ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : آبی بر آتش / سازمان اوقاف و امور خیریه ٬ معاونت فرهنگی و اجتماعی.
مشخصات نشر : تهران: سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی و اجتماعی.، 1389.
مشخصات ظاهری : 48ص.؛ 10/5×19س م.
فروست : اخلاق اسلامی؛5.
یادداشت : کتابنامه: ص. 47 - 48؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : گذشت -- جنبه های مذهبی -- اسلام
موضوع : Forgiveness -- Religious aspects -- Islam
موضوع : گذشت--احادیث
موضوع : Forgiveness--Hadiths
موضوع : گذشت
موضوع : Forgiveness
موضوع : اخلاق اسلامی -- احادیث
موضوع : Islamic ethics -- Hadiths
شناسه افزوده : سازمان اوقاف و امور خیریه. معاونت فرهنگی و اجتماعی
رده بندی کنگره : BP250/2
رده بندی دیویی : 297/632
شماره کتابشناسی ملی : 5758453
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: نرگس قربانی
بسم الله الرحمن الرحیم
آبی بر آتش
سازمان اوقاف و امور خیریه معاونت فرهنگی و اجتماعی
آبی بر آتش
از سری کتاب های اخلاق اسلامی
ناشر: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
لیتو گرافی، چاپ و صحافی: سازمان چاپ و انتشارات
قطع: پالتویی
نوبت چاپ: اول
شمارگان: 10000
سایت سازمان: www.awqaf.ir سایت معاونت: www.mfso.ir سایت مجتمع: www.mfpo.ir
آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی و اجتماعی
آدرس مجتمع قم: خ صفاییه، کوی ممتاز، کوی 7، پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
تلفن: 7746431-021
نمابر: 7737131-021
پیش گفتار...6
سر آغاز...8
چرا گذشت؟...10
اهمیت گذشت...13
آثار و برکات عفو...18
راه های رسیدن به روحیه گذشت...37
فهرست منابع ...47
اخلاق آن هوای لطیفی است که در جامعه ی بشری اگر وجود
داشت انسان ها می توانند با تنفس او زندگی سالمی داشته باشند؛ اخلاق که نبود، بی اخلاقی وقتی حاکم شد، حرص ها، هوای نفس ها، جهالت ها، دنیا طلبی ها، بغض های شخصی، حسادت ها، بخل ها، سوء ظن به یک دیگر وارد شد، وقتی این رذائل اخلاقی به میان آمد، زندگی سخت خواهد شد. فضا تنگ خواهد شد. قدرت تنفس سالم از انسان گرفته خواهد شد.
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (دام ظله)
تاکیدات مکرر امام خامنه ای بر لزوم رعایت مسائل اخلاقی، در طول سال های گذشته نشان از این دارد که توجه و دقت به امر اخلاق، یک مسئله راه بردی و حیاتی برای جامعه اسلامی است. در واقع رهبری معظم انقلاب به عنوان نا خدای کشتی انقلاب، همواره با تیز بینی و دقت نظر داهیانه ی خود، تلاش نموده تا آفت ها و آسیب های موجود بر سر راه تعالی و پیشرفت نظام را شناسایی کرده و آن ها را بر طرف نماید. تذکرات پیاپی معظم رحمه الله در باب اخلاق، دقیقا از همین سنخ و به منظور جلو گیری از بروز انحراف در حرکت تاریخی ملت ایران است.
دبیر خانه گسترش اخلاق اسلامی به عنوان پاسخی به فرمایشات امام خامنه ای (مدظله العالی)، در معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه استقرار یافته و تلاش دارد تا گام هایی در مسیر ترویج اخلاق در جامعه بر دارد. یکی از این اقدامات تهیه و تولید کتاب های کم حجم با موضوع رذائل و فضائل اخلاقی است که نمونه ای از آن پیش روی شما قرار دارد. در این اثر سعی شده تا با تکیه بر آیات و روایات و کلمات بزرگان دین و در عین حال با رعایت اختصار، یک موضوع مهم اخلاقی، بررسی شود. در این جا لازم است از پژوهش گران موسسه فرهنگی دار الهدی که در تهیه این آثار، دبیر خانه را یاری داده اند تشکر نماییم. ضمنا از خوانندگان محترم در خواست می شود که با انتقادات و پیشنهاد های خود ما را در تهیه آثار بهتر یاری نمایند.
دبیر خانه گسترش اخلاق اسلامی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
او را پشت میله های زندان دیدم. جوانی 25 ساله که جوان دیگری را کشته بود و آخرین روز های سخت زندگی اش را می گذراند. قرار بود تا چند روز دیگر او را قصاص کنند. پشیمانی و ترس از تمام وجودش پیدا بود. خیلی ساده و بچه گانه این عاقبت را برای خود رقم زده بود.
ماجرا را از زبان خودش بشنویم:
یک روز در کوچه ای می گذشتم. کنار کوچه جوانی را دیدم که روی موتورش نشسته بود. از روی کنجکاوی کمی نگاهش کردم. آن جوان هم که مثل خود من، در سرش باد غرور داشت، به من نگاه تندی کرد و گفت: آهای! نگاه دارد؟ من هم به جای این که سرم را پایین بیندازم و بگویم: در افکار و خیالاتم غرق بودم؛ نگاهم علت خاصی نداشت، و رد بشوم، طوری بر خورد کردم که گویا به پادشاه عالم توهین شده است. به او گفتم بله که نگاه دارد. دلم می خواهد نگاه کنم. شما چه کاره ای؟ خلاصه در کمتر از یک دقیقه با هم گلاویز شدیم. بعد از این که چند مشت حواله سر و صورت هم کردیم او را به عقب راندم. افتاد زمین و سرش لب جدول خورد و ضربه مغزی شد و مرد.
از آن روز تا حالا هزاران بار یاد این صحنه افتاده ام و هزاران بار خودم را لعنت کردم که چرا جوابش را دادم. الان هم پدر و مادرش پای شان را در یک کفش کرده اند که باید قصاص بشوم. فکر می کنند با کشته شدن من، جوان شان زنده می شود. خودم می دانم فقط می خواهند دل شان خنک شود. چه کار کنم این هم عاقبت ما است.
از این نوع وقایع در جامعه ما کم اتفاق نمی افتد. بخش زیادی از میلیون ها پرونده ای که هم اکنون در انتظار بررسی داد گاه ها هستند، شروع و ادامه ای این چنینی دارند. این در حالی است که فقط با یک گذشت ساده، بسیاری از این مشاجرات رفع می شود و دیگر نیازی
به داد گاه و طرح و طرح شکایت و مسائلی از این قبیل نیست. همان طور که گاهی با یک تدبیر کوچک می شود جلوی نشت آب یک انبار آب را گرفت؛ اما اگر این کار به موقع انجام نشود، بعداً خسارت آن جبران نا پذیر است.
عفو و گذشت لازمه زندگی اجتماعی است. در هر روز ممکن است ده ها بار با دیگران اصطکاک پیدا کنیم. رفتار یا گفتاری را می بینیم که نا پسند می دانیم و در برخی از آن ها چه بسا حقی از ما ضایع می شود. راننده هایی که حق تقدم را رعایت نمی کنند؛ موتور سوارانی که باعث نا امنی می شوند؛ همسایه هایی که موجب آزار و اذیت دیگران می شوند؛ جوان جاهلی که تحمل کمترین صحبت را ندارد و برای قدرت نمایی سریع دست به یقه می شود؛ برخی افراد که سهواً حق ما را ضایع می کنند. و صد ها مورد دیگر. اگر بنا باشد در همه این موارد عصبانی شویم و با غرور بایستیم و به گمان خود از حق ضایع شده مان دفاع کنیم، زندگی تبدیل به جهنمی می شود که هم خود و هم دیگران در آتش آن می سوزند. اگر کمی «آب بر آتش» غضب خود نریزیم و وارد معرکه های پیش آمده شویم، زندگی صحنه جنگ و نزاع می شود. در حالی که زندگی، گذشتن از کنار نا ملایمات برای بالا رفتن از نردبان ترقی و رشد است. زندگی استفاده از فرصت ها برای رسیدن به اهداف متعالی و بلند است.
با توجه به موارد متعددی که برای همه ما در هر روز پیش می آید، لازم است تا درباره اهمیت و آثار عفو و گذشت و راه های تقویت آن بیشتر بدانیم تا بتوانیم این تهدید های اجتماعی را تبدیل به فرصتی برای رشد و ترقی خود کنیم. نوشتار حاضر در صدد است تا اهمیت، آثار، زمینه ها و دلایل عفو و هم چنین بررسی سیره بزرگان و الگو های تربیتی در این زمینه اطلاعات لازم و مفیدی را در اختیار شما قرار دهد.
مبنا و دلیل توصیه به گذشت چیست؟ چرا ما باید در خیلی از موارد از حق خود بگذریم و به روی کسی که به ما بدی نموده، لبخند رضایت بزنیم؟
علاوه بر دلایلی که درباره ضرورت گذشت در زندگی گفتیم، دلایل دیگری نیز برای گذشت وجود دارد که برخی از آن ها را بیان می کنیم.
بر اساس آیات و روایات متعدد، هدف از خلقت انسان، لقاء الله و رسیدن به مقام بلند قرب و به دست آوردن درجات عالی بهشت و بهره مند شدن از لذت های ابدی و متعالی است.
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ (1) در جای گاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر!
قرب به خدا قرب مکانی نیست؛ بلکه قرب مقامی است. خداوند جا و مکانی ندارد که رسیدن به او به معنای رسیدن به مکانی باشد که در آن جا قرار دارد. بلکه معنای رسیدن به خدا این است که ما صفات و اخلاق خود را خدایی کنیم. اگر خدا بخشنده و مهربان است، ما هم باید بخشنده و مهربان باشیم تا به او برسیم. اگر او غفار و ستار و مُبَدِّلَ السَّيِّئات بِأضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ و قابِلِ التَّوْبِات (2)است، ما هم باید این گونه باشیم تا به او برسیم از این رو در روایات هم آمده است: تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّهِ (3)یعنی: مانند اخلاق خداوند متعال رفتار کنید.
1) قمر: 55.
2) «قابل التوبات» یکی از اسامی خداوند است که به معنی قبول کننده توبه بندگان می باشد «مبدل السيئات با لحسنات» هم یکی دیگر از اسامی خداوند است که به معنی این است که خداوند نه تنها تو به بندگان خود را قبول می کند، بلکه بعد از توبه، بدی های آن ها را که ثبت و ضبط نموده، تبدیل به خوبی می کند.
3) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 58، ص 129.
اگر صفات و اخلاق مارنگ خدایی به خود گرفت، آن گاه در ذات و حقیقت مان بزرگ و عظیم می شویم و می توانیم انوار ربوبی حضرت حق را دریافت نماییم و از نور جمال و جلال او، لذت های وصف نشدنی ببریم که تمام لذت های عالم در برابر آن رنجی بیش نمی باشد.
مرحوم امام خمینی (رحمه الله) در این باره می فرمایند:
از بزرگ ترین کمالات انسانی، تجاوز از اشخاصی است که به او بدی کردند. و صفت عفو و تجاوز، [گذشت] از صفات جماليه حق تعالی است که اتصاف به آن تشبّه به مبادی عالیه است. و کسی که در تحت تربیت ربُّ العالمین واقع شد، و مربوب ذات مقدّس حق تعالی شد، باید در او از صفات جمال حق - جل و علا - جلوه [ای] حاصل شود، و مرآت جمال جمیل الهی گردد. و از بزرگ ترین اوصاف حق رحمت بر عباد و تجاوز از سیّئات و عفو از خطيئات است. (1)
انسان به دلیل محدودیت های فکری و روحی و تربیتی، خطا کار است. به جز معصومین علیهم السلام از دیگران خطا سر می زند. خود ما هر روز عمداً یا سهواً خطا هایی را مرتکب می شویم و در این خطا ها نیاز داریم تا اطرافیان مان ما را ببخشند و با ما بر خورد نکنند؛ و گر نه متحمل ضرر های فراوان مالی، بدنی و مهم تر از همه، روحی می شویم. از این رو باید ببخشیم تا ببخشند.
روایت شده که دزدی در جنگ صفین وارد مخفی گاه عمار یاسر شد. به عمار گفتند: او از دشمنان ما است دست او را قطع کن. گفت: عیب او را می پوشانم، باشد که خدا در روز قیامت عیوب مرا بپوشاند. (2)
معمولا در بر خورد ها به دلیل علاقه و حب نفسی که داریم، به نفع خود مان حکم می کنیم و دیگران را مقصر و خطا کار می دانیم؛ اما خیلی اوقات، بخشی یا همه تقصیرات به گردن ما است. اما به علت غرور و تکبر مان، نمی خواهیم به آن اعتراف کنیم. از این رو معلوم نیست واقعاً حق با ما باشد و اصلاً ما حق ناراحت شدن را داشته باشیم. با این احتمال ما دو راه داریم:
یا تحقيق منصفانه کنیم تا واقعیت معلوم شود یا اصلاً از قضیه بگذریم و هزینه فکری، روحی، مالی و زمانی برای آن نپردازیم که مسلّماً راه دوم بهتر است.
عفو و بخشش و دوری از انتقام جویی، به قدری آثار و برکات دارد که باید بر روی نفس خود پا گذاشت و بخشش را سر لوحه کار خویش قرار داد. برای این منظور، لازم است با اهمیت آثار و برکات این موضوع بیشتر آشنا شویم.
خداوند متعال در صد ها آیه از قرآن به موضوع عفو و گذشت پرداخته و بار ها اسامی زیبای خود را که دلالت بر بخشش و مهربانی او می نمایند، در برابر دید بندگان خود قرار داده است؛ به طوری که اگر بخواهیم این آیات را بررسی کنیم، کتابی چند جلدی خواهد شد. ما برای تبرک به چند نمونه از این آیات اشاره می نماییم:
*و جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظّالِمِینَ؛ (1)كيفر بدى، مجازاتی است همانند آن هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خدا است. خداوند ظالمان را دوست ندارد!
*الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ (2)همان ها که در توان گری و تنگ دستی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیکو کاران را دوست دارد.
*وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أقَامُوا الصَّلاهَ وَ أنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَ عَلانِیَهً وَ یَدْرَأونَ بِا لحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ اُوْلَئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّارِ؛ (3)و کسانی که در طلب (رضایت) ذات پروردگار شان شکیبایی می کنند و نماز را بر پا می دارند و از آن چه به آنان روزی داده ایم، پنهانی و آشکارا (در راه خدا) مصرف می کنند و با نیکی، بدی را دور می سازند ،آنان برای شان فرجام [نیک] سرای [دیگر] است.
*يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ (1)ای کسانی که ایمان آورده اید! بعضی از همسران و فرزندان تان دشمنان شما هستند، از آن ها بر حذر باشید و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را می بخشد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!
چنان که ملاحظه نمودید، خداوند متعال در این آیات به کسانی که اهل گذشت و بخشش هستند، مژده داده که اجر شان به عهده خدا است و خدا آن ها را دوست دارد و عاقبتی نیکو در انتظار شان است که همان رسیدن به مغفرت و رحمت الهی می باشد.
در روایات اسلامی هم به هزاران حدیث زیبا و گهر بار بر می خوریم که در صدد گسترش روحیه عفو در بین مؤمنان هستند تا به سعادت دنیا و آخرت برسند. با هم چند نمونه از این احادیث را مرور می کنیم:
*امام علی علیه السّلام می فرمایند: گذشت، تاج خصلت های والای انسانی و نیکو ترین احسان و زکات پیروزی و اخلاق بزرگان است. (2)دو چیز هستند که ثواب شان را هیچ ترازویی نمی تواند معلوم کند» یکی عدالت ورزیدن و دیگری عفو و بخشش. (3)
*آن حضرت در نامه معروف خود به مالک اشتر، چنین می فرمایند:
نسبت به آنان حیوان درنده ای مباش که خوردن شان را
غنیمت شماری؛ زیرا مردم دو گروهند: یا برادر دینی تو هستند یا هم نوع تو، که از ایشان لغزش سر می زند و در معرض درد و گرفتاری ها قرار دارند و دانسته و ندانسته، خلاف می کنند. بنا بر این، همان گونه که دوست داری خداوند تو را ببخشاید و از خطا هایت در گذرد، تو نیز آنان را ببخش و از خطا های شان در گذر... از بخشش و گذشت هرگز پشیمان مباش و از کیفر دادن خوش حالی مکن. (1)
*امام صادق فرمودند: إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ مُرُوَّتُنَا اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا؛ (2)ما خاندانی هستیم که جوان مردی و مروت ما گذشت از کسی است که به ما ستم کرده است».
در نقطه مقابل، اهل بیت علیهم السلام افرادی را که اهل گذشت و بخشش نیستند، به شدت نکوهش کرده اند که به چند مورد از این روایات که از حضرت علی علیه السّلام نقل شده، اشاره می کنیم:
قِلَّهُ اَلْعَفْوِ أَقْبَحُ اَلْعُیُوبِ وَ اَلتَّسَرُّعُ إِلَی اَلاِنْتِقَامِ أَعْظَمُ اَلذُّنُوبِ؛ (3)کم بخشیدن دیگران زشت ترین عیوب و سرعت در انتقام گیری از بزرگ ترین گناهان است. شَرُّ اَلنَّاسِ مَنْ لاَ یَعْفُو عَنِ اَلزَّلَّهِ وَ لاَ یَسْتُرُ اَلْعَوْرَهَ؛ (4)بد ترين مردم کسی است که لغزش را نمی بخشد و عیب و خطا را نمی پوشاند. أَقْبَحُ أَفْعَالِ اَلْمُقْتَدِرِ اَلاِنْتِقَامُ؛ (5)زشت ترین کار های شخص قدرتمند، انتقام گرفتن است. خود حضرت یکی از بخشنده ترین افراد بودند که موارد متعددی از ایشان نقل شده است که چند نمونه آن را ذکر می کنیم:
شاید بتوان گفت یکی از زیبا ترین و دیدنی ترین صحنه های طول تاریخ، صحنه ای است که حضرت علی علیه السّلام در آن به فرزندان خود سفارش قاتل خود را می نمایند و اوج گذشت و بخشش را به نمایش می گذارند. آن حضرت در ساعات آخر عمر شریف شان خطاب به فرزندان خود فرمودند:
اگر زنده ماندم که صاحب اختیار خون خودم هستم و و اگر رفتم، مرگ وعده گاه من است. اگر من [زنده بمانم و قاتلم را] ببخشم این گذشت برای من مایه تقرّب است و [اگر رفتم و شما او را بخشیدید] این بخشش برای شما ثواب و نیکی است. پس گذشت کنید. آیا دوست ندارید که خدا شما را ببخشاید؟ (1)
می زند پس لب او کاسه شیر *** می کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل او است *** تو خدایی مگر ای دشمن دوست؟
علی علیه السّلام پس از پیروزی در جنگ جمل، باقی مانده سپاه دشمن را مورد عفو و رحمت خویش قرار داد و عایشه را که از سران فتنه بود، بخشید و با احترام به مدینه باز گرداند. منادی آن حضرت در شهر ندا می داد: هر کس که از میدان گریخته، تعقیب نمی شود. با مجروحان کاری نیست و هیچ اسیری کشته نخواهد شد و آن کس که سلاح خود را بر زمین بگذارد، امان خواهد یافت.
در این جنگ آن حضرت دقیقاً شیوه پیامبر صل الله علیه و اله را در فتح مکه در پیش گرفت. (2)
در جنگ صفین ابتدا مردم شام، راه آب را بر او و یارانش بستند و ایشان را از دسترسی به آب باز داشتند. پس از مدتی آب به دست حضرت علی علیه السّلام و یارانش افتاد. به وی گفتند: آیا آب را بر روی سپاه شام ببندیم، همان طور که آن ها چنین کردند؟
آن حضرت پاسخ داد: «خیر. سوگند به خداوند هرگز کردار آن ها را در پیش نخواهم گرفت» و پیوسته به سپاهیانش سفارش می کرد کسانی را که از میدان کار زار می گریزند، تعقیب نکنند و مجروحی را به قتل نرسانند. (1)
1) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 313.
هر دل خوری که بین ما و دیگران پیش می آید، فرصتی برای بزرگ تر شدن و اصلاح اخلاق مان است. مدیریت عواطف و تبدیل تهدیدات به فرصت، باعث می شود ما گاهی با یک بخشش مراحلی از رشد را به یک باره سپری کنیم.
حضرت علی علیه السّلام درباره راه تکمیل فضایل می فرمایند:
کُنْ عَفُوّاً فِی قُدْرَتِکَ، جَوَاداً فِی عُسْرَتِکَ مُؤْثِراً مَعَ فَاقَتِکَ تَکْمُلُ لَکَ اَلْفَضَلُ؛ (1)زمانی که قدرت داری گذشت پیشه کن و هنگام تنگ دستی بخشنده و در عین نیازمندی ایثار گر باش، تا فضل تو به کمال رسد». اساساً خداوند متعال زندگی دنیا را طوری رقم زده تا این اصطکاک ها و تضاد ها پیش بیاید و زمینه رشد انسان ها فراهم شود. عده ای ببخشند و بالا بروند و عده ای هم انتقام بکشند کوچک تر از آن چه قبلاً بودند، بشوند. انسان در ابتدای کودکی آن قدر از نظر روحی و شخصیتی کوچک است که اگر کودکی دیگر اسباب بازی او را تکانی بدهد، اشک و ناله او در می آید. یا اگر کودکی دست به بدن او بگذارد، سریع در صدد مقابله به مثل بر می آید. اما بنا است که شخصیت او بزرگ شود و ظرفیت بیشتری پیدا کند تا جایی که کار های خدایی کند و مانند نبی اکرم صل الله علیه و اله که رحمه للعالمین بودند، عالمی را سر سفره گذشت و بخشش خود بنشاند. در این مسیر عده ای بزرگ می شوند و عده ای هم فقط قیافه بزرگ تر ها را پیدا می کنند.
آری، باید از هر بر خورد و تضادی که پیش می آید تا من را عصبانی
1) آمدی، غرر الحکم، ص 246.
کند و درون من را به هم بریزد و من را کوچک تر از قبل کند، فرصتی برای رشد و تکامل درست کنیم.
در مطالعه تاریخ به جنگ هایی بر خورد می کنیم که طی آن هزاران نفر ماه ها با هم می جنگیده اند و هزاران نفر هم کشته می شدند. چه فرزندانی که در این جنگ ها یتیم می شدند و چه زنانی که بی سر پرست می ماندند. وقتی علت وقوع این جنگ ها را بررسی می کنیم، می بینیم که از یک در گیری ساده بین دو طرف شروع شده و به مرور به نزاعی قومی و قبیله ای تبدیل شده است. متأسفانه هنوز در گوشه و کنار این اتفاقات جاهلانه و متعلق به عصر غار نشینی را می بینیم.
در حالی که اگر یکی از دو طرف نزاع، گذشت می نمود، جرقه برای تولید یک آتش مهیب و بزرگ تولید نمی شد. عفو و گذشت باعث می شود جلوی تسلسل زشتی ها و ظلم ها گرفته شود. و گرنه تا صبح قیامت هر کدام از دو طرف نزاع می خواهد انتقام آخرین ظلم طرف مقابل را بگیرد.
عفو و گذشت باعث اصلاح قلوب و بر طرف شدن کینه ها و عداوت ها می شود. بخشش باعث شرمنده شدن و سر افکندگی طرف مقابل می گردد؛ چنان که قرآن عظیم می فرماید:
وَ لا تَسْتَوِی اَلْحَسَنَةُ وَ لاَ اَلسَّیِّئَةُ اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا اَلَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ. وَ ما یُلَقّاها إِلاَّ اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقّاها إِلاّ ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛ (1) خوبی و بدی برابر نیستند. همواره به نیکو ترین وجهی پاسخ ده، تا کسی که میان تو و او دشمنی است، چون دوست
1) فصلت: 35-34.
مهربان تو گردد. * بر خور دار نشوند از این [روحیه] مگر کسانی که شکیبا باشند و کسانی که از ایمان بهره ای بزرگ داشته باشند.
رسول مهربانی ها صل الله عیه و اله فرمودند:
تَعافُوا تَسْقُطُ الضَّغائِنُ بَیْنَکُمْ؛ (1)هم دیگر را ببخشید تا کینه ها از دل های تان برطرف گردد». امام سجاد علیه السّلام نیز در رساله حقوق خود می فرمایند:
اما حق کسی که از جانب او با سخن یا عمل به تو بدی رسیده این است که اگر بدی او عمدی باشد، گذشت از او برای تو بهتر است؛ زیرا این گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدی کردن و ادب شدن او می شود. (2)
انسان خطا کار معمولا بعد از خطا دچار عذاب وجدان می شود. شما که می بخشید، او شرمنده تر می شود و تا آخر عمر احسان شما را فراموش نمی کند.
در مقابل، هر گونه انتقام باعث تولید کینه در دل طرف مقابل شده و او را برای بر خوردی بزرگ تر و درد آور تر تحریک می کند.
خداوند در قرآن می فرماید: وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى؛ (3)
اگر شما گذشت کنید، به پرهیز گاری نزدیک تر است».
بر اساس این ایه، یکی از آثار بخشش، نزدیک شدن به تقوا است. در تفسیر شریف مجمع البیان در توضیح این آیه می خوانیم:
نزدیک بودن بخشش به تقوا از دو جهت است:
دیگری را به ستم نمی گیرد. بنا بر این گذشت به تقوا نزدیک تر است. در این جا شخص، تقوای در مقابل دیگران دارد.
ما در زندگی دنیایی و حیات بی پایان آخرتی، احتیاج مبرمی به انواع رحمت ها و مهربانی های خداوند داریم. بدون رحمت خدا هزاران مشکل مادی و معنوی، دنیایی و آخرتی سراغ ما خواهد آمد و ما را هلاک خواهد کرد. بسط و نشر رحمت الهی هم قوانین و قواعد خاص به خود را دارد و بدون دلیل نیست. یکی از راه های جلب رحمت الهی، بخشش و گذشت دیگران است. او بنده های خود را دوست دارد و هر گونه لطف به بندگانش را لطف به خود می داند و در صدد جبران بر می آید. از این رو هر گاه ببیند انسانی از خطا و لغزش بنده او می گذرد، در صدد تشکر و جبران بر می آید و رحمت خاص خود را شامل حال او می کند. در دعای زیبایی که سفارش شده تا حاجیان در سعی صفا و مروه بخوانند، چنین می خوانیم:
يَا مَنْ أمرَ بالعَفْو يَا مَنْ يُجْزِى عَلَى العَفو يَا مَنْ دَلّ عَلَى الْعَفْو يا مَنْ زيَّنَ الْعَفْوَ يَا مَنْ يُثيبُ عَلَى الْعَفْو يَا مَنْ يُحِبُّ العَفْوَ، يَامَن يُعطى عَلَى الْعَفْو يَا مَنْ یَعفُو عَلَى الْعَفِو، يَارَبِّ الْعَفْوَ؛ (2)ای خدایی که امر به عفو کردی! ای خدایی که به خاطر عفو پاداش می دهی! ای کسی که به عفو سفارش !نمودی1 ای کسی که عفو را زینت دادی! ای کسی که به
خاطر عفو ثواب می دهی! ای کسی که عفو را دوست داری! ای خدایی که به خاطر عفو نمودن عطا و بخشش می نمایی! ای کسی که به خاطر عفو، عفو می نمایی! ای پروردگار عفو!
حضرت علی علیه السّلام فرمودند بِالْعَفْوِ تُسْتَنْزَلُ اَلرَّحْمَهُ؛ (1)«به واسطه بخشیدن دیگران رحمت الهی نازل می شود». آری او هر کسی را که شبیه خودش باشد دوست دارد. در روایات اهل بیت علیهم السلام به برخی از مصادیق رحمتی که شامل گذشت کنندگان می شود، اشاره شده است.
پیامبر خدا صل الله علیه و اله فرمودند:
تَجاوَزوا عَن عَثَراتِ الخاطِئینَ یَقیکُمُ اللَّهُ بِذلکَ سُوءَ الأقدارِ؛ (2)از لغزش های خطا کاران در گذرید تا بدین سبب خداوند شما را از مقدرات نا گوار نگه دارد». حدیث درست آخر از مصطفی است *** که بخشایش و خیر دفع بلا است
پیامبر خدا صل الله علیه و اله فرمودند:
مَنْ کَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فِی عُمُرِهِ؛ (3)هر که پر گذشت باشد، عمرش طولانی شود».
تفکر بسیار غلط و جاهلانه ای در بین برخی افراد رایج است که مانع گذشت می شود. صاحبان این تفکر می گویند: نباید در برابر دیگران کم آورد. باید در برابر هر فریادی، فریاد بلند تری زد. اینان
هر گونه سکوت و عبور از کنار رفتار جاهلانه دیگران را ضعف و نشانه کم آوردن می دانند. از نگاه اینان، زندگی، صحنه نبرد و جنگ و نا برابری است و هر گونه تواضع و گذشت یعنی شکست در این جنگ. در حالی که زندگی قرآنی و اسلامی یعنی صحنه مهربانی و برادری و کمک به هم دیگر برای رسیدن به اهداف بلند و زیبای زندگی.
در تفکر انسانی و اسلامی، بخشش نه تنها مایه شکست نمی شود، بلکه باعث عزت و آبرو در نزد خلق خدا و مهم تر از همه عزت در برابر خدا و اهل بیت علیهم السلام می گردد. عزت و ذلت دست خدا است. تا خدا نخواهد کسی عزیز یا ذلیل نمی شود.
اگر ببخشیم با دست خدا بلند می شویم و اگر کودکانه در صدد انتقام و خنک نمودن دل خود باشیم، در همین حالتی که هستیم باقی می مانیم.
پیامبر خدا صل الله علیه و اله فرمودند:
عَلَیْکُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ اَلْعَفْوَ لاَ یَزِیدُ اَلْعَبْدَ إِلاَّ عِزّاً فَتَعَافَوْا یُعِزَّکُمُ اَللَّهُ؛ (1)بر شما باد گذشت؛ زیرا گذشت جز بر عزت بنده نمی افزاید. پس از یک دیگر گذشت کنید تا خداوند شما را عزت بخشد». همه انسان ها گذشت را دوست دارند و از انسان کینه جو و انتقام گیرنده متنفر هستند. عفو در نظر مردم نشانه بزرگ واری، شخصیت و سعه صدر، و انتقام جویی در مسائل شخصی، نشانه عدم تسلط بر نفس و کوچکی شخصیت است.
حضرت علی علیه السّلام می فرمایند:
اَلْعَفْوُ یُوجِبُ اَلْمَجْدَ؛ (2)عفو و بخشش باعث مجد و عظمت انسان می شود». چه بسیارند کسانی که با یک گذشت در تاریخ ماندگار شدند.
انسان با گذشت و برد باری در اجتماع محبوب می شود و همه، کمک حال او خواهند بود.
حضرت علی علیه السّلام می فرمایند: إِنَّ أَوَّلَ عِوَضِ اَلْحَلِیمِ مِنْ خَصْلَتِهِ أَنَّ اَلنَّاسَ أَعْوَانُهُ عَلَی اَلْجَاهِلِ؛ (1)اولین نتیجه ای که انسان حلیم از برد باری خود می گیرد، کمک مردم به او در بر خورد با انسان جاهل است».
خوی نیکو تو را چو شیر کند *** خوی بد عالم از تو سیر کند
مالک اشتر سردار شجاع و بی بدیل لشگر علی علیه السّلام بود که در همه چیز از مولایش پیروی می کرد. روزی در بازار کوفه، یکی از بازاریان که او را نشناخته بود، به خیال این که یک دهاتی فقیر است، مقداری ته مانده سبزی را به قصد تمسخر به سوی او پرتاب کرد. مالک بی آن که سخنی بگوید از آن جا عبور کرد. مردی به آن بازاری گفت: آیا این شخص را نشناختی؟ گفت: نه.
آن مرد گفت: او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی بود. بازاری با شنیدن این سخن، ترسان و لرزان به دنبال مالک شتافت تا به محضرش رسیده، عذر خواهی کند. دید مالک وارد مسجد شد و به نماز ایستاد. بازاری پس از نماز نزد مالک آمد و با کمال فرو تنی، عذر خواهی کرد. مالک گفت: سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر برای این که دعا کنم تا خدا تو را بیامرزد و اصلاح کند. (2)
در هر سازمان و نهاد و جامعه ای به هر حال خطا ها و اشتباهات، خواسته یا نا خواسته اتفاق می افتد. وظیفه مدیر و مسئول آن نهاد
چیست؟ آیا باید با هر خطایی به شدت بر خورد نمود؟ معلوم است که چنین امری ممکن نیست. عزل و نصب های مکرر از آفت های مدیریت به شمار می آید. اگر بنا باشد مدیر با هر اشتباه زیر مجموعه خود بر خورد کند فضای حاکم، فضای خشونت و عیب جویی می شود و افراد به مرور زمان چنین مدیری را پس خواهند زد و با او هم دلی و هم کاری نمی کنند. از این رو لازم است مدیر هر مجموعه ای، در مواردی که می تواند بگذرد، بخشش را در پیش بگیرد و حتی در برخی موارد تغافل نماید و چنین وانمود کند که گویا آن اشتباه یا عیب ندیده است.
پیامبر خدا صل الله علیه و اله فرمودند: عَفْوُ اَلْمُلُوکِ بَقَاءُ اَلْمُلْکِ؛ (1)گذشت حاکمان و مدیران، موجب پایندگی حکومت و مدیریت است».
نزاع و اختلاف طبیعتاً پس از دقایق یا ساعتی در ظاهر پایان می یابد، اما معمولا این نزاع در درون افراد تا روز ها و ماه ها ادامه دارد. هر دو طرف دعوا در درون خود مشغول بحث و جدل با طرف مقابل هستند و حتی گاهی شخص در تنهایی خود به طرف مقابل نا سزا می گوید. این دعوا های درونی باعث ضعف اعصاب و ناراحتی و غصه می شود و آسایش و آرامش فرد و اطرافیانش را سلب می کند. در حالی که اگر طرف مقابل را ببخشد و کار او را بر غفلت و هواس پرتی و مشکلات شخصی حمل نماید، اولین نتیجه ای که می دهد این است که از دل انسان دری باز می گردد و آن غم، ناراحتی و دعوا های درونی بیرون می رود و انسان راحت می شود.
هر که زکینه و حسد، آتش خشم بر فروخت *** او ز تنور آتشی سوی تنور می رود
1) همان، ج 74، ص 170.
بخشش موجب می شود لطف و محبت الهی و عطا های ربانی شامل حال انسان شود.
پیامبر رحمت و رأفت صل الله علیه و اله فرمودند: مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی إِمْضَائِهِ حَشَا اللَّهُ قَلْبَهُ أَمْناً وَ إِیمَاناً؛ (1)هر کس خشم و غضب خود را فرو ببرد در حالی که قدرت لازم برای بر خورد را دارد، خداوند متعال قلب او را از آرامش و ایمان لب ریز می گرداند». چه متاعی بهتر و با ارزشتر از ایمان؟
مکرر امتحان کردم که بهر زندگی کردن *** به است از تندی و آشفتگی نرمی و آرامی
چنان که تجربه بشری ثابت نموده:
با آن که انتقام زد شمن حرام نیست *** در عفو لذتی است که در انتقام نیست
تا کنون همایش های متعددی بر گزار شده و پایان نامه های فراوانی نگارش یافته که در آن ها تأثیر بسیار خوب عفو و گذشت بر اعصاب و روان و بهتر عمل نمودن مغز و قلب به اثبات رسیده است.
یکی از استاد یاران رشته روان شناسی و همتایانش طی پژوهشی از هفتاد و یک داوطلب خواستند که نمونه ای از اختلافات و دعوا های گذشته را به یاد آوردند. آزمون های به عمل آمده، افزایش بسیار زیاد فشار خون، زیاد شدن ضربان قلب و تنش عضله ها را نشان می داد. یعنی درست همان واکنش هایی روی داد که به هنگام خشم گینی در افراد رخ می نماید. وقتی پژوهش گران از افراد تحت آزمایش خواستند تا تصور کنند با کسانی که به او بدی کرده اند، هم دلی کرده وحتی بدی های شان را می بخشند، نسبتاً آرامش یافتند». (2)
یکی از حوزه هایی که عفو و گذشت کار کرد های زیادی در آن دارد، کانون خانواده است. با توجه به این که افراد خانواده زمان زیادی را با هم هستند، از یک دیگر خطا ها و اشتباهاتی را می بینند؛ از این رو بدون گذشت، زندگی خانوادگی ادامه نمی یابد. در كلمات اهل بيت عليهم السلام سفارش شده که:
اولا، موشکافانه به کار های یک دیگر دقت نکنید و هم دیگر را زیر نظر نگیرید؛ چرا که از یک دیگر عیب های واقعی و غیر واقعی زیادی را خواهید دید و از هم دل زده می شوید.
ثانیاً، اگر هم از هم دیگر خطا هایی دیدید، این خطا را فرصتی برای نزدیک شدن به یک دیگر تبدیل کنید. اگر فرد خطا کار صادقانه عذر خواهی کند و آن که حقی از او ضایع شده، با ملاحت و لبخند عذر خواهی او را بپذیرد، قطعاً دل های آن ها به هم نزدیک تر خواهد شد و در نتیجه پایه های خانواده قوی و استوار می شود. هر خطایی ارزش این را ندارد که انسان زندگی شیرین خود را به هم بزند و قهر و کدورت را بر فضای گرم خانه حاکم کند. برخی از مشکلات را اصلا نباید دید و باید خود را به تغافل زد. برخی دیگر از مشکلات را هم باید به زمان وا گذار کرد تا در طول زمان بر طرف شود. نمی توان انسانی را که سال ها رفتار خاصی داشته و به آن عادت نموده، در عرض چند ماه و حتی چند سال تغییر داد؛ بلکه تغییرات به صورت تدریجی ایجاد می شوند.
در روایات امامان معصوم علیهم السلام بشارت های بسیاری به کسانی که دیگران را عفو می کنند، داده شده است. اگر نتیجه عفو و بخشش فقط همین پاداش های اخروی بود و نتایج دنیوی که در بالا ذکر شد، در کار نبود، باز ارزش آن را داشت که ما هم دیگر را عفو
کنیم. در ادامه به چند نمونه از این بشارت ها اشاره می کنیم:
پیامبر خدا صل الله علیه و اله می فرمایند:
تَجاوَزوا عَن ذُنوبِ النّاسِ یَدفَعِ اللّهُ عَنکُم بِذلکَ عَذابَ النّارِ؛ (1)از گناهان مردم در گذرید تا خداوند بدین سبب عذاب دوزخ را از شما دور گرداند». اگر ما شدت عذاب های آخرتی را می دانستیم، قدر این بشارت ها را بیشتر می فهمیدیم و از این فرصت برای در امان بودن از عذاب الهی بیشتر استفاده می نمودیم.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
وَ لْيعْفُوا وَ لْيصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يغْفِرَ اللّهُ لَكمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (2)باید ببخشند و ببخشایند. آیا نمی خواهید که خدا شما را بیامرزد؟ و خدا است آمرزنده مهربان. رسول اکرم صل الله علیه و اله نیز خبر می دهند که:
هر گاه خشمی برای شما پیش آمد، با عفو و گذشت آن را از خود دور کنید؛ زیرا در روز رستا خیز آواز دهنده ای ندا می دهد: هر که به گردن خدا مزدی دارد بر خیزد. و کسی جز بخشایندگان بر نخیزند. آیا نشنیده اید که خداوند متعال در قرآن می فرماید: «پس، هر که ببخشد و آشتی ورزد، مزدش با خدا است»؟ (3)
اگر توقع بخشایش خدایت هست *** به چشم عفو و کرم بر شکستگان بخشای
نکته زیبای این روایت این است که در هر ظلمی که ما به دیگران می کنیم، دو گناه اتفاق می افتد. یکی حق الناس و پای مال نمودن حق دیگران و دیگری حق الله؛ چراکه یکی از دستورات مهم خدا این است که فرموده به دیگران ظلم نکنید. انسانی که حق دیگران را ضایع نموده این دستور الهی را نیز عمل نکرده است. پس در هر ظلم و خطایی، هم دیگران حق طلب کاری دارند و هم خداوند متعال حق باز خواست.
حال بزرگ واری و خدایی خدا را ببینید که به جای این که بگوید او را نبخشید؛ چراکه دستور من را هم اهمیت نداده است، تاکید می کند که او را ببخشید هر چند به حرف من هم احترام نگذاشت. خدا با هزار وعده و وعید تلاش می کند تا طلب کاران من، من خطا کار را مورد عفو و بخشش قرار دهند تا بارم سبک تر شود. واقعاً که بیش از ما به فکر ما است. چقدر او دوست دارد که بندگانش از یک دیگر کینه و رنجشی به دل نداشته باشند و با صلح و صفا به دیدار او بروند. خداوند با آن همه عظمتش، به جای این که از انسان طلب کار باشد، تلاش می کند تا طلب کاران او که در برابر عظمت خداوند هیچ عظمتی ندارند، انسان را ببخشند. در حالی که در مرتبه اول لازم است حق آن کس که عظیم تر و مهم تر بوده صاف شود و همه جمع شوند و کمک کنند تا سلطان عالم انسان خطا کار را ببخشند.
امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
سه خصلت است که در هر کس باشد ایمانش کامل شده و خداوند او را بدون حساب وارد بهشت کند و شفاعتش
را در مورد قبیله ربیعه و مضر (1)قبول نماید: کسی که بر ظلم دیگران صبر کند و خشم خودش را فرو خورد و دیگران را ببخشد. (2)
و با خلق سهلی کن ای نیک بخت *** که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
پیامبر خدا صل الله علیه و اله فرمودند:
هر کس خشم خود را فرو برد در حالی که قدرت بر خورد دارد، خداوند در قیامت او را در برابر همه عزیز نموده و به او اختیار می دهد که از هر کدام از حوریه های بهشتی که می خواهد، انتخاب کند. (3)
یکی از خصوصیات مشترک اهل بیت علیهم السلام و علمای ربانی و اولیاء، الهی، داشتن روحیه گذشت و بخشش می باشد. به طوری که در زندگی همه این بزرگ واران موارد متعددی از بخشش های زیبا و بر خورد های اعجاب آور را می بینیم. ما برای رعایت ظرفیت این نوشتار برخی از این موارد را ذکر می نماییم:
در جنگ احد عده ای از مسلمانان برای رسیدن به غنائم تنگه حساسی را ترک نمودند و عده ای هم از جنگ فرار نمودند و باعث شکست مسلمانان و وارد شدن صدمات زیادی به اسلام شدند. حتی دندان مبارک پیامبر شکست و امیر المومنین علیه السّلام جراحات
بی شماری بر داشتند. جامعه نو پای مسلمین با این حرکت وارد بحران گردید. بعد از جنگ آن هایی که این اشتباه بزرگ را نموده بودند با سر افکندگی از نبی اکرم صل الله علیه و اله در خواست بخشش نمودند. آیه شریفه بر پیامبر نازل گردید که:
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ (1) پس آن ها را ببخش و برای آن ها آمرزش بطلب! و در کار ها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
پیامبر اکرم صل الله علیه و اله نیز نه تنها آن ها را بخشید بلکه برای شان طلب بخشش نمود و با آن ها مشورت نیز نمود و شخصیت آسیب دیده آن ها را التیام بخشید و با این کار بحران پیش آمده را مدیریت نمود و مسلمانان را برای پیکار های بعدی آماده نمود. (2)
زنی یهودی با مسموم کردن پاچه گوسفند، و هدیه دادن آن به پیامبر صلی الله علیه و اله قصد جان حضرت را کرده بود. آن زن را به محضر آن حضرت آوردند. پیامبر به او فرمود: چه چیز تو را بر این خیانت وا داشت؟ زن جواب داد: با خود گفتم اگر این شخص پیامبر باشد، زهر به او آسیبی نمی رساند و اگر شاه باشد، مردم را از شر او راحت می کنم. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: پس رسول خدا آن زن را عفو کرد. (3)
روزی در یکی از جنگ ها رسول خدا برای کاری از اصحاب دور شدند. یکی از افراد دشمن از فرصت استفاده کرد و خود را بالای سر
حضرت رسانید و شمشیرش را بالای سر حضرت که نشسته بودند گرفت و گفت: حالا چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ حضرت فرمودند: خدا. ناگهان آن شخص که در بلندی ایستاده بود، پایش سُر خورد و به زمین افتاد.
رسول خدا صل الله علیه و اله شمشیر را بر داشتند و فرمودند: اکنون چه کسی جلوی کشته شدن تو را می گیرد؟ عرض کرد: لطف و کرم شما. حضرت او را بخشیدند و اجازه دادند برود.
آن مرد عرب گفت: نه با تو می جنگم و نه به طرف داری تو می آیم نه در صف کسانی که با تو می جنگند، شرکت می کنم. پس راهش را گرفت و نزد قبیله خود رفت و به آن ها گفت: از نزد بهترین مردم نزد شما آمدم. (1)
پیر مردی از شام به مدینه آمده بود. روزی امام حسن علیه السّلام را سوار بر مرکب دید. بر اثر کینه ای که از امام در دل داشت، با کمال گستاخی از آن حضرت بد گویی کرد. پس از آن که سخنان زشتش تمام شد، امام حسن علیه السّلام نزدش آمد، به او سلام کرد و در حالی که لبخند بر چهره داشت، فرمود:
ای پیر مرد! به گمانم غریب هستی و گویا امری بر تو مشتبه شده است. اگر از ما در خواست رضایت کنی از تو خشنود شویم و اگر چیزی از ما بخواهی به تو عطا می کنیم. اگر راهنمایی بخواهی تو را راهنمایی می کنیم و اگر از ما کمک بخواهی تو را کمک می کنیم. اگر گرسنه ای تو را سیر می کنیم و اگر برهنه باشی، تو را می پوشانیم. اگر حاجتی داری آن را روا می کنیم و اگر مرکب خود را به
1) فیض کاشانی، محجه البيضاء، ج 4، ص 147.
سوی خانه ما روانه سازی و مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود؛ زیرا ما خانه آماده و وسیع و ثروت بسیار در اختیار داریم.
هنگامی که آن پیر مرد، در برابر گستاخی اش آن همه گذشت و بزرگ واری را از امام دید، شرمنده شد و تحت تأثیر اخلاق امام قرار گرفت؛ به طوری که گریه کرد و گفت: گواهی می دهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستی، و خداوند آگاه تر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد. تو و پدرت نزد من مبغوض ترین افراد بودید، ولی اینک محبوب ترین انسان ها نزد من هستید. سپس به خانه امام حسن علیه السّلام وارد شد و مهمان آن بزرگ وار گردید. پس از مدتی در حالی که قلبش آکنده از محبت خاندان رسالت شده بود، با کمال عذر خواهی و تشکر از محضر امام حسن علیه السّلام مرخص شد. (1)
یکی از بستگان امام سجاد علیه السّلام در حضور جمعی به آن حضر نا سزا گفت و رفت. امام به حاضران فرمود: گفتار او را شنیدید، اکنون دوست دارم همراه من بیایید تا پاسخ مرا بشنوید. گفتند: همراه شما می آییم، ولی چه خوب بود همان وقت که بد گویی می کرد، شما و ما پاسخش را می دادیم.
امام با آنان به سوی خانه آن نا سزا گو رفت و در راه این آیه را که اوصاف عالی برخی از مؤمنان را شرح می دهد قرائت می فرمود:
وَ اَلْکاظِمِینَ اَلْغَیْظَ وَ اَلْعافِینَ عَنِ اَلنّاسِ وَ اَللّهُ یُحِبُّ اَلْمُحْسِنِینَ؛ (2)و فرو خورندگان خشم و در گذرندگان از مردم و خداوند نیکو کاران را دوست می دارد». همراهان که نخست گمان دیگری
داشتند در یافتند امام برای تلافی نمی رود. به خانه آن مرد رسیدند. امام او را صدا زد و فرمود به او بگویید: «علی بن الحسین» آمده است. او به گمان آن که امام برای تلافی آمده، خود را آماده ستیز ساخت و بیرون آمد. امام فرمود: برادرم تو لحظاتی قبل نزد من آمدی و حرف هایی زدی. اگر آن چه گفتی در من است از خدا می خواهم ترا بیامرزد. اگر در من نیست، از خدا می خواهم ترا بیامرزد. نرمش عظیم امام مرد را شرمنده ساخت. پیش آمد و پیشانی امام را بوسید و گفت: آن چه گفتم در شما نبود و اعتراف می کنم که خود به آن چه گفتم سزاوار ترم. (1)
روزی فردی مسیحی به امام باقر علیه السّلام جسارت کرد و گفت: «أنت بَقَر» يعنى شما [العیاذ با لله] گاو هستی. آن حضرت در جواب او با آرامش فرمود: أنا باقر (من باقر، يعنى شکافنده دانش ها هستم). او گفت: و پسر زن آشپز هستی. فرمود: آشپزی شغل مادرم است. گفت: تو پسر کنیز سیاه، رنگی و بد زبان هستی. فرمود: اگر این نسبت ها که به مادرم دادی راست است، خدا او را بیامرزد و اگر دروغ است، خدا تو را بیامرزد. آن فرد نصرانی با دیدن خلق و خوی بزرگ وارانه و ارجمند آن حضرت، تحت تأثیر قرار گرفت و مسلمان شد. (2)
مردی خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسید و عرض کرد: پسر عمویت اسم شما را برد و چیزی از بد گویی و نا سزا نماند، مگر آن که به شما گفت. حضرت به کنیز خود دستور داد تا برای وضو آب حاضر کند. آن گاه وضو گرفت و نماز خواند. راوی می گوید: من در دلم
گفتم که حضرت بر او نفرین خواهد کرد. پس حضرت دو رکعت نماز خواندند و گفتند: ای پروردگار من این حق من بود که بر او بخشیدم و تو جود و کرمت از من بیشتر است. پس ببخش او را و مگیر او را به کردارش و جزا مده او را به عملش. پس رقت کرد آن حضرت و پیوسته برای او دعا کرد و من از حال آن جناب تعجب کردم. (1)
یکی از شاگردان از قول ایشان نقل کرد که فرمودند:
من هر سال شب عید فطر همه کسانی را که در حقم ظلم و جفا نمودند، می بخشم.
یکی از شاگردان ایشان می گوید: ایامی که در حوزه کوهستان مشغول تحصیل بودم، بر سر مسئله ای بین برخی از اهالی محل، نزاع و کش مکش رخ داد. یکی از جاهلان به آقا بی ادبی کرد و این نزاع را به ایشان نسبت داد و گفت: این دود از کنده شما بلند شده است!
آقا در پاسخ آن فرد جاهل چیزی نفرمود و سکوت اختیار کرد؛ اما صبر و حلم آقا اثر وضعی خود را گذاشت. من همان شب داخل حسينيه خوابیده بودم. آقا جان نیز در آن شب در حسینیه استراحت کرده بود. نصف شب متوجه شدم که کسی در حیاط حسینیه را می کوبد، خواستم در را باز کنم؛ ولی آقا جان اجازه نداد و فرمود: من خودم در را باز می کنم.
هنگام بیرون رفتن، در اتاق را بست تا من از چیزی آگاه نشوم؛ ولى من بیدار بودم. وقتی آقا جان در را باز کرد، دید مادر همان شخصی است که به ایشان جسارت کرده بود. پسرش سخت مریض شده بود. یک استکان آب آورده بود تا برای شفای وی آقا جان بر
1) همان ج ،88، ص 385؛ مشکاه الانوار ، ص 380.
آن دعا بخواند.
آقا جان هم با بزرگ واری آب را بر داشت و شاید در حدود بیست دقیقه در حالی که در حیاط قدم می زد، بر آب دعا خواند و به آن مادر بر گرداند. جالب این که آن شخص بر اثر دعای ایشان شفا یافت. (1)
دلائل سخت گیری و میل به انتقام و قصاص در افراد متفاوت است. گاهی ریشه روحی و روانی دارد. مثلا شخص در دوران کودکی مورد بی مهری شده و نیاز عاطفی او تامین نگردیده یا به او ظلم شده است. از این رو فشار هایی که در آن دوران به او وارد شده باعث عقده های روانی گردیده است. به همین خاطر الان نا خود آگاه
با نبخشیدن در صدد بیرون ریختن عقده های درونی خود می باشد. گاهی نبخشیدن ریشه اخلاقی دارد. مثلا شخص غرور و تکبر دارد از این رو تکبر او باعث سخت شدن بخشش برای او می گردد. در برخی موارد عصبانیت و خشم افراد مانع بخشش است. گاهی نبخشیدن ریشه در جهل و نادانی افراد دارد. مثلا فضیلت و جای گاه بخشش در رشد اخلاقی را نمی داند یا هر گونه بخشش را مساوی با ضعف و کم آوردن می داند.
با توجه به این که دلائل بخشش ننمودن افراد مختلف است لازم است تا با بررسی دقیق این دلائل در وجود خود مان بر خورد مناسب را اتخاذ نماییم. در مواردی که بخشش نکردن ما ریشه در کمبود ها و خلا ها و عقده های شخصیتی دارد لازم است به روان کاوی متخصص و متعهد مراجعه نمود و با کمک او این مشکل را درمان کرد.
ما در ادامه به برخی از راه کار ها که جنبه عمومی دارد اشاره می نماییم.
1) کوهستانی عبد الکریم، بر قله پارسایی.
هدف از خلقت انسان رسیدن به پادشاهی دنیا و آخرت است. انسان می تواند در این دنیا خلیفه و در آخرت هم نشین خدا باشد و به درجات عالی و غیر قابل توصیف برسد. ابر و خورشید و ملک و همه انبیا در کارند تا انسان قدر خود را بشناسد و با استفاده از لحظه لحظه عمر خود، به قرب خدا و بالا ترین نعمت ها و لذت ها برسد. اگر انسان این نگاه را به خویش و زندگی اش داشته باشد، ارزش خود را خوب می داند و به کمتر مسئله ای اجازه می دهد که او را به خود مشغول کند و نگذارد تا در هر روز و لحظه ای به هدف خود نزدیک شود. از این رو خیلی راحت و با کمال میل می بخشد و احسان هم می کند. چنان که در سیره اهل بیت و اولیای الهی نمونه های زیادی از این نوع بر خورد را می بینیم.
یکی از سفارش های اولیای اخلاق به شاگردان خود این بوده که «مَرنجُ و مرنجان»؛ چرا که در هر دو صورت انسان به خود مشغول شده و از توجه به خدا و طی طریق الی الله باز می ماند.
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم *** که در طریقت ما کافری است رنجیدن
حضرت سجاد علیه السّلام فرمودند:
مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ اَلدُّنْیَا وَ قِیلَ لَهُ مَنْ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ خَطَراً فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَنْ لَمْ یَرَ اَلدُّنْیَا خَطَراً لِنَفْسِهِ؛ (1) هر کس کرامت و قدر خود را شناخت بر خورد با دنیا بر او آسان
1) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 135.
می شود. به ایشان عرض شد عظیم ترین مردم کیست؟ فرمودند: کسی که کل دنیا را قیمت خود نداند.
عاشق بی دل کجا با خلق عالم کار دارد؟ *** بگذرد از هر دو عالم هر که عشق یار دارد
آری، کسی که به ارزش خود و هدف والایی که دارد، پی ببرد، شیرینی و تلخی دنیا برایش کم اهمیت می شود و از هر دو به راحتی می گذرد. مانند کسی که به جلسه و مهمانی عظیم و مهمی دعوت دارد و بنا است ساعاتی را با شخص اول مملکت هم نشین باشد. در بین راه با کسی تصادف می کند و خودرو او آسیب می بیند. این شخص چه بسا حتی از ماشین خود پیاده نمی شود تا ببیند چقدر آسیب دیده است؛ بلکه فقط یک لبخند می زند و به راه خود ادامه می دهد.
در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست کس *** هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس
پیغمبر خدا صل الله علیه و اله می فرمایند:
خداوند متعال فرمود: أَعْدَدْتُ لِعِبَادِیَ اَلصَّالِحِینَ مَا لاَ عَیْنٌ رَأَتْ وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لاَ خَطَرَ عَلَی قَلْبِ بَشَرٍ؛ (1)
برای بندگان صالحم نعمت ها و عطا هایی آماده کرده ام که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب انسانی خطور نموده است.
انسان خواه یا نا خواه دچار فراموشی و غفلت می شود؛ از این رو لازم است تا مطالب مهم و اساسی را هر از چند گاهی مرور و به آن ها دوباره توجه کند تا جای گاه و تأثیر خود را در شخصیت او
1) همان، ج 8، ص 92.
از دست ندهند. به همین علت بزرگان فرموده اند که کتاب های اخلاقی باید کتاب بالینی انسان باشد؛ یعنی همیشه در دسترس باشند تا انسان با آن ها انس داشته باشد.
کتاب های اخلاق برای مطالعه و فهمیدن و کنار گذاشتن نیستند؛ بلکه مانند مرکبی می مانند که باید هر روز از آن ها کمک گرفت و مسیر رشد را طی کرد. به همین دلیل مرور چند باره آثار و برکاتی که برای عفو و گذشت بیان شد، ضروری است.
هر چه انسان عاقل تر و بر اعصاب و شخصیت خود مسلط تر باشد، بیشتر می تواند بر خورد های مناسب تری داشته و دیگران را مورد عفو و گذشت خود قرار دهد.
پیامبر خدا صل الله علیه و اله می فرمایند: أَعْقَلُ اَلنَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاهً لِلنَّاسِ؛ (1)عاقل ترین مردم کسی است که بیشتر با مردم مدارا می کند».
یکی از مصادیق مدارا با دیگران، بخشش خطا های شان است. از این رو لازم است با اهمیت دادن به تفکر و مطالعه و فعالیت های علمی و معنوی، قدرت عقلانی خود را افزایش دهیم تا بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.
یکی از بهترین راه ها برای درک پوچ بودن دنیا و فهمیدن این که ناراحتی و خوشی آن موقت و تمام شدنی است، شرکت در مراسم تجهیز و دفن است. چند قدمی در قبرستان قدم بزنیم و ببینیم چقدر راحت و ناگهانی انسان ها باید همه ناراحتی ها و لذت های خود را بگذارند و بروند. آن جا ببینیم زندگی ارزش این همه سخت گیری و
1) شيخ صدوق، من لا يحضره الفقیه، ج 4، ص 395.
ناراحتی و فشار را ندارد حال که این قدر پایه های زندگی است، بهتر نیست با بخشش دیگران خود را سبک و آرام کنیم و پاداش های فراوانی را که به گذشت کنندگان وعده دادند، به دست بیاوریم؟ مطمئناً حضور در این چنین فضا هایی ما را برای بخشش آماده تر می کند.
تو نکویی کن و در حق کسی بد مپسند *** که بد و نیک جهان گذران می گذرد
خشم و غضب باعث می شود تا افراد نتوانند خطا های دیگران را ببخشند و از آن بگذرند. انسانی که عصبانیت و غضب او زیاد است، مانند ظرف بزرگی از بنزین است که فقط یک جرقه کافی است تا او را به آتش بکشد. چه بسا خطای طرف مقابل در حد یک جرقه بوده، اما این فرد عصبانی استعداد آتش گرفتن را داشته است و حال که آتش گرفته، دیگر نمی تواند ببخشد. به همین علت باید در ابتدا فکری به حال غضب و خشم درونی خود بکند. این گونه افراد معمولاً از کاه، کوه می سازند. کوهی که گذشتن از آن مشکل و در برخی موارد نا ممکن است.
در روایت هم داریم که حضرت امیر علیه السّلام می فرماید:
لاَ یَکْبُرَنَّ عَلَیْکَ ظَلْمُ مَنْ ظَلَمَکَ فَإِنَّهُ یَسْعَی فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِکَ وَ مَا جَزَاءُ مَنْ یَسُرُّکَ أَنْ تَسُوءَهُ؛ (1) ظلم کسی که به تو ظلم کرده بر تو بزرگ جلوه نکند؛ چرا که او [در حقیقت] در ضرر زدن به خود و نفع رساندن به تو تلاش کرده است و جزای کسی که به تو نفع رسانده این نیست که به او بدی کنی.
1) نهج البلاغه، ص 402.
کسی که به ما بدی می کند، فرصتی برای صبر و بخشش برای ما به وجود می آورد و در واقع به ما کمک نموده است. فرصتی که با آن می توان پاداش های بسیاری را به دست آورد که به بخشی از آن ها اشاره شد.
از صدف یاد گیر نکته حلم *** آن که برد سرت گهر بخشش
برای اطلاع از راه کار های درمان خشم و غضب می توانید به آثار بزرگان اخلاق و همچنین به شماره های 31 و 32 نشریه تربیتی اخلاقی خلق مراجعه نمایید.
همیشه برای بخشش فرصت کافی وجود ندارد؛ به خصوص در مواردی که قصاص در کار است. چه بسا ما یا طرف مقابل از دنیا برویم و فرصت آشتی و صلح و رسیدن به برکات آن نباشد. از این رو باید قدر فرصت را بدانیم. همان طور که ممکن است بعد ها از بخشش پشیمان شویم، احتمال دارد که از قصاص هم پشیمان شویم. اما باید دانست که تحمل پشیمانی بخشش نسبت به تحمل پشیمانی انتقام و قصاص، بسیار آسان تر است.
امام باقر علیه السّلام می فرمایند: اَلنَّدَامَهُ عَلَی اَلْعَفْوِ أَیْسَرُ مِنَ اَلنَّدَامَهِ عَلَی اَلْعُقُوبَهِ؛ (1)
پشیمانی از گذشت، برتر و آسان تر از پشیمانی حاصل از کیفر دادن است».
1) کلینی، کافی، ج 2، ص 108.
در بسیاری از آیات و روایات تأکید شده که ذکر و یاد خداوند شفای همه درد های روحی و جسمی انسان است.
از جمله، حضرت علی علیه السّلام می فرمایند: ذِکْرُ اَللَّهِ دَوَاءُ أَعْلاَلِ اَلنُّفُوسِ؛ (1)ياد خدا، داروی بیماری های روحی است».
یاد خدا دل ها را نرم و آرام می گرداند و باعث مهربانی و محبت به خلق خدا می شود. اهل ذکر، هم دیر تر از دیگران رنجیده می شوند و هم زود تر دیگران را می بخشند؛ چون دلی نرم و مهربان دارند. دل های مؤمنان مانند ظرف آب است که هر چه داخل آن انداخته شود، آن را در درون خود فرو می برد و جز صدایی زیبا و چند قطره آب که به صورت طرف مقابل می نشاند، هیچ واکنشی نشان نمی دهد. اما اهل غفلت و معصیت دل های سنگی دارند که اگر سنگی به آن ها بخورد آن را بدون فاصله بر می گردانند.
از این رو لازم است تا انسان برای رسیدن به روحیه گذشت و بخشش و درمان همه بیماری های روحی و روانی خود، هر روز ساعاتی را به یاد خدا و خلوت با او بگذراند. چرا که یاد خدا شاه کلید نجات است.
بر بنده مگیر خشم بسیار *** جورش مکن، دلش میازار
این حکم و غرور و خشم تا چند *** هست از تو بزرگ تر خداوند
ای خواجه و ارسلان و آغوش *** فرمانده خود مکن فراموش
1) آمدی، غرر الحکم، ص 188.
یکی از راه های تقویت روحیه گذشت، درک کسی است که از او رنجیده ایم. هم دلی و درک موقعیت او می تواند به ما برای بخشش کمک نماید. ما نباید در بر خورد با دیگران ایده آل گرا باشیم؛ بلکه باید مانند خداوند متعال از هر شخصی به اندازه توان فکری، روحی و جسمی او توقع داشته باشیم. متأسفانه ما خود مان صد ها عيب و اشتباه داریم که اصلاً آن ها را نمی بینیم، اما خواهان این هستیم دیگران هیچ اشتباه و خطایی در رفتار شان با ما نداشته باشند.
چطور است که ما کوهی از عیب ها را که در درون مان است نمی بینیم؛ اما کاهی زشت را بر لباس دیگران می بینیم؟ آیا خود ما اشتباه نمی کنیم و نیاز به بخشش خدا و خلق خدا نداریم؟
کمی خود مان را به جای طرف مقابل بگذاریم و خود را در شرایط او ببینیم تا بهتر بتوانیم او را درک کنیم. چه بسا او نمی دانسته که این کار بد است یا می دانسته و فراموش کرده یا مشکلات زندگی و ناراحتی های بسیار باعث شده در حق شما بدی کند. چه بسا ظلم ها و کوتاهی هایی که در حق او شده، زمینه ساز بدی نمودن او به شما شده است. یا به واسطه تاثیر پذیری از محیط یا به خاطر مشکلات وراثتی، این خطا را مرتکب شده است.
توجه به این احتمالات ما را برای بخشیدن دیگران کمک خواهد کرد. هر چند در هیچ کدام از این موارد حق این کار را نداشته، اما به هر حال اشتباه نموده است.
لازم است به عمل کرد بزرگان و الگو های خود بنگریم که با توجه به این که عظمت و اهمیت شخصیت آن ها بسیار بیشتر از ما بوده، اما از دیگران می گذشتند. وقتی مولای ما حضرت علی علیه السّلام درباره
بخشش قاتل خویش سفارش می کند، چرا ما که شیعیان او هستیم، به ایشان اقتدا نکنیم.
سؤال: اگر ببخشیم، با آثاری که از خطای دیگری به جا مانده چه کنیم؟
جواب: حضرت حق در قرآن کریم به پیامبر خود، درباره کسانی که او را اذیت می کنند دستور می دهد که:
لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً؛ (1) و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزار های آن ها اعتنا منما، و بر خدا توکل کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع (تو) است!
از این آیه شریفه استفاده می شود که اگر ما اذیت های دیگران را رها و به خدا توکل کنیم حضرت حق ما را کفایت و همه خسارت ها را جبران می کند.
برای این که انسان بتواند به روحیه عفو و بخشش برسد می تواند تدریجا و با تمرین به این روحیه زیبا دست پیدا کند. برای سهولت بیشتر می تواند بخشش را از نزدیکان خود که به آن ها علاقه داشته یا دارد شروع نماید و بعد به تدریج به دیگران سرایت دهد.
دعا نمودن به کسانی که مورد غضب انسان هستند باعث نرم شدن دل انسان و زمینه ساز بخشش نهایی می باشد.
1) احزاب: 48.
همچنین اگر مکرر از خدا بخواهیم که به ما روحیه گذشت بدهد در پیدا نمودن این روحیه بسیار موثر خواهد بود.
عفو و گذشت هم مانند همه صفات اخلاقی دیگر دارای حدود شرایطی است. گاهی جای گذشت نیست. مثلا در سیره پیامبر خدا صل الله علیه و اله نقل شده که در مسائل شخصی خیلی می بخشیدند، اما نسبت به حراست از دین بسیار محکم بودند و اجازه نمی دادند کوچک ترین تعرضی به مبانی و احکام دین بشود.
هم چنین در مواردی که بخشش باعث جسور تر شدن ظالم می شود، گذشت جایز نیست. در این موارد برای حفظ نظم جامعه و پیش گیری از تکرار جرم، باید از عفو صرف نظر کرد. خداوند در عین این که بندگان خود را به عفو و بخشش دعوت می کند، در آیات را الهی مختلف مردم را به قتال نیز دعوت می کند تا حرمت های حفظ شوند.
خداوند در قرآن می فرماید:
وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهَِ فإنْ انتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ؛ (1) و با آن ها پیکار کنید تا فتنه (و بت پرستی و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نا درست خود) دست بر داشتند، (مزاحم آن ها نشوید! زیرا) تعدى جز بر ستم کاران روا نیست».
اظهار عجز پیش ستم گر روا مدار *** اشک کباب باعث طغیان آتش است
1) بقره: 193.
برای تشخیص جای گاه بخشش باید به مسائل مختلفی توجه کرد؛ از جمله:
الف) موضوع مورد اختلاف چقدر مهم است؟
ب) خطای خطا کار عمدی بوده یا سهوی؟
ج) حق ضایع شده، شخصی است یا جمعی؟ دینی است یا فردی؟
د) خطا کار پشیمان است یا طلب کار و جسور؟
ه) خطا کار انسان شریفی است که اگر او را ببخشی شرمنده می شود یا انسان بی فرهنگی است که معنای بخشش را نمی فهمد و احساس شرمندگی هم نمی کند.
در روایت دارد که حضرت علی علیه السّلام فرمودند:
اَلْعَفْوُ یُفْسِدُ مِنَ اَللَّئِیمِ بِقَدْرِ إِصْلاَحِهِ مِنَ اَلْکَرِیمِ؛ (1) عفو و گذشت به همان اندازه که در اصلاح شخص بزرگ وار مؤثر است، شخص فرو مایه را تباه می کند».
ترحم بر پلنگ تیز دندان *** ستم کاری بود بر گوسفندان
انسان در موارد مهم و کلان باید بعد از بررسی این مؤلفه ها و مشورت با متخصصان تشخیص دهد که آیا جای بخشش است یا جای قصاص.
1) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 74، ص 42.
شيخ صدوق، الأمالی، یک جلد، انتشارات کتاب خانه اسلامیه، 1362 ش.
تاج الدين شعیری، جامع الأخبار، یک جلد، انتشارات رضی قم، 1363 ش.
شيخ مفيد، الإرشاد، 2 جلد در یک مجلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ق.
شيخ مفيد الجمل، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ق.
علامه مجلسی، بحار الأنوار، 110 جلد، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق.
شیخ صدوق، الخصال، دو جلد در یک مجلد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1403 ق.
امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل (طبع جدید)، 1 جلد، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمه الله)، تهران، دوازدهم، 1387 ش.
ابن ابى الحديد معتزلی، شرح نهج البلاغه، 20 جلد در 10 مجلد، انتشارات کتاب خانه آیت الله مرعشی قم، 1404 ق.
عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحكم و درر الكلم، یک جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش.
على بن عيسى إربلى، كشف الغمه 2 جلد، چاپ مکتبهٔ بنی هاشمی تبریز، 1381 ق.
ثقة الاسلام کلینی الکافی، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ش.
ابو الفضل على بن حسن طبرسی، مشكاة الأنوار، یک جلد،
کتاب خانه حیدریه نجف اشرف، 1385 ق.
طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو - تهران چاپ سوم 1372 ش.
ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، 2 جلد در یک مجلد، انتشارات مكتبة الفقيه، قم.
شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1413 ق.
ملا محسن فیض کاشانی، المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، مؤسسه انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، چاپ چهارم، 1417 ق.
مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ اول، 1374 ش.