را در سر ، فرو مگذارد ، مگر اين كه بيرونش آورد ؛ و اگر اين نبود ، مغز سنگين ، مى شد و كِرم مى افتاد .۵ / ۲اشاره به حكمت نهفته در حنجره۴۶۸۳.شُعَب الإيمان عن عبد اللّه بن عمرو بن العاص :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل ! در صدا و كلام و فراهم بودن ابزارهاى آن در انسان ، فراوان انديشه كن . حنجره ، همانند لوله اى براى بيرون آمدن صداست و زبان ، لب ها و دندان ها ، براى شكل گرفتن حروف و آواها . مگر نمى بينى هر كس دندان هايش بيفتد ، نمى تواند «سين» را درست ادا كند و هر كس داراى لب نباشد ، نمى تواند «فاء» را درست بگويد و هر كس زبانش سنگين باشد نمى تواند «راء» را به فصاحت ، ادا كند؟
همانندترين چيز به اين پديده ، يك سر سُرناى بزرگ است . حنجره به نىِ آن مى مانَد . ريه ، همانند آن انبانى است كه دميدن را انجام مى دهد تا هوا به نِى درآيد ، اندام هايى هم كه بر ريه فشار وارد مى آورند تا صدا [از حنجره] بيرون آيد ، همانند آن انگشت هايى است كه انبان را مى فِشُرد تا هوا در نِى در آيد و لب ها و دندان هايى هم كه صدا را به حروف و آواها بدل كنند ، به انگشت هايى مى مانند كه در دهانه نِى حركت مى كنند تا از ناى نى ، آهنگ بسازند . البته ، هر چند در دلالت و تعريف ، مخرج صدا را به اين سُرنا تشبيه كنند ، امّا در حقيقت ، اين سرناست كه بايد به مخرج صدا تشبيه شود .
اكنون تو را از آوايى كه براى ساخت كلام و ايجاد حروف در اندام ها هست ، آگاه ساختم ؛ امّا در اين اندام ها ، افزون بر آنچه يادآور شدم ، منافعى ديگر نيز هست :
حنجره ، جايى است كه اين نسيم ، از آن به سوى ريه راه مى گشايد تا با تنفّس دايمى ـ كه اگر اندكى متوقّف شود ، انسان مى ميرد ـ قلب را باد بزند و خُنَكش گردانَد .
با زبان ، مزه ها احساس مى شود و انسان ، مى تواند آنها را از هم باز شناسد و هر يك را به تنهايى تشخيص دهد : شيرين را از تلخ ، تُرش را از مَلَس ، شور را از گوارا ، و خوش مزه را از بدمزه؛ افزون بر اين كه همين اندام ، بر فرو بردن آسان خوردنى ها و نوشيدنى ها يارى مى رساند .
دندان ها ، غذا را مى جَوَند تا نرم شود و گوارش آن ، آسان گردد . دندان ها با وجود اين ، تكيه گاهى براى لب هايند كه از درون دهان ، آنها را نگه مى دارد و تقويت مى كند . گواه آن كه مى بينى كسى كه دندان هايش ريخته ، لب هايش نيز افتاده و حركت آنها نابه سامان است .
با لب ها نوشيدنى مكيده مى شود تا آنچه از نوشيدنى ها به درون مى رسد ، به اندازه و سنجيده باشد ؛ نه يك باره به درون فرو ريزد و شخص از آن گلوگير گردد يا درون را بيازارد . دو لب ، افزون بر اين ، به دو لنگه درِ هماهنگ مى مانند كه بر روى دهان ، بسته مى شوند و انسان ، هر گاه بخواهد ، آنها را باز مى كند و هر گاه بخواهد ، مى بندد .
در آنچه از اين حقايق وصف كرديم ، اين نكته روشن مى شود كه هر يك از اين اندام ها ، به گونه اى ويژه عمل مى كنند و هر يك ، منافعى چند دارند ، آن سان كه يك ابزار ، به چند كار مى آيد ؛ همانند تيشه كه هم در نجّارى از آن استفاده شود ، هم در كَندن و هم در ديگر كارها ... .
اى مفضّل! چه كسى در حلق ، دو روزن قرار داده است : يكى براى خروج صدا ـ و اين ، همان حلقوم (ناى) است كه به ريه مى پيوندد ـ و ديگرى براى گذر غذا ـ و اين ، مِرى است كه به معده مى پيوندد و غذا را بدان مى رساند ـ ؛ و [چه كسى] بر حلقوم ، سرپوشى قرار داده است (زبان كوچك) ، تا نگذارد غذا به ريه برسد و [شخص را] بكشد؟
چه كسى ريه را خُنك كننده سستى ناپذير و بى توقّف قلب ، قرار داده است تا نگذارد حرارت در قلب ، جاى گيرد و به نابودى بينجامد؟
.
. .
. .
۵ / ۳الإِشارَةُ إلَى ما في الرِّئَةِ مِنَ الحِكمَةِ۴۶۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلطَّبيبِ الهِندِيِّ: كانَ القَلبُ كَحَبِّ الصَّنَوبَرِ ؛ لِأَنَّهُ مُنَكَّسٌ ، فَجُعِلَ رَأسُهُ دَقيقاً لِيَدخُلَ فِي الرِّئَةِ فَتُرَوِّحَ عَنهُ بِبَردِها ، لِئَلاّ يَشيطَ الدِّماغُ بِحَرِّهِ .
وجُعِلَتِ الرِّئَةُ قِطعَتَينِ ؛ لِيَدخُلَ بَينَ مَضاغِطِها (1)فَيُتَرَوَّحَ عَنهُ بِحَرَكَتِها . (2)۴۶۸۳.شُعَب الإيمان ( ـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو بن عاص ـ ) عنه عليه السلام :العَقلُ مِنَ القَلبِ ، وَالحُزنُ مِنَ الكَبِدِ ، وَالنَّفَسُ مِنَ الرِّئَةِ . (3)۵ / ۴الوِقايَةُ مِن بَعضِ أمراضِ الأَنفِ وَالحَنجَرَةِ۴۶۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا تَوَضَّأَ أحَدُكُم فَليَجعَل في أنفِهِ ماءً ، ثُمَّ لِيَنتَثِر . (4).
1) .قوله : «ليدخل» أي القلب «بين مضاغطها» أي بين قطعتي الرئة (بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۱۱) .
2) .الخصال ، ص ۵۱۴ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۱۰۰ ، ح ۱ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۱ كلّها عن الربيع صاحب المنصور ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۷ ، ح ۹ .
3) .كفاية الأثر ، ص ۲۵۴ عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۱۵ ، ح ۱۲.
4) .صحيح مسلم ، ج ۱ ، ص ۲۱۲ ، ح ۲۰ ، سنن أبي داوود ، ج ۱ ، ص ۳۵ ، ح ۱۴۰ ، سنن النسائي ، ج ۱ ، ص ۶۶ ، الموطّأ ، ج ۱ ، ص ۱۹ ، ح ۲ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۳ ، ح ۲۶۱۱۴.
۵ / ۳اشاره به حكمت نهفته در شُش ها۴۶۸۹.المستدرك على الصحيحين عن عياض بن سليمان :امام صادق عليه السلامـ به طبيب هندى: قلب به شكل ميوه صنوبر است ؛ زيرا وارونه است. يك سرِ قلب ، باريك قرار داده شده است تا لابه لاى ريه برود و با سردى آن خُنَك شود ، مبادا كه مغز از گرماى آن بسوزد . ريه ، دو پاره قرارداده شده است تا قلب ، در لابه لاى فشارگاه هاى آن قرار گيرد و با حركت آن ، خُنَك شود .۴۶۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :عقل از قلب است ، اندوه از جگر ، نَفَس از ريه .۵ / ۴جلوگيرى از برخى بيمارى هاى بينى و حنجره۴۶۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون كسى از شما وضو مى گيرد ، آب را به بينى خويش ببرَد و بيرون افكند .
.
۴۶۸۹.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از عياض بن سليمان ـ ) عنه صلى الله عليه و آله :إذَا استَيقَظَ أحَدُكُم مِن مَنامِهِ فَتَوَضَّأَ فَليَستَنثِر ثَلاثَ مَرّاتٍ ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ يَبيتُ عَلى خَياشيمِهِ . (1)۴۶۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :المَضمَضَةُ وَالاِستِنشاقُ سُنَّةٌ ، وطَهورٌ لِلفَمِ وَالأَنفِ ، وَالسُّعوطُ مَصَحَّةٌ لِلرَّأسِ ، وتَنقِيَةٌ لِلبَدَنِ ، وسائِرِ أوجاعِ الرَّأسِ . (2)۴۶۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ يَسقُطَ اُذناهُ ولا لَهاتُهُ ، فَلا يَأكُل حُلوا إلاّ تَغَرغَرَ بِخَلٍّ . (3)۵ / ۵ما يَنْفَعُ لِعِلاجِ بَعضِ أمراضِ الأَنفِ وَالحَنجَرَةِ۴۶۹۴.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل أوحى إلى موسَى بنَ عِمرانَ أنِ ابدَأ بِالمِلحِ وَاختِم بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّ فِي المِلحِ دَواءً مِن سَبعين داءً ، أهوَنُهَا الجُنونُ ، وَالجُذامُ ، وَالبَرَصُ ، ووَجَعُ الحَلقِ وَالأَضراسِ ، ووَجَعُ البَطنِ . (4)۴۶۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :المستدرك عن جابر :جاءَتِ امرَأَةٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ ابني هذا بِهِ العُذرَةُ .
قالَ : لا تُحرِقنَ حُلوقَ أولادِكُنَّ ، عَلَيكُنَّ بِقُسطٍ هِندِيٍّ ووَرسٍ ، فَأَسعِطنَهُ إيّاهُ . (5).
1) .صحيح مسلم ، ج ۱ ، ص ۲۱۳ ، ح ۲۳ ، صحيح البخاري ، ج ۳ ، ص ۱۱۹۹ ، ح ۳۱۲۱ وفيه «فتوضّأ» بعد «منامه» ، سنن النسائي ، ج ۱ ، ص ۶۷ ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۸۲ ، ح ۲۲۶ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۳ ، ح ۲۶۱۱۱.
2) .الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ وفيه «شفاء» بدل «تنقية» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱.
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۵ وفيه «... حتى يتغرغر بعده بخلّ».
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۲۵ ، ح ۲۴۹۰ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۹۸ ، ح ۲۱.
5) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۵۰ ، ح ۸۲۳۹ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۵ ، ح ۲۸۱۹۲.
۴۶۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه كسى از شما از خواب برخيزد ، وضو بسازد و سه بار آب در بينى بچرخاند و بيرون بريزد ؛ چرا كه شيطان در بُنِ بينى (1)جاى مى گيرد .۴۶۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :شستشوى دهان و بينى ، سنّت و مايه پاكى دهان و بينى است و انفيه كردن ، مايه سلامت سر و پاكسازى بدن و همه انواعِ سردرد است .۴۶۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد گوش هايش و نيز زبان كوچكش فرو نيفتد ، هيچ گاه شيرينى نخورد ، مگر اين كه پس از آن ، سركه غِرغِره كند .۵ / ۵آنچه براى درمان برخى بيمارى هاى بينى و حنجره ، مفيد است۴۶۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند عز و جل به موسى بن عمران ، وحى فرستاد كه : «غذا را با نمك ، آغاز كن و با نمك ، پايان ده ؛ چرا كه در نمك ، درمان هفتاد درد است كه كمترين آنها ، ديوانگى ، جذام ، پيسى ، گلودرد ، دندان درد و شكم درد باشد» .۴۶۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المستدركـ به نقل از جابر ـ: زنى نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! اين كودك ، گلو درد دارد .
فرمود : «حلق هاى فرزندان خويش را مسوزانيد . بر شما باد قُسط (2)هندى و برداع (3). با آنها برايش انفيه كنيد .
.
1) .متن عربى اين واژه ، «خياشيم» است و «خيشوم» را در عربى به معناى بُن بينى دانسته اند. برخى هم كلّ بينى را خشيوم خوانده اند (المصباح المنير ، ص ۱۷۰).
2) .قُسط : عود هندى و عربى كه بدان ، علاج كنند . بيخى است شبيه به بيخ لفاح و از نواحى هند خيزد و نباتش مفروش و بى ساق و برگش عريض و بر سه قسم مى باشد : يكى شيرين و سبك و سفيد و با عطريت و قسط بحرى و عربى نامند و قِسمى مايل به سياهى و سبك و سطبر و كم بوى و تلخ ، و او را قسط هندى نامند . . . (لغت نامه دهخدا) .
3) .برداع (ورس) : اسپرك را گويند و آن ، گياهى است كه چيزها را بدان رنگ كنند و شبيه سمسم است و منبت آن ، بلاد يمن است و بس . مى كارند آن را و تا بيست سال ، باقى باشد و جامه اى كه از آن رنگ كنند ، پوشيدنش قوّت بسيار دهد (لغت نامه دهخدا ).
۴۶۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المستدرك عن جابر :دَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَلى عائِشَةَ وعِندَهَا امرَأَةٌ مَعَها صَبِيٌّ لَها يَسيلُ مِنخَراهُ دَما .
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ما شَأنُ هذا؟
قالوا : بِهِ العُذرَةُ .
قالَ : وَيلَكُنَّ ! لا تَقتُلنَ أولادَكُنَّ . أيَّةُ امرَأَةٍ يَأتي وَلَدَها العُذرَةُ فَلتَأخُذ قِسطا هِندِيّا فَلتَحُكَّهُ بِالماءِ ، ثُمَّ تُسعِطُهُ إيّاهُ .
ثُمَّ أمَرَ عائِشَةَ فَفَعَلَتهُ بِالصَّبِيِّ فَبَرِئَ . (1)۴۶۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالمَرزَنجوشِ فَشُمّوهُ ؛ فَإِنَّهُ جَيِّدٌ لِلخُشامِ . (2)۴۶۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :ما وَجَدنا لِوَجَعِ الحَلقِ مِثلَ حَسوِ اللَّبَنِ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۳۸۴ ، ح ۱۸۴۱ و ۱۸۴۲.
۵ / ۶فَوائِدُ الزُّكامِ۴۷۰۰.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الزُّكامُ جُندٌ مِن جُنودِ اللّهِ عز و جل ، يَبعَثُهُ اللّهُ عز و جل عَلَى الدّاءِ فَيُزيلُهُ . (4)۴۷۰۱.الإمام الصادق عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَتَداوى مِنَ الزُّكامِ ، ويَقولُ : «ما مِن أحَدٍ إلاّ وبِهِ عِرقٌ مِنَ الجُذامِ ، فَإِذا أصابَهُ الزٌكامُ قَمَعَهُ» . (5).
1) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۵۰ ، ح ۸۲۴۱ ، تاريخ دمشق ، ج ۵ ، ص ۱۵۲ ، ح ۱۲۲۱ ، مسند ابن حنبل ، ج ۵ ، ص ۵۳ ، ح ۱۴۳۹۲ ، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۴۲۵ ، ح ۲ وفيهما بزيادة «سبع مرّات» بعد «بالماء» وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۵ ، ح ۲۸۱۹۱ وح ۲۸۱۹۳.
2) .مكارم الأخلاق ، ج۱ ، ص ۱۰۷ ، ح ۲۲۵ عن أنس ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱؛ كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۷۳ ، ح ۱۷۳۴۵ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم في الطبّ عن أنس.
3) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۹ عن الحلبي ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۲ ، ح ۴.
4) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۲ ، ح ۵۷۸ عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۲۱۰ ، ح ۲۵۳۲ وفيه «فينزله إنزالاً» بدل «فيزيله» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۴ ، ح ۵ .
5) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۲ ، ح ۵۷۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۵ ، ح ۸ .
۴۷۰۲.سنن ابن ماجة عن أسماء بنت يزيد :المستدركـ به نقل از جابر ـ: زنى با فرزندش نزد عايشه بود و از سوراخ هاى بينى آن كودك ، خون مى آمد . در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد . پرسيد : «اين را چه شده است؟» .
گفت : گلو درد دارد .
فرمود : «واى بر شما! كودكان خويش را مَكُشيد . هر مادرى كه فرزندش به گلودرد گرفتار شود ، قدرى بُستك هندى بردارد و در آب بسايد و سپس به كودك ، انفيه كند» .
پيامبر صلى الله عليه و آله ، سپس عايشه را به اين كار ، امر فرمود . او اين كار را با كودك انجام داد و وى ، بهبود يافت .۴۷۰۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد مرزنگوش! آن را ببوييد ، كه براى ناتوانان از بويايى ، خوب است .۴۷۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :براى گلودرد ، چيزى همانند شورباى شير نيافته ايم .ر. ك : ج۲، ص ۳۸۵، ح ۱۸۴۱ و ۱۸۴۲.
۵ / ۶فوايد زُكام۴۷۰۱.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زُكام ، سربازى از سربازان خداوند عز و جل است كه خداى عز و جل ، آن را به سركوب درد بر مى انگيزد و درد را از ميان مى بَرَد .۴۷۰۲.سنن ابن ماجة ( ـ به نقل از اسماء بنت يزيد ـ ) امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، زكام را درمان نمى كرد و مى فرمود : «هيچ كس نيست كه رگى از جذام در او نباشد ؛ و چون زكام به شخص برسد ، اين رگ را درهم مى كوبد» .
.
راجع : ج۱ ، ص ۴۸۸ (دور الزكام والعطاس في الوقاية من الأمراض الجلديّة) . ج۱ ، ص ۵۰۴ (دور الزكام في الوقاية من الجذام).
۵ / ۷ما يَقي مِنَ الزُّكامِ۴۷۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ دَفَعَ الزُّكامِ فِي الشِّتاءِ أجمَعَ ، فَليَأكُل كُلَّ يَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ . . .
وَليَشُمَّ النَّرجِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَأمَنُ الزُّكامَ ، وكَذلِكَ الحَبَّةُ السَّوداءُ .
وإذا جاءَ الزُّكامُ فِي الصَّيفِ ، فَليَأكُل كُلَّ يَومٍ خِيارَةً واحِدَةً ، وَليَحذَرِ الجُلوسَ فِي الشَّمسِ . (1)۵ / ۸ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الزُّكامِ۴۷۰۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :تَأخُذُ دُهنَ بَنَفسَجٍ في قُطنَةٍ فَاحتَمِلهُ في سِفلَتِكَ عِندَ مَنامِكَ ؛ فَإِنَّهُ نافِعٌ لِلزُّكامِ إن شاءَ اللّهُ تَعالى . (2)۴۷۱۰.الإمام الباقر عليه السلام :طبّ الأئمّة عن إبراهيم بن أبي يحيى عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :شَكَوتُ إلَيهِ الزُّكامَ ، فَقالَ :
صُنعٌ مِن صُنعِ اللّهِ ، [و] (3)جُندٌ مِن جُنودِ اللّهِ ، بَعَثَهُ اللّهُ إلى عِلَّةٍ في بَدَنِكَ لِيَقلَعَها ، فَإِذا قَلَعَها فَعَلَيكَ بِوَزنِ دانِقِ شونيزٍ ونِصفِ دانِقِ كُندُسٍ ، يُدَقُّ ويُنفَخُ فِي الأَنفِ ، فَإِنَّهُ يَذهَبُ بِالزُّكامِ ، وإن أمكَنَكَ ألاّ تُعالِجَهُ بِشَيءٍ فَافعَل ، فَإِنَّ فيهِ مَنافِعَ كَثيرَةً . (4).
ر. ك : ج۱ ، ص۴۸۹ (تأثير زكام و عطسه در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى) . ص۵۰۵ (تأثير زكام در پيشگيرى از جذام).
۵ / ۷آنچه انسان را از زكام حفظ مى كند۴۷۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد در همه زمستان از زكام ايمن بماند ، هر روز ، سه لقمه عسل با موم آن بخورد . . . و نرگس ببويد ؛ چرا كه از زكام ، ايمنى مى دهد . سياه دانه نيز چنين است .
امّا اگر زكام در تابستان پيش آيد ، در هر روز ، يك خيار بخورد و از نشستن در آفتاب ، خوددارى ورزد .۵ / ۸آنچه براى درمان زكام ، سودمند است۴۷۱۱.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از ابن عبّاس ـ ) امام صادق عليه السلام :پنبه اى را به روغن بنفشه آغشته مى كنى و به هنگام خفتن در نشيمنگاهت مى گذارى . به خواست خداوند ، براى زكام ، سودمند است .۴۷۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ابراهيم بن ابى يحيى ، از امام صادق عليه السلام ـ: از زكام نزد امام عليه السلام اظهار ناراحتى كردم . فرمود : «كرده اى از كرده هاى خداوند ، و سربازى از سربازان خداست كه خداوند ، آن را به پيكار با بيمارانى در تن تو برانگيخته ، تا آن را از جاى بركَنَد . پس چون آن را از ميانْ بركَنْد ، بر تو باد به وزن يك دانگ (1)شونيز و نيم دانگ كُندُس ، (2)كه آرد گردد و به بينى رانده شود . اين كار ، زكام را از ميان مى بَرَد . اگر هم مى توانى هيچ درمانى برايش به كارنگيرى ، اين كار را بكن ؛ چرا كه آن ، منافعى بسيار دارد .
.
1) .معناى اين واژه در ج۱ ، ص۲۹۱ آمد .
2) .كُندُس يا كُندُش ، نام فارسى يك گياه است. همين نام به زبان عربى نيز درآمده و مؤلّف ، درباره آن از فيروزآبادى چنين نقل كرده است: كُندس: ريشه هاى گياهى است كه درونش زرد و لايه بيرونش سياه است. چون به صورت گَرد درآيد و در بينى دمانده شود ، شخص به عطسه مى آيد، چشمان خسته ، فروغ تازه مى يابد و شبْ كورى از ميان مى رود .
۵ / ۹فَوائِدُ العَطسَةِ۴۷۱۵.الإمام الباقر عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :العُطاسُ لِلمَريضِ دَليلُ العافِيَةِ ، وراحَةٌ لِلبَدَنِ . (1)۴۷۱۶.الكافي عن جابر بن عبد اللّه :الإمام الصادق عليه السلام :كَثرَةُ العُطاسِ يَأمَنُ صاحِبَهُ مِن خَمسَةِ أشياءَ :
أوَّلُها : الجُذامُ .
وَالثّانِي : الرّيحُ الخَبيثَةُ الَّتي تَنزِلُ فِي الرَّأسِ وَالوَجهِ .
وَالثّالِثُ : يَأمَنُ نُزولَ الماءِ فِي العَينِ .
وَالرّابِعُ : يَأمَنُ مِن شِدَّةِ الخَياشيمِ .
وَالخامِسُ : يَأمَنُ مِن خُروجِ الشَّعرِ فِي العَينِ . (2)۴۷۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :اِعلَم أنَّ عِلَّةَ العُطاسِ ، هِيَ أنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ إذا أنعَمَ عَلى عَبدٍ بِنِعمَةٍ فَنَسِيَ أن يَشكُرَ عَلَيها ، سَلَّطَ عَلَيهِ ريحاً تَدورُ في بَدَنِهِ ، فَتَخرُجُ (3)مِن خَياشيمِهِ ، فَيَحمَدُ اللّهَ عَلى تِلكَ العَطسَةِ ، فَيَجعَلُ ذلِكَ الحَمدَ شُكراً لِتِلكَ النِّعمَةِ ، وما عَطَسَ عاطِسٌ إلاّ هُضِمَ لَهُ طعامُهُ . (4).
1) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۶۵۶ ، ح ۱۹ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۶۶ ، ح ۲۴۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۵۲ ، ح ۱.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۶۵ ، ح ۲۴۰۸ عن أبي بصير ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۵۲ ، ح ۱.
3) .في المصدر : «فيخرج» ، والتصويب من بحار الأنوار.
4) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۹۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۵۵ ، ح۱۳.
۵ / ۹فايده هاى عطسه۴۷۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عطسه كردن ، براى بيمار ، نشانِ بهبود و راحت بدن است .۴۷۱۵.امام باقر عليه السلام :امام صادق عليه السلام :عطسه فراوان ، شخص را از پنج چيز ، ايمن مى بخشد : نخستين آنها جذام است ؛ دوم ، بادهاى بدخيمى كه در سر و صورت ، جاى مى گيرند ؛ سوم آن كه مايه ايمنى از ريزش آب در چشم مى شود ؛ چهارم آن كه از سختى حفره هاى بينى (1)مصونيت مى دهد؛ و پنجم آن كه از بيرون آمدن مو در چشم ، ايمنى مى دهد .۴۷۱۶.الكافى ( ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ ) الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :بدان كه علّت عطسه آن است كه خداوند ، چون بنده اى را نعمتى دهد و او سپاسگزارى بر آن را از ياد ببَرَد ، خداوند ، بادى بر او چيره مى سازد كه در تن وى مى چرخد و سرانجام ، از سوراخ هاى بينى او بيرون مى آيد و شخص ، خداوند را بر آن عطسه ، سپاس گويد و خدا ، اين سپاس گفتن را سپاس آن نعمت قرار مى دهد . همچنين ، هيچ كس عطسه نمى كند ، مگر اين كه غذايش گوارا مى شود .
.
1) .در بحار الأنوار به جاى «شدّة (سختى)» «سدّة» آمده است و آن ، بيمارى اى است كه در بينى رُخ مى نمايد و مانع بوييدن راحت هوا مى شود.
۴۷۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كمال الدين عن نسيم خادمة الإمام العسكري عليه السلام :قالَ لي صاحِبُ الزَّمانِ عليه السلام ـ وقَد دَخَلتُ عَلَيهِ بَعدَ مَولِدِهِ بِلَيلَةٍ فَعَطَستُ عِندَهُ ـ فَقالَ لي : يَرحَمُكِ اللّهُ .
قالَت نَسيمٌ : فَفَرِحتُ بِذلِكَ .
فَقالَ لي عليه السلام : ألا اُبَشِّرُكِ فِي العُطاسِ؟
فَقُلتُ : بَلى ، يا مَولايَ .
فَقالَ : هُوَ أمانٌ مِنَ المَوتِ ثَلاثَةَ أيّامٍ . (1)۴۷۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي :عن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ عَن بَعضِ أصحابِهِ ، رَواهُ عَن رَجُلٍ مِنَ العامَّةِ قالَ : كُنتُ اُجالِسُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام ؛ فَلا وَاللّهِ ، ما رَأَيتُ مَجلِساً أنبَلَ مِن مَجالِسِهِ .
قالَ : فَقالَ لي ذاتَ يَومٍ : مِن أينَ تَخرُجُ العَطسَةُ؟
فَقُلتُ : مِنَ الأَنفِ .
فَقالَ لي : أصَبتَ الخَطَأَ .
فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! مِن أينَ تَخرُجُ؟
فَقالَ : مِن جَميعِ البَدَنِ ، كَما أنَّ النُّطفَةَ تَخرُجُ مِن جَميعِ البَدَنِ ومَخرَجُها مِنَ الإِحليلِ .
ثُمَّ قالَ : أما رَأَيتَ الإِنسانَ إذا عَطَسَ نُفِضَ أعضاؤُهُ؟ وصاحِبُ العَطسَةِ يَأمَنُ المَوتَ سَبعَةَ أيّامٍ . (2).
1) .كمال الدين ، ص ۴۳۰ ، ح ۵ ، الغيبة للطوسي ، ص ۲۳۲ ، ح ۲۰۰ ، الخرائج والجرائح ، ج ۱ ، ص ۴۶۵ ، ح ۱۱ وفيهما «بعشر ليال» بدل «بليلة» ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۱۶۲ ، ح ۲۴۰۰ وفيه «تسنيم» بدل «نسيم» ، بحار الأنوار ، ج ۵۱ ، ص ۵ ، ح ۷.
2) .الكافي ، ج ۲ ، ص ۶۵۷ ، ح ۲۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۶۳ ، ح ۵۶ .
۴۷۱۹.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) كمال الدينـ به نقل از نسيم ، بانوى خدمتگزار امام عسكرى عليه السلام: يك شب پس از ميلاد صاحب الزمان عليه السلام ، هنگامى كه در حضور وى (امام زمان) رسيدم و نزد او عطسه اى كردم ، به من فرمود : «خدايت رحمت كناد!» .
از اين دعا ، شادمان شدم . پس به من فرمود : «آيا به تو درباره عطسه ، مژده اى ندهم؟» .
گفتم : چرا ، سرورم .
فرمود : «آن [به معناى] در امان بودن از مرگ تا سه روز است» .۴۷۲۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِمَن سَأَلَهُ : هَل يَنفَعُ البِرُّ بَعدَ الفُ ) الكافىـ از احمد بن محمّد ، از يكى از دوستانش نقل شده كه وى نيز از مردى از اهل سنّت روايت كرده است: با ابوعبد اللّه (امام صادق عليه السلام ) همنشينى داشتم ؛ و به خداوند سوگند ، مجلسى پُر بارتر از نشستِ با او نديدم .
روزى به من گفت : «عطسه از كجا بيرون مى آيد؟» .
گفتم : از بينى .
گفت : «نادرست گفتى» .
پرسيدم : فدايت شوم! از كجا بيرون مى آيد؟
گفت : «از همه بدن ، آن سان كه نطفه از همه بدن ، سرچشمه مى گيرد و از آلت ، بيرون مى زند» .
سپس فرمود : «آيا نمى بينى كه انسان چون عطسه مى كند همه اندام هايش تكان مى خورد؟ كسى كه عطسه كند ، تا هفت روز از مرگ ، در امان است» . .
۵ / ۱۰ما يَضُرُّ مِنَ العَطسَةِ۴۷۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :العُطاسُ يَنفَعُ فِي البَدَنِ كُلِّهِ ما لَم يَزِد عَلَى الثَّلاثِ ، فَإِذا زادَ عَلَى الثَّلاثِ فَهُوَ داءٌ وسُقمٌ . (1)۵ / ۱۱ما يَنفَعُ لِعِلاجِ كَثرَةِ العُطاسِ۴۷۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام :إن أحبَبتَ أن يَقِلَّ عُطاسُكَ ، فَاستَعِط بِدُهنِ المَرزَنجوشِ .
قُلتُ : مِقدارُ كَم؟
قالَ : مِقدارُ دانِقٍ .
قالَ : فَفَعَلتُ ذلِكَ خَمسَةَ أيّامٍ فَذَهَبَ عَنّي . (2)۵ / ۱۲ما يَنفَعُ لِعِلاجِ السُّعالِ۴۷۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمد بن اُذينة :شَكا رَجُلٌ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام السُّعالَ ـ وأنَا حاضِرٌ ـ ، فَقالَ لَهُ : خُذ في راحَتِك شَيئاً مِن كاشِمٍ ومِثلَهُ من سُكَّرٍ ، فَاستَفَّهُ يَوماً أو يَومَينِ .
قالَ ابنُ اُذَينَةَ : فَلَقيتُ الرَّجُلَ بَعدَ ذلِكَ .
فَقالَ : ما فَعَلتُهُ إلاّ مَرَّةً واحِدَةً حَتّى ذَهَبَ . (3).
۵ / ۱۰عطسه زيانبار۴۷۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر عطسه اى براى بدن ، سودمند است ، تا زمانى كه شمارِ آنها از سه افزون نشده است ؛ امّا چون از سه افزون شود ، درد و بيمارى است .۵ / ۱۱آنچه براى درمان عطسه هاى فراوان ، سودمند است۴۷۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از ابوبصير ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «اگر دوست دارى كه عطسه هايت كم باشد ، با روغن مرزنگوش ، انفيه كن» .
پرسيدم : به چه مقدار؟
فرمود : «به مقدار يك دانگ» .
من ، اين كار را پنج روز انجام دادم و اين حالت در من از ميان رفت .۵ / ۱۲آنچه براى درمان سرفه ، سودمند است۴۷۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در وصيّتش به ابو ذر ـ ) الكافىـ به نقل از محمّد بن اُذَينه: مردى نزد امام صادق عليه السلام از سُرفه اظهار ناراحتى كرد ، در حالى كه من نيز حضور داشتم . امام به او فرمود : «در كفِ دست خود ، قدرى كاشم (نوعى زيره كوهى) و به همان اندازه ، شكر بريز و براى يك يا دو روز ، اين سَفوف (1)را بخور . پس از اين ماجرا ، آن مرد را ديدم . گفت : تنها يك بار اين كار را انجام دادم كه آن حالت ، از ميان رفت .
.
1) .. هر دارويى را كه به صورت غير معجون استفاده شود ، سَفوف گويند .
۵ / ۱۳ما يورِثُ السِّلَّ۴۷۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مُشاشُ الطَّيرِ يورِثُ السِّلَّ . (1)۴۷۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أكلُ الحيتانِ يورِثُ السِّلَّ . (2)۴۷۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن سعد بن سعد :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام (3): إنّا نَأكُلُ الاُشنانَ .
فَقالَ : كانَ أبُو الحَسَنِ عليه السلام إذا تَوَضَّأَ ضَمَّ شَفَتَيهِ .
وفيهِ خِصالٌ تُكرَهُ : إنّه يورِثُ السِّلَّ ، ويَذهَبُ بِماءِ الظَّهرِ ، ويوهِي الرُّكبَتَينِ . (4)۴۷۳۲.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن سليمان الجعفري :مَرِضتُ حَتّى ذَهَبَ لَحمي ، فَدَخَلتُ عَلَى الرِّضا ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ـ ، فَقالَ :
أيَسُرُّكَ أن يَعودَ إلَيكَ لَحمُكَ؟
قُلتُ : بَلى .
قالَ : اِلزَمِ الحَمّامَ غِبّاً ؛ فَإِنَّهُ يَعودُ إلَيكَ لَحمُكَ ، وإيّاكَ أن تُدمِنَهُ ؛ فَإِنَّ إدمانَهُ يورِثُ السِّلَّ . (5).
1) .الثقات لإبن حبّان ، ج ۹ ، ص ۱۷۰ عن عقبة بن عامر ، سير أعلام النبلاء ، ج ۹ ، ص ۹۵ ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۲۶۴ ، ح ۴۰۸۸۹ نقلاً عن ابن النجّار عن أبي الخير مرثد بن عبد اللّه نحوه.
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۷۰ ، ح ۱۸۶۵ عن هشام بن سالم ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۰ ، ح ۱۱۳۹ وفيه «لحم الحيتان» ، بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۲۰۸ ، ح ۴۷.
3) .أي الإمام الرضا عليه السلام .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۸ ، ح ۲.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۷ ، ح ۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۷۷ ، ح ۱۱۶۲.
۵ / ۱۳آنچه سل مى آورد۴۷۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :[خوردن] سر استخوان هاى نرم پرندگان ، سِل مى آورد .۴۷۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن ماهى ، سِل (1)مى آورد . (2)۴۷۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از سعد بن سعد: به امام رضا عليه السلام گفتم : ما اُشنان (3)مى خوريم .
فرمود : ابوالحسن (امام كاظم عليه السلام ) چون دست و دهان خود را مى شست ، لب هاى خويش را جمع مى كرد . (4)در اين [گياه] ، ويژگى هاى ناخوشايندى است : سِل مى آورد ، آب كمر را مى بَرَد و زانوها را سست مى كند» .۴۷۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از سليمان جعفرى: چنان بيمار شدم كه گوشت تنم تحليل رفت . در همين زمان ، [روزى] بر امام رضا عليه السلام ـ درودهاى خدا بر او باد ـ وارد شدم .
فرمود : «آيا خوش دارى كه گوشتت بازگردد؟».
گفتم : آرى .
فرمود : «يك روز در ميان ، حمّام كن ، كه گوشتت باز مى گردد ؛ امّا مبادا به اين كار [به صورت روزانه] عادت كنى ؛ چرا كه اعتياد به حمّام ، سِل مى آورد . (5)
.
1) .از ديدگاه نگارنده ، در صورت صحّت اين روايت ، ظاهراً مقصود از آن ، خوردن هميشگى ماهى براى برخى مزاج ها يا در برخى از مناطق است ؛ چه اين كه شمارى از احاديث از عادت كردن به خوردن گوشت ماهى نهى كرده اند (ر. ك : ج۲ ، ص۴۸۷). به هر روى، هدف از آوردن اين گونه روايات ، گشودن باب پژوهش هاى علمى است.
2) .. در مكارم الأخلاق به جاى «خوردن» ، عبارت «گوشت» آمده است .
3) .. گياهى كه براى شستن دست و جامه به كار برده مى شود .
4) .مقصود آن است كه امام ، عليه السلام هنگامى كه پس از غذا خوردن دست ها و دهان خود را با آبى كه به اشنان آميخته است ، مى شُست ، دهان خويش را كاملاً مى بست تا چيزى از آن به دهان وى نرود .
5) .ممكن است مقصود ، حمّام هاى آن عصر باشد كه از نظافت كافى برخوردار نبوده است .
۴۷۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :غريب الحديث :جاءَ فِي الحَديثِ : غُبارُ ذَيلِ المَرأَةِ الفاجِرَةِ يورِثُ السِّلَّ . (1)۵ / ۱۴ما يَقي مِنَ السِّلِّ۴۷۳۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :لُبسُ الخُفِّ أمانٌ مِنَ السِّلِّ . (2)۴۷۳۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِرَجُلٍ سَأَلَهُ عَمَلاً يُحَبِّبُهُ إلَى اللّ ) الإمام الصادق عليه السلام :إدمانُ لُبسِ الخُفِّ أمانٌ مِنَ السِّلِّ . (3)۵ / ۱۵ما يَنفَعُ لِعِلاجِ السِّلِّ۴۷۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) طبّ الأئمّة عن أحمد بن بشارة :حَجَجتُ فَأَتَيتُ المَدينَةَ ، فَدَخَلتُ مَسجِدَ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله فَإِذا أبو إبراهيمَ عليه السلام جالِسٌ في جَنبِ المِنبَرِ ، فَدَنَوتُ فَقَبَّلتُ رَأسَهُ ويَدَيهِ وسَلَّمتُ عَلَيهِ ، فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلامَ ، وقالَ :
كَيفَ أنتَ مِن عِلَّتِكَ؟
قُلتُ : شاكِياً بَعدُ . وكانَ بِيَ السِّلُّ .
فَقالَ : خُذ هذَا الدَّواءَ بِالمَدينَةِ قَبلَ أن تَخرُجَ إلَى مَكَّةَ ، فَإِنَّكَ تُوافيها (4)وقَد عوفيتَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى .
فَأَخرَجتُ الدَّواةَ وَالكاغَذَ وأملى عَلَينا :
يُؤخَذُ سُنبُلٌ ، وقاقُلَّةٌ ، وزَعفَرانٌ ، وعاقِرقِرحا ، وبَنجٌ ، وخَربَقٌ أبيَضُ ؛ أجزاءً بِالسَّوِيَّةِ ، وإبرِفيونٌ جُزءينِ ، يُدَقُّ ويُنخَلُ بِحَريرَةٍ ، ويُعجَنُ بِعَسَلٍ مَنزوعِ الرَّغوَةِ ، ويُسقى صاحِبُ السِّلِّ مِنهُ مِثلَ الحِمَّصَةِ بِماءٍ مُسَخَّنٍ عِندَ النَّومِ ، وإنَّكَ لا تَشرَبُ ذلِكِ إلاّ ثَلاثَ لَيالٍ ، حَتّى تُعافى مِنهُ بِإِذنِ اللّهِ تَعالَى .
فَفَعَلتُ ، فَدَفَعَ اللّهُ عَنّي فَعوفيتُ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (5).
1) .غريب الحديث لابن قتيبة ، ج ۲ ، ص ۳۵۹ ، ح ۱۶.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۲ عن منيع .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۳ عن مبارك غلام العقرقوفي ، الأمالي للطوسي ، ص ۶۶۷ ، ح ۱۳۹۶ عن الحسين عن أبيه وفيه «أدمنوا الخفّ فإنّه ...».
4) .في المصدر : «تعافى فيها» والتصويب من بحار الأنوار.
5) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۷۹ ، ح ۱.
۴۷۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :غريب الحديث :در حديث آمده : غبار دامنِ زنِ بدكار ، سِل مى آورد .۵ / ۱۴آنچه از سل ، پيشگيرى مى كند۴۷۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :پوشيدن موزه ، (1)مايه ايمنى از سِل است .۴۷۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :عادت داشتن به پوشيدن موزه ، مايه ايمنى از سِل است .۵ / ۱۵آنچه براى درمان سل سودمند است۴۷۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از احمد بن بشاره ـ: حج گزاردم و به مدينه رفتم . آن جا وارد مسجد النبى صلى الله عليه و آله شدم و به ناگاه ، امام كاظم عليه السلام را ديدم كه در كنار منبر نشسته است . به او نزديك شدم ، بر سر و دستانش بوسه زدم و به او سلام كردم . او سلامم را پاسخ داد و فرمود : «با بيمارى ات چه طورى؟» .
گفتم : هنوز ، از آن در رنجم . من پيش تر ، سِل داشتم .
فرمود : «اين دارو را در مدينه بگير ، پيش از آن كه روانه مكّه شوى ؛ چه ، در اين صورت ، در حالتى به مكّه خواهى رسيد كه به اذن خداوند متعال ، بهبود يافته اى» . من دوات و كاغذ بيرون آوردم و او برايمان چنين املا فرمود : «مقاديرى همانند از سنبل ، قاقله ، ۲ زعفرا ن ، آككرا ، (2)بنج (3)و پلخم سفيد (ابرفيون) (4)و از همين پيمانه ، دو واحد گاوكُشك (فربيون) ۶ برداشته ، آرد مى شود و بر پارچه اى حرير ، غربال مى گردد . آن گاه ، از آن با عسلى كه كفِ رويش برداشته شده ، خميرى ساخته مى شود و در هنگام خواب ، به اندازه يك نخود از آن در آبِ گرم ]به بيمار[ خورانده مى شود . از اين ]محلول] ، تنها سه شب نخواهى خورد كه به اذن خداوند عز و جلبهبود خواهى يافت» .
من ، اين كار را انجام دادم و خداوند ، بلا را از من راند و به اذن خداوند متعال ، بهبود يافتم .
.
1) .نوعى پاافزار كه تا ساق پا و زير زانو را فرا گيرد ، چكمه (فرهنگ معين) .
2) .آككرا : گياهى از جنس بابونه و از تيره مركّبان كه گَردِ گُل هاى خشك شده آن ، كُشنده حشرات است . عاقرقرحا ، عقار كوهان ، فورسيون ، ك] طرفون . . . جنام هاى ديگر آن استج (فرهنگ معين) .
3) .بنج ، گروهى از گياهان طبّى مخدّر از رسته گياهان بادمجانى را در بر مى گيرد .
4) .خربق : گياهى است با برگ هاى سبز شبيه برگ خيار [از نوع زينتى آن] و البته كوچك تر از آن. اين برگ ها مقدارى زِبر است و گياه نيز ساقه اى خشن و گل هايى سفيد دارد. در اين گياه ، رنگ خرفه نيز ديده مى شود و شكل كلّى گياه ، همانند گل سرخ است .
۵ / ۱۶ما يورِثُ الرَّبوَ وَالبُهرَ۴۷۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :الاِمتِلاءُ مِنَ البَيضِ المَسلوقِ يورِثُ الرَّبوَ وَالاِبتِهارَ ۱ . (1)۵ / ۱۷ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الرَّبوِ۴۷۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن المفضّل بن عمر :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام قُلتُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، إنَّهُ يُصيبُني رَبوٌ شَديدٌ إذا مَشَيتُ ، حَتّى لَرُبَّما جَلَستُ في مَسافَةٍ ما بَينَ داري ودارِكَ في مَوضِعَينِ .
قالَ : يا مُفَضَّلُ ، اشرَب لَهُ أبوالَ اللِّقاحِ .
قالَ : فَشَرِبتُ ذلِكَ فَمَسَحَ اللّهُ دائي . (2).
۵ / ۱۶آنچه تنگى نفس مى آورد۴۷۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) امام رضا عليه السلام :پُرخورى از تخم مرغ آب پَز ، نفسْ تنگى و نفس بُريدگى مى آورد . (1)۵ / ۱۷آنچه براى درمان تنگى نفس ، سودمند است۴۷۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم : اى پسر پيامبر خدا! در هنگام راه رفتن ، نفس تنگىِ شديدى مرا مى آزارد تا جايى كه گاه در فاصله ميان خانه خود و خانه شما ، دوبار مى نشينم .
فرمود : «اى مفضّل! براى اين عارضه ، ادرار شتر شيرده بخور» .
من از آن خوردم و خداوند ، بيمارى ام را زدود .
.
1) .گفتنى است در متن عربى واژه «ربو» و «ابتهار» و در بحار الأنوار «انبهار» آمده است . ربو ، عبارت از مطلقِ نفس تنگى است و بهر نيز خود ، نوعى از آن است . در قاموس آمده: آن ، عبارت است از بُريدن نفس كه از خستگى حاصل آيد ، مطاوع آن ، انبهار است. ممكن است ميان «ربو» و «انبهار» ، اين گونه تفاوت گذارده شود كه ربو ، از پُرى عروق ريه حاصل مى آيد و ديگرى از پُرشدگى شريان ها .
۵ / ۱۸ما يَنفَعُ لِعِلاجِ ذاتِ الجَنبِ۴۷۵۲.السنن الكبرى عن عكرمة :صحيح البخاري عن اُمّ قيس :دَخَلتُ بِابنٍ لي عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وقَد أعلَقتُ عَلَيهِ مِنَ العُذرَةِ .
فَقالَ : عَلى ما تَدغِرنَ أولادَكُنّ بِهذَا العِلاقِ؟ ! عَلَيكُنَّ بِهذَا العودِ الهِندِيِّ ؛ فَإِنَّ فيهِ سَبعَةَ أشفِيَةٍ مِنها ذاتُ الجَنبِ . (1)۴۷۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن الترمذي عن زيد بن أرقم :أمَرَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن نَتَداوى مِن ذاتِ الجَنبِ بِالقُسطِ البَحرِيِّ ، وَالزَّيتِ . (2)۴۷۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن أكَلَ السَّدابَ ونامَ عَلَيهِ ؛ أمِنَ مِنَ الدُّوارِ وذاتِ الجَنبِ . (3).
1) .صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۱۵۹ ، ح ۵۳۸۳ ، سنن أبي داوود ، ج ۴ ، ص ۸ ، ح ۳۸۷۷ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱۰ ، ص ۲۸۴ ، ح ۲۷۰۶۵ ، المصنّف لعبد الرزاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ ، ح ۱۴۸۵ كلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۵۲۹ ، ح ۲۷۲۸۵.
2) .سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۴۰۷ ، ح ۲۰۷۹ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۲۴ ، ح ۷۴۴۳ ، المعجم الكبير، ج ۵ ، ص ۲۰۲، ح ۵۰۹۰ وفيه «قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : تداووا...» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۴، ح ۲۸۱۸۷.
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۰.
۵ / ۱۸آنچه براى درمان ذات الجَنب سودمند است۴۷۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صحيح البخارىـ به نقل از امّ قيس ـ: همراه با يكى از كودكانم و در حالى كه به سبب گلودرد ، كام وى را با انگشتْ فشرده بودم ، بر پيامبر خدا وارد شدم . فرمود : «چرا كامِ كودكان خود را چنين مى فِشُريد و بالا مى آوريد؟ بر شما باد كه از اين عود هندى (1)بهر ه بريد . در اين چوب ، هفت درمان است كه يكى از آنها [درمان] ذات الجَنْب (2)است» .۴۷۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :سنن الترمذىـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا به ما فرمود: «ذات الجنب را با بُستك دريايى و روغن زيتون ، درمان كنيم» .۴۷۵۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس سُداب (3)بخورد و بر آن بخوابد ، از سرگيجه و ذات الجنب ، ايمن باشد .
.
1) .عود هندى: گفته اند همان بُستك دريايى است. همچنين گفته اند: عودى است كه براى خوش بو كردن ، دود مى كنند .
2) .ذات الجنب: درد پهلو، بَرسام، نوعى بيمارى پهلو، درد و آماس پهلو، ورم حادّ مولم در نواحى صدر، ورم حجاب مستبطن، دردى است به دنده ها با سرفه و تب، سينه پهلو، ورم حادّ مولم كه در نواحى سينه پيدا شود كه قسمى از آن را «شوصة»، قسمى را «برساما» و قسمى را «ذات الجنب ساده» گويند (لغت نامه دهخدا).
3) .معناى سداب در ج۱ ، ص۲۴۷ آمد .
الفصل السادس : الفم والأسنان۶ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيهِما مِنَ الحِكمَةِ۴۷۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :جُعِلَ الشّارِبُ وَالشَّفَةُ فَوقَ الفَمِ؛ لِيَحتَبِسَ ما يَنزِلُ مِنَ الدِّماغِ عَنِ الفَمِ لِئَلاّ يَتَنَغَّصَ عَلَى الإِنسانِ طَعامُهُ وشَرابُهُ فَيُميطَهُ عَن نَفسِهِ ... وجُعِلَ السِّنُّ حادّاً؛ لِأَنَ بِهِ يَقَعُ المَضغُ، وجُعِلَ الضِّرسُ عَريضاً؛ لِأَنَّ بِهِ يَقَعُ الطَّحنُ وَالمَضغُ، وكانَ النّابُ طَويلاً لِيُسنِدَ الأَضراسَ وَالأَسنانَ كَالاُسطُوانَةِ فِي البِناءِ . (1)۴۷۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: فَكِّر ـ يا مُفَضَّلُ ـ في هذِهِ الطَّواحِنِ الَّتي جُعِلَت لِلإِنسانِ ، فَبَعضُها حُدادٌ لِقَطعِ الطَّعامِ وقَرضِهِ ، وبَعضُها عُراضٌ لِمَضغِهِ ورَضِّهِ ، فَلَم يَنقُص واحِدٌ مِنَ الصِّفَتَينِ إذ كانَ مُحتاجاً إلَيهِما جَميعاً . (2)راجع : ج۱ ، ص ۳۲۴ (الإشارة إلى ما في الحنجرة من الحكمة).
.
فصل ششم : دهان و دندان۶ / ۱اشاره به حكمت نهفته در دهان و دندان۴۷۵۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سبيل و لب ، در بالاى دهان قرار گرفته است تا مانع رسيدن آنچه از مغز فرو مى ريزد ، به دهان شود ، مبادا كه طعم خوراك و نوشيدن ، بر انسان ، ناگوار گردد و آن را وا گذارد . . .
دندانِ جلو تيز قرارداده شده است ؛ زيرا به واسطه آن ، كار قطع كردن صورت مى پذيرد ؛ و دندان هاى آسيا ، پهن قرارداده شده اند ؛ زيرا آسياب كردن و جويدن ، به كمك آنها انجام مى گيرد ؛ و نيش بلندتر است تا تكيه گاه دندان جانبى و دندان جلو باشد ، به سان استوانه اى در يك بنا .۴۷۶۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! در اين آسياهايى كه براى انسان قرارداده شده است ، بينديش . برخى از آنها تيز هستند تا غذا را ببُرند و قطعه قطعه كنند ، برخى پهن اند تا غذا را بِجَوَند و نرم كنند . هيچ يك از اين دو ويژگى ، مفقود نيستند ؛ چرا كه به هر دو آنها نياز است .ر. ك : ج۱ ، ص۳۲۵ (اشاره به حكمت نهفته در حنجره).
.
۶ / ۲صِحَّةُ الفَمِ وَالأَسنانِ۶ / ۲ ـ ۱التَّخَلُّلُأ ـ تأكيدُ التَّخَلُّلِ۴۷۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين آيه: {Q} «تا خداوند ، پاداش كامل به ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلَيَّ بِالخِلالِ . (1)۴۷۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :حَبَّذَا المُتَخَلِّلونَ مِن اُمَّتي . (2)۴۷۶۴.تاريخ دمشق عن ابن عبّاس :عنه صلى الله عليه و آله :رَحِمَ اللّهُ المُتَخَلِّلينَ مِنَ الطَّعامِ ومِنَ الطَّهورِ . (3)۴۷۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أبو الحسن عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : رَحِمَ اللّهُ المُتَخَلِّلينَ !
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما المُتَخَلِّلونَ؟
قالَ : يَتَخَلَّلونَ مِنَ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّهُ إذا بَقِيَ فِي الفَمِ تَغَيَّرَ فَآذَى المَلَكَ ريحُهُ . (4)۴۷۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا حَبَّذَا المُتَخَلِّلونَ مِنَ الطَّعامِ ! إنَّهُ لَيسَ أشَدُّ عَلَى المَلَكِ مِن بَقِيَّةٍ تَبقى مِنَ الفَمِ مِن أثَرِ الطَّعامِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۷ ، ح ۲۳۲۱ كلاهما عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۹ ، ح ۱۰ .
2) .المعجم الأوسط ، ج ۲ ، ص ۱۵۹ ، ح ۱۵۷۳ ، تاريخ دمشق ، ج ۵۳ ، ص ۳۷۵ ، ح ۱۱۳۱۱ ، مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۲۶۷ ، ح ۱۳۳۳ كلّها عن أنس ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۲ ، ح ۲۹ .
3) .الفردوس ، ج ۲ ، ص ۲۶۲ ، ح ۳۲۲۰ عن أبي أيّوب ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۲۵۵ ، ح ۴۰۸۳۷ ؛ مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ح ۱۰۵۸ وفيه «من اُمّتي في الوضوء والطعام» بدل «من الطعام ومن الطهور» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱ .
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۷ ، ح ۲۳۲۲ عن أبي حمزة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۹ ، ح ۱۱ .
5) .الفردوس ، ج ۵ ، ص ۳۰۰ ، ح ۸۲۴۸ عن أبي أيّوب وراجع مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۰۶۷ .
۶ / ۲بهداشت دهان و دندان۶ / ۲ ـ ۱خلال كردنالف ـ تأكيد بر خلال كردن۴۷۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، بر من به [پيام وحيانى درباره] خلال ، نازل شد .۴۷۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوشا بر كسانى از امّت من كه خلال كنند !۴۷۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رحمت خداوند بر كسانى كه پس از غذا و در وضو ، خلال مى كنند !۴۷۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا فرمود : «رحمت خدا بر خلال كنندگان!»
پرسيده شد : اى پيامبر خدا! خلال كنندگان چه كسانى اند؟
فرمود : «آنان كه از غذا ، خلال مى كنند ؛ چه ، اگر چيزى از غذا در دهان بماند ، تغيير مى كند و بويش فرشته را مى آزارد» .۴۷۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوشا به حال آنان كه از غذا ، خلال مى كنند! بر فرشته ، هيچ چيز سخت تر از باقى مانده اى نيست كه در پىِ غذا خوردن ، در دهان بر جاى مى مانَد» .
.
۴۷۷۱.ثواب الأعمال عن أحمد بن أبي عبد اللّه البرقي عن أعنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا ؛ فَإِنَّهُ لَيسَ شَيءٌ أبغَضَ إلَى المَلائِكَةِ مِن أن يَرَوا في أسنانِ العَبدِ طَعاماً . (1)۴۷۷۲.الإمام الصادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :تَركُ الخِلالِ وَهنٌ لِلأَسنانِ . (2)۴۷۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :نَقُّوا أفواهَكُم بِالخِلالِ . (3)۴۷۷۱.ثواب الأعمال ( ـ به نقل از احمد بن ابى عبد اللّه برقى ، از پدرش ) الإمام الباقر عليه السلام :شَكَتِ الكَعبَةُ إلَى اللّهِ ما تَلقى مِن أنفاسِ المُشرِكينَ ، فَأَوحَى اللّهُ إلَيها : أن قَرّي يا كَعبَةُ ؛ فَإِنّي اُبدِلُكَ بِهِم قَوماً يَتَخَلَّلونَ بِقُضبانِ الشَّجَرِ .
فَلَمّا بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله أوحى إلَيهِ مَعَ جَبرَئيلَ بِالسِّواكِ وَالخِلالِ . (4)۴۷۷۲.امام صادق عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِالسِّواكِ وَالخِلالِ وَالحِجامَةِ . (5)۴۷۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَن أكَلَ طعَاماً فَليَتَخَلَّل ؛ ومَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ حَرَجٌ . (6)۴۷۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :رُوِيَ عَنِ الإِمامِ الكاظِمِ عليه السلام : أنَّهُ يُنادِي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ : اللّهُمَّ بارِك فِي الخَلاّلينَ وَالمُتَخَلِّلينَ . وَالخَلُّ بِمَنزِلَةِ الرَّجُلِ الصّالِحِ يَدعو لِأَهلِ البَيتِ بِالبَرَكَةِ . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! مَا الخَلاّلونَ ومَا المُتَخَلِّلونَ؟
قالَ : الَّذينَ في بُيوتِهِمُ الخَلُّ وَالَّذينَ يَتَخَلَّلونَ . (7).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۰۶۶ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، جامع الأحاديث للقمّي ، ص۶۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱ .
2) .جامع الأحاديث للقمّي ، ص ۶۵ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ح ۱۰۵۴ عن سعد بن معاذ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱ .
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۶ ، ح ۲۳۱۹ عن سدير ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۹ ، ح ۸ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۷ ، ح ۲۳۲۰ كلاهما عن أبي جميلة ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۷ ، ح ۲۷ .
6) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۵ ، ح ۲۳۵۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۲۰ .
7) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ح ۱۰۵۹ ، مستطرفات السرائر ، ص ۴۹ ، ح ۹ وزاد في ذيله «فإنّ الخلال نزل به جبرئيل مع اليمين والشهادة من السماء» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۲۶ .
۴۷۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خلال كنيد ؛ زيرا نزد فرشتگان ، هيچ چيز ناخوشايندتر از آن نيست كه در [لابه لاى] دندان هاى انسان ، غذا ببينند .۴۷۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :وا گذاشتن خلال ، مايه سستى دندان هاست .۴۷۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دهانتان را با خلال كردن ، تميز كنيد .۴۷۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :كعبه از آنچه از نفس هاى مشركان با آن روياروى مى شود ، به درگاه خداوند ناليد . پس خداوند ، بدان وحى كرد كه : «اى كعبه! شادمان باش؛ زيرا كه براى تو مردمانى را جايگزين اين قوم خواهم ساخت كه با شاخه هاى درخت ، خلال مى كنند» .
هنگامى كه خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت ، توسّط جبرئيل ، سفارش مسواك زدن و خلال را به او وحى كرد .۴۷۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :جبرئيل به سفارش بر مسواك ، خلال و حجامت ، بر پيامبر خدا نازل شد .۴۷۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس غذايى بخورد ، پس از آن خلال كند ؛ و هر كس چنين نكند ، مشكل [بهداشتى] پيدا خواهد كرد .۴۷۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :از امام كاظم عليه السلام روايت شده است : منادى اى از آسمان ندا مى دهد : «خداوندا! خلاّلان و متخلّلان را بركت ده! سركه ، به سان مردى درست كار براى اهل خانه دعاى بركت مى كند .
[راوى مى گويد :] گفتم : فدايت شوم! مقصود از «خلاّلان» و «متخلّلان» چيست؟
فرمود : «كسانى كه در خانه هايشان سركه (خلّ) هست و كسانى كه خلال مى كنند» . .
ب ـ مَنافِعُ التَّخَلُّلِ۴۷۷۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا ؛ فَإِنَّهُ نَظافَةٌ ، وَالنَّظافَةُ تَدعو إلَى الإِيمانِ ، وَالإيمانُ مَعَ صاحِبِهِ فِي الجَنَّةِ . (1)۴۷۷۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا عَلى أثَرِ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّهُ صِحَّةٌ لِلنّابِ وَالنَّواجِذِ ، ويَجلِبُ عَلَى العَبدِ الرِّزقَ . (2)۴۷۸۰.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا عَلى أثَرِ الطَّعامِ ، وتَمَضمَضوا ؛ فَإِنَّهُ مَصَحَّةٌ لِلنّابِ وَالنّاجِذِ . (3)۴۷۸۱.الإمام الصّادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا ؛ فَإِنَّهُ يُنَقِّي الفَمَ ومَصلَحَةٌ لِلِّثَةِ . (4)۴۷۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَخَلَّلوا ؛ فَإِنَّها مَصلَحَةٌ لِلنّابِ وَالنَّواجِذِ . (5)۴۷۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ . . . الخِلالُ يُحَبِّبُكَ إلَى المَلائِكَةِ ؛ فَإِنَّ المَلائِكَةَ تَتَأَذّى بِريحِ فَمِ مَن لا يَتَخَلَّلُ بَعدَ الطَّعامِ . (6).
1) .المعجم الأوسط ، ج ۷ ، ص ۲۱۵ ، ح ۷۳۱۱ ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۵۵ ، ح ۲۳۰۹ كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۰ ، ح ۲۶۰۹۲؛ طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۳ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۱ .
2) .الجعفريّات ، ص ۲۸ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۱ ، ح ۱۰۶۱ وفيه «مصحّة للفم» بدل «صحّة للناب» ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۸ ، ح ۲۳۲۷ نحوه وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ،دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۲۰ ، ح ۴۱۰ ، النوادر للراوندي ، ص ۲۱۲ ، ح ۴۱۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۲ ، ح ۲۷ .
3) .الفردوس ، ج ۲ ، ص ۵۴ ، ح ۲۳۰۷ عن عمران الكلاعي ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۲۵۵ ، ح ۴۰۸۳۶ عن عمران بن حصين الخزاعي؛ طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۳ وفيه «فإنّهما» بدل «فإنّه» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۱ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۵ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام .
5) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۸ ، ح ۲۳۲۷ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام .
6) .تحف العقول ، ص ۱۴ ، بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۶۷ ، ح ۶ وج ۷۶ ، ص ۱۳۹ ، ح ۵۰ .
ب ـ منافع خلال كردن۴۷۸۱.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خلال كنيد ؛ زيرا آن ، پاكيزگى است و پاكيزگى به ايمان فرا مى خوانَد و ايمان به همراه دارنده اش در بهشت است .۴۷۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قوله تعالى : {Q} «ألم نَشْرَحْ ...» {/Q} ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در پى غذا خوردن ، خلال كنيد ؛ چرا كه مايه سلامت دندان هاى نيش و نواجد (1)(آسيا) است و براى انسان ، جلب روزى مى كند . (2)۴۷۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در پىِ غذا ، خلال كنيد و آب در دهان بچرخانيد ؛ چرا كه مايه سلامت دندان هاى نيش و آسياست .۴۷۸۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في قولِهِ تعالى : {Q} «ألَمْ نَشْرَحْ ...» {/Q} ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خلال كنيد ؛ چرا كه دهان را تميز مى كند و مايه سلامت لثه است .۴۷۸۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خلال كنيد ؛ چرا كه مايه سلامت [دندان هاى] نيش و نواجذ است .۴۷۸۶.الأمالي للطوسي عن عائشه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام: اى على! خلال كردن ، تو را محبوب فرشتگان مى سازد ؛ چرا كه فرشتگان ، از بوى دهان كسى كه پس از غذا خلال نمى كند ، آزرده مى شوند .
.
۴۷۸۷.بحار الأنوار عن جابر بن عبداللّه :الكافي عن أحمد بن عبد اللّه الأسدي عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام :ناوَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله جَعفَرَ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام خِلالاً ، فَقالَ لَهُ :
يا جَعفَرُ ، تَخَلَّل ؛ فَإِنَّهُ مَصلَحَةٌ لِلفَمِ ـ أو قالَ : لِلِّثَةِ ـ ، ومَجلَبَةٌ لِلرِّزقِ . (1)۴۷۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره آيه {Q} «آيا براى تو سينه ات را نگشاده ا ) الكافي عن وهب بن عبد ربّه :رَأَيتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَتَخَلَّلُ فَنَظَرتُ إلَيهِ ، فَقالَ :
إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَتَخَلَّلُ ، وهُوَ يُطَيِّبُ الفَمَ . (2)۴۷۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الخِلالُ بَعدَ الطَّعامِ ؛ يَشُدُّ اللِّثاتِ ، ويَجلِبُ الرِّزقَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ. (3)ج ـ آدابُ التَّخَلُّلِ۴۷۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن تَخَلَّلَ فَليَلفِظ ، مَن فَعَلَ فَقَد أحسَنَ ، ومَن لَم يَفعَل فَلا حَرَجَ . (4)۴۷۸۶.الأمالى ، طوسى ( ـ به نقل از عايشه ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :لا يَزدَرِدَنَّ أحَدُكُم ما يَتَخَلَّلُ بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَكونُ مِنهُ الدُّبَيلَةُ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۵ ، ح ۲۳۵۷ وليس فيه «يا جعفر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۱۹ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۶ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۹ ، ح ۲۳۳۲ وليس فيه «وهو يطيّب الفم» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۹ ، ح ۱۲ .
3) .إحقاق الحقّ ، ج ۱۲ ، ص ۲۸۳ نقلاً عن بهجة المجالس .
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۸ ، ح ۲۳۲۸ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ؛ سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۳۳۷ عن أبي هريرة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۵ ، ص ۲۵۴ ، ح ۴۰۸۳۵ وراجع مسند ابن حنبل ، ج ۳ ، ص ۳۰۴ ، ح ۸۸۴۵ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۸ ، ح ۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۰۸ .
۴۷۸۷.بحار الأنوار ( ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ ) الكافىـ به نقل از احمد بن عبد اللّه اسدى ، از مردى ، از امام صادق عليه السلام ـ: پيامبر خدا ، خلالى به جعفر بن ابى طالب داد و فرمود : «اى جعفر! خلال كن ، كه اين كار ، موجب بهداشت دهان (يا فرمود : لثه) و سبب جلب روزى است» .۴۷۸۸.سنن النسائي عن أبي هريرة :الكافىـ به نقل از وَهْب بن عبد ربّه: امام صادق عليه السلام را ديدم كه خلال مى كرد . به او نگريستم . فرمود : «پيامبر خدا هم خلال مى كرد ؛ و اين كار ، دهان را خوش بو مى كند» .۴۷۸۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خلال كردن پس از [خوردن] غذا ، لثه ها را محكم مى كند ، روزى مى آورد و بوى دهان را خوش مى سازد .ج ـ آداب خلال كردن۴۷۸۸.سنن النسائى ( ـ به نقل از ابو هُريره ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس خلال مى كند ، [پس مانده ها را] بيرون افكند . هر كس چنين كند ، كار خوبى كرده است و هر كس چنين نكند ، [بر او] ايرادى نيست .۴۷۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مبادا كسى از شما آنچه را با آن خلال مى كند ، فرو دهد ؛ چرا كه شكم كلن ، (1)از آن مى خيزد .
.
1) .شكم كلن (دبيله) ، جوش يا دُمَل بزرگى است كه در شكم ، رُخ مى نمايد و غالباً شخص را مى كُشد .
۴۷۹۰.مسكّن الفؤاد ( ـ به نقل از قبيصة بن بُرمه ـ ) عنه عليه السلام :ما أدَرتَ عَلَيِهِ لِسانَكَ فَأَخرَجتَهُ فَابلَعهُ ، وما أخرَجتَهُ بِالخِلالِ فَارمِ بِهِ. (1)۴۷۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلامـ لِلفَضلِ بنِ يونُسَ: يا فَضلُ ، أدِر لِسانَكَ في فيكَ ؛ فَما تَبِعَ لِسانَكَ فَكُلهُ إن شِئتَ ، ومَا استَكرَهتَهُ بِالخِلالِ فَالفِظهُ . (2)۴۷۹۲.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مِن حَقِّ الخِلالِ أن تُديرَ لِسانَكَ في فَمِكَ ؛ فَما أجابَكَ تَبتَلِعُهُ ، ومَا امتَنَعَ تُحَرِّكُهُ بِالخِلالِ ، ثُمَّ تُخرِجُهُ فَتَلفِظُهُ . (3)۴۷۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن الفضل بن يونس :تَغَدّى عِندي أبُو الحَسَنِ عليه السلام ، فَلَمّا فَرَغَ مِنَ الطَّعامِ اُتِيَ بِالخِلالِ ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! ما حَدُّ هذَا الخِلالِ؟
فَقالَ : يا فَضلُ ، كُلُّ ما بَقِيَ في فَمِكَ فَما أدَرتَ عَلَيهِ لِسانَكَ فَكُلهُ ، ومَا استَكَنَّ فَأَخرِجهُ بِالخِلالِ فَأَنتَ فيهِ بِالخِيارِ ؛ إن شِئتَ أكَلتَهُ وإن شِئتَ طَرَحتَهُ . (4)۴۷۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المحاسن عن الفضل بن يونس الكاتب :أتاني أبُو الحَسَنِ موسَى بنُ جَعفَرٍ عليه السلام في حاجَةٍ لِلحُسيَنِ بنِ يَزيدَ ، فَقُلتُ : إنَّ طَعامَنا قَد حَضَرَ ، فَاُحِبُّ أن تَتَغَدّى عِندي .
قالَ : نَحنُ نَأكُلُ طَعامَ الفَجأَةِ .
ثُمَّ نَزَلَ فَجِئتُهُ بِغَداءٍ ووَضَعتُ مِنديلاً عَلى فَخِذَيهِ ، فَأَخَذَهُ فَنَحّاهُ ناحِيَةً ، ثُمَّ أكَلَ ، ثُمَّ قالَ لي :
يا فَضلُ ، كُل مِمّا فِي اللَّهَواتِ وَالأَشداقِ ، ولا تَأكُل ما بَينَ أضعافِ الأَسنانِ. (5).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۳۵۷ ، ح ۴۲۶۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۲۹ ، ح ۱۰۵۱ .
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۳۹ ، ح ۱۷۳۶ عن الفضل بن يونس ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۰۷ ، ح ۱ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۱۲ ، ح ۹۹۳ عن محمّد بن جعفر بن العاصم عن أبيه عن جدّه ، بحار الأنوار ، ج ۴۸ ، ص ۱۱۸ ، ح ۳۵ وج ۶۶ ، ص ۴۲۱ ، ح ۳۶ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۷ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۹ ، ح ۲۳۲۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۰ ، ح ۱۵ .
5) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۳۸ ، ح ۱۷۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۰۷ ، ح ۱ .
۴۷۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :آنچه زبانت را بر آن چرخاندى و از [لاى دندان] بيرون كشيدى ، فرو ده ؛ ولى آنچه را با خلال بيرون كشيدى ، بيرون افكن .۴۷۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلامـ به فضل بن يونس: اى فضل! زبان خويش را در دهان بچرخان . آنچه را در پىِ زبانت به حركت در آمد ، اگر خواستى ، بخور ، و آنچه را با خلال [بيرون كشيدى و] خوش نداشتى ، بيرون افكن .۴۷۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :بايسته خلال ، آن است كه زبان خويش را در دهان بچرخانى و آن گاه ، آنچه را بدين سان از جاى درآيد ، بخورى؛ ولى آنچه را سرسختى كند ، به خلال جابه جا كنى و سپس [از لاى دندان ها] بيرون آورى و از دهان ، بيرون افكنى .۴۷۹۵.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از فضل بن يونس: امام كاظم عليه السلام ، نزد من ناهار خورد . چون از خوردن فراغت يافت ، خلال آوردند . گفتم : فدايت شوم! اندازه اين خلال چيست؟
فرمود : «اى فضل! از آنچه در دهانت مانده است ، هر چه زبان خويش را بر آن مى چرخانى ، بخور ؛ امّا هر چه را در جاى خود محكم شده است ، با خلال بيرون آور و از آن پس نيز خود ، انتخابگرى . اگر خواستى ، آن را مى خورى (1)و اگر خواستى ، بيرون مى افكنى .۴۷۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :المحاسنـ به نقل از فضل بن يونس كاتب ـ: امام كاظم عليه السلام ، در پىِ كارى براى حسين بن يزيد ، نزد من آمد . گفتم : غذايمان آماده است . دوست دارم نزد ما غذا بخورى .
فرمود : «ما غذاى ناگهانى (بدون دعوت قبلى) را مى خوريم» .
سپس ، فرود آمد و من براى وى ، ناشتايى آوردم و دستمالى نيز روى پاى وى گذاردم . او دستمال را برداشت و به كنارى انداخت . سپس خورد .
آن گاه به من فرمود : «اى فضل! آنچه را در بالاى كام و كناره هاى دهان مانده است ، بخور ؛ امّا آنچه را لابه لاى دندان هاست ، نخور» . .
1) .مقصود ، موادّى است كه بلعيدن آن ، غير بهداشتى نيست .
۴۷۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الحسين عليه السلام :كانَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام قَد أمَرَنا إذا تَخَلَّلنا ألاّ نَشرَبَ الماءَ ، حَتّىنَتَمَضمَضَ ثَلاثاً . (1)۴۷۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :عَنِ الفَضلِ بنِ يونُسَ أنَّهُ سَأَلَ الكاظِمَ عليه السلام عَن حَدِّ الخِلالِ ، قالَ : أن تَكسِرَ رَأسَهُ ؛ لِئَلاّ يُدمِيَ اللِّثَةَ . (2)د ـ ما لا يَنبَغِي التَّخَلُّلُ بِهِ۴۸۰۰.مسكّن الفؤاد :الإمام الصادق عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يُتَخَلَّلَ بِالقَصَبِ وَالرَّيحانِ . (3)۴۷۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ التَّخَلُّلِ بِالرُّمّانِ وَالآسِ وَالقَصَبِ ، وقالَ صلى الله عليه و آله : إنَّهُنَّ يُحَرِّكنَ عِرقَ الآكِلَةِ . (4)۴۷۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَتَخَلَّلُ بِكُلِّ ما أصابَ ما خَلاَ الخوصَ وَالقَصَبَ . (5)۴۷۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :لا تَخَلَّلوا بِعودِ الرَّيحانِ وَلا بِقَضيبِ الرُّمّانِ ؛ فَإِنَّهُما يُهَيِّجانِ عِرقَ الجُذامِ . (6).
1) .صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷۱ ، ح ۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۱ ، ح ۱۰۶۲ كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۸ ، ح ۵ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۲۹ ، ح ۱۰۵۲ عن الفضل بن يونس وراجع : بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۶ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۷ ، ح ۹ عن السكوني ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۶ ، ح ۲۳۶۳ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۲۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۲۳ .
4) .الكافي، ج ۶، ص ۳۷۷، ح ۱۱ ، المحاسن، ج ۲، ص ۳۸۶، ح ۲۳۶۵ ، بحار الأنوار ، ج۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۲۵ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۷ ، ح ۱۰ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۵ ، ح ۲۳۶۱ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۱ ، ح ۲۲ .
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۷ ، ح ۷ ، علل الشرائع ، ص ۵۳۳ ، ح ۱ كلاهما عن إبراهيم بن عبد الحميد ، الخصال ، ص ۶۴ ، ح ۹۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۶ ، ح ۲۳۶۲ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۷ ، ح ۳.
۴۷۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلام :اميرمؤمنان ، به ما فرموده بود كه به هنگام خلال كردن ، آب ننوشيم ، مگر پس از سه بار چرخاندن آن در دهان .۴۷۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :از فضل بن يونس رسيده كه از امام كاظم عليه السلام ، درباره اندازه خلال پرسيد . فرمود: «اين كه سر آن را بشكنى (1)تا لثه را خونى نكند» .د ـ چيزهايى كه خلال كردن با آنها روا نيست۴۸۰۰.مسكّن الفؤاد:امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا از اين كه با نِى و [ساقه] نازبويه خلال شود ، نهى فرمود .۴۸۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، از خلال كردن با [چوب] انار ، آس و نِى ، نهى كرد و فرمود : «اينها ، رگِ خوره را تحريك مى كنند» .۴۸۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر صلى الله عليه و آله ، به هر چه بدان دست مى يافت ، خلال مى كرد ، مگر به برگ درخت خرما و نِى .۴۸۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :به ساقه سبزى و شاخه انار خلال نكنيد ؛ چرا كه رگ جذام را فعّال مى كنند .
.
1) .مقصود ، خلال هاى غير استاندارد آن عصر است .
۶ / ۲ ـ ۲المَضمَضَةُ وَالاِستِنشا قُ۴۸۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِنَ الفِطرَةِ المَضمَضَةُ وَالاِستِنشاقُ . (1)۴۸۰۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :المَضمَضَةُ وَالاِستِنشاقُ سُنَّةٌ وطَهورٌ لِلفَمِ وَالأَنفِ ، وَالسُّعوطُ مَصَحَّةٌ لِلرَّأسِ ، وتَنقِيَةٌ لِلبَدَنِ ، وسائِرِ أوجاعِ الرَّأسِ . (2)۴۸۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :خَمسٌ مِنَ السُّنَنِ فِي الرَّأسِ ، وخَمسٌ فِي الجَسَدِ :
فَأَمَّا الَّتي فِي الرَّأسِ : فَالسِّواكُ ، وأخذُ الشّارِبِ ، وفَرقُ الشَّعرِ ، وَالمَضمَضَةُ ، وَالاِستِنشاقُ .
وأمَّا الَّتي فِي الجَسَدِ : فَالخِتانُ ، وحَلقُ العانَةِ ، ونَتفُ الإِبطَينِ ، وتَقليمُ الأَظفارِ ، وَالاِستِنجاءُ . (3)۴۸۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِيُبالِغ أحَدُكُم فِي المَضمَضَةِ وَالاِستِنشاقِ ؛ فَإِنَّهُ غُفرانٌ لَكُم ، ومَنفَرَةٌ لِلشَّيطانِ . (4)۴۸۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذَا استَنشَقتَ فَانتَثِر . (5).
1) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۰۷ ، ح۲۹۴ ، سنن أبي داوود ، ج ۱ ، ص ۱۴ ، ح ۵۴ ، مسند ابن حنبل ، ج ۶ ، ص ۳۶۷ ، ح ۱۸۳۵۵ ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۸۸ ، ح ۲۴۲ نحوه وكلّها عن عمّار بن ياسر ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۴ ، ح ۱۷۲۳۱.
2) .الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح۱.
3) .الخصال ، ص ۲۷۱ ، ح ۱۱ عن الحسن بن الجهم ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۶۷ ، ح ۱ وج ۸۰ ، ص ۳۴۵ ، ح ۲۹ .
4) .ثواب الأعمال ، ص ۳۵ ، ح ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۸۰ ، ص ۳۳۸ ، ح ۱۰ .
5) .المعجم الكبير ، ج ۷ ، ص ۳۷ ، ح ۶۳۰۷ عن سلمة بن قيس ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۳ ، ح ۲۶۱۱۰ .
۶ / ۲ ـ ۲شستشوى دهان و بينى۴۸۱۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :شستشوى دهان و بينى ، از فطرت [توحيدى] است .۴۸۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :شستشوى دهان و بينى ، سنّت و مايه پاكى دهان و بينى است و انفيه كردن ، مايه سلامت سر و پاكسازى بدن و همه انواعِ سردرد است .۴۸۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :پنج چيز درباره سر ، از سنّت هاست و پنج چيز هم درباره تن .
امّا آنچه درباره سر است ، مسواك زدن ، گرفتن سبيل ، از هم گشودن موها از ميانه سر ، و شستشوى دهان و بينى است .
آنچه درباره تن است : ختنه كردن ، تراشيدن موى زهار ، زدودن موهاى زير بغل ، كوتاه كردن ناخن ها ، و زدودن پليدى مخرج است .۴۸۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بايسته است كسى از شما در چرخاندن آب در دهان و بينى ، مبالغه ورزد ؛ چرا كه اين كار ، مايه آمرزش براى شما و باعث گريزِ شيطان است .۴۸۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چون آب در بينى چرخاندى ، همه را بيرون بريز .
.
۴۸۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذا تَوَضَّأَ أحَدُكُم فَليَستَنشِق بِمِنخَرَيهِ مِنَ الماءِ ، ثُمَّ لِيَنتَثِر . (1)۴۸۰۹.الدعوات :عنه صلى الله عليه و آله :اِستَنثِروا مَرَّتَينِ بالِغَتَينِ أو ثَلاثاً . (2)۶ / ۲ ـ ۳الاِستِياكُأ ـ التَّأكيدُ عَلَى الاِستِياكُ۴۸۱۳.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مِن أخلاقِ الأَنبِياءِ عليهم السلام السِّواكُ . (3)۴۸۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِنَ الفِطرَةِ : . . . السِّواكُ . (4)۴۸۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما زالَ جَبرَئيلُ عليه السلام يوصيني بِالسِّواكِ حَتّى خَشيتُ أن اُدرَدَ واُحفِيَ . (5)۴۸۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما زالَ جِبرَئيلُ عليه السلام يوصيني . . . بِالسِّواكِ حَتّى ظَنَنتُ أنَّهُ سَيَجعَلُهُ فَريضَةً . (6).
1) .صحيح مسلم ، ج۱ ، ص ۲۱۲ ، ح ۲۱ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۴ ، ح ۲۶۱۲۳ نقلاً عن المصنّف لعبد الرزّاق وكلاهما عن أبي هريرة.
2) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۴۳ ، ح ۴۰۸ ، سنن أبي داوود ، ج ۱ ، ص ۳۵ ، ح ۱۴۱ كلاهما عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۰۳ ، ح ۲۶۱۱۲ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۵ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۰ ، ح ۲۳۳۴ كلاهما عن إسحاق بن عمّار ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۱ ، ح ۲۵ .
4) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۰۷ ، ح ۲۹۴ ، مسند ابن حنبل ، ج ۶ ، ص ۳۶۷ ، ح ۱۸۳۵۵ ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۸۸ ، ح ۲۴۲ كلّها عن عمّار بن ياسر ، سنن أبي داوود ، ج ۱ ، ص ۱۴ ، ح ۵۳ عن عائشة ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۴ ، ح ۱۷۲۳۱ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۵ ، ح ۳ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام و ج۳ ، ص ۲۳ ، ح ۳ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۲ ، ح ۱۰۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۴ ، ح ۲۵۷ وفيها «أن اُحفى أو اُدرد» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۱ ، ح ۲۶ .
6) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۱۳ ، ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۱۴ ، ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۱۳ ، ح ۲۶۵۵ كلّها عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام .
۴۸۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه كسى از شما وضو گرفت ، به سوراخ هاى بينى آب ببرد و سپس ، همه را بيرون بريزد .۴۸۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دوبار محكم يا سه بار [به صورت عادى] بينى را خالى كنيد .۶ / ۲ ـ ۳مسواك زدنالف ـ تأكيد بر مسواك زدن۴۸۱۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مسواك زدن ، از سنّت هاى پيامبران است .۴۸۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسواك زدن . . . از فطرت [توحيدى] است .۴۸۲۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ تَعالى : {Q} «وَ مَا أَصَـبَكُم مِّن ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، آن اندازه مرا به مسواك زدن سفارش مى كرد كه ترسيدم دندان هايم يك به يك بريزد و بى دندان شوم .۴۸۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، آن اندازه مرا به . . . مسواك زدن سفارش مى كرد كه گمان بردم آن را واجب قرار خواهد داد .
.
۴۸۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أوصاني جَبرَئيلُ عليه السلام بِالسِّواكِ حَتّى خِفتُ عَلى أسناني . (1)۴۸۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :ما جاءَني جَبرَئيلُ إلاّ أوصاني بِالسِّواكِ ، حَتّى لَقَد خَشيتُ أن يُفرَضَ عَلَيَّ وعَلى اُمَّتي . (2)۴۸۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مِن سُنَنِ المُرسَلينَ السِّواكُ . (3)۴۸۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا دَخَلَ النَّاسُ فِي الدِّينِ أفواجاً ، أتَتهُمُ الأَزدُ أرَقّها قُلوباً ، وأعذَبَها أفواهاً .
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، هذِهِ أرَّقُها قُلوباً عَرَفناهُ ، فَلِمَ صارَت أعذَبَها أفواهاً؟
قالَ : لِأَنَّها كانَت تَستاكُ فِي الجاهِلِيَّةِ . (4)۴۸۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ درباره اين سخن خداى متعال : {Q} «و هر [ گونه ] ) الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام :صَلاةُ رَكعَتَينِ بِسِواكٍ أفضَلُ مِن سَبعينَ رَكعَةً بِغَيرِ سِواكٍ . (5)۴۸۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فِي السِّواكِ لَأَباتوهُ مَعَهُم في لِحافٍ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۸ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۰ ، ح ۲۳۳۷ كلاهما عن جميل بن درّاج عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۲ ، ح ۲۸ .
2) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۰۶ ، ح ۲۸۹ ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۲۲۰ ، ح ۷۸۷۶ كلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۲ ، ح ۲۶۱۷۴ .
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۲۳ ، ح ۲ عن أبي اُسامة وج ۶ ، ص ۴۹۵ ، ح ۲ عن إسحاق بن عمّار وفيه «السواك من سنن المرسلين» ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۲ ، ح ۱۱۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۵ ، ح ۲۶۳ .
4) .علل الشرائع ، ص ۲۹۴ ، ح ۱ عن أبي البختري ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۳ ، ح ۱۱۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۶۷ وليس فيهما «قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله » ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۷ ، ح ۵ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۴ ، ح ۱۱۸ ، الخصال ، ص ۴۸۰ ، ح ۵۲ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله نحوه .
6) .ثواب الأعمال ، ص ۳۴ ، ح ۲ عن عمّار الساباطي عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۵ ، ح ۱۲۴ وفيه «روي : لو علم...» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۰ ، ح ۱۷ .
۴۸۲۲.الإمام عليّ عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، چندان مرا به مسواك زدن سفارش كرد كه بر دندان هايم ترسيدم .۴۸۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، هيچ نزد من نيامد ، مگر كه مرا به مسواك زدن سفارش كرد تا جايى كه ترسيدم اين كار بر من و امّتم واجب شود .۴۸۲۴.الدرّ المنثور عن أبي إدريس الخولاني :امام صادق عليه السلام :مسواك زدن ، از سنّتهاى فرستادگان [الهى] است .۴۸۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، آن هنگام كه مردم ، دسته دسته به دين درآمدند ، فرمود : «[طايفه] اَزْد كه نازك دل ترين و خوش دهان ترينِ مردم اند ، به آنان (مسلمانان) در پيوستند» .
گفته شد : اى پيامبر خدا! «نازك دل ترين» را فهميديم ، امّا چرا «خوش دهان ترين»؟
فرمود : «از آن رو كه اين طايفه ، در روزگار جاهليت ، مسواك مى زدند» .۴۸۲۲.امام على عليه السلام :امام باقر و امام صادق عليهماالسلام :خواندن دو ركعت نماز با مسواك ، با فضيلت تر از هفتاد ركعت بدون مسواك است .۴۸۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :اگر مردم مى دانستند كه مسواك زدن چه [فضيلت و فوايدى] دارد ، آن را با خود به بستر مى بردند . .
ب ـ ذَمُّ تَركِ الاِستِياكِ۴۸۲۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما لي أراكُم قُلحاً ! ما لَكُم لا تَستاكونَ؟ ! (1)۴۸۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :أتاني جَبرائيلُ عليه السلام فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، كَيفَ نَنزِلُ عَلَيكُم وأنتُم لا تَستاكونَ؟ ! (2)۴۸۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :الخصال :عَن أبي يَحيَى الواسِطِيِّ عَمَّن ذَكَرَهُ أنَّهُ قالَ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : أتَرى هذَا الخَلقَ كُلَّهُ مِنَ النّاسِ؟
فَقالَ : ألقِ مِنهُمُ التّارِكَ لِلسِّواكِ ، وَالمُتَرَبِّعَ في مَوضِعِ الضَّيقِ و . . . . (3)ج ـ فَوائِدُ الاِستِياكِ۴۸۲۹.صحيح البخاري عن عبد اللّه بن مسعود :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَسَوَّكوا ؛ فَإِنَّ السِّواكَ مَطهَرَةٌ لِلفَمِ ، مَرضاةٌ لِلرَّبِّ . (4)۴۸۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :السِّواكُ فِي الفَمِ يُثَبِّتُ الأَضراسَ . (5)۴۸۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :السِّواكُ يَزيدُ الرَّجُلَ فَصاحَةً . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۰ ، ح ۲۳۳۸ وفيه «تدخلون عليّ قُلحاً مُرغاً» بدل «قُلْحاً» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۲ ، ح ۲۹ .
2) .الجعفريّات ، ص ۱۵ ، النوادر للراوندي ، ص ۱۹۲ ، ح ۳۴۹ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ وفيه «تنزل عليكم الملائكة» بدل «ننزل عليكم» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۹ ، ح ۵۱ .
3) .الخصال ، ص ۴۰۹ ، ح ۹ ، المحاسن ، ج ۱ ، ص ۷۵ ، ح ۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۰ ، ص ۱۱ ، ح ۱۰ .
4) .سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۰۶ ، ح ۲۸۹ ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۲۲۰ ، ح ۷۸۷۶ وفيه «مطيبة» بدل «مطهرة» وكلاهما عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۲ ، ح ۲۶۱۷۴؛ الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۵ ، ح ۴ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام وليس فيه «تسوّكوا فإنّ» .
5) .الفردوس ، ج ۳ ، ص ۳۱۱ ، ح ۴۹۳۷ عن حذيفة بن اليمان ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۶ ، ح ۱۷۲۰۸ .
6) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۴ ، ح ۲۵۹ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۵ ، ح ۴۸؛ الفردوس ، ج ۲ ، ص ۳۴۲ ، ح ۳۵۴۹ عن أبي هريرة.
ب ـ نكوهش ترك مسواك زدن۴۸۲۸.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چرا شما را با دندان هاى زرد مى بينم؟ چرا مسواك نمى زنيد؟۴۸۲۹.صحيح البخارى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل ، نزد من آمد و گفت : اى محمّد ! چگونه در حالى كه مسواك نمى زنيد ، بر شما نازل شويم؟۴۸۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الخصال :از ابو يحيى واسطى ، از كسى كه اين راوى از او نام برده ، نقل شده كه وى به امام صادق عليه السلام گفته است : آيا همه اين خلق را از مردم مى دانى؟
فرمود : «از اين ميان ، آنان را كه مسواك نمى زنند و در جاى تنگ ، چهار زانو مى نشينند (فضاى وسيع ترى را مى گيرند) و . . . بينداز» .ج ـ فوايد مسواك زدن۴۸۳۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسواك بزنيد ؛ چرا كه مسواك ، مايه پاكيزگى دهان و خشنودى پروردگار است . (1)۴۸۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسواك ، دندان ها را در دهان تثبيت مى كند .۴۸۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسواك ، بر فصاحت مرد مى افزايد .
.
1) .. در المعجم الكبير ، به جاى «مايه پاكيزگى» ، عبارت «خوش بو كننده» آمده است .
۴۸۳۵.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :السِّواكُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ إلاَّ السَّامَ ، وَالسَّامُ : المَوتُ . (1)۴۸۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :السِّواكُ يَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَزيدُ فِي العَقلِ . (2)۴۸۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :السِّواكُ . . . مَنفاةٌ لِلبَلغَمِ . (3)۴۸۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :لِكُلِّ شَيءٍ طَهورٌ ، وطَهورٌ الفَمِ السِّواكُ . (4)۴۸۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِالسِّواكِ ؛ فَإِنَّهُ يُذهِبُ وَسوَسَةَ الصَّدرِ . (5)۴۸۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِالسِّواكِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ . (6)۴۸۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :السِّواكُ يَذهَبُ بِالدَّمعَةِ ، ويَجلُو البَصَرَ . (7)۴۸۳۶.صحيح ابن حبّان عن عائشة :الإمام الرضا عليه السلام :السِّواكُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدَّمعَةِ . (8)۴۸۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ استاكَ كُلَّ يَومٍ مَرَّتَينِ فَقَد أدامَ سُنَّةَ الأَنبِياءِ عليهم السلام ، وكَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ صَلاةٍ يُصَلّيها ثَوابَ مِئَةِ رَكعَةٍ ، وَاستَغنى عَنِ الفَقرِ ، وتَطيبُ نَكهَتُهُ ، ويَزيدُ في حِفظِهِ ، ويَشتَدُّ لَهُ فَهمُهُ ، ويَمَرأُ طَعامُهُ ، ويَذهَبُ أوجاعُ أضراسِهِ ، ويُدفَعُ عَنهُ السُّقُمُ ، وتُصافِحُهُ المَلائِكَةُ لِما يَرَونَ عَلَيهِ مِنَ النّورِ ، ويَنقى أسنانُهُ . (9).
1) .إتحاف السادة المتّقين ، ج ۲ ، ص ۳۵۰ عن عائشة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۱ ، ح ۲۶۲۶۴ نقلاً عن الفردوس.
2) .ثواب الأعمال ، ص ۳۴ ، ح ۳ عن يحيى أبي البلاد.
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۳ ، ح ۲۳۵۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۳ ، ح ۳۹ .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۳ ، ح ۱۱۶ ، علل الشرائع ، ص ۲۹۵ ، ح ۱ عن أبي البختري ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۶۸ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۷ ، ح ۵ .
5) .الأمالي للطوسي ، ص ۶۶۷ ، ح ۱۳۹۶ عن أبي غندر ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۹ ، ح ۵۲ .
6) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۴ ، ح ۲۳۵۴ عن زكريّا ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۴ ، ح ۴۳.
7) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۴ ، ح ۲۳۵۳ كلاهما عن حمّاد بن عيسى ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۳ ، ح ۴۲ .
8) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۸ ، ح ۲۷۹ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۷ نقلاً عن طبّ الأئمّة لابني بسطام .
9) .جامع الأخبار ، ص ۱۵۱ ، ح ۳۴۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۹ .
۴۸۳۸.الموطّأ عن يحيى بن سعيد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسواك ، شفاى هر دردى است ، مگر سام ، و سام ، مرگ است .۴۸۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :مسواك زدن ، بلغم را از ميان مى بَرَد و عقل را افزون مى سازد .۴۸۳۶.صحيح ابن حبّان ( ـ به نقل از عايشه ـ ) امام باقر عليه السلام :مسواك زدن ، . . . مايه دور كردن بلغم است .۴۸۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر چيز را پاك كننده اى است و پاك كننده دهان ، مسواك است .۴۸۳۸.الموطّأ ( ـ به نقل از يحيى بن سعيد ـ ) امام صادق عليه السلام :بر شما باد مسواك زدن ؛ چرا كه وسوسه دل را از ميان مى بَرَد .۴۸۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد مسواك زدن ؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد .۴۸۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مسواك زدن ، اشك ريزش را مى بَرَد و ديده را جلا مى دهد .۴۸۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :مسواك زدن ، ديده را جلا مى بخشد ، مو بر مى روياند و اشكْ ريزش را از ميان مى بَرَد .۴۸۴۲.الإمام الباقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در هر روز ، دو بار مسواك بزند ، سنّت پيامبران را استمرار بخشيده است ، در برابر هر نمازى كه بخواند ، خداوند ، برايش پاداش صد ركعت مى نويسد ، از فقر به غنا (و بى نيازى) درمى آيد ، دهانش خوش بو مى شود ، حافظه اش فزونى مى يابد ، فهمش استوار مى گردد ، غذايش گوارش مى يابد ، درد دندان هايش از ميان مى رود ، بيمارى از او دور مى گردد ، و فرشتگان ، به واسطه نورى كه بر او مى بينند ، با او دست مى دهند و دندان هايش تميز مى شود . .
۴۸۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :فِي السِّواكِ اثنَتا عَشَرَةَ خَصلَةً : مَطهَرَةٌ لِلفَمِ ، ومَرضاةٌ لِلرَّبِّ ، ويُبَيِّضُ الأَسنانَ ، ويَذهَبُ بِالحَفَرِ ، ويُقِلُّ البَلغَمَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ ، ويُضاعِفُ الحَسَناتِ ، وتُصابُ بِهِ السُّنَّةُ ، وتَحضُرُهُ المَلائِكَةُ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، وهُوَ يَمُرُّ بِطَريقَةِ القُرآنِ ، ورَكعَتَينِ بِسِواكٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن سَبعينَ رَكعَةً بِغَيرِ سِواكٍ . (1)۴۸۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :فِي السِّواكِ عَشرُ خِصالٍ : يُطَيِّبُ الفَمَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويُذهِبُ البَلغَمَ ، ويَجلُو البَصَرَ ، ويَذهَبُ بِالحَفَرِ ، ويُصلِحُ المَعِدَةَ ، ويُوافِقُ السُّنَّةَ ، ويُفَرِّحُ المَلائِكَةَ ، ويُرضِي الرَّبَّ ، ويَزيدُ فِي الحَسَناتِ . (2)۴۸۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :فِي السِّواكِ اثنَتا عَشَرَةَ خَصلَةً : هُوَ مِنَ السُّنَّةِ ، ومَطهَرَةٌ لِلفَمِ ، ومَجلاةٌ لِلبَصَرِ ، ويُرضِي الرَّبَّ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَزيدُ فِي الحِفظِ ، ويُبَيِّضُ الأَسنانَ ، ويُضاعِفُ الحَسَناتِ ، ويَذهَبُ بِالحَفَرِ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ ، وتَفرَحُ بِهِ المَلائِكَةُ . (3)۴۸۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الطَّهاراتُ أربَعٌ : قَصُّ الشّارِبِ ، وحَلقُ العانَةِ ، وتقَليمُ الأَظافِرِ ، وَالسِّواكُ . (4).
1) .الخصال ، ص ۴۸۰ ، ح ۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۹ ، ح ۱۳ .
2) .الأحكام النبويّـة في الصناعة الطبيّة ، ج ۲ ، ص ۱۱۶ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۴ ، ح ۲۶۱۸۵ نقلاً عن أبي الشيخ في الثواب وأبي نعيم في كتاب السؤال وكلاهما عن ابن عبّاس .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۶ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۴ ، ح ۱ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۵ ، ح ۱۲۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۷ .
4) .مسند الشاميّين ، ج ۳ ، ص ۲۶۴ ، ح ۲۲۲۲ ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۴۶۲ ، ح ۳۹۷۷ ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۴ ، ح ۱۷۲۳۳ نقلاً عن المعجم الكبير و مسند أبي يعلى وكلّها عن أبي الدرداء .
۴۸۴۲.امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در مسواك زدن ، دوازده ويژگى است : مايه پاكى دهان است ؛ سبب خشنودى پروردگار است ؛ دندان ها را سفيد مى كند ؛ جِرم دندان را از ميان مى بَرَد ؛ بَلغَم را مى كاهد ؛ غذا را مطبوع مى سازد ؛ حسنات را دو چندان مى كند ؛ به واسطه آن ، سنّت انجام مى گيرد ؛ فرشتگان بدين وسيله حضور مى يابند ؛ لثه را تقويت مى كند ؛ برگذرگاه قرآن مى گذرد و نزد خداوند ، هر دو ركعت نماز با مسواك ، دوست داشتنى تر از هفتاد ركعت بى مسواك است .۴۸۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در مسواك زدن ، ده ويژگى است : دهان را خوش بو مى كند ؛ لثه را استحكام مى بخشد ؛ بلغم را مى بَرَد ؛ ديده را جلا مى دهد ؛ جِرم دندان را از ميان مى بَرَد ؛ معده را سامان مى بخشد ؛ با سنّت سازگار است ؛ فرشتگان را شاد مى كند ؛ پروردگار را خرسند مى سازد؛ و بر حسنات ، مى افزايد .۴۸۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در مسواك زدن ، دوازده ويژگى است : از سنّت است ؛ مايه پاكيزگى دهان است ؛ مايه جلاى ديدگان است ؛ پروردگار را خشنود مى كند ؛ بلغم را مى بَرَد ؛ حافظه را افزون مى سازد ؛ دندان ها را سفيد مى كند ؛ حسنات را دو چندان مى كند ؛ جِرم دندان را مى بَرَد ؛ لثه را استحكام مى دهد ؛ غذا را مطبوع مى سازد؛ و فرشتگان ، بدان شاد مى شوند .۴۸۴۵.الإمام الصادق عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پاكيزگى ها ، چهار چيز است : كوتاه كردن سبيل ، تراشيدن موى زَهار ، گرفتن ناخن ها ، و مسواك زدن . .
۴۸۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ثَلاثٌ يُذهِبنَ البَلغَمَ ويَزِدنَ فِي الحِفظِ : السِّواكُ ، وَالصَّومُ ، وقِراءَةُ القُرآنِ . (1)۴۸۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثٌ يُذهِبنَ النِّسيانَ ويُحدِثنَ الذُّكرَ : قِراءَةُ القُرآنِ ، وَالسِّواكُ ، وَالصِّيامُ . (2)د ـ آدابُ الاِستِياكِ۴۸۴۹.عدّة الداعي عن النبيّ صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِكتَحِلوا وَتراً ، وَاستاكوا عَرضاً . (3)۴۸۵۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :اِستاكوا عَرضاً ، ولا تَستاكوا طُولاً . (4)۴۸۵۱.مسند ابن حنبل عن عبد الرحمن بن شيبة :مسند ابن حنبل عن أبي موسى :دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَستاكُ ، وهُوَ واضِعٌ طَرَفَ السِّواكِ عَلى لِسانِهِ يَستَنُّ إلَى فَوقٍ . (5)۴۸۴۵.امام صادق عليه السلام :السنن الكبرى ، عن ربيعة بن أكثم :كانَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَستاكُ عَرضاً . (6).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۴ ، ص ۱۹۱ ، ح ۵۴۵ عن غياث بن إبراهيم ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۸۷ كلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۸ نقلاً عن كتاب اللباس لأبي النضر العيّاشي وص ۳۲۰ ، ح ۴ .
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۳۷ ، ح ۴۸۱ ، السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۴۲ وفيه «يحددن الفكر» بدل «يحدثن الذكر» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۶ ، ح ۳۹ وص ۲۷۵ .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۴ ، ح ۱۲۰ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۰۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۷ ، ح ۲۷۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۷ وراجع كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۶۱۹۷ .
4) .الجعفريّات ، ص ۱۶۱ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، النوادر للراوندي ، ص ۲۰۱ ، ح ۳۸۲ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الدعوات ، ص ۱۶۱ ، ح ۴۴۵ ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۹ ، ح ۵۳ .
5) .مسند ابن حنبل ، ج ۷ ، ص ۱۷۳ ، ح ۱۹۷۵۸ .
6) .السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۶۶ ، ح ۱۷۴ ، المعجم الكبير ، ج ۲ ، ص ۴۸ ، ح ۱۲۴۲ ، تاريخ دمشق ، ج ۱۱ ، ص ۴۷۱ ، ح ۲۸۷۳ كلاهما عن بَهْز ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۴۲ ، ح ۱۷۸۶۱.
۴۸۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :سه چيز ، بلغم را از ميان مى بَرَد و حافظه را افزون مى كند : مسواك زدن ، روزه گرفتن و قرائت قرآن .۴۸۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سه چيز ، فراموشى را از ميان مى بَرَد و حافظه به بار مى آورد (1): قرائت قرآن ، مسواك زدن و روزه گرفتن .د ـ آداب مسواك زدن۴۸۴۹.عدّة الداعى:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به شمار دفعات فرد (يك روز در ميان) سرمه بكشيد و به عرض ، مسواك بزنيد .۴۸۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به عرض ، مسواك بزنيد و به سمت طولِ [دهان] ، مسواك نزنيد .۴۸۵۱.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از عبد الرحمان بن شيبه ـ ) مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو موسى ـ: بر پيامبر خدا وارد شدم ، در حالى كه مسواك مى زد و سرِ مسواك را روى زبان ، گذاشته بود و به سمت بالا ، مسواك مى كشيد .۴۸۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :السنن الكبرىـ به نقل از ربيعة بن اَكثَم ـ: پيامبر خدا ، به عرض ، مسواك مى زد .
.
1) .. در السرائر به جاى «حافظه به بار مى آورد» ، عبارت «فكر را تيز مى كند» آمده است .
۴۸۵۳.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن محمّد رفعه :كانَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام يَستاكُ عَرضاً . (1)۴۸۵۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَنِ استاكَ فَليَتَمَضمَض . (2)ه ـ ما يَنبَغي أن يُستاكَ بِهِ۴۸۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :كانَ صلى الله عليه و آله . . . يَستاكُ بِالأَراكِ ، أمَرَهُ بِذلِكَ جَبرَئيلُ عليه السلام . (3)۴۸۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الكبير عن أبي خِيَرة الصّباحي :كُنتُ فِي الوَفدِ الَّذينَ أتَوا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله . . . ثُمَّ أمَرَ لَنا بِأَراكٍ ، فَقالَ : اِستاكوا بِهذا . (4)۴۸۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ـ نِعمَ السِّواكُ الزَّيتونُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ ، يُطَيِّبُ الفَمَ ، ويَذهَبُ بِالحَفَرِ ، هُوَ سِواكي وسِواكُ الأَنبِياءِ قَبلي . (5)۴۸۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ أجوَدَ مَا استَكتَ بِهِ ليفُ الأَراكِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو الأَسنانَ ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ويُسَنِّنُها ، وهُوَ نافِعٌ مِنَ الحَفَرِ إذا كانَ بِاعتِدالٍ .
وَالإِكثارُ مِنهُ يُرِقُّ الأَسنانَ ويُزَعزِعُها ، ويُضعِفُ اُصولَها فَمَن أرادَ حِفظَ الأَسنانِ فَليَأخُذ قَرنَ الإِيَّلِ مُحرَقا وكَزمازَجا وسُعدا ووَردا وسُنبُلَ الطّيبِ وحَبَّ الأثلِ أجزاءً سَواءً ومِلحا أَندَرانِيّا رُبعَ جُزءٍ ، فَيَدُقُّ الجَميعَ ناعِما ويَستَنُّ بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يُمسِكُ الأَسنانَ ويَحفَظُ اُصولَها مِنَ الآفاتِ العارِضَةِ . ومَن أراد أن يُبَيِّضَ أسنانَهُ فَليَاخُذ جُزءا مِن مِلحٍ أندَرانِيٍّ ومِثلَهُ زَبَدَ البَحرِ ، فَيَسحَقُهُما ناعِما ويَستَنُّ بِهِ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۹۷ ، ح ۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۱۴ .
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۵ ، ح ۲۳۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۴ ، ح ۴۵ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۹۵ ، ح ۱۸۲ ، بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۴ وج ۷۶ ، ص ۱۳۵ ، ح ۴۷ .
4) .المعجم الكبير ، ج ۲۲ ، ص ۳۶۸ ، ح ۹۲۳ ، الطبقات الكبرى ، ج ۷ ، ص ۴۲۶ نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۲۰ ، ح ۲۶۲۲۶ .
5) .المعجم الأوسط ، ج ۱ ، ص ۲۱۰ ، ح ۶۷۸ ، مسند الشاميّين ، ج ۱ ، ص ۵۰ ، ح ۴۶ كلاهما عن مُعاذ بن جبل ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۲۱ ، ح ۲۶۶۲۸ ؛ مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۵ ، ح ۲۶۱ وليس فيه «يطيّب الفم» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۵ ، ح ۴۸ .
6) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۱۷ نقلاً عن : طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۵۰ ، وذكر الحديث فيه مع تفاوت فى الألفاظ .
۴۸۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از على بن محمّد در حديثى مرفوع: اميرمؤمنان ، به عرض ، مسواك مى زد .۴۸۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس مسواك مى زند ، پس از آن ، دهان را شستشو دهد .ه ـ آنچه مسواك زدن با آن شايسته است۴۸۵۸.الكافي عن عليّ بن رئاب :مكارم الأخلاق :پيامبر صلى الله عليه و آله ، به چوب اراك ، مسواك مى زد . جبرئيل ، او را بدين كار ، امر كرده بود .۴۸۵۹.الكافي عن ابن بكير :المعجم الكبيرـ به نقل از ابو خيره صباحى ـ: من همراه با هيئتى به حضور پيامبر خدا رسيده بودم . . . ايشان ، دستور داد چوب اراكى براى ما آوردند و فرمود : «با اين ، مسواك بزنيد» .۴۸۵۷.الطبقات الكبرى ( ـ به نقل از ابو فاطمه، از پدرش، از جدّش ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چه نيكو مسواكى است زيتون! از درختى خجسته كه دهان را خوش بو مى كند و جِرم دندان را از ميان مى برد . اين ، مسواك من و پيامبران پيش از من است .۴۸۵۸.الكافى ( ـ به نقل از على بن رئاب ـ ) امام رضا عليه السلام :مرغوب ترين چيزى كه با آن مسواك مى زنيد ، تارچه اراك است ؛ چرا كه چنانچه به اندازه باشد ، دندان ها را جلا مى دهد ، بوى دهان را خوش مى سازد ، لثه را تقويت مى كند و مالِش مى دهد و در برابر پوسيدگى ، مفيد است . امّا انجام فراوان تر از اندازه آن ، دندان ها را نازك و لَق مى كند و بُنِ آن را نيز سست مى كند .
هر كس مى خواهد كه دندان هاى خويش را حفظ كند ، اندازه هايى برابر از سوخته شاخ بُز نَرِ كوهى ، گزمازك ، (1)مُشكك (2)گُل ، سنبل رومى ، (3)حبّ الاثل (احتمالا نوعى ديگر از گزمازك) و به يكْ چهارمِ اين مقدار ، نمك اندرانى (4)بردارد و همه را نرمْ آرد كند و با اين مخلوط ، مسواك بزند ؛ چرا كه اين مسواك ، دندان ها را محكم مى سازد و از بُن دندان ها در برابر آفت هايى كه بر آنها عارض مى شود ، حفاظت مى كند .
هر كس هم مى خواهد دندان هايش سفيد شود ، قدرى نمك اندرانى ، و به همان اندازه كف دريا ، بردارد و نرم بسايد و با آن ، مسواك بزند .
.
1) .گزمازك : بار و ميوه درخت گز را گويند و معرّب آن «جزمازج» است و به عربى «ثمرة الطرفا» خوانند و «حبّ الاثل» ، همان است (لغت نامه دهخدا) .
2) .معناى مُشكك (سُعد) در ج۲ ، ص۳۳۷ خواهد آمد .
3) .سنُبل : دواست ، هندى و رومى [دارد] ، هندى را «سنبل الطيب» و «سنبل عصافر» گويند و رومى را «ناردين» گويند (لغت نامه دهخدا) .
4) .نمك اندرانى (و درآنى) ، نمكى است كه چنان كه در كتاب قانون آمده ، به بلور مى مانَد و در فارسى ، آن را «نمك تركى» گويند. «نمك اندرانى» ، خطاست و صحيح آن ، «درآنى» است ، به معناى بسيار سفيد (القاموس المحيط ، ج ۲ ، ص ۱۴۰).
۴۸۵۹.الكافى ( ـ به نقل از ابن بكير ـ ) دعائم الإسلام :إنّه صلى الله عليه و آله نَهى عَنِ السِّواكِ بِالقَصَبِ ، وَالرَّيحانِ ، وَالرُّمّانِ ، وقالَ : إنَّ ذلِكَ يُحَرِّكُ عِرقَ الجُذامِ . (1)و ـ سيرَةُ أهلِ البَيتِ فِي استِعمالِ السِّواكِ۴۸۶۱.الإمام الصادق عليه السلام :المعجم الكبير عن زيد بن خالدٍ الجُهَنيّ :ما كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَخرُجُ مِن شَيءٍ لِشَيءٍ مِنَ الصَّلَواتِ حَتّى يَستاكَ . (2)۴۸۶۰.امام حسن عليه السلام :مكارم الأخلاق :كانَ صلى الله عليه و آله يَستاكُ كُلَّ لَيلَةٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ : مَرَّةً قَبلَ نَومِهِ ، ومَرَّةً إذا قامَ مِن نَومِهِ إلى وِردِهِ ، ومَرَّةً قَبلَ خُروجِهِ إلى صَلاةِ الصُّبحِ . (3)۴۸۶۱.امام صادق عليه السلام :كتاب من لا يحضره الفقيه :رَوى مُعَمَّرُ بنُ خَلاّدٍ عَن أبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام قالَ : كانَ ـ وهُوَ بِخُراسانَ ـ إذا صَلَّى الفَجرَ جَلَسَ في مُصَلاّهُ إلى أن تَطلُعَ الشَّمسُ ، ثُمَّ يُؤتى بِخَريطَةٍ فيها مَساويكُ فَيَستاكُ بِها واحِداً بَعدَ واحِدٍ ، ثُمَّ يُؤتى بِكُندُرٍ فَيَمضَغُهُ ، ثُمَّ يَدَعُ ذلِكَ فَيُؤتى بِالمُصحَفِ فَيَقرَأُ فيهِ . (4)۴۸۶۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :تَرَكَ الصّادِقُ عليه السلام السِّواكَ قَبلَ أن يُقبَضَ بِسَنَتَينِ ؛ وذلِكَ أنَّ أسنانَهُ ضَعُفَت . (5).
1) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ .
2) .المعجم الكبير ، ج ۵ ، ص ۲۵۴ ، ح ۵۲۶۱ ، الدرّ المنثور ، ج ۱ ، ص ۲۷۸ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۹۵ ، ح ۱۸۲ ، بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۵۴ ، ح ۳۵ .
4) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۰۴ ، ح ۱۴۵۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۷۴ ، ح ۲۱۸۴ ، بحار الأنوار ،ج ۸۶ ، ص ۱۳۰ ، ح ۲.
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۴ ، ح ۱۲۱ ، علل الشرائع ، ص ۲۹۵ ، ح ۱ ، عن مسلم مولى الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۷ ، ح ۲۷۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۷ ، ح ۷ .
۴۸۶۳.عنه صلى الله عليه و آله :دعائم الإسلام :پيامبر صلى الله عليه و آله ، از مسواك زدن با نى ، [ساقه] ريحان و انار ، نهى كرد و فرمود : «اين چيزها ، رگِ جذام را فعّال مى كنند» .و ـ سيره اهل بيت در استفاده از مسواك۴۸۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :المعجم الكبيرـ به نقل از زيد بن خالد جُهَنى ـ: پيامبر خدا ، از هيچ نمازى به نماز ديگر در نمى آمد ، مگر آن كه [در اين فاصله] مسواك مى زد .۴۸۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :پيامبر صلى الله عليه و آله ، هر شب سه بار مسواك مى زد : يك بار پيش از خفتن ، يك بار هنگامى كه از خواب بر مى خاست و آهنگ نيايش شبانه داشت ، و يك بار هم پيش از آن كه روانه نماز صبح شود .۴۸۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :معمّر بن خلاّد ، درباره امام رضا عليه السلام روايت كرده و گفته است : او ، در روزگارى كه در خراسان بود ، پس از گزاردن نماز صبح تا طلوع خورشيد ، در جاى نماز خويش مى نشست . سپس خليطه اى را كه در آن چند مسواك بود ، مى آوردند و او با آنها ، يك به يك ، مسواك مى زد . سپس ، قدرى كُندُر مى آوردند و آن را مى جَويد . آن گاه ، اين كار را وا مى گذاشت و نزد وى قرآنى مى آوردند و از آن ، مى خواند .۴۸۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :امام صادق عليه السلام ، دو سال پيش از وفات ، مسواك زدن را وا نهاد ؛ چرا كه دندان هايش سست شده بود .
.
ز ـ أدنَى السِّواكِ۴۸۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الأَصابِـعُ تَجري مَجرَى السِّواكِ ، إذ لَم يَكُن سِواكٌ . (1)۴۸۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَجزي مِنَ السِّواكِ الأَصابِـعُ . (2)۴۸۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :أدنَى السِّواكِ أن تَدلُكَ بِإِصبَعِكَ . (3)۶ / ۲ ـ ۴ما يُطَيِّبُ الفَمَأ ـ الزَّبيبُ۴۸۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نِعمَ الطَّعامُ الزَّبيبُ ؛ يَشُدُّ العَصَبَ ، ويَذهَبُ بِالوَصَبِ ، ويُطفِئُ الغَضَبَ ، ويُرضِي الرَّبَّ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُصَفِّي اللَّونَ . (4)ب ـ الجُبنُ۴۸۷۱.الترغيب والترهيب عن أنس عن رسول اللّه صلى الله علالإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ اللُّقمَةُ الجُبنُ ؛ تُعذِبُ الفَمَ ، وتُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، وتَهضِمُ ما قَبلَهُ ، وتُشَهِّي الطَّعامَ . (5).
1) .المعجم الأوسط ، ج ۶ ، ص ۲۸۸ ، ح ۶۴۳۷ عن عمرو بن عوف المزني ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۱ ، ح ۲۶۱۶۸ وفيه «إذا لم يكن...» وراجع : السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۶۷ .
2) .السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۶۷ ، ح ۱۷۶ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۱۵ ، ح ۲۶۱۸۸ نقلاً عن الضياء وكلاهما عن أنس.
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۲۳ ، ح ۵ .
4) .الاختصاص ، ص ۱۲۴ عن أبي هند الداري ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۵۳ ، ح ۱۱ ؛ تاريخ دمشق ، ج ۲۱ ، ص ۶۰ وليس فيه «يرضي الربّ» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۱ ، ح ۲۸۲۶۶ .
5) .الدروع الواقية ، ص ۴۲ عن سماعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۰۵ ، ح ۱۱ .
ز ـ حدّاقل مسواك۴۸۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مسواكى نباشد ، انگشتان نيز در حكم مسواك اند .۴۸۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انگشتان هم به جاى مسواك ، بسنده اند .۴۸۷۱.الترغيب و الترهيب ( ـ به نقل از انس ـ ) امام باقر عليه السلام :كمترين مسواك ، آن است كه با انگشت خويش ، مالِش دهى .۶ / ۲ ـ ۴آنچه دهان را خوش بو مى كندالف ـ مويز۴۸۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مويز ، چه نيكو خوراكى است ! پِى را استحكام مى بخشد ، بيمارى را از ميان مى بَرَد ، خشم را فرو مى نشانَد ، پروردگار را خشنود مى سازد ، بلغم را مى بَرَد ، بوى دهان را خوش مى سازد و رنگ را صفا مى دهد .ب ـ پنير۴۸۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :چه نيكو لقمه اى است پنير! دهان را تَر و تازه مى كند ، بوى دهان را خوش مى سازد ، غذاى پيشين را هضم مى كند و غذا را مطبوع مى سازد .
.
ج ـ البَصَلُ۴۸۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبد اللّه بن محمّد الجعفي :ذَكَرَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام البَصَلَ ، فَقالَ :
يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ . (1)د ـ الحَوكُ۴۸۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحَوكُ بَقلَةُ الأَنبِياءِ أما إنَّ فيهِ ثَمانَ خِصالٍ : يُمرئُ ، ويَفتَحُ السُّدَدَ ، ويُطَيِّبُ الجُشاءَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ . . . (2)۴۸۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أيّوب بن نوح :حَدَّثَني مَن حَضَرَ مَعَ أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام المائِدَةَ فدَعَا بِالباذَروجِ وقالَ : إنّي اُحِبُّ أن أستَفتِحَ بِهِ الطَّعامَ ؛ فَإِنَّهُ يَفتَحُ السُّدَدَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ . . . اِختِم طَعامَكَ بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يُمرِئُ ما قَبلُ كَما يُشَهّي ما بَعدُ ، ويَذهَبُ بِالثِّقَلِ ، ويُطَيِّبُ الجُشاءَ وَالنَّكهَةَ . (3)راجع : ص ۱۹۶ (الباذروج [الحوك]).
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۴ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۰ ، ح ۲۱۲۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۸ ، ح ۷ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۳۰۹ نحوه وزاد في آخره «إنّه يـزيّن به أهـل الجنّـة موائـدهم» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۱۳. انظـر تمـام الحـديث فـي ج۲ ، ص ۱۹۸ ، ح ۱۵۱۳ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۳ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۹ ، ح ۱۳۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۱۴. انظر تمام الحديث في ج۲ ، ص ۱۹۸ ، ح ۱۵۱۴ .
ج ـ پياز۴۸۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن محمد جعفى: امام صادق عليه السلام ، از پياز ياد كرد و فرمود : «بوى دهان را خوش مى سازد ، بلغم را مى بَرَد و بر توان آميزش مى افزايد» .د ـ حوك۴۸۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حَوْك (بادْروج) ، سبزى پيامبران است . بدانيد كه در آن ، هشت ويژگى است : هَضم كننده است ؛ گرفتگى هاى عروق و مجارى را مى گشايد ؛ آروغ را خوش بو مى سازد ؛ دهان را بوى خوش مى بخشد ؛ اشتهاآور است ... . (1)۴۸۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ايّوب بن نوح: يكى از كسانى كه با ابوالحسن اوّل (امام كاظم عليه السلام ) بر سرِ سفره اى حضور يافته بود ، برايم نقل كرد كه ايشان ، بادروج خواست و فرمود : «دوست دارم غذا را با آن آغاز كنم . انسدادها را باز مى كند ، غذا را دوست داشتنى مى سازد و . . . غذاى خويش را با آن ، پايان ده ؛ زيرا آنچه را پيش تر بوده ، گوارش مى دهد و آنچه را پس از آن خواهد بود ، دوست داشتنى مى سازد ، سنگينى را از ميان مى برد و بوى آروغ و بوى دهان را خوش مى سازد» . (2)ر. ك : ص ۱۹۷ (بادروج [/ حوك]).
.
ه ـ الكُرّاثُ۴۸۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن فرات بن أحنف :سُئِلَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الكُرّاثِ فَقالَ :
كُلهُ ؛ فَإِنَّ فيهِ أربَعَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ... . (1)و ـ السُّعدُ۴۸۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :اِتَّخِذوا في أسنانِكُمُ السُّعدَ ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ الفَمَ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۳۷۸ ، ح ۶۳۵ . ج۲ ، ص ۳۳۶ ، ح ۱۷۶۰ و ۱۷۶۱ .
ز ـ مَضغُ اللُّبانِ۴۸۸۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :مَضغُ اللُّبانِ يَشُدُّ الأَضراسَ ، ويَنفِي البَلغَمَ ، ويَذهَبُ بِريحِ الفَمِ . (3)ح ـ السَّعتَرُ وَالمِلحُ۴۸۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن الإمام الصادق عليه السلام :أربَعَةُ أشياءَ تَجلُو البَصَرَ ويَنفَعنَ ولا يَضرُرنَ ، فَسُئِلَ عَنهُنَّ فَقالَ :
السَّعتَرُ وَالمِلحُ إذَا اجتَمَعا . . . يَطرُدانِ الرِّياحَ مِنَ الفُؤادِ ، ويَفتَحانِ السُّدَدَ ، ويُحرِقانِ البَلغَمَ ، ويُدِرّانِ الماءَ ، ويُطَيِّبانِ النَّكهَةَ ، ويُلَيِّنانِ المَعِدَةَ ، ويُذهِبانِ الرِّياحَ الخَبيثَةَ مِنَ الفَمِ ، ويُصَلِّبانِ الذَّكَرَ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۵ ، ح ۴ ، الخصال ، ص ۲۴۹ ، ح ۱۱۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۱۵ ، ح ۲۰۸۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۷ ، ح ۱۳۰۳ عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۰۰ ، ح ۱. انظر تمام الحديث في : ج۲ ، ص۴۳۴ ، ح ۱۹۲۸ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۹ ، ح ۴ عن أبي عزيز المرادي ، الخصال ، ص ۶۳ ، ح ۹۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۰۳ ، ح ۱۶۰۱ كلاهما عن فضيل بن عثمان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۰۲ ، ح ۹۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۵ ، ح ۳ .
3) .الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۳ ، ح ۱۴۴۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۳ ، ح ۲ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۶ ، ح ۱۴۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۹۸ ، ح ۴. انظر تمام الحديث في : ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶ .
ه ـ تَره۴۸۸۶.الموطّأ ( ـ به نقل از عطاء بن يسار ـ ) الكافىـ به نقل از فرات بن احنف: از امام صادق عليه السلام درباره تَرِه پرسيدند . فرمود : «بخور ؛ چرا كه در آن ، چهار ويژگى است : بوى دهان را خوش مى سازد ... ». (1)و ـ مشكك۴۸۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مُشكك را لابه لاى دندان هاى خويش كنيد ؛ چرا كه دهان را خوش بو مى كند و بر توان همبسترى مى افزايد .ر.ك : ج۱ ، ص۳۷۹ ح ۶۳۵ ج۲ ، ص۳۳۷ ح ۱۷۶۰ و ۱۷۶۱.
ز ـ جويدن كُنْدُر۴۸۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :جويدن كُنْدُر ، دندان ها را استحكام مى دهد ، بلغم را مى راند و بوى [بد] دهان را مى بَرَد .ح ـ آويشن و نمك۴۸۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :امام صادق عليه السلام فرمود : «چهار چيز است كه ديده را جلا مى دهد و سود دارد و زيانى نمى آورد» .
درباره آنها از او پرسيدند .
فرمود : «آويشن و نمك كه چون در بر هم قرار گيرند . . . بادها را از دل برون مى رانند ، انسداد را مى گشايند ، بلغم را مى سوزانند ، آب را [در بدن] به جريان درآورند ، بوى دهان را خوش مى سازند ، معده را نرمى مى دهند ، بوهاى بد را از دهان ببرند و آلت را سفتى مى بخشند» . (2)
.
ط ـ الكُحلُ۴۸۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ يُعذِبُ الفَمَ . (1)۴۸۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در حديثى طولانى و در ميان مسائل بسيارى كه شمعون ) عنه عليه السلام :الكُحلُ بِاللَّيلِ يُطَيِّبُ الفَمَ ، ومَنفَعَتُهُ إلى أربَعينَ صَباحا . (2)۴۸۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالكُحلِ ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ الفَمَ ، وعَلَيكُم بِالسِّواكِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ .
قالَ [ الرّاوي ] : كَيفَ هذا؟ قالَ : لِأَنـَّهُ إذَا استاكَ نَزَلَ البَلغَمُ فَجَلاَ البَصَرَ ، وإذَا اكتَحَلَ ذَهَبَ البَلغَمُ فَطَيَّبَ الفَمَ . (3)۴۸۹۳.الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ يُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُجَفِّفُ الدَّمعَةَ ، ويُعذِبُ الرّيقَ ، ويَجلُو البَصَرَ . (4)۴۸۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :الاِكتِحالُ بِالإِثمِدِ يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ أشفارَ العَينِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۵ عن حمّاد بن عيسى ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۷ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۵ ، ح ۱۱ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۹ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۳ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۵ ، ح ۱۱.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۶ ، ح ۱۱.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۱۰ ، الخصال ، ص ۱۸ ، ح ۶۳ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۱ ، ح ۴ كلّها عن حمّاد بن عثمان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۴ ، ح ۱ وص ۹۵ ، ح ۱۱.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۴ عن عبد اللّه بن الفضل الهاشمي عن أبيه وعمّه.
ط . سرمه كشيدن۴۸۹۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه كشيدن ، دهان را تَر و تازه مى كند .۴۸۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه كشيدن در هنگام شب ، دهان را خوش بو مى كند و منفعت آن تا چهل روز ، استمرار مى يابد .۴۸۹۳.امام صادق عليه السلام ( ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ ) مكارم الأخلاق :امام صادق عليه السلام فرمود : «بر شما باد سرمه ، كه دهان را خوش بو مى كند ؛ و بر شما باد مسواك ، كه ديده را جلا مى دهد» .
[راوى] پرسيد : چگونه؟
فرمود : «زيرا چون مسواك زند ، بلغم فرو نشيند و در پى آن ، ديده جلا يابد ؛ و چون سرمه كشد ، بلغم برود و دهان ، خوش بو شود» .۴۸۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، مو را مى روياند ، اشك ريزش را مى خشكاند ، آب دهان را گوارا مى سازد و ديده را جلا مى دهد .۴۸۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :سرمه كشيدن به اِثْمِد ، بوى را خوش مى سازد و مژه گاه ها را استحكام مى بخشد .
.
ي ـ الخِضابُ۴۸۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نَفَقَةُ دِرهَمٍ فِي الخِضابِ أفضَلُ مِن نَفَقَةِ دِرهَمٍ في سَبيلِ اللّهِ ، إنَّ فيهِ أربَعَ عَشرَةَ خَصلَةً : يَطرُدُ الرّيحَ مِنَ الاُذُنَينِ ، ويَجلُو الغِشاءَ عَنِ البَصَرِ ، ويُلَيِّنُ الخَياشيمَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَذهَبُ بِالغَشَيانِ ، ويُقِلُّ وَسوَسَةَ الشَّيطانِ ، وتَفرَحُ بِهِ المَلائِكَةُ ، ويَستَبشِرُ بِهِ المُؤمِنُ ، ويَغيظُ بِهِ الكافِرُ ، وهُوَ زينَةٌ ، وهُوَ طيبٌ ، وبَراءَةٌ في قَبرِهِ ، ويَستَحيي مِنهُ مُنكَرٌ ونَكيرٌ . (1)۴۸۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحِنّاءُ يَذهَبُ بِالسَّهَكِ ، ويَزيدُ في ماءِ الوَجهِ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُحَسِّنُ الوَلَدَ . (2)ك ـ الماءُ الفاتِرُ۴۹۰۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لَمّا سَمِعَ رَجُلاً يَسألُ اللّه َ الصَّبرَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أفطَرَ بَدَأَ بِحَلواءَ يُفطِرُ عَلَيها ، فَإِن لَم يَجِد فَسُكَّرَةٍ أو تَمَراتٍ ، فَإِذا أعوَزَ ذلِكَ كُلَّهُ فَماءٍ فاتِرٍ ، وكانَ يَقولُ : يُنَقِّي المَعِدَةَ وَالكَبِدَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ وَالفَمَ ، ويُقَوِّي الأَضراسَ... . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۲ ، ح ۱۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۳ ، ح ۲۸۵ وج ۴ ، ص ۳۶۹ ، الخصال ،ص ۴۹۷ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۷ ، ح ۲.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۴ ، ح ۵ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۱۶۱ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۷۳ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۹ ، ح ۴ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۷ .
3) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۱۵۳ ، ح ۴ ، المقنعة ، ص ۳۱۷ نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسكان ، المصباح للكفعمي ، ص ۸۳۵ . انظر تمام الحديث في ج۱ ، ص ۴۵۴ ، ح ۷۶۴ .
ى ـ خضاب كردن۴۸۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خرج كردن يك درهم براى خضاب ، برتر از خرج كردن يك درهم در راه خداست . در خضاب كردن ، چهارده خاصيت است : باد (يا بو) را از گوش ها مى بَرَد ، تيرگى را از چشمان مى گيرد ، ديده را جلا مى دهد ، حفره هاى بينى را نرم مى كند ، بوى دهان را خوش مى سازد ، لثه را استحكام مى دهد ، حالت غش را از (1)يان مى برد ، از وسوسه شيطان مى كاهد ، فرشتگان از آن شادمان مى شوند ، مؤمن از آن خرسند مى گردد ، كافر از آن به خشم مى آيد ، زينت است ، عطر است ، برائتى در قبر است ، و منكر و نكير از آن شرم مى كنند .۴۸۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حنا كردن ، بدبويى عَرَق را از ميان مى بَرَد ، بر طراوت و تازگى چهره مى افزايد ، بوى دهان را خوش مى سازد و فرزند را نكو مى كند .ك ـ آب نيم گرم (وِلَرم)۴۹۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا به هنگام افطار با حلوايى آغاز مى كرد و بدان ، روزه مى گشود . اگر حلوا نمى يافت ، با شكرينه اى ديگر يا چند دانه خرما ، و اگر اين نيز يافت نمى شد ، با آبِ نيم گرم. آن گاه مى فرمود : «معده و جگر را پاك مى كند ، دهان را خوش بو مى سازد و دندان ها را تقويت مى كند . . .» . (2)
.
1) .در بعضى از نسخه هاى خطى الكافى عبارت «الغثيان» آمده، و در برخى واژه «الغشيان» به معناى بدنهادى آمده . در برخى از نسخه هاى خطى كتاب من لا يحضره الفقيه «بالصنان» آمده كه به معناى «بوى بد زير بغل» است و سرانجام در برخى از نسخ همين كتاب نيز «بالضنى» آمده كه به معناى «ضعف و سستى» است .
2) .. براى ديدن كامل روايت ، ر .ك : ج۱ ، ص۴۵۵ ح ۷۶۴ .
۶ / ۲ ـ ۵ما يَشُدُّ الفَمَ وَاللِّثَةَأ ـ خَلُّ الخَمرِ۴۹۰۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ وذُكِرَ عِندَهُ خَلُّ الخَمرِ فَقالَ: إنَّهُ لَيَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ ، ويَشُدُّ الفَمَ . (1)۴۹۰۶.كنز العمّال عن أنس بن مالك ( ـ قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله لرَجُلٍ كَأن ) عنه عليه السلام :خَلُّ الخَمرِ يَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ ، ويَشُدُّ العَقلَ . (2)۴۹۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :خَلُّ الخَمرِ يَشُدُّ اللِّثَةَ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۳۰۲ ، ح ۱۶۹۳ ، وص ۳۰۴ ، ح ۱۶۹۴.
ب ـ البَصَلُ۴۹۰۴.الدرّ المنثور ( ـ به نقل از انس ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا البَصَلَ ؛ فَإِنَّ فيهِ ثَلاثَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَزيدُ فِي الماءِ وَالجِماعِ . (4)۶ / ۲ ـ ۶ما يَشُدُّ الأَضراسَأ ـ مَضغُ العِلكِ۴۹۰۸.الدعوات :الكافي عن محمّد بن مسلم :رَأَيتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام يَمضَغُ عِلكاً ، فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، نَقَضَتِ الوَسِمَةُ أضراسي فَمَضَغتُ هَذا العِلكَ لِأَشُدَّها .
قالَ : وكانَتِ استَرخَت ، فَشَدَّها بِالذَّهَبِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۰ ، ح ۸ عن حنّان عن أبيه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۲ ، ح ۱۰ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۰ ، ح ۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ ، ح ۱۹۲۷ كلاهما عن سماعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۲ ، ح ۱۱ .
3) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۲۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۶۲ ، ح ۷.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۴ ، ح ۳ ، الخصال ، ص ۱۵۸ ، ح ۲۰۰ كلاهما عن ميسّر بيّاع الزطيّ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۰ ، ح ۲۱۲۶ وليس فيه «والجماع» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۶ ، ح ۱۳۴۲ وليس فيه «والماء» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۶ ، ح ۲ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۲ ، ح ۳ ، بحار الأنوار ، ج ۴۸ ، ص ۲۹۸ ، ح ۳۴ .
۶ / ۲ ـ ۵آنچه دهان و لثه را استحكام مى دهدالف ـ سركه شراب۴۹۰۸.الدعوات:امام صادق عليه السلامـ هنگامى كه نزد ايشان از سركه شراب ياد شد: آن ، جنبندگان شكم را مى كُشد و دهان را استحكام مى دهد .۴۹۰۹.امام على عليه السلام :امام صادق عليه السلام :سركه شراب ، لثه را تقويت مى كند ، جنبندگان شكم را مى كُشد و عقل را نيز نيرو مى بخشد .۴۹۱۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :سركه شراب ، لثه را تقويت مى كند .ر. ك : ج۲ ص۳۰۳، (خواصّ سركه ، ح ۱۶۹۳ وص ۳۰۵ ، ح ۱۶۹۵).
ب ـ پياز۴۹۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پياز بخوريد ؛ چرا كه سه ويژگى دارد : بوى دهان را خوش مى سازد ، لثه را نيرو مى بخشد ، و آب و توان آميزش را افزون مى كند .۶ / ۲ ـ ۶آنچه دندان ها را تقويت مى كندالف ـ جويدن سقّز۴۹۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ، آن هنگام كه او را به سوى ي ) الكافىـ به نقل از محمّد بن سلم: امام باقر عليه السلام را ديدم كه سقّز مى جَويد . او فرمود : «اى محمّد! وسمه ، (1)پايه دندان هايم را سست كرده است . اين سقّز را مى جَوَم تا آنها را استحكام ببخشم» .
راوى مى گويد : دندان هاى حضرت ، سست شده بود و وى ، آنها را با طلا بسته بود .
.
1) .وَسْمِه : گياهى است برگش شبيه برگ مورْد و ساقش غير مجوّف و ثمرش به قدر فلفلى و بعد از رسيدن ، سياه گردد و بدان ، ابرو و موى را خضاب كنند و در آن ، قوه محلّله باشد يا آن برگ نيل است . گياهى كه آن را رنگ و بشكول و خطر و كتم جو حناى مجنونج نيز مى گويند (لغت نامه دهخدا) .
ب ـ مَضغُ اللُّبانِ۴۹۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِمُعاذٍ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :مَضغُ اللُّبانِ يَشُدُّ الأَضراسَ ، ويَنفِي البَلغَمَ ، ويَذهَبُ بِريحِ الفَمِ . (1)ج ـ التَّمشيطُ۴۹۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به معاذ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :المَشطُ لِلِّحيَةِ يَشُدُّ الأَضراسَ . (2)۴۹۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به مردى كه از ايشان درخواست سفارش نمود ـ ) عنه عليه السلام :تَسريحُ الرَّأسِ يَقطَعُ البَلغَمَ ، وتسَريحُ الحاجِبَينِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، وتَسريحُ العارِضَينِ يَشُدُّ الأَضراسَ . (3)د ـ الاِستِياكُ بِبَعضِ المُرَكَّباتِ۴۹۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن خالد القمّاط :أملى عَلَيَّ عَلِيُّ بنُ موسَى الرِّضا عليهماالسلام هذِهِ الأَدوِيَةَ لِلبَلغَمِ .
قال :َ تأَخُذُ إهليلَجَ ـ أصفَرَ وَزنَ مِثقالٍ ، ومثِقالَينِ خَردَلٍ ، ومِثقالَ عاقِرقِرحا ، فَتَسحَقُهُ سَحقاً ناعِماً وتَستاكُ بِهِ عَلَى الرِّيقِ ؛ فَإِنَّهُ يَنفي البَلغَمَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ الأَضراسَ إن شاءَ اللّهُ تَعالى . (4).
1) .الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۳ ، ح ۱۴۴۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۴۳ ، ح ۲ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۸ ، ح ۱ عن سفيان بن السمط ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ ، ح ۳۱۹ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۳ ، ح ۴۵۱ وفيهما «مشط اللحية» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۷ ، ح ۴ .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۸۰ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۹ عن داوود بن فرقد نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۵ ، ح ۱۶ .
4) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۰۴ ، ح ۶ .
ب ـ جويدن كُندُر۴۹۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :جَويدن كُندُر ، دندان ها را استحكام مى دهد ، بلغم را مى راند و بوى [بد] دهان را مى بَرَد .ج ـ شانه زدن۴۹۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شانه زدن ريش ، دندان ها را استحكام مى بخشد .۴۹۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شانه كردن موى سر ، بلغم را از ميان مى بَرَد ، شانه زدن ابروها ، ايمنى از جذام است و شانه زدن موى گونه ها ، دندان ها را استحكام مى دهد .د . مسواك زدن با برخى از تركيب ها۵۰۱۸.المعجم الكبير عن ابن عبّاس :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از خالد قَمّاط ـ: على بن موسى الرضا عليه السلام ، اين داروها را براى بلغم به من املا كرد و فرمود : «به وزن يك مثقال هليله زرد ، دو مثقال خَردل (1)و يك مثقال آككرا (2)بر مى دارى و همه را نرمْ مى سايى و ناشتا با آن مسواك مى زنى . به خواست خداوند ، بلغم را مى زدايد ، بوى دهان را خوش مى سازد و دندان ها را استحكام مى بخشد» .
.
۶ / ۳بَعضُ ما يُسبّب أمراضَ الفَمِ وَالأَسنانِ۵۰۱۵.صحيح مسلم ( ـ به نقل از ابو موسى ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . . . عَنِ السِّواكِ فِي الحَمّامِ . (1)۵۰۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إيّاكَ وَالسِّواكَ فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ وَباءَ الأَسنانِ . (2)۵۰۱۳.امام على عليه السلام ( ـ در بيان فضيلت پيامبر خدا ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :السِّواكُ فِي الخَلاءِ يورِثُ البَخَرَ . (3)۵۰۱۵.صحيح مسلم عن أبي موسى :الإمام الرضا عليه السلام :شُربُ الماءِ البارِدِ عَقيبَ الشَّيءِ الحارِّ وعَقيبَ الحَلاوَةِ ؛ يَذهَبُ بِالأَسنانِ . . .
ومَن أرادَ ألاّ يَفسُدَ أسنانُهُ فَلا يَأكُل حُلواً إلاّ أكَلَ بَعدَهُ كَسرَةَ خُبزٍ (4). (5)راجع : ج۲ ، ص ۴۸۶ (لحم السمك / النهي عن الجمع بين البيض والسمك).
۶ / ۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ بَعضِ أوجاعِ الفَمِ۵۰۱۱.المعجم الكبير ( ـ به نقل از منيب ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :لِوَجَعِ الفَمِ وَالدَّمِ الَّذي يَخرُجُ مِنَ الأَسنانِ ، وَالضَّرَبانِ وَالحُمرَةِ الَّتي تَقَعُ فِي الفَمِ : تَأخُذُ حَنظَلَةً رَطبَةً قَدِ اصفَرَّت فَتَجعَلُ عَلَيها قالَباً مِن طينٍ ، ثُمَّ تَثقُبُ رَأسَها وتُدخِلُ سِكّيناً جَوفَها فَتَحُكُّ جَوانِبَها بِرِفقٍ ، ثُمَّ تَصُبُّ عَلَيها خَلَّ تَمرٍ حامِضاً شَديدَ الحُموضَةِ ، ثُمَّ تَضَعُها عَلَى النّارِ فَتُغليها غَلَياناً شَديداً .
ثُمَّ يَأخُذُ صاحِبُهُ مِنهُ كُلَّمَا احتَمَلَ ظُفرُهُ فَيَدلُكُ بِهِ فيهِ ويَتَمَضمَضُ بِخَلٍّ ، وإن أحَبَّ أن يُحَوِّلَ ما فِي الحَنظَلَةِ في زُجاجَةٍ أو بَستوقَةٍ فَعَلَ ، وكُلَّما فَنِيَ خَلُّهُ أعادَ مَكانَهُ ، وكُلَّما عَتَقَ كانَ خَيراً لَهُ إن شاءَ اللّهُ . (6).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۴ ، ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق ، ص ۵۰۹ ، ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۲۸ ، ح ۱ .
2) .علل الشرائع ، ص ۲۹۲ ، ح ۱ عن عبد اللّه بن أبي يعفور ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۴ ، ح ۱۱۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۶۹ عن الإمام الباقر عليه السلام وفيهما «يكره» بدل «إيّاك و» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۱ ، ح ۵ .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۲ ، ح ۱۱۰ .
4) .في بحار الأنوار : «فلا يأكل حلواً إلاّ بعد كسرة خبز».
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۹ وص ۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ و ۳۲۵.
6) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۵ ، ح ۲۳۲ عن سليمان بن جعفر الجعفري ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۶۳ ، ح ۹ .
۶ / ۳برخى از عوامل بيمارى هاى دهان و دندان۵۰۱۱.المعجم الكبير عن منيب :امام على عليه السلام :پيامبر خدا از مسواك زدن در حمّام ، نهى فرمود .۵۰۱۰.صحيح ابن خزيمة عن طارق المحاربيّ :امام صادق عليه السلام :از مسواك زدن در حمّام ، حذر كن ؛ چرا كه وباى دندان ها را در پى مى آورد .۵۰۰۹.الطبقات الكبرى ( ـ به نقل از اسماعيل بن عيّاش ـ ) امام كاظم عليه السلام :مسواك زدن در آبريزگاه ، بد بويى دهان را در پى مى آورد .۵۰۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :نوشيدن آب سرد در پىِ چيزهاى گرم و نيز در پىِ شيرينى ، دندان ها را از ميان مى برد . . . هر كس مى خواهد دندان هايش فاسد نشود ، حتماً هر گاه شيرينى مى خورد ، پس از آن ؛ قطعه نانى نيز بخورد . (1)ر . ك : ج۲ ، ص۴۸۷ (گوشت ماهى / نهى از خوردن تخم مرغ و ماهى با همديگر).
۶ / ۴آنچه براى برخى دردهاى دهان ، مفيد است۵۰۰۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :براى درد دهان و خونى كه از لابه لاى دندان ها بيرون مى آيد و نيز درمان شدّت درد و سرخه اى كه در دهان رُخ مى نمايد ، يك تلخك تازه كه زرد شده باشد ، بر مى دارى ، قالبى از گِل بر آن مى گذارى ، سپس سرِ آن را سوراخ مى كنى و چاقويى به درونش مى برى و آرام ، اطراف آن را از داخل مى تراشى . آن گاه ، قدرى سركه خرماى بسيار ترش ، روى آن مى ريزى و سپس ، همه را روى آتش مى گذارى و كاملاً مى جوشانى .
پس از آن ، به قدر گنجايش يك ناخن ، از اين تركيب بر مى دارد و دهانش را با آن مالش مى دهد و سپس ، سركه را در دهان مى چرخاند . اگر هم دوست داشته باشد كه آنچه را درون تلخك هست ، در شيشه يا روغن دانى جاى دهد ، مى تواند اين كار را بكند . هر گاه هم سركه موجود در اين تركيب از ميان برود ، آن را جايگزين كند . هر اندازه هم اين تركيب كهنه تر باشد ، به خواست خداوند ، براى شخص بهتر است .
.
1) .. در بحار الأنوار ، به جاى عبارت پايانى حديث ، اين عبارت آمده است : «شيرينى نخور ، مگر پس از خوردن يك قطعه نان» .
۵۰۰۶.السيرة النبويّة ، ابن هشام ( ـ به نقل از ابن اسحاق ، در بيان روبه رو شدن مشركا ) عيون أخبار الرضا عليه السلام عن عبداللّه بن عبدالرحمن المعروف بالصَفواني :قَد خَرَجَت قافِلَةٌ مِن خُراسانَ إلى كِرمانَ ، فَقَطَعَ اللُّصوصُ عَلَيهِمُ الطَّريقَ وأخَذوا مِنهُم رَجُلاً اتَّهَموهُ بِكَثرَةِ المالِ ، فَبَقِيَ في أيديهِم مُدَّةً يُعَذِّبونَهُ لِيَفتَدِيَ مِنهُم نَفسَهُ ، وأقاموهُ فِي الثَّلجِ ، ومَلَؤوا فاهُ مِن ذلِكَ الثَّلجِ فَشَدّوهُ ، فَرَحِمَتهُ امرَأَةٌ مِن نِسائِهِم فَأَطلَقَتهُ وهَرَبَ ، فَانفَسَدَ فَمُهُ ولـِسانُهُ حَتّى لَم يَقدِر عَلَى الكَلامِ .
ثُمَّ انصَرَفَ إلى خُراسانَ وسَمِعَ بِخَبَرِ عَلِيِّ بنِ موسَى الرِّضا عليهماالسلام وأَنّهُ بِنَيسابورَ ، فَرَأى فيما يَرَى النّائِمُ كَأَنَّ قائِلاً يَقولُ لَهُ : إنَّ ابنَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد وَرَدَ خُراسانَ فَسَلهُ عَن عِلَّتِكَ ، فَرُبَّما يُعَلِّمُكَ دَواءً تَنتَفِعُ بِهِ .
قالَ : فَرَأَيتُ كَأَنّي قَد قَصَدتُهُ عليه السلام وشَكوتُ إلَيهِ ما كُنتُ دُفِعتُ إلَيهِ (1)وأخبَرتُهُ بِعِلَّتي ، فَقالَ لي : خُذ مِنَ الكَمّونِ وَالسَّعتَرِ وَالمِلحِ ودُقَّهُ ، وخُذ مِنهُ في فَمِكَ مَرَّتَينِ أو ثَلاثا ، فَإِنَّكَ تُعافى .
فَانتَبَهَ الرَّجُلُ مِن مَنامِهِ ، ولَم يُفَكِّر فيما كانَ رَأى في مَنامِهِ ولا اعتَدَّ بِهِ حَتّى وَرَدَ بابَ نَيسابورَ ، فَقيلَ لَهُ : إنَّ عَلِيَّ بنَ موسَى الرِّضا عليهماالسلام قَدِ ارتَحَلَ مِن نَيسابورَ وهُوَ بِرِباط سعد ، فَوَقَعَ في نَفسِ الرَّجُلِ أن يَقصُدَهُ ويَصِفَ لَهُ أمرَهُ لِيَصِفَ لَهُ ما يَنتَفِعُ بِهِ مِنَ الدَّواءِ ، فَقَصَدَهُ إلى رِباط سعد ، فَدَخَلَ إلَيهِ ، فَقالَ لَهُ :
يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، كانَ مِن أمري كَيتَ وكَيتَ ، وقَدِ انفَسَدَ عَلَيَّ فَمي ولِساني ، حَتّى لا أقدِرَ عَلَى الكَلامِ إلاّ بِجُهدٍ ، فَعَلِّمني دَواءً أنتَفِع بِهِ .
فَقالَ الرِّضا عليه السلام : ألَم اُعَلِّمكَ؟ ! اِذهَب فَاستَعمِل ما وَصَفتُهُ لَكَ في مَنامِكَ .
فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، إن رَأَيتَ أن تُعيدَهُ عَلَيَّ .
فَقالَ عليه السلام لي : خُذ مِنَ الكَمّونِ وَالسَّعتَرِ وَالمِلحِ فَدُقَّهُ وخُذ مِنهُ في فَمِكَ مَرَّتَينِ أو ثَلاثا ، فَإِنَّكَ سَتُعافى .
قالَ الرَّجُلُ : فَاستَعمَلتُ ما وَصَفَ لي ، فَعوفيتُ . (2).
۵۰۰۵.امام صادق عليه السلام ( ـ در خطبه اى ـ ) عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از عبد اللّه بن عبد الرحمان ، معروف به صفوانى ـ: كاروانى از خراسان ، روانه كرمان شد . دزدان به راهزنىِ آنان آمدند و مردى از ميان آنها را كه به فراوانى ثروت وى گمان داشتند ، در اختيار گرفتند . او مدّتى در چنگال آنان بود و او را شكنجه مى دادند تا خود را با دادن فديه اى از [دست ] آنان بِرَهاند . آنها او را در ميان يخ گذاردند و دهان وى را نيز از يخ ، آكندند و بستند . در اين هنگام ، يكى از زنانِ همراه راهزنان ، بر او دل سوزاند و او را آزاد كرد و وى نيز گريخت . اما پس از آن ، دهان و زبان وى آسيبى سخت ديد تا جايى كه وى را توان سخن گفتن نبود .
پس از چندى به خراسان بازگشت . آن جا خبر على بن موسى الرضا عليه السلام و اين را كه او در نيشابور است ، شنيد . پس در خواب ديد كه گويا كسى به وى مى گويد : «پسر پيامبر خدا ، وارد خراسان شده است . از او درباره بيمارى ات بپرس . شايد درمانى به تو تعليم دهد كه بدان ، سود برى» .
راوى مى گويد : جآن شخص گفت: در عالم رؤياج ديدم كه گويا آهنگ او كردم و مشكلى را كه بدان گرفتار آمده بودم ، نزد وى اظهار ساختم و او را از بيمارى خويش ، آگاهاندم و او نيز به من فرمود : «قدرى زيره و آويشن و نمك ، بردار و آرد كن و دو يا سه بار از آن در دهان خود نگه دار . بهبود خواهى يافت» .
مرد از خواب بيدار شد . نه در آنچه در خواب ديده بود ، انديشيد و نه بدان اعتنايى كرد تا هنگامى كه به دروازه نيشابور رسيد . در اين هنگام به او گفتند : على بن موسى الرضا عليه السلام از نيشابور ، بار سفر بسته و اكنون در رباط سعد است . در دل آن مرد ، چنين افتاد كه آهنگ وى كند و [بيمارى] خويش را براى او بيان دارد تا وى نيز دارويى سودمند برايش نسخه كند . بدين سان ، آهنگ وى در رباط سعد كرد . بر او وارد شد و به وى گفت : اى پسر پيامبر خدا! ماجراى من چنين و چنان بود و اكنون ، دهان و زبانم به سختى آسيب ديده است ، به گونه اى كه با دشوارى بسيار مى توانم سخن گويم . مرا دارويى تعليم ده تا از آن سود ببرم .
امام رضا عليه السلام فرمود : «مگر تو را تعليم ندادم؟ برو و آنچه را در خواب برايت نسخه كردم ، به كار گير» .
آن مرد به امام عليه السلام گفت : اى پسر پيامبر خدا! اگر صلاح مى دانى ، آن را برايم تكرار كن .
فرمود : «قدرى زيره و آويشن و نمك ، بردار و آرد كن و دو يا سه بار از آن در دهان خود ، نگه دار . بهبود خواهى يافت» .
آن مرد گويد : آنچه را برايم نسخه كرده بود ، استفاده كردم و بهبود يافتم . .
۶ / ۵ما يَنفَعُ لِعِلاجِ وَجَعِ الأَسنانِ۵۰۰۵.الإمام الصادق عليه السلام ( ـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ ) طبّ الأئمّة عن محمّد بن أبي نصر عن أبيه عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :شَكَوتُ إلَيهِ هَيَجاناً في رَأسي وأضراسي وضَرَباناً في عَيني ، حَتّى تَوَرَّمَ وَجهي مِنهُ .
فَقالَ عليه السلام : عَلَيكَ بِهذَا الهِندَباءِ فَاعصِرهُ وخُذ ماءَهُ وصُبَّ عَلَيهِ مِن هذَا السُّكَّرِالطَّبَرزَدِ وأكثِر مِنهُ ؛ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُهُ ويَدفَعُ ضَرَرَهُ .
قالَ : فَانصَرَفتُ إلى مَنزِلي فَعالَجتُهُ مِن لَيلَتي قَبلَ أن أنامَ وشَرِبتُهُ و نِمتُ عَلَيهِ ، فَأَصبَحتُ وقَد عوفيتُ بِحَمدِ اللّهِ ومَنِّهِ . (1).
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۰۹ ، ح ۲۲ .
۶ / ۵آنچه براى درمان دندان درد سودمند است۵۰۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از محمّد بن ابى نصر ، از پدرش ، از امام صادق عليه السلام: نزد امام عليه السلام از ناآرامى سر و دندان هايم و از دردى شديد در چشم هايم ـ تا جايى كه صورتم در اثر آن ورم كرده بود ـ اظهار ناراحتى كردم .
فرمود : «بر تو باد اين كاسنى . آن را بِفْشُر و آبش را بگير و از اين شكر طَبَرزَد ، به مقدار فراوان ، بر آن بريز ؛ چرا كه درد را تسكين دهد و ضرر آن را دفع كند» .
من به خانه خود رفتم و همان شب ، پيش از آن كه بخوابم ، اين دارو را ساختم و خوردم و بر آن خوابيدم . صبح كه شد ، به حمد و منّت الهى بهبود يافته بودم .
.
۵۰۰۳.بحارالأنوار عن ابن أَبي سَلمة عن عائِشَة عن رَسولالكافي عن حمزَةَ بن الطَيّار :كُنتُ عِندَ أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام فَرَآني أتَأَوَّهُ ، فَقالَ : ما لَكَ ؟
قُلتُ : ضِرسي .
فَقالَ : لَوِ احتَجَمتَ !
فَاحتَجَمتُ فَسَكَنَ ، فَأَعلَمتُهُ .
فَقالَ لي : ما تَداوَى النّاسُ بِشَيءٍ خَيرٍ مِن مَصَّةِ دَمٍ ، أو مُزعَةِ عَسَلٍ .
قالَ : قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! مَا المُزعَةُ عَسَلٍ؟
قالَ : لَعقَةُ عَسَلٍ . (1)۵۰۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي ولاّد :رَأَيتُ أبَا الحَسَنِ الأَوَّلَ عليه السلام فِي الحِجرِ وهُوَ قاعِدٌ ومَعَهُ عِدَّةٌ مِن أهلِ بَيتِهِ ، فَسَمِعتُهُ يَقولُ : ضَرَبَت عَلَيَّ أسناني ، فَأَخَذتُ السُّعدَ فَدَلَكتُ بِهِ أسناني ، فَنَفَعَني ذلِكَ وسَكَنَت عَنّي . (2)۵۰۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :ضَرَبَت عَلَيَّ أسناني ، فَجَعَلتُ عَلَيهَا السُّعدَ . (3)۵۰۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ احتَجَمَ يَومَ الثُّلاثاءِ لِسَبعَ عَشرَةَ أو تِسعَ عَشرَةَ أو لاِءِحدى وعِشرينَ مِنَ الشَّهرِ ، كانَت لَهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ مِن أدواءِ السَّنَةِ كُلِّها ، وكانَت لِما سِوى ذلِكَ شِفاءٌ مِن وَجَعِ الرَّأسِ وَالأَضراسِ وَالجُنونِ وَالجُذامِ وَالبَرَصِ . (4).
۵۰۰۰.الخصال ( ـ به نقل از ابو ذر ـ ) الكافىـ به نقل از حمزة بن طيّار: نزد امام كاظم عليه السلام بودم . ديد كه آه و ناله مى كنم . فرمود : «تو را چه شده است؟» .
گفتم : دندانم .
فرمود : «چه خوب بود حجامت مى كردى!».
من نيز حجامت كردم و دردم ، فرو نشست . امام عليه السلام را از اين موضوع ، آگاه كردم . به من فرمود : «مردم به هيچ دارويى بهتر از يك مَكشِ خون يا يك مَزْعه عسل ، درمان نجسته اند» .
گفتم : فدايت شوم! يك «مزعه» عسل چيست؟
فرمود : «يك قاشق عسل» .۴۹۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابو ولاّد: امام كاظم عليه السلام را ديدم كه در حِجْر اسماعيل (1)نشسته است و شمارى از خانواده وى نيز با اويند . از او شنيدم كه مى گفت : «دندان هايم دردى سخت گرفت . پس قدرى مُشكك برداشتم و دندان هاى خويش را با آن ، مالش دادم . اين درمان ، مرا سودمند افتاد و درد ، فرو نشست» .۴۹۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :دندان هايم دردى سخت گرفت . پس بر آنها مُشكك نهادم .۴۹۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در روز سه شنبه هفدهم يا نوزدهم يا بيست و يكم ماه ، حجامت كند ، اين حجامت براى وى شفاى همه دردهاى سال خواهد بود و افزون بر آن ، شفاى سردرد ، دندان درد ، ديوانگى ، جذام و پيسى نيز خواهد بود . .
1) .مصطبه اى را گويند كه ديوارى بر آن محيط است و آن ، دو در دارد به دو ركن عراقى و شامى . آن مقدار زمين كه حطيم بدو محيط است و قبر هاجر ، مادر اسماعيل ، در آن است (ر . ك : لغت نامه دهخدا) .
۴۹۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن قَلَّمَ أظفارَهُ يَومَ السَّبتِ ويَومَ الخَميسِ وأخَذَ مِن شارِبِهِ عوفِيَ مِن وَجَعِ الضِّرسِ ووَجَعِ العَينِ . (1)۶ / ۶ما يَنفَعُ لِعِلاجِ البَخَرِ۵۰۰۰.الخصال عن أبي ذرّ رحمه الله :الإمام الصادق عليه السلام :السِّواكُ يَجلُو البَصَرَ وَالإِثمِدُ يَذهَبُ بِالبَخَرِ . (2)۴۹۹۹.عنه صلى الله عليه و آله :المحاسن عن محمّد بن الحسن بن شمّون :كَتَبتُ إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام : إنَّ بَعضَ أصحابِنا يَشكُو البَخَرَ ، فَكَتَبَ عليه السلام إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ .
قالَ : وكَتَبَ إلَيهِ آخَرُ يَشكو يَبسا ، فَكَتَبَ عليه السلام إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ عَلَى الرّيقِ وَاشرَب عَلَيهِ الماءَ .
فَفَعَلَ فَسَمِنَ وغَلَبَت عَلَيهِ الرُّطوبَةُ ، فَكَتَبَ إلَيهِ يَشكو ذلِكَ .
فَكَتَبَ إلَيهِ : كُلِ التَّمرَ البَرنِيَّ عَلَى الرّيقِ ولا تَشرَب عَلَيهِ الماءَ . فَاعتَدَلَ . (3)۴۹۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :التّينُ يَذهَبُ بِالبَخَرِ ، ويَشُدُّ الفَمَ وَالعَظمَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدّاءِ ، ولا يُحتاجُ مَعَهُ إلى دَواءٍ . (4)راجع : ج۲ ، ص ۳۱۶ ، ح ۱۷۲۵ .
.
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ ، ح ۳۱۲ ، الخصال ، ص ۳۹۴ ، ح ۱۰۰ عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، ثواب الأعمال ، ص ۴۱ ، ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۳ ، ح ۴۰۲ ، بحار الأنوار ، ج ۵۹ ، ص ۳۶ ، ح ۵ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۸ ، ح ۲۳۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۵۵ ، ح ۳ .
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۴۳ ، ح ۲۱۸۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۰۳ ، ح ۱ وراجع : طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۶.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۲ ، ح ۲۲۹۸ وفيه «حتّى لا» بدل «ولا» وليس فيه «الفم» وكلاهما عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۲۵۲ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۵ ، ح ۲ .
۴۹۹۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در روز پنج شنبه و شنبه ناخن هاى خود را كوتاه كند و قدرى از سبيل خود بگيرد ، از دندان درد و سردرد ، در امان باشد .۶ / ۶آنچه براى درمان بوى بد دهان ، سودمند است۴۹۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مسواك زدن ، ديده را جلا مى دهد و سرمه ، بوى بد دهان را مى برد .۴۹۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر ـ ) المحاسنـ به نقل از محمّد بن حسن بن شمّون: براى امام كاظم عليه السلام چنين نوشتم : يكى از شيعيان از بوى بد دهان ، اظهار ناراحتى مى كند . براى وى اين گونه نوشت : «خرماى بَرْنى بخور» .
يكى ديگر براى وى نوشت و از خشكىِ مزاج ، اظهار ناراحتى كرد . امام عليه السلام براى وى نوشت : «ناشتا ، خرماى برنى بخور و بر روى آن نيز آب بنوش» .
آن شخص ، چنين كرد و از آن پس ، چاق شد و رطوبت بر مزاج وى غلبه يافت .
ديگر بار به امام عليه السلام نوشت و از اين پيشامد ، اظهار ناراحتى كرد . براى وى نوشت : «ناشتا ، خرماى برنى بخور ؛ اما بر روى آن آب منوش» . پس اعتدال يافت .۴۹۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :انجير ، بوى بد دهان را مى بَرَد ، دهان و استخوان ها را استحكام مى بخشد ، مو بر مى روياند ، درد را مى برد و با وجود آن ، ديگر به دارويى نياز نيست .ر . ك : ج۲ ، ص۳۱۷ (خواصّ خوردن انار با پيه آن / ح ۵ ۱۷۲).
.
الفصل السابع : جهاز الهضم۷ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيها مِنَ الحِكمَةِ۴۹۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلطَّبيبِ الهِندِيِّ: كانَ الكَبِدُ حَدباءَ لِيُثقِلَ المَعِدَةَ ويَقَعَ جَميعُها عَلَيها ، فَيَعصِرَها لِيَخرُجَ ما فيها مِنَ البُخارِ . (1)۴۹۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: فَكِّر ـ يا مُفَضَّلُ ـ في أعضاءِ البَدَنِ أجمَعَ ، وتَدبيرِ كُلٍّ مِنها لِلإِربِ . . . الفَمُ لِلاِغتِذاءِ ، وَالمَعِدَةُ لِلهَضمِ ، وَالكَبِدُ لِلتَّخليصِ ، وَالمَنافِذُ لِتَنفيذِ الفُضولِ ، وَالأَوعِيَةُ لِحَملِها . . .
مَن جَعَلَ المَعِدَةَ عَصَبانِيَّةً شَديدَةً ، وقَدَّرَها لِهَضمِ الطَّعامِ الغَليظِ؟
ومَن جَعَلَ الكَبِدَ رَقيقَةً ناعِمَةً ، لِقَبولِ الصَّفوِ اللَّطيفِ مِنَ الغِذاءِ ، ولِتَهضِمَ وتَعمَلَ ما هُوَ ألطَفُ مِن عَمَلِ المَعِدَةِ ، إلاَّ اللّهَ القادِرَ؟ أتَرَى الإِهمالَ يَأتي بِشَيءٍ مِن ذلِكَ؟ كَلاّ ، بَل هُوَ تَدبيرٌ مِن مُدَبِّرٍ حَكيمٍ قادِرٍ ، عَليمٍ بِالأَشياءِ قَبلَ خَلقِهِ إيّاها ، لايُعجِزُهُ شَيءٌ وهُوَ اللَّطيفُ الخَبيرُ . . .
جَعَلَ اللّهُ سُبحانَهُ المَنفَذَ المُهَيَّأَ لِلخَلاءِ مِنَ الإِنسانِ في أستَرِ مَوضِعٍ مِنهُ ، فَلَم يَجعَلهُ بارِزا مِن خَلفِهِ ، ولا ناشِرا مِن بَينِ يَدَيهِ ، بَل هُوَ مُغَيَّبٌ في مَوضِعٍ غامِضٍ مِنَ البَدَنِ ، مَستورٌ مَحجوبٌ ، يَلتَقي عَلَيهِ الفَخِذانِ ، وتَحجُبُهُ الأَليَـتانِ بِما عَلَيهِما مِنَ اللَّحمِ فَيُوارِيانِهِ ، فَإِذَا احتاجَ الإِنسانُ إلَى الخَلاءِ وجَلَسَ تِلكَ الجِلسَةَ ألفى ذلِكَ المَنفَذَ مِنهُ مُنصَبّا مُهَيَّئا لاِنحِدارِ الثُّفلِ ، فَتَبارَكَ اللّهُ مَن تظاهَرَت آلاؤُهُ ولا تُحصى نَعماؤُهُ ! . . .
تَأَمَّلِ الرِّيقَ وما فيهِ مِنَ المَنفَعَةِ ؛ فَإِنَّهُ جُعِلَ يَجري جَرَيانا دائِما إلَى الفَمِ ، لِيَبُلَّ الحَلقَ واللَّهَواتِ فَلا يَجِفَّ ؛ فَإِنَّ هذِهِ المَواضِعَ لَو جُعِلَت كَذلِكَ كانَ فيهِ هَلاكُ الإِنسانِ ، ثُمَّ كانَ لا يَستَطيعُ أن يُسيغَ طَعاما إذا لَم يَكُن فِي الفَمِ بَلَّةٌ تُنفِذُهُ ، تَشهَدُ بِذلِكَ المُشاهَدَةُ .
وَاعلَم أنَّ الرُّطوبَةَ مَطِيَّةُ الغِذاءِ . وقَد تَجري مِن هذَا البَلَّةِ إلى مَوضِعٍ آخَرَ مِنَ المُرَّةِ ، فَيَكونُ في ذلِكَ صَلاحٌ تامٌّ لِلإِنسانِ ، ولَو يَبِسَتِ المُرَّةُ لَهَلَكَ الإِنسانُ . . .
اِعلَم أنَّ فِي الإِنسانِ قُوىً أربَعا : قُوَّةً جاذِبَةً تَقبَلُ الغِذاءَ وتورِدُهُ عَلَى المَعِدَةِ ، وقُوَّةً مُمسِكَةً تَحبِسُ الطَّعامَ حَتّى تَفعَلَ فيهِ الطَّبيعَةُ فِعلَها ، وقُوَّةً هاضِمَةً ؛ وهِيَ الَّتي تَطبُخُهُ وتَستَخرِجُ صَفوَهُ وتَبُثُّهُ فِي البَدَنِ ، وقُوَّةً دافِعَةً تَدفَعُهُ وتَحدِرُ الثُّفلَ الفاضِلَ بَعدَ أخذِ الهاضِمَةِ حاجَتَها .
تَفَكَّر في تَقديرِ هذِهِ القُوَى الأَربَعَةِ الَّتي فِي البَدَنِ ، وأفعالِها وتَقديرِها لِلحاجَةِ إلَيها ، وَالإِربِ فيها ، وما في ذلِكَ مِنَ التَّدبيرِ وَالحِكمَةِ ، ولَولاَ الجاذِبَةُ كَيفَ يَتَحَرَّكُ الإِنسانُ لِطَلَبِ الغِذاءِ الَّتي بِها قِوامُ البَدَنِ؟ ولَولاَ الماسِكَةُ كَيفَ كانَ يَلبَثُ الطَّعامُ فِي الجَوفِ حَتّى تَهضِمَهُ المَعِدَةُ؟ ولَولاَ الهاضِمَةُ كَيفَ كانَ يَنطَبِـخُ حَتّى يَخلُصَ مِنهُ الصَّفوُ الَّذي يَغذُو البَدَنَ وَيسُدُّ خِلَلَهُ؟ ولَولاَ الدّافِعَةُ كَيفَ كانَ الثُّفلُ الَّذي تُخَلِّفُهُ الهاضِمَةُ يَندَفِعُ ويَخرُجُ أوَّلاً فَأَوَّلاً؟
أفَلا تَرى كَيفَ وَكَّلَ اللّهُ سُبحانَهُ ـ بِلَطيفِ صُنعِهِ وحُسنِ تَقديرِهِ ـ هذِهِ القُوى بِالبَدَنِ وَالقيامِ بِما فيهِ صَلاحُهُ؟ وسَاُمَثِّلُ لَكَ في ذلِكَ مِثالاً : إنَّ البَدَنَ بِمَنزِلَةِ دارِ المَلِكِ ، ولَهُ فيها حَشَمٌ وصَبيَةٌ وقُوّامٌ مُوَكَّلونَ بِالدّارِ ، فَواحِدٌ لاِءِقضاءِ حَوائِجِ الحَشَمِ وإيرادِها عَلَيهِم ، وآخَرُ لِقَبضِ ما يَرِدُ وخَزنِهِ إلى أن يُعالَجَ ويُهَيَّأَ ، وآخَرُ لِعِلاجِ ذلِكَ وتَهيِئَتِهِ وتَفريقِهِ ، وآخَرُ لِتَنظيفِ ما فِي الدّارِ مِنَ الأَقذارِ وإخراجِهِ مِنها ، فَالمَلِكُ في هذا هُوَ الخَلاّقُ الحَكيمُ مَلِكُ العالَمينَ ، وَالدّارُ هِيَ البَدَنُ ، وَالحَشَمُ هِيَ الأَعضاءُ ، وَالقُوّامُ هِيَ هذِهِ القُوَى الأَربَعُ .
ولَعَلَّكَ تَرى ذِكرَنا هذِهِ القُوَى الأَربَعَ وأفعالَها بَعدَ الَّذي وَصَفتُ فَضلاً وتَزداداً ، ولَيسَ ماذَكَرتُهُ مِن هذِهِ القُوى عَلَى الجِهَةِ الَّتي ذُكِرَت في كُتُبِ الأَطِبّاءِ ولا قَولُنا فيهِ كَقَولِهِم ؛ لِأَ نَّهُم ذَكروها عَلى ما يُحتاجُ إلَيهِ في صَناعَةِ الطِّبِّ وتَصحيحِ الأَبدانِ ، وذَكَرناها عَلى ما يُحتاجُ في صَلاحِ الدّينِ وشِفاءِ النُّفوسِ مِنَ الغَيِّ ، كَالَّذي أوضَحتُهُ بِالوَصفِ الشّافي ، وَالمَثَلِ المَضروبِ مِنَ التَّدبيرِ وَالحِكمَةِ فيها . . .
فَكِّر ـ يا مُفَضَّلُ ـ في طُلوعِ الشَّمسِ وغُروبِها لاِءِقامَةِ دَولَتَيِ النَّهارِ وَاللَّيلِ . . . فَلَولا غُروبُها لَم يَكُنِ لِلنّاسِ هَدءٌ ولا قَرارٌ مَعَ عِظَمِ حاجَتِهِم إلَى الهَدءِ وَالرّاحَةِ ، لِسُكونِ أبدانِهِم ، وجُمومِ حَواسِّهِم ، وانبِعاثِ القُوَّةِ الهاضِمَةِ لِهَضمِ الطَّعامِ ، وتَنفيذِ الغِذاءِ إلَى الأَعضاءِ . (2).
فصل هفتم : دستگاه گوارش۷ / ۱اشاره به حكمت نهفته در دستگاه گوارش۴۹۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به طبيب هندى: كبد ، قوسدار است تا معده را سنگينى كند و به تمامى بر روى آن قرار گيرد و آن را بفْشُرد و در نتيجه ، بخارى كه در آن هست ، بيرون رود .۴۹۸۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مُفضَّل بن عمر: اى مفضّل! در همه اندام هاى بدن و در اين حقيقت بينديش كه چگونه هر كدام از آنها براى هدفى سامان يافته اند : ... دهان براى غذا خوردن ، معده براى هضم كردن ، جگر براى افْشُره ساختن ، گذرها براى برونْ شدِ پس مانده ها ، و روده ها براى انتقال آنها ...
چه كسى معده را درشت و سخت قرار داده و آن را بر گوارش غذاهاى ديرْ هضم ، توانمند ساخته است؟ و چه كسى جگر را نازك و نرم قرار داده است تا غذاى ناب و نرم را پذيرا شود و گوارشى كه دقيق تر و حسّاس تر از كار معده است ، انجام دهد؟ آيا به گمان تو در هيچ كدام از اينها ، اهمال و به خود وا گذاشتگى پذيرفته است؟ نه ، هرگز! بلكه اينها همه تدبيرى است از سوى مدبّرى حكيم ، توانا و آگاه به چيزها ، پيش از اين كه آنها را بيافريند ، هيچ چيز او را ناتوان نسازد ، و همو لطيف و خبير است . . .
خداوند ، مخرج انسان را در پوشيده ترين جاى بدن او قرار داده ، نه پيشْ نشسته از جلو ، و نه برجسته از عقب ؛ بلكه نهفته در جايى بسته ، پوشيده و پنهان از بدن ؛ جايى كه در آن ، دو سرِ ران به هم رسند ؛ و سرين ها با گوشتى كه در آنهاست ، بر آن پرده افكند و آن را پوشاند ، و چون انسان را به قضاى حاجت نياز افتد و آن سان بنشيند ، آن مخرج ، براى بيرون دادن كُنجاره ، آماده مى شود . آفرين بر خدايى كه منّت هايش پى درپى رسيده و نعمت هايش از شمار ، بيرون است! . . .
در آب دهان و سودى كه در آن است ، تأمّل كن . آن ، به گونه اى آفريده شده كه پيوسته در دهان جريان داشته باشد تا حلق و ملازه ها را تَر بدارد و نگذارد خشك شوند ؛ چه ، اين جاى ها اگر بدين [گونه] وا گذاشته شوند ، نابودى انسان را در بردارند ، افزون بر اين كه اگر در دهان ، رطوبتى نبود كه در غذاها نفوذ كند ، انسان نمى توانست هيچ غذايى را مزه كند و گواراتر را بيابد . تجربه ، بر اين حقيقت ، گواهى مى دهد . . .
بدان كه رطوبت ، مَركب رَهوار غذاست و قدرى از اين تَرى در جايى ديگر از مرّه (1)نيز جريان مى يابد و اين خود ، تن درستى كامل انسان را ميسّر مى سازد ، در حالى كه اگر مُرّه خشك شود ، انسان ، نابود مى شود . . .
بدان كه در بدن انسان ، چهار نيرو وجود دارد : نيروى جذب كننده كه غذا را مى پذيرد و به معده مى رساند ؛ نيروى نگه دارنده كه غذا را حبس مى كند تا طبيعت ، اثر خود را در آن بگذارد ؛ نيروى گوارش كه غذا را مى پرورد و افشره آن را بيرون مى كشد و در بدن مى پراكند ؛ و نيروى دفع كننده كه كُنجاره پس مانده را پس از اين كه نيروى گوارش كننده ، نياز خود را از آنها بر مى گيرد ، از بدن بيرون مى راند .
در سامان يافتگى اين نيروهاى چهارگانه در بدن ، در عملكرد آنها و به اندازه بودن آنها با نيازى كه بدانها هست و هدفى كه از وجودشان هست و سرانجام ، در تدبير و حكمتى كه در اين همه هست ، بينديش ، اگر آن نيروى جذب كننده نبود ، چگونه انسان در جستجوى غذايى كه مايه برپايى جسم است ، به راه مى افتاد؟ اگر نيروى نگه دارنده نبود ، چگونه غذا در درون مى ماند تا معده ، آن را هضم كند؟ اگر نيروى گوارش نبود ، چگونه غذا پخته مى شد تا افشره اى كه خوراك بدن را تأمين مى كند و رخنه گاه هاى آن را پُر مى كند ، از آن بيرون كشيده شود؟ و اگر آن نيروى دفع كننده نبود ، چگونه كُنجاره اى كه هاضمه بر جاى مى گذارَد ، يك به يك ، از بدن رانده و بيرون فرستاده مى شد؟
اكنون مگر نمى بينى كه چگونه خداوند به صُنعِ دقيقِ خود و حُسنِ تقدير خويش ، اين نيروها را به خدمت بدن انسان و انجام دادن آنچه درستى اش در آن است ، گمارد؟ در اين باره ، برايت مثالى مى آورم . جسم انسان ، سراى پادشاهى را مى مانَد كه در آن ، خدمتگزاران ، غلامانِ سبك پاى و سرْگماشتگانى هستند و كارِ سراى را بر عهده دارند : يكى ، نيازمندى هاى خدمتگزاران را فراهم مى آورد و در اختيارشان مى نهد ؛ يكى آنچه را آمده است ، تحويل مى گيرد و براى فراورده شدن و آماده شدن به انبار مى سپرد ؛ ديگرى آن را آماده و پرورده مى سازد و مى پراكند ؛ و ديگرى ، آلودگى را از خانه مى پالايد و بيرون مى بَرد . در اين جا نيز ، آفريدگار حكيم و پروردگار جهان و جهانيان ، همان پادشاه است . پيكر انسان ، آن سراى است . خدمتگزاران ، اندام هاى بدن اند ، و سرگماشتگان نيز همان چهار نيرو هستند .
شايد گمان كنى آنچه درباره اين چهار نيرو و عملكرد آنها پس از بيان كلّى درباره شان آورده ام ، زيادت و افزونى است ؛ امّا نه آنچه گفتم ، بر سياق آن چيزى است كه در كتاب هاى پزشكان آمده ، و نه سخن ما در اين باره به سان سخن آنان است ؛ چه ، آنها اين آگاهى را به عنوان چيزهايى كه در فنّ طبابت و تن درستى بدان نياز است ، يادآور شده اند و ما آنها را به عنوان آنچه در درستىِ دين و شفاى دل ها از گم راهى بدان نياز مى افتد ، يادآور شده ايم ؛ همانند آن تدبير و حكمتى كه در كار بدن است و آن را به توصيفى فراگير و حكايتى آشنا ، باز گفتم . . .
اى مفضّل! در طلوع و غروب خورشيد ، بينديش كه جابه جايى روز و شب را سامان مى دهد . . . ؛ چه ، اگر غروب نبود ، مردمْ آرام و قرار نداشتند ، در حالى كه آنان را به آرامش و راحتى ، نيازى فراوان است تا بدن هايشان بياسايد ، حواسشان جمع شود ، دستگاه گوارش ، به كار گوارش غذا برانگيخته گردد ، و غذا به اندام ها راه بگشايد .
.
1) .طريحى در مجمع البحرين (ج ۴ ص ۱۹۰) «مُرّة» را يكى از اخلاط بدن، غير از خون، معرّفى مى كند. شايد همان، زرداب يا تلخه باشد. م.
. .
. .
. .
. .
۴۹۸۶.صحيح البخارى ( ـ به نقل از ابن عبّاس ـ ) عنه عليه السلامـ في حَديثٍ: ثُمَّ أجرى في آدَمَ النّورَ وَالنّارَ وَالرّيحَ وَالماءَ ، فَبِالنّورِ أبصَرَ وعَقَلَ وفَهِمَ ، وبِالنّارِ أكَلَ وشَرِبَ . ولَولا أنَّ النّارَ فِي المَعِدَةِ لَم تَطحَنِ المَعِدَةُ ، الطَّعامَ ، ولَولا أنَّ الرّيحَ في جَوفِ ابنِ آدَمَ يُلهِبُ نارَ المَعِدَةِ لَم يَلتَهِب ، ولَولا أنَّ الماءَ في جَوفِ ابن آدَمَ يُطفِئُ حَرَّ نارِ المَعِدَةِ ؛ لَأَحرَقَتِ النّارُ جَوفَ ابنَ آدَمَ . (1)۴۹۸۶.صحيح البخاري عن ابن عبّاس :الإمام الكاظم عليه السلام :طَبائِعُ الجِسمِ عَلى أربَعَةٍ : فَمِنهَا الهَواءُ الَّذي لا تَحيَا النَّفسُ إلاّ بِهِ وبِنَسيمِهِ ، ويُخرِجُ ما فِي الجِسمِ مِن داءٍ وعُفونَةٍ ، وَالأَرضُ الَّتي قَد تُوَلِّدُ اليُبسَ وَالحَرارَةَ ، وَالطَّعامُ ومِنهُ يَتَوَلَّدُ الدَّمُ . ألا تَرى أنَّهُ يَصيرُ إلَى المَعِدَةِ فَتُغَذّيهِ حَتّى يَلينَ ، ثُمَّ يَصفُوَ فَتَأخُذُ الطَّبيعَةُ صَفوَهُ دَما ، ثُمَّ يَنحَدِرُ الثُّفلُ ، وَالماءُ وهُوَ يُوَلِّدُ البَلغَمَ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۳۲۴ (الإشارة إلى ما في الحنجرة من الحكمة).
۷ / ۲صِحَّةُ جَهازِ الهَضمِ۷ / ۲ ـ ۱الحِميَةُ۴۹۸۴.عنه عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المَعِدَةُ بَيتُ كُلِّ داءٍ ، وَالحِميَةُ رأسُ كُلِّ دَواءٍ . (3).
1) .الاختصاص ، ص ۱۰۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۶ ، ح ۱۴ .
2) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۲۳۰ ، ح ۲۹۷ عن ابن سنان ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۶ ، ح ۱۲.
3) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۲ ، عوالي اللآلي ، ج ۲ ، ص ۳۰ ، ح ۷۲ ، الخصال ، ص ۵۱۲ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۹۹ ، ح ۱ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۰ والثلاثة الأخيرة عن الربيع صاحب المنصور عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۰۷ ، ح ۱۷ .
۴۹۸۳.عنه عليه السلام ( ـ في ذِكرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ ) امام صادق عليه السلامـ در روايتى از ايشان: سپس در آدم ، نور ، آتش ، باد و آب را به جريان انداخت . انسان ، به نور ديد و انديشيد و فهميد ، و به آتش خورد و نوشيد . اگر در معده آتش نبود ، معده غذا را نرم نمى كرد ؛ اگر در درون آدميزاد بادى نبود كه آتش معده را شعله ور سازد ، آن آتش بر نمى افروخت ؛ و اگر درون آدمى زاده ، آبى نبود كه زبانه هاى آتشِ معده را فرو نشاند ، آن آتش ، درون آدمى را يكسره مى سوزاند .۴۹۸۲.عنه عليه السلام :امام كاظم عليه السلام :سرشت آدم ، بر چهار چيز نهاده است : يكى از آنها هواست كه شخص ، جز بدان و به نسيم آن ، زنده نمى ماند و هر درد و عفونتى را هم كه در جسم است ، بيرون مى راند . ديگرى خاك است كه ممكن است خشكى و حرارت را پديد آورد . ديگرى خوراك است كه خون از آن پديد مى آيد . مگر نمى بينى غذا به معده در مى آيد و آن جا ، معده آن را مى پرورَد تا نرم و آن گاه ، ناب شود و طبيعت ، افشره آن را به عنوان خون مى گيرد و سپس ، كُنجاره به پايين بدن سرازير مى شود. و چهارم ، آب است كه بلغم را مى سازد .ر . ك : ج۱ ، ص۳۲۵ (اشاره به حكمت نهفته در حنجره).
۷ / ۲سلامت دستگاه گوارش۷ / ۲ ـ ۱پرهيز۴۹۷۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :معده ، خانه همه دردهاست و پرهيز ، ريشه همه درمان ها .
.
۴۹۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ المَعِدَةَ بَيتُ الدّاءِ ، وَالحِميَةَ هِيَ الدَّواءُ . (1)راجع : ج۲ ، ص۱۰ القسم الرابع / دور الأكل والشرب في الصحّة والمرض.
۷ / ۲ ـ ۲مايَنفَعُ لِلهَضمِأ ـ الخَسُّ۴۹۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلِ الخَسَّ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ النُّعاسَ ، ويَهضِمُ الطَّعامَ . (2)ب ـ التَّمرُ۴۹۷۵.سنن ابن ماجة عن عبد اللّه بن عمرو :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في خَواصِّ التَّمرِ البَرنِيِّ: إنَّ هذا جَبرَئيلُ يُخبِرُني أنَّ فيهِ تِسعَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُطَيِّبُ المَعِدَةَ ، ويَهضِمُ الطَّعامَ... . (3)۴۹۷۴.امام على عليه السلام :الكافي عن أبي عمرو عن رجل عن الإمام الصادق عليه السلام :خَيرُ تُمورِكُمُ البَرنِيُّ؛ يَذهَبُ بِالدّاءِ ولا داءَ فيهِ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ولا ضَرَرَ لَهُ ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ ، ومَعَ كُلِّ تَمرَةٍ حَسَنَةٌ .
وفي رِوايَةٍ اُخرى : يُهنِئُ ويُمرِئُ ، ويَذهَبُ بِالإِعياءِ ويُشبِـعُ . (4).
1) .الخصال ، ص ۵۱۲ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۹۹ ، ح ۱ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۰ كلّها عن الربيع صاحب المنصور ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۵ ، ح ۹ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۶ ، ح ۱۳۴۴ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۹ ، ح ۲ ؛ الفردوس ، ج ۳ ، ص ۲۴۴ ، ح ۴۷۱۷ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله .
3) .الخصال ، ص ۴۱۶ ، ح ۸ عن الإمام الصادق عليه السلام . انظر تمام الحديث وتخريجه في ج۲ ، ص۲۴۸ ، ح ۱۶۰۴.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۵ ، ح ۵ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۴۳ ، ح ۲۱۸۴ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۳۳ ، ح ۳۳ وراجع : المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۲۷ ، ح ۷۴۵۱ .
۴۹۷۴.الإمام عليّ عليه السلام :امام صادق عليه السلام :معده ، خانه درد است و پرهيز ، يگانه درمان .ر . ك : ج۲ ، ص۹ بخش چهارم / تأثير خوردن و آشاميدن در سلامت و بيمارى .
۷ / ۲ ـ ۲آنچه براى گوارش ، سودمند استالف ـ كاهو۴۹۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كاهو بخور ، كه خواب آور است و غذا را هضم مى كند .ب ـ خرما۴۹۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره خواصّ خرماى بَرنى: اين جبرئيل است كه به من خبر مى دهد كه در آن (خرماى بَرنى) ، نُه ويژگى است : بوى دهان را خوش مى سازد ، معده را مى پالايد و غذا را گوارش مى دهد . (1)۴۹۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوعمرو ، از مردى ، از امام صادق عليه السلام: «بهترين خرماى شما ، خرماى بَرنى است؛ دردها را مى بَرَد و خود ، بيمارى نمى زايد ، خستگى را مى زدايد و زيانى در بر ندارد ، بَلغَم را از ميان مى بَرَد ، و با هر خرمايى خوبى اى همراه است» .
در روايتى ديگر است كه فرمود : «[خرما] گوارا و سبُك مى كند ، و خستگى را مى بَرَد و سير مى كند» .
.
1) .براى ديدن متن كامل حديث و منابع آن ، ر .ك : خواصّ خرما ج۲ ، ص۲۴۹ ح ۱۶۰۴ .
ج ـ الجُبنُ۴۹۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الجُبنُ يَهضِمُ ما قَبلَهُ ، ويُشَهّي ما بَعدَهُ . (1)راجع : ج۲ ، ص ۲۶۴ (خواصّ الجبن).
د ـ السَّويقُ۴۹۶۶.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از اَ نَس ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :السَّويقُ يَهضِمُ الرُّؤوسَ . (2)۴۹۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به مُعاذ ، آن هنگام كه او را به سوى يمن فرستاد ) مكارم الأخلاق عن عليّ بن سليمان :أكَلنا عِندَ الرِّضا عليه السلام رُؤوسا فَدَعا بِالسَّويقِ ، فَقُلتُ : إنّي قَدِ امتَلأتُ .
فَقالَ : إنَّ قَليلَ السَّويقِ يَهضِمُ الرُّؤوسَ وهُوَ دَواؤُهُ . (3)ه ـ السِّواكُ۴۹۶۷.الإمام زين العابدين عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ استاكَ كُلَّ يَومٍ مَرَّتَينِ فَقَد أدامَ سُنَّةَ الأَنبِياءِ عليهم السلام . . . ويَمرَأُ طَعامُهُ . (4)راجع : ج۱ ، ص ۳۷۴ ، ح ۶۲۰ و ۶۲۱.
و ـ الاِستِلقاءُ بَعدَ الطَّعامِ۴۹۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الاِستِلقاءُ بَعدَ الشِّبَعِ : يُسمِنُ البَدَنَ ، ويُمرِئُ الطَّعامَ ، ويَسُلُّ الدّاءَ . (5).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۱ ، ح ۱۳۹۰ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۹۷ ، ح ۱۹۸۱ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۰۵ ، ح ۹.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۱۰ عن حمّاد بن عثمان.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۴ ، ح ۱۱۵۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۸ ، ح ۶ .
4) .جامع الأخبار ، ص ۱۵۱ ، ح ۳۴۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۹.
5) .الدعوات ، ص ۸۰ ، ح ۲۰۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۱۲ ، ح ۹ .
ج ـ پنير۴۹۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پنير ، غذاهاى پيش از خود را گوارش مى دهد و براى پس از خود ، اشتها مى آورد .ر. ك : ص۲۶۵ (خواص پنير).
د ـ سويق۴۹۵۹.المراسيل ( ـ به نقل از هشام ، از پدرش ـ ) امام صادق عليه السلام :سويق ، (1)كلّه پاچه را هضم مى كند .۴۹۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از على بن سليمان: نزد امام رضا عليه السلام كلّه پاچه خورديم . پس سويق خواست . گفتم : من سير شده ام . فرمود : «اندكى از سويق ، كلّه پاچه را هضم مى كند و دواى آن است» .ه ـ مسواك زدن۴۹۶۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس روزى دو بار مسواك بزند ، سنّت پيامبران را استمرار بخشيده است . . . و غذايش گوارا مى شود .ر. ك : ج۱ ، ص۳۷۵ (فوايد مسواك زدن / ح ۶۲۰ و ۶۲۱).
و ـ به پشت دراز كشيدن پس از غذا خوردن۴۹۵۹.المراسيل عن هشام عن أبيه :امام صادق عليه السلام :به پشت دراز كشيدن پس از غذا خوردن ، بدن را چاق مى كند ، غذا را گوارا مى سازد و درد را [از درون انسان] بيرون مى كند .
.
1) .معناى سويق در ج۲ ، صفحه ۳۷۵ خواهد آمد .
۴۹۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از نامه ايشان به اهالى نجران ـ ) كتاب التعريف :رُوِيَ : الاِستِلقاءُ بَعدَ الطَّعامِ مُمرِئٌ ويُدِرُّ العُروقَ ، وَالنَّومُ بَعدَ الطَّعامِ يَهضِمُ ويُمرِئُ . (1)۷ / ۲ ـ ۳ما يَدبَغُ المَعِدَةَ ويُقَوّيهاأ ـ التُّفّاحُ۴۹۵۶.امام زين العابدين عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :كُلُوا التُّفّاحَ ؛ فَإِنَّهُ يَدبَغُ المَعِدَةَ . (2)۴۹۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :التُفّاحُ نَضوحُ المَعِدَةِ . (3)ب ـ الرُّمّانُ۴۹۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :كُلُوا الرُّمّانَ بِشَحمِهِ ؛ فَإِنَّهُ دِباغٌ لِلمَعِدَةِ . (4)۴۹۵۴.الإرشاد :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الرُّمّانَ المُزَّ بِشَحمِهِ ؛ فَإِنَّهُ دِباغٌ لِلمَعِدَةِ (5). .
1) .مستدرك الوسائل ، ج ۱۶ ، ص ۳۲۷ ، ح ۲۰۰۴۷ نقلاً عن كتاب التعريف.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۷ ، ح ۱۱ عن مسمع بن عبد الملك عن الإمام الصادق عليه السلام .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۵ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۰ ، ح ۲۲۹۵ كلاهما عن إسماعيل بن جابر وح ۲۲۹۴ عن الحسن بن راشد عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ وفيهما «أكل التفّاح نضوح للمعدة» ، الجعفريّات ، ص ۲۴۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۱۳ ، ح ۳۷۳ وفيهما «عليكم بأكل التفّاح فإنّه نضوح للمعدة» والخمسة الأخيرة عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۸ ، ح ۶ .
4) .الخصال ، ص ۶۳۶ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۳ ، ح ۱۵۰ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۴ وكلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۵۴ ، ح ۱ ؛ مسند ابن حنبل ، ج ۹ ، ص ۷۲ ، ح ۲۳۲۹۷ عن ربعيّة ابنة عياض الكلابيّة ، عيون الأخبار لابن قتيبة ، ج ۳ ، ص ۲۹۴ عن معمر بن خُثم عن جدّته ، كنز العمّال ، ج ۱۴ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۸۳۲۲ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۴ ، ح ۱۳ عن ابن القدّاح ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۵۶ ، ح ۲۲۳۵ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۰ ، ح ۳۰ .
۴۹۵۴.الإرشاد :التعريف :روايت شده است : به پشت دراز كشيدن پس از غذا خوردن ، گوارا كننده است و عروق را به جريان مى اندازد ، و خواب پس از غذا خوردن نيز غذا را هضم مى كند و گوارا مى سازد .۷ / ۲ ـ ۳آنچه معده را مى پالايد و تقويت مى كندالف ـ سيب۴۹۵۳.المستدرك على الصحيحين عن أنس :امام على عليه السلام :سيب بخوريد ، كه معده را مى پالايد .۴۹۵۲.مسند ابن حنبل عن سمرة بن جندب :امام صادق عليه السلام :سيب ، پالاينده و خوش بو كننده معده است . (1)ب ـ انار۴۹۵۰.الخصال ( ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ ) امام على عليه السلام :انار را با پيه آن بخوريد ؛ چرا كه معده را پاك مى كند .۴۹۵۰.الخصال عن عبد اللّه بن عمر :امام صادق عليه السلام :انار مَلَس را با پيه آن بخوريد ؛ چرا كه معده را پاك مى كند .
.
1) .. در الخصال و تحف العقول ، حديث به صورت «خوردن سيب . . .» آمده است .
۴۹۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن الحارث بن المغيرة :شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ثِقلاً أجِدُهُ في فُؤادي ، وكَثرَةَ التُّخَمَةِ مِن طَعامي .
فَقال : تَناوَل مِن هذَا الرُّمّانِ الحُلوِ ، وكُلهُ بِشَحمِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَدبَغُ المَعِدَةَ دَبغاً ، ويَشفِي التُّخَمَةَ ، ويَهضِمُ الطَّعامَ ، ويُسَبِّحُ (1)فِي الجَوفِ . (2)راجع : ج۲ ، ص ۳۱۶ (خواصّ أكل الرمان بشحمه).
ج ـ الكُمَّثرى۴۹۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الكُمَّثرى يَدبَغُ المَعِدَةَ ويُقَوّيها ، هُوَ وَالسَّفَرجَلُ سَواءٌ ، وهُوَ عَلَى الشِّبَعِ أنفَعُ مِنهُ عَلَى الرِّيقِ ، ومَن أصابَهُ طَخاءٌ فَليَأكُلهُ ـ يَعني عَلَى الطَّعامِ ـ . (3)د ـ السَّفَرجَلُ۴۹۴۹.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :أكلُ السَّفَرجَلِ قُوَّةٌ لِلقَلبِ الضَّعيفِ ، ويُطَيِّبُ المَعِدَةَ ، ويُذَكِّي الفُؤادَ ، ويُشَجِّعُ الجَبانَ . (4)۴۹۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكَ بِأَكلِ السَّفَرجَلِ الحُلوِ مَعَ حَبِّهِ ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الضَّعفَ ، ويُطَيِّبُ المَعِدَةَ ، ويُزَكِّي المَعِدَةَ . (5).
1) .في المصدر : «تسبح» ، والأصوب ما أثبتناه كما في بحار الأنوار.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۶۴ ، ح ۴۹.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ ، ح ۱۲۶۶ وفيه إلى «والسفرجل» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۷ ، ح ۳۷.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۷ ، ح ۱ عن الحسن بن راشد عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۶ ، ح ۲۲۷۷ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۰ ، ح ۱۵.
5) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۶ ، ح ۳۶.
۴۹۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از حارث بن مغيره: از سنگينى اى كه در قلبم احساس مى كردم و از بدگوارى و سوءهاضمه اى كه داشتم ، نزد امام صادق عليه السلام اظهار ناراحتى كردم . فرمود : «از اين انارِ شيرين ، ميل كن و آن را با پيه اش بخور ؛ چرا كه معده را كاملاً پاك مى كند ، بدگوارى را درمان مى سازد ، غذا را هضم مى كند و در درون بدن ، تسبيح مى گويد» . (1)ر . ك : ج۲ ، ص۳۱۷ (خواصّ خوردن انار با پيه آن).
ج ـ گلابى۴۹۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :گلابى ، معده را مى پالايد و تقويت مى كند و با بِهْ ، همگون است . خوردنش روى غذا سودمندتر است تا چاشت ناخورده . هر كس هم كه احساس سنگينى مى كند ، از آن [بر روى غذا] بخورد.د ـ بِـهْ۴۹۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :خوردن بِهْ نيروى قلب ضعيف است ، معده را پاك مى سازد ، دل را فراست مى دهد و ترسو را شجاعت مى بخشد .۴۹۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر تو باد خوردن بِه شيرين با دانه هايش ؛ چرا كه قلب ضعيف را تقويت مى كند ، معده را مى پالايد و معده را پاك مى سازد .
.
1) .. علاّمه مجلسى مى گويد : احتمالاً تسبيح گفتن انار در درون بدن ، كنايه اى از سودمندى فراوان آن است و از اين جهت كه بر قدرت و حكمت آفريدگار دلالت دارد ، گويى هماره در حال تسبيح گفتن خداوند است.
۴۹۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :السَّفَرجَلُ يُفَرِّجُ المَعِدَةَ ، ويَشُدُّ الفُؤادَ ، وما بَعَثَ اللّهُ نَبِيّا قَطُّ إلاّ أكَلَ السَّفَرجَلَ . (1)ه ـ البِطّيخُ۴۹۴۴.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالبِطّيخِ ؛ فَإِنَّ فيهِ عَشرَ خِصالٍ : هُوَ طَعامٌ ، وشَرابٌ ، واُشنانٌ ، ورَيحانٌ ، ويَغسِلُ المَثانَةَ ، ويَغسِلُ البَطنَ ، ويُكثِرُ ماءَ الظَّهرِ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البُرودَةَ ، ويُنَقِّي البَشَرَةَ . (2)و ـ الباقِلاَءُ۴۹۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الباقِلّى بِقِشرِهِ ؛ فَإِنَّهُ يَدبَغُ المَعِدَةَ . (3)ز ـ الحَزاءُ۴۹۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ الحَزاءَ جَيِّدٌ لِلمَعِدَةِ بِماءٍ بارِدٍ . (4).
1) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۶۷ ، ح ۲۲۸۳ عن إسحاق بن مطهّر ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۱ ، ح ۲۰ .
2) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۸ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۷ ؛ الفردوس ، ج ۳ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۳۷۱ عن ابن عبّاس نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۶ ، ح ۲۸۲۸۸.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۴ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۹ ، ح ۲۰۲۹ كلاهما عن صالح بن عقبة ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۳۴۷ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۶۶ ، ح ۴.
4) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۳ ، ح ۲۰۹۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۲ ، ح ۱ وراجع : الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۱ ، ح ۲۲۰.
۴۹۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بِهْ ، معده را گشايش مى دهد ، (1)دل را استحكام مى بخشد ؛ و خداوند ، هيچ پيامبرى را برنينگيخته ، مگر آن كه بِهْ نيز خورده است .ه ـ خربزه۴۹۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد خوردن خربزه ؛ چرا كه در آن ، ده ويژگى است : غذاست ، آب است ، شستشو دهنده است ، خوش بو كننده است ، (2)مثانه را مى شويد ، شكم را مى شويد ، آب كمر را فراوان مى سازد ، بر نيروى همبسترى مى افزايد ، سردى مزاج را از ميان مى بَرَد ، و پوست را تميز مى كند .و ـ باقلا۴۹۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :باقلا را با پوستش بخوريد ؛ چرا كه معده را پاك مى كند .ز ـ حَزا۴۹۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حزا (3)به همراه آب سرد ، براى معده سودمند است .
.
1) .مجلسى در ذيل اين حديث گفته است: در بيشتر نسخه ها همين عبارت «يفرج المعدة» آمده است، امّا اين تعبير داراى معنايى كه با اين موضع سازگار باشد نيست، مگر آن كه گفته شود «يفرج» [از ريشه فرج ]به معناى شكافتن و گشودن است و خود كنايه از وسعت دادن به معده و به وجود آمدن اشتها به غذاست. در برخى از نسخه ها نيز «يصوح» آمده كه به معناى «خشك مى كند» است. در برخى ديگر هم «نضوح» [يعنى پاك كننده] آمده كه از ساير ضبط ها معناى روشن ترى دارد .
2) .در متن حديث ، «اُشنان» آمده و آن ، نام گياهى است كه به عنوان مادّه كمكى در شست و شو از آن استفاده مى شده است. اين واژه ، اساساً پارسى است كه به زبان عربى درآمده و شكل و تلفظ پيشين خود را نيز حفظ كرده است. م.
3) .حزا ، گياهى است شبيه كرفس ، ولى با برگ هايى پهن تر . در فارسى آن را «دينارويه» مى گويند. بويى تلخ دارد و داراى دو نوع صحرايى و باغى است. نوع صحرايى را به شيرازى «برگ كازرونى» و نوع باغى را «آهودوستك» مى نامند (لغت نامه دهخدا : ج ۶ ص ۸۹۰۵) . م .
ح ـ التَّلبينَةُ۴۹۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فيمَن بِهِ وَجَعٌ لا يَطعَمُ الطَّعامَ: عَلَيكُم بِالتَّلبِينَةِ فَحَسّوهُ إيّاها ، ـ فَوَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ ـ إنَّها لَتَغسِلُ بَطنَ أحَدِكُم ، كَما يَغسِلُ أحَدُكُم وَجهَهُ بِالماءِ مِنَ الوَسَخِ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۲۷۶ (ما يؤمن من اللقوة). ج۲ ، ص ۳۳۲ (السعتر) . ج۲ ، ص ۴۱۴ (الغبيراء) . ج۲ ، ص ۴۶۲ ، ح ۱۹۷۰.
۷ / ۲ ـ ۴مايَضُرُّ المَعِدَةَأ ـ التُّخَمَةُ۴۹۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُّ داءٍ مِنَ التُّخَمَةِ ما خَلاَ الحُمّى ؛ فَإِنَّها تَرِدُ وُرودا . (2)۴۹۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أصلُ كُلِّ داءٍ البَرَدَةُ . (3)ب ـ كَثرَةُ الأَكلِ۴۹۲۵.سنن الترمذى ( ـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :يا كُمَيلُ ، لا توقِرَنَّ مَعِدَتَكَ طَعاما ، ودَع فيها لِلماءِ مَوضِعا ، ولِلرّيحِ مَجالاً ، ولا تَرفَع يَدَكَ مِنَ الطَّعامِ إلاّ وأنتَ تَشتَهيهِ ؛ فَإِن فَعَلتَ ذلِكَ فَأَنتَ تَستَمرِئُهُ ؛ فَإِنَّ صِحَّةَ الجِسمِ مِن قِلَّةِ الطَّعامِ وقِلَّةِ الماءِ . (4).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۹ ، ص ۳۵۹ ، ح ۲۴۵۵۴ وج ۱۰ ، ص ۸۵ ، ح ۲۶۱۰۹ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۲۲۸ ، ح ۷۴۵۵ وص ۴۵۱ ، ح ۸۲۴۵ ، السنن الكبرى ، ج ۹ ، ص ۵۸۱ ، ح ۱۹۵۷۴ كلّها عن عائشة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۳۷ ، ح ۲۸۲۴۵ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۶۹ ، ح ۸ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۳۲ ، ح ۱۷۱۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۳۶ ، ح ۲۹.
3) .كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴ ، ح ۲۸۰۷۵ نقلاً عن الدارقطني في العلل عن أنس وابن السني وأبي نعيم في الطـبّ عن الإمام عليّ عليه السلام وعن أبي سعيد وعن الزهري ؛ بحار الأنوار ، ج ۸۶ ، ص ۳۰۶.
4) .تحف العقول ، ص ۱۷۲ ، بشارة المصطفى ، ص ۲۵ عن كميل بن زياد نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۲۵ ، ح ۴۱ .
ح ـ تلبينه۴۹۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره كسى كه به بيمارى بى اشتهايى گرفتار آمده بود ـ: بر شما باد [خو ردن] تلبينه . (1)آن را به وى [جرعه جرعه] بخورانيد ، كه سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، شكم هر يك از شما را چونان مى شويد كه كسى با آب ، چرك را از صورت خويش ، فرو بشويد .ر. ك : ج۱ ، ص۲۷۷ (آنچه از كژدهانى ايمنى مى دهد) . ج۲ ، ص۳۳۳ (آويشن) . ج۲ ، ص۴۱۵ (سنجد) . ج۲ ، ص۴۶۳ (شفا جُستن با شير گاو / ح ۱۹۷۰).
۷ / ۲ ـ ۴آنچه به معده زيان مى رساندالف ـ بدگوارى۴۹۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر دردى از بدگوارى (سنگين خوارى) است ، مگر تب ، كه به خودى خود به بدن در مى آيد .۴۹۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنگينى معده (بَرَده) ، (2)ريشه هر بيمارى اى است .ب ـ پُرخورى۴۹۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اى كميل! مبادا معده ات را از خوراك ، سنگين كنى . در آن ، جايى براى آب و جايى براى باد وا گذار و هنگامى كه هنوز به خوردن اشتها دارى ، از غذا خوردن دست بكش ، كه اگر چنين كنى ، غذا را گوارا خواهى يافت ؛ چه ، تن درستى ، از كم خوردن و كم آشاميدن است .
.
ج ـ شُربُ الماءِ بَينَ الطَّعامِ۴۹۳۱.سنن أبى داوود ( ـ به نقل از تميمِ دارى ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ أن لا تُؤذِيَهُ مَعِدَتُهُ فَلا يَشرَب عَلى طَعامِهِ ماءً حَتّى يَفرُغَ مِنهُ ، ومَن فَعَلَ ذلِكَ رَطِبَ بَدَنُهُ ، وضَعُفَت مَعِدَتُهُ ، ولَم تَأخُذِ العُروقُ قُوَّةَ الطَّعامِ ؛ لِأنـَّهُ يَصيرُ فِي المَعِدَةِ فِجّا (1)إذا صُبَّ الماءُ عَلَى الطَّعامِ أوَّلاً فَأَوَّلاً . (2)د ـ شُربُ الماءِ عَبّاً۴۹۳۳.منية المريد :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مُصُّوا الماءَ مَصّا ولاتَعُبّوهُ عَبّا ؛ فَإِنَّهُ يوجَدُ مِنهُ الكُبادُ . (3)ه ـ شُربُ الماءِ البارِدِ وَالفُقّاعِ فِي الحَمّامِ۴۹۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إيّاكَ وشُربَ الماءِ البارِدِ وَالفُقّاعِ فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يُفسِدُ المَعِدَةَ . (4).
1) .في المصدر: «فجأ»، والتصويب من بحار الأنوار. والفِجّ من كلّ شيء: ما لم ينضج (لسان العرب، ج۲، ص۳۴۰).
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۳ نحوه.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۸۱ ، ح ۱ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۱ ، ح ۱۱۰۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۰۲ ، ح ۲۴۰۴ عن ابن القدّاح وفيه «يأخذ» بدل «يوجد» ، الجعفريّات ، ص ۱۶۱ كلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۳۰ ، ح ۴۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۶۶ ، ح ۲۳.
4) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۳ ، ح ۲۳۲ ، الأمالي للصدوق ، ص ۴۴۵ ، ح ۵۹۵ كلاهما عن محمّد بن حمران ، روضة الواعظين ، ص ۳۳۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۰ ، ح ۳.
ج ـ آب نوشيدن در ميان خوردن غذا۴۹۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد معده اش او را آزار ندهد ، ميان غذا خوردن ، آب ننوشد تا آن را به پايان برساند ؛ زيرا كه هر كس چنين كند ، رطوبت در بدنش مى نشيند و معده اش ضعيف مى شود و رگ ها نمى توانند نيروى موجود در غذا را بگيرند ؛ چه ، اگر پى درپى آب به معده ريخته شود ، معده ، فراخ مى گردد .د ـ يكسره سر كشيدن آب۴۹۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آب را به آهستگى بمكيد و آن را يكباره سر مكشيد ؛ زيرا كه از آن ، بيمارى جگر برمى خيزد .ه ـ نوشيدن آب سرد و فقّاع در حمّام۵۰۲۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في ما وَصّى بِهِ عَمرَو بنَ مُرَّةَ لَمّا بَعَث ) امام صادق عليه السلام :از نوشيدن آب سرد و فقّاع (1)در حمّام ، حذر كن ؛ چرا كه معده را تباه مى كند .
.
1) .مراد از فقّاع در حديث ، نوع حلال آب جوست ـ كه امروزه به نام «ماء الشعير» شناخته مى شود ـ نه آب جو كه نوشيدن آن حرام است ، مگر گفته شود نوشيدن آن در حمّام ، علاوه بر حرمت و ايجاد مستى ، معده را بيش از پيش از بين مى برد .
و ـ أكلُ القَديدِ۵۰۲۲.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الهادي عليه السلام :القَديدُ لَحمُ سَوءٍ ؛ لِأَ نَّهُ يَستَرخي فِي المَعِدَةِ ، ويُهَيِّجُ كُلَّ داءٍ ، ولا يَنفَعُ مِن شَيءٍ ، بَل يَضُرُّهُ . (1)ز ـ أكلُ اللَّحمِ النِّيِّ۵۰۱۷.صحيح البخارى ( ـ به نقل از ابو برده ، از پدرش ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :أكلُ اللَّحمِ النِّيِّ يورِثُ الدُّودَ فِي البَطنِ . (2)ح ـ كَثرَةُ أكلِ البَيضِ۵۰۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :كَثَرةُ أكلِ البَيضِ وإدمانُهُ يورِثُ الطُّحالَ ، ورِياحا في رَأسِ المَعِدَةِ. (3)۷ / ۳مايَنفَعُ لِعِلاجِ بَعضِ أوجاعِ البَطنِ۷ / ۳ ـ ۱الكُمَّثرى۵۰۲۴.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في وَصفِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا الكُمَّثرى ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو القَلبَ ، ويُسَكِّنُ أوجاعَ الجَوفِ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۴ ، ح ۴ عن محمّد بن عيسى.
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱.
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۱ ، ح ۲۲۹۶ كلاهما عن أبي بصير ، الخصال ، ص ۶۳۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ ، ح ۱۲۶۵ كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۷۴ ، ح ۳۲.
و ـ خوردن گوشت نمكْ سودِ خشك شده۵۰۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام هادى عليه السلام :گوشت نمكْ سود خشك شده ، بد گوشتى است ؛ زيرا در معده از هم باز مى شود ، هر بيمارى اى را بر مى انگيزد ، هيچ سودى در بر ندارد ، و تنها ، زيان مى رساند .ز ـ خوردن گوشت ناپخته۵۰۲۵.امام على عليه السلام ( ـ در توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت ا ) امام رضا عليه السلام :خوردن گوشت ناپخته ، در شكم ، كِرم ايجاد مى كند .ح ـ بسيار خوردن تخم مرغ۵۰۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :تخم مرغ بسيار خوردن و مداومت بر آن ، بيمارى سِپُرز مى آورد و ايجاد كننده بادهايى در سرِ معده است .۷ / ۳آنچه براى برخى دردهاى شكم ، سودمند است۷ / ۳ ـ ۱گلابى۵۰۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :گلابى بخوريد ، كه به اذن خداوند عز و جل دل را جلا مى دهد و دردهاى درون را تسكين مى بخشد .
.
۷ / ۳ ـ ۲الأَرُزُّ وَالسُّمّا قُ۵۰۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن حمران :كانَ بِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وَجَعُ البَطنِ ، فَأَمَرَ أن يُطبَخَ لَهُ الأَرُزُّ ويُجعَلَ عَلَيهِ السُّمّاقُ ، فَأَكَلَهُ فَبَرَأَ . (1)۷ / ۳ ـ ۳السَّعتَرُ۵۰۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :كانَ دَواءُ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام السَّعتَرَ ، وكانَ يَقولُ : إنَّهُ يَصيرُ لِلمَعِدَةِ خَملاً ، كَخَملِ القَطيفَةِ . (2)۷ / ۳ ـ ۴العَسَلُ وَالشّونيزُ۵۰۳۳.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از براء بن عازب ـ ) صحيح مسلم عن أبي سعيد الخدريّ :جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : إنَّ أخِي استَطلَقَ بَطنُهُ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «اِسقِهِ عَسَلاً » فَسَقاهُ ، ثُمَّ جاءَهُ فَقالَ : إنّي سَقَيتُهُ فَلَم يَزِدهُ إلاَّ استِطلاقا .
فَقالَ لَهُ : ثَلاثَ مَرّاتٍ .
ثُمَّ جاءَ الرّابِعَةَ فَقالَ : «اِسقِهِ عَسَلاً » .
فَقالَ : لَقَد سَقَيتُهُ فَلَم يَزِدهُ إلاَّ استِطلاقا .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : «صَدِّقِ اللّهَ وكَذِّب بَطنَ أخيك» فَسَقاهُ فَبَرَأ . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۲ ، ح ۷ عن حمران ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۷۸ ، ح ۱۶.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۵ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۲۶ ، ح ۲۴۹۳ كلاهما عن زياد القندي ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۴ ، ح ۲.
3) .صحيح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۷۳۶ ، ح ۹۱ ، صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۲۱۵۲ ، ح ۵۳۶۰ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۴۰۹ ، ح ۲۰۸۲ كلاهما نحوه ، مسند ابن حنبل ، ج ۴ ، ص ۱۸۳ ، ح ۱۱۸۷۱ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۱ ، ح ۲۸۱۷۰؛ بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۵ ، ح ۲۰.
۷ / ۳ ـ ۲برنج و سما ق۵۰۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عمران: امام صادق عليه السلام ، شكمْ درد داشت . فرمود براى او برنج بپزند و بر آن ، سماق بيفزايند . آن گاه ، آن را خورد و بهبود يافت .۷ / ۳ ـ ۳آويشن۵۰۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :داروى اميرمؤمنان عليه السلام ، آويشن (1)بود . او مى فرمود : «آويشن براى معده ، پُرزى همانند پُرز پارچه هاى مخمل مى شود» .۷ / ۳ ـ ۴عسل و شونيز۵۰۳۹.عنه صلى الله عليه و آله :صحيح مسلمـ به نقل از ابوسعيد خُدْرى: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت : برادرم به اسهال مبتلا شده است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «به او عسل بنوشان» .
وى به او عسل نوشاند و ديگر بار نزد پيامبر خدا آمد و گفت : به وى خوراندم ؛ امّا بر اسهال وى افزود .
او سه بار مراجعه كرد و همين را گفت و پيامبر خدا نيز سخن پيشين را به او فرمود . براى چهارمين بار ، به حضور رسيد و پيامبر خدا فرمود : «به او عسل بنوشان» . گفت : به او خورانده ام ؛ امّا فقط بر اسهالش افزوده است .
پيامبر خدا فرمود : «سخن خدايت را باور بدار و شكم برادر خويش را باور مَدار» .
پس ، آن مرد ديگر بار به او عسل خورانيد و او نيز بهبود يافت .
.
1) .معناى آويشن در ج۲ صفحه ۳۳۳ خواهد آمد.
۵۰۳۷.الدرّ المنثور ( ـ به نقل از ابن مسعود ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :إنَّ رَجُلاً شَكا إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَجَعاً يَجِدُهُ في جَوفِهِ فَقالَ :
خُذ شَربَةَ عَسَلٍ وأَلقِ فيها ثَلاثَ حَبّاتِ شونيزٍ أو خَمساً أو سَبعاً ، وَاشرَبهُ تَبَرأ بِإِذنِ اللّهِ .
فَفَعَلَ ذلِكَ الرَّجُلُ فَبَرَأَ . (1)۷ / ۳ ـ ۵الجَوزُ المَشوِيُّ۵۰۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن محمّد بن إبراهيم الجعفيّ :شَكا رَجُلٌ إلى أبِي الحَسَنِ عَلِيِّ بنِ موسَى الرِّضا عليه السلام مَغصا كادَ يَقتُلُهُ ، وسَأَلَهُ أن يَدعُوَ اللّهَ عز و جل لَهُ فَقَد أعياهُ كَثرَةُ مايَتَّخِذُ لَهُ مِنَ الأَدوِيَةِ ، ولَيسَ يَنفَعُهُ ذلِكَ ، بَل يَزدادُ عَلَيهِ شِدَّةً .
قالَ : فَتَبَسَّمَ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ـ وقالَ : وَيحَكَ ! إنَّ دُعاءَنا مِنَ اللّهِ بِمَكانٍ ، وإنّي أسأَلُ اللّهَ أن يُخَفِّفَ عَنكَ بِحَولِهِ وقُوَّتِهِ ، فَإذَا اشتَدَّ بِكَ الأَمرُ وَالتَوَيتَ مِنهُ ، فَخُذ جَوزَةً وَاطرَحها عَلَى النّارِ ، حَتّى تَعلَمَ أنَّها قَدِ اشتَوى ما في جَوفِها وغَيَّرَتِ النّارُ قِشرَها ، كُلها (2)؛ فَإِنَّها تَسكُنُ مِن ساعَتِها .
قالَ : فَوَاللّهِ ، ما فَعَلتُ ذلِكَ إلاّ مَرَّةً واحِدَةً فَسَكَنَ عَنِّي المَغصُ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل . (3).
۵۰۴۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :مردى نزد پيامبر خدا از دردى كه در درون خويش داشت ، اظهار ناراحتى كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «شربتى از عسل بردار و سه يا پنج يا هفت دانه شونيز در آن بينداز و بنوش تا به اذن خداوند عز و جل بهبود يابى» .
او اين كار را انجام داد و بهبود يافت .۷ / ۳ ـ ۵گردوى تَف داده۵۰۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از محمد بن ابراهيم جعفى: مردى از شكمْ دردى كه چيزى نمانده بود باعث مرگش شود ، به نزد على بن موسى الرضا عليه السلام ناليد و از ايشان خواست براى او در پيشگاه خداوند عز و جل دعا كند ؛ چرا كه دارو و درمان هاى فراوانى كه به وى داده اند ، او را به ستوه آورده است و نه فقط او را سودى نرسانده ، بلكه بر شدّت درد او نيز افزوده است .
امام ـ كه درود خدا بر او باد ـ لبخند زد و فرمود : «نيك بخت مردا! دعاى ما به درگاه خداوند ، جاى خود دارد و من از خداوند مى خواهم به مدد و نيروى خود ، درد تو را بكاهد ، امّا چون درد بر تو غلبه كرد و از آن به خود پيچيدى ، گردويى بردار و بر آتش بگير تا هنگامى كه بدانى آنچه در درون آن هست ، كباب شده و آتش ، رنگ پوست آن را نيز ديگرگون كرده باشد . در اين هنگام ، آن را بخور كه در دم ، درد را آرام مى كند» . (1)
او مى گويد : به خداوند سوگند ، تنها يك بار اين كار را انجام دادم و به اذن خداوند ، آن شكمْ دردِ من ، آرام شد .
.
1) .در بحار الأنوار ، عبارت چنين است : « . . . و آتش آن را ديگرگون كرده باشد ، آن را پوست بكَن و بخور كه در دَم ، درد را آرام مى كند» .
۷ / ۳ ـ ۶الحُقنَةُ۵۰۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ أفضَلَ ما تَداوَيتُم بِهِ الحُقنَةُ ، وهِيَ تُعظِمُ البَطنَ ، وتُنَقّي داءَ الجَوفِ ، وتُقَوِّي البَدَنَ . (1)۵۰۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لا بَأسَ بِالحُقنَةِ ؛ لَولا أنَّها تُعظِمُ البَطنَ . (2)۵۰۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحُقنَةُ هِيَ مِنَ الدَّواءِ ، وزَعَموا أنَّها تُعظِمُ البَطنَ ، وقَد فَعَلَها رِجالٌ صالِحونَ . (3)۷ / ۳ ـ ۷سَويقُ الأَرُزِّ۵۰۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :المحاسن عن محمّد بن مروان :كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وبِهِ بَطَنٌ ذَريعٌ ، فَانصَرَفتُ مِن عِندِهِ عَشِيَّةً وأنَا مِن أشفَقِ النّاسِ عَلَيهِ ، فَأَتَيتُهُ مِنَ الغَدِ فَوَجَدتُهُ قَد سَكَنَ ما بِهِ ، فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ! قَد فارَقتُكَ عَشِيَّةَ أمسِ وبِكَ مِنَ العِلَّةِ ما بِكَ؟
فَقالَ : إنّي أمَرتُ بِشَيءٍ مِنَ الأَرُزِّ ؛ فَغُسِلَ وجُفِّفَ ودُقَّ ، ثُمَّ استَفَفتُهُ فَاشتَدَّ بَطني. (4).
1) .الخصال ، ص ۶۳۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۵ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۴ ، ح ۱۹.
2) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۵۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۳۴ ، ح ۱۰۳.
3) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۵۴ عن سماعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۷ ، ح ۳۰.
4) .المحاسن، ج ۲، ص۳۰۴، ح ۲۰۱۲ ، بحار الأنوار، ج ۶۲، ص۱۷۲، ح ۲ وراجع: الكافي، ج ۶، ص۳۴۱، ح ۱.
۷ / ۳ ـ ۶تنقيه كردن۵۰۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بهترين درمانى كه به كار مى گيريد ، تنقيه كردن است . شكم را بزرگ مى كند ، درد درون را مى شويد و بدن را قوى مى كند .۵۰۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تنقيه كردن ، هيچ ايرادى ندارد ، جز اين كه شكم را بزرگ مى كند .۵۰۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :تنقيه كردن ، نوعى درمان است . گفته اند كه شكم را بزرگ مى كند ، در حالى كه مردان صالحى اين كار را انجام داده اند .۷ / ۳ ـ ۷آرد برنج۵۰۵۰.عنه صلى الله عليه و آله :المحاسنـ به نقل از محمد بن مروان: نزد امام صادق عليه السلام بودم . ايشان شكمْ درد (اسهال) سختى داشت . شامگاهان ، در حالى كه بسيار بر حال ايشان نگران بودم ، از نزد وى رفتم . فردا روز ، نزد ايشان بازگشتم و ديدم دردى كه داشته ، فرو نشسته است . گفتم : فدايت شوم! شامگاه ديروز كه از تو جدا شدم ، آن چنان بيمار بودى؟!
فرمود : «گفتم قدرى برنج آوردند ، شستند ، خشك كردند و آسياب كردند . سپس از آن ، دارويى (سفوفى) ساختم [و خوردم] و شكمم ، بند آمد» .
.
۵۰۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن خالد بن نجيح :شَكَوتُ إلَى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وَجَعَ بَطني ، فَقالَ لي : خُذِ الأَرُزَّ فَاغسِلهُ ، ثُمَّ جَفِّفهُ فِي الظِّلِّ ، ثُمَّ رُضَّهُ وخُذ مِنهُ في كُلِّ غَداةٍ مِل ءَ راحَتِكَ . ـ وزادَ فيهِ إسحاقُ الجَريريُّ ـ : تَقليهِ قَليلاً وَزنَ أوقِيَةٍ وَاشرَبهُ . (1)۵۰۵۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :مَرِضتُ مَرَضاً شَديداً ، فَأَصابَني بَطَنٌ ، فَذَهَبَ جِسمي ، فَأَمَرتُ بِأَرُزٍّ فَقُلِيَ ، ثُمَّ جُعِلَ سَويقاً ، فَكُنتُ آخُذُهُ ، فَرَجَعَ إلَيَّ جِسمي . (2)راجع : ج۲ ، ص ۳۸۲ (خواصّ بعض أنواع السويق / سويق الأرُزّ) .
۷ / ۳ ـ ۸خُبزُ الأَرُزِّ۵۰۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :أطعِمُوا المَبطونَ خُبزَ الأَرُزِّ ، فما دَخَلَ جَوفَ المَبطونِ شَيءٌ أنفَعُ مِنهُ ، أما إنَّهُ يَدبَغُ المَعِدَةَ ، ويَسُلُّ الدّاءَ سَلاًّ . (3)۷ / ۳ ـ ۹سَويقُ الجاوَرسِ۵۰۵۵.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبدالرحمن بن كثير :مَرِضتُ بِالمَدينَةِ فَانطَلَقَ بَطني ، فَوَصَفَ لي أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام سَويقَ الجاوَرسِ ، وأمَرَني أن آخُذَ سَويقَ الجاوَرسِ وأشرَبَهُ بِماءِ الكَمّونِ ، فَفَعَلتُ ، فَأَمسَكَ بَطني وعوفيتُ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۲، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۲، ص۳۰۴، ح ۲۰۱۳ نحوه ، بحار الأنوار، ج ۶۲، ص۱۷۳، ح ۳.
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۴ ، ح ۲۰۱۱ عن هشام بن سالم ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۷۴ ، ح ۵ وراجع : السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۴۰.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۵ ، ح ۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۷۴ ، ح ۲.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۵ ، ح ۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۰ ، ح ۱۴۲۴ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۸۱ ، ح ۲۵ .
۵۰۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از خالد بن نجيح: از شكمْ درد ، نزد امام صادق عليه السلام اظهار ناراحتى كردم . به من فرمود : «قدرى برنج بگير ، آن را بشوى و در سايه ، خشك كن . سپس ، آن را آسياب كن و در هر صبحگاه ، به اندازه يك كف دست از آن بردار» .
اسحاق جريرى بدين حديث افزوده است : «آن را در آبى به وزن يك اوقيه (1)بجوشان و آن گاه بخور» .۵۰۵۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سخت بيمار شدم و در اين بيمارى به شكمْ درد گرفتار آمدم و تنم تحليل رفت . گفتم كه قدرى برنج در آب جوشاندند و از آن ، آشى ساخته شد و من ، از آن استفاده مى كردم . پس [نيروى] تنم به من بازگشت .ر .ك : ج۲ ، ص۳۸۳ (خواصّ برخى از انواع سويق / سويق برنج) .
۷ / ۳ ـ ۸نان برنج۵۰۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :به كسى كه شكمْ درد دارد ، نان برنج بدهيد ؛ چرا كه هيچ چيز ، سودمندتر از آن به شكمِ چنين بيمارى در نيامده است . آن ، معده را پاك مى كند و درد را به كلّى از بدن بيرون مى كشد .۷ / ۳ ـ ۹آرد گاوَرْس (2)۵۰۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن كثير: در مدينه بيمار شدم و به اسهال ، گرفتار آمدم . امام صادق عليه السلام ، برايم آرد گاوَرْس نسخه كرد و مرا فرمود كه آرد گاورس بگيرم و با آب زيره بخورم . اين كار را كردم و اسهالم متوقّف شد و بهبود يافتم .
.
1) .اوقيه ، واحد وزن با مقادير متفاوت در زمان ها و مكان هاى مختلف بوده و در اصل آن را برابر يك دوازدهم رطل دانسته اند. اوقيه شرعى در قرون نخستين اسلامى در مكّه معادل چهل درهم برابر با ۱۲۴ گرم بوده است (ر. ك : اوزان و مقياس ها در اسلام : ص ۵۴ به بعد) . م.
2) .گاورس ، گياهى است از تيره گندميان و از دسته غلاّت كه دانه هاى شبيه اَرزَن دارد و با ارزن از يك نوع است و در حقيقت ، گونه اى ارزن است كه دانه هايش درشت تر است و پوستش نيز از پوست ارزن ، زِبرتر است . دانه هاى اين گياه را بيشتر به كبوتران دهند (فرهنگ معين) . همچنين ، ر. ك : ج۲ ، ص ۵۰۱ ، پاورقى ۱ .
۷ / ۳ ـ ۱۰ألبانُ الإِبِلِ۵۰۵۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :في ألبانِ الإِبِلِ . . . دَواءٌ لِذَرَبِ كُم . (1)۵۰۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ في . . . ألبانِها شِفاءً لِلذَّرِبَةِ بُطونُهُم . (2)۷ / ۴مايورِثُ البَواسيرَ۷ / ۴ ـ ۱طولُ الجُلوسِ عَلَى الخَلاءِ۵۰۶۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :طولُ الجُلوسِ عَلَى الخَلاءِ يورِثُ الباسورَ . (3)۵۰۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :اُدخُلِ الخَلاءَ لِحاجَةِ الإِنسانِ ، وَالبَث فيهِ بِقَدرِ ما تَقضي حاجَتَكَ ، ولا تُطِل فيهِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ يورِثُ الدّاءَ الدَّفينَ (4). (5).
1) .المصنّف لعبدالرزّاق ، ج ۹ ، ص ۲۵۹ ، ح ۱۷۱۳۵ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۳۱ ، ح ۲۸۲۱۹.
2) .مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۶۲۹ ، ح ۲۶۷۷ ، المعجم الكبير ، ج ۱۲ ، ص ۱۸۴ ، ح ۱۲۹۸۶ كلاهما عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۶ ، ح ۲۸۲۸۶.
3) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۲۸ ، ح ۵۶ ، الخصال ، ص ۱۹ ، ح ۶۵ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، علل الشرائع ، ص ۲۷۸ ، ح ۱ وفيه «البواسير» بدل «الباسور» ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۵۲ ، ح ۱۰۴۱ وفيه «سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: قال لقمان لابنه...» وزاد فيه «فكتب هذا على باب الحشّ» ، وكلاهما عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار ، ج ۸۰ ، ص ۱۸۶ ، ح ۴۱.
4) .في بحار الأنوار : «يورث داء الفيل» . قال العلاّمة المجلسي قدس سره في توضيح الحديث : «حدوث داء الفيل لكثرة الجلوس على الخلاء لعلّه لحدوث ضعف في الرجلين يقبل بسببه الموادّ النازلة من أعالي البدن . وفي النسخ «داء الدفين» أي الداء المستتر في الجوف» (بحار الأنوار ، ج۶۲ ، ص۳۴۰) .
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۱۷.
۷ / ۳ ـ ۱۰شير شتر۵۰۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درمان اسهال شما در شيرِ شتر . . . است .۵۰۶۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در شير شتر ، شفاى اسهال است .۷ / ۴آنچه بواسير مى آورد۷ / ۴ ـ ۱زياد نشستن به گاهِ قضاى حاجت۵۰۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :زياد نشستن در آبريزگاه ، بواسير مى آورد .۵۰۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :براى قضاى حاجت ، به آبريزگاه برو و در آن جا به همان اندازه كه قضاى حاجت كنى ، بمان و آن را به درازا مكشان ؛ چرا كه اين كار ، درد نهفته (1)را در پى مى آورد .
.
1) .در بحار الأنوار به جاى «الداء الدفين ( درد نهفته در داخل انسان )» عبارت «داء الفيل (پاخره و پافيلى )» آمده است . علاّمه مجلسى ، در توضيح روايت مى گويد : به وجود آمدن پاخره در اثر زياد نشستن در آبريزگاه ، شايد به خاطر موادّى باشد كه از قسمت هاى بالاى بدن به طرف پاها سرازير شده و موجب ضعف و سستى آنها مى شود.
۵۰۷۰.عنه صلى الله عليه و آله :مجمع البيان :قيلَ : إنَّ مولاهُ [ مولى لُقمانَ ] دَخَلَ المَخرَجَ فَأَطالَ فيهِ الجُلوسَ ، فَناداهُ لُقمانُ : إنَّ طولَ الجُلوسِ عَلَى الحاجَةِ يُفجَعُ مِنهُ الكَبِدُ ، ويورَثُ مِنهُ الباسورُ ، ويَصعَدُ الحَرارَةُ إلَى الرَّأسِ ، فَاجلِس هَونا وقُم هَونا .
قالَ : فَكَتَبَ حِكمَتَهُ عَلى بابِ الحُشِّ . (1)۷ / ۴ ـ ۲الجِماعُ حاقِناً۵۰۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُجامِعَنَّ أحَدُكُم وبِهِ حَقنٌ مِن خَلاءٍ ؛ فَإِنَّهُ يَكونُ مِنهُ البَواسيرُ ، ولا يُجامِعَنَّ أحَدُكُم وبِهِ حَقنٌ مِن بَولٍ ؛ فَإِنَّهُ يَكونُ النَّواصيرُ . (2)۷ / ۴ ـ ۳الجَمعُ بَينَ البَيضِ وَالسَّمَكِ۵۰۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :يَنبَغي أن تَحذَرَ . . . أن تَجمَعَ في جَوفِكَ البَيضَ وَالسَّمَكَ في حالٍ واحِدَةٍ ؛ فَإِنَّهُما إذَا اجتَمَعا وَلَّدا القولَنجَ ، ورِياحَ البَواسيرِ ، ووَجَعَ الأَضراسِ . (3)راجع : ج۱ ، ص ۴۹۴ (أسباب الأمراض الجلديّة / أكل الطين).
.
۵۰۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مجمع البيان :گفته اند كه خواجه لقمان ، به آبريزگاه رفت و نشستن در آن جا را به درازا كشانْد . لقمان ، بر او چنين بانگ زد : «از نشستن زياد به گاهِ قضاى حاجت ، جگر به درد مى آيد ، بواسير ايجاد مى شود ، و حرارت ، به سر مى رسد . سَبُك بنشين و سَبُك برخيز» . راوى مى گويد : از آن پس ، خواجه لقمان ، اين حكمت وى را بر درِ آبريزگاه نوشت .۷ / ۴ ـ ۲همبسترى در حال خوددارى از قضاى حاجت۵۰۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا كسى در حالى كه از قضاى حاجت خوددارى مى ورزد ، نزديكى كند ؛ چرا كه اين كار ، بواسير مى آورد ؛ و مبادا كسى در حالى كه پيشاب خود را نگه مى دارد ، نزديكى كند ؛ چرا كه اين كار ، ناسور مى آورد .۷ / ۴ ـ ۳با هم خوردن تخم مرغ و ماهى۵۰۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :بايد از اين بپرهيزى كه . . . تخم مرغ و ماهى را هم زمان در معده گِرد آورى ؛ چه ، هر گاه اين دو با يكديگر گِرد آيند ، قولنج ، باد بواسير و دندان درد به وجود مى آورند .ر. ك : ج۱ ، ص۴۹۵ (عوامل بيمارى هاى پوستى / خوردن خاك).
.
۷ / ۵مايَنفَعُ لِعِلاجِ البَواسيرِ۷ / ۵ ـ ۱التّينُ۵۰۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا التّينَ الرَّطبَ وَاليابِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، ويَنفَعُ مِنَ النِّقرِسِ والإبرِدَةِ . (1)۷ / ۵ ـ ۲الكُرّاثُ۵۰۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن فرات بن أحنف :سُئِلَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام عَنِ الكُرّاثِ ، فَقالَ : كُلهُ ؛ فَإِنَّ فيهِ أربَعَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَطرُدُ الرِّياحَ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ الجُذامِ لِمَن أدمَنَ عَلَيهِ . (2)راجع : ج۲ ، ص ۴۳۸ ، ح ۱۹۳۳ .
۷ / ۵ ـ ۳الجَزَرُ۵۰۸۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الجَزَرُ أمانٌ مِنَ القولَنجِ وَالبَواسيرِ ، ويُعينُ عَلَى الجِماعِ . (3).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۷ ، ح ۱۲۵۴ عن كعب ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۶ ، ح ۶.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۵ ، ح ۴ ، الخصال ، ص ۲۴۹ ، ح ۱۱۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۱۵ ، ح ۲۰۵۸ وفيه «يقمع» بدل «يقطع» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۷ ، ح ۱۳۰۳ عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۰۰ ، ح ۱.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۲ ، ح ۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۹ ، ح ۱۳۵۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۹ ، ح ۲.
۷ / ۵آنچه براى درمان بواسير ، سودمند است۷ / ۵ ـ ۱انجير۵۰۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انجير ، تازه و خشك ، بخوريد ؛ چرا كه بر قدرت همبسترى مى افزايد ، بواسير را ريشه كن مى كند و براى درمان نِقرِس و سردىِ مزاج ، سودمند است .۷ / ۵ ـ ۲تـره۵۰۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از فرات بن اَحنَف: از امام صادق عليه السلام ، درباره تره پرسيدند. فرمود : «آن را بخور ؛ چرا كه در آن ، چهار ويژگى است : بوى دهان را خوش مى سازد ؛ بادها را [از بدن] مى راند ؛ بواسير را ريشه كن مى كند؛ و براى كسى كه بر [خوردن] آن مداومت ورزد ، مايه ايمنى از جذام است» .ر. ك : ج۲ ، ص۴۳۹ (خوردن تَره تازه / ح ۱۹۳۳).
۷ / ۵ ـ ۳زردك۵۰۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :زردك ، مايه ايمنى از قولنج و بواسير است و توانِ نزديكى را تقويت مى كند .
.
۷ / ۵ ـ ۴الأَرُزُّ۵۰۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ الطَّعامُ الأَرُزُّ ؛ يُوَسِّعُ الأَمعاءَ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، وإنّا لَنَغبِطُ أهلَ العِراقِ بَأَكلِهِمُ الأَرُزَّ وَالبُسرَ ؛ فَإِنَّهُما يُوَسِّعانِ الأَمعاءَ، ويَقطَعانِ البَواسيرَ. (1)۷ / ۵ ـ ۵التَّمرُ وسَمنُ البَقَرِ۵۰۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ أن يَأمَنَ وَجَعَ السُّفلِ ، ولا يَضُرَّهُ شَيءٌ مِن أرياحِ البَواسيرِ (2)، فَليَأكُل سَبعَ تَمَراتِ هَيرونٍ بِسَمنِ بَقَرٍ، ويُدَهِّنُ اُنثَيَيهِ بِزِئبَقٍ خالِصٍ. (3)۷ / ۵ ـ ۶الحُبارى۵۰۹۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :لا أرى بِأَكلِ الحُبارى بَأسا ؛ وإنَّهُ جَيِّدٌ لِلبَواسيرِ ، ووَجَعِ الظَّهرِ . (4)۷ / ۵ ـ ۷الغُبَيراءُ۵۰۹۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الغُبَيراءُ . . . يُسَخِّنُ الكُليَتَينِ ، ويَدبَغُ المَعِدَةَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ البَواسيرِ ، وَالتَّقتيرِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۱ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ ، ح ۲۰۱۵ كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۶۱ ، ح ۵ .
2) .في بحار الأنوار : «ولا يظهر به وجع البواسير».
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۴ نحوه .
4) .. الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۳ ، ح ۶ عن نشيط بن صالح ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۹ ، ح ۱۱۳۵ وفيه «لأنّه جيّد للبواسير ...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۴ ، ح ۶۹ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۱ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۱ ، ح ۱۲۷۷ وفيه «التقطير» بدل «التقتير» وكلاهما عن ابن بكير ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۸ ، ح ۲.
۷ / ۵ ـ ۴برنج۵۰۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :برنج ، خوب خوراكى است! روده ها را فراخ مى كند و بواسير را ريشه كن مى سازد . ما بر مردم عراق ، غبطه مى خوريم كه برنج و خرما خرك مى خورند . اين دو ، روده ها را فراخ مى كنند و بواسير را ريشه كن مى سازند .۷/ ۵ ـ ۵خرما با روغنِ گاو۵۰۹۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد از دردِ نشيمنگاه درامان بماند و باد بواسير ، هيچ زيانى به او نرساند ، هر شب ، هفت خرماى هَيْرون (1)با روغن گاو بخورد و بيضه هاى خود را با روغن زنبك خالص ، چرب كند .۷ / ۵ ـ ۶هوبره۵۰۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :در خوردن هوبره (2)اشكالى نمى بينم . آن ، براى بواسير و درد كمر ، خوب است .۷ / ۵ ـ ۷سنجد۵۱۰۱.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ) امام صادق عليه السلام :سنجد . . . كليه ها را گرم مى كند ، معده را پاك مى سازد و مايه ايمنى از بواسير و تنگ دستى است . (3)
.
1) .هيرون ـ بر وزن زيتون ـ نوعى از خرماى مرغوب است . در بحار الأنوار به جاى اين واژه «بَرْنى» آمده كه آن نيز نوعى خرماى مرغوب است.
2) .هوبره پرنده اى است خاكسترى رنگ و شبيه مرغابى، با گردنى دراز و منقارى نسبتاً بلند. مذكّر و مونّث آن و نيز جمع و مفرد آن در زبان عربى يكسان است و «حبارى» گفته مى شود.
3) .. در مكارم الأخلاق به جاى «تقتير (تنگ دستى)» ، واژه «تقطير (قطره قطره آمدن پيشاب)» آمده است .
۷ / ۵ ـ ۸الاِستِنجاءُ بِالماءِ البارِدِ۵۱۰۱.امام على عليه السلام ( ـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :الاِستِنجاءُ بِالماءِ البارِدِ يَقطَعُ البَواسيرَ . (1)۷ / ۵ ـ ۹الاِستنِجاءُ بِالسُّعدِ۵۱۰۴.الترغيب والترهيب عن الضَحّاكُ بنُ سفيان :الإمام الكاظم عليه السلام :مَنِ استَنجى بِالسُّعدِ بَعدَ الغائِطِ وغَسَلَ بِهِ فَمَهُ بَعدَ الطَّعامِ لَم تُصِبهُ عِلَّةٌ في فَمِهِ ، ولا يَخافُ شَيئا مِن أرياحِ البَواسيرِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۴۳۸ ، (مايورث البواسير) . ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح۱۷۵۶ .
۷ / ۶ما يَنفَعُ لِأَوجاعِ الكَبِدِ۷ / ۶ ـ ۱لَبَنُ التِّينِ۵۱۰۷.مسند ابن حنبل عن أبي هريرة :الإمام الباقر عليه السلام- في حِزقيلَ النَّبِيِّ عليه السلام -: خَرَجَت قَرحَةٌ عَلى كَبِدِهِ فَآذَتهُ فَخَشَعَ للّهِِ وتَذَلَّلَ وقَعَدَ عَلَى الرَّمادِ ، فَأَوحَى اللّهُ إلَيهِ : أن خُذ لَبَنَ التّينِ فَحُكَّهُ عَلى صَدرِكَ مِن خارِجٍ ، فَفَعَلَ فَسَكَنَ عَنهُ ذلِكَ . (3).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۵۴ ، ح ۱۰۵۶ عن أبي بصير ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۲ عن الإمام عليّ عليه السلام وراجع بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۷۴ ، ح ۳۵.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۸ ، ح ۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۵ ، ح ۵ .
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۱ ، ح ۲۲۹۷ عن أبي حمزة الثمالي ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۵ ، ح ۱.
۷ / ۵ ـ ۸طهارت گرفتن با آب سرد۵۱۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :طهارت گرفتن با آب سرد ، بواسير را از ميان مى بَرَد .۷ / ۵ ـ ۹استنجا با مُشكك۵۱۱۰.صحيح البخاري عن عائشة :امام كاظم عليه السلام :هر كس پس از قضاى حاجت ، با مُشكك ، آلودگى مخرج را بزدايد و پس از غذا خوردن نيز دهان خويش را با مُشكك بشويد ، نه بيمارى اى از بيمارى هاى دهان به او مى رسد و نه از باد بواسير مى ترسد .ر . ك : ج۱ ، ص۴۳۹ (آنچه بواسير مى آورد) . ج۲ ، ص۳۳۳ ح ۱۷۵۶ .
۷ / ۶آنچه براى دردهاى كَبِد ، سودمند است۷ / ۶ ـ ۱شيرِ انجير۵۱۱۰.صحيح البخارى ( ـ به نقل از عايشه ـ ) امام باقر عليه السلامـ درباره حزقيل عليه السلام: زخمى بر كبد او رسيد و او را آزار مى داد . وى بر درگاه خداوند ، زارى و خشوع كرد و بر خاكستر نشست . پس خداوند به وى وحى فرستاد كه: «شيرِ انجير بردار و از بيرون ، بر سينه خويش بمال» .
او نيز چنين كرد و آن عارضه از وى برطرف شد .
.
۷ / ۶ ـ ۲الفَصدُ۵۱۱۳.امام حسن عليه السلام ( ـ به نقل از هند بن ابى هاله تميمى ، كه توصيف كنند ) مكارم الأخلاق عن محسن الوشّاء :شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام وَجَعَ الكَبِدِ ، فَدَعا بِالفاصِدِ فَفَصَدَني مِن قَدَمي ، وقالَ : اِشرَبُوا الكاشِمَ لِوَجَعِ الخاصِرَةِ . (1)۷ / ۷ما يَنفَعُ لِعِلاجِ رِياحِ البَطنِ۷ / ۷ ـ ۱الحَبَّةُ السَّوداءُ۵۱۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن عبد الرحمن بن الجهم :شَكا ذَريحٌ المُحارِبيُّ قَراقِرَ في بَطنِهِ إلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام ، فَقالَ : أتوجِعُكَ؟
قالَ : نَعَم .
قالَ : ما يَمنَعُكَ مِنَ الحَبَّةِ السَّوداءِ وَالعَسَلِ لَها . (2).
۷/ ۶ ـ ۲رگزنى۵۱۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از محسن وشّاء: نزد امام صادق عليه السلام از دردِ كبد ، اظهار ناراحتى كردم . امام عليه السلام ، رگزنى را خواست و او پاى مرا رگ زد . همچنين فرمود : «براى درد پهلو ، آبِ زيره كوهى بنوشيد» .۷ / ۷آنچه براى درمان بادهاى شكم ، سودمند است۷ / ۷ ـ ۱سياه دانه۵۱۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از عبد الرحمان بن جَهْم: ذريح محاربى ، نزد امام صادق عليه السلام ، اظهار كرد كه شكم وى غُرغُر مى كند . امام پرسيد : «آيا درد هم دارى؟» .
گفت : آرى .
فرمود : «چرا براى درمان آن ، از سياه دانه و عسل ، بهره نمى جويى؟» .
.
۷ / ۷ ـ ۲الزَّيتونُ۵۱۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن إسحاق بن عمّار أو غيره ، قال :قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام : إنَّهُم يَقولونَ : الزَّيتونُ يُهَيِّجُ الرِّياحَ .
فَقالَ : إنَّ الزَّيتونَ يَطرُدُ الرِّياحَ . (1)راجع : ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶ .
۷ / ۸ما يَنفَعُ لِعِلاجِ دَوابِّ البَطنِ۷ / ۸ ـ ۱خَلُّ الخَمرِ۵۱۲۴.صحيح البخارى ( ـ به نقل از ابن عبّاس ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :كُلوا خَلَّ الخَمرِ فَإِنَّهُ يَقتُلُ الدّيدانَ فِي البَطنِ . (2)۵۱۲۵.التوحيد ( ـ به نقل از ابن عبّاس ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :خَلُّ الخَمرِ يَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ . (3)۵۱۲۶.تنبيه الغافلين ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسوّر هاشمى ـ ) عنه عليه السلام :عَلَيكَ بِخَلِّ الخَمرِ، فَاغمِس فيهِ؛ فَإِنَّهُ لا يَبقى في جَوفِكَ دابَّةٌ إلاّ قَتَلَها. (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۱ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۰ ، ح ۱۹۰۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۱ ، ح ۱۶.
2) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۰ ، ح ۱۲۷ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۴۰ ، ح ۱۴۵ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وزاد فيه «على الريق» بعد «الخمر» ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۵ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۵ ، ح ۲۳.
3) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۵ عن مسلم بن يزيد السكوني ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۶۶ ، ح ۵ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۰ ، ح ۱۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ ، ح ۱۹۲۸ كلاهما عن سفيان بن السمط ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۳ ، ح ۱۴۰۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۰۳ ، ح ۱۶.
۷ / ۷ ـ ۲زيتون۵۱۲۹.سنن أبي داوود عن جابر بن سمرة السّوائيّ :الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار يا راوى ديگرى: به امام صادق عليه السلام گفتم : مردم مى گويند كه زيتون ، بادآور است .
فرمود : «زيتون ، بادبَر است» .ر . ك : ج۲ ، ص۳۳۳ ، ح۱۷۵۶ .
۷ / ۸آنچه براى درمان كِرم هاى شكم، سودمند است۷ / ۸ ـ ۱سركه شراب۵۱۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :سركه شراب بخوريد ؛ چرا كه كِرم ها را در شكم مى كُشد . (1)۵۱۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابن مسعود ـ ) امام صادق عليه السلام :سركه شراب ، جنبندگان شكم را مى كُشد .۵۱۳۲.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لأبي ذَرِّ الغَفارِي ـ ) امام صادق عليه السلام :بر تو باد [خوردن] سركه شراب ؛ چرا كه هر جنبنده اى را در درونت مى كُشد .
.
1) .. در صحيفة الإمام الرضا عليه السلام حديث به صورت « . . . ناشتا بخوريد . . .» آمده است .
۷ / ۸ ـ ۲أكلُ التَّمرِ عَلَى الرِّيقِ۵۱۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا التَّمرَ عَلَى الرِّيقِ ؛ فَإِنَّهُ يَقتُلُ الدّيدانَ فِي البَطنِ . (1)۵۱۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر غفارى ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :مَن أكَلَ سَبعَ تَمَراتٍ عَجوَةٍ عِندَ مَنامِهِ ؛ قَتَلنَ الدّيدانَ مِن بَطنِهِ . (2)۷ / ۹عِلاجاتٌ اُخرىأ ـ مُحُّ البَيضِ لِعِلاجِ قِلَّةِ الاِستِمراءِ۵۱۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن عليّ بن محمّد بن أشيم :شَكَوتُ إلَى الرِّضا عليه السلام قِلَّةَ استِمرائِي الطَّعامَ ، فَقالَ : كُل مُحَّ البَيضِ ، قالَ : فَفَعَلتُ ، فَانتَفَعتُ بِهِ . (3)ب ـ التُّفّاحُ لِعِلاجِ السَّمِّ۵۱۳۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :التُّفّاحُ يَنفَعُ مِن خِصالٍ عِدَّةٍ : مِنَ السَّمِّ ، وَالسِّحرِ ، وَاللَّمَمِ يَعرِضُ مِن أهلِ الأَرضِ ، وَالبَلغَمِ الغالِبِ ، ولَيسَ شَيءٌ أسرَعَ مِنهُ مَنفَعَةً . (4).
1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۸ ، ح ۱۸۵ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۱۰۳ ، ح ۵۰ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مسند زيد ، ص ۴۸۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۶۵ ، ح ۱۲۰۰ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۴۱ ، ح ۵۸ ؛ كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۲۶ ، ح ۲۸۱۹۷ نقلاً عن أبي بكر في الغيلانيات و الفردوس عن ابن عبّاس.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۹ ، ح ۲۰ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۴۳ ، ح ۲۱۸۱ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۵ عن محمّد بن مسلم السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۶۵ ، ح ۱۱۹۷ ، الجعفريّات ، ص ۲۴۳ عن الإمام الكاظم عن آبائه عن الإمام علي عليهم السلام وليس فيهما «عند منامه» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۶۵ ، ح ۳؛ كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۸۶ ، ح ۲۸۴۷۲ نقلاً عن المصنّف لعبد الرزّاق وعن ابن السني وأبي نعيم في الطبّ.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۲ ، ح ۱۱۴۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۸ ، ح ۲۱.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۵ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۰ ، ح ۲۲۹۳ وفيه «شفاء» بدل «ينفع» وكلاهما عن الجعفري ، مكارم الأخلاق، ج ۱، ص۳۷۵، ح ۱۲۴۹ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶، ص۱۷۴، ح۲۹.
۷ / ۸ ـ ۲خرما خوردن ناشتا۵۱۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ناشنا خرما بخوريد ؛ چرا كه كِرم هاى شكم را مى كُشد .۵۱۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس به هنگام خواب ، هفت خرماى عَجوه (1)بخورد ، خرماها كِرم هاى شكم او را مى كُشند .۷ / ۹درمان هايى ديگرالف ـ زرده تخم مرغ براى درمان گوارا نيافتن غذا۵۱۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از على بن محمّد بن اشيم: نزد امام رضا عليه السلام از اين شكايت كردم كه كمتر غذا را گوارا مى يابم .
فرمود : «زرده تخم مرغ بخور» .
من اين كار را انجام دادم و از آن ، سود بردم .ب ـ سيب براى درمان مسموميت۵۱۴۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :سيب ، براى درمان چند چيز سودمند است : مسموميت ، سِحر ، جنونى كه از زمينيان (2)پيش مى آيد ، و بلغمى كه چيره شده باشد . هيچ چيز منفعتش سريع تر از اين نيست .
.
ج ـ العِلاجُ بِالماءِ۵۱۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي طيفور المتطبّب :دَخَلتُ عَلى أبِي الحَسَنِ الماضي عليه السلام فَنَهَيتُهُ عَن شُربِ الماءِ ، فَقالَ عليه السلام : وما بَأسٌ بِالماءِ ؛ وهُوَ يُديرُ الطَّعامَ فِي المَعِدَةِ ، ويُسَكِّنُ الغَضَبَ ، ويَزيدُ فِي اللُّبِّ ، ويُطفِئُ المِرارَ . (1)۵۱۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا أفطَرَ بَدَأَ بِحَلواءَ يُفطِرُ عَلَيها ؛ فَإِن لَم يَجِد فَسُكَّرَةٍ أو تَمَراتٍ ، فَإِذا أعوَزَ ذلِكَ كُلَّهُ فَماءٍ فاتِرٍ . وكانَ يَقولُ : يُنَقِّي المَعِدَةَ والكَبِدَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ وَالفَمَ ، ويُقَوِّي الأَضراسَ ، ويُقَوِّي الحَدَقَ ويَجلُو النّاظِرَ ، ويَغسِلُ الذُّنوبَ غَسلاً ، ويُسَكِّنُ العُروقَ الهائِجَةَ والمِرَّةَ الغالِبَةَ ، ويَقطَعُ البَلغَمَ ، ويُطفِئُ الحَرارَةَ عَنِ المَعِدَةِ ، ويَذهَبُ بِالصُّداعِ . (2)۵۱۴۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :أروي فِي الماءِ البارِدِ أنَّهُ يُطفِئُ الحَرارَةَ ، ويُسَكِّنُ الصَّفراءَ ، ويَهضِمُ الطَّعامَ ، ويُذيبُ الفَضلَةَ الَّتي عَلى رَأسِ المَعِدَةِ ، ويَذهَبُ بِالحُمّى . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۸۱ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۹۸ ، ح ۲۳۹۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۶ ، ح ۱۰۸۳ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۵۶ ، ح ۴۲.
2) .الكافي، ج۴،ص۱۵۳،ح۴، المقنعة، ص۳۱۷ نحوه وكلاهماعن عبداللّه بن مسكان، المصباحللكفعمي،ص۸۳۵ .
3) .الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۴۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۹ ، ح ۱۰۹۳ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۵۰ ، ح ۱۶.
ج ـ آب درمانى۵۱۴۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوطيفور طبيب: بر امام كاظم عليه السلام وارد شدم و او را از نوشيدن آب ، باز داشتم .
فرمود : «نوشيدن آب ، اشكالى ندارد . آب ، غذا را در معده مى چرخانَد ، خشم را فرو مى نشاند ، بر هوش مى افزايد و تلخه را خاموش مى كند» .۵۱۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، به هنگام روزه گشودن ، با حلوا افطار مى كرد . اگر حلوا نبود ، با شكرينه اى ديگر يا چند دانه خرما ، و اگر آن نيز نبود ، با آبِ خالى . مى فرمود : «آب ، معده و كَبِد را تميز مى كند ، دهان را خوش بو مى كند ، دندان ها را محكم مى سازد ، چشم را قدرت مى دهد و ديده را جلا مى بخشد ، گناهان را از انسان مى شويد ، رگ هاى برآشفته و تلخه تحريك شده را فرو مى نشانَد ، بلغم را از ميان مى بَرَد ، حرارت را از معده برمى دارد ، و سردرد را نيز از ميان مى بَرَد» .۵۱۴۵.المعجم الكبير ( ـ به نقل از مالك بن عبد اللّه غافقى ـ ) الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :درباره آب سرد ، روايت مى كنم كه حرارت بدن را فرو مى نشانَد ، صفرا را آرام مى سازد ، غذا را هضم مى كند ، پس مانده اى را كه در سرِ معده هست ، ذوب مى سازد و تب را از ميان مى بَرَد .
.
د ـ العِلاجُ بِالتَّقَيُّؤِ اختِياراً۵۱۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِابنِ مَسعودٍ ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :مَن تَقَيَّأَ قَبلَ أن يَتَقَيَّأَ كانَ أفضَلَ مِن سَبعينَ دَواءً ، ويُخرِجُ القَيءُ عَن هذَا السَّبيلِ كُلَّ داءٍ وعِلَّةٍ (1). (2)۷ / ۱۰ما يَنفَعُ لِعِلاجِ انسِدادِ الشَّهِيَّةِأ ـ الجُبنُ۵۱۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ اللُّقمَةُ الجُبنُ ، تُعذِبُ الفَمَ ، وتُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، وتَهضِمُ ما قَبلَهُ ، وتُشَهِّي الطَّعامَ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۲۶۴ (خواصّ الجبن) .
ب ـ الحَوكُ۵۱۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحَوكُ بَقلَةُ الأَنبِياءِ ، أما إنَّ فيهِ ثَمانَ خِصالٍ : يُمرِئُ ، ويَفتَحُ السُّدَدَ ، ويُطَيِّبُ الجُشاءَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُشَهِّي الطَّعامَ ويَسُلُّ الدّاءَ ... . (4)راجع : ج۲ ، ص ۱۹۶ (الباذروج [الحوك]).
.
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۷ عن حمزة الثمالي ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۳ ، ح ۵۳ .
2) .بيان : «قبل أن يتقيّأ» أي قبل أن يسبقه القيء بغير اختياره ، أو المراد به أوّل ما يتقيّأ في تلك العلّة (هامش بحار الأنوار).
3) .الدروع الواقية : ص ۴۲ عن سماعة ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۰۵ ، ح ۱۱ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۳۰۹ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۱۳.
د ـ درمان با قِى كردن عمدى۵۱۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :هر كس پيش از آن كه خود به خود ، حالش به هم بخورد ، عمداً قِى كند ، [اين كار] از هفتاد دارو بهتر است و اين نوع قِى كردن ، هر درد و بيمارى اى را [كه در او هست ، از تنش] بيرون مى آورد . (1)۷ / ۱۰آنچه براى درمان بى اشتهايى سودمند استالف ـ پنير۵۱۵۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :چه نيكو لقمه اى است پنير! دهان را تَر و تازه مى كند ، بوى دهان را خوش مى سازد ، غذاى پيشين را هضم مى كند و براى غذاى بعد ، اشتها را باز مى كند .ر . ك : ج۲ ، ص۲۶۵ (خواصّ پنير).
ب ـ حوك۵۱۵۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حوك ، سبزى پيامبران است . بدانيد كه در آن ، هشت ويژگى است : هضم كننده است ؛ گرفتگى هاى عروق و مجارى را مى گشايد ؛ آروغ را خوش بو مى سازد ؛ دهان را بوى خوش مى بخشد ؛ اشتهاآور است؛ و درد را [از بدن] بيرون مى كشد .ر . ك : ج۲ ، ص۱۹۷ (بادروج [حوك]).
.
1) .چنان كه در حاشيه بحار الأنوار آمده ، مقصود از بند نخست روايت ، يعنى عبارت «من تقيّأ قبل أن يتقيّأ» ، آن است كه شخص پيش از آن كه بى اختيار حالش به هم بخورد ، عمداً قى كند ـ و اين همان تفسيرى است كه در ترجمه حاضر ديده مى شود ـ يا شايد مقصود از روايت ، آن است كه هر كس براى نخستين بار در عارضه اى كه دارد ، قى كند، اين پس آوردن ، از هفتاد دارو بهتر است (ر .ك : حاشيه بحار الأنوار).
الفصل الثامن : الدّم والطّحال۸ / ۱عَلاماتُ أمراضِ الدَّمِ۵۱۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ لِلدَّمِ وهَيَجانِهِ ثَلاثَ عَلاماتٍ : البَثرَةَ (1)فِي الجَسَدِ ، وَالحِكَّةَ ، ودَبيبَ الدَّوابِّ . (2)۵۱۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :أبو الحسن عليه السلام :عَلاماتُ الدَّمِ أربَعٌ : الحِكَّةُ ، وَالبَثرَةُ وَالنُّعاسُ ، وَالدَّوَرانُ . (3).
1) .في المصدر: «النشرة» بدل «البثرة»، والتصويب من بحار الأنوار. والبَثر : خُرَّاج صِغار ، و خصّ بعضهم به الوجه ، واحدته بَثْرَة وبَثَرَة (لسان العرب ، ج ۴ ، ص ۳۹).
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۵۵ عن ابن سنان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۹ ، ح ۴۸۵ وليس فيه «وهيجانه» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۰۱ ، ح ۲۹.
3) .الخصال ، ص ۲۵۰ ، ح ۱۱۵ عن يونس بن عبدالرحمن ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۹۷ ، ح ۱۲.
فصل هشتم : خون و سپرز۸ / ۱نشانه هاى بيمارى هاى خون۵۱۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خون و جوش آمدنش ، سه نشانه دارد : جوششى كه از اندام بر آيد ، خارش ، و حركت جنبندگان . (1)۵۱۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :خون (غلبه خون) را چهار نشانى است : خارش ، جوش ، چرت زدگى و سرگيجه .
.
1) .علاّمه مجلسى مى گويد : گويا مقصود از حركت جنبندگان ، همان احساس و تخيّلى است كه به شخص دست مى دهد و وى مى پندارد كه مورچه يا حشره اى ديگر بر روى بدن وى راه مى رود. پزشكان ، اين حالت را «تنمّل (مور مور شدن) » خوانده اند .
۸ / ۲ما يَنفَعُ لِعِلاجِ أمراضِ الدَّمِأ ـ سَويقُ العَدَسِ۵۱۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ إذا هاجَ الدَّمُ بِأَحَدٍ مِن حَشَمِهِ قالَ لَهُ: اِشرَب مِن سَويقِ العَدَسِ ؛ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ هَيَجانَ الدَّمِ ويُطفِئُ الحَرارَةَ . (1)ب ـ الإِجّاصُ۵۱۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن زياد القندي :دَخَلتُ عَلى أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام وبَينَ يَدَيهِ تَورُ ماءٍ فيهِ إجّاصٌ أسوَدُ في إبّانِهِ .
فَقالَ : إنَّهُ هاجَت بي حَرارَةٌ وأنَّ الإِجّاصَ الطَّرِيَّ يُطفِئُ الحَرارَةَ ، ويُسَكِّنُ الصَّفراءَ ، وإنَّ اليابِسَ مِنهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ ، ويَسُلُّ الدّاءَ الدَّوِيَّ . (2)ج ـ السِّلقُ۵۱۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلامـ في فَوائِدِ السِّلقِ: يَشُدُّ العَقلَ ، ويُصَفِّي الدَّمَ . (3)د ـ الخَسُّ۵۱۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالخَسِّ ؛ فَإِنَّهُ يُصَفِّي الدَّمَ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۷ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۱ ، ح ۱۴۲۷ ،بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۸۲ ، ح ۲۷ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۹ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۹ ، ح ۱۲۶۷ نحوه وفيه «دخلت على الرضا عليه السلام ...» و«يسكّن» بدل «يسلّ» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۹ ، ح ۲.
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۷ ، ح ۲۱۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۷.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۷ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۱ ، ح ۲۰۸۴ وفيه «يطفئ» بدل «يصفّي» وكلاهما عن أبي حفص الأبّار ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۶ ، ح ۱۳۴۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۹ ، ح ۱ و۲.
۸ / ۲آنچه براى درمان بيمارى هاى خون ، سودمند استالف ـ سويق عدس۵۱۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ هنگامى كه خون كسى از خدمتگزارانش جوش مى آمد ، به وى مى فرمود: قدرى سويق عدس بخور ؛ چرا كه جوشش خون را آرام مى كند و حرارت را فرو مى نشانَد .ب ـ آلو۵۱۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از زياد قندى: بر امام كاظم عليه السلام درآمدم ، در حالى كه نزد وى ، ظرف آبى قرار داشت و چند آلوى سياه ـ كه در همان زمان ، هنگام چيدنش بود ـ در آن ديده مى شد . فرمود : «حرارت در من بالا گرفته و آلوى تازه ، حرارت را خاموش مى كند و صفرا را فرو مى نشانَد . خشك آن نيز خون را آرام مى كند و دردهاى بى درمان را از تن ، بيرون مى كِشد» .ج ـ چغندر۵۱۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلامـ در فوايد چغندر: عقل را استحكام مى بخشد و خون را تصفيه مى كند . (1)د ـ كاهو۵۱۷۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد كاهو ؛ چرا كه خون را تصفيه مى كند .
.
1) .در المحاسن به جاي « تصفيه مي كند» عبارت« فرو مي نشاند» آمده است
ه ـ الحِجامَةُ۵۱۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِحتَجِموا إذا هاجَ بِكُمُ الدَّمُ ؛ فَإِنَّ الدَّمَ رُبَّما تَبَيَّغَ بِصاحِبِهِ فَيَقتُلُهُ . (1)۵۱۷۵.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الدّاءُ ثَلاثَةٌ وَالدَّواءُ ثَلاثَةٌ ؛ فَأَمَّا الدّاءُ : فَالدَّمُ وَالمِرَّةُ وَالبَلغَمُ ؛ فَدَواءُ الدَّمِ الحِجامَةُ ، ودَواءُ البَلغَمِ الحَمّامُ ، ودَواءُ المِرَّةِ المَشِيُّ . (2)و ـ أكلُ السَّمَكِ الطَّرِيِّ بَعدَ الحِجامَةِ۵۱۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن يحيى :كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا إلى أبي مُحَمَّدٍ عليه السلام يَشكو إلَيهِ دَما وصَفراءَ ، فَقالَ : إذَا احتَجَمتُ هاجَتِ الصَّفراءُ وإذا أخَّرتُ الحِجامَةَ أضَرَّنِي الدَّمُ ، فَما تَرى في ذلِكَ؟
فَكَتَبَ عليه السلام : اِحتَجِم وكُل عَلى أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكا طَرِيّا كَبابا .
قالَ : فَأَعَدتُ عَلَيهِ المَسأَلَةَ بِعَينِها .
فَكَتَبَ عليه السلام : اِحتَجِم وكُل عَلى أثَرِ الحِجامَةِ سَمَكا طَرِيّا كَبابا بِماءٍ ومِلحٍ .
قالَ : فَاستَعمَلتُ ذلِكَ فَكُنتُ في عافِيَةٍ وصارَ غِذايَ . (3)ز ـ أكلُ الرُّمّانِ بَعدَ الحِجامَةِ۵۱۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن زيد الشحّام :كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّه عليه السلام فَدَعا بِالحَجّامِ فَقالَ لَهُ : اِغسِل مَحاجِمَكَ وعَلِّقها . ودَعا بِرُمّانَةٍ فَأَكَلَها . فَلَمّا فَرَغَ مِنَ الحِجامَةِ دَعا بِرُمّانَةٍ اُخرى فَأَكَلَها ، وقالَ : هذا يُطفِئُ المِرارَ . (4).
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۵۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۰ ، ح ۴۲.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۶ ، ح ۲۹۹ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۰۸ ، بحار الأنوار ،ج ۶۲ ، ص ۱۲۷ ، ح ۸۷ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۴ ، ح ۱۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۱ ، ح ۱۱۴۲ وفيه «عن الحميري قال : كتبت إلى أبي محمّد عليه السلام أشكو...» وليس فيه «كبابا» في كلا الموضعين ، بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۲۱۷ ، ح ۷۵.
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۷۰ ، ح ۴۹۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۴ ، ح ۶۱.
ه ـ حِجامت۵۱۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر خون در درونتان به جوش مى آيد ، حجامت كنيد ؛ چرا كه خون ، گاه ممكن است در درون شخص ، طغيان كند و وى را بكُشد .۵۱۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :درد ، سه چيز است و درمان نيز سه چيز . امّا درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمّام است ، و داروى تلخه نيز راه رفتن . (1)و ـ خوردن ماهى تازه پس از حِجامت۵۱۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از محمّد بن يحيى: يكى از شيعيان به امام عسكرى عليه السلام نامه نوشت و از خون و صفرا به وى اظهار ناراحتى كرد و نوشت : چون حجامت مى كنم ، صفرا به جوش مى آيد و چون حجامت را به تأخير مى افكنم ، خون ، مرا زيان مى رساند . چاره را در چه مى بينى؟
امام نوشت : «حجامت كن و در پىِ حجامت ، ماهىِ تازه كباب شده بخور» .
اين پرسش را ديگر بار تكرار كردم . او نوشت : «حجامت كن و در پِى حجامت ، ماهىِ تازه كباب شده همراه با آب و نمك بخور» .
اين كار را عيناً انجام دادم و از آن پس ، هماره در عافيت بودم و آن ، خوراك من شده بود .ز ـ خوردن انار پس از حِجامت۵۱۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از زيد شحّام: نزد امام صادق عليه السلام بودم كه حجامتگرى را طلبيد . پس به او فرمود : «ابزارهاى حجامت خود را بشوى و بياويز» .
آن گاه ، انارى طلبيد و خورد . چون حجامت را به پايان برد ، انار ديگرى طلبيد و خورد و فرمود : «اين ، تلخه را فرو مى نشانَد» .
.
1) .مقصود از «مشىّ» در پايان روايت ، هر چيزى است كه مسهل باشد. از آن رو ، مسهل را «مشى» ناميده اند كه شخص را به راه رفتن و رفتن به سمت آبريزگاه ، وادار مى سازد .
۵۱۷۸.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از اشعث بن قيس ـ ) الإمام العسكريّ عليه السلام :كُلِ الرُّمّانَ بَعدَ الحِجامَةِ رُمّانا حُلوا ؛ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ ، ويُصَفِّي الدَّمَ فِي الجَوفِ . (1)ح ـ الفَصدُ۵۱۸۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ تُحرِقَهُ السَّوداءُ ، فَعَلَيهِ بِالقَيءِ ، وفَصدِ العُروقِ ، وَالإِطلاءِ بِالنّورَةِ . (2)۸ / ۳ما يُوَلِّدُ الدَّمَ النّقيأ ـ الباقِلاءُ۵۱۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أكلُ الباقِلّى يُمَخِّخُ السّاقَينِ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ ، ويُوَلِّدُ الدَّمَ الطَرِيَّ . (3)ب ـ الرُّمّانُ۵۱۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مُصَّ مِنَ الرُّمّانِ الإِمليسِيَّ ۴ ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي النَّفسَ ، ويُحيِي الدَّمَ . (4)راجع : ج۲ ، ص ۳۶۶ ، ح ۱۸۱۲ .
.
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۵۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۳ ، ح ۵۲ .
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۵ وفيه «ومداومة النورة».
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۴ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۹ ، ح ۲۰۲۸ وليس فيه «الطري» وكلاهما عن محمّد بن عبد اللّه ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۳۴۸ وفيه «كلوا الباقِلّى فإنّه يمخّخ ...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۶۶ ، ح ۳ .
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۰.
۵۱۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام حسن عسكرى عليه السلام :پس از حجامت ، انار بخور ، انارى شيرين ؛ چرا كه خون را فرو مى نشانَد و خون را در درون ، تصفيه مى كند .ح ـ رگزنى۵۱۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد سودا (1)او را نسوزاند ، (2)بر او باد قى كردن ، رگ زدن و نوره كشيدن .۸ / ۳آنچه خون تازه توليد مى كندالف ـ باقلا۵۱۸۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن باقلا ، استخوان هاى ساق را تراكم درونى مى دهد ، توان مغز را افزون مى سازد و خون تازه توليد مى كند .ب ـ انار۵۱۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :آب انار مَلَس بِمَك ؛ زيرا انسان را قوى مى كند و خون را زنده مى سازد . (3)ر. ك : ج۲ ، ص۳۶۷ ح ۱۸۱۲ .
.
1) .سودا ، يكى از اخلاط چهارگانه است كه به عقيده قدما جسم انسان بر پايه آنها استوار شده و صلاح و فساد بدن نيز به آنها بستگى داشت.
2) .در بحار الأنوار ، عبارت چنين آمده است : «هر كس مى خواهد سودا را بسوزاند . . . و مدوامت بر نوره كشيدن كند» .
3) .گفتنى است در بحار الأنوار و برخى از نسخ طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، به جاى «الأمليسى (مَلَس) » ، عبارت «المزّ» آمده و انار مزّ ، انارى است كه طعمى ميان ترش و شيرين داشته باشد. علاّمه مجلسى ، در توضيح اين بخش از روايت مى گويد: در قاموس آمده است: «امليس ، بيابانى است كه در آن ، كشت صورت نگيرد . انار امليسى ، گويا به چنان جايى منسوب است» ، امّا از ديدگاه ما ، آنچه شناخته شده ، «مَلَس» است و آن ، به معناى انار بى دانه است (بحار الأنوار : ج ۶۲ ص ۱۲۳).
۸ / ۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ وَجَعِ الطَّحالِ۵۱۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلام :شَكا إلَيهِ رَجُلٌ مِن أولِيائِهِ وَجَعَ الطَّحالِ ، وقَد عالَجَهُ بِكُلِّ عِلاجٍ وأنَّهُ يَزدادُ كُلَّ يَومٍ شَرّا حَتّى أشرَفَ عَلَى الهَلَكَةِ .
فَقالَ لَهُ : اِشتَرِ بِقِطعَةِ فِضَّةٍ كُرّاثا وَاقلِهِ قَليا جَيِّدا بِسَمنٍ عَرَبِيٍّ ، وأطعِم مَن بِهِ هذَا الوَجعُ ثَلاثَةَ أيّامٍ ؛ فَإِنَّهُ إذا فَعَلَ ذلِكَ بَرَأَ إن شاءَ اللّهُ تَعالى . (1)۵۱۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن موسى بن بكر :اِشتَكى غُلامٌ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام ، فَسَأَلَ عَنهُ ، فَقيلَ : بِهِ طُحالٌ .
فَقالَ : أطعِموهُ الكُرّاثَ ثَلاثَةَ أيّامٍ . فَأَطعَمناهُ ، فَقَعَدَ الدَّم (2)، ثُمَّ بَرِئَ . (3).
1) .طبّ الأئمّة لابنيبسطام، ص۳۰ عن الصحّاف الكوفيعن الإمام الكاظم عليه السلام . بحار الأنوار، ج ۶۲، ص۱۷۱، ح ۹.
2) .قال المجلسي قدس سره : الظاهر أنّ المراد بقعود الدم انفصال الدم عنه عند القعود للبراز . وقد ذكر الأطبّاء أنّه يفتح سدّة الطحال وإسهال الدم بسبب التسخين والتفتيح كما يدرّ دم الحيض . وأمّا نفع إسهال الدم لورم الطحال ؛ فلأنّه قد يكون من سوء مزاج الدم وقد يكون من السوداء (بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۰۲).
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۵ ، ح ۱ وج ۸ ، ص ۱۹۰ ، ح ۲۱۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۱۶ ، ح ۲۰۶۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۶ ، ح ۱۳۰۰ وفيه «فعقد» بدل «فقعد» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۶۹ ، ح ۲ وج ۶۶ ، ص ۲۰۲ ، ح ۸ .
۸ / ۴آنچه براى درمان درد طَحال سودمند است۵۱۹۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ درباره امام باقر عليه السلام: مردى از دوستان وى ، نزد او از درد طحال اظهار ناراحتى كرد ، در حالى كه پيش تر هر درمانى را براى اين درد به كار بسته بود ، اما هر روز بر درد وى افزوده مى شد تا جايى كه در آستانه مرگ قرار گرفته بود .
[امام باقر عليه السلام ] به او فرمود : «با سكّه اى نقره ، قدرى تَرِه بخر و آن را در روغن عربى ، كاملاً بجوشان و هر كس را كه چنين دردى دارد ، سه روز از اين بخوران ؛ چرا كه اگر چنين كند ، به خواست خداوند ، بهبود خواهد يافت» .۵۱۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از موسى بن بكر: يكى از غلامان امام كاظم عليه السلام ، بيمار شد . امام عليه السلام از حال او پرسيد . گفتند : بيمارىِ طحال گرفته است .
فرمود : «سه روز به او تَرِه بخورانيد» .
ما آن را به او خورانديم . پس خون فرونشست ، (1)و سپس ، بهبود يافت .
.
1) .علاّمه مجلسى مى گويد: ظاهراً مقصود از فرونشستن خون ، آن است كه در هنگام تخلّى، خون از او دفع مى شود. طبيبان گفته اند: تره ، مجارى طحال را باز مى كند و به سبب گرماى فراوان بدن و باز شدن مجارى طحال ، خون سرازير مى شود، چونان كه به گاهِ عادت ماهانه ، خونريزى صورت پذيرد ، امّا سود اين خونريزى براى وَرَم طحال ، آن است كه ممكن است اين ورم ، از بدى مزاجِ خون يا از سودا سرچشمه گرفته باشد.
الفصل التاسع : الجلد۹ / ۱صِحَّةُ الجِلدِ۹ / ۱ ـ ۱النَّظافَةُ۵۱۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :حَقٌّ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أن يَغتَسِلَ في كُلِّ سَبعَةِ أيّامٍ يَوماً، يَغسِلُ فيهِ رَأسَهُ وجَسَدَهُ . (1)۵۱۹۵.كتاب من لا يحضره الفقيه :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ تَحتَ كُلِّ شَعرَةٍ جَنابَةٌ ؛ فَاغسِلُوا الشَّعرَ ، وأَنقُوا البَشَرَ . (2).
1) .صحيح البخاري ، ج ۱ ، ص ۳۰۵ ، ح ۸۵۶ ، صحيح مسلم ، ج ۲ ، ص ۵۸۲ ، ح ۸۴۹ وفيه «حقّ للّه ...» وكلاهما عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۲ ، ح ۱۷۱۸۵.
2) .سنن أبي داوود ، ج ۱ ، ص ۶۵ ، ح ۲۴۸ ، سنن الترمذي ، ج ۱ ، ص ۱۷۸ ، ح ۱۰۶ ، سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۹۶ ، ح ۵۹۷ ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۲۷۰ ، ح ۸۲۷ كلّها عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۸۵ ، ح ۲۶۵۹۵.
فصل نهم : پوست۹ / ۱بهداشت پوست۹ / ۱ ـ ۱پاكيزگى۵۱۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر هر مسلمان ، لازم است كه در هر هفت روز يك بار ، غسل كند و در آن ، سر و تن خود را بشويد .۵۱۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در زير هر مويى جنابتى است . پس موها را بشوييد و پوست را پاكيزه كنيد .
.
۹ / ۱ ـ ۲التَّدهينُأ ـ خَواصُّ التَّدهينِ۵۲۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :الدُّهنُ يُلَيِّنُ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ ، ويُسَهِّلُ مَجارِيَ الماءِ ، ويُذهِبُ القَشَفَ ، ويُسفِرُ اللَّونَ . (1)۵۲۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الدُّهنُ يَذهَبُ بِالسّوءِ . (2)۵۲۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعبداللّه بن مسعود ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ تُشقَقَ شَفَتاهُ ، ولا يَخرُجَ فيها ناسورٌ ، فَليُدَهِّن حاجِبَيهِ . (3)ب ـ أفضَلُ أوقاتِ التَّدهينِ۵۲۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به عبد اللّه بن مسعود ـ ) الإمام الحسين عليه السلام :قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : يا بُنَيَّ . . . وَادَّهِن غِبّاً تَتَشَبَّه بِسُنَّةِ نَبِيِّكَ . (4)۵۲۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :دُهنُ الَّليلِ يَجري فِي العُروقِ ، ويُرَوِّي البَشَرَةَ ، ويُبَيِّضُ الوَجهَ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۹ ، ح ۱ وح ۴ وفيه «ويحسن» بدل «ويسفر» وكلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۰ نحوه ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۴۸ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۹ ، ح ۲ عن سفيان بن السمط.
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۵ وفيه « ... لا تَنشَقَّ شَفَتاهُ ، ولا يَخرُجَ فيها باسورٌ ، فَليُدَهِّن حاجِبَهُ مِن دُهنِ رَأسِهِ» .
4) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۴ ، ح ۵۹۱ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۹ ، ح ۵ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۳ وفيه «ويربي» بدل «ويروّي» وليس فيه «ويبيّض الوجه» وكلاهما عن أبي حمزة.
۹ / ۱ ـ ۲ماليدن روغن به بدنالف ـ خواصّ چرب كردن پوست۵۲۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :روغن ، پوست را نرم مى كند ، بر توان مغز مى افزايد ، مجارى آب را در بدن مى گشايد ، كثافت پوست را از ميان مى بَرَد و رنگ را روشن تر مى كند .۵۲۰۸.مكارم الأخلاق عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :روغن ، بدى را از ميان مى بَرَد .۵۲۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد كه لب هايش نتركد و از آن ناسور (1)بيرون نزند ، به ابروهاى خود ، روغن بمالد . (2)ب ـ بهترين زمان براى روغن زدن۵۲۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام حسين عليه السلام :پيامبر خدا به من فرمود : «فرزندم! . . . يك روز در ميان ، روغن بمال تا به سنّت پيامبرت عمل كرده باشى» .۵۲۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :روغن [ماليدن] شبانه ، در رگ ها جريان مى يابد و پوست را آبيارى و چهره را سفيد مى كند .
.
۵۲۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام : اُخالِطُ أهلَ المُروءَةِ مِنَ النّاسِ وقَد أكتَفي مِنَ الدُّهنِ بِاليَسيرِ ، فَأَتَمَسَّحُ بِهِ كُلَّ يَومٍ ، فَقالَ : ما اُحِبُّ لَكَ ذلِكَ .
فَقُلتُ : يَومٌ ويَومٌ لا .
فَقالَ : وما اُحِبُّ لَكَ ذلِكَ .
قُلتُ : يَومٌ ويَومَينِ لا .
فَقالَ : الجُمُعَةُ إلَى الجُمُعَةِ يَومٌ ويَومَينِ . (1)ج ـ الاِدِّهانُ بِالبَنَفسَجِ۵۲۰۸.مكارم الأخلاق :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِدَّهِنوا بِالبَنَفسَجِ ؛ فَإِنَّهُ (2)بارِدٌ فِي الصَّيفِ وحارٌّ فِي الشِّتاءِ . (3)۵۲۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :البَنَفسَجُ سَيِّدُ أدهانِكُم . (4)۵۲۱۰.امام على عليه السلام :عنه عليه السلام :مَثَلُ البَنَفسَجِ فِي الأَدهانِ مَثَلُنا فِي النّاسِ . (5)۵۲۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :فَضلُ البَنَفسَجِ عَلَى الأَدهانِ كَفَضلِ الإِسلامِ عَلَى الأَديانِ . نِعمَ الدُّهنُ البَنَفسَجُ ، لَيَذهَبُ بِالدّاءِ مِنَ الرَّأسِ وَالعَينَينِ ، فَادَّهِنوا بِهِ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۰ ، ح ۲.
2) .في المصدر : «فإنّها» والتصويب من بقيّة المصادر .
3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۳۴ ، ح ۷۴ ، مسند زيد ، ص ۴۸۷ كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۱۰۴ ، ح ۵۱ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۶ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۴.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۱ ، ح ۱ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۳ نحوه وكلاهما عن هشام بن الحكم؛ كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۴۷ ، ح ۱۷۲۱۲ نقلاً عن الشيرازي في الألقاب عن أنس.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۱ ، ح ۴ عن إسرائيل بن أبي اُسامة بيّاع الزطّي ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۳ وفيه «كمثل المؤمن» بدل «مثلنا».
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۱ ، ح ۵ عن عبد الرحمن بن كثير ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۵۱ ، ح ۱۷۱ ، مسند زيد ، ص ۴۸۷ عن أحمد بن عامر وكلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيهما إلى «على الأديان» ،بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۲ ، ح ۶ ؛ المعجم الكبير ، ج ۳ ، ص ۱۳۰ ، ح ۲۸۹۲ عن بشر بن عبد اللّه الخثعمي عن الإمام الباقر عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وفيه إلى «على الأديان» وفيه «كفضل ولد عبد المطّلب على سائر قريش» بدل «نِعمَ الدهن ...» ، كنز العمّال ، ج ۱۲ ، ص ۳۴۴ ، ح ۳۵۳۲۹.
۵۲۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمار: به امام صادق عليه السلام گفتم : من با مردمانى اهل مروّت (و سرشناس) آميزش دارم و به مقدار اندكى روغن بسنده مى كنم . آيا هر روز ، اندكى بر خويش بمالم؟
فرمود : «اين را براى تو دوست ندارم» .
گفتم : يك روز در ميان؟
فرمود : «اين را هم برايت نمى پسندم» .
گفتم : دو روز در ميان؟
فرمود : «جمعه تا جمعه ، يك روز و دو روز» .ج ـ چرب كردن با روغن بنفشه۵۲۱۳.علل الشرائع عن أبي أيّوبَ الأنصارِيِّ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با روغن بنفشه ، بدن خود را چرب كنيد ؛ چرا كه آن در تابستان ، سرد و در زمستان ، گرم است .۵۲۱۲.معانى الأخبار ( ـ به نقل از حسين بن زيد ، از امام صادق ، از پدران ) امام صادق عليه السلام :بنفشه ، مِهتر همه روغن هاى شماست .۵۲۱۳.علل الشرائع ( ـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ ) امام صادق عليه السلام :حكايت بنفشه در ميان روغن ها ، حكايت ما در ميان مردم است . (1)۵۲۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :برترى بنفشه بر ديگر روغن ها به سان برترى اسلام بر ديگر اديان است . بنفشه ، خوب روغنى است! درد را از سر و چشمان مى برد . خود را بدان ، چرب كنيد .
.
1) .. در طبّ الأئمّة عليهم السلام ، به جاى «حكايت ما» عبارت «مانند حكايت مؤمن» آمده است .
۵۲۱۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَليٍ عليه السلام ـ ) الكافي عن محمّد بن الفيض :ذُكِرَت عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام الأَدهانُ ، فَذُكِرَ البَنَفسَجُ وفَضلُهُ ، فَقالَ : نِعمَ الدُّهنُ البَنَفسَجُ ! اِدَّهِنوا بِهِ ؛ فَإِنَّ فَضلَهُ عَلَى الأَدهانِ كَفَضلِنا عَلَى النّاسِ . (1)۵۲۱۶.كنز العمّال عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عالإمام الرضا عليه السلام :إذا أرَدتَ ألاّ يَظهَرَ في بَدَنِكَ بَثرَةٌ ولا غَيرُها ، فَابدَأ عِندَ دُخولِ الحَمّامِ بِدُهنِ بَدَنِكَ ، بِدُهنِ البَنَفسَجِ . (2)۵۲۱۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن أسباط رفعه :دُهنُ الحاجِبَينِ بِالبَنَفسَجِ يَذهَبُ بِالصُّداعِ . (3)د ـ الاِدِّهانُ بِالزَّيتِ۵۲۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا الزَّيتَ ، وَادَّهِنوا بِالزَّيتِ ؛ فَإِنَّهُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ . (4)۵۲۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :اِدَّهِنوا بِالزَّيتِ وَائتَدِموا بِهِ ؛ فَإِنَّهُ دُهنَةُ الأَخيارِ ، وإدامُ المُصطَفَينَ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۳ ، ح ۱ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۳ وفيه من «نِعم الدهن ...».
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۲ وفيه « فدهِّن» بدل «بدهن».
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۲ ، ح ۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۳ ، ح ۹ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۱ ، ح ۱ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱۹۰۶ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۸۲؛ سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۲۸۵ ، ح ۱۸۵۱ عن عمر بن الخطّاب ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۲ ، ص ۴۳۲ ، ح ۳۵۰۴ عن أبي أسيد ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۸ ، ح ۲۸۲۹۷.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۳۱ ، ح ۴ عن أبي داوود النخعي عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱۹۰۷ عن أبي داوود النخعي عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۲ ، ح ۱۷.
۵۲۱۶.كنز العمّال ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الكافىـ به نقل از محمّد بن فيض: نزد امام صادق عليه السلام از روغن ها سخن به ميان آوردند و از آن جمله ، از بنفشه و برترى آن گفتند .
فرمود : «بنفشه ، خوب روغنى است! خود را با آن چرب كنيد كه برترى آن بر روغن ها ، به سان برترى ما بر مردمان است» .۵۲۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :اگر مى خواهى كه در بدنت جوش و جز آن رُخ ننمايد ، هنگام در آمدن به حمّام ، چرب كردن بدن خود را به روغن بنفشه ، آغاز كن .۵۲۱۸.امام على عليه السلام :الكافىـ به نقل از على بن اسباط در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانْد ـ: ماليدن روغن بنفشه به ابروها ، سردرد را از ميان مى بَرَد .د ـ ماليدن روغن زيتون به بدن۵۲۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زيتون بخوريد و خود را با روغن زيتون چرب كنيد ؛ چرا كه آن ، از درختى خجسته است .۵۲۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :به روغن زيتون ، خود را چرب كنيد و از آن ، خورش سازيد ؛ چرا كه آن ، روغنِ نيكان و خورش برگزيدگان است .
.
ه ـ الإِدِّهان بالبانِ۵۲۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :نِعمَ الدُّهنُ البانُ ! (1)۵۲۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :البانُ دُهنٌ ذَكَرٌ ، نِعمَ الدُّهنُ البانُ ، وإنَّهُ لَيُعجِبُنِي الخَلوقُ . (2)و ـ الاِدِّهانُ بِالزَّنبَقِ۵۲۲۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن السيّاري رفعه ، قالَ :قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إنَّهُ لَيسَ شَيءٌ خَيرا لِلجَسَدِ مِن دُهنِ الزَّنبَقِ . ـ يَعنِي الرّازِقِيَّ ـ . (3)ز ـ الاِدِّهانُ بِالخِيرِيِّ۵۲۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ وذَكَرَ دُهنَ البَنَفسَجِ فَزَكّاهُ ، ثُمَّ قالَ: وإنَّ الخِيرِيَّ لَطيفٌ . (4)۹ / ۱ ـ ۳اِستِعمالُ الخَطمِيِّ۵۲۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ نُشرَةٌ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۳ ، ح ۳ عن محمّد بن الفيض.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۳ ، ح ۱ عن محمّد بن الفيض ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۳ عن أبي العيس عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلام نحوه .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۳ ، ح ۱ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۹۴ عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه وزاد في آخره «إنّ فيه لمنافع كثيرة ، وشفاء من سبعين داء» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۴ ، ح ۱۲.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۲۲ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۳ ، ح ۱۰.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۴ ، ح ۵ عن إسماعيل بن عبد الخالق ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۴ ، ح ۲۹۲ ، ثواب الأعمال ،ص ۳۶ ، ح ۲ عن سفيان بن السمط .
ه ـ استفاده از روغن بان۵۲۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوب روغنى است روغن بان (1)!۵۲۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به على عليه السلام ـ ) امام صادق عليه السلام :بان ، روغن مردانه است . چه خوب روغنى است بان؛ اما من از خَلوق ، خوشم مى آيد .و ـ استفاده از روغن زَنبَ ق۵۲۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به على عليه السلام ـ ) الكافىـ به نقل از سيّارى در حديثى كه سند آن را به پيامبر خدا رسانْد: پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : «براى بدن ، هيچ چيز از روغن زنبق (رازقى) بهتر نيست» .ز ـ استفاده از خيرى۵۲۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ از روغن بنفشه نام برد و آن را ستود و سپس فرمود: خيرى ، (2)نرم و لطيف است .۹ / ۱ ـ ۳استفاده از خطمى۵۲۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شستن سر با خطمى ، مايه شادابى است .
.
1) .درختى است نازك و خوش نما كه از تخم آن ، روغن مى گيرند و بسيار نافع و خوش بوست (ر. ك : لغت نامه دهخدا) .
2) .خيرى ، كه آن را «خيرى زرد» نيز مى نامند ، همان است كه مصريان از آن با نام «المنثور» ياد مى كنند. داراى نوعى برّى است كه «خزامى» و همچنين «بابونه» ناميده مى شود (شرح أسماء العقار ابوعمران قرطبى ص ۴۱، شماره ۳۹۴). البته ناگفته نماند ، واژه ياب ، «خيرى البر» را به كشه، اردانه و اروانه ترجمه كرده است . م .
۵۲۳۰.سنن أبى داوود ( ـ به نقل از ابو رافع ـ ) عنه عليه السلام :النُّشرَةُ في عَشَرَةِ أشياءَ : . . . وغَسلُ الرَّأس بِالخَطمِيِ فِي الحَمّامِ وغَيرِهِ . (1)۵۲۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ يَذهَبُ بَالدَّرَنِ ، ويَنفِي الأَقذاءَ . (2)۹ / ۱ ـ ۴الخِضابُ۵۲۳۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِسَيِّدِ الخِضابِ الحِنّاءِ ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ . (3)۵۲۳۵.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ اطَّلى وَاختَضَبَ بِالحِنّاءِ آمَنَهُ اللّهُ تَعالى مِن ثَلاثِ خِصالٍ : الجُذامِ ، وَالبَرَصِ ، وَالآكِلَةِ إلى طَليَةٍ مِثلِها . (4)۵۲۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحِنّاءُ عَلى أثَرِ النّورَةِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ والبَرَصِ . (5).
1) .المحاسن ، ج ۱ ، ص ۷۸ ، ح ۴۰ ، الخصال ، ص ۴۴۳ ، ح ۳۸ عن صهيب بن عبّاد عن أبيه عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام وليس فيه «في الحمّام وغيره» وفيه «النشوة» بدل «النشرة» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۲۲ ، ح ۲ . انظر تمام الحديث في ج۱ ، ص ۹۸ ، ح ۹۳ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۴ ، ح ۳ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۹۳ وفيه «وينقي» بدل «وينفي» ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ و فيه «وينقي الأقذار» بدل «وينفي الأقذاء» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۷ ، ح ۸ .
3) .كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۶۸ ، ح ۱۷۳۱۶ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم عن أبي رافع ؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷۷ ، ح ۲۴ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۹ ، ح ۵۵۹ وليس فيهما «الحنَّاء» .
4) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۶۹ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۹ ، ح ۶ عن الحسين بن موسى عن الإمام الكاظم عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۵ ، ح ۳۷۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۰ ، ح ۸ .
5) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۷۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۵ ، ح ۳۸۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۸ ، ح ۱۸۶ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۴۶ ، ح ۱۵۶ عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۶؛ كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۹۲ ، ح ۲۸۴۹۵ نقلاً عن أبي نعيم عن الإمام عليّ عليه السلام .
۵۲۳۲.مسند أبى يعلى ( ـ به نقل از ابو موسى ـ ) امام صادق عليه السلام :شادابى ، در ده چيز است : . . . و شستن سر با خطمى در حمّام و غير آن .۵۲۳۳.صحيح مسلم ( ـ به نقل از عايشه ـ ) امام على عليه السلام :شستن سر با خطمى ، چرك را مى بَرَد و آلودگى ها را از ميان برمى دارد .۹ / ۱ ـ ۴خضاب كردن۵۲۳۶.سنن الترمذي عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد مهتر همه خضاب ها ، حنا ، كه پوست را پاكيزه مى كند و بر توان همبسترى مى افزايد .۵۲۳۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس حنا بر بدن خود بمالد و با آن خضاب كند ، خداوند ، او را تا هنگامى كه بخواهد ديگر بار خضاب كند ، از سه چيز در امان مى دارد : جذام ، پيسى و خوره .۵۲۳۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حنا كردن ، در پى نوره كشيدن ، مايه ايمنى از جذام و پيسى است .
.
۹ / ۱ ـ ۵اِفتِتاحُ الطَّعامِ بِالمِلحِ۵۲۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام: عَلَيكَ بِالمِلحِ ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن سَبعينَ داءً ؛ أدناهَا الجُذامُ ، وَالبَرَصُ ، وَالجُنونُ . (1)۵۲۳۶.سنن الترمذى ( ـ به نقل از عمرو بن شعيب ، از پدرش ، از جدّش ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالأَبيَضَينِ الخُبزِ وَالرُّقَّةِ ، ـ يَعنِي المِلحَ ـ . . . وإنَّ فِي الرُّقَةِ أمانا (2)مِنَ الجُذامِ ، والبَرَصِ ، وَالجُنونِ . (3)راجع : ج۲ ص ۴۹۴ (الملح).
۹ / ۱ ـ ۶شُربُ السَّويقِ بِالزَّيتِ۵۲۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :شُربُ السَّويقِ بِالزَّيتِ يُنبِتُ اللَّحمَ ، ويَشُدُّ العَظمَ ، ويُرِقُّ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الباهِ . (4)۹ / ۱ ـ ۷البِطّيخُ۵۲۴۳.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالبِطّيخِ ؛ فَإِنَّ فيهِ عَشرَ خِصالٍ : هُوَ طَعامٌ ، وشَرابٌ ، واُشنانٌ ، ورَيحانٌ ، ويَغسِلُ المَثانَةَ ، ويَغسِلُ البَطنَ ، ويُكثِرُ ماءَ الظَّهرِ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البُرودَةَ ، ويُنَقِّي البَشَرَةَ . (5).
1) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۴۲ ، ح ۱۴۲ عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۴۹ ، ح ۱۶۵ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، مسند زيد ، ص ۴۸۰ ، الدعوات ، ص ۱۴۵ ، ح ۳۷۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۴.
2) .في المصدر : «أمان» ، والصواب ما أثبتناه.
3) .الاُصول الستّة عشر ، ص ۱۲ عن زيد الزرّاد.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹۳۷ كلاهما عن عبد اللّه بن مسكان ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۰ ، ح ۱۵.
5) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۸ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۷ ؛ الفردوس ، ج ۴ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۳۷۱ عن ابن عبّاس نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۶ ، ح ۲۸۲۸۸.
۹ / ۱ ـ ۵آغاز كردن غذا با نمك۵۲۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به امام على عليه السلام: بر تو باد نمك ؛ چرا كه در آن ، شفاى هفتاد درد است كه كمترين آنها جذام ، پيسى و ديوانگى است .۵۲۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد آن دو سفيد : نان و نمك . . . كه ايمنى از جذام و پيسى و ديوانگى ، در نمك است .ر. ك : ج۲ ، ص۴۹۵ (نمك).
۹ / ۱ ـ ۶نوشيدن سويق با روغن زيتون۵۲۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :نوشيدن سويقى (1)كه با روغن زيتون فراهم آمده باشد ، گوشت را مى روياند ، استخوان را استحكام مى بخشد ، پوست را نازك مى كند و بر توان جنسى مى افزايد .۹ / ۱ ـ ۷خربزه۵۲۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد خوردن خربزه ؛ چرا كه در آن ده ، ويژگى است : غذاست ؛ آب است ؛ شستشو دهنده است ، (2)خوش بو كننده است ؛ مثانه رامى شويد ؛ شكم را مى شويد ؛ آب كمر را فراوان مى سازد ؛ نيروى همبسترى را مى افزايد ؛ سردى را از ميان برمى دارد؛ و پوست را تميز مى كند .
.
۹ / ۱ ـ ۸الغُبَيراءُ۵۲۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الغُبَيراءُ لَحمُهُ يُنبِتُ اللَّحمَ ، وعَظمُهُ يُنبِتُ العَظمَ ، وجِلدُهُ يُنبِتُ الجِلدَ ، . . . ويَقمَعُ عِرقَ الجُذامِ . (1)۹ / ۱ ـ ۹النّانخواهُ وَالجَوزُ۵۲۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن الإمام الصادق عليه السلام :أربَعَةُ أشياءَ تَجلُو البَصَرَ ويَنفَعنَ ولا يَضرُرنَ ، فَسُئِلَ عَنهُنَّ ، فَقالَ : السَّعتَرُ وَالمِلحُ إذَا اجتَمَعا ، وَالنّانَخواهُ وَالجَوزُ إذَا اجتَمَعنَ .
فَقيلَ لَهُ : و لِما تَصلُحُ هذِهِ الأَربَعَةُ إذَا اجتَمَعنَ؟
فَقالَ : النّانخواهُ وَالجَوزُ يُحرِقانِ البَواسيرَ ، ويَطرُدانِ الرّيحَ ، ويُحَسِّنانِ اللَّونَ... (2).
۹ / ۱ ـ ۸سنجد۵۲۵۳.الإمام الباقر عليه السلام :امام صادق عليه السلام :سنجد ، گوشتش گوشت مى رويانَد ، هسته اش استخوان را رشد مى دهد ، پوستش پوست را مى پرورد . . . رگ جذام را به كلّى از ميان مى بَرَد .۹ / ۱ ـ ۹نانخواه و گردو۵۲۵۶.المعجم الكبير عن ابن بريدة عن أبيه :امام صادق عليه السلام :چهار چيز ، چشم را جلا مى دهد ، سودمند است و هيچ زيانى ندارد .
درباره آنها از امام عليه السلام پرسيدند . فرمود : «آويشن و نمك ، وقتى با هم باشند ، و نانخواه (1)و گردو ، وقتى با هم باشند» .
به آن حضرت گفتند : اين چهار چيز وقتى با هم باشند ، به چه كار مى آيند؟
فرمود : «نانخواه و گردو ، بواسير را مى سوزانند ، باد را دور مى كنند و رنگ پوست را زيبا مى سازند . . .» .
.
1) .تخمى است خوش بوى و شبيه به زنيان كه بر روى خمير نان مى پاشند . سياه تخمه ، حبّة السوداء ، شونيز ، نانخه ، نانوخيه ، نانخاه و سياه دانه جنام هاى ديگر آن استج (لغت نامه دهخدا) .
۹ / ۱ ـ ۱۰البَصَلُ۵۲۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :البَصَلُ يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ الظَّهرَ ، ويُرِقُّ البَشَرَةَ . (1)۵۲۵۳.امام باقر عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا دَخَلتُم بَلدَةً وَبيئاً فَخِفتُم وَباءَها ، فَعَلَيكُم بِبَصَلِها ؛ فَإِنَّهُ يُجلِي البَصَرَ ، ويُنَقِّي الشَّعرَ ، ويَزيدُ في ماءِ الصُّلبِ ، ويَزيدُ فِي الخُطى ، ويَذهَبُ بِالحَمَاَـ وهُوَ السَّوادُ فِي الوَجهِ ـ وَالإِعياءِ أيضاً . (2)۹ / ۱ ـ ۱۱السَّنا۵۲۵۶.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابن بُرَيده ، از پدرش ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :لَو عَلِمَ النّاسُ ما فِي السَّنا لَبَلَغوا كُلَّ مِثقالٍ مِنهُ بِمِثقالَينِ مِن ذَهَبٍ ! أما إنَّهُ أمانٌ مِنَ البَهَقِ وَالبَرَصِ وَالجُذامِ وَالجُنونِ وَالفالِجِ وَاللَّقوَةِ . . . ويُؤخَذُ مَعَ الزَّبيبِ الأحمَرِ الَّذي لا نَوى لَهُ ، ويُجعَلُ مَعَهُ هَليلَجٌ كابُلِيٌّ وأصفَرُ وأسوَدُ أجزاءً سَواءً ، يُؤخَذُ عَلَى الرِّيقِ مِقدارُ ثَلاثَةِ دَراهِمَ ، وإذا أوَيتَ إلى فِراشِكَ مِثلُهُ ، وهُوَ سَيِّدُ الأَدوِيَةِ . (3)۹ / ۱ ـ ۱۲دَورُ المَشموماتِ فِي الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ۵۲۵۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :شُمُّوا النَّرجِسَ ولَو فِي اليَومِ مَرَّةً ، ولَو فِي الاُسبوعِ مَرَّةً ، ولَو فِي الشَّهرِ مَرَّةً ، ولَو فِي السَّنَةِ مَرَّةً ، ولَو فِي الدَّهرِ مَرَّةً ؛ فَإِنَّ فِي القَلبِ حَبَّةً مِنَ الجُنونِ وَالجُذامِ وَالبَرَصِ ، وشَمُّهُ يَدفَعُها . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۴ ، ح ۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۰ ، ح ۲۱۲۴ كلاهما عن درست وفيه «الفم» بدل «النكهة» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۸ ، ح ۶.
2) .بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۵۲ ، ح ۲۱ نقلاً عن الفردوس عن أبي الدرداء .
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۰۹ ، ح ۱۳۸۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۱۸ ، ح ۳.
4) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۰ ، بحارالأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۹؛ تاريخ دمشق ، ج ۱۴ ، ص ۳۶ ، ح ۳۳۶۸ عن شريح عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه.
۹ / ۱ ـ ۱۰پياز۵۲۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پياز ، دهان را خوش بو مى كند ، پشت را قوى مى سازد و پوست را نرمى مى دهد .۵۲۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر گاه وارد آبادى وبا زده اى شديد و از وباى آن ترسيديد ، از پياز آن جا بخوريد ؛ زيرا كه آن ، چشم را جلا مى دهد ، مو را پاكيزه مى گرداند ، آب كمر را زياد مى كند ، گام ها را سرعت مى بخشد ، تيرگى چهره را مى بَرَد و خستگى را نيز مى زدايد .۹ / ۱ ـ ۱۱گياه سَنا۵۲۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اگر مردم مى دانستند گياه سنا (1)چه خواصّى دارد ، ارزش هر مثقال آن را به اندازه دو مثقال طلا مى رساندند . هان! بدانيد كه اين گياه ، مايه ايمنى يافتن از بَهَك ، پيسى ، جذام ، ديوانگى ، فلج و لَقوه است . بايد آن را با كشمش سرخ و بدون هسته ، همراه با مقدارى برابر از هليله كابلى ، زرد و سياه ، و به صورت ناشتا ، به اندازه سه درهم ، مصرف كرد و هنگامى كه به بستر خواب مى روى نيز ، همين اندازه مصرف كن ، كه اين ، مهترِ همه داروهاست .۹ / ۱ ـ ۱۲تأثير بوييدنى ها در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى۵۲۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نرگس را ببوييد ، هر چند روزى يك بار ، هر چند هفته اى يك بار ، هر چند ماهى يك بار ، هر چند سالى يك بار و هر چند در همه عمر ، يك بار ؛ چرا كه در قلب ، هسته اى از ديوانگى ، جذام و پيسى وجود دارد و بوييدن نرگس ، آن را دور مى كند .
.
1) .توضيح آن در ج۲ ، صفحه ۳۷۳ خواهد آمد.
۹ / ۱ ـ ۱۳دَورُ الحِجامَةِ فِي الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ ومُعالَجَتِها۵۲۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الحِجامَةَ فِي الرَّأسِ دَواءٌ مِن داءِ الجُنونِ ، وَالجُذامِ ، وَالعَشا ، وَالبَرَصِ ، وَالصُّداعِ . (1)۵۲۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالحِجامَةِ في جَوزَةِ القَمَحدُوَةِ ؛ فَإِنَّهُ دَواءٌ مِنِ اثنَينِ وسَبعينَ داءً ، وخَمسَةِ أدواءٍ مِنَ الجُنونِ ، وَالجُذامِ ، وَالبَرَصِ ، ووَجَعِ الأَضراسِ . (2)۵۲۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَنِ احتَجَمَ يَومَ الثُّلاثاءِ لِسَبعَ عَشرَةَ ، أو تِسعَ عَشرَةَ ، أو لاِءِحدى وعِشرينَ مِنَ الشَّهرِ كانَت لَهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ مِن أدواءِ السَّنَةِ كُلِّها ، وكانَت لِما سِوى ذلِكَ شِفاءٌ مِن وَجَعِ الرَّأسِ ، وَالأَضراسِ ، وَالجُنونِ ، وَالجُذامِ ، وَالبَرَصِ . (3)۵۲۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ الحِجامَةَ . . . الَّتي توضَعُ بَينَ الكِتفَينِ تَنفَعُ مِنَ الخَفَقانِ الَّذي يَكونُ مَعَ الاِمتِلاءِ وَالحَرارَةِ .
وَالَّتي توضَعُ عَلَى السّاقَينِ قَد يَنقُصُ مِنَ الاِمتِلاءِ فِي الكُلى ، وَالمَثانَةِ ، وَالأَرحامِ ، ويُدِرُّ الطَّمثَ غَيرَ أنَّها مَنهَكَةٌ لِلجَسَدِ ، وقَد تَعرِضُ مِنهَا العَشوَةُ الشَّديدَةُ (4)، إلاّ أنَّها نافِعَةٌ لِذَوِي البُثورِ وَالدَّماميلِ . (5).
1) .المعجم الكبير ، ج ۲۳ ، ص ۲۹۹ ، ح ۶۶۷ عن اُمّ سلمة وج ۱۲ ، ص ۲۲۵ ، ح ۱۳۱۵۰ عن ابن عمر ، الفردوس ، ج ۲ ، ص ۱۵۴ ، ح ۲۷۷۹ عن ابن عبّاس وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۳ ، ح ۲۸۱۲۹؛ ، بحار الأنوار ج ۶۲ ، ص ۱۲۶ ، ح ۸۱ .
2) .المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۳۶ ، ح ۷۳۰۶ عن عبد الحميد بن صيفي عن أبيه عن جدّه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۴ ، ح ۲۸۱۳۳.
3) .الخصال ، ص ۳۸۵ ، ح ۶۸ عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۱۰ ، ح ۷ وفيه «أو أربع عشرة» بدل «أو تسع عشرة».
4) .في بحار الأنوار : «الغَشُي الشَّديدُ» بدل «الغشوة الشديدة» .
5) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۵۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۱۸ نحوه.
۹ / ۱ ـ ۱۳اثر حِجامت در پيشگيرى و درمان بيمارى هاى پوستى۵۲۶۹.مسند ابن حنبل عن عيسى بن عبد الرحمن عن جدّه :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حجامتِ در سر ، درمانى براى ديوانگى ، جذام ، شب كورى ، پيسى و سرْ درد است .۵۲۷۰.مكارم الأخلاق :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد حجامت در استخوان پسِ سر ؛ چرا كه درمان ۷۲ بيمارى است و درمان پنج بيمارى ، از جمله : ديوانگى ، جذام ، پيسى و دندان درد است .۵۲۷۱.مسند ابن حنبل عن عائشة:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس در روز سه شنبه هفدهم يا نوزدهم يا بيست و يكم ماه حجامت كند ، اين حجامت براى وىْ شفاى همه دردهاى سال خواهد بود و افزون بر آن ، شفاى سرْدرد ، دندانْ درد ، ديوانگى ، جذام و پيسى نيز خواهد بود .۵۲۶۸.المناقب ، ابن شهرآشوب ( ـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى ليلى ـ ) امام رضا عليه السلام :حجامتى . . . كه ميان شانه ها صورت مى گيرد ، در بهبود ضربان قلب ناشى از شكمْ پُرى و حرارت ، سودمند است . آن [حجامتى] كه در ساق پا صورت پذيرد ، ممكن است از كليه ، مثانه و زِهدان بكاهد و خون قاعدگى را به جريان اندازد . تنها مشكلى كه دارد ، اين است كه تن را ضعيف مى كند و ممكن است از آن ، شبْ كورى شديدى بر شخص عارض گردد . با اين همه ، براى كسانى كه جوش و كورَك دارند ، سودمند است .
.
۵۲۶۹.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از عيسى بن عبد الرحمان ، از جدّش ـ ) مكارم الأخلاق :رُوِيَ عَنِ الصّادِقِ عليه السلام أنـَّهُ شَكا إلَيهِ رَجُلٌ الحِكَّةَ ، فَقالَ : اِحتَجِم ثَلاثَ مَرّاتٍ فِي الرِّجلَينِ جَميعاً فيما بَينَ العُرقوبِ وَالكَعبِ ، فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِكَ فَذَهَبَ عَنهُ .
وشَكا إلَيهِ آخَرُ ، فَقالَ : اِحتَجِم في واحِدِ عَقِبَيكَ ، أو مِن الرِّجلَينِ جَميعاً ثَلاثَ مَرّاتٍ ، تَبرَأ إن شاءَ اللّهُ . (1)۹ / ۱ ـ ۱۴دَورُ الزُّكامِ وَالعُطاسِ فِي الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ۵۲۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما مِن أحَدٍ مِن وُلدِ آدَمَ إلاّ وفيهِ عِرقانِ : عِرقٌ في رَأسِهِ يُهَيِّجُ الجُذامَ ، وعِرقٌ في بَدَنِهِ يُهَيِّجُ البَرَصَ ؛ فَإِذا هاجَ العِرقُ الَّذي فِي الرَّأسِ سَلَّطَ اللّهُ عز و جلعَلَيهِ الزُّكامَ حَتّى يَسيلَ ما فيهِ مِنَ الدّاءِ ، وإذا هاجَ العِرقُ الَّذي فِي الجَسَدِ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِ الدَّماميلَ حَتّى يَسيلَ ما فيهِ مِنَ الدّاءِ ، فَإِذا رَأى أحَدُكُم بِهِ زُكاماً ودَماميلَ فَليَحمَدِ اللّهَ عز و جل عَلَى العافِيَةِ .
وقالَ : الزُّكامُ فُضولٌ فِي الرَّأسِ . (2)۵۲۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :لا تَكرَهوا أربَعَةً ؛ فَإِنَّها لِأَربَعَةٍ : لاتَكرَهُوا الزُّكامَ ؛ فَإِنَّهُ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، ولا تَكرَهُوا الدَّماميلَ ؛ فَإِنَّها أمانٌ مِنَ البَرَصِ ، ولا تَكرَهُوا الرَّمَدَ ؛ فَإِنَّهُ أمانٌ مِنَ العَمى ، ولا تَكرَهُوا السُّعالَ ؛ فَإِنَّهُ أمانٌ مِنَ الفالِجِ . (3).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۷۶ ، ح ۵۲۶ وص ۱۷۷ ، ح ۵۲۹ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۲۷ ، ح ۹۰.
2) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۲ ، ح ۵۷۹ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۴ ، ح ۶.
3) .الخصال ، ص ۲۱۰ ، ح ۳۲ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الدعوات ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۹۴ ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۰ ، طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۲ وفيه «يقطع العروق» بدل «أمان من» في المواضع الأربعة ، بحار الأنوار ،ج ۶۲ ، ص ۱۸۵ ، ح ۹.
۵۲۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :از امام صادق عليه السلام روايت شده كه مردى در حضور ايشان از خارش (كَهير) ، اظهار ناراحتى كرد . امام عليه السلام فرمود : «سه بار در هر دو پا ، در فاصله ميان پىِ پا و استخوان قوزك ، حجامت كن» .
آن مرد ، اين كار را انجام داد و خارش بدن وى از ميان رفت .
مردى ديگر نيز اظهار ناراحتى كرد .
امام عليه السلام فرمود : «در پىِ پا (يكى از پاها يا هر دو پا) سه بار حجامت كن كه به خواست خداوند ، بهبود يابى» .۹ / ۱ ـ ۱۴تأثير زكام و عطسه در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى۵۲۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«در هر يك از آدمى زادگان ، دو رگ هست : رگى در سر ، كه جذام را تحريك مى كند ، و رگى در بدن ، كه پيسى را مى انگيزد . چون آن رگى كه در سر است ، به حركت آيد ، خداوند ، زكام را بر آن مسلّط مى سازد تا هر بيمارى اى كه در آن است ، بيرون رود ؛ و چون آن رگى كه در تن است ، به جنب و جوش آيد ، خداوند ، كورَك ها را بر بدن مسلّط سازد تا هر چه بيمارى در آن است ، بيرون رود . از اين رو ، اگر كسى از شما در بدن خود ، احساسِ زكام كرد يا كورَكى ديد ، خداوند را شكر عافيت گويد» .
همچنين فرمود : «زكام ، فضولاتى در سر است» .۵۲۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز را ناخوشايند مداريد ؛ زيرا كه براى چهار چيز ، سودمندند : زكام را ناخوشايند مداريد ؛ زيرا مايه ايمنى از جذام است . كورَك ها را ناخوشايند مداريد ؛ زيرا مايه ايمنى از پيسى اند . چشمْ درد را ناخوشايند مداريد ؛ زيرا مايه ايمنى از كورى است . و سرفه را ناخوشايند مداريد ؛ زيرا مايه ايمنى از فلج شدن است .
.
۹ / ۱ ـ ۱۵دَورُ بَعضِ الأَذكارِ في صِحَّةِ الجِلدِ۵۲۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَن قالَ بَعدَ صَلاةِ الصُّبحِ قَبلَ أن يَتَكَلَّمَ : «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ، لا حَولَ ولاقُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ» يُعيدُها سَبعَ مَرّاتٍ ، دَفَعَ اللّهُ عَنهُ سَبعينَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ ، ومَن قالَها إذا صَلَّى المَغرِبَ قَبلَ أن يَتَكَلَّمَ ، دَفَعَ اللّهُ عَنهُ سَبعينَ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاءِ ؛ أهوَنُهَا الجُذامُ وَالبَرَصُ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۴۹۸ (الوقاية من الجذام) ج۱ ، ص ۵۱۰ (الوقاية من البرص).
۹ / ۲أسبابُ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِأ ـ اِستِقبالُ الشَّمسِ۵۲۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إيّاكُم وَالجُلوسَ فِي الشَّمسِ ؛ فَإِنَّها تُبلِي الثَّوبَ ، وتُنتِنُ الرّيحَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . (2).
1) .مشكاة الأنوار ، ص ۵۱۸ ، ح ۱۷۴۳ ، جامع الأخبار ، ص ۱۴۴ ، ح ۳۱۲ ، الأمالي للطوسي ، ص ۴۱۵ ، ح ۹۳۵ وص ۷۳۴ ، ح ۱۵۳۳ كلاهما عن محمّد بن مسلم وليس فيهما من «ومن قالها» إلى «من أنواع البلاء» ، بحار الأنوار ، ج ۸۶ ، ص ۹۵ ، ح ۱.
2) .المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۵۶ ، ح ۸۲۶۴ عن ابن عبّاس ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۱۳۹ ، ح ۲۵۴۰۰ .
۹ / ۱ ـ ۱۵تأثير برخى از ذكرها در بهداشت پوست۵۲۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس پس از نماز صبح و پيش از آن كه با كسى سخن بگويد ، هفت بار بگويد : «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» ، خداوند ، هفتاد گونه بلا را از او دفع كند ؛ و هر كس اين [ذكر] را پس از نماز مغرب و پيش از آن كه با كسى سخن بگويد ، بر زبان آورد ، خداوند ، هفتاد گونه بلا را كه كمترين آنها جذام و پيسى است ، از او دور كند .ر . ك : ج۱ ، ص۴۹۹ (پيشگيرى از جذام). ج۱ ، ص۵۱۱ (پيشگيرى از پيسى) .
۹ / ۲عوامل بيمارى هاى پوستىالف ـ قرار گرفتن در مقابل آفتاب۵۲۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :از نشستن در آفتاب ، حذر كنيد ؛ چرا كه جامه را كهنه مى كند ، بوى [بدن] را بد مى سازد و درد نهفته را آشكار مى نمايد .
.
۵۲۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ هنگامى كه از ايشان پرسيده شد : كودك ، چه هنگام ) عنه صلى الله عليه و آله :فِي الشَّمسِ أربَعُ خِصالٍ : تُغَيِّرُ اللَّونَ ، وتُنتِنُ الرّيحَ ، وتُخلِقُ الثِّيابَ ، وتورِثُ الدّاءَ . (1)۵۲۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :لا تَستَقبِلُوا الشَّمسَ ؛ فَإِنَّها مَبخَرَةٌ ، تَشحَبُ اللَّونَ ، وتُبلِي الثَّوبَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . (2)۵۲۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إذا جَلَسَ أحَدُكُم فِي الشَّمسِ فَليَستَدبِرها بِظَهرِهِ ؛ فَإِنَّها تُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . (3)۵۲۸۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :غريب الحديث :إنَّهُ [عَلِيّا عليه السلام ] رَأى رَجُلاً فِي الشَّمسِ فَقالَ : قُم عَنها ؛ فَإِنَّها مَبخَرَةٌ مَجفَرَةٌ ، تُتفِلُ الرّيحَ ، وتُبلِي الثَّوبَ ، وتُظهِرُ الدّاءَ الدَّفينَ . (4)ب ـ أكلُ الجَوزِ في شِدَّةِ الحَرِّ۵۲۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :أكلُ الجَوزِ في شِدَّةِ الحَرِّ يُهَيِّجُ الحَرَّ فِي الجَوفِ ، ويُهَيِّجُ القُروحَ عَلَى الجَسَدِ ، وأكلُهُ فِي الشِّتاءِ ؛ يُسَخِّنُ الكُليَتَينِ ، ويَدفَعُ البَردَ . (5).
1) .الخصال ، ص ۲۴۹ ، ح ۱۱۱ عن موسى بن إبراهيم المروزي عن الإمام الكاظم عليه السلام ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۸۳ ، ح ۲.
2) .الخصال ، ص ۹۷ ، ح ۴۴ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۸۳ ، ح ۱.
3) .الخصال ، ص ۶۱۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۷ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۸۳ ، ح ۳.
4) .غريب الحديث لابن قتيبة ، ج ۱ ، ص ۳۴۵ ، الفائق في غريب الحديث ، ج ۱ ، ص ۱۹۱ ، دستور معالم الحكم ، ص ۱۲۶ ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱۹ ، ص ۱۳۲ ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۲۲۳ ، ح ۲۵۷۵۵ وفيه «أنَّه رأى رجلاً في الشَّمس قاعدا ، فنهاه عن القعود ، وقال : قم...».
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۰ ، ح ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۹۷ ، ح ۱۹۸۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۱ ، ح ۱۳۹۱ عن الإمام الصادق عليه السلام وليس فيه «يهيّج الحرّ في الجوف» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۸۱ وج ۶۶ ، ص ۱۹۸ ، ح ۲.
۵۲۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در آفتاب ، چهار چيز است : رنگ را ديگرگون مى سازد ، بوى [بدن] را بد مى كند ، جامه را كهنه مى نمايد ، و بيمارى بر جاى مى نهد .۵۲۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :رو به خورشيد قرار مگيريد ؛ زيرا بدبو كننده دهان است ، رنگ را مى پرانَد ، جامه را كهنه مى سازد و دردهاى نهفته را آشكار مى نمايد .۵۲۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هر گاه كسى از شما در زير آفتاب مى نشيند ، پشت به خورشيد قرار گيرد ؛ چرا كه آفتاب ، بيمارى هاى نهفته را آشكار مى سازد .۵۲۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :غريب الحديث :امام على عليه السلام ، مردى را در آفتاب ديد . فرمود : «از آفتاب برخيز . اين حرارت ، بدبو كننده دهان و سست كننده شهوت است ، بوى بدن را بد مى كند ، جامه را كهنه مى سازد و دردهاى نهفته را آشكار مى كند» . (1)ب ـ خوردن گردو در گرماى شديد۵۲۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :خوردن گردو در گرماى شديد ، حرارت را در بدن بر مى انگيزد و زخم هاى تن را تحريك مى كند ؛ امّا خوردن آن در زمستان ، كليه ها را گرم مى كند و سرما را مى رانَد .
.
1) .. در كنز العمّال ، عبارت هاى آغازين روايت ، چنين است: «مردى را در زير آفتاب ، نشسته ديد. او را از اين كار ، باز داشت و فرمود: صبرخيز...ص» .
ج ـ أكلُ الطّينِ۵۲۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :مَن أكَلَ الطّينَ فَإِنَّهُ يَقَعُ الحِكَّةُ في جَسَدِهِ ، وَالبَواسيرُ ، ويُهَيِّجُ عَلَيهِ السّوءَ ، ويَذهَبُ بِالقُوَّةِ مِن ساقَيهِ وقَدَمَيهِ ، وما نَقَصَ مِن عَمَلِهِ فيما بَينَهُ وبَينَ صِحَّتِهِ قَبلَ أن يَأكُلَهُ حوسِبَ عَلَيهِ ، وعُذِّبَ عَلَيهِ . (1)د ـ هَيَجانُ الدَّمِ۵۲۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ لِلدَّمِ وهَيَجانِهِ ثَلاثَ عَلاماتٍ : البَثرَةَ فِي الجَسَدِ ، وَالحِكَّةَ ، ودَبيبَ الدَّوابِّ . (2)ه ـ مُداوَمَةُ أكلِ البَيضِ۵۲۹۳.مسند ابن حنبل عن عمّ أبي رافع بن عمرو الغفاري :الإمام الرضا عليه السلام :مُداوَمَةُ أكلِ البَيضِ يَعرِضُ مِنهُ الكَلَفُ فِي الوَجهِ . (3)و ـ أكلُ السَّمَكِ المَملوحِ بَعدَ الفَصدِ وَالحِجامَةِ۵۲۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :أكلُ المَملوحَةِ وَاللَّحمانِ المَملوحَةِ وأكلُ السَّمَكِ المَملوحِ ، بَعدَ الحِجامَةِ والفَصدِ لِلعُروقِ ، يُوَلِّدَا البَهَقَ وَالجَرَبَ . (4).
1) .ثواب الأعمال ، ص ۲۹۳ ، ح ۱ ، الأمالي للطوسي ، ص ۴۳۹ ، ح ۹۸۱ وليس فيه «والبواسير» ، الأمالي للصدوق ، ص ۴۸۲ ، ح ۶۵۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۸ ، ح ۲۳۷۴ كلّها عن زياد بن أبي زياد ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۱۵۰ ، ح ۱.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۵۵ عن ابن سنان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۹ ، ح ۴۸۵ وليس فيه «وهيجانه» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۰۰ ، ح ۲۵.
3) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۳ ، وفي الطبعة التي بأيدينا «البصل» بدل «البيض».
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ .
ج ـ خوردن خاك۵۲۹۴.المعجم الكبير عن أسد بن وداعة :امام باقر عليه السلام :هر كس خاك بخورد ، تنش به خارش مى افتد ، به بواسير گرفتار مى شود ، بيمارى و بدى در درونش برانگيخته مى گردد ، و نيرو از پاهايش مى رود ، و هر چه نيز در اين فاصله ، يعنى از دوره سلامت پيش از خوردن خاك تا بهبود دوباره ، از اعمال [عبادى] او كم شود ، بر آن ، بازخواست گردد و كيفر ببيند .د ـ به جوش آمدن خون۵۲۹۴.المعجم الكبير ( ـ به نقل از اسد بن وداعه ـ ) امام صادق عليه السلام :خون و جوش آمدنش سه نشانه دارد : جوشى كه از اندام برآيد ، خارش (كهير) ، و حركت جنبندگان (مور مور شدن بدن) .ه ـ خوردن هميشگى تخم مرغ۵۲۹۶.الدرّ المنثور عن زيد بن أسلم :امام رضا عليه السلام :خوردن هميشگى تخم مرغ ، سبب پيدايش كَك مَك در صورت مى شود . (1)و ـ خوردن ماهى نمكْ سود پس از رگزنى و حجامت۵۲۹۶.الدرّ المنثور ( ـ به نقل از زيد بن اسلم ـ ) امام رضا عليه السلام :خوردن غذاى نمكْ سود ، گوشت نمكْ سود و خوردن ماهى نمكْ سود ، پس از رگزنى و حجامت ، بَهَك و گَرى ايجاد مى كند .
.
1) .. در چاپى از طبّ الإمام الرضا عليه السلام كه در اختيار ماست ، به جاى «تخم مرغ» ، واژه «پياز» آمده است.
۹ / ۳أسبابُ الإِصابَةِ بِالجُذامِأ ـ الغُسلُ بِالماءِ المُغتَسَلِ فيهِ۵۳۰۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَنِ اغتَسَلَ مِنَ الماءِ الّذي قَدِ اغتُسِلَ فيهِ فَأَصابَهُ الجُذامُ فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (1)ب ـ تَدليكُ الجَسَدِ بِالخَزَفِ فِي الحَمّامِ۵۲۹۹.صحيح مسلم ( ـ به نقل از عايشه ـ ) الإمام عليّ عليه السلامـ كانَ يَقولُ: ألا لا يَستَلقِيَنَّ أحَدُكُم فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يُذيبُ شَحمَ الكُليَتَينِ ، ولا يَدلُكَنَّ رِجلَيهِ بِالخَزَفِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ الجُذامَ . (2)ج ـ أكلُ الغُدَدِ۵۳۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :إذَا اشتَرى أحَدُكُم لَحماً فَليُخرِج مِنهُ الغُدَدَ ؛ فَإِنَّهُ يُحَرِّكُ عِرقَ الجُذامِ . (3)د ـ أكلُ الجِرجيرِ بِاللَّيلِ۵۳۰۳.المستدرك على الصحيحين عن محمّد بن بياض :الإمام الصادق عليه السلام :مَن أكَلَ الجِرجيرَ بِاللَّيلِ ضَرَبَ عَلَيهِ عِرقُ الجُذامِ مِن أنفِهِ ، وباتَ يُنزَفُ الدَّمُ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۳ ، ح ۳۸ عن محمّد بن عليّ بن جعفر.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۰ ، ح ۱۹ عن عمر بن يزيد عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۴ ، ح ۳۳۲ وفيه «رجله» بدل «رجليه» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۱ ، ح ۲۲.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۵۴ ، ح ۵ ، علل الشرائع ، ص ۵۶۱ ، ح ۱ كلاهما عن مسمع عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ،ص ۶۱۵ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۵ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۶۳ ، ح ۱۸۳۵ عن مسمع عن الإمام الصادق عليه السلام والثلاثة الأخيرة نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۸ ، ح ۱۶ وراجع طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۵.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۸ ، ح ۲ عن السكوني ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۴ ، ح ۲۰۹۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۰ ، ح ۱۳۱۵ وليس فيه «وبات ينزف الدم» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۶ ، ح ۲. وراجع المجازات النبويّة ، ص ۱۵۳ ، ح ۱۱۵.
۹ / ۳عوامل ابتلا به جذامالف ـ غسل كردن با آبى كه پيش تر در آن غسل شده است۵۳۰۳.المستدرك على الصحيحين ( ـ به نقل از محمّد بن بياض ـ ) امام رضا عليه السلام :هر كس با آبى غسل كند كه پيش تر در آن غسل شده است و بدين سبب به جذام مبتلا شود ، كسى جز خود را نكوهش نكند .ب ـ ماليدن سفال بر بدن در حمّام۵۳۰۵.السنن الكبرى عن عطاء بن يسار :امام على عليه السلام :زنهار! مبادا كه كسى در حمّام ، به پشت بخوابد ؛ زيرا اين كار ، چربى كليه ها را ذوب مى كند ؛ و مبادا كسى پاهاى خود را سفال (سنگ پا) بكشد ؛ زيرا اين كار ، جذام مى آورد .ج ـ خوردن غدّه۵۳۰۵.السنن الكبرى ( ـ به نقل از عطاء بن يسار ـ ) امام على عليه السلام :هر گاه كسى از شما گوشت خريد ، غدّه ها را از آن بيرون آورَد ؛ زيرا آنها رگ جذام را تحريك مى كنند .د ـ خوردن تَره تيزك به هنگام شب۵۳۰۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس شبْ هنگام ، تَرِه تيزك (1)بخورد ، رگ جذام به بينى او حمله كند و چون شب بخوابد ، خونْ دماغ شود .
.
1) .ترهْ تيزك يا شاهى ، گياهى است از تيره چليپاييان . قسمى از بقولات خوردنى است كه مزه اش كمى تيزى دارد. از اين جهت ، به تره (سبزى) تيزك ناميده شده و در اصفهان ، آن را «شاهى» گويند و در عربى «جرجير» . (لغت نامه دهخدا)
راجع : ج۲ ، ص ۲۷۰ (الجرجير) .
ه ـ التَّخَلُّلُ بِعودِ الرَّيحانِ وقَضيبِ الرُّمّانِ۵۳۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :لا تَخَلَّلوا بِعودِ الرَّيحانِ ، ولا بِقَضيبِ الرُّمانِ ؛ فَإِنَّهُما يُهَيِّجانِ عِرقَ الجُذامِ . (1)و ـ جِماعُ الحائِضِ۵۳۰۹.الطبقات الكبرى ( ـ به نقل از معاوية بن قرّه ، درباره عمويش ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن وَطِئَ امرَأَتَهُ وهِيَ حائِضٌ فَقُضِيَ بَينَهُما وَلَدٌ فَأَصابَهُ جُذامٌ ، فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۶۰۲ (أضرار وط ء الحائض).
۹ / ۴الوِقايَةُ مِنَ الجُذامِأ ـ التَّجَنُّبُ مِنَ المُصابينَ بِالجُذامِ۵۳۱۱.حلية الأولياء ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، كَرِهَ اللّهُ عز و جل لاُِمَّتي . . . أن يُكَلِّمَ الرَّجُلُ مَجذوماً إلاّ أن يَكونَ بَينَهُ وبَينَهُ قَدرُ ذِراعٍ . وقالَ صلى الله عليه و آله : فِرِّ مِنَ المَجذومِ فِرارَكَ مِنَ الأَسَدِ . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۷ ، ح ۷ ، علل الشرائع ، ص ۵۳۳ ، ح ۱ كلاهما عن إبراهيم بن عبد الحميد ، الخصال ، ص ۶۴ ، ح ۹۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۸۶ ، ح ۲۳۶۲ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ح ۱۰۵۶ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۳۷ ، ح ۳.
2) .المعجم الأوسط ، ج ۳ ، ص ۳۲۶ ، ح ۳۳۰۰ عن أبي هريرة ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۵۲ ، ح ۴۴۸۸۵.
3) .كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۳۵۷ ، ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه ، وج ۳ ، ص ۵۵۷ ، ح ۴۹۱۴ ، الخصال ، ص ۵۲۰ ، ح ۹ كلاهما عن الحسين بن زيد ، مكارم الأخلاق ، ج ۲ ، ص ۳۲۳ ، ح ۲۶۵۶ نحوه وكلّها عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۵۰ ، ح ۳.
همچنين بنگريد به : ج۲ ، ص۲۷۱ (جرجير) .
ه ـ خلال كردن با چوب و چوب انار۵۳۱۴.صحيح مسلم عن عبد اللّه بن جعفر :امام كاظم عليه السلام :با چوب ريحان (1)و چوب انار ، خلال نكنيد ؛ زيرا كه رگ جذام را تحريك مى كنند .و ـ همبسترى با زن حائض۵۳۱۶.المحجّة البيضاء :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس با زنش در حالى كه وى حائض است ،نزديكى كند و برايشان فرزندى تقدير شود و اين فرزند به جذام مبتلا گردد ، كسى جز خويش را نكوهد .ر . ك : ج۱ ، ص۶۰۳ (زيان هاى آميزش با زن حائض).
۹ / ۴پيشگيرى از جذامالف ـ دورى گزيدن از مبتلايان به جذام۵۳۱۶.المَحَجَّة البيضاء :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام: «اى على! خداوند براى امّت من ، اين را خوش ندارد . . . كه كسى با جذاميان سخن گويد ، مگر اين كه ميانشان به اندازه يك ذراع ، فاصله باشد» .
همچنين فرمود : «از جذامى بگريز ، چنان كه از شيرى مى گريزى» .
.
1) .گياهى است علفى از تيره نعناعيان كه يك ساله و معطّر است و داراى ساقه منشعب از قاعده است . ارتفاعش ۲۵ تا ۳۰ سانتى متر است . صعتر هندى ، حبق ريحانى ، نازبويه ، شاهسپرم (سپرغم) و . . . نام هاى ديگر آن است (لغت نامه دهخدا) .
۵۳۱۷.المناقب ، ابن شهر آشوب ( ـ به نقل از عبد العزيز ، با سندش از پيامبر صلى ال ) عنه صلى الله عليه و آله :كَلِّمِ المَجذومَ وبَينَكَ وبَينَهُ قَدر رُمحٍ ، أو رُمحَينِ . (1)ب ـ الاِجتِنابُ عَنِ الجِماعِ في أوَّلِ الشَّهرِ ووَسَطِهِ وآخِرِهِ۵۳۱۹.سنن الترمذي عن أنس :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في أوَّلِ الشَّهرِ ووَسَطِهِ وآخِرِهِ ؛ فَإِنَّ الجُنونَ ، وَالجُذامَ ، وَالخَبَلَ ، لَيُسرِ عُ إلَيها وإلى وَلَدِها . (2)ج ـ أكلُ السَّلجَمِ۵۳۲۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :ما مِن أحَدٍ إلاّ وفيهِ عِرقٌ مِنَ الجُذامِ ، فَأَذيبوهُ بِالسَّلجَمِ. (3)۵۳۲۲.صحيح ابن حبّان عن أنس :الإمام الكاظم عليه السلام :عَلَيكَ بِاللِّفتِ فَكُلهُ ـ يَعنِي السَّلجَمَ ـ فَإِنَّهُ لَيسَ مِن أحَدٍ إلاّ ولَهُ عِرقٌ مِنَ الجُذامِ ، وَاللِّفتُ يُذيبُهُ . (4).
1) .كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۴ ، ح ۲۸۳۲۹ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم في الطبّ عن عبد اللّه بن أبي أوفى.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۵ ، ح ۵ ، الاختصاص ، ص ۱۳۲ وزاد فيهما «والخبل» وكلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۲ ، ح ۲ وح ۳ عن عليّ بن أبي حمزة وفيه «فأذيبوه بأكل السلجم» ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۴ ، ح ۲۱۴۳ عن زياد بن بلال ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۵ عن الإمام الباقر عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۱ ، ح ۴.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۲ ، ح ۱ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۵ وزاد في آخره «قال : نيئاً أو مطبوخاً؟ قال : كلاهما» وكلاهما عن عليّ بن المسيّب ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۱ ، ح ۵ .
۵۳۱۸.كنز العمّال ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در حالى با جذامى سخن بگو كه ميان تو و او ، به اندازه يك يا دو نيزه ، فاصله است .ب ـ پرهيز از آميزش جنسى در آغاز، ميان و پايان ماه۵۳۲۰.مكارم الأخلاق ( ـ به نقل اَنَس ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى على! در آغاز و پايان ماه با همسرت آميزش مكن ؛ چرا كه در اين صورت ، ديوانگى ، جذام و تباهْ مغزى به سراغ او و فرزندش مى آيد .ج ـ خوردن شلغم۵۳۲۲.صحيح ابن حبّان ( ـ به نقل از اَنَس ـ ) امام صادق عليه السلام :هيچ كس نيست كه در او ريشه اى از جذام نباشد . اين ريشه را با [خوردن] شلغم بسوزانيد .۵۳۲۳.صحيح مسلم عن عائشة :امام كاظم عليه السلام :بر تو باد شلغم! آن (يعنى شلغم) را بخور ؛ زيرا هيچ كس نيست كه در او رگى از جذام نباشد ، امّا شلغم ، اين رگ را مى سوزانَد . ۱
.
د ـ أكلُ الكُرّاثِ۵۳۲۵.الإمام الصادق عليه السلام :الكافي عن فرات بن أحنف :سُئِلَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام عَنِ الكُرّاثِ ، فَقالَ : كُلهُ ؛ فَإِنَّ فيهِ أربَعَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَطرُدُ الرِّياحَ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، وهُوَ أمانٌ مِنَ الجُذامِ لِمَن أدمَنَ عَلَيهِ . (1)ه ـ أكلُ السِّلقِ۵۳۲۴.الأدب المفرد ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :أكلُ السِّلقِ يُؤمِنُ مِنَ الجُذامِ . (2)۵۳۲۵.امام صادق عليه السلام :عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ عز و جل رَفَعَ عَنِ اليَهودِ الجُذامَ بِأَكلِهِمُ السِّلقَ ، وقَلعِهِمُ العُروقَ . (3)۵۳۲۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَوعِظَتِهِ لاِبنِ مَسعودٍ ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ السِّلقَ يَقمَعُ عِرقَ الجُذامِ . (4)و ـ أكلُ الحَوكِ۵۳۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحَوكُ بَقلَةُ الأَنبِياءِ . . . وهُوَ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، إذَا استَقَرَّ في جَوفِ الإِنسانِ قَمَعَ الدّاءَ كُلَّهُ . (5)ز ـ شُربُ الحَرمَلِ۵۳۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در نصيحتش به عبد اللّه بن مسعود ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن شَرِبَ الحَرمَلَ أربَعينَ صَباحا كُلَّ يَومٍ مِثقالاً لاَستَنارَ الحِكمَةُ
في قَلبِهِ ، وعوفِيَ مِنِ اثنَينِ وسَبعينَ داءً ؛ أهوَنُهُ الجُذامُ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۵ ، ح ۴ ، الخصال ، ص ۲۴۹ ، ح ۱۱۴ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۱۵ ، ح ۲۰۵۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۷ ، ح ۱۳۰۳ عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۰ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۰۰ ، ح ۱.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۲ ، ح ۱۳۲۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۹ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۹ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲۱۰۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۲ ، ح ۱۳۲۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۶ ، ح ۲.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۹ ، ح ۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۲ ، ح ۱۳۲۷ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ،ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۱۱.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۴ ، ح ۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۳۰۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۱۳. انظر تمام الحديث في ج۲ ، ص ۱۹۸ ، ح ۱۵۱۳ (الباذروج) .
6) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۳۵ ، ح ۵ نقلاً عن الفردوس.
د ـ خوردن تَرِه۵۳۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از فرات بن اَحنَف: از امام صادق عليه السلام درباره تره پرسيدند . فرمود : «آن را بخوريد كه در آن ، چهار ويژگى است : بوى دهان را خوش مى سازد ؛ بادها را از بدن مى راند ؛ بواسير را ريشه كن مى كند؛ و هر كس را كه بدان مداومت داشته باشد ، از جذام ، ايمن مى دارد» .ه ـ خوردن چغندر۵۳۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن چغندر در برابر جذام ايمنى مى دهد .۵۳۳۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خداوند ، جذام را از ميان يهوديان برداشت ، بدان سبب كه چغندر مى خوردند و رگ ها را بيرون مى كشيدند . (1)۵۳۳۲.كتاب العيال عن الحسن :امام كاظم عليه السلام :چغندر ، رگ جذام را به كلّى از ميان مى بَرَد .و ـ خوردن حَوك۵۳۳۴.صحيح البخاري عن النعمان بن بشير :امام صادق عليه السلام :حوك (بادروج) ، سبزى پيامبران است... و امان انسان از جذام است . چون در درون انسان جاى گيرد ، همه بيمارى ها را فرو مى نشانَد .ز ـ خوردن هزارْاسپند۵۳۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به مدّت چهل روز ، هر صبح ، يك مثقال هزارْ اسپند حل كرده در آب بخورد ، نور حكمت در دلش روشن مى شود و از ۷۲ بيمارى كه كمترين آنها جذام است ، ايمنى مى يابد . (2)
.
1) .علاّمه مجلسى مى نويسد: مقصود از «بيرون كشيدن رگ ها» ، بيرون كشيدن رگ از ميان گوشت است، چنان كه يهوديان ، اكنون نيز اين كار را انجام مى دهند. در برخى از روايت هاى ما هم نهى از خوردن رگ گوشت ، آمده است.
2) .سند اين روايت ، ضعيف و مضمون آن ، به دليل مرتبط كردن نور حكمت با خوردن اسپند ، غير قابل قبول به نظر مى رسد ؛ امّا نقش آن در پيشگيرى از بيمارى ها ، نياز به آزمايش دارد و آوردن اين گونه روايات در اين دانش نامه ، بدين منظور است .
۵۳۳۲.كتاب العيال ( ـ به نقل از حسن {-۱-} ـ ) الإمام الصادق عليه السلامـ وسُئِلَ عَنِ الحَرمَلِ وَاللُّبانِ: أمَّا الحَرمَلُ ؛ فَإِنَّهُ فَما تَغَلغَلَ لَهُ عِرقٌ فِي الأَرضِ ولاَ ارتَفَعَ لَهُ فَرعٌ فِي السَّماءِ إلاّ وَكَّلَ اللّهُ عز و جل بِهِ مَلَكا ، حَتّى يَصيرَ حُطاما ، أو يَصيرَ إلى ما صارَ إلَيهِ ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ لَيَـتَنَكَّبُ سَبعينَ دارا دونَ الدّارِ الَّتي فيهَا الحَرمَلُ ؛ وهُوَ شِفاءٌ مِن سَبعينَ داءً أهوَنُهُ الجُذامُ ، فَلا يَفوتَنَّكُم . (1)ح ـ دَورُ الزُّكامِ فِي الوِقايَةِ مِنَ الجُذامِ۵۳۳۴.صحيح البخارى ( ـ به نقل از نعمان بن بشير ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَكرَهوا أربَعَةً : . . . وَالزُّكامَ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ عُروقَ الجُذامِ . (2)۵۳۳۵.شرح نهج البلاغة :عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن إنسانٍ إلاّ وفي رَأسِهِ عِرقٌ مِنَ الجُذامِ ، فَيَبعَثُ اللّهُ عَلَيهِ الزُّكامَ فَيُذيبُهُ ، وإذا وَجَدَ أحَدُكُم فَليَدَعهُ ولا يُداويهِ ، حَتّى يَكونَ اللّهُ يُداويهِ . (3)۵۳۳۵.شرح نهج البلاغة :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَتَداوى مِنَ الزُّكامِ ، ويَقولُ : ما مِن أحَدٍ إلاّ وبِهِ عِرقٌ مِنَ الجُذامِ ، فَإِذا أصابَهُ الزُّكامُ قَمَعَهُ . (4).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۰۴ ، ح ۱۳۷۷ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۸ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۳۴ ، ح ۴.
2) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۱.
3) .الدعوات ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۹۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۴ ، ح ۷؛ المستدرك على الصحيحين ، ج ۴ ، ص ۴۵۶ ، ح ۸۲۶۲ عن عائشة ، الفردوس ، ج ۴ ، ص ۳۹ ، ح ۶۱۲۳ عن جابر بن عبد اللّه وكلاهما نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۵۴ ، ح ۲۸۳۳۴.
4) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۳۸۲ ، ح ۵۷۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۵ ، ح ۸ .
۵۳۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ پرسشى درباره هزارْ اسپند و كُنْدُر: امّا هزارْ اسپند ، هيچ ريشه اى از آن در زمين فرو نمى رود و هيچ شاخه اى از آن به آسمان بلند نمى شود ، مگر اين كه خداوند عز و جل ، فرشته اى را بر آن گمارد تا آن هنگام كه خشك شود يا به سرنوشتى ديگر درآيد . شيطان نيز از خانه اى كه در آن هزارْ اسپند است ، هفتاد خانه دور مى شود ، و آن ، شفاى هفتاد بيمارى است كه كمترين آنها جذام است . پس مبادا كه آن را از دست بدهيد .ح ـ تأثير زكام در پيشگيرى از جذام۵۳۳۸.السنن الكبرى عن عبداللّه بن عامر بن ربيعة :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز را ناخوشايند مداريد : . . . و زكام را ؛ چرا كه رگ هاى جذام را به كلّى از ميان مى بَرَد .۵۳۳۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هيچ انسانى نيست ، مگر اين كه در سرِ او رگى از جذام هست . پس خداوند ، زكام را به نابودى آن بر مى انگيزد و زكام آن را مى سوزانَد . هر گاه كسى از شما زكام يافت ، آن را واگذارد و درمان نكند ، تا آن كه خداوند خود ، آن را درمان سازد .۵۳۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، زكام را درمان نمى كرد و مى فرمود : «هيچ كس نيست كه رگى از جذام در او نباشد ؛ امّا چون زكام به شخص رسد ، اين رگ را مى زدايد» .
.
ط ـ أخذُ الشّارِبِ وَالأَظفارِ۵۳۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أخذُ الشّارِبِ وَالأَظفارِ مِنَ الجُمُعَةِ إلَى الجُمُعَةِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۵۵۴ (تقليم الأظفار يوم الجمعة). ج۱ ، ص ۴۷۸ (صحّة الجلد / الخضاب) . ج۱ ، ص ۴۸۰ (صحّة الجلد / افتتاح الطعام بالملح) . ج۱ ، ص ۴۸۲ (صحّة الجلد / الغبيراء). ج۱ ، ص ۴۸۴ (صحّة الجلد / السنا) . ج۱ ، ص ۴۸۴ (دَورُ المَشموماتِ في الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّة)ِ ج۱ ، ص ۴۸۶ (دَورُ الحِجامَةِ في الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ ومُعالَجَتِها) . ج۱ ، ص ۴۹۰ (دَورُ بَعضِ الأَذكارِ في صِحَّةِ الجِلدِ) . ج۱ ، ص ۴۹۸ (الوِقايَة مِنَ الجذام).
۹ / ۵أسبابُ الاِبتِلاءِ بِالبَرَصِأ ـ اِستِعمالُ ماءٍ سَخَّنَتهُ الشَّمسُ۵۳۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الماءُ الَّذي تُسَخِّنُهُ الشَّمسُ لا تَوَضَّؤوا بِهِ ، ولا تَغتَسِلوا بِهِ ، ولا تَعجِنوا بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ البَرَصَ . (2)۵۳۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى عائِشَةَ وقَد وَضَعَت قُمقُمَتَها فِي الشَّمسِ ، فَقالَ : يا حُمَيراءُ ، ما هذا؟
قالَت : أغسِلُ رَأسي وجَسَدي .
فَقالَ : لا تَعودي ؛ فَإِنَّهُ يُورِثُ البَرَصَ . (3).
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۴۱۸ ، ح ۷ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۲۳۶ ، ح ۶۲۲ كلاهما عن حفص بن البختري ، كتاب من لا يحضره الفقيه ،ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۰۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۲ ، ح ۱۲.
2) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۵ ، ح ۵ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عليه السلام ، علل الشرائع ، ص ۲۸۱ ، ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۸۰ ، ص ۳۳۵ ، ح ۷.
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۶۶ ، ح ۱۱۱۳ ، الاستبصار ، ج ۱ ، ص ۳۰ ، ح ۷۹ ، علل الشرائع ، ص ۲۸۱ ، ح ۱ كلّها عن إبراهيم بن عبد الحميد؛ السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۱۱ ، ح ۱۴ عن عائشة نحوه.
ط ـ كوتاه كردن سبيل و ناخن ها۵۳۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :گرفتن سبيل و ناخن ها از جمعه تا جمعه ، مايه ايمنى از جذام است .ر. ك : ج۱ ، ص۵۵۵ (كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه) . ج۱ ، ص۴۷۹ (بهداشت پوست / خضاب كردن) ج۱ ، ص ۴۸۱ (بهداشت پوست / آغاز كردن غذا با نمك) . ج۱ ، ص ۴۸۳ (بهداشت پوست / سنجد) ج۱ ، ص ۴۸۵ (بهداشت پوست / گياه سنا) . ج۱ ، ص ۴۸۵ (تأثير بوييدنى ها در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى) . ج۱ ، ص ۴۸۷ (اثر حجامت در پيشگيرى و درمان بيمارى هاى پوستى) . ج۱ ، ص ۴۹۱ (تأثير برخى از ذكرها در بهداشت پوست) . ج۱ ، ص ۴۹۹ (پيشگيرى از جذام) .
۹ / ۵عوامل ابتلا به پيسىالف ـ استفاده از آبى كه با آفتاب، گرم شده است۵۳۴۵.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :با آبى كه به آفتاب گرم شده است ، نه وضو سازيد ، نه غسل كنيد و نه خمير بسازيد ؛ چرا كه پيسى مى آورد .۵۳۴۶.المعجم الكبير عن أبي سعيد :امام كاظم عليه السلام :پيامبر خدا ، در حالى كه عايشه ، قمقمه آب خود را در آفتاب گذاشته بود ، بر او وارد شد . فرمود : «اى حُميرا! اين چيست؟» .
گفت : سر و تنم را با آن مى شويم .
فرمود : «ديگر اين كار را نكن ؛ چرا كه پيسى مى آورَد» .
.
ب ـ تَدليكُ الجَسَدِ بِالخَزَفِ في الحَمّامِ۵۳۴۸.سنن النسائي عن عبد اللّه بن شدّاد عن أبيه :الإمام الصادق عليه السلام :لا تَتَّكِ فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يُذيبُ شَحمَ الكُليَتَينِ ، ولا تُسَرِّح فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يُرِقُّ الشَّعرَ . . . ولاتَتَدَلَّك بِالخَزَفِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ البَرَصَ ، ولا تَمسَح وَجهَكَ بِالإِزارِ ؛ فَإِنَّهُ يَذهَبُ بِماءِ الوَجهِ . (1)۵۳۴۶.المعجم الكبير ( ـ به نقل از ابو سعيد ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :مَن أخَذَ مِنَ الحَمّامِ خَزَفَةً ، فَحَكَّ بِها جَسَدَهُ ، فَأَصابَهُ البَرَصُ ، فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (2)ج ـ الأَكلُ عَلَى الشِّبَعِ۵۳۴۸.سنن النسائى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن شدّاد ، از پدرش ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الأَكلُ عَلَى الشِّبَعِ يورِثُ البَرَصَ . (3)د ـ خَمسُ خِصالٍ۵۳۵۰.المستدرك على الصحيحين عن يعلى العامري :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَمسُ خِصالٍ تورِثُ البَرَصَ : النّورَةُ يَومَ الجُمُعَةِ ويَومَ الأَربَعاءِ ، وَالتَوَضُّؤُ وَالاِغتِسالُ بِالماءِ الَّذي تُسَخِّنُهُ الشَّمسُ ، وَالأَكلُ عَلَى الجَنابَةِ ، وغِشيانُ المَرأَةِ في أيّامِ حَيضِها ، وَالأَكلُ عَلَى الشِّبَعِ . (4)راجع : ج۱ ، ص ۵۷۲ (ما يورث النقرس). ج۱ ، ص۶۰۲ (أضرار وط ء الحائض).
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۱ ، ح ۲۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۴۳ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۴ ، ح ۳۳۳ وفيه من «ولا تتدلّك ...» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۱ ، ح ۲۲.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۳ ، ح ۳۸ عن محمّد بن عليّ بن جعفر ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۵۲ ، ح ۱۱۰ عن الإمام الكاظم عليه السلام وفيه «التدلّك بالخزف يبلي الجسد» فقط .
3) .الأمالي للصدوق ، ص ۶۳۶ ، ح ۸۵۴ عن عبد الحميد بن عوّاض الطائي عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۶۹ ، ح ۷ ، تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۹۳ ، ح ۳۹۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۳۲ ، ح ۱۷۱۰ كلّها عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۳۳۱ ، ح ۸ .
4) .الخصال ، ص ۲۷۰ ، ح ۹ عن ابن عبّاس ، روضة الواعظين ، ص ۳۳۸ ، بحار الأنوار ، ج ۵۹ ، ص ۳۴ ، ح ۱۱.
ب ـ ماليدن سفال بر بدن در حمّام۵۳۵۱.المناقب لابن شهر آشوب عن عبد اللّه بن شيبة عن أبيامام صادق عليه السلام :در حمّام ، تكيه نزن ؛ چرا كه چربى كليه ها را ذوب مى كند . در حمّام ، شانه مزن ؛ چرا كه مو را باريك مى كند . سفال(سنگ پا) را به تن ممال ؛ چرا كه پيسى مى آورد . لُنگ را نيز بر صورت خود مكش ؛ چرا كه آبِ روى را مى بَرَد .۵۳۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس از حمّام ، سفالى برگيرد و تن خود را با آن بسابد و از آن پس به جذام مبتلا شود ، مبادا جز خويش را سرزنش كند . (1)ج ـ خوردن از روى سيرى۵۳۵۴.سنن ابن ماجة عن سعيد بن أبي راشد :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خوردن از روى سيرى ، پيسى مى آورد .د ـ پنج عامل۵۳۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پنج چيز است كه پيسى مى آورَد : نوره كشيدن در روز جمعه و چهارشنبه ؛ وضو گرفتن و غسل كردن با آبى كه به آفتاب گرم شده است ؛ خوردن در حال جنابت ؛ آميزش با زن در هنگام حائض بودنش ؛ و خوردن در حال سيرى .ر. ك : ج۱ ، ص۵۷۳ (آنچه نِقرِس مى آورد). ج۱ ، ص۶۰۳ (زيان هاى آميزش با زن حائض) .
.
1) .در كتاب من لا يحضره الفقيه با اين تفاوت آمده است: «ماليدن سفال بر پوست، بدن را فرسوده مى كند» .
۹ / ۶الوِقايَةُ مِنَ البَرَصِأ ـ اِستِعمالُ الخَطمِيِّ۵۳۵۷.فضائل الصحابة لابن حنبل عن أبي هريرة :الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ في كُلِّ جُمُعَةٍ ؛ أمانٌ مِنَ البَرَصِ ، وَالجُنونِ . (1)ب ـ أكلُ الباذَنجانِ۵۳۵۵.صحيح ابن حبّان ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكُم بِالباذَنجانِ البورانِيِّ ؛ فَهُوَ شِفاءٌ يُؤمِنُ مِنَ البَرَصِ ، وكَذَا المَقلِيُّ بِالزَّيتِ . (2)ج ـ ظُهورُ الدَّماميلِ۵۳۵۷.فضائل الصحابة ، ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو هريره ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَكرَهوا أربَعَةً : . . . وَالدَّماميلَ ؛ فَإِنَّها (3)تَقطَعُ عُروقَ البَرَصِ . (4)راجع : ج۱ ، ص ۲۵۲ (ما يورث الحفظ / الكرفس) . ج۱ ، ص ۴۷۸ (صحّة الجلد / الخضاب) . ج۱ ، ص ۴۸۰ (صحّة الجلد / افتتاح الطعام بالملح) . ج۱ ، ص ۴۸۴ (صحّة الجلد / السنا) . ج۱ ، ص ۴۸۴ (دَورُ المَشموماتِ في الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ) . ج۱ ، ص ۴۸۶ (دَورُ الحِجامَةِ في الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ ومُعالَجَتِها). ج۱ ، ص ۴۸۸ (دَورُ الزُّكام وَالعِطاسِ في الوِقايَةِ مِنَ الأَمراضِ الجِلدِيَّةِ). ج۱ ، ص ۴۹۰ (دَورُ بَعضِ الأَذكارِ في صِحَّةِ الجِلدِ) . ج۱ ، ص ۵۵۴ ، ح ۹۵۲ و ۹۵۳ .
.
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۴۱۸ ، ح ۱۰ و ج ۶ ، ص ۵۰۴ ، ح ۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۲۳۶ ، ح ۶۲۴ كلّها عن ابن بكير ، كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۴ ، ح ۲۹۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۲ ، ح ۳۶۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۷ ، ح ۸ .
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۸ ، ح ۱۳۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۲۳ ، ح ۷.
3) .في المصدر : «فإنّه» ، والتصويب من بحار الأنوار.
4) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۰۱.
۹ / ۶پيشگيرى از پيسىالف ـ استفاده از خَطْمى۵۳۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شستن سر با خَطْمى در هر جمعه ، مايه ايمنى از پيسى و ديوانگى است .ب ـ خوردن بادنجان۵۳۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بر شما باد بادنجان (/ بادمجان) بورانى ؛ زيرا شفايى است كه از پيسى ايمنى مى دهد . بادنجانى هم كه به روغن زيتون سرخ شود ، چنين است .ج ـ بيرون زدن كورَك۵۳۶۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :چهار چيز را ناخوشايند مداريد : . . . و كورَك را ؛ چرا كه ريشه هاى پيسى را قطع مى كند .ر. ك : ج۱ ، ص۲۵۳ (آنچه حافظه را تقويت مى كند / كرفس) ج۱ ، ص۴۷۹ (بهداشت پوست / خضاب كردن) . ج۱ ، ص۴۸۱ (بهداشت پوست / آغاز كردن غذا با نمك) . ج۱ ، ص۴۸۵ (بهداشت پوست / گياه سنا) . ج۱ ، ص۴۸۵ (تأثير بوييدنى ها در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى) . ج۱ ، ص۴۸۷ (اثر حجامت در پيشگيرى و درمان بيمارى هاى پوستى) . ج۱ ، ص۴۸۹ (تأثير زكام و عطسه در پيشگيرى از بيمارى هاى پوستى) . ج۱ ، ص۴۹۱ (تأثير برخى از ذكرها در بهداشت پوست) . ج۱ ، ص۵۵۵ (كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه / ح ۹۵۲ و ۹۵۳) .
.
۹ / ۷ما يَنفَعُ لِعِلاجِ البَرَصِأ ـ أكلُ لَحمِ البَقَرِ بِالسِّلقِ۵۳۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :إنَّ بَني إسرائيلَ شَكَوا إلى موسى عليه السلام ما يَلقَونَ مِنَ البَياضِ ، فَشَكا ذلِكَ إلَى اللّهِ عز و جل فَأَوحَى اللّهُ عز و جل إلَيهِ : مُرهُم يَأكُلوا لَحمَ البَقَرِ بِالسِّلقِ . (1)۵۳۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَرَقُ السِّلقِ بِلَحمِ البَقَرِ يَذهَبُ بِالبَياضِ . (2)ب ـ مَرَقُ لَحمِ البَقَرِ۵۳۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :مَرَقُ لَحمِ البَقَرِ يَذهَبُ بِالبَياضِ . (3)۵۳۶۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :مَن أكَلَ مَرَقا بِلَحمِ بَقَرٍ أذهَبَ اللّهُ تَعالى عَنهُ البَرَصَ وَالجُذامَ . (4)ج ـ السَّويقُ۵۳۷۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :السَّويقُ الجافُّ يَذهَبُ بِالبَياضِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۰ ، ح ۱ وص ۳۶۹ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲۱۰۷ كلّها عن محمّد ابن قيس ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۷ ، ح ۱۱۲۶ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام وفيه «البرص» بدل «البياض» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۴ ، ح ۶۹.
2) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲۱۰۸ عن أبي الصباح الكناني ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۶ ، ح ۵ .
3) .الكافي ، ج ۶، ص ۳۱۱، ح ۲ عن أبي الصباح الكناني ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۷ ، ح ۱۱۲۵ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۴ ، ح ۶۹.
4) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۱۲ ، ح ۵ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۶ عن إسحاق بن عمّار ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۸ ، ح ۱۹۴۳ عن أبي الصباح الكناني ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۷۹ ، ح ۱۷.
۹ / ۷آنچه براى درمان پيسى سودمند استالف ـ خوردن گوشت گاو همراه با چغندر۵۳۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :بنى اسرائيل ، از لكّه هاى سفيدى كه [بر پوست] مى ديدند ، نزد موسى عليه السلام اظهار ناراحتى كردند . پس خداوند به موسى عليه السلام چنين وحى فرستاد : «به آنان بگو كه گوشت گاو ، همراه با چغندر بخورند» .۵۳۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :آب گوشت چغندر با گوشت گاو ، سفيدى (1)را از ميان مى برد .ب ـ آب گوشت گاو۵۳۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :آب گوشتِ گاو ، پيسى را از ميان مى بَرَد .۵۳۷۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :هر كس آب گوشت گاو بخورد ، خداوند ، پيسى و جُذام را از او دور مى كند .ج ـ سويق۵۳۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سويق (2)خشك ، سفيدى را از ميان مى بَرَد .
.
۵۳۷۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :السَّويقُ ومَرَقُ لَحمِ البَقَرِ يَذهَبانِ بِالوَضَحِ . (1)۵۳۷۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مَرَقُ لَحمِ البَقَرِ مَعَ السَّويقِ الجافِّ يَذهَبُ بِالبَرَصِ . (2)راجع : ج۲ ، ص ۴۹۴ ، ح ۲۰۳۵ و ۲۰۳۶ .
۹ / ۸ما يَنفَعُ لِعِلاجِ البَهَقِ۵۳۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن أحمد بن الحسن الجلاّب عن بعض أصحابنا :شَكا رَجُلٌ إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام البَهَقَ ، فَأَمَرَهُ أن يَطبَخَ الماشَ ويَتَحَسّاهُ ويَجعَلَهُ في طَعامِهِ . ۳۵۳۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عَنِ الإمامِ الرِّضا عليه السلامـ وسَأَلَهُ بَعضُ أصحابِهِ عَنِ البَهَقِ: خُذِ الماشَ الرَّطبَ في أيّامِهِ ، ودُقَّهُ مَعَ وَرَقِهِ ، وَاعصِرِ الماءَ ، وَاشرَبهُ عَلَى الرِّيقِ ، وَاطلِهِ عَلَى البَهَقِ .
قالَ : فَفَعَلتُ ، فَعوفيتُ . (3)۵۳۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن عبداللّه بن سنان :شَكا رَجُلٌ إلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام الوَضَحَ والبَهَقَ ، فَقالَ: اُدخُلِ الحَمّامَ وَاخلُطِ الحِنّاءَ بِالنّورَةِ وأطلِ بِهِما ؛ فَإِنَّكَ لا تُعاني بَعدَ ذلِكَ شَيئاً.
قالَ الرَّجُلُ : فَوَاللّهِ مافَعَلتُهُ إلاّ مَرَّةً واحِدَةً ، فَعافانِيَ اللّهُ مِنهُ ، وما عادَ بَعدَ ذلِكَ. (4).
۵۳۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :سويق و آبْ گوشتى كه با گوشتِ گاو فراهم آمده باشد ، پيسى را از ميان مى بَرَد .۵۳۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :آبْ گوشت فراهم آمده با گوشت گاو همراه با سويق ، پيسى را از ميان مى بَرَد .همچنين ، ر. ك به : ج۲ ، ص۴۹۵ ح ۲۰۳۵ و ۲۰۳۶ .
۹ / ۸آنچه براى درمان بَهَك ، سودمند است۵۳۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از احمد بن حسن بن جلاّب ، از يكى از ياران امام كاظم عليه السلام: مردى نزد امام كاظم عليه السلام از بَهَك ۱ اظهار ناراحتى كرد . امام عليه السلام ، به او فرمود كه ماش بپزد و از آن شوربايى بسازد و در خوراك خود ، قرار دهد .۵۳۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از امام رضا عليه السلام در پاسخ و پرسش با يكى از يارانش در مورد بَهَك: «ماش تازه را در هنگام خاصّ خودش فراهم كن و آن را با برگش بكوب و آب آن را بگير و ناشتا بخور و بر روى محلّ بَهَك نيز بمال» .
آن مرد مى گويد : اين كار را انجام دادم و بهبود يافتم .۵۳۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از عبد اللّه بن سنان: مردى نزد امام صادق عليه السلام از لك و پيسى اظهار ناخرسندى كرد . فرمود : «به حمّام برو و حنا را به نوره درآميز و بر محل بمال ؛ چه ، پس از اين كار ، هيچ ناراحتى اى نخواهى داشت» .
آن مرد مى گويد : به خداوند سوگند ، تنها يك بار اين كار را انجام دادم و خداوند ، مرا بهبود بخشيد و آن بيمارى [ديگر] باز نگشت .
.
۹ / ۹ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الجَرَبِ۵۳۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :شَكا بَعضُهُم إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام كَثرَةَ ما يُصيبُهُ مِنَ الجَرَبِ ، فَقالَ : إنَّ الجَرَبَ مِن بُخارِ الكَبِدِ ؛ فَاذهَب وَافتَصِد مِن قَدَمِكَ اليُمنى ، وَالزَم أخذَ دِرهَمَينِ مِن دُهنِ اللَّوزِ الحُلوِ عَلى ماءِ الكَشكِ ، وَاتَّقِ الحيتانَ وَالخَلَّ .
فَفَعَلَ فَبَرِئَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (1)۹ / ۱۰ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الشِّقا قِ۵۳۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عمر بن اُذينة :شَكا رَجُلٌ إلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام شِقاقاً في يَدَيهِ ورِجلَيهِ ، فَقالَ لَهُ : خُذ قُطنَةً فَاجعَل فيها بانا وضَعَها في سُرَّتِكَ .
فَقالَ إسحاقُ بنُ عَمّارٍ : جُعِلتُ فِداكَ ! يَجعَلُ البانَ في قُطنَةٍ ويَجعَلُها في سُرَّتِهِ؟
فَقالَ : أمّا أنتَ يا إسحاقُ ، فَصُبَّ البانَ في سُرَّتِكَ ؛ فَإِنَّها كَبيرَةٌ .
قالَ ابنُ اُذَينَةَ : لَقيتُ الرَّجُلَ بَعدَ ذلِكَ ، فَأَخبَرَني أنَّهُ فَعَلَهُ مَرَّةً واحِدَةً فَذَهَبَ عَنهُ. (2)۹ / ۱۱ما يَنفَعُ لِعِلاجِ نَمَشِ الوَجهِ۵۳۸۶.صحيح البخاري عن عبد اللّه :الإمام الصادق عليه السلام :مَن ذَرَّ عَلى أوَّلِ لُقمَةٍ مِن طَعامِهِ المِلحَ ذَهَبَ عَنهُ بِنَمَشِ الوَجهِ. (3).
۹ / ۹آنچه براى درمانِ گَرى سودمند است۵۳۸۶.صحيح البخارى ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ ) مكارم الأخلاق :كسى نزد امام كاظم عليه السلام ، از فراوانى گَرى اى كه بدان مبتلا بود ، اظهار ناراحتى كرد . فرمود : «گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده كردن از دو درهم روغن بادام شيرين ، همراه با آب كشك جو ، ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه نيز حذر كن» .
آن مرد ، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود يافت .۹ / ۱۰آنچه براى درمان تَرَك پوست ، سودمند است۵۳۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عمر بن اُذَينَه: مردى از تَرَك پوست دست و پاى خود ، نزد امام صادق عليه السلام اظهار ناراحتى كرد . امام به او فرمود : «پنبه اى بردار و يك گياهِ بان (1)در ميان آن قرار ده و آن را در ناف خود كن» .
اسحاق بن عمّار گفت : فدايت شوم! گياهِ بان را در ميان پنبه اى بپيچد و آن را در ناف خود قرار دهد؟
فرمود : «امّا تو اى اسحاق! بان را در ناف خود بريز ، كه بزرگ است [و گنجايش دارد] » .
ابن اذينه مى گويد : پس از آن ماجرا ، آن مرد را ديدم و به من گفت كه آن كار را يك بار انجام داده و ناراحتى او از ميان رفته است .۹ / ۱۱آنچه براى درمان كَك و مَك صورت ، سودمند است۵۳۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لَمّا سُئلَ عَن حَقِّ الوالِدِ عَلى وَلدِهِ ـ ) امام صادق عليه السلام :هر كس بر نخستين لقمه غذاى خود ، نمك بپاشد ، كَك و مَكِ صورت او از ميان مى رود .
.
1) .معناى آن در ج۱ صفحه ۴۷۷ آمده است .
۹ / ۱۲ما يَنفَعُ لِعِلاجِ القَرحَةِ۵۳۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سنن ابن ماجة عن سَلمى اُمّ رافع :كانَ لا يُصيبُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قَرحَةٌ ولا شَوكَةٌ إلاّ وَضَعَ عَلَيهِ الحِنّاءَ . (1)۹ / ۱۳ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الحَزازَةِ۵۳۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ هنگامى كه از ايشان ، درباره حقّ پدر بر فرزند ، ) الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ أمانٌ مِنَ الصُّداعِ ، وبَراءَةٌ مِنَ الفَقرِ ، وطَهورٌ لِلرَّأسِ مِنَ الحَزازَةِ . (2)۹ / ۱۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ السَّهَكِ۵۳۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحِنّاءُ يَذهَبُ بِالسَّهَكِ ، ويَزيدُ في ماءِ الوَجهِ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويُحَسِّنُ الوَلَدَ . (3).
1) .سنن ابن ماجة ، ج ۲ ، ص ۱۱۵۸ ، ح ۳۵۰۲ ، سنن الترمذي ، ج ۴ ، ص ۳۹۲ ، ح ۲۰۵۴ نحوه وكلاهما عن سلمى اُمّ رافع مولاة رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، كنز العمّال ، ج ۷ ، ص ۱۳۲ ، ح ۱۸۳۵۳.
2) .ثواب الأعمال ، ص ۳۶ ، ح ۱ عن عمر بن يزيد ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۶ ، ح ۱.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۴ ، ح ۵ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۱۶۱ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۷۳ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۹ ، ح ۴ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۷ وص ۹۹ ، ح ۹.
۹ / ۱۲آنچه براى درمان زخم هاى چركين ، سودمند است۵۳۹۴.عوالى اللآلى :سنن ابن ماجةـ به نقل از سلمى امّ رافع: پيامبر صلى الله عليه و آله ، هيچ زخم چركين يا خار گوشتى اى بر بدنش عارض نمى شد ، مگر اين كه بر آن ، حنا مى نهاد .۹ / ۱۳آنچه براى درمان سبوسه (شوره سر) سودمند است۵۳۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شستن سر با خَطْمى ، مايه ايمنى از سردرد ، بركنار ماندن از فقر ، و پاكيزگى سر از سبوسه است .۹ / ۱۴آنچه براى درمان بدبويى عَرَق ، سودمند است۵۴۰۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :حنا ، بوى بد عَرَق را از ميان مى بَرَد ، بر طراوت صورت مى افزايد ، دهان را خوش بو مى كند و فرزند را نيكو مى سازد .
.
الفصل العاشر : الشّعر۱۰ / ۱الإِشارَةُ إلى ما فيه مِنَ الحِكمَةِأ - إفرازُ المَوادِّ الزّائِدَةِ۵۳۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بحار الأنوار عن محمّد بن سنان عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عليه السلامـ في بَيانِ النِّعَمِ الَّتي وَهَبَهَا اللّهُ تَعالى لِلإِنسانِ: تَأَ مَّل وَاعتَبِر بِحُسنِ التَّدبيرِ في خَلقِ الشَّعرِ وَالأَظفارِ ؛ فَإِنَّهُما لَمّا كانا مِمّا يَطولُ و يَكثُرُ حَتّى يُحتاجَ إلى تَخفيفِهِ أوَّلاً فَأَوَّلاً ، جُعِلا عَديمَيِ الحِسِّ ؛ لِئَلاّ يُؤلِمَ الإِنسانَ الأَخذُ مِنهُما ، ولَو كانَ قَصُّ الشَّعرِ وتَقليمُ الأَظفارِ مِمّا يوجَدُ لَهُ مَسٌّ مِن ذلِكَ لَكانَ الإِنسانُ مِن ذلِكَ بَينَ مَكروهَينِ : إمّا أن يَدَعَ كُلَّ واحِدٍ مِنهُما حَتّى يَطولَ فَيَثقُلَ عَلَيهِ ، وإمّا أن يُخَفِّفَهُ بِوَجَعٍ وألَمٍ يَتَأَلَّمُ مِنهُ .
قالَ المُفَضَّلُ : فَقُلتُ : فَلِمَ لَم يَجعَل ذلِكَ خِلقَةً لاتَزيدُ فَيَحتاجَ الإِنسانُ إلَى النُّقصانِ مِنهُ؟
فَقالَ عليه السلام : إنَّ للّهِِ ـ تَبارَكَ اسمُهُ ـ في ذلِكَ عَلَى العَبدِ نِعَماً لايَعرِفُها فَيَحمَدَ عَلَيها !
اِعلَم أنّ آلامَ البَدَنِ وأدواءَهُ تَخرُجُ بِخُروجِ الشَّعرِ في مَسامِّهِ ، وبِخُروجِ الأَظفارِ مِن أنامِلِها ؛ ولِذلِكَ اُمِرَ الإِنسانُ بِالنّورَةِ ، وحَلقِ الرَّأسِ ، وقَصِّ الأَظفارِ في كُلِّ اُسبوعٍ ؛ لِيُسرِ عَ الشَّعرُ والأَظفارُ فِي النَّباتِ ، فَتَخرُجَ الآلامُ وَالأَدواءُ بِخُروجِها ، وإذا طالا تَحَيَّرا وقَلَّ خُروجُهُما ، فَاحتَبَسَتِ الآلامُ وَالأَدواءُ فِي البَدَنِ ، فَأَحدَثَت عِلَلاً وأوجاعاً ، ومُنِعَ ـ مَعَ ذلِكَ ـ الشَّعرُ مِنَ المَواضِعِ الَّتي يَضُرُّ بِالإِنسانِ ويُحدِثُ عَلَيهِ الفَسادَ وَالضَّرَرَ ؛ لَو نَبَتَ الشَّعرُ فِي العَينِ ألَم يَكُن سَيُعمِي البَصَرَ؟ ولَو نَبَتَ فِي الفَمِ ألَم يَكُن سَيُغِصُّ عَلَى الإِنسانِ طَعامَهُ وشَرابَهُ؟ ولَو نَبَتَ في باطِنِ الكَفِّ ألَم يَكُن سَيُعَوِّقُهُ عَن صِحَّةِ اللَّمسِ وبَعضِ الأَعمالِ؟ فَلَو نَبَتَ في فَرجِ المَرأَةِ أو عَلى ذَكَرِ الرَّجُلِ ألَم يَكُن سَيُفسِدُ عَلَيهِما لَذَّةَ الجِماعِ؟ فَانظُر كَيفَ تَنَكَّبَ الشَّعرُ هذِهِ المَواضِعَ ؛ لِما في ذلِكَ مِنَ المَصلَحَةِ .
ثُمَّ لَيسَ هذا فِي الإِنسانِ فَقَط ، بَل تَجِدُهُ فِي البَهائِمِ وَالسِّباعِ وسائِرِ المُتَناسِلاتِ ؛ فَإِنَّكَ تَرى أجسامَهُنَّ مُجَلَّلَةً بِالشَّعرِ ، وتَرى هذِهِ المَواضِعَ خالِيَةً مِنهُ لِهذَا السَّبَبِ بِعَينِهِ ، فَتَأَمَّلِ الخِلقَةَ كَيفَ تَتَحَرَّزُ وُجوهَ الخَطَاَوَالمَضَرَّةِ ، وتَأتي بِالصَّوابِ وَالمَنفَعَةِ .
إنَّ المَنانِيَّةَ (1)وأشباهَهُم حينَ اجتَهَدوا في عَيبِ الخِلقَةِ وَالعَمدِ ، عابُوا الشَّعرَ النّابِتَ عَلَى الرَّكَبِ وَالإِبطَينِ ، ولَم يَعلَموا أنَّ ذلِكَ مِن رُطوبَةٍ تَنصَبُّ إلى هذِهِ المَواضِعِ فَتَنبُتُ فيهَا الشَّعرُ ، كَما يَنبُتُ العُشبُ في مُستَنقَعِ المِياهِ . أفَلا تَرى إلى هذِهِ المَواضِعِ أستَرَ وأهيَأَ لِقَبولِ تِلكَ الفَضلَةِ مِن غَيرِها .
ثُمَّ إنَّ هذِهِ تُعَدُّ مِمّا يَحمِلُ الإِنسانُ مِن مَؤونَةِ هذَا البَدَنِ وتَكاليفِهِ لِما لَهُ في ذلِكَ مِنَ المَصلَحَةِ ؛ فَإِنَّ اهتِمامَهُ بِتَنظيفِ بَدَنِهِ ، وأخذِ ما يَعلوهُ مِنَ الشَّعرِ مِمّا يَكسِرُ بِهِ شِرَّتَهُ ويَكُفُّ عادِيَتَهُ ويَشغَلُهُ عَن بَعضِ مايُخرِجُهُ إلَيهِ الفَراغُ مِنَ الأَشَرِ وَالبِطالَةِ . (2).
فصل دهم : مـو۱۰ / ۱اشاره به حكمت نهفته در موالف ـ دفع مواد زايد۵۴۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :بحار الأنوارـ به نقل از محمّد بن سنان ، از مفضّل بن عمر ، در گفتگو با امام صادق عليه السلام (در بيان نعمت هايى كه خداوند متعال به انسان بخشيده است): امام صادق عليه السلام فرمود: «در اين بنگر و تأمّل كن كه چه حُسنِ تدبيرى در آفرينش موها و ناخن هاست . از آن رو كه آنها از چيزهايى اند كه بلند مى شوند و زياد مى شوند ، به گونه اى كه نياز است پيوسته از آنها كاسته شود ، فاقد حس آفريده شده اند ، تا انسان از كوتاه كردن آنها احساس درد نكند ؛ در حالى كه اگر مو و ناخن از چيزهايى بودند كه حس داشتند ، انسان ، در كوتاه كردن و چيدن آنها ، ميان دو ناخوشايند ، مى مانْد : يا اين كه آنها را وا گذارَد تا بلند شوند و بر او سنگينى كنند ، و يا آن كه با تحمّل درد و رنجى كه او را مى آزارَد ، آنها را كوتاه كند» .
مفضّل مى گويد : گفتم : چرا اصولاً اينها به گونه اى آفريده نشده اند كه زياد و بلند نشوند تا انسان به كوتاه كردن آنها نيازمند گردد؟
فرمود : «خداوند را در اين باره ، بر بنده ، نعمت هايى است كه آنها را نمى شناسد تا او را بر آنها سپاس گويد . بدان كه دردها و بيمارى هاى بدن ، همراه با درآمدن موها از بستر خود و درآمدن ناخن ها از انگشتان ، از بدن بيرون مى روند . از همين رو ، انسان به نوره كشيدن ، سر تراشيدن و كوتاه كردن ناخن ها در هر هفته ، فرمان يافته است تا موها و ناخن ها رشد شتابان ترى يابند و با درآمدن آنها ، دردها و بيمارى ها از تن بيرون بروند . امّا هنگامى كه بلند شوند ، سرگردان مى مانند و درآمدنشان كاهش مى يابد و بدين سبب ، مايه هاى دردها و بيمارى ها در بدن حبس شوند و بيمارى ها و دردهايى را پديد آورند . افزون بر اين ، موها از درآمدن از جاهايى كه به انسان زيان مى رساند و تباهى و ضرر براى او پيش مى آورد ، باز داشته شده اند . اگر مو در چشم مى روييد ، آيا ديده را نابينا نمى كرد؟! اگر در دهان مى روييد ، آيا خوردنى ها و نوشيدنى ها را بر انسان ، ناگوار نمى ساخت؟! اگر در كف دست مى روييد ، آيا مانع لمس صحيح توسط انسان و مانع برخى از ديگر كارها نمى شد؟! و اگر در شرمگاه زن يا بر آلت مرد مى روييد ، آيا لذّت آميزش را بر آنها تباه نمى كرد؟! پس بنگر كه چگونه به واسطه مصلحتى كه بوده ، موى بر اين جاها نروييده است .
ديگر آن كه اين پديده ، ويژه انسان نيست ؛ بلكه آن را در چارپايان ، درندگان و ديگر جانوران پستاندار نيز مى يابى . مى بينى كه تن آنها به موها شُكوهى يافته و جاهاى ياد شده ، عيناً به همان علّت ، تهى از موست . در آفرينش ، تأمّل كن كه چگونه از همه نقطه هاى خطا و زيان ، دورى مى گزيند و درستى و سودمندى را مى آورد .
منانيه (مانويان) (1)و طوايف همانندشان ، آن گاه كه كوشيده اند عيبى در كار آفرينش بيابند ، بر موهاى عانه و زير بغل ، خُرده گرفته اند و ندانسته اند كه رويش اين موها از رطوبتى است كه بدين مواضع مى ريزد و در نتيجه ، آن سان كه در هر نقطه آبگيرْ علف مى رويد ، در اين جاها نيز مو مى رويد . مگر نمى بينى كه اين مواضع ، از ديگر جاها پوشيده تر و براى پذيرش اين زياده ، آماده تر است ؟
ديگر آن كه اين موى (موى عانه و زير بغل) از هزينه ها و تكاليف اين بدن است ، بدان واسطه كه در آنها مصلحتى است ؛ زيرا اهتمام انسان به تميز كردن بدن و گرفتن موهايى كه بر آن مى رويد ، از چيزهايى است كه غرور انسان را در هم مى شكند ، او را از ستم باز مى دارد ، و وى را از بخشى از سرمستى و بِطالتى كه از بيكارى حاصل مى آيد ، مى رَهاند .
.
1) .در نسخه اى «مانويه» آمده است.
. .
. .
ب ـ حِفظُ حَرارَةِ البَدنِ۵۴۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في عِلَّةِ جَعلِ الشَّعرِ عَلَى الرَّأسِ مِن فَوقِهِ: جُعِلَ الشَّعرُ مِن فَوقِهِ لِيوصِلَ بِوُصولِهِ الأَدهانَ إلَى الدِّماغِ ، ويُخرِجَ بِأَطرافِهِ البُخارَ مِنهُ ، ويَرُدَّ الحَرَّ وَالبَردَ الوارِدَينِ عَلَيهِ . (1)ج ـ السَّيطَرَةُ عَلَى الشَّهوَةِ الجِنسِيَّةِ۵۴۰۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ما كَثُرَ شَعرُ رَجُلٍ قَطُّ إلاّ قَلَّت شَهوَتُهُ . (2)۵۴۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :المعجم الكبير عن ابن عبّاس :شَكا رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله العُزوبَةَ فَقالَ : ألا أختَصي؟
فَقالَ : لا ، لَيسَ مِنّا مَن خَصى أوِ اختَصى ، ولكِن صُم ووَفِّر شَعرَ جَسَدِكَ . (3)راجع : ج۱ ، ص ۶۴۲ (ما يعين على الجماع / النورة). ج۱ ، ص ۶۴۴ ، ح۱۰۹۷ .
.
1) .الخصال ، ص ۵۱۲ ، ح ۳ ، علل الشرائع ، ص ۱۰۰ ، ح ۱ كلاهما عن الربيع صاحب المنصور ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۶ ، ح ۹ .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۲ ، ح ۴۶۴۹ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۵۰۴ ، ح ۱۷۴۴ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۳۰۹ ، ح ۱۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۷ ، ح ۵۲ .
3) .المعجم الكبير ، ج ۱۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۱۱۳۰۴ ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴۵۵۶۹.
ب ـ حفظ گرماى بدن۵۴۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در تبيين علّت روييدن مو بر روى سر: مو بر بالاى سر قرار داده شده است تا با بُن خود ، روغن ها را به مغز برساند و با سرِ خود (سرِ موها) ، بخار را از مغز خارج كند و گرما و سرمايى را كه بدان مى رسد ، دفع كند .ج ـ مهار كردن شهوت جنسى۵۴۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :موى هيچ مردى زياد نمى شود ، مگر آن كه شهوتش كاهش مى يابد .۵۴۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عباس: مردى نزد پيامبر خدا از بى زنى اظهار ناراحتى كرد و گفت : آيا خود را اخته كنم؟
فرمود : «نه ؛ كسى كه اخته باشد يا خود را اخته كند ، از ما نيست . روزه بدار و موى بدنت را وا گذار» .ر. ك : ج۱ ، ص۶۴۳ (آنچه انسان را بر آميزش يارى مى دهد / نوره كشيدن). ج۱ ، ص۶۴۵ ح ۱۰۹۷ .
.
د ـ الوِقايَةُ مِنَ الجُذامِ۵۴۱۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نَباتُ الشَّعرِ فِي الأَنفِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ . (1)۵۴۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :سَعَةُ الجُرُبّانِ ، ونَباتُ الشَّعرِ فِي الأَنفِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، ـ ثُمَّ قالَ : ـ أما سَمِعتَ قَولَ الشّاعِرِ :
ولاتَرى قَميصي إلاّ واسِعَ الجَيبِ وَاليَدِ . (2)۱۰ / ۲صِحَّةُ الشَّعرِ۱۰ / ۲ ـ ۱ضَرورَةُ الاِهتِمامِ بِالشَّعرِ۵۴۱۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في بَيانِ حُقوقِ الجارِ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الشَّعرُ الحَسَنُ مِن كِسوَةِ اللّهِ تَعالى ، فَأَكرِموهُ . (3)۵۴۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :تاريخ أصبهان عن ابن عمر :سَمِعتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَقولُ : مَن رَبّى مِنكُم شَعراً فَليُكرِمهُ .
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما كَرامَتُهُ؟
قالَ : يُدَهِّنُهُ ويُمَشِّطُهُ كُلَّ يَومٍ . (4).
1) .المعجم الأوسط ، ج ۱ ، ص ۲۰۹ ، ح ۶۷۲ ، مسند أبي يعلى ، ج ۴ ، ص ۲۴۷ ، ح ۴۳۵۱ كلاهما عن عائشة ، كنز العمّال، ج ۱۰، ص ۵۵ ، ح ۲۸۳۳۵ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۷۹ ، ح ۸ عن عليّ القمّي ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۰۵ عن إسحاق بن عمّار نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۱۲ ، ح ۸ .
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۹ ، ح ۳۲۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۴ ، ح ۴۶۰ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الجعفريّات ، ص ۱۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۲۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۳ ، ح ۱.
4) .تاريخ أصبهان ، ج ۱ ، ص ۲۶۲ ، ح ۴۳۰ ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۶۰ ، ح ۱۷۲۶۷ نقلاً عن ابن عساكر.
د ـ پيشگيرى از جُذام۵۴۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روييدن مو در بينى ، مايه ايمنى از جذام است .۵۴۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :«گشادى گريبان ۱ و روييدن مو در بينى مايه ايمنى از جذام است» .
سپس فرمود : «مگر نشنيده اى سخن شاعر را كه گفته است : پيراهن مرا تنها گشاده گريبان و گشاده آستين مى بينى ؟».۱۰ / ۲بهداشت مو۱۰ / ۲ ـ ۱ضرورت رسيدگى به موها۵۴۱۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :موى خوب ، از پوشش هاى خدايى است . آن را گرامى بداريد .۵۴۱۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به امام على عليه السلام ـ ) تاريخ أصبهانـ به نقل از عبد اللّه بن عمرـ: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود : «هر كدام از شما كه موى خود را بلند مى گذارد ، آن را گرامى بدارد» .
پرسيدند : اى پيامبر خدا! گرامى داشتن آن به چيست؟
فرمود : «آن را هر روز ، روغن بزند و شانه كند» .
.
۵۴۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ اتَّخَذَ شَعراً فَليُحسِن وِلايَتَهُ أو لِيَجُزَّهُ . (1)۵۴۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي العبّاس البقباق :سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكونُ لَهُ وَفرَةٌ ، أيَفرُقُها أو يَدَعُها؟
فَقالَ : يَفرُقُها . (2)۱۰ / ۲ ـ ۲غَسلُ الرَّأسِ بِالسِّدرِ۵۴۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :كانَ صلى الله عليه و آله إذا غَسَلَ رأسَهُ ولِحيَتَهُ غَسَلَهُما بِالسِّدرِ . (3)۵۴۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :غَسلُ الرَّأسِ بِالسِّدرِ يَجلِبُ الرِّزقَ جَلباً . (4)راجع : ج۱ ، ص ۲۶۲ ، ح ۳۹۸.
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۵ ، ح ۲ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۹ ، ح ۳۲۶ ، مشكاة الأنوار ، ص ۴۵۸ ، ح ۱۵۳۵ عن النوفلي عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۴ ، ح ۴۶۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۳ ، ح ۱؛ المعجم الأوسط ، ج ۴ ، ص ۱۸۷ ، ح ۳۹۳۳ عن أبي قتادة وفيه «فليحسن إليه أو ليحلقه».
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۵ ، ح ۱.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۸۰ ، ح ۱۲۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۶ ، ح ۲۱.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۴ ، ح ۶ عن منصور بن بزرج ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۹۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۳ ، ح ۳۶۸ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۷ ، ح ۸ .
۵۴۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس مو مى گذارد ، خوب بِدان برسد ، وگرنه ، آن را بچيند .۵۴۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوالعباس بقباق: از امام صادق عليه السلام در اين باره پرسيدم كه اگر مردى موى (1)فراوان داشته باشد ، آيا ميان موها فرق باز كند يا آنها را واگذارد ؟
فرمود : «فرق باز كند» .۱۰ / ۲ ـ ۲شستن سر با سِدر۵۴۲۵.شباب قريش :مكارم الأخلاق :پيامبر خدا ، چون سر و ريش خود را مى شُست ، آنها را با سِدر ، شستشو مى داد .۵۴۲۶.تفسير القمّي :امام كاظم عليه السلام :شستن سر با سدر ، روزى آور است .ر. ك : ج۱، ص۲۶۳ (آنچه براى سر درد، سودمند است / شستن سر با خطمى / ح۳۹۸).
.
1) .مقصود از «وفرة» كه در متن عربى آمده، مويى است كه بلند شود و بر سر ، جمع شود، يا مويى كه از گوش ها پايين تر آمده و يا تا نرمه گوش رسيده باشد .
۱۰ / ۲ ـ ۳الخِضابُ بِالحِنّاءِ وَالكَتَمِ۵۴۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي شيبة الأسدي :سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن خِضابِ الشَّعرِ ، فَقالَ : خَضَبَ الحُسَينُ وأبو جَعفَرٍ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما ـ بِالحِنّاءِ وَالكَتَمِ . (1)۵۴۲۹.الإمام زين العابدين عليه السلام :الكافي عن الحلبيّ :سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن خِضابِ الشَّعرِ ، فَقالَ : قَد خَضَبَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ، وَالحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ ، وأبو جَعفَرٍ عليهماالسلام بِالكَتَمِ . (2)۱۰ / ۲ ـ ۴تَمشيطُ الشَّعرِ۵۴۲۹.امام زين العابدين عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كَثرَةُ تَسريحِ الرَّأسِ تَذهَبُ بِالوَباءِ ، وتَجلِبُ الرِّزقَ ، وتَزيدُ فِي الجِماعِ . (3)۵۴۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كَثرَةُ التَّمَشُّطِ تُقَلِّلُ البَلغَمَ . (4)۵۴۳۱.عنه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن الإمام الصادق عليه السلام :تَسريحُ الرَّأسِ يَقطَعُ البَلغَمَ ، وتَسريحُ الحاجِبَينِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ ، وتَسريحُ العارِضَينِ يَشُدُّ الأَضراسَ .
وسُئِلَ عَن حَلقِ الرَّأسِ ، قالَ : حَسَنٌ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۱ ، ح ۹ ، بحار الأنوار ، ج ۴۶ ، ص ۲۹۸ ، ح ۳۲.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۱ ، ح ۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۶ ، ح ۵۴۴ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص۱۰۱، ح ۹.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۹ ، ح ۶ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۰ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۸ ، ح ۷.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۹ ، ح ۹ عن الإمام الكاظم عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۸ ، ح ۱۰.
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۸۰ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۹ عن داوود بن فرقد نحوه وزاد فيه «وتسريح اللحية يذهب بالوباء ، وتسريح الذؤابتين يذهب ببلابل الصدر» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۵ ، ح ۱۶.
۱۰ / ۲ ـ ۳خضاب كردن با حنا و وَسْمِه (كَتَم) (1)۵۴۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوشيبه اسدى: از امام صادق عليه السلام درباره خضاب كردن موها پرسيدم .
فرمود : «حسين و ابوجعفر (باقر) ـ كه درود خدا بر آنها باد ـ به حنا و وَسْمِه خضاب مى كردند» .۵۴۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از حلبى: از امام صادق عليه السلام درباره خضاب مو پرسيدم . فرمود : «پيامبر خدا ، حسين بن على و ابوجعفر ، به وَسْمِه ، خضاب مى كرده اند» .۱۰ / ۲ ـ ۴شانه كردن مو۵۴۳۴.إعلام الورى :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فراوان شانه زدن موها ، وَبا را از ميان مى بَرَد ، روزى مى آورد و بر قدرت انسان براى نزديكى مى افزايد .۵۴۳۴.إعلام الورى :امام صادق عليه السلام :شانه كردن فراوان ، از بَلغَم مى كاهد .۵۴۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق :امام صادق عليه السلام فرمود : «شانه كردن سر ، بلغم را از ميان مى بَرَد . شانه زدن ابروها ، مايه ايمنى از جذام است ، و شانه كردن رُخساره ، دندان ها را استحكام مى بخشد» .
از ايشان ، درباره تراشيدن سر پرسيدند .
فرمود : «خوب است» .
.
1) .وسمه يا كَتَم، گياهى است كه آن را با حنا مى آميزند و موها را بدان ، خضاب مى كنند و رنگش بر جاى مى مانَد. اگر ريشه آن را در آب بپزند، مركّب قلم از آن به دست مى آيد . همچنين ، ر. ك : ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷ .
۵۴۳۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الثَّوبُ النَّقِيُّ يَكبِتُ العَدُوَّ ، وَالدُّهنُ يَذهَبُ بِالبُؤسِ ، وَالمَشطُ لِلرَّأسِ يَذهَبُ بِالوَباءِ ،
قالَ : قلتُ : ومَا الوَباءُ؟
قالَ : الحُمّى ، وَالمَشطُ لِلِّحيَةِ يَشُدُّ الأَضراسَ . (1)۵۴۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :إيّاكَ والتَّمَشُّطَ فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ وَباءَ الشَّعرِ . (2)۱۰ / ۳تَقصيرُ الشَّعرِ۵۴۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :ثَلاثٌ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ : العَطَرُ ، وأخذُ الشَّعرِ ، وكَثرَةُ الطَّروقَةِ . (3)۵۴۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :قالَ لي : اِستَأصِل شَعرَكَ يَقِلَّ دَرَنُهُ ودَوابُّهُ ووَسَخُهُ ، وتَغلُظُ رَقَبَتُك ، ويَجلو بَصَرُكَ ـ وفي روايَة اُخرى : ـ ويَستَريحُ بَدَنُكَ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۸ ، ح ۱ عن سفيان بن السمط ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ ، ح ۳۱۹ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۲ ، ح ۴۵۱ نحوه وفيهما من «المشط للرأس ...» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۷ ، ح ۴.
2) .علل الشرائع ، ص ۲۹۲ ، ح ۱ ، الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام ، ص ۸۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۵ ، ح ۴۶۷ وفيه «لا تتسرّح في الحمّام؛ فإنّه يرقّ الشعر» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۱ ، ح ۵ .
3) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۳۲۰ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۰۳ ، ح ۱۶۱۱ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۳۸۲ ، ح ۴۳۴۱ كلّها عن معمر بن خلاّد ، الخصال ، ص ۹۲ ، ح ۳۴ عن عليّ بن الحكم يرفعه إلى الإمام الصادق عليه السلام ، تحف العقول ، ص ۴۴۲ وفيها «وإحفاء» بدل «وأخذ» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۱ ، ح ۷۶.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۴ ، ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۹ ، ح ۳۲۵ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۱ ، ح ۱ وليس فيه ذيله ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۵ ، ح ۷.
۵۴۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :«جامه پاكيزه ، دشمن را در هم مى شكند ، چرب كردنِ پوست ، سختى را از ميان مى بَرَد و شانه كردن سر ، وبا را دور مى كند» .
راوى گويد كه پرسيدم : وبا چيست؟
فرمود : «تب . شانه كردن ريش ، دندان ها را استحكام مى بخشد» . (1)۵۴۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :از شانه كردن در حمّام بپرهيز ؛ چرا كه وباى مو مى آورد . (2)۱۰ / ۳كوتاه كردن موها۵۴۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :از سنّت هاى پيامبران است : عطر زدن ، كوتاه كردن مو و فراوانىِ آميزش . (3)۵۴۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار: امام صادق عليه السلام به من فرمود : «موى خود را از تَه بزن تا آلودگى اش و جنبندگان و چِرك آن ، كم شود ، گردنت سِتَبْر گردد و ديده ات جلا يابد» و در روايت ديگرى است : «و تنت راحت شود» .
.
۵۴۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن ابن سنان :سألتُ الصادق عليه السلام عن إطالة الشعر ، فَقالَ : «كانَ أصحابُ رسول اللّه صلى الله عليه و آله مُقَصِّرين» ؛ يَعنِي الطَّمَّ . (1)۵۴۴۴.حلية الأولياء عن عمر بن الخطاب عن رسول اللّه صلىالإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ شَعرَ الرَّأسِ إذا طالَ ضَعُفَ البَصَرُ ، وذَهَبَ بِضَوءِ نورِهِ ، وطَمُّ الشَّعرِ يُجلِي البَصَرَ ، ويَزيدُ في ضَوءِ نورِهِ . (2)۱۰ / ۴حَلقُ الشَّعرِ۵۴۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِحلِقوا شَعرَ البَطنِ لِلذَّكَرِ وَالاُنثى . (3)۵۴۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :اِحلِقوا شَعرَ القَفا . (4)۵۴۴۴.حلية الأولياء ( ـ به نقل از عمر بن خطّاب ـ ) إسحاق بن عمّار عن أبي عبداللّه عليه السلام ، قال :قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! رُبَّما كَثُرَ الشَّعرُ في قَفايَ ، فَيُغِمُّني غَمّاً شَديداً . فَقالَ لي : يا إسحاقُ ، أما عَلِمتَ أنَّ حَلقَ القَفا يُذهِبُ بِالغَمِّ ؟ (5)۵۴۴۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تعالى « وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَـتٍ » : إنَّهُ مَا ابتَلاهُ اللّهُ بِهِ في نَومِهِ مِن ذَبحِ وَلَدِهِ إسماعيلَ أبِي العَرَبِ ، فَأَتَمَّها إبراهيمُ وعَزَمَ عَلَيها وسَلَّمَ لِأَمرِ اللّهِ ، فَلَمّا عَزَمَ ، [ قالَ] (6)اللّهُ تَعالى ثَواباً لَهُ لِما صَدَقَ وعَمِلَ بِما أمَرَهُ اللّهُ: «إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» ، ثُمَّ أنزَلَ عَلَيهِ الحَنيفِيَّةَ، وهِيَ الطَّهارَةُ، وهِيَ عَشَرَةُ أشياءَ : خَمسَةٌ مِنها فِي الرَّأسِ ، وخَمسَةٌ مِنها فِي البَدَنِ ؛ فَأَمَّا الَّتي فِي الرَّأسِ : فَأَخذُ الشّارِبِ ، وإعفاءُ اللِّحى ، وطَمُّ الشَّعرِ ، وَالسِّواكُ ، وَالخِلالُ .
وأمَّا الَّتي فِي البَدَنِ ؛ فَحَلقُ الشَّعرِ مِنَ البَدَنِ ، وَالخِتانُ ، وتَقليمُ الأَظفارِ ، وَالغُسلُ مِنَ الجَنابَةِ ، وَالطَّهورُ بِالماءِ .
فَهذِهِ الحَنيفِيَّةُ الطّاهِرَةُ (7)الَّتي جاءَ بِها إبراهيمُ ، فَلَم تُنسَخ ولا تُنسَخُ إلى يَومِ القِيامَةِ ، وهُوَ قَولُهُ : « وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَ هِيمَ حَنِيفًا » (8). (9).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۹ ، ح ۳۵۰ ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۵ ، ح ۶ عن ابن سنان ، مستطرفات السرائر ، ص ۲۹ ، ح ۱۵ وفيهما «مشعرين» بدل «مقصّرين» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۴.
2) .مستطرفات السرائر ، ص ۵۷ ، ح ۱۷ عن عليّ بن يقطين ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۵ ، ح ۱۰.
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۰ ، ح ۲۶۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۹ ، ح ۳۵۴ ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۰ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۴۷ ، ح ۱۷۹۱ كلاهما عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام وفيهما «أمر رسول اللّه صلى الله عليه و آله بحلق شعر البطن» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۴.
4) .الجعفريّات ، ص ۱۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۲۴.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۵ ، ح ۸ .
6) .. سقط ما بين المعقوفين من المصدر، وأثبتناه من بحار الأنوار ، وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۱۱۷ ، ح ۵ .
7) .. في المصدر : «الظّاهرة» ، والتصويب من بحار الأنوار .
8) .النساء : ۱۲۵ .
9) .مجمع البيان ، ج ۱ ، ص ۳۷۷ ، تفسير القمّي ، ج ۱ ، ص ۵۹ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۱۲ ، ص ۵۶ وج ۷۶ ، ص ۶۸ ، ح ۳ .
۵۴۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابن سنان: به امام صادق عليه السلام گفتم : درباره بلند كردن موها چه مى فرمايى؟
فرمود : «ياران محمّد صلى الله عليه و آله ، موهاى خود را مى زدند» ؛ يعنى كوتاه مى كردند .۵۴۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :موى سر ، چون بلند شود ، بينايى ضعيف مى گردد و نور ديده از ميان مى رود ؛ امّا كوتاه كردن موها ، ديده را روشن مى سازد و نور آن را افزون مى كند .۱۰ / ۴تراشيدن موها۵۴۵۰.المحجّة البيضاء :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زن و مرد! موهاى روى شكم را بتراشيد . (1)۵۴۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :موهاى پسِ گردن را بتراشيد .۵۴۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار ، از امام صادق عليه السلام: به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم! گاه موهاى پشت گردنم زياد مى شود و به سختى مرا اندوهگين مى كند . مرا فرمود : «اى اسحاق! آيا نمى دانى كه تراشيدن [موهاى] پشت گردن ، اندوه را از ميان مى برد؟» .۵۴۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَـتٍ» (2): آن گاه كه خداوند او را به رؤياى ذبح نياى عرب ، اسماعيل ، آزمود و وى اين آزمون را به درستى پشت سر نهاد و تسليم فرمان خدا شد و آهنگ انجام دادن خواسته او كرد ، و چون خداوند به پاداش صدق و راستى و عمل او برايش چنين مقرّر ساخت كه «من تو را براى مردم ، امام قرار مى دهم» آيين حنيفى را كه همان پاكى و طهارت است ، بر او فرو فرستاد . اين طهارت ، ده چيز است : پنج مورد از آن در سر ، و پنج مورد ديگر در تن . امّا آن پنج مورد كه در سر است ، عبارت اند از : گرفتن سبيل ، واگذاردن ريش ، كوتاه كردن موها ، مسواك زدن ، و خلال كردن . آن پنج مورد كه در تن است نيز عبارت اند از : تراشيدن موهاى بدن ، ختنه كردن ، كوتاه كردن ناخن ها ، غسل جنابت ، و طهارت گرفتن با آب . اين ، همان آيين حنيفِ پاكى است كه ابراهيم آورد و نه نسخ شده است و نه تا روز قيامت ، نسخ خواهد شد . اين معناى كلام خداوند است كه فرمود : «از آيين حنيف ابراهيم ، پيروى كن» .
.
۵۴۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو ذر ـ ) الإمام الكاظم عليه السلام :خَمسٌ مِنَ السُّنَنِ فِي الرَّأسِ ، وخَمسٌ فِي الجَسَدِ ؛ فَأَمَّا الَّتي فِي الرَّأسِ: فَالسِّواكُ ، وأخذُ الشّارِبِ، وفَرقُ الشَّعرِ، وَالمَضمَضَةُ، وَالاِستِنشاقُ .
وأمَّا الَّتي فِي الجَسَدِ : فَالخِتانُ ، وحَلقُ العانَةِ ، ونَتفُ الإِبطَينِ ، وتَقليمُ الأَظفارِ ، وَالاِستِنجاءُ . (1)۱۰ / ۵نَتفُ الشَّعرِ۵۴۵۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أحفُوا الشَّوارِبَ ، وأعفُوا اللِّحى ، وَانتِفُوا الشَّعرَ الَّذي فِي الآنافِ (2). (3).
1) .الخصال ، ص ۲۷۱ ، ح ۱۱ عن الحسن بن الجهم ، مسند زيد ، ص ۴۲۴ عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۶۷ ، ح ۱.
2) .أقول : الرواية غير قابلة للاعتماد ، والسنّة تقصير الشارب كما يدلّ عليها ما يأتي من الأحاديث .
3) .كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۰ ، ح ۱۷۲۱۹ نقلاً عن الكامل في ضعفاء الرجال والبيهقي في شعب الإيمان عن عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه.
۵۴۵۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :پنج چيز درباره سر و پنج چيز هم درباره تن از سنّت هاست : امّا آنچه درباره سر است ، مسواك زدن ، گرفتن سبيل ، از هم گشودن موها از ميانه سر ، آب در دهان چرخاندن ، و آب در بينى چرخاندن است .
آنچه نيز درباره تن است ، ختنه كردن ، تراشيدن موى زهار ، زدودن موهاى زير بغل ، كوتاه كردن ناخن ها و زدودن پليدى مخرج است .۱۰ / ۵كندن موها۵۴۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سبيل ها را از ته بتراشيد ، (1)ريش ها را واگذاريد ، و موهايى را كه در بينى است ، بكَنيد .
.
1) .اين حديث ، همان طور كه در منبع بدان اشاره شده ، ضعيف و غيرقابل اعتماد است . آنچه سنّت است ، چنان كه از روايات بعدى نيز استفاده مى شود ، كوتاه كردن سبيل است ، نه تراشيدن آن . نيز ، ر .ك : ح ۹۱۹ و ۹۲۰ .
۵۴۵۳.امام صادق عليه السلام :كتاب من لا يحضره الفقيه :كانَ الصادق عليه السلام يَطلي إبطَيهِ فِي الحمَّامِ ويَقولُ : نَتفُ الإِبطِ يُضَعِّفُ المِنكَبَينِ ، ويوهي ويُضَعِّفُ البَصَرَ . (1)۵۴۵۴.مسند ابن حنبل عن أبياُمامة :الكافي عن عبداللّه بن أبي يعفور :كُنّا بِالمَدينَةِ فَلاحاني زُرارَةُ في نَتفِ الإِبطِ وحَلقِهِ ، فَقُلتُ : حَلقُهُ أفضَلُ . وقالَ زُرارَةُ : نَتفُهُ أفضَلُ ، فَاستَأذَنـّا عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام ، فَأَذِنَ لَنا وهُوَ فِي الحَمّامِ يَطَّلي ، وقَدِ اطَّلى إبطَيهِ ، فَقُلتُ لِزُرارَةَ : يَكفيكَ .
قالَ : لا ، لَعَلَّهُ فَعَلَ هذا لِما لايَجوزُ لي أن أفعَلَهُ .
فَقالَ : فيما أنتُما؟
فَقُلتُ : إنَّ زُرارَةَ لاحاني في نَتفِ الإِبطِ وحَلقِهِ ، قُلتُ : حَلقُهُ أفضَلُ ، وقالَ زُرارَةَ : نَتفُهُ أفضَلُ .
فَقالَ : أصَبتَ السُّنَّةَ وأخطَأَها زُرارَةُ ؛ حَلقُهُ أفضَلُ مِن نَتفِهِ ، وطَليُهُ أفضَلُ مِن حَلقِهِ .
ثُمَّ قالَ لَنا : اِطَّلِيا .
فَقُلنا : فَعَلنا مُنذُ ثَلاثٍ .
فَقالَ : أعيدا ؛ فَإِنَّ الاِطِّلاءَ طَهورٌ . (2).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ۱، ص ۱۲۰، ح ۲۶۲ ، الكافي ، ج ۶، ص ۵۰۷ ، ح ۲ عن أبي كهمس نحوه وليس فيه «ويوهي ويضعف البصر» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۰ ، ح ۳۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۴.
2) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۳۲۷ ، ح ۶ وج ۶ ، ص ۵۰۸ ، ح ۵ ، تهذيب الأحكام ، ج ۵ ، ص ۶۲ ، ح ۱۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۲۹۲ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۱ ، ح ۵ .
۵۴۵۴.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از ابو اُمامه ـ ) كتاب من لا يحضره الفقيه :امام صادق عليه السلام ، موى زير بغل خود را در حمّام ، نوره مى كشيد و مى زدود و مى فرمود : «از ريشه كَندن موهاى زير بغل ، شانه ها را ضعيف مى كند و بينايى را سست و كم قدرت مى سازد» .۵۴۵۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن ابى يعفور: در مدينه بوديم كه ميان من و زراره ، بر سرِ تراشيدن يا كندن موهاى زير بغل ، بحث پيش آمد . من گفتم : تراشيدن آنها بهتر است . زراره گفت : كَندن آنها بهتر است . آن گاه از امام صادق عليه السلام اجازه ديدار خواستم . در حالى كه در حمّام ، موزدايى مى كرد و موهاى زير بغل خود را زدوده بود ، به ما اجازه ديدار داد . به زراره گفتم : تو را بس است؟
گفت : نه ؛ شايد او اين كار را به جهتى انجام داده است كه انجام دادنش براى من از آن جهت ، درست نيست . پس امام عليه السلام پرسيد : «درباره چه گفتگو مى كنيد؟» .
گفتم : زراره در مورد كَندن يا تراشيدن موهاى زير بغل ، با من مخالفت كرده است . من گفته ام كه تراشيدن و زدودن آنها ، بهتر است و زراره گفته است كه كَندن آنها بهتر است .
فرمود : «تو به سنّتْ راه يافته اى و زراره ، بدان ، نرسيده است . تراشيدن آنها از كَندنشان بهتر است و زدودن [به نوره و همانند آن] ، از تراشيدن نيز بهتر» .
سپس به ما فرمود : «موزدايى كنيد» .
گفتيم : سه روز پيش اين كار را انجام داده ايم .
فرمود : «دوباره انجام دهيد ؛ چرا كه موزدايى ، خود ، نوعى طهارت است» . .
۵۴۵۶.مشكاة الأنوار :الإمام الصادق عليه السلام :لا بَأسَ بِجَزِّ الشَّمَطِ ونَتفِهِ ، وجَزُّهُ أحَبُّ إلَيَّ مِن نَتفِهِ . (1)۱۰ / ۶أخذُ الشّارِبِ۵۴۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُطَوِّلَنَّ أحَدُكُم شارِبَهُ ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ يَتَّخِذُهُ مَخبَأً يَستَتِرُ بِهِ . (2)۵۴۵۶.مشكاة الأنوار:الكافي عن ابن فَضّال عمّن ذكره عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال :ذَكَرنَا الأَخذَ مِنَ الشّارِبِ ، فَقالَ : نُشرَةٌ ، وهُوَ مِنَ السُّنَّةِ . (3)راجع : ج۱ ، ص ۵۵۴ (تقليم الأظفار يوم الجمعة).
۱۰ / ۷قَصُّ شَعرِ الإِبطِ۵۴۶۰.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُطَوِّلَنَّ أحَدُكُم شَعرَ إبطِهِ ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ يَتَّخِذُهُ مَخبَأً لِيَستَتِرَ بِهِ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱ عن عبد اللّه بن سنان ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۳۱ ، ح ۳۴۰ ،مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۰ ، ح ۴۴۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۰۷ ، ح ۶.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۸ ، ح ۱۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۰۷ وفيه «مجنّاً» بدل «مخبأ» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۶ ، ح ۴۱۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۹ ، ح ۱ عن إسماعيل بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، الجعفريّات ، ص ۲۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وزاد فيهما «ولا عانته ولا شعر إبطيه... يتّخذها مخابئاً» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۲ ، ح ۱۴.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۷ ، ح ۸ ، تحف العقول ، ص ۱۰۰ عن الإمام عليّ عليه السلام ، مسائل عليّ بن جعفر ، ص ۱۳۹ ، ح ۱۵۴ عن عليّ بن جعفر عن الإمام الكاظم عليه السلام وكلاهما نحوه وليس فيهما «نشرة» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۲ ، ح ۱۴.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۷ ، ح ۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۰ ، ح ۳۶۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۴.
۵۴۶۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :قطع كردن و كَندن تار موهاى سفيد ، اشكال ندارد ؛ امّا قطع كردن آنها از كَندنشان بهتر است .۱۰ / ۶گرفتن سبيل۵۴۶۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا كه كسى از شما سبيل خود را (1)بلند كند ؛ زيرا شيطان ، آن را مخفيگاه مى گيرد و در آن ، پنهان مى شود .۵۴۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابن فضّال ، از راوى اى كه خود از وى نام برده است ـ: [نزد امام صادق عليه السلام ] از كوتاه كردن سبيل سخن به ميان آورديم .
فرمود : «اين عمل ، نوعى پيشگيرى از بيمارى و عمل به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله است» .ر. ك : ج۱ ، ص۵۵۵ (كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه).
۱۰ / ۷كوتاه كردن موهاى زير بغل۵۴۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا كسى از شما موهاى زير بغل خود را بلند بدارد ؛ چرا كه شيطان ، آن را مخفيگاه مى گيرد تا در آن پنهان شود .
.
1) .در علل الشرائع و الجعفريّات ، موهاى «شرمگاه» و «زير بغل» هم ذكر شده است.
۱۰ / ۸اِستِعمالُ النّورَةِ لاِءِزالَةِ الشَّعرِ۵۴۶۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :النّورَةُ طَهورٌ . (1)۵۴۶۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :النّورَةُ نُشرَةٌ وطَهورٌ لِلجَسَدِ . (2)۵۴۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَطلِي العانَةَ وما تَحتَ الأَليَتَينِ في كُلِّ جُمُعَةٍ . (3)۵۴۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اُحِبُّ لِلمُؤمِنِ أن يَطلِيَ في كُلِّ خَمسَةَ عَشَرَ يَوماً . (4)۵۴۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :التَّنَظُّفُ بِالموسى في كُلِّ سَبعٍ، وبِالنّورَةِ فيكُلِّ خَمسَةَ عَشَرَ يَوماً. (5)۵۴۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :السُّنَّةُ فِي النّورَةِ في كُلِّ خَمسَةَ عَشَرَ يَوماً ، فَإِن أتَت عَلَيكَ عِشرونَ يَوماً ولَيسَ عِندَكَ فَاستَقرِض عَلَى اللّهِ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۵ ، ح ۱ عن سليم الفرّاء ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۵۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ ، ح ۱۱۵۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۴۶ ، ح ۳۸۸ كلاهما عن هارون بن حكيم الأرقط خال الإمام الصادق عليه السلام عن الإمام الصادق عليه السلام وكلاهما نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۳ ، ح ۱۴.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ ، ح ۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۳۹ ، ح ۱ كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۱۱ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۵ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۷ ، ح ۱۴ عن حذيفة بن منصور.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ ، ح ۸ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۵۸ ، الخصال ، ص ۶۳۶ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام وزاد في آخره «من النورة» ، تحف العقول ، ص ۱۲۴ وزاد في آخره «مرّة بالنورة» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۵ .
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۸ ، ح ۳۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۳ ، ح ۱.
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ ، ح ۹ عن الحسين بن أحمد بن المنقري ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۵۹ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۱۵۷ ، الخصال ، ص ۵۰۳ ، ح ۷ وفيه «إحدى وعشرين» بدل «عشرون» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۸۹ ، ح ۳.
۱۰ / ۸به كار گرفتن نوره براى زدودن موهاى بدن۵۴۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :نوره ، يك پاك كننده است .۵۴۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :نوره ، يك تعويذ (نگه دارنده) و مايه پاكى بدن است .۵۴۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا در هر جمعه ، موى زَهار و زير سرين را نوره مى كشيد .۵۴۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :براى مؤمن ، اين را دوست دارم كه در هر پانزده روز يك بار ، موزدايى كند .۵۴۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :زدودن موها با تيغ در هر هفت روز ، و با نوره در هر پانزده روز ، پسنديده است .۵۴۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سنّت در مورد نوره ، آن است كه هر پانزده روز يك بار انجام شود . اگر بيست روز بر تو گذشت و اين كار را انجام ندادى و هيچ چيز هم براى خريد آن نداشتى ، به حساب خداوند ، قرض كن . (1)
.
1) .در الخصال به جاى «بيست» عدد «بيست و يك» آمده است .
۵۴۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ فَلا يَترُك عانَتَهُ فَوقَ أربَعينَ يَوماً ، ولا يَحِلُّ لاِمرَأَةٍ تُؤمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ أن تَدَعَ ذلِكَ مِنها فَوقَ عِشرينَ يَوماً . (1)۵۴۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبدالرحمن بن أبي عبداللّه :دَخَلتُ مَعَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام الحَمّامَ ، فَقالَ لي : يا عَبدَ الرَّحمنِ اطَّلِ ، فَقُلتُ : إنَّمَا اطَّلَيتُ مُنذُ أيّامٍ .
فَقالَ : اطَّلِ ؛ فَإِنَّها طَهورٌ . (2)۵۴۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :طَليَةٌ فِي الصَّيفِ خَيرٌ مِن عَشرٍ فِي الشِّتاءِ . (3)۵۴۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إذا أرَدتَ ألاّ يَبثَرَ (4)[ بَدَنُكَ ] ، ولا يُصيبُكَ قُروحٌ ولا شِقاقٌ ولا سَوادٌ ، فَاغسِل بِالماءِ البارِدِ قَبلَ أن تَتَنَوَّرَ .
ومَن أرادَ دُخولَ الحَمّامِ لِلنّورَةِ ، فَليَتَجَنَّبِ الجِماعَ قَبلَ ذلِكَ بِاثنَتَي عَشرَةَ ساعَةً ، وهُوَ تَمامُ يَومٍ ، وَليَطرَح فِي النّورَةِ شَيئاً مِنَ الصَّبِرِ وَالقاقيا وَالحُضَضِ ، أو يَجمَعُ ذلِكَ ويَأخُذُ مِنهُ اليَسيرَ إذا كانَ مُجتَمِعاً أو مُتَفَرِّقاً .
ولا يُلقي فِي النّورَةِ مِن ذلِكَ شَيئاً ، حَتّى تُماثَ النّورَةُ بِالماءِ الحارِّ الَّذي يُطبَخُ فيهِ البابونَجُ والمَرزَنجُوشُ ، أو وَردُ البَنَفسَجِ اليابِسِ ؛ وإن جَمَعَ ذلِكَ أخَذَ مِنهُ اليَسيرَ مُجتَمِعا أو مُتَفَرِّقا قَدرَ ما يَشرَبُ الماءُ رائِحَتَهُ .
وَليَكُن زرنِيخُ النّورَةِ مِثلَ ثُلثِها . ويَدلُكُ الجَسَدَ بَعدَ الخُروجِ مِنها ما يَقطَعُ ريحَها كَوَرَقِ الخَوخِ ، وثَجيرِ العُصفُرِ ، وَالحِنّاءِ ، وَالسُّعدِ وَالوَردِ .
ومَن أرادَ أن يَأمَنَ النّورَةَ ويَأمَنَ إحراقَها ، فَليُقلِل مِن تَقليبِها ، وَليُبادِر ـ إذا عُمِلَت ـ في غَسلِها ، وأن يَمسَحَ البَدَنَ بِشَيءٍ مِن دُهنِ وَردٍ . فَإن أحرَقَت ـ وَالعِياذُ بِاللّهِ ـ اُخِذَ عَدَسٌ مُقَشَّرٌ فَيُسحَقُ بِخَلٍّ وَماءِ وَردٍ (5)، ويُطلى عَلَى المَوضَعِ الَّذي أحرَقَتهُ النّورَةُ ؛ فَإِنَّهُ يَبرَأُ بِإِذنِ اللّهِ .
وَالَّذي يَمنَعُ مِن تَأثيرِ النّورَةِ لِلبَدَنِ هُوَ أن يُدلَكَ عَقيبَ النّورَةِ بِخَلِّ عِنَبٍ ، ودُهنِ وَردٍ دَلكاً جَيِّداً . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ ، ح ۱۱ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲۶۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۳۹ ، ح ۳۵۲ ، الجعفريّات ، ص ۲۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه إلى «أربعين يوماً» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۴.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۵ ، ح ۲ وص ۴۹۸ ، ح ۹ عن عليّ بن أبي حمزة نحوه.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۶ ، ح ۱۲ عن عمّار الساباطي.
4) .في بعض نسخ المصدر ، وبحار الأنوار : «استعمال النُّورة» بدل «ألاّ يبثر».
5) .في بحار الأنوار : «... يُسحَقُ ناعِما ، ويُدافُ في ماءِ وَردٍ وخلٍّ...».
6) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۲.
۵۴۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس به خدا و روز واپسين ايمان دارد ، مبادا كه موى عانه خود را بيش از چهل روز وا گذارد . براى هر زنى هم كه به خدا و روز واپسين ايمان دارد ، روا نيست براى بيشتر از بيست روز ، اين كار را ترك كند .۵۴۷۵.صحيح مسلم عن زيد بن أرقم :الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى عبد اللّه: روزى با امام صادق عليه السلام به حمّام رفتم . به من فرمود : «اى عبد الرحمان! موزدايى كن» .
گفتم : چند روز پيش ، موهاى خود را زدوده ام .
فرمود : «موزدايى كن ؛ چرا كه اين ، يك طهارت است» .۵۴۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :يك بار نوره كشيدن در تابستان ، از ده بار در زمستانْ بهتر است .۵۴۷۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في بَيانِ مَنزِلَةِ الأَئِمَّةِ عليهم السلام ـ ) امام رضا عليه السلام :هر گاه خواستى جوش برنيايد (1)و بر بدنت هيچ زخم يا تَرَك پوست و يا سياهْ لكّه اى رخ ننمايد ، پيش از نوره كشيدن ، با آب سرد ، شستشو كن . هر كس مى خواهد براى نوره كشيدن به حمّام برود ، دوازده ساعت ، يعنى يك روز كامل پيش از آن ، از نزديكى خوددارى كند . سپس اندكى صبر (2)يا اقاقيا (3)و يا پيلْ زَهره (4)و يا قدرى از همه آنها را با هم در نوره بريزد . البته اين كار را پس از آن انجام دهد كه نوره ، در آب گرمى حل شده باشد كه در آن ، بابونه يا مَرزَنگوش يا گُلِ بنفشه خشك و يا اندكى از همه آنها ، به اندازه اى كه بوى خود را به آب بدهد ، جوشانده شده است . در اين ميان ، زرنيخ هم بايد به اندازه يكْ ششمِ نوره باشد .
پس از نوره كشيدن هم بايد چيزى همانند برگ هلو ، كُنجاره گل كاجيره ، حَنا و مُشكك و گُل سرخ (5)به بدن ماليده شود تا بوى آن را از ميان ببرد . هر كس مى خواهد از سوختن بدن با نوره در امان بماند ، كمتر آن را هم بزند و به محض عمل نمودن ، آن را بشويد و قدرى روغن گُل سرخ نيز بر بدن بمالد . و اگر نوره بدن را بسوزانْد ، مقدارى عدس پوست كَنده بردارد ، خوب آرد كند ، در گلاب و سركه حل كند و بر جاى زخم بمالد ، كه به اذن خداوند متعال ، بهبود خواهد يافت . آنچه مانع اثر گذاشتن نوره بر بدن مى شود ، اين است كه محل ، با سركه انگور ، پياز دشتىِ كاملاً تُرش و روغن گُل سرخ ، خوب ماليده شود . .
1) .در برخى از نسخ طبّ الإمام الرضا عليه السلام و همچنين در بحار الأنوار به جاى «جوش بر نيايد» ، عبارت «نوره بكشى» آمده است.
2) .. عصاره اى تلخ از درختى كه آن را به هندى ايلوا گويند (ر .ك : لغت نامه دهخدا) .
3) .در متن عربى ، واژه «القاقيا» آمده كه ظاهراً تصحيف «اقاقيا» است. اقاقيا ، مأخوذ از يونانى ، عصاره خارى است كه پوست را بدان ، دباغى مى كنند و آن ، صلب و سياه رنگ است و بعضى مى گويند ، صمغِ خار مغيلان است اگر به خود برگيرند ، قطع خون رفتن مى كند. عصاره قرظ «سقط» ، كه آن را خشك كنند و از آن قرص مى سازند (ر. ك: لغت نامه دهخدا) .
4) .پيل زهره : فيل زهرج يا فيل زهره ، درخت حضض است و ثمره آن ، مثل فلفل است و آن ، قِسمى از لوف الكبير است كه حضض هندى ، عصاره آن و قاتل فيل است (ر. ك: لغت نامه دهخدا) .
5) .در بحار الأنوار اين افزوده نيز آمده است : «و نيز سنبل، چه جدا و چه مخلوطى از آنها». در برخى از نسخ بحار الأنوار ، واژه «السك» هم افزوده شده كه خود ، به معناى بويه مُشكك است .
راجع : ج۱ ، ص ۶۴۲ (ما يعين على الجماع / النورة).
۱۰ / ۹دَفنُ الشَّعرِ۵۴۷۸.الإمام الصادق عليه السلام :دعائم الإسلام :عَن علِيٍّ عليه السلام أنَّهُ أمَرَ بِدَفنِ الشَّعرِ ، وقالَ : كُلُّ ما وَقَعَ مِن ابنِ آدَمَ فَهُوَ مَيتَةٌ . (1)۵۴۷۸.امام صادق عليه السلام :الخصال عن عائشة :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَأمُرُ بِدَفنِ سَبعَةِ أشياءَ مِنَ الإِنسانِ : الشَّعرِ ، وَالظُّفرِ ، وَالدَّمِ ، وَالحَيضِ ، وَالمَشيمَةِ ، وَالسِّنِّ ، وَالعَلَقَةِ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۵۵۶ (دفن الأظفار).
.
همچنين ، ر.ك : ج۱ ، ص۶۴۳ (آنچه انسان را بر آميزش يارى مى دهد / نوره كشيدن).
۱۰ / ۹دفن موهاى زايد۵۴۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :دعائم الإسلام :از امام على عليه السلام روايت شده كه به دفن كردن موها فرمان داد و فرمود : «هر چه از آدميزاد جدا مى شود ، مردار است» .۵۴۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الخصالـ به نقل از عايشه: پيامبر خدا به دفن هفت چيز از انسان ، امر مى فرمود : مو ، ناخن ، خون ، حيض ، جفت جنين ، دندان ، و خون بسته .همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۵۵۷ (دفن ناخن هاى گرفته شده).
.
۱۰ / ۱۰ما يَنفَعُ لاِءنباتِ الشَّعرِ۵۴۸۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ وقد سألَهُ أبو ذرٍّ عن أفْضَلِ الجِهاد ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِختَضِبوا بِالحِنّاءِ ؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُطَيِّبُ الرّيحَ ، ويُسَكِّنُ الزَّوجَةَ . (1)۵۴۸۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الهادي عليه السلام :التَّسريحُ بِمِشطِ العاجِ يُنبِتُ الشَّعرَ فِي الرَّأسِ ، ويَطرُدُ الدّودَ مِنَ الدِّماغِ ، ويُطفِئُ المِرارَ ، ويُنَقِّي اللِّثَةَ وَالعُمورَ . (2)۵۴۸۷.الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ يُنبِتُ الشَّعرَ ، ويُحِدُّ البَصَرَ ، ويُعينُ عَلى طولِ السُّجودِ . (3)۵۴۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الإِثمِدُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدَّمعَةِ . (4)۵۴۸۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به اصحابش ـ ) الإمام الرضا عليه السلام :السِّواكُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدَّمعَةِ . (5)۵۴۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :التّينُ يَذهَبُ بِالبَخَرِ ، ويَشُدُّ الفَمَ والعَظمَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدّاءِ ، ولايُحتاجُ مَعَهُ إلى دَواءٍ . (6)راجع : ج۱ ، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۲ ، ح۴۶۶ إلى ح ۴۶۹ ، و ح ۴۷۳ .
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴ عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۲۷۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۹ ، ح ۹.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۷۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۵۱ ، ح ۹.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۶ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۰ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۴ ، ح ۳؛ مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۴۹۷ ، ح ۲۰۴۷ ، السنن الكبرى ، ج ۴ ، ص ۴۳۶ ، ح ۸۲۵۷ كلاهما عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله وليس فيهما «ويذهب بالدمعة» ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۱۹ ، ح ۲۸۱۶۳ نقلاً عن التاريخ الكبير للبخاري عن معبد بن هوذة .
5) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۱۸ ، ح ۲۷۹ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۳۷ نقلاً عن طبّ الأئمّة لابني بسطام.
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۲ ، ح ۲۲۹۸ كلاهما عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۴۷۸ كلاهما نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۵ ، ح ۲.
۱۰ / ۱۰آنچه براى درمان كم مويى سودمند است۵۴۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به حنا خضاب بنديد ؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد ، مو بر مى روياند ، بو را خوش مى سازد و همسر مرد را آرامش مى بخشد .۵۴۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :امام هادى عليه السلام :شانه كردن با شانه عاج ، مو را بر سر مى روياند ، كِرم ها را از مغز ، دور مى سازد ، تلخه را فرو مى نشاند ، و لثه و گوشت ميان دندان ها را پاك و تميز مى كند .۵۴۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، مو بر مى روياند ، ديده را تيزى مى بخشد و انسان را بر طولانى ساختن سجده ، يارى مى رساند .۵۴۹۱.المحجّة البيضاء عن طلحة :امام صادق عليه السلام :سرمه اِثْمِد ، چشم را جلا مى دهد ، مو بر مى روياند و اشك را مى بَرَد .۵۴۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :مسواك زدن ، ديده را جلا مى دهد ، مو بر مى روياند و آبريزش چشم را از ميان مى بَرَد .۵۴۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :انجير ، بوى بد دهان را مى بَرَد ، دهان و استخوان ها را استحكام مى بخشد ، مو بر مى رويانَد ، درد را مى بَرَد و با وجود آن ، ديگر به دارويى نياز نيست .همچنين، ر.ك : (آنچه ديده را جلا مى دهد / سرمه) ج۱، ص۳۰۱ ـ ۳۰۳ ، ح ۴۶۶ تا ۴۶۹ و ح ۴۷۳.
.
الفصل الحادي عشر : الظّفر۱۱ / ۱الإشارَةُ إلَى ما فيهِ مِنَ الحِكمَةِ۵۴۹۴.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لأبي ذَرٍّ ـ ) الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: فَكِّر يا مُفَضَّلُ . . . لِمَ صارَتِ الأَظفارُ عَلى أطرافِ الأَصابِـعِ إلاّ وِقايَةً لَها ، ومَعونَةً عَلَى العَمَلِ ؟ (1)۱۱ / ۲تَقليمُ الأَظفارِ۵۴۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَلِّلوا لِحاكُم ، وقُصّوا أظافيرَكُم ؛ فَإِنَّ الشَّيطانَ يَجري ما بَينَ اللَّحمِ وَالظُّفرِ . (2).
فصل يازدهم : نـاخـن۱۱ / ۱اشاره به حكمت نهفته در آن۵۴۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! در اين بينديش كه چرا ناخن ها در سرْانگشت ها واقع شده اند . جز براى آن كه از انگشت ها حفاظت كنند و در انجام دادن كارها يارى دهند؟۱۱ / ۲كوتاه كردن ناخن۵۴۹۹.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ميان ريش خود را تميز كنيد و ناخن هايتان را بگيريد ؛ زيرا شيطان ، ميان گوشت و ناخن ، روان مى شود .
.
۵۵۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :يَسأَلُ أحَدُكُم عَن خَبَرِ السَّماءِ وهُوَ يَدَعُ أظفارَهُ كَأَظافيرِ الطَّيرِ ، يَجتَمِعُ فيهَا الجَنابَةُ ، وَالخَبَثُ ، وَالتَّفَثُ ! (1)۵۵۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :مَن لَم يَحلِق عانَتَهُ ، ويُقَلِّم أظفارَهُ ، ويَجُزَّ شارِبَهُ ، فَلَيسَ مِنّا . (2)۵۴۹۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَقليمُ الأَظفارِ يَمنَعُ الدّاءَ الأَعظَمَ ، ويُدِرُّ الرِّزقَ . (3)۵۴۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :الفِطرَةُ قَصُّ الأَظفارِ ، وأخذُ الشّارِبِ ، وحَلقُ العانَةِ . (4)۵۴۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :إنَّما قُصَّ الأَظفارُ ؛ لِأَنَّها مَقيلُ الشَّيطانِ ، ومِنهُ يَكونُ النِّسيانُ . (5)۵۵۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ أستَرَ وأخفى ما يُسَلِّطُ الشَّيطانَ مِن ابنِ آدَمَ أن صارَ أن يَسكُنَ تَحتَ الأَظافيرِ . (6)۵۵۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :مِنَ السُّنَّةِ تَقليمُ الأَظفارِ . (7)۵۵۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :السُّنَّةُ فِي الإِحرامِ تَقليمُ الأَظفارِ ، وأخذُ الشّارِبِ ، وحَلقُ العانَةِ . (8).
1) .مسند ابن حنبل ، ج ۹ ، ص ۱۴۰ ، ح ۲۳۶۰۱ ، المعجم الكبير ، ج ۴ ، ص ۱۸۴ ، ح ۴۰۸۶ كلاهما عن أبي أيّوب الأنصاري ، السنن الكبرى ، ج ۱ ، ص ۲۷۱ ، ح ۸۲۹ ، مسند الطيالسي ، ص ۸۱ ، ح ۵۹۶ عن أبي أيّوب الأزدي وليس فيها «والخبث» ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۹ ، ح ۱۷۲۶۰.
2) .مسند ابن حنبل ، ج ۹ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۳۵۳۹ عن يزيد بن عمرو المعافري عن رجل من بني غفّار ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۱ ، ح ۱۷۲۲۰.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۱ عن الحسن بن راشد ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، ثواب الأعمال ، ص ۴۲ ، ح ۴ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، جامع الأخبار ، ص ۳۳۴ ، ح ۹۴۳ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، تحف العقول ، ص ۱۰۱ عن الإمام عليّ عليه السلام ، بحارالأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۹ ، ح ۲.
4) .سنن النسائي ، ج ۱ ، ص ۱۵ عن ابن عمر ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۳ ، ح ۱۷۲۲۸.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۶ عن أبي حمزة ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۴ ، ح ۴۱۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۳ ، ح ۱۲.
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۷ عن حذيفة بن منصور.
7) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۵ عن ابن عقبة عن أبيه.
8) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۳۲۶ ، ح ۲ عن حريز.
۵۵۰۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :برخى از شما از خبرِ آسمان مى پرسند ، در حالى كه ناخن هاى خود را به سانِ ناخن هاى پرندگان ، وا مى گذارند كه در آنها جنابت ، آلودگى و چرك ، جاى مى گيرد .۵۵۰۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس موى عانه خود را نتراشد ، ناخن هاى خود را كوتاه نكند و سبيل خود را از ته نچيند ، از ما نيست .۵۵۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كوتاه كردن ناخن ها ، از بيمارى بزرگ ، جلوگيرى مى كند و روزى را سرشار مى سازد .۵۵۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فطرت ، برچيدن ناخن ها ، گرفتن سبيل و تراشيدن موى عانه است .۵۵۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :ناخن ها را از آن رو بايد كوتاه كرد كه جايگاه شيطان است و فراموشى ، از آن سرچشمه مى گيرد .۵۵۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پوشيده ترين و پنهان ترين جايى كه شيطان براى چيره شدن بر آدميزاد مى يابد ، اين است كه در زير ناخن ها جاى گيرد .۵۵۰۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :كوتاه كردن ناخن ها از سنّت است .۵۵۰۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصيّتِهِ لعليٍّ عليه السلام ـ ) امام صادق عليه السلام :كوتاه كردن ناخن ها ، گرفتن سبيل و تراشيدن [موى] عانه در احرام ، از سنّت است . .
۱۱ / ۳تَقليمُ الأَظفارِ يَومَ الجُمُعَةِ۵۵۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن قَلَّمَ أظافيرَهُ يَومَ الجُمُعَةِ لَم تَشعَث أنامِلُهُ . (1)۵۵۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش خود به على عليه السلام ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :أخذُ الشّارِبِ وَالأَظفارِ مِنَ الجُمُعَةِ إلَى الجُمُعَةِ أمانٌ مِنَ الجُذامِ. (2)۵۵۰۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) عنه عليه السلام :تَقليمُ الأَظفارِ يَومَ الجُمُعَةِ يُؤمِنَ مِنَ الجُذامِ ، وَالبَرَصِ ، وَالعَمى ، وإن لَم تَحتَج فَحُكَّها . (3)۵۵۰۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :خُذ مِن شارِبِكَ وأظفارِكَ في كُلِّ جُمُعَةٍ ، فَإِن لَم يَكُن فيها شَيءٌ فَحُكَّها لا يُصيبُكَ جُنونٌ ، ولا جُذامٌ ، ولا بَرَصٌ . (4)۵۵۱۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في خُطبة الوَداعِ ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :مَن أدمَنَ أخذَ أظفارِهِ كُلَّ خَميسٍ لَم تَرمَد عَينُهُ . (5)راجع : (الوقاية من بعض أمراض العين) ج۱ ، ص ۲۸۶ ، ح ۴۳۷ ، وص ۲۸۸ ، ح ۴۳۹ .
.
1) .النوادر للراوندي ، ص ۱۴۸ ، ح ۲۰۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۲ ، ح ۳۹۷ عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «تسعف» بدل «تشعث» ، الجعفريّات : ص ۲۹ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام وفيه «أفاصله» بدل «أنامله» ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۰۸ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۲ ، ح ۱۲.
2) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۴۱۸ ، ح ۷ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۲۳۶ ، ح ۶۲۲ ، الخصال ، ص ۳۹ ، ح ۲۴ كلّها عن حفص بن البختري ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۲ ، ح ۳۹۶ ، جامع الأخبار ، ص ۳۳۴ ، ح ۹۳۸ ، بحار الأنوار ،ج ۷۶ ، ص ۱۱۰ ، ح ۴.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۲ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۶ ، ح ۳۰۱ ، الخصال ، ص ۳۹۱ ، ح ۸۷ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۲ ، ح ۵ كلّها عن هشام بن سالم ، الدعوات ، ص ۷۸ ، ح ۱۹۰ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۰ ، ح ۶.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۰ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۲۳۷ ، ح ۶۲۸ وفيه «فزكّها» بدل «فحكّها» وكلاهما عن عبد اللّه بن هلال ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۲ ، ح ۳۹۸ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۶۸ ، ح ۵۶ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۱ ، ح ۱۴ عن عبد اللّه بن الفضل النوفلي عن أبيه ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۴ عن محمّد بن أبي الحسن عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۷ ، ح ۳۱۱ وفيه «لم يرمد ولده» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۴۶ ، ح ۱۱.
۱۱ / ۳كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه۵۵۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس روز جمعه ناخن هاى خود را كوتاه كند ، سرانگشت هايش آشفته نشود .۵۵۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :گرفتن سبيل و ناخن ها از جمعه تا جمعه ، مايه ايمنى از جذام است .۵۵۱۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در خطبه حَجّة الوداع ـ ) امام صادق عليه السلام :كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه از جذام و پيسى و كورى ايمنى مى دهد ؛ اگر هم نيازى به كوتاه كردن نبود ، آنها را [كمى] بساى .۵۵۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :در هر جمعه ، اندكى از سبيل و ناخن هاى خود را بگير ؛ و اگر هم چيزى وجود نداشته باشد ، جاى آن را بساى ، (1)تا ديوانگى ، جذام و پيسى به تو نرسد .۵۵۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :هر كس به گرفتن ناخن در هر پنج شنبه عادت داشته باشد ، چشمْ درد نگيرد . (2)ر. ك : پيشگيرى از برخى بيمارى هاى چشم / ج۱ ، ص۲۸۷ ح ۴۳۷ و ص۲۸۹ ، ح۴۳۹.
.
۱۱ / ۴دَفنُ الأَظفارِ۵۵۱۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِدفِنوا دِماءَكُم وأشعارَكُم وأظفارَكُم ، لا تَلعَبُ (1)بِهَا السَّحَرَةُ . (2)۵۵۱۷.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :قُصّوا أظافيرَكُم ، وَادفِنوا قُلاماتِكم ، ونَقّوا بَراجِمَكُم ، ونَظِّفوا لِثاتِكُم مِنَ الطَّعامِ ، وَاستاكوا ، ولا تَدخُلوا عَلَيَّ فَخرا بَخَرا . (3)۵۵۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : « أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا * أَحْيَآءً وَ أَمْوَ تًا » (4)ـ: دَفنُ الشَّعرِ وَالظُّفرِ . (5)۵۵۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :يَدفِنُ الرَّجُلُ أظافيرَهُ وشَعرَهُ إذا أخَذَ مِنها ، وهِيَ سُنَّةٌ . (6)راجع : ج۱ ، ص ۵۴۶ (دفن الشعر).
.
1) .كذا في المصدر والصحيح : كي لا تلعب .
2) .الفردوس ، ج ۱ ، ص ۱۰۲ ، ح ۳۳۶ عن جابر ، كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۶ ، ح ۱۷۲۴۵.
3) .كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۵۵ ، ح ۱۷۲۳۹ نقلاً عن الحكيم عن عبد اللّه بن كثير.
4) .المرسلات : ۲۵ و ۲۶.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۳ ، ح ۱ عن أبي كهمس ، معاني الأخبار ، ص ۳۴۲ ، ح ۱ عن حمّاد بن عيسى نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۸۱ ، ح ۸ .
6) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۲۸ ، ح ۳۱۶ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۵۵ ، ح ۴۱۲ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۲۳ ، ح ۱۲.
۱۱ / ۴دفن ناخن هاى گرفته شده۵۵۲۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خونتان ، موهايتان و ناخن هايتان را به خاك بسپاريد تا ساحران ، آنها را بازيچه نگيرند .۵۵۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :ناخن هاى خود را بچينيد و چيده هاى خود را به خاك بسپاريد ، لاى انگشتان خود را تميز كنيد ، لثه هاى خود را از غذا پاك سازيد ، مسواك بزنيد و با دهان بدبو بر من وارد نشويد .۵۵۲۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «مگر زمين را محلّ اجتماع نگردانيديم؛ چه براى زندگان ، چه براى مردگان؟» : مقصود به خاك سپردن مو و ناخن است .۵۵۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مرد ، چون ناخن و موى خود را مى گيرد ، آنچه را گرفته است ، به خاك بسپارد ؛ و اين كار ، سنّت (مستحب) است .ر. ك : ج۱ ، ص۵۴۷ (دفن موهاى زايد).
.
الفصل الثاني عشر : العظام۱۲ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيها مِنَ الحِكمَةِ۵۵۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلطَّبيبِ الهِندِيِّ: جُعِلَ طَيُّ الرُّكبَةِ إلى خَلفٍ ؛ لِأَنَّ الإِنسانَ يَمشي إلى بَينِ يَدَيهِ فَيَعتَدِلُ الحَرَكاتُ ، ولَولا ذلِكَ لَسَقَطَ فِي المَشيِ .
وجُعِلَتِ القَدَمُ مُخَصَّرَةً ؛ لِأَنَّ الشَّيءَ إذا وَقَعَ عَلَى الأَرضِ جَميعَهُ ثَقُلَ كَثِقَلِ حَجَرِ الرَّحا ، فَإِذا كانَ عَلى حَرفِهِ رَفَعَهُ الصَّبِيُّ ، وإذَا وَقَعَ عَلى وَجهِهِ صَعُبَ نَقلُهُ عَلَى الرَّجُلِ . (1)۵۵۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: يا مُفَضَّلُ ، اُنظُر إلى ما خُصَّ بِهِ الإِنسانُ في خَلقِهِ تَشريفاً وتَفضيلاً عَلَى البَهائِمِ ؛ فَإِنَّهُ خُلِقَ يَنتَصِبُ قائِماً ويَستَوي جالِساً لِيَستَقبِلَ الأَشياءَ بِيَدَيهِ وجَوارِحِهِ ويُمكِنُهُ العِلاجُ وَالعَمَلُ بِهِما ، فَلَو كانَ مَكبوباً عَلى وَجهِهِ كَذاتِ الأربَعِ ، لَمَا استَطاعَ أن يَعمَلَ شَيئاً مِنَ الأَعمالِ . . .
لِمَ حَمَلَ الإِنسانُ عَلى فَخِذَيهِ وَأليَتَيهِ هذَا اللَّحمَ؟ إلاّ لِيَقِيَهُ مِنَ الأَرضِ فَلا يَتَأَلَّمُ مِنَ الجُلوسِ عَلَيهِما ، كَما يَألَمُ مَن نَحَلَ جِسمُهُ وقَلَّ لَحمُهُ إذا لَم يَكُن بَينَهُ وبَينَ الأَرضِ حائِلٌ يَقيهِ صَلابَتَها . . .
فَكِّر في أبنِيَةِ أبدانِ الحَيَوانِ وتَهيِئَتِها عَلى ما هِيَ عَلَيهِ ، فَلا هِيَ صِلابٌ كَالحِجارَةِ ولَو كانَت كَذلِكَ لا تَنثَني ولا تَتَصَرَّفُ فِي الأَعمالِ ، ولا هِيَ عَلى غايَةِ اللّينِ والرَّخاوَةِ فَكانَت لا تَتَحامَلُ ولا تَستَقِلُّ بِأَنفُسِها ، فَجُعِلَت مِن لَحمٍ رَخوٍ تَنثَني تَتَداخَلُهُ عِظامٌ صِلابٌ يُمسِكُهُ عَصَبٌ وعُروقٌ تَشُدُّهُ ويُضَمُّ بَعضُهُ إلَى بَعضٍ ، وغُلِّفَت فَوقَ ذلِكَ بِجِلدٍ يَشتَمِلُ عَلَى البَدَنِ كُلِّهِ .
ومِن أشباهِ ذلِكَ هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي تُعمَلُ مِنَ العيدانِ وتُلَفُّ بِالخَرقِ وتُشَدُّ بِالخُيوطِ ويُطلى فَوقَ ذلِكَ بِالصَّمغِ ، فَيَكونُ العيدانُ بِمَنزِلَةِ العِظامِ ، وَالخَرقُ بِمَنزِلَةِ اللَّحمِ ، وَالخُيوطُ بِمَنزِلَةِ العَصَبِ وَالعُروقِ ، وَالطِّلا بِمَنزِلَةِ الجِلدِ ، فَإِن جازَ أن يَكونَ الحَيَوانُ المُتَحَرِّكُ حَدَثَ بِالإِهمالِ مِن غَيرِ صانِعٍ جازَ أن يَكونَ ذلِكَ في هذِهِ التَّماثيلِ المَيِّتَةِ ، فَإِن كانَ هذا غَيرَ جائِزٍ فِي التَّماثيلِ فَبِالحَرِيِّ ألاّ يَجوزَ فِي الحَيَوانِ . . .
فَالإِنسُ لَمّا قَدَروا أن يَكونوا ذَوي ذِهنٍ وفِطنَةٍ وعِلاجٍ لِمِثلِ هذِهِ الصِّناعاتِ مِنَ البِناءِ وَالتِّجارَةِ وَالصِّياغَةِ وغَيرِ ذلِكَ ، خُلِقَت لَهُم أكُفٌّ كِبارٌ ذَواتُ أصابِعَ غِلاظٍ ؛ لِيَتَمَكَّنوا مِنَ القَبضِ عَلَى الأَشياءِ ، وأوكَدَها هذِهِ الصِّناعاتُ . (2).
فصل دوازدهم : استخوان ها۱۲ / ۱اشاره به حكمت نهفته در استخوان ها۵۵۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به طبيب هندى: تا خوردنِ زانو ، به سمت عقب قرار داده شده است ؛ چرا كه انسان به سمت جلو راه مى رود و حركات او با تعادل همراه است ؛ امّا اگر اين نبود ، انسان در هنگام راه رفتن [بر زمين] مى افتاد .
در كف پا ، گودى اى قرار داده شده است ؛ زيرا هر چيز ، چون به تمامى سطح بر زمين قرار گيرد ، به اندازه سنگ آسياب سنگين مى شود . اگر بر لبه اش بر روى زمين باشد ، يك كودك هم مى تواند آن را [از جاى خويش] برانَد . اگر هم كه چيزى به روى بر زمين قرار گيرد ، جابه جا كردن آن ، حتّى بر يك مرد ، سنگين مى آيد .۵۵۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! بنگر كه چگونه انسان در خلقتش ويژگى هايى يافته است تا بر چارپايان ، برترى و مِهترى داده شود. او به گونه اى آفريده شده است كه راست مى ايستد و راست مى نشيند تا با دستان و اندام ها ، روياروى چيزها قرار گيرد و بتواند با آنها در آويزد و كارى انجام دهد . اگر او به سانِ چارپايان ، صورت به سوى زمين داشت ، نمى توانست هيچ يك از كارها را انجام دهد ... .
چرا انسان بر ران و سرين خود ، اين گوشت را حمل مى كند ، جز براى آن كه او را از [درشتىِ] زمين نگه دارد تا از نشستن بر آن ، احساس درد نكند ، آن سان كه چون انسانِ نحيف و كم گوشت بنشيند و ميان او و زمين ، حائلى نباشد كه او را از درشتى زمين ، نگه دارد ، احساس درد كند؟...
در ساختار بدن جانوران و سامان يافتن آنان بر وضعى كه دارند ، انديشه كن . آنها نه به سانِ سنگ ، سخت آفريده شده اند ؛ و اگر چنين بودند ، نه خم مى شدند و نه مى توانستند به انجام دادن كارى دست بزنند . همچنين ، آنها بسيار نرم و سست نيز آفريده نشده اند كه نتوانند سنگينى خود را حمل كنند و نه به خويش اتّكا ورزند . آنها از گوشتى نرم آفريده شده اند كه خم مى شود و در درون آن نيز استخوان هايى سخت است و پى و رگ آن را نگه مى دارد و اينها همه را به يكديگر ، پيوند مى زند و در كنار هم نگه مى دارد . بر روى همه اينها غلافى از پوست قرار گرفته است كه همه بدن را در بر مى گيرد .
حكايت بدن ، حكايت اين تنديس هاست كه از چوب ساخته و در آنها ، پارچه اى بر اطراف چوب پيچيده و به كمك نخ ، به هم بسته مى شود و آن گاه لايه اى از صَمْغ نيز آنها را مى پوشاند . چوب ها به منزله استخوان ، پارچه ها به منزله گوشت ، و نخ ها به منزله پِى و رگ و آن لايه نيز به منزله پوست است . اگر اين احتمال روا باشد كه جانوران متحرّك ، به خودى خود و بدون آفريدگار ، پديد آمده باشند ، چنين چيزى درباره اين تنديس هاى بى جان نيز روا خواهد بود ؛ امّا اگر اين احتمال درباره تنديس ها روا نباشد ، سزامندتر آن است كه درباره جانوران نيز روا نيست . . .
انسان ها چون توانسته اند صاحب ذهن و زيركى و توان دست يازيدن به حرفه هايى چون : بنا ساختن ، تجارت ، رنگرزى و جز آن باشند ، برايشان كفِ دستانى بزرگ و برخوردار از انگشتان درشت ، قرار داده شده است تا بتوانند چيزها را در دست گيرند و لازم ترينِ (1)آنها همين حرفه هاست .
.
1) .در متن عربى «أوكدها» آمده و در اين باره ، چند تفسير ممكن است : يكى آن كه گفته شود اين حرفه ها ، بيش از هر چيز ، به چنين ساختار و چنين خلقتى نيازمند است . ديگرى آن كه ضمير «ها» ، به نوع بشر برگردانده شود و واژه «أوكد» نيز فعل ماضى خوانده شده ، چنين معنا شود كه خداوند ، اين حرفه ها را به انسان الهام كرد و او را بر آنها بداشت . اين احتمال هم دور نيست كه ضمير «ها» به «أكفّ» برگردانده شود .
. .
. .
۵۵۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المناقب عن سالم الضرير :إنَّ نَصرانِيّاً سَأَلَ الصّادِقَ عليه السلام تَفصيلَ الجِسمِ ، فَقالَ عليه السلام :
إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الإِنسانَ عَلَى اثنَي عَشَرَ وُصلاً ، وعَلى مِئَتَينِ وسِتَّةٍ وأربَعينَ عَظماً ، وعَلى ثَلاثِمِئَةٍ وسِتّينَ عِرقاً . فَالعُروقُ هِيَ الَّتي تَسقِي الجَسَدَ كُلَّهُ ، وَالعِظامُ تُمسِكُها ، وَاللَّحمُ يُمسِكُ العِظامَ ، وَالعَصَبُ يُمسِكُ اللَّحمَ .
وجَعَلَ في يَدَيهِ اثنَينِ وثَمانينَ عَظماً ، في كُلِّ يَدٍ أحدٌ وأربَعونَ عَظماً ، مِنها : في كَفِّهِ خَمسَةٌ وثَلاثونَ عَظماً ، وفي ساعِدِهِ اثنانِ ، وفي عَضُدِهِ واحِدٌ ، وفي كَتِفِهِ ثَلاثَةٌ . وكَذلِكَ فِي الاُخرى .
وفي رِجلِهِ ثَلاثَةٌ وأربَعونَ عظَماً ، مِنها : في قَدَمِهِ خَمسَةٌ وثَلاثونَ عَظماً ، وفي ساقِهِ اثنانِ ، وفي رُكبَتِهِ ثَلاثَةٌ ، وفي فَخِذِهِ واحِدٌ ، وفي وَرِكِهِ اثنانِ . وكَذلِكَ فِي الاُخرى .
وفي صُلبِهِ ثَمانِيَ عَشَرَةَ فَقارَةً . وفي كُلِّ واحِدٍ مِن جَنبَيهِ تِسعَةُ أضلاعٍ . وفي عُنُقِهِ ثَمانِيَةٌ . وفي رَأسِهِ سِتَّةٌ وثَلاثونَ عَظماً . وفي فيهِ ثَمانِيَةٌ وعِشرونَ ، وَاثنانِ وثَلاثونَ (1). (2)۱۲ / ۲ما يَشُدُّ العَظمَ۵۵۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اللَّحمُ وَاللَّبَنُ يُنبِتانِ اللَّحمَ ويَشُدّانِ العِظامَ ، وَاللَّحمُ يَزيدُ فِي السَّمعِ وَالبَصَرِ . (3).
1) .قوله عليه السلام : «وفي فِيْه ثمانية وعشرون» أي في بدْوِ الإنبات ، ثمّ تنبت في قريب من العشرين أربعة اُخرى ، فلذا قال عليه السلام بعده : «وإثنان وثلاثون». ويحتمل أن يكون باعتبار اختلافها في الأشخاص (بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۲۱۹) .
2) .المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۲۱۸ ، ح ۴ .
3) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۵۱۱ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۷۶ ، ح ۷۳.
۵۵۲۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مناقب آل أبى طالبـ به نقل از سالم ضرير: مردى مسيحى از امام صادق عليه السلام درباره تشريح بدن پرسيد .
فرمود : «خداوند متعال ، انسان را بر دوازده اندام اصلى ، بر ۲۴۶ استخوان و بر سيصد و شصت رگ آفريد . رگ ها همه بدن را آبيارى مى كنند ، استخوان ها اندام ها را نگه مى دارند ، گوشت ، استخوان ها را نگه مى دارد و پِى ، گوشت را نگه مى دارد .
در دستان انسان ، ۸۲ استخوان قرار داد : در هر دست ، ۴۱ استخوان . از اين شمار ، ۳۵ استخوان در كف ، دو استخوان در فاصله ميان مچ و آرنج ، يكى در بازو و سه تا در شانه اوست ؛ و به همين اندازه نيز در دست ديگر .
در پاى او نيز ۴۳ استخوان است . از اين شمار ، سى و پنج استخوان در قسمت پايين تر از مچ ، دو تا در ساق ، سه تا در زانو ، يكى در ران ، و دو تا در سرين اوست ؛ و به همين اندازه نيز در پاى ديگر .
در پشت او هم هجده مُهره است ، در هر يك از پهلوهاى او نُه دنده است ، در گردنش هشت [استخوان] ، در سر وى نيز ۳۶ استخوان ، در دهانش ۲۸ استخوان و [آن گاه] ۳۲ استخوان است .۱۲ / ۲آنچه استخوان را استحكام مى بخشد۵۵۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گوشت و شير ، گوشت مى رويانند و استخوان ها را استحكام مى بخشند ؛ و گوشت ، شنوايى و بينايى را افزون مى كند .
.
۵۵۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :شُربُ السَّويقِ بِالزَّيتِ يُنبِتُ اللَّحمَ ، ويَشُدُّ العَظمَ ، ويُرِقُّ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الباهِ . (1)۵۵۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن بكير بن محمّد :كُنتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ الصّادِقِ عليه السلام فَقالَ لَهُ رَجُلٌ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، يولَدُ الوَلَدُ فَيَكونُ فيهِ البَلَهُ وَالضَّعفُ .
فَقالَ : ما يَمنَعُكَ مِنَ السَّويقِ ؟ اِشرَبهُ ومُر أهلَكَ بِهِ ؛ فَإِنَّهُ يُنبِتُ اللَّحمَ ، ويَشُدُّ العَظمَ ، ولا يولَدُ لَكُم إلاَّ القَوِيُّ . (2)۵۵۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المحاسن عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر :قالَ أبُو الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام : يا أحمَدُ ، كَيفَ شَهوَتُكَ البَقلَ؟
فَقُلتُ : إنّي لَأَشتَهي عامَّتَهُ .
قالَ : فَإِذا كانَ كَذلِكَ فَعَليَكَ بِالسِّلقِ ؛ فَإِنَّهُ يَنبُتُ عَلى شاطِئِ الفِردَوسِ ، وفيهِ شِفاءٌ مِنَ الأَدواءِ ، وهُوَ يُغَلِّظُ العَظمَ ويُنبِتُ اللَّحمَ . (3)۵۵۳۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :التّينُ يَذهَبُ بِالبَخَرِ ، ويَشُدُّ الفَمَ وَالعَظمَ ، ويُنبِتُ الشَّعرَ ، ويَذهَبُ بِالدّاءِ ، ولا يُحتاجُ مَعَهُ إلى دَواءٍ . (4)راجع : ج۲ ، ص ۳۷۴ ـ ۳۷۸ ، ح ۱۸۲۶ إلى ۱۸۲۹.
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹۳۷ كلاهما عن عبد اللّه بن مسكان ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۷۶ ، ح ۶ .
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۸۸ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۷۹ ، ح ۴ .
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۷ ، ح ۲۱۰۹ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۲ ، ح ۱۳۲۳ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۶ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۷۲ ، ح ۲۲۹۸ وليس فيه «الفم» وكلاهما عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۶ ، ح ۱۲۵۲ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۵ ، ح ۲ .
۵۵۳۴.الخصال عن أبي ذرٍّ :امام صادق عليه السلام :خوردن سويق با روغن زيتون ، گوشت برمى روياند ، استخوان را استحكام مى بخشد ، پوست را نازك مى كند و بر توان جنسى مى افزايد .۵۵۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از بكير بن محمّد: نزد امام صادق عليه السلام بودم . مردى به او گفت : اى پسر پيامبر خدا! فرزند ، زاده مى شود ؛ امّا در او كمْ عقلى و سستى است .
پرسيد : «چه چيزى تو را از سويق ، باز داشته است؟ آن را بخور و همسرت را نيز بدان فرمان ده ؛ چرا كه گوشت مى رويانَد ، استخوان را استحكام مى بخشد و سبب مى شود كه جز فرزندانى قوى از شما زاده نگردد» .۵۵۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المحاسنـ به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر: امام رضا عليه السلام فرمود : «اى احمد! ميل تو به سبزى ها چگونه است؟» .
گفتم : همه را دوست دارم .
فرمود : «اگر چنين است ، بر تو باد چغندر ؛ چرا كه بر ساحل فردوس مى رويد . در آن ، شفاى هر دردى است ، استخوان را درشت مى كند و گوشت مى رويانَد» .۵۵۳۴.الخصال ( ـ به نقل از ابو ذر ـ ) امام رضا عليه السلام :انجير ، بوى بد دهان را مى بَرَد ، دهان و استخوان ها را استحكام مى بخشد ، مو بر مى روياند ، درد را مى بَرَد و با وجود آن ، ديگر به دارويى نياز نيست .ر. ك : ج۲ ، ص۳۷۵ ـ ۳۷۹ ح ۱۸۲۶ ـ ۱۸۲۹.
.
۱۲ / ۳ما يُقَوِّي السّاقَينِ وَالقَدَمَينِ۵۵۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :أكلُ الباقِلّى يُمَخِّخُ السّاقَينِ ، ويَزيدُ فِي الدِّماغِ ، ويُوَلِّدُ الدَّمَ الطَّرِيَّ . (1)۵۵۳۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الغُبَيراءُ لَحمُهُ يُنبِتُ اللَّحمَ ، وعَظمُهُ يُنبِتُ العَظمَ ، وجِلدُهُ يُنبِتُ الجِلدَ ، ومَعَ ذلِكَ ، فَإِنَّهُ . . . يُقَوِّي السّاقَينِ . (2)۵۵۳۹.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :المَحمومُ يُغسَلُ لَهُ السَّويقُ ثَلاثَ مَرّاتٍ ويُعطاهُ ؛ فَإِنَّهُ يَذهَبُ بِالحُمّى ، ويُنَشِّفُ المِرارَ وَالبَلغَمَ ، ويُقَوِّي السّاقَينِ . (3)۵۵۴۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :السَّويقُ إذا غَسَلتَهُ سَبعَ مَرّاتٍ وقَلَبتَهُ مِن إناءٍ إلى إناءٍ آخَرَ ، فَهُوَ يَذهَبُ بِالحُمّى ، ويُنزِلُ القُوَّةَ فِي السّاقَينِ وَالقَدَمَينِ . (4)۵۵۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :أطعِمُوا المَحمومَ لَحمَ القِباجِ ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي السّاقَينِ ، ويَطرُدُ الحُمّى طَرداً . (5)۵۵۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :الإ مام الرضا عليه السلام :الماءُ المُسَخَّنُ إذا غَلَّيتَهُ سَبعَ غَلَياتٍ وقَلَبتَهُ مِن إناءٍ إلى إناءٍ ، فَهُوَ يَذهَبُ بِالحُمّى ، ويُنزِلُ القُوَّةَ فِي السّاقَينِ وَالقَدَمَينِ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴۴ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۰۹ ، ح ۲۰۲۸ وليس فيه «الطري» وكلاهما عن محمّد بن عبد اللّه ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۳۴۸ وفيه «كلوا الباقِلّى فإنّه يمخّخ ...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۶۶ ، ح ۳ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۱ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۱ ، ح ۱۲۷۷ كلاهما عن ابن بكير ، بحار الأنوار ،ج ۶۶ ، ص ۱۸۸ ، ح ۲.
3) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۵۰ ، ح ۵۳۷ ، مستدرك الوسائل ، ج ۱۶ ، ص ۳۳۷ ، ح ۲۰۰۷۷ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۹ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۹ ، ح ۱۹۴۵ كلاهما عن النضر بن قرواش ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۱۸ ، ح ۱۴۱۸ عن الإمام الرضا عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۷۹ ، ح ۱۹ .
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۲ ، ح ۴ عن محمّد بن حكيم ، بحارالأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۴۳ ، ح ۱.
6) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۰ ، ح ۱۰۹۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۵۱ ، ح ۱۶ .
۱۲ / ۳آنچه استخوان هاى ساق و پا را محكم مى كند۵۵۳۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن باقلا ، استخوان هاى ساق را تراكم درونى مى دهد ، توان مغز را افزون مى سازد و خون تازه توليد مى كند .۵۵۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سنجد ، گوشتش گوشت مى روياند ، هسته اش استخوان را رشد مى دهد ، پوستش پوست را مى پرورد ... رگ جذام را به كلّى از ميان مى بَرَد و با اين همه ، ... ساق پا را نيز قوى مى كند .۵۵۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :به تبدار ، سه بار سويق شسته شده ، داده مى شود . اين ، تب را مى بَرَد ، تلخه و بلغم را مى خشكانَد و ساق پاها را تقويت مى كند .۵۵۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :سويق ، چنانچه آن را هفت بار بشويى و از ظرفى به ظرف ديگر بريزى ، تب را مى بَرَد و نيرو را به ساق و پاها و قسمت پايين تر از مچ ، سرازير مى كند .۵۵۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :به تبدار ، گوشت كبك بخورانيد ؛ چرا كه پاها را نيرو مى دهد و تب را كاملاً دور مى كند .۵۵۴۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :آب گرم ، چنانچه آن را هفت جوش بجوشانى و از ظرفى به ظرف ديگر درآورى ، تب را مى بَرَد و نيرو را به ساق پاها و قسمت پايين تر از مچ ، سرازير مى كند .
.
۱۲ / ۴ما يُلَيِّنُ المَفاصِلَ۵۵۴۵.عنه صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن الأزرق بن سليمان :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الإِجّاصِ ، فَقالَ :
نافِعٌ لِلمِرارِ ، ويُلَيِّنُ المَفاصِلَ ؛ فَلا تُكثِر مِنهُ فَيُعَقِّبَكَ رِياحاً فِي مَفاصِلِكَ . (1)۱۲ / ۵ما يُرخِي المَفاصِلَ۵۵۴۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :شَعرُ الجَسَدِ إذا طالَ ، قَطَعَ ماءَ الصُّلبِ ، وأرخَى المَفاصِلَ ، ووَرَّثَ الضَّعفَ وَالسِّلَّ . (2)۱۲ / ۶ما يَنفَعُ لِوَجَعِ الخاصِرَةِ۵۵۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قصص الأنبياء عن عبد اللّه بن سنان :سَأَلَ أبي أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام : هَل كانَ عيسى عليه السلام يُصيبُهُ ما يُصيبُ وُلدَ آدَمَ؟
قالَ : نَعَم ، ولَقَد كانَ يُصيبُهُ وَجَعُ الكِبارِ في صِغَرِهِ ، ويُصيبُهُ وَجَعُ الصِّغارِ في كِبَرِهِ ، ويُصيبُهُ المَرَضُ .
وكانَ إذا مَسَّهُ وَجَعُ الخاصِرَةِ في صِغَرِهِ ـ وهُوَ مِن عِلَلِ الكِبارِ ـ قالَ لاُِمِّهِ : اِبغي لي عَسَلاً وشونيزاً وزَيتاً فَتَعجِني بِهِ ، ثُمَّ ائتيني بِهِ .
فَأَتَتهُ بِهِ فَكَرِهَهُ .
فَتَقولُ : لِمَ تَكرَهُهُ وقَد طَلَبتَهُ؟ !
فَقالَ : هاتيهِ ، نَعَتُّهُ لَكِ بِعِلمِ النُّبُوَّةِ ، وأكرَهتُهُ لِجَزَعِ الصَّبا . ويَشُمُّ الدَّواءَ ، ثُمَّ يَشرَبُهُ بَعدَ ذلِكَ . (3).
۱۲ / ۴آنچه مفاصل را نرم مى كند۵۵۴۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ وقد سُئلَ عنِ التَّوبةِ النَّصوحِ ـ ) طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ازرق بن سليمان: از امام صادق عليه السلام ، درباره آلو پرسيدم . فرمود : «براى تلخه ، مفيد است و مفاصل را نرم مى كند . البته ، از آن فراوان مخور ؛ چرا كه بادهايى را در مفاصل تو در پى مى آورد» .۱۲ / ۵آنچه مفاصل را سست مى كند۵۵۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابن مسعود ـ ) امام كاظم عليه السلام :موى بدن ، چون بلند شود ، آب كمر را قطع مى كند ، مفصل ها را سست مى گرداند و ضعف و سِل بر جاى مى نهد .۱۲ / ۶آنچه براى درد پهلو سودمند است۵۵۵۳.عنه صلى الله عليه و آله :قصص الأنبياءـ به نقل از عبد اللّه بن سنان: از امام صادق عليه السلام پرسيدم : آيا عيسى عليه السلام به آنچه آدمى زادگان بدان مبتلا مى شوند ، مبتلا مى شد؟
فرمود : «آرى . او در خردسالى به درد بزرگ سالان و در بزرگ سالى به درد خُردسالان ، گرفتار مى شد و بيمار هم مى شد . چون در دوران خردسالى به درد پهلو ـ كه از بيمارى هاى بزرگ سالان است ـ مبتلا مى شد ، به مادرش مى گفت : ص برايم قدرى عسل و سياهْ دانه و روغن زيتون بِجو و از آن ، خمير بساز و برايم بياورص . مادرش آن را برايش مى آورد ؛ امّا او آن را خوش نمى داشت . مادرش از او مى پرسيد : ص چرا آن را خوش ندارى ، در حالى كه خود ، آن را طلبيده اى؟ص . او در پاسخ مى گفت: ص بده به من . به دانش نبوّت آن را برايت نسخه كردم و به بى تابى كودكان ، آن را خوش نداشتمص . او دارو را مى بوييد و پس از آن مى نوشيد» .
.
۱۲ / ۷ما يَنفَعُ لِوَجَعِ الظَّهرِ۵۵۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه السلام :الحِمَّصُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الظَّهرِ . وكانَ يَدعو بِهِ قَبلَ الطَّعامِ وبَعدَهُ . (1)۵۵۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله شَكا إلى رَبِّهِ عز و جل وَجَعَ الظَّهرِ ، فَأَمَرَهُ بِأَكلِ الحَبِّ بِاللَّحمِ ، ـ يَعنِي الهَريسَةَ ـ . (2)راجع : ج۲ ص ۴۸۰ (لحم الحبارى) .
.
۱۲ / ۷آنچه براى كمردرد ، سودمند است۵۵۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر: امام رضا عليه السلام فرمود : «نخود ، براى كمر درد ، سودمند است» . [درباره ايشان (امام رضا عليه السلام ) نيز نقل كرده است كه] او پيش و پس از غذا ، آن را مى طلبيد .۵۵۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، به درگاه پروردگار خويش عز و جل از كمرْ درد ناليد . خداوند به او فرمود كه دانه با گوشت بخورد ، يعنى هليم . (1)همچنين ، ر. ك : ج۲ ، ص۴۸۱ (گوشت هوبره) .
.
1) .معناى هليم و روايت هاى آن در جلد۲ صفحه ۴۹۹ خواهد آمد .
۱۲ / ۸ما يورِثُ النِّقرِسَ۵۵۶۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :التّينُ (1)، وَالنَّبيذُ الَّذي يَشرَبُهُ أهلُهُ ، إذَا اجتَمَعا وَلَّدَا النِّقرِسَ وَالبَرَصَ . (2)۱۲ / ۹ما يَنفَعُ مِنَ النِّقرِسِ۵۵۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش خود به ابو ذر ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا التّينَ الرَّطبَ وَاليابِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، ويَنفَعُ مِنَ النِّقرِسِ وَالإِبرِدَةِ . (3).
۱۲ / ۸آنچه نقرِس مى آورد۵۵۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :انجير (1)و شراب خرما ـ كه اهلش مى خورند ـ چون با هم جمع شوند ، نقرس و پيسى به وجود مى آورند .۱۲ / ۹آنچه براى نِقرِس ، سودمند است۵۵۶۴.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انجير ، تازه و خشك ، بخوريد ؛ چرا كه بر قدرت همبسترى مى افزايد ، بواسير را ريشه كن مى كند و براى درمان نقرس و سردىِ مزاج ، سودمند است .
.
1) .در برخى از نسخه هاى طبّ الإمام الرضا عليه السلام و نيز در بحار الأنوار ، به جاى «انجير» ، واژه «شير» آمده است.
الفصل الثالث عشر : الجهاز البولي والتّناسلي۱۳ / ۱الإِشارَةُ إلَى ما فيهِما مِنَ الحِكمَةِ۵۵۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: فَكِّر يا مُفَضَّلُ ، كَيفَ جُعِلَت آلاتُ الجِماعِ فِي الذَّكَرِ وَالاُنثى جَميعا عَلى ما يُشاكِلُ ذلِكَ ، فَجُعِلَ لِلذَّكَرِ آلَةٌ ناشِرَةٌ تَمتَدُّ ، حَتّى تَصِلَ النُّطفَةُ إلَى الرَّحِم ، إذ كانَ مُحتاجا إلى أن يَقذِفَ ماءَهُ في غَيرِهِ ، وخُلِقَ لِلاُنثى وِعاءٌ قُعِّرَ لِيَشتَمِلَ عَلَى الماءَينِ جَميعا ، ويَحتَمِلَ الوَلَدَ ويَتَّسِعَ لَهُ ويَصونَهُ حَتّى يَستَحكِمَ ، ألَيسَ ذلِكَ مِن تَدبيرِ حَكيمٍ لَطيفٍ؟ ! سُبحانَهُ وتَعالى عَمّا يُشرِكونَ . . .
مَن جَعَلَ لِمَنافِذِ البَولِ وَالغائِطِ أشراجا تَضبِطُهُما ، لِئَلاّ يَجرِيا جَرَيانا دائِما فَيُفسِدَ عَلَى الإِنسانِ عَيشَهُ؟ فَكَم عَسى أن يُحصِيَ المُحصي مِن هذا؟ . . .
لَو كانَ فَرجُ الرَّجُلِ مُستَرخِيا كَيفَ كانَ يَصِلُ إلى قَعرِ الرَّحِمِ حَتّى يُفرِ غَ النُّطفَةَ فيهِ؟ ولَو كانَ مُنعِظا أبَدا كَيفَ كانَ الرَّجُلُ يَتَقَلَّبُ فِي الفِراشِ ، و يَمشي بَينَ النّاسِ وشَيءٌ شاخِصٌ أمامَهُ؟ ثُمَّ يَكونُ في ذلِكَ ـ مَعَ قُبحِ المَنظَرِ ـ تَحريكُ الشَّهوَةِ في كُلِّ وَقتٍ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ جَميعا .
فَقَدَّرَ اللّهُ ـ جَلَّ اسمُهُ ـ أن يَكونَ أكثَرُ ذلِك لاَ يَبدو لِلبَصَرِ في كُلِّ وَقتٍ ، ولا يَكونَ عَلَى الرِّجالِ مِنهُ مُؤنَةٌ ، بَل جَعَلَ فيهِ القُوَّةَ عَلَى الاِنتِصابِ وَقتَ الحاجَةِ إلى ذلِكَ ، لِما قَدَّرَ أن يَكونَ فيهِ مِن دَوامِ النَّسلِ وبَقائِهِ . (1).
1) .بحار الأنوار ، ج ۶۱ ، ص ۳۲۰ ، ح ۳۰ إلى ص ۳۲۷ وج ۳ ، ص ۶۶ إلى ص ۷۵ كلاهما نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
فصل سيزدهم : دستگاه تناسل و دفع ادرار۱۳ / ۱اشاره به حكمت نهفته در آن۵۵۶۷.الاختصاص :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! در اين بينديش كه چگونه آلت هاى آميزش در مرد و زن ، به گونه اى همخوانِ اين كار ، قرار داده شده است . براى مرد ، آلتى انبساط پذير قرار داده شده كه دراز مى شود تا نطفه به زهدان برسد ؛ چه اين كه مرد ، بدان نياز دارد كه آب خويش در ديگرى بيفكند . براى زن هم ظرفى گود آفريده شده تا هر دو آب را در خود ، جاى دهد و فرزند را در درون خود بپذيرد ، گنجايش او را داشته باشد و او را حفظ كند تا زمانى كه استحكام يابد . آيا اين ، برخاسته از تدبير خدايى حكيم و پُر مهر نيست؟ از آنچه برايش انباز مى گيرند ، پيراسته و فراتر باد! . . .
چه كسى گذرگاه پيشاب و مدفوع را خودْ جمع شونده قرار داد تا آنها را مهار كند و نگذارد پيوسته در جريان باشند و زندگىِ انسان را بر او تباه سازند؟ چه اندازه نعمت از اين دست را هر شمارنده اى مى تواند در شمار آورد؟ . . .
اگر آلت تناسلى مرد ، هميشه سست و فروهِشته بود ، چگونه مى توانست به ژرفاى زهدان برسد تا در آن جا نطفه را خالى كند؟ و اگر نيز هميشه در حالت نعوظ بود ، چگونه مرد مى توانست در بستر ، از اين پهلو بدان پهلو بچرخد و يا در حالى كه چيزى پيش آمده در جلو او هست ، در ميان مردم راه برود؟ چنين چيزى ، افزون بر زشتى چشم انداز ، تحريك شهوت را در زن و مرد ، در همه وقت ، در پى مى آورد .
بدين سان ، خداوند ـ جلّ اسمه ـ تقدير كرد كه بيشتر آن در همه اوقات ، به چشم نيايد و از آن ، دشوارى اى بر مردان تحميل نشود ؛ بلكه خداوند در آن نيرويى قرار داد كه به گاه نياز ، راست شود ؛ چرا كه او خود تقدير كرده كه استمرار و ماندگارى نسل ، از رهگذرِ آن باشد .
.
۱۳ / ۲الوَظيفَةُ۱۳ / ۲ ـ ۱العادَةُ الشَّهرِيَّةُالكتاب :« وَيَسْـئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُواْ النِّسَآءَ فِى الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّ بِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » . (1)
الحديث :۵۵۷۲.كنز العمّال عن معاذ عن رسول اللّه صلى الله عليه ورسول اللّه صلى الله عليه و آله :أقَلُّ الحَيضِ ثَلاثَةُ أيّامٍ ، وأكثَرُهُ عَشَرَةُ أيّامٍ . (2).
1) .البقرة : ۲۲۲.
2) .سنن الدارقطني ، ج ۱ ، ص ۲۱۹ ، ح ۶۱ عن واثلة بن الأسقع ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۱۲۹ ، ح ۷۵۸۶ عن أبي اُمامة ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۴۰۷ ، ح ۲۶۷۱۹؛ الكافي ، ج ۳ ، ص ۷۵ ، ح ۲ عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام وح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۱۵۶ ، ح ۴۴۶ كلاهما عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه السلام وكلّها نحوه.
۱۳ / ۲كاركردها۱۳ / ۲ ـ ۱عادت ماهانهقرآن«از تو درباره خون حيض مى پرسند . بگو : آن آزردگى اى است . پس در ايّام حيض از زنان كناره گزينيد و نزديكشان مشويد تا پاك شوند . پس چون پاك شدند ، از همان سويى كه خداوند فرمانتان داده است ، به سراغشان رويد . خداوند ، توبه كنندگان را دوست دارد و طهارت جويان را دوست دارد»
حديث۵۵۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كمترين ايّام حيض ، سه روز و بيشترين آن ، ده روز است .
.
۵۵۷۴.كنز الفوائد :الإمام الصادق عليه السلام :إذا بَلَغَتِ المَرأَةُ خَمسينَ سَنَةً لَم تَرَ حُمرَةً ، إلاّ أن تَكونَ امرَأَةً مِن قُرَيشٍ . (1)۵۵۷۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبد الرحمن بن الحجّاج عن الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثٌ يَتَزَوَّجنَ عَلى كُلِّ حالٍ :
الَّتي لَم تَحِض ومِثلُها لا تَحيضُ . قالَ : قُلتُ : وما حَدُّها؟
قالَ : إذا أتى لَها أقَلُّ مِن تِسعِ سِنينَ ، والَّتي لَم يُدخَل بِها ، والَّتي قَد يَئِسَت مِنَ المَحيضِ ومِثلُها لا تَحيضُ .
قُلتُ : وما حَدُّها؟
قالَ : إذا كانَ لَها خَمسونَ سَنَةً . (2)۵۵۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن حفص بن البختري :دَخَلَت عَلى أبي عَبدِ اللّهِ امرَأَةٌ فَسَأَلَتهُ عَنِ المَرأَةِ يَستَمِرُّ بِهَا الدَّمُ فَلا تَدري حَيضٌ هُوَ أو غَيرُهُ ؟
قالَ : فَقالَ لَها : إنَّ دَمَ الحَيضِ حارٌّ عَبيطٌ أسوَدُ لَهُ دَفعٌ وحَرارَةٌ ، ودَمَ الاِستِحاضَةِ أصفَرُ بارِدٌ ، فَإِذا كانَ لِلدَّمِ حَرارَةٌ ودَفعٌ وسَوادٌ ، فَلتَدَعِ الصَّلاةَ .
قالَ : فَخَرَجَت وهِيَ تَقولُ : وَاللّهِ أن لَو كانَ امرَأَةً ما زادَ عَلى هذا ! (3).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۹۷ ، ح ۱۲۳۶.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۸۵ ، ح ۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۶۷ ، ح ۲۲۲ و ج ۷ ، ص ۴۶۹ ، ح ۱۸۸۱ نحوه وفيه «إذا بلغت ستّين سنة» بدل «إذا كان لها خمسون سنة» ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۳۸۶ ، ح ۵۵ .
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۹۱ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۱۵۱ ، ح ۴۲۹ ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۳۳ ، ح ۸۸ .
۵۵۷۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :زن ، هنگامى كه به پنجاه سالگى برسد ، خون نمى بيند ، مگر آن كه زنى از قريش باشد .۵۵۷۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن حجّاج: امام صادق عليه السلام فرمود : «سه كس اند كه در هر حالتى مى توان با آنها عقد نكاح بست (1): آن كه هنوز خون نديده است و همانندهايش نيز هنوز خون نمى بينند» .
پرسيدم : اندازه سنّى آن چيست؟
فرمود : «وقتى كمتر از نه سال بر او گذشته باشد . [سپس ادامه داد: دوم] آن كه كس با او دخول نكرده است و [سوم] آن كه از حيض نوميد شده و همانندهايش نيز حائض نمى شوند» .
گفتم : حدّ آن چيست؟
فرمود : «وقتى پنجاه سال داشته باشد» .۵۵۷۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وصِيَّتِهِ لأبي ذرٍّ ـ ) الكافىـ به نقل از حفص بن بخترى: زنى بر امام صادق عليه السلام وارد شد و از ايشان در اين باره پرسيد كه زنى ، خونش استمرار مى يابد و نمى داند اين خون ، حيض است يا چيزى ديگر .
امام به او فرمود : «خون حيض ، گرم ، خالص ، سياه رنگ و داراى جهش و حرارت است ؛ امّا خون استحاضه ، زرد و سرد است . پس اگر خون ، داراى حرارت و جهش و سياهى بود ، زن بايد نماز را واگذارد» .
آن زن پس از شنيدن بيرون رفت ، در حالى كه مى گفت : به خداوند سوگند ، اگر يك زن هم مى بود ، بر اين نمى افزود . .
1) .مقصود ، آن است كه عدّه ندارند.
۱۳ / ۲ ـ ۲النُّطفَةُالكتاب :« إِنَّا خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَـهُ سَمِيعَا بَصِيرًا » . (1)
الحديث :۵۵۸۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ وسُئِلَ عَن قَرارِ ماءِ الرَّجُلِ وماءِ المَرأَةِ فَقالَ: أمّا قَرارُ ماءِ الرَّجُلِ ، فَإِنَّهُ يَخرُجُ ماؤُهُ مِنَ الإِحليلِ ، وهُوَ عِرْقٌ يَجري في ظَهرِهِ حَتّى يَستَقِرَّ قَرارَهُ فِي البَيضَةِ اليُسرى ، وأمّا ماءُ المَرأَةِ ، فَإِنَّ ماءَها فِي التَّريبَةِ يَتَغَلغَلُ لا يَزال يَدنو ، حَتّى يَذوقَ عُسَيلَتَها . (2)۱۳ / ۲ ـ ۳سَوائِلُ البُروستاته۵۵۸۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن مسلم :قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام : رَجُلٌ بالَ ولَم يَكُن مَعَهُ ماءٌ ، فَقالَ :
يَعصِرُ أصلَ ذَكَرِهِ إلى طَرَفِهِ ثَلاثَ عَصَراتٍ ويَنتُرُ طَرَفَهُ ، فَإِن خَرَجَ بَعدَ ذلِكَ شَيءٌ فَلَيسَ مِنَ البَولِ ، ولكِنَّهُ مِنَ الحَبائِلِ . (3)۵۵۸۳.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله علي ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ كُلَّ فَحلٍ يُمذي ، فَإِذا كانَ المَنِيُّ ، فَفيهِ الغُسلُ . (4).
1) .الإنسان : ۲ .
2) .تاريخ دمشق، ج۱۶، ص۳۷۴، ح ۳۹۷۲ عن خزيمة بن حكيم السلمي ، كنزالعمّال، ج ۱۳، ص۳۸۶،ح۳۷۰۴۳.
3) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۹ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۲۸ ، ح ۷۱ ، مستطرفات السرائر ، ص ۷۴ ، ح ۱۴ عن أبان بن تغلب عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۸۰ ، ص ۲۰۵ ، ح ۱۵.
4) .المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۱ ، ص ۱۱۳ ، ح ۲ ، نصب الراية ، ج ۱ ، ص ۹۴ عن محمّد بن الحنفيّة وكلاهما عن الإمام عليّ عليه السلام ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۳۴ ، ح ۲۶۳۰۱.
۱۳ / ۲ ـ ۲نطفهقرآن«ما انسان را از نطفه اى به هم آميخته كه آن را مى آزماييم ، بيافريديم و آن گاه ، او را شنوا و بينا ساختيم»
حديث۵۵۸۶.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به پرسش درباره جايگاه استقرار آب مرد و آب زن: جايگاه استقرار آب مرد ؛ آب او از سرِ آلت بيرون مى آيد و آن ، رگى است كه در پشت او جريان مى يابد تا هنگامى كه در تخمِ چپ ، استقرار بيابد . امّا جاى آب زن ؛ آب او از استخوانِ سينه ، آهسته به جنبش در مى آيد و پيوسته نزديك مى شود تا هنگامى كه زن ، كام بيابد .۱۳ / ۲ ـ ۳مايع پروستات۵۵۸۹.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از محمّد بن مسلم: به امام باقر عليه السلام گفتم : مردى پيشاب كرده و آبى به همراه ندارد .
فرمود : «آلت خود را تا سر آن ، سه بار بفشرد و سرِ آن را نيز سه بار فشار دهد . اگر پس از آن چيزى بيرون آمد ، پيشاب نيست ؛ بلكه از رگ هاى پشت (وَدْى) است» .۵۵۹۰.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر نرينه اى مَذْى دارد ؛ اما اگر مَنى باشد ، موجب غسل است .
.
۵۵۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إن سالَ مِن ذَكَرِكَ شَيءٌ مِن مَذيٍ أو وَديٍ وأنتَ في الصَّلاةِ فَلا تَغسِلهُ ، ولا تَقطَعِ الصَّلاةَ ، ولا تَنقُض لَهُ الوُضوءَ وإن بَلَغَ عَقيبَكَ ؛ فَإِنَّما ذلِكَ بِمَنزِلَةِ النُّخامَةِ ، وكُلُّ شَيءٍ يَخرُجُ مِنكَ بَعدَ الوُضوءِ ؛ فَإِنَّهُ مِنَ الحَبائِلِ ، أو مِنَ البَواسيرِ ولَيسَ بِشَيءٍ ، فَلا تَغسِلهُ مِن ثَوبِكَ إلاّ أن تُقذِرَهُ . (1)۵۵۹۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :رُوِيَ أنَّ المَذيَ وَالوَذيَ بِمَنزِلَةِ البُصاقِ وَالمُخاطِ ؛ فَلا يُغسَلُ مِنهُمَا الثَّوبُ ، ولاَ الإِحليلُ . (2)۵۵۸۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :يَخرُجُ مِنَ الإِحليلِ المَنِيُّ وَالمَذيُ وَالوَديُ وَالوَذيُ :
فَأَمَّا المَنِيُّ : فَهُوَ الَّذي تَستَرخي لَهُ العِظامُ ويَفتُرُ بِهِ الجَسَدُ ، وفيهِ الغُسلُ .
وأمَّا المَذيُ فَيَخرُجُ مِنَ الشَّهوَةِ ، ولا شَيءَ فيهِ .
وأمَّا الوَديُ : فَهُوَ الَّذي يَخرُجُ بَعدَ البَولِ .
وأمَّا الوَذيُ : فَهُوَ الَّذي يَخرُجُ مِنَ الأَدواءِ ، ولا شَيءَ فيهِ . (3)۱۳ / ۳بعض الأَمراضِ النِّسائِيَّةِأ ـ اِنقِطاعُ العادَةِ الشَّهرِيَّةِ۵۵۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ الطَّمثَ قَد تَحبِسُهُ الرّيحُ مِن غَيرِ حَبَلٍ . (4).
1) .الكافي، ج۳، ص۳۹، ح۱ ، علل الشرائع، ص۲۹۵، ح ۱ كلاهما عن زرارة ، بحار الأنوار، ج۸۰ ، ص۱۰۲، ح۵ .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۶۶ ، ح ۱۵۰ .
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۲۰ ، ح ۴۸ ، بحار الأنوار ، ج ۸۰ ، ص ۲۱۸ .
4) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۱۰۸ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۶۹ ، ح ۱۸۷۸ كلاهما عن رفاعة بن موسى ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۹۴ ، ح ۱۹۹.
۵۵۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اگر از آلتت چيزى از مَذْى يا وَدْى بيرون آيد و در حال نماز باشى ، نه آن را بشوى ، نه نماز را بشكن و نه وضوى خود را به سبب آن ، باطل بدان ، هر چند كه [از فراوانى] به پسِ تو نيز رسيده باشد ؛ چرا كه اين آب به منزله آب بينى است . هر چيز هم كه پس از وضو از تو بيرون مى آيد ، از رگ هاى پشت (غدّه ها) يا از بواسير است و چيز مهمى نيست . آن را از جامه ات مشوى ، مگر اين كه جامه را آلوده كند .۵۵۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه :روايت شده كه مَذْى و وَذْى ، به منزله آب دهان و آب بينى است ؛ نه شستن جامه از آن لازم است و نه شستن آلت .۵۵۹۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :منى ، مَذْى ، وَدْى و وَذْى ، از آلت بيرون مى آيند . مَنى ، آن چيزى است كه به سببش استخوان ها شُل مى شوند و بدن سست مى گردد و موجب غسل است . مَذْى از شهوت بيرون مى آيد و در آن چيزى نيست . وَدْى ، آن چيزى است كه پس از پيشاب بيرون مى آيد . وَذْى هم آن چيزى است كه به سبب بيمارى ها بيرون مى آيد و در آن ، چيزى نيست .۱۳ / ۳نمونه هايى از بيمارى هاى زنانالف ـ قطع شدن عادت ماهانه۵۵۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :خون عادت را گاه باد ، بند مى آورد ، بى آن كه آبستنى در ميان باشد .
.
۵۵۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :اِرتِفاعُ الطَّمثِ ضَربانِ : فَسادٌ مِن حَيضٍ ، أوِ ارتِفاعٌ مِن حَملٍ ؛ فَأَيُّهُما كانَ فَقَد حَلَّت لِلأَزواجِ إذا وَضَعَت ، أو مَرَّت بِها ثَلاثَةُ أشهُرٍ بيضٍ لَيسَ فيها دَمٌ . (1)ب ـ القَرنُ وَالعَفَلُ۵۶۰۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأبي رِفاعَةَ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :المَرأَةُ تُرَدُّ مِن أربَعَةِ أشياءَ : مِنَ البَرَصِ ، وَالجُذامِ ، وَالجُنونِ ، وَالقَرَنِ ـ وهُوَ العَفَلُ ـ ما لَم يَقَع عَلَيها ، فَإِذا وَقَعَ عَلَيها فَلا . (2)ج ـ فِقدانُ البَكارَةِ۵۵۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في رَجُلٍ قالَ لاِمرَأَتِهِ : لَم تَأتِني عَذراءَ: لَيسَ عَلَيهِ شَيءٌ ؛ لِأَنَّ العُذرَةَ تَذهَبُ بِغَيرِ جِماعٍ . (3)۵۵۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ رَجُلاً أقبَلَ إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ومَعَهُ امرَأَةٌ ، فَقالَ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، إنّي تَزَوَّجتُ امرَأَتي عَذرى ، فَدَخَلتُ بِها فَوَجَدتُها غَيرَ عَذرى .
فَقالَ : وَيحَكَ ! إنَّ العُذرَةَ تَذهَبُ مِنَ الوَثبَةِ ، وَالقَفزَةِ ، وَالحَيضِ ، وَالوُضوءِ ، وطولِ التَّعَنُّسِ . (4).
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۳۰ ، ح ۴۴۸ عن محمّد بن حكيم .
2) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۴۰۹ ، ح ۱۶ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۲۷ ، ح ۱۷۰۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۳۲ وفيه «والقَرن والعَفَل» وكلّها عن عبد الرحمن بن أبي عبد اللّه .
3) .الكافي ، ج ۷ ، ص ۲۱۲ ، ح ۱۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۹۶ ، ح ۶۸۹ كلاهما عن زرارة .
4) .الجعفريّات، ص ۱۰۳ ، دعائم الإسلام، ج ۲، ص۲۳۱، ح ۸۶۸ ، مستدرك الوسائل، ج ۱۵، ص۵۱ ، ح۱۷۵۰۸.
۵۵۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :از ميان رفتن خونريزى زنان ، بر دو گونه است : تباهى اى كه در عادت ماهانه حاصل آمده باشد ، و از ميان رفتنى كه از آبستنى ، ناشى شده باشد . و هر يك از اينها كه رُخ دهد ، زن پس از نهادن فرزند يا پس از گذشتن سه ماه پاكى بر او كه در اين مدّت هيچ خونى نيز نباشد ، براى [ازدواج با] مردان حلال شود .ب ـ شاخك و فنج۵۵۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :زن را به واسطه چهار چيز پس دهند : به واسطه پيسى ، جذام ، ديوانگى ، و شاخك ـ كه همان فنج است ـ البته تا زمانى كه مرد با او همبستر نشده باشد ؛ اما اگر با او همبستر شده باشد ، نه .ج ـ فقدان دوشيزگى۵۶۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به ابو رفاعه ـ ) امام صادق عليه السلامـ درباره مردى كه به زنش گفته بود : تو دوشيزه به حجله ام نيامده اى: بر او چيزى نيست ؛ (1)زيرا دوشيزگى بدون آميزش نيز از ميان مى رود .۵۶۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :مردى در حالى كه زنى به همراهش بود ، رو به اميرمؤمنان عليه السلام كرد و گفت : اى اميرمؤمنان! من با زنم در حالى ازدواج كرده ام كه دوشيزه بوده است ؛ اما چون با او همبسترى كرده ام ، او را نادوشيزه يافته ام .
فرمود : «واى بر تو! گاه دوشيزگى به واسطه جَستن ، پَرِش ، (2)حيض ، طهارت گرفتن و درخانه ماندگى دراز مدت ، از ميان مى رود» .
.
۱۳ / ۴بَعضُ أسباب أمراضِ الجَهازِ البَولِيِّ وَالتَّناسُلِيِّ۱۳ / ۴ ـ ۱حَبسُ البَولِ۵۶۰۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ يَشتَكِيَ مَثانَتَهُ ، فَلا يَحبِسِ البَولَ ولَو عَلى ظَهرِ دابَّتِهِ. (1)۱۳ / ۴ ـ ۲الجِماعُ مِن غَيرِ إهراقِ الماءِ۵۶۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :الجِماعُ مِن غَيرِ إهراقِ الماءِ عَلى أثَرِهِ يورِثُ الحَصاةَ . . .
ومَن أرادَ أن يَأمَنَ الحَصاةَ وعُسرَ البَولِ ، فَلا يَحبِسِ المَنِيَّ عِندَ نُزولِ الشَّهوَةِ ، ولا يُطِلِ (2)المَكثَ عَلَى النِّساءِ . (3)۱۳ / ۴ ـ ۳أكلُ كُلَى الغَنَمِ وأجوافِها۵۶۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إدمانُ أكلِ كُلَى الغَنَمِ وأجوافِها ، يَعكِسُ المَثانَةَ . (4).
1) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۳.
2) .في المصدر : «يُطيل» ، والتصويب من بحار الأنوار .
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷ وص ۳۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ وص ۳۲۴.
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ وليس فيه «إدمان» وفيه «يغيّر» بدل «يعكس».
۱۳ / ۴برخى عوامل بيمارى هاى دستگاه ادرارى و تناسلى۱۳ / ۴ ـ ۱نگه داشتن پيشاب۵۶۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :هر كس مى خواهد مثانه اش به عارضه اى گرفتار نشود ، پيشاب خود را نگه ندارد ، حتّى اگر كه بر پشت مَركب خويش نشسته باشد .۱۳ / ۴ ـ ۲آميزش بدون انزال۵۶۱۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :آميزش بدون انزال ، سنگ [مثانه] مى آورد ... و هر كس مى خواهد از سنگ و دشوارى دفع ادرار در امان باشد ، نبايد در هنگام حصول شهوت ، منى را در خود نگه دارد ، و نيز نبايد آميزش با زنان را [بسيار] به درازا بكشاند .۱۳ / ۴ ـ ۳خوردن قلوه و شكمبه گوسفند۵۶۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :عادت داشتن به خوردن قلوه و شكمبه (سيرابى) گوسفند ، مثانه را ديگرگون مى كند .
.
۱۳ / ۴ ـ ۴إدمانُ الحَمّامِ۵۶۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :الحَمّامُ يَومٌ ويَومٌ لا ، يُكثِرُ اللَّحمَ ، وإدمانُهُ في كُلِّ يَومٍ يُذيبُ شَحمَ الكُليَتَينِ . (1)۱۳ / ۴ ـ ۵الاِتِّكاءُ فِي الحَمّامِ۵۶۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :لا تَتَّكِ فِي الحَمّامِ ؛ فَإِنَّهُ يُذيبُ شَحمَ الكُليَتَينِ . (2)۱۳ / ۵بَعضُ عَوامِلِ صِحَّةِ الجَهازِ البَولِيِّ وَالتَّناسُلِيِّ۱۳ / ۵ ـ ۱الخِتانُ۵۶۱۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَ خَليلَهُ بِالحَنيفِيَّةِ ، وأمَرَهُ بِأَخذِ الشّارِبِ ، وقَصِّ الأَظفارِ ، ونَتفِ الإِبطِ ، وحَلقِ العانَةِ ، وَالخِتانِ . (3)۵۶۱۸.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :خَتِّنوا أولادَكُم يَومَ السّابِـعِ ؛ فَإِنَّهُ أطهَرُ وأطيَبُ وأسرَعُ لِنَباتِ اللَّحمِ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۶ ، ح ۲ عن سليمان الجعفريّ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۷ ، ح ۲۴۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۲۶ ، ح ۳۰۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۷۸ ، ح ۲۱.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۰۱ ، ح ۲۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۲۴۳ ، عوالي اللآلي ، ج ۴ ، ص ۱۲ ، ح ۲۱.
3) .تفسير العيّاشي ، ج ۱ ، ص ۳۸۸ ، ح ۱۴۵ عن طلحة بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۶۸ ، ح ۵ .
4) .الخصال ، ص ۵۳۸ ، ح ۶ عن إسماعيل بن مسلم السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۴ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۴۴ ، ح ۱۷۷۷ كلاهما عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام وليس فيهما «أطيب» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۰۹ ، ح ۱۲.
۱۳ / ۴ ـ ۴عادت به حمّام رفتن۵۶۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :حمّام رفتن يك روز در ميان ، گوشت بدن را مى افزايد ؛ امّا عادت به آن در هر روز ، پيهِ كليه ها را آب مى كند .۱۳ / ۴ ـ ۵تكيه زدن در حمّام۵۶۲۴.الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلامامام صادق عليه السلام :در حمّام [به ديوار] تكيه مزن ؛ چرا كه پيهِ كليه ها را آب مى كند . (1)۱۳ / ۵برخى عوامل سلامت دستگاه ادرارى و تناسلى۱۳ / ۵ ـ ۱ختنه۵۶۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند ، خليل خويش را به آيين راست و درست برانگيخت و او را به كوتاه كردن سبيل ، گرفتن ناخن ها ، كَندن موهاى زير بغل ، تراشيدن موى زَهار و ختنه ، فرمان داد .۵۶۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فرزندانتان را در روز هفتم [تولّد] ، ختنه كنيد ؛ چرا كه پاك تر و پاكيزه تر است و گوشت را سريع تر مى رويانَد .
.
1) .ممكن است اين اثر ، مربوط به حمّام هاى آن دوران باشد .
۵۶۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :أسرِعوا بِخِتانِ أولادِكُم ؛ فَإِنَّهُ أطهَرُ لَهُم . (1)۵۶۲۴.امام صادق عليه السلام ( ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ ) عنه عليه السلام :اِختِنوا (2)أولادَكُم يَومَ السّابِعِ لا يَمنَعكُم حَرٌّ ولا بَردٌ ؛ فَإِنَّهُ طَهورٌ لِلجَسَدِ ، وإنَّ الأَرضَ لَتَضِجُّ إلَى اللّهِ مِن بَولِ الأَغلَفِ . (3)۵۶۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :المَولودُ يُعَقُّ عَنهُ ، ويُختَنُ لِسَبعَةِ أيّامٍ . (4)۵۶۲۶.بحار الأنوار عن جريرِ بنِ عبدِ اللّه ِ :عنه عليه السلام :إنَّ ثَقبَ اُذُنِ الغُلامِ مِنَ السُّنَّةِ ، وخِتانَهُ لِسَبعَةِ أيّامٍ مِنَ السُّنَّةِ . (5)۵۶۲۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي بصير :سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَنِ الجارِيَةِ تُسبى مِن أرضِ الشِّركِ فَتُسلِمُ ، فَنَطلُبُ (6)لَها مَن يَخفِضُها فَلا نَقدِرُ عَلَى امرَأَةٍ .
فَقالَ : أمَّا السُّنَّةُ فِي الخِتانِ عَلَى الرِّجالِ ، ولَيسَ عَلَى النِّساءِ . (7)۱۳ / ۵ ـ ۲الاِستِنجاءُ وَالغَسلُ۵۶۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :لا صَلاةَ إلاّ بِطَهورٍ ، ويُجزيكَ مِنَ الاِستِنجاءِ ثَلاثَةُ أحجارٍ ، بِذلِكَ جَرَتِ السُّنَّةُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، وأمَّا البَولُ ، فَإِنَّهُ لابُدَّ مِن غَسلِهِ . (8).
1) .دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۲۴.
2) .في المصدر : «اختتنوا» ، والتصويب من بحار الأنوار.
3) .الخصال ، ص ۶۳۶ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۴ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۱۰ ، ح ۱۶.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶ ، ح ۹.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۵ ، ح ۱ ، قرب الإسناد ، ص ۱۰ ، ح ۳۲ كلاهما عن مسعدة بن صدقة ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۹۱ ، ح ۱۷۰۲ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۰۸ ، ح ۳.
6) .في المصدر : «فتطلب» ، والتصويب من تهذيب الأحكام.
7) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۴۶ ، ح ۱۷۸۴.
8) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۲۰۹ ، ح ۶۰۵ ، الاستبصار ، ج ۱ ، ص ۵۵ ، ح ۱۶۰ كلاهما عن زرارة.
۵۶۲۶.بحار الأنوار ( ـ به نقل از جرير بن عبد اللّه ـ ) امام على عليه السلام :در ختنه فرزندانتان شتاب كنيد ؛ چرا كه اين كار ، برايشان پاك تر است .۵۶۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :فرزندانتان را در روز هفتم [تولّد ] ختنه كنيد . نه گرما ، شما را از آن ، باز دارد ، نه سرما ؛ چرا كه اين كار ، مايه پاكىِ تن است و زمين از پيشاب ختنه ناشدگان به درگاه خداوند مى نالد .۵۶۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :نوزاد را در روز هفتم ، عقيقه و ختنه كنند .۵۶۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سوراخ كردن گوش پسربچّه از سنّت است و ختنه كردن او در هفت روزگى هم از سنّت است .۵۶۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابوبصير: از امام باقر عليه السلام در اين باره پرسيدم كه كنيزى از سرزمين شرك به بردگى گرفته مى شود و اسلام مى آورد . آن گاه ، ما براى او كسى را مى جوييم كه ختنه اش كند؛ امّا به هيچ زنى دست نمى يابيم .
فرمود : «سنّت ختنه ، تنها بر مردان است ، نه بر زنان» . (1)۱۳ / ۵ ـ ۲پليدى زدايى و شستن۵۶۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :نمازى نيست ، مگر به پاك كننده اى . تو را در پليدى زدايى [از مخرج غائط] ، سه سنگ بسنده است . سنّت پيامبر خدا بر اين جريان يافته است . امّا در پيشاب ، گريزى از شُستن آن نيست .
.
1) .علاّمه مجلسى در شرح جمله پايانى روايت مى گويد: مقصود آن است كه ختنه بر زنان واجب نيست .
۵۶۳۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :جَرَتِ السُّنَّةُ فِي الاِستِنجاءِ بِثَلاثَةِ أحجارٍ أبكارٍ ، ويُتبَعُ بِالماءِ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۴۴۶ (ما ينفع لعلاج البواسير / الاستنجاء بالسعد).
۱۳ / ۵ ـ ۳أكلُ الفُجلِ۵۶۳۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كُلِ الفُجلَ ؛ فَإِنَّ فيهِ ثَلاثَ خِصالٍ : وَرَقُهُ يَطرُدُ الرِّياحَ ، ولُبُّهُ يُسَربِلُ البَولَ ، وأصلُهُ يَقطَعُ البَلغَمَ . (2)۵۶۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :الفُجلُ أصلُهُ يَقطَعُ البَلغَمَ ، ولُبُّهُ يَهضِمُ ، ووَرَقُهُ يَحدِرُ البَولَ حَدراً. (3)۱۳ / ۵ ـ ۴أكلُ البِطّيخِ۵۶۳۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فِي ذِكرِ خَواصِّ البِطّيخِ: يُذيبُ الحَصى فِي المَثانَةِ . (4)۵۶۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه عليه السلام :كُلُوا البِطّيخَ ؛ فَإِنَّ فيهِ عَشرَ خِصالٍ مُجتَمِعَةً : هُوَ شَحمَةُ الأَرضِ لا داءَ فيهِ ولا غائِلَةَ ، وهُوَ طَعامٌ ، وهُوَ شَرابٌ ، وهُوَ فاكِهَةٌ ، وهُوَ رَيحانٌ ، وهُوَ اُشنانٌ ، وهو اُدمٌ ، ويَزيدُ فِي الباهِ ، ويَغسِلُ المَثانَةَ ، ويُدِرُّ البَولَ . (5)راجع : ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶.
.
1) .تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۲۰۹ ، ح ۶۰۷.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۱ ، ح ۱ ، الخصال ، ص ۱۴۴ ، ح ۱۶۸ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۲۱۳۵ ، مكارم الأخلاق ، ج۱ ، ص۳۹۳ ، ح ۱۳۳۱ كلّها عن حنّان بن سدير . بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۰ ، ح ۱.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۱ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲، ص ۳۳۲، ح ۲۱۳۶ كلاهما عن درست بن أبيمنصور ، الأمالي للطوسي ، ص ۳۶۲ ، ح ۷۵۸ عن النزّال بن سبرة عن الإمام عليّ عليه السلام وفيه «يهضم الطعام» بدل «لبّه يهضم» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۰ ، ح ۲.
4) .الخصال ، ص ۴۴۳ ، ح ۳۶.
5) .الخصال ، ص ۴۴۳ ، ح ۳۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۰۰ ، ح ۱۳۶۴ ، روضة الواعظين ، ص ۳۴۱ وليس فيه «وهو اُشنان» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۹۶ ، ح ۱۲.
۵۶۳۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سنّت در پليدى زدايى [از مخرج] بر استفاده از سه سنگ دست نخورده جريان يافته است و پس از آن هم از آب استفاده شود .ر. ك : ج۱ ، ص۴۴۷ (آنچه براى درمان بواسير، سودمند است / استنجا با مُشكك).
۱۳ / ۵ ـ ۳خوردن تُرُب۵۶۴۱.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :تُرُب بخور ؛ چرا كه در آن ، سه ويژگى است : برگش بادها را دور مى كند ، قسمت ميانى اش پيشاب را جامه مى شود (1)و بيخش بلغم را از ميان مى بَرَد .۵۶۴۲.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :تُرُب ، بيخش بلغم را از ميان مى برد ، قسمت ميانى اش ، گوارش مى دهد و برگش ، ادرار را به طور كامل به جريان مى اندازد .۱۳ / ۵ ـ ۴خوردن خربزه۵۶۴۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ درباره ويژگى هاى خربزه: سنگ را در مثانه ذوب مى كند .۵۶۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خربزه بخوريد ؛ چرا كه در آن ، ده ويژگى است : پيه زمين است ؛ نه دردى در آن هست و نه فسادى ؛ خوراك است ؛ آب است ؛ ميوه است ؛ سبزى خوش است ؛ شست و شو دهنده است ؛ خورش است ؛ توان جنسى را مى افزايد ؛ مثانه را مى شويد؛ و ادرارآور است .ر. ك : ج۲ ، ص۳۳۳ ، ح۱۷۵۶ .
.
1) .علاّمه مجلسى در شرح عبارت «يسربل البول» ، چنين مى گويد: «سربله» ، يعنى شلوار بر او پوشاند. اين معنا با اين جا سازگار نيست ، مگر به مجازگويى و تكلّفى بسيار دور. در برخى از نسخه هاى الكافى ، به جاى اين واژه «يسهّل (آسان مى كند ) » و در برخى «يسيل (روان مى كند ) » آمده كه اين دو واژه ، درست تر است .
۱۳ / ۶ما يَنفَعُ لِعِلاجُ بَعضِ أمراضِ الجَهازِ التَّناسُلِيِّ۱۳ / ۶ ـ ۱ما يَنفَعُ لِعِلاجِ عَدَمِ انقِطاعِ دَمِ الحَيضِ۵۶۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن مهزيار :إنَّ جارِيَةً لَنا أصابَهَا الحَيضُ وكانَ لا يَنقَطِعُ عَنها ، حَتّى أشرَفَت عَلَى المَوتِ ، فَأَمَرَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام أن تُسقى سَويقَ العَدَسِ ، فَسُقِيَت فَانقَطَعَ عَنها وعوفِيَت . (1)۱۳ / ۶ ـ ۲ما يَنفَعُ لِعَودِ قَطعِ العادَةِ الشَّهرِيَّةِ۵۶۴۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن إسماعيل بن بزيع :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام : إنَّ لي فَتاةً قَدِ ارتَفَعَت عِلَّتُها .
فَقالَ : اِخضِب رَأسَها بِالحِنّاءِ ؛ فَإِنَّ الحَيضَ سَيَعودُ إلَيها .
قالَ : فَفَعَلتُ ذلِكَ فَعادَ إلَيهَا الحَيضُ . (2).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۷ ، ح ۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۱ ، ح ۱۴۲۸ وليس فيه «وعوفيت» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۸۲ ، ح ۲۸.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۴ ، ح ۶ ، قرب الإسناد ، ص ۳۰۱ ، ح ۱۱۸۴ نحوه وفيه «قد ارتفع حيضها» بدل «قد ارتفعت علّتها» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۸ ، ح ۵۵۰ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۸۹ ، ح ۹.
۱۳ / ۶آنچه براى برخى بيمارى هاى دستگاه تناسلى سودمند است۱۳ / ۶ ـ ۱آنچه براى درمان بند نيامدن خون عادت ، سودمند است۵۶۴۸.امام صادق عليه السلام :الكافىـ به نقل از على بن مهزيار: يكى از دختركان ما عادت شد و خونريزى اش متوقّف نمى شد تا جايى كه در آستانه مرگ قرار گرفت . امام جواد عليه السلام فرمود تا سويق (1)عدس به او بخورانند . اين سويق به او خورانده شد و پس از آن ، خونريزى بند آمد و او بهبود يافت .۱۳ / ۶ ـ ۲آنچه براى بازگشت عادت ماهانه ، سودمند است۵۶۵۱.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از اسماعيل بن بزيع: به امام كاظم عليه السلام گفتم : دخترى جوان دارم كه بيمارى (كنايه از عادت ماهانه) او از ميان رفته است . فرمود كه سر وى را با حنا خضاب كنند ؛ عادت ماهانه به وى باز خواهد گشت .
اين كار را انجام دادم و عادت ماهانه به وى بازگشت .
.
1) .معناى سويق در ج۲ ، صفحه ۳۷۵ خواهد آمد .
۱۳ / ۶ ـ ۳ما يَنفَعُ لِعِلاجِ تَقطيرِ البَولِ۵۶۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :طبّ الأئمّة عن أبي بصير :شَكا عَمرٌو الأَفرَقُ إلَى الباقِرِ عليه السلام تَقطيرَ البَولِ .
فَقالَ : خُذِ الحَرمَلَ وَاغسِلهُ بِالماءِ البارِدِ سِتَّ مَرّاتٍ ، وبِالماءِ الحارِّ مَرَّةً واحِدَةً ، ثُمَّ يُجَفَّفُ فِي الظِّلِّ ، ثُمَّ يُلَتُّ بِدُهنِ جُلٍّ خالِصٍ ، ثُمَّ يُستَفُّ عَلَى الرِّيقِ سَفّاً ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ التَّقطيرَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (1)راجع : ج۲ ص ۴۱۴ ، ح۱۹۰۰ .
۱۳ / ۶ ـ ۴ما يَنفَعُ لِعِلاجِ الوَجَعِ عِندَ البَولِ۵۶۵۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن الفضل :شَكَوتُ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام أنّي ألقى مِنَ البَولِ شِدَّةً .
فَقالَ : خُذ مِنَ الشّونيزِ في آخِرِ اللَّيلِ . (2)۱۳ / ۷إرشَادَاتٌ صِحيِّةٌ۱۳ / ۷ ـ ۱ما يَنبَغي أن يُمنَعَ العَروسُ في اُسبوعِها۵۶۵۷.عنه صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبي سعيد الخُدريّ :أوصى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام فَقالَ : يا عَلِيُّ : . . . اِمنَعِ العَروسَ في اُسبوعِها مِنَ الأَلبانِ ، وَالخَلِّ ، وَالكُزبُرَةِ ، وَالتُّفّاحِ الحامِضِ ، مِن هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ .
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : يا رَسولَ اللّهِ ، ولِأَيِّ شَيءٍ أمنَعُها هذِهِ الأَشياءَ الأَربَعَةَ؟
قالَ : لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعقَمُ وتَبرُدُ مِن هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ . . . .
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : يا رَسولَ اللّهِ ، ما بالُ الخَلِّ تُمنَعُ مِنهُ؟
قالَ : إذا حاضَت عَلَى الخَلِّ لَم تَطهُر أبَداً بِتَمامٍ ، وَالكُزبُرَةُ تُثيرُ الحَيضَ في بَطنِها وتُشَدِّدُ عَلَيهَا الوِلادَةَ ، وَالتُّفّاحُ الحامِضُ يَقطَعُ حَيضَها فَيَصيرُ داءً عَلَيها . (3).
1) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۶۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۸۸ ، ح ۱.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۰۳ ، ح ۱۳۷۳ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۲۹ ، ح ۹.
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۱ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۴ ، ح ۵ ، الاختصاص ، ص ۱۳۲ وفيه «تبور» بدل «تثير» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۰ ، ح ۱.
۱۳ / ۶ ـ ۳آنچه براى درمان ريزش قطره قطره پيشاب ، سودمند است۵۶۶۰.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ وقد قيلَ لَهُ : إنّ فُلانَةَ تَصومُ النّهارَ وت ) طبّ الأئمّة عليهم السلامـ به نقل از ابوبصير: عَمْرو اَفْرَق به امام باقر عليه السلام از ريزش قطره قطره پيشاب ، اظهار ناراحتى كرد .
فرمود : «هزارْ اسپند بردار و شش بار با آب سرد و يك بار هم با آب گرم بشوى . سپس ، بايد آن را در سايه خشك كرد ، آن گاه قدرى روغن خالص ياسمين بدان درآميخت و آن گاه ، سفوفى از آن در حالت ناشتا خورد . به اذن خداوند متعال ، ريزش پيشاب را قطع خواهد كرد» .ر. ك : ج۲ ، ص ۴۱۵ ، ح ۱۹۰۰.
۱۳ / ۶ ـ ۴آنچه براى درمان احساس درد به هنگام دفعِ پيشاب ، سودمند است۵۶۶۴.الإمام الصادق عليه السلام عن رسول اللّه صلى اللهمكارم الأخلاقـ به نقل از فضل: به امام صادق عليه السلام اظهار كردم كه در هنگام ادرار كردن با سختى روياروى مى شوم .
فرمود : «در آخر شب ، قدرى شونيز استعمال كن» .۱۳ / ۷بهداشت آميزش۱۳ / ۷ ـ ۱آنچه بايد عروس را در هفته اوّلش از آن باز داشت۵۶۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در پاسخ اين كه چرا در هنگام دفن سعد بن معاذ فرم ) كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از ابوسعيد خُدْرى: پيامبر خدا ، به على بن ابى طالب سفارش كرد و به او فرمود : «اى على! عروس را در هفته اوّلش از شير ، سركه ، گشنيز ، سيب تُرش ، از اين چهار چيز ، باز بدار» .
على عليه السلام پرسيد : اى پيامبر خدا ! براى چه او را از اين چيزها باز بدارم؟
فرمود : «زيرا از اين چهار چيز ، زهدان سِتَروَن و سرد مى شود . . .» .
على عليه السلام [ديگر بار] پرسيد : اى پيامبر خدا ، امّا از اين ميان ، از سركه چرا باز داشته مى شود؟
فرمود : «اگر در حالى كه سركه خورده است ، عادت ماهانه شود ، هرگز كامل پاك نگردد ، گشنيز هم حيض را در شكم وى برمى انگيزانَد و زادن را بر او سخت مى سازد . سيب تُرش نيز حيض شدن او را قطع مى كند و اين عارضه براى وى يك بيمارى مى شود» .
.
۱۳ / ۷ ـ ۲تَحريمُ وَط ءِ الحائِضِالكتاب :« وَيَسْـئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُواْ النِّسَآءَ فِى الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّ بِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » . (1)
الحديث :۵۶۶۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :إيّاكَ أن تُجامِعَ امرَأَةً حائِضاً . (2).
۱۳ / ۷ ـ ۲حرمت آميزش با زن حائضقرآن«از تو درباره حيض مى پرسند . بگو : آن آزردگى اى است . پس در دوره عادت ماهانه ، از زنان كناره گزينيد و نزديكشان مشويد تا پاك شوند . پس چون پاك شدند ، از همان سويى كه خداوند فرمانتان داده است ، به سراغشان برويد . خداوند ، توبه كنندگان را دوست دارد و طهارت جويان را دوست دارد»
حديث۵۶۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام :مبادا با زنى حائض ، آميزش كنى!
.
۵۶۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :المَرأَةُ تَحيضُ يَحرُمُ عَلى زَوجِها أن يَأتِيَها في فَرجِها ، لِقَولِ اللّهِ تَعالى : « وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ » . (1)۵۶۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلامـ فِي المَرأَةِ يَنقَطِعُ عَنها دَمُ الحَيضِ في آخِرِ أيّامِها ، قالَ: إذا أصابَ زَوجَها شَبَقٌ ، فَليَأمُرها فَلتَغتَسِل فَرجَها ، ثُمَّ يَمَسُّها إن شاءَ قَبلَ أن تَغتَسِلَ . (2)۵۶۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عليّ بن يقطين عن الإمام الكاظم عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ الحائِضِ تَـرَى الـطُّهرَ ويَقَعُ بِها زَوجُها؟
قالَ : لا بَأسَ ، وَالغُسلُ أحَبُّ إلَيَّ . (3)۵۶۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبد الملك بن عمرو :سَأَلت أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام : ما لِصاحِبِ المَرأَةِ الحائِضِ مِنها؟
فَقالَ : كُلُّ شَيءٍ ما عَدَا القُبُلَ بِعَينِهِ . (4)۱۳ / ۷ ـ ۳تَحريمُ وَط ءِ النَّفساءِ۵۶۷۳.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في صِفَةِ المُؤمِنِ ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :لا بَأسَ أن يَتَزَوَّجَها في نِفاسِها ، ولكِن لا يُجامِعُها ، حَتّى تَطهُرَ مِن دَمِ النِّفاسِ . (5).
1) .تفسير العيّاشي ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ ، ح ۳۲۹ عن عيسى بن عبد اللّه ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۹۳ ، ح ۴۳.
2) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۳۹ ، ح ۱ عن محمّد بن مسلم.
3) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۴۰ ، ح ۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۱۶۷ ، ح ۴۸۱.
4) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۳۸ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۱۵۴ ، ح ۴۳۷.
5) .تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۷۳ ، ح ۱۸۹۹ ، الاستبصار ، ج ۳ ، ص ۱۹۱ ، ح ۶۹۰ كلاهما عن عبد اللّه الهاشمي عن أبيه.
۵۶۷۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :زن كه حائض شود ، بر همسرش حرام گردد كه با او از شرمگاه ، كارى كند ؛ چرا كه خداوند متعال فرموده است : «نزديكشان مشويد تا پاك شوند» .۵۶۷۵.الإمام الصّادق عليه السلام :امام باقر عليه السلامـ درباره زنى كه در آخرين روزهاى عادتش خونريزى وى قطع مى شود: اگر شوهر وى به چيرگىِ شهوت گرفتار آمد ، به زن بگويد كه شرمگاه خويش را بشويد . سپس ، پيش از آن كه غسل كند ، اگر خواست ، به او دست بزند .۵۶۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از على بن يقطين: از امام كاظم عليه السلام ، درباره زنى كه پاكى مى بيند و شويش با او در مى آميزد ، پرسيدم .
فرمود : «اشكالى ندارد ؛ امّا نزد من ، غسلْ پسنديده تر است» .۵۶۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در وصف مؤمن ـ ) الكافىـ به نقل از عبد الملك بن عمرو: از امام صادق عليه السلام پرسيدم : همسرِ زن حائض ، چه بهره اى از او دارد؟
فرمود : «هر چيزى ، مگر خودِ پيش» .۱۳ / ۷ ـ ۳حرام بودن آميزش با تازه زا۵۶۷۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اشكالى ندارد كه مرد با زن در دوره پس از زايمان ازدواج كند ، امّا نبايد با او آميزش كند تا هنگامى كه از خون نِفاس ، پاك شود .
.
۱۳ / ۷ ـ ۴أضرارُ وَط ءِ الحائِضِ۵۶۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَن جامَعَ امرَأَتَهُ وهِيَ حائِضٌ ، فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذوماً أو أبرَصَ ، فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (1)۵۶۸۰.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى ـ ـ كَرِهَ لَكُم أيَّتُهَا الاُمَّةُ أربَعاً وعِشرينَ خَصلَةً ونَهاكُم عَنها : . . . كَرِهَ لِلرَّجُلِ أن يَغشَى امرَأَتَهُ وهِيَ حائِضٌ ، فَإِن غَشِيَها فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذوماً أو أبرَصَ ، فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (2)۵۶۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي عروة أو شعيب العقرقوفي :دَخَلتُ عَلى أبِي الحَسَنِ الأَوَّلِ عليه السلام وهُوَ يَحتَجِمُ يَومَ الأَربَعاءِ فِي الحَبسِ ، فَقُلتُ لَهُ : إنَّ هذا يَومٌ يَقولُ النّاسُ : إنَّ مَنِ احتَجَمَ فيهِ أصابَهُ البَرَصُ .
فَقالَ : إنَّما يُخافُ ذلِكَ عَلى مَن حَمَلَتهُ اُمُّهُ في حَيضِها . (3)۵۶۷۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إتيانُ المَرأَةِ الحائِضِ يُوَلِّدُ الجُذامَ فِي الوَلَدِ . (4)۵۶۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عُذافِر الصيرفيّ :قالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : تَرى هؤُلاءِ المُشَوَّهينَ خَلقُهُم؟
قُلتُ : نَعَم .
قالَ : هؤُلاءِ الَّذينَ آباؤُهُم يَأتونَ نِساءَهُم فِي الطَّمثِ . (5).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۹۶ ، ح ۲۰۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۹ ، ح ۱۵۵۷ .
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۶ ، ح ۴۹۱۴ ، الخصال ، ص ۵۲۰ ، ح ۹ ، الأمالي للصدوق ، ص ۳۷۸ ، ح ۴۷۸ كلّها عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۱ ، ح ۱۱۳۱ عن سليمان بن جعفر البصري عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وليس فيه صدره ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۳۳۸ ، ح ۲.
3) .الكافي ، ج ۸ ، ص ۱۹۲ ، ح ۲۲۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۷۳ ، ح ۵۱۲ وزاد فيه «فلا يلومنّ إلاّ نفسه» بعد «البرص» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۱۳۰ ، ح ۹۵.
4) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ وفيه «يورث الجذام».
5) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۳۹ ، ح ۵ ، علل الشرائع ، ص ۸۲ ، ح ۱ عن ابن أبي عذافر الصيرفي ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۹۶ ، ح ۲۰۲ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۸۶ ، ح ۶.
۱۳ / ۷ ـ ۴زيان هاى آميزش با زن حائض۵۶۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس با زن خود در حالى كه وى حائض است ، آميزش كند و فرزند جذامى يا پيس زاده شود ، مبادا جز خود را نكوهش كند .۵۶۸۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اى امّت! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ براى شما امّت ، ۲۴ چيز را دوست ندارد و شما را از آنها نهى مى كند : . . . براى مرد ، اين را خوش نمى دارد كه با زن خويش در حالى كه وى حائض است ، آميزش كند . پس اگر چنين كند و فرزند حاصل از آن جذامى يا گرفتار پيسى زاده شود ، مبادا جز خويش را نكوهش كند .۵۶۸۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابو عروه يا شعيب عقرقوفى: يك روز چهارشنبه در زندان بر امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، در حالى كه وى حِجامت مى كرد . به او گفتم : اين روزى است كه مردم مى گويند هر كس در آن حجامت كند ، گرفتار پيسى مى شود .
فرمود : «از اين پيشامد بر كسى بايد بيم داشت كه مادرش در حال حيض او را آبستن شده است» .۵۶۸۳.عنه صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :به سراغ زن حائض رفتن ، جذام را در فرزندِ [حاصل از آن] به وجود مى آورد .۵۶۸۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عُذافِر صيرفى: امام صادق عليه السلام فرمود : «آيا اين ناهنجار آفريده شدگان را مى بينى؟» .
گفتم : آرى .
فرمود : «اينان ، كسانى اند كه پدرانشان با زنان خود در دوران آلودگى آنان ، آميزش مى كردند» .
.
راجع : ج۱ ، ص ۴۹۸ (أسباب الإصابة بالجذام / جماع الحائض) .
۱۳ / ۷ ـ ۵الحَالاتُ الَّتي يُكرَهُ فيهَا الجِماعُ۵۶۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا يُجامِعَنَّ أحَدُكُم وبِهِ حَقنٌ مِن خَلاءٍ ؛ فَإِنَّهُ يَكونُ مِنهُ البَواسيرُ ، ولا يُجامِعَنَّ أحَدُكُم وبِهِ حَقنٌ مِن بَولٍ ؛ فَإِنَّهُ يَكونُ النَّواصيرُ . (1)۵۶۸۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در بيان انواع خوبى هاى نشئت گرفته از خرد ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :ثَلاثَةٌ يَهدِمنَ البَدَنَ ورُبَّما قَتَلنَ : دُخولُ الحَمّامِ عَلَى البِطنَةِ ، وَالغِشيانُ عَلَى الاِمتِلاءِ ، ونِكاحُ العَجائِزِ . (2)۵۶۸۶.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :الجِماعُ بَعدَ الجِماعِ مِن غَيرِ أن يَكونَ بَينَهُما غُسلٌ ، يورِثُ لِلوَلَدِ الجُنونَ . (3)۵۶۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ الجِماعِ قالَ: حَياءٌ يَرتَفِعُ ، وعَوراتٌ تَجتَمِعُ ، أشبَهُ شَيءٍ بِالجُنونِ ، الإِصرارُ عَلَيهِ هَرَمٌ ، والإِفاقَةُ مِنهُ نَدَمٌ ، ثَمَرَةُ حَلالِهِ الوَلَدُ ؛ إن عاشَ فَتَنَ ، وإن ماتَ حَزَنَ . (4)۵۶۸۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في أوَّلِ الشَّهرِ ووَسَطِهِ وآخِرِهِ ؛ فَإِنَّ الجُنونَ وَالجُذامَ وَالخَبَلَ لَيُسرِ عُ إلَيها وإلى وَلَدِها .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ بَعدَ الظُّهرِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ في ذلِكَ الوَقتِ يَكونُ أحوَلَ ، وَالشَّيطانُ يَفرَحُ بِالحَوَلِ فِي الإِنسانِ .
يا عَلِيُّ ، لا تَتَكَلَّم عِندَ الجِماعِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ لا يُؤمَنُ أن يَكونَ أخرَسَ ، ولا يَنظُرَنَّ أحَدٌ إلى فَرجِ امرَأَتِهِ ، وَليَغُضَّ بَصَرَهُ عِندَ الجِماعِ ، فَإِنَّ النَّظَرَ إلَى الفَرجِ يورِثُ العَمى فِي الوَلَدِ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ بِشَهوَةِ امرَأَةِ غَيرِكَ ؛ فَإِنَّي أخشى إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ أن يَكونَ مُخَنَّثا ، أو مُؤَنَّثاً مُخَبَّلاً .
يا عَلِيُّ ، مَن كانَ جُنُبا فِي الفِراشِ مَعَ امرَأَتِهِ فَلا يَقرَاَالقُرآنَ ، فَإِنّي أخشى أن تَنزِلَ عَلَيهِما نارٌ مِنَ السَّماءِ فَتُحرِقَهُما .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ إلاّ ومَعَكَ خِرقَةٌ ومَعَ أهلِكَ خِرقَةٌ ولا تَمسَحا بِخِرقَةٍ واحِدَةٍ فَتَقَعَ الشَّهوَةُ عَلَى الشَّهوَةِ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ يُعَقِّبُ العَداوَةَ بَينَكُما ، ثُمَّ يُؤَدّيكُما إلَى الفُرقَةِ وَالطَّلاقِ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ مِن قِيامٍ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مِن فِعلِ الحَميرِ ، فَإِن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ كانَ بَوّالاً فِي الفِراش كَالحَميرِ البَوّالَةِ في كُلِّ مَكانٍ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في لَيلَةِ الأَضحى ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ لَهُ سِتُّ أصابِعَ ، أو أربَعُ أصابِعَ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ تَحتَ شَجَرَةٍ مُثمِرَةٍ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ جَلاّداً قَتّالاً ، أو عَريفاً .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ في وَجهِ الشَّمسِ وتَلَألـُئِها إلاّ أن تُرخِيَ سِترا فَيَستُرَكُما ؛ فَإِنَّهُ أن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ لا يَزالُ في بُؤسٍ وفَقرٍ حَتّى يَموتَ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ بَينَ الأَذانِ وَالإِقامَةِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ حَريصاً عَلى إهراقِ الدِّماءِ .
يا عَلِيُّ : إذا حَمَلَتِ امرَأَتُكَ فَلا تُجامِعها إلاّ وأنتَ عَلى وُضوءٍ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ أعمَى القَلبِ بَخيلَ اليَدِ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِع أهلَكَ فِي النِّصفِ مِن شَعبانَ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ مَشؤوماً ذا شَأمَةٍ في وَجهِهِ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِع أهلَكَ في آخِرِ دَرَجَةٍ مِنهُ إذا بَقِيَ يَومانِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ عَشّارا ، أو عَونا لِلظّالِمينَ ويَكونُ هَلاكُ فِئامٍ مِنَ النّاسِ عَلى يَدَيهِ .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِع أهلَكَ عَلى سُقوفِ البُنيانِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ مُنافِقاً مُرائِياً مُبتَدِعا .
يا عَلِيُّ ، إذا خَرَجتَ في سَفَرٍ فَلا تُجامِع أهلَكَ مِن تِلكَ اللَّيلَةِ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يُنفِقُ مالَهُ في غَيرِ حَقٍّ ، وقَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : « إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَ نَ الشَّيَـطِينِ » . (5)
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِع أهلَكَ إذا خَرَجتَ إلى سَفَرٍ مَسيرَةَ ثَلاثَةِ أيّامٍ ولَياليهِنَّ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ عَونا لِكُلِّ ظالِمٍ عَلَيكَ . . .
يا عَلِيُّ ، لا تُجامِع أهلَكَ في أوَّلِ ساعَةٍ مِنَ اللَّيلِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ لا يُؤمَنُ أن يَكونَ ساحِرا مُؤثِرا لِلدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ . (6).
1) .كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۵۵ ، ح ۴۴۹۰۲ نقلاً عن ابن النجّار عن أنس.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۵ ، ح ۴۹۰۴ ، الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۴ ، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵۳ ، ح ۱۷۹۷ وفيهما «أكل القديد الغابّ» بدل «والغشيان على الامتلاء» ،بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۹۰ ، ح ۳۲.
3) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۱ وفيه «... من غير فصل بينهما بغسل».
4) .غرر الحكم ، ح ۴۹۴۳ ، عيون الحكم والمواعظ ، ص ۲۳۴ ، ح ۴۴۹۳.
5) .الإسراء : ۲۷ .
6) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۵ ، ح ۵ ، الاختصاص ، ص ۱۳۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۶ ، ح ۱۵۵۲ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱.
همچنين بنگريد به : ج۱ ، ص۴۹۹ (عوامل ابتلا به جذام / همبسترى با زن حائض) .
۱۳ / ۷ ـ ۵مواردى كه در آنها آميزش مكروه است۵۶۸۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مبادا كسى در حالى كه از قضاى حاجت خوددارى مى ورزد ، نزديكى كند ؛ چرا كه اين كار ، بواسير مى آورد ؛ و مبادا كسى در حالى كه پيشاب خود را نگه مى دارد ، نزديكى كند ؛ چرا كه اين كار ، ناسور(1)مى آورد .۵۶۸۹.الاختصاص :امام صادق عليه السلام :سه چيز ، بدن را فرسوده مى كند و شايد هم [فرد را ] بكُشد : حمّام رفتن با شكم پُر ، آميزش كردن با شكم پُر ، و همبسترى با پ (2)يرزنان .۵۶۹۰.الإمام الصادق عليه السلام :امام رضا عليه السلام :آميزش پس از آميزش ، بى آن كه ميان آنها غسلى صورت پذيرفته باشد ، ديوانگى فرزند را در پى مى آورد . (3)۵۶۹۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ چون درباره آميزش جنسى از او پرسيدند: شرمى است كه از ميان مى رود و شرمگاه هايى كه در برِ هم مى آيند . همانندترين چيز به ديوانگى است . اصرار بر آن ، مايه فرسودگى و پيرى ، و بيرون آمدن از آن حال پشيمانى است . ميوه حلال آن ، فرزند است كه اگر زنده بماند ، فتنه باشد و اگر بميرد ، اندوهگين سازد .۵۶۹۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به امام على عليه السلام: اى على! در آغاز ، ميان و پايان ماه با همسرت نزديكى مكن ، كه ديوانگى ، جذام و تباهْ مغزى ، بسيار زود به سراغ وى و فرزندش مى آيد .
اى على! بعد از ظهر با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر در آن هنگام ، ميانتان فرزندى تقدير شود ، كژْ چشم خواهد بود و شيطان ، از كژْ چشمى انسان ، شادمان مى شود .
اى على! به هنگام آميزش ، سخن مگوى ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، اطمينانى نيست كه لال نباشد . هم مبادا كسى از شما بر شرمگاه زن خويش بنگرد ؛ بلكه بايد به هنگام آميزش ، ديده فرو هِلَد ؛ چرا كه نگريستن به شرمگاه ، كورى را در فرزند بر جاى مى نهد .
اى على! با هوس به زنى غيرِ همسر خود ، با زن خويش آميزش مكن ؛ زيرا از اين بيم دارم كه اگر برايتان فرزندى تقدير شود ، زنْ صفت ، يا ماده و تباهْ مغز باشد .
اى على! هر كس جنب با همسر خويش در بستر باشد ، نبايد قرآن بخواند ؛ چه ، از اين بيم دارم كه از آسمان ، آتشى بر آنها فرود آيد و آنان را بسوزا نَد . (4)
اى على! با همسرت آميزش مكن ، مگر آن كه هر كدامتان دستمالى داشته باشيد . خود را با پارچه اى مشترك ، پاك نكنيد كه شهوت بر شهوت واقع مى شود و اين كار ، دشمنى ميان شما را در پى مى آورد و كارتان را به جدايى و طلاق مى كشانَد .
اى على! ايستاده با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اين كار ، كارِ خران است ؛ و اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، ادرار كننده در بستر باشد ، چنان كه خران در هر مكانى پيشاب مى ريزند .
اى على! در شب عيد قربان با همسرت نزديكى مكن ؛ زيرا اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، شش انگشت يا چهار انگشت خواهد داشت .
اى على! در زير درختى ميوه دِه با همسرت آميزش مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، جلاّد ، قاتل يا عريف (5)خواهد بود .
اى على! در زير نور خورشيد و تابش آن با همسرت نزديكى مكن ، مگر اين كه پرده اى آويخته باشى كه شما را مى پوشاند ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود تا پايان عمر در تيره بختى و تهى دستى خواهد بود .
اى على! ميان اذان و اقامه با همسرت نزديكى مكن ؛ زيرا اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، به خونريزى علاقه مند خواهد بود .
اى على! اگر همسرت باردار شد ، با او آميزش مكن ، مگر آن كه با وضو باشى ؛ زيرا اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، كورْدل و ناخنْ خشك خواهد بود .
اى على! در نيمه شعبان با همسرت نزديكى مكن ، زيرا اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، بدْشگون خواهد بود و نشانى سياه بر چهره خواهد داشت .
اى على! با همسرت در آخرين روزهاى پاكى و در حالى كه تنها دو روز از او مانده باشد ، نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، عشّار يا ياورِ ستمگران خواهد بود و توده هايى از مردم به دست او به كام مرگ خواهند رفت .
اى على! بر پشتِ بام خانه با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، منافق ، رياكار و بدعت گذار خواهد بود .
اى على! چون آهنگ سفر كردى ، آن شب با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، دارايى خويش را در غير حق خرج خواهد كرد . (آن گاه ، پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را خواند :) «ولخرج ها، برادران شياطين اند» .
اى على! چون روانه سفرى شدى ، تا مسافت سه شبانه روز ره پيمودن ، با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، يار هر ستمگرى خواهد بود كه بخواهد به تو ستمى برساند .
اى على! در نخستين ساعت شب ، با همسرت نزديكى مكن ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، اطمينانى نيست كه ساحر و از آنان كه دنيا را بر آخرت بر مى گزيند ، نباشد . (6)
.
1) .ناسور ، بيماريى است كه در محاق چشم، اطراف مقعد و بُن دندان ، ظاهر مى شود و موجب جراحتى چركين در موضع بيمارى مى گردد (ر .ك : لغت نامه دهخدا : ذيل «ناسور» و «ناصور») .
2) .در الكافى والمحاسن ، به جاى «آميزش كردن با شكم پُر» ، عبارت «خوردن گوشت خشكيده فاسد» آمده است .
3) .در بحار الأنوار ، آمده است : «...بدون فاصله افكندن ميان آنها به وسيله غسل» .
4) .شيخ صدوق رحمه الله مى گويد: مقصود از اين نهى، خواندن سوره هاى داراى سجده واجب است، نه غير آن.
5) .عريف ، به معانى مختلفى آمده است ، از جمله : كارگزار قوم ، و آن كه پايين تر از رئيس است و يا رئيس قوم . به هرحال ، اين واژه در عصر صدور روايت ، منصبى دولتى بوده كه مذموم شمرده شده است و در روايتى آمده است : «العرفاء فى النار» (ر. ك: لغت نامه دهخدا) .
6) .امورى كه در اين روايت به عنوان حكمتِ نهى از آميزش جنسى در اوقات ياد شده ، آمده ، به نحو اقتضاست ، نه علّت تامّه تا موجب شبهه جبر گردد . همچنين است آنچه كه در روايات بعدى ، درباره زمان مناسب آميزش جنسى مى آيد .
. .
. .
. .
. .
۵۶۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبد الرحمن بن سالم عن أبيه عن الإمام الباقر عليه السلام ، قال :قُلتُ لَهُ : هَل يُكرَهُ الجِماعُ في وَقتٍ مِنَ الأَوقاتِ وإن كانَ حَلالاً؟
قالَ : نَعَم ، ما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ ، ومِن مَغيبِ الشَّمسِ إلى مَغيبِ الشَّفَقِ ، وفِي اليَومِ الَّذي تَنكَسِفُ فيهِ الشَّمسُ ، وفِي اللَّيلَةِ الَّتي يَنخَسِفُ فيهَا القَمَرُ ، وفِي اللَّيلَةِ وفِي اليَومِ اللَّذَينِ يَكونُ فيهِمَا الرّيحُ السَّوداءُ ، وَالرّيحُ الحَمراءُ ، وَالرّيحُ الصَّفراءُ ، وَاليَومِ واللَّيلَةِ اللَّذَينِ يَكونُ فيهِمَا الزَّلزَلَةُ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۱۰۰ ، ح ۹۸ و ۹۹ .
۱۳ / ۸آدابُ الجِماعِ۱۳ / ۸ ـ ۱ما يَنبَغي قَبلَ الجِماعِأ ـ الشَّبَقُ۵۶۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِمُعاذِ بنِ جَبَلٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَى اليَمَن ) الإمام الرضا عليه السلام :لا تُجامِع إلاّ مِن شَبَقٍ . (2)ب ـ اِختِيارُ الأَوقاتِ الصّالِحَةِ۵۶۹۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، عَلَيكَ بِالجِماعِ لَيلَةَ الإِثنَينِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ يَكونُ حافِظاً لِكِتابِ اللّهِ ، راضِياً بِما قَسَمَ اللّهُ عز و جل .
يا عَلِيُّ ، إن جامَعتَ أهلَكَ فِي لَيلَةِ الثُّلاثاءِ فَقُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ ، فَإِنَّهُ يُرزَقُ الشَّهادَةَ بَعدَ شَهادَةِ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وأَنَّ مُحَمَّدًا رَسولُ اللّهِ ولا يُعَذِّبُهُ اللّهُ مَعَ المُشرِكينَ ويَكونُ طَيِّبَ النَّكهَةِ وَالفَمِ ، رَحيمَ القَلبِ ، سَخِيَّ اليَدِ ، طاهِرَ اللِّسانِ مِنَ الغيبَةِ وَالكَذِبِ وَالبُهتانِ .
يا عَلِيُّ ، إن جامَعتَ أهلَكَ لَيلَةَ الخَميسِ فَقُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ ، فَإِنَّهُ يَكونُ حاكِماً مِنَ الحُكّامِ ، أو عالِمًا مِنَ العُلَماءِ ، وإن جامَعتَها يَومَ الخَميسِ عِندَ زَوالِ الشَّمسِ عَن كَبِدِ السَّماءِ فَقُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ ، فَإِنَّ الشَّيطانَ لا يَقرَبُهُ حَتّى يَشيبَ ويَكونُ قَيِّماً ويَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل السَّلامَةَ فِي الدِّينِ وَالدُّنيا .
يا عَلِيُّ ، وإن جامَعتَها لَيلَةَ الجُمُعَةِ وكانَ بَينَكُما وَلَدٌ ، فَإِنَّهُ يَكونُ خَطيباً قَوّالاً مُفَوَّهاً ، وإن جامَعتَها يَومَ الجُمُعَةِ بَعدَ العَصرِ فَقُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ ، فَإِنَّهُ يَكونُ مَعروفاً مَشهوراً عالِماً ، وإن جامَعتَها في لَيلَةِ الجُمُعَةِ بَعدَ العِشاءِ الآخِرَةِ ؛ فَإِنَّهُ يُرجى أن يَكونَ الوَلَدُ مِنَ الأَبدالِ إن شاءَ اللّهُ تَعالى . (3).
1) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۴۹۸ ، ح ۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۵ ، ح ۱۰۹۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۶۰ ، ح ۱۵۶۶ ، الاختصاص ، ص ۲۱۸ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۹ ، ح ۲۸.
2) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۳ ، ح ۱۳۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۷ ، ح ۹.
3) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۳ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۶ ، ح ۵ ، الاختصاص ، ص ۱۳۴ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۸ ، ح ۱۵۵۲ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۲ ، ح ۱.
۵۶۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن سالم ، از پدرش: به امام باقر عليه السلام گفتم : آيا وقتى از اوقات هست كه در آن ، آميزش در حالى كه حلال است ، مكروه باشد؟
فرمود : «آرى . ميان طلوع سپيده تا طلوع خورشيد ، از غروب خورشيد تا پنهان شدن سرخى افق ، در روزى كه خورشيد مى گيرد ، در شبى كه ماه مى گيرد ، در شب و روزى كه در آنها باد سياه ، باد سرخ و باد زرد مى وزد ، و در روز و شبى كه در آن ، زلزله رخ مى دهد» .ر. ك : (عوامل طول عمر) ج۱ ، ص۱۰۱ ، ح ۹۸ و ۹۹.
۱۳ / ۸آداب آميزش۱۳ / ۸ ـ ۱آنچه پيش از آميزش ، بايسته استالف ـ چيرگى شهوت۵۷۰۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :جز از سرِ چيرگى شهوت ، آميزش مكن .ب ـ انتخاب زمان مناسب۵۷۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعَمرِو بنِ مُرَّةَ الجُهَنِيِّ لَمّا بَعَثَهُ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام: اى على! بر تو باد آميزش در شب دوشنبه ؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، حافظ كتاب خدا و خرسند به تقدير خداوند عز و جل خواهد بود .
اى على! اگر در شب سه شنبه با همسرت نزديكى كردى و ميانتان فرزندى تقدير شد ، پس از گواهى دادن به اين كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد ، پيامبر خداست ، شهادت ، روزى او خواهد شد ، خداوند ، او را همراه با مشركان ، كيفر نخواهد داد و خوشْ بو دهان ، دلْ مهربان ، گشاده دست و پيراسته زبان از غيبت و دروغ و تهمت ، خواهد بود .
اى على! اگر در شب پنج شنبه با همسرت نزديكى كردى و ميانتان فرزندى تقدير شد ، حكمرانى از حكمرانان يا عالمى از عالمان خواهد بود ؛ و اگر در روز پنج شنبه ، به هنگام برگشتن خورشيد از ميانه آسمان با او نزديكى كردى و ميانتان فرزندى تقدير شد ، تا گاهِ پيرى اش شيطان به او نزديك نخواهد شد و انسانى راست و درست خواهد بود و خداوند عز و جل ، سلامت دين و دنيا را روزى او خواهد ساخت .
اى على! اگر شب جمعه با او نزديكى كردى و ميانتان فرزندى بود ، سخنورى خوشْ گوى و پُرزبان خواهد بود . اگر در روز جمعه ، پس از عصرگاهان با او نزديكى كردى و ميانتان فرزند تقدير شد ، ناموَرى سرشناس و آگاه خواهد بود . اگر هم در جمعه شب ، پس از نماز عشا با او نزديكى كردى ، اميد است ، به خواست خداوند متعال ، يكى از ابدال باشد .
.
۵۷۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :لا تَقرَبِ النِّساءَ في أوَّلِ اللَّيلِ لا شِتاءً ولا صَيفاً ؛ وذلِكَ أنَّ المَعِدَةَ وَالعُروقَ تَكونُ مُمتَلِئَةً وهُوَ غَيرُ مَحمودٍ ، يُتَخَوَّفُ مِنهُ القولَنجُ وَالفالِجُ وَاللَّقوَةُ وَالنِّقرِسُ وَالحَصاةُ وَالتَّقطيرُ وَالفَتقُ وضَعفُ البَصَرِ وَالدِّماغِ .
فَإِذا اُريدَ ذلِكَ فَليَكُن في آخِرِ اللَّيلِ ؛ فَإِنَّهُ أصَحُّ لِلبَدَنِ وأرجى لِلوَلَدِ وأذكى لِلعَقلِ فِي الوَلَدِ الَّذي يُقضى بَينَهُما . (1).
1) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ نحوه.
۵۷۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :در آغاز شب ، نه در زمستان و نه در تابستان ، با زنان نزديكى مكن ؛ چرا كه [در آن هنگام] ، معده پُر است و اين كار ، ناستوده ، و از آن ، بيم قولنج (/ باد كُنج) ، سستْ اندامى و كژدهانى ، نقرِس ، سنگ ، ريزش غير ارادى ادرار ، فتق و ضعف بينايى و هشيارى وجود دارد . اگر چنين كارى را بخواهند ، بايد در آخر شب باشد ؛ چرا كه بيشتر موجب سلامتِ بدن است ، در آن بيشترْ اميد فرزند مى رود و براى فرزندى كه ميان زن و مرد تقدير مى شود ، هوش بيشترى را سبب مى شود . .
۵۷۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به عمرو بن مُرّه جُهَنى ، آن گاه كه او را به سو ) الإمام عليّ عليه السلام :يُستَحَبُّ لِلرَّجُلِ أن يَأتِيَ أهلَهُ أوَّلَ لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ، لِقَولِ اللّهِ عز و جل : « أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ » (1)وَالرَّفَثُ المُجامَعَةُ . (2)راجع : ج۱ ، ص ۶۰۴ ، ح ۱۰۳۴ ، وص ۶۱۰ ، ح ۱۰۳۵.
ج ـ الاِستِتارُ۵۷۰۵.سنن أبي داوود عن عائشة :الإمام عليّ عليه السلام :نَهى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يُجامِعَ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ ، وَالصَّبِيُّ فِي المَهدِ يَنظُرُ إلَيهِما . (3)۵۷۰۶.المعجم الكبير عن أسد بن وداعة :الإمام الصادق عليه السلام :لا يُجامِعِ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ ولا جارِيَتَهُ وفِي البَيتِ صَبِيٌّ ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مِمّا يورِثُ الزِّنا . (4)۵۷۰۳.امام على عليه السلام ( ـ در وصف پيامبر خدا ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :تَعَلَّموا مِنَ الغُرابِ خِصالاً ثَلاثاً : اِستِتارَهُ بِالسِّفادِ ، وبُكورَهُ في طَلَبِ الرِّزقِ ، وحَذَرَهُ . (5).
1) .البقرة : ۱۸۷ .
2) .الكافي ، ج ۴ ، ص ۱۸۰ ، ح ۳ عن أبي بصير ، الخصال ، ص ۶۱۲ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم وكلاهما عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وفيه «للمسلم» بدل «للرجل» ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۳ ، ح ۴۶۵۳ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۹۰ ، ح ۱.
3) .الجعفريّات ، ص ۹۶ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، النوادر للراوندي ، ص ۱۲۰ ، ح ۱۲۹ عن الإمام الصادق عن أبيه عنه عليهم السلام ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۲۱۳ ، ح ۷۸۱ عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۹۵ ، ح ۵۱ وراجع اُسد الغابة ، ج ۶ ، ص ۴۰۲.
4) .تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۴ ، ح ۱۶۵۵ عن أبي راشد عن أبيه.
5) .الخصال ، ص ۱۰۰ ، ح ۵۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۱۰ ، ص ۲۵۷ ، ح ۱۰ كلاهما عن سليمان بن جعفر الجعفري عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۴۸۲ ، ح ۱۳۹۴ عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۴۱ ، ح ۳.
۵۷۰۴.مسند ابن حنبل ( ـ به نقل از عموى ابو رافع بن عمرو غِفارى ـ ) امام على عليه السلام :براى مرد ، مستحب است در نخستين شب از ماه رمضان به سراغ همسر خويش برود ؛ چرا كه خداوند عز و جل فرموده است : «در شب روزه (ماه رمضان) ، همخوابگى با زنان ، برايتان حلال شده است» و در اين آيه ، واژه «رفث» به معناى آميزش است . (1)همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۶۰۵ ، ح ۱۰۳۴ و ص۶۱۱ ، ح ۱۰۳۵ .
ج ـ پوشيده داشتن۵۷۰۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پيامبر خدا از اين نهى فرمود كه در حالى مرد با همسرش آميزش كند كه كودكى در گهواره ، آنان را مى نگرد .۵۷۰۸.الكافي عن عليّ بن أسباط عن بعض أصحابنا :امام صادق عليه السلام :انسان ، نبايد با وجود پسر بچّه در خانه ، با همسرش يا كنيزش آميزش كند؛ زيرا اين كار ، پيامدِ زنا دارد .۵۷۰۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز را از كلاغ بياموزيد : پنهان داشتن آميزش ، سحرخيزى در طلب روزى ، و احتياط ورزى او را .
.
1) .در الخصال به جاى «براى مرد» ، عبارت «براى مسلمان» آمده است .
د ـ الدُّعاءُ۵۷۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أما لَو أنَّ أحَدَهُم يَقولُ حينَ يَأتي أهلَهُ :
«بِاسمِ اللّهِ ، اللّهُمَّ جَنِّبنِي الشَّيطانَ وجَنِّبِ الشَّيطانَ ما رَزَقتَنا» ثُمَّ قُدِّرَ بَينَهُما في ذلِكَ أو قُضِيَ وَلَدٌ لَم يَضُرَّهُ شَيطانٌ أبَداً . (1)۵۷۰۸.الكافى ( ـ به نقل از على بن اسباط ، از يكى از شيعيان ـ ) الإمام عليّ عليه السلام :إذا أرادَ أحَدُكُم مُجامَعَةَ زَوجَتِهِ فَليَقُل :
«اللّهُمَّ إنِّي استَحلَلتُ فَرجَها بِأَمرِكَ ، وقَبِلتُها بِأَمانَتِكَ ؛ فَإِن قَضَيت لي مِنها وَلَداً فَاجعَلهُ ذَكَراً سَوِيّاً ، ولا تَجعَل لِلشَّيطانِ فيهِ نَصيباً ولا شَريكاً» . (2)۵۷۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :إذا أرَدتَ الوَلَدَ فَقُل عِنَد الجِماعِ :
«اللّهُمَّ ارزُقني وَلَداً وَاجعَلهُ تَقِيّاً لَيسَ في خَلقِهِ زِيادَةٌ ولا نُقصانٌ ، وَاجعَل عاقِبَتَهُ إلى خَيرٍ» . (3)۵۷۱۰.الكافى ( ـ به نقل از يونس بن رباط ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :مَن أرادَ أن يُحبَلَ لَهُ ، فَليُصَلِّ رَكعَتَينِ بَعدَ الجُمُعَةِ يُطيلُ فيهِمَا الرُّكوعَ وَالسُّجودَ ، ثُمَّ يَقولُ : «اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِما سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيّا ، يا رَبِّ لا تَذَرني فَرداً وأنتَ خَيرُ الوارِثينَ (4)، اللّهُمَّ هَب لي مِن لَدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ (5)، اللّهُمَّ بِاسمِكَ استَحلَلتُها وفي أمانَتِكَ أخَذتُها ، فَإِن قَضَيتَ في رَحِمِها وَلَداً فَاجعَلهُ غُلاماً مُبارَكاً زَكِيّاً ، ولا تَجعَل لِلشَّيطانِ فيهِ شِركاً ولا نَصيباً» . (6).
1) .صحيح البخاري ، ج ۵ ، ص ۱۹۸۲ ، ح ۴۸۷۰ ، سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۶۱۸ ، ح ۱۹۱۹ ، مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۴۶۵ ، ح ۱۸۶۷ كلّها عن ابن عبّاس ، المعجم الكبير ، ج ۸ ، ص ۲۰۸ ، ح ۷۸۳۹ عن أبي اُمامة نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۴۸ ، ح ۴۴۸۶۵؛ الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۰۳ ، ح ۳ عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام نحوه ، مجمع البيان ، ج ۲ ، ص ۵۶۵ عن ابن عبّاس وليس فيه «أبداً» ، الاختصاص ، ص ۱۳۴ .
2) .الخصال ، ص ۶۳۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۲۵ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۱۰ ، ح ۱۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۱ ، ح ۱۶۴۱ كلاهما عن محمّد بن مسلم ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۵ ، ح ۱۵۵۱ وفيه «المباشرة» بدل «الولد».
4) .إشارة إلى الآية : ۸۹ من سورة الأنبياء .
5) .إشارة إلى الآية : ۳۸ من سورة آل عمران .
6) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۸ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۳۱۵ ، ح ۹۷۴ ، مصباح المتهجّد ، ص ۳۷۸ ، ح ۵۰۴ كلاهما عن الإمام الباقر عليه السلام ، جمال الاُسبوع ، ص ۲۷۱ كلّها عن محمّد بن مسلم ، بحار الأنوار ، ج ۹۰ ، ص ۷۱ ، ح ۱۴.
د ـ دعا۵۷۱۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زنهار كه اگر كسى هنگام همبسترى با همسرش بگويد : «به نام خدا ، خداوندا! شيطان را از من دور كن و شيطان را از آنچه روزى مان كرده اى ، دور ساز» و سپس ميانشان در اين آميزش يا به هر ترتيب ، فرزندى تقدير شود ، هرگز شيطان به او زيانى نخواهد رساند .۵۷۱۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :اگر كسى از شما بخواهد با همسر خويش به هم آيد ، بگويد : «خداوندا! من به فرمان تو شرمگاه او را بر خويش حلال دانستم و به عنوان امانت تو ، او را پذيرفتم . اكنون ، اگر از او برايم فرزندى تقدير كردى ، وى را پسرى سالم و كامل قرار ده و در او براى شيطان ، بهره و سهمى مگذار» .۵۷۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :اگر فرزند خواستى ، در هنگام آميزش بگو : «خداوندا! مرا فرزندى روزى كن و او را پرهيزگارى كه در خلقت وى فزونى و كاستى اى نيست ، قرار ده و عاقبت او را به خير گردان» .۵۷۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :هر كس بخواهد زنش بچّه دار شود ، پس از نماز جمعه ، دو ركعت نماز بگزارد و در آنها ركوع و سجده را طولانى سازد و سپس بگويد : «خداوندا! به حرمت آنچه زَكَريّا بدان از تو مسئلت داشت ، از تو مى خواهم. پروردگارا! مرا تنها مگذار كه تو خود ، برترينِ وارثانى . خداوندا! از نزد خويش ، مرا فرزندانى پاك ببخش كه تو شنواى دعايى . خداوندا! به نام تو او را بر خويش حلال ساختم و به امانت تو ، او را در اختيار گرفتم . اكنون ، اگر در رَحِم او برايم فرزندى تقدير كرده اى ، او را فرزندى خجسته و پيراسته قرار ده و در او براى شيطان ، بهره و سهمى قرار مده» .
.
ه ـ الطُّمَأنينَةُ۵۷۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المناقب :سَأَلَ رَجُلٌ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام عَنِ الوَلَدِ ، ما بالُهُ تارَةً يُشبِهُ أباهُ واُمَّهُ ، وتارَةً يُشبِهُ خالَهُ وعَمَّهُ؟ فَقالَ لِلحَسَنِ : أجِبهُ .
فَقالَ عليه السلام : أمَّا الوَلَدُ فَإِنَّ الرَّجُلَ إذا أتى أهلَهُ بِنَفسٍ ساكِنَةٍ وجَوارِحَ غَيرِ مُضطَرِبَةٍ اعتَلَجَتِ النُّطفَتانِ كَاعتِلاجِ المُتَنازِعَينِ ؛ فَإِن عَلَت نُطفَةُ الرَّجُلِ نُطفَةَ المَرأَةِ ، جاءَ الوَلَدُ يُشبِهُ أباهُ ، وإذا عَلَت نُطفَةُ المَرأَةِ نُطفَةَ الرَّجُلِ ، شُبِّهَ اُمَّهُ . وإذا أتاها بِنَفسٍ مُنزَعِجَةٍ وجَوارِحَ مُضطَرِبَةٍ غَيرِ ساكِنَةٍ ، اِضطَرَبَتِ النُّطفَتانِ فَسَقَطَتا عَن يَمنَةِ الرَّحِمِ ويَسرَتِهِ ؛ فَإِن سَقَطَت عَن يَمنَةِ الرَّحِمِ سَقَطَت عَلى عُروقِ الأَعمامِ وَالعَمّاتِ ، فَشُبِّهَ أعمامَهُ وعَمّاتِهِ ، وإن سَقَطَت عَن يَسرَةِ الرَّحِمِ سَقَطَت عَلى عُروقِ الأَخوالِ وَالخالاتِ ، فَشُبِّهَ أخوالَهُ وخالاتِهِ .
فَقامَ الرَّجُلُ وهُوَ يَقولُ : اللّهُ أعلَمُ حَيثُ يَجعَلُ رِسالَتَهُ . ورُوِيَ أنَّهُ كانَ الخَضِرَ عليه السلام . (1).
1) .المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۲ ، ص ۵۳ ، بحار الأنوار ، ج ۴۰ ، ص ۱۶۹ ، ح ۵۴ .
ه ـ آرامش۵۷۱۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مناقب آل أبى طالب :مردى در اين باره از اميرمؤمنان پرسيد كه چرا فرزند ، گاه همانند پدر و مادر خويش ، و گاه همانند دايى و عموست؟
امام على عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود : «او را پاسخ گوى» .
امام حسن عليه السلام فرمود : امّا درباره فرزند ؛ اگر مرد با دلى آرام و اندامى بدون اضطراب به سراغ همسر خويش برود ، دو نطفه با استوارى و چنان كه دو جنگاور به هم در مى آويزند ، با يكديگر گلاويز مى شوند . پس چنانچه نطفه مرد بر نطفه زن چيرگى يابد ، فرزند ، همانند پدر مى شود و چنانچه نطفه زن بر نطفه مرد ، چيرگى يابد ، فرزند با مادر ، همانند مى شود . امّا اگر مرد با دلى ناآرام و اندامى آشفته به سراغ زن برود ، دو نطفه ، آشفته و لرزان مى شوند و به سمت راست يا چپ زِهدان مى افتند . چنانچه نطفه به سمت راست زِهدان بيفتد ، بر رگ هاى عموها و عمّه ها افتد و به عموها و عمّه ها همانند مى شود ، و چنانچه به سمت چپ زهدان افتد ، بر رگ هاى دايى و خاله ها مى افتد و به دايى ها و خاله ها همانند مى شود» .
آن مرد برخاست ، در حالى كه مى گفت : خداوند ، خود مى داند رسالت خويش را كجا قرار دهد .
روايت شده است كه آن مرد ، خضر عليه السلام بود .
.
۵۷۱۶.صحيح مسلم عن عائشة :الإمام الحسن عليه السلامـ لِمَن سَأَلَ عَنِ الرَّجُلِ يُشبِهُ أعمامَهُ وأخوالَهُ: إنَّ الرَّجُلَ إذا أتى أهلَهُ فَجامَعَها بِقَلبٍ ساكِنٍ ، وعُروقٍ هادِئَةٍ ، وبَدَنٍ غَيرِ مُضطَرِبٍ ، فَأُسكِنَت تِلكَ النُّطفَةُ في جَوفِ الرَّحِمِ ؛ خَرَجَ الوَلَدُ يُشبِهُ أباهُ واُمَّهُ ، وإن هُوَ أتاها بِقَلبٍ غَيرِ ساكِنٍ ، وعُروقٍ غَيرِ هادِئَةٍ ، وبَدَنٍ مُضطَرِبٍ ، اِضطَرَبَت تِلكَ النُّطفَةُ فَوَقَعَت في حالِ اضطِرابِها عَلى بَعضِ العُروقِ ، فَإِن وَقَعَت عَلى عِرقٍ مِن عُروقِ الأَعمامِ ، أشبَهَ الوَلَدُ أعمامَهُ ، وإن وَقَعَت عَلى عِرقٍ مِن عُروقِ الأَخوالِ ، أشبَهَ الرَّجُلُ أخوالَهُ . (1)۱۳ / ۸ ـ ۲ما يَنبَغي عِندَ الجِماعِأ ـ المُداعَبَةُ۵۷۱۶.صحيح مسلم ( ـ به نقل از عايشه ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ثَلاثَةٌ مِنَ الجَفاءِ : أن يَصحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فلا يَسأَلَهُ عَنِ اسمِهِ وكُنيَتِهِ ، وأن يُدعَى الرَّجُلُ إلى طَعامٍ فَلا يُجيبَ أو يُجيبَ فَلا يَأكُلَ ، ومُواقَعَةُ الرَّجُلِ أهلَهُ قَبَل المُداعَبَةِ . (2).
1) .كمال الدين ، ص ۳۱۴ ، ح ۱ ، علل الشرائع ، ص ۹۷ ، ح ۶ كلاهما عن أبي هاشم الجعفري عن الإمام الجواد عليه السلام ، الغيبة للنعماني ، ص ۵۹ ، ح ۲ عن أبي هاشم الجعفري عن الإمام الجواد عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۵۹ ، ح ۴۸.
2) .قرب الإسناد ، ص ۱۶۰ ، ح ۵۸۳ عن أبي البختري عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۵ ، ح ۹؛ الفردوس ، ج ۳ ، ص ۶۳۷ ، ح ۵۹۹۸ عن الإمام الحسين عليه السلام نحوه ، كنز العمّال ، ج ۹ ، ص ۳۷ ، ح ۲۴۸۱۴.
۵۷۱۷.تنبيه الخواطر ( ـ به نقل از عايشه ـ ) امام حسن عليه السلامـ در پاسخ كسى كه پرسيده بود : چگونه گاه شخص به عموها و دايى هاى خود شباهت دارد: اگر مرد به سراغ زن برود و با دلى آرامش يافته و اعصابى آرام و تنى ناآشفته با او نزديكى كند و در نتيجه ، آن نطفه در ميانه رَحِم جايگزين گردد ، فرزند با شباهت به پدر ومادر خويش ، زاده مى شود . امّا اگر مرد با دلى آرامش نايافته و رگ هايى ناآرام و تنى آشفته به سراغ زن برود ، آن نطفه نيز لرزان و آشفته مى شود و در همان ناآرامى و آشفتگى بر يكى از رگ ها مى افتد . اگر بر رگى از رگ هاى عموها بيفتد ، فرزند به عموهاى خويش همانند مى شود و اگر بر رگى از رگ هاى دايى ها بيفتد ، مرد به دايى هاى خود همانند مى شود .۱۳ / ۸ ـ ۲آنچه به هنگام آميزش بايسته استالف ـ بازى۵۷۲۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سه چيز از نامهربانى است : اين كه كسى با كسى همراه شود و از نام و كنيه وى نپرسد ؛ اين كه مردى به غذايى دعوت شود و نپذيرد يا بپذيرد و نخورد ؛ و اين كه مرد پيش از بازى ، با همسر خويش نزديكى كند .
.
۵۷۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :لا تُجامِعِ امرَأَتَكَ حَتّى تُلاعِبَها (1)، وتَغمِزَ ثَديَيها ، (فَإِنَّكَ إن فَعَلتَ اجتَمَعَ ماؤُها وماؤُكَ فَكانَ مِنهَا الحَملُ) ، وَاشتَهَت مِنكَ مِثلَ الَّذي تَشتَهيهِ مِنها ، وظَهَرَ ذلِكَ في عَينَيها . (2)ب ـ تَركُ الاِستِعجالِ۵۷۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا أرادَ أحَدُكُم أن يَأتِيَ أهلَهُ ، فَلا يُعجِلها . (3)۵۷۲۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذا جامَعَ أحَدُكُمُ فَلا يَأتِيهِنَّ كَما يَأتِي الطَّيرُ ، لِيَمكُث وليَلبَث . (4)۵۷۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذا جامَعَ أحَدُكمُ أهلَهُ فَليَصدُقها ، ثُمَّ إذا قَضى حاجَتَهُ قَبلَ أن تَقضِيَ حاجَتَها فَلا يُعجِلها ، حَتّى تَقضِيَ حاجَتَها . (5)۵۷۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إذا جامَعَ أحَدُكُم امرَأَتَهُ ، فَلا يَتَنَحَّ حَتّى تَقضِيَ حاجَتَها ، كَما يُحِبُّ أن يَقضِيَ حاجَتَهُ . (6).
1) .زاد في بحار الأنوار : «وتكثر ملاعبتها».
2) .طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۶۵ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷.
3) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۶۷ ، ح ۴۸ عن مسمع أبي سيّار عن الإمام الصادق عليه السلام ، الخصال ، ص ۶۳۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام وزاد في ذيله «فإنّ للنساء حوائج» ، الجعفريّات ، ص ۹۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹.
4) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۴۹۷ ، ح ۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۳ ، ح ۱۶۴۸ كلاهما عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام .
5) .مسند أبي يعلى ، ج ۴ ، ص ۱۸۳ ، ح ۴۱۸۶ عن أنس.
6) .كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۴۴ ، ح ۴۴۸۴۰ نقلاً عن سنن سعيد بن منصور عن طلق.
۵۷۲۵.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ عند ما سُئِلَ عَن أبوابِ القِسطِ ـ ) امام رضا عليه السلام :با همسرت نزديكى مكن ، مگر آن كه با او بازى كنى (1)و پستان هاى او را بمالى ؛ چرا كه اگر چنين كنى ، آب او و آب تو در هم آيد و از آن ، باردارى حاصل آيد (2)و همانند آنچه تو از او مى خواهى ، از تو بخواهد و اين ، در چشمانش هويدا شود .ب ـ پرهيز از شتاب ورزى۵۷۲۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما خواست به سراغ زن خويش برود ، او را به شتاب نيفكند .۵۷۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما آميزش كند ، به سان پرندگان با زنان رفتار نكند ، بلكه درنگ ورزد ، و لَختى بمانَد .۵۷۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما [خواست] با همسر خويش آميزش كند ، حقّ او را ادا كند و سپس ، اگر پيش از برآوردنِ نيازِ او نياز خويش را برآورد ، با او شتاب نورزد تا نياز او را نيز برآورَد .۵۷۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ هنگامى كه از بخش هاى عدالت سؤال شد ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما با همسر خويش آميزش كند ، كناره نگزيند تا هنگامى كه نياز زن را هم برآورد ، چنان كه خود دوست دارد نيازش برآورده شود .
.
ج ـ تَركُ التَّكَلُّمِ۵۷۲۷.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ وقَد قيلَ لَهُ : اُحِبُّ أن أكونَ أعدَلَ النّاس ) رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام: يا عَلِيُّ ، لا تَتَكَلَّم عِندَ الجِماعِ ؛ فَإِنَّهُ إن قُضِيَ بَينَكُما وَلَدٌ لا يُؤمَنُ أن يَكونَ أخرَسَ . (1)۵۷۲۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ كَرِهَ لَكُم . . . الكَلامَ عِندَ الجِماعِ ، وقالَ : يورِثُ الخَرَسَ . (2)۵۷۲۹.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في وصيَّتهِ لابنِ مَسعودٍ ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :اِتَّقُوا الكَلامَ عِندَ التِقاءِ الخِتانَينِ ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ الخَرَسَ . (3)د ـ الوُضوءُ لِلْمُعَاوَدَةِ۵۷۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ وقتى كسى به او گفت : دوست دارم عادل ترينِ مردم ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا أتى أحَدُكُم أهلَهُ ، ثُمَّ أرادَ أن يَعودَ فَليَتَوَضَّأ ؛ فَإِنَّهُ أنشَطُ لِلعَودِ . (4)ه ـ الغُسلُ بَعدَ الاِحتِلامِ۵۷۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابن مسعود ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يُكرَهُ لِلرَّجُلِ أن يَغشَى المَرأَةَ وقَدِ احتَلَمَ ، حَتّى يَغتَسِلَ مِنِ احتِلامِهِ الَّذي رَأى ؛ فَإِن فَعَلَ وخَرَجَ الوَلَدُ مَجنوناً ، فَلا يَلومَنَّ إلاّ نَفسَهُ . (5).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ، ح ۴۸۹۹ ، علل الشرائع ، ص ۵۱۵ ، ح ۵ وزاد فيه «كثيراً» بعد «الجماع» ، الاختصاص ، ص ۱۳۳ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۱.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۶ ، ح ۴۹۱۴ ، الخصال ، ص ۵۲۰ ، ح ۹ ، الأمالي للصدوق ، ص ۳۷۸ ، ح ۴۷۸ كلّها عن الحسين بن زيد بن عليّ بن الحسين عليهماالسلام عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۳ ، ح ۳.
3) .تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۳ ، ح ۱۶۵۳ عن عبد اللّه بن سنان.
4) .صحيح ابن حبّان ، ج ۴ ، ص ۱۲ ، ح ۱۲۱۱ ، صحيح ابن خزيمة ، ج ۱ ، ص ۱۱۰ ، ح ۲۲۱ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۱ ، ص ۲۵۴ ، ح ۵۴۲ كلّها عن أبي سعيد الخدري ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۴۷ ، ح ۴۴۸۵۵.
5) .تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۱۲ ، ح ۱۶۴۶ عن محمّد بن العيص عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۵۷ ، ح ۴۹۱۴ ، الخصال ، ص ۵۲۰ ، ح ۹ ، الأمالي للصدوق ، ص ۳۷۸ ، ح ۴۷۸ كلّها عن الحسين بن زيد بن عليّ بن الحسين عليهماالسلامعن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۵۹ ، ح ۱۵۵۶ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۸۳ ، ح ۳.
ج ـ خوددارى از سخن گفتن۵۷۳۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به امام على عليه السلام: اى على! در هنگام آميزش ، سخن مگوى؛ چرا كه اگر ميانتان فرزندى تقدير شود ، اطمينانى نيست كه لال نباشد . (1)۵۷۳۲.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :«خداوند ـ تبارك و تعالى ـ برايتان اين را ناخوشايند مى دارد كه . . . در هنگام آميزش ، سخن بگوييد» .
همچنين فرمود : «اين كار ، گُنگى مى آورد» .۵۷۳۳.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في آخِرِ خُطبَتِه بِالمَدينَةِ وقَد سَألَهُ علي ) امام صادق عليه السلام :به گاه به هم رسيدن ختنه گاه ها ، از سخن گفتن بپرهيزيد ؛ چرا كه گُنگى مى آورد .د ـ وضو براى بازگشتن۵۷۳۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما به سراغ زن خويش برود و آن گاه بخواهد ديگر بار هم اين كار را انجام دهد ، وضويى بسازد ؛ زيرا اين كار ، نشاط بيشترى براى بازگشتن ، ايجاد مى كند .ه ـ غسل پس از احتلام۵۷۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در آخرين خطبه اش در مدينه ، آن گاه كه امام على ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى مرد مكروه است پس از احتلام با زن همبسترى كند ، مگر آن كه از احتلام ، غسل كرده باشد ؛ چه ، اگر چنين كند و فرزندش ديوانه زاده شود ، جز خويش را نكوهش نكند .
.
1) .در علل الشرائع ، عبارت آغازين روايت ، چنين است : «اى على! در هنگام آميزش ، زياد سخن مگوى . . .».
۱۳ / ۸ ـ ۳ما يَنبَغي بَعدَ الجِماعِأ ـ البَولُ۵۷۳۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا جامَعَ الرَّجُلُ فَلا يَغتَسِلُ حَتّى يَبولَ ، مَخافَةَ أن يَتَرَدَّدَ بَقِيَّةَ المَنِيِّ فَيَكونَ مِنهُ داءٌ لا دواءَ لَهُ . (1)۵۷۳۸.مصادقة الإخوان عن خلّاد السندي رفعه :الإمام الرضا عليه السلامـ في ذِكرِ الجِماعِ وآدابِهِ: فَإِذا فَعَلتَ ذلِكَ فَلا تَقُم قائِما ، ولا تَجلِس جالِسا ، ولكِن تَميلُ عَلى يَمينِكَ ، ثُمَّ انهَض لِلبَولِ إذا فَرَغتَ مِن ساعَتِكَ شَيئاً ؛ فَإِنَّك تَأمَنُ الحَصاةَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى . (2)ب ـ غَسلُ الفَرجِ۵۷۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا أتى أحَدُكُم أهلَهُ فَأَرادَ أن يَعودَ ، فَليَغسِل فَرجَهُ . (3)ج ـ الغُسلُ۵۷۳۸.مصادقة الإخوان ( ـ به نقل از خلّاد سِندى ، در حديثى كه سَندش را به ) الإمام الصادق عليه السلامـ لَمّا قالَ لَهُ الزِّنديقُ : ما عِلَّةُ غُسلِ الجَنابَةِ ، وإنَّما أتى حَلالاً ولَيسَ فِي الحَلالِ تَدنيسٌ؟ !: إنَّ الجَنابَةَ بِمَنزِلَةِ الحَيضِ ؛ وذلِكَ أنَّ النُّطفَةَ دَمٌ لَم يَستَحكِم ، ولا يَكونُ الجِماعُ إلاّ بِحَرَكَةٍ شَديدَةٍ وشَهوَةٍ غالِبَةٍ ، فَإِذا فَرَغَ تَنَفَّسَ البَدَنُ ووَجَدَ الرَّجُلُ مِن نَفسِهِ رائِحَةً كَريهَةً فَوَجَبَ الغُسلُ لِذلِكَ ، وغُسلُ الجَنابَةِ مَعَ ذلِكَ أمانَةٌ اِئتَمَنَ اللّهُ عَلَيها عَبيدَهُ لِيَختَبِرَهُم بِها . (4).
1) .الجعفريّات ، ص ۲۱ ، النوادر للراوندي ، ص ۲۱۶ ، ح ۴۳۱ كلاهما عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام .
2) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، وقد سقطت من الطبعة التي بأيدينا.
3) .السنن الكبرى ، ج ۷ ، ص ۳۱۱ ، ح ۱۴۰۹۰ ، الثقات لابن حبّان ، ج ۵ ، ص ۵۷۱ كلاهما عن عمر ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۳۴۳ ، ح ۴۴۸۳۳.
4) .الاحتجاج ، ج ۲ ، ص ۲۳۹ ، ح ۲۲۳ ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۶۴ ، بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۲۲۰ ، ح ۶.
۱۳ / ۸ ـ ۳آنچه پس از آميزش ، بايسته استالف ـ پيشاب كردن۵۷۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر مردى با همسر خويش نزديكى كرد ، تا پيشاب نكرده است ، غسل نكند ؛ از اين بيم كه مبادا باقى مانده منى در آمد و شد باشد و از آن ، دردى بى درمان خيزد .۵۷۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در دعا ـ ) امام رضا عليه السلامـ درباره آميزش و آداب آن: پس چون آن كار را كردى ، راست مَايست و كامل هم منشين ؛ بلكه بر پهلوى راست لَم بده و سپس ، زمانى پس از آن كه كار خويش به پايان برده اى ، براى پيشاب كردن برخيز. در اين صورت ، به اذن خداوند عز و جل از سنگ [مثانه] در امان خواهى بود .ب ـ شستن شرمگاه۵۷۴۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :اگر كسى از شما به سراغ زن خويش رفت و آن گاه خواست ديگر بار بازگردد ، شرمگاه خويش را بشويد .ج ـ غسل۵۷۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ زنديقى كه پرسيد : علّت غسل جنابت چيست ؟ همانا آميزش كننده ، كارى حلال انجام داده است و كار حلال هم مايه آلودگى نيست: جنابت ، همانند حيض است ؛ چرا كه نطفه ، خونى است استحكام نايافته و آميزش هم امكانپذير نيست ، مگر به حركتى سخت و شهوتى چيره . پس ، چون به پايان رسانَد ، بدن ، نفس مى كشد و مرد از نفس آن ، در خود بويى بد احساس مى كند . غسل براى همين واجب شده است و البته غسل جنابت ، افزون بر اين ، امانتى است كه خداوند به بندگان خويش سپرده است تا از اين رهگذر ، آنان را بيازمايد .
.
۵۷۴۳.امام على عليه السلام :الإمام الرضا عليه السلام :عِلَّةُ غُسلِ الجَنابَةِ النَّظافَةُ لِتَطهيرِ الإِنسانِ مِمّا أصابَ مِن أذاهُ وتَطهيرِ سائِرِ جَسَدِهِ ؛ لِأَنَّ الجَنابَةَ خارِجَةٌ مِن كُلِّ جَسَدِهِ فَلِذلِكَ وَجَبَ عَليهِ تَطهيرُ جَسَدِهِ كُلِّهِ ، وعِلَّةُ التَخفيفِ فِي البَولِ وَالغائِطِ أنَّهُ أكثَرُ وأدوَمُ مِنَ الجَنابَةِ ، فَرَضِيَ فيهِ بِالوُضوءِ لِكَثرَتِهِ ومَشَقَّتِهِ ومَجيئِهِ بِغَيرِ إرادَةٍ مِنهُ ولا شَهوَةٍ ، وَالجَنابَةُ لا تَكونُ إلاّ بِالاِستِلذاذِ مِنهُم وَالإِكراهِ لِأَنفُسِهِم . (1)د ـ شُربُ العَسَلِ۵۷۴۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلامـ في ذِكرِ الجِماعِ وآدابِهِ: ثُمَّ اغتَسِل وَاشرَب مِن ساعَتِكَ شَيئاً مِنَ المومِيائيِّ بِشَرابِ العَسَلِ أو بِعَسَلٍ مَنزوعِ الرَّغوَةِ ؛ فَإِنَّهُ يَرُدُّ مِنَ الماءِ مِثلَ الَّذي خَرَجَ مِنكَ . (2)۱۳ / ۹ما يُعينُ عَلَى الجِماعِ۱۳ / ۹ ـ ۱أكلُ الجَزَرِ۵۷۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الجَزَرُ أمانٌ مِنَ القولَنجِ ، وَالبَواسيرِ ، ويُعينُ عَلَى الجِماعِ . (3).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۷۶ ، ح ۱۷۱ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۸۸ ، ح ۱ ، علل الشرائع ، ص ۲۸۱ ، ح ۱ كلاهما عن محمّد بن سنان ، المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۳۵۵ ، بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲ ، ح ۲.
2) .بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ نقلاً عن طبّ الإمام الرضا عليه السلام ، وكذا في بعض نسخ الكتاب ، ولكنّه سقطت من الطبعة التي بأيدينا.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۲، ح ۲ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱، ص ۳۹۹، ح ۱۳۵۸ ، بحار الأنوار، ج۶۶، ص۲۱۹، ح ۳.
۵۷۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به على عليه السلام ـ ) امام رضا عليه السلام :علّت غسل جنابت ، پاكيزگى است تا انسان از آنچه از آزردگى آن كار ديده است ، تطهير شود و همه تن او پاك گردد ؛ زيرا جنابت ، از همه بدن شخص برخاسته و از همين رو ، تطهير همه بدن بر او واجب شده است .
امّا علّت آسان تر گرفتن درباره پيشاب و مدفوع ، آن است كه از جنابت بيشتر و هميشگى ترند و از همين رو ، به سبب فراوانى ، مشقت آورى و بيرون آمدن آنها بدون خواست و شهوت ، خداوند ، در اين باره به وضو بسنده داشته است ، در حالى كه جنابت ، تنها از لذّت جويى و لذّت يابى و وا داشتن خود به اين كار از انسان برمى خيزد .د ـ خوردن عسل۵۷۴۹.تنبيه الخواطر عن عائشة :امام رضا عليه السلامـ درباره آميزش و آداب آن: پس ، غسل كن و همان دم ، قدرى موميايى با شربت عسل يا با عسلى كه كف آن را برداشته باشند ، بخور ؛ زيرا اين كار ، همانند آن آبى را كه از تو بيرون رفته است ، به تو باز مى گردانَد .۱۳ / ۹آنچه انسان را بر آميزش يارى مى دهد۱۳ / ۹ ـ ۱خوردن زردك۵۷۵۱.اُسد الغابة عن أحمد بن محمّد بن إبراهيم الثعلبي اامام صادق عليه السلام :زردك ، مايه ايمنى از قولنج و بواسير است و به جماع ، كمك مى كند .
.
۵۷۵۲.مجمع البيان عن أبي الطفيل :عنه عليه السلام :أكلُ الجَزَرِ يُسَخِّنُ الكُليَتَينِ ، ويُقيمُ الذَّكَرَ . (1)راجع : ج۲ ، ص ۲۷۶ (الجزر).
۱۳ / ۹ ـ ۲أكلُ التَّمرِ البَرنِيِّ۵۷۵۴.الأمالي للطوسي عن أبي هريرة :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في خَواصِّ التَّمرِ البَرنِيِّ: هذا جَبرَئيلُ يُخبِرُني أنَّ في تَمرَتِكُم هذِهِ تِسعَ خِصالٍ : تَخبُلُ الشَّيطانَ ، وتُقَوِّي الظَّهرَ ، وتَزيدُ فِي المُجامَعَةِ . (2)۵۷۵۳.امام صادق عليه السلام :عنه صلى الله عليه و آله :قالَ جَبرَئيلُ : التَّمرُ البَرنِيُّ . . . يَزيدُ في ماءِ فَقارِ الظَّهرِ . (3)۱۳ / ۹ ـ ۳أكلُ التّينِ۵۷۵۵.مستدرك الوسائل ( ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كُلُوا التّينَ الرَّطبَ وَاليابِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البَواسيرَ ، ويَنفَعُ مِنَ النِّقرِسِ وَالإِبرِدَةِ . (4)۱۳ / ۹ ـ ۴أكلُ البِطّيخِ۵۷۵۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالبِطّيخِ ؛ فَإِنَّ فيهِ عَشرَ خِصالٍ : هُوَ طَعامٌ ، وشَرابٌ ، واُشنانٌ ، ورَيحانٌ ، ويَغسِلُ المَثانَةَ ، ويَغسِلُ البَطنَ ، ويُكثِرُ ماءَ الظَّهرِ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ ، ويَقطَعُ البُرودَةَ ، ويُنَقِّي البَشَرَةَ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۲ ، ح ۱ عن داوود بن فرقد .
2) .المحاسن ، ج ۱ ، ص ۷۶ ، ح ۳۷ عن الحسين بن علوان. انظر تمام الحديث وتخريجه في: خواصّ التمر ج ۲ ، ص ۲۴۸ ، ح ۱۶۰۵ .
3) .المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۴۵ ، ح ۲۱۸۹ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۲ ، ح ۳۱ .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۷۷ ، ح ۱۲۵۴ عن كعب ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۸۶ ، ح ۶.
5) .طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله ، ص ۸ عن ابن عبّاس ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۹۷؛ الفردوس ، ج ۳ ، ص ۱۳۸ ، ح ۴۳۷۱ عن ابن عبّاس نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۶ ، ح ۲۸۲۸۸.
۵۷۵۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ پس از تلاوت آيه {Q} «و بعضى از اهل كتاب اند كه ) امام صادق عليه السلام :خوردن زردك ، كليه ها را گرم مى كند و آلت را بر مى خيزاند .ر. ك : ج۲ ، ص۲۷۷ (زردك).
۱۳ / ۹ ـ ۲خوردن خرماى بَرْنى۵۷۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره خواص خرماى بَرْنى: اينك اين جبرئيل است كه به من خبر مى دهد كه در اين خرمايتان ، نُه ويژگى است . [از آن جمله] شيطان را سرگشته مى كند ، پشت را قوى مى سازد و بر توان نزديكى مى افزايد . (1)۵۷۵۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :جبرئيل مى گويد : «خرماى بَرْنى . . . بر آبِ ستون فقرات مى افزايد» .۱۳ / ۹ ـ ۳خوردن انجير۵۷۶۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :انجير ، تازه و خشك ، بخوريد ؛ چرا كه بر قدرت همبسترى مى افزايد ، بواسير را ريشه كن مى كند و براى درمانِ نقرِس و سردى مزاج ، سودمند است .۱۳ / ۹ ـ ۴خوردن خربزه۵۷۶۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد خربزه ؛ چرا كه در آن ، ده ويژگى است : خوردنى است ؛ آشاميدنى است ، شستشو دهنده است ؛ خوش بوكننده است ؛ مثانه را مى شويد ؛ شكم را مى شويد ؛ آب كمر را فراوان مى سازد ؛ نيروى همبسترى را مى افزايد ؛ سردىِ مزاج را از ميان برمى دارد؛ و پوست را تميز مى كند .
.
1) .. براى ديدن متن كامل روايت و منابع آن ، ر .ك : خواصّ خرما ج۲ ، ص ۲۴۹، ح ۱۶۰۴.
۱۳ / ۹ ـ ۵أكلُ البَصَلِ۵۷۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كُلُوا البَصَلَ ؛ فَإِنَّ فيهِ ثَلاثَ خِصالٍ : يُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَزيدُ فِي الماءِ وَالجِماعِ . (1)راجع : ج۲ ، ص ۲۱۲ ، ح ۱۵۳۲ وص ۲۱۲ ـ ۲۱۴ ح ۱۵۳۵ إلى ۱۵۳۸ .
۱۳ / ۹ ـ ۶أكلُ البَيضِ۵۷۶۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :مَن عَدِمَ الوَلَدَ فَليَأكُلِ البَيضَ وَليُكثِر مِنهُ ؛ فَإِنَّهُ يُكثِرُ النَّسلَ . (2)۵۷۶۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :كَثرَةُ أكلِ البَيضِ تَزيدُ فِي الوَلَدِ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۲۲۴ (خواص البيض).
۱۳ / ۹ ـ ۷أكلُ البَيضِ بِالبَصَلِ وَالزَّيتِ۵۷۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاق عن بعض أصحاب الإمام الصادق عليه السلام ، قال له :جُعِلتُ فِداكَ ! إنّي أشتَرِي الجَوارِيَ فَاُحِبُّ أن تُعَلِّمَني شَيئاً أتَقَوّى عَلَيهِنَّ .
قالَ : خُذ بَصَلاً وقَطِّعهُ صُغاراً صُغاراً وَاقلِهِ بِالزَّيتِ ، وخُذ بَيضاً فَافقِصهُ في صَحفَةٍ وذُرَّ عَلَيهِ شَيئاً مِنَ المِلحِ ، فَاذرُرهُ عَلَى البَصَلِ وَالزَّيتِ وَاقلِهِ شَيئاً ، ثُمَّ كُل مِنهُ .
قالَ : فَفَعَلتُ ، فَكُنتُ لا اُريدُ مِنهُنَّ شَيئاً إلاّ قَدَرتُ عَلَيهِ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۴ ، ح ۳ ، الخصال ، ص ۱۵۸ ، ح ۲۰۰ كلاهما عن ميسّر بياع الزطّي ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۳۰ ، ح ۲۱۲۶ وليس فيه «والجماع» ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۹۶ ، ح ۱۳۴۲ وليس فيه «الماء» ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۴۶ ، ح ۲.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۰.
3) .الكافي، ج ۶، ص ۳۲۵، ح ۴ ، كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۳۵۱ ، ح ۴۲۳۵ كلاهما عن موسى بن بكر .
4) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۵ ، ح ۱۴۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۴ ، ح ۴۲.
۱۳ / ۹ ـ ۵خوردن پياز۵۷۷۱.كنز العمّال عن خالد بن الوليد :امام صادق عليه السلام :پياز بخوريد ؛ چرا كه سه ويژگى دارد : بوى دهان را خوش مى سازد ، لثه را استحكام مى بخشد ، و آب و توان آميزش را افزون مى كند .همچنين ، ر. ك : ج۲ ، ص۲۱۳ ، ح۱۵۳۲ وص۲۱۳ ـ ۲۱۵ ، ح ۱۵۳۵ ـ ۱۵۳۸ .
۱۳ / ۹ ـ ۶خوردن تخم مرغ۵۷۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :هر كس فرزند ندارد ، تخم مرغ بخورد و فراوانْ از آن بهره ببرد ؛ چرا كه نسل را مى افزايد .۵۷۷۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :فراوان خوردن تخم مرغ ، فرزند را افزون مى سازد .ر. ك : ج۲ ، ص۲۲۵ (خواصّ تخم مرغ).
۱۳ / ۹ ـ ۷خوردن تخم مرغ همراه با پياز و روغن زيتون۵۷۷۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مكارم الأخلاقـ به نقل از يكى از ياران امام صادق عليه السلام: به امام عليه السلام گفتم : فدايت شوم! من كنيز مى خرم . دوست دارم چيزى به من تعليم فرمايى كه بر [آميزش با] آنها توانايى يابم .
فرمود : «پياز را ريز كرده ، در روغن سرخ كن ، تخم مرغى هم در سينى اى بشكن و قدرى نمك بر آن بپاش . آن گاه ، اين تخم مرغ را روى پياز و روغن زيتون بريز و اندكى بجوشان و سپس از آن ، بخور» .
راوى گويد : اين كار را انجام دادم و از آن پس ، هر گاه قصد آميزش با آن كنيزان مى كردم ، بر آن توانايى داشتم .
.
۵۷۷۶.الإمامُ عليٌّ عليه السلام :الإمام الكاظم عليه السلام :مَن أكَلَ البَيضَ وَالبَصَلَ وَالزَّيتَ ، زادَ في جِماعِهِ ، ومَن أكَلَ اللَّحمَ بِالبَيضِ ، كَبُرَ عَظمُ وَلَدِهِ . (1)۵۷۷۷.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ لِعديّ بنِ حاتِمٍ ـ ) الكافي عن عمر بن أبي حسنة الجمّال :شَكَوتُ إلى أبِي الحَسَنِ عليه السلام قِلَّةَ الوَلَدِ .
فَقالَ لي : اِستَغفِرِ اللّهَ ، وكُلِ البَيضَ بِالبَصَلِ . (2)۱۳ / ۹ ـ ۸أكلُ البَيضِ بِاللَّحمِ۵۷۷۶.امام على عليه السلام :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اللَّحمُ بِالبَيضِ يَزيدُ فِي الباءَةِ . (3)۵۷۷۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به عَدىّ بن حاتم [طايى] ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :شَكا نَبِيٌّ مِنَ الأَنبِياءِ عليهم السلام إلَى اللّهِ عز و جل قِلَّةَ النَّسلِ .
فَقالَ : كُلِ اللَّحمَ بِالبَيضِ . (4)راجع : ج۱ ، ص ۶۳۶ ح ۱۰۷۶ .
.
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۲۵ ، ح ۱۴۵۱ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰ ، ص ۸۴ ، ح ۴۱.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۴ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۷۶ ، ح ۱۸۸۵ عن محمّد بن عمر بن أبي حسنة الجمّال ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۶ ، ح ۱۱ .
3) .دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۴۵ ، ح ۵۱۱ ، السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۳۸ وفيه «روي أنّ أكل اللحم . . .» ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۳ .
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۲۵ ، ح ۳ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۷۶ ، ح ۱۸۸۴ وص ۲۷۵ ، ح ۱۸۸۳ نحوه وكلّها عن عبداللّه بن سنان ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۴۶ ، ح ۱۰ .
۵۷۷۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :هر كس تخم مرغ و پياز و روغن زيتون بخورد ، بر توان جنسى او افزوده شود و هر كس گوشت و تخم مرغ بخورد ، استخوان فرزندش درشت باشد .۵۷۸۰.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عمر بن ابى حسنه جمّال: نزد امام كاظم عليه السلام ، از كمىِ فرزند ، اظهار ناراحتى كردم . به من فرمود : «از خداوند ، آمرزش بطلب و تخم مرغ با پياز بخور» .۱۳ / ۹ ـ ۸خوردن تخم مرغ با گوشت۵۷۷۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :گوشت با تخم مرغ ، بر توان جنسى مى افزايد .۵۷۸۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :يكى از پيامبران ، از كمىِ فرزندان به درگاه خداوند عز و جلشكايت بُرد . خداوند فرمود : «گوشت با تخم مرغ بخور» .ر. ك : ج۱ ، ص۶۳۵ ح ۱۰۷۶.
.
۱۳ / ۹ ـ ۹أكلُ الحُبارى۵۷۸۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :لا أرى بِأَكلِ الحُبارى بَأساً ، وإنَّهُ جَيِّدٌ لِلبَواسيرِ ، ووَجَعِ الظَّهرِ ، وهُوَ مِمّا يُعينُ عَلى كَثرَةِ الجِماعِ . (1)۱۳ / ۹ ـ ۱۰أكلُ الهَريسَةِ۵۷۸۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنّ نَبِيّاً مِنَ الأَنبِياءِ شَكا إلَى اللّهِ عز و جل الضَّعفَ ، وقِلَّةَ الجِماعِ ، فَأَمَرَهُ بِأَكلِ الهَريسَةِ . (2)۱۳ / ۹ ـ ۱۱شُربُ السَّويقِ بِالزَّيتِ۵۷۸۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :شُربُ السَّويقِ بِالزَّيتِ يُنبِتُ اللَّحمَ ، ويَشُدُّ العَظمَ ، ويُرِقُّ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الباهِ . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۳ ، ح ۶ عن نشيط بن صالح ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۴۹ ، ح ۱۱۳۵ وليس فيه «كثرة» ، بحار الأنوار ، ج ۶۴ ، ص ۲۸۵ ، ح ۵۱ .
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۱۹ ، ح ۲ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۱۶۹ ، ح ۱۴۶۸ كلاهما عن عبد اللّه بن سنان ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۸۶ ، ح ۱.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۰۶ ، ح ۷ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۸۷ ، ح ۱۹۳۷ كلاهما عن عبد اللّه بن مسكان ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۰ ، ح ۱۵.
۱۳ / ۹ ـ ۹خوردن هوبره۵۷۸۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :در خوردن هوبْره ، اشكالى نمى بينم . آن ، براى بواسير و دردِ كمر ، خوب است و از چيزهايى است كه بر فراوانى آميزش ، انسان را يارى مى رساند .۱۳ / ۹ ـ ۱۰خوردن حليم۵۷۹۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :يكى از پيامبران ، از ضعف و كمىِ توان آميزش به درگاه خداوند عز و جل اظهار ناراحتى كرد . خداوند ، او را به خوردن حليم ، فرمان داد .۱۳ / ۹ ـ ۱۱خوردن سويق با روغن زيتون۵۷۹۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :خوردن سويق (1)با روغن زيتون ، گوشت مى رويانَد ، استخوان را استحكام مى بخشد ، پوست را نازك مى كند و بر توان جنسى مى افزايد .
.
1) .سويق ، آرد گندم و جو بو داده است. توضيح بيشتر درباره سويق ، در ج۲ ، ص۳۷۵ خواهد آمد .
۱۳ / ۹ ـ ۱۲شُربُ الحَليبِ بِالعَسَلِ۵۷۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :مَن تَغَيَّرَ عَلَيهِ ماءُ ظَهرِهِ ، يَنفَعُ لَهُ اللَّبَنُ الحَليبُ بِالعَسَلِ . (1)۱۳ / ۹ ـ ۱۳اِستِعمالُ السُّعدِ۵۷۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :اِتَّخِذوا في أسنانِكُمُ السُّعدَ ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ الفَمَ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ . (2)۱۳ / ۹ ـ ۱۴الطِّيبُ۵۷۹۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ الرّيحَ الطَّيِّبَةَ تَشُدُّ القَلبَ ، وتَزيدُ فِي الجِماعِ . (3)۵۷۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش هاى خويش به ابو ذر ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :الرّيحُ الطَّيِّبَةُ تَشُدُّ العَقلَ ، و تَزيدُ فِي الباهِ . (4).
1) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱۱۶۴ ، بحارالأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۹۰ ، ح ۲.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۷۹ ، ح ۴ عن أبي عزيز المرادي ، الخصال ، ص ۶۳ ، ح ۹۱ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۲۰۳ ، ح ۱۶۰۱ كلاهما عن فضيل بن عثمان ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۰۲ ، ح ۹۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۳۷ ، ح ۶.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۵۱۰ ، ح ۳ ، قرب الإسناد ، ص ۱۶۷ ، ح ۶۱۰ وفيه «الصلب» بدل «القلب» وكلاهما عن عليّ بن رئاب عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۴۰ ، ح ۱.
4) .السرائر ، ج ۳ ، ص ۱۴۱ ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۱۶۶ ، ح ۵۹۴ ، بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۲۷۵.
۱۳ / ۹ ـ ۱۲نوشيدن شير با عسل۵۷۹۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :هر كس آبِ كمرش بر وى ديگرگون شود ، شير تازه (1)با عسل برايش سودمند است .۱۳ / ۹ ـ ۱۳استفاده از مُشكَك۵۷۹۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مُشكَك به لابه لاى دندان هاى خويش در آوريد ؛ چرا كه دهان را خوش بو مى كند و بر توان همبسترى مى افزايد .۱۳ / ۹ ـ ۱۴بوى خوش۵۸۰۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بوى خوش ، قلب را استوارى مى بخشد و بر توان همبسترى مى افزايد . (2)۵۸۰۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :بوى خوش ، قلب را استوارى مى بخشد و بر توان جنسى مى افزايد .
.
۱۳ / ۹ ـ ۱۵تَسريحُ الشَّعرِ۵۸۰۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كَثرَةُ تَسريحِ الرَّأسِ تَذهَبُ بِالوَباءِ ، وتَجلِبُ الرِّزقَ ، وتَزيدُ فِي الجِماعِ . (1)۱۳ / ۹ ـ ۱۶الكُحلُ۵۸۰۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ يَزيدُ فِي المُباضَعَةِ . (2)۵۸۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :عَلَيكَ بِالإِثمِدِ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ ، ويُنبِتُ الأَشفارَ ، ويُطَيِّبُ النَّكهَةَ ، ويَزيدُ فِي الباهِ . (3)۱۳ / ۹ ـ ۱۷الخِضابُ۵۸۰۷.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِسَيِّدِ الخِضابِ ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ البَشَرَةَ ، ويَزيدُ فِي الجِماعِ. (4)۵۸۰۸.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :فِي الخِضابِ ثَلاثُ خِصالٍ : مَهيَبَةٌ فِي الحَربِ ، ومَحَبَّةٌ إلَى النِّساءِ ، ويَزيدُ فِي الباهِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۹ ، ح ۶ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۰ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۱۸ ، ح ۷.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۹۴ ، ح ۸ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۶ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۰ وفيه «المضاجعة» بدل «المباضعة» ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۵ ، ح ۱۱.
3) .مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۲۳۳ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۵ ، ح ۱۱.
4) .صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۲۷۷ ، ح ۲۴ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۹ ، ح ۵۵۹ ؛ كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۶۶۸ ، ح ۱۷۳۱۶ نقلاً عن ابن السني وأبي نعيم عن أبي رافع وزاد فيه : «الحنّاء» بعد «الخضاب».
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۸۱ ، ح ۶ عن إبراهيم بن عبد الحميد ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۱۸۸ ، ح ۵۵۱ ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۱۰۲ ، ح ۹.
۱۳ / ۹ ـ ۱۵شانه زدن موها۵۸۱۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :فراوان شانه زدن موها ، وَبا را از ميان مى بَرَد ، روزى مى آورد و بر قدرت انسان براى نزديكى مى افزايد .۱۳ / ۹ ـ ۱۶سرمه كشيدن۵۸۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، توان همبسترى را افزون مى سازد .۵۸۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :بر تو باد سرمه سياه ؛ چرا كه ديده را جلا مى دهد ، مژگان را مى رويانَد ، دهان را خوش بو مى سازد و بر توان جنسى مى افزايد .۱۳ / ۹ ـ ۱۷خضاب كردن۵۸۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :بر شما باد مِهتَر همه خضاب ها ، كه پوست را پاكيزه مى كند و قدرت همبسترى را مى افزايد .۵۸۱۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام كاظم عليه السلام :در خضاب ، سه ويژگى است : هيبت آورى در جنگ ، مِهرآورى به زنان ، و توان جنسى را نيز مى افزايد .
.
۵۸۱۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالحِنّاءِ ؛ فَإِنَّهُ يُنَوِّرُ رُؤوسَكُم ، ويُطَهِّرُ قُلوبَكمُ ، ويزَيدُ فِي الجِماعِ . (1)۵۸۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الكُحلُ يَزيدُ فِي المُضاجَعَةِ ، وَالحِنّاءُ يَزيدُ فيها . (2)۱۳ / ۹ ـ ۱۸النّورَةُ۵۸۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الكاظم عليه السلام :شَعرُ الجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلبِ ، وأرخَى المَفاصِلَ ، ووَرَّثَ الضَّعفَ ، وَالسِّلَّ ، وإنَّ النّورَةَ تَزيدُ في ماءِ الصُّلبِ ، وتُقَوِّي البَدَنَ ، وتَزيدُ في شَحمِ الكُليَتَينِ ، وتُسمِنُ البَدَنَ . (3)راجع : ج۲ ، ص ۳۳۲ ، ح ۱۷۵۶ .
۱۳ / ۱۰ما يُضعِفُ عَنِ الجِماعِ۱۳ / ۱۰ ـ ۱الصِّيام۵۸۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مَنِ استَطاعَ الباءَةَ فَليَتَزَوَّج ؛ فَإِنَّهُ أغَضُّ لِلبَصَرِ ، وأحصَنُ لِلفَرجِ ، ومَن لَم يَستَطِع فَعَلَيهِ بِالصَّومِ ؛ فَإِنَّهُ لَهُ وِجاءٌ . (4).
1) .تاريخ دمشق ، ج ۴۳ ، ص ۵۶۶ ، ح ۹۴۱۲ عن واثلة بن الأسقع ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۵ ، ح ۲۸۲۸۲.
2) .طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۰.
3) .مستطرفات السرائر ، ص ۵۷ ، ح ۱۸ عن عليّ بن يقطين ، بحار الأنوار ، ج ۷۶ ، ص ۹۱ ، ح ۱۲ .
4) .صحيح البخاري ، ج ۲ ، ص ۶۷۳ ، ح ۱۸۰۶ ، صحيح مسلم ، ج ۲ ، ص ۱۰۱۸ ، ح ۱۴۰۰ ، سنن أبي داوود ، ج ۲ ، ص ۲۱۹ ، ح ۲۰۴۶ كلّها عن عبد اللّه بن مسعود ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۸ ، ح ۴۵۵۹۲ نقلاً عن البغوي في مسند عثمان؛ المجازات النبويّة ، ص ۸۵ ، ح ۵۳ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۳۱ ، ح ۱۴۶۷ ، روضة الواعظين ، ص ۴۰۹ وفيهما «فليدمن الصوم» بدل «فعليه بالصوم» وليس في الثلاثة الأخيرة «فإنّه أغضّ للبصر وأحصن للفرج» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۰ ، ح ۲۰.
۵۸۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بر شما باد حنا ؛ چرا كه [ديده هاى] سرتان را روشن مى سازد ، دل هايتان را پاك مى كند و بر توان جنسى مى افزايد .۵۸۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :سرمه ، توان همبسترى را افزايش مى دهد . حنا نيز بر آن مى افزايد .۱۳ / ۹ ـ ۱۸نوره كشيدن۵۸۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به اَ نَس ـ ) امام كاظم عليه السلام :موى سر ، چون بلند شود ، آب كمر از جريان مى افتد ، مفاصل ، سست مى شوند و ضعف و سِل به دنبال مى آورد . امّا نوره ، آب كمر را افزون مى سازد ، بدن را تقويت مى كند ، بر پيهِ كليه ها مى افزايد و بدن را چاق مى كند .ر. ك : ج۲ ، ص۳۳۳ ، ح۱۷۵۶ .
۱۳ / ۱۰آنچه از توان جنسى مى كاهد۱۳ / ۱۰ ـ ۱روزه۵۸۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كس توان همسر گرفتن دارد ، همسر گيرد ؛ چرا كه بيشتر ، مايه فرو هِليدنِ چشمان، و نگه داشتن دامن است. هر كس هم توان ندارد ، بر او باد روزه ؛ چرا كه داراى نوعى عقيم كنندگى است .
.
راجع : ج۱ ، ص ۶۴۴ ، ح ۱۰۹۷ و ح۱۰۹۸ .
۱۳ / ۱۰ ـ ۲إطالَةُ الشَّعرِ۵۸۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ما كَثُرَ شَعرُ رَجُلٍ قَطُّ إلاّ قَلَّت شَهوتُهُ . (1)۵۸۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن يحيى رفعه :جاءَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ فَقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، لَيسَ عِندي طَولٌ فَأَنكَحَ النِّساءَ ؛ فَإِلَيكَ أشكُو العُزوبِيَّةَ .
فَقالَ : وَفِّر شَعرَ جَسَدِكَ ، وأدِمِ الصِّيامَ .
فَفَعَلَ فَذَهَبَ ما بِهِ مِنَ الشَّبَقِ . (2)۵۸۲۹.عنه صلى الله عليه و آله :المعجم الكبير عن ابن عبّاس :شَكا رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله العُزوبَةَ ، فَقالَ : ألا أختَصي؟
فَقالَ : لا ، لَيسَ مِنّا مَن خَصى أوِ اختَصى ، ولكِن صُم ، ووَفِّر شَعرَ جَسَدِكَ . (3).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۲ ، ح ۴۶۴۹ عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۵۰۴ ، ح ۱۷۴۴ عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۳۰۹ ، ح ۱۲۸ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۷ ، ح ۵۲ .
2) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۶۴ ، ح ۳۶ ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۳۰۹ ، ح ۱۲۹ نحوه.
3) .المعجم الكبير ، ج ۱۱ ، ص ۱۱۶ ، ح ۱۱۳۰۴ ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴۵۵۶۹.
همچنين ، ر. ك : ج۱ ، ص۶۴۵ ، ح ۱۰۹۷ و۱۰۹۸ .
۱۳ / ۱۰ ـ ۲وا گذاردن مو۵۸۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :موى هيچ مردى زياد نشود ، مگر آن كه شهوتش كاهش يابد .۵۸۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از محمّد بن يحيى ، در حديثى كه سندش را به معصوم عليه السلام رسانْد ـ: مردى نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا! من توانايى مالى ندارم تا زنانى به همسرى گيرم . اينك از بى همسرى به پيشگاه تو شكايت مى آورم .
فرمود : «موى بدنت را وا گذار تا فراوان شود و پيوسته نيز روزه بگير» .
او اين كار را انجام داد و چيرگىِ شهوت وى از ميان رفت .۵۸۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عبّاس: مردى نزد پيامبر خدا ، از بى زنى اظهار ناراحتى كرد و گفت : آيا خود را اخته كنم؟
فرمود : «نه . كسى كه اخته باشد يا خود را اخته كند ، از ما نيست . روزه بدار و موى بدنت را وا گذار» .
.
۱۳ / ۱۰ ـ ۳النَّعلُ السَّوداءُ۵۸۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن حَنان بن سَدير :دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام وفي رِجلي نَعلٌ سَوداءُ .
فَقالَ : يا حَنانُ ، ما لَكَ ولِلسَّوداءِ؟ ! أما عَلِمتَ أنَّ فيها ثَلاثَ خِصالٍ : تُضَعِّفُ البَصَرَ ، وتُرخِي الذَّكَرَ ، وتورِثُ الهَمَّ؟ ومَعَ ذلِكَ مِن لِباسِ الجَبّارينَ .
قالَ : فَقُلتُ : فَما ألبَسُ مِنَ النِّعالِ؟
قالَ : عَلَيكَ بِالصَّفراءِ ؛ فَإِنَّ فيها ثَلاثَ خِصالٍ : تَجلُو البَصَرَ ، وتَشُدُّ الذَّكَرَ ، وتَدرَأُ الهَمَّ ، وهِيَ مَعَ ذلِكَ مِن لِباسِ النَّبِيِّينَ . (1)راجع : (إرشادات طبّية / الحذاء والصحّة) ج۱ ، ص ۱۲۰ ، ح ۱۴۱ .
.
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۶۵ ، ح ۲ ، الخصال ، ص ۹۹ ، ح ۵۰ ، ثواب الأعمال ، ص ۴۳ ، ح ۱ وفيهما «تحدّ» بدل «تجلو».
۱۳ / ۱۰ ـ ۳كفش مِشكى۵۸۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از حنان بن سَدير: در حالى كه كفش سياه پوشيده بودم ، بر امام صادق عليه السلام وارد شدم .
فرمود : «اى حنان! تو را به رنگ سياه ، چه كار؟! آيا نمى دانى كه در آن ، سه ويژگى است : ديده را ضعيف مى كند ، آلت را سست مى سازد ، و پيرى مى آورد و افزون بر اين ، جامه جبّاران است؟» .
گفتم : پس چه پاى افزارى بپوشم؟
فرمود : «بر تو باد زرد ؛ چرا كه در آن ، سه ويژگى است : ديده را جلا مى دهد ، آلت را استحكام مى بخشد ، و اندوه را از انسان دور مى كند و افزون بر اين ، از جامه هاى پيامبران است» . (1)ر.ك: (توصيه هاى پزشكى / نقش كفش در سلامت) ج۱، ص۱۱۹، ح ۱۴۱.
.
1) .در الخصال و ثواب الأعمال به جاى «جلا مى دهد» ، عبارت «تيز مى كند» آمده است.
الفصل الرابع عشر : الجنين۱۴ / ۱تَطَوُّرُ الجَنينِالكتاب :« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِن سُلَــلَةٍ مِّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنَـهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَـمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَـمَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَـهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَــلِقِينَ » . (1)
« يَـأَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَـكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِى الْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّكُمْ وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفَّى » . (2)
« هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخًا وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُواْ أَجَلاً مُّسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » . (3)
.
فصل چهاردهم : جنين۱۴ / ۱تحوّل جنينقـرآن«ما انسان را از گِل خالص بيافريديم . سپس او را نطفه اى ساختيم در جايگاهى استوار . آن گاه ، نطفه را به صورت خون بسته گردانيديم . سپس ، خون بسته را پاره مُضْغه (چيزى شبيه گوشت جويده شده) كرديم . سپس ، مُضغه را به صورت استخوان هايى در آورديم و آن گاه ، استخوان ها را با گوشت پوشانديم و سرانجام ، آن را آفرينش تازه اى داديم . پس فرخنده آمد خدا كه بهترين آفريننده است»
«هان ، اى آدميان! اگر درباره رستاخيز در ترديد هستيد ، بدانيد كه ما شما را از خاكى ، آن گاه از نطفه اى ، سپس از لَخته اى ، و سرانجام از پاره گوشتى تمام آفريده و ناتمام آفريده است ، خلق كرديم تا برايتان روشن گردانيم . آنچه خواهيم تا زمانى معيّن در رَحِم ها قرار دهيم و سپس ، شما را در سيماى كودكى بيرون آوريم تا به رشدتان برسيد»
«اوست آن كه شما را از خاك ، سپس از نطفه و سپس از لَخته اى بيافريد و سپس ، شما را در سيماى كودكى بيرون آورد تا سپس به رشد آن برسيد و از آن پس ، پير شويد . از شما ، كسانى هستند كه پيش از آن سن مى ميرد و تا آن كه به مهلت معيّنى برسيد . باشد كه شما بينديشيد»
.
« وَ اللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَ جًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَ لاَ تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ مَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلاَ يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِى كِتَـبٍ إِنَّ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ » . (1)
« إِنَّا خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَـهُ سَمِيعَا بَصِيرًا » . (2)
الحديث :۵۸۴۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن الحسين بن خالد :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام : إنّا رُوّينا عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ : مَن شَرِبَ الخَمرَ لَم تُحتَسَب لَهُ صَلاتُهُ أربَعينَ يَوماً .
قالَ : فَقالَ : صَدَقوا .
قُلتُ : وكَيفَ لا تُحتَسَبُ صَلاتُهُ أربَعينَ صَباحاً لا أقَلَّ مِن ذلِكَ ولا أكثَرَ؟
فَقالَ : إنَّ اللّهَ عز و جل قَدَّرَ خَلقَ الإِنسانِ فَصَيَّرَهُ نُطفَةً أربَعينَ يَوماً ، ثُمَّ نَقَلَها فَصَيَّرَها عَلَقَةً أربَعينَ يَوماً ، ثُمَّ نَقَلَها فَصَيَّرَها مُضغَةً أربَعينَ يَوماً . فَهُوَ إذا شَرِبَ الخَمرَ بَقِيَت في مُشاشِهِ أربَعينَ يَوماً عَلى قَدرِ انتِقالِ خِلقَتِهِ .
قالَ : ثُمَّ قالَ عليه السلام : وكَذلِكَ جَميعُ غِذائِهِ ، أكلِهِ وشُربِهِ يَبقى في مُشاشِهِ أربَعينَ يَوماً . (3)۵۸۴۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ في وَصفِ خَلقِ الإِنسانِ: أوَّلُ ذلِكَ تَصويرُ الجَنينِ فِي الرَّحِمِ حَيثُ لا تَراهُ عَينٌ ولا تَنالُهُ يَدٌ ، ويُدَبِّرُهُ حَتّى يَخرُجَ سَوِيّاً مُستَوفِياً جَميعَ ما فيهِ قِوامُهُ وصَلاحُهُ مِنَ الأَحشاءِ وَالجَوارِحِ وَالعَوامِل إلى ما في تَركيبِ أعضائِهِ مِنَ العِظامِ وَاللَّحمِ وَالشَّحمِ وَالمُخِّ وَالعَصَبِ وَالعُروقِ وَالغَضاريفِ . (4).
«خداوند ، شما را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه ، شما را جفت گردانيد . هيچ مادينه اى بار نگيرد و هيچ درازْ عمرى ، زندگى اى طولانى نمى كند و هيچ از عمر كس كاسته نشود ، مگر آن كه در ديوانى ثبت باشد . اين كار ، براى خداوند ، آسان است»
«بى گمان ، ما انسان را از نطفه اى آميخته بيافريديم تا او را بيازماييم . پس او را شنوايى بينا قرار داديم»
حديث۵۸۴۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از حسين بن خالد: به امام كاظم عليه السلام گفتم : از پيامبر صلى الله عليه و آله برايمان روايت شده كه فرموده است : «هر كس شراب بخورد ، تا چهل روز ، نماز وى برايش حساب نمى شود» .
امام عليه السلام فرمود : «درست گفته اند» .
گفتم : چگونه تنها چهل روز براى وى نمازى حساب نمى شود ، نه كمتر از آن و نه بيشتر؟
فرمود : «خداوند عز و جل ، خلقتِ انسان را تقدير كرد . [در اين تقدير] چهل روز او را در حالت نطفه بداشت . سپس ، او را از اين حالت ، نقل داد و چهل روز عَلَقه گردانيد . سپس ديگر بار او را به حالى ديگر نقل داد و چهل روز مُضْغه بداشت . از اين رو ، اگر انسان شراب بخورد ، اين شراب ، چهل روز ، يعنى به اندازه روزهاى نقل خلقت وى [از مرحله اى به مرحله ديگر] در نرمه استخوان هاى وى مى مانَد» .
امام عليه السلام سپس فرمود : «و همه آنچه مى خورَد نيز چنين است : خوراك و نوشاب او به مدّت چهل روز در نرمه استخوان هايش مى مانَد» .۵۸۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام ـ در توصيف خلقت انسان ـ :آغاز آن، شكل دادن به جنين در رَحِم است؛ جايى كه نه چشمى آن را مى بيند و نه دستى بدان مى رسد . آن گاه، خداوند آن را تدبير مى كند تا به صورت انسانى بيرون آيد، كامل و برخوردار از
همه آنچه برپايى و درستى وى ، بدانها وابسته است ؛ يعنى اندام هاى درونى و اندام هاى بيرونى و كارگر ، تا همه آنچه در تركيب اعضاى وى ، يعنى تركيب استخوان ، گوشت ، پيه ، مغز ، پِى ، رگ و غضروف ها وجود دارد . .
۵۸۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ وسُئِلَ عَن شَرابِ المَولودِ في بَطنِ اُمِّهِ فَقالَ: أمّا شَرابُ المَولودِ في بَطنِ اُمِّهِ ، فَإِنَّهُ يَكونُ نُطفَةً أربَعينَ لَيلَةً ، ثُمَّ عَلَقَةً أربَعينَ لَيلَةً ، ومَشيجاً أربَعينَ لَيلَةً ، وغَبيساً أربَعينَ لَيلَةً ، ثُمَّ مُضغَةً أربَعينَ لَيلَةً ، ثُمَّ العَظمَ حَنيكاً أربَعينَ لَيلَةً ، ثُمَّ جَنيناً . فَعِندَ ذلِكَ يَستَهِلُّ فَيُنفَخُ فيهِ الرُّوحُ ، فَإِذا أرادَ اللّهُ ـ جَلَّ اسمُهُ ـ أن يُخرِجَهُ تامّاً [أخرَجَهُ] ، وإن أرادَ أن يُؤَخِّرَهُ فِي الرَّحمِ تِسعَةَ أشهُرٍ فَأَمرُهُ نافِذٌ وقَولُهُ صادِقٌ ، تَجتَلِبُ عَلَيهِ عُروقُ الرَّحِمِ ومِنها يَكونُ الوَلَدُ . (1)۵۸۴۶.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ ) الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ: نَبتَدِئُ ـ يا مُفَضَّلُ ـ بِذِكرِ خَلقِ الإِنسانِ فَاعتَبِر بِهِ ؛ فَأَوَّلُ ذلِكَ ما يُدَبَّرُ بِهِ الجَنينُ فِي الرَّحِمِ وهُوَ مَحجوبٌ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ : ظُلمَةِ البَطنِ ، وظُلمَةِ الرَّحِمِ ، وظُلمَةِ المَشيمَةِ ، حَيثُ لا حِيلَةَ عِندَهُ في طَلَبِ غِذاءٍ ، ولا دَفعِ أذىً ، ولاَ استِجلابِ مَنفَعَةٍ ، ولا دَفعِ مَضَرَّةٍ ؛ فَإِنَّهُ يَجري إلَيهِ مِن دَمِ الحَيضِ ما يَغذوهُ كَما يَغذُو الماءُ النَّباتَ ، فَلا يَزالُ ذلِكَ غِذاءَهُ ، حَتّى إذا كَمُلَ خَلقُهُ وَاستَحكَمَ بَدَنُهُ وقَوِيَ أديمُهُ عَلى مُباشَرَةِ الهَواءِ وبَصَرُهُ عَلى مُلاقاةِ الضِّياءِ ، هاجَ الطَّلقُ بِاُمِّهِ فَأَزعَجَهُ أشَدَّ إزعاجٍ وأعنَفَهُ ، حَتّى يولَدَ .
وإذا وُلِدَ صُرِفَ ذلِكَ الدَّمُ الَّذي كانَ يَغذوهُ مِن دَمِ اُمِّهِ إلى ثَديَيها ، فَانقَلَبَ الطَّعمُ وَاللَّونُ إلى ضَربٍ آخَرَ مِنَ الغِذاءِ ، وهُوَ أشَدُّ مُوافَقَةً لِلمَولودِ مِنَ الدَّمِ ، فَيُوافيهِ في وَقتِ حاجَتِهِ إلَيهِ ، فَحينَ يولَدُ قَد تَلَمَّظَ وحَرَّكَ شَفَتَيهِ طَلَباً لِلرَّضاعِ ، فَهُوَ يَجِدُ ثَديَي اُمِّهِ كَالإِداوَتَينِ المُعَلَّقَتَينِ لِحاجَتِهِ ، فَلا يَزالُ يَغتَذي بِاللَّبَنِ ما دامَ رَطبَ البَدَنِ رَقيقَ الأَمعاءِ لَيِّنَ الأَعضاءِ .
حَتّى إذا تَحَرَّكَ وَاحتاجَ إلى غِذاءٍ فيهِ صَلابَةٌ لِيَشتَدَّ ويَقوى بَدَنُهُ ، طَلَعَت لَهُ الطَّواحِنُ مِنَ الأَسنانِ وَالأَضراسِ لِيَمضَغَ بِهِ الطَّعامَ ، فَيَلينَ عَلَيهِ ويَسهُلَ لَهُ إساغَتُهُ ، فَلا يَزالُ كَذلِكَ حَتّى يُدرِكَ ، فَإِذا أدرَكَ وكانَ ذَكَراً طَلَعَ الشَّعرُ في وَجهِهِ ، فَكانَ ذلِكَ عَلامَةَ الذَّكَرِ وعِزَّ الرَّجُلِ الَّذي يَخرُجُ بِهِ عَن حَدِّ الصِّبا وشَبَهِ النِّساءِ ، وإن كانَت اُنثى يَبقى وَجهُها نَقِيّاً مِنَ الشَّعرِ لِتَبقى لَهَا البَهجَةُ وَالنَّضارَةُ الَّتي تُحَرِّكُ الرِّجالَ لِما فيهِ دَوامُ النَّسلِ وبَقاؤُهُ .
اِعتَبِر يا مُفَضَّلُ ، فيما يُدَبَّرُ بِهِ الإِنسانُ في هذِهِ الأَحوالِ المُختَلِفَةِ ، هَل تَرى يُمكِنُ أن يَكونَ بِالإِهمالِ؟ !
فَرَأَيتَ لَو لَم يَجرِ إلَيهِ ذلِكَ الدَّمُ وهُوَ فِي الرَّحِمِ ، ألَم يَكُن سَيَذوي ويَجُفُ كَما يَجُفُّ النَّباتُ إذا فَقَدَ الماءَ؟
ولَو لَم يُزعِجهُ المَخاضُ عِندَ استِحكامِهِ ، ألَم يَكُن سَيَبقى فِي الرَّحِمِ كَالمَؤُودِ فِي الأَرضِ؟
ولَو لَم يُوافِقهُ اللَّبَنُ مَعَ وِلادَتِهِ ، ألَم يَكُن سَيَموتُ جَوعاً أو يَغتَذي بِغِذاءٍ لا يُلائِمُهُ ولا يَصلُحُ عَلَيهِ بَدَنُهُ؟
ولَو لَم تَطلُع عَلَيهِ الأَسنانُ في وَقتِها ، ألَم يَكُن سَيَمتَنِعُ عَلَيهِ مَضغُ الطَّعامِ وإساغَتُهُ ، أو يُقيمُهُ عَلَى الرِّضاعِ فَلا يَشتَدُّ بَدَنُهُ ولا يَصلُحُ لِعَمَلٍ ، ثُمَّ كانَ تَشتَغِلُ اُمُّهُ بِنَفسِهِ عَن تَربِيَةِ غَيرِهِ مِنَ الأَولادِ؟
ولَو لَم يَخرُجِ الشَّعرُ في وَجهِهِ في وَقتِهِ ، ألَم يَكُن سَيَبقى في هَيئَةِ الصِّبيانِ وَالنِّساءِ فَلا تَرى لَهُ جَلالَةً ولا وَقاراً؟ (2).
۵۸۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به پرسشى درباره نوشيدنى كودك در شكم مادر خويش ـ: امّا نوشيدنى كودك در شكم مادر ؛ او چهل شب ، نطفه است ، چهل شب به صورت يك لَخته ، چهل شب به صورت يك آميخته ، چهل شب آميخته اى رنگ به خود گرفته ، سپس چهل شب يك پارهْ گوشت است ، چهل شب ، استخوانى رو به استحكام ، و آن گاه ، جنين . در اين هنگام است كه بانگى مى كند و روح در او دميده مى شود . پس اگر خداوند ـ جلّ إسمه ـ بخواهد او را به صورت آفريده اى كامل بيرون آورَد [بيرون آورَد] (1)و اگر نيز بخواهد ، او را تا نُه ماه در رَحِم همچنان بدارد ؛ چرا كه فرمان او روا و سخن او راست است . [در همه اين مهلت] ، رگ هاى رَحِم به كودك آب مى رسانند و از همان جاست كه كودك ، پديد مى آيد .۵۸۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضل! با ياد كردن از خلقت انسان ، آغاز مى كنيم . از آن ، پند گير . آغاز آن ، تدبير جنين در رَحِم است ، در حالى كه در سه پرده از ظلمت قرار دارد : ظلمت شكم ، ظلمت زهدان و ظلمت يوگان . آن جا كه جنين ، نه چاره اى براى جُستن خوراك دارد ، نه راهى براى دور كردن آزار ، نه فراهم ساختن منفعت ، و نه از خود راندن زيان . در اين هنگام ، آنچه او را تغذيه كند ، از خون حيض به سويش جريان مى يابد ، چنان كه آب ، گياه را تغذيه كند . همين ، پيوسته غذاى اوست تا آن گاه كه خون خلقت وى ، كامل شود ، بدنش استحكام يابد ، پوستش ياراى تماس با هوا ، و چشمش توان رويارويى با نور بيابد . درد زايش مادر ، او را برانگيزد و به سختى بيازارد و بفشرد تا كودك ، زاده شود .
پس از زاده شدن كودك ، آن خونى كه او را از خون مادرش تغذيه مى رساند ، به پستان هاى مادر مى رود و مزه و رنگ آن به نوعى ديگر از خوراكى كه بيش از خون با كودك سازگارى دارد ، بدل مى شود تا به گاه نياز ، او را همراهى كند . چنين است كه چون كودك زاده شود و لب هاى خود را در جستجوى شير بگشايد و از اين سو بدان سو بچرخاند ، پستان هاى مادر را به سان دو مَشكِ كوچك كه براى برآوردن نياز او آويخته شده اند ، مى يابد و از آن پس ، تا هنگامى كه بدنش مرطوب ، اندام هاى درونى اش نازك و اعضاى بدنش نرم است ، از اين شير تغذيه مى كند .
امّا آن زمان كه اين كودك به تحرّك آيد و به غذايى درشت تر نيازمند افتد تا بدان استحكام يابد و تنش نيرومند گردد ، دندان هاى آسيا و دندان هاى كنارى سر برآورند تا به كمك آنها ، غذا را بجَوَد و بدين سان ، غذا براى او نرم و آسان و گوارا گردد .
انسان ، پيوسته در اين وضعيت است تا هنگامى كه به بلوغ برسد . پس چون به بلوغ رسيد ، اگر نرينه باشد ، موى در چهره او رُخ نمايد و اين ، نشان مردىِ وى باشد ـ و كم اند مردانى كه از مرزِ خُردسالى فراتر برده شده باشند و همانند زنان باشند ـ و اگر هم مادينه باشد ، چهره اش پيراسته از مو بماند تا همچنان از خوش نمايى و شادابى ، كه مردان را به آنچه استمرار و ماندگارى نسل در آن است ، برانگيزد .
اى مفضّل! در آنچه انسان در اين وضعيت هاى متفاوت ، بدان تدبير مى شود ، بنگر . آيا به گمان تو اين همه به اِهمال و وِلِنگارى صورت پذيرفته است؟
به گمان تو ، اگر در هنگامى كه در رَحِم بود ، آن خون به سوى وى جريان نمى يافت ، آيا نمى چروكيد و آن سان كه گياهى به گاه بى آبى مى خشكد ، نمى خشكيد؟
يا آن هنگامى كه استحكام يافته بود ، اگر درد زايش او را نمى فِشُرد و نمى آزُرد ، آيا همچنان به سانِ دفن شده اى در خاك ، در رَحِم نمى مانْد؟
يا اگر پيدايش شير با ولادت او همخوان نبود ، آيا او از گرسنگى نمى مُرد يا ناگزير نبود از غذايى تغذيه كند كه با وى ، سازگارى ندارد و بدنش با آن استوارى نمى يابد؟
اگر هم در وقت مناسب خود ، دندان ها بر او نمى روييد ، آيا جويدن و گوارش غذا براى وى ناشدنى نبود؟ يا ناگزير نمى بايست او را بر همان شيرخوارگى نگه مى داشت تا در نتيجه ، بدنش استحكام نيابد و به هيچ كارى نيايد و افزون بر آن ، مادرش را به خود مشغول بدارد تا از تربيت ديگر فرزندان بازمانَد؟
[سرانجام ،] اگر در هنگام خود ، مو بر چهره او نمى روييد ، آيا همچنان بر ريخت كودكان نمى مانْد تا هيچ شُكوه و جلالى در وى نبينى؟ .
1) .اين استدراك ، مستند است به مختصر تاريخ دمشق و كنز العمّال.
. .
. .
راجع : ج۱ ، ص ۶۷۰ (مدّة الحمل) .
۱۴ / ۲غِذاءُ الجَنينِ۵۸۵۲.مستدرك الوسائل :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :خَلَقَكُم مِن سَبعٍ ، يَعني مِنَ : العَظمِ وَالعَصَبِ وَالعُروقِ وَاللَّحمِ وَالجِلدِ وَالشَّعرِ وَالرّوحِ .
ورَزَقَكُم مِن سَبعٍ ، يَعني : مِن دَمِ الحَيضِ أوَّلاً في بَطنِ الاُمِّ ، ثُمَّ اللَّبَنِ ، ثُمَّ الماءِ ، ثُمَّ النَّباتِ مِنَ الأَرضِ ، ثُمَّ الثِّمارِ مِنَ الشَّجَرِ ، ثُمَّ اللُّحومِ مِنَ الأَغنامِ ، ثُمَّ العَسَلِ مِنَ النَّحلِ ؛ فَاسجُدُوا للّهِِ عَلى سَبعَةِ أعضاءٍ . (1)۵۸۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در اندرز به ابن مسعود ـ ) الإمام عليّ عليه السلامـ وقَد سَأَلَهُ سَلمانُ عَن رِزقِ الوَلَدِ في بَطنِ اُمِّهِ فَقالَ: إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ حَبَسَ عَلَيهِ الحَيضَةَ فَجَعَلَها رِزقَهُ في بَطنِ اُمِّهِ . (2)۵۸۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المناقب عن محمّد الصَّيرَفِيّ وعبد الرحمن بن سالم :دَخَلَ ابنُ شُبرُمَةَ وأبو حَنيفَةَ عَلَى الصّادِقِ عليه السلام ، فَقالَ لِأَبي حَنيفَةَ : . . . لِمَ لا تَحيضُ المَرأَةُ إذا حَبِلَت؟
قالَ : لا أدري .
قالَ : حَبَسَ اللّهُ الدَّمَ فَجَعَلَهُ غِذاءً لِلوَلَدِ . (3).
1) .مستدرك الوسائل ، ج ۴ ، ص ۴۸۵ ، ح ۵۲۳۰ نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
2) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۹۱ ، ح ۱۹۷ ، علل الشرائع ، ص ۲۹۲ ، ح ۱ عن مقرن عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۴۱ ، ح ۲۱.
3) .المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۲۵۲ ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۳۳ ، ح ۱.
ر. ك : ج۱ ، ص۶۷۱ (مدّت باردارى).
۱۴ / ۲غذاى جنين۵۸۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به معاذ ، آن گاه كه او را به يمن مى فرستاد ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :او شما را از هفت چيز آفريد : يعنى از استخوان ، پِى ، رگها ، گوشت ، پوست ، مو ، و روح ؛ و شما را از هفت چيز ، روزى داد : يعنى نخست در شكم مادران ، از خون حيض ، سپس شير ، سپس آب ، سپس روييدنى هايى كه از زمين برويند ، سپس ميوه هاى درختان ، پس از آنْ گوشت گوسفندان ، و سپس عسل زنبوران عسل . پس بر هفت عضو در پيشگاه خداوند ، سجده كنيد .۵۸۵۲.مستدرك الوسائل:امام على عليه السلامـ در پاسخ به پرسش سلمان درباره روزىِ كودك در شكم مادر: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ خون حيض را براى وى در بدن زن ، باز بداشت و روزى او را در شكم مادر از آن قرار داد .۵۸۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في قَولِهِ تَعالى ) مناقب آل أبى طالبـ به نقل از محمّد صيرفى و عبد الرحمان بن سالم: ابن شُبْرُمَه و ابوحنيفه به حضور امام صادق عليه السلام رسيدند . امام عليه السلام از ابوحنيفه پرسيد : «چرا زن پس از باردار شدن ، حيض نمى شود؟» .
گفت : نمى دانم .
فرمود : «خداوند ، خون را [در بدن] باز داشته و آن را غذاى كودك قرار داده است» .
.
۱۴ / ۳ما يَنفَعُ الجَنينَ مِنَ الأَغذِيَةِ۵۸۵۶.عنه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أطعِموا حَبالاكُمُ اللُّبانَ فَإِنَّ الصَّبِيَّ إذا غُذِّيَ في بَطنِ اُمِّهِ بِاللُّبانِ اشتَدَّ قَلبُهُ ، وزيدَ في عَقلِهِ ، فَإِن يَكُ ذَكَراً كانَ شُجاعاً ، وإن وُلِدَت اُنثى عَظُمَت عَجيزَتُها فَتَحظى بِذلِكَ عِندَ زَوجِها . (1)راجع : ج۱ ، ص ۵۶۴ ، ح ۹۶۴ (ما يشدّ العظم) . ج۲ ، ص ۲۵۲ (خواصّ الرطب والتمر للحامل والنفساء). ج۲ ، ص ۳۵۰ (فوائد أكل السفرجل للحامل) . ج۲ ، ص ۴۵۴ (فوائد اللبان للحامل).
۱۴ / ۴نَوعُ الجَنينِالكتاب :« لِّلَّهِ مُلْكُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَـثًا وَ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَ إِنَـثًا وَ يَجْعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ » . (2)
الحديث :۵۸۵۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ماءُ الرَّجُلِ أبيَضُ وماءُ المَرأَةِ أصفَرُ ، فَإِذَا اجتَمَعا فَعَلا مَنِيُّ الرَّجُلِ مَنِيَّ المَرأَةِ أذكَرا بِإِذنِ اللّهِ ، وإذا عَلا مَنِيُّ المَرأَةِ مَنِيَّ الرَّجُلِ آنَثا بِإِذنِ اللّهِ . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۳ ، ح ۶ عن أبي زياد عن الإمام الحسن عليه السلام .
2) .الشورى : ۴۹ و ۵۰ .
3) .صحيح مسلم ، ج ۱ ، ص ۲۵۲ ، ح ۳۴ ، المستدرك على الصحيحين ، ج ۳ ، ص ۵۴۸ ، ح ۶۰۳۹ كلاهما عن ثوبان ، مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۵۹۷ ، ح ۲۵۱۴ عن ابن عبّاس نحوه ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴۵۵۶۳؛ علل الشرائع ، ص ۹۶ ، ح ۵ ، الاحتجاج ، ج ۱ ، ص ۱۱۵ ، ح ۳۰ كلاهما عن ثوبان نحوه ، بحار الأنوار ،ج ۶۰ ، ص ۳۳۶ ، ح ۱۰.
۱۴ / ۳غذاهايى كه براى جنين ، سودمند است۵۸۶۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :به زنان باردار خود ، كُنْدُر بخورانيد ؛ زيرا اگر كودك در شكم مادر با كُنْدُر تغذيه شود ، قلبش استحكام و عقلش فزونى مى يابد . پس اگر مردينه باشد ، دلير باشد و اگر ماده زاده شود ، سِتُرگْ سرين گردد و بدين سبب ، نزد همسرخويش ، برخوردار باشد .ر. ك : ج۱ ، ص۵۶۵ (آنچه استخوان ها را استحكام مى بخشد / ح ۹۶۴) . ج۲ ، ص۲۵۱ (خواصّ خرما براى زن باردار و تازه زا) . ج۲ ، ص۳۵۱ (خواص بِهْ براى زنان باردار) . ج۲ ، ص۴۵۵ (فايده هاى كُندُر براى زنان باردار).
۱۴ / ۴نوع جنينقرآن«فرمانروايى آسمان ها و زمين ، از آن خداست . هر چه بخواهد ، مى آفريند و به هر كه بخواهد ، دخترانى مى بخشد و به هر كه بخواهد ، پسرانى عطا مى كند ، يا پسر و دختر ، هر دو را جفت يكديگر قرار مى دهد و هر كس را هم كه بخواهد ، عقيم مى سازد . او دانايى تواناست»
حديث۵۸۶۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آب مرد ، سفيد و آب زن ، زرد است . چون در برِ هم آيند و مَنىِ مرد بر منىِ زن ، چيرگى يابد .به اذن خداوند ، نرينه آورند و چون مَنىِ زن بر مَنىِ مرد برترى يابد ، به اذن خداوند ، مادينه آورند .
.
۵۸۶۵.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :عَلَيكَ بِالهِندَباءِ ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الماءِ ، ويُحَسِّنُ الوَلَدَ ، وهُوَ حارٌّ لَيِّنٌ ، يَزيدُ فِي الوَلَدِ الذُّكورَةَ . (1)۱۴ / ۵سِرُّ المُشابَهَةِ۵۸۶۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند أحمد عن أُمّ سلمة :إنَّ اُمَّ سُلَيمٍ قالَت : يا رَسولَ اللّهِ ، المَرأَةُ تَرى زَوجَها فِي المَنامِ يَقَعُ عَلَيها ، أعَلَيها غُسلٌ؟
قالَ : نَعَم ، إذا رَأَت بَلَلاً .
فَقالَت اُمُّ سَلَمَةَ : أوَتَفعَلُ ذلِكَ (2)؟ !
فَقالَ : تَرِبَت يَمينُكِ ! أنّى يَأتي شَبَهُ الخُؤولَةِ إلاّ مِن ذلِكَ ، أيُّ النُّطفَتَينِ سَبَقَت إلَى الرَّحِمِ غَلَبَت عَلَى الشَّبَهِ . (3)۵۸۶۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :نُطفَةُ الرَّجُلِ بَيضاءُ غَليظَةٌ ، ونُطفَةُ المَرأَةِ صَفراءُ رَقيقَةٌ ؛ فَأَيُّهُما غَلَبَت صاحِبَتَهُما (4)فَالشَّبَهُ لَهُ ، وإنِ اجتَمَعا جَميعاً كانَ مِنها ومِنهُ . (5)۵۸۶۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ ماءَ الرَّجُلِ غَليظٌ أبيَضُ ، وماءَ المَرأَةِ رَقيقٌ أصفَرُ ؛ فَمِن أيِّهِما عَلا أو سَبَقَ يَكونُ مِنهُ الشَّبَهُ . (6).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۳۶۳ ، ح ۶ ، المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۱۳ ، ح ۲۰۴۷ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۳۸۵ ، ح ۱۲۹۵ ، طبّ الأئمّة لابني بسطام ، ص ۱۳۰ وفيه «يحسّن اللون» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۸۳ ، ح ۳۸.
2) .في المعجم الكبير ، «أ وَيكون ذلك من المرأة».
3) .مسند ابن حنبل ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۴ ، ح ۲۶۶۹۳ ، المعجم الكبير ، ج ۲۳ ، ص ۴۱۴ ، ح ۹۹۸ ، مسند إسحاق بن راهويه ، ج ۴ ، ص ۱۱۶ ، ح ۱۸۸۲ كلّها عن اُمّ سلمة وفيهما «جبينك» بدل «يمينك» ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۴ ، ح ۴۵۵۷۵.
4) .كذا في المصدر ، وفي منتخب كنز العمّال ، ج ۶ ، ص ۵۶۰ «صاحبها».
5) .كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۳ ، ح ۴۵۵۶۴ نقلاً عن أبي الشيخ في العظمة عن ابن عبّاس.
6) .صحيح مسلم ، ج ۱ ، ص ۲۵۰ ، ح ۳۰ عن اُمّ سُلَيم ، سنن ابن ماجة ، ج ۱ ، ص ۱۹۷ ، ح ۶۰۱ ، مسند ابن حنبل ، ج ۴ ، ص ۲۴۴ ، ح ۱۲۲۲۴ كلّها عن أنس وفيهما «أشبهه الولد» بدل «يكون منه الشبه» ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۴۸۲ ، ح ۴۵۵۶۲.
۵۸۶۶.امام على عليه السلام ( ـ در بيان حديث معراج ـ ) امام صادق عليه السلام :بر تو باد كاسنى ؛ چرا كه آب (مَنى) را مى افزايد ، فرزند را نكو مى سازد ، و گرم و نرم است و بيشتر ، فرزند ، پسر مى شود . (1)۱۴ / ۵راز همانندى۵۸۶۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل- به نقل از امّ سلمه -: ام سُلَيم گفت : اى پيامبر خدا! گاه زن در خواب مى بيند كه مرد با او آميزش كرده است . آيا بر او غسل واجب مى شود؟
فرمود : «آرى ، چنانچه رطوبتى هم ببيند» .
امّ سلمه گفت : آيا زن ، چنين هم مى كند؟
فرمود : «دستت درد نكند! پس همانندى با دايى ها ، جز از اين ، از كجا حاصل مى آيد؟ هر يك از نطفه ها كه بر ديگرى به سوى زهدان پيشى جويد ، بر همانند نيز چيرگى مى يابد» .۵۸۷۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نطفه مرد ، سفيد رنگ و غليظ است و نطفه زن ، زرد است و رقيق . هر كدام از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد ، همانندى را از آنِ خود مى كند ؛ و اگر هم هر دو در برِ هم آيند ، شباهت از هردوى آنها باشد .۵۸۷۱.عنه صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :آبِ مرد ، غليظ و سفيد است و آبِ زن ، رقيق و زرد است . برترى يا پيشى جويى از هر كدام از آنها باشد ، شباهت نيز از همان مى خيزد .
.
1) .در طبّ الأئمّة عليهم السلام ، به جاى واژه «رنگ» ، «فرزند» آمده است .
۵۸۷۲.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عنه صلى الله عليه و آله :تَخَيَّروا لِنُطَفِكُم ؛ فَإِنَّ النِّساءَ يَلِدنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وأخَواتِهِنَّ . (1)۵۸۶۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قصص الأنبياء عن شَهرِ بن حَوشَب :لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَدينَةَ ، أتاهُ رَهطٌ مِنَ اليَهودِ ، فَقالوا : إنّا سائِلوكَ عَن أربَعِ خِصالٍ ، فَإِن أخبَرتَنا عَنها صَدَّقناكَ وآمَنّا بِكَ . . . قالوا : عَنِ الشَّبَهِ كَيفَ يَكونُ مِنَ المَرأَةِ وإنَّمَا النُّطفَةُ لِلرَّجُلِ؟
فَقالَ : أنشُدُكُم بِاللّهِ ، أتَعلَمونَ أنَّ نُطفَةَ الرَّجُلِ بَيضاءُ غَليظَةٌ وأنَّ نُطفَةَ المَرأَةِ حَمراءُ رَقيقَةٌ؟ فَأَيَّتُهُما غَلَبَت صاحِبَتَها كانَت لَهَا الشَّبَهُ .
قالوا : اللّهُمَّ ، نَعَم . (2)۵۸۶۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الباقر عليه السلام :أتى رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : هذِهِ ابنَةُ عَمّي وَامرَأَتي لا أعلَمُ إلاّ خَيراً ، وقَد أتَتني بِوَلَدٍ شَديدِ السَّوادِ مُنتَشِرِ المِنخَرَينِ جَعدٍ قَطَطٍ ، أفطَسِ الأَنفِ ، لا أعرِفُ شِبهَهُ في أخوالي ولا في أجدادي .
فَقالَ لاِمرَأَتهِ : ما تَقولينَ؟
قالَت : لا وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ نَبِيّاً ، ما أقعَدتُ مَقعَدَهُ مِنّي مُنذُ مَلَكَني أحَداً غَيرَهُ .
قالَ : فَنَكَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَأسِهِ مَلِيّاً ، ثُمَّ رَفَعَ بَصَرَهُ إلَى السَّماءِ ، ثُمَّ أقبَلَ عَلَى الرَّجُلِ فَقالَ :
يا هذا ، إنَّهُ لَيسَ مِن أحدٍ إلاّ بَينَهُ وبَينَ آدَمَ تِسعَةٌ وتِسعونَ عِرقاً كُلُّها تَضرِبُ فِي النَّسَبِ ، فَإِذا وَقَعَتِ النُّطفَةُ فِي الرَّحِمِ اضطَرَبَت تِلكَ العُروقُ تَسأَلُ اللّهَ الشُّبهَةَ لَها ، فَهذا مِن تِلكَ العُروقِ الَّتي لَم يُدرِكها أجدادُكَ ولا أجدادُ أجدادِكَ ، خُذ إلَيكَ ابنَكَ .
فَقالَتِ المرَأَةُ : فَرَّجتَ عَنّي يا رَسولَ اللّهِ ! (3).
1) .تاريخ دمشق ، ج ۵۲ ، ص ۳۶۲ ، ح ۱۱۰۶۸ عن عائشة ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۵ ، ح ۴۴۵۵۷ ؛ عوالي اللآلي ، ج ۱ ، ص ۲۵۹ ، ح ۳۲ وفيه «فإنّ الخال أحد الضجيعين» بدل «فإنّ النساء...».
2) .قصص الأنبياء ، ص ۲۹۶ ، ح ۳۶۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۶۶ ، ح ۶۴.
3) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۶۱ ، ح ۲۳ ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۴۱۹ ، ح ۲۱ وراجع : الجعفريّات ، ص ۹۰ و النوادر للراوندي ، ص ۱۷۸ ، ح ۲۹۷ و الدرّ المنثور ، ج ۸ ، ص ۴۳۹.
۵۸۶۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى نطفه هاى خود ، نيكوترين [زن ها ] را برگزينيد ؛ چرا كه زنان ، همانندهاى برادران و خواهران خويش را مى زايند . (1)۵۸۷۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :قصص الأنبياءـ به نقل از شهربن حَوشَب: هنگامى كه پيامبر خدا به مدينه درآمد ، شمارى از يهوديان نزد او آمدند و گفتند : ما درباره چهار چيز از تو مى پرسيم . اگر درباره آنها به ما آگاهى دادى ، تو را باور داريم و به تو ايمان آوريم . . . گفتند : درباره همانندى ، كه چگونه كودك با مادر شباهت مى يابد ، در حالى كه نطفه از مرد است؟
فرمود : «شما را به خداوند سوگند مى دهم ، آيا [نه اين است كه ]خود مى دانيد نطفه مرد ، سفيد و غليظ ، و نطفه زن ، سرخ و رقيق است. هر يكى از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد ، شباهت را از آن خود مى سازد؟» .
گفتند : البته كه چرا .۵۸۷۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :مردى از انصار ، نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اين ، دختر عمو و زنِ من است و از او جز نيكى سراغ ندارم . امّا او برايم فرزندى آورده است بسيار سياه ، با سوراخ هاى بينى گشاد ، موهاى مجعّد پُرگِرِه و بينى پهن و به صورت چسبيده ، به گونه اى كه همانند آن ، نه در دايى هاى خود سراغ دارم ، نه در نياكان خويش .
پيامبر صلى الله عليه و آله از همسر وى پرسيد : «تو چه مى گويى؟» .
گفت : سوگند به آن كه تو را به حق ، به پيامبرى برگزيده است ، از آن روز كه مرا در اختيار گرفته ، هيچ كس را در نظر خود ، بر جايگاه او قرار نداده ام (اشاره به اين كه به او خيانت نكرده است) .
پيامبر خدا ، مدّتى سر فرو افكنْد و سپس ، لَختى نگاه خويش را به سوى آسمان برداشت و آن گاه ، بدان مرد رو كرد و فرمود : «اى مرد! هيچ كس نيست كه ميان او و آدم ، نود و نُه رگ ـ كه همه به نسب او بازمى گردند ـ نباشد . آن گاه كه نطفه در رَحِم جاى مى گيرد ، هر يك از آن رگ ها به جنب وجوش در مى آيد و از خداوند مى خواهد كه شباهت را به آن دهد . اين كودك ، از آن رگ هايى برخاسته است كه اجدادِ تو و اجداد اجدادت ، آنها را درك نكرده اند . فرزند خويش را براى خود بردار» .
پس آن زن گفت : اى پيامبر خدا ! گِرِه از كار من گشودى. .
1) .در عوالى اللّئالى عبارت آخر روايت ، چنين آمده است : «دايى ، يكى از همخوابان است».
۵۸۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام العسكري عن آبائه عليهم السلام :لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَدينَةَ أتَوهُ بِعَبدِ اللّهِ بنِ صوريا ، فَقالَ : . . . أخبِرني يا مُحَمَّدُ ، الوَلَدُ يَكونُ مِنَ الرَّجُلِ أو مِنَ المَرأَةِ؟
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : أمَّا العِظامُ وَالعَصَبُ وَالعُروقُ فَمِنَ الرَّجُلِ ، وأمَّا اللَّحمُ وَالدَّمُ وَالشَّعرُ فَمِنَ المَرأَةِ .
قالَ : صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ ، ثُمَّ قالَ : يا مُحَمَّدُ ، فَما بالُ الوَلَدِ يُشبِهُ أعمامَهُ لَيسَ فيهِ مِن شَبَهِ أخوالِهِ شَيءٌ ، ويُشبِهُ أخوالَهُ لَيسَ فيهِ مِن شَبَهِ أعمامِهِ شَيءٌ؟
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : أيُّهُما عَلا ماؤُهُ ماءَ صاحِبِهِ كانَ الشَّبَهُ لَهُ .
قالَ : صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ ، فَأَخبِرني عَمَّن لا يولَدُ لَهُ ومَن يولَدُ لَهُ؟
فَقالَ صلى الله عليه و آله : إذا مُغِّرَتِ النُّطفَةُ لَم يولَد لَهُ ـ أي إذَا احمَرَّت وكَدِرَت ـ فَإِذا كانَت صافِيَةً وُلِدَ لَهُ . (1).
1) .الاحتجاج ، ج ۱ ، ص ۹۰ ، ح ۲۶ عن يوسف بن محمّد بن زياد وعليّ بن محمّد بن سيّار ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام ، ص ۴۵۳ ، تفسير التبيان ، ج ۱ ، ص ۳۶۳ ، مجمع البيان ، ج ۱ ، ص ۳۲۵ عن ابن عبّاس وليس فيهما من «فأخبرني عمّن لا يولد...» وزاد فيهما «والظفر» بعد «والدم» ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۷۷ ، ح ۹۵.
۵۸۷۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :امام عسكرى عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام: چون پيامبر خدا به مدينه درآمد ، عبد اللّه بن صوريا را نزد او آوردند . گفت : اى محمّد! مرا بياگاهان كه فرزند ، از مرد خيزد يا از زن» .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «امّا استخوان ها، پِى و رگ ها از مرد است و گوشت ، خون و مو از زن» .
گفت : راست گفتى ، اى محمّد! سپس افزود : چرا گاه فرزند با عموهايش همانند مى شود و هيچ شباهتى به دايى ها در او نيست؟ يا گاه با دايى ها همانند مى شود و هيچ شباهتى به عموها در او نيست؟
پيامبر خدا فرمود : «هر يك از دو طرف (پدر و مادر) كه آبش بر آب ديگر چيرگى يابد ، همانندى از آنِ وى است .
گفت : راست گفتى ، اى محمّد ؛ اما در اين باره مرا بياگاهان كه چه كسى فرزنددار مى شود و چه كسى فرزنددار نمى شود .
فرمود : «اگر نطفه ، تيره رنگ و سرخ رنگ شود ، از شخص فرزندى نزايد و اگر ناب باشد ، شخص ، فرزنددار مى شود» . .
۵۹۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلامـ وسُئِلَ عَن شَبَهِ الوَلَدِ أعمامَهُ وأخوالَهُ ، فَقالَ: أمّا شَبَهُ الوَلَدِ أعمامَهُ وأخوالَهُ ، فَإِذا سَبَقَ نُطفَةُ الرَّجُلِ نُطفَةَ المَرأَةِ إلَى الرَّحِمِ ، خَرَجَ شَبَهُ الوَلَدِ إلى أعمامِهِ ، ومِن نُطفَةِ الرَّجُلِ يَكونُ العَظمُ وَالعَصَبُ ، وإذا سَبَقَ نُطفَةُ المَرأَةِ نُطفَةَ الرَّجُلِ إلَى الرَّحِمِ خَرَجَ شَبَهُ الوَلَدِ إلى أخوالِهِ ، ومِن نُطفَتِها يَكونُ الشَّعرُ وَالجِلدُ وَاللَّحمُ ؛ لِأَنَّها صَفراءُ رَقيقَةٌ . (1)۵۹۴۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس :أقبَلَت يَهودُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالوا. . . : أخبِرنا كَيفَ تُؤنِثُ المَرأَةُ وكَيفَ تُذكِرُ؟
قالَ : يَلتَقِي الماءانِ ، فَإِذا عَلا ماءُ الرَّجُلِ ماءَ المَرأَةِ أذكَرَت ، وإذا عَلا ماءُ المَرأَةِ ماءَ الرَّجلِ آنَثَت . (2)۵۹۴۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :إنَّ رَجُلاً أتى بِامرَأَتِهِ إلى عُمَرَ(بن الخطاب) ، فَقالَ : إنَّ امرَأَتي هذِهِ سَوداءُ وأنَا أسوَدُ ، وإنَّها وَلَدَت غُلاماً أبيَضَ !
فَقالَ لِمَن بِحَضرَتِهِ : ما تَرَونَ؟
فَقالوا : نَرى أن تَرجُمَها ؛ فَإِنَّها سَوداءُ وزَوجُها أسوَدُ ووَلَدُها أبيَضُ !
قالَ : فَجاءَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام وقَد وُجِّهَ بِها لِتُرجَمَ . فَقالَ : ما حالُكُما؟
فَحَدَّثاهُ .
فَقالَ لِلأَسوَدِ : أتَتَّهِمُ امرَأَتَكَ؟
فَقالَ : لا .
قالَ : فَأَتَيتَها وهِيَ طامِثٌ؟
قالَ : قَد قالَت لي في لَيلَةٍ مِنَ اللَّيالي : إنّي طامِثٌ ، فَظَنَنتُ أنَّها تَتَّقِي البَردَ فَوَقَعتُ عَلَيها .
فَقالَ لِلمَرأَةِ : هَل أتاكِ وأنتِ طامِثٌ؟
قالَت : نَعَم ، سَله قَد حَرَّجتُ عَلَيهِ وأبَيتُ .
قالَ : فَانطَلِقا فَإِنَّهُ ابنُكُما ، وإنَّما غَلَبَ الدَّمُ النُّطفَةَ فَابيَضَّ ولَو قَد تَحَرَّكَ اسوَدَّ . فَلَمّا أيفَعَ اسوَدَّ . (3).
1) .علل الشرائع ، ص ۲ ، ح ۱ ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۳۸ ، ح ۱۵.
2) .مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۵۸۹ ، ح ۲۴۸۳ ، السنن الكبرى للنسائي ، ج ۵ ، ص ۳۳۶ ، ح ۹۰۷۲ ، المعجم الكبير ، ج ۱۲ ، ص ۳۶ ، ح ۱۲۴۲۹؛ المناقب لابن شهرآشوب ، ج ۲ ، ص ۵۳ نحوه ، بحار الأنوار ، ج ۴۰ ، ص ۱۶۹.
3) .الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۶۶ ، ح ۴۶ ، بحار الأنوار ، ج ۳۰ ، ص ۱۰۸ ، ح ۹.
۵۹۴۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلامـ هنگامى كه از ايشان درباره همانندى فرزند به عموها و دايى هايش پرسيده شده بود: امّا همانندى فرزند با عموها و دايى هايش ؛ اگر نطفه مرد بر نطفه زن به سوى زِهدان پيشى جويد ، شباهت فرزند به عموهايش پديد آيد و از نطفه مرد ، استخوان و پى شكل مى گيرد . امّا اگر نطفه زن بر نطفه مرد ، پيشى گيرد ، شباهت فرزند به دايى ها پديد مى آيد و از نطفه زن ، مو ، پوست و گوشت ، شكل مى گيرد ؛ چرا كه اين نطفه ، زرد و رقيق است .۵۹۴۸.عنه صلى الله عليه و آله :مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس: يهوديان ، رو به پيامبر خدا كردند و گفتند : ما را آگاه كن كه چگونه فرزند ، دختر و چگونه پسر مى شود؟
فرمود : «دو آب با يكديگر التقا مى يابند . پس اگر آبِ مرد بر آبِ زن برترى يابد ، نرينه زايد و اگر آبِ زن بر آبِ مرد برترى يابد ، مادينه زايد .۵۹۴۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :مردى ، زن خويش را نزد عمر آورد و گفت : اين زن من ، سياه است و من نيز سياه هستم ؛ امّا اينك او كودكى سفيد ، زاده است!
عمر ، از كسانى كه آن جا حضور داشتند ، پرسيد : چه نظرى داريد؟
گفتند : رأى ما اين است كه زن را سنگسار كنى ؛ چرا كه او خود ، سياه است و همسرش نيز سياه است ، امّا كودكش سفيد!
در حالى كه آن زن را آماده كرده بودند كه براى سنگسار ببرند ، اميرمؤمنان بدان جا آمد و پرسيد : «شما دو تن را چه شده است؟»
آنها با او [از آنچه رُخ داده بود] سخن گفتند .
امام عليه السلام از مرد سياه پرسيد : «آيا زنِ خود را متّهم مى كنى؟» .
گفت : نه .
پرسيد : «آيا در حالى كه او حيض بوده با او همبسترى كرده اى؟» .
گفت : شبى از شب ها او به من اظهار داشته بود كه حيض است ، امّا من گمان كرده بودم كه از سرما بيم دارد و از همين رو ، با او آميزش كردم .
امام عليه السلام از زن پرسيد : «آيا در حالى كه حيض بوده اى ، به سراغت آمده است؟» .
گفت : آرى ، از خودِ او بپرس كه چگونه بر او سخت گرفتم و تن نمى دادم .
امام عليه السلام فرمود : «برويد ، كه او فرزند شماست و تنها مسئله ، اين است كه خون بر نطفه چيرگى يافته و سفيد شده است ، در حالى كه اگر امكان تحرّك يافته بود ، سياه مى شد» .
آن كودك ، بعدها كه به نوجوانى رسيد ، سياه شد . .
۵۹۴۶.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ المَلِكَ قالَ لِدانِيالَ عليه السلام : أشتَهي أن يَكونَ لِيَ ابنٌ مِثلُكَ .
فَقالَ : ما مَحَلّي مِن قَلبِكَ؟
قالَ : أجَلُّ مَحَلٍّ وأعظَمُهُ .
قالَ دانِيالُ عليه السلام : فَإِذا جامَعتَ فَاجعَل هِمَّتَكَ فِيَّ .
قالَ : فَفَعَلَ المَلِكُ ذلِكَ ، فَوُلِدُ لَهُ ابنٌ أشبَهُ خَلقِ اللّهِ بِدانِيالَ . (1)راجع : ج۱ ، ص ۶۱۸ (ما ينبغي قبل الجماع / الطمأنينة).
.
1) .قصص الأنبياء ، ص ۲۳۰ ، ح ۲۷۴ عن إسحاق بن إبراهيم ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۶۶ ، ح ۶۵.
۵۹۴۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام رضا عليه السلام :پادشاه [وقت] به دانيال عليه السلام گفت : دوست دارم فرزندى همانند تو داشته باشم .
پرسيد : «من در دلِ تو چه جايگاهى دارم؟» .
گفت : برترين و والاترين جايگاه .
دانيال گفت : «پس آن گاه كه آميزش كردى ، همه انديشه خويش را متوجّه من بدار» .
پادشاه ، اين كار را كرد و در پىِ آن داراى فرزندى شد كه همانندترينِ كسان به دانيال بود .ر. ك : ج۱ ، ص۶۱۹ (آنچه پيش از آميزش بايسته است / آرامش).
.
۱۴ / ۶مُدَّةُ الحَملِالكتاب :« وَ حَمْلُهُ وَ فِصَــلُهُ ثَلَـثُونَ شَهْرًا » . (1)
الحديث :۵۹۴۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبد الرحمن بن سَيابَة عمّن حدّثه عن الإمام الباقر عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَن غايَةِ الحَملِ بِالوَلَدِ في بَطنِ اُمِّهِ كَم هُوَ ؛ فَإِنَّ النّاسَ يَقولونَ : رُبَّما بَقِيَ في بَطنِها سِنينَ؟
فَقالَ : كَذَبوا ! أقصى حَدِّ الحَملِ تِسعَةُ أشهُرٍ لا يَزيدُ لَحظَةً ، ولو زادَ ساعَةً لَقَتَلَ اُمَّهُ قَبلَ أن يَخرُجَ . (2)۵۹۳۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :المناقب :كانَ الهَيثَمُ في جَيشٍ فَلَمّا [جاءَ] (3)جاءَتِ امرَأَتُهُ بَعدَ قُدومِهِ بِسِتَّةِ أشهُرٍ بِوَلَدٍ فَأَنكَرَ ذلِكَ مِنها ، وجاءَ بِهِ عُمَرَ وقَصَّ عَلَيهِ فَأَمَرَ بِرَجمِها ، فَأَدرَكَها عَلِيٌّ عليه السلام مِن قَبلِ أن تُرجَمَ .
ثُمَّ قالَ لِعُمَرَ : اِربَع عَلى نَفسِكَ ، إنَّها صَدَقَت ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ : « وَ حَمْلُهُ وَ فِصَــلُهُ ثَلَـثُونَ شَهْرًا » (4)وقالَ : « وَالْوَ لِدَ تُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ » (5)فَالحَملُ وَالرِّضاعُ ثَلاثونَ شَهراً .
فَقالَ عُمَرُ : لَولا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ ! وخَلّى سَبيلَها ، وألحَقَ الوَلَدَ بِالرَّجُلِ .
شرح ذلك : أقلُّ الحَملِ أربعونَ يَوماً وهو زَمَنُ انعقادِ النّطفة ، وأقَلُّهُ لخروج الولدِ حَيّاً ستّة أشهرٍ ؛ وذلِكَ أنّ النّطفة تبقى فِي الرَّحم أربعين يوماً ، ثُمّ تَصيرُ عَلَقَةً أربعينَ يَوماً ، ثمَّ تَصيرُ مُضغةً أربَعين يَوماً ، ثُمَّ تَتَصوَّر في أربعينَ يوماً وتَلِجُها الرّوحُ في عشرينَ يَوماً ، فَذلِكَ ستّة أشهرٍ ، فيكونُ الفِصال في أربعةٍ وعشرينَ شهراً ، فيكون الحملُ في ستّة أشهرٍ . (6).
۱۴ / ۶مدت باردارىقرآن«دوران باردارى و از شير گرفتنِ او(نوزاد) ، سى ماه است»
حديث۵۹۳۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن سَيابه ، از يكى از كسانى كه براى وى حديث كرده ـ: از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه بيشترين زمان ممكن براى ماندن فرزند در شكم مادر ، چه اندازه است ؛ چرا كه مردم مى گويند : شايد فرزند ، دو سال هم در شكم مادر بماند؟
فرمود : «دروغ گفته اند . بيشترين زمان ممكن براى باردارى ، نُه ماه است و حتّى لحظه اى از آن بيشتر نمى شود و اگر دمى بر آن بيفزايد ، پيش از آن كه برون آيد ، مادر خويش را مى كُشد» .۵۹۳۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مناقب آل أبى طالب :هَيثم در سپاهى [بيرون از وطن] بود . چون [بازگشت] ، شش ماه پس از بازگشت وى ، همسرش فرزندى آورد . او اين فرزند را از زن نپذيرفت . او را نزد عمر آورد و مسئله را براى وى بازگو كرد . وى نيز فرمان سنگسار زن را داد . امّا پيش از آن كه زن سنگسار شود ، على عليه السلام خود را بدان زن رساند . سپس به عمر گفت : لَختى درنگ كن! آن زن راست گفته است . خداوند متعال مى گويد : «دوران باردارى و از شير گرفتنِ او (نوزاد) سى ماه است» و مى فرمايد: «مادران ، كودكان خود را دو سالِ تمام، شير دهند» . پس، باردارى و شيردهى ، سى ماه است» .
عمر در اين هنگام گفت : اگر على نبود ، عمر تباه شده بود ؛ و آن زن را آزاد كرد و فرزند را هم به پدر ، ملحق ساخت .
.
۱۴ / ۷إجهاضُ الجَنينِ۵۹۳۶.عنه صلى الله عليه و آله :من لايحضره الفقيه عن إسحاق بن عمّار :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليه السلام : المَرأَةُ تَخافُ الحَبَلَ فَتَشرَبُ الدَّواءَ فَتُلقي ما في بَطنِها .
فَقالَ : لا .
فَقُلتُ : إنَّما هُوَ نُطفَةٌ !
قالَ : إنَّ أوَّلَ ما يُخلَقُ نُطفَةٌ . (1)۵۹۳۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن محمّد بن مسلم :سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَضرِبُ المَرأَةَ فَتَطرَحُ النُّطفَةَ؟
فَقالَ : عَلَيهِ عِشرونَ ديناراً .
فَقُلتُ : يَضرِبُها فَتَطرَحُ العَلَقَةَ .
فَقالَ : عَلَيهِ أربَعون ديناراً .
قُلتُ : فَيَضرِبُها فَتَطرَحُ المُضغَةَ .
قالَ : عَلَيهِ سِتّونَ ديناراً .
قُلتُ : فَيَضرِبُها فَتَطرَحُهُ وقد صارَ لَهُ عَظمٌ .
فَقالَ : عَلَيهِ الدِّيَةُ كامِلَةً ، وبِهذا قَضى أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام .
قُلتُ : فَما صِفَةُ خِلقَةِ النُّطفَةِ الَّتي تُعرَفُ بِها؟
فَقالَ : النُّطفَةُ تَكونُ بَيضاءَ مِثلَ النُّخامَةِ الغَليظَةِ ، فَتَمكُثُ فِي الرَّحِمِ إذا صارَت فيهِ أربَعينَ يَوماً ، ثُمَّ تَصيرُ إلى عَلَقَةٍ .
قُلتُ : فَما صِفَةُ خِلقَةِ العَلَقَةِ الَّتي تُعرَفُ بِها؟
فَقالَ : هِيَ عَلَقَةٌ كَعَلَقَةِ الدَّمِ المِحجَمَةِ (2)الجامِدَةِ ؛ تَمكُثُ فِي الرَّحِمِ بَعدَ تَحويلِها عَنِ النُّطفَةِ أربَعينَ يَوماً ، ثُمَّ تَصيرُ مُضغَةً .
قُلتُ : فَما صِفَةُ المُضغَةِ وخِلقَتِها الَّتي تُعرَفُ بِها؟
قالَ : هِيَ مُضغَةُ لَحمٍ حَمراءُ فيها عُروقٌ خُضرٌ مشُتَبِكَةٌ ، ثُمَّ تَصيرُ إلى عَظمٍ .
قُلتُ : فَما صِفَةُ خِلقَتِهِ إذا كانَ عَظماً؟
فَقالَ : إذا كانَ عَظماً شُقَّ لَهُ السَّمعُ وَالبَصَرُ ورُتِّبَت جَوارِحُهُ ، فَإِذا كانَ كَذلِكَ فَإِنَّ فيهِ الدِّيَةَ كامِلَةً . (3).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۱۷۱ ، ح ۵۳۹۴ ، مستدرك الوسائل ، ج ۱۸ ، ص ۲۱۸ ، ح ۲۲۵۵۰ نقلاً عن كتاب حسين بن عثمان بن شريك.
2) .في عوالي اللآلي : «في المحجمة».
3) .الكافي ، ج ۷ ، ص ۳۴۵ ، ح ۱۰ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱۰ ، ص ۲۸۳ ، ح ۱۱۰۳ ، النوادر للأشعري ، ص ۱۵۷ ، ح ۴۰۴ وفيه إلى «عليه الدية» ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۶۵۱ ، ح ۱۲۲ وليس فيه من «قلت : فما صفة خلقة العُلقة...» ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۵۴ ، ح ۳۸.
توضيح :كمترين زمان باردارى ، چهل روز است ، و اين ، زمان انعقاد نطفه است و كمترين زمان لازم براى زنده زاده شدن كودك نيز شش ماه است ؛ چه اين كه نطفه ، چهل روز در زهدان مى ماند ، سپس چهل روز به لخته اى بَدَل مى شود ، سپس چهل روز پاره گوشتى مى شود ، آن گاه در چهل روز ، صورتى به خويش مى گيرد و در بيست روز هم روح در آن دميده مى شود . اين ، شش ماه است و بدين سان ، جدا شدن فرزند [از شير مادر] در ۲۴ ماه صورت مى پذيرد و دوران باردارى به او نيز شش ماه مى شود .
۱۴ / ۷سقط كردن جنين۵۹۳۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از اسحاق بن عمار: به امام كاظم عليه السلام گفتم : گاه زن از باردارى مى ترسد و از همين رو ، دارويى مى خورد و آنچه را در شكم دارد ، مى افكند .
فرمود : «اين كار را نكند» .
گفتم : آن ، تنها يك نطفه است!
فرمود : «نخستين چيزى هم كه آفريده مى شود ، همان نطفه است» .۵۹۳۱.مسكّن الفؤاد :الكافىـ به نقل از محمّد بن مسلم: از امام باقر عليه السلام ، در اين باره پرسيدم كه اگر مرد ، زن را كتك بزند و در نتيجه ، زن ، نطفه را بيندازد ؟
فرمود : «بر او بيست دينار [ديه] است» .
گفتم : [اگر] او را كتك بزند و در نتيجه ، وى عَلَقه را بيندازد ؟
فرمود : «بر او چهل دينار است» .
گفتم : [اگر] او را كتك بزند و وى نيز در نتيجه ، مُضْغه را بيندازد ؟
فرمود : «بر او شصت دينار است» .
گفتم : [اگر] او را كتك بزند و وى در نتيجه ، جنين را كه داراى استخوان شده است ، بيندازد ؟
فرمود : «بر او ديه كامل لازم است و اميرمؤمنان نيز به همين ، حكم فرمود» .
گفتم : ويژگى ساختار نطفه كه بدان از ديگر چيزها باز شناخته مى شود ، چيست؟
فرمود : «نطفه سفيد است ، به سان خلطِ غليظِ سينه . پس زمانى در رَحِم مى مانَد تا اين زمان به چهل روز برسد . سپس به عَلَقه تبديل مى شود» .
گفتم : ويژگى ساختار عَلَقه كه بدان بازشناخته مى شود ، چيست؟
فرمود : «لَخته ، خونى است همانند آن خون كه در بادكش ابزار حجامت ، لَخته شود . پس از بدل شدن از حالت نطفه ، چهل روز در همين حالت مى مانَد و سپس به مُضْغه تبديل مى گردد» .
گفتم : ويژگى مُضْغه كه بدان بازشناخته مى شود ، چيست؟
فرمود : «پارهْ گوشتى است سرخ رنگ ، داراى رگ هايى سبز و درهم تنيده شده ، و سپس به استخوان بدل مى گردد» .
گفتم : ويژگى ساختار او ، هنگامى كه به استخوان بدل شود ، چيست؟
فرمود : «چون استخوان گردد ، گوش و چشم برايش شكافته مى شود و اندام هايش ترتيب مى يابند اگر به چنين حالتى رسيده باشد ، در آن يك ديه كامل است» .
.
۱۴ / ۸غَسلُ المَولودِ۵۹۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :غَسلُ المَولودِ واجِبٌ . (1).
1) .الكافي ، ج ۳ ، ص ۴۰ ، ح ۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۱۰۴ ، ح ۲۷۰ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۷۸ ، ح ۱۷۶ كلّها عن سماعة.
۱۴ / ۸شستن نوزاد۵۹۳۰.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :شستن نوزاد ، لازم است .
.
۱۴ / ۹الأَذانُ والإِقامَةُ في اُذُنِ المَولودِ۵۹۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ فيما يُفعَلُ بِالمَولودِ إذا وُلِدَ: مُرُوا القابِلَةَ أو بَعضَ مَن يَليهِ أن تُقيمَ الصَّلاةَ في اُذُنِهِ اليُمنى ؛ فَلا يُصيبَهُ لَمَمٌ ولا تابِعَةٌ أبَداً . (1)۵۹۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافي عن أبي يحيى الرازي عن الإمام الصادق عليه السلام :إذا وُلِدَ لَكُمُ المَولودُ ، أيُّ شَيءٍ تَصنَعونَ بِهِ؟
قُلتُ : لا أدري ما نَصنَعُ بِهِ .
قالَ : خُذ عَدَسَةَ جاوَشيرَ فَدُفهُ بِماءٍ ، ثُمَّ قَطِّر في أنفِهِ فِي المِنخَرِ الأَيمَنِ قَطرَتَينِ ، وفِي الأَيسَرِ قَطرَةً واحِدَةً ، وأذِّن في اُذُنِهِ اليُمنى وأقِم فِي اليُسرى ، تَفعَلُ بِهِ ذلِكَ قَبلَ أن تُقطَعَ سُرَّتُهُ ؛ فَإِنَّهُ لا يَفزَعُ أبَداً ولا تُصيبُهُ اُمُّ الصِّبيانِ . (2)۱۴ / ۱۰تَحنيكُ المَولودِ۵۹۲۵.امام صادق عليه السلام :الإمام عليّ عليه السلام :حَنِّكوا أولادَكُم بِالتَّمرِ ، هكَذا فَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِالحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام . (3)۵۹۲۴.امام صادق عليه السلام :الكافي عن الإمام الباقر عليه السلام :يُحَنَّكُ المَولودُ بِماءِ الفُراتِ ، ويُقامُ في اُذُنِهِ .
وفي رِوايَةٍ اُخرى : حَنِّكوا أولادَكُم بِماءِ الفُراتِ وبِتُربَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَإِن لَم يَكُن فَبِماءِ السَّماءِ . (4).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۳ ، ح ۲ عن حفص الكناسي.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۳ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱۷۳۸.
3) .. الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۴ ، ح ۵ عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۳۷ ، ح ۱۷۴۱ عن أبي بصير ، الخصال ، ص ۶۳۷ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۱۲۸ ، ح ۱۰.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۴ ، ح ۳ و ۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱۷۳۹ و ۱۷۴۰ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۸۹ ، ح ۱۶۹۵ وفيه من «حنّكوا أولادكم...» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۲۳ ، ح ۷۱.
۱۴ / ۹گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد۵۹۲۴.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :امام صادق عليه السلامـ در باره آنچه بايد پس از زاده شدن كودك برايش انجام داد: به ماما يا يكى از ديگر كسانى كه نزديك كودك است ، بگوييد در گوش راست او «اقامه» بگويد تا در نتيجه ، هيچ گاه به ديوانگى و جن زدگى گرفتار نيايد .۵۹۲۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از ابو يحيى رازى: امام صادق عليه السلام فرمود : «چون كودكتان زاده شود ، با او چه مى كنيد؟»
گفتم : نمى دانم چه كنيم .
فرمود : «به اندازه يك عدس ، گاوْشير بردار و آن را در آب ، حل كن . سپس ، از آن ، دو قطره در سوراخ راست بينى و يك قطره در سوراخ چپ بينى وى بچكان و در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگوى . اين كار ، پيش از آن كه ناف نوزاد را ببُرند ، برايش انجام شود ؛ چرا كه در اين صورت ، هرگز پريشانى نبيند و به اُمّ صِبيان مبتلا نشود . (1)۱۴ / ۱۰گشودن كام نوزاد۵۹۲۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :كامِ كودكان خويش را به خرما بگشاييد . پيامبر صلى الله عليه و آله ، با حسن عليه السلام و حسين عليه السلام چنين كرد .۵۹۲۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از امام باقر عليه السلام: «با آب فرات ، كام نوزاد گشوده گردد و در گوشش اقامه گفته شود» .
در روايت ديگرى نيز چنين آمده است : «فرزندانتان را با آب فرات و با تربت حسين عليه السلام ، كام بگشاييد ؛ و اگر در اختيار نباشد ، با باران آسمان» .
.
1) .امّ صبيان ، يعنى بادى كه بر اشخاص ، عارض شود و گاه نيز به سبب آن از هوش بروند . همچنين گفته شده كه امّ صبيان ، نوعى جنّ است كه كودكان را مى آزارد . در فارسى ، امّ صبيان ، برابرْ نهاده مادر ديو و همچنين ديوزدگى دانسته شده است (واژه ياب ، ج ۱ ، ص ۲۱۶). م .
۱۴ / ۱۱حَلقُ رَأسِ المَولودِ۵۹۱۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلامـ وسُئِلَ عَن عِلَّةِ حَلقِ رَأسِ المَولودِ: تَطهيرُهُ مِن شَعرِالرَّحِمِ . (1)۱۴ / ۱۲العَقُّ عَنِ المَولودِ۵۹۱۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :المَولودُ إذا وُلِدَ عُقَّ عَنهُ ، وحُلِقَ رَأسُهُ وتُصُدِّقَ بِوَزنِ شَعرِهِ وَرِقاً ، واُهدِيَ إلَى القابِلَةِ الرِّجلُ وَالوَرِكُ ، ويُدعى نَفَرٌ مِنَ المُسلِمينَ فَيَأكُلونَ ويَدعونَ لِلغُلامِ ، ويُسمّى يَومَ السّابِـعِ . (2)۱۴ / ۱۳غِذاءُ النَّفساءِ۵۹۱۸.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :ما لِلنَّفساءِ عِندي شِفاءٌ مِثلُ الرُّطَبِ ، وما لِلمَريضِ مِثلُ العَسَلِ . (3).
1) .كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۸۹ ، ح ۴۷۲۸ ، علل الشرائع ، ص ۵۰۵ ، ح ۱ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۸۸ ، ح ۱۶۹۳ ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۱۲ ، ح ۲۵.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۸ ، ح ۵ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۴۲ ، ح ۱۷۷۰ كلاهما عن حفص الكناسي.
3) .الفردوس ، ج ۴ ، ص ۸۵ ، ح ۶۲۶۴ ، كنز العمّال ، ج ۱۰ ، ص ۴۴ ، ح ۲۸۲۷۹ نقلاً عن أبي الشيخ وأبي نعيم في الطبّ وكلاهما عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة ، ج ۵ ، ص ۴۶۱ ، ح ۳ نحوه ، فتح الباري ، ج ۹ ، ص ۵۶۶ كلاهما عن الربيع بن خيثم من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله .
۱۴ / ۱۱تراشيدن سر نوزاد۵۹۱۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به پرسشى درباره دليل تراشيدن سرِ نوزاد ـ: براى پاك كردن او از موهايى كه در زهدان بر وى روييده است .۱۴ / ۱۲عقيقه كردن براى نوزاد۵۹۱۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ به عدىّ بن حاتم طايى ـ ) امام صادق عليه السلام :چون كودك زاده شود ، براى وى عقيقه كنند ، سر او را بتراشند و هم وزن موى او ، نُقره صدقه دهند و [از عقيقه هم] پاچه و ران را به ماما بدهند و شمارى از مسلمانان را دعوت كنند . پس ، آنان بخورند و براى نوزاد ، دعا كنند . روز هفتم نيز بر كودك ، نام نهاده شود .۱۴ / ۱۳غذاى تازه زا۵۹۰۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نزد من براى زن تازه زا ، درمانى همانند خرما و براى بيمار ، درمانى همانند عسل وجود ندارد .
.
۵۹۱۴.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لِيَكُن أوَّلُ ما تَأكُلُ النَّفساءُ الرُّطَبَ ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى قالَ لِمَريَمَ : « وَ هُزِّى إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَـقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا » (1)
قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ، فَإِن لَم يَكُن أوانُ الرُّطَبِ؟
قالَ : سَبعَ تَمَراتٍ مِن تَمرِ المَدينَةِ ، فَإِن لَم يَكُن فَسَبعَ تَمَراتٍ مِن تَمرِ أمصارِكُم ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ :
وعِزَّتي وجَلالي وعَظَمَتي وَارتِفاعِ مَكاني ، لا تَأكُلُ نَفساءُ يَومَ تَلِدُ الرُّطَبَ فَيَكونُ غُلاماً إلاّ كانَ حَليماً ، وإن كانَت جارِيَةً كانَت حَليمَةً . (2)راجع : ج۲ ، ص ۲۵۲ (خواص الرطب والتمر للحامل والنفساء).
۱۴ / ۱۴تأكيدُ لَبَنِ الاُمِّ۵۹۱۰.عنه صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :ما مِن لَبَنٍ يُرضَعُ بِهِ الصَّبِيُّ أعظَمُ بَرَكَةً عَلَيهِ مِن لَبَنِ اُمِّهِ . (3)۱۴ / ۱۵اِختِيارُ المُرضِعَةِ الصّالِحَةِ۵۹۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام عليّ عليه السلام :اُنظُروا مَن تُرضِعُ أولادَكُم ؛ فَإِنَّ الوَلَدَ يَشِبُّ عَلَيهِ . (4).
1) .مريم : ۲۵.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۲۲ ، ح ۴ ، تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۴۰ ، ح ۱۷۵۷ وفيه «حكيماً» و«حكيمة» بدل «حليماً» و«حليمة» ، المحاسن، ج۲، ص۳۴۶، ح ۲۱۹۴ ، بحارالأنوار، ج ۶۶، ص۱۳۵، ح ۴۱ وج ۱۰۴، ص ۱۱۶ ، ح ۴۲ .
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۰ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، ح ۳۶۵ كلاهما عن طلحة بن زيد عن الإمام الصادق عليه السلام ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۵ ، ح ۴۶۶۳.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۴ ، ح ۱۰ عن غياث بن إبراهيم عن الإمام الصادق عليه السلام .
۵۹۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :پيامبر خدا فرموده است : «بايد نخستين چيزى كه زن تازه زا مى خورَد ، خرما باشد ؛ چرا كه خداوند به مريم فرمود : «تنه درخت را به سوى خود ، تكان ده . خرماى تازه اى بر تو فرو ريزد» » .
گفته شد : اى پيامبر خدا! اگر وقت خرما نباشد ، چه طور؟
فرمود : «هفت خرما از خرماى مدينه ؛ و اگر اين نباشد ، هفت خرما از خرماى شهرِ خودتان ؛ زيرا خداوند عز و جل مى گويد : به عزّت و جلال و عظمت و جايگاه والايى كه دارم ، سوگند ، جز اين نيست كه اگر زن تازه زا در همان روز كه فرزند آورده است ، خرما بخورد و آن فرزند ، پسر باشد ، پسرى بردبار مى شود و اگر نيز دختر باشد ، دخترى بردبار مى شود » . (1)ر. ك : ج۲ ، ص۲۵۳ (خواصّ خرما براى زن باردار و تازه زا).
۱۴ / ۱۴تأكيد بر شير مادر۵۹۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :هيچ شيرى براى تغذيه كودك ، پُربركت تر از شير مادر نيست .۱۴ / ۱۵انتخاب شيرده مناسب۵۹۰۵.عنه صلى الله عليه و آله :امام على عليه السلام :بنگريد كه چه كسى فرزندانتان را شير مى دهد ؛ چرا كه كودك ، به همين شير ، رشد مى كند .
.
1) .در تهذيب الأحكام ، به جاى «پسرى بردبار» و «دخترى بردبار» ، عبارت هاى «پسر با حكمت» و «دخترى با حكمت» آمده است .
۱۴ / ۱۶مَن يَنبَغِي استرِضاعُهُ۵۹۰۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ از سفارش هاى ايشان به على عليه السلام ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :اِستَرضِع لِوَلَدِكَ بِلَبَنِ الحِسانِ ، وإيّاكَ وَالقِباحَ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ قَد يُعدي . (1)۵۹۰۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ( ـ در سفارش به ابو ذر ـ ) الإمام الباقر عليه السلام :عَلَيكُم بِالوُضّاءِ مِنَ الظُّؤورَةِ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعدي . (2)۱۴ / ۱۷مَن لا يَنبَغِي استِرضاعُهُ۵۹۰۱.رسول اللّه صلى الله عليه و آله ( ـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ ) رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لا تَستَرضِعُوا الحَمقاءَ ولاَ العَمشاءَ ؛ فِإِنَّ اللَّبَنَ يُعدي . (3)۵۹۰۰.مكارم الأخلاق عن أبي ذرّ :الإمام الباقر عليه السلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا تَستَرضِعُوا الحَمقاءَ ، فَإِنَّ اللَّبنَ يُعدي ، وإنَّ الغُلامَ يَنزِعُ إلَى اللَّبَنِ ـ يَعني إلَى الظِّئرِ فِي الرُّعونَةِ وَالحُمقِ ـ . (4)۵۸۹۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :كانَ أميرُ المُؤمِنينَ ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ـ يَقولُ : لا تَستَرضِعوا الحَمقاءَ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ يَغلِبُ الطِّباعَ .
وقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لا تَستَرضِعُوا الحَمقاءَ ؛ فَإِنَّ الوَلَدَ يَشِبُّ عَلَيهِ . (5).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۴ ، ح ۱۲ عن محمّد بن مروان ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۱۰ ، ح ۳۷۶ عن الهيثم بن محمّد بن مروان.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۴ ، ح ۱۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۱۰ ، ح ۳۷۷ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۸ ، ح ۴۶۷۷ كلّها عن زرارة.
3) .عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۳۴ ، ح ۶۷ عن أحمد بن عامر الطائي ، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ، ص ۱۰۰ ، ح ۴۱ كلاهما عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۳۲۳ ، ح ۱۳؛ ربيع الأبرار ، ج ۴ ، ص ۲۹۳ عن الإمام عليّ عليه السلام رفعه ، الفردوس ، ج ۵ ، ص ۴۱ ، ح ۷۳۹۸ عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه.
4) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۳ ، ح ۸ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۱۰ ، ح ۳۷۵ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۸ ، ح ۴۶۷۹ كلّها عن محمّد بن قيس.
5) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۳ ، ح ۹ عن مسعدة ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۵۰۷ ، ح ۱۷۵۹ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۳۲۴ ، ح ۱۹ و ۲۰.
۱۴ / ۱۶كسى كه شايسته انتخاب براى شيردهى است۵۸۹۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :براى فرزند خود ، از زنان زيبا ، شيردهى بخواه و از زشتان بپرهيز ؛ چرا كه شير ، گاه سرايت مى كند .۵۸۹۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :بر شما باد دايه هاى زيبا و پاكيزه ؛ چرا كه شير ، سرايت مى كند .۱۴ / ۱۷كسانى كه نبايد آنان را به دايگى گرفت۵۸۹۸.عنه صلى الله عليه و آله ( ـ لِأَبي ذَرٍّ الغِفارِيِّ ـ ) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :زن كودن و نيز زنى را كه چشمش ضعيف است و آب ريزش دارد ، به دايگى مگيريد ؛ چرا كه شير ، سرايت مى كند .۵۸۹۷.عنه صلى الله عليه و آله :امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا فرمود : «زنِ كودن را به شيردهى مگيريد ؛ چرا كه شير ، سرايت مى كند و كودك به همان شير ، همانند مى شود» ؛ يعنى در بى خِردى و كودنى به دايه شباهت مى يابد .۵۸۹۶.عنه صلى الله عليه و آله :امام صادق عليه السلام :اميرمؤمنان ـ درود خداوند بر او بادـ مى فرمود : «زن كودن را به شيردهى مگيريد ؛ چرا كه شير بر سرشت ها چيرگى مى يابد» .
پيامبر خدا نيز فرموده است : «زنِ كودن را به شيردهى مگيريد ؛ چرا كه كودك به همين شير ، رشد مى كند» .
.
۵۸۹۵.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن عبيد اللّه الحلبي :قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام : اِمرَأَةٌ وَلَدَت مِنَ الزِّنى ، أتَّخِذُها ظِئراً؟
قالَ : لا تَستَرضِعها ولاَ ابنَتَها . (1)۵۸۹۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :رسول اللّه صلى الله عليه و آله :مِن سُنَّتِي التَّزويجُ ، وَاطلُبُوا الوَلَدَ ؛ فَإِنّي اُكاثِرُ بِكُمُ الاُمَمَ غَداً . وتَوَقَّوا عَلى أولادِكُم لَبَنَ البَغِيِّ مِنَ النِّساءِ ، وَالمَجنونَةِ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعدي . (2)۱۴ / ۱۸أدَبُ الإِرضاعِ۵۸۹۱.صحيح البخارى ( ـ به نقل از سعد بن ابى وقّاص ـ ) الكافي عن اُمّ إسحاق بنت سليمان :نَظَرَ إلَيَّ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام وأنَا اُرضِعُ أحَدَ بَنِيَّ مُحَمَّد اً أو إسحاقَ .
فَقالَ : يا اُمَّ إسحاقَ ، لا تُرضِعيهِ مِن ثَديٍ واحِدٍ وأرضِعيهِ مِن كِلَيهِما يَكونُ أحَدُهُما طَعاماً وَالآخَرُ شَراباً . (3).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۲ ، ح ۱ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، ح ۳۶۷ ، دعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۲۴۳ ، ح ۹۱۱ نحوه.
2) .الخصال ، ص ۶۱۴ ، ح ۱۰ عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، تحف العقول ، ص ۱۰۵ ، مكارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۷۹ ، ح ۱۶۵۵ وليس فيه صدره ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۳۲۳ ، ح ۹.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۰ ، ح ۲ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، ح ۳۶۶ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۵ ، ح ۴۶۶۴.
۵۸۹۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از عبيد اللّه حلبى: به امام صادق عليه السلام گفتم : «زنى از زِنا ، فرزند آورده است. آيا او را دايه بگيرم؟
فرمود : «نه او را دايه بگير و نه دخترش را» .۵۸۸۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همسر دادن و همسر گرفتن ، از سنّت من است . فرزند بجوييد ؛ چرا كه من ، فردا به شما بر ديگر امّت ها فراوانى مى جويم . درباره فرزندانتان ، از شير زنان بدكاره و ديوانه ، اجتناب كنيد ؛ چرا كه شير ، سرايت مى كند .۱۴ / ۱۸آداب شيردهى۵۸۹۱.صحيح البخاري عن سَعدِ بن أبي وَقّاصٍ :الكافىـ به نقل از اُمِّ اسحاق دختر سليمان: در حالى كه يكى از دو فرزندم (محمّد يا اسحاق) را شير مى دادم ، امام صادق عليه السلام به من نگريست . سپس فرمود : «اى مادر اسحاق! او را از يك پستان شير مده . از هر دو پستان شير بده تا يكى خوراك و ديگر نوشاب باشد» .
.
۱۴ / ۱۹مُدَّةُ الإِرضاعِالكتاب :« وَالْوَ لِدَ تُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَ لِدَةُ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَ لِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلَـدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ ءَاتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » . (1)
الحديث :۵۸۷۸.الإمام عليّ عليه السلام ( ـ في حَديثِ المِعراج ـ ) الإمام الصادق عليه السلام :الرِّضاعُ واحِدٌ وعِشرونَ شَهراً ، فَما نَقَصَ فَهُوَ جَورٌ عَلَى الصَّبِيِّ . (2)۵۸۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :الإمام الصادق عليه السلام :الحُبلَى المُطَلَّقَةُ يُنفَقُ عَلَيها حَتّى تَضَعَ حَملَها ، وهِيَ أحَقُّ بِوَلَدِها إن تُرضِعَهُ بِما تَقبَلُهُ امرَأةٌ اُخرى ، إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ : « لاَ تُضَآرَّ وَ لِدَةُ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَ لِكَ » ، قالَ : كانَتِ المرَأَةُ مِنّا تَرفَعُ يَدَها إلى زَوجِها إذا أرادَ مُجامَعَتَها فَتَقولُ : لا أدَعُكَ ؛ لِأَنّي أخافُ أن أحمِلَ عَلى وَلَدي ، ويَقولُ الرَّجُلُ : لا اُجامِعُكِ ؛ إنّي أخافُ أن تَعلَقي فَأَقتُلَ وَلَدي . فَنَهَى اللّهُ عز و جل أن تُضارَّ المَرأَةُ الرَّجُلَ ، وأن يُضارَّ الرَّجُلُ المَرأَةَ .
و أمّا قَولُهُ : « وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَ لِكَ » فَإِنَّهُ نَهى أن يُضارَّ بِالصَّبِيِّ أو يُضارَّ بِاُمِّهِ في رَضاعِهِ ، ولَيسَ لَها أن تَأخُذَ في رَضاعِهِ فَوقَ حَولَينِ كامِلَينِ ، وإن أرادا فِصالاً عَن تَراضٍ مِنهُما قَبلَ ذلِكَ كانَ حَسَناً ؛ وَالفِصالُ هُوَ الفِطامُ . (3).
1) .البقرة: ۲۳۳.
2) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۰ ، ح ۳ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۶ ، ح ۳۵۷ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۴ ، ح ۴۶۶۱ كلّها عن سماعة.
3) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۱۰۳ ، ح ۳ ، تفسير العيّاشي ، ج ۱ ، ص ۱۲۱ ، ح ۳۸۵ كلاهما عن الحلبي ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۱۰ ، ح ۴۷۸۸ عن أبي بصير وكلاهما نحوه وليس فيهما من «كانت المرأة» إلى «يضارّ الرجل المرأة» ، بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۱۳۳ ، ح ۳.
۱۴ / ۱۹زمان شيردهىقرآن«و مادران ، فرزندان خود را دو سال تمام ، شير دهند . [اين] براى كسى كه بخواهد شيردادن را كامل كند . و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده (پدر) ، لازم است خوراك و پوشاك مادر را بپردازد [، حتّى اگر طلاق گرفته باشد] . هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نمى شود ؛ نه مادر به [خاطر اختلاف با پدر] حقّ ضرر زدن به كودك را دارد ، و نه پدر . و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد (هزينه مادر را در دوران شيرخوارگى تأمين نمايد) . پس اگر آن دو با رضايت و رايزنى يكديگر خواستند فرزند را از شير بگيرند ، بر آنان گناهى نيست . و اگر هم خواستيد براى فرزندانتان دايه بگيريد ، گناهى بر شما نيست ، به شرط اين كه حقّ گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد . از خداوند ، پروا كنيد و بدانيد كه خداوند ، به آنچه مى كنيد ، بيناست»
حديث۵۸۷۹.صحيح مُسلِم عن حَنظَلَة الاُسَيديّ ( ـ وكانَ مِن كُتّابِ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و ) امام صادق عليه السلام :[حدّاقل] شيردهى ، ۲۱ ماه است و آنچه از آن كاسته شود ، ستمى است بر نوزاد .۵۸۷۹.صحيح مسلم ( ـ به نقل از حنظله اسيدى كه از كاتبان پيامبر خدا ب ) امام صادق عليه السلام :زنى كه باردار باشد و طلاق داده شود ، خرجى داده مى شود تا هنگامى كه بارِ خويش بنهد . او به فرزند خويش و به اين سزامندتر است كه او را به [مزدى همانند] آنچه زنى ديگر مى پذيرد ، شير دهد . خداوند مى فرمايد : «نه مادرى به واسطه فرزندش زيان ببيند ، و نه پدرى به واسطه فرزند خويش . بر وارث نيز همانند اين است» » .
امام عليه السلام افزود : «پيش تر چنين بود كه اگر زنى از خاندان ما ، شوهرش مى خواست با او آميزش كند ، دست خويش را به سوى شوهر بلند مى كرد و مى گفت : ص اجازه ات نمى دهم ؛ چرا كه مى ترسم بر روى فرزندى كه دارم ، ديگر بار باردار شومص ؛ و مرد نيز مى گفت : ص با تو آميزش نمى كنم . مى ترسم باردار شوى و من ، فرزند خويش را بكشمص . خداوند عز و جل ، از اين كه زن به شوهر خود زيان برساند و از اين كه مرد به زن خويش زيان برساند ، نهى فرمود .
امّا اين كه فرموده است : « بر وارث نيز همانند اين است» ، در اين سخن ، از اين نهى كرده كه در شير دادن كودك ، به او يا به مادرش زيان رسانده شود . زن را اين حق نيست كه به سبب شيردهى فرزند ، بيشتر از دو سال كامل ، مزد ستانَد . و اگر زن و شوهر ، هر دو با رضايت ، توافق كنند كه پيش از اين مدّت ، كودك را از شير بگيرند ، نيكوست ـ و «فصال» در اين آيه به معناى از شير گشودن است .
.
۵۸۸۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :الكافي عن سعد بن سعد الأشعري عن الإمام الرضا عليه السلام ، قال :سَأَلتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ هَل يُرضَعُ أكثَرَ مِن سَنَتَينِ؟
فَقالَ : عامَينِ .
قُلتُ : فَإِن زادَ عَلى سَنَتَينِ هَل عَلى أبَوَيهِ مِن ذلِكَ شَيءٌ؟
قالَ : لا . (1).
1) .الكافي ، ج ۶ ، ص ۴۱ ، ح ۸ ، تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۷ ، ح ۳۶۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۴۷۵ ، ح ۴۶۶۲.
۵۸۸۱.عنه صلى الله عليه و آله :الكافىـ به نقل از سعد بن سعد اشعرى: از امام رضا عليه السلام پرسيدم : كه آيا كودك ، بيش ازدو سال هم شير داده مى شود؟
فرمود : «تنها دو سال» .
گفتم : اگر از دو سال افزون شود ، آيا بدان سبب ، بر پدر و مادر او گناهى است؟
فرمود : «نه» . .