ghaemiyeh.com
سرشناسه : خرمی، محمدعلی، گردآورنده
عنوان و نام پدیدآور : جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل/ گردآوری و ترجمه اسناد محمدعلی خرمی؛ مجری موسسه مطالعات سیاسیفرهنگی اندیشه ناب و مدیریت بهرهدهی مرکز اسناد دفاع مقدس.
مشخصات نشر : تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و دفاع مقدس، ۱۳۸۷ -
مشخصات ظاهری : ج.: جدول، نمونه.
شابک : ۳۸۰۰۰ ریال : ج.۱، جلد نرم : 978-964-6315-85-3 ؛ ۴۰۰۰۰ریال : ج.۲، جلد نرم : 978-964-6315-87-7 ؛ ۴۸۰۰۰ ریال (ج.۲، جلد سخت) ؛ ۴۸۰۰۰ ریال: ج.۳ 978-964-6315-88-4 : ؛ ۵۵۰۰۰ ریال (ج.۳، جلد سخت) ؛ ۵۲۰۰۰ریال: ج.۴ 978-964-6315-91-4 : ؛ ۶۰۰۰۰ ریال (ج.۴، جلد سخت) ؛ ۶۲۰۰۰ ریال : ج.۵ 978-964-6315-95-2 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.۵، جلد سخت) ؛ ۶۲۰۰۰ ریال : ج.۶ 978-964-6315-96-9 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.،۶ جلد سخت) ؛ ۶۲۰۰۰ ریال : ج.۷ 978-600-5443-03-5 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال(ج.۷ جلد سخت) ؛ ۹۵۰۰۰ ریال: ج.۸، جلد نرم 978-600-5443-12-7 : ؛ ۱۰۰۰۰۰ ریال (ج.۸، جلد سخت) ؛ ۹۰۰۰۰ریال: ج.۹، جلد نرم: 978-600-5443-13-4 ؛ ۹۵۰۰۰ریال: (ج.۹، جلد سخت) ؛ ۸۵۰۰۰ریال: ج.۱۰، جلد نرم : 978-600-5443-15-8 ؛ ۹۰۰۰۰ریال : (ج.۱۰، جلد سخت) ؛ ۸۵۰۰۰ریال:ج.۱۱، جلد نرم : 978-600-5443-16-5 ؛ ۹۰۰۰۰ریال: (ج.۱۱، جلد سخت)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : ص. ع. به انگلیسی: Iran - Iraq war in U.N documents.
یادداشت : ج.۲- ۴(چاپ اول: ۱۳۸۷).
یادداشت : ج.۶ - ۹ (چاپ اول: ۱۳۸۸) (فیپا).
یادداشت : ج.۱۰ و ۱۱ ( چاپ اول:۱۳۸۹)(فیپا).
مندرجات : ج.۱. ۱۹۸۰ - ۱۹۸۲ (۱۳۵۹ - ۱۳۶۱).- ج.۲. ۱۹۸۳ ( ۱۳۶۱-۱۳۶۲).- ج.۳. ۱۹۸۴ ( ۱۳۶۳- ۱۳۶۲).- ج.۴ ۱۹۸۵ (۱۳۶۴-۱۳۶۳).- ج.۵. ۱۹۸۶ (۱۳۶۵).- ج.۶. ژانویه تا جولای ۱۹۸۷ (دی ۱۳۶۵ تا تیر ۱۳۶۶).- ج.۷. جولای تا دسامبر ۱۹۸۷ (مرداد تا دی ۱۳۶۶).- ج.۸. ژانویه تا جولای ۱۹۸۸ (۱۳۶۶ تا تیر ۱۳۶۷).-ج.۹. جولای تا دسامبر ۱۹۸۸ ( تیر تا دی ۱۳۶۷).-ج.۱۰. ژانویه تا ژوئن ۱۹۸۹ ( دی ۱۳۶۷ تا تیر ۱۳۶۸).-ج.۱۱. جولای تا دسمبر ۱۹۸۹ (تیر تا دی ۱۳۶۸)
موضوع : سازمان ملل متحد -- تاریخ -- اسناد و مدارک
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹-۱۳۶۷ -- مأخذ
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد دفاع مقدس
شناسه افزوده : موسسه مطالعات سیاسی٬ فرهنگی اندیشه ناب
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد دفاع مقدس. مدیریت بهرهدهی
رده بندی کنگره : DSR۱۵۹۶/خ۴ج۹ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳۰۷۲۷
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۳۴۶۳۰
مجموعهی اسناد سازمان ملل دربارهی جنگ ایران و عراق شامل اسنادی است که با عنوان سند مجمع عمومی یا سند شورای امنیت سازمان ملل متحد از تاریخ 29 آوریل 1980(9 اردیبهشت 1359) تا 28 نوامبر 1990(7 آذر 1369) دربارهی جنگ ایران و عراق، زمینهسازی آن و وقایعی که پس از آتش بس رخ داده، منتشر شده است.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ که بعد از توقف جنگ تلاش برای جمع آوری اسناد نظامی، سیاسی و... جنگ را افزایش داده بود تا به تکمیل اسناد گرد آوری شده در دوران دفاع مقدس بپردازد، از اواسط دهه 1370 درصد جمع آوری اسناد سازمان ملل درباره این واقعهی بزرگ برآمد. بخشی از این اسناد با همکاری اداره سازمانهای بین المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با جست و جو در آرشیو اسناد این اداره تهیه شد. بخش دیگری نیز با مراجعه به دفتر سازمان ملل در تهران تهیه گردید.
پس از گرد آوری این مجموعه، ترجمه آن شروع شد. در جریان مطالعه، ترجمه و ویرایش اسناد ترجمه شده، نواقص دیگری در این اسناد مشاهده گردید که با توجه اینکه در سالهای اخیر دسترسی به اسناد سازمان ملل با مراجعه به سایت اینترنتی این سازمان میسر شده است. نواقص رفع گردید. در نهایت بیش از 1300 سند سازمان ملل دربارهی جنگ ایران و عراق جمع آوری شد که تلاش اصلی این کار و همچنین ترجمهی آن با همت آقای محمد علی خرمی انجام گرفت.
این مجموعه اسناد برای انتشار در چند کتاب سازمان دهی شده به تدریج منتشر خواهد شد. هر کتاب شامل تصویر اصل اسناد به زبان انگلیسی و ترجمه چکیده اسناد
به زبان فارسی است. به رسم امانت، اسناد به طور کامل ترجمه شده و بدون دخل و تصرف در کتاب درج شده است، فقط از چاپ بعضی کلمات یا عبارات بیادبانه و توهین آمیز نسبت به مقامات جمهوری اسلامی، در برخی نامههای دولت عراق، خودداری شده و به جای آن سه نقطه (...) آمده است. همچنین گاهی کلماتی برای توضیح یا تکمیل اضافه شده که در علامت[]درج گردیده است.
از همهی کسانی که در مراحل مختلف گردآوری، ترجمه و آماده سازی کتاب با این مرکز همکاری کردهاند، به ویژه گردآورنده و مترجم اسناد، و همچنین آقای احمد نصرتی که در رفع نواقص، تنظیم و آماده سازی آن بسیار کوشید و نیز آقای سید سعادت حسینی که تعدادی از اسناد و مقدمه کتاب را ترجمه کرد و همچنین آقایان حسین رحمتی، حسین مجیدی، سجاد نخعی، هادی خاوشی، حمید رضا رئوفی و حمید رضا شهبازی که در آماده سازی کتاب با مدیریت بهره دهی همکاری کردند، سپاس گزاری میشود.
مرکز اسناد دفاع مقدس
(مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)
1387
تاریخ و اسناد دو موضوع همزاد و همنشین به شمار میروند. رویدادها، اعمال قدرت، تحولات سیاسی، انقلابها، جنگها و جابهجایی در قدرت سیاسی همراه با ساختارها، سازمانها، ارادههای معطوف به حفظ قدرت و تحول آن، سبب تصمیم گیریها و رفتارهای آشکار و پنهان میشوند. اسناد زاییده راهبردها، برنامهها، تصمیمها و رفتارها هستند و یکی از اجزای مهم و تعیین کننده در آگاهی بخشی دربارهی چرایی، چیستی و چگونگی تصمیمها و رفتارها و بالطبع تحولات و رویدادها میباشند. اهمیت اسناد و پی بردن از این طریق به حقایق امور تا آنجا است که رویکرد سند سازی و تحریف واقعیتها، به عنوان یک نگرانی جدی، بر مطالعات تاریخی تأثیر گذار بوده است.
اسناد در سطوح مختلف پایهای قوی برای مطالعات تاریخی بوده است: سطوح فروملی، ملی و بین المللی. در هر سه سطح مورد اشاره یعنی گروههای سیاسی و غیر رسمی، دولتها و سازمانهای بین المللی و شرکتهای چند ملیتی، در رفتار سیاسی، اقتصادی و امنیتی و نظامی خود اسنادی را به جای میگذارند که برای فهم دقیق رویدادها و تحولات، مطالعه آنها ضروری است.
سازمانهای بین المللی، به خصوص سازمان ملل و نهاد اصلی آن شورای امنیت در جریان رویدادهای سیاسی، همواره مرجعی مهم برای رسیدگی به بحرانها، جنگها، استقلال دولتها، و تحولات بینالمللی هستند و به تبع آن اسناد این سازمانها منابعی اساسی برای مطالعات سیاسی است.
سازمان ملل متحد از سال 1945 جایگزین جامعه ملل گردید و با سازمانها و بخشهای مختلف، در ابعاد گوناگون به عنوان ناظر، هادی و داور بین المللی به ایفای نقش
پرداخت. در میان اجزا و ارکان سازمان ملل، سه رکن این سازمان شامل مجمع عمومی، دبیرکل و شورای امنیت، دامنه شمول و قدرت و نفوذ آن را تعیین میکند. در مجمع عمومی دولتها صرفنظر از بزرگ و کوچک بودن، قدرت کم یا زیاد و نیز میزان توانایی مالی و اقتصادی، به بیان مسائل مورد علاقه خود میپردازند. دبیر کل نیز به رغم تأثیر پذیری ساختاری از شورای امنیت، بیشتر در چارچوب مجمع قابل تعریف است. اما شورای امنیت، مجمعی در درون سازمان ملل است که تصمیمها و رفتارهای آن، معطوف به منافع و اراده قدرتهای بزرگ است. این نقش آن قدر تعیین کننده است که پنج عضو دائمی شورا شامل امریکا، انگلستان، فرانسه، چین و شوروی سابق (اکنون روسیه) تصمیمهای اساسی و سمت گیریهای رفتاری سازمان ملل را مشخص میسازند. در میان این پنج عضو نیز دولتی که دارای قدرت نظامی و تکنولوژی، توانایی مالی و اقتصادی، سرزمین و جمعیت، و نفوذ بین المللی بیشتری باشد، تأثیر گذاری بیشتری دارد.
«منشور ملل متحد» مبنای تصمیمها و رفتارهای سازمان ملل و شورای امنیت تعیین شده است. در میان فصول منشور، که بن مایه نقش شورا را رقم زده است، برقراری نظم بین المللی و حفظ صلح و امنیت از اهمیت زاید الوصفی برخوردار است. وظیفه ذاتی شورا به عنوان داور بین المللی آن است که مانع از بینظمی و تعرض واحدهای سیاسی به یکدیگر شود و در صورت وقوع جنگ، مطابق فصول 6 و 7 منشور باید به اعاده نظم و تنبیه متجاوز اقدام نماید. علاوه بر این، شورا کانون ارجاع شکایتها و درخواستها برای حفظ نظم و مقابله با بینظمی است. واحدهای سیاسی هنگام تهدید، بحران، یا تعرض سایر واحدهای همسایه یا دولتهای منطقهیی و یا فرا منطقهیی به آنها، به مکاتبات حقوقی و سیاسی و نیز ارسال گزارش از وضعیت موجود به شورا، مبادرت میورزند و از این طریق خواهان رسیدگی شورا به خواستههای خود و حل و فصل مسائل میشوند.
جنگ ایران و عراق به عنوان منازعهیی محدود اما طولانی، پس از جنگ جهانی دوم موردی منحصر به فرد است که به مدت 8 سال، منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد. دو کشور درگیر، در طول دوران نزاع به مکاتبه با دبیر کل و گاهی نیز با رئیس شورای امنیت روی آوردند. نامههای دولتهای عراق و ایران در سطوح رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و نیز هیئت نمایندگی به شورا و دبیر کل ارسال شده و به عنوان اسناد سازمان ملل به ثبت میرسید. این صدها نامه و گزارش علاوه بر ثبت آنها به عنوان سند، مواضع دو کشور را در طول جنگ نشان میدهد و نیز حکایتگر روند
جنگ میباشد. در این مکاتبات طرفین سعی کردهاند شورا را متوجه اقدامات خلاف قانون و ناقض منشور از جانب طرف مقابل کرده و شورا را وادار به اقدام نمایند. در این میان، دولت عراق مکاتبات بیشتری داشته و حتی در بدیهیترین امور، از جمله تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، کوشیده است که طرف مقابل را مقصر و خود را مبرا نشان دهد.
علاوه بر مکاتبات دو طرف، نامههای دبیر کل به سران یا وزیران خارجه دو کشور و همچنین مواضع و تصمیمهای مجمع عمومی و شورای امنیت که در قالب بیانیه یا قطعنامه صادر میشد، بخش مهم دیگری از مجموعهی اسناد به ثبت رسیدهی سازمان ملل درباره این رخداد بزرگ است.
مکتوبات ارسالی عراق به سازمان ملل درباره شروع جنگ جالب توجه است. در سند شماره 10 مورخ 24 سپتامبر1980 (2 / 7 / 1359) از طرف نمایندگی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل، دلایل واهی زیر پا گذاشتن قرار داد 1975 الجزایر و شروع جنگ بیان شده است. در سند شماره 11 نیز سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق طی نامه به رئیس شورای امنیت صریحا اعلام کرده است که عراق توافق نامه 6 مارس 1975 (15 اسفند 1353) الجزایر را فسخ کرده و از طریق حمله نظامی در پی دست یابی به حقوق خود برآمده است. این اقدام، یعنی تجاوز فراگیر به ایران، دفاع از خود نامیده شده است. در حالی که در مورخ 11 فوریه 1979 (22بهمن 1357) عراق با اعزام عناصر و واحدهای نظامی به مرزهای جنوب و جنوب غربی استان خوزستان و نیز کردستان با هدف اجرای عملیات خرابکارانه و کمک به گروههای ضد انقلاب، عملا قرار داد 1975 را فسخ کرده بود. صدام حسین رئیس جمهور عراق نیز در نامه مورخ 26 سپتامبر1980 (4 مهر 1359)، یعنی روز پنجم حمله نظامی به ایران و در حالی که ارتش او را در پنج استان ایران تا عمق و پهنه زیاد پیشروی کرده بود، خطاب به دبیر کل نوشت:
«عراق شدیدا به دنبال صلح و امنیت بین المللی است که نبایستی مورد تهدید واقع شود... مایلم متذکر شوم آنچه تاکنون انجام دادهایم متأثر از حقوق قانونی خود و اعاده آن میباشد، و علی رغم اینکه به طور منطقی جهت دست یابی به حقوق خود عمل کردهایم، دولت ایران ناجوانمردانه علیه منافع حیاتی ما در منطقه و نیز کل جهان در جهت تشدید وضعیت اقدام کرده است، به طوری که راهی برای ما باقی نگذاشته و مجبوریم برای حفظ منافع خویش از خود دفاع نماییم!»
جالبتر از نامه صدام حسین، نامه وزیر امور خارجه عراق به دبیر کل سازمان ملل در 15 آگوست 1981(24 مرداد 1360) است که در مورخ 4 سپتامبر1981 (13 شهریور 1360)
به عنوان سند شورای امنیت منتشر شد. در این نامه قویترین دلیل برای متجاوز بودن ایران اظهارات مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق (منافقین) اعلام شده است. این اظهارات که در روزنامه لوماتن فرانسه در مورخ 13 آگوست 1981 (22 / 5 / 1360) چاپ شده، چنین است: «به عنوان یک گروه اعلام میداریم که رهبران مذهبی مسئول جنگ علیه عراق میباشند. ما نوارهای کاست مستندی را از اقدامات تحریک آمیزی که آنها علیه عراقیها دستور دادهاند در اختیار داریم.» استناد وزیر خارجه عراق به اظهارات رهبر سازمانی است که فراگیرترین اقدامات تروریستی را علیه مردم کوچه و بازار، نخبگان، امامان جمعه و جماعت و مقامات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی در نیمه اول سال 1360 انجام داده و عده بسیاری را به شهادت رسانده است. رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس دیوان عالی کشور، دادستان، نمایندگان مجلس و... از آن جمله بودهاند. سازمان مجاهدین خلق علاوه بر همکاری اطلاعاتی و جاسوسی با دولت و ارتش عراق، از سال 1986 (1365) عملا در کنار ارتش عراق به عملیات نظامی علیه رزمندگان ایران مبادرت ورزید و خسارات زیادی به ملت ایران وارد کرد.
در زمینه بهانه جویی برای تجاوز به ایران، مقامات عراق در نامه خود به سازمان ملل حمله ایران به مناطق مسکونی عراق را دلیل باطل اعلام کردن قرار داد 1975 عنوان کردهاند. در حالی که نه قبل از جنگ و نه پس از شروع جنگ، به رغم حملات وسیع موشکی و هوایی عراق به شهرهای اهواز، دزفول، اندیمشک، خارک و... که برخی در عمق 200 کیلومتری مرز مشترک دو کشور قرار داشتند، ایران کوچکترین اقدامی در مقابله به مثل برای حمله به مناطق مسکونی عراق ننمود؛ فقط از اسفند 1363 و پس از آن که رهبران عراق حمله به شهرها را تا تهران و سایر شهرهای کشور گسترش دادند و کوشیدند و از آن به عنوان ابزاری مؤثر در تسلیم کردن اراده ملت و دولت ایران بهره گیرند، به مقابله به مثل در سطح محدود روی آورد. بنابراین، رفتار و مواضع رهبران عراق - که بر پایه دروغ و فریب و ادعا استوار بود - بدیهیترین موضوعات جنگ همچون تجاوز به ایران را شامل میشد. آنها ایران را شروع کننده جنگ اعلام میکردند و در نامههای خود به ارکان سازمان ملل، میکوشیدند این دروغ را واقعیت جلوه میدهند. اما سرانجام و البته بسیار دیر، خاور پرز دکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل، در پی مأموریتی که شورای امنیت درباره تعیین متجاوز به وی محول کرده بود، در 9 دسامبر1991 (18 آذر 1370) گزارشی دربارهی اجرای قطعنامهی 598 تسلیم شورای امنیت کرد. در بند 6 این گزارش آمده است: «رویداد برجستهای که تحت عنوان موارد نقض حقوق و مقررات بین الملل بدان اشاره
کردم، همانا حملهی 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) علیه ایران است که بر اساس منشور سازمان ملل متحد، اصول و قوانین شناخته شدهی بین المللی یا اصول اخلاقی بین المللی قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است.»
رویکرد دروغ و فریب، جنبههای دیگری از نامه نگاریهای مقامات عراقی با سازمان ملل را شامل میشود. به عنوان مثال، برخی اسناد عراق به جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی پرداخته و به عنوان جزایر عربی، خواستار عقب نشینی ایران از آنها شده است. این جزایر هنگام تجاوز هم به عنوان اهداف عراق عنوان شد و به ریشههای تاریخی مالکیت ایران به جزایر کمترین توجهی نشد. اما از سوی دیگر، عراق کویت را استان نوزدهم خود میدانست و حتی بر اساس این ادعا پس از پایان جنگ با ایران، به کویت تجاوز کرد و تمام ملیتها و دولتهای منطقه را بهت زده کرد. زیرا کویت از لحاظ مالی، پشتیبانی و جغرافیایی، عراق را در جنگ علیه ایران به طور گسترده یاری داده بود.
دروغ دیگر عراقیها در اسناد سازمان ملل، که رسانههای غربی و به خصوص رسانههای صهیونیستی به آن دامن میزدند، موضوع خرید سلاحهای اسرائیلی توسط ایران است. مقامات عراقی با این ادعای کذب در صدد مشروعیت بخشیدن به تجاوز خود و دادن شمول به اهداف خود مبنی بر حمایت از فلسطین و مقابله با اسرائیل بودند.اما همگان در عالم، و به خصوص دول عربی منطقه میدانستند که سختترین و صادقترین دشمن اسرائیل، جمهوری اسلامی و رهبری آن بوده است. استنادات عراق در ادعاهایش درباره خرید سلاحهای اسرائیلی، رسانههای امریکایی، اروپایی و اسرائیلی بودند عراق در حالی چنین ادعایی میکرد که تجاوز ارتش عراق به ایران، مرگ دهها هزار نفر و بیخانهمان شدن بیش از دو میلیون نفر و صدها میلیارد خسارت به ایران انقلابی را سبب شده بود که همین افزایش امنیت اسرائیل و کاهش فشار احتمالی بر این رژیم را در پی داشت: نکته مهم آن که، تعداد ایرانیان مسلمان بیگناه که با بیرحمیهای عراق در سال اول تجاوز ارتش عراق (شهریور 1359 تا شهریور 1360 - سپتامبر 1980 تا سپتامبر 1981) کشته شدند، از کل کشته شدگان فلسطینی در تجاوز صهیونیستها از سال 1948 تا 1980 (1327 تا 1359 شمسی)، بیشتر بود.
سند سازیهای دروغین رژیم عراق جنبههای دیگری نیز داشت و مقامات عراقی در صدد بودند تا مهمترین نهاد حقوق بین المللی، و نیز در سطح رسانهها، نخبگان، دولت مردان و افکار عمومی کشورهای منطقه، حقایق جنگ و رویدادهای آن را به نفع
خود و به ضرر ایران رقم بزنند. این جنبهها عبارت بودند از:
شکنجه و اعدام اسیران جنگی
حملات اختیاری از مناطق اشغالی ایران
بهانه قرار دادن حمله اسرائیل به جنوب لبنان و اشغال آن در سال1982 (1361 شمسی) برای عقب نشینی از خاک ایران، با ادعای هدف کمک به فلسطینیان در مقابل اسرائیل.
و...
و بالاخره اسناد عراقی سازمان ملل، اطلاعیههای ارتش عراق و اظهارات و مکتوبات مقامات عراقی، توأم، با فحاشی، اهانت و ناسزا به مقامات و مسئولان و نهادهای ایرانی بوده است. این بخش از اسناد، سطح سندهای سازمان ملل را از سطح ملی به یک منشأ فروملی و گروه یاغی تقلیل داده است.
بخش دیگر اسناد، بیانیهها و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل است که در روند جنگ و مقاطع تعیین کننده درگیری صادر شده و بر ماهیت، گسترش، سمت و سو و طولانی شدن آن اثر گذاشته است. اعضای دائم شورای امنیت علاوه بر رفتار در کسوت حقوقی شورای امنیت، در جایگاه ابرقدرتی نیز با تحریمها، انسداد مجاری تهیه سلاح و حتی کالاهای اساسی، تأثیر گذاری بر بازار، قیمت و تولید و صدور نفت ایران، و نیز تجمیع متحدین خود در چگونگی رفتار با ایران و تسهیل در روابط با عراق، صدام حسین را در طول دوران جنگ یاری دادند.
رویکرد جانبدارانه شورای امنیت سبب شد که کلیه قطعنامههای صادره در طول جنگ، با هدف فشار بر ایران و حمایت از عراق انجام شود؛ و عدم پذیرش این قطعنامهها توسط ایران، فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی، و افزایش همگرایی عراق با شورای امنیت را در پی داشته باشد. از این رو در اسناد، انزوا و محکومیت ایران و برعکس، مقبولیت عراق بیشتر نمایان است. چرا که 8 سال شورا در مقابل ایران و بیتوجه به منشور، به صدور قطعنامه مبادرت ورزید. به عنوان مثال، در حالی که سازمان ملل پس از آتش بس، در سال1991 (1370) عراق را متجاوز اعلام کرد، در مهر ماه 1359، پس از تجاوز عراق، شورای امنیت در قطعنامه479 (28 سپتامبر1980- 7 مهر 1359) خود حتی حاضر نشد از عراق بخواهد که به مرزها برگردد. اعلام متجاوز بودن رژیم صدام حسین که هیچ! شورا فقط از طرفین خواست که از به کار بردن بیشتر زور خودداری
ورزند. این موضع شورای امنیت به مدت 21 ماه ادامه داشت و شورا در این مدت هیچ تغییر موضعی نداد و هیچ قطعنامهای صادر نکرد؛ اما آن گاه که ایران توانست طی 9 ماه با اجرای چهار عملیات ثامن الائمه در 5 / 7 / 1360 (27 سپتامبر 1981) طریق القدس در بیت المقدس در 23 / 9 / 1360 (14 دسامبر 1981) فتح المبین در 2 / 1 / 1361 (22مارس 1982) و بیت المقدس در10 / 2 / 1361 (30 آوریل 1982) بخش اعظم مناطق اشغالی را آزاد کند، شورا با مشاهده در خطر قرار گرفتن موقعیت نظامی و سیاسی عراق، قطعنامه 514 را در 12 جولای 1982 (21 تیر 1361) صادر کرد و همچون قطعنامه 479 بار دیگر از طرفین خواست که از به کار بردن زور خودداری کنند. مزید بر این، از طرفین خواست که در مرزهای بین المللی متوقف شوند؛ امری که باید در قطعنامه 479 مورد توجه قرار میگرفت. شورا در هدف گذاری هر دو قطعنامه منافع و مصالح عراق را مرجح دانست و به رغم اینکه طبق مفاد منشور و وظایف شورا در حفظ نظم و امنیت و برقراری صلح جهانی و منطقهای موظف به تأمین حقوق ایران و تنبیه متجاوز بود، به آن اهتمام نورزید. جهت گیری شورا در این دو قطعنامه اصلی ترین عوامل طولانی شدن جنگ به شمار میرود. شورا با بیتوجهی به تجاوز عراق در صدور قطعنامه 479، سبب طولانی شدن جنگ تا تیر ماه 1361 گردید و در این زمان نیز با صدور قطعنامه 514 و بیتوجهی به حقوق ایران و عدم تضمین صلح و امنیت در مرزهای ایران و عراق، موجبات ادامه جنگ را به مدت 6 سال دیگر فراهم آورد.
شورای امنیت حتی در صدور قطعنامه 598(1987)، که به دلیل فشار نظامی ایران و احتمال سقوط آخرین خطوط دفاعی عراق صورت گرفت، حاضر نشد به وظیفه خود عمل نموده و با لحاظ کردن حقوق مادی و معنوی ایران به عنوان متغیر اصلی و مؤثر بر اختتام نزاع، به غائله خاتمه دهد. رویکرد شورا در قطعنامه 598 بیشتر سیاسی بود تا حقوقی، و نیز بستر سازی برای مداخله مستقیم امریکا در جنگ. اتفاقا پس از تصویب قطعنامه 598، ارتش امریکا وارد خلیج فارس شد و به درگیری نظامی مستقیم با رزمندگان ایران پرداخت. ورود امریکا به صحنه درگیری به نفع عراق، مغایر با مفاد و روح قطعنامه 598 بود.
بنابراین، اسناد سازمان ملل بعضا جنگ طلبی ایران و صلح طلبی عراق را به نمایش میگذارد، در حالی که ایران به دلیل بیتوجهی شورای امنیت و ناتوانی در دسترسی به حقوق مادی و معنوی خود، حاضر نبود اراده ظالمانه شورا را بپذیرد و متقابلا عراق به دلیل ناتوانی در مقابل ایران و عدم دستیابی به اهداف تجاوز، همواره قطعنامههای شورا
را میپذیرفت. از این رو در مدت 8 سال، بیانیهها، قطعنامهها و مواضع اعضاء شورا، در جهت فشار بیشتر روی ایران وجانبداری از عراق، استمرار داشت. نتیجهی این رویه شورا، صحه گذاشتن روی مواضع و رفتار عراق بود. این نکته، از کلیه اسناد قابل درک است.
سازمان کنفرانس اسلامی نیز از مشی شورای امنیت و جانبداری از عراق تبعیت میکرد و حاضر نبود به موضوع تجاوز، غرامت و تنبیه متجاوز ورود کند. از این رو استناد مکاتبات عراق به مصوبات سران این سازمان و نیز نشست وزیران خارجه آن، بر وزن دیپلماسی صلح طلبی عراق و استنکاف ایران از آن افزوده است.
علاوه بر این، شورا در قطعنامههای خود هیچ گاه حاضر نشد عراق را به دلیل گسترش جنگ به مناطق مسکونی، عرصههای اقتصادی و تجاری و همچنین راه اندازی و تشدید جنگ نفتکشها و کاربرد سلاحهای شیمیایی تقبیح نماید و در قطعنامههای مرتبط با چنین اقداماتی به کلی گویی و رویکرد اخلاقی، به توصیه و درخواست روی آورد و از برخورد آمرانه - که کار ویژه اصلی و وظیفه ذاتی آن است - خودداری ورزید. این مواضع و رویکرد، به منزله نادیده گرفتن ورود عراق به حوزههای ممنوعه در هنگام جنگها و بازگذاشتن دست او برای مقابله با ایران به نحوه دلخواه بود. نکته حائز اهمیت آن است که عراق پس از استفاده گسترده از سلاح شیمیایی در جنگ، با نامه نگاری درباره اسیران عراقی و سایر موضوعات، در صدد فرافکنی مسئله و انحراف از آن برمیآمد و رفتار شورا نیز این حربه را با تأثیر همراه میساخت.
موضوع دیگری که از مطالعه اسناد مستفاد میشود، کم تحرکی دیپلماسی جمهوری اسلامی و پر کنش بودن دیپلماسی عراق است. به این عدم توازن، پوشش رسانهای جهانی و نیز حمایت سیاسی و دیپلماسی ابر قدرتها، قدرتهای بزرگ و سازمانهای بین المللی از عراق را نیز باید افزود. انبوه خبرهای درباره مواضع عراق و پوشش و تکرار آن توسط رسانهها و اظهارات مقامات سیاسی امریکایی، اروپایی، اعراب و...، در مقابل رویکرد اختصاری ایران در اعلام مواضع و تکرار آن و نیز کم اعتنایی رسانههای بین المللی در انتشار مواضع ایران به این عدم توازن عمق و گسترده بیشتری میداد.
کتاب حاضر، اولین جلد از مجموعه جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل است که دوره سه ساله 1359 تا 1361(1980 تا 1982) را شامل میشود. جلدهای بعدی این مجموعه به تدریج آماده و منتشر میشود و در اختیار محققان، پژوهشگران و علاقهمندان به مباحث دفاع مقدس قرار خواهد گرفت. با آن که کار جمع آوری، ترجمه، رفع نواقص، آماده سازی و سایر امور مربوط به انتشار این
مجموعه پس از پایان جنگ آغاز شد، اما بنا به عللی از تسریع در چاپ آن اجتناب گردید. از جمله علل مهم این مسئله، اکراه از انتشار اسناد عراق (با توجه به توصیفی که از این اسناد در همین مقدمه شد) در درون جامعه ایران و نیز تعداد کمتر مکاتبات ایران با سازمان ملل و شورای امنیت نسبت به عراق بود. اما گذر زمان و اعلام حقانیت جمهوری اسلامی ایران در گزارش دبیر کل سازمان ملل و نیز سقوط دولت عراق و پذیرش متجاوز بودن حکومت صدام حسین در سطح جهان و نیز اهمیت مکاتبات ایران و عراق در پژوهشهای سیاسی و نظامی جنگ، مرکز را بر آن داشت که به چاپ این مجموعه در سطح محدود و بیشتر با هدف پاسخ گویی به نخبگان و محققان اقدام نماید. ان شاء الله با انتشار این مجموعه مرکز اسناد دفاع مقدس، منبع مهم دیگری را به تاریخ و ادبیات دفاع مقدس خواهد افزود.
حسین اردستانی
خرداد 1387
شماره سند شورای امنیت: 13915 / S
29 آوریل 1980(9 اردیبهشت 1359)
نامه مورخ 28 آوریل 1980 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
عطف به یادداشت 16 آوریل 1980 به پیوست متن تلگراف آقای صادق قطب زاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به دبیر کل سازمان ملل را ارسال مینمایم.
پیوست
تلگرام مورخ 25 آوریل وزیر امور خارجه ایران خطاب به دبیر کل
اخیرا پیامی برای جناب عالی ارسال کردم که در آن توجه شما را به خطرهای اقدامات تحریک آمیز رژیم بعثی عراق علیه ایران جلب نمودم. در آن متن، محترمانه از شما درخواست کردم که دستور تحقیق درباره نقض حقوق بشر و دیگر اقدامات تحریک آمیز عراق را بدهید.
اکنون، مایلم توجه جناب عالی را به تجاوزات نظامی ایالات متحده علیه ایران جلب نمایم. این تجاوز بیشرمانه که رئیس جمهوری ایالات متحده آن را به عنوان «اقدام بشر دوستانه» توصیف کرده، نهایت سوء استفاده از گفتار، توسط یک دولت است. ما به طور قطع از تمامیت ارضی کشورمان و نیز حقانیت انقلابمان دفاع مینماییم.
با وجود این، مایلم توجه شما را به مسئولیت کاری خود جلب نمایم که درباره این اقدام تجاوزگرانه، علیه یک کشور عضو سازمان تحقیق و افشا گردد. تسلیم در برابر اقدامات تجاوزگرانه نظامی همانند آنچه که دولت ایالات متحده علیه ایران مرتکب شد، تنها میتواند متجاوزان را تشویق و دل گرم نماید که خطری برای صلح و امنیت بین المللی است.
شماره سند مجمع عمومی: 201 / 35 / A
شماره سند شورای امنیت: 13918 / S
30 آوریل 1980 (10 اردیبهشت 1359)
نامه مورخ 29 آوریل 1980، نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست متن نامه دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق را خطاب به جناب عالی ارسال میدارم
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست
نامه مورخ 2 آوریل 1980 وزیر امور خارجه عراق خطاب به دبیر کل
مایلم درباره اظهارات آقای ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری ایران که در شماره 151 نشریه النهار العربی و الدولی مورخ 24 مارس 1980 منتشر شده مبنی بر اینکه ایران سه جزیره اعراب را مسترد نخواهد کرد و به دولتهای عرب (ابوظبی، قطر، عمان، دوبی، کویت و عربستان سعودی) ارتباطی ندارد بلکه به ایران مرتبط میباشد، به موارد ذیل اشاره نمایم:
اظهارات فوق مؤید سیاست ایران به منظور دائمی نمودن اشغال غیر قانونی سه جزیره عربی (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) است. این مسئله تهدیدات مستقیم و دخالت آشکار در امور بین المللی یک گروه از کشورهای عضو سازمان ملل و نیز اهمیت ندادن به استقلال این دولتها محسوب میشود. این قبیل اظهارات حرکتی جهت به وجود آوردن تنش و محرکی برای درگیری و به مخاطره انداختن امنیت و صلح جهانی در منطقه است که برخلاف اهداف منشور سازمان ملل (حفظ صلح و امنیت جهانی) خواهد بود.
دولت جمهوری عراق مایل است تأکید کند که اشغال غیر قانونی سه جزیره عربی را به رسمیت نمیشناسد و پیامدهایی را که ادامه اشغال جزایر به همراه خواهد داشت متذکر شده و خواستار عقب نشینی فوری ایران از این جزایر میباشد. همچنین این کشور باید از سیاستهای توسعهطلبانه و... و نیز تهدیدات و دخالت در امور داخلی کشورهای عرب منطقه خلیج دست بردارد و به استقلال و حاکمیت آنها - که مطابق با منشور سازمان ملل و اهداف این سازمان جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی در منطقه است - احترام بگذارد.
شماره سند شورای امنیت: 13987 / S
6 ژوئن 1980 (16 خرداد 1359)
نامه مورخ 6 ژوئن 1980 جانشین نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست، متن پیام آقای صادق قطب زاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به جناب عالی را ارسال میدارم.
جمال شمیرانی - جانشین نمایندگی دائمی
پیوست
نامه مورخ 26 می 1980 وزیر امور خارجه ایران خطاب به دبیر کل
عطف به نامه آقای سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق مورخ 2 آوریل که به عنوان سند شورای امنیت (13918 / S) منتشر شد، مایلم نکات ذیل را به اطلاع برسانم.
از زمانی که جمهوری اسلامی در ایران تشکیل شد دولت عراق روش خصمانهای علیه این حکومت نوپا در پیش گرفته و سیاست تحریک آمیز و خراب کاری مداومی را علیه ایران آغاز کرده است.
نامهای که از سوی وزیر امور خارجه عراق ارسال شد، مؤید تلاش دیگری است که در این زمینه صورت گرفته است و از نظر سیاسی صرفا تحریک آمیز میباشد که نشان دهندهی عدم درک واقعی آنها از سابقه تاریخی این جزایر میباشد. عراق تقریبا سکوت هشت ساله خود را شکسته و این موضوع را جدیدا به راه انداخته است و حاکی از نیات واقعی دولت عراق است که در پشت این پرده پنهان شده است. از نظر ما رژیم عراق، ادامه دهنده راه اسرائیل است و در موقعیتی نیست که افکار آن از سوی کشورهای خلیج فارس مورد حمایت واقع شود.
فرصت آن نیست که به بررسی کامل حقانیت ایران در این موضوع بپردازیم و تنها متذکر میشوم سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در طول تاریخ، جزء لاینفک ایران بوده است. کتب معتبری وجود دارد که دارای اسناد و نقشههای رسمی است و از حاکمیت ایران بر این جزایر شهادت میدهد.
وقتی که نیروهای بریتانیا در سال 1971 از خلیج فارس عقب نشینی کردند، ایران حاکمیت خود را بر این جزایر مجددا تثبیت کرد. بنابراین آنچه از سوی وزیر امور خارجه
عراق "اشغال غیر قانونی" توصیف شد، چیزی جز تثبیت حاکمیت ایران در بخشی از سرزمین خود نیست.
ایران همیشه موضوع جزایر را به عنوان مسئله میان ایران و اعراب مورد ملاحظه قرار نداده، بلکه آن را مسئله میان ایران و استعمار بریتانیا مورد توجه قرار داده است. سیر طبیعی عقب نشینی نیروهای بریتانیا از خلیج فارس، تثبیت مجدد حاکمیت ایران بر این جزایر میباشد که حالت رسمی این موضوع است. بنابراین ستیزه جویی عراق همان طور که قبلا نیز بیان کردم، چیزی جز تلاش دیگر جهت تفرقه نیست. این در حالی است که منطقه نیاز وسیعی به همکاری واقعی دارد.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران در دفاع از سرزمین خود ثابت قدم است، مایلم در این جا تأکید کنم که سیاست خارجی ایران تحکیم اصل احترام به استقلال و تمامیت ارضی هر عضو از جامعه بین المللی میباشد. این اصل معنای خاص و اهمیت زیادی میان روابط ما با کشورهای مسلمان دارد.
صادق قطب زاده - وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
شماره سند مجمع عمومی: 305 / 35 / A
شماره سند شورای امنیت: 14020 / S
25 ژوئن 1980 (4 تیر 1359)
نامه مورخ 20 ژوئن 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما عطف به سند 31 / 80 / NV که بنا به درخواست نمایندگی دائمی ایران، همراه با متن تلگرام وزیر امور خارجه ایران خطاب به جناب عالی منتشر شد، بنا به اطلاع دولت متبوعم خاطر نشان میسازم ادعاهایی که در این تلگرام ابراز شده نشان دهندهی دخالت آشکار و غیر قابل قبول در امور داخلی عراق است.
در تلگرام ایران ادعاهای بیاساس صورت گرفته که دولت متبوعم اصول حقوق بشر را به طور فاحش نقض کرده و به این مضمون آمده است: «تبعید هزاران ایرانی و شهروند عراقی با اصلیت ایرانی از مرز به سوی ایران» در حالی که مشکل است تصور کنیم، چرا بازگشت شهروندان به کشور خودشان میتواند تحت عنوان وضعیت پناهندگان مورد
ملاحظه قرار گیرد. به خاطر داشته باشید که مردم عراق از بدو تولد در بیمارستان، شناسنامه دارند و به راحتی این امکان این کسانی که در جست و جوی بیخانمانها و پناهندگان در کشورشان هستند، فراهم است. به ویژه در مورد ایرانیها که همیشه از سوی همسایه عراقیشان مورد استقبال قرار گرفته و کسانی هستند که از نظر روابط تاریخی، فرهنگی و مذهبی بسیار نزدیکند. با وجود این هیچ دولتی در دنیا نمیتواند سیاستهای مهاجرت نداشته باشد. و نمیتوان انتظار داشت که از اقدامات... و غیر قانونی که توسط مهاجران خارجی در مرزهایش صورت میگیرد و صلح و امنیت داخلی و آسایش شهروندانش تهدید میشود، چشم پوشی نماید. ایرانیان عراق، اقدامات... تروریستی و تحریک آمیزی را با پشتیبانی کامل دولت ایران مرتکب شدهاند. این اقدامات... ناجوانمردانه از جمله بمب گذاری، گلوله باران، آتش سوزی و مسموم سازی به خسارت جانی بسیار مردم بی گناه از جمله کودکان، دانشگاهها، شهرها و روستاها بر اثر آن معلول، از کار افتاده و مجروح شدهاند. این اقدامات با تمجید آشکار مقامات رسمی ایران مواجه شده است که مکررا و آشکارا مردم را جهت سرنگونی دولت با عنوان به اصطلاح "انقلاب اسلامی" فریب میدهند.
یک بار دیگر با توجه به "نقض... اصول حقوق بشر"، دولت ایران خود را در نقش سخن گوی مبلغ مذهبی به اصطلاح "اکثریت شیعه" عراق قلمداد نموده که "قلع و قمع سیستماتیک" را علیه همین "اکثریت" مرتکب میشود.
پر واضح است، که یکی از عمدهترین سیاستهای دولت عراق جدایی کامل میان امور دولت و مذهب میباشد. این تنها سیاستی است که مطابق با حقوق بشر و آزادیهای اساسی جهان کنونی است.
از سوی دیگر، با نگرش به صحنه ایران علی رغم آنچه ادعا میشود، با واقعیت متفاوت است. مذهب اسلام تحریف و با نظرهای فرقهای کوتهبینانه تا حد زیادی با تبعیضات سیستماتیک بر اساس نژاد و مذهب مخلوط شده است. دولت ایران نمیتواند تحت لوای دورنمای شکوفایی مذهبی پناه گیرد، زیرا افکار عمومی جهان روشن ضمیر را نمیتوان با حقوق بشری که از انسانها به عنوان گروگان جهت امیال سیاسی بهره برداری میکند، فریب داد که مقامات عالی رتبه ایران نیز بعدها بر آن صحه گذاشتند.
در واقع، به رغم آنچه که دولت ایران ادعا میکند، نمیتواند سیاستهای نژادی و تبعیض آمیز خود را دفاع از اقلیتهای قومی و مذهبی عراق پنهان سازد. زیرا به طور
سیستماتیک در جهت تخریب اقدام نموده که این قبیل اقلیتها نیز خواستار شناسایی حقوق مذهبی و نژادی خود هستند. دولت ایران نمیتواند منکر شود که مقاماتش، با استانداردهای توافق شده بین المللی جهت محاکمات و رفتار با اسیران هماهنگ نیستند. در واقع شایع است که مکاتبه ایران به مذاکرات جلسه بیست و هشتم کمیسیون حقوق بشر مرتبط میباشد که گفته شده در آن به اصطلاح "اقدام مشابهی" رخ داده است که این مکاتبه به آن مربوط است. با توجه به سابقه آن بحث که توسط رژیم آغاز شده بود و نیز ادعاهای بیاساس مشابه آن، وقتی که طرحهای تبلیغاتی آنها کشف شد، کاملا توسط این کمیسیون رد گردید...
به طور کلی سیاستهای داخلی و خارجی عراق به ویژه در زمینه حقوق بشر روشن و مشخص است و نیاز به دفاع ندارد. رعایت حقوق بشر توسط دولت متبوعم و تبعیت همیشگی از اصول و قوانین حقوق بین المللی و رفتار با غیر نظامیان دیگر نیازی به شواهد ندارد و مطمئنا این دولت ایران است که به صورت دیگری عمل مینماید. مقامات ایران به جای مداخله در امور داخلی سایر کشورها، باید از تاریخ درس بگیرند که نهایت طرحهای بلند پروازانه و خیالی، به رسوایی و فلاکت منجر میشود. آنان را نصیحت میکنیم که با اعتقادات و توان مردم ایران بازی نکنند و آن را منحرف نسازند و بگذارند در خانه خودشان مصرف شود و با همسایگانشان نیز همکاری نمایند.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14070 / S
23 جولای 1980 (1 مرداد 1359)
نامه مورخ 23 جولای 1980 کاردار موقت ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست متن تلگرام آقای صادق قطب زاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را خطاب به جناب عالی ارسال میدارم.
جمال شمیرانی - کاردار موقت
پیوست
تلگرام مورخ 23 جولای 1980 وزیر امور خارجه ایران خطاب به دبیر کل
از زمان برقراری جمهوری اسلامی ایران، دولت عراق سیاست خصومت آمیز شرورانه را
علیه ایران در پیش گرفته است. ستیزه جویی عراق جهت تضعیف ثبات جمهوری نوپای ایران، شکل دیگری به خود گرفته است. تاخت و تازها به پایگاهها و روستاهای مرزی ایران توسط بخشی از نیروهای نظامی عراق که در امتداد مرز آرایش گرفتهاند، آغاز شده است. رژیم بعث به طور سیستماتیک از عناصر خرابکار در استانهای خوزستان و کردستان - که تاکنون خسارت جانی و مالی زیادی را وارد ساختهاند - حمایت کرده و به آنها کمک مینماید. یک ایستگاه رادیویی که در عراق است در برنامههای روزانه خود با ادعاهای کینه توزانه و نادرست علیه رهبریت ایران سم پاشی میکند. این اقدامات بدون شک نقض آشکار حاکمیت ایران و مغایر با اصول منشور سازمان ملل است.
در هر حال، به منظور ارزیابی جناب عالی از علل ستیزه جویی دولت عراق در طرح ریشه کن کردن هزاران هزار شیعه ایرانی الاصل عراق، تصمیم گرفتم این نامه را برای شما بنویسم.
تا حال حاضر در حدود 40000 نفر از مردمان، زنان و کودکان بی گناه توسط دولت بغداد در یک وضعیت غیر انسانی رانده شدهاند. مردم از دسترسی به اموال و پس اندازهای منقول و غیر منقول خود ه در طی دوران زندگی خود به دست آوردهاند، محروم شده و در موارد بسیاری نیز کودکان از والدینشان و زنان از همسرانشان جدا شدهاند.
تعداد زیادی از کسانی که مجبور به ترک خانه خود شدهاند، فرزندان ایرانیانی بودند که قبلا به عراق مهاجرت کرده و از آن زمان هویت و تابعیت عراقی به دست آوردهاند. بنابراین اخراج بسیاری از آنها موجب از دست دادن هویت و تابعیت خود میباشد. تا به حال هیچ گاه دولت عراق علت اخراج شیعیان را توضیح نداده است و آنها از حداقل حقوق قانونی خود نیز بیبهره ماندهاند. جای تعجب نیست که با عدم وجود اهرم بینالمللی بازدارنده، اخراج دسته جمعی از عراق ادامه یابد.
آقای دبیر کل در حالی که نمونههای مشخص از موارد نقض حقوق بشر جهت تبلیغات و توجه جهانیان منتشر شده، مواردی از نقض آشکار حقوق بشر نیز وجود دارد که مورد بیاعتنایی زیادی واقع شده است.
مشکل پناهندگان به عنوان پدیدهیی جدید در روابط بین المللی مطرح شده است. اخراج دسته جمعی پناهندگان از عراق، بخشی از این حوادث جدید ناعادلانه و ناخوشایند است. رفتار وقیحانه این چنینی که یکی از اعضای جامعه بین المللی به مقیاس وسیعی مرتکب شده است به تدریج عامل بیثباتی در منطقه خواهد شد که توجه سازمان ملل باید به آن معطوف شود.
تاکنون دولت ایران تلاش نموده از این پناهندگان حمایت کند و محل سکونت برای آنان
فراهم سازد، با اینکه این قبیل تلاشها، از مسئولیتهای اصلی سازمان ملل است که نباید از تلاشهایی که جهت جلوگیری از این مسئولیت مهم صورت میگیرد، غافل شد.
صادق قطب زاده - وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
-شماره سند مجمع عمومی: 404 / 35 / A
نامه مورخ 19 آگوست 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
عطف به سند 13987 / S مورخ 6 ژوئن 1980 وزیر امور خارجه ایران خطاب به جناب عالی، احتراما بنا به اطلاع دولت متبوعم خاطر نشان میسازم، این استدلالها که در پیام مذکور آمده است، نمیتواند حق و حقوقی را ثابت کند. در ابتدا گفته شده که دولت متبوعم به دلیل نگرش خصمانهای که علیه رژیم جدید ایران دارد، جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت نشناختهاست. بر عکس همان طور که قبلا خاطرنشان ساختم که در فرصت دیگری توضیح دهم، دولت متبوعم برای دولت جدید ایران یادداشتی ارسال کرد و در آن اهداف دوستانه خود را به جهت ایجاد روابط برادرانه نزدیک و همکاری با مردم و کشورهای همسایه به ویژه با ایران، بر اساس احترام به حاکمیت، عدم دخالت در امور داخلی و احترام به آرزوهای قانونی مردم بر این اساس اصولی که از طریق اراده آزادیخواهانه خود برگزیدهاند، ابراز نمود. اهداف مذکور را عالیترین مقامات عراق، در فرصتهای مختلف مورد تأکید قرار دادهاند. برای مثال به صورتی که در اعلامیه پان عربی که در 20 جولای 1980 در بغداد منتشر شد، رئیس جمهوری عراق آقای صدام حسین صریحا بر آن صحه گذاشته است. بر عکس، اعمال و اظهارات دولت ایران منفی و خصمانه بوده است که کاملا از اخلاق و قانون تهی میباشد.
وزیر امور خارجه ایران استدلال میکند که نظر ما درباره جزایر (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) در خلیج عربی[فارس]"نشانه عدم درک کامل" است و سابقه تاریخی جزایر را که در اسناد و نقشههای رسمی معتبر کتابخانهای، بر حاکمیت بلامنازع ایران بر این جزایر گواهی میدهد، نادیده گرفتهایم و آنچه که توسط وزیر امور خارجه ما در
سند 13918 / S تحت عنوان "اشغال غیر قانونی" توصیف شده است، وی آن را چیزی جزء حاکمیت ایران بر بخشی از خاکش میداند که مورد تأکید قرار داده است.
اگر نظری اجمالی به دلایل قانونی بیفکنیم میتوان خاطر نشان ساخت که در هیچ مقطعی از تاریخ هیچ یک از این جزایر تحت حکومت ایران نبوده است. واقعیت این است که بریتانیا جزایر مذکور را به طور جداگانه اشغال نکرده است. آنها در سال 1819 وقتی که از جزایر کواسیم (Kwassims) دفاع میکردند رأس الخمیه را نیز اشغال کردند. این سه جزیره از سال 1750 بخشی از سرزمین رأس الخمیه بوده و تا سال 1866 بدون هیچ انقطاعی به همین صورت باقی ماند تا وقتی که میان امارات شارجه و رأس الخمیه تقسیم گردید و حکومت بر آن ادامه یافت تا اینکه به دست نیروهای نظامی ایران در 30 نوامبر 1971 اشغال غیر قانونی شد.
همین طور در مورد دلیل کتاب خانهای معتبر درباره نقشهها و اسناد میتوان گفت که تنها به کیس پالمز (Case of Palms) معرف نیاز است. همچنین در دادگاه دائمی داوری در سال 1928 در این مورد تصمیم گیری شده است که میتوان مراجعه کرد. به طور کلی خاطر نشان میگردد که تصدیق نقشهها به عنوان مدرکی برای حل مناقشه ارضی و مرزی با احتیاط زیاد و محتاطانه باید مورد ملاحظه قرار گیرد. زیرا منابع اطلاعات طراحان آنها معمولا ناشناخته است و داوری در مورد مناقشه مربوطه باید بر اساس حقایق مربوطه و اصل و منشأ موضوع حل و فصل شود. بنا به درخواست، وقتی که شورای امنیت در دسامبر 1971 جهت بررسی موضوع اشغال جزایر تشکیل جلسه داد، نماینده ایران به وضوح نتوانست اثبات کند که جزایر از نظر واقعیت تاریخی بخشی از ایران بوده است.
در مورد حاکمیت، اگر استدلال کنندگانش این منظور را داشته باشند که یک دولت بتواند ادعاهای ارضی نماید و با استفاده از نیروی نظامی و با زور به اشغال آن سرزمین ادامه دهد، این واقعا بسیار عجیب و حداقل ساده لوحی است و به طور قطع قانون نادرستی است.
این قبیل نگرش نشانه نقض کامل قوانین ثابت موجود حقوق بین المللی درباره مالکیت ارضی است. از آن قوانینی که اطلاع داریم مجوزی نمییابیم که سرزمینی را با زور تصاحب کنیم. در اینجاست که ایجاد سؤال میکند و به تعجب وامیدارد که آیا این ایران است یا عراق که دنبالهرو اسرائیل است، به صورتی که وزیر امور خارجه ایران در نامهاش اظهار داشته است.
همچنین بسیار جالب است که با ادامه تفسیر بیشتر قانون، ادعاهای غیر قانونی ایران بر جزایر عربی و نیز اقدام غیر قانونی ایران در اشغال آنها را ثابت مینماییم و آیا اعتقاد عمیق ما نبوده که حکام ایران کمترین اطلاعی از حقوق و قوانین مدرن ملتها ندارند که بخواهند در روابط بین المللی خود استفاده کنند. به هر حال هیچ کس نباید طرح این دو واقعیت مهم را نادیده بگیرد. یکی اینکه وقتی که به اصطلاح انقلابیون تهران نسبت به حاکمیت بر جزایر، صریحا تأکید مینمایند از سوی مقامات عالی رتبه دولت ایران مطالبی عنوان میشود که با یکدیگر مغایرت دارد. به صورتی که رئیس جمهور ابوالحسن بنی صدر در اظهارات خود که از رادیو ریاض مورخ 19 آوریل 1980 پخش شد و نیز اظهارات وزیر امور خارجه ایران در کنفرانس مطبوعاتی مورخ 1 می 1980 (در ابوظبی) مسئله جزایر را نه ایرانی و نه عربی قلمداد کردند و آنها را برای ایرانی که متحد جهانی دنیای اسلام است خوانده که "سرزمین ایران متعلق به کلیه مسلمانها میباشد و سرزمین اسلام متعلق به خداست".
از سوی دیگر، در این نامه، ایران به طور مشخص اعلام کرد که این کشور معتقد است، جزایر، نه مسئلهای میان ایران و اعراب بلکه مسئلهای میان ایران و استعمار بریتانیا است. این اظهارات دوگانه بوده است و با صدور انقلاب اسلامی مغایرت دارد. این دقیقا از نظر مفهوم و پیام آن، مشابه دلیلی است که آقای امیر خسرو افشار، نماینده ایران در زمان شاه ارائه کرده است. اظهارات وی در اجلاس 1610 شورای امنیت که مورخ 9 دسامبر 1971 تشکیل شده بود منعکس میباشد. بدیهی است روشی که رژیم فعلی ایران اتخاذ کرده است، خودداری از تخلیه جزایر اشغال شده است و آن چیزی جز رؤیای امپراطوری شاه نیست. این تعصب نژاد پرستی با تفوق فارسیهای آریایی همراه شده است.
شماره سند شورای امنیت: 14190 / S
23 سپتامبر1980 (1 مهر 1359)
بیانیه رئیس شورای امنیت
امروز اعضای شورای امنیت درباره تشدید آخرین وضعیت میان ایران و عراق، به طور غیر رسمی مشورت و تبادل نظر کردند. آنها وخیمتر شدن روابط میان ایران و عراق و
تشدید عملیاتهای نظامی را که منجر به خسارات جانی و مالی سنگینی شده است بررسی کردند.
اعضای شورا نگرانی عمیق خود را از این درگیری که به طور جدی تشدید شده، ابراز کردند و درباره تهدید خطرناک صلح و امنیت بین المللی هشدار دادند.
اعضای شورا ضمن استقبال، پشتیبانی خود را از درخواست دبیر کل از طرفین منازعه در مورخ 22 سپتامبر 1980 مبنی بر به کار گیری مساعی جمیله جهت حل و فصل درگیری، اعلام نمودند.
اعضای شورا از من درخواست کردهاند که از طرف آنها از دولتهای ایران و عراق بخواهم به عنوان نخستین گام جهت حل و فصل منازعه، از کلیه عملیاتهای نظامی و تمامی اقداماتی که میتواند به وخیمتر شدن وضعیت خطرناک فعلی بینجامد دست بردارند و مناقشه میان خود را با استفاده از ابزارهای صلح جویانه حل و فصل نمایند.
شماره سند مجمع عمومی: 483 / 35 / A
شماره سند شورای امنیت: 14191 / S
24 سپتامبر 1980(2 مهر 1359)
نامه مورخ 22 سپتامبر1980 (31 شهریور 1359) کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
بنا به اطلاع دولت متبوعم احتراما به پیوست متن نامه آقای دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه جمهوری عراق را برای جناب عالی ارسال مینمایم.
سیب بافی - کاردار
پیوست
نامه مورخ 21 سپتامبر1980 (30 شهریور 1359) وزیر امور خارجه عراق خطاب به دبیر کل
شما بدون شک اطلاع دارید که عراق و ایران با میانجی گری الجزایر و در پی مذاکرات طولانی در حضور آخرین رئیس جمهوری الجزایر، آقای هواری بومدین، در تاریخ 6 مارس 1975، در مورد روابط میان دو کشور به توافق دست یافتند. دراین کشور توافق نامه، دو طرف تصمیم گرفتند به طور صادقانه به منظور دستیابی به حل و فصل
نهایی و دائمی کلیه مسائل موجود میان دو کشور، با رعایت اصول تمامیت ارضی و مصونیت مرزها و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، به موارد ذیل اقدام نمایند:
1- جهت علامت گذاری قطعی مرزهای سرزمین خود، بر اساس پروتکل 1913 قسطنطنیه و صورت جلسه کمیسیون 1914، در مورد تعیین حدود اقدام نمایند.
2- حدود مرزهای آبی را بر اساس خط تالوگ مشخص سازند.
3- امنیت، صلح و اعتماد دو جانبه در امتداد مرزهای مشترکشان بازگردانده شود و همچنین خودشان جهت کنترل دقیق و مؤثر بر مرزهای مشترکشان به منظور خاتمه دادن کامل به کلیه اقدامات نفوذی و خرابکاری، اقدام نموده و به مسائل حاشیهای اهمیت ندهند.
4- طرفین همچنین موافقت کردند که ترتیبات فوق را به عنوان عناصر لاینفک حل و فصل جامع مورد توجه قرار دهند. بنابراین هر گونه سهل انگاری در اجرای آن طبیعتا مغایر با روح توافق نامه الجزایر خواهد بود.
5- به علاوه طرفین تصمیم گرفتند برای از سر گیری روابط سنتی دوستانه، حسن هم جواری، حذف عوامل منفی در روابط و تبادل نظر مداوم برای گسترش همکاری و منافع دو جانبه، اقدامات لازم را به عمل آورند.
6- طرفین رسما اعلام کردند که منطقه باید از هر گونه دخالت خارجی عاری باشد. همچنین موافقت کردند که وزیران خارجه دو کشور با یکدیگر ملاقات نموده و ترتیبات لازم را برای ایجاد کمیسیون مشترک ایران و عراق جهت اجرای تصمیمات اتخاذ شده در توافق نامه دو جانبه به عمل آورند. همچنین موافقت کردند که الجزایر باید به اجلاس مشترک مذکور دعوت شود. در نتیجه مذاکرات ایران و عراق در حضور و با شرکت هیئت الجزایری تشکیل شد، پیمان بین المللی مرزی و حسن هم جواری و نیز سه پروتکل و ضمیمههای آن را که در 13 ژوئن 1975 در بغداد امضا شده بود و به یکی از سه پاراگراف توافق نامه الجزایر که در بالا ذکر شد مربوط میشد، ضمیمه گردید. همچنین در دسامبر 1975 چهار توافق نامه دیگر نیز در بغداد در مورد مرزها و مأموران عالی رتبه، قوانین دریانوردی در شط العرب، استفاده از آبراهها و چراگاههای مرزی، همراه با مبادله نامهها و صورت جلسه مشترک درباره سایر موارد مهم فنی که به امضا رسید، مورد تأکید قرار گرفت.
شایان ذکر است که ماده 4 پیمان نامه مرزی بین المللی و حسن هم جواری که با صراحت در بالا ذکر شده مربوط به مواد پاراگراف 4 قرار داد مذکور (الجزایر) بوده که به شرح ذیل میباشد:
طرفین عالی رتبه قرار داد تصریح کردند که مواد سه پروتکل و ضمیمههای آنها به مادههای 3،2،1 این پیمان و ضمیمه مربوط، مرتبط بوده و شامل بخشهای کاملی است که نهایی و دائمی میباشد و نمیتواند در هیچ زمینهای و به هیچ وجه نقض گردد و شامل عناصر لاینفک حل و فصل مناقشات جهانی است. بنابراین نقض هر جزء تشکیل دهنده این حل و فصل به طور آشکار مغایر با روح توافق نامه الجزایر است.
نخستین نکته که در این باره مورد توجه میباشد اینکه در مرحله اولیه، توافق نامه الجزایر و پیمان مرزی ایران دارای مزیت بوده و از پروتکل تعیین حدود مرز آبی در شط العرب بهره میبرد اما از سوی دیگر با شانه خالی کردن از تعهداتش که تحت این پروتکل در مورد روند علامت گذاری مرزهای زمینی متعهد بود دفع الوقت نمود و با تأخیر زیاد در اجرای اقدامات جهت بازگرداندن سرزمینهای عراق تخطی نموده و آنها را تحت کنترل خویش حفظ کرده است. در این مهم دولت عراق این حقیقت را مورد توجه قرار داد که رژیم جدید ایران به زمان نیاز دارد تا به تعهداتش تحت این توافق نامه احترام بگذارد. به هر حال دیری نگذشت که این رژیم قدرتمندتر شد و نقض این تعهدات خود را آغاز کرد و به همین صورت هنوز ادامه میدهد. از آنجایی که قرارداد الجزایر بر اساس اصل عدم دخالت در امور داخلی دیگر کشورها تهیه شده، اما مقامات حاکم بر ایران سیاست مداخله مداوم در امور داخلی جمهوری عراق را دنبال کردهاند. قبلا نیز گزارش کاملی از این سیاست که مغایر با توافق نامه الجزایر میباشد ارائه دادهام که طی نامه مورخ 25 ژوئن 1980 و سند رسمی مجمع عمومی و شورای امنیت منتشر شد (A / 35 / 305 - S/14020).
از سوی دیگر در حالی که ایران در قرارداد الجزایر جهت اعاده امنیت و پذیرش مرزهای مشترکش با عراق متعهد شده و میبایست کنترل شدیدی را به منظور پایان بخشیدن به کلیه اقدامات مخرب نفوذی به کار میگرفت، اما از سوی رژیم جدید، این مفاد اصلی تنها پس از مدت کوتاهی نقض شد و این رژیم در صدد نشان دادن اقتدار خویش برآمد و به رهبران شورشیان علیه عراق پیشنهاد پناهندگی داد. یعنی پسران بارزانی جاسوس و حامیان آنها که از خاک ایران استفاده میکردند صریحا به وسیله مقامات حاکم بر ایران حمایت شده و ایران به عنوان پایگاهی جهت تهدید و دخالت در امنیت داخلی و همبستگی ملی عراق توسط معارضین قرار گرفت.
دولت ایران هرگز خودش جهت توقف خدشه به روابط حسن هم جواری میان دو کشور اقدام نکرده و با اقدامات نفوذی و خرابکاری به پاشیدن بذر نفاق پرداخته است. همچنین به غارت و چپاول به ویژه در مناطق مرزی که مغایر با روح توافق نامه الجزایر میباشد، اقدام
نموده است. از سوی دیگر، دولت ایران ماده دیگری از قرار داد مذکور را با تجاوز مکرر به مرزهای عراق، به طوری که در بالا ذکر شد، نقض کرده و از بازگرداندن این اراضی به عراق علی رغم درخواستهای مکرر عراق، اجتناب نموده است و نیز ادعای جدیدی را حتی در مورد پایتخت عراق و در واقع در مورد تمامیت کشور عراق مطرح ساخته است.
بنابراین، جای تعجب نیست که دولت عراق اکنون خود را ملزم میبیند از حق قانونیاش جهت دفاع از حاکمیت خود و تمامیت ارضی و بازگرداندن اراضیاش با استفاده از زور اقدام نماید.
ملاحظه میکنید که دولت ایران کلیه راههای قانونی شناخته شده جهت حل و فصل مسائل منبعث از تعهداتش را مسدود نموده است، به علاوه دولت ایران در اعلامیهها و اقدامات مقامات مسئول خود تصریح کرده و هرگز به طور تلویحی یا صریح تردید نداشته که بیش از این خودش را در قید و بند قرارداد الجزایر قرار دهد که کلیه این موارد نقض آشکار پاراگراف چهارم پیمان مرزی بین المللی و حسن هم جواری قرار داد سال 1975 میان دو کشور میباشد.
بنابراین ایران تعهدات بین المللی خویش تحت موافقت نامه و پیمان مذکور را نفی کرده است. از مواد قانونی حاکم بر مرزهای ایران و عراق به ویژه شط العرب که میبایست به دولت عراق قبل از مارس 1975 بازگردانده میشد، سرپیچی مینماید و این رودخانه همان طور که همیشه در طی تاریخ یک رودخانه عراقی و تحت کنترل کامل و حاکمیت عراق بوده باید مجددا تحت کنترل عراق قرار گیرد.
در این زمینه دولت عراق اعلام مینماید که روابطش با کلیه کشورهای جهان صادقانه بوده و به کلیه تعهداتش پای بند میباشد. همچنین ثابت کرده است که نمیتواند هیچ گونه تهدید و یا نقض حاکمیت و خدشه به مقام و اقتدار خود را بپذیرد و ارادهاش بر این است که به خاطر حفظ حقوق قانونیاش بیشترین قربانیها را بدهد.
همچنین دولت عراق میخواهد در این فرصت، همان طور که در گذشته نیز عمل کرده، تأکید نماید که در حفظ روابط حسنه با کلیه کشورهای همسایه به ویژه ایران پیش قدم بوده و هیچ چشم داشتی به سرزمینهای ایران ندارد. به علاوه، عراق قصد ندارد جنگی را علیه ایران آغاز نماید و یا حوزه مناقشهاش را با این کشور بیش از محدوده دفاع از حاکمیت و حقوق قانونیاش گسترش دهد.
دولت عراق صادقانه امیدوار است که دولت ایران وضعیت جدید را بپذیرد و با بصیرت عقل و منطق با توجه به احترام عراق در حق قانونیاش در تمامیت ارضی خود و نیز خطوط آبی شط العرب عمل نماید.
دکتر سعدون حمادی - وزیر امور خارجه
شماره سند شورای امنیت: 14192 / S
24 سپتامبر 1980 (2 مهر 1359)
نامه مورخ 24 سپتامبر 1980 کاردار هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم احتراما به پیوست نامه آقای دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه جمهوری عراق خطاب به جناب عالی را ارسال مینمایم.
سیب بافی - کاردار
پیوست
نامه مورخ 24 سپتامبر 1980 وزیر امور خارجه عراق خطاب به رئیس شورای امنیت
پیرو بیانیه مورخ 23 سپتامبر 1980 جناب عالی، مایلم توجه شما و اعضای عالی مقام شورا به موارد ذیل جلب نمایم:
1- دولت جمهوری عراق در مورخ 17 سپتامبر 1980 تصمیم گرفت توافق نامه 6 مارس 1975 الجزایر را جهت فسخ، پس از اینکه ایران عملا آن را فسخ کرده، مورد بررسی قرار دهد.
در پاراگراف 4 آن به وضوح مطرح شده که ترتیبات قرارداد مذکور به عنوان یک عنصر لایتجزای حل و فصل جامع مورد توجه بوده و هیچ یک از عناصر آن نباید نقض شود که مغایرت با روح قرار داد محسوب خواهد شد، به صورتی که موضع عراق گواه روشنی در حمایت از آن میباشد، مایلم توجه جناب عالی و اعضای عالی مقام شورا را به نامه مورخ 21 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به من جلب نمایم. این نامه طی سند 14191 / S مجمع عمومی و شورای امنیت منتشر شد.
2- دولت جمهوری عراق با استفاده از کلیه ابزارهای صلح جویانه در طی یک دوره که بیش از سه سال به طول انجامید به ایران اتمام حجت کرد که به تعهداتش در مورد قرار داد مذکور عمل نماید، اما تلاشهای مستمر ما بیحاصل بود. بنابراین برای دولت متبوعم راه دیگری باقی نماند جز آنکه حقوق خود را از ایران - که به طور غیر منصفانه نفی میشد - طبق حقوق بین المللی باز پس گیرد. در این باره تأکید میکنم که دولت متبوعم هیچ طرح ارضی توسعه طلبی علیه ایران ندارد و این سیاست در اظهارات مقامات عالی رتبه کشور متبوعم پر واضح است.
3- دولت جمهوری عراق علنا موضعش را ابراز نموده که علاقه مند به تشدید منازعه ایران نیست. اما متأسفانه ایران منازعه را با اقدامات ناجوانمردانهاش علیه منافع عراق، منطقه و جامعه بین المللی تشدید کرد که نهایتا برای دولت متبوعم جز یک انتخاب باقی نگذاشت و آن اینکه در دفاع از خویش مصمم باشد.
4- عراق اعلام آمادگی مینماید که نظرهایش را در شورا مطرح سازد و هیچ چیزی را پنهان نخواهیم کرد.
دکتر سعدون حمادی - وزیر امور خارجه دولت جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14193 / S
25 سپتامبر 1980(3 مهر 1359)
نامه مورخ 24 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به رؤسای جمهوری ایران و عراق
در پی مشورتهای شورای امنیت در تاریخ 23 سپتامبر، درخواست پیوست را برای رؤسای جمهور ایران و عراق ارسال مینمایم و توجه شما را به متن درخواست اعضای شورای امنیت جلب میکنم.
پیوست
نامه مورخ 23 سپتامبر 1980 دبیر کل، خطاب به رؤسای جمهوری ایران و عراق
ایران و عراق را در 22 سپتامبر 1980 مورد خطاب قرار دادهام که حداکثر خویشتن داری را به عمل آورده و جهت حل مشکلاتشان مذاکره نمایند. در حال حاضر رئیس شورای امنیت نیز از طرف اعضای شورای امنیت از دولتهای ایران و عراق درخواست کرده است که گام نخستین را جهت حل و فصل مناقشه برداشته و از کلیه عملیاتهای نظامی و نیز اقداماتی که میتواند به وخیم شدن وضعیت خطرناک فعلی منجر شود، اجتناب نموده و مناقشه خود را از راههای صلح جویانه حل و فصل نمایند. در این نامه شخصا نگرانی شدید خود را از ادامه درگیری میان ایران و عراق ابراز مینمایم. علاوه بر خسارات وارده به دو کشور، جامعه بین المللی عمیقا نگران تأثیر احتمالی این مناقشه بر صلح و امنیت بین المللی و نیز پیامدهای اقتصادی
اجتناب ناپذیر آن در منطقه و سایر نقاط جهان میباشد. بدون پیش داوری در مورد حقوق، ادعاها و مواضع طرفین در وضعیت فعلی، صمیمانه از شما درخواست مینمایم یک بار دیگر به درخواستهایی که از شما جهت پایان بخشیدن سریع به خون ریزی و تخریب میشود. توجه نموده و خودتان از مساعی جمیله مختلف به منظور کمک به طرفین جهت حل و فصل اختلافاتشان با ابزارهای صلح جویانه بهرهبرداری نمایید. همان طور که مطلعید شخصا مساعی جمیلهام را پیشنهاد کردم و این را با آگاهی کامل از مشکلات و خطرهای وضعیت فعلی و نیز مسئولیتهای خویش تحت منشور سازمان ملل انجام دادهام.
در انتظار پاسخ سریع و مثبت شما در این موضوع مهم و حیاتی میباشم.
کورت والدهایم - دبیر کل سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت 14159 / S
25 سپتامبر 1980(3 مهر 1359)
نامه مورخ 25 سپتامبر 1980 نمایندگی دائمی تونس در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست متن بیانیه دولت تونس مورخ 23 سپتامبر 1980 درباره مناقشه ایران و عراق را ارسال مینمایم.
طیب سلیم - نمایندگی دائمی تونس
پیوست
بیانیه دولت تونس
سخن گوی دولت تونس بیانیه ذیل را مورخ 23 سپتامبر 1980 درباره درگیری ایران و عراق قرائت کرد:
دولت تونس نگرانی عمیق خود را از جنگ میان ایران و عراق که به یک جنگ آشکار و همه جانبه خطرناک منجر شده است، ابزار مینماید. تونس به عنوان یک کشور مسلمان تأسف عمیق خود را اعلام نموده و از دو کشور همسایه میخواهد که تمامی
موارد اختلاف را با تفاهم و همکاری حل و فصل نمایند. در غیر این صورت برای تمامی ملل مسلمان بسیار زیان آور خواهد بود.
دولت تونس از دو کشور درخواست میکند که فورا نبرد را متوقف سازند، به دلیل اینکه ممکن است تسری یابد. همچنین از طرفین میخواهد جهت حل و فصل کلیه مناقشات میان خود به ابزارهای صلح جویانه در قالب همبستگی اسلامی و اصول منشور سازمان ملل متوسل شوند.
شماره سند شورای امنیت: 14196 / S
25 سپتامبر 1980 (3 مهر 1359)
نامه مورخ 23 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
عمیقا نگران تشدید درگیری میان ایران و عراق میباشم. به نظر اینجانب تهدید بالقوه خطرناکی برای صلح و امنیت بین المللی محسوب میشود.
همان طور که میدانید دیروز از طرفین درخواست کردم که به نبرد خاتمه دهند و از هر تلاش ممکن استفاده نموده تا اختلافاتشان را از طریق مذاکره حل و فصل نمایند.
همچنین با نمایندگان دو کشور در مقر سازمان ملل تماس گرفتم و به آنها مساعی جمیله خود را که در دسترس میباشد بیان کردم که طرفین باید درک کنند این میتواند جهت حل و فصل اختلافاتشان با توجه به خطرهایی که به طور اجتناب ناپذیر از تشدید فزاینده این مناقشه ناشی خواهد شد، راهگشا و چاره ساز باشد. احساس میکنم فورا لازم است که به عنوان گام نخست، اعضای شورای امنیت جلسه مشورتی تشکیل دهند. متشکر خواهم بود که اگر شما ترتیب چنین جلسات مشورتی را در حداقل زمان ممکن بدهید.
کورت والدهایم - دبیر کل سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت: 14197 / S
25 سپتامبر 1980(3 مهر 1359)
نامه مورخ 25 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
احتراما عطف به نامه مورخ 23 سپتامبر 1980 (سند 14196 / S) که در آن از شما درخواست جلسه مشورتی شورای امنیت درباره وضعیت بحرانی ایران و عراق را نمودم، عمیقا درک میکردم که شما و اعضای شورای امنیت بلافاصله به این درخواست پاسخ مثبت میدهید، لذا این درخواست را نیز دارم که بیانیهای از سوی اعضای شورا منتشر شود.
پیرو بیانیه شما در 23 سپتامبر (سند 14190 / S) در تاریخ 24 سپتامبر درخواستهای دیگری از رؤسای جمهوری ایران و عراق نمودم. همچنین به تلاشهای مداوم خود جهت ارتباط مستقیم با آنها ادامه دادم و این وضعیت را با نماینده ویژه دولت عراق - که در اواخر 24 سپتامبر به نیویورک وارد شد - مورد بحث قرار دادم. همچنین با کاردار ایران نیز گفت و گو کردم.
متأسفانه به رغم این تلاشها، نبرد تشدید شده و در زمین و دریا ادامه دارد. به غیر از تلفات تأسف انگیز جانی، خسارات مادی بسیاری نیز بر جای گذاشته است. همان طور که در درخواست مورخ 22 سپتامبر خود بیان کردم، وضعیت فعلی بدون شک تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی میباشد.
بنابراین بر خود لازم میدانم که در انجام دادن مسئولیت خود به عنوان دبیر کل سازمان ملل، پیشنهاد نمایم که شورای امنیت این مهم را با نهایت اضطرار مورد بررسی قرار دهد.
کورت والدهایم
شماره سند شورای امنیت: 14198 / S
26 سپتامبر 1980 (4 مهر 1359)
نامه مورخ 26 سپتامبر 1980 نمایندگی دائمی مکزیک و نروژ در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
احتراما از طرف دولتهای مکزیک و نروژ از جناب عالی درخواست مینمایم جلسه اضطراری شورای امنیت را جهت بررسی مناقشه رو به رشد میان ایران و عراق تشکیل دهید.
پورفیریو مونوز لیدو - نمایندگی دائمی مکزیک در سازمان ملل
اوله آلگارد - نمایندگی دائمی نروژ در سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت: 14199 / S
26 سپتامبر 1980 (4 مهر 1359)
نامه مورخ 26 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
پیرو نامه مورخ 24 سپتامبر خود (سند 14193 / S) که برای رؤسای جمهوری ایران و عراق ارسال نموده بودم، از سوی رئیس جمهوری عراق آقای صدام حسین پاسخی دریافت نمودم که نسخهای از آن را برای شما ارسال مینمایم. همچنین متن پیام دیگر خود خطاب به وی را به پیوست ارسال مینمایم.
کورت والدهایم
نامه مورخ 26 سپتامبر 1980 رئیس جمهوری عراق خطاب به دبیر کل
پیرو درخواست جناب عالی از ما در مورخ 22 سپتامبر 1980 و همچنین درخواست مورخ 25 سپتامبر 1980، که در آن جناب عالی از ما خواسته بودید حداکثر خویشتن داری را به عمل آوریم، به اطلاع میرسانم که کلیه موارد را انجام دادیم و آماده مذاکره با ایران جهت حل و فصل مسئله موجود میباشیم. در حالی که نهایت سپاس را از ابتکارات جناب عالی - که ناشی از اعتقادات شخصی شما و نیز مسئولیتهایتان میباشد - ابراز مینمایم، اما مایلم تأکید نمایم که عراق شدیدا به دنبال صلح و امنیت بین المللی است که نبایستی مورد تهدید واقع شود و منابع اقتصادی و نفتی کشورها نباید در معرض خطر واقع شود. قبلا نیز موضع دولت جمهوری عراق را در نامهای خطاب به شما - که توسط وزیر خارجه کشورمان در تاریخ 22 سپتامبر 1980، ارسال شده بود - بیان کردهام.
مایلم از فرصت استفاده نمایم و متذکر شوم که عراق در اقداماتی که برای صلح، امنیت و اقتصاد جهان تأثیر منفی داشته باشد، دخالت مینماید و آنچه تاکنون انجام دادهایم متأثر از
حقوق قانونی خود و اعاده آن میباشد و علی رغم اینکه به طور منطقی جهت دست یابی به حقوق خود عمل کردهایم، دولت ایران با حملات ناجوانمردانه علیه منافع حیاتی ما و منطقه و نیز کل جهان، در جهت تشدید وضعیت اقدام کرده است به طوری که راهی برای ما باقی نگذاشته و مجبوریم برای حفظ منافع خویش از خود دفاع نماییم. به هر حال، مایلم تأکید کنم که هدف عراق تنها شناسایی غیر قابل فسخ حقوق ارضی و حاکمیت بر آبهای ملی عراق از سوی ایران است. آیا ایران آماده است به آن پاسخ مثبت دهد؟ هر نوع دریافت پاسخ مثبتی در این مهم از سوی جناب عالی ما را خوشحال خواهد ساخت، در چنین حرکتی تمجید مینماییم و تلاش خواهیم کرد که با اتخاذ اقدامات لازم این موضوع را در هر حالتی اعم از بین المللی، منطقهای یا دو جانبه، مورد ملاحظه قرار دهیم.
همچنین عراق در اینجا سؤال میکند که آیا ایران آماده است آتش بس را بپذیرد و آیا توسط جناب عالی چنین درخواستی از این کشور شده است یا اینکه ایران بر نظرهایش بدون هیچ تغییری اصرار میورزد؟ بدیهی است این اطلاعات در موضع ما حائز اهمیت است.
صدام حسین - رئیس جمهوری عراق
پیوست 1
نامه مورخ 26 سپتامبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست نامه آقای صدام حسین رئیس جمهوری عراق خطاب به جناب عالی را ارسال مینمایم.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست 2
پیام 26 سپتامبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس جمهوری عراق
در اینجا از جناب عالی به خاطر پاسخ سریع به پیامهای 22 و 24 سپتامبر (سند 14193 / S) تشکر مینمایم. اعضای شورای امنیت را از محتوای پیام شما مطلع ساختهام. با توجه به درخواست شما در مورد آتش بس دقیقا با همان عبارات برای ایران ارسال شد؛ همان طور که جناب عالی خواسته بودید.
من منتظر پاسخ دولت ایران به این درخواست هستم. طبیعتا پاسخ شما به درخواست جهت آتش بس نیز بسیار حائز اهمیت است. بنابراین امیدوارم که هر دو پاسخ را در اسرع وقت دریافت نمایم.
کورت والدهایم - دبیر کل سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت: (1980) S/Res/479
28 سپتامبر 1980(6 مهر 1359)
قطعنامه 479 (1980)
مصوبه شورای امنیت در اجلاس 2248 خود مورخ 28 سپتامبر 1980
شورای امنیت
با آغاز بررسی موضع تحت عنوان ‘وضعیت میان ایران و عراق" با توجه به اینکه بر اساس منشور سازمان ملل متحد همه دولتهای عضو به حل اختلافات بین المللی خود از راههای مسالمت آمیز متعهد شدهاند، به نحوی که صلح و امنیت بین المللی و عدالت به خطر نیفتد؛
همچنین با عنایت به اینکه همه دولتهای عضو متعهدند در روابط سیاسی بین المللی خود از تهدید یا کاربرد زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشور دیگر خودداری کنند؛
با خاطر نشان ساختن مفاد 24 منشور که شورای امنیت مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی را به عهده دارد؛
با اظهار نگرانی عمیق درباره وضعیت رو به گسترش میان ایران و عراق:
1- از ایران و عراق میخواهد از هر گونه کاربرد زور به فوریت خودداری کنند و مناقشه خود را از راههای مسالمت آمیز و طبق اصول عدالت و حقوق بین المللی حل نمایند.
2- از آنها مصرانه میخواهد هر پیشنهاد مناسب در مورد میانجی گری، سازش یا توسل به نهادهای منطقهای یا دیگر راههای مسالمت آمیز را بنا به انتخاب خود که اجرای تعهداتشان را بر اساس منشور سازمان ملل تسهیل کند، بپذیرد.
3- از کلیه کشورهای دیگر میخواهد حداکثر خویشتن داری را مبذول دارند و از هر اقدامی که ممکن است به افزایش و گسترش بیشتر مناقشه منجر شود، خودداری کنند؛
4- از کوششهای دبیر کل و پیشنهاد وی در مورد مساعی جمیله برای حل این وضعیت پشتیبانی میکند.
5- از دبیر کل درخواست میکند که ظرف 48 ساعت به شورای امنیت وضعیت را گزارش دهد.
شماره سند شورای امنیت: 14203 / S
29 سپتامبر 1980 (7 مهر 1359)
نامه مورخ 29 سپتامبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست متن پیام صدام حسین رئیس جمهوری عراق را خطاب به جناب عالی ارسال مینمایم.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست
نامه مورخ 29 سپتامبر 1980 رئیس جمهوری عراق خطاب به دبیر کل
نامه جناب عالی را مورخ 28 سپتامبر 1980 دریافت نمودم، مایلم از فرصت استفاده نمایم و مطالبی را که شما مطرح کردهاید، من نیز تصدیق نمایم. ما چندی پیش از اجلاس 28 سپتامبر 1980 و نیز طی بیانیه رسمی که از شبکه رادیو و تلویزیون عراق پخش شد اعلام کردیم که عراق آماده است فورا مخاصمات میان خود و ایران رامتوقف سازد در صورتی که طرف دیگر نیز تعهد مشابهی بدهد و به مذاکرات به طور مستقیم یا از طریق طرف ثالثی و یا اینکه از طریق یک مجمع بین المللی و یا سازمانی که مورد اعتماد و وثوق ما باشد، به حل و فصل عادلانه و شرافتمندانه که متضمن حقوق و حاکمیت ما باشد متوسل شویم.
این تصمیم جناب عالی از نظر ما دقیقا با روح قطعنامه 479(1980) که شورای امنیت در اجلاس 2248 در 28 سپتامبر 1980 آن را به تصویب رساند هماهنگ است. در نهایت و به طور طبیعی قطعنامه مذکور شورای امنیت را پذیرفتیم و آمادگی خود را جهت اجرای آن در صورتی که طرف ایرانی نیز به همین صورت عمل نماید، اعلام نمودیم. امیدواریم که شورای امنیت اقدامات لازم را جهت وادار نمودن طرف ایرانی به اجرای قطعنامه مذکور به عمل آورد.
دولت جمهوری عراق مایل است که از فرصت استفاده نماید و از تلاشهایی که از طرف شخص شما و نیز شورای امنیت به منظور حفظ ثبات و امنیت منطقه ما به هر نحوی که بنا به تمایلات انسانی برای صلح عادلانه صورت میگیرد تشکر و قدردانی نماید.
صدام حسین - رئیس جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14250 / S
30 سپتامبر 1980(8 مهر 1359)
گزارش دبیر کل درباره "وضعیت میان ایران و عراق"
1- در اجلاس 2248 مورخ 28 سپتامبر 1980، شورای امنیت قطعنامه 479(1980) را در مورد "وضعیت میان ایران و عراق" تصویب کرد. در ارسال متن قطعنامه برای رؤسای جمهوری ایران و عراق خاطر نشان ساختم که بر اساس پاراگراف 5 قطعنامه لازم است گزارشی را ظرف 48 ساعت به شورای امنیت ارائه دهم. مایلم از پاسخهای آنها به درخواست شورای امنیت که در اسرع وقت صورت گرفت تشکر نمایم.
2- در تاریخ 29 سپتامبر 1980، نمایندگی دائمی عراق پاسخ رئیس جمهور عراق را که طی سند (14203 / S) منتشر شد - برای من ارسال نمود.
3- امروز کاردار هیئت نمایندگی دائمی ایران اطلاع داد که پاسخ رسمی دولت متبوعش را در اواخر روز 1 اکتبر 1980 دریافت خواهد کرد.
4- به علاوه نمایندگی دائمی پاکستان به من اطلاع داد که هیئت حسن نیت به نمایندگی از سازمان کنفرانس اسلامی مرکب از رئیس جمهوری پاکستان آقای ضیاء الحق و دبیر کل کنفرانس اسلامی، آقای حبیب شطی به تهران و بغداد سفر مینمایند. همان طور که اعضای شورای امنیت مطلع میباشند، رئیس جمهوری پاکستان آقای ضیاء الحق در 30 سپتامبر وارد نیویورک شد.
5- گزارشهای رسیده از منطقه حاکی از ادامه مناقشه است که خسارات جانی و مالی وسیعی را بر جای گذاشته است. بر اساس قطعنامه 479 ارتباط خود را با طرفین درگیر ادامه داده تا جهت اجرای قطعنامه راه حلی بیابم.
شماره سند شورای امنیت: 14206 / S
1 اکتبر 1980 (9 مهر 1359)
نامه مورخ 1 اکتبر 1980 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست متن پیام آقای ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری ایران را در پاسخ به نامه مورخ 2 سپتامبر 1980 جناب عالی ارسال مینمایم.
جمال شمیرانی - کاردار
پیوست
نامه رئیس جمهوری ایران خطاب به دبیر کل
نامه مورخ 22 سپتامبر 1980 جناب عالی و قطعنامه 479 (1980) را - که در تاریخ 28 سپتامبر 1980 تصویب شد - دریافت کردم، در هر حال مایلم تشکر خود را از ابتکارتان که ناشی از اعتقادات شخصی شما و مسئولیتهایتان میباشد ابراز نمایم. همچنین میخواهم موضع جمهوری اسلامی ایران را درباره مناقشه فعلی با جمهوری عراق روشن سازم.
در آغاز پیروزی انقلاب مردم کشور ما در 11 فوریه 1978، جمهوری عراق قرارداد 1975 الجزایر را فسخ کرده و با اعزام عناصر و واحدهای نظامی عراق به سرتاسر مرزهای غرب و جنوب غربی استانهای خوزستان و کردستان به منظور اجرای عملیاتهای خرابکارانه و کمک به گروههای ضد انقلاب مبادرت نمود. عراق در طی 20 ماه گذشته با به کارگیری بقایای رژیم گذشته و دیگر عوامل ارتجاع و جنایت کار، اعمال تبلیغاتی و تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران را تشدید کرد.
عراق بیش از 40 هزار نفر از مردم شیعه و ایرانی الاصل ساکن عراق را بالاجبار تبعید نمود و اواخر آوریل و مارس بود که آنها را در مرزهایمان رها ساخت که این خود نشان دیگری از خصومت عراق نسبت به جمهوری اسلامی ایران میباشد. این نقض حقوق انسانی به دفتر شما گزارش شد اما متأسفانه هیچ محکومیتی در مورد این اقدام وسیع ضد انسانی از سوی هیچ ارگانی در سازمان ملل صورت نگرفت. در ماههای قبل از حمله 22 سپتامبر، نشانههای آمادگی عراق جهت تشدید اقدامات خصومت آمیز علیه ایران مشاهده میشد. این تحرکات غیر معمول نیروهای عراقی در طول مرزهای مشترک ما در طی ماه گذشته دلیلی بر طرح مشخص و از پیش تعیین شده عراق میباشد. در مورد تحرکات فوق هیچ حرکتی که تحریک آمیز باشد، انجام ندادیم و عدم تمایل خویش را در رویارویی نظامی با این کشور نشان دادیم. ما نمیتوانستیم باور کنیم که مقامات عراق قصد دارند جنگ تجاوزگرانهای را با کلیه توان ممکن آغاز کنند. موضع عدم تجاوز ما را در این حقیقت میتوان مشاهده کرد که آماده نبودیم که در برابر حملات عراق علیه پایگاهها و فرودگاههای کشورمان در تاریخ 22 سپتامبر 1980 واکنشی نشان دهیم. اما یکباره مقاصد و طرح عراق به واقعیت پیوست و ما با نیروی لازم به مقابله برخاستیم.
قطعنامه شورای امنیت در زمانی تصویب شده است که دولت عراق جنگ تجاوزکارانهای را که با منشور سازمان ملل و سایر اصول رفتار بین المللی مغایرت صریح دارد آغاز کرده است. بدیهی است ادعاهای عراق چیزی جز تبلیغات بیاساس جهت منحرف ساختن افکار عمومی بین المللی نیست.
صورت و سیرت تجاوز نظامی عراق به ویژه حملات هوایی علیه تأسیسات صنعتی و مناطق مسکونی مثال زندهای از سرنوشت واقعی و جاه طلبیهای مقامات عراق میباشد که پس از نقض فاحش کلیه استانداردها و معیارهای قانونی و اخلاقی اکنون به طور فریب آمیزی به دنبال استفاده از ابتکار صلح سازمان ملل افتاده است. در حالی که جنگ تجاوز گرانه عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد و بر اساس حقایق و مواردی که در اینجا ذکر شد پیشنهادهای ارائه شده در نامه شما و نیز قطعنامه شورای امنیت را دولت ما نمیتواند مورد توجه قرار دهد و مادامی که عراق حاکمیت سرزمین ما را نقض مینماید و همچنین عناصر عراق به عملیاتهای تجاوزگرانه مشغول بوده و در مرزهای ما خرابکاری میکنند هر گونه مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم در مورد درگیری دو کشور بیفایده است.
ابوالحسن بنی صدر - رئیس جمهوری اسلامی ایران
شماره سند شورای امنیت: 14210 / S
7 اکتبر 1980 (15 مهر 1359)
نامه مورخ 6 اکتبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما اعلامیه شورای فرماندهی انقلاب جمهوری عراق مورخ 5 اکتبر 1980 به پیوست ارسال میگردد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست
اعلامیه شورای فرماندهی انقلاب (یکشنبه 5 اکتبر 1980)
نیروهای عراقی به تحرکات نظامی خود ادامه داده و شکستهای دیگری را به دشمن فارسی به دلیل پاسخ ندادن به متارکه جنگ که عراق یک جانبه از اوایل یکشنبه آغاز کرده، وارد ساختند. عراق به نبرد شرافتمندانه و عادلانه خود جهت اعاده حقوقش و
حقوق ملت عرب ادامه میدهد. عراق تواناییاش را جهت دست یابی به پیروزی ثابت کرده و از موضع قدرت، تمایلاتش را به صلح ابراز داشته است، اما حکام نژاد پرست فارس تلاش دارند آن را از نقطه ضعف توصیف کنند.
اقدامات مقامات ایران در اصرار جهت ادامه تجاوزاتشان و جاه طلبیهای توسعه طلبانه خود، ثابت کرده که مسئولیت خویش را در مورد مردم و خلقهای جهان فراموش کردهاند.
واکنش مقامات تهران در مورد ابتکار عراق جهت متوقف ساختن کلیه عملیاتهای نظامی در زمین، هوا و دریا با ادامه عملیاتهای تجاوزکارانه علیه نیروهای مسلح ما در منطقه نبرد و سرزمینهای عراق مواجه شد.
نیروی زمینی ایران علیه نیروهای ما هجوم آورده و هواپیماهای جنگی آنها به مناطق غیر نظامی ما در داخل سرزمینهای عراق حمله ور شدند و نیروی دریایی آنها اقدامات مشابهی را در آبها مرتکب شدند.
دولت عراق در پیشگاه جهانیان اعلام میدارد که با حسن نیت با تبعیت از اصول خود، صادقانه از خون ریزی اکراه دارد و خواهان حل و فصل عادلانه مناقشه میباشد. همچنین تبعیت خود را از اعلامیه رئیس جمهور و فرماندهی کل نیروهای مسلح (مورخ 28 سپتامبر) که در آن وی بر آمادگی فوری عراق جهت آتش بس تأکید کرده، اعلام داشته و اگر ایران به این درخواست صادقانه پاسخ گوید، عراق آمادگیاش را جهت مذاکره با ایران جهت دست یابی به حل و فصل عادلانه و شرافتمندانه که تضمین کننده حقوق و اصول ما باشد، اعلام میدارد. دولت ایران باید صریحا از نظر قانونی و عملا حقوق تاریخی عراق را بر سرزمین و آبهای خود به رسمیت بشناسد و از سیاست روابط حسن هم جواری تبعیت کند و از تمایلات تجاوزکارانه، توسعه طلبانه و نژاد پرستانه خود که دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه محسوب میشود. دست بردارد و هر وجب از خاک عراق را که غصب کرده بازگرداند، همچنین حقوق عراق و ملت عرب را به رسمیت بشناسد.
علی رغم این حقیقت که مقامات ایران به حسن ابتکاری که سازمان کنفرانس اسلامی و مجامع دوستی بین المللی اندیشیدهاند، وقعی ننهاده و با وجود اینکه آتش بس را رد کرده است، دولت عراق خود را ملزم به تبعیت از کشورهای اسلامی و جهان میداند. رئیس جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق به نیروهای ما دستور داده است که عملیاتهای زمینی، هوایی و دریایی را از صبح یکشنبه 5 اکتبر 1980 متوقف سازند. حکام تهران به این ابتکار پاسخ نداده و به عملیاتهای تجاوزگرانه خود علیه نیروهای مسلح ما ادامه دادهاند.
عراق که وادار به وارد شدن به جنگ، به تلافی اقدامات تجاوزگرانه مداوم ایران شده است. همواره بر اشتیاق خود به حفظ صلح و جلوگیری از خون ریزی تأکید کرده است، برای اینکه به حل و فصل عادلانه که تضمین کننده حقوق قانونی بر سرزمین و آبهایش و نیز حقوق ملت عرب باشد، دست یابد.
با توجه به قدرت نظامی و پیروزیهای شجاعانه در منطقه نبرد، صدام حسین رئیس جمهوری در نطق تاریخی خود در یکشنبه گذشته آمادگی عراق را جهت آتش بس و شروع مذاکره با طرف ایرانی به طور مستقیم یا از طریق طرف ثالث با کمیسیون بین المللی یا سازمانی که مورد احترام و اطمینان طرفین باشد، اعلام داشت.
به دنبال قطعنامه شورای امنیت سازمان و درخواست آتش بس، عراق در همان روز آمادگیاش را با پذیرفتن آن قطعنامه در پیامی که رئیس جمهوری برای دبیر کل سازمان ملل ارسال کرد، ابراز نمود. اما مقامات ایرانی به ابتکار پاسخی ندادند.
برعکس آنها به تعقیب سیاست توسعه طلبانه علیه عراق و سرزمینهای عربی و تهدید صلح و امنیت منطقه و نادیده گرفتن افکار عمومی بین المللی اصرار ورزیدند.
برخی از مجامع و سازمانهای بین المللی با عراق تماس داشتهاند که از آن جمله فیدل کاسترو رئیس جمهور کوبا و رئیس فعلی نهضت عدم تعهد و محمد ضیاء الحق رئیس جمهوری پاکستان و رئیس سازمان کنفرانس اسلامی میباشند. عراق از ابتکارات هر دو آنها استقبال کرد. آن مجامع و سازمانها درخواست داشتند که عراق - که طرف قدرتمندی است - ابتکاری را شروع کند که در شأن طرف دیگر نیز باشد. برخی آن را به عنوان ابتکار توافقی توصیف کردند تا شرایط مناسبی برای طرف دیگر فراهم سازد تا ملزم شود درخواست آتش بس از سوی عراق و شورای امنیت سازمان ملل و نیز دیگر طرفهای بین المللی را بپذیرد.
با توجه به این مواضع، رهبری عراق پیشنهادهای ضیاء الحق رئیس جمهوری پاکستان را مورد مطالعه قرار داد و آتش بس یک جانبه عراق را برای دوره مشخص زمانی با شرایط عمومی و عملی تصویب کرد و به رئیس جمهور ضیاء الحق طی اجلاس وزیران خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در نیویورک اعلام شد. رئیس جمهوری ضیاء الحق ابتکار یک جانبه عراق راجهت آتش بس از یکشنبه صبح 5 اکتبر تا چهارشنبه 8 اکتبر با شرایط ذیل اعلام کرد.
نقض هر یک از این موارد به عراق این حق را میدهد که عملیاتهای نظامی را از سر گیرد:
1- هر گونه فعالیت نظامی علیه نیروهای مسلح عراق، هر وقت و هر کجا اتفاق افتد که از جمله آن فعالیتهای شناسایی را نیز شامل میشود.
2- ادامه اعلامیههای ضد آتش بس و رد کردن مذاکرات از طرف هر مقام مسئول سیاسی و نظامی ایران.
3- تمرکز نظامی بیشتر در امتداد مرزهای عراق و یا در خط آتش میان نیروهای نظامی دو کشور.
4- انقضای دوره مذکور بدون اینکه بیانیه رسمی روشنی توسط عالیترین مقام مسئول در ایران صادر شود مبنی بر پذیرفتن آتش بس و وارد شدن فوری در مذاکرات به منظور رعایت حقوق عراق و ملت عرب که به طور قانونی و واقعی پذیرفته شود.
شماره سند شورای امنیت: 14213 / S
10 اکتبر 1980 (18 مهر 1359)
نامه مورخ 10 اکتبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
به پیوست جهت اطلاع جناب عالی نسخهای از پیامی که امروز برای رؤسای جمهوری ایران و عراق فرستادهام، ارسال میگردد. مایلم متن این درخواست به اطلاع اعضای شورای امنیت برسد.
کورت والدهایم
پیوست
نامه مورخ 10 اکتبر 1980 دبیر کل خطاب به رؤسای جمهوری ایران و عراق
بدین وسیله نگرانی عمیق خود را از تلفات و خسارات وارده به کشتی رانی بین المللی در نتیجه مخاصمات میان ایران و عراق اعلام میدارم. از همین رو از دو دولت مصرا درخواست دارم که با اتخاذ اقدامات لازم جهت تأمین امنیت کشتی رانی و تجارت بین المللی قانونی در منطقه مورد مناقشه، اقدام نمایند. بسیار امیدوارم که به عنوان نخستین گام، اقدامات فوری اتخاذ شود و کشتیهایی که اکنون در منطقه نبرد از حرکت بازایستادهاند اجازه یابند منطقه را به سلامت ترک گویند.
من کاملا مشکلات ایجاد شده از چنین ترتیباتی را در وضعیت مناقشه درک مینمایم. بنابراین متشکر میشوم فورا از پیشنهادهای شما برای فراهم شدن تسهیلات
لازم برای اینکه کشتیها بتوانند به طور سالم منطقه را ترک کنند، اطلاع یابم بدیهی است فراهم شدن چنین تسهیلاتی حداقل آتش بس منطقهای را میطلبد. مساعی جمیله اینجانب را جهت کمک به ایجاد ترتیباتی بپذیرید. با توجه به نگرانی بین المللی نسبت به این موضوع، بسیار امیدوارم پاسخ مثبت و وسیعی نسبت به این درخواست دریافت نمایم.
کورت والدهایم - دبیر کل سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت: 14214 / S
12 اکتبر 1980(20 مهر 1359)
نامه مورخ 12 اکتبر 1980 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما متن پیام آقای ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری اسلامی ایران خطاب به جناب عالی به پیوست ارسال میگردد.
جمال شمیرانی - کاردار موقت
پیوست
پیام مورخ 12 اکتبر 1980 رئیس جمهور ایران خطاب به دبیر کل
مایلم به اطلاع جناب عالی برسانم که ما هیچ مدرک یا نشانهای در دسترس نداریم که حاکی از هر گونه تلفات یا خسارات به کشتی رانی بین المللی در نتیجه اقدامات دفاعی که ما در جنگ تجاوزگرانه که جمهوری عراق علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده، باشد.
همچنین مایلم به جناب عالی اطمینان دهم که مطلقا هیچ قصد و نیتی نیست که در کشتی رانی صلح جویانه و تجارت بین المللی قانونی در منطقه مناقشه دخالت شود. اگر جناب عالی هر گونه مدرک یا اطلاعات موثقی را دارا هستید لطفا به ما ارائه دهید تا فورا بتوان اقدامات مناسب را اتخاذ کرد و وضعیت سامان یابد. ابوالحسن بنی صدر - رئیس جمهوری اسلامی ایران
شماره سند شورای امنیت: 14216 / S
13 اکتبر 1980 (21 مهر 1359)
نامه مورخ 13 اکتبر 1980 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
پیام آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به پیام مورخ 10 اکتبر 1980 جناب عالی درباره عبور سالم کشتیهای تجاری برای خارج شدن از آبراه شط العرب، ارسال میگردد:
آقای دبیر کل،
جهت عبور سالم کلیه کشتیهای تجاری که در ترمینالهای شط العرب یا بنادر خرمشهر، آبادان و بصره لنگر انداختهاند، دولت جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است که تحت پرچم سازمان ملل خارج شوند، از دولت عراق نیز بخواهد امنیت آنها را تضمین نماید.
نیروهای نظامی در شرایطی که محموله خود را در هیچ یک از بنادر عراقی تخلیه نکنند، ممانعتی به عمل نخواهد آورد.
ابوالحسن بنی صدر - رئیس جمهوری اسلامی ایران
-شماره سند شورای امنیت: 14221 / S
نامه مورخ 16 اکتبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
مایلم به نامه مورخ 10 اکتبر 1980 (14213 / S) خود خطاب به رؤسای جمهوری ایران و عراق درباره امنیت کشتیهایی که اکنون در منطقه مورد مناقشه از حرکت بازماندهاند، به پیشنهادهای خود جهت حل این مسئله اشاره کنم.
همچنین متن پیامی که برای آقای صدام حسین رئیس جمهوری عراق مورخ 15 اکتبر 1980 ارسال کردم و جوابی که امروز دریافت داشتهام به پیوست میباشد.
کورت والدهایم
پیوست
نامه مورخ 15 اکتبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس جمهوری عراق
مایلم به پیام مورخ 10 اکتبر خود درباره امنیت کشتیهایی که اکنون در منطقه مورد مناقشه محصور شده و پیشنهادهای اینجانب جهت حل این مسئله که نگرانی عمیق جامعه بین المللی را به همراه داشته است، اشاره کنم.
این موضوع را با وزیر خارجه عراق آقای حمادی مورد بحث قرار دادم و گفت و گوهایمان را به بغداد گزارش کرده است. تشکر خود را به خاطر پاسخ سریع به آن ابراز مینمایم به ویژه به پیشنهادی که به آقای حمادی مبنی بر ترک منطقه مناقشه توسط کشتیها با پرچم سازمان ملل داده شد تا از سوء تفاهمات جلوگیری شود. در این زمینه مایلم به اطلاع جناب عالی برسانم که دولت ایران در نامه مورخ 13 اکتبر نیز این پیشنهاد را پذیرفته است.
مجددا مایلم به جناب عالی اطمینان دهم این ابتکار به خاطر زمینههای صرفا بشر دوستانه اتخاذ کردم بدون اینکه تحت تأثیر ادعاها، مواضع و حقوق طرفین مناقشه واقع شوم.
کورت والدهام - دبیر کل سازمان ملل
ضمیمه
نامه مورخ 16 اکتبر 1980 رئیس جمهور عراق خطاب به دبیر کل
احتراما پیرو تلگرام جناب عالی درباره محافظت از کشتیهای واقع در منطقه نبرد و پیشنهاد جناب عالی برای خارج کردن این کشتیها از منطقه، تحت پرچم سازمان ملل، به اطلاع جناب عالی میرساند که این پیشنهاد از آنجایی که این کشتیها مادامی که در شط العرب هستند و آن یک رود عراق میباشد، بر اساس حاکمیت کامل ما بر این رود، پذیرفته نیست و میبایست با پرچم عراق حرکت کنند.
صدام حسین - رئیس جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14224 / S
20 اکتبر 1980 (28 مهر 1359)
نامه مورخ 17 اکتبر 1980 کاردار هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
همان طور که قبلا به جناب عالی اطلاع داده شده، مقامات عراقی دوازده کارمند ایرانی دفتر تشکیل همکاری را - که بر اساس قرار داد 1975 میان ایران و عراق برای شط العرب تشکیل شده - به همراه خانوادههایشان بازداشت کرده است. این ایرانیان که اسامی آنها پیوست میباشد با کارمندان عراقی در دفتر مذکور طی چهار سال گذشته همکاری میکردهاند.
بر اساس مفاد توافقات مربوطه میان دو کشور، عراق موظف است که حفاظت و تسهیلات را برای کارمندان ایرانی دفتر فراهم سازد و بازداشت آنها توسط مقامات عراقی غیر قابل توجیه میباشد. بنابراین باید آنها آزاد شده و اجازه یابند به همراه خانوادههایشان تا فراهم شدن شرایط مناسب جهت از سر گیری فعالیتهای دفتر، به ایران بازگردند.
جمال شمیرانی - کاردار
پیوست
فهرست کارمندان ایرانی دفتر مشترک همکاری که اخیرا در عراق بازداشت شدهاند.
1- آقای شبیر ابطحی (مدیر امور مالی)
2- آقای حیدر زارعی (مدیر امور اجرایی)
3- آقای حسین رجائیان (افسر کنترل ترافیک)
4- آقای عبدالرضا مهدوی (افسر کنترل ترافیک)
5- آقای میرزایی (رئیس اداره درآمدها)
6- آقای علیرضا خوشرو (کارشناس دریایی)
7- آقای اهتمامی (حسابدار)
8- آقای علایی (حسابدار)
9- آقای علی سبزواری (اپراتور VHF)
10- آقای کارگربیده (اپراتور VHF)
11- آقای علی دولتآبادی (اپراتور VHF)
12- خانم حسینی (تایپیست)
شماره سند شورای امنیت: 14226 / S
22 اکتبر 1980 (30 مهر 1359)
نامه مورخ 21 اکتبر 1980 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیرکل.
احتراما به اطلاع میرساند که پیام ذیل از وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دریافت شده است.
همان طور که مطلعید شایعاتی در مورد تنگه هرمز پخش شده که ممکن است
نگرانیهایی در زمینه دریانوردی بینالمللی در آن منطقه فراهم سازد. بدین جهت وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مجددا تأکید میکند که ایران در حفظ و باز نگه داشتن تنگه جهت دریانوردی مصر بوده و از هیچ کوششی به منظور دستیابی به این مهم دریغ نخواهد ورزید.
جمال شمیرانی - کاردار
شماره سند شورای امنیت: 14227 / S
22 اکتبر 1980 (30 مهر 1359)
نامه مورخ 22 اکتبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند بنا به اطلاع دولت متبوعم، دولت عراق تصمیم گرفته است به 12 کارمند ایرانی دفتر مشترک همکاری و خانوادههایشان اجازه دهد خاک عراق را به مقصد ایران فورا ترک گویند.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی
شماره سند شورای امنیت: 14236 / S
27 اکتبر 1980 (5 آبان 1359)
نامه مورخ 27 اکتبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
احتراما به پیوست متن نامه آقای دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه جمهوری عراق خطاب به جناب عالی به پیوست ارسال میگردد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی
پیوست
نامه مورخ 24 اکتبر 1980 وزیر امور خارجه عراق خطاب به دبیر کل
در آستانه مباحثات جاری شورای امنیت و پس از اینکه شورا فرصت یافت دیدگاههای عراق را در این باره بشنود، مایلم یک بار دیگر یادآور شوم که عراق هیچ طمعی به سرزمین ایران ندارد و مجددا تأکید مینمایم که هیچ تمایلی جز بازگشت حاکمیت و حقوق ما با تضمینهای قوی نداریم.
میخواهم متذکر شوم که در واقع ایران مخاصمات را آغاز کرد، ایران مرتکب تجاوز شد و از روی عمد پایگاهها و شهرستانهای مرزی عراق مثل خانقین و مندلی را با توپخانه سنگین هدف قرار داد و شهرستانها و اهداف اقتصادی به ویژه تأسیسات نفتی را هدف بمباران هوایی قرار داد و با استفاده از زور آبراه شط العرب را به وی کشتی رانی بست.
این اقدامات نظامی ایران در 4 سپتامبر 1980 (13 شهریور 1359) آغاز گشت. این تاریخ شروع جنگ بود که عملا ایران علیه عراق آغاز کرد و تاریخ 22 سپتامبر (31 شهریور) درست نیست که عراق جهت دفاع از خود به اقدامات بازدارنده، جهت دفاع از مردم و سرزمین خود متوسل شد. حضور نیروهای نظامی عراق در داخل سرزمینهای ایران صرفا به منظور اهداف دفاعی صورت گرفت. پس از حملات نظامی نیروهای ایرانی در طی چهارم تا بیست و دوم سپتامبر، لازم بود شهرهای عراق واقع در برد توپخانه سنگین و دور برد ایران در امان باشند، لذا ما نیروهای ایران را که این شهرها را از تاریخ 4 سپتامبر 1980 شروع به گلولهباران کرده بودند، به عقب راندیم.
جهت تضمین حاکمیت کامل ما بر شط العرب، رودخانه ملی ما، باید در موضعی باشیم که ما را قادر سازد حاکمیت خود را بر آن واقعا اعمال کنیم. لازم بود ساحل شرقی رودخانه پس از اینکه ایران از شناسایی حاکمیت ما بر آن اجتناب ورزیده و از زور جهت بستن آن به روی دریانوردی استفاده کرده، تأمین شود. شط العرب تنها مسیر آبی ما به دنیای خارج است.
با توجه به ملاحظات مذکور، دولت جمهوری عراق مایل است خاطرنشان سازد که هر گونه دعوت جهت عقب نشینی نیروهای عراقی قبل از اینکه ایران حاکمیت عراقی مذکور را عملا و قانونا به رسمیت بشناسد از نظر ما و از نظر قانونی و عملی اقدامی عبث و بیهوده میباشد، زیرا ایران حدود مرزهای خود را با عراق به طور دقیق تعیین نکرده است.
موضوعی که دولت ایران باید پاسخ دهد این است که چرا مرزهای ایران بر اساس حاکمیت عراق بر سرزمینهای خود و آبراههای ملی و سرزمین خود تعیین و مورد احترام واقع نشده، همچنین حاکمیت مرزی سایر کشورهای عربی خلیج عربی[فارس]رعایت نشده که نهایتا به دست یابی صلح و امنیت دو جانبه در منطقه منجر شود؟
ایران همیشه و به ویژه در سالهای اخیر در اقدامات خود علیه عراق و مرز سایر کشورهای عربی در خلیج عربی[فارس]بر اساس سیاست توسعه طلبانه عمل نموده که علاوه بر این اقدامات عملی دارای اسنادی میباشیم که این حقیقت را ثابت میکند.
مقامات ایران اظهاراتی نمودهاند که به وضوح نشان دهنده ماهیت توسعه طلبانه میباشد. آنان اقدامات مشابهی را که به بهانه همسایگی کشورهای عربی با ایران یا واقع در نزدیکی آن انجام دادهاند. بنابراین ضرورت دارد که حاکمیت و حقوق کامل عراق و سایر کشورهای عربی تضمین شود، وقتی به عقب نشینی نیروهای عراقی اشاره گردید، یک بار دیگر درخواست کردیم که بر اساس کدام توافق مرزی و چه مرزهایی چنین عقب نشینی صورت پذیرد؟ چه کسی تضمین میکند که ایران پس از عقب نشینی ما شهرها و امنیت ملی ما را تهدید نخواهد کرد؟ چه ضمانتی است که ایران مجددا سرپیچی نکند - به صورتی که در گذشته انجام داده - و حقوق حاکمیت ما بر سرزمین و آبهای ما را به رسمیت بشناسد؟ چه کسی تضمین میدهد که ایران مجددا جنگ را علیه ما آغاز نکند و مشکلات کلی ما مجددا شروع نشود؟ سرزمینهایی که تا کنون به دست نیروهای عراقی افتاده است جهت دفاع تا زمانی که از سوی ایران حقوق ما به رسمیت شناخته نشده و ضمانتهای لازم داده نشود این مواضع حائز اهمیت میباشد تا به راه حلی نهایی و دائمی در مناقشه دست یابیم.
بر اساس ملاحظات و موضع نگاری نظامی ممکن است مواضع دیگری جهت مقاصد دفاعی وجود داشته باشد، اما عقبه نداشته باشد. در نتیجه هیچ گونه عقب نشینی جزئی یا کاملی را عملا نباید انتظار داشت مگر اینکه دست یابی به موارد ذیل ممکن باشد:
1- شناسایی حاکمیت و حقوق ما توسط ایران مطابق با حقوق و عرف بین المللی و تأکید بر اصل غیر مجاز بودن استفاده از زور در تصرف خاک عراق و کشورهای عرب همسایه در خلیج[فارس]که باید در حرف و عمل ثابت شود.
2- عقب نشینی باید با ترتیبات عملی تضمین شود که با تجاوز نظامی سریع ایران علیه عراق مواجه نشود. صراحتا خاطر نشان میسازیم که هیچ توافق مرزی که تعیین کننده خطوط مرزی میان دو کشور باشد جز پروتکل تعیین خطوط مرزی تورکو - فارس (Turco - Persian) که در سال 1913 امضا شد و دیدگاههای عراق و ایران در مورد آن پروتکل وجود دارد، چیز دیگری قدیمیتر از آن نیست.
در پایان و بر اساس کلیه این ملاحظات و حقایق و از موضع مسئولیت و تأکید بر اصول و حقوق عادلانه، اعتقاد داریم که تنها راه ممکن، حل و فصل منطقی و عملی وضعیت فعلی
است که نه تنها منافع را تضمین کند بلکه آتش بس و مذاکرات فوری میان دو کشور، تحت نظارت دبیر کل سازمان ملل با هدف دست یابی به حل و فصل نهایی مناقشه و تعیین مرزهای میان دو کشور و عقب نشینی نیروهای طرفین از سرزمینها و آبهایی که در مرزهای سرزمینی آنها مطابق با قرار داد خطوط مرزی نیست، انجام پذیرد.
دکتر سعدون حمادی - وزیر امور خارجه جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14244 / S
5 نوامبر 1980 (14 آبان 1359)
بیانیه رئیس شورای امنیت
در روزهای اخیر شورای امنیت به مشورتهای فشرده خود درباره وضعیت میان ایران و عراق ادامه داده است. هدف آنان پایان بخشیدن سریع مخاصمات و حل و فصل صلح جویانه مناقشه بر اساس اهداف و اصول منشور سازمان ملل میباشد.
اعضای شورا، عمیقا نگرانند که ادامه مخاصمات به تلفات جانی و خسارت مادی بیشتری منجر شود. آنها مصر میباشند که تعهدات دولتهای عضو تحت منشور هدایت شده و مناقشات بین المللی آنها به روشهای صلح جویانه حل و فصل شود که در چنین حالتی صلح، امنیت و عدالت بین المللی به مخاطره نمیافتد و در روابط بین المللی خود از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی با استقلال سیاسی دولت دیگر، اجتناب میگردد.
دبیر کل به طور کامل در گفت و گوهای شورا مشارکت داشته است. اعضای شورا حمایت کامل خود را از استفاده از مساعی جمیله وی ابراز نموده و مذاکرات صلح جویانه میان ایران و عراق را به منظور دست یابی به راه حل عادلانه در زمینه اختلافات مطرح کردند. اعضای شورا از این حقیقت استقبال کردند که با توجه به مساعی جمیله دبیر کل، وی اعزام نمایندهای را به منطقه برای تسهیل در ارتباط قوی با دولتهای مربوطه جهت مذاکرات صلح - که بتواند فورا دنبال شود - مورد ملاحظه قرار دهد.
اعضای شورای امنیت اظهار امیدواری کردند که ایران و عراق به همکاریهای خود با شورای امنیت ادامه دهند و از طرفین درخواست کردند از تلاشهای دبیر کل حمایت کنند.
شورای امنیت از دبیر کل درخواست کرد شورا را کاملا از تلاشهای خود مطلع سازد.
شماره سند شورای امنیت: 14249 / S
11 نوامبر 1980(20 آبان 1359)
نامه مورخ 10 نوامبر 1980 کاردار هیئت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
با احترام، متن یادداشت مورخ 26 اکتبر 1980 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به سفارت عراق در تهران و به وزارت امور خارجه عراق در پاسخ به نامه شماره 5 / 1 / 7 / 14024 مورخ 17 سپتامبر درباره فسخ یک جانبه قرارداد مربوط به مرزهای کشور و روابط حسن همجواری میان ایران و عراق که مورخ 13 ژوئن 1975 به امضا رسیده، ارسال میگردد.
جمال شمیرانی - کاردار موقت
پیوست
نامه مورخ 26 اکتبر 1980 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به سفارت عراق در تهران و وزارت امور خارجه عراق
وزارت امور خارجه جمهوری ایران پیرو یادداشت شماره 5 / 1 / 7 / 14024 مورخ 17 سپتامبر 1980 وزارت امور خارجه عراق خطاب به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، مایل است مطالب ذیل را بیان کند:
دولت جمهوری اسلامی ایران همیشه قرار داد 13 ژوئن 1975 درباره مرزهای کشور و روابط همسایگی میان ایران و عراق - سه پروتکل ضمیمه و چهار توافق نامه تکمیلی مورخ 26 دسامبر 1975 - را مورد ملاحظه قرار داده و همواره مفاد دستورالعملهای مذکور عمل نموده است.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شدیدا به اقدامات تجاوزگرانه و ضد انسانی دولت عراق اعتراض داشته و مایل است تأکید نماید که دولت عراق مفاد قرار داد 1975 و کلیات پروتکل مربوط به امنیت مرزی میان ایران و عراق را به ویژه با عوامل نفوذی و گروههای مسلح عراق در استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان و فعالیتهای خرابکارانه و کمک به ضد انقلابیون نقض کرده است. با این گونه اقدامات، دولت عراق امنیت داخلی ایران را نقض کرده و لطمات جدی به روابط حسن همجواری میان دو کشور وارد ساخته است.
با فرض اینکه از نظر دولت عراق مشکلاتی در مورد به کارگیری و تفسیر این قرارداد و یا سایر توافقات وجود داشته باشد، اقدامات میبایست بر اساس ماده 6 قرار داد و ضمائم 26 دسامبر 1975 که در آن روش حل و فصل منازعات به وضوح مشخص شده، صورت میگرفت.
مطابق با ماده 4 قرار داد که مقرر داشته:
"طرفهای قرار داد فوق تصریح کردند که مفاد سه پروتکل و ضمائم مربوطه به مواد 2،1 و 3 آن و ضمیمه قرارداد به عنوان جزء لاینفک آن به شمار میرود که نهایی و دائمی میباشد که تحت هیچ شرایطی نبایستی از آن تخطی شود و عناصر لایتجزای مجموعه حل و فصل را شامل خواهد شد... "
همچنین بر اساس ماده 5 قرار داد:
"با تأکید بر واجب الرعایه بودن مرزهای دو کشور و احترام دقیق به تمامیت ارضی طرفین، طرفهای قرار داد تأکید دارند که مرزهای زمینی و رودخانهای آنها میبایست واجب الرعایه، دائمی و نهایی باشد. "
هیچ مفادی وجود ندارد که این حق را ایجاد کند که قرار داد و توافقات پیوست آن یک جانبه فسخ شود. از طرف دیگر، مفاد قرار داد هیچ اختلاف برداشتی جهت بهانه گیری و اعلام فسخ یک جانبه باقی نگذاشته است.
همان طور که در موارد بسیاری تأکید شده است، از نظر دولت جمهوری اسلامی ایران، قرار داد 13 ژوئن 1975 در رابطه با مرزهای دو کشور و روابط همسایگی میان ایران و عراق و نیز سه پروتکل ضمیمه آن و یادداشتهای مبادله شده و مدارک و دستور جلسات آن و نیز چهار موافقت نامه تکمیلی امضا شده بعدی مورخ 26 دسامبر 1975، دستور العمل مصوب مبادله شده مورخ 22 ژوئن 1976، همه این موافقت نامهها در دبیر خانه سازمان ملل طبق ماده 102 منشور سازمان ملل عطف به شمارههای 14903 تا 14907 ثبت شده و هنوز به قوت خود باقی بوده و لازم الاجرا است.
شماره سند شورای امنیت: 14251 / S
11 نوامبر 1980 (20 آبان 1359)
نامه مورخ 11 نوامبر 1980 دبیر کل خطاب به رئیس شورای امنیت
مایلم به بیانیه مورخ 5 نوامبر جناب عالی در مورد وضعیت میان ایران و عراق (14244 / S) اشاره کنم. در آن بیانیه شما یادآور شدید که اعضای شورای امنیت از این حقیقت استقبال میکنند که مساعی جمیله دبیر کل در اعزام نمایندهای به منطقه جهت تسهیل در ارتباط مقتدرانه با دولتهای مربوطه جهت مذاکرات صلح را که بتوان فورا دنبال کرد، مورد ملاحظه دادند.
از آنجا که در آن زمان با دولتهای ایران و عراق در تماس بودهایم، امروز هر دو کشور اطلاع دادند که اعزام نمایندهام را به منطقه، در اسرع وقت پذیرفتهاند. بنابراین از آقای اولاف پالمه سوئدی دعوت کردم و وی پذیرفت که در اسرع وقت به منطقه سفر کند. خرسندم که به اطلاع شورا برسانم آقای پالمه این وظیفه را متقبل شده است و متعهد گردیده وظایفش را در اندک زمان ممکن به انجام رساند.
کورت والدهایم
شماره سند شورای امنیت: 14252 / S
11 نوامبر 1980 (20 آبان 1359)
نامه مورخ 11 نوامبر 1980 رئیس شورای امنیت خطاب به دبیر کل
با احترام نامه مورخ 11 نوامبر 1980 جناب عالی را ملاحظه نمودم و با اعضای شورای امنیت در مباحثات غیر رسمی مورد بحث قرار دادم.
اعضای شورای امنیت به اتفاق با مفاد نامه شما توافق هستند.
آنتونی پارسونز - رئیس شورای امنیت
شماره سند شورای امنیت: 14255 / S
12 نوامبر 1980 (21 آبان 1359)
نامه مورخ 12 نوامبر 1980 نمایندگی دائمی ژاپن در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما نامه آقای ماسایوشی اتیو وزیر امور خارجه ژاپن خطاب به جناب عالی به پیوست ارسال میگردد.
ماساهیرو نیسی بوری - سفری تام الاختیار نمایندگی دائمی در سازمان ملل با احترام پیرو نامه جناب عالی خطاب به رئیس شورای امنیت مورخ 11 نوامبر 1980 (14251 / S) به اطلاع میرساند:
بیش از هفت هفته از نبرد میان ایران و عراق سپری شده و این نبرد تشدید یافته است. حقیقتی است که هنوز هیچ دورنمایی جهت آتش بس وجود ندارد و مناقشه فعلی به نظر میرسد ماهیت طولانی مدتی داشته باشد که منشأ نگرانی شدید دولت متبوعم میباشد.
این مناقشه نه تنها باعث از دست دادن جان افراد بیگناه شده است بلکه خسارات شدیدی را به سرمایههای دو کشور وارد ساخته و صلح و امنیت بین المللی را در معرض تهدید قرار داده است. گسترش این وضعیت موضوع نگرانی عمیق برای ژاپن و نیز کل جامعه بین المللی میباشد.
دولت متبوعم از تلاشهای مداوم، مثبت و سازنده جهت حل و فصل مناقشه که از سوی جناب عالی و شورای امنیت صورت میگیرد کاملا استقبال مینماید.
مایلم فرصت را غنیمت شمرده و از تلاشهای طاقت فرسای جناب عالی برای این مسئله مهم تشکر نمایم. اطلاع یافتهایم به عنوان بخشی از مساعی جمیله جناب عالی جهت حل و فصل سریع و صلح جویانه مناقشه، تصمیم گرفتهاید طبق بیانیه رئیس شورای امنیت مورخ 5 نوامبر (14244 / S) آقای اولاف پالمه را به عنوان نماینده خود به دو کشور درگیر در این مناقشه اعزام کنید که از این تصمیم جناب عالی صادقانه استقبال مینمایم. ژاپن قویا امیدوار است که بازدید آقای پالمه از این کشورها به رفع موانع مذاکرات صلح جویانه جهت حل و فصل عادلانه مسئله، منجر شود.
مشتاقانه امیدواریم که طرفین مناقشه به استقرار آتش بس در اسرع وقت ممکن تن دهند و تلاشها جهت حل و فصل صلح جویانه مناقشه افزایش یابد. صادقانه امیدوارم که طرفهای ثالث به رعایت اصل عدم دخالت همان طور که تا کنون انجام دادهاند، ادامه دهند.
دولت ژاپن به حمایت خود از کلیه ابتکارات جهت حل و فصل صلح جویانه مناقشه ادامه داده و این حمایتها نه تنها شامل تلاشهای سازمان ملل بلکه تلاشهای سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای عدم تعهد را نیز شامل میگردد. در پایان متذکر میشوم هر نقشی که ژاپن دراین مهم میتواند داشته باشد از انجام آن کوتاهی نخواهد کرد.
ماسایوشی ایتو - وزیر امور خارجه ژاپن
شماره سند شورای امنیت: 14272 / S
26 نوامبر 1980 (5 آذر 1359)
نامه مورخ 25 نوامبر 1980 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما، بنا به اطلاع دولت متبوعم، عطف به سند 14249 / S مورخ 11 نوامبر 1980 حاوی نامه کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به جناب عالی و پیوست آن تحت عنوان یادداشت مورخ 26 اکتبر 1980 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران خطاب به سفارت عراق در تهران به وزارت امور خارجه عراق؛ مایلم متن یادداشت شماره 5 / 1 / 7 / 14024 مورخ 17 سپتامبر 1980 وزارت امور خارجه جمهوری عراق را که توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد ارسال شده به پیوست ارسال نمایم. بدیهی است که یادداشت عراق خود بینیاز از توضیح است و به اصطلاح "فسخ یک جانبه" نیست که توسط دولت جمهوری عراق صورت گرفته و ادعای ایران چیزی جز وهمیات دولت ایران نمیباشد. پر واضح است فریب کاری دولت ایران در این مورد آشکار است.
یادداشت ایران که در پیوست سند 14249 / S میباشد به متن کامل ماده 4 قرارداد مرزی کشور اشاره نکرده و مهمترین الزام برای طرفین را حذف کرده است. بخش حذف شده به شرح ذیل است:
«بر طبق آن، نقض هر یک از اجزای کلیات این حل و فصل به وضوح با روح توافق الجزایر ناسازگار خواهد بود.»
آنچه حائز اهمیت است تلاشی است که جهت کم رنگ ساختن وضعیت قانونی صورت گرفته و دولت ایران یک بار دیگر فعلا فرصت یافته بود این استدلال ایران را در مجمع عمومی در طی نشست فعلی و در شورای امنیت پاسخ گوید که به اختصار میتوان گفت که مفاد 4 و 6 متقابلا منحصر بوده به مفهوم اینکه کاربرد ماده 6 منوط به وجود قرار داد و عدم نقض هر یک از عناصر لا یتجزای آن میباشد. به عبارت دیگر ماده 6 تنها وقتی که قرارداد هنوز وجود داشته باشد، به کارگیری میشود و یا وقتی که طرفین تنها وقتی که قرارداد هنوز وجود داشته باشد، به کارگیری میشود و یا وقتی که طرفین با تفسیر یا کاربرد اجزای فنی مندرج در آن توافق نداشته باشند. وقتی که ماده 4 نقض گردید بدین معنی است که کل قرارداد فسخ شده است به صورتی که در ماده مذکور جوانب حقوقی - سیاسی طرح که مبنای توافق طرفین میباشد، ارائه شده است. هر گونه
ادلهای که با مفاد این دو ماده مغایرت داشته باشد، تحقق آن غیر ممکن است. نقض مداوم عناصر توافقنامه و قرار داد الجزایر توسط ایران که در پاراگراف 4 و ماده 4 آن به ترتیب ذکر شده است مؤید این یادداشت عراق است و در حقیقت برای عراق هیچ قرار دادی جهت اجرا باقی نگذاشته است.
در این زمینه، لازم است ذکر شود که اگر دولت ایران واقعا به حل و فصل صلح جویانه منازعات طبق این قرار داد منسوخ شده معتقد است، پس چرا به چنین روش حل و فصل در مناقشه خود با عراق متوسل نمیشود و به جای آن مرتکب تجاوز علیه حاکمیت و تمامیت ارضی عراق، علی رغم تذکرات مکرر عراق مطابق قرارداد 1975، شده است.
اتهام وقیحانه که در یادداشت ایران مبنی بر اینکه عراق مرتکب تجاوز و اقدامات ضد انسانی علیه ایران شده است، ادعای دیگری است که وزیر خارجه جمهوری عراق به تفصیل در مجمع عمومی و شورای امنیت در تاریخهای 17،15،3 اکتبر به آن پاسخ داده است و لازم دیده نشد که پاسخ کاملتری داده شود زیرا حقایق خود سخن میگویند. همین طور ادعا شده است که عراق امنیت داخلی ایران را نقض کرده و به روابط حسن همجواری میان دو دولت لطمه وارد ساخته است. لازم است دو واقعیت را یاد آور شویم: اولا آنچه دولت ایران نقض امنیت داخلی خوانده است در حقیقت تلاشی جهت مقصر دانستن عراق در نبردهای اقلیتهای قومی ایران جهت دست یابی به حقوق ملی خودشان است که نقش مهمی علیه شاه ایفا کردند. ثانیا اگر روابط حسن همجواری آن قدر برای دولت ایران محترم است پس حق است متعجب شویم که چرا شهرها و روستاهای عراقی را مطابق اصل فوق به طور مداوم گلوله باران و بمباران مینماید. در پایان به اطلاع میرساند که متن یادداشت شماره 7 / 1 / 4 / 15639مورخ 16 نوامبر 1980 که توسط وزارت امور خارجه جمهوری عراق خطاب به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد در پاسخ با یادداشت فوق ارسال شده، پیوست میباشد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست
شماره 5 / 1 / 7 / 14024
بغداد، 17 سپتامبر 1980
وزارت امور خارجه جمهوری عراق ضمن تشکر از سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، احتراما به اطلاع میرساند که با توجه به نقض مفاد قرار داد حل و فصل مورخ 6 مارس
1975 الجزایر و دخالت مداوم ایران در امور داخلی جمهوری عراق و پناه دادن به عناصر مخالف عراق از اولین روزهای سرنگونی رژیم شاه، دخالت در امنیت داخلی عراق، سوء استفاده از روابط حسن همجواری، تعدی به سرزمین عراق، قصور جهت بازگرداندن سرزمینهای عراق و نیز وادار ساختن جمهوری عراق جهت بازگرداندن آن سرزمینها با استفاده از زور که حق قانونیاش جهت دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضیاش میباشد، در اعلامیهها و اظهارات مقامات مسئول آشکار و به طور ضمنی ابراز شده است که از اجرای توافقات اجتناب میورزد، لذا دولت جمهوری عراق تصمیم گرفته است قرارداد الجزایر را مورد ملاحظه قرار دهد. این قرارداد در مورد مرزها و حسن همجواری میان دولت جمهوری عراق و دولت امپراتوری ایران به ضمیمه سه پروتکل و ضمائم امضا شده در بغداد مورخ 13 ژوئن 1975 بر اساس توافق مذکور و چهار موافقتنامه تکمیلی قرار داد مذکور و ضمائم امضا شده در بغداد مورخ 26 دسامبر 1975، یادداشتهای مبادله شده و اسناد مشترک با توجه به نقض آن توسط دولت جمهوری اسلامی ایران در حرف و عمل و مطابق با مفاد پاراگراف 4 توافق الجزایر و ماده 4 قرارداد مذکور، پوچ و باطل است.
دولت جمهوری عراق از مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران دعوت میکند که وضعیت جدید را بپذیرند و نگرش مسئولانه و عاقلانهای را در برابر عراق و حاکمیت این کشور و حق قانونیاش در سرزمین خاکی و آبیاش در شط العرب اتخاذ نمایند به صورتی که در توافق مذکور الجزایر دارای اولویت میباشد.
این وزارتخانه اطمینان داد که این سفارت موارد فوق را به دولت جمهوری اسلامی ایران انتقال خواهد داد.
شماره 7 / 1 / 4 / 15639
تاریخ 16 نوامبر 1980
وزارت امور خارجه جمهوری عراق با تشکر از سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد احتراما به اطلاع میرساند که دولت جمهوری عراق مباحثات درباره مفاد قرار داد 1975 در مورد مرزهای دو کشور و حسن هم جواری میان عراق و ایران و نیز پروتکل و ضمائم مربوط را رد نموده و آن را باطل میداند. با توجه به این حقیقت که ایران عملا با نقض مکرر آن قرار داد نه تنها از طریق اعلامیه مقامات ایران که قرارداد را به رسمیت نشناختهاند بلکه با نقض مفاد مهم آن، قرارداد را بیاثر ساختهاند. کلیه موارد فوق در یادداشتهای دولت عراق به دولت ایران مطرح و نقض آن بیان گردید و خواستار عدم تکرار آن شده است. تشدید
تجاوزات ایران علیه عراق با آغاز کردن جنگ اعلان نشده علیه پایگاههای مرزی، گلوله باران شهرهای عراق و دخالت در امور داخلی عراق دلیل محکمی بر خودداری آشکار ایران در تحقق قرارداد مذکور است، از همین رو مفاد یادداشت شماره 1136 مورخ 30 اکتبر 1980 دولت جمهوری اسلامی ایران در رد کلی و جزئی قرار داد است.
شماره سند شورای امنیت: 14274 / S
28 نوامبر 1980 (7 آذر 1359)
نامه مورخ 26 نوامبر 1980 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست نامه آقای ک. خدا پناهی معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران ارسال میگردد.
جمال شمیرانی - کاردار
پیوست
نامه مورخ 12 نوامبر 1980 معاون وزیر امور خارجه ایران خطاب به دبیر کل
به نام خدا
پیرو نامه مورخ 6 آگوست 1980 (14111 / S) آقای رشید عبد الله وزیر خارجه امارات عربی متحده، مایلم توجه جناب عالی را به نکات ذیل جلب نمایم:
1- همان طور که ما مکررا به اطلاع نمایندگان کشورهای مختلف جهان در سازمان ملل متحد رساندهایم سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در خلیج فارس واقع شده و همیشه جز لاینفک سرزمین ایران بوده است. نقشههای موجود، اسناد و مدارک نیز حقایق تاریخی هستند که شاهد و گواهی بر این واقعیت میباشند.
2- ایران دائما حاکمیت خود را بر این بخش از سرزمین خود اعمال کرده و تنها طی دورهای که قدرت استعماری انگلیس جزایر را با زور اشغال کرد برای مدت موقتی حاکمیت ایران به مخاطره افتاد و پس از خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در سال 1971، ایران حاکمیت قانونی خود را بر این جزایر از سر گرفت.
3- همان طور که در پاسخ ما به نامه وزیر خارجه عراق مورخ 2 آوریل 1980 (13918 / S) تصریح شده، این حقیقتی است که جزایر مذکور متعلق به ایران است و نمیتواند مورد ملاحظه یا مذاکره تحت هیچ شرایطی قرار گیرد. در حقیقت هیچ کشور آزاد و مستقلی در جهان وجود ندارد که بخواهد بخشی از سرزمیناش را با کشور دیگر مورد مسامحه و مذاکره قرار دهد.
4- یک بار دیگر دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام میدارد که هیچ زمانی و حتی در طی دورانی که حاکمیت ایران بر سه جزیره ایرانی به دلیل اشغال آنها به دست قدرت استعماری بریتانیا قطع شده بود از هر گونه رودررویی با همسایگان برادر عرب خود خودداری ورزید.
5- علی رغم تفکر وزیر خارجه امارات عربی متحده که از نامه وزیر خارجه ایران ابراز تعجب کرده بود، ما متعجبیم که چگونه در زمانی که جمهوری اسلامی ایران با مبارزات مردم مسلمانش تلاش دارد سلطه ابر قدرتها را از این منطقه دفع نماید چنین ادعای کذبی صورت میگیرد که تأثیر منفی براصل وحدت و برادری میان کشورهای دوست و همسایه منطقه میتواند داشته باشد و این است آنچه که مردم مسلمان ایران را شگفت زده کرده و عمیقا باعث تأسف آنها شده است. لازم است جهت جلب توجه جناب عالی به عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد و نیز ملل مسلمان جهان که هنوز تحت غارت و چپاول و تجاوزات قدرتهای شرق و غرب قرار دارند به ویژه در زمانی که انقلاب اسلامی ایران راه را در عصر جدید جهات آزادی، استقلال و شکوه همه مسلمانان و ملل مظلوم جهان هموار کرده است، باید کلیه تلاشها و تواناییهای خود را جهت نگهداری و حفاظت از این «عقیده مقدس» به کار بست و از اقدامات غیر منطقی و اظهارات غیر واقعی که ممکن است با بهره برداری عوامل شرق و غرب و نیز صهیونیسم بین المللی مورد سوء استفاده واقع شود، اجتناب ورزید.
نکاتی که وزیر خارجه امارات عربی متحده درباره سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک عنوان کرده بخشی از توطئه و تحریکات حساب شده و از قبل طرح ریزی شدهای است که با فشار دولت عراق در منطقه تحقق یافته است. نتیجه شوم این ماجراجویی در حال حاضر تجاوز وحشیانه عراق به ایران است.
عراق نه تنها جنگ را به ایران تحمیل کرد بلکه به خاطر نیل به امیال جاه طلبانهاش، ابعاد این جنگ مخرب را گسترش داد.
همان طور که جناب عالی به خوبی مطلعید لقمه بزرگی است که دولت بعث در تجاوز به سرزمین جمهوری اسلامی ایران برداشته است و هر روز با بیاعتنایی و اقدامات شرورانه، شهرها و مناطق مسکونی را با هر ابزار مخرب و ضد انسانی تا حد امکان
بمباران و تخریب مینماید که به شهادت هزاران تن از هموطنان ما منجر شده که غالبا غیر نظامیان، زنان، کودکان و مردان میباشند.
جنایاتی که تا کنون دولت عراق مرتکب شده است با هیچ قانون و مقررات بین المللی یا بشر دوستانه قابل توجیه نیست. پر واضح است که این جنایات با حمایت ابرقدرتها و امپریالیسم جهانی که دایه دفاع از حقوق بشر دارند، صورت گرفته است.
دولت عراق به بهانه اینکه رژیم جمهوری اسلامی ایران اصل سیاست همجواری و مفاد توافقات و پروتکلهای امضا شده سال 1975 را رعایت ننموده است، مدعی است که وادار شده به استفاده از زور و اقدامات نظامی متوسل شود.
اکنون این سؤال مطرح است که اگر فکر دولت عراق حل مشکلات موجود جهت اجرای توافقات در مورد مرزهای دو کشور و روابط حسن هم جواری و سایر پروتکلهای امضا شده میان ایران و عراق است چرا به اقداماتی مطابق با ماده 6 توافق مذکور و پروتکلهایش متوسل نشده که به وضوح و به تفصیل روش تحقیق جهت حل و اختلافات در آن بیان شده است.
ادعاهای پوچ و بیپایه که تمامیت ارضی عراق توسط ایران به مخاطره افتاده، تصوری بیش نیست، چرا که این ابزارهای صلح جویانه و مهم نادیده گرفته شده و این رژیم به اقدام نظامی متوسل گردیده است. تجاوز آشکاری را با حملات هوایی غافلگیرانه به شهرها و مناطق مسکونی ما آغاز کرد و این جنگ را به ایران تحمیل نمود.
همان طور که به خوبی مطلعید، عراق مفاد توافق 1975 به ویژه پروتکل مربوط به امنیت مرزها را نقض کرد و اقدام به اعزام عوامل و گروههای مسلح به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان و حتی سیستان و بلوچستان نمود تا خرابکاری کرده و به ضد انقلابیون کمک نمایند و نهایتا امنیت داخلی ایران را مختل سازند همچنین خسارات جبران ناپذیری به سیاست حسن هم جواری میان دو کشور را سبب شدند.
در پایان مایلم یک بار دیگر تأکید کنم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس استقلال و حفظ تمامیت ارضی کلیه کشورهای جهان و سیاست حسن هم جواری با همه همسایگانش بنا نهاده شده است. پر واضح است که ملت ایران از استقلال و تمامیت ارضی سرزمین خود با کلیه توان دفاع خواهد کرد.
محمد کریم خداپناهی - معاون وزیر امور خارجه
19 فوریه 1981 (30 بهمن 1359)
نامه مورخ 18 فوریه 1981 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل به دبیر کل
احتراما به پیوست متن یادداشتها به شمارههای 18 / 7400 / 2 - 7 / 424 و 18 / 8790 / 2- 7 / 424 مورخ 1 دسامبر 1980 و 14 ژانویه 1981 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به سفارت جمهوری عراق در تهران ارسال میگردد.
جمال شمیرانی - کاردار موقت
پیوست 1
شماره 18 / 7400 / 2 - 7 / 424
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیرو یادداشت شماره 7 / 1 / 4/ 15639 مورخ 16 نوامبر 1980 وزارت امور خارجه عراق خطاب به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، یک بار دیگر تأکید کرد که قرارداد مرزی و روابط حسن هم جواری مورخ 13 ژوئن 1975 و سه پروتکل ضمیمه آن، مطابق با ماده 4 قرارداد مذکور قطعی، دائمی و لا یتغیر میباشد و مرزهای زمینی و آبی طرفین قرارداد مطابق با ماده 5 قرارداد مذکور لایتغیر، دائمی و قطعی است. دولت ایران فسخ یک جانبه قرارداد مذکور از جانب دولت عراق را رد میکند.
همان طور که در یادداشت شماره 18 / 6336 / 2 - 7 / 424 مورخ 26 اکتبر 1980 ذکر شده، دولت جمهوری اسلامی ایران همواره به قرار داد مرزی و روابط حسن هم جواری مورخ
13 ژوئن 1975 و سه پروتکل ضمیمه و چهار موافقت نامه مکمل آن (مورخ 16 دسامبر 1975) و مفاد قرارداد و توافقات مذکور پای بند بوده و برای ایران مورد احترام و الزام آور است.
با توجه به بخش بعدی یادداشت مذکور - که باید مورد تأکید واقع شود - به اطلاع میرساند که دولت عراق دائما مفاد قرارداد 1975 به ویژه پروتکل آن در مورد امنیت مرزها را با اقدامات تجاوز گرانه ضد انسانیاش نقض کرده و امنیت داخلی ایران را با اعزام عوامل و گروههای مسلح به استانهای مرزی ایران به مخاطره افکنده و فعالیتهای خراب کارانه را با کمک دشمنان انقلاب ایران انجام داده است. به علاوه، دولت عراق خسارات جبران ناپذیری را با تحمیل جنگ، تجاوز نظامی آشکار و حملات هوایی غافل گیرانه به شهرها و مناطق مسکونی ایران وارد ساخته و روابط حسن هم جواری دو کشور را به مخاطره افکنده است. باید متذکر شد که اگر مشکلی برای دولت عراق در مورد اجرای قرارداد مذکور و سایر موافقتنامههای مربوط وجود دارد، ماده 6 قرارداد مذکور و پیوست مورخ 26 دسامبر 1975 به وضوح و به تفصیل راهنمای حل و فصل این قبیل مشکلات است.
دولت جمهوری اسلامی ایران یک بار دیگر اعلام میکند که قرارداد مرزی و روابط حسن هم جواری میان ایران و عراق (مورخ 13 ژوئن 1975) و سه پروتکل ضمیمه آن، نامههای مبادله شده، ضمیمهها و نیز چهار موافقت نامه مکمل مورخ 26 دسامبر 1975 همچنان معتبر و الزام آور است.
پیوست 2
شماره 18 / 8790 / 2 - 7 / 424
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیرو یادداشت شماره 7 / 1 / 4 / 17650 مورخ 27 دسامبر 1980 وزارت امور خارجه عراق به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد به مطالب ذیل اشاره کرده است:
همان طور که قبلا در یادداشت 26 اکتبر و 15 دسامبر 1980، مطابق با ماده 5 قرار داد مرزی و روابط حسن هم جواری میان ایران و عراق (مورخ 13 ژوئن 1975) اشاره شده و با توجه به لا یتغیر بودن مرزها و احترام کامل به تمامیت ارضی دولتها، مرزهای زمینی و آبی ایران و عراق، لایتغیر، دائمی و نهایی بوده و فسخ یک جانبه قرارداد مذکور به وسیله دولت جمهوری عراق اعتبار و ارزش قانونی ندارد. همان طور که بارهای اعلام کردهایم، قرار داد مرزها و روابط حسن هم جواری میان ایران و عراق (مورخ 13 ژوئن 1975) و سه پروتکل ضمیمهی آن، نامههای مبادله شده و ضمائم آن و چهار موافقت نامه مکمل مورخ 26
دسامبر 1975 هنوز برای دولت جمهوری اسلامی ایران دارای اعتبار قانونی است. بنابراین، مسئولیت کامل تهاجم آشکار، جنگ تحمیلی و حمله به ایران و نیز نتایج این اقدامات که جامعه بین الملل به خوبی از آن آگاه است، متوجه دولت عراق میباشد.
شماره سند شورای امنیت: 14401 / S
16 مارس 1981 (25 اسفند 1359)
نامه 10 مارس 1981 نمایندگی دائمی عراق در سازمان به دبیر کل
احتراما، بنا به اطلاع دولت متبوعم، پیرو سند 14379 / S مورخ 19 فوریه 1981 که حاوی نامه کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل به جناب عالی است، و پیوست آن، شامل دو یادداشت مورخ 1 دسامبر 1980 و 14 ژانویه 1981 که وزارت امور خارجه ایران به سفارت جمهوری عراق در تهران فرستاده است، مایلم به اطلاع برسانم که متن دو یادداشت مذکور توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد نیز به وزارت امور خارجه جمهوری عراق ارسال شده است. هر دو این یادداشتها در اسرع وقت با دو یادداشت که پیوست میباشد، پاسخ داده شد.
همچنین مایلم به اطلاع برسانم که موضوع دو یادداشت ایران جدید نیست و دولت ایران همچنان به فریب کاریهایش ادامه میدهد. در یادداشت نخست، اشاره شده که شایسته بود به ماده 4 قرار داد منسوخ شده مرزهای دو کشور در سال 1975 رجوع شود، اما با حذف مهمترین تعهداتی که برای طرفین مفروض شده، همراه است که در ذیل به آن اشاره میشود:
"بر این اساس، نقض هر یک از اجزای این کلیات حل و فصل، به وضوح با روح توافق الجزایر ناسازگار میباشد."
در یادداشت دوم هیچ اشارهای به آنچه در ماده مذکور آمده، نشده است.
به علاوه، یک بار دیگر دولت ایران تلاش کرده است که شرایط قانونی دیگر را با ارجاع به مواد 5 و 6 قرار داد مذکور کم رنگ سازد. قبلا عراق این موضوع را هم در نشست پیشین مجمع عمومی و هم در شورای امنیت مطرح کرده بود. تکرار میکنم مواد 4 و 6 متقابلا مفهوم وسیعی دارند و کاربرد ماده 6 در ماهیت قرار داد با عدم نقض
یکایک عناصر که از قبل غیر قابل تفکیک فرض شده، همراه است.
به بیان دیگر، ماده 6 تنها وقتی قابل استفاده است که قرار داد هنوز وجود خارجی داشته باشد و یا وقتی که طرفین در تفسیر یا کاربرد جزئیات فنی آن توافق نداشته باشند. وقتی که ماده 4 نقض شد بدین مفهوم است که کل قرار داد فسخ میگردد، به صورتی که در ماده مذکور جوانب سیاسی - حقوقی آن مد نظر بوده و به توافق طرفین مربوط میشود. هر استدلال مغایری، مفاد این دو بند را در عمل، متناقض و غیر ممکن میسازد. نقض مکرر عناصر موافقت نامه و قرارداد الجزایر توسط ایران که در پاراگراف 4 و بند 4 آن ذکر شده، در حقیقت هیچ قراردادی را جهت اجرا برای عراق باقی نمیگذارد.
در این زمینه، لازم است یک بار دیگر یادآور شوم که اگر دولت ایران واقعا به حل و فصل صلح جویانه مناقشات بر اساس این قرارداد منسوخ شده اعتقاد دارد پس چرا به چنین ابزاری جهت حل و فصل مسائل خود با عراق متوسل نمیشود و به جای آن، علی رغم تذکرات مکرر عراق در مورد قرارداد 1975، مکررا به حاکمیت و تمامیت ارضی عراق تجاوز میکند؟
اتهام تجاوز در یادداشتهای ایران و اشاره به اینکه عراق مرتکب تجاوز و اقدامات ضد انسانی علیه ایران شده، ادعایی بیش نیست و وزیر خارجه جمهوری عراق به تفصیل در مجمع عمومی و شورای امنیت در 15،3 و 17 اکتبر به آن پاسخ داده است. پاسخ کاملتری درباره این موضوع درخواست نشده، زیرا حقایق خود سخن میگویند. همین طور در مورد این ادعا که عراق امنیت داخلی ایران را نقض کرده و به روابط حسن هم جواری میان دو کشور لطمه زده است، لازم است دو نکته را یادآور شوم: اولا آنچه دولت ایران نقض امنیت داخلی خوانده، در واقع تلاشی است برای مقصر دانستن عراق در درگیریهای اقلیتهای قومی ایران برای دستیابی به حقوق ملی خویش، که به نقش میهن پرستی آنها علیه شاه بازمیگردد. ثانیا اگر روابط حسن هم جواری اینگونه برای دولت ایران محترم است پس در حقیقت نباید تعجب کنیم که چرا گلوله باران و بمباران مداوم شهرها و روستاهای عراق مطابق با آن اصل بوده است.
در پایان مایلم تأکید کنم که اگر چه استدلالهای غیر منطقی و اتهامات کذب مندرج در یادداشتهای ایران قبلا در موارد متعدد رده شده است، اما هنوز به نظر میرسد که دولت ایران اعتقاد دارد شاید تکرار همان استدلالها و اتهاماتی که در واقع سرابی بیش نیست، به حقیقت نزدیکتر است. دولت ایران تاکنون باید درک کرده باشد که مواضعش نه از نظر قانونی قابل قبول است و نه برای تعمیم صلح در منطقه سودمند است.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی
پیوست 1
یادداشت مورخ 6 دسامبر 1980 وزارت خارجه عراق به سفارت جمهوری اسلامی ایران
وزارت امور خارجه جمهوری عراق ضمن تشکر از سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد و با اشاره به یادداشت این سفارت به شماره 1158 مورخ 3 دسامبر 1980، احتراما مجددا تأکید میکند در مورد آنچه در یادداشت خود بیان کرده و به سفارت به شماره 7 / 1 / 4 / 15639 مورخ 16 نوامبر 1980 ارسال شده، مطالب ذیل را اظهار مینماید:
آنچه در یادداشت سفارت مذکور بیان شده، جدید نیست و از نظر حقوقی پس از اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران توافق الجزایر و قرار داد 1975 را فسخ کرد هیچ ارزشی در گفتار و عمل ندارد. دولت جمهوری عراق موضع خود را در موارد مختلف در یادداشتهای دیپلماتیک و سازمانهای بین المللی بیان کرده و مجددا تأکید میکند که مسئولیت بین المللی کامل پیامدهای تجاوزات دولت جمهوری اسلامی ایران علیه عراق متوجه آن دولت میباشد.
پیوست 2
یادداشت مورخ 31 ژانویه 1981 وزارت امور خارجه عراق به سفارت جمهوری اسلامی ایران
وزارت امور خارجه جمهوری عراق ضمن تشکر از سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد در مورد یادداشت 1206 سفارت در مورخ 23 ژانویه 1981، احتراما به اطلاع میرساند که این وزارت مطالب یادداشت مذکور را رد مینماید و چیزی دراین باره به یادداشتهای قبلی خود نمیافزاید.
شماره سند شورای امنیت: 14637 / S
21 آگوست 1981 (30 مرداد 1360)
نامه مورخ 19 آگوست 1981 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل به رئیس شورای امنیت احتراما متن نامه آقای دکتر سعدون حمادی وزیر خارجه عراق به پیوست ارسال میگردد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
پیوست
نامه وزیر امور خارجه عراق به دبیر کل
احتراما به اطلاع میرساند که نیروهای دریایی ایران اخیرا در یک کشتی دانمارکی را که در حال عبور از تنگه هرمز بود، توقیف و وادار کردند که در یک بندر ایرانی پهلو بگیرد. صاحبان محموله کشتی از کشورهای کویت و امارات عربی متحده میباشند.
عمل توقیف که ایران مرتکب شده نقض آشکار مقررات حقوق بین المللی در آزادی دریانوردی از طریق تنگههای مورد استفاده در دریانوردی بین المللی است، از همین رو خطر جدی برای صلح و امنیت بین المللی به طور کلی و منافع حیاتی کشورهای عربی خلیج[فارس]به طور اخص محسوب میشود.
برای احترام به مقررات دریانوردی و عاری بودن از هر گونه مزاحمتی، از جامعه بین المللی درخواست میشود در مورد این اقدام رژیم ایران به سبب بیتوجهی به مقررات حقوق بین المللی که بر همگان آشکار است، موضع گیری نماید. به علاوه اگر خواستار صلح و امنیت در منطقه هستیم، از این دزدی دریایی نباید بیتفاوت گذشت، چون اگر تکرار شود اقدامات متقابل، قابل توجیه بوده و آن تنها راهی است که برای دفاع از منافع حیاتی باقی میماند.
سعدون حمادی - وزیر امور خارجه جمهوری عراق
شماره سند مجمع عمومی: 446 / 36 / A
24 اگوست 1981 (2 شهریور 1360)
تکرار سند 14637 / S (21 آگوست 1981)
شماره سند مجمع عمومی: 481 / 36 / A
شماره سند شورای امنیت: 14678 / S
4 سپتامبر 1981(13 شهریور 1360)
نامه مورخ 15 آگوست 1981 وزیر امور خارجه عراق به دبیر کل
احتراما، اظهارات آقای مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران که در صفحه 8 روزنامه فرانسوی لوماتن مورخ 3 آگوست 1981 منتشر شد، در ذیل به آن اشاره میشود:
"به عنوان یک گروه اعلام میداریم که رهبران مذهبی مسئول جنگ علیه عراق میباشند. ما نوارهای کاست مستندی را از اقدامات تحریک آمیزی که آنها علیه عراقیها دستور دادهاند، در اختیار داریم."
این اظهارات قویترین دلیلی است که یک بار دیگر مؤید این حقیقت است که ایران مسئول شروع جنگ علیه عراق میباشد و بارها آن را اعلام کردهایم.
سعدون حمادی وزیر امور خارجه جمهوری عراق
شماره سند مجمع عمومی: 518 / 36 / A
18 سپتامبر 1981 (27 شهریور 1360)
نامه مورخ 16 سپتامبر 1981 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل به دبیر کل
احتراما متن یادداشت وزارت امور خارجه عراق درباره همکاری تسلیحاتی رژیم ایران و رژیم صهیونیستی به پیوست ارسال میگردد.
سیب ا. بافی - کاردار
پیوست
همکاری تسلیحاتی میان رژیم حاکم ایران و رژیم صهیونیستی
در شنبه مورخ 18 ژوئن یک هواپیمای باربری تجاری آرژانتینی در خاک شوروی در
نزدیکی ایروان ارمنستان سقوط کرد. یک سوم از دوازده پروازی که از تل آویو به تهران برنامه ریزی شده محمولههای سلاح، مهمات، لوازم یدکی و سایر اقلام ساخت امریکا را از رژیم صهیونیستی به ایران حمل میکنند.
در پنجشنبه 20 آگوست 1981، شبکه تلویزیونی ای.بی.سی امریکا برنامهای با عنوان "خط شبانه" پخش کرد که مهمان آن ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری پیشین ایران بود. بنی صدر تأکید کرد که اسرائیلیها تسلیحات و تجهیزات نظامی را مدت مدیدی است که به ایران ارسال میکنند. وی افزود که شخصا با معامله با اسرائیل مخالف بوده است و در جلسات کابینه عقیده داشت که ایرانیها باید با عراق صلح کنند و وارد چنین تجارتی نشوند. رئیس جمهوری پیشین افزود که تلاشهایش در این زمینه نیز بینتیجه بود به سبب ترس رهبران مذهبی حاکم از ارتش که ممکن بود علیه آنها اقدام نموده و آنان رابه دلیل صلحی که با عراق صورت میگرفت، سرنگون سازند. ابوالحسن بنی صدر افزود: «آنچه عجیب بود خرید تسلیحات از اسرائیل است که نشان داد ملاها شیفته قدرتاند و وقتی من رئیس جمهور بودم، موضوع یکی از خریدهای غیر مستقیم بود و من با آن مخالفت کردم.» وی افزود: «اگر ما مجبوریم از اسرائیلیها سلاح خریداری کنیم چرا با عراقیها صلح نکنیم، این به مراتب ترجیح داده میشود.»
در جمعه 28 آگوست 1981، سخن گوی رسمی دولت قبرس در نیکوزیا گفت که هواپیمای آرژانتینی از نوع CL 44 در پرواز YR224 بود که در 17 جولای 1981 در فرودگاه بین المللی لارناکا سوخت گیری کرده است. در پاسخ به موضوع درخواست شد، مسئله هواپیمای آرژانتینی را روشن سازد، سخن گوی رسمی قبرس مطالب ذیل را اظهار کرد:
1- در 11 جولای، هواپیمای مذکور در لارناکا فرود آمد. این هواپیما از تلآویو آمده بود و همان روز فرودگاه را به مقصد تهران ترک کرد که حامل 50 جعبه به وزن 6750 کیلوگرم بود این هواپیما را کاپیتان مک فریتی فرماندهی میکرد.
2- در 12 جولای 1981، همان هواپیما در فرودگاه لارناکا فرود آمد که از تهران آمده بود و همان روز به سمت تلآویو برخاست. فرماندهی آن را کاپیتان کاردرو به عهده داشت.
3- در 13 جولای 1981، هواپیما که از تل آویو آمده بود یک بار دیگر در لارناکا فرود آمد و اوایل صبح روز بعد به سوی تهران برخاست.
4- ظهر 14 جولای 1981، هواپیما به لارناکا بازگشت و به سوی تلآویو برخاست. هواپیما را کاپیتان کاردرو فرماندهی میکرد.
همکاری تسلیحاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی آنچنان مخفیانه نبود که نیاز به
افشاگری یا تأیید رئیس جمهوری پیشین ابوالحسن بنی صدر باشد. اما آنچه در اظهارات بنی صدر دارای اهمیت است تأیید اطلاعات فوق از سوی یک مقام ایرانی است، با توجه به اینکه وی چندین قبل در ایران در موضع قدرت بوده است، موضوع نمیتواند نادرست و غیر صحیح باشد. بنابراین مدرکی غیر قابل انکار و دلیلی بدون شبهه است، مگر اینکه فردی مدعی شود درباره موضوعات ایران از خود ایرانیها و یا رئیس جمهور پیشین ایران و فرمانده نیروهای مسلح آن اطلاعات بیشتری دارد.
حادثه معروف هواپیمای آرژانتینی سخن گوی رسمی قبرسی درمورد سه پرواز میان تل آویو و تهران و سپس تأیید رئیس جمهوری پیشین ایران بنی صدر که وجود معامله تسلیحاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی را تأیید کرده، نخستین یا آخرین برگه سندی نبوده است که حجم همکاری تسلیحاتی میان طرفین را برملا میسازد. از ماه نخست که ایران جنگ علیه عراق را شروع کرد، اطلاعاتی در مورد تماسهای مخفیانه مستقیم و یا غیر مستقیم میان مقامات ایران و اسرائیل دربارهی معاملات تسلیحاتی منتشر میشد که در واقع تل آویو نیازهای مختلف تسلیحاتی، تجهیزات و لوازم یدکی تهران را برآورده میکند.
اخباری که به مطبوعات و نشریات در نقاط مختلف جهان درز پیدا کرده است، هیچ جای شکی در مورد همکاری تسلیحاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی باقی نمیگذارد. در 21 اکتبر 1980، نشریه آسیا - افریقا چاپ پاریس به نقل از خبر نگارش در گزارشی از تهران تأیید کرد که کارشناسان نظامی و غیر نظامی اسرائیلی سه روز پس از شروع جنگ برای کمک کردن به ستاد فرماندهی ایران - که برخی از رهبرانش روابط صلح جویانه را با سرویس اطلاعاتی اسرائیلی موساد پذیرفتهاند - وارد ایران شدند.
در 2 نوامبر 1980، هفته نامه آبزرور چاپ لندن نوشت که اسرائیل چند کشتی تجهیزات نظامی به ایران ارسال کرده است و محمولههای لوازم یدکی به کشتیهایی که با پرچمهای سایر کشورها که در مسیرشان به سه بندر ایرانی (بندر عباس، چابهار و بوشهر) در حرکت بودند، تحویل داده شد.
در 3 نوامبر 1980، دی ولت (Die Welt) چاپ آلمان غربی نوشت که اسرائیل قطعات یدکی تسلیحات امریکایی به ویژه قطعات جنگندههای اف - 4 را به ایران تحویل داده است. این تجهیزات نظامی از راه دریا با کشتیهایی که پرچمهای سایر کشورها را برافراشته بودند، ارسال شده است و قبل از رسیدن به ایران در مسیرهای معمولشان از اسرائیل بارگیری میکردند.
نشریات "الوطن العربی" چاپ پاریس مورخ 5 نوامبر 1980، "وی.سی.دی" مورخ 11 نوامبر 1980، و ژون آفریک مورخ 14 نوامبر 1980 چاپ پاریس، به همکاری نظامی میان ایران و اسرائیل اشاره کردهاند. الوطن العربی نوشت که یک کشتی اسرائیلی حامل تسلیحات و قطعات یدک در بندر بلژیکی انتورپ (Antwerp) قبل از اینکه محمولهاش را در دیگر بندرهای اروپایی تخلیه کند، محمولهای را به کشتی ایرانی تحویل داد. "وی. سی دی" تأکید کرد که اسرائیل تسلیحات و قطعات یدکی چند ماهه ایران را مخفیانه تأمین کرده است، تماسهای هیئتهای اسرائیلی و مقامات ایرانی ادامه دارد. ژون آفریک خاطر نشان ساخت که مذاکرات تجاری میان اسرائیلیها و ایرانیها برای تأمین تسلیحات، تجهیزات نظامی و قطعات یدکی در هلند صورت گرفته بود.
در 31 مارس 1981، روزنامه کویتی "السیاسه" نوشت که بر اساس گزارشهای منابع آگاه در پاریس، اسرائیل شش موتور هواپیمای اف - 15 را که قبلا برای تعمیر به تل آویو فرستاده شده بود، به ایران بازگردانده است.
در 15 جولای 1981، شبکه تلویزیونی "ای.بی.سی" امریکا گزارش داد که اسرائیل مدت مدیدی است که تجهیزات و تسلیحات مورد استفاده ایران در جنگش علیه عراق را تأمین کرده است و در این معاملهای نیز در هفته نخست جولای از طریق دلالان اروپایی به ارزش 10 میلیون دلار انجام داده است. بیشتر اقلام این معامله شامل توپ 106 میلی متری و مهمات آن بوده است. یک پل هوایی میان اسرائیل و ایران از نوع بریتسول بریتانیایی ایجاد شده است.
در 21 جولای 1981، روزنامه اسرائیلی "مآریو" نوشت که تهران به برخی از معامله گران سلاح و دلالان اروپایی برای به دست آوردن تسلیحات، تجهیزات نظامی و قطعات از اسرائیل، متوسل شده است. همچنین گفته شده که ایران خرید این سلاحها را قبل از آزادی گروگانهای امریکایی درخواست کرده بود.
در 24 جولای 1981، دو تن از معامله گران آرژانتینی به نامهای کرونیکا (Cronica) و لپرنسا (La Prensa) تأیید کردند که هواپیمای ساقط شده آرژانتینی بر فراز خاک شوروی حامل سلاح و تجهیزات نظامی از اسرائیل به ایران بود.
در لندن، ساندی تایمز در 26 جولای 1981 جزئیات حادثه هواپیمای آرژانتینی را فاش ساخت و تأیید کرد که فرد تعیین شده برای تحویل سلاح از تل آویو به تهران یک دلال تسلیحات بریتانیایی به نام استارت آلن مکناریتی بود. این روزنامه همچنین نوشت که سه محموله کشتی به ایران در تاریخهای 14،12 و 17 جولای 1981 قبل از اینکه
هواپیما در 18 جولای ساقط شود، تحویل شده است.
این روزنامه گزارش داد که مقامات اسرائیلی اصرار دارند که کلیه سلاحها، تجهیزات و قطعات یدکی باید دارای سند رسمی ویژهای بوده و نشان دهنده جزئیات کالا باشد، اما مقصد نهایی آن مشخص نباشد.
در ضمن، ایرانیها در مورد استفاده از پایگاه لارناکای قبرس به عنوان ایستگاه اولیه اصرار دارند. آنها گفتند که این روش قبلا استفاده شده و مطمئن است.
روزنامه جیلی (Jliy) نوشت که عوامل سازمان آزادی بخش فلسطین در لارناکا متوجه هواپیما شده و به شورویها اطلاع دادند. شورویها در مرز منتظر هواپیما شدند.
در 27 جولای 1981، روزنامه فرانسوی فیگارو، گزارشی در مورد حادثه هواپیمای آرژانتینی و همکاری نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی منتشر ساخت و نوشت: نماینده[امام]خمینی چندی پیش خیلی محرمانه با نمایندگی یک شرکت اسرائیلی در لندن که مخفیانه از طرف دولت اسرائیل فعالیت میکند، تماس گرفت. در 27 جولای 1981، مجله اشپیگل چاپ آلمان غربی نیز نوشت: دولت جمهوری اسلامی ایران در اسرائیل منابع جدید سلاح را یافته است. چندین مرتبه خریداران تسلیحات تلاش کردهاند منابع را جهت تحویل سلاح به آیت الله خمینی بیابند. اکنون[امام]خمینی دریافته است که نه به سبب تلاشهایش بلکه با رضایت اسرائیل، سلاح و قطعات یدکی را از طریق واسطه گران در اروپا تحویل میگیرد.
در 29 جولای 1981، تریبیون لاسان (Tribune of Lausanne) با عنوان "تسلیحات اسرائیلی به سوی ایران" نوشت: حامل تسلیحات، یک تاجر سوئیسی از کانتون زوریخ است که اعلام داشته سازمان دهی حمل و نقل مقادیر زیادی از تجهیزات نظامی توسط هواپیما از اسرائیل به ایران را به عهده داشته است. وی هیچ کار. غیر قانونی انجام نداده است. این چیزی است که در برن (Berne) جایی که اطلاعات در مورد این موضوع فاش شده - ذکر شده است و هیچ تأثیری بر سیاستهای دولت فدرال سوئیس ندارد. به هر حال این واقعیت را کوچک نپندارید زیرا نام سوئیس یک بار دیگر به "فعالیتهای تجارت تسلیحات خسارت آور که قوانین سوئیس در صدد جلوگیری از آن است" مرتبط میشود.
در 20 آگوست 1981 طی سه روز شبکه تلویزیونی ABC امریکا به روابط نزدیک رژیم صهیونیستی و ایران در زمینه تسلیحات پرداخته است. این شبکه نتایج تحقیقاتی را که در برخی از کشورهای جهان در چند ماه قبل انجام داده است، منتشر ساخت. این تحقیقات مؤید آن است که معاملات تسلیحات میان رژیم صهیونیستی و ایران از طریق طرف ثالث
انجام شده است و سپس گسترش یافته و به معاملات مستقیم تبدیل شده است. شبکه تلویزیونی ABC کلیه اسناد، اسامی افراد و هواپیماهای چارتر برای حمل و نقل کالاها، و نسخههای سفارشهایی را که اسرائیل دریافت کرده از طریق نمایندهاش در زوریخ سوئیس جمع آوری کرده است.
شبکه تلویزیونی ABC جزئیات کلیه معاملات نظامی میان رژیم صهیونیستی و ایران را فاش کرد. به هر حال اسناد مؤید همکاری دو طرف است. به علاوه، اعتراف رئیس جمهوری پیشین ایران آقای ابوالحسن بنی صدر که در ابتدای یادداشت ذکر شده نیز مهم است.
اسناد منتشر شده ABC نشان دهنده آن است که در جولای 1980 دو تاجر فرانسوی به دعوت دولت ایران وارد تهران شدند. پس از شروع جنگ با عراق، وزارت جنگ ایران دو مرد فرانسوی را برای دیدار با فرماندهان نیروهای زمینی، هوایی و دریایی دعوت کرد. آنها فهرستی از نیازهای نظامی از جمله درخواست فوری لاستیک چرخ هواپیما را تهیه کرده بودند، این دو مرد فرانسوی بیدرنگ این درخواست را به سفارت اسرائیل در پاریس اطلاع دادند. اکتبر 1980 یک هواپیما از تل آویو در نیامز (Niems) در جنوب غربی فرانسه فرود آمد که حامل 250 چرخ لاستیکی برای هواپیماهای اف - 4 بود. سایر محمولهها شامل یک موتور تانک اسکورپین و نیز 50 موتوری که قبلا فرستاده شده بود، به آن شهر رسید. قطعات یدکی تانک ام - 60 نیز از بندرهای ایتالیا وارد این شهر شد. کلیه این تجهیزات همراه با محموله یک هواپیمای چارتر دیگر از شرکت لواکزامبورگی معروف به "بارگولوکس" راهی تهران شد. هیئت نظامی اسرائیلی در زوریخ مبلغ 300 هزار دلار امریکا برای فروش چرخهای لاستیکی هواپیما دریافت کرد. همچنین اسرائیل توپهای تامی (Tommy) به ایران تحویل داده است و آن نخستین محموله بود که به پرتقال حمل شد و سپس با کشتی به سوی ایران ارسال شد.
شبکه ABC از خبرنگار خود در تل آویو در این باره سؤال کرد، وی توضیح داد که از گفتن هر چیزی به سبب وجود سانسور جلوگیری شده است. وی افزود که دفتر "بگین" به او چنین گفته است:
«جلوگیری از فاش کردن هر گونه اطلاعاتی درباره فروش تسلیحات در اسرائیل، متداول میباشد.»
بنا به گفته خبرنگار، اسرائیل این گزارشها را نه تأیید و نه رد کرده است. به هر حال بنی صدر خبر شبکه ABC در پاریس را - درباره اینکه روابط با اسرائیل قبل از جنگ با عراق
شروع شده و وی (بنی صدر) شخصا با آن مخالفت ورزیده - تأیید کرده است. وی به[امام]خمینی اطلاع داد که رفع اختلاف با عراق بهتر از ادامه روابط نظامی با اسرائیل میباشد.
شبکه ABC از جودی پاول سخن گوی رئیس جمهوری پیشین امریکا (جیمی کارتر) پرسید چه روزهایی این معاملات اتفاق افتاده است. وی بسیار محتاط بود اما گفت، «ما مطلعیم که ایران نیاز زیادی به تسلیحات دارد.» وی افزود: «ما همچنین میدانیم که ایران از اسرائیل تسلیحات دریافت کرده است.» و دولت کارتر این موضوع را از اسرائیل پرسیده است. به هر حال، اسرائیل معاملات مطرح شده را تأیید نکرد اما اعلام داشت که آن را مورد توجه قرار داده است.
مقامات مسئول ایران سکوت اختیار کردهاند آنها ترجیح دادهاند که همکاری نظامیشان با رژیم اسرائیل مخفی بماند و فکر میکنند ممکن خواهد بود؛ علی رغم اینکه انبوهی از اطلاعات، فاش شده و مطبوعات و خبر گزاریهای کشورهای مختلف جهان از آن آگاه شدهاند.
در هر حال، پس از حادثه هواپیمای آرژانتینی و فاش شدن قراردادهای تسلیحاتی میان رژیم صهیونیستی و ایران و با توجه به حقایقی مانند آمارها و تاریخهای آن و نقش تاجر سوئیسی سلاح - که برای حمل و نقل مقادیر زیادی تسلیحات، تجهیزات قطعات یدکی از تل آویو به ایران - قرارداد داشته است و پس از اینکه بنی صدر آن را تأیید کرد و گفت که دولتش با رژیم صهیونیستی در این زمینه همکاری داشته است و سایر اشتباهات تهران، واکنش مقامات مسئول ایرانی برانگیخته شد.
در 26 جولای 1981، وزارت امور خارجه ایران بیانیهای رسمی با عنوان "توطئه خبر گزاری آسوشیتد پرس علیه انقلاب اسلامی ایران" صادر کرد که در آن قاطعانه اخبار سقوط هواپیمای آرژانتینی را رد کرده و از آن به عنوان دروغ شرم آور نام برده است.
بیانیه وزارت امور خارجه ایران پاراگرافی درباره سقوط هواپیمای مزبور دارد که در آن آمده است: بنا به اظهارات مقامات اتحاد جماهیر شوروی درباره سقوط هواپیمای آرژانتینی در این کشور و «ادعای» اینکه هیچ اثری از این هواپیما نیست، باید گفت خبرگزاری آسوشیتد پرس با مدعی شدن اینکه هواپیمای ساقط شده میان تل آویو و تهران فعال بوده و از اسرائیل به ایران سلاح حمل میکرده یک "افسانه" به جهان مخابره کرده است.
ما این سؤال را مطرح میکنیم که چگونه ممکن است «ادعای» اتحاد جماهیر شوروی مبنی بر اینکه هواپیمای آرژانتینی و هیچ اثری از آن بر جای نمانده
است با اعزام هیئتی برای تحقیق درباره حادثه تناسب داشته باشد و با ادعای آسوشیتد پرس سازگار باشد؟ چگونه جهانیان میتوانند باور کنند که هواپیما در یک سانحه هوایی، هیچ اثری از خود بر جای نگذاشته باشد؟ در حقیقت اگر چنین حادثه هوایی اتفاق افتاده باشد پس برای هواپیما در شوروی چه رخ داده است؟
بنابراین، قاطعانه اخبار سقوط هواپیمای آرژانتینی را رد میکنیم، همان طور که اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرده و خبر گزاریها آن را منتشر کردند. در بیانیه وزارت امور خارجه آمده است: «مردم بزرگ ما از انگیزههای ماورای خصم خبرگزاریها علیه انقلاب اسلامی اطلاع دارند و اینها را به خوبی درک میکنند، وزارت امور خارجه اعلام میدارد که این دروغ شرم آور حقیقت ندارد.»
در روز دوشنبه 27 جولای 1981، بهزاد نبوی وزیر امور اجرایی و سخن گوی دولت تأیید کرد که هواپیما ساقط شده است. اما در یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران حمل تسلیحات خریداری شده از رژیم صهیونیستی برای ایران را به وسیلهی هواپیمایی که بر فراز اتحاد شوروی ناپدید شد، انکار کرد. نبوی از اشاره به محموله این هواپیما که در راه بازگشت با یک هواپیمای شوروی بر فراز خاک این کشور تصادم کرد، امتناع ورزید.
همین طور رئیس مجلس ایران هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه کیهان و خبر گزاری ایران مورخ 28 جولای 1981 تأیید کرد که هواپیمای آرژانتینی برای تهران سلاح حمل کرده است. وی افزود که هواپیما در بازگشت پس از اینکه محموله تسلیحات خود را تخلیه کرده بود دچار حادثه شد.
در 19 آگوست 1981، کاردار سفارت ایران در بیروت (محسن موسوی) اعلام کرد که ایران از بازارهای بین المللی سلاح خریداری کرده و از راه دریا از ایسلند به قبرس و از آنجا با یک هواپیمای آرژانتینی - قبل از اینکه ساقط شود - به ایران حمل میکرد.
در 23 آگوست 1981 خبر گزاری رسمی ایران "پارس" مطالب ذیل را نقل کرد: «میر حسین موسوی وزیر امورخارجه گفت که اگر دولت ایران از اسرائیل سلاح خریداری کرده، چنین معاملهای را باید بنی صدر رئیس جمهوری مخلوع که در آن زمان قدرت را در دست داشت و فرمانده کل نیروهای مسلح ایران بود، پاسخ بدهد.»
در حالی که تلاشهای حکام ایران و سخن گویان آنها برای استتار و پنهان داشتن واقعیت هواپیمای آرژانتینی، متناقض میباشد، سخن گوی دولت قبرس مورخ 28 آگوست 1981 نکاتی را در نامههایش مطرح ساخته که تلاشهای رژیم[امام]خمینی را برای پنهان کاری و مخفی نگاه داشتن همکاری تسلیحاتی با رژیم صهیونیستی خنثی ساخته است.
همکاری تسلیحاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی، نه تنها منعکس کننده روابط دو جانبه میباشد بلکه حقایق جدیدی را از نقشی که رژیم[امام]خمینی در منطقه بازی میکند، برملا ساخته است، نقشی که جودی پاول سخن گوی رئیس جمهوری پیشین امریکا ماهیت آن را تأیید کرده و گفته است که واشنگتن چنین اطلاعاتی را دربارهی صادرات سلاحهای امریکایی و لوازم یدکی به ایران، از طریق اسرائیل به دست آورده است. این موضع ایالات متحده روشن کننده بوده و بیتردید به نفع این همکاری است.
در روزهای اولیه مناقشه ایران، عراق اعلام کرد که کاملا خواستار مذاکره برای حل و فصل صلح جویانه، شرافتمندانه و عادلانه مناقشه است به طوری که حقوق قانونی طرفین تأمین شود. همچنین خواستار ایجاد روابط عادی با ایران بر اساس اصول تقبیح تجاوز و سیاستهای تفوق طلبی، حفظ استقلال، مداخله نکردن در امور داخلی و اجرای اصل مجاز ندانستن تصرف خاک دیگر کشورها، است.
به هر حال، ایران اصرار دارد که پیشنهادهای صلح جویانه عراق را رد کند و از همکاری با مجامع و سازمانهای بین المللی برای دست یابی به حل و فصل صلح جویانه مناقشه که تأمین کننده حقوق طرفین بر اساس اصول مذکور باشد، امتناع میورزد وبه جای آن ایران سیاست ادامه جنگ را تعقیب کرده و همکاریاش را با مجامع امپریالیستی و صهیونیستی که بدان اشاره شد، افزایش داده است.
شماره سند مجمع عمومی: 526 / 36 / A
21 سپتامبر 1981(30 شهریور 1360)
نامه مورخ 18 سپتامبر 1981 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل به دبیرکل
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما به پیوست متن اطلاعیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درباره نامزدی عراق برای ریاست نشست سی و ششم مجمع عمومی ارسال میگردد.
جمال شمیرانی - کاردار موقت
اطلاعیه مورخ 17 سپتامبر 1981 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
نامزدی عراق برای ریاست مجمع عمومی سازمان ملل، شکست جدی برای این سازمان و اصولی که به آن متکی است، محسوب میشود.
جمهوری اسلامی ایران تلاشهایی را برای جلب توجه کشورهای عضو سازمان ملل به عمل آورده تا از خطر افول مقام ریاست مجمع عمومی به سبب دست یابی دولتی که اصول عدم استفاده از زور در روابط بین المللی و نیز احترام به تمامیت ارضی کشورها را نقض کرده، جلوگیری کند که بیتوجهی کامل آن به کلیه اصول در ارتکاب اعمال تجاوزگرانه آشکار علیه یک عضو دیگر سازمان ملل میباشد.
یک سالی است که عراق، جمهوری اسلامی ایران را پس از انقلاب با آغاز جنگ تجاوزگرانه و اشغال بخشهایی از استانهای غربی و جنوبی آن را که نقض آشکار اصول منشور ملل میباشد، به خود مشغول کرده است. به خاطر مقاومت دلیرانه مردم ایران در برابر حملات وحشیانه عراق، این رژیم با بیتوجهی به تمامی استانداردهای بشری در جنگ، با متمرکز کردن تلاشهای جنگیاش به انهدام مناطق مسکونی در شهرهای خوزستان، کرمانشاهان و ایلام و کشتار غیر نظامیان، استفاده وسیع و ناجوانمردانه از توپخانه دوربرد و موشکهای زمین به زمین علیه مردم بیگناه متوسل شده است. چنین وحشی گریای قبلا به مرگ دهها هزار تن از غیر نظامیان و بیخانمان شدن بیش از دو میلیون نفر و نیز میلیاردها دلار خسارت، منجر شد. در حقیقت تعداد ایرانیان مسلمان بیگناه که با بیرحمیهای عراق در سال گذشته کشته شدند، بیش از کل کشته شدگان غیر نظامی فلسطینی در تجاوزات صهیونیستها از سال 1948 است. تعداد پناهندگان ایرانی از مناطق جنگی بر اثر حملات عمدی توپخانه متجاوزان عراقی علیه اهداف غیر نظامی، کمتر از تعداد پناهندگان فلسطینی که بر اثر تجاوزات صهیونیستها خانه و کاشانه خود را رها ساختند، نیست. عراق همان توجیهی را که صهیونیستها در تجاوزاتشان علیه مصر، اردن و سوریه در سال 1967 کردند در تجاوزات خود علیه ایران تکرار میکند. توجیهی که صریحا از دیدگاه عراق در زمان تجاوز صهیونیستها پذیرفته نبود.
تردیدی نیست که دست یابی به مقام ریاست مجمع عمومی متضمن نقض اصولی است که این سازمان جهانی بدان متکی است. توجه نکردن به آن، چیزی جز این حقیقت نیست که اصول منشور - که برای اقتدار این سازمان باید اجرا شود - نادیده گرفته شده است. در هر حال، چنین وضعی مطمئنا عزم ملت ایران را راسختر خواهد کرد تا دفع آخرین آثار تجاوز عراق از سرزمین خود به نبرد خویش ادامه دهند.
جمهوری اسلامی ایران احساس وظیفه میکند که توجه دولتهای عضو سازمان ملل را به مفاسد اخلاقی و سیاسی و دست یابی دولت متجاوزی مانند عراق، به ریاست مجمع عمومی آینده این سازمان جلب نماید. از همین رو مایل است انصراف خود را از مشارکت در اقدامات آینده این سازمان اعلام نماید.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
شماره سند شورای امنیت: 14716 / S
5 اکتبر 1981(30 مهر 1360)
نامه مورخ 5 اکتبر 1981 معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه کویت به رئیس شورای امنیت
احتراما به اطلاع میرساند که از زمان بروز مخاصمات میان عراق و ایران، نیروهای هوایی ایران چندین بار به مرزها و مواضع کویت حمله کرده است. دولت کویت امیدوار است که این اقدامات از روی سهل انگاری و اشتباهات ناشی از درگیری رخ داده باشد. به هر حال، وقوع مجدد چنین حوادثی نشان دهنده آن است که مقامات ایرانی عمدا چنین حملات نظامی را علیه مواضع کویت انجام میدهند. آنچه موجب نگرانی فزاینده شده این است که چنین حملات نظامی در خارج از منطقه مرزهای شمالی کویت صورت گرفته و تأسیسات غیر نظامی در عمق خاک کویت مرزهای شمالی کویت صورت گرفته و تأسیسات غیر نظامی در عمق خاک کویت را هدف قرار داده است. نمونه آشکار جدیدترین حملات هوایی ایران، بمباران مجتمع نفت خام «ام الیش» در تاریخ 1 اکتبر 1981 است.
پس از هر حادثهای، دولت کویت به مقامات ایرانی اعتراض کرده و مسئولیت کامل چنین اقداماتی را گوشزد کرده است. دولت کویت خاطر نشان میکند که تکرار چنین عملیاتهایی تنها به گسترش جنگ در منطقه منجر خواهد شد، مسئلهای که به نفع صلح و امنیت جهانی نیست.
تمامی دولتهای منطقه از زمانی که فهمیدند این اقدامات نه تنها تهدیدی برای کویت بلکه برای همهی کشورهای منطقه است آن را محکوم کردند. دولت کویت در مجامع بین المللی تلاش کرد که جنگ میان عراق و ایران را متوقف کند و این بر کسی پوشیده نیست.
دولت کویت دریافته است که ادامه این جنگ به نفع هیچ طرفی نیست بلکه دیگر کشورها را نیز در خطر درگیری قرار میدهد.
توجه جناب عالی را بدین نکته جلب میکند که دولت کویت مایل است اقداماتی را برای جلوگیری از وقع مجدد چنین حوادثی که مقامات ایرانی مرتکب میشوند، به عمل آورد. همچنین تأکید میکند که مسئولیت کامل هرگونه پیامدی در ادامه یافتن چنین حوادثی متوجه ایران میباشد.
صباح الاحمد الجابر الصباح - معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه کویت
شماره سند شورای امنیت: 14725 / S
14 اکتبر 1981 (22 مهر 1360)
یادداشت مورخ 13 اکتبر 1981 هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل به رئیس شورای امنیت
هیئت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ضمن تشکر از رئیس شورای امنیت، احتراما متن پیام آقای میر حسین موسوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به آقای دان جیم دوپین (Don Jaime Pinies) به پیوست ارسال میگردد.
پیوست
یادداشت مورخ 12 اکتبر 1981 وزیر امور خارجه ایران به رئیس شورای امنیت
بسم الله الرحمن الرحیم
عطف به نامه نخست وزیر و وزیر امور خارجه کویت دربارهی اتهامات تحریک آمیز مبنی بر ادعای بمباران تأسیسات نفتی کویت به وسیله جنگندههای ایران که طی سند 14716 / S مورخ 5 اکتبر 1981 منتشر شد، لازم است مجددا تأکید کنم که جمهوری اسلامی ایران در حالی که قاطعانه این اتهامات را رد میکند، اعتقاد راسخ دارد که این اتهامات به منظور سرپوش گذاشتن بر شکستهای اخیر ارتش متجاوز عراق در جبهههای جنوب ایران صورت گرفته تا به عراق کمک نماید از شکست نهایی در جنگ تجاوزگرانهاش که بیش از یک سال طول کشیده است، رهایی یابد. همچنین این اتهامات
برای بسیج رژیمهای مرتجع منطقه علیه انقلاب اسلامی ایران در منازعهای نژادی صورت گرفته است.
جمهوری اسلامی ایران قویا این گونه تحرکات را محکوم میکند و آن را به شدت برای صلح در منطقه و جهان خطرناک میداند.
میر حسین موسوی - وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
شماره سند مجمع عمومی: 842 / 36 / A
شماره سند شورای امنیت: 14802 / S
18 دسامبر 1981 (27 آذر 1360)
یادداشت مورخ 16 دسامبر 1981 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل به دبیر کل
کاردار موقت جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل، توجه وی را به اطلاعیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که به پیوست میباشد، جلب مینماید.
پیوست
بر اساس گزارشهای شاهدان و نیز نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، رژیم عراق یک بار دیگر بیتوجهی خود را به کلیه کنوانسیونهای بین المللی دربارهی مقررات بشر دوستانه در جنگ نشان داد و بیشترین وحشی گری و بیرحمی را علیه شهروندان غیر نظامی ایران و نیز اسیران جنگ مرتکب شد. برخی از این اقدامات جنایتکارانه عراق به شرح ذیل است:
1- در 9 دسامبر، یک روز قبل از روز بین المللی حقوق بشر، عراق مراکز غیر نظامی شهر ایلام را هدف حملات هوایی و موشکی قرار داد که به شهادت 21 غیر نظامی بیگناه از جمله یک کودک سه ساله و مجروح شدن 50 غیرنظامی از جمله چند کودک منجر شد.
در 10 دسامبر، روز بین المللی حقوق بشر، عراق مراکز غیر نظامی شهر دزفول را
هدف حملات هوایی و موشکی قرار داد که به شهادت 20 غیر نظامی و مجروح شدن 110 غیر نظامی دیگر و انهدام 100 خانه منجر شد.
در 11 دسامبر، یک روز بعد از روز بین المللی حقوق بشر، عراق شهر اهواز را هدف حملات هوایی و موشکی قرار داد که به شهادت 9 زن، کودک و مرد و مجروح شدن 65 غیر نظامی دیگر منجر شد. اقدامات مذکور یادآور جنایات رژیم عراق در روز بین المللی حقوق بشر است.
2- پرسنل ارتش عراق دائما مردم ایران را در مناطقی که هنوز در اشغال خود دارند، اذیت و آزار میکنند.
3- طبق گزارشهای رسیده، پرسنل ارتش عراق مردم غیر نظامی بیگناه و نیز اسیران جنگی ایران را شکنجه و حتی اعدام میکنند.
در 15 ماه گذشته از جنگ ناعادلانه تحمیلی عراق به ایران، جامعه بین المللی تنها نظاره کننده بوده و فقط به خاتمه بخشیدن مخاصمات بسنده کرده است و متجاوزان عراقی به قربانی کردن مردم ایران ادامه داده و اقدامات تجاوزگرانه خود را طولانی ساختهاند. سکوت جامعه بین المللی درباره جنایاتی که عراق علیه ایرانیها مرتکب شده در تاریخ ثبت خواهد شد و مسئولیت اخلاقی در این سکوت، متوجه اعضای جامعه بین المللی خواهد بود. اما در این مورد از سازمان ملل میخواهیم ضمن اطلاع از جنایاتی که عراق مرتکب میشود، نماینده ویژهای را برای بازدید از مناطق جنگی و تهیه گزارش برای این سازمان، اعزام کند.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
شماره سند مجمع عمومی: 748 / 36 / A
شماره سند شورای امنیت: 14806 / S
18 دسامبر 1981 (27 آذر 1360)
نامه مورخ 17 دسامبر 1981 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل به دبیر کل
احتراما متن پیام جناب آقای دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق درباره اقدامات جنایت کارانه رژیم ایران در قتل عام اسیران عراقی جنگ، به پیوست ارسال میگردد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق در سازمان ملل
پیوست
پیام وزیر امور خارجه عراق به دبیر کل
احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند که به گفتهی فرماندهان عراقی مستقر در منطقه، اسیران ایرانی جنگ که در نبرد اخیر در خفجیه به اسارت درآمدهاند، گفتهاند که شاهد قتل عام اسیران عراقی دست گیر شده در نبرد مذکور به دست فرماندهان ایرانی بودهاند. تعدادی از پرسنل نظامی عراق که از اسارت گریختهاند، این اخبار را تأیید کردهاند.
این اقدام ددمنشانه نقض آشکار مقررات حقوق بین المللی به ویژه کنوانسیون سوم ژنو 1949 درباره رفتار با اسیران جنگ میباشد. این مقررات بیانگر هشیاری کامل انسان است و در برابر اقدامات قابل نکوهشی است که رژیم ایران مرتکب میشود که از جمله آن جنایات علیه ارزشهای انسانی و تمدن جامعه بین المللی است.
با توجه به نقض تعهدات بین المللی مندرج در منشور توسط ایران از شروع جنگ تجاوزگرانه خود علیه عراق و نیز نقض آشکار مقررات مربوط به رفتار اسیران جنگی، دولت جمهوری عراق در حالی که حق مقابله به مثل و حفظ منافع حیاتی خویش را محفوظ میدارد، این جنایات ددمنشانه رژیم ایران را نه تنها سزاوار شدیدترین محکومیت میداند، بلکه اعتقاد دارد اقدامات بازدارنده دسته جمعی برای حفظ ارزشهای انسانی که دائما به دست رژیم ایران خدشه دار میشود نیز باید صورت پذیرد.
دکتر سعدون حمادی - وزیر امور خارجه جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 14841 / S
شماره سند مجمع عمومی: 70 / 37 / A
20 ژانویه 1982 (30 دی 1360)
یادداشت 18 ژانویه 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما توجه جناب عالی را به اطلاعیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که به پیوست ارسال میشود، جلب مینمایم.
پیوست
اطلاعیه 11 ژانویه 1982 وزارت امور خارجه
نخستین بار نیست که رژیم عراق تلاشهایی را جهت پنهان ساختن اقدامات جنایتکارانهاش انجام داده و به اشاعه گزارشهای کذب انحرافی و گمراه کننده متوسل میشود. نامه وزیر خارجه عراق که طی سند S / 14806 - A / 36 / 847 مورخ 18 دسامبر 1981 منتشر شد، نمونه دیگر از این قبیل تلاشهاست.
پیرو یادداشت قبلی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که طی سند A / 36 / 842 - S / 14802 مورخ 18 دسامبر 1981 منتشر شد و برخی از اقدامات جنایتکارانه رژیم بعثی عراق علیه کشور و مردم ما جهت توجه جامعه بین المللی ارائه گردید، مایلم بر این حقیقت تأکید نمایم که ادعاهای عراق در مورد اعدام اسیران عراقی جنگ به دست ایران صرفا به منظور فریب افکار بین المللی و نیز مردم عراق صورت میگیرد و تلاش بیهوده عراق جهت منحرف ساختن توجهات از اقدامات جنایتکارانهای
است که روزانه علیه غیر نظامیان بیگناه ایران مرتکب میشود. در ضمن برای مردم خود به این ادعا متمسک میشود که تلفات زیادی که اخیرا در جبهههای نبرد متحمل شده، اعلام نماید که مرگ افراد در نتیجه اعدامها بوده است. رژیم عراق همچنین امیدوار است که با اشاعه چنین شایعاتی از ملحق شدن دائمی سربازان خود در جبهه به برادران ایمانی خود در ایران جلوگیری کند.
بر خلاف ادعاهای عراق، اسیران عراقی جنگ با برخورد مناسبی در ایران مواجه هستند و توسط مقامات صلیب سرخ بین المللی نیز تأیید شده است. با وجود این یک بار دیگر جهت ثابت کردن بیاساس تبلیغات عراق، از کمیته بین المللی صلیب سرخ دعوت میشود از وضعیتی که اسیران عراقی جنگ در ایران برخوردارند، تحقیق به عمل آورد. نخست وزیر ایران همچنین از والدین اسیران عراقی جنگ جهت دیدار با فرزندانشان در ایران در آستانه سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دعوت به عمل آورده است.
شماره سند شورای امنیت: 14873 / S
شماره سند مجمع عمومی: 89 / 37 / A
18 فوریه 1982 (29 بهمن 1360)
نامه 16 فوریه 1982 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست پاسخ رسمی دولت جمهوری عراق به ادعاهای مندرج در یادداشت هیئت نمایندگی دائمی ایران که طی سند مجمع عمومی و شورای امنیت A / 36 / 842 - S / 14802 مورخ 18 دسامبر 1981 منتشر شد، ارسال میگردد.
زهیر ابراهیم محمد - کاردار موقت
پیوست
مقامات رژیم نژاد پرست ایران از زمان استقرار دولت خود که در حدود سه سال میگذرد بر حسب عادت به روشهای سفسطه و فریب آمیز جهت منحرف ساختن حقایق و پوشش نهادن بر جنایاتشان و انحراف توجهات از اعمال ضد انسانی خود که به خلقهای ایران تحمیل کرده، انواع مختلف شکنجه، کشتار، تسویههای فیزیکی و اعدامهای دسته جمعی را علیه مخالفین و ملیتهای غیر فارس خود در ایران مرتکب
میشود. این اعمال را حتی به زنان و کودکان نیز گسترش داده است. پر واضح است که برای افکار عمومی جهان این گونه تلاشهای فریب آمیز محکوم به شکست است. جامعه بین المللی به طور کلی و بسیاری از جمعیتهای بین المللی شدیدا این جنایات وحشیانه را که این رژیم مرتکب میشود محکوم نمودند که این اعمال با اصول انسانی مغایرت داشته و نقض حقوق بشر محسوب میشود.
یادداشت هیئت نمایندگی دائمی رژیم ایران در نیویورک خطاب به دبیر کل سازمان ملل، در واقع تلاش بیهودهای است که در آن رژیم جهت فریب و پوششی بر جنایات خود و انحراف توجهات از اعمالی که مرتکب میشود، اصرار دارد. لازم به ذکر است در این زمینه تشدید موج خشمگینانه و محکومیت این حکومت را در مجامع بین المللی به خاطر کشتار اخیر اسیران عراقی و همکاریاش با رژیم دست نشانده سوریه در ضربه زدن به سفارت عراق در بیروت به دنبال داشته که اهانت به کلیه توافقات بین المللی و نقض همه ارزشها و رسومات بشری را سبب شده است.
ادعاها و سفسطههایی که در یادداشت هیئت نمایندگی دائمی ایران مطرح شده مجددا همان محتوای فریبکارانه را داراست.
در واقع در این یادداشت اتهامهایی را وارد ساخته که سزاوار پاسخ میباشد. تلاش مأیوسانه حکومت ایران جهت منحرف ساختن توجهات از جنایات بیشمارش و به ویژه جنایت کشتار اسیران عراقی که دارای دلایل متقن میباشد، هم در داخل و هم خارج ایران، تلاش بیهودهای تلقی گردیده است. اکنون افکار عمومی جهان متقاعد شدهاند که عراق از اصول والای انسانی خود تبعیت میکند و مجبور است به تجاوزات ایران که علیه عراق توسط حکام نژاد پرست ایران آغاز شده، پاسخ گوید. عراق جنگید و میجنگد و به جنگ با روحیه بشر دوستانه ادامه خواهد داد و به دنبال اخلاقیات متعالی، ارزشهای انسانی و اعتقادات عمیق میباشد که از تمدن و میراث جاودانه ملت عرب خود به دست آورده و آن را در چارچوب اصول حزب بزرگ خود، حزب بعث سوسیالیست عرب، به کار گرفته است. جامعه بین المللی در موارد بسیاری در نشریات جهان، حماسههای قهرمانی ارتش عراق را که در ردیف عالیترین ویژگیهای انسانی عربی است آن را در رودررویی با پرسنل ارتش ایران در مناطق نبرد و همچنین در رفتار با اسیران ملاحظه کردهاند.
ادعاهای مطرح شده در یادداشت هیئت نمایندگی دائمی رژیم ایران مورخ 10،9 و 11 دسامبر 1981 درباره اینکه نیروهای عراقی به مراکز غیر نظامی ایران حمله موشکی کردند، ارتش پاسخ را ندارد. اگر ما اخباری داشته باشیم در گزارشهای نظامی که
فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق به طور روزانه منتشر میکند، ارائه میشود و رسانههای خبری محلی و جهانی آن را منتشر میکنند.
شاید مناسب باشد عباراتی از گزارشهای سه روز گذشته که در مورد اقدامات نیروهای هوایی ما منتشر شده، ارائه گردد و آنها را با ادعاهای ایران مقایسه کنید که به شرح ذیل است:
در پاراگراف (h) از گزارش شماره 547 که در 9 دسامبر 1981 منتشر شده، میخوانیم:
«هواپیماهای نیروی هوایی قهرمان ما، امروز به مواضع، مراکز و اهداف نظامی دشمن در بخشهای مرکزی و جنوبی منطقه عملیات حمله کردند و خسارت جانی و مالی فراوانی را به آنها وارد ساختند. کلیه هواپیماهای ما سالم به پایگاههای خود بازگشتند.»
در پاراگراف (i) از گزارش شماره 548 که در 10 دسامبر 1981 صادر شد، آمده است:
«عقابهای شجاع ما حملات موفقیت آمیز خود را علیه اهداف و مراکز دشمن در بخش جنوبی منطقه عملیات انجام دادند که خسارات جانی و مالی بسیاری بر جای گذاشت. کلیه هواپیماهای ما سالم به پایگاههای خود بازگشتند.»
در پاراگراف (h) از گزارش شماره 549 که تاریخ 11 دسامبر 1981 صادر شد میخوانیم:
«در طی شب، هواپیماهای ما به مواضع و مراکز دشمن در بخشهای مرکزی و جنوبی منطقه عملیات حمله کردند و ضربات مستقیم و مؤثری به آنها وارد ساختند، آتش سوزیها و انفجارات در آن نقاط رخ داده و کلیه هواپیماهای ما سالم به پایگاههایشان بازگشتند.»
همچنین باید در این زمینه ذکر کنم که نیروهای دشمن ایرانی به طور روزانه مراکز غیر نظامی و تأسیسات اقتصادی ما را در شهر بصره با هواپیما و توپخانه سنگین بمباران میکنند. کلیه هیئتهای دیپلماتیک خارجی اکردیته در بغداد به این امر واقفند.
عراق که اخیرا در جنگی عادلانه جهت اعاده حقوق مالی پایمال شدهاش در زمین و دریا با رژیم ایران درگیر شده به دلیل آن است که آن رژیم کلیه مقررات و توافقات بین المللی را به استهزا گرفته و به انواع مختلف تجاوزات و اعمال نژاد پرستی و هر آنچه که ناقض اصول اساسی حقوق انسانی است، روی آورده است.
در این زمینه به طور اختصار حقایق ذیل را خاطر نشان میسازم:
1- ایران حقوق، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی مردم عراق را با اشغال بخشی از سرزمین آن و تصرف شط العرب که در قرارداد 1975 الجزایر معین شده بود، نقض کرده است.
2- ایران به روستاها و شهرهای عراق در تاریخ 4 سپتامبر 1980 از زمین و دریا
حمله نظامی کرد که حق کامل عراق است که به آن پاسخ گوید، به دلیل اینکه امنیت شهروندانش را حفظ نماید و حقوق آنها را بازپس گیرد. همچنین در تاریخ 22 سپتامبر 1980 پس از شکست خوردن کلیه راههای صلح جویانه و دیپلماتیک برای مذاکره با ایران، راه دیگری جز نبرد نداشت.
این در نامه رئیس جمهوری آقای صدام حسین به کمیته اجرایی مردم فلسطین که در آن زمان تشکیل شده بود، آمده است:
«ما در عراق امروز، از مسائل رنج میبریم. ما وادار به جنگ بیهوده با کشور همسایه شدهایم. امیدواریم روابط آن با کشور به صورت احترام متقابل و عدم تجاوز به حقوق دیگران باشد. یک بار دیگر ما فهمیدیم که ایالات متحده امریکا حامی این دولت بوده که حملات خود را به سرزمین و مردم ما در حدود دو سال است که آغاز کرده است، از همین رو مجبوریم از حقوق و امنیت و امنیت شهروندان خود دفاع کنیم.»
3- رخدادها نشان داده که رفتار حکومت ایران علیه ملت عرب و سایر خلقهای غیر فارس در ایران نژادپرستانه بوده و به آن ادامه میدهد.
4- روشن است که رژیم ایران از زمان به قدرت رسیدن، در موارد بسیاری در امور داخلی عراق دخالت کرده و به دخالت خود ادامه میدهد، همچنین سیاست توطئه گرانه خود را علیه عراق و تمامیت ارضی ما ادامه میدهد.
5- با الهام از احساس مسئولیت خود، عراق بر خویشتن داری و رعایت اصول حسن هم جواری تأکید میکند. حوادث نشان میدهد که حسن نیتی از طرف رژیم ایران در مورد عراق وجود ندارد و این در حالی است که نشان داده اهداف توسعه طلبانه برخاسته از سیاست نژاد پرستانه خود را دنبال میکند که از رژیم شاه به ارث برده است و منعکس کننده بی توجهی آن به حقوق عراق در مورد زمین و دریا میباشد. جاه طلبیهای این حکومت توسعه طلب، با مقدس خواندن اشغال خاک عراق، برای همگان روشن است. افکار عمومی جهان کاملا از وسعت تلاشهای عراق جهت حل و فصل مسائل میان ایران و عراق با ابزارهای صلح جویانه و دیپلماتیک، آگاه است. به هر حال، این تلاشها تنها با بیتوجهی و اقدامات تجاوزگرانه و حملات نظامی به شهرهای مرزی عراق مواجه شده است.
جامعه بین المللی بارها ابتکارات صلح جویانه عراق در دعوت از ایران جهت مذاکرات مستقیم دو جانبه و یا مذاکرات از طریق کشور ثالث را شاهد بوده است. عراق هنوز از اصول صلح جویانه پیروی میکند. آقای صدام حسین رئیس جمهوری، قبل از تصویب
قطعنامه 479(1980) شورای امنیت در 28 سپتامبر 1980، آمادگی عراق را جهت آتش بس اعلام کرد که مورد توجه ایران واقع نشد. حکومت ایران قطعنامه شورای امنیت و کلیه ابتکارات بین المللی را رد کرده، در حالی که عراق از موضع پیروزی و قدرت اعلام کرد که کلیه این ابتکارها را میپذیرد که به وضوح نیات تجاوزگرانه رژیم ایران و عدم توجه به مسئولیت خویش در مورد خلقهای ایران و جامعه بین المللی را آشکار ساخت.
در این زمینه باید از تلاشهای قابل ستایش و ابتکارهای مورد تحسین دبیر کل سازمان ملل و نماینده ایشان آقای پالمه تشکر نمایم. البته عراق سریعا به همه ابتکارهای آنها پاسخ داد، در حالی که رژیم ایران لجاجت کرده و اقدامات آنها را رد کرده است.
شماره سند شورای امنیت: 14922 / S
شماره سند مجمع عمومی: 156 / 37 / A
24 مارس 1982 (4 فروردین 1361)
یادداشت 23 مارس 1982 نمایندگی دائمی جمهوری عربی سوریه در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
نمایندگی دائمی جمهوری عربی سوریه در سازمان ملل ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل، در زمینه نامه هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل که طی سند A / 37 / 89 - S / 14873 منتشر شد، مطالب ذیل را احتراما به اطلاع میرساند:
در این نامه ادعاهایی علیه دولت جمهوری عربی سوریه درج شده و مدعی همکاری سوریه و ایران در «ضربه زدن به سفارت عراق در بیروت» شده است. این ادعاهای واهی نه تنها کاملا بیاساس و کذب است بلکه دولت سوریه آن را به عنوان جعلیات صرف تقبیح میکند که برای منحرف ساختن توجهات از وضعیت بغرنج عراق صورت گرفته که در نتیجه جنگ خود علیه جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده است. دولت سوریه به انگیزههای واقعی در پشت مناقشهای که رژیم عراق با افترا و تهمت به جمهوری عربی سوریه آغاز کرده، واقف است.
دولت جمهوری عربی سوریه مایل است تأکید کند که به شدت کلیه این قبیل اقدامات تروریستی را محکوم مینماید.
شماره سند شورای امنیت: 14957 / S
شماره سند مجمع عمومی: 172 / 37 / A
8آوریل 1982(19 فروردین 1361)
نامه 5 آوریل 1982 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما، متن نامه آقای دکتر سعدون حمادی وزیر امور خارجه جمهوری عراق به پیوست ارسال میگردد.
زهیر ابراهیم محمد - کاردار موقت
پیوست
نامه تاریخ 3 آوریل 1982 وزیر امور خارجه عراق خطاب به دبیر کل
احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند که در روز دوشنبه 29 مارس 1982 در ساعت 7:00 قبل از ظهر رادیو تهران از ملاقات میان رئیس جمهوری اسلامی ایران آقای علی خامنهای و تعدادی از تروریستهای عراقی که در ایران به سر میبرند، خبر داد که به شرح ذیل است:
آقای علی خامنهای رئیس جمهوری دیروز با چند تن از رجال مذهبی عراق ملاقات کرد. آنها پیروزیهای شکوهمندی را که سربازان اسلام در جبهههای شوش و غرب دزفول به دست آوردند به وی تبریک گفتند. آقای خامنهای در این دیدار از نقش مهم شهید آیت الله صدر و مبارزهاش علیه رژیم بعثی عراق و استکبار جهانی تمجید کرد. وی اظهار داشت که مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت به حوادث عراق بیتفاوت نخواهند بود. همان طور که ما با عراق با مرزهای طولانی، نسبتهای خویشاوندی و روابط اسلامی مرتبط هستیم. بنابراین، ما نمیتوانیم در برابر قدرتهای بزرگ که درباره سرنوشت عراق تصمیمگیری میکنند، سکوت اختیار کنیم. آقای خامنهای افزود که دولت بعدی عراق باید اسلامی و مردمی باشد.و اصل ولایت فقیه میبایست اساس سیستم حکومتی عراق در آینده باشد. آقای خامنهای به منحرفین در عراق هشدار داده و بر لزوم هشیاری رجال مذهبی تأکید کرد. وی خواستار آن شد که از تجربه انقلاب ایران در استقرار دولت اسلامی استفاده کنند. وی در اظهاراتش توضیح داد از آنجایی که
کشورها دارای حدود و ثغور به خاطر آداب و رسوم و مرزهای جغرافیایی هستند در حکومت اسلامی تحت رهبری امام خمینی هیچ گونه مرزی به خاطر آداب، رسوم و مرزهای جغرافیایی نخواهد بود.
در این اظهارات صریح، رئیس جمهوری اسلامی ایران گفت آنچه که ما اعلام کرده و تأکید میکنیم در چارچوب مقررات بین المللی است. از زمان به قدرت رسیدن پس از سقوط شاه، هدف اصلی رژیم ایران اشغال عراق و استقرار یک رژیم عراقی تحت قیمومت[امام]خمینی مشابه رژیم فعلی ایران میباشد. این هدف بر اساس سیاست استقرار دولتهای همسو در ارتباط با عراق و کشورهای عربی در خلیج عربی[فارس]به عنوان حوزه نفوذ و تسلط ایران میباشد.
رژیم ایران هیچ تلاشی جهت پایان دادن به اقدامات تجاوزگرانه و رؤیاهای توسعه طلبانهاش به عمل نمیآورد و از ابتدا شروع به توطئه و اقدامات خرابکارانه و دخالت در امور داخلی ما نموده و نهایتا جنگ تجاوزگرانه علیه عراق را از تاریخ 4 سپتامبر 1980 آغاز کرد.
اظهارات آقای خامنهای در مقام ریاست جمهوری که عالیترین مقام رسمی دولت ایران، بر اساس مقررات بین المللی میباشد، حاکی از ابعاد خطرناک و دور از دسترس و مغایر با مبانی اساسی نظام فعلی بین المللی است که این ابعاد باید در جای خود مورد ملاحظه قرار گیرد که عواقب آن فروپاشی اصول شناخته شده حقوق بین المللی میباشد.
اظهارات آقای خامنهای نشان دهنده دعوت جدید جهت بازگشت و توسعه سیستم ملوک الطوایفی بر کشورهای مستقل میباشد و این در زمانی است که جامعه بین المللی راه طولانی را در روند خلع ید از استعمار طی کرده، استعماری که جهان را میراث گذشتگان میپنداشت، از ریشه برچیده شد. این اظهارات همچنین به منظور به هم ریختن شخصیت بین المللی دولتهای عضو جامعه بین المللی و رد مفاهیم مرزهای جغرافیایی به عنوان گامی جهت توسعه طلبی ارضی به شمار میرود.
این سیاستهای توسعه طلبانه و تجاوزگرانه حکومت ایران در اظهارات آقای خامنهای تصریح شده و حاکی از نقض آشکار برخی از اصول حقوق بین المللی است که جامعه بین المللی به اتفاق آرا آن را تصویب و در اعلامیه روابط دوستانه مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه 2625 (XXV) سال 1970 منتشر شده است. در این میان مهمترین اصول، اصول عدم دخالت در امور داخلی و احترام به حاکمیت دولتهاست.
عراق از ابتدای جنگ و به ویژه در 23 سپتامبر 1980 در بیانیه آقای صدام حسین رئیس جمهوری عراق اعلام کرد که قصد تجاوز به ایران را نداشته و هیچ گونه جاه طلبی در مورد تمامیت ارضی ایران ندارد. عراق خاطر نشان ساخت که از خود در برابر تهدیدات ایران دفاع میکند و برای استقرار صلح عادلانه آمادگی دارد. عراق از این روش پیروی کرده و خارج از مواضع اصولی روشن خود، حرکت نکرده است.
برعکس، رژیم ایران کلیه درخواستهای صادقانه عراق را رد کرده و بر ادامه جنگ اصرار میورزد، به دلیل اینکه هرگز از طرحها و مقاصد توسعه طلبانهاش دست برنداشته است. رئیس جمهوری حکومت ایران تأکید داشته است که هیچ مرزی میان عراق و ایران را به رسمیت نمیشناسد و ایران برای آینده عراق و حکومت آن تصمیم خواهد گرفت. شاید عراق یکی از استانهای ایران باشد.
همان طور که ما توجه جناب عالی را به این حقایق جلب مینماییم به وضوح سیاستها و اهداف تجاوزگرانه و خطرناک رژیم ایران را به روشنی گوشزد کرده و از جناب عالی در خواست مینماییم موضعی بر اساس حقوق بین المللی و منشور سازمان ملل و اصول و اهداف کشورهای عدم تعهد اتخاذ نمایید. تنها در چنین حالتی است که از اصول و عدالت دفاع خواهد شد و روابط بین المللی عادی و دست یابی به صلح و امنیت بین المللی امکان پذیر میگردد و رفاه و شادمانی مردم محفوظ خواهد ماند.
دکتر سعدون حمادی - وزیر امور خارجه جمهوری عراق
شماره سند مجمع عمومی: 222 / 37 / A
11 می 1982 (21 اردیبهشت 1361)
گسترش و تقویت حسن هم جواری میان دولتها
یادداشت 7 می 1982 هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل هیئت نمایندگی دائمی جمهوری عراق ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل، احتراما دستور صادرهی شورای فرماندهی انقلاب عراق را که در آن تصمیم به آزادی نوجوانان اسیر ایرانی جنگ - که در طی نبردهای اخیر دستگیر شدهاند - گرفته است، به پیوست برای جناب عالی ارسال میکند.
پیوست
دستور صادره تاریخ 3 می 1982 شورای فرماندهی انقلاب عراق
بنام خداوند بخشنده مهربان
با الهام از اسلام و بر اساس اصول انقلاب جولای و پیروی از اجداد خویش، یک بار دیگر بر اصول انسانی تأکید کرده و حسن نیت خود را در مورد ملت ایران ابراز نموده و تصمیم به آزادی نوجوانانی که به دست نیروهای دلیر ما در مناطق نبرد به اسارت درآمدهاند، گرفتهایم. آنها را به صلیب سرخ جهانی تحویل داده بدون اینکه مبادله با اسیران عراقی جنگ را خواستار شویم.
زنده باد ملت ایران و اصول شرافتمندانه انسانیاش.
شماره سند شورای امنیت: 15121 / S
مورخ 25 می 1982(4 خرداد 1361)
یادداشت 25 می 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
به نام خداوند بخشنده مهربان
نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل قدردانی خویش را از دبیر کل سازمان ملل اعلام داشته و احتراما متن اطلاعیه وزارت امور خارجه را درباره شهر هویزه در خوزستان که اخیرا آزاد شده، ارسال میدارد.
پیوست
اطلاعیه وزارت امور خارجه ایران
پس از 20 ماه از اشغال غیر قانونی بخشهایی از خوزستان به دست متجاوزان عراقی، مردم مسلمان ایران موفق شدند با عنایات الهی مزدوران صدام حسین را به عقب رانده و سرزمینهای جمهوری اسلامی ایران را آزاد سازند.
آزاد سازی سرزمینهای اشغالی نشان داده است که ایرانیها از نخستین روز اشغال و تخریب ناجوانمردانهی تقریبا کلیه تأسیسات غیر نظامی در شهرها و روستاهای اشغالی، اعم از عمومی و خصوصی به دست رژیم متجاوز عراق، منتظر فرصت بودند که مناطق
اشغالی را بازپس گیرند. در حقیقت رژیم عراق، جنایتهای صهیونیست را در القنیطره تکرار کرده که عراق خودش در پی محکوم کردن آن بود.
نمونه زنده رعب و وحشت جنایتهای عراق را میتوان در شهرستان هویزه ایران شاهد بود.
هویزه یکی از شهرهای مهم سوسنگرد و در دشت میشان در دره کرخه واقع در استان خوزستان قرار دارد. قبل از جنگ تجاوزگرانه عراق، هویزه از محلهای اسلامی و تاریخی به شمار میرفت و دارای آثار باستانی با ارزشی بود. اخیرا وقتی که شهرستان هویزه آزاد شد، رزمندگان مسلمان ایران با منظره وحشتناکی مواجه شدند، هیچ چیزی در عقب نشینی متجاوزان سالم نمانده و همه شهر به تلی از خاک و گل و لای مبدل شده بود. خانهها، مغازهها، ساختمانهای عمومی و حتی مساجد تخریب شده بودند، ساختمانهای مهم هویزه که اشغال گران عراقی تخریب کردهاند عبارتند از:
مسجد مرکزی هویزه
آثار باستانی مذهبی - تاریخی که به بقعه اسماعیل خلیل معروف است (مقبره اسماعیل)
ساختمانهای عمومی شامل فرمانداری، سرویسهای پستی، آرشیوهای دولتی و..
بیمارستان مدرن هویزه که ساکنان منطقه دشت میشان از ان استفاده میکردند. - مدارس شهری
مغازه و کارگاهها
منبع آب و شبکه آبیاری
سایر تأسیسات عمومی
بر اساس اصول پذیرفته شده بین المللی رفتاری، نیروی اشغالگر، مسئول اموال عمومی و شخصی مناطق تحت اشغال خود میباشد، به ویژه اینکه در حفظ بناهای تاریخی و مذهبی نیز مسئولیت دارد. نیازی وجود ندارد که از سازمانهای مختلف بین المللی که حفاظت اموال تحت اشغال را مقرر کردهاند، نام برده شود. دولت جمهوری اسلامی ایران از سازمانهای آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل درخواست مینماید که تیم تحقیقی را جهت بازدید از شهرستان تخریب شده هویزه اعزام نماید تا افکار عمومی بین المللی متوجه گردند که چه نیروی دیو سیرتی درگیر نبرد با مردم مسلمان ایران در 20 ماه گذشته بوده است.
شماره سند شورای امنیت: 15141 / S
30 می 1982(9 خرداد 1361)
نامه 30 می 1982 نمایندگی دائمی اردن در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
احتراما بنا به اطلاع دولت متبوعم، جلسه فوری شورای امنیت را خواستار شده تا تشدید مناقشه نظامی طولانی، رو به رشد و وحشتناک را که میان جمهوری عراق و جمهوری اسلامی ایران از سپتامبر 1980 آغاز شده بررسی کنند.
این مناقشه که ابعاد آن رو به گسترش است نه تنها خطر فوری برای صلح منطقهای خواهد داشت بلکه صلح و امنیت جهانی را به مخاطره خواهد افکند. دولت متبوعم مشتاقانه امیدوار است که شورای امنیت به مسئولیت خویش در این برههی خطرناک عمل نماید.
هازن نوصیبه - سفیر نمایندگی دائمی
شماره سند شورای امنیت: 15184 / S
شماره سند مجمع عمومی: 271 / 37 / A
10 ژوئن 1982 (20 خرداد 1361)
یادداشت 8 ژوئن 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
نمایندگی دائمی جمهوری عراق در سازمان ملل ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل، در مورد سند شماره 10 / 82 / NV مورخ 15 مارس 1982 که حاوی یادداشت نمایندگی دائمی ایران به همراه تلکس وزارت امور خارجه ایران منتشر شد، احتراما بنا به اطلاع دولت عراق خاطرنشان میگردد که این ادعاها در پیام مذکور شرم آور بوده و دخالت غیر قابل توجیه در امور داخلی عراق محسوب میشود.
در پیام تلکس ایران ادعاهای بیاساس صورت گرفته که دولت عراق 1500 تن از مسلمانان مرد، زن و بچه عراقی را از مرز اخراج کرده است.
ضرورت دارد نمایندگی دائمی عراق در اینجا تأکید کند افرادی که اخراج شدهاند
شهروندان ایرانی بوده که به طور غیر قانونی تابعیت عراقی کسب کرده بودند. بسیار مشکل است که با این سؤال مواجه شوم که اخراج ملیتهای خارجی به کشور خودشان باید تحت عنوان مسئله آوارگان مورد توجه قرار گیرد.
عراق، همانند سایر دولتهای مستقل، حق اخراج هر خارجی را که به طور غیر قانونی وارد خاک خود شده باشد و یا اینکه مقررات مهاجرت کشور را نقض کرده باشد داراست.
به علاوه، گفتنی است که هر دولت مستقلی حق لغو تابعیت هر شهروندی را که با ارائه اسناد جعلی و کذب به دست آمده باشد، دارا میباشد.
همه موارد و مقررات مذکور بر اساس حقوق بین المللی خصوصی و اصول جامعه بین المللی بوده و حق قانونی دولتهای مستقل به شمار میرود.
با توجه به حقایق فوق، دولت عراق مجبور بوده است اقدامات لازم را در مورد خارجیانی که مقررات و شرایط تابعیت را نقض کردهاند، اتخاذ نماید.
شماره سند شورای امنیت: 15196 / S
شماره سند مجمع عمومی:279 / 37 / A
11 ژوئن 1982 (21 خرداد 1361)
یادداشت 10 ژوئن 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیرکل
نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل با قدردانی از دبیرکل سازمان ملل، احتراما متن بیانیه دولت عراق را درباره آمادگی عراق جهت آتشبس فوری در جبهه جنگ با ایران، به پیوست ارسال میکند.
پیوست
رهبری ملی منطقهای حزب سوسیالیست بعث عربی و شورای فرماندهی انقلاب به رهبری صدام حسین رئیس جمهوری که در نشست مشترک فوقالعاده در شب گذشته تشکیل شد، درخواست کمیته صلح اسلامی درباره توقف مخاصمات و سایر مسائل مربوط به تجاوزات صهیونیست را مورد بحث قرار داد و آمادگی عراق را جهت رعایت آتشبس فوری در جبهه جنگ با ایران و در پاسخ به درخواست کمیته صلح اسلامی برای پایان بخشیدن به مخاصمات و رودررویی با تجاوزات دشمن صهیونیستی، اعلام کرد.
این بیانیه میافزاید آمادگی عراق جهت عقبنشینی فوری نیروهایش از کلیه شهرها و سرزمینهای ایران از جمله قصر شیرین، مهران، سومار و خسروی به مرزهای بینالمللی را شامل میشود. روند عقبنشینی طی دو هفته کامل خواهد شد. درباره حل و فصل مسائل مورد مناقشه نمیتوان با ایران مستقیما از طریق سازمانهای واسطه موجود میان دو کشور به توافق دست یافت، اما عراق آماده است هر گونه تصمیم الزامآور حکمیت سازمان کنفرانس اسلامی را که در نشست فوری سازمان کنفرانس اسلامی بدین منظور تشکیل شده بپذیرد.
اگر ایران تصمیم حکمیت سازمان کنفرانس اسلامی را رد کند، عراق هر تصمیم الزامآوری را که نهضت عدم تعهد یا شورای امنیت سازمان ملل اتخاذ کند، خواهد پذیرفت.
شورای فرماندهی انقلاب اعلام کرد که تصمیم عراق برای توقف کلیه عملیاتهای نظامی از درک عمیق آن ناشی میشود و کلیه تلاشها باید جهت مواجهه با دشمن صهیونیستی هدایت شود.
-شماره سند مجمع عمومی: 285 / 37 / A
نامه 11 ژوئن 1982 نمایندگی دائمی بلژیک در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما، توجه جناب عالی را به بیانیه ذیل در مورد مناقشه میان عراق و ایران که وزیران امور خارجه ده کشور عضو جامعه اتحادیه اروپا در 24 می 1982 صادر کردند، جلب مینمایم
ده کشور نگرانی عمیق خود را از ادامه مناقشه میان عراق و ایران که اکنون بیش از دو سال است طول کشیده، ابراز داشته و مدعی شدند که قربانیان بیشماری داشته و به انهدام مادی بسیاری منجر شده و به مردم غیر نظامی صدمات شدیدی را وارد ساخته و منابع مهمی را که دو کشور باید جهت پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مصرف کنند، به خود اختصاص داده است.
در حالی که مجددا بر تعهدات خویش به اصل احترام به استقلال و حاکمیت دولتها و عدم دخالت در امور داخلی آنها تأکید میگردد، ده کشور نگرانی عمیق خود را از ادامه نبرد ابراز
نمودند، آنها با توجه به روابط نزدیک با هر یک از دو کشور متخاصم و نیز با سایر کشورهای منطقه از ادامه مناقشه اظهار تأسف کرده مجددا یادآور شدند که از 23 سپتامبر 1980 موضعی را در پشتیبانی از پایان بخشیدن به نبرد و حل و فصل از طریق مذاکره اتخاذ کردهاند.
ده کشور از تلاشهای مصرانه نمایندگان دبیر کل سازمان ملل و نهضت عدم تعهد و کنفرانس اسلامی تشکر و قدردانی نمودند.
ده کشور مشتاقانه به حل و فصل صلح جویانه بر اساس اصول شناخته شده جامعه بین المللی از قبیل آنچه که شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه 479 مورخ سپتامبر 1980 مشخص کرده، اظهار تمایل نمودند. آنها مصرانه اعتقاد دارند حل و فصل عادلانه و سیاسی پایدار، متضمن امنیت دو کشور با احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی و هویت سیاسی و فرهنگی آنها میباشد و بیش از پیش ضروری است، چون رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی را برای مردم منطقه به ارمغان میآورد.
ده کشور خواهان مشارکت در هر گونه تلاشی جهت صلح بوده تا آنجایی که هر یک از دو طرف در آن مشارکت کنند و همچنین با پایان یافتن مخاصمات، امکان همکاری در بازسازی دو کشور مورد بررسی قرار میگیرد.
ادموند دی ور - سفیر نمایندگی دائمی بلژیک در سازمان ملل
شماره سند مجمع عمومی: 305 / 37 / A
24 ژوئن 1982 (3 تیر 1361)
حل و فصل صلح جویانه مناقشات میان دولتها
یادداشت 22 ژوئن 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل ضمن قدردانی از دبیر کل سازمان ملل، احتراما تصمیم شورای فرماندهی انقلاب عراق در تاریخ 20 ژوئن 1982 جهت عقب نشینی نیروهای عراقی از کلیه سرزمینها اشغالی ایرانی به مرزهای بین المللی طی 10 روز را به اطلاع میرساند.
رئیس جمهوری صدام حسین اعلام کرد که از آغاز عقب نشینی نیروهای عراقی از کلیه سرزمینهای اشغالی ایران به مرزهای بین المللی طی 10 روز از تاریخ مذکور صورت خواهد
گرفت. رئیس جمهوری در نطق خود گفت که شورای فرماندهی انقلاب تصمیم گرفته است بر اساس بیانیه پیشنهادی 10 ژوئن به ایران جهت آتش بس و عقب نشینی نیروهایش به تعهد خود ادامه دهد. در ضمن عراق خواهان ادامه همکاری با هیئتهای میانجی میباشد تا به حل و فصل عادلانه شرافتمندانه که عراق از روزهای اولیه جنگ خواستار آن بوده، دست یابد.
رئیس جمهوری عراق توضیح داد که دلایلی در ماورای عقب نشینی است و اظهار داشت که این تصمیم به منظور رد کردن یکی از مهمترین بهانههای دولت ایران جهت ادامه جنگ صورت گرفته و قرار دادن آن کشور در آزمون واقعی و آشکار ساختن نیات حقیقیاش در پیشگاه اعراف و افکار عمومی جهان میباشد.
گسترش وضعیت بغرنج که ملت عرب شاهد هستند ناشی از اشغال لبنان به دست صهیونیستها و مقاومت فلسطینیان در برابر آنان میباشد که عراق در این موقعیت لازم است به کمک آنان بشتابد.
رئیس جمهوری اضافه کرد که به رغم آگاهی عراق و تجربهای که از روابط نزدیک توطئه حکام تهران در ادامه جنگ با نگرش تحریک آمیز برخی مجامع در این زمینه وجود دارد، تجاوز خائنانه صهیونیست علیه لبنان و مقاومت فلسطین، عراق را در معرض این همکاری قرار داده است تا از کلیه اتهامات دروغین جلوگیری کند.
به علاوه، دولت عراق کلیه اتهامات و استدلالهای کذب را مبنی بر اینکه هنوز قسمتهایی از خاک ایران را در اشغال دارد، رد میکند، تصمیمات عراق در عقب نشینی نیروهایش کلیه این توجیهات مبنی بر اینکه آنها سوء نیت یا حسن نیت داشتهاند را برطرف میسازد و جامعه بین المللی را متوجه مسئولیت خویش در مورد مناقشه میکند.
رئیس جمهوری عراق همچنین توضیح داد که مسئولیت عراق در مورد نهضت عدم تعهد، حقیقتی است که میزبان هفتمین نشست اجلاس در سپتامبر خواهد بود که لازم است هر گونه اتهامی که توسط سایرین تحت عنوان نهضت به منظور تضعیف کردن نقش عراق صورت میگیرد، یا اینکه دلیل دیگری در اعلام عقب نشینی سربازان عراقی از خاک ایران وجود داشته، برطرف گردد.
عراق اعتقاد دارد که تصمیمش جهت عقب نشینی تا حدودی زیادی برای گسترش روابط مثبت با نیروهای با حسن نیت خلقی ایران صورت گرفته که به مبارزه با جنگ تجاوزگرانه برخاستهاند که دولت ایران علیه عراق آغاز کرده است و آنان در تلاشند که روابط عادی با عراق برقرار کنند.
این تصمیم همچنین فرصتهای بهتری را جهت صلح دوستی و نیروهای دوستی با
عراق علیه منشأ تجاوز و توسعه طلبی فراهم ساخته است.
به رغم پیامدهای تصمیمات عراق، این کشور متقاعد شده است که دولت ایران از نیات تجاوزگرانه و طمع کارانهاش دست بر نخواهد داشت، بنابراین انتظار میرود که دولت ایران به تجاوزاتش علیه سرزمین و مردم عراق ادامه داده که نیاز به آمادگی جهت فداکاری، شکیبایی و آگاهی بیشتر است تا کلیه طمعهای ایران را دفن کنند.
شماره سند مجمع عمومی: 321 / 37 / A
شماره سند شورای امنیت: 15266 / S
2 جولای 1982 (11 تیر 1361)
گسترش و تقویت حسن هم جواری میان دولتها
نامه مورخ 30 ژوئن 1982 نمایندگی دائمی بلژیک در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما توجه جناب عالی را به بیانیه مربوط به مناقشه میان عراق و ایران که به دنبال اجلاس سران دولتها و حکومتهای 10 کشور عضو جامع اروپا در بروکسل در تاریخ 28 و 29 ژوئن 1982 تشکیل شد، جلب مینمایم.
ای. دی ور - سفیر نمایندگی دائمی بلژیک در سازمان ملل
پیوست
در مورد مناقشه عراق و ایران سران دولتها و حکومتهای 10 کشور عضو جامعه اروپا در اجلاس بروکسل در تاریخ 28 و 29 ژوئن 1982 بیانیه ذیل را صادر کردند.
1- ده کشور نگرانی عمیق خود را از ادامه مناقشه خسارت بار میان عراق و ایران - که برای دو کشور مخرب بوده و به شدت تهدید کننده امنیت و ثبات منطقه میباشد - ابراز کردند.
2- آنها بر درخواست مورخ 24 می خود جهت خاتمه بخشیدن مخاصمات و حل و فصل از طریق مذاکره تأکید کردند.
3- آنها افزایش تلاشهای صلح جویانه را خواستار شدند، به طریقی که اخیرا خودشان اعلام آمادگی کردند که باید به اینها کمک نمود.
شماره سند شورای امنیت: 15270 / S
2 جولای 1982 (11 تیر 1361)
نامه مورخ 1 جولای 1982 نماینده ایران خطاب به رئیس شورای امنیت
احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند که بر اساس جدیدترین اطلاعات دریافتی از تهران، نیروهای متجاوز عراق، علی رغم ادعاهای عراق هنوز قسمتهایی از خاک ایران را در اشغال دارند. اگر چه هنوز تحرکات برخی از سربازان عراق در غرب ایران وجود دارد، اما این تحرکات تنها شامل عقب نشینی از مواضع غیر قابل دفاع در دشتها و شهرها به زمینهای مرتفع میشود که در آنها نقاط سنگر حفر کرده و هنوز در خاک ایران باقی ماندهاند.
در تحرکات آنها به مواضع جدیدشان، نیروهای متجاوز عراقی به همان روند اقدامات جنایتکارانه خود افزوده و همچنان به اشغال سرزمین ایران طی 21 ماه گذشته ادامه دادهاند. متجاوزان عراقی شهرهای قصر شیرین و مهران را کاملا تخریب کرده و نیز پلها، جادهها و سایر تأسیسات عمومی و غیر نظامی را در این مناطق، از بین بردهاند.
آتش توپخانه عراق هنوز به طور روزانه ادامه داشته که این گلولهبارانها تنها در روز گذشته به کشته شدن 8 تن و مجروح شدن 29 غیر نظامی در مناطق مسکونی آبادان و خرمشهر انجامید.
ادامه این اقدامات جنایتکارانه رژیم بعثی صدام حسین راهی برای مردم مسلمان ایران جز اقدامات مقابله به مثل به خاطر اعمال ضد انسانی این رژیم، باقی نخواهد گذاشت.
سعید رجایی خراسانی - نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل
شماره سند مجمع عمومی: 323 / 37 / A
2 جولای 1982(11 تیر 1361)
حل و فصل صلح جویانه مناقشات میان دولتها
نامه مورخ 1 جولای 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل احتراما به اطلاع میرساند که در تاریخ 10 ژوئن 1982، شورای فرماندهی انقلاب
عراق اعلام کرد که آتش بس یک طرفه در مناقشه نظامی با ایران را اعلام کرده است. در 20 ژوئن آقای صدام حسین رئیس جمهوری عراق این تصمیمات شورا را اعلام کرد که در آن تصمیم گرفته است که عقب نشینی کامل نیروهای خود را از سرزمینهای اشغالی ایران ظرف حداکثر یک دوره 10 روزه آغاز کند. عملیات عقبنشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی اکنون کامل شده است.
در این مورد مایلم به گزارشهای شماره 144 هیئت نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل مورخ 24 ژوئن اشاره کنم که در آن این هیئت نمایندگی بخشی از اظهارات مورخ 21 ژوئن[امام]خمینی را خاطر نشان ساخت که بخش از آن اظهارات را در سند ذیل میخوانیم:
در 21 ژوئن،[امام]خمینی در اظهاراتش در پاسخ به اعلام عراق مبنی بر عقب نشینی از سرزمینهای اشغالی ایران تجاوز صهیونیست به جنوب لبنان اظهار داشت:
«تجاوز صهیونیست به جنوب لبنان نیز توطئهای از سوی ایالات متحده جهت منحرف ساختن توجهات جهانیان از جنگ ایران و عراق و نیز اغفال جمهوری اسلامی ایران در وضعیتی که نتواند حملات عراق را دفع کند، صورت گرفته است. در حالی که مردم ایران از خون ریزی در جنوب لبنان نگران میباشند، وضعیت بد مسلمانان در آن کشور نباید ایرانیها را تا اندازهای به خود مشغول سازد که قادر نباشد حملات فوری همسایهشان را دفع کنند. ایستادگی ایران در برابر رژیم عراق فصل جدیدی از مقاومتها و مبارزات را در برابر صهیونیستها ایجاد کرد که به هیچ دلیلی نمیتواند متوقف شود. تجاوز صهیونیستها به جنوب لبنان بنا به درخواست و حمایت امریکا و با این فرض انجام شد که ایران با کمک نظامی به لبنان در برابر عراق ضعیف شده و رژیم عراق مجال یابد با تقویت توان خود حمله سراسری وسیعی را علیه ایران اجرا نماید و هر آنچه که بخواهد بر سر ایران بیاورد. در آغاز جنگ، صدام حسین خیلی بیشرمانه ادعاهای خود را علیه جمهوری اسلامی بیان کرد و در تهاجم نیروهایش به ایران آشکارا به آنها مدال فتح و افتخار میداد اما اکنون انتخابش عقب نشینی است.»
امام در بیاناتش مکررا در پاسخ به ادعاهای صدام حسین در بغداد گفت که رژیم بعث عراق تواناییاش برای پیروزی در جنگ پایان یافته لذا (به ناچار) گفته که در 10 روز آینده نیروهایش را از مناطق اشغال شده خارج خواهد کرد.
امام ادعاهای صدام حسین را تمسخر آمیز دانست و گفت که نه تنها اعلامیههای
رسمی را دیکته شده به او میدهند بلکه او تماما عقل سلیم خود را از دست داده و در درک و فهم مسائل ناتوان شده و مانند یک کودک مدرسهای است.
امام گفت که صدام مکررا در رسانههای بین المللی ادعا میکرد که هزاران ایرانی را کشته و خسارات عظیم مادی بر آنان وارد کرده و هزاران ایرانی را به اسارت گرفته است اما حقیقت روشن شد و کذب گفتارش و وقاحت تجاوز و جنایاتش اثبات شد. اگر فرضا ادعاهایش درست باشد پس هزاران تن از ایرانیانی که بنا به ادعاهای او اسیر شدهاند باید سالم باشند و پس از پایان جنگ به میهنشان برگردند.
در چنین موقعیتی من نباید در تلاش برای معامله و مصالحه با خیال و تصور پیش روم... نکته قابل توجهی است که هیئت نمایندگی ایران به صلاح دید خود بخشی از بیانات[امام]خمینی را حذف کرده است.
همچنین[امام]خمینی واقعا گفت که اگر ایران در این جنگ پیروز شود و عراق را شکست دهد، عراق به ایران الحاق خواهد شد و سپس همه کشورهای کوچک منطقه نیز به ایران الحاق میشوند. او همچنین گفت که بیانیه رسمی عراق برای عقب نشینی و خروج نیروهایش از ایران چیزی جز یک دسیسه و توطئه نیست و ما نباید عراق را ترک کنیم و باید در آنجا بمانیم و جلوی گسترش و تقویت نیروهای عراق را با کمک و همدستی سایرین را بگیریم تا آنها نتوانند به ما حمله مجدد و ناگهانی کنند.
با توجه به صحت عقب نشینی نیروهای عراق، امام خمینی گفت که خوب این یکی از شرایط ماست اما ما شرایط دیگری هم داریم که باید انجام شود و گرنه به جنگ با عراق ادامه خواهیم داد.
از جناب عالی اجازه میخواهم تا توجه شما را به نتیجه گیری و جمع بندی دولت متبوعم که برگرفته از دیدگاهها و حقایق مذکور است جلب کنم. مایلم اشاره کنم که مقامات وزارت خارجه عراق قبلا این مطالب را به هیئت اعزامی دیپلماتیک به بغداد انتقال دادهاند، با توجه به این نظرات و دیدگاهها، عراق از تلاشهای مستمر خود برای استقرار عدالت و توافق (بر سر آتش بس یا خاتمه جنگ) باز نخواهد ایستاد. اما از سوی دیگر وزارت خارجه ایران برای به تعویق انداختن این نکته (آتش بس یا خاتمه جنگ) با گستاخی از اظهارات خود در 29 ژوئن مبنی بر اینکه نیروهای عراقی آتش بس را مراعات نکردهاند و هنوز برخی از مناطق استراتژیک ایران را در اشغال خود دارند، دفاع میکند.
در این باره مایلم به اطلاع جناب عالی برسانم که در 30 ژوئن سخنگوی وزارت خارجه عراق تأکید کرد که نیروهای عراقی کاملا عقب نشینی کرده و قاطعانه
ادعاهای ایران را رد میکنند. به علاوه این سخنگو بر خواسته عراق از سازمان ملل، نهضت کشورهای غیر متعهد و سازمان کنفرانس اسلامی، جهت تشکیل کمیسیون حقیقت یاب تأکید کرده تا طرفی که شروع کننده تجاوز و مسئولیت ادامه آن را داشته مشخص نمایند. این سخنگو همچنین بر این حقیقت تأکید کرد که عراق قبلا درخواست تعیین صحت عقب نشینی را نموده و تضمین آتش بس با نیروی متشکل از نیروی سازمان ملل، نهضت کشورهای عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی یا از هر سه سازمان مذکور را خواستار شده است. این سخنگو خاطرنشان ساخت که اگر دولت ایران از درستی ادعاهایش اطمینان دارد باید به طور شایسته به این پیشنهاد پاسخ دهد، به صورتی که مطمئنترین وسیله جهت تصدیق واقعی این وضعیت است. از طرف دیگر ادعاهای ایران چیزی جز سیاست مصرانهاش در طولانی ساختن جنگ نیست.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 15279 / S
8 جولای 1982(17 تیر 1361)
نامه مورخ 8 جولای 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم، پیرو نامه مورخ 1 جولای 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به جناب عالی (15270 / S) احتراما به اطلاع میرساند که در این نامه نمایندگی دائمی ایران با لحن ناشایست که زبان استاندارد ایران شده، ادعا کرده است که نیروهای عراقی از ایران عقب نشینی نکردهاند.
ادعاهای مذکور ایران را قاطعانه رد میکنیم، آن واقعیتی است که به طور منطقی ارائه شده که نباید هیچ شکی در عقب نشینی نیروهای عراقی از ایران وجود داشته باشد. جا دارد که سازمان ملل صحت این حقیقت را با مکانیسم مناسب تأیید کند.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: (S / RES / 514 (1982
12 جولای 1982(21 تیر 1361)
قطعنامه 514(1982)
مصوبه شورای امنیت در جلسه 2383 خود، مورخ 12 جولای 1982
شورای امنیت با بررسی مجدد موضوع تحت عنوان "وضعیت میان ایران و عراق"؛
با نگرانی عمیق در مورد ادامه مناقشه میان دو کشور که به خسارات سنگین جانی و مالی منجر شده و صلح و امنیت را به مخاطره افکنده است؛
با یادآوری مفاد ماده 2 منشور ملل متحد و یادآوری اینکه لازمه استقرار صلح و امنیت در منطقه، رعایت کامل این مفاد است؛
با یادآوری ماده 24 منشور که به موجب آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی به عهده شورای امنیت واگذار گردیده است؛
با یادآوری قطعنامه 479 که به اتفاق آرا در 28 سپتامبر 1980 تصویب شد و نیز بیانیه مورخ 5 نوامبر 1980 رئیس شورا (14244 / S)
با در نظر گرفتن کوششهایی که خصوصا دبیر کل سازمان ملل متحد و نماینده او و نیز جنبش کشورهای غیر متعهد و سازمان کنفرانس اسلامی در جهت میانجی گری مبذول داشتهاند؛
1- خواستار آتش بس و خاتمه فوری کلیه عملیات نظامی میباشیم.
2- علاوه بر آن خواستار عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی میباشیم.
3- تصمیم میگیرد گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را به منظور بررسی، تأیید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و از دبیر کل میخواهد که گزارش خود را در مورد ترتیباتی که بدین منظور مورد نیاز است به شورای امنیت تسلیم نماید.
4- مصرانه میخواهد که کوششهای میانجی گری به نحو هماهنگ شده از طریق دبیر کل به منظور نیل به حل جامع اختلافات به نحو عادلانه و شرافتمندانه که مورد قبول هر دو طرف در زمینه کلیه مسائل مهم بر اساس اصول منشور ملل متحد، از جمله احترام به حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها باشد، ادامه یابد.
5- از همه کشورهای دیگر درخواست مینماید که از هر اقدامی که میتواند به ادامه
اختلافات دامن زند، خودداری ورزند و اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند.
6- از دبیر کل تقاضا مینماید که ظرف سه ماه،در مورد اجرای این قطعنامه گزارش خود را تسلیم نماید.
شماره سند شورای امنیت: 15289 / S
14 جولای 1982 (23 تیر 1361)
نامه مورخ 14 جولای 1982 نمایندگی عراق خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما توجه جناب عالی را به وضعیت خطرناک در خصوص مناقشه میان عراق و ایران جلب مینمایم
نیروهای ایران در ساعت 22 مورخ 13 جولای 1982، حملهای را در منطقه بصره در طول و عرض 10 کیلومتری جبهه آغاز کردند و تلاش کردند از مرزهای عراق عبور کنند. گلولهباران شهر بصره، بند فاو و شهر ابوالخصیب در گذرگاه شط العرب، خسارات و زیانهایی را سبب گردید.
با توجه به این حقیقت که این حمله نقض آشکار قطعنامه 514(1982) شورای امنیت از سوی ایران است، دولت عراق از شورا درخواست میکند که نقض قطعنامه شورا از سوی ایران را محکوم نماید و با اتخاذ اقدامات مناسب به این اقدامات جدید تجاوزگرانه که ایران مرتکب میشود، پایان دهد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی جمهوری عراق
شماره سند شورای امنیت: 15292 / S
14 جولای 1982 (23 تیر 1361)
نامه مورخ 14 جولای 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما با توجه به متن قطعنامه 514 (1982) شورای امنیت، آن را برای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ارسال کردم. با احترام به متن پاسخ دولت متبوعم به پیوست ارسال میگردد.
سعید رجایی خراسانی - نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران
پیوست
موضع جمهوری اسلامی ایران درباره اقدامات شورای امنیت در خصوص جنگ تجاوزگرانه عراق علیه ایران
اقدامات شورای امنیت در مورد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از سپتامبر 1980 مطابق با منظور سازمان ملل
در پاراگراف 2 ماده 24 منشور میخوانیم:
"در ایفای وظایف شورای امنیت، مطابق با اهداف و اصول سازمان ملل اقدام خواهد شد."
در پاراگراف 1 ماده 33 منشور میخوانیم:
"طرفین هر مناقشه که تداوم آن احتمالا حفظ صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره میافکند، قبل از هر چیز باید در جست و جوی حل و فصل از طریق مذاکره، تحقیق، میانجیگری، توافق، داوری، حل و فصل قضایی، متوسل شدن به مؤسسات یا ترتیبات منطقهای یا سایر ابزارهای صلح جویانه - با انتخاب خود آنها - باشند."
در پاراگراف 2 ماده 33 منشور میخوانیم:
"شورای امنیت هر وقت که لازم باشد از طرفین اختلاف جهت حل و فصل مناقشه خود با چنین ابزارهایی، درخواست میکند."
دولتهای عضو سازمان ملل به تعهدات خود در برابر منشور مقیدند و ملزم به رعایت مفاد 33 و 37 میباشند. پیش از آنکه دولتی تصمیم بگیرد و به طور یک جانبه به تجاوزات و اشغال نظامی برای حل و فصل مناقشه متوسل شود، اما در مورد دولتی که واقعا چنین تصمیم یک طرفهای را اتخاذ کند، وظیفه شوراست که آن دولت را به دلیل عدم التزام به منشور محکوم نماید و از آن بخواهد که به شرایط متداول قبل از شروع به تجاوز و حل و فصل مناقشه بر اساس مفاد 33 و 37 منشور متوسل شود. کوتاهی در انجام آن با چنین ابزاری به مفهوم آن است که شورا بر اساس اهداف و اصول سازمان ملل عمل نکرده است.
قطعنامه 479(1980) شورای امنیت در شناسایی تجاوز و اشغال نظامی که اتفاق افتاده قصور کرده است. همچنین در محکوم کردن متجاوز کوتاهی کرده و خواستار آن است که به شرایط متداول قبل از شروع تجاوز بازگردند. بنابراین، قطعنامه 479 (1980) هیچ سازگاری با منشور ندارد. این قطعنامه شامل تلاشی از سوی شورا است که به پیامدهای تجاوزات نظامی عراق پایان دهد و ایران را به شرایطی جهت دست یابی به صلح وادار کند که به طور یک جانبه به نفع متجاوز است.
سکوت کامل شورای امنیت برای تقریبا 22 ماده که طی آن تلاشهای جنگی نیروهای عراقی متجاوز عمدتا علیه غیر نظامیان ایران و اهداف اقتصادی در خوزستان و غرب ایران صورت گرفته، به وضوح نشان دهنده آن است که شورای امنیت عملا به مسئولیتهای خود تحت منشور که مغایر با ماده 39 میباشد، بیتوجه بوده است. این به مفهوم آن است که شورا خودش را با توجه به موضوع تجاوزات عراق علیه ایران و نهایتا پشتیبانی از موضع عراق به طور ضمنی، موظف میداند.
قطعنامه 514 شورا کاملا منطبق است با اعمال فشار همگانی شورای بررسی حقیقت که تا کنون به طور ریاکارانه در جهت حمایت از متجاوز برآمده است.
قطعنامه 514 به طور عمد در توجه به این مهم کوتاهی کرده است و در خصوص تجاوزات عراق و اشغال نظامی ایران - که بیش از 22 ماه از آن سپری شده - بیتفاوت بوده است.
همچنین در محکوم کردن متجاوز علی رغم مفاد 33 و 37 منشور قصور کرده است و در مورد تجاوزات ددمنشانه عراق که پیامدهای خطرناکی به دلیل جنایاتی که علیه بشریت داشته، بیتفاوت بوده است. همچنین در شناسایی حقوق غیر قابل انکار مردم ایران و تنبیه متجاوزان عراقی که موجب از بین رفتن اموال و گرفتاریهای مردم ایران شده، مسئولیت دارد.
این به وضوح نشان دهنده آن است که شورای امنیت درنگ کرده تا آنجایی که بنا به اظهارات وزیر خارجه عراق، این رژیم آنچه خواستار بسیاری از ایرانیها را کشته و اموال بسیاری در ایران را آن قدر که تمایل داشته از بین برده، قبل از اینکه بخواهد در پشت جنایات جنگی که مرتکب میشود پناهگاهی ایجاد کند، زیرا از تنبیهی که انتظار میرود در امان میباشد.
این نگرش شورای امنیت با روح منشور مغایرت صریح دارد و به وضوح ماده 24 آن را نقض میکند.
در نتیجه، جمهوری اسلامی ایران خودش را از هر گونه اقدامی که تاکنون شورای امنیت درباره جنگ تجاوزگرانه عراق علیه ایران اتخاذ کرده، مجزا میداند.
ما آماده همکاری با شورا در این مورد در آینده هستیم و لازم است با توجه به مسئولیتهای خویش به طور جدی اقدام شایسته به عمل آورد و واقعیتهای موجود در صحنه را مورد بررسی قرار دهد. بدیهی است مسئولیت هرگونه پیامدهای غفلت شورا تا امروز به طور کامل متوجه شورا خواهد بود.
شماره سند شورای امنیت: 15293 / S
15 جولای 1982 (24 تیر 1361)
گزارش دبیر کل
پیرو پاراگراف 3 از قطعنامه 514 شورای امنیت
1- در 12 جولای 1982، شورای امنیت قطعنامه 514(1982) را در مورد وضعیت میان ایران و عراق تصویب کرد که در بخشهایی از آن آمده است:
شورای امنیت
الف) خواستار آتش بس و پایان دادن فوری کلیه عملیاتهای نظامی؛
ب) درخواست جهت عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی؛
ج) تصمیم گیری جهت اعزام تیم ناظران سازمان ملل جهت تأیید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی و درخواست از دبیر کل جهت تسلیم گزارش به شورا در مورد ترتیباتی که بدین منظور مورد نیاز است.
2- متن قطعنامه 514 بلافاصله پس از تصویب آن به دولتهای جمهوری اسلامی ایران و عراق ارسال شد.
3- باتوجه به ترتیبات مربوط به پاراگراف 3 از قطعنامه 514 شورای امنیت، دبیر کل به عنوان نخستین گام و با توافق طرفین آن را مورد ملاحظه قرار داده و تیم کوچکی از افسران عالی رتبه نظامی سازمان ملل را مشخص کرده تا وضعیت واقعی در این زمینه را بررسی و ترتیباتی که جهت اجرای پاراگراف 3 قطعنامه مورد نیاز است، مورد ارزیابی قرار دهد.
4- در 13 جولای 1982، وزیر امور خارجه عراق به دبیر کل اطلاع داد که عراق آماده همکاری در اجرای قطعنامه میباشد.
5- در 14 جولای 1982، نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران متن بیانیهی دولتش را در مورد قطعنامه 514 ارسال کرد (15292 / S). در این بیانیه، دولت جمهوری اسلامی ایران دلایل خود را ارائه کرد و خودش را از هر گونه اقدامی که شورای امنیت تاکنون درباره جنگ تجاوزگرانه عراق علیه ایران اتخاذ کرده، مجزا ساخت.
6- دبیر کل فرصت را غنیمت شمرده و تصریح مینماید که به تلاشهای زیادی که از شروع مخاصمات نظامی در سپتامبر 1980 جهت پایان بخشیدن نبرد آغاز کرده ادامه داده، تا بتوان به حل و فصل، مناقشه دست یافت.
شماره سند شورای امنیت: 15296 / S
15 جولای 1982 (24 تیر 1361)
بیانیه رئیس شورای امنیت
شورای امنیت در مشورتهای غیر رسمی امروز صبح، 15 جولای 1982، گسترش اخیر وضعیت میان ایران و عراق را مورد ملاحظه قرار داد.
اعضای شورای امنیت نگرانی خود را از وضعیت خطرناک موجود میان ایران و عراق و در واقع قطعنامه 514 (1982) که هنوز اجرا نشده، ابزار کردند. شورا بر فعالیت در این مهم تأکید کرد. رئیس شورا به تماس خود با طرفین به منظور یافتن کلیه راههای ممکن جهت پیشرفت تلاشها تا خاتمه بخشیدن به نبرد و حل و فصل مسائل مربوطه، ادامه خواهد داد.
شماره سند شورای امنیت: 15301 / S
19 جولای 1982 (28 تیر 1361)
نامه مورخ 19 جولای 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما توجه جناب عالی را به تشدید وخامت وضعیت در مورد مناقشه عراق و ایران جلب مینمایم.
اطمینان دارم که جناب عالی کاملا از نبرد سنگین مرزی عراق اطلاع دارید که توسط کارشناسان نظامی بین المللی پس از جنگ دوم جهانی به عنوان بزرگترین نبرد مورد ملاحظه قرار گرفته است.
تجاوز مداوم ایران علیه عراق و بیاعتنایی به قطعنامه 514 شورای امنیت و تهدید به گسترش این مناقشه، تهدید جدی و خطرناک برای صلح و امنیت کل منطقه به ویژه منطقه خلیج عربی[فارس]به شمار میرود با توجه به این حقایق، دولت عراق از شورای امنیت درخواست میکند به مسئولیت خویش عمل نماید و با اتخاذ اقدامات لازم به تجاوزاتی که ایران مرتکب میشود پایان دهد.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی
شماره سند مجمع عمومی: 191 / 37 / A
9 آگوست 1982 (18 مرداد 1361)
پیامدهای طولانی شدن مناقشه میان ایران و عراق
نامه مورخ 5 آگوست 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما طبق ماده 14 اصول و مقررات مجمع عمومی و دستور جلسه نشست سی و هفتم بند مکمل تحت عنوان «پیامدهای طولانی شدن مناقشه نظامی میان ایران و عراق» یادداشت توضیحی طبق ماده 20 مقررات مذکور به پیوست ارسال خواهد شد. با توجه به اهمیت موضوع، دولت متبوعم درخواست میکند که این موضوع در جلسه فوق العاده مجمع عمومی مورد بحث واقع شود.
صالح عمر العلی - نمایندگی دائمی
پیوست
یادداشت توضیحی
1- از 4 سپتامبر 1980، عراق علل این مناقشه نظامی را در فواصل مختلف در مجامع بین المللی از جمله شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کرده است. عراق به طور دائم در حرف و عمل بر تبعیت کامل خویش از مقررات و مفاد منشور سازمان ملل درباره حل و فصل صلح جویانه مناقشات بین المللی، ممنوعیت استفاده از زور در روابط بین المللی و احترام به حاکمیت و عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر تأکید کرده است.
2- عراق قطعنامههای 479 (1980) و 514 (1982) شورای امنیت را پذیرفته است و صادقانه با نماینده دبیر کل سازمان ملل آقای اولاف پالمه برای دست یابی به حل و فصل عادلانه و شرافتمندانه مناقشه، همکاری کرده است.
3- عراق قطعنامه P-(IS) - 6 / 3 مصوبه سومین نشست کنفرانس اسلامی در شهرهای مکه و طائف پادشاهی عربستان سعودی در ژانویه 1981 را پذیرفته است و هر آنچه در توان دارد جهت موفقیت هیئت کمیته حسن نیت که بر اساس قطعنامه مذکور در مورد مناقشه تشکیل شده، انجام داده است.
4- عراق تصمیمات کنفرانس وزیران امور خارجه کشورهای عدم تعهد در دهلی نو مورخ فوریه 1981 را پذیرفته است و تلاشهای صادقانهای را با کمیته وزیران مسئول بر اساس تصمیمات اجلاس مذکور جهت رسیدن به حل و فصل مناقشه میان دو طرف به عمل آورده است.
5- به علاوه، عراق تلاشهای زیادی را در سطوح دو جانبه با دولتهای مشخص جهت خاتمه دادن به این مناقشه نظامی و حل و فصل آن به روشهای صلح جویانه انجام داده است.
6- علی رغم کلیه این تلاشها و ابتکارات صلح جویانهی عراق، مناقشه نظامی با ایران ادامه دارد، به دلیل اینکه سیاست ایران، طولانی شدن مناقشه و گسترش آن را دنبال میکند.
7- ادامه این مناقشه نظامی تأسف بار، تهدید کننده امنیت و ثبات منطقه بوده که یکی از حساسترین مناطق در جهان میباشد و امنیت، تمامیت ارضی و ثبات کشورهای عربی را در معرض خطرات مستقیم قرار داده و علاوه بر این فجایع، ویرانی و خسارات جانی و مالی را نیز سبب شده است.
8- بدون شک، ادامه مناقشه میان دو دولت عضو سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای عضو نهضت عدم تعهد، بر نقش این دو سازمان تأثیرات منفی خواهد داشت و آن را تضعیف خواهد کرد، همچنین به اصول مقررات همکاری بین المللی که به آن اعتقاد دارند و برای تقویت آن تلاش میکنند، لطمه وارد میسازد.
9- ادامه این مناقشه تضعیف کننده سازمان ملل و اصول آن میباشد و به نقش آن لطمه وارد میسازد و موضوع اساسی و حیاتی مطرح میشود که به طور پیچیدهای به میزان تعهدات نسبت به مفاد منشور سازمان ملل در مورد حل و فصل مناقشه به روشهای صلح جویانه جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی بستگی دارد. بدون تردید مجمع عمومی به عنوان تنها سازمان بین المللی که جامعه بین المللی عموما در آن عضویت دارند، باید دیدگاههایش را ابراز نموده و با برداشتن گامهای لازم بر اساس منشور، و با توجه به پیامدهای سیاست ایران به منظور طولانی ساختن مناقشه نظامی با عراق و رد حل و فصل مناقشه به روشهای صلح جویانه، تصمیمات لازم را اتخاذ نماید.
شماره سند شورای امنیت: 15385 / S
3 سپتامبر 1982 (12 شهریور 1361)
نامه مورخ 3 سپتامبر 1982 کاردار موقت هیئت نمایندگی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند که یک بار دیگر
حکومت ایران تعداد زیادی از نیروهای نظامی ایران را در امتداد مرز بین المللی میان عراق و ایران تمرکز ساخته است. این نیروها در حال آماده شدن جهت تجاوز به عراق میباشند. اگر چه پنج اقدام نیروهای ایرانی در ماه گذشته با خسارات جانی و مالی فراوانی مواجه شده و متحمل شکست شدند، اما رژیم ایران بر سیاست تجاوزگرانه و توسعه طلبانه ارضی شوم خود اصرار ورزیده و به موجب آن تهدید بزرگی برای صلح و امنیت منطقه به شمار میرود.
برای همگان به خوبی روشن است که بر خلاف دولت متبوعم، دولت ایران از ارائه پاسخ مثبت به کلیه تلاشهای بین المللی برای حل و فصل صلح جویانه مناقشه خودداری کرده است و به وضوح از پذیرش مفاد قطعنامه 479 (1980) و 514 (1982) شورای امنیت که در چارچوب صلح تهیه شده اجتناب کرده و به جای آن به نقض تعهدات خود تحت منشور و حقوق بین المللی ادامه میدهد.
مایلم تأکید کنم که عراق در حالی که به تلاشهای خود جهت صلح ادامه میدهد، حق قانونی خود را جهت دفاع از خود در برابر تجاوزات و توسعه طلبی، محفوظ نگه میدارد.
در پایان با توجه به نقض مداوم تعهدات رژیم ایران در مورد منشور و اصول و مقررات بین المللی، سازمان ملل باید بیش از پیش به وظیفه خود عمل نماید و به سیاست تجاوزگرانه و توسعه طلبانه ایران پایان دهد که به نفع صلح و امنیت بین المللی میباشد.
زهیر ابراهیم محمد - کاردار موقت
شماره سند شورای امنیت: 15387 / S
شماره سند مجمع عمومی: 428 / 37 / A
8 سپتامبر 1982 (17 شهریور 1361)
نامه مورخ 3 سپتامبر 1982 کاردار موقت هیئت نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما مطالب ذیل را به اطلاع جناب عالی میرسانم:
1- هنوز از تصویب قطعنامه 514 (1982) شورای امنیت در مورد مناقشه ایران و عراق مدت زمانی نگذشته است که ایران اقدام تجاوزگرانه را در مقیاسی وسیع در
خاک عراق و در منطقه شرق بصره در ساعت 22:10 (به وقت محلی) در شب 13 جولای 1982 آغاز کرد.
در این اقدام تجاوزگرانه، علاوه بر به کارگیری دو لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه، 15 هزار نیروی داوطلب نظامی و اعضای سپاه[امام]خمینی نیز شرکت داشتند. پس از اینکه نیروهای متجاوز ایران از مواضع دفاعی نیروهای عراقی از عرض و عمق 10 کیلومتری مرز عبور کردند، نیروهای عراقی متوجه حمله شده و در ساعت 9:45 (به وقت محلی) مورخ 14 جولای شروع به ضد حمله نمودند که در ساعت 15:00 (به وقت محلی) موفق شدند خاک عراق از متجاوزان ایران پاکسازی کنند.
2- در ساعت 23:00 (به وقت محلی) در شب 16 / 17 جولای، ایران دومین حمله تجاوزگرانه خود را علیه خاک عراق در همان منطقه آغاز کرد و نیروهای نظامی ایران با بقایای دو لشکر زرهی و لشکر مکانیزه که در حمله نخست استفاده شده و یک لشکر پیاده نظام، به علاوه با تقریبا 12 هزار داوطلب و اعضای سپاه[امام]خمینی شروع به پیشروی کردند. در ساعت 5:30 (به وقت محلی) مورخ 17 جولای، نیروهای مسلح عراق، ضد حملهای را علیه نیروهای متجاوز ایرانی آغاز کردند که با متوقف ساختن پیشروی آنها، حملاتشان را دفع کردند. پس از نبرد که چندین ساعت طول کشید، نیروهای عراقی متجاوز را از بین برده و از مرز بیرون راندند.
3- در ساعت 22:10 (به وقت محلی) در شب 21 / 22 جولای، ایران سومین عملیات تجاوزگرانه علیه خاک عراق را مرتکب شده و نیروهای نظامی این کشور شامل لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده و تقریبا با 12 هزار داوطلب و اعضای سپاه[امام]خمینی در منطقه شرق بصره شروع به پیشروی کردند. در ابتدا از مواضع دفاعی نیروهای مسلح عراق در منطقه محدودی عبور کردند. پس از آن نیروهای عراق اقدام به دفاع نموده و حملات ایران را متوقف ساختند. آنها در ساعت 6:00 (به وقت محلی) مورخ 22 جولای ضد حملهای آغاز کردند و نیروهای متجاوز ایران را به محاصره در آوردند و اکثر واحدهای آنان را از بین برده و بقیه به سوی مرز متواری شدند. این نبرد تا ساعت 15:00 (به وقت محلی) در همان روز طول کشید.
4- در ساعت 22:30 (به وقت محلی) در شب 23 / 24 جولای، ایران چهارمین حمله تجاوزگرانه خود را در منطقه شرق بصره آغاز کرد و نیروهای مسلح ایران در این حمله دو لشکر مکانیزه و پیاده و تقریبا 3 هزار داوطلب و اعضای سپاه[امام]خمینی را به کار گرفتند. نیروهای مدافع عراقی حملات را دفع کردند. این نبرد تا ساعت 7:30 (به وقت محلی)
مورخ 24 جولای طول کشید و نیروهای متجاوز ایران وادار به عقب نشینی شدند.
5- در ساعت 22:05 (به وقت محلی) در شب 28 / 29 جولای، نیروهای مسلح ایران پنجمین حمله تجاوزگرانه خود را علیه خاک عراق در منطقه شرق بصره آغاز کردند و شروع به حمله به مقیاس وسیع نمودند که در آن یک لشکر پیاده نظام و نیروهای زرهی و مکانیزه و تقریبا 15 هزار تا 20 هزار داوطلب و اعضای سپاه[امام]خمینی در آن شرکت داشتند.
نیروهای متجاوز ایران با شکستن مواضع دفاعی عراق، جبههای به عرض 4 کیلومتر و عمق 7 کیلومتر گشودند، پس از نبرد سبعانه که تلفات سنگین بر جای گذاشت، نیروهای مدافع نظامی عراق حملات ایران را متوقف ساخته و نیروهای متجاوز ایران را به محاصره درآوردند. در ساعت 6:00 (به وقت محلی) مورخ 29 جولای، نیروهای مدافع عراقی شروع به ضد حمله نمودند تا واحدهای متجاوز ایرانی را از بین ببرند. این نبرد تا ساعت 5:30 (به وقت محلی) مورخ 30 جولای طول کشید. نیروهای مدافع عراقی اکثر نیروهای متجاوز ایرانی را از بین بردند. و بقایای آنها به سمت مرز به عقب رانده شدند.
خسارات جانی و مالی در 5 مرحله عملیاتهای تجاوزگرانه مذکور ایران به شرح ذیل است:
الف) 28100 تن کشته و تعداد زیادی مجروح و اسیر شدند.
ب) انهدام 300 تانک و به غنیمت گرفتن 65 تانک.
ج) انهدام 107 نفربر زرهی و به غنیمت گرفتن 26 نفربر.
د) انهدام 170 خودروی متفرقه.
ه) ساقط کردن چهار جنگنده و یک هلی کوپتر.
و) به غنیمت گرفتن مقادیر زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین، مهمات و اقلام دیگر به طور سالم.
در این فرصت مایلم توجه جناب عالی را به این حقیقت جلب نمایم که از زمانی که ایران تجاوزاتش را علیه عراق در تاریخ 4 سپتامبر 1980 آغاز کرد، موضع عراق به سمت مذاکره و حل و فصل صلح جویانه مناقشه بوده و هنوز هم بر همین اساس است. عراق این موضع را با پذیرش قطعنامه 479 (1980) و 514 (1982) تأیید کرده است و همکاری صادقانهاش را با کلیه تلاشهای بین المللی که جهت خاتمه بخشیدن به مناقشه نظامی که ایران تحمیل کرده به عمل آورده و در مورد هرگونه ابتکار صلحی که از نخستین روزهای شروع این مناقشه نظامی مطرح شده اعلام همکاری نموده است. اگر ایران به این اقدامات صلح جویانه که به تفصیل در مجامع بین المللی در موارد بسیاری و به ویژه در شورای امنیت و مجمع عمومی مطرح شده، وقعی ننهاده، بیانگر این واقعیت است که این رژیم با
متهم کردن عراق به تجاوزات نظامی به توسعه ارضی خود ادامه میدهد که نقض تعهدات ایران به منشور سازمان ملل و حقوق بین المللی میباشد.
این حقیقتی است که عراق در موارد بسیاری در این باره بیان کرده است و در اظهارات مقامات ایران مبنی بر اینکه اعلام داشتهاند که راه حل آنها اشغال عراق است، صحه گذاشته و تجاوزات خود از جمله پنج عملیات نظامی مذکور را انجام دادهاند.
یادآور میشود که هیچ حادثهای نبوده که ایران در آن تلاش نداشته باشد که از مرزهای عراق عبور کند و خاک عراق را اشغال نکند و عملیاتهای مزبور درست در زمانی واقع شد که صهیونیستها محاصره بیروت را کامل کرده و شهر را بمباران میکردند، به خاطر اینکه سلاحهای دو طرف همانند بوده و همکاری میان آن دو وجود دارد. خرسندی صهیونیستها از تحلیل قوای نظامی عراق آشکارا ابراز شده و رضایت صهیونیستها از مشغول بودن به جنگ از سوی هیچ مقام صهیونیستی پنهان نمانده است. هیچ دلیل متقاعد کنندهتر از این وجود ندارد که هدف اولیه امام خمینی بر عراق متمرکز شده و هدف نخست آزاد سازی بیت المقدس یا فلسطین به صورتی که مقامات ایران قبلا ادعا میکردند، نیست.
اصرار رژیم ایران در سیاست جنگی خود، گسترش و رد تلاشهای صلح بین المللی بوده که تهدید جدی برای امنیت و ثبات منطقه به شمار میرود که یکی از حساسترین مناطق در جهان میباشد. همچنین این منازعات به وضوح مغایر با مفاد منشور سازمان ملل و حقوق بین المللی است و عراق در دفاع از حقوق قانونی خود مصر میباشد.
زهیر ابراهیم محمد - جانشین نمایندگی دائمی جمهوری عراق در سازمان ملل
شماره سند مجمع عمومی: A / 37 / P.V.27
اکتبر 1982 (مهر 1361)
سخنرانی آقای دکتر علی اکبر ولایتی در سی و هفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل
بسم الله الرحمن الرحیم
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط
سوره الحدید آیه 25
آقای رئیس!
مایلم تبریکات خود را به مناسبت انتخاب شما به عنوان رئیس سی و هفتمین اجلاس
مجمع عمومی سازمان ملل متحد ابراز دارم.
بدون تردید تواناییها و قابلیتهای شما با توجه به تجربیاتی که در زمینههای بین المللی دارا هستید میتواند برای حل مشکلات و معضلات عظیمی که این اجلاس مجمع عمومی با آن روبهرو است کمک بزرگی باشد.
همچنین مایلم برای شما و نمایندگان شرکت کننده در این اجلاس آرزوی موفقیت نمایم؛ اگر چه موجبات و نشانههای زیادی هست که میتواند در موفقیت این مجمع ایجاد تردید نماید؛ زیرا در این جهان پر آشوب که هر دم از گوشه و کنار آن خبرهایی نا امید کننده ناشی از روحیه تجاوزکاری و توسعه طلبی و حق کشی و ظلم و بیدادگری به گوش میرسد موجبی برای امیدوار بودن به موفقیت چنین اجلاسی باقی نمیماند.
چشم انداز روزهایی که در پیش داریم و اوضاع بین المللی تیره و تار است.
تشنج جهانی روز به روز افزایش مییابد و مسابقه تسلیحاتی علی رغم شعارهایی که داده میشود با شتاب زیادی سیر صعودی دارد. اصول اساسی و بنیادی منشور ملل متحد به واسطه نادیده انگاشتن آن از سوی پارهای از کشورهای متجاوز و توسعه طلب به نحو بارزی زیر پا گذاشته میشود. فقر و گرسنگی در کشورهای مستضعف و فقیر جهان بیداد میکند و شکاف فزاینده بین کشورهای غنی و فقیر روابط ظالمانه و نابرابر کشورهای تولید کننده مواد خام و جهان صنعتی روز به روز بیشتر و گستردهتر میشود.
ششصد میلیون نفر از مردم جهان از گرسنگی و بیغذایی رنج میبرند و هر سال میلیونها نفر از بیماریهای گوناگون تلف میشوند.
در چنین شرایطی مسابقه تسلیحاتی که ابرقدرتها به سایر کشورهای جهان سرایت دادهاند اثر مخرب خود را در کشورهای در حال توسعه و عقب مانده - که قربانیان اصلی حاکمیت ترس در جهان هستند - بر جای گذاشته و این کشورها را در سراشیب سقوط، نابودی و اتلاف منابع انسانی و طبیعی قرار داده به طوری که این کشورها برای مرهم نهادن بر محرومیت تودههای اسیر و تأمین رفاه و اعتلای فکری آنان تمام منابع ثروت خود را دربست در اختیار مطامع و آزمندی ابر قدرتها قرار دادهاند.
مهمتر اینکه جهان امروز علاوه بر فقر اقتصادی و مادی با فقر فرهنگی که به مراتب تأسف بارتر از کلیه مصائب و مشکلاتی که بر شمردیم میباشد، مواجه است.
ارزشهای والای انسانی در مسلخ حرص و آزمندی جهان خواران قربانی معیاریهای پوچ مادی و غیر اصلی گردیده است.
چه دردناک است که در مییابیم در تجربه تاریخ ارزشهای آزادی، عدالت و دمکراسی مورد سوء استفاده قرار گرفته و به نام آزادی و حقوق انسانها چه جنایاتی که
مرتکب نگردیدهاند و مفاهیم آزادی و عدالت اجتماعی ملعبه اختناق و بی عدالتی و ظلم و ستم قرار گرفته، از معنویات و مذهب که میتواند و باید برای روابط اجتماعی شالوده محکمی ایجاد نماید و در لوای آن شرایط مطلوب جهت تسهیل رشد جامعه بشری تأمین شود خبری نیست و حال آنکه ورای تمام اختلافات نژادی، قومی، زبان و شرایط جغرافیایی، تمامی اقوام بشری دارای یک فطرت مشترک هستند و اگر بر این اساس پرورش یابند اتحاد واقعی تمامی مردم جهان تحقق خواهد یافت.
آقای رئیس!
چهار سال پیش در ایران انقلابی به وقوع پیوست که اگر بخواهیم آن را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم تحولی بود که مردم ایران را به انسانیت و فطرت خداجوی خود و خویشتن رجعت داد این انقلاب ماهیت و خصیصه فرهنگی دارد و اینک فرهنگ اسلامی که همان فرهنگ انقلاب است با همه ابعاد آن در همه جا حضور دارد.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان حرکتی که موجد تغییرات بنیادی در جامعه ما شده مبانی نوینی را پدید آورده است که مقاومت در مقابل ظلم و ستم و حمایت از ملل مستضعف و تودههای ستمدیده کشورهای در حال رشد و عدم اتکا به قدرتهای خارجی و نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری و همچنین احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی دیگران و عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها بر پایه احترام متقابل ابعاد سیاست خارجی آن را تشکیل میدهد.
یکی از مهمترین شعارهای انقلاب اسلامی ما یعنی "نه شرقی و نه غربی" که در حقیقت تجلی کلمه مقدس "لا اله الا الله" در صحنه بین المللی است هادی سیاست خارجی ما بوده است و خطوط اصلی آن را ترسیم مینماید.
با تکیه بر آن ما نه تنها توانستهایم خود را از زیر سلطه امریکای جهان خوار خارج نمایم بلکه با وجود تمام مصائب و مشکلاتی که در سر راهمان قرار داشته به دامن ابر قدرت دیگر نیز سقوط نکردهایم و به همین جهت برای حاکمیت و استقلال و تمامیت ارضی خود نهایت اهمیت را قائل بوده و به هیچ کشوری اجازه مداخله در امور داخلی خود را نمیدهیم.
انقلاب ما سعادت انسان در کل جامعه بشری و استقرار صلح و عدالت را که عالیترین هدف در روابط ملتهاست آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و عدالت را حق همه مردم تلقی میکند و اعتقاد دارد که رهایی از قید سلطه استثمارگران بین المللی جز با عزم راسخ تودههای محروم و اتحاد آنان قابل وصول نخواهد بود.
مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیسم یک مبارزه طولانی، سخت و پیچیده است که فقط در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی محصور نمیگردد و بعد فرهنگی این مبارزه نقش کمتری از ابعاد دیگر ندارد و دولت جمهوری اسلامی ایران از تمام امکانات خود در این مبارزه، با تکیه بر تعالیم عالیه و انسان ساز مکتب اسلام استفاده خواهد کرد.
آقای رئیس!
هم اکنون که ما از اهمیت مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیسم سخن میگوییم تازهترین جنایات امپریالیسم امریکا و صهیونیسم اشغال گر در میان سکوت سایر قدرتهای جهان علیه بشریت در جهان اسلام شکل گرفته است و هزاران نفر کودک و پیرمرد سالخورده و بیگناه و بیدفاع اردوگاه فلسطینی صبرا و شتیلا در غرب بیروت توسط مشتی تروریست صهیونیست بیحیثیت که به بدترین وجه بر مسلمانان تاخت و تاز کردهاند به خاک و خون کشیده شدهاند. این اولین جنایات اسرائیل نبوده و آخرین آن هم نخواهد بود.
جهانیان به خاطر دارند که رژیم صهیونیست از بدو پیدایش نامشروع خود که حاصل سازش قدرتهای استعمارگر با یکدیگر و غصب آشکار سرزمینهای فلسطینیان بوده تا این لحظه دمی از ارتکاب جنایات وحشیانه نسبت به مردم مسلمان و مظلوم فلسطین دست نکشیده است.
فاجعه قتل عام دهکده "دیریاسین" و "کفر قاسم" که طی آن گروههای تروریستی ارگون حتی حیوانات دهکده را نیز قتل عام کردند از خاطرهها زدوده نشده است و امروز ما شاهدیم که چگونه کسی که در گروه تروریستی مذکور بیرحمانهترین فجایع را علیه مردم فلسطین انجام داد بار دیگر یکی از تکان دهندهترین جنایات بشری را در مقام نخست وزیر رژیم صهیونیستی برعهده گرفته و با حمایت همه جانبه امپریالیسم امریکا ماهیت پلید خود را بیش از پیش به ملل دنیا نشان میدهد و تراژدی مردم محروم و ستم کشیده فلسطین و لبنان در میان توطئه سکوت قدرتهای بزرگ و کشورهای مرتجع و شاید هم بهت زدگی ناشی از این همه شقاوت و قساوت به مرحله جدیدی رسیده است. در این میان صهیونیستها و امپریالیستها بدون کمترین توجهی به احساسات و افکار عمومی مردم صلح دوست جهان در اظهار نظرهای وقیحانه، گوی سبقت را از یکدیگر ربودهاند.
در حالی که صهیونیستها آشکارا مردم ستمدیده فلسطین و لبنان و نابودی کامل این ملت را توجیه مینمایند و اربابان امریکایی آنها از کارایی سلاحهای مدرن خود در قتل عام مردم بیگناه لبنان و فلسطین و تخریب بیروت اظهار خرسندی میکنند مزدوران آنان در منطقه به دنبال توافقهای کنفرانس "فاس" بر موجودیت اسرائیل صحه گذاشته و به آن رسمیت میدهند.
خیانت و سازش برخی از رژیمهای غیر مردمی وابسته منطقه باعث شده که امپریالیسم و صهیونیسم موفق گردند رزمندگان فلسطینی را از بیروت اخراج و آنها را در کشورهای مختلف پخش سازند.
قتل عام مردم فلسطین غرب بیروت پس از اخراج رزمندگان سازمان آزادی بخش فلسطین، حقانیت موضع ما را در مخالفت با توطئه اخراج آنها به اثبات رسانید.
تجربه تلخ بشریت از سلطه غاصبانه 35 ساله صهیونیسم در فلسطین نشان داده است که تجاوز خصیصه ذاتی اسرائیل است و مماشات کردن با چنین عنصری فاجعه آمیز میباشد و همان طوری که بارها اعلام کردهایم تردید نباید داشت که جنایت کاران اسرائیل به کشتار مردم اکتفا نخواهند کرد و آن را مقدمهای در توطئه بزرگ خود برای تهدید و نابودی آرمان فلسطین و استقرار نفوذ امریکای جهان خوار بر تمامی منطقه خواهند ساخت.
ما معتقدیم اخراج مبارزان فلسطینی از لبنان نه تنها پایان کار نبوده بلکه آغاز مرحله جدیدی از مبارزات طولانی ملتهای عرب و مسلمان خواهد بود، اگر چه وجود حکام منافق و مرتجع و بیگانه پرست در رأس برخی از کشورهای منطقه مشکلاتی در راه رسیدن امت اسلامی به اهداف مقدس خویش ایجاد نموده است و این حکام فاقد پایگاه مردمی با سازشهای مفتضحانه با امریکا و فرزند نامشروعش اسرائیل حیثیت مسلمانان را لکه دار میسازند ولی عاقبت الامر نیروهای بپاخاسته مردم قبل از هر چیز از حکومتهای خود خواهند پرسید که چرا در برابر کشتار بیرحمانه مردم لبنان و فلسطین سکوت نموده به وظایف خود عمل نکردهاند.
این همه اسلحه با ثروتهای مردم خریداری شده اگر امروز که چنین مصیبتی بر مسلمانان وارد شده است به کار گرفته نشود پس چه روزی باید مورد استفاده قرار گیرد.
مردم مسلمان این کشورها حق خواهند داشت بپرسند چرا بیت المال مسلمین بایستی صرف خرید آواکس و دهها نوع جنگ افزار پیچیده دیگر شود که نه تنها هیچ کاربردی در جهت حفظ منافع مسلمانان ندارد بلکه موجب تحکیم هر چه بیشتر سلطه امپریالیسم امریکا میگردد.
کشورهای منطقه خاورمیانه کی میخواهند از خواب گران بیدار شوند و به تهدیدی که متوجه اصل موجودیت، استقلال و هویت فرهنگی و اسلامی آنهاست پی ببرند.
تراژدی لبنان فقط از خصایص ویرانگر امریکا که سیستم سیاسی این کشور را به بزرگترین تهدید برای بقای بشریت بدل نموده میباشد.
دولت جمهوری اسلامی ایران بنا به جوهر و خصیصه ضد ظلم و ضد استکباری خود و سیاست حمایت از ملل مستضعف که از تعالیم عالیه قرآن نشأت میگیرد بار دیگر اعلام میدارد با تمام امکانات خود از مبارزات بر حق و مشروع ملت مسلمان فلسطین به منظور بازگشت به فلسطین اشغالی و امحا و اخراج غاصبان این سرزمین و ویرانی پایه و اساس رژیم اسرائیل که مبتنی بر نژاد پرستی صهیونیستی است قویا حمایت میکند. ما علی رغم درگیری دوساله در جنگ تحمیلی هرگز در انجام وظایف اسلامی و انسانی خود در برابر مسئله فلسطین و خاورمیانه کوتاهی نکرده و موضع همیشگیمان در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی به ملتهای لبنان و فلسطین این بوده که همیشه در کنار مظلوم و علیه ظالم و ظلم ایستادهایم و صداقت ما همین بس که در برابر حمله وحشیانه اسرائیل به لبنان و مبارزان فلسطینی و سوری و لبنانی وارد صحنه کارزار شدیم و نیروهای خود را علی رغم نیاز شدید به آنها در جنگی که به ما تحمیل شده روانه صحنه پیکار علیه صهیونیسم کردیم و این اقدام را به عنوان یک وظیفه اسلامی و آرمانی به عمل آوردیم.
ما تنها کشور خارج از خط مقدم جبهه علیه نظام صهیونیستی بودهایم که به چنین کاری مبادرت کردیم ما معتقدیم که حل ریشه مشکل فلسطین و کل بحران خاورمیانه تنها با تأکید بر اسلامی بودن مسئله و با تلاش جهت وحدت نظر بین نیروهای مسلمان امکان پذیر خواهد بود.
از این دیدگاه جمهوری اسلامی همواره کوشیده است که بر بعد اسلامی مسئله مورد بحث تأکید نماید و پیشنهاد تشکیل جبهه متحد اسلامی علیه صهیونیسم و امپریالیسم در واقع چیزی جز تأکید بر خصوصیات اسلامی قضیه فلسطین نیست.
آقای رئیس!
همان گونه که انقلاب فلسطین و مردم لبنان هدف توطئههای ویران گر امپریالیسم امریکا و عاملش اسرائیل غاصب قرار گرفته، ملت ایران نیز تجربیاتی از توطئههایی که امریکای جنایت کار علیه آن تدارک دیده بود دارد.
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران منافع استکبار جهانی به طور جدی در این نقطه از جهان در معرض خطر نابودی قرار گرفت و به طور کلی موازنه معادلات سیاسی و محاسبات نظامی و بین المللی در این منطقه از جهان درهم ریخت.
بنابراین قابل پیش بینی بود که از همان آغاز نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران از هر سو مورد تهاجم و هدف ضربات سهمگین و پی در پی قرار خواهد گرفت.
تجاوز رژیم عراق به خاک میهن اسلامی ما که در شهریور 1359 صورت گرفت مهم ترین
حلقه زنجیر توطئههای امپریالیستی علیه کشور ما بود که هدف اصلی آن ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران و در حقیقت کوششی از سوی نظام استکبار جهانی برای حفظ منافع و مطامع خود و جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی در این منطقه از جهان بود.
رژیم عراق از همان نخستین روزهای انقلاب اسلامی در ایجاد زمینههای لازم برای اجرای نیات سوء خود در جهت تأمین اهداف امپریالیسم و صهیونیسم دست به انواع جنایات و تحریکات خرابکارانه زد.
اخراج دهها هزار نفر از مردم مستضعف عراق به ایران و ایجاد مزاحمت و محدودیت برای روحانیون مسلمان، حمله به مدرسه ایرانی و زندانی نمودن معلمین مدرسه مذکور که از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست، پناه دادن به ضد انقلابیون ایرانی، پخش برنامههای رادیویی به زبانهای مختلف در جهت راه اندازی جنگ تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران و به ویژه تحریک هموطنان عرب زبان ایرانی خوزستان به نیت جدا کردن این استان از خاک جمهوری اسلامی ایران و تغییر اسامی شهرهای ایران به نامهای عربی مجعول و نیز انتشار نقشههای جغرافیایی که بخشهایی از کشور ما را جزو خاک کشورهای دیگر از جمله عراق نشان میدهد، اعزام خراب کاران، تقویت تجزیه طلبان و بمب گذاری در لولههای نفتی نمونههایی از این گونه اقدامات به شمار میآید.
اما رژیم عراق که از این جنایات برای تضعیف و ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران طرفی نبسته بود، حمله ناگهانی و گسترده خود به خاک ایران را شروع کرد تا علاوه بر اهداف فوق به اهداف دیگرش یعنی اشغال اراضی حاصل خیز مرزی و به خصوص استان زرخیز خوزستان و دست یابی به منابع سرشار نفتی آن و حاکمیت بر تمامی اروند رود جامه عمل بپوشاند.
در هفتههای نخستین جنگ به دلیل وضع خاص داخلی و شرایط بعد از انقلاب، رژیم عراق توانست بخشی از میهن اسلامی ما را اشغال نماید اما مقاومت سرسختانه رزمندگان ما در جبههها نیز خیلی زود رژیم صدام را متوجه این حقیقت نمود که محاسبات او درست نبوده است.
آقای رئیس!
امریکا که از سرنگون ساختن حکومت اسلامی از طریق لشکر کشی صدام ناامید شده اینک به شیوه کثیفتری متوسل شده و با بمب گذاری در مناطق پرجمعیت شهرهای ما تاکنون صدها هزار نفر از هموطنان بیگناه ما را شهید و تعداد بیشتری را مجروح ساخته است.
انفجار اخیر در مرکز شهر تهران که مثل سایر جنایات قبلی عاملان امپریالیسم
جهانی بدون هیچ عکس العملی از سوی گروهها و سازمانهای به اصطلاح حامی حقوق بشر باقی ماند، به جهانیان نشان داد که این قبیل اشخاص و مؤسسات هوادار حقوق بشر تنها هنگامی که عاملان چنین جنایتی به مجازات میرسند به یاد وظایف انسانی خویش در دفاع از انسانها میافتند.
اعترافات تکان دهنده تعدادی از تروریستهای به اصطلاح مجاهدین خلق که از مسببین ترورها و انفجارات اخیر در ایران بودهاند، حاکی از آن است که یکی از این جنایت کاران درظرف یک ماه 33 ترور و دیگری 19 ترور انجام دادهاند، اما گروهها و اشخاصی که از حقوق این قبیل افراد دفاع میکنند هنگامی که چنین جنایت موحشی از این تروریستها رخ میدهد فراموش میکنند که قربانیان این جنایات نیز انسان و صاحب حقوقی هستند.
ما از همه انسانهای آزاده که واقعا در پی کشف حقایق هستند دعوت میکنیم تا با سفر به ایران از نزدیک شاهد عمق جنایاتی باشند که به دست این عوامل امپریالیسم امریکا صورت گرفته و موج خشم و نفرت تودههای میلیونی را از نتایج اعمال این تروریست به چشم ببینند.
رژیم عراق در طول این جنگ از هیچ گونه جنایتی نسبت به مردم بیدفاع و غیر نظامیان بیگناه منطقه اشغالی فروگذار نکرد به نحوی که مشابه این جنایات تنها از هم پیمانان اسرائیلیاش در غرب بیروت مشاهده شده است.
تجاوز به زنان و کودکان تحت اشغال، بمباران مکرر بیمارستانها، مساجد و دوایر دولتی و پرتاب موشک به مناطق مسکونی شهرهای بزرگ و پر جمعیت مرزی، شکنجه و کشتار پاسداران انقلاب، بر اساس مدارک موجود غیر قابل انکار، نمونه کوچکی از این جنایات به شمار میرود.
کلیه این اعمال نقض آشکار کنوانسیون چهار گانه ژنو مورخ 1949 و دو پروتکل الحاقی مورخ 1977 و منشور سازمان ملل متحد میباشد و چقدر مضحک است که چنین رژیمی اینک اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران را در جهت دفاع از خود نقض اصول منشور ملل متحد و تهدیدی بر صلح و امنیت بین المللی معرفی کرده و بدین بهانه تقاضای درج ماده جدیدی در دستور کار مجمع عمومی نموده است.
پیشنهادات رژیم عراق مبنی بر برقراری آتش بس و ادعای خروج از خاک ایران نه به دلیل حسن نیت و قصد خاتمه جنگ بلکه نجات صدام از مهلکهای است که به دست خویش در جهت ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود آورده است. ظاهرا
معنای ادعای عراق مبنی بر برقراری آتش بس یک جانبه و متوقف کردن عملیات جنگی، عبارت از انتقال نیروهای آن کشور به منطقه استراتژیکی متعلق به ایران و گلوله باران زمینی و هوایی مناطق مسکونی داخل ایران بوده است.
در اینجا متذکر میگردد که خاتمه جنگ منوط و موکول به تحقق کلیه شرایط اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی ایران و رفع کامل تجاوز عراق و آثار آن میباشد. در غیر این صورت عراق مسئول عواقب ناشی از ادامه جنگ است و دولت جمهوری اسلامی ایران تا احقاق کامل حقوق مردم خود ناگزیر است به دفاع مشروع خود ادامه دهد و به هیچ وجه تسلیم منطق زورگویان و قلدران منطقه که ماجراجویی آنان سبب این همه ضایعات و خرابی بر دو ملت ایران و عراق گردیده است نخواهد شد.
ما از هیچ گونه شانتاژ و تبلیغ سیاسی که بنگاههای خبری امپریالیستی و صهیونیستی در جهت حمایت از عراق به راه انداختهاند هراسی نداریم چرا که هدف از این گونه تبلیغات که ایران را تهدیدی برای منطقه جلوه میدهد، زمینه سازی و توجیه ورود نیروهای امریکایی به صحنه است.
اگر امروز با تجاوز رژیم عراق قاطعانه مقابله نشود چه کسی تضمین میکند که فردا قلدر دیگری در منطقه، ما و یا سایر کشورها را مورد تهاجم قرار ندهد.
علی رغم تبلیغات امپریالیسم خبری اعلام میکنم که از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه خطری متوجه کشورهای خلیج فارس نیست ما خواستار روابط نزدیک و دوستانه بر اساس احترام متقابل میان کشورهای منطقه هستیم. در عین حال اعلام میداریم که با تمام توان با هر توطئه و تجاوزی که قصد رودررویی و مقابله با انقلاب اسلامی و دولت جمهوری اسلامی را داشته باشد قاطعانه برخورد میکنیم.
جمهوری اسلامی ایران مسئولیت خلیج فارس و تنگه هرمز را به عهده خود دانسته و با هر عملی که موجب بر هم زدن امنیت و آرامش و ایجاد مانع برای عبور کشتیها و حمل و نقل دریایی شود به شدت مقابله خواهد نمود و با قدرت تمام امنیت این آبراه را طبق موازین و مقررات بین المللی تضمین میکند. ما خاطر نشان میسازیم که امپریالیسم و صهیونیسم با توسل به توطئه بنگاههای امپریالیستی مبنی بر عدم امنیت کشتیها در خلیج فارس نمیتوانند جلوی صدور نفت ما را بگیرند زیرا در آن صورت دیگر هیچ نفتی از خلیج فارس صادر نخواهد شد.
استکبار جهانی و در رأس آن امریکای جنایت کار تلاش دارد که با افزایش تشنج در اقیانوس هند و خلیج فارس سلاحهای خود را به کشورهای منطقه روانه سازد و استقرار و
تمرکز فراوان نیروهای نظامی خود و احداث پایگاههای متعدد نظامی را که در تاریخ بیسابقه است توجیه نماید. همچنین با تشکیل نیروهای واکنش سریع خود را برای دخالت مستقیم نظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس آماده سازد و از این رو دولت جمهوری اسلامی ایران را از اعلام اقیانوس هند به عنوان منطقه صلح حمایت کرده و توطئه لغو کنفرانس 1983 کلمبو را محکوم نموده و خواستار برچیده شدن کلیه پایگاههای خارجی از اقیانوس هند و خلیج فارس میباشد.
آقای رئیس!
همان طوری که قبلا گفته شد سیاست خارجی ما بر اصل عدم گرایش به شرق یا غرب استوار گردیده است. ما نظام کنونی بین المللی مبنی بر تقسیم جهان به دو قطب غرب و شرق را رد کنیم و اعتقاد داریم توازن وحشت حاکم بر جهان که صلح پایدار کنونی بر آن مبتنی است نمیتواند راه گشای تأمین صلح و امنیت و سعادت ملتها باشد.
بلوک بندی و صف آرایی و اتکا به پیمانهای نظامی اثر سوء و مخرب خود را ظرف 37 سال که از عمر سازمان ملل میگذرد به منصه ظهور رسانید و موجب شده است که جهانیان همواره بر لبه پرتگاه جنگ قرار گیرند. طی این مدت کمتر زمانی را به خاطر داریم که دنیا از آتش جنگهای محلی و ناآرامی و تشنج و احساس خطر فارغ بوده باشد و لذا معتقدیم که در اثر حرکت دسته جمعی کشورهای زیر سلطه بایستی به سلطه جویی ابر قدرتها خاتمه داده شود.
ما بر این باور هستیم که تقویت جنبش عدم تعهد با تأکید بر اصول عدم تعهد راه آزادی ملل ستمدیده از سلطه ابر قدرتها را همواره میسازد و معتقدیم که این جنبش به عنوان یک نیروی سیاسی مهم میتواند برای مقابله با مسائل و مشکلات عظیمی که در مقطع کنونی جهان با آن روبهرو است نقش سازندهای ایفا کند. به همین علت ابر قدرتها آرزوی تضعیف و نابودی و به انحراف کشاندن آن را دارند بنابراین باید با تمام قوا بر اساس احترام به اصول جنبش از آن حفاظت کرد و با الهام از آرمانهای آن با امپریالیسم شرق و غرب مبارزه نمود و ملل محروم و مستضعف را برای ایجاد یک نظام نوین سیاسی و اقتصادی در جهان یاری داد.
در شرایطی که دنیا دوره بحرانی و بسیار دشواری را طی مینماید و سازمان ملل متحد به علت سلطه جویی ابر قدرتها و وجود امتیاز غیر عادلانه "وتو" در تصمیم گیری خود عملا ناتوان شده و همان طور که در گزارش سالانه آقای دبیر کل آمده کارآیی خود
را از دست داده، نقش نهضت عدم تعهد برای مقابله با بحرانها و تشنجات جهانی بیش از همیشه میتواند مهم و مؤثر باشد.
در این شرایط برای پویای و ادامه حیات و نیز حفظ محتوای راستین جنبش عدم تعهد کشورهای عضو بایستی به آرمانها و اصول آن ارج نهند و در راه تقویت آن کوشا باشند.
احساس مسئولیتی که کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نسبت به سرنوشت و آینده این جنبش در خصوص موضوع تغییر محل هفتمین کنفرانس کشورهای غیر متعهد از بغداد نشان دادهاند ما را بیش از پیش به آینده جنبش امیدوار ساخت. ما اعتقاد داریم که این تحول جنبش عدم تعهد را از آزمایش تاریخی که در برابر آن قرار گرفته بود موفق بیرون آورد و آن را برای اجرای مسئولیتهای خطیرش در آینده آمادهتر ساخته است.
آقای رئیس!
دولت جمهوری اسلامی ایران به پیروی از اصول اعتقادی خود مبنی بر حمایت از مبارزه حق طلبانه ملتهای مستضعف در برابر مستکبرین، از اولین روزهای پیروزی انقلاب کلیه روابط سیاسی و اقتصادیاش را با رژیم نژاد پرست افریقای جنوبی قطع کرد. ما همواره در مجامع بین المللی سیاستهای دولت سفید پوست و اقلیت نژاد پرست را که وجدان مشترک جامعه بشری را میآزارد تقبیح و محکوم نمودهایم و امسال که از طرف سازمان ملل متحد سال بین المللی به تحرک درآوردن اعمال مجازات علیه افریقای جنوبی اعلام شده است امیدواریم که اقدام قاطع و دسته جمعی برای رفع این مشکل وارد مرحله عملی شود.
ما ضمن حمایت از حقوق حقه مردم تحت ستم نامیبیا خواستار خروج نیروهای اشغالگر دولت نژاد پرست افریقای جنوبی از آن سرزمین بوده و از کشورهای انقلابی افریقا و نهادهای مترقی که در این راه نقشی بر عهده گرفتهاند میخواهیم به تلاش خود بیفزایند.
همچنین با محکوم کردن سرکوب اکثریت سیاه پوست و مظلوم افریقای جنوبی که صاحبان واقعی این سرزمین میباشند حمایت همه جانبه خود را از مبارزه در راه آزادی اعلام مینماییم.
ما امریکا و دیگر کشورهای استعمارگر را که بر خلاف قطعنامه و اصول منشور ملل متحد از رژیم نژاد پرست پورتوریا حمایت نظامی و اقتصادی و سیاسی میکنند قویا محکوم میکنیم و از کشورهای خط مقدم جبهه از جمله آنگولا و موزامبیک در مبارزاتشان علیه افریقای جنوبی حمایت میکنیم.
از دیدگاه ما توطئه استکبار جهانی علیه مردم محروم قاره افریقا و به ویژه توطئه
تحریم اجلاس کنفرانس وحدت افریقا در طرابلس حلقهای از سلسله توطئههای امپریالیسم برای سلطه بر کشورهای مسلمان و مستضعف جهان است.
درباره مسئله افغانستان دولت جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارد که تجاوز نظامی شوروی به افغانستان و تحمیل رژیم ناخواسته به مردم آن کشور، نباید فقط از بعد نقض استقلال و تمامیت ارضی ملت مسلمان افغانستان مورد نظر قرار گیرد بلکه چنین تجاوزی حیثیت انسانی و سنن و فرهنگ و مهمتر از همه ایمان و باورهای مذهبی آن مردم را زیر پا گذارده است.
جمهوری اسلامی ایران به خاطر فرهنگ، زبان، سنن، تاریخ و در رأس آن دین مشترک با مردم ستم دیده افغانستان میتواند در برابر این تجاوز سکوت کند به همین علت ایران نخستین کشوری بود که تجاوز شوروی به افغانستان را محکوم کرد. ما خروج کامل و بی قید و شرط و فوری قوای نظامی اشغال گر خارجی از آن کشور، عدم مداخله دیگر نیروها در امور داخلی افغانستان، بازگشت مجاهدین افغانی و تعیین سرنوشت مردم افغانستان به دست خودشان را یگانه راه حل مسئله افغانستان میدانیم و هر نوع مذاکره در این باره را که در آن نمایندگان واقعی مردم افغانستان کنار گذارده شوند مردود میشماریم.
آقای رئیس!
ما همواره از مبارزات و کوششهای آزادی بخش امریکای جنوبی و مرکزی به ویژه ملت انقلابی نیکاراگوئه علیه دخالت و دسیسههای سلطه جویانه امریکا و نیز از مبارزه به حق نیروهای انقلابی در السالوادور و سایر کشورهای آن منطقه علیه ظلم و ستم رژیم دیکتاتوری حمایت میکنیم.
جمهوری اسلامی ایران حملات نظامی بریتانیا به جزایر مالویناس و همکاری و هم دستی امریکا با انگلیس در این زمینه را محکوم نموده و آن را از جمله نمونههای سیاست استعمار و سلطه جویانه امپریالیسم در این بخش از جهان میداند.
ما آرزوی مردم کره را برای تجدید وحدت پشتیبانی کرده و حضور نیروهای امریکایی در شبه جزیره کره را مانع تحقق این وحدت میدانیم و خواهان خروج عوامل امپریالیسم از منطقه میباشیم. ما بار دیگر حمایت کامل خود را از جنبشهای آزادی بخش صحرا و مورو و دیگر جنبشهای آزادی بخش و ضد امپریالیستی جهان اعلام میداریم.
آقای رئیس!
تشنج بین شرق و غرب و رقابت بین این دو جناح در بهره کشی از مردم و منابع جهان سوم عامل بسیاری از مشکلات کنونی جهانی است. این تشنج میتواند از
طریق خلع سلاح و توقف مسابقه تسلیحاتی تقلیل یابد ولی متأسفانه هیچ یک از ابر قدرتها حاضر نیستند که خود خواهی خود را در این زمینه به خاطر منافع بشریت کنار بگذارند و به همین جهت کوششهای بین المللی در جهت خلع سلاح و توقف مسابقه تسلیحاتی به بن بست کشیده شده و کماکان بخش عمدهای از نیروهای انسانی و توان مالی کشورهای جهان در راه مسابقه تسلیحاتی به کار گرفته میشود در حالی که میلیونها نفر از مردم جهان سوم با فقر و گرسنگی و بیماریهای مختلف دست به گریبان هستند.
سالانه 650 میلیارد دلار صرف تسلیحاتی میگردد که صرفا برای نابودی بشریت تولید شدهاند و این در حالی است که با صرف نظر کردن از تولید بمب افکن استراتژیک و اختصاص هزینه آن، میتوان بسیاری از بیماریها را که سالانه میلیونها قربانی از میان مردم محروم میگیرد، ریشهکن کرد.
دومین اجلاس ویژه مجمع عمومی برای خلع سلاح که امیدهای زیادی بدان بسته شده بود ناکام ماند.
شکست این اجلاس را نه تنها باید زنگ خطری برای تأمین صلح و امنیت جهانی تلقی کرد بلکه بایستی آن را فاجعهای بزرگ دانست که نشان دهنده وخامت اوضاع بین المللی و ناشی از خصلت تجاوزکارانه و مطامع توسعه طلبانه ابر قدرتها در جهت سلطه و نفوذ خود بر سایر کشورهای جهان میباشد.
علی رغم موج ابراز مخالفتی که در بسیاری از کشورهای جهان علیه مسابقه تسلیحاتی و آزمایشات هستهای صورت گرفته است ابر قدرتها همچنان بر افزایش تولید و رقابتهای تسلیحاتی ادامه داده و آخرین اجلاس کمیته خلع سلاح ژنو را نیز به شکست کشانیدهاند. تشدید مسابقه تسلیحاتی ذخایر کشورهای جهان سوم را که میتواند در جهت تأمین رفاه و رفع محرومیتهای این کشورها به کار رود صرف تسلیحات کرده و منافع آن را عاید ابرقدرتها میگرداند و در روابط بین المللی مقابله و رویارویی جای دوستی و تفاهم را میگیرد، لذا بر کشورهای جهان سوم است که با توجه به تجربیات خود از انواع ترفندهای استعمار به اختلافاتی که ساخته دست نیروهای استعماری است خاتمه داده با به کاربردن منابع مالی در جهت تأمین رفاه ملی نخستین گام را در جهت زوال این نظام غیر عادلانه که بر جهان سایه افکنده است بردارند.
آقای رئیس!
بحران شدیدی که اکنون بر اقتصاد جهان حکم فرماست یک بحران عمیق و بنیادی
است. کسری شدیدتر از پرداختها، تغییرات منفی مبادله کالاها و خدمات، کمبود و فقدان سرمایههای مالی برای سرمایهگذاری بلند مدت بنیادی و تولیدی، عدم دسترسی به بازارهای جهانی جهت عرضه کالاها و خدمات، عدم انتقال علوم و فنون و بالاخره فرار مغزها نمونههای معدودی از مشکلاتی هستند که کشورهای جهان سوم در نتیجه بحران اقتصادی جهان را با آن روبهرو میباشند.
ریشه و علل اصلی این بحران وجود نظام غیر عادلانه سرمایههای جهانی و سیاست استثمار گرانهای است که استکبار جهانی برای حفظ منافع مادی و سلطه سیاسی و فرهنگی خود در سطح جهان به اجرا میگذارد.
تنگ نظری و کوتاه بینی اقتصادی و سیاست کشورهای صنعتی غرب و به ویژه امپریالیسم امریکا به حدی رسیده است که با کمترین خواستههای مشروع ممالک جهان سوم برای تغییر نظام ستم کارانه اقتصاد جهان مخالفت و دشمنی میکنند.
اتخاذ سیاست منفی در مقابل شروع مذاکرات برای برقراری نظام جدید اقتصاد بین المللی و به وجود آوردن مشکلات گوناگون بر سر راه نتیجه رسیدن گفت و گوهای ایجاد نظام مالی برای انتقال علوم و فنون به کشورهای جهان سوم از طریق تعویق مذاکرات و تحت فشار گذاشتن ممالک صنعتی دیگر برای اخلال و به بن بست رساندن گفت و گوها از جمله اقداماتی است که علیه ممالک جهان سوم به کار گرفته شده است.
از سوی دیگر کشورهای صنعتی غرب به ویژه امریکا با سوء استفاده از موقعیت اقتصادی خود با اتخاذ و اجرای سیاستهای زورگویانه، برقراری محدودیتها و محاصره اقتصادی و همچنین سیاستهای حمایتی شدید تجاری علیه ممالک در حال توسعه میکوشند تا از پیشرفتهای اقتصادی، سیاسی و تجاری آنان ممانعت به عمل آورند.
امریکا و ممالک صنعتی غرب همچنین از طریق کنترل سازمانهای بین المللی نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مخالفت با هرگونه تغییر اساسی عادلانه در مدیریت این سازمانها همواره سعی کردهاند تا سیاستهای پولی و مالی و اقتصادی را که حافظ منافع آنهاست بدون کوچکترین توجهی به شرایط اجتماعی و اقتصادی موجود در کشورهای در حال توسعه و نیازهای آنان به این کشورها تحمیل نمایند.
کشورهای صنعتی غرب به ویژه امپریالیسم امریکا میکوشند تا با استفاده از سیاستهای نفاق افکنانه و مانور سیاسی و اقتصادی، میان کشورهای جهان سوم جدایی انداخته و نظام استثمارگرانه و ظالمانه کنونی اقتصاد جهان را حفظ نمایند.
کوشش در راه نابودی مذاکرات چند جانبه و اقدامات دسته جمعی ممالک جهان
سوم نمونه بارزی از اجرای این گونه روشهای نفاق انگیز است.
حتم داریم تا زمانی که نگرش غیر انسانی و صرفا مادی به روابط و نظام اقتصاد جهان و یا اقتصاد کشورها مسلط باشد و انسانها، سازمانها و دولتهای به ویژه در ممالک صنعتی غرب در محدوده تنگ ارضای نیازهای مصرفی و مادی توقف نمایند، بحران اقتصادی و سیاسی جهان نه تنها بهبود نمییابد بلکه مرتبا شدت خواهد یافت و در کنار رشد سرطانی مصرف و اقتصاد ممالک صنعتی غرب، شاهد فقر و درماندگی اقتصادی اکثریت مردم جهان خواهیم بود.
فقر و ضعف اقتصادی کشورهای جهان سوم و توسعه بیمارگونه ممالک صنعتی غرب و اسراف و تبذیر منابع اقتصادی در این ممالک رابطه مستقیم دارد. به این ترتیب ما معتقدیم که تغییر در روابط و نظام کنونی اقتصاد جهان باید به شکل همه جانبه در زمینههای تولید، تجارت و مصرف صورت گیرد و اصالت انسان و مقام و منزلت آن در نظام جدید به طور عمده مد نظر باشد.
آقای رئیس!
ما در سمینار مشورتی کشورهای جنوب در دهلی نو اعلام کردیم که کشورهای جهان سوم باید برای هماهنگ کردن سیاستهای اقتصادی خود جبهه واحدی در مقابل کشورهای شمال تشکیل دهند. برای تحقق این هدف تأسیس یک دبیر خانه دائمی جهت بررسی مشکلات و ارائه راه حلهای مناسب ضرورت فراوان دارد.
ما معتقدیم که تنها از طریق اتخاذ (تدابیر درست) و فشار دسته جمعی کشورهای محروم و عقب نگه داشته شده از نظر اقتصادی است که میتوان زمینه مناسب را برای شروع مذاکرات جهانی جهت تغییر نظام و روابط اقتصادی جهان به طور همه جانبه و اساسی و بیرون از فشار ابر قدرتها فراهم آورد و ما در این زمینه به اندازه کافی صحبت کرده و شنیدهایم و اکنون زمان عمل فرارسیده است.
آقای رئیس!
با توجه به نفوذ ابرقدرتها در سازمان ملل متحد این سازمان به اهرمی برای اعمال فشار سیاسی بر کشورهایی که علیه امپریالیسم شرق و غرب و صهیونیسم مبارزه میکنند تبدیل گشته است و این ماشین عظیم تنها هنگامی که منافع یکی از ابر قدرتها ایجاب مینماید به کار میافتد و اگر برای رفع آن علاج عاجلی نشود جهان با هرج و مرج و آنارشیسم بین المللی فاصله چندانی نخواهد داشت، نمونههای بسیاری از این نوع عملکرد را میتوان ارائه داد.
در شهریور 1359 رژیم عراق به خاک ایران حمله کرد و هزاران نفر از مردم معصوم و غیر نظامی را به خاک و خون کشید و میلیونها نفر از هم میهنان ما را بیخانمان کرد و در طی 22 ماه که بخش بزرگی از قلمرو ما را در اشغال داشت، شهرها را به ویرانهای مبدل کرد. گویی طی این دو سال ماشین عظیم ملل متحد به خواب فرورفته بود و کسی به فکر استقرار صلح شرافتمندانه و عادلانه و حل مسالمت آمیز اختلافات و حفظ امنیت بین المللی به نحوی که در منشور پیش بینی شده است نبود ولی به محض آنکه رزمندگان ما توانستند با فداکاری و ایثار و قربانی کردن هزاران نفر، دشمن متجاوز را از بخش عظیم خاک خود بیرون رانند و در صدد احقاق حقوق حقه و تضمین امنیت حدود و ثغور برآیند گویی به یک باره برای ابرقدرتها رسالت تحکیم و تأمین صلح و امنیت بین المللی مطرح گردید و معلوم نیست این دو سالی که از جنگ بین ایران و عراق میگذرد و مظالمی که بر ملت مظلوم ایران رفته است این صاحبان وجدانهای آگاه و منادیان رسالت حفظ صلح و امنیت بین المللی کجا بودند؟
اجازه بدهید نمونه بهتری ارائه بدهیم: در 18 سپتامبر 1982 یکی از تکان دهندهترین جنایات تاریخ بشری در مقابل دیدگان جهانیان و سازمان ملل متحد در بیروت اتفاق افتاد و جنایت کاران اسرائیلی پس از فاجعه چند ماهه در جنوب لبنان و علی رغم وعدههای دروغین خود مبنی بر عدم اشغال غرب بیروت با همدستی مزدوران فالانژیست به این منطقه یورش برده و صدها زن و مرد و کودک بی سلاح و بیدفاع فلسطینی و لبنانی را قتل عام نمودند.
اگر سازمان ملل متحد و اعضای آن اعتقاد راسخ به رسالتی که در منشور حفظ صلح و امنیت بین المللی پیش بینی شده داشتهاند بایستی در قبال وجدان جریحه دار شده بین المللی هم که شده اقدام قاطعی برای مجازات این جرثومه فساد و ناامنی و جنگ طلبی و تجاوز در چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد به عمل میآوردند.
شاید فراموش شده است که اساسا مادههای 41 و 42 منشور ملل متحد وجود دارند. مگر نه این است که شرایط عضویت در این مجمع عمومی جهانی داشتن اعتقاد به صلح است؟ مگر نه این است که بر طبق قطعنامه شماره A / RES / ES - 7 /9 مورخ 20 آوریل 1982 اسرائیل غیر صلح طلب شناخته شده است.
پس چرا اسرائیل جنگ طلب همچنان در عضویت سازمان ملل باقی است؟
اگر در این مورد و یا موارد مشابه اقدام متناسبی نشود عمل و حرکت دسته جمعی برای حفظ صلح و امنیت که در منشور پیش بینی شده است تحقق نخواهد
یافت و اگر اقدامات جدی برای رفع آثار زیان بار امتیاز غیر عادلانه "وتو" صورت نگیرد هیچ گاه آن اعتمادی که ملل محروم و ستمدیده جهان باید به این سازمان جهانی داشته باشند ایجاد نخواهد شد و نقایصی که دبیر کل ملل متحد در گزارش سالانه خود از آن شکوه کرده است، مرتفع نخواهد گردید.
فراموش نباید کرد که منشور و امتیازات انحصاری ناشی از آن حاصل اوضاع و احوال خاص بعد از جنگ جهانی دوم است که بسیاری از شرایط آن روز در حال حاضر موجود نیست و جو بین المللی و ساختار سازمان ملل تغییر بسیاری کرده و حتی با استناد به اصل متبع و مقبول در حقوق بین المللی نیز نمیتوان پذیرای امتیازات یک جانبه و نابرابری که عملا اثر مخرب خود را به ثبوت رسانده است گردید.
به امید روزی که کشورهای عضو با واقع بینی و درک ضرورت این تحولات اساسی به سازمان ملل متحد نقشی را که شایسته آن است اعطا نمایند.
متشکرم آقای رئیس
1 اکتبر 1982 (9 مهر 1361)
نامه مورخ 1 اکتبر 1982 نمایندگی دائمی عراق در سازمان ملل خطاب به رئیس شورای امنیت
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما اجلاس فوری شورای امنیت جهت بحث درباره وضعیت خطرناک مناقشه میان ایران و عراق را خواستارم.
نیروهای ایران حملات نظامی وسیعی را در ساعت 1:00 (به وقت محلی) در روز جمعه 1 اکتبر 1982 در منطقه سومار آغاز و تلاش کردهاند که از مرز بین المللی در مجاورت شهرستان مندلی عبور نمایند.
برای اعضای شورا به خوبی روشن است که این حملات نظامی تجاوزگرانه ایران، ششمین حمله از سری اقدامات تجاوز به خاک عراق از زمان تصویب قطعنامه 514 شورای امنیت در تاریخ 12 جولای 1982 است که ایران آن را رد کرده است.
دکتر ریاض القیسی - نمایندگی دائمی
-4 اکتبر 1982 (12 مهر 1361)
قطعنامه 522 (1982)
شورای امنیت در جلسه 2399 خود که تحت عنوان وضعیت ایران و عراق تشکیل شده بود، قطعنامه ذیل را تصویب کرد:
شورا از ادامه جنگ و تشدید مناقشه میان دو کشور که تلفات سنگین جانی و خسارات مالی بسیاری را موجب شده و صلح و امنیت منطقه را در معرض خطر قرار داده است، اظهار تأسف مینماید.
شورا مجددا تصریح کرد که اعاده صلح و امنیت در منطقه به جدیت کلیه دولتهای عضو در ملزم بودن به تعهداتشان تحت منشور سازمان ملل نیازمند است.
شورا مجددا طرفین درگیر را به پذیرش و اجرای قطعنامه 479 که به اتفاق آرا در 28 سپتامبر 1980 تصویب شده و نیز به بیانیه مورخ 5 نوامبر 1980 (14244 / S)، دعوت کرد.
شورا همچنین طرفین درگیر را به پذیرش و اجرای قطعنامه 514 که به اتفاق آرا در 12 جولای 1982 تصویب شده و نیز بیانیه 15 جولای 1982 (سند 15296 / S)
رئیس شورای امنیت، فراخواند.
شورا بر اساس گزارش 15 جولای 1982 (15293 / S) دبیر کل، خواستار اجرای موارد ذیل میباشد:
1- شورا مصرا خواستار آتش بس فوری و پایان بخشیدن به کلیه عملیاتهای نظامی بوده و مجددا این درخواست خود را تکرار مینماید.
2- شورا مجددا بر درخواست خود مبنی بر عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی تأکید میکند.
3- شورا از این حقیقت که یکی از طرفین درگیر قبلا آمادگیاش را برای همکاری در اجرای قطعنامه 514 اعلام کرده، استقبال نموده و از طرف دیگر مناقشه درخواست مینماید که به همین صورت عمل نماید.
4- شورا بر لزوم اجرای بدون درنگ تصمیمات خود درباره اعزام ناظرانی جهت تأیید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی تأکید مینماید.
5- شورا بر ضرورت و ادامه تلاشهای میانجی گرانه اخیر تأکید مینماید.
6- شورا بر درخواست خود از کلیه دولتها مبنی بر ممانعت از هر گونه اقدامی که به ادامه جنگ کمک نماید، تأکید نموده و خواستار کمک جهت تسهیل در اجرای قطعنامه اخیر میباشد
7- شورا همچنین از دبیر کل درخواست در مورد اجرای این قطعنامه طی 72 ساعت به شورا گزارش ارائه دهد.
شماره سند شورای امنیت: 15448 / S
5 اکتبر 1982 (13 مهر 1361)
یادداشت مورخ 4 اکتبر 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل، احتراما متن پیوست را در توضیح موضع دولت جمهوری اسلامی ایران درباره جلسه شورای امنیت جهت بررسی موضوع تجاوز عراق به جمهوری اسلامی ایران ارسال میدارد.
از آنجایی که این نمایندگی حقانیت ریاست نمایندگی اردن را در این مباحثات به دلیل مشارکت فعال اردن در جنگ تحمیلی نمیپذیرد، نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران بیانیه پیوست را خطاب به جناب عالی ارسال میدارد.
پیوست
بیانیه خطاب به دبیر کل، مورخ 4 اکتبر 1982
نمایندگی دائمی عراق در یادداشت مورخ 1 اکتبر 1982 خود که طی سند 15443 / S منتشر شد، درخواست اجلاس فوری شورای امنیت جهت مورد ملاحظه قرار دادن مناقشه میان ایران و عراق را نمود و اظهار داشت: نیروهای ایرانی حملات نظامی بزرگی را در ساعت 1:00 (به وقت محلی) روز جمعه 1 اکتبر 1982 در بخش سومار آغاز و تلاش کردند که از مرز بین المللی در مجاورت شهرستان مندلی عراق عبور کنند.
در آغاز، لازم به ذکر است که منطقه سومار که نام برده شده در داخل سرزمینهای
جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و این نمایندگی مفتخر است که به اطلاع جامعه بین المللی برساند که با کمک خدا و فداکاریهای رزمندگان مسلمان خود در این مرحله از عملیاتهای دفاعی علیه ارتش متجاوز کاملا موفق شده است که سه تپه مهم در داخل سرزمینهای خود که متجاوزان عراقی با استفاده از آنها پس از عقب نشینی نیروهایشان اقدام به بمباران شهرهای ما مینمودند، اکنون آزاد نماید. این عملیات حائز اهمیت میباشد از آن جهت که نه تنها بخشهایی از سرزمین ما باز پس گرفته شد، بلکه غیر نظامیان ما از بمباران ناجوانمردانه روزانه متجاوزان عراقی نجات یافتند. به علاوه، این عملیات به جامعه بین المللی ماهیت فریبکارانه تبلیغات عراق را درباره عقب نشینی کامل نشان داده است. ما مجددا دشمن را وادار خواهیم کرد از سرزمین اسلامی ما عقب نشینی کند.
جناب عالی از اشغال غیر قانونی 20 شهر و 1200 روستا و بمباران ناجوانمردانه مناطق مسکونی، بیمارستانها، مدارس و اماکن مقدس اطلاع دارید که به شهادت هزاران غیر نظامی بیدفاع منجر شده و این بیتوجهی کامل به حقوق بین المللی و اصول اخلاقی است که مزدوران بعثی صدام حسین طی دو سال گذشته انجام دادهاند و هرگز شورای امنیت آن را تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی محسوب نکرده است. بنابراین هیچ ضرورتی جهت مباحثات رسمی درباره موضوع یا محکومیت متجاوز با توجه به ابزارهای موجود در فصل هفتم منشور سازمان ملل، وجود ندارد. به هر حال، (عراق) آزاد سازی سه تپه در داخل خاک ایران را که با توجه به کلیه استانداردهای مقررات بین المللی و منشور، از حقوق لاینفک مردم مسلمان ایران و اقدامی جهت دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت محسوب میشود به عنوان تهدیدی جدی برای صلح و امنیت بین المللی مورد ملاحظه قرار داده و درخواست اجلاس فوری از طرف شورای امنیت را نموده است.
آقای دبیر کل اجازه دهید سؤال کنم آیا این روش نشان دهنده یک وضعیت معمولی در شورای امنیت است. آیا نسبت به بیطرفی و هدفدار بودن این سازمان مهم که با گذشت بیش از 20 ماه از اشغال سرزمینهای ایران، همچنان سکوت کرده، تردیدی وجود دارد و قابل توجیه میباشد؟ تنها پس از اینکه جمهوری اسلامی ایران موفق شد متجاوزان را به زور وادار به عقب نشینی کند به چاره اندیشی افتادهاید؟
عالی جناب، سازمان ملل، با کلیه مسائلی که در گزارش سالیانه جناب عالی ذکر شد، باید آرزو کنید که همه اعضای جهان سوم الگویی را که ملت مسلمان ایران ارائه دادهاند.
و قهرمانانه از تمامیت ارضی خود دفاع کردند دارا باشند و به متجاوزان فهماند که نقض مهمترین اصول منشور سازمان ملل به شدت توسط مردم مصمم جهان سوم مورد تنبیه واقع میشود. عزم ملل جهان سوم ایستادگی در برابر اقدامات تجاوزگرانه قدرتهای امپریالیستی جهان و نوکران آنها میباشد که بهترین حافظ منشور سازمان ملل و مطمئنترین ضمانت برای صلح و امنیت بین المللی به شمار میرود.
اگر شورای امنیت، امر مهم حفظ صلح و امنیت بین المللی را با حفظ اصول حقوق و عدالت بین المللی مد نظر قرار دهد و با اعمال نفوذ امپریالیست به مخاطره نیفتد و اعضای شجاع بتوانند در مذاکرات خصوصی افکار خود را صادقانه در برابر پیشنهادهای جنایتکارانه نمایندگی ایالات متحده - که بیصبرانه در انتظار اعزام نیروی امپریالیستی دیگری به منطقه جهت کمک در دفاع از متحدین بعثی خود میباشد - سخن گویند، نتایج کم اهمیتی نخواهد داشت و قطعنامههای بیهودهای از قبیل قطعنامه 479 (1980)، 514 (1982) و 522 (1982) که مغایر با متن و روح منشور به طور کلی و ماده 39 به طور خاص میباشد و به طور ضمنی در قطعنامههای 479 و 514 و نیز به طور صریح در پاراگراف 3 قطعنامه 522 از متجاوز حمایت شده، تصویب نخواهد کرد.
آقای دبیر کل، شورای امنیت به قدری عجولانه قطعنامهای را به منظور جلوگیری از سقوط رژیم صدام تصویب کرده است که حتی پاراگراف 3 ماده 27 منشور را نادیده گرفته است که لازم است نمایندگان اردن و مصر از رأی دادن خودداری ورزند، به طوری که این دو کشور عراق را پشتیبانی نظامی نموده و از طرفی مشارکتی فعال در جنگ تحمیلی تجاوزگرانه عراق علیه جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. آنها به اتفاق آرا قطعنامه خود را بیاعتبار میسازند و تلاشهای نمایندگان مشخص اردن، ایالات متحده و عراق بیهوده بوده است. از جلسه شورای امنیت به ریاست پادشاهی اردن چیزی بهتر از این نمیتوان پیش بینی کرد. به هر حال، صادقانه انتظار داریم که از اقتدار خود به صورتی که در ماده 99 منشور ذکر شده، استفاده کنید و به رئیس شورا اهمیت کار خود را یادآور شوید، به دلیل اینکه برخی از ملاحظات شخصی کم اهمیتی را در جلسه شورای امنیت مدنظر قرار داده است. ما همچنین از برخی از اعضای شورا انتظار داشتیم که بدون تعارف در برابر این قبیل اعمال رذیلانه در این قدرتمندترین ارگان سازمان ملل موضع گیری نموده و از رسوایی بیشتر آن جلوگیری کنند.
در این باره مایلم توجه جناب عالی را به نکات ذیل جلب نمایم:
1- نیروهای اردن نقش فعالی در تجاوزات عراق علیه جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. مردم مسلمان ایران در صفحات تلویزیون خود شاهد بودند که حسین پادشاه اردن از مزدورانش در سرزمینهای اشغالی ایران سان میدید. همچنین شاهد بودند که وی گلولهای را شلیک میکند که به تخریب خانه، بیمارستان یا مدرسهای در دزفول منجر میشود. پس چگونه میتواند نماینده پادشاهی اردن ریاست مذاکراتی را عهدهدار شود و به اصطلاح به دنبال راه حل صلح جویانه در جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران باشد؟ آیا شما هنوز از مردم ایران و سایر ملل مظلوم جهان انتظار دارید که به این شورا اعتماد داشته باشند؟ به علاوه با چه زمینههای اخلاقی این سازمان بین المللی از نمایندگی ما انتظار دارد در چنین مذاکراتی شرکت کنند در حالی که مردم مظلوم دزفول و سایر مناطق جنگ زده، خانهها، بیمارستانها، مدارس و اماکن مقدس زیر بمباران قرار داشته و پدران، مادران، برادران، خواهران و کودکانشان در بمبارانهای وحشیانه مزدوران عراقی و اردنی شهید میشوند.
2- مایلم تکرار کنم که ارتفاعات آزاد شده در داخل خاک جمهوری اسلامی ایران قرار داشته و آزادی آنها باعث خوشحالی و مشارکت جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی و نیز منشور سازمان ملل گردیده است. عملیات اخیر تنها به منظور آزادی سرزمینهای اشغال شده ایران به دست نیروهای عراقی در ابتدای جنگ، صورت گرفته است. دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که عملیات به صورتی طراحی شده که با باز پس گیری موفقیت آمیز ارتفاعات مذکور در منطقه سومار ایران پایان پذیرد. لازم به ذکر است که این عملیات تنها به صورتی که نمایندگان عراق و اردن در جلسه شورای امنیت در نخستین روزهای ریاست اردن مطرح کرده و نیز وزیر خارجه عراق در نیویورک توجیه کرده، نیست. عدم وجود مباحثات جدی در این مهم ثابت کننده این موضوع میباشد. بنابراین ما اعلام میداریم که جلسه شورای امنیت نه تنها مبارزه مستقیم با حقوق غیر قابل انکار مردم ایران در دفاع از خود میباشد، بلکه توطئهای است که اردن، عراق و اربابان امپریالیستی آنان در کسب برخی از اعتبارات بین المللی برای رژیم مفلوک صدام، طراحی کردهاند.
3- در نتیجه این حادثه تأسف بار از سوی شورای امنیت، مایلم با خوش بینی یادآور شوم که شورای امنیت تنها در انجام وظایف خود به صورتی که در منشور آمده است، میتواند اعتماد مردم مسلمان ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران را در مورد اقتدار و حقانیت خود جلب نماید. در این مورد لازم است که:
الف) اشغال غیر قانونی سرزمینهای جمهوری اسلامی ایران به دست ارتش متجاوز
عراق و هم پیمانانش محکوم شود و نیز بیتوجهی کامل آن در مورد حقوق و اخلاق بین المللی در بمباران ناجوانمردانه اهداف غیر نظامی محکوم شود.
ب) مقرر شود که دولت عراق در پرداخت خساراتی که در جنگ تحمیلی علیه مردم مظلوم ایران موجب گردیده، مسئول است.
ج) بر لزوم بازگشت عراقیهایی که با سیاستها و اعمال نژادپرستانه رژیم بعثی عراق مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدهاند، تأکید میشود.
عالی جناب، تا وقتی که شورای امنیت این گامهای مهم را برندارد، مشارکت نمایندگی ما در مباحثات و مشورتها درباره جنگ تجاوزگرانه تحمیلی عراق از نظر مردم ایران امری بیهوده است. در ضمن مادامی که شورا آمادگی ندارد که به وظایف خود عمل نماید و مردم مسلمان ایران بیش از دو سال است که فداکاری نموده و دهها هزار شهید دادهاند و موفق شدهاند با زور اشغال گران را عقب برانند، دلیلی وجود ندارد که در جلسات بی هدف شرکت جویند. همچنین اعلام میکنیم که قطعنامهها، فاقد هر گونه اعتبار قانونی و اخلاقی است و بنابراین هیچ الزامی برای جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت.
در پایان متذکر میگردد که شرایط ما برای صلح به صورتی که در پاسخ رئیس جمهور ما خطاب به نامه جناب عالی ابراز شده، هنوز دارای اعتبار است. ما همیشه و هنوز برای صلح عادلانه، شرافتمندانه و پایدار آمادگی داریم.
شماره سند شورای امنیت: 15449 / S
7 اکتبر 1982 (15 مهر 1361)
گزارش دبیر کل پیرو قطعنامههای 514 (1982) و 522 (1982)
1- گزارش حاضر متعاقب پاراگراف 6 قطعنامه 514 شورای امنیت مورخ 12 جولای 1982 و پاراگراف 7 قطعنامه 522 مورخ 4 اکتبر 1982 که شورا از دبیر کل درخواست کرده بود که در مورد اجرای این قطعنامه به ترتیب طی 3 ماه و نیز 72 ساعت گزارش نماید، ارائه میگردد.
2- گزارش درخواست شده از دبیر کل طبق پاراگراف قطعنامه 514، در تاریخ 15 جولای 1982 به عنوان سند شورا (15293 / S) منتشر شد.
3- به دنبال تصویب قطعنامه 522، با اشاره به پاراگراف 4 آن که در آن شورا بر لزوم اجرای
بیدرنگ تصمیم خود جهت اعزام ناظران سازمان ملل برای نظارت بر آتش بس و عقب نشینی تأکید کرده بود، اظهار میکنم که به کارگیری مؤثر ناظران سازمان ملل طبیعتا مشروط به توافق و همکاری طرفین درگیر و برقراری آتش بس مرتبط میباشد (S / PV. 2399).
4- متن قطعنامه 522 بلافاصله برای دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری عراق ارسال شد و درخواست گردید در مورد آن به ویژه پاراگراف 4 اظهار نظر نمایند.
5- در 4 اکتبر 1982، پس از آنکه قطعنامه 522 تصویب شد، وزیر امور خارجه عراق از من دعوت به عمل آورد و به من اطلاع داد که دولت متبوعش از این تلاشها جهت یافتن راه حلی صلح آمیز حمایت مینماید. در تاریخ 5 اکتبر 1982، من از وزیر خارجه عراق نامهای دریافت نمودم که وانمود میشد که دولت عراق خواهان همکاری بوده و نسبت به شورا در اجرای قطعنامه 522، اعتماد راسخ دارد.
6- در تاریخ 5 اکتبر 1982، با نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران ملاقات کردم وی به من اطلاع داد که دولتش به صلح تمایل داشته و در گامهایش ثابت قدم است که برای رسیدن به توافق تحقیقات لازم صورت گیرد.
وی همچنین بیانیه مورخ 4 اکتبر 1982 (15448 / S) پیوست را به من داد. در این بیانیه دولت متبوعش خاطر نشان ساخته بود که منطقهای که در آن عملیات نظامی اخیر صورت گرفته، داخل سرزمینهای جمهوری اسلامی ایران میباشد و آن عملیات به منظور آزادی مناطق اشغالی که از آغاز جنگ به تصرف نیروهای عراقی در آمده بود، صورت گرفته است. دولت جمهوری اسلامی ایران همچنین اعلام نموده بود که بنا به دلایلی که در بیانیه منعکس شده است قطعنامههای شورای امنیت درباره وضعیت میان ایران و عراق برای جمهوری اسلامی ایران تعهد آور نمیباشد.
7- تلاشهای بسیاری نمودهام و سابقه آن به مخاصمات در سپتامبر 1980 بازمیگردد تا اینکه به توافقی جامع، عادلانه و شرافتمندانه که تضمین کننده در موارد اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق باشد، دست یابیم. نماینده ویژه من جناب آقای اولاف پالمه از نوامبر 1980 تاکنون جهت پیگیری این تلاشها 5 بار از منطقه دیدار نموده است. اگر چه متأسفانه تاکنون پیشرفت قابل ملاحظهای صورت نگرفته اما من آمادگی خود را به طرفین مجددا اعلام مینمایم که برای دست یابی به راه حلی صلح آمیز در هر شرایط قابل قبولی کمک نمایم.
8- در این باره من تشکر خود را از جناب آقای اولاف پالمه به اطلاع شورا میرسانم که به درخواست من موافقت نموده که به نقش خود به عنوان نماینده ویژه در این مهم
علی رغم مسئولیتهای سنگین آن ادامه دهد.
9- فرصت را غنیمت شمرده و مجددا تصریح مینمایم که به هر کوششی جهت دست یابی به توافقی عادلانه و پایدار که تضمین کننده موارد اختلاف طرفین باشد، ادامه خواهم داد به خاطر اینکه این جنگ که خسارات جانی و مالی بیشماری به طرفین وارد ساخته، پایان یابد.
شماره سند مجمع عمومی: 555 / 37 / A
20 اکتبر 1982 (28 مهر 1361)
پیامدهای طولانی شدن مناقشه نظامی ایران و عراق
نامه مورخ 19 اکتبر 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
احتراما به پیوست یادداشت حاوی دیدگاههای دولت جمهوری اسلامی ایران درباره بند 134 دستور جلسه سی و هفتم مجمع عمومی به پیوست ارسال میگردد.
سعید رجایی خراسانی - سفیر و نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل
پیوست
یادداشت
در 22 سپتامبر 1980، مردم ایران سری حملات هوایی عراق به اهدافی در عمق خاک ایران را شاهد بودند. این حملات تجاوزگرانه با هجوم نظامی وسیع همراه بوده و نیروهای عراقی از مرزهای بین المللی ایران عبور کردند و در خاک ایران در استانهای باختران، ایلام و خوزستان وارد شدند. با توجه به اختلافات و مناقشات موجود میان دو کشور، تشدید یک جانبه و مؤثر آن از سوی عراق صورت گرفت که مردم ایران و انقلاب اسلامی را کاملا متعجب ساخت.
مردم ایران ناگهان خود را درگیر جنگ تحمیلی تمام عیار دیدند و آن در حالی بود که در پی پیروزی شکوهمند انقلاب، ایران قصد داشت بر نقش نظامی که در منطقه خلیج فارس داشت تجدید نظر کند و امیدوار بود که به ماجراجوییهای نظامی در منطقه خاتمه دهد. همچنین پیشرفتهایی جهت کاهش نیروهای نظامی و قراردادهای
بزرگ جهت خرید مقادیر زیادی تسلیحات صورت گرفت و خرید برخی از تسلیحات بسیار پیچیده را لغو کرد.
اگر چه گزارشها از ماه ها قبل از اینکه هجوم عراق به طور واقعی تحقق پذیرد، حاکی از آن بود که عراق نیروهایش را در امتداد مرزهای ایران تجمع داده، اما هنوز مردم ایران نمیتوانستند باور کنند که رژیم عراق که با تبلیغاتش وانمود میکرد پایگاه ضد امپریالیستی در خاورمیانه است به مردمی در منطقه حمله کند که سرسختانه جهت آزادی خویش از سیطره امپریالیسم نبرد کرده بودند.
علاوه بر هجوم نظامی به خاک ایران، در 17 سپتامبر 1980، عراق یک طرفه قرار داد 1975 الجزایر درباره مرزهای کشور و حسن هم جواری با ایران را لغو کرد و بر منطقه اروند رود (شط العرب) و نقاط دیگر ادعای ارضی نمود. این اقدام یک جانبه مغایر با روح و مفاد قرار دادی بود که وزیر خارجه فعلی عراق امضا کرده بود. ماده 5 قرار داد تصریح دارد:
«چارچوب مصونیت مرزها و احترام کامل به تمامیت ارضی کشورها، طرفین عالی رتبه قرار داد تصریح مینمایند که خطوط مرزی آنها هم در زمین و هم رودها غیر قابل نقض، دائمی و نهایی است.» (ترجمه غیر رسمی)
عراق تلاش داشت هجوم خود به خاک ایران را با ادعای اینکه حقوقی که در قرار داد 1975 به عراق داده شده و ایران در رعایت آن طفره میرود، به دست آورد. این نقض قرار داد فوق است زیرا در ماده 6 آن به روشنی ذکر شده که در مورد عدم توافق درباره تفسیر یا کاربرد قرار داد، آن موارد عدم توافق میبایست نخست در مذاکرات مستقیم دو جانبه میان طرفین حل و فصل شود و اگر با عدم موفقیت مواجه شد از طریق مساعی جمیله کشور دولت ثالث و نهایتا با حکمیت، حل و فصل گردد.
متوسل شدن یک جانبه و از پیش طراحی شده عراق در استفاده از زور جهت حل و فصل مناقشهاش با ایران نیز نقض منشور سازمان ملل به ویژه پاراگراف 1 ماده 33 و پاراگراف 1 ماده 37 میباشد. در پاراگراف 1 ماده 33 ذکر شده:
«طرفین هر مناقشهای - که تداوم آن احتمالا حفظ صلح و امنیت بین المللی را مخاطره میاندازد - باید قبل از هر چیز در جست و جوی حل و فصل از طریق مذاکره، تحقیق، میانجی گری، دلجویی، داوری، حل و فصل قضایی، متوسل شدن به مؤسسات یا ترتیبات منطقهای و سایر ابزارهای صلح جویانه به انتخاب خودشان باشند.» در پاراگراف 1 ماده 37 آمده است:
«طرفین هر مناقشه و بر اساس ماهیت آن طبق ماده 33، اگر در حل و فصل آن با ابزارهای مشخص شده آن ماده ناتوانند، باید موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهند.»
برای مردم ایران روشن است که عراق ابزارهای صلح جویانه موجود را جهت حل و فصل اختلافاتش با ایران دارا بود، اما به استفاده از زور متوسل شده که نه تنها به حقوق مورد ادعایش برسد بلکه از مزیتی که در دورهی انتقالی پس از انقلاب ایران به وجود آمده، حداکثر بهره برداری را بنماید. در چنین شرایطی به فتوحات ارضی دست یافته و نیروهای انقلاب جوان ایران را وارد جنگ میسازد و نهایتا با تضعیف انقلاب آن را به نقطه پایان میرساند.
همان طور که اقدامات عراق تهدید جدی برای استقلال و تمامیت ارضی ایران به شمار میرود، برای صلح و امنیت کل منطقه خلیج فارس نیز خطرناک است. مردم ایران از جامعه بین المللی انتظار دارند که جهت بازگشت عدالت مشارکت نموده و به تهدیدات علیه صلح و امنیت منطقه پایان دهند.
شورای امنیت در 28 سپتامبر قطعنامه 479 (1980) را تصویب کرد و کاملا مردم ایران را مأیوس ساخت. مردم از شورای امنیت انتظار داشتند که به تعهدات و مسئولیتهای بزرگ خویش تحت منشور وفادار باشد و این چنین عمل نکند. یک کشور عضو سازمان ملل قبل از اینکه به طور یک جانبه به تجاوزات نظامی و اشغال سرزمین جهت حل و فصل مناقشه متوسل شود، باید به تعهداتش تحت منشور طبق ماده 33 و 37 ملزم باشد. اما کشور (عراق) واقعا تصمیم یک جانبهای اتخاذ کرد و وظیفه شورا است که آن دولت را به خاطر عدم التزام به منشور محکوم نماید و خواستار آن گردد که به شرایط قبل از شروع تجاوز بازگشته و مناقشه را بر اساس ماده 33 و 37 منشور حل و فصل نماید.
قطعنامه 479 (1980) نه تنها توقعات مردم فداکار ایران را برآورده نساخت، بلکه به آنها نشان داد که شورای امنیت نسبت به حقوق قانونیشان طفره رفته و از سوی شورا تلاش شده که وضعیت در جبهههای جنگ نادیده گرفته شده و به پیامدهای تجاوزات نظامی عراق اعتبار بخشد و ایران را وادار به آتش بس نموده که یک جانبه و به نفع عراق میباشد.
در چنین شرایطی مردم ایران راهی ندارند جز اینکه قطعنامه 479 (1980) شورای امنیت را رد نمایند، زیرا این قطعنامه متجاوز را کاملا خرسند میسازد و حقوق قربانیان را تأمین نمینماید.
مردم ایران هر گونه اقدامی که به ایران تحمیل شده و امتیازی داده شود را رد مینمایند، زیرا تنها به این معناست که به حکومت متجاوز عراق به خاطر تجاوزاتش علیه ایران پاداش
داده شده است و بنابراین طولانی شدن تجاوزات و تکرار آن در آینده را باعث میگردد.
در حدود 22 ماه است که عراق مناطق وسیعی از ایران را اشغال کرده و رهبری عراق احساس میکند که هر گونه عکس العملی در برابر تجاوزاتش را خنثی کرده است. از طرف دیگر مردم ایران شاهد سکوت مرگباری از سوی جامعه بین المللی میباشند. این در حالی است که عراق به جنگ ویرانگر خود علیه مردم غیر نظامی ایران در باختران، ایلام و خوزستان و تأسیسات غیر نظامی در این استانها ادامه میدهد. در طی این 22 ماه مردم ایران توانستهاند با لطف خداوند نیروهای متجاوز عراق را به عقب رانده و اغلب سرزمینهای اشغالی ایران را با فداکاری وصف ناپذیری آزاد سازند. با آزاد سازی خرمشهر، عراق که به خیال خود فکر میکرد موقعیت مستحکمی را در اختیار دارد، آن را از دست داد و در حقیقت به مفهوم آن بود که نهایتا از بقیه سرزمینهایی که هنوز در اختیار دارد نیز بیرون رانده خواهد شد. مردم ایران در این مقطع زمانی از جامعه بین المللی انتظار دارند که باور کنند ایران نهایتا موفق شده است که یکی از بزرگترین موانع برای صلح را از پیش رو برداشته و آنها باید توجه خود را به این مهم معطوف سازند. تجدید فعالیت شورای امنیت با توجه به جنگ تجاوزگرانه عراق تنها به ابراز نگرانی برای عراق بسنده شده است. قطعنامه 514 (1982) شورای امنیت، تجاوزات و اشغال نظامی از سوی عراق را که بیش از 22 ماه طول کشیده نادیده گرفته است. همچنین در محکوم کردن متجاوز به خاطر عدم رعایت مفاد 33 و 37 منشور کوتاهی کرده و در این قطعنامه هر گونه اشارهای به عراق در مورد تخریب و انهدام آمرانه شهرها، روستاها، جادهها، مزارع و از بین بردن کلیه نشانههای حیات در مناطق تحت اشغال خود و در برد توپخانهاش، خودداری شده است. همچنین رفتار ددمنشانه عراق در سرزمینهای اشغال شده و جنایات وحشیانهاش علیه بشریت را نادیده گرفته است، از همین رو حق انکار ناپذیر مردم ایران است که به دنبال عدالت و جبران خسارت باشند. اما در قطعنامه 514 (1982) از هر گونه تلاش جهت ایجاد سپر امن که در ورای آن دولت جنایتکار عراق بتواند پنهان شود، خودداری نشده است.
بنابراین، روشن است که مردم ایران قطعنامه 514 (1982) را نیز رد میکنند. قطعنامه 522(1982) شورای امنیت نیز به همان دلایل رد شده است.
دولت جمهوری اسلامی ایران مکررا تمایل خود را به استقرار صلح عادلانه و پایدار در منطقه خلیج فارس ابراز داشته است. این بدین معنا نیست که هر چیزی تحت عنوان صلح مطرح شود را خواهد پذیرفت. صلح پایدار با صلحی که تنها دولت ماجراجوی عراق جهت
تجدید سازمان و آرایش جدید خود برای مراحل آتی مطرح میکند، متفاوت است.
قرار داد 1975 که ایرانیها فکر میکردند بر اساس آن مناقشاتشان با عراق پایان یافته است، از سوی همان رهبری که آن را امضا کرده و هنوز در عراق حاکم است، ملغی گردید و این کشور نیروهایش را سازمان دهی کرده و منتظر فرصت مناسب جهت شروع جنگ تجاوزگرانه علیه ایران شد. مردم انقلابی ایران به طور شایستهای فداکاری کردند تا نیروهای عراقی متجاوز را از اغلب سرزمینهایی که آنها تحت اشغال داشتند، بیرون راندند. آنها حق دارند و انتظار دارند که ضمانتهای غیر قابل انکاری دریافت کنند تا با تجاوزات دیگری از سوی عراق در آینده مواجه نشوند. جامعه بین المللی با نادیده گرفتن حقوق و خواستههای مردم ایران تنها بیگانگی خود را از واقعیتهای موجود در منطقه خلیج فارس نشان داده است. در وهله نخست ضرورت دارد جامعه بین المللی جهت کمک به اعاده صلح در منطقه تلاش نماید و اعتباری که در میان مردم ایران از دست داده، به دست آورد و این مهم وقتی قابل دست یابی است که جامعه بین المللی مباحثات درباره واقعیتهای مناقشه عراق و ایران را آغاز کند. عراق تاکنون عملا نشان داده که علاقهمند به صلح پایدار نیست. این کشور به طور سیستماتیک به دنبال چنین سیاستی است و با منحرف کردن جامعه بین المللی تلاش دارد این سیاست را با تبلیغات انحرافی حفظ کند. چنین سیاستی تنها در متقاعد کردن مردم ایران مبنی بر نبودن صداقت در رهبری عراق جهت دست یابی به صلح عادلانه و پایدار، سودمند بوده است.
قطعنامهای مناسب و عادلانه است که منعکس کننده واقعیتهای موجود در صحنه میان ایران و عراق باشد. الگوی قطعنامه که جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرده به شرح ذیل است:
مجمع عمومی
با ملاحظه قرار دادن موضوع "پیامدهای طولانی شدن مناقشه نظامی میان ایران و عراق".
با تأکید مجدد بر ناروا داشتن استفاده یا تهدید با زور در روابط بین المللی.
با درخواست مجدد از دولتها در ملزم بودن دولتهای کنوانسیون ژنو در مورد محافظت از جان غیر نظامیان در زمان جنگ، مورخ 12 آگوست 1949.
با تأکید مجدد نسبت به تعهد دولتها در ملزم بودن به مفاد منشور و به ویژه مواد 33 و 37 جهت حل و فصل مناقشاتشان.
با یادآوری حق کلیه دولتها جهت دفاع از خویش به صورتی که در ماده 51 منشور شناخته شده است:
1- محکوم نمودن عراق به دلیل شروع تجاوزات نظامی در مناقشه خود با ایران قبل از اینکه به استفاده از کلیه ابزارهای صلح جویانه موجود در چارچوب منشور مبادرت نماید.
2- با تأسف از اشغال سرزمین ایران از سوی عراق و تلاش این کشور با اشغال غیر قانونی جهت به دست آوردن امتیازات سیاسی.
3- همچنین محکوم کردن عراق به خاطر متمرکز ساختن توان جنگی عمدهاش به مدت تقریبا دو سال علیه غیر نظامیان ایران که منجر به جنایات دردناکی علیه بشریت گردیده که نقض کنوانسیون ژنو در مورد محافظت از غیر نظامیان در زمان جنگ (مورخ 12 آگوست 1949) به شمار میرود.
4- با تصریح بر حق مردم ایران در جبران خسارت جانی و مالی که بر اثر تجاوزات عراق متحمل شدهاند و موظف بودن عراق در کمک به بازسازی کلیه تأسیسات غیر نظامی که به طور عمد در مناطق تحت اشغال غیر قانونیاش تخریب کرده است.
5- درخواست از ایران و عراق در پایان بخشیدن کلیه عملیاتهای نظامی جهت حل و فصل مناقشاتشان به روشهای صلح جویانه بر اساس مفاد منشور.
6- استقبال از تلاشهای دبیر کل جهت میانجی گری میان دو کشور و دعوت از وی جهت ادامه تلاشهای میانجی گرانهاش.
شماره سند مجمع عمومی: A / RES / 37 / 3
27 اکتبر 1982 (5 آبان 1361)
قطعنامه مصوب مجمع عمومی
"پیامدهای طولانی شدن مناقشه نظامی میان ایران و عراق"
مجمع عمومی
با مورد ملاحظه قرار دادن "وضعیت طولانی شدن مناقشه نظامی میان ایران و عراق"؛
با عنایت به منشور سازمان ملل متحد مبنی بر عزم کلیه دولتها در همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر؛
با تأکید بر اصولی که هیچ یک از دولتها نباید با استفاده از زور سرزمینی را متصرف و به اشغال درآورند و هر سرزمینی که بدین روش تصرف میشود باید بازگردانده شود،
همچنین هیچ اقدام تجاوزگرانه نباید علیه هیچ کشوری صورت پذیرد، تمامیت ارضی و حاکمیت کلیه کشورها باید مورد احترام واقع شده و هیچ دولتی نباید تلاش کند در امور داخلی سایر کشورها دخالت کند، و نیز کلیه اختلافات و یا ادعاهایی که ممکن است میان دولتها وجود داشته باشد میباید به روشهای صلح جویانه حل و فصل شود، برای اینکه روابط صلح جویانه میان دولتهای عضو مستولی شود؛
با یادآوری قطعنامههای 479(1980) مورخ 28 سپتامبر، 514(1982) مورخ 12 جولای 1982 و 522 مورخ 4 اکتبر 1982 درباره موضوع تحت عنوان "وضعیت میان ایران و عراق" که شورای امنیت به اتفاق آرا تصویب کرد؛
همچنین با یادآوری بیانیههای رئیس شورای امنیت مورخ 5 نوامبر 1980 (14244 / S) و 15 جولای 1982 (15296 / S)؛
با ملاحظه گزارش دبیر کل مورخ 7 اکتبر 1982 (15449 / S)؛
با خاطر نشان ساختن قطعنامههای شورای امنیت که قبلا خواستار آتش بس فوری و پایان بخشیدن به کلیه عملیاتهای نظامی شده است؛
با یادآوری طولانی شدن مناقشه که نقض الزامات دولتهای عضو تحت منشور میباشد:
1- مناقشه میان ایران و عراق و طولانی شدن آن و تشدید اخیر که به خسارت سنگین جانی و مالی قابل ملاحظهای از نظر سیاسی و اقتصادی منجر شده، صلح و امنیت بین المللی این منطقه استراتژیک را به مخاطره افکنده که مورد توجه میباشد.
2- لزوم دست یابی به آتش بس فوری و عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی به عنوان گام نخست جهت حل و فصل مناقشه به روشهای صلح جویانه بر اساس اصول عدالت و حقوق بین المللی مورد تأکید قرار میگیرد.
3- از کلیه دولتها درخواست میشود که از هر گونه اقدامی که میتواند در ادامه مناقشه دخیل باشد، اجتناب نموده و تسهیلات لازم را جهت اجرای قطعنامه فعلی فراهم سازند.
4- از دبیر کل درخواست میگردد به تلاشهای خود در مشورت با طرفین درگیر به منظور دست یابی به حل و فصل صلح جویانه ادامه دهد.
5- همچنین از دبیر کل درخواست میشود دولتهای عضو را از پیشرفت اجرای قطعنامه مذکور، مطلع سازد.
چهل و یکمین اجلاس فوق العاده - 22 اکتبر 1982
شماره سند مجمع عمومی: 584 / 37 / A
شماره سند شورای امنیت: 15471 / S
1 نوامبر 1982 (10 آبان 1361)
نامه مورخ 28 اکتبر 1982 نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
بنا به اطلاع دولت متبوعم توجه جناب عالی را به گسترش اخیر مناقشه رو به رشد ایران و عراق جلب مینمایم.
در روز سه شنبه، 26 اکتبر 1982 ساعت 12:45 بعد از ظهر، جنگندههای عراقی مناطق پر جمعیت و مسکونی جنوب شهر دزفول را به شدت بمباران کردند. این اقدام جنایت کارانه رژیم عراق به شهادت حداقل 24 غیر نظامی و مجروح شدن 107 نفر منجر شد.
جست و جو برای یافتن افراد در مخروبههای بیش از یکصد خانه که به طور کامل یا بخشهایی از آنها تخریب شده، هنوز ادامه دارد.
باید متذکر شوم که این اقدام جنایت کارانه در حالی است که عراق حتی قطعنامه تحمیلیاش به مجمع عمومی را که کمتر از یک هفته از تصویب آن میگذرد، نقض کرده است.
مردم ایران شاهد این اقدامات وحشیانه عراق میباشند که رهبری عراق علی رغم تعهدات خود جهت استقرار صلح مرتکب میشود. مردم ایران این قبیل وحشی گری عراق را "صلح عراقی" میخوانند. هدف از بمباران مناطق غیر نظامی ایران توسط عراق به نظر خیلی روشن است و آن ایجاد اطمینان است که مردم ایران از آنچه که عراق واقعا از صلح مد نظر دارد با عدم درک صحیح مواجه نشوند.
تنها یک هفته است که مجمع عمومی قطعنامه عراقی را تصویب کرد که به منظور بازگشت صلح میان ایران و عراق صورت گرفته است. اما اگر برخی از اعضای سازمان ملل نمیدانند صلح عراقی واقعا چه مفهومی دارد، مردم ایران مکررا در گذشته و اخیرا در روز سه شنبه آن را درک کردهاند.
علی رغم سیاست بازیهای وسیع عراق در متقاعد ساختن افکار عمومی جهان که با به اصطلاح ماهیت صلح دوستی رهبرانش همراه است، مردم ایران اقدامات وحشیانه عراق را ملاحظه میکنند که تنها اسرائیل در لبنان مرتکب شده، به صورتی که به وضوح
عراق تلاش کرد مناقشه را که علیه ایران از سال 1980 آغاز کرده، تشدید کند. تنها شایسته است که توجه جامعه بین المللی را به این حقیقت جلب نمایم که مسئولیت کامل پیامدهای تلاشهای عراق جهت تشدید جنگ و قتل عام غیر نظامیان بیگناه تنها متوجه این کشور خواهد بود. بسیار تأسف آور است که سازمان ملل یک بار دیگر با چشمان بسته در مورد اقدامات جنایت کارانه تجاوزات عراق، تصمیم گیری کرد. دولت جمهوری اسلامی ایران صمیمانه از هیئت حقیقت یاب سازمان ملل یا نماینده مستقل برجسته جهت بازدید از جبهههای جنگ جهت مشاهده صحنههای جنایات جنگی عراق دعوت به عمل میآورد.
سعید رجایی خراسانی - نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل
شماره سند شورای امنیت: 15478 / S
4 نوامبر 1982 (13 آبان 1361)
یادداشت مورخ 3 نوامبر 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ضمن تشکر از دبیر کل سازمان ملل احتراما موضع وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را درباره گسترش اخیر جنگ تجاوزگرانه که حکام عراق به مردم بیگناه ایران تحمیل کردهاند به پیوست ارسال میدارد.
سعید رجایی خراسانی - سفیر و نمایندگی دائمی
پیوست
بیانیه وزارت امور خارجه ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز دوشنبه اول نوامبر 1982، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران عملیات موفقیت آمیزی را علیه نیروهای اشغالگر عراق در داخل ایران با توجه به حق انکار ناپذیرش جهت دفاع از خود، انجام دادند. این عملیات صرفا باز پسگیری سرزمینهایی که تحت اشغال غیر قانونی عراق از روزهای اولیه تجاوزات عراق قرار داشت، آغاز شد. بر اساس جدیدترین گزارشها مناطق آزاد شده شامل پاسگاههای مرزی
ایران به نامهای بیات، نهر عنبر، چم سری و ربوت و همچنین حوزه نفتی بیات که قبل از اشغال عراق روزانه 25 هزار بشکه نفت تولید میکرد، میشود. به علاوه چهار تپه استراتژیک در ارتفاعات حمرین در منطقه مرزی با مشخصات شمارههای 298،292،290 و 400 آزاد گردید. دشمن همچنین کنترل خود را در بزرگراههای عین خوش، موسیان و دهلران در نتیجه این عملیات از دست داد.
باید یادآور شوم که اوایل امسال، پس از تحمیل شکستهای سنگین در نبرد با رزمندگان مسلمان، که به آزادی خرمشهر منجر شد، رژیم عراق اعلام کرد که به طور یک جانبه سربازانش از کلیه مرزهای شناخته شده بین المللی عقب نشینی کردند. صدام حسین قول داد که عقب نشینی نیروهای عراق تا آخر ژوئن 1982 کامل خواهد شد. در آن زمان ما به جامعه بین المللی اطلاع دادیم که این ادعای صلح جویانه فریبندهی گروه حاکم عراق پوششی برای شکستها و وادار شدن به عقب نشینی نیروهایش از اغلب سرزمینهای اشغالی است. دولت جمهوری اسلامی ایران خاطرنشان ساخته که عقب نشینی ادعا شده تنها شامل مناطقی است که دشمن وادار به عقب نشینی شده و هنوز بسیاری از مناطق استراتژیکی متعلق به جمهوری اسلامی ایران را تحت اشغال دارد.
متأسفانه، جامعه بین المللی به طور کلی و شورای امنیت سازمان ملل به طور اخص از توجه به واقعیتهای جبهههای جنگ خودداری کرده است. پاراگراف 3 قطعنامه 522 مورخ 4 اکتبر 1982 به طور جالب توجهی وقتی تصویب شد که نیروهای ما سه تپه استراتژیک ایران را که به طور غیر قانونی از سوی عراق اشغال شده بود، آزاد ساختند و شورای امنیت از این حقیقت که یکی از طرفین قبلا آمادگیاش را جهت همکاری در اجرای قطعنامه 514 (1982) اعلام نموده استقبال کرد و از طرف دیگر نیز درخواست نمود که به همین صورت عمل نماید.
شورای امنیت مدعی شده است که طی دو سال تجاوز عراق علیه جمهوری اسلامی ایران تلاش داشته "بیطرف" باشد در حالی که قربانی و متجاوز را به همان صورتی که همسو با تبلیغات عراق بود با "پاسخ مثبت " شورا مواجه کرده است. اعلام شورای امنیت مبنی بر بیطرفی به تشویق رسمی و پشتیبانی از متجاوز منجر گردید که وادار شده بود از اغلب مناطق نبرد عقب نشینی کند و به طور هم زمان به جامعه بین المللی متوسل شد در حالی که اصول آن را به طور آشکار طی دو سال گذشته در موارد ذیل نقض کرده است: ملغی ساختن یک جانبه قرار دادها، نقض اصل Pacta sunt servanda توسل به استفاده از زور در حل و فصل منازعات بین المللی مغایر با مفاد 33 و 37
منشور سازمان ملل، نقض تمامیت ارضی و حاکمیت کشور مسلمان همسایه و غیر متعهد، نقض ماده 2 منشور سازمان ملل و نیز اصول نهضت عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی، بمباران مناطق غیر نظامی از جمله بیمارستانها، مدارس، منازل و اماکن مقدس که به طور کلی با اصول حقوق بین المللی و به ویژه کنوانسیون ژنو در مورد جنگ مغایر است، همچنین نقض بیشمار حقوق بین المللی و اخلاق مشترک انسانی که هر یک از آنها میتواند جهت محاکمه و تنبیه همه حکام بعثی به عنوان جنایتکاران جنگی کافی باشد.
انتظار میرود کلیه سازمانهای بین المللی دارای صلاحیت، این جنایات آشکار علیه بشریت را که حکام بعثی علیه مردم بیگناه ایران مرتکب شدهاند محکوم کنند. از شورای امنیت به صورت قابل توجه انتظار میرود در حالی که نیروهای مردمی ما پیروزمندانه جنایت کاران جنگی عراق را وادار کردند که از خاک جمهوری اسلامی خارج شوند، حداقل سکوت اختیار کند و در حالی که در همه موارد مذکور جنایت کاران عراق خون ریزی بسیاری را باعث شدهاند، این سازمان از این مهم دوری جسته است. به هر حال، شورای امنیت با حمایت آشکارش که در قطعنامههای خود از حکام عراق اعلام داشته، اثبات کرده است که ملجأ و پناهگاهی برای این جنایت کاران جنگی محسوب میشود.
با این مصوبه جالب شورا! انتظار میرود که در آینده نزدیک نمایندگی عراق مجددا تلاش کند که به شورا پناه آورد و احتمالا از عدم توانایی شورا جهت توقف آزاد سازی سرزمین ما و مبارزه ما به منظور حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت خود علی رغم کلیه تلاشهای دیپلماتیک بیوقفه عراق و متحدان امپریالیستی آن، شکایت کند.
یقینا امیدواریم گسترش اخیر جنگ در جبههها که منجر به آزاد سازی بخش دیگری از کشورمان گردید و در عین حال عراق ادعا کرده است که از آن نقاط از مدتها پیش عقب نشینی کرده است، کمک خواهد کرد کسانی که هنوز قدر به درک واقعیتهای جنگ تجاوزگرانه تحمیلی عراق نیستند، درک کنند که آنها قربانی جنگ اطلاعاتی گسترده و دروغی که عراق ایجاد کرده و نیز اهداف امپریالیستی ایالات متحده و متحدینشان شدهاند.
"(ای انسان) هرگز آنچه را علم و اطمینان نداری، پیروی مکن که چشم، و دلها همه مسئولند."
قرآن - الاسراء - 36
شماره سند شورای امنیت: 15479 / S
شماره سند مجمع عمومی: 596 / 37 / A
4 نوامبر 1982 (13 آبان 1361)
نامه مورخ 1 نوامبر 1982 نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
پیرو نامه مورخ 28 اکتبر 1982 (S / 15471 - A / 37 / 584) احتراما توجه جناب عالی را به گسترش اخیر تجاوزات عراق علیه جمهوری اسلامی ایران جلب مینمایم. در 30 اکتبر 1982، توپخانه دوربرد عراق یک بار دیگر مناطق مسکونی آبادان را هدف قرار داد که باعث تخریب چند خانه و خسارت سنگین انسانی گردید. این بمباران وحشیانه نه تنها مغایر با اصول حقوق بین المللی بود، بلکه برای دومین بار طی سه روز، نقض پاراگراف 1 قطعنامهای را که خود عراق به مجمع عمومی در هفته گذشته تحمیل کرده بود، سبب گردید.
سعید رجایی خراسانی - نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد
شماره سند شورای امنیت: 15539 / S
28 دسامبر 1982 (7 دی 1361)
نامه مورخ 21 دسامبر 1982، نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل خطاب به دبیر کل
بنا به اطلاع دولت متبوعم، احتراما به اطلاع جناب عالی میرساند که یک بار دیگر دولت عراق با موشکهای دوربرد زمین به زمین مناطق مسکونی شهر دزفول در خوزستان را هدف حمله قرار داد و جنایت خطرناکی را علیه بشریت مرتکب شد. دو حمله جداگانه در بعد از ظهر یکشنبه 19 دسامبر 1982 رخ داد که بر اثر آن 62 غیر نظامی شهید و 287 نفر مجروح شدند و 120 خانه و 380 مغازه تخریب شد و خسارت دید. تکرار این قبیل اقدامات وحشیانه عراق تنها نشان دهنده آن است که علی رغم کلیه ادعاهای عراق، حکام بغداد علاقهای به صلح ندارند، بلکه تنها به دنبال فریب جامعه بین المللی هستند و آنها حتی حاضر نیستند قطعنامهای را که به مجمع عمومی در مورد جنگ روبه رشد میان ایران و عراق تحمیل کردند، رعایت نمایند.
سعید رجایی خراسانی - سفیر نمایندگی دائمی