اثر گناه در زندگی انسان از منظر آیات و روایات

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:عزتی، عمران، ۱۳۳۹ -

عنوان و نام پديدآور:اثر گناه در زندگی انسان از منظر آیات و روایات/ مولف عمران عزتی.

مشخصات نشر:قم: دارالنشر اسلام ، ۱۴۰۲.

مشخصات ظاهری: ۶۸۷ ص.

شابک:978-964-475-408-1

وضعیت فهرست نویسی فاپا

یادداشت:کتابنامه: ص. [۶۸۶] - ۶۸۷.

موضوع: گناه (اسلام)

Sin -- Islam

گناه (اسلام) -- احادیث

Sin -- Islam -- Hadiths

گناه (اسلام) -- جنبه های قرآنی

Sin -- Islam -- Qur'anic teaching

رده بندی کنگره: BP۲۲۵/۶

رده بندی دیویی: ۲۹۷/۴۶۴

شماره کتابشناسی ملی:۹۲۳۸۲۶۲

اطلاعات رکورد کتابشناسی:فاپا

ویراستار دیجیتالی:مرتضی قنبری

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

اثر گناه در زند گی انسان

از منظر آیات و روایات

مولف: عمران عزتی

فهرست

مقدمه 44

باب اول الف. 49

فصل اول - گناهانی که آبروی انسان را می برد 50

بخل. 50

درخواست - سائلی. 50

عدم تدبیراقتصادی

و نیازمندی. 50

نفاق و دورویی. 50

فصل دوم - اثرگناه در رابطه امور مربوط به آخرت انسان. 51

الف) گناهانی که باعث انحراف انسان از آخرت می شود 51

انحراف از مسیرعقل ومنطق. 51

طمع. 51

ب) گناهانی که باعث انکار آخرت (و تکذیب روز رستاخیز) می شود 51

فسق و فجور. 51

نداشتن حرف حق و ثابت. 52

کفر. 52

ج) گناهی که باعث رها کردن و واگذار نمودن آخرت می شود 52

دوست داشتن دنیا 52

د) گناهی که باعث آسیب رسانی به آخرت می شود 53

دنیا دوستی. 53

ه - گناهانی که باعث فراموش کردن آخرت می شود 53

آرزوی طولانی. 53

تفاخروتکاثر. 53

اشتغال به دنیا 53

پیوند خوردن به دنیا 54

دلباختگی بدنیا 54

راضی شدن به زندگی دنیا 54

رغبت به دنیا 54

فریفتگی و مغرورشدن به زندگی دنیا 54

گرفتار شدن در نعمت های دنیا 55

و) گناهانی که باعث فروختن آخرت به دنیا می شود 55

کفر. 55

کافرشدن به احکام الهی. 55

اطاعت ازهوای نفس.. 56

ز) گناهی که باعث ویرانی آخرت انسان می شود 56

آباد کردن دنیا 56

فصل سوم - اثرگناه در رابطه با آرزوهای انسان. 56

الف) گناهی که باعث طولانی شدن آرزوی انسان می شود 56

ثروت دوستی. 56

ب) گناهانی که باعث می شود انسان به آرزوهایش نرسد 56

دنیا پرستی. 56

امید بستن به دنیای فانی و ظواهر دنیا 57

امید بستن به غیر خدا 57

ثروت ومال. 57

دلبستگی به دنیا 57

عمل نکردن برای آخرت. 58

فرمانروایی فرومایگان. 58

دنیا طلبی باعملِ آخرت. 58

پیگیری کردن کاربا نافرمانی خدا 58

بداندیشی. 58

همّت گماشتن به کارغیر خدایی. 59

فصل چهارم - گناهانی که باعث سلب آسایش انسان می شود 59

حِرص... 59

حسد 59

ناآرامی و بی قراری. 59

بدی کردن. 60

کینه توزی. 60

فصل پنجم - گناهانی که باعث آفت وآسیب در زندگی انسان می شود: سررشته آفتها 60

دلباختگی به لذات دنیا 60

شهوترانی. 60

آفت آبادانی(کشور) 61

ستمگری حاکمان. 61

آفت آرزوها 61

مرگ.. 61

آفت اطاعت وفرمان برداری. 61

عصیان و نافرمانی. 61

آفت اقتصاد(میانه روی) 61

بخل. 61

آفت امانتداری. 61

خیانت به امانت. 61

آفت دوراندیشی. 62

به موقع انجام ندادن کار. 62

آفات انفاق. 62

آزار، أذیت، منت. 62

آفت ایمان. 62

شرک.. 62

آفت بخشش.. 62

معطّل کردن. 62

آفت بخشندگی. 63

اسراف.. 63

بیجا خرج کردن. 63

زیاده روی. 63

نداری وفقر. 63

آفت بردباری وحلم 63

خواری. 63

سبک سری وکم عقلی. 64

آفت بزرگی. 64

پیشآمد های قضا وقدر. 64

آفت حاکمان وفرمان روایان. 64

بدرفتاری. 64

آفت پارسایی وپرهیزکاری. 64

کم قناعت کردن. 64

ترس و واهمه 64

آفت توانگری. 65

بخل. 65

آفت جُستجوگری. 65

کامیاب نشدن. 65

آفت حسب و نسب (خانوادگی) 65

خود پسندی. 65

فخرفروشی. 65

آفت دین. 65

حسادت و خودپسندی. 65

سوء ظّن وبد گمانی. 66

فخرفروشی. 66

هوای نفس.. 66

آفت رستگاری. 66

کسالت وتنبلی. 66

آفت رعیت و ملت. 66

نافرمانی کردن. 66

آفت ریاست. 66

فخرفروشی. 66

آفت ریاضت (سختی کشیدن جهت تهذیب) 67

غلبۀ عادت. 67

آفت زمامداران وپیشوایان. 67

ضعف سیاست. 67

آفت امور زندگی. 67

سوء مدیریت - بداندیشی. 67

آفت زیبایی. 67

غرور. 67

آفت زیرکی وهوشیاری. 67

خودستایی. 67

مکر و حیله 68

آفت سخن گفتن. 68

دروغ. 68

پرگویی. 68

آفت سخاوت. 68

منت گذاردن. 68

آفت شجاعت. 68

ضایع کردن دوراند یشی. 68

آفت شرف وبرتری. 69

کبر و غرور. 69

آفت شرم و حیا 69

ناتوانی وضعف.. 69

آفت انسان عادل. 69

کم پارسایی. 69

آفت عدالت ودادگری. 69

حاکم زورگوی. 69

آفت عبادت. 70

خودنمائی. 70

تنبلی. 70

آفت عقل. 70

اختلاف.. 70

خود بزرگ بینی. 70

عُجب. 70

هواپرستی. 71

آفت علم 71

عمل نکردن به علم 71

فراموشی. 71

آفت علماء و دانشمندان. 71

ریاست طلبی. 71

آفت عمل. 72

نداشتن اخلاص... 72

آفت عهد و پیمان. 72

کم رعایت کردن عهد و پیمان. 72

مکروحیله 72

آفت فقها (دانشمندان دینی) 72

نداشتن صیانت نفس.. 72

آفت قدرت. 72

خودداری از احسان. 72

ستمگری وسرگشی. 73

زشت گفتاری و بدکرداری. 73

ناتوان شمردن دشمن. 73

آفت قضات (قاضی ها وحاکمان شرع) 73

طمع. 73

آفت کارها 73

ناتوانی. 73

آفت کردارنیک وخوب. 74

عمل بد و زشت. 74

آفت کشورداری. 74

سُستی کردن. 74

آفت بازگو کردن و نقل قول نمودن. 74

دروغ نقل کردن. 74

آفت گذشت کردن. 74

منّت گذاردن. 74

آفت لشکریان و سپاهیان. 74

سرپیچی از فرماندهان. 74

آفت (عامه و توده) مردم 75

عالم فاجر. 75

آفت مشورت. 75

درهم شکستن نظرات. 75

آفت نجابت. 75

کبر و غرور. 75

افت نفس.. 75

دل سپردگی به دنیا 75

آفت نعمت. 75

کفران نعمت. 75

آفت نیکی. 76

رفیق و همدم بَد 76

آفت وزیران. 76

بداندیشی. 76

آفت هیبت و شکوه 76

مزاح و شوخی. 76

آفت یقین. 76

شکّ و تردید 76

فصل ششم- گناهانی که باعث آوارگی و سرگردانی انسان می شود 77

مقدم داشتن خواسته حاکم جائر برخواستۀ خداوند 77

عیب جویی ازمردم 77

سخن گفتن درذات خداوند 77

فصل هفتم - گناهی که باعث آه و زاری- درماندگی- انسان می شود 77

تکیه و اعتماد به دنیا 77

فصل هشتم - گناهی که باعث می شود انسان با حرارت آهن داغ و زندان تنگ عذاب شود 77

افشای اسرار و راز اهل بیت (ع) 77

فصل نهم - گناهانی که باعث می شود انسان آیات الهی را تکذیب و تمسخرنماید 78

اصرار بر باطل و گناه 78

در باطل فرو رفتن و بازی کردن - لهو و لعب. 78

انجام اعمال بد 78

تکبّر. 78

کفر. 79

فصل دهم - گناهی که باعث سلب معرفت ائمّه اطهار(صلوات الله علیهم) از انسان می شود 79

نشستن در مجلس سبّ امامان معصوم -علیهم السلام 79

فصل یازدهم - گناهی که باعث هلاک و گشته شدن ابرار به دست اشرار می شود 79

ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 79

فصل دوازدهم - گناهی که باعث آزار آزاد مردان می شود 79

لئیم وناکس بودن. 79

فصل سیزدهم -گناهانی که باعث تباه شدن احسان و نیکی ها می گردد 80

خودپسندی. 80

دوست ورفیق بد 80

منّت گذاردن. 80

بدی کردن به نفس - به خویشتن. 81

لئیم بودن. 81

فصل چهاردهم - گناهی که باعث اختلاف در بین مردم (خانواده وجامعه) می شود 81

نفوذ شیطان در زندگی انسان. 81

فصل پانزدهم - گناهی که باعث زایل شدن اخلاص انسان می شود 81

وجودهوای نفس درقلب. 81

فصل شانزدهم- گناهانی که باعث فاسد شدن اخلاق می شود 82

حرص وآزمندی. 82

سختگیری در زندگی - عُسر. 82

کفر. 82

نفاق دورئی. 82

فصل هفدهم - گناهانی که باعث بی أدبی و سوء ظن به اخیار و دشمنی با آنان می شود 82

شقاوت. 82

شروربودن. 83

مجالست با اشرار. 83

فصل هجدهم - گناهانی که باعث بی ادبی انسان می شود 83

بد حرف و بدسخن بودن. 83

همنشینی با بی خردان. 83

فصل نوزدهم - گناهی که موجب آزار و أذیت انسان می شود 83

مجادله بیجا 83

فصل بیستم - گناهانی که باعث کم و یا بی ارزش

شدن انسان می شود 84

اهانت به مردم 84

تهی بودن قلب ازیاد خدا 84

دروغ. 84

ستمگری. 85

فصل بیست و یکم - گناهانی که باعث نابودی اسلام و خارج شدن انسان از اسلام محسوب می شود 85

بدعتگذاری. 85

دروغ. 85

ندادن زکات. 85

فحش دادن وفحش شنیدن. 85

قهرکردن بیش ازسه روز. 86

کمک نکردن به ضعیف.. 86

مرجئة و قدریة 86

فصل بیست و دوم - گناهانی که باعث بی اعتبارشدن انسان می شود 86

نسبت ناروا 86

دروغ. 87

فصل بیست و سوم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ امام و پیشوای عادل می شود 87

نفاق. 87

فصل بیست و چهارم - گناهانی که باعث خیانت به امانت می شود 87

نداشتن ایمان. 87

خائن بودن نسبت به امانت. 87

دروغ. 87

سخن چینی. 88

مکر وحیله 88

فصل بیست و پنجم - گناهی که باعث قطع شدن امداد و نصرت آسمانی و زمینی می شود 88

ترک امر به معروف و نهی ازمنکر. 88

تمسّک جستن به غیرخداوند 88

شرک.. 89

فصل بیست وششم - گناهانی که باعث از بین رفتن امنیت انسان می شود 89

خود را ایمن دانستن از مکر الهی. 89

بد سیرتی. 89

فصل بیست و هفتم - گناهانی که باعث ناامیدی انسان می شود 89

ناامیدی از رحمت خداوند، اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده های الهی. 89

بدی کردن به خویشاوندان. 90

دل بستگی به دنیا 90

تسلّط شیطان برانسان. 90

عصیان. 91

آلوده کردن نفس.. 91

فصل بیست و هشتم - اثرگناه در رابطه با ارتباط انسان با انبیاء الهی. 91

الف) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درقتل، آزار و أذیت انبیاء الهی می شود 91

راضی شدن به قتل وکشته شدن آنها 91

فاش کردن اسرار اهل بیت (صلوات الله علیهم) در نزد دشمنان. 91

ب - گناهانی که باعث دوری انسان از پیامبراسلام(ص) می شود 92

بخل، بدگوئی، تکبر، حسادت، قساوت قلب، فحاشی. 92

خوردن مسکرات وسبک شمردن نماز. 92

روگردانی ازسنّت پیامبر. 92

شرور بودن. 92

فصل بیست و نهم - گناهانی که باعث انحطاط انسان و جامعه می شود 93

امامت فرد ناشایست. 93

ضایع وتباه کردن امورمسلمین. 93

انحراف ازمسیر حق. 93

فصل سی ام - اثرگناه در رابطۀ انسان با اهل بیت. 93

الف) گناهانی که باعث برائت اهل بیت وأئمۀ معصوم از انسان می شود 93

دوری کردن دو برادر دینی از یکدیگر. 93

آزردن پدر و مادر. 94

أمین نبودن. 94

مصرف موادفاسد و زیان آور. 94

رعایت نکردن حدود الهی. 94

ب) گناهانی که باعث دشمنی انسان با اهل بیت می شود 95

انعقاد نطفه درعادت ماهانه، نفاق، ولادت نامشروع، زنا 95

گناه ودریده شدن پرده های عصمت. 95

ج) گناهانی که باعث دوری انسان از اهل بیت می شود 96

أسیرشدن بدون جهاد و جراحت. 96

تعظیم وترحم کردن به بزرگسالان و خردسالان اهل بیت(ع) 96

ترک کردن تقیّه 96

اطاعت نکردن ازخداوند 97

جدایی از راه اهلبیت - علیهم السلام 97

احترام کردن به مخالفین اهل بیت-علیهم السلام 97

خوش رفتارنبودن با مردم 97

خیانت به مسلمان. 98

مکر و حیله به مسلمان. 98

سبک شمردن نماز. 98

در به روی فقرای شیعه 98

ضایع کردن حق هم سایه 99

بدرفتاری باهمسایه 99

گناه 99

مُحاسبه نکردن نفس خود 99

د) گناهانی که باعث زیان رساندن اهل بیت می شود 100

افشاکردن سخنان (سرّی) اهل بیت صلوات الله علیهم 100

جهاد در رکاب کسی که حکم خدا را اجرا نمی کند 100

ه) گناهی که باعث می شود انسان به دشمنان اهل بیت یاری نماید 100

یاری نکردن به شیعیان أهل بیت. 100

فصل سی و یکم- اثرگناه بر ایمان انسان. 100

الف) گناهانی که باعث می شود انسان ایمان نداشته باشد 100

افشاکردن اسرار اهل بیت. 101

خیانت به أمانت. 101

تعصب. 101

فریب دنیا 101

شک وتردید 101

مکروحیله 101

ب) گناهانی که باعث می شود انسان مزۀ ایمان را نچشد 102

دروغ. 102

رغبت به دنیا 102

ج) گناهانی که خارج شدن انسان از ایمان و زمرۀ مؤمنین می شود 102

ندادن زکات 102

سرزنش به خاطر لغزش.. 102

د) گناهانی که باعث فاسد شدن ایمان می شود 102

دنیا دوستی. 102

غضب. 103

ه) گناهی که باعث فراموشی ایمان می شود 103

همنشینی با اهل دنیا 103

و) گناهانی که باعث نابودی ایمان انسان می شود 103

تهمت زدن به برادر دینی. 103

حسادت. 103

شرابخواری. 104

شرک.. 104

عمل نامشروع - زنا 104

أذیت وآزارهمسایه 104

باب دوم ب. 105

فصل اول-گناهانی که باعث قطع باران می شود. 106

گناهانی که باعث غضب پروردگار عالم گردد 107

کم فروشی و گرانفروشی. 107

دروغ گفتن حاکمان 107

عوامل طبیعی نابودی زراعات غیر از گناه 107

مناسب نبودن زمان و مکان کشت و زرع. 107

فصل دوم - گناهی که باعث تباه شدن باطن ودرون انسان می شود. 108

فساد بیرونی وعلنی. 108

فصل سوم - گناهانی که باعث قرارگرفتن انسان در باطل می گردد. 108

عمل کردن به رأی خود 108

نپیوستن به حق. 108

فصل چهارم - گناهانی که باعث نابودی باغات و محصولات باغی می شود. 108

جریان قوم سبأ، داستان دو مرد و سرانجام صاحبان باغ سبز. 108

الف) باغ های بزرگ و آباد، شهرهای پاک و پاکیزه، پروردگار آمورزنده و بخشنده 108

ب) گناهان، باغ های ویران، شهرهای خرابه، پروردگار قهار 109

اعراض و روگردانی از حقیقت و خدا 109

تبعیت ازشیطان. 109

تکبروغرور. 110

تکذیب قیامت. 110

طغیان وسرکشی. 110

ظلم و ستم 110

غفلت وغافل شدن ازخدا 111

فاصله طبقاتی. 112

فراموش کردن خدا 112

کافرشدن به خداوند 112

محروم کردن مستمندان از نعمت ها 112

قساوت قلب نسبت به فقرا ودرماندگان. 113

حکومت وسلطۀ منافقان. 114

فصل پنجم - گناهان، بَدی ها، پلیدی ها و زشتی ها در زندگی انسان.. 115

الف - گناهانی که باعث، بَدی، بداندیشی، بدنامی و بدگوئی از انسان می شود 115

نیکی کردن به اراذل و فرومایگان. 115

استهزا کردن دیگران. 115

عیب دانستن امربه معروف ونهی ازمنکر. 115

انکار زشتی برای مردم 115

افزودن به اموال با کم کردن ازآبرو. 115

کمک کردن به باطل. 116

بخل. 116

بداخلاقی. 117

بدرفتاری. 117

بد گفتاری. 117

بد گمانی. 117

بَدی کردن به دیگران. 117

حریص شدن. 117

تسلیم کردن ناموس خود بدیگری. 118

سوء ظن داشتن به خداوند متعال. 118

دروغ. 118

دشمنی با مردم 119

دورویی ودوزبانی. 119

دوستی که در راه خدا نباشد 119

شراب ومُسکرات. 119

قطع صله رحم 120

طمع و رغبت ذلّت آور. 120

بد طینتی. 120

ظلم 120

عمل منافی عفت. 120

عفو نکردن. 121

عیبجوئی. 121

غضب. 121

غیبت کردن. 121

بیماری قلب. 121

بد کاری. 121

کبروغرور. 122

گناهان. 122

لئیم وفرومایگی. 122

مکروحیله 122

نادانی. 122

إسائه أدب به نیکان، بدی کردن به همسایه 123

ب) گناهی که باعث نزدیک شدن بدکاران به انسان می شود 123

سخن زشت ومُستهجن. 123

ج) گناهی که باعث بدگویی از انسان می شود 123

دروغ گفتن. 123

د) گناهانی که باعث بد نامی انسان می شود 123

کار زشت وقبیح. 123

فصل ششم - اثرگناه بر برادری انسان.. 123

الف) گناهانی که باعث بهم خوردن برادری انسان می شود 123

آزرده کردن برادر دینی. 124

جفا کاری. 124

خیانت. 124

درویی. 124

غیبت. 124

بد گفتاری. 125

قهر کردن دومسلمان. 125

نفرین به برادر مؤمن. 125

ب) گناهانی که باعث عدم اخوت و برادری با انسان می شود 125

تبهکاری، حماقت، دروغ، پرروئی، فسق وفجور. 125

فصل هفتم - گناهای که باعث برچیده برکت از زندگی انسان می شود. 126

ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 126

اعمال بد وناپسند 126

تکذیب کردن حقایق، حبس کردن حق برادر دینی. 126

خیانت، دزدی. 127

منع زکات. 127

دشنام 127

زنا، شرابخواری. 127

غشّ وخیانت به برادر دینی. 128

گناه 128

نیت فاسد 128

فصل هشتم - گناهی که باعث آزار، أذیت و دوری بزرگان می شود. 128

خیانت - دروغ. 128

سخن زشت ومُستهجن. 128

لئیم وابله بودن. 129

حاکم شدن نااهلان. 129

فصل نهم - گناهانی که باعث بی بصیرت شدن انسان می شود. 129

آرزوی طولانی. 129

فریفته شدن به زرق وبرق دنیا 129

هواپرستی. 129

فصل دهم - گناهانی که باعث نزول بلاء می شود 130

ضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکر، 130

پیشی گرفتن ازاهل بیت. 130

تکذیب آیات وپیامبران الهی. 131

ترک جهاد 131

عمل شنیع قوم لوط، جرم، تبهکاری، فساد 132

نزول بلا (باران سنگ) 132

دین را بهای دنیا قراردادن. 132

طغیان، سرکشی، نافرمانی ازخدا 133

قوم عاد وثمود 133

(وزیدن باد و فرود آمدن صاعقۀ بلا) 133

خود را ازمؤمن پنهان کردن. 134

مغرورشدن به ملک وقدرت. 134

فاسق وفاجربودن. 134

انجام گناهان رسواکننده 135

گناه جدید، بلای جدید 135

فساد درنیت وبداندیشی. 135

اشتغال به نعمت ها 135

گرفتاری مردم را خواستن. 135

تبعیت ازهوای نفس.. 136

بنقل از امیرالمؤمنین (ع) پانزده گناه سبب نزول بلا می شود 136

فصل یازدهم- گناهانی که باعث بیزاری ونفرت مردم ازانسان می شود. 138

بداخلاقی. 138

ترش رویی. 138

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بیماری ومعلولیت جسمی انسان می شود. 138

حسد 138

ریا و خود نمائی. 139

رابطه نامشروع زن و مرد - زنا 139

شراب ومُسکرات. 139

شک وتردید 139

گناه 140

انعقاد نطفه درحال حیض... 141

عامل خاص بیماری. 141

قطع رحم وآزاروأذیت خویشاوندان. 142

کالا و امکانات دنیوی. 142

کینه توزی. 142

فصل سیزدهم- گناهی که باعث به خاک مالیده شدن بینی انسان می شود. 143

تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم 143

باب سومپ. 145

فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان نتواند پاکدامنی و عفت خود را حفظ نماید. 146

حرص شدید 146

فصل دوم - گناهانی که باعث پراکند گی و پریشانی در زندگی فرد و جامعه می شود. 146

اختلاف.. 146

دنیا پرستی. 146

فصل سوم - گناهانی که باعث دریده شدن وکناررفتن پرده های حرمت، کرامت ومصونیت انسان می شود. 146

الف) گناهان باعث دریده شدن پرده های حرمت ومصونیت انسانی می شود 147

شراب خواری، قماربازی، لغویات برای خنده مردم، عیبجوئی، همنشینی با اهل ریب. 147

ب) گناهان باعث کنار رفتن و برداشته شدن پرده حرمت وکرامت انسانی می شود 147

قرض گرفتن به نیت اداء نکردن، اسراف، بخل، بداخلاقی، کم صبری، دل تنگی، برخورد توهین امیز با اهل دین. 147

برداشتن پرده اسراردیگران. 148

به دنبال اسرار مردم بودن. 148

ارتکاب گناهان کبیره 148

فصل چهارم - گناهانی که باعث پشیمانی انسان می شود 148

الف) گناهان باعث پشیمانی می شود (دریک روایت) 148

ب) گناهانی که باعث پشیمانی می شود 149

آرزو - آرزوی طولانی. 149

آدم کشی. 149

اعتماد کردن به اخبارفاسق. 149

سوارشدن برمرکب باطل. 149

یاری کردن به باطل. 150

کوتاهی درکارخیر. 150

دروغ. 150

مالک نشدن به زبان آن خود 150

نشناختن محل قدم گذاردن ورفت وآمد کردن. 150

درشت خویی وپررویی. 151

دشمنی با مردم 151

حرکت درمسیر باطل - ترک واجبات و انجام محرمات. 151

ظلم 151

غضب. 152

نافرمانی خداوند 152

فصل پنجم - گناهانی که باعث می شود انسان پند نپذیرد و نتواند دیگران را نیز پند دهد. 152

بخل. 152

نداشتن بصیرت. 152

غرور و خود خواهی. 152

مالک نشدن عقل برانسان. 153

خیانت به نفس.. 153

فصل ششم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ پیرمردان وپیرزنان می شود. 153

نفاق. 153

فصل هفتم - گناهانی که موجب پیمان شکنی انسان می شود. 153

خیانت. 153

بی دینی. 153

شُبهَ وشک.. 154

فاجربودن. 154

ناکس ولئیم بودن. 154

وفاداری با پیمان شکنان. 154

باب چهارمت. 155

فصل اول - گناهانی که باعث ترس و وحشت انسان می شود. 156

بداخلاقی. 156

نترسیدن وخوف نداشتن ازخدا 156

کفر. 156

کفران نعمت روزی وامنیت. 156

گناه 157

ضعف یقین. 157

فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن تقوی انسان می شود. 157

ترجیح دادن خواسته سلطان جائر برخواسته خداوند 157

غلیه شهوت. 158

ترک صله رحم 158

فصل سوم - گناهانی که باعث تنها ماندن انسان می شود 158

درشت خوئی. 158

خود بینی. 158

فصل چهارم- گناهانی که باعث قبول نشدن توبه انسان می شود. 159

بداخلاقی. 159

بدعت گذاری. 159

حق مردم 159

خون ناحق ریختن. 159

عمل شنیع لواط. 160

خوردن مال یتیم 160

وصف زن نامحرم برای مرد نامحرم 160

فصل پنجم- گناهی که باعث سلب توفیق از انسان می شود 161

بخل. 161

فصل ششم- گناهی که باعث تهمت خوردن ومتهم شدن انسان می شود. 161

به جاها و افراد پست ومتهم نزدیک شدن. 161

باب پنجمث. 163

فصل - اثرگناه برثروت و اموال انسان.. 164

الف) از بین رفتن ثروت. 164

اسراف.. 164

ندادن زکات. 164

ظلم کردن بدیگران. 164

محروم کردن نیازمندان. 165

ب) مصرف شدن ثروت درغیر راه حق. 165

بدست آوردن ثروت ازغیرراه حلال. 165

منع کردن حق الله- مانند خمس.. 165

ج) و زر، و وبال شدن اموال. 165

سود نداشتن مال برای انسان. 165

باب ششمج. 167

فصل اول - گناهانی که باعث جنگ و درگیری درزندگی انسان می شود. 168

اختلاف.. 168

حرف ناروا 168

جنگ با خدا 168

دشمنی با مردم، ستمگری با رعیت. 168

فصل دوم - گناهانی که باعث جهل و نادانی انسان می شود. 169

جور و ستم 169

خودبینی. 169

تکبر. 169

کفر. 169

باب هفتمچ. 171

فصل اول - گناهانی که باعث خشکی چشم انسان می شود 172

قساوت قلب. 172

گناه 172

فصل دوم - گناهی که باعث کوری جشم انسان می شود- حقیقت را نبیند. 173

غفلت، نداشتن معرفت. 173

فصل سوم - گناهانی که باعث تشبیه انسان به چهارپایان می گردد. 173

نداشتن ایمان و تقوی. 173

گریزازحق وتذ کّرالهی. 173

ندیدن ونشنیدن حق. 174

ناشکری وناسپاسی. 174

غلبه شهوت، غلبه غضب 175

رفاه طلبی وپرخوری. 175

فکرواند یشه نکردن. 175

فصل چهارم - گناهی که باعث ازبین رفتن چهارپایان می شود. 175

ندادن زکات. 175

باب هشتمح. 177

فصل اول - گناهانی که باعث تسلّط حاکم جائر بر انسان و برجامعه و ترس ازحاکم جائر می شود. 178

کم فروشی. 178

نافرمانی خداوند 178

گناه 178

فصل دوم - گناهانی که باعث حِجاب بین انسان وحقیقت می شود. 179

نداشتن ایمان به آخرت. 179

عمل ضدعفت - زنا 179

فصل سوم - گناهی که باعث قبول نشدن حجّ وعمرۀ انسان می شود. 180

خرید و فروش شراب. 180

کسب حرام 180

فصل چهارم - گناهانی که باعث به حرام افتادن انسان می شود. 180

گرفتن مال وحق ازطریق محاکم طاعوت وظالم 180

واقع شدن درشبهات، دل باختگی به شهوات. 181

فصل پنجم - گناهانی که باعث حریص شدن انسان می شود. 181

ضعف ایمان. 181

نداشتن توکل. 181

شرّ و بدی. 181

غلبه شهوت. 181

میل افراطی. 181

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن حرمت انسان می شود. 182

تهمت. 182

ندادن زکات. 182

فسق. 182

فصل هفتم - گناهانی که باعث حسرت انسان در زندگی می شود. 182

آرامش نداشتن با آرامش الهی. 182

ثروت نا مشروع. 182

حسد 183

انفاق کردن مال برای بازداشتن مردم ازراه خدا 183

عمل نکردن به علم خود 183

از دست دادن فرصت. 183

نگاه ناروا 184

نگاه به نامحرم - چشم چرانی. 184

فصل هشتم - گناهانی که باعث حسادت انسان نسبت به دیگران می شود. 184

لئیم بودن وپستی. 184

نفاق. 184

فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حسنات و اعمال نیک انسان می شود. 184

حسد 184

إظهارنارضایتی پیش مردم 185

آزار، أذیت و ناسازگاری زن وشوهر. 185

غصب کردن مال مؤمن. 185

کینه توزی. 186

فصل دهم - گناهانی که باعث دوری انسان ازحق می شود 186

فراموش کردن آخرت. 186

انحراف از راه عقل ومنطق. 186

أهانت به مسلمان فقیر. 186

هدف بودن باطل. 187

ترک جهاد 187

سستی وتنبلی. 187

شقاوت. 187

قیاس دردین. 187

بزرگ شمردن کار خود 188

تکبّر. 188

کسالت و بی حالی. 188

تبعیت ازهوای نفس.. 188

فصل یازدهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حکمت و دانایی انسان می شود. 189

شهوترانی و هوس بازی. 189

غضب. 189

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث از دست رفتن حکومت وقدرت می شود. 189

ترک کردن احسان و نیکی. 189

ضایع کردن اصول اساسی حکومت. 189

ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 190

امتیازخواهی وخودکامگی. 190

مانع شدن ازانصاف.. 190

شکستن پیمان با اهل ذمّه 190

تبذیر و هزینه های زیان بار اقتصادی. 190

تبعیت نکردن ازرهبری. 190

تبعیض وناعدالتی. 191

سوء تدبیر و ضعف مدیریت. 191

تعدی به حق مردم 191

تفرقه و اختلاف.. 191

اطاعت ازجوروجائر. 191

جهل ونادانی. 192

حق ستمدیده را از ستمگر نگرفتن. 192

خراج گرفتن بدون آبادانی. 192

ریختن خون ناحق. 192

دین را خادم سلطنت قراردادن. 192

شمشیر دشمنی. 192

ظلم وستمگری دردوران حکومت. 193

عبرت نگرفتن سرگذشت گذ شتگان. 194

ایجاد عداوت و دشمنی با مردم 194

عذرخواهی بی جا 195

غفلت. 195

پرداختن به فرعیات، تاخیرانداختن فرزانگان، مقدم داشتن فرومایگان. 195

فاسد وتباه شدن روزگار و زمانه، فساد درحکومت وجامعه 195

نافرمانی خداوند 196

ناشکری و ناسپاسی. 196

همنشینی با فرومایگان. 196

فصل سیزدهم - گناهانی که باعث بی حیائی انسان می شود 196

دروغ. 196

شرور و بد بودن. 197

لئیم وفرومایه 197

فصل چهاردهم-گناهانی که باعث می شود انسان مورد حیله خداوند قرار گیرد و حیله او به خودش برگردد 197

الف) مورد حیله و مکر قرارگرفتن انسان. 197

حیله کردن به حق. 197

حیله کردن به خدا 198

ب) برگشتن حیله و مکر به خود انسان. 198

حیله کردن به مردم 198

کفر. 198

باب نهمخ. 199

فصل اول - گناهانی که باعث خائن شدن انسان می شود 200

سبک شمردن امانت. 200

کمک کردن به باطل. 200

برآورده نکردن حاجت برادردینی. 200

هدیه گرفتن حاکم ازمردم 200

خیراندیشی نکردن نسبت به برادر دینی. 201

دروغگویی. 201

فاش کردن راز و سر. 201

ندادن زکات. 201

فرومایه بودن. 201

اطمینان به نفس.. 202

فصل دوم - گناهی که باعث به ستوه آمدن اعضای خانواده ازانسان می شود. 202

بداخلاقی. 202

فصل سوم - اثرگناه در رابطۀ انسان با خدا 202

الف) گناهانی که باعث انکارخداوند عالم می شود 202

پرستش نام بدون ذات خدا 202

شراب و مسکرات. 202

کفر. 203

ب) گناهان باعث در حجاب شدن خداوند از انسان می شود 203

زیادی گناه 203

ت) گناهانی که باعث دوری انسان از خداوند می شود 203

آرزوی طولانی. 203

نافرمانی خدا 204

با وجود آب و خاک خود را در فقر قراردادن. 204

نزدیک شدن به سلطان جائر. 204

اعتماد به غیرخدا 204

حسد 205

ترش رویی و چهره در هم کشیدن. 205

سخن چینی. 205

شکم پرستی، شهوت پرستی. 205

عمل نکردن به علم خود 206

عیب جوئی برای سرزنش.. 206

پیوند دوستی با کافران. 206

تکبّروخود بزرگ بینی. 206

تبعیت ازخواسته های یهود ونصاری. 206

هوای نفس.. 207

ث) گناهی که باعث می شود انسان شیرینی دوستی با خدا را درنیابد 207

دنیا دوستی. 207

ج) گناهی که ردّ کردن خدا درعرش محسوب می شود 207

طعنه زدن به مؤمن و رد کردن آن. 207

ح) گناهانی که باعث روگردانی خداوند از انسان می شود 208

آزار و أذیت زن و شوهر و طلاق با زور. 208

غصب کردن مال مؤمن. 208

خ) گناهی که باعث نبود صلح و صمیمیت بین خدا و انسان می شود 208

سوء ظن نسبت به خدا 208

د) گناهانی که باعث شاکی شدن انسان از خدا می شود 209

شِکوه از گرفتاری در پیش غیرخدا 209

شِکوه از مصیبت وارده 209

ذ) گناهانی که باعث کوچک شمردن خداوند سبحان می شود 209

با علم خدا را نافرمانی کردن. 209

جلوه امور مادی درنظر انسان. 209

تفاخر و مباهات. 210

کبر و غرور. 210

ر) گناهی که باعث بد گمانی (سوء ظن) نسبت به خداوند می شود 210

بخل. 210

ز) گناهی که باعث مجادلة وستیزه درباره خداوند متعال می شود 210

تبعیت ازشیطان. 210

س) گناهانی که مُحاربه انسان با خدا و رسول(ص) محسوب می شود 210

آزردن مؤمن. 210

خوارشمردن مؤمن. 211

قسم دروغ. 211

ش) گناهی که باعث مخالفت انسان با خدا می شود 211

بدون علم فتوی دادن. 211

ص) گناهانی که باعث نافرمانی خداوند (عزوجل) می شود 211

خواب، خوراک، دنیا، استراحت، ریاست، زن. 212

همنشینی با گناه کار. 212

ض) گناهانی که باعث نسبت دروغ به خدا می شود 212

درحکم شرعی با رأی خود نظردادن. 212

اعتقاد به جبر و تفویض... 212

ط) گناهی که باعث می شود انسان به نعمت خداوند، خشم و غضب نماید 213

حسد 213

ظ) گناهی که ناسپاسی انسان از خدا محسوب می شود 213

ناسپاسی از پدر و مادر. 213

ع) گناهی که باعث ناسپاسی ازفضل خدا می شود 213

کفران نعمت. 214

غ) گناهی که باعث خروج از ولایت خدا می شود 214

غیبت برادر دینی. 214

ع) گناهانی که باعث می شود انسان یاد و ذکرخدا را فراموش کند 214

چشم چرانی و بدچشمی. 214

رفاه و ثروت دوستی. 214

تبعیت از هوای نفس - شهوت. 215

فصل چهارم - گناهانی که باعث خرابی و ویرانی خانه ها، آبادی ها و شهرها می شود. 215

انکارآیات الهی. 215

تحقیر مردم فقیر و مؤمنین. 216

ترک امربه معروف نهی ازمنکر. 216

ترک نیکی ونیکوکاری. 216

تکبّر. 216

تکذیب پیامبران الهی. 217

تکذیب قیامت ورستاخیز، تکدیب نزول عذاب الهی دردنیا 218

خَمر، خیانت، دزدی، زنا 219

سرپیچی از فرمان خداوند 219

سنگ بنای غصبی - مال حرام و غصبی 219

طغیانگری وسرکشی. 219

ظلم و ستم 219

عمل شنیع قوم لوط وهمجنس گرایی. 220

غرور و مستی نعمت. 221

ایجاد فساد در روی زمین. 221

فسق وفجور. 221

قسم دروغ ونا حق، قطع رحم 222

کفر. 222

گناه و معاصی. 223

گرفتن مالیات - خراج - بدون آبادانی. 223

نا فرمانی پدرومادر. 223

نشاط وشادی افراطی ومغرورانه 224

فصل پنجم - گناهانی که باعث خُسران و زیان درزندگی انسان می شود. 224

فروختن آخرت به دنیا 224

إرتداد - ازدین برگشتن. 224

یاری کردن به باطل. 224

کافرشدن به حضرت پیامبر - صلّ الله علیه وآله 224

سازش و سستی در راه حق. 224

ترس از غیرخدا 225

ترک طاعت خدا 225

کوتاهی کردن درکارخیر. 225

دنیا پرستی. 225

عمل کردن برای دنیا 225

اطاعت ازکافران. 225

دشمنی با مردم 226

رها کردن نفس.. 226

غفلت از محاسبه نفس.. 226

فصل ششم - گناهی که باعث به خطرافتادن انسان می شود. 226

خود رأی بودن. 226

فصل هفتم - گناهانی که باعث ازبین رفتن خوشنودی انسان می شود. 226

آرزوی زیاد 226

خشم وغضب. 227

فصل هشتم - گناهی که باعث قطع شدن خویشاوندی می شود. 227

بداخلاقی. 227

سرپیچی از دستور دینی پدر. 227

یاری نکردن به خویشاوندان. 227

قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی. 228

فصل نهم - گناهانی که باعث برچیده شدن خیر از زندگی انسان می شود. 228

بی قراری و دلتنگی. 228

شک وتردید درباره خداوند 228

کم سپاسی. 228

شکم پرستی، شهوت پرستی. 228

طعنه زدن. 229

نداشتن مدارا ونرمش درزندگی. 229

بدست نیاوردن مال حلال، کارنکرن. 229

باب دهمد. 231

فصل اول - گناهان و دشمنی ها 232

الف - آشکارترین دشمن انسان. 232

شیطان. 232

ب - بزرگترین دشمن انسان. 232

هوای نفس.. 232

ج دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین. 232

یهود و مشرکین. 232

د - گناهانی که باعث دشمنی می شود 233

1. گناهانی که باعث دشمنی خدا با انسان می شود 233

واگذارشدن انسان به نفس خود در اثر گناهان مختلف.. 233

خیراندیش نبودن نسبت به برادر دینی. 233

جفا کاری. 233

دشمنی باحق. 233

دفاع نکردن ازخانه وخانواده درمقابل دشمن. 234

شرک.. 234

شقاوت. 234

ظلم 235

تحصیل علم برای دنیا 235

غیبت. 235

فَحش گویی وفحش شنوی. 236

قطع رحم 236

کفر. 236

مردم فریبی. 236

امربه منکرونهی ازمعروف.. 236

ترک نهی ازمنکر. 237

همنشینی با گنهکاران. 237

2. گناهانی که باعث دشمنی انسان با خداوند می شود 237

برآورده نکردن حق و حقوق برادر دینی. 237

خیانت کردن دردین مردم 237

تعطیل کردن حدود الهی. 238

ترک کردن نهی ازمنکر. 238

ظلم 238

تکبّر. 238

دشمنی با حاملان قرآن. 238

بی مبالاتی. 239

نفاق و منافق بودن. 239

3. گناهی که باعث دشمنی انسان با خودش می شود 239

شکم پرستی. 239

4. گناهی که باعث دشمنی خویشاوندان با انسان می شود 239

بخل. 239

5. گناهی که باعث خوشحالی دشمن انسان می شود 240

بدرفتاری با زیردستان و مردم 240

6. گناهانی که باعث دشمنی انسان با مردم می شود 240

حسد 240

بی مبالاتی. 240

7. گناهانی که باعث دشمنی مردم با انسان می شود 240

بخل. 240

بد زبانی. 240

ترشروئی. 241

تعصب وفخرفروشی جاهلی. 241

تعدّی به حقوق دیگران. 241

جفاکاری. 241

ازخود راضی بودن، خودپسندی. 241

دشمنی با مردم 242

دشنام دادن به مردم - سبّ کردن مردم 242

رغبت به دنیا 242

سخن چینی. 242

سرزنش زیاد 243

غضب. 243

تکبّر. 243

مخالفت با مردم 243

مجادلة و ستیز. 243

مزاح وشوخی. 244

غیرت نمائی زن - درمقابل حکم و وظیفه شرعی. 244

8. گناهانی که باعث دشمنی دربین مردم و مسلّط شدن آنان بریکدیگر می شود 244

ترک امر به معروف و نهی ازمنکر. 244

شکستن پیمان الهی. 244

پرحرفی. 244

جَور در حکم - به ناحق حکم کردن. 245

حکم کردن به غیرحکم خدا 245

خصومت - دشمنی. 245

شراب، شیطان، قمار. 245

همنشین،همسفره شدن با گناهکار. 246

9)گناهانی که باعث قدرت گرفتن ومسلط دشمن می شود 246

ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 246

نافرمانی از اخیار و نیکان، فرمان برداری از اشرار و نا اهلان، حرام را حلال کردن، ظلم و فسق و فجور را عَلَنی کردن» 246

شکستن عهد وپیمان خدا و رسول خدا 247

10. گناهی که باعث دشمنی ملائکه با انسان. 247

دروغ. 247

11)گناهانی که باعث یاری کردن انسان به دشمن خود می شود 247

خوارکردن یاران و لشکریان. 247

ظلم کردن به رعیت وملّت. 248

فصل دوم - گناهانی که باعث دشواری در زندگی انسان می شود. 248

بخل ورزیدن. 248

تکذیب کردن نیکی های الهی. 248

فصل سوم - گناهانی که باعث رد شدن دعا وگرفته شدن شیرینی مناجات از انسان می شود. 248

الف) عدم اجابت و رَد شدن دعا 249

ترک امربه معروف ونهی از منکر، ترک تبعیت از اخیار و نیکان اهل بیت. 249

آزردن پدر و مادر. 250

حرام خواری. 250

رفتن بسوی خدا، از غیر راهی که خدا تعیین کرده است. 250

غیر راه انبیاء و اوصیاء 250

آلودگی باطنی، ریا وظاهرسازی. 251

آلودگی زبان، ناپاکی قلب. 251

توجیه کردن ظلم، ظالم 252

داشتن مظلمه وحق دیگران بر گردن. 252

دعا بدون عمل وکار. 252

گناه ومعصیت. 252

ب) گرفته شدن شیرینی مناجات خدا از انسان. 253

فریفته و دلباخته شدن عالِم (دانشمند دینی) به دنیا 253

ج) - چهل و هفت گناه و عملی که باعث عدم اجابت دعای انسان می شود 253

د) هشت خصلت وگناه که باعث عدم إجابت دعا می شود 255

فصل چهارم - گناهانی باعث ترجیح دنیا برآخرت، بندۀ دنیا شدن، از دست رفتن و دگرگون شدن دنیای می شود 257

الف) ترجیح دنیا برآخرت. 257

نفاق، خارج شدن ازدین. 257

ب) بنده دنیا شدن. 257

دنیا را برخدا مقدم داشتن، دنیا را بزرگ شمردن، بدنیا قطعیت پیدا کردن. 257

ج) از دست رفتن دنیا 257

تلاش وکوشش برای دنیا 257

د) دگرگون شدن و ویرانی دنیا 257

خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن. 257

همجنس گرائی. 258

فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن مردم از انسان می شود. 258

پاداش دادن به نیکی با بدی. 258

دورشدن ازحق. 258

شراب خواری. 258

عیب جوئی. 259

فاجربودن، فاسق بودن 259

نادانی، ناکسی. 259

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن دوستی می شود. 259

بداخلاقی. 259

بی انصافی. 260

بخل. 260

حرص... 260

حسد 260

حماقت، دروغ، زشتکاری. 260

تایید سخن چین. 261

پیروی از سخن چین. 261

سرزنش زیاد 261

شرور بودن. 261

به دنبال عیوب مردم بودن. 261

تکبّر. 262

کینه توزی. 262

زیاد شدن گناه، دوست. 262

دوستی که در راه خدا نباشد 262

فصل هفتم - گناهانی که باعث از دست رفتن، فاسد و ناقص شدن دین انسان می شود. 262

الف) از دست رفتن دین. 262

اطاعت از عصیان گر، افترا به خدا، انکار یکی از ایات الهی. 262

ترک نهی ازمنکر. 263

دوروئی. 263

صحیح نخواندن نماز. 263

ب) فاسد و ناقص شدن دین. 263

بخل. 263

ثروت دوستی. 264

حرص وآزمندی. 264

حیله، خیانت، زشتکاری. 264

دروغ. 264

دنیا دوستی. 264

نشست و برخاست با اهل دنیا 265

ریاست طلبی. 265

شک وتردید 265

پیروی ازشهوت. 265

طمع. 266

غیبت. 266

فروتنی درپیش سرمایه دار به خاطر سرمایه اش.. 266

سبک شمردن نماز. 266

هوای نفس.. 266

باب یازدهمذ. 267

فصل اول - اثرگناه در رابطه ذرّیه ونسل انسان.. 268

الف) گناهی که باعث دور شدن ذرّیه انسان از رحمت الهی می شود 268

نافرمانی پدر و مادر از خداوند 268

ب) گناهانی که باعث فاجر و کافرشدن ذرّیه می شود 268

فاسق، فاجر و کافر بودن پدر و مادر. 268

ج) گناهانی که باعث گرفتار شدن ذرّیه انسان می شود 268

آسایش و آرامش در دولت باطل. 268

ظلم کردن به دیگران - بویژه یتیمان. 269

کسب حرام 269

د) گناهانی که باعث ننگ و تباهی برای نیاکان و بازماندگان (ذرّیه) می شود 269

پدر، مادر و خانواده بد و نااهل. 269

فرار از جبهه 270

فرزند ناشایسته و نااهل. 270

عمل نامشروع، زنا 270

ه) گناهی که باعث قطع و نابود شدن ذرّیه و نسل انسان می شود 270

دشمنی با پیامبرخدا 270

سلطۀ وحکومت منافقان. 271

قسم دروغ، قطع رحم 271

کفروالحاد 271

همجنس گرائی. 272

فصل دوم- گناهانی که باعث ذلّت وخواری انسان می شود 272

آبرو و حیثیت خود را دادن. 272

کفر ورزیدن به آیات الهی، کشتن پیامبران الهی، تعدّی ازحدود الهی. 272

زشتی أدب. 273

اسراف وتبذیر. 273

کوچک شمردن وخیانت کردن به أمانت. 273

خوارشمردن امر به معروف ونهی ازمنکر. 273

انحراف از راه حق. 273

بخل. 274

بدرفتاری هنگام قدرت. 274

فرار از جبه 275

ترک جهاد 275

ازحدّ خود تجاوزکردن. 275

حرص... 275

کوتاهی کردن درلوازم آزادگی. 277

حسد 277

دشمنی با حق. 277

اعتماد به غیرخدا 277

دشمنی با خدا و رسول خدا 278

خود بزرگ بینی، خودپسندی. 278

دروغ. 278

دل سپردن به لذات دنیا 279

سلطنت وبلند مرتبگی دنیا 279

خوارکردن دین. 280

ریا وخود نمائی. 280

ریاست طلبی و خود برتربینی. 280

دوست داشتن زندگی. 280

فاش کردن اسرار و راز خویش.. 280

فاش کردن اسرار دین و ولایت. 281

داخل شدن در بین سفیهان و ابلهان. 281

شرک.. 281

شکم پرستی وتنوّع طلبی. 282

شهوت پرستی. 282

شیطان دوستی. 282

طغیان وسرکشی. 283

طمع ورغبت إفراطی. 283

ظلم وستم 285

عزت جستن ناحق. 285

ازدست دادن عقل. 286

غائب و غافل بودن از مجلس و محضرعلماء 286

تحصیل علم برای دنیا 286

فسق وفجور. 286

اظهارفقر. 287

کبر و غرور. 287

کفر. 288

گردن کشی. 289

گناه 289

آشکارکردن گناه 289

آسان گرفتن ارتگاب گناه 289

لذت بردن ازگناه 289

بکارگیری انسان لئیم 289

نشستن درمجلسی که یکی ازامامان(علیهم السلام) درآن سبّ می شود 290

منّت گذاردن. 290

تحقیرکردن وخوارشمردن مؤمن. 290

دشمنی با نیکان. 290

نفاق. 290

اظهارنیازمندی. 291

عاق والدین. 291

هواپرستی. 291

همکاری برای یاری بر باطل. 291

یاری جستن از دشمنان خدا 291

باب دوازدهمر. 293

فصل اول - گناهانی که باعث دور شدن انسان از راه راست می شود. 294

عدم تأنّی وآهستگی. 294

جهل ونادانی. 294

خود پسندی. 294

غضب. 294

نفاق. 294

فصل دوم - گناهی که باعث آلوده شدن انسان به ربا و نزول می شود. 295

ندانستن احکام اسلامی تجارت. 295

فصل سوم - گناهانی باعث می شود انسان به رتبه و درجه بالا تر نائل نیاید 295

پیروی ازعادت های غلط. 295

شهوت وهواپرستی. 295

فصل چهارم - گناهی که باعث می شود به انسان رحم نکنند. 295

رحم نکردن به دیگران. 295

فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن انسان رحمت الهی می شود. 295

اداء نکردن حق خداوند 295

رحم کردن به بی رحم 296

قطع صله رحم 296

آرام نگرفتن قلب با رحمت الهی. 296

فصل ششم - گناهانی که باعث رسوائی انسان می شود 296

دروغ. 296

سرزنش کردن مسلمان، پی جوئی کردن لغزش مسلمان. 297

شروربودن. 297

تبعیت ازشیطان. 297

عمل نکردن به علم خود 298

عمل شنیع قوم لوط - همجنس گرائی. 298

قدم نهادن به جاهای مورد اتهام 298

سرکشیدن به خانۀ همسایه و نگاه کردن به شرمگاه و بدن مرد و زن اهل آن خانه 298

عدم تهذیب نفس.. 299

غلبۀ نفس برعقل. 299

فصل هفتم - گناهانی که باعث رنج و مشقت در زندگی انسان می شود. 299

آرزوهای طولانی. 299

آرزوی زیاد 299

بداخلاقی. 300

بد اندیشی. 300

ترک کردن حج. 300

حرص... 300

حسد 301

اعتماد به غیر خدا 301

دروغ. 302

دشمنی با مردم 302

دل سپردن به زنان. 302

دنیا طلبی. 302

دین را مِهردنیا قراردادن. 302

رغبت بدنیا 303

آشفتگی به دنیا 303

دین داری کردن بدون راهنمایی امام راستگو ومعصوم 303

ریاست طلبی. 303

شهوت - غریزه جنسی. 303

طمع. 304

فریب سازش را خوردن - سازش با دشمن. 304

فتنه انگیزی. 304

قصد ونیت بد - بد خواهی. 304

لغزش وانحراف از راه راست. 304

لئیم وناکس بودن. 305

مال - ثروت. 305

معصیت - گناه 305

إعراض از ولایت امیرالمؤمنین - علیه السلام 305

اصلاح نکردن نفس.. 305

تبعیت از هوای نفس.. 306

دل برگردانی از یاد خدا 306

فصل هشتم - گناهی که باعث عدم رضایت انسان از مقدرات الهی می شود. 306

حرص شدید 306

فصل نهم - گناهی که باعث آوارگی و فرار رعیت می شود 306

رعیت - عامه مردم زیردست و دارای سرپرست. 306

ظلم و ستمگری. 306

فصل دهم - گناهی که باعث گرفتاری روح انسان می شود 307

حسد 307

فصل یازدهم - گناهانی باعث گردش بد روزگار و زمانه برعلیه انسان می شود. 307

انتظارگردش بد روزگار برای مؤمنین. 307

گناهان و معاصی. 307

(هرگاه زمان فاسد شد (در اثرگناه و...) فرومایگان سرکار می آیند و سرور می شوند) 307

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بطلان وقبول نشدن روزه انسان می شود. 308

أذیت مرد به همسر- أذیت زن به شوهر. 308

دروغ بستن به خدا، رسول خدا وائمه اطهار-علیهم السلام 308

چشم چرانی، دروغ، ظلم 308

رعایت نکردن شرائط روزه داری - مانند حفظ نکردن چشم ازحرام 308

خرید و فروش شراب. 309

غیبت. 309

باب سیزدهمز. 311

فصل اول - گناهی که باعث بدزبانی، فحاشی و هرزه گویی انسان می شود. 312

نفاق. 312

فصل دوم - گناهانی که باعث زلزله وزمین لرزه می شود. 312

تکذیب پیامبران الهی، سرپیچی ازفرمانی الهی. 312

رابطه نامشروع - زنا 313

فصل سوم - گناهانی که باعث ایجاد فساد در زمین، ناله ونفرین زمین بر انسان می شود. 313

الف) ایجاد فساد در زمین. 313

کاستن ازحق مردم، عیب گذاردن برروی اجناس واموال مردم، کم فروشی، فساد اقتصادی. 313

ب) ناله و نفرین زمین. 313

ریخته شدن خون ناحق بر زمین، ریخته شدن آب غسل زنا بر زمین، خوابیدن قبل ازطلوع آفتاب بدون نماز صبح 313

فصل چهارم - گناهی که باعث گرفتارشدن انسان در زندان های تنگ وتاریک می شود. 314

افشا کردن راز و اسرار اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین. 314

فصل پنجم - گناهانی که باعث تباه و ناگوار شدن زندگی انسان می شود. 314

اعتماد به رأی خود وبه قیاس در خداشناسی. 314

بداخلاقی. 314

بد گمانی - سوء ظن. 315

از حق تجاوز کردن. 315

حسد 315

غشّ وخیانت به برادر دینی 315

فحاشی ودشنام دادن. 315

کینه توزی. 316

لغزش وانحراف ازراه راست. 316

مدارا نکردن ودرشتخوئی. 316

همجنس گرائی. 316

نزدیک وهمشین شدن با دشمن. 316

فصل ششم- گناهی که مانع زهد و پرهیزکاری انسان می شود. 317

پیروی ازشهوت و هوای نفس.. 317

باب چهاردهمس. 319

فصل اول - گناهی که باعث بی ارزش و غیرالهی شدن سخن انسان می شود. 320

دروغ. 320

فصل دوم - گناهی که باعث زشتی و ناپسندی سخاوت وبخشش انسان می شود. 320

اسراف و زیاده روی درسخاوت و بخشش.. 320

فصل سوم - گناهی که باعث سرافکندگی انسان می شود 320

دروغ. 320

فصل چهارم - گناهانی که باعث سرزنش و نکوهش انسان می شود. 321

سرگرمی به باطل. 321

بخل. 321

بدعتگذاری. 321

حرص... 321

دروغ. 322

بنام دین دنیا را طلب کردن. 322

بد سخن بودن. 322

سبک و خوارشمردن عهد وپیمان. 322

سرزنش کردن دیگران. 322

سرزنش کردن مؤمن. 323

شرک.. 323

ظلم 323

غیبت. 323

لئیم و فرومایه بودن. 324

بدست آوردن رضایت مردم با چیزی که موردغضب پروردگاراست. 324

فصل پنجم - گناهانی که باعث سرنگونی و درهم شکسته شدن انسان می شود. 324

دشمنی با آیات وپیامبران الهی. 324

اسراف.. 324

انحراف از مسیر حق. 324

بدی کردن. 325

سوء تدبیر. 325

درافتادن باحق. 325

دشمنی با خدا 325

مالک شدن دنیا برانسان. 325

نشناختن محل قدم گذاردن و رفت وآمدکردن. 326

سرکشی وطغیان. 326

ظلم 326

غضب. 327

قصد و مقصد بد 327

تکبّر. 327

گردن کشی. 327

بد گمانی 327

اطاعت ازهوای نفس.. 328

فصل ششم - گناهانی که باعث می شود انسان به سروری نائل نیاید. 328

بی ادبی 328

بد اخلاقی. 328

حسد 328

میل به لهو و لعب. 328

فصل هفتم - گناهانی که باعث می شود انسان به سعادت وخوشبختی نرسد. 329

برادری با شقی. 329

بطالت وکاهلی. 329

در غم و اندوه روزی فردا بودن. 329

دلباخته وشفته لهوولعب شدن. 329

فصل هشتم - گناهانی که باعث می شود سلام برانسان جایز نباشد. 329

تار و تنبورنوازی، لذت بردن از دشنام به مادر(نعوذ بالله)، شاعربودن (شاعرسراینده باطل و لهوولعب)، شطرنج بازی، نصرانی بودن، یهودی بودن 329

فصل نهم - گناهی که باعث می شود انسان سنّت و سیره الهی و نبوی را ترک نماید. 330

بدعت. 330

باب پازدهمش. 331

فصل اول-گناهی که باعث اشتباه و شبهه (تمیزندادن حق از باطل) در زندگی انسان می شود 332

عمل کردن به قیاس.. 332

فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن شخصیت و هیبت انسان می شود. 332

تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به زنان پاکدامن. 332

دروغ. 332

مزاح وشوخی. 333

فصل سوم - گناهانی که باعث شر، تسلط اشرار و همنشینی انسان با اشرار می شود. 333

الف) گناهانی که ریشه و اساس شرّ در زندگی انسان می باشد 333

آزمندی وحرص... 333

اندیشه نکردن. 333

بخل، جَور، جهل، دروغ. 333

ستیزه جوئی. 334

سرکشی وطغیان. 334

عامل شرّبودن. 334

طمع. 334

غضب. 334

کینه توزی. 334

لئیم وناکس بودن. 335

لجاجت. 335

ایمن بودن ازمکر. 335

وقاحت و بی شرمی. 335

ب) گناهانی گه کلید شر در زندگی انسان محسوب می شود 335

دروغ، شراب. 335

ج) گناهانی که باعث می شود انسان جزء اشرار و بدترین ها باشد 336

فروختن آخرت به دنیای خُود و دیگری. 336

بداخلاقی - بدرفتاری و بدگفتاری بامردم 336

بهتان زدن، بی باک بودن، جدائی اندختن بین دوستان،حسادت، خدمت کار را زدن. 336

ریاست طلبی، ساحری و جادوگری، سخن چینی، عیال خود را به دیگری پناه دادن، عیبجویی از انسان های پاکدامن، غذا را تنهاخوردن 337

فرمانروای ستمگر. 337

وسواس وخناس بودن. 337

د) گناهانی که باعث تسلط اشراربرانسان وبرجامعه می شود 338

نافرمانی از دستورالهی. 338

گناهان ومعاصی. 338

ه) گناهی که باعث قرارگرفتن اموال در دست اشراری شود 338

و) گناهانی که باعث می شود شرّ انسان بخودش برگردد 339

ریا و ظاهرسازی. 339

ستمگری، یاغی گری وسرکشی. 339

سوء ظن نسبت به خداوند 339

شرّرساندن به مردم 340

قصد ونیت بد 340

ز) گناهانی که باعث همنشین شدن انسان با اشرار می شود 340

عدم دقّت وامتحان درانتخاب دوست، غرور وفریب خوردن. 340

فصل چهارم - گناهانی که به شرف و به بزرگواری انسان لطمه می زند. 340

اسراف.. 340

خودپسندی. 340

کبر وغرور. 341

فصل پنجم - گناهانی که باعث شرک ومشرک شدن انسان می شود. 341

پرستش نام ومعنی - پرستش نام وذات خدا 341

دین داری کردن بدون راهنمائی امام راستگو- معصوم- (ع) 341

رشوه گرفتن حاکم ازمردم 341

ریا وخودنمایی. 342

ندادن زکات. 342

شک وتردید درایمان. 342

نفاق. 343

فصل ششم - شقاوت، بد بختی.. 343

الف - توضیح مختصر در مورد شقاوت. 343

1.

شقاوت چیست ؟ 343

2.

ایا شقاوت امرجبری وذاتی است؟! 343

ب) گناهانی باعث شقاوت و بدبختی انسان می شود 344

حرص... 344

حسد 345

اعتماد به غیر خدا 345

نا فرمانی خداوند 345

اعتماد به دنیا 346

دوستی دنیا 346

دین را بهای دنیا قراردادن. 346

رغبت بدنیا 347

طمع. 347

فریب غرورخود را خوردن. 347

نشستن درمسند قضاوت - بدون دانشتن صلاحیت. 347

قساوت قلب. 348

زیستن وهمراه بودن باگناه 348

نفاق. 348

تبعیت ازهوای نفس.. 348

فریب هوای نفس را خوردن. 348

ج) اسباب و عوامل اجتماعی، خانوادگی و مادی شقاوت و بدبختی. 349

علامت ونشانه های شقاوت و بدبختی. 349

فصل هفتم - گناهی که باعث شک وتردید - نست به حق در زندگی انسان می شود. 350

نفاق. 350

فصل هشتم - گناهی که باعث شوم و نحس شدن انسان می شود. 350

کافرشدن به آیات الهی. 350

فصل نهم - گناهی که باعث (عامل) شهوت در زند گی انسان می شود. 350

ثروت دوستی وثروت پرستی. 350

فصل دهم - گناهان - نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود. 351

الف) گناهانی که باعث نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود 351

آرزوهای طولانی. 351

ارتداد - ازدین برگشتن. 351

اسراف وتبذیر. 351

ناامیدی و یأس، بت پرستی، بخت آزمایی. 351

ادعای دروغین بزرگی و ریاست، تبعیت از بزرگان و رؤسای دروغین. 352

پول دوستی. 352

تفرقة و جداشدن از جماعت حق. 352

ثروتمندی. 352

چُرت زدن - وقت نماز و عبدات. 353

حسد 353

خود پسندی. 353

توجه به غیرخدا 354

دروغ. 354

دنیا طلبی. 354

ربا خواری. 354

زن دوستی. 355

ستایش دوستی. 355

سرکشی، ستمگری. 355

شرابخواری. 356

شرک - به خدا شریک قراردادن. 356

پیروی ازشیطان. 356

شیطان را به سرپرستی خود برگزیدن. 356

شهوت گرائی. 356

عصبیت وفخرفروشی جاهلی. 357

بزرگ و زیاد دیدن عمل. 357

غافل شدن ازیاد خدا 357

غضب. 357

قساوت قلب. 358

قضاوت. 358

قمار. 359

کبروغرور. 359

کفر. 359

گناه 359

کوچک شمردن گناه 360

درمحل های دشمنی خدا (وگناه) قرارگرفتن. 360

مکر و حیله 360

نازپروردگی و اشرافی گری. 361

خلوت کردن با نامحرم 361

نگاه کردن به نامحرم 361

سبک شمردن نماز. 361

نَجوی - حرف درِگوشی. 361

نفاق. 362

إتّکا به نفس.. 362

هم نشینی با اهل دنیا 362

هم نشینی با هوا پرستان. 362

هواپرستی. 362

یاد کردن دشمنان اهل بیت - علیهم السلام 363

ب) دامهای شیطان. 363

وعده های دروغین شیطانی. 363

ج) گامهای شیطان. 363

د) نقشه های شیطان. 364

ه) سوگند شیطان. 364

و) وارد شدن در ولایت وسرپرستی شیطان. 365

غیبت برادردینی. 365

باب شانزدهمص. 367

فصل اول - گناهی که باعث خروج انسان از زمره صالحان می باشد. 368

سرکشی و طغیان. 368

فصل دوم - گناهی که باعث می شود انسان نتواند دیگران را اصلاح و به صلاح درآورد. 368

اصلاح نکردن نفس خود 368

فصل سوم - گناهی که باعث می شود انسان با هیچ کس صلح وسازش نداشته باشد. 369

فاسد بودن رابطۀ انسان با خدا 369

باب هفدهمض. 371

فصل اول - گناهانی که باعث ضرر و زیان در زندگی انسان می شود. 372

آرزو. 372

حرص... 372

خواب وخوراک زیا د - پرخوابی وپرخوری. 372

از خود راضی بودن. 372

دنیا را عوض آخرت قراردادن. 373

دنیا پرستی. 373

دین گریزی وترک امور دینی. 373

لغزش زبان. 373

طمع. 373

کفر. 373

لئیم وناکس بودن. 374

تبعیت هوای ازنفس.. 374

باب هجدهمط. 375

فصل اول - گناهانی که باعث طغیانگری وسرکشی انسان می شود. 376

توانگری- بی نیازی. 376

اطاعت ازغضب، کبروغرور. 376

فصل دوم - گناهانی که باعث طمع کاری انسان می شود 377

حریص بودن. 377

دنیا دوستی. 377

باب نوزدهمظ. 379

فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان مورد ظلم وستم واقع شود. 380

طغیان وستمگری. 380

فصل دوم - گناهی که ظلم به حق محسوب می شود. 380

نصرت و یاری کردن به باطل. 380

فصل سوم - گناهانی که باعث می شود انسان به خودش ظلم نماید. 380

آخرت را با دنیا عوض کردن. 380

نافرمانی خداوند 380

خود را بغیر نعمت بهشتی فروختن. 381

سستی دراطاعت خداوند 381

فصل چهارم - گناهی که باعث برگشت (کیفر) ظلم به خود انسان می شود. 381

ظلم کردن به دیگران. 381

فصل پنجم - گناهانی که باعث تسلط ظالم و ستمگر برانسان می شود. 381

ظلم کردن به دیگران. 381

عذرتراشی برای ظالم 382

قصد و نیت بد - بدخواهی. 382

فصل ششم - گناهانی که یاری وکمک به ظلم وظالم محسوب می شود. 382

جور و ستم درحکم کردن. 382

فرمانروای بد و نااهل بودن. 383

باب بیستمع. 385

فصل اول - گناهان که باعث بدعاقبتی انسان می شود 386

آباد کردن دنیا 386

اطاعت ازآمران به منکر و زشتی. 386

انکارحقایق وآیات الهی. 386

تحقیرعالماء اسلام 386

تکبّر. 386

تکذیب آیات و پیامبران الهی. 387

ثروت اندوزی، ثروت پرستی وثروت دوستی. 388

ثروت نامشروع. 388

جرم واعمال زشت - مانند جرم واعمال شنیع قوم لوط. 389

حسادت. 389

غذای أعیان واشراف.. 389

حق ستیزی. 390

دنیا پرستی. 390

دوستی و همنشینی با افراد بی ایمان و ضد دین، دوستی و همنشینی با افراد ناأهل، لااُبالی. 390

روگردانی ازحق. 390

ریاست طلبی. 390

زیاده خواهی ازحد وحق خود 390

سرپیچی ازفرمان خداوند وپیامبران. 391

سرزنش دیگران. 391

سرکشی و طغیانگری. 392

شرک.. 392

شهوت جنسی. 392

وسوسه شیطان. 392

ظلم وستم 392

ظلم به آیات الهی. 393

ظلم به حیوانات. 393

عاق والدین. 393

فرزند ناصالح و نااهل. 393

ایجاد فساد 394

لقمه حرام و شبهه ناک.. 394

مکروحیله درامرالهی و برعلیه مردان الهی. 394

تبعیت از نفس - وسوسۀ نفس.. 395

همسرنااهل. 395

فصل دوم - گناهانی که باعث فاسد شدن عالَم و دنیا می شود. 395

فساد وتباهی عالِم - دانشمند دینی. 395

لغزش عالم - دانشمند دینی. 396

فصل سوم - اثرگناه دررابطه باعبادت وپرستش انسان.. 396

الف) گناهی که باعث می شود انسان خداوند را عبادت وپرستش نکند 396

هواپرستی - هوای نفس.. 396

ب) گناهی که باعث می شود انسان طعم و لذت عبادت را نچشد 396

دوری نکردن ازهوای نفس.. 396

ج) گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن عبادت انسان می شود 397

ریا وخود نمایی. 397

سوء ظن وبد گمانی. 397

غیبت. 397

د) گناهانی که باعث عد م قبولی عبادت انسان می شود 397

اصرار بر گناه 397

ه) گناهی که باعث ناقص شدن عبادت انسان می شود 397

شک درنبوت حضرت پیامبر(ص) ونزول قرآن. 397

فصل چهارم - گناهانی که باعث می شود انسان از عدالت محروم شود و نتواند آنرا پیاده کند. 398

ترک جهاد 398

ظلم به نفس خود 398

فصل پنجم - گناهان، عذاب الهی و خود عذابی انسان. 398

الف) گناهانی که باعث عذاب و عقوبت الهی در زندگی انسان می شود 398

انکارآیات الهی. 398

ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 399

تکذیب اهل بیت علیهم السلام 400

حرکت درمسیرغیراهل بیت علیهم السلام 400

بد اخلاقی. 400

تکذیب پیامبران الهی. 401

اطاعت از پیشوای ستمگر. 401

پیمان شکنی. 401

توبه واستغفارنکردن. 402

برگشت ازتوبه 402

تهمت ونسبت ناروا 402

جور و ستم 402

ترک جهاد 402

إنکارحق امیرالمؤمنین

علی - علیه السلام 403

نداشتن خوف ازخداوند 403

قطع کردن درختان میوه 403

دشمنی باخداوند و پیامبر- صلّ الله علیه وآله 403

سرپیچی از دستور خداوند 404

دینداری کردن با ولایت و رهبری پیشوای ستمگر. 404

دین را وسیلۀ دنیا قراردادن. 405

روگردانی از حق. 405

ریا و ظاهرسازی. 405

زشتی وبدی. 405

عمل منافی عفت - زنا 405

شرور بودن. 406

طغیان و سرکشی. 406

ظلم و ستم 406

إشاعۀ فحشا دربین مؤمنین وجامعۀ اسلامی. 407

ایجاد فساد درجامعه 407

فسق. 407

کبر و غرور. 408

کفر. 408

کم فروشی. 409

بد گمانی - درباره خداوند 409

گناهان ومعاصی. 409

سازش با گناه کاران، غضب نکردن به آنچه موجب غضب پروردگار است. 410

مخالفت با امرحضرت پیامبر(ص) 411

مشرک بودن. 411

نافرمانی پدر و مادر، ناسپاسی از نیکی. 411

تبدیل کردن نعمت های مادی و معنوی خداوند به کفر، نفاق و راه باطل. 412

نفاق. 412

قرارگرفتن نیروی اقتصادی و انسانی در دست انسان های ناصالح ونا اهل. 412

خوردن مال یتیم 412

ب) گناهانی که باعث می شود انسان خود را عذاب کند 413

سرگرمی به باطل. 413

بداخلاقی. 413

جَزَع، فَضَع و بیتابی. 413

حب دنیا - دنیا دوستی. 413

کینه توزی. 414

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن عزّت و ارجمندی انسان می شود. 414

ترک حمد و ستایش پروردگار. 414

دشمنی با مردم 414

مُحتاج کردن برادران دینی به دیگران. 414

فصل هفتم - اثرگناه برعقل و خِرد انسان.. 414

الف) گناهانی که باعث فاسد، ناقص و نابود شدن عقل انسان می شود 414

اختلاف و تفرقه 414

بیهود گری. 415

خود پسندی. 415

دنیا دوستی. 415

شهوت و هوا پرستی. 415

طمع. 416

غضب. 416

لهو و لعب - بازی و سرگرمی. 416

خلوص نداشتن درمشورت دادن به برادران یمانی. 417

هوای نفس.. 417

ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند از عقل خود سودی ببرد 417

غضب. 417

شهوت وهوسرانی. 418

لهو و لعب - بازیچه گری. 418

نداشتن تهذیب نفس.. 418

ج) گناهانی که باعث محروم شدن عقل انسان از حکمت می گردد 418

پای بندی به شهوت پای بندی به غضب. 418

فصل هشتم اثر گناه در رابطه با علم، دانش، علماء و دانشمندان.. 418

الف) گناهی که باعث ازبین رفتن حق عالم می شود 418

جبّار و متکبّر بودن عالم 418

ب) گناهی که باعث شکایت عالم ازانسان می شود 419

استفاده نکردن ازعلم عالم 419

ج) گناهی که باعث محوشدن نام، نشان وآثارعالم از زمرۀ علماء می شود 419

تحصیل علم برای برتری جستن و فریب دادن مردم 419

د) گناهی که باعث ازبین رفتن علم انسان می شود 420

دروغ. 420

ه) گناهی که باعث می شود علم برعلیه وبه ضررانسان تمام شود 420

عمل نکردن به علم علم خود 420

و) گناهانی که باعث می شود علم انسان فایده و سودی نداشته باشد 420

عمل نکردن به علم خویش.. 420

ز) گناهانی که باعث می شود علم وسیله گمراهی انسان گردد 421

اصلاح ودرست نشدن عالم بوسیله علم خویش.. 421

ح) گناهی که باعث می شود انسان نتواند علم بیاموزد 421

تکبّر. 421

فصل نهم - اثرگناه برعمرانسان.. 421

الف) گناهانی که باعث خسران و هدر رفتن عمر انسان می شود 421

کوتاهی کردن درکارخیر- گناهان ومعاصی. 421

ب) گناهانی که باعث کوتاه و قطع شدن عمر انسان می شود 421

غضب پروردگار (گناهانی که باعث) غضب پرودگار گردد 421

ظلم 422

ادعای- دروغین- ولایت وامامت. 422

فصل دهم - اثرگناه برعمل وکردار انسان.. 422

یک نصیحت علوی در مورد عمل: عمل برای پاداش جاودانه 422

الف) گناهی که باعث می شود عمل انسان اجر و پاداش نداشته باشد 422

کمک نکردن به برادرِمسلمان. 422

ب) گناهی که باعث می شود انسان نتواندعمل (خیر و نیک) را انجام بدهد 423

نداشتن یقین. 423

ج) گناهی که باعث می شود عمل انسان پاکیزه و خالص نگردد 423

تکبّر و گردنکشی. 423

د) گناهی که باعث می شود عمل انسان در نظر مردم جلوه و ظهور نداشته باشد 423

ریا و خودنمایی. 423

ه) گناهانی که باعث حَبط (و تباه شدن) عمل انسان می شود 424

آرزوی طولانی. 424

إرتداد از دین برگشتن. 425

اجتناب نکردن از حرام، انکار حق، انکار فضائل امیرالمؤمنین(ع) 425

ایستادگی برشک وظن. 426

بازداشتن و منع کردن مردم از راه خدا 426

بداخلاقی. 426

بیتابی (جزع وفضع) درمصیبت ها و مشکلات. 427

پیروی نکردن از امام علی و فرزندان (جانشینان) آن حضرت صلوات الله علیهم 427

پیشوای ستمگر، پیروی کردن از پیشویان ستمگر. 427

تبعیت از آنچه سبب خشم وغضب خداوند است. 428

ترجیح دنیا برآخرت. 428

ترک فرائض - واجبات. 428

تکبّر. 428

تکذیب آخرت وآیات الهی. 429

ثروت دوستی. 429

جفاکردن برخویشاوندان. 429

خود پسندی. 429

خصومت وجدل دردین. 430

دشمنی و مخالفت با پیامبرخدا 430

دنیا طلبی. 430

رعایت نکردن آداب اسلامی درمَحضرحضرت نبی اکرم 431

ریا وخودنمایی. 431

سعایت وبد گویی ازمؤمن پیش حاکم جور. 431

شِرک.. 432

شک در حق. 432

ظلم درحق کارگر. 432

عجب -عمل خود را نیکو و بزرگ دانستن. 432

غیبت. 432

کراهت داشتن ازانچه خداوند نازل کرده است. 433

کافرشدن. 433

کشتن پیامبران وآمران عدالت. 434

عمل شنیع وضدانسانی قوم لوط. 434

منّت گذاردن. 435

نسبت نارَوا و تهمت به مرد و یا زن پاکدامن. 435

نفاق. 435

نگاه به نامحرم وخیره شدن زن به مرد نامحرم 436

رها و واگذارکردن نفس.. 436

و) گناهانی که باعث قبول نشدن عمل انسان می شود 436

رفتن بسوی خدا از غیرراهی خدا تعیین کرده است. 437

بخود بالیدن. 437

دینداری وعبادت کردن بدون امام وحجّت الهی. 437

ربا خواری. 438

ریا، شرک.. 438

کراهت درانفاق. 439

کسالت درنماز. 439

کسب حرام 439

نداشتن اخلاص درعمل. 439

نداشتن ایمان. 440

نداشتن دین. 440

نشاختن حق اهل بیت صلوات الله علیهم 440

سبک شمردن وصحیح انجام ندادن نماز. 442

نیّت بدَ نسبت به مؤمن. 442

نشناختن ونداشتن ولایت ولی امرالهی. 443

فصل یازدهم - گناهانی که باعث ظاهرشدن عیب انسان می شود. 443

بخل. 443

حرص وآزمندی. 443

پرحرفی. 444

خودپسندی. 444

دروغ. 444

دشمنی با مردم 444

عیبجوئی از دیگران وغافل شدن ازعیب خود 444

غضب. 445

فحش وناسزا 445

کینه توزی. 445

در محل های دشمنی خدا (و گناه) قرارگرفتن. 445

باب بیست و یکمغ. 447

فصل اول - گناهان، غضب پرورد گار عالم و شعله ور شدن آتش غضب.. 448

الف) گناهانی که باعث غضب و خشم پرورد گارعالم می شود 448

خشمگین شدن برابتلای الهی. 448

أهانت به أولیاء الله.. 448

دشمنی وکینه ورزی با اهل بیت - صلوات الله علیهم 448

بت پرستی. 449

بخل. 449

فرار از جبهه و پشت به دشمن کردن. 449

از خود راضی بودن. 450

شش مورد ازاسباب غضب الهی دریک حدیث. 450

آرزو، کمتر خوف داشتن از خدا، دنیا دوستی، عبادت طاغوت، غفلت، سرگرمی به لهو و لعب. 450

نیّت خیانت به برادر دینی. 451

دروغ. 451

تعظیم کردن اهل دنیا ودوست داشتن آن بخاطردنیا 451

بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن و قطع کردن رابطه آنان. 451

بهم زدن رابطه زوجین - زن وشوهر. 452

ایجاد رابطۀ نامشروع بین زن ومرد 452

عمل نامشروع - زنا 452

ناسازگاری زن باشوهر. 452

مصافحه و دست دادن با زن نا محرم 453

خیره شدن زن به مرد نا محرم 453

شرابخواری. 453

طغیان وسرکشی. 453

یاری کردن به ظالم برعلیه مظلوم 454

دشمنی با امام علی (ع) 454

عمل نکردن به قرآن و مقدم داشتن دنیا برآن. 454

به گفته خود عمل نکردن. 454

گناه ومعصیت. 455

اصرار بر گناه 455

حضور در محل های گناه و فسق فجور. 455

واردکردن نا محرمِ بد چشم به منزل. 456

غصب کردن مال مؤمن. 456

وصف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم 456

خلف وعده - عمل نکردن به وعده 457

اذیت و آزار همسر- اذیت و آزار یتیم 457

صد و بیست و یک مورد از گناهان آخر الزمانی که باعث خشم و غضب پروردگار عالم می شود 457

حرص... 471

به خشم آوردن خداوند 471

تند خویی. 471

ریا وخود نمایی. 471

تکبّر و تجبّر، تحقیرکردن مردم 471

ج) غضب،آتش سوزان زندگی. 472

فصل دوم - گناهی که باعث غفلت انسان می شود. 472

تکاثروتفاخر- زیاده خواهی وفخرفروشی. 472

فصل سوم - گناهانی که باعث غم واندوه درزندگی انسان می شود. 472

بیتابی و بی قراری - جَزع و فَزع. 472

حسد 472

دین را مِهر و بهای دنیا قراردادن. 473

دلبستگی بدنیا 473

رغبت ومیل بدنیا 474

شیرین شمردن لذّت دنیا 474

فریب دنیا را خوردن. 475

چشم داشتن برآنچه در دست مردم است. 475

شکّ وتردید 475

شهوترانی وهوس بازی. 476

هوسرانی و هوسبازی. 476

کوتاهی وقصوردرعمل. 476

کینه توزی. 476

گناه - معصیت. 476

غضب بی جا 477

فتنه انگیزی. 477

ازدست دادن فرصت. 477

هوای نفس.. 477

فصل چهارم - گناهی باعث غیبت کردن ازدیگران می شود 478

نفاق. 478

باب بیست و دومف. 479

فصل اول - گناهان، و وجود فتنه در زندگی انسان.. 480

الف) گناهانی که باعث فتنه در زندگی می شود 480

مخالفت با امر پیامبر(ص) 480

کشتن آمران به عدالت، ترساندن مؤمن، حیله کردن به خدا، جرئت پیدا کردن برخدا 480

ثروت و مال دنیا 481

دنیا پرستی. 481

ایجاد شهوت دردل. 481

شیطان - بوسیلۀ سخنان شیطان پسند 482

نفاق. 482

هوای نفس.. 482

ب) گناهی که باعث می شود انسان درآتش فتنه بسوزد 483

افروختن آتش فتنه 483

ج) موارد فتنه در زندگی اسان. 483

ثروت، فرزند 483

فصل دوم - گناهانِ، فراموش شدن و فراموشی. 483

الف) گناهانی که باعث فراموش شدن انسان می شود 483

فراموش کردن خدا 483

فقط در یاد مردم بودن نه یاد خدا 483

ب) گناهی باعث فراموشی در انسان می شود 484

دروغ. 484

فصل سوم - گناهی که باعث نافرمانی فرزندان ازپدر و مادر می شود. 484

ظلم به یتیم 484

فصل چهارم - گناهانی که باعث ازدست رفتن فرصت درزندگی نسان انسان می شد. 484

تأخیرانداختن عمل امروز و فردا کردن درعمل. 484

پرداختن به اعمال غیرمهم 484

فصل پنجم - گناهانی که باعث فریب خوردن انسان می شد. 485

سروروشادی دنیا 485

گول خورردن به زرق، برق وظاهرد نیا 485

فصل ششم - گناهانی که باعث فساد در زندگی انسان و درجامعه می شود. 485

جهل ونادانی. 485

دروغ. 485

رابطه نامشروع - زنا، لواط. 485

ستیزه جویی و لجاجت. 486

شراب ومُسکرات. 486

لذات و لذت جوئی - عیش و نوش.. 487

فصل هفتم - گناهانی که باعث فاسق وفاجرشدن انسان می شود. 487

ارتکاب محرمات - انجام کارهای حرام 487

پیمان شکنی و روگردانی ازحق. 487

تهمت ونسبت ناروا 487

خلوت کردن با نامحرم 487

خیانت کردن غدر و حیله 488

دروغ گفتن. 488

سبّ کردن مسلمان. 488

مجالست و معاشرت با فاجر. 488

فصل هشتم- گناهانی که باعث ازیبن رفتن فضیلت انسان می شود. 488

اسراف، کبر. 488

فصل نهم - گناهانی که باعث فقر، تنگدستی و دورشدن روزی از زندگی انسان می شود. 489

الف) فقر و تنگدستی در زندگی انسان. 489

اسراف- وِلخرجی. 489

خیانت به امانت. 489

بخل. 489

ترک جهاد 490

حرص... 490

حَبس کردن و ندادن حق دیگران. 490

حکم گردن بغیرحکم الهی. 490

خودپسندی. 491

دنیا طلبی. 491

رابطه نامشروع- زنا 491

ریاست طلبی. 492

ندادن زکات. 492

طمع. 492

عاق والدین. 492

علم دین را وسیله دنیا قراردادن. 492

غِنا،آواز و موسیقی حرام 493

قسم دروغ. 493

کبر و غرور. 493

گناه و معصیت. 493

ب) دور شدن روزی از زندگی انسان می شود 493

ج) شانزده خصلت وعامل فقر در زندگی انسان. 494

فصل دهم - گناهی که باعث فوت شدن و از دست رفتن خواسته انسان می شود. 495

محوّل و مشروط کردن انجام کاری به نافرمانی خداوند 495

باب بیست و سومق. 497

فصل اول - گناهانی که باعث قحطی ونایابی در زندگی انسان می شود. 498

أداء نکردن امانت، خیانت؛ ربا خواری، ندادن زکات، زنا 498

کفران نعمت. 498

کم فروشی. 498

فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن قدر و منزلت انسان می شود. 499

بد گفتاری. 499

بی وفایی وعهد شکنی. 499

منازعه و مخالفت. 499

فصل سوم - گناهانی که باعث دور شدن انسان قرآن و اهل قرآن و شکایت قرآن از انسان می شود. 499

تلاوت نکردن و غبار آلودشدن قرآن. 499

خودنمائی در تلاوت قرآن، دنیاطلبی در تلاوت قرآن. 500

کارشیطانی و آدم فریبی در قرائت قرآن. 500

شقاوت. 500

نفاق. 500

فصل چهارم - گناهانی که باعث ناخوشنودی انسان از قضا و قدرالهی می گردد. 501

حسادت. 501

اندوه برای دنیا 501

فصل پنجم - اثرات مختلف و متعدد گناهان برقلب و دل انسان.. 501

1. گناهانی که باعث انحراف و انصراف قلب انسان ازحق می شود 501

آزار و أذیت پیامبران الهی، نافرمانی از دستور پیامبران الهی. 501

نداشتن دین مسقیم وصحیح. 501

عناد ودشمنی باحق، گناهان ومعاصی، لجاجت وستیزباحق، نفاق. 502

2. گناهانی که باعث بیماری وپلیدی درقلب انسان می شود 502

بیماری حسد، بیماری جهل، بیماری عناد و دشمنی، بیماری کفر، بیماری گناه 502

مجادله و ستیزه، مخاصمه و دشمنی. 502

ناپاکی، نفاق. 503

3. گناهانی که باعث پرده، پوشش، غبار و زنگار بر روی قلب انسان می شود 503

نداشتن ایمان به آخرت. 503

إعراض و روگردانی ازآیات الهی، فراموش کردن اعمال و گناهان گذشته 503

گناهان ومعاصی. 504

4. گناهانی که باعث تشتت، رُعب، وحشت وحمیت درقلب انسان می شود 504

جهل. 504

شرک.. 504

کفر، نفاق. 504

5. گناهان باعث سیاهی قلب انسان می شود 505

کبر و غرور. 505

گناه 505

6. گناهانی که باعث شک و تردید درقلب انسان می شود 506

کفر، نفاق. 506

7. گناهانی که باعث مبتلا ومشغول شدن قلب انسان می شود 506

خالی شدن قلب ازتقوی. 506

خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن. 507

خصومت - دشمنی. 507

8. گناهانی که باعث فتنة و فساد در قلب انسان می شود 507

ثروت زیاد - ثروت دوستی. 507

گناه 508

نگاه به نا محرم 508

9. گناهانی که باعث قساوت قلب انسان می شود 508

آرزوی طولانی. 508

تسلیم نشدن درمقابل آیات، معجزات وأمرالهی. 509

پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی. 509

فراموش کردن ذکر و یاد خدا 509

فرومایگی وناکسی. 509

گناهان. 509

همنشینی با فاجر و تبهکار. 510

10. گناهانی که باعث کور و کرشدن قلب انسان می شود 510

دنیا دوستی. 510

فراموش کردن خدا 510

شهوت وهوسرانی. 511

غفلت و نداشتن معرفت. 511

گناهان و معاصی. 511

هوای نفس - تبعیت از هوای نفس.. 511

11. گناهانی که باعث مردن قلب و دل انسان می شود 512

شهوت وهوسرانی. 512

غفلت. 512

هم نشینی با أراذل و اوباش، هم نشینی با اغنیاء و مرفهین، هم سخن بودن با زنان. 512

12. گناهانی که باعث می شود مهرغفلت برقلب انسان بخورد 512

افراط گری، پیروی ازهوای نفس.. 512

جبّاری - ستمگری. 513

ترک جهاد - تخلّف ازجبه 513

مقدم داشتن دنیا برآخرت. 513

تکبّر- خودبزرگ بینی. 513

کفر. 514

نفاق. 514

ترک نماز جمعه 515

هوا پرستی. 515

13. گناهانی که باعث نفاق در قلب انسان می شود 515

پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی. 515

ثروت دوستی - رفاه طلبی. 516

دروغ. 516

ترک نماز جمعه 516

14. گناهی که باعث خاموش شدن نورقلب انسان می شود 516

شک وتردید 516

باب بیست وچهارمک. 517

فصل اول - گناهانی که باعث کشته ومباح شدن خون انسان می شود. 518

بدعتگذاری. 518

تضعیف کردن وخوارشمردن حق. 518

دشمنی باحق. 518

دزدی وسرقت. 519

گناه- معصیت. 519

شمشیرستم 519

شهوت رانی. 519

طغیان وسرکشی. 520

طمع. 520

اطاعت ازهوای نفس.. 520

فصل دوم - گناهانی که باعث کفروکافرشدن نسان می شود. 520

تفکّر در ذات پروردگار. 520

پرستش نام خدا بدون پرستش ذات خدا، پرستش از روی توهم 520

ترک کردن حج. 521

ترک ورها کردن کتاب خدا وگفتار پیامبر(ص) 521

ثروت و رفاه 521

حرص، حسد 521

حرکت جاهلانه 521

خیانت. 522

ازدست دادن دین. 522

ندادن زکات. 522

عمل نکردن به علم خود 522

برادری با کافر. 522

تکبّر. 523

مکر- حیله 523

قتال وجنگ با مسلمان. 523

نسبت دشمنی دادن به برادر دینی. 523

غیرت نمائی زن. 523

نفاق. 523

فصل سوم - گناهی که باعث می شود خداوند کمرانسان را بشکند. 524

تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم وستیزه جویی. 524

فصل چهارم - گناهی که باعث کوچک وحقیرشدن انسان می شود. 524

تکبر. 524

فصل پنجم - گناهی باعث از بین رفتن کوشش وتلاش انسان می شود. 524

لهو و لعب. 524

فصل ششم - گناهانی که باعث کینه درزندگی اسان می شود. 525

خصومت ودشمنی. 525

سخن چینی. 525

سخن زشت و مستهجن. 525

باب بیست و پنجمگ. 527

فصل اول- گناهانی که باعث گرفتاری در زندگی انسان می شود. 528

تکذیب آیات الهی. 528

دنیادوستی. 528

شادمانی وشماتت کردن به گرفتاری مؤمن. 529

طمع. 529

ظلم وستم 529

بزرگ شمردن گرفتاری کوچک.. 529

گرفتاری بخاطرگناه- کفاره گناه 529

گناه 530

رها کردن نفس - سازش با خوسته های نفس.. 530

اطاعت ازهوای نفس.. 530

رعایت نکردن حق همسایه 530

فصل دوم - گناهانی که باعث گریه انسان می شود. 531

تخلف ازجنگ وجهاد 531

سرکشی وطغیان. 531

فصل سوم - گناهانی که باعث گمراهی انسان می شود 531

آرزو. 531

استبداد وخود رای بودن. 531

اعتماد به رأی خود درخداشناسی، اعتماد به قیاس درخداشناسی. 531

إعراض و روگردانی ازآیات الهی. 532

افترا بستن به خدا 532

ترک کردن اهل بیت نبی اکرم - صلّ الله علیه وآله 532

باطل. 532

بدعتگذاری. 533

ثروت ومقام 533

نشناختن حجّت خدا و نداشتن ولایت. 534

حرام کردن روزی حلال. 534

حرکت جاهلانه، جهل. 534

حسد 534

روگردانی از ذکر و یاد خدا 535

دنیا- دنیا پرستی. 535

زینت و زرق و برق دنیا 535

از دست دادن دین. 535

دردین به رأی خود عمل کردن، بدون امام معصوم دینداری کردن. 535

ترک کردن سنّت وسیرۀ الهی ونبوی. 536

شرک.. 537

غلبه شک بریقین. 537

شهوت، شیطان را ولی و دوست قراردادن. 537

داشتن ولایت طاغوت. 538

مغرورشدن به عقل خود و مشورت نکردن. 538

عمل کردن بدون بصیرت. 538

غضب. 538

کشتن فرزند- به نا حق. 538

کافرشدن بعد از پیمان الهی. 539

کفر را با ایمان مبادله کردن. 539

وسوسه نفس.. 539

از غیراهل هدایت وگمراه، هدایت و راهنمائی خواستن. 539

هوای نفس، تبعیت ازهوای نفس.. 540

فصل چهارم - گناهان ومعاصی.. 541

الف) اسباب گناه 541

ثروت زیاد 541

شهوت وهوسرانی. 542

ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند خود را از دیگرگناه ها بازدارد 542

پاکدامن نبودن. 542

نداشتن تقوا 542

اصرارکردن برگناه، اقرارنکردن به گناه 542

همراه و رفیق سلطان ستمگر بودن، انجام فسق و فجور بصورت آشکار، پیروی از هوای نفس.. 542

ج) گناهانی که سزاوارعفو و بخشش نیستند 543

ارتداد- از دین برگشتن. 543

فروختن انسان آزاد-غیرعبد 543

حقّ النّاس- حقوق مردم 543

دشمنی با برادردینی، آوردن دین جدید و بدعت گذاری، ندادن دستمزد کارگر. 543

شرک.. 544

غیبت. 544

گناه از روی عمد وعلم 544

کوچک شمردن گناه 544

د) گناهانی که باعث گناه بیشتر و بزرگتر در زندگی انسان می شود 545

آشکارا گناه کردن. 545

چهار چیز درگناه، بدتر از گناه 545

بَداخلاقی وسوء خلق. 546

تکبّر. 546

ثروت زیادتر- گناه بیشتر. 546

کسب ودرآمد حرام 547

حسد 547

انکارحق امامت توسط سادات. 547

نگرفتن حق مظلوم ازظالم 547

حکم کردن به غیرحکم الهی. 547

بی حیایی وبی شرمی. 548

کم شدن اطاعت ازخداوند 548

عدم اطمینان به خداوند 548

دوروئی. 548

دروغ. 548

دشمنی با مردم 549

دنیا دوستی. 549

ربودن وتصرّف کردن مال دیگران. 549

عمل نامشروع - زنا 549

ستمگری. 550

سخن چینی. 550

سوء ظن وبد گمانی. 550

واقع شدن درشبهات وشهوات. 551

شراب خواری. 551

شروربودن. 551

شک وتردید 551

پیروی ازشیطان. 551

قطع صله رحم 552

طَعنه زدن. 552

عمل نکردن به علم خود 552

غضب. 552

فرمانروای بد وناأهل. 553

فسق و فجور. 553

کارزشت وقبیح. 553

کبر وغرور. 553

کفر. 553

کمک خواستن برای یاری باطل. 553

گناه ومعصیت. 554

راضی شدن به عمل (گناه) دیگران. 554

فکرکردن به گناه 554

گناه کوچک.. 554

پرگویی وپرحرفی. 554

لئیم وفرومایه بودن. 555

فکرکردن به لذات. 555

نافرمانی- نافرمانی ازخداوند 555

نرمش وسازش با نفس وخواسته های نفسانی. 555

نشستن با کسی که به أولیاءالله فحّاشی وبدگوئی می کند 555

افراط درنفرین. 555

بی وفائی وعهد شکنی. 556

تبعیت ازهوای نفس.. 556

ه) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درگناه دیگران می شود 556

آشکارکردن عمل زشت وگناه دیگران. 556

توصیف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم 556

خریدن مال دزدیده شده وغصبی. 557

دعوت کردن دیگران به گناه 557

راضی شدن به عمل دیگران. 557

رجوع دادن مؤمن به قاضی و یا حاکم جور. 557

فتوا دادن بدون علم 557

کشتن مؤمن- به ناحق. 558

گوش دادن به غیبت. 558

مصاحبت وهم نشینی با گناهکار. 558

نشرفحشا ومنکر. 559

و) گناهی که باعث فراموش شدن گناهان می شود 559

ثروت زیاد و ثروت دوستی. 559

فصل پنجم- گناهی که باعث کرشدن گوش انسان می شود. 560

غفلت، نداشتن معرفت. 560

باب بیست و ششمل. 561

فصل اول- گناهی که باعث لاغرشدن (ریختن گوشت بدن) انسان می شود. 562

حسد 562

فصل دوم- گناهان ومورد لعن قرارگرفتن انسان.. 562

الف) گناهانی که باعث لعن برانسان می شود 562

دعوت کردن مردم بسوی آتش وگمراهی، انکارآیات الهی. 562

إرتداد و از دین برگشتن. 562

تکذیب پیامبران الهی. 563

نافرمانی از پیامبران الهی، پیروی وتبعیت از جباران وستمگران. 563

إعتناء نکردن به پدرومادر- عاق والدین. 564

امرکننده به معروف که خودآنرا ترک می کند 564

اوباشگری وفرومایگی. 564

ایمان به جِبت و بُت، ایمان به طاغوت. 564

ایمان نیاوردن به کتاب الهی. 565

بستن راه آب و عبورمردم 565

بنده دِرهم ودینارشدن. 566

خود را ازبرادردینی پنهان کردن. 567

پلیدی نَسبی و نَسلی (ریشه ای وشاخه ای) مانند بنی امیّه 567

شکستن پیمان الهی. 567

پناه دادن به قاتل، تازیانه زدن به مردم- بدون حدّ شرعی. 568

ترک کردن امربه معروف ونهی ازمنکر. 568

تهمت زدن به زن مؤمنۀ وپا کدامن. 568

جادوگری. 568

بهم زدن رابطه زوجین- زن ومرد 569

جدایی انداختن بین مادر و فرزند 569

تکبر. 569

حلال دانستن حق اهل بیت (علیهم السلام) برای خود- مانند حلال دانستن خمس.. 569

تعدی و تجاوز از حق. 570

تازیانه زدن و داغ نهادن برصورت حیوان. 570

مثله کردن حیوان. 570

خالکوبی کردن، به خالکوب رجوع نمودن. 570

بسته دانستن دست(قدرت) خداوند 570

آزار و أذیت خدا و رسول خدا- صلّ الله علیه وآله 571

سوء ظن وبدگمانی نسبت به خداوند متعال. 571

نافرمانی خداوند 572

خروج زن از منزل بدون اذن شوهر. 572

خیانت به زن برادر دینی. 572

دروغ. 573

ذِبح کردن (بریدن سرحیوان) بنام غیرخدا 573

بهم زدن رابطه دو برادر مؤمن و قطع کردن رابطه آنان. 573

ربا گرفتن، ربا دادن، گواه و واسطه ربا شدن، قرارداد ربا را نوشتن. 574

رشوه دادن، رشوه گرفتن، رشوه را واسطه شدن. 574

پرداخت نکردن زکات. 574

آوازه خوانی و رقّاصی زن، إمرارمعاش کردن از درآمد آن و سرپناه دادن به او. 575

زن گریزی. 575

سعایت بین زن وشوهر، بهم زدن زندگی وجداکردن آنان. 575

شایعه سازی و شایعه پراکنی درجامعه 575

شرک.. 576

عمل شنیع قوم لوط وهم جنسگرایی. 576

غیب گویی. 576

فتوا دادن بدون علم 576

ایجاد فساد در روی زمین. 576

قطع کردن درخت سِدر. 577

قطع صله رحم 577

فروش کالای معیوب- بدون ذکرعیب. 577

کشتن مردم- به نا حق. 577

کفر. 578

کتمان دلائل (وآیات) هدایت الهی. 579

دَفع- مَدفوع- درسایه گاه مردم، سایه ای که مردم می نشینند 579

پرداخت نکردن دست مزدکارگر. 579

منحرف کردن نا بینا ازراه 579

مُنجّمی، با علم نجوم از غیب خبردادن. 580

قتل عمدی مؤمن. 580

نسبت دادن خود به غیرپدر و به غیرخاندان خود 580

نفاق. 581

نگاه کردن به عورت وشرمگاه زن نا محرم 581

نهی کننده از منکر که خود آن را انجام می دهد 581

ب) هفت گروه لعنت شده- در دو حدیث- 581

ج) لعنت شد گان درزیارت عاشورا 582

د) گناهانی که باعث ملعون شدن انسان می شود 585

ه) چهارده مورد لعنت شد گان دریک حدیث. 585

نسبت دروغ دادن به خدا وپیامبر- صلّ الله علیه وآله 587

کشف عورت نمودن ونگاه کردن به عورت دیگران. 587

سه پشته سوارشدن برحیوان- اضافه سوارشدن. 587

و) گناهی که باعث برگشت لعن برخود انسان (لعن کننده) می شود 587

بیش از حد و ناحق لعن و نفرین کردن. 587

فصل سوم - گناهانی که باعث لغزش انسان می شود. 588

سوارشدن برباطل- با باطل حرکت کردن. 588

ظلم 588

هوای نفس.. 588

فصل چهارم- گناهی که باعث لهوولعب درزندگی انسان می شود. 588

دلبستگی به زرق و برق دنیا 588

باب بیست و هفتمم. 589

فصل اول - گناهی که باعث متهم شدن انسان می شود. 590

دروغ. 590

فصل دوم - گناهی که باعث خیانت به محارم می شود. 590

شرابخواری. 590

فصل سوم - گناهانی که باعث محرومیت انسان می شود. 590

احتکار. 590

پنهان کردن احسان دیگری. 591

ناسپاسی ازاحسان ونیکی. 591

حریص بودن. 591

جلوگیری کردن ازراه خدا 591

خود پسندی. 591

به خاطردنیا برادری ودوستی کردن. 592

محروم کردن سائل - فقیر. 592

عصیان ونافرمانی. 592

گناه ومعصیت. 592

آلوده کردن نفس.. 592

طعنه زدن. 593

ظلم 593

درخواست از انسان لئیم و فرومایه 593

فصل چهارم- گناهانی که باعث می شود انسان مردم را سبک شمارد و به آنان ضرر رساند. 593

تکبّر. 593

حاکم جائر، عالم فاجر. 594

فصل پنجم- اثرگناه درابطه با مرگ انسان.. 594

1. گناهی که باعث می شود برای انسان آرزوی مرگ کنند 594

ظلم وستم 594

2. گناهی که باعث پشیمانی انسان در هنگام مرگ می شود 594

حرکت در مسیرباطل، ترک واجبات و انجام محرمات. 594

3. گناهی که باعث ترس انسان از مرگ می شود 594

کردار بد و زشت. 594

4. گناهانی که باعث مرگ وکشته شدن انسان می شود 595

حق ستیزی. 595

شهوت وهوسرانی. 595

5. گناهانی که باعث خوشنودی مردم ازمرگ انسان می شود 595

بدرفتاری و بدکرداری. 595

نداشتن حیاء وعفت، نداشتن سخاوت و بخشش.. 595

6. گناهانی که باعث می شود انسان با سخت ترین و بدترین مرگ بمیرد 595

حکومت جائرانه، شهادت دروغ، خوردن مال یتیم 595

طعنه زدن به مؤمن. 596

کفر. 596

گناهان. 596

7. گناهانی که باعث می شود انسان موقع مرگ درآتش بسوزد 597

زینت کردن زن برای غیرشوهرخود 597

8. گناهی که باعث می شود انسان تشنه بمیرد 597

شرابخواری واستفاده ازمسکرات. 597

9. گناهانی که باعث می شود انسان با حسرت بمیرد 598

آمیختگی وتعلّق خاطرِ بیشتر به دنیا 598

ثروت نامشروع. 598

10. گناهی که باعث می شود انسان دردین اسلام از دنیا نرود 598

جهاد کردن در رکاب کسی که به خدا ایمان ندارد وحکم خدا را اجرا نمی کند 598

خیانت به أمانت. 598

قصد خیانت به برادردینی. 599

سبک شمردن وکامل انجام ندادن اعمال نماز. 599

11. گناهانی که باعث مرگ زودرَس و زودهنگام می شود 599

آرزوی طولانی. 599

قطع رحم، قسم دروغ، حرف دروغ، رابطه نامشروع- زنا، سدّ کردن وبستن راه مسلمانان. 599

ستمگری وسرکشی. 601

12. گناهانی که باعث می شود انسان با کفر بمیرد 601

بیماری، پلیدی و نفاق در قلب. 601

نداشتن راهنما و رهبرالهی- ولایت. 601

13. گناهانی که باعث می شود انسان با گناه از دنیا برود 602

مال را برای آخرت خرج نکردن. 602

غیبت. 602

14. گناهی که باعث مرگ نا گهانی انسان می شود 602

رابطه نامشروع- زنا 602

15. گناهی که باعث می شود انسان بانفاق بمیرد 603

نداشتن راهنما ورهبرالهی - ولایت. 603

16. گناهانی که باعث فراموش کردن مرگ می شود 603

آرزو. 603

زنگارگرفتن قلب. 603

17. گناهانی که باعث می شود انسان بصورت یهودی ویا نصرانی بمیرد 604

انکارامامت ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین. 604

ترک کردن حج. 604

پرداخت نکردن زکات. 604

کشتن مؤمن به نا حق. 604

فصل ششم- گناهانی باعث از بین رفتن مروّت و جوانمردی انسان می شود. 605

بخل. 605

حرص... 605

دروغ. 605

دین نداشتن. 605

شراب و مُسکرات. 606

شهوت وهواپرستی. 606

غیبت. 606

قطع صله رحم 606

لئیم وفرومایه بودن. 606

مزاح وشوخی. 607

فصل هفتم- گناهی که باعث شاکی شدن مسجد از انسان می شود. 607

نماز نخواندن در مسجد وتبدیل کردن آن به ویرانی. 607

فصل هشتم- گناهانی که باعث مسخ شدن انسان می شود. 607

ترک کردن امربه معروف.. 607

سرکشی درمقابل فرمان خداوند عالم 608

فصل نهم- گناهی که باعث مغلوب شدن انسان می شود. 608

نیکی را با بدی پاسخ دادن. 608

فصل دهم- گناهانی که باعث دورشدن ملائکۀ رحمت الهی از انسان می شود. 608

تعدی ازحدود الهی، گناه و معصیت. 608

باب بیست و هشتمن. 609

فصل اول- گناهانی که باعث تغییر، دگرگونی و سلب نعمت ها می شوند. 610

دشمنی با آیات وپیامبران الهی. 610

بدی درمقابل نیکی. 610

تغییرحالت- تغییرحالت ازآنچه خداوند دوست دارد، به آنچه خداوند دوست ندارد 610

حرف ناروا 611

حقوق خداوند را اداء نکردن. 611

خون ناحق ریختن. 611

قطع رحم 612

چهار مورد از گناهان سلب نعمت. 612

ناسپاسی. 613

وسوسه شیطان. 613

طغیان وگردن کشی. 613

ظلم وستم 614

ظلم به کنیزان، ظلم به یتیمان. 614

غرور و منیت. 614

کفران نعمت. 615

گناه ومعصیت. 615

با نعمت خدا، خدا را معصیت کردن. 615

لئیم وفرومایه 615

برآورده نکردن حوائج مردم 616

فصل دوم- گناهانی که باعث نفاق و دورویی انسان می شود. 616

خصومت و دشمنی. 616

خیانت. 616

دروغ. 616

فصل سوم- گناهانی که باعث نفرین بر انسان می شود. 616

استهزاء و مسخره 616

ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 617

کشتن امرکننده به عدالت- آمر به معروف.. 617

امربه به منکرونهی ازمعروف.. 617

اندیشه و نقشه شوم برعلیه آیات وپیامبران الهی. 617

حضوردر هر بدی و زشتی. 618

جمع کردن ثروت بدون رعایت موازین شرعی. 618

درجهل ماندن. 618

خواب غفلت. 618

دروغ. 618

طلب کردن دنیا بوسیله دین. 619

دشمنی با پیامبرالهی. 619

ریا وخودنمائی. 619

ستمگری، بدسیرتی. 620

ناسپاسی وکفران نعمت. 620

اهل شرّ و شرور بودن. 620

شکنجه گری. 620

شرک ومشرک بودن. 620

طغیانگری. 621

ظلم 621

بی هدف توصیف کردن خلقت عالم 621

عیبجوئی. 621

غلبه غفلت برانسان. 621

غیبت. 622

فاش کردن سرّهمسایه 622

سبک شمردن و فراموش کردن نماز. 622

قساوت قلب. 622

کفر و کافرشدن. 622

درگمراهی ماندن و بسوی هدایت نرفتن. 623

گناه 623

گرفتارشدن درگناه 623

مال دنیا، مقام و گمراه کردن مردم 623

فراموش کردن مرگ.. 624

منع کردن مردم از لوازم ضروریات زندگی. 624

درحال ترس و وحشت قراردادن مؤمن. 624

نفاق. 624

آزار و اذیت همسایه 624

فصل چهارم - گناهانی که باعث اصلاح نشدن نفس و فاسد شدن آن می شود. 625

اسراف وتبذیر. 625

خواب وخوراک زیاد- پرخوری وپرخوابی. 625

خودستایی. 626

شهوترانی. 626

طمع. 626

مدیریت نکردن نفس.. 626

فصل پنجم- گناهانی که باعث نزول نِقمت وانتقام الهی می شود. 626

برگشت ازحکم و تعدی از حدود الهی. 627

خون ناحق ریختن. 628

طغیان وسرکشی. 628

ظلم 628

ظلم کردن به کسی که یاوری بجز خدا ندارد 629

ظلم به کنیزان ویتیمان. 629

ظلم به مظلومین. 630

قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی. 630

کفران نعمت. 630

گناه ومعصیت. 631

اصرار وتجرّی برگناه 631

همنشینی با گنهکاران. 631

فصل ششم- گناه باعث نکبت وبیچارگی انسان می شود. 632

فصل هفتم- اثرگناه بر نماز انسان.. 632

الف) گناهانی که باعث بی ارزش و بی فایده شدن نماز می شود 632

حاضرنشدن (بدون عذر) در نمازجماعت. 632

پرداخت نکردن زکات. 632

ب) گناهانی که باعث قبول نشدن نمازمی شود 633

نگاه با چشم دشمنی به صورت پدرومادر. 633

ترک صلوات بررسول خدا (ص) 633

خرید و فروش شراب وشرابخواری. 633

پرداخت نکردن زکات. 634

أذیت زن به شوهر و أذیت مرد به همسر. 634

رعایت نکردن حال مأمومین (اقتدا کنندگان) درنمازجماعت. 634

سبک شمردن نماز. 635

بی ناموسی و بی غیرتی. 635

ج) گناهانی که باعث سلب توفیق نمازشب ازانسان می شود 635

دروغ. 635

گناه ومعصیت. 636

د) گناهانی که باعث بی فایده شدن نمازشب می شود 636

رعایت نکردن شرائط نماز شب، عمل نکردن به وظیفۀ دینی. 636

ه) هشت مورد ازعدم قبول نماز- دریک حدیث. 636

فصل هشتم - گناهانی که باعث ننگ وعاربرای انسان می شود. 637

بخل. 637

نداشتن لباس تقوی- بی تقوایی. 637

فرارازجبه 637

دروغ. 638

عمل منافی عفت- زنا 638

لئیم بودن و فرومایگی. 638

فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن نورانیت انسان می شود. 638

دروغ. 638

عمل نامشروع - زنا 639

شراب ومُسکرات. 639

باب بیست و نهمو. 641

فصل اول- گناهانی که باعث واگذارشدن انسان می شود. 642

الف) واگذارشدن انسان به خداوند 642

تکذیب آیات وپیامبران الهی، طغیان و سرکشی، غرق شدن و فرورفتن درناز و نعمت. 642

ب) واگذار و سپرده شدن انسان به نفس خود 642

غرق شدن وفرورفتن در باطل. 642

نافرمانی ازخداوند 642

ریا وخودنمائی. 643

غشّ وخیانت به برادردینی. 643

فحاشی ودشنام دادن. 643

فصل دوم - گناهانی که باعث می شود انسان وَرع و پارسائی نداشته باشد. 644

حرص... 644

خواستۀ سلطان جائررا برخواستۀ خداوند مقدم داشتن. 644

طمع. 644

فصل سوم- گناهانی که باعث وزر، و بال برای انسان می شود. 645

نشناختن وندانستن حقانیت، موقعیت و مظلومیت اهل بیت. 645

بنیانگذاردن بدی وزشتی. 645

بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن. 645

أداء نکردن حقوق الهی ومردم 646

طغیان وسرکش، ترک صله رحم، قسم دروغ. 646

ردّ نکردن غیبت و بدگوئی از برادر دینی. 646

شروع کردن گناه 646

منّت گذاردن. 647

رابطۀ نامشروع با ناموس دیگران. 647

فصل چهارم- گناهی که باعث بطلان (از بین رفتن ثواب) وضوی انسان می شود. 647

غیبت. 647

فصل پنجم- گناهی که باعث می شود انسان به وعده و قرارخود عمل ننماید. 647

لئیم و فرومایه بودن. 647

فصل ششم- گناهی که باعث ناپاکی ولادت انسان می شود. 648

أدا نکردن خمس وحق اهل بیت (ع) 648

فصل هفتم- گناهانی که باعث خروج انسان از ولایت الله، ولایت اهل بیت و ولایت مؤمنین می شود. 648

غیبت برادر دینی. 648

خوردن مال مؤمن به حرام 648

سبّ کردن مؤمن. 648

باب سی أمه. 651

فصل اول - گناهانی که باعث می شود انسان هدایت نشود و نتواند دیگران را نیز هدایت بکند. 652

الف) انسان هدایت نشود 652

ارتداد و از دین برگشتن. 652

انحراف ازحق. 652

سرپیچی ازفرمان پدرومادر. 652

فسق. 653

ب) انسان نتواند دیگران را هدایت بکند 653

غلبه هوای نفس.. 653

گمراهی نفس - خود 653

فصل دوم - گناهان؛ هلاکت و نابودی انسانها، حکومت ها، ملت ها و... 653

الف) گناهانی که باعث هلاکت و نابودی انسان می شوند 653

فروختن آخرت به دنیا 653

آرزو. 653

ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 654

جداشدن از اهل بیت و امام معصوم 654

دشمنی با اهل بیت و امام معصوم 655

نافرمانی ازدستورات اهل بیت وامام معصوم- صلوات الله علیهم اجمعین. 656

ناامیدی. 656

أمین قراردادن خائن. 656

درمسیرباطل حرکت کردن. 656

بدعتگذاری. 656

بهتان زدن. 657

مخالفت با پند ونصیحت. 657

ترک کردن تقیّة 657

تکذیب پیامبران الهی. 657

توبه واستغفارنکردن. 657

ثروت اندوزی ورفاه 658

جزع و فزع- آه و زاری. 658

چشم چرانی و بد چشمی. 658

اطاعت ازجوروجائر. 658

ترک کردن حج. 659

حرام خواری. 659

حرص وآزمندی. 659

تضعیف کردن وخوارشمردن حق. 660

روگردانی ازحق. 660

فروختن حق به باطل. 660

حسد 660

فکرکردن درکیفیت وجود وذات خدا 660

نافرمانی خداوند 661

خود پسندی. 661

خود رأی بودن. 661

ازخود راضی بودن. 661

قدر ومنزلت خود را نشناختن. 661

دروغگویی. 662

دنیا پرستی- دنیا دوستی. 662

حریص دنیا شدن. 662

بدست آوردن دنیا ازغیر حلال. 663

دلباختگی به دنیا 663

دنیا را برای خود محل أمن (و پناهگاه) و دین را بهای دنیا قرار دادن. 663

زیاده خواهی دردنیا 663

متاع وامکانات دنیا 663

رذائل اخلاقی. 664

خود را به رنج انداختن- انجام دادن کار بدون مقدمه و اسباب لازم 664

از راه راست عدول کردن. 664

ظلم به رعیت. 664

ریاست طلبی. 664

بد زبانی. 665

لغزش زبان. 665

ترک زکات. 665

اطاعت از زن. 666

سرپیچی از فرمان امام معصوم (ع) ولی امر مسلمین. 666

سرکشی. 666

سَب مؤمن- دشنام دادن به مؤمن. 666

شرور بودن. 667

اطاعت از شهوت. 667

غلبه شهوت. 667

مقدم داشتن شهوت وهوسرانی بردین. 667

تبعیت ازشیطان. 668

ظلم 668

تکذیب عذاب وعقوبت الهی. 668

دشمنی با امام علی (ع) وغلو درحق آن حضرت. 669

مغرورشدن به غیرخدا 669

غضب. 669

غفلت. 669

بغیرخود مشغول شدن - مشغول شدن به عیبجوئی دیگران. 670

فاش کردن رازواسرارزندگی

خود 670

فتوی دادن بدون علم 670

فخرطلبی. 671

نشناخن قدر و منزلت خویش.. 671

قیاس - باقیاس عمل کردن. 671

کفالت - برذِ مّه گرفتن. 672

گناهان - معاصی. 672

لجاجت وستیزه 673

خود را ایمن دانستن ازمکرخدا- درمقابل خطاها 673

ترک کردن نماز. 673

اطاعت وتبعیت ازهوای نفس.. 673

غلبه هوای نفس برانسان. 674

واگذارکردن ورها کردن نفس وهوای نفسانی. 674

همنشین بد و نااهل. 674

فروختن یقین به شک.. 674

ب) گناهانی که باعث هلاکت ونابودی حکومت ها، ملت ها و...می شود 674

آرزو. 675

اسراف.. 675

ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 675

ترک انفاق. 675

عقب ماندن ازاهل بیت پیامبر (ص) 676

ایمان نیاوردن به خداوند 676

به راه باطل بردن مردم 676

بخل. 676

بدعت ها 677

پایداری روی (چیز) بی پایه و بی اساس.. 677

تکذیب پیامبران الهی. 677

ناتوانی و نداشتن قدرت لازم برای زندگی. 677

جرم وگناه 677

شش مورد از عوامل هلاکت. 678

دِرهَم و دینار- پول وثروت. 678

دنیا طلبی. 679

رشوه دادن و رشوه گرفتن. 679

روایت های بی اساس و دروغین. 679

پرداختن نکردن زکات. 679

ظلم 679

تکذیب نزول عذاب الهی دردنیا 680

غرور و منیّت. 681

فسق. 681

مذهب قدریّة- مذهب انحرافی. 681

نپرداختن حق مردم 681

فراموش کردن مرگ.. 681

بخیل بودن والی (حاکم)، عمل نکردن والی (حاکم) به سنّت پیامبر (ص) 682

خراج (مالیات) طلبیدن والی (حاکم) بدون آبادانی. 682

هم جنس بازی- عمل شنیع قوم لوط. 682

ج) گناهانی که باعث هلاکت و مقهور شدن فضلا و بزرگان می شود 683

حاکمیت اراذل وناکسان. 683

فتنه های بوجود آمده درجامعه 683

فصل سوم- گناهی که باعث بی همّتی انسان می شود. 683

بی مروّتی. 683

فصل چهارم- گناهانی که باعث تیره و تاریک شدن هوا و فضای زندگی انسان می شود. 683

حسد و کینه 683

باب سی و یکمی. 685

فصل یک - گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن یقین انسان می شود. 686

ثروت دوستی. 686

حرص... 686

جدل در دین. 686

شک وتردید 686

طمع. 687

هم نشین ومخلوط شدن با اهل دنیا 687

منابع کتاب.. 688

مقدمه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین وهوخیرناصرومعین وصلّی الله علی محمّد وآله الطّیبین الطّاهرین ولعنة الله علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدّین.

از منظر آیات و روایات گناه اثرات مختلفی در زندگی دنیوی و اخروی انسان دارد، هرچند که لازم است هم به اثر دنیوی و هم اخروی آن توجه کرد، اما به جهت اینکه انسان اثرات دنیوی آن را خیلی زودتر و ملموس تر می بیند و احساس می کند و برای این که با دیدن این اثرات بلکه از تمام گناهان اجتناب نماید، ما برآن شدیم آثاردنیوی آن را از منظر ایات و روایات بیان کنیم. این موضوع برگرفته از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (صلوات الله علیهم اجمعین) بخصوص از بیانات مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین حضرت علی بن أبی طالب (صلوات الله علیه) در دعای پرفیض کمیل بوده است.

خداوند متعال درقرآن کریم می فرماید:

«ظَهَرَالفَسادُ فِی البَرِّوَالبَحرِبِما کَسَبَت أَیدِی النّاسِ لِیُذِ یقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ»(1).

فساد در خشکی و دریا به خاطرکارها (گناهانی) که مردم انجام داده اند

آشکار شده، خدا می خواهد نتیجۀ بعضی از اعمال آن ها را به آنان بچشاند شاید(به سوی حق) بازگردند.

«وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِ یکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ»(2).

وآنچه از رنج ومصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند

حضرت علی بن أبی طالب (علیه السلام) در فرازی از دعای نورانی کمیل به چند مورد ازگناهان را که اثری در زندگی دنیوی انسان دارد اشاره فرموده است:

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ؛ بارإلها! گناهانی را که پرده های

عصمت وصیانت را دریده، برایم بیامرز.

اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمً؛

بارإلها! گناهانی راکه بدبختی ها را برایم فرود آرند، بیامرز


1) - سوره روم، آیه 41.

2) - سوره شوری، آیه 53 .

اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُالنِّعَمَ؛ بارإلها!

گناهانی را که نعمت ها را برایم تغییر می دهد و دگرگون می کند بیامرز.

«أَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحبِسُ الدُّعاءَ؛

بارإلها! گناهانی راکه مانع إجابت دعایم می شوند، بیامرز.

اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ البَلاءَ»

بارإلها! گناهانی را که بلا را برایم نازل می کند بیامرز.

این عبارات أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشان گر این است که گناهان گوناگون ومختلف اثرات گوناگون و مختلفی درزند گی انسان دارند.

اگر برای مشکلات انسان عوامل مختلفی در نظر بگیریم؛ تمامی آن ها برمی گردد به تقصیر و یا قصور خود انسان و یا افراد مرتبط با او، همۀ آن ها در اثرگناه وخطای انسانی (ولو بصورت ترک اولی) می باشد. به قول ضرب المثل معروف می گوید: اگرسنگی به پایت خورد به دستت نگاه کن که چه کرده ای؟!.

امروزه گناه درتمام جامعه بشری رسوخ ورخنه کرده لذا روز به روز، دچارمشکلات و گرفتاری متعدد و مختلف می شوند، با این آلودگی ها نباید انتظارسعادت، خوشبختی، آرامش و آسایش داشته باشند.

کدام جامعه است که آلوده به گناه، خیانت، نفاق ظلم، تنبلی و مانند آن ها بشود وآن جامعه آباد و پربرکت باشد.!

کدام جامعه است که روح تعاون وهمکاری را ازدست دهد، وجنگ نزاع و خونریزی را جانشین آن سازد، و زمین های خرم وسرسبز و وضع اقتصادی مرفهی داشته باشد.

کدام جامعه است که مردمش آلودۀ انواع هوس ها باشند، و در عین حال نیرومند و پا برجا در مقابل دشمنان ایستادگی کنند.(1)

در این خصوص آیات و روایت معتددی وجود دارد که به بعضی از آیات اشاره شد و به بعضی از روایات نیز اشاره می شود:

1. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که می فرمود:

«ما مِن نَکبَةِ تُصِیبُ العَبدُ إلا بِذَنبٍ، وَما یَعفُواللهُ عَنهُ أکثَرُ؛».(2)

هیچ نکبتی و بیچارگی به بنده نرسد، (پایش به سنگی نخورد) مگر به سبب گناهِی، (که انجام داده) و آنچه خدا از او میگذرد، بیشتراست.


1) - تفسیرنمونه، ج 9، ص122.

2) - اصول کافی،ج 3، ص 370، ح 4.

2. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که می فرمود:

«أَمٰا إِنَّهُ لَیسَ مِن عِرقٍ یُضرَبُ وَلا صِدٰاعٍ وَلا نَکبَةٍ وَلا مَرَضٍ إلا بِذَنبٍ.وذالک قول الله (عزّوجلّ): فی کتابه: «وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِ یکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ(1)» ثمّ قال: وما یعفوالله آکثرممّا یؤاخذبه.(2)

آگاه باشید! به راستی هیچ رگی قطع نمی شود، و هیچ دردسری پیش نمی آید، و هیچ مصیبتی وارد نمی شود، وهیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطر گناه.

و این (برطبق) فرمایش خداوند (عزوجل) در کتابش: و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است، در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند وبعد فرمود: وآنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است با آن مجازات می شود.

3. از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت است که فرموده:

«کُلَّما أَحدَثَ العَبدُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُونَ، آَحدَثَ اللهُ لَهُم مِنَ البَلاءِ مالَم یَکُونُوا یَعرِفُونَ»(3)

هرگاه بندگان گناهان تازه ای را که سابقه نداشته، ایجاد کنند (انجام دهند) خدا برای آنها بلاهائی راکه سابقه نداشته (نمی شناختند) ایجاد کند.

(گناهان جدید مانند آزادی جنسی، همجنس گرایی، ازدواج سفید و...، وبیماری جدید مانند بیماری ایدز، کرونا و... که متأسفانه در زمان ما شیوع پیدا کرده و هزاران نفررا به کام مرگ کشانده است)

علت تألیف، درسال هایی که درحوزه علمیۀ مبارکۀ قم بودم، شب جمعه ای مشغول قرائت پرفیض کمیل بودم وقتی به فرازهایی ازدعا که حضرت مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ و....» درذهنم جرقه ای زد که گناهان گوناگون آثارگوناگون در زندگی انسان دارد، لذا ازهمان لحظه تصمیم گرفتم در این خصوص گام بردارم وآیات وروایات دراین موضوع را جمع آوری نمایم.

برای این که اهمیت موضوع برایم بیشتر روشن بشود و اطمینان بیشترحاصل نمایم با چند نفراز بزرگان قم موضوع را مطرح و با آنان مشورت کردم همه به اتفاق فرمودند:موضوع بسیارخوب، جالب و مفید است اقدام نمایید، فلذا از آن زمان، با توکل به خداوند متعال وتوسل به اهلبیت (صلوات الله علیهم اجمعین) شروع کردم آیات و روایات در موضوع اثرات گناه بر زندگی انسان را جمع آوری و فیش برداری نمودم ونام مجموعه را انتخاب کردم (اثرگناه در زندگی انسان ازنظر قرآن وعترت) البته شاید این از الطاف خفیه حضرت مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به حقیر بوده وعنایت آقا به نوکربوده است.


1) - سوره شوری آیه 3.

2) - وسائل الشیعه ج 11، ص 237، ح 1.

3) - اصول کافی ج 3، ص 377، ح 29.

امتیازت این تألیف:

1.

تمام احادیث و روایات از کتب مشهور و منابع معتبر، جمع آوری گردیده است.

2.

مأخذ هرحدیث، در پاورقی ذ کرشده است.

3.

جهت حفظ امانت داری، هرحدیثی با ترجمه ویا بدون ترجمه، عین آن را آورده، وتوضیح آن درصورت نیاز، دربین این علامت () بیان شده است.

4.

أحادیثی که دارای چند موضوع بوده، بخاطر اهمیت موضوع و قداست کلام معصوم (علیه السلام) در تمام موضوعات همه حدیث و یا قسمت مربوطه را آورده شده، ولی درشماره گذاری فقط در یک موضوع شماره گذاری شده ودرموضعات

دیگر به آن شماره ارجاع داده شده.

5.

هرمطلبی خارج ویا بیش از ترجمه آیات و روایات، دربین علامت نوشته شده است.

6.

هرمطلب فارسی و یا عربی خارج از آیات و روایات از هر منبعی که نقل شده درآخر و یا زیرهمان مطلب نام منبع درج گردیده است.

7.

جهت سهولت قرائت، تمام آیات وروایات، اعراب گذاری گردیده است.

8.

تلاش شده ترجمه آیات وأحادیث، فارسی روان وقابل فهم باشد.

9.

ابواب، فصول و موضوعات بصورت حروف الفبایی تنظیم گردیده است.

10.

برای هرآیه وحدیث، موضوع (خاصِ) بیان شده است.

11.

آیات وروایات با خط درشت نگارش یافته است.

12.

این مجموعه مشتمل: بر31 باب، 220 فصل و حدود 535 آیه و1960 حدیث می باشد،

ابواب و فصول بصورت حروفی تنظیم گردیده است.از همۀ خوانندگان

عزیز انتظار می رود، ضمن دعای خیر و آرزوی توفیق عمل برای اینجانب، حقیر را از کم و کاستی ها و نواقص مطلع و نقطه نظرات خود را بیان نمایند تا در چاپ های بعدی از نظرات آنان استفاده ونقایص برطرف گردد.

در خاتمه بر خود لازم می دانم، از همۀ بزرگان، دوستان وعزیزانی که مرا در تألیف این مجموعه تشویق، ترغیب و یاری کردند، بویژه برادر عزیزم جناب آقای مهندس امیرحسین اکبری، صمیمانه تقدیر و تشکر نموده و از خداوند منان برای همۀ آنان توفیقات روزافزون الهی را مسئلت می نمایم.

خداوندا! تو را سپاس می گویم که توفیق نگارش این مجموعه را برایم عطا کردی.

8 / 6 / 1400

برابر با 21 / محرم الحرام 1443

عمران عزتی

1- باب اول (الف): سی و یک فصل

اشاره

باب اول الف

فصل اول - گناهانی که آبروی انسان را می برد:

«بخل »

1. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَخِیلُ یَسمَحُ مِن عِرضِهِ بِأَکثَرَمِمّٰا أَمسَکَ مِن عَرَضِهِ وَیُضَیِّعُ مِن دِینِهِ أَضعٰافَ مٰا حَفِظَ مِن نَشَبِهِ؛(1)

بخیل از آبرویش بیشتر می بخشد، تا آنچه که از مالش خودداری می کند، و تباه می کند از دین خود چند

برابرآنچه که از دارایی و وابستۀ خود نگه داشته

«درخواست - سائلی»

2. قالَ الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماءُ وَجهِکَ جامِدٌ یُقطِرُهُ السُّؤالُ، فَانظُرعِندَ مَن تُقطِرُهُ؛(2)

آبروی توچون [یخ] جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگرکه آن را نزد چه کسی فرو می ریزی؟

«عدم تدبیر اقتصادی و نیازمندی»

3. قالَ الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : «أَللّهُمَّ... وَلا تَبذُل (تبتذل) جاهِی بِالإِقتارِ، فَأَستَرزِقَ طالِبِی رِزقَکَ(زفدک)، وَأستَعطِفَ شِرارَخَلقِکَ؛»(3)

خدایا...و با تنگدستی شخصیت مرا لکّه دار مفرما، که از روزی خواران تو روزی خواهم، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم.

«نفاق و دورویی »

4. الإمامُ

علِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالنِّفاقَ فَاِنَّ ذَاالوَجهَینِ لایَکُونُ وَجِیهًا عِندَ اللهِ؛(4)


1) - غرر، ج 1، ص 94، ح 2106.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ص 710، ح 346.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ص 460، خطبه 225.

4) - غرر، ج 1، ص 152، ح 64.

از دورویی بپرهیز، زیرا که شخص دورو در پیشگاه خداوند آبرویی ندارد».

فصل دوم - اثرگناه در رابطه امور مربوط به آخرت انسان:

الف) گناهانی که باعث انحراف انسان ازآخرت می شود:

«انحراف از مسیرعقل و منطق »

قرآن کریم:«یُؤفَکُ عَنهُ مَن اُفِکَ؛»(1)

کسانی از ایمان به آن (روز قیامت) منحرف می شوند که از قبول حق سرباز می زنند.

مجموع آیه چنین معنی می دهد: کسانی از ایمان به معاد منحرف می شوند که از مسیر دلیل عقل و منطق حق طلبی منحرف گشته اند.(2)

«طمع»
5. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأَعمَی النَّفسَ

الطامِعَةَ عَنِ العُقبَی الفاجِعَةِ؛(3)

خیلی کور است، نفس طمع کار از آخرتی که دردآرنده است

ب) گناهانی که باعث انکار آخرت (و تکذیب روز رستاخیز) می شود:

«فسق و فجور »

قرآن کریم:بلَ یُرِیدُ الإِنسانُ لِیَفجُرَأمامَهُ؛»(4)

(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می خواهد آزاد باشد و هر فسق و فجور انجام دهد و همیشه کند.

«یَسئَلُ اَیّانَ یَومُ القِیامَةِ؛»(5)

لذا می پرسد قیامت کی خواهد بود.

حدیث:

6. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سَرَّهُ الفَسادُ سائَهُ المَعادُ؛(6)»

1) - سوره ذاریات، آیه 9.

2) - تفسیر نمونه، ج 22، ص 315.

3) - غرر، ج 2، ص 748، ح191.

4) - سوره قیامت، آیه6.

5) - سوره قیامت، آیه 6.

6) - غرر، ج 2، ص 651، ص 712.

نداشتن حرف حق و ثابت

قرآن کریم: «إِنَّکُم لَفیِ قَولٍ مُختَلِفٍ؛»(1)

شما (که قیامت را انکار می کنید) در گفتار مختلف وگوناگون

هستید، حرف حق و ثابت ندارید.

«کفر»

قرآن کریم: «زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُواأَن لَن یُبعَثُوا قُل بَلی وَرَبِّی لَتُبعَثُنَّ...؛»(2)کافران پنداشتند، هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو آری به پروردگارم سوگند که همه شما (در قامت) مبعوث خواهید شد.

ج) گناهی که باعث رها کردن و واگذار نمودن آخرت می شود:

«دوست داشتن دنیا»

قرآن کریم: «کَلّا بَل تُحِبِّونَ العاجِلَةَ»(3)چنین نیست که شما می پندارید. (و دلایل معاد را مخفی می شمرید) بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید (و هوسرانی بی قید و شرط را). «وَتَذَرُونَ الآخِرَةَ؛»(4)وآخرت را رها می کنید.

حدیث:

7. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَغِبَ فِی زَخارِفِ الدُّنیا فاتَهُ البَقاءُ المَطلُوبُ؛(5)

کسی که به زیورهای دنیا دلبستگی پیدا کند، آخرتی که مورد پسند او باشد، از دستش برود.

8. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلنّاسُ فِی الدُّنیا عامِلانِ:عامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنیا لِلدُّنیا، قَدشَغَلَتهُ دُنیاهُ عَن آخِرَتِهِ؛(6)

مردم در دنیا، دو دسته اند: یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار کرد، و دنیا او را از آخرتش

بازداشت.


1) - سوره ذاریات، آیه 8.

2) - سوره تغابن، آیه 7.

3) - سوره قیامت، آیه 20.

4) - سوره قیامت، آیه 21.

5) - غرر، ج 2، ص 684، ح 1138.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ح 269.

د) گناهی که باعث آسیب رسانی به آخرت می شود:

«دنیا دوستی»
9. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن أَحَبَّ دُنیاهُ أَضَرَّ بِآخِرَتِهِ؛(1)

هرکه دنیایش را دوست داشته، به آخرت خود زیان زده است.

10. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ مِنَ الدُّنیا شَیئًا فَاِتَهُ مِنَ الآخِرَةِ أَکثَرَمِمّا طَلَبَ؛(2)

کسی که از دنیا چیزی بخواهد (درصدد بدست آوردن آن برآید) بیش ازآنچه که از دنیا می خواهد از آخرت از دستش می رود.

ه) گناهانی که باعث فراموش کردن آخرت می شود

«آرزوی طولانی»
11. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : إنّما أخافُ عَلَیکُم إثنَتَینِ: إتباعُ الهَوی، وَطُولُ الأمَلِ، أمّا إتباعُ الهَوی فَاِنّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وَطُولُ الأمَلِ فَیُنسِی الآخِرَةَ؛(3)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: بر شما از دو چیز بیمناکم: تبعیت از هوای نفس، وآرزوی طولانی، تبعیت از هوای نفس (انسان را) ازحق بازمیدارد، و آرزوی طولانی باعث فراموشی آخرت می شود.

«تفاخر و تکاثر»

قرآن کریم: «أَلهٰکُمُ التَّکٰاثُرُ. حتَّی زُرتُمُ المَقابِرَ؛»(4)تفاخر و مباهات بر یکدیگر شما را از خدا و قیامت به خود مشغول داشت؛ تا آنجا که به زیارت قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برای مباهات برشمردید)

«اشتغال به دنیا»
12. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَعمَلُ لِلآخِرَةِ أَلمَشغُولُ بِالدُّنیٰا؛(5)

چگونه برای آخرت عمل نماید کسی که به دنیا مشغول است؟!.


1) - نهج الفصاحة، ص 609، ح 2985.

2) - غرر ج 2، ص 693،ح 1234.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 346 ،ح 2.

4) - سوره تکاثر، آیه 1.

5) - غرر، ج 2، ص 553، ص 3.

13. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَانّٰاسُ فِی الدُّنیٰا عٰامِلانِ: عٰامِلٌ فِی الدُّنیٰا لِلدُّنیٰا قَد شَغَلَتهُ دُنیٰا عَن آخِرَتِهِ...؛(1)

امام علی (علیه السلام) : مردم در دنیا سرگرم دوکارند: (دو جور کار می کنند) یکی در دنیا به کار دنیا است، دنیا او را از آخرتش بازداشته (و مشغول کرده) است.

«پیوند خوردن به دنیا»
14. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : کَذِبَ مَن إدّعَی الیَقِینَ بِالباقِی وَهُوَمُواصِلٌ لِلفانِی؛(2)

دروغ گفت کسی که ادعای یقین به قیامت کرد، درحالی که به دنیا پیوند خورده است.

«دلباختگی بدنیا»
15. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالوَلَهُ بِالدُّنیٰا فَاِنَّهٰا تُورِثُ الشَّقٰاوَةَ وَالبٰلاءَ وَتَحدُوکَ عَلَی البَقٰاءِ بِالفَنٰاءِ؛(3)

امام علی (علیه السلام) : دوری کن از شیفتگی به دنیا، که آن تو را به بدبختی، و گرفتاری می افکند، و تو را بسوی فروختن آخرت به دنیا می کشاند.

«راضی شدن به زندگی دنیا»
16. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَضِیَ بِالدُّنیا فاتَتهُ الأخیرَةُ؛(4)

کسی که به دنیا راضی وخرسند شد، آخرت را از دست داده است.

«رغبت به دنیا»
17. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَنفَعُ العَمَلُ لِلآخِرَةِ مَعَ الرَّغبَةِ فِی الدُّنیا؛(5)

با وجود میل و خواهش به دنیا، کار برای آخرت بی فایده است.

«فریفتگی و مغرورشدن به زندگی دنیا»

قرآن کریم: «وَناداأَصحابُ النّارِأَصحابَ الجَنَّةِ آَن أَفِیضُواعَلَینا مِنَ الماءِ أَومِمّا رَزَقَکُمُ اللهُ قالُواإِنَّ اللهَ حَرَّمَهُما عَلَی الکافِرِینَ؛»(6)

اهل دوزخ، بهشتیان را صدا زنند که از آب یا آنچه خدا به شما روزی کرده به ما ببخشید، آنها (در پاسخ) گویند خداوند این ها را بر کافران حرام نموده است.


1) - غرر، ج 1، ص 101، ص2161

2) - غرر، ج 2، ص 574، ص 18.

3) - غرر، ج 1، ص 154، ص 76.

4) - غرر، ج 2، ص 551، ص31.

5) - میزان الحکمة ج 1، ص 58، ح 132.

6) - سوره اعراف، آیه 50.

«أَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُم لَهوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتهُمُ الحَیاةُ الدُّنیا فَالیَومَ نَنساهُم کَما نَسُوالِقاءَ یَومَهُم هذا وَما کانُوابِآیاتِنا یَجحَدُونَ؛»(1)

آن هایی که دین و آئین شان را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنها را فریفت، امروز ما آنها را از یاد می بریم همان گونه که آن ها بردند دیدار امروزشان را، وآیات ما را انکار نمودند.

«گرفتار شدن در نعمت های دنیا»
18. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن مُبتَلٰی بِالنَّعمٰاءِ؛(2)

چه بسا کسی که در چنگال نعمت ها گرفتار است (مال و ثروت نمی گذارد به آخرتش

بپردازد).

و) گناهانی که باعث فروختن آخرت به دنیا می شود:

«کفر»

قرآن کریم: ... وَ وَیلٌ لِلکافِرِینَ مِن عَذابٍ شَدِیدٍ؛»(3)

و وای بر کافران از مجازات سخت.«لَّذِینَ یَستَحِبُّونَ الحَیاةَ الدُّنیاعَلَی الآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَیَبغُونَها عِوجًا أُولئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ؛»(4)

آن هایی که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند، و (مردم) را از راه خدا، بازمی دارند،

و می خواهند راه حق را منحرف سازند آنها در گمراهی دوری هستند.

«کافرشدن به احکام الهی»

قرآن کریم: «أَولئِکَ الَّذِینَ اشَتَرَوُا الحَیاةَ الدُّنیا بِالآخِرَةِ...»(5)

آن ها (کافران) کسانی هستند که زندگی این دنیا را به بهای آخرت خریدند،

... وَلکِن مَن شَرَحَ بِالکُفرِصَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللهِ وَلَهُم عَذابٌ عَظییمٌ؛»(6)

آری آن ها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند غضب خدا بر آن ها است و عذاب عظیمی در انتظارشان؛


1) - سوره اعراف، آیه 51.

2) - غرر، ج 2، ص 652، ح 717.

3) - سوره ابراهیم، آیه2.

4) - سوره ابراهیم، آیه3.

5) - سوره بقره، آیه 86 .

6) - سوره نحل، آیه 106.

«ذالِکَ به آنهُمُ استَحَبُّواالحَیاةَ الدُّنیاعَلَی الآخِرَةِ وَأنَّ اللهَ لایَهدِی القَومَ الکافیرِینَ؛»(1)

این غضب بخاطر آنست که زندگی دنیا آنان را برآخرت ترجیح دادند، و از آن روست که خداوند کافران را هدایت نمی کند.

«اطاعت از هوای نفس»
19. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطٰاعَ هَوٰاهُ بٰاعَ ٰاخِرَتَهُ بِدُنیٰاهُ؛(2)

کسی که از هوای نفس پیروی کند، آخرت خود را، به دنیایش فروخته است.

ز) گناهی که باعث ویرانی آخرت انسان می شود

«آباد کردن دنیا»
20. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمَّرَدُنیاهُ خَرَّبَ مَآلَهُ وَمَن عَمَّرَآخِرَتَهُ بَلَغَ آمالَهُ؛(3)

کسی که دنیای خویش را آباد سازد، آخرت خود را ویران کرده است، وهرکس آخرت خود را آباد سازد به آرزوهای خود می رسد.

فصل سوم - اثرگناه در رابطه با آرزوهای انسان:

الف) گناهی که باعث طولانی شدن آرزوی انسان می شود:

«ثروت دوستی»
21. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ المالِ یُقَوِّی الآمالَ وَیُفسِدُ الأَعمالَ؛(4)

دوست داشتن ثروت آرزو را تقویت و اعمال را فاسد می کند.

ب) گناهانی که باعث می شود انسان به آرزوهایش

اشاره

نرسد:

«دنیا پرستی»
22. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمَرَ دُنیاهُ خَرَّبَ مَآلَهُ؛(5)

کسی که دنیایش را آباد کند، آینده (و آرزوی) خود را خراب کرده است.


1) - سوره نحل، آیه 107.

2) - غرر، ج 2، ص 650، ص 895

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 56، ح 119.»

4) - غرر، ج 1، ص 380، ح 9

5) - غرر، ج 2، ص 650،ح 690.

«امید بستن به دنیای فانی و ظواهر دنیا»
23. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَمَّلَ الرَّیِّ مِنَ السَّرٰابِ خٰابَ أَمَلُهُ وَمٰاتَ بِعَطَشِهِ؛(1)

کسی که از سراب (دنیای فریبنده) آرزوی سیراب شدن دارد، ناامید از تشنگی بمیرد.

«امید بستن به غیر خدا»
24. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَمَّلَ غَیرَاللهِ سُبحٰانَهُ أَکذَبَ آمٰالَهُ ،(2)

کسی که امید و آرزویش غیرخداوند

سبحان باشد، آرزوهایش دروغ از کار درآید.

25. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: لأقطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤمِنٍ أَمَّلَ دُونِی بِالإِیاس(3)

خدای بزرگ می فرماید: بی گمان امید هرمؤمنی راکه، به غیر من امید بندد، قطع می کنم.

26 - الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إنقَطِع إِلَی اللهِ سُبحانَهُ، فَاِنَّهُ یَقُولُ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لأقطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مَن یُؤَمِّلُ غَیرِی بِالیَأسِ؛(4)

تنها به خداوند سبحان دل ببند، که او می فرماید: به عزت وجلال خودم سوگند، که امید هرکس را که به غیرمن امید ببندد به نوامیدی می کشانم.

«ثروت و مال»
27. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلمالُ یُفسِّدُ المَألَ وَیُوَسِّعُ الأمالَ؛(5)

ثروت و مال عاقبت فرد را تباه می سازد و آرزوها را فزون می سازد.

«دلبستگی به دنیا»
28. عَن ابنِ أبِی یَعفُورِ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ:هَمُّ لایَفتی، وَأمَلٌ لایُدرَکُ، وَرَجاءٌ لا یَنالُ؛(6)

ابن أبی یعفور می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: کسی که دل به دنیا ببندد به سه خصلت (چیز) دل بسته، اندوهی که پایان ندارد، و آرزوی که به دست نیاید، و امیدی بدان نرسد.


1) - غرر، ج 2، ص 710، ح 1403.

2) - غرر، ج 2، ص 699، ح 1291.

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 191، ح 730.

4) - میزان الحکمة ج 1، ص 191، ح 731.

5) - غرر، ج 1، ص 53، ح 61.

6) - اصول کافی، ج 4،» ص 9، ح 17.

«عمل نکردن برای آخرت»
29. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَعمَل لِلآخِرَةِ لَم یَنِل اَمَلَهُ؛(1)

کسی که برای آخرت کار نکرده است، به آرزویش نمی رسید.

«فرمانروایی فرومایگان»
30. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إِذٰا سٰادَالسَّفَلُ خٰابَ الأَمَلُ؛(2)هرگاه فرومایگان سروری یابند، آرزوها از بین بروند.
«دنیا طلبی باعملِ آخرت»
31. الإِمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ الدّنیٰا بِعَمَلِ الآخِرَةِ کٰانَ أبعَدُ لَهُ مٰا مِمّٰا طَلَبَ؛(3)

هرکس با کار آخرت (و دینی) دنیا را بخواهد، آنچه را خواهان آنست دورتر خواهد بود. (هرگز به آن نمی رسد).

«پیگیری کردن کار با نافرمانی خدا»
32. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی الحُسَینِ (علیه السلام) : عِظِّنِی بِحَرفَینِ، فَکَتَبَ اِلَیهِ: مَن حٰاوَلَ أَمرًا بِمَعصِیَةِ اللهِ کٰانَ أَفوَت لِمٰا یَرجُووَأَسرَعَ لِمَجِیءِ مٰا یَحذَرُ؛(4)

مردی به امام حسین (علیه السلام) نوشت: مرا با دو حرف موعظه فرمایید، آن حضرت درجواب نوشت:

هرکس امری را با نافرمانی ازخدا بجوید، آنچه امید دارد زودتر از دستش برود، و از آنچه می گریزد زودتر به سرش آید.

«بداندیشی»
33. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن أَساءَ نِیّتَهُ مُنِعَ الأمنِیّتَهُ؛(5)

هرکس بدنیت باشد، از رسیدن به آرزوها

بازماند.


1) - غرر،ج 2، ص 702، ح 1332.

2) - غرر،ج 2، ص 312، ح 61.

3) - غرر، ج 2، ص 893، ح 1240.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 8، ح 3.

5) - غرر، ج 2، ص 648،ح 656.

«همّت گماشتن به کار غیر خدایی»
34. الإِمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَکُن هَمُّهُ مٰا عِندَاللهِ سُبحٰانَهُ لَم یُدرِک مَنٰاهُ؛(1)

کسی که همتش صرف آنچه که نزد خداوند است، نشود به آرزویش نرسد.

فصل چهارم - گناهانی که باعث سلب آسایش انسان می شود:

«حِرص»

35. قالَ الإِمامُ الصّادق (علیه السلام) : حُرِمَ الحَرِیصُ خَصلَتَینِ، وَلَزِمَتهُ خَصلَتانِ: حُرِمَ القَناعَةَ فَا فتَقَدَ الرّاحَةَ، وَ حُرِمَ الرِّضا فَافتَقَدَ الیَقِینَ؛(2)

انسان حریص از دو خصلت محروم شده، و در نتیجه دوخصلت همراه او شده اند:

از قناعت محروم گردیده، در نتیجه آسایش را از دست داده است، و از رضایت محروم گشته، و در نتیجه یقین را از کف داده است.

36. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لایَلقَی الحَرِیصُ مُستَرِیحًا؛(3) حریص هیچ گاه آسایش نبیند.

«حسد»

37.

الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لایُوجَدُ الحَسُودُ مَسرُورًا؛(4) درحسود را هیچگاه شادمانی نتوان یافت.

38.

الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ما أَقَلَّ راحَةَ الحَسُودِ؛(5) چه کم است آسایش شخص حسود.

«ناآرامی و بی قراری»

39. قالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه واله) :... یاعلیّ مَن إستولی علیه الضجر، رحلت عنه الرّاحة؛(6)

علی جان! مواظب باش که ناآرامی و بی قراری، به تو دست ندهد، [ اگر دست بدهد] آسایش از تو دور می شود.


1) - غرر، ج 2، ص 700، ح 130.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 318، ح 4.

3) - غرر، ج 2، ص 835، ح 127.

4) - غرر، ج 2، ص 835، ح 128.

5) - غرر، ج 2، ص 737، ح 27.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 320، ح 2.

«بدی کردن»

40. قال أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : وَلایَأمَنُ البَیاتَ مَن عَمِلَ السَّیِئآتِ؛(1)

و آن کس که کارهای بد و زشت کند، از بلا های آسوده نیست.

«کینه توزی»

41. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ما أَنکَدَعَیشَ الحَقُودِ؛(2)

چقدر زندگی شخص کینه توز و بدخواه تنگ است.

42. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلحَقُودُ لا رٰاحَةَ لَهُ؛(3) کینه توز، آسایش ندارد.

فصل پنجم - گناهانی که باعث آفت وآسیب در زندگی انسان می شود: سررشته آفتها:

«دلباختگی به لذات دنیا»

43. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ الآفٰاتِ أَلوَلَهُ بِالَّذٰاتِ؛(4)سررشتۀ همه آفت ها(در زندگی)

دلباخته شدن به لذات دنیا است.

«شهوت رانی»

44.

الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن تَسَرَّعَ إِلَی الشَّهَوٰاتِ تَسَرَّعَت إِلَی الآفٰاتِ؛(5) هرکس بسوی شهوت ها شتاب کرد، آفتها و آسیب ها به سویش شتاب کرد.

45.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلشَّهَواتُ آفاتٌ؛(6)

شهوات آفات (زندگی) است.

46. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مُدمِنُ الشَّهَواتِ سَرِیعُ الآفاتِ؛(7)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 486، ح 7.

2) - غرر، ج 2، ص 737، ح 28 .

3) - غرر، ج 1، ص 34، ح 1050.

4) - غرر، ج 1، ص 412، ح 23.

5) - غرر، ج 2، ص 666، ح 926. - 6.

6) - میزان الحکمة ج 1، ص 7، ح 69.

7) - غرر، ج 2، ص 765، ح 132.

کسی که همیشه به دنبال شهوت رانی ها است، زودتر دچارآفات گردد.

آفت آبادانی(کشور):

«ستمگری حاکمان»

47. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العُمرٰانِ جَورُالسُّلطٰانِ؛(1)

آفت آبادانی، ستمگری فرمانرواست.

آفت آرزوها:

«مرگ»

48. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : افَةُ الأَملِ أَلاجَلُ؛(2)

آفت آروزها، مرگ است.

آفت اطاعت وفرمان برداری:

«عصیان و نافرمانی»

49. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الطّٰاعَةِ ألعِصیٰانُ؛(3)

آفت اطاعت، عصیان و نافرمانی است.

آفت اقتصاد(میانه روی):

«بخل»

50. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَة الإِقتِصٰادِ أَلبُخلُ؛(4)

بخل، آفت اقتصاد است.

آفت امانتداری:

«خیانت به امانت»


1) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 556 .

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 55 .

3) - غرر، ج 1، ص 307، 28.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 3 .

51. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الأَمانَةُ الخِیانَةُ؛(1)

آفت امانت، خیانت (به امانت) است.

آفت دور اندیشی:

«به موقع انجام ندادن کار»

52. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الحَزمِ فَوتُ الأَمرِ؛(2)

آفت دوراندیشی، تباه شدن کار است[ به موقع انجام ندادن ].

آفات انفاق:

«آزار، أذیت، منت»

قرآن کریم: یا اَیُّهَا الَّذِینَ أمَنُوا لاتُبطِلُوا صَدقاتِکُم بِالمَنِّ وَالأَذیِ کَالَّذِی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلایُؤمِنُ بِاللهِ وَالیَومِ الأخِرِ...؛»(3)

ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش ها و انفاقات خود را با منت وآزار، باطل نسازید،

همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند، و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد.

آفت ایمان:

«شرک »

53. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الإِیمانِ أَلشِّرکُ؛(4)

آفت ایمان، شرک است.

آفت بخشش:

«معطّل کردن»

54. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العَطٰاءِ أَلمَطَلُ؛(5)

1) - غرر، ج 1، ص 308، ح 48.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 470.

3) - سوره بقره، آیه 26 .

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 1.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 27.

آفت بخشش، معطّل کردن و چشم انتظارگذاردن است.

آفت بخشندگی:

«اسراف»

55. رَسُولُ اللهِ(صلّ الله عله وآله):... وَآفَةُ الجُودِ السَّرَفُ؛(1)آفت بخشندگی، اسراف است.

«بیجا خرج کردن»

56. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الجُودِ أَلتَّبذیرُ؛(2)

آفت بخشندگی، بیجا خرج کردن است.

«زیاده روی»

57. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَآفَةُ الجُودِ السَّرَفُ؛(3)

و آفت بخشندگی، زیاده روی است.

«نداری و فقر»

58. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الجُودِ أَلفَقرُ؛(4)

آفت بخشندگی، نداری و فقر است.

آفت بردباری وحلم:

«خواری»

59. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الحِلمِ أَلذُّلِ؛(5)

آفت حلم و بردباری، ذلت وخواری است.


1) - میزان الحکمة ج1، ص150، ح 512.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 50.

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 150، ح 514.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 37.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 26.

«سبک سری وکم عقلی»

60. رَسُولُ اللهِ(صلّ الله عله وآله):... وَآفَةُ الحِلمِ السَّفَهُ؛(1)

و آفت بردباری و حلم، سبک سری است.

آفت بزرگی:

«پیشامد های قضا وقدر»

61. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ المَجدِ عَوٰائِقُ القَضاءِ؛(2)

آفت بزرگی، موانع و پیش آمدهای قضا و قدر است.

آفت حاکمان وفرمان روایان:

«بدرفتاری»

62. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ المُلُوکُ سُوءُ السِّیرَةِ؛(3)

آفت پادشاهان و فرمانروایان، بدرفتاری (با رعیت) است.

آفت پارسایی وپرهیزکاری

«کم قناعت کردن»

63. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الوَرعِ قِلَّةُ القَنٰاعَةِ؛(4)

آفت پارسائی و پرهیزکاری، کمی قناعت است.

«ترس و واهمه»

64. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجُبنُ ٰافَةٌ؛(5)

ترس، آفت است.


1) - میزان الحکمة ج1، 150،ح 512.

2) - غرر، ج 1، ص 305، ح 11.

3) - غرر، ج 1، ص 305، ح 14.

4) - غرر، ج 1، ص 305، ح 21.

5) - میزان الکمة ج 1، ص 150، ح 515 .

آفت توانگری:

«بخل»

65. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الغِنی أَلبُخلُ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : آفت توانگری، بخیلی است.آفت جُستجوگری:

«کامیاب نشدن»

66. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الطَّلَبِ عَدمُ النَّجٰاحِ؛(2)

آفت جستجو، کامیاب نشدن است.

آفت حسب و نسب (خانوادگی):

«خود پسندی»

67. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلّ الله عله وآله): آفَةُ الحَسَبِ اَلإِفتِخارُوَالعُجبُ؛(3)

آفت حسب ونسب، فخرفروشی وخودپسندی است.

«فخر فروشی»

68. رَسُولُ اللهِ (صلّ الله عله وآله):... وَآفَةُ الحَسَبِ الفَخرُ؛(4)

آفت حسب ونسب (خانوادگی)، فخرفروشی است.

آفت دین:

«حسادت و خودپسندی»

69. قال أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : آفُةُ الدِّینِ اَلحَسَدُ وَالعُجبُ وَالفَخرُ؛(5)

حسادت، خودپسندی و فخرفروشی، آفت دین است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 54.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 30.

3) - وسائل الشیعه ج 11، ص 335، ح 2.

4) - میزان الحکمة ج1، 150، ح 512 .

5) - وسائل الشیعه ج 11، ص 293، ح 5.

«سوء ظّن و بدگمانی»

70. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الدِّینِ سُوأ الظَّنِّ؛(1)

آفت دین، بدگمانی به خداوند است.

«فخر فروشی»

(در موضوع حسادت وخوپسندی حدیث شماره 69)«هوای نفس»

71. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : آفَةُ الدِّین اَلهَویٰ؛(2)

آفت دین، خواهش های نفسانی است.

آفت رستگاری:

«کسالت و تنبلی»

72. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ النَّجٰاحِ أَلکَسَلُ؛(3)

آفت رستگاری، کسالت وتنبلی است.

آفت رعیت و ملت:

«نافرمانی کردن»

73. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الرَّعِیَّةُ مُخٰالَفَةُ الطٰآعَةِ؛(4)

آفت رعیت وملت، نافرمانی کردن ازحاکمان است.

آفت ریاست:

«فخر فروشی»

74. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الرِّیاسَةِ أَلفَخرُ؛(5)

آفت ریاست، فخرفروشی و به خودبالیدن است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 9.

2) - میزان الحکمة ج 1، ص 150، ح 513.

3) - غرر، ج 1، ص 304، ح 53 .

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 20.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 33 .

آفت ریاضت (سختی کشیدن جهت تهذیب)

«غلبۀ عادت»

75. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفًةُ الرِّیٰاضَةِ غَلَبَةُ العٰادَةِ؛(1)

آفت ریاضت کشید، غلبه عادت است

[مانند این که عادت کرده به خواب بیشتر لذا سحرخیزی ندارد]

آفت زمامداران و پیشوایان:

«ضعف سیاست»

76. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الزُّعَمٰاءِ ضَعفُ السِّیٰاسَةِ؛(2)

آفت زمامداران و پیشوایان، ضعف سیاست (و مدیریت) است.

آفت امور زندگی:

«سوء مدیریت - بداندیشی»

77. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ المَعاشِ سُوءُالتَّدبِیرُ؛(3)

آفت امور زندگی، سوءمدیریت است.

آفت زیبایی:

«غرور»

78. رَسُولُ اللهِ(صلّ الله عله وآله): آفَةُ الجَمٰالِ الخُبَلاءُ؛(4)

آفت زیبایی، غرور است.

آفت زیرکی وهوشیاری:

«خودستایی»


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 19.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 17.

3) - غرر، ج 1، ص 304، ح 51.

4) - میزان الحکمة ج1، 150، ح 512.

79. رَسُولُ اللهِ(صلّ الله عله وآله): آفَةُ الظَرفِ الصَّلَفُ؛(1)

آفت زیرکی، خودستایی است.

«مکر و حیله»

80. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الزُّکٰی اَلمَکرُ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : مکر و حیله آفت زیرکی است.آفت سخن گفتن:

«دروغ»

81. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُالحَدِیثِ اَلکِذبُ؛(3)

آفت سخن گفتن، دروغ است.

«پرگویی»

82. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الکَلامِ الإِطٰالَةُ؛(4)

آفت سخن گفتن، پرگویی است.

آفت سخاوت:

«منت گذاردن»

83. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ السَّخاءِ اَلمَنُّ؛(5)

آفت سخاوت وبخشش، منت گذاردن است.

آفت شجاعت:

«ضایع کردن دوراند یشی»

84. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الشُّجٰاعَةِ إِضٰاعَةُ الحَزمِ؛(6)

1) - همان.

2) - غرر، ج 1، ص 304،ح 6.

3) - میزان الحکمة ج1، ص152، ح 559.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 52.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 8 .

6) - غرر، ج 1، ص 304، ح 24.

آفت شجاعت ودلاوری، ازدست دادن دواندیشی واحتیاط است.

84. رَسُولُ اللهِ (صلّ الله عله وآله):... وَآفَةُ الشُّجاعَةِ اَلبَغیُ؛(1)

آفت شجاعت، تعدّی و از حدگذشتن است.

آفت شرف وبرتری:

«کبر و غرور»

85. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الشَّرَفِ اَلکِبرُ؛(2)

آفت شرافت و برتر، کبر و غرور است.

آفت شرم و حیا:

«ناتوانی و ضعف»

86. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَآفَةُ الحَیاءِ الضَّعفُ؛(3)

و آفت شرم و حیا، ناتوانی است.

آفت انسان عادل:

«کم پارسایی»

87. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العُدُولِ قِلَّةُ الوَرَعِ؛(4)

آفت اشخاص عادل، کمی پارسایی و پرهیزکاری است.

آفت عدالت ودادگری:

«حاکم زورگوی»

88. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العَدلِ أَلظّٰالِمُ القٰادِرُ،(5)

آفت عدالت و دادگری، - حاکم – ستمگر و زورگوی است.


1) - میزان الحکمة ج1، 150،512 .

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 5.

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 150، ح 514.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 23.

5) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 555 .

آفت عبادت

«خودنمائی»

89. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العِبٰادَةُ الرِّیاءُ؛(1)

ریا و خودنمائی آفت، عبادت و بندگی است.

«تنبلی»

90. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَافَةُ العِبادَةِ الفَترَةُ؛(2)

آفت عبادت، سُستی است.

آفت عقل

«اختلاف»

91. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلخِلافُ یَهدِمُ الرَّأیَ؛(3)

اختلاف، نابودکننده اندیشه است.

«خود بزرگ بینی»

92. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : شَرُّافَٰاتِ العَقلِ اَلکِبرُ؛(4)

بدترین آفات عقل، خود بزرگ بینی است.

«عُجب»

93. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِعجٰابُ ضِدُّ الصَّوٰابِ وَٰافَةُ الأَلبٰابِ؛(5)

خودپسندی، ضد دُرستی و سبب، تباهی خِردها و عقل هاست.

94. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ اَلُّبِ أَلعُجبُ؛(6)

خودپسندی، آفت عقل است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 7.

2) - میزان الحکمة ج1،150، ح 512 .

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 215.

4) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 574.

5) - غرر، ج 1، ص 49، ح 1402.

6) - غرر، ج 1، ص 308، ح 42.

«هواپرستی»

95. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العَقلِ أَلهَویٰ؛(1)

آفت عقل و خرد، هواپرستی است.

96. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَویٰ.افَةُ العَقلِ؛(2)

هوا و هوس، آفت عقل وخرد است.

آفت علم:

«عمل نکردن به علم»

97. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العِلمِ تَرکُ العَمَلِ بِهِ؛(3)

آفت علم، عمل نکردن به آن است.

«فراموشی»

98. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ شَیءٍ ٰافَةٌ، وَٰافَةُ العِلمِ النِّسیٰانُ؛(4)

هرچیزی آفتی دارد، و آفت علم فراموشی است.

99. رَسُولُ اللهِ(صلّ الله عله وآله):... وَ ٰافَةُ العِلمِ النِّسیٰانُ؛(5)

آفت علم، فراموشی ست.

آفت علماء و دانشمندان:

«ریاست طلبی»

100. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :آفَةُ العُلَمٰاءِ حُبُّ الرِّیٰاسَةِ؛(6)

آفت علماء و دانشمندان، ریاست طلبی است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 10.

2) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 516.

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 551.

4) - میزان الحکمة ج 1، ص 514، ح 551.

5) - میزان الحکمة ج 1، ص150، ح 512.

6) - غرر، ج 1، ص 304، ح 16

آفت عمل:

«نداشتن اخلاص»

101. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العَمَلِ تَرکُ الإِخلاصِ فِیهِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : آفت عمل، نداشتن اخلاص در آن است.

آفت عهد وپیمان:

«کم رعایت کردن عهد و پیمان»

102. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العَهدِ قِلَّةُ الرَّعٰایَةِ؛(2)

آفت عهد و پیمان، کم نگهداشتن و رعایت نکردن است.

«مکر و حیله»

103. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الوَفٰاءِ ألغَدَرِ؛(3)

آفت وفای به عهد و پیمان، مکر و حیله است.

آفت فقها (دانشمندان دینی):

«نداشتن صیانت نفس»

104. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الفُقَهٰاءِ عَدَمِ الصِّیٰانَةِ؛(4)

آفت فقها، نداشتن صیانت نفس است.

آفت قدرت:

«خودداری از احسان»

105. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ القُدرَةِ مَنعُ الإِحسٰانِ؛(5)

آفت قدرت، خودداری از نیکوکاری است.


1) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 552.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 32.

3) - غرر، ج 1، ص 304، ح 46.

4) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 565.

5) - میزان الحکمة ج 1، ص 152، ح 557.

«ستمگری و سرکشی»

106. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الإِقتِدٰارِأَلبَغیُ وَالعُتُوُّ؛(1)

آفت قدرت و نیرومندی، ستمگری وسرکشی است.

«زشت گفتاری و بدکرداری»

107. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَآفَةُ الجَلَدِ الفُحشُ؛(2)آفت نیرومندی، بدگفتاری و بدکرداری است.

«ناتوان شمردن دشمن»

108. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :

آفَةُ القَوِی إِستِضعٰافُ الخَصمِ؛(3)

آفت نیرومندی، دشمن را ناتوان شمردن است.

آفت قضات (قاضی ها وحاکمان شرع):

«طمع»

109. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) آفَةُ القُضاةِ الطَّمَعُ؛(4)

آفت قاضیان، طمع است «به خاطر طمع رشوه می گیرد و...»

آفت کارها:

«ناتوانی»

110. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الأَعمٰالِ عَجزُالعُمّٰالِ؛(5)

آفت کارها، ناتوانی کارگذاران است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 57.

2) - میزان الحکمة ج 1، ص 150، ح 514 .

3) - غرر، ج 1، ص 304، ح 25.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 22.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 44.

آفت کردارنیک وخوب:

«عمل بد و زشت»

111. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : ما أَحسَنَ مَن أَساءَ عَمَلَهُ؛(1)

هرکه بدکاره شد، کردارش خوب نخواهد بود.

آفت کشورداری:

«سُستی کردن»

112. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ المُلکِ ضَعفُ الحِمٰایَةِ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : آفت کشورداری، سستی در نگهداری کردن از آن است.

آفت بازگو کردن و نقل قول نمودن:

«دروغ نقل کردن»

113. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ النَّقلِ کِذبُ الرِّوٰایَةِ؛(3)

آفت نقل حدیث، دروغ گفتن روایت است.

آفت گذشت کردن:

«منّت گذاردن»

114. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : آفَةُ السَّماحَةِ المَنُّ؛(4)

آفت گذشت، منت گذاردن است.

آفت لشکریان و سپاهیان:

«سرپیچی از فرماندهان»

115. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الجُندِ مُخٰالِفَةُ القٰادَةِ؛(5)

1) - غرر، ج 2، ص 739، ح 62

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 31.

3) - غرر، ج 1، ص 304، ح 34.

4) - میزان الحکمة ج1، 150، ح 512.

5) - غرر، ج 1، ص 304، ح 18.

آفت لشکریان و سپاهیان، سرپیچی از فرماندهان است.

آفت (عامه و توده) مردم:

«عالم فاجر»

116. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ العٰامَّةِ أَلعٰالِمُ الفٰاجِرِ؛(1)

آفت عموم وتوده مردم، عالم فاجر و بدکردار است.

آفت مشورت:

«درهم شکستن نظرات»

117. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ المُشاوَرَةِ اِنتِقاضُ الآراءِ؛(2)

آفت مشورت کردن، درهم شکستن آرا و نظرات است.

آفت نجابت:

«کبر و غرور»

118. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَافَةُ النَّجابَةِ اَلکِبرُ؛(3)

آفت نجابت، کبر و غرور است.

افت نفس

«دل سپردگی به دنیا»

119. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ النَّفسِ اَلوَلَهُ بِالدُّنیٰا؛(4)

آفت نفس (انسانی)، دل سپردن به دنیا است.

آفت نعمت:

«کفران نعمت»


1) - غرر، ج1، ص 304، ح 38.

2) - غرر، ج1، ص 304، ح 13.

3) - میزان الحکمة ج 1، ص 150، ح 214.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 12.

120. الإمامُ عَلِیّ (علیه السلام) : آفَةُ النِّعَمِ اَلکُفرانُ؛(1)

آفت نعمت، کفران آن است.

آفت نیکی:

«رفیق و همدم بَد»

121. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الخَیرِ قَرِینُ السُوءِ؛(2)

آفت نیکی، رفیق وهمدم بداست.

آفت وزیران

«بد اندیشی»

122. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الوُزَرٰاءِ سُوءُ السَّرِیرَةِ؛(3)

آفت وزیریان، بداندیشی (برای ملّت) است.

آفت هیبت و شکوه:

«مزاح و شوخی»

123. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الهَیبَةِ أَلمِزاحُ؛(4)

آفت هیبت و شکوه، مزاح و شوخی است.

آفت یقین:

«شکّ و تردید»

124. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الیَقِینِ أَلشَّکُّ؛(5)

شک و تردید، آفت یقین است.


1) - غرر، ج 1، ص 304، ح 3.

2) - غرر، ج 1، ص 304، ح 56.

3) - غرر، ج1، ص 304، ح 15.

4) - غرر، ج1، ص 304، ح 29.

5) - غرر، ج 1، و ص 304، ح 2.

فصل ششم - گناهانی که باعث آوارگی و سرگردانی انسان می شود:

«مقدم داشتن خواسته حاکم جائر برخواستۀ خداوند»

125. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن آثَرَالسُّلطٰانَ عَلَی اللهِ (عزّوجلّ) أَذهَبَ اللهُ عَنهُ الوَرَعَ، وَجَعَلَهُ حَیرٰانًا؛(1)

هرکس سلطانی را بر خداوند(عزوجل) ترجیح دهد. خداوند پارسایی او را ببرد و او را سرگشته وحیران گرداند.

«عیب جویی از مردم»

126. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَغَلَ نَفَسَهُ بِغَیرِنَفسِهِ فَقَد تَحَیَّرَفِی الظُّلُمٰاتِ وَارتَکَبَ فِی الهَلَکٰاتِ؛(2)

کسی که خودش را به غیرخودش سرگرم کند (درصدد کنجکاوی از عیوب مردم برآید) همانا در تاریکی ها سرگردان ماند و درهلاکت ها بیفتد.

«سخن گفتن در ذات خداوند»

127. قال أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : تَکَلَّمُوا فِی خَلقِ اللهِ وَلاتَتَکَلَّمُوا فِی اللهِ فَاِنَّ الکَلامَ فِی اللهِ لا یَزدادُ صاحِبَهُ إِلا تَحَیُّرًا؛(3)

دربارۀ خلق خدا سخن گوئید، و راجع به خدا «ذات خدا» سخن نگوئید زیرا سخن راجع به خدا جز سرگردانی برای گوینده زیاد نکند.

فصل هفتم - گناهی که باعث آه و زاری- درماندگی- انسان می شود:

«تکیه و اعتماد به دنیا»

128. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن وٰاثِقٍ بِالدُّنیٰا قَد فَجَعَتهُ؛(4)

چه بسا کسی که به دنیا اعتماد کرد و دنیا او را به زاری (و درماندگی) افکند.

فصل هشتم - گناهی که باعث می شود انسان با حرارت آهن داغ و زندان تنگ عذاب شود:

«افشای اسرار و راز اهل بیت - علیهم السلام»


1) - عقاب الأعمال، ص 594، ح2.

2) - غرر، ج 2، ص 706، ح 1371

3) - اصول کافی ج 1، ص 124، ح 1.

4) - غرر، ج 2،

ص 551، ح 27.

129. قٰالَ أَبُوعَبداللهِ (علیه السلام) : مَنِ استَفتَحَ نَهٰارَهُ بِاِذٰاعَةِ سِرِّنٰا سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ حَرَّ الحَدِیدِ وَضِیقَ المَحٰابِسِ؛(1)

هرکسی روز خود را با افشای سرّ و راز ما (اهل بیت) بگشاید، خداوند حرارت آهن «داغ» و تنگنای زندان ها را بر او مسلط گرداند.

فصل نهم - گناهانی که باعث می شود انسان آیات الهی را تکذیب و تمسخرنماید:

«اصرار بر باطل و گناه»

قرآن کریم: «وَإِنِّی کُلَّما دَعَوتُهُم لِتَغفِرَلَهُم جَعَلَواأَصابِعَهُم فِی آذانِهیم وَاستَغشَواثِیابَهُم وَأصَرُّوا وَاستشکبَرُوا استِکبارًا؛»(2)

و من هر زمان آن ها را دعوت کردم که ایمان بیاورند و تو آن ها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوش ها قرار داده، و لباس هایشان را برخود (پیچیدند)، و در مخالفت اصرار ورزیدند، و شدیدا استکبار کردند.

«در باطل فرو رفتن و بازی کردن - لهو و لعب»

قرآن کریم: «فَوَیلٌ یَومَئِذٍ لِلمُکَذِّبِینَ؛»(3)

وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.

«أَلَّذِین هُم فِی خَوضٍ یَلعَبُونَ؛»(4)

آنانی که در سخنان باطل مشغولند (و در باطل فرو رفته اند).

«انجام اعمال بد»

قرآن کریم: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُاالسُّوای أَن کَذَّبُوا بِآیاتِ اللهِ وَکانُوا بِها یَستَهزِؤُنَ؛»(5)

سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند.

«تکبّر»

«از نظر قرآن کریم، یکی از عوامل تکذیب و تمسخر ایات الهی، توسط کافران، تکبّر و


1) - اصول کافی، ج 4، ص 79،ح 12

2) - سوره نوح، آیه 7.

3) - سوره طور،11.

4) - سوره طور،12.

5) - سوره روم، آ یه 10.

خودبزرگ بینی آنان است»(1)

«کفر»

قرآن کریم: «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ؛»(2)

بلکه کافران پیوسته (آیات الهی) را تکذیب می کنند.فصل دهم - گناهی که باعث سلب معرفت ائمّه اطهار(صلوات الله علیهم) از انسان می شود:

«نشستن در مجلس سبّ امامان معصوم -علیهم السلام»

130. قال أبُوجَعفَرٍ(علیه السلاتم): مَن قَعَدَ فِی مَجلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إمٰامٌ مِنَ الأئِمَّۀِ، یَقدِرُعَلی الإنتِصابِ فَلَم یَفعَل ألبَسَهُ اللهُ الذُلّ فِی الدُّنیٰا وَعَذَّبَهُ فِی الآخِرَةِ وَسَلَبَهُ صٰالِحَ مٰا مَنَّ بِهِ عَلَیهِ مِن مَعرَفَتِنٰا؛(3)

هرکس در مجلسی بنشیند، که در آن یکی از ائمّه اطهار(علیهم السلام) سبّ و بدگوئی می شود، و او می تواند برخیزد ولی برنخیزد، خداوند لباس ذلّت به تن او می پوشاند، و در آخرت او را عذاب کند، و آن چیز نیکی که به وقت دادن آن، بر او منّت نهاده «یعنی معرفت ما» از او می گیرد.

فصل یازدهم - گناهی که باعث هلاک و گشته شدن ابرار به دست اشرار می شود:

«ترک امربه معروف ونهی ازمنکر»

131. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :...هُنالِکَ یَتُمُّ غَضَبُ اللهِ(عزّوجلّ)عَلَیهِم فَیَعُمُّهُم بِعِقابِهِ فَیُهلِکُ الأَبرارُفِی دارِالأَشرارِ؛(4)

در این جا (در ترک واجبات از جمله امربه معروف ونهی ازمنکر) خشم و غضب خداوند(عزوجل) بر آن ها کامل خواهد شد، پس خداوند همه آن ها را دچار عذاب کرده و ابرار و نیکوکاران درخانه اشرار و بدکاران به هلاکت می رسند.

فصل دوازدهم - گناهی که باعث آزار آزاد مردان می شود:

«لئیم و ناکس بودن»

132. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ یَدَّرِعُ العٰارَوَیُؤذِی الأَحرٰارَ؛(5)

ناکس و نامرد جامه ننگ را برتن کرده، و آزادمردان را آزار می دهد.


1) - درموضوع، اصرار بر باطل وگناه، سوره نوح، آیه 7.

2) - سوره انشقاق، آیه22.

3) - وسائل الشیعه ح 11، ص 504، ح 10.

4) - وسائل الشیعه ج 11، ص 394، ح 6 .

5) - غرر، ج 1، ص 87، ح 2019.

فصل سیزدهم: گناهانی که باعث تباه شدن احسان ونیکی ها می گردد:

«خودپسندی»

133. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ بِالحَسَنَةِ یُحبِطُهٰا؛(1)

خودپسندی بر نیکی، کار نیک را نابود می کند.

«دوست و رفیق بد»

134. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ شَیئٍ آفَةٌ وَآفَةُالخَیرِقَرِینُ السُّوءِ؛(2)

هرچیزی را آفتی است و آفت نیکی، دوست بد است.

«منّت گذاردن»

«از نظر قرآن کریم، منّت گذاردن، أذیت و ریاء، تباه و نابود کننده احسان و نیکی ها هستند»(3)

حدیث: 135. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَإِیّاکَ وَالمَنَّ عَلی رَعِیَّتِکَ بِاِحسانِکَ... فَاِنَّ المَنَّ یُبطِلُ الإِحسانَ...؛»(4)

امام علی (علیه السلام) در فرمان مبارکش به مالک اشتر فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی، برمردم منت گذاری، زیرا که منت نهادن، پاداش نیکوکاری را ازبین می برد.

136. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظُلمُ الإِحسٰانِ قُبحُ الإِمتِنٰانِ؛(5)

ظلم کردن به نیکی، منّت گذاردن است.

137. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَعرُوفُ یُکَدِّرُهُ تَکرارُالمَنِّ بِهِ؛(6)

مِنت پی درپی، نیکی و بخشش را از بین می برد.

138. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَنُّ یُفسِدُ الإِحسٰانَ؛(7)

امام علی (علیه السلام) : منّت نهادن، احسان و نیکی را تباه می سازد.

139. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَنَّ بِمَعرُوفِهِ آَسقَطَ شَکرَهُ؛(8)

1) - غرر، ج 1، ص 31، ح 945.

2) - غرر، ج 2، ص 578، ح 39.

3) - درموضوع آفات انفاق، سوره بقره، آیه 246.

4) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 53

5) - غرر، ج 2، ص 475،ح 20.

6) - غرر، ج 1، ص 51، ح 1439.

7) - غرر، ج 1، ص 28، ح 834 .

8) - غرر، ج 2، ص 660، ح 847

هرکس با نیکی خود، منت گذارد، پاداش نیکی خود را از بین برده است.

140. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَنُّ یُنَکِّدُ الإِحسانَ؛(1)

منت نهادن، تیره کننده احسان و نیکی است.

141. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَنُّ مُفسِدُ الصَّنِیعَةِ؛(2)

منّت نهادن، عمل خوب ونیک را تباه می سازد.

«بدی کردن به نفس - به خویشتن»

142. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَساءَ إِلی نَفسِهِ لَم یَتَوَقَّع مِنهُ جَمِیلٌ؛(3)

هرکس به خودش بدی کند، توقع نیکی از او نباید داشت.

«لئیم بودن»

143. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ اِذٰا أَعطٰی حَقَدَ وَاِذٰاأُعطِیَ جَحَدَ؛(4)

امام علی (علیه السلام) : لئیم و ناکس، اگر بدهد کینه کند، و اگر داده شود انکار نماید.

فصل چهاردهم - گناهی که باعث اختلاف در بین مردم (خانواده وجامعه) می شود

«نفوذ شیطان در زندگی انسان»

قرآن کریم: «وَقُل لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ یَنزَغُ بَینَهُم إِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلإِنسانِ عَدُوًّا مُبِینًا؛»(5)

به بندگانم بگو: سخنی که نیکوتر است بگوئید، زیرا شیطان میان آن ها را بهم می زند، همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده وهست.

فصل پانزدهم - گناهی که باعث زایل شدن اخلاص انسان می شود:

«وجود هوای نفس درقلب»

144. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَستَطِیعُ الإِخلاصَ مَن بِقَلبِهِ الهَوٰاءُ؛(6)

1) - غرر، ج 1،ص 25، ح 731.

2) - غرر، ج 1، ص 20، ح 563.

3) - غرر، ج 2، ص 676، ح 478.

4) - غرر، ج 1، ص 50، ح 2423.

5) - سوره إسراء، آیه 53 .

6) - غرر، ج 2، ص 553 ،ح 4.

چه کسی می تواند اخلاص و پاکی درونی داشته باشد، که در قلبش هوای نفس است ؟!.

فصل شانزدهم - گناهانی که باعث فاسد شدن اخلاق می شود:

«حرص وآزمندی»

145. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالشَّرَهِ تُشانُ الأَخلاقُ؛(1)

با حرص و آزمندی، اخلاق معیوب می شود.

«سختگیری در زندگی - عُسر»

146. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُسرُیُفسِدُالأَخلاقَ؛(2)

سختگیری، اخلاق را، فاسد می کند.

147. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أُلعُسرُ یَشِینُ الأَخلاقَ وَیُوحِشُ الرِّفٰاقَ؛(3)

سختگیری، اخلاق را زشت و دوستان را دور می سازد.

«کفر»

148. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکٰافِرُشَرِسُ الخَلِیقَةِ، سَیِّئُ الطَّرِیقَةِ؛(4)

کافر درشت خو، و بدرفتار است

«نفاق – دورئی»

149. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلنِّفاقُ شِینُ الأَخلاقِ؛(5)

نفاق و درویی، عیب و زشتی اخلاق است.

فصل هفدهم - گناهانی که باعث بی أدبی و سوء ظن به اخیار و دشمنی با آنان می شود:

«شقاوت»

150. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِن عَلامَةِ الشَّقٰاءِ ألإِسٰائَةُ إِلَی الآَخیٰار؛(6)

1) - غرر، ج 1، ص 331، ح 44.

2) - غرر، ج 1، ص 28، ح 852.

3) - غرر، ج 1، ص 61، ح 1631.

4) - غرر، ج 1، ص 61، ح 1631.

5) - غرر، ج 1، ص 27، ح 785.

6) - غرر، ج 2، ص 7128، ح 58.

بی أدبی و بدی کردن به أخیار و نیکان، از نشانۀ شقاوت است.

«شروربودن»

151. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عادَةُ الأَشرارِمُعاداةُ الأَخیارِ؛(1)

خوی و عادت اشرار، دشمنی کردن با اخیار و خوبان است.

«مجالست با اشرار»

152. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُجٰالِسَةُ الأشرٰارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالأخیٰارِ؛(2)

امام علی (علیه السلام) فرمود: همنشینی «أخیار» با اشرار سبب سوء ظن به أخیار می شود.

153. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : صُحبَةُ الأَشرٰارِتُوجِبُ سُوءَ الظَّنِّ بِالأَخیٰارِ؛(3)

نشستن با بدان، سبب بد گمانی به نیکان می شود.

فصل هجدهم - گناهانی که باعث بی ادبی انسان می شود:

«بد حرف و بدسخن بودن»

154. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : لاأَدَبَ لِسَیِّئِ النُّطقِ؛(4)

انسان بد سخن، ادب ندارد.

«همنشینی با بی خردان»

155. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُقارِنَةُ السُّفَهاءُ تُفسِدُ الخُلقَ؛(5)

همنشین شدن با بی خردان، اخلاق انسان را فاسد می کند.

فصل نوزدهم - گناهی که موجب آزاروأذیت انسان می شود:

«مجادله بیجا»

156. قال أوعبدالله (علیه السلام) : لا تُمارِیَنَّ حَلِیمًا وَلا سَفِیهًا، فَاِنَّ الحَلِیمَ یُقلِیکَ وَالسَّفِیهَ یُؤذِیکَ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 493، ح 18.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 506، ح 18.

3) - غرر، ج 1، ص 458، 58.

4) - غرر، ج 2، ص 837، ح 160

5) - غررالحکم

6) - اصول کافی ج 3، ص 410، ح 4.

با شخص حلیم و جاهل مجادله مکن، زیرا حلیم دشمنت دارد وجاهل آزارت رساند.

فصل بیستم - گناهانی که باعث کم و یا بی ارزش شدن انسان می شود:

«اهانت به مردم»

157. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَهٰانَ بِالرِّجٰالِ قَلَّ؛(1)

کسی که به مردم اهانت کند، خودش کم ارزش می شود.

«شاید منظور از رجال در حدیث، اهانت به بزرگان باشد»

«تهی بودن قلب ازیاد خدا»

158. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : عِظَمُ الجَسَدِ وَطُولُهُ لا یَنفَعُ إِذٰا کٰانَ القَلبُ خاوِیًا؛(2)

قلبی که از یاد خدا تهی باشد، بزرگی هیکل و بلندی قدی سودی ندارد.

«دروغ»

159. قٰالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : یَنبَغِی لِلرَّجُلِ الُمسلِمِ أَن یَجتَنِبَ مِوٰاخٰاةَ الکَذّٰابِ، فَاِنَّهُ یَکذِبُ حَتّیٰ یَجِیئَ بِالصِّدقِ فَلا یُصَدَّقُ؛(3)

برای مرد مسلمان شایسته است که از رفاقت با دروغگو بپرهیزد، زیرا، که او دروغ گوید تا بدان جا که اگر راست هم بگوید باور نشود.

160. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلکَذّٰابُ وَالمَیِّتُ سَوٰاءٌ فَاِنَّ الفَضِلَةَ الحَیِّ عًلَی المَیِّتِ أَلثِّقَةُ بِهِ فَاِذٰا لَم یُوثَق بِکلامِهِ بَطَلَت حَیاتُهُ؛(4)

دروغگو با مرده برابر است، زیرا فضل زنده بر مرده همان اعتماد بر اوست، وقتی به (سخن) او اعتماد نباشد زندگانیش باطل است.

161. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) :

مَن کَثُرَکِذ بُهُ قَلَّ بَهائُهُ؛(5)هرکس دروغش بیشتر باشد، ارزشش کمترگردد.


1) - غرر، ج 2، ص 624، ح 274.

2) - غرر، ج 2، ص 499 ،ح 24.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 38،ح 12.

4) - غرر، ج 1، ص 97،ح 2126.

5) - غرر، ج 2، ص 632، ح 420.

«ستمگری»

161. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ سائِقٌ إِلَی الحَینِ؛(1)

ستمگری شخص را، به سوی تباهی سُوق می دهد.

فصل بیست و یکم - گناهانی که باعث نابودی اسلام و خارج شدن انسان ازاسلام محسوب می شود:

«بدعتگذاری»

162. قال الإِامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَشی إِلی صاحِبِ بِدعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَد مَشی فِی هَدمِ الإِسلامِ؛(2)

هر کس به سوی بدعت گذار قدم بردارد، و او را احترام کند، بدون تردید به نابودی اسلام اقدام نموده است.

«دروغ»

163. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ الکِذبُ مِن خَلائِقِ الإِسلامِ؛(3)

دروغ از خُلقیات اسلام نیست، (مسلمان نباید دروغ گوید).

«ندادن زکات»

164. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن مَنَعَ قِیراطًا مِن زَکاةِ مالِهِ فَلَیسَ هُوَبِمُؤمِنٍ وَلا مُسلِمٍ وَلا کَرامَةَ لَهُ؛(4)

هرکه قیراطی از زکات مال خود را نپردازد، نه مؤمن است و نه مسلمان و، نه او را حرمتی است.

«فحش دادن و فحش شنیدن»

165. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفُحشُ وَالتَّفَحشُ لَیسٰا مِنَ الإِسلامِ؛(5)

1) - غرر، ج 1، ص 39، ح1201.

2) - عقاب الأعمال، ص 588، ح 6.

3) - غرر، ج 2، ص 593، ح 10.

4) - میزان الحکمة،ج 5، ص 2188، ح 7583.

5) - غرر، ج 1، ص 57 ،ح 1545.

دشنام دادن و ناسزا شنیدن از مسلمانی نیست.

«انسان نبایدکاری کند، که دیگران به او ناسزا بگویند»

«قهرکردن بیش از سه روز»

166. عَن داوُدِ بنِ کَثِیرٍ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: قالَ أَبِی: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَیُّما مُسلِمَینِ تَهاجَرا فَمَکثا ثَلاثًا لا یَصطَلِحانِ إِلا کانا خارِجَینِ مِنَ الإِسلامِ وَلَم یَکُن بَینَهُما وِلایَةٌ، فَأَیُّما سَبَقَ کَلامَ أَخِیهِ کانَ السّابِقُ إِلی الجَنَّةِ یَومَ الحِسابِ(1)

داود بن کثیرگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم، از قول پدرش فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هر مسلمانی که از هم قهرکنند و سه روز آتشتی و صلح ننماید، هر دو از اسلام خارج می شوند، و بین آن دو ولایت و دوستی نمی ماند، پس اگر هر کدام ازآن ها سبقت بگیرد به حرف زدن با برادرش (و صلح کند) در روز قیامت به بهشت هم سبقت خواهد گرفت.

«کمک نکردن به ضعیف»

167. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن سَمِعَ رَجُلًا یُنادِی یالَلمُسلِمِینَ فَلَم یَجِبهُ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ؛(2)

کسی که بشنود مردی را، که صدا می زند، ای مسلمانان به داد من برسید پس جواب ندهد، او مسلمان نیست.

«مرجئة و قدریة»

168. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : صِنفانٍ مِن أُمَّتِی لَیسَ لَهُما فِی الإِسلامِ نَصِیبًا: أَلمُرجِئَةُ وَالقَدَرِیَّةُ؛(3)

دو گروه از امت من بهره ای از اسلام نخواهند برد: مرجئة و قدریة.

فصل بیست و دوم - گناهانی که باعث بی اعتبارشدن انسان می شود:

«نسبت ناروا»

قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(4)

وکسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند سپس چهارشاهد (بر ادعای خود) نمی آورند آن ها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادتشان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.


1) - وسائل الشیعه،ج 8، ص 585، ح 5.

2) - وسائل الشیعه،ج 11، 108، ح 1.

3) - عقاب الأعمال، ص 475، ح 3.

4) - سوره نور، آیه 4.

«دروغ»

169. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عُرِفَ بِالکِذبِ لَم تُقبَل صِدقُهُ؛(1)

کسی که به دروغگوئی معروف شود، راست گفتنش قبول نگردد.

فصل بیست و سوم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ امام و پیشوای عادل می شود:

«نفاق»

170. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ لا یَجهَل حَقّهُم إلا مُنٰافِقٌ - مَعرُوفُ - بِالنِّفٰاقِ: ذُوالشَّیبَةِ فِی الإسلامِ، وَحٰامِلُ القُرآنِ، وَالإمٰامُ العٰادِلُ؛(2)

سه کس هستند که حقّ آن ها را نادیده نمی گیرند، مگر منافق «معروف بنفاق»: کسی که مویش را در اسلام سپید کرده، وآن که قرآن می داند، و پیشوای و رهبرعادل.

فصل بیست و چهارم - گناهانی که باعث خیانت به امانت می شود:

«نداشتن ایمان»

171. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لا اِیمانَ لَهُ لا أَمانَةَ لَهُ؛(3)

کسی که ایمان ندارد، امانت دارنیست.

«خائن بودن نسبت به امانت»

172. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فَسٰادُ الأمٰانَةِ اَلخِیٰانَةُ؛(4)

فساد امانت، خیانت کردن است.

«دروغ»

173. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیس لِکَذُوبِ أَمانَةٌ وَلا لِفُجُورِصِیانَةٌ؛(5)

دروغگو امانت دار، و فاسق نگهدارنده (راز و پیمان) نمی شود.


1) - غرر، ج 2، ص 629، ح 365.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 478، ح 4

3) - غرر، ج 2، ص 680، ح 1100.

4) - غرر، ج 2، ص 517،ح 27.

5) - غرر، ج 2، ص 596، ح 55 .1.

«سخن چینی»

174. الإمامُ عِلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَجتَمِعُ اَمانَةٌ وَنَمِیمةٌ؛(1)

سخن چینی و امانت داری جمع نگردد.

«مکر و حیله»

175. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا أَمانَةَ لِمَکُورٍ؛(2)

مکرکننده، أمانت ندارد و أمانتداری نمی کند.

فصل بیست و پنجم - گناهی که باعث قطع شدن امداد و نصرت آسمانی و زمینی می شود: (امدا دهایی و باطنی)

«ترک امر به معروف و نهی ازمنکر»

176. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لایَزٰالُ اُمّتِی بِخَیرِمٰا أمَرُوابِالمَعرُوفِ، وَنَهَوا َعنِ المُنکَرِ، وَتَعٰاوَنُواعَلَی البِرِّ، فَاِذٰا لَم یَفعَلُوا ذٰالِکَ نُزِعَت عَنهُمُ البَرکٰاتُ، وَسَلّطَ بَعضُهُم عَلٰی بَعضٍ، وَلَم یَکُن لَهُم نٰاصِرٌفِی الأرضِ وَلا فِی السّمٰاءِ؛(3)

تا زمانی که امّت من امر به معروف ونهی از منکر می نمایند، و در کارهای نیک به همدیگر یاری می رسانند، در خیر و برکت هستند؛ و زمانی که این ها را انجام ندادند برکات از آنان برچیده می شود، و بعضی بر بعض دیگر مسلّط می شوند، و برای آن ها از زمین و آسمان یاوری نخواهدبود.

«تمسّک جستن به غیرخداوند»

177. قال أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَوحَی اللهُ(عَزَّوَجَلَّ) إِلی داوُد: مااعتَصَمَ بِی عَبدٌ مِن عِبادِی دُونَ أَحَدٍ مِن خَلقِی عَرَفتُ ذالِکَ مِن نِیَّتِهِ ثُمَّ یَکِیدُهُ السَّماواتُ وَالأَرضُ وَمَن فِی هِنَّ إِلا جَعَلتُ لَهُ المَخرَجَ مِن بَینِهِنَّ، وَمااعتَصَمَ عَبدٌ مِن عِبادِی بِأَحَدٍ مِن خَلقِی عَرَفتُ ذالِکَ مِن نِیَّتِهِ إِلا قطعت أسباب السَّماواتِ مِن یَدَیهِ، وَأَسخَتُّ الأَرضَ مِن تَحتِهِ وَلَم أُبالِی بِأَیِّ وادٍ یَهلِکُ؛(4)

خداوند (عزوجل) به داود (علیه السلام) وحی فرمود که هیچ بنده ای از بندگانم به من پناهنده نشد «بدون آن که به دیگری پناهنده شود» و من این را از نیت او شناختم، و بعد تمام آسمان،


1) - غرر، ج 2، ص 836، ح 145.

2) - غرر، ج 2، ص 829، ح 7

3) - وسائل الشعه، ج 11، ص 398، ح 18.

4) - وسائل الشیعه ج 11، ص 165، ح 2

زمین و هرآنچه در آن ها است، با او مکر و حیله کنند، مگرآن که برای او چاره ای بسازم و او را از آن رها کنم، و هیچ بنده ای از بندگانم به یکی از مخلوقاتم پناهنده نشود ومن این را از نیت او بدانم، مگرآنکه تمام اسباب آسمان و زمین را از او سلب کنم و زمین زیرپایش را فروبرم وبرای من فرق نکند درچه جای هلاک شود.

«شرک»

قرآن کریم:«وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(1)

و با «خدا» معبود دیگری قرار مده، که ضعیف ومذموم (نکوهش شده) و بی یاور و یاورخواهی شد.

فصل بیست وششم - گناهانی که باعث از بین رفتن امنیت انسان می شود:

«خود را ایمن دانستن از مکر الهی»

178. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَمِنَ مِن مَکرِاللهِ بَطَلَ أَمانُهُ؛(2)

هرکس از مکر خدا ایمن نشیند امنیتش از بین برود.

«بد سیرتی»

179. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سائَت سَرِیرَتُهُ لَم یَأمَن آَبَدًا؛(3)

هرکس بدسیرت (و بداندیش) باشد، هیچ گاه امنیت نداردفصل بیست و هفتم - گناهانی که باعث ناامیدی انسان می شود:

«ناامیدی از رحمت خداوند، اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده های الهی»

180. الإمامُ الزینُ العابِدین (علیه السلام) یَقُولُ:... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَقطَعُ الرَّجاءَ: الیَأ سُ مِن رُوحِ اللّهِ، وَالقُنُوطُ مِن رَحمَةِ اللّهِ، وَالثِقَةُ بِغَیرِاللّهِ، وَالتَکذِ یبُ بِوَعدِاللّهِ(عزّ وجلَّ)؛(4)

وگناهانی که امید را قطع می کند: مأیوس شدن از فَرَجِ و راه نِجات الهی، وناامیدی از رحمت خداوند، واعتماد به غیرخدا، و وعده های خداوند (عزّوجلّ) را دروغ دانستن است.


1) - سوره إسراء – آیه 22.

2) - غرر، ج 2، ص 615، ح 122.

3) - غرر، ج 2، ص 652، ح 561.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 519 ،ح 8.

181. عَن حُسَینِ بنِ عَلوانٍ عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) إِنَّهُ قَرَأَ فِی بَعضِ الکِتابِ إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالی یَقُولُ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَمَجدِی وَاِرتِفاعِی عَلی عَرشِی لَأُ قَطِّعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ مِن غَیرِی بِالیَأسِ وَلَأَکسَونُّهُ ثَوبش المَذَلَّةِ عِندَ النّاسِ، وَلَأَ نحِیَنَّهُ مِن قُربیی وَلَأَ بعُدَنَّهُ مِن فَضلِی أَیُؤَمِّلُ غَیرِی فِی الشَّدائِدِ وَالشَّدائِدُ بِیَدِی ؟ وَیَرجُوغَیرِی، وَیُقرِعُ بِالفِکرِ بابَ غَیرِی ؟ وَبِیَدِی مَفاتِیحُ الأَوبابِ وَهِیَ مُعَلَّقَةٌ وَبابِی مَفتُوحٌ لِمَن دَعانِی؛(1)

حسین بن علوان گوید: امام صادق (علیه السلام) در بعضی از کتاب ها «کتابهای آسمان» خوانده بود که همانا خداوند تبارک وتعالی می فرماید:

به عزت، جلال، مجد و بر بلندای عرشم قسم: هرکسی که به غیرمن امید ببندد: آرزوی او را به یأس ونومیدی مبدل خواهم کرد، و در بین مردم لباس ذلّت براو خواهم پوشاند، از قرب و فضل خود او را دور می نمایم، آیا او در شدائد وسختی ها به غیر من امیدوار می شود؟ در صورتی که شدائد در دست «و تحت سیطرۀ قدرت» من است، و به غیرمن امیدوار می شود و با اندیشه خود در غیر مرا می کوبد؟ در صورتیکه کلیدهای دربها در دست من است، درحالی آن درب ها بسته است وتنها در من باز است برای کسی که مرا بخواند.

«بدی کردن به خویشاوندان»

182. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَساءَ إِلی أَهلِهِ لَم یَتَّصِل بِهِ تَأمِیلُ؛(2)

هرکس به فامیل بدی کند، امیدواری به وی نپیوندد.

«دل بستگی به دنیا»

183. عَن اآبنِ أبِی یَعفُورِ قال: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:

مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ: هَمُّ لایَفتی، وَأمَلٌ لایُدرَکُ، وَرَجاءٌ لا یَنالُ؛(3)

ابن أبی یعفورگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:

کسی که بدنیا دل ببندد، به سه خصلت (چیز) دل بسته: اندوهی که پایان ندارد، و آرزویی که به دست نیاید، و امیدی که بدان نرسد.

«تسلّط شیطان برانسان»

184. قالً أبُوالحَسَنِ (علیه السلام) : یاأَحمَدَ إِیّاکَ وَالشَّیطانَ آَن یَکُونَ لَهُ عَلَیکَ سَبِیلٌ حَتّی یَقنِطُکَ؛(4)

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 167، ح 1.

2) - غرر ج 2، ص 636، ح 679.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 9، ح 17.

4) - وسائل الشیعه ج 4، ص 1107، باب 19، ح 1.

ای احمد! از شیطان برحذرباش، مبادا بر تو، راه یابد و تو را «از رحمت خدا» مأیوس سازد.

«عصیان»

185. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : قَداَفلَحَ مَن أَطاع وَخابَ مَن عَصی؛(1)

رستگارشد کسی که اطاعت کرد، و نومید و محروم گشت، کسی که عصیان نمود.

«آلوده کردن نفس»

قرآن کریم: «وَقَد خابَ مَن دَسّها؛»(2)

وآنکس که نفس خویش را با معصیت وگناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.

فصل بیست وهشتم - اثرگناه در رابطه با ارتباط انسان با انبیاء الهی

الف) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درقتل، آزار و أذیت انبیاء الهی می شود:

«راضی شدن به قتل وکشته شدن آنها»
186. قال آبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ اللهِ«قَدجائَکُم رُسُلٌ مِن قَبلِی بِالبَیِّناتِ وَبِالّذِی قُلتُم فَلِمَ قَتَلتُمُوهُم إِن کُنتُم صادِقِینَ(3)»: وَقَد عَلِمَ أَنَّ هؤُلاءِ لَم یَقتُلُوا، وَلکِن کانَ هَواهُم مَعَ الَّذِینَ قَتَلُوا فَسَمّاهُمُ اللهُ قاتِلِینَ لِمُتابِعَةِ هَواهُم وَرِضاهُم بِذالِکَ الفِعلَ؛(4)

امام صادق (علیه السلام) - در مورد سخن خداوندکه فرمود:«ای رسول ما بگوبی شک فرستادگانی پیش از من دلایل روشن وآنچه گفتید برایتان آوردند، پس چرا آن ها را کشتید اگر راستگو هستید؟!»- فرمود: خدا می داند که آن ها مرتکب قتل نشده اند، پس به خاطراین که به چنین فعلی گرایش داشته وبدان راضی بوده اند خدا آنان را قاتلین خوانده است.

«فاش کردن اسرار اهل بیت (صلوات الله علیهم) در نزد دشمنان»
187. قالَ آبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ اللهِ (عزّوجل)«وَیَقتُلُونَ الأَنبِیاءَ بِغَیرِحَقٍّ»-: أَما وَاللهِ ما قَتَلُوهُم بِأَسیافِهِم وَلکِن أَذاعُواعَلَیهِم وَأَفشُوا سِرَّهُم فَقُتِلُوا؛(5)

1) - تفسیرنمونه،ج 27، ص 49.

2) - سوره شمس، آیه 1.

3) - سوره آل عمران، آیه 183.

4) - وسائل الشیعه،ج 11، ص 509، ح 5.

5) - وسائل الشیعه،ج 11، ص 494، ح 7.

امام صادق (علیه السلام) - در مورد فرمایش خداوند (عزوجل)که می فرماید:«پیامبران را بدون حق کشتند» - فرمود: آگاه! باشید بخدا قسم که آن ها را با شمشیرهایشان نکشتند، بلکه سخنان و اسرار آن ها را (نزد دشمنان) فاش کردند درنتیجه آن ها (به دست دشمنانشان) کشته شدند.

ب) گناهانی که باعث دوری انسان از پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) می شود:

«بخل، بدگوئی، تکبر، حسادت، قساوت قلب، فحاشی»
188. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : آَلاأُخبِرُکُم بِأَبعَدِ کُم مِنِّی شَبَها ؟ قالُوا بَلی یا رَسُولَ اللهِ، قالَ: أَلفاحِشَ المُتَفَحِشَ البَذِیئَ البَخِیلَ المُختالَ الحَقُودَ الحَسُودَ القاسِی القَلبَ البَعِیدَ مِن کُلِّ خَیرٍیُرجی الغَیرَالمَأمُونَ مِن کُلِّ شَرٍّ یُتَّقی؛(1)

آیا شما را از کم شباهتي ترین تان به خودم آگاه نسازم؟ عرض کردند: آری یارسول خدا!

فرمود: زشت گوی بی آبروی بی شرم، بخیل، کینه توز، حسود، سنگدل که امیدی به خیرش و هیچ امانی از شرش نیست.

«خوردن مسکرات وسبک شمردن نماز»
189. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لا تَتَهاوَن بِصَلاتِکَ فَاِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه واله) قالَ: عِندَ مَوتِهِ، لَیسَ مِنِّی مَنی استَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیسَ مِنِّی مَنی شَرِبَ المُسکِرًا لایَرِدُ عَلَیَّ الحَوضَ لا وَاللهِ؛(2)

نمازت را سبک مشمار همانا پیامبر (صلی الله علیه واله) - نزدیک فوتش - فرمود: از من نیست کسی که نمازش را سبک شمارد و از من نیست کسی که مست کننده بنوشد، به خدا قسم درحوض کوثر بر من وارد نخوهد شد.

«روگردانی از سنّت پیامبر»
190. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتیِ فَلَیسَ مِنِّی؛(3)

هرکس از سنت و روش، من روی گرداند، از من نیست.

«شرور بودن»
191. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلاإِنَّ شِرارَأُمَّتِی الَّذِین یُکرَمُونَ مَخافَةَ رَشِّهِم أَلاوَمَن أَکرَمَهُ النّاسُ اِتِّقاءَ شَرِّهِ فَلَیسَ مِنِّی؛(4)

1) - اصول کافی، ج 3، ص 339 ،ح 9.

2) - وسائل الشیعه،ج 3، ص 15، باب 6، ح 1.

3) - همان، ج 16، ص 178،ح 1.

4) - خصال ،ج 1، ص 28، ح 40.

آگاه باشید که بدترین امت من کسانی هستندکه از ترس شرّشان به آن ها احترام می شود، آگاه باشید کسی که مردم از ترس شرّ او، به او احترام کنند از من نیست.

فصل بیست و نهم - گناهانی که باعث انحطاط «انسان و جامعه» می شود

«امامت فرد ناشایست»

192. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن أمَّ قَومًا وَفِیهِم مَن هُوَأعلَمُ مِنهُ وَأفقَهُ، لَم یَزَل أمرُهُم إلی سَفالٍ اِلی یَومِ القِیامَةِ؛(1)

هرکس برجماعتی امامت کند، درحالی که عالم تر و فقیه تر از او در بین آن ها وجود دارد، امور آن ها همواره، تا روز قیامت به پستی و انحطاط خواهدرفت.

«ضایع و تباه کردن امورمسلمین»

193. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن وَلِیَ شَیئًا مِن اُمُورِالمُسلِمِینَ فَضَیَّعَهُم ضَیَّعَهُ اللهُ تَعٰالٰی؛(2)

هرکس متولی کاری از امور مسلمین شود، سپس آن را تباه نماید(صحیح انجام ندهد) خداوند متعال او را ضایع و تباه خواهد کرد.

«انحراف از مسیر حق»

قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَد ناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»

سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم.(3)

«انسان بعد از خلقت در بهترین صورت، در اثرانحراف از مسیرحق به پائین ترین مرحله سقوط می کند»

فصل سی ام - اثرگناه در رابطۀ انسان با اهل بیت:

الف) گناهانی که باعث برائت اهل بیت وأئمۀ معصوم از انسان می شود:

«دوری کردن دو برادر دینی از یکدیگر»
194. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : ما مِن مُؤمِنٍ إَهتَجَرَفَوقَ ثَلاثٍ إِلا وَبَرِئتُ مِنهُما فِی الثالِثَةِ؛(4)

1) - عقاب الأعمال، ص 460، ح 1.

2) - عقاب الأعمال، ص 592، ح 1.

3) - سوره تین، آیه 5.

4) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 586، ح 10.

هیچ مؤمنی بیش از سه روز از هم، دوری نمی گزیند، «و قهرنمی کند» مگر این که در روز سوم من از آن ها برائت و دوری می جویم.

«آزردن پدر و مادر»
195. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ أَبِی نَظَرَإِلی رَجُلٍ وَمَعَهُ ابنُهُ یَمشِی وَالإِبنُ مُتَّکِئٌ عَلی ذِراعِ الأَبِ، قالَ: فَما کَلَمَهُ أَبِی (علیه السلام) مَقتًا لَهُ حَتّی فارَقَ الدُّنیا؛(1)

پدرم به مردی نگاه کرد که پسرش به همراه او بود، وآن پسربه شانۀ پدرش تکیه کرده بود، فرمود: پدرم با آن پسراز بدی کارش، سخن نگفت تا از دنیا رفت.

«أمین نبودن»
196. قالَ أمیرُالمُؤنِینَ (علیه السلام) : مَنِ ائتَمَنَ رَجُلًا عَلی دَمِهِ ثُمَّ خاسَ بِهِ فَأَنَا مِنَ القاتِلِ بَرِیءٌ، وَإِنَ کانَ المَقتُولُ فِی النّارِ؛(2)

هرکس مردی را امین خونش قراردهد، سپس به او خیانت کند «خونش را بریزد» من از قاتل دور هستم گرچه مقتول اهل جهنم باشد.

«مصرف مواد فاسد و زیان آور»
197. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن ظَهَرَت صَحَّتُهُ عَلی سُقمِهِ فَیُعالِجُ بِشَیءً فَماتَ فَأَنَا مِنهُ اِلَی اللهِ بَرِیءٌ؛(3)

کسی که تندرستی او بر بیماریش غلبه کند، درعین حال با چیزی خودش را معالجه نماید، و بمیرد من از او به خدا بیزاری می جویم «مصرف کردن چیز مضرحرام وگناه است».

«رعایت نکردن حدود الهی»
198. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ غَضَبَ عَلَی الزّانِی فَجَعَلَ لَهُ جَلدَ مَأَةٍ، فَمَن غَضَبَ عَلَیهِ

فَزادَهُ فَأَنَا إِلَی اللهِ مِنهُ بَرِیءٌ؛(4)

همانا خدا بر زنا کارغضب کرد، وصد شلاق بر او قرارداد، پس هرکس بر او غضب کند و برآن بیفزاید(شلاق بیشترزند) پس من از او به خداوند برائت می جویم.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 50، ح 8 .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 51، 6.

3) - خصال،ج1، ص 45، ح 91.

4) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 313،ح 8.

ب) گناهانی که باعث دشمنی انسان با اهل بیت می شود:

«انعقاد نطفه درعادت ماهانه، نفاق، ولادت نامشروع، زنا»
199.

قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن لَم یُحِبّ عِترَتی فَهُوَلِإِ حدی ثَلاثٍ: إِمّا مُنافِقٌ، وَإِمّا لِزَنِیَّةٍ، وَإِمّا إِمرِءٌ حَمَلَت بِهِ أُمُّهُ فِی غَیرِطُهرٍ؛(1)هرکس عترت مرا دوست نداشته باشد، به خاطر یکی از سه چیز است: یا منافق است و یا به علت زنا «از زنا به دنیا آمده» و یا کسی که مادرش او را درحال عادت ماهانه «حیض» حامله شده است.

200.

الإِمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : لَوصَبَبتُ الدُّنیا عَلَی المُنافِقِ بِجُمّلَتِها عَلی أَن یُحِبُّنِی ما أَحبَبَنِی،(2)

اگرتمام دنیا را «دریک لقمه) بکام منافق بریزم که مرا دوست بدارد، هیچ گاه دوستم نخواهدداشت.

201. قالَ الإِمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : إِنَّ لِوَلَدِ الزِّنا عَلاماتٌ: أَحَدُها بُغضُنا أَهلَ البَیتِ، وَثانِیها أَن یَحُنَّ إِلَی الحَرامِ الَّذِی خُلِقَ مِنهُ، وَثالِثُها ألإِستِخفافُ بِالدِّینِ وَرابِعُها سُوءُ المَحضَرِلِلنّاسِ؛(3)

برای فرزند نامشروع «ولد زنا» نشانه هایی هست: یکی دشمنی ما اهل بیت است، دومی آن که به همان کار حرامی بر اثرآن آفریده شده است «زنا» علاقه دارد، سومی تحقیردین، و چهارمی حضور بد در بین مردم.

202. قال الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن لَم یُحِبّ عِترَتِی فَهُوَ لِإِحدی ثَلاثٍ: إِمّا مُنافِقٌ وَإِمّا زَنِیَّةٌ وَإِمّا إِمرِءٌ حَمَلَت بِهِ أُمُّهُ فیی غَیری طُهرٍ؛(4)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: کسی که اهل بیت مرا دوست نداشته باشد، یکی ازسه علت است: یا منافق است و یا زنازاده بوده و یا کسی است که مادرش او را درحال حیض حامله شده است.

«گناه و دریده شدن پرده های عصمت»
203. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (صلوات الله علیه): ما مِن عَبدٍ إِلا وَعَلَیهِ أَربَعِینَ جُنَّة حَتّی یَعمَلَ أَربَعِینَ کَبِیرَةَ فَاِذا عَمِلَ أَربَعِینَ کَبِیرَةً إنکَشَفَت عَنهُ الجُنَنُ فَیُوحِی اللهُ إِلَیهِم أَنِ استُرُواعَبدِی بِأَجنِحَتِکُم فَتَستُرُهُ المَلائِکَةُ بِأَجنِحَتِها، قالَ: فَما یَدَعُ شَیئًامِنَ القَبِیحَ إِلا قارَفَهُ حَتّی یَمتَدِحَ إِلَی النّاسِ

1) - خصال، ج 1، ص 110، ح 82.

2) - غرر، ج 2، ص 603، ح 4

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 273، ح 15.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 569، ح 9.

بِفِعلِهِ القَبِیحِ، فَیَقُولُ المَلائِکَةُ: یارَبِّ هذا عَبدُکَ ما یَدَعُ شَیئًا إِلا رَکِبَهُ وَإِنّا لَنَستَحیِی مِمّا یَصنَعُ، فَیُوحِی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِم أَنِ ارفَعُوا أَجنِحَتَکُم عَنهُ فَاِذا فُعِلَ ذالِکَ آَخَذَ فِی بُغضِنا أَهلَ البَیتِفَعِندَ ذالِکَ یَنتَهِکُ سِترُهُ فِی السَّماءِ وَسِترُهُ فِی الأَرضِ، فَیَقُولُ المَلائِکَةُ: یارَبِّ هذا عَبدُکَ قَد بَقی مَهتُوکُ السُترِفَیُوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِم: لَوکانَت فِیهِ للهِ حاجَةٌ ماأَمَرَکُم أَن تَرفَعُوا أَجنِحَتَکُم عَنهُ؛(1)

امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: بر هربنده ای چهل پرده کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود، چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده از او برداشته شود، آنگاه خدا به آن «فرشتهها وحی فرماید: که بنده ام را با بالهای خود بپوشانید، فرشتگان با بالهای خود آن بنده را بپوشانند، سپس آن بنده کار زشتی را نگذارد جزآنکه مرتکب شود تا آنجا که با ارتکاب زشتکاری میان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو، هرعملی را مرتکب می شود، وما از کردار او خجالت می کشیم، خداوند عزوجل به آن ها وحی فرماید: بال های خود را از او بردارید، و چون کارش بدین جا کشد آغاز دشمنی با ما خانواده گذارد، وآن گاه است که پرده او درآسمان ونیز پرده او در زمین دریده شود، سپس فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو پرده دریده مانده است، خدای عزوجل به آن ها وحی فرماید: اگر خدا به او نیاز و توجهی می داشت به شما دستور نمیداد بال های خود را از او بردارید.

ج) گناهانی که باعث دوری انسان از اهل بیت می شود:

«أسیر شدن بدون جهاد و جراحت»
204. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنِ إستَأ سَرَمِن غَیرِ جَراحَةٍ مُثقِلَةٍ فَلَیسَ مِنّا؛(2)

کسی که بدون جراحت قابل توجه، خود را به إسارت دشمن بیاورد. ازما نیست.

«تعظیم وترحم کردن به بزرگسالان و خردسالان اهل بیت - علیهم السلام»
205. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : لَیسَ مِنّا مَن لَم یُؤَقِّرکَبِیرَنا وَیَرحَم صَغِیرنا؛(3)

کسی که بزرگان ما را تعظیم، و کوچک های ما را ترحم نکند از ما نیست.

«ترک کردن تقیّه»
206. قالَ علیُّ بن مُوسَی الرِّضا (علیه السلام) :... فَمَن تَرَکَ التَّقِیَّةَ قَبلَ خُرُوجِ قائِمِنا فَلَیسَ مِنّا؛(4)پس هرکس قبل از قیام قائم ما تقیّه را ترک کند، ازما نیست.
«اطاعت نکردن ازخداوند»
207. قالَ أبُوجَعفَرِ (علیه السلام) : لا تذهب بکم المذاهب فوالله ما شیعتنا إلا من اطاع الله عزّوجلّ؛(5)

روشهای «گوناگون» شما را گول نزند، پس قسم به خداوند «عزوجل» شیعه ما نیست


1) - اصول کافی، ج 3، ص 381، ح 9.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 64، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 240، ح 2.

4) - وسائل، ح 11، ص 465، ح 25.

5) - وسائل، ح 11، ص184، ح 1.

مگرکسی که خداوند را اطاعت نماید.

«جدایی از راه اهلبیت - علیهم السلام»
208. قالَ علِیُّ بن مُوسَی الرِّضا (علیه السلام) : یَابنَ أَبِی مَحمُودِ إِذا أَخَذَ النّاسُ یَمِینًا وَشِمالًا فَالزِم طَرِیقَنا، فَاِنّهُ مَن لَزِمَنا لَزِمناهُ وَمَن فارَقَنا فارَقناهُ؛(1)

امام رضا (علیه السلام) به أبی محمود فرمود: وقتی که مردم «راه» راست و یا چپ را می گیرند شما ملازم راه ما باشید، پس همانا هرکس همراه ما باشد، ما همراه او هستیم و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد.

«احترام کردن به مخالفین اهل بیت - علیهم السلام»
209. قالَ علِیُّ بن مُوسَی الرِّضا (علیه السلام) : مَن واصَلَ لَنا قاطِعًا أَوقَطَعَ لَنا واصِلًا أَومَدَحَ لَنا عائِبا أَوأَکرَمَ لَنا مُخلِفًا فَلَیسَ مِنّا وَلَسنا مِنهُ؛(2)

هرکس با کسی که با، ما قطع رابطه کرده، رابطه برقرارکند، و یا با کسی که با ما، رابطه دارد قطع رابطه کند، و یا کسی را که ازما عیب جویی می کند تحسین نماید و یا به مخالفین ما احترام بگذارد از ما نیست وما از اونیستیم.

«خوش رفتار نبودن با مردم»
210. عَن أَبِی الرَّبِیعِ الشّامِیِّ قالَ: دَ خَلتُ عَلی أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) وَالبَیتُ غاصٌّ بِأَهلِهِ فِیهِ الخُراسانِیُّ وَالشّامِیُّ وَمِن أَهلِ الآفاقِ فَلَم أَجِد مَوضِعًا أَقعُدُ فِیهِ فَجَلَسَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) وَکانَ مُتَّکِئًا ثُمَّ قال: یاشِیعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ اِعلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِک نَفسَهُ عِندَغَضَبِهِ وَمَن لَم یُحسِن صُحبَةَ مَن صَحِبَهُ وَمُخالَقَةَ مَن خالَقَهُ وَمُرافِقَةَ مَنرافَقَهُ وَمُجاوِرَةَ مَن جاوَرَهُ وَمُمالَحَةَ مَن مللَحَهُ، یا شِیعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ اِتَّقُوا اللهَ مَااستَطَعتُم وَلا حَو.لَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ؛(3)

1) - عیون اخبارالرّضا، ج 1، ص 303، ح 63.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 507، ح 19

3) - اصول کافی، ج 4، ص 449، ح 2.

أبی الرّبیع شامی گوید: وارد شدم برحضرت صادق (علیه السلام) دیدم که اطاق پراز جمعیت است از خراسانی و شامی و سایربلاد، و من جائی که بنشینم نیافتم، وحضرت صادق (علیه السلام) تکیه کرده بود پس روی دو پا نشست وفرمود:

ای شیعه آل محمد آگاه باشید: از ما نیست آن کس که هنگام خشم نتواند خودداری کند، و «از ما نیست» کسی که با همنشین خود خوش رفتاری نکند، و با هم خوی خود خوش خلقی نکند، و با رفیق خود رفاقت نکند، و با همسایه خود خوش همسایگی نکند، و با هم خوراکی خود، مراعات خوراک نکند، ای شیعه آل محمد تا بتوانید از خدا بپرهیزید، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ.

«خیانت به مسلمان»
211. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ألا ومن غشّ مسلما فلیس منّا قالها ثلاث مرّات؛(1)

آگاه باشید هرکس به مسلمانی خیانت کند، از ما نیست واین را سه با تکرارفرمود.

212. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لیس منّا من غشّ مسلما، وَلَیس منّا مَن خانَ مُسلِمَ؛(2)

از ما نیست کسی که به مسلمانی خدعه نماید، و از ما نیست هرکس به مسلمانی خیانت کند.

«مکر و حیله به مسلمان»
213. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَیسَ مِنّا مَن ماکَرَمُسلِمًا؛(3)

از ما نیست کسی که به مسلمان حیله کند.

«سبک شمردن نماز»
214. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ... إِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفَّا بِالصَّلاةِ؛(4)

همانا شفاعت ما شامل حال کسی که نماز را سبک شمارد، نخواهد شد.

«در به روی فقرای شیعه»
215. عَن إِسحاق بنِ عَمّارٍ قالَ: دَخَلتُ عَلی أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) فَنَظَرَإِلَیَّ بِوَجهٍ قاطِبٍ، فَقُلتُ: مَا الَّذِی غَیَّرَکَ لِی؟ قالَ: أَلَّذِی غَیَّرَکَ لِإِخوانِکَ، بَلَغَنِی یااِسحاقَ أَنَّکَ أَقعَدتَ بِبابِکَ بَوّابًا یَرُدُّ عَنکَ فُقَراءَ

1) - عقاب الأعمال، ص 654.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 570، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 33، ح 3.

4) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 17، ح 11.

الشِّیعَةِ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فَداکَ إنِّی خِفتُ الشُّهرَةَ قالَ: أَفَلا خِفتَ البَلیِّةَ...؛(1)

إسحاق بن عمار می گوید: وارد شدم برامام صادق (علیه السلام) ، حضرت با چهره گرفته (وترش روئی) به من نگاه کرد، عرض کردم: چه باعث شده حال شما نسبت به من تغییرکرده؟ فرمود: آنچه حال تو را نسبت به برادران دینی تو تغییرداده، ای اسحاق به من خبررسیده تو دربه آنی درِخانه ات نشانده ای که فقرای شیعه را از تو دور می کند، عرض کردم فدایت شوم من از مشهورشدن می ترسم (می ترسم شناخته شوم و دشمنان اذیت کنند و..) فرمود از بلا نمی ترسی؟

«ضایع کردن حق هم سایه»
216. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... أَلاوَإِنَّ اللهَ یَسأَلُ الرَّجلَ عَن حَقِّ جارِهِ، وَمَن ضَیَّعَ حَقَّ جارِهِ فَلَیسَ مِنّا؛(2)

آگاه باشید! همانا خداوند از مرد از حق همسایه اش سؤال خواهد کرد، و هرکس حق همسایه اش را ضایع کرده باشد از ما «اهل بیت» نیست.

«بدرفتاری با همسایه»
217. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : اِعلَمُواأَنَّهُ لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحسِن مُجاوِرَةَ مَن جاوَرَهُ؛(3)

بدانید همانا از ما نیست، کسی که با همسایه اش خوشرفتاری نکند.

«گناه»
218. قال الرّاوِیُّ (مرفوعه): قُلتُ لِأَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنً قَومًا مِن مَوالِیکَ یُلِمُّونُ بِالمَعاصِی وَیقُولُونَ نَرجُوا، فَقالَ: کَذَّبُوا لَیسُوا لَنا بِمَوالٍ؛(4)

مردی گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: گروهی از دوستان شما مرتکب گناهان می شوند و می گویند: ما امیدواریم امیدواریم [اهل بیت به ما شفعت نمایند]، فرمود: دروغ گویند، دوست ما نیستند.

«مُحاسبه نکردن نفس خود»
219. قالَ المُوسَی الکاظِمُ (علیه السلام) : لَیسَ منِّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فِی کُلِّ یَومٍ؛(5)

ازما نیست کسی که هر روزنفس (عملکرد) خود را، حسابرسی نکند.


1) - همان، ج 8، ص 562، ح 2.

2) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 590، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 492، ح 11.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 111، ح 6.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 190، ح 2.

د) گناهانی که باعث زیان رساندن اهل بیت می شود:

«افشاکردن سخنان (سرّی) اهل بیت - صلوات الله علیهم»
220. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : ما قَتَلَنا مَن أَضاعَ حَدِیثَنا قَتلَ خَطَإٍ وَلکِن قَتَلَنا قَتلَ عَمدٍ؛(1)

آن که حدیث «سرّی» ما را فاش کند، ما را به خطا نکشته است، بلکه از روی عمد کشته است.

221. قال أبُوعَبدِالله (علیه السلام) : مَن أَضاعَ عَلَینا حَدِیثَنا فَهُوَبِمَنزِلَةِ مَن جَحَدَنا حَقَّنا؛(2)

هرکس سخنان «سرّی» مرا افشا کند، او مانند کسی است که حق مرا بر ما انکارکرده است.

«جهاد در رکاب کسی که حکم خدا را اجرا نمی کند»
222. قال علِیٌّ أمیرُالمؤمنینَ (علیه السلام) : لا یَخرِجُ المُسلِمُ فِی الجَهادِ مَعَ مَن لایُؤمِنُ عَلَی الحُکمِ وَلا یُنفِذُ فِی الفَیءِ أَمرَاللهِ عزّوجلّ فَاِن ماتَ فِی ذالِکَ کانَ مُعِینًا لِعَدُوِّنا فِی حَبسِ حُقُوقِنا وَالإِشاطَةِ بِدِمائِنا وَمَیتَتُهُ مَیتَةَ الجاهِلِیةِ؛(3)

مسلمان نباید در رکاب کسی که به فرمان خدا ایمان ندارد و در مورد غنیمت دستورخدا را اجرا نمی کند، به جهاد برود، که اگر در چنین جنگی کشته شود دشمن ما را، در منع حقوق ما و ریختن خون ما، یاری کرده است و مرگ او مرگ دوران جاهلیت است.

ه) گناهی که باعث می شود انسان به دشمنان اهل بیت یاری نماید:

«یاری نکردن به شیعیان أهل بیت»
223. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أیِّمٰا رَجَلٍ مِن شِیعَتِنٰا أتٰی رَجُلا مِن إخوٰانِهِ فَستَعٰانَ بِهِ فِیحٰاجَتِهِ فَلَم یُعِنهُ وَهُوَ یَقدِرُإلابتَلاهُ اللهُ به آن یَقضِیَ حَوٰائِجَ غَیرِهِ مِن أعدٰائِنٰا، یُعَذِّ بُهُ اللهُ عَلیهٰا یَومَ القِیٰامَةِ؛(4)

هرمردی از شیعیان ما که نزد مردی از برادرش برود، و درباره حاجتی از او کمک بخواهد و او با این که قدرت برآن دارد، کمکش نکند، خداوند او را گرفتارکند که حاجت دیگری از دشمنان ما را برآورد، و بدان سبب خداوند او را در روز قیامت عذاب نماید.

فصل سی و یکم - اثرگناه بر ایمان انسان:

الف) گناهانی که باعث می شود انسان ایمان نداشته باشد:

اشاره


1) - اصول کافی، ج 4، ص 77، ح 4.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 495، ح 11.

3) - خصال، ج 2، ص 466.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 72، ح 2.

«افشاکردن اسرار اهل بیت»
224. قال أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن أَضاعَ عَلَینا حَدِیثَنا سَلَبَهُ اللهُ الإِیمانَ؛(1)

هرکس سخنان «سرّی» مرا افشا کند، خداوند ایمان او را سلب خواهدکرد.

«خیانت به أمانت»
225. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن لا أَمٰانَةَ لَهُ لا اِیمٰانَ لَهُ؛(2)

کسی که امانت ندارد، ایمان ندارد.

«تعصب»
226. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن تَعَصَّبَ أَوتُعُصِّبَ لَهُ فَقَدَ خَلَعَ رِبقَةُ الإِیمانِ مِن عُنُقِهِ؛(3)

هرکس تعصب کند و یا بر او تعصب نمایند، رشته ایمان ازگردن اوخارج می شود.

«فریب دنیا»
227. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَذِبَ مَن إدَّعی الإِیمانَ وَهُوَمَشعُوفٌ مِنَ الدُّنیا بِخِدَعِ الأَمانِی وَزُورِالمَلاهِی؛(4)دروغ گفت کسی که ادعای ایمان کرد، درحالی که او از دنیا به فریب ها، آرزوها و بازیچه های دروغ دل بستگی پیدا کرده.
«شک وتردید»
228. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّکُّ یُحبِطُ الإِیمانَ؛(5)

شک (به خدا ومعاد)، ایمان را از بین می برد.

«مکروحیله»
229. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا إِیمٰانَ لِغَدُورٍ؛(6)

انسان مکّار، حلیه گر و بی وفا ایمان ندارد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 495، ح 12.

2) - غرر، ج 2، ص 624، ح 287.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص296، ح 1.

4) - غرر، ج 2، ص 574، ح 19.

5) - غرر، ج 1، ص 26، ح 773.

6) - غرر، ج 2، ص 829، ح 8.

230. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَکرُوَالغِلُّ مُجانِبَا الإِیمانِ؛(1)

حیله و خیانت از ایمان دورند.

ب) گناهانی که باعث می شود انسان مزۀ ایمان را نچشد:

«دروغ»
231. قال علیٌّ امیرُالمؤمنین (علیه السلام) : لایَجِدُ العَبدُ طَعمَ الإِیمانِ حَتّی یَترُکَ الکِذبَ هَزلَهُ وَجِدَّهُ؛(2)

بنده مزۀ ایمان را نمی چشد، تا دروغ را ترک کند، چه شوخی وچه جدّی.

«رغبت به دنیا»
232. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : ألا إِنَّهُ حَرٰامٌ عَلَیکُم أَن تَجِدُوا طَعمَ الإِیمٰانِ حَتّٰی تُزَهِّدُوا فِی الدُّنیٰا؛(3)

همانا حرام است برشما که مزه ایمان را بچشید، مگرآن که نسبت به دنیا بی رغبت شوید.

ج) گناهانی که خارج شدن انسان از ایمان و زمرۀ مؤمنین می شود:

«ندادن زکات »

«پرداخت نکردن زکات از عواملی است که به اسلام وایمان انسان لطمه می زند وباعث بی ایمانی انسان می شود»(4)

«سرزنش به خاطر لغزش»
233. قال أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَدنی ما یَخرِجُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ الإِیمانِ أَن یُواخِی الرَّجُلُ الرَّجُلَ عَلی دِینِهِ فَیُحصِی عَلَیهِ عَثَراتَهُ وَزَلاتَهُ لِیُعَیِّرَهُ بِها یَومًا ما؛(5)

کم ترین چیزی که باعث می شود انسان از ایمان خارج شود، این که انسان با انسانی پیمان برادر دینی ببندد برای آن که لغزش ها وخطاهای او را شمارش کند تا روزی او را سرزنش ومذمت نماید.

د) گناهانی که باعث فاسد شدن ایمان می شود:

«دنیا دوستی»


1) - غرر، ج 1، ص 61، ح 1627.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 37، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 196، 10

4) - « درموضوع خارج شدن انسان اسلام، ندادن زکات، حدیث شماره 164»

5) - وسائل الشیعه، ج8، ص565، ح4.

232. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :إِحذَرِالدُّنیٰا فَانِّهٰا شَبَکَةُ الشَّیطٰانِ وَمَفسَدَةُ الإِیمٰانِ؛(1)

از دنیا بترس زیرا، که آن دام شیطان وتباه کننده ایمان است.

«غضب»
234. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلغَضَبُ یُفسِدُ الإإِیمانَ کَما یُفسِدُ الخِلُّ العَسَلَ؛(2)

غضب ایمان را تباه می کند، همانطوریکه سرکه عسل را تباه می سازد.

ه) گناهی که باعث فراموشی ایمان می شود:

«همنشینی با اهل دنیا»
235. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُجالَسَةُ أَهلِ الدُّنیا مَنسَأَةٌ لِلأِیمانِ وَقائِدَةٌ إِلَی الشَّیطانِ؛(3)

همنشینی با أهل دنیا، فراموش کردن ایمان وکشانده شدن بسوی شیطان است.

و) گناهانی که باعث نابودی ایمان انسان می شود:

«تهمت زدن به برادر دینی»
236. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِذاإِتَّهَمَ المُؤمِنُ أَخاهُ إِنماثَ الإِیمانُ فِی قَلبِهِ کَما یِنمَاثُ المِلحُ فِی الماءِ؛(4)

زمانی مؤمن به برادرخود تهمت زد، ایمان درقلب او ذوب مگردد، همانطوریکه نمک در آب ذوب می شود.

«حسادت»
237. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : وَإِنَّ الحَسَدَ لَیَأ کُلُ الإِیمانَ کَما تَأکُلُ النّارُ الحَطَبَ؛(5)

همانا حسد ایمان را نابود می کند، همانطوری که آتش خاشاک را ازبین می برد.

238. عَن صَباحِ بنِ سیابَةِ قالَ: کُنتُ عِندَ أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) : قِیلَ لَهُ: أَیَزنِی الزّانِی وَهُوَمُؤمِنٌ؟ فَقالَ: لا إِذاکانَ عَلی بَطنِها سُلیبَ الإیمانُ مِنهُ؛(6)

1) - غرر، ج 1، ص 143، ح 31 .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 287، ح 2.

3) - غرر، ج 2، ص 767، ح 149.

4) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 613، باب 161، ح 1.

5) - همان، ج ،11 ص 292، ح 1

6) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 235،ح 17.

صباح گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم به ایشان عرض شد: آیا «انسان» مؤمن زنا می کند؟ حضرت فرمود: نه، زمانی او برروی شکم آن «زانیه» است ایمان از او سلب می شود.

«شرابخواری»
239. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لاتَجمَعُ الخَمرُوَالإییمانُ فِی جَوفِ أَوقَلبِ رَجُلٍ أَبَدًا؛(1)

شراب و ایمان، هرگز در درون یا دل کسی با هم جمع نمی شوند.

«شرک»

«یکی از عوامل نابودکنندۀ اسلام وایمان انسان، به خداوند متعال شریک قراردادن است»(2)

«عمل نامشروع - زنا»

«أذیت وآزارهمسایه»
240. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) أَتاهُ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِفَقالَ: إِنِّی إشتَرَیتُ دارًا فِی بَنِی فُلانٍ وَإِنَّ أَقرَبَ جِیرانِی مِنِّی جِوارًا مَن لا أَرجُوخَیرَهُ وَلا أمَنُ شَرَّهُ قالَ:

فَأَمَرَرَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) عَلیًّا وَسَلمانَ وَأَباذَرَ- نَسِیتُ آخَرَوَأَظُنُّهُ المِقدادَ - أَن یُنادُوا فِی المَسجِدِ بِأَعلی أَصواتِهِم به آنهُ لا اِیمانَ لِمَن لَم یَأمَن جارُهُ بَوائِقَهُ فَنادَوبِهِ ثَلاثًا؛(3)

همانا مردی از انصار خدمت رسول خدا آمد عرض کرد: من خانه ای درفلان قبیله خریداری کرده ام، و نزدیک ترین همسایه من درآن خانه کسی است که خیری از او به من نرسد و از شرّش آسوده نیستم، پس رسول خدا به علی و به سلمان و اباذر و دیگری را نیز فرمود که من فراموش کردم وگمان دارم که مقداد بود، دستور داد که با بلندترین آوازشان در مسجد فریاد زنند: هرکه همسایه اش از آزار او آسوده نباشد ایمان ندارد.


1) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1544،ح 5128.

2) - « درموضوع آفات ایمان، حدیث شماره 53 »

3) - اصول کافی، ج 4، ص 489، ح 1.

2- باب دوم «ب» : سیزده فصل

اشاره

باب دوم «ب»

فصل اول - گناهانی که باعث قطع باران می شود:

اشاره

«أداء نکردن امانت، جورحاکم درقضاوت، شهادت دروغ، پنهان کردن شهادت حق، خیانت به یک دیگر، منع زکات، ندادن قرض، ندادن امکانات اولیه زندگی به کسی که نیازدارد، قساوت قلب نسبت به فقرا و درماندگان، ظلم به یتیمان، ظلم به بیوه زنان، قهرکردن به سائل و فقیر، رَد کردن سائل و فقیر در شب»

241. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لا تَزالُ آُمَّتِی بِخَیرِمالَم یَتَخاوَنُوا، وَأَدُّوا الأَمانَةَ، وَآتُوا الزَّکاةَ، وَإِذا لَم یَفعَلُوا ذالِکَ ابتَلُوا بِالقَحطِ وَالسَّنِینَ؛(1)

امت من زمانی که به یکدیگرخیانت نکرده وامانت را «بصاحبش» برگردانده و زکات را آداء نموده اند در خیر هستند، و زمانی که این ها را انجام ندادند به قحطی وخشکسالی گرفتارخواهند شد.

242. عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ: وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَحبُسُ غَیثَ السَّماءِ: جَورُالحاکِمُ فِی القَضاءِ، وَشَهادَةُ الزُور، وَکِتمانُ الشَّهادَةِ، وَمَنعُ الزَّکاةِ وَالقَرضِ وَالماعُونِ، وَقَساوَةُ القَلبِ عَلی أَهلِ الفَقرِ وَالفاقةِ، وَظُلمُ الیَتِیمِ وَالأرمِلَةِ، وَأنتِهارُالسّائِلِ وَرَدُّهُ بِاللَّیلِ؛(2)

ابی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: و گناهانی که باران آسمان را به بند می آورد: ظلم حاکم و داوری در قضاوت، و شهادت وگواهی دروغ، و پنهان کردن شهادت وگواهی «حق»، و ندادن زکات و قرض و منع کردن مردم از ضروریات زندگی «مانندآب و...»، وقساوت قلب و سنگدلی نسبت به نیازمندان و درماندگان، و ظلم به یتیم و بیوه زنان بیچاره، و قهرکردن به سائل و نیازمند و ردّکردن آن در شب «شاید به خاطرحفظ آبرو و یا به جهت نیاز بیشترشب سائلی می کند).


1) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 13، ح 9.

2) - همان، ج 11، ص 519، ح 8.

«گناهانی که باعث غضب پروردگار عالم گردد»

243. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰاغَضِبَ اللهُ عَلٰی أُمَّةٍ لَم یُنزِلِ العَذٰابَ عَلَیهِم، غَلَت أَسعٰارُهٰا وَقَصُرَت أَعمٰارُهٰا وَلَم تَربَح تُجّٰارُها وَلَم تُزَکِ ثِمٰارُهٰا وَلَم تَغرَزأَنهٰارُهٰا وَحُبِسَ عَنهٰا أَمطارُهٰا وَسَلَّطَ عَلَیهٰا أَشرٰارَهٰا؛(1)

هرگاه خداوند برامّتی خشم وغضب کرد وعذاب برآن ها نازل نکرد، «لکن آن ها را به چیزهایی مبتلا سازد که در شمار عذاب های دردناک است ازجمله»: نرخ هایشان بالارود، و عمرهایشان کوتاه گردد، و بازرگانان شان سود نبرند، و میوه جات شان پاکیزه نگردد «آفات زَنَد»، و نهرها وچشمه هایشان پرآب نگردند، و باران از آنها قطع شود (و دچارخشک سالی شوند) و ناکسان برسرآنان مسلط گردند.

«کم فروشی و گرانفروشی»

244. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰاطُفِّفَتِ المِکیٰالُ أَخَذَهُمُ اللهُ بِاسِّنِینَ وَالنَّقصِ؛(2)

هرگاه میزآن ها کم و کاهش پیدا کند، «و کم فروشی رواج یابد» خداوند آن مردم به خشکسالی وکمبود گرفتارسازد.

«دروغ گفتن حاکمان»

245. قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : إِذا کَذِ بَتِ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرس، وَإِذا جارَالسُّلطآن هانَتِ الدَّولَةُ، وَإِذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ المَواشِی؛(3)

هرگاه والیان دروغ گفتند باران به بند می آید، وقتی که حاکم ستم کرد حکومت سست گردد، و زمانی که زکات اداء نشد چهارپایان (در اثر خشکسالی و...) از بین روند.

عوامل طبیعی نابودی زراعات «غیر از گناه»

«مناسب نبودن زمان و مکان کشت و زرع»

قرآن کریم: «مَثلُ ما یُنفِقُونَ فِی هذِهِ الحَیوة الدُّنیا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیها صِرٌّأَصابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَمُواأَنفُسَهُم فَأَهلَکَتهُ وَماظَلَمَهُمُ اللهُ وَلکِن اَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(4)

آنچه آنها (کافران) در این زند گی پست دنیوی انفاق می کنند، همانند باد سوزانی است که به زراعت قومی که برخود ستم کرده «و در غیرمحل و وقت مناسب کشت نموده اند» بوَزَد وآن


1) - غرر، ج 1، ص 324، ح 175.

2) - غرر، ج 1، ص 324، ح 176.

3) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 17، ح 29.

4) - سوره آل عمران آیه 117.

را نابود سازد، خدا به آن ها ستم نکرده، بلکه آن ها خودشان به خویشتن ستم می کنند.

فصل دوم - گناهی که باعث تباه شدن باطن ودرون انسان می شود:

«فساد بیرونی وعلنی»

246. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِندَ فَسٰادِ العَلانِیَةِ تَفسُدُ السَّرِیرَةُ؛(1)

هنگامی که فساد شخص ظاهر و علنی شد، باطن و درون او نیزفاسد می گردد.

فصل سوم - گناهانی که باعث قرارگرفتن انسان در باطل می گردد:

«عمل کردن به رأی خود»

247. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلقِیاسِ لَم یَزَل دَهرُهُ فِی التِباسٍ وَمَن دانَ اللهَ بِالرَّأیِ لَم یَزَل دَهرُهُ فِی إِرتِماسٍ؛(2)

هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، وکسی که برای خود خداپرستی کند همیشۀ عمرش در باطل فرورفته است.

«نپیوستن به حق»

248. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَنفَصِلُ عَنِ البٰاطِلِ مَن لَم یَتَّصِل بِالحَقِّ؛(3)

چگونه از باطل جدا شود، کسی که به حق نپیوسته است.

فصل چهارم - گناهانی که باعث نابودی باغات و محصولات باغی می شود:

اشاره

(جریان قوم سبأ، داستان دو مرد و سرانجام صاحبان باغ سبز)

الف) باغ های بزرگ وآباد، شهرهای پاک وپاکیزه، پروردگارآمورزنده وبخشنده:

قرآن کریم: «لَقَد کٰانَ لِسَبَإٍ فِی مَسکَنِهِم آیَةٌ جَنَّتٰانِ عَن یَمِینٍ وَشِمٰالٍ، کُلُوا مِن رِزقِ رَبِّکُم وَاشکُرُوالَهُ بَلدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛»(4)

برای قوم سبا در محل سکونتشان نشانه ای (ازقدرت الهی) بود، دو باغ (عظیم وگسترده) از راست وچپ (با میوه های فراوان، به آنها گفتیم) از روزی پروردگارتان بخورید وشکر


1) - غرر، ج 2، ص 491، 29.

2) - اصول کافی، ج 1، ص 75، ح 17.

3) - غرر، ج 2، ص 555، ح 32.

4) - سوره سبأ، آیه 15.

او را بجا آورید، شهری است پاک وپاکیزه وپروردگار آمورزنده (و مهربه آن).

«وَجَعلنٰا بَینَهم وَبَینَ القُریَ الَّتِی بٰارَکنافِیها قُریً ظٰاهِرَةً وَقَدَّرنٰا فِیهٰا السَّیرَ، سِیرُوا فِیهٰالَیالِیَ وَأَیّٰاماً آمِنِینَ؛»(1)

میان آنها و سرزمین هائی که برکت داده بودیم شهرها و آبادی های آشکار قراردادیم، و فاصله های متناسب ونزدیک مقرر داشتیم (و به آنها گفتیم) شب ها و روزها در این آبادی ها در امنیت کامل مسافرت کنید.

«وَاضرِب لَهُم مَثَلا رَجُلَینِ جَعَلنٰا لأَحَدِهِمٰا جَنَّتَینِ مِن أَعنٰابٍ وَحَفَفنٰاهُمٰا بِنَخلٍ وَجَعَلنٰا بَینَهُمٰا زَرعًا؛»(2)

برای آن ها مثالی بیان کن، داستان آن دو مرد را که برای یکی از آن ها دو باغ از انواع انگورها قراردادیم، و در گرداگرد آن درختان نخل و در میان این دو زراعت پربرکت.

«کِلتَا الجَنَّتَینِ آتَت أُکُلَهٰا وَلَم تَظلِمُ مِنهُ شَیئًا وَفَجَّرنٰا خِلالَهُمٰا نَهرًا؛»(3)

هردو باغ میوه آورده بودند «میوه های فراوان» وچیزی فروگذارنکرده بودند، ومیان آن دو نهر بزرگی از زمین بیرون فرستادیم.

ب) گناهان، باغ های ویران، شهرهای خرابه، پروردگار قهار

اشاره

«اعراض و روگردانی از حقیقت و خدا»قرآن کریم: «فَأَعرضُوا فَأَرسَلنٰاعَلَیهِم سَیلَ العَرِمِ وَبَدَّلنٰاهُم بِجَنَّتِهِم جَنتَینِ ذَوٰاتٰی أُکُلٍ خَمطٍ وأَثلٍ وَشَیئٍ مِن سِدرٍقَلِیلٍ؛»(4)

اما آن ها «از حقیقت وخدا» روی گردان شدند، و ما سیل ویرانگر را برآنها فرستادیم و دو باغ «پربرکت»شان را به دو باغ «بی ارزش» بامیوه های تلخ، و درختان شوره گز، و اندکی درخت سدر مبدل ساختیم.

«تبعیت ازشیطان»

«وَلَقَد صَدَّقَ عَلَیهِم إِبلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إلافَرِیقًا مِنَ المُؤمِنِینَ؛»(5)

به یقین ابلیس گمان خود را درباره آن ها محقق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان.


1) - سوره سبأ، آیه 18.

2) - سوره کهف، آیه 32.

3) - سوره کهف، آیه 23.

4) - سوره سبآ، آیه 16.

5) - سوره سبآ، آیه 20.

«تکبر و غرور»

قرآن کریم:«وَکٰانَ لَهُ ثَمَرٌ، فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَهُوَیُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکثَرُمِنکَ مٰالا وَأَعَزَّنَفَرًا؛»(1)

صاحب این باغ درآمد قابل ملاحظه ای داشت به همین جهت به دوستش درحالی که به گفتگو برخاسته بود چنین گفت من از نظرثروت از تو برترم، و نفراتم نیرومندتراست !.

«وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَظٰالِمٌ لِنَفسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَن تَبِیدَهذِهِ أَبَدًا؛»(2)

و درحالی که به خود ستم میکرد در باغش گام نهاد وگفت من گمان نمی کنم هرگز این باغ فانی ونابود شود.

«تکذیب قیامت»

قرآن کریم:76 - وَمٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَلَئِن رُدِدتُ إِلی رَبِّی لأَجِدَنَّ خَیرًا مِنهٰا مُنقَلِبَا؛»(3)

و به اورنمی کنم قیامت برپا گردد و اگر به سوی پروردگارم بازگردم (و قیامتی در کار باشد) جایگاهی بهتراز اینجا خواهم یافت.

«طغیان و سرکشی»

قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طاغِینَ؛»(4)

(فریادشان بلند شد) گفتند: وای برما که طغیانگر بودیم.

«ظلم و ستم»

قرآن کریم:«قٰالُوا سُبحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(5)

گفتند: منزه است پروردگارما، مسلما ما ظالم بودیم «ظالم به خود و ظالم به دیگران».

«مَثلُ مٰا یُنفِقُونَ فِی هذِهِ الحَیٰاةِ الدُّنیٰا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهٰا صِرٌّ أَصٰابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ وَمٰا ظَلَهُم اللهُ وَلٰکِن أَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(6)

داستان کافران، درمالی که برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند، هیچ بهره ای نیابند بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشت قوم ستمکاری برسد وهمه را نابود گرداند


1) - سوره کهف، آیه 35.

2) - سوره کهف، آیه 36.

3) - سوره کهف، آیه 34.

4) - سوره کهف، آیه 34.

5) - سوره قلم، آیات 31، 29.

6) - سوره ال عمران، آیه 117.

وخدا ستمی برآنها نکرده لیکن آنان به خود نفس خود ستم می کنند.

«صِرّ، باد شدید سوزان چه از نظر سرما و چه از نظر گرما. سرمازدگی و گرمازدگی محصولات کشاورزی در اثر باد شدید، سرد و یا گرم»

«غفلت و غافل شدن ازخدا»

قرآن کریم:«وَلَولا إِذ دَخَلتَ جَنَّتَکَ قُلتَ مٰاشٰاءَللهُ لا قُوَّةَ الا بِاللهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنکَ مالا وَوَلَدًا؛»(1)

تو چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خداخواسته؟ قوت (و نیروی) جز از ناحیه خدا نیست، اما اگر می بینی من از نظرمال وفرزند از تو کمترم، «مطلب مهمی نیست».

«فَعَسٰی رَبِّی أَن یُؤتِیَنِ خَیرًا مِن جَنَّتِکَ وَیُرسِلَ عَلَیهٰا حُسبانًا مِنَ السَّمٰاءِ فَتُصبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا؛»(2)

شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد، و مجازات حساب شده ای ازآسمان بر باغ توفرستد، آنچنانکه آن را به زمین بی گیاه لغزنده ای تبدیل نماید.«أَویُصبِحَ ما ؤُهاغَورًا فَلَن تَستَطِیعَ لَهُ طَلَبًا؛»(3)

و یا آب آن در اعماق زمین فرو رود، آنچنانکه هرگز قدرت جستجوی آن را نداشته باشی.

«وَأُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَ صبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیهِ عَلٰی مٰا أَنفَقَ فِیهٰا وَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلٰی عُرُوشِهٰا وَیَقُولُ یٰا لَیتَنِی لَم أُشرِک بِرَبِّی أَحَدًا؛»(4)

«بهرحال عذاب الهی فرارسید»

و تمام میوه های آن نابود شد، او مرتبًا دست های خود را «بخاطر هزینه هائی که در آن صرف کرده بود» بهم می مالید، درحالی تمام باغ بر پایه ها فروریخته بود، و می گفت: ای کاش کسی را شریک پروردگارم قرارنداده بودم.

«وَلَم تَکُن لَهُ فِئَةٌ یِنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَمٰا کٰانَ مُنتَصِرًا؛»(5)

و گروهی، غیر از خدا، نداشت که او را یاری کند، و نمی توانست از خویشتن یاری گیرد.

«هُنالِکَ الوِلایَةُ للهِ الحَقِّ هُوَخَیرٌ ثَوابًا وَخَیرٌعُقبًا؛»(6)

در این هنگام ثابت شد که ولایت «وقدرت» از آن خداوند حق است، اواست که برترین ثواب و بهترین عاقبت را (برای مُطیعان) دارد.


1) - سوره کهف، آیه 39.

2) - سوره کهف، آیه40.

3) - سوره کهف، آیه 41.

4) - سوره کهف، آیه 42.

5) - سوره کهف، آیه 43.

6) - سوره کهف، آیه 44.

«فاصله طبقاتی»

قرآن کریم: «فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِد بَینَ أَسفٰارِنٰا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَجَعَلنٰاهُم أَحٰادِیثَ وَمَزقنٰاهَم کُلَّ مُمَزَّقٍ، إِنَّ فِی ذٰالِکَ لآیاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ؛»(1)

ولی گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن «تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند و به این طریق» آن ها به خویشتن ستم کردند و ما آنها را اخبار و داستانی «برای دیگران» قرار دادیم و جمعیتشان را متلاشی ساختیم، در این ماجرا آیات و نشانه های عبرتی است برای هرصابر شکرگزار.

«فراموش کردن خدا»

قرآن کریم:«قٰالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَکُم لَولا تُسَبِّحُونَ؛»(2)

یکی از آن ها که از همه عاقل تر بود گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی گوئید؟!.

«کافرشدن به خداوند»

قرآن کریم:«قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَهُوَیُحٰاوِرُهُ أَکَفَرتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِن تُرٰابٍ ثُمَّ مِن نُطفَةٍ ثُمَّ سُوّٰیکَ رَجُلا؛»(3)

دوست «با ایمان وی» در حالی که با او به گفتگو پرداخته بود گفت: آیا به خدایی که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریده، و بعد از آن تو را مرد کاملی قرار داد کافر شدی؟!.

«ذٰالِکَ جَزَینٰاهُم بِمٰا کَفَرُوا وَهَل نُجٰازِی إِلاَ الکَفوُرَ؛»(4)

این را به خاطر کفرشان به آن ها جزا دادیم، و آیا جز کفران کننده را به چنین مجازاتی کیفر می دهیم؟!

«محروم کردن مستمندان از نعمت ها»

قرآن کریم: «إِنّٰابَلَونٰاهُم کَمٰابَلَونٰاأَصحٰابَ الجَنَّةِ إِذأَقسَمُوالَیَصرُمَنَّهٰامُصبِحِینَ؛»(5)

ما آن ها را امتحان کردیم، همان گونه که صاحب آن باغ را آزمایش کردیم، هنگامی که سوگند یاد کردند، که میوه های باغ را صبحگاهان «دور از انظارمستمندان» بچینند.


1) - سوره ال عمران، آیه 38.

2) - سوره قلم، آیه 28.

3) - سوره ال کهف، آِیه 37.

4) - سوره سبأ، آیه .17.

5) - سوره قلم، آیه 17.

«وَلایَستَثنُونَ؛»(1)

وهیچ از آن «چیدن میوه های باغ بدور ازچشم مستمندان» استثنا نکنند.

«فَطٰافَ عَلَیهٰا طٰائِفٌ مِن رَبِّکَ وَهُم نٰائِمُونَ؛»(2)

اما عذابی فراگیر«شبه آنه» بر تمام باغ آن ها فرود آمد درحالی که همه در خواب بودند.«فَأَصبَحَت کَالصَّرِیمِ؛»(3)

و آن باغ سرسبز، همچون شب سیاه وظلمانی شد.

«فَتَنٰادَوامُصبِحِینَ؛»(4)

صبح گاهان یک دیگررا صدا زدند.

«أَنِ اغدُواعَلٰی حَرثِکُم إِن کُنتُم صٰارِمِینَ؛»(5)

که به سوی کشت زار و باغ خود حرکت کنید، اگر قصد چیدن میوه ها را دارید.

«فَانطَلَقُوا وَهُم یَتَخٰافَتُونَ؛»(6)

آن ها حرکت کردند درحالی که آهسته باهم می گفتند....

«قساوت قلب نسبت به فقرا و درماندگان»

قرآن کریم: «أَن لایَدخُلَنَّهَا الیَومَ عَلَیکُم مِسکِینٌ؛»(7)

مواظب باشید امروز حتی یک فقیر برشما وارد نشود!.

«وَغَدَواعَلٰی حَردٍ قٰادِرِینَ؛»(8)

آن ها صبح گاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند.

«فَلَمّٰا رَأَوهٰا قالُوا إِنّٰا لَضٰالُّونَ؛»(9)

هنگامی که «وارد باغ شدند و» آن را آن گونه دیدند - نابود شده - گفتند: ما راه را گم کرده ایم!.


1) - سوره قلم، آیه 18.

2) - سوره قلم، آیه 19

3) - سوره قلم، آیه 20.

4) - سوره قلم، آیه 24.

5) - سوره قلم، آیه 23.

6) - سوره قلم، آیه 22.

7) - سوره قلم، آیه 21.

8) - سوره قلم، آیه 25.

9) - سوره قلم، آیه 26.

«بَل نَحنُ مَحرُومِینَ؛»(1)

بلکه ما محرومیم «همه چیزبه طورکامل، ازدست ما رفته».

«فَأَ قبَلَ بَعضُهُم عَلٰی بَعضٍ یَتَلاوَمُونَ؛»(2)سپس آنها رو به هم کردند وبه ملامت یکدیگر پرداختند.

«قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طاغِینَ؛»(3)

(فریادشان بلند شد) گفتند: وای برما که طغیانگربودیم.

«عَسٰی رَبّنُٰا أَن یُبدِ لَنٰا خَیرًا مِنهٰا إِنّٰا إِلٰی رَبِّنٰا رٰاغِبُونَ؛»(4)

امیدواریم پروردگارمان «ما را ببخشد و» بهتر از آن را به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او دلبسته ایم.

«کَذٰالِکَ العَذٰابُ، وَلَعَذٰابُ الآخِرَةِ أَکبَرُلَوکٰانُوا یَعلَمُونَ؛»(5)

این گونه است عذاب خداوند «در دنیا» وعذاب آخرت از آن هم بزرگتر است، اگر می دانستند.

«حکومت و سلطۀ منافقان»

قرآن کریم: «وَإِذاتَولَّی سَعی فِی الأَرضِ لِیُفسِدَ فِیها وَیُهلِکَ الحَرثَ وَالنّسل وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسادَ؛»(6)

و هنگامی که روی برمی گردانند (و از نزد توخارج می شوند) در راه فساد در زمین گوشش می کنند و زراعت ها و چهارپایان را نابود می سازند (با اینکه می دانند) خدا فساد را دوست نمی دارد.

«بسیاری از مفسران احتمال داده اند که مقصود ازجملۀ «إذا تولّی» همان مسئلۀ قبول ولایت وحکومت است، یعنی منافقان هنگامی که به مرحله ای ازحکومت وسلطه برسند، دست به فساد و خرابی زده وظلم وستم را در میان بندگان خدا به راه می اندازند و به خاطرظلم وستم آن ها آبادی ها روبه ویرانی می گذارد، دام ها هلاک می شوند و جان و مال مردم برباد می رود.

«حَرث» به معنی زراعت و«نسل» به معنی اولاد است، و بر اولاد انسان و غیرانسان اطلاق می شود، بنابراین هلاک کردن حرث ونسل به معنی از میان بردن هرگونه موجود زنده است، اعم ازموجودات زندۀ نباتی، حیوانی و انسانی»(7)


1) - سوره قلم، آیه 30.

2) - سوره قلم، آیه 27.

3) - سوره قلم، آیه 31.

4) - سوره قلم، آیه 32.

5) - سوره قلم، آیه 33.

6) - سوره بقره، آیه 205.

7) - تفسیرنمونه، ج 2، ص 74.

فصل پنجم - گناهان، بَدی ها، پلیدی ها و زشتی ها در زندگی انسان

الف) گناهانی که باعث، بَدی، بداندیشی، بدنامی و بدگوئی از انسان می شود:

«نیکی کردن به اراذل و فرومایگان»
249. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ الرَّذٰائِلِ إِصطِنٰاعُ الأَرٰاذِلِ؛(1)

سررشتۀ همۀ زشتی ها، نیکی کردن به اراذل و ناکسان است.

«استهزا کردن دیگران»
250. قٰالَ أَبُوجَعفَر (علیه السلام) : بِئسَ العَبدُ عَبدٌ هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ یُقبِلُ بِوَجهٍ وَیُدبِرُ بِآخَرَ؛(2)

بَد بنده ای است بنده وآدم، «همزة ولمزة» یعنی آن که، غیبت، عیب جوئی، استهزا ومسخره می کند، و با چهره ای روبرو می شود و با چهره دیگر پشت می گرداند.

«عیب دانستن امر به معروف و نهی ازمنکر»
251. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : بِئسَ القَومُ قَومٌ یَعِیبُونَ الأَمرَبِالمَعرُوفِ وَالنَّهیَ عَنِ المُنکَرِ؛(3)

چه بد قومی است قومی که، امربه معروف ونهی از منکر را، عیب می دانند.

«انکار زشتی برای مردم»
252. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَقبَحُ عَلَی الرَّجُلِ أن یِنکِرَالمُنکَرَعَلَی النّٰاسِ وَیَنهٰا هُم عَنِ الرَّذٰائِلِ وَسَیِّئاتٍ وَإِذٰا خَلا بِنَفسِهِ إِرتَکَبَهٰا وَلا یَستَنکِفَ مِن فِعلِهٰا؛(4)

برای انسان بسی زشت است که زشتی های مردم را زشت شمارد، و آنان را از پستی ها وگناهان منع نماید، لکن وقتی که خودش تنها می شود همان زشتی ها را مرتکب گردد و از کارش دست برندارد.

«افزودن به اموال با کم کردن ازآبرو»
253. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وُفُورُالأَموٰالِ به آنتِقٰاصِ الأَعرٰاضِ لَومٌ؛(5)

افزودن اموال با کم کردن آبروها، ناکسی و زشتی است.


1) - غرر، ج 1، ص 412، ح 32.

2) - عقاب الأعمال، ص 617، ح 4.

3) - وسائل الشیعه، ج1، ص 394، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 876، ح 28.

5) - غرر، ج 2، ص 780،ح 9.

«کمک کردن به باطل»
254. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّظافُرُعَلٰی نَصرِالبٰاطِلِ لَومٌ وَخِیٰانَةٌ؛(1)

همکاری کردن برای یاری باطل، زشتی وخیانت است.

«بخل»
255. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالبُخلِ تَکثُرُالمَسَبَّةُ؛(2)

با بخل، ننگ و زشتی بیشترمی شود.

256. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللُّؤُمُ مُضٰادٌّ لِسٰائِرِالفَضٰائِلِ وَجٰامِعٌ لِجَمِیعِ الرَّذٰائِلِ وَالسَّؤٰاتِ وَالدَّنٰایٰا؛(3)

بخل، پست فطرتی و فرومایگی، ضد و دشمن تمام خوبی ها، جامع و مرکز تمام زشتی ها، بدی ها و پستی ها است.

257. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الشُّحِّ یُوجِبُ المَسَبَّةَ؛(4)

بخل زیاد سبب بدی انسان می شود.

258. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَربَعٌ تُشِینُ اتلرَّجُلَ: أَلبُخلُ وَالکِذبُ وَالشَّرَهُ وَسُوءُ الخُلقِ؛(5)

چهار چیزاست که مرد را بزشتی بیالاید: بخل، دروغ، آزمندی وبداخلاقی.

259. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشُّحِّ یَکسِبُ المَسَبَّةَ؛(6)

بخل زیاد، سبب بدی وزشتی انسان می شود.

260. قالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ جامِعٌ لِمَساوِئِ العُیُوبِ، وَهُوَزِمامٌ یُقادُ بِهِ إِلی کُلِّ سُوءٍ(7)

امام علی (علیه السلام) فرمود: بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، ومهاری است که انسان را به سوی هربدی می کشاند.


1) - غرر، ج 1، ص 48، ح 1376.

2) - غرر، ج 1، ص 330، ح 17.

3) - غرر، ج 1، ص 104،ح 2201.

4) - غرر، ج 2، ص 562، ح 21.

5) - غرر، ج 1، ص 102، ح 2165.

6) - غرر، ج 1، ص 14، ح 358.

7) - نهج البلاغة، دشتی، ح 378.

«بداخلاقی»
261. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الخُلقِ شَرَّ قَرِینٍ؛(1)

زشت خویی بدترین، دوست است.

262. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الخُلقُ شُؤمٌ وَالإِسائَةُ إِلَی المُحسِنِ لُؤمٌ؛(2)

بدخوئی زشت و بدی کردن با شخص نیکوکار نکوهیده وناکسی است.

«بدرفتاری»
263. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَفاءُ شَینٌ؛(3)

بدرفتاری، زشت است.

«بد گفتاری»
264. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ساءَ لَفظُهُ ساءَ حَظُّهُ؛(4)

هرکس بدگفتار باشد، بدزندگی است.

«بد گمانی»
265. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ ظَنُّهُ سٰائَت طَوِیَّتُهُ؛(5)

کسی که بدگمان باشد، بداندیش می شود.

«بَدی کردن به دیگران»

266.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَسٰاءَ إجتَلَبَ سُوءَ الجَزٰاءِ؛(6)

هرکس بدی کند، پاداش بدی را بخود جلب کرده است.

«حریص شدن»
267. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرَهُ یُشِینُ النَّفسَ وَیُفسِدُ الدِّینَ وَیُزرِی بِالفُتُوَّةِ؛(7)

1) - نهج البلاغه، ج 1، ص 433، ح 18.

2) - غرر، ج 1، ص 433، ح 17.

3) - غرر، ج 1، ص 8، ح 136.

4) - غرر، ج 2، ص 719، ح 1471.

5) - غرر، ج 2، ص 617، 15.

6) - غرر، ج 2، ص 651، ح 704.

7) - غرر، ج 1، ص 77، ح 1888.

آزمندی وحریص بودن، شخص را زشت و دین را تباه می کند وجوانمردی را معیوب می سازد.

268. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالشَّرَهَ فَاِنَّهُ رَأسُ کُلِّ دَنِیَّةٍ وَأُساسُّ کُلِّ رَذِیلَةٍ؛(1)

برتو باد، بدوری ازحرص زدن که آن، سر هر پستی و اساس هر زشتی است.

«تسلیم کردن ناموس خود بدیگری»
269. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِن أَعظَمِ الَّومِ إِحرٰازُالمَرءِ نَفسَهُ وَاِسلامُهُ عِرسَهُ؛(2)

از بزرگ ترین زشتی وپلیدی است که شخص خود را نگهدارد، و ناموسش را تسلیم دیگری نماید «بلکه باید در راه نگهداری دین وناموس تا پای جان ایستادگی کرد».

270. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِنَ اللَّومِ أَن یَصُونَ الرَّجُلُ مٰالَهُ وَیَبذُلَ عِرضَهُ؛(3)

از ناکسی و زشتی انسان است که مالش را نگهدارد و ناموس خود را در اختیار دیگران قرار دهد.

«سوء ظن داشتن به خداوند متعال»

قرآن کریم: «وَیِعَذِّبَ المُنافِقِینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکاتِ آَلظّانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسائَت مَصِیرَا؛»(4)

وخداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند گمان بد می برند عذاب نماید، حوادث سوء و بد «که برای مؤمنان انتظار می کشند» تنها برخودشان نازل می شود، خداوند آن ها را غضب کرده، و آن ها را از رحمت خود دور ساخته، و جهنم را برای آن ها آماده کرده، وچه بَد سرانجامی است.

«دروغ»
271. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا شَیمَةَ أَقبَحُ مِنَ الکِذبِ؛(5)

هیچ روشی، زشت تر از دروغگویی نیست.


1) - غرر، ج 1، ص 150، ح 38.

2) - غرر، ج 2، ص 730، ح 93.

3) - غرر، ج 2، ص 731،ح 97.

4) - سوره فتح، آیه 6.

5) - غرر، ج 2، ص 839، ح 198.

«دشمنی با مردم»
272. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : شَرُّالنّاسِ مَن یُبغِضُ النّاسَ وَیَبغِضُونَهُ؛(1)

بدترین مردم آن کس است که مردم را دشمن دارد ومردم نیزاو را دشمن دارند.

«دورویی و دوزبانی»
273. قٰالَ أَبُوجَعفَر (علیه السلام) : بِئسَ العَبدُ عَبدٌ هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ یُقبِلُ بِوَجهٍ وَیُدبِرُ بِآخَرَ؛(2)

بَد بنده ای است بنده و آدم «همزة ولمزة» یعنی آن که، غیبت، عیب جویی، استحزا و مسخره می کند، و با چهره ای روبرو می شود و با چهره دیگر پشت می گرداند.

274. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : بِئسَ العَبدُ، عَبدٌ یَکُونُ ذٰاوَجهَینِ وَذٰالِسانَینِ، یُطرِی أَخٰاهُ شٰاهِدًا وَیَأکُلُهُ غٰائِبًا، إن أُعطِیَ حَسَدَهُ وَإِنِ ابتَلٰی خَلَهُ؛(3)

چه بَد بنده ای است آن بنده ای که دارای دو چهره باشد، درحضور برادرش او را ستایش نماید و در پشت سر او را بخورد «از او بدگویی وغیبت کند». اگر ثروتی به دست آورد بر او رشک برد، و اگر گرفتار شود دست از یاری او بردارد.

«دوستی که در راه خدا نباشد»
275. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَکُن مَوَدَّتُهُ فِی اللهِ فَاحذَرهُ فَاِنَّ مَوَدَّتَهُ لَئِیمَةٌ وَصُحبَتُهُ مَشُومَةٌ؛(4)

کسی که دوستیش در راه خدا نباشد از او حذرکن، همانا دوستی آن فرومایگی و همنشینی با او شوم و زشت است.

«شراب و مُسکرات»
276. الإمام الصّادق (علیه السلام) - عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ - قالَ: حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها، لِأَنَّ مُد مِنَ الخَمرِتُورِثُهُ الإِرتِعاشَ، وَتَذهَبُ بِنُورِهِ، وَتَهدِمُمُرُوَّتَهُ، وَتَحمِلُهُ عَلی أَن یَجتَرِئَ غَلی اِرتِکابِ المَحارِمِ،، وَسَفکِ الدِّماءِ، وَرُکُوبِ الزِّنا، وَلا یُأمَنُ آِذا سُکِرَ، أَن یَثِبَ عَلی حُرَمِهِ وَلا یَعقِلُ ذالِکَ، وَلا یَزِیدُ شارِبَها إِلا کُلَّ شَرٍّ؛(5)

1) - نهج الفصاحه، ص 381، ح 1796.

2) - عقاب الأعمال، ص 617، ح 4.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 43، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 701، ح 1316.

5) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1546، ح 5140.

امام صادق (علیه السلام) - درپاسخ به سؤال مفضل ازعلت تحریم خمر- فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگسار دچار رعشه اندام می شود، نورانیت دلش ازبین می رود، مردانگی ومروت را از دست می دهد، در ارتکاب کارهای حرام وخون ریزی و زنا گستاخ و بی پروا می شود، و درحال مستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوز کند، شراب بر شرابخوار جز شر و بدی نمی افزاید.

«قطع صله رحم»
277. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَطِیعَةُ الرَّحِمِ أَقبَحَ الشِیَمِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : قطع رحم (و رابطه خویشاوندی) بدترین روش ها است.

«طمع و رغبت ذلّت آور»
278. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : بِئسَ العَبدُ،عَبدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ، وَبِئسَ العَبدُ،عَبدٌ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛(2)

چه بد بنده ایست آن بندۀ که دراوطمعی باشد، که او را بکشاند بطرف «خواسته های ذلّت آور» و چه بد بنده ایست آن بندۀ که در او رغبتی باشد که او را خوار کند.

«بد طینتی»
279. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُالفِعلِ دَلِیلُ لُؤمِ الأَصلِ؛(3)

بدکرداری نشانه، بد نهادی و بد طینتی است.

«ظلم»
280. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ اَلأَمُ الرَّذٰائِلُ؛(4)ظلم وستمگری، زشت ترین زشتخویی ها وپستی ها است.
«عمل منافی عفت»

قرآن کریم: «وَلا تَقرَبُواالزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِیلًا؛»(5)

و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت و بد راهی است.


1) - غرر، ج 2، ص 539، ح 70.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 9، ح 2.

3) - غرر، ج 1، ص 433،ح 20.

4) - غرر، ج 1، ص 28، ح 854.

5) - سوره إسراء، آیه 32.

«عفو نکردن»
281. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن لَم یُحسِنِ العَفوَأَسٰاءَ بِالإِنتِقٰامِ؛(1)

هرکس از گناه «دیگری»، خوش و آسان نگذرد، به سختی و زشتی انتقام شود.

«عیب جوئی»

«یکی از اوصاف رذیله که باعث زشتی انسان در پیشگاه خدا و در نزد مردم می شود، عیب جویی و بدگویی از دیگران است»(2)

«غضب»
282. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلغَضَبُ یُردِی صاحِبَهُ وَیُبدِی مَعایِبَهُ؛(3)

غضب صاحبش، را نابود می کند و زشتی هایش را آشکار می سازد.

«غیبت کردن»

«غیبت از جمله اوصافی است که در آیات و روایات بسیار تقبیح شده است، و سبب زشتی اسان می گردد»(4)

«بیماری قلب»

قرآن کریم:«وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَ تهُم رِجسًا إِلی رِجسِهِم وَما تُوا وَهُم کافیرُونَ؛»(5)

و اما آن ها که در دل های شان بیماری است، پلیدی برپلیدی ذاتی آنها افزود و درحال کفرجان دادند.

«بد کاری»
283. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِعلُ الشَّرِّمَسَبَّةٌ،(6)

بد کاری، زشت و ننگ است.


1) - غرر، ج 2، ص 699، ح 1297.

2) - «درموضوع بدی و زشتی، دوروی، حدیث شماره 272».

3) - غرر، ج 1، ص 67،ح 1738.

4) - «درموضوع بدی وزشتی، دورویی، حدیث شماره 272».

5) - سوره توبه، آیه 125.

6) - غرر، ج 2، ص 516، ح 6.

«کبر و غرور»
284. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الکِبرِأَلمَسَبَّةُ؛(1)

نتیجۀ کبر و غرور، بدگوئی است.

«گناهان»
285. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرِینُ المَعاصِی رَهِینُ السَّیِّآتِ؛(2)

همنشین گناهان، در گروِ زشتی ها است.

«لئیم و فرومایگی»
286. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللُّومُ قَبِیحٌ فَلا تَجعَلهُ لُبسَکَ؛(3)

فرومایگی زشت است، آن را جامه خود قرارمَده.

287. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ إِذٰاقَدَرَأَفحَشَ وَإِذٰا وَعَدَ أَخلَفَ؛(4)

انسان فرومایه وقتی توانگرگردد، زشت گوی می شود و هرگاه وعده کند خلاف می نماید.

288. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : سُنَّةُ الِّئامِ قَبحُ الکَلامِ؛(5)

روش ناکسان، سخن زشت گفتن است.

«مکر و حیله»
289. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَدَرُیُضاعِفُ السَّیِّئاتِ؛(6)

مکر و حیله، بدی ها را دوچندان می کند.

«نادانی»
300. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاسَوئَةَ أَشیَنُ مِنَ الجَهلِ؛(7)هیچ زشتی، زشت تر از جهل و نادانی نیست.

1) - غرر، ج 1، ص 359، ح 28.

2) - غرر، ج 2، ص 536، ح 44.

3) - غرر، ج 1، ص 84، ح 1386.

4) - غرر، ج 1، ص 58، ح 1566.

5) - غرر، ج 1، ص 432، ح 2.

6) - غرر، ج 1، ص 24، ح 694.

7) - غرر، ج 2، ص 139، ح 204.

«إسائه أدب به نیکان، بدی کردن به همسایه»
301. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الجوارِوَ-الإِسائَةُ إِلَی الأَبرارِمِن أَعظَمِ اللُّئُومِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : بدهمسایگی و إسائه أدب (بدی کردن) به نیکان از بزرگترین زشتیهاست.

ب) گناهی که باعث نزدیک شدن بدکاران به انسان می شود:

«سخن زشت ومُستهجن»

3.2. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمٰا یَستَهجَنُ مِنَ الکَلامِ فَاِنَّهُ یَحبِسُ عَلَیکَ الِئٰامَ وَیُنَفِّرُعَنکَ الکِرٰامَ؛(2)

ازسخن زشت ومستهجن دوری کن، زیرا که زشت کاران را به تو نزدیک و نیکوکاران از تو دور می سازد.

ج) گناهی که باعث بدگویی از انسان می شود:

«دروغ گفتن»
303. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : کَثرُةُ الکِذبِ یُوجِبُ الوَقِیعَةَ؛(3)

دروغ بسیار، سبب بدگویی از انسان می شود.

د) گناهانی که باعث بد نامی انسان می شود:

«کار زشت وقبیح»
304. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إیِّاکَ وَفِعلَ القَبِیحِ فَاِنَّهُ یُقبِحُ ذِ کرَکَ وَیُکَثِرُ وِزرَکَ؛(4)

از زشتی، دوری کن که آن بد نامت سازد، وگناهانت را زیاد کند.

فصل ششم - اثرگناه بر برادری انسان

الف) گناهانی که باعث بهم خوردن برادری انسان می شود:

اشاره


1) - غرر، ج 1، ص 437، ح 77.

2) - غرر، ج 1، ص 156، ح 91.

3) - غرر، ج 2، ص 561، ح 8.

4) - غرر، ج 1، ص 14، ح 1.

«آزرده کردن برادر دینی»
305. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَلَلُ یُفسِدُ الأُخُوَّةَ؛(1)

آزرده نمودن، برادری را فاسد وتباه می کند.

306. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذَااختَشَمَ المُؤمِنُ أَخاهُ فَقَد فارَقَهُ؛(2)

وقتی مؤمن برادرش را به خشم آورد، به یقین از او جدا شده است.

«جفا کاری»
307. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالجَفٰاءَ فَاِنَّهُ یُفسِدُ الإخاءَ وَیُمقِتُ اِلَی اللهِ وَالنّٰاسِ؛(3)

از جفاکاری بپرهیز، زیرا که آن برادری را تباه می کند وخداوند ومردم را با انسان دشمن می سازد.

308. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَفاءُ یُفسِدُ الإِخاءَ؛(4)

جفاکاری، برادری را ازبین می برد.

«خیانت»
309. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاتَجتَمِعُ الخِیانَةُ وَالأُخُوَّةُ؛(5)

امام علی (علیه السلام) : خیانت و برادری هرگزجمع نگردد.

«درویی»
310. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن مَدَحَ أخاهُ المُؤمِنَ فِی وَجهِهِ وَاغتابَهُ مِن وَرائِهِ فَقَدِ انقَطَعَ ما بَینَهُما مِنَ العیصمَةِ؛(6)

هرکس برادر مؤمن خود را، در حضورش ستایش کند، و پشت سر او غیبت او را نماید، پس همانا رشتۀ برادری بین آن دو قطع گردد.

«غیبت»
311. عَنِ الصّادِقِ جَعفَرِبنِ مُحَمَّدٍ(علیهما السلام) -فِی حَدِیثٍ - أَنَّهُ قالَ:... وَلَقَد حَدَّثَنِی أَبِی، عَن

1) - غرر، ج 1، ص 37، ح 1151.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح 480.

3) - غرر، ج 1، ص 149، ح 32.

4) - غرر، ج 1، ص 22، ح 612 .

5) - غرر، ج 2، ص 836، ح 147.

6) - وسائل الشّیعه، ج 8، ص 583، ح 10.

أَبِیهِ، عَن آبائِهِ، عَن رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) قالَ: مَن إغتابَ مُؤمنَا بِما فِیهِ لَم یَجمَعِ اللهُ بَینَهُما فِی الجَنَّةِ أَبَدًا، وَمَنِ إغتابَ مُؤمنَا بِما لَیسَ فِیهِ فَقَدانقَتَعَتِ العِصمَةُ بَینَهُما؛(1)

امام صادق (علیه السلام) - در گفتار طولانی - فرمود: همانا پدرم از پدرش و او از پدرانش نقل کرد که رسول خدا فرمود: هرکس غیبت مؤمنی را کند درصفتی که در او هست خداوند هیچ گاه آن دو را در بهشت جمع نخواهد کرد، وکسی که غیبت مؤمنی را کند در چیزی در او نیست قطعا حرمت بین آن ها پاره می شود.

«بد گفتاری»
312. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ المَنطِقِ یُزرِی بِالقَدرِوَیُفسِدُالأُخُوَّةَ؛(2)

گفتار زشت، رتبه انسان را می کاهد و برادری را تباه می سازد.

«قهر کردن دومسلمان»

«قهرکردن و ازهم دوری نمودن دو برادر دینی، باعث خروج آنان از اسلام و از دوستی و برادری یکدیگرمی گردد»(3)

«نفرین به برادر مؤمن»
313. عَن أبِی حَمزَةَ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِذا قالَ الرَّجُلُ لِأَخِیهِ المُؤمِنِ: أُفٌّ خَرَجَ مِن وِلایَتِهِ، وَإِذا قالَ: أَنتَ عَدُوِّی کَفَرَأَحَدُهُما، وَلا یَقبَلُ اللهُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلًا وَهُوَمُضمِرٌعَلی أَخِیهِ المُؤمِنِ سُوءًا؛(4)

أبوحمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وقتی که مرد به برادرمؤمن خود گفت: أف برتو، از ولایت و دوستی او خارج می گردد، و هرگاه گفت: تو دشمن منی یکی از آن دو کافر می شود، و خداوند از مؤمنی که نیت بد برای برادر دینی خود در سینه داشته هیچ عملی نمی پذیرد.

ب) گناهانی که باعث عدم اخوت و برادری با انسان می شود:

«تبهکاری، حماقت، دروغ، پرروئی، فسق وفجور»
314. قالَ علیٌّ اَمِیرَالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : یَنبَغِی لِلرَّجُلِ المُسلِمَ أَن یَجتَنِبَ مُواخاةَ ثَلاثَةٍ: ألماجِنِ

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 601، ح 20.

2) - غرر، ج 1، ص 437، ح 71.

3) - درموضوع خروج انسان ازاسلام، قهرکردن دومسلمان، حدیث شماره 164.

4) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 611، با 159، ح 2.

الفاجِرِوَالأَحمَقِ وَالکَذّابِ؛(1)

سزاوار است مرد مسلمان، از برادری با سه گروه اجتناب نماید: پرروی تبهکار، احمق و دروغگو.

«دروغگویی از اوصاف پست و زشتی است در اسلام به شدت از آن نهی شده، و سفارش گردیده که با انسان دروغگو دوستی و برادری نیزننمائید و از آنان دوری کنید»(2)

فصل هفتم - گناهانی که باعث برچیده شدن برکت از زندگی انسان می شود:

«ترک امربه معروف و نهی ازمنکر»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لایَزٰالُ اُمّتِی بِخَیرِمٰا أمَرُوابِالمَعرُوفِ، وَنَهَوا َعنِ المُنکَرِ، وَتَعٰاوَنُواعَلَی البِرِّ، فَاِذٰا لَم یَفعَلُوا ذٰالِکَ نُزِعَت عَنهُمُ البَرکٰاتُ...؛(3)

تا زمانی که امّت من امر به معروف ونهی ازمنکر می نمایند و درکارهای نیک به همدیگر یاری می رسانند در خیر و برکت هستند، و وقتی که اینها را انجام ندادند برکات ازآنان برچیده می شود.

«اعمال بد و ناپسند»

315. قالَ علیٌّ اَمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : إنّ اللهَ یَبتَلِی عِبادَهُ عِندَ الأَعمالِ السَیِّئَةِ بِنَقصِ الثَمَراتِ، وَحَبسِ البَرَکاتِ، وَإِغلاقِ خَزائِنِ الخَیراتِ، لِیَتُوبَ تائِبٌ...؛(4)

خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوه ها، و جلوگیری از نزول برکات، و بستن درگنج های خیرات، آزمایش می کند، برای آن که توبه کننده ای بازگردد.

«تکذیب کردن حقایق، حبس کردن حق برادر دینی»

قرآن کریم: «وَلَوأَنَّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السّماءِ وَالأَرضِ وَلکِن کَذَّ بُوا فَأَ خَذناهُم بِما کانُوایَکسِبُونَ؛»(5)(6)و اگر مردمی که در شهرها و آبادی ها زندگی دارند، ایمان بیاورند و تقوی پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشائیم ولی «آنها حقایق را» تکذیب کردند ماهم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 453، ح 1.

2) - «درموضوع کم ارزش شدن انسان، دروغ، حدیث شماره 159»

3) - «موضوع قطع امدادونصرت الهی- حدیث شمار176».

4) - نهج البلاغه، دشتی، خطبه 143، ص 262.

5) - سوره اعراف، آیه 96.

6) - وسائل الشعه، ج 18، ص 237، ح 5 .

«وقتی که قومی و مردمی حقایق (خدا، پیغمبر و...) را تکذیب و انکار کردند و ایمان نیاوردند وتقوی پیشه نکردند، خداوند هم بخاطراعمالشان آنان را مآخذه و مجازات می نماید و برکات آسمان و زمین را برای آنان می بندد».

«خیانت، دزدی»

316. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعٌ لا تَدخُلُ بَیتًا وٰاحِدَةٌ مِنهُنَّ إلا خَرِبَ وَلَم یَعمُربِالبَرَکَةِ:

أَلخِیٰانَةُ، وَالسِّرقَةُ، وَالشَّرٰابُ، وَالزِّنٰا؛(1)

چهار چیز است که اگر یکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت» آبادان نشود: خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.

«منع زکات»

317. قالَ الصّادِقُ (علیه السلام) : وَجَدنا فِی کِتابِ رَسُولُ اللهِ (ص)... وَاذا مَنَعُواالزَّکاةَ مَنعَتِ الأَرضُ بَرَکاتَها مِنَ الزَّرعِ وَالثِّمارِ، وَالمَعادِنِ کُلِّها؛(2)

درکتاب رسول خدا یافتیم «دیدیم» نوشته بود: هرگاه از دادن زکات دریغ کنند، زمین برکات خود را از زراعت و میوه ها، و معادن، همه آن ها را «همه خیرات و برکات را» از آنان دریغ می نماید.

«دشنام»

318. قالَ الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : مَن فَحَّشَ عَلی أَخِیهِ المُسلِمِ نَزَعَ اللهُ مِنهُ بَرَکَتَ رِزقِهِ؛(3)

هرکس به برادر مسلمان دشنام دهد، و «ناسزا بگوید» خداوند برکت را از روزی او ریشه کن کند.

«زنا، شرابخواری»

• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعٌ لا تَد خُلُ بَیتًا وٰاحِدَ ةٌ مِنهُنَّ إلا خَرِبَ وَلَم یَعمُربِالبَرَکَةِ:... وَالشَّرٰابُ، وَالزِّنٰا؛(4)

چهارچیزاست که اگر یکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت» آبادان نشود: ... شرابخواری و زنا.


1) - میزان الحکمة، ج 1، ص 488، ح 1703.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 81، ح 2.

3) - اصول کا فی، ج 4، ص 17، ح 13.

4) - «همین موضوع، حدیث شماره 316»

«غشّ و خیانت به برادر دینی»

319. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن غَشَّ أَخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللهُ بَرَکَةَ رِزقِهِ، وَأَفسَدَعَلَیهِ مَعِیشَتَهُ، وَوَکَلَهُ إِلی نَفسِهِ؛(1)

هرکس با برادر دینی خود غش، کند خداوند برکت را از روزیش بردارد، و زندگی او را پریشان و فاسد نماید، و او را بخویش واگذارد.

«گناه»

320. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : یامفضّل إیّاک والذّنوب وحذّرها شیعتنا، فوالله ماهی إلی أحد أسرع منها آلیهم، انّ احد هم لتصیبه المعرة من السّلطان وما ذالک إلا بذنوبه، وانّه لیصیبه السّقم وما ذالک إلا بذنوبه، وانّه یحبس عنه الرزق وما هوإلا بذنوبه...؛(2)

ای مفضّل! از گناهان بپرهیز، و شیعیان ما را از آن برحذردار، پس قسم به خداوند، هیچ چیزسریع تر از آن بر شما اثر نمی گزارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد و این نیست مگر به خاطرگناهان، و بیماری به او می رسد، این نیست، مگر به خاطرگناهانش، و روزیش کم می شود این به جز به علت گناهانش نیست.

«نیت فاسد»

321. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : عِندَ فَسٰادِالنِّیَّةِ تُرتَفَعُ البَرَکَةُ؛(3)

هنگامی که نیت «افراد» فاسد گردد، برکت از میان برداشته می شود.

فصل هشتم - گناهی که باعث آزار، أذیت و دوری بزرگان می شود:

«خیانت - دروغ»

322. الإماُم عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ وَالخِیانَةُ لَیسا مِن اَخلاقِ الکِرامِ؛(4)

امام علی (علیه السلام) : دروغ وخیانت از اخلاق بزرگان نیسنتند.

«سخن زشت و مُستهجن»

• الإمامُ عَلِیٌّ(علیه السلام: إِیّٰاکَ وَمٰا یَستَهجَنُ مِنَ الکَلامِ فَاِنَّهُ... وَیُنَفِّرُعَنکَ الکِرٰامَ؛(5)

1) - عقاب الأعمال، ص 66.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 241، ح 21.

3) - غرر، ج 2، ص 491، ح 30.

4) - غرر، ج 2، ص 57، ح 1544.

5) - «موضوع نزدیک شدن بدکاران - حدیث شماره 302».

از سخن زشت ومستهجن دوری کن، زیرا که آن نیکوکاران را از تو دور می سازد.

«لئیم و ابله بودن»

323. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :عادَةُ اللِّئامِ وَالأَغمارِأَذِیَّةُ الکِرامِ؛(1)

عادت وخوی فرومایگان و ابلهان آزار و اذیت کردن بزرگان وجوانمردان است.

«حاکم شدن نااهلان»

324. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذَاستَولَی الِّئامُ اضطُهِدَ الکِرامُ؛(2)

هنگامی که فرومایگان والی أمرشوند، (و در مصدر امور قرارگیرند) گرانمایگان بیفتند و مقهور شوند.

فصل نهم - گناهانی که باعث بی بصیرت شدن انسان می شود:

«آرزوی طولانی»

325. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : أَلأمٰانِیُّ تُعمِی عُیُونَ البَصٰائِرَ؛(3)

آرزوها، دیده های بینش را کور می سازند.

«فریفته شدن به زرق و برق دنیا»

326. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن راقَهُ زِبرِجُ الدُّنیا أَعقَبَ ناظِرَیهِ کَمَهًا؛(4)

هرکس آرایش و زیب دنیا دلش را ببرد، بدنبالش دو چشمش را کور سازد «و بصیرت را از او بگیرد»

«هواپرستی»

327. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ الهَویٰ أَدرَکَ العَمیٰ؛(5)هرکس برهوای نفس سوارشود، کوری را دریابد (بصیرت را ازدست بدهد)

1) - غرر، ج 2، ص 493، ح 17.

2) - غرر، ج 1، ص 313، ح 62.

3) - غرر، ج 1، ص 50، ح 1417.

4) - غرر، ج 2، ص 682، ح 1124.

5) - غرر، ج 2، ص 650، ح 694.

فصل دهم - گناهانی که باعث نزول بلاء می شود:

اشاره

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ البَلاءَ» (1)

«خداوندا! بیامرز برای من گناهانی راکه، باعث نزول بلا می شوند».

«ضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکر،»

328. عَن أَبِی خالِدِ الکا بُلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِ ینَ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تُنزل البَلاءَ: تَرکُ إَعانَةُ المَلهُوفِ، وَتَرکُ مُعا وِنَةُ المَظلُومِ، وَتَضیِیعُ الأمربِالمَعرِوفِ وَالنَّهی عَنِ المُنکَر؛(2)

أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: گناهانی که باعث نزول بلاء می شود: به داد بیچاره نرسیدن، و به مظلوم کمک نکردن، وضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکراست.

329. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إنّ اللهَ بَعَثَ مَلَکَین اِلٰی أهلِ مَدِینَةٍ لِیُلقِیٰا هٰا «عَلٰی أهلِهٰا» فَلَمّٰا انتَهٰا إلی المَدِینَةِ فَوَجَدٰافِیهٰا رَجُلا یَدعُووَیَتَضَرّعُ «اِلٰی أن قٰالَ:» فَعٰادَ أحَدُهُمٰا اِلَی اللهِ، قٰالَ: یٰارَبِّ إنِّی انتَهَیتُ اِلَی المَدِینَةِ فَوَجَد تُ عَبدَ کَ، فُلانًا، یَدعُوکَ وَیَتَضَرّعُ إلَیکَ، فَقٰالَ: امضِ لِمٰا أمَرتُکَ بِهِ، فَاِنّ ذٰا رَجُلٌ لَم یَتَمَعَّروَجهَهُ غَیظًا لِی قَطّ؛(3)

همانا خداوند دوتا ملک فرستاد به سوی شهری، تا آن را برسراهلش ویران کنند، وقتی به آن شهر رسیدند مردی را یافتند که داشت دعا می کرد وتضرّع می نمود،«… تاحضرت فرمود:» پس یکی از فرشتگان برگشت به سوی خدا و عرض کرد: پروردگارا من رسیدم به آن شهر و بنده تو«فلانی» را دیدم که تو را می خواند و به سوی تو تضرّع می نماید، پس خداوند فرمود: آنچه امر کردم آن را انجام ده، برای این که این مرد هیچ وقت به خاطر من، به عنوان إعراض «در مقابل گنه کاران» غیظ نکرده و رو برنگردانده. «برای تغییر وضع اقدام و نهی از منکرنکرده است».

«پیشی گرفتن از اهل بیت»

330. عَن زَرِّبنِ حُبَیشٍ قالَ: خَطَبَ علِیٌّ (علیه السلام) بِالنَّهرَوانَ إلی أَن قالَ: فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ: یاأمِیرَالمُؤمِنِینَ حَدِّ ثنا عَنِ الفِتَنِ،

فَقالَ: إنّ الفتنة إذا أقبلت شُبِهَت - ثُمَّ ذَ کَرَالفِتَنَمِن بَعدِهِ إلی آن قامَ - فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ: یاأمِیرَالمُؤمِنِینَ ما یُصنَعُ فِی ذالِکَ الزَّمانِ ؟ قالَ: أنظُرُواآهلَ بَیتِ نَبِیِّکُم فَاِن لَبَدُوا فَالبُدُوا،


1) - دعای کمیل .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 519، ح 8.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 413، ح 2.

وَإن استَصرَخُوکُم فَانصُرُوهُم تُوجَرُوا، لا تَسبِقُوهُم فَتُصرِعُکُمُ البَلِیَّةُ، ثُمَّ ذَ کَرَحُصُولَ الفَرَجِ بِخُرُوجِ صاحِبِ الأَمرِ (علیه السلام) ؛(1)

زرّبن حبیش گوید: علی (علیه السلام) در نهروان خطبه ای ایراد فرمود، پس مردی بلند شد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین از فتنه ها به ما خبرده، فرمود: زمانی که فتنه ها رو آورد «باحق» مشتبه می شود، سپس فتنه های بعد از خود را بیان کرد، تا ایستاد«سکوت کرد»، بعد مردی از جا برخواست و عرض کرد: یا أمیرالمؤمنین در آن زمان چه باید کرد؟ فرمود: نگاه کنید به اهل بیت پیامبرتان، اگرسکوت کردند، شما هم سکوت کنید، اگر یاری خواستند یاری شان کنید، پاداش داده خواهید شد، به آنان سبقت و پیشی نگیرید که بلاها وگرفتاری ها شما را نابود می کند، بعد از آن حصول فرج با خروج صاحب الأمر(عجلّ الله تعالی فرجه الشریف) را بیان فرمودند.

«تکذیب آیات وپیامبران الهی»

قرآن کریم:«کَدَأب آَلِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِم فَأَهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَغرَقنا آلَ فِرعَونَ وَکُلٌّ کانُوا ظالِمِینَ؛»(2)

این به حال فرعونیان وکسانی که پیش از آن ها بودند می ماند که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما هم به خاطر گناهانشان آن ها را هلاک نمودیم، فرعونیان را غرق کردیم وهم این گروه ها ظالم بودند.

«فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیناهُ وَمَن مَعَهُ فِی الفُلکِ وَجَعَلنا هُم خَلائِفَ وَأَغرَقنَا الَّذِین کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَانظُرکَیفَ کانَ عاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(3)

اما آن ها او را تکذیب کردند و ما او را و کسانی که با او در کشتی بودند، نجات دادیم، آن ها را جانشین «و وارث کافران» قراردادیم و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آن ها که انذار شدند «و به انذار الهی اهمیت ندادن» چگونه بود.؟!

«ترک جهاد»

331. قالَ عَلِیٌّ آَمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) :... فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ أَلبَسَهُ اللهُ ثَوبَ الذُّلِّ، وَشَمِلَهُ البَلاءِ، وَدُیِّثَ بِالصِّغارِوَالقَماءَةِ، وَضُرِبَ عَلی قَلبِهِ بِالإِسهابِ (الأسداد) وَأُدِیلَ الحَقُّ مِنهُ بِتَضیِیعِ الجِهادِ، وَسِیمَ الخسف،وَمُنِعَ النَّصفَ؛(4)

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 41،ح 17.

2) - سوره انفال، آیه 54.

3) - سوره یونس، آیه 73.

4) - نهج البلاغة، دشتی، ص 74، خطبه 27.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) : فرمود: کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک کند، خدا لباس ذلّت وخواری بر او می پوشاند، و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد، دل او در پردۀ گمراهی مانده وحق از او روی می گرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم واز عدالت محروم است.

«عمل شنیع قوم لوط، جرم، تبهکاری، فساد»

نزول بلا (باران سنگ)

قرآن کریم:«قالُواإِنّااُرسِلنا إِلی قَومٍ مُجرِمِینَ؛»(1)

گفتند: ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده ایم.

«لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارَةً مِن طِینٍ؛»(2)

تا بارانی از «سنگ گل» بر آن ها بفرستیم.

«مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ لیلمُسرِفِینَ؛»(3)

سنگ هایی که از ناحیه پرورد گارت، بر اسراف کاران نشان شده است.

332. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَمّا عَمِلَ قَومُ لُوطٍ ما عَمِلُوا بَکَتی الأَرضُ إِلی رَبِّها حَتّی بَلَغَت دُمُوعُها {إلی} السَّماءِ، وَبَکَتِ السَّماءُ حَتّی بَلَغَت دُمُوعُهَا العَرشَ، فَأِوحَی اللهُ تَعالی إِلَی السّماء أَنِ إحصِیبِهِم وَأَوحی إِلی الأَرضِ أَنِ اخسِفِی بِهِم؛(4)

هنگامی که از قوم لوط، آن رفتار زشت صادرشد، زمین به خدای خود نالید چنان که گریه اش به آسمان رسید، وآسمان چنان نالید که گریه اش به عرش پروردگاررسید، پس خداوند آسمان را فرمان داد برایشان سنگ ببار، و زمین را امرفرمود آنان را فروبر.

«دین را بهای دنیا قراردادن»

333. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَمهَرِالدُّنیا دیینَکَ فَاِنَّ مَن أَمهَرَالدُّنیا دِینَهُ زَفَّت إِلَیهِ بِالشَّقاءِ وَالعَناءِ وَالمِحنَةِ وَالبَلاءِ؛(5)

دین خود را «عروس» دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی، رنج، اندوه و بلا عروسی خواهد کرد.


1) - سوره ذاریات، آیه 32.

2) - سوره ذاریات، آیه 33.

3) - سوره ذاریات، آیه 34.

4) - عقاب الأعمال، ص 604، ح 1.

5) - غرر، ج 2، ص 813، ص 183.

«طغیان، سرکشی، نافرمانی ازخدا»

قوم عاد وثمود

(وزیدن باد و فرود آمدن صاعقۀ بلا)

قرآن کریم:«وَفِی عادٍ إِذ اَرسَلنا عَلَیهِمُ الرِّیحَ العَقِیمَ؛»(1)

همچنین در سرگذشت قوم «عاد» نیز آیتی است، در آن هنگام بادی بی باران برآن ها فرستادیم.

«ما تَذَرُمِن شَیئٍ أَتَت عَلَیهِ إِلا جَعَلَتهُ کَالرَّمِیمِ؛»(2)

که از هر چیزی می گذشت آن را رها نمی کرد، تا هم چون استخوان های پوسیده کند!.

«فَلَمّا رَأَوهُ عارِضًا مُستَقبِلَ أَودِیَتِهِم قالُوا هذا عا رِضٌ مُمطِرُنا بَل هُوَمَا استَعجَلتُم بِهِ رِیحٌ فِیها عَذابٌ اَلِیمٌ؛»(3)

هنگامی که عذاب را به صورت ابرگسترده دیدند، که به سوی دره ها وآبگیرهای آنان درحرکت است «خوشحال شدند» گفتند: این ابری است باران زا «ولی به آن ها گفته شد» این همان چیزی است که برای آمدنش شتاب می کردید، تند بادی است «وحشتناک»که عذاب دردناکی درآن است.

«تُدَمِّرُکُلَّ شَیئٍ بِاَمرِرَبِّها فَاَصبَحُوا لا یُری إِلا مَساکِنُهُم کَذالِکَ نَجزِی القَومَ المُجرِمِینَ؛»(4)

همه چیزرا به فرمان پروردگار درهم می کوبد و نابود می کند، آن ها صبح کردند درحالی که چیزی جزخانه های آن ها به چشم نمی خورد، این گونه مجرمان را کیفرمی دهیم.«وَفِی ثَمُودَ إِذ قِیلَ لَهُم تَمَتَّعُوا حَتّی حَینٍ؛»(5)

و نیز در سرگذشت قوم «ثمود» عبرتی است، درآن هنگام که به آن ها گفته شد مدتی کوتاه متمتع باشید «وسپس منتظرعذاب».

«فَعَتَوا عَن أَمرِرَبِّهِم فَأَخَذَتهُمُ الصّاعِقَةُ وَهُم یَنظُرُونَ؛»(6)

آن ها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند «و نافرمانی کردند»، پس صاعقه آن ها را فرو گرفت درحالی که «خیره خیره» نگاه می کردند «بی آن که قدرت دفاع داشته باشند».


1) - سوره ذاریات، آیه 41.

2) - سوره ذاریات، آیه 42.

3) - سوره احقاف، آیه 24.

4) - سوره احقاف، آیه 25.

5) - سوره ذاریات، آیه 43.

6) - سوره ذاریات، آیه 44.

«فَمَا استَطاعُوا مِن قِیامٍ وَما کانُوامُنتَصِرِینَ؛»(1)

آن ها چنان بر زمین افتادند که قدرتی برقیام نداشتند، ونتوانستند ازکسی یاری طلبند.

«خود را ازمؤمن پنهان کردن»

334. مُحَمَّدُ بنِ سِنانٍ قالَ: کُنتُ عِندَ الرِّضا (علیه السلام) ثُمَّ ذَکَرَحَدِیثًا طَوِیلا مَضمُونُهُ أَنَّ ثَلاثَةً مِن بَنِی إِسرائِیل حَجَبُوا مُؤمِنًا وَلم یَأذنُوا لَهُ ثُمَّ صَحَبُوا فَنَزَلَت نارٌمِنَ السَّماءِ فَأَحرَقَهُم وَبَقی هُوَ؛(2)

محمد بن سنان گوید: درخدمت امام رضا (علیه السلام) بودم حضرت حدیث طولانی بیان کردند که مضمونش این بود: که سه نفر از بنی اسرائیل خود را از مؤمنی پنهان کردند، و به او اجازه ورود «به منزل و محل خود» ندادند بعد که صبح کردند آتشی ازآسمان نازل شد وهمه آن ها را سوزاند ومؤمن زنده ماند.

«مغرورشدن به ملک وقدرت»

(فرعونیان،غرق شدن دردریا)

«فَتَوَلّی بِرُکنِهِ وَقالَ ساحِرٌ اَو مَجنُونٌ. فَأَخَذناهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذناهُم فِی الیَمِّ وَهُوَمُلِیمٌ؛»(3)

اما او«فرعون» باتمام وجودش از وی «موسی» رو برتافت وگفت: این مرد یا ساحراست، یا دیوانه!. ما او و لشکریانش را گرفتیم و در دریا پرتاب کردیم، درحالی که در خود را سرزنش می کرد.

«فاسق و فاجر بودن»

(قوم نوح، جاری شدن سیل ویرانگر)

«وَقَومَ نُوحٍ مِن قَبلُ إِنَّهُم کانُوا قَومًا فاسِقِینَ؛»(4)

هم چنین قوم نوح را قبل از آن ها «با سیل»هلاک کردیم، چرا که قوم فاسقی بودند.

«مِمّا خَطِیئاتِهِم اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا نارًا فَلَم یَجِدُوا لَهُم مِن دُونِ اللهِ اَنصارًا؛»(5)

آری سرانجام همگی «قوم نوح» به خاطر، گناهان شان غرق شدند، و در آتش دوزخ وارد گشتند و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند!.


1) - سوره ذاریات، آیه 45.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 562، ح 4.

3) - سوره ذاریات، 39.

4) - سوره ذاریات،46.

5) - سوره نوح، آیه 25.

«انجام گناهان رسواکننده»

(نزول بلای ناگهانی و شب هنگام)

335. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : کانَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ: لا تُبدِ یَنَّ عَن واضِحَةٍ، وَقَد عَمِلتَ الأَعمالَ الفاضِحَةَ وَلا یَأمَنُ البَیاتَ مَن عَمِلَ السَّیِّئاتَ؛(1)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمود: توکه اعمال رسوا کننده مرتکب شده ای، خنده دندان نما مکن، وکسی که گناهانی را انجام داده، از بلای شبگیرو پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد.

«گناه جدید، بلای جدید»

336. عَن عَبّاسِ بنِ هِلالِ الشّامِیِّ مَولی لِأبِی الحَسَنِ مُوسی (علیه السلام) قالَ: سَمِعتُ االرِّضا (علیه السلام) یَقُولُ: کُلَّما أَحدَثَ العَبدُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُونَ، آَحدَثَ اللهُ لَهُم مِنَ البَلاءِ مالَم یَکُونُوا یَعرِفُونَ؛(2)

عبّاس بن هلال شامی گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هرگاه بندگان، گناهان تازه ای را که سابقه نداشته، ایجاد کنند «انجام دهند» خدا برای آنها بلاهایی راکه سابقه نداشته «نمی شناختند» ایجاد کند.

«فساد درنیت وبداندیشی»

337. الإمامُ علِیَّ (علیه السلام) : إِذٰا فَسَدَتِ النِّیَّةُ وَقَعَتِ البَلِیَّةُ؛(3)

هرگاه نیت فاسد شد، بلا نازل گردد.

«اشتغال به نعمت ها (دراثر اشتغال به نعمت، دین وآخرت را فراموش کند»

338. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن مُنعِمٍ عَلَیهِ بِالبَلاءِ؛(4)

بسا کسی که، به بلای نعمت های خدا گرفتاراست.

«گرفتاری مردم را خواستن»

339. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ لِلنّاسِ الغَوائِلَ لَم یَأمَنِ البَلاءَ؛(5)

کسی که بدی و گرفتاری مردم را بخواهد، از گرفتاری در امان نخواهد بود.


1) - اصول کافی، ج 3، ص 371، ح 5.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 377، ح 29.

3) - غرر، ج 1، ص 312، ح 49.

4) - غرر، ج 2، ص 551، ح 32.

5) - غرر، ج 2، ص 531، ح 398.

«تبعیت از هوای نفس»

340. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّکَ إِن مَلَکَت نَفسُکَ قِیٰادَکَ أَفسدَت مَعٰادَ کَ وَأَورَدَ تکَ بَلاءً لایَنتَهِی وَشَقٰاءً لایَنقَضِی؛(1)

اگرنفس تو، مهارت را به دست گیرد آخرت را فاسد می سازد و تو را دربلائی افکند که آن را پایانی نباشد و بدبختی که انتها نداشته باشد.

«بنقل از امیرالمؤنین (علیه السلام) پانزده گناه سبب نزول بلا می شود»:

1. قرارگرفتن غنائم در دست افراد خاص. (ویژه خواران)

«غنائم که مال عموم مسلمین است در دست افراد بخصوص قرار گیرد»

2. امانت غنیمت شمرده شود. (خیانت به امانت)

«امانت را برای خود، غنیمت بداند وبه صاحبش برنگرداند»

3. زکات دادن ضرر شمرده شود. (مَنع زکات)

«زکات را به ضررخود بداند و آن را از مال خود نپردازد»

4. مرد از زن خود اطاعت کند، «زن قوام پیداکند واطاعت شود - زن سالاری»

«زن هرچه بگوید ولوخلاف شرع باشد، اطاعت و اجرا نماید»

5.

نافرمانی، آزار و اذیّت مادر.

6.

نیکی به دوست به نیت ناراحت کردن مادر.«از مادرنا فرمانی و به او بدی کند و از دوست اطاعت وبه اونیکی نماید»

7.

جفا، ستم و نامهربانی به پدر.

«با پدرومادر، نامهربان، بی مهر و بی محبت باشد، و با دیگران مهربان و با محبّت باشد»

8.

شرابخواری.

9.

پیشوای قوم، پسترین آنها باشد.

«پست ترین مردم، پیشوای آنان باشد»

10. احترام کردن مردم به پیشوای پست به خاطر ترس از شر او.

11.- بلند شدن صداها از مساجد.

«صداهایی که درشأن مساجد نیستند، از مساجد بلند شود، مانند: اعلان گمشده، مرافعه و...؛ برطبق بعضی از روایات بلند کردن صدا در مسجد حرام و برطبق بعضی مکروه است»

نکته:

1- صدای بلند، غیر از قرآن و أذان

2 - تفاوت در روایات، شاید بخاطرتفاوت مورد باشد.


1) - غرر، ج 1، ص 286، ص 6.

12. حریر پوشیدن مردان.

«پوشیدن لباس حریر، برای مرد حرام است»

13. به خدمت گرفتن زنان آوازه خوان.

«توسط مردم و یا دولتمردان»

14.

به کارگرفتن آلات و وسائل لهو، لعب و موسیقی حرام.

15.

لعن کردن آخرین امّت به اوّلین.

«مرحوم شیخ صدوق می فرماید: منظور از اینکه آخر این امّت به اوّل آن لعن کند، خوارج هستند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را لعنت می کردند، درحالی که او از نظر ایمان به خدا و پیامبرش اول این امّت بود»(1).

341. یَحیَ بنِ سَعیدٍ، عَن مَحمّدِ بنِ الحَنفیّهَ عَن عَلِیِّ بنِ أبِی طالِبٍ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلی اللّه علیه وآله): إِذا عَمِلَت أُمَّتِی خَمسَ عَشَرَةَ خِصلَةٍ حَلَّ بَها البَلاءُ، قِیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ وَماهِیش؟ قالَ: إِذا کانَتِ الغَنائِمُ دُ وَلًا، وَالأَمانَةُ مَغنَمًا، وَالزَّکاةُ مَغرمًا، وَاَطاعَ الرَّجُلُ زَوجَتَهُ، وَعَقَّ أُمَّهُ، وَبَرَّ صَدِیقَهُ، وَجَفا أَباهُ، وَکانَ زَعِیمُ القَومِ أَرذُ لَهُم وَاَ کرَمَهُ القَومُ مَخا فَةَ شَرِّهِ، وَا رتَفَعَتِ الأَصولتُ فِی الَمساجِدِ،وَلبَسُوا الحَرییرَ، وَاتَّخَذُوا القَیناتَ، وَضَرَبُوا بِالمَعازِفِ، وَلَعَنَ آخِرَهذِهِ الأُمَّةِ أَوَّلَها، فَلیُرتَقَبُ عِندَ ذالِکَ الرِّیحُ الحَمرا ء أَوِالخَسُفُ أَویالالمَسخُ؛(2)

«التوضیح: شرب الخمرلم یذ کرهنا هوفی نسخة آخر».

یحی بن سعید ازمحمد بن حنفیه و او از علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که پیامبرخدا (صلی اللّه علیه وآله) فرمود: هرگاه آمّت من پانزده چیزانجام دهند، به آنان بلاء نازل می شود، گفته شد یا رسول اللّه آنها کدامند؟ فرمود: زمانی که غنائم (که مال عموم است) دست اشخاص باشد، و امانت غنیمت شمرده شود، و زکات دادن ضرر شمرده شود، ومرد اززن خود اطاعت کند، و مادر خود را ناراحت سازد، ولی به دوستش إحسان کند، وبه پدرش جفا نماید، و پیشوای قوم پست ترین آن ها باشد، و مردم از بیم شرّش احترام کنند، و صدا از مساجد بلند گردد، و مردان لباس حریر پوشند، و کنیزان آوازه خوان برای خود گزینند، و آلات لهو به کار برند، و آخر این امّت به اوّل آن لعنت کند، در این هنگام باید در انتظار باد سرخ یا فرو رفتن زمین و یا مسخ باشند.

توضیح براینکه: شرب خمر اینجا ذکرنشده است و آن در نسخه دیگراست.


1) - خصال ج 2، ص 261.

2) - خصال، ج 2، ص 260، ح 1.

فصل یازدهم: گناهانی که باعث بیزاری و نفرت مردم ازانسان می شود

«بداخلاقی»

342. الإماُمُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ساءَ خُلقُهُ مَلَّهُ أَهلُهُ؛(1)

کسی که خُلق وخوی بد داشته باشد، اهل بیت واعضای خانواده، از او بیزار می شوند.

«ترش رویی»

343. قٰالَ الإِمامُ البٰاقِرُ (علیه السلام) : وَعُبُوسُ الوَجهِ وَسُوءُ البِشرِ، مَکسَبَةٌ لِلمَقتِ وَبُعدٌ مِنَ اللهِ؛(2)

ترش رویی و چهره درهم کشیدن موجب بیزاری ونفرت (مردم) و مایه دوری ازخداوند است.

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بیماری و معلولیت جسمی انسان می شود:

«حسد»

344. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ أَبَدًاعَلِیلٌ؛(3)

حسود، همیشه بیماراست.

345. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : عَجِبتُ لِغَفلَةِ الحُسّٰادِ عَن سَلامَةِ الأَجسٰادِ؛(4)

عجب دارم از غفلت حسود، از تندرستی ها.

346. الإمامُ علَیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ یُفنِی الجَسَدَ؛(5)

حسد، جسم را از بین می برد.

347. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ شَرُّالأَمراضِ؛(6)

حسد، بدترین بیماری است.

348. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طَهِّرُوا قُلُوبَکُم مِنَ الحَسَدِ فَاِنَّهُ مُکَمِّدٌ وَمُضِنٌّ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 667، ص 942.

2) - تحف العقول، 296.

3) - غرر، ج 1، ص 28، ص 832.

4) - غرر، ج 2، ص 494، ح 15.

5) - غرر، ج 1، ص 32، ح986.

6) - غرر، ج 1، ص 15، ح387.

7) - غرر، ج 2، ص 471، ح 33.

قلبهایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد، اندوه آورنده ولاغرکننده است.

349. قالَ الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : صِحَّةُ الجَسَدِ، مِن قِلَّةِ الحَسَدِ؛(1)

سلامت تن، در دوری ازحسادت است.

«ریا و خود نمائی»

350. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلمُرٰائِی ظٰاهِرُهُ جَمِیلٌ وَبٰاطِنُهُ عَلِیلٌ؛(2)

ریا کار، بیرونش زیبا و درونش بیماراست.

«رابطه نامشروع زن و مرد - زنا»

351. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :خَمسٌ إِن أَدرَکتُمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنهُنَّ: لَم تَظهَرِالفٰاحِشَةُ فِی قَومٍ قَطُّ حَتّی یُعلِنُوهٰا إلا ظَهَرَفِیهِمُ الطّٰاعُونُ وَالأَوجٰاعُ الَّتِی لَم تَکُن فِی أَسلافِهِمِ الَّذِین مَضَوا...؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: پنج چیزاست که اگر به آن ها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید: هرگز در مردمی فحشا «زنا و...» پیدا نشود - که آن را آشکار کنند – جز اینکه در ایشان «بیماری» طاعون و دردهائیکه درگذشتگان آن ها سابقه نداشته پدیدار گردد.«مانند ایدز، کرونا و...»

«شراب ومُسکرات»

• الإمام الصّادق (علیه السلام) - عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ -:

حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها، لِأَنَّ مُد مِنَ الخَمرِتُورِثُهُ الإِرتِعاشَ...(4)

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمرفرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگسار دچار رعشه (اندام) می شود.

«شک وتردید»

352. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلمُرِیبُ أَبَدًا عَلِیلٌ؛(5)

1) - نهج البلاغة، دشتی، ح 256.

2) - غرر، ج 1،

ص 60، ص 1613.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 80، ح 1.

4) - «موضوع بدی وزشتی - شراب ومسکرات - حدیث شماره 276»

5) - غرر، ج 1، ص 29، ص 889.

شک کننده، همیشه بیماراست.

«گناه»

353. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَمٰا إِنَّهُ لَیسَ مِن عِرقٍ یُضرَبُ وَلا صِدٰاعٍ وَلا نَکبَةٍ وَلا مَرَضٍ إلا بِذَنبٍ.وذالک قول الله (عزّوجلّ): فی کتابه: «وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِیکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ»(1). ثمّ قال: وما یعفوالله آکثرممّا یؤاخذبه؛(2)

آگاه باشید! همانا هیچ رگی قطع نمی شود و هیچ دردسری، پیش نمی آید و هیچ مصیبتی وارد نمی شود و به هیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطر گناه.

و این مطابق با کلام خداست که در کتابش فرمود: «و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری ازاعمال بد را عفو می کند» و بعد فرمود: وآنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است که به آن مجازات می کند.

354. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یا مُفَضَّلُ إِیّاکَ وَالذُّ نُوبَ وَحَذِّرها شِیعَتَنا، فَوَاللهِ ماهِیَ إِلی أَحَدٍ أَسرَعُ مِنها إِلَیهِم، إِنَّ أَحَدَ هُم لَتُصِیبُهُ المَعَرَّةُ مِنَ السُّلطانِ وَما ذالِکَ إِلا بِذُ نُوبِهِ، وَاِنَّهُ لَیُصِیبُهُ السُّقمُ وَما ذالِکَ إِلا بِذُنُوبِهِ؛(3)

ای مفضّل! از گناهان بپرهیز و شیعیان ما را از آن برحذردار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریعتر از آن برشما اثر نمی گزارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد «و به دست او گرفتار می شود» واین نیست مگر به خاطرگناهان، و بیماری به او می رسد، این نیست مگر به خاطرگناهانش.

355. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یا علی ! ما مَن خَدشِ عَودٍ، وَلا نَکبَةِ قَدمٍ إِلا بِذَنبٍ؛(4)

یا علی! هرخراشی که از چوبی برتن انسان وارد می شود، «صدمه جسمی»، وهرلغزشی قدمی «صدمه روحی»، بر اثرگناهانی است که از او سرزده.

356. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلذُّنُوبُ داءٌ وَالدَّواءُ أَلإِستِغفارُوَالشَّفاءُ أَن لا تَعُودَ؛(5)

گناهان بیماری است، و دوای آن ها استغفار و توبه کردن است، و شفاء به این است که دیگر به گناه برنگردی.


1) - غرر، ج 2، ص 471، ح 33.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 237، ح 1.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 241، ح 21.

4) - تفسیرنمونه، ج 20، ص 440.

5) - غرر

357. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها، إِمّا بِسُقمٍ فِی جَسَدِهِ وَإِمّا بِضِیقٍ فِی رِزقِهِ وَإِمّا بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ فَاِن بَقِیَت عَلَیهِ بَقِیَّةٌ شَدَدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوتِ؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا این که هرگناهی کرده است «عوضش را» یا به وسیله بیماری در تنش، یا به تنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش واگر باز هم چیزی بماند مرگ را بر او سخت کنم.

«انعقاد نطفه درحال حیض»

358. قالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : مَن جامَعَ إِمرَأَتَهُ وَهِیَ حائِضٌ فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجذُومًا أَوأَبرَصَ فَلا یَلُومُنَّ إِلا نَفسَهُ؛(2)

کسی که با زن خود هم بسترشود، درحالی او درحال حیض بوده، فرزندی که به وجود آید مبتلا به بیماری جذام یا دچاربیماری برص (پیسی) می باشد «دراین خصوص» فقط باید خود را ملامت کند.

359. عَن عَذافِرِالصَّیرُفِیِّ قالَ: قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : تَری هؤُلاء المُشَوَّهِینَ فِی خَلقِهِم؟ قالَ: قُلتُ: نَعَم، قالَ: هؤُلاءُ الَّذِینَ آبائُهُم یَأتُونَ نِسائَهُم فِی الطَّمثِ؛(3)

صیرفی می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: این معلولین «و معیوبین» جسمی را می بینی؟ عرض کردم بلی، فرمود: این ها کسانی هستند که پدرانشان درحال حیض با همسران خود هم بسترشده اند.

«در روایتی توصیه هایی را حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می نماید، در این روایت به عوامل بسیاری ازبیماری های قبل از تولّد وحین انعقاد نطفه اشاره شده و نشان می دهد برای جلوگیری از بیماری باید از قبل از تولّد توجه داشت»

«عامل خاص بیماری»

(بول نکردن بعد ازهم بسترشدن باهمسر)

(در روایتی است اگر«انسان» با همسرخود همبسترشود و قبل از غسل بول نکند تا بقیه منی از اوخارج شود، به دردی مبتلا می شود که درمانی برای اونیست)


1) - اصول کافی، ج 4، ص 180، ح 3.

2) - وسائل الشیعه، ج2، ص568، ح4.

3) - وسائل الشیعه، ج 2، ص 568، ح 3.

«قطع رحم و آزار و أذیت خویشاوندان»

360. عَن عُثمانَ بنِ عِیسی عَن بَعضِ أَصحا بِنا عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قالَ: قُلتُ: إِنَّ إِخوَتِی وَبَنِی عَمِّی قَد ضَیَّقُواعَلیَّ الدّارَوَأَلجَأُونِی مِنها إِلی بَیتٍ وَلَوتَکَلَّمتُ أَخَذتُ ما فِی أَیدِیهِم، فَقالَ لِی: اِصبِرفَاِنَّ اللهَ سَیَجعَلُ لَکَ فَرَجًا قالَ: فَانصَرَفتُ وَوَقَعَ الوَباءُ فِی سَنَةِ إِحدی ثَلاثِینَ { وَمِأَةِ } فَماتُوا وَاللهِ کُلُّهُم فَما بَقِیَ مِنهُم أَحَدٌ، قالَ فَخَرَجتُ فَلَمّا دَخَلتُ عَلَیهِ قالَ: ما حالُ أَهلِ بَیتِکَ ؟ قالَ قُلتُ لَهُ: فَقَد ماتُوا وَاللهِ کُلُّهُم، فَما بَقِیَ مِنهُم أَحَدٌ، فَقالَ: هُوَبِما صَنَعُوا بِکَ وَبِعُقُوقِهِم إِیّاکَ وَقَطعِ رَحِمِهِم بَتِرُّوآ أَتُحِبُّ أَنَّهُم بَقُوا وَأَنَّهُم ضَیَّقُوا عَلَیکَ ؟ قالَ: قُلتُ: إِی وَاللهِ؛(1)

برخی از اصحاب گوید: که به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: برادران وعموزادگانم خانه ام را برمن تنگ کرده و ازهمه آن خانه مرا به یک اطاق آن پناهنده کرده اند، ومن چنانچه در این باره اقدام کنم آنچه در دست آن ها است می گیرم، آن حضرت فرمود: صبرکن خداوند برایت گشایشی فراهم کند، گوید من منصرف شدم، وبایی در سال صد و سی و یک بیامد و بخدا سوگند همگی آن ها مردند و یک نفر از آن ها باقی نماند، گوید: من بیرون آمدم «و به نزد آن حضرت رفتم» همین که براو وارد شدم فرمود:

حال اهل خانه ات چطوراست ؟ عرض کردم: بخدا سوگند همه آن ها مردند، و یک نفر از آن ها زنده نماند، فرمود: این برای آن کاری بود که به تو کردند، و برای آن آزاری که به تو رساندن و قطع رحمی که کردند نابود شدند، آیا می خواستی که زنده باشند و بر تو تنگ بگیرند؟ عرض کردم: آری بخدا سوگند.

«کالا و امکانات دنیوی»

361. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَیُّهَا النّاسُ، مَتاعُ الدُّ نیا حُطامٌ مُوبِیٌّ فَتَجَنَّبُوا مَرعاهُ؛(2)

ای مردم، کالای دنیای حرام و برگ های خشکیدۀ وَبا خیزاست، پس از چراگاه آن دوری کنید.

«کینه توزی»

362. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طَیِّبُوا قُلُوبَکُم مِنَ الحِقدِ فَاِنَّهُ دٰاءٌ مُؤَبِّی؛(3)دل هایتان را از کَید وکینه پاکیزه دارید، زیرا که کینه دردی است وَبا آور.

1) - اصول کافی، ج 4، ص 47، ح 3.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح 367.

3) - غرر، ج 2، ص 471، ح 34.

(روایاتی درمورد عوامل پیدایش بیماری است، این دسته از روایان که بسیارمتعدد و فراوانند، عوامل مادی ومعنوی گوناگون را که منجربه بیماری در انسان می شود را مشخص می کنند)

فصل سیزدهم - گناهی که باعث به خاک مالیده شدن بینی انسان می شود:

«تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم»

363. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : طَلَبَةُ العِلمِ ثَلاثَةٌ فَاعرِفهُم بِاَعیانِهِم وَصِفاتِهِم: صِنفٌ یَطلُبُهُ لِلجَهلِ وَالمِراءِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلإِستِطالَةِ وَالخَتلِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلفَقهِ وَالعَقلِ، فَصاحِبُ الجَهلِ وَالمِراءِ مُوذٍ مُمارٍمُتَعَرِّضٍ لِلمَقالِ فِی أَندِیَةِ الرِّجالِ بِتَذاکُرِالعِلمِ وَصِفَةِ الحِلمِ، قَد تَسَربَلَ بِالخُشُوعِ وَتَخَلّی مِنَ الوَرَعِ فَدَقَّ اللهُ مِن هذا خَیشُومَهُ، وَقَطَعَ مِنهُ حَیزُومَهُ...؛(1)

دانشجویان «طالبان علم» سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی وستیزه، جویند، و دسته ای برای بلندی جستن وفریفتن جویند، و دسته ای برای فهمیدن وخرد ورزیدن، جویند. صاحب نادانی وستیزه «اوّلی» مردم آزاروستیزه گراست و در مجالس مردان سخنرانی می کند، از علم یاد می کند وحلم را می ستاید، بفروتنی تظاهر می کند ولی از پرهیزکاری تهی است، خدا «از این جهت» بینیش را بکوبد «و به زمین بمالد» وکمرش را بشکند.


1) - اصول کافی، ج 1، ص 61، ح 5 .

3- باب سوم «پ» :هفت فصل

اشاره

باب سوم «پ»

فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان نتواند پاکدامنی و عفت خود را حفظ نماید:

«حرص شدید»

364. آلإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ مَعَ الشَّرَهِ عِفافٌ؛(1)

با حرص زیاد، پاکدامنی پدیدارنگردد.

فصل دوم - گناهانی که باعث پراکند گی و پریشانی در زندگی فرد و جامعه می شود:

«اختلاف»

365. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الفُرقَةِ أَلاِختِلافُ؛(2)

اختلاف، در بین هرملت، قوم سبب پراکندی می شود.

«دنیا پرستی»

366. قالَ الإِمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن أَصبَحَ وَأَمسی وَالدُّنیا أَکبَرُهَمِّهِ، جَعَلَ اللهُ تَعالی الفَقرَبَینَ عَینَیهِ وَشَتَّ أَمرَهُ...؛(3)

هرک صبح را به شب رساند، درحالی که بزرگ ترین هم واندوه او دنیا باشد، خداوند فقررا جلو دو چشم او قرارمی دهد وکارش را پریشان سازد.

فصل سوم - گناهانی که باعث دریده شدن وکناررفتن پرده های حرمت، کرامت و مصونیت انسان می شود

اشاره

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ(4)»

«بارإلها! بیا مرز برای من آن گناهانی را که پرده های عصمت وصیانت را پاره می کند».


1) - غرر، ج 2، ص 596، ح 59.

2) - غرر، ج 2، ص 431، ح 21.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 8، ح 15.

4) - دعای کمیل

الف) گناهان باعث دریده شدن پرده های حرمت ومصونیت انسانی می شود:

«شراب خواری، قماربازی، لغویات برای خنده مردم، عیبجوئی، همنشینی با اهل ریب»
• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ(علیهمالسلام) یَقُولُ:

وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ، شُربُ الخَمرِ، وَالَّعبُ بِالقِمارِ، وَتَعاطِی مایُضحِکُ النّاسَ مِنَ الغوِ وَالمَزاحِ، وَذِ کرُعُیُوبِ النّاسِ، وَمُجالِسَتُ اَهلِ الرَّیبِ؛(1)

ابی خالد کابلی گوید: ازامام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وگناهانی که پرده های عصمت را پاره می کند: شراب خواری، و قماربازی، وانجام کارهای لَغو ومزاح های بیهوده که باعث مَضحَکه وخنده بی جای مردم می شود، و بیان عیب های مردم، وهم نشینی با افرادی که درعقیده و ایمان انسان شک وتردید ایجاد می کنند.

367. عَن مُجاهدٍعَن أبِیهِ عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ:... وَالذُّ نُوبُ الّتِی تَهتِکُ السِّترَشُربُ الخَمرِ؛(2)

مجاهد از پدرش و او از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: وگناهانی که پرده را بدرند شراب خواری است.

ب) گناهان باعث کنار رفتن و برداشته شدن پرده حرمت وکرامت انسانی می شود

«قرض گرفتن به نیت اداء نکردن، اسراف، بخل، بداخلاقی، کم صبری، دل تنگی، برخورد توهین امیز با اهل دین»
• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ:

وَالذُّنُوبُ الَّتی تَکشِفُ الغِطاءَ: اَلإستِدانَةُ بِغَیرِ نِیَّتة الأَداءِ، وَالإسرافُ فِی النَّفَقَةِ عَلَی الباطِلِ، وَالبُخلُ عَلَی الأهلِ وَالوُلَدِ وَذَوِی الأرحا مِ، وَسُوءُالخُلقُ، وَقِلَّةُالصَّبرِ، وَإستِعمالُ الضَّجرِ وَالکَسَلِ، وَالإستِهانَةُ بِاَهلِ الدّیِنِ؛(3)

وگناهانی که پرده های حرمت وکرامت انسان را کنار می زنند: وام گرفتن با نیت اداء نکردن، و إسراف وخرج بیهوده در هزینه زندگی، و بَخیل بودن نسبت به خانواده وفرزندان وخویشاوندان، و بداخلاقی، وکم صبری، وپیشه کردن دلتنکی و تنبلی، و تحقیر أهل دین.


1) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف، حدیث شماره 328».

2) - اصول کافی، ج 4، ص 184، ح 1.

3) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف، حدیث شماره 328».

«برداشتن پردۀ اسراردیگران»
368. الإمامُ عَلِیًّ (علیه السلام) : مَن بَحَثَ عَن أَسرارِغَیرِهِ أَظهَرَاللهُ سُبحانَهُ أَسرارَهُ؛(1)

هر کس پرده ازاسراردیگری بردارد، خداوند بزرگ، پرده ازاسرارش بردارد.

«به دنبال اسرار مردم بودن»
369. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَتبَّعَ عَوراتِ النّاسِ کَشَفَ اللهُ عَورَتَهُ؛(2)

هرکس به دنبال اسرارمردم افتد، خداوند اسرار او را آشکارکند.

«ارتکاب گناهان کبیره»
• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ(صلوات الله علیه): ما مِن عَبدٍ إِلا وَعَلَیهِ أَربَعِینَ جُنَّة حَتّی یَعمَلَ أَربَعِینَ کَبِیرَةَ فَاِذا عَمِلَ أَربَعِینَ کَبِیرَةً إنکَشَفَت عَنهُ الجُنَنُ...؛(3)

امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: برهربنده ای چهل پرده کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود، چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده ازاو برداشته شود.

فصل چهارم - گناهانی که باعث پشیمانی انسان می شود

الف) گناهان باعث پشیمانی می شود (دریک روایت):

1.

کشتن انسان بی گناه

2.

قطع رحم وترک ارتباط با خویشاوندان فقیر و نیازمند

3.

تأخیر انداختن نماز تا وقت آن بگذرد

4.

ترک وصیت و رَد مَظالم *

5.

منع کردن و ندادن زکات تا لحظة مرگ و بسته شدن زبه آن

•
• مالی که دراثرستم و إجحا ف به ذمّه انسان آمده است.- عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ(علیهمالسلام) یَقُولُ:

وَالذُّنُوبُ الِتِی تُوریثُ النِدَمَ، قَتلُ النَّفسِ الّتِی حَرَّمَ اللّهُ، قال اللّهُ تَعالی فی قِصّةِ قابیل حینَ قتل أخاهُهابیل فعجزعن دفنه «فَأَصبَحَ مِنَ النّادِمِینَ»،وَتَرکُ صِلَةِ القَرابَةِ حَتّی یَستَغنِوا، وَتَرکُ الصَّلاةِ حتّی یَخرُجَ وَقتُها، وتَرکَ الوَصیّةِ وَرَدُّ المَظالِمِ، وَمَنعُ الزَّکاةِ حَتّی یَحضُرَ المَوتُ وَیَغلُقَ الّیسانُ؛(4)


1) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1136.

2) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1133.

3) - «موضوع دشمنی با اهل بیت، گناه و دریده شدن های عصت، حدیث شماره 203».

4) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف، حدیث شماره 328».

وگناهانی که باعث پشیمانی می شود: کشتن انسانی که خداوند، کشتن او را حرام کرده است، خداوند – در قصّۀ قابیل، وقتی که برادرش هابیل را کُشت و از دفن او عاجز ماند - می فرماید: «صبح کرد درحالی که ازنادمین وپشیمان شدگان بود»، وقطع ارتباط با خویشاوندان فقیر و نیازمند تا وقتی غَنی و بی نیاز شوند، و تأخیرانداختن نمازتا وقت آن بگذرد، وترک وصیت و رَد مظالم، ومنع کردن و ندادن زکات تا لحظه مرگ و بندآمدن زبه آن.

ب) گناهانی که باعث پشیمانی می شود (درآیت واحادیث مختلف):

«آرزو - آرزوی طولانی»

370. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : حٰاصِلُ الأَمٰانِی اَلأَسَفُ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : حاصل آروزها تأسف و پشیمانی است.

«آدم کشی»

• عَن مُجاهدٍعَن أبِیهِ عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: وَالذُّنُوبُ الّتِی تُورِثُ النِّدَ مَ القَتلُ؛(2)

وگناهانی که پشیمانی ببارآورند، کشتن «آدم کشی» است.

«اعتماد کردن به اخبارفاسق»

قرآن کریم:«یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواإِن جائَکُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُواأَن تُصِیبُوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحُوا عَلی ما فَعَلتُم نادِمِینَ؛»(3)ای کسانی که ایمان آورده اید اگرشخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، و از کردۀ خود پشیمان شوید.

«سوارشدن برمرکب باطل»

371. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ الباطِلَ نَدِمَ؛(4)

هرکس سواربرمرکب باطل شد، پشیمان گردید.


1) - غرر، ج 1، ص 383، ح 45.

2) - «موضوع دریده شدن پرده های عصت، شراب خواری، حدیث شماره 367»

3) - سوره حجرات، 6.

4) - غرر، ج 2، ص 611، ح 13.

«یاری کردن به باطل»

372. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَصَرَالباطِلَ نَدِمَ؛(1)

کسی که باطل را یاری کند، پشیمان می شود.

«کوتاهی درکارخیر»

373. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَصَّرَعَن فِعلِ الخَیرِخَسِرَوَنَدِمَ؛(2)

هرکس درکارخیرکوتاهی کند، زیان دیده وپشیمان گردد.

374. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمرَةُ التَّفرِیطِ أَلنِّدامَةُ؛(3)

حاصل کوتاهی، پشیمانی است.

«دروغ»

375. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عٰاقِبَةُ الکِذبِ مَلامَةٌ وَنَدٰامَةٌ؛(4)

پایان دروغگویی، سرزنش وپشیمانی است.

«مالک نشدن به زبان آن خود»

376. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن لَم یَملِک لِسٰانَهُ نَدِمَ؛(5)

کسی که به زبان خود مالک نباشد، پشیمان می شود.

«نشناختن محل قدم گذاردن ورفت وآمد کردن»

377. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن جَهِلَ مَوضِعَ قَدَمِهِ عَثُرَبِدَعاوِیُ نَدَمِهِ؛(6)

هرکس جای پای خود را نشناسد،«نداند باید به کجا قدم بگذارد» بوسیله عوامل لغزش های پشیمانی، سرنگون شود.


1) - غرر، ج 2، ص 721، ح 1499.

2) - غرر، ج 2، ص 723، ح 1527.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 181.

4) - غرر، ج 1، ص 68، ح 1761.

5) - غرر، ج2، ص 639، ح 530 .

6) - غرر، ج 2، ص 674، ح 1024.

«درشت خویی وپررویی»

378. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ العُنفَ نَدِمَ؛(1)

هرکس درشتی کند، پشیمان شود.

«دشمنی با مردم»

379. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن عادَالنّاسَ إستَمَرَّالنَّدامَةَ؛(2)

هرکس بامردم دشمنی کند، پشیمانی وندامت اومستمر و همیشگی خواهد بود.

«حرکت درمسیر باطل - ترگ واجبات ونجام محرمات»

قران کریم: «حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُونِ؛»(3)

(آن ها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تازمانی که مرگ یکی از آن ها فرا رسد، می گوید: پروردگارمن، مرا بازگردانید!.

«لَعَلِّی أَعمَلُ صالِحًا فِیما تَرَکتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَقائِلُها وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثُونَ؛»(4)

شاید درآنچه ترک کردم (کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم «به اومیگویند» چنین نیست، این سخنی است که او به زبه آن می گوید «و اگربازگردد برنامه اش همچون سابق است» و پشت سرآن ها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.

«ظلم»

380. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَظُلمُهُ کَثُرَت نَدامَتُهُ؛(5)

هرکس ظلمش بیشترباشد، پشیمانیش بیشترخواهد بود.

381. الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : لِلظّالِمِ بِکَفِّهِ عَضَّةٌ؛(6)

برای ستمگر، انگشت به لب «به دندان» گزیدنی است.


1) - غرر، ج 2، ص 264، ح 273.

2) - غرر، ج 2، ص 678، ح 1071.

3) - سوره مؤمنون، آیه 99.

4) - سوره مؤمنون، آیه 100.

5) - غرر، ج 1، ص 383، ح 45.

6) - غرر، ج 2، ص 581، ح 15.

«غضب»

382. الإِمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنُونٌ وَآخِرُهُ نَدَمٌ؛(1)

از غضب دوری کن، چرا که اول آن دیوانگی آخرش پشیمانی است.

383. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الغَضَبِ نَدَ مٌ وَطُغیٰانٌ؛(2)

خشم را فرمان بردن، سبب پشیمانی وسرکشی «برخدا» است.

«نافرمانی خداوند»

384. قالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : وَمَن یَعصِ اللهَ یَخِب وَیَندَم؛(3)

کسی که نافرمانی خدا کند، نومید گردد و پشیمان شود.

فصل پنجم - گناهانی که باعث می شود انسان پند نپذیرد و نتواند دیگران را نیز پند دهد:

«بخل»

385. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَزِمَ الشُّحَّ عَدِمَ النَّصِیحَ؛(4)

هرکس به بخل بپیوندد، نصیحت را گم کند.

«نداشتن بصیرت»

386. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَدِمَ الفَهمَ عَنِ اللهِ تَعٰالٰی لَم یَنتَفِع بِوَعظِ وٰاعِظٍ؛(5)

کسی که فهم و دریافت خدا دادی را از دست دهد، از پند دهنده سود نگیرد.

«غرور و خود خواهی»

387. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بینکم وبین الموعظة حجاب من الغرور؛(6)

میان شما و پندپذیری، پرده ای ازغروروخود خواهی وجود دارد.


1) - غرر، ج 1، ص147، ح 5 .

2) - غرر، ج 2، ص 472، ح 42.

3) - اصول کافی، ج 1، ص56، ح6.

4) - غرر، ج 2، ص 635، ح 451.

5) - غرر، ج 2، ص 698، ح 1283.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ح 282.

«مالک نشدن عقل برانسان»

388. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَکُن أَملَکَ شَیئٍ بِهِ عَثلُهُ لَم یَنتَفِع بِمَوعِظَةٍ؛(1)

کسی که مالک ترین چیز بر او عقلش نباشد، از پند وموعظه سودی نبرد.

«خیانت به نفس»

389. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَنصِحُ غَیرَهُ مَن یَغُشُّ نَفسَهُ؛(2)

چگونه دیگران را نصیحت کند کسی که، به خودش خیانت کرده (و آلوده به گناهان گردیده) است.

فصل ششم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ پیرمردان وپیرزنان می شود:

«نفاق»

• قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ(علیه السلام: ثَلاثَةٌ لا یَجهَل حَقّهُم إلا مُنٰافِقٌ - مَعرُوفُ - بِ-النِّفٰاقِ: ذُوالشَّیبَةِ فِی الإسلامِ، وَحٰامِلُ القُرآنِ، وَالإمٰامُ العٰادِلُ؛(3)

سه کس وگروه هستند که حقّ آن ها را نادیده نمی گیرد مگرمنافق -معروف بنفاق-: کسی که مویش را دراسلام سپید کرده، وآن که قرآن دانست، وپیشوا و رهبرعادل.

فصل هفتم - گناهانی که موجب پیمان شکنی انسان می شود:

«خیانت»

390. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلخٰائِنُ لاوَفٰاءَ لَهُ؛(4)

خیانتکار، وفا ندارد.

«بی دینی»

391. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : لاتَثِقَنَّ بِعَهدِ مَن لا دِینَ لَهُ؛(5)

به کسی که دین ندارد، به پیمانش اعتماد مکن.


1) - غرر، ج 2، ص 702، ح 1330.

2) - غرر، ج 2، ص 555، ح 27.

3) - «موضوع نا دیده گرفتن حق امام عادل، نفاق، حدیث شماره 170».

4) - غرر، ج 1، ص 34، ح 1049.

5) - غرر، ج 2، ص 800، ح 14.

«شُبهَ وشک»

392. الإمام علِیّ (علیه السلام) : لِکُلِّ ناکِثٍ شُبهَةٌ؛(1)

هرعهد شکنی را، شبۀ درکاراست.

«فاجر بودن»

393. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : لَیس لِکَذُوبِ أَمانَةٌ وَلا لِفُجُورِصِیانَةٌ؛(2)

دروغگو، امانت دار و فاجر، نگهدارندۀ «راز و پیمان» نیست.

«ناکس و لئیم بودن»

394. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : مِن عَلامٰاتِ اللَّومِ اَلغَدَرُبِالمَوٰاثِیقِ؛(3)

نقض کردن پیمان، از نشانه های پلیدی است.

«وفاداری با پیمان شکنان»

395. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : أَلوَفٰاءُ لأَهلِ الغَدَرِ، غَدَرٌعِندَ اللهِ سُبحٰانَهُ؛(4)

با پیمان شکنان وفاداری کردن، نزد خداوند پیمان شکنی است.


1) - غرر، ج 2، ص 578، ح 20.

2) - غرر، ج 2، ص 596، ح 55.

3) - غرر، ج 2، ص 727، ح 49.

4) - غرر، ج 1، ص 60، ح 1606.

4- باب چهارم «ت» :شش فصل

اشاره

باب چهارم «ت»

فصل اول - گناهانی که باعث ترس و وحشت انسان می شود:

«بداخلاقی»

396. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُالخُلقِ یُوحِشُ النَّفسَ وَیَرفَعُ الأُنسَ؛(1)

بداخلاقی نفس را به وحشت می افکند ومودت را از بین می برد.

«نترسیدن و خوف نداشتن ازخدا»

397. عَنِ الهَیثَمِ بنِ وٰاقَدٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن خٰافَ اللهَ أَخٰافَ اللهُ مِنهُ کُلَّ شَیءٍ، وَمَن لَم یَخَفِ اللهَ أَخٰافَهُ اللهُ مِن کُلِّ شَیءٍ؛(2)

هیثم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکس ازخدا بترسد، خدا همه چیزرا از او بترساند، وهرکس ازخدا نترسد، خدا او را ازهمه چیز بترساند.

«کفر»

قرآن کریم: «سَأُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعبَ؛»(3)

بزودی در دل های کافران، ترس و وحشت می افکنیم.

«کفران نعمت روزی وامنیت»

قرآن کریم: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَریَةً کانَت امِنَةً مُطمَئِنَّةً یَأتِیها رِزقُها رَغَدًا مِن کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَت به آنعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَالخَوفِ بِما کانُوا یَصنَعُونَ؛»(4)


1) - غرر، ج 2، ص 439، ح 90.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 110، ح 3.

3) - سورۀ انفال، آیه 12.

4) - سوره نحل، آیه 112.

خداوند «برای آن ها که کفران نعمت می کنند» مثالی زده است، منطقه آبادی را که امن وآرام ومطمئن بوده، وهمواره روزیش بطور وافر از هرمکانی فرا می رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند، وخداوند به خاطراعمالی که انجام می دادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشاند.

«گناه»

قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها،... وَإِمّا بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ؛(1)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای عزوجل فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است «عوضش را»... یا با ترس وهراس دردنیایش، آزاو می ستانم.

«ضعف یقین»

398. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : شِدَّةُ الجُبنِ مِن عَجزِالنّٰاسِ وَضَعفِ الیَقِینِ؛(2)

شدت ترس، از ناتوانی مردم وضعف یقین «به خداوند» است.

فصل دوم - گناهانی که باعث ازبین رفتن تقوی انسان می شود:

«ترجیح دادن خواسته سلطان جائر برخواسته خداوند»

399. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِیّٰاکُم وَأَبوٰابَ السُّلطٰانِ وَحَوٰاشِیهٰا، فَاِنَّ أَقرَبَکُم مِن أَبوٰابِ السُّلطٰانِ وَحَوٰاشِیها أَبعَدُ کُم مِنَ اللهِ تَعٰالٰی، وَمَن آثَرَالسُّلطٰانَ عَلَی اللهِ (عزّوجلّ) أَذهَبَ اللهُ عَنهُ الوَرَعَ، وَجَعَلَهُ حَیرٰانًا؛(3)

برحذرباشید از این که کارگزار و یا کارمند حاکم ستمگرباشید، زیرا هرچه یک نفرازشما به ابواب ستمگر و حاشیه نشینی او نزدیکتر باشد از خدای متعال دورترخواهد بود، وهرکس خواست ستمگر را برخواست خدای (عزوجل) ترجیحدهد و مقدم دارد، پروردگار پارسائی را از دل او ببرد و او را حیران و سرگردان گذارد.


1) - موضوع بیماری، گناه، حدیث شماره 357.

2) - غرر، ج 1، ص 450، ح 19.

3) - عقاب الأعمال، ص 594، ح 2.

«غلیه شهوت»

400. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تُفسِدُ التّقّوی إلاغَلَبَةُ الشَّهوَةِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : تقوی را فاسد نمی کند و از بین نمی برد مگرغلبه شهوت.

«ترک صله رحم»

401. قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ أَمَرَبِثَلاثَةٍ مَقرُونٌ بِها ثَلاثَةٌ أُخری: أَمَرَبِالصَّلاةِ

وَالزَّکاةِ فَمَن صَلّی وَلَم یُزَکّ لَم تُقبَل مِنهُ صَلاتُهُ، وَأَمَرَبِالشُّکرِلَهُ وَلِلوالدَینِ فَمَن لَم یَشکُروالِدَیهِ لَم یَشکُرِاللهَ، وَآَمَرَبِاتّقاءِ اللهِ وَصیلَةِ الرَّحِمِ فَمَن لَم یَصِل رَحِمَهُ لَم یَتَّقِ اللهَ؛(2)

همانا خداوند به سه چیز امر فرمود وسه چیز درکنارآن ها است: امرکرده به نماز و زکات پس کسی که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول نمی شود، و امرکرده به سپاس از خودش و از پدر و مادر پس کسی که از پدر و مادر سپاسگذاری نکند ازخداوند هم سپاس گذاری نکرده است، وامرفرموده به تقوی الهی وصله رحم پس کسی که صله رحم نکرده تقوی الهی راهم رعایت نکرده است.

فصل سوم - گناهانی که باعث تنها ماندن انسان می شود:

«درشت خوئی»

402. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن خَشُنَت عَرِیکَتُهُ إِفتَقَرَت حٰاشِیَتُهُ؛(3)

هرکس طبیعتش خشن، خشک و درشت باشد، اطرافش خالی شود «تنها ماند».«خود بینی»

403. قالَ الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : وَلاوَحدَ ةَ أَوحَشَ مِنَ العُجبِ؛(4)

هیچ تنهائی، ترسناکتر از خودبینی نیست.


1) - غرر، ج 2، ص 837، ح 170.

2) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 13،ح 10.

3) - غرر، ج 2، ص665، ح 918.

4) - نهج البلاغة، دشتی، ح 113.

فصل چهارم: گناهانی که باعث قبول نشدن توبه انسان می شود:

«بداخلاقی»

404. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَبَی اللهُ (عزّوجلّ) لِصاحِبِ الخُلقِ السَّیِّئِ بِالتَّوبَةِ، قِیلَ: وَکَیفَ ذالِکَ یارَسُولَ اللهِ ؟ قالَ لِأَنَّهُ إِذا تابَ عَن ذَنبٍ وَقَعَ فِی ذَنبٍ أَعظَمَ مینهُ؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزوجل) ازصاحب خوی بد توبه نخواسته، عرض شد: ای رسول خدا این چگونه باشد؟ فرمود: بجهت این که هرگاه ازگناهی توبه کند درگناه بزرگتری افتد.

«بدعت گذاری»

405. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَبَی اللهُ لِصاحِبِ البِدعَةِ بِالتَّوبَةِ، قِیلَ: یا رَسُولَ اللهِ کَیفَ ذالِکَ ؟ قالَ: إِنَّهُ قَد أُشرِبَ قَلبُهُ حُبَّها؛(2)

خدا ازقبول توبه بدعت گذارخودداری فرموده، عرض شد، چرا چنین است؟ فرمود: زیرا که دوستی بدعت دل نشینش شده است.«پس توبه کردنش حقیقی نیست»

«حق مردم»

406. عَن شَیخٍ مِنَ النَّخَعِ قالَ: قُلتُ لِأَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنِّی لَم أَزَل والِیًا مُنذُزَمَنَ الحُجّاجِ إِلی یَومِی هذا، فَهَل لِی مِن تَوبَةٍ ؟ قالَ: فَسَکَتَ، ثُمَّ أَعَدتُ عَلَیهِ، فَقالَ لا حَتّی تُؤَدِّی إِلی کُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ؛(3)پیرمردی از قبیلۀ نخع گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم همانا من همیشه تا به امروز والی حجاج بوده ام آیا توبۀ من قبول است ؟ گفت: حضرت سکوت کرد، من دوباره سؤال کردم، پس فرمود: نه مگر آنکه تمام حق، حق داران را برگردانی.

«خون ناحق ریختن»

407. قالَ آبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن اَصبَحَ وَلا ینوی ظُلمَ أَحَدٍ غَفَرَاللهُ لَهُ ما أَذنَبَ ذالِکَ الیَومَ مالَم یَسفَکِ الدِّماءَ أَویَکُل مالَ یَتِیمٍ حَرامًا؛(4)

کسی که صبح کند درحالی که نیت ظلم به احدی را نداشته باشد، خداوند هرگناهی که درآن روز انجام دهد برای او می بخشد بجز ریختن خون ناحق و یا خوردن مال یتیم بحرام.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 11- ح2.

2) - اصول کافی، ج 1، ص 70- ح4.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 341، ح 4.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 339، ح 8

«عمل شنیع لواط»

408. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن نَکَحَ إمرَأةً حَراماً فِی دُبُرِها، اَورَجُلا،غُلاماً حَشَرَهُ اللّهُ (تَعالی) یَومَ القِیامَةِ أنتَن مِنَ الجِیفَةِ، یَتَأذّی بِهِ النّاسُ حتّی یَدخِلَ جَهَنَّمَ، ولایَقبَلُ اللّهُ مِنهُ صَرَفاً وَلاعَدلا، وَأحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ...؛(1)

کسی که با زن نا محرم و یا، با مرد و یا پسربِچه ازپشت نزدیکی کند (عمل شنیع قوم لواط را انجام دهد) خداوند او را در روز قیامت مشحورکند درحالی که بوی بد او گندیده تراز بوی بد مرداراست،

«درحدّی که» همه مردم از بوی بد او دررنج می باشند، تا وارد جهنم شود، وخداوند از او توبه وفدیه ای «عبادت وعمل نیک» قبول نکند و تمام اعمال او را تباه سازد.

«خوردن مال یتیم»

در دین مبین اسلام ازدست درازی و تصرف مال یتیم به شدت نهی شده، اگرکسی به ناحق در مال تصرف کند، خداوند توبه وهیچ عملی از او قبول نخواهد کرد؛(2)

«وصف زن نا محرم برای مرد نامحرم»

409. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن وَصَفَ إِمرَأَةً لِرَجُلٍ وَذَ کَرَجَمالَها لَهُ فَافتَتَنَ بِها الرَّجُلُ فَأَصابَ مِنها فاحِشَةَ لَم یَخرُج مِنَ الدُّنیا حَتّی یَغضُبَ اللهٌ عَلَیهِ غَضِبَت عَلَیهِ السَّماواتُ السَّبعُ وَالأَرَضُونَ السَّبعُ وَکانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِمِثلَ الَّذِی أَصابَها، قِیلَ یارَسُولَ اللهِ فَاِن تابا وَأَصلَحا ؟ قالَ: یَتُوبُ اللهُ عَلَیهما وَلَم یَقبَل تَوبَةَ الَّذِی یَخطَبُها بَعدَالَّذِی وَصَفَها؛(3)

هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند، که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، از دنیا نرود تا این که خداوند بر اوخشم گیرد، و هرکس مورد غضب الهی واقع شود آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه همه براوخشم گیرند، و بزه وگناهش همانند آن کس باشد که از آن زن بحرامی کام گرفته است. پرسیدند یا رسول الله! اگرآن زن ومرد توبه کنند وخود را اصلاح نمایند باز برآن شخص وصف کننده گناهی هست ؟ فرمود: خداوند توبه ان دو را می پذیرد، ولی توبه آن شخص که ایشان را به فتنه انداخته و سبب این ماجرا شده، بوصفی که ازآن زن کرده نخواهد پذیرفت.


1) - عقاب الأعمال، ص 646.

2) - «موضوع ریختن خون ناحق، حدیث شماره 407»

3) - عقاب الأعمال، ص 661.

فصل پنجم: گناهی که باعث سلب توفیق از انسان می شود:

«بخل»

410. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لَم یُوَفَّق مَن بَخِلَ عَلی نَفسِهِ بِخَیرِهِ وَخَلَّفَ مالَهُ لِغَیرِهِ؛(1)

کسی که مال و خیرش را نسبت به خودش بخل می ورزد «وخرج نمی کند» و به دیگران می گذارد موفق نخواهد شد.

فصل ششم: گناهی که باعث تهمت خوردن ومتهم شدن انسان می شود

«به جاها وافراد پست ومتهم نزدیک شدن»

411. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن قَرُبَ مِنَ الدَّنِیَّةِ اُتُّهِمَ؛(2)

هرکس به افراد وجاهای سبک و پست نزدیک شود، متهم می گردد.


1) - غرر، ج 2، ص 599، ح 4.

2) - غرر، ج 2، ص 653، ح 738.

5- باب پنجم «ث» :یک فصل

اشاره

باب پنجم «ث»

فصل اول - اثرگناه برثروت واموال انسان

الف) از بین رفتن ثروت:

«اسراف»
412. الإمامُ الامام عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِسرافُ یُنفِی الجَزِیلَ؛(1)

زیاده روی ثروت ومال را کم می کند.

«ندادن زکات»
413. قالَ الإِمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَاُقسِمُ بِالَذِی خَلَقَ الخَلقَ وَبَسَطَ الرِّزقَ اِنَّهُ ما ضاعَ مالٌ فِی بَرٍّوَلا بَحرٍإِلا بِتَرکِ الزَّکاةِ؛(2)

قسم یاد می کنم به کسی که، خلق را آفرید و روزی را گستراند، هیچ مالی درخشکی و در دریا نابود نشد مگربه خاطر ترک زکات.

414.

قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَلعُونٌ مَلعُونٌ مالٌ لا یُزَکّی؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: ملعون و از رحمت خدا دوراست، مالی زکاتش داده نشود.

«ظلم کردن بدیگران»
415. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ مَظلَمَةً أُخِذَ بِها فِی نَفسِهِ آَوفِی مالِهِ أَوفِی وُلدِهِ؛(4)

هرکس به کسی ستمی کند، به همان ستم گرفتار شود، درخودش یا در مالش و یا در فرزندانش.

416. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : ما مِن أَحَدٍ یَظلِمُ بِمَظلَمَةٍ إِلا أَخَذَهُ اللهُ بِها فِی نَفسِهِ آَوفِی مالِهِ؛(5)هیچ کس نیست به کسی ظلم کند، جزآن که خدا او را به همان ستم بگیرد، دربارۀ خودش و یا درمالش .

1) - غرر، ج 1، ص 15، ح 390.

2) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 4، ح 6.

3) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 14، ح 14.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 26، ح 9.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 26، ح 12.

«محروم کردن نیازمندان»
415. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ زَوالِ الیَسارِمَنعُ المُحتاجِ؛(1)

سبب ازبین رفتن توانگری، نیازمندان را محروم داشتن است.

416. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَطَعَ مَعهُودَ إِحسانِهِ قَطَعَ اللهُ مُوجُودَإِمکانِهِ؛(2)

هرکس احسان همیشگی خود را قطع کند، خدا تمکّن وتوانائی موجود او را قطع فرماید.

ب) مصرف شدن ثروت درغیر راه حق:

«بدست آوردن ثروت ازغیرراه حلال»
417. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اکتَسَبَ مالًا فِی غَیرِحِلِّهِ یَصرِفُهُ فِی غَیرِحَقِّهِ؛(3)

هرکه از غیرراه حلال مالی بدست آورد، آن مال را در راه غیرحقّ مصرف خواهد کرد.

«منع کردن حق الله- مانند خمس»
418. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ما مِن رَجُلٍ یَمنَعُ دِرهمًا فِی حَقِّهِ إِلا أَنفَقَ إِثنَینِ فِی غَیرِحَقِّهِ؛(4)

هیچ مردی درهمی را درحقش منع نمی کند، مگرآن که دوبرابرآن را درغیرحقش خرج خواهدنمود.

419.
• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن مَنَعَ حَقًّالِلهِ (عزّوجلّ) أَنفَقَ فِی باطِلٍ مِثلَیهِ؛(5)

هرکس حق خداوند (عزوجل) را منع «وحبس» کند، دو برابرآن را در باطل خرج خواهد نمود.

ج) و زر، و وبال شدن اموال:

«سود نداشتن مال برای انسان»
420. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلمٌ لا یُصلِحُکَ ضَلالٌ وَمالٌ لا یَنفَعُکَ وَبالٌ؛(6)

علمی که تو را اصلاح نکند «وسیله» گمراهی است، و مالی که به تو سودی نداشته باشد، مایۀ وزرو وبال وگرفتاری است.


1) - غرر، ج 1، ص 431، ح 17.

2) - غرر، ج 2، ص 636، ح 475.

3) - غرر، ج 2، ص 398، ح 9.

4) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 25، ح 1.

5) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 25، ح 2.

6) - غرر، ج 2، ص 398، ح 9.

6- باب ششم «ج» :دوفصل

اشاره

باب ششم «ج»

فصل اول - گناهانی که باعث جنگ و درگیری درزندگی انسان می شود:

«اختلاف»

421. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلخُلفُ مَشارُالحُرُوبُ؛(1)

مخالفت ها، برانگیزنده جنگ ها است.

«حرف ناروا»

422. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن حَربٍ مِن لَفظَةٍ؛(2)

بسا جنگی که، از یک لفظ وحرفی برخیزد.

«جنگ با خدا»

423. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن حارَبَ اللهَ حُرِبَ؛(3)

آن که با خدا بجنگد، با او بجنگند.

«دشمنی با مردم، ستمگری با رعیت»

424. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إستَحلیٰ مُعٰادٰاةَ الرِّجٰالِ إِستَمَرَّعَلی مُعٰانٰاةِ القِتٰالِ؛(4)

هرکس دشمنی مردم را شیرین شمارد، روزگارش را همواره بارنج های جنگ وجدل به سرآورد.

• قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) - لزیاد بن أبی وقد استخلفه لعبد الله بن عباس علی فارسواعمالها، فی کلام طویل کان بینهما نهاه فی تقدم الخراج -: اِستَعمَلِ العَدلَ، وَاحذَرِالعَسفَ وَالحَیفَ. فَاِنَّ العَسفَ

1) - غرر، ج 1، ص 26،ح 755.

2) - غرر، ج1، ص 513.

3) - غرر، ج 2، ص 622، ح237.

4) - موضوع رنج و مشقت، دشمنی با مردم

یَعُودُ بِالجَلاءِ، وَالحَیفَ یَدعُوإِلَی السَیفِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) - چون زیاد بن أبیه را به جای عبد الله بن عباس به فارس وشهرهای پیرامون آن حکومت داد، اورا در دستورالعمل طولانی ازگرفتن مالیات نابه هنگام نهی کردند - فرمود: عدالت را بگستران، وازخشونت، سخت گیری وستمکاری پرهیزکن، که سخت گیری رعیت را به آوارگی وفرارکشاند، ستمگری به مبارزه وشمشیر(جنگ مساحانه) می انجامد.

فصل دوم - گناهانی که باعث جهل و نادانی انسان می شود:

«جور و ستم»

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَآسُ الجَهلِ اَلجَورُ؛(2)

سررشتۀ جهل، جور و ستم کاری است.

«خودبینی»

425. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ رَأسُ الجَهلِ؛(3)

خودبینی سر، رشتۀ نادانی است.

«تکبر»

426. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّوٰاضِعُ رَأسُ العَقلِ وَالتَّکَبِّررَأسُ الجَهلِ؛(4)

تواضع، سررشته عقل وتکبّرسررشته جهل و نادانی.

«کفر»

427. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکٰافِرُفاجِرٌجٰاهِلٌ؛(5)

کافر فاجرو نادان است.


1) - «موضوع آوارگی، ظلم وستمگری، حدیث شماره 801»

2) - غرر، ج 1، ص 412، ح 1566.

3) - غرر، ج 1، ص 18، ح 469.

4) - غرر، ج 1، ص 102، ح 2166.

5) - غرر، ج 1، ص 26، ح 765.

7- باب هفتم «چ» چهارفصل

اشاره

باب هفتم «چ»

فصل اول - گناهانی که باعث خشکی چشم انسان می شود:

«قساوت قلب»

427. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مِن عَلاما تِ الشِّقاء، جُمُودُ العَینِ، وَقَسوَةُ القَلبِ، وَشِدَّ ةُ الحِرصِ فِی طَلَبِ الرِّزرقِ، وَالإِسرارُعَلَی الذَنبِ؛(1)

ازنشانه های شقاوت، خشکی چشم «قطره اشکی ازچشم انسان نریزد»، و سنگ دلی، و حرص شدید درتحصیل روزی، واصرار برگناه است.

«این امور چهارگانه را که درحدیث فوق آمده است، اموری است اختیاری، که ازاعمال واخلاق اکتسابی انسان سرچشمه می گیرد و به این ترتیب دورکردن این نشانه های شقاوت دراختیار خود انسان ها است».

428. امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه واله) در وصیت خود به امام علی (علیه السلام) فرمود:

یا علی! اَربَعَ خِصالٍ مِنَ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَینِ، وَقَسوَةُ القَلبِ، وَبُعدُ الأمَلِ، وَحُبُّ البقاءِ؛(2)

یاعلی چهار خصلت ازشقاوت است: جاری نشدن اشک ازچشم، وسنگ دلی، وآرزوی طولانی، و دوست داشتن عمرجاودان، «بخواهد همیشه در دنیا بماند، درواقع خواستن زندگی دنیوی وحب دنیا».

«گناه»

429. امام الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : ماجَفت الدّمُوعُ إلا لِقَسوةِ القلُوبِ، وَما قَسَتِ القلُوبُ إلا لِکثرة الذُّئُوبِ؛(3)

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 4.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 5.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 6.

اشک چشم ها خشک نشد مگربه علت قساوت وسنگ دلی قلب ها، و قلب ها قساوت پیدا نکرد مگر بسبب زیادی گناهان.

«اگرانسان گناه نکند به هیچ یک از پیامدهای آن، ازجمله شقاوت مبتلا نخواهدشد».

فصل دوم - گناهی که باعث کوری جشم انسان می شود - حقیقت را نبیند:

«غفلت، نداشتن معرفت»

قرآن کریم: «وَلَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولئِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(1)

و بطورمسلّم گروه بسیاری از جن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آن ها دل ها «عقل هایی» دارند که با آن «اندیشه نمی کنند و» نمی فهمند و چشمایی دارند که با آن نمی بینند وگوشهایی دارند با آن نمی شنوند، آن ها همچون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند «زیرا با اینکه همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند».

فصل سوم - گناهانی که باعث تشبیه انسان به چهارپایان می گردد - ارزش انسانی نداشته باشد:

«نداشتن ایمان و تقوی»

430. قالَ أَبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِفتَخَرَرَجُلانِ عِندَ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) ، فَقالَ: أَتَفتَخِرانِ بِأَجسادٍ بالِیَةٍ، وَأَرواحٍ فِی النّارِ، إِن یَکُن لَکَ عَقلٌ فَاِنَّ لَکَ خُلقًا، وَإِن یَکُن لَکَ تَقوی فَاِنَّ لَکَ کَرَمًا، وَإِلا فَالحِمارُخَیرٌمِنکَ، وَلَستَ بِخَیرٍمِن أَحَدٍ؛(2)

دو مرد درنزد امیرالمؤنین (علیه السلام) به یک دیگرافتخار کردند «هرکس از گذشتگان خود تعریف نمود»، پس علی (علیه السلام) فرمود: آیا به بدن های پوسیده و روح های درآتش افتخار می کنید؟! اگر عقل داشته باشی آن برای تو اخلاق و اگرتقوی داشته باشی آن برای تو نیکی است، وإلا دراز گوش از تو بهتراست، و توازهیچ کس بهترنیستی.

«گریز ازحق وتذ کّرالهی»

قرآن کریم:«فَمالَهُم عَنِ التَّذکِرَةِ مُعرِضُونَ؛»(3)

چرا آن ها این همه ازتذکّرگریزانند؟


1) - سوره اعراف، آیه 179.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 335، ح 8.

3) - سوره مدثّر، 49.

«کَاَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ؛»(1)

گویی آن ها کورخرانی هستند رمیده.

«فَرَّت مِن قَسوشرشةٍ؛»(2)

که از شیر فرار کرده اند!

«ندیدن ونشنیدن حق»

قرآن کریم:«أم تَحسَبُ أنّ أکثَرَهُم یَسمَعُونَ أویَعقِلُونَ،إن هُم إلا کَالأنعامِ بَل هُم أضَلَّ سَبِیلاً؛(3)

(ای پیامبر) آیا می پنداری که اکثراین کافران حرفی می شنوند یا فکروتعقلی دارند،اینان در بی عقلی بس مانند چهارپایان بلکه نادان وگمراه تر.

«مَثلُ الَّذِین حُمِّلُوا التَورٰاتَ ثُمَّ لَم یَحمِلُوهٰا کَمَثَلِ الحِمٰارِیَحمِلُ أسفارًا بِئسَ مَثَلُ القَومِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِٰایٰاتِ اللهِ وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الظّٰالِمِینَ؛(4)

کسانی که مکلّف به تورات شدند، ولی حق آن را ادا ننمودند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی را حمل می کند، قومی که آیات الهی را تکذیب کردند مثال بدی دارند، و خداوند جمعیت ظالمان را هدایت نمی کند.

«برای توضیح بیشتربه تفسیرنمونه، ج 24، ص 113به بعد مراجعه گردد»

حدیث:

431. الإمامُ عَلِیَّ (علیه السلام) : مَن لَم یَعرِفِ الخَیرَمِنَ الشَّرِّفَهُوَمِنَ البَهائِمِ؛(5)

کسی که خوبی را از بدی تشخیص ندهد، پس او از چهارپان است.

«ناشکری وناسپاسی»

432. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَشکُرِالإِنعامَ فَلیَعُدَّ مِنَ الأنعامِ؛(6)

کسی که نعمت را شکرگذاری نکند، باید از چهارپایان شمرده شود.


1) - سوره مدثّر، 50 .

2) - سوره مدثّر، 51 .

3) - سوره فرقان، آیه 44.

4) - سوره جمعه، 5.

5) - غرر، ج 2، ص 680، ح 1093.

6) - غرر، ج 2، ص 672، ح 997.

«غلبه شهوت، غلبه غضب »

433. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ غَضَبُهُ وَشَهوَتُهُ فَهُوَفِی حَیِّزِالبَهائِمِ؛(1)

کسی که غضب وشهوتش بر او چیره شود، (او را از راه بیرون کند) پس او در زمره چهارپایان است.

«رفاه طلبی وپرخوری»

434. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... کَالبَهیمَةِ المَربوُطَةِ، هَمُّها عَلَفُها، أوالمُرسَلةِ شُغلُها تَقَمّمُها، تَکتَرِشُ مِن أعلافِها وَ تَلهُوعَمّا یُرادُ بِها؛(2)

چنان حیوان پرواری که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده، و از آینده خود بی خبراست.

«فکرواند یشه نکردن»

قرآن کریم: «إِنَّ شَرَّالدَّ وابِّ عِندَ اللهِ ألصُّمُّ البُکمُ الَّذِین لا یَعقِلُونَ؛»(3)

بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند، که «از شنیدن وگفتن حق» کر و لالند، و اصلا تعقل نمی کنند.

فصل چهارم - گناهی که باعث ازبین رفتن چهارپایان می شود:

«ندادن زکات»

• قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) :... وَإِذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ المَشواشِی.

و زمانی که زکات اداء نشد، چهارپایان از بین می روند؛(4)


1) - غرر، ج، ص 689، ح 1095.

2) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 45، بند 14.

3) - سوره انفال، ایه 22.

4) - «موضوع قطع باران، دروغ گفتن حاکمان، حدیث شماره 245».

8- باب هشتم «ح» :چهارده فصل

اشاره

باب هشتم «ح»

فصل اول - گناهانی که باعث تسلّط حاکم جائر بر انسان و برجامعه و ترس ازحاکم جائر می شود:

«کم فروشی»

• قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : خَمسٌ إِن أَدرَکتُمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنهُنَّ:... ولم ینقصوا المکیال والمیزان إلا اخذ وا بالسّنین وشدّة المؤنة وجورالسلطان؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده: پنج چیزاست که اگر به آنها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید:... و از ترازو کم نگذارند جزآن که به سختی هزینه زندگی و ستم سلطان گرفتارشوند.

«نافرمانی خداوند»

435. عَن عَلِیٍّ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ (عزّوَجلّ): أَنا اللهُ لا إِلهَ إلا أَنا... وَأیَّما قَومٌ عَصَونِی جَعَلتُ قُلُوبَ المُلُوکِ عَلَیهِم سَخَةً؛(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزّوجلّ) می فرماید: و هر قومی که نافرمانی مرا نماید، قلب های حاکمان را نسبت برآن ها خشمگین قرارخواهم داد، «تا آن ها را مورد اذیت و آزار قراردهند»

«گناه»

436 - قالَ آبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ آَحَدَ کُم لَیَکثُرُبِهِ الخَوفُ مِنَ السُّطانِ وَما ذالِکَ إِلا بِالذُّ نُوبِ فَتَوَقُّواها مَا استَطَعتُم وَلا تُمادَوا فِیها؛(3)


1) - «موضوع ربیماری، رابطه نامشروع زن ومرد- زنا، حدیث شماره 351»

2) - وسائل الشیعه، ج 4، ص 1164، ح 3.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 7، ح 27.

گاهی یکی ازشما از سلطان بسیار می ترسد، و این جز برای ارتکاب گناهان نیست، تا می توانید از گناهان بپزهیزید و برآن ها اصرار نورزید.

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یامفضّل إیّاک والذّنوب وحذّرها شیعتنا، فوالله ماهی إلی أحد أسرع منها آلیهم، انّ احد هم لتصیبه المعرة من السّلطان وما ذالک إلا بذنوبه...؛(1)

ای مفضّل! از گناهان بپرهیز و شیعیان ما را از آن برحذر دار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریع تر از آن برآن ها اثر نمی گذارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد و این نیست مگر به خاطر گناهان.

فصل دوم - گناهانی که باعث حِجاب بین انسان وحقیقت می شود:

«نداشتن ایمان به آخرت»

قرآن کریم:«وَإِذٰا قَرَأتَ القُرٰان جَعَلنٰا بَینکَ وَبَینَ الَّذِین لا یُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجابًا مَستورا؛»(2)

و هنگامی که قرآن می خوانی میان تو وآن ها که ایمان به آخرت ندارند حجاب ناپیدائی قرار می دهیم!.

«وَجَعَلنٰا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإذٰا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القُرٰانِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلٰی أَدبٰارِهِم نُفُوراً؛»(3)

و بر دل های آن ها پوشش هایی قرار می دهیم تا آن «قرآن» را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی، و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می کنی پشت می کنند و از تو روی برمی گردانند.

«عمل ضدعفت - زنا»

437. قالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : أَوحَی اللهُ إِلی مُوسی (علیه السلام) : لاتَزنِ فَاُحجِبَ عَنکَ نُورُوَجهِی، وَتُغلَقُ أَبوابُ السَّماواتِ دُونَ دُعائِکَ؛(4)

خداوند به موسی (ع) وحی کرد: زنا مکن، زیرا که نور وجه من از تو پوشیده گردد، و درهای آسمآن ها برای «اجابت» دعای توبسته شود.


1) - «موضوع بیماری، گناه، حدیث شماره 354»

2) - سوره إسراء، 45 و 46.

3) - سوره إسراء، 45 و 46.

4) - وسائل الشیعه ج 11، ص 236، 21.

فصل سوم - گناهی که باعث قبول نشدن حجّ وعمرۀ انسان می شود:

«خرید و فروش شراب»

438. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... ألا وَمَن بٰاعَها أوِاشتَرٰاهٰا لِغَیرِهِ لَم یَقبَلِ اللهُ تَعالی مِنهُ صَلاةً وَلا صِیٰامًا وَلا حَجًّا وَلا إعتِمٰارًا حَتّٰی یَتُوبَ مِٰنهٰا؛(1)

آگاه باشید! و کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخرد، خداوند متعال نماز، روزه، حجّ وعمرة او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.

«کسب حرام»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَنِ اکتَسَبَ مٰالاحَرٰامًا لم یَقبَلِ اللهُ مِنهُ... وَلا حَجًّا وَلااعتِمٰارَا؛(2)

هرکس مالی را از راه حرام بدست آورد، خداوند هیچ گونه عمل خیری، چه حجّ، و چه عمره، از او نپذیرد.

فصل چهارم - گناهانی که باعث به حرام افتادن انسان می شود:

«گرفتن مال وحق ازطریق محاکم طاعوت وظالم»

439. عَن عُمَربنِ حَنظَلَه قٰالَ: سَأَلتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) عَن رَجُلَینِ مِن أَصحٰابِنٰا بَینَهُمٰا مُنٰازِعَةٌ فِی دَینٍ أَومِیرٰاثٍ فَتَحٰاکَمٰا إِلَی السُّلطٰانِ أَوإِلَی القُضٰاةِ، أَیَحُلُّ ذٰالِکَ؟ فَقٰالَ: مَن تَحٰاکَمَ إِلَیهِم فِی حَقٍّ أَوبٰاطِلٍ فَاِنَّمٰا تَحٰاکَمَ إِلَی الطّٰاغُوتِ وَمٰا یَحکُمُ لَهُ فَاِنَّمٰا یَأخُذُ سُحتًا وَإِن کٰانَ حَقُّهُ ثابِتًا، لأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُکمِ الطّٰاغُوتِ وَقَدأَمَرَاللهُ أَن یَکفُروُابِهِ، قٰالَ اللهُ تَعالیٰ: «یُرِیدُونَ أَن یَتَحٰاکَمُوا إِلَی الطّٰاغُوتِ وَقَدأُمِرُوا أَن یَکفُرُوا بِهِ؛»(3)(4)

عمربن حنظله گوید: در مورد دو تن از دوستان ما که در دین (قرض) و یا ارث بینشان اختلاف است، داوری را می برند پیش سلطان (طاغوت) و یا قاضی «آن» آیا این (آنچه از طریق این داوری می گیرند) حلال است ؟ حضرت فرمود: هرکس داوری را پیش آنان ببرد در حق یا باطل، داوری نزد طاغوت برده و آنچه به آن حکم کرده وآن را می گیرد حرام است، گرچه حقش باشد، برای اینکه آن را با حکمطاغوت گرفته درصورتی که مأمور شده اند به آن کافر شوند، خداوند متعال فرموده: «می خواهند داوری را پیش طاغوت ببرند، درحالی مأمورشده اند به آن کافرشوند».


1) - عقاب الأعمال، ص 656

2) - «موضوع قبول نشدن عمل، کسب حرام، حدیث شماه 1192»

3) - نساء، آیه60.

4) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 3، ح 4.

«واقع شدن درشبهات، دل باختگی به شهوات»

440. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالوُقُوعَ فِی الشُبَهٰاتِ وَالوُقُوعَ بِالشَّهَوٰاتِ فَاِنَّهُمٰا یَتَقٰادٰانِکَ إِلَی الوُقُوعِ فِی الحَرٰامِ وَرُکُوبِ کَثِیرٍمِنَ الآثٰامِ؛(1)

دوری کن از وقوع در شبهات و دل باختن در شهوات، که همانا آن ها تو را به سوی افتادن درحرام و مرتکب شدن بسیاری ازگناهان می کشاند.

فصل پنجم - گناهانی که باعث حریص شدن انسان می شود:

«ضعف ایمان»

441. الإمامِ عَلِیٌّ (علیه السلام) : شِدَّةُ الحِرصِ مِن قُوَّةِ الشَّرَهِ وَضَعفِ الدِّینِ؛(2)

پرحریص بودن، از میل زیاد داشتن به چیزی، «اموال دنیا و...» و از ضعف دین است.

«نداشتن توکل»

442. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَتَخَلَّص مِن عَنٰاءِ الحِرصِ مَن لَم یَصدُق تَوَکُّلُهُ؛(3)

چگونه از حرص رهایی یابد، کسی که توکلش «بخدا» درست نباشد.

«شرّ و بدی»

443. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرُّمَرکَبُ الحِرصِ وَالهَوی مَرکَبُ الفِتنَةِ؛(4)

شر و بدی، مرکب حرص و آزمندی، و هوای نفس مرکب فتنة است.

«غلبه شهوت»

444. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الشَّرَهِ غَلَبَةُ الشَّهوَةِ؛(5)

غلبۀ شهوت وهواپرستی، باعث حرص شدید است.

«میل افراطی»

«میل افراطی وعلاقه شدید به امکانات و زر و برق دیا و امور دنیوی، سبب حریص شدن


1) - غرر، ج 1، ص 307، ح 34.

2) - غرر، ج 1، ص 450، ح 18.

3) - غرر، ج 2، ص 555، ح 33.

4) - غرر، ج 1، ص 78، ح 1902.

5) - غرر، ج 1، ص 431، ح 23.

انسان به آن ها می شود لذا به شدت از آن منع شده است»(1)

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن حرمت انسان می شود:

«تهمت»

445. عَن عُمَرِ بنِ یَزِیدٍ عَن أبِیهِ قالَ: سمعت أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن إتّهم أخاهُ فِی دِینهِ فَلا حُرمَةَ بَینَهُما...؛(2)

عمربن یزید از پدرش نقل می کند که گفت: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هرکس برادر دینی خود را تهمت زند، حرمت و احترامی بین آن دو نماند.

«ندادن زکات»

• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن مَنَعَ قِیراطًا مِن زَکاةِ مالِهِ... وَلا کَرامَةَ لَهُ؛(3)

هرکس قیراطی [ مقدارخیلی کم] از زکات مال خود را نپردازد، او را حرمتی است.

«فسق»

446. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلفاسِقُ لاغِیبَةَ لَهُ؛(4)

شخص فاسق، غیبت ندارد.

فصل هفتم - گناهانی که باعث حسرت انسان در زندگی می شود:

«آرامش نداشتن با آرامش الهی»

447. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن لَم یَتَعَزَّ بِعَزٰاءِ اللهِ تَقَطَّعَت نَفسُهُ حَسَرٰاتِ عَلَی الدُّنیٰا...؛(5)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هرکس با تسلای الهی تسلی نجوید (و در مقابل ناملایمات بردباری نکند) نفسش ازحسرت های پی در پی بندآید.

«ثروت نا مشروع»

448. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ أَخسَرَالنّٰاسِ صَفقَةً، وَأَخیَبَهُم سَعیًا، رَجُلٌ أَخلَقَ بَدَنُهُ فِی طَلَبِ مٰالِهِ، وَلَم تُسٰاعِدهُ المَقٰادِیرُعَلٰی إِرٰادَتِهِ، فَخَرَجَ مِنَ الدُّنیٰا بِحَسرَتِهِ، وَقَدِمَ عَلَی الآخِرَةِ بِتَبَعَتِهِ؛(6)

1) - «حدیث شماره 441».

2) - اصول کافی، ج 4، ص 66، ح 2.

3) - «موضوع خارج شدن انسان از اسلام، ندادن زکات، حدیث شماره 148»

4) - غررج 1، ص 34، ح 1056.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 3، 5.

6) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت 230.

همانا زیان کارترین مردم در معاملات، و نومیدترین مردم در تلاش، مردی است که تن در گردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس با حسرت از دنیا رود، و با بارگناه به آخرت روآورد.

«حسد»

449. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ کَثِیرُالحَسَرٰاتِ، مُتَضٰاعِفُ السَّیِآتِ؛(1)

حسود، حسرتش فراوان و گناهانش دو برابراست.

«انفاق کردن مال برای بازداشتن مردم ازراه خدا»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنفِقُونَ أَموالَهُم لِیَصُدُّوا عَن سَبِیلِ اللهِ فَسَیُنفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ یُغلَبُونً؛»(2)

آن ها که کافرشدند اموالشان را برای بازداشتن مردم از راه خدا انفاق می کنند، آن ها این اموال را (که برای بدست آوردن آن زحمت کشیده اند در این راه) انفاق می نمایند اما مایۀ حسرت و اندوه شان خواهد شد وسپس شکست خواهند خورد.

«عمل نکردن به علم خود»

450. قٰالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... وَاِنَّ العٰالِمَ العٰامِلَ بِغَیرِهِ کَالجٰاهِلِ الحٰائِرِالَّذِی لا یَستَفِیقُ عَن جَهلِهِ بَل قَدرَأَیتُ أَنَّ الحُجَّةَ عَلَیهِ أَعظَمُ وَالحَسرَةُ أَدوَمُ عَلٰی هٰذَا العٰالِمِ المُنسَلَخِ مِن عِلمِهِ؛(3)

عالمی که برخلاف علمش عمل کند، چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید، بلکه حجّت بر او تمام تر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر و همیشگی است.

«از دست دادن فرصت»

451. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَعَ الفَوتِ تَکُونُ الحَسرَةِ؛(4)

فرصت را از دست دادن، موجب حسرت وپشیمانی است.


1) - غرر، ج 1، ص 57، ح 1557.

2) - سوره انفال، آیه 36.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 56، ح 6.

4) - غرر، ج 2، ص 759، ح 34.

«نگاه ناروا»

452. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن نَظَرَةٍ جَلَبَت حَسرَةً؛(1)

بسا یک نگاهی که، حسرت و اندوه ببار می آورد.

«نگاه به نا محرم - چشم چرانی»

453. عَن عَلِیِّ بنِ عُقبَةَ،عَن أَبِیهِ،عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قٰالَ: سَمِعتُهُ یَقُولُ: أَلنَّظَرُسَهمٌ مِن سِهٰامِ إِبلِیسَ مَسمُومٌ وَکَم مِن نَظرَةٍ أَورَثَت حَسرَةً طَوِیلَةً؛(2)

علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:

نظر و نگاه «به نامحرم» یکی ازتیرهای زهرآگین ابلیس است، وچه بسا یک نگاه سبب حسرت و ندامت طولانی می شود

فصل هشتم - گناهانی که باعث حسادت انسان نسبت به دیگران می شود:

«لئیم بودن وپستی»

454. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَلاحُ الَّومِ أَلحَسَدُ؛(3)

رشک وحسادت بردن بردیگری، از لئیم بودن وپستی است.

«نفاق»

455. قالَ أَبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ المُؤمِنَ یَغبِطُ وَلا یَحسِدُ وَالمُنافِقُ یَحسِدُ وَلا یَغبِطُ؛(4)

مؤمن غبطه برد، وحسد نبرد، و منافق حسد برد، و غبطه نبرد.

فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حسنات و اعمال نیک انسان می شود:

«حسد»

456. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ یَأ کُلُ الحَسَنٰاتِ کَما تَأ کُلُ النّٰارُألحَطَبَ؛(5)

حسد خوبی ها را می خورد و از بین می برد، همان طوری که آتش هیزم را می خورد و از بین می برد.


1) - غرر، ج 2، ص 550، ح 21.

2) - عقاب الأعمال، ص 604، ح 1.

3) - غرر، ج 1، ص 432، ح 5.

4) - اصول کافی، ج 3، ص 418، ح 7.

5) - غرر، ج 1، ص 79، ح 1912.

«إظهارنارضایتی پیش مردم»

457. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن سَخِطَ اللهَ بِرِزقِهِ وَبَثَّ شَکوٰاهُ وَلَم یَصبِر، لَم تُرفَع لَهُ إلَی اللهِ حَسَنَةٌ وَلَقِیَ اللهَ تَعٰالٰی وَهُوَعَلَیهِ غَضبه آن؛(1)

و کسی که «از جهت تنگی معیشت» از خدا ناراضی باشد و به روزی مقدّر قناعت ننماید، و پیش این و آن شکایت کند و بردباری نداشته باشد، کار نیکی از او به سوی خدا بالا نرود «قبول نشود» و در روز قیامت خداوند را دیدارکند درحالی که خدا از او خشمگین است.

«آزار، أذیت و ناسازگاری زن وشوهر»

458. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن کٰانَت لَهُ إمرَأةٌ تُؤذِیهِ لَم یَقبَلِ اللهُ صَلاتَها وَلا حَسَنَةً مِن عَمَلِهٰا حَتّٰی تُعِینُهُ وَتُرضِیهِ، وَإِن صٰامَتِ الدَّهرَ وَ قٰامتِ الَّیلَ وَأعتَقَتِ الرِّقٰابَ وَأنفَقَتِ الأموٰالَ فِی سَبِیلِ اللهِ، وَکٰانَت أوّلَ مَن یَرِدُ النّٰارَ، ثَمّ قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَعَلَی الرّجُلِ مِثلُ ذٰالِکَ الوِزرِ وَالعَذٰابِ إذٰا کٰانَ لَهٰا مُؤذِّ یًا ظٰالِمًا؛(2)

کسی زنی داشته باشد که آن زن، وی را بیازارد، خداوند نماز و هیچ عمل نیکی از او را قبول نخواهد کرد، اگرچه تمام روزها را روزه بگیرد و تمام شبها را نماز بخواند و بردگانی را آزاد نماید و ثروت خود را در راه خدا خرج کند، و او اوّلین کسی خواهد بود که وارد جهنم می شود، مگر این که او را راضی کند و یاری نماید. سپس رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمود: برمرد نیزچنین گناه وعذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.

459. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن کٰانَت لَهُ امرَأةٌ لَم تُوٰافِقُهُ وَلَم تَصبِرعَلی مٰا رَزَقَ اللهُ تَعٰالٰی، وَشَقَّت عَلَیهِ وَحَمَلَتهُ مٰالَم یَقدِرعَلَیهِ، لَم یَقبَلِ اللهُ مِنهٰا حَسَنَةً تَتَقِّی بِهٰا حَرَّ النّٰارِ وَغَضَبَ اللهُ عَلَیهٰا مٰا دٰامَت کَذٰالِکَ؛(3)

و هرکس را زنی باشد که با او موافقت و سازش نداشته باشد، و به آنچه خداوند روزیش کرده صبر ننماید و بر مرد سخت بگیرد، و به چیزی وادار کند که توانائی آن را ندارد - مادامی که آن زن چنین است - خداوند از او هیچ عمل نیکی را که او را از حرارت آتش جهنم مانع شود قبول نخواهد کرد، و همواره خداوند از او خشمگین است.

«غصب کردن مال مؤمن»

460. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنِ إقتَطَعَ مالَ مُؤمِنٍ غَصبًا بِغَیرِحِلِّهِ، لَم یَزِلِ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) مُعرِضًا عَنهُ، ماقِتًا

1) - عقاب الأعمال، ص 648.

2) - عقاب الأعمال، ص 653.

3) - عقاب الأعمال، ص 665.

لِأعمالِهِ الَّتِی یَعمَلُها مِنَ البِرِّوَالخَیرِ، لایُثبِتُها فِی حَسَناتِه حَتّی یَتُوبَ وَیَرُدَّ مالَ الَّذِی أَخَذَهُ إِلی صاحِبِهِ؛(1)

هرکس سهمی ازمال مؤمنی را بدون رضایش به زور و ستم بستاند پیوسته خدای عزوجل از اوروی گردان باشد وهمۀ اعمال نیک و خیراتی که انجام میدهد مورد خشم و غضب الهی است وهیچ کدام را در دیوان حسناتش ثبت نفرماید تا آنکه توبه کند و آن مالی که به زور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.

«کینه توزی»

461. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلغِلُّ یَحبِطُ الحَسَناتِ؛(2)

کینه توزی، خوبی ها را از بین می برد.

فصل دهم - گناهانی که باعث دوری انسان ازحق می شود:

«فراموش کردن آخرت»

462. ألامامُ عَلِیّ (علیه السلام) : - فِی ذِکرِعَمرِوبنِ العاصِ - أَما وَاللهِ إِنِّی لَیَمنَعُنِی مِنَ اللَّعبِ ذِکرُالمَوتِ، وَإنِّهُ لَیَمنَعُهُ مِن قَولِ الحَقِّ نِسیانُ الآخِرَةِ،(3)

درباره عمروعاص فرمود: به خدا سوگند، یاد مرگ مرا ازشوخی و بازی، بازمی دارد، و فراموشی آخرت او را از گفتن حق بازمی دارد

«انحراف از راه عقل و منطق»

قرآن کریم: «یُؤفَکُ عَنهُ مَن اُفِکَ؛»(4)

بازگردانده می شوند از آن (حق) آن ها که بازگردانده شده اند «از مسیرعقل و منطق حق طلبی»

«أهانت به مسلمان فقیر»

463. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن أَهانَ فَقِیرًا مُسلِمًا مِن أَجلِ فَقرِهِ وَاستَخَفَّ بِهِ فَقَد استَخَفَّ بِحَقِّ اللهِ؛(5)

وهرکس مسلمان فقیری را برای تهی دستیش اهانت کند واو را کوچک شمارد، بی گمان حق خدا را گوچک شمرده است.


1) - عقاب الأعمال، ص 623 ح 9.

2) - غرر، ج 1، ص 24، ح 693.

3) - میزان الحکمة، ج 1، ص 56، 122.

4) - سوره ذاریات، 9.

5) - عقاب الأعمال ،ص 650.

«هدف بودن باطل»

464. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کانَ غَرَضُهُ الباطِلَ لَم یُدرِکِ الحَقَّ وَلَوکانَ أَشهَرَمِنَ الشَّمسِ؛(1)

هرکس هدفش باطل باشد، هرگزحق را درک نخواهد کرد، گرچه ازخورشید روشن تر باشد.

465. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلباطِلُ مُضادُّ الحَقِّ؛(2)

باطل دشمن، حق است.

466. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَباطِلُهُ لَم یُتَّبَعُ حقُّهُ؛(3)

هرکس باطلش بسیار، باشد ازحقش پیروی نگردد.

«ترک جهاد»

• قالَ آمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) :. فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ... وَأُدِیلَ الحَقُّ مِنهُ بِتَضیِیعِ الجِهادِ، وَسِیمَ الخسف،وَمُنِعَ النَّصفَ؛(4)

کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، وحق ازاو روی می گرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است.

«سستی و تنبلی»

467. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : مَن اَطٰاعَ التَّوٰانِی ضَیَّعَ الحُقُوقَ؛(5)

هرکس ازسستی پیروی نماید، حقوق را ضایع سازد.«شقاوت»

قرآن کریم: «وَیَتَجَنَّبُهَا الأَشقی؛»(6)

اما بدبخت ترین افراد ازآن «حق» دوری می گزیند.

«قیاس در دین»

468. عَن أَبِی شَیبَةَ الخُراسانِی قال: سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:إِنَّ أَصحابَ المَقائِیسِ طَلَبُواالعِلمَ

1) - غرر، ج 2، ص 705، ح 1361

2) - غرر، ج 1، ص 14، ح 330.

3) - غرر، ج 2، ص 636، ح 480.

4) - «موضوع نزول بلا، ترک جهاد، حدیث 331»

5) - غرر، ج 2، ص 658، ح 817 .

6) - سوره اعلی، آیه 11.

بِالمَقائِیسِ فَلَم تَزِدهُمُ المَفائِیسُ مِنَ الحَقِّ إِلا بُعدًا وَإِنَّ دِینَ اللهِ لا یُصابُ بِالمَقائِیسِ؛(1)

أبی شیبۀ خراسانی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: قیاس کنندگان، علم را از راه قیاس جستند وقیاس جز دوری ازحق برآن ها نیفزود، همانا دین خدا باقیاس درست نمی شود.

«بزرگ شمردن کار خود»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَإِیّاکَ وَالمَنَّ عَلی رَعِیَّتِکَ بِاِحسانِکَ، أَوِالتَزَیُّدَ فِیما کانَ مِن فِعلِکَ فانّ المنّ یبطل الإحسان. والتّزیُّدَ یَذهَبُ بِنُورِالحَقِّ؛(2)

امام علی (علیه السلام) - درفرمان مبارکش به مالک اشتر- فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی، برمردم منت گذاری، یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری، زیرا که منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد، و کار را بزرگ شمردن نور حق را «دردل انسان» خاموش گرداند.

«تکبّر»

469. عَن عَبدِ الأَعلی عَن أَبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قالَ: قُلتُ لَهُ: مَا الکِبرُ؟ فَقالَ: أَعظَمُ الکِبرِأَن تَسفُهَ الحَقَّ وَتَغمِسَ النّاسَ، قُلتُ: وَما سَفهُ الحَقِّ؟ قالَ: یَجهَلُ الحَقّ وَیَطعَنُ عَلی أَهلِهِ؛(3)

عبد الأعلی می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تکبّرچیست؟ فرمود: بزرگترین تکبّراین است که حق را سبک شماری ومردم را پست داری، گفتم: سبک شمردن حق چیست؟ فرمود: دربرابرحق نادانی کند و به اهل حق طعنه زند.

«کسالت و بی حالی»

470. قالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : یا علی إِیّاکَ وَخَصلَتَینِ: أَلضَجرُوَالکَسَلُ، فَاِنَّکَ إِن ضَجَرتَ لَم تَصبِرعَلَی الحَقِّ، وَإِن کَسَلتَ لَم تُؤَدِّ حَقًّا؛(4)

یاعلی از دو خصلت دوری کن: آه و زاری، و کسالت وسستی، که همانا اگرآه و زاری کنی، برحق صبر ننمایی، و اگرسستی کنی حق را أدا نخواهی کرد.

«تبعیت از هوای نفس»

• قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : إنّما أخافُ عَلَیکُم إثنَتَینِ: إتباعُ الهَوی، وَطُولُ الأمَلِ، أمّا إتباعُ الهَوی فَاِنّهُ یَصُدُّ

1) - اصول کافی، ج 1، ص 72، ح 7.

2) - «موضوع تباه شدن احسان و نیکی ها، منت گذاردن، حدیث شماره 135».

3) - اصول کافی، ج 3، ص 424، ح 12.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 320، ح 2.

عَنِ الحَقِّ، وَطُولُ الأمَلِ فَیُنسِی الآخِرَةَ؛(1)

برشما از دو چیز بیمناکم: تبعیت از هوای نفس، و آرزوی طولانی، تبعیت از هوای نفس انسان را ازحق بازمیدارد، و آرزوی طولانی باعث فراموشی آخرت می شود.

فصل یازدهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حکمت و دانایی انسان می شود:

«شهوترانی و هوس بازی»

471. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاتَجتَمِعُ الشَّهوَةُ وَالحِکمَةُ؛(2)

شهوترانی و حکمت، باهم جمع نمی شود.

«غضب»

472. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ مَمحَقَةٌ لِقَلبِ الحَکِیمِ، وَقالَ: مَن لَم یَملِک غَضَبَهُ لَم یَملِک عَقلَهُ؛(3)

غضب دل انسان حکیم را نابود کند، «از این روی به جای حکمت از اوسفاهت بیند» و فرمود: هرکس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد شد.

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث از دست رفتن حکومت وقدرت می شود:

«ترک کردن احسان و نیکی»

473. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَنَعَ الإِحسٰانَ سُلِبَ الإِمکٰانُ؛(4)

کسی که دست احسان خویش را بازگیرد و احسان نکند، امکان وتوانائی از او گرفته می شود.

«ضایع کردن اصول اساسی حکومت»

474. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلٰی إِدبٰارِالدُّوَلِ بِأَربَعَ: تَضیِیعُ الأُصُولِ، وَالتَّمَسُّکُ بِالفُرُوعِ، وَتَقدِیمُ الأَرٰاذِلِ، وَتَأخِیرُالأَفٰاضِلِ؛(5)

برای سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز می توان استناد کرد: ضایع کردن اصول اساسی، چسبیدن به فروع «پرداختن به کارهای کم ارزش»، فرومایگان را مقدم داشتن و فرزانگان را به کنار زدن.


1) - «موضوع فراموش کردن آخرت، آرزوی طولانی، حدیث شماره 11».

2) - غرر، ج 2، ص 836، ح 139.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 415، ح 13.

4) - غرر، ج 2، ص 649، ح 678.

5) - میزان الحکمة ج 4، ص 1780، ح 6134.

«هرگاه این چهارچیز در ارکان حکومت راه یافت و نفوذ کرد، آن حکومت ساقط خواهد شد»

«ترک امر به معروف و نهی از منکر»

«امربه معروف ونهی از منکر از وظایف مهم هرامت وحکومت است، هرگاه امت وحکومت این دو امرمهم الهی را ترک نمایند، رو به اضمحلال و نابودی خواهند رفت»

«امتیازخواهی وخودکامگی»

475. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَإِیّاکَ وَالإِستِئثارَبِما النّاسُ فِیهِ أُسوَةٌ؛(1)

ای مالک! از امتیازخواهی درآ ن چه مردم در آن یکسانند، بپرهیز.

«مانع شدن ازانصاف»

476. الأمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَنَعَ الإنصافَ سَلَبَهُ الإمکانُ،(2)

هرکس انصاف وعدل را مانع گردد، توامائی او از دست می رود.

«شکستن پیمان با اهل ذمّه»

477. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... إذٰا خُرِفَتِ الذِّمَّةُ اُدِیلَ لأهلِ الشِّرکِ مِن أهلِ الإسلامِ؛(3)

هرگاه پیمان با کفّاری که در ذمّه اسلام هستند شکسته شود، «و طبق مقررات با آنها رفتارنشود» دولت بدست مشرکین افتد، و بر مسلمین حکومت کنند.

«تبذیر و هزینه های زیان بار اقتصادی»

479. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبٰارِبِأَربَعَ: سُوءُ التَّدبِیر، وَقُبحُ التَّبذِیر...؛(4)

استدلال واستناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز: سوء تدبیر و ضعف مدیریت، و تبذیر و هزینه های زیانباراقتصادی.

«تبعیت نکردن ازرهبری»

478. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ألاوإنّکم قد نفضتم أیدیکم من حبل الطّاعة، وثلمتم حصن الله المضروب

1) - «موضوع تباه شدن احسان ونیکی ها، منت گاذاردن، حدیث شماره 135».

2) - غرر، ج 2، ص 653، ح 735.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 184، ح 3.

4) - سایت حوزه بنقل ازشرح غررالحکم ج 6، ص 449.

علیکم بأحکام الجاهلیّة؛(1)

آگاه! باشید که شما هم اکنون دست از رشته اطاعت کشیدید، و با زنده کردن ارزش های جاهلیت، دژ محکم الهی را درهم شکستید.

«تبعیض و ناعدالتی»

«تبعیض و ناعدالتی مردم را نسبت به حکومت بدبین و از حکومت جدا کرده و روزی در مقابل حکومت قرار خواهد داد».

«سوء تدبیر و ضعف مدیریت»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبٰارِبِأَربَعَ: سُوءُ التَّدبِیرِ، وَقُبحُ التَّبذِیر، وَقِلَّةُ الإِعتِبٰار، وَکَثرَةُ الإِعتِذٰار؛(2)

استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز: سوء تدبیر و ضعف مدیریت، تبذیر و هزینه های زیان باراقتصادی، عبرت نگرفتن از سرگذشت گذشتگان، عذرخواهی بی جا، بجای جبران نواقص.

«تعدی به حق مردم»

479. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَطٰالَ إِلَی النّاسِ سَلبَ القُدرَةَ؛(3)

هرکس بر مردم تعدی روا دارد، قدرت خود را سلب کند.

«تفرقه و اختلاف»

قرآن کریم: «وَلا تَنٰازَعُوا فَتَفشَلُواوَتَذهَبَ رِیحُکُم؛»(4)

درگیری ونزاع نکنید که سست می شوید، و قدرتتان زائل می شود.

«اطاعت ازجوروجائر»

480. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الجَورِ یُوجِبُ الهَلکَ وَتَأتِی عَلَی المُلکِ؛(5)

اطاعت ازستمگر، سبب هلاکت «انسان» وتباه کننده ملک و سلطنت است.


1) - نهج البلاغه دشتی، خطبه 129، ص 396، بند103.

2) - «درموضوع موضوع ازبین رفتن حکومت، تبذیر، حدیث شماره 479»

3) - غرر، ج 2، ص 667، 933.

4) - سوره انفال ،46.

5) - غرر، ج 2، ص 472، 44.

«جهل و نادانی»

«هرحکومتی که جامعه و مردم خود را درجهل و نادانی نگهدارد، مردم قدر نعمت و آن حکومت نخواهند دانست روزی برعلیه آن شورش کرده و از بین خواهند برد».

«حق ستمدیده را از ستمگر نگرفتن»

481. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُنصِفِ المَظلُومَ مِنَ الظّالِمِ سَلَبَهُ اللهُ تَعالی قُدرَتَهُ؛(1)

کسی که داد ستمدیده را از ستمگر نستاند، خداوند متعال قدرتش را بستاند.

«خراج گرفتن بدون آبادانی»

482. الامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ الخِراجَ بِغَیرِعِمارَةٍ أَخرَبَ البِلادَ، وَأَهلَکَ العِبادَ، وَلَم یَسقِیمُ أَمرُهُ؛(2)

هرکس خراج «مالیات» را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند وبندگان را به نابودی کشد وحکومتش جزاندکی نپاید.

«ریختن خون ناحق»

• الإِمامُ علیّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالدِّ مٰاءَ وَسَفکَهٰا بِغَیرِحِلِّهٰا، فَاِنَّهُ لَیسَ شَیئٌ أَدنیٰ لِنَقمَةٍ، وَلا أَعظَمَ لِتَبِعَةٍ، وَلا أَحریٰ بِزَوٰالِ نِعمَةٍ، وَانقِطٰاعِ مُدَّةٍ، مِن سَفکِ الدِّ مٰاءِ بِغَیرِحَقِّهٰا؛(3)

ازخون ریزی بپرهیز، وازخون ناحق پروا کن، که هیچ چیزهمانند خون ناحق کیفرالهی را نزدیک، مجازات را بزرگ نمی کند، ونابودی نعمت ها را سرعت نمی بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمی گرداند.

«دین را خادم سلطنت قراردادن»

483. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَعَلَ دِینَهُ خادِمًا لِمُلکِهِ طَمَعَ فِیهِ کُلُّ إِنسانٍ؛(4)

هرکس دینش را خادم ملک و سلطنت خویش قرار دهد، دیگران در ملک و سلطنت او طمع کند.

«شمشیر دشمنی»

484. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سَلَّ سَیفَ العُدوانِ سُلِبَ مِنهُ عِزَّالسُّلطانِ؛(5)

هرکس شمشیر دشمنی از نیام برکشد، عزت سلطنت از وی گرفته شود.


1) - غرر، ج 2، ص 700، 1305.

2) - میزان نالحکمة، ج 14، ص 6670، ح 21274.

3) - «موضوع تباه شدن احسان ونیکی ها، منت گاذاردن، حدیث شماره 135».

4) - غرر، ج 2، ص 704، ح 1355.

5) - غرر، ج 2، ص 684، ح 1145.

«ظلم و ستمگری در دوران حکومت»

485. آلإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عامَلَ رَعِیّتَهُ بِالظُّلمِ أَزالَ اللهُ سُبحانَهُ دَولَتَهُ وَعَجَّلَ بَوارَهُ وَهَلکَهُ؛(1)

هرکس با رعیّتش با ظلم رفتارکند، خداوند سبحان دولتش را از بین برد و به تندی او را به هلاکت رساند.

485. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :- لِزِیادِ بنِ أَبِیهِ وَقَدِ استَخلَفَهُ لِعَبدِ اللهِ بنِ عَبّاسَ عَلی فارسٍ وَأَعمالِها، فِی کَلامٍ طَوِیلٍ کانَ بَینهُما، نَهاهُ فِیهِ مِن تَقَدُّ مِ الخِراجِ -: إِستَعمِلِ العَدلَ، وَاحذَرِالعَسفَ وَالحَیفَ، فَاِنَّ العَسفَ یَعُودُ بِالجَلاءِ، وَالحَیفَ یَدعُوإِلَی السَّیفِ؛(2)

امام علی (علیه السلام) - وقتی زیاد بن أبیه را به جای عبدالله بن عباس کارگزار فارس کرد- درضمن سخنان مفصل او را از گرفتن خراج اضافی منع کرد وفرمود: عدل و دادرا به کاربند و از سخت گیری و بیداد بپرهیز، زیرا سخت گیری ناروا مردم را آواره می کند وستمگری مایۀ شورش وخونریزی می شود.

486. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جارَت وِلاتُهُ زٰالَت دَولَتُهُ؛(3)

هرکس حکومتش ظالمانه باشد، دولتش زایل گردد.

487. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی إِحتِقابِ المَظالِمِ زَوالُ القُدرَةِ؛(4)

زوال قدرت و توانائی، درکسب وپیشه گزفتن ظلم وستمکاری است.

488. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ جَعَلَ لِمَن جَعَلَ لَهُ سُلطانًا أَجَلَا وَمُدِّةً مِن لَیالٍ وَاَیّامٍ وَسَنِینٍ وَشُهُورٍ، فَاِن عَدَ لُوا فِی النآسِ أَمَرَاللهُ صاحِبَ الفَلَکِ أَن یُبطِی بِا دارَتِهِ فَطالَت أَیّامُهُم وَلَیالِیُهُم وَسَنِینُهُم وَشُهُورُهُم، وَإِن جارُوا فِی النّاسِ فَلَم یَعدِلُواأَمَرَاللهُ صاحِبَ الفَلَکَ فَأَ سرَعَ بِادارَتِهِ فَقَصُرَت لَیالِیُهُم وَأَیّامُهُم وَسِنِینُهُم وَشُهُورُهُم؛(5)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا خداوند برای کسی که سلطنت داده، برایش از شب و روزو سال ها و ماه ها وقت و مدتی قرارداده است، پس اگر در بین مردم عدالت را پیاده کرد خداوند به صاحب وگرداننده فلک امر


1) - غرر، 2 ص678، ح1078.

2) - میزان الحکمة ج 4، ص 1782، ح 6136.

3) - غرر، ج 2، ص 651، ح 706.

4) - غرر، ج 2، ص 514، ح 70.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 233،ح 4.

می فرماید به اراده خودش گردش آن را کند نماید، تا ایام، شب ها و سال های و ماه های «سلطنت» آن ها بطول انجامد، و اگر در بین مردم ستمگری کردند و عدالت را اجرا ننمودند، خداوند به صاحب وگرداننده فلک امر می فرماید در گردش آن تسریع نماید، تا ایام، شب ها و سال های و ماه های «سلطنت» آن ها کوتاه شود.

• قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّض (علیه السلام) :... وَإِذا جارَالسُّلطآن هانَتِ الدَّولَةُ؛(1)

وقتی که حاکم ستم کرد، حکومت سست گردد.

489. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عامَلَ رعِیَّتَهُ بِالظُّلمِ، أَ زالَ اللهُ سبُحانَهُ دَولَتَهُ وَعَجَّلَ بَوارَهُ وَهَلکَهُ؛(2)

هرکس به رعیتش ظلم کند، خداوند سبحان دولتش را از بین می برد وهرچه سریع تر او را به هلاکت می رساند.490. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَطالَ إِلَی النّاسِ سَلَبَ القُدرَةَ؛(3)

هرکس بر مردم تعدی روا دارد، قدرت از وی سلب گردد.

«عبرت نگرفتن سرگذشت گذ شتگان»

قرآن کریم: «لَقَد کٰانَ فِی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لأُولِی الأَ لبٰابِ؛»(4)

همانا در حکایت آنان برای صاحبان عقل عبرت کامل خواهد بود.

حدیث:

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبٰارِبِأَربَعَ:... وَقِلَّةُ الإِعتِبٰار؛(5)

استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز: عبرت نگرفتن از سرگذشت گذشتگان.

491. قالِ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ الدَّهریَجرِی بِالبٰا قِین کَجَریِهِ بِالمٰا ضِینَ مُتَشٰابِهَةٌ اُمُورُهُ...؛(6)

روزگار همانگونه که بر گذشتگان جریان داشت بر حاضرین نیز جاری است (کارهای روزگار بر گذشتگان و برحاضران شباهت دارد).

«ایجاد عداوت و دشمنی با مردم»

492. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جٰارَ فِی سُلطٰانِهِ وَأَکثَرَعَدٰاوَتَهُ هَدَمَ اللهُ سُبحٰانَهُ بُنیٰانَهُ وَهَدَّ أَرکٰانَهُ؛(7)

1) - «موضوع قطع باران، دروغ گفتن حاکمان، حدیث شماره 245».

2) - غرر، ج 2، ص 678، ح 1078.

3) - غرر، ج 2، ص 677، ح 933.

4) - سوره یوسف، 111.

5) - «موضوع ازبین رفتن حکومت، تبذیر، حدیث شماره 479»

6) - نهج البلاغة، دشتی خطبه 157، ص 292.

7) - غرر، ج 2، ص 695، ح 1253.

هرکس در دوران حکومت و سلطنتش ستم کند، و دشمنی با مردم را زیاد نماید، خداوند سبحان بنیادش را برکند و ارکانش را بشکند.

493. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طٰالَ عُدوانُهُ زٰالَ سُلطٰانُهُ؛(1)

هرکس دشمنیش طولانی شود، اقتدارش از بین می رود.

«عذرخواهی بی جا»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلَی الإِدبٰارِبِأَربَعَ:... وَکَثرَةُ الإِعتِذٰار؛(2)

استدلال و استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز:... و عذرخواهی بیجا نمودن.

«غفلت»

• الإمامُ علیّ (علیه السلام) :... وَالتَّغابِیَ عَمّا تُعنی بِهِ مِمّا قَد وَضَعَ لِلُعُیُونِ؛(3)

ای مالک! مبادا از اموری که برهمه روشن است غفلت کنی.

«پرداختن به فرعیات، تاخیرانداختن فرزانگان، مقدم داشتن فرومایگان»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلٰی إِدبٰارِالدُّوَلِ بِأَربَعَ: تَضیِیعُ الأُصُولِ، وَالتَّمَسُّکُ بِالفُرُوعِ، وَتَقدِیمُ الأَرٰاذِلِ، وَتَأخِیرُالأَفٰاضِلِ؛(4)

برای سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز می توان استناد کرد: و پرداختن به «امور» فرعی وکم ارزش، مقدم داشتن فرومایگان و به تاخیرانداختن فرزانگان.

494. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَوٰالُ الدُّوَلِ بِاصطِنٰاعِ السُّفَلِ؛(5)

زوال دولت ها، به سبب برگزیدن و به کارگرفتن فرومایگان است.

«فاسد وتباه شدن روزگار و زمانه، فساد درحکومت وجامعه»

495. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : إِذا فَسَدَالزَّمانُ سادَ اللِّئامُ؛(6)

هنگامی که روزگار فاسد و تباه شد «در اثرگناهان و...» فرومایگان سرور شوند و سرکار آیند.


1) - غرر، ج 2، ص 630، ح 382.

2) - «موضوع ازبین رفتن حکومت، تبذیر، حدیث شماره 479»

3) - «موضوع تباه شدن احسان ونیکی ها، منت گذاردن، حدیث شماره 135».

4) - «موضوع ازبین رفتن حکومت، ضایع کردن اصول اساسی، حدیث شماره 474»

5) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1780،ح 6133.

6) - غرر، ج 1، ص 304، ح 55.

«نافرمانی خداوند»

قرآن کریم: «أَلَم یَرَوا کَم أَهلَکنٰا مِن قَبلِهِم مِن قَرنٍ مَکّنّٰاهُم فِی الأَرضِ مٰالَم نُمَکِّن لَکُم وَأَرسَلنَٰا السَّمٰاءَ عَلَیهِم مِدرٰارًا َجَعَلنَٰا الأَنهٰارَتَجرِی مِن تَحتِهِم فَأَهلَکنٰاهُم بِذُنُوبِهِم وَأَنشَأنٰامِن بَعدِهِم قَرنًا ٰاخَرِینَ؛»(1)آیا مشاهده نکردند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامی که (از شما نیرومندتر بودند و) قدرت هایی به آن ها دادیم که به شما ندادیم، بار آن های پی درپی بر آن ها فرستادیم و نهرها از زیر(آبادی های) آن ها جاری ساختیم (اما هنگامی که سرکشی و طغیان کردند) آن ها را به خاطرگناهان شان نابود ساختیم و جمعیت دیگری بعد از آنان بوجود آوردیم.

«ناشکری و ناسپاسی»

496. قالَ اَلإامٰامُ عَلَیٌّ (علیه السلام) :... إنَّ هٰؤُلاءِ کٰانُواوٰارِثِینَ، فَأصبَحُوا مَورُوثِینَ، إنَّ هٰؤُلاءِ لَم یَشکُرُواالنِّعمَةَ فَسُلِبُوادُنیٰاهُم بِالمَعصِیَةِ، إیّٰاکُم وَکُفرَالنِّعَمِ لا تَحِلُّ بِکُمُ النِّقَمُ؛(2)

«در کتاب صفّین است، که علی (علیه السلام) هنگام رفتن به صفّین در مسیرش از آثار کسری گذشت» و فرمود: اینان - حاکمان - زمانی وارث تاج و تخت دیگری بودند و سپس دیگران وارث آنان شدند، اینان شکر نعمت بجا نیاوردند و به سبب معصیت، دنیاشان از آنان گرفته شد، ازکفران نعمت بپرهیزد، تا کیفرها دامن شما را نگیرد.

«همنشینی با فرومایگان»

497. الإمام علیّ (علیه السلام) : مِن عَلامٰاتِ الإِدبٰارِمُقٰارَنَةُ الأَرذٰالِ؛(3)

همنشین شدن با فرومایگان، از نشانه های پشت کردن دولت است.

فصل سیزدهم - گناهانی که باعث بی حیائی انسان می شود:

«دروغ»

498. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاحَیاءَ لِکَذّٰابِ؛(4)

دروغ گو، حیا ندارد.


1) - سوره انعام، آیه 6 .

2) - بحارالأنوار، ج 76 / 275.

3) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1782، ح 6135.

4) - غرر، ج 2، ص 829، ح 4.

«شرور و بد بودن»

499. الذمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرُّوِقاحَةٌ؛(1)

شرّ، بی حیائی است.

«لئیم وفرومایه»

500. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ لایَستَحیِی؛(2)

انسان لئیم و فرومایه حیا نمی کند.

فصل چهاردهم - گناهانی که باعث می شود انسان مورد حیله خداوند قرار گیرد و حیله او به خودش برگردد:

الف) مورد حیله و مکر قرارگرفتن انسان:

«حیله کردن به حق»

قرآن کریم:«وَمَکَرُوا وَمَکَرَاللهُ وَاللهُ خَیرُ الماکِرِینَ؛»(3)

به خدا مکر کردند و خدا هم به آن ها مکر کرد وخدا از همه بهتر تواند مکرکند.

«إِنَّهُم یَکِیدُونَ؛»(4)

آن ها پیوسته حیله می کنند.

«وَأَکِیدُ کَیدًا؛»(5)

و من در مقابل آن ها چاره «حیله» می کنم.

«فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمهِلهُم رُوَیدًا؛»(6)

حال چنین است کافران را اندک مهلت ده، (تا سزای اعمالشان را ببینند).


1) - غرر، ج 1، ص 5، ح 30.

2) - غرر، ج 1، ص 35، ح 1095.

3) - سوره آل عمران، آیه 54.

4) - سوره طارق، آیه 15.

5) - سوره طارق، آیه 16.

6) - سوره طارق، آیه 17.

«حیله کردن به خدا»
501. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن خٰادَعَ اللهَ خُدِعَ؛(1)

هرکس با خدا خدعه کند، مورد خدعه «حیله» قرار می گیرد.

ب) برگشتن حیله و مکر به خود انسان:

«حیله کردن به مردم»
502. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَکَرَبِالنّاسِ رَدّ اللهُ (سُبحانَهُ) مَکرَهُ فِی عُنُقِه؛(2)

کسی که به مردم مکر و حیله کند خداوند (سبحان) مکر و حیله او را به گردن خودش برمی گرداند.

«کفر»

قرآن کریم: «ذالِکُم وَأَنَّ اللهَ مُوهِنُ کَیدِ الکافِرِینَ؛»(3)

سرنوشت مؤمنان و کافران همان بود که دید و خداوند نقشه های کافران را سست می کند


1) - غرر، ج 2، ص 618، ح 170.

2) - ؟؟

3) - سوره انفال، آیه 18.

9- باب نهم «خ» نُه فصل

اشاره

باب نهم «خ»

فصل اول - گناهانی که باعث خائن شدن انسان می شود

«سبک شمردن امانت»

503. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَهانَ فِی الأَمانَةِ وَقَعَ فِی الخِیانَةِ؛(1)

هرکس امانت را سبک شمارد، در خیانت واقع شود.

«کمک کردن به باطل»

504. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّظا فُرُعَلٰی نَصرِالبٰاطِلِ لَومٌ وَخِیٰانَةٌ؛(2)

همکاری کردن برای یاری باطل، زشتی وخیانت است.

«برآورده نکردن حاجت برادردینی»

505. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن سَعی فِی حاجَةِ لِأَخِیهِ فَلَم یَنصَحُهُ فَقَد خانَ اللهَ وَرَسُولَهُ؛(3)

هرکس دنبال انجام حاجت برادر دینی خود رود، ولی خیراندیشی برای او نکند به خدا و رسولش خیانت کرده است.

«هدیه گرفتن حاکم ازمردم»

506. قٰالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : أَیُّمٰا وٰالٍ احتَجَبَ عَن حَوٰائِجِ النّٰاسِ، احتَجَبَ اللهُ {عَنهُ } یَومَ القِیٰامَةِ {وَ} عَن حَوٰائِجِهِ، وَإِن أَخَذَ هَدِیَّةً کٰانَ غُلُو لا، وَإِن أَخَذ َرِشوَةً فَهُوَمُشرِکٌ؛(4)

هرآن والی که خود را هنگام نیازمردم پنهان کند، خداوند نیز در روز قیامت خود رااز او بپوشد و به حاجاتش در آن روزنرسد، وچنانچه برای رسیدن به امورکسی از وی هدیّه ای بستاند، آن هدیه خیانت خواهد بود، و اگر رشوه بگیرد،(شرک به خدا محسوب می شود)


1) - غرر، ج 2، ص 668، ح 953.

2) - غرر، ج 2، ص 48، ح 1376.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 67، ح 1.

4) - عقاب الأعمال، ص 595، ح 1.

و مشرک خواهد بود.

«خیراندیشی نکردن نسبت به برادر دینی»

507. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن مَشی فِی حاجَةِ أَخِیهِ ثٍمَّ لَم یُصانِحهُ فِیها کانَ کَمَن خانَ اللهَ وَرَسُولَهُ وَکانَ اللهُ خَصمَهُ؛(1)

هرکس دنبال حاجت برادر(دینی) خود رود و سپس نسبت به اوخیراندیشی نکند مانند کسی است که به خدا و رسولش خیانت کرده، و خدا خصم اواست.

«دروغگویی»

508. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ مَهانَةٌ وَخِیانَةٌ؛(2)

دروغ، خواری وخیانت است.

509. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ خِیانَةٌ؛(3)

دروغگویی، خیانت است.

«فاش کردن راز و سر»

510. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِذاعَةُ خِیانَةٌ،ث؛(4)

فاش کردن راز، خیانت است.

«ندادن زکات»

511. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَالَّذِی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ، ماخَنَ اللهَ أَحَدٌ شَیئًا مِن زَکاةِ مالِهِ إِلا مُشرِکٌ بِاللهِ؛(5)

سوگند به آن کس، که جان محمد در دست اوست، هیچ کس در چیزی از زکات مال خود به خدا خیانت نکرد، مگرآن که مشرک به خداست.

«فرومایه بودن»

512. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلُّئُومُ یُوجِبُ الغِشَّ؛(6)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 68، ح 4.

2) - غرر، ج 1، ص 25، ح 733.

3) - غرر، ج 1، ص 5، ح 28.

4) - غرر، ج 1، ص 9، ح157.

5) - میزان الحکمة، ج 5، ص 2188، ح 7581.

6) - غرر، ج 1، ص 28، ح 840.

نامردی وفرومایگی، خیانت را ببارمی آورد.

«اطمینان به نفس»

513. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن وَثِقَ بِنَفسِهِ خٰانَتهُ؛(1)

هرکس به نفس خود اطمینان کند، نفس به اوخیانت خواهد کرد.

فصل دوم - گناهی که باعث به ستوه آمدن اعضای خانواده ازانسان می شود:

«بداخلاقی»

514. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ خُلقُهُ مَلَّهُ أَهلُهُ؛(2)

هرکس اخلاقش بد باشد، اهل و عیالش از او ملول و به ستوه می آیند.

فصل سوم - اثرگناه در رابطۀ انسان با خدا

الف) گناهانی که باعث انکارخداوند عالم می شود:

«پرستش نام بدون ذات خدا»
515. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ مَن عَبَدَ الإِسمَ دُونَ المُسَمّی بِلأَسماءِ فَقَدَ أَشرَکَ وَکَفَرَوَجَحَدَ، وَلَم یَعبُد شَیئًا بَلِ اعبِدِاللهَ الواحِدَالأَحَدَ الصَّمَدَ المُسَمّی بِهذِهِ الأَسماءَ دُونَ الأَسماءِ، إِنَّ الأَسماءَ صیفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ؛(3)

کسی که تنها نام خدا را بدون آن که بدان نامیده شده، بپرستد، مشرک وکافرومنکراست وچیزی نپرستیده، بلکه خدای یگانه یکتای بی نیازی را که به این نام ها نامیده شده پرستش کن نه خود نام ها را زیرا نام ها صفاتی هستند که خدا خود را به آن ها ستوده.

«شراب و مسکرات»
516. الإمامُ الرِّضا (علیه السلام) : حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِما فِیها مِنَ الفَسادِ، وَمِن تَغیِیرِها عُقُولَ شارِبِها، وَحَملِها إِیّاهُم عَلی إِنکارِاللهِ (عزّوجلّ) وَالفِریَةِ عَلَیهِ وَعَلی رُسُلِهِ، وَسایِرِمایَکُونُ مِنهُم مِنَ الفَسادِ وَالقَتلِ؛(4)

خداوند شراب را حرام فرمود، زیرا شراب تباهی می آورد، عقل شراب خوار را دگرگون می کند، و آنان را به انکار خدای (عزوجل) و دروغ وتهمت بستن به او و پیامبرش وا


1) - غرر، ج 1، ص 617، ح 142.

2) - غرر، ج 2، ص 625، ح 307.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 117،ح 3.

4) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1546، ح 5143.

می دارد و دیگراعمالی که چون تبهکاری و قتل که از شراب خواران سرمی زند.

«کفر»

قرآن کریم: «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ؛»(1)

بلکه کافران پیوسته خدا را تکذیب و انکار می کنند.

ب) گناهان باعث در حجاب شدن خداوند از انسان می شود:

«زیادی گناه»
517. عن محمد بن عبدالله الخراسانی - خادم الرّضا - قال: قال بعض الزّنادقة لأبی الحسن (علیه السلام) : لِمَ احتُجِبَ اللهُ ؟ فَقالَ أبُوالحَسَن (علیه السلام) : إِنَّ الحِجابَ مِنَ الخَلقِ لِکَثرَةِ ذُنُوبِهِم فَاَمّا هُوَفَلا تَخفی عَلَیهِ خافِیَةٌ فِی آناءِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ؛(2)

محمد بن عبدالله - خادم امام رضا - گوید: زندیقی به ابوالحسن (علیه السلام) گفت: خداوند چرا خود را از خلق در پرده قرارداده است ؟ ابوالحسن فرمود: همانا در پرده بودن از خلق به خاطر بسیاری گناهان آنان است، و اما او(خدا) پس در اوقات شب و روز هیچ چیز مخفی، از او مخفی نمی ماند.

• امام زین العابدین (علیه السلام) : وإِنَّکَ لاتَحتَجِبُ عَن خَلقِکَ إِلا أَن تَحجُبَهُم الأَعمالُ دُونَکَ(3)

و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی، جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید.

(امام علی (علیه السلام) فرموده: من خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم، امّا نه با این چشم ظاهری).ت) گناهانی که باعث دوری انسان از خداوند می شود:

«آرزوی طولانی»
518. عَن عَلِیِّ بنِ عِیسی رَفَعَهُ، قالَ: فِیما ناجیَ اللهُ عزّوجلّ بِهِ مُوسی (علیه السلام) : لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أَمَلَکَ فَیَسقُوَ قَلبُکَ، وَالقاسِی القَلبِ مِنّیِ بَعِیدٌ؛(4)

علی بن عیسی درحدیثی (مَرفُوع) روایت کرده: «معصوم (علیه السلام) » فرمود: در آنچه خدای عزوجل با موسی (علیه السلام) مناجات کرد، این بود که: ای موسی در دنیا، آرزوی خود را دراز مکن که دلت سخت می گردد، و سخت دل از من دور است.


1) - سوره انشقاق ،22.

2) - علل الشرایع، ج 1، ص 119، ح 1

3) - مفاتیح، دعای ابوحمزه

4) - اصول کافی، ج 4، ص 22، ح 1.

«نافرمانی خدا»
519. أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : ما أَحَبَّ اللهَ مَن عَصاهُ؛(1)

خدا را دوست نداشته، کسی که نافرمانی او را کرده است.

«با وجودآب و خاک خود را در فقر قراردان»
520. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن وَجَدَ مائًاوَتُرابَا ثُمَّ افتَقَرَفَأَبعَدَهُ اللهُ؛(2)

کسی که آب وخاک داشته باشد، با این همه خود را در فقر قراردهد، خداوند او را از(رحمت) دور خواهد کرد.

«نزدیک شدن به سلطان جائر»
521. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِیّٰاکُم وَأَبوٰابَ السُّلطٰانِ وَحَوٰاشِیهٰا، فَاِنَّ أَقرَبَکُم مِن أَبوٰابِ السُّلطٰانِ وَحَوٰاشِیها أَبعَدُ کُم مِنَ اللهِ تَعٰالٰی...؛(3)

برحذر باشید، از این که کارگزار و یا کارمند «و نزدیک» حاکم ستمگر باشید، زیرا که نزدیک ترین شما به ابواب و حاشیه آن، دورترین تان از خدای متعال خواهد بود.

522. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مااقتَرَبَ عَبدٌ مِن سُاطانٍ إِلا تَباعَدَ مِنَ اللهِ؛(4)

هیچ بنده ای به سلطانی نزدیک نشد، مگر آنکه از خدا دورگردید.«اعتماد به غیرخدا»

523. عن حسین بن علوان عن أبی عبدالله (علیه السلام) أنّه قرأ فی بعض الکتاب إنّ الله تبارک وتعالی یقول: وعزّتی وجلالی ومجدی وارتفاعی علی عرشی لأقطّعنّ أمل کلّ مؤمّل من غیری بالیأس ولأکسونّه ثوب المذلّة عند النّاس، ولأنحینّه من قربی ولأبعّدنّه من فضلی أیؤمّل غیری فی الشّدائد والشّدائد بیدی؟ ویرجوغیری، ویقرع بالفکر باب غیری وبیدی مفاتیح الأوباب وهی معلّقة وبابی مفتوح لمن دعانی؟(5)

حسین بن علوان می گوید: امام صادق (علیه السلام) دربعضی از کتابها «کتابهای آسمان» خوانده بود که همانا خداوند تبارک و تعالی می فرماید: به عزت، جلال، مجد و بربلندای عرشم قسم، هرکسی که به غیرمن امید ببندد، آرزوی او را به یأس ونومیدی مبدل خواهم کرد،


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 243، ح 9.

2) - وسائل الشیعه، ج12، ص24.

3) - «موضوع ازبین رفتن تقوی، ترجیح دادن خواسته سلطان جائر برخواسته خداود، حدیث شماره 339»

4) - عقاب الأعمال، ص 293 و 594، ح 1 و2.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 167، ح 1.

و در بین مردم لباس ذلّت بر اوخواهم پوشاند، از قرب و فضل خود او را دور می نمایم، آیا او در شداید وسختی ها به غیرمن امیدوار می شود؟ درصورتی که شداید دردست «وتحت سیطرۀ قدرت» من است؟ و بغیرمن امیدوار می شود؟ و با اندیشه خود در غیر مرا می کوبد درصورتی که کلیدهای درب ها در دست من است، درحالی آن درب ها بسته است وتنها دَرِمن بازاست برای کسی که مرا بخواند؟

«حسد»
524. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِمُوسَی بنِ عِمرانَ (علیه السلام) : یَا بنَ عِمرانَ لا تَحسِدَنَّ الناسَ عَلی ما آتَیتُهُم مِن فَضلِی وَلا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ اِلی ذالِکَ وَلا تُتبِعهُ نَفسَکَ، فَاِنَّ الحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعمَتِی، صادٌّ لِقِسمَتِی الَّذِی قَسَّمتُ بَینَ عِبادِی وَمَن یَکُ کَذالِکَ فَلَستُ مِنهُ وَلَیسَ مِنِّی؛(1)

خدای عزوجلّ به موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود: ای پسرعمران! بر آنچه ازفضل خود به مردم داده ام، حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مکن و دلت را پی آن مبر، زیرا حسد برنده ازنعمت من ناراحت «و خشمگین» است و از تقسیمی که میان بندگانم کرده ام جلوگیر است، وکسی که چنین باشد، من از او نیستم و او از من نیست «میان من و او ارتباط و آشنائی نباشد»

«ترش رویی وچهره در هم کشیدن»
525. قٰالَ الإِمامُ البٰاقِرُ (علیه السلام) : وَعُبُوسُ الوَجهِ وَسُوءُ البِشرِ، مَکسَبَةٌ لِلمَقتِ وَبُعدٌ مِنَ اللهِ؛(2)

ترش رویی وچهره درهم کشیدن، موجب بیزاری ونفرت (مردم) و مایه دوری ازخداوند است.

«سخن چینی»
526. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالنَّمِیمَةَ فَاِنَّهٰا تَزرَعُ الضَّغِینَةَ وَتُبَعِّدُعَنِ اللهِ وَالنّٰاسِ؛(3)

از سخن چینی بپرهیز، زیرا که آن کینه را می کارد و شخص را از خدا و مردم دور می سازد.

«شکم پرستی، شهوت پرستی»
527. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَبعَدُ مایَکُونُ العَبدُ مِنَ اللهِ(عزّوجلّ) إِذا لَم یَهِمُّهُ إِلا بَطنُهُ وَفَرجُهُ؛(4)

دورترین حالتی که بنده ازخداوند (عزوجل) دارد، زمانی است که هم و غم او غیر از شکم و زیر شکمش نباشد.


1) - اصول کافی، ج 3، ص 418، ح 6.

2) - تحف العقول، 296.

3) - غرر، ج 1، ص 149، ح 33.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 318، ص 2.

«عمل نکردن به علم خود»
528. قالَ عَلِیُّ بنِ الحُسَینِ (علیه السلام) : مَکتُوبٌ فِی الإِنجیلِ لا تَطلِبُوا عِلمَ ما لا تَعلمُونَ وَلَمّا تَعمَلُولِما عَلِمتُم، فَاِنَّ العَلَمَ إِذا لَم یُعمَل بِهِ لَم یَزدَد لِصاحِبِهِ إِلا کَفرًا وَلَم یَزدَد مِنَ اللهِ إِلا بُعدًا؛(1)

در انجیل نوشته است که: تا بدانچه دانسته اید عمل نکرده اید از آنچه نمیدانید نپرسید، همانا علمی که به آن عمل نشود جز کفر «ناسپاسی» داننده و دوری او را از خدا نیفزاید.

«عیب جوئی برای سرزنش»
529. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :أَبعَدُ ما یَکُونُ العَبدُ مِنَ اللهِ أَن یَکُونَ الرَّجُلُ یُواخِی لِرَجُلٍ وَهُوَ یَحفَظُ (علیه) زَلّا تِهِ لِیُعَیِّرَهُ بِها یَومَا ما(2)

دورترین بنده ازخدا، آن کس است که با مردی برادری کند و لغزش های او را بر او نگهداری کند که روزی برآنها سرزنشش کند.

«پیوند دوستی با کافران»

قرآن کریم: «لا یَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الکافِرِینَ أَولِیاءَ مِن دُونِ المُؤمِنِینَ وَمَن یَفعَل ذالِکَ فَلَیسَ مِنَ اللهِ فِی شَیءٍ؛»(3)

افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست وسرپرست خود انتخاب کنند، و هرکس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد (و پیوند او به کلی ازخدا گسسته می شود).

«تکبّروخود بزرگ بینی»
530. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : فیما أَوحَی اللهُ عزّوجلّ إلی داوَدَ یاداوُدَ کَما اِنَّ أَقرَبَ النّاسُ مِنَ اللهِ المُتَواضِعُونَ، کَذالِکَ أَبعَدَ النّاسِ مِنَ اللهِ المُتَکَبِّرُونَ؛(4)

در آنچه خدای عزوجل به داود (علیه السلام) وحی فرمود، این بود که همان طوری که نزدیک ترین مردم به خداوند متواضعین هستند، هم چنین متکبرین دورترین مردم به خداوند می باشند.

«تبعیت ازخواسته های یهود ونصاری»

قرآن کریم: «... وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَ هُم بَعدَ الَّذِی جاءَ کَ مِنَ العِلمِ مالَکَ مِنَ اللهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ؛»(5)


1) - اصول کافی، ج 1، ص 56، ح 4.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 58، ح 7.

3) - سوره آل عمران، آیه 28.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 215، ص 2.

5) - سوره بقره، آیه 120.

و البته اگر از میل وخاهش آنها پیروی کنی بعد از آنکه طریق حق را به یقین دریافتی دیگر اصلا خدا یار و یاور تو نخواهد بود.

«هوای نفس»
531. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَهمَلَ نَفسَهُ فِی لَذّٰاتِهٰا شَقِیَ وَبَعِدَ؛(1)

هرکه نفس خویش را در لذت ها رها کند بد بخت می شود و از(خدا) دورمی گردد.

ث) گناهی که باعث می شود انسان شیرینی دوستی با خدا را درنیابد:

«دنیا دوستی»
532.
• قٰالَ (الرّٰاوِی): وَسَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إذٰا تَخَلّی المُؤمِنُ مِنَ الدّنیٰا، سَمٰا وَ وَجَدَ حَلاوَةَ حُبِّ اللهِ؛(2)

راوی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: چون مؤمن از دنیا کنارکشد، رفعت پیدا کند وشیرینی محبّت خدا را دریابد.

533. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَدَّعِی حُبَّ اللهِ مَن سَکَنَ قَلبَهُ حُبُّ الدُنّیا؛(3)

چگونه دعوای خدا دوستی کند، کسی که دوستی دنیا دردلش جای گرفته داست.

534. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَما أَنَّ اللَّیلَ وَالشَّمسَ لا یَجتَمِعانِ کَذالِکَ حُبُّ اللهِ وَحُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعانِ؛(4)

همان طوری که روز و شب جمع نمی شوند، همان گونه محبت خدا و محبت دنیا جمع نمی گردد.

ج) گناهی که ردّ کردن خدا درعرش محسوب می شود:

«طعنه زدن به مؤمن و رد کردن آن»
535. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ (عَزَّوَجَلَّ) خَلَقَ المُؤمِنِینَ مِن نُورِعَظَمَتِهِ وَجَلالِ کِبریائِهِ فَمَن طَعَنَ عَلَیهِم وَرَدَّعَلَیهِم فَقَد رَدَّ عَلَی اللهِ فِی عَرشِهِ؛(5)

همانا خداوند (عزوجل) مؤمنین را از نور عظمت و جلال کبریاء خود آفریده است، پس هرکس به آنان طعنه زند و آن ها را ردّ نماید، البته که خدا را در عرش خود ردّ کرده است.


1) - غرر، ج 2، ص 644، ح 592 .

2) - وسائل، ج 11، ص 312، ح 8 .

3) - غرر، ج 2، ص 555، ح 25.

4) - غرر، ج 2، ص 572، ح 25.

5) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 612، ح 4.

ح) گناهانی که باعث روگردانی خداوند از انسان می شود:

«آزار و أذیت زن و شوهر و طلاق با زور»
536. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلاوَإِنَّ اللهَ تَعالی وَرَسُولُهُ بِریئانِ مِنَ المُختَلِعاتِ بَغَیرِحَقٍ، أَلاوَإِنَّ اللهَ عزّوجلّ وَرَسُولُهُ بِریئانِ مِمَّنَ أَضَرَّ بِاِمرَأَةٍ حَتّی تَختَلِعَ مِنهُ؛(1)

هشدار! که خداوند متعال و پیامبرش از زنان مختلعة «آن ها که از شوهرخویش بزور طلاق خواسته اند» بیزارند، وهم چنین آگاه باشید که خداوند عزوجل و پیامبرش ازکسی که زوجۀ خود را تحت فشار قراردهد تا از او طلاق بخواهد متنفر و بیزارخواهند بود.

«غصب کردن مال مؤمن»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنِ إقتَطَعَ مالَ مُؤمِنٍ غَصبًا بِغَیرِحِلِّهِ، لَم یَزِلِ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مُعرِضًا عَنهُ... حَتّی یَتُوبَ وَیَرُدَّ مالَ الَّذِی أَخَذَهُ إِلی صاحِبِهِ؛(2)

هرکس سهمی از مال مؤمنی را بدون رضایش به زور و ستم بستاند پیوسته خدای عزوجل از او روی گردان باشد تا آن که توبه کند و آن مالی که بزور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.

خ) گناهی که باعث نبود صلح و صمیمیت بین خدا و انسان می شود:

«سوء ظن نسبت به خدا»
537. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) - فی وصیّته لمحمدبن حنفیّة -: وَلا یَغلُبُنَّ عَلَیکَ سُوءُ الظَنِّ بِاللهِ عزّوجلّ فَانِّهُ لَن یَدَعَ بَیکَ وَبَینَ خَلِیلَکَ صُلحًا؛(3)

امام علی (علیه السلام) - در وصیتش به محمد بن حنفیة - فرمود: هیچگاه سوء ظنّ به خداوند (عزوجل) برتوغالب نشود، زیرا که آن هیچ وقت نمی گذارد بین تو و دوست (خداوند) صلح و صمیمت برقرار باشد. «همیشه نسبت به خداوند بدبین خواهی شد».

538. قالَ أبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : أَحسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ، فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: أَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِی المُؤمِنِ بِی إِن خَیرًا فَخَیرًا وَإِن شَرَّا فَشَرًّا؛(4)أبوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: ظنّ تان را به خداوند نیکو کنید، همانا خداوند (عزوجل) می فرماید: من کنار ظن بنده مؤمن خودم هستم، اگر ظن خوب داشته باشد (نتیجه) خوب

1) - عقاب الأعمال، ص 663.

2) - «موضوع ازبین رفتن حسنات نیکی ها، غصب کردنمال مؤمن، حدیث شماره 460»

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 181، ح 6.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 180، ح 1.

و اگر ظنّ بد داشته باشد (نتیجه) بد خواهد داشت.

د) گناهانی که باعث شاکی شدن انسان از خدا می شود:

«شِکوه از گرفتاری در پیش غیرخدا»
539. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَکٰی ضُرّهُ إلٰی غَیرِالمُؤمِنٍ فَکَأنّمٰا شَکَی اللهَ سُبحٰانَهُ؛(1)

کسی که گرفتاری خود را با غیرمؤمن درمیان بگذارد، چنان است که شکایت ازخدا برده است.

«شِکوه از مصیبت وارده»
540. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَن أَ صبَحَ یَشکُو مُصِییَةً نَزَلَت بِهِ فَقَد یَشکُورَبَّهُ؛(2)

آن کس که ازمصیبت وارد شده شکوه کند، از خدا شکایت کرده است.

ذ) گناهانی که باعث کوچک شمردن خداوند سبحان می شود:

«با علم خدا را نافرمانی کردن»
541. قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : یٰا إسحٰاقُ خَفِ اللهَ کَأنّکَ تَرٰاهُ وَإن کُنتَ لا تَرٰاهُ فَإنّهُ یَرٰاکَ، فَإن کُنتَ تَریٰ أنّهُ لا یَرٰاکَ فَقَد کَفَرتَ، وَإن کُنتَ تَعلَمُ أنّهُ یَرٰاکَ ثمّ بَرَزتَ لَهُ بِالمَعصِیَةِ فَقَد جَعَلتَهُ مِن أهوَنِ النّٰاظِرِینَ عَلَیکَ؛(3)

ای اسحاق! چنان ازخدا بترس که گویا تو را می بیند، و اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی او تو را نمی بیند کافرشدی، و اگر بدانی او تو را می بیند وسپس نافرمانی او را آشکار کنی «و با گناهکاری به مبارزه او برخیزی» او را کوچک ترین بینندگان خود دانسته ای «زیرا هیچ بنده ای در برابر چشم آقای خویش چنین نافرمانی نمی کند».

«جلوه امور مادی درنظر انسان»

قرآن کریم: «زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَالبَنِینَ وَالقَنٰاطِیرِالمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَالخَیلِ المُسَوَّمَةِ وَالأَنعامِ وَالحَرثِ ذٰالِکَ مَتٰاعُ الحَیٰاةِ الدُّنیٰا وَاللهُ عِندَهُ حُسنُ المَئٰابِ؛»(4)

برای مردم زینت داده شده است حب شهوات نفسانی که عبارت از میل به زنها و فرزندان و کیسه های زر و سیم و اسب های با نشان نیکو و چهارپایان و مزارع جلوه گرشده لیکن اینها همه متاع زندگی فانی دنیوی است و نزد خداست همان منزل بازگشت نیکو«که


1) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1129.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ص 676، ح 228.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 110، ح 2.

4) - سوره آل عمران، 14.

بهشت لقای الهی و نعمت باقی ابدی است»

«تفاخر و مباهات»

قرآن کریم: «أَلهٰکُمُ التَّکٰاثُرُ؛»(1)

تفاخر و مباهات بریکدیگرشما را ازخدا و قیامت به خود مشغول داشت.

«کبر وغرور»
542. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : إِحذَرِالکِبرَفَاِنَّهُ رَأسُ الطُّغیٰانِ وَمَعصِیَةُ الرَّحمٰنِ؛»(2)

از کبر و غرور بترس که آن، سررشته طغیان و نافرمانی خداوند رحمن است.

ر) گناهی که باعث بد گمانی (سوء ظن) نسبت به خداوند می شود:

«بخل»
543. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ بِالمُوجُودِ سُوءُ الظَّنِّ بِالمَعبُودِ؛(3)

بخل ورزی به آن چه موجود است، بد گمانی به خداونداست.

ز) گناهی که باعث مجادلة وستیزه درباره خداوند متعال می شود

«تبعیت ازشیطان»

قرآن کریم: «وَمِنَ النّاسِ مَن یُجا دِ لُ فِی اللهِ بِغَیرِعِلمٍ وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیطانٍ مَرِیدٍ؛»(4)گروهی ازمردم بدون هیچ علم و دانشی به مجادله درباره خدا برمی خیزند و از هر شیطان سرکش پیروی می کنند.

س) گناهانی که مُحاربه انسان با خدا و رسول (صلی الله علیه واله) محسوب می شود:

«آزردن مؤمن»
544. عن هشام بن سالم قالَ: سَمِعتَ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: قالَ اللهُ عزّوجلّ: لِیَأذَن بِحَربٍ مِنِّی مًن أَذی عَبدِیَ المُؤمِنَ؛(5)

1) - سوره تکاثر، آیه1.

2) - غرر، ج 1، ص 143، ح 32.

3) - غرر، ج 1، ص 44، ح 1305.

4) - سوره حج، آیه 3.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 51، ح 1.

هشام بن سالم گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرمود: خدای عزوجل فرماید: به من اعلان جنگ می کند، کسی که بندۀ مؤمن مرا بیازارد.

«خوارشمردن مؤمن»
545. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: قَد نابَذَنِی مَن أَذَلَّ عَبدِیَ المُؤمِنَ؛(1)

خدای عزوجل فرموده: آشکارا به جنگ با من برخاسته، آن کس که بندۀ مؤمن مرا خوار کند.

«قسم دروغ»
546. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ(علیه السلام): مَن حَلَفَ عَلی یَمِینٍ وَهُوَیَعلَمُ أَنَّهُ کاذِبٌ فَقَد بارَزَاللهَ؛(2)

کسی که قسمی یاد کند، درحالی که می داند آن دروغ است، همانا با خدا به جنگ برخواسته است.

ش) گناهی که باعث مخالفت انسان با خدا می شود:

«بدون علم فتوی دادن»
547. عَن مَسعَدَةَ بنِ صَدَقَةَ قٰالَ: حَدّثَنِی جَعفَرٌ، عَن أَبِیهِ (علیه السلام) أَنَّ عَلِیًّا (صلوات الله علیه) قٰالَ: مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلقِیٰاسٍ لَم یَزَل دَهرُهُ فِی اِلتِبٰاسٍ، وَمَن دٰانَ اللهَ بِالرَّأیِلَم یَزَل دَهرُهُ فِی اِرتِمٰاسٍ. قٰالَ: وَقٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مَن أَفتَی النّٰاسَ بِرأیِهِ فَقَد دٰانَ اللهَ بِمٰا لا یَعلَمُ وَمَن دٰانَ اللهَ بِمٰا لا یَعلَمُ فَقَد ضٰادَّاللهَ حَیثُ أَحَلَّ وَحَرَّمَ فِیمٰا لا یَعلَمُ؛(3)

مسعدة می گوید: امام صادق از پدرش (علیه السلام) خبرداده که علی (صلوات الله علیه) فرموده است: هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، وکسی که برأی و نظرخود ،خداپرستی کند همیشۀ عمرش درباطل فرورفته، وامام باقر (علیه السلام) فرمود: کسیکه برأی خویش به مردم فتوی دهد، ندانسته خداپرستی کرده است، و آن که ندانسته خداپرستی کند مخالفت خدا نموده، چون که آنجه را ندانسته، حلال وحرام کرده است.

ص) گناهانی که باعث نافرمانی خداوند (عزوجل) می شود:

اشاره


1) - اصول کافی، ج 4، ص 53، ح 6.

2) - وسائل الشیعه، ج 16، ص 146، ح 4.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 75، ح 17.

«خواب، خوراک، دنیا، استراحت، ریاست، زن»
548. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ اَوَّلَ ما عُصِیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ سِتٌّ: حُبُّ الدُّنیا، وَحُبُّ الرِّئاسَةِ، وَحُبُّ الطَّعامِ، وَحُبُّ النَّومِ، وَحُبُّ الرّاحَةِ، وَحُبُّ النِّساءِ.(1)

سرآغاز نافرمانی خدای(عزوجل) شش چیز است: دوستی دنیا، دوستی ریاست، دوستی خوراک، دوستی خواب، دوستی استراحت و دوستی زنان. «پیداست که، دوست داشتن این شش مورد زمانی مذموم وناپسند است که به حد افراط رسد وموجب معصیت گردد»

«همنشینی با گناه کار»
549. قٰالَ أبُوعَبدِ اللهِ(علیه اتلسلام): مَن قَعَدَ عِندَ سَبّابٍ لِأَولیاءِ اللهِ فَقَد عَصَی اللهَ تَعالی؛(2)

هرکس نزد دشنام دهنده به اولیاء خدا بنشیند، خدای تعالی را نافرمانی کرده است.

ض) گناهانی که باعث نسبت دروغ به خدا می شود:

«درحکم شرعی با رأی خود نظردادن»
550. عَن أبِی بَصِیرٍقٰالَ: قُلتُ لأبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) : تَرِدُعَلَینٰا أشیٰاءُ لَیسَ نَعرِفُهٰا فِی کِتٰابِ اللهِ وَلا سُنّةٍ، فَنَنظُرُفِیهٰا ؟ قٰالَ: لا، أمٰا إنّکَ إن أصَبتَ لَم تُوجَر، وَإن أخطَأتَ کَذَ بتَ عَلَی اللهِ (عزّوجلّ)؛(3)

أبی بصیر می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مطالبی برای ما پیش می آید که حکمش را در قرآن و در حدیث نمی فهمیم، آیا می توانیم درآن «ازخود» نظردهیم؟ فرمود: نه، زیرا اگر درست رفتی پاداش نداری و اگر خطا کنی برخدا دروغ بسته ای.

«اعتقاد به جبر و تفویض»
551. قٰالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :مَن زَعَمَ أنَّ اللهَ یَأمُرُبِالفَحشٰاءِ فَقَد کَذَبَ عَلَی اللهِ وَمَن زَعَمَ أنَّ الخَیرَ وَالشَّرّ إلَیهِ فَقَد کَذَبَ عَلَی اللهِ؛(4)هرکس معتقد باشد که خداخلقش را به بی عفّتی وزشتکاری فرمان می دهد «خودش هیچ نقشی ندارد»، برخدا دروغ بسته وهرکس معتقد شود که کارنیک و بد از آن اوست «خداهیچ نقشی ندارد» برخدا دروغ بسته است.

1) - اصول کافی، ج 3، ص 397، ح 3.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 88، ح 14.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 73، ح 11.

4) - اصول کافی، ج 1، ص218 ح2.

552. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن زَعَمَ أنّ اللهَ یَأمُرُبِالسّوءِ وَالفَحشٰاءِ فَقَد کَذَبَ عَلَی اللهِ وَمَن زَعَمَ أنّ الخَیرَوَالشرّ بِغَیرِمَشِیئَةِ اللهِ فَقَدَأخرَجَ اللهَ مِن سُلطٰانِهِ وَمَن زَعَمَ أنّ المَعٰاصِیَ بِغَیرِقوّةِ اللهِ فَقَدَ کَذَ بَ عَلَی اللهِ وَمَن کَذَ بَ عَلَی اللهِ أدخَلَهُ اللهُ النّٰارَ؛(1)

هرکس معتقد باشدکه خدا به زشت کاری فرمان می دهد، برخدا دروغ بسته وهرکس معتقد باشد که خیر و شرّ به غیرخواست خداست، خدا را ازسلطنت وقدرتش بیرون کرده، و هرکس اعتقاد داشته باشد که ارتکاب گناه با نیروی خدا نیست برخدا دروغ بسته و هرکس برخدا دروغ بندد خدا او را به دوزخ وارد کند.

ط) گناهی که باعث می شود انسان به نعمت خداوند، خشم و غضب نماید:

«حسد»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِمُوسَی بنِ عِمرانَ (علیه السلام) : یَا بنَ عِمرانَ لا تَحسِدَنَّ الناسَ عَلی ما آتَیتُهُم مِن فَضلِی وَلا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ اِلی ذالِکَ وَلا تُتبِعهُ نَفسَکَ، فَاِنَّ الحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعمَتِی...؛(2)

خدای عزوجلّ به موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود: ای پسرعمران! برآنچه از فضل خود به مردم داده ام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مکن و دلت را پی آن مبر، زیرا حسد برنده از نعمت من ناراحت (وخشمگین) است.

ظ) گناهی که ناسپاسی انسان از خدا محسوب می شود:

«ناسپاسی از پدر و مادر»
• قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ أَمَرَبِثَلاثَةٍ مَقرُونٌ بِها ثَلاثَةٌ أُخری:...وَأَمَرَبِالشُّکرِلَهُ وَلِلوالدَینِ فَمَن لَم یَشکُروالِدَیهِ لَم یَشکُرِاللهَ...؛(3)همانا! خداوند به سه چیز امر فرمود وسه چیز در کنار آن ها است:...و امرکرده به سپاس خودش و از پدر و مادر پس کسی که از پدر و مادر سپاسگذاری نکند از خداوند هم سپاس گذاری نکرده است.

ع) گناهی که باعث ناسپاسی ازفضل خدا می شود:

اشاره


1) - اصول کافی، ج 1، ص220، ح 4.

2) - «موضوع دوری ازخدا، حسد، حدیث شماره 524».

3) - «موضوع ازبین رفتن تقوی، ترک صله رحم، حدیث شمار ه 401».

«کفران نعمت»
553. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : کافِرُالنِّعمَةِ کافِرُفَضلُ اللهِ سُبحانَهُ؛(1)

کفران کننده نعمت، کفران کننده فضل خداوند سبحان است.

غ) گناهی که باعث خروج از ولایت خدا می شود:

«غیبت برادر دینی»
554. پیشوای ششم (علیه السلام) ضمن گفتاری طولانی فرمود:...

و من اغتابه بما فیه فهو خارج عن ولایه الله تعالی ذکره داخل فی ولایه الشیطان(2)

کسی که درباره آن چه در برادر مؤمنش هست، غیبت کند، از ولایت و سرپرستی خدا خارج و به حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.

ع) گناهانی که باعث می شود انسان یاد و ذکرخدا را فراموش کند:

«چشم چرانی و بد چشمی»
555. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیس فِی الجَوارِحِ أَقَلَّ شُکرًا مِنَ العَینِ فَلا تُعطُوها سُؤلَها فَشَغَلَکُم عَن ذِ کرِاللهِ؛(3)

در اعضای انسان، ناسپاس تر از چشم وجود ندارد، خواهشش را روا مسازید که شما را از یاد خدا باز می دارد.

«رفاه و ثروت دوستی»

قرآن کریم:«قالُوا سُبحانکَ ما کانَ یَنبَغِی لَنا أَن نَتَّخِذَ مِن دُونِکَ مِن أَولِیاءَ وَلکِن مَتَّعتَهُم وَآباءَهُم حَتّی نَسُوا الذِّ کرَوَکانُوا قَومًا بُورًا؛»(4)

آن ها (بتها) در پاسخ می گویند منزهی تو، برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیائی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را ازنعمت ها برخوردار نمودی تا این که آن ها (به جای شکرنعمت) یاد تو را فراموش کردند، و فلاک شدند.


1) - غرر، ج 2، ص 575، ح 36.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601، ح 20.

3) - غرر، ج 2، ص 597، ح 68.

4) - سوره فرقان، آیه 18.

«تبعیت از هوای نفس - شهوت»
556. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیسَ فِی المَعاصِی أَشَدَّ مِن إتِّباعِ الشَّهوَةِ فَلا تُطِیعُوها فَشَغَلَکُم عَن ذِکرِاللهِ؛(1)

درمیان گناهان گناهی سخت تر از پیروی شهوت وخواهش نفس نیست، فرمان نفس را مبرید که شما را از یاد بازمی دارد.

فصل چهارم - گناهانی که باعث خرابی و ویرانی خانه ها، آبادی ها و شهرها می شود:

اشاره

«خراب شدن و ویرانی خانه وشهر: فروریختن، فرورفتن در زمین، زیر و رو شدن، باریدن سنگ، رانش زمین، فروریختن کوه، فرود آمدن وافتادن اشیاء سنگین برروی خانه، زلزله، سیل، شکافته شدن زمین، طوفان، اتش سوزی، انفجار و...همه این ها درطول تاریخ اتّفاق افتاده والآن نیزاتفاق می افتد، اگرگناهان وخطاهای انسان ها نباشد وخداوند نخواهد ومشیت الهی تعلّق نگیرد، چنین اتّفاقاتی پیش نمی آید».

«انکارآیات الهی»

قرآن کریم:«فَأَمّٰاعٰادٌ فَاستَکبَرُوا فِی الأَرضِ بِغَیرِالحَقِّ وَقٰالُوا مَن أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَوَلَم یَرُونَ أَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکٰانوابِٰایٰاتِنٰا یَجحَدُونَ(2)»

اما قوم عاد به ناحق درزمین تکبّر ورزیدند، و گفتند چه کسی ازما نیرومندتراست؟ آیا آن ها نمی دانستند خداوندی که آن ها را آفریده ازآن ها قوی تراست، آن ها «به خاطراین پندار» پیوسته آیات ما را انکار می کردند.

«فَأَرسَلناعَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی أَیّٰامٍ نَحِسٰاتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذٰابَ الخِزیِ فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا وَلعَذٰابُ الآخِرَةِ أَخزی وَهُم لا یُنصَرُونَ؛»(3)

سرانجام تند بادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آن ها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آن ها بچشانیم، وعذاب آخرت از آن هم خوارکننده تراست و«ازهیچ سو» یاری نمی شوند.

«این تندباد هفت شب وهشت روز می وزید، و زندگی این قوم جبار خودخواه مغرور را درهم می کوبید و جز ویرانه ای ازآن قصرهای پرشکوه و زندگی مرفه و اموال سرشار باقی نماند»(4)


1) - غرر، ج 2، ص 597، ح 69.

2) - سوره فصلت، 15.

3) - سوره فصلت، 16.

4) - تفسیرنمونه، ج 20، ص 238.

«تحقیر مردم فقیر و مؤمنین»

قرآن کریم: «فَخَرَجَ عَلٰی قَومِهِ فِی زِینَتِهِ؛»(1)

(قارون) با تمام زینت خود در برابرقومش ظاهرشد.

«برای خودنمایی و تحقیر مردم فقیر و پا برهنه ها به ویژه مؤمنین»

«ترک امربه معروف نهی ازمنکر»

• امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا خداوند دو تا ملک فرستاد بسوی شهری تا آن را بر سر اهلش ویران کنند، وقتی به آن شهررسیدند مردی را یافتند که داشت دعا می کرد و تضرّع می نمود،... تا حضرت فرمود: پس یکی از فرشتگان برگشت بسوی خدا و عرض کرد: پروردگارا من رسیدم به آن شهر و بنده تو«فلانی» را دیدم که تو را می خواند و به سوی تو تضرّع می نماید، پس خداوند فرمود: آنچه امر کردم آن را انجام ده، برای این که این مرد هیچ وقت بخاطر من، بعنوان إعراض «درمقابل گنهکاران» غیظ نکرده و رو برنگردانده «برای تغییر وضع هیچ اقدامی ننموده است»(2)

«ترک نیکی ونیکوکاری»

557. عَن إسحٰاقَ بنِ عَمّارٍقٰالَ: سَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کٰانَ أبِی (علیه السلام) یَقُولُ: نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الذّنُوبِ الّتِی تُعَجِّلُ الفَنٰاءَ وَتُقَرِّبُ الآجٰالَ وَتُخلِی الدِّیٰارَ، وَهِیَ قَطِیعَةُ الرّحِمِ وَالعُقُوقَ وَتَرکُ البِرِّ؛(3)

إسحاق بن عمّارمی گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همواره می فرمودند: پناه می برم بخدا از گناهانی که در نابودی شتاب کنند ومرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآن ها: قطع رحم، وآزردن ونافرمانی پدر و مادر، و واگذاردن وترک احسان ونیکی است.

«تکبّر»

قرآن کریم:«قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(4)متکبران گفتند مابه آن چه شما» ایمان آوردگان» به آن ایمان آورده اید کافریم!.

«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوا یٰاصٰالِحُ آئتِنٰا بِمٰاتَعِدُ نٰا إِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(5)


1) - سوره قصص، آیه 79 .

2) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف و نهی ازمنکر، حدیث شماره 329»

3) - اصول کافی، ج 4، ص 184، ح 2.

4) - آعراف آیه 76 .

5) - آعراف آیه 77.

سپس «ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند وگفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان «خدا» هستی آن جه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!

«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(1)

سرانجام زمین لرزه «و زلزله» آن ها را فراگرفت و صبحگاهان «تنها» جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.

«قٰالَ إِنَّمٰا اُوتِیتُهُ عَلٰی عِلمٍ عِندِی، أَوَلَم یَعلَم أَنَّ اللهَ قَد أَهلَکَ مِن قَبلِهِ مِنَ القُرُونِ مَن هُوَأَشَدُّ مِنهُ قُوَّةً وَأَکثَرُجَمعًا، وَلا یُسئَلُ عَن ذُنُوبیهِمُ المُجرِمُونَ؛»(2)

(قارون) گفت: این ثروت را به وسیلۀ دانشی که نزد من است بدست آورده ام، آیا او نمی دانست خداوند اقوامی را قبل از او هلاک کرد که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! «وهنگامی که عذاب الهی فرا رسد» مجرمان از گناهانشان سؤال نمی شوند «و مجالی برای عذرخواهی آنان نیست».

«فَخَسَفنٰا بِهِ وَبِدٰارِهِ الأَرضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَمٰا کٰانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ؛»(3)

سپس ما او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کند، و خود نیز نمی توانست خویشتن را یاری دهد.

«تکذیب پیامبران الهی»

قرآن کریم:«کَذَّبَت عادٌ فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(4)

قوم عاد (نیز پیامبرخود را) تکذیب کردند اکنون (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟!.«إِنّٰا اَرسَلنٰا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی یَومِ نَحسٍ مُستَمِرٍّ؛»(5)

ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر برآن ها فرستادیم.

«تَنزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُم أَعجٰازُ نَخلٍ مُنقَعِرٍ؛»(6)

که مردم را، همچون تنه های نخل ریشه کن شده، از جا برمی کند.


1) - آعراف آیه 78.

2) - سوره قصص، آیه 78.

3) - سوره قصص، 81.

4) - سوره قمر، 18.

5) - سوره قمر، 19.

6) - سوره قمر، 20.

«فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(1)

(اکنون ببینید) عذاب وانذارهای من چگونه است؟

«تکذیب قیامت و رستاخیز، تکدیب نزول عذاب الهی دردنیا»

قرآن کریم: «کَذَّبَت ثَمُودُ وَعٰادٌ بِالقٰارِعَةِ؛»(2)

قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی «و روز قیامت» را انگارکردند.

«فَاَمّٰا ثَمُودُ فَاُهلِکُوا بِالطّٰاغِیَةِ؛»(3)

اما قوم «ثمود» با عذابی سرکش هلاک شدند.

«وَاَمّا عٰادٌ فَاُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعٰاتِیَةٍ؛»(4)

واما قوم «عاد» به وسیله تندبادی طغیانگر و سرد و پرسروصدا به هلاکت رسیدند.

«سَخَّرَهٰا عَلَیهِم سَبعَ لَیٰالٍ وَثَمٰانِیَةَ اَیّٰامٍ حُسُوبًا فَتَرَی القَومَ فِیهٰا صَرعٰی کَاَنَّهُم اَعجٰازِ نَخلٍ خٰاوِیَةٍ؛»(5)

(خداوند) این تندباد را هفت شب وهشت روز پی درپی و بنیان کن برآنها مسلط ساخت و (اگرآن جا بودی) می دیدی که آن قوم هم چون تنه های پوسیده و توخالی درختان نخل در میان تند باد زمین افتاده و هلاک شده اند.

«فَهَل تَری لَهُم مِن بٰاقِیَةٍ؛»(6)

آیا کسی ازآن ها باقی می بینی؟«قابل توجه این که: قرآن عامل نابودی این قوم سرکش را عذابی سرکش می شمرد «الطّاغیة» واین عذاب سرکش در سوره اعراف آیۀ 78 به عنوان «رجفة» (زلزله) ذکرشده، و در آیۀ 13 فصلت «صاعقة» و در آیۀ 67 هود «صیحة» آمده است که درحقیقت همه به یک معنی باز می گردد، زیرا صاعقة همیشه با صدای عظیمی همراه است، و لرزه بر نقطه ای که فرود می آید وارد می کند و عذابی است طغیانگر»(7)


1) - سوره قمر، 21.

2) - سوره الحاقه، 4.

3) - سوره الحاقه، 5.

4) - سوره الحاقه 6.

5) - سوره الحاقه، آیه 7 .

6) - سوره الحاقه، آیه 8 .

7) - تفسیر نمونه، ج 24، ص 438.

«خَمر، خیانت، دزدی، زنا»

• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعٌ لا تَدخُلُ بَیتًا وٰاحِدَةٌ مِنهُنَّ إلا خَرِبَ وَلَم یَعمُربِالبَرَکَةِ:أَلخِیٰانَةُ، وَالسِّرقَةُ، وَالشَّرٰابُ، وَالزِّنٰا؛(1)

چهار چیز است که اگریکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت»آبادان نشود: خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.

«سرپیچی از فرمان خداوند»

قرآن کریم:«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم؛(2)

و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند.

«سنگ بنای غصبی - مال حرام و غصبی »

558. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلحَجَرُالغَصِیبُ فِی الدّارِرَهنٌ عَلی خَرابِها؛(3)

سنگ غصبی در ساختمان و خانه، سبب خرابی و ویرانی آنست.

«طغیانگری وسرکشی»

قرآن کریم: «إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِن قَومِ مُوسٰی فَبَغٰی عَلَیهِم؛»(4)

قارون از قوم موسی بود اما برآن ها ستم «وطغیان» کرد.

«ظلم و ستم»

قرآن کریم:«فَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ أَهلَکنٰاهٰا وَهِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِهٰا وَبِئرٍمُعَطَّلَةٍ وَقَصرٍمَشِیدٍ؛»(5)

چه بسیار از شهرها وآبادی ها که آن ها را نابود و هلاک کردیم، درحالی که ستمگربودند، به گونه ای که بر سقف های خود فروریختند (نخست سقف ها ویران گشت و بعد دیوارها به روی سقف ها!) و چه بسیار چاه پرآب که بی صاحب ماند و چه بسیار قصرهای محکم ومرتفع!

«فَتِلکَ بُیُوتُهُم خٰاوِیَةً بِمٰا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذٰالِکَ لآیَةً لِقَومٍ یَعلَمُونَ؛»(6)


1) - «موضوع برچیده شدن برکت، خیانت، دزدی، حدیث شماره 316».

2) - آعراف، 77.

3) - نهج البلاغه فیض، ص 1193 – حِ 232.

4) - سوره قصص، 76.

5) - سوره حج، آیه 45.

6) - سوره نمل، آیه 52 .

اینست خانه های بی صاحب ایشان که چون ظلم کردند، همه ویران شد و در این کار برای دانایان نشانۀعبرت است.

«وَلَقَدأَرسَلنٰا نُوحًا إِلٰی قَومِهِ فَلَبِثَ فِیهِم أَلفَ سَنَةٍ إلا خَمسِینَ عٰامًا فَأَخَذَهُمُ الطُوفٰانُ وَهُم ظٰالِمُونَ؛»(1)

وهمانا ما نوح را به رسالت سوی قومش فرستادیم، اوهزارسال پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد، (وخلق را دعوت به خدا پرستی نمود واجابت نکردند) وچون همه ستمگر وظالم بودند، غرق طوفان و هلاک شدند.

حدیث:

559.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ یُدَمِرُالدِّیٰارَ؛(2)

ظلم وستمکاری، خراب کننده خانه هاست.

«عمل شنیع قوم لوط وهمجنس گرایی»

560.عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ، عَنِ الرِّضا (علیه السلام) فِیما کَتَبَ إِلَیهِ مِن جَوابِ مَسائِلِهِ: وَعِلَّةُ تَحرِیمِ الذَّ کَرانِ لِلذَّ کَرانِ، وَالأُناثِ لِلاُناثِ، لِما رُکِبَ فِى الأُناثِ وَما طُبِعَ عَلَیهِ الذَّ کَرانِ،وَلِما فِى إِتیانِ الذَّکَرانِ لِلذَّ کَرانِ وَالأُناثِ لِلاُناثِ، مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ، وَفَسادِ التَّ بِیرِ، وَخَرابِ الدُّنیا؛(3)امام رضا (علیه السلام) در جواب سؤالات محمدبن سنان نوشت: و فلسفه تحریم (همجنس گرایى) و تحریم مردان برمردان و زنان بر زنان این است که این امر برخلاف فطرت وخلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد و تدبیر زندگى اجتماعى به فساد مى گراید و دنیا به سمت ویرانى کشیده مى شود.

قرآن کریم: «وَلُوطًا إِذ قالَ لِقَومِهِ أَتَأتُونَ الفاحِشَةَ ما سَبَقَگُم بِها مِن أَحَدٍ مِنَ العالَمِینَ؛»(4)

و(به خاطر بیاورید) لوط را هنگامی که به قوم خود گفت: آیا عمل شنیعی انجام می دهید که احدی از جهانیان پیش از شما انجام نداده اند.

«إِنَّکُم لَتَأتُونَ الرِّجالَ شَهوَةً مِن دُونِ النِّساءِ بَل اَنتُم قَومٌ مُسرِفُونَ؛«(5)

آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می روید، نه زنان؟ شما جمعیت تجاوزکاری هستید.


1) - سوره عنکبوت، آیه 14. و به سوره های: اعراف آیه 4- 5. وکهف آیه 59 مراجعه شود.

2) - غرر، ج 1، ص 36، ح 1110.

3) - وسائل الشیعه، ج 134، ص 251، ح 8.

4) - سوره اعراف، آیه 80 .

5) - سوره اعراف، آیه 81 .

«فَلَمّا جاءَ اَمرُنا جَعَلنا عالِیَها سافِلَها وَأَمطَرنا عَلَیها حِجارَةً مِن سِجِّیلِ مَنضُودٍ؛»(1)

چون فرمان قهر ما رسید، دیار آن قوم نابکار را ویران و زیر و زبر ساختیم و بر سرآن ها مرتب از آسمان سنگ هلاکت فرو ریختیم.

«مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ وَماهِیَ مِنَ الظّالِمِین بِبَعِیدٍ؛»(2)

آن سنگ های بلا بر سر ستمگران از امرخدا نشان دار و معین بود، و البته چنین هلاکتی از ظالمان (عالم) دور نخواهدبود.

حدیث:

• امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودن: هنگامی که از قوم لوط آن رفتار زشت صادرشد، زمین به خدای خود نالید چندان که گریه اش به آسمان رسید، و آسمان چنان نالید، که گریه اش بعرش پروردگاررسید، پس خداوند آسمان را فرمان داد برایشان سنگ ببار، و زمین را امر فرمود آنان را فرو بر(3)

«غرور و مستی نعمت»

قرآن کریم: «وَکَم أَهلَکنا مِن قَریَةٍ بَطِرَت مَعِیشَتَها فَتِلکَ مَساکِنُهُم لَم یُسکَن مِن بَعدِهِم إِلا قَلِیلًا وَکُنّا نَحنُ وارِثِینَ؛»(4)

بسیاری از شهرها و آبادی ها یی که بر اثر فزونی نعمت مست و مغرورشده بود، هلاک کردیم، این خانه های آن هاست (که ویران شده) و بعد از آن ها جز اندکی کسی در آن سکونت نکرد، و ما وارث آنان بودیم.

«ایجاد فساد در روی زمین»

قرآن کریم: «وَلا تَبغِ الفَسٰادَ فِی الأَرضِ إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُفسِدِینَ؛»(5)

(به قارون گفتند) و هرگزفساد در زمین منما، که خدا مفسدان را دوست ندارد.

«فسق و فجور»

قرآن کریم:«وَإِذأأَرَدنا أَن نُهلِکَ قَریَةَ أَمَرنا مُترَفِیها فَفَسَقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیهَاالقَولُ فَدَمَّرنا ها تَد مِیرًا؛»(6)


1) - سوره هود، آیه 82.

2) - سوره هود، آیه 83.

3) - «موضوع نزول بلا، عمل شنیع قوم لوط، حدیث شمارۀ 332».

4) - سوره قصص، آیه 58.

5) - سوره قصص، آیه 77.

6) - سوره إسراء، 16.

و چون اهل دیاری را بخواهیم هلاک سازیم، پیشوایان آن شهر را امرکنیم راه فسق، تبهکاری و ظلم پیش گیرند آنگاه همه را هلاک می سازیم.

«قسم دروغ و ناحق، قطع رحم»

561. أبوعبیدة از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که، فرمود: در کتاب امام علی (علیه السلام) است:... وَإنّ الیَمِینَ الکاذِبَةَ وَقَطِیعَةَ الرّحِمِ لَتَذِ رانِ الدِّ یارَبِلاقِعَ مِن اهلِها؛(1)

و به درستیکه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران وخالی از اهل و خانمان کند. (خانه ها و اهل آن ها را نابود خواهد کرد).

إسحاق بن عمّار می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همیشه می فرمودند: پناه می برم به خدا از گناهانی که در نابودی شتاب کنند و مرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآن ها: قطع رحم، و آزردن و نافرمانی پدر و مادر، و واگذاردن وترک إحسان ونیکی است.(2)

«کفر»

قرآن کریم:«قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(3)

متکبران گفتند ما به آنچه شما (ایمان آوردگان) به آن ایمان آورده اید کافریم.

«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوایٰاصٰالِحُ آئتِنٰابِمٰاتَعِدُنٰاإِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(4)

سپس «ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند وگفتند ای صالح اگر تو از فرستدگان (خدا) هستی آنجه ما را با آن تهدید می کنی بیاور.

«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(5)

سرانجام زمین لرزه(وزلزله) آن ها را فراگرفت وصبح گاهان (تنها) جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.

«قَد مَکَرَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم فَأتَی اللهُ بُنیانَهُم مِنَ القَواعِدِ فَخَرَّعَلَیهِمُ السَّقفُ مِن فَوقِهِم وَأتیهُمُ العَذابُ مِن حَیثُ لا یَشعُرُونَ؛»(6)


1) - اصول کافی، ج 4، ص 47، ح 4.

2) - «موضوع خرابی و ویرانی خانه ها، ترک نیکی، حدیث شماره 557»

3) - سوره آعراف، آیات 76 الی78 .

4) - سوره آعراف، آیه 76 .

5) - سوره آعراف، آیه 78.

6) - سوره نحل، آیه 25.

آن کافرانی که پیش ازاینان بودند نیز(مانند این ها) مکرها برای پامال کردن حق اندیشیدند لیکن خدا سقف بنای آن ها را از پایه ویران کرد و برسرشان فروریخت و عذاب خدا ازجایی که نمی فهمیدند، به آن ها فرا رسید.

«گناه و معاصی»

قرآن کریم: «فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمدَمَ عَلَیهِم رَبُّهُم بِذَنبِهِم فَسَوّیها؛»(1)

ولی قوم رسول را تکذیب وناقه را پی کردند، لذا پروردگارشان آن ها را به خاطر گناهی که مرتکب شده بودند، درهم کوبید وشهرشان را صاف ومسطّح نمود.

حدیث:

562. قالَ أبُوالحَسَنِ (علیه السلام) : حَقٌّ عَلی اللّهِ أن لایُعصی فِی دارٍ إلا أضحاها لِلشّمسِ حَتّی تُطَهِّرَها؛(2)برخدا سزاواراست که هرخانه ای که در آن نافرمانیش کنند، خرابش کند تا خورشید برآن بتابد و «از پلیدی باطنی» پاکش کند. (پس معصیت خدا، خانه را ویران کند، چنان که آفتاب برسطح آن بتابد)

«گرفتن مالیات - خراج - بدون آبادانی»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ الخِراجَ بِغَیرِعِمارَةٍ أَخرَبَ البِلادَ، وَأَهلَکَ العِبادَ، وَلَم یَسقِیمُ أَمرُهُ؛(3)

هرکس خراج (مالیات) را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند و بندگان را به نابودی کشد وحکومتش جزاندکی نپاید.

«نافرمانی پدر و مادر»

-عَن إسحٰاقَ بنِ عَمّارٍقٰالَ: سَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کٰانَ أبِی (علیه السلام) یَقُولُ: نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الذّنُوبِ الّتِی تُعَجِّلُ الفَنٰاءَ وَتُقَرِّبُ الآجٰالَ وَتُخلِی الدِّیٰارَ،... وَالعُقُوقَ(4)

إسحاق بن عمّارمی گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همواره می فرمودند: پناه می برم بخدا از گناهانی که درنابودی شتاب کنند و مرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآزردن و نافرمانی پدر و مادراست.


1) - سوره شمس، 14.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 374، ح 18.

3) - «موضوع ازبین رفتن حکومت، خراج گرفتن بدون آبادانی، حدیث شماره 481»

4) - «این موضوع، ترک نیکی و نیکوکاری، حدیث شماره 557».

«نشاط و شادی افراطی و مغرورانه»

قرآن کریم: «إِذ قٰالَهُ قَومُهُ لا تَفرَح إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الفَرِحِینَ؛»(1)

به خاطر بیاور هنگامی را که قومش (قوم قارون) به اوگفتند: این قدر مغرور و شادمان به ثروت خود مباش، که خداوند هرگز مردم پرغرور ونشاط را دوست نمی دارد.

فصل پنجم - گناهانی که باعث خُسران و زیان درزندگی انسان می شود:

«فروختن آخرت به دنیا»

563. الإمامُ علِیّ (علیه السلام) : مَن بٰاعَ ٰاخِرَتَهُ بِدُنیٰاهُ خَسِرَهُمٰا؛(2)

هرکس آخرتش را بدنیایش بفروشد، درهردوزیان کرده.

«إرتداد – از دین برگشتن»

564. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وَلا تَرتَدُّوا عَلی أَدبارِکُم فَتَنقَلِبُوا خاسِرِینَ؛(3)

مرتد نشوید، (و از دین به عقب برنگردید) که خسران خواهید دید.

«یاری کردن به باطل»

565. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَصَرَالباطِلَ خَسِرَ؛(4)

یاری کننده باطل، زیان می برد.

«کافرشدن به حضرت پیامبر - صلیّ الله علیه وآله»

قرآن کریم: «وَمَن یَکفَربِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ؛»(5)

وکسانی که به او (پیامبر) کافرشوند، زیان کارند.

«سازش و سستی در راه حق»

566. قال أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) - فی کلام له، خطب به علی المنبر-:... وَلا تُدهِنُوا فِی الحَقِّ فَتَخسَرُوا؛(6)

1) - سوره قصص، 76.

2) - غرر، ج 2، ص 643، ح 582.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 303، ح 5.

4) - غرر، ج 2، ص 613، ح 58.

5) - سوره بقره، آیه 121.

6) - اصول کافی ج 1، ص 56، ح 6.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) درسخنرانی منبرخویش فرمود: و در راه حق سازش وسستی نکنید، تا خسران و زیان بینید.

«ترس از غیرخدا»

567. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن هابَ خابَ؛(1)

هرکس (ازغیرخدا) بترسد، زیان بیند.

«ترک طاعت خدا»

568. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إحذَرأَن یَراکَ اللهُ عِندَ مَعصیَتِهِ، وَیَفقِدَ کَ عِندَ طاعَتِهِ، فَتَکُونَ مِنَ الخاسِرِینَ؛(2)

امام علی (علیه السلام) فرمود: بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خویش نیابد، آن گاه از زیانکارانی.

«کوتاهی کردن درکارخیر»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَصَّرَعَن فِعلِ الخَیرِخَسِرَوَنَدِمَ؛(3)

هرکس درکارخیرکوتاهی کند، زیان دیده وپشیمان گردد.

«دنیا پرستی»

569. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا خُسرانٌ؛(4)

جهان، جای خسران و زیان است.

«عمل کردن برای دنیا»

570. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمِلَ لِلدُّنیا خَسِرَ؛(5)هرکس برای دنیا کارکند، زیان بیند.

«اطاعت ازکافران»

قرآن کریم: «یاإَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُواالَّذِینَ کَفَرُوا یُرَدُّوکُم عَلی أَعقابِکُم فَتَنقَلیبُوا خاسِرِینَ؛»(6)


1) - غرر، ج 2، ص 613، ح 69.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح 383 .

3) - «موضوع پشیمانی، کوتاهی درکارخیر، حدیث شماره 373».

4) - غرر، ج 1، ص 11، ح 254.

5) - غرر، ج 2، ص 621، ح 231.

6) - سوره آل عمران، آیه 129.

ای کسانی که ایمان آورده اید! اگرازکسانی که کافرشده اند، اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان باز می گردانند، وسرانجام، زیانکارخواهید شد.

«دشمنی با مردم»

571. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن زَرَعَ العُدوٰانَ حَصَدَ الخسسرٰانَ،(1)

کسی که تخم دشمنی بکارد، خوشه خسران و زیان دِروکند.

«رها کردن نفس»

572. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَهمَلَ نَفسَهُ فَقَدَ خَسِرَ؛(2)

هرکس نفس خود را رهاکند، خسران کرده است.

«غفلت از محاسبه نفس»

573. قال أمِیرُالمُؤمِنِین (علیه السلام) : مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبِحَ وَمَن غَفَلَ عَنها غَسِرَ؛(3)

هرکس نفس خود را محاسبه کرد سود برده، وهرکس از آن غافل شود، زیان کرده است.

فصل ششم - گناهی که باعث به خطرافتادن انسان می شود:

«خود رأی بودن»

574. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَقَد خاطَرَمَنِ استَغنی بِرَأیِهِ؛(4)

وآن کسی که با رأی خود احساس بی نیازی کند، به کام خطرها افتد.

فصل هفتم - گناهانی که باعث ازبین رفتن خوشنودی انسان می شود:

«آرزوی زیاد»

575. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَمَنٰاهُ قَلَّ رِضٰاهُ؛(5)

کسی که آرزو زیاد داشته باشد، خوشنودیش کم خواهدبود.


1) - غرر، ج 2، ص 630، ح 388.

2) - غرر، ج 2، ص 617، ح 159.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 379، ح 6.

4) - نهج البلاغة، دشتی، ح 211.

5) - غرر، ج 2، ص 656، ح 785.

«خشم و غضب»

576. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَسَخَطُهُ لَم یُعرُف رِضاهُ؛(1)

کسی که خشمش زیاد باشد، خوشنودیش شناخته نشود.

فصل هشتم - گناهی که باعث قطع شدن خویشاوندی می شود:

«بداخلاقی»

577. الإمامس عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الخُلقِ یُوحِشُ القَرِیبَ وَیُنَفِّرُالبَعِیدَ؛(2)

بداخلاقی نزدیکان را دور می سازد، و افراد دور و بیگانه را می رنجاند.

«سرپیچی از دستور دینی پدر»

قرآن کریم: «وَنادی نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ أبنِی مِن أَهلِی وَإِنَّ وَعدَ کَ الحَقُّ وَأَنتَ أَحکُمُ الحاکِمِینَ؛»(3)

نوح به پروردگارش عرض کرد، پروردگارا! پسر من از خاندان من است و وعدۀ تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حکم کنندگان برتری.

«قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِن أَهلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُصالِحٍ فَلا تَسئَلنِی ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الجاهِلِینَ؛»(4)

فرمود: ای نوح ! او از اهل تو نیست ! او عمل ناشایسته است، بنابراین آن چه را، از آن آگاه نیستی از من مخواه، من به تو اندرز می دهم تا از جاهلان نباشی!.

«یاری نکردن به خویشاوندان»

578. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن یَقبِضُ یَدَهُ عَن عَشِیرَتِهِ فَاِنَّما یَقبِضُ یَدًا واحِدَةً عَنهُم وَیَقبِضُ عَنهُ أَیدِی کَثِیرَةٍ مِنهُم؛(5)

هرکس دستش را از یاری قوم وخویشانش بازگیرد، او یک دست از یاری آنان بازگرفته است – در برابر- دستهای بسیاری از آنان از یاری وحمایت وی بازگرفته می شود.


1) - غرر، ج 2، ص 636، ح 482.

2) - غرر، ج 2، ص 594، ح 22.

3) - سوره هود، آیه 45.

4) - سوره هود، آیه46 .

5) - غرر، ج 2، ص 594، ح 22.

«قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی»

579. الإمامُ عَلییٌّ (علیه السلام) : لَیسَ لِقاطِعِ رَحِمٍ قَرِیبٌ؛(1)

برای قطع رحم کننده، خویشی وخویشاوندی نیست.

فصل نهم - گناهانی که باعث برچیده شدن خیر از زندگی انسان می شود:

«بی قراری و دلتنگی»

580. قالَ ابُوالحَسَنِ مُوسَی بنِ جَعفَرٍ(علیهماالسلام) - فی وصیته لبعض ولده -:

وَاِیّاکَ وَالکَسَلُ وَالضَجرُ فَاِنَّهُما یَمنَعانَکَ حَظّکَ مِنَ الدّنیا وَالآخِرَةِ؛(2)

امام کاظم (ع) در وصیت خود به بعضی از فرزندانش، فرمود: از دلتنگی و بی قراری اجتناب کن زیرا که آنها تو را از خیر دنیا و اخرت باز می دارند.

«شک و تردید درباره خداوند»

581. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن شَکَّ فِی اللهِ بَعدِ مَولِدِهِ عَلَی الفِطرَةِ لَم یَفِیء إِلی خَیرٍأَبَدًا؛(3)

کسی که برفطرت توحید (و از پدر و مادرخداپرست) بدنیا آید، دربارۀ خدا شک کند بخیر باز نگردد.

«کم سپاسی»

582. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَلَّ شُکرُهُ زالَ خَیرُهُ؛(4)

هر کس کم سپاس گوید، خیرزائل گردد.

«شکم پرستی، شهوت پرستی»

583. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأَبعَدَالخَیرَمِمَّن هِمَّتُهُ بَطنُهُ وَفَرجُهُ؛(5)

چقدر دور است خیر از کسی که همّتش، شکم و زیرشکمش باشد.


1) - غرر، ج 2، ص 594، ح 22.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 319، باب 66 - ح 1.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 118، ح 6 و ص 713، ح 1443.

4) - غرر، ج 1، ص 662.

5) - غرر، ج 2، ص 748، ح 190.

«طعنه زدن»

584. قالَ أبُوجَعفَرِ(علیه لسلام): ما ِمن إنسانٍ یَطعَنُ فِی عَینِ مُؤمِنٍ إلا ماتَ بِشَرِّمَیتَةٍ وَکانَ قَمِنًا أن لا یَرجِعَ إلی خَیرٍ؛(1)

هیچ إنسانی درچشم «روبرو» مؤمنی به او طعن نمیزند، مگر این که به بدترین مرگ ها بمیرد، و سزاوار است که بخیر بازنگردد.

«نداشتن مدارا و نرمش درزندگی»

585. قٰالَ الصّادِق (علیه السلام) : مازُوِیَ الرِّفقُ عَن أَهلِ بَیتٍ إلا زُوِیَ عَنهُمُ الخَیرُ؛(2)

مدارا و نرمش ازاهل هیچ خانه ای، بازداشته نشده، جزاین که آنان ازخیروخوبی محروم گشتند.

«بدست نیاوردن مال حلال، کارنکردن»

586. قٰالَ الصّادِقُ (علیه السلام) : لاخَیرَفِی مَن لایِحِبُّ جَمعَ المٰالِ مِن حَلالٍ، یَکُفُّ بِهِ وَجهَهُ، وَیَقضِی بِهِ دَینَهُ، وَیَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ؛(3)

خیری نیست درآن کس که گردآوردن مال را ازراه حلال دوست نمی دارد، تا با آن آبروی خویش را حفظ کند، ودینش (قرضش) را ادا نماید، و با خویشاوندانش پیوند داشته باشد.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 65، ح 9.

2) - الکافی، ج 2، ص 119.

3) - ثواب الاعمال ج1، ص 215.

10- باب دهم «د»: هفت فصل

اشاره

باب دهم «د»

فصل اول - گناهان و دشمنی ها:

الف) آشکارترین دشمن انسان:

«شیطان»

قرآن کریم: «أَلَم أَعهَد إِلَیکُم یا بَنِی ادَمَ أَن لا تَعبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُم عَدُّوٌمُبِینٌ؛»(1)

آیا با شما عهدنبستم ای فرزندان آدم! که شیطان را پرستش نکنید، که او برای شما دشمن آشکاری است.

ب) بزرگترین دشمن انسان:

«هوای نفس»

587.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوٰی أَعظَمُ العَدُوَّینِ؛(2)

هوای نفس، بزرگترین دشمن است.

588. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوٰی عَدُوٌّمَتبُوعٌ.(3)

هوای نفس دشمنی است، که دنبالش روند.

ج – دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین

«یهود و مشرکین»

قرآن کریم: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشرَکُوا؛»(4)

بطورمسلم یهود ومشرکان را، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.


1) - سوره یس، آیه 60.

2) - غرر، ج 1، ص 66، ح 1718.

3) - غرر، ج 1، ص 15، ح377.

4) - سوره مائده، آیه 82.

د) گناهانی که باعث دشمنی می شود:

1) گناهانی که باعث دشمنی خدا با انسان می شود:
«واگذارشدن انسان به نفس خود – در اثر گناهان مختلف»
589. قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) : إِنَّ مِن أَبغَضِ الخَلقِ إِلَی اللهِ عَزّوَجَلّ لَرَجُلَینِ: رَجُلٌ وَکَّلَهُ اللهُ إِلی نَفسِهِ فَهُوَ حائِرٌعَن قَصدِ السَّبِیلِ، مَشعُوفٌ بِکَلامِ بِدعَةٍ، قَد لَهِجَ بِالصَّومِ وَالصَّلاةِ فَهُوَفِتنَةٌ لِمَن إفتَتَنَ بِهِ،... وَرَجُلٌ قَمَشَ جَهلًا فِی جُهّالِ النّاسِ، عانَ بِأَغباتِ الفِتنَةِ، قَد سَمّاهُ أَشباهُ النّاسِ عالِمَا وَلَم یُغنِ فِیهِ یَومًا سالِمًا...؛(1)

مبغوض ترین مردم نزد خدای (عزوجل) دونفرند:

1.

مردی که خدا او را به خودش واگذاشته، از راه راست منحرف گشته، دلباختۀ سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او به فتنه افتاده اند.

2.

مردی که نادانی را در میان قماش مردم نادان خود قرار داده، اسیر تاریکی های فتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتیکه یک روز تمام را صرف علم نکرده است.

«خیراندیش نبودن نسبت به برادر دینی»
• أبوجمیله گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرمود: هرکس دنبال حاجت برادر (دینی) خود رود و سپس نسبت به او خیراندیشی نکند مانند کسی است که به خدا و رسولش خیانت کرده، و خدا دشمن اوست؛(2)
«جفا کاری»
• امام علی (علیه السلام) : از جفاکاری بپرهیز زیرا که، آن برادری را تباه میکند، وخدا و مردم را با انسان دشمن می سازد؛(3)
«دشمنی با حق»
590. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَ الحَقَّ کانَ اللهُ خَصمُهُ؛(4)

هرکس با حق دشمنی کند، خدا دشمنش گردد.


1) - اصول کافی، ج 1، ص 70، ح 6 .

2) - «موضوع خائن شدن انسان، برآورده نکردن حاجت برادردینی، حدیث شماره 504».

3) - «موضوع بهم خوردن برادری، جفاکاری، حدیث شماره 307».

4) - غرر، ج 2، ص 635، ح 454.

«دفاع نکردن از خانه و خانواده درمقابل دشمن»
591. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یَبغُضُ اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی رَجُلا یَدخِلُ عَلَیهِ فِی بَیتِهِ فَلا یُقاتِلُ.(1)

خداوند تبارک وتعالی دشمن می دارد مردی را که (دزد) برخانۀ او وارد می شود، او دفاع و جنگ نمی کند.

«شرک»
592. عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) أَنَّ رَجُلًا مِن خَثعَمِ جاءَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه واله) فَقالَ: أَیُّ الأَعمالِ أَبغَضُ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ؟ فَقالَ: اَلشِّرکُ بِاللهِ، قالَ: ثُمَّ ماذا ؟ قالَ: قَطِیعَةُ الرَّحِمِ، قالَ: ثُمَّ ماذا ؟ قالَ: أَلاَمرُبِالمُنکَرِوَالنَّهیُ عَنِ المَعرُوفِ؛(2)

مردمی از قبیله خثعم خدمت پیغمبر (صلی الله علیه واله) آمد و عرض کرد: چه اعمالی را خدا بیشتر دشمن دارد؟ فرمود: شرک به خدا، عرض کرد: سپس چه؟ فرمود: قطع رحم (بریدن از خویشاوندان) عرض کرد سپس چه؟ فرمود: امر به منکر ونهی از معروف، (به بدی وادار کردن و از خوبی بازداشتن).

«شقاوت»
593. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ خَلَقَ السَّعٰادَةَ وَالشَّقٰاوَةَ قَبلَ أَن یَخلُقَ خَلقَهُ، فَمَن خَلَقَهُ اللهُ سَعِیدًا لَم یُبغِضهُ أَبَدَا وَإِن عَمِلَ شَرَّا أَبغَضَ عَمَلَهُ وَلَم یُبغِضهُ، وَإِن کٰانَ شَقیِّا لَم یُحِبَّهُ أَبَدًا وَإِن عَمِلَ صٰالِحًا أَحَبَّ عَمَلَهُ وَأَبغَضَهُ، لِمٰا یَصِیرُاِلَیه؛ فَاِذٰا أَحَبَّ اللهُ شَیئًا لَم یُبغِضهُ أَبَدًا وَإِذٰا اَبغَضَ شَیئًا لَم یُحِبَّهُ أَبَدًا؛(3)

همانا خدا سعادت وشقاوت را آفرید، پیش از آنکه مخلوقش بیافریند، هرکس را خدا باسعادت آفرید هیچ گاه اورا دشمن ندارد وچون کاربدی بجا آورد کردارش را دشمن دارد، ولی خودش را دشمن ندارد، و اگر شقی بوده باشد او را هرگزدوست ندارد و چون عمل صالحی انجام دهد کردارش را دوست دارد وخودش را دشمن دارد، بواسطه سرانجامی که بسوی آن می رود؛ پس چون خدا چیزی را دوست دارد دیگرهرگز آن را دشمن ندارد و چون چیزی را دشمن دارد دیگرهرگز آن را دوستندارد. «کسی را که خداوند شقی بیافریند برمی گردد به مقدّمات خلقتش که دست بشراست مانند خوردن لقمه حرام توسط پدر و مادر و...»


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 94، ح 15.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 397، ح 4.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 211، ح 1.

«ظلم»
594. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُبغِضُ الغَنِیَّ الظَّلُومَ؛(1)

همانا خداوند، (عزوجل) ثروت مند ظالم را دشمن می دارد.

595. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ العِبادَ کانَ اللهُ سُبحانَهُ خَصمَهُ؛(2)

هرکس بربندگان خدا ستم کند، خداوند سبحان دشمن اوخواهد بود.

596. الإماُم عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ عِبٰاداللهَ کٰانَ اللهُ خَصمَهُ دُونَ عِبٰادِهِ؛(3)

هرکس بربندگان خدا ظلم کند، خداوند بجای بنده اش دشمن اوخواهد بود.

«تحصیل علم برای دنیا»
597. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ اَهلَ العِلمِ حَمَلُوهُ بِحَقِّهِ لأَحَبَّهُمُ اللهُ تَعٰالٰی وَمَلائِکَتِهِ وَلٰکِنَّهُم حَمَلُوهُ لِطَلَبِ الدُّنیٰا فَمَقَّتَهُمُ اللهُ تَعٰالٰی وَهانُواعَلَیهِ؛(4)

اگراهل علم،علم را درجایگاه خود قراردهند،(برای خدا تحصیل وصرف کنند) خداوند و ملائکة دوستدارآنان خواهند بود، ولکن آن ها علم را برای دنیا تحصیل نمودند فلذا خداوندآنان را دشمن داشته و در پیشگاه خدا خوار شدند.

«غیبت»
598. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالغِیبَةَ فَاِنَّهٰا تُمَقِّتُکَ إِلَی اللهِ وَالنّٰاسِ وَتُحبِطُ أَجرَکَ؛(5)

ازغیبت دوری کن، زیراغیبت خدا ومردم را با توبه دشمنی وامیداردوپاداش تورا را از بین می برد.

599. عَن حُسَینِ بنِ خالِدٍ، عَنِ الرِّضا، عَن أبِیهِ، عَنِ الصّادِقِ(علیهم السلام) قالَ:

إِنَّ اللهَ یَبغُضُ البَیتَ الَّحمِ وَالَّحمَ السَّمِینَ، قالَ: فَقِیلَ لَهُ: إِنّا لَنُحِبُّ الَّحمَ، وَما تَخلُوبُیُوتُنا مِنهُ، فَقالَ: لَیس حَیثُ تَذهَبُ، إِنَّمَاالبَیتُ الَّحمَ أَلبَیتُ الَّذِی تُؤکَلُ فِیهِ لُحُومُ النّاسِ بِالغِیبَةِ وَأَمَّا الَّحمُ السَّمِینُ فَهُوَالمُتَبَختِرُالمُتَکَبِّرُالمُختالُ فِی مَشیِهِ؛(6)


1) - عقاب الاعمال، ص 524، ح 12.

2) - غرر، ج 2، ص 670، ح 974 .

3) - غرر، ج 2، ص 644، ح 595.

4) - غرر،2ص 604، ح 14.

5) - غرر، ج 1، ص 146، ح 2.

6) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601، ح 17.

امام رضا (علیه السلام) ازپدرش وایشان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: همانا! خداوند خانه گوشت را وگوشت فربه مبغوض و دشمن میدارد، عرض شد: البته که ما گوشت دوست داریم وخانه ما هیچ وقت خالی ازگوشت نمی شود، فرمود: آنطورنیست که ذهن شما رفته است، بلکه منظور خانه ای است که درآن گوشت مردم بوسیله غیبت خورده می شود، و اما منظور از گوشت فربه انسان متبخرومتکبّراست که موقع راه رفتن شانه های خود را تکان می دهد وخودنمائی می کند.

«فَحش گویی و فحش شنوی»
600. قالَ آبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ یُبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ؛(1)

خداوند، دشنام گو و دشنام جو را دشمن می دارد.

«قطع رحم»
• امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردمی از قبیله خثعم خدمت پیغمبر (صلی الله علیه واله) آمد وعرض کرد: چه اعمالی را خدا بیشتردشمن دارد ؟ فرمود:... قطع رحم.؛(2)
«کفر»

قرآن کریم: «فَاِنَّ اللهَ عَدُوٌّ لِلکٰافِرِینَ؛»(3)

پس حقیقتا که خداوند، دشمن کافران است.

«مردم فریبی»
• امیرالمؤنین (علیه السلام) فرمود: مبغوض ترین مردم نزد خدای (عزوجل) دونفرند:... مردی که نادانی را درمیان قماش مردم نادان خود قرارداده، اسیرتاریکی های فتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند درصورتیکه یک روزتمام را صرف علم نکرده است؛(4)
«امر به منکر و نهی از معروف»
• امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردمی از قبیله خثعم خدمت پیغمبر(ص) آمد وعرض کرد: چه اعمالی را خدا بیشتر دشمن دارد ؟ فرمود:...امربه منکر و نهی ازمعروف (به بدی وادارکردن و ازخوبی بازداشتن)(5)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 15، ح 4 .

2) - «همین موضوع، شرک، حدیث شماره 592».

3) - سوره بقره، آیه 98.

4) - «همین موضوع، واگذارشدن انسان به نفص خود، حدیث شمراه 589».

5) - «همین موضوع، شرک، حدیث شماره 592»

«ترک نهی ازمنکر»
601. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ اللهَ عزّوجلّ لَیَبغُضُ المُؤمِنَ الضَعِیفَ الَّذِی لادِینَ لَهُ، فَقِیلَ: وَمَا المُؤمِنُ الضَعِیفُ الَّذِی لادِینَ لَهُ ؟ قالَ: الَّذِی لا یَنهی عَنِ المُنکَرِ؛(1)

همانا خدای عزوجل مؤمن ضعیفی که دین ندارد، را دشمن می دارد، عرض شد: مؤمن ضعیفی که دین نداشته باشد چیست ؟ پس فرمود: آن کسی که نهی ازمنکر نمی کند.

«همنشینی با گنهکاران»
602. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ثَلاثُة مَجالِسَ یَمقُتُهَا اللهُ وَیُرسِلُ نَقمَتَهُ عَلی أَهلِها فَلا تُقاعیدُوهُم وَلا تُجالِسُوهُم، مَجلِسَا فِیهِ مَن یَصِفُ لِسانُهُ کِذبَا فِی فُتیاهُ، وَمَجلِسا ذِکرُأَعدائِنا فِیهِ جَدِیدٌ وَذِکرُنا فِیهِ رَثٌّ، وَمَجلِسًا فِیهِ مَن یَصُدَّعُنا وَاَنتَ تَعلَمُ،(2)

سه مجلس است که خداوند آن ها را دشمن دارد، و عذاب خود را بر اهل آن بفرستد، پس با آنان ننشینید و مجالست نکنید: یکی آن مجلسی که در آن کسی باشد که در فتوای خود دروغ گوید، و دیگری مجلسی که ذکر دشمنان ما در آن تازه و نو، ولی ذکر ما در آن کهنه باشد، و دیگر مجلسی که در آن کسی است که از پیروی ما (مردم را) بازمیدارد و تو می دانی (اوچنین کسی است).

2) گناهانی که باعث دشمنی انسان با خداوند می شود:
«برآورده نکردن حق و حقوق برادر دینی»
603. قالَ الحَسَنُ بنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام):... وِإِنَّ مَعرَفَةَ حُقُوقِ الإِخوانِ یُحَبِّبُ إِلَی الرَّحمنِ وَیُعظِّمُ الزُلفی لَدَیی المَلِکِ الدَیّانِ، وَإِنَّ تَرکَ قَضائِها یَمقُتُ إِلَی الرَّحمنِ وَیُصَغِّرُالرُّتبَةَ عِندَ الکَرِیمِ المَنّانِ؛(3)

همانا شناختن حقوق برادران دینی، انسان را محبوب خداوند رحمن قرارمی دهد و باعث بزرگی تقرّب به مالک دیّان می شود، و البته ترک برآوردن (وانجام ندادن) آن سبب دشمنی با خدای رحمن وکوچک شدن رتبه - انسان – در پیشگاه خدای کریم منان خوهد شد.

«خیانت کردن در دین مردم»
604. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَشَّ النّاسَ فِی دِینِهِم فَاِنَّهُ مُعانِدٌ لِلهِ سُبحانشهُ وَلِرَسُولیهِ؛(4)

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 397، ح 13.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 87، ح 12.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 473، ح 4.

4) - غرر، ج 2، ص 692، ح 1230.

کسی که در دین مردم خیانت کند، پس همانا او برخدای سبحان و پیامبراو دشمن است.

«تعطیل کردن حدود الهی»
605. «حدیث قدسی» قَولُ اللهِ تَعالی: یامُحَمَّد مَن عَطَّلَ حدَّا مِن حُدُودِی فَقَد عانَدَنِی وَطَلَبَ بِذالِکَ مُضادَّتِی؛(1)
«ترک کردن نهی ازمنکر»

خداوندمتعال: ای محمد! هرکس حدی از حدود مرا تعطیل کند، با من دشمنی کرده و به این وسیله به مخالفت با من برخواسته است.

606. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :... وَإِذا رَأی المُنکَرَوَلَم یُنکِرهُ وَهُوَیَقوِعَلَیهِ فَقَدآَحَبَّ أَن یُعصِیَ اللهُ وَمَن أَحَبَّ أَن یُعصِیَ اللهُ فَقَد بارَزَاللهَ بِالعَداوَةِ؛(2)

و زمانی که کسی منکری را ببیند و از آن نهی از منکر نکند، - در حالی که توانائی آن را دارد- پس همانا آن دوست داشته که خداوند نافرمانی بشود، وکسی که دوست داشته باشد که خداوند نافرمانی شود آشکارا با خدا به دشمنی برخاسته است.

«ظلم»
607. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ظٰاهَرَاللهُ سُبحٰانَهُ بِالعِنٰادِ مَن ظَلَمَ بِالعِبٰادِ؛(3)

هرآنکه بربند گان خدای سبحان ستم کند، آشکارا با خداوند دشمنی کرده است.

«تکبّر»
608. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَیلٌ لِمَن یَختالُ فِی الأَرضِ یُعانِدُ جَبّارَالسَّماواتِ وَالأَرضِ؛(4)وای برکسی که در روی زمین تکبر بورزد، که (چنین شخص) با خداوند جبار آسمان و زمین به دشمنی برمی خیزد.
«دشمنی با حاملان قرآن»
609. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : حَمَلَةُ القُرآنِ المَخصُوصُونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسُونَ نُورَاللهِ، المُعَلِّمُونش کَلامَ اللهِ،

1) - وسائل الشیعه، ج 18، ح 6.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 501، ح 5.

3) - غرر، ج 2، ص 476، ح 25 .

4) - وسائل الشیعه، ج 18، ح 10.

المُقَرِّبُونَ عِندَاللهِ، مَن والاهُم فَقَدوالَی اللهَ وَمَن عاداهُم فَقَدعادَی اللهَ؛(1)

حاملان قرآن مخصوصند به رحمت و بخشش خدا، و پوشیده نورالهی هستند، معلم کلام خدایند، مقربین در پیشگاه خدامی باشند، هرکس آن ها را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد وکسی که آنان را دشمن بدارد با خدا دشمنی کرده است.

«بی مبالاتی»
610. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلَّةُ المُعاداةِ قِلُّةُ المُبالاتِ؛(2)

علّت دشمنی (باخدا وخلق)، بی مبالاتی و بی باکی است.

«نفاق ومنافق بودن»

قرآن کریم:«هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم؛»(3)

آنها (منافقین) دشمن هستند از آنها برحذرباش.

3) گناهی که باعث دشمنی انسان با خودش می شود:
«شکم پرستی»
611. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بَطنُ المَرءِ عَدُوُّهُ؛(4)

شکم انسان، دشمن اوست (ضرر شکم پرستی به صاحبش برمی گردد).

4) گناهی که باعث دشمنی خویشاوندان با انسان می شود:
«بخل»
612. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إیِّٰاکَ وَالتَحَلِّی بِالبُخلِ فَاِنَّهُ یُزرِی بِکَ عِندَ القَرِیبِ وَیُمَقُّتُکَ اِلَی النَّسِیبِ،(5)

دوری کن ازاین که خود را به بخل بیارائی، که این کارتو را پیش نزدیکانت معیوب می سازد و خویشاوندانت را با تو دشمن می گرداند.


1) - وسائل الشیعه، ج 4، ص 831، ح 4.

2) - غرر، ج 2، ص 499، ح 1.

3) - سوره منافقین، آیه 4.

4) - غرر، ج 1، ص 343، ح 3 .

5) - غرر، ج 1، ص 148، ح 21.

5) گناهی که باعث خوشحالی دشمن انسان می شود:
«بدرفتاری با زیردستان و مردم»
613. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن أَفحَشَ شَفٰا حُسّٰادَهُ؛(1)

کسی که بدرفتاری کند، دشمنان و بدخواهان خود را شفا داده (وخوشحال کرده است).

614. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن أَسٰاءَ إِلی رَعِیَّتِهِ سَرَّ حُسّٰادَهُ؛(2)

کسی (فرمانروائی) که با رعیت خود بدرفتاری کند، حسودان (و دشمنانش) را خوشنود می گرداند.

6) گناهانی که باعث دشمنی انسان با مردم می شود:
«حسد»
615. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : شِدَّةُ الحِقدِ مِن شِدَّةِ الحَسَدِ؛(3)

عَلیٌّ (علیه السلام) :کینه توزی و دشمنی بسیار(با مردم) از زیادی حسادت است.

«بی مبالاتی»

-امام علی (علیه السلام) : علّت دشمنی (باخدا وخلق) بی مبالاتی و بی باکی است؛(4)

7) گناهانی که باعث دشمنی مردم با انسان می شود«بخل»
اشاره
616. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ یُنتِجُ البَغضاءَ؛(5)

نتیجه بخالت، دشمنی است.

«بد زبانی»
617. قٰالَ أبَوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إنَّ أبغَضَ خَلقِ اللهِ عَبدٌ اتّقَی النّٰاسُ لِسٰانَهُ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 618، ح 174.

2) - غرر، ج 2، ص 649، ح 672.

3) - غرر، ج 1، ص 448، ح 4.

4) - «همین موضوع دشمنی انسان باخدا، حدیث شماره 610».

5) - غرر، ج 1 – ص 28 – ح 830 .

6) - وسائل الشیعه، ج 11- ص 326 – ح 6.

همانا مبغوض ترین ودشمن شده ترین خلق خدا، کسی است که مردم از زبان آن بترسند.

«ترشروئی»
618. قٰالَ أَحَدُهُمٰا: ألإِنقِبٰاضُ مِنَ النّٰاسِ مَکسِبَةٌ لِلعَداوَةِ؛(1)

یکی از دو امام - باقر یا صادق (علیهماالسلام) فرموده: ترشروئی به مردم دشمنی به بارآرد.

«تعصب و فخرفروشی جاهلی»
619. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : فَاللهَ عِبٰادَاللهِ فِی کِبَرِالحَمِیَّةِ وَفَخرِالجٰاهِلِیَّةِ فَاِنَّهُ مَلاقِحُ الشَّنَئٰانِ وَمَنٰافِخُ الشَّیطٰانِ؛(2)

بندگان خدا از خدا بترسید در بزرگ کردن حمیت، تعصب و فخرفروشی جاهلیت، زیرا که آن محل و مرکز دشمنی (خونریزی) وجایگاه و میدان شیطان است.

«تعدّی به حقوق دیگران»
620. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَتَعَدِّیهِ کَثُرَأَعادِیهِ؛(3)

کسی که تعدّی و تجاوزش به حقوق دیگران، زیاد باشد، دشمن او بسیارشود.

«جفاکاری»

-امام علی (علیه السلام) : از جفاکاری بپرهیز، زیرا که آن برادری را تباه می کند وخداوند ومردم را با انسان دشمن می سازد؛(4)«ازخود راضی بودن، خودپسندی»

621. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ کَثُرَالسّٰاخِطُ عَلَیهِ؛(5)

هرکس از خود راضی باشد، خشم کننده بر او زیاد شود.

622. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ العُجبِ أَلبَغضاءُ؛(6)

نتیجۀ خودپسندی، دشمنی (مردم) است.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 450، ح 5.

2) - غرر، ج 2، ص 521، ح 67.

3) - غرر، ج 2، ص 648، ح 655.

4) - «موضوع بهم خوردن برادری، جفاکاری، حدیث شماره 307».

5) - غرر، ج 2، ص 659، ح 830.

6) - غرر، ج 2، ص 359، ح 20.

«دشمنی با مردم»
623. قالَ آبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن زَرَعَ العَداوَةَ حَصَدَ ما بَذَرَ؛(1)

هرکس دشمنی (بامردم) بکارد، کاشته خود (دشمنی) را دروکند.

624. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن عَانَدَ النّاسَ مَقَتُوهُ؛(2)

هرکس مردم را دشمن بدارد، مردم او را دشمن دارند.

625. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لا حَی الرِّجالَ کَثُرَأَعدائُهُ؛(3)

کسی که با مردم دشمنی و نزاع کند، دشمنانش بسیارشوند.

«دشنام دادن به مردم - سبّ کردن مردم»
626. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لا تَسُبُّواالنّاسَ فَتَکسُبُوا العَداوَةَ لَهُم؛(4)

به مردم دشنام ندهید و بدگوئی نکنید تا اینکه باعث دشمنی آنها (با شما) گردد.

627. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إنَّ رَجُلا مِن بَنِی تَمِیم أتیَ النَّبِیَّ (صلی الله علیه واله) فَقٰالَ: أوصِینِی، فَکٰانَ فِی مٰا أوصاهُ أن قٰالَ: لا تَسُبُّوا النّٰاسَ فَتَکتَسِبُوا العَدٰاوَةَ بَینَهُم؛(5)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: مردی از قبیله بنی تمیم نزد حضرت پیغمبر(ص) آمده عرض کرد:

بمن سفارشی (وصیّتی) بفرما، پس در آنچه حضرت به او سفارش فرمود این بود که: به مردم دشنام ندهید تا (در نتیجه) کسب عداوت (و دشمنی) میان آن ها کنید.

«رغبت به دنیا»
627. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلرَّغبَةُ فِی الدُّنیٰا تُوجِبُ المَقتَ؛(6)

دل بدنیا بستن، سبب دشمنی می شود،(دشمنی مردم با انسان و دشمنی انسان باخدا).

«سخن چینی»
628. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سَعیٰ بِالنَّمِیمَةِ حٰارَبَهُ القَرِیبُ وَمَقَتَهُ البَعِیدُ؛(7)

1) - اصول کافی، ج 3، ص 411، ح 12.

2) - غرر، ج 2، ص 622، ح 252.

3) - غرر، ج 2، ص 632، ح 419.

4) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 610، ح 2.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 64، ح 3.

6) - غرر، ج 1، ص 41، ح 1246.

7) - غرر، ج 2، ص 682، ح 1119 وص 563، ح 30.

کسی که سخن چینی کند، خویشاوندش با او بجنگد و بیگانه دشمنش دارد.

«سرزنش زیاد»
629. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ التَّقرِیعِ یُوغِرُالقُلُوبَ وَیُوحِشُ الأَصحابَ؛(1)

سرزنش زیاد دلها را کینه توز، و دوستان را از هم دور می سازد.

«غضب»
630. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ یُثِیرُکَوٰامِنَ الحِقدِ؛(2)

خشم وغضب، کینه و دشمنی های نهفته را برمی انگیزد.

«تکبّر»
631. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالتَّکَبُّرِیَکُونُ المَقتُ؛(3)

تکبر وغرور، موجب دشمنی می شود.

632. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ أَن تُعجِبَ بِنَفسِکَ فَیُظهَرعَلیکَ النَّقصُ وَالشَّنَثانُ؛(4)

از خودپسندی بپرهیز، زیرا که باعث کاستی و دشمنی در تو می گردد.

633. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ما إِجتَلَبَ المَقتَ بِمِثلِ الکِبرِ؛(5)

هیچ چیز، مانندکبردشمنی مردم را جلب ننماید.

«مخالفت با مردم»
634. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مِنَ الخِلافِ تَکُونُ النَّبوَةُ؛(6)

ازمخالفت، دشمنی بوجود می آید.

«مجادله و ستیز»
635. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : لاتُمٰارِیَنَّ حَلِیمًا وَلا سَفِیهًا، فَاِنَّ الحَلِیمَ یَقلِیکَ وَالسَّفِیهَ یُؤذِیکَ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 682، ح 1119 وص 563، ح 30.

2) - غرر، ج 1، ص 103، ح 2188.

3) - غرر، ج 1، ص 332، ح 68.

4) - غرر، ج 1، ص 151، ح 47.

5) - غرر، ج 2، ص 738، ح 47.

6) - غرر، ج، ص 725، ح 6.

7) - اصول کافی، ج 3، ص 410 ،ح 4.

با شخص حلیم و سفیه مجادله مکن، زیرا حلیم دشمنت دارد وسفیه آزارت رساند.

«مزاح و شوخی»
636. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ شَیئٍ بَذرٌوَبَذرُالعَدٰاوَةُ المِزٰاحُ؛(1)

هرچیزی را بذری و تخمی است، و بذر و تخم دشمنی شوخی ومزاح است.

«غیرت نمائی زن – در مقابل حکم و وظیفه شرعی»
637. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَیرَةُ المَرئَةُ عُدوٰانٌ؛(2)

غیرت نمائی زن دشمنی است، (بخاطرغیرت نمائی مانع اجرای وظایف شرعی شود).

8) گناهانی که باعث دشمنی در بین مردم و مسلّط شدن آنان بریکدیگر می شود
«ترک امر به معروف و نهی ازمنکر»
• رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: تا زمانی که امّت من امربه معروف و نهی از منکر می نمایند و درکارهای نیک به همدیگر یاری می رسانند در خیر و برکت هستند، و وقتی که اینها را انجام ندادند برکات از آنان برچیده می شود، و بعضی بربعض دیگر مسلّط می شوند...؛(3)
«شکستن پیمان الهی»

قرآن کریم: «وَمِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنّا نَصاری أَخَذنا مِیثاقَهُم فَنَسُوا حَظًّا مِمّا ذُ کِّرُوا بِهِ فَاغرَینا بَینَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ إِلی یَومِ القِیامَةِ وَسَوفَ یُنَبِّئُهُمُ اللهُ بِما کانُو یَصنَعُونَ؛»(4)

و از کسانی که ادعای نصاریت داشتند، پیمان گرفتیم که پیروکتاب و رسول خدا باشند و نیز آنچه در انجیل است عمل نمایند، ولی آن ها قسمت قابل ملاحظه ای از آنچه به آنان تذکر داده شده بود بدست فراموشی سپردند، لذا درمیان آن ها تا دامنه قیامت عداوت و دشمنی افکندیم، وخدا در آینده آن ها را از آنچه انجام داده اند (و از نتائج آن) آگاه خواهد ساخت.

«پرحرفی»
638. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَفُضُولَ الکَلامِ فَاِنَّهُ یُظهِرُمِن عُیُوبِکَ مٰا بَطَنَ وَیُحَرِّکُ عَلَیکَ مِن أَعدٰائِکَ مٰا سَکَنَ؛(5)

1) - غرر، ج 2، ص 580، ح 52.

2) - غرر، ج 2، ص 506، ح 4.

3) - «موضوع قطع شدن امداد ونصرت آسمانی، ترک امربه معروف ونهی ازمنکر، حدیث شماره 176»

4) - سوره مائده، آیه 14.

5) - غرر، ج 1، ص 155، ح 89.

دوری کن از زیاده روی درکلام و سخن گفتن زیرا که این کار آنچه را از عیوب تو پنهان است آشکار می سازد و آنچه از دشمنانت ساکن بوده است به حرکت در می آورد.

«جَور در حکم - به ناحق حکم کردن»
• قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : وَجَدنٰا فِی کِتٰابِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَإذٰا جارُوا فِی الأحکٰامِ تَعاوَنُواعَلَی الظّلمِ وَالعُدوٰانِ؛(1)

در کتاب رسول خدا(ص) یافتیم (نوشته بود): و هرگاه در احکام به ناحق حکم کنند، همیاری درستم ودشمنی نمایند (و به ستم همدیگر دچار شوند).

«حکم کردن به غیرحکم خدا»
• قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : خَمسٌ إِن أَدرَکتُمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنهُنَّ... وَلَم یَحکُمُوا بِغَیرِما أَنزَلَ اللهُ (عزّوجلّ) إلا جَعَلَ اللهُ (عزّوجلّ) بَأسَهُم بَینَهُم؛(2)رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده: پنج چیز است که اگر به آنها برخورد کردید، از آنها به خدا پناه ببرید:... و به غیرآنچه خدای (عزوجل) نازل کرده حکم نکنند جز اینکه خداوند کشمکش و ستیزه میان آنها قراردهد.
«خصومت - دشمنی»
639. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَالخُصُومَةَ فَاِنَّها تَشغَلُ القَلبَ وَتُورِثُ النِّفاقَ وَتَکسُبُ الضَغایِنَ؛(3)

از خصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد و نفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.

«شراب، شیطان، قمار»

قرآن کریم: ن إِنَّما یُرِیدُ الشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسرِوَیَصُدُّ کُم عَن ذِ کرِاللهِ وَعَنِ الصَّلوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(4)

شیطان قصد آن دارد که به وسیله شراب وقمار، میان شما عداوت وکینه برانگیزد تا شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد، پس شما آیا از آن دست برمی دارید؟.


1) - «موضوع برچیده شدن برکت، منع زکات، حدیث شماره 317»

2) - «موضوع بیماری، عمل نامشروع - زنا، حدیث شماره 351»

3) - وسائل الشیعه، ج 8، ص568، ح 5.

4) - سوره مائده، آیه 91.

«همنشین، همسفره شدن با گناهکار»
640. قالَ امِیرُالمُؤنِینِ (علیه السلام) : وَلَمّا وَقَعَ التَّقصِیرُفِی بَنِی إِسرائِیلَ جَعَلس الرَّجُلُ مِنهُم یَری أَخاهُ عَلَی الذَّنبِ فَیَنهاهُ فَلا یَنتَهِی، فَلا یَمنَعُهُ ذالِکَ أَن یَکُونَ أَکِیلَهُ وَجَلِیسَهُ وَشَرِیبَهُ حَتّی ضَرَبَ اللهُ تَعالی قُلُوبَ بَعضِهِم بِبَعضٍ...؛(1)

هنگامی که در میان بنی اسرائیل سستی پدید آمد، چنان بود که مرد برادر دینی خود را مرتکب گناه می دید، او را نهی می کرد و او دست برنمی داشت ولی این کار موجب آن نمی شد که نهی کننده از هم غذایی، هم نشینی وهم پیلگی با مرتکب گناه بازدارد، تا اینکه خداوند دلهای آن ها را با یکدیگرمخالف کرد و با هم دشمن نمود.

9)گناهانی که باعث قدرت گرفتن و مسلط دشمن می شود:
«ترک امربه معروف و نهی ازمنکر»
641. مُحَمّدُ بنِ عُرفَة قٰالَ: سَمِعتُ أبَالحَسَنَ الرِّضٰا (علیه السلام) یَقُولُ:

لِتَأمُرَنّ بِالمَعرُوفِ وَلِتَنهُنَّ عَنِ المُنکَرِ، أولیَستَعملنَ عَلَیکَم شِرٰارُکُم فَیَدعُوخِیٰارُکُم فَلا یُستَجٰابُ لَهُم؛(2)

محمد بن عرفة گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود: یا باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، و یا اشرارتان برشما مسلط می شوند، سپس نیکان شما دعا می کنند ولی برای آنان مُستجاب نمی شود.

«نافرمانی از اخیار و نیکان، فرمان برداری از اشرار و نااهلان، حرام را حلال کردن، ظلم و فسق و فجور را عَلَنی کردن»
• عَن أبِی خالدِالکابلی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بن الحُسَینِ (علیهماالسلام) یَقُولُ:

... وَالذُنُوبُ الَّتی تَدِ یل الأَعداءَ، أَلمُجاهِرَةُ بِالظُّلمِ، وَاِعلانُ الفُجُورِ، وَإباحَةُ المَحظُورِ، وَعِصیانُ الأخیارِ، وَالإنطباع ُ لِلأشرارِ؛(3)

أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم، می فرمود: وگناهانی باعث چیره و مسلط شدن دشمن می شود: ظلم وستم را آشکارکردن، و فسق و فجور را عَلنی نمودن، و حرام را حلال کردن، و نافرمانی اخیار و نیکان، و فرمان برداری از اشرار و نااهلان.


1) - عقاب الأعمال، ص 597، ح 3.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 394، ح 4.

3) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف، حدیث شماره 328»

642. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: إِذا عَصانِی مَن عَرَفَنِی سَلَّطتُ عَلَیهِ مَن لایَعرِفُنِی؛(1)

خداوند (عزوجل) می فرماید: هرگاه کسی که مرا شناخت نافرمانیم کند، کسی را که مرا نشناخت بر او مسلّط کنم.

«شکستن عهد و پیمان خدا و رسول خدا»
• قال أبوجعفر (علیه السلام) : وَجَدنا فِی کِتابِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَإذا نَقَضُواالعَهدَ سَلّطَ اللهَ عَلَیهِم عَدُوَّهُم؛(2)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: درکتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم (نوشته بود)... و زمانی که عهد را بشکنند خداوند دشمنانشان را بر آنان مسلط کند.

• قالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : خَمسٌ إِن أَدرَکتُمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنهُنَّ... وَلَم یَنقُضُواعَهدَ اللهِ وَعَهدَ رَسُولِهِ إلا سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِم عَدُوَّهُم وَأَخَذُوا بَعضَ مٰا فِی أَیدِیهِم؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: پنج چیزاست که اگربه آن ها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید... و پیمان خدا و رسولش را نشکستند جز اینکه خداوند دشمنانشان را برایشان چیره کند و برخی اموالشان را بگیرند.

10) گناهی که باعث دشمنی ملائکه با انسان:
«دروغ»
643. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَکتَسِبُ الکاذِبُ بِکِذبِهِ سَخَطش اللهِ سُبحانَهُ عَلَیهِ وَاستَهانَةَ النّاسِ بِهِ وَمَقتَ المَلائِکَةِلَهُ؛(4)

دروغگو با دروغگوییش خشم خدا را نسبت به او، و خوارشمردن شدن در بین مردم و دشمنی ملائکه بر او را بدست می آورد.

11)گناهانی که باعث یاری کردن انسان به دشمن خود می شود:
«خوارکردن یاران و لشکریان»
644. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن خَذَلَ جُندَهُ نَصَرَأَضدادَهُ؛(5)

1) - اصول کافی، ج 3، ص 378، ح 30.

2) - «موضوع برچیده شدن برکت، منع زکات، حدیث شماره 317»

3) - «موضوع نزول بال ،عمل نا مشروع - زنا، حدیث شماره 351»

4) - غررج 2، ص 876، ح 30 .

5) - غررج 2، ص 649، ح 673.

کسی که (وفرمانروائی که) سپاهیان (ویاران) خویش را خوار گرداند، دشمنان خود را یاری کرده است.

«ظلم کردن به رعیت و ملّت»
645. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ رَعِیَّتَهُ نَصَرَاَضدٰادَهُ؛(1)

کسی که بررعیتش ظلم کند، به دشمنانش یاری کرده است.

فصل دوم - گناهانی که باعث دشواری در زندگی انسان می شود:

«بخل ورزیدن»

قرآن کریم: «وَأَمّٰا مَن بَخِلَ وَاستَغنیٰ؛»(2)

اما کسی که بخل ورزد و از این طریق (از پاداش های خداوند) بی نیازی طلبد (خود را از پاداش های الهی بی نیاز بداند).

«تکذیب کردن نیکی های الهی»

«وَکَذَّبَ بِالحُسنیٰ؛»(3)

وپاداش نیک (الهی) را تکذیب کند

«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلعُسریٰ؛»(4)

ما به زودی او را در مسیر دشواری قرار می دهیم.

فصل سوم - گناهانی که باعث رد شدن دعا وگرفته شدن شیرینی مناجات از انسان می شود

اشاره

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحبِسُ الدُّعاءَ؛»(5)

«بارإلها بیامرز برای من گناهانی را که مانع إجابت دعا می شوند».


1) - غرر ... .

2) - سوره اللیل، آیه 8.

3) - سوره اللیل، آیه 9.

4) - سوره اللیل، آیه 10.

5) - «دعای کمیل».

الف) عدم اجابت و رَد شدن دعا:

«ترک امربه معروف ونهی از منکر، ترک تبعیت از اخیار و نیکان اهل بیت»
• قالً أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : وَجَدنا فِی کِتابِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) ... وَإذا لَم ِیَأمُرُوابِالمَعرُوفِ وَلَم یَنهَواعَنِ المُنکَرِ، وَلَم یَتبَعُوا الأخیارَمِن أهلِ بَیتِی، سَلّطَ اللهُ عَلَیهِم شِرارَهُم فَیَدعُوأخیارُهُم فَلا یُستجابَ لَهُم؛(1)

در کتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم: وهرگاه امربه معروف ونهی از منکر را نکردند، و از نیکان اهل بیت من تبعیت ننمودند، خداوند اشرار آنها را بر آنان مسلط کند، سپس نیکانشان دعا کنند ولی برای آنان قبول نشود.

• مُحَمّدُ بنِ عُرفَة قٰالَ: سَمِعتُ أبَالحَسَنَ الرِّضٰا (علیه السلام) یَقُولُ:

لِتَأمُرَنّ بِالمَعرُوفِ وَلِتَنهَنَّ عَنِ المُنکَرِ، أولَیَستَعمَلنَّ عَلَیکَم شِرٰارُکُم فَیَدعُوخِیٰارُکُم فَلا یُستَجٰابُ لَهُم؛(2)

محمدبن عرفة گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود:

یا باید امر به معروف ونهی از منکر کنید، و یا اشرارتان برشما مسلط می شوند، سپس خوب های شما دعا می کنند ولی برای آنان مُستجاب نمی شود.

«سوء نیت، صفت زشت درونی، نفاق با برادران دینی، قبول نداشتن إجابت دعا، تأخیر انداختن نمازهای واجب تا وقت آنها بگذرد، ترک تقرّب به خدا بوسیله نیکوکاری و دادن صدقه، ناسزاگوئی و فحّاشی»

• عَن أبِی خالدِالکابلی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بن الحُسَینِ (علیهماالسلام) یَقُولُ:

... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَرُالدُّعاءَ: سُوءُالنِیّةِ، وَخُبثُ السَّرِیرَةِ، وَالنِّفاقُ مَعَ الإخوانِ، وَتَرکُ التَّصدِیقِ بِالإجابَةِ، وَتَأخِیرُالصّلواةِ المَفرُوضا تِ حَتّی تَذهَبَ أوقاتُها، وَتَرکُ التَّقَرُّبِ اِلَی اللّهِ (عزّوجلّ) بِالبِرِّ وَالصَّدَقَةِ، وَإستِعمالُ البِذاءِ والفُحشِ فِی القَولِ؛(3)

امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود:... وگناهانی که دعا را رد می کند: بدنیّتی (سوء نیت)، و بدتینتی (صفات زشت درونی)، و نفاق با برادران دینی، و قبول نداشتن إجابت دعا، و تأخیرانداختن نمازهای واجب تا وقت آنها بگذرد، وترک تقرّب به خداوند (عزّوجلّ) بوسیله نیکوکاری و دادن صدقه، وناسزا گوئی وفحّاشی «بد زبای» درگفتار.


1) - «موضوع برچیده شدن برکت، منع زکات، حدیث شماره 317»

2) - «درموضوع تسلّط دشمن – ترک امر به معروف – حدیث شماره 641»

3) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف، حدیث شماره 328»

«آزردن پدر و مادر»
• قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَرُدُّالدُّعٰاءَ وَتظلِمُ الهَوٰاءَعُقُوقُ الوٰالِدَینِ؛(1)

وآن گناهانی که دعا را برگردانند وفضا را تیره وتارکنند نافرمانی وآزردن پدرومادراست.

«حرام خواری»
646. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : فِی (حَدِیثِ القُدسِی) قالَ: لا یَحجُبُ عَنِّی دَعوَةٌ إِلا دَعوَةَ آکِلِ الحَرامِ؛(2)

در(حدیث قدسی) فرموده: هیچ دعائی از من پوشیده نمی ماند، مگر دعای (انسان) حرام خوار.

647. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : وَقالَ رَجُلٌ یا رَسُولَ اللهِ: أُحِبُّ أَن یُستَجابَ دُعائِی، فَقالَ (صلی الله علیه واله) : طهَّرمَأکَاَتَکَ وَلا تُدخِل بَطنِکَ الحَرامَ؛(3)

مردی عرض کرد، یارسول الله: من دوست دارم دعای مُستجاب شود، حضرت فرمود: خوراکت را پاکیزه کن وبه شکم خود، حرام وارد مکن.

«رفتن بسوی خدا، از غیر راهی که خدا تعیین کرده است»
«غیر راه انبیاء و اوصیاء»
648. عَن مَحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ عَن أَحدِهِما(علهما السلام) قالَ: قَلتُ: إِنّا نَرَی الرَّجُلَ لَهُ عِبادَةٌ وَاِجتَهادٌ وَخُشُوعٌ وَلا یَقُولُ بِالحَقِّ، فَهَل یَنفَعُهُ ذالِکَ شَیئًا؟ فَقالَ: یا أَبا مَحَمَّدً إِنَّما مَثَلُ أَهلِ البَیتِ مَثلُ أَهلِ بَیتٍ کانُوا فِی بَنِی إِسرائِیلَ کانَ لا یَجتَهِدُأَحَدٌمِنهُم أَربَعِینَ لَیلَةً إِلا دَعا فَأُجِیبَ، وَإِنَّ رَجُلًا منِهُمُ إِجتَهَدَ أَربَعِینَ لَیلًا، ثُمَّ دَعا فَلَم یُستجَب لَهُ، أَتی عِیسشی بنَ مَریَمَ (علیه السلام) یَشکُو إِلَیهِ ماهُوَفِیهِ وَیَسأَلُهُ الدُّعا، قالَ: فَتَطَهَّرَعییسی وَصَلّی وَدَعا اللهَ عزّوجلّ فَأَوحَی اللهُ عزّوجلّ إِلَیهِ یا عِیسی إِنَّ عَبدِی أَتانِی مِنغَیرِالبابِ الَّذِی أَوتی مِنهُ، إِنَّه دَعانِی وَفِی قَلبِهِ شَکٌّ مِنکَ فَلَودَعانِی حَتّی یَنقَطِعَ عُنُقُهُ وَتَنتَشِرَأَنامِلُهُ مَا استَجِبتُ لَهُ؛(4)

امحمد بن مسلم از یکی از دو امام - امام باقر و یا امام صادق - (علیهما السلام) حدیث کند که به وی عرض کردم: ما می بینیم مردی را که دارای عبادت وکوشش وخشوع در دین است ولی معتقد به حق (امامت شما) نیست، آیا این اعمال به او سودی بخش؟


1) - «موضوع دریده شدن پرده های عصمت وصیانت، شرابخواری، حدیث شماره 367»

2) - وسائل الشیعه، ج 4، ص 1175، ح باب 67، ح 4.

3) - وسائل الشیعه، ج 4، ص 1176، ح باب 67، ح 5.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 119، ح 9.

فرمود: ای أبا محمد! جزاین نیست که مثل (ما) اهل بیت و (مردم)، مثل، آن خاندانی هستند که در بنی اسرائیل بودند، و هیچ یک از آن ها نبود که چهل شب کوشش کند (و ریاضت کشد) جزاینک (این چهل شب) دعا می کرد و دعایش إحابت می شد،، (ولی وقتی) یکی از آن ها چهل شب کوشش کرد سپس دعا کرد، و دعایش به اجابت نرسید، پس نزد عیسی بن مریم (علیه السلام) آمد و از حال خود به او شکایت کرد و از او درخواست کرد که برایش دعا کند، پس عیسی (علیه السلام) تطهیرکرده و نمازخواند سپس به درگاه خدای عزوجل دعا کرد، خدای عزوجل به او وحی کرد ای عیسی این بندۀ من نزد من آمده اما به غیر از آن دری که باید بیاید، او مرا خوانده ولی در دلش نسبت به تو شک داشته، پس (بااین حال) اگر(آنقدر) مرا بخواند که گردنش قطع شود وانگشتانش بریزد، دعایش را اجابت نکنم.

«آلودگی باطنی، ریا و ظاهرسازی»
649. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : سَیَأتَی عَلَی النّاسِ زَمانٌ تَخبُثُ فِیهِ سَرِائِرُهُم وَتَحسُنُ فِیهِ عَلانِیَتُهُم، طَمَعًا فِی الدُّنیا، لا یُریدُونَ بِهِ ما عِندَ رَبِّهِم یَکُونُ دِینُهُم رِیاءً لا یُخالِطُهُم خَوفٌ، یَعُمُّهُمُ اللهُ بِعِقابٍ، فَیَدعُونَهُ دُعاءَ الغَرِیقِ فَلا یَستَجِیبُ لَهُم؛(1)

زمانی برای مردم پیش آید که، برای طمع دنیا باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا باشد، و از ظاهرخویش ثواب خدا را مقصود نداشته باشند، دینشان ریاء باشد و ترس ازخدا به آن ها آمیخته نشده باشد، خدا آن ها را مجازات همگانی کند، سپس مانند کسی که غرق می شود، دعا کنند وخدا مستجاب نکند.

«آلودگی زبان، ناپاکی قلب»
650. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :کانَ فِی بَنِی إِسرائِیلَ رَجُلٌ فَدَعَا اللهَ أَن یَرزُقَهُ غُلامًا ثَلاثَ سِنِینَ فَلَمّارَأی أَنَّ اللهَ لایُجِیبُهُ قالَ: یارَبِّ أَبَعِیدٌ أَنَا مِنکَ فَلا تَسمَعُنِی أَم قَرِیبٌ أَنتَ مِنِّی فَلا یُجِیبُنِی قالَ: آتاهُ آتٍ فِی مَنامِهِ فَقالَ: إِنَّکَ تَدعُواللهَ عَزَّوَجَلَّ مُنذُ ثَلاثَ سِنِینَبِلِسانٍ بَذِیٍّ وَقَلبٍ عاتٍ غَیرِتَقِیٍّ وَنِیِّةٍ غَیرِصادِقَةٍ، فَاقلَع عَن بَذائِکَ وَلیَتَّقِ اللهَ قَلبَکَ وَلتَحسُن بِنِیَّتِکَ، قالَ: فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذالِکَ ثُمَّ دَعَا اللهَ فَوُلِدَ لَهُ غُلامٌ؛(2)

دربنی إسرائیل مردی بود که سه سال پیوسته دعا می کرد که خدا پسری به او روزی کند (دعایش مستجاب نمی شد) همین که دید خدا خواهش او را برنمی آورد عرض کرد: پروردگارا آیا من از تو دورم و تو سخن مرا نمی شنوی، یا تو به من نزدیکی و پاسخم


1) - اصول کافی، ج 3، ص 404، ح 14 و ج 4، ص 16، ح 7.

2) - ؟؟؟

نمی دهی؟ کسی در خواب نزدش آمد وبه او گفت: توسه سال تمام خدا را با زبانی بد وهرزه، و دلی سرکش و ناپرهیزکار، و نیتی نادرست میخوانی، پس باید از هرزه گوئی بدرآئی، و دلت پرهیزکار، و نیتت درست گردد (تا خواهشت برآورده شود) حضرت فرمود: آن مرد بدستور عمل کرد سپس دعا کرد و خدا را خواند و دارای پسری شد.

«توجیه کردن ظلم، ظالم»
651. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن عَذَّرَظالِمًا بِظُلمِهِ سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ مَن یَظلِمُهُ، فَاِن دَعا لَم یَستَجِب لَهُ، وَلَم یَأجِرهُ اللهُ عَلی طَلامَتِهِ؛(1)

هرکس ظلم کردن ظلم را توجیه کند (وبرای آن عذرتراشی نماید) خداوند مسلّط خواهد کرد براو کسی را که به او ظلم نماید، پس اگر دعا کند (و خداوند را بخواند) اجابت نکند، و در مقابل ستمی که بر وی شده اجری نخواهد داد.

«داشتن مظلمه وحق دیگران بر گردن»
652. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ (عزبوجلّ) یقول: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أُجِیبُ دَعوَةَ مَظلُومٍ دَعانِی فِی مَظلَمَةٍ ظُلِمَها وَلِأَحَدٍ عِندَهُ مَثلُ تِلکَ المَظلَمَةٍ؛(2)

همانا خدای عزوجل می فرماید: به عزت و جلالم قسم اجابت نخواهم کرد دعای مظلومی که مرا می خواند در مورد مظمۀ (و ظلمی که به او شده) مادامی که مانند آن مظلمه در نزد (و درگردن) اوست.

«دعا بدون عمل وکار»
653. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : أَلدّاعِی بِلا عَمَلٍ کَالرّامِی بِلا وَتَرٍ؛(3)دعا کننده بدون عمل (و انجام کار)، مانند تیراندازی بدون فشنگ و زره است.
«گناه ومعصیت»
654. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلمَعصِیَةُ تَمنَعُ الإِجابَةَ؛(4)

گناه، جلو اجابت دعا را می گیرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 345، ح 2.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 340، ح 11.

3) - وسائل الشیعه، ج 4، ص 1175، ح باب 67، ح 2.

4) - غرر، ج 1، ص 28، ح 842 .

655. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ العَبدَ یَسأَلُ اللهَ الحاجَةَ فَیَکُونُ مِن شَأنِهِ قَضاؤُها إِلی آَجَلٍ قَرِیبٍ أَوإِلی وَقتٍ بَطِیءٍ، فَیُذنِبُ العَبدُ ذَنبًا فَیَقُولُ اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی لِلمَلَکِ لاتَقضِ حاجَتَهُ وَأَحرِمهُ إِیّاهُ فَاِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِی وَاستَوجِبَ الحِرامَ مِنِّی؛(1)

همانا بنده ای ازخداوند حاجتی را درخواست می نماید، از شأنش برآورده شدن آن است، زودترو یا دیرتر، پس بنده گناهی را مرکتب می شود، و خداوند(تبارک وتعالی) به ملائکه می فرماید: حاجتش را برآورده مکن و او را از آن محروم نما همانا او به سخت وخشم من تعرّض کرد و مستوجب محرومیت ازطرف من گردید.

656. الإمامُ غلیّ (علیه السلام) : لایَستَنبِطُ إِجابَةُ دُعائِکَ وَقَد سَدَ د تَ طَرِیقَهُ بِالذُّنُوبِ؛(2)

دعای تو، راه قبول شدن نمی یابد، در حالی که تو با گناهانت راه اجابت را بسته ای.

ب) گرفته شدن شیرینی مناجات خدا از انسان:

«فریفته و دلباخته شدن عالِم (دانشمند دینی) به دنیا»
657. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أوحَی اللهُ إلٰی دٰاوُدَ (علیه السلام) : لا تَجعَل بَینِی وَبَینَکَ عٰالِمًا مَفتُونًا بِالدّنیٰا فَیَصُدّکَ عَن طَرِیق مَحَبّتِی، فَأُولٰئِکَ قُطّٰاعُ طَّرِیقِ عِبٰادِیی المُرِیدِینَ، إنَّ أدنٰی مٰا أنَاصٰانِعٌ بِهِم أن أنزَعَ حَلاوَةَ مُنٰاجٰاتِی عَن قُلُوبِهِم.(3)

خدا به داود (علیه السلام) وحی فرمود که: میان من و خودت عالم فریفته دنیا را واسطه قرارمده که تو را از راه دوستیم بازدارد، زیرا که ایشان راهزنان بندگان جویای منند، همانا کمتر کاری که با ایشان انجام دهم، اینست که شیرینی مناجاتم را از دلشان برکنم و ریشه کن نمایم.

ج) چهل و هفت گناه و عملی که باعث عدم اجابت دعای انسان می شود:

«برگرفته از فرمایشات نورانی معصومین - صلوات الله علیهم اجمعین»

· اداء نکردن حق خداوند، بعد ازشناخت او. «مانند ترک نمازو...؛»

· امید به غیرخدا.

· انجام اعمالی که انسان را به جهنم نزدیک می کند.

· انجام اعمالی که انسان را از بهشت دور می نماید.

· بداخلاقی و سُوء خلق.

· بد زبانی، بدگویی، فحّاشی و....

· بر ذمّه داشتن حق وحقوق دیگران (مظلمه).


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 239،ح 11.

2) - غرر، ج 2، ص 813، ح 178.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 58، ح 4.

· بی تقوایی وعدم پرهیزازگناه.

· پرستش وعبودیت غیرخدا.

· تأخیرانداختن وقت نماز، تا وقت آن بگذرد.

· تباه کردن مال وثروت، وبعد، ازخدا طلب مال و ثروت نمودن.

· ترک کردن نیکی و صدقه که وسیله تقرّب به خداوند است.

· ترک کردن امر به معروف ونهی ازمنکر.

· تکذیب اجابت دعا.

· جا سوسی برای ظالم.

· حرام خواری، (لقمه حرام).

· خدمت کار ظالم بودن، مانند: باج گیری وأخذ مالیات و... برای ظالم.

· داشتن کینه مؤمن دردل.

· دعا بدون حضورقلب و با دل غافل.

· دعا بدون عمل.

· دعا برای کاری که خود انسان می تواند انجام دهد.

· دعا برای کار محال و غیرممکن.

· دعا برای موفّقیت در کاری که انسان احتیاط لازم را برای انجام آن رعایت نکرده.

· دعا برای قطع صله رحم.

· دوستی با شیطان و اطاعت از او.

· رشوه خواری.

· طلب نمودن چیزحرام از خداوند. مانند طلب روزی حرام.

· ظلم وستم.

· هرزه زبانی.

· دعا با زبان گناه و معصیت.

· سیرت و درون ناپاک (بد طینتی).· سوءظن و بددلی نسبت به مؤمن.

· شراب خواری (مسکِر و مَست کننده).

· عقوق والدین (نافرمانی، اذیت و آزار پدر و مادر).

· قساوت قلب.

· قطع رحم (قطع رابطه با خویشاوندان).

· قماربازی.

· گناه (هرگونه گناه).

· لهوولعب.

· مخالفت با سنّت وروش پیامبر(ص)، بعد از ایمان به او.

· مخالفت با کتاب خدا (قران) بعد از خواندن آن.

· نفاق با برادران دینی.

· نفرین به همسایه (وقت دعا به همسایه نفرین کند).

· نوازند گی (موسیقی حرام) طنبورزنی و رقص و....

· نیت بد و ناپاک.

· نیرو و قدرت بودن برای ظالم، مانند نیروی نظامی وانتظامی ظالم.

· وجود لوازم وآلات موسیقی، مانند طنبور و...در خانه.

د) هشت خصلت «وگناه» که باعث عدم إجابت دعا می شود:

«از مولی الموحّدین حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) »

1.

اداء نکردن حق الهی

2.

مخالفت با سنت نبوی و از بین بردن شریعت او

3.

عمل نکردن به دستو رات قرآن و مخالفت با آن

4.

عمل کردن به معاصی وگناهانی که انسان را به دوزخ نزدیک می کند

5.

انجام دادن کارهایی که انسان را از بهشت دور می کند

6.

شرک نکردن به نعمت های الهی

7.

دوستی با شیطان و عدم مخالفت با آن

8.

نصب العین قراردادن عیب مردم وفراموش کردن عیب خویش

9.

کسی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از عدم إستجابت دعایش شکایت کرد وگفت: با اینکه خداوند فرموده دعا کنید من اجابت می کنم، چرا دعا می کنم و به اجابت نمی رسد؟! امام (علیه السلام) درپاسخ فرمود:

إِنَّ قُلُوبَکُم خانَ بِثَمانِ خِصالٍ:

قلب وفکرشما درهشت چیزخیانت کرده لذا دعایتان مستجاب نمی شود:اَوَّلُها: إِنَّکُم عَرَفتُمُ اللهَ فَلَم تُؤَدُّوا حَقَّهُ کَما أَوجَبَ عَلَیکُم، فَماأَغنَت عَنکُم مَعرَفَتُکُم شَیئًا.

1. شما خدا را شناخته اید امّا حق او را أدا نکرده اید، به همین دلیل شناخت شما سودی بحالتان نداشته!

وَالثّانِیَةُ: إِنَّکُم آمَنتُم بِرَسُولِهِ ثَمَّ خَالَفتُم سُنَّتَهُ وَأَمتُّم شَرِیعَتَهُ فَأَینَ ثَمَرَةُ اِیما نِکُم؟.

2. شما به فرستادۀ او ایمان آورده اید سپس با سنتش به مخالفت برخاسته اید ثمرۀ ایمان شما کجا است؟!

وَالثّالِثَةُ: إِنَّکُم قَرَأتُم کِتابَهُ المُنزَلَ عَلَیکُم فَلَم تَعمَلُوا بِهِ وَقُلتُم سَمِعنا وَأَطَعنا ثُمَّ خالَفتُم.

3. کتاب او را خوانده اید ولی به آن عمل نکرده اید، گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم سپس به مخالفت برخاستید!

والرّابعة: إِنَّکُم قُلتُم نَخافُونَ مِنَ النّارِ، وَاَنتُم فِی کُلِّ وَقتٍ تُقَدِّ مُونَ إِلَیها بِمَعاصِیکُم، فَأَینَ خَوفُکُم؟.

4. شما می گویید از مجازات وکیفر خدا می ترسید، اما همواره کارهائی می کنید که شما را به آن نزدیک می سازد، پس ترستان کجاست؟!.

وَالخامِسَةُ: إِنَّکُم قُلتُم تَرغَبُونَ فِی الجَنَّةِ، وَاَنتُم فِی کُلِّ وَقتٍ تَفعَلُونَ ما یُباعِدُ کُم مِنها فَأَینَ رَغبَتُکُم فِیها؟.

5. می گویید به پاداش الهی علاقه دارید، اما همواره کاری انجام می دهید که شما را از آن دور می سازد، پس علاقۀ تان کجاست؟!.

وَالسّادِسَةُ: إِنَّکُم أَکَلتُم نِعمَةَ المَولی فَلَم تَشکُرُواعَلَیها !.

6. نعمت خدا را می خورید، وحق شکر او را أدا نمی کنید!.

وَالسّابِعَةُ: إِنَّ اللهَ أَمَرَکُم بِعَداوَةِ الشَّیطانِ وَقالَ: «إِنَّ الشَّیطانَ لَکُم عَدَوٌّ فَاتَّخُذُوهُ عَدُوًا» فَعادَیتُمُوهُ بِلا قَولٍ، وَوالَیتُمُوهُ بِلا مُخالِفَةٍ !.

7. به شما دستور داده دشمن شیطان باشید (و شما طرح دوستی با او می ریزید) ادعای دشمنی باشیطان دارید، اما عملا با او مخالفت نمی کنید!.

وَالثّامِنَةُ: إِنَّکُم جَعَلتُم عُیُوبَ النّاسِ نَصبَ أَعیُنِکُم وَعُیُوبَکُم وَراءَ ظَهُورِکُم تَلُومُونَ مَن أَنتُم أَحَقُّ بِاللَّومِ مینهُ!8. شما عیوب مردم را نصب العین خود ساخته و عیوب خود را پشت سرافکنده اید، سرزنش می کنید کسی را که شما سزاوارتر از آن به سرزنش هستید!.

فَاَیُّ دُعاءٍ یُستَجابُ لَکُم مَعَ هذا وَقَد سَدَد تُم أَبوابَهُ وَطُرُقَهُ ؟ فَاتَّقُوااللهَ وَأَصلِحُواأَعمالَکُم وَأَخلِصُوا سَرائِرَکُم وَامُرُوا بِالمَعرُوفِ وَانهَوا عَنِ المُنکَرِ فَیَستَجِیبُ لَکُم دُعائَکُم؛(1)

با این حال چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ درحالی که خودتان درهای آن را بسته اید؟ تقوی پیشه کنید اعمال خویش را اصلاح نمایید امربه معروف ونهی ازمنکر کنید تا دعای شما به اجابت برسد.


1) - تفسیر نمونه، ج 1، ص 644 .

فصل چهارم - گناهانی باعث ترجیح دنیا برآخرت، بندۀ دنیا شدن، از دست رفتن و دگرگون شدن دنیای می شود

الف) ترجیح دنیا برآخرت:

«نفاق، خارج شدن از دین»

659.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَلتَمِسِ الدُّنیٰا بِعَمَلِ الآخِرَةِ وَلا تُؤثِرُالعٰاجِلَةَ عَلَی الآجِلَةِ فَاِنَّ ذٰالِکَ شِیمَةُ المُنٰافِقِینَ وَسَجِیَّةُ المٰارِقِینَ؛(1)

با عمل آخرت جویای دنیا نباشید، و دنیا را برآخرت ترجیح ندهید، زیرا که این روش منافقان و خوی از دین خارج شدگان است.

ب) بنده دنیا شدن:

«دنیا را برخدا مقدم داشتن، دنیا را بزرگ شمردن، بدنیا قطعیت پیدا کردن»
660. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن عَظُمَتِ الدُّنیا فِی عَینِهِ وَکَبُرَمُوقِعُها فِی قَلبِهِ وَآثَرَها عَلَی اللهِ وَانقَطَعَ إِلَیها صارَعَبدًا لها؛(2)

هرکس دنیا را در چشم خویش عظیم گیرد و در دلش بزرگ دارد وآن را برخدا مقدم بدارد و بسوی آن انقطاع پذیرد، چنین کسی درست بنده دنیا باشد.

ج – از دست رفتن دنیا:

«تلاش وکوشش برای دنیا»
661. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن سٰاعَی الدُّ نیٰا فٰاتَتهُ؛(3)

هرکس برای دنیا تلاش کند، دنیا از دستش می رود.

د) دگرگون شدن و ویرانی دنیا:

«خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن»
662. قالَ رَسُولُ اللهُ (صلی الله علیه واله) : یَقُولُ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ): وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَکِبریائِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَإِرتِفاعِ مَکانِی لا یُؤثِرُعَبدٌ هَواهُ عَلی هَوای إِلا شَتَّتُ عَلَیهِ اَمرَهُ، وَلَبِستُ عَلَیهِ دُنیاهُ، وَشَغَلتُ قَلبَهُ بِها وَلَم آتِهِ مِنها

1) - غرر، ج 2، ص 825، ح 253.

2) - غرر، ج 2، ص 706، ح 1368 .

3) - غرر، ج 2، ص 617، ح 143.

إِلا ماقَدَّرلُهُ؛(1)

خداوند(عَزَّوَجَلَّ) می فرماید: به عزت، جلال، بزرگی، نور وعلو درجه و بلندای مکانم قسم هیچ بنده ای خواسته خود را برخواستۀ من مقدم نمی دارد مگرآنکه کار(زندگیش) را متفرق و پریشان می سازم و دنیایش را بر او می پوشانم و قلبش را به دنیا مشغول می نمایم و از دنیا بیش ازآنچه مقررکرده ام به او نمی دهم.

«همجنس گرائی»
• امام رضا (علیه السلام) در باب فلسفه تحریم همجنس گرایى در اسلام فرموده اند: فلسفه تحریم مردان برمردان وزنان بر زنان این است که این امر برخلاف فطرت وخلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد و تدبیر زندگى اجتماعى به فساد مى گراید و دنیا به سمت ویرانى کشیده مى شود.(2)

فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن مردم از انسان می شود:

«پاداش دادن به نیکی با بدی»

663. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن کَفَّرَحُسنَ الصَنِیعَةِ إِستَوجَبَ قَبحَ القَطِیعَةِ؛(3)

هرکس نیکی را به بدی پاداش دهد، سزاوار است به زشتی از وی بریده شود.«دورشدن ازحق»

664. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : فٰارِق مَن فٰارَقَ الحَقَّ إلیٰ غَیرِهِ...؛(4)

ازآن کس که ازحق جدا شده و به غیرحق رُو آورده است، جدا شو.

«شراب خواری»

667.- رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَثَلُ شارِبِ الخَمرِکَمَثَلِ کِبرِیتٍ، فَاحذَرُوهُ لایُنتِنُکُم کَمالایُنتِنُ الکِبرِیتُ. وَإِنَّ شارِبَ الخَمرِیُصبِحُ وَیُنسِی فِی سَخَطِ اللهِ؛(5)

شراب خوار به گوگرد می ماند، به او نزدیک مشوید، و او شما را بدبو می کند، همچنان که گوگرد بد بوست، شراب خوار شب و روز در خشم خداست.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 221، ح 3.

2) - «موضوع موضوع خرابی خانه ها و...، عمل نامشروع قوم لوط، حدیث شماره 560»

3) - غرر، ج 2، ص 664، ح 904.

4) - غرر، ج 2، ص 519 ،ح 51 .

5) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1548، ح 51561 .

«عیب جوئی»

668. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : وَلیکُن أَبعَدَ رَعِیَّتَکَ مِنکَ، وَأَشنَأَهُم عِندَ کَ، أَطلَبُهُم لِمَعائِبِ النّاسِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) - در فرمان مبارکش به مالک اشتر- فرمود: دورترین رعیت از تو و بدترین آنان نزد تو، عیب جوترین آنها باشد.

«فاجربودن، فاسق بودن »

668. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : فَرُّوا کَلَّ الفِرٰارِ مِنَ الفاجِرِالفاسِقِ؛(2)

از فاسق و فاجر بطورکامل بگریزید و دورشوید.

«نادانی، ناکسی»

669. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : فَرُّوا کَلَّ الفِرٰارِ مِنَ اللَّئِیمِ الأَحمَقِ؛(3)

از(انسان) ناکس و نادان کاملا بگریزید و دور شوید.

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن دوستی می شود:

«بداخلاقی»

670. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن ساءَ خُلقُهُ أَعوَزَهُ الصَّدِیقُ وَالرَّفِیقُ؛(4)

هرکس بدخوی باشد، دوست و رفیقی او را نباشد و روش هایش ستوده نگردد.

671. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الخُلقِ یُوحِشُ النَّفسَ وَیَرفَعُ الأُنسَ؛(5)

بداخلاقی، نفس را به وحشت می افکند ومودت را از بین می برد.

672. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ساءَ خلقُهُ قَلاهُ صاحِبُهُ و رَفِیقُهُ؛(6)

هرکس بداخلاق باشد، دوست و یارش دشمنش گردد.


1) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 53.

2) - غرر، ج 2، ص 518، ح 46.

3) - غرر، ج 2، ص 518، ح 45.

4) - غرر، ج 2، ص 820، ح 1485.

5) - غرر، ج 2، ص 439، ح 90.

6) - غرر، ج 2، ص 681 ،ح 1111.

«بی انصافی»

673. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن عُدِمَ إِنصافُهُ لَم یُصحَب؛(1)

کسی که انصاف نداشته باشد، دوست و رفیق ندارد.

«بخل»

674. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیسَ لِبَخِیلٍ حَبِیبٌ،(2)

برای بخیل، دوست، نیست.

«حرص»

675. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیسَ لِلشَّحِیحِ رَفِیقٌ؛(3)

حریص، رفیق و دوست ندارد.

«حسد»

676. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ لا خُلَّةَ لَهُ.(4)

برای حسود، دوست و رفیق نسیت.

677. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیسَ لِحَسُودٍ خُلَّةٌ؛(5)

حسود، دوست شدنی نیست.

«حماقت، دروغ، زشتکاری»

678. قال الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یابُنَیَّ إِیّاکَ وَمُصادَقَةَ الأَحمَقِ، فَانِّهُ یُرِیدُ أَن یَنفَعَکَ فَضُرّشکَ، وَإِیّاکَ وَمُصادَقَةَ البَخِیلِ، فَانِّهُ یَقعُدُ عَنکَ أَحوَجَ ماتَکُونُ إِلَیهِ، وَإِیّاکَ وَمُصادَقَةَ الفاجِرِ، فَانِّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ، وَإِیّاکَ وَمُصادَقَةَ فَانِّهُ کَالسَّرابِ، یُقَرَّبُ عَلَیکَ البَعِیدَ وَیُبَعِّدُ عَلَیکَ القَرِیبَ،(6)پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند امّا دچار زیانت می کند، و از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آن چه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ

1) - غرر، ج 2، ص 635، ح 459 .

2) - غرر، ج 2، ص 594، ح 23 .

3) - غرر، ج 2، ص 593، ح 15.

4) - غرر، ج 1، ص 31، ح 936

5) - غرر، ج 2، ص 594، ح 33.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ص 630، ح37.

می دارد، و از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهائی تو را می فروشد، و از دوستی با دروغگو بپرهیزکه او به سراب ماند، دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور می نمایاند.

«تایید سخن چین»

679. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن صَدَّقَ الوٰاشِی أَفسَدَ الصَّدِیقَ؛(1)

کسی که سخن چین را تایید کند، دوست را تباه سازد.

«پیروی از سخن چین»

680. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَن أَطاعَ الواشِیَ ضَیَّعَ الصَّدِیقَ؛(2)

هرکس سخن از چین پیروی کند، دوستی را به نابودی کشاند.

«سرزنش زیاد»

681. الإمدامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ التَّقرِیعِ یُوغِرُالقُلُوبَ وَیُوحِشُ الأَصحابَ؛(3)

سرزنش زیاد، دلها را کینه توزو دوستان را ازهم دورمی سازد.

«شرور بودن»

682. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عادَةُ الأَشرارِأَذِیَّةُ الرِّفاقِ؛(4)

خوی و روش اشرار، آزار دادن و اذیت کردن دوستان است.

683. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : شَرُّالإِخوانِ مَن تُکُلِّفَ لَهُ؛(5)

بدترین دوست آن که، برای او به رنج و زحمت افتی.

«به دنبال عیوب مردم بودن»

684. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَتَبَّعَ خَفِیّاتِ العُیُوبِ حَرَّمَ اللهُ سُبحانَهُ مَوَدّاتِ القُلُوبِ؛(6)

هرکس بدنبال عیوب پنهان (مردم) افتد خداوند، بزرگ، مهر دل های مردم را بر وی حرام گرداند.


1) - غرر، ج 2، ص 658، ح 818 .

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح 239.

3) - غرر، ج 2، ص 563، ح 30 و ص 493، ح 16.

4) - غرر الحكم، ۶۲۴۵.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 479.

6) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1137.

«تکبّر»

685. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لَیسَ لِلمُتَکَبِّرِصَدِیقٌ؛(1)

متکبرو گردنکش، دوست و یار ندارد.

«کینه توزی»

686. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لا مَوَدَّتَ لِحَقُودِ؛(2)

شخص کینه توز، دوستی ندارد.

«زیاد شدن گناه، دوست»

687.- الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذا کَثُرَت ذُنُوبُ الصَّدِیقِ قَلَّ السُّرُورُبِهِ؛(3)

هرگاه گناهان دوست زیاد شد، شادمانی که از آن دوستی بود کم گردد.

«دوستی که در راه خدا نباشد»

688. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَکُن مَوَدَّتُهُ فِی اللهِ فَاحذَرهُ فَاِنَّ مَوَدَّتَهُ لَئِیمَةٌ وَصُحبَتُهُ مَشُومَةٌ؛(4)

کسی که دوستیش در راه خدا نباشد، از اوحذر کن، همانا دوستی آن فرومایگی و همنشینی با او شوم و زشت است.

فصل هفتم - گناهانی که باعث از دست رفتن، فاسد و ناقص شدن دین انسان می شود

الف) از دست رفتن دین:

«اطاعت از عصیان گر، افترا به خدا، انکار یکی از ایات الهی»
689. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لادِینَ لِمَن دانَ بِطاعَةِ مَن عَصَی اللهَ، لادِینَ لِمَن دانَ بِقِریَةٍ باطِلٍ عَلَی اللهِ، لادِینَ لِمَن دانَ بِجُحُودِ شَیئٍ مِن آیاتِ اللهِ؛(5)

دین ندارد آن کس که اطاعت کسی را که نافرمانی خدا کند، دین خود قرار دهد، و دین ندارد کسی که افتراء باطلی را برخدا دین خود کند، و دین ندارد کسی که انکار یکی از آیات خدا را دین خود نماید.


1) - غرر، ج 2، ص 593، ح 14.

2) - غرر، ج 2، ص 829، ح 1.

3) - غرر، ج 2، ص 314، ح 88 .

4) - غرر، ج 2، ص 701، ح 1316.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 80، ح 4.

«ترک نهی ازمنکر»
689. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ اللهَ عزّوجلّ لَیَبغُضُ المُؤمِنَ الضَعِیفَ الَّذِی لادِینَ لَهُ، فَقِیلَ: وَمَا المُؤمِنس الضَعِیفُ الَّذِی لادِینَ لَهُ؟ قالَ: الَّذِی لا یَنهی عَنِ المُنکَرِ؛(1)

همانا خدای عزوجل مؤمن ضعیفی که دین ندارد، را دشمن می دارد، عرض شد: مؤمن ضعیفی که دین نداشته باشد چیست؟ پس فرمود: آن کسی که نهی از منکر نمی کند.

«دوروئی»
690. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لادِینَ لِمُرتٰابٍ؛(2)

انسان دورو، بی دین است.

«صحیح نخواندن نماز»
691. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : أَلصَّلاةُ عَمُودُ الدِّینِ، مَثَلُها کَمَثَلِ عَمُودِ القِسطاطِ، إِذا ثَبَتَ العَمُودُ ثَبَتَ الأَوتادُ وَالأَطنابُ، وَإِذا مالَ العَمُودُ وَانکَسَرَلَم یَثبُت وَتَدُ وَلا طَنَبُ؛(3)

نماز ستون دین است، مثلِ آن، مثلِ ستون خیمه است، زمانی که ستون خیمه ثابت باشد میخ ها و طناب های خیمه ثابت است، اما وقتی ستون خیمه کج شد و شکست دیگر میخ و طناب خیمه هم ثابت نخواهد بود.

ب) فاسد و ناقص شدن دین:

«بخل»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَخِیلُ یَسمَحُ مِن عِرضِهِ بِأَ کثَرَمِمّا أَمسَکَ مِن عَرَضِهِ وَیُضَیِّعُ مِن دِینهِ أَضعافَ ما حَفِظَ مِن نَشَبِهِ؛(4)

بخیل از آبرویش بیشتر می بخشد تا آنچه که خودداری می کند از مالش، وتباه می کند از دینش در برابر آنچه که از دارائی خود نگه می دارد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 397، ح 13.

2) - غرر، ج 2، ص 829، ح 5.

3) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 17، ح 12.

4) - «موضوع بی آبرویی انسان، بخل، حدیث شماره 1»

«ثروت دوستی»
692. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ المالِ یُوهِنُ الدِّینَ وَیُفسِدُ الیَقِینَ،(1)

دوستی ثروت و مال، دین را سست و یقین را فاسد می کند.

«حرص وآزمندی»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرَهُ... وَیُفسِدُ الدِّینَ وَیُزرِی بِالفُتُوَّةِ(2)

آزمندی وحریص بودن، و دین را تباه می کند و جوانمردی را معیوب می سازد.

693 الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالحِرصَ فَاِنَّهُ شَینُ الدِّینِ وَبِئسَ القَرِینِ؛(3)

برتو باد دوری ازحرص، که آن زشت کننده دین و بدهمنشینی است.

«حیله، خیانت، زشتکاری»
694. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ هُنَّ شَینُ الدِّینِ أَلفُجُورُوَالغَدَرُوَالخِیانَةُ؛(4)

سه چیز است که عیب (و معیوب شدن) دین است: فسق و فجور، حیله و نیرنگ و خیانت.

«دروغ»
695. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الکِذبِ یُفسِدُ الدِّینَ وَیُعَظِّمُ الوِزرَ؛(5)

دروغ بسیارگفتن، دین را تباه می سازد و گناه را بزرگ می گرداند.

«دنیا دوستی»
696. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : یَسِیرُالدّنیا یُفسِدُ الدِّینَ؛(6)

اندکی از دنیا، دین را فاسد وتباه می نماید

697. الذمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : فَسٰادُ الدِّینِ اَلدُّنیٰا؛(7)

دنیا (دنیا پرستی) سبب، تباه شدن دین است.


1) - غرر، ج 1، ص 381، ح 10.

2) - «موضوع بدی وشتی، حریص شدن، حدیث شماره 267»

3) - غرر، ج 1، ص 147، ح 3.

4) - غرر، ج 1، ص 364، ح .2.

5) - غرر، ج 2، ص 563، ح 40.

6) - غرر، ج 2، ص 866، ح 5.

7) - غرر، ج 2، ص 517، ح 26.

«نشست و برخاست با اهل دنیا»
698. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : خُلطَةُ أَبنٰاءِ الدُّ نیٰا تُشِینُ الدِّ ینَ وَتُضعِفُ الیَقِینَ؛(1)

با فرزندان دنیا نشست و برخاست کردن، دین را معیوب و یقین را ناتوان می سازد.

«ریاست طلبی»
699. عَن أبِی الحَسَنِ (علیه السلام) : أَنَّهُ ذَ کَرَرَجُلا فَقالَ: إِنَّهُ یُحِبُّ الرِّیاسَةَ، فَقالَ: ما ذِئبان ضارِیانِ فِی غَنَمٍ قَد تَفَرَّقَ رِعاؤُها بِأَضَرِّفِی دِینِ المُسلِمِ مِنَ الرِّیاسَةِ؛(2)

از امام ابوالحسن (علیه السلام) - نقل شده - که ایشان مردی را یاد کردند و بعد فرمودند: آن ریاست دوست است، سپس گفتند: ضررحملۀ دو گرگ درنده به گله ای که صاحبش غائب است بیشتر از زیان ریاست به دین مسلمان نیست.

«شک وتردید»
700. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إَیّٰاکَ وَالشَّکَّ فَانِّهُ یُفسِدُ الدِّینَ وَیُبطِلُ الیَقِینَ؛(3)

از شک و تردید دوری کن، زیرا که شک دین را فاسد و یقین را باطل می نماید.

701. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَشَکُّهُ فَسَدَ دِینُهُ؛(4)

کسی که شک زیاد داشته باشد، دین او تباه است.

702. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : اَلشَّکُّ یُفسِدُ الدِّینَ؛(5)

شک، دین را فاسد می نماید.

«پیروی ازشهوت»
703. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الشَّهوَةِ تُفسِدُ الدِّینَ؛(6)

پیروی از شهوت، دین را فاسد می کند.


1) - غرر، ج 2، ص 397، ح 35.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 279، ح 1.

3) - غرر، ج 1، ص 147، ح 4.

4) - غرر، ج 2، ص 628، ح 352.

5) - غرر، ج 1، ص 26، ح 748.

6) - غرر، ج 2، ص 469، ح 3.

«طمع»
704. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : فَسٰادُ الدِّینِ ألطَّمَعُ؛(1)

طمع کاری باعث، فساد وتباهی دین است.

«غیبت»
705. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلغِیبَةُ أَسرَعُ فِی دِینِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الأَکِلَةِ فِی جَوفِهِ؛(2)

غیبت (در ضرر رساندن) به دین مرد مسلمان، از بیماری خوره که درونش باشد، سریع تر است.

«فروتنی در پیش سرمایه دار به خاطر سرمایه اش»
706. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَمَن أَتی غَنِیًّا فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلثا دِ ینِهِ؛(3)

کسی که نزد توانگری رفته، و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتی کند، دو سوم دین خود را از دست داده است.

«سبک شمردن نماز»
707. قالَ رَسُولُ اللهِ(صلّی لله علیه وآله): لِکُلِّ شَیئٍ وَجهٌ وَ وَجهُ دِینِکُم آلصَّلاةُ فَلا یَشِینُنَّ آَحَدُ کُم وَجهَ دِینهِ وَلِکُلِّ شَیئٍ آَنفٌ وَأَنفُ دِینِکُم التَّکبِیرُ؛(4)

برای هر چیز چهره ای است وچهره دین شما نماز است، پس هیچ کس از شما (با سبک شمردن نماز) چهره دینش را مشوش ومخدوش نکند، و برای هر چیز بینی است و بینی دین شما تکبیرة الاحرام است.

«هوای نفس»
708. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ فَسادِ الدّیِنِ الهَوی؛(5)

هواپرستی، سبب تباهی و فاسد شدن دین است.


1) - غرر، ج 2، ص 517، ح 24.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 598، ح 7.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 228 .

4) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 16، 4.

5) - غرر، ج 1، ص 431، ح 32.

11- باب یازدهم «ذ» :دوفصل

اشاره

باب یازدهم «ذ»

فصل اول - اثرگناه در رابطه ذرّیه و نسل انسان:

الف) گناهی که باعث دور شدن ذرّیه انسان از رحمت الهی می شود:

«نافرمانی پدر و مادر از خداوند»
709. قالَ الإمامُ الّرِضا (علیه السلام) : أُوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ آِلی نَبِیٍّ مِنَ الأَنبِیاءِ... وَإِذا عُصِیتُ غَضَبتُ وَإِذا غَضَبتُ لَعَنتُ وَلَعنَتِی تَبلُغُ السّابِعَ مِنَ الوَری؛(1)

هروقت مردم نافرمانی کنند، خشمگین می شوم، و اگرخشمگین شوم لعن می کنم و آثار لعنت من تا هفت پشت برسد. «و نسل مردم را بگیرد»

ب) گناهانی که باعث فاجر و کافرشدن ذرّیه می شود:

«فاسق، فاجر و کافر بودن پدر و مادر»

قرآن کریم: «إِنَّکَ إِن تَذَرهُم یُضِلُّواعِبادَکَ وَلا یَلِدُوا إلا فاجِرًا کَفّارًا؛(2)

اگر آن ها را زنده بگذاری بندگانت را گمراه می کنند، و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند.

ج) گناهانی که باعث گرفتار شدن ذرّیه انسان می شود:

«آسایش و آرامش در دولت باطل»
710. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ... وَما مِن مُؤمنٍ یُصِیبُهُ شَیءٌ مِنَ الرَّفاهِیَةِ فِی دَولَةِ الباطِلِ إلا ابتُلِیَ قَبلَ مَوتِهِ إِمّا فِی وُلدِهِ وَ اِمّا مالِهِ؛(3)

هیچ مؤمنی نباشد که در دولت باطل آسایش بیند، جز آن که پیش از مرگش گرفتار شود یا دربارۀ فرزندانش و یا دربارۀ مالش.


1) - اصول کافی ج 3، ص 377، ح 26.

2) - سوره نوح، 27.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 183، ح 12.

«ظلم کردن به دیگران - بویژه یتیمان»
711. قالَ أبُوعَبدی اللهِ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ مَظلَمَةً أُخِذَ بِها فِی نَفسِهِ آَوفِی مالِهِ أَوفِی وُلدِهِ؛(1)

هرکس به کسی ستمی کند به همان ستم گرفتار شود، در خودش یا در مالش و یا در فرزندانش.

712. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :مَن ظَلَمَ سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ مَن یَظلُمُهُ (أَوعَلی عَقَبِهِ) أَوعَلی عَقِبِ عَقِبِهِ، قالَ قُلتُ: هُوَیَظلُمُ فَیُسَلِّطُ اللهُ عَلی عَقَبِهِ أَوعَلی عَقِبِ عَقِبِهِ؟ فَقالَ: إَنَّ اللهَ (عزّوجلّ) یَقُولُ: «وَلیَخشَ الَّذِینَ لَوتَرَکُوا مِن خَلفِهِم ذُرِّیَّةً ضِعافًا خافُواعَلَیهِم فَلیَتَّقُوااللهَ وَلیَقُولُوا قَولًا سَدِیدًا؛»(2)(3)

هرکس ستم کند، خداوند مسلّط گرداند کسی را که به او و یا برفرزندان او یا فرزندان فرزندانش ستم کند، (راوی) گوید: عرض کردم: او ستم کند وخداوند بفرزندش ویا فرزند فرزندش کسی را مسلّط سازد؟ فرمود: خدای (عزّوجلّ) فرموده: «کسانی که اگر فرزندان ناتوانی به یادگار بگذارند، از آیندۀ آنان می ترسند، باید (از ستم دربارۀ یتیمان مردم) بترسند، از (مخالفت) خدا بپرهیزند وسخن استوار [با زبان ملایم وعباراتی سرشارازعواطف انسانی] بگویند»

713. قالَ جَعفَرٌالصّادِقُ (علیه السلام) : مَنِ ارتَکَبَ أَحَدًا بِظُلمٍ بَعَثَ اللهُ مَن ظَلَمَهُ مِثلَهُ أَوعَلی وَلَدِهِ أَوعَلی عَقَبِهِ مِن بَعدِهِ(4)

هرکس به یک نفرظلم کند خداوند برانگیزد کسی را که مانند آن را به او یا به فرزندش و یا بعد از آن به بازماندگان (ذرّیه) اش ظلم نماید. «در بعضی سندها (یَظلُمُهُ) ذکرشده است ظاهرا آن درست باشد»

«کسب حرام»
714. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کَسبُ الحَرامِ یُبَیّنُ فِی الذُّرِّیۀِ؛(5)

کسب درآمد حرام، در ذرّیۀ ظاهر می شود «باعث گرفتاری و بدبختی ذرّیۀ می گردد».

د) گناهانی که باعث ننگ و تباهی برای نیاکان و بازماندگان (ذرّیه) می شود:

«پدر، مادر و خانواده بد و نااهل»
715. در روایتی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) به یارانش فرمودند:

1) - اصول کافی، ج 4، ص 26، ح 9 .

2) - سوره نساء ،9.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 26، ح 13.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 340، ح 1 3 .

5) - وسائل الشیعه، ج 12، ص 53، ح 3.

أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ؛(1)

ای مردم از گیاهانی که در مزبله می روید پرهیز کنید. گفته شد: منظور از این گیاهان چیست؟ فرمودند: زن زیبایی که در خانواده بدی نشو و نما کرده باشد.

«فرار از جبهه»
716. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عاوِدُوا الکَرَّوَاستَحیُوا مِنَ الفَرِّفَاِنَّهُ عٰارٌفِی الأَعقٰابِ وَنٰارٌفِی یَومِ الحِسٰابِ؛(2)

رُو به جنگ آوردن را تکرار کنید، و از فرارو گریز حیا و شرم نمایید، زیرا که این گریز از جنگ، ننگ برای بازماندگان (و ذرّیه) است و در روز حشر آتش دوزخ را در پی دارد.

«فرزند ناشایسته و نااهل»
717. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَلَدُ السُّوءِ یَعُرُّ السَّلَفَ، وَیُفسِدُالخَلَفَ؛(3)

فرزند ناشایست، نیاکان را لکّه دار می سازد، و بازماندگان را تباه می کند.

«عمل نامشروع، زنا»
718. عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ إِنَّ أبا الحَسَنِ عَلِیَّ بنِ مُوسیَ الرِّضا (علیه السلام) : کَتَبَ إِلَیهِ فِیما کَتَبَ مِن جَوابِ مَسائِلِهِ حُرِّمَ الزِّنا لِما فِیهِ مِنَ الفَسادِ مِن قَتلِ الأَنفُسِ وَذِهابِ الأَنسابِ وَتَرکِ التَّربِیَةِ لِلأَطفالِ وَفَسادِ المَوارِثِ، وَما أَشبَهَ مِن وُجُودِالفَسادِ؛(4)

محمد بن سنان گوید: علی بن موسی الرضا (علیه السلام) درجواب مسائلی که برای آن ها جواب داد، نوشت: زنا حرام گردید به خاطر فسادی که در آن وجود داشت، از جمله کشته شدن آدم ها و از بین رفتن (و تباهی) نسب ها و ترک شدن تربیت کودکان وتباه و فاسد شدن وُراث و بازماندگان و مفاسد دیگر.ه) گناهی که باعث قطع و نابود شدن ذرّیه و نسل انسان می شود:

«دشمنی با پیامبرخدا»

قرآن کریم: «وقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرعَلِی الأَرضِ مِنَ الکافِرِینَ دَیّاراً؛»(5)


1) - الکافی، ج 5 ص 332.

2) - غرر، ج 2، ص 500، ح 32.

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 7086، ح 22643.

4) - علل الشرایع،ج 2، ص 479، باب 230، ح 1.

5) - سوره نوح، آیه 26.

و نوح عرض کرد: پروردگارا، تو هم این کافرا را هلاک کن و از آنها دیّاری بر روی زمین باقی مگذار.

«إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الأَبتَرُ؛»(1)

مُحققا دشمن بدگوی تومقطوع النسل است.

«سلطۀ وحکومت منافقان»

قرآن کریم: «وَإِذاتَولَّی سَعی فِی الأَرضِ لِیُفسِدَ فِیها وَیُهلِکَ الحَرثَ وَالنّسل وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسادَ؛»(2)

و هنگامی که روی برمی گردانند (و از نزد توخارج می شوند) در راه فساد در زمین گوشش می کنند و زراعت ها ونسل ها را نابود می سازند (با اینکه می دانند) خدا فساد را دوست نمی دارد.

«بسیاری از مفسران احتمال داده اند که مقصود ازجملۀ «إذا تولّی» همان مسئلۀ قبول ولایت وحکومت است، یعنی منافقان هنگامی که به مرحله ای ازحکومت و سلطه برسند، دست به فساد و خرابی زده وظلم وستم را درمیان بند گان خدا به راه می اندازند و به خاطرظلم و ستم آنها آبادی ها رو به ویرانی می گذارد، دام ها هلاک می شوند وجان و مال مردم برباد می رود»

«حَرث» به معنی زراعت و«نسل» به معنی اولاد است، و بر اولاد انسان وغیرانسان اطلاق می شود، بنابراین هلاک کردن حرث و نسل به معنی از میان بردن هرگونه موجود زنده است، اعم از موجودات زندۀ نباتی، حیوانی وانسانی؛»(3)

«قسم دروغ، قطع رحم»
• قالَ الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : - فِی کِتابِ عَلِیٍّ (علیه السلام) :... وَإنّ الیَمِینَ الکاذِبَةَ وَقَطِیعَةَ الرّحِمِ لَتَذِ رانِ الدِّیارَ بِلاقِعَ مِن اهلِها وتَنقُلُ الرَّحِمَ وَإنَّ نَقلَ الرَّحِمِ إنقِطاعُ النَّسلِ؛(4)

امام باقر (علیه السلام) فرمود:- در کتاب علی (علیه السلام) است -:... و بدرستیکه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران وخالی از اهلِ خانمان کند (خانه ها و اهل آنها را نابود خواهد کرد) وخویشاوندی را از جا، بَرکَنَد. ازجا برکنَدن خویشاوندی، مایه قطع نسل است.

«کفر و الحاد»

قرآن کریم:«وَیُرِیدُ اللهُ أَن یُحِقَّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیقطَعَ دابِرَالکافِرِینَ؛»(5)


1) - سوره کوثر، آیه 3.

2) - سوره بقره، آیه 205.

3) - تفسیرنمونه، ج2، ص74.

4) - اصول کافی ،ج 4، ص 47، ح 4 .

5) - سورۀ انفال، آیۀ 7.

و خدا می خواهد باین وسیله حق با کلمات خود تثبیت کند، و آئین اسلام را تقویت کند، و ریشه کافران قطع کند.

«همجنس گرائی»
• امام رضا (ع) نیزدر باب فلسفه تحریم همجنس گرایى در اسلام فرموده اند:

عِلّةُ تَحريمِ الذُّكرانِ للذُّكرانِ و الإناثِ للإناثِ ؛ لِما رُكِّبَ في الإناثِ و ما طُبِعَ علَيهِ الذُّكرانُ ، و لِما في إتيانِ الذُّكرانِ الذُّكرانَ و الإناثِ الإناثَ مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ ، و فَسادِ التَّدبيرِ ، و خَرابِ الدُّنيا؛(1)

فلسفه تحریم مردان بر مردان و زنان بر زنان این است، که این امر برخلاف فطرت و خلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد و تدبیرزندگى اجتماعى به فساد مى گراید و دنیا به سمت ویرانى کشیده مى شود.

فصل دوم - گناهانی که باعث ذلّت وخواری انسان می شود:

«آبرو و حیثیت خود را دادن»

719. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن بَذَلَ عِرضَهُ ذَلَّ؛(2)

کسی که آبرو، عِرض و ناموس خود را دهد، ذلیل گردد.

«کفر ورزیدن به آیات الهی، کشتن پیامبران الهی، تعدّی ازحدود الهی»

قرآن کریم:«وَإِذ قُلتُم یا مُوسی لَن نَصبِرَعَلی طَعامٍ واحِدٍ فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِجُ لَنا مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وَقِثّائِها وَفُومِها وَعَدَ سِها وَبَصَلِها، قالَ اَتَستَبدِ لُونَ الَّذِی هُوَاَدنی بِالَّذِی هُوَخَیرٌ، اهبِطُوا مِصرًا فَإِنَّ لَکُم ماسَأَلتُم، فَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ وَباؤُبِغَضَبٍ مِنَ اللهِ، ذالِکَ بِآَنَّهُم کانُوا یَکفُرُونَ بِأیاتِ اللهِ وَیقتُلُونَ النَبِیِّینَ بِغَیرِالحَقِّ، ذالِکَ بِماعَصَوا وَکانُوایَعتَدُونَ؛»(3)

و(نیز بخاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی، حاضرنیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم، از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می روید، از سبزیجات، خیار، و سیر، و عدس، و پیاز برای ما برویاند، موسی گفت: آیا می خواهید غذای بهتری که دارید به پست تر از آن تبدیل کنید (پس در این صورت) وارد شهری شوید، زیرا هرچه خواستید در آن جا هست، خداوند (مُهر) ذلّت و نیاز بر پیشانی آنها زد، و مجدّدا گرفتار غضب


1) - وسائل الشیعه، ج 134، ص 251، ح 8.

2) - غرر، ج 2، ص 612، ح 43.

3) - سوره بقره، آیه 61.

پروردگار شدند، چرا که آنها نسبت با آیات الهی کفر می ورزند و پیامبران را به ناحق می کشند، اینها به خاطرآن بود که گناهکار و سرکش و متجاوز بودند.

«زشتی أدب»

720. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن وَضَعَهُ دِنٰائَةُ اَدَبِهِ لَم یَرفَعَهُ شَرَفُ حَسَبُهُ؛(1)

کسی که پستی آدب او را افکنده و ذلیل گردانیده شرف حسب او را، به مرتبۀ بلند وعزت نرساند.

«اسراف وتبذیر»

721. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إفتَخَرَبِالتّبذِیرِإحتَقَرَ بِالإفلاسِ؛

کسی که به ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلسی خوارگردد

«کوچک شمردن وخیانت کردن به أمانت»

722. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَنِ استَهٰانَ بِالأَمٰانَةِ، وَرَتَعَ فِی الخِیٰانَةِ وَلَم یُنَزَّهَ نَفسَهُ وَدِینَهُ عَنهٰا، فَقَد أَحَلَّ بِنَفسِهِ الذُّلَ وَالخِزیَ فِی الدُّنیٰا؛(2)

کسی که امانت را خوار شمارد، ودست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را از آن پاک ننماید، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده است.

«خوارشمردن امر به معروف و نهی ازمنکر»

723. قالَ الإمامُ الصّادِقُ(علیه الیلام): الأمربالمعروف ونهی عن المنکرخُلقان من خُلق الله، فمن نصرهما أعزّه الله، ومن خذ لهما خذله الله؛(3)

امربه معروف ونهی از منکر دو اخلاق از اخلاق های خداوند است پس کسی که آنها را گرامی بدارد و«عمل کند» خداوند او را عزیز نماید، و هرکس آنها را خوار شمارد و «ترک کند» خداوند او را خوار و ذلیل خواهد کرد.

«انحراف از راه حق»

قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَدناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»(4)

سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم.


1) - غرر، ج 2، ص 637،ح 487 و ص 709، ح 1395.

2) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 26، ص 508 .

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 398، ح 20.

4) - سوره تین، آیه 5 .

«بخل»

724. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن بَخِلَ بِما لا یَملِکُهُ فَقَد بالَغَ فِی الرّذِیلَةِ؛(1)

کسی که بخل ورزد به چیزی که به آن مالک نیست، رذیلت وپستی را به نهایت رسانده است.

725. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَخِیلُ أَبَدًا ذَلِیلٌ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : بخیل، همیشه خواراست.

726. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلبَخِیلُ ذلیل بین أعزّته؛

بخیل، در میان دوستانش وبزرگانش خواراست.

727. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن بَخِلَ بِمٰالِهِ ذَلَّ؛(3)

امام علی (علیه السلام) : کسی که به مالش بخل ورزد خوار گردد.

728. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ یُذِلُّ صاحِبَهُ وَیُعِزُّمُجانِبَهُ؛(4)

بخل، صاحبش (بخیل) را خوار و دوری کننده اش را ارجمند می دارد.729. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالشَّحَّ فَاِنَّهُ جِلبٰابُ المَسکَنَةِ وَزِمٰامُ یُقادُ بِهِ إِلٰی کُلِّ دِ نٰانَةٍ؛(5)

از بخل و شحّ بپرهیز، زیرا که آن روپوش (و لباس) بیچارگی و مهاری است که بوسیله آن (انسان) بسوی ذلت کشیده می شود.

«بدرفتاری هنگام قدرت»

730. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِستِکانَةُ الرَّجُلِ فِی العَزلِ بِقَدرِشَرِّهِ فِی الوِلایَة؛(6)

خواری شخص در هنگام عزل به اندازۀ زشت کاری او درهنگام ولایت و فرمانروایی اوست.

731. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُحسِن فِی دَولَتِهِ خُذِلَ فِی نِکبَتِهِ.(7)

هرکس در درون دولتش به نیکی رفتارنکند، در دوران برگشت دولتش خوارگردد.


1) - غرر، ج 2، 687، ح 1184.

2) - غرر، ج 1 – ص 28 – ح 831 و ص 53، ح 1480.

3) - غرر، ج 2، ص 624، ح 276.

4) - غرر، ج 1، ص 52، ح 1450.

5) - غرر، ج 1، ص 149، ح 28 .

6) - غرر، ج 1، ص 80، ح 1920.

7) - غرر، ج 2، ص 713، ح 1444.

«فرار از جبه»

732. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِرٰارُأَحَدُالذُّلَّینِ؛(1)

گریز از میدان جنگ، یکی از دو خواری است.

«ترک جهاد»

733. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... فَمَن تَرَکَ الجَهادَ أَلبَسَهُ اللهُ ذُلاوَفَقرًافِی مَعِیشَتِهِ؛(2)

کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت به او پوشاند و در زندگی دچار فقر نماید.

• قالَ آمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) :... فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ أَلبَسَهُ اللهُ ثَوبَ الذُّلِّ؛(3)

کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می پوشاند.

«ازحدّ خود تجاوزکردن»

734. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَعَدّی حَدَّهُ أَهانَهُ النّاسُ؛(4)

هرکس ازحد خود تجاوزکند، مردم او را خوار شمارند.

«حرص»

735. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ ذُلٌّ وَمَهٰانَةٌ لِمَن یَستَشعِرُهُ؛(5)

حریص بودن خواری وخفّت است، برای کسی که آن را شعار خود سازد.

736. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَرِیصُ اَسِیرُمُهانَةٌ لا یُفَکُّ أَسرُهُ؛(6)

حریص و آزمند گرفتار خواری است، و بند گرفتاریش گشاده نگردد.

737. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَذَلَّةُ وَالمَهٰانَةُ وَالشَّقٰاءُ فِی الالطَّمَعِ وَالحِرصِ؛(7)

ذلّت، خواری، شقاوت و بدبختی، در طمع وحرص است.

738. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الحِرصِ یُشقُی صٰاحِبَهُ وَیُذِلُّ جانِبَهُ؛(8)

1) - غرر، ج 1، ص 65، ح 1703.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 5، ح 2.

3) - «موضوع نزول بلا، تک جهاد، حدیث شماره 331»

4) - غرر، ج 2، ص 668، ح 955.

5) - غرر، ج 2، ص 59، ح 1597 .

6) - غرر، ج 1، ص 50، ح 1412.

7) - غرر، ج 1، ص 96، ح 2117.

8) - غرر، ج 2، ص 562، ح 27.

حرص زیاد، صاحبش را بدبخت وجانب (و قرینش) را خوار می سازد.

739. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرُصُ یُذِلُّ وَیُشقِی؛(1)

حریص بودن، شخص را خوار و بدبخت می کند.

740. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زِیادَةُ الشَّرَهِ دِنائَةٌ وَمَذَلَّةٌ؛(2)

حرص و آزمندی شدید، سبب پستی و خواری است.

741. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالشَّرَهَ فَاِنَّهُ رَأسُ کُلِّ دَنِیَّةٍ وَأُسُّ کُلِّ رَذِیلَةٍ؛(3)

برتو باد بدوری ازحرص زدن، که آن سر هر پستی و اساس هر زشتی است.

742. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَحِرصُهُ ذَلَّ قَدرُهُ؛(4)

کسی که حرصش بسیار باشد، رتبه و جایگاهش خوار و اندک گردد.743. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَرِهَت نَفسُهُ ذَلَّ مُوسِرًا؛(5)

کسی که نفسش آزمند وحریص باشد، بحال دارائی خوار است.

744. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن ذِی طُمَأنِینَةٍ إِلَی الدُّنیٰا قَد صَرَعَتهُ؛(6)

بسا کسی که به جهان آرامش پیدا کرد، و جهان او را درافکند.

745. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَرِیصُ عَبدُ المَطامِعِ؛(7)

حریص، بنده طمعکاری ها است.

746. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ ذُلٌّ وَعَناءٌ؛(8)

حرص، خواری و رنج است.

747. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کانَ حَرِیصًا لَم یَعدِم الأشهانَة؛(9)

هرکس حریص باشد خواری را گم نگرداند.


1) - غرر ج 1، ص 30، ح 919.

2) - غرر، ج 1، ص 428، ح 56 .

3) - غرر، ج 1، ص 150، ح 38.

4) - غرر، ج 1، ص 620، ح 211.

5) - غرر، ج 2، ص 656 .

6) - غرر، ج 2، ص 551، ح 28.

7) - غرر، ج 1، ص 24، ح 676 .

8) - غرر، ج 1، ص 25، ح 741.

9) - غرر،ج2، ص636، ح474.

«کوتاهی کردن درلوازم آزادگی»

748. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَصَّرَعَنِ أَحکامِ الحُرِّیَةِ أُعِیدَ إِلَی الرِّقِّ؛(1)

هرکس از لوازم و وظائف آزادگی کوتاه آید، بسوی بندگی برگشت داده شود.

«حسد»

749. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَآسُ الرَّذٰائِلِ اَلحَسَدُ؛(2)

سررشتۀ همۀ پستی ها و رذائل، حسد بردن است.

«دشمنی با حق»

750.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ قَتَلَهُ، وَمَن تَعَزَّزَعَلَیهِ ذَلَّلَهُ؛(3)کسی که با حق دشمنی کند، حق او را بکشد، و هرکس درباربرحق عزیزی کند «خود را بزرگ بشمارد» حق، او را خوار و ذلیل نماید.

751.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ لَزِمَهُ الوَهنُ؛(4)

هرکس با حق دشمنی کند، خواری ملازم اوگردد.

«اعتماد به غیرخدا»

• عن حسین بن علوان عن أبی عبدالله (علیه السلام) أنّه قرأ فی بعض الکتاب إنّ الله تبارک وتعالی یقول: وعزّتی وجلالی ومجدی وارتفاعی علی عرشی لأقطّعنّ أمل کلّ مؤمّل من غیری بالیأس ولأکسونّه ثوب المذلّة عند النّاس...؛(5)

حسین بن علوان گوید: امام صادق (علیه السلام) در بعضی از کتابها (کتابهای آسمان) خوانده بود که همانا خداوند تبارک وتعالی می فرماید: به عزت، جلال، مجد و بر بلندای عرشم قسم هرکسی که به غیر من امید ببندد آرزوی او را به یأس و نومیدی مبدل خواهم کرد، و در بین مردم لباس ذلّت بر او خواهم پوشاند.


1) - غرر، ج2، ص 662، ح 868.

2) - غرر، ج 1، ص412، ح 21.

3) - غرر،ج2، ص 718، ح 1465.

4) - غرر،ج2، ص 632، ح 422.

5) - «موضوع ناامیدی، اعتماد به غیرخدا، حدیث شماره 181»

«دشمنی با خدا و رسول خدا»

قران کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یُحادُّونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِکَ فِی الأَذَلِّینَ؛»(1)

آنانکه، با خدا و رسولش دشمنی می کنند، آنها در میان ذلیل ترین مردمند.

«خود بزرگ بینی، خودپسندی»

752. الإمامُ علیّ (علیه السلام) :مَن عَظَّمَ نَفسَهُ حُقِّرَ؛(2)

کسی که خود را بزرگ شمارد، تحقیرگردد.

753. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَفٰی بِالمَرءِ رَذِیلَةً أَن یُعجِبَ بِنَفسِهِ؛(3)

برای پستی مرد (انسان)، خودپسندی بَس است.754. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَعجَبَ بِنَفسِهِ سَخِّرَبِهِ،(4)

امام علی (علیه السلام) : هرکه خودپسند باشد بهمان جهت مورد تمسخر و استهزا قرارگیرد.

«دروغ»

755. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکٰاذِبُ عَلٰی شَفٰا مَهوٰاةٍ وَمَهٰانَةٍ؛(5)

دروغگو، بر لب پرتگاه افتادگی وخواری است.

756. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الکِذبِ أَلمَهٰانَةُ فِی الدُّ نیٰا وَالعَذٰابُ فِی الآخِرَةِ؛(6)

نتیجۀ دروغ پستی و خواری (انسان) در دنیا وعذاب درآخرت است.

757. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ مَهانَةٌ وَخِیانَةٌ؛(7)

دروغ، خواری وخیانت است.

758. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ رَذِیلَةٌ؛(8)

دروغ، پستی است.


1) - سوره مجادله، آیه 20.

2) - غرر، ج 2، ص 620، ح 215.

3) - غرر، ج 2، ص 557، ح 31.

4) - غرر ج 2، ص 557، ح 31.

5) - غرر، ج 1، ص 44، ح 1294.

6) - غرر، ج 1، ص 361، ح 53 .

7) - غرر، ج 1، ص 25، ح 733.

8) - غرر، ج 1، ص 8، ح 103 .

759. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکاذِبُ مُهانٌ ذَلِیلٌ؛(1)

دروغگو، همیشه ذلیل وخواراست.

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَکتَسِبُ الکاذِبُ بِکِذبِهِ... وَاستَهانَةَ النّاسِ بِهِ؛(2)

دروغگو با دروغگوئیش، خوار شمردن شدن در بین مردم بدست می آورد.

«دل سپردن به لذات دنیا»

760. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَکَثرَةَ الوَلَهِ بِالنِّسٰاءِ وَالإِغتِرٰارَبِلَذّٰاتِ الدُّنیٰا فَاِنَّ الوَلَهَ بِالنِّسٰاءِ مُمتَحَنٌ وَالغَرِیُّ بِالَذّٰاتِ الدُّنیٰا مُمتَهَنٌ؛(3)دوری کن از بسیار دل سپردن به زنان و زیاد فریب لذات دنیا خوردن، زیرا آن کس که به زنان بسیار دل سپارد به رنج گرفتارشود و آن که فریب لذات دنیا را خورد بیچاره و خوار گردد.

«سلطنت و بلند مرتبگی دنیا»

761. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَلطَنَتُ الدُّنیٰا ذُلٌّ وَعُلوُهٰا سُفلٌ؛(4)

سلطنت دنیا، ذلّت وبلندی آن پستی است.

762. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا تُذِلُّ؛(5)

دنیا، (انسان را) خوار می کند.

763. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن ذِی اُبُهَّةٍ جَعَلَتهُ الدُّنیٰا حَقِیرًا؛(6)

بسا صاحب جاه و شوکتی که دنیا او را خوار و کوچک کرد.

764. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن ذِی عِزَّةٍ رَدَّتهُ الدُّنیٰا ذَلِیلا؛(7)

بسا شخص، عزیز و ارجمندی که دنیا او را به خواری و ذلّت برکرداند.


1) - غرر، ج 1، ص 15، ح 391.

2) - «موضوع دشمنی ملائکه بانسان، دروغ، حدیث شماره 643»

3) - غرر، ج 1، ص 156، ح 90.

4) - غرر، ج 1، ص 433، ح 21.

5) - غرر، ج 1، ص 5، ح 4.

6) - غرر، ج 2، ص 551، ح 29.

7) - غرر، ج 2، ص 551، ح 30.

«خوارکردن دین»

765. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَهاوَنَ بِالدِّینِ هانَ؛(1)

هرکس دین را خوار سازد، خوار گردد.

«ریا وخود نمائی»

767.

قالَ رسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ومن نکح إمرأة حلالا بمال حلال، غیرأنّه أراد بها فخرا او ریاء لم یزدّ ه الله (عزّوجلّ) بذالک إلا ذلاوهوانا؛(2)هرکس زوجه ای حلال اختیارکند، با پول مباح لیکن قصدش فخرفروشی وخود نمایی باشد، خداوند (عزّوجلّ) او را جزذلّت وخواری نیفزاید.

768.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إفتَخَرَبِالتّبذِیرِإحتَقَرَبِالإفلاسِ؛(3)

کسی که با ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلِسی خوارگردد.

«ریاست طلبی و خود برتربینی»

769. عن أبونعمان قالَ: قالَ لی أبوجعفر (علیه السلام) : ولا تطلبنّ أن تکون رأسا فتکون ذنبا؛(4)

ابونعمان گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: سرکردگی و«پیش رو بودن را» مجو، که دنباله رو، و پست شوی..

«دوست داشتن زندگی»

770. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... مَن أَحَبَّ الحَیاةَ ذَلَّ؛(5)

کسی که زندگی را دوست داشته باشد، ذلیل می شود «زندگی دنیا را دوست بدارد و از وظائف دیگر غافل شود)».

«فاش کردن اسرار و راز خویش»

771. قالَ الإمامُ أبُوالحَسَنِ (علیه السلام) :إن کان فی یدک هذه شیء، فإن استَطَعتَ أن لا تَعلَمَ هذِهِ فَا فعَل، فال: وَکانَ عِندَهُ إنسان فَتَذا کَرُوا الإِذاعَةَ، فَقالَ:احفِظ لِسانَکَ تُعَزُّ وَلا تُمَکِّنِ النّاسَ مِن قِیادِ رَقبَتِکَ فتذلّ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 704، ح 1356.

2) - ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص 649.

3) - غرر، ج 2، ص 709، ح 1395.

4) - اصول کافی، ج 3، ص 315، ح 3.

5) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 248، ح 1و2.

6) - اصول کافی، ج 3، ص 320، ح 14.

اگر در این دستت چیزی باش و بتوانی به آن دستت نفهمانی بکن، (یعنی رازت را خواص اصحابت پوشیده دار) راوی گوید: مردی نزد آن حضرت بود و از فاش ساختن راز سخن به میان أمد، حضرت فرمود: زبانت (رازت) را نگهدار تا عزیز شوی، و مردم را به افسارگردنت مسلط مساز که ذلیل گردی.

«فاش کردن اسرار دین و ولایت»

772. عَن سُلَیمانِ بنِ خالِدِ قالَ: قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یاسُلَیمان إِنَّکُم عَلی دِینٍ، مَن کَتَمَهُ أَعَزَّهُ اللهُ، وَمَن أَذاعَهُ أَذَلَّهُ اللهُ؛(1)

سلیمان بن خالدگوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای سلیمان، براستی شما بر دینی قراردارید که، کسی که اسرار آن را نگه دارد، خداوند او را عزیز کند و هرکس اسرار آن را فاش کند، خداوند او را ذلیل نماید.

773. عن مُعَلَّی بنِ خُنَیسٍ قالَ: قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یا مُعَلّی، مَن أَذاعَ أَمرَنا وَلَم یَکتُمهُ أَذَلَّهُ اللهُ بِهِ فِی الدُّنیا؛(2)

معلّی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای معلّی، هرکس أمر(اسرار ولایت) ما را إفشا کند وآن را نپوشاند، خداوند به سبب آن او را در دنیا خوار و ذلیل گرداند.

774. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إنّ اَمرَنا مَستُورٌمُقَنَّعٌ بِالمیثاقِ فَمَن هَتَکَ عَلَینا أَذَ لَّهُ اللهُ؛(3)

همانا بعضی از امر ما (ولایت) پیمان گرفته شده است که پوشیده و در پشت نقاب باشد (همان پیمانی که خدا، پیغمبر و ائمه (صلوات الله علیهم) از مردم گرفته اند که راز ما را از نااهل، نهان دارند) پس هرکس آن پرده را علیه ما بدرد، خدا ذلیلش کند.

«داخل شدن در بین سفیهان و ابلهان»

775. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن داخَلَ السُفَهاءَ حُقِّرَ؛(4)

هرکس داخل ابله ها شود، خوارگردد.

«شرک»

قرآن کریم: «وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(5)


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 482، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 320، ح 15.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 485، ح 8.

4) - غرر، ج 1، ص 433، ح 21.

5) - سوره إسر اء، آیه 22.

و با «خدا» معبود دیگری قرارمده که ضعیف (وخوار) و مذموم (نکوهش شده) و بی یار و یاور خواهی شد.

«شکم پرستی وتنوّع طلبی»

قرآن کریم:«وَإِذ قلتُم یا مُوسی لَن نَصبِرَعَلی طَعامٍ واحِدٍ فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِجُ لَنا مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وَقِثّائِها وَفُومِها وَعَدَ سِها وَبَصَلِها، قالَ اَتَستَبدِ لُونَ الَّذِی هُوَاَدنی بِالَّذِی هُوَخَیرٌ، اهبِطُوا مِصرًا فَإِنَّ لَکُم ماسَأَلتُم، فَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ...؛»(1)

و(نیز بخاطربیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی، حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم، از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می روید، از سبزیجات، خیار، سیر، عدس، و پیاز برای ما برویاند، موسی گفت: آیا میخواهید غذای بهتری که دارید به پست تر از آن تبدیل کنید(پس درین صورت) وارد شهری شوید، زیرا هرچه خواستید درآنجا هست، خداوند(مهر) ذلّت و نیاز برپیشانی آنها زد.

«شهوت پرستی»

776. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ما رَفَعَ إِمرَءً کَهِمَّتِهِ وَلا وَضَعَ کَشَهوَتِهِ.(2)

هیچ چیزمرد را مانند همتش بلندش نکند، و مانند شهوتش خوارننماید.

777. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَبدالشَّهوَةِ أَسِیرٌلا یَنفَکُّ أَسرُهُ؛(3)

بنده شهوت، اسیری است که اسیری از او جدا نشود.

778. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَبدالشَّهوَةِ أَذَلُّ مِن عَبدِالرِّقِ؛(4)

بنده شهوت از بنده زرخرید خوارتر است.

«شیطان دوستی»

قرآن کریم:«لَقَد أَضَلَّنِی عَنِ الذِّ کرِ بَعدَ إِذ جائَنِی وَکانَ الشَّیطانُ لِلاِنسانِ خَذُولًا؛»(5)

او(شخص گمراه) مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آنکه آگاهی به من آمده بود، و شیطان همیشه مخذول (وخوار) کننده انسان بوده است.


1) - سوره بقره، آیه 61.

2) - غرر، ج 2، ص 766، ح 140.

3) - غرر ج 1، ص 399، ح 15.

4) - غرر، ج 1، ص 398، ح 13.

5) - سوره فرقان، آیه 29.

«طغیان وسرکشی»

قرآن کریم: «کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقناکُم وَلا تَطغَوا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیکُم غَضَبِی وَمَن یَحلِل عَلَیهِ غَضَبِی فَقَد هَوی؛»(1)

و دستور دادیم که از این روزی حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید، و درآن طغیان و سرکشی مکنید وگرنه مستحق غضب وخشم من می شوید، و هرکس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.

«طمع و رغبت إفراطی»

779. قالَ أبُوعَبدِ الله (علیه السلام) : ما أَقبَحَ بِالمُؤمِنِ أَن تَکُونَ لَهُ رَغَبَةٌ تُذِلُّهُ؛(2)

چه زشت است برای مؤمن که میل و رغبتی در او باشد که او را خوار و ذلیل کند.

780. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : بِئسَ العَبدُ، عَبدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ، وَبِئسَ العَبدُ، عَبدٌ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛(3)

چه بد بنده ای است آن بنده ای که، در او ظمعی باشد که او را «مانند افسار» به سوی بدی ها بکشد و چه ناپسند بنده ای است آن بنده ای که در او رغبتی است که باعث خواری و ذلّت او می شود.

781. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : من لم ینزّه نفسه عن دنائة المطامع فقد اذلّ نفسه، وهوفی الأخرة أذلّ وأجزی؛(4)

کسی که نفس خود را از رذالت و پستی طمع ها پاک نکند، همانا خود را ذلیل کرده است، درحالی او در قیامت ذلیل تر و خوارترخواهد بود.

782. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا ذُلَّ أَعظَمَ مِنَ الطّمَعِ؛(5)

هیچ خواری بزرگتر از طمعکاری نیست.

783. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلطّٰامِعُ أَبَدًا فِی وِثٰاقِ الذُّلِّ؛(6)

طمعکار، همیشه در بند خواری است.

784. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلطّمَعُ یُذِلُّ الأَمِیرَ؛(7)

1) - سوره طه، آیه 81.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 9، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 9، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 690، ح 1012.

5) - غرر، ج 2، ص 857، ح 470 .

6) - غرر، ج 1، ص 53، ح 1478.

7) - غرر، ج 1، ص 36، ح 1134 52.

طمع، امیر را خوار می گرداند.

785. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الطَّمَعِ ذُلُّ الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ؛(1)

نتیجۀ طمع، ذلّت دنیا وآخرت است.

786. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرَنَ الطَّمَعُ بِالذُّلِ؛(2)

طمع وخواری، بهم نزدیک اند.

787. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلطَّمَعُ رِقٌّ مُخَلَّدٌ؛(3)

طمع وآزمندی، بردگی (و ذلّت) همیشگی است.

788. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَذَلَّةُ وَالمَهٰانَةُ وَالشَّقٰاءُ فِی الالطَّمَعِ وَالحِرصِ.(4)

ذلّت، خواری، شقاوت وبدبختی در طمع وحرص است.

789. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلطّٰامِعُ أَبَدًا ذَلِیلٌ؛(5)

طمع کار، همیشه خواراست.

790. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ذُلُّ الرِّجالِ فِی المَطامِعِ وَفَناءُ الآجالِ فِی غُرُورٍ؛(6)

ذلت وخواری مردان، در طمع و نابودی فرصت ها، و وعده ها، درفریب کاری ها است.

791. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَبدُالمَطامِعِ مُستَرِقٌّ لا یَجِدُ أَبَدًااَلعِتقَ؛(7)

بنده طمع کاری ها، اسیر و برده ایست که هیچگاه آزادی ندارد.

792. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَلَکَهُ الطَّمَعُ ذَلَّ؛(8)

کسی که طمع براو مسلّط شود، خوار گردد.

793. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاشَیمَةَ أَذَلُّ مِنَ الطَّمَعِ؛(9)

هیچ روش ناپسندی، خوارکننده تر از طمع نیست.


1) - غرر، ج 1، ص 361، ح 52.

2) - غرر، ج 2، ص 534، ح 6.

3) - غرر، ج 2، ص 27، ح 805.

4) - غرر، ج 2، ص 96، ح 2117.

5) - غرر، ج 1، ص 29، ح 890.

6) - غرر، ج 1، ص 40، ح 41.

7) - غرر، ج 1، ص 399، ح 14.

8) - غرر،ج 2، ص 611، ح 15.

9) - غرر،ج 2، ص 839، ح 209.

794. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلطَّمَعُ رِقٌّ؛(1)

طمع، بندگی است.

795. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلطَّمَعُ مُذِلٌّ؛(2)

طمع، خوارکننده است.

796. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلذِّلُ مَعَ الطَّمَعِ؛(3)

طمع، با خواری همراه است.

797. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَمَع ذَلَّ وَتَعَنّی؛(4)

شخص طمعکار، به خواری و رنج گرفتارمی شود.

798. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَزری بِنَفسِهِ مَنِ استَشعَرَالطَّمَعَ؛(5)

آن که جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده است.

799. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :اَلطّامِعُ فِی وِثاقِ الذُّلِّ؛(6)

طمع کار، همواره زبون وخوار است.

«ظلم وستم»

800. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ لَئِیمٌ؛(7)

ظلم وستم، ناکسی و پستی است.

«عزت جستن ناحق»

801. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن اعتَزَّبِغَیرِالحَقِّ أَذَ لَّهُ اللهُ بِالحَقِّ؛(8)

کسی که به غیرحق عزت جوید، خداوند بوسیله حق او را خوارگرداند.


1) - غررج 1، ص 9، ح 170.

2) - غررج 1، ص 11، ح 239.

3) - غرر،ج 1، ص 19، ح 500 .

4) - غرر، ج 2، ص 715، ح 1457.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 2.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ح 216.

7) - غررج 1، ص 7، ح 76.

8) - غررج 2، ص 664، ح 896 .

802. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن یَطلِبُ العِزَّبِغَیرِحَقٍّ یُذِلُّ؛(1)

هرکس عزت را از راه غیرحق بجوید خوار می گردد.

«از دست دادن عقل»

803. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن فٰاتَهُ العَقلُ لَم یَعدِمِ الذُّلَّ؛(2)

کسی که عقلش را از دست بدهد، خواری را گم نکند (وهمیشه خوار باشد).

«غائب و غافل بودن از مجلس و محضرعلماء»

804. الإمامُ الزّینُ العابدین (علیه السلام) :... أَولَعَلَ فَقَد تَنِی فِی مَجلِسِ العُلَماءِ فَخَذَلتَنِی؛(3)

یا مرا در مجالس علماء نیافتی لذا خوارم کردی؟

«تحصیل علم برای دنیا»

805. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ اَهلَ العِلمِ حَمَلُوهُ بِحَقِّهِ لأَحَبَّهُمُ اللهُ تَعٰالٰی وَمَلائِکَتِهِ وَلٰکِنَّهُم حَمَلُوهُ لِطَلَبِ الدُّنیٰا فَمَقَّتَهُمُ اللهُ تَعٰالٰی وَهانُواعَلَیهِ؛(4)

اگر اهل علم، علم را درجایگاه خود قراردهند (برای خدا تحصیل و صرف کنند) خداوند و ملائکة دوستدار آنان خواهند بود، ولکن آنها علم را برای دنیا تحصیل نمودند فلذا خداوند آنان را دشمن داشته و در پیشگاه خدا خوار شدند.

«فسق وفجور»

806. الإمامُ امام عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَالفُجُورُ دٰارُحِصنٍ ذَلِیلٍ لا یُحرِزُأَهلَهُ وَلا یَمنَعُ مَن لَجأَاِلَیهِ؛(5)

و فسق و فجور، او پناهگاه سست وخواری است، که اهل خود را نگهداری نکند و مکروهات را از کسی به آن پناه برده دفع ننماید.

807. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفُجُورُ یُذِلُّ؛(6)

فسق و فجور، انسان را خوار می کند.


1) - غررج 2، ص 659، ح 839.

2) - غرر، ج 2، ص 672، ح 1038.

3) - مفاتیح، ص 389، دعای أبوحمزه ثمالی .

4) - غرر، ج 2، ص 604، ح 14.

5) - غرر،ج 1، ص 248، ح 245.

6) - غرر،ج 1، ص 9، ح 160.

«اظهارفقر»

808. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن أَظهَرَفَقرَهُ أَذَلَّ قَدرَهُ؛(1)

هرکس فقرش را آشکارکند قدر و منزلت خود را پست نموده است.

«کبر و غرور»

809. عَنِ الحُسُینِ ابنِ العَلا، عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قالَ: سَمِعتُهُ یَقُولُ: أَلکِبرُقَد یَکُونُ فِی شَرارِالناسِ مِن کُلِّ جِنسٍ، وَالکِبرُ، رَداءُ اللهِ فَمَن نازَعَ اللهُ رَدائَهُ لَم یَزِدهُ إِلا سُفا لًا؛(2)

حسین بن أبی العلا گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا کبر و غرور در بدترین گروه از انسان ها می باشد، درحالی که کبر و بزرگی از اوصاف اختصاصی خداوند «عزّوجلّ» است، و هرکس خود را در مقابل اوصاف مخصوص خدا قراردهد، خدا جز پستی و خواری به اونیفزاید.

810. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مٰا مِن عَبدٍ إلافِی رَأسِهِ حَکَمَةٌ وَمَلَکٌ یُمسِکُهٰا، فَاِذٰا تَکَبَّرَقٰالَهُ: اتَّضِع وَضَعَکَ اللهُ، فَلا یَزٰالُ أَعظَمَ النّٰاسِ فِی نَفسِهِ وَأَ صغَرَالنّٰاسِ فِی أَعیُنِ النّٰاسِ؛(3)

هیچ بنده ای نیست جز اینکه برسرش لگامی (لُجامی) است و فرشته ای است که آنرا نگه میدارد، و هرگاه تکبّر و گردنکشی کند، فرشته به او گوید: فروتنی کن - خدا پستت کند - سپس همواره نزد خود بزرگترین مردم و در چشم مردم خوارترین آنها باشد.

811. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُلُّ مُتَکَبِّرٍحَقِیرٌ؛(4)

هر متکبر و مغرور خوار است.812. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَکَبَّرَعَلَی النّٰاسِ ذَلَّ.

هرکس بر مردم بزرگی فروشد، خوار گردد.

813. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِبرُخَلِیقَةٌ مُردِ یَةٌ مَن تَکَثَرَبِهٰا قَلَّ؛(5)

کبر و غرور فِکننده است، (مقام ومنزلت انسان را پائین می آورد) هرکس بیشتر بدان بپردازد خود را کم و کوچک سازد.


1) - غرر، ج 2، ص 664، ح 894 .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 303، ح 4.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 426، ح 16.

4) - غرر، ج 2، ص 545، ح 12 .

5) - غرر، ج 1، ص 85، ح 1989.

814. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَفٰی بِالتَّکَبُّرِ ضِعَةً؛(1)

برای افتادن وخواری، همان خودخواهی کافی است.

815. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَکَبَّرَحُقِّرَ.(2)

هرکس تکبرکند، خوار شود.

815. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّکَبُّرُیُظهِرُالرَّذِیلَةَ؛(3)

تکبّرآشکارکننده، پستی است.

816. عَن مُعویةَ بنِ عمّارٍعَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قال: سَمِعتُهُ یَقُولُ:

إنّ فی السّماء ملکین موکّلین بالعباد، فمن تواشع لله رفعاه، ومن تکبّروضعاه؛(4)

معاویة عمار گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: براستی در آسمان دو فرشته برای بنده گان گماشته شده اند، پس هرگاه برای خدا تواضع و فروتنی کنند آنها بالا ببرند، و هرگاه تکبّر نمایند آنان را برگردانند (وسرنگون کنند).

«کفر»

817. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلکُفرُخِذلانٌ؛(5)

کفربه خدا، خواری است.818. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :... إِنَّ اللهَ رَفَعَ بِالإِیمانِ مَن کانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ وَضِیعًا إِذاکانَ مُؤمینًا وَوَضَعَ بِالکُفرِمَن کانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ شَرِیفًا إِذاکانَ کافِرًا؛(6)

بدرستی که خداوند آنکه مردم او را پست می شمرند بواسطۀ ایمان درصورتی که مؤمن باشد بالا برده است، وآنکه مردم اورا شریف می خوانند به جهت کفر در صورتی که کافر باشد پست و زبون ساخته است.


1) - غرر، ج2، ص 558، ح 39 .

2) - غرر، ج2، ص 612، ح 29.

3) - غرر، ج 1، ص 21، ح 576 .

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 215، ح 1.

5) - غرر، ج 1، ص 7، ح 91.

6) - ؟؟

«گردن کشی»

719. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَجَبَّرَحَقَّرَهُ اللهُ وَوَضَعَهُ؛(1)

هرکس گردن کشی کند، خداوند او را خوارگرداند و وا گذارد.

«گناه»

720. الإمامُ زَینُ العابِدِینَ (علیه السلام) : وَلا تُخزِنِی بِمَعصِیَتِکَ؛(2)

پروردگارا! مرا بمعصیت خود، خوار مگردان.

«آشکارکردن گناه»

721. عَنِ العبّاسِ مَولَی الرِّضا (علیه السلام) قالَ: سَمِعتُهُ یَقُولُ:... وَالمُذِیعُ بالسیّئة مخذول؛(3)

آشکارکننده گناه، خوار می شود.

«آسان گرفتن ارتکاب گناه»

722. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ أَن تَستَسهِلَ رُکُوبَ المَعٰاصِی فَاِنَّهٰا تَکسُوکَ فِی الدُّنیٰا ذِلَّةَ وَتَکسِبُکَ فِی الآخِرَةِ سَخَطَ اللهِ؛(4)

دوری کن ازاینکه ارتکاب گناهان را آسان بگیری، که این کار در دنیا لباس ذلت را به توپوشاند ودر آخر خشم خداوند را برایت فراهم سازد.

«لذت بردن ازگناه»

723. الذمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَلَذَّذَ بِمَعاصِی اللهِ أَکسَبَهُ ذَلاًّ؛(5)

هرکس بوسیله نافرمانی خداوند لذت برد، خواری را کسب کرده است.

«بکارگیری انسان لئیم»

724. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِصطِنٰاعُ اللَّئِیمِ أَقبَحُ رَذِیلَةٍ؛(6)

بکارگیری (انسان) لئیم وفرومایه، زشت ترین رذیلت وپستی است.


1) - غرر، ج 2، ص 657، ح 812.

2) - مفاتیح، دعای ماه شعبان ،ص321.

3) - وسائل الشیعه ج 11، ص 350، ح 1.

4) - غرر، ج 1، ص 156، ح 93.

5) - غرر، ج 2، ص 1160، ح 1161.

6) - غرر،ج1، ص43، ح 1278.

«نشستن در مجلسی که یکی از امامان(علیهم السلام) درآن سبّ می شود»

• قالَ أبُوجَعفَرٍ(علیه السلاتم): مَن قَعَدَ فِی مَجلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إمٰامٌ مِنَ الأئِمَّۀِ، یَقدِرُعَلی الإنتِصابِ فَلَم یَفعَل ألبَسَهُ اللهُ الذُلّ فِی الدُّنیٰا؛(1)

هرکس درمجلسی بنشیند که درآن مجلس یکی از ائمّه اطهار(علیهم السلام) سبّ و بدگوئی می شود، و او می تواند برخیزد ولی نکند، خداوند لباس ذلبت به او می پوشاند.

«منّت گذاردن»

725. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّکَرُّمُ مَعَ الإِمتِنانِ لَئُومٌ؛(2)

بخشند گی با منت گذاردن، پستی است.

«تحقیرکردن و خوارشمردن مؤمن»

726. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : من حقرمؤمنا مسکینا أوغیرمسکین لم یزل الله(عزّوجلّ) حاقرا له ماقتا، حتّی یَرجِعَ عَن مُحَقَّرَتِهِ إِیّاهُ؛(3)

هرکس مؤمنی را خوارشمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد یا غیرمستمند، پیوسته خدای (عزّوجلّ) او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه که از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.

«دشمنی با نیکان»

727. عَن عَمّارِبنِ مُوسی قالَ: وَسَمِعتُ أبا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَبُغضُ الأبرارِلِلفُجّارِخِزیٌ عَلیَ الفُجّارِ؛(4)

عماربن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: دشمنی تبهکاران با نیکان (ابرار) برای تبهکاران خواری و رسوائی است.

«نفاق»

728. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَنِّفٰاقُ مِن أَثٰافِیِّ الذُّلِّ؛(5)

نفاق و دورویی، از پایه های خواری است.


1) - «موضوع ساب معرفت ائمه اطهار، نشستن در مجلسی که ...، حدیث شماره 130»

2) - غرر، ج 1، ص 33، ح 1003 .

3) - اصول کافی، ج 4، ص 52، ح 4.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 454، ح 6.

5) - غرر، ج 1، ص 53، ح 1477.

«اظهار نیازمندی»

729. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ احتَجتَ اِلَیهِ هُنتَ عَلَیهِ؛(1)

کسی که به او نیازمند باشی (اظهارنیازکنی) نزد او خوار می شوی.

730. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کانَ لَهُ فِی اللِّئامِ حاجَةً فَقَد خَذَلَ؛(2)

هرکس را در نزد ناکسان نیازی باشد، البتّه خوارخواهد شد.

«عاق والدین»

731. الإمامُ الهادِیُّ (علیه السلام) : العُقُوقُ یُعَقِّبُ القِلَّةَ وَیُؤَدِّی الذِّلَّةَ؛(3)

نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، وبه ذلّت می کشاند.

«هواپرستی»

732. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن اَکرَمَ نَفسَهُ اَهانَتهُ؛(4)

امام علی (علیه السلام) : کسی که نفسش را اکرام کند و آن را بزرگ شمارد او را هلاک خواهد کرد733. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَریٰ مَعَ الهَویٰ عَثُرَبِالرَّدیٰ؛(5)

هرکس به دنبال هوای نفس روان گردد، با خواری بلغزد وسرنگون شود.

«همکاری برای یاری بر باطل»

734. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّظٰافُرُعَلٰی نَصرِالبٰاطِلِ لَومٌ وَخِیٰانَةٌ؛(6)

همکاری کردن برای یاری باطل، پستی وخیانت است.

«یاری جستن از دشمنان خدا»

735. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنُ انتَصَرَبِأَعدٰاءِاللهِ اِستَوجَبَ الخِذلانَ؛(7)

کسی که ازدشمنان خدا یاری به جوید، مستوجب خواری است.


1) - غرر، ج 2، ص 668، ح 947.

2) - غرر، ج 2، ص 719، ح 1480.

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 700، ح 22714.

4) - غرر، ج 2، ص 617، ح 141.

5) - غرر، ج 2، ص 650، ح 692.

6) - غرر، ج 1، ص 48، ح 1376.

7) - غرر، ج 2، ص 665، ح 917.

12- باب دوازدهم «ر» :دوازده فصل

اشاره

باب دوازدهم«ر»

فصل اول - گناهانی که باعث دور شدن انسان از راه راست می شود:

«عدم تأنّی و آهستگی»

736. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاإِصابَةَ لِمَن لاإِنائَةَ لَهُ؛(1)

کسی که تأنّی و آهستگی ندارد، راست (و درست) رَو نمی باشد.

«جهل و نادانی»

737. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَزکُو مَعَ الجَهلِ مَذهَبٌ؛(2)

به آنادانی هیچ راه و رسمی، درست نیاید.

«خود پسندی»

738. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِعجابُ ضِدُّ الصَّوابِ؛(3)

خود پسندی، ضد درستی وراستی است.

«غضب»

739. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ یُفسِدُالأَلبٰابَ وَیُعِیدُ مِن َالصَّوٰابِ؛(4)

خشم وغضب، عقل ها را تباه می سازد، و از راست و درست دور می نماید.

«نفاق»

740. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَنِفاقُهُ لَم یُعرَفُ وِفاقُهُ؛(5)

هرکس دو روییش بسیار باشد، یک رنگیش (و راهش) شناخته نشود.


1) - غرر، ج 2، ص 847، ح 344.

2) - غرر، ج 2، ص 834، ح 108.

3) - غرر، ج 1، ص 25، ح 723.

4) - غرر، ج 1، ص 49 ،ح 1701.

5) - غرر، ج 2، ص 636، ح 481.

فصل دوم - گناهی که باعث آلوده شدن انسان به ربا و نزول می شود:

«ندانستن احکام اسلامی تجارت»

741. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اتَّجَرَبِغَیرِفِقهٍ فَقَدِ ارتَطَمَ فِی الرِّبا؛(1)

کسی که بدون آموزش فقه اسلامی تجارت کند، به ربا خواری آلوده شود.

فصل سوم - گناهانی باعث می شود انسان به رتبه و درجه بالا تر نائل نیاید:

«پیروی از عادت های غلط»

742. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَیرُمُدرِکِ الدَّرَجاتِ مَن أَطاعَ العاداتِ؛(2)

کسی که از عادات (غلط) پیروی کند، به درجات عالی نخواهد رسید.

«شهوت و هواپرستی»

743. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن شَهوَةٍ مَنَعَت رُتبَةً؛(3)

بسا شهوتی که شخص را، از رسیدن به رتبۀ بالاتر باز می دارد.

فصل چهارم - گناهی که باعث می شود به انسان رحم نکنند:

«رحم نکردن به دیگران»

744. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَرحَم لَم یُرحَم؛(4)

کسی که رحم نکند، رحمش نکنند.

فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن انسان رحمت الهی می شود:

«اداء نکردن حق خداوند»

745. قال الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَحَقِیقَ عَلَی اللهِ تَبارَکَ وَتَعالی أَن یَمنَعَ رَحمَتَهُ مِمَّن مَنَعَ حَقَّ اللهِ فِی مالِهِ؛(5)

1) - نهج البلاغة، دشتی، ح 447.

2) - غرر، ج 2، ص 507، ح 29.

3) - غرر، ج 2، ص 550، ح 17.

4) - غرر، ج 2، ص 639، ح 531.

5) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 4، ح 6 .

و حق است برخداوند تبارک وتعالی این که بازدارد، رحمتش را از کسی که حق خدا را در مالش بازداشته و منع کرده است (مانند آنکه زکاتش را نداده).

«رحم کردن به بی رحم»

746. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَحمَةُ مَن لا یَرحَمُ تَمنَعُ الرَّحمَةَ؛(1)

رحم کردن به بی رحم، رحمت خدا را باز می دارد.

«قطع صله رحم»

747. عَن عُنَیسَة العابِدِ قالَ: جاءَ رَجُلٌ فَشَکا إِلی أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) أقارِبَهُ فَقالَ لَهُ:

اکظِم غَیظَکَ وَافعَل، فَقالَ: اِنَّهُم یَفعَلُونَ وَیَفعَلُونَ، فَقالَ أَتُرِیدُ تَکُونَ مِثلَهُم فَلا یَنظُرَاللهُ إِلَیکُم؛(2)

عنیسه عابد گوید: مردی آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) از خویشاوندان خود شکایت کرد، حضرت فرمود: خشم خود را فرو آرو کارخود را بکن «تو به آن ها نیکی کن» گفت: آن ها پشت سرهم کار خود را انجام می دهند (پشت سرهم اذیت می کنند) فرمود: آیا تو هم می خواهی مانند آن ها باشی، که خداوند نظر رحمت به شماها نخواهد کرد.

«آرام نگرفتن قلب با رحمت الهی»

748. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُسکِنِ الرَّحمَةُ قَلبَهُ قَلَّ لِقاؤُها لَهُ عِندَ حاجَتِهِ؛(3)

کسی که رحمت الهی آرام بخش دلش نباشد، دیدن رحمت الهی در وقت نیازش کم خواهدبود.

«کسی که در اثر بی توجهی و یا گناه در وقت بی نیازی قلبش با رحمت خداوند آرام نباشد، وقت نیازمندی دیگر نمی تواند آن رحمت الهی را ببیند»

فصل ششم - گناهانی که باعث رسوائی انسان می شود:

«دروغ»

749. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ عَیبٌ فاضِحٌ؛(4)

دروغگویی، عیبی رسوا کننده است.


1) - غرر، ج 1، ص 423، ح 47.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 593، ح 3.

3) - غرر، ج 2، ص 700،ح 1312.

4) - غرر، ج 1، ص 22، ح 605.

750. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ فَضّاحٌ؛(1)

دروغگویی، رسوا کننده است.

«سرزنش کردن مسلمان، پی جوئی کردن لغزش مسلمان»

751. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یامَعشَرَ مَن آَسلَمَ بِلِسانِهِ وَلَم یُخلِص الإِیمانَ إِلی قَلبِهِ لا تَذمُّوا المُسلِمِینَ وَلا تَتَبَّعُواعَوراتَهُم، فَانَّهُ مَن تَتَبَّعَ عَوراتَهُم، تَتَبَّعَ اللهُ عَورَتَهُ وَمَن تتَبَّعُ الله عَورَتَهُ، یُفضِحُهُ وَلَو فِی بَیتِهِ؛(2)

ای گروهی که به زبان اسلام آورده وهنوز ایمان را در قلبش خالص و برقرار نکرده است، مسلمانان را سرزنش نکنید و پی جوی لغزش ها و اسرار آنان نباشید، همانا هرکس لغزش های آنها را جستجوکند خداوند هم لغزش او را پی جوئی خواهد کرد، وکسی که خداوند پیگیر لغزش او باشد او را ولو در خانه اش مفتضح و رسوا خواهد نمود.

«شرور بودن»

752. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرُّیُعٰاقَبُ عَلَیهِ وَیُخزِی؛(3)

شرّ و بدی جزا داده می شود، و رسوایی به بار می آورد.

«تبعیت از شیطان»

قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکرِ؛»(4)

ای کسانی که ایمان آورده اید ازگام های شیطان پیروی نکنید، هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمراهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا و منکر می کند.

«فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ لِیُبدِیَ لَهُما ماوُرِیَ عَنهُما سَوءَتِهِما...؛»(5)

سپس شیطان آنها را وسوسه کرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکارسازد.


1) - غرر، ج 1، ص 8، ح 121.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 594، ح 3.

3) - غرر، ج 1، ص 31، ح 962.

4) - سوره نور، آیه 21.

5) - سوره اعراف، آیه 20.

«عمل نکردن به علم خود»

753. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَتَعٰاهَد عِلمَهُ فِی خَلاءِ فَضَحَهُ فِی المَلا؛(1)

کسی که در پنهان، هم پیمان علمش نباشد، (به آن عمل نکند) آن علم در پیدا و آشکار او را رسوا سازد.

عمل شنیع قوم لوط – همجنس گرائی»

754. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن آَلَحَّ فِی وَطیِ الرِّجالِ لَم یَمُت حَتّی یَدعُوَالرِّجالَ إِلی نَفسِهِ؛(2)

هرکس در نزدیکی کردن با مردان اصرار ورزد، (عمل شنیع قوم لوط را انجام دهد) نمیرد تا اینکه مردان را به خود بخواند.

755. قالَ آمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : ما أَمکَنَ أَحَدٌ مِن نَفسِهِ طائِعًا یُلعَبُ بِهِ إِلا أَلقَی اللهُ عَلَیهِ شَهوَةَ النِّساءِ؛(3)

هیچ مردی خود را از روی رغبت در اختیار مردان نگذارد، که با اوعمل فحشا انجام دهند، مگراینکه خداوند شهوت زنان را دردل اوافکند (مانند زنان میل آمیزش جنسی با مردان در دل او پیدا شود).

«قدم نهادن به جاهای مورد اتهام»

756. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَن دَخَلَ مَدٰاخِلَ السُّوءِ أتُّهِمَ؛(4)

و هرکس به جاهای بدنام قدم گذاشت، متّهم گردید (رسوایی آنجاها دامن او را نیز می گیرد).

«سرکشیدن به خانۀ همسایه و نگاه کردن به شرمگاه و بدن مرد و زن اهل آن خانه»

757. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن أَطلَعَ فِی بَیتِ جارِهِ فَنَظَرَفِی عَورَةِ رَجُلٍ أَوشَعرِإِمرَأَةٍ أَوشَیءٍ مِن جَسَدِها کانَ حَقًّا عَلَی اللهِ أَن یُدخِلَهُ النّارَمَعَ المُنافِقِینَ الَّذِینَ کانُوا یَتَّبِعُونَ عَوراتِ النّاسِ فِی الدُّنیا وَلا یَخرُجُ مِنَ الدُّنیا حَتّی یَفضَحَهُ اللهُ وَیُبدِی لِلنّاسِ عَورَتَهُفِی الآخِرَةِ؛(5)

هرکس به خانۀ همسایه سرکشد، و به عورات مردی یا موی زنی نظرکند یا چیزی از بدن او را ببیند، بر خداوند سزاوار است که او را به دوزخ برد، و با منافقان آنهایی که در دنیا


1) - غرر، ج 2، ص 712، ح 1427.

2) - عقاب الآعمال، ص 603، ح 3.

3) - عقاب الآعمال، ص 612، ح 11.

4) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت 349.

5) - عقاب الآعمال ،ص 648.

درصدد جستجوی عیوب مردم بودند همدم سازد، و از دنیا بیرون نرود تا اینکه خداوند او را رسوا و مفتضح نماید، و در قیامت عورت یا عیوب او را در برابر مردم آشکار نماید.

758. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَشَفَ حِجابَ أَخِیهِ إِنکَشَفَ عَوراتُ بَنِیهِ؛(1)

هرکس حجاب برادر دینیش را براندازد (و عیوب او را) آشکارنماید، پوشیده ها و عیوب خانواده اش آشکارگردد.

«عدم تهذیب نفس»

759. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَزهَب نَفسَهُ فَضَحَهُ سُوءُ العادَةِ؛(2)

هرکس نفسش را پاکیزه نگرداند، عادت زشت او را رسوا سازد.

«غلبۀ نفس برعقل»

760. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ هَوٰاهُ عَلٰی عَقلِهِ ظَهَرَت عَلَیهِ الفَضٰائِحُ؛(3)

کسی که هوای نفسش برعقل اوغلبه کند، و برآن چیره شود، رسوائی ها براو ظاهر و هویدا شود.

761. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ هَواهُ عَقلَهُ اِفتَضَحَ؛(4)

هرکه هوای نفسش بر عقلش غالب شود رسوا گردد.

فصل هفتم - گناهانی که باعث رنج و مشقت در زندگی انسان می شود:

«آرزوهای طولانی»

762. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَمَناهُ طالَ عَناؤَهُ؛(5)کسی که آرزوی بیشترداشته باشد، رنج طولانی ترخواهد داشت.

«آرزوی زیاد»

763. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَ مَنٰاهُ کَثُرَعَنٰاهُ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 684، ح 1139.

2) - غرر، ج 2، ص 719، ح 1468.

3) - غرر، ج 2، ص 675، ح 1036.

4) - غرر، ج 2، ص 650، ح 699.

5) - غرر، ج 2، ص 667،ح 940.

6) - غرر، ج 2، ص 656، ح 790 .

کسی که آرزویش زیاد باشد، رنجش بیشترباشد است.

«بداخلاقی»

764. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :مَن سٰاءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ؛(1)

کسی که خوی او بد است، خود را شکنجه دهد.

765. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلُّ دٰاءٍ یُدٰاوٰی إلا سُوءُ الخُلقِ؛.(2)

هر دردی درمان می شود، جز بد اخلاقی.

«بد اندیشی»

766. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :سُوءُ النِیَّةِ دٰاءٌ دَفِینٌ؛(3)

بداندیشی، درد پنهان است.

«ترک کردن حج»

قرآن کریم: «وَمَن أَعرَضَ عَن ذِ کرِی فَاِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحشُرُهُ یَومَ القِیامَةِ أَعمیٰ؛»(4)

و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. «در روایات متعددی اعراض از یاد حق «خدا» در آیۀ به ترک حج برای کسانی که قادرند، تفسیر شده» (5)

«حرص»

767. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فَی الحِرصِ أَلعَنٰا؛(6)

رنج وگرفتاری، درحرص وآزمندی است.

768. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالحِرصِ یَکُونُ العَنٰاءِ؛(7)

حرص، سبب درد و رنج می شود.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 12، ح 4.

2) - غرر، ج 2، ص 546، ح 54 .

3) - غرر، ج 1، ص 433، ح 19.

4) - سوره طه ،آیه 124.

5) - تفسیر نمونه، ج 13، ص 330.

6) - غرر، ج 2، ص 512، ح 27

7) - غرر، ج 1، ص 332، ح 71.

769. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الحِرصِ النَّصَبُ؛(1)

نتیجه حرص، تعب و رنج است.

770. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ ذُلٌّ وَعَناءٌ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : حرص خواری و رنج است.

771. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَرِیصُ تَعِبٌ؛(3)

حریص، اندر رنج است.

«حسد»

772. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ لا یَبرَءُ؛(4)

حسود، هیچ گاه رهائی ندارد (همیشه در رنج است).

773. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ألحَسُودُ أَبَدًا عَلِیلٌ وَالبَخِیلُ أَبَدَا ذلِیلٌ؛(5)

حسود، همیشه در دَرد و رنج و بخیل همیشه ذلیل و خوار است.

774. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ دٰائِمُ السُّقمِ وَإِن کٰانَ صَحِیحُ الجِسمِ؛(6)

حسود، همیشه دردمند ومریض است، گرچه در ظاهر(جسم او) سالم است.

775. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ یُضنِی؛(7)

حسد، شخص را رنجور می سازد.

«اعتماد به غیر خدا»

776. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ انقَطَعَ إِلی غَیرِاللهِ سُبحانَهُ وَتَعالی شَقِیَ وَتَعَنّی؛(8)

هرکس به غیرخداوند قطعیت و اعتماد نماید، بدبخت گردد و دچار گرفتاری شود.


1) - غرر، ج 1، ص 361، ح 61.

2) - غرر، ج 1، ص 25، ح 741.

3) - غرر، ج 1، ص 13، ح 301.

4) - غرر، ج 1، ص 31، ح 934 .

5) - غرر، ج 1، ص 70، ح 1790.

6) - غرر، ج 1، ص 85، ح 1984.

7) - غرر، ج 1، ص 6، ح 47.

8) - غرر، ج 2، ص655، ح .765.

«دروغ»

777. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلَّةُ الکِذبِ شَرُّعِلَّةٍ وَزَلَّةُ المُتَوَقِّی أَشَدُّ زَلَّةٍ؛(1)

رنج دروغگویی، بدترین رنج ها ولغزش شخص احتیاط کارسخترین لغزش ها است.

«دشمنی با مردم»

778. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إستَحلیٰ مُعٰادٰاةَ الرِّجٰالِ إِستَمَرَّعَلی مُعٰانٰاةِ القِتٰالِ؛(2)

هرکس دشمنی مردم را شیرین شمارد، روزگارش را همواره با رنج های جنگ وجدل به سرآورد.

«دل سپردن به زنان»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَکَثرَةَ الوَلَهِ بِالنِّسٰاءِ و... فَاِنَّ الوَلَهَ بِالنِّسٰاءِ مُمتَحَنٌ؛(3)

دوری کن از بسیار به زنان دل سپردن، زیرا آن کس که به زنان بسیار دل سپارد به رنج گرفتارشود.

«دنیا طلبی»

779. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرِنَتِ المِحنَةُ بِحُبِّ الدُّنیٰا؛(4)

درد و رنج و دنیا دوستی، بهم نزدیک اند.

780. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ مِنَ الدُّنیٰا مٰایُرضِیهِ کَثُرَتَجَنَّیهِ وَطٰالَ تَعَنَّیهِ وَتَعَدَّیهِ؛(5)هرکس از دنیا چیری که خورسندش کند طلب نماید، جنایتش بیشتر، ستم و رنجش بسیارگردد.

«دین را مِهر دنیا قرار دادن»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَمهَرِالدُّنیا دیینَکَ فَاِنَّ مَن أَمهَرَالدُّنیا دِینَهُ زَفَّت إِلَیهِ بِالشَّقاءِ وَالعَناءِ...؛(6)

دین خود را مهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی و رنج عروسی خواهد کرد.


1) - غرر، ج 2، ص 501، ح 35.

2) - غرر، ج 2، ص 673، ح 1016.

3) - «موضوع ذلت وخواری، دل سپردن به لذت دنیا، حدیث شماره 760»

4) - غرر، ج2، ص 534، ح 10.

5) - غرر، ج2، ص 661، ح 858.

6) - «موضوع نزول بلا، دین را بهای دنیاقراردادن، حدیث شماره 333».

«رغبت بدنیا»

781. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَغِبَ فِیهٰا اَتعَبَتهُ وَاشَقَّتهُ؛(1)

هرکس راغب دنیا باشد، دنیا او را به رنج اندازد وبدبختش نماید.

782. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الرَّغبَةِ التَّعَبُ؛(2)

نتیجه رغبت، «به دنیا» رنج و زحمت است.

«آشفتگی به دنیا»

783. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الوَلَهِ بِالدُّنیا عَظِیمُ المِحنَةِ؛(3)

نتیجۀ شفتگی به دنیا، رنج بزرگ است.

«دین داری کردن بدون راهنمایی امام راستگو و معصوم»

784. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن دانَ اللهَ بِغَیرِسِماعٍ مِن صادِقٍ أَلزَمَهُ اللهُ أَلبَتَّةَ إِلَی العَناءِ...(4)

هرکس بدون شنیدن و فرا گرفتن از امامی صادق و راستگو؛ خدا را پرستش (و دینداری) کند، قطعا خدا ملازم رنج و مشقتش سازد.

«ریاست طلبی»

785. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الرِّیاسَةِ رَأسُ المِحَنِ؛(5)

ریاست طلبی، سررشتۀ همۀ رنجها است.

«شهوت - غریزه جنسی»

786. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُدٰاوِ شَهوَتَهُ بِالتَّرکِ لَهٰا لَم یَزَل عَلِیلا (6)

کسی که شهوتش را به ترک شهوت مداوا نکند، همیشه دَردمند است.

787. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرِینُ الشَّهَواتِ أَسِیرُالتَّبِعاتِ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 658، ح 820.

2) - غرر، ج 1، ص 361، ح 60 و ص 359، ح 25.

3) - ؟؟

4) - اصول کافی، ج 2، ص 209، ح 4.

5) - غرر، ج 1، ص 380، ح 5.

6) - غرر، ج 2، ص 703، ح 1337.

7) - غرر، ج 2، ص 536، ح 43.

امام علی (علیه السلام) : همدم شهوت ها دربند گرفتاری هاست.

788. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : من کثرت شهوته ثقلت مؤنته(1)

کسی که زیاد شهوترانی کند، بار رنجش سنگین باشد.

«طمع»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَمَع ذَلَّ وَتَعَنّی؛(2)

شخص طمعکار، به خواری و رنج گرفتارمی شود.

«فریب سازش را خوردن - سازش با دشمن»

789. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ إغتَرَّبِمُسٰالَمَةِ الزَّمَنِ إِغتَصَّ بِمُصٰادَمَةِ المِحَنِ؛(3)

هرکس فریب سازش روزگار را بخورد، با صدمات و گرفتاری ها، اندوهگین گردد.

«فتنه انگیزی»

790. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِتنَةُ مَقرُونَةٌ بِالعَنٰا؛(4)

فتنه و رنج، همراهِ همند.«قصد و نیت بد - بدخواهی»

791. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ عَزمُهُ رَجَعَ عَلَیهِ سَهمُهُ؛(5)

هرکس قصد و نیتش بد باشد، تیرش به خودش برمی گردد.

«لغزش و انحراف از راه راست»

792. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن زَلَّ عَنِ الطَّرِیقِ وَقَعَ فِی حَیرَةِ المَضِیقِ؛(6)

هرکس از راه راست بلغزد، در سرگردانی، تنگی و فشار(زندگی) واقع گردد.


1) - غرر، ج 2، ص 651، ح 701.

2) - «موضوع ذلت وخواری، طمع، حدیث شماره 797»

3) - غرر،ج2، ص 674، ح 1022.

4) - غرر، ج 1، ص 35، ح 1101.

5) - غرر،ج 2، ص 648، ح 659.

6) - غرر، ج 2، ص 681، ح 1112.

«لئیم و ناکس بودن»

793. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظِلُّ الِئامِ نَکِدٌ وَبِیٌّ؛(1)

سایۀ ناکسان، زندگی، تنگ و وباداری است.

«مال - ثروت»

794. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمٰالُ دٰاعِیَةُ التَّعَبِ وَمَطِیَّةُ النَّصَبِ؛(2)

دارائی، گشانندۀ رنج ها ومرکب سواریِ خستگی ها است.

«معصیت - گناه»

795. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُقارِنُ السَّیِّئاتِ مُوقِنٌ بِالتَّبِعاتِ؛(3)

نزدیک شونده به گناهان، یقینا به ورطه گرفتاری ها ورنج ها افتادنی است.

796. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مامِن نَکبَةٍ تُصِیبُ العَبدَ إِلا بِذَنبٍ، وَما یَعفُ اللهُ أَکثَرُ؛(4)

هیچ رنج ومشقتی به بنده ای نمی رسد مگر به سبب گناه، و آنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر است.

«إعراض از ولایت امیرالمؤمنین - علیه السلام»

797. ازامام صادق (علیه السلام) پرسیدند منظور از آیۀ:«وَمَن أَعرَضَ عَن ذِکرِی فَاِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحشُرُهُ یَومَ القِیامَةِ أَعمیٰ»

چیست؟ فرمود: اعراض از ولایت امیرالمؤمنین(ع) است؛(5)

«ا صلاح نکردن نفس»

798. الإِمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَتَدارَک نَفسَهُ بِاصلاحِهٰا أَعضَلَ دٰاؤُهُ وَأَعیٰا شِفٰاؤُهُ وَعَدِمَ الطَّبِیبَ؛(6)

هرکس به اصلاح نفس خود نپردازد، دردش سخت و درمانش دشوار می شود، و طبیبی نخواهد یافت.


1) - غرر، ج 2، ص 276، ح 31.

2) - غرر، ج 2، ص 276، ح 1487.

3) - غرر، ج 2، ص 765، ح 133.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 238، ح 6.

5) - تفسیر نمونه، ج 13، ص 329 .

6) - غررالحکم، 655.

«تبعیت از هوای نفس»

799. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاتَتَّبِعِ الهَوی فَمَنِ اتَّبَعَ الهَواهُ اِرتَبَکَ؛(1)

پیرو هوای نفس مباش، که هرکس هوایش را پیروی کند دچار سختی می گردد.

800. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَرِیَ بِالشَّهَواتَ أَباحَ لِنَفسِهِ الغَوائِلَ(2)

هرکس فریب شهوتش (هوای نفسش) را بخورد، گرفتاری ها را برخویش مباح ساخته است.

«دل برگردانی از یاد خدا»

قرآن کریم: «وَمَن آَعرَضَ عَن ذِکرِی فَاِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکا...؛»(3)

هرکس از یاد من روگردان شود، زندگی تنگ (و پرمشقت) خواهد داشت.

«اصولا تنگی زندگی بیشتر به خاطر کمبود های معنوی و نبودن غذای روحی است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگی بیش از حد به جهان ماده است، و آنکس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همۀ این نگرانیها در امان است»(4)

فصل هشتم - گناهی که باعث عدم رضایت انسان از مقدرات الهی می شود:

«حرص شدید»

801. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرِهُ لا یَرضٰی؛(5)

حریص، هیچگاه خرسند و راضی نمی شود.

فصل نهم - گناهی که باعث آوارگی و فرار رعیت می شود:

(رعیت - عامه مردم زیردست و دارای سرپرست)

«ظلم و ستمگری»

802. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) - لزیاد بن أبی وقد استخلفه لعبد الله بن عباس علی فارس واعمالها، فی کلام طویل کان بینهما نهاه فی تقدم الخراج -:

1) - غرر، ج 2، ص 811، ح 611.

2) - غرر، ج 2، ص 679، ح1089.

3) - سوره طه، آیه 124.

4) - تفسیرنمونه، ج 13، ص 328.

5) - غرر، ج 1، ص 31، ح 935.

اِستَعمَلِ العَدلَ، وَاحذَرِالعَسفَ وَالحَیفَ. فَاِنَّ العَسفَ یَعُودُ بِالجَلاءِ، وَالحَیفَ یَدعُوإِلَی السَیفِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) - چون زیاد بن أبیه را به جای عبد الله بن عباس به فارس و شهرهای پیرامون آن حکومت داد، او را در دستورالعمل طولانی از گرفتن مالیات نا به هنگام نهی کردند - فرمود: عدالت را بگستران، و از ستمکاری پرهیزکن، که ستم رعیت را به آوارگی کشاند، و بیداد گری به مبارزه و شمشیر می انجامد.

فصل دهم - گناهی که باعث گرفتاری روح انسان می شود:

«حسد»

803. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ حَبسُ الرُّوحِ؛(2)

حسد، بربند افکندن و گرفتارکردن روح است.

فصل یازدهم - گناهانی باعث گردش بد روزگار و زمانه برعلیه انسان می شود:

«انتظارگردش بد روزگار برای مؤمنین»

قرآن کریم: «وَمِنَ الأَعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَمًا وَیَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَعَلَیهِم دائِرَةُ السُّوءِ وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛»(3)

گروهی از (این) اعراب بادیه نشین چیزی را که (در راه خدا) انفاق می کنند، غرامت محسوب می دارند، و انتظار حوادث دردناکی برای شما می کشند، حوادث دردناک «روزگار» برای آنها است، و خداوند شنوا و داناست.

«گناهان و معاصی»

(هرگاه زمان فاسد شد (در اثرگناه و...) فرومایگان سرکار می آیند و سرور می شوند)

804. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذا فَسَدَالزَّمانُ سادَ اللِّئامُ؛(4)

هنگامی که روزگار فاسد وتباه شد، فرومایگان سرکارآیند و سرور شوند.


1) - نهج البلاغة، دشتی، ص742، ح 476.

2) - غرر، ج 1، ص 31، ح 935.

3) - سوره توبه، آیه 98.

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 55 .

فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بطلان و قبول نشدن روزه انسان می شود:

«أذیت مرد به همسر- أذیت زن به شوهر»

• قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :وَمَن کٰانَت لَهُ إمرَأةٌ تُؤذِیهِ لَم یَقبَلِ اللهُ صَلاتَها وَلا حَسَنَةً مِن عَمَلِهٰا حَتّٰی تُعِینُهُ وَتُرضِیهِ، وَإِن صٰامَتِ الدَّهرَ؛ ثَمّ قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَعَلَی الرّجُلِ مِثلُ ذٰالِکَ الوِزرِوَالعَذٰابِ إذٰا کٰانَ لَهٰا مُؤذِّ یًا ظٰالِمًا؛(1)

کسی را زنی باشد، که اورا (شوهر را) أذیت و آزار کند، خداوند نماز او و هیچ عمل نیکی از او را قبول نخواهد کرد، اگرچه تمام روزها را روزه بگیرد. سپس رسول الله(ص) فرمود: بر مرد نیز چنین، گناه وعذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.

«دروغ بستن به خدا، رسول خدا و ائمه اطهار- علیهم السلام»

805. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : خَمسَةُأَشیاءَ تُفطِرُالصّائِمُ... وَالکِذبُ عَلَی اللهِ وَعَلی رَسُولِهِ وَعَلَی الأَئِمَّةِ عَلَیهُمَ السَلامُ؛(2)

پنچ چیز است که روزه را باطل می کند،... و دروغ بستن به خدا و رسول خدا وائمه معصومین(علیهم السلام).

«چشم چرانی، دروغ، ظلم»

806. أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ: إَنَّ الکَذِبَةَ لَتُفطِرُالصّائِمَ وَالنَّظرَةَ بَعدَ النَّظرَةِ وَالظُّلمَ کُلَّهُ قَلِیلَهُ وَکَثِیرَهُ؛(3)

همانا دروغ، روزه را باطل می کند، و همچنین نظر دوم (به نامحرم) و هر نوع ظلم، چه کوچک و چه بزرگش.

«رعایت نکردن شرائط روزه داری - مانند حفظ نکردن چشم ازحرام»

807. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : گَم مِن صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صِیامِه إلا الظَّمَأُ؛(4)

بسا روزه داری، که روزه برایش جز گرسنگی وتشنگی هیچ نیست.


1) - «موضوع ازبین رفتن حسنات واعمال نیک، آزارواذیت زن وشوهر، حدیث شماره 458»

2) - وسائل الشیعه، ج 7، ص 21، ح 6.

3) - وسائل الشیعه، ج 7، ص 21، ح 9.

4) - غرر،ج2، ص 551 ،35.

«خرید و فروش شراب»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... ألا وَمَن بٰاعَها أوِاشتَرٰاهٰا لِغَیرِهِ لَم یَقبَلِ اللهُ تَعالی مِنهُ صَلاةً وَلا صِیٰامًا... حَتّٰی یَتُوبَ مِٰنهٰا؛(1)

آگاه باشید! کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخرد، خداوند متعال نماز و روزه او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.

«غیبت»

808. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَنِ اغتٰابَ أخٰاهُ المُسلِمَ بَطَلَ صَومُهُ وَانتَقَضَ وُضُوؤُهُ فَاِن مٰاتَ وَهُوَکَذٰالِکَ مٰاتَ وَهُوَ مُستَحِلٌّ لِمٰا حَرَّمَ اللهُ؛(2)

هرکس غیبت برادر مسلمان خود را بنماید، روزه اش باطل شود و وضویش بشکند، و چنانچه درآن حال بمیرد درحالی مرده است که حرام خدا را حلال شمرده.


1) - «موضوع قبول نشدن حج، خریدوفروش شراب، حدیث شماره 438»

2) - عقاب الأعمال، ص 654.

13- باب سیزدهم « ز»:شش فصل

اشاره

باب سیزدهم «ز»

فصل اول - گناهی که باعث بدزبانی، فحاشی و هرزه گویی انسان می شود:

«نفاق»

809. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنّ الفُحشَ وَالبِذاءَ وَالسَّلاطَةَ مِنَ النِّفاقِ؛(1)

فحاشی، بدزبانی و هرزه گویی از نفاق است.

فصل دوم - گناهانی که باعث زلزله و زمین لرزه می شود:

«تکذیب پیامبران الهی، سرپیچی از فرمان الهی»

قرآن کریم: «قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(2)

متکبران گفتند ما به آنچه شما (ایمان آوردگان) به آن ایمان آورده اید کافریم.

«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوایٰاصٰالِحُ آئتِنٰابِمٰاتَعِدُنٰاإِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(3)

سپس«ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند، وگفتند: ای صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور.

«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(4)سرانجام زمین لرزه (و زلزله) آنها را فراگرفت و صبحگاهان (تنها) جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 327، ح 3.

2) - سوره آعراف آیه 76.

3) - سوره آعراف آیه 77.

4) - سوره آعراف آیه 78.

«رابطه نامشروع - زنا»

810. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : اِذا فَشا أربَعَةٌ ظَهَرَت أربَعَةٌ: إذا فَشَا الزِّنا ظَهَرَتِ الزَّلزَلَةُ...؛(1)

هرگاه چهار چیز ظاهر شد، چهار چیز دیگر نیز پدیدار می شود: هرگاه زنا و رابطه نامشروع شایع شد، زلزله نیز پیدا می شود (و بوجود می آید).

فصل سوم - گناهانی که باعث ایجاد فساد در زمین، ناله ونفرین زمین بر انسان می شود:

الف) ایجاد فساد در زمین:

«کاستن ازحق مردم، عیب گذاردن بر روی اجناس و اموال مردم، کم فروشی، فساد اقتصادی»

قرآن کریم: «وَیا قَومِ أَوفُواالمِکیالَ وَالمِیزانَ بِالقِسطِ وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشیاءَ هُم وَلا تَعثَوا فِی الأَرضِ مُفسِدِینَ؛»(2)

وای قوم من، پیمانه و وزن را با عدالت وفا کنید و بر اشیاء (وأجناس) مردم عیب مگذارید و ازحق آنان نکاهید و در زمین فساد مکنید.

«فساد ازطریق کم فروشی، فساد ازطریق غصب حقوق مردم و تجاوزبه حق دیگران، فساد بخاطر برهم زدن میزآن ها ومقیاس های اجتماعی، فساد ازطریق عیب گذاشتن براموال و اشخاص، و بالأخرة فساد به خاطرتجاوزبه حریم حیثیت وآبرو ناموس وجان مردم» (3)

ب) ناله و نفرین زمین:

«ریخته شدن خون ناحق بر زمین، ریخته شدن آب غسل زنا بر زمین، خوابیدن قبل از طلوع آفتاب بدون نماز صبح»
811. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ماعَجَّتِ الأَرضُ إِلی رَبِّها (عَزَّوَجَلَّ) کَعَجِیجِها مِن ثَلاتثٍ: مِن دَمٍ حَرامٍ یُسفَکُ عَلَیها أَواِغتِسالٍ مِن زِنا، أَوِالنَّومِ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمسِ؛(4)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 184، ح 3.

2) - سوره هود، آیات 84 و 85.

3) - تفسیر نمونه، ج 9، ص 202.

4) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 233، ح 12.

هیچ گاه زمین به سوی پروردگارش ناله نکرد مانند ناله اش ازسه چیز: از ریخته شدن خون ناحق بر روی آن، یا ریخته شدن آب غسل زنا بر روی آن و یا خوابیدن قبل طلوع آفتاب در روی آن «بدون نماز صبح».

فصل چهارم - گناهی که باعث گرفتارشدن انسان در زندان های تنگ وتاریک می شود:

«افشا کردن راز و اسرار اهل بیت - صلوات الله علیهم اجمعین»

812. قٰالَ أَبُوعَبداللهِ (علیه السلام) : مَنِ استَفتَحَ نَهٰارَهُ بِاِذٰاعَةِ سِرِّنٰا سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ حَرَّالحَدِیدِ وَضِیقَ المَحٰابِسِ؛(1)

کسی که روز خود را با افشاء، سرّو راز ما (اهل بیت) بگشاید، خداوند حرارت آهن «داغ» و تنگنای زندان ها را بر او مسلط گرداند.

فصل پنجم - گناهانی که باعث تباه و ناگوار شدن زندگی انسان می شود:

«اعتماد به رأی خود و به قیاس در خداشناسی»

813. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اعتَمَدَ عَلَی الرَّأیِ وَالقِیاسِ فِی مَعرَفِةِ اللهِ ضَلَّ وَتَصَعَّبَت عَلَیهِ الآُمُورُ(2)

هرکس در خداشناسی برأی خود و به قیاس تکیه کند (و عمل نماید) گمراه گردد، و کارهایش (و امور زندگیش) دشوار و ناگوار شود.

«بداخلاقی»

814. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلسَّیِّئُ الخُلقُ کَثِیرُالطَّیشِ مُنَغَّضُ العَیشِ؛(3)

انسان بداخلاق، بی خردیش زیاد و زندگیش تباه است.

815. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَلاثٌ لا یَهنَأُ لِصاحِبِهِنَّ عَیشٌ: أَلحِقدُ وَالحَسَدُ وَسُوءُالخُلقِ؛(4)

سه چیز است که زندگی برای صاحب آنها گوارا نخواهد بود: کینه توزی، حسادت و بداخلاقی.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 79، ح 12.

2) - غرر، ج 2، ص 720، ح 1489.

3) - غرر، ج 1، ص 61، ح 1636.

4) - غرر، ج 1، ص 362، ح 6 .

816. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُالخُلقِ نَکدُالعَیشِ وَعَذابُ النَّفسِ؛(1)

بدخوئی زندگانی را (برانسان) تنگ می کند و نفس به رنج می افکند.

817. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم تَحسُن خَلائِقُهُ لَم تُحمَد طَرائِقُهُ؛(2)

هرکس دارای خوی پسندیده نباشد، روشهایش ستوده نخواهدشد.

«بد گمانی - سوء ظن»

818. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :سُوءُ الظَّنِّ یُفسِدُالاُمُورَوَیَبعَثُ عَلَی الشُّرُورِ؛(3)

بدگمانی کارها را تباه می سازد و بدی ها را برمی انگیزد.

«از حق تجاوز کردن»

819. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : مَن تَعَدَّی الحَقَّ ضٰاقَ مَذهَبُهُ؛(4)

هرکه از حق تجاوزکند، راه و روش (زندگی) وی براو تنگ خواهد بود.

«حسد»

امام علی (علیه السلام) فرمود: سه چیز است که زندگی برای صاحب آنها گوارا نخواهد بود: کینه توزی، حسادت و بداخلاقی؛(5)

«غشّ و خیانت به برادر دینی »

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن غَشَّ أَخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللهُ بَرَکَةَ رِزقِهِ، وَأَفسَدَعَلَیهِ مَعِیشَتَهُ، وَوَکَلَهُ إِلی نَفسِهِ؛(6)و هرکس با برادر دینی خود غش و دغلی کند خداوند برکت را از روزیش برکند، و زندگی او را پریشان و فاسد نماید، و او را بخویش واگذارد.

«فحاشی و دشنام دادن»

• قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مَن فَحَّشَ عَلی أِخِیهِ المُسلِمِ نَزَعَ اللهُ مِنهُ بَرَکَتَ رِزقِهِ، وَوَکَلَهُ إِلی نَفسِهِ، وَأَفسَدَ عَلَیهِ مَعِیشَتَهُ؛(7)

1) - غرر، ج 1، ص 439، ح 89 .

2) - غرر، ج 2، ص 720، ح 1486.

3) - غرر، ج 1، ص 433، ح 26 .

4) - غرر، ج 2، ص 665،ح 908.

5) - «همین موضوع، حدیث شماره 815»

6) - «موضوع برچیده شدن برکت، غشّ وخیانت، دشنام، حدیث شماره 318 و419»

7) - «موضوع برچیده شدن برکت، غشّ وخیانت، دشنام، حدیث شماره 318 و419»

امام باقر (علیه السلام) فرمود: هرکس به برادر مسلمان خود دشنام دهد خدا برکت از روزی او بردارد، و او را بخودش واگذارد، و زندگیش را تباه سازد.

«کینه توزی»

820. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِقدُ یُذرِی؛(1)

کینه توزی، زندگی را از هم می پاشد.

«لغزش و انحراف از راه راست»

821. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن زَلَّ عَنِ الطَّرِیقِ وَقَعَ فِی حَیرَةِ المَضِیقِ؛(2)

هرکس از راه راست بلغزد، در سرگردانی، تنگی و فشار(زندگی) واقع گردد.

«مدارا نکردن و درشتخوئی»

822. قالَ رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عله واله): أَلرِّفقُ یُمنٌ، وَالخِرقُ شُومٌ؛(3)

مدارا کردن ونرمش مبارک، و مدارا نکردن و درشتی شوم است.

«همجنس گرائی»

• امام رضا (ع) نیز در باب فلسفه تحریم همجنس گرایى در اسلام فرموده اند: "علة تحریم الذکران للذکران، والاناث للاناث، لما رکب فى الاناث و ما طبع علیه الذکران، و لما فى اتیان الذکران، الذکران و الاناث للاناث،... و فساد التدبیر؛(4)فلسفه تحریم مردان برمردان و زنان بر زنان این است که این امربرخلاف فطرت و خلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، و تدبیر زندگى اجتماعى به فساد مى گراید.

«نزدیک وهمشین شدن با دشمن»

823. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَم یَهنَأِ العَیشَ مَن قارَنَ الضِّدَّ؛(5)

کسی که با دشمن نزدیکی و همنشینی کند، زندگیش گوارا نخواهد شد.


1) - غرر، ج 1، ص 6، ح 48.

2) - غرر، ج 2، ص 681، ح 1112.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 213، 1.

4) - «موضوع حرای وویرانی خانه ها و...، عمل شنیع قوم لوط، حدیث شماره 560)

5) - غرر، ج 2، ص 599، ح 2 و ص 555، ح 25.

فصل ششم - گناهی که مانع زهد و پرهیزکاری انسان می شود:

«پیروی ازشهوت و هوای نفس»

824. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَصِلُ إِلی حَقِیقَتِ الزُّهدِ مَن لَم یُمِت شَهوَتَهُ؛(1)

چگونه به حقیقت زهد خواهد رسید، کسی که شهوتش را نکشته است.


1) - غرر الحكم : ح 7000

14- باب چهاردهم« س»: نه فصل

اشاره

باب چهاردهم«س»

فصل اول - گناهی که باعث بی ارزش و غیرالهی شدن سخن انسان می شود:

«دروغ»

825. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَکِذبُهُ لَم یُصدَق؛(1)

کسی که بسیار دروغ گوید، سخنش تصدیق و باور نشود.

826. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ زَوٰالُ المَنطِقِ عَنِ الوَضعِ الإِلهِی؛(2)

دروغ بیرون شدن گفتار و سخن از جایگاه الهی است.

فصل دوم - گناهی که باعث زشتی و ناپسندی سخاوت و بخشش انسان می شود:

«اسراف و زیاده روی در سخاوت و بخشش»

827. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : شَینُ السَّخٰاءِ أَلسَّرَفُ؛(3)

زشتی بخشش، اسراف و زیاده روی دربخشش است.

فصل سوم - گناهی که باعث سرافکندگی انسان می شود

«دروغ»

828. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ یُوجِبُ الوَقِیعَةَ؛(4)

امام علی (علیه السلام) : دروغ سبب سرافکندگی می شود.


1) - غرر، ج 2، ص 625، ح 306.

2) - غرر، ج 1، ص 59، ح 1589.

3) - غرر، ج 1، ص 451، ح 31.

4) - غرر، ج 1، ص 27، ح 797.

فصل چهارم - گناهانی که باعث سرزنش و نکوهش انسان می شود:

«سرگرمی به باطل»

829. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُستَعمِلُ الباطِلِ مُعَذَّبٌ وَمَلُومٌ؛(1)

آن که به کار باطل سرگرم است، عذاب شونده و نکوهش شده است.

«بخل»

830. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلبَخِیلُ فِی الدُّنیٰا مَذمُومٌ وَفِی الآخِرَةِ مُعَذَّبٌ مَلُومٌ؛(2)

بخیل، در دنیا نکوهیده و درآخرت گرفتار و نکوهش شده است.

831. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ یَکسِبُ الذَّمَّ؛(3)

بخل، نکوهش آوراست.

832. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَخِیلُ مَذمُومٌ؛(4)

امام علی (علیه السلام) : بخیل نکوهیده است.

«بدعتگذاری»

833. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِذا رَأَیتُم أَهلَ الرَّیبِ وَالبِدَعَ مِن بَعدِی فَأظهَرُوا البَرائَةَ مِنهُم، وَأَکثَرُوا مِن سَبِّهِم وَالقَولَ فِیهِم وَالوَقِیعَةَ، وَباهِتُوهُم کَیلا یَطمَعُوا فِی الفَسادِ فِی الأِسلامِ وَیَحذِرُهُمُ النّاسُ وَلا یَتَعلّمُونَ مِن بِدَعِهِم...؛(5)

هرگاه پس از من اهل شک و بدعت را دیدید، بیزاری خود را از آنها آشکارکنید، و به آنها بسیار دشنام دهید، و درباره آنها زیاد بدگویی کنید، و عیوبشان را زیاد بگویید، و با برهان و دلیل آن ها را مبهوت (وخفه سازید) تا به فساد دراسلام طمع نکنند ومردم ازآنها برحذر شوند و از بدعت های آنان (چیزی) نیاموزند.

«حرص»

834. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ ذَمِیمُ المُغَبَّةِ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 768، ح 153.

2) - غرر، ج 1، ص 68، ح 1761.

3) - غرر، ج 1، ص 19، ح 529.

4) - غرر، ج 1، ص 8، ح 133.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 508،ح 1.

6) - غرر، ج 1، ص 18، ح 485.

دنبال حرص، نکوهش است.

835. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُستَعمِلُ الحِرصِ شَقِیٌّ مَذمُومٌ؛(1)

انجام دهندۀ حرص، بدبخت و نکوهیده است.

«دروغ»

836. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عٰاقِبَةُ الکِذبِ مَلامَةٌ وَنَدٰامَةٌ؛(2)

پایان دروغگویی، سرزنش و پشیمانی است.

«بنام دین دنیا را طلب کردن»

837. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طالِبُ الدُّنیا بِالدِّینِ مُعاقَبٌ وَمَذمُومٌ؛(3)

آنکه بوسیله دین در طلب دنیا است، مورد بازخواست ونکوهش است.

«بد سخن بودن»

838. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ کَلامُهُ کَثُرَمَلامُهُ؛(4)

کسی که بدسخن باشد، نکوهش کننده اش بسیارشود.

«سبک و خوارشمردن عهد وپیمان»

839. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَحقَرَذِمَّةً إِکتَسَبَ مَذَمَّةً؛(5)

کسی که عهد و پیمان را سبک وخوار شمارد، نکوهش را کسب نماید.

«سرزنش کردن دیگران»

840. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَمَتَ یِزَلَّةِ غَیرِهِ شَمَتَ غَیرُهُ بِزَلَّتِهِ؛(6)

هرکس دیگری را بواسطه لغزشش نکوهش کند، دیگری او را بواسطه لغزشش نکوهش خواهد کرد.


1) - غرر- ج 2، ص 768، ح 154.

2) - غرر، ج 1، ص 68، ح 1761.

3) - غرر، ج 2، ص 470، ح 12.

4) - غرر، ج 2، ص 659، ح 835 .

5) - غرر، ج 2، ص 635، ح 453.

6) - غرر، ج 2، ص 713، ح 1445.

«سرزنش کردن مؤمن»

841. قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن أنَّبَ مُؤمِنًا أنَّبَهُ اللهُ فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ؛(1)

هرکس مؤمنی را سرزنش کند، خداوند او را در دنیا وآخرت سرزنش خواهدکرد.

842. قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن أَذٰاعَ فٰاحِشَةً کٰانَ کَمُبتَدِ ئِهٰا، وَمَن عَیَّرَمُؤمِنا بِشَیءٍ لَم یَمُت حَتّیٰ یَرکَبَهُ؛(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است: هرکس کارزشتی را فاش کند، مانند کسی است که آن را انجام داده، وهرکس مؤمنی را به چیزی سرزنش کند نمیرد تا مرتکب آن شود.

843. قٰالَ أبُوعبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن عَیَّرَمُؤمِنًا بِذَ نبٍ لَم یَمُت حَتّیٰ یَرکَبَهُ؛(3)

هرکس مؤمنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا مرتکب آن شود.

844. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن لَقِیَ أخٰاهُ بِما یُؤَنِّبُهُ أنَّبَهُ اللهُ فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ؛(4)

هرکس مؤمنی را دیدارکند و به چیزی او را سرزنش کند، خداوند او را دردنیا وآخرت سرزنش خواهد کرد.

«شرک»

قرآن کریم: «وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(5)

و با «خدا» معبود دیگری قرارمده، که ضعیف و مذموم (نکوهش شده) و بی یار و یاور خواهی شد.

«ظلم»

845. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظّالِمُ مَلُومٌ؛(6)

ستمگر، سرزنش شده است.

«غیبت»

846. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن وَلِحَ بِالغَیبَةِ شُتِمَ؛(7)

1) - اصول کافی، ج، ص 59، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 59، ح 2.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 59 ،ح 3.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 59، ح 4.

5) - سوره إسراء، آیه 22.

6) - غرر، ج 1 ،ص 8، ح 135.

7) - غرر... و ج 1، ص 24، ح 697.

کسی که حریص غیبت باشد، سرزنش می شود.

«لئیم و فرومایه بودن»

847. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئُومُ جِماعُ المَذامّ؛(1)

فرومایگی، گردآورنده نکوهش ها است.

«بدست آوردن رضایت مردم با چیزی که مورد غضب پروردگار است»

848. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن طَلَبَ مَرضاةَ النّاسِ بِما یَسخِطُ اللهَ (عزّوجلّ) کانَ حامِدُهُ مِنَ النّاسِ ذامًّا؛(2)

کسی که خوشنودی مردم را با چیزی که خداوند (عزّوجلّ) را به غضب می آورد، طلب نماید، ستایشگران او از مردم، سرزنش گرش خواهند شد.

فصل پنجم - گناهانی که باعث سرنگونی و درهم شگسته شدن انسان می شود:

«دشمنی با آیات وپیامبران الهی»

قرآن کریم: «سَأُرهِقُهُ صَعُودَا؛»(3)

به زودی او «ولید دشمن خدا و آیات خدا» را مجبور می کنم که از قلّۀ زندگی بالا رود، «سپس او را به زیر می افکنم».

«اسراف»

849. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ السَّرفِ یُدَمِّرُ؛(4)

مال بی اندازه خرج کردن، (اسراف) انسان را می افکند وسرنگون می کند.

«انحراف از مسیر حق»

قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَدناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»(5)

سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم. «انسان بعد ازخلقت در بهترین صورت، ولی بعدا در اثر انحراف از مسیرحق به پائین ترین مرحله سقوط می کند»


1) - غرر... و ج 1، ص 24، ح 697.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 421، ح 2.

3) - سوره مدثّر، 17.

4) - غرر، ج 2، ص 563، ح 39.

5) - سوره تین، آیه 5.

«بدی کردن»

850. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن جَری فِی مَیدانِ إِسائَتِهِ کَبی فِی جَریِهِ؛(1)

هرکس در میدان بدی بتازد، سرنگون شود.

«سوء تدبیر»

851. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ التَّدمِیرِسُوءُالتَّدبِیرِ؛(2)

سوء تد بیرو کج اندیشی باعث هلاکت وسرنگونی است.

«در افتادن با حق»

852. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن صٰاعَ الحَقَّ صُرِعَ؛(3)

هرکس با حق درگیرشود، سرنگون گردد.

853. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غالَبَ الحَقَّ غُلِبَ؛(4)

هرکس بخواهد برحق غلبه کند مغلوب می شود.

854. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَ الحَقَّ قَتَلَهُ؛(5)

هرکس با حق به دشمنی برخیزد، حق او را بکُشد.

«دشمنی با خدا»

855. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَ اللهَ قُصِمَ؛(6)

هرکس با خدا دشمنی کند، درهم شکسته شود.

«مالک شدن دنیا بر انسان»

856. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَلَکَتهُ الدُّنیٰا کَثُرَصَرعَتَهُ؛(7)

کسی که دنیا مالکش شود، افتادنش بسیارگردد.


1) - غرر، ج 2، ص 676، ح 1058.

2) - غرر، ج 1، ص 432، ح 39.

3) - غرر، ج 2، ص 618، ح 171.

4) - غرر، ج 2، ص 622، ح 238.

5) - غرر، ج 2، ص 622، ح 245.

6) - غرر، ج 2، ص 622، ح 236.

7) - غرر، ج 2، ص 638، ح 505 .

«نشناختن محل قدم گذاردن – و رفت وآمدکردن»

• الإمامُ عَلِیٍّ (علیه السلام) : مَن جَهِلَ مَوضِعَ قَدَ مِهِ عَثُرَبِدَعاوِیُ نَدَمِهِ؛(1)

هرکس جای پای خود را نشناسد (نداند باید به کجا قدم بگذارد) بوسیله دعا وی (وعوامل) لغزش های پشیمانی، بسرآید (و سرنگون گردد).

«سرکشی و طغیان»

857. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالبَغیَ فَاِنَّهُ یُعَجِّلُ الصَّرعَةَ وَیُحِلُّ بِالعٰامِلِ بِهِ العَبَرَ؛(2)

دوری کن ازسرکشی و طغیان، که آن سرنگونی را نزدیک و عاملش را به گریه وا خواهد داشت.

858. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یَصرَعُ الرِّجالَ وَیُدنِی ألآجالَ؛(3)

سرکشی مردان را می افکند، (وسرنگون) می کند و مرگ را نزدیک می سازد.

859. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یَصرَعُ؛(4)

سرکشی، (انسان) را به خاک می افکند.

860. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَالباغِی مَصرُوعٌ؛(5)

تجاوزکار و طغیانگر، شکست خورده است.

«ظلم»

861.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ ظالِمٍ عُقُوبَةٌ لا تَعدُوهُ وَصَرعَةٌ لا تَخُطُّهُ؛(6)هرستمکاری را کیفری است که از آن نگذرد، و به سردرافتادنی که از آن تخطی نکند «حتمی است».

862.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ عَظُمَت صَرعَتُهُ؛(7)

امام علی (علیه السلام) : شخص ستمکار در افتادن و سرنگونیش سخت و بزرگ خواهد بود.


1) - «موضوع پشیمانی، نشناختن محل قدم گذاردن، حدیث شماره 377»

2) - غرر، ج 1، ص 149، ح 27.

3) - غرر، ج 1، ص56، ح 1151.

4) - غرر، ج 1، ص 11، ح 253.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 233.

6) - غرر، ج 2، ص 579، ح 48.

7) - غرر، ج 2، ص 620، ح 197.

«غضب»

863. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الغَضَبِ یُزرِی بِصٰاحِبِهِ وَیُبدِی مَعٰایِبَهُ؛(1)

غضب زیاد صاحبش را سرنگون، و عیب های او را آشکار می سازد.

«قصد و مقصد بد»

864. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ مَقصَدُهُ سٰاءَ مُورِدُهُ؛(2)

هرکس مقصد(و اندیشه) بد داشته باشد، جایگاه بد خواهد داشت.

«تکبّر»

865. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّکَبُّرُیَضَعُ؛(3)

تکبّر، انسان را می افکند.

866. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلتَّکَبُّرُیَضَعُ الرَّفِیعَ؛(4)

تکبّر انسان بلند مرتبه را، می افکند (وسرنگون می کند).

«گردن کشی»

867. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالتَّجَبُّرَعَلیٰ عِبٰادِ اللهِ فَاِنَّ کُلَّ مُتَجَبِّرٍیَقصِمُهُ اللهِ؛(5)

دوری کن از گردن کشی بر بندگان خدا زیرا هرگردن کش را خداوند دَرهم می شکند.868. الإممُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَجَبَّرَعَلی مَن دُونَهُ کُسِرَ؛(6)

هرکس بر زیر دستش بزرگنمائی وگردن کشی کند شکسته می شود.

«بد گمانی»

869. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الظَّنِّ یُردِی مُصاحِبَهُ وَیُنجِی مُجانِبَهُ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 562- ح 26.

2) - غرر، ج 2، ص 648، ح 657.

3) - غرر، ج 1، ص 5، ح 20.

4) - غرر، ج 1، ص 14، ح 363.

5) - غرر، ج 1، ص 153، ح 65.

6) - غرر، ج 2، ص 634، ح 448.

7) - غرر، ج 1، ص 437، ح 74.

بدگمانی رفیق (و مصاحبش) را به سر در می افکند، و دوری کننده (و مجانبش) را از گرفتاری ها نجات می دهد.

«اطاعت از هوای نفس»

870. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الهَویٰ تُردِی؛(1)

پیروی ازهوای نفس، سرافکندگی وسرنگونی است.

فصل ششم - گناهانی که باعث می شود انسان به سروری نائل نیاید:

«بی ادبی»

871. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا یَرأَسُ مَن خَلا عَنِ الأَدَبِ وَصالَ إِلَی اللَعِبِ؛(2)

کسی که از أدب و کمال خالی باشد و به لهو و لعب میل نماید به سرور و مهتری نخواهد شد.

«بد اخلاقی»

872. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :لا سُودَدَ لِسَیِّئِ الخُلقِ؛(3)

شخص بداخلاق، آقائی و سروری ندارد.

«حسد»

873. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ لا یَسُودُ؛(4)

انسان حسود، به سروری نمی رسد.

«میل به لهو و لعب»

امام علی (علیه السلام) : کسی که ازأدب وکمال خالی باشد، و به لهو و لعب میل نماید به سرور و مهتری نخواهد شد؛(5)


1) - غرر، ج 2، ص 470، ح 18.

2) - غرر، ج 2، ص 854، ح 438.

3) - غرر، ج 2، ص 837، ح 161.

4) - غرر، ج 1، ص 34، ح 1060.

5) - «همین موضوع، حدیث شماره 871».

فصل هفتم - گناهانی که باعث می شود انسان به سعادت وخوشبختی نرسد:

«برادری با شقی»

874. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مٰا سَعِدَ مَن شَقیٰ إِخوٰانُهُ؛(1)

کسی که برادران و یاران شقی و بدبخت داشته باشد، هیچ گاه سعادت مند و نیک بخت نخواهد شد.

«بطالت وکاهلی»

875. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَیهاتَ مِن نَیلِ السَّعادَةِ أَلسُّکُونُ إِلَی الهَوانِی وَالبِطالَةِ؛(2)

با بطالت و کاهلی، رسیدن به سعادت بدوراست.

«در غم و اندوه روزی فردا بودن»

876. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ إهتَمَّ بِرِزقِ غَدٍ لَم یُفلِحُ أَبَدًا؛(3)

هرکس در اندیشه (درغم واندوه) روزی فردا اشد، ابدا رستگار نخواهدشد.

«دلباخته وشفته لهو و لعب شدن»

877. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لا یُفلِحُ مَن وَلَهَ بِاللَّعِبِ وَاستَهتَرَبِاللَّهوِ وَالطَّرَبِ؛(4)

کسی که شیفتۀ لهو و لعب وحریص طرب و بازیچه شود، رستگار نخواهد شد.

فصل هشتم - گناهانی که باعث می شود سلام برانسان جایز نباشد:

اشاره

«تار و تنبورنوازی، لذت بردن از دشنام به مادر(نعوذ بالله)، شاعربودن (شاعرسراینده باطل و لهوولعب)، شطرنج بازی، نصرانی بودن، یهودی بودن»

878. عن السّکونی، عن جعفربن محمد، عن أبیه، عن أبائه (علیهم السلام) قال: سِتَّةٌ لایُسَلَّمُ عَلَیهِم: الیَهُودِی، وَالنَّصرانِی، وَالرَّجُلِ عَلی غائِطِهِ وَعَلی مَوائِدِ الخَمرِ وَعَلی الشّاعِرِالَّذِی یَقذِفُ المُحصَناتِ،

1) - غرر، ج 2، ص 738، ح 33.

2) - غرر، ج 2، ص 792، ح 16 .

3) - ؟؟

4) - غرر ج 2، ص 854، ح 439.

وَعَلی مُتَفَکِّهِینَ بِسَبِّ الأُمَّهاتِ؛(1)

سکونی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: به شش گروه نباید سلام داد: یهودی، نصاری، کسی که در حال قضای حاجت است، کسی که برسرسفره شراب نشسته، شاعری که به زنان پاکدامن نسبت زنا می دهد وکسانی که با دشنام دادن به مادران یکدیگر شوخی و شادی می کنند.

879. عن الأصبغ بن نباتة قال: سَمِعتُ عَلِیًّا (علیه السلام) یَقُولُ: سِتَّةٌ لایَنبَغِی أَن یُسَلَّمَ عَلَیهِم:... وَأَمَّا الَّذِینَ لا یَنبَغِی أَن یُسَلَّمَ عَلَیهِم: فَالیَهُودُ، وَالنَّصاری، وَأَصحابُ البَردِ وَالشَّطرَنجِ، وَأَصحابُ الخَمروَالبَرِیطِ وَالطَّنبُورِوشالمُتَفکِّهِینَ بِسَبِّ الأُمَّهاتِ، وَالشُّعَراءُ؛(2)

اصبغ بن نابته گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شش گروه را نباید سلام داد...: و اما کسانی که نباید به آنها سلام داد عبارتند: از یهود، نصاری، بازی کنند با نرد وشطرنج، شرابخواران، و نوازندگان تار و تنبور، و لذت برندگان از دشنام دادن به مادران، وشاعران (آنها که باطل می سرایند).

فصل نهم - گناهی که باعث می شود انسان سنّت و سیره الهی و نبوی را ترک نماید:

«بدعت»

880. قٰالَ زُرٰارَة: سَئَلتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) عَنِ الحَلالِ وَالحَرٰامِ فَقٰالَ:

حَلالُ مُحَمَّدٍ حَلالٌ أبدًا اِلٰی یَومِ القِیٰامَةِ وَحَرٰامُهُ حَرٰامٌ أبدا اِلٰی یَومِ القِیٰامَةِ، لایَکُونُ غَیرُهُ وَلایَجِیئُ غَیرُهُ وَقٰالَ: قٰالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مٰاأحَدٌابتَدَعَ بِدعَةً إلا تَرَکَ بِهٰا سُنّةً؛(3)زرارة گوید: از امام صادق (علیه السلام) راجع به حلال و حرام پرسیدم، فرمود: حلال محمّد همیشه تا روز قیامت حلال است وحرامش همیشه تا قیامت حرام، غیرحکم او حکمی نیست و غیر او پیامبری نیاید، و فرمود: علی (علیه السلام) فرمودند: هیچ کس بدعتی بنیان گذاری نکرد مگر آنکه به سبب آن سنّتی را ترک نمود.


1) - خصال ج 1، ص 474، ح 15.

2) - خصال ج 1، ص 482، ح 29.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 7، ح 19.

15- باب پانزدهم « ش»: ده فصل

اشاره

باب پانزدهم «ش»

فصل اول - گناهی که باعث اشتباه و شبهه (تمیز ندادن حق از باطل) در زندگی انسان می شود:

«عمل کردن به قیاس»

881. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلقِیاسِ لَم یَزَل دَهرُهُ فِی التِباسٍ وَمَن دانَ اللهَ بِالرَّأیِ لَم یَزَل دَهرُهُ فِی إِرتِماسٍ؛(1)

هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، و کسی که برأی خود، خداپرستی کند همیشۀ عمرش در باطل فرو رفته است.

فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن شخصیت و هیبت انسان می شود:

«تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به زنان پاکدامن»

قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(2)

و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند، سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادت شان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.

«دروغ»

882. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ کِذبِ المَرءِ یُفسِدُ بَهٰائَهُ؛(3)

دروغ گویی زیاد، (انسان) شخصیت و ابهت او را از بین می برد.


1) - اصول کافی، ج 1، ص 75، ح 17.

2) - سوره نور، آیه 4.

3) - غرر، ج 2، ص 562، ح 19.

«مزاح و شوخی»

883. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ المِزاحِ یُسقِطُ الهَیبَةَ؛(1)

شوخی زیاد، ابهت وشخصیت انسان را از بین می برد.

فصل سوم - گناهانی که باعث شر، تسلط اشرار و همنشینی انسان با اشرار می شود:

الف) گناهانی که ریشه و اساس شرّ در زندگی انسان می باشد:

«آزمندی وحرص»
885. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ رَأسُ الفَقرِوَأَسُّ الشَّرّ؛(2)

حرص وآزمندی، اساس فقر و ریشه شراست.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ شَیئٍ بَذرٌوَبَذرُالشَّرِأَلشَرَهُ؛(3)

برای هرچیزی بذرو تخمی است، و بذر شرّ آزمندی وحرص است.

886. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرَهُ أُسُّ کُلِّ شَرٍّ؛(4)

آزمندی (وحرص شدید) ریشۀ هرشرّی است.

«اندیشه نکردن»

قرآن کریم: «إِنَّ شَرَّ الدَّوابِ عِندَ اللهِ أَلصُّمُّ البُکمُ الَّذِینَ لا یَعقِلُونَ؛»(5)

بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کرولالی هستند که اندیشه نمی کنند.

«بخل، جَور، جهل، دروغ»
884. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلخِلالُ المُنتِجَةُ لِلشَّرِّ: الکِذبُ، وَالبُخلُ، وَالجَورُ، وَالجَهلُ؛(6)

خوهایی که از آنها زشتی زایده شود و بوجود آید: دروغ، بخل، ستم و نادانی است.


1) - غرر، ج 2، ص 562، ح 20.

2) - غرر، ج 1، ص 88، ح 2027.

3) - غرر، ج 1، ص 60، ح 1610.

4) - غرر، ج 2، ص 579 ،ح47.

5) - سوره انفال، ایه 22.

6) - غرر، ج 2، ص 40، ح 1211.

«ستیزه جوئی»
885. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمِراءُ بَزرُالشَّرِّ؛(1)

ستیزه جوئی، تخم شراست.

«سرکشی و طغیان»
886. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَإِنَّ أَسرَعَ الشَّرِّعِقابًا اَلبَغیُ؛(2)

براستی سرکشی وطغیان گری، سریع ترین شر و بدی برای برای کیفر(دیدن) است.

«عامل شرّ بودن»
887. قالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَفاعِلُ الشَّرِّشَرٌّ مِنهُ؛(3)

و بدکار، از کار بد بدتر است.

«طمع»
888. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِلاکُ الشَّرِّالطَّمَعُ؛(4)

ریشه شر، طمع ورزیدن است.

889. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یُستَدَلُّ عَلی شَرِّالرَّجُلِ بِکَثرَةِ الشَّرَهِ وَکَثرَةِ الطَّمَعِ؛(5)

به شرّ و بد بودن مرد، استدلال و راه برده می شود، به زیادی حرص وطمع.

«غضب»
890. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ؛(6)

غضب کلید، هر شر و بدی است.

«کینه توزی»
891. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلغِلُّ بَزرُالشَّرِّ؛(7)

1) - غرر، ج 1،ص 17، ح 447.

2) - وسائل الشیعه،ج 11، ص 232، ح 11.

3) - نهج البلاغه، دشتی، ح 32.

4) - غرر، ج 2، ص 757، ح 8.

5) - غرر، ج 2، ص 864 ،ح7.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 287، ح 3.

7) - غرر، ج 1، ص 22، ح 600.

کینه توزی تخم، (و ریشه) شر است.

«لئیم و ناکس بودن»
892. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ لا یُرجی خَیرُهُ وَلا یُسلَم مِن شَرِّهِ وَلا یُؤمَن مِن غَوائِلِهِ؛(1)

ناکس را امید نیکی نتوان داشت، و از بدیش رها نتوان شد، و ازگرفتاری هایش ایمن نتوان زیست.

«لجاجت»
893. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّجٰاجُ بَذرُالشَّرِّ؛(2)

لجاجت وستیزه جوئی، مایۀ شر و فساد است.

«ایمن بودن از مکر»
894. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَ مِنَ مِنَ المَکرِلَقِیَ الشَّرَّ؛(3)

هرکس از مکرخداوند و یا مردم ایمن نشیند، به شرافتد.

«وقاحت و بی شرمی»
895. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ کُلِّ شَرٍّ أَلقِحَةُ؛(4)

سر رشتۀ هر شرّ، وقاحت و بی شرمی است.

ب) گناهانی که کلید شر در زندگی انسان محسوب می شود:

«دروغ، شراب»
896. الإمام الصّادق (علیه السلام) : شُربُ الخَمرِمِفتاحُ کُلّی شَرٍّ؛(5)

شرابخواری کلید هر بدی (و شر) است.

897. الإمام الصّادق (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ(عزّوجلّ) جَعَلَ لِلشَّرِّأَقفالًا، وَجَعَلَ مَفاتِیحَ تِلکَ الأَقفالِ الشَّرابَ، وَأَشَرُّمِنَ الشَّرابِ اَلکِذبُ؛(6)

1) - غرر، ج 1، ص 82،ح 1952.

2) - غرر، ج 1، ص 32، ح 972.

3) - غرر، ج 2، ص 651، ح716.

4) - غرر، ج 1، ص 411، ح 10.

5) - میزان الحکمة، ج 4، 1546،ح 5134 و5136 .

6) - میزان الحکمة، ج 4، 1546،ح 5134 و5136 .

خداوند (عزوجل) بر در ِبدی (و شر) و پلیدی قفل ها زده و کلیدهای آن قفل ها را شراب قرارداده است و بدتر از شراب دروغ است.

898. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : جُمِعَ الشَّرُّ کُلُّهُ فِی بَیتٍ وَجُعِلَ مِفتاحُهُ شُربُ الخَمرِ؛(1)

بدی ها (وشرور) همه در یک خانه جمع شده اند، وکلید آن خانه شرابخواری است.

ج) گناهانی که باعث می شود انسان جزء اشرار و بدترین ها باشد:

«فروختن آخرت به دنیای خُود و دیگری»
899. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یاعَلی شُرُّالنّاسِ مَن باعَ آخِرَتَهُ بِدُنیاهُ وَشَرٌّمِنهُ مَن باعَ آخِرَتَهُ بِدُنیاغَیرِهِ(2)

یاعلی! بدترین مردم کسی است، که آخرت خود را به دنیایش بفروشد، و بدتر از آن کسی است که آخرت خویش بدنیای دیگری بفروشد.

«بداخلاقی - بدرفتاری و بدگفتاری با مردم»
900. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یاعَلی شُرُّالنّاسِ مَن أَ کرَمَهُ النّاسُ اِتِّقاءَ فُحشِهِ وَأَذیِ شَرِّهِ؛(3)

یاعلی! بدترین مردم کسی است که، مردم بخاطر ترس از فحّاشی و اذیت شرش او را احترام گذارند.

901. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ مِن شَرِّعِبٰادِاللهِ مَن تُکرَهُ مُجٰالَسَتُهُ لِفُحشِهِ؛(4)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: از زمرۀ بدترین بندگان خدا، کسی است که برای هرزه گوئی و دشنام گوییش از هم نشینی و مجالست با اوکناره گیری شود.

«بهتان زدن، بی باک بودن، جدائی اندختن بین دوستان، حسادت، خدمت کار را زدن»
902. عَن جابِرِبنِ عَبدِ اللهِ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ألا أخبرکم بشرار رجالکم ؟ قلنا: بلی یا رسول الله، فقال: إنّ من شراررجالکم البهّاتَ الجریءَ الفحّاشَ ألآکِلَ وَحدَهُ، وَالمانِعَ رَفدَهُ، وَالضارِبَ عَبدهَ وَالمُلجِیءَ عِیالِهِ إِلی غَیرِهِ؛(5)بدترین مردانتان را به شما خبرندهم؟ گفتیم: چرا یارسول الله! فرمود: ازبدترین مردان شما، تهمت زننده بی باک فحاشی است که تنها بخورد و از بخشش (واجب ومستحب) دریغ

1) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1546، ح 5134 و5135 .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 328، ح 11.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 328، ح 11.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 17، ح 8.

5) - اصول کافی، ج 3، ص 400، ح 13.

کند، و بنده اش را بزند، و عیالش را به دیگران پناه دهد (یعنی نسبت به مخارج وحوایج آنها کوتاهی کند تا مجبور شوند به دیگران پناه برند).

«ریاست طلبی، ساحری و جادوگری، سخن چینی، عیال خود را به دیگری پناه دادن، عیبجویی از انسان های پاکدامن، غذا را تنهاخوردن»

903. عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: أَتَریٰ لاأَعرِفُ خِیٰارَکُم مِن شِرٰارِکُم؟ بَلیٰ وَاللهِ وَإِنَّ شِرٰارَکُم مَن أَحَبَّ أَن یُوطَأَ عَقِبَهُ، إنِّهُ لابُدَّ مِن کَذّٰابٍ أَوعٰاجِزِالرَّأیِ؛(1)

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: آیا گمان می کنی که من خوبان و بدان شما را نمی شناسم؟! چرا به خدا که بدان شما کسی است که دوست دارد پشت سرش راه روند، و به ناچار باید دروغ پردازد یا ناتوان در رأی باشد.

قرآن کریم: «قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ... وَمِن شَرِّنَفّاثاتِ فِی العُقَدِ. وَمِن شَرِّحاسِدٍ إِذاحَسَدَ؛»(2)

بگو من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن... و از شر زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند. و از شرحسودی هنگامی حسد می ورزد.

حدیث:904. قٰالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... وَشِرٰارُکُمُ المَشّٰاؤُونَ بِالنّمِیمَةِ، ألمُفَرِّقُونَ بَینَ الأحِبَّةِ، ألمُبتَغُونَ لِلبُرّٰاءِ المَعٰایِبَ؛(3)

و شریرترین شما، سخن چینانی باشند که میان دوستان جدایی افکنند، و عیب جوی پاکدامنان باشند.

«فرمانروای ستمگر»
905. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وُلاةُ الجَورِشِرارُ الأُمَّةِ؛(4)

فرمانروایان ستگر، بدترین مردمند.

«وسواس وخناس بودن»

قرآن کریم: «قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ... مِن شَرِّالوَسواسِ الخِنّاسِ؛»(5)

1،4

بگو من پناه می جویم به پروردگار آدمیان... از شر وسواس خناس.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 75، ح 2.

2) - سوره فلق، آیات 1، 4، 5.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 75، ح3.

4) - غرر، ج 2، ص 785، ح 63 .

5) - سوره ناس، آیات

د) گناهانی که باعث تسلط اشرار بر انسان و بر جامعه می شود:

«نافرمانی از دستورالهی»
906. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: إِذا عَصانِی مَن یَعرُفُنِی سَلَّطتُ عَلَیهِ مَن لا یَعرُفُنِی؛(1)

خداوند (عزوجل) می فرماید: هرگاه کسی که مرا می شناسد، از من نافرمانی کند، مسلّط نمایم بر او کسی را مرا نمی شناسد.

«گناهان و معاصی»
907. عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ عَزَّوَجَلَّ: «أَوکَالَّذِی مَرَّعَلی قَریَةٍ وَهِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها» قالَ: إنّ الله بعث إلی بنی إسرائیل نبیّا یقال: له ارمیا «إلی أن فال» فأوحی الله إلیه أن قل لهم أنّ البیت بیت المقدس والغرس بنی إسرائیل، عملوا بالمعاصی فلاسلّطنّ علیهم فی بلدهم من یسفک دمائهم و یأخذ أموالهم فان بکوا إلیّ لم أرحم بکائهم وإن دعونی لم أستجب دعئهم، ثمّ لأخربنّها مأة عام ثمّلأعمّرنها،... ثمّ أوحی الله قل لهم: لأنّکم رأیتم المنکرفلم تنکروه، فسلّط الله علیهم بخت نصرفصنع بهم ما قد بلغک؛(2)

امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند عزوجل- یا بمانند آنکه (برخی از مفسرین گفتند مراد عزیربوده) به دهکده ای گذرکرد که خراب و ویران شده بود- فرمود:همانا خداوند برای بنی اسرائیل پیامبری مبعوث کرد که به اوگفته میشد [ ارمیا ] - تا اینکه فرمود -: خداوند به او وحی فرمود که به آنها بگو: همانا این اینجا بیت المقدس است و ساکنان آن بنی اسرائیل، اگر عمل خلاف و گناهانی را مرتکب شوند البتّه مسلطّ می سازم بر آنها درشهرشان کسی را که خونشان را می ریزد و اموالشان را می گیرد،پس اگر بسوی من گریه کنند به گریۀ آنها رحم نخواهم کرد و اگر دعا کنند دعا کنند دعایشان را اجابت نمی کنم، آن شهر را صد سال خراب نموده و بعد از آن آباد خواهم ساخت... بعد وحی فرمود: به آنها بگو: شما منکر را دید ولی نهی از منکر نکردید پس خداوند مسلّط کرد برآنان بُخت النّصر را انجام داد در مورد آنان آنچه به تو رسیده و شنیده ای.

ه) گناهی که باعث قرارگرفتن اموال در دست اشراری شود:

908. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : إِذا قَطَعُواالأَرحامَ جُعِلَتِ الاَموالُ فِی أَیدِی الأَشرارِ؛(3)

هر زمان که قطع رحم کردند، اموال در دست اشرار قرار گیرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 242، ح 5 .

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 412، ح 17.

3) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 593، ح 2.

و) گناهانی که باعث می شود شرّ انسان بخودش برگردد:

«ریا و ظاهرسازی»
909. قٰالَ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَمٰا مِن عَبدٍ یُسِرُّشَرًّا فَذَهَبَ الأیّٰامُ أَبَدًا حَتّٰی یُظهِرَاللهُ لَهُ شَرًّا؛(1)

وهرگز بنده ای نباشد که در نهان شرّی کند، و روزگار بگذرد، جزآنکه خدا برایش شرّی آشکارکند.

«ستمگری، یاغی گری وسرکشی»
910. عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) فِی وَصِیّتِهِ لأصحابِهِ قٰالَ:

وَایّٰا کُم أن یَبغِیَ بَعضُکُم عَلٰی بَعضٍ فَإنّهٰا لَیسَت مین خِصٰالِ الصّٰالِحِینَ، فَاِنّهُ مَن بَغٰی صَیّرَاللهُ بَغیَهُ عَلٰی نَفسِهِ، وَصٰارَت نُصرَةُ اللهِ لِمَن بُغِیَ عَلَیهِ، وَمَن نَصَرَهُ اللهُ غَلَبَ وَأصٰابَ الظَّفَرَ مِنَ اللهِ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) در وصیتش به اصحاب خود فرمود: بپرهیزد از اینکه بعضی از شما بر بعض دیگرستم نماید، زیرا که آن خصلت صالحین نمی باشد، پس همانا هرکس ستمگری نماید خداوند ستم او را بر خود او برمی گرداند و نصرت و یاری خدا برای کسی است که به او ستم شده، وهرکه خداوند یاریش کند، غالب می گردد و به پیروزی که ازطرف خداوند است خواهدرسید.- الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِستِکانَةُ الرَّجُلِ فِی العَزلِ بِقَدرِ شَرِّهِ فِی الولایشةِ؛(3)

تحقیرشدن شخص در هنگام عزل، به اندازه زشتکاری او در هنگام ولایت و فرمانروایی اوست.«آن وقت تحقیر می کرد، الان تحقیر می شود».

«سوء ظن نسبت به خداوند»
911. قالَ أبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : أَحسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ، فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: أَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِی المُؤمِنِ بِی إِن خَیرًا فَخَیرًا وَإِن شَرَّا فَشَرًّا؛(4)

أبوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: ظنّ تان را به خداوند نیکو کنید، همانا خداوند (عزوجل) می فرماید: من کنار ظن بنده مؤمن خودم هستم، اگر ظن خوب داشته باشد (نتیجه) خوب و اگر ظنّ بد داشته باشد (نتیجه) بد خواهد داشت.


1) - اصول کافی، ج 3، ص 401، ح 12.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 333، ح 6.

3) - «موضوع ذلت وخواری، بدرفتاری درهنگام قدرت، حدیث شماره 730»

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 180، ح 1.

«شرّرساندن به مردم»
912. قٰالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن یَفعَلُ الشَّرَّبِالنّاسِ فَلا یُنکِرُالشَّرَّإِذا فُعِلَ بِهِ؛(1)

هرکس به مردم شر می رساند، نباید وقتی که به او شری رسید انکارنماید.

«قصد ونیت بد»
913. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ عَزمُهُ رَجَعَ عَلَیهِ سَهمُهُ؛(2)

هرکس قصد ونیت بد داشته باشد، تیر(ونتیجه) آن به خود او برخواهد گشت.

ز) گناهانی که باعث همنشین شدن انسان با اشرار می شود:

«عدم دقّت وامتحان درانتخاب دوست، غرور وفریب خوردن»
914. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یِقدِم فِی إِختِیٰارِ الإِخوٰانِ ألإِخبٰارَدَفَعَهُ الإِغتِرٰارُإِلٰی صُحبَةِ الأَشرٰارِ؛(3)

کسی که در برگزیدن یاران و برادران آزمایش را مقدم ندارد، غرور و فریب او را بسوی همنشینی با اشرار ببرد و ناچار نماید.

فصل چهارم - گناهانی که به شرف و به بزرگواری انسان لطمه می زند:

«اسراف»

915. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ فِی السَّرَفِ شَرَفٌ؛(4)

دراسراف کاری، شرافت بدست نیاید.

«خودپسندی»

916. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آفَةُ الشَّرَفِ اَلکِبرُ؛(5)

خودپسندی آفت شرافت است.


1) - اصول کافی، ج 4 ف ص 30، 22.

2) - غرر، ج 2، ص 648، ح 695.

3) - غرر، ج 2، ص 695، ح 1261.

4) - غرر ج 2، ص 596، ح 60.

5) - غرر، ج 1، ص 32، ح 983.

«کبر و غرور»

• امام علی (علیه السلام) : آفت شرف وبزرگواری، کبروغروراست؛(1)

فصل پنجم - گناهانی که باعث شرک و مشرک شدن انسان می شود:

«پرستش نام و معنی - پرستش نام و ذات خدا»

(فقط باید ذات خدا را پرستش کرد)

916. قال أبوعبدالله (علیه السلام) : مَن عَبَدَاللهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَد کَفَرَ، وَمَن عَبَدَ الإِسمَ دُونَ المَعنی فَقَدَ کَفَرَ، وَمَن عَبَدَ الإِسمَ وَالمَعنی فَقَد أَشرَکَ وَمَن عَبَدَ المَعنی بِاِیقاعِ الأَسماءِ عَلَیهِ بِصِفاتِهِ الَّتیِ وَصَفَ بِها نَفسَهُ فَعَقَدَ عَلَیهِ قَلبَهُ وَنَطَقَ بِهِ لِسانَهُ فِی سَرائِرِهِ وَعَلانِیِّهِ فَأُولئِکَ أَصحابُ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) حَقًّا. وَفِی حَدِ یثٍ آخَرَ: فأولئک هم المؤمنون حقّا؛(2)کسی که خدا را از روی خیال خود بپرستد کافر است، کسی که تنها نام خدا را بدون صاحب نام بپرستد کافراست، کسی که نام وصاحب نام را با هم بپرستد مشرک است، کسی که صاحب نام را بپرستد و با صفاتی که خود را به آن ستوده، نام ها را هم بر آن تطبیق کند و دل بدان محکم کند و درنهان و آشکارش به زبه آن آورد اینها اصحاب حقیقی امیرالمومنین (علیه السلام) می باشند. و درحدیث دیگر است: ایشان مؤمنین حقیقی می باشند.

«دین داری کردن بدون راهنمائی امام راستگو- معصوم- علیه السلام»

917. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن دانَ اللهَ بِغَیرِسِماعٍ مِن صادِقٍ أَلزَمَهُ اللهُ أَلبَتَّةَ إِلَی العَناءِ وَمَن إیدَّعی مِن غَیرِالبابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللهُ فَهُوَمُشریکٌ وَذالِکَ البابُ المَأمسونُ عَلی سُرِّاللهِ المَکنُونِ؛(3)

هرکه بدون شنیدن و فرا گرفتن از امامی صادق خدا را پرستش (و دینداری) کند قطعا خدا ملازم رنج ومشقتش سازد وکسی که ادعای شنیدن کند از غیردری که خدا آن را گشوده، مشرک است، و آن دریست ایمن (و نهاده) بر حصار راز پنهان خدا.

«رشوه گرفتن حاکم ازمردم»


1) - «موضوع آفات زندگی، آفت شرف، حدیث شماره 85»

2) - اصول کافی ج 1، ص 116، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 2، ص 209، ح 4

• قٰالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : أَیُّمٰا وٰالٍ احتَجَبَ عَن حَوٰائِجِ النّٰاسِ، احتَجَبَ اللهُ {عَنهُ } یَومَ القِیٰامَةِ { وَ} عَن حَوٰائِجِهِ،... وَإِن أَخَذ َرِشوَةً فَهُوَمُشرِکٌ؛(1)

هرآن والی که خود را هنگام نیاز مردم پنهان کند، خداوند نیز در روز قیامت خود را از او بپوشد و به حاجاتش در آن روز نرسد، وچنانچه برای رسیدن به امور کسی از او رشوه بگیرد مشرک خواهد بود.

«ریا وخودنمایی»

918. عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ «فَمَن کٰانَ یَرجُولِقٰاءَ رَبِّهِ فَلیَعمَل عَمَلا صٰالِحًا وَلایُشرِکُ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛»(2)- قٰالَ: الرَّجُلُ یَعمَلُ شَیئًا مِنَ الثَّوٰابِ لایَطلُبُ بِهِ وَجهَ اللهِ إنِّمٰا یَطلُبُ تَزکِیَةَ النّٰاسِ یَشتَهِی أَن یُسمِعَ بِهِ النّٰاسَ، فَهٰذَا الَّذِی أشرَکَ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ؛(3)امام صادق (علیه السلام) - درباره قول خدای عزوجل: «هرکه امید لقاء پروردگارش را دارد باید عملی صالح کند و درعبادت پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد»- فرمود: شخصی کار ثوابی می کند و مقصودش خدا نیست، بلکه می خواهد مردم بشنود و او را بستاند، این است، کسی که در عبادت پروردگارش شریک می آورد.

«ندادن زکات»

919. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَالَّذِی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ، ماخَنَ اللهَ أَحَدٌ شَیئًا مِن زَکاةِ مالِهِ إِلا مُشرِکٌ بِاللهِ؛(4)

سوگند به آن کس که جان محمد دردست اوست، هیچ کس در چیزی از زکات مال خود به خدا خیانت نکرد، مگرآنکه مشرک به خدا است.

«شک وتردید درایمان»

920. الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) : مَنِ ارتٰابَ لِلایمٰانِ أَشرَکَ؛(5)

هرکس در ایمان به خدا شک داشته باشد، مشرک شده است.

921. الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) : بِدَوامِ الشَّکِّ یَحدُثُ الشِّرکُ؛(6)

با تداوم شک، شرک ایجاد می شود.


1) - «موضوع خائن شدن انسان، رشوه گرتن حاکم، حدث شماره 506»

2) - سوره کهف، آیه110.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 401 ،ح 4 .

4) - میزان الحکمة، ج 5، ص 2188، ح 7581.

5) - غرر، ج 2، ص 858، ح 824 .

6) - غرر، ج 2، ص 333، ح 94.

922. الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) : اَلإِرتِیابُ یُوجِبُ الشِّرکَ؛(1)

شک و تردید، موجب شرک می گردد.

«نفاق»

923. الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) : أَلنِّفاقُ أَخُوالشِّرکِ؛(2)

نفاق، برادر شرک به خداوند است.

فصل ششم - شقاوت، بد بختیالف - توضیح مختصر در مورد شقاوت:

1. شقاوت چیست ؟

شقاوت به معنی فراهم بودن اسباب گرفتاری و مجازات و بلاست، و [به بیان دیگر] عبارت از نامساعد بودن شرایط پیروزی، پیشرفت و تکامل. بنابراین هرکس شرایط روحی، جسمی، خانوادگی، محیط، فرهنگ و اسباب بیشتری برای رسیدن به هدف های والا در اختیار داشته باشد به سعادت نزدیکتر یا به تعبیر دیگر سعادتمندتراست وهرکس گرفتارکمبودها، نارسائی ها از جهات بالا بوده باشد شقاوتمند و بی بهره از سعادت خواهد بود؛(3)

«برای شقاوت اسباب و عوامل متعدد و مختلفی را مؤثر دانسته اند، وراثت (حسب و نسب پدر و مادر)، نبود تربیت صحیح خانوادگی، لقمه حرام و شبهناک، محیط ناسالم، دوست ناسالم و نااهل، گفتار وکردار منفی انسان، گناهانی که انسان انجام می دهد و...»

2. ایا شقاوت امرجبری وذاتی است؟!

با این همه عواملی که برای شقاوت ذکر شده، باید توجه داشت که شقاوت، یک امر جبری وذاتی نیست، بلکه کاملا اختیاری و اکتسابی است. با عنایت به این که انسان دارای عقل، اختیار و تشخیص است می تواند راه شقاوت را ترک کرده و راه سعادت را برود و با کنار گذاردن و رفع نمودن عوامل شقاوت، راه سعادت را انتخاب نماید.

در طول تاریخ بوده اند افرادی که در مسیرشقاوت گام برمی داشتند بعداً راه سعادت را برگزیده اند، وبعضی ها هم در راه سعادت بودند ولی در نهایت به شقاوت وبدبختی افتاده اند.


1) - غرر، ج 1، ص 29 ،ح 877.

2) - غرر، ج 1، ص 29، ح 877 .

3) - تفسیر نمونه، ج 9، ص 235، 249.

924. ازحضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) نقل شده که فرموده: «گاهی خوشبخت بدبخت می شود وگاهی بدبخت خوشبخت می گردد»

بعضی ها معتقد هستند، شقاوت وسعادت جبری است، درصورتی که این طورنیست و این عقیده کاملا بی مورد و باطل است.

«در منطق انبیاء، سعادت وشقاوت چیزی نیست که در درون ذات انسان باشد، و حتی نارسائی های محیط و خانوادگی و وراثت در برابر تصمیم و اراده خود انسان قابل تغییر و دگرگونی است،... وعجیب اینکه بعضی از مفسرین این آیه (... فَمِنهُم شَقِیٌّ وَسَعِیدٌ- سوره هود آیه 105) را دستاویزی برای عقیده باطل خود در زمینه جبر قرار داده اند، در حالی که آیه کمترین دلالتی بر این معنی ندارد»

925. امام صادق (علیه السلام) از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:حَقِیقَةُ السَّعاةُ أَن یُختَم لِلرَّجُلِ عَمَلُهُ بِالسُّعادَةِ وَحَقِیقَةُ الشَّقاوَةُ اَن یُختَم لِلمَرئِ عَمَلُهُ بِالشَّقاوَةِ.

حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگی انسان با عمل سعادتمندانه ای پایان پذیرد، وحقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله با عمل شقاوتمندانه ای خاتمه یابد.

«این روایت با صراحت می گوید مرحله نهائی عمر انسان و اعمال او در این مرحله بیانگر سعادت و شقاوت اوست و به این ترتیب سعادت و شقاوت ذاتی را به کلی نفی می کند و انسان را در گرو اعمالش می گذارد و راه بازگشت را درتمام مراحل، تا پایان عمر برای او بازمی داند».

«خلاصه مطلب، با توجه به اینکه انسان دارای تشخیص و اختیار است لذا می تواند خود را از شقاوت نجات دهد و به سعادت به رساند، به عبارت دیگر این انسان است که بخواهد راه شقاوت را برود و ادامه دهد و یا از آن راه برگردد و به راه سعادت برود».

برای توضیح بیشتر به منابع دیگرازجمله تفسیر نمونه، ج 9، ص232 لغایت 250 مراجعه شود.

ب) گناهانی باعث شقاوت و بدبختی انسان می شود:

«حرص»
926. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَحِرصُهُ کَثُرَشَقائُهُ؛(1)

هرکس حرصش بیشترباشد، شقاوت و بدبختیش بیشترست.

797. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَذَلَّةُ وَالمَهٰانَةُ وَالشَّقٰاءُ فِی الالطَّمَعِ وَالحِرصِ؛(2)

ذلّت، خواری، شقاوت وبدبختی، درطمع وحرص است.


1) - غرر، ج 2، ص 667، ح 939.

2) - غرر، ج 1، ص 96، ح 2117.

928. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الحِرصِ یُشقُی صٰاحِبَهُ وَیُذِلُّ جانِبَهُ؛.(1)

حرص زیاد، صاحبش را بدبخت وجانب (وقرینش) را خوار می سازد.

929. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَبدُ الحِرصِ مُخَلَّدُ الشِّقٰاءِ؛(2)

بندۀ حرص، همیشه بدبخت است.930. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی الحِرصِ آَلشِّقاءُ وَالغَضَبُ؛(3)

شقاوت وخشم، درحرص است.

931. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرُصُ یُذِلُّ وَیُشقِی؛(4)

حریص بودن، شخص را خوار و بدبخت می کند.

932. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ عَلامَةُ الأَشقِیاءِ.(5)

حریص بودن، نشانه بدبختان است.

933. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُستَعمِلُ الحِرصِ شَقِیٌّ مَذمُومٌ.(6)

انجام دهندۀ حرص بدبخت ونکوهیده است.

«حسد»
934. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الحَسَدِ شَقٰاءُ الدُّ نیٰا وَالآخِرَةِ؛(7)

نتیجۀ حسادت و رشک، شقاوت و بدبختی دنیا وآخرت است.

«اعتماد به غیر خدا»
935. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ انقَطَعَ إِلی غَیرِاللهِ سُبحانَهُ وَتَعالی شَقِیَ وَتَعَنّی؛(8)

هرکس به غیرخداوند قطعیت واعتماد نماید، بدبخت گردد و دچارگرفتاری شود.

«نافرمانی خداوند»


1) - غرر ج 2، ص 562، ح 27.

2) - غرر ج 2، ص 499، ح 18.

3) - غرر ج 2، ص 514، ح 59 .

4) - غرر، ج 1، ص 30، ح 919.

5) - غرر، ج 1، ص 24، ح 677 .

6) - غرر، ج 2، ص 768 ،ح 154.

7) - غرر، ج 1، ص 360، ح 44.

8) - غرر، ج 2، ص655، ح 765.

936. الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) :... ولایَشقِی إمرُءٌ إلابِمَعصِیَةِ اللهِ؛(1)

انسان شقی و بدبخت نمی شود، مگربه سبب نافرمانی خداوند.

937. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالمَعصِیَةِ تَکُونُ الالشَّقٰاءُ؛(2)

معصیت و نافرمانی خداوند، سبب شقاوت می شود.«اعتماد به دنیا»

938. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن اِعتَمَدَعَلَی الدُّ نیا فَهُوَشَقِیُّ المَحرُومُ؛(3)

کسی که بر دنیا اعتماد و تکیه کند، بدبخت وناکام است.

«دوستی دنیا»
939. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حَکِمَ عَلٰی أَهلِ الدُّ نیٰا بِالشَّقٰاءِ وَالفَنٰاءِ وَالدَّ مٰارِ وَالبَوٰارِ؛(4)

براهل دنیا: بدبختی، نیستی، نا بودی وخرابی، مقررگردیده است.

940. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالوَلَهُ بِالدُّنیٰا فَاِنَّهٰا تُورِثُ الشَّقٰاوَةَ وَالبٰلاءَ وَتَحدُوکَ عَلَی البَقٰاءِ بِالفَنٰاءِ(5)

بر تو باد دوری از شیفتگی بدنیا، که آن تو را به بدبختی، وگرفتاری می افکند، و میراند تو را برفروختن آخرت به دنیا.

941. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :سَبَبُ الشَّقاءِ حُبُّ الدُّنیٰا؛(6)

حب دنیا، سبب شقاوت است.

942. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا مُنیَةُ الأَشقِیاءِ؛(7)

دنیا، منتهی آرزوی اشقیا است.

«دین را بهای دنیا قراردادن»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَمهَرِالدُّنیا دیینَکَ فَاِنَّ مَن أَمهَرَالدُّنیا دِینَهُ زَفَّت إِلَیهِ بِالشَّقاءِ وَالعَناءِ وَالمِحنَةِ

1) - غرر، ج 2، ص 85، ح 411.

2) - غرر، ج 1، ص 332، ح 73.

3) - غرر، ج 2،ص 712، ح 1420.

4) - غرر، ج 1، ص 385، ح 65.

5) - غرر، ج 1، ص 154- ص 76.

6) - غرر، ج 1، ص 430، ح 7.

7) - غرر، ج 1، ص 25، ح 744.

وَالبَلاءِ؛(1)

دین خود را مِهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی، رنج، اندوه و بلاعروسی خواهدکرد.

«رغبت بدنیا»
943. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَغِبَ فِیهٰا اَتعَبَتهُ وَاشَقَّتهُ؛(2)

هرکس راغب دنیا باشد دنیا او را به رنج اندازد و بدبختش نماید.

«طمع»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَذَلَّةُ وَالمَهٰانَةُ وَالشَّقٰاءُ فِی الالطَّمَعِ وَالحِرصِ؛(3)

ذلّت و خواری، شقاوت و بدبختی، درطمع وحرص است.

944. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الطَّمَعِ الشَّقاءُ؛(4)

نتیجۀ طمع، شقاوت است.

«فریب غرورخود را خوردن»
945. الإمامُ عَلِیٌّ(علیه السلام): السَعِیدُ مَن وُعِظَ بِغَیرِهِ وَالشَّقِیُّ مَنِ انخَدَعَ لِهَواهِ وَغُرُورِهِ؛(5)

سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، و شقاوتمند کسی است که فریب هوای نفس وغرورش را بخورد.

«نشستن درمسند قضاوت - بدون دانشتن صلاحیت»
946. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خطاب به شریح فرمود: یا شریح قَد جَلَستَ مَجلِساً لایَجلِسهُ الا نَبیٌ أووصیُّ نَبیٍ أوشَقیُ؛(6)

ای شریح! در جایگاهی قرار گرفته ای که در آن جایگاه قرار نمی گیرد، مگر پیامبر و یا جانشین آن و یا انسان شقی.


1) - «موضوع نزول بلا، دین را بهای دنیاقراردادن، حدیث شماره 333».

2) - غرر، ج 2، ص 658، ح 820 .

3) - «موضوع ذلت وخواری، طمع ورغبت افراطی، حدیث شماره 788»

4) - غرر، ج 1، ص 359، ح 23.

5) - تفسیرنمونه، ج 9، ص 249.

6) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 6، ح 2.

«قساوت قلب»
947. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِن أعظَمِ الشّقاوَةِ ألقَساوَةُ؛(1)بزرگ ترین شقاوت، قساوت قلب است.
«زیستن وهمراه بودن باگناه»
948. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِنَ الشِّقاءِ إِحتِقابُ الحَرامِ؛(2)

با گناه زیستن وهمراه بودن، از بدبختی «انسان» است.

«نفاق»
949. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمُنٰافِقُ وَقِحٌ غَبِیٌّ مُتَمَلِقٌ شَقِیٌّ؛(3)

منافق وقیح و بی شرم، نفهم، چاپلوس، شقی و بدبخت است.

«تبعیت ازهوای نفس»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّکَ إِن مَلَکَت نَفسُکَ قِیٰادَکَ أَفسدَت مَعٰادَ کَ وَأَورَدَ تکَ بَلاءً لایَنتَهِی وَشَقٰاءً لایَنقَضِی؛(4)

اگرنفس تو، مهارت را بدست گیرد آخرت را فاسد می سازد، و تو را در بلائی افکند که آن را پایانی نباشد و بدبختی که انتها نداشته باشد.

950. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَهمَلَ نَفسَهُ فِی لَذّٰاتِهٰا شَقِیَ وَبَعِدَ؛(5)

هرکس نفس خویش را در لذت ها رها کند، بدبخت می شود و از(خدا) دور می گردد.

951. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰامَحَ نَفسَهُ فِیمٰا یُحِبُّ طٰالَ شَقٰاهٰا فِیمٰا لایُحِبُّ؛(6)

هرکس در چیز مورد پسند با نفسش مسامحه کند، در چیز ناپسند شقاوتش به طول انجامد.

«فریب هوای نفس را خوردن»
952. امام علی(علیه سلام) می فرماید: السَعِیدُ مَن وُعِظَ بِغَیرِهِ وَالشَّقِیُّ مَنِ انخَدَعَ لِهَواهِ وَغُرُورِهِ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 733 ح 127.

2) - غرر، ج 2، ص 726، ح 23.

3) - غرر، ج 1،

ص 76، ح 1876

4) - «موضوع نزول بلا، تبعیت ازهوای نفس، حدیث شماره 340»

5) - غرر، ج 2، ص 644، ح 592.

6) - غرر، ج 2، ص 661، ح 864.

7) - تفسیرنمونه، ج 9، ص 249.

سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، وشقاوتمند کسی است که فریب هوای نفس و غرورش را بخورد.

953. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَغلُوبُ الهَوی دائمُ الشَّقا، مُؤَبَّدُ الرِّقِّ؛(1)

گرفتار در چنگ هوای نفس، همیشه درشقاوت و دربند واسارت است.

ج) اسباب و عوامل اجتماعی، خانوادگی و مادی شقاوت و بدبختی:

اشاره
1.

همسایه بد

2.

همسر بد

3.

منزل تنگ (وکوچک)

4.

مَرکب (سوارۀ) بد ونامناسب

5.

پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) می فرماید:... وَاَلأربَعٌ الَّتِی مِنَ الشَّقاوَةُ: اَلجارُالسُوءُ، وَالمَرئةُ السُوءُ، وَالمَسکَنُ الضِیِقِ، وَالمَرکَبُ السُّوءُ....(2)

و چهار چیز از اسباب شقاوت است: همسایه بد، همسربد، خانه تنگ، و مرکب بد.

علامت ونشانه های شقاوت و بدبختی:
1.

خشکی اشک چشم (در محضرپروردگار)

2.

سنگدلی

3.

حرص شدید

4.

اصرار بر گناه

5.

آرزوی طولانی

6.

حبّ البقاء (میخواهد عمر جاودانه داشته باشد).

7.

قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مِن عَلاماتِ الشِّقاء، جُمُودُ العَینِ، وَقَسوَةُ القشلبِ، وَشِدَّةُ الحِرصِ فِی طَلَبِ الرِّزرقِ، وَالإِسرارُعَلَی الذَنبِ؛(3)

از نشانه های شقاوت، خشکی چشم (قطره اشکی ازچشم انسان نریزد)، و سنگدلی، و حرص شدید در تحصیل روزی، و اسرار برگناه است.

956. امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه واله) در وصیت خود به امام علی (علیه السلام) فرمود:

1) - غرر، ج 2، ص 764، ح 126.

2) - تفسیرنمونه، ج 9، ص 251- به نقل از مکا رم الاخلا ق، ص 65 .

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 6 .

یا علی اَربَعَ خِصا لٍ مِنَ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَینِ، وَ قَسوَةُ القَلبِ، وَبُعدُ الأمَلِ، وَحُبُّ البقاءِ؛(1)

یاعلی چهارخصلت از شقاوت است: جاری نشدن اشک ازچشم، وسنگدلی، و آرزوی طولانی، و دوست داشتن عمرجاودان (بخواهد همیشه در دنیا بماند، در واقع خواستن زندگی دنیوی وحب دنیا).

957. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماجَفت الدّمُوعُ إلا لِقَسوةِ القلُوبِ، وَما قَسَتِ القلُوبُ إلا لِکثرة الذُّئُوبِ؛(2)

اشک چشم ها خشک نشد، مگر به علت قساوت و سنگ دلی قلبها، و قلبها قساوت پیدا نکرد مگر به سبب زیادی گناهان.

{ گناهان > قساوت قلب وسنگدلی > خشکی اشک چشم > شقاوت وبدبختی }

«اگرانسان گناه نکند به هیچ یک ازطبعات و پیامدهای آن ازجمله شقاوت مبتلا نخواهد شد».

فصل هفتم - گناهی که باعث شک وتردید - نست به حق – در زند گی انسان می شود:

«نفاق»

958. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُلُّ مُنافِقٍ مُرِیبٌ؛(3)

هرمنافق، [همواره] درشک وتردید است.

فصل هشتم - گناهی که باعث شوم و نحس شدن انسان می شود:

«کافرشدن به آیات الهی»

قرآن کریم: «وَالَّذِین کَفَرُوابِایاتِناهُم أَصحابُ المَشأَمَةِ؛»(4)

و کسانی که آیات ما را انکارکرده اند، افراد شومند و نامۀ اعمالشان به دست چپشان داده می شود.

فصل نهم - گناهی که باعث (عامل) شهوت در زند گی انسان می شود:

«ثروت دوستی وثروت پرستی»

959. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمالُ مادَّةُ الشَّهوَةِ؛(5)

ثروت ریشه شهوت است.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 4.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 5.

3) - غرر، ج 2،

ص 545، ح 29.

4) - سوره بلد، آیه 19.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 58 .

فصل دهم - گناهان - نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود

الف) گناهانی که باعث نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود:

«آرزوهای طولانی»

قرآن کریم: «ولَأُضِلَّنَّهُم وَلَاُمَنَّیَنَّهُم...؛»(1)

«و سخت گمراه کنم و با آرزوهای دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم می سازم»

«ارتداد – از دین برگشتن»

قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ ارتَدُّواعَلی اَدباهِم مِن بَعدی ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی الشَّیطانُ سَوَّلَ لَهُم وَأَملی لَهُم؛»(2)

کسانی که بعد از روشن شدن حق پشت کردند، شیطان اعمال زشت شان را درنظرشان زینت داده، وآنها را با آرزوهای طولانی فریفته است.

«اسراف وتبذیر»

قرآن کریم: «إِنَّ المُبَذِّرِینَ کانُواإِخوانَ الشَّیاطِینِ وَکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا؛»(3)

همانا تبذیر و اسراف کنندگان، برادران شیاطینند وشیطان کفران (نعمت های) پروردگارش کرد.

«ناامیدی و یأس، بت پرستی، بخت آزمایی»

قرآن کریم: «یاأَیُّهَاالَذِّینَ آمَنُواإِنَّمَاالخَمرُوَالمَیسِرُوَالأَ نصابُ وَالأَزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛»(4)ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و أَزلام (که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگارشوید.

«إنِّما یُرِیدُالشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسِرِوَیَصُدَّ کُم عَن ذِکرِاللهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(5)

شیطان می خواهد درمیان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهی أکید) خودداری خواهید کرد؟!


1) - سوره نساء، آیه 118.

2) - سوره محمد، ایه 25.

3) - سوره إسراء، آیه 27.

4) - سوره مائده، آیه 90.

5) - سوره مائده، آیه 91.

«ادعای دروغین بزرگی و ریاست، تبعیت از بزرگان و رؤسای دروغین»
960. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلا فَاحذَرَالحَذَرَمِن طاعَةِ ساداتِکُم وَکُبَرائِکُم... وَلا تُطِیعُوا الأَدعِیاءَ!... إِتَّخَذَهُم إِبلِیسُ مَطایا ضَلالٍ، وَجُندًا بِهِم یَصُولُ عَلَی النّاسِ، وَتَراجِمَةَ یَنطِقُ عَلی آَلسِنَتِهِم(1)

هلال! از پیروی مهتران وبزرگان [ دروغین] خود حذر کنید، و از بی ریشه های مدعی شرافت و بزرگی فرمان نبرید. ابلیس آنان را مرکب گمراهی کرده وسپاهی که با آن برمردم می تازد و مقهورشان می سازد و سخنگویانی که از زبان شان سخن می گوید.

«پول دوستی»
961. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِتَنُ ثَلاثٌ: حَبُّ النِّساءِ وَهُوَسَیفُ الشَّیطانِ، وَشُربُ الخَمرِوَهُوَفَخُّ الشَّیطانِ، وَحُبُّ الدِّینارِوَالدِّرهَمِ وَهُوَسَهمُ الشَّیطانِ؛(2)

عوامل گمراه کننده سه مورد است: زن دوستی که شمشیرشیطان است، وشرابخواری که دام شیطان است، و عشق به درهم ودینارکه تیرشیطان است.

«تفرقة و جداشدن از جماعت حق»
962. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إیِّٰاکُم وَالفُرقَةَ فَاِنَّ الشّٰاذَّ عَن اَهلِ الحَقِّ لِلشِیطٰانِ کَمٰا أَنَّ الشّٰاذَّ مِنَ الغَنَمِ لِلذِّئبِ؛(3)از تفرقة وجدایی بپرهیزید، زیرا که تنهای جدا شده از اهل (وجماعت) نصیب شیطان می شود همانگونه که گوسفندجدا شده ازگله گرفتارگرگ می گردد.
«ثروتمندی»
963. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفَقِیرُالرّٰاضِی نٰاجٍ مِن حَبائِٰلِ إِبلِیسَ وَالغَنِیُّ وٰاقِعٌ فِی حَبائِلِهِ؛(4)

فقیر راضی و خرسند از دام های شیطان رهیده، وغنی در دام های شیطان گرفتاراست.

964. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :

إِنَّ الشّیطانَ یَدِینُ(یَدِیرُ) إِبنَ ادَمِ فِی کُلِّ شَیءٍ فَاِذاأَعیاهُ جَثِمَ لَهُ عِندَ المالِ فَأَخَذَهُ بِرَقبَتِهِ؛(5)

همانا شیطان، فرزند آدم را در همه چیز می چرخاند وقتی او را خسته و درمانده کرد. در کنار مال (و مسائل مالی) به او می پرد و یقۀ او را می گیرد.


1) - میزان الحکمة، ج 6، ص 27 60، ح 9424 و نهج البلاغة، خطبه 192.

2) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2744، ح 9376.

3) - غرر، ج 1، ص 160، ح 115.

4) - غرر، ج 1، ص 82، ح 1951.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 319، ح 2.

«چُرت زدن - وقت نماز و عبدات»
965. قالَ آَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ لِاِبلیسَ کُحلًا وَلُعُوقَا وَسُعُوطًا، فَکُحلُهُ النُّعاسُ، وَلُعُوقُهُ الکِذبُ، وَسُعُوطُهُ الکِبرُ؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا برای شیطان، سرمه، لیسک و آنفیه هست، سرمۀ او چرت، و لیسک او دروغ، وانفیه اش کبر است. «شیطان موقع چرت زدن، دروغ گفتن و کبر ورزیدن به انسان مسلّط می شود»

«حسد»
966. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ مَقنَصَةُ إِبلِیسِ الکُبرٰی(2)

حسد، بزرگترین وسیله شکار شیطان است.

967. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إیّٰاکَ وَالحَسَدَ َفَاِنَّهُ شَرّ ُشِیمَةٍ وَأَقبَحُ سَمِیَّةٍ وَخَلِیقَةُ إِبِلیسَ؛(3)

دوری کن ازحسد، که آن بدترین روش و زشت ترین خوی واخلاق شیطان است.«خود پسندی»

968. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : بَینَما مُوسی جالِسًا إِذ أَقبَلَ إِبلِیسُ... قالَ مُوسی: فَأَخبِرنیی بِالذَّنبِ الَّذِی إِذا أَذنَبَهُ ابنُ آدَمُ استَحوَذتَ عَلَیهِ؟ قالَ: إِذا اَعجَبَتهُ نَفسُهُ، وَاستَکثَرَعَمَلَهُ، وَصَغُرَفِی عَینِهِ ذَنبُهُ؛(4)

موسی (ع) نشسته بود که ابلیس نزد اوآمد، موسی فرمود: مرا ازگناهی خبرده که اگر آدمی مرتکب شود تو بر او استیلا می یابی؟ ابلیس گفت: هرگاه خودپسند شود، و عملش را زیاد بیند و گناهش در نظرش خرد و ناچیز آید.

969. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِن کِتابِهِ الی لِلأَشتَرِ: إِیّاکَ وَالإِعجابَ بِنَفسِکَ، وَالثِّقَةَ بِما یُعجِبُکَ مِنها، وَحبَّ الإِطراءِ، فَاِنَّ ذالِکَ مِن أَوثَقِ فُرَصِ الشَّیطانِ فِی نَفسِهِ لِیَمحَقَ ما یَکُونُ مِن إِحسانِ المُحسِنِینَ؛(5)

امام علی (علیه السلام) : - در نامه خود به مالک اشتر- می فرماید: از خودپسندی، و از تکیه به آنچه موجب خودپسندی تو می شود ف و ازعلاقه به مدح وستایش دوری کن، زیرا این خصلت ها از مهم ترین فرصت های شیطان است تا نیکی نیکوکاران را نابود کند.


1) - ج 8، ص 574، ح 14.

2) - غرر، ج 1،

ص 38، ح 1176.

3) - غرر، ج 1، ص 148، ح 22.

4) - میزان الحکمه، ج 6، ص 2756، ح 9409

5) - میزان الحکمه، ج 6، ص 2756، ح 9409 و نهج البلاغة نامه 53.

970. الإمامُ عَلِیٌ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالإِعجابَ وحُبَّ الإِطرٰاءِ فَاِنَّ ذالِکَ مِن أَوثَقِ فُرَصِ الشَّیطٰانِ؛(1)

بر تو باد دوری ازخود پسندی و ستایش بسیار، زیراکه این [خصلت] از استوارترین کمین گاه های شیطان است.

«توجه به غیرخدا»

قرآن کریم: «وَقالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ ناجَ مِنهُما آذکُرنِی عِندَ رَبِّکَ فَآَنساهُ الشَّیطانُ ذِکرَهُ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجنِ بِضعَ سِنِینَ؛»(2)

(یوسف) آنگاه از رفیقی که اهل نجاتش یافت، درخواست کرد که مرا نزد صاحبت (سلطان مصر) یادکن، اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد صاحبش یادکند، بدین وسیله چندین سال در زندان بماند.

«توضیح براینکه این مسئله ازحضرت یوسف (علیه السلام) ترک اولی بوده است، برای توضیح بیشتر به تفسیر نمونه ج 9 ص 413 الی 420 مراجعه شود»

«دروغ»

قرآن کریم:«هَل أُنَبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ تَنَزُّلُ عَلی کُلِّ اَفّاکٍ أَثِیمٍ؛»(3)

آیا به شما خبر بدهم، شیاطین برچه کسی نازل می شوند؟ بر هر دروغگوی، گنهکار نازل می گردند.

حدیث:رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا برای شیطان... ولیسک هست، وسلک (لیسیدنی) او دروغ است؛(4)

«دنیا طلبی»
971. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِحذَرِالدُّنیٰا فَانِّهٰا شَبَکَةُ الشَّیطٰانِ وَمَفسَدَةُ الإِیمٰانِ؛(5)

از دنیا بترس، زیرا که آن دام شیطان وتباه کننده ایمان است.

«ربا خواری»

قرآن کریم: «آَلَّذِینَ یَأکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إلا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطَّهُ الشَّیطانُ مِنَ المَسِّ ذالِکَ به


1) - غرر، ج 1، ص 381، ح 11.

2) - سوره یوسف، ایه 42.

3) - سوره زخرف ،36.

4) - «همین موضوع چرت زدن، حدیث شماره 965»

5) - غرر، ج 1، ص 143، ح 31.

آنهُم قالُواإِنَّمَا البَیعُ مِثلُ الرِّبا وَأَحَلَّ اللهَ البَیعَ وَحَرَّمَ الرِّبا؛(1)

کسانی که ربا می خورند، (درقیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می افتد، گاهی به پا می خیزد) این به خاطرآن است که گفتند: داد وستد هم مانند ربا است (وتفاوتی میان آن دو نیست)، درحالی که خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام ! (زیرا فرق میان این دو بسیاراست)

حدیث: 972. امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«آکِلُ الرِّبا لا یَخرِجُ مِنَ الدُّنیا حَتّی یَتَخَبَّطَهُ الشَّیطانُ؛»(2)

رباخوار از دنیا بیرون نمی رود، مگراین که «بخاطرمَس شیظان» به نوعی ازجنون مبتلا خواهد شد.

«زن دوستی»
• ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِتَنُ ثَلاثٌ: حَبُّ النِّساءِ وَهُوَسَیفُ الشَّیطانِ...؛(3)

عوامل گمراه کننده سه چیز است: زن دوستی که شمشیرشیطان است.

«ستایش دوستی»
973. الإمامُ عَلِیٌ (علیه السلام) : حُبُّ الإِطرٰاءِ وَالمَدحِ مِن أَوثَقِ فُرَصِ الشَّیطٰانِ(4)

خوش آمدگویی وستایش بسیار را دوست داشتن، از استوارترین کمین گاه های شیطان است.

«سرکشی، ستمگری»
974. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَللهُ اَللهُ فِی عاجِلِ البَغیِ، وَآجِلِ وَخامَةُ الظُّلمِ، وَسُوءِ عاقِبَةِ الکِبرِ، فَاِنَّها مَصبَدَةُ إِبلِیسَ العُظمی، وَمَکِیدَتَهُ الکُبری؛(5)

از خدا بترسید از (کیفر) سرکشی در این جهان و از زیان ستمگری در آن جهان و از فرجام بدکبر، زیرا این ها (سرکشی و ستمگری وکبر) عظیم ترین دام و بزرگترین فریب إبلیس است.


1) - سوره بقره، آیه 275.

2) - تفسیرنمونه، ج 2، ص 366.

3) - «همین موضوع، پول دوستی، حدیث شماره 961».

4) - غرر، ج 1،

ص 381، ح 11.

5) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2750، ح 9389.

«شرابخواری»
• ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِتَنُ ثَلاثٌ:... وَشُربُ الخَمرِوَهُوَفَخُّ الشَّیطانِ؛(1)

عوامل گمراه کننده سه تاست: ... و شرابخواری که دام شیطان است.

«شرک - به خدا شریک قراردادن»

قرآن کریم: «إِنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَولَّونَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشرِکُونَ؛(2)

همانا! تسلط او تنها برکسانی است که او را به سرپرستی برمی گزیند وبرکسانی است که آنها به او(خدا) شرک می ورزند.

«پیروی ازشیطان»
975. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی ذَمِّ أَتباعِ الشَّیطانِ: إِتَّخَدُوا الشَّیطانَ لِاَمرِهِم مِلاکًا، وَاتَّخَذَهُم لَهُ آَشراکًا، فَباضَ وَفَرَّخَ فِی صُدُورِهِم، وَدَبَّ وَدَرَجَ فِی حُجُورِهِم، فَنَظَرَفِی آَعیُنِهِم، وَنَطَقَ بِآَلسِنَتِهِم، فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ، وَزَیَّنَ لَهُمُ الخَطَلَ، فِعلَ مَن قَد شَرَکَهُ الشَّیطانُ فِی سُلطانِهِ، وَنَطَقَ بِالباطِلِ بعَلی لِسانِهِ(3)

در نکوهش پیروان شیطان فرمود: آنان درکارشان به شیطان تکیه کردند و شیطان هم آنها را دام خود قرار داد، پس در سینه های آنان تخم کرد و جوجه گذاشت و بتدریج در خردهای آنان نفوذ کرد و با چشم هایشان نگریست و با زبان شان سخن گفت، پس آنها را گرفتار خطاها و لغزش ها کرد و نادرستی را در نظرشان آراست، کارهای آنان مانند کارکسی است که شیطان در قدرتش شریک شده و زبان او را به باطل گویا کرده است.

«شیطان را به سرپرستی خود برگزیدن»

قرآن کریم: «إِنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَولَّونَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشرِکُونَ؛»(4)

تسلط او تنها برکسانی است که او را به سرپرستی برمی گزیند و برکسانی است که آنها به او (خدا) شرک می ورزند.

«شهوت گرائی»
976. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّهَوٰاتُ مَصٰائِدُ الشَّیطٰانِ(5)

1) - «همین موضوع، پول دوستی، حدیث شماره 961»

2) - سوره النحل، آیه 100.

3) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2746، ح 9381 و نهج البلاغة خطبه 7.

4) - سوره النحل، آیه 100.

5) - غرر، ج 1، ص 99، ح 2143 و ج 2، ص 521، ح 67.

شهوت ها، دام های شیطانند.

«عصبیت و فخرفروشی جاهلی»
977. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : فَاللهَ عِبٰادَاللهِ فِی کِبَرِالحَمِیَّةِ وَفَخرِالجٰاهِلِیَّةِ فَاِنَّهُ مَلاقِحُ الشَّنَئٰانِ وَمَنٰافِخُ الشَّیطٰانِ؛(1)

بندگان خدا از خدا بترسید، در بزرگ کردن حمیت، تعصب و فخرفروشی جاهلیت زیرا که آن محل و مرکز دشمنی (خونریزی) و جایگاه و میدان شیطان است.

«بزرگ و زیاد دیدن عمل»
• پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) : فرمود: موسی (علیه السلام) نشسته بود که ابلیس نزد او آمد، موسی فرمود: مرا از گناهی خبر ده که اگر آدمی مرتکب شود تو بر او استیلا می یابی؟ ابلیس گفت:... و هرگاه عملش را زیاد (و بزرگ) بیند؛(2)
«غافل شدن از یاد خدا»

قران کریم: «وَمَن یَعشُ عَن ذِ کرِالرَّحمنِ نُقَیِّضُ لَهُ شَیطانًا فَهُوَلَهُ قَرِینٌ؛»(3)

هرکس از یاد خدا روگرداند [غافل شود] شیطانی را به سراغ او می فرستیم وهمواره قرین او باشد.

«آری غفلت ازذ کرخدا وغرق شدن درلذات دنیا، و دلیباختگی به زرق وبرق آن، موجب می شود که شیطان برانسان مسلّط گردد وهمواره قرین او باشد و رشته ای درگردنش افکنده، می برد هرجا که خاطرخواه اوست» !

«بعضی از مفسران احتمال داده اند که «شیاطین» در اینجا معنی وسیعی دارد که حتی شیاطین انس را شامل می شود، و آن را اشاره به «رؤسا و سردمداران ضلالت» دانسته اند که مستولی و مسلط برغافلان از یاد خدا می شوند و آنها قرین هستند، واین توسعه بعید نیست»(4)

«غضب»
978. ألامامُ الباقِرُ(علیه السالام): لَمّا دَعا نُوحٌ (علیه السلام) رَبَّهُ (عزّ وجلّ) عَلی قَومِهِ أَتاهُ. إِبلیسُ لَعَنَهُ اللهُ فَقالَ:یانُوحُ... اذکُرنِی فِی ثَلاثَةِ مَواطِنَ: فَاِنِّی أَقرَبُ ما أَکُونُ اِلَی العَبدِ إِذا کانَ فِی إِحدی هُنَّ: أُذکُرنِی

1) - غرر، ج 1، ص 99، ح 2143 و ج 2، ص 521، ح 67.

2) - «همین موضوع خودپسندی، حدیث شماره 968».

3) - سوره شعراء، آیه 221.

4) - تفسیر نمونه ج 21، ص 64، 65.

إِذا غَضَبتَ، وَاذکُرنِی إِذا حَکَمتَ بَینَ اِثنَینِ، وَاذکُرنِی إِذا کُنتَ مَعَ إِمرَأَةٍ خالَیًا لَیسَ مَعَکُما أَحَدٌ؛(1)

امام باقر (علیه السلام) : وقتی نوح (ع) قوم خود را به درگاه خدای (عزوجل) نفرین کرد، ابلیس، که لعنت خدا بر او باد، نزد وی آمد وگفت: یا نوح !... درسه جا به یاد من باش، زیرا، من در یکی این سه جا بیش از هر زمانی به بنده نزدیکم: هرگاه خشمگین شدی، هرگاه میان دو نفر داوری کردی، وهرگاه با زنی تنها بودی وهیچ کس با شما نبود.979. قالَ أبُوجَعفَرٍ(علیه السالام): إِنَّ هذَا الغَضَبَ جَمَرَةٌ مِنَ الشَّیطانِ تُوقِدُ فِی قَلبِ إِبنِ آدَمٍ، وَإِنَّ أَحَدَکُم إِذا غَضَبَ اِحمَرَّت عَیناهُ، وَانتفَخَت أَوداجُهُ، وَدَخَلَ الشَّیطانُ فِیهِ؛(2)

همانا این غضب، پاره سنگ آتشین (چرقه ای) از شیطان است که آن را درقلب بنی آدم روشن می کند، و البته که هرگاه یکی از شماها غضبناک شد، چشم هایش قرمز و رگ های گردنش فراخته می شود، (در این حال) شیطان وارد وجود او می گردد (و بر اومسلّط می شود).

980. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ لإِبلِیسَ وَهَقٌ أَعظَمَ مِنَ الغَضَبِ وَالنِّساءِ(3)

ابلیس را، قلاده ای بزرگتر از خشم و زنان نیست.

981. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : لَیسَ لإِبلِیسَ جُندٌأَشَدَّ مِنَ النِّساءِ وَالغَضَبِ(4)

ابلیس را، سپاهی نیرومندتر از زنان و خشم نیست.

«قساوت قلب»

قرآن کریم:«وَلکِن قَسَت قُلُوبُهُم وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیطانُ ما کانُوا یَعمَلُونَ؛»(5)

ولی دل های آنها قساوت پیدا کرد، و شیطان هرکاری را که می کردند در نظرشان زینت داد.

«قضاوت»
• امام باقر (علیه السلام): وقتی نوح (ع) قوم خود را به درگاه خدای (عزوجل) نفرین کرد، ابلیس، که لعنت خدا براو باد، نزد وی آمد وگفت: یا نوح !... در سه جا به یاد من باش، زیرا من در یکی این سه جا بیش از هر زمانی به بنده نزدیکم:... وهرگاه میان دو نفر داوری کردی...؛(6)

1) - میزان الحکمه ج 6، ص 2758، 9415.

2) - وسائل الشعه، ج 11، ص 288، ح 12.

3) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2760، ح 9419.

4) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2760، ح 9418.

5) - سوره انعام، آیه 43.

6) - «همین موضوع، حدیث شماره 977».

«قمار»

قرآن کریم: «یاأَیُّهَاالَذِّینَ آمَنُواإِنَّمَاالخَمرُوَالمَیسِرُوَالأَ نصابُ وَالأَزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛»(1)

ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بتها و أَزلام (که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.

«إنِّما یُرِیدُالشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسِرِوَیَصُدَّ کُم عَن ذِکرِاللهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(2)

شیطان می خواهد در میان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهی أکید) خودداری خواهیدکرد؟!

«کبر و غرور»
979. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِبرُمَصِیدَةُ إِبلِیسُ العُظمٰی(3)

کبر،عظیم ترین دام شیطان است.

980. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالکِبرَفَاِنَّهُ أَعظَمُ الذُّنُوبِ وَأَلأَمُ العُیُوبِ وَهُوَحِلیَةُ إِبِلیسَ؛(4)

دوری کن از کبر، که آن بزرگترین گناهان وپست ترین عیب ها و زیور(و صفت) شیطان است.

«کفر»

قرآن کریم:«اَلَم تَرَأَنّا أَرسَلنَاالشَّیاطِینَ عَلَی الکافِرِینَ تَؤُزَّهُم أَزًّا؛»(5)

آیا ندیدی ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم، تا آنها را شدیدا تحریک کنند.

«گناه»

قرآن کریم: «إِنَّمَااستَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبُوا؛»(6)شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت.


1) - سوره مائده، آیه 90.

2) - سوره مائده، آیه 91.

3) - غرر، ج 1، ص 38، ح 1175.

4) - غرر، ج 1، ص 148، ح 23.

5) - سوره مریم، آیه 83.

6) - سوره آل عمران، آیه 155.

«وهَل أُنَبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ تَنَزُّلُ عَلی کُلِّ اَفّاکٍ أَثِیمٍ؛»(1)

آیا به شما خبربدهم، شیاطین برچه کسی نازل می شوند؟ برهر دروغگوی گنهکار نازل می گردند.

حدیث:

981. ألامامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : فِی قَولِهِ تعالی: «إنَّما سُلطانُهُ...» لَیس لَهُ أَن یُزِیلَهُم عَنِ الوِلایَةِ، فَأَمَّاالذُنُوبُ وَاشباهُ ذالِکَ فَاِنَّهُ یَنالُ مِنهُم کَما یَنال مِن غَیرِهِم؛(2)

امام صادق (علیه السلام) : دربارۀ آیۀ «تسلط اوتنها برکسانی است که...» می فرماید: او نمی تواند ایشان را از ولایت دور کند، بلکه بوسیلۀ گناهان و امثال آنها، هم چنان که دیگران را تباه می سازد و به خواستۀ خود می رسد، در آنها نیز به خواستۀ خود دست می یابد.

«کوچک شمردن گناه»
• پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) : موسی (علیه السلام) نشسته بود که ابلیس نزد او آمد... موسی فرمود: مرا از گناهی خبرده که اگر آدمی مرتکب شود تو بر او استیلا می یابی؟ ابلیس گفت: هرگاه... گناهش در نظرش خرد آید و ناچیز آید؛(3)
«در محل های دشمنی خدا (وگناه) قرارگرفتن»
982. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَوافِقُ الشَّنانِ تَسخِطُ الرَّحمنَ وَتَرضَی الشَّیطانَ وَتُشِینُ الإنسانَ؛(4)

در مراکز خشم و دشمنی (خدا) ایستادن، خدا را به خشم می آورد و شیطان را خوشنود می سازد و شخص را معیوب می گرداند.

«مکر و حیله»
983. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلمَکرُشَیطٰانٌ فِی صُورَتِ اِنسٰانٍ؛(5)

مکرکننده، شیطان است در«شکل» انسان.

984. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلمَکُورُشَیطانٌ؛(6)

شیطان بسیار مکرکننده است.


1) - سوره شعراء- آیه 221.

2) - میزان الحکمه، ج 6، ص 2754، ح 9404.

3) - «همین موضوع خودپسندی، حدیث شماره 968».

4) - غرر، ج 2، ص 765،ح 130.

5) - غرر، ج 1، ص 54، ح 1503.

6) - غرر، ج 1، ص 11، ح 24.

«نازپروردگی و اشرافی گری»
985. آلإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مِن کِتابٍ لَهُ إلَی المُعاوِیَهَ: فَاِنَّکَ مُترَفٌ قَد أَخَذَهُ الشَّیطانُ مِنکَ مَأخَذَهُ، وَبَلَغَ فِیکَ أَمَلَهُ، وَجَری مِنکَ مَجرَی الرُّوحِ وَالدَّمِ؛(1)

در نامه خود به معاویه- می فرماید: تو در ناز و نعمت غرق گشته ای، و شیطان در تو جای گرفته و در تو به آرزویش رسیده و چون روح و خون در پیکر تو جریان دارد.

«خلوت کردن با نامحرم»
• امام باقر (علیه السلام) : وقتی نوح (علیه السلام) قوم خود را به درگاه خدای (عزوجل) نفرین کرد، ابلیس، که لعنت خدا بر او باد، نزد وی آمد و گفت: یا نوح !... در سه جا به یاد من باش، زیرا، من دریکی این سه جا بیش ازهرزمانی به بنده نزدیکم:... و هرگاه با زنی تنها بودی وهیچ کس با شما نبود؛(2)
«نگاه کردن به نامحرم»
986. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : آلنّظرة سَهمٌ مِن سَهامِ إبلیس مَسمُومٌ، مَن تَرَکَها لِلهِ (عزّو جلّ) لا لِغَیرِهِ آعقَبَهُ اللهُ آمنًا وَاِیمانًا یَجِدُ طَعمَهُ؛(3)

نگاه به نامحرم تیری ازتیرهای شیطان است، هرکس برای خدای (عزوجل) آن را ترک کند، نه برای غیر او، خداوند به او ایمنی و ایمانی عطا کند که طعم (لذت) آن را بچشد.

«سبک شمردن نماز»
987. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لا یَزالُ الشَّیطانُ ذُعرًا مِنَ المُؤمِنِینَ ماحافَظَ عَلَی الصَّلَواةِ الخَمسِ لِوَقتِهِنَّ، فَاِذا ضَیَّعَهُنَّ تَجَرَّأَعَلَیهِ فَاَدخَلَهُ فیی العَظائِمِ؛(4)رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: شیطان همواره در(حالت) ترس از مؤمنین است، مادامی نمازهای پنجگاه را در وقتش انجام می دهند، اما زمانی آنها را ضایع کردند(سبک شمردند و در وقتش اداء نکردند) شیطان برآن جرئت پیدا می کند و او را به گناهان بزرگ وادار می نماید.
«نَجوی - حرف درِگوشی»

قرآن کریم:«إِنَّمَا النَّجوی مِنَ الشَّیطانِ لِیَحزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا؛»(5)

نجوی تنها ازناحیۀ شیطان است، می خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند.


1) - میزان الحکمه،ج 6، ص 2746، ح 9382.

2) - «همین موضوع، حدیث شماره 977».

3) - وسائل الشیعه ج 14، ص 139، ح 5.

4) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 18، باب 7، ح 2.

5) - سوره مجادلة، آیه 10.

«نفاق»
988. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : - فِی ذِکرِالمُنافِقِینَ - هُم لُمَّةُ الشَّیطانِ وَحَسُمَةُ النِّیرانِ، أُؤلئِکَ حِزبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزبَ الشَّیطانِ هُمُ الخاسِرُونَ؛(1)

امام علی (علیه السلام) :- دربارۀ منافقین - فرمودند: آنها گروه شیطان و فروزندگان آتش اند، خدای متعال می فرماید: منافقین حزب شیطانند وحزب شیظان زیانکارنند.

«إتّکا به نفس»
989. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلثِّقَةُ بِالنَّفسِ مِن أَوثَقِ فُرَصِ الشَّیطٰانِ؛(2)

إتّکاء بنفس کردن (وخدا را فراموش نمودن) از استوارترین کمین گاه های شیطان است.

«هم نشینی با اهل دنیا»
990. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُجالَسَةُ أَهلِ الدُّنیا مَنسَأَةٌ لِلأِیمانِ وَقائِدَةٌ إِلَی الشَّیطانِ؛(3)

هم نشینی با أهل دنیا، فراموش کردن ایمان وکشانده شدن بسوی شیطان است.

«هم نشینی با هوا پرستان»
991. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُجالَسَةُ أَهلِ الهَوی مَنسأَةٌ لِلایمانِ وَمحضَرَةٌ لِلشَّیطانِ؛(4)

هم نشینی با هوس رانان، باعث از یاد رفتن ایمان وحاضرشدن شیطان است.

«هواپرستی»
992. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما بَدءُ وُقُوعِ الفِتَنِ أَهواءٌ تُتَبشعُ... فَهُنالِکَ یَستَولِی الشَّیطانُ عَلی أَولِیائِهِ؛(5)

در حقیقت نقطۀ اغازفتنه ها وگرفتاری ها، پیروی از هوای نفس است... در اینجا است که شیطان بر دوستان استیلاء می یابد.

993. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نِعمَ عَونُ الشَّیطانِ إِتّباعُ الهَوی؛(6)

پیروی هوا و هوس، خوب یاری است برای شیطان.


1) - غرر، ج 2، ص 792، ح 11.

2) - غرر، ج 1، ص 54، ح 1504.

3) - غرر، ج 2، ص 767، ح 149.

4) - المیزان ج 6 – ص 2756 – ح 9412 و نهج البلاغة خطبه 86.

5) - المیزان، ج 6، ص 2756، ح 9406 و نهج البلاغة خطبه 50.

6) - غرر، ج 2، ص 772، ح 31.

«یاد کردن دشمنان اهل بیت - علیهم السلام»
994. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إنَّ ذِ کرَنٰا مِن ذِ کرِاللهِ وَذِ کرَعَدُوِّنٰا مِن ذِکرِالشَّیطٰانِ؛(1)

همانا ذکرما، ذ کرخدا است و ذکر دشمن ما ذکر شیطان است.

ب) دامهای شیطان:

ثروت شیطانی، (لقمه های حرام وشبه ای)

صدای شیطانی، (نغمه های هوس انگیز وموسیقی)

نیروی شیطانی، (انسانهای شیطان صفت)

فرزندان نامشروع (نطفه حرام و شبه ای)

وعده های دروغین شیطانی:

قرآن کریم: «وَاستَفزِزمَنِ استَطَعتَ مِنهُم بِصَوتِکَ وَأَجلِب عَلَیهِم بِخَیلِکَ وَرَجِلِکَ وَشارِکهُم فِی الأَموالِ وَالأَولادِ وَعِدهُم وَمایَعِدِهُمُ الشَّیطانُ إِلا غُرُورًا؛»(2)

هرکدام ازآنها را که می توانی با صدای خودت تحریک کن، و لشکرسواره و پیاده ات را برآنها گسیل دار، و در ثروت و فرزندانشان شرکت جو، و آنها را با وعده ها سرگرم کن، ولی شیطان جز فریب و دروغ وعده ای نمی دهد.

ج) گامهای شیطان:

گام اول. معاشرت و دوستی با آلودگان.

گام دوم. شرکت در مجالس آلودگان وگناه کاران.

گام سوم. فکرگناه.

گام چهارم. ارتکاب مصادیق مشکوک وشبهات.

گام پنجم. انجام گناهان صغیره.

درگامهای بعد گرفتار بدترین کبائر«گناهان کبیره»

قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکر؛»(3)

ای کسانی که ایمان آورده اید از گام های شیطان پیروی نکنید هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمرهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا ومنکر می کند.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 254، ح 2.

2) - سوره اسراء، آیۀ 64.- تفسیرنمونه ج 12، ص 179.

3) - سوره نور، آیه 21. - تفسیر نمونه ج 14، ص 412.

د) نقشه های شیطان:

گرفتن نصیب (سهم) ازمردم.

گمراه کردن مردم.

القای آرزوی طول ودراز به مردم.

دعوت مردم به خرافات.

تغییر درآفرینش پاک خدایی مردم(1)

قرآن کریم: «اِن یَدعُونَ مِن دُونِهِ اِلااِناثًاوَاِن یَدعُونَ اِلا شَیطانًا مَرِیدًا؛»(2)

آنها غیراز خدا تنها بت هایی را می خوانند که اثری ندارند، و(یا) فقط شیطان سرکش و ویرانگر را می خوانند.

«لَعَنَهُ اللهُ وَقالَ لَأتَّخِذَنَّ مِن عِبادِکَ نَصِیبًا مَفرُوضَا؛»(3)

خداوند او را از رحمت خویش بدورساخته؛ و به اوگفته است که از بندگان تو سهم معیّنی خواهم گرفت.

«وَلَاُ ضِلَّنَّهَم وَلَاُمَنَّیَنَّهُم وَلَآمِرَنَّهُم فَلَیُبَتِکُنَّ آذانَ الاَنعامِ وَلَآمُرَنَّهُم فَلیُغَیِّرَنَّ خَلقَ اللهِ(4)

و آنها را گمراه می کنم و به آرزوها سرگرم می سازم و به آنها دستور می دهم که (اعمال خرافی انجام دهند) و گوش های چهارپایان را بشکافند و آفرینش (پاک) خدایی را تغییر دهند «فطرت توحیدی را به شرک بیالایند».ه) سوگند شیطان:

در این آیات، شیطان سوگند یاد کرده چند برنامه را اجرا می کند:

1. از بندگان تو نصیب معیّنی خواهم گرفت.

«وَقالَ لَأتَّخِذَنَّ مِن عِبادِکَ نَصِیبًا مَفرُوضَا».

2. آنها را گمراه می کنم.

«وَلَاُضِلَّنَّهَم»

3. با آرزوهای دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم می سازم.

«وَلَاُمَنَّیَنَّهُم»


1) - تفسیرنمونه ج 4، ص 137.

2) - سوره نساء، آیه 117.

3) - سوره نساء، آیه 119.

4) - سوره نساء، آیات 117 الی 119.

4. آنها را به اعمال خرافی دعوت می کنم، از جمله فرمان می دهم که گوش های چهارپایان را بشکافند و یا قطع کنند.

«وَلَآمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِکُنَّ آذانَ الاَنعامِ»

5. آنها را وادار می سازم که آفرینش پاک خدائی را تغییر دهند.

«وَلَآمُرَنَّهُم فَلیُغَیِّرَنَّ خَلقَ اللهِ»

و) وارد شدن در ولایت و سرپرستی شیطان:

«غیبت برادردینی»
995. پیشوای ششم (علیه السلام) ضمن گفتاری طولانی فرمود:

وَمَنِ اغتابَهُ بِما فِیهِ فَهُوَ خارِجٌ عَن وِلایَةِ اللهِ تَعالی ذِکرُهُ، داخِلٌ فِی وِلایَةِ الشَّیطانِ(1)

کسی که درباره آن چه در برادر مؤمنش هست غیبت کند، از سرپرستی خدا خارج وبه حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.


1) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601 ،ح 20.

16- باب شانزدهم « ص» :سه فصل

اشاره

باب شانزدهم «ص»

فصل اول - گناهی که باعث خروج انسان از زمره صالحان می باشد:

«سرکشی و طغیان»

996. عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) - فی وصیّته لأصحابه - قال:

وَإیِّاکُم أَن یَبغِیَ بَعضُکُم عَلی بَعضٍ فَاِنَّها لَیسَت مِن خِصالِ الصّالِحِینَ فَاِنَّهُ مَن بَغی صَیَّرَاللهُ بَغیَهُ عَلی نَفسِهِ، وَصارَت نُصرَةُ اللهِ لِمَن بُغِیَ عَلَیهِ، وَمَن نَصَرَهُ اللهُ غَلَبَ وَأَصابَ الظَّفَرَمِنَ اللهِ.

امام صادق (علیه السلام) - در وصیتش به اصحاب خود - فرمود: و از سرکشی وطغیان نسبت به یکدیگربپرهیزید، زیرا که آن از خصلت های صالحان نمی باشد، و هرکس سرکشی کند خداوند سرکشی او را به او باز می گرداند، و نصرت و یاری خداوند شامل کسی می شود که به او سرکشی و ظلم شده است، وکسی که خداوند یاریش کند به پیروزی دست خواهدیافت.

فصل دوم - گناهی که باعث می شود انسان نتواند دیگران را اصلاح و به صلاح درآورد:

«اصلاح نکردن نفس خود»

996. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یُصلیحُ غیرَهُ مَن لَم یُصلِح نَفسَهُ؛(1)

آن کس که خودش را اصلاح نکرده است، چگونه می تواند، غیر خود را اصلاح کند.

997. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُصلِح نَفسَهُ لَم یُصلِح غَیرَهُ؛(2)کسی که خود را اصلاح نکرده و به صلاح درنیاورده، نمی تواند دیگری را اصلاح کند.

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 333، ح 6.

2) - غرر، ج 2 ،ص 555، ح 22 و ص 702، ح 1328.

فصل سوم - گناهی که باعث می شود انسان با هیچ کس صلح و سازش نداشته باشد:

«فاسد بودن رابطۀ انسان با خدا»

998. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن فَسَدَ مَعَ اللهِ لَم یُصلِح مَعَ أَحَدٍ؛(1)

هرکس «میانه اش» با خداوند متعال در فساد وتباهی باشد، با هیچ کس درصلح وسازش نخواهدبود.


1) - غرر، ج 2، ص 669، ح 959.

17- باب هفدهم« ض»: یک فصل

اشاره

باب هفدهم «ض»

فصل اول - گناهانی که باعث ضرر و زیان در زندگی انسان می شود:

«آرزو»

999. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلأمَلُ خٰادِعٌ غٰارٌّضٰارٌّ؛(1)

آرزو، مکرکننده، فریب دهنده و زیان رساننده است.

«حرص»

1000. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن حَرِیصٍ خائِبٌ وَمُجمِلٌ لَم یَخِب؛(2)

بسا حریصی، که زیان کار است و آسان گیرنده ای، که زیانکار نیست.

1001. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلحَرِیصُ مَتعُوبٌ فِیما یَضُرُّهُ؛(3)

حریص، دچار و گرفتار چیزی است که به او زیان می رساند.

«خواب و خوراک زیاد - پرخوابی و پرخوری»

1002. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الأَکلِ وَالنَّومِ یُفسِدانِ النَّفسَ وَیَجلِبه آن المَضَرَّةَ؛(4)

خواب وخوراک بسیار، نفس را تباه می سازد و ضرر و زیان را جلب می نماید.

«از خود راضی بودن»

1003. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلرّاضِی عَن نَفسِهِ مَغبُونٌ وَالواثِقُ بِها مَفتُونٌ؛(5)

از خودراضی، زیانکاراست، وآنکه به نفس خود اعتماد کرده فریب خورده است.


1) - غرر، ج 1، ص 39، ح 1189.

2) - غرر، ج 2، ص 552، ح 46.

3) - غرر، ج 1، ص 25، ح 227.

4) - غرر، ج 2، ص 563، ح 37.

5) - غرر، ج 1، ص 80، ح 1924.

«دنیا را عوض آخرت قراردادن»

1004. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لَم یُفِد مَن کانَ هِمَّتُهُ الدُّنیاعِوَضًا وَلَم یَقضَ مُفتَرَضًا؛(1)

سودی نبرده، کسی که دنیا را عوض آخرت قرار داده، و واجبی را قضا نه نموده (وانجام نداده) است.

«دنیا پرستی»

1005. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا تَضُرُّ؛(2)

دنیا، زیان می رساند.

«دین گریزی وترک امور دینی»

1006. قالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَترُکُ النّاسُ شَیئًا مِن أَمرِدِینِهِم لِإِستِصلاحِ دُنیاهُم إِلا فَتَحَ اللهُ عَلَیهِم ما هُوَأَضَرُّمِنهُ؛(3)

مردم برای اصلاح دنیا، چیزی از دین را ترک نمی گویند، جزآنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچارخواهدساخت.

«لغزش زبان»

1007. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : زَلَّةُ اللِّسانِ تَأتِی عَلَی الإِنسانِ؛(4)

لغزش زبان، به ضرر و زیان انسان است.

«طمع»

1008. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلطَّمَعُ مُضِرٌّ؛(5)

طمع، ضرر زننده است.

«کفر»

1009. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلکافِرُ، خَبُّ، لَئِیمٌ، خَؤُونٌ، مَغرُورٌ، بِجَهلِهِ مَغبُونٌ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 599، ح 11.

2) - غرر، ج 1، ص 10، ح 91.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 106.

4) - غرر، ج 1، ص 427، ح 34.

5) - غرر، ج 1، ص 7، ح 73.

6) - غرر، ج 1، ص 80، ح 1922.

کافر، حیله باز، ناکس، خیانت گر، مغرور و به نادانیش زیانکاراست.

«لئیم و ناکس بودن»

1010الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلَّئِیمُ مُلَهوَجٌ؛(1)

لئیم و ناکس، زیان دیده وفریب خورده است.

«تبعیت هوای از نفس»

1011. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اتَّبَعَ نَفسَهُ فِیمٰا لایَنفَعُهُ وَقَعَ فِیمٰا یَضُرُّهُ؛(2)

هرکس تبعیت وپیروی کند نفس خویش را، درچیزی که سودی برایش نداشته باشد، درچیزی واقع خواهدشد که برایش زیان آور باشد(مانند کسی که بدنبال شهوت رفت باعث آبروریزی اوخواهد شد).


1) - غرر، ج 1، ص 6، ح 36.

2) - ج 2، ص 669، ح 967.

18- باب هجدهم « ط»:دوفصل

اشاره

باب هجدهم «ط»

فصل اول - گناهانی که باعث طغیانگری و سرکشی انسان می شود:

«توانگری- بی نیازی»

قرآن کریم: «کَلّا إِنَّ الإِنسانَ لَیَطغی؛»(1)

چنین نیست که انسان حق شناس باشد، مسلما طغیان می کند.

«أَن رَاهُ استَغنی؛»(2)

بخاطراینکه خود را بی نیاز می نیند.

حدیث:

1012. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغِناءُ یُطغِی؛(3)

توانگری، (ثروت وقدرت) سرکشی می آورد.

1013. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نالَ أستَطالَ؛(4)

کسی که به نوایی رسید، تجاوزکارشد.

«اطاعت از غضب، کبر و غرور»

1014. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الغَضَبِ نَدَ مٌ وَطُغیٰانٌ؛(5)

خشم را فرمان بردن، سبب پشیمانی و سرکشی (برخدا) است.


1) - سوره علق، آیه 6 .

2) - سوره علق، آیه 7.

3) - غرر، ج 1، ص 6، ح 41.

4) - نهج البلاغة، دشتی، ح 216.

5) - غرر، ج 2، ص 472، ح 42.

فصل دوم - گناهانی که باعث طمع کاری انسان می شود:

«حریص بودن»

1015. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : یَسِیرُالحِرصِ یُحمَلُ عَلٰی کَثِیرِالطَّمَعِ؛(1)

اندکی ازحرص انسان را، بربسیاری طمع کاری وا می دارد.

«دنیا دوستی»

1016. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیا یُوجِبُ الطَّمَعَ؛(2)

علی (علیه السلام) : دوستی دنیا باعث طمع کاری می شود.


1) - غرر، ج 1،ص 143، ح32

2) - غرر، ج 1، ص 380، ح 6.

19- باب نوزدهم « ظ» :شش فصل

اشاره

باب نوزدهم «ظ»

فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان مورد ظلم و ستم واقع شود:

«طغیان وستمگری»

1017. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عامَلَ بِالبَغیِ کُوفِئَ بِهِ؛(1)

کسی که طغیان وستمگری کند، به آن دچارشود.

فصل دوم - گناهی که ظلم به حق محسوب می شود:

«نصرت و یاری کردن به باطل»

1018. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظَلَمَ بِالحَقِّ مَن نَصَرَالباطِلَ؛(2)

به حق ستم کرده کسی که، به باطل یاری نموده است.

فصل سوم - گناهانی که باعث می شود انسان به خودش ظلم نماید:

«آخرت را با دنیا عوض کردن»

1019. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظَلَمَ نَفسَهُ مَن رَضِیَ بِدارِالنَفٰاءِ عِوَضًا عَنِ دٰارِالبَقٰاءِ؛(3)

کسی که در مقابل آخرت، بدنیا راضی شد (و با آن معاوضه) کرد برخود ظلم کرده است.

«نافرمانی خداوند»

1020. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظَلَمَ نَفَسَهُ مَن عَصَی اللهَ وَاطٰاعَ الشَّیطٰانَ؛(4)امام علی (علیه السلام) : کسی که ازخداوند نافرمانی و از شیطان اطاعت کرد به خود ظلم کرده است.

1) - غرر ج 2، ص658، ح 816.

2) - غرر ج 2، ص 474، ح 6.

3) - غرر،ج 2، ص 476، ح 28.

4) - غرر،ج2، ص 475، ح 21.

«خود را به غیر نعمت بهشتی فروختن»

1021. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن باعَ نَفسَهُ بِغَیرِنِعَمِ الجَنّةِ فَقَد ظَلَمَها؛(1)

کسی که جان خود را به غیر از نعمت های بهشتی بفروشد، به آن (به خود) ظلم کرده است.

«سستی در اطاعت خداوند»

1022. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَهمَلَ العَمَلَ بِطاعَةِ اللهِ سُبحانَهُ ظَلَمَ نَفسَهُ؛(2)

هرکس در کارِ فرمان برداری از خدا سستی روا دارد، بخودش ستم کرده است.

فصل چهارم - گناهی که باعث برگشت (کیفر) ظلم به خود انسان می شود:

«ظلم کردن به دیگران»

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ مَظلَمَةً أُخِذَ بِها فِی نَفسِهِ...؛(3)

هرکس به کسی ستمی کند، به همان ستم گرفتارخواهدشد.

1023. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ(علیه السلام): ما مِن أَحَدٍ یَظلِمُ بِمَظلَمَةٍ إِلا أَخَذَهُ اللهُ بِها فِی نَفسِهِ آَوفِی مالِهِ؛(4)

هیچکس نیست به کسی ظلم کند، جزآنکه خدا او را به همان ستم بگیرد، دربارۀ خودش و یا در مالش.

1024. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ ظُلِمَ؛(5)

امام علی (علیه السلام) : کسی که ظلم کند ظلم بیند.

فصل پنجم - گناهانی که باعث تسلط ظالم و ستمگر برانسان می شود:

«ظلم کردن به دیگران»

قرآن کریم:«وَکَذٰالِکَ نُوَلِّی بَعضَ الظّٰالِمِینَ بَعضًا بَماکانوا یَکسِبُون؛»(6)


1) - غرر، ج 2، ص 718، ح 1462.

2) - غرر، ج 2، ص 662، ح 879.

3) - «موضوع گرفتارشدن ذرّیه، ظلم کردن بدیگران، حدیث شماره 711»

4) - اصول کافی، ج 4، ص 26، ح 12.

5) - غرر، ج 2، ص 613، ح 50.

6) - سوره انعام، آیه 129.

و همچنین ما برخی ستمکاران را مقابل بعضی دیگر بگماریم به سبب آنچه کسب می کنند «انجام می دهند و بدست می آورند».

حدیث:

1025. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام): مَا انتَصَرَاللهُ مِن ظٰالِمٍ إلا بِظٰالِمٍ، وَذٰالِکَ قَولُ اللهِ تَعٰالٰی: «وَکَذٰالِکَ نُوَلِّی بَعضَ الظّٰالِمِینَ بَعضًا؛(1)

خداوند در دنیا انتقام از ظالمی نکشَد مگر بوسیله ظالمی دیگر، و این خود کلام خداوند است که فرموده: این چنین مسلّط می سازیم برخی ستمگران را بر برخی دیگر.

«عذرتراشی برای ظالم»

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن عَذَّرَظالِمًا بِظُلمِهِ سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ مَن من یَظلُمُهُ...؛(2)

هرکس برای ستمکار، در ستمی که کرده است، عذر بتراشد خداوند بر اومسلّط کند کسی را که به اوستم کند.

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ سَلَّطَ اللهُ عَلَیهِ مَن یَظلُمُهُ...؛(3)

هرکس ستم کند، خداوندمسلّط گرداند کسی را که به او ستم کند.

«قصد و ­­­نیت بد - بدخواهی»

1026. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سٰاءَ عَزمُهُ رَجَعَ عَلَیهِ سَهمُهُ؛(4)

هرکس قصد و نیتش بد باشد، تیرش بخودش برمی گردد (و بخودش می خورد).

فصل ششم - گناهانی که یاری وکمک به ظلم وظالم محسوب می شود:

«جور و ستم درحکم کردن»

1027. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَإِذٰا جٰارُوا فِی الحُکمِ تَعٰاوَنُواعَلَی الظُّلمِ وَالعُدوٰانِ؛(5)

و زمانی که درحکم جوروستم کنند، ستمگری و بیدادگری را یاری نمایند.


1) - عقاب الأعمال، ص 625، ح 16.

2) - «وضوع رد شدن دعا، توجیه ظلم ظالم، حدیث شمره 651»

3) - «وضوع گرفتارشدن ذرّیه، ظلم کردن بدیگران، حدیث شماره 712»

4) - غرر، ج 2، ص 648، ح 659.

5) - غرر، ج 1، ص 324، ح 176.

«فرمانروای بد و نااهل بودن»

1028. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وُزَرٰاءُ السُّوءِ أَعوٰانُ الظَلَمَةِ وَإِخوٰانُ الأَثَمَةِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : وزرای بد و نااهل، یاوران ستمکاران و برادرگنهکاران هستند.


1) - غرر، ج 2، ص 785، ح 62.

20- باب بیستم«ع» :یازده فصل

اشاره

باب بیستم «ع»

فصل اول - گناهان که باعث بدعاقبتی انسان می شود:

«آباد کردن دنیا»

1029. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمَرَ دُنیاهُ خَرَّبَ مَآلَهُ؛(1)

کسی که دنیایش آباد کند، آینده وآخرت خود را خراب کرده است.

«اطاعت از آمران به منکر و زشتی»

1030. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ دَواعِیَ الشَّرُورِیُفسِدُ الأُمُورَ؛(2)

فرمان بردن از داعیان وآمران به زشتی ها، عاقبت امور را به تباهی می کشاند.

«انکارحقایق وآیات الهی»

قرآن کریم:«وَجَحَدُوا بِهٰا وَاستَیقَنَتهٰا أَنفُسُهُم ظُلمًا وَعُلُوًّا فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(3)

وآنان «آیت الهی» را از روی ظلم وسرکشی انکارکردند، درحالی که در دل به آن یقین داشتند پس بنگرعاقبت مفسدان چگونه بود؟!. «فرعون و فرعونیان چگونه غرق شدند»

«تحقیرعالماء اسلام»

«ازجمله کسانی که به علماء توهین وآنها را تحقیرکرد رضا خان بود، که درآخر با وضع فلاکت بار به هلاکت رسید».

«تکبّر»

قرآن کریم: «وَإِذ قُلنٰالِلمَلائِکَةِ اسجُدُوالآدَمَ فَسَجَدُوا إلا إِبلِیسَ أَبٰی وَاستَکبَرَوَکٰانَ مِنَ الکٰافِرِینَ؛»(4)

و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز شیطان که سرباز زد و تکبّر ورزید (بخاطر نافرمانی وتکبّر) از کافران شد.


1) - غرر، ج 2، ص 650، ح 690.

2) - غرر، ج 2، ص 670، ح 19.

3) - سوره نمل، 14.

4) - سوره بقره ،34.

حدیث:

1031. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... فَاعتَبِرُوا بِمٰا کٰانَ مِن فِعلِ اللهِ بِاِبلِیسَ إِذ أَحبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَجَهدَهُ الجَهیِدَ (الجمیل) وَکٰانَ قَدعَبَدَاللهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ، یُدرَیٰ مِن سِنِیِّ الدُّنیٰا أَم مِن سِنِیِّ الآخِرَةِ*، عَن کِبرِساعَةٍ واحِدَةٍ؛(1)

پس، از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش های مداوم او را تکبّر از بین برد. او شش هزارسال عبادت کرد که مشخص می باشد (مشخص نمی باشد) از سال های دنیا یا آخرت است، امّا با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد.

• لایُدریٰ أَمِن سِنِیِّ الدُّنیٰا اَم مِن سِنِیِّ الآخِرَةِ (خ ل)

«معلوم نیست ازسال های دنیا یا سال های آخرت».

«تکذیب آیات و پیامبران الهی»

قرآن کریم:«قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(2)

پیش از شما، سنت هایی وجود داشت، (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هایی داشتند؛ که شما نیز، همانند آنرا دارید) پس بر روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟!.«نابودی وهلاکت»

«قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ ثُمَّ انظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(3)


1) - نهج البلاغة، دشتی، خطبه 192، ص 380.

2) - سوره آل عمران، آیه 137.

3) - سوره انعام، آیه 11.

بگو روی زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنها که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟!«وَأَغرَقنَاالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانظُرکیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(1)

و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آنها که إنذار شدند، (و به إنذارالهی اهمیت ندادند) چگونه بود؟! «هلاکت و نابودی قوم حضرت نوح - ع»

«وَمِنهُم مَن حَقَّت عَلَیهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(2)

و گروهی ضلالت وگمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین سیرکنید و ببینید، عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود «سرگذشت عبرت آمیز و نابودی امّت هایی که آیات الهی را تکذیب و راه ضلالت را پیش گرفتند».

از نظر احادیث توهین به حضرات معصومین، توهین به دوست داران اهل بیت عصمت وطهارت- صلوات اللّه علیم اجمعین، توهین به مقدّسات دینی و تهمت و نسبت ناروا به افراد پاکدامن از عوامل بدعاقبتی انسان می باشد.

«ثروت اندوزی، ثروت پرستی و ثروت دوستی؛ مانند قارون و...»

قرآن کریم:«إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِن قَومِ مُوسی فَبَغٰی عَلَیهِم وَآتَینٰاهُ مِنَ الکُنُوزِمٰا إِنِّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوهُ بِالعِصبَةِ اُولِی القُوَّةِ؛»(3)

قارون از قوم موسی بود اما برآنها ستم کرد، ما آنقدر از گنج ها به او داده بودیم که حمل صندوق های آن برای یک گروه زورمند مشکل بود.

«فَخَسَفنٰا بِهِ وَبِدٰارِهِ الأَرضَ؛»(4)

سپس ما، او وخانه اش را در زمین فرو بردیم.

«فَانتَقَمنٰا مِنهُم فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(5)

و ما هم از آن مردم پرغرور و عناد «وصاحب ثروت» انتقام کشیدیم، بنگر تا عاقبت حال کافران (تکذیب کننده) به کجا کشید.

«هرپیامبری که از طرف خداوندآمد، ثروتمندان قوم با غرور و عناد با او مخالفت و او را تکذیب کردند و در نتیجه به انتقام وعذاب الهی گرفتارشدند»

حدیث:

1032. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ المالِ یُفسِدُ المَآلَ؛(6)

دوستی مال (ثروت)، مآل و پایان کار را تباه می سازد.

«ثروت نامشروع»

1033. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ أَخسَرَالنّٰاسِ صَفقَةً، وَأَخیَبَهُم سَعیًا، رَجُلٌ أَخلَقَ بَدَنُهُ فِی طَلَبِ مٰالِهِ،

1) - سوره یونس، آیه 73.

2) - سوره نحل، آیه 36.

3) - سوره قصص، آیه 76.

4) - سوره قصص، آیه 81..

5) - سوره زخرف، آیه 25.

6) - غرر، ج 1، ص 380، ح 8.

وَلَم تُسٰاعِدهُ المَقٰادِیرُعَلٰی إِرٰادَتِهِ، فَخَرَجَ مِنَ الدُّنیٰا بِحَسرَتِهِ، وَقَدِمَ عَلَی الآخِرَةِ بِتَبَعَتِهِ؛(1)

همانا! زیانکارترین مردم درمعاملات، و نومیدترین مردم درتلاش، مردی است که تن درگردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس با حسرت (بدعاقبتی) از دنیا رود، و با بار، گناه به آخرت رو آورد.

«جرم و اعمال زشت - مانند جرم واعمال شنیع قوم لوط»

قرآن:«وَأمطَرنٰا عَلَیهِم مَطَرًا، فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُجرِمِینَ؛»(2)

و(سپس) بارانی برآنها فرستادیم (بارانی ازسنگ که آنها را نابود ساخت) اکنون بنگر، سرانجام کارمجرمان به کجا کشید«قوم لوط»

«قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُجرِمِینَ؛»(3)

بگو در روی زمین سیرکنید، ببینید عاقبت کار مجرمان وگنهکاران به کجا رسید.«همه مجرمان وگنهکاران دچارغضب وعذاب الهی و نابود شدند».

حدیث:

1034. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَرَعُواالفُجُورَ، وَسَقُوهُ الغَرُورَ، وَحَصَدُوالثُّبُورَ؛(4)

(فاسدانی) که تخم گناه افشاندند، و با آب غرور و فریب آبیاری کردند، و محصول آن را که جزعذاب وبدبختی نبود برداشتند.

«حسادت»

قابیل فرزند حضرت آدم (ع) بعلت حسادت برادرش هابیل را کشت، در اثر حسادت چه عاقبتی پیدا کرد؟!(5)

«غذای أعیان و اشراف»

می گویند: یکی ازخلفای عباسی (هارون یا مأمون) عالمی را دعوت کرده و به او سه چیز را پیشنهاد می کند:1. قضاوت 2. مربّیگری وتربیت فرزندان خلیفه 3. یک مهمانی وغذا خوردن با خلیفه، عالم دو مورد اولی را نمی پذیرد، بخاطراینکه قاضی خلیفه ناحق نباشد


1) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت، 230.

2) - سوره اعراف، آیه84

3) - سوره نمل، آیه 69.

4) - نهج البلاغة، دشتی، خطبه، 2، بند 12.

5) - «قرآن وتاریخ انبیاء، زندگی حضرت آدم، فرزندان آدم»

وهمچنین مربی فرزند خلیفه ناحق نشود ولی سومی را می پذیرد، بعد ازمیهمانی وصرف غذا می گوید هردوتا پیشنهاد قبلی را نیزقبول کردم.!(1)

«حق ستیزی»

«خانواده، مُحیط، وجامعۀ فاسد»

«خاندان شجرۀ خبیثۀ بنی امیه و...»

«دنیا پرستی»

بلعم باعور(یکی از دانشمندان و یاران حضرت موسی (ع) وفرد مستجاب الدعوه ای بود) در اثردنیاپرستی، چگونه سقوط کرد و بدعاقبت گردید؟!.

قرآن کریم: «وَلَوشِئنٰا لَرَفَعنٰاهُ بِهٰا وَلٰکِنَّهُ أَخلَدَ إِلَی الأَرضِ وَأَتبَعَ هَوٰاهُ؛»(2)

و اگر میخواستیم (مقام) او را با این آیات (وعلوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبا، برخلاف سنت ماست لذا او را به حال خود رها ساختیم) ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد.

«دوستی و همنشینی با افراد بی ایمان و ضد دین، دوستی و همنشینی با افراد ناأهل، لااُبالی»

«کنعان فرزند حضرت نوح – ع»(3)

«روگردانی ازحق»

1035. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : من نَکَبَ عَنِ الحَقِّ ذُمَّ عٰاقِبَتُهُ؛(4)

کسی که ازحق روگرداند، عاقبتش نکوهیده خواهد شد.«ریاست طلبی»

«عمرسعد به هوای ریاست مُلک رأی، چه کرد، وچه شد...؟!- لعنة الله علیه».

«زیاده خواهی از حد و حق خود»

طلحه و زبیر، کی بودند وچه شدند...؟!!.


1) - «تتمة المنتهی».

2) - سوره أعراف، آیه 176.

3) - «تاریخ انبیاء، زندگی حضرت نوح، داستان پسرنوح»

4) - غرر، ج 2، ص 671، ح 992.

«سرپیچی از فرمان خداوند و پیامبران»

قرآن کریم:«وَأَغرَقنَاالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانظُرکیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(1)

وکسانی که آیات ما را تکذیب کردند غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آنها که إنذار شدند (و به إنذارالهی اهمیت ندادند) چگونه بود ؟! «هلاکت ونابودی قوم حضرت نوح -ع»

«وَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ عَتَت عَن أَمرِرَبِّهٰا وَرُسُلِهِ فَحٰاسَبنٰاهٰا حِسٰابًا شَدِیدًا وَعَذَّبناهٰاعَذٰابًا نُکرًا؛»(2)

چه بسیارشهرها وآبادی ها که اهل آن ازفرمان خدا و رسولانش سرپیچی کرده اند، و ما حساب آنها را به شدت رسیدیم و به مجازات کم نظیری گرفتارساختیم.

«فَذٰاقَت وَبٰالَ أَمرِهٰا وَکٰانَ عٰاقِبَةُ أَمرِهٰا خُسرًا؛»(3)

آنها وَبال کارخود را چشیدند، عاقبت کارشان خسران بود.

«أَعَدّ اللهُ لَهُم عَذٰابًا شَدِیدًا؛»(4)

خداوندعذاب شدیدی برای آنها فراهم ساخت.

«أَوَلَم یَسِیرُوافِی الأَرضِ فَیَنظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم وَکٰانُواأَشَدَّمِنهُم قُوَّةً؛»(5)آیا آنها سیر در زمین نکردند تا ببینند، عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چگونه شد؟ همان ها که از ایشان قوی تر(و پر قدرت تر) بودند «گرفتار قدرت و عذاب الهی و نابود شدند».

«أَفَلَم یَسِیرُوافِی الأَرضِ فَیَنظُرُواکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِین مِن قَبلِهِم دَمَّرَاللهُ عَلَیهِم وَلِلکٰافِرِینَ أَمثالُهٰا؛»(6)

آیا در زمین سیرنکردن پس ببینند، عاقبت کسانی را که قبل از آنها بودند چگونه بوده است، خداوند آنها را هلاک کرد و برای کافرین مانند این (عذاب) است.

«سرزنش دیگران»

1036. قٰالَ أبُوعبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن عَیَّرَمُؤمِنًا بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّیٰ یَرکَبَهُ؛(7)

هرکس مؤمنی را بگناهی سرزنش کند، نمیرد تا مرتکب آن شود(عاقبت، گرفتارآن شود).


1) - سوره یونس، 73

2) - سوره ظلاق آیه 8.

3) - سوره ظلاق آیه 9.

4) - سوره ظلاق آیه 10.

5) - فاطر، آیه 44.

6) - سوره محمد، آیه 10.

7) - اصول کافی، ج 4، ص 59، ح 3.

«سرکشی و طغیانگری»

1037. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَن سَلَّ سَیفَ البَغیِ قُتِلَ بِهِ؛(1)

وکسی که شمشیرستم کشَد، سرانجام (و در عاقبت) با آن کشته می شود.

«شرک»

قرآن کریم: «قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبلِ، کٰانَ أَکثَرُهُم مُشرِکِینَ؛»(2)

بگو در زمین سیرکنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند، چگونه بود؟ بیشترآنها مشرک بودند.

«قصرها و کاخ های ویران شدۀ آنها را بنگرید، خزائن به تاراج رقتۀ آنها را تماشا کنید، جمعیت نیرومند پراکندۀ آنها را مشاهده نمائید، سرانجام قبرهای درهم شکسته واستخوان های پوسیدۀ آنها را بنگرید. ببینید سرانجام ظلم وستم وگناه وشرک آنها چه شد»؟(3)

«شهوت جنسی»

«عابدی بنام برصیصا (ازبنی اسرائیل) چندین سال عبادت کرده بود، وقتی زنی را برای دعا و شفا پیشش بردند، گفت باید اینجا بماند. وقتی تنها شد، دچار وسوسه گردید وعمل شنیع رابطه نامشروع انجام داد، هم او را قربانی کرد وهم خود را قربانی نامردی و هوسرانی خویش نمود».

«وسوسه شیطان»

بلعم باعورا، یکی از دانشمندان زمان حضرت موسی (ع) که در اثر وسوسه شبطان گمراه گردید.

قرآن کریم:«وَأتلُ عَلَیهِم نَبَأَالَّذِی آتَینٰاهَ آیاتِنٰا فَأنسَلَخَ مِنهٰا فَأَتبَعَهُ الشَّیطٰانُ فَکٰانَ مِنَ الغٰاوِینَ؛»(4)

و برای آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم، ولی (سرانجام) از(دستور) آنها خارج گشت وشیطان به او دست یافت و از گمراهان شد.

«ظلم و ستم»

1038. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ وَخِیمُ العاقِبَةِ؛(5)

1) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت، 349.

2) - سوره روم ،42.

3) - تفسیرنمونه، ج 16، ص 453.

4) - سوره أعراف، 175.

5) - غرر، ج 1، ص 18، ح 484.

پایان وعاقبت ستمگری، سخت است.

«ظلم به آیات الهی»

قرآن کریم:«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ؛(1)

پس بنگرعاقبت کارظالمان چگونه بود ؟! (آنهایی که با تکذیب آیات الهی درحق آنها ظلم کردند).

«ظلم به حیوانات»

«در اسلام ازاذیت و آزارحیوانات نهی شده و اذیت کننده حیوانات مورد لعن و نفرین قرارگرفته، آدم نفرین شده هیچ وقت عاقبت مبارک نخواهد داشت»«عاق والدین»

1039. الإمٰامُ الصٰادِقُ (علیه السلام) : عُقُوقُ الوٰالِدَینِ مِنَ الکَبٰائِر؛ لأَنَّ اللهَ تَعٰالٰی جَعَلَ العٰاقَّ عَصِیًّا شَقِیًّا؛(2)

نافرمانی والدین از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال فرزند نافرمان را عصیانگرو بدبخت قرارداده است.

1040. الإمامُ الهادی (علیه السلام) : العُقُوقُ یُعَقِّبُ القِلَّةَ وَیُؤَدِّی الذِّلَّةَ؛(3)

نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، و به ذلّت می کشاند.

1041. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یُقٰالُ لِلعٰاقِّ إِعمَل مٰا شِئتَ فَاِنِّی لا أَغفِرُلَکَ؛(4)

به فرزند نافرمان گفته می شود: هرکاری (عبادتی) که می خواهی بکن، امّا من تو را نمی آمرزم.

«فرزند ناصالح و نااهل»

«زبیر یکی از یاران حضرت نبی اکرم (ص) و دوستان حضرت علی (ع) بود، وقتی فرزند نااهلش به عرصه آمد، دشمن امام علی (ع) گردید».

1042. قٰالَ الإمامُ عَلیِّ (علیه السلام) : مٰا زٰالَ الزُّبَیرُر َجُلا مِنّٰا أَهلَ البَیتِ حَتّیٰ نَشَأَ إبنُهُ المَشؤُومُ عَبدُاللهِ؛(5)

1) - سوره یونس، آیه 39.

2) - میزان الحکمة، ج 14، ص 7089، ح 22712.

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 700، ح 22714.

4) - میزان الحکمة، ج 14، ص 798، ح 22711.

5) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت 453.

زبیر همواره با ما بود تا آنکه فرزند نامبارکش عبدالله، پا به جوانی گذاشت (بعد از آن زبیرهم مانند پسرش دشمن ما شد)!.

«ایجاد فساد»

«ایجاد هرگونه فساد در روی زمین، مانند از بین بردن حق الله وحق الناس بازداشتن مردم از راه خدا، کم فروشی و...»

قرآن کریم: «وَأنظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(1)

وبنگرید، چگونه سرانجام مفسدان بود «هلاکت و نابودی قوم شعیب»«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(2)

ببین عاقبت مفسدان به کجا کشید. «نابودی فرعون وقوم فرعون»

«وَجَحَدُوا بِهٰا وَاستَیقَنَتهٰا أَنفُسُهُم ظُلمًا وَعُلُوًّا فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(3)

و آن را از روی ظلم و سرکشی انکارکردند، درحالی که در دل به آن یقین داشتند پس بنگرعاقبت مفسدان چگونه بود؟!.

«لقمه حرام و شبهه ناک»

«مانند لشکریان عمرسعد در کربلا».

1043. قالَ أبُوعَبدِاللهِ الحُسَینِ (علیه السلام) : وَمَن عَصٰانِی کٰانَ مِنَ المُهلِکِینَ وَکُلُّکُم عٰاصٍ لأَمرِی غَیرُمُستَمِعٍ قَولِی فَقَد مُلِئَت بُطُونُکُم مِنَ الحَرٰامِ وَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِکُم؛(4)

وهرکس نافرمانی أم کند، از هلاک شدگان است، همه شما از فرمان من سرپیچی می کنید و به سخنم گوش نمی دهید؛ زیرا شکم هایتان از حرام پرشده و بر دل هایتان مهرخورده است.

«مکر و حیله در امر الهی و بر علیه مردان الهی»

قرآن کریم: «وَمَکَرُوا مَکرًا وَمَکَرنٰا مَکرًاوَهُم لایَشعُرُونَ؛»(5)

آنها نقشه مهمی کشیدند، و ما هم نقشه مهمی، درحالی آنها خبرنداشتند (به چه عاقبت بدی گرفتارخواهند شد).


1) - سوره أعراف، آیه 86.

2) - سوره أعراف آیه 103.

3) - سوره نمل، 14.

4) - بحار،45، 8.

5) - سوره نمل، آیه50.

«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکرِهِم أَنّٰا دَمَّرنٰاهُم وَقَومَهُم أَجمَعِینَ؛»(1)

بنگرعاقبت توطئه آنها چه شد؟ که ما آنها وقومشان را همگی نابود کردیم. «سرگذشت عبرت آمیز و نابودی قوم صالح»

«تبعیت از نفس - وسوسۀ نفس»

«سامِری، یکی از یاران حضرت موسی (ع) بود، که در اثر وسوسۀ نفس وتبعیت ازآن، رانده شده اوگردید».قرآن کریم:«وَکَذالِکَ سَوُّلَت لِی نَفسِی؛»(2)

(سامری گفت): و این چنین نفس من مطلب را درنظرم جلوه داد.

«قٰالَ فَاذهَب فَاِنَّ لَکَ فِی الحَیٰاةِ أَن تَقُولَ لا مِساسَ، وَإِنَّ لَکَ مَوعِدًالَن تُخلَفَهُ؛»(3)

(موسی) گفت: برو که بهرۀ تو در زندگی دنیا این است که (هرکس به تو نزدیک شود) خواهی گفت: با من تماس مگیر.! و تو میعادی (ازعذاب خدا) داری که هرگز از آن تخلف نخواهی کرد.

«بلعم باعور در اثرتبعیت از هوای نفس به عاقبت شوم دچارگردید»

«وَلَوشِئنٰالَرَفَعنٰاهُ بِهٰا وَلٰکِنَّهُ أَخلَدَ إِلَی الأَرضِ وَأَتبَعَ هَوٰاهُ؛»(4)

و اگر میخواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبار برخلاف سنت ماست لذا او را به حال خود رها ساختیم) ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد.

«همسر نااهل»

«طبق نقل بعضی از تواریخ، بلعم باعور مخالفت با حضرت موسی و یاران او را قبول نمی کرد ولی با اصرار همسرش آخرالأمرتسلیم شد».

فصل دوم - گناهانی که باعث فاسد شدن عالم و دنیا می شود:

«فساد و تباهی عالِم - دانشمند دینی»

«إِذا فَسَدَ العالِمُ فَسَدَ العالَمُ»(5)

«هرزمان که عالم (و دانشمند دینی) فاسد شد، عالم و دنیا فاسد خواهد شد»


1) - سوره نمل، آیه 51.

2) - سوره طه، آیه 96.

3) - سوره طه، آیه 97.

4) - سوره أعراف، آیه 176.

5) - ؟؟

1044. قالَ رَسُولُ اللهِ(صَلَّی اللهِ عَلَیهِ وَ آلِهِ): صِنفان مِن اُمَّتِی اِذا صَلَحا صَلَحَت اُمَّتِی وَاِذا فَسَدا فَسَدَت اُمَّتِی، قِیلَ: یا رَسُولَ اللهِ و َمَن هُما؟ قالَ (صلّی الله علیه و آله) اَلفُقَها،ُ والاُمَراءُ(1)دوصنف از امت من، هرگاه صالح شدند، امت من صالح خواهد شد و هرگاه فاسد شوند امت من نیز فاسد می شود. عرض شد یارسول الله: ان دو صنف چه کسانی هستند؟! فرمود: فقها (و عالمان دینی)، حاکمان (والیان امر)

«لغزش عالم - دانشمند دینی»

1045. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَلَّةُ العالِمِ تُفسِدُ العَوالِمَ؛(2)

لغزش عالم، عالم ها را فاسد وتباه می سازد.

1046. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَلَّةُ العالِمِ کَاِنکِسارِالسَّفِینَةِ تَغرَقُ وَتَغرَقُ مَعَها غَیرَها؛(3)

لغزش عالم همچون شکستیگی کشتی است، غرق می شود و دیگران را هم با خودش غرق می کند.

فصل سوم - اثرگناه در رابطه با عبادت و پرستش انسان

الف) گناهی که باعث می شود انسان خداوند را عبادت وپرستش نکند:

«هواپرستی - هوای نفس»

147. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوٰی إِلٰهٌ مَعبُودٌ؛(4)

هوا (هوای نفس) خدایی پرستیده است. (هواپرست، خداپرست نیست)

ب) گناهی که باعث می شود انسان طعم و لذت عبادت را نچشد:

«دوری نکردن ازهوای نفس»
1048. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَجِدُ لَذَّةَ العِبٰادَةِ مَن لایَصُومُ عَنِ الهَوٰاءِ؛(5)

چگونه لذت عبادت را بچشد، کسی که از هوای نفس روزه نگرفته است (خود را از هوای نفس باز نداشته است.)


1) - الخصال، ج 1، ص 37.

2) - غرر، ج 1، ص 426، ح 28.

3) - غرر، ج 1، ص 426، ح 30.

4) - غرر، ج 1، ص 107، ح 2240.

5) - غرر، ج 2، ص 554، ح 12.

ج) گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن عبادت انسان می شود:«ریا وخود نمایی»

اشاره

امام علی (علیه السلام) : ریا وخودنمایی تباه کنندۀ،عبادت وبندگی است.(1)

«سوء ظن وبد گمانی»
1050. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إّیّٰاکَ أَن تُسِیئَ الظَّنَّ فَاِنَّ سُوءَ الظَّنِّ یُفسِدُ العِبٰادَةَ وَیُعظِمُ الوِزرَ؛(2)

برتو باد! به دوری ازسوء ظن و بدگمانی، زیرا که سوء ظن وبدگمانی عبادت را فاسد وگناه را بزرگ می نماید.

«غیبت»
1051. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلجُلُوسُ فِی المَسجِدِ إِنتظارًا لِلصَّلاةِ عِبادَةٌ مالَم یُحدَث،قِیلَ: یا رَسُولَ اللهِ ما یُحدَثُ؟ قالَ: أَلإِغتِیابُ؛(3)

نشستن درمسجد برای انتظارنماز، عبادت است مادامی که حدثی سرنزده، عرض شد: چه حدثی یا رسول الله ؟ فرمود: غیبت کردن.

د) گناهانی که باعث عدم قبولی عبادت انسان می شود:

«اصرار بر گناه»
1052. عَن أبِی بَصِیرٍقالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:

لاوَاللهِ لا یَقبَلُ اللهُ شَیئًا مِن طاعَتِهِ عَلَی الإِصرارِعَلی شَیءٍ مِن مَعاصِیهِ؛(4)

أبی بصیرگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: نه! به خدا قسم، خداوند چیزی از اطاعت کسی را که اصرار بر نافرمانی او دارد قبول نمی کند.

ه) گناهی که باعث ناقص شدن عبادت انسان می شود:

«شک در نبوت حضرت پیامبر(ص) و نزول قرآن»
1053. عَن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) : - فی قول الله (عزّوجلّ): «وَمِنَ النّاسِ مَن یَعبُدُاللهَ عَلی حَرفٍ...» آلی

1) - «موضوع آفات زندگی، آفت عبادت، حدیث شماره 89».

2) - غرر، ج 1، ص 154، ح 78.

3) - وسائل الشیعه ج 8، ص 598، ح 8.

4) - وسائل الشیعه ج 11، ص 268، ح 1.

آخرالآیه، قالَ زُرارَةُ: سَأَلتُ عَنها أَبا جَعفَرٍ (علیه السلام) فقال: هؤُلاءُ قَومٌعَبَدُوااللهَ وَخَلَعسواعِبادَةَ ما یُعبَدُ مِن دُونِ اللهِ وَشکُّوا فِی مُحَمَّدٍ وَما جاءَ بِهِ؛(1)(2)

از امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتارخدای (عزّوجلّ) «و برخی از مردم خدا را برحرف پرستش می کنند...» تا آخر آیه.

زرارة گوید: از امام باقر (علیه السلام) دربارۀ آن پرسیدم؟ فرمود: اینان مردمی بودند که خدا را پرستش کردند و دست از پرستش آنچه جزخدا پرستش می شد کشیدند، ولی دربارۀ محمّد (صلی الله علیه واله) و آنچه آورده بود شبه کردند و در شک بودند.

فصل چهارم - گناهانی که باعث می شود انسان از عدالت محروم شود و نتواند آنرا پیاده کند:

«ترک جهاد»

• قالَ آمِیرالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ... وَمُنِعَ النَّصفَ؛(3)

کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک نماید...و از عدالت محروم شود.

«ظلم به نفس خود»

1054. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیف یعدل فِی غَیرِهِ مَن یَظلِمُ نَفسَهُ(4)

چگونه درباره دیگری به عدل رفتارکند، کسی که به خودش ستم روا داشته است.

فصل پنجم - گناهان، عذاب الهی و خود عذابی انسان

الف) گناهانی که باعث عذاب و عقوبت الهی در زندگی انسان می شود:

«انکارآیات الهی»

قرآن کریم: «فَأَمّا عا دٌ فَاستَکبَرُوا فِی الأَرضِ بِغَیرِالحَقِّ وَقالُوا مَن أَشَدُّ مِنّا قُوَّةً أَوَلَم یَرَوا أَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقَهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکانُوا بِایاتِنا یَجحَدُونَ؛»(5)


1) - سوره حج، آیۀ 11.

2) - اصول کافی ج 4، ص 139، ح 1.

3) - «موضوع نزول بلا، تک جهاد، حدیث شماره 331»

4) - غرر، ج 1، ص 304، ح 7.

5) - سوره فصلت، آیه 15.

«فَأَرسَلنا عَلَیهِم رِیحًا فِی أَیّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذابَ الخَزیَ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَلَعَذابُ الأخِرَةِ أَخزی وَهُم لا یُنصَرُونَ؛»(1)اما قوم عاد به ناحق در زمین، کبر ورزیدند.گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است، آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنها را آفریده از آنها قوی تراست! آنها (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار می کردند.

سرانجام تندبادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهائی شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و عذاب آخرت ازآن هم خوارکننده تراست و(از هیچ سو) یاری نمی شوند.

«ترک امر به معروف و نهی ازمنکر»
1055. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ماأَقَرَّقَومٌ بِالمُنکَرِبَینَ أَظهَرِهِم لا یُعَیِّرُونَهُ إِلا أَوشَکَ أَن یَعُمَّهُمُ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) بِعقابٍ مِن عِندِهِ؛(2)

هیچ جمعیتی نباشد که در میان آنها عمل منکر و ناشایسته ای انجام شود، وآنان دانسته بی تفاوتی نشان دهند وجلوگیری نکنند و سکوت اختیار نمایند، جزاینکه بزودی خداوند کیفری ازجانب خودش فرستد وعذابی نازل سازد که همه را فرا گیرد.

1056. عَن جَعفَرِبنِ مُحَمّدِ عَنِ أَبِیهِ(عَلَیهُما السَّلامُ) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) قالَ: إِنَّ المَعصِیَةَ إِذا عَمِلَ بِهِ العَبدُ سِرًّا لَم تَضُرَّ إِلا عامِلَها، وَإِذا عَمِلَ بِها عَلانِیَةً وَلَم یُعَیِّرعَلَیهِ أَضَرَّتِ العامَّةَ؛(3)

از امام صادق (علیه السلام) و او از پدربزرگوارش روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است: همانا معصیتی را که شخص در پنهانی مرتکب می شود زیان و وبالش جز او را نخواهد گرفت، ولی هرگاه آن را آشکارا مرتکب شود و از طرف مردم سرزنش نشود زیانش عمومی خواهد گشت وضررش همه را فرا خواهد گرفت.

1057. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ اللهَ تَعالی لا یُعَذِّبُ العامَّةَ بِذَنبِ الخاصَّةِ إِذاعَمِلَتِ الخاصَّةُ بِالمُنکشرِسِرًّا مِن غَیرِأَن تَعلَمَ العامَّةُ، فَاِذاعَمِلَتِ الخاصَّةُ بِالمُنکرِجِهارًا فَلَم یُعَیِّرذالِکَ العامَّةُ استَوجَبَ الفَرِیقانِ العُقُوبَةَ مِنَ اللهِ تَعالی؛(4)

ای گروه مردم همانا خداوند متعال عذاب نکند توده وعموم مردم را به گناه عدّه ای وخاص، هرگاه در پنهان و بدون اینکه مردمان آگاه شوند مرتکب آن گردند، امّا هرآن


1) - سوره فصلت، آیه 16.

2) - عقاب الأعمال، س 596، ح 1.

3) - عقاب الأعمال، س 596، ح 2.

4) - عقاب الأعمال، س 597، ح 3.

جمعیت اندک عمل زشت را آشکارا انجام دهند، و تودۀ مردم برایشان عیبنگیرند و آنان را سرزنش نکنند، هر دو دسته از جانب خداوند متعال مستحق عقوبت (وعذاب) شوند.

1058. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :... هُنالِکَ یَتُمُّ غَضَبُ اللهِ عزّوجلّ عَلَیهِم فَیَعُمُّهُم بِعِقابِهِ فَیُهلِکُ الأَبرارُفِی دارِالأَشرارِ؛(1)

در اینجا (در ترک اهم واجبات از جمله امر به و نهی از منکر) خشم و غضب خداوند (عزوجل) بر آنها تام و کامل خواهد شد پس خداوند همه آنها را دچار عذاب و عقاب کرده و ابرار و نیکوکاران در خانه اشرار و بدکاران به هلاکت می رسند.

«تکذیب اهل بیت - علیهم السلام»
1059. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) - لرجل من أهل الشّام -: یا أَخا أَهلَ الشّامِ إِسمَع حَدِیثنا وَلا تَکذِب عَلَینا، فَانَّهُ مَن کَذَّبَ عَلَینا فِی شَئٍ فَقَد کَذَّبَ عَلی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) ، وَمَن کَذَّبَ عَلی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) فَقَد کَذَّبَ عَلی اللهِ، وَمَن کَذَّبَ عَلی اللهِ عَذَّبَهُ اللهُ عزّ وجلّ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) - به مرد شامی- فرمود: ای برادر أهل شام، حدیث ما را گوش کن و برما نسبت دروغ مده و ما را تکذیب مکن، زیرا که هرکه چیزی را به دروغ به ما نسبت دهد بررسوال خدا دروغ بسته است وهرکس بر رسول خدا دروغ ببندد برخدا دروغ بسته است وهرکه برخدا دروغ ببندد خدای (عزوجل) او را عذاب خواهد کرد.

«حرکت درمسیرغیراهل بیت - علیهم السلام»
1060. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :نُحنُ الشَّعارُوَالأَصحابُ وَالسَّدَنَةُ وَالأَبوابُ وَلا تُؤتِی البُیُوتَ اِلا مِن اَبوابِها وَمَن آَتاها مِن غَیرِأَبوابِها کانَ سارِقًا لا تَعدُوهُ العُقُوبَةُ(3)

ما پیراهن تن پیامبر و یاران و مقیمان آستانه و درهای علم وحکمت اوئیم، و در خانه ها جز از درها وارد نشوند، و هرکس جز از درهای خانه ها وارد شود او دزد است وکیفرخداوندی از او دور نگردد.

«بد اخلاقی»
1061. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَاللهِ لایُعَذِّبُ اللهُ سُبحانَهُ مُؤمِنًا إِلا بِسُوءِ ظَنِّهِ وَسُوءِ خُلقِهِ؛(4)به خدا سوگند، خداوند سبحان هیچ مؤمنی را عذاب نکند مگر بخاطر بدگمانیش (درباره خداوند) و بداخلاقی او.

1) - وسائل الشیعه ج 11، ص 394، ح 6.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 575، ح 4.

3) - غرر، ج 2، ص 779، 58.

4) - غرر، ج 2، ص 787، ح 81.

«تکذیب پیامبران الهی»

قرآن کریم: «إِن کُلٌّ إِلا کَذَّ بَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ؛»(1)

هریک از این گروه ها رسولان را تکذیب کردند، وعذاب الهی دربارۀ آنها تحقق یافت.

«وَلَقَد جائَهُم رَسُولٌ مِنهُم فَکَذَّ بُوهُ فَأَخَذَ هُمُ العَذابُ وَهُم ظالِمُونَ؛»(2)

پیامبری از خود آنها بسراغشان آمد، اما او را تکذیب کردند، وعذاب الهی آنها را فرا گرفت، درحالی که ظالم بودند.

«إِنّا اَرسَلنا إِلَیکُم رَسُولًا شاهِدَاعَلَیکُم کَمااَرسَلنااِلی فِرعَونَ رَسُولًا. فَعَصی فِرعَونَ الرَّسُولَ وَأَخَذناهُ آَخذًا وَبِیلًا؛»(3)

ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که گواه برشما است، همانگونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم.. فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول برخواست، و ما او را شدیدا مجازات کردیم.

«اطاعت از پیشوای ستمگر»
1062. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قٰالَ اللهُ(عزّوجلّ): لأُعَذِّ بَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الإِسلامِ أطاعت اِمٰامًا جٰائِراًلَیسَ مِنَ اللهِ (عزّوجلّ) وَاِن کانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعمٰالِها بَرَّةً تَقِیَّةً؛(4)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزوجل) فرموده است: هرآینه عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام پیروی کند از امام ستمگری که از جانب خدا نیست، اگرچه آن رعیّت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزگار باشد.

«پیمان شکنی»

قرآن کریم:«قاتِلُوهُم یُعَذِّ بهُمُ اللهُ بِأَیدِیکُم وَیُخزِهِم؛»(5)با آنها پیکارکنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات (عذاب) می کند وآنها را رسوا می سازد.


1) - سوره ص، آیه 14.

2) - سوره نحل، آیه 113.

3) - سوره مزمّل، آیات 15-16.

4) - عقاب الأعمال، ص 459، ح 1

5) - سوره توبه، آیه 14.

«توبه و استغفارنکردن»
1063. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ النّٰاسَ حِینَ عَصَوا تٰابُوا وَاستَغفَرُوا لَم یُعَذَّبُوا وَلَم یُهلَکُوا؛(1)

اگر مردم هنگامیکه گناه می کردند، توبه و بازگشت به خدا می نمودند، عذاب نمی شدند و هلاک نمی گردیدند.

«برگشت ازتوبه»

قرآن کریم: «فِان یَتُوبُوا یَکُ خَیرًا لَهُم وَاِن یَتَوَلَّوا یُعَذِّبهُمُ اللهُ عَذابًا أَلِیمًا فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَما لَهُم فِی الأَرضِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ؛»(2)

پس اگر توبه کنند برای آنها بهتر است، و اگر روی گردانند خداوند آنها را در دنیا و آخرت به مجازات (عذاب) دردناکی کیفرخواهد داد و در سراسر روی زمین نه ولی دارند و نه یاوری.

«تهمت و نسبت ناروا»

قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(3)

و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند. سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادتشان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.

«جور و ستم»

1064الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایُؤمِنُ اللهُ عَذابَهُ مَن لا یَأمَنُ النّاسُ جَورَهُ؛(4)کسی که مردم از جور و ستم او در امان نباشند، خداوند او را ازعذابش ایمن نخواهدکرد.

«ترک جهاد»

قرآن کریم: «إِلّا تَنفِرُوا یُعَذِّبکُمُ اللهُ عَذابَاأَلِیمًا وَیَستَبدِل قَومًا غَیرکُم وَلا تَضُرُّوهُ شَیئًا وَاللهُ عَلی کُلِّ شَیئٍ قَدِیرٌ؛»(5)


1) - غرر، ج 2، ص 604، 16.

2) - سوره توبه، 85.

3) - سوره نور، آیه 4.

4) - غرر، ج 2، ص 855،ح 450.

5) - سوره توبه، آیه 39.

اگر(به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، خداوند شما را مجازات (عذاب) دردناکی می کند وگروه دیگری غیراز شما را بجای شما قرارمی دهد، وهیچ زیانی به او نمی رسانید، وخداوند برهمه چیز توانا است.

حدیث:

1065. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وَلَوتَرَکُوا الجَهٰادَ لأَتٰاهُمُ العَذٰابُ وَهٰذٰا هُوَمِن عَذٰابُ الأُمَّةِ؛(1)

و اگرجهاد را ترک کنند، عذاب به سراغشان آید و این از همان عذاب های (همگانی) امت است.

«إنکارحق امیرالمؤمنین علی - علیه السلام»
1066. عَنِ الحُسَین بنِ أبِی العَلاءِ قٰالَ: سَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:

لَوجَحَدَ أمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) جَمِیعُ مَن فِی الأرضِ لَعَذَّ بَهُمُ اللهُ جَمِیعًا وَأدخَلَهُمُ النّٰارَ؛(2)

حسین بن أبی العلاء گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: اگر تمام کسانی که در زمین زندگی می کنند علی (علیه السلام) را انکار می کردند، خداوند همه آنها را عذاب کرده و به آتش می انداخت.

«نداشتن خوف ازخداوند»
1067. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : مَن لَم یُصِدِّق مِنَ اللهِ سُبحانَهُ خَوفَهُ لَم یَنِل مِنهُ الأَمانً؛(3)

هرکس ترسش را ازخدای سبحان درست (واقعی) نکند، ازخداوند به ایمنی نرسد.

«قطع کردن درختان میوه»
1068. الإمامُ صادِقُ (علیه السلام) : لا تَقطَعُوا الثِّمٰارَفَیَبعَثُ اللهُ(جلّ وعزّ)عَلیکُمُ العَذٰابَ صَبًّا؛(4)

درختان میوه را قطع نکنید، که خداوند (جلّ وعزّ) عذاب سختی برسرشما فرو می ریزد.

«دشمنی باخداوند و پیامبر- صلّ الله علیه وآله»

قرآن کریم: «ذالِکَ به آنهُم شاقُّوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَمَن یُشاقِقِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَاِنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقابِ؛»(5)


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 16، ح 1.

2) - عقاب الأعمال، ص 468، ح 13.

3) - غرر، ج 2، ص 703، ح 1335.

4) - الوافی، ج 18، ص 1051.

5) - سورۀ انفال، آیۀ 13.

این (کیفرکافران) بخاطر آنست که آنها با خدا و پیامبرش دشمنی ورزیدند، و هرکس با خدا و پیامبرش دشمنی کند (کیفرشدیدی می بیند) خداوند شدید العقاب است.

1069. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن یَکُنِ اللهُ خَصمَهُ دَحَضَ حُجَّتَهُ وَیُعَذِّبُهُ فِی دُنیٰاهِ وَمَعٰادِهِ؛(1)

خداوند خصم و دشمن هرکس باشد، حجت او را باطل و در دنیا وآخرتش او را عذاب خواهد کرد.

«سرپیچی ازدستور خداوند»

قرآن کریم:«وَإِن تَتَوَلَّوا کَماتَوَلَّیتُم مِن قَبلُ یُعَذِّبکُم عَذابًا ألِیمًا؛»(2)

و اگر سرپیچی نمائید همانگونه که قبلا نیز سرپیچی نمودید (خداوند) شما را عذاب دردناکی می کند.

«وَمَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبهُ عَذابا آَلِیمًا؛»(3)

وآن کس که سرپیچی کند، او را به عذاب دردناکی گرفتار می کند.

«وَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ عَتَت عَن أَمرِرَبِّها وَرُسُلِهِ فَحاسَبنا ها حِسابًا شَدِیدًا وَعَذَّبناها عَذابًا نُکُرًا؛»(4)

چه بسیار شهرها وآبادی ها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچی کرده اند و ما حساب آنها را به شدت رسیدیم، و به مجازات «عذاب» کم نظیری گرفتارساختیم.

«دینداری کردن با ولایت و رهبری پیشوای ستمگر»
1070. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَتَعٰالٰی: لأُعَذِّ بَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الإِسلامِ دٰانَت بِولایَةِ کُلِّ اِمٰامٍ جٰائِرٍلَیسَ مِنَ اللهِ وَاِن کانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعمٰالِها بَرَّةً تَقِیَّةً؛(5)

خدای تبارک و تعالی فرموده است: هرآینه عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، اگرچه آن رعیّت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزکار باشد.


1) - غرر، ج 2، ص 644، ح596.

2) - سوره فتح، آیه 16.

3) - سوره فتح، آیه 17.

4) - سوره طلاق، آیه 3.

5) - اصول کافی، ج 2، ص 206، ح 4.

«دین را وسیلۀ دنیا قراردادن»
1071. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : طٰالِبُ الدُّنیٰا بِالدِّینِ مُعٰاقَبٌ وَمَذمُومٌ؛(1)

آنکه بوسیلۀ دین در طلب دنیا است، مورد بازخواست (معاقبه) و نکوهش است.

«روگردانی از حق»

قرآن کریم:«إِلا مَن تَوَلّی وَکَفَرَ. فَیُعَذِّبُهُ اللهُ العَذابَ الآَکبَرَ؛»(2)

مگرکسی که پشت کند و کافرشود، که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند.

«ریا و ظاهرسازی»
• قأَلَ أبِوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ(صلّی الله غلیه وآله): سَیَأتِی عَلَی النّٰاسِ زَمٰانٌ تَخبُثُ فِیهِ سَرٰائِرُهُم وَتَحسُنُ فِیهِ عَلانِیَتُهُم، طَمَعًا فِی الدُّنیٰا، لایُرِیدُونَ بِهِ مٰا عِندَ رَبِّهِم، یَکُونُ دِینُهُم رِیٰاءً لایُخٰالِطُهُم خَوفٌ، یَعُمُّهُمُ اللهُ بِعِقابٍ...؛(3)

زمانی برای مردم پیش آید که برای طمع دنیا باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا باشد، و از ظاهرخویش ثواب خدا را مقصود نداشته باشند، دینشان ریا باشد و ترس از خدا به آنها آمیخته نشده باشد؛ خدا آنها را عذاب و مجازات همگانی کند.

«زشتی و بدی»
1072. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ سَیِّئَةٍ عِقٰابٌ؛(4)

هر بدی و زشتی، کیفر دارد.

«عمل منافی عفت - زنا»

قرآن کریم:«أَلزّانِیَةُ وَالزّانِی فَاجلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنهُما مِأَةَ جَلدَةٍ وَلا تَأخُذ کُم بِهِما رَأفَةٌ فِی دِینِ اللهِ إِن کُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَالیَومِ الآخَرِ، وَلیَشهَد عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ المُؤمِنِینَ؛(5)

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رأفت (و محبت کاذب) شما را نگیرد. اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات (و عذاب) آنها را مشاهده کنند.


1) - غرر، ج 2، ص 470، ح 12.

2) - سوره غاشیه، آیات 23 - 24.

3) - «موضوع رد شدن دعا، آلودگی باطنی، ریا وظاهرسازی، حدیث شماره 649»

4) - غرر، ج 2، ص 577 ،ح 7.

5) - سوره نور، آیه 2.

«شرور بودن»
1073. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مٰاأَمِنَ عَذٰابَ اللهِ مَن لَم یَأمَنِ النّٰاسُ مِن شَرِّهِ؛(1)

کسی که مردم از شر او در امان نباشند، از عذاب الهی در امان نخواهد بود.

1074. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا یَنجُومِنَ اللهِ سُبحانَهُ مَن لایَنجُوالنّاسُ مِن شَرِّهِ؛(2)

از(مجازات) خداوند سبحان رهائی نمی یابد، کسی که مردم از شرّ او رهائی نداشته باشند.

«طغیان و سرکشی»

قران کریم: «أَلَّذِینَ طَغَوافِی البِلادِ. فَأَکثَرُوا فِیهَا الفَسادَ. فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذابٍ؛»(3)

همان اقوامی که (قوم عاد، قوم ثمود وفرعون) در شهرها طغیان کردند و فساد فراوان در آنها ببار آوردند. لذا خداوند تازیانه عذاب را برآنها فرو ریخت «تازیانه عذاب الهی»

«... فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الأَعلی. فَأَخَذَهُ اللهُ نَکالَ الآخِرَةِ وَالأُولی؛»(4)پس گفت (فرعون) من پروردگار بزرگ شما هستم. لذا خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت.

حدیث:

1075. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إَنَّ أَعجَلَ الشَّرِّعُقُوبَةً أَلبَغیُ؛(5)

سرکشی، سریع ترین شر و بدی از حیث عقوبت است.

«ظلم و ستم»
1076. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ ظالِمٍ عُقُوبَةٌ لا تَعدُوهُ وَصَرعَةٌ لا تَخُطُّهُ؛(6)

هرستمکاری را کیفری است، که از آن نگذرد و به سر در افتادنی (سرنگونی) که از آن تخطی نکند.

1077. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ عِقابٌ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 744، ح 148.

2) - غرر، ج 2، ص 855، ح 449.

3) - سوره فجر، آیات 11 الی13.

4) - سوره نازعات، آیات 24- 25.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 334، ح 11.

6) - غرر، ج 2، ص 579، ح 48.

7) - غرر، ج 1، ص 11، ح 232.

ستمکاری، سبب عقوبت است.

1078. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ أَعجَلُ عُقُوبَةً؛(1)

سزای سرکشی وستمگری، بسیارشتابه آن است.

1079. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغی أَجَلُّ شَیئٍ عُقُوبَةً؛(2)

امام علی (علیه السلام) : سرکشی و ستم کردن بزرگترین چیزی است ازجهت عقوبت وکیفر.

1080. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأَعظَمَ عِقابَ الباغِی؛(3)

وای! که تا چه اندازه کیفرشخص یاغی وستمگر، بزرگ است.

«إشاعۀ فحشا در بین مؤمنین و جامعۀ اسلامی»

قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُم عَذابٌ اَلِیمٌ فِی الدُّنیا وَالأخِرَةِ؛»(4)کسانی که دوست دارند زشتی ها (وفحشا ومنکر) درمیان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا وآخرت است.

«ایجاد فساد در جامعه»

قران کریم: «فَأَکثَرُوا فِیهَا الفَسادَ. فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذابٍ؛»(5)

پس فساد فراوان درآنها ببار آوردند. لذا خداوند تازیانه عذاب را برآنها فرود آورد.

«فسق»

قرآن کریم: «وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذابِ الأَدنی دُونَ العَذابِ الأَکبَرِلَعَلَّهُم یَرجِعُونَ؛»(6)

ما آنها (فاسقان و کافران) را درعذاب نزدیک، (این دنیا) قبل از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم شاید بازگردند.

«فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوابِهِ، أَنجَینَا الَّذِینَ یَنهَونَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِیسٍ بِماکانُوا یَفسُقُونَ؛»(7)


1) - غرر، غرر، ج 1 و ص 31، ح 931.

2) - غرر، ج1، ص 42، ح 1266.

3) - غرر، ج 2، ص 740، ح 73.

4) - سوره نور، آیه 19.

5) - سوره فجر، آیات 13- 14.

6) - سوره سجده، آیه 21.

7) - سوره أعراف، آیه 165.

اما هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود، فراموش کردند، نهی کنندگان از بدی ها را رهائی بخشیدیم وآنها را که ستم کردند به عذاب شدیدی بخاطرنافرمانیشان گرفتارساختیم.

«کبر و غرور»

قرآن کریم:«فَاَمّا عادٌ فَاستَکبَرُوافِی الأَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وَقالُوا مَن أَشَدُّ مِنّا قُوَّةً أَوَلَم یَرَواأَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقَهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکانُوا بِایاتِنا یَجحَدُونَ؛»(1)

اما عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند و گفتند چه کسی از ما نیرومندتراست؟ آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنها را آفریده از آنها قوی تراست، آنها (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار می کردند.

«فَأَرسَلنا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی أَیّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذابَ الخِزیِ فِی الحَیاةِ الدُّ نیا وَلَعَذابُ الأخِرَةِ أَخزی وَهُم لایُنصَرُونَ؛»(2)سرانجام تندبادی شدید وهول انگیز و سرد و سخت در روزهای شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و عذاب آخرت از آنهم خوارکننده تراست و یاری نمی شوند.

«کفر»

قرآن کریم:«کَدَ أبِ الِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَفَرُوا بِایاتِ اللهِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُ نُوبِهِم إِنَّ اللهَ قَوِیٌّ شَدِ یدُ العِقابِ؛»(3)

(ای رسول ما، کافران امت تو) مانند فرعونیان وکافران پیش از زمان آنها که به آیات خدا کافرشدند، خدا هم آنان را به کیفرگناهانشان بگرفت همانا خدا توانا و سخت کیفر(دهنده) است.

«لَهُم عَذابٌ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَلَعَذابُ الآخِرَةُ أَشَقُّ وَمالَهُم مِنَ اللهِ مِن واقٍ؛»(4)

برای آنها (کافران، مشرکان وبت پرستان) عذاب دردناکی در دنیاست، و عذاب آخرت سخت تراست و در برابرخدا هیچ کس نمی تواند آنها را نگه دارد.

«إلا مَن تَوَلّی وَکَفَرَ. فَیُعَذِّبُهُ اللهُ العَذابَ الآَکبَرَ؛»(5)


1) - سوره فصلت، آیه 15.

2) - سوره فصلت، آیه 15 و 16.

3) - سوره انفال، آیه 52.

4) - سوره رعد، آیه 34.

5) - سوره غاشیه آیات 23، 24.

مگرکسی که پشت کند و کافرشود، که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند.

«فَامَّاالَّذِینَ کَفَرُوا فَاُعَذِّبُهُم عَذابًا شَدِیدًا فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَمالَهُم مِن ناصِرِینَ؛»(1)

اما آنها که کافرشدند (وپس ازشناختن حق، آن را انکارکردند،) در دنیا وآخرت آنان را مجازلات «عذاب» دردناکی خواهم کرد، وبرای آنها یاری گری نیست.

«قالَ اللهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیکُم فَمَن یَکفُربَعدُ مِنکُم فَاِنّیی أُعَذِّبُهُ عشذابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحدًا مِنَ العالَمِینَ؛»(2)

خداوند (دعای او را- حضرت مسیح، ع - را مستجاب کرد و) گفت من آن (مائده آسمانی) را بر شما نازل می کنم، ولی هرکسی از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید) او را چنان مجازاتی «عذابی» می کنم که أحدی از جهانیان را نکرده ام.

«کم فروشی»

قرآن کریم:«وَلا تَنقُصُوا المِکیالَ وَالمِیزانَ إِنِّی أَرایکُم بِخَیرٍ وَإِنِّی أَخافُ عَلَیکُم عَذابَ یَومٍ مُحِیطٍ؛»(3)

در وزن کم نکنید (دست به کم فروشی نزنید) من خیرخواه شما هستم، ومن می ترسم از روزی که عذاب سخت، شما را فراگیرد.

«بد گمانی - درباره خداوند»
• امام علی (علیه السلام) : به خدا سوگند خداوند سبحان هیچ مؤمنی را عذاب نکند مگر به خاطر بدگمانیش (درباره خداوند) و...؛(4)
«گناهان و معاصی»

قرآن کریم: «أَلَم یَأتِکُم نَبَؤُأالِذِینَ کَفَرُوا مِن قَبلُ فَذاقُواوَبالَ أَمرِهِم وَلَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(5)

آیا خبرکسانی که قبل از شما بودند به شما نرسیده است که کافرشدند، چگونه طعم گناهان بزرگ خود را چشیدند وعذاب دردناک برای آنها است.

«وَلولاأَن کَتَبَ اللهُ عَلَیهُمُ الجَلاءَ لَعذَّبَهُم فِی الدُّنیا وَلَهُم فیی الآخِرَةِ عَذابُ النّارِ؛»(6)

و اگر نه این بود که خداوند جلای وطن را برآنان مقرر داشته بود، آنها را درهمین دنیا مجازات «عذاب» می کرد، و برای آنها در آخرت نیزعذاب آتش است.


1) - سوره آل عمران، 56.

2) - سوره مائده، 115.

3) - سوره هود، آیه 84.- 2.

4) - «همین موضوع، بداخلاقی، حدیث 1061»

5) - سوره تغابن، آیه 5.

6) - سوره حشر، آیه 3.

«... قَل فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم؛»(1)

بگو: پس چرا شما را دربرابرگناهانتان مجازات (عذاب) می کند؟

«... نُعَذِّبُ طائِفَةً بِآنهُم کانُوا مُجرِمِینَ؛»(2)

گروه دیگرعذاب خواهیم کرد زیرا آنها مجرم بودند.«فَکَلًّا أَخَذ نا بِذَ نبِهِ فَمِنهُم مَن أَرسَلنا عَلَیهِ حاصِبًا وَمِنهُم مَن أَخذَ تهُ الصَّیحَةُ وَمِنهُم مَن خَسَفنا بِهِ الأَرضَ وَمِنهُم مَن أَغرَقنا وَما کانَ اللهُ لِیَظلِمَهُم وَلکِن کانُوا أَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(3)

ما هر یک از آنها (قوم عاد، ثمود، قارون، فرعون وهامون) را به گناهانشان گرفتیم، بر بعضی ازآنها طوفانی توأم با سنگریزه فرستادیم، و بعضی از آنها را صیحۀ آسمانی فروگرفت، و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم، وبعضی راغرق کردیم، خداوند هرگزبه آنها ستم نکرد ولی آنها خوشان برخود ستم نمودند.

حدیث:

1081. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَعصِیَةُ تَجلِبُ العُقُوبَةَ؛(4)

نافرمانی خداوند، باعث عقوبت الهی می شود.

«سازش با گناه کاران، غضب نکردن به آنچه موجب غضب پروردگار است»
1082. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : أَوحَی اللهُ إلیٰ شُعَیبِ النّبِی (علیه السلام) إنِّی مُعَذِّبٌ مِن قَومِکَ مِأةَ الفَ: أربَعِینَ ألفًا مِن شِرارِهِم، وَسِتِّینَ ألفًا مِن خِیارِهِم، فَقٰال (علیه السلام) : یٰارَب هؤلاءِ الأشرٰار، فَمٰا بِالأخیٰارِ ؟ فَأوحَی اللهُ (عزّ وجلّ) إلَیهِ: دٰاهَنُوا أهلَ المَعٰاصِی وَلَم یَغضِبُوا لِغَضَبِی؛(5)

خداوند به شعیب پیامبر (علیه السلام) وحی کرد: همانا صدهزارنفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار نفر از بدها و اشرارو شست هزارنفر از نیکان و اخیار؛ پس شعیب (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا! اینها أشرارند، پس أخیارچرا؟ خداوند (عزّوجلّ) وحی فرمود: آنها با گناه کاران سازش کردند، و از آنچه موجب غضب من بود، غضب ناک نشدند.

1083. قالَ أَبُوالحَسَنِ (علیه السلام) : إِنَّ لِلهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ یَومٍ وَلَیلَةٍ مُنادِیًا یُنادِی: مَهلًا مَهلًا عِبادَاللهِ عَن مَعاصِی اللهِ، فَلُولا بَهائِمٌ رُتَّعٌ، وَصِبیَةٌ رُضَّعٌ، وَشُیُوخٌ رُکَّعٌ، لَصَبَّ عَلَیکُمُ العَذابُ صَّا تُرَضُّونَ بِهِ رَضًّا؛(6)

1) - سوره مائده، آیه 18.

2) - سوره توبه، آیه 66.

3) - سوره عنکبوت، آیه 40.

4) - غرر، ج 1، ص 36، ح 1114.4.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 416، ح 1.

6) - اصول کافی ج 3 – ص 378 – ح 31

حضرت ابوالحسن (علیه السلام) فرمود: خدای عزّوجلّ یک جارچی دارد که در روز و شب جارمیزند: ایست، ایست (بازایستید، بازایستید) بند گان خدا، از رفتن بسوینافرمانیهای (ومعاصی)خدا، که اگر چهارپایان چرنده و کودکان شیرخوار و پیران رکوع رفته نبودند، عذابی بر سرشما فرو می ریخت که نرم وکوبیده شوید.

«مخالفت با امرحضرت پیامبر - صلّی الله علیه وآله»

قرآن کریم: «لاتَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِ بَعضِکُم بَعضًا قَد یَعلَمُ اللهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ لِواذًا فَلیَحذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصِیبَهُم فِتنَةٌ أَویُصِیبَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(1)

دعوت پیامبر را در میان خود مانند دعوت بعضی ازشما نسبت به بعضی دیگرتلقی نکنید، خداوند کسانی ازشما را که پشت سردیگران پنهان می شوند یکی پس ازدیگری فرارمی کند می داند، آنها که مخالفت فرمان او می کنند، باید از این بترسند که فتنه ای دامانشان را بگیرد یا عذاب دردناک به آنها برسد.

«وَجاءَ فِرعَونُ وَمَن قَبلَهُ وَالمُؤتَفِکاتُ بِالخاطِئَةِ. فَعَصَوارَسُولَ رَبِهِم فَأَخَذَهُم أَخذًا رابِیَةً؛»(2)

و فرعون و کسانی که قبل از او بودند، وهمچنین اهل شهرهای زیر و رو شده (قوم لوط) مرتکب گناهان بزرگ شدند. با رسول و فرستاده پروردگارشان مخالفت کردند، وخداوند نیز آنها را به عذاب شدیدی گرفتارساخت.

«مشرک بودن»

«وَیِعَذِّبَ اللهُ المُنافِقِینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکاتِ...؛»(3)

خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب می نماید.

«نافرمانی پدر و مادر، ناسپاسی از نیکی»
1084. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها، وَلا تُؤَخَرُإِلَی الآخِرَةِ: عُقُوقُ الوالِدَینِ، وَالبَغیُ عَلَی النّاسِ، وَکُفرُالإِحسانِ؛(4)

پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: سه تا ازگناهان است که عقوبتش زود می رسد و به آخرت نمی ماند: عاق والدین، ظلم وستم کردن به مردم، وناسپاسی از احسان و نیکی.


1) - سوره نور، آیه 63.

2) - سوره الحاقه، آیات 9-10.

3) - سوره فتح، آیه 6.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 541، ح 10.

«تبدیل کردن نعمت های مادی و معنوی خداوند به کفر، نفاق و راه باطل»

قرآن کریم:«سَل بَنِی إِسرائِیلَ کَم آتَیناهُم مِن آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَن یُبَدِّل نَعمَةَ اللهِ مِن بَعدِ ما جائَتهُ فَاِنَّ اللهَ شَدیدُ العِقابِ؛»(1)

از بنی اسرائیل سؤال کن، چه اندازه نشانه های روشن به آنها دادیم؟ (ولی آنان نعمت ها و امکانات مادی ومعنوی را که خداوند دراختیارشان گذاشته بود در راه غلط به کارگرفتند) و کسی که نعمت خدا را پس از آنکه به سراغش آمد، تبدیل کند (و درمسیرخلاف به کارگیرد، گرفتارعذاب سخت الهی خواهد بود) که خداوند شدیدالعقاب است.

«نفاق»

قرآن کریم: «وَیُعَذِّبَ المُنافِقِینَ إِن شاءَ آَویَتُوبَ عَلَیهِم؛»(2)

و منافقان را هرگاه (خداوند) بخواهد، عذاب کند یا (اگرتوبه کنند) توبه آنها را بپذیرد.

«قرارگرفتن نیروی اقتصادی و انسانی در دست انسان های ناصالح و نااهل»

قرآن کریم: «فَلا یُعجِبکَ أَموالُهُم وَلاأَولادُهُم إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُعَذِّبَهُم فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَتَزهَقُ أَنفُسَهُم وَهُم کافِرُونَ؛»(3)

و(فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرونبرد، خدا می خواهد آنها را به وسیله آن درزندگی دنیا عذاب کند و درحال کفر بمیرند.

«خوردن مال یتیم»
1085. عَن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) قالَ: إَنَّ اللهَ (عَزّوجَلّ) وَعَدَ فِی أَکلِ مالِ الیَتِیمِ عُقُوبَتَینِ: عُقُوبَةً فِی الدُّنیا وَعُقُوبَةً فِی الآخِرَةِ؛(4)

همانا خداوند (عزوجل) درخوردن مال یتیم، دوعقوبت (وعذاب) قرارداده است: عقوبت در دنیا و عقوبت درآخرت.


1) - سوره بقره، آیه 211.

2) - سوره احزاب، آیه 24.

3) - سوره توبه، آیه 85.

4) - علل الشرایع، ج 2، ص 480، ح 6.

ب) گناهانی که باعث می شود انسان خود راعذاب کند (خودعذابی):

«سرگرمی به باطل»
• الإمامُ عَلِیّ ٌ (علیه السلام) : مُستَعمِلُ الباطِلِ مُعَذَّبٌ وَمَلُومٌ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : آنکه بکار باطل سرگرم است عذاب شونده ونکوهش شده است.

«بداخلاقی»
1086. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ؛(2)

هرکس اخلاقش خوب نباشد، خود را عذاب می کند.

1087. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلخُلقُ السَّیِّئِ أَحَدُالعَذٰابَینِ؛(3)

زشت خوئی، یکی از دو عذاب است.

1088. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُالخُلقِ نَکدُالعَیشِ وَعَذابُ النَّفسِ؛(4)

بد خویی، زندگانی را (برانسان) تنگ میکند ونفس را به رنج می افکند.

«جَزَع، فَضَع و بیتابی»
1089. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَزَع فَنَفسَهُ عَذَّبَ؛(5)

کسی که بیتابی نماید، خود راعذاب کرده است.

«حب دنیا - دنیا دوستی»
1090. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیٰا یُفسِدُ العَقلَ وَیُصِمُّ القَلبَ عَن سِمٰاعِ الحِکمَةِ وَیُوجِبُ أَلِیمَ العِقابَ؛(6)

دوستی دنیا، عقل را ازبین می برد وقلب را ازشنیدن حکمت و دانش کرمی سازد و موجب عذاب دردناک می گردد.


1) - «موضوع سرزنشانسان، سرگرمی به باطل، حدیث شماره 829»

2) - غرر، ج 2، ص 638، ح 501.

3) - غرر، ج 1، ص 65، ح 1706.

4) - غرر، ج 1، ص 439، ح 89.

5) - غرر، ج 2، ص 696، ح 1263.

6) - غرر، ج 1، ص 381، ح 12.

«کینه توزی»
1091. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ألحَقُودُ مُعَذَّبُ النَّفسِ وَمُتَضاعِفُ الهمَّ؛(1)

کینه توز، همیشه معذب و اندوهش دوچندان است.

فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن عزّت و ارجمندی انسان می شود:

«ترک حمد وستایش پروردگار»

1092. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَم یُدرِکِ المَجدَ مَن عَداهُ الحَمدُ؛(2)

آنکه ازحمد و ستایش پروردگار گذشت، به بزرگواری نرسید.

«دشمنی با مردم»

1093. عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنانٍ عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ماأتانِی جَبرَئِیلُ (علیه السلام) قَطّ الا وَعَظَنِی فَآخِرُقَولِهِ لِی: إیّاکَ وَمُشارَّةُ النّاسِ فَاِنَّها تَکِشفُ العَورَةَ وَتَذهَبُ بِالعِزِّ؛(3)

عبدالله بن سنان ازامام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هیچ گاه نبودجبرئیل (علیه السلام) نزد من آید، جزآنکه مرا موعظه می کرد وآخرین سخنش این بود که: ازدشمنی با مردم بپرهیز، زیرا که آن عیب نهفته را آشکارکند وعزّت را ازبین ببرد.

«مُحتاج کردن برادران دینی به دیگران»

1094. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَم یَسُد مَن إفتَقَرَإِخوانَهُ اِلَی الغَیرِ.(4)

کسی که برادرانش را نیازمند و محتاج دیگران کند، به بزرگی نخواهد رسید.

فصل هفتم - اثرگناه بر عقل وخِرد انسان:

الف) گناهانی که باعث فاسد، ناقص و نابود شدن عقل انسان می شود:«اختلاف وتفرقه»

اشاره
1095. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلخِلافُ یَهدِمُ الرَّأیَ؛(5)

1) - غرر، ج 2، ص 705، ح 1364.

2) - غرر، ج 2، ص 599، ح 1.

3) - اصول کافی ج 3، ص 411، ح 10.

4) - غرر، ج 2، ص 599، ح 3.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 215.

اختلاف، نابود کننده اندیشه است.

«بیهود گری»
1096. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ الهَزلُ قَلَّ عَقلُهُ؛(1)

هرکس بیهودگری ومسخرگی براوغلبه کند، عقلش کم گردد.

«خود پسندی»
1097. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ حُمقٌ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : خودپسندی ابلهی (وکم عقلی) است.

1098. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عُجبُ المَرءِ بِنَفسِهِ أَحَدُ حُسّادِعَقلِهِ؛(3)

خودپسندی، یکی ازحسودانِ عقل است.

«دنیا دوستی»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیٰا یُفسِدُ العَقلَ...؛(4)

دنیا دوستی ،عقل را از بین می برد.

1099. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ فَسٰادِ العَقلِ حُبُّ الدُّنیٰا؛(5)

حب دنیا، سبب فاسد شدن عقل است.

«شهوت و هوا پرستی»
1100. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَقٰالَ علیه السلام - فِی حَقِّ مَن ذَمَّهُ -: قَد أَحرَقَتِ الشَّهَوٰاتُ عَقلَهُ وَأَمٰاتَت قَلبَهُ وَأَولَهَت عَلَیهِ نَفسَهُ؛(6)آن حضرت - درباره کسی که او را نکوهش می کرد- فرمود: شهوت ها عقل او سرا سوزانده و دلش را کشته ونفسش او را برخویشتن شیفته وعاشق ساخته است.

1) - غرر، ج 1، ص 655، ح 767.

2) - غرر، ج 1، ص 7، ح 83.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 212.

4) - «موضوع خودعذابی، حب دنیا، حدیث شماره 10900»

5) - غرر، ج 1، ص 431، ح 33.

6) - غرر، ج 2، ص532، ح 94.

1101. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الهَوٰی تُفسِدُالعَقلَ؛(1)

اطاعت ازهوای نفس، عقل را فاسد می کند.

1102. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ فَسٰادِ العَقلِ الهوی؛(2)

هواپرستی، سبب فاسد شدن عقل است.

1103. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرِینُ الشَّهوَةِ مَرِیضُ النَّفسِ وَمَعلُولُ العَقلِ؛(3)

نزدیک شونده به شهوت (شهوتران) نفسش بیمار و عقلش دردمنداست.

«طمع»
1104. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَا الخَمرُصِرفًا ذَهَبَ بِعُقُولِ الرِّجالِ مِنَ الطَّمَعِ؛(4)

هیچ شراب نابی، مانند طمع عقل مردان را زائل نمی کند.

1105. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَکثَرُمَصارِعِ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطامِعِ؛(5)

قربانگاه اندیشه ها، زیربرق (طمع) هاست.

«غضب»
1106. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ یُفسِدُالأَلبٰابَ وَیُعِیدُ مِن َالصَّوٰابِ؛(6)

خشم وغضب، عقل ها را تباه می سازد و از راستی و درستی دور می نماید.

«لهو و لعب - بازی و سرگرمی»
1107. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَلَهوُهُ قَلَّ عَقلُهُ؛(7)

کسی که به لهوولعب بپردازد، عقلش کم می شود.

1108. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَ لَهوُهُ قَلَّ عَقلُهُ؛(8)

هرکس هزل ولَهوش بسیارشود، عقل اوکم گردد.


1) - غرر، ج 2، ص 469، ح 1.

2) - غرر، ج 1، ص 430، ح 6.

3) - غرر، ج 2، ص 539،ح 78.

4) - غرر، ج 2، ص 740، ح 83.

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 219.

6) - غرر، ج 1، ص 49، ح 1701.

7) - شرح غرر، ح 8426.

8) - غرر، ج 1، ص 655، ح 767.

1109. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّهوُقُوتُ الحِماقَةِ؛(1)

لهوولعب، خوراک حماقت وکم عقلی است.

«خلوص نداشتن در مشورت دادن به برادر ایمانی»
1110. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنِ استَشارُهُ أَخُوهُ المُؤمِنُ فَلَم یَمحَضهُ النَّصِیحَة سَلَبَهُ اللهُ لُبَّهُ؛(2)

کسی که برادر ایمانیش از او مشورت بخواهد، و او به آن مشورت خالص وصحیح ندهد، خداوند عقل او را سلب کند.

«هوای نفس»
1111. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوی عَدُوُّالعَقلِ،(3)

هوی وهوس، دشمن عقل است.

1112. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاعَقلَ مَعَ الهَوی؛(4)

امام علی (علیه السلام) : با هواپرستی عقلی باقی نمی ماند.

1113. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا یجتمع العقل والهوی؛(5)

خرد وهوا پرستی، باهم جمع نشوند.

ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند از عقل خود سودی ببرد:

«غضب»
1114. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ مَمحَقَةٌ لِقَلبِ الحَکِیمِ، وَقالَ: مَن لَم یَملِک غَضَبَهُ لَم یَملِک عَقلَهُ؛(6)غضب دل انسان حکیم را نابود کند (از این روی، بجای حکمت از او سفاهت بیند) و فرمود: هرکس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد شد.

1) - غرر، ج 1، ص 32، ح 980.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 150، ح 1.

3) - غرر، ج 1، ص 13، ح 321.

4) - غرر، ج 2، ص 834، ح 107.

5) - غرر، ج 2، ص 836 ،ح 137.

6) - اصول کافی، ج 3، ص 415، ح 13.

«شهوت و هوسرانی»
1115. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَملِک شَهوَتَهُ لَم یَملِک عَقلَهُ؛(1)

هرکس مالک شهوتش نباشد، مالک عقلش نخواهد شد.

«لهو و لعب – بازیچه گری»
1116. الإماامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَم یَعقِل مَن وَلَهَ بِاللَّعبِ وَاستَهَتَّرَبَالَّهوِوَالطَّربِ؛(2)

ازعقل خود استفاده نکرده وتعقّل ننموده کسی، که به لهو و لعب و بازیچه دلباخته است.

«نداشتن تهذیب نفس»
1117. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُهَذِّب نَفسَهُ لَم یَنتَفِع بِالعَقلِ؛(3)

کسی که نفس خویش را پاکیزه ننماید، ازعقل بهره مند نگردد.

ج) گناهانی که باعث محروم شدن عقل انسان ازحکمت می گردد:

«پای بندی به شهوت – پای بندی به غضب»
1118. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حَرٰامٌ عَلٰی کُلِّ عَقلٍ مَغلُولٍ بِالشَّهوَةِ أَن یَنتَفِعَ بِالحِکمَةِ؛(4)

هرعقلی که گرفتار و پای بند شهوت است، حرام است که ازحکمت سودی ببرد.

1119. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَیرُمُنتَفِعٌ بِالحِکمَةِ عَقلٌ مَغلُوبٌ بِالغَضَبِ وَالشَّهوَةِ؛(5)

عقلی که به بندهای غضب وشهوت بسته است، ازحکمت بهره مند شدنی نیست.

فصل هشتم - اثرگناه در رابطه با علم، دانش،علماء ودانشمندان:

الف) گناهی که باعث از بین رفتن حق عالم می شود:

«جبّار و متکبّر بودن عالم»
1120. عَن مُعاویةِ بنِ وَهَبِ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَلا تَکُونُواعَلماءَ جَبّارِینَ فَیُذهِبُ باطِلُکُم بِحَقِّکُم؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 702، ح 1333.

2) - غرر، ج 2، ص 602، ح 27.

3) - غرر،ج 2، ص 700، ح 1311.

4) - غرر، ج 1، ص 383، ح 36.

5) - غرر، ج 2، ص 506، ح 17.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 219، ح 1.

معاویة وهب گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: و از علماء مستکبر و ستمگر نباشید، که باطلتان (جبّاربودن) حق تان (موقعیت وشخصیتان) را از بین ببرد.

ب) گناهی که باعث شکایت عالم از انسان می شود:

«استفاده نکردن ازعلم عالم»
1121. قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ یَشکُونَ إلَی اللهِ(عزّوجلّ): مَسجِدٌ خَرٰابٌ لا یُصَلِّی فِیهِ أهلُهُ، وَعٰالِمٌ بَینَ جُهّٰالِ، وَمُصحَفٌ مُعَلّقٌ قَد وَقَعَ عَلَیهِ الغُبٰارُلا یُقرَأُفِیهِ؛(1)

سه چیز است که به درگاه خداوند(عزّوجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند، دانشمند و عالمی که میان جاهلان و نادان ها باشد(از علمش استفاده نکنند) و قرآنی که گرد و غبار برآن نشسته وکسی آن را نمی خواند.

ج) گناهی که باعث محوشدن نام، نشان وآثارعالم از زمرۀ علماء می شود:

«تحصیل علم برای برتری جستن و فریب دادن مردم»
1122. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : طَلَبَةُ العِلمِ ثَلاثَةٌ فَاعرِفهُم بِاَعیانِهِم وَصِفاتِهِم: صِنفٌ یَطلُبُهُ لِلجَهلِ وَالمِراءِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلإِستِطالَةِ وَالخَتلِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلفَقهِ وَالعَقلِ... وَصاحِبُ الإِستِطا لَةِ وَالخَتَلِ ذُوخِبٍّ وَمَلَقٍ یَستَطِیلُ عَلی مِثلِهِ مِن أَشباهِهِ وَیَتَواضَعُ لِلأَغنِیاءِ مِن دُونِهِ فَهُوَلِحَلوائِهِم حاضِمٌ وَلِدِینه حاطِمٌ، فَأعمَی اللهُ عَلی هذا خُبرَهُ وَقَطَعَ مِن آثارِالعُلَماءِ أَثَرَهُ...؛(2)

دانشجویان (وطالبان علم) سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی و ستیزه جویند، دسته ای برای بلندی جستن وفریفتن جویند، ودسته ای برای فهمیدن و خرد ورزیدن جویند...و [ امّا ] صاحب بلندی جستن و فریفتن (دومی)، نیرنگ باز و چاپلوس است و بر همدوشان (وامثال) خود گردن فرازی کند و برای ثروتمندان پست تر از خود کوچکی نماید، حلوای آنها را بخورد و دین خود را بشکند، خدا او را (براین روش) بی نام و نشان کند و اثرش را ازمیان آثارعلماء قطع و محو نماید.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 417، ح 3.

2) - اصول کافی، ج 1، ص 61، ح 5.

د) گناهی که باعث از بین رفتن علم انسان می شود:

«دروغ»
1123. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَکَدُ العِلمِ اَلکِذبُ؛(1)

دروغ، ازبین برندۀ علم است.

ه) گناهی که باعث می شود علم برعلیه و به ضررانسان تمام شود:

«عمل نکردن به علم علم خود»
1124. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَعمَل بِالعِلمِ کٰانَ حُجَّةً عَلَیهِ وَوَبٰالا؛(2)

هرکس به علمش عمل نکند، آن علم حجّت برعلیه آن وسبب گرفتاری او خواهد شد.

1125. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلمٌ بِلا عَمَلٍ حُجَّةُ اللهِ عَلَی العَبدِ؛(3)

علم بدون عمل، حجت خدا است بربنده (نمی تواند بگوید من چون نمی دانستم گناه کردم).

و) گناهانی که باعث می شود علم انسان فایده و سودی نداشته باشد:

«عمل نکردن به علم خویش»
1126.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :عِلمٌ بِلا عَمَلٍ کَشَجَرٍبِلا ثَمَرٍ؛(4)علم بدون عمل، مانند درختی است بدون ثمر.

1127.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :عِلمٌ بِلاعَمَلٍ کَقَوسٍ بِلا وَثَرٍ؛(5)

علم بدون عمل، مانند کمانی است بدون تیر.

1128. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلمٌ لا یَنفَعُ کَدَواءٍ لا یَنجَعُ؛(6)

علمی که سودی نداشته باشد، (به دین ومردم سود نرساند) مانند دارویی است اثرکه ندارد.


1) - غرر، ج 2، ص 778، ح 51.

2) - غرر،ج 2، ص 700، ح 1307.

3) - غرر،ج 2، ص 498، ح 11.

4) - غرر،ج2، ص 498، ح 5 .

5) - غرر،ج2، ص 498، ح 6.

6) - غرر، ج 2، ص 498، ح 7 .

ز) گناهانی که باعث می شود علم وسیله گمراهی انسان گردد:

«اصلاح و درست نشدن عالم بوسیله علم خویش»
1129. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عِلمٌ لا یُصلِحُکَ ضَلالٌ وَمالٌ لا یَنفَعُکَ وَبالٌ؛(1)

علمی که تو را اصلاح نکند، (وسیله) گمراهی است و مالی که به تو سودی نداشته باشد، وبال وگرفتاری است.

ح) گناهی که باعث می شود انسان نتواند علم بیاموزد:

«تکبّر»
1130. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا یَتَعَلّمُ مَن یَتَکَبَّرُ؛(2)

کسی که تکبّرکند، علم نیاموزد.

فصل نهم - اثرگناه بر عمر انسان:

الف) گناهانی که باعث خسران و هدر رفتن عمر انسان می شود:

«کوتاهی کردن درکار خیر- گناهان ومعاصی»
1131. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حٰاصِلُ المَعٰاصِی أَلتَّلَفُ؛(3)

حاصل گناه کاریها، تلف شدن (عمر) است.1132. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَصَّرَفِی أَیّامِ أَمَلِهِ قَبلَ حُضُورِأَجَلِهِ فَقَدخَسِرَعُمرَهُ وَأَضَرَّهُ أَجَلُهُ؛(4)

هرکس دردوران امیدوآرزویش پیش ازرسیدن مرگش (درکارخیروعمل برای آخرت) کوتاهی کند، عمرش را به زیا نکاری وخسران گذرانده ومرگش بروی زیان رساند.

ب) گناهانی که باعث کوتاه و قطع شدن عمر انسان می شود:

«غضب پروردگار (گناهانی که باعث) غضب پرودگار گردد»

-الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰاغَضِبَ اللهُ عَلٰی أُمَّةٍ لَم یُنزِلِ العَذٰابَ عَلَیهِم، غَلَت أَسعٰارُهٰا وَقَصُرَت أَعمٰارُهٰا...؛(5)


1) - غرر، ج 2، ص 398، ح 9.

2) - غرر، ج 2، ص 836، ح 159.

3) - غرر، ج 1، ص 383، ح 45 .

4) - غرر، ج 1، ص 383، ح 45.

5) - «موضوع قطع شدن باران، گناهانی که باعث غضب پروردگارمی شود، حدیث شماره 243»

هرگاه خداوند برامّتی خشم وغضب کرد وعذاب برآنها نازل نفرمود، (لکن آنها را به چیزهائی مبتلا سازد که در شمار عذاب های دردناک است از جمله) نرخ هایشان بالا رود، و عمرهایشان کوتاه گردد.

«ظلم»
1133. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ قَصَمَ عُمرَهُ وَدَمَّرَعَلَیهِ ظُلمُهُ؛(1)

هرکس ظلم کند، عمرش را درهم بشکند(کوتاه گردد) وستمش دمار از جان و روزگارش درآورد.

1134. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ قَصَمَ عُمرَهُ؛(2)

هرکس ظلم کند، عمرش را درهم بشکند.

1135. عَنِ الوَلِیدِ بنِ صَبِیحٍ قالً: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولٌ:

إِنَّ هذا الأَمرَلا یَدَّعِیهِ غَیرُصاحِبِهِ إِلا تَبَرَاللهُ عُمرَهُ؛(3)

«ادعای- دروغین- ولایت و امامت»

ولید بن صبیح گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: این امر(ولایت) را غیرصاحبش ادعا نکند، جزاینکه خدا عمرش را قطع کند.

فصل دهم – اثر گناه بر عمل و کردار انسان:

«یک نصیحت علوی در مورد عمل: عمل برای پاداش جاودانه»

1136. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) :«لِکُلٍّ عَمَلٍ جَزٰاءٌ فَاجعَلُواعَمَلَکُم لِمٰا یَبقٰی وَذَرُوامٰا یَفنٰی؛»(4)

«هرعملی را پاداشی است، پس عمل خود را در چیزی قراردهید، که جاودانه می ماند، و واگذارید آنچه را فانی می گردد»

الف) گناهی که باعث می شود عمل انسان اجر و پاداش نداشته باشد:

«کمک نکردن به برادرِمسلمان»
1137. قٰالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مَن بَخِلَ بِمَعُونَةِ أَخِیهِ المُسلِمِ وَالقِیٰامِ لَهُ فِی حٰاجَتِهِ [ إِلا ] ابتُلِیَ بِمَعُونَةِ مَن

1) - غرر، ج 2، ص 674، ح 1025.

2) - غرر، ج 2، ص 625، ح 295.

3) - اصول کافی، ج 2، ص 200، ح 5.

4) - غرر، ج 2، ص 579، ح 46.

یَأثَمُ عَلَیهِ وَلا یُأجَرُ؛(1)

کسی که درکمک به برادرمسلمانش بخل ورزد، وازاقدام درانجام حاجتش دریغ کند، گرفتاربه کمک کسی شود که درآن کمک گناهکار(خدا) شود ومزدی نگیرد.

1138. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : لَم یَدَع رَجُلٌ مَعُونَةَ أَخِیهِ المُسلِمِ حَتّیٰ یَسعی فِیهٰا وَیُواسِیَهُ الا ابتُلِیَ بِمَعُونَةِ مَن یَأثَمُ عَلَیهِ وَلا یُأجَرُ؛(2)

کسی که درکمک به برادرمسلمان خود، وکوشش درآن وهمدردی وهمکاری با او، اورا وا نگذارد و ترک نکند، مگرگرفتارکمک به (کسی) گردد که درآن گناهکارشود واجری نبرد.

ب) گناهی که باعث می شود انسان نتواند عمل (خیر و نیک) را انجام بدهد:

«نداشتن یقین»
1139. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُوقِن قَلبُهُ لَم یُطِعهُ عَمَلُهُ؛(3)کسی که قلبش به چیزی (نتیجه عمل و...) یقین نداشته باشد، عملش ازاواطاعت نخواهد کرد (عملی انجام نمی دهد).

ج) گناهی که باعث می شود عمل انسان پاکیزه وخالص نگردد:

«تکبّر و گردنکشی»
1140. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَزکُوعَمَلُ مُتَجَبِّرٍ؛(4)

عمل انسان گردنکش ومتکبّر، پاکیزه نمی شود (آلوده به غرور، منیّت و...).

د) گناهی که باعث می شود عمل انسان در نظر مردم جلوه و ظهورنداشته باشد:

«ریا و خودنمایی»
1141. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن أَرٰادَاللهَ (عزّئوجلّ) بِالقَلِیلِ مِن عَمَلِهِ أَظهَرَاللهُ لَهُ أَکثَرَمِمّٰا أَرٰادَ، وَمَن أَرٰادَ النّٰاسَ بِالکَثِیرِمِن عَمَلِهِ فِی تُعَبٍ فِی بَدَنِهِ وَسَهَرٍمین لَیلِهِ أَبَی اللهُ (عزّوجلّ) إلا أَن یُقَلِّلَهُ فِی عَینِ مَن سَمِعَهُ؛(5)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 71، 1 .

2) - اصول کافی، ج 4، ص 72، ح3.

3) - غرر، ج 2، ص 702، ح 1331.

4) - غرر، ج 2، ص 836، ح 151.

5) - اصول کافی، ج 3، ص 403، ح 13.

هرکس با عمل اندکش، خدای (عزوجل) را قصد کند، خدا هم بیشتر از آنچه کرده برایش نمایان سازد و هرکس باعمل بسیار و رنج تن و بیداری شبش مردم را قصد کند، خدای (عزوجل) حتما عملش را در نظر شنوندگان کم جلوه دهد.

ه) گناهانی که باعث حَبط (و تباه شدن) عمل انسان می شود:

«آرزوی طولانی»
1142. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن مَخدُوعٍ بِالأَملِ مُضَیِّعٌ لِلعَمَلِ؛(1)

بسا کسی، که فریب آروزرا خورده وعمل را ضا یع کرده.

1143. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأَفسَدَ الأَمَلُ لِلعَمَلِ؛(2)

آرزوی طولانی، چه قدربرای عمل انسان تباه کننده است.

1144.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطالَ أَمَلَهُ أَفسَدَعَمَلَهُ؛(3)هرکس آرزویش را درازگرداند، عملش را تباه سازد.

1145.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَطُولَ الأَمَلِ فَکَم مِن مَغرُورٍإفتَتَنَ بِطُولِ آَمَلِهِ وَأَفسَدَ عَمَلَهُ وَقَطَعَ آَجَلَهُ فَلا أَمَلَهُ أَ درَکَ وَلا مٰافٰاتَهُ إستَدرَکَ؛(4)

بپرهیزازآرزوی طولانی، ای بسا فریب خوردۀ آروزکه عمل خود را فاسد کرده وأجلش به سررسیده، پس نه به آروزیش رسید ونه چیزی که ازدست داده بدست آورد.

1146. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الأَمَلِ تُفسِدُالعَمَلَ؛(5)

آرزو را فرمان بردن، عمل نیک را تباه می کند.

1147. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلأَمَلُ یُفسِدُ العَمَلَ وَیُنفِی الأَجَلَ؛(6)

آرزو،عمل را تباه می سازد و وقت (و فرصت) را از بین می برد.

1148. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرَةُ الأَمَلِ فَسادُ العَمَلِ؛(7)

نتیجه آرزوی طولانی، تباه وفاسد شدن عمل است.


1) - غرر، ج 2، ص 551، ح 33.

2) - غرر، ج 1، ص 378، ح 40.

3) - غرر، ج 2، ص 656، ح 786.

4) - غرر، ج1، ص 155، ح 84.

5) - غرر، ج 2، ص 469، ح 5.

6) - غرر، ج 2، ص 49، ح 1403.

7) - غرر، ج 1، ص 361، ح 54 .

1149. الإمام علیٌّ (علیه السلام) : ماأَطالَ أَحَدٌ الأَمَلَ إِلا نَسِیَ الأَجَلَ وَأساءَ العَمَلَ؛(1)

هیچ کس آرزوهای جهان را دراز نکرد، مگر مرگ را فراموش و عمل خویش را زشت و ناقص کرد.

1150. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : مٰا أَطٰالَ أَحٌد فِی الأَمَلِ إلا قَصَّرَ العَمَلَ؛(2)

هیچ کس آرزویش را درازوطولانی نکرد، جزآنکه عملش را کوتاه نمود.

1151. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن لَم یَرَللهِ (عزّوجلّ) عَلَیهِ نِعمَةً إلا فِی مَطعَمٍ أَومَشرَبٍ أَومَلبَسٍ فَقَد قَصُرَعَمَلُهُ وَدَنٰا عَذابُهُ(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: وهرکس جزدرخوردن ویا نوشیدن و یا جامه پوشیدن برای خدای (عزوجل) درخودش نعمتی نبیند، بطورتحقیق (چنین کسی) کردار شکم وکوتاه وعذابش نزدیک است.«إرتداد – از دین برگشتن»

قرآن کریم:«وَمَن یَرتَد ِد مِنکُم عَن دِینهِ فَیَمُت وَهُوَکافِرٌفَأُولئِکَ حَبِطَت أعمالُهُم فِی الدِّنیا وَالآخِرَةِ وَأوُلئِکَ أَصحابُ النّارِهُم فِیها خالِدُونَ؛»(4)

و هرکس ازشما ازدین خود برگردد و به حالت کفرباشد تا بمیرد، چنین کسان اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده وآنان اهل جهنم اند ودرآن همیشه معذّب خواهند بود.

«اجتناب نکردن ازحرام، انکارحق، انکارفضائل امیرالمؤمنین - علیه السلام»
1152. عَن سَلَیمٰانِ بنِ خٰالِدٍ قٰالَ: سَأَلتُ أَبٰا َبدِاللهِ (علیه السلام) عَن قَولِ اللهِ - عَزّوَجلَّ - «وَقَدِمنٰا إلی مٰاعَمِلوامِن عَمَلٍ فَجَعَلنٰاهُ هَبٰاءً مَنثُورًا؛»(5)قٰالَ: أَمٰا ! وَاللهِ إِن کٰانَت أَعمٰالُهُم أَشَدَّ بِیا ضًا مِنَ القبٰاطِییَ، وَلٰکین إِذٰا عَرَضَ لَهُمُ الحَرٰامُ لَم یَدعُوهُ؛(6)

سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) این قول خدای (عزوجل) را پرسیدم: «و ما توجه به اعمال فاسدِ، بی خلوص وحقیقت آنها کرده، و همه را غبار پراکنده در هوا قراردهیم.» فرمود: هان! بخدا سوگند- گرچه - کردارهای ایشان سفیدتر از پارچه های نازک مصری بود، ولی چون به حرامی برمی خورند از آن دست برنمی داشتند.


1) - غرر، ج 2، ص751، ح 223 .

2) - غرر، ج 2، ص 738، ح 42.

3) - اصول کافی،ج 4، ص 3، ح 5.

4) - سوره بقره، 217.

5) - سوره فرقان، آیه 23.

6) - اصول کافی، ج 3، ص 127، ح 5.

1153. قٰالَ الإمامُ البٰاقِرُ (علیه السلام) : إِنَّهُم کٰانُوایَصُومُونَ وَیُصَلُّونَ وَلٰکِن إِذٰاعَرَضَ لَهُم شَئٌ مِنَ الحَرٰامِ أخِذُوهُ، وَإِذٰاذُکِرَلَهُم شَئٌ مِن فَضلِ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ أَنکَرُوهُ؛(1)

آنها (مجرمانی که اعمال آنان در روز قیامت مانند غبار پراکنده و نابود می شود) نماز و روزه را بجا می آوردند، ولی هنگامی که حرامی به آنها عرضه می شد آن را می چسبیدند و موقعی که از فضائل امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برای آنها بیان می گشت انکار می کردند.

1154. قالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لایَنفَعُ مَعَ الشَّکِّ وَالجُهُودِ عَمَلٌ؛(2)

عملی با شک وانکار، سودی ندارد.

«ایستادگی برشک وظن»
1155. مُفضّل میگوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:مَن شَکَّ أوظَنَّ فَأقامَ عَلی أحَدِهِما أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ، إنّ حُجّةَ اللّهِ هِیَ الحُجّةُ الواضِحَةُ؛(3)

کسی که شک و یا ظن کند و بر روی یکی از آن دو بایستد، خداوند عمل او را تباه نماید، همانا حجّت خدا همان حجّت روشن است.

«بازداشتن و منع کردن مردم از راه خدا»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ وَشا قُّوا الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی لَن یَضُرُّوا اللّهَ شیئًا وَ سَیُحبِطُ أَعمالَهُم؛»(4)

آنان که به خدا کافر شدند و از راه خدا بازداشتند، و با رسول او بعد از آنکه راه هدایت برآنها روشن شد مخالفت کردند، هرگز به خدا چیزی را ضرر نزنند و(خدا) اعمال آنها را نابود می گرداند.

«بداخلاقی»

1156. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أوحَی اللهُ (عزّوجلّ) إلی بَعضِ أنبِیائِهِ ألخُلقُ السَیِّئُ یُفسِدُالعَمَلَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ؛(5)

خداوند (عزّوجلّ) به بعضی ازپیامبرانش وحی کرد: اخلاق بد، عمل را فاسد می کند، همانگونه که سرکه عسل را فاسد می نماید.

1157. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ سُوءَ الخُلقِ لَیُفسِدُالعَمَلَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ؛(6)

همانا اخلاق بد، عمل را فاسد کند، همانگونه که سرکه عسل را فاسد می نماید.


1) - تفسیرنمونه، ج 15، ص 61.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 118، ح 7.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 119، ح 8.

4) - سوره محمد، 32.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 11، 12، ح 1 - 5.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 323، ح 1.

«بیتابی (جزع و فضع) در مصیبت ها و مشکلات»
1158. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَزَع فَنَفسَهُ عَذَّبَ وَأَمرَاللهِ سُبحانَهُ ضٰاعَ وَثَوٰابَهُ بٰاعَٰ؛(1)

کسی که بیتابی نماید، خود را عذاب کرده و امرخداوند سبحان را ضایع وتباه نموده و ثوابش را فروخته (و از دست داده) است.1159. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ضَرَبَ یَدَهُ عَلی فَخِذِهِ عِندَ مُصِیبَةٍ فَقَد أحبط أجرَهُ؛(2)

کسی که در وقت مصیبت با دست خود به زانویش زند، (بی صبری کند) اجر خود را از بین برده است.

«پیروی نکردن از امام علی و فرزندان (جانشینان) آن حضرت - صلوات الله علیهم»
1160. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَکْمَلَ الله (عَزَّوَجَلَّ) دینَکُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله (عَزَّوَجَلَّ) فَأُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ؛(3)

هان مردمان! خداوند (عزّوجلّ) دین را با امامت علی تکمیل فرمود. اینک آنان که از او و جانشینانش ازفرزندان من وازنسل او(تا برپایی رستاخیز و عرضه برخدا) پیروی نکنند، در دوجهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ای که نه از عذابشان کاسته ونه برایشان فرصتی خواهد بود.

«پیشوای ستمگر، پیروی کردن از پیشویان ستمگر»
1161. عَن مُحَمّدِ بنِ مُسلِمٍ قٰالَ: قٰال أبوعبدالله (علیه السلام) : وَاعلَم یٰا مُحَمَّدُ ! أَنِّ اَئِمّةَ الجَورِوَأتبٰاعَهُم لَمَعزُولُونَ عَن دِینِ اللهِ، قَد ضَلُّوا وَأضَلُّوا، فَأعمٰالُهُم الَّتِی یَعمَلُونَها کَرِمٰادٍ اشتَدّت بِهِ الرِّیحُ فِی یَومٍ عاصِفٍ، لا یَقدِرُونَ مِمّٰا کَسَبُوا عَلیٰ شَئٍ ذٰالِکَ هُوَالضَّلالُ البَعِیدُ.(4)

محمدبن مسلم گوی: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: بدان ای محمد! که پیشوایان ستمگر و پیروانشان از دین خدا برکنارند، خود گمراه گشته و مردم را نیزگمراه کرده اند، اعمالی که


1) - غرر، ج 2، ص 696، ح 1263.

2) - غرر، ج 2، ص 682، ح 1121.

3) - خطبه غدیر

4) - اصول کافی، ج 2، ص 204، 2.

بجا می آورند، مانند خاکستری باشدکه تند بادی در روز طوفانی به آن بوزد چیزی ازآنچه کسب کرده اند بدستشان نیاید، اینست همان گمراهی دور.

«تبعیت ازآنچه سبب خشم و غضب خداوند است»

قرآن کریم:«ذالِکَ به آنهُم اتّبَعُوا ماأَسخَطَ اللّهَ وَکَرِهُوا رِضوانَهُ فَأَحبَطَ أَعمالَهُم؛»(1)بدین سبب که از پی راهی که موجب خشم خداست رفتند و راه رضا وخشنودی او نپیمودند، خدا اعمالشان را محو و باطل گردانید.

«ترجیح دنیا برآخرت»
1162. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن عَرَضَت لَهُ دُنیٰا وَآخِرَةٌ فَاختٰارَ الدُّنیٰا عَلَی الآخِرَةِ لَقِیَ اللهَ تعٰالیٰ وَلَیست لَهُ حَسَنَةٌ یَتَّقِی بِهَا النّٰارَ؛(2)

و هرکس درامری میان قبولی دنیا یا آخرت مخیّرشود و او، امر دنیا را برآخرت ترجیح دهد و دنیا را برگزیند، خداوند را دیدار خواهدکرد درحالیکه حسنه ای برای اوباقی نباشدکه خود را بدان از آتش دوزخ نجات دهد.

«ترک فرائض - واجبات»
1163. زُرارة میگوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم ازگفتار خداوند(عزّوجلّ)

«وَمَن یَکفُربِالإیمانِ فقدحَبِطَ عَمَلُهُ؛»(3)

فرمود: تَرکُ العَمَلِ الّذِی أقرّبِهِ، مِن ذالِکَ أن یَترُکَ الصَّلاةَ مِن غَیرِسُقمٍ وَلاشُغلٍ؛(4)

ترک کردن عملی که به آن اعتراف واقرارکرده است و از آن جمله است ترک کردن نماز بدون بیماری و نه به جهت کار. «ظاهرا منظور زراره، ترک نماز در وقتش بوده وگرنه ترک نماز، ولو درحال بیماری و... به هیچ وجه جایزنیست»

«تکبّر»
1164. قالَ الإمامُ عَلِی ٌّ (علیه السلام) : فَاعتَبِرُوا بِمٰا کٰانَ مِن فِعلِ اللهِ بِاِبلِیسَ إِذ أَحبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَجَهدَهُ الجَهیِدَ (الجمیل) وَکٰانَ قَدعَبَدَاللهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ.، یُدرَیٰ *مِن سِنِیِّ الدُّنیٰا أَم مِن سِنِیِّ الآخِرَةِ، عَن

1) - سوره محمد، 28.

2) - عقاب الأعمال، ص 650.

3) - سوره مائده 60.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 95، ح 5.

کِبرِساعَةٍ واحِدَةٍ؛(1)

پس ازآنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش های مداوم او را تکبّر از بین برد. او شش هزارسال عبادت کرد که مشخص نمی باشد از سال های دنیا یا آخرت است، امّا با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد.* لایُدریٰ أَمِن سِنِیِّ الدُّنیٰا اَم مِن سِنِیِّ الآخِرَةِ (خ ل)

«معلوم نیست ازسال های دنیا یا سال های آخرت»

«تکذیب آخرت وآیات الهی»

قران کریم:«وَالَّذِینَ کَذَّ بُوا بِآیاتِنا وَلِقاءِالآخِرَةِ حَبِطَت أَعمالُهُم هَل یُجزُونَ إلا ماکانُوا یَعمَلُونَ؛»(2)

وآنان که آیات آسمانی ما و لقاء عالم آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و باطل شد، آیا در محکمه عدل خدا جزآنچه کردند کیفر آنها خواهدبود؟.

«ثروت دوستی»
1165. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ المالِ یُقَوِّی الآمالَ وَیُفسِدُ الأَعمالَ؛(3)

ثروت دوستی، آرزو را تقویت و اعمال را فاسد می کند.

«جفاکردن برخویشاوندان»
1166. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَفٰا اَهلَ رَحِمِهِ فَقَد شٰانَ کَرَمَهُ؛(4)

کسی که به خویشاوندانش جفا کند، کرم وجوانمردی خویش راعیب ناک ساخته است.

«خود پسندی»
1167. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ بِالحَسَنَةِ یُحبِطُهٰا؛(5)

خودپسندی برنیکی، کارنیک را نابودمی کند.


1) - نهج البلاغة، دشتی، خطبه 192، ص 380.

2) - سوره اعراف، 147.

3) - غرر، ج 1، ص 380، ح 9.

4) - غرر، ج 2، ص 723، ح 1528.

5) - غرر، ج 1، ص 31، ح 945.

1168. عَن عَلِیِّ بنِ سُوَیدٍ، عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قٰالَ: سَأَ لتُهُ عَنِ العُجبِ الَّذِی یُفسِدُالعَمَلَ، فَقٰالَ: أَلعُجبُ دَرَجٰاتٌ، مِنهٰا أَن یُزَیَّنَ لِلعَبدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَیَرٰاهُ حَسَنًا فَیُعجِبُهُ وَیَحسَبُ أَنَّهُ یُحسِنُ صُنعًا، وَمِنهٰا أَن یُؤمِنَ العَبدُ بِرَبِّهِ فَیَمُنَّ عَلَی اللهِ(عزّوجلّ) وَللهِ عَلَیهِ فِیهِ المَنُّ؛(1)علی بن سوید گوید: ازحضرت أبی الحسن (علیه السلام) راجع به خود بینی وعُجبی که عمل را فاسد کند پرسیدم، فرمود: خودبینی چند درجه دارد: بعضی از آن درجات اینست که کردار زشت بنده بنظرش جلوه کند وآن را خوب پندارد و از آن خوشش آید و گمان کند کارخوبی می کند، و بعضی از درجاتش اینست که بنده به پروردگارش ایمان آورد و برخدای (عزوجل) منت گذارد، درصورتیکه خدا را براو منت است (که با ایمانش هدایت فرموده).
«خصومت وجدل دردین»
1169. قال الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : یا زِیادُ اِیّاکَ وَالخُصُومَةُ فَاِنّها تُورِثُ الشَّکَّ، وَتُحبِط ُالعَمَلَ، وَتَرُدُّ صاحِبَها...؛(2)

ای زیاد! از خصومت وجدل در«دین» بپرهیز زیرا که آن باعث شک و تردید در«دین» و نابودی عمل وسبب ارتداد صاحبش می گردد.

«دشمنی و مخالفت با پیامبرخدا»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّ وا عَن سَبِیلِ اللّهِ وَشا قُّوا الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی لَن یَضُرُّوا اللّهَ شیئًا وَسَیُحبِطُ أَعمالَهُم؛»(3)

آنان که به خدا کافرشدند و از راه خدا بازداشتند و با رسول او بعد ازآنکه راه هدایت برآنها روشن شد مخالفت کردند، هرگز به خدا چیزی را ضرر نزنند و(خدا) اعمال آنها را نابود می گرداند.

«دنیا طلبی»

قرآن کریم:«وَمَن کانَ یُرِیدُ الحَیوةَ الدُّنیا وَزِینَتَها نُوَفِّ إلَیهِم أعمالَهُم فِیها وَهُم فِیها لا یُبخَسُونَ؛»(4)

کسانی که طالب تعیّش مادی و زینت و شهوات دنیوی هستند، ما مزد سعی آنها را در کار دنیا کاملا می دهیم و هیچ از اجرعملشان کم نخواهد شد.

«أولئِکَ الَّذِینَ لَیسَ لَهُم فِی الآخِرَةِ اِلاَ النّارُوَحَبِط َما صَنَعُوا فِیها وَباطِلٌ ماکانُوایَعمَلَونَ؛»(5)


1) - اصول کافی، ج 3، ص 427، ح 3.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 453، ح 3.

3) - سوره محمد، آیه32.

4) - سوره هود، آیه 15.

5) - سوره هود، آیه 16.

(ولی) هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جزآتش دوزخ ندارند و همه افکار و اعمالشان در راه دنیا ضایع و باطل می گردد.

«رعایت نکردن آداب اسلامی درمَحضرحضرت نبی اکرم»

قران کریم:«یااَیُّهاالَّذِینَ آمَنُوالاتَرفَعُواأَصواتَکُم فَوقَ صَوتِ النَّبِی وَلاتَجهَرُوالَهُ باِلقَولِ کَجَهرِبَعضِکُم لِبَعضٍ أَن تَحبَطَ أَعمالُکُم وَاَنتُم لا تَشعُرُونَ؛»(1)

ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و آنگونه که با یکدیگر سخن می گویید با او سخن نگویید، مبادا که اعمال تان تباه و بی اثر شود و شما تباهی را درک نکنید.

«اصولا دین مجموعه ای است ازآداب: ادب در برابرخدا، ادب درمقابل پیامبر (صلی الله علیه واله) و پیشوایان معصوم (علیهم السلام)، ادب در مقابل استاد و معلم، پدر و مادر و عالم و دانشمند...حتی بعضی از مفسران آیات مورد بحث را توسعه داده گفته اند: مراحل پائین تر، مانند علما و دانشمندان و رهبران فکری واخلاقی را نیز شامل می شود، مسلمانان موظفند در برابرآنها نیزآداب را رعایت کنند»(2)

«ریا و خودنمایی»
1170. قٰال أبُوجَعفَرِ (علیه السلام) : اَلإبقٰاءُ عَلَی العَمَلِ أشَدُّ مِنَ العَمَلِ، قٰالَ: وَمَا الإبقٰاءُ عَلَی العَمَلِ ؟ قٰالَ: یَصِلُ الرَّجُلُ بِصِلَةٍ وَیُنفِقُ نَفَقَةً للهِ وَحدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرًّا ثُمَّ یُذَ کِّرُها فَتُمحٰی فَتُکتَبُ لَهُ عَلانِیّهةً، ثُمَّ یُذَ کِّرُها فَتُمحٰی وَتُکتَبُ لَهُ رِیاءً؛(3)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: نگهداری عمل از خودعمل سخت تراست، راوی عرض کرد: نگهداری عمل چیست؟ فرمود: مردی برای خدای یگانه بی شریک بخششی می کند وخرجی می نماید، برایش عمل نهانی نوشته می شود (که پذیرفته خداست وثواب دارد) سپس کارش را به زبان می آورد، محو می شود و برایش عمل آشکار می نویسند (که ثوابش کمتراست) باز هم به زبان می آورد، تا آن را محو کرده برایش ریا می نویسند (علاوه برآنکه ثواب ندارد مستحق عذاب است).

«سعایت و بدگویی از مؤمن پیش حاکم جور»
1171. قالَ رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عیه وآله):... وَمَن سَعی بِأخَیهِ إلی سُلطانٍ، لَمیَبدُلهُ مِنهُ سُوءٌ وَلا مَکرُوهٌ أحبَطَ اللّهُ (عزّوجلّ) کُلَّ عَمَلٍ عَمِلَهُ، فَاِن وَصَلَ إِلَیهِ مِنهُ سُوءٌ أَومَکرُوهٌ أَوآذیٌ جَعَلَهُ اللّهُ فِی

1) - حجرات آیه 2.

2) - تفسیر نمونه، ج 22، ص 143و144.

3) - اصول کافی،ج 3، ص 404، ح 16.

طَبَقَةٍ مَعَ هامان فِی جَهَنَّمَ؛(1)

و کسی که پیش حاکم جور از برادر دینی خود سعایت و بدگویی کند و چنانچه از سلطان هیچگونه بدی و چیز ناخوشایندی نسبت به آن شخص (برادردینی) پدید نیاید، خداوند (عزّوجلّ) تمام اعمال او را تباه خواهد کرد؛ و اگر بدی یا رنج یا آزاری از جانب سلطان به آن شخص برسد، خداوند او را در دوزخ هم طبقه و هم ردیف هامان (وزیرفرعون) خواهدساخت.

«شِرک»

قرآن کریم:«... وَلَواَشرَکُوا لَحَبِطَ عَنهُم ماکانُوا یَعمَلُونَ؛»(2)

و اگر به خدا شِرک آورند، اعمال آنها را نابود می سازد.

«شک در حق»
1172. قالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لایَنفَعُ مَعَ الشَّکِّ وَالجُهُودِعَمَلٌ؛(3)

هرعملی با شک و انکار، سودی ندارد.

«ظلم درحق کارگر»
1173. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن ظَلَمَ أَجِیراًأجرَهُ أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ؛(4)

و هرکس در حق کارگرظلم کند، و أجرت ودست مزد او را تمام ندهد، خداوند عمل او را حبط و نابودکند.

«عجب -عمل خود را نیکووبزرگ دانستن»
1174. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن أَعجَبَ بِعَمَلِهِ أَحبَطَ أَجرَهُ؛(5)

کسی که عمل خود را نیکو و بزرگ شمارد اجرش را از بین برده است.

«غیبت»
• الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالغِیبَةَ فَاِنَّهٰا... وَتُحبِطُ أَجرَک؛(6)

1) - عقاب الاعمال، ص 659.

2) - سوره انعام، آیه 88.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 118، ح 7.

4) - عقاب الاعمال، ص 645.

5) - غرر، ج 2، ص 660، ح 848.

6) - «موضوع دشمنی خداباانسان، غیبت، حدیث شماره 598».

از غیبت دوری کن، زیرا غیبت پاداشت را از بین می برد.

«کراهت داشتن ازانچه خداوند نازل کرده است»

قرآن کریم:«ذالِکَ به آنهُم کَرِهُوا ماأَنزَلَ اللّهُ فَأَحبَطَ أَعمالَهُم؛»(1)

این (کافرشدن آنان) بدان سبب است آنچه خدا نازل فرمود، کراهت داشتند پس اعمالشان را (خدا) محونمود.

«کافرشدن»

قرآن کریم:«وَمَن یَکفُربِالإِیمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوُفِی الأخِرَةِ مِن الخا سِرِینَ؛»(2)

وهرکس به دین اسلام کافر شود، عمل خود را تباه کرده و در آخرت از زیان کاران خواهدبود.

«مَثَلَ الَّذِینَ کَفَرُوابِرَبِّهِم أَعمٰالُهُم کَرَمٰادٍ اشتَدَّت بِهِ الرِّیحُ فِی یَومٍ عٰاصِفٍ لا یَقدِرُونَ مِمّٰا کَسَبُواعَلیٰ شَئٍ ذٰالِکَ هُوَالضَّلالُ البَعِیدُ؛»(3)

مثلِ اعمال کسانی که به خدا کافرشدند، به خاکستری می ماند که در روز تندباد شدید، همه به باد فنا رود وازهمه کوشش خود هیچ نتیجه نبرند، این همان ضلالت دور از طریق نجات است.

«وَالَّذِینَ کَفَرُواأَعمٰالُهُم کَسَرٰابٍ بِقِیعَةٍ یَحسَبُهُ الظَّمئٰانُ مٰاءً حَتّیٰ جٰاءَهُ لَم یَجیدهُ شَیئًا؛»(4)

وآنان که کافرند اعمالشان مثل سرابی ماند در بیابان هموار بی آب که شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد چون بدان جا رسد هیچ آب نیابد.

حدیث:

1175. عَن أَبِی أُمَیّة یُوسُفَ بنِ ثٰابِتٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:

لایَضُرُّمَعَ الإِیمٰانِ عَمَلٌ، وَلایَنفَعُ مَعَ الکُفرِعَمَلٌ، أَلاتَری أَنّهُ قٰالَ «وَمٰا مَنَعَهُم أَنتُقبَلَ مِنهُم نَفَقٰاتُهُم إِلا أَنَّهُم کَفَرُوا بِاللهِ وَبِرَسُولِهِ... وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(5)(6)


1) - سوره محمد، آیه 9.

2) - سوره مائده، آیه 5.

3) - سوره ابراهیم، آیه 18.

4) - سوره نور، آیه 39.

5) - سوره توبه، آیات 54 و125.

6) - اصول کافی، ج 4، ص 206،ح 3.

یوسف بن ثابت گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) می فرمود: با وجود ایمان، هیچ عملی زیان ندارد، و با کفر(نیز) هیچ عملی سود ندهد، آیا نبینی که خدا فرمود: «و باز نداشت آنها را از اینکه بخشش هایشان پذیرفته شود جز اینکه ایشان به خدا و پیامبرش کافر شدند(تا آنکه فرماید): و مردند درحالیکه کافر بودند».

1176. قٰالَ أَبُوَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَلإِیمٰانِ لایَضُرُّمَعَهُ عَمَلٌ، وَکَذٰالِکَ الکُفرلایَنفَعُ مَعَفُ ِعَمَلٌ؛(1)

با وجود ایمان هیچ عملی زیان ندارد، وهمچنین با کفرهیچ عملی سود ندهد.

«کشتن پیامبران وآمران عدالت»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِین یَکفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَیَقتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِحَقٍّ وَیَقتُلُونَ الَّذِینَ یَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاسِ فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ ألِیمٍ؛»(2)

همانا کسانی که به آیات خدا کافر شوند و انبیا را بی جرم و بنام حق بکشند و با آن مردمی که خلق را به عدل و درستی خوانند نیز دشمن شده و به قتل رسانند، ای پیامبر آنها را به عذاب سخت دردناک بشارت ده.

«أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَت أعمالُهُم فِی الدُّ نیا وَالآخِرَةِ وَمالَهُم مِن ناصِرِینَ؛»(3)

آنها هستند که اعمالشان در دنیا وآخرت تباه و ضایع گردیده و هیچکس برای نجات از عذاب یاری آنها نخواهدکرد.

«عمل شنیع و ضد انسانی قوم لوط»
1177. قالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه واله) : وَمَن نَکَحَ إمرَأةً حَراماً فِی دُبُرِها، اَورَجُلا،أَوغُلاماً، حَشَرَهُ اللّهُ (تَعالی) یَومَ القِیامَةِ أنتَن مِنَ الجِیفَةِ، یَتَأذّی بِهِ النّاسُ حتّی یَدخِلَ جَهَنَّمَ، ولایَقبَلُ اللّهُ مِنهُ صَرَفاً وَلاعَدلا، وَأحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ وَ...؛(4)

کسی که با زن نامحرم و یا با مرد و یا پسربچه از پشت نزدیکی کند، (عمل شنیع قوم لواط را انجام دهد) خداوند او را در روز قیامت محشور کند در حالی که بوی بداو گندیده تر از بوی بد مردار است «درحدّی که» همه مردم از بوی بد او در رنج می باشند، تا وارد جهنم شود وخداوند از او توبه و فدیه (معوّضه) ای قبول نکند و تمام اعمال او را تباه سازد.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 206،ح4.

2) - سوره آل عمران، آیه 21.

3) - سوره آل عمران، آیه 22.

4) - عقاب الاعمال، ص 646.

«در ادامه حدیث به عذاب بسیار دَردناک و شدید، چنین افراد سخیف اشاره شده است، از جمله قرارگرفتن بدن پلید آنان در تابوتی ازآتش و...»

«منّت گذاردن»
1178. قالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه واله) :... وَمَنِ اصطَنَعَ اِلی أخِیهِ مَعرُوفاً فَمَنَّ بِهِ عَلیهِ حَبِطَ عَمَلُهُ وَخابَ سَعیُهُ؛(1)

و کسی که به برادردینی خود نیکی کند، سپس به او منّت بگذارد عمل او نابود و کوشش او بی فایده خواهد بود.

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَی بِإِسْلامِکُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَی الله فَیُحْبِطَ عَمَلَکُمْ...؛(2)

هان مردمان! اسلامتان را برمن منت نگذارید؛ که اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد کرد.

1179. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یٰاأهلَ المَعرُوفِ وَالإحسٰانِ لا تَمُنُّوا بِاِحسٰانِکُم فَاِنَّ الإحسٰانَ وَالمَعرُوفَ یُبطِلُهُ قَبِیحُ الإمتِنٰانِ؛(3)

ای اهل نیکی ونیکوکاری، احسان تان را برسرمردم منت نگذارید، زیرا که زشتی منّت گذاردن نیکی و احسان را از بین خواهد برد.

1180. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَنَّ بِمَعرُوفِهِ أَفسَدَهُ؛(4)

کسی که با نیکی خود بردیگری منّت بگذارد، نیکی خود را تباه وفاسد کرده است.

«نسبت نارَوا و تهمت به مرد و یا زن پاکدامن»

1181. قالَ النّبیُّ(صلّ الله علیه آله):... وَمَن رَمی مُحصِناً أَومُحصِنَةً أَحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ؛(5)و کسی که به مرد و یا زن پاکدامن نسبت نارَوا دهد و تهمت زند، خداوند عمل او را باطل می کند.
« نفاق»

قران کریم:«... أُولئِکَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَأُلئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ؛»(6)


1) - عقاب الاعمال، ص 672.

2) - «همین موضوع، پیروی نکردن از امام علی (علیه السلام) ، حدیث شماره 1160».

3) - غرر، ج 2، ص 867، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 723، ح 15 129.

5) - عقاب الاعمال، ص 656.

6) - سوره توبه، آیه 69.

آنان (منافقین) مردمی هستند که اعمالشان در دنیا وآخرت نابود وباطل گشت، وهم آنان بحقیقت زیانکاران عالمند.

«...أُولئِکَ لَم یُؤمِنُوا فَأَحبَطَ اللّهُ أَعمالَهُم وَکانَ دالِکَ عَلیَ اللّهِ یَسِیرًا؛»(1)

آنها (منافقین) ایمان نیاورده وخداوند اعمال آنها را نابود می گرداند، واین برخدا آسانست.

«بیان بعضی ازاوصاف واعمال منافقین در این دو آیه»:

1.

امربه منکرونهی ازمعروف.

2.

فراموش کردن خدا.

3.

استهزاء مسلمانان.

4.

فرورفتن درکفرونفاق.

5.

بازداشتن مردم از رفتن به جبهه وجهاد.

6.

ترس درجنگ وجهاد.

7.

خشم وعصبانت نسبت به مسلمانان.

8.

زبان تند وخشِن نسبت به مسلمانان.

9.

مطالبه غنائم جنگی بعد ازپیروزی مسلمانان(2)

«نگاه به نامحرم وخیره شدن زن به مرد نامحرم»
1182. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَاشتَدَّغَضَبُ اللّهِ (عزّوجلّ) عَلی إمرَأةٍ ذاتِ بَعلٍ مَلَلأت عَینَها مِن غَیرِزَوجِها أَوغَیرِذِی مَحرَمٍ مِنها فَاِ نَّها إن فَعَلَت ذالِکَ أحبَطَ اللّهُ کلِ عَمَلٍ عَمِلَتهُ؛(3)غضب پروردگار(عزّوجلّ) بسیار شدید است بر زن شوهرداری که چشم خود را پرکند، از غیرشوهرخود و از نامحرم، پس اگرچنین کند خداوند تمام اعمال «نیکی» که انجام داده است تباه می نماید.
«رها و واگذارکردن نفس»
183. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَهمَلَ نَفسَهُ أَفسَدَ أَمرَهُ؛(4)

کسی که نفس خود را وا بگذارد، کارش را فاسد وتباه کرده است.

و) گناهانی که باعث قبول نشدن عمل انسان می شود:

اشاره


1) - سوره احزاب، آیه 19.

2) - «برای اطلاع بیشتربه آیات فوق وتفسیر نمونه ج 7 و8 مرا جعه شود».

3) - عقاب الأعمال، ص 662.

4) - غرر، ج 2، ص 664، ح 823.

«رفتن بسوی خدا ازغیرراهی خدا تعیین کرده است»
1184. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ(علیه اللام): عَبَدَ اللهَ حِبرٌمِن أَحبٰارِبَنِی إِسرٰائِیلَ حَتّیٰ سٰارَمِثلَ الخِلالِ فَأَوحَی اللهُ (عزّوجلّ) إِلیٰ نَبِیِّ زَمٰانِهِ، قُل لَهُ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَجَبَرُوتِی لَوأَنَّکَ عَبَد تَنِی حَتّیٰ تَذُوبَ کَمٰا تَذُوبُ الأَلیَةُ فِی القِدَرِ، مٰاقَبِلتُ حَتّیٰ تَأتِیَنِی مِنَ البٰابِ الَّذِی أَمَرتُکَ؛(1)

یک تن از بزرگان و رؤسای دین یهود آن قدر خدا را عبادت کرد که چون خلال باریک و نحیف گشت، خداوند(عزوجل) به پیغمبرزمان وی وحی فرستادکه به اوبگو: بعزّت و جلال و جبروت خودم سوگند اگرآن قدر مرا عبادت کنی که آب شوی آنچنانکه پیه در دیگ جوشان آب می شود، از تو نخواهم پذیرفت جزآنکه از همان راهی که تو را بدان امرکرده ام بسوی من بیائی.

«بخود بالیدن»
1185. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :أتٰی عٰالِمٌ عٰابِدًا فَقٰالَ: کَیفَ صَلاتُکَ ؟ فَقٰالَ: مِثلِی یُسئَلُ عَن صَلاتِهِ ؟ وَأنَاأعبُدُاللهَ مُنذُ کَذٰا وَکَذٰا، قٰالَ: فَکَیفَ بُکٰائُکَ ؟ قٰالَ: أبکِی حَتّٰی تَجرِی دُمُوعِی، فَقٰالَ لَهُ العٰالِمُ: فَاِنَّ ضِحکَکَ وَأنتَ خٰائِفٌ أفضَلُ مِن بُکٰائِکَ وَأنتَ مُدِلٌّ، إنَّ المُدِلَّ لا یَصعَدُ مِن عَمَلِهِ شَیئٌ.(2)عالمی نزد عابدی رفت و به اوگفت: نمازخواندنت چگونه است؟ عابد گفت: مثل من را ازنمازش می پرسند؟! درصورتی که من ازفلان زمان وازفلان وقت عبادت خدا می کنم، عالم گفت: گریه کردنت چگونه است ؟ گفت: چنان می گریم که اشکهایم جاری می شود، عالم گفت: همانا اگرخنده کنی و ترسان باشی بهتراست ازاینکه گریه کنی و ببالی، هرکه به خود ببالد چیزی ازعملش بالا نرود (پذیرفته نشود).
«دینداری و عبادت کردن بدون امام و حجّت الهی»
1186. عَن مُحَمّدِ بنِ مُسلِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کُلُّ مَن دٰانَ اللهَ بِعِبٰادَةٍ یَجهَدُ فِیهٰا نَفسَهُ وَلا إِمٰامَ لَهُ مِنَ اللهِ فَسَعیُهُ غَیرُ مَقبُولٍ...؛(3)

محمدبن مسلم گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هرکه خداوند را دینداری کند با عبادتی که خود را درآن به زحمت می افکند ولی پیشوائی ازجانب خدا نداشته باشد کوشش او پذیرفته نیست.


1) - عقاب الأعمال، ص 452، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 428، ح 5.

3) - اصول کافی، ج 2، ص 204، ح 2.

«ربا خواری»
1187. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن أکَلَ الرِّبا مَلأ اللهُ بَطنَهُ مِن نارِجَهَنَّمَ بِقَدَرِما أکَلَ، وَإنِ اکتَسَبَ مِنهُ مالا لایَقبَلُ اللهِ تَعالی مِنهُ شَیئًا مِن عَمَلِهِ، وَلَم یَزَل فِی لَعنَةِ اللهِ وَالمَلائِکَةِ ما کانَ عِندَهُ مِنهُ قِیراطٌ (واحِدٌ)؛(1)

و هرکس ربا خواری کرد، خداوند به اندازه ای که ربا خورده شکم او را از آتش جهنم پرخواهد کرد و اگر از آن (ربا) مالی بدست آورد، خداوند متعال چیزی از آن در عمل او قبول نخواهد کرد وهمواره در لعنت خدا وفرشتگان است تا زمانی که واحدی ازآن درنزد اوست.

«ریا، شرک»

1188عَن عَلِیِّ بنِ سٰالِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: قٰالَ اللهُ (عزّوجلّ): أَنَا خَیرُشَرِیک، مَن أَشرَکَ مَعِی غَیرِی فِی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَم أَقبَلهُ إلا مٰا کٰانَ خٰالِصًا؛(2)

علی بن سالم گوید: از امام صادق شنیدم که (علیه السلام) می فرمود: خدای (عزوجل) فرماید: من بهترین شریکم (پس ای بنده دیگری را در عبادت شریک من مساز زیرا) هرکس درعملی که انجام می دهد، دیگری را شریک من سازد از او نپذیرم، جزعملی که خالص برای من باشد.

1189. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ المَلَکَ لِیَصعَدُ بِعَمَلِ العَبدِ مُبتَهِجًابِهِ فَاِذٰا صَعِدَ بِحَسَنٰاتِهِ یَقُولُ اللهُ (عزّوجلّ): إِجعَلُوهٰا فِی سِجِّینٍ إِنَّهُ لَیسَ إِیّٰایَ أَرٰادَ بِهٰا؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: فرشته عمل بنده ای را بالا می برد و از آن مسروراست، ولی چون آن عمل را که بصورت حسنات است بالا برد، خدای (عزوجل) فرماید: آن اعمال را درسجّین (دیوان گنهکاران) گذارید، زیرا آن بنده این اعمال را برای من بجا نیاورده.

1190. عَن عَلِیِّ بنِ عُقبَةَ عَن أَبِیهِ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: اجعَلُوا أَمرَکَم هٰذٰا للهِ وَلا تَجعَلُوا لِلنّٰاسِ، فَاِنَّهُ مٰا کٰانَ للهِ فَهُوَللهِ وَمٰا کٰانَ لِلنّٰاسِ فَلا یَصعَدُ إِلَی اللهِ.(4)

علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:

این أمر(تشیّع ومذهب داری) خود را برای خدا قراردهید نه برای مردم، زیرا هرچه به منظورخدا باشد، برای خداست (او می پذیرد و پاداش می دهد) وهرچه برای مردم است، بسوی خدا بالا نرود(خدا نپذیرد و پاداش ندهد).

1191. عَن مُحَمَّدِ بنِ عَرَفَةَ قٰالَ: قٰالَ لِیَ الرّضا (صلوات الله والسلام علیه):

1) - عقاب الأعمال، ص 657.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 403، ح 9.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 402، ح 7.

4) - اصول کافی، ج 3، ص 401، ح 2.

وَیحَکَ یَابنَ عَرَفَةَ! إِعمَلُوالِغَیرِرِیاءٍ وَلاسُمعَةٍ، فَاِنَّهُ مَن عَمِلَ لِغَیرِاللهِ وَکَلَهُ اللهُ إلیٰ عَمَلِهِ،وَیحَکَ مٰاعَمِلَ أَحَدٌ عَمَلا إلا رَدّٰاهُ اللهُ إِن خَیرًا فَخَیرٌ وَإِن شَرًّا فَشَرٌّ؛(1)

محمّد بن عرفه گوید: امام رضا (صلوات الله وسلامه علیه) به من فرمود: وای برتوای پسرعرفه! کار کنید، نه به منظور ریا و به گوش مردم رسیدن، زیرا هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را بکارش واگذارد «قبول نکند...» وای برتو! کسی عمل نکذد جزآنکه خدا، عبایی براو پوشاند (ازجنس همان عملش) اگرعملش خوب باشد، خوب و اگر بد باشد، بد «مثال پوشش عمل برطبق نیّت».

«کراهت درانفاق»

قرآن کریم:«وَلایُنفِقُونَ إلاوَهُم کٰارِهُونَ؛»(2)

(منافقان) وانفاق نکنند جزآنکه سخت کراهت دارند [ درنتیجه قبول نخواهدشد].«کسالت درنماز»

قرآن کریم:«وَلایَأتُونَ الصَّلٰوةَ إلاوَهُم کُسٰالیٰ؛»(3)

(منافقان) وبه نمازنیایند، جزبه حال اکراه وکسالت [مورد قبول واقع نمی شود].

«کسب حرام»
1192. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَنِ اکتَسَبَ مٰالاحَرٰامًا لم یَقبَلِ اللهُ مِنهُ صَدَقَةً وَلاعِتقًا وَلا حَجًّا وَلااعتِمٰارَا وَکَتَبَ اللهُ (عزّوجلّ) بِعَدَدِ أَجرِ ذٰالِکَ أَوزٰارًا؛(4)

وهرکس مالی را از راه حرام بدست آورد، خداوند هیچ گونه عمل خیری چه صدقه، چه آزادکردن بنده، چه حجّ، وچه عمره، از او نپذیرد، و به شماره عدد أجر این امورگناه در نامه عمل او ثبت نماید.

«نداشتن اخلاص در عمل»
1193. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَصحَب الإِخلاصُ عَمَلَهُ لَم یُقبَل؛(5)

کسی که اخلاص با عمل او همراه نباشد، عملش پذیرفته نمی شود.


1) - اصول کافی، ج 3، ص 402، ح 5.

2) - سوره توبه، آیه 54.

3) - سوره توبه، آیه 55.

4) - عقاب الأعمال، ص 651.

5) - غرر، ج 2، ص 703، ح 1341.

1194. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُقَدِّم إِخلاصَ النِّیَّةِ فِی الطّٰاعٰاتِ لَم یَظفَربِالمَثُوبٰاتِ.

کسی که در عبادات خلوص نیّت را مقدم ندارد، به ثواب ها پیروز نگردد(عمل او قبول نشود).

«نداشتن ایمان»
1195. یعقوب بن شعیب قال: قلت لأبی عبدالله (علیه السلام) : حَل لأحَدٍ عَلٰی مٰا عَمِلَ ثَوٰابٌ عَلَی اللهِ مُوجَبٌ إلا المُؤمِنِینَ؟ قٰالَ: لا؛(1)

یعقوب بن شعیب گوید که به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا برای کسی در برابرآنچه می کند ثوابی بر خداوند لازم باشد، جز برای مؤمنانم؟ فرمود: نه.

«نداشتن دین»
1196. قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کٰانَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) کَثِیرًا مٰا یَقُولُ فِی خُطبَتِهِ: یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ، دِینَکُم، دِینَکُم، فَاِنَّ السَیِّئَةَ فِیهِ خَیرٌ مِنَ الحَسَنَةِ فِی غَیرِهِ، وَالسَّیِّئَةُ فِیهِ تُغفَرُوَالحَسَنَةُ فِی غَیرِهِ لا تُقبَلُ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین - این جمله را- زیاد در خطبه اش می فرمود: ای مردم دین خود را نگه دارید، دین خود را نگهدارید، زیرا گناه در آن بهتر از حسنة در غیرآن است، گناه در آن آمرزیده شود، وحسنة در غیرآن پذیرفته نشود.

«نشاختن حق اهل بیت- صلوات الله علیهم»
1197. عَن مُعلّی بنِ خُنَیس قٰالَ: قٰالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : یٰا مُعَلّٰی لَوأَنَّ عَبدًاعَبَدَاللهَ مِأَةَ عٰامٍ بَینَ الرُّکنِ وَالمَقٰامِ یَصُومُ النَّهٰارَ وَیَقُومُ اللَّیلَ حَتّیٰ یَسقُطَ حٰاجِبٰاهُ عَلیٰ عَینَیهِ وَتَلقِیَ تَرٰاقِیهِ هَرَمًا، جٰاهِلا لِحَقِّنٰا لَم یَکُن لَهُ ثَوٰابٌ؛(3)

معلّی بن خنیس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای معلّی اگربنده ای یکصد سال در میان رکن و مقام خدا را عبادت کند، به روزه گرفتن در روزها و راز و نیاز شب ها، آنقدر که از شدّت پیری ابروانش روی چشمانش را فرا گیرد، و استخوان های گردنش در سینه اش فرو رود امّا در شناخت حقّ ما جاهل باشد و امامت ما را نشناسد هرگز ثوابی برای او نخواهد بود.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 206، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 207، ح 6.

3) - عقاب الأعمال، ص 455، ح 1.

1198. عَن أَبِی حَمزَةَ قٰالَ: قٰالَ لَنٰا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ(علیهمالسلام): أَیُّ البِقٰاعِ أَفضَلُ ؟ فَقُلتُ: اَللهُ وَرَسُولُهُ وَبنُ رَسُولِهِ أَعلَمُ، قٰالَ: إِنَّ أَفضَلَ البِقٰاعِ مٰا بَینَ الرِّکنِ وَالمَقٰامِ، وَلَوأَنَّ رَجُلا عَمَّرَمٰاعَمَّرَنُوحٌ (علیه السلام) فِی قَومِهِ - ألفَ سَنَةٍ إلا خَمسِینَ عٰامًا - یَصُومُ النّهٰارَوَیَقَومُ اللّیلَ فِی ذٰالِکَ المَقٰامِ ثُمّ لَقِیَ اللهَ (عزّوجلّ) بِغَیرِوِلایَتِنٰا لَم یَنتَفِع بِذٰالِکَ شَیئًا؛(1)

ابوحمزۀ ثُمالی گوید: امام سجّاد (علیه السلام) به ما فرمود: کدامین سرزمین ها فضیلتش بیشتراست؟ من عرض کردم: خداوند و رسولش وفرزند رسولش بهترمی دانند، فرمود: بهترین بقعه های روی زمین ما بین رکن ومقام است - محلّی است درکنارکعبه - وچنانچه مردی به اندازۀ نوح (علیه السلام) - که درمیان قوم خود نهصد و پنجاه سال عمرکرد- عمر نماید و روزها را روزه بگیرد و شبها را درآن مکان شریف به عبادت بپردازدو از دنیا برود وخدا را ملاقات کند درحالی که اعتقاد به ولایت ما خاندان نداشته باشد هیچ گونه بهره ای ازعبادات خویش نخواهد برد.

1199. عَن مُیَسِّرٍقٰالَ: کُنتُ عِندَ أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) وَعِندَهُ فِی الفُسطٰاطِ نَحوٌ مِن خَمسِینَ رَجُلا، فَجَلَسَ بَعدَ سُکُوتٍ مِنّٰا طَوِیلا فَقٰالَ: مٰالَکُم لَعَلَّکُم تَرَونَ أَنِّی نَبیِّ اللهِ، وَاللهِ مٰاأَنا کَذٰالِکَ، وَلٰکِن لِی قَرٰابَةٌ مِن رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَوِلادَةٌ، فَمَن وَصَلَنٰا وَصَلَهُ اللهِ، وَمَن أَحَبَّنٰا أَحَبَّهُ اللهُ(عزّوجلّ)،وَمَن حَرَمَنٰا حَرَمَهُ اللهُ، أَتَدرُونَ أَیُّ البِقٰاعُ أَفضَلُ عِندَاللهِ مَنزِلَةً ؟ فَلَم یَتَکَلَّم أَحَد ٌمنِّٰا، فَکٰانَ هُوَالرّٰادُعَلیٰ نَفسِهِ، فَقٰالَ: ذٰالِکَ مَکَّةُ الحَرٰامُ الَّتِی رَضِیَها اللهُ لِنَفسِهِ حَرَمًا، وَجَعَلَ بَیتُهُ فِیهٰا، ثُمَّ قٰالَ: أَتَدرُونَ أَیُّ البِقٰاعِ أَفضَلُ فِیهٰا عِندَ اللهِ حُرمَةً ؟ فَلَم یَتَکَلَّم أَحَدٌ مِنّٰا، فَکٰانَ هَوَالرّٰادُ عَلیٰ نَفسِهِ، فَقٰالَ: ذٰالِکَ المَسجِدُ الحَرٰامُ، ثُمَّ قٰالَ: أَتَدرُونَ أَیُّ بُقعَةٍ فِی المَسجِدِ الحَرٰامِ أَعظَمُ عِندَ اللهِ حُرمَةً ؟ فَلَم یَتَکَلَّم أَحَدٌ مِنّٰا، فَکٰانَ هُوَالرّٰادُ عَلیٰ نَفسِهِ قٰالَ: ذٰالِکَ مٰا بَینَ الرُّکنِ الأَسوَدِ وَالمَقٰامِ وَبٰابِ الکَعبَةِ، وَذٰالِکَ حَطِیمُ إِسمٰاعِیلَ (علیه السلام) ذٰالِکَ الَّذِی کٰانَ یُتَزَوِّدُ فِیهِ غُنَیمٰاتِهِ وَیُصَلِّی فِیهِ، وَاللهِ لَوأَنَّ عَبدًا صَفَّ قَدَ مَیهِ فِی ذٰالِکَ المَکٰانِ قٰامَ اللَیلَ مُصَلِّیًا حَتّیٰ یَجِیئَهُ النَّهٰارُ، وَصٰامَ النَّهٰارَ حَتّیٰ یَجیِئهُ اللَّیلُ وَلَم یَعرِف حَقَّنٰا وَحُرمَتنَٰا أَهلَ البَیتِ لَم یَقبَلِ اللهُ مِنهُ شَیئًا أَبَدًا؛(2)

مُیسّرمیگوید: درمکّۀ معظّمۀ با امام باقر (علیه السلام) بودم در خیمه، تقریبا پنجاه تن از اصحاب حاضر بودند، امام (علیه السلام) نشست، و پس ازسکوتی طولانی که همۀ ما را فرا گرفته بود فرمود:

دربارۀ من چه می اندیشید، شاید فکر می کنید من پیغمبرخدا هستم، به خدا سوگند این چنین نیست و من پیغمبرنیستم ولی با رسول خدا (صلی الله علیه واله) خویشی دارم و از فرزندان او هستم، پس هرکس با ما مهربانی کند خداوند با او مهربانی می نماید، وهرکس ما را دوست بدارد خداوند او را دوست بدارد،


1) - عقاب الأعمال، ص 455، 2.

2) - عقاب الأعمال، ص 456، ح 3.

هرکس ما را از حق مان محروم سازد خداوند او را (از بهشت و مقام قرب وسعادت) محروم کند، آنگاه فرمود: آیا می دانید کدام نقطۀ از زمین نزد خدا محترم تراست؟ هیچ کس سخن نگفت، و حضرت خود فرمود: آن سرزمین مکّه است که خداوند آنرا برای حرم خود برگزیده و خانه خود (یعنی مسجدالحرام) را در آن قرارداده است، سپس فرمود: آیا می دانید کدام قطعه از زمین حرم حرمتش نزد خدا بیشتر است ؟ این بار نیز کسی سخن نگفت، وخود آن حضرت فرمود: آن مسجد الحرام است، باز فرمود: می دانید کدام نقطه از مسجدالحرام نزدخدا حرمتش افزونتراست ؟ کسی پاسخ نداد، وخود فرمود: آن قسمت که میان رکن أسود ومقام و باب کعبه است ازهمه جا احترامش در نظر خدا بیشتراست، وآنحطیم اسماعیل بوده که در آنجا گوسفندان خود را علوفه می داده و درآنجا نماز می خوانده، و بخدا سوگند اگر بنده ای دراین مکان (که بهترین و مقدّس ترین نقاط روی زمین است) برپای بایستد و شبها را به نماز بپردازد تا روز درآید، و روز را روزه بگیرد تا شام درآید، و حق ما خاندان را نشناسد، و ازحرمت ما بی خبرباشد پروردگار هرگز از وی نخواهد پذیرفت.

«سبک شمردن وصحیح انجام ندادن نماز»
1200. قال أبوعبد الله (علیه السلام) : أَلصَّلاةُ وُکِّلَ بِها مَلَکٌ لَیسَ لَهُ عَمَلٌ غَیرُها، فَاِذا فَرَغَ مِنها قَبَضَها ثُمَّ صَعِدَ بِها، فَاِن کانَت مِمّا تُقبَلُ قُبِلَت، وَاِن کانَ مِمّا لاتُقبَلُ قِیلَ لَهُ: رَدِّ ها عَلی عَبدِی، فَیَنزِلُ بِها حَتّی یَضرِبُ بِها وَجهَهُ، ثُمَّ یَقُولُ: أُفٌّ لَکَ لایَزالُ لَکَ عَمَلٌ یُعنِینِی؛(1)

نماز! موکل می شود برای آن ملائکه ای که جزآن هیچ وظیفه ای ندارد، زمانی که (نمازخوان) نماز را تمام کرد، آن را می گیرد و پرواز می کند، اگر از نمازهایی قابل قبول باشد، قبول می شود، و اگر از نمازهای مورد قبول نباشد، به اوگفته می شود آن را برگردان بر بنده من، پس با آن نماز برمی گردد تا می کوبد به صورت نمازخوان، و می گوید اف برتو! هیچ گاه عملی انجام ندادی تا مرا سربلند کند (عمل توهمیشه باعث سرشکستگی من است).

«نیّت بدَ نسبت به مؤمن»
1201. عَن أبِی حَمزَةَ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَلا یَقبَلُ اللهُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلا وَهُوَمُضمِرٌعَلیٰ أَخِیهِ المُؤمِنِ سُوءًا؛(2)

أبوحمزه گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرمود: و خداوند از هر مؤمنی که نیّت بد نسبت به برادرمؤمنش را در دل داشته باشد، هیچ عملی را نمی پذیرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 17، ح 9.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 65، ح 8.

«نشناختن و نداشتن ولایت ولی امرالهی»

1202عَن زُرارَةَ عَن أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) - فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی الإِمامَةِ وَأَحوالِ الإِمامِ (علیه السلام) - قٰالَ:أَمٰا لَوأَنَّ رَجُلا صٰامَ نَهٰارَهُ وَقٰامَ لَیلَهُ وَتَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مٰالِهِ وَحَجَّ جَمِیعَ دَهرِهِ وَلَم یَعرِف وِلایَةَ وَلِیِّ اللهِ فَیُوٰالِیهِ وَتَکُونَ جَمِیعُ أَعمالِهِ بِدَلالَتِهِ إِلَیهِ مٰاکٰانَ لَهُ عَلَی اللهِ ثَوٰابَ، وَلاکٰانَ مِن أَهلِ الإِیمٰانِ.(1)

زرارة ازامام صادق (علیه السلام) روایت می کند- دریک حدیث طولانی درمورد امامت و حالات امام (علیه السلام) فرمود: آگاه باشید! همانا اگر فردی تمام روزهایش روزه بگیرد و همۀ شبها را عبادت کند و تمام اموال خود را در راه خدا صدقه دهد، و کلّیه روزگار خود را حجّ بجا آورد، درحالیکه ولایت ولی خدا را نشناسد، تا او را ولی خویش قراردهد وتمام اعمال خود را به رهبری او انجام دهد، برای اوهیچ ثوابی از طرف خداوند نیست وجزء مؤمنین نخواهد بود.

فصل یازدهم - گناهانی که باعث ظاهرشدن عیب انسان می شود:

«بخل»

1203. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ یُزرِی بِصاحِبِهِ؛(2)

بخل، بخیل را عیب دار می سازد.

«حرص وآزمندی»

1204. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ مُوقِعٌ فِی کَثِیرِالعُیُوبِ؛(3)

حرص، قراردهنده (انسان) دربسیارعیب ها است.

1205. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ المَعایِبِ الشَّرَهُ؛(4)

سررشتۀ هرعیب، (انسانِ) حریص بودن است.

1206. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلشَّرَهُ جامِعٌ لِمَساوِی العُیُوبِ؛(5)

آزمندی، مرکز گردآورندۀ عیب های زشت است.

1207. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الآَکلِ مِن کَثرَةِ الشَّرَهِ وَالشَّرَهُ شَرُّالعُیُوبِ؛(6)

1) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 25، ح 13.

2) - غرر، ج 1، ص 18، ح 481.

3) - غرر، ج 1، ص 38، ح 1174.

4) - غرر، ج 1، ص 411، ح 9.

5) - غرر، ج 1، ص 38، ح 1172.

6) - غرر، ج 2، ص 562، ح 29.

پرخوری، ازبسیاری آزمندی، وآزمندی زیاد بدترین عیب ها است.«پرحرفی»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَفُضُولَ الکَلامِ فَاِنَّهُ یُظهِرُمِن عُیُوبِکَ مٰا بَطَنَ...؛(1)

دوری کن از زیاده روی درکلام و سخن گفتن، زیرا که این کارآنچه را ازعیوب تو پنهان است آشکار می سازد.

«خودپسندی»

1208. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ یُظهِرُالنَّقِیصَةَ؛(2)

خودپسندی، نقص و زشتی شخص را آشکار می کند.

«دروغ»

1209. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ یُزرِی بِالإِنسٰانِ؛(3)

دروغگویی، انسان را معیوب می سازد.

«دشمنی با مردم»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ما أَتانی جَبرئُیلُ (علیه السلام) قَطُّ إِلا وَعَظَنِی فَآخِرُقَولِهِ لِی إِیّاکَ وَمُشارَّةَ النّاسِ فَاِنَّها تَکشِفُ العَورَةَ...؛(4)

هیچ گاه نبود که جبرئیل نزد من آید، جزآنکه مرا موعظه می کرد وآخرین سخنش به من این بود که: از دشمنی با مردم بپرهیز زیرا که آن عیب نهفته را آشکارکند.

1210. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَالمُشارَّةَ فَاِنَّها تُورِثُ المَعَرَّةَ وَتُظهِرُالمُعوِرَةَ؛(5)

از برانگیختن شرّ بپرهیزید، که موجب گناه، آزار و غرامت شود و عیب پوشیده را آشکار کند.

«عیبجوئی از دیگران و غافل شدن از عیب خود»

1211. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمِیَ عَن زَلَّتِهِ اِستَعظَمَ زَلَّةَ غَیرِهِ؛(6)

1) - «موضوع دشمنی مردم با انسان، پرحرفی، حدیث شماره 438»

2) - غرر،ج 1، ص 32، ح 997.

3) - غرر،ج 1، ص 27، ح 792.

4) - «موضوع ازبین رفتن عزت انسان، دشمنی بامردم، حدیث شماره 1093»

5) - اصول کافی ج 3، ص 410، ح 7.

6) - غرر، ج 2، ص 684، ح 1141.

هرکس از عیب و لغزش خودش نابینا باشد (چشم بپوشد) لغزش دیگری را بزرگ شمارد. [ازعیب های خود غافل شود، تا عیوبش ظاهرگردد ]

«غضب»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الغَضَبِ،... وَیُبدِی مَعٰایِبَهُ؛(1)

غضب زیاد، عیب های صاحبش را آشکار می سازد.

«فحش وناسزا»

1212. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِحذَرفُحشَ القَولِ وَأَلکِذبَ فَاِنَّهما یُزرِیانِ بِالعاقلِ؛(2)

از دروغ و فحش بپرهیز، که این دو گوینده را عیبناک می سازند.

«کینه توزی»

1213. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ العُیُوبِ أَلحِقدُ؛(3)

سر رشتۀ هرعیبی، کینه توزی است.

«در محل های دشمنی خدا (و گناه) قرارگرفتن»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَوافِقُ الشَّنانِ... وَتُشِینُ الإنسانَ؛(4)

در مراکزخشم ودشمنی خدا(وگناه) ایستادن، شخص را معیوب می گرداند.


1) - «موضوع سرنگونی اسان، غضب، حدیث شماره 863»

2) - غرر، ج 1، ص 143، ح 30.

3) - غرر، ج 1، ص 412، ح22.

4) - «موضوع تسلّط ونفوذ شیطان برانسان، درمحلهای...، حدیث شماره 982»

21- باب بیست و یکم «غ» :چهارفصل

اشاره

باب بیست و یکم «غ»

فصل اول - گناهان، غضب پرورد گار عالم و شعله ورشدن آتش غضب

الف) گناهانی که باعث غضب و خشم پرورد گار عالم می شود:

«خشمگین شدن بر ابتلای الهی»
1214. قال أَبُوعبدالله (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ عَظِیمَ البَلاءِ یُکافی بِهِ عَظِیمُ الجَزاءِ، وَإِذا أَحَبَّ اللهُ عَبدًا اِبتَلاهُ بِعَظِیمِ البَلاءِ فَمَن رَضِیَ فَلَهُ الرِّضا عِندَ اللهِ عزبوجلّ، وَمَن سَخَطَ البَلاءَ فَلَهُ السَّخَطُ؛(1)

امام صادق (علیه السلام) ازرسول خدا (صلی الله علیه واله) نقل می کند که فرمود: همانا به سبب بلای بزرگ، پاداش بزرگ داده می شود، و چون خداوند بنده ای را دوست بدارد او را به بلای بزرگی گرفتار می کند، پس هرکس راضی باشد، خوشنودی خداوند را در پی دارد وهرکس خشمگین شود به خشم خداوندگرفتارشود.

«أهانت به أولیاء الله»
1215. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : إِنَّ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) بَعَثَ نَبِیًّا مِنَ الأَنبِیاءِ إِلی قَومِه وَأَوحلی إِلَیهِ أَن قُل لِقَومِکَ... وَلا یَستَخِفُّوَا بأَولِیائِی فَاِنَّ لِی سَطَواتٌ عِندَعَظمِی لا یَقُومُ لَها شَیئٌ مِن خَلقِی؛(2)

همانا خدای (عزوجل) پیامبری از پیامبرانش را بسوی قومش فرستاد، و به او وحی فرمود: به قومت بگو: و دوستانم را سبک نشمارند، زیرا هنگام خشم هیبت هائی دارم که هیچ یک از مخلوقم تاب مقاومت آنها را ندارد.

«دشمنی وکینه ورزی با اهل بیت - صلوات الله علیهم»
1216. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَحنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةُ وَمَحَطُّ الرِّسالَةِ وَمُختَلَفُ المَلائِکَةِ وَیَنابِیعُ الحِکمَةِ وَمَعادِنُ العِلمِ ناصِرُنا وَمُحِبُّنا یَنتَظِرُالرَّحمَةَ وَعَدُوُّنا وَمُبغِضُنا یَنتَظِرُالسَّطوَةَ؛(3)

1) - خصال، ج 1، ص 34، ح 64.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 376، ح 25.

3) - غرر، ج 2، ص 779، ح 57 .

ما (اهل بیت) شجرۀ نبوت و محل رسالت و رفت وآمد ملائک و چشمۀ حکمت ومعد ن علم هستیم، یاوران و دوستان ما منتظررحمت و دشمنان و کینه ورزان ما منتظرغضب (پروردگارهستند).

1217. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِمُبغِضِنٰا أَموٰاجٌ مِن سَخَطِ اللهِ سُبحٰانَهُ؛(1)

برای دشمن ما اهل بیت، موجهائی از خشم و غضب خداوند سبحان است.

1218. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَعَدُوُّنا وَمُبغِضُنا یَنتَظِرُالسَّطوَةَ؛(2)

دشمنان ما خشم خدا را منتظرند.

«بت پرستی»

قرآن کریم: «قالَ قَد وَقَعَ عَلَیکُم مِن رَبِّکُم رِجسٌ وَغَضَبٌ أَتُجادِلُونَنِی فِی أَسماءٍ سَمَّیتُمُوها اَنتُم وَآباؤُکُم ما نَزَّلَ اللهُ بِها مِن سُلطانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِرِینَ؛»(3)

گفت: پلیدی و غضب پروردگار شما را فراگرفته، آیا با من در مورد نام هایی مجادله می کنید، (که به عنوان معبود و خدا) شما و پدرانتان (بربت ها) گذاشته اید، درحالی که خداوند هیچ فرمانی درباره آن نازل نکرده است، بنابراین شما منتظرباشید من هم با شما انتظار می کشم.

«بخل»
1219. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن بَخِلَ عَلَی المُحتاجِ بِما لَدَیه سَخِطَ اللهُ عَلَیهِ؛(4)

هرکس آنچه در اختیار دارد بر نیازمند بخل بورزد (و چیزی به او ندهد) خدا بر او غضب خواهد کرد.

«فرار از جبهه و پشت به دشمن کردن»

قرآن کریم: «وَمَن یُوَلِّهِم یَومَئِذٍ دُبُرَهُ،اِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ آَومُتَحَیِّزًاإِلی فِئَةٍ فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ وَمَأواهُ جَهَنَّمُ وَبِئسَ المَصِیرُ؛»(5)


1) - غرر ،ج 2، ص 581، ح 25.

2) - غررج 2، ص 779، ح 57.

3) - صوره اعراف، آیه 71.

4) - غررج 2، ص 713، ح 1446.

5) - سورۀ انفال، آیه 16.

و هرکس در آن هنگام به آنها(دشمن) پشت کند- مگر در صورتی که هدفش کناره گیری از میدان برای حملۀ مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهی (مجاهدین) بوده باشد- (جنین کسی) گرفتار غضب پروردگار خواهد شد و مأوای او جهنم و چه بد جایگاهی است.

حدیث:

1220. قالَ آبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ أَمِیرُالمُؤمِنِین (علیه السلام) لِأَصحابِهِ: إِذا لَقِیتُم عَدُوَّکُم فِی الحَربِ، فَأَقَلُّوا الکَلامَ، وَاذکُرُوااللهَ عَزَّوَجَلَّ وَلاتُوَلُّو هُمُالأَدبارَ، فَتَسخِطُوا اللهَ تَبارکَوَتعالی وَتَستُوجِبُواغَضَبَهُ؛(1)

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به اصحاب خود فرمود: وقتی که با دشمنانتان در جنگ رو در رو شدید، کم حرف بزنید و خداوند (عزوجل) را ذکرگوئید، به دشمن پشت نکنید (و فرار ننمائید) زیرا که (در این صورت) خداوند تبارک و تعالی را به خشم می آورید و مستوجب غضب او قرار می گیرید.

«از خود راضی بودن»
1221. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ أَسخَطَ رَبَّهُ؛(2)

هرکس از خود راضی باشد، پروردگارش را به خشم آورد.

«شش مورد از اسباب غضب الهی در یک حدیث»
«آرزو، کمتر خوف داشتن از خدا، دنیا دوستی، عبادت طاغوت، غفلت، سرگرمی به لهو و لعب»
1222. قال آبوعبدالله (علیه السلام) : مَرَّعِیسیَ بنُ مَریَمَ (علیه السلام) عَلی قَریَةٍ قَد ماتَ أَهلُها وَطَیرُها وَدَوابُّها فَقالَ: أَما إِنَّهُم لَم یَمُوتُواإِلا بِسُخطَةٍ وَلَوماتُوا مُتَفَرِّقِینَ لَتَدافَنُوا، فَقالَ الحَوارِیُّونَ: یارُوحَ اللهِ وَکَلِمَتِهِ، اُدعُ اللهَ أَن یُحیِیَهُم لَنا فَیُخبِرُونا ماکانَت أَعمالُهُم فَنَجتَنِبَها، فَدَعا عِیسی (علیه السلام) رَبَّهُ فَنُودِیَ مِنَ الجَوِّأَن: نادِهِم، فَقامَ عِیسی (علیه السلام) بِاللَّیلِ عَلی شَرَفٍ مِنَ الأَرضِ فَقالَ: یاأَهلَ هذِهِ القَریَةِ، فَأَجابَ مِنهُم مُجِیبٌ: لَبَّیکَ یا رُوحَ اللهِوَکَلِمَتِهِ، فَقالَ: وَیحَکُم ماکانَت أَعمالُکُم ؟ قالَ: عیبادَةُ الطّاغُوتِ وَحُبُّ الدُّنیا مَعَ خَوفٍ القَلِیلٍ وَأَمَلٍ بَعِیدٍ وَغَفلَةٍ فِی لَهوٍوَلَعبٍ(3)

عیسی بن مریم (علیه السلام) بقریۀ گذشت که اهل آن و پرنده ها وجاندارانش یکجا مرده بودند، فرمود: همانا اینها به خشم وعذاب (خدا) هلاک شده اند، و اگربه مرگ خود بتدریج مرده بودند هرآینه یکدیگر را به خاک سپرده بودند، حواریون عرض کردند: یاروح الله از خدا


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 73، ح 5.

2) - غرر،ج 2، ص 642،ح 565.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 6، ح 11.

بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که به این عذاب گرفتار شده اند) تا ما ازآن دوری کنیم، عیسی (علیه السلام) از پروردگارخود خواست، پس از جانب فضا (وآسمان) به او ندا شد: که آنان را صدا بزن، پس عیسی (علیه السلام) شب هنگام برتپه ای از زمین برآمد، و فرمو: ای مردم این دِه، یک تن از میان آنها پاسخ داد، بلی ای روح خدا و کلمه اش فرمود: وای برشما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرسش طاغوت و دوستی دنیا به همراه ترس اندک (از خدا) و آرزوی دور و دراز، و غفلت در سرگرمی و بازی.

«نیّت خیانت به برادر دینی»
1223. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن باتَ وَفِی قَلبِهِ غِشٌّ لِأَخِیهِ المُسلمِ باتَ فِی سَخَطِ اللهِ تَعالی وَأَصبَحَ کَذالِکَ وَهُوَفِی سَخَطِ اللهِ حَتّی یَتُوبَ وَیَرجِعَ، وَإِن ماتَ کَذالِکَ ماتَ عَلی غَیرِدِینِ الإِسلامِ؛(1)

و هر کس شب را بگذراند درحالی درقلبش خیانت به برادر دینیش را در دل داشته باشد، درخش و غضب پروردگار متعال است، در روز هم اگر چنین باشد، همانطوراست تا این که توبه کند و برگردد، وچنانچه دراین حال بمیرد درآیین اسلام نمرده است.

«دروغ»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَکتَسِبُ الکاذِبُ بِکِذبِهِ سَخَطَ اللهِ سُبحانَهُ عَلَیهِ...؛(2)

دروغگو با دروغگوییش، خشم خدا را نسبت بر او بدست می آورد.

«تعظیم کردن اهل دنیا ودوست داشتن آن بخاطردنیا»
1224. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن عَظَّمَ صاحِبَ دُنیا وَأَحَبَّهُ لِطَمَعِ دُنیاهُ سَخَطَ اللهُ عَلَیهِ وَکانَ فِی دَرَجَةٍ مَعَ قارُونَ فِی التّابُوتِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ؛(3)

هرکس ثروتمند را بطمع مال دنیا احترام کند یا او را دوست بدارد، خداوند بر او خشم کند، و نیز او با قارون در تابوت زیرین از آتش باشد.

«بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن و قطع کردن رابطه آنان»
1225. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن مَشی فِی فِسادِما بَینَهُما وَقَطِیعَةِ بَینَهُما غَضَبَ اللهُ (عزّوجلّ)عَلَیهِ وَ لَعَنَهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ، وَ کانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِکَمِثلِ قاطِعِ الرَحِمِ؛(4)

1) - عقاب الأعمال، ص 654.

2) - «موضوع دشمنی ملائکه باانسان، دروغ، حدیث شماره 433»

3) - عقاب الأعمال، ص 644.

4) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 602، ح 21.

هرکس سعایت (دو بهم زدن) کند بین دو برادر، مؤمن و رابطه آنان را قطع نماید، خداوند (عزّوجلّ) بر او غضب نموده و در دنیا وآخرت بر او لعنت نماید، و بر اوست مانند وزروبال کسی که قطع رحم کرده.

«بهم زدن رابطه زوجین - زن و شوهر»
1226. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن عَمِلَ فِی فُرقَةٍ بَینَ المَرأَةِ وَزَوجِها کانَ عَلَیهِ غَضَبُ اللهِ وَلَعنَتُهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ(1)

هرکس برای جدائی و تفرقه بین دو همسر حلال اقدامی کند، خشم و لعنت خدا بر اوست در این جهان و درآخرت.

«ایجاد رابطۀ نامشروع بین زن و مرد»
1227. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن قادَ بَینَ رَجُلٍ وَإِمرَأَةٍ حَرامًا حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ الجَنَّةَ، وَمَأواهُ جَهَنَّمُ وَساءَ ت مَصِیرًا، وَلَم یَزَل فِی سَخَطِ اللهِ حَتّی یَمُوتَ؛(2)

هرکس زن و مردی را از راه حرام به هم رساند، (وقوّادی کند) پروردگار سبحان بهشت را بر او حرام گرداند، وجایگاهش در دوزخ خواهدبود، واین سرنوشت بدی است برای او، و در این دنیا مورد خشم پروردگاراست همیشه تا جان تسلیم کند.

«عمل نامشروع - زنا»
1228. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ غَضَبَ عَلَی الزّانِی فَجَعَلَ لَهُ جَلدَ مَأَةٍ، فَمَن غَضَبَ عَلَیهِ فَزادَهُ فَأَنَا إِلَی اللهِ مِنهُ بَرِیءٌ؛(3)

همانا خدا بر زناکار غضب کرد و صد شلاق بر او قرار داد، پس هرکس بر او غضب کند و برآن بیفزاید (شلاق بیشتر زند) پس من از او به خداوند برائت می جویم.

«ناسازگاری زن با شوهر»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن کٰانَت لَهُ امرَأةٌ لَم تُوٰافِقُهُ وَلَم تَصبِرعَلی مٰا رَزَقَ اللهُ تَعٰالٰی، وَشَقَّت عَلَیهِ وَحَمَلَتهُ مٰالَم یَقدِرعَلَیهِ،... وَغَضَبَ اللهُ عَلَیهٰا مٰا دٰامَت کَذٰالِکَ؛(4)

1) - عقاب الأعمال، ص 668.

2) - عقاب الأعمال، ص 660.

3) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 313، ح 8.

4) - «موضوع ازبین رفتن حسنات، آزارواذیت ناسازگاری زن وشوهر، حدیث شماره 459»

هرکس را زنی باشد که با او موافقت و سازش نداشته باشد، و به آنچه خداوند روزیش کرده صبر ننماید و بر مرد سخت بگیرد و به چیزی وادار کند که توانائی آن را ندارد- مادامی که آن زن چنین است- خداوند از او خشمگین است.

«مصافحه و دست دادن با زن نا محرم»
1229. قالَ جَعفَرُبنِ مُحَمَّدٍ(علیهما السلام): وَمَن صافَحَ إِمرَأَةً تَحرِمُ عَلَیهِ فَقَد باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللهِ؛(1)

هرکس با زن نامحرم مصافحه کند (و با او دست دهد)، پس همانا به خشم خدا برخواسته است.

«خیره شدن زن به مرد نا محرم»

1230.قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَاشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عزّوجلّ عَلیٰ إمرَأةٍ ذاتَ بَعلٍ مَلأَت عَیناها مِن غَیرِزَوجِها أَوغَیرذِی مَحرَمٍ مِنها؛(2)

غضب پروردگار بسیار سخت است بر زن شوهرداری، که چشمان خود را از غیرهمسر و یا غیرمحرم خود پُرکند (با چشم پرونیت بد به نامحرم نگاه کند).

«شرابخواری»
1231. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَثَلُ شارِبِ الخَمرِکَمَثَلِ کِبرِیتٍ، فَاحذَرُوهُ لایُنتِنُکُم کَمالایُنتِنُ الکِبرِیتُ. وَإِنَّ شارِبَ الخَمرِیُصبِحُ وَیُنسِی فِی سَخَطِ اللهِ؛(3)

پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) : شراب خوار به گوگرد می ماند، به او نزدیک نشوید که شما را بدبو می کند، همچنانکه گوگرد بد بوست، شرابخوار شب و روز در خشم خداست.

«طغیان وسرکشی»

قرآن کریم: «کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقنا کُم وَلا تَطغَوا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیکُم غَضَبِی وَمَن یَحلِل عَلَیهِ غَضَبِی فَقَد هَوی؛»(4)

و دستور دادیم که ازاین روزی حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن طغیان وسرکشی مکنید، وگرنه مستحق غضب و خشم من می شوید و هرکس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهدشد.


1) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 142، ح 1

2) - عقاب الأعمال، ص 662.- 5

3) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1548،ح 51561.

4) - سوره طه، آیه 81.

«یاری کردن به ظالم برعلیه مظلوم»
1232. عَن عَبداللهِ بنِ سِنانِ قالَ: سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن أَعانَ ظالِمًا عَلی مَظلُومٍ لَم یَزَلِ اللهُ عَلَیهِ ساخِطًا حَتّی یَنزِعَ عَن مَعُونَتِهِ؛(1)

عبدالله سنان گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) می فرمود: هرکس ستم کاری را برعلیه ستمدیده ای یاری کند، همواره خداوند بر او خشمگین بوده باشد تا آنکه دست از یاری ستمکار بکشد.

«دشمنی با امام علی - علیه السلام»
1233. عَن حَنّٰانِ بن سَدِیرٍ، عَن أبِیهِ قٰالَ: سَمِعتُ أبٰا جَعفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ:

إنَّ عَدُوَّعَلِیٍّ (علیه السلام) لا یَخرُجُ مِنَ الدُنیٰا حَتّیٰ یَجرَعُ جُرعَةً مِنَ الحَمِیمِ، وَقٰالَ: سَواءٌ عَلٰی مَن خٰالَفَ هٰذَاالأمرَصَلّیٰ أَوزَنٰا؛(2)

سدیرصیرفی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: براستی که دشمن علی (علیه السلام) از دنیا نرود، مگر اینکه جرعه ای از حمیم جهنّم به او بیاشاماند. «قسمتی از عذاب آخرترا در این دنیا ببیند» و فرمود: برکسی که مخالف این امر(امامت علی) باشد یکسان است خواه نماز بخواند خواه یا زنا کند.

«عمل نکردن به قرآن و مقدم داشتن دنیا برآن»
1234. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن تَعَلَّمَ القُرآنَ فَلَم یَعمَل بِهِ وَآثَرَعَلَیهِ الدُّنیا وَ زِینَتَها استَوجِبَ سَخَطَ اللهِ تَعالی، وَ کانَ فِی الدَّرَجَةِ مَعَ الیَهُودِ وَ اننَّصاری ألَّذِینَ یَنقِذُونَ کِتابَ اللهِ وَراءَ ظُهُورِهِم؛(3)

هرکس قرآن را بیاموزد ولی به دستور آن رفتار نکند، و دوستی دنیا و جلوات ظاهره و فریبنده آن را بر قرآن ترجیح دهد، مستوجب غضب خدای متعال باشد، و هم رتبه با یهود و نصاری که کتاب خدا را پشت سرانداختند و دستورات آن را نپذیرفتند خواهد بود.

«به گفته خود عمل نکردن»

قرآن کریم: «کَبُرَمَقتًا عِندَ اللهِ أَن تَقُولُوا ما لاتَفعَلُونَ؛»(4)

نزد خدا بسیارموجب خشم است که سخنی می گوئید که عمل نمی کنید.


1) - عقاب الأعمال، ص 626، ح 17.

2) - عقاب الأعمال، ص 471، ح 17.

3) - عقاب الأعمال، ص 645.

4) - سوره صف، آیه 3.

«گناه ومعصیت»
1235. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ لایُوقِظُکَ آیٰاتُ نِقَمِ اللهِ وَقَد تَوَرَّطتَ بِمعٰاصِیهِ مَدٰارِجَ سَطَوٰاتِهِ؛(1)

چگونه نشانه های خشم های خداوندی تو را بیدار نکند، و حال آنکه تو خود را در ورطه سختی گرفتار کرده و با گنه کاری ها درجات خشم و غضب خدا را پیموده (و خویش را مورد سخط وغضب حق قرار داده ای؟!).

• قالَ الإمامُ الرِّضا (علیه السلام) : أَوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ آِلی نَبِیٍّ مِنَ الأَنبِیاءِ... وَإِذا عُصِیتُ غَضَبتُ وَإِذا غَضَبتُ لَعَنتُ وَلَعنَتِی تَبلُغُ السّابِعَ مِنَ الوَری(2)خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی کرد، و هرگاه نافرمانی شوم خشم گیرم وچون خشم گیرم لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.
1236. عَن زَیدِ الشّحام قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِحذَرُوا سَطَواتِ اللهِ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ، فَقُلتُ: وَما سَطَواتُ اللهِ؟ قالَ: أَخذَهُ عَلَی المَعاصِی؛(3)

زید شحام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شب و روز از خشم های خداوند در حذر باشید، عرض کردم چه چیزی باعث خشم خداوند می شود؟ فرمود: معاصی و نافرمانی های خداوند.

«اصرار بر گناه»
1237. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَصَرَّعَلی ذَنبِهِ إِجتَری عَلی سَخَطِ رَبِّهِ؛(4)

کسی که برگناهش اصرار بورزد، خود را جرات داده برغضب پروردگارش.

«حضور در محل های گناه و فسق فجور»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَوافِقُ الشَّنانِ تَسخِطُ الرَّحمنَ...؛(5)

در مراکزخشم و دشمنی (خدا) ایستادن، خدا را به خشم می آورد.

1238. الإمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمُحٰاضِرَةُ الفُسُوقِ فَاِنَّهٰا مُسخِطَةٌ لِلرَّحمٰنِ مُصلِیَةٌ لِلنَّیرٰانِ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 555، ح 35.

2) - «موضوع دور شدن ذرّیه از رحمت الهی، نافرمانی پدر و مادر از خدا، حدیث شماره 709»

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 205، ح 18.

4) - غرر، ج 2، ص 681، ح 1102.

5) - «موضوع تسلّط ونفوذ شیطان برانسان، درمحلهای...، حدیث شماره 982»

6) - غرر ج 1، ص 153، ح 68.

دوری کن از محل و جمع فسق وفجور، که آن خداوند به خشم می آورد و آتش دوزخ را می افروزد.

«واردکردن نامحرمِ بد چشم به منزل»
1239. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلیٰ إمرَأةٍ أدخَلَت عَلیٰ أهلِ بَیتِهٰا مِن غَیرِهِم فَأَ کَلَ خَیرٰاتَهُم وَنَظَرَإلیٰ عَورٰاتَهُم؛(1)

غضب پروردگار بسیارسخت است بر زنی، که غیراهل خانواده را به منزل وارد کند و او از نعمت های آنان بخورد و به محرم های آن ها نگاه کند.«غصب کردن مال مؤمن»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنِ إقتَطَعَ مالَ مُؤمِنٍ غَصبًا بِغَیرِحِلِّهِ، لَم یَزِلِ اللهُ (عَزَّوَجَلَّ) مُعرِضًاعَنهُ، ماقِتًا لِأعمالِهِ الَّتِی یَعمَلُها مِنَ البِرِّوَالخَیرِ... حَتّی یَتُوبَ وَیَرُدَّ مالَ الَّذِی أَخَذَهُ إِلی صاحِبِهِ؛(2)

هرکس سهمی از مال مؤمنی را بدون رضایش وبه زور و ستم بستاند، پیوسته خدای (عزوجل) از او روگردان باشد، و همۀ اعمال نیک وخیراتی که انجام می دهد مورد خشم وغضب الهی است تا آنکه توبه کند وآن مالی که بزور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.

«وصف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن وَصَفَ إِمرَأَةً لِرَجُلٍ وَذَ کَرَجَمالَها لَهُ فَافتَتَنَ بِها الرَّجُلُ فَأَصابَ مِنها فاحِشَةَ لَم یَخرُج مِنَ الدُّنیا حَتّی یَغضُبَ اللهٌ عَلَیهِ غَضِبَت عَلَیهِ السَّماواتُ السَّبعُ وَالأَرَضُونَ السَّبعُ وَکانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِمِثلَ الَّذِی أَصابَها، قِیلَ یا رَسُولَ اللهِ فَاِن تابا وَأَصلَحا؟ قالَ:یَتُوبُ اللهُ عَلَیهما...؛(3)

و هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، از دنیا نرود تا اینکه خداوند بر او خشم گیرد، و هرکس مورد غضب الهی واقع شود، آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه همه براوخشم گیرند، و بزه و گناهش همانند آنکس باشد که از آن زن به حرامی کام گرفته است. پرسیدند یا رسول الله اگرآن زن و مرد توبه کنند وخود را اصلاح نمایند باز بر آن شخص وصف کننده گناهی هست ؟ فرمود: خداوند توبه آن دو را می پذیرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 237، ح 3.

2) - «موضوع ازبین رفتن حسنات،غصب کردن مال مؤمن، حدیث شماره 460»

3) - «موضوع قبول نشدن توبه، وصف کردن زن نامحرم...، حدیث شماره 609»

«خلف وعده - عمل نکردن به وعده»
1240. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَإِیّاکَ وَالمَنَّ عَلی رَعِیَّتِکَ بِاِحسانِکَ... أَوأَن تَعِدَ هُم فَتُتبِعَ مَوعِدُ کَ بِخُلفِکَ...وَالخُلفَ یُوجِبُ المَقتَ عِندَ اللهِ وَالنّاسِ، قالَ اللهُ تَعالی: «کَبُرَمَقتًا عِندَ اللهِ أَن تَقُولُومالاتَفعَلُونَ»(1)امام علی (علیه السلام) - در فرمان مبارکش به مالک اشتر- فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایی که به مردم انجام دادی برمردم منت گذاری...یا خلاف وعده کنی، زیرا که خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را بر می انگیزد که خدای بزرگ فرموده: «دشمنی بزرگی است در نزد خدا به آنچه بگویید وعمل نکنید»

1241.عَن هُشامِ بنِ سالِمٍ قالَ سَمِعتُ آبا عَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: عِدَةُ المُؤمِنِ أَخاهُ نَذرٌلا کَفّارَةَ لَهُ، فَمَن أَخلَفَ فَبِخُلفِ اللهِ بَدَأَ وَبِمَقتِهِ تَعَرَّضَ؛(2)

هشام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وعده مؤمن به برادر(دینی) خود نذری است که کفاره ندارد، پس هرکس به آن وفا نکند به مخالفت وعدۀ خدا برخاسته و خود را درغصب او انداخته است.

«اذیت و آزار همسر- اذیت و آزار یتیم»
1242. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن أَضَرَّ بِاِمرَأَةِ حَتّی تَفتَدِیَ مِنهس نَفسَها لَم یَرضَ اللهُ تَعالی لَهُ بِعُقُوبَةٍ دُونَ النّارَ لِأَنَّ اللهَ تَعالی یَغضَبُ لِلمَرأَةِ کَما بَغضَبُ لِلیَتِیمِ؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس به زوجۀ دائمی خود چندان آزار و زیان رساند و تحت فشارش قراردهد، که او حاضر شود فدیه دهد یا مهر خود را ببخشد وخویشتن را خلاص نماید، خداوند در کیفر او جز به آتش دوزخ رضا ندهد، چون خداوند دربارۀ زن وحقوق او به خشم آید هم چنان که دربارۀ یتیم غضب میکند.

«صد و بیست و یک مورد از گناهان آخر الزمانی که باعث خشم و غضب پروردگار عالم می شود»

(دریک حدیث):

1243. حمران که یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است «در حدیثی» از آن بزرگوار روایت می کند که فرمود:

...اَلا تَعلَم اَنَّ مَن اِنتَظَرَأمرَنا وَصَبَرَعَلی ما یَری مِنَ الاَذیِ وَالخَوفِ هُوَغَدًاً فِی زُمرَتِنا.


1) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 53.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 68، ح 1.

3) - عقاب الأعمال، ص 658.

آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما باشد (حکومت ما) و در مقابل اذیت ها و ترس ها صبرکند، فردا در عالم آخرت با ما نخواهد بود؟ !.

و بعد به گناهانی که در آینده و درآخرالزمان اتفاق می افتد و سبب غضب پروردگار عالم می گردد اشاره کردند وفرمودند:1. فَاِذا رَأیتَ الحَقّ قَد ماتَ وَذَهَبَ اَهلُهُ؛

زمانی که دیدی که حق مرده وطرف داران آن ازبین رفته اند.

2. وَرَأیتَ الجَورَ قَد شَمِلَ البِلادَ؛

و دیدی، جهان پر از جور و ستم شد. (ستم همه جا را گرفت).

3. وَرَأیتَ القُرآنَ قَد خَلُقَ وَاُحدِثَ فِیهِ ما لَیس فِیهِ وَوُجِّهَ عَلَی الاَهواءِ؛

دیدی، قرآن کهنه شده وچیزهایی که در قرآن نیست، به آن نسبت می دهند و چیزهایی به نام قرآن بیان می کنند که در آن نیست و برطبق هوی وهوس خود توجیه می کنند.

4. وَرَأیتَ الدِّین قَد اِنکَفَأ کَما یَنکَفِأ الاِناءُ؛

و دیدی، دین موقعیت خود را از دست داده و دچار انقلاب (ودگرگون) شده است.

5. وَرَأیتَ اَهلَ الباطِلِ قَداستَعلواعَلی اَهلِ الحَقِّ؛

ودیدی، طرفداران باطل بر پیروان حق برتری یافته اند.

6. وَرَأیتَ الشّرّ ظاهِرًاً لاینهی عَنهُ وَ یُعذَرُ اَصحابُه؛

و دیدی، شر ظاهر شده است وکسی را از آن نهی نمی کنند، و مجریان شر را معذور می دارند.

7. وَرَأیتَ الفِسقَ قَد ظَهَرَوَاکتفَی الرِّجالُ بِالرّجالِ وَالنِّساءُ بِالنِّساءِ؛

و دیدی، فسق (فساد اخلاقی) دراجتماعات رواج یافته است، و مردها به مردها اکتفا می کنند، (اشاره به عمل شنیع لواط) و زن ها به زن ها (اشاره به مساحقه) هم جنس بازی.

8. وَرَأیتَ المُؤمِنَ صامِتاً لایُقبلُ قَولُهُ؛

و دیدی، افراد با ایمان خاموش نشسته اند، و اگرحرف بزنند سخن آن ها را قبول نمی کنند.

9. وَرَأیتَ الفاسِقَ یَکذِبُ وَلا یُرَدّ علیه کِذبُهُ وَ فِرِیَتُهُ؛

و دیدی، فاسق دروغگو می گوید، و با شناختی که از او دارند در عین حال دروغش را رد نمی کنند.

10. وَرَأیتَ الصَغِیرَ یَستَحقِرُ الکَبِیرِ؛

ودیدی، افراد کوچک به بزرگترها احترام نمی گذارند.11. وَرَأیتَ الاَرحامَ قَد قُطِعَت؛

ودیدی، مردم قطع رحم می کنند.

12. وَرَأیتَ مَن یَمتَدَحُ باِلفِسق یَضحَکُ مِنهُ وَلا یُرَدّ عَلَیهِ قَولُهُ.

ودیدی، کسی که به گناهان مباهات می ورزد به آن می خندد، وحرف بَد آن را به او برنمی گردانند.

13. وَرأیتَ الغُلامَ یُعطِی ما تُعطِی المَرئةُ؛

و دیدی، پسربچه ها مانند زنان خود فروشی می کنند.

14. وَرأیتَ النِّساءَ یَتَزَوّجنَ النِّساءَ؛

و دیدی،عده ای از زن ها با زنان ازدواج می کنند. (هم جنسگرایی)

15. وَرأیتَ الثَناءَ قَد کَثُرَ؛

و دیدی، تعریف بی جا وتملق زیاد شده است.

16. وَرأیتَ الرُّجُلَ یُنفِقُ المالَ فِی غَیرِ طاعَةِ اللهِ فَلا یُنهی وَلا یُؤخَذ ُعَلی یَدَیهِ؛

و دیدی، مرد اموال خود را در راه غیرمشروع به مصرف می رساند، (قمار، شراب، ربا و...) و کسی او را نهی نمی کند.

17. وَرأیتَ النّاظِرَیَتَعَوّذُ بِاللهِ مِمّا یَرَی المُؤمِنَ فِیهِ مِنَ الاجتَهادِ؛.

و ديدى، كه چون شخصى كوشش مؤمن را (در اطاعت خدا) بيند از كوشش او بخدا پناه برد؛

18. وَرأیتَ الجارَیُؤذِی جارَهُ وَلَیسَ لَهُ مانِعٌ؛

و دیدی، همسایه، همسایه خود را اذیت می کند وکسی او را بازنمی دارد.

19. وَرأیتَ الکافِرَ فَرَحًاً لِما یَری فِی المُؤمِنِ مَرَحًا لِما یَری فِی الارضِ مِنَ الفَسادِ؛

و دیدی، کفار از رنجی که اهل ایمان به خاطرشیوع فساد در زمین می برند، خوشحال هستند.

20. وَرأیتَ الخُمُورَتُشرَبُ عَلانِیةً وَیَجتَمِعُ علیها مَن لایَخافُ اللهَ (عَزَّوَجَلَّ)؛

و دیدی، علناً شرب خمر می شود و افرادی که از خداوند نمی ترسند، در مجلس شراب جمع می شوند.21. وَرأیتَ الآمِرَ بِالمَعرُوفِ ذَلِیلاً؛

ودیدی، کسی که امربه معروف می کند دربین مردم ذلیل شده.

22. وَرأیتَ الفاسِقَ فِیما لا یُحِبُّ اللهُ قَویًاً مَحمُودًاً؛

و دیدی، فاسق واهل معصیت، در انجام کاری که خداوند دوست نمی دارد، برومند و محترم هستند.

23. وَرَأیتَ اَصحابَ الآیاتِ یُحَقّرُونَ وَیُحَقّرُمَن یُحِبّهُم؛

و دیدی، صاحب آیات (یعنی طرفداران وخوانندگان آیات قرآن و هرکسی که آن ها را دوست بدارد) کوچک شمرده می شوند.

24. وَرَأیتَ سَبِیلَ الخَیرِمُنقَطَعًاً وَسَبِیلَ الشّرِّمَسلُوکًاً؛

و دیدی، راه خیرمنقطع و مسدود، و راه بدی ها و شرورباز و محل رفت وآمد مردم است.

25. وَرَأیتَ بَیتَ اللهِ قَدعُطِّلَ وَیُؤمَرُبِتَرکِهِ؛

ودیدی، خانه خدا (کعبه) تعطیل شده و امرمی کند به ترک آن.

26. وَرَأیتَ الرّجُلَ یَقُولُ ما لایَفعَلِهُ؛

ودیدی، افراد به آنچه می گویند، عمل نمی کنند.

27. وَرَأیتَ الرَجالَ یَتَسَمّنُونَ لِلرِّجالِ وَالنِّساءَ لِلنِّساءِ؛

ودیدی، مردها برای مردها وزن ها برای زنها، دواها و اغذیه ای استعمال می کنند تا برای اعمال قبیحه (هم جنسگرایی) فربه شوند.

28. وَرَأیتَ الرَّجُلَ مَعِیشَتُهُ مِن دُبُرِهِ وَمَعِیشَةُ المَرأةِ مِن فَرجِها؛

و دیدی، معیشت مرد از(شرمگاه) پشت او و معیشت زن از(شرمگاه) جلو او تأمین می شود (از راه خود فروشی زندگی خود را تأمین می کنند).

29. وَرَأیتَ النِّساءَ یَتَخِّذُونَ المَجالِسَ کَما یَتَخِذُهَا الرِّجالُ؛

و دیدی، زنان برای خود مجلس وکنفراس تشکیل می دهند- چنانکه مردها دارای مجالس و محافل سیاسی هستند- و در سیاست اجتماعی و... دخالت می کنند.

30. وَ رَأیتَ التَأنِیثَ فِی وُلدِ العَبّاسِ قَدظَهَرَ، وَاَظهَرُواالخَضابَ، وَامتَشطُوا کَما تَمتَشِطُ المَراةُ لِزَوجِها، وَاعطُواالرِّجالُ الأموالَ عَلی فُرُوجِهِم، وتَنُوفَسُ فِی الرِّجلِ،وَتُغایِرُعَلیهِ الرِّجالُ، وَکانَ صاحِبُ المالِ اَعَزَّمِنَ المُؤمِنِ، وَکانَ الرِّبا ظاهِرًاً لایُعَیَّرُ، وَکانَ الزِّنا تُمتَدَحُ بِهِ النِّساءُ؛.

و ديدى، در فرزندان عباس كارهاى زنانگى آشكار شد و خضاب كنند و سر را شانه زنند چنانچه زن براى شوهر خود خضاب كند، و به مردها براى فروج خود پول دهند(يعنى براى اينكه مردان با آنها كار شنيع انجام دهند، يا پول دهند تا مردان با زنانشان جمع شوند) و درباره استفاده از مرد رقابت شود و مردان بر سر اين كار غيرت ورزى كنند، در این دوره از زمان صاحب مال در میان مردم از صاحب ایمان عزیزتر است و آشکارا رباخواری می شود و کسی سرزنش نمی کند و زنان به عمل بد زنا ستوده می شوند.

31. وَ رَأیتَ المَراةَ تُصانِعُ زَوجَها عَلی نِکاحِ الرِّجالِ؛

و دیدی، زنان شوهران خود را مهیّا می کنند تا به توانند با مردان دیگررابطه نامشروع داشته باشند.

32. وَرَأیتَ اَکثَرَالنّاسِ وَخَیرَبَیتٍ مَن یُساعِدُ النِّساءَ عَلی فِسقِهِنَّ؛

و دیدی، اکثر مردم و بهترین خانه ها آن خانه ای است، که زنان را درفسق وگناهانشان کمک کنند.

33. وَرَأیتَ المُؤمِنَ مَحزُونًاً ذَلیلاً مُحَقّرًاً؛

و دیدی، مؤمن در اجتماع خوار و ذلیل زندگی می کند.

34. وَرَأیتَ البِدَعَ وَالزِّنا قَد ظَهَرَ؛

و دیدی، بدعت و زنا شیوع یافته است.

35. وَرَأیتَ النّاسَ یَعتَدُونَ بِشاهِد ِالزِورِ؛.

و دیدی، مردم به وسیله شهادت ناحق به یکدیگرتعدی می کنند.

36. وَرَأیتَ الحَرامَ یِحُلَّلُ؛

ودیدی، حرام، حلال شمرده می شود.

37. وَرَأیت الحَلالَ یُحَرُمٍ؛

ودیدی، حلال، حرام محسوب می گردد.

38. وَرَأیتَ الدِّینَ باِلرأیِ وَعُطِّلَ الکِتابُ وَاَحکامُهَ؛

و دیدی، مردم دین را با رأی خودشان تطبیق می دهند، و قرآن و احکام آن معطل مانده است.

39. وَرَأیتَ الّیل لایُستَحیی بِهِ مِنَ الجُرأةِ عَلی اللهِ؛

و دیدی، برای انجام کارهای بد، مردم انتظار شب را نمی کشند بلکه در روز روشن انجام می دهند.

40. وَرَأیتَ المُؤمنَ لایَستَطِیعُ اَن یُنکِرَالا بِقَلبِهِ؛

و دیدی، اهل ایمان در مقابل منکرات، جز با قلب شان توان انکار ندارند.

41. وَرَأیت العَظِیمَ مِنَ المالِ یُنَفقُ فِی سَخَطِ اللهِ(عَزَّوَجَلَّ)؛

و دیدی، بخش عظیمی از مال صرف در غضب خدا می شود (مانند پول های کلانی که خرج خرید اسلحه می شود و افراد مسلمان و غیرمسلمان را به خاک وخون می کشند و نابود می کنند و هزینه های سنگی که در رابطه با کارهای خلاف وگناه انجام می شود).

42. وَرَأیتَ الوُلاةَ یُقَرِّبُونَ اَهلَ الکُفرِوَیُباعِدُونَ اَهلَ الخَیرِ؛

و دیدی، فرمانروایان به دشمنان خدا و کفار تقرب می یابند، (مانند فرستادن هیأت های به اصطلاح حسن نیت، بستن قراردادهای مختلف، دیدارهای سیاسی بعضی از کشورهای مسلمان با کشورهای غیرمسلمان و...) و از اهل خیردوری می جویند.

43. وَرَأیتَ الولاةَ یَرتَشُونَ فِی الحُکمِ؛

و دیدی، فرمانروایان در حکم دادن رشوه می گیرند.

44. وَرَأیتَ الوِلایةَ قَبالةٌ لِمَن زادَ؛

و دیدی، به دست آوردن حکومت با پول انجام می شود.

45. وَرَأیتَ ذَواتِ الاَرحامِ ینکحنَ وَیکتَفی بِهِنَّ؛

و دیدی، با محارم خودازدواج می کنند و به آن ها اکتفا می نمایند.

46. وَرَأیتَ الرِّجلَ یُقتلُ عَلی التُهمَةِ وَعَلی الظَّنةِ وَیَتَغایَرُعَلی الرّجُلِ الذّ کَرُفَیَبذِلُ لَهُ نَفسَهُ وَمالَهَ؛

و دیدی، به مجرد تهمت و سوءظن افراد را می کشند، (بدون تحقیق و بررسی) و ناگهان هجوم می آورند و مال و جان او را تصاحب می کنند، (ممکن است در راه طغیان شهوت باشد که زنان هرجایی همه چیز مردها را می برند یا به وسیله حکامجور، اموال مردم مصادره می شود و جانشان هم به مخاطره می افتد) یا اینکه در راه رسیدن به پسربچه ها برای کار زشت از مال و جان می گذرند.

47. وَرَأیت الرَّجلَ یُعَیَّرُعَلی اِتیانِ النِساءِ؛

و دیدی، مردها را به خاطرتماس وآمیزش با زنان سرزنش می کنند.

48. وَرَایتَ الرَّجُلَ یَأکُلُ مِن کَسبِ إمرَئَتِهِ مِنَ الفُجُورِوَیَعلَمُ ذالِکَ وَیُقِیمُ عَلَیهِ؛

و دیدی، مرد از درآمد نامشروع زنش (ازظریق فجور) می خورد و آن را می داند و قبول می کند.

49. وَرَأیتَ المرأةَ تَقهَرُزَوجَها وَتَعمَلَ ما لا یَشتَهِی وَتُنفِقُ عَلی زَوجِها؛

و دیدی، زنان بر مردان غالب می شوند و برخلاف رضای شوهرعمل می کنند و مردشان را از نظر زندگی اداره می کنند.

50. وَرَأیتَ الرِّجالَ یُکرِی اِمرَاتَهُ وَجارِیَتَهُ وَ یَرضی بِالدَّنی مِنَ الطعامِ وَالشُّربِ؛

و دیدی، بعضی از مردها زنان و کنیزان خود را در اختیار اشخاص قرار می دهند و در مقابل به مختصری از خوراکی ها و آشامیدنی ها قناعت می ورزند.

(بعضی از مردها از درآمد زنان خود، در ارتباط با بی بند و باری و فجور امرار معاش می کنند درحالی که می دانند زنان آن ها فاسد است و به این وضع تن می دهند)

51. وَرَأیتَ الایمانَ باِللهِ (عَزَّوَجَلَّ) کَثِیرةً عَلی الزُورِ؛

و دیدی، بیشترایمان به خداوند(بزرگ) به دروغ وتزویراست.

52. وَرَأیتَ القِمارَقَد ظَهَرَ؛

ودیدی، مردم علناً قماربازی می کنند.

53. وَرَأیتَ الشُّربَ تُباعُ ظاهِرًاً لَیسَ عَلَیهِ مانِعٌ؛

و دیدی، علناً شراب خرید و فروش می شود و هیچ مانعی هم برسر راه آن نیست.

54. وَرَأیتَ النِّساءَ یَبذِ لُنَّ اَنفُسَهُنَّ لاَهلِ الکُفرِ؛

و دیدی، زنان مسلمان خودشان را در اختیار کفار قرار می دهند.

55.

وَرَأیتَ المَلاهِی قَد ظَهَرَت یَمُرُّبِها لایَمنَعُها اَحَدٌ أحَدًا وَلایَجتَرِی اَحَدٌ عَلی مَنعِها؛و دیدی، گناهان در اجتماع آشکار می شود، ومردم آنها را می بینند وکسی هم منع نمی کند وجرأت بر منع آنها در مردم نیست.

56.

وَرَأیتَ الشّرِیفَ یَستَذِ لِّهُ الَّذِی یُخافُ سلطانه؛

و دیدی، افراد با شخصیت، ذلیل صاحب قدرت می شوند.

57. وَرَأیتَ اَقرَبَ النّاسِ مِنَ الوُلاةِ مَن یَمتَدِحُ بِشَتمِنا اَهلَ البَیتِ؛

و دیدی، نزدیکترین افراد به زمامداران، آنهایی هستند که نسبت به ما اهل بیت بدگویی می کنند.

58. وَرَأیتَ مَن یُحِبّنا یَزُورُوَلایقبَلُ شَهادَتُهُ؛

و دیدی، افرادی که نسبت به ما اظهار محبت می کنند، مورد احترام نیستند وحرف آنها را نمی پذیرند.

59. وَرَأیتَ الزُّورَمِنَ القَولِ یُنافَسُ فَیهَ؛

و دیدی، مردم درگفتارخلاف حق با هم رقابت می کنند.

60. وَرَأیتَ القُرآنَ قَد ثَقُلَ عَلَی النّاسِ اِستِماعُهُ وَخَفَّ عَلَی النّاسِ اِستِماعُ الباطِلِ؛

و دیدی، شنیدن آیات کریمه قرآن برای مردم سنگین، اما شنیدن ساز و آواز آسان و شیرین است.

61. وَرَأیتَ الجارَیُکرِمُ الجارَخَوفًاً مِن لِسانِهِ؛

و دیدی، که به خاطرزبان بدهمسایه، همسایه دیگر او را اکرام می کند.

62. وَرَأیتَ الحُدُ ودَ قَد عُطِّلَت وَعُمِلَ فِیها باِلاَهواءِ؛

و دیدی، حدود الهی معطل مانده است و مردم آنها را طبق هوای نفسشان پیاده می کنند.

63. وَرَأیتَ المَساجِد قدَ زُخرِفَت؛

و دیدی، مساجد زینت داده می شود (از نظر ساختمان و رنگ آمیزی).

64. وَرَأیتَ اَصدَقَ النّاسِ عِندَ النّاسِ المُفتَرِی الکِذبَ؛

ودیدی، راست گوترین مردم، دروغ گوترین افراد است (ازنظرواقع).

65. وَرَأیتَ الشَّرَقَد ظَهَرَوَالسّعی بِالنَّمِیمَةِ؛

و دیدی، شر و سخن چینی، در میان مردم ظاهرگشته است.66. وَرَأیتَ البَغیَ قَد فَشا؛

و دیدی، ستمگری درمیان مردم شیوع یافته است.

67. وَرَأیتَ الغِیبةَ تُستَملَحُ وَیُبشِرُبِها النّاسُ بَعضَهُم بَعضًاً؛

و دیدی، غیبت کردن را سخنی خوشمزه و دل چسب می دانند، و یکدیگر را به غیبت کردن بشارت می دهند.

68. وَرَأیتَ طَلَبَ الحَجِّ وَالجَهادِ لِغَیرِاللهِ؛

و دیدی، حج خانه خدا و جهاد را برای غیررضای خدا انجام می دهند.

69. وَرَأیتَ السُلطانَ یَذِلُّ لِلکافِرِالمُؤمِنَ؛

و دیدی، پادشاهان به خاطر دلجویی از کفار اهل ایمان را ذلیل می کنند.

70. وَرَأیتَ الخَرابَ قَد اَدِیلَ مِنَ العُمرانِ؛

و دیدی، که خرابی برعمران و آبادانی فزونی یافته است (در اثرجنگ ها و...).

71. وَرَأیتَ الرَّجُلَ مَعِیشَتُهُ مِن بَخسِ المِکیالِ وَالمِیزانِ؛

و دیدی، مردم روزی خود را با کم فروشی به دست می آورند.

72. وَرَأیتَ سَفکَ الدِّماءِ یُستَخَفُّ بِها؛

و دیدی، خونریزی درجامعه سبک شمرده می شود.

73. وَرَأیتَ الرَّجُلَ یَطلِبُ الرِئاسَةَ لِغَرَضِ الدُّنیا وَیَشهَرُنَفسَهُ بِخُبثِ اللِّسانِ لِیُتقی وتُسنَدَ اِلَیهِ الاُمُورُ؛

و دیدی، مرد به خاطررسیدن به ریاست دنیا، بدزبانی می کند وخود را به بدزبانی مشهور می سازد تا مردم از او بترسند.

74. وَرَأیتَ الصَّلوةَ قَد استُخُفَّ بِها؛

و دیدی، مردم نماز، را سبک می شمارند، (هروقت که شد یا آخروقت می خوانند وبه آن اهمیت نمی دهند).

75. وَرَأیتَ الرَّجُلَ عِندَهُ المالُ الکَثِیرُلَم یُزَکِّهِ مُنذُ مَلَکَهُ؛.

و دیدی، کسی که دارای اموال فراوان است از اول زکات آن را نداده است.

76.

وَرَأیتَ المَیتَ یُنشَرُمِن قَبرِهِ، وَ یُؤذی وَتُباعُ اَکفانُهَ؛و دیدی، نبش قبرمی کنند وکفن مردگان را می فروشند.

77.

وَرَأیتَ الهَرجَ قَد کَثُرَ؛.

و دیدی، هرج ومرج زیاد شده (امنیت از بین رفته).

78. وَرَأیتَ الرَّجُلَ یُمسِی نَشوانَ وَصبح سَکرانَ لایَهتَمُّ بِما النّاسُ فِیهِ؛

و دیدی، مرد شبانه سرسفره شراب می نشینند، و صبح مست برمی خیزند و به فکرمردم نیستند.

(ظاهرا مراد از رجل، حاکم باشد)

79. وَرَأیتَ البَهائِمَ تُنکَحُ؛

و دیدی، با حیوانات معامله جنسی انجام می دهند (با آن ها آمیزش می کنند).

80. وَرَأیتَ البَهائِمَ تُفرِسُ بَعضُها بَعضًاً؛

و دیدی، حیوانات بعضی، بعضی دیگر را می درند.

81. وَرَأیتَ الرَّجُلَ یَخرِجُ اِلی مُصَلاهِ وَ یَرجِعُ وَلَیس عَلَیهِ شَی ءٌ مِن ثِیابِهِ؛

و دیدی، مردی برای نماز می رود، و در برگشتن لباس ندارد (لباس او را برده اند).

82. وَرَأیت قُلُوبَ النّاسِ قَد قَسَت وَجَمُدَت اَعیُنِهِم وَ ثَقُلَ الذِّ کرُعَلَیهِم؛

و دیدی، قلب های مردم سخت شده است واشکشان جاری نمی شود (و یاد خدا برآنها گران می آید).

83. وَرَأیتَ السُّحتَ قَد ظَهَرَ یُنافَسُ فِیهِ؛

و دیدی، مردم در خوردن مال حرام با یکدیگر رقابت می کنند.

84. وَرَأیتَ المُصَلِّی اِنَّما یُصُلِّی لِیَراهُ النّاسُ؛

و دیدی، نمازگزار برای خوش آیند وخودنمایی به مردم نماز می خواند.

85. وَرَأیتَ الَفقِیهَ یَتَفَقَّهُ لِغَیرِالدِّ ین یَطلِبُ الدُّنیا وَالرِّئاسَةَ؛

و دیدی، فقیه احکام دین را برای رسیدن به دنیا می آموزد (نه برای خدا).

86. وَرَأیتَ النّاسَ مَعَ مَن غَلَبَ؛

و دیدی، مردم طرفدار آن کسی هستند، که قدرت در دست اوست.

87.

وَرَأیتَ طالِبَ الحَلالِ یُذَمُّ وَیُعَیَّرُوَطالِبَ الحَرامِ یُمدَحُ وَیُعظَمُ؛و دیدی، طالب مال حلال را سرزنش، و دوستدارحرام را تمجید وتکریم می کنند.

88.

وَرَأیتَ الحَرَمَینَ مَن یَعمَلُ فِیهِما بِما لا یُحِبُّ اللهُ لا یَمنَعُهُم مانِعٌ وَلا یَحُولُ بَینَهُم وَبَینَ العَمَلِ القَبِیحِ؛

و دیدی، درحرمین (مکه ومدینه) کارهای خلاف انجام می دهند، وکسی جلوی آن ها را نمی گیرد.

89. وَرَأیتَ المَعازِفَ ظاهِرَةٌ فِی الحَرَمَینِ؛

و دیدی، آلات لهو و لعب را در حرمین به طورآشکار (مانند ساز و آواز، قمار و انواع گناهان دیگر).

90. وَرَأیتَ الرّجُلَ یَتَکَلَّمُ بِشَیءٍ مِنَ الحَقِّ وَیَأ مُرُبِالمَعرُوفِ وَیَنهی عَنِ المُنکَرِفَیَقُومُ اِلَیهِ مَن یَنصَحُهُ فیِ نَفسِهِ فَیَقُولُ: هذا عَنکَ مُوضُوعٌ؛

و دیدی، به کسانی که حق را می گویند و امربه معروف ونهی ازمنکر می کنند، به عنوان نصیحت گفته می شود: این موضوع به شما مربوط نیست و بهتراست دست بردارید.

91. وَرَأیتَ النّاسَ یَنظُرُبَعضُهُم اِلی بَعضٍ وَیَقتَدُونَ بِاَهلِ الشُّرُورِ؛

و دیدی، مردم با هماهنگی یک دیگر، به مردم بد اقتدا می کنند (یا پیروی می نمایند).

92. وَرَأیتَ مَسلَکَ الخَیرِوَطَرِیقَهُ خالِیًاً لایَسلِکُهُ اَحَدٌ؛

و دیدی، راه خیر و سعادت خالی مانده است و کسی بدان راه نمی رود.

93. وَرَأیتَ المَیِّتَ یُهزُبِهِ فَلا یَقزِعُ لَهَ اَحَدٌ؛

و دیدی، مردگان را به مسخره می گیرند، و کسی به آن گریه نمی کند.

94. وَرَأیتَ کُلَّ عامٍ یُحدَثُ فِیهِ مِنَ البِدعَةِ وَالشَّرَّاَکثَرُمِمّا کانَ؛

و دیدی، هرسال بدعت ها وفتنه های تازه به وجود می آید، که بدتر از سال قبل است.

95. وَرَأیتَ الخَلقَ والمَجالِسَ لایِتابَعُونَ الا الاغنِیاءُ؛

و دیدی، درمیان مردم ودر محافل عمومی تنها نسبت به اغنیا احترام می شود.

96. وَرَأیتَ المَحتاجَ یُعطی عَلی الضِحکِ بِهِ وُیرحَمُ لِغَیرِوَجهِ اللهِ؛

و دیدی، در مقابل فقیر و کمک به او مردم می خندند، و برای غیرخدا به او رحم می کنند.97. وَرَأیتَ الایاتِ فِی السَّماءِ لایَفزَعُ لَها اَحَدٌ؛

و دیدی، مردم از آیات و نشانه های آسمانی وحشت و ترسی ندارند. (مانند سرخی در آسمان، ستاره دنباله دار، خورشید گرفتگی و...).

98. وَرَأیتَ النّاسَ یَتَسافَدُونَ کَما یَتَسافَدُ البَهائِمُ، لایُنکِرُاَحَدٌ مُنکرًاً تَخَوُّفًاًمِنَ النّاسِ؛

و دیدی، مردم مانند بهائم سوار یک دیگر می شوند «تجاوزعلنی» از ترس مردم، کسی آنها را سرزنش نمی کند.

99. وَرَأیتَ الرَّجُلَ یُنفِقُ الکَثِیرَفِی غَیرِ طاعَةِ اللهِ وَیَمنَعُ الیَسِیرَفِی طاعَةِ اللهِ؛

و دیدی، مردم در راه غیررضای خداوند انفاق زیاد می کنند، و در راه خدا از انفاق اندک هم مانع می شوند.

100. وَرَأیتَ العُقُوقَ قَد ظَهَرَوَاستَخِفَّ بِالوالِدَ ینِ وَکانا مِن اسوَءِ النّاسِ حالاًعِندَ الوَلَدِ وَیَفرَحُ به آن یُفتَری عَلَیهِما؛

و دیدی، فرزندان احترام پدر و مادر به جای نمی آورند، و آنها را حقیر می شمارند و بدترین حالات را پدر و مادر دارند (نزد فرزندانشان) و از افترا زدن به پدر و مادر خوشحال می شوند.

101. وَرَأیتَ النِّساءَ قَدغَلَبنَ عَلی المُلکِ وَغَلَبنَ کُلَّ اَمرٍلایُؤتی الا ما لَهُنَّ فِیهِ هَوی؛

و دیدی، زن ها برکشورها و برتمام امور چیره شده اند (نخست وزیر می شوند، پادشاه می شوند، وکیل مجلس می شوند) و کارها بدون رضا و هوس زنان انجام نمی گیرد.

102. وَرَأیتَ اِبنَ الرَّجُلِ یَفتَرِی عَلی اَبِیهِ وَ یَدعُوعَلی والِدَیهِ وَیَفرَحُ بِمَوتِهَما؛

و دیدی، پسر به پدرش افترا می زند و به پدر و مادر نفرین می کند و انتظار مرگ آنها را می کشد و از این بابت خوشحال است (برای تقسیم ارث وغیره).

103. وَرَأیتَ الرَّجُلَ اِذا مَرَّبِهِ یَومٌ وَلَم یَکسِب فِیهِ الذَّ نبَ العَظِیمَ مِن فُجُورٍاَو بَخسِ مِکیالٍ اَومِیزانٍ اَو غِشیانِ حَرامٍ اَو شُربِ مُسکِرٍکَئِیبًاً حَزِینًاً یَحسَبُ اَنَّ ذلِکَ الیَومِ عَلَیهِ وَضِیعَةٌ مِن عُمرِهِ؛

و دیدی، هر روزی که بر مرد بگذرد، و در آن روز مرتکب معصیتی مانند: خوردن حرام و شرب مسکرات یا کم فروشی یا غَش در معامله نشود، آن روز برای او روز سخت و اندوه خواهد بود.104. وَرَأیتَ السُّلطانَ یَحتَکِرُالطَّعامَ؛

و دیدی، پادشاهان و حاکمان موادغذایی را، احتکار می کنند(در اختیار خود قرار می دهند).

105. وَرَأیتَ اَموالَ ذَوِی القُربی تُقسَمُ فِی الزُورِوَیُتَقامَرُبِها وَیُشرَبُ بِها الخُمورُ؛

و دیدی، خمس آل محمد (سهم امام و سهم سادات) در راه باطل تقسیم می شود، و با آن میخوارگی می کنند.

106. وَرَأیتَ الخَمرَ یَتَداوای بّها وَتُوصَفُ لِلمَرِیض وَیُستَشفی بّها؛

و دیدی، شراب را وسیله درمان امراض قرار می دهند، به بیمارتوصیه می کنند و از آن شفا می جویند. (بعضی از پزشکان گاه به بیماران خود توصیه می کنند که برای شفای پاره ای امراض از شراب استفاده کنند).

107. وَرَأیتَ النّاسَ قَداستَوُوا فِی تَرکِ الاَمرِبِا المَعرُوفِ وَالنَّهی عَنِ المُنکَرِوَتَرک ِالتَّدَیُّنِ بِهِ؛

و دیدی، همه مردم در ترک امربه معروف ونهی از منکرهماهنگی پیدا کرده اند.

108. وَرَأیتَ رِیاحَ المُنافِقِینَ وَأَهلَ النّفاقِ دائِمَة وَرِیاحَ اَهلِ الحَقِّ لاتُحَرَّکَ؛

و دیدی، پرچم نفاق و منافقان به اهتزاز درآمده است اما پرچم اهل حق ساکن و بی حرکت است.

109. وَرَأیتَ الاذانَ بِالاَجرِوَالصَّلاةَ بِالاَجرِ؛

و دیدی، مؤذن برای اذان و نمازگزار برای اقامه نماز مطالبه پول می کنند.

110. وَرَأیتَ المَساجِدَ محتشیة مِمَّن لایَخافَ اللهَ مُجتَمِعُونَ فِیها لِلغِیبَةِ وَاَکلِ لُحُومِ اَهلِ الحَقِّ وَ یَتَواصَفُونَ فِیها شَرابَ المُسکِرِ؛

و دیدی، مساجد محل اجتماع، اما بیشتر برنامه ها، غیبت وخوردن گوشت مردم است و در مساجد وصف شراب و شرابخوار را می کنند.

111. وَرَأیتَ السُکرانَ یُصَلِّی بِالنّاسِ فَهُوَلایَعقِلُ وَلایُشانُ بِالسُکرِوَاِذا سَکَرَ أُکرِمَ وَاتّقی وَخِیفَ وَ تُرِک َلایُعاقَبُ وَیُعذَرُ بِسُکرِهِ؛

و دیدی، آدم مست برای مردم نماز می خواند (پیش نماز می شود)و هرگاه مشروب خورد مردم او را احترام می کنند و از او واهمه داشته و برای مستی اوعذرش می آورند.112. وَرَأیتَ مَن اَکَلَ اَموالَ الیَتامی یُحدَثُ بِصَلاحِهِ؛

و دیدی، اموال یتیم را می خورند ولی به صلاح و نیکی هم معروف هستند.

113. وَرَأیتَ القُضاةَ یَقضُونَ بِخِلافِ ما اَمَرَاللهُ؛

و دیدی، قضات برخلاف آنچه خداوند فرموده است قضاوت می کنند.

114. وَرَأیتَ الوُلاةَ یَأتَمِنُونَ الخَوَنَةَ لِلطَّمَعِ؛

و دیدی، زمامداران به جهت طمع، خیانتکاران را امین خویش قرار می دهند.

115. وَرَأیتَ المِیراثَ قَد وَضَعَتهُ الولاةُ لاَهلِ الفُسُوقِ وَالجُرأةِعَلی اللهِ یَأخُذُونَ مِنهَم وَیَخلُونَهُم وَما یَشتَهُونَ؛

و دیدی، حاکمان، میراث را به دست اهل فسق و فجور می دهند و آنها برخدا جرأت پیدا می کنند و از این اموال می خورند و به هرنحو که بخواهند با آن عمل می کنند.

116. وَرَأیتَ المَنابِرَؤیُأمَرُعَلَیها باِلتَقوی وَلایَعمَلُ القائِلُ بِما یَأمُرُ؛

و دیدی، برسرمنبرها امربه تقوا می کنند، اما گوینده خود به آن عمل نمی کند.

117. وَرَأیتَ الصَّلاةَ قَداستُخِفَّ به اوقاتِها،

و دیدی، که مردم نماز را در وقت خودش نمی خوانند و آن را سبک می شمارند.

118. وَرَأیتَ الصَدَقَةَ بِالشَّفاعَةِ لایُرادُ بِها وَجهُ اللهِ وَتُعطی لِطَلَبِ النّاسِ؛

و دیدی، زکات و صدقات دیگر را به وساطت افراد می دهند، اما برای خدا نیست و قصد تقرب به خداوند را ندارند.

119. وَرَأیتَ النّاسَ هَمُّهُم بُطُونُهُم وَ فُرُوجُهُم لایُبالُونَ بما اَکَلُوا وَبِما نَکَحُوا؛

و دیدی، هّم و هدف مردم پرکردن شکم و ارضای غرایزجنسی است و از هرراهی باشد مانعی ندارد.

120. وَرَأیتَ الدُّنیا مُقبِلَةٌ عَلَیهِم؛

و دیدی، که دنیا رو به آنها آورده.

121. وَرَأیتَ اَعلامَ الحَقِّ قَد دَرَسَت.

و دیدی، که نشانه های حق، کهنه شده است.فَکُن عَلی حَذَرٍ، وَاطلُب إِلَی اللهِ(عَزَّوَجَلَّ) النَجاةَ، وَاعلَم النّاسُ فِی سَخَطِ اللهِ(عَزَّوَجَلَّ) وَاِنَّما یَمهِلُهُم لاَمرٍیِرادُ بِهِم فَکُن مُتَرَقِّبًاً، وَاِجتَهِد لِیَراکَ اللهُ(عَزَّوَجَلَّ) فَی خِلافِ ما هُم عَلَیهِ، فَاِن نَزَلَ بِهِم العَذابِ وَ کُنتَ فِیهِم عَجَّلتَ اِلی رَحمَةِ اللهِ، وَاِن اَخَّرتَ، ابتَلُوا وَکُنتَ قَد خَرَجتَ مِمّا هُم فِیهِ مِنَ الجُرأةِ عَلَی اللهِ (عَزَّوَجَلَّ) وَاعلَم اَنَّ اللهَ لا یُضِیعُ اَجرَالمُحسِنِینَ، وَاَنَّ رَحمَةَ اللهِ قَرِیبٌ مِنَ المُحسِنِینَ؛(1)

ای حمران! پس برحذر باش و از پیشگاه خداوند بزرگ تقاضای رهایی کن، و بدان که مردم گرفتارخشم خداوند هستند و به آنها مهلت داده شده در مقابل او امری که به آنها شده است. پس، مواظب خویشتن باش وکوشش کن تا خداوند تو را برخلاف آنها ببیند، و اگر در میان آنها باشی وعذاب خداوند نازل شود همانا به سوی رحمت واسعه الهی شتافته ای و اگر از آنها جدا شدی آنها گرفتارهستند و تو از جرأت بر خداوند در امان


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 514، ح 6- والمیزان، ح 5، ص 396.

مانده ای.و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را می دهد و همانا رحمت خداوند نزدیک به نیکوکاران است.

«حرص»
1244. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی الحِرصِ آَلشِّقاءُ وَالغَضَبُ؛(1)

شقاوت وخشم، درحرص است.

1245. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرَهُ یُثیِیرُالغَضَبَ؛(2)

حرص شدید وآزمندی، برانگیزنده غضب است.

«به خشم آوردن خداوند»
1246. قالَ عَلِیُّ بنِ مُوسَی الرِّضا (علیه السلام) :... وَمَن أَسخَطَ الخالِقَ فَقُمِنَ أَن یُسَلِّطَ اللهُ عَلَیهِ سَخَطَ المَخلُوقِینَ؛(3)

وکسی که خالق را به خشم آورد، پس سزاواراست که خداوند خشم مردم را براومسلّط گردادند.

«تند خویی»
1247. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلحِلمُ یُطفِئُ نٰارَالغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحرٰاقَهُ؛(4)

بردباری آتش غضب را خاموش می سازد، و تندخویی سوزش آن را برمی افروزد.

«ریا و خود نمایی»
1248. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَمَرةُ المِراءِ الشَّحناءُ؛(5)

نتیجۀ ریاکاری، خشم (مردم) است.

«تکبّر و تجبّر، تحقیرکردن مردم»
1249. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قال الحواریّون لعیسی (علیه السلام) : أیّ الأشیاءأشدّ؟ قال: أشدّ الأشیاء غضب الله(عزّوجلّ) قالوا: بما نتّقی غضب الله؟ قال: به آن لا تغضوا، قالوا وما بدؤالغضب؟ قال: التکبّروالتّجبّرومحقرة النِاس؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 514، ح 59.

2) - غرر، ج1، ص 28، ح 850.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 423، ح 10.

4) - غررج 1، ص 92، ح 2086.

5) - غرر،ج 1، ص 359، ح 21.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 289، ح 15.

حواریّون (روحانیون مسیحی) به حضرت عیسی (علیه السلام) عرض کردند: چه چیز بسیار سخت است؟ فرمود: غضب خداوند(عزّوجل) سخت ترین چیزها است، گفتند: چگونه خود را از آن نگه داریم؟ گفت: به اینکه غضب نکنید، گفتند: مبدأ (و عامل) غضب چیست؟ فرمود: تکبّر، خودبزرگ بینی وحقیر و کوچک شمردن مردم.

ج) غضب،آتش سوزان زندگی:
1250. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أشَلغَضَبُ نارٌمُوقَدَةٌ مَن کَظَمَهُ أَطفَأَها وَمَن أَطلَقَهُ کانَ اَوَّلَ مُحتَرِقٍ بِها؛(1)

غضب آتشی فروزنده است، هرکس آن را فروخورد، خاموشش کند، و هرکس رهایش نماید اوّل کسی باشد که درآن بسوزد.

فصل دوم - گناهی که باعث غفلت انسان می شود:

«تکاثر و تفاخر- زیاده خواهی و فخرفروشی»

قرآن کریم: «آَلهکُمُ التَّکاثُرُ؛»(2)

تفاخر و تکاثر«به اموال وعشیره» شما را به خود مشغول داشته. (و از خدا و قیامت غافل کرده)

فصل سوم - گناهانی که باعث غم و اندوه در زندگی انسان می شود:

«بیتابی و بی قراری - جَزع و فَزع»

1251. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالجَزَعَ، فَانِّهُ یَقطَعُ الأَمَلَ وَیُضعِفُ العَمَلَ، وَیُورِثُ الهَمَّ؛(3)

از بیتابی (و آه و ناله) کردن بپرهیز، که آن امید را قطع می کند و عمل را ضعیف می گرداند و اندوه می آورد.

«حسد»

1252. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : طَهِّرُوا قُلُوبَکُم مِنَ الحَسَدِ فَاِنَّهُ مُکمِدٌوَمُضِنٌّ؛(4)

قلب هایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد اندوه آورنده ولاغرکننده است.


1) - غرر،ج 1، ص 71،ح 1812.

2) - سوره تکاثر، آیه 1.

3) - میزان الحکمة ج 3، ص 1146، ح 3773.

4) - غرر، ج 2، ص 471، ح 33.

1253. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ یُنشِئُ الکَمَدَ؛(1)

حسد، بوجودآورنده غم واندوه است.

1254. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مٰارَأَیتُ ظٰالِمًا أَشبَهُ بِمَظلُومِ مِنَ الحٰاسِدِ: نَفَسٌ دٰائِمٌ، وَقَلبٌ هٰائِمٌ، وَحُزنٌ لازِمٌ؛(2)

ستمگری ندیدم که به ستمدیده مانندتر باشد مگرحسود: او جانی خسته دارد و دلی سرگشته واندوه پیوسته.

1255. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَحَسَدُهُ طالَ کَمَدُهُ؛(3)

کسی که حسادتش زیاد باشد، رنج و اندوه او طولانی شود.1256. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الکَمَدِ أَلحَسَدُ؛(4)

حسد، باعث اندوه دائمی است.

1257. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ مَغمُومٌ؛(5)

حسود، همیشه اندوهگین است.

«دین را مِهر و بهای دنیا قراردادن»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَمهَرِالدُّنیا دیینَکَ فَاِنَّ مَن أَمهَرَالدُّنیا دِینَهُ زَفَّت إِلَیهِ... وَالمِحنَةِ وَالبَلاءِ؛(6)

دین خود را مِهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست، با اندوه و بلا عروسی خواهد کرد.

«دلبستگی به دنیا»

• عَن اآبنِ أبِی یَعفُورِقال: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ: هَمُّ لایَفتی، وَأمَلٌ لایُدرَکُ، وَرَجاءٌ لا یَنالُ؛(7)

ابن أبی یعفور گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: کسی که به دنیا دل ببندد به سه خصلت (چیز) دل بسته، اندوهی که پایان ندارد، و آرزوی که بدست نیاید، و امیدی بدان نرسد.


1) - غرر، ج 1، ص 35، ح 1080.

2) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3771.

3) - غرر، ج 2، ص 655، ح 768.

4) - غرر، ج 1، ص 430، ح 12.

5) - غرر، ج 1، ص 8، ح 134.

6) - «موضوع نزول بلا، دین را بهای دنیاقراردادن، حدیث شماره 333».

7) - «موضوع نرسیدن به آرزو، دلبستگی بدنیا، حدیث شماره 28».

1258.عَن عَبدِ اللهِ بنِ الحَسَنِ بنِ الحَسَنِ، عَن اُمِّهِ فاطِمَةَ بَنتِ الحُسَینِ، عَن أَبِیها (علیه السلام) قالَ: فالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : الرَّغبَةُ فِی الدّیا تُکثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَالزُّهدُ فِی الدُّنیا یَرِیحُ القَلبَ وَالبَدَنَ؛(1)

فاطمه دخترامام حسین (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: رغبت تمایل به دنیا غم و اندوه را بیشترمی کند و بی اعتناعی به دنیا دل و بدن را راحت می سازد.1259. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَشعَرَالشَغَفَ بِالدُّنیٰا مَلأ ت ضَمِیرَهُ أشجٰانًا، لَهٰا رَقصٌ عَلٰی سُوَیداءِ قَلبِهِ، هَمٌّ یَشغَلُهُ وَغَمٌّ یَحزُنُهُ حَتّیٰ یُؤخَذَ بِکَظمِهِ فَیُلقی بِالفَضٰاءِ مُنقَطِعًا أبهُرٰاهُ *، هَیِّنًا عَلَی اللهِ فِنٰاؤُهُ، بَعِیدًا عَلَی الأخوٰانِ لِقٰاؤُهُ؛(2)

•
• درنهج البلاغة مرحوم دشتی عبارت عربی وترجمه چنین است:«مُنقَطِعًا أبهَراهُ- رگهای حیات اوقطع شده»

هرکس علاقه و دلبستگی به دنیا را پیشه و تن پوش خود کند، دنیا دل او را پر از غم وانوده سازد، دنیا را در دل و در درون او، رقص و زیروروشدنی است (همیشه در دل و در درون خود مسائل دنیوی را فکر و جابجا نماید) هردم اندوهی (از اندوهای دنیا) سرگرمش سازد و غمی محزون و غصّة دارش نماید، تا آنکه گرفتار فروخوردن اندوهش گردد (مرگش دررَسد) آنگاه در فضا افکنده شود درحالی دو چشم امّید از دنیا بریده*، نابودیش برای خداوند آسان و دیدارش برای برادران و دوستان دور باشد. (دیگردست کسی به وی نرسد)

1260. رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عیه وآله): أَنا زَعِیمٌ بِثَلاثٍ لِمَن أَکَبَّ عَلی الدَّنیا: بِفَقرٍلا غِنٰاءَ لَهُ، وَبِشُغلٍ لا فَرٰاغَ لَهُ، وَبِهَمٍّ وَحُزنٍ لا اِنقِطٰاعَ لَهُ؛(3)

کسی که به دنیا بچسبد من سه چیز را برای او قطعی می دانم: فقری که هیچ گاه به بی نیازی نمی انجامد، وگرفتاری که هرگز از آن خلاصی نیست وغم واندوهی که هرگز به پایان نمی رسد.

«رغبت ومیل بدنیا»

1261. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : الرَّغبَةُ فِی الدُّنیٰا تُورِثُ الغَمَّ وَالحُزنَ، وَالزُّهدُ فِی الدُّنیٰا رٰاحَةُ القَلبِ وَالبَدَنِ؛(4)

دنیا خواهی، غم و اندوه می آورد و پشت کردن به دنیا آسایش دل و بدن است.

«شیرین شمردن لذّت دنیا»


1) - خصال ج 1، ص 116، ح 114.

2) - غرر، ج 2، ص 709، ح 1398.

3) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1148، ح 3776.

4) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3767.

1262. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لِلمُستَحلِی لَذَّةَ الدُّیا غُصَّةٌ؛(1)

برای شیرین شمارنده لذت دنیا، غصة واندوه است.

«فریب دنیا را خوردن»

1263. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اغتَرَّبِالدُّنیٰا اِغتَصَّ بِالمُنیٰ؛(2)

کسی که فریب دنیا را بخورد، بوسیله آرزوها غصه دار گردد.

«چشم داشتن برآنچه در دست مردم است»

1264عَن أبِی اُسامَةَ بنِ زَیدٍ عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن أتبَعَ بَصَرَهُ ما فِی أیدِ النّاسِ کَثُرَهَمُّهُ وَلَم یَشفِ غَیظُهُ؛(3)

ابی اسامة بن زید ازامام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: وکسی که چشم بدنبال آنچه دردست مردم است داشته باشد، غم واندوه اوزیاد گرددوسوز دلش درمان نشود.

1265. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن نَظَرَإِلٰی مٰا فِی أَیدِ النّٰاسِ طٰالَ حُزنُهُ وَدٰامَ أَسَفُهُ؛(4)

هرکس چشمش به دست مردم باشد، اندوهش درازوافسوسش پایدارشود.

• الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : لَمّٰا نَزَلَت هٰذِهِ الآیَةُ: «لا تَمُدَّنَّ عَینَیکَ اِلٰی مٰا مَتَّعنٰا بِهِ اَزوٰاجًا مِنهُم وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَاخفَض جَنٰاحَکَ لِلمُؤمِنِینَ» قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن رَمٰی بِبَصَرِهِ اِلٰی مٰا فِی یَدِ غَیرِهِ کَثُرَهَمُّهُ وَلَم یَشفِ غَیظُهُ؛(5)

امام صادق (علیه السلام) : وقتی آیۀ «اگر بعضی از مردان و زنانشان را به چیزی بهره ورساخته ایم تو بدان نگاه مکن و غم آن را مخور و در برابر مومنان فروتن باش» نازل شد پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس چشمش به دارایی های دیگران باشد، اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.

«شکّ وتردید»

1266. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَالهَمُّ وَالحُزنُ فِی الشَّکِّ وَالسَّخَطِ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 581، ح 16.

2) - غرر، ج 2، ص 650، ح 693.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 3، ح 5.

4) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3768.

5) - «وضوع حسرت در زندگی انسان، آرامش نداشتن با آرامش الهی، حدیث شماره 447»

6) - میزان الحکمة، ج 5، ص 2162، ح 7507.

وغم واندوه، در شک وناخرسندی.

«شهوترانی و هوس بازی»

1267. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : تَرکُ الخَطِیئَةِ أَیسَرَمِن طَلَبِ التَّوبَةِ، وَکَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ أَورَثَت حُزنا طَوِیلًا؛(1)

ترک گناه آسان تر از توبة است، ای بسا یک ساعت شهوترانی غم و اندوه طولانی را در پی داشته باشد.

«هوسرانی و هوسبازی»

1276. قٰالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : رَبّ شَهوَةِ سٰاعَةٍ تُورِثُ حُزنًا طَوِیلا؛(2)

ای بسا، یک ساعت هوسرانی، حزن و اندوه طولانی را در پی داشته باشد.

«کوتاهی و قصور در عمل»

1268. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : منَ قَصَّرَ فِی العَمَلِ اِبتَلاهُ اللهُ سُبحانَهُ بِالهَمِّ؛(3)

هرکس درکارآخرت کوتاهی کند، خداوند سبحان او را دچار غم و اندوه سازد.

1269. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : منَ قَصَّرَ فِی العَمَلِ اِبتُلِی بِالهَمِّ؛(4)

هرکس درعمل کوتاهی کند، به اندوه گرفتار آید.

«کینه توزی»

1270.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ألحَقُودُ مُعَذَّبُ النَّفسِ وَمُتَضاعِفُ الهمَّ؛(5)

کینه توز، همیشه معذب و اندوهش دو چندان است.

«گناه - معصیت»

1271. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ العَبدَ إِذا کَثُرَت ذُنُوبُهُ وَلَم یَکُن عِندَهُ مِنَ العَمَلِ ما یُکَفِّرُها اِبتَلاهُ بِالحُزن لِیُکَفِّرَها؛(6)

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 244، ح 2.

2) - بحارالأنوار،ج8 و میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3769.

3) - غرر- ج 2، ص 705، ح 1364.

4) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3772.

5) - غرر- ج 2، ص 705، ح 1364.

6) - اصول کافی، ج 4، ص 180، ح 2.

چون گناه بنده بسیارگردد، (وخدا بخواهد او را پاک کند) وچیزی ازکردار(نیک) نداشته باشد که آن را جبران نماید و کفارۀ آنها شود او را به آندوه گرفتار سازد تا کفارۀ گناهانش گردد.«غضب بی جا»

1272. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَضِبَ عَلٰی مَن لا یَقدِرُأَن یَضُرَّهُ، طٰالَ حُزنُهُ وَعَذَّبَ نَفسَهُ؛(1)

هرکس برکسی غشم گیرد که توان آسیب رساندن به وی را ندارد، اندوهش طولانی شود وخود را عذاب دهد.

«فتنه انگیزی»

1273. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلفِتنَةُ تَجلِبُ الحُزنَ؛(2)

فتنه (انگیزی)، سبب غم و اندوه می شود.

«از دست دادن فرصت»

1274. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بٰادِرِالفُرصَةَ قَبلَ أَن تَکُونَ غُصَّةً؛(3)

پیش از آنکه فرصت از دست برود، و اندوه ببارآورد، از فرصت ها استفاده کن.

1275. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِضٰاعَةُ الفُرصَةِ غُصَّةٌ؛(4)

از دست دادن فرصت، اندوه بار است.

«هوای نفس»

1276. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوی أُسُّ المِحَنِ؛(5)

هوای نفس، اساس اندوه ها است.

1277. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکُم وَتَمَکُّنَ الهَوٰی مِنکُم فَاِنَّ اَوَّلَهُ فِتنَةٌ وَٰاخِرَهُ مِحنَةٌ؛(6)

حذرکنید و بترسید! از این که هوای نفس در درونتان جای گیرد، (به قلبتان نفوذ کند) زیرا که اولش فتنه بار و آخرش محنت زا است.


1) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1146، ح 3770.

2) - غرر، ج 1، ص 17، ح 425

3) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 31، 95 و حکمت، 118.

4) - نهج البلاغة، دشتی، نامه 31، 95 و حکمت، 118.

5) - غرر، ج1، ص 35، ح 1090.

6) - غرر، ج1، ص 159، ح 113.

فصل چهارم - گناهی باعث غیبت کردن ازدیگران می شود:

«نفاق»

1278.عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلغِبَةُ آیَةُ المُنافِقِ؛(1)

غیبت نشانه نفاق است، (در واقع نفاق باعث غیبت کردن از دیگران می شود).


1) - غرر، ج1، ص 31، ح 949.

22- باب بیست و دوم «ف» :نه فصل

اشاره

باب بیست و دوم «ف»

فصل اول - گناهان، و وجود فتنه در زندگی انسان:

الف) گناهانی که باعث فتنه در زندگی می شود:

«مخالفت با امر پیامبر- صلّی الله علیه وآله»

قرآن کریم: «لاتَجعَلُوادُعاءَالرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِبَعضِکُم بَعضًا قَدیَعلَمُ اللهُ الَّذِینَ یَتَسَئَلُونَ لِواذًا فَلیَحذَرِالَّذِینَ یُخالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصِیبَهُم فِتنَةٌ أَویُصِیبَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(1)

دعوت پیامبر را درمیان خود، مانند دعوت بعضی از شما، نسبت به بعضی دیگر تلقی نکنید، خداوند کسانی را که از شما پشت سر دیگران پنهان می شوند یکی پس از دیگری فرار می کند می داند، آنها که مخالفت فرمان او می کنند باید از این بترسند که فتنه ای دامانشان را بگیرد، یا عذاب دردناک به آنها برسد.

(چهار مورد از گناهانی که باعث فتنه می شود، در یک حدیث)

«کشتن آمران به عدالت، ترساندن مؤمن، حیله کردن به خدا، جرئت پیدا کردن برخدا»
1279. قال أبوعبدالله (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :

إنّ الله(عزّوجلّ) یقول: «وَیلٌ لِلَّذِینَ یَختُلُونَ الدُّنیا بِالدِّینِ، وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَقتُلُونَ اللَّذِین یَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاسِ، وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَسِیرُالمُؤمِنُ فِیهِم بِالتَّقِیَّةِ، أَبِی یَغتَرُّونَ؟ أَوعَلَیَّ یَجتَرُونَ؟ فَبِی حَلَفتُ لَأَتِیحُنَّ لهم فِتنَةً تُترُکُ الحَلِیمُ مِنهُم حَیرانَا؛»(2)

وای برکسانی که دین را وسیله طلب دنیا قرار می دهند، و وای برکسانی که می کشند از مردم کسانی را که امربه عدالت می کنند، و وای برکسانی که مؤمن در بین آنها با تقیه (وترس) رفت وآمد و زندگی نماید. آیا به من حیله می کنید یا برمن جرئت می نمائید؟ پس به خودم قسم یاد کردم که آنچنان درفتنة گرفتارشان سازم که حتی بردبارترین شان درحیرت بمانند.


1) - سوره نور، آیه 53.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 285، ح 1.

«ثروت و مال دنیا»
1280. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمٰالُ لِلفِتَنِ سَبَبٌ وَلِلحَوٰادِثِ سَلَبٌ؛(1)

دارایی، سبب فتنها وگرفتاریها وربوده شدۀ پیش آمدهای بد است.

«دنیا پرستی»
1281. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَبدُ الدُّنیا مُؤَبَّدُ الفِتنَةِ وَالبَلاءِ.(2)

بندۀ دنیا، همواره درفتنه وگرفتاری است.

1282. عَن أبِی یَعفُورٍقالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: فِیما ناجَی اللهُ (عزّوجلّ) بِهِ مُوسی: یا مُوسی لا تَرکَن إِلَی الدُّ نیا... وَاعلَم أنَّ کَلَّ فِتنَةٍ بَدؤُها حُبُّ الدُّ نیا؛(3)

أبی یعفور گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از مناجات خدای (عزوجل) با موسی (علیه السلام) این بود، که ای موسی بدنیا تکیه مکن و بدانکه اوّل هرفتنه محبّت دنیا است.

1283. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلوَلَهُ بِالدُّنیا أَعظَمُ فِتنَةٍ؛(4)

دلباختگی به دنیا، بزرگترین فتنة (وگرفتاری) است.

1284. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طَلَبُ الدُّنیٰا رَأسُ الفِتنَةِ؛(5)

دنیا را خواستن، سررشتۀ فتنه است.

«ایجاد شهوت دردل»
1285. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلنَّظرَةُ بَعدَ النَّظرَةِ تَزرَعُ فِی القَلبِ الشَّهوَةَ وَکَفی لِصاحِبِها فِتنَةً؛(6)

نگاه کردن (به نامحرم) بعد از نگاه اول، در دل انسان ایجاد شهوت می کند، و این کفایت کند که برای صاحب نگاه سبب فتنه گردد.

«بعد از نگاه اول که بصورت ناآگانه غیرعمدی است، نگاه دوم که آگانه وعمدی می باشد، سبب فتنة وگناه می شود»

1286. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّهوَةُ تُغرِی؛(7)

1) - غرر، ج 1، ص 54، ح 1486.

2) - غرر، ج 2، ص 499، ح 19.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 203، ح 21.

4) - غرر، ج 1، ص 42، ح 55.

5) - غرر، ج 2، ص 470، ح 8.

6) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 139، ح 6.

7) - غرر، ج 1، ص 6، ح 44.

شهوت، فتنه انگیزی می کند.

«شیطان - بوسیلۀ سخنان شیطان پسند»

قرآن کریم: «قُل لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ یَنزَغُ بَینَهُم إِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلإِنسانِ عَدُوًّا مُبِینًا؛»(1)

به بندگانم بگو سخنی بگویند که بهترین باشد، چرا که شیطان (به وسیلۀ سخنان ناموزون و نامناسب) میان آنها فتنه و فساد می کند، همیشه شیطان دشمن آشکاربرای انسان بوده است.

«نفاق»
1287. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : (فِی ذِکرِالمُنافِقِینَ) هُم لُمَّةُ الشَّیطانِ وَحَسُمَةُ النِّیرانِ، أُؤلئِکَ حِزبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزبَ الشَّیطانِ هُمُ الخاسِرُونَ؛(2)

امام علی (علیه السلام) : - دربارۀ منافقین - فرمودند: آنها گروه شیطان و فروزندگان آتش (فتنه) اند، خدای متعال می فرماید: منافقین حزب شیطانند وحزب شیظان زیانکارنند.

«هوای نفس»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکُم وَتَمَکُّنَ الهَوٰی مِنکُم فَاِنَّ اَوَّلَهُ فِتنَةٌ وَٰاخِرَهُ مِحنَةٌ؛(3)

حذرکنید و بترسید از این که هوای نفس در درون تان جای گیرد (به قلبتان نفوذکند) زیرا که اولش فتنه بار و آخرش محنت زا است.

1288. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : أَلرّاضِی عَن نَفسِهِ مَغبُونٌ وَالواثِقُ بِها مَفتُونٌ؛(4)

از خودراضی زیانکار، وآنکه بنفس خود اعتماد واطمینان کرده، فریب خورده و به فتنه افتاده است.

1289. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوٰی مَطِیَّةُ الفِتنِ؛(5)

هوای نفس، مرکب (آورنده) فتنه ها است.


1) - سوره إسراء، آیه 53.

2) - غرر، ج 2، ص 792، ح 11.

3) - موضوع غم و اندوه در زندگی، هوای نفس، حدیث شماره 1276

4) - غرر، ج 1، ص 80، ح 1924.

5) - غرر، ج 1، ص 35، ح 1103.

1290. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرُّمَرکَبُ الحِرصِ وَالهَوی مَرکَبُ الفِتنَةِ؛(1)

امام علی (علیه السلام) : شرّ مرکب حرص وهوای نفس مرکب فتنه است.

1291. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوی یُردِی؛(2)

هوای نفس، فتنه اگیزی می کند.

ب) گناهی که باعث می شود انسان درآتش فتنه بسوزد:

«افروختن آتش فتنه»
1292. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَبَّ نارَالفِتنَةِ کانَ وَقُودًالَها؛(3)

کسی که آتش فتنه افروزد، خود هیزم آن شود.

1293. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَن یَلقٰی جَزٰاءَ الشَّرِّإلاعٰامِلُهُ؛(4)

هرگزجزای شر را نبیند، مگر کسی که شررا بپا کرده. (فتنه گر، در آتش فتنه می سورزد)

ج) موارد فتنه در زندگی اسان:

«ثروت، فرزند»

قرآن کریم: «إِنّما أَموالُکُم وَأولادُ کُم فِتنَةٌ وَاللهُ عِندَهُ أَجرٌعَظِیمٌ؛»(5)

اموال و اولاد شما، فتنه (وسیله آزمایش شما) هستند، و اجر و پاداش عظیم نزد خداست.

فصل دوم - گناهانِ، فراموش شدن وفراموشی.:

الف) گناهانی که باعث فراموش شدن انسان می شود:

«فراموش کردن خدا»
1294. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَسَی اللهَ أَنسٰاهُ نَفسَهُ؛(6)کسی که خدا را از یاد برده، خداوند خود او را از یادش ببرد.«خود را فراموش کند»
«فقط در یاد مردم بودن نه یاد خدا»
1295. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اشتَغَلَ بِذِکرِالنّٰاسِ قَطَعَهُ الله ُسُبحٰانَهُ عَن ذِ کرِهِ؛(7)

1) - غرر، ج 1، ص 78، ح 1902.

2) - غرر، ج 1، ص 6، ح 46.

3) - غرر، ج 2، ص 718، ح 1462.

4) - غرر، ج 2، ص 589، ح 3.

5) - سوره تغابن، آیه 15.

6) - غرر، ج 2، ص 617، ح 155.

7) - غرر، ج 2، ص 643، ح 580.

هرکس به یاد مردم باشد (نه به یاد خدا)، خداوند(سبحان) یاد او را قطع کند(از یادها برود و از صفحۀ روزگار محو شود).

ب) گناهی باعث فراموشی در انسان می شود:

«دروغ»
1296. عَن عُبَیدِ بنِ زُرارَةَ قٰالَ سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ مِمّٰا أَعٰانَ اللهُ بِهِ عَلَی الکَذّٰابِینَ أَلنِّسیٰانَ؛(1)

عبید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از جمله چیزهائی که خداوند به دروغ گویان می دهد، (مجازات میکند) فراموشی است.

فصل سوم - گناهی که باعث نافرمانی فرزندان ازپدر و مادر می شود:

«ظلم به یتیم»

1297. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ یَتِیمًا عَقَّ أَولادُهُ.

هرکس به یتیمی ستم کند، فرزندانش به نافرمانیش برخیزند.

فصل چهارم - گناهانی که باعث ازدست رفتن فرصت درزندگی نسان انسان می شد:

«تأخیرانداختن عمل – امروز و فردا کردن در عمل»

1298. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن مُسَوِّفٍ بِالعَمَلِ حَتّی هَجَمَ عَلَیهِ الأَجَلِ؛(2)

بسا کسی که عمل را فردا و پس فردا کرده، (تاخیرانداخته) تا مرگ براو فرا رسیده.

«پرداختن به اعمال غیرمهم»

1299. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِما لایَجِبُ ضَیَّعَ مِن أَمرِهِ ما یَجِبُ؛(3)

هرکس نفس خود را به چیزی که واجب نیست مشغول سازد، آنچه از کارش که واجب است از دستش برود.

1300. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَفنی عُمرَهُ فِی غَیرِما یُنجِیهِ فَقَد أَضاعَ مَطلَبَهُ؛(4)

1) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 573، ح 7.

2) - غرر، ج 2، ص 618، ح 172.

3) - غرر، ج 2، ص 551، ح 34.

4) - غرر، ج 2، ص 661، ح 865.

هرکس عمرش را در غیرکاری که نجات دهنده اوست تمام گرداند، البته آنچه مطلب و مراد اوست تباه ساخته و از دست داده است.

فصل پنجم - گناهانی که باعث فریب خوردن انسان می شد:

«سرور و شادی دنیا»

1301. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُرُورُالدُّنیٰاغُرُورٌوَمَتاعُها ثُبُورٌ؛(1).

خوشی وشادی دنیا، فریب وامکانات وکالای دنیا هلاکت است.

«گول خورردن به زرق، برق و ظاهر دنیا»

1302. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : إِنَّ فِی کِتابِ عَلیٍّ (صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ) إِنَّما مَثلُ الدُّنیا کَمَثَلِ الحَیَّةِ ما أَلیَنَ مَسُّها وَفِی جَوفِها سَمٌّ ناقِعٌ، یَحذَرُها رَجُلٌ عاقِلٌ، وَیَهوِی إِلَیهَا الصَّبیُّ الجاهیلُ؛(2)

درکتاب علی (صلوات الله علیه) است که: حکایت دنیا، حکایت مار است، که چه اندازه سودنش (دست مالیدنش) نرم است، و زهرکشنده دردرون دارد، مرد عاقل از آن می پرهیزد و کود که نادان بسویش می گراید.

فصل ششم - گناهانی که باعث فساد دردرزندگی انسان ودرجامعه می شود:

«جهل ونادانی»

1303. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلجَهلُ فَسٰادُ کُلِّ أَمرٍ؛(3)

جهل ونادانی، فساد و تباه کننده همه کارهاست.«دروغ»

1304. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ فَسادُ کُلِّ شَیئٍ؛(4)

دروغ، فاسد وتباه کننده همه چیزاست.

«رابطه نامشروع - زنا، لواط»

1305. عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی حَدِیثٍ - اِنَّ زِندِیقًا قٰالَ لَهُ: لِمَ حَرَّمَ اللهُ الزِّنٰا ؟ قالَ:

1) - غرر، ج 1، ص 433، ح 27.

2) - اصول کافی ج 3، ص 204، ح 22.

3) - غرر، ج 1، ص 32، ح 973.

4) - غرر، ج 1، ص 37، ح 1159.

لِما فِیهِ مِنَ الفَسادِ، وَذِهابِ المَوارِیثِ، وَاِنقِطاعِ الأَنسابِ،لا تَعلَمُ المَرأَةُ فِی الزِّنا مَن أَحبَلَها، لاالمَوالِیدُ یَعلَمُ مَن أَبُوهُ، ولا أَرحامٌ مَوصُولَةً وَلا قَرابَةٌ مَعرُوفَةٌ، قٰالَ: فَلِمَ حَرَّمَ اللهُ اللِّوٰاطَ ؟ قٰالَ: مِن أَجلِ اِنَّهُ لَوکٰانَ إِتیٰانُ الغُلامِ حَلالا لاستَغنَی الرِّجٰالُ عَنِ النِّسٰاءِ، وَکٰانَ فِیهِ قَطعُ النَّسلِ، وَ تَعطِیلُ الفُرُوجِ، وَ کٰانَ فِی إجٰازَةِ ذٰالِکَ فَسٰادٌ کِثیرٌ؛(1)

امام صادق (علیه السلام) - در حدیثی- که زِندیقی (مُلحدی) ازحضرت سؤال کرد چرا خداوند زنا را حرام کرده است فرمود:

بخاطر فسادی در آن وجود دارد، و این که مواریث از بین می رود،(کسی نمی داند که وارث کیست) و نَسب ها قطع می شود، و زن در زنا نمی داند از چه کسی حامله گردیده است، و فرزندان نخواهند دانست که پدرشان کیست، صله ارحامی نمی ماند، و قرابتی شناخته نمی شود. زِندیق گفت: پس لواط را چرا حرام کرد؟ حضرت فرمود: برای این که اگر آمیزش با پسرحلال می گشت مردها از زنان بی نیاز می شدند، و در آن صورت نسل ها قطع می شد، و آمیزش طبیعی با جنس مخالف از بین می رفت، و لذا در این عمل، فساد بسیار زیادی وجود داشت.

«ستیزه جویی و لجاجت»

1306. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّجٰاجُ بَذرُالشَّرِّ؛(2)

لجاجت وستیزه جوئی، مایۀ شر و فساد است.

«شراب ومُسکرات»

• الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) -عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ -: حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها، لِأَنَّ مُد مِنَ الخَمرِتُورِثُهُ الإِرتِعاشَ، وَتَذهَبُ بِنُورِهِ، وَتَهدِمُ مُرُوَّتَهُ، وَتَحمِلُهُ عَلی أَن یَجتَرِئَ غَلی اِرتِکابِ المَحارِمِ،، وَسَفکِ الدِّماءِ، وَرُکُوبِ الزِّنا، وَلا یُأمَنُ آِذا سُکِرَ، أَن یَثِبَ عَلی حُرَمِهِ وَلا یَعقِلُ ذالِکَ، وَلا یَزِیدُ شارِبَها إِلا کُلَّ شَرٍّ(3)

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگساردچار رعشه (اندام) می شود، نورانیت دلش از بین می رود، مردانگی ومروت را ازدست می دهد، در ارتکاب کارهای حرام


1) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 252، 12.

2) - غرر، ج 1، ص 32، ح 972.

3) - «موضوع بدی و پلیدی در زندگی، شراب و مسکرات، حدیث شماره 276»

وخون ریزی و زنا گستاخ و بی پروا می شود و درحال مستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوزکند. شراب بر شرب خوار جز شر و بدی نمی افزاید.

«لذات و لذت جوئی - عیش و نوش»

1307. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلّذّاتُ مُفسیداتٌ؛(1)

لذات، (وعیش ونوش) فاسدکننده (زندگی) هستند.

فصل هفتم - گناهانی که باعث فاسق وفاجرشدن انسان می شود:

«ارتکاب محرمات - انجام کارهای حرام »

1308. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَانتِهٰاکَ المَحٰارِمَ فَانِّهٰا شِیمَةُ الفُسّٰاقِ وَاُولِی الفُجُورِوَالغَوٰایَةِ؛(2)

از ارتکاب حرام ها حذرکن، زیرا که آن خُلق وخوی فاسقان، فاجران وگمراهان است.

«پیمان شکنی و روگردانی ازحق»

قرآن کریم: «وَمَن تَوَلّی بَعدَ ذالِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ؛»(3)

پس کسی که بعد از این (پیمان محکم) روی گرداند فاسق است.

«تهمت و نسبت ناروا»

قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(4)

وکسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند، سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید، و آنها فاسقند.

«خلوت کردن با نامحرم»

13.9 الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الفُجُورِأَلخَلوَةُ؛(5)

خلوت کردن، (با زن نامحرم) باعث فسق و فجور است.


1) - غرر، ج 1، ص 7،ح 70.

2) - غرر، ج 1، ص 149، ح 29.

3) - سوره آل عمران، آیه 82.

4) - سوره نور، آیه 4.

5) - غرر، ج 1، ص 431، ح 24.

«خیانت کردن - غدروحیله»

1310. قالَ امِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... إِنَّ لِکُلِّ غَدَرَةٍ فَجَرَةَ وَلِکُلِّ فَجَرَةٍ کَفَرَةً، أَلا وَإَنَّ الغَدَرَةَ وَالفَجَرَةَ وَالخِیانَةَ فِی النّارِ؛(1)

همانا برای هرحیله گر، فجوری هست و برای اهل فجورکفری است، آگاه باشید! البته که اهل حیله، اهل فجور، وخیانت کار در آتش است.

«دروغ گفتن»

1311. قال الإمامُ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ العَبدَ لَیَکذِبُ حَتّی یُکتَبُ مِنَ الکاذِبِینَ، فَاِذا کَذَبَ قالَ اللهُ(عزّوجلّ): کَذَبَ وَ فَجَرَ؛(2)

به راستی بنده دروغ می گوید، تا اینکه از دروغ گویان نوشته می شود، پس وقتی که دروغ گفت خداوند(عزوجل) می فرماید: دروغ گفت و فاجر شد.

«سبّ کردن مسلمان»

1312. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یا أَباذَرَّسِبابُ المُسلِمِ فُسُوقٌ؛(3)

ای أباذر سبّ و بدگویی مسلمان، فسق است.

«مجالست و معاشرت با فاجر»

1313. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن آخٰی کٰافِرًاأوخٰالَطَ فٰاجِرًاکٰانَ فٰاجِرَاکٰافرَا؛(4)

کسی که با کفر برادری و با فاجرمجالست و معاشرت نماید، فاجر و کافراست.

فصل هشتم - گناهانی که باعث ازیبن رفتن فضیلت انسان می شود:

«اسراف، کبر»

1314. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَبِسَ الکِبرَوَالسَّرَفَ خَلَعَ الفَضلَ وَالشَّرَفَ؛(5)

کسی که لباس غرور، إسراف وتبذیرپوشد، لباس فضیلت وشرافت را از تن بیرون کند.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 52، ح 3.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 573، ح 10.

3) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 698، ح 9.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 506، ح 18.

5) - غرر، ج 2، ص 678، ح 1074.

فصل نهم - گناهانی که باعث فقر، تنگد ستی و دورشدن روزی از زندگی انسان می شود:

الف) فقر و تنگدستی در زندگی انسان:

«اسراف- وِلخرجی»
1315. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إفتَخَرَبِالتّبذِیرِإحتَقَرَبِالإفلاسِ؛(1)

کسی که به اسرف و ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلسی خوارگردد.

«خیانت به امانت»
1316. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أداء الأمانة تجب الرزق والخیانت تجلب الفقر؛(2)

امانت را اداء کردن، روزی را جلب می نماید وخیانت به امانت باعث فقرمی شود.

1317. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :- فِی حَدِیثٍ – قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن خانَ خِیانَةً حسبت (حُبِسَت خ ل) عَلَیهِ مِن رِزقِهِ وَکُتِبَ عَلَیهِ وِزرُها؛(3)

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی فرمود: رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرکس خیانت کند، روزی او حبس می شود و ببند می آید، ووزروبال آن بر او نوشته می شود.

«بخل»
1318. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ فَقرٌ؛(4)

بخل، فقر است.

1319. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیحُ البَخِیلُ، المُتَعَجِّلُ الفَقرَالَّذِی مِنهُ هَرَبَ؛(5)

وای بر بخیل، «بیچاره» می شتابد بسوی فقری که از آن می گریزد.

1320. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : عَجِبتُ لِلبَخییلِ یَستَعجِلُ الفَقرَالَّذِی مِنهُ هَرَبَ؛(6)

درشگفتم از بخیل،! به فقری می شتابد که از آن می گریزد.


1) - غرر، ج 2، ص 709، ح 1395.

2) - وسائل الشیعه، ج 13، ص225، ح 1.

3) - وسائل الشیعه، ج 13، ص 291، ح 1.

4) - غرر، ج1، ح 147.

5) - غرر، ج 2، ص 783، ح 39.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ح 126.

«ترک جهاد»
1321. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... فَمَن تَرَکَ الجَهادَ أَلبَسَهُ اللهُ ذُلاوَفَقرًافِی مَعِیشَتِهِ؛(1)

کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت به او پوشاند و در زندگی دچار فقر نماید.

«حرص»
1322. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحِرصُ رَأسُ الفَقرِوَأَسُّ الشَّرِّ؛(2)

حرص وآزمندی، اساس فقر و سرریشه شر است.

1323. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ ادَّرَعَ الحِرصَ اِفتَقَرَ؛(3)

هرکس حرص را روپوش و لباس خود کند، فقیرگردد.

«حَبس کردن و ندادن حق دیگران»
1324. عَن أبِی حَمزَۀ ثُمالِی، عَن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قالَ: مَن حَبَسَ حَقَّ امرِءِ مُسلِمٍ وَهُوَیَقدِرُعَلی اَن یُعطِیَهُ اِیّاهُ، مَخافَتَ اِذا خَرَجَ ذالِکَ الحَقَّ مِن یَدِهِ اَن یَفتَقِرَ، کانَ اللهُ(عزّوجلّ) أَقدَرَ اَن یَفقِرَهُ مِنهُ، عَلی اَن یُغنِیَ؛(4)

ابی حمزه ثمالی، از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: کسی که حق (قرض) انسان مسلمان را برعهده دارد و می تواند آن را أداء کند، امّا بخاطر ترس از فقر اداء ننمایدو برای خود نگه دارد، خداوند (عزّوجلّ) قادر است او را- از این که بخواهد از این طریق (نگه داشتن حق و قرض) خود را غنی و صاحب ثروت کند- فقیرنماید.

1325. قالَ النَّبِیُّ(صلّی الله علیه وآلله):...وَمَن حَبَسَ عَن أَخِیهِ المُسلِمِ شَیئًا مِن حَقِّهِ حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ بَرَکَةَ الرِّزقِ إِلا أَن یَتُوبَ...؛(5)

و هرکس ازحق برادرمسلمان خود چیزی را حبس (ندهد) خداوند برکت روزی را بر او حرام خواهد کرد«و دچار فقرخواهد شد» مگر آنکه توبه کند.

«حکم گردن بغیرحکم الهی»
1326. حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فرمود:

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 5، ح 2.

2) - غرر، ج 1، ص 60، ح 1610.

3) - غرر، ج 2، ص 626، ح 317.

4) - وسائل الشیعه، ج 13، ص 88، ح 1.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 237، ح 5.

وَما حَکَمُوا بِغَیرِما أَنزَلَ اللهُ إِلا فَشا فِیهِمُ الفَقرُ؛(1)

و هیچ جمعیتی به غیرحکم الهی، حکم نگردند، مگر اینکه فقر در بین آنها آشکار شد.

«خودپسندی»
1327. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِعجابُ یَمنَعُ الإِزدِ یادَ؛(2)

خودپسندی مانع ازفزونی است.

«دنیا طلبی»
1328. عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: مَن أَصبَحَ وَأَمسی وَالدُّنیا أَکبَرُهَمُّهُ، جَعَلَ اللهَ تَعالی الفَقرَبَینَ عَینَیهِ؛(3)

هرکس صبح را به شب رساند، در حالی که بزرگترین هم و غم (اندوه) او دنیا باشد، خداوند فقر را جلو دو چشم او قرار می دهد.

1329. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : من اسرف فی طلب الدنیا، مات فقیرا؛(4)

کسی که دردنیا طلبی زیاده روی کند، فقیربمیرد.

«رابطه نامشروع- زنا»
1330. قال الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَالذُّنُوبُ الّتِی تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا،(5)

و از گناهانی که روزی را محبوس و محدود می کند، زنا و رابطه نامشروع است.

1331. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : فِی الزِّنا ء خَمسُ خِصالٍ... وَیُورِثُ الفَقرَ؛(6)

درزنا، پنج خاصیت (زشت) است و- یکی اینست که – فقرمی آورد.

1332. عَن أبِی عَبدِاللهِ، عَن أبِیهِ(علیهماالسلام) قٰالَ: لِلزّٰانِی سِتَّ خِصٰالٍ: ثَلاثٌ فِی الدّنیٰا وَثَلاثٌ فِی الآخِرَةِ، أمّاالّتِی فِی الدّنیٰا فَیَذهَبُ بِنُورِالوَجهِ، وَیُورِثُ الفَقرَ، وَیُعَجِّلُ الفَنٰاءَ...؛(7)

1) - تفسیرنمونه، ج 26، ص 243.

2) - غرر، ج 1، ص 23، ح 651.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 8، ح 15.

4) - غرر، ج 2، ص 661، ح 945.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 513، ح 3 و ح 14،.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص132، ح 6.

7) - عقاب الأعمال، ص 598، ح 1.

امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زناکار را شش خصلت (عقوبت) است: سه در دنیا و سه در آخرت، امّا آنچه در دنیا است، اینست که نور از رخسارش می برد و موجب فقر و تنگدستی او می شود و مرگش را زود رساند.

«ریاست طلبی»
1334. عَن أبِی الرَّبِیعِ الشّامِی، عن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) قالَ: قالَ لِی: وَیحَکَ یا ابا الرَّبیع لاتطلبنّ الرئأسته ولاتکوننّ ذئبا، ولاتأ کل بناالناس فیفقرک الله؛(1)

ابا ربیع می گوید امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: وای برتو ای اباربیع ریاست طلبی نکن، گرگ نباش که بنام ما «اهل بیت»، «مال» مردم را بخوری، خداوند فقیرت خواهد کرد.

«ندادن زکات»
1335. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :... وَاِذا مُنِعَتِ الزَّکاةُ ظَهَرَتِ الحاجَةُ؛(2)

هرگاه زکات داده نشد، نیازمندی و فقرپدیدار می شود.

«طمع»
1336. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِیّاکَ وَالطَّمَعَ فَاِنَّهُ فَقرٌحاضِرٌ؛(3)از طمع بپرهیز، که همانا آن فقرحاضراست.
«عاق والدین»
1337. الإمامُ الهادی (علیه السلام) : العُقُوقُ یُعَقِّبُ القِلَّةَ وَیُؤَدِّی الذِّلَّةَ؛(4)

نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، و به ذلّت می کشاند.

«علم «دین» را وسیله دنیا قراردادن»
1338. عَن حَمزَةَ بنِ حَمرانَ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَنِ إستَأ کَلَ بِعِلمِهِ،إفتَقَرَ؛(5)

حمزة بن حمران می گوید، امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرکس علم خود را وسیله روزی (دنیا) قراردهد، فقیرخواهد شد.

«علمی که برای دین تحصیل کرده وسیله دنیا قراردهد»


1) - اصول کا فی، ج 3، ص 406،ح 6.

2) - اصول کا فی، ج 4، ص 184، ح 3.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 224، ح 7.

4) - میزان الحکمة، ج 14، ص 700، ح 22714.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 102، ح 12.

«غِنا،آواز و موسیقی حرام»
1339. عَنِ الحُسَینِ بنِ هارُونَ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: ألغِناءُ یُورِثُ النِّفاقَ وَیُعَقِّبُ الفَقرَ؛(1)

حسین بن هادون می گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:غنا، نفاق را(در دل انسان) بوجود می آورد و باعث فقر(در زندگی) می شود.

«قسم دروغ»
1340. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلیَمِینُ الصَّبرُالکاذِبَةُ تُورِثُ العَقَبَ الفَقرَ؛(2)

قسم دروغ اجباری، باعث فقر بازماندگان می شود.

«کبر و غرور»
1341. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : الزهوفی الغنی بذرالذّ ل فی الفقر؛(3)

کبرو غرور در زما ن ثروت و قدرت،(توانائی) مایه ذلّت در فقر می شود.«کسی که خود را با ثروت عزیز(بالاتر) بداند با فقر ذلیل خواهد شد»

«گناه و معصیت»
• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ(عزّوجلّ): وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها، إِمّا بِسُقمٍ فِی جَسَدِهِ وَإِمّا بِضِیقٍ فِی رِزقِهِ...؛(4)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت و جلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است، بوسیله بیماری در تنش یا با تنگی در روزیش...عوضش را استیفی نمایم.

ب) دور شدن روزی از زندگی انسان می شود:

1.

اظهارفق

2.

خواب ثلث اوّل شب (نمازهای واجب بماند)

3.

خواب ماندن از نماز صبح

4.

تحقیرکردن وکوچک شمردن نعمت ها

5.

شاکی بودن ازخداوند (عزّوجلّ)

6.

گناه


1) - خصال ج 1، ص 42، ح 84.

2) - وسائل الشیعه، ج 16، ص 145، ح 7.

3) - غرر، ج 1، ح 1556.

4) - اصول کافی ج 4، ص 180، ح 3.

• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ:

... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَدفَعُ القِسَمَ: إِظهارُالإِفتِقارِ، وَالنَّومُ عَنِ العُتمَةِ، وَعَن صَلاةِ الغِداةِ، وَإِستِحقا رُالنِّعَمِ، وَشَکوَی المَعبُودِ (عزّوجلّ)...؛(1)

و گناهانی که روزی و قسمت ها را از انسان دور می کند: اظهار فقر، خواب اول شب (ظاهرا نماز مغرب و عشا قضا شود) و خواب صبح (خواب ماندن از نماز صبح)، کوچک شمردن نعمت ها، شکوه از خدای (عزوجل).

1342. قالَ الإمامُ الصّا دِقُ (علیه السلام) : اِنَّ العَبدَ لَیُذ نِبُ الذّنبَ فَیَزوِی عَنهُ الرِّزقُ؛(2)

همانا، بنده ای مرتکب گناه می شود پس روزی از او برکنار می گردد.1343. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : اِنَّ الرّجل لَیُذ نِبُ الذّنبَ فَیَدرَءُ عَنهُ الرِّزقُ؛(3)

همانا، بنده مرتکب گناه می شود پس روزی از او برکنار و دفع می گردد.

ج) شانزده خصلت و«عامل» فقر در زندگی انسان:

1.

رها کردن تار عنکبوت درخانه

2.

بول کردن در حمّام

3.

غذاخوردن درحال جنابت

4.

خلال کردن (مسواک زدن) با چوب گز

5.

شانه کردن درحال ایستاده

6.

رها کردن خاکروبه درمنزل

7.

سوگند دروغ

8.

رابطۀ نامشروع- زنا

9.

اظهارحرص (رغبت إ فراطی به چیزدنیوی)

10.

خوابیدن بین دو نماز، مغرب وعشاء

11.

خوابیدن پیش از طلوع آفتاب (بین طلوع آفتاب وطلوع صبح)

12.

اندازه نداشتن در مخارج زندگی (اسراف).

13.

قطع رحم (بریدن ازخویشاوندان)

14.

عادت به دروغ

15.

زیاد گوش دادن به ترانه و غنا (موسیقی حرام)

16.

رَد کردن [مَرد] سائل - نیازمند - درشب


1) - «موضوع نزول بلا، ضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکر، حدیث شماره 328»

2) - اصول کافی، ج 3، ص 371، ح 8.

3) - وسائل الشیعه، ج 16، ص 238، ح 9.

1344. سَعِیدُ بنِ علاقه قالَ: سَمِعتُ أمِیرَالمُؤمِنِینَ عَلِیَّ بنِ أبِی طالِبِ (علیه السلام) یَقُولُ:

تَرکُ نَسجِ العَنکَبُوتِ فِی البَیتِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالبَولُ فِی الحَمّا مِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالتَمَشُّطُ مِن قِیامٍ یُورِثُ الفَقرَ، وَ تَرکُ القَما مَةُ فِی البَیتِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالیَمِینُ الفاجرَةُ یُورِثُ الفَقرَ، وَالزِّنا تُورِثُ الفَقرَ، وَإِظهارُ الحِرصُ یُورِثُ الفَقرَ، وَالنّومُ بَینَ العِشائَینِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالنَومُ قَبلَ طُلُوعِ الشَمسِ یُورِثُ الفَقرَ، وَتَرکُ التَقد ِیرِفِی المَعِیشَةِ یُورِثُ الفَقرَ، وَقَطِیعَةُ الرَّحِمُ یُورِثُ الفَقرَ، وَاِعتِیا دُ الکِذبُ یُورِثُ الفَقرَ، وَکَثرَةُ الإِستِماعُ اِلَی الغِناءِ یُورِثُ الفَقرَ، وَرَدُّ السائِلِ الذُ کُرِبِا للیلِ یُورِثُ الفَقرَ؛(1)سَعِیدُ بنِ علاقه می گوید از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

رَها کردن تار عنکبوت درخانه باعث فقر می شود، و بول کردن در حمام سبب فقر می شود، خوردن درحال جنابت باعث فقر می شود، خلال کردن و مسواک زدن با چوب گز باعث فقر می شود، شانه کردن درحال ایستاده باعث فقر می شود، رها کردن خاکروبه و زباله در خانه باعث فقر می شود، سوگند دروغ باعث فقرمی شود، زنا وعمل نامشرع باعث فقر می شود، إظهارحرص باعث فقر می شود، خوابین بین دو نمازمغرب وعشاء باعث فقرمی شود، خوابیدن پیش ازطلوع آفتاب باعث فقر می شود، اندازه نداشتن و«اسراف» در زند گی باعث فقرمی شود، قطع رحم و بریدن از خویشاوندان باعث فقر می شود، عادت کردن به دروغ باعث فقر می شود، زیاد گوش دادن به ترانه و موسیقی باعث فقر می شود، ردّ کردن مَرد سائل و- نیازمند- در شب باعث فقر می شود.

فصل دهم - گناهی که باعث فوت شدن و از دست رفتن خواسته انسان می شود:

«محوّل و مشروط کردن انجام کاری به نافرمانی خداوند»

1345. کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی الحُسَینِ (علیه السلام) : عَظِّنِی بِحَرفَینَ، فَکَتَبَ إِلَیهِ: مَن حاوَلَ أَمرًا بِمَعصِیَةِ اللهِ کانَ أَفوَتَ لیما یَرجُو، وَأَسرَعَ لِمَجِئِ مایَحذَرُ.(2)

مردی به امام حسین (علیه السلام) نوشت: در دو کلمة مرا موعظه فرمائید، حضرت در جوابش نوشت: هرکس انجام کاری را محوّل (و مشروط) کند به معصیت و نافرمانی خداوند، خیلی بیشتر از آنچه امیدوار بوده از دست می دهد و خیلی سریع تر می رسد (و مبتلا می شود) به آنچه از آن می ترسید.


1) - خصال، ج 2، ص 264، ح 2. 16.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 421، ح 3.

23- باب بیست و سوم «ق»:پنج فصل

اشاره

باب بیست و سوم «ق»

فصل اول - گناهانی که باعث قحطی و نایابی در زندگی انسان می شود:

«أداء نکردن امانت، خیانت؛ ربا خواری، ندادن زکات، زنا»

1346. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لا تَزالُ آُمَّتِی بِخَیرِمالَم یَتَخاوَنُوا، وَأَدُّوا الأَمانَةَ، وَآتُوا الزَّکاةَ، وَإِذا لَم یَفعَلُوا ذالِکَ ابتَلُوا بِالقَحطِ وَالسَّنِینَ؛(1)

امت من مادامی که به یکدیگرخیانت نکرده و امانت را (به صاحبش) برگردانده و زکات را آداء نموده اند در خیر هستند، و زمانی که اینها را انجام ندادند به قحطی وخشکسالی گرفتارخواهند شد.

1347. قالَ الإمامُ الصّا دِقُ (علیه السلام) : إِنَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ قُحِطُوا حَتَّى هَلَکَتِ الْمَوَاشِی وَالنَّسْلُ؛(2)

بنی اسرائیل به گونه ای دچارقحطی شدند که چهارپایان ونسل آنها هلاک شدند. در این هنگام موسی بن عمران (علیه السلام) خدا را خواند. خداوند خطاب به ایشان فرمود: ای موسی! آنها زنا و ربا را آشکارا انجام می دهند؛ عبادتگاه ها را خیلی زیبا ساختند، اما زکات را رها کردند.

«کفران نعمت»

قرآن کریم: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَریَةً کانَت امِنَةً مُطمَئِنَّةً یَأتِیها رِزقُها رَغَدًا مِن کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَت به آنعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَالخَوفِ بِما کانُوا یَصنَعُونَ؛»(3)

خداوند (برای آنها که کفران نعمت می کنند) مثالی زده است، منطقه آبادی را که أمن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش بطور وافر از هر مکانی فرا می رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند بخاطر اعمالی که انجام می دادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشاند.

«کم فروشی»

1348. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰاطُفِّفَتِ المِکیٰالُ أَخَذَهُمُ اللهُ بِاسِّنِینَ وَالنَّقصِ...؛(4)

1) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 13، ح 9.

2) - قدس آنلاین، داستانی از بنی اسرائیل.

3) - سوره نحل، آیه 112.

4) - غرر، ج 1، ص 324، ح 176.

هرگاه میزان ها کم و کاهش پیداکند (و کم فروشی رواج یابد) خداوند آن مردم به خشکسالی و کمبود گرفتارسازد.

• قالَ الصّادِقُ (علیه السلام) : وَجَدنا فِی کِتابِ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَاذا طُفِّفَ المَکِیالُ وَالمِیزانُ أَخَذَهُمُ اللهُ بِالسِنِینَ...(1)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم «دیدیم» نوشته بود...و هرگاه از پیمانه و ترازو کم شود، خداوند آنان را به قحطی.

فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن قدر و منزلت انسان می شود:

«بد گفتاری»

1349. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ المَنطِقِ یُزرِی بِالقَدرِوَیُفسِدُالأُخُوَّةَ؛(2)

گفتار زشت از قدر و منزلت انسان را می کاهد، و برادری را تباه می سازد.

«بی وفایی و عهد شکنی»

1350. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَدرُیُعَظِّمُ الوِزرَوَیُزرِی بِالقَدرِ؛(3)

بی وفائی (و عهدشکنی) گناه را بزرگ، و قدر و منزلت را کم می کند.

«منازعه و مخالفت»

قرآن کریم: «وَأَطِیعُوااللهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَتَذهَبَ رِیحُکُم وَاصبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرِینَ؛»(4)

و اطاعت (فرمان) خدا و پیامبرش نمایید و نزاع مکنید، تا سست نشوید و قدرت (وشوکت وهیبت) شما از میان نرود و استقامت نمائید که خداوند با استقامت کنندگان است.فصل سوم - گناهانی که باعث دور شدن انسان قرآن و اهل قرآن و شکایت قرآن از انسان می شود:

« تلاوت نکردن و غبارآلودشدن قرآن»

• قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ یَشکُونَ إلَی اللهِ (عزّوجلّ): مَسجِدٌ خَرٰابٌ لا یُصَلِّی فِیهِ أهلُهُ، وَعٰالِمٌ بَینَ جُهّٰالِ، وَمُصحَفٌ مُعَلّقٌ قَد وَقَعَ عَلَیهِ الغُبٰارُلا یُقرَأُفِیهِ؛(5)

1) - «موضوع برچیده شدن برکت از زندگی، منع زکات، حدیث شماره 317»

2) - غرر، ج 1، ص 437، ح 71. و ص 105، ح 2215.

3) - سوره انفال، آیه 46.

4) - «موضوع از بین رفتن حق عالم، استفاده نکردن از علم عالم، حدیث شمراه 1141»

5) - ؟؟

سه چیزاست که به درگاه خداوند(عزّ وجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند، دانشمند و عالمی که میان جاهلان و نادان ها باشد(از علمش استفاده نکنند) و قرآنی که گرد و غبار برآن نشسته وکسی آن را نمی خواند.

«خودنمائی در تلاوت قرآن، دنیاطلبی درتلاوت قرآن»

1351. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... إنَّ مِنَ النّٰاسِ مَن یَقرُأالقُرآنَ لِیُقٰالَ: فُلانٌ قٰارِئٌ وَمِنهُم مَن یَقرَأالقُرآنَ لِیَطلُبَ بِهِ الدّنیٰا وَلاخَیرَفِی ذٰالِکَ؛(1)

البته بعضی ازمردم قرآن را می خوانند برای اینکه گفته شود فلانی قاری قرآن است، وبعضی از آنان قرآن می خوانند برای بدست آوردن دنیا (وسود جوئی) وخیری دراین ها نیست.

«کارشیطانی و آدم فریبی در قرائت قرآن»

1352. عَن جٰابِرٍ، عَن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) ، قٰالَ: قُلتُ: إنّ قَومًا إذٰا ذَکَرُوا شَیئًا مِنَ القُرآنِ أوحُدِّثُوا بِهِ صَعِقَ أحَدُهُم حَتّی یُرٰی أنّ أحَدَهُم لَوقُطِعَت یَدٰاهُ أورِجلاهُ لَم یُشعِربِذٰالِکَ، فَقٰالَ: سُبحٰانَ اللهِ ذٰالِکَ مِنَ الشَّیطٰانِ، مٰابِهذا نُعِتُوا، إنّمٰا هُوَاللِّینُ وَالرِّقَةُ وَالدُّمعَةُ وَالوَجَلُ؛(2)

جابرگوید: به حضرت امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: مردمی هستند که چون آیه ای ازقرآن را ذکرمی کنند، و یا برای آنان خوانده می شود مدهوش می گردند و چنان مینماید که اگر دست ها و یا پاهایش را ببرند نمی فهمد؟ حضرت فرمود: سبحان الله این کارشیطان است، بچنین چیزی توصیف نشده اند، وهمانا تأثیر از قرآن، نرم شدن دل و رقّت قلب و اشک ریختن وترس است.

«شقاوت»

قرآن کریم: «وَیَتَجَنَّبُهَا الأَشقی؛»(3)

اما بدبخت ترین افراد ازآن دوری می گزیند.

«نفاق»

• قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :ثَلاثَةٌ لا یَجهَل حَقّهُم إلا مُنٰافِقٌ - مَعرُوفُ - بِالنِّفٰاقِ: ذُوالشَّیبَةِ فِی الإسلامِ، وَحٰامِلُ القُرآنِ، وَالإمٰامُ العٰادِلُ؛(4)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 410، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 421، ح 1.

3) - سوره أعلی، آیه 11.

4) - «موضوع نا دیده گرفتن حق امام عادل، نفاق، حدیث شماره 170».

سه کس و گروه هستند که حقّ آنها را نادیده نمی گردد مگرمنافق - معروف بنفاق -: کسی که مویش را دراسلام سپید کرده، وآنکه اهل قرآن و قرآن دان است، وپیشوا و رهبرعادل.

فصل چهارم - گناهانی که باعث ناخوشنودی انسان از قضا و قدرالهی می گردد:

«حسادت»

1353. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ غَضبٰانٌ عَلَی القَدَرِ؛(1)

حسود، بر تقدیرالهی خشمگین است.

«اندوه برای دنیا»

1354. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَصبَحَ عَلَی الدُّنیا حَزِینًا فَقَد أَصبَحَ لِقَضاءِ اللهِ ساخِطًا؛(2)

کسی که از دنیا اندوهناک می باشد، از قضاء الهی خشمناک است.

فصل پنجم - اثرات مختلف ومتعدد گناهان برقلب ودل انسان:

1. گناهانی که باعث انحراف و انصراف قلب انسان ازحق می شود:

«آزار و أذیت پیامبران الهی، نافرمانی از دستور پیامبران الهی»

قرآن کریم:«وَإِذقٰالَ مُوسٰی لِقَومِهِ لِمَ تُؤذُونَنِی وَقَد تَعلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیکُم فَلَمّٰازٰاغُوا أَزٰاغَ اللهُ قُلُوبَهُم وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الفٰاسِقِینَ؛»(3)

بیاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت ای قوم من! چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستادۀ خدا بسوی شما هستم؟ هنگامی که آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت و خدا فاسقان را هدایت نمی کند.

«نداشتن دین مسقیم و صحیح»
1355. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَستَقِیمُ قَلبُ مَن لَم یَستَقِم دِینُهُ؛(4)

کسی که دین مستقیم و صحیح ندارد، قلب او چگونه مستقیم خواهد بود.


1) - غرر،ج 1، ص 45، ح 317.

2) - نهج البلاغظ، دشتی، ح 228.

3) - سوره صف، آیه 5.

4) - غرر، ج 2، ص 554، ح 21.

«عناد و دشمنی با حق، گناهان و معاصی، لجاجت و ستیز با حق، نفاق»

قرآن کریم:«وَإِذٰامٰاأُنزِلَت سُورَةٌ نَظَرَبَعضُهُم إِلٰی بَعضٍ هَل یَریٰکُم مِن أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواصَرَفَ اللهُ قُلُوبَهُم به آنهُم قَومٌ لا یَفقَهُونَ؛»(1)

و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنها (منافقین) به یکدیگر نگاه می کنند و می گویند: آیا کسی شما را می بیند (و اگر از حضور پیامبر بیرون رویم متوجه ما نمی شوند) سپس منصرف می شوند (بیرون می روند) خداوند دل هایشان را (از حق) منصرف ساخته چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند.

2. گناهانی که باعث بیماری و پلیدی در قلب انسان می شود:

«بیماری حسد، بیماری جهل، بیماری عناد و دشمنی، بیماری کفر، بیماری گناه»
1356. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : لاوَجَعَ أَوجَعُ لِلقَلبِ مِنَ الذُّنُوبِ؛(2)

برای قلب هیچ دردی، دردناکتر از گناه نیست.

«مجادله و ستیزه، مخاصمه و دشمنی»
1357. عَن عَلِیِّ بنِ عُقبَةَ عَن َبِیهِ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: وَلا تَخاصَمُوابِدِینِکُم، فَاِنَّ المُخاصِمَةَ مُمرِضَةٌ لِلقَلبِ؛(3)

علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: در مورد دین وآئین خود «با یکدیگر و مخالفین» دشمنی و پیکار نکنید، همانا دشمنی با یکدیگر باعث بیماری قلب می شود.

1358. قٰالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :إِیّٰاکُم وَالمِرٰاءَ وَالخُصُومَةَ فَاِنَّهُمٰا یُمرِضٰانِ القُلُوبَ عَلَی الإِخوٰانِ وَیَنبُتُ عَلَیهِمَا النِّفٰاقُ؛(4)

از مجادله و ستیز بپرهیزید، که دل های دوستان و برادران را «نسبت بیکدیگ» بیمار کنند و نفاق رویانند.


1) - سوره توبه، 127.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 377، ح 28.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 450، ح 4.

4) - اصول کافی، ج 3، ص 409، ح 1.

«ناپاکی، نفاق»

قرآن کریم: «فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَ هُمُ اللهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(1)

در دل های آنها یک نوع بیماری (نفاق) است، خداوند بر بیماری آنها می افزاید وعذاب دردناکی به خاطر دروغ هایی که می گویند در انتظار آنها است.

قرآن کریم: «وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَتهُم رِجسًا إِلٰی رِجسهِم وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(2)

و اما آنها که دردل هایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده و از دنیا رفتند درحالی که کافر بودند.

حدیث: 1359. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَشُوشُ لِسٰانُهُ حُلوٌوَقَلبُهُ مُرٌّ؛(3)

آلوده و ناپاک، زبانش شیرین و قلبش تلخ است.

3. گناهانی که باعث پرده، پوشش، غبار و زنگار بر روی قلب انسان می شود:«نداشتن ایمان به آخرت»

اشاره

قرآن کریم:«وَإِذٰا قَرَأتَ القُرٰان جَعَلنٰا بَینکَ وَبَینَ الَّذِین لا یُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجابًا مَستو را؛(4)

و هنگامی که قرآن می خوانی میان تو و آنها، که ایمان به آخرت ندارند حجاب ناپیدائی قرار می دهیم !.

«وَجَعَلنٰا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإذٰا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القُرٰانِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلٰی أَدبٰارِهِم نُفُوراً؛»(5)

و بر دلهای آنها پوشش هایی قرار می دهیم تا آن (قرآن) را نفهمند، و درگوش هایشان سنگینی و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می کنی پشت می کنند و از تو روی برمی گردانند.

«إعراض و روگردانی ازآیات الهی، فراموش کردن اعمال و گناهان گذشته»

قرآن کریم: «وَمَن أَظلَمُ مِمَّن ذُ کِّرَبِٰایٰاتِ رَبِّهِ فَأَعرَضَ عَنهٰا وَنَسِیَ مٰا قَدَّ مَت یَدٰاهُ، إنِّٰا جَعَلنٰا عَلٰی قُلُوبّهم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإِن تَدعُهُم إَلَی الهُدی فَلَن یَهتَدُوا إِذًا أَبَدًا؛


1) - سوره بقره، آیه 10.

2) - سوره توبه، 125.

3) - غرر، ج 1 ص، 60، ح 1611.

4) - سوره إسراء، آیه 45-46.

5) - سوره کهف، آیه 57.

چه کسی ستمکارتر است از آنها که به هنگام یادآوری آیات پروردگارشان از آن روی برمی گردانند و آنچه با دست خود انجام داده فراموش می کنند، ما بردل هاشان پرده افکنده ایم تا نفهمند و در گوش هایشان سنگی قرارداده ایم (تا صدای حق را نشنوند) و لذا اگرآنها را بسوی هدایت بخوانی هرگزهدایت نمی شوند!.

«گناهان ومعاصی»

قرآن کریم: «کَلا بَل رٰانَ عَلٰی قُلُوبِهِم مٰا کٰانُوا یَکسِبُونَ؛»(1)

چنین نیست که آنها خیال می کنند، بلکه اعمالشان«گناهانشان» چون زنگاری بر دل هایشان نشسته.

4. گناهانی که باعث تشتت، رُعب، وحشت وحمیت درقلب انسان می شود:

«جهل»

قرآن کریم: «لأَنتُم أَشَدُّ رَهبَةً فِی صُدُورِهِم مِنَ اللهِ ذٰالِکَ به آنهُم قَومٌ لایَفقَهُونَ؛»(2)

وحشت از شما در دل های آنها بیش از ترس ازخدا است، این بخاطرآن است که آنها گروهی جاهل و نادانند.

«شرک»

قرآن کریم: «سَنُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِی کَفَرُوا الرُّعبَ بِمٰا أَشرَکُوا بِاللهِ مٰالَم یُنَزِّل بِهِ سُلطٰانًا؛(3)

بزودی در دلهای کافران بخاطر اینکه بدون دلیل، چیزی را برای خدا همتا قراردادند، رعب وترس می افکنیم.

«کفر، نفاق»

قرآن کریم: «لایُقٰاتِلُونَکم جَمِیعًا إلا فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ أَومِن وَرٰاءِ جُدُرٍبَأسُهُم بَینَهُم شَدِیدٌ، تَحسَبُهُم جَمِیعًا وَقُلُوبُهُم شَتّیٰ ذٰالِکَ به آنهُم قَومٌ لا یَعقِلُونَ؛»(4)

آنها (کافران ومنافقین) با شما بصورت دسته جمعی نمی جنگند، مگر در قریه های حصارشده یا پس دیوارها، دشمنی و کارزار بین خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متفق می پندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرّق است زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.


1) - سوره مطففین، آیه 14.

2) - سوره حشر، آیه 13.

3) - سوره آل عمران، آیه 151.

4) - سوره حشر، آیه 14.

«إِذ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الحَمِیّة حَمِیَّةَ الجٰاهِلِیَّةِ؛»(1)

به خاطربیاورید هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم ونخوت جاهلیت داشتند.

«سَأُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعبَ؛»(2)

بزودی در دل های کافران ترس و وحشت می افکنم.

«هُوَالَّذی أَخرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن أَهلِ الکِتٰابِ مِن دِیٰارِهِم لأَوَّلِ الحَشرِ،مٰاظَنَنتُم أَن یَخرُجُوا وَظَنُّواأَنَّهُم مٰانِعَتُهُم حُصُونُهم مِنَ اللهِ فَآَتٰاهُمُ اللهُ مِن حَیثُ لَم یَحتَسِبُواوَقَذَفَفِی قُلُوبِهِمُ الرُّعبَ، یُخرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیدِیهِم وَأَیدِالمُؤمِنُونَ فَأعتَبِرُوایٰا یا أُولِی الأَبصٰارِ؛»(3)

اوست کسی که کافران اهل کتاب را در اولین برخورد (با مسلمانان) از خانه هایشان بیرون راند، گمان نمی کردید آنها خارج شوند، و خودشان نیز گمان می کردند که دژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می شود، اما خداوند از انجا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد، و در قلب آنها ترس و وحشت افکند، به گونه ای که خانه های خودرا با دست خویش وبا دست مؤمنان ویران می کردند، پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم.

5. گناهان باعث سیاهی قلب انسان می شود:

«کبر و غرور»
1360. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِبرُیُسٰاورالقُلُوبَ مُسٰاوَرَةَ السُّمُومِ القٰاتِلَةِ؛(4)

کبر و غرور، دلها را سیاه می کند (ومی کشد) مانند زَهرهای کشنده.

«گناه»
1361. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنّ العبد إذا أذنب ذنبا نکتت فی قلبه نکتة سوداء، فان تاب ونزع واستغفرصقل قلبه، وإن عاد زادت حتّی تعلوقلبه، فذالک الرّین الّذی ذکرالله فی القرآن«کَلا بَل رانَ عَلی قُلُوبِهِم ما کانُوا یَکسِبُونش؛»(5)(6)

هنگامی که بنده گناه کند نقطۀ سیاهی درقلب او پیدا می شود، اگرتوبه کند و از گناه دست بردارد و استغفار نماید قلب او صیقل می یابد و اگربازهم به گناه برگردد سیاهی افزون می شود، تا تمام


1) - سوره فتح، آیه 26.

2) - سوره انفال، آیه 12.

3) - سوره حشر، آیه2.

4) - غرر، ج 1، ص 88، ح 2032.

5) - سوره مطففین، آیه 14

6) - تفسیر نمونه، ج 26، ص 265.

قلبش را فرا می گیرد، این همان زنگاری است که در آیه به آن اشاره شده است «چنین نیست که آنها خیال می کنند بلکه اعمالشان- گناهانشان- چون زنگاری بردلهایشان نشسته».

«آری بدترین اثرگناه و ادامه آن، تاریک ساختن قلب و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است، گاهان ازاعضاء وجوارح سرازیر قلب می شود و قلب را به یک باتلاق متعفن وگندیده مبدل می سازد، اینجاست که انسان راه و چاه را تشخیصنمی دهد و مرتکب اشتباهان عجیبی می شود که همه را حیران می کند. با دست خود تیشه به ریشۀ خویش می زند و سرمایه خوشبختی خویش را به باد فنا می دهد»

1362. عَن آَبِی بَصِیرٍقالَ: سَمِعتُ أَبا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إذا أذنب الرَّجُلُ خَرَجَ فِی قَلبِهِ نُکتَةٌ سَوداءٌ، فَاِن تابَ إنمَحَت، وَإِن زادَ، زادَت حَتّی تَغلُبُ عَلی قَلبِهِ فَلا یَفلَحُ بَعدَها أَبدًا؛(1)

أبوبصی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: زمانی که مردی گناهی انجام داد در قلبش نقطه سیاهی پیدا می شود، پس اگر توبه کرد، محو می گردد. و اگرگناه را افزایش داد آن سیاهی آن قدر زیاد می شود که تمام قلب او را احاطه می کند و دیگر بعد از آن هیچ گاه رستگار نخواهدشد.

امام خمینی (ره): «قلب انسان مانند آئینه، صاف و روشن است و بر اثر توجه فوق العاده به دنیا و کثرت معاصی کدر می شود»(2)

6. گناهانی که باعث شک و تردید در قلب انسان می شود:

«کفر، نفاق»

قرآن کریم:«لایَزٰالُ بُنیٰانُهُمُ الَّذِی بَنَوارِیبَةً فِی قُلُوبِهِم إِلا أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُم وَاللهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛»(3)

بُنیانی که آنها برکفر و نفاق بنا کردند، دل های ایشان را همیشه به حیرت و ریب «شک و تردید» افکند. تا آن که ازآن یا به مرگ یا به توبه دل بَرکنند، وخدا به اسرارخلق دانا و به دقایق عالَم آگاهست. «جریان بنای مسجد ضرارتوسط منافقین مدینه»

7. گناهانی که باعث مبتلا و مشغول شدن قلب انسان می شود:

«خالی شدن قلب ازتقوی»
1363. الإمامُ عَلِیّ (علیه السلام) : خُلُوُّ القَلبِ مِنَ التَّقوی یَملَأُهُ مِن فِتَنِ الدُّنیا؛(4)

خالی شدن قلب ازتقوی، آن را با گرفتاری های دنیا پرخواهدکرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 238، ح 10.

2) - جهاداکبریا مبارزه به آنفس، ص 29.

3) - سوره توبه، آیه 110.

4) - غرر، ج 1، ص 398، ح 41.

«خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن»
• قالَ رَسُولُ اللهُ (صلی الله علیه واله) : یَقُولُ اللهُ(عَزَّوَجَلَّ): وَعِزَّتِی وَجَلالِی وَکِبریائِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَإِرتِفاعِ مَکانِی لا یُؤثِرُعَبدٌ هَواهُ عَلی هَوای... وَشَغَلتُ قَلبَهُ بِها وَلَم آتِهِ مِنها إِلاما قَدَّرلُهُ؛(1)

رسول (صلی الله علیه واله) فرمود: خداوند(عَزَّوَجَلَّ) می فرماید: به عزت، جلال، بزرگی، وعلو درجه و بلندای مکانم سوگند، هیچ بنده ای خواسته خود را برخواستۀ من مقدم نمی دارد مگر آنکه... و قلبش را به دنیا مشغول می نمایم و ازدنیا بیش آنچه مقررکرده ام به او نمی دهم.

«خصومت - دشمنی»
1364. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَالخُصُومَةَ فَاِنَّها تَشغَلُ القَلبَ وَتُورِثُ النِّفاقَ وَتَکسُبُ الضَغایِنَ؛(2)

از خصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد ونفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.

8. گناهانی که باعث فتنة و فساد در قلب انسان می شود:

«ثروت زیاد - ثروت دوستی»
1365. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ المٰالِ یُفسِدُ القَلبَ وُینسِی الذُّنُوبَ؛(3)

مال زیاد، باعث تباهی و فساد قلب وفراموشی گناهان می شود.

«هم نشینی با افراد بی ایمان، خلوت کردن با زنان، لذت جویی از زنان (غیرهمسر)، عمل کردن به نظرو رأی زنان»

1366. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعَةٌ مَفسَدَةٌ لِلقُلُوبِ: الخَلوَةُبِالنِّساءِ، وَالإِستِمتاعُ مِنهُنَّ، وَالأَخذُ بِرَأیِهُنَّ، وَمُجالِسَةُ المَوتی، فَقِیلَ: یارَسُولَ اللهِ وَما مُجالِسَةَ المَوتی؟ قالَ: کُلُّ ضالٍّ عَنِ الإِیمانِ وَجابِرٍعَنِ الأَحکامِ؛(4)

چهار چیز باعث فاسد وتباه شدن قلب ها است: خلوت کردن با زنان، لذت جوئی اززنان، به نظر و رأی زنان عمل کردن و همنشینی با مرده ها، سؤال شد یا رسولالله همنشینی با مرده چیست؟ فرمود: کلیه کسانی که از ایمان گمراه شده ونسبت به احکام بی تفاوتند.


1) - «موضوع دگرگونی دنیا، خواسته خود را برخواسته خدا مقدم داشتن، حدیث شماره 662»

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 568، ح 5.

3) - غرر، ج 2، ص 562، ح 28.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 5070، ح 22.

«گناه»
1367. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : کَثرَةُ الذُّنُوبِ مَفسَدَةٌ لِلقَلبِ؛(1)

زیادی گناه، باعث فاسد شدن قلب است.

1368. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کان أبی (علیه السلام) یقول: ما مِن شَیءٍ أَفسَدَ لِلقَلبِ مِن خَطِیئَةٍ، إِنَّ القَلبَ لَیُواقِعُ الخَطِیئَةَ فَما تَزالُ بِهِ حَتّی تَغلِبَ عَلَیهِ فَیُصَیِّرُأَعلاهُ أَسفَلَهُ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم همواره می فرمود: چیزی بیشتر از گناه، قلب را فاسد نکند، قلب مرتکب گناه می شود برآن اصرارمی ورزد تا بالایش پایین می گراید.

«نگاه به نامحرم»
• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَلنَّظرَةُ بَعدَ النَّظرَةِ تَزرَعُ فِی القَلبِ الشَّهوَةَ وَکَفی لِصاحِبِها فِتنَةً؛(3)

نگاه کردن (به نامحرم) بعد از نگاه اول، در دل انسان ایجاد شهوت میکند و این کفایت کند که برای صاحب نگاه سبب فتنه گردد.

«بعد از نگاه اول که بصورت ناآگانه و غیرعمدی است، نگاه دوم که آگاهانه وعمدی می باشد، سبب فتنه وگناه می شود»

9. گناهانی که باعث قساوت قلب انسان می شود:

«آرزوی طولانی»
1369. عَن عَلِیِّ بنِ عِیسی رَفَعَهَ، قالَ: فِیما ناجیَ اللهُ (عزّوجلّ) بِهِ مُوسی (علیه السلام) : لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أَمَلَکَ فَیَسقُوَ قَلبُکَ، وَالقاسِی القَلبِ مِنّیِ بَعِیدٌ؛(4)علی بن عیسی درحدیثی (مرفوعه) روایت کند که فرمود: درآنچه خدای (عزوجل) با موسی (علیه السلام) مناجات کرد این بود که: ای موسی درد نیا آرزوی خود را دراز مکن، که دلت سخت می گردد وسخت دل از من دور است.«حدیث مرفوعه، حدیثی است که راوی واسطه ها را انداخته و مسثقیم از معصوم (علیه السلام) نقل کرده است»

1) - تفسیر نمونه، ج 26، ص 266.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 369، ح 1.

3) - «موضوع فتنه درزندگی، ایجاد شهوت دردل، حدیث شمراه 1285»

4) - اصول کافی، ج 4، ص 22، 1.

«تسلیم نشدن در مقابل آیات، معجزات و أمرالهی»

قرآن کریم: «ثَمَّ قَسَت قُلُوبُکُم مِن بَعدِ ذٰالِکَ فَهِیَ کَالحِجارَةِ أَوأَشَدَّ قَسوَةً؛»(1)

سپس دل های شما بعد از این جریان (مشاهدۀ آیات ومعجزات الهی و نافرمانی خداوند) سخت شد، هم چون سنگ یا سخت تر!.

«پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی»

«فَبِمٰا نَقضِهِم مِیثٰاقَهُم لَعَنّٰا هُم وَجَعَلنٰا قُلُوبَهُم قٰاسِیَةً؛(2)

چون آنها پیمان خود را نقض کردند، ما آنها را طرد کردیم و از رحمت خود دور ساختیم ودل های آنها را سخت وسنگین نمودیم.

«فراموش کردن ذکر و یاد خدا»
1370. عَن إِسماعِیلَ بنِ أبِی زِیادٍ، عَن أبِی عَبداللهِ، عَن آبِیهِ (علیهما السلام) قالَ:َ أَوحَی اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی إِلی مُوسی (علیه السلام) : لا تَفرَح بِکَثرَةِ المالِ وَلا تَدَع ذِ کرِی عَلی کُلِّ حالٍ، فَاِنَّ کَثرَةَ المالِ تُنسِی الذُنُوبَ، وَتَرکَ ذِ کرِی یُقسِی القُلُوبَ؛(3)

اسماعیل بن ابی زیاد می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که فرمود: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد: که به خاطر افزونی مال خرسند مباش و در هیچ حالتی یاد مرا فراموش مکن، زیرا که افزونی مال گناهان را ازیاد می برد و فراموش کردن من، قلب را با قساوت می کند.

«فرومایگی و ناکسی»
1371. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مِنَ الِّئٰامِ تَکُونُ القَسوَةُ؛(4)

قساوت قلب، از فرومایگی بوجود می آید.

«گناهان»
1372. الإمامُ قٰالَ عَلیٌّ (علیه السلام) : ماجَفت الدّمُوعُ إلا لِقَسوةِ القلُوبِ، وَما قَسَتِ القلُوبُ إلا لِکثرة الذُّئُوبِ؛(5)

1) - سوره بقرة، آیه 74.

2) - سوره مائده، آیه 13.

3) - خصال، ج 1، ص 64، ح 23.

4) - غرر، ج 2، ص 625، ح 7.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 337، ح 5.

اشک چشم ها خشک نشد مگربعلت قساوت وسنگدلی قلب ها، و قلب ها قساوت پیدا نکرد مگربه سبب زیادی گناهان.

«همنشینی با فاجر و تبهکار»
1373. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کٰانَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إذٰا صَعِدَ المَنبَرَقٰالَ: یَنبَغِی لِلمُسلِمِ أن یَتَجَنّبَ مُوٰاخٰاةَ ثَلاثَةٍ: ألمٰاجِنِ الفٰاجِرِ، وَالأحمَقِ، وَالکَذّٰابِ، فَأمّالمٰاجِنُ الفٰاجِرُفَیُزَیِّنُ لَکَ فِعلَهُ وَیُحِبُّ أنّکَ مِثلُهُ وَلا یُعِینُکَ عَلٰی أمرِدِینِکَ وَمُعٰادِکَ وَمُقٰارَبَتُهُ جَفاءٌ وَقَسوَةٌ وَمَدخَلُهُ وَمَخرَجُهُ عٰارٌعَلَیکَ؛(1)

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر زمان أمیرالمؤمنین (علیه السلام) به منبر می رفت می فرمود: سزاوار است برای مسلمان که از رفاقت با سه کس «گروه» دوری کند: پُرروی بی باکی که تباهکاراست، وأحمق، و دروغگو، أمّا شخص پُرروی تباهکار، پس کردار خویشتن را برای تو بیارآید و دوست دارد که تو نیز مانند او باشی، و نه در کار دین تو را یاری کند و نه در کار اخرت، و نزدیکی با او جفاکاری و سنگدلی است، و ورود و خروج (رفت وآمد) اوبرای تو ننگ است.

10. گناهانی که باعث کور و کرشدن قلب انسان می شود:

«دنیا دوستی»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیٰا یُفسِدُ العَقلَ وَیُصِمُّ القَلبَ عَن سِمٰاعِ الحِکمَةِ وَیُوجِبُ أَلِیمَ العِقابَ؛(2)دوستی دنیا، عقل را ازبین می برد، و قلب را از شنیدن حکمت و دانش کر می سازد، و موجب عذاب دردناک می گردد.
1374. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کَتَبَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إِلی بَعضِ أَصحابِهِ یَعِظُهُ: أُوصِیکَ وَنَفسِی بِتَقوی مَن لا تَحِلُّ مَعصِیَتُهُ... فَارفِضِ الدُّنیا فَاِنَّ حَبَّ الدُّنیا یُعمِی وَیُصِمُّ وَیُبکِمُ وَیُذِلُّ الرِّقابَ؛(3)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤنین (علیه السلام) به یکی از اصحابش بعنوان موعظه نوشت: تو را وخودم را به تقوی کسی سفارش می کنم که نافرمانیش روا نیست...- بعد می فرماید- دنیا را رها کن که محبت دنیا کور و کرولال و زبون (وخوار) کند (انسان را).

«فراموش کردن خدا»
1375. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن نَسِیَ اللهَ سُبحانَهُ أَنساهُ اللهُ نَفسَهُ وَأَعمی قَلبَهُ؛(4)

1) - اصول کافی، ج 4، ص 453، ح 1.

2) - «موضوع خودعذابی، حب دنیا، حدیث شماره 10900»

3) - اصول کافی، ج 3، ص 204، ح 23.

4) - غرر، ج 2، ص 690، ح 1214.

هرکس خداوند سبحان را فراموش کند، خداوند نیزخودش را ازیاد اوببرد ودلش را کورگرداند.

«شهوت و هوسرانی»
1376. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذاأَبصَرَتِ العَینُ الشَّهوَةَ عَمِیَ القَلبُ عَنِ العاقِبَةِ؛(1)

هرگاه دیدۀ شهوت بازگردد، چشم دل ازدیدن پایان وعاقبت کارکورشود.

«غفلت و نداشتن معرفت»

قرآن کریم:«وَلَقَدذَرَأنالِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولئِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(2)

و بطورمسلّم گروه بسیاری از جن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل ها (عقل هایی) دارند که با آن (اندیشه نمی کنند) و نمی فهمند و چشمانی دارند که با آن نمی بینند وگوش هایی دارند با آن نمی شنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند (زیرا با این که همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند).

«گناهان و معاصی»

قرآن کریم: «فَاِنّهٰا لا تَعمَی الأَبصٰارُوَلٰکِن تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛»(3)

چشم های ظاهر نابینا نمی شود، بلکه دل هایی که در سینه ها جای دارد «در اثر گناهان» نابینا می گردد.

«هوای نفس - تبعیت ازهوای نفس»
1377. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّکَ إِن أَطَعتَ هَوٰاکَ أَصَمَّکَ وَأَعمٰاکَ، وَأَفسَدَ مَنقَلَبَکَ وَأَدرٰأکَ؛(4)

براستی که اگرتو مطیع هوای نفست باشی، تو را کروکور گرداند، و بازگشت گامت را تباه سازد و تو را (به درّۀ خواری و پستی) پرتاب نماید و هلاک کند.

*«أَدرَئَکَ»

1378. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوی شَرِیکُ العَمی؛(5)

هوای نفس دمساز با کوری (دل) انسان است.


1) - غرر، ج 1، ص 315، ح 89.

2) - سوره اعراف، آیه 179.

3) - سوره حج، آیه 46.

4) - غرر، ج 1، ص 287، ح 21.

5) - غرر، ج 1، ص 22، ح 632.

11. گناهانی که باعث مردن قلب ودل انسان می شود:

«شهوت وهوسرانی»
1379. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غُیرُمُنتَفِعٍ بِالعِظٰاتِ قَلبٌ مُتعَلَقٌ بِالشَّهَوٰاتِ؛(1)

دلی که با خواسته های نفسانی پیوند خورده، از پند و موعظه سودی نخواهد برد.

• وَقٰالَ علیه السلام فِی حَقِّ مَن ذَمَّهُ: قَد أَحرَقَتِ الشَّهَوٰاتُ عَقلَهُ وَأَمٰاتَت قَلبَهُ وَأَولَهَت عَلَیهِ نَفسَهُ؛(2)

آن حضرت درباره کسی که او را نکوهش می کرد فرمود: شهوتها عقل او را سوزانده و دلش را کشته و نفسش او را بر خویشتن شیفته و عاشق ساخته است.

«غفلت»
1380. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ الغَفلَةُ ماتَ قَلبُهُ؛(3)

هرکس غفلت براو غلبه کند، قلبش بمیرد.

«هم نشینی با أراذل و اوباش، هم نشینی با اغنیاء ومرفهین، هم سخن بودن با زنان»
1381. عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) عَن آبٰائِهِ(صلواة الله علیهم) قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثَةٌ مُجٰالِسَتُهُم تُمِیتُ القَلبَ، ألجُلُوسُ مَعَ الأنذٰالِ، وَالحَدِیثُ مَعَ النّسٰاءِ، وَالجُلُوسُ مَعَ الأغنِیٰاءِ؛(4)

امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا(صلواة الله علیهم) روایت می کند که فرمود: سه دسته اند که هم نشینی با آنها دل را می میراند: همنشینی با اراذل و فرومایگان، گفت و شنود با زنان، ونشستن با توانگران.

12. گناهانی که باعث می شود مهرغفلت برقلب انسان بخورد:

«افراط گری، پیروی ازهوای نفس»

قرآن کریم: «وَلا تُطِع مَن أَغفَلنٰا قَلبَهُ عَن ذِ کرِنٰا وَاَتبَعَ هَوٰاهُ وَکٰانَ أَمرُهُ فُرُطًا؛(5)

و از کسانی که قلبشان را ازیاد خود غافل ساختیم، اطاعت مکن، همانها که پیروی هوای نفس کرده، کارهایشان افراط گری است.


1) - غرر، ج 1، ج 2، ص507، ح 26.

2) - «موضوع فاسد وناقص شدن عقل، شهوت وهواپرستتی؛حدیث شماره 1100»

3) - غرر، ج 2، ص 655، ح 771.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 455، ح 8.

5) - سوره کهف، آیه 28.

«جبّاری - ستمگری»

قرآن کریم: «کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهُ عَلٰی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّرٍجَبّٰارٍ؛»(1)

این گونه خداوند برقلب هرمتکبرجبّاری مهر«شقاوت» می نهد.

«ترک جهاد - تخلّف ازجبه»

قرآن کریم:«رَضُوابِآن یَکُونُوا مَعَ الخَوٰالِفِ وَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِهِم فَهُم لا یَفقَهُونَ؛»(2)

آنها راضی شدند که با متخلفان باشند، و بر دل هایشان مهرنهاده شده، لذا نمی فهمند.حدیث:

• قالَ امِیرالمؤمنین (علیه السلام) : فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ... وَضُرِبَ عَلی قَلبِهِ بِالإِسهابِ (الأسداد)؛(3)

کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک کند،...بردل او در پردۀ گمراهی خورده.

«مقدم داشتن دنیا برآخرت»

قرآن کریم: «أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِم وَسَمعِهِم وَأَبصارِهِم وَأُولئِکَ هُمُ الغافِلُونَ؛»(4)

آنها (کسانی که حیات دنیا را برآخرت برگزیده اند) کسانی هستند که خدا (بر اثر فزونی گناه) برقلب و گوش و چشمشان مُهرنهاده (به همین دلیل چیزی نمی فهمند) و غافل واقعی آنهایند.

«تکبّر- خودبزرگ بینی»

قرآن کریم: «کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهُ عَلٰی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ؛»(5)

این گونه خداوند برقلب هر متکبرجبّاری مُهر«شقاوت» می نهد.

«لجاجت و عناد در برابرحق پرده ای ظلمانی بر فکرانسان می اندازد، و حس تشخیص را از او می گیرد، کار بجایی می رسد که قلب او همچون یک ظرف دربستۀ مُهرشده می گردد، که نه محتوای فاسد آن بیرون می آید و نه محتوای صحیح و جان پروری وارد آن می شود.»(6)

«کَذٰالِکَ نَطبَعُ عَلٰی قُلُوبِ المُعتَدِینَ؛»(7)

این چنین ما هم بردل های تاریک سرکشان مُهربرنهیم.


1) - سوره غافر، آیه 35.

2) - سوره توبه، آیه 87

3) - «موضوع نزول بلا، تک جهاد، حدیث شماره 331»

4) - سوره نحل، آیه آیه 108.

5) - سوره غافر، آیه 35.

6) - تفسیرنمونه، ج 20، ص 99.

7) - سوره یونس، آیه 74.

«کفر»

«کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهِ عَلٰی قُلُوبِ الکٰافِرِینَ؛»(1)

همچنین خدا هم (بشقاوت کفر) دل های کافران را مُهرخواهدکرد.«وَقَولِهِم قُلُوبُنٰاغُلفٌ بَل طَبَعَ اللهُ عَلَیهٰا بِکُفرِهِم؛»(2)

و(از روی استهزاء) می گفتند بر دل های ما پرده افکنده شده، (و سخنان پیامبران را درک نمی کنیم) آری خداوند به علت کفرشان بر دل های آنها مُهرزد.

«اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواسَوٰاءٌعَلَیهِمءَاَنذَرتَه أَم لَم تُنذِرهُم لایُؤمِنُونَ.خَتَمَ اللهُ عَلٰی قُلُوبِهِم وَعَلٰی سَمعِهِم وَعَلٰی أَبصٰارِهِم غِشٰاوَةٌ وَلَهُم عَذٰابٌ عَظِیمٌ؛»(3)

کسانی که کافر شدند برای آنها تفاوت نمی کند که آنان را (از عذاب خداوند) بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. خدا بردل ها وگوش های آنان مهر نهاده و برچشم های آنها پرده افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظارآنهاست.

«نفاق»

قرآن کریم:«ذٰالِکَ بِآنهُم ٰامَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِهِم فَهُم لا یَفقَهُونَ؛»(4)

این (کارهای منافقانه) بخاطر آن است که آنها(منافقین) نخست ایمان آوردند سپس کافرشدند، لذا بردل های آنها مُهرنهاده شده وحقیقت را درک نمی کنند.

حدیث:

1382. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ القُلُوبَ أَربَعَةٌ: قَلبٌ فِیهِ نِفاقٌ وَإِیمانٌ، وَقَلبٌ مَنکُوسٌ، وَقَلبٌ مَطبُوعٌ، وَقَلبٌ أَزهَرُ وَأَجرَدُ،... فَأَمَّا المَطبُوعُ فَقَلبُ المُنافِقِ...وَأَمَّا المَنکُوسُ فَقَلبُ المُشرِکِ؛(5)

همانا دل ها چهار(گونه) اند: دلی که درآن نفاق وایمان است و دلی که وارونه است و دلی که مُهر خورده است و دلی که تابناک و پاکیزه است... و اما دل مُهرخورده آن دل منافق است و اما وارونه آن دلِ مشرک است.


1) - سوره اعراف، آیه 101.

2) - سوره نساء، آیه 155.

3) - سوره بقره ف آیات 6 - 7.

4) - سوره منافقون ف آیه 3.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 152، ح 2.

«ترک نماز جمعه»
1383. عَن أبِی بَصِیرٍ وَمُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قالا: سَمیعنا أباجَعفَرٍمُحَمَّدٍ بنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام) یَقُولُ:مَن تَرَکَ الجُمعَةَ ثَلاثًا مُتَوالِیًا بِغَیرِعِلَّةِ طَبَعَ اللهُ عَلی قَلبِهِ؛(1)

أبی بصیر و محمدبن مسلم گویند: از امام باقر (علیه السلام) شنیدیم می فرمود: هرکس سه نمازجمعه را بطور متواری و بدون عذرترک نماید، خداوند برقلب او مُهر(غفلت) خواهد زد.

«هوا پرستی»

قرآن کریم:«أَفَرَآَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَویٰهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلٰی عِلمٍ وَخَتَمَ عَلٰی سَمعِهِ وَقَلبِهِ وَجَعَلَ عَلٰی بَصَرِهِ غِشٰا وَةً فَمَن یَهدِیهِ مِن بَعدِ اللهِ أَفَلا تَذَ کَّرُونَ؛»(2)

آیا می نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده وخدا او را دانسته گمراه ساخته و مُهر(قهر) برگوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده پس او را بعد ازخدا چه کسی هدایتش خواهد کرد آیا متذکر نمی شوید!.

«وَلا تُطِع مَن أَغفَلنٰا قَلبَهُ عَن ذِ کرِنٰا وَاَتبَعَ هَوٰاهُ وَکٰانَ أَمرُهُ فُرُطًا؛»(3)

و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن، همانها که پیروی هوای نفس کرده و کارهایشان افراطی است.

«روح آدمی را، یا خدا پُر می کند و یا هوا، که جمع میان این دو ممکن نیست، هواپرستی، سرچشمه غفلت از خدا و خلق خدا است، هواپرستی عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است و بالآخره هواپرستی انسان را درخویشتن فرو می برد و از همه حقایق جهان دور می سازد»(4)

13. گناهانی که باعث نفاق در قلب انسان می شود:

«پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی»

قرآن کریم:«فَأَعقَبَهُم نِفٰاقًا فِی قُلُوبِهِم إِلٰی یَومِ یَلقُونَهُ بِمٰا أَخلَفُوا اللهَ مٰا وَعَدُوا وَبِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(5)

بخاطرپیمان شکنی و دروغشان، خداوند نفاق را دردل های آنها قرارداد.


1) - وسائل الشیعه، ج 5، ص 4، ح 11.

2) - سوره جاثیه، آیه 23.

3) - سوره کهف، آیه 28.

4) - تفسیرنمونه، ج 12، ص 423.

5) - سوره توبه، آیه 77.

«ثروت دوستی - رفاه طلبی»
1384. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : حُبُّ الجٰاهِ وَالمٰالِ یُنبِتُ النِّفٰاقَ فِی القَلبِ کَمٰا یُنبِتُ المٰاءَ البَقلَ؛(1)

علاقه به ریاست و ثروت، سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد. همانطوری که آب و باران سبب روئیدن سبزیجات می شود.

«دروغ»

قرآن کریم:«وَبِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(2)

بخاط دروغشان، خداوند نفاق را دردل های آنها قرارداد.

«ترک نماز جمعه»
1385. قال الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن تَرَکَ ثَلاثً جمع متعمدا من غَیرِعِلَّةِ طَبَعَ اللهُ عَلی قَلبِهِ بِخاتَمِ النِّفاقِ؛(3)

هرکس سه نمازجمعه را بطور عمد و بدون عذرترک نماید، خداوند برقلب او مُهرنفاق خواهد زد.

14. گناهی که باعث خاموش شدن نورقلب انسان می شود:

«شک وتردید»
1386. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّکُ یُطفِئُ نُورَالقَلبِ؛(4)

شک وتردید، نور دل را خاموش می سازد.


1) - مجموعه ورام، ص 264.

2) - سوره توبه، آیه 77.

3) - وسائل الشیعه؛ ج 5، ص 4، ح 11.

4) - غرر ج 1، ص 43، ح 1289.

24- باب بیست و چهارم «ک»:شش فصل

اشاره

باب بیست و چهارم «ک»

فصل اول - گناهانی که باعث کشته و مباح شدن خون انسان می شود:

«بدعتگذاری»

1387. عَن مُحَمَّدِ بنِ عِیسیَ بنِ عُبَیدٍ: إِنَّ أَبَا الحَسَنِ (علیه السلام) أَهدَرَمَقتَلَ (بِقَتلِ- س-خ) فارِسِ بن حاتِمٍ، وَضَمِنَ لِمَن یَقتُلُهُ الجَنَّةَ، فَقَتَلَهُ جُنَیدٌ وَکانَ فارِسُ فَتّا نًا یَفتُنُ النّاسَ وَیَدعُوهُم إِلَی البِدعَةِ فَخَرَجَ مِن أَبِی الحَسَنِ (علیه السلام) : هذا فارِسُ لَعَنَهُ اللهُ یَعمَلُ مِن قِبَلِی فَتّانًا داعِیًا إِلَی البِدعَةِ، وَدَمُهُ هَدَرٌلِکُلِّ مَن قَتَلَهُ، فَمَن هذا الَّذِی یُرِیحُنِی مِنهُ وَیَقتُلُهُ وَأَنا ضامِنٌ لَهُ عَلَی اللهِ الجَنَّةَ؛(1)

محمد بن عیسی گوید: امام هادی (علیه السلام) دستورقتل فارس بن حاتم را صادر فرمود و برای کشنده اوبهشت را ضمانت کرد، جنیداورا بقتل رساند.

فارس شیطان صفتی بود که مردم را به گمراهی می کشاند، و به کارهای بدعت آمیز فرا می خواند، پس از طرف امام هادی (علیه السلام) دستورآمد که: این فارس ملعون، مردم را به نام من، گمراه می کرد و به بدعت فرا می خواند. خونش برای هرکس او را بکشد مباح است. کیست که او را بکشد و مرا از شرآن آسوده گرداند، تا در عوض من نزد خداوند برایش بهشت را ضمانت کنم؟.

«تضعیف کردن وخوارشمردن حق»

1388. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَضعَفَ الحَقَّ وَخَذَلَهُ أَهلَکَهُ الباطِلُ وَقَتَلَهُ؛(2)

هرکس حق را تضعیف وخوارکند، باطل او را بکشد و تباه سازد.

«دشمنی باحق»

1389. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ قَتَلَهُ، وَمَن تَعَزَّزَعَلَیهِ ذَلَّ لَهُ؛(3)کسی که با حق دشمنی کند، حق او را بکُشد، و هرکس در باربرحق عزیزی کند «خود را بزرگ شمارد» حق، او را خوار و ذلیل نماید.

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 94، ح 1.

2) - غرر، ج 2، ص 694، 1249.

3) - غرر، 2، ص 718، ح 1465 و ص 622، ح 245.

1390. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ قَتَلَهُ؛(1)

کسی که باحق دشمنی کند، حق او را بکُشد.

«دزدی وسرقت»

1391. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : إَذا دَخَلَ غَلَیکَ اللَّصُّ المُحارِبُ فَاقتُلهُ، فَما أَصابَکَ فَدَمُهُ فِی عُنُقِی؛(2)

وقتی که دزد مسلح به خانه تو وارد شد، او را بکش، که خون بهای آن به گردن من است (خون بهاء ندارد).

«گناه- معصیت»

• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَمٰا إِنَّهُ لَیسَ مِن عِرقٍ یُضرَبُ وَلا صِدٰاعٍ وَلا نَکبَةٍ وَلا مَرَضٍ إلا بِذَنبٍ.وذالک قول الله(عزّوجلّ): فی کتابه: «وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِ یکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ؛»(3)ثمّ قال: وما یعفوالله آکثرممّا یؤاخذبه؛(4)

آگاه باشید! همانا هیچ رگی قطع نمی شود، و هیچ دردسری پیش نمی آید و هیچ مصیبتی وارد نمی شود و هیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطرگناه.

و این (برطبق) فرمایش خداوند (عزوجل) در کتابش: «و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند.» و بعد فرمود: و آنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است به آن مجازات می شود.

«شمشیرستم»

1392. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سَلَّ سَیفَ العُدوٰانِ قُتِلَ بِهِ؛(5)

کسی که تیغ ستم کشد، با آن کشته شود.

«شهوت رانی»

1393. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّهَواتُ قاتِلاتٌ؛(6)

شهوات وخواسته های نفسانی کشنده گانند.


1) - غرر، 2، ص 718، ح 1465 و ص 622، ح 245.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 92، ح 7.

3) - سوره شوری ،30.

4) - «موضوع بیماری، گناه، حدیث شماره 353»

5) - غرر، ج 2، ص 658، ح 817.

6) - غرر، ج 1، ص 11، ح 233.

«طغیان وسرکشی»

1394. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عامَلَ بِالبَغیِ کُوفِئَ بِهِ؛(1)

کسی که طغیان وستمگری کند، به آن دچار شود.

«طمع»

1395. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رُکُوبُ الأَطماعِ یَقطَعُ رِقابَ الرِّجالِ؛(2)

اسب طمع را سوارشدن، گردن مردان را قطع می کند.

«اطاعت ازهوای نفس»

1396. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطاعَ نَفسَهُ قَتَلَها؛(3)

هرکس نفسش را فرمانبرده، آن را کشته (وهلاک کرده) است.

فصل دوم - گناهانی که باعث کفروکافرشدن نسان می شود:

«تفکّردرذات پروردگار»

1397. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَفَکَّرَفِی ذٰاتِ اللهِ سُبحٰانَهُ أَلحَدَ؛(4)

هرکس در ذات پروردگار سبحان تفکّرکند،(واینکه خداوند چگونه موجودی است) مُلحد گردد.

1398. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَفَکَّرَفِی ذٰاتِ اللهِ سُبحٰانَهُ تَزَنقَدَ؛(5)

هرکس در ذات پروردگار سبحان تفکّرکند، مُلحد و زندیق گردد.

«پرستش نام خدا بدون پرستش ذات خدا، پرستش ازروی توهم»

• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن عَبَدَاللهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَدکَفَرَ، وَمَن عَبَدَ الإِسمَ دُونَ المَعنی فَقَدَکَفَرَ...؛(6)

کسیکه خدا را از روی خیال خود بپرستد کافراست، کسی که تنها نام خدا را بدون صاحب نام پرستش کند کافراست.


1) - غرر، ج 2، ص658، ح 816.

2) - غرر، ج 1، ص 423، ح 36.

3) - غرر، ج 2، ص620، ح 213.

4) - غرر، ج 2، ص 658، ح826.

5) - غرر، ج 2، ص 660، ح 842.

6) - «موضوع شرک ومشرک شدن، پرستش نام و معنی، حدیث شماره 916»

«ترک کردن حج»

1399. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یاعلی، کَفَرَبِاللهِ العَظِیمِ مِن هذِهِ الأُمَّةِ عَشرَةٌ... وَمَن وَجَدَ سَعَةً فَماتَ وَلَم یَحِجَّ؛(1)

ای علی! ده کس از این امت به خدای بزرگ کفرورزیده است... و کسی که توانائی حج داشته باشد، اما تا زنده هست حج نگزارد و بمیرد.

«ترک ورها کردن کتاب خدا و گفتار پیامبر- صلّی الله علیه وآله»

1400. عَن یُونُسَ بنِ عَبدِالرَّحمٰنِ، قٰالَ: قُلتُ: لأَبِی الحَسَنِ الأوّلِ (علیه السلام) بِمٰا أُوَحِّدُاللهَ؟ فَقٰالَ: یایُونُسُ!لا تَکُونَنَّ مُبتَدِعًا، مَن نَظَرَبِرَأیِهِ هَلَکَ وَمَن تَرَکَ أهلَ بَیتِ نَبِیّهِ (صلی الله علیه واله) ضَلَّ، وَمَن تَرَکَ کِتٰابَ اللهِ وَقَولَ نَبِیّهِ کَفَرَ؛(2)

یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهمالسلام)عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس! بدعتگذارمباش، کسیکه برأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود، و هرکه خانواده پیغمبرش (صلی الله علیه واله) را رها کند گمراه گردد، و کسی که قرآن و گفتار پیامبرش را ترک کند کافر شود.

«ثروت و رفاه»

قرآن کریم: «وَما اَرسَلنا فِی قَریَةٍ مِن نَذِیرٍ إَلا قالَ مُترَفُوها إِنّا بِما اُرسِلتُم بِهِ کافِرُونَ؛»(3)

ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری انذارکننده نفرستادیم، مگر اینکه مترفین آنها (همانها که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه شما فرستاده شده اید کافرهستیم.«حرص، حسد»

1401. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : اُصُولُ الکُفرِ ثَلاثَةٌ: اَلحِرصُ وَالإِستِکبارُوَالحَسَدُ.(4)

ریشۀ کفر سه چیزاست: حرص، تکبّر و حسد.

«حرکت جاهلانه»

1402. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ العِبٰادَ حِینَ جَهِلُوا وَقَفُوا لَم یَکفِرُوا وَلَم یُضِلُّوا(5)

اگر بندگان خدا وقتی که (حکم چیزی را) نمی دانستند، توقف می کردند(حرکت جاهلانه نمی نمودند) کافر نمی شدند و گمراه نمی گردیدند.


1) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1008، ح 3286.

2) - اصول کافی، ج 1، ص 73، ح 10.

3) - سوره سبأ، آیه 34.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 293، ح 10.

5) - غرر، ج 2، ص 604، ح 15.

«خیانت»

1403. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ الکُفرِالخِیٰانَةُ؛(1)

سررشتۀ کفرخیانت (کردن) است.

«از دست دادن دین»

1404. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فٰاقِدُ الدِّینِ مُتَرَدِّدٌ فِی الکُفرِوَالضَّلالِ؛(2)

آنکه دین را از دست داده، در کفر و گمراهی سرگردان است.

«ندادن زکات»

قرآن کریم: «...وَوَیلٌ لِلمُشرِکِینَ. أَلَّذِینَ لایُؤتُونَ الزَّکوةَ وَهُم باِلآخِرَةِ هُم کافِرُونَ؛»(3)

...و وای برمشرکان. همانها که زکات را ادا نمی کنند، وآخرت را منکرند.

حدیث:

• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یاعَلی کَفَرَبِاللهِ العَظِیمِ مِن هذِهِ الأُمَّةِ عَشرَةٌ... وَمانِعُ الزَّکاةِ؛(4)ای علی! ازمیان این امت دَه کس به خداوند بزرگ کافر باشند... وکسی که زکات ندهد.

«عمل نکردن به علم خود»

• قالَ عَلِیُّ بنِ الحُسَینِ (علیهما السلام): مَکتُوبٌ فِی الإِنجیلِ لا تَطلِبُوا عِلمَ ما لا تَعلمُونَ وَلَمّا تَعمَلُولِما عَلِمتُم، فَاِنَّ العَلَمَ إِذا لَم یُعمَل بِهِ لَم یَزدَد لِصاحِبِهِ إِلا کَفرًا وَلَم یَزدَد مِنَ اللهِ إِلا بُعدًا؛(5)

در انجیل نوشته است که: تا بدانچه دانسته اید عمل نکرده اید، ازآنچه نمیدانید نپرسید، همانا علمی که به آن عمل نشود، جز کفر برای صاحبش و دوری او از خدا نیفزاید.

«برادری با کافر»

1405. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن آخٰی کٰافِرًا أوخٰالَطَ فٰاجِرًا کٰانَ فٰاجِرَا کٰافرَا؛(6)

کسی که با کافر برادری و با فاجر مجالست و معاشرت نماید، فاجر و کافراست.


1) - غرر، ج 1، ص 413، ح 38.

2) - غرر، ج 2، ص 517، 23.

3) - سوره فصلت، آیات 6-7.

4) - «همین موضوع، ترک کردن حج، حدیث شماره 1399»

5) - «موضوع دوری انسان ازخدا،عمل نکردن به علم خود،حدیث شماره 528»

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 506، ح 18.

«تکبّر»

قرآن کریم: «وَإِذ قُلنٰا لِلمَلائِکَةِ اسجُدُوالآدَمَ فَسَجَدُوا إلا إِبلِیسَ أَبٰی وَاستَکبَرَوَکٰانَ مِنَ الکٰافِرِینَ؛»(1)

و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز شیطان که سر باز زد و تکبّر ورزید (و به خاطرنافرمانی و تکبّر) از کافران شد.

«مکر- حیله»

1406. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَکرُبِمَن ائتَمَنَکَ کُفرٌ؛(2)

حیله کردن به کسی که تو را امین قرارداده، کفراست.

«قتال وجنگ با مسلمان»

1407. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یا أَباذَرَّ سِبابُ المُسلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتالُهُ کُفرٌ؛(3)

ای أباذرسبّ و بدگوئی مسلمان فسق است. قتال و جنگ با او کفراست.

«نسبت دشمنی دادن به برادر دینی»

-عَن أَبِی حَمزَه ثُمٰالِی قٰال: سَمِعتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِذٰا قٰالَ الرَّجُلُ لأَخِیهِ المُؤمِنِ: اُفٌّ، خَرَجَ مِن وِلایَتِهِ وَإِذٰا قٰالَ: أَنتَ عَدُوِّی کَفَرَأَحَدُهُمٰا...؛(4)

حمزۀ ثمالی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرگاه کسی به برادر مؤمن خود بگوید: اُف (وای برتو) از ولایت (دوستی) اوخارج می شود، و وقتی گفت: تودشمن منی یکی از آنها کافرشده.

«غیرت نمائی زن»

1408. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَیرَةُ المَرأَةِ کُفرٌ، وَغَیرَةُ الرَّجُلِ إِیمانٌ؛(5)

غیرت (نمایی) زن کفرآور، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.

«نفاق»

1409. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَنِّفاقُ تَوأَمُ الکُفرِ؛(6)

نفاق، همراه با کفراست.


1) - سوره بقره، آیه 34.

2) - غرر، ج 1، ص 39، ح 1209.

3) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 698، ح 9.

4) - «موضوع قبول نشدن عمل، نیت بدنسبت به مؤمن، حدیث شماره 1201»

5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 124.

6) - غرر، ج 1، ص 27، ح 789.

فصل سوم - گناهی که باعث می شود خداوند کمر انسان را بشکند:

«تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم و ستیزه جویی»

• قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : طَلَبَةُ العِلمِ ثَلاثَةٌ فَاعرِفهُم بِاَعیانِهِم وَصِفاتِهِم: صِنفٌ یَطلُبُهُ لِلجَهلِ وَالمِراءِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلإِستِطالَةِ وَالخَتلِ، وَصِنفٌ یَطلُبُهُ لِلفَقهِ وَالعَقلِ، فَصاحِبُ الجَهلِ وَالمِراءِ مُوذٍ مُمارٍمُتَعَرِّضٍ لِلمَقالِ فِی أَندِیَةِ الرِّجالِ بِتَذاکُرِالعِلمِ وَصِفَةِ الحِلمِ، قَد تَسَربَلَ بِالخُشُوعِ وَتَخَلّی مِنَ الوَرَعِ فَدَقَّ اللهُ مِن هذا خَیشُومَهُ، وَقَطَعَ مِنهُ حَیزُومَهُ...؛(1)دانشجویان (وطالبان علم) سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی و ستیزه جویند، و دسته ای برای بلندی جستن و فریفتن جویند، و دسته ای برای فهمیدن و خرد ورزیدن جویند. صاحب نادانی وستیزه (اولی) مردم آزار و ستیزه گراست و در مجالس مردان سخنرانی می کند، از علم یاد می کند و حلم را می ستاید بفروتنی تظاهر می کند ولی از پرهیزکاری تهی است، خدا (از این جهت) بینیش را بکوبد (و به زمین بمالد) وکمرش را قطع کند و بشکند.

فصل چهارم - گناهی که باعث کوچک وحقیرشدن انسان می شود:

«تکبر»

1410الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَکَبَّرَفِی سُلطانِهِ صَغُرَ؛(2)

هرکس در حوزه ریاستش تکبر ورزد، کوچک شود.

فصل پنجم - گناهی باعث از بین رفتن کوشش وتلاش انسان می شود:

«لهو و لعب»

1411. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَکَدُالجِدِّ أَللَّعبّ؛(3)

لهو و لعب، از بین برندۀ کوشش است.


1) - «موضوع به خاک مالیده شدن بینی انسان، تحصیل علم برای به جهالت کشیدن مردم، حدیث شماره 363»

2) - غرر، ج 2، ص 615، ح 117.

3) - غرر، ج 2، ص 778، ح 52.

فصل ششم - گناهانی که باعث کینه در زندگی اسان می شود:

«خصومت ودشمنی»

• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَالخُصُومَةَ فَاِنَّها...وَتَکسُبُ الضَغایِنَ؛(1)

ازخصومت و دشمنی بپرهیزید، که آن کینه ها را بوجود می آورد.

«سخن چینی»

1412. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالنَّمِیمَةَ فَاِنَّهٰا تَزرَعُ الضَّغِینَةَ وَتُبَعِّدُعَنِ اللهِ وَالنّٰاسِ؛(2)

ازسخن چینی بپرهیز، زیرا که آن کینه را می کارد و شخص را ازخدا ومردم دور می سازد.

«سخن زشت و مستهجن»

1413. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمُستَهجَنَ الکَلامِ فَاِنَّهُ یَوعِرُالقُلُوبَ؛(3)

دوری کن ازسخن زشت؛ که آن دل ها را به کینه می آورد.


1) - «موضوع مبتلا ومشغول شدن قلاب، خصومت ودشمنی، حدیث شماره 1364»

2) - «موضوع دوری انسان ازخدا، سخن چینی، حدیث شماره 526»

3) - غرر،ج 1، ص 150،ح 45.

25- باب بیست و پنجم «گ»:پنج فصل

اشاره

باب بیست و پنجم «گ»

فصل اول - گناهانی که باعث گرفتاری در زندگی انسان می شود:

«تکذیب آیات الهی»

قرآن کریم: «وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمُونَ؛»(1)

وآنها که آیات ما را تکذیب کردند، تدریجا از راه که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.

«وَأُملِی لَهُم إِنَّ کَیدِی مَتِینٌ؛»(2)

و به آنها مهلت می دهیم، (تا مجازاتشان دردناکترباشد) زیرا طرح ونقشه من قوی (حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست)

«دنیا دوستی»

1414. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا تُسلِمُ؛(3)

دنیا، انسان را درچنگال گرفتاری ها وا می گذارد.

1415.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیا رَأسُ الفِتَنِ وَأَصلُ المِحَنِ؛(4)

دنیا طلبی، سررشتۀ فتنه ها و ریشۀ همه گرفتاری ها است.

1416. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمِحنَةُ مَقرُونَةٌ بِحُبِّ الدُّنیٰا؛(5)

دنیا دوستی، نزدیک وهمراه با گرفتاری است.

1417.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الرِّیاسَةِ رَأسُ المِحَنِ؛(6)

ریاست طلبی، سررشتۀ همه گرفتاری ها است.


1) - سوره اعراف، آیه 182.

2) - سوره اعراف، آیه 183.

3) - غرر، ج 1، ص 5، ح 2.

4) - غرر، ج 1، ص 380، ح3.

5) - غرر، ج 1، ص 35، ح 1102.

6) - غرر، ج 1، ص 380، ح 5.

«شادمانی و شماتت کردن به گرفتاری مؤمن»

1418.عَن أبان بنِ عَبدِ المالِکِ، عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) أنّهُ قالَ: لاتُبدِی الشّماتَةَ لأخِیکَ فَیَرحَمَهُ اللهُ وَیُصِیرُها بِکَ، وقال: مَن شَمَتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَت بِأخِیهِ لَم یَخرُج مِنَ الدُّنیا حَتّی یُفتَتَنَ؛(1)

از ابان بن عبدالملک، ازامام صادق (علیه السلام) روایت کند که فرمود: در گرفتاری برادر(دینی) خودت اظهار شادی وشماتت مکن (درنتیجه) خداوند به او رحم کند، و آن گرفتاری را بسوی تو بگرداند. و فرمود: هرکس به مصیبتی که به برادر(دینیش) رسیده شادکام شود وشماتت کند از دنیا نرود تا خودش گرفتارآن شود.

«طمع»

1419. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُلُّ طامِعٍ أَسِیرٍ(2)

هرطمع کار، اسیروگرفتارست.

1420. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلطَّعُ مِحنَةٌ؛(3)

طمع کاری، گرفتاری است.

«ظلم و ستم»

1421.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالبَغیَ فَاِنَّ البٰاغِیَ یُعَجِّلُ اللهُ لَهُ النِقمَةَ وَیُحِلُّ لَهُ المَثُٰلاتِ؛(4)

ازظلم وستمکاری بپرهیز، زیرا که خداوند ستمگر را بزودی به طرف کیفر و گرفتاری می کشد و بر او عقوبت ها را فرود می آورد.

«بزرگ شمردن گرفتاری کوچک»

1423. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَظَّمَ صِغٰارَالمَصٰائِبِ إبتَلاهُ اللهُ سُبحانَهُ بِکِبٰارِهٰا؛(5)

کسی که گرفتاری های کوچک را بزرگ شمارد، خداوند سبحان او را به بزرگترش مبتلا گرداند.

«گرفتاری بخاطر گناه- کفاره گناه»

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا

1) - اصول کافی، ج 4، ص 63، ح 1.

2) - غرر، ج 2، ص 544، ص 7.

3) - غرر، ج 1، ص 9- ح 164.

4) - غرر، ج 1، ص 155، ص 88.

5) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1130.

آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها، إِمّا بِسُقمٍ فِی جَسَدِهِ وَإِمّا بِضِیقٍ فِی رِزقِهِ وَإِمّا بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ فَاِن بَقِیَت عَلَیهِ بَقِیَّةٌ شَدَدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوتِهِ؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا این که هرگناهی کرده است «عوضش را» یا به وسیله بیماری در تنش، یا به تنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش و اگر باز هم چیزی بماند مرگ را براو سخت کنم.

«گناه»

1422. الإمام الباقر (علیه السلام) : مٰامِن نَکَبَةٍ تُصِیبُ العَبدَإلا بِذَنبٍ؛(2)

هیچ گرفتاری به بنده نمی رسد، مگربه سبب گناه.

«رها کردن نفس - سازش با خوسته های نفس»

1424. الإمامُ عَلیًّ (علیه السلام) : مَن سٰامَحَ نَفسَهُ فِیمٰا یُحِبُّ أتعَبَتهُ فِیمٰا یَکرَهُ؛(3)

کسی که نفس خود را در چیزی که دوست دارد رها کند نفس، او را در چیزی که دوست ندارد به رنج اندازد وگرفتارنماید.

«اطاعت از هوای نفس»

1425. الإمامُ عَلیًّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَطٰاعَةَ الهَویٰ فَاِنَّهُ یَقُودُ اِلیٰ کُلِّ مِحنَةٍ،(4)

دوری کن از اطاعت هوای نفس، زیرا که هوای نفس انسان را بسوی هرگرفتاری می کشند.

«رعایت نکردن حق همسایه»

1426.عَنِ الکاهِلِی سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ یَعقُوبَ لَمّا ذَهَبَ مِنهُ بِنیامِینُ نادی یا رَبِّ أَماتَرحَمُنِی؟ أَذهَبتَ عَینَیَّ وَأَذهَبتَ إبنَیَّ، فَأَوحَی اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی: لَوأَمَتُّهُمالَأَحیَیتُهُمالَکَ حَتّی أَجمَعَ بَینَکَ وَبَینَهُما وَلکِن تَذکُرُشّاةَ الَّتِی ذَبَحتَها وَشّوَّیتَها وَأَکَلتَ وَفُلانٌ وَفُلانٌ إِلی جانِبِکَ صائِمٌ لَم تُنِلهُ مِنهُ شَیئًا؛(5)

کاهلی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: چون بنیامین از دست یعقوب رفت، عرض کرد: بار پروردگارا به من رحم نمی کنی؟ چشمم را که گرفتی و فرزندم را که بردی، پس


1) - «موضوع بیماری، گناه، حدیث شمراه 357»

2) - اصول کافی، ج 2، ص 269.

3) - غرر، ج 2، ص 682، ح 1120.

4) - غرر، ج 2، ص 150، ح 41.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 490، ح 4.

خدای تبارک وتعالی به او وحی کرد: که اگر من آن دو را (یوسف وبنیامین را) میرانده باشم برایت زندشان می کنم ولی آیا به یاد داری آن گوسفندی که سر بریدی و بریان کردی وخوردی و فلان و فلان در همسایگیت روزه بودند و چیزی ازآن به آنها ندادی؟!.

فصل دوم - گناهانی که باعث گریه انسان می شود:

«تخلف از جنگ و جهاد»

قرآن کریم:«فَلیَضحَکُوا قَلِیلًا وَلیَبکُوا کَثِیرًا جَزاءً بِما کانُوا یَکسِبُونَ؛»(1)

آنها باید کمتر بخندند و بسیاربگریند، این جزای کارهائی است که انجام دادند.

«سرکشی و طغیان»

1427. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :إِیّٰاکَ وَالبَغیَ فَاِنَّهُ یُعَجِّلُ الصَّرعَةَ وَیُحِلُّ بِالعٰامِلِ بِهِ العَبَرَ؛(2)

دوری کن از سرکشی وطغیان، که آن سرنگونی را نزدیک وعاملش را به گریه وا خواهد داشت.

فصل سوم - گناهانی که باعث گمراهی انسان می شود:

«آرزو»

1428. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلاَمَلُ یَغُرُّ؛(3)

آرزو، فریب می دهد.

«استبداد و خود رای بودن»

1429. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِستِبدٰادُ بِرَأیِکَ یُزِلُّکَ وَیُهَوِّرَکَ فِی المَهٰاوِی؛(4)

ایستادگی روی اندیشه خود وخود رأی بودن، تو را می لغزاند و به پرتگاه ها می افکند.

«اعتماد به رأی خود درخداشناسی، اعتماد به قیاس درخداشناسی»

1430. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اعتَمَدَ عَلَی الرَّأیِ وَالقِیاسِ فِی مَعرَفِةِ اللهِ ضَلَّ وَتَصَعَّبَت عَلَیهِ الآُمُورُ؛(5)

1) - سوره توبه، آیه 82.

2) - غرر، ج 1، ص 149، ح 27.

3) - غرر، ج 1، ص 10، ح 193.

4) - غرر، ج 1، ص 57، ح 1547.

5) - غرر، ج 2، ص 720، ح 1489.

هرکس درخداشناسی به رأی خود و به قیاس تکیه کند(وعمل نماید) گمراه گردد و کارهایش (و امور زندگیش) دشوار شود.

«إعراض و روگردانی ازآیات الهی»

قرآن کریم:«وَمَن أَظلَمُ مِمَّن ذُکِّرَبِٰایٰاتِ رَبِّهِ فَأَعرَضَ عَنهٰا وَنَسِیَ مٰا قَدَّ مَت یَدٰاهُ إنِّٰا جَعَلنٰا عَلٰی قُلُوبّهم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإِن تَدعُهُم إَلَی الهُدی فَلَن یَهتَدُوا إِذًا أَبَدًا؛»(1)

چه کسی ستمکارتراست از آنها که به هنگام یادآوری آیات پروردگارشان از آن روی برمی گردانند، و آنچه با دست خود انجام داده فراموش می کنند، ما بر دل هاشان پرده افکنده ایم تا نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی قرار داده ایم (تاصدای حق را نشنوند!) ولذا اگرآنها را بسوی هدایت بخوانی هرگزهدایت نمی شوند!.

«افترا بستن به خدا»

قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(2)

مسلما آنها که فرزندان خود را از روی سفاهت و نادانی کشتند، زیان دیدند وآنچه را خدا به آنها روزی داده بود برخود تحریم کردند و برخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و(هرگز) هدایت نیافتند.

«ترک کردن اهل بیت نبی اکرم - صلّی الله علیه وآله»

• عَن یُونُسَ بنِ عَبدِالرَّحمٰنِ، قٰالَ: قُلتُ: لأَبِی الحَسَنِ الأوّلِ (علیه السلام) بِمٰا أُوَحِّدُاللهَ ؟ فَقٰالَ:یایُونُسُ ! لا تَکُونَنَّ مُبتَدِعًا، مَن نَظَرَبِرَأیِهِ هَلَکَ وَمَن تَرَکَ أهلَ بَیتِ نَبِیّهِ (صلی الله علیه واله) ضَلَّ، وَمَن تَرَکَ کِتٰابَ اللهِ وَقَولَ نَبِیّهِ کَفَرَ؛(3)

یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهمالسلام) عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس ! بدعتگذارمباش*، کسی که به رأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود، و هرکس خانواده پیغمبرش (صلی الله علیه واله) را رها کند گمراه گردد، وکسی که قرآن و گفتار پیامبرش را ترک کند کافر شود.

«باطل»


1) - سوره کهف، 57.

2) - سوره انعام، آیه 140.

3) - «درموضوع کفروکافرشدن، حدیث شمار1400»

1431. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلباطِلُ غُرُورٌخادِعٌ؛(1)

باطل، فریب دهنده است فریب کار.

«بدعتگذاری»

1432. عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ عَن أبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) قالَ:... وَقالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : کلّ بدعة ضلالة، وکلّ ضلالة سبیلها إلی النّار؛(2)

محمد بن مسلم ازامام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:... ورسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرنوع بدعت گمراهی است، وهربدعت به سوی جهنم است. (صاحبش را به جهنّم می برد)

1433. عَن عَبدِالرّحِیمِ القَصِیرِعَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : کُلُّ بِدعَةٍ ضَلالَةٌ وَکُلُّ ضَلالَةٌ فِی النّارِ؛(3)

عبدالرحیم قصری ازامام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هربدعتی گمراهی است وهرگمراهی درآتش.1434. قٰالَ أبُوجَعفَرِ (علیه السلام) : مٰا مِن أحَدٍ إلاوَلَهُ شِرَّةٌ وَفَترَةٌ فَمَن کٰانَت فَترَتُهُ إلٰی سُنَّةٍ فَقَدِ اهتَدی وَمَن کٰانَت فَترَتُهُ إلٰی بِدعَةٍ فَقَد غَویٰ؛(4)

هرکسی را جوشش و آرامشی است، آنکه آرامشش به سوی سنّت باشد هدایت یافته وآنکه آرامشش بسوی بدعت باشد گمراه گشته است.

«هرکسی برای أخذ دین و مسائل دینی خود اوّل تلاش و کوشش می نماید، وقتی آن را از راه صحیح بدست آورد به آرامش می رسد»

«ثروت و مقام»

قرآن کریم:«وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّوا عَن سَبِیلِکُ، رَبَّنٰا أَطمِس عَلٰی أَموٰالِهِم وَاشدُد عَلٰی قُلُوبِهِم فَلا یُؤمِنُوا حَتّیٰ یَرَوُا العَذٰابَ الأَ لِیمَ؛»(5)

موسی گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافیایش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده ای ونتیجه اش این شده که (بندگانت را) از راه توگمراه می سازند، پروردگارا! اموالشان نابود کن و دل هایشان را سخت (و سنگین) ساز، تا عذاب دردناک را نبینند ایمان نیاورند.


1) - غرر، ج 1، ص 22، ح 602.

*- بدعت: پدیده انحرافی دردین

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 511، ح 6.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 72، ح 8.

4) - اصول کافی، ج 1، ص 90، ح 10.

5) - سوره یونس، آیه 88.

«نشناختن حجّت خدا و نداشتن ولایت»

1435. عَن سُلَیمِ بنِ قَیسٍ قٰالَ: سَمِعتُ عَلیًّا(صلوٰات الله علیه) یَقُولُ:... وَأدنیٰ مٰا یَکُونُ بِهِ العَبدُ ضٰالاأن لایَعرِفَ حُجَّةَ اللهِ(تَعٰالیٰ) وَشٰاهِدَهُ عَلیٰ عِبٰادِهِ الّذِی أمَرَاللهُ(عَزّوَجَلّ) بِطٰاعَتِهِ وَفَرَضَ وِلایَتَهُ؛(1)

سلیم بن قیس گوید: شنیدم علی (علیه السلام) می فرمود: و کمترین چیزیکه بنده بواسطۀ آن گمراه شود آنست که حجّت خدای تعالی وگواهش را بر بندگانش نشناسد(یعنی) آنکس راکه خدای (عزّوجلّ) دستور به فرمان برداریش داده.

«حرام کردن روزی حلال»

قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(2)مسلما آنها که فرزندان خود را ازروی سفاهت ونادانی کشتند زیان دیدند، وآنچه را خدا به آنها روزی داده بود برخود تحریم کردندوبرخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و(هرگز) هدایت نیافتند.

«حرکت جاهلانه، جهل»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ العِبادَ حِینَ جَهِلُوا وَقَفُوا لَم یَکفِرُوا وَلَم یُضِلُّوا؛(3)

اگر بندگان خدا وقتی که (حکم چیزی را) نمی دانستند توقف می کردند (حرکت جاهلانه انجام نمی دادند) کافر نمی شدند وگمراه نمی گردیدند.

1436. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُفِدهُ العِلمُ أَضَلَّهُ الجَهلُ؛(4)

هرکس را علم فایده نرساند(و هدایتش نکند) جهل و نادانی گمراهش سازد.

«حسد»


1) - اصول کافی، ج 4، ص 141، ح 1.

2) - سوره انعام، آیه 140.

3) - «موضوع کفر، حرکت جاهلانه، حدیث شماره 1402»

4) - غرر، ج 2، ص 640، 537.

1437. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیحُ الحَسَدِ مٰاأَعدَلَهُ بَدٰا بِصاحِبِهِ فَقَتَلَهُ؛(1)

نکوهیده باد رشک وحسد، که چه اندازه شخص را از راه راست بدر می برد وگمراه می کند، و ابتدا به صاحب خود (اثر) کرده و او را می کشد.

«روگردانی از ذکر و یاد خدا»

قرآن کریم: «وَاِنَّهُم لَیَصُدُّونَهُم عَنِ السَّبِیلِ وَیَحسَبُونَ اَنَّهُم مُهتَدُونَ؛»(2)

وآنها (شیاطین) این گروه (گروهی که از یاد خدا رو گردانده اند) را از راه خدا باز می دارند، درحالی که گمان می کنند هدایت یافتگان حقیقی آنها هستند.

«دنیا- دنیا پرستی»

1438. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیا تُغوِی؛(3)دنیا (انسان را) گمراه می سازد.

«زینت و زرق و برق دنیا»

قرآن کریم: «وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّواعَن سَبِیلِکُ...؛»(4)

موسی گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافیایش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده ای که-بندگانت را- از راه تو گمراه می سازند.

1439. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : و.. زَخارِفُها مَضِلَّةٌ(5)

و زینت های آن (دنیا) گمراهی است.

«از دست دادن دین»

1440. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فٰاقِدُ الدِّینِ مُتَرَدِّدٌ فِی الکُفرِوَالضَّلالِ؛(6)

آنکه دین را از دست داده، در کفر و گمراهی سرگردان است.

«دردین به رأی خود عمل کردن، بدون امام معصوم دینداری کردن»


1) - غرر، ج 2، ص 782، ح 35.

2) - سوره زخرف، آیه37.

3) - غرر، ج 1، ص 6، ح 43.

4) - سوره یونس، آیه 88.

5) - غرر، ج 2، ص 563، ح 42.

6) - غرر، ج 2، ص 517، 23.

1441. قٰالَ أبُوالحَسَنِ (علیه السلام) فِی قَولِ اللهِ (عَزَّ وَجَلَّ): «وَمَن أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیرِهُدیً مِنَ اللهِ»: یَعنِی مَنِ اتَّخَذَ دِینَهُ رَأیَهُ، بِغَیرِ إمٰامٍ مِنَ الأَئُمَّةِ الهُدیٰ؛(1)(2)

امام ابوالحسن (علیه السلام) در رابطه با فرمایش خداوند (عزّوجلّ) که فرموده: «گمراه تر از آنکه هوای نفس خود را بدون هدایت خدا پیروی کند کیست؟» فرمود: یعنی کسیکه دینش، رأیش باشد بدون امامی از أئمه هدی «یعنی امامی را، که خدا رهبر و هادی او قرارداده رها کند وطبق رأی وسلیقه خویش عمل نماید».

1442. مُحَمَّدُ بنِ مُساِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أبٰا جَعفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ: کُلُّ مَن دٰانَ اللهَ بِعبٰادَةٍ یَجهَدُ فِیها نَفسَهُ وَلا إمٰامٌ لَهُ مِنَ اللهِ فَسَعیُهُ غَیرُ مَقبُولٍ، وَهُوَضٰالٌّ مُتَحَیِّرٌ... وَکَذٰالِکَ وَاللهِ یٰا مُحَمَّدُ!مَن أَصبَحَ مِن هٰذِهِ الأُمَّةِ لا إمٰامَ لَهُ مِنَ اللهِ(جَلَّ وَعَزَّ) ظٰاهِرًاعٰادِلا، أَصبَحَ ضٰالا تٰائِهًا وَإِن مٰاتَ عَلٰی هٰذِهِ الحٰالِ مٰاتَ مَیتَةَ کُفرٍ وَ نِفٰاقٍ؛(3)

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکس دین داری خدا کند با عبادتی که خود را در آن به زحمت افکنده ولی پیشوائی از جانب خدا برای خود نداشته باشد، کوشش او پذیرفته نیست و او گمراه و سرگردان است...چنین است، بخدا ای محمد! حال کسیکه ازجمله این امّت باشد و او را امامی آشکار «یعنی امامتش با دلیل متقن ثابت شده» و عادل از طرف خدای(عزّوجلّ) نباشد، او گمراه و گمشده است و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.

1443. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَعجَبَ بِرَأیِهِ ضَلَّ؛(4)

هرکس رآی و نظرخود را بپسندد، گمراه گردد.

«ترک کردن سنّت و سیرۀ الهی و نبوی»

1444. قٰالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : ألسُّنّةُ سُنّتٰانِ: سُنّةٌ فِی فَرِیضَةٍ اَلأَخذُ بِهٰا هُدیً وَتَرکُهٰا ضَلالَةٌ، وَسُنّةٌ فِی غَیرِ فَرِیضَةٍ اَلأخذُ بِهٰا فَضِیلَةٌ وَتَرکُهٰا إلٰی غَیرِ خَطِیئَةٍ؛(5)

سنّت دوگونه است: سنّتی است در واجب که عمل به آن هدایت و ترکش گمراهی است، و سنّتی است در غیرواجب که عمل به آن فضیلت است وترک آن غیرگناه.

1445. قٰال أبوعبد الله (علیه السلام) :...وَاتَّبِعُواآثٰارَرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَسُنَّتَهُ فَخُذُوا بِهٰا، وَلا تَتَّبِعُوا أَهوٰاءَ کُم وَرَأیَکُم فَتَضُلُّوا، فَاِنَّ أَضلَ النّٰاسِ عِندَ اللهِ مَنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَرَأیَهُ بِغَیرِهُدی مِنَ اللهِ، وَقٰالَ: أَیَّتُهَاالعِصٰابَةُ عَلَیکُم

1) - سوره قصص، آیه 50.

2) - اصول کافی، ج 2، ص 203، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 2، ص 204، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 627، ح 332.

5) - اصول کافی، ج 1، ص 90، ح 12.

بِآثٰارِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَسُنَّتِهِ وَآثٰارَالأَئُمَّةِ الهُدٰاةِ مِن أَهلِ بَیتِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) مِن بَعدِهِ وَسُنَّتِهِم، فَاِنَّهُ مَن أَخَذَ بِذٰالِکَ فَقَدِاهتَدٰی، وَمَن تَرَکَ ذٰالِکَ وَرَغِبَ عَنهُ ضَلَّ لأَّنّهُم هُمُ الَّذِینَ أَمَرَاللهُ بِطٰاعَتِهِم وَوِلایَتِهِم؛(1)

امام صادق (علیه السلام) - در یک حدیث طولانی- فرمود: از آثار و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه واله) تبعیت کنید و آنها را أخذ نمائید، و از هوای نفس خود و نظرخویش تبعیت نکنید، که گمراه خواهید شد، پس همانا گمراه ترین مردم نزد خداوند کسی است که بدون راهنمای الهی از هوای خود و رأی خود پیروی نماید، و فرمود: ای گروه «شیعیان» بر شما باد آثار رسول خدا (صلی الله علیه واله) و روش او و بعد از او آثار أئمه هداء از أهل بیت رسول خدا و روش آنان، پسالبته هرکس آن را أخذ کند حتما هدایت یافته، و هرکس آن را ترک کند و از آن روگرداند گمراه شده است، برای اینکه آنان هستند که خداوند أمربه إطعت و ولایت آنها فرموده است.

«شرک»

قرآن کریم: «وَمَن یُشرِک بِاللهِ فَقَد ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا؛»(2)

وهرکس برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی دوری افتاده است.

«غلبه شک بریقین»

1446. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَن یَزِلَّ العَبدُ حَتّی یَغلِبَ شَکُّهُ یَقِینَهُ(3)

هیچ گاه بنده ای نلغزد وگمراه نشود، مگرآنکه شک او بر یقینش غلبه کند.

«شهوت، شیطان را ولی و دوست قراردادن»

قرآن کریم: «کُتِبَ عَلَیهِ أَنَّهُ مَن تَوَلّاهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَیهدِیهِ إِلی عَذابِ السَّعِیرِ؛»(4)

براونوشته ومقررشده که هرکس ولایتش را برگردن نهد، بطورمسلم گمراهش می سازد و به آتش سوزانی راهنماییش می کند.

1447.وقتی جنگ نهروان تمام شد حضرت علی (علیه السلام) بر مرکب سوار شد و بر کشتگان خوارج عبورکرد وفرمود:

لَقَد صَرَعَکُم مَن غَرَّ کُم قِیلَ: وَمَن غَرَّهُم ؟ قالَ (علیه السلام) : اَلشّیَطانُ وَاَنفُسُ السُّوءِ؛(5)


1) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 22، ح 2.

2) - سوره نساء، آیه 116.

3) - غرر، ج 2، ص 392، ح 49.

4) - سوره حج، آیه 4.

5) - تتمة المنتهی فی ایام خلفا، ص 23.

همانا شمارا به زمین افکند کسی که شما را گمراه کرد. عرض شد: چه کسی گمراهشان کرد؟ فرمود: شیطان و نفس بد(وآلوده).

«داشتن ولایت طاغوت»

قرآن کریم:«وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَولِیاؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِإِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ آَصحابُ النّارِهُم فِیها خالِدُونَ؛»(1)کسانی که کافر شدند، أولیای آنها طاغوتها هستند، که آنها را از نور به سوی ظلمت ها بیرون می برند، آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.

«مغرورشدن به عقل خود و مشورت نکردن»

1448. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَغنٰی بِعَقلِهِ ضَلَّ؛(2)

کسی که بعقل خود مغرور شود، (و با کسی مشورت نکند) گمراه می گردد.

1449. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَبَدَّ بِرَأیِهِ زَلَّ؛(3)

کسی که خود رای باشد (و از نظردیگران استفاده نکند) می لغزد وگمراه می شود.

«عمل کردن بدون بصیرت»

1450. عَن طَلحَةِ بنِ زَیدٍ قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: العامِلُ عَلی غَیرِبَصِیرَةٍ کَالسّائِرِعَلی غَیرِطَرِیقٍ لایَزِیدُهُ سُرعَةُ السَّیرِإِلا بُعدا؛(4)

طلحه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکه بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که بیراهه می رود، هرچند شتاب کند از هدف دورترگردد.

«غضب»

1451. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ضَلالُ النُّفُوسِ بَینَ دَ وٰاعِی الشَّهوَةِ وَالغَضَبِ؛(5)

گمراهی مردم، همه بین خواسته های نفسانی شهوت وغضب است.

«کشتن فرزند- به ناحق»


1) - سوره بقره، آیه 257.

2) - غرر، ج 2، ص 618، ح 176.

3) - غرر، ج 2، ص 618، ح 177.

4) - اصول کافی، ج 1، ص 54، ح 1.

5) - غرر، ج 1، ص 462، ح 19.

قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(1)

مسلما آنها که فرزندان خود را از روی سفاهت ونادانی کشتند، زیان دیدند و آنچه را خدا به آنها روزی داده بود بر خود حرام کردند و برخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و (هرگز) هدایت نیافتند.«کفر، کافرشدن به خدا، کافرشدن به ملائک، کافرشدن به کتاب های آسمانی، کافرشدن به پیامبران الهی، کافرشدن به روز قیامت»

قرآن کریم: «وَمَن یَکفُربِاللهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالیَومِ الآخِرِ فَقَد ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا؛(2)

و کسی که خدا و فرشتگان او، کتاب ها و پیامبرانش و روز باز پسین را انکار کند و کافر شود در گمراهی دوری افتاده است.

«کافرشدن بعد از پیمان الهی»

قرآن کریم: «فَمَن کَفَرَبَعدَ ذٰالِکَ مِنکُم فَقَد ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ؛»(3)

اما هرکس بعد از این (پیمان الهی و...) کافر شود از راه راست منرف وگمراه گردیده است.

«کفر را با ایمان مبادله کردن»

قرآن کریم:«وَمَن یَتَبَدَّلِ الکُفرَبِالإِیمٰانِ فَقَد ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ؛»(4)

وکسی که کفر را با ایمان مبادله کند،(وآن را بجای ایمان بپذیرد) از راه مستقیم(عقل و فطرت) گمراه شده است.

«وسوسه نفس»

قرآن کریم: «قالَ بَصَرتُ بِما لَم یُبصِرُوابِهِ فَقَبَضتُ قَبضَةً مِن أَثَرِالرَّسُولِ فَنَبَذ تُها وَکَذالِکَ سَوَّلَت لِی نَفسِی؛»(5)

(سامری) گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند، قسمتی از آثار رسول (و فرستادۀ خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و این چنین نفس من مطلب را در نظرم جلوه داد.

«از غیراهل هدایت و گمراه، هدایت و راهنمائی خواستن»


1) - سوره انعام، آیه140.

2) - سوره نساء، آیه 136.

3) - سوره مائده ،آیه 12.

4) - سوره بقره، آیه 108.

5) - سوره طه، آیه 96.

1453. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن یَطلِبُ الهِدایَةَ مِن غَیرِأَهلِها یُضِلُّ؛(1)

هرکس هدایت را از غیراهلش بخواهد، گمراه گردد.1452. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَهدَی الغٰاوِیَ عَمِیَ عَن نَهجِ الهُدٰی؛(2)

هرکس ازگمراه هدایت جوید، از راه هدایت کورماند.

«هوای نفس، تبعیت از هوای نفس»

قرآن کریم:«أَفَرَءَ یتَ من اتّخذ إِلهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلمٍ وَخَتَمَ عَلی سَمعِهِ وَقَلبِهِ وَجَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشوَةً...؛»(3)

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرارداده؟ و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته، و برگوش و قلبش مُهرزده، و برچشمش پرده ی افکنده.

قرآن کریم:«قُل لا أَتَّبِعُ أَهوٰاءَ کُم قَد ضَلَلتُ إِذًا وَمٰاأَنَ مِنَ المُهتَدِینَ؛»(4)

بگو من از هوا و هوس های شما طبعیت و پیروی نمی کنم، اگرچنین کنم گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود.

حدیث:

1454. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّکَ إِن أَطَعتَ هَوٰاکَ أَصَمَّکَ وَأَعمٰاکَ، وَأَفسَدَ مَنقَلَبَکَ وَأَدرٰاکَ؛(5)

براستی! که اگر تو هم طابع هوای نفست باشی تو را کروکورگرداند، و بازگشت گامت را تباه سازد و تو را (به درّۀ خواری و پستی) پرتاب نماید و هلاک کند.

*«أَدرَئَکَ»

1455. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ أَزَلَّهُ وَأَضَلَّهُ؛(6)

کسی که هوای نفسش را پیروی کند، هوای نفس، او را بلغزاند وگمراه سازد.


1) - غرر، ج 2، ص 659، ح 840.

2) - غرر، ج 2، ص 665، ح 906.

3) - سوره جاثیه، آیه23.

4) - سوره أنعام، آیه 56.

5) - غرر،ج 1، ص 287، ح 21.

6) - غرر، ج 2، ص 718، ح 1465.

1456. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی طاعَةِ النَّفسِ غَیُّها؛(1)

گمراهی نفس، در اطاعت از او است.1457. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّهوَةُ أَحَدُالمُغوِیَینِ؛(2)

شهوت و هوای نفس، یکی از دو گمراه کننده است.

1458. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی طاعَةِ الهوی کلّ الغَوایة؛(3)

همۀ گمراهی، دراطاعت ازنفس است.

1459. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَلَکَ هَواهُ ضَلَّ؛(4)

هرکس نفسش براومسلّط شد، گمراه گردید.

1460. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَخَّصَ لِنَفسِهِ ذَهبَت بِهِ فِی مَذاهِبِ الظُّلمَةِ؛(5)

هرکس نفس خویش را رها سازد، نفس اورا درراههای تاریکی به گمراهی بکشاند.

1461. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاتَرخِصٌوالأنفُسِکُم فَتَذهَبَ بِکُم فِی مَذاهِبِ الظُلمَةِ؛(6)

نفس خود را رها نکنید، تا شما را به راههای ظلمت وگمراهی ببرد.

1462. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن داهَنَ نَفسَهُ هَجَمَت بِهِ عَلَی المَعاصِی المُحَرَّمَةِ؛(7)

هرکس به آنفس خویش مدارا کند (وآن را کنترل ننماید) نفس او را بسوی گناهان حرام بکشاند.

فصل چهارم - گناهان ومعاصی:

الف) اسباب گناه:

«ثروت زیاد»
• عَن أبِی یَعفُورٍقالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: فِیما ناجَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ مُوسی (علیه السلام) : یا مُوسی... وَلا تَغبِط أَحدًا بِکَثرَةِ المالِ فَاِنَّ مَعَ کَثرَةِ المالِ تَکثُرُالذُّ نُوبُ؛(8)

1) - غرر، ج 2، ص 514، ح 74.

2) - غرر، ج 1، ص 65، ح 1701.

3) - غرر، ج 2، ص 514، ح 76.

4) - غرر، ج 2، ص 611،ح 14.

5) - غرر، ج 2، ص 705، ح 1359.

6) - غرر، ج 2، ص 806 ،ح 105.

7) - غرر، ج 2، ص 705، ح 1360.

8) - «در موضوع فتنه، دنیاپرستی، حدیث شماره 1281»

أبی یعفورگوید: از امام امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از مناجات های خدای (عزوجل) با موسی (علیه السلام) این بود که ای موسی...و به مال زیاد هیچ کس غبطه مبر، زیرا مال بسیار مایه گناه بسیاراست.

«شهوت وهوسرانی»
1463. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ما مِن شَیءٍ مِن مَعصِیَةِ اللهِ سُبحانَهُ إِلا فِی شَهوَةٍ؛(1)

هیچ چیزی ازگناه کاری برخداوند سبحان نیست، مگر در خواهش نفس و شهوت رانی.

ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند خود را از دیگرگناه ها بازدارد:

«پاکدامن نبودن»
1464. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَصبِرُعَنِ الشَّهوَةِ مَن لَم تُعِنهُ العِصمَةُ؛(2)

چگونه می تواند برشهوت وهوای نفس صبرکند، کسی که پاکدامنی یاریش ننماید.

«نداشتن تقوا»
1465. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَعَرّیٰ عَن لِبٰاسِ التّقویٰ لَم یُستَتَربِشَیئٍ مِن أسبٰابِ الدّنیٰا؛(3)

کسی که از لباس پرهیزکاری برهنه گردد، به چیزی از اسباب دنیا پوشیده نشود. «هیچ چیز نتواند او را از گناه و عیوب باز دارد»

«اصرارکردن برگناه، اقرارنکردن به گناه»

1466عَن مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّهُ وَاللهِ ماخَرَجَ عَبدٌ مِن ذَنبٍ بِاصرارٍوَما خَرَجَ عَبدٌ مِن ذَنبٍ إِلابِاقرارٍ؛(4)

معاویة عمارگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا، قسم به خدا هیچ بنده ای مادامی که اصرار به گناه دارد و اقرار به گناه نکرده، از گناه رهایی نخواهد یافت.

«همراه و رفیق سلطان ستمگر بودن، انجام فسق و فجور بصورت آشکار، پیروی از هوای نفس»
1467. عَن جَعفَرِبنِ مُحَمَّدٍ(علیهما السلام) قالَ: إِنِّی لَأَرجُوالنَّجاةَ لِهذِهِ الأُمَّةِ لِمَن عَرَفَ حَقَّنا مِنهُم

1) - غرر، ج 2، ص 750، ح 215.

2) - غرر، ج 2، ص 554، ح19.

3) - غرر،ج 2، ص 698،1284.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 347، ح 3.

إِلا لِأَحَدِ ثَلاثَةٍ: صاحِبِ سُلطانِ جائِرٍ، وَصاحِبِ هَوی، وَالفاسِقِ المُلعِنِ.(1)

به راستی من به این امّت از کسانی که حق ما را شناخته باشد امید نجات دارم مگر به سه نفر: رفیق پادشاه ستمگر، وکسی که از هوای نفس پیروی می کند، وفا سقی که فسق خود را آشکار می سازد.

ج) گناهانی که سزاوارعفو و بخشش نیستند:

«ارتداد- از دین برگشتن»

قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازدادُوا کُفرًا لَم یَکُنِ اللهُ یَغفِرَلَهُم وَلا یَهدِیَهُم سَبِیلًا؛»(2)

آنها که ایمان آرودند، سپس کافرشدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربارکافر شدند سپس برکفرخود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید وآنها را به راه (راست) هدایت نمی کند.

«فروختن انسان آزاد-غیرعبد»
1468. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ اللهَ غافِرُکُلِّ ذَنبٍ إِلا مَن...أَوباعَ حُرَّا؛(3)

همانا خداوند آمرزنده همۀ گناهان است، بجزکسی که... و یا انسان آزاد(غیرعبد) را بفروشد.

«حقّ النّاس- حقوق مردم»
1469. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :... وَأَمَّاالظُّلمَ الَّذِی لا یَدَعُهُ فَالمُدایَنَةُ بَینَ العِبادِ؛(4)

و اما ستمی که خدا صرف نظرنکند، حقوقی است که مردم به یکدیگردارند.

«دشمنی با برادر دینی، آوردن دین جدید و بدعت گذاری، ندادن دستمزد کارگر»
1470. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ اللهَ غافِرُکُلِّ ذَ نبٍ إِلا مَن أَحدَثَ دِینًا، وَمَن اغتَصَبَ أَجِیرًاأَجرَهُ،...؛(5)

همانا خداوند آمورزنده همۀ گناهان است بجز کسی که دین جدید بیاورد (و بدعتگذاری کند)، و کسی که دستمزد کارگر را ندهد.


1) - خصال، ج 1، ص 183،ح 107.

2) - سوره نساء، آیه 137.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 344، 3.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 23، ح 1.

5) - «همین موضوع، فروختن انسان آزاد، حدیث شماره 1468»

«شرک»
1471. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : تُفتَحُ أَبوٰابُ السَّمٰاءِ فِی کُلِّ یَومِ اثنَینِ وَخَمِیسٍ فَیُغفَرُفِی ذٰالِکَ الیَومِ لِکُلِّ عَبدٍ لا یُشرِکُ بِاللهِ شَیئًا إلا مَن بَینهُ وَبَینَ أَخِیهِ شَحنٰاءُ؛(1)

هر روز دوشنبه و پنجشنبه درهای آسمان گشوده می شود، و در آن روزگناهان هرکس را که برای خدا شریک قائل نباشد بخشوده شود مگر آن کس که با برادر خود دشمنی داشته باشد.

1472. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ لایَغفِرُأَن یُشرَکَ بِهِ؛(2)

به راستی خداوند نمی بخشد این که به او شریک قرار داده شود.

• قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :... فَأَمَّاالظُّلمَ الَّذِی لایَغفِرُهُ فَالشِّرکُ؛(3)

و اما ستمی که خداوند نمی بخشد، پس شرک است.

«غیبت»

1473عَن أبِی ذَرعَنِ النّبِی (صلی الله علیه واله) فِی وَصِیَّتِهِ لَهُ قالَ: إِیّاکَ وَالغِیبَةَ، فَاِنَّ الغِیبَةَ أَشَدَّ مِنَ الزِّنا، قُلتُ وَلِمَ ذالِکَ یارَسُولَ اللهِ؟ قالَ: لِأَنَّ الرَّجُلَ یَزنِی فَیَتُوبُ إِلَی اللهِ فَیَتُوبُ اللهُ عَلَیهِ، وَالغِیبَةُ لا تُغفَرُحَتّی یَغفِرَصاحِبُها؛(4)

أبوذر گوید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) - در وصیتش برای او- فرمود: ای أباذر از غیبت بپرهیزکه هامانا (گناه) غیبت از زنا سخت تراست، عرض کردم چرا این چنین است یا رسول الله؟فرمود: زیرا که مرد زنا می کند بعد توبه می نماید (و برمی گردد) بسوی خداوند و خدا توبه او را می پذیرد، و امّا غیبت آمورزیده نمی شود مگرآن که صاحبش (غیبت شونده) آن را ببخشد.

«گناه از روی عمد وعلم»
1474. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمُذنِبُ عَلٰی بَصِیرَةٍ غَیرُمُستَحَقٍّ لِلعَفوِ؛(5)

آنکه دانسته گناه می کند، سزاوارگذشت و عفو نیست.

«کوچک شمردن گناه»
1475. عَن أَبِی أُسامَةَ زَیدِ الشَّحام قال: قال أبوعبد الله (علیه السلام) : إِتَّقُوا مُحَقَّراتَ مِنَ الذُّنُوبِ فِاَنّها لاتُغفَرُ،

1) - نهج الفصاحه، ص 233، ح 1165.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 264، ح 1.

3) - «همین موضوع، حق النّاس، حدیث شماره 1469».

4) - وسائل، ج 8، ص 598، ح 9.

5) - غرر،ج 1، ص 57، 1553.

قُلتُ: وَمَا المُحَقَّراتُ؟ قالَ: الرَّجُلُ یُذنِبُ الذَّنبَ فَیَقُولُ: طَوبی لِی إِن لَو یَکُن لِی غَیرُذالِکَ؛(1)

أبی اسمة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ازگناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید که آنها بخشوده نمی شود، عرض کردم: گناهان کوچک شمرده شده چیست؟ فرمود: مرد گناهی را مرتکب می شود و بعد می گوید: خوشابحالم اگرغیر از این گناهی نداشتم.

1476. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی لا تُغفَرُقَولُ الرَّجُلِ: یالَیتَنِی لا أُؤاخِذ إِلابِهذا؛(2)

از گناهانی که بخشوده نمی شود، گفتار مرد است که گوید: ای کاش به غیر از این (گناه) موآخذ او مجازات نمی شدم «کانه این که چیزی نیست».

د) گناهانی که باعث گناه بیشتر و بزرگتر در زندگی انسان می شود:

«آشکارا گناه کردن»
1477. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالمُجاهِرَةَ بِالفُجُورِفَاِنَّهُ مِن أَشَدِّ المَئاثِمِ؛(3)

از آشکارا گناه کردن بپرهیز، که آن ازسخت ترین گناهان اشت.

«چهار چیز درگناه، بدتر از گناه: اصرار برگناه، افتخار به گناه، خوشحال شدن به گناه، کوچک شمردن گناه»
1478. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعَةٌ مِنَ الذَّنبِ شَرٌّمِنَ الذَّنبِ: أَلإِستِحقٰارُ، وَالإِفتِخٰارُ، وَالإِستِبشٰارُ، وَالإِصرٰارُ؛(4)

چهار چیز درگناه هست که خطرش از خود گناه بدتراست: کوچک شمردن گناه، افتخار به گناه وخوشحال شدن به گناه و اصرار برآن.

1479. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلاِصرٰارُأَعظَمُ حُوبَةٍ؛(5)

اصرار برگناه بزرگترین گناه است.

1480. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالإِصرارَفَانِّهُ مِن أَکبَرِالکَبائِرِوَأَعظَمِ الجَرائِمِ؛(6)

از اصرار برگناه بپرهیز، که آن از بزرگترین گناهان و بالاترین جرم هاست.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 245، ح 1.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 247، ح 10.

3) - غرر، ج 1، ص 151، ح 49.

4) - مستدرک، ج 11، ص 348.

5) - غرر، ج 1، ص 312، ح 56.

6) - غرر، ج 1، ص 151، ح 48.

1481. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : لاصَغِیرَةَ مَعَ الإِصرارِ، وَلاکَبِیرَةَ مَعَ الإِستِغفارِ؛(1)

با اصرار برگناه، گناه صغیره ای وجود ندارد، و با استغفار گناه کبیره ای وجود نخواهد داشت.

«بَداخلاقی وسوء خلق»
• قٰالَ أبَوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ النَّبِی (صلی الله علیه واله) : أَبَی اللهُ (عزّوجلّ) لِصٰاحِبِ الخُلقِ السَّیِّ ءِ بِالتَّوبَةِ، قِیلَ: وَکَیفَ ذٰالِکَ یا رَسُولَ اللهِ؟ قٰالَ: لأنَّهُ إِذٰا تٰابَ مِن ذَنبٍ وَقَعَ فیی ذَنبٍ أَعظَمَ مِنهُ؛(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) از صاحب خوی بد توبه نخواسته، عرض شد ای رسول خدا این چگونه باشد؟ فرمود: به جهت این که هرگاه از گناهی توبه کند در گناه بزرگتری افتد.

1482. قالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : وَمَن صَبَرَعَلی سُوءِخُلقِ إِمرَأَتِهِ وَاحتَسَبَهُ، أَعطاهُ اللهُ تَعالی بِکُلِّ یَومٍ وَلَیلَةٍ صَبَرَعَلَیها مِنَ الثَّوابِ ما أَعطَی الأَیُّوبَ (علیه السلام) عَلی بَلائِهِ، وَکانَ عَلیها مِنَ الوِزرِفِی کُلِّ یَومٍ وَلَیلَةٍ مِثلُ رَمانٍ عالِجٍ...؛(3)هرکس بر ناسازگاری و بدخویی زوجه اش صبرکند و بردباری نماید و طلاقش ندهد، پروردگار(متعال) در شبانه و روزی که با او بسر برده و شکیبائی نموده پاداشی که به حضرت أیّوب (علیه السلام) در مصیبهایش داده است به او عطا فرماید، وآن زن بدخو را هر شبانه روز به مقدار رمل ها و شن های متراکم بیابان گناه خواهد بود.
«تکبّر»
1483. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِبرُداعٍ إِلَی التَّقَهُّمِ فِی الذُّنُوبِ؛(4)

گردنکشی، شخص را به افتادن در گناهان می کشاند.

«ثروت زیادتر- گناه بیشتر»
• عَن أبِی یَعفُورٍقالَ: سَمِعتُ أباعَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَلا تَغبِط أَحدًا بِکَثرَةِ المالِ فَاِنَّ مَعَ کَثرَةِ المالِ تَکثُرُالذُّنُوبُ؛(5)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: بخاطرکثرت مال غبطۀ هیچ کس را مخور، زیرا مال بسیار مایۀ گناه بسیار است.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 268، ح 3.

2) - «موضوع قبول نشدن توبه، بداخلاقی، حدیث شماره 404»

3) - عقاب الأعمال، ص 665.

4) - غرر، ج 1، ص 59، ح 1600.

5) - «درموضوع فتنه، دنیاپرستی، حدیث شماره 1281»

«کسب ودرآمد حرام»
1484. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اکتَسَبَ حَرٰامًا إِحتَقَبَ ٰاثٰامًا؛(1)

هرکس حرامی بدست آورد گناهان را گرد آرد.

«حسد»
1485. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسُودُ کَثِیرُالحَسَرٰاتِ، مُتَضٰاعِفُ السَّیِآتِ؛(2)

حسود و رشک، حسرتش فراوان وگناهانش دو برابراست.

«انکارحق امامت توسط سادات»
1486. عَنِ ابن أَبِی نَصرٍقٰالَ: سَأَلتُ الرِّضٰا (علیه السلام) قُلتُ لَهُ: أَلجٰاحِدُ مِنکُم وَمِن غَیرِکُم سَوٰاءٌ؟ فَقٰالَ: أَلجٰاحِدُ مِنّٰا لَهُ ذَنبٰانِ وَالمُحسِنُ لَهُ حَسَنَتٰانِ؛(3)ابن أبی نصرگوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم: آنکه انکار و نَفی کننده (حق امامت و...) باشد، ازخاندان شما با دیگران برابراست؟ فرمود: برای انکار و نَفی کننده از خاندان ما دو گناه و برای نیکوکاری دو ثواب است.
«نگرفتن حق مظلوم ازظالم»
1487. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَنصِفِ المَظلُومَ مِنش الظّالِمِ عَظُمَت آثامُهُ؛(4)

هرکس داد مظلوم را از ظالم نستاند، گناهانش بزرگ گردد.

«حکم کردن به غیرحکم الهی»
1488. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن لَم یَحکُم بِما أَنزَلَ اللهُ کانَ کَمَن شَهِدَ شَهادَةَ زُورٍ وَیُقذَفُ بِهِ فِی النّارِوَیُعَذَّبُ بِعَذابٍ شاهِدِالزُّورِ؛(5)

و هرکس در محکمۀ داوری به غیر مأنزل الله (یعنی بغیرقانون الهی) حکم راند گناهش مانند آنکس باشد که به دروغ شهادت وگواهی دهد، و او را بدوزخ برند و به عذابی همانند شاهد کاذب معذّب سازند.


1) - غرر، ج 2، ص 664، ح 896.

2) - غرر، ج 1، ص 57، ح 1557.

3) - اصول کافی، ج 2، ص 211، ح 4.

4) - غرر، ج 2، ص 678، ح 1077.

5) - عقاب الأعمال، ص 666.

«بی حیایی و بی شرمی»
1489. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالقِحَةَ فَانِّهٰا تَحدُوکَ عَلٰی رُکُوبِ القَبٰائِح وَالتَّحَجُّمِ عَلٰی السَّیّئٰاتِ؛(1)

از بی حیائی و بی شرمی بپرهیز، زیرا که آن تو را بسوی ارتکاب زشتی ها وهجوم بدی ها وگناهان می کشاند.

«کم شدن اطاعت ازخداوند»
1490. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰا قَلَّتِ الطّٰاعٰاتُ کَثُرَتِ السَّیِّئٰاتُ؛(2)

هرگاه اطاعت ها از خدا کم گردد، گناهان بسیار شوند.

«عدم اطمینان به خداوند»
1491. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : عَلَی الشَّکِّ وَقِلَّةِ الثِّقَةِ مَبنَی الحِرصِ وَالشُحَ؛(3)

حرص وبخل، بنایش برروی پایۀ شک وکمی اطمینان به خدا است.

«دوروئی»
1492. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : أَلنِّفٰاقُ مَبنِیٌّ عَلَی المَینِ؛(4)

بنای دروئی، بردروغ است.

«دروغ»
1493. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : کٰانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ(صلوٰات الله علیهمٰا) یَقُولُ: لِوُلدِهِ اتَّقُواالکِذبَ، الصَّغِیرَمِنهُ وَالکَبِیرَ، فِی کُلِّ جِدٍّ وَهَذ لٍ، فَاِنَّ الرَّجُلَ إِذٰا کَذَبَ فِی الصَّغِیرِ اجتَریٰ عَلَی الکَبِیرِ...؛(5)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: علی بن حسین (علیهمالسلام) به فرزندانش می فرمود: ازدروغ کوچک و بزرگ، جدی وشوخیش بپرهیزید، زیرا آنکس که درچیزکوچک دروغ گفت به دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا می کند.

1494. قال الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَصلَحُ مِنَ الکِذبِ جِدٌّ وَلاهَزلٌ، وَلا أَن یَعِدَ أَحَدُ کُم صَبِیّهُ ثُمَّ لا یَفِی لَهُ، إِنَّ الکِذبَ یَهدِی إِلَی الفُجُورِوَالفُجُورِیَهدِی إِلَی النّٰارِ؛(6)

1) - غرر، ج 1، ص 155، ح 87.

2) - غرر، ج 1، ص 312، ح 56.

3) - غرر، ج 2، ص488، ح 24.

4) - غرر، ج 1، ص 380، ح 1.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 35، ح 2.

6) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 567، ح 3.

از دروغ راست وشوخیش صلاح وصحیح نیست وهمچنین صلاح نیست که یکی از شماها به فرزندش وعده ای دهد سپس وفا نکند، همانا دروغ (انسان) را می برد بسوی فجور و گناه و فجورهم (انسان) را می برد بسوی آتش.

«دشمنی با مردم»
1495. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : کَفٰی بِکَ إِثمًا أَن لا تَزٰالُ مُخاصِمًا؛(1)

همین گناه تو را بس، که پیوسته (با مردم) درحال دشمنی و مخاصمه باشی.

«دنیا دوستی»
1496. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیٰا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَةِ؛(2)

دوستی دنیا، سرسلسله هرگناه است.

1497. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ مِنَ الدُّنیٰا مٰایُرضِیهِ کَثُرَتَجَنَّیهِ وَطٰالَ تَعَنَّیهِ وَتَعَدَّیهِ؛(3)

هرکس از دنیا چیری که خرسندش کند طلب نماید، جنایتش بیشتر و ستم و رنجش بسیار گردد.

1498. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : رَأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ حُبُّ الدُّنیا؛(4)

سررشتۀ همۀ خطاها «وگناهان» دوستی دنیا است.

«ربودن وتصرّف کردن مال دیگران»
1499. عَن جَعفَربنِ مُحَمَّدٍ عَن آبائهِ(صلوات الله علیهم اجمعین) قٰالَ: قٰالَ أمیرالمؤمنین (علیه السلام) : أَعظَمُ الخَطٰایٰا إقتِطٰاعُ مٰالِ إمرِءٍ مُسلِمٍ بِغَیرِحَقٍّ؛(5)

امام جعفرصادق (علیه السلام) ازپدران بزرگوارش نقل می کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: بزرگترین گناهان، رُبودن و تصرّف کردن مال شخص مسلمان، به ناحق است.

«عمل نامشروع - زنا»

قرآن کریم: «وَلا تَقرَبُواالزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِیلًا؛»(6)


1) - نهج الفصاحه، ص 454، ح 2138.

2) - غرر، ج 1، ص 380، ح 1.

3) - غرر، ج 2، ص 661، ح 858.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 2، ح 1.

5) - عقاب الأعمال، ص 624، ح 10.

6) - سوره إسراء، آیه 32.

و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت و بد راهی است «که انسان را به طرف گناهان دیگر نیز می کشاند».

«ستمگری»
1500. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : فِی الجَورِألطّغیانُ؛(1)

سرکشی، در ستمگری است.

1501. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : فِی المَظالِمِ إِحتِقابُ الآثامِ؛(2)کسب گناهان، درستمکاری است.
«سخن چینی»
1502. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَلسّاعِی قاتِلُ ثَلاثَةٍ: قاتِلُ نَفسِهِ، وَقاتِلُ مَن سَعی بِهِ، وَقاتِلُ مَن سَعی إِلَیهِ؛(3)

سخن چین قاتل سه نفر است: قاتل خود، و قاتل کسی که سخن چینی آن را کرده، و کسی که نزد او سخن چینی کرده است.

«سوء ظن وبد گمانی»
1503. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إّیّٰاکَ أَن تُسِیئَ الظَّنَّ فَاِنَّ سُوءَ الظَّنِّ یُفسِدُ العِبٰادَةَ وَیُعظِمُ الوِزرَ؛(4)

برتو باد! به دوری از سوء ظن و بدگمانی، زیرا که سوء ظن و بدگمانی عبادت را فاسد و گناه را بزرگ می نماید.

1504. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلجُبنُ وَالحِرصُ وَالبُخلُ غَرٰائِزُسُوءٍ یَجمَعُهٰا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ.(5)

ترس، حرص و بُخل خوی های زشتی هستند، که سوء ظن و بدگمانی به خداوند آنها را گردهم می آورد.

1505. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُوءُ الظَّنِ بِالمُحسِنِ شَرّ ُالإِثمِ وَأَقبَحُ الظُّلمِ؛(6)

سوء ظن و بدگمانی به (انسان) نیکوکار، بدترین گناه و زشت ترین ظلم است.


1) - غرر، ج 2، ص 513، ح 39.

2) - غرر، ج 2، ص 515، ح 78.

3) - خصال ج 1، ص 166، ح 73.

4) - غرر، ج 1، ص 154

5) - ح 78 و ص 74، ح 1845.

6) - ص 433، ح 24.

«واقع شدن درشبهات وشهوات»
1506. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالوُقُوعَ فِی الشُبَهٰاتِ وَالوُقُوعَ بِالشَّهَوٰاتِ فَاِنَّهُمٰا یَتَقٰادٰانِکَ إِلَی الوُقُوعِ فِی الحَرٰامِ وَرُکُوبِ کَثِیرٍمِنَ الآثٰامِ؛(1)دوری کن از واقع در شبهات و دلباختن در شهوات، که همانا آنها تو را بسوی افتادن در حرام و مرتکب شدن بسیاری ازگناهان می کشاند.
«شراب خواری»
1507. قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ(عَزّوَجَلّ) جَعَلَ لِلشَّرِّأقفالا وَجَعَلَ مَفٰاتِیحَ تِلکَ الأقفٰالِ الشَّرٰابَ، وَالکِدبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرٰابِ؛(2)(3)

خدای (عزوجل) برای بدی قفل هائی قرارداد، وکلیدهای آنها را در شراب قرارداد، و در دروغ بدتر از شراب است.

«شروربودن»
1508. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : أَلشَّرُّحَمالُ الآئامِ؛(4)

شر و بدی کَشنده، (و در بردارنده) گناهان است.

«شک وتردید»
• الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : عَلَی الشَّکِّ وَقِلَّةِ الثِّقَةِ مَبنَی الحِرصِ وَالشُحَ؛(5)

حرص و بخل بنایش بر روی پایۀ شک و کمی اطمینان به بخداست.

«پیروی ازشیطان»

قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکرِ؛(6)

ای کسانی که ایمان آورده اید، از گام های شیطان پیروی نکنید، هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمراهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا و منکر می کند.


1) - غرر، ج 1، ص 307، ح 34.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 35،ح 3.

3) - «موضوع بدی وپلیدی درزندگی، شراب ومسکرات، حدیث شماره 276»

4) - غرر، ج 1،

ص 24، ح 696.

5) - «همین موضوع، عدم اطمینان به خدا، حدیث شماره 1491»

6) - سوره نور، آیه 21.

«قطع صله رحم»
1509. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... وَإِنَّ المُتَقاطِعِینَ المُتَدابِرِینَ مَوزُورُونَ؛(1)

و البته آنها که از هم ببرند و قطع رحم نمایند، و بهم پشت کنند بار(گناه) شان سنگین است.«طَعنه زدن»

1510. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : إِیّاکَ أَن تَکُونَ عَلَی النّٰاسِ طٰاعِنًا وَلِنَفسِکَ مُدٰاهِنًا فَتَعظَمُ عَلَیکَ الحَوبَةَ وَتُحرَمُ المَثُوبَةَ؛(2)

برتوباد، به دوری از اینکه زبان طعنه ات برمردم دراز باشد، و درباره خودت سهل انگار باشی که آن وقت گناهت سنگین گردد و از ثواب محروم مانی..

«عمل نکردن به علم خود»
1511. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن خٰالَفَ عِلمَهُ عَظُمَت جَرِیمَتُهُ وَإِثمُهُ؛(3)

هرکس برخلاف علمش عمل کند، (عالم بی عمل باشد) جرم وگناهش بزرگتراست.

«غضب»
1512. قٰالَ أَبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ مِفتٰاحُ کُلِّ شَرٍّ؛(4)

غضب، کلید هرشری است.

1513. قٰالَ أَبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : سَمِعتُ أَبِی (علیه السلام) یَقُولُ: أَتیٰ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) رَجُلٌ بَدوِیٌّ فَقٰالَ: إِنِّی أَسکُنُ البٰادِیَةَ فَعَلِّمنِی جَوٰامِعَ الکَلامِ، فَقٰالَ: آمُرُکَ أَن لاتَغضَب، فَأَعٰادَعَلَیهِ الأَعرٰابِی المَسأَلَةَ ثَلاثَ مَرّٰاتٍ حَتّیٰ رَجَعَ الرَّجُلُ إِلیٰ نَفسِهِ، فَقٰالَ: لا أَسأَلُ عَن شَیءٍ بَعدَ هٰذٰا، مٰاأَمَرَنِی رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) إلا بِالخَیرِ، قٰالَ: وَکٰانَ أَبِی یَقُولُ: أَیُّ شَیءٍ أَشَدُّ مِنَ الغَضَبِ، إِنَّ الرَّجُلَ لَیَغضَبُ فَیَقتُلُ النَّفسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ وَیَقذِفُ المُحصَنَةَ؛(5)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: شنیدم پدرم می فرمود: مرد بیابانی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه واله) آمد و عرض کرد: من صحرانشینم (و چون نمی توانم همیشه به خدمت شما برسم) کلمات جامعی به من بیاموز، حضرت فرمود: دستورت می دهم که غضب مکن، مرد عرب درخواست خود را سه بار تکرارکرد (و همان جواب را شنید) تا آن مرد بخود آمد و گفت: دیگر سؤالی نمی کنم، رسول خدا (صلی الله علیه واله) جز به خیر مرا دستور نفرمود.(زیرا همان غضب


1) - اصول کافی، ج 3، 224، ح 18.

2) - غرر، ج 1، ص154، ح 80 .

3) - غرر، ج 2، ص 648، ح 660.

4) - اصول کافی، ج 3، ص 412 ،ح 3 و4.

5) - اصول کافی، ج 3، ص 412 ،ح 3 و4.

نکردن مرا از دشنام، تهمت، آزار مسلمان، چاقوکشی، آدم کشی وگناهان دیگر باز می دارد) سپس فرمود: پدرم می فرمود: سخت تر از غضب چه چیز است، همانا مرد غضب می کند و در اثرآن مرتکب قتل نفسی که خدا حرام کرده می شود و زن پاکدامن را متّهم می سازد.

«فرمانروای بد و ناأهل»
1514. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وُزَرٰاءُ السُّوءِ أَعوٰانُ الظَلَمَةِ وَإِخوٰانُ الأَثَمَةِ؛(1)

وُزرای بد و نااهل، یاور ستمکاران و برادرگنهکاران است.

«فسق و فجور»
1515. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِصرارُشِیمَةُ الفُجّارِ؛(2)

پافشاری بر گناه، روش فجّاراست.

«کار زشت و قبیح»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إیِّاکَ وَفِعلَ القَبِیحِ فَاِنَّهُ یُقبِحُ ذِ کرَکَ وَیُکَثِرُوِزرَکَ؛(3)

از زشتی دوری کن، که آن بدنامت سازد وگناهانت را زیاد کند (سبب زیادی گناهان می شود).

«کبر و غرور»
1516. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : إِحذَرِالکِبرَفَاِنَّهُ رَأسُ الطُّغیٰانِ وَمَعصِیَةُ الرَّحمٰنِ؛(4)

از کبر و غرور بترس، که آن سر رشته طغیان و نافرمانی خداوند رحمن است.

«کفر»
1517. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : أَلکٰافِرُفٰاجِرٌجٰاهِلٌ؛(5)

کافرفاجر، بدکار و جاهل است.

«کمک خواستن برای یاری باطل»
1518. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : طَلَبُ التَّعٰاوُنِ عَلٰی نُصرَةِ البٰاطِلِ جِنٰایَةٌ وَخِیٰانَةٌ؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 785، ح 62.

2) - غرر، ج 1، ص 146، ح 1.

3) - «موضوع بدنامی انسان ،کارزشت وقبیح، حدیث شماره 404»

4) - غرر، ج 1، ص 143، ح 32.

5) - غرر، ج 1، ص 26، ح 765.

6) - غرر، ج 2، ص 473، ح 48.

برای یاری باطل از دیگران، کمک خواستن خیانت وجنایت است.

«گناه و معصیت»

قرآن کریم: «إِنَّمَااستَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبُوا؛»(1)

شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت.

«راضی شدن به عمل (گناه) دیگران»
1519. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلرّٰاضِی بِفِعلِ قَومٍ کَالدّٰاخِلِ فِیهِ مَعَهُم وَلِکُلِّ دٰاخِلٍ فِی بٰاطِلٍ إِثمٰانِ، إِثمُ الرِّضٰا بِهِ وَإِثمُ العَمَلِ بِهِ؛(2)

کسی که به کار مردمی راضی باشد، همچون کسی است که با آنها به آن کار داخل شده و انجام داده است و از برای هرداخل شونده در باطلی دو گناه است، یکی گناه راضی شدن ودیگری عمل به آن.

«فکرکردن به گناه»
1520. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَفِکرُهُ فِی المَعٰاصِی دَعَتهُ إِلَیهٰا؛(3)

کسی که در گناهان زیاد فکرکند، گناهان او را بسوی خود کشانند.

«گناه کوچک»
1521. قٰالَ الإمامُ الرِّضٰا(صلوات الله وسلامه علیه): أَلصَّغٰائِرُمِنَ الذُّنُوبِ طُرُقٌ إِلَی الکَبٰائِرِ، وَمَن لَم یَخَفِ اللهَ فِی القَلِیلِ لَم یَخَفهُ فِی الکَبِیرِ؛(4)

گناهان کوچک، راهی به سوی گناهان بزرگ هستند، و هرکس درگناه اندک از خدا نترسد در گناه بیشترهم ترسی نخواهد داشت.

«پرگویی و پرحرفی»
1522. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : إیِّٰاکَ وَالهَذَرَفَمَن کَثُرَکَلامُهُ کَثُرَت ٰاثٰامُهُ؛(5)

از پرگوئی دوری کن، زیرا هرکس سخنش زیاد شود گناهانش بیشترگردد.


1) - سوره آل عمران، آیه 155.

2) - غرر،ج 1، ص 95، 2017.

3) - غرر، ج 2، ص 664، ح 898.

4) - بحارالأنوار، ج 68، ص 174.

5) - غرر، ج 1، ص 147، ح 7.

«لئیم وفرومایه بودن»
1523. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : أَلمَکرُسَجِیَّةُ اللِّئامِ(1)

مکروحیله، خوی فرومایگان است.

«فکرکردن به لذات»
1524. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَفِکرُهُ فِی الَّذّٰاتِ غَلَبَت عَلَیهِ؛(2)

کسی که در لذات زیاد فکرکند، لذات به اوغلبه کنند (وبه سوی گناه کشاند).

«نافرمانی- نافرمانی از خداوند»
1525. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : کُلُّ عاصٍ مُتَأَثِّمٌ؛(3)

هرنافرمانبر، گنهکاراست.

«نرمش و سازش با نفس و خواسته های نفسانی»
1526. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : لاتُدٰاهِنُوا فَیَقتَحِمُ بِکُمُ الإِدهٰانُ عَلَی المَعصِیَةِ؛(4)

با نفس خویش نرم رفتارنکنید، که شما را بسوی گناه می کشاند.

1527. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : مِن مُطا وَعَةِ الشَّهوَةِ تَضاعُفُ الآ ثامِ؛(5)

از(آثار) اطاعت شهوت، چند برابرشدن گناهان است.

«نشستن با کسی که به أولیاءالله فحّاشی و بدگوئی می کند»
1528. قٰالَ أَبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : مَن قَعَدَعِندَ سَبّٰابِ لأَولِیٰأَءِ اللهِ فَقَدعَصیَ اللهَ؛(6)

هرکس در نزد فحّاش و بدگوی دوستان خدا بنشیند، خداوند را معصیت کرده است.

«افراط در نفرین»
1529. عَن هِشامِ بنِ سالِمٍ قالَ: سَمِعتَ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ العَبدَ لَیَکُونُ مَظلُومًافَلا یَزالُ یَدعُو

1) - غرر، ج 1، ص 24، ح 695.

2) - غرر، ج 2، ص 664، ح 901.

3) - غرر، ج 2، ص 545، ح 19.

4) - غرر، ج 2، ص806، ح 106.

5) - غرر، ج 2، ص 726، ح22.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 502، ح 2.

حَتّی یَکُونَ ظالِمًا؛(1)

هشام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: شخص گاهی مظلوم واقع می شود، ولی آنقدر در نفرین به ظالم افراط می کند، که خود او نیز می شود ظالم.

«بی وفائی و عهد شکنی»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَدرُیُعَظِّمُ الوِزرَوَیُزرِی بِالقَدرِ؛(2)

بی وفائی (وعهدشکنی) گناه را بزرگ و قدرومنزلت را کم می کند.

«تبعیت از هوای نفس»

قرآن کریم: «فَطَوَّعَت لَهُ نَفسُهُ قَتلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصبَحَ مِنَ الخاسِرِینَ؛»(3)

نفس سرکش تدریجا او(قابیل) را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت، و از زیانکاران شد.

ه) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درگناه دیگران می شود:

«آشکارکردن عمل زشت وگناه دیگران»
1530. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُذِیعُ الفاحِشَةِ کَفٰاعِلِهِ؛(4)

آشکارکننده گناه، مانند انجام دهنده آن است.

«توصیف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن وَصَفَ إِمرَأَةً لِرَجُلٍ وَذَکَرَجَمالَها لَهُ فَافتَتَنَ بِها الرَّجُلُ فَأَصابَ مِنها فاحِشَةَ... وَکانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِمِثلَ الَّذِی أَصابَها...؛(5)

و هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، بِزه وگناهش همانند آن کس باشد که از ان زن بحرامی کام گرفته است.


1) - عقاب لاأعمال، ص 624- ح 13.

2) - «موضوع از بین رفتن قدر و منزلت انسان، بی وفایی و عهدشکنی، حدیث شماره 1349»

3) - سوره مائده، آیه30.

4) - غرر، ج 2، ص 759، ح 47.

5) - «موضوع قبول نشدن توبه، وصف کردن زن نامحرم...، حدیث شماره 609»

«خریدن مال دزدیده شده وغصبی»
1531. قالُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن اشتَری سَرِقَةً وَهُوَ یَعلَمُ أَنَّها سَرِقَةٌ فَهُوَکَمَن سَرِقَها فِی عارِها وَإِثمِها؛(1)

و هرکس مال دزدی را با اینکه بداند دزدیست بخرد، او با شخص دزد. فرقی ندارد وهردوباهم در ننگ این عمل و کیفرآن شریک یکدیگرخواهندبود.

«دعوت کردن دیگران به گناه»
1532. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن أمَرَبِسُوءٍ أودَلَّ عَلَیهِ أوأشارَبِهِ فَهُوَشَرِیکٌ؛(2)

و کسی که «دیگری را» به کار بدی فرمان دهد، و یا به آن راهنمای کند و یا به آن اشاره نماید، شریک آن خواهد شد.

«راضی شدن به عمل دیگران»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلرّٰاضِی بِفِعلِ قَومٍ کَالدّٰاخِلِ فِیهِ مَعَهُم...؛(3)

کسی که به کار مردمی راضی باشد همچون کسی است که با آنها به آن کار داخل شده.

1533. قال الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعاملُ بِالظُّلمِ وَالرّاضِی بِهِ وَالمُعِینُ عَلَیهِ شُرَکاءُ ثَلاثَةٍ؛(4)

ظلم کننده و کسی به آن راضی می شود و کسی که او را یاری می نماید، هرسه در جرم شریک هستند.

«رجوع دادن مؤمن به قاضی و یا حاکم جور»
1534. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَیُّمٰا مُؤمِنٍ قَدَّمَ مُؤمِنًا فِی خُصُومَتِهِ إِلٰی قٰاضٍ أَوسُلطٰانٍ جٰائِرٍفَقَضی عَلَیهِ بِغَیرِحُکمِ اللهِ فَقَدشَرِکَهُ فِی الإِثمِ؛(5)

هرمؤمنی در خصومت و دعوا، مؤمنی را پیش قاضی و یا حاکم جور ببرد، سپس آن قاضی و یا حاکم به غیرحکم خدا حکم کند، آن مؤمن درگناه اوشریک است.

«فتوا دادن بدون علم»
1535. قٰالَ أبُوجَعفرٍ (علیه السلام) : مَن أفتَی النّٰاسَ بِغَیرِعِلمٍ وَلا هُدیً لَعَنَتهُ مَلائِکَةُ الرّحمَةِ وَمَلائِکَةُ العَذٰابِ

1) - عقاب الأعمال، ص 661.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 398، ح 21.

3) - «موضوع بیشترشدن گناه، راضی شدن به عمل (گناه) دیگران، حدیث شماره 1519»

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 410، ح 6.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 2، ح 1.

وَلَحِقُهُ وِزرُمَن عَمِلَ بِفُتیٰاهُ؛(1)

هرکس ندانسته و بدون راهنما «وبدون تعلیم» به مردم فتوی دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند وگناه آنکه به فتوایش عمل کند دامن گیرش شود.

«کشتن مؤمن- به ناحق»
1536. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :مَن قَتَلَ مُؤمِنًا مَتَعَمِّدًا أَثبَتَ اللهُ تَعالی عَلَیهِ جَمِیعَ الذُّنُوبِ، وَبَرِییءٌ المَقتُولُ عَنها، وَذالِکَ قَولُ اللهِ تَعالی «أُرِیدُأَن تَبُوأَبِاِثمِی وَإثمِکَ فَتَکُونَ مِن أَصحابِ النّارِ؛»(2)(3)

هرکس مؤمنی را دانسته و از روی عمد بکشد، خداوند متعال همۀ گناهان وی را برقاتل نویسد و مقتول از همۀ گناهانش بَری وآزاد شود، و این کلام خدای تعالی است که از پسران آدم نقل فرموده «من میخواهم تو زیر بارگناه من وگناه خود بمانی تا از دوزخیان باشی»

«گوش دادن به غیبت»
1537. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلسّامِعُ لِلغِیبَةِ کَالمُغتابِ؛(4)

غیبت شنو، همچون غیبت کننده است.

1538. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُستَمِعُ الغِیبَةِ کَقائِلِها؛(5)

شنونده غیبت، ماننده غیبت کننده است.

«مصاحبت وهم نشینی با گناهکار»
1539.

قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : لاتَصحَبُوا أَهلَ البِدَعِ وَلاتَجٰالِسُوهُم فَتَصِیرُواعِندَ النّٰاسِ کَوٰاحِدٍ مِنهُم، قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلمَرءُ عَلیٰ دِینِ قَرِینِهِ؛(6)با اهل بدعت رفاقت و هم نشینی نکنید، که نزد مردم مانند یکی از آنان خواهید بود، رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: انسان برکیش دوست و رفیق خود است.

1540.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمُصٰاحِبَةَ أَهلِ الفِسقِ فَاِنَّ الرّٰاضِی بِفِعلِ قَومٍ کَالدّٰاخِلِ مَعَهُم؛(7)


1) - اصول کافی، ج 1، ص 52، ح 3.

2) - سوره مائده آیه 29.

3) - عقاب الاعمال، س 635، ح 9.

4) - غرر، ج 1، ص 40، ح 1215.

5) - غرر، ج 2، ص 759، ح 48.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 502 ،ح 1 واصول کافی، ج 4، ص 83،ح 3.

7) - غرر، ج 1، ص 153، ح 71.

دورکن از همنشینی با اهل فسق وفجور، زیرا هرکس به عمل و کارگروهی راضی باشد جزء آنان خواهد بود.

«نشر فحشا و منکر»
1541. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مُذِیعُ الفاحِشَةِ کَفاعِلِها؛(1)

آشکارکننده فحشا ومنکر، مانند انجام دهنده آن است.

1542. قالَ النَّبِیُّ(صلّی الله علیه وآلله): مَن شَهِدَ شَهادَةَ زُورٍعَلی أَحَدٍ مِنَ النّاسِ، عُلِّقَ بِلسانِهِ مَعَ المُنافِقِینَ فِی الدَّرَکِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ، وَمَن حَبَسَ عَن أَخِیهِ المُسلِمِ شَیئًا مِن حَقِّهِ حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ بَرَکَةَ الرِّزقِ إِلا أَن یَتُوبَ، أَلا وَمَن سَمِعَ فاحِشَةً فَأَفشاها فَهُوَکَالَّذِی أَتاها؛(2)

هرکس شهادت دروغ برعلیه یک نفراز مردم بدهد، در دَرَکِ اسفل از آتش جهنم با منافقین از زبانش آویزان خواهد شد، وهرکس از حق برادرمسلمان خود چیزی را حبس (و ندهد) خداوند برکت روزی را بر او حرام خواهد کرد مگرآنکه توبه کند، وکسی که حرف فحشا و زشتی را بشنود وآن را فاش کند(و نشردهد) پس اومانند انجام دهنده آن است.

و) گناهی که باعث فراموش شدن گناهان می شود:

«ثروت زیاد وثروت دوستی»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ المٰالِ یُفسِدُ القَلبَ وُینسِی الذُّنُوبَ؛(3)

مال زیاد، باعث تباهی وفساد قلب وفراموشی گناهان می شود.- عَن إسماعِیل بنِ أبِی زِیادٍ، عَن أبِی عَبدِاللهِ، عَن آبِیهِ (علیهما السلام) قالَ: أَوحَی اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی إِلی مُوسی (علیه السلام) : لا تَفرَح بِکَثرَةِ المالِ وَلا تَدَع ذِ کرِی عَلی کُلِّ حالٍ، فَاِنَّ کَثرَةَ المالِ تُنسِی الذُنُوبَ...؛(4)

اسماعیل بن ابی زیاد می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که فرمود: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که به خاطرافزونی «فزونی» مال خرسند مباش، و در هیچ حالتی یاد مرا فراموش مکن، زیرا که افزونی «فزونی» مال گناهان را ازیاد می برد و فراموش کردن من، قلب را با قساوت می کند.


1) - غرر، ج 2، ص 759، ح 47.

2) - وسائل الشعه ج 18، ص 237، ح 5.

3) - «موضوع فاسد شدن قلب، ثروت زیاد...، حدیث شماره 365»

4) - «موضوع قساوت قلب فراموش کردن ذکرخدا، حدیث شماره1370»

فصل پنجم - گناهی که باعث کرشدن گوش انسان می شود:

«غفلت، نداشتن معرفت»

قرآن کریم: «وَلَقَدذَرَأنالِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولائِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(1)

و بطورمسلّم گروه بسیاری ازجن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل ها و(عقل ها) یی دارند که با آن (اندیشه نمی کنند) و نمی فهمند و چشمانی دارند که با آن نمی بینند وگوش هایی دارند با آن نمی شنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند(زیرا با این که همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند).

حدیث:

1543. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَمعُ الأُذُنُ لا یَنفَعُ مَعَ غَفلَةِ القَلبِ؛(2)

با غفلت دل، شنیدن گوش فایده ای ندارد.


1) - سوره اعراف، آیه 179.

2) - غرر، ج 2، ص 785، ح 62.

26- باب بیست و ششم «ل» چهارفصل

اشاره

باب بیست و ششم «ل»

فصل اول - گناهی که باعث لاغرشدن (ریختن گوشت بدن) انسان می شود:

«حسد»

• الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : طَهِّرُوا قُلُوبَکُم مِنَ الحَسَدِ فَاِنَّهُ مُکَمِّدٌ وَمُضِنٌّ؛(1)

قلب هایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد، اندوه آورنده ولاغرکننده است.

فصل دوم - گناهان و مورد لعن قرارگرفتن انسان:

الف) گناهانی که باعث لعن برانسان می شود:

«دعوت کردن مردم بسوی آتش و گمراهی، انکار آیات الهی»

قرآن کریم: «وَجَعَلناهُم أَئِمّةً یَدعُونَ إِلَی النّارِوَیَومَ القِیامَةِ لایُنصَرُونَ. وَأَتبَعنٰاهُم فِی هذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةً وَیَومَ القِیٰامَةِ هُم مِنَ المَقبُوحِینَ؛»(2)

و ما آن قوم (ظالم) را پیشویان ضلالت و دعوت به دوزخ قرار دادیم و روز قیامت هیچکس آنها را از عذاب دوزخ نجات نخواهد داد. و در این دنیا لعنت پشت سرنصیب آنها،(فرعونیان متکبّر و...) کردیم، و در روز قیامت از زشت رویانند.

«إرتداد و از دین برگشتن»

قرآن کریم:«کیَفَ یَهدِی اللهُ قَومًا کَفَرُوا بَعدَ اِیمٰانِهِم وَشَهِدُواأَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجٰاءَهُمُ البَیّنِٰاتُ؛(3)چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می کند، که بعد از ایمان وگواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه های روشن برای آنها، کافرشدند.


1) - «موضوع غم واندوه، حسد، حدیث شماره 1252»

2) - سوره قصص، آیات 41-42.

3) - سوره آل عمران، آیه 86.

«وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الظّٰالِمِینَ،أُولٰئِکَ جَزٰاؤُهُم أَنَّ عَلَیهِم لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ؛(1)

و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد. کیفر آنها این است که لعن (وطرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی برآنهاست.

«تکذیب پیامبران الهی»

قرآن کریم:«وَأَتبَعنٰاهُم فِی هذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةً...؛»(2)

و در نتیجۀ اعمالشان (تکذیب پیامبران الهی و...) در این دنیا، در پی آنها لعن ابد فرستادیم.

«فرعون وفرعونیان در مقابل حضرت موسی (علیه السلام) تکبّرکردند، حضرت موسی را تکذیب نمودند ومردم را بسوی آتش وگمراهی کشاندند...»

«نافرمانی از پیامبران الهی، پیروی وتبعیت از جباران و ستمگران»

قرآن کریم:«وَتِلکَ عٰادٌ جَهَدُوابِآیٰاتِ رَبِّهِم وَعَصَوا رُسُلَهُ وَاتِّبَعُواأَمرَکُلِّ جَبّٰارٍعَنِیدٍ؛»(3)

و این قوم عاد بودکه آیات پروردگارشان را انکارکردند، و رسولان او را معصیت نمودند و از فرمان هرستمگردشمن حق پیروی کردند.

«وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةَ وَیَومَ القِیٰامَةِ، أَلا إِنَّ عٰادًا کَفَرُوا رَبَّهُم أَلا بُعدًا لِعٰادٍ قَومِ هُودٍ؛»(4)

بدنبال آن در این جهان لعنت،(و نام ننگین) ماند و در قیامت (گفته می شود) بدانید، عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند، دور باد عاد (از رحمت خدا و خیر و سعادت).«وَلَقَد أَرسَلنٰا مُوسٰی بِآیٰاتِنٰا وَسُلطٰانٍ مُبِینٍ. إلٰی فِرعَونَ وَمَلائِهِ، فَأَتبَعُوا أَمرَفِرعَونَ وَمٰا أَمرُفِرعَونَ بِرَشِیدٍ؛»(5)

ما موسی را با آیات و دلیل آشکار فرستادیم. بسوی فرعون و اطرافیانش، امّا آنها از فرمان فرعون پیروی کردند درحالی که فرمان فرعون مایه رشد و نجات نبود.

«وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ لَعنَةً وَیَومَ القِیٰامَةِ بِئسَ الرِفدُالمَرفُودُ؛»(6)

آنها دراین جهان و روز قیامت لعنت شده، (و از رحمت خدا دورخواهند بود) و چه بدعطائی به آنها داده می شود.


1) - سوره آل عمران، آیه 87.

2) - سوره قصص، أیه 42.

3) - سوره هود، آیه 59.

4) - سوره هود، آیه 60.

5) - سوره هود، آیات 96- 97.

6) - سوره هود، آیه 99.

«إعتناء نکردن به پدر و مادر- عاق والدین»
1544. رَسُول اللهُ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثَةٌ لَعَنَهُمُ اللهُ تَعٰالٰی: رَجُلٌ رَغِبَ عَن وٰالِدَیهِ، وَرَجُلٌ سَعٰی بَینَ رَجُلٍ وَإِمرَأَةٍ یُفَرِّقُ بَینَهُمٰا ثُمَ یَخلُفُ عَلَیهٰا مِن بَعدِهِ، وَرَجُلٌ سَعٰی بَینَ المُؤمِنِینَ بِالأَحٰادِیثِ لِیَتَبٰاغَضُوا وَیَتَحٰاسَدُوا؛(1)

سه کس هستند که، خدا آنها را لعنت کرده است: کسی که به پدر و مادرخود بی اعتنایی کند، کسی که میان مرد و زنی سعایت کند، تا میان آنها جدایی افکند و سپس خودش با زن او ازدواج کند، و کسی که میان مؤمنان سخن چینی کند، تا آنان نسبت به یکدیگر دشمنی و حسادت ورزند.

«امرکننده به معروف که خود آن را ترک می کند»
1545. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَعَنَ اللهُ الآمِرِینَ بِالمَعرُوفِ اَلتّٰارِکِینَ لَهُ، وَالنّٰاهِینَ عَنِ المُنکَرِ اَلعٰامِلِینَ بِهِ.(2)

خداوند لعنت کند برکسانی، که امربه معروف می کنند و خود آن را ترک می نمایند، و نهی ازمنکر دارند و خود آن را مرتکب می شوند.

«اوباش گری و فرومایگی»

قرآن کریم:«لَئِن لَم یَنتَهِ المُنٰافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیهٰا إلا قَلیلا؛»(3)اگرمنافقین و آنها که در دل هایشان بیماری است، و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند.

«مَلعُونِینَ أَینَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِلُوا تَقتِیلا؛»(4)

لعنت شده و از همه جا طرد می شوند، و هرجا یافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسید.

«اراذل و اوباش که قرآن از آنها تعبیر به بیماردلان کرده است- الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ»(5)

«ایمان به جِبت و بُت، ایمان به طاغوت»

قرآن کریم:«أَلَم تَرَإِلَی الَّذِ ینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الکِتٰابِ یُؤمِنُونَ بِالجِبتِ وَالطّٰاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 18256.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ص 246، خطبه 129.

3) - سوره احزاب، آیه 60.

4) - سوره احزاب، آیه 61.

5) - تفسیرنمونه، ج 17، ص 430.

کَفَرُواهٰؤُلاءِ أَهدیٰ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلا. أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللهُ وَمَن یَلعَنِ اللهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیراً؛»(1)

آیا ندیدی کسانی را که بهره ای ازکتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال) به «جبت» و «طاغوت»- بت وبت پرستان- ایمان می آورند، و درباره کافران می گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده اند، هدایت یافته ترند؟!». آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را لعنت و از رحمت خود دور ساخته است، و هرکس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت.

«ایمان نیاوردن به کتاب الهی»

«أَونَلعَنُهُم کَمٰا لَعَنّٰا أَصحٰابَ السَبتِ وَکٰانَ أَمرُنٰا مَفعُولا؛»(2)

یا آنها را(که به کتاب الهی ایمان نیاوردند) لعن و از رحمت خود دورسازیم، همانگونه که «اصحاب سبت - گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل» را لعن و از رحمت خود دور ساختیم، فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است.

«بستن راه آب و عبور مردم»
1546. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثٌ مَلعُونٌ، مَلعُونً مَن فَعَلَهُنَّ: المُغَوِّطُ فِی ظِلِّ النُّزّٰالِ، وَالمٰانِعُ المٰاءَ المُنتٰابَ، وَالسّٰادُ الطَّرِیقَ المَسلُوکَ؛(3)

سه چیز است که هرکس آنها را انجام دهد ملعون است ملعون است: کسی که در سایه گاه ها که مردم می نشینند مدفوع کند، کسی که جلو نوبت آب (دیگران) را بگیرد، و کسی که راه عبور و مرور مردم را ببندد.

«ده مورد از موارد لعن در یک حدیث: بدعت گذاری، پناه دادن به بدعتگذار، مورد لعن قراردادن پدر و مادر، خود را به غیرنسب خود نسبت دادن، تشابه زن به مرد، تشابه مرد به زن، بنا حق کشتن مردم، بنا حق کتک زدن به مردم، محلل شدن، محلل گرفتن»

1547. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ المُحَلِّلَ وَالمُحَلَّلَ لَهُ، وَمَن یُوالِی غَیرَمُوٰالِیهِ، وَمَنِ ادَّعٰی نَسَبًا لایُعرَفُ، وَالمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجٰالِ بِالنِّسٰاءِ، وَالمُتَشَبِّهٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ بِالرِّجٰالِ، وَمَن أَحدَ ثَ حَدَ ثًا فِی الإِسلامِ آَوآویٰ مُحدِ ثًا، وَمَن قَتَلَ غَیرَ قٰاتِلِهِ، آَوضَرَبَ غَیرَضٰارِبِهِ وَمَن لَعَنَ أَبَوَیهِ. فَقٰالَ رَجُلٌ: یٰارَسُولَ اللهِ، أَیُوجَدُ رَجُلٌ یَلعَنُ أَبَوَیهِ؟! فَقٰالَ: نَعَم، یَلعَنُ آبٰاء الرِّجالِ وَأُمَّهٰاتِهِم فَیَلعَنُونَ أَبَوَیهِ؛(4)(5)

1) - سوره نساء، آیات51- 52.

2) - سوره نساء، آیه 47.

3) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330، ح 18270و 3.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 18253.

5) - «موضوع کشته ومباح شدن خون انسان، بدعتگذاری، حدیث شماره 1387»

لعنت خدا بر محلّل و کسی که محلّل می گیرد، برکسی که خود را به غیر وابسته اش نسبت دهد، و بر کسی که برای خود نسبت نامعلومی مدعی شود، و بر مردان زن نما و زنان مردنما، و برکسی که در اسلام حادثه ای (قتل نفس یا بدعت) پدید آورد یا حادثه آفرین را پناه دهد، و بر کسی که غیرقاتل خود را بکشد یا کسی را بزند که او را نزده است و برکسی که پدر و مادر خود را لعنت کند. عرض شد: ای رسول خدا! آیا کسی پیدا می شود که والدین خود را لعنت کند؟ فرمود: آری، پدر و مادر مردم را لعنت می کند و آنها متقابلا والدین او را لعنت می کنند.

1548. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعَةٌ لُعِنُوا فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَأمَّنَتِ المَلائِکَةُ: رَجُلٌ جَعَلَهُ اللهُ ذَکَرًا فَأَنَّثَ نَفسَهُ تَشَبَّهَ بِالنِّسٰاءِ، وَامرَأَةٌ جَعَلَها اللهُ أُنثیٰ فَتَذَ کَّرَت نَفسَها وَتَشَبَّهَت بِالرِّجٰالِ، وَالَّذِی یُضِلُّ الأَعمی، وَرَجُلٌ حَصُورٌوَلَم یَجعَلِ اللهُ حَصُورًا إلا یَحییَ بنَ زَکَرِیّا؛(1)چهار نفرند، که در دنیا و آخرت لعنت شدند و فرشتگان آمین گفتند: مردی که خداوند او را مذکّرو مرد آفریده، خود را مؤنث و زن قرار دهد،(و با زن صفتی و زن نمایی خود را بصورت زنان درآورد) و زنی که خداوند او را مؤنث آفریده، خود را مذکّر و مرد قرار دهد،(و با مرد صفتی و مرد نمایی خود را به صورت مردها درآورد) و کسی که نابینا را از راه منحرف سازد، و مرد زن گریز، (زیرا) خداوند جز یحیی بن زکریّا کسی را زن گریز قرار نداده است.
1549. أبوهریرة: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) الرَّجُلَ یَلبَسُ لِبسَةَ المَرأَةِ؛(2)

أبوهریرة می گوید: پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) مردی را که پوشش زنانه بپوشد لعنت فرموده.

1550. عٰائشة: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) الرَّجلَةَ مِنَ النِّسٰاءِ؛(3)

عایشه می گوید: پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) زنان مرد نما را لعنت فرمود.

«بنده دِرهم و دینارشدن»
1551. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن عَبَدَ الدِّینٰارَوَالدِّرهَمَ؛(4)

ملعون است ملعون است، کسی که بنده درهم و دینارباشد.


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330، ح18273.

- «شاید تغییرجنسیت، که امروزه مُد شده جزء آن باشد»

2) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح18265.

3) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح18266.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330، ح 18271.

1552. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لُعِنَ عَبدُ الدِّینٰار، لُعِنَ عَبدُ الدِّرهَمِ؛(1)

بندۀ درهم لعنت شده است، بندۀ دینار لعنت شده است.

«خود را از برادر دینی پنهان کردن»
1553. عَن أَبِی حَمزَةَ عَن أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) قالَ: قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فَداکَ ما تَقُولُ فِی مُسلِمٍ أَتی مُسلِمًا وَهُوَ فِی مَنزِلِهِ فَاستَأذَنَ عَلَیهِ فَلَم یَأذَن لَهُ وَلَم یَخرُج إِلَیهِ ؟ قالَ: یا أشبا حَمزةُ أیَّما مُسلِمٌ أَتی مُسلِمًا زائِرًا أَوطالِبَ حاجَةٍ وَهُوَ فِی مَنزِلِهِ فَاستَأذَنَ عَلَیهِ فَلَم یَأذَن لَهُ وَلَم یشخرُج إِلَیهِ، لَم یَزَل فِی لَعنَةِ اللهِ حَتّی یَلتَقِیا، قُلتُ: جُعِلتَ فَداکَ فِی لَعنَةِ اللهِ حَتّی یَلتَقِیا ؟! قالَ نَعَم؛(2)

ابوحمزة ثمالی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم، چه می فرمایید در مورد مسلمانی که در خانه خود هست، مسلمانی می آید و از او اذن ورود می خواهد، به اواجازه نمی دهد و برای او از منزل خارج نمی شود (به استقبال او نمی آید) ؟ فرمود: ای أباحمزة او دائم در لعنت خداوند است تا همدیگر را ملاقات نمایند،.عرض کردم فدایت شوم تا همدیگررا ملاقات نکنند در لعنت خداوند است؟! فرمود آری.

«پلیدی نَسبی و نَسلی (ریشه ای وشاخه ای) مانند بنی امیّه»

قرآن کریم:«وَمٰاجَعَلنَا الرُّءیَا الَّتِی أَرَینٰاکَ إلا فِتنَة لِلنّٰاسِ وَالشَّجَرَةَ المَلعُونَةُ فِی القَرآنِ؛»(3)

و ما رؤیایی که به تو ارائه دادیم نبود جز برای آزمایش و امتحان مردم، همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده ایم.

«شکستن پیمان الهی»

قرآن کریم:«فَبِمٰا نَقضِهِم مِیثٰاقَهُم لَعَنّٰاهُم وَجَعَلنٰا قُلُوبَهُم قٰاسِیَةً؛»(4)

پس چون (بنی اسرائیل) پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم و دل هاشان را سخت گردانیدیم.

«وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(5)


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330،ح 18272.

2) - وسائل الشیعه،ج 8، ص 561، باب 30،ح 1.

3) - سوره إسراء، آیه60.

4) - سوره مائدة، آیه 13.

5) - سوره رعد، آیه 25.

وآنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند و آنچه را که خداوند امر به وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.

«پناه دادن به قاتل، تازیانه زدن به مردم- بدون حدّ شرعی»
1554. رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عیه وآله): مَن أَحدَ ثَ حَدَ ثًا أَوآویٰ مُحدِ ثًا فَعَلَیهِ لَعنَةَ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ، قِیلَ: یٰا رَسُولَ اللهِ، مَاالحَدَ ثُ ؟ قٰالَ: مَن جَلَدَ بِغَیرِحَدٍّ أَوقَتَلَ بِغَیرِحَقٍّ؛(1)

هرکس حادثه ای بیافریند یا حادثه آفرین را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همه بر او باد، عرض شد: ای رسول خدا! مقصود از حادثه چیست؟ فرمود: کسی که بی انکه پای حدّی درمیان باشد تازیانه زند، یا کسی را به ناحق بکشد.

«ترک کردن امر به معروف و نهی از منکر»
1555. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ الأَحبٰارَمِنَ الیَهُودِ وَالرُّهبٰانَ مِنَ النَّصٰاریٰ لَمّٰا تَرَکوا الأَمرَبِالمَعرُوفِ وَالنَّهیَ عَنِ المُنکَرِلَعَنَهُمُ اللهُ عَلٰی لِسٰانِ أَنبِیٰائِهِم، ثُمَّ عُمُّوا بِالبَلاءِ؛(2)

هنگامی که روحانیون یهود و راهبه نصارا، امربه معروف ونهی از منکر را ترک کردند، خداوند به زبان پیامبرانشان آنان را لعنت کرد و آنگاه بلا همۀ آنها را گرفت.

«تهمت زدن به زن مؤمنۀ وپا کدامن»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَنٰاتِ الغٰافِلاتِ المُؤمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَلَهُم عَذٰابٌ عَظِیمٌ؛»(3)

کسانی که به زنان با ایمان عفیفه بی خبر از کار بد تهمت بستند، محققا در دنیا وآخرت ملعون هستند و برای آنها عذاب بزرگی است.

«جادوگری»
1556. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : وَالسّٰاحِرُمَلعُونٌ...؛(4)

جادوگر، ملعون است.


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح18260.

2) - میزان الحکمة، ج 11، ج 11، ص 5326، ح 18255.

3) - سوره نور، آیه 23.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 6328، ح 18269.

«بهم زدن رابطه زوجین- زن و مرد»
1557. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن عَمِلَ فِی فُرقَةٍ بَینَ المَرأَةِ وَزَوجِها کانَ عَلَیهِ غَضَبُ اللهِ وَلَعنَتُهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛(1)

وهرکس برای جدائی وتفرقه بین دو همسرحلال اقدامی کند، خشم و لعنت خدا بر اوست در این جهان و درآخرت.

«جدایی انداختن بین مادر و فرزند»
1558. أبوموسیٰ: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) مَن فَرَّقَ بَینَ الوٰالِدَةِ وَوَلَدِهٰا؛(2)أبوموسی می گوید: پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) کسی را که میان مادر و فرزندش جدایی افکند، لعنت فرمود.
«تکبر»

قرآن کریم: «وَإِنَّ عَلَیکَ لَعنَتِی إِلٰی یَومِ الدِّینِ؛»(3)

لعنت من بر تو(شیطان) تا روز قیامت.«شیطان بخاطر کبر و غرور از دستور خداوند(جلّ إسمه) سرپیچی کرد و در مقابل حضرت آدم سجده ننمود»

1559. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن مَشی عَلَی الأَرضِ إِختِیالا لَعَنَهُ الأَرضُ، وَمَن تَحتَها، وَمَن فَوقَها؛(4)

کسی که از روی غرور و تکبّر، روی زمین راه رود، زمین و کسانی که در زیر زمین خفته اند، و آنها که روی زمین هستند، همه او را لعنت می کنند.

«حلال دانستن حق اهل بیت (علیهم السلام) برای خود- مانند حلال دانستن خمس»
1560. عن أبی الحسن الأسدی عن أبیه قال: وَرَدَعَلَیَّ تُوقِیعٌ مِن مُحَمَّدِ بنِ عُثمان العَمرِی إِبتِداءً لَم یَتَقَدَّمهُ سُؤالٌ: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّاسِ أَجمَعِینَ عَلی مَن استَحَلَّ مِن مالِنا دِرهَمًا...؛(5)

أبی الحسن اسدی از پدرش نقل می کند، که گفت: توقیعی* (بدون اینکه درپاسخ سؤالی باش) از محمد بن عثمان به من رسید که با این عنوان بود: بنام خداوند بخشندۀ مهربان،


1) - عقاب الأعمال، ص 668.

2) - میزان الحکمة،ج 11، ص 5328، ح 18263.

3) - سوره ص، آیه 78.

4) - تفسیر نمونه، ج 17، ص 57.

5) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 377، ح 7.

لعنت خدا، ملائک وهمه انسآن ها برکسی که (حتی یک) درهم ازمال ما را، برای خود حلال شمارد.

«توقیع، حکم وفرمانی که به دست وبه خط مبارک حضرت بقیّة الله (صلوات الله علیه وعلی آبائه) نوشته وصادرمی گردد».

«تعدی و تجاوز از حق»

قرآن کریم:«لُعِنَ الَّذِ ینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسرٰائِیلَ عَلٰی لِسٰانِ دٰاوُدَ وَعِیسَی ابنِ مَریَمَ ذٰالِکَ بِمٰا عَصَوا وَکانُوا یَعتَدُونَ؛»(1)آنها که از بنی اسرائیل کافرشدند بر زبان داود وعیسی بن مریم لعن (ونفرین) شدند، این بخاطرآن بود که گناه می کردند و(از حق) تجاوز می نمودند.

«تازیانه زدن و داغ نهادن برصورت حیوان»
1561. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) - وَقَدمَرَّبِحِمٰارٍقَدوُسِمَ فِی وَجهِهِ -: أمٰا بَلَغَکُم أَنِّی لَعَنتُ مَن وَسَمَ البَهِیمَةَ؛(2)

پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) - الاغی را دید که صورتش را داغ کرده اند- فرمود: مگرنشنیده اید که من لعنت و نفرین کرده ام آن کسی را که صورت حیوان را داغ کند یا برچهره اش تازیانه زند.

«مثله کردن حیوان» *
1562. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَن مَثَّلَ بِالحَیوٰانِ؛(3)

خداوند نفرین کرده، کسی را که حیوانی را مثله کند.

«خالکوبی کردن، به خالکوب رجوع نمودن»
1563. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) عَشرَةً:... وَالوٰاشِمَةَ، وَالمُستَوشِمَةَ لِلحُسنِ؛(4)

پیامبرخدا بردَه شخص لعنت کرده،... وزن خالکوب وزنی که برای زیبایی به خالکوب مراجعه کند.

«بسته دانستن دست(قدرت) خداوند»

قرآن کریم:«وَقٰالَتِ الیَهُودُ یَدُاللهِ مَغلُولَةٌغُلَّت أَیدِیهِم وَلُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَل یَدٰاهُ مَبسُوطَتٰانِ یُنفِقُ کَیفَ


1) - سوره مائده، آیه 78.

2) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1346، ح 4531.

3) * - مثله: شکنجه، بریدن گوش، بینی و لب حیوان.

[2] - میزان الحکمة، ج 3، ص 1344، ح 4522.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18262.

یَشٰاءُ؛»(1)

و یهود گفتند دست (قدرت) خدا بسته است، بواسطه این گفتار دروغ دست آنها بسته شده و به لعنت خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (همه قدرت) خدا گشاده است و هرگونه بخواهد انفاق می کند.

«آزار و أذیت خدا و رسول خدا- صلّ الله علیه وآله»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِین یُؤذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ، لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُم عَذٰابًا مُهِینًا؛»(2)

آنانکه خدا ورسولش را به عصیان و مخالفت آزار و أذیت می کنند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده (و از رحمت خود دور فرموده) برآنان عذابی خوارکننده مهیا ساخته است.

«سوء ظن و بدگمانی نسبت به خداوند متعال»

قرآن کریم:«وَیُعَذِّبُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(3)

و نیز خدا خواست تا همه منافقان و مشرکان راعذاب کند، که آنها به خدا بدگمان بودند درصورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت برخود آنها بود، وخدا برآنان خشم و لعن کرد وجهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیا ساخت.

«افتری و دروغ بستن به خدا، ظلم در حق خداوند، بازداشتن مردم از راه خدا، کج و معوج نشان دادن راه حق و خدا، به انحراف کشاندن مردم»

قرآن کریم:«وَمَن أَظلَمُ مِمَّن افتَریٰ عَلَی اللهِ کَذِبًا ألٰئِکَ یُعرَضُونَ عَلٰی رَبِّهِم وَیَقُولُ الأَشهٰادُهٰؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلٰی رَبِّهِم ألا لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالِمِینَ؛»(4)

چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا افتری می بندند، آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه می شوند، و شاهدان (پیامبران وفرشتگان) می گویند اینها همانها هستند که به پروردگار دروغ بستند، لعنت خدا برظالمان باد.

«أَلّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَیَبغُونَهٰا عِوَجًا وَهُم بِالآ خِرَةِ هُم کٰافِرُونَ؛»(5)

همانها که (مردم را) از راه خدا باز می دارند، و راه حقّ را کج و معوج نشان می دهند و به سرای آخرت کافرند.


1) - سوره مائدة، آیه 64.

2) - سوره احزاب، آیه 57.

3) - سوره فتح، آیه 6.

4) - سوره هود، آیه 18.

5) - سوره هود، آیه 19.

«نافرمانی خداوند»

«وَإِنَّ عَلَیکَ لَعنَتِی إِلٰی یَومِ الدِّینِ؛»(1)

لعنت من برتو(شیطان) تا روز قیامت.«شیطان به خاطرکبر و غرور از دستورخدا سرپیچی و نافرمانی کرد و در مقابل حضرت آدم سجده ننمود»

• قالَ الإمامُ الرِّضا (علیه السلام) : أُوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ آِلی نَبِیٍّ مِنَ الأَنبِیاءِ... وَإِذا عُصِیتُ غَضَبتُ وَإِذا غَضَبتُ لَعَنتُ وَلَعنَتِی تَبلُغُ السّابِعَ مِنَ الوَری؛(2)

خداوند (عزوجل) به یکی از پیامبرانش وحی فرمود: و هرگاه نافرمانی شوم خشم گیرم، وچون خشم گیرم لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.

«خروج زن از منزل بدون اذن شوهر»
1564. عَنِ الإمامِ الصّٰادِقِ (علیه السلام) عَن آبٰائِهِ(صلوٰات الله علیهم)عَنِ النَّبِی (صلی الله علیه واله) - فِی حَدِیثِ المَنٰاهیِ- قٰالَ: وَنَهیٰ أَن تَخرِجَ المَرأَةُ مِن بَیتِهٰا بِغَیرِإِذنِ زَوجِهٰا،فَاِن خَرجَت لَعَنَهٰا کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمٰاءِ وَکُلُّ شَئٍ تَمُرّعَلَیهِ مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ حَتّیٰ ترَجِعَ إِلیٰ بَیتِهٰا؛(3)

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده، از پدران بزرگوارش (صلوات الله علیهم) از حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) - درحدیث مناهی [ نهی شده ها] - فرمود: حضرت نهی کرده از اینکه زن بدون اجازه شوهرخود از منزلش خارج گردد، پس اگرخارج شود تمام فرشتگان آسمان و هر آنکه از جنّیان و انسان ها می گذرد بر او لعن می کنند تا برگردد به منزل خود.

1565. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَیُّ إِمرَئَةِ تَتَطَیَّبَ ثُمَّ خَرَجَت مِن بَیتِها فَهِیَ تُلعَنُ حَتّی تَرجِعَ إِلی بَیتِها مَتی رَجَعَت؛(4)

هر زنی که خود را خوشبو(وآرایش) کرده و بدون إذن شوهرش ازخانه بیرون رود، مورد لعن و نفرین خداوند است تا هرزمانی که برگردد.

«خیانت به زن برادر دینی»
1566. الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن نَظَرَإِلٰی فَرجِ إِمرَأَةٍ لا تَحِلُّ لَهُ، وَرَجُلا خٰانَ أَخٰاهُ فِی إِمرَأَتِهِ، وَرَجُلا إحتٰاجَ النّٰاسُ إِلَیهِ لِیُفَقِّهَهُم فَسَأَلَهُمُ الرِّشوَةَ؛(5)

1) - سوره ص، آیه 78.

2) - «موضوع دورشدن ذرّیه از رحمت الهی، نافرمانی پدر و مادر از خدا، حدیث شماره 709»

3) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 154،ح 5.

4) - عقاب الأعمال، ص 590.

5) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18261.

رسول خدا (صلی الله علیه واله) لعنت فرمود، کسی را که به شرمگاه زن نامحرم بنگرد، و مردی را که به زن برادر(دینی) خود خیانت کند، و مردی را که مردم برای فهم دین خود به او نیاز پیدا کنند و او از آنان رشوه طلب کند.

«دروغ»

قرآن کریم: «فَمَن حٰاجَّکَ فِیهِ مِن بَعدِ مٰاجٰاءَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعٰالَوا نَدعُ أَبنٰاءَ نٰا وَأَبنٰاءَ کُم وَنِسٰاءَ نٰا وَنِسٰاءَ کُم وَأَنفُسَنٰا وَأَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ عَلَی الکاذِبِینَ؛»(1)

هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسید، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:«بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم»

«مباهله نفرین کردن دو نفر به یکدیگراست بدین ترتیب که افرادی که باهم گفتگو دربارۀ یک مسئله مهم مذهبی دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند»(2)

«وَالخٰامِسَةُ أَنَّ لَعنَتَ اللهِ عَلَیهِ إِن کٰانَ مِنَ الکٰاذِبِینَ؛»(3)

و بار پنجم قسم یاد کند،که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.

«کسی که به زن خود نسبت ناروا دهد و شاهد نداشته باشد، باید چهار بار به خدا قسم یاد کند او از راستگویان و در بار پنجم...»

«ذِبح کردن (بریدن سرحیوان) بنام غیرخدا»
1567. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَن ذَبَحَ لِغَیرِاللهِ؛(4)

لعنت خدا برکسی، که برای غیرخدا (وبنام غیرخدا) ذبح کند.

«بهم زدن رابطه دو برادر مؤمن و قطع کردن رابطه آنان»
1568. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن مَشی فِی فِسادِما بَینَهُما وَقَطِیعَةِ بَینَهُما غَضَبَ اللهُ (عزّوجلّ)عَلَیهِ وَلَعَنَهُ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ، وَکانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِکَمِثلِ قاطِعِ الرَحِمِ؛()

) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 602، ح 21.


1) - سوره آل عمران، آیه 61.

2) - تفسیرنمونه، ج 2، ص 578.

3) - سوره نور، آیه 7.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 28251.

•
• حدیث شماره 1544

و هرکس سعایت (دو بهم زنی) کند، بین دو برادر مؤمن و رابطه آنان را قطع نماید، خداوند (عزّوجلّ) بر او غضب نموده و در دنیا وآخرت بر او لعنت نماید، و براوست مانند وزرووبال کسی که قطع رحم کرده. *.

«ربا گرفتن، ربا دادن، گواه و واسطه ربا شدن، قرارداد ربا را نوشتن»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) عَشرَةً: آکِلَ الرِّبٰا، وَمُوکِلَهُ، وَشٰاهِدَ یهِ، وَکٰاتِبَهُ...؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) ده نفر را لعنت فرمود: ربا خوار، ربا دهنده، گواهان بر(داد و ستد) ربا، نویسنده (قراداد) آن.

1569. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن أکَلَ الرِّبا مَلأ اللهُ بَطنَهُ مِن نارِجَهَنَّمَ بِقَدَرِما أکَلَ، وَإنِ اکتَسَبَ مِنهُ مالا لایَقبَلُ اللهِ تَعالی مِنهُ شَیئًا مِن عَمَلِهِ، وَلَم یَزَل فِی لَعنَةِ اللهِ وَالمَلائِکَةِ ما کانَ عِندَهُ مِنهُ قِیراطٌ (واحِدٌ)؛(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس ربا خواری کرد خداوند به اندازه ای که ربا خورده

شکم او را از آتش جهنم پر خواهد کرد، و اگر از آن (ربا) مالی بدست آورد خداوند (متعال) چیزی از آن در عمل او قبول نخواهد کرد، و همواره در لعنت خدا و فرشتگان است تا زمانی که واحدی از آن در نزد اوست.

«رشوه دادن، رشوه گرفتن، رشوه را واسطه شدن»
1570. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ الرّٰاشِی، وَالمُرتَشِی، وَالمٰاشِی بَینَهُمٰا؛(3)

لعنت کند خدا، بر رشوه دهنده، و رشوه گیرنده، و واسطه میان آن دو.

• الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَرَجُلا إحتٰاجَ النّٰاسُ إِلَیهِ لِیُفَقِّهَهُم فَسَأَلَهُمُ الرِّشوَةَ؛(4)رسول خدا (صلی الله علیه واله) لعنت فرمود، و مردی را که مردم برای فهم دین خود به او نیاز پیدا کنند و او از آنان رشوه طلب کند.
«پرداخت نکردن زکات»
• قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) عَشرَةً:... وَمٰانِعَ الصَّدَ قَةِ؛(5)

1) - «همین موضوع، خالکوبی کردن، حدیث شماره 1563».

2) - عقاب الأعمال، ص 657.

3) - میزان الحکمة، ج، ص 5326، ح 18254.

4) - «همین موضوع، خیانت به زن برادردینی، حدیث شمارره 1566»

5) - «همین موضوع، خا لکوبی کردن، حدیث شماره 1563».

رسول الله (صلی الله علیه واله) ده گروه را لعن کرده است... و کسی که از دادن زکات خودداری ورزد. «صدقه در بعضی جا به معنی زکات است»

«آوازه خوانی و رقّاصی زن، إمرارمعاش کردن از درآمد آن و سرپناه دادن به او»
1571. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَالمُغَنِّیَةُ مَلعُونَةٌ وَمَن آوٰاهٰا وَآکِلُ کَسبِهٰا مَلعُونٌ؛(1)

زن آوازه خوان و رقّاصه ملعون است، و کسی که او را سرپناه دهد و از درآمد او امرار معاش کند ملعون است.

«زن گریزی»
• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعَةٌ لُعِنُوا فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَأمَّنَتِ المَلائِکَةُ:... وَرَجُلٌ حَصُورٌوَلَم یَجعَلِ اللهُ حَصُورًا إلا یَحییَ بنَ زَکَرِیّا؛(2)

چهارنفرند، که در دنیا وآخرت لعنت شدند و فرشتگان آمین گفتند:... و مردِ زن گریز،(زیرا) خداوند جز یحیی بن زکریّا کسی را زن گریز قرار نداده است.

«سعایت بین زن و شوهر، بهم زدن زند گی و جداکردن آنان»
• رَسُول اللهُ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثَةٌ لَعَنَهُمُ اللهُ تَعٰالٰی:...وَرَجُلٌ سَعٰی بَینَ رَجُلٍ وَإِمرَأَةٍ یُفَرِّقُ بَینَهُمٰا ثُمَّ یَخلُفُ عَلَیهٰا مِن بَعدِهِ...؛(3)

سه کسند، خدا آنها را لعنت کرده است: و کسی که میان مرد و زنی سعایت کند، تا میان آنها جدایی افکند، و سپس خودش با زن او ازدواج کند.

«شایعه سازی و شایعه پراکنی در جامعه»

قرآن کریم: «لَئِن لَم یَنتَهِ المُنٰافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیهٰا إلا قَلیلا. مَلعُونِینَ أَینَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِلُوا تَقتِیلا؛»(4)

اگر منافقین و آنها که در دل هایشان بیماری است، و(همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند، دست از کار خود برندارند تو را برضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند. لعنت شده و از همه جا طرد می شوند، و هرجا یافته شوند گرفته خواهندشد و به قتل خواهند رسید.


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18269.

2) - «همین موضوع، تشابه زن به مرد، حدیث شماره 1548»

3) - «همین موضوع، اعتناء نکردن به پدرومادر- عاق والدین، حدیث شماره 1544»

4) - سوره احزاب، آیه 60.

«شرک»

قرآن کریم: «وَیُعَذِّبُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(1)

و نیزخدا خواست تا همه منافقان و مشرکان را عذاب کند، که آنها به خدا بد گمان بودند در صورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت برخود آنها بود و خدا بر آنان خشم ولعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیاساخت.

«عمل شنیع قوم لوط وهم جنسگرایی»
1572. رَسُول اللهُ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَن عَمِلَ عَمَلَ قَومِ لُوطٍ؛(2)

لعنت خدا برکسی، که عمل قوم را انجام دهد.

«غیب گویی»
1573. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : وَالکٰاهِنُ مَلعُونٌ...؛(3)

غیبگو، ملعون است.

«فتوا دادن بدون علم»
1574. قٰالَ أبُوجَعفر (علیه السلام) : مَن أفتَی النّٰاسَ بِغَیرِعِلمٍ وَلاهُدیً لَعَنَتهُ مَلائِکَةُ الرّحمَةِ وَمَلائِکَةُ العَذٰابِ وَلَحِقُهُ وِزرُمَن عَمِلَ بِفُتیٰاهُ(4)

هرکس ندانسته و بدون راهنما «بدون تعلیم» به مردم فتوی دهد فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند وگناه آنکه به فتوایش عمل کند دامنگیرش شود.

«ایجاد فساد در روی زمین»

قرآن کریم: «وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(5)


1) - سوره احزاب، آیه 61.

2) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 18250.

3) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18269.

4) - اصول کافی، ج 1، ص 52، ح 3.

5) - سوره رعد، آیه 25.

و آنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند، و آنچه را که خداوند امر به وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند؛ لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.

«قطع کردن درخت سِدر»
1575. لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) مَن قَطَعَ السِّدرَ؛(1)

پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) کسی را که درخت سِدر را قطع کند، لعنت فرمود.

«قطع صله رحم»

قرآن کریم:«وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(2)

و آنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند، و آنچه را که خداوند امربه وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند؛ لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.

«فروش کالای معیوب- بدون ذکر عیب»
1576. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن بٰاعَ عَیبًا لَم یُبَیّنِهُ لَم یَزَل فِی مَقَتِ اللهِ وَلَم یَزَل أَلمَلائِکَةُ تَلعَنُهُ؛(3)هرکس کالای معیوب را بفروشد، بدون اینکه عیبش را بگوید همواره در خشم خدا بوده و فرشتگان دائم لعنش می کنند.
«کشتن مردم- به ناحق»
• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن أَحدَثَ حَدَثًا أَوآویٰ مُحدِثًا فَعَلَیهِ لَعنَةَ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ، قِیلَ: یٰا رَسُولَ اللهِ، مَاالحَدَثُ ؟ قٰالَ: مَن جَلَدَ بِغَیرِحَدٍّ أَوقَتَلَ بِغَیرِحَقٍّ؛(4)

هرکس حادثه ای بیافریند یا حادثه آفرین را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان ومردم بر او باد، عرض شد: ای رسول خدا! مقصود از حادثه چیست ؟ فرمود: کسی که بی آنکه پای حدّی در میان باشد تازیانه بزند، یا کسی را به ناحق بکشد.


1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18267.

2) - سوره رعد، آیه 25.

3) - کنزالعمال، ج 1، ص 95.

4) - «همین موضوع، تازیانه زدن به مردم، حدیث شماره 1554»

«کفر»

قرآن کریم:«وَقٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلفٌ بَل لَعَنَهُمُ اللهُ بِکُفرِهِم فَقَلِیلا مٰا یُؤمِنُونَ؛»(1)

(و آنها از روی استهزاء) گفتند: دل های ما در غلاف است، (و ما ازگفته توچیزی نمی فهمیم، آری همینطوراست) خداوند آنها را بخاطرکفرشان لعن (از رحمت خود دور) کرده است (به همین دلیل چیزی درک نمی کنند) و کمترایمان می آورند.

«فَلَمّٰا جٰاءَ هُم مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ، فَلَعنَةُ اللهِ عَلیَ الکٰافِرِینَ؛»(2)

پس هنگامی که این کتاب و پیامبری که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند لعنت خدا برکافران باد.

«وَلٰکِن لَعَنَهُمُ اللهُ بِکُفرِهِم فَلایُؤمِنُونَ إلا قَلِیلا؛»(3)

ولی خداوند، آنها را بخاطر فرشان لعن و از رحمت خود دور ساخته است، از این رو جز عدۀ کمی ایمان نمی آورند.

«لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسرٰائِیلَ عَلٰی لِسٰانِ دٰاوُدَ وَعِیسَی ابنِ مَریَمَ ذٰالِکَ بِمٰا عَصَوا وَکانُوا یَعتَدُونَ؛»(4)آنها که از بنی اسرائیل کافرشدند، با زبان داود وعیسی بن مریم لعن (ونفرین) شدند، این بخاطرآن بود که گناه می کردند و(از حق) تجاوز می نمودند.

«إِنَّ اللهَ لَعَنَ الکٰافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُم سَعِیرًا؛»(5)

خدا کافران را لعن کرده، و برآنان آتش دوزخ مهیا گردانید.

«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمٰاتُوا وَهُم کُفّٰارٌأُولٰئِکَ عَلَیهِم لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ؛»(6)

آن کسانی که کافرشدند و به عقیده کفرمردند، البته برآن گروه است لعنت خدا و ملائکة و تمام مردمان.

«وَتِلکَ عٰادٌجَهَدُوابِآیٰاتِ رَبِّهِم وَعَصَوا رُسُلَهُ. وَاتِّبَعُواأَمرَکُلِّ جَبّٰارٍعَنِیدٍ وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةَ وَیَومَ القِیٰامَةِأَلا إِنَّ عٰادًا کَفَرُوارَبَّهُم أَلا بُعدًا لِعٰادٍ قَومِ هُودٍ؛»(7)


1) - سوره بقره، آیه 88.

2) - سوره بقره، آیه 89.

3) - سوره نساء، آیه 46.

4) - سوره مائده، آیه 78.

5) - سوره احزاب، آیه 64.

6) - سوره بقره، آیه161.

7) - سوره هود،آیات 59-60.

و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و رسولان او را معصیت نمودند. و از فرمان هر ستمگر دشمن حق پیروی کردند؛ بدنبال آن در این جهان لعنت (و نام ننگین) ماند و در قیامت (گفته می شود) بدانید عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند، دور باد عاد،(از رحمت خدا و خیر و سعادت).

«کتمان دلائل (وآیات) هدایت الهی»

قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یَکتُمُونَ مٰا أَنزَلنٰا مِنَ البَیِّنٰاتِ وَالهُدٰی مِن بَعدِ مٰا بَیَّنّاهُ لِلنّٰاسِ فِی الکِتٰابِ اُولٰئِکَ یَلعَنُهُمُ اللهُ وَیَلعَنُهُمُ اللاعِنُونَ؛»(1)

کسانی که دلائل روشن و وسیله هدایتی راکه نازل کرده ایم بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان ساختیم کتمان می کنند، خدا آنها را لعنت می کند وهمه لعن کنندگان نیزآنها را لعن می نمایند.

«دَفع- مَدفوع- درسایه گاه مردم، سایه ای که مردم می نشینند»
• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثٌ، مَلعُونٌ، مَلعُونً مَن فَعَلَهُنَّ، المُغَوِّطُ فِی ظِلِّ النُّزّٰالِ...؛(2)سه چیز است که هرکس آنها را انجام دهد ملعون است، ملعون است: کسی که در سایه گاه ها که مردم می نشینند مدفوع کند.
«پرداخت نکردن دست مزد کارگر»
1577. عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن آبائِهِ(صلوات تالله علیهم أجمعین) فی وصیّة النّبی (صلی الله علیه واله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام) قالَ: یا عَلِیُّ مَنِ انتَمی إِلی غَیرِمَوالِیهِ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللهِ، وَمَن مَنَعَ أَجِیرًا أَجرَهَ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللهِ(3)

امام جعفرصادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) - در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) - فرمود: هرکه اصل و نسبش را به غیر بزرگان و خاندان خود نسبت دهد، پس لعنت خدا بر او باد، همچنین هرکس مزد کارگر را نپردازد لعنت خدا بر او باد.

«منحرف کردن نا بینا از راه»
1578. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَن کَمَّهَ الأَعمٰی عَنِ السَّبِیلِ؛(4)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) : لعنت خدا برکسی که نابینا را از راه منحرف کند.

«شاید، منظور به انحراف بردن گمراه باشد»


1) - سوره بقره، آیه 159.

2) - «همین موضع، بستن راه آب وعبورمردم، حدیث شماره 1546»

3) - وسائل الشیعه، ج 13، ص 247، ح 2.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 18249.

• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَربَعَةٌ لُعِنُوا فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَأمَّنَتِ المَلائِکَةُ... وَالَّذِی یُضِلُّ الأَعمی؛(1)

چهار نفرند، که در دنیا وآخرت لعنت شدند و فرشتگان آمین گفتند:... و کسی که نابینا را از راه منحرف سازد.

«مُنجّمی، با علم نجوم ازغیب خبردادن»
1579. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : أَلمُنَجِّمُ مَلعُونٌ...؛(2)

منجّم ملعون است.

«قتل عمدی مؤمن»

قرآن کریم:«وَمَن یَقتُل مُؤمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذٰابًاعَظِیمًٰا؛»(3)

و هرکسی فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است که جاودانه در آن می ماند و خداوند بر او غضب و لعنت می کند و از رحمت خود دور می سازد و عذاب عظیمی برای اوآماده ساخته است.

«نسبت دادن خود به غیرپدروبه غیرخاندان خود»

رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَنِ ادَّعٰی إِلٰی غَیرِأَبِیهِ؛(4)

لعنت خدا برکسی که، خود را به غیرپدرش نسبت دهد.

• عَن جَعفَرِبنِ مُحَمَّدٍ عَن آبائِهِ (صلوات تالله علیهم أجمعین) فِی وَصِیَّةِ النّبی (صلی الله علیه واله) لِعلیّ (علیه السلام) قالَ: یا عَلِیُّ مَنِ انتَمی إِلی غَیرِمَوالِیهِ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللهِ...(5)

امام جعفرصادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: هرکس اصل و نصبش را به غیروابستگان و خاندان خود نسبت دهد پس لعنت خدا بر او باد.


1) - «همین موضوع، تشابه زن به مرد، حدیث شماره 1548»

2) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18269.

3) - سوره نساء، آیه 93.

4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5326، ح 18251.

5) - «همین موضوع، ندادن دست مزد کارگر، حدیث شماره1577»

«نفاق»

قرآن کریم:«وَعَدَاللهُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالکُفّٰارَنٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِ ینَ فِیهٰا هِیَ حَسبُهُم وَلَعَنَهُمُ اللهُ وَلَهُم عَذٰابٌ مُقِیمٌ؛»(1)

خداوند به مردان و زنان منا فق و کفار وعده آتش دوزخ داده، جاودانه در آن خواهند ماند، همان برای آنها کافی است، وخدا آنها را لعن کرده و از رحمتش دورساخته، و عذاب همیشگی برای آنها است.

«أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللهُ فَأَصَمَّهُم وَأَعمٰی أَبصٰارَهُم؛»(2)همین منافقانند که خدا آنها را لعن کرده، وگوش و چشمشان را کروکورگردانید.

«وَیُعَذِّ بُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(3)

و نیز خدا خواست تا همه منافقان و مشرکان را عذاب کند، که آنها به خدا بد گمان بودند در صورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت بر خود آنها بود و خدا بر آنان خشم و لعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیا ساخت.

«نگاه کردن به عورت وشرمگاه زن نا محرم»
• الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) مَن نَظَرَإِلٰی فَرجِ إِمرَأَةٍ لا تَحِلُّ لَهُ...؛(4)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) لعنت فرمود، کسی را که به شرمگاه زن نامحرم بنگرد،.

«نهی کننده از منکر که خود آن را انجام می دهد»
1580. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَعَنَ اللهُ الآمِرِینَ بِالمَعرُوفِ اَلتّٰارِکِینَ لَهُ، وَالنّٰاهِینَ عَنِ المُنکَرِ اَلعٰامِلِینَ بِهِ؛(5)

خداوند لعنت کند برکسانی که امربه معروف می کنند، و خود آن را ترک می نمایند، ونهی از منکر دارند وخود آن را مرتکب می شوند.

ب) هفت گروه لعنت شده- در دو حدیث-:

1.

تغییردهنده وافزون کننده به کتاب الهی.

2.

تکذیب کننده قضا وقدرالهی.


1) - سوره توبه، آیه 68.

2) - سوره محمد، آیه 23.

3) - سوره فتح، آیه 6.

4) - «همین موضوع، خیانت به زن برادردینی، حدیث شماره 1861»

5) - نهج البلاغة، دشتی، خ 129، ص 246.

3.

مخالفت کننده با سنّت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) .

4.

حلال کننده(و حلال داننده) آنچه خداوند در حق اهلبیت (علیهم السلام) حرام کرده است.

5.

تسلّط جابرانه و ظالمانه بر مسلمین ومردم و عزیز کردن ذلیل (الهی) و ذلیل کردن عزیز(الهی).

6.

تصرّف کننده در بیت المال مسلمین.

7.

حلال کننده حرام الهی.1581. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنِّی لَعَنتُ سَبعَةً لَعَنَهُمُ اللهُ وَکُلّ نَبِیٍّ مُجٰابٍ قَبلِی، فَقِیلَ: وَمَن هُم؟ فَقٰالَ: الزّٰائِدُ فِی کِتابِ اللهِ، وَالمُکَذِّ بُ بِقَدَرِاللهِ، وَالمُخٰالِفُ لِسُنّتِی، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتِی مٰا حَرّمَ اللهُ، وَالمُسَلّطُ بِالجَبرِیَةِ لِیَعِزّمَن أذلّ الله وَیُذِلّ مَن أعَزّاللهُ، وَالمُستَأثِرُعَلَی المُسلِمِینَ بِفَیئِهِم مُستَحِلا لَهُ، وَالمُحَرِّمُ مٰا أحَلّ اللهُ(عزّوجل)؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: من به هفت گروه لعنت کردم وخدا و هر پیامبرمُستجاب الدعوة قبل از من آنان را لعنت کرده، گفته شد، آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: کسی که به کتاب خدا چیزی بیفزاید، کسی که قضا و قدرالهی را تکذیب کند، کسی که با سنّت و روش من مخالفت نماید، کسی که حرمتی (حرامی) که خداوند برخاندان من قرارداده حلال کند «مانند ریختن خون آنان و...»، کسی که به زور مسلّط شود، تا آنکه را که خدا ذلیل کرده عزیزکند، وآنکه را که خدا عزیزکرده ذلیل نماید، کسی که بیت المال مسلمین را تصرّف کند و بخورد و آن را برخود حلال بداند وکسی که آنچه را خدا حلال کرده حرام نماید.

1582. قٰالَ الإمامُ عَلِیّ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : سَبعَةٌ لَعَنَهُمُ اللهُ وَکُلّ نَبِیّ مُجٰابِ: المُغَیِّرُ لِکِتٰابِ اللهِ، وَالمُکَذِّ بُ بِقَدَرِاللهِ، وَالمُبَدِلُ سُنّةَ رَسُولِ اللهِ، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتِی مٰا حَرّمَ اللهُ (عزّوجلّ)، وَالمُتَسَلِّط ُفِی سُلطٰانِهِ لِیَعِزّ مَن أذَلّ اللهُ، یُذِلّ مَن أعَزّاللهُ، وَالمُستَحِلُّ لِحُرَمِ اللهِ، وَالمُتَکَبِّرُعَلٰی عِبٰادِ اللهِ؛(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هفت تن (نفر) است که خداوند و هر پیامبرمستجاب الدعوة ای آنان را لعنت کرده است: تغییردهنده کتاب خدا، و تکذیب کننده قضا و قدرالهی، و تبدیل کننده سنّت پیامبرخدا، و حلال کنندۀ حرمتی (حرامی) که خدا بر خاندان من گذاشته «مانند ریختن خون آنان و...» و زورمندی که می خواهد آنکه را خدا ذلیل کرده عزیز و آنکه را خداوند عزیزکرده ذلیل گرداند، حلال کننده حرام خدا و متکبّر بربندگان خدا.

ج) لعنت شد گان درزیارت عاشورا:

1. بنا نهادنِ ظلم و جور بر اهل بیت(صلوات الله علیهم).

1) - خصال، ج 2، ص 18، ح 24- 25.

2) - خصال، ج 2، ص 18، ح 24- 25.

1583.

«... فَلَعَنَ اللهَ أمّةً أسَسَت أسٰاسَ الظّلمِ وَالجَورِعَلَیکُم أهلَ البَیتِ؛».پس خدا لعنت کند امّتی را، که اساس ظلم وستم را بر شما اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه واله) بنیانگذاری کردند.

1584.

دفع و دور کردن اهل بیت (علیهم السلام) از مقام و منزلت خود.

«وَلَعَنَ اللهُ أمّةً دَفَعَتکُم عَن مَقٰامِکُم وَازٰالَتکُم عَن مَرٰاتِبِکُمُ الّتِی رَتّبَکُمُ اللهُ فِیهٰا؛».

و خدا لعنت کند امّتی را، که شما را از مقام و مرتبه خود منع کردند، و از رتبه ای که خداوند مخصوص به شما گردانیده بود، گرفتند.

3. کشتن اهل بیت(علیهم السلام)

«وَلَعَنَ اللهُ أمّةً قَتَلَتکُم؛».

و خدا لعنت کند امّتی را، که شما کشتند.

4. تهیه امکانات و تمهیدات برای جنگ با اهل بیت. (علیهم السلام)

«وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِدِینَ لَهُم بِالتَّمکِین مِن قِتٰالِکُم؛».

وخدا لعنت کند مردمی را، که با تمکین خود به اهل ظلم وستم، تمهدیدات جنگ با شما را فراهم کردند.

5. دشمنی با اهل بیت(علیهم السلام)، کشتن و به شهادت رساندن آنان.

«وَلَعَن َاللهَ بَنِی اُمَیَّةَ قٰاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ بنَ مَرجٰانَةَ وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَبنَ سَعدٍ وَلَعَنَ اللهُ شِمرًا؛».

و خدا لعنت کند همه بنی امیه را، و خدا لعنت کند پسر مرجانه را، وخدا لعنت کند عمربن سعد را، و خدا لعنت کند شمر را.

6. تهیه کردن مقدمات و مُهیّا شدن برای جنگ با امام معصوم (حضرت اباعبدالله -علیه السلام)

«وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسرَجَت وَألجَمَت وَتَنَقّبَت لِقِتٰالِکَ؛».

و خدا لعنت کند امّتی را، که اَسب ها را زین و لگام کردند و نقاب بستند برای جنگ با تو.

7. خباثت و دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام) و خوردن خون وجگرآنان.

«وَابنُ آکِلَةِ الأکبٰادِ اللَّعِینُ اللّعِینِ عَلٰی لِسٰانِکَ وَلِسٰانِ نَبِیِّکَ - صلّ الله علیه وآله؛».

و بنی امیّة و پسرآن زن جگرخوار،(هنده) آن ملعون پسرملعون، لعن شده بر زبان تو و بر زبان پیامبرت.

8. دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام) و ریختن خون آنان.«اَللّهُمَّ العَن أبٰاسُفیٰانَ وَمُعٰاوِیَةَ وَیَزِیدَ بنَ مُعٰاوِیَةَ عَلَیهِم مِنکَ اللّعنَةُ أبَدَ الأبِدِ ینَ؛».

پروردگارا، لعنت فرست بر أبی سفیان و معاویة و فرزندش یزید، بر همه آنان لعنت ابدی توباد.

9. خوشحال شدن به قتل اهل بیت و امام معصوم(حضرت أباعبدالله- علیه السلام).

«وَهٰذٰا یَومٌ فَرِهَت بِهِ آلُ زِیٰادٍ وَآلُ مَروٰانَ بِقَتلِهِمُ الحُسَینَ (صَلَوٰاتُ الله عَلَیهِ) اَللّهُمَّ فَضٰاعِف عَلَیهِمُ اللَّعنَ مِنکَ وَالعَذٰابَ الألِیمَ؛».

و این روز(عاشورا) روزی است، که آل زیاد و آل مروان بخاطر قتل حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) خوشحال شدند، پروردگارا، لعنت و عذاب دردناک برآنان را چندین برابرگردان.

10.

ظلم کردن درحق محمد وآل محمد(صلوات اله علیهم).

11.

تبعیت کردن از ظالمین درحق محمد وال محمد(صلوات الله علیهم).

«اَللّهُمَّ العَن أوّلَ ظٰالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَتٰابِعٍ لَهُ عَلٰی ذٰالِکَ؛».

پروردگارا، تو لعنت فرست بر اوّل ظالمی که در حقّ محمد وآل محمد ظلم کرد، و آخرین ظالمی که از آن تبعیت نمود.

12.

به جنگ برخاستن بر علیه امام معصوم(حضرت اباعبدالله الحسین- علیه السلام).

13.

پیروی، بیعت و تبعیت کردن ازگروه ستمگربرای قتل امام معصوم(حضرت ابا عبدالله الحسین- علیه السلام).

«اَللّهُمَّ العَنِ العِصٰابَةَ الّتِی جٰاهَدَ تِ«حٰارَبَتِ»الحُسَینَ وَشٰایَعَت وَبٰایَعَت وَتٰابَعَت عَلٰی قَتلِهِ، اَللّهُمَّ العَن هُم جَمِیعًا؛».

پروردگارا، تو بر جماعتی که برعلیه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به جنگ برخاستند لعنت فرست، و بر شیعیانشان و بر هرکه با آنان بیعت کرد و از آنان پیروی کرد، پروردگارا برهمه آنها لعنت فرست.

14. شروع کردن و ادامه دادن ظلم- شروع کننده و ادامه دهندگان ظلم براهل بیت(علیهم السلام).

«اَللّهُمَّ خُصَّ أنتَ اَوّلَ ظٰالِمٍ بِاللَّعنِ مِنِّی وَابدَأبِهِ اوّلا ثمّ الثّٰانِیَ وَالثّٰالِثَ وَالرّٰابِعَ اَللّهُمَّ العَن یَزِیدَ خامِسًا وَالعَن عُبَیدَاللهِ بنِ زِیٰادَ وَابنَ مَرجٰانَةَ وَعُمَرَبنَ سَعدٍ وَشِمرًا وَآلَ أبِی سُفیٰانَ وَآلَ زِیٰادٍ وَآلَ مَروٰانَ إلٰی یَومِ القِیٰامَةِ؛»(1)پروردگارا، تو لعن مرا مخصوص گردان، به اوّلین شخص ظالم، و اوّل در حق اوّلین ظالم وآنگاه در حق دوّمین،و سوّمین،و چهارمین، پروردگارا، لعنت فرست بریزید پنجم آن


1) - زیارت عاشورا.

ظالمان، و باز لعنت فرست برعبیدالله بن زیاد و پسرمرجانه و عمربن سعد و شمروآل أبی سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت.

د) گناهانی که باعث ملعون شدن انسان می شود:

اشاره

«ملعونین- لعنت شدگان»

خود را پنهان کردن از برادر دینی.

غیبت کردن از برادردینی.

متّهم کردن برادر دینی.

نصیحت نکردن برادر دینی.

1584. قالَ أبُوالحَسَنِ عَلِیُّ بنِ مُوسَی الرِّضا (علیه السلام) : أَلمُؤمِنُ أَخُوالمُؤمِنِ لِأَبِیهِ وَأُمِّهِ، مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَنِ إتَّهَمَ أَخاهُ، مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن غَشَّ آَخاهُ، مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن لَم یَنصَح آَخاهُ، مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَنِ احتَجَبَ مِن أَخِیهِ مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَنِ إغتابَ أَخاهُ؛(1)

مؤمن برادر پدری و مادری مؤمن است، (از یک سرشت خلق شده اند) ملعون است ملعون است کسی که برادرش را متّهم کند، ملعون است ملعون است کسی که به برادرش خیانت نماید، ملعون است ملعون است، هرکه برادرش را نصیحت ننماید، ملعون است ملعون است کسی غیبت برادر دینی خود را نماید.

ه) چهارده مورد لعنت شد گان دریک حدیث:

اشاره
1585. قالَ یُونُسُ بنِ یَعقُوب: سَمِعتُ الصّادقَ جَعفَرَبن مُحَمّد(علهمالسلام) یَقُولُ- فی حدیث-: یایُونُس!

یونس بن یعقوب گوید: ازامام جعفرصادق (علیه السلام) شنیدم- درحدیثی- می فرمود: ای یونس!

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن أذی جارَهُ؛».

ملعون است ملعون، کسی که همسایه خود را بیازارد.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ رَجُل یُبدِؤهُ أخُوهُ بِالصُلحِ فَلَم یُصلِحُهُ؛».

ملعون است ملعون، کسی که برادرش او را به صلح وسازش دعوت کند، و او صلح نکند.«مَلعُونٌ مَلعُونٌ حامِلُ القُرآنِ مُصِرٌّ عَلی شُربِ الخَمرِ؛».

ملعون است ملعون، حامل قرآن و قرآن دانی، که اصرار به شرب خمر داشته باشد.


1) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 563، باب 130،ح 5.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ عالِمٌ یَؤمُّ سُلطانًا جائِرًامُعِینًا لَهُ عَلی جَورِهِ؛».

ملعون است ملعون، عالمی که امامت ستمگررا بنماید، و در ظلم و ستم او را یاری کند.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مُبغِضُ عَلی ّبنِ أبی طالب (علیه السلام) فَاِنّهُ ماأبغَضَهُ حَتّی أبغَضَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَمَن أبغَضَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) لَعَنَهُ اللهُ فِی الدّنیا وَالآخِرَةِ؛».

ملعون است ملعون، کسی که دشمن علی بن ابی طالب (علیه السلام) باشد؛ البته «کسی» او را دشمن نمی دارد مگر پیامبر را دشمن داشته باشد و کسی که با پیامبر دشمنی کند خداوند در دنیا وآخرت او را لعنت خواهد کرد.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن رَمی مُؤمِنًا بِکُفرٍ، وَمَن رَمی مُؤمِنًا بِکُفرٍ فَهُوَکَقاتِلِهِ؛».

ملعون است ملعون، کسی که به مؤمن نسبت کفر دهد، وکسی که مؤمنی را نسبت کفر دهد کأنه قاتل اوست.

«مَلعُونَةٌ مَلعُونَةٌ إمرأةٌ تُؤذی زَوجَها أوتَغُمّهُ- وَسَعیدةٌ سَعیدةٌ إمرَأةٌ تُکرِمُ زَوجَها وَلا تُؤذیهِ وَتُطیعُهُ فِی جَمیعِ أحوالِهِ؛».

ملعونة است ملعونة زنی که شوهرخود را بیازارد و یا به او خیانت کند. سعادتمند است سعادتمند، زنی که به شوهرخود احترام کند و او را اذیت ننمایید و در تمام امور در اطاعت او باشد.

«الی أن قال: مَلعُونٌ مَلعُونٌ قاطِعُ الرَّحِم؛».

«تا حضرت فرمود»: ملعون است ملعون، کسی که با خویشاوندان، قطع رابطه کند.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن صَدّقَ بِسِحرٍ. مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن قال: الإیمانُ قول بِلا عَمَل؛».

ملعون است ملعون، کسی که سحر و جادو را تصدیق نماید. ملعون است ملعون، کسی که بگوید، ایمان بدون عمل است.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن وَهَبَ اللهُ لَهُ مالا فَلَم یُصَدِّ قُ مِنهُ بِشئ، أما سَمِعتَ أنّ النّبی (صلی الله علیه واله) قال: صَدقَة دِرهَمٍ أفضَلُ مِن صَلاة عَشرَلیالٍ؛».ملعون است ملعون، کسی که خداوند به او ثروت بخشیده ولی چیزی از آن را إنفاق نمی کند، آیا نشنیده ای که حضرت بنی اکرم (صلی الله علیه واله) فرموده است: یک درهم صدقه بهتر از عبادت ده شب است؟

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن ضَرَبَ والِدَهُ أووالِدتَهُ. مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن عَقّ والدَیهِ؛».

ملعون است ملعون، کسی که پدر و یا مادرش را بزند. ملعون است ملعون، کسی که پدر و مادرش را نافرمانی کند.

«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن لَم یُوَقّرَالمَسجِدَ؛»(1)

ملعون است ملعون، کسی که به مسجد تعظیم واحترام ننماید.

«نسبت دروغ دادن به خدا وپیامبر- صلّ الله علیه وآله»
1586. درحدیث مرفوع روایت شده که نزد حضرت صادق (علیه السلام) گفته شد که: بافنده ملعون است، حضرت فرمود: این آن بافنده ایست که برخدا و بر رسولش دروغ ببافد؛(2)
«کشف عورت نمودن ونگاه کردن به عورت دیگران»
1587. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یا عَلِی إیِّاکَ وَدُ خُولُ الحَمّامِ بِغَیرِمِیزِرٍ، مَلعُونٌ مَلعسونٌ أَلنّاظیرُوَالمَنظُورُ إِلَیهِ؛(3)

یا علی بپزهیز از اینکه بدون لونگ وارد حمام گردی، زیرا که هم نگاه کننده وهم نگاه شونده هر دو مورد لعن هستند.

«سه پشته سوارشدن برحیوان- اضافه سوارشدن»
1588. قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلثّٰالِثُ مَلعُونٌ- یَعنِی عَلَی الدّٰابَّةِ،(4)

سومین نفری که بر پشت ستور(حیوانی که سواری دهد) نشیند ملعون است.(سه پشته نباید برحیوان سوارشوند).

و) گناهی که باعث برگشت لعن برخود انسان (لعن کننده) می شود:

«بیش از حد و ناحق لعن و نفرین کردن»
1589. عَن أبِی حَمَزةَ ثُمالِی قالَ: سَمِعتُ أبا جَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ الَّعنَةَ إِذا خَرجَت مِن فِی صاحِبِها تَرَدَّ دَت فِیما بَینَهُما فَاِن وَجدَت مَساغًا وَإِلا رَجَعَت إِلی صاحِبِها؛(5)

أبوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا لعن وقتی از دهن گوینده اش خارج شد، بین آن دو(لعن کننده و لعن شونده) تردد می نماید اگر محل جواز(مورد لعن) پیدا کرد فبها، و الا برمی گردد به گوینده اش.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 518،ح 7.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 37، 10.

3) - وسائل الشیعه، ج 1، ص 364، ح 5.

4) - میزان الحکمة، ج 3، ص 1344،ح 4523.

5) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 613، ح 2.

فصل سوم - گناهانی که باعث لغزش انسان می شود:

«سوارشدن برباطل- با باطل حرکت کردن»

1590. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلباطِلُ یُزِلُّ بِراکِبِهِ؛(1)

باطل، سوارش را می لغزاند (و می افکند).

1591. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ الباطِلَ زَلَّ قَدَمُهُ؛(2)

کسی که برمرکب باطل سوار شود پایش بلغزد و گمراه شود.

«ظلم»

1592. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ یُزِلُّ القَدَمَ، وَیَسلُبُ النِّعَمَ، وَیُهلِکُ الأُمَمَ؛(3)

ظلم قدم را می لغزاند، و نعمت ها را سلب می کند، و امت و ملت ها را به هلاکت و نابودی می کشاند.

«هوای نفس»

1583. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ هَواهُ زَلَّ؛(4)

هرکس بر هواس نفس خود سوار شود، بلغزد.

فصل چهارم - گناهی که باعث لهوولعب درزندگی انسان می شود:

«دلبستگی به زرق و برق دنیا»

قرآن کریم: «وَما هذاهِ الحَیاةِ الدُّ نیا إِلا لَهوٌ وَلَعبٌ؛»(5)

این زندگی دنیا، جزلهو و لعب چیزی نیست.

«آنها که دل به این زندگی می بندند، و به زرق وبرق آن مفتون و دلخوش می شوند کودکانی بیش نیستند»


1) - غرر، ج 1، ص 37،ح 1142.

2) - غرر، ج 2، ص 660، ح 852.

3) - غرر، ج 1، ص 68، ح 1762.

4) - غرر، ج 2، ص 627، ح 333.

5) - سوره عنکبوت، آیه 64.

27- باب بیست هفتم «م» :ده فصل

اشاره

باب بیست هفتم «م»

فصل اول - گناهی که باعث متهم شدن انسان می شود:

«دروغ»

1584. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکَذّابُ مُتَّهَمٌ فیِ قَولِهِ وَإِن قَوِیتَ حُجَّتُهُ وَصَدَقَت لَهجَتُهُ؛(1)

دروغگو در گفتارش متهم است، اگرچه گفتارش قوی، لهجه اش درست باشد.

فصل دوم - گناهی که باعث خیانت به محارم می شود:

«شرابخواری»

• الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) -عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ-:... وَلا یُأمَنُ آِذا سُکِرَ، أَن یَثِبَ عَلی حُرَمِهِ وَلا یَعقِلُ ذالِکَ، وَلا یَزِیدُ شارِبَها إِلا کُلَّ شَرّ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر فرمود:... و در حال مَستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوز کند. شراب بر شربخوار جز شر و بدی نمی افزاید.

فصل سوم - گناهانی که باعث محرومیت انسان می شود:

«احتکار»

1585. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِحتِکارُداعِیَةُ الحِرمانِ؛(3)

1) - غرر، ج 2، ص 616، ح 135.

2) - «موضوع بدی وپلیدی درزندگی، شراب ومسکرات، حدیث شماره 276»

3) - غرر، ج 1، ص 13، ح 312.

احتکار،سبب محرومیت است.

«پنهان کردن احسان دیگری»

1586. الإماامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَتَمَ الإِحسٰانَ عُوقِبَ بِالحِرمٰانِ؛(1)

کسی که نیکی را پنهان کند (و نیکی کننده را سپاس نگذارد) به محرومیت گرفتارشود.

«ناسپاسی ازاحسان ونیکی»

1587. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : کُفرانُ الإِحسانِ یُوجِبُ الحِرمانَ؛(2)

ناسپاسی از إحسان و نیکی سبب محرومیت می شود.

1588. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَشکُرِ الإِحسٰانَ لَم یُعِدهُ الا الحِرمٰانُ؛(3)

کسی که نیکی را سپاس نگذارد، جز محرومیّت و نومیدی به او باز نکردد.

«حریص بودن»

1589. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَرِیصُ مَحرُومٌ؛(4)

حریص، محروم و ناکام است.

«جلوگیری کردن ازراه خدا»

قرآن کریم: «فَبِظُلمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیِّباتٍ أُحِلَّت لَهُم وَبَصِدِّهِم عَن سَبِیلِ اللهِ کَثِیرًا؛»(5)

به خاطر ظلمی که از یهود صادرشد، و(نیز) به خاطرجلوگیری کردن بسیار از راه خدا، قسمتی از چیزهای پاکیزه را که برآنها حلال بود، حرام کردیم.

«خود پسندی»

1590. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِعجابُ یَمنَعُ الإِزدِیادَ؛(6)

خود پسندی، مانع فزونی است.


1) - غرر، ج 1، ص 13، ح 312 .

2) - غرر، ج 2، ص 575، ح 30.

3) - غرر، ج 2، ص 702، ح 1334.

4) - غرر، ج 1، ص 8، ح 132.

5) - سوره نساء، آیه 160.

6) - نهج البلاغة، دشتی، ح 167.

«به خاطردنیا برادری ودوستی کردن»

1591. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ٰاخٰی لِلدُّنیٰا حَرَمَ؛(1)

هرکس برای دنیا برادری کند، محروم می شود.

«محروم کردن سائل - فقیر»

1592. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن حَرَمَ السّائِلَ مَعَ القَدرَةِ عُوقِبَ بِالحِرمانِ؛(2)

هرکس با داشتن توانائی سائل را محروم گرداند، گرفتار ناامیدی و محرومیت خواهدشد.

«عصیان ونافرمانی»

1593. الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : قَداَفلَحَ مَن أَطاع وَخابَ مَن عَصی؛(3)

رستگار شد کسی که اطاعت کرد، و نومید و محروم گشت کسی که عصیان نمود.

«گناه ومعصیت»

1594. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ العَبدَ یَسأَلُ اللهَ الحاجَةَ فَیَکُونُ مِن شَأنِهِ قَضاؤُها إِلی آَجَلٍ قَرِیبٍ أَوإِلی وَقتٍ بَطِیءٍ، فَیُذنِبُ العَبدُ ذَنبًا فَیَقُولُ اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی لِلمَلَکِ لاتَقضِ حاجَتَهُ وَأَحرِمهُ إِیّاهُ فَاِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِی وَاستَوجِبَ الحِرامَ مِنِّی؛(4)

به راستی بنده ای از خداوند حاجتی را درخواست می نماید، از شأن خدا برآورده شدن آن است، زودتر و یا دیرتر، پس بنده گناهی را مرکتب می شود، و خداوند(تبارک وتعالی) به ملائکه می فرماید: حاجتش را برآورده مکن و او را از آن محروم نما همانا او به خشم من تعرّض کرد و مستوجب محرومیت از طرف من گردید.

«آلوده کردن نفس»

قرآن کریم: «وَقَد خابَ مَن دَسّها؛»(5)و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.


1) - غرر، ج 2، ص 616،ح 135.

2) - غرر، ج 2، ص 684، ح 1146.

3) - تفسیرنمونه، ج 27، ص 49.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 239، ح 11.

5) - سوره شمس، آیه10.

«طعنه زدن»

1595. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : إِیّاکَ أَن تَکُونَ عَلَی النّٰاسِ طٰاعِنًا وَلِنَفسِکَ مُدٰاهِنًا فَتَعظَمُ عَلَیکَ الحَوبَةَ وَتُحرَمُ المَثُوبَةَ؛(1)

بر تو باد بدوری از اینکه زبان طعنت بر مردم دراز باشد، و درباره خودت سهل انگار باشی که آن وقت گناهت سنگین گردد و از ثواب محروم مانی.

«ظلم»

قرآن کریم: «فبظلم من الّذین هادوا حرّمنا علیهم طیّبات أحلّت لهم وبصدّهم عن سبیل الله کثیرا؛»(2)

به خاطرظلمی که از یهود صادرشد و(نیز) به خاطر جلوگیری کردن بسیار از راه خدا قسمتی از چیزهای پاکیزه را که برآنها حلال بود تحریم کردیم.

«درخواست از انسان لئیم و فرومایه»

1596. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : طالِبُ الخَیرِمِنَ اللِّئٰامِ مَحرُومٌ؛(3)

خواهان نیکی از ناکسان، محروم است.

1597. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : رَضِیَ بِالحِرمانِ طالِبس الرِزقِ مِنَ اللِّئامِ؛(4)

آنکه از ناکسان روزی خواست، دل به محرومیت و ناکامی سپرد.

فصل چهارم - گناهانی که باعث می شود انسان مردم را سبک شمارد و به آنان ضرر رساند:

«تکبّر»

• عَن عَبدِ الأَعلی، عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: قُلتُ لَهُ: مَا الکِبرُ؟ فَقالَ: أَعظَمُ الکِبرِأَن تَسفُهَ الحَقَّ وَتَغمِسَ النّاسَ...؛(5)

عبد الأعلی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تکبّرچیست؟ فرمود: بزرگترین تکبّر اینست که حق را سبک شماری و مردم را پست داری.


1) - غرر، ج 1،

ص154، ح 80.

2) - سوره نساء، آیه 160.

3) - غرر، ج 2،

ص 470، ح 11.

4) - غرر، ج 1، ص 422، ح 33.

5) - «موضوع دورشدن از حق، تکبّر، حدیث شماره 469»

«حاکم جائر، عالم فاجر»

1598. الإمامُ عَلِیِّ (علیه السلام) : أَلسُّلطانُ الجائِرُوَالعالِمُ الفاجِرُأَشَدُّ النّاسِ نِکابَةً؛(1)

حاکم ستمگر و دانشمند بدکردار، سخت ترین مردم هستند از لحاظ گزند و ضرر رساندن به مردم.

فصل پنجم - اثرگناه درابطه با مرگ انسان:

1. گناهی که باعث می شود برای انسان آرزوی مرگ کنند:

«ظلم وستم»
1599. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن خافَ سَوطَکَ تَمَنّی مَوتَکَ؛(2)

کسی که از تازینه ات ترسد، آرزوی مرگت را نماید.

2. گناهی که باعث پشیمانی انسان در هنگام مرگ می شود:

«حرکت در مسیرباطل، ترک واجبات و انجام محرمات»

قران کریم: «حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُونِ. لَعَلِّی أَعمَلُ صالِحًا فِیما تَرَکتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَقائِلُها وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثُونَ؛»(3)

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید: پروردگار من، مرا بازگردانید. شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم (به او می گویند) چنین نیست، این سخنی است که اوبه زبان می گوید (و اگر بازگردد برنامه اش همچون سابق است) و پشت سرآنها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.

3. گناهی که باعث ترس انسان از مرگ می شود:

«کردار بد و زشت»

قرآن کریم: «وَلا یَتَمَنَّونَهُ أَبَدًابِما قَدَّمَت أَیدِیهِم؛»(4)


1) - غرر، ج 2، ص 79، ح 1919.

2) - غرر، ج 2، ص 632، ح 605.

3) - سوره مؤمنون، آیات 99- 100.

4) - سوره جمعه، آیه 7.

در اثر کردار بدی که قبلا انجام داده اند، هرگز مرگ را آرزو نمی کنند.

4. گناهانی که باعث مرگ وکشته شدن انسان می شود:

«حق ستیزی»
1600. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن صٰارَعَ الحَقَّ صَرَعَهُ؛(1)

هرکس باحق در افتاد، نابود شد(و مرگش فرا رسید).

«شهوت وهوسرانی»
1601. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ضِرٰامُ الشَّهوَةِ تَبعَثُ عَلیٰ تَلَفِ المُهجَةِ؛(2)

بر افروختن آتش شهوت، باعث ریخته شدن خون انسان می شود.

5. گناهانی که باعث خوشنودی مردم ازمرگ انسان می شود:

«بدرفتاری و بدکرداری»
1602. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن سائَت سَجِیَّتُهُ سُرَّت مَنِیَّتُهُ؛(3)

کسی که بدکردار و بدرفتارباشد، مرگش سبب خوشنودی مردم است

«نداشتن حیاء وعفت، نداشتن سخاوت و بخشش»
1603. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَکُن لَهُ سَخٰاءٌ وَلاحَیٰاءٌ فَالمَوتُ خَیرٌلَهُ مِنَ الحَیٰاةِ؛(4)

کسی که سخاوت وحیاء نداشته باشد، مرگ برایش بهتر از زندگی است.

6. گناهانی که باعث می شود انسان با سخت ترین و بدترین مرگ بمیرد:

«حکومت جائرانه، شهادت دروغ، خوردن مال یتیم»
1604. قالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه واله) : یاعَلیّ إَنَّ مَلَکَ المَوتِ إِذا نَزَلَ فقبض(لِقَبضِ) رُوحِ الکافِرِنَزَلَ مَعَهُ بِسفُودٌ مِن نارٍ، فَیَنزُعُ رُوحَهُ فَیَصِیحُ جَهَنمُ، فَقالَ عَلیّ (علیه السلام) : هَل یُصِیبُ ذالِکَ أَحدًا مِن اُمَّتِکَ؟ قالَ: نَعَم، حاکِمٌ جائِرٌ، وَآکِلُ مالِ الیَتِیمِ ظُلمًا، وَشاهِدُ زِورٍ؛(5)

1) - نهج البلاغة، دشتی، ح408.

2) - غرر، ج 1، ص 461، ح 8.

3) - غرر، ج 2، ص 648، ح 661.

4) - غرر، ج 2، ص 700، ح 1308.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 237، ح 3.

پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) فرمود: یاعلی ! همانا، وقتی که عزرائیل نازل می شود برای قبض روح کافر با او سیخ آتشین همراه است، پس روح او را ازکالبد بدنش بیرون می کشد که جهنم بفریاد می آید، پس علی (علیه السلام) عرض کرد: آیا کسی از امت تو چنین قبض روح می شود؟ فرمود: بلی، حاکم ستمگر، وکسی که مال یتیم ظالمانه بخورد (و تصرّف کند)، وکسی که به دروغ شهادت دهد.

«طعنه زدن به مؤمن»
• قالَ أبُوجَعفَرِ(علیه السلام): ما ِمن إنسانٍ یَطعَنُ فِی عَینِ مُؤمِنٍ إلا ماتَ بِشَرِّمَیتَةٍ وَکانَ قَمِنًا أن لا یَرجِعَ إلی خَیرٍ(1)

هیچ إنسانی در چشم مؤمنی (رو در رو) به او طعنه نمی زند مگر اینکه با بدترین مرگ ها بمیرد، و سزاوار است که بخیر(و سعادت) بازنگردد.

«کفر»

قرآن کریم: «وَلَوتَری إِذیَتَوفَی الَّذِینَ کَفَرُواالمَلائِکَةُ یَضرِبُونَ وَجُوهَهَم وَأَدبارَهُم وَذُوقُواعَذابَ الحَرِیقِ. ذالِکَ بِما قَدَّ مَت أَیدِیکُم وَأَنَّ اللهَ لَیسَ بِطَلّامٍ لِلعَبِیدِ؛»(2)

و اگر ببینی کافران را به هنگامی که فرشتگان (مرگ) جان آنها را می گیرند، و بر صورت و پشت آنها می زنند و(می گویند) بچشید عذاب سوزنده را. این در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده اید و خداوند نسبت به بندگانش هرگز ستم روا نمی دارد.

«گناهان»
• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : یامفضّل إیّاک والذّنوب وحذّرها شیعتنا، فوالله ماهی إلی أحدأسرع منها آلیهم... وانّه لیشدّ علیه عند الموت وما ذالک إلا بذنوبه...(3)

ای مفضّل ! ازگناهان بپرهیز و شیعیان ما را ازآن برحذر دار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریعتر از آن برشما اثر نمی گزارد... و زمان مرگ برای او سخت می شود و این نیست مگر به خاطرگناهانش.

• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها، إِمّا بِسُقمٍ فِی جَسَدِهِ وَإِمّا بِضِیقٍ فِی رِزقِهِ وَإِمّا

1) - «موضوع برچیده شدن خیراززندگی انسان، طعنه زدن، حدیث شماره 584»

2) - سوره انفال، آیات 50 -51.

3) - «موضوع بیماری، گناه، حدیث شماره 354و357»

بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ فَاِن بَقِیَت عَلَیهِ بَقِیَّةٌ شَدَدتُ عَلَیهِ عِندَالمَوتِ...؛(1)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای-عزوجل- فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است (عوضش را) یا بوسیله بیماری در تنش، یا بتنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش و اگر باز هم چیزی بماند مرگ را براو سخت کنم.

7. گناهانی که باعث می شود انسان موقع مرگ درآتش بسوزد

«زینت کردن زن برای غیرشوهرخود»
1605. عَنِ الصّادِقِ عَن آبائِهِ(علیهم السلام) عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه واله) فِی حَدِیثِ المَناهِی قالَ:... وَنهی أَن تَزَیَّنَ لِغَیرِزَوجِها، فَاِن فَعَلَت کانَ حَقًّا عَلَی اللِه (عَزَّوَجَلَّ) أَن یُحرِقَها بِالنّار(2)

امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (صلوات الله علیهم) - درحدیث مناهی- ازنبی اکرم (صلی الله علیه واله) نقل کرده وفرموده: ونهی کرد که زن برای غیرشوهرخود زینت نماید، و اگر چنین کرد حق است برخداوند (عزوجل) که او را درآتش بسوزاند «جدیث مطلق است، آتش دنیا را نیز شامل می شود».

8. گناهی که باعث می شود انسان تشنه بمیرد:

«شرابخواری واستفاده ازمسکرات»
1606. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَهلُ الرَّیِّ فِی الدُّنیا مِنَ المُسکِراتِ یَمُوتُونَ عَطشانًا، وَیُحشَرُونَ عَطشانًا، وَیَدخُلُونَ النّارَعَطشانًا؛(3)

امام صادق (علیه السلام) : آنانکه در دنیا ازمسکرات سیراب شوند، تشنه کام می میرند، و تشنه کام محشور می شوند، و تشنه کام به دوزخ می روند.

1607. الإمامُ الکاظِمُ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ(عَزَّوَجَلَّ) لَم یُحَرِّمِ الخَمرَلِإِسمِها، وَلکِنَّهُ حَرَّمَها لِعاقِبَتِها، فَماکانَ عاقِبَتُهُ عاقِبَةَ الخَمرِفَهُوَخَمرٌ؛(4)

خدای (عزوجل) شراب را به خاطر نامش حرام نکرده، بلکه به سبب پیامدهایش حرام کرده است، هرچیزی که پیامدهای شراب را داشته باشد آن نیزشراب است.


1) - «موضوع بیماری، گناه، حدیث شماره 354و357»

2) - وسائل الشیعه،ج 14، ص 124، ح 5.

3) - وسائل الشیعه، ج 17، ص 279، ح 3.

4) - میزان الحکمه، ج 4، ص 1550، ح 5159.

9. گناهانی که باعث می شود انسان با حسرت بمیرد:

«آمیختگی وتعلّق خاطرِ بیشتر به دنیا»
1608. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :مَن کَثُرَاشتِبٰاکُهُ فِی الدّنیٰا کٰانَ اَشَدُّ لِحَسرَتِهِ عِندَ فِرٰاقِها؛(1)

کسی که آمیختگی و تعلّق خاطرش بدنیا بیشترباشد، موقع جدایی (مرگ) از آن حسرت سخت ترخواهد داشت.

«ثروت نامشروع»
1609. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ أَخسَرَالنّٰاسِ صَفقَةً، وَأَخیَبَهُم سَعیًا، رَجُلٌ أَخلَقَ بَدَنُهُ فِی طَلَبِ مٰالِهِ، وَلَم تُسٰاعِدهُ المَقٰادِیرُعَلٰی إِرٰادَتِهِ، فَخَرَجَ مِنَ الدُّنیٰا بِحَسرَتِهِ، وَقَدِمَ عَلَی الآخِرَةِ بِتَبَعَتِهِ؛(2)

همانا! زیانکارترین مردم در معاملات، و نومیدترین مردم در تلاش، مردی است که تن در گردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس باحسرت از دنیا رود، و با بارگناه به آخرت روآورد.

10. گناهی که باعث می شود انسان دردین اسلام از دنیا نرود:

«جهاد کردن در رکاب کسی که به خدا ایمان ندارد وحکم خدا را اجرا نمی کند»
1610. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینش (علیه السلام) : لا یَخرِجُ المُسلِمُ فِی الجَهادِ مَعَ مَن لایُؤمِنُ عَلَی الحُکمِ وَلا یُنفِذُ فِی الفَیءِ أَمرَاللهِ(عزّوجلّ)فَاِن ماتَ فِی ذالِکَ کانَ مُعِینًا لِعَدُوِّنا فِی حَبسِ حُقُوقِنا وَالإِشاطَةِ بِدِمائِنا وَمَیتَتُهُ مَیتَةَ الجاهِلِیةِ؛(3)

مسلمان نبایستی در رکاب کسی که به فرمان خدا ایمان ندارد، و در مورد غنیمت دستور خدا را اجرا نمی کند به جهاد برود، که اگر در چنین جنگی کشته شود دشمن ما را در منع حقوق ما و ریختن خون ما یاری کرده است و مرگ او مرگ دوران جاهلیت است.

«خیانت به أمانت»
1611. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن خانَ أَمانَةً فِی الدُّنیا وَلَم یَرُدَّها عَلی أَربابِها ماتَ عَلی غَیرِدِینِ الإِسلامِ؛(4)

و هرکس در دنیا به أمانتی خیانت کند، و آن را به صاحبش برنگرداند، برغیرآئین اسلام خواهد مرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 318، ح 3.

2) - نهج البلاغة، دشتی، حکمت ،230.

3) - خصال، ج 2، ص 466.

4) - عقاب الأعمال، ص 658.

«قصد خیانت به برادردینی»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن باتَ وَفِی قَلبِهِ غِشٌّ لِأَخِیهِ المُسلمِ باتَ فِی سَخَطِ اللهِ تَعالی وَأَصبَحَ کَذالِکَ وَهُوَفِی سَخَطِ اللهِ حَتّی یَتُوبَ وَیَرجِعَ، وَإِن ماتَ کَذالِکَ ماتَ عَلی غَیرِدِینِ الإِسلامِ؛(1)

و هرکس شب را بگذراند در حالی در قلبش خیانت به برادر دینیش را در دل داشته باشد، در خشم و غضب پروردگار متعال است، در روز هم اگر چنین باشد همانطور است تا اینکه توبه کند و برگردد، و چنانچه در این حال بمیرد در آئین اسلام نمرده است.

«سبک شمردن وکامل انجام ندادن اعمال نماز»

1612.عَن زُرارَةَ قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِاللهِ(علیه لاسلام) یَقُولُ: دَخَلَ رَجُلٌ مَسجِدًا فِیهِ رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عله وآله) فَخَفَّفَ سُجُودَهُ دُونَ ما یَنبَغِی وَدُونَ مایَکُونُ مِنَ السُّجُودِ، فَقالَ رَسُولس اللهِ(صلّی الله عله وآله): نَقَرَکَنَقرِالغُرابِ، لَوماتَ هذا عَلیهذا، ماتَ عَلی غَیرِدِینِ مُحَمَّدٍ؛(2)

زرارة گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: مردی داخل مسجدی شد که رسول الله (صلی الله علیه واله) در آن حضور داشت،- نماز که خواند- سجده هایش را سبک، شتاب زده و ناتمام انجام داد، رسول خدا فرمود: او منقار زد مانند منقار زدن کلاغ و اگر این مرد اگر در این حال از دنیا رود در دین محمد از دنیا نرفته است.

11. گناهانی که باعث مرگ زودرَس و زودهنگام می شود:

«آرزوی طولانی»
1613. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلآمالُ تُدنِی الآجالَ؛(3)

آرزوها، مرگ را نزدیک می کند.

1614. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلأَمَلُ یُقَرِّبُ المَنِیَةَ وَیُباعِدُ الأُمنِیَّةَ؛(4)

آرزوی دراز، مرگ را نزدیک و آرزو را دور می سازد.

«قطع رحم، قسم دروغ، حرف دروغ، رابطه نامشروع- زنا، سدّ کردن وبستن راه مسلمانان»
• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ:

1) - «موضوع غضب وخشم پروردگار، قصدخیانت به برادردینی، حدیث شماره 1223»

2) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 25، ح 6.

3) - غرر، ج 1، ص 24، ح 683.

4) - غرر، ج 1، ص 24، ح 1531.

... وَالذُّنُوبُ الَّتی تُعَجِّلُ الفَناءَ: قَطِیعَةُ الرَّحِیمِ، وَالیَمِینُ الفاجِرَةُ، وَالأقوالُ الکاذِبَةِ، وَالزِّنا، وَسَدّ ُطَرِیقِ المُسلِمِینَ، وَإدَّعاءُ الإمامَةِ بِغَیرِ الحَقِّ؛(1)

أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود... وگناهانی که باعث مرگ زودهنگام می شود: قطع رحم (بریدن از خویشاوندان)، و قسم معصیت وگناه، گفتار دروغ، زنا(رابطه نامشروع)، بستن راه و جاده مسلمانان و به ناحق ادعای امامت کردن

1615. عَن أبِی حَمزَةَ الثّمالِی قالَ: قالَ أمِیرُالمُؤمِنینَ (علیه السلام) فِی خُطبَةٍ أعُوذُبِاللهِ مِنَ الذُّنُوبِ الّتِی تُعَجِّلُ الفَناءَ، فَقامَ إلَیهِ عَبدُاللهِ بنِ الکَوّاهِ الیَشکُرِیُّ فَقالَ: یاأمِیرَالمُؤمِنینَأوَتَکُونُ ذُ نُوبٌ تُعَجِّلُ الفَناءَ؟! فَقالَ: نَعَم وَیهَکَ، قَطِیعَةُ الرَحِمِ...؛(2)

أبوحمزه ثمالی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) درخطبه ای فرمود: پناه می برم به خدا از گناهانی که در نابودی (گناهکار) شتاب می کنند، عبدالله بن کواه یشکری برخواست وگفت: ای امیرالمؤمنان مگرگناهانی هم هست که در نابودی شتاب کنند؟! فرمود: آری وای برتو، قطع رحم است.

• قٰالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) :... والذّ نُوبُ الّتِی تُعَجِّلُ الفَنٰاءَ قَطِیعةُ الرّحِمِ؛(3)

و از گناهانی که باعث مرگ زودهنگام می شود، قطع رحم است.

• عَن أبِی عَبدِاللهِ، عَن أبِیهِ (علیهماالسلام) قٰالَ: لِلزّٰانِی سِتَّ خِصٰالٍ: ثَلاثٌ فِی الدّنیٰا وَثَلاثٌ فِی الآخِرَةِ، أمّاالّتِی فِی الدّنیٰا... وَیُعَجِّلُ الفَنٰاءَ...؛(4)

امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زنا کار را شش خصلت (عقوبت) است: سه تا در دنیا و سه تا در آخرت، امّا آنچه دردنیا است- اینست که-...ومرگش را زود رساند.

• عَن إسحٰاقَ بنِ عَمّارٍقٰالَ: سَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کٰانَ أبِی (علیه السلام) یَقُولُ: نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الذّنُوبِ الّتِی تُعَجِّلُ الفَنٰاءَ وَتُقَرِّبُ الآجٰالَ وَتُخلِی الدِّیٰارَ، وَهِیَ قَطِیعَةُ الرّحِمِ وَالعُقُوقَ وَتَرکُ البِرِّ؛(5)

إسحاق بن عمّارگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همیشه می فرمودند: پناه می برم به خدا ازگناهانی که در نابودی شتاب کنندومرگ را نزدیک سازند و خانه ها را


1) - ؟؟؟

2) - «موضوع نزول بلا، حدیث شماره 328»

3) - اصول کافی، ج 4، ص 48»./ «موضوع دریده شدن پرده های عصمت ومصونیت، حدیث شماره 367»

4) - «موضوع فقر، حدیث شماره 1332»

5) - «موضوع خرابی خانه ها، ترک نیکی، حدیث شماره 557»

بی صاحب و(ویران) نمایند وآنها: قطع رحم، آزردن و نافرمانی پدر و مادر و واگذاردن و ترک إحسان ونیکی است.

1616. عَن حُذَیفَةَ بنِ مَنصُورٍقٰالَ: قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إتّقُوا الحٰالِقَةَ فَاِنَّهٰا تُمِیتُ الرِّجٰالَ، قٰالَ: قُلتُ وَمَا الحٰالِقَةُ ؟ قٰالَ: قَطِیعَةُ الرَّحِمِ؛(1)

حذیفة بن منصورگوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: از حالقة بپرهیزید زیرا که آن مردان را می میراند (و به نابودی می کشاند) عرض کردم: حالقة چیست ؟ فرمود: قطع رحم است1617. عَن أبِی حَمزَۀَ ثُمالِی عَن امِیرِالمؤمِنِینَ (علیه السلام) - فِی حَدِیثٍ- قالَ: إِنَّ مِنَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطِیعةُ الرَّحِمِ؛(2)

أبوحمزۀ ثمالی گوید: أمیرالمؤمنین (علیه السلام) - دریک حدیثی - فرمود: از گناهانی که باعث مرگ زودرس می شود قطع رحم است.

«ستمگری و سرکشی»
1618. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یَصرَعُ الرِّجٰالَ وَیُدنِی الآجٰالَ؛(3)

ستم وسرکشی مردان را می افکند (و به زمین می زند) ومرگ را نزدیک می سازد.

12. گناهانی که باعث می شود انسان با کفر بمیرد:

«بیماری، پلیدی و نفاق در قلب»

قرآن کریم:«وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَتهُم رِجسًا إِلٰی رِجسهِم وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(4)

و اما آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.

«برای مطالعۀ بیشتر به تفسیرنمونه، ج 8، ص 198مراجعه گردد»

«نداشتن راهنما و رهبرالهی- ولایت»
• مُحَمَّدُ بنِ مُساِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أبٰا جَعفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَکَذٰالِکَ وَاللهِ یٰا مُحَمَّدُ! مَن أَصبَحَ مِن هٰذِهِ الأُمَّةِ لا إمٰامَ لَهُ مِنَ اللهِ(جَلَّ وَعَزَّ) ظٰاهِرًا عٰادِلا، أَصبَحَ ضٰالا تٰائِهًا وَإِن مٰاتَ عَلٰی هٰذِهِ الحٰالِ مٰاتَ مَیتَةَ

1) - اصول کافی، ج 4، ص 46، ح 2.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 593، ح 2.

3) - غرر، ج 1، ح 1531.

4) - سوره توبه، آیه 125.

کُفرٍ وَنِفٰاقٍ؛(1)

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود:...و چنین است به خدا، ای محمد، حال کسیکه، از جمله این امّت باشد و او را امامی آشکار«یعنی امامتش با دلیل متقن ثابت شده» و عادل ازطرف خدای (عزوجل) نباشد، او گمراه و گمشده است و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.

13. گناهانی که باعث می شود انسان با گناه از دنیا برود:

«مال را برای آخرت خرج نکردن»
1619. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُقَدِّم مالَهُ لآخِرَتِهِ وَهُوَمَأجُورٌ، خَلَّفَهُ وَهُوَمَأثُومٌ؛(2)

کسی که مال خود را برای آخرتش خرج نکند، (و از پیش نفرستد) درحالی که اجرداشته باشد، برای بعد از خود می گذارد، درحالی که گناهکاراست.

«غیبت»
• قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَنِ اغتٰابَ أخٰاهُ المُسلِمَ بَطَلَ صَومُهُ وَانتَقَضَ وُضُوؤُهُ فَاِن مٰاتَ وَهُوَکَذٰالِکَ مٰاتَ وَهُوَ مُستَحِلٌّ لِمٰا حَرَّمَ اللهُ؛(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: وهرکس غیبت برادر مسلمان خود را بنماید روزه اش باطل شود و وضویش بشکند، و چنانچه درآن حال بمیرد درحالی مرده است که حرام خدا را حلال شمرده.

14. گناهی که باعث مرگ نا گهانی انسان می شود:

«رابطه نامشروع- زنا»
1620. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : وَجَدنٰا فِی کِتٰابِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إذٰا ظَهَرَالزِّنٰا مِن بَعدِی کَثُرَمَوتُ الفُجأةِ؛(4)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: در کتاب رسول خدا یافتیم (نوشته بود): هرگاه بعد از من زنا پدیدار شد، مرگ ناگهانی زیاد گردد.


1) - «موضوع گمرهی، دیداری کردن بدون امام معصوم، حدیث شماره، حدیث شماره 1442»

2) - غرر، ج 2، ص 707، ح 1375.

3) - «موضوع بطلان وقبول نشدن روزه، غیبت، حدیث شماره 808»

4) - اصول کافی، ج 4، ص 81، ح 2.

15. گناهی که باعث می شود انسان بانفاق بمیرد:

«نداشتن راهنما ورهبرالهی - ولایت»
• مُحَمَّدُ بنِ مُساِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أبٰا جَعفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ:... وَکَذٰالِکَ وَاللهِ یٰا مُحَمَّدُ! مَن أَصبَحَ مِن هٰذِهِ الأُمَّةِ لا إمٰامَ لَهُ مِنَ اللهِ(جَلَّ وَعَزَّ) ظٰاهِرًا عٰادِلا، أَصبَحَ ضٰالا تٰائِهًا وَإِن مٰاتَ عَلٰی هٰذِهِ الحٰالِ مٰاتَ مَیتَةَ کُفرٍوَنِفٰاقٍ؛(1)محمدبن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود:...چنین است بخدا ای محمد! حال کسیکه از جمله این امّت باشد و او را امامی آشکار «یعنی امامتش با دلیل متقن ثابت شده» و عادل از طرف خدای عزوجل نباشد، او گمراه وگمشده است و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.

16. گناهانی که باعث فراموش کردن مرگ می شود:

«آرزو»
1621. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلاَمَلُ یُنسِی الأَجَلَ؛(2)

آروز، مرگ را از یاد انسان می برد.

1622. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : آَلاَمَلُ حِجابُ الأَجَلِ؛(3)

آرزو، حجاب وپرده (درمقابل) مرگ است.

1623. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأَطالَ أَحَدٌ الأَمَلَ إِلا نَسِیَ الأَجَلَ وَأساءَ العَمَلَ؛(4)

هیچکس آرزوهای جهان را دراز نکرد، مگر مرگ را فراموش وعمل خویش را زشت و ناقص کرد.

«زنگارگرفتن قلب»
1624. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نِسیانُ المَوتِ صُداءُ القُلُوبِ؛(5)

از یاد بردن مرگ، در اثر زنگارگرفتن قلبها است. «گناهان زیاد باعث زنگارقلب می شود»


1) - «موضوع گمرهی، دیداری کردن بدون امام معصوم، حدیث شماره، حدیث شماره 1442»

2) - غرر، ج 1، ص 30، ح 924.

3) - غرر، ج 1،ص 34، ح 1039.

4) - غرر، ج 2، ص751، ح 223.

5) - مواعظ العددیه، ص 24.

17. گناهانی که باعث می شود انسان بصورت یهودی ویا نصرانی بمیرد:

اشاره

«انکارامامت ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین»

1625. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مِنَّا الإِمامُ المَفرُوضُ الطاعَةُ، مَن جَحَدَ ماتَ یَهُودِیًّا أَونَصرانِیًّا؛(1)

آن امامی که اطاعتش واجب است از ما خاندان می باشد، هرکس او را انکارکند به آئین یهود یا به دین ترسایان خواهد مرد.

«ترک کردن حج»
1626. ألامامُ الصّادِقٌ (علیه السلام) : مَن ماتَ وَلَم یَحجِّ حَجَّةَ الإِسلامِ، وَلَم تَمنَعهُ مِن ذالِکَ حاجَةٌ تُحجِفُ بِهِ، أَومَرَضٌ لا یُطِیقُ الحَجَّ مِن أَجلِهِ، أَوسُاطانٌ یَمنَعُهُ، فَلیَمُت إِن شاءَ یَهُودِیًّا وَإِن شاءَ نَصرانیِّا؛(2)

هرکس بمیرد وحج نگذارده باشد، اگر نه به سبب فقرشدید، یا بیماری بازدارنده ازحج و یا ممانعت قدرتمندی ازحج خودداری کرده باشد، باید که یهودی بمیرد اگرخواهد و یا نصرانی.

«پرداخت نکردن زکات»
1627. ألامامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن مَنَعَ قَیراطًا مِنَ الزَّکاةِ، فَلیَمُت إِن شاءَ یَهُودِیًّا وَإِن شاءَ نَصرانیِّا؛(3)

هرکس قیراطی (مقدار بسیار کمی) از زکات را نپردازد، گو بمیرد خواهد یهودی ویا نصرانی.

«کشتن مؤمن به نا حق»
1628. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) - فِی رَجُلٍ قَتَلَ رَجُلًا مُؤمِنًا -: یُقالُ لَهُ مُت أَیَّ مَیتَةٍ شِئتَ، إِن شِئتَ یَهُودِیًّا وَإِن شِئتَ نَصرانِیًّا وَإِن شِئتَ مَجُوسِیًّا؛(4)

امام صادق (علیه السلام) - دربارۀ آن کسی که مؤمنی را کشته باشد - فرمود: هنگام مرگ بد و گفته شود بهردینی خواهی (بجزاسلام) بمیر، خواهی یهودی بمیر، خواهی نصرانی بمیر، خواهی مجوسی بمیر.


1) - عقاب الأعمال ص 459، ح 2.

2) - میزان الحکمة ج 3، ص 1008، ح 3289.

3) - میزان الحکمة، ج 5، ص 2188، ح 7584.

4) - عقاب الأعمال، ص 634.

فصل ششم - گناهانی باعث از بین رفتن مروّت و جوانمردی انسان می شود:

«بخل»

1629. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لامُرُوَّةَ لِبَخِیلٍ؛(1)

انسان بخیل، مروّت ندارد.

1630. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زِیادَةُ الشُّحِّ تُفسِدُ الفُتُوَّةَ وَفَسادُالأُخُوَّةِ؛(2)

بخل زیاد، مردانگی را تباه می سازد و برادری را از بین می برد.

«حرص»

1631. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّرَهُ یُشِینُ النَّفسَ وَیُفسِدُ الدِّینَ وَیُزرِی بِالفُتُوَّةِ؛(3)

آزمندی وحریص بودن، شخص را زشت و دین را تباه می کند و جوانمردی را معیوب می سازد.

«دروغ»

1632. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَجتَمِعُ الکِذبُ وَالمُرُوَّةُ؛(4)

مروّت و مردانگی، با کذب و دروغ جمع نگردد.

1633. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَذِبَ أَفسَدَ مُرُوَّتَهُ؛(5)

کسی که دورغ گوید، مروت خود را ازبین برده است.

«دین نداشتن»

1634. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن لا دِینَ لَهُ لا مُرُوَّةَ لَهُ؛(6)

کسی که دین نداشته باشد، مروّت نخواهد داشت.


1) - غرر، ج 2، ص 829، ح 3.

2) - غرر، ج 1، ص 429، ح 62.

3) - غرر، ج 1، ص 77، ح 1888.

4) - غرر، ج 2، ص 836، ح 146.

5) - غرر، ج 2، ص 617، ح 152.

6) - غرر، ج 2، ص 624، ح 285.

«شراب و مُسکرات»

• الإمام الصّادق (علیه السلام) -عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ- قال: حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها... وَتَهدِمُ مُرُوَّتَهُ...(1)

امام صادق (علیه السلام) - در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر- فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد... و مردانگی و مروت را از بین می برد.

«شهوت وهواپرستی»

1635. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن زٰادَت شَهوَتُهُ قَلَّت مُرُوَّتُهُ؛(2)

هرکس شهوتش بسیار باشد، مروتش کم شود.

1636. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زِیادَةُ الشَّهوَةِ تُزرِی المُرُؤَةَ؛(3)

شهوت بسیار، مردانگی را معیوب می سازد.

«غیبت»

1637. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لامروّة لمغتاب؛(4)

غیبت کننده، بی مروّت و نامرد است.

«قطع صله رحم»

1638. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ مِنَ الکَرَمِ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ؛(5)

قطع رحم، از جوانمردی ومروت نیست.

«لئیم وفرومایه بودن»

1639. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ لامُرُوَّةَ لَهُ؛(6)

(انسان) لئیم وفرومایه مروّت ندارد.


1) - «موضوع بدی وپلیدی درزندگی، شراب ومسکرات، حدیث شماره 276»

2) - غرر، ج 2، ص 629، ح 377.

3) - غرر، ج 1، ص 428، ح 61.

4) - غرر، ج 2، ص 829، ح 6.

5) - غرر، ج 2، ص 594، ح 34.

6) - غرر، ج 1، ص 34، ح 1055.

1640. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ لِلَّئِیمُ مُرُوَّةٌ؛(1)

برای (انسان) لئیم و ناکس مروّت نیست.

«مزاح وشوخی»

1641. قالَ أبُوالحَسَنِ مُوسیَ الإبنِ جَعفَرِ (علیهما السلام) - فی حدیث- لبغض ولد:

إیّاکَ وَالمِزاحُ فَاِنّهُ یُذهِبُ بِنُورِإیما نِکَ، وَیَستَخِفُّ مُرُوّتَکَ...؛(2)

امام موسی بن جعفر(علیهما السلام)- در حدیثی- به بعضی از فرزندانش فرمود: ازمزاح و شوخی «بی مورد» دوری کن، چراکه آن نور ایمانت را می برد و مرّوت و مردانگی تو را سبک می سازد.

فصل هفتم - گناهی که باعث شاکی شدن مسجد از انسان می شود:

«نماز نخواندن در مسجد وتبدیل کردن آن به ویرانی»

• قالَ أبُوعبدِاللهِ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ یَشکُونَ إلَی اللهِ(عزّوجلّ): مَسجِدٌ خَرٰابٌ لا یُصَلِّی فِیهِ أهلُهُ...؛(3)

سه چیزاست که به درگاه خداوند(عزّوجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند.

فصل هشتم - گناهانی که باعث مسخ شدن انسان می شود:

اشاره

(مسخ شدن- برگردانیده شدن از صورت انسانی)

«ترک کردن امربه معروف»

1642. عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) فی قوله تعالی:«فلمّا نسوا ماذکّروابه أنجینا الّذین ینهون عن السّوء» قالَ: کانُوا ثَلاثَةَ اَصنافٍ: صِنفٌ إئتَمَرُوا وَأَمَرُوا فَنَجَوا، وَصِنفٌ إئتَمَرُواوَلَم یَأمُرُوا فَمَسَخُوا ذَرًّا، وَصِنفٌ لَم یَأتَمُرُوا وَلَم یَأمُرُوا فَهَلَکُوا؛(4)

1) - غرر، ج 2، ص 594، ح 31.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 320،ح 4.

3) - «موضوع ازبین رفتن حق عالم، استفاده نکردن ازعلم عالم، حدیث شمراه 1141»

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 418، ح 1

امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند متعال که فرموده: «پس زمانی که فراموش کردند آنچه را تذکّرداده شده بودند، آنهائی که از بدی ها نهی کردند نجات دادیم» فرمود: آنها سه گروه بودند: گروهی که هم معروف را پذیرفتند و هم به آن امرکردن پس نجات یافتند، و گروهی معروف را قبول کردن ولی به آن امر نکردند مسخ و میمون شدند، وگروهی که نه معروف را پذیرفتند و نه امربه معروف کردند هلاک گردیدند.

«سرکشی درمقابل فرمان خداوند عالم»

قرآن کریم: «فَلَمّا عَتَواعَن ما نُهُوا عَنهُ قَلنا لَهُم کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ؛»(1)

هنگامی که در برابر فرمانی که به آنها داده شده بود، سرکشی نمودند به آنها گفتیم به شکل میمون ها درآئید و طرد شوید.

فصل نهم - گناهی که باعث مغلوب شدن انسان می شود:

«نیکی را با بدی پاسخ دادن»

1643. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن دَفَعَ الخَیرَبِالشَّرِّغُلِبَ؛(2)

هرکس خوبی را با بدی برطرف سازد، مغلوب می شود.

فصل دهم - گناهانی که باعث دورشدن ملائکۀ رحمت الهی از انسان می شود:

«تعدی ازحدود الهی، گناه و معصیت»

1644. عَن أبِی خَدِیجة قالَ دَخَلتُ عَلی أبِی الحَسَنِ (علیه السلام) فَقالَ لِی: إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالی أَیَّدَ المُؤمِنَ بِرُوحٍ مِنهُ یَحضِرُهُ فِی کُلِّ وَقتٍ یُحسِنُ فِیهِ وَیتَّقِی، وَیَغِیبُ عَنهُ فِی کُلِّ وَقتٍ یُذنِبُ فِیهِ وَیَتَعَدِّی...؛(3)

أبی خدیجه گوید: وارد شدم به محضرابوالحسن (علیه السلام) پس به من فرمود: همانا خداوند تبارک وتعالی مؤمن را به روحی (ملائکه ای) از طرف خود یاری می کند، آن ملائکه در هر زمانی که او نیکی نماید و تقوی پیشه کند نزدش حاضر می شود، و در هر زمانی گناه کند و تعدّی نماید از او غائب و دور می گردد.


1) - سوره أعراف، آیه 166.

2) - غرر، ج 2، ص 715، ح 1457.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 235، ح 1.

28- باب بیست و هشتم«ن» :نُه فصل

اشاره

باب بیست و هشتم «ن»

فصل اول - گناهانی که باعث تغییر، دگرگونی و سلب نعمت ها می شوند:

اشاره

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُالنِّعَمَ؛»(1)

«بارإلها! بیامرز برای من گناهانی را که تغییردهد و دگرگون کند نعمت ها را»

«دشمنی با آیات وپیامبران الهی»

قرآن کریم: «... وَمَهَّدتُ لَهُ تَمهِیدَا. ثُمَّ یَطمَعُ أَن آَزِیدَ. کَلّاإِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیدًا؛»(2)

و وسائل زندگی را از هر نظر برای وی فراهم ساختیم. باز هم طمع دارد که بر او بیفزایم. هرگزچنین نخواهد شد، چرا که او به آیات ما دشمنی می ورزد.

«بدی درمقابل نیکی»

1645. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَزٰاءُ عَلَی الإِحسٰانِ بالإِسٰائَةِ کُفرٰانٌ؛(3)

نیکی را با بدی پاداش دادن کفران نعمت است.

«تغییرحالت- تغییرحالت ازآنچه خداوند دوست دارد، به آنچه خداوند دوست ندارد»

1646. عَنِ الهَثِیمِ بنِ واقدِ الجُزرِیّ قالَ: سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ:

إِنَّ اللهَ(عزّوجلّ) بَعَثَ نَبِیًّا مِن أَنبِیائِهِ إِلی قَومِهِ وَأَوحی إِلَیهِ أَن قُل لِقَومِکَ إِنَّهُ لَیسَ مِن أَهلِ قَریَةٍ وَلا ناسٍ کانُوا عَلی طاعَتِی فَأَصابَهُم فِیها سَرّاءُ فَتُحَوِلُواعَمّا آُحِبُّ إِلی ما أَکرَهُ إِلا تَحَوَّلتُ لَهُم مِمّا یُحِبُّونَ إِلی ما یَکرَهُونَ.(4)

خداوند(عزّوجلّ) یکی از پیامبرانش را بسوی قومش فرستاد، و به او وحی فرمود که به قومت بگو: هیچ اهل قریه ای و یا مردمی نیستند، که برطاعت من بودند و در این راستاسرور و شادی


1) - دعای کمیل

2) - سوره مدثّر، آیات 15-16.

3) - غرر، ج 1، ص 63، ح 1282.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 242، ح 3.

(ونعمت) به آنان رسید، پس متحوّل و عوض شدند از آنچه من دوست داشتم به آنچه دوست نداشتم مگراین که متحوّل کردم و تغییردادم از آنچه دوست داشتند به آنچه دوست نداشتند.

1647. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ لِلهِ عِبادًا یَختَصُّهُمُ اللهُ بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِبادِ، فَیُقِرُّها فِی أَیدِ یهِم ما بَذَلُوها، فَإِذا مَنَعُوها نَزَعَها مِنهُم، ثُمَّ حَوَّلَها إِلی غَیرِهِم(1)

خدا را بندگانی است، که برای سود رساندن به دیگران، نعمت های خاصّی به آنان بخشیده، تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمت ها را در دستشان باقی می گذارد، هرگاه از بخشش دریغ کنند، نعمت ها را ازدستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.

«حرف ناروا»

1648. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن کَلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً؛(2)

بسا یک کلمه ای، که نعمتی را از بین می برد.

1649. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ تَحَوُّلِ النِّعَمِ اَلکُفرُ؛(3)

کفرگویی و ناسپاسی، باعث برگشتن نعمت ها است.

«حقوق خداوند را اداء نکردن»

1650. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ لِلهِ فِی کُلِّ نِعمَةٍ حَقًّا، فَمَن أَدّاهُ زادَهُ، مِنها وَمَن قَصَّرَفِیهِ خاطَرَبِزَوالِ نِعمَتِهِ؛(4)

خدا را در هر نعمتی حقّی است، هرکس آن را بپردازد، فزونی یابد، وآن کس که نپردازد وکوتاهی کند، در خطر نابودی قرارگیرد.

1651. الإامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَوالُ النِّعَمِ بِمَنعِ حُقُوقِ اللهِ مِنها وَالتَّقصِیرُفِی شِکرِها؛(5)

حقوق خدا (مانند زکات و...) را ندادن و در شکر نعمت ها کوتاهی کردن، باعث از بین رفتن نعمت ها است.

«خون ناحق ریختن»

1652. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَفکُ الدِّماءِ بِغَیرِحَقِّها یَدعُوإِلی حُلُولِ النِّقمَةِ وَزَوالِ النِّعمَةِ؛(6)

1) - نهج البلاغة، دشتی، ح 426.

2) - غرر، ج 2، ص 550، ح20.

3) - غرر، ج 1، ص 431، ح 35.

4) - نهج البلاغة، دشتی، ص 680، ح 244.

5) - غرر، ج 1، ص 426، ح 31.

6) - غرر، ج 1، ص 437، ح 78.

خون ناحق ریختن، باعث نزول نقمت وخشم خداوند، و زوال و از بین رفتن نعمت می شود.

«قطع رحم»

1653. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَطِیعَةُ الرَّحِمِ تُزِیلُ النِّعَمَ؛(1)

قطع رحم (قطع رابطه خویشاوندی) نعمت ها را از بین می برد.

«چهار مورد از گناهان سلب نعمت: ظلم به مردم، از بین بردن روحیه نیکوکاری وانجام کارنیک، کفران نعمت، ترک شکرنعمت»

• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ(علیهمالسلام) یَقُولُ:

اَلذُّبُوالَّتِی تُغَیِّرُالنِعَمَ، اَلبَغیُ عَلَی النّاسِ، وَالزَّوالُ عَنِ العادَةِ فُی الخَیرِوَإِصتطِناعِ المَعرُوفِ، وَکُفرانُ النِّعَمِ، وَتَرکُ الشُّکرِ، قالَ اللّهُ تَعالی: «إِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُما به آنفُسِهِم؛(2)

ابوخالد کابلی می گوید: از امام زین العابدین علی بن الحسین(علیهم السلام) شنیدم، می فرمود: گناهانی که باعث تغییر و دگرگونیِ نعمت ها می شود:

ظلم و ستم برمردم، و از دست دادن روحیه نیکوکاری و انجام کارهای نیک، کفران نعمت و ترک شکر«نعمت»، خداوند متعال می فرماید: «همانا خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییرنمی دهد مگر این که آن قوم و ملت خود را تغییردهند».

1654. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ زَوالِ النِّعَمِ أَلکُفرانُ؛(3)

کفران نعمت، باعث از بین رفتن نعمت است.

1655. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُفرانُ النِّعمَةِ مُزِیلُها؛(4)

کفران نعمت، زائل کننده نعمت است.


1) - غرر، ج 2، ص 539 ،ح 71.

2) - «موضوع نزول بلا، حدیث شماره 328»

3) - غرر، ج 1، ص 430، ح 8.

4) - غرر، ج 2، ص 573، ح 10.

1656الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَوالُ النِّعَمِ بِمَنعِ حُقُوقِ اللهِ مِنها وَالتَّقصِیرُفِی شِکرِها؛(1)

حقوق خدا(مانند زکات و...) را ندادن و در شکر نعمت ها کوتاهی کردن، باعث از بین رفتن نعمت ها است.

1657. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَشکُرِالنِّعمَةَ عُوقِبَ بِزَوالِها؛(2)

هرکس نعمت را سپاس نگذارد، به از بین رفتن آن نعمت سزا داده شود.

«ناسپاسی»

1658. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَشکُرِالنِّعمَةَ مُنِعَ الزِّیادَةَ؛(3)

هرکس سپاس نعمت نگذارد، فزونی نعمت از آن بازگرفته شود.

«وسوسه شیطان»

قرآن کریم:«وَیاآدَمُ أسکُن أَنتَ وَزَوجُکَ الجَنَّةَ فَکُلا مِن حَیثُ شِئتُما وَلا تَقرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمِینَ؛»(4)

وای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هرجا که خواستید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید شد.

«فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ لِیُبدِیَ لَهُما ماوُرِیَ عَنهُما سَوءَتِهِما... قالَ اهبِطُوا ها بَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ...؛(5)

سپس شیطان آنها را وسوسه کرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد. فرمود: (از مقام خویش) فرود آئید، درحالی که بعضی نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود(شیطان دشمن شماست وشما دشمن او).

«طغیان و گردن کشی»

1659. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَطَرُیَسلِبُ النِّعمَةَ وَیَجلِبُ النَقمَةَ؛(6)

گردنکشی وطغیان، نعمت را می گیرد و انتقام الهی وعقوبت بار می آورد.1660. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یُزِیلُ النِّعمَةَ(7)

گردن کشی، نعمت را از بین می برد.

1661. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یُسلِبُ النِّعمَةَ(8)

1) - غرر، ج 1، ص 426، ح 31.

2) - غرر ج 2، ص 640، ح 539.

3) - غرر ج 2، ص 719، ح 1467.

4) - سوره اعراف، آیات 19-20.

5) - سوره اعراف، آیه 25.

6) - غرر، ج 1، ص 107، ح 2239.

7) - غرر، ج 1، ص 20، ح 541.

8) - غرر، ج 1،... .

طغیان وستمگری، نعمت را از بین می برد.

«ظلم و ستم»

1662. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ یَطرُدُالنِّعَمَ(1)

ظلم، نعمت را طرد می کند.

1663. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ شَیئٌ أَدعی إِلی زَوالِ نِعمَةٍ وَتَعجِیلِ نِقمَةٍ مِن إِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ؛(2)

هیچ چیزدعوت کننده تر،(و برنده تر) بسوی زوال نعمت و نزول نقمت وبلا از ایستادگی روی ستمکاری نیست.

1664. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ یُزِلُّ القَدَمَ، وَیَسلُبُ النِّعَمَ، وَیُهلِکُ الأُمَمَ؛(3)

ظلم قدم را می لغزاند، و نعمت ها را سلب می کند، و امت وملت ها را به هلاکت ونابودی می کشاند.

1665. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن نِعمَةٍ سَلَبَهٰا ظُلمٌ؛(4)

بسا نعمتی، که ظلم وستم آن را ازبین برده.

1666. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِالظُلمِ تَزُولُ النِّعَمُ؛(5)

نعمت ها، با ستمگری ازبین می رود.

«ظلم به کنیزان، ظلم به یتیمان»

1667. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظُلمُ الیَتٰامٰی وَالإِمٰاءِ یُنزِلُ النِّقَمَ وَیَسلِبُ النِّعِمَ؛(6)ظلم بر یتیمان وکنیزان، نقمت وگرفتاری را فرود می آورد ونعمت را سلب می کند و از بین می برد.

«غرور و منیت»

1668. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غُرُورُالغِنا یُوجِبُ الأَشَرَ؛(7)

غرورتوانگری، موجب کفران نعمت است.


1) - غرر، ج 1، ص 26، ح670.

2) - غرر، ج 2، ص 597، ح 72.

3) - غرر،... .

4) - غرر، ج 2، ص 549، ح 7.

5) - غرر، ج 1، ص 331، ح 52.

6) - غرر، ج 2، ص 477، ح 43.

7) - غرر، ج 2، ص 507، ح 19.

«کفران نعمت»

1669. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی الکُفرِالنِّعَمِ زَوالُهٰا؛(1)

از بین رفتن نعمت ها، درکفران نعمت است.

«گناه و معصیت»

1670. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : ماأَنعَمَ اللهُ عَلی عَبدٍ نِعمَةً فَسَلَبَها إِیّااهُ حَتّی یَذنُبَ ذَنبًا یَستَحِقَ بِذالکَ السَلبَ؛(2)

خداوند هیچ بنده ای را نعمت عطا نمی کند، که از او سلب کند. مگر این که گناهی مرتکب شود که سبب استحقاق سلب نعمت شود.

1671. قٰالَ عَلِیُّ بنِ مُوسی الرِّضا (علیه السلام) : یٰا اَیُّهاَ النّٰاسُ، إتَّقُوا اللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تُنَفِّرُوهٰا عَنکُم بِمَعٰاصِیهِ؛(3)

ای مردم ! تقوا را درباره نعمت های الهی برشما رعایت کنید وآنها را با گناهان ونافرمانی خداوند از خود مرانید.

«با نعمت خدا، خدا را معصیت کردن»

1672.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَعٰانَ بِالنِّعمَةِ عَلَی المَعصِیَةِ فَهُوَالکَفُورُ،(4)کسی که بوسیله نعمت (خدا) برنافرمانی خداوند یاری جوید، پس او کفران نعمت کرده است.

1673.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِعَوٰارِضِ الآفٰاتِ تَتَکَدَّرُالنِعَمُ؛(5)

با پیدایش آفت ها (دراثر معاصی) نعمت ها تیره و تار می شوند.

«لئیم و فرومایه»

1674. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَالَّئِیمُ یَکفُرُالجَزِیلَ؛(6)

لئیم و ناجوانمرد، از چیز(نعمت) بسیارناسپاسی می کند «ناسپاسی سبب از دست رفتن نعمت است».


1) - غرر، ج 2، ص 513، ح 44.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 240، ح 16.

3) - عیون اخبارالرضا ،2،169.

4) - غرر، ج 2، ص 656، ح 796.

5) - غرر، ج 1، ص 332، ح 74.

6) - غرر، ج 1، ص 42، ح 1271.

«برآورده نکردن حوائج مردم»

1675. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَت نِعَمُ اللهِ عَلَیهِ کَثُرَت حَوائِجُ النّاسِ إِلَیهِ فَاِن قامَ فِیها بِما اَوجَبَ اللهُ سُبحانَهُ فَقَدعَرَّضَها لِلدَّوامِ وَاِن مَنَعَ ما اَوجَبَ اللهُ سُبحانَهُ فِیها فَقَد عَرَّضَها لِلزَّوالِ؛(1)

هرکس نعمت های خداوند سبحان بر او بسیارگردد، نیازمندی مردم بر وی زیاد شود، آنگاه اگر به اداء آنچه که خدای سبحان بر وی واجب کرده است برخاست، آن نعمت ها را به دوام و پایداری عرضه داشته است، و اگر به اداء آنچه که خدای سبحان بروی واجب کرده است برنخاست، آن نعمت ها را به نابودی عرضه داشته است.

فصل دوم - گناهانی که باعث نفاق و دورویی انسان می شود:

«خصومت و دشمنی»

1676. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَالخُصُومَةَ فَاِنَّها تَشغَلُ القَلبَ وَتُورِثُ النِّفاقَ وَتَکسُبُ الضَغایِنَ؛(2)

ازخصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد و نفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.

«خیانت»

1677. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَأسُ النِّفاقِ ألخِیانَةُ؛(3)

سررشتۀ نفاق، خیانت است.

«دروغ»

1678. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : اَلکِذبُ یُؤَدِّی اِلَی النِّفاقِ؛(4)

دروغ، به نفاق می انجامد.

فصل سوم - گناهانی که باعث نفرین بر انسان می شود:

«استهزاء و مسخره»

قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛»(5)


1) - غرر، ج 2، ص 679، ح 1090.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 568،ح 5.

3) - غرر، ج 1، ص 42، ح 1271.

4) - غرر، ج 1، ص 40، ح 1225.

5) - سوره همزه، آیه1.

وای برهرعیبجوی مسخره کننده.

«ترک امربه معروف ونهی ازمنکر»

1679. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : وَیلٌ لِقَومٍ لا یُدَیِّنُونَ اللهَ بِالأَمرِبِالمَعرُوفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ؛(1)

وای برقومی، که خداوند را با امربه معروف و نهی از منکر دین داری نمی کنند.

«کشتن امرکننده به عدالت- آمر به معروف»

1680. قال أبوعبدالله (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنّ الله(عزّوجلّ یقول):«... وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَقتُلُونَ اللَّذِین یَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاسِ؛»(2)(3)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا خداوند عزوجل می فرماید: وای برکسانیکه می کشند از مردم کسانی را که امربه عدالت می کنند.

«امربه به منکرونهی ازمعروف»

1681. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن یَأمُرُبِالمُنکَرِوَیَنهی عَنِ المَعرُوفِ؛(4)

وای برکسی، که امربه منکر و نهی از معروف می نماید.

«اندیشه و نقشه شوم برعلیه آیات وپیامبران الهی»

قرآن کریم: «إِنَّهُ فکَّرَوَقَدَّرَ. فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ. ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ. (5)

او(برای مبارزه با قرآن) اندیشه کرد ومطلب را آماده ساخت. مرگ براو باد چگونه (برای مبارزه باحق) مطلب را آماده کرد. باز هم مرگ بر او باد چگونه مطلب (ونقشۀ شوم خود را) آماده نمود.

«تحریف کردن آیات الهی، نوشتن مطالب بنام آیات الهی، فروختن مطالب دروغین بنام آیات الهی»

قرآن کریم:«فَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَکتُبُونَ الکِتٰابَ بِایدِیهِم ثُمِّ یَقُولُونَ هٰذٰا مِن عِندِالله لِیَشتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلا فَوَیلٌ لَهُم مِمّٰا کَتبَت اَیدِیهم وَوَیلٌ لَهُم مِمّٰا یَکسِبُونَ؛»(6)


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 393، ح 1.

2) - سوره آل عمران، آیه21.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 285، ح 1.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 397، ح 14.

5) - سوره مدثّر، آیات 18 الی 20.

6) - سوره بقره، آیه 79.

وای برآنها که مطالبی با دست خود می نویسند، سپس می گویند: از طرف خدا است تا به به بهائی کم آن را بفروشند، وای برآنها ازآنچه با دست خود نوشتند، و وای برآنها از آنچه از این راه به دست می آورند.

«حضوردر هر بدی و زشتی»

1682. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لامَرحَبًا بِوُجُوهٍ لاتُری إِلاعِندَ کُلِّ سَوأَةٍ؛(1)

مبارک مباد، چهره هایی که جز به هنگام زشتی ها دیده نمی شوند.«جنایت کاری را حضور امام آوردند، که جمعی اوباش همراه او بودند، حضرت خطاب به آنان این فرمایش را فرمود»

«جمع کردن ثروت بدون رعایت موازین شرعی»

قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ. اَلَّذِی جَمَعَ مالا وَعَدَّدَ؛»(2)

وای برهرعیبجوی مسخره کننده. همان کس که مال را جمع آوری و شماره کرده (بی آنکه حساب مشروع و نامشروع کند)

«درجهل ماندن»

1683. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن تَمٰادی فِی جَهلِهِ وَطُوبٰی لِمَن عَقَلَ وَاهتَدٰی؛(3)

وای برکسی که در نادانیش بماند، وخوشا بحال کسی که تعقّل کند (و بداند) وهدایت جوید.

«خواب غفلت»

1684. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِلنّٰائِمِ مٰا اَخسَرَهُ قَصُرَعُمرُهُ وَقَلَّ اَجرُهُ؛(4)

وای برشخصی که درخواب غفلت فرورفته، که چه اندازه عمرش کوتاه و مزدش اندک است.

«دروغ»

قرآن کریم: «قُتِلَ الخَرّاصُونَ. وَیلٌ لِکُلِّ اَفّٰاکٍ اَثِیمٍ؛»(5)

گشته شوند ومرگ بردروغگویان. [وآنها حرف بی اساس می زنند]. وای برهر دورغگوی گنهکار.


1) - نهج البلاغة، دشتی، ح 200.

2) - سوره همزه، آیات 1- 2.

3) - غرر،ج 2، ص 781، ح 26.

4) - غرر،ج 2، ص 782، ح 30.

5) - سوره ذاریات، آیه10 وسوره جاثیه، آیه7.

حدیث:

1685. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : یٰا أَبٰاذَر! وَیلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیکذب لِیُضحِکَ بِهِ القَومَ وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ، وَیلٌ لَهُ؛(1)

ای أباذر! وای برکسی که سخن دروغ می گوید تا گروهی را بخنداند، وای براو، وای براو، وای براو.«طلب کردن دنیا بوسیله دین»

1686. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنّ الله(عزّوجلّ)یقول: «وَیلٌ لِلَّذِینَ یَختُلُونَ الدُّنیا بِالدِّینِ»(2)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) : همانا خداوند (عزّوجلّ) می فرماید: «وای برکسانیکه دین را وسیله طلب دنیا قرار می دهند».

«دشمنی با پیامبرالهی»

قرآن کریم: «تَبَّت یَدا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ؛»(3)

أبولهب نابود شود و دو دستش قطع گردد. «ابولهب همیشه با پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) دشمنی و مخالفت می کرد»

«... هُمُ العَدُوُّفَاحذَرهُم قٰاتَلَهُمُ اللهُ أَنّٰی یُؤفَکُونَ؛»(4)

آنها (منافقان) دشمنان واقعی تو هستند، از آنان برحذرباش، خداوند آنها را بکشد، چگونه ازحق منحرف می شوند؟!.

«ریا و خودنمائی»

قرآن کریم: «وَیلٌ لِلمُصلّیینَ... اَلَّذِینَ هُم یُرٰاؤُنَ؛»(5)

وای برنمازگزاران...آنها که ریا می کنند.

1687. عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَنّهُ قالَ لِعَبّادِ بنِ کَثِیرِالبَصرِی فِی المَسجِدِ: وَیلَکَ یا عَبّادُ إِیّاکَ وَالرِّیاءَ فَاِنَّهُ مَن عَمِلَ لِغَیرِاللهِ وَکَلَهُ اللهِ إِلی مَن عَمِلَ لَهُ؛(6)

1) - وسائل الشیعه، ج 8، باب تحریم الکذب، ص 577، ح 4.

2) - وسائل الشیعه، ج 11، 285 ،ح 1.

3) - سوره المسد، آیه 1.

4) - سوره منافقین، آیه 4.

5) - سوره ماعون، آیات 4- 6.

6) - اصول کافی، ج 3، ص 400، ح 1.

امام صادق (علیه السلام) به عباد بن کثیربصری در مسجد فرمود: وای برتوای عباد! از ریاء بپرهیز، که هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کسی که برایش کارکرده واگذارد.

«ستمگری، بدسیرتی»

1688. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن سٰائَت سِیرَتُهُ وَجٰارَت مُلکَتُهُ وَتَجَبَّرَوَاعتَدٰی؛(1)

وای برکسی که سیرت و روشش با(مردم) بد باشد،و در دوران پادشاهی(وحکومت) جفا کند و گردنکشی نماید و به حقوق مردم تعدی و به آنان ستم روا دارد.

«ناسپاسی وکفران نعمت»

قرآن کریم:«قُتِلَ الإِنسٰانُ مٰا أَکفَرَهُ؛»(2)

مرگ براین انسان، چقدرکافر و ناسپاس است ؟!.

«اهل شرّ و شرور بودن»

1689. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ مِمّا أَوحَی اللهُ إِلی مُوسی (علیه السلام) وَأَنزَلَ عَلَیهِ فِی التو راةِ... وَأَنَا اللهُ لاإِلهَ إِلا أَنَا، خَلَقتُ الخَلقَ وَخَلَقتُ الشَّرَّوَأَجرَیتُهُ عَلی یَدَی مَن أُرِیدُهُ، فَوَیلٌ لِمَن أَجرَیتُهُ عَلی یَدَیهِ؛(3)

از جملۀ آنچه خداوند به جناب موسی (علیه السلام) وحی فرمود و در تورات بر او نازل کرد این بود، که...منم خدا، و شایان پرستش نیست جزمن، مخلوق را آفریدم و شر را - نیز- آفریدم وآن را بدست هرکه اراده کردم، جاری ساختم. پس وای برکسی که آن را بدست اوجاری نمودم.

«شکنجه گری»

قرآن کریم: «قُتِلَ أَصحٰابُ الاُخدُودِ؛»(4)

مرگ وعذاب برشکنجه گران صاحب گودال (آتش) باد.

«شرک و مشرک بودن»

قرآن کریم: «وَوَیلٌ لِلمُشرِکِینَ؛»(5)

و وای به حال مشرکان.


1) - غرر، ج 2، 781، ح 27.

2) - سوره عبس، آیه 17.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 212، ح 1.

4) - سوره بروج، آیه 4.

5) - سوره فصلت، آیه 6.

«طغیانگری»

قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ؛»(1)

گفتند: وای بر ما که طغیانگر بودیم.

حدیث:

1690. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَیلٌ لِمَن یَختالُ فِی الأَرضِ یُعارِضُ جَبّارَالسَّماواتِ وَالأَرضِ؛(2)

وای برآنکه در روی زمین خودخواهی و گردنکشی کند، و با جبار آسمان ها و زمین معارضه و مخالفت نماید.

«ظلم»

قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ.... لَیَقُولُنَّ یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(3)

گفتند: ای وای برما که ظالم وستمگر بودیم... می گویند ای وای ما همگی ستمگر بودیم.

«بی هدف توصیف کردن خلقت عالم»

قرآن کریم: «... لَکُمُ الوَیلُ مِمّا تَصِفُونَ؛»(4)

وای برشما از توصیفی که (بی هدف بودن خلقت عالم) می کنید.

«عیب جوئی»

قرآن کریم: وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛(5)

وای برهرعیب جویِ مسخره کننده.«همزة ولمزة به عیبجویی نیزمعنی شده است»

«غلبه غفلت برانسان»

1691. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن غَلبَت عَلَیهِ الغَفلَةُ فَنَسِیَ الرِّحلَةَ وَلَم یَستَعِدَّ.(6)

وای برکسی غفلت بر او چیره شود، ومرگ وکوچ از جهان را فراموش کند وآماده رفتن نگردد.


1) - سوره قلم، آیه 31.

2) - عقاب الأعمال؛ ص 627، ح 2.

3) - سوره انبیاء، آیات 14 و46.

4) - سوره انبیاء، آیه 18.

5) - سوره همزه، آیه 1.

6) - غرر، ج، ص 782، ح 29.

«غیبت»

قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛»(1)

وای برهرعیبجوی مسخره کننده.«همزة ولمزة به غیبت نیزمعنی شده است»

«فاش کردن سرّهمسایه»

1692.عَن یُونُسَ بنِ عَمّٰارٍقٰال: قُلتُ لأَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) :إِنَّ لِی جٰارٌمِن قُرَیشٍ مِن آلِ مُحرِزٍقَدنَوَّهَ بِاِسمِی وَشَهَّرَنِی، کُلَّمٰا مَرَرتُ بِهِ قٰالَ: هذَاالرّٰافِضِی، یَحمِلُ الأَموٰالَ إِلٰی جَعفَرِبنِ مَحَمدٍ، قٰالَ: فَقٰالَ لَی: فَادعُ عَلَیهِ إِذٰا کُنتَ فِی صَلاةِ اللَیلِ و...؛(2)

یونس بن عمارگوید: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: من گرفتار همسایه ای- از قریش از آل محرز- شنیده ام نام مرا فاش کرده و مرا شهره مردم ساخته (که همه مرا بشناسند) هرگاه به او بگذرم گوید: این رافضی است و مال ها را به نزد جعفربن محمد میبرد، گوید: حضرت به من فرمود: در نماز شب به او نفرین کن.

«سبک شمردن و فراموش کردن نماز»

قرآن کریم: «فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ. اَلّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم سٰاهُونَ؛»(3)

پس وای بر نمازگزارانی که. نماز خود را به دست فراموشی می سپارند. «و سبک می شمارند»

«قساوت قلب»

قرآن کریم: «فَوَیلٌ لِلقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِ کرِاللهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلالٍ مُبِینَ؛»(4)

پس وای برسخت دلان از ذکرخدا، که آنها درگمراهی آشکارهستند.

«کفر و کافرشدن»

قرآن کریم:«وَقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرعَلَی الأَرضِ مینَ الکافیرِینَ دَیّارًا؛»(5)ونوح گفت: پروردگارا، روی زمین احدی ازکافران را زنده نگذار.


1) - سوره همزه، آیه1.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 277، ح 3.

3) - سوره ماعون، آیات 4- 5.

4) - سوره نوح، آیه 26.

5) - سوره زمر، آیه 22.

«درگمراهی ماندن و بسوی هدایت نرفتن»

1693. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن تَمٰادٰی فِی غَیِّهِ وَلَم یَفِ إِلَی الرُّشدِ؛(1)

وای برکسی که درگمراهی بپاید، و به راه هدایت نرسد.(و هدایت نشود).

«گناه»

قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ اَفّٰاکٍ اَثِیمٍ؛»(2)

وای بر هر دروغگوی گنهکار.

حدیث:

1694. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلُ العٰاصِی مٰا اَجهَلَهُ وَعَن حَظِّهِ مٰا اَعدَلَهُ؛(3)

وای برگنهکار، که چقدر نادان است، و تا چه اندازه از بهره و حظش بدور مانده و در گذشته است.

«گرفتارشدن درگناه»

1696. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن بَلِیَ بِعُصیٰانٍ وَحِرمٰانٍ وَخِذلانٍ؛(4)

وای برکسی، که به گنهکاری و ناکامی وخواری در دنیا وآخرت مبتلا وگرفتارگردد.

«مال دنیا، مقام و گمراه کردن مردم»

قرآن کریم: «وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّوا عَن سَبِیلِکُ، رَبَّنٰا أَطمِس عَلٰی أَموٰالِهِم وَاشدُدعَلٰی قُلُوبِهِم فَلا یُؤمِنُوا حَتّیٰ یَرَوُا العَذٰابَ الأَلِیمَ؛»(5)

و موسی به پروردگارخود عرض کرد: بارالها، تو به فرعون و فرعونیان درحیات دنیا ملک و اموال و زیورهای بسیاربخشیده ای، که بدین وسیله بندگان را از راه توگمراه کنند، بارخدایا، اموال آنها را نابود گردان و دل هاشان را بربند، که ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.


1) - غرر، ج 2، ص 781، ح 28.

2) - سوره جاثیه، آیه 7.

3) - غرر، ج2، ص 782، ح 34.

4) - غرر، ج2، ص 783، ح 42.

5) - سوره یونس، آیه 88.

«فراموش کردن مرگ»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَیلٌ لِمَن غَلبَت عَلَیهِ الغَفلَةُ فَنَسِیَ الرِّحلَةَ وَلَم یَستَعِدَّ؛(1)

وای برکسی، غفلت بر او چیره شود و مرگ وکوچ ازجهان را فراموش کند و آماده رفتن نگردد.

«منع کردن مردم از لوازم ضروریات زندگی»

قرآن کریم: «... وَیَمنَعُونَ المٰاعُونَ؛»(2)

و(وای برآنها که) دیگران را از لوازم ضروریات زندگی منع می نمایند.

«بسیاری از مفسران معتقدند، که منظور از آن (ماعون) در اینجا اشیاء جزئی است، که مردم مخصوصا همسایه ها به آنها احتیاج پیدا می کنند و از یکدیگر به عنوان عاریه و یا تملک می گیرند، مانند نمک، آب، آتش (کبریت) ظروف و مانند این ها»

«درحال ترس و وحشت قراردادن مؤمن»

1697. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنّ الله(عزّوجلّ) یقول:«... وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَسِیرُالمُؤمِنُ فِیهِم بِالتَّقِیَّةِ؛»(3)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: وای برکسانیکه مؤمن در بین آنها با بقیه (و ترس) رفت وآمد (و زندگی نماید).

«نفاق»

قرآن کریم: «...هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم قٰاتَلَهُمُ اللهُ أَنّٰی یُؤفَکُونَ؛»(4)

آنها (منافقان) دشمنان واقعی تو هستند، از آنان برحذرباش، خداوند آنها را بکشد چگونه ازحق منحرف می شوند؟!

«آزار و اذیت همسایه»

1698. عَن إِسحٰاقَ بنِ عَمّٰارٍ قٰالَ: شَکَوتُ إِلٰی أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) جٰارًا لِی وَمٰا أَلقٰی مِنهُ، قٰالَ: فَقٰالَ لِیَ: ادعُ عَلَیهِ، قٰالَ: فَعَلتُ فَلَم أَرَشَیئًا فَعُدتُ إِلَیهِ فَشَکَوتُ إِلَیهِ فَقٰالَ لِیَ: ادعُ عَلَیهِ قٰالَ: فَقُلتُ: جُعِلتُ

1) - «همین موضوع غلبه غفلت، حدیث شماره 1691»

2) - سوره ماعون، آیه 7.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 285، ح 1.

4) - سوره منافقین، آیه 4.

فِدٰاکَ قَد فَعَلتُ فَلَم أَرَشَیئًا، فَقٰالَ: کَیفَ دَعَوتَ عَلَیه ؟ فَقُلتُ: إِذٰا لَقِیتُهُ دَعَوتُ عَلَیهِ، قٰالَ: ادعُ عَلَیهِ إِذٰا أَدبَرَوَ- إِذٰا – استَدبَرَ، فَفَعَلتُ فَلَم أَلبَث حَتّی أَرٰاحُ اللهُ مِنهُ؛(1)

اسحاق بن عمارگوید: بحضرت صادق (علیه السلام) از دست همسایه ای که داشتم و از آزاری که از او به من میرسید شکایت کردم، گوید: به من فرمود: بر او نفرین کن، گوید: عرض کردم فدایت گردم من نفرین کردم و نتیجه ای ندیدم، فرمود: چگونه نفرین کردی؟عرض کردم: هرگاه به او برخوردم نفرینش کردم، گوید: فرمود: چون به تو پشت کند و روگرداند نفرینش کن، پس من اینکار را کردم و زمانی نگذشت که خدا مرا از شر او آسوده کرد.

1699. عَن یَعقَوبَ بنِ سٰالِمٍ قٰالَ: کُنتُ عِندَ أَبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) فَقٰالَ لَهُ العَلاءُ بنُ کٰامِلٍ: إِنَّ فُلانًا یَفعَلُ بِی وَیَفعَلُ، فَاِن رَأَیتَ أَن تَدعَواللهَ(عزّوجلّ) فَقٰالَ: هٰذٰا ضَعفٌ بِکَ، قُل: اَللّهُمَّ إِنَّکَ تَکفِی مِن کُلِّ شَیءٍ ولا یَکفِی مِنکَ شَیءٌ فَاکفِنِی أَمرَفُلانٍ بِمَ شِئتَ وَکَیفَ شِئتَ وَ- مِن- حَیثُ شِئتَ وَأَنّٰی شِئتَ؛(2)

یعقوب بن سالم گوید: خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم پس علاء بن کامل به آن حضرت عرض کرد: همانا فلان کس به من اذیت می کند (و هرچه خواهد) انجام می دهد، اگر صلاح میدانید بدرگاه خداوند (عزوجل) بر او نفرین نکنید، فرمود: این از ضعف (و ناتوانی) تو است، بگو: «بارخدایا تو از هرچیز کفایت کنی و چیزی از تو کفایت نکند کار فلان کس را درباره من کفایت فرما بدانچه خواهی و هرگونه خواهی و از هر راهی که خواهی و از آنجا که خواهی.

فصل چهارم - گناهانی که باعث اصلاح نشدن نفس و فاسد شدن آن می شود:

«اسراف وتبذیر»

1700. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : وَیحُ المُسرِفِ مٰاأَبعَدَهُ عَن إِصلاحِ نَفسِهِ وَإستِدرٰاکِ أَمرِهِ؛(3)

وای براسراف گر، چقدر دور است از اصلاح نفس خود و دریافت (نتیجه) کارش.«خواب و خوراک زیاد- پرخوری و پرخوابی»

1701. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَثرَةُ الأَکلِ وَالنَّومِ یُفسِدانِ النَّفسَ وَیَجلِبه آن المَضَرَّةَ؛(4)

خواب وخوراک بسیار، نفس را (وجان را) تباه می سازد و ضرر و زیان را جلب می نماید.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 276، ح 1.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 278، ح 4.

3) - غرر، ج 2، ص 782، ح 31.

4) - غرر، ج 2، ص 563، ح 37.

«خودستایی»

1702. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن مَدَحَ نَفسَهُ فَقَد ذَبَحَها؛(1)

کسی که نفس خود را بستاید، البته آن را کشته است.

«شهوترانی»

1703. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَرِینُ الشَّهوَةِ مَرِیضُ النَّفسِ وَمَعلُولُ العَقلِ؛(2)

نزدیک شونده به شهوت، (وشهوت ران) نفسش بیمار و عقلش دردمندست.

1704. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ شَهوَتُهُ لَم تَسلِم نَفسُهُ؛(3)

هرکس شهوتش بر او غلبه داشته باشد، نفسش سالم نمی ماند.

«طمع»

1705. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُصلِحهُ الوَرَعُ آَفسَدَهُ الطَّمَعُ.(4)

کسی که پارسائی او را اصلاح نکند، طمع تباهش سازد.

1706. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَشَّ نَفسَهُ مَن شَرَّبَهَا الطَّمَعَ؛(5)

آلوده کرد نفس خویش را، کسی که طمع را به آن نوشاند.

«مدیریت نکردن نفس»

1707. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یَسُس نَفسَهُ أَضاعَها؛(6)

کسی که نفس خود را سیاست و مدیریت نکند، آن را تباه وضایع ساخته است.

فصل پنجم - گناهانی که باعث نزول نِقمت و انتقام الهی می شود:

اشاره

«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمً؛»(7)

«بارإلها بیامرز برای من گناهانی را، که فرود آرند بدبختی وگرفتاری ها را».


1) - غرر، ج 2، ص 713، ح 1441.

2) - غرر، ج 2، ص 539، ح 78.

3) - غرر، ج 2، ص 637، ح 485.

4) - غرر، ج 2، ص 640، ح 541.

5) - غرر، ج 2، ص 507، ح 21.

6) - غرر، ج 2، ص 640، ح 538.

7) - دعای کمیل

«نافرمانی آگاهانه از خداوند، گردن فرازی برمردم، إستهزاء و تمسخر مردم»

حدیث: - عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ:

… وَالذُّنُوبُ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمَ، عِصیانُ العارِفِ بِالبَغیِ، وَالتَّطاوُلُ عَلَی النّاسِ، وَالإِستِهزاءِ بِهِم، وَالسُّخریَّةُ مِنهُم؛(1)

ابوخالد کابلی میگوید: از امام زین العابدین علی بن الحسین(علیهم السلام) شنیدم، می فرمود: و گناهانی که باعث نزول نقمت و إنتقام الهی می شود:

نافرمانی آگاهانه «انسان آگاه» از خداوند، سرکشی و گردن فرازی برمردم، إستهزاء و ریشخند زدن به مردم و تمسخر و تحقیرآنان است.

«برگشت ازحکم و تعدی از حدود الهی»

قرآن کریم: «فَمَن عادَ فَیَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ وَاللهُ عَزِیزٌذُوانتِقامِ؛»(2)

و هرکس تکرار کند(بعدازحکم الهی، درحال احرام دوباره صید نماید) خداوند از او انتقام می گیرد و خداوند توانا و صاحب انتقام است.

حدیث: 1708- عَن زَیدِ الشحامِ، عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ -: «فَمَن عادَ فَیَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ وَاللهُ عَزِیزٌذُوانتِقامِ- مائده- آیه 95» قالَ: إِنَّ رَجُلًا انطلَقَ وَهُوَمُحرِمٌ فَأَخَذَ ثَعلَبًا فَجَعَلَ یَقرِبُ النّارَإلی وَجهِهِ وَجَعَلَ الثَعلبَ یَصِیحُ وَیُحدِثُ مِن إِستِهِ، وَجَعَلَأَصحابَهُ یَنهَونَهُ عَمّا یَصنَعُ، ثُمَّ أَرسَلَهُ بَعدَ ذالِکَ فَبَینَما الرَّجُلُ نائِمٌ إِذ جائَتهُ حَیَّةٌ فَدَخَلَت فِی فِیهِ فَلَم تَدَعهُ حَتّی جَعَلَ یُحدِثُ کَما أَحدَثَ الثَّعلَبُ ثُمَّ خَلَّت عَنهُ؛(3)

زید الشحام از امام صادق روایت کرده- در فرمایش خداوند(عزوجل) که فرموده: «وهرکس تکرارکند (بعد ازحکم الهی، درحال احرام دوباره صید نماید) خداوند از او انتقام می گیرد وخداوند توانا وصاحب انتقام است» فرمود: مردی درحالی که محرم بود روباهی را گرفت و آتشی را به صورت آن نزدیک کرد، و روباه در این حال ناله سرداد و از ترس دفع حَدَث می کرد، سپس افرادی که با آن مرد بودند او را از این کار نهی کردند، و پس از آن که اوروباه را به حال خود رها کرد، روباه از آن محل رفت، و درشب همان روزآن مرد درحالی که خوابیده بود ماری به سراغش آمد و داخل دهان او شد، آن گاه آن مرد همانگونه که با آزار دادن روباه باعث دفع حدث آن شده بود، او نیز از ترس دفع حَدَث می کرد سپس مار از دهان آن خارج و از او دور شد.


1) - موضوع نزول بلا، حدیث شماره 328

2) - سوره مائده آیه 94.

3) - وسائل الشیعه، ج 9، ص 84، ح 1.

«خون ناحق ریختن»

• الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : سَفکُ الدِّماءِ بِغَیرِحَقِّها یَدعُو إِلی حُلُولِ النِّقمَةِ وَزَوالِ النِّعمَةِ؛(1)

خون ناحق ریختن باعث نزول نقمت وخشم خداوند، و زوال و از بین رفتن نعمت می شود.

«طغیان و سرکشی»

1709. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : بِالبَغیِ تُجلَبُ النِّقَمُ(2)

نقمت ها وعذاب های الهی با سرکشی وستمگری جلب می شود.

1710. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالبَغیَ فَاِنَّ البٰاغِیَ یُعَجِّلُ اللهُ لَهُ النِقمَةَ وَیُحِلُّ لَهُ المَثُٰلاتِ؛(3)

از ظلم وستمکاری بپرهیز، زیرا که خداوند ستمگر را بزودی به طرف کیفر و عذاب می کشد و بر او عقوبت ها را فرود می آورد.

1711. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغی یَجلِبُ النِّقَمَ؛(4)

سرکشی، نقمت می آورد.1712. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلبَطَرُیَسلِبُ النِّعمَةَ وَیَجلِبُ النَقمَةَ؛(5)

گردنکشی و طغیان گری، نعمت را می گیرد و انتقام الهی وعقوبت بارمی آورد.

«ظلم»

1713. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لِلظّالِمِ إِنتِقامٌ؛(6)

ستمگر را، انتقام وکیفردرکاراست.

• الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : لَیسَ شَیئٌ أَدعی إِلی زَوالِ نِعمَةٍ وَتَعجِیلِ نِقمَةٍ مِن إِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ؛(7)

هیچ چیز بسوی زوال نعمت ونزول نقمت و بلا خوانده شده تر(و برنده تر) از استادگی روی ستمکاری نیست.


1) - موضوع تغییرنعمت، خون ناحق ریختن، حدیث شماره 1652

2) - غرر، ج 1، ص 331، ح 53.

3) - غرر، ج 1، ص 155، ص 88 .

4) - غرر، ج 2، ص 26، ح761.

5) - غرر، ج 1، ص 107، ح 2239.

6) - غرر، ج 2، ص 580، ح 7 و ص 597، ح 7.

7) - موضوع تغییرنعمت، ظلم وستم، حدیث شماره 1663

1715. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلم یَجلِبُ النِّقمَةَ؛(1)

ظلم سبب نقمت وگرفتاری می شود.

1716. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ماأقرب النبقمة من الظّلوم؛(2)

وای! چه قدر نزدیک خشم خداوند به شخص ظالم وستمگر.

«ظلم کردن به کسی که یاوری بجز خدا ندارد»

1717. قٰالَ أَبَوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :مٰا مِن مَظلَمَةٍ أَشَدَّ مِن مَظلَمَةٍ لایَجِدُ صٰاحِبُهٰا عَلَیهٰا عَونًا إلااللهَ؛(3)

هیچ ظلمی شدیدتر از ظلمی نیست که صاحب آن (مظلوم) برای آن (انتقام آن) یاوری بجزخدا نداشته باشد.

1718.

قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لَمّٰا حَضَرَعَلی بن الحَسَین (علیهمالسلام) الوَفاة ضَمَّنِی إلٰی صَدرِهِ ثُمَّ قٰالَ: یٰا بُنَی أُوصِیکَ بِمٰا أَوصٰانِی أَبِی حِینَ حَضَرَتهُ الوَفٰاةُ وَبِمٰا ذَ کَرَأَنّ َأبٰاهُ أَوصٰاهُ بِهِ قٰالَ: یابُنَی إِیّٰا کَ وَظُلم مَن لا یَجِدُ عَلَیکَ نٰاصِرًا إلا اللهَ؛(4)امام باقر (علیه السلام) فرمود: وقتی وفات پدرم فرا رسید، مرا به سینه خود چسباند سپس فرمود: فرزندم تو را وصیت می کنم به آنچه پدرم وقت وفتش به من وصیت کرد و به آنچه پدرش به او وصیت کرده بود، فرمود: فرزندم بپرهیز از ظلم کردن به کسی که یاوری بجزخدا ندارد.

1719.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَفٰی بِالظُّلمِ طٰارِدًا لِلنِّعمَةِ وَجٰالِبًا لِلنَّقِمَةِ؛(5)

برای راندن نعمت وآوردن خشم و نقمت خداوندی، همان ستمکاری کافی است.

1720. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ ظٰالِمٍ إِنتِقامٌ؛(6)

هر ستمگری را، انتقام وکیفری درکاراست.

«ظلم به کنیزان و یتیمان»

• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ظُلمُ الیَتٰامٰی وَالإِمٰاءِ یُنزِلُ النِّقَمَ وَیَسلِبُ النِّعِمَ؛(7)

ظلم بریتیمان وکنیزان، نقمت و گرفتاری را فرود می آورد و نعمت را سلب می کند و از بین می برد.


1) - غرر، ج 1، ص 17، ح 437.

2) - غرر، ج 2، ص740، ح 71.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 338، ح 1.

4) - وسائل الشیعه، ج11و ص 339، ح 6.

5) - غرر، ج 2، ص 559، ح 58.

6) - غرر، ج 2، ص 577، ح 15.

7) - موضوع تغییر نعمت، ظلم به کنیزان وظلم به یتیمان، حدیث شماره 1667

«ظلم به مظلومین»

1721. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : ظُلامَةُ المَظلُومِینَ یُمهِلُهَا اللهُ وَلا یُهمِلُهٰا؛(1)

ظلم برمظلومین را، خداوند مهلت می دهد ولی مُهمَل نمی گذارد.

1722. قالَ أبوعبدالله (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ(عَزَّوَجَلَّ)أَوحی إِلی نَبِیٍّ مِن أَنبِیائَهُ فِی مَملَکَتِ جَبّارٍمِنَ الجَبّارِینَ أَنِ أنتِ هذا الجَبّارَفَقُل لَهُ: إِنَّنِی لَم أَستَعمِلکَ عَلی سَفکِ الدِّماءِ وَاتِّخاذِ الأَموالِ وَاِنَّما إستَعمَلتُکَ لِتَکُفَّ عَنِّی أَصواتَ المَظلُومِینَ، فَاِنِّی لَم أَدَع ظَلامَتَهُم وَإِن کانُوا کُفّارًا؛(2)

خدای (عزوجل) به پیامبری از پیامبرانش که در کشور یکی از سرکشان وجباران بود، وحی فرستاد که نزد این مرد جبار برو، وبه او بگو: که من تو را نگماردم برای ریختن خون ها وگرفتن اموال، همانا تورا گماردم تا ناله های ستم دیدگان وناله کنندگان به درگاهم را از من باز داری، زیرا من از ستمی که به ایشان شده نگذرم اگرچه کافر باشند.

«قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی»

1723. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی قَطِیعةِ الرَّحِمِ حُلُولُ النِّقَمِ؛(3)

وارد شدن گرفتاری ها وخشم های (خداوند)، در بریدن ازخوشاوندان است.

1724. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَطِیعةُ الرَّحِمِ تَجلِبُ کَثِیرًا مِنَ النِّقَمِ؛(4)

از خویشاوند بریدن، بسیاری از گرفتاری ها را جلب می کند.

«کفران نعمت»

1725. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُفرانُ النِّعَمِ مُجلِبَةٌ لِحُلُولِ النِّقَمِ؛(5)

کفران نعمت؛ سبب نزول نقمت وگرفتاری است.

1726. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَفَرَالنِّعَمَ حَلَّت بِهِ النِّقَمُ؛(6)

هرکس کفران نعمت کند، گرفتاری ونقمت بروی فرود آید.


1) - غرر، ج 2، ص 477، ح 42.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 27، ح 14.

3) - غرر، ج 2، ص 513، ح 46.

4) - غرر، ج 2، ص 537، ح 57.

5) - غرر، ج 2، ص 575، ح 38.

6) - غرر، ج 2، ص 723، ح 1532.

«گناه و معصیت»

قرآن کریم: «وَمَن أَطلَمُ مِمَّن ذُ کِرَبِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعرَضَ عَنها إِنّا مِنَ المُجرِمِینَ مُنتَقِمُونَ؛(1)

چه کسی ستمکارتراست از آنکسی که آیات پروردگارش به او تذکر داده شده، و او از آن اعراض کرده، مسلما ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت.

حدیث: 1727. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کانَ أَبی یَقُولُ: إِنَّ اللهَ قَضی قَضاءً حَتمًا أَلا یُنعِمَ عَلَی العَبدِ بِنِعمَةٍ فَیَسلُبَها إِیّاهُ حَتّی یُحدِثَ العَبدُ ذَنبًا یَستَحِقُ بِذالِکَ النِقمَةَ؛(2)امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم همواره می فرمود: خدا حکم قاطع و حتمی فرموده، که نعمتی را که به بنده ای مرحمت فرموده از او باز نگیرد، مگر زمانی که بنده گناهی مرتکب شود که بسبب آن مستحق کیفرگردد.

1728. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ إِذا أَرادَ بِعَبدٍ خَیرًا فَأَذنَبَ ذَنبًا أَتبَعَهُ بِنِقمَةٍ وَیُذکِرُهُ الإِستِغفارَ؛(3)

همانا چون خداوند خوبی بنده ای را خواهد، و آن بنده گناهی مرتکب شود، خدا او را کیفر دهد و استغفار را به یاد اواندازد.

1729. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ لایُوقِظُکَ آیٰاتُ نِقَمِ اللهِ وَقَد تَوَرَّطتَ بِمعٰاصِیهِ مَدٰارِجَ سَطَوٰاتِهِ؛(4)

چگونه نشانه های خشم های خداوندی تو را بیدار نکند، وحال آنکه تو خود را در ورطه سختی گرفتار کرده، و با گناهکاری ها درجات خشم وغضب خدا را پیموده (وخویش را مورد سخط حق قرار داده ای؟!).

«اصرار و تجرّی برگناه»

1730. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِلمُتَجَرِّی عَلَی المَعٰاصِی نِقَمٌ مِن عَذٰابِ اللهِ سُبحٰانَهُ؛(5)

برای اصرارکننده و متجرّی برگناه، نقمت وعذاب خداوند سبحان است.

«همنشینی با گنهکاران»

• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : ثَلاثُة مَجالِسَ یَمقُتُهَا اللهُ وَیُرسِلُ نَقمَتَهُ عَلی أَهلِها فَلا تُقاعیدُوهُم وَلا تُجالِسُوهُم، مَجلِسَا فِیهِ مَن یَصِفُ لِسانُهُ کِذبَا فِی فُتیاهُ، وَمَجلِسًا ذِکرُأَعدائِنا فِیهِ جَدِیدٌ وَذِکرُنا فِیهِ

1) - سوره سجده، آیه 22.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 375 ح 22.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 188، باب استدراج، ح 1.

4) - غرر، ج 2، ص 555، ح 35.

5) - غرر، ج 2، ص 581، ح 26.

رَثٌّ، وَمَجلِسًا فِیهِ مَن یَصُدَّعُنا وَاَنتَ تَعلَمُ؛(1)

سه مجلس است که خداوند آنها را دشمن دارد و عذاب خود را بر اهل آن بفرستد، پس با آنان ننشینید و مجالست نکنید: یکی آن مجلسی که درآن کسی باشد که در فتوای خود دروغ گوید، و دیگری مجلسی که ذکر دشمنان ما در آن تازه ونو، ولی ذکر ما در آن کهنه باشد، و دیگر مجلسی که در آن کسی است که از پیروی ما (مردم را) باز میدارد و تو می دانی (او چنین کسی است).فصل ششم- گناه باعث نکبت و بیچارگی انسان می شود:

1731. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : ما مِن نَکبَةِ تُصِیبُ العَبدُ إلا بِذَ نبٍ، وَما یَعفُواللهُ عَنهُ أکثَرُ؛(2)

هیچ نکبتی و بیچارگی به بنده نرسد، (پایش به سنگی نخورد) مگر بسبب گناهِی (که انجام داده) و آنچه خدا از او می گذرد بیشتراست.

فصل هفتم - اثرگناه بر نماز انسان:

الف) گناهانی که باعث بی ارزش و بی فایده شدن نماز می شود:

«حاضرنشدن (بدون عذر) در نماز جماعت»
1732. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : مَن سَمِعَ النِّداءَ فَلَم یُجِبهُ مِن غَیرِعِلَّةٍ فَلا صَلاةَ لَهُ؛(3)

کسی که اذان نمازجماعت را بشنود، و بدون عذر اجابت نکند (و نمازش را تنها بخواند) نماز او، نماز نیست (کأنه نماز نخوانده است).

«پرداخت نکردن زکات»
1733. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالی قَرِنَ الزَّکاةَ بِالصَّلاةِ فَقالَ: «أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُواالزُّکاةَ» فَمَن أَقامَ الصَّلاةَ وَلَم یُؤتِ الزَّکاةَ فَکَأَنَّهُ لُم یُقِمِ الصَّلاةَ؛(4)

همانا خداوند (تبارک وتعالی) زکات را کنار نماز، ذکر کرده و فرموده: «نماز را بپا دارید و زکات را اداء نمائید» پس کسی که نماز را اقامه کند و زکات ندهد، کانه نماز نخوانده است.


1) - موضوع دشمنی خدا باانسان، همنشینی با گمهکاران، حدیث شماره 602

2) - اصول کافی، ج 3، ص 370، ح 4.

3) - وسائل الشیعه ج 5، ص 375 ،ح 1.

4) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 11، ح 2.

ب) گناهانی که باعث قبول نشدن نماز می شود:

«نگاه با چشم دشمنی به صورت پدرومادر»
1734. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن نَظَرَأِلی أَبَوَیهِ نَظَرَماقِتٍ لَهُما وَهُماظالِمانِ لَهُ لَم یَقبَلِ اللهُ لَهُ صَلاةً؛(1)

هرکس با چشم دشمنی بصورت پدر و مادرخود نگاه کند،- ولو به آن ظلم کرده باشند- خداوند نمازی را از او قبول نخوهدکرد.

«ترک صلوات بر رسول خدا- صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ»
1735. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِذاصَلّا أَحَدُکُم وَلَم یُصَلِّ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه واله) فِی صَلاتِهِ یَسلُکَ بِصَلاتِهِ غَیرَسَبِیلِ الجَنَّةِ؛(2)

هرگاه یکی از شما نماز بخواند و در نمازش، بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) صلوات نفرستد، این نمازگزار راه غیر بهشت را پیموده است (نمازش نتیجه نخواهد داشت).

«خرید و فروش شراب و شرابخواری»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... ألا وَمَن بٰاعَها أوِاشتَرٰاهٰا لِغَیرِهِ لَم یَقبَلِ اللهُ تَعالی مِنهُ صَلاةً...؛(3)

آگاه باشید! و کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخورد، خداوند متعال نماز او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.

1736. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَرِبَ المُسکِرَلَم تُقبَل صَلاتُهُ أَربَعِینَ یَومًا وَلَیلَةً؛(4)

کسی که مستی آور بنوشد، تا چهل شبانه روز نمازش پذیرفته نشود.


1) - وسائل الشیعه، ج 15، ص 217، ح 5

2) - بحار، ج81، ص280.

3) - موضوع قبول نشدن حج، خریدوفروش شراب، حدیث شماره 438

4) - میزان الحکمة، ج 4، ص 1548، ح 5147.

1737. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن شَرِبَ الخَمرَلَم یَقبَلِ اللهُ لَهُ صَلاةً أَربَعِینَ یَومًا؛(1)

هرکس شرابخواری کند، خداوند چهل روز نمازش را قبول نخواهد کرد.

1738. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن شَرِبَ شَربَةً مِنَ الخَمرِلَم یتُقبَل مِنهُ صَلا تُهُ أَربَعِینَ یَومًا؛(2)

هرکس شربتی شراب بخورد، چهل روز نمازش پذیرفته نخواهد شد.«پرداخت نکردن زکات»

• قالَ آبُوالحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ أَمَرَبِثَلاثَةٍ مَقرُونٌ بِها ثَلاثَةٌ أُخری: أَمَرَبِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ فَمَن صَلّی وَلَم یُزَکّ لَم تُقبَل مِنهُ صَلاتُهُ...(3)

همانا خداوند به سه چیز امر فرمود و سه چیز در کنار آنها است: امرکرده به نماز و زکات، پس کسی که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول نمی شود.

1739. قالَ آبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... مَن مَنَعَ الزَّکاةَ وَقَفَت صَلاتُهُ حَتّی یُزَکِّی؛(4)

کسی که از زکات جلوگیری کند، نمازش قبول نخواهد شد تا زمانی که زکات را بدهد.

1740. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَمانِیَةٌ لاتُقبَل مِنهُم صَلاةٌ... مِنهُم مانِعُ الزَّکاةِ؛(5)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هشت گروه هست که نمازشان قبول نمی شود، ازآن گروه است کسی که زکاتش را ندهد.

«أذیت زن به شوهر و أذیت مرد به همسر»
• قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن کٰانَت لَهُ إمرَأةٌ تُؤذِیهِ لَم یَقبَلِ اللهُ صَلاتَها...؛(6)

وکسی را زنی باشد که او را (شوهررا) اذیت و آزار کند، خداوند نماز قبول نخواهدکرد. سپس رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمود: بر مرد نیز چنین وِزر، گناه و عذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.

«رعایت نکردن حال مأمومین (اقتدا کنندگان) در نمازجماعت»
1741. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن أَمَّ قَومًا فَلَم یَقتَصِد بِهِم فِی حُضُورِهِ وَقِراءَ تِهِ وَرُکُوعِهِ وَسُجُودِهِ وَقُعُودِهِ وَقِیامِهِ رُدَّت عَلَیهِ صَلاتُهُ وَلَم تَجاوَزتَرا قِیَهُ؛(7)و هرکسی برجماعتی – در نمازشان- امامت کند، و میانه رو نباشد، و رعایت حال ایشان را درحاضر شدن به مسجد در وقت، و در قرائت و رکوع و سجود و قیام و قعود ننماید، نماز وی پذیرفته نشود و از گلوگاه او تجاوزنکند (و به خود او بازگردد).

1) - وسائل الشیعه ج 17، ص 238، ح 7.

2) - وسائل الشیعه، ج 17، ص 239، ح 8.

3) - موضوع ازبین رفتن تقوی، ترک صله رحم، حدیث شماره 401

4) - وسائل الشیعه؛ ج 6، ص 14، ح 17.

5) - وسائل الشیعه؛ ج 6، ص 16، ح 22.

6) - موضوع از بین رفتن حسنات، آزار، أذیت وناسازگاری زن وشوهر، حدیث شماره 568

7) - عقاب الأعمال، ص 664.

«سبک شمردن نماز»
1742. قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) :... إِنَّ اللهَ لایَقبَلُ إِلا الحَسَنَ، فَکَیفَ یَقبَلُ ما یُستَخَفُّ بِهِ؛(1)

همانا خداوند قبول نمی کند مگرچیزخوب و نیک را، پس چگونه می پذیرد چیزی را که سبک شمرده شده است.

• قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : أَلصَّلاةُ وُکِّلَ بِها مَلَکٌ لَیسَ لَهُ عَمَلٌ غَیرُها، فَاِذا فَرَغَ مِنها قَبَضَها ثُمَّ صَعِدَ بِها، فَاِن کانَت مِمّا تُقبَلُ قُبِلَت، وَاِن کانَ مِمّا لاتُقبَلُ قِیلَ لَهُ: رَدِّ ها عَلی عَبدِی، فَیَنزِلُ بِها حَتّی یَضرِبُ بِها وَجهَهُ، ثُمَّ یَقُولُ: أُفٌّ لَکَ لایَزالُ لَکَ عَمَلٌ یُعَنِّینِی؛(2)

نماز! وکیل می شود برای آن ملائکه ای، که جزآن هیچ وظیفه ای ندارد، زمانی که نمازخوان آن را تمام کرد، آن را می گیرد و پرواز می کند، اگر از نمازهای قابل قبول باشد، قبول می شود و اگر از نمازهای مورد قبول نباشد به او گفته می شود: آن را برگردان بربنده من، پس با آن نماز برمی گردد ومی کوبد به صورت نمازخوان و می گوید: اف برتو! هیچ گاه عملی انجام ندادی تا مرا سربلند کند(عمل تو همیشه باعث سرشکستگی من است).

«بی ناموسی و بی غیرتی»
1743. قالَ الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : ثلاثة لا یقبل الله منهم صلاة، منهم دیّوث الّذی تری إمرأته یفجر؛(3)

سه کس است که خداوند نماز آنان را قبول نمی کند، از آنها است دیّوثی که دیده می شود (و می بیند) با زنش زنا می شود.1744. قالَ الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : ثلاثة لا یقبل الله منهم صلاة، منهم دیّوث الّذی یفجر بِاِمرَأَتِهِ؛(4)

سه کس است که خداوند نماز آنان را قبول نمی کند، از آنها است دیّوثی که با زنش زنا می شود.

ج) گناهانی که باعث سلب توفیق نماز شب از انسان می شود:

«دروغ»
1745. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إنَّ الرَّجُلَ لَیَکذِبُ الکَذِبَةَ وَیَحرِمُ صَلاةَ الّیلِ، فَاذا حَرِمَ بِها صَلوةَ اللَّیلِ حَرِمَ بِهَا الرِّزقَ؛(5)

1) - وسائل الشیعه، ج 3، ص 15 ،باب 6، ح 2.

2) - موضوع قبول نشدن عمل، سبک شمردن نماز،حدیث شماره 1200

3) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 248،ح 4.

4) - بحارالأنوار.

5) - تفسیرنمونه، ج 12، ص 229.

انسان گاهی دروغ می گوید و سبب محرومیتش از نماز شب می شود، هنگامی که از نماز شب محروم شد، از روزی (و مواهب مادی ومعنوی) نیزمحروم می شود.

«گناه و معصیت»
1746. مردی نزد علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و عرض کرد: من از نمازشب محروم شدم، علی (علیه السلام) فرمود:

أَنتَ رَجُلٌ قَد قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ:

توکسی هستی، که گناهانت تو را به بند کشیده است(1)

1747. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إنَّ الرَّجُلَ یُذنِبُ الذَّنبَ فَیُحرَمُ صَلاةَ الّیلِ، وَإنَّ عَمَلَ السَیِّئِ أسرَعُ فِی صٰاحِبِهِ مِنَ السِّکِّینِ فِی الَّحمِ؛(2)

همانا شخص گناهی مرتکب می شود، و بر اثر آن از نمازشب محروم می شود، و تأثیر کار بد در صاحبش از تأثیرکارد در گوشت زودتراست.

د) گناهانی که باعث بی فایده شدن نمازشب می شود:

«رعایت نکردن شرائط نماز شب، عمل نکردن به وظیفۀ دینی»
1748. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن قائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن قِیامِهِ الا العَناءُ؛(3)بسا نماز (شب)گذاری که از ایستادنش برای نماز، جز رنج وخستگی برایش چیزی نیست.

ه) هشت مورد ازعدم قبول نماز- در یک حدیث:

1.

بنده فراری.

2.

زن ناشزه.

3.

مانع زکات.

4.

ترک کننده وضو.

5.

نماز خواندن دختربالغ بدون روسری.

6.

امام جماعت بدون رضایت مأمومین (اقتدا کننده ها).

7.

نگهدارنده بول وغائط.(با زور)

8.

انسان مَست. (درحال مَستی نماز بخواند)


1) - تفسیرنمونه، ج 12، ص 229.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 374، ح 16.

3) - غرر، ج 2، ص 551، ح 36.

1749. عَن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ خالِدٍ بِاِ سنادِهِ رَفَعَهُ إلی أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَمانِیَةٌ لایَقبَلُ اللهُ لَهُم صَلاةً: أَلعَبدُ الأبِقُ حَتّی یَرجِعَ إِلی مَولاهُ، وَالنّاشِزَةُ عَن زَوجِها وَهُوَعَلَیها ساخِطٌ، وَمانِعُ الزَّکاةِ، وَتاریکُ الوُضُوءی، وَالجارِیَةُ المُدرِکَةُ تُصُلِّی بِغَیرِخُمارٍ، وَإِمامُ قَومٍ یسصَلِّی بِهِم وَهُم لَهُ کارِهُونَ، وَالزَّبِینُ- قالُوا یارَسُولَ اللهِ وَمَا الزَّبِینُ؟ قالَ: أَلّذِی یُدافِعُ الغائِطَ وَالبَولَ - وَالسُکرانُ، فَهؤُلاءُ ثَمانِیَةٍ لاتُقبَل مِنهُم صَلاةٌ؛(1)

احمد بن محمد بن خالد با اسناد خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هشت گروهند که خداوند نماز آنها را قبول نمی کند: بندۀ فراری تا وقتی که به سوی مولای خود بازگردد، زنی دراطاعت شوهرش نیست و او به آن زن خشمناک است، مانع زکات، ترک کننده وضو، دختربالغی که بدون روسری نماز می خواند، و امام قومی که با آنان نماز می خواند ولی آنها از او کراهت دارند، و زَبین، گفتند: یارسول الله«زبین» کیست؟ فرمود: کسی که غائط و بول خود را به زور نگهداشته. و [انسان] مَست. اینان هشت گروهی هستند که نماز آنان پذیرفته نیست.

فصل هشتم - گناهانی که باعث ننگ و عار برای انسان می شود:

«بخل»

1750. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ یَکسِبُ العٰارَوَیُدخِلُ النّٰارَ؛(2)

بخل صفتی است که ننگ را کسب کرده، و سرانجام آدمی را داخل در آتش می کند.1751. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ عارٌ؛(3)

بخل، ننگ است.

«نداشتن لباس تقوی- بی تقوایی»

1752. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَعَرّیٰ بِالوَرَعِ إِدَّرَعَ جِلبٰابَ العٰارِ؛(4)

کسی که لباس تقوی را کنارگذارد، لباس ننگ و عار بپوشد.

«فرار از جبه»

1753. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَأَیمُ اللهِ لَئِن فَرَرتُم مِن سَیفِ العاجِلَةِ لا تَسلُمُوا مِن سُیُوفِ الآخِرَةِ وَأَنتُم لَها

1) - خصال، ج 2، ص 112، ح 3.

2) - غرر، ج 1، ص 66، ح 1735.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ح 3.

4) - غرر، ج 2، ص 661، ح 856.

مِیمُ العَرَبِ وَالسَّنامُ الأَعظَمُ فَاستَحیُوا مِنَ الفَرارِفَاِنَّ فِیهِ إِدراعُ العارِ وَوَلُوجُ النّارِ؛(1)

به خدا سوگند اگرشما ازشمشیردنیا بگریزید، هیچگاه ازشمشیرهای آخرت رهائی نخواهید داشت و حال آنکه شما از بزرگان واز ارجمندان بزرگ پایه عرب می باشید، از فرار شرم کنید زیرا که از جنگ فرارکردن جامه عار را پوشیدن و در آتش دوزخ مکان گزیدن است.

«دروغ»

1754. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلکِذبُ فِی العٰاجِلَةِعٰارٌوَفِی الآجِلَةِعَذٰابُ النّٰارِ؛(2)

دروغ، دردنیا باعث ننگ ورسوائی ودرآخرت موجب عذاب وآتش است

«عمل منافی عفت- زنا»

قرآن کریم: «أَلزّانِی لا یَنکِحُ اِلا زانِیَةً أَومُشرِکَةً وَالزّانِیَةُ لا یَنکیحُها اِلا زانٍ أَومُشرِکٌ وَحُرِّمَ ذالِکَ عَلَی المُؤمِنِینَ؛»(3)

مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود درنمی آورد، و این کار برمؤمنین تحریم شده است.«این کار- ازدواج با زنا کار- یک نوع ننگ و عار برای افراد پاک محسوب می شود»

«لئیم بودن و فرومایگی»

1755. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ یَدَّرِعُ العٰارَوَیُؤذِی الأَحرٰا رَ؛(4)(5)

ناکس و ناجوانمرد، جامه ننگ را برتن کرده و آزادمردان را آزار می دهد.

1756. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن کَثُرَ لُومُهُ کَثُرَعارُهُ؛(6)

هرکس لئامت و ناکسیش بیشتر باشد، ننگش زیادترخواهدبود.

فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن نورانیت انسان می شود:

«دروغ»

1757. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فَسادُ البَهاءِ اَلکِذبُ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 790، ح 88.

2) - غرر، ج 1، ص 67، ح 173.

3) - سوره نور، آیه 3.

4) - تفسیرنمونه، ج 14، ص 361.

5) - غرر، ج 1، ص 87، ح 2019.

6) - غرر، ج 2، ص 655، ح 772.

7) - غرر، ج 2، ص 517، ح 29.

دروغ، نورانیت و روشنی چهرۀ انسان را از بین می برد.

«عمل نامشروع - زنا»

• عَن أبِی عَبدِاللهِ، عَن أبِیهِ (علیهماالسلام) قٰالَ: لِلزّٰانِی سِتَّ خِصٰالٍ: ثَلاثٌ فِی الدّنیٰا وَثَلاثٌ فِی الآخِرَةِ، أمّاالّتِی فِی الدّنیٰا فَیَذهَبُ بِنُورِالوَجهِ...؛(1)

امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زناکار را شش خصلت (عقوبت) است: سه در دنیا وسه درآخرت، امّا آنچه در دنیا است- اینست که- نور از رخسارش می برد.

«شراب و مُسکرات»

• الإمام الصّادق (علیه السلام) -عَندَ ما سَأَلَهُ مُفَضَلُّ عَن عِلَّتِ تَحرِیمِ الخَمرِ-: حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها، لِأَنَّ مُد مِنَ الخَمرِتُورِثُهُ الإِرتِعاشَ، وَتَذهَبُ بِنُورِهِ...؛(2)امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا می گسار دچار رعشه (اندام) می شود، نورانیتش از بین می رود،.

1) - موضوع فقر، حدیث شماره 1332

2) - موضوع بدی وپلیدی درزندگی، شراب ومسکرات، حدیث شماره 276

29- باب بیست و نهم «و» :هفت فصل

اشاره

باب بیست و نهم «و»

فصل اول - گناهانی که باعث واگذارشدن انسان می شود:

الف) واگذارشدن انسان به خداوند(برای مجازات شدید الهی):

«تکذیب آیات وپیامبران الهی، طغیان و سرکشی، غرق شدن و فرورفتن درناز و نعمت»

قرآن کریم: «وَذَرنِی وَالمُکَذِّبِینَ أُولِی النِّعمَةِ وَمَهِّلهِم قَلِیلًا؛»(1)

مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار، وآنها را کمی مهلت ده !.

«ذَرنِی وَمَن خَلَقتُ وَحِیدًا؛»(2)

مرا با کسی که او را تنها آفریدم [و سرکشی کرد] واگذار!.«مرا با اوتنها بگذارکه خودم او را کیفر شدید دهم»(3)

ب) واگذار و سپرده شدن انسان به نفس خود:

«غرق شدن و فرورفتن دربا طل»

قرآن کریم: «فَذَرهُم یَخُوضُواوَیَلعَبُوا حَتّی یُلاقُوا یَومَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ؛»(4)

آنها را به حال خود واگذار، تا در باطل خود فرو روند، و بازی کنند، تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات نمایند.

«نافرمانی ازخداوند»
1758. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ (عزّوجلّ): أَیُّما عَبد أَطاعَنِی لَم أکله إِلی غَیرِی،وَأَیُّما عَبد عَصانِی

1) - سوره مزمّل، آیه 11.

2) - سوره مدثّر، آیه11.

3) - تفسیرنمونه، ج 25، ص223.

4) - سوره معارج، 42.

وَکَّلتُهُ إِلی نَفسِهِ، ثُمَّ لَم أُبالِی فِی أَیِّ وادٍهَلَکَ؛(1)

هر بنده ای که از من اطاعت کند، او را به غیرخودم واگذار نمی نمایم، وهربنده ای که از من نافرمانی نماید او را به نفس خود واگذارکرده و بعد از آن برایم مهم نیست، که در کدامین وادی به هلاکت برسد.

«ریا و خودنمائی»
1799. عَن أبِی عَبداللهِ (علیه السلام) : أَنّهُ قالَ لِعَبّادِ بنِ کَثِیرِالبَصرِی فِی المَسجِدِ: وَیلَکَ یا عَبّادُ إِیّاکَ وَالرِّیاءَ فَاِنَّهُ مَن عَمِلَ لِغَیرِاللهِ وَکَلَهُ اللهِ إِلی مَن عَمِلَ لَهُ؛(2)

امام صادق (علیه السلام) به عباد بن کثیربصری در مسجد فرمود: وای بر تو ای عباد! از ریا بپرهیز، که هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کسی که برایش کارکرده واگذارد.

1800. عَن مَحَمَّدِ بنِ عرفَةَ قالَ: قالَ لِیَ الرِّضا (علیه السلام) : وَیحَکَ یا ابنَ عَرَفَةَ اعمَلُوا لِغَیرِرِیاءٍ وَلا سُمعَةٍ، فَاِنَّهُ مَن عَمِلَ لِغَیرِاللهِ وَکَلَهُ إِلی ما عَمِلَ؛(3)

محمد بن عرفة گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود: وای برتوای پسرعرفة ! کارکنید نه به منظور ریا و به گوش مردم رسیدن، زیرا هرکه برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کارش واگذارد.

«غشّ و خیانت به برادردینی»
• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن غَشَّ أَخاهُ المُسلِمَ... وَوَکَلَهُ إِلی نَفسِهِ؛(4)

وهرکس با برادر دینی خود غش و دغلی کند، خداوند او را به خودش واگذارد.

«فحاشی و دشنام دادن»
• قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :مَن فَحَّشَ عَلی أِخِیهِ المُسلِمِ... وَوَکَلَهُ إِلی نَفسِهِ،وَأَفسَدَ عَلَیهِ مَعِیشَتَهُ؛(5)

هرکس به برادر مسلمان خود دشنام دهد، خداوند او را به خودش وا گذارد، و زندگیش را تباه سازد.


1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 185، ح6.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 400، ح 1.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 402، ح5.

4) - موضوع برچیده شدن برکت، غشّ وخیانت به برادردینی، حدیث شماره 318.

5) - موضوع برچیده شدن برکت، غشّ وخیانت به برادردینی، حدیث شماره 319.

فصل دوم - گناهانی که باعث می شود انسان وَرع و پارسائی نداشته باشد:

«حرص»

1801. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالشَّرَهَ فَاِنَّهُ یُفسِدُالوَرَعَ وَیُدخِلُ النّٰارَ؛(1)

ازحرص شدید بپرهیز،که آن ورع و پارسایی را فاسد، و انسان را وارد آتش خواهد کرد.

«خواستۀ سلطان جائر را برخواستۀ خداوند مقدم داشتن»

• قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِیّٰاکُم وَأَبوٰابَ السُّلطٰانِ وَحَوٰاشِیهٰا... وَمَن آثَرَالسُّلطٰانَ عَلَی اللهِ (عزّوجلّ) أَذهَبَ اللهُ عَنهُ الوَرَعَ، وَجَعَلَهُ حَیرٰانًا؛(2)

برحذر باشید از اینکه کارگزار و یا کارمند حاکم ستمگر باشید... و هرکس خواست حاکم جائر و ستمگر را برخواست خدای (عزوجل) ترجیح دهد و مقدم دارد، پروردگار پارسائی را از دل او ببرد و او را حیران و سرگردان گذارد.

«طمع»

1802. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَملِکُ الوَرَعَ مَن یَملِکُ الطَّمَعَ؛(3)

چگونه می تواند پارسائی را بدست آورد، کسی که گرفتار طمع است؟!.

1803. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَزِمَ الطَّمَعَ عَدِمَ الوَرَعَ؛(4)

کسی که طمع را ملازم خود کرده، ورع را از دست داده است.

1804. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایَجتَمِعُ الوَرَعُ وَالطَّمَعُ؛(5)

پارسائی وطمع، با هم جمع نمی شوند.1805. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَسِیرُالطَمَعِ یُفسِدُ کَثِیرَالوَرَعِ؛(6)

اندکی از طمع، بسیاری از پارسائی را از بین می برد.

1806. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ فَسادِ الوَرَعِ اَلطَّمَعُ؛(7)

1) - غرر، ج 1، ص 149،ح 31.

2) - موضوع دورشدن انسان ازخدا، نزدیک شدن به سلطان جائر، حدیث شماره 521

3) - غرر، ج 2، ص 553، ح 1.

4) - غرر، ج 2، ص 638، ح 514.

5) - غرر، ج 2، ص 836، ح 142.

6) - غرر، ج 2، ص866ح6.

7) - غرر، ج 1، ص 432، ح 38.

طمع، باعث ازبین رفتن پارسائی است.

1807. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَلِیلُ الطَّمَعِ یُفسِدُ الوَرَعَ؛(1)

طمع کم هَم، تقوی وورع را فاسد می کند.

فصل سوم - گناهانی که باعث وزر، و بال برای انسان می شود:

«نشناختن و ندانستن حقانیت، موقعیت و مظلومیت اهل بیت- صلوات الله علیهم»

1808. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : مَن لَم یَعرِف سُوءَ ما أُتِیَ إِلَینا مِن ظُلمِنا وَذِهابِ حَقِّنا وَما نُکِبنا بِهِ فَهُوَ شَرِیکُ مَن أَتی إِلَینا فِیما وَلِیَنا بِهِ؛(2)

هرکس- بدی وناروائی آنچه به سرما آل محمد (صلی الله علیه واله) آمده است، ازظلم وستمی که برما روا داشتند، وحقوقی که ازما به یغما بُردند، وگرفتاریها که ما بدان دچارشدیم، برای انجام کاری که به عهدۀ ما بود- نفهمد، ودربارۀ این جنایت ها که در حق ما شده است بی تفاوت باشد، با مرتکب آن شریک خواهدبود. روایت در بحارالانوار مقداری متفاوت ذکرشده است ازجمله «نُکِبنا- رُکِبنا» نوشته شده.

«بنیانگذاردن بدی و زشتی»

1809. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَسَّسَ أَساسَ الشَّرِّأَسَّسَهُ عَلی نَفسِهِ؛(3)

هرکس زشتی وبدی را بنیانگذارد، آن را برای خود بنیان گذاشته است.

«بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن»

• قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن مَشی فِی فِسادِما بَینَهُما وَقَطِیعَةِ بَینَهُما... وَکانَ عَلَیهِ مِنَ الوِزرِکَمِثلِ قاطِعِ الرَحِمِ؛(4)

وهرکس سعایت (دوبهم زدن) کند، بین دو برادر مؤمن و رابطه آنان را قطع نمای... و بر اوست مانند وزر وبال کسی که قطع رحم کرده.


1) - غرر، ج 2، ص 535، ح 17.

2) - عقاب الأعمال، ص 465، ح 6.

3) - غرر، ج 2، ص 672، ح 1004.

4) - موضوع لعن، بهم زدن رابطه دو برادر دینی، حدیث شماره 1568

«أداء نکردن حقوق الهی و مردم»

1810. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) :... وَإِنَّ النّاسَ ماافتَقَرُوا وَلا احتاجُوا وَلا جاعُوا ولا عَرُوا إِلا بِذُنُوبِ الأَغنِیاءُ؛(1)

و به درستی مردم فقیر نمی شدند و محتاج نمی گردیدند و گرسنه و برهنه نمی ماندند، مگر بخاطرگناهان ثروتمندان «وقتی که حقوق الهی و مردم را نمی پردازند».

«طغیان و سرکشی، ،ترک صله رحم، قسم دروغ»

1811. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :فِی کِتابِ عَلیٍّ (علیه السلام) ثَلاثُ خِصالٍ لا یَمُوتُ صاحِبُهُنُّ أَبدًا حَتّی یَری وَبالَهُنَّ: أَلبَغیُ وَقَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَالیَمِینُ الکاذِبَةُ یُبارِزَاللهَ بِها؛(2)

حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: درکتاب علی (علیه السلام) است که: سه خصلت است که هرکه دارا باشد نمیرد تا وبال آن را ببیند: ستم (وسرکشی) وقطع رحم وقسم دروغ، که بدان با خدا به جنگ رود.

«ردّ نکردن غیبت و بدگوئی از برادر دینی»

1812. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَن رَدَّ عَن أَخِیهِ غِیبَةً سَمِعَها فِی مَجلِسٍ رَدَّ اللهُ(عزّ وجلّ)عَنهُ أَلفَ بابٍ مِنَ الشَّرِّ فِی الدُّنیا وَالأخِرَةِ، فَاِن لَم یَرُدَّعَنهُ وأَعجَبهُ کانَ عَلَیهِ کَوِزرِمَنِ اغتابَ؛(3)

و هرکس در مجلسی بدگوئی و غیبتی را که دربارۀ برادر هم کیشش می شنود، ردّ کند و از او دفاع نماید، خداوند(عزّوجلّ) هزار دَر از شرّ در دنیا وآخرت از او بگرداند، و چنانچه غیبت را شنید و ردّ نکرد بلکه او را خوش آمد، گناه و کیفر اومانند گناه و کیفر آن کس باشد که خود غیبت و بدگوئی نموده است.

«شروع کردن گناه»

1813. قالَ أَبُوالحَسَنِ مُوسی بنِ جَعفَرٍ(علیهما السلام): (فِی رَجُلَینِ یَتَسابّانِ) أَلبادِی مِنهُما أَظلَمُ، وَوِزرُهُ وَ وِزرُصاحِبُهُ عَلَیهِ مالَم ئَیَتَعَدَّ المَظلُومُ؛(4)

امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) در مورد (دو مردی که همدیگر را دشنام می دادند) فرمود: آغاز کننده به دشنام ستمکارتراست وگناه رفیقش بگردن اوست، درصورتی که آنکس که به اوستم شده از حدنگذرد.


1) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 4، ح 6.

2) - اصول کافی، ج 4، ص 47 ح 4.

3) - عقاب الأعمال، ص 655.

4) - اصول کافی، ج 4، ص 13، ح 3.

«منّت گذاردن»

1814. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وِزرُصَدَقَةِ المَنّانِ یَغلِبُ أَجرَهُ؛(1)

وزر و گناه صدقه دهنده منّت گذار، بر اجرش می چربد.

«رابطۀ نامشروع با ناموس دیگران»

1815. عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ أَوحی إِلی مُوسی (علیه السلام) : لا تَزِنُوا فَتُزنی نِساؤُکُم، وَمَن وَطی فِراشَ إِمرٍمُسلِمٍ وُطِئَ فِراشُهُ کَماتَدِینُ تُدانُ؛(2)

از امام صادق (علیه السلام) : خداوند به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: زنا نکنید تا با زنان شما زنا نشود، هرکس در رخت خواب مرد مسلمان مقاربت انجام دهد، در رخت خواب او مقاربت انجام خواهد شد، همان طوری که توانجام می دهی انجام خواهند داد.

فصل چهارم - گناهی که باعث بطلان (از بین رفتن ثواب) وضوی انسان می شود:

«غیبت»

• قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : وَمَنِ اغتٰابَ أخٰاهُ المُسلِمَ بَطَلَ صَومُهُ وَانتَقَضَ وُضُوؤُهُ فَاِن مٰاتَ وَهُوَکَذٰالِکَ مٰاتَ وَهُوَمُستَحِلٌّ لِمٰا حَرَّمَ اللهُ؛(3)و هرکس غیبت برادر مسلمان خود را بنماید، روزه اش باطل شود، وضویش بشکند، و چنانچه در آن حال بمیرد در حالی مرده است که حرام خدا را حلال شمرده

فصل پنجم - گناهی که باعث می شود انسان به وعده و قرارخود عمل ننماید:

«لئیم و فرومایه بودن»

1816. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّئِیمُ إِذٰاقَدَرَأَفحَشَ وَإِذٰا وَعَدَ أَخلَفَ؛(4)

انسان لئیم و فرومایه وقتی توانگرگردد، به زشتی گراید و هرگاه وعده کند خلاف نماید.


1) - غرر، ج 2، ص 787، ح 76.

2) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 236، ح 20.

3) - موضوع بطلان و قبول نشدن روزه، غیبت، حدیث شماره 808

4) - غرر، ج 1، ص 58، ح 1566.

فصل ششم - گناهی که باعث ناپاکی ولادت انسان می شود:

«أدا نکردن خمس وحق اهل بیت- علیهم السلام»

1817. عَن أَبِی حَمزَةَ، عَن أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) : قالَ: قُلتُ لَهُ: إِنَّ بَعضَ أَصحابِنا یَفتَرُونَ وَیَقذِفُونَ مَن خالَفَهُم، فَقالَ: اَلکَفٌّ عَنهُم أَجمَلُ، ثُمَّ قالَ: یاأَبا حَمزَةَ وَاللهِ إِنَّ النّاسَ کُلُّهُم أَولادُ بَغایا ما خلا شِیعَتَنا، ثُمَّ قالَ: نَحنَ أَصحابُ الخُمسِ وَقَد حَرَّمناهُ عَلی جَمِیعِ النّاسِ ماخلا شِیعَتَنا... الحدیث؛(1)

ابی حمزة گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم بعضی از هم کیشان ما به مخالفان خود افترا می گویند و نسبت حرامزادگی می دهند، حضرت فرمود: درباره آنها سخن نگفتن بهتر است. و بعد فرمود: ای اباحمزة به خدا قسم به جز شیعیان ما همۀ مردم حرامزاده هستند، سپس فرمود: خمس مال ما است و آن را به غیر از شیعیان خود، به همه حرام کردیم.

فصل هفتم - گناهانی که باعث خروج انسان از ولایت الله، ولایت اهل بیت و ولایت مؤمنین می شود

«غیبت برادر دینی»

1818. پیشوای ششم (علیه السلام) ضمن گفتاری طولانی فرمود:

وَمَنِ اغتابَهُ بِما فِیهِ فَهُوَ خارِجٌ عَن وِلایِةِ الله (تَعالی ذِکرُهُ) داخِلٌ فِی وِلایَةِ الشَیطانِ؛(2)

کسی که درباره آنچه در برادر مؤمنش هست، غیبت کند، از ولایت و سرپرستی خدا خارج و به حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.

«خوردن مال مؤمن به حرام»

1819. قالَ الإمامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : لَیسَ بِوَلِیٍّ لِی مَن أَکَلَ مالَ المُؤمِنِ حَرامًا؛(3)

کسی که مال مؤمن را به حرام بخورد، دوست من نخواهد بود.

«سبّ کردن مؤمن»

• عَن أَبِی حَمزَه ثُمٰالِی قٰال: سَمِعتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِذٰا قٰالَ الرَّجُلُ لأَخِیهِ المُؤمِنِ: اُف، خَرَجَ مِن

1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 331، ح 3.

2) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601، ح 20.

3) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601، ح 20.

وِلایَتِهِ...؛(1)

حمزۀ ثمالی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرگاه کسی به برادر مؤمن خود بگوید: اُف (وای برتو) از ولایت (دوستی) اوخارج می شود.


1) - موضوع قبول نشدن عمل، نیت بد نسبت به مؤمن، حدیث شماره 1201

30- باب سی أم«ه» :چهارفصل

اشاره

باب سی ام «ه»

فصل اول - گناهانی که باعث می شود انسان هدایت نشود و نتواند دیگران را نیز هدایت بکند:

الف) انسان هدایت نشود:

«ارتداد و از دین برگشتن»

قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازدادُوا کُفرًا لَم یَکُنِ اللهُ یَغفِرَلَهُم وَلا یَهدِ یَهُم سَبِیلًا؛»(1)

آنها که ایمان آوردند، سپس کافرشدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگر بار کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید ونه آنها را به راه (راست) هدایت می کند.

«انحراف ازحق»

قرآن کریم:«وَإِذقٰالَ مُوسٰی لِقَومِهِ لِمَ تُؤذُونَنِی وَقَد تَعلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیکُم فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللهُ قُلُوبَهُم وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الفٰاسِقِینَ؛»(2)

بیاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من ! چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستادۀ خدا بسوی شما هستم؟ هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت وخدا فاسقان را هدایت نمی کند.

«سرپیچی از فرمان پدر و مادر»
1820. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ إستَنکَفَ مَعَ أَبَوَیهِ فَقَد خالَفَ الرَّشدُ؛(3)هرکس از فرمان پدر و مادرش سرپیچی نموده، البته که با رُشد و هدایت را مخالفت کرده است.

1) - سوره نساء، آیه 137.

2) - سوره صف، آیه 5.

3) - غرر، ج 2، ص 669، ح 960.

«فسق»

«... وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الفٰاسِقِینَ؛»(1)

وخدا فاسقان راهدایت نمی کند.

ب) انسان نتواند دیگران را هدایت بکند:

«غلبه هوای نفس»
1821. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَستَطِیعُ الهُدی مَن غَلَبَهُ الهَوی؛(2)

چگونه توانائی هدایت کردن دیگران را دارد، کسی که هوای نفس بر اوغلبه کرده است.

«گمراهی نفس - خود»
1822. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَیفَ یَهدِی غَیرَهُ مَن یُضِلُّ نَفسَهُ؛(3)

چگونه می تواند دیگری را هدایت کند، کسی که خودش گمراه است.

فصل دوم - گناهان؛ هلاکت و نابودی انسانها، حکومت ها، ملت ها و...:

الف) گناهانی که باعث هلاکت و نابودی انسان می شوند:

«فروختن آخرت به دنیا»
1823. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن باعَ الیَقِینَ بِالشَّکِّ وَالحَقَّ بِللبا طِلِ وَالآجِلَ بِالعاجِلی؛(4)

هلاک شد، کسی که یقین را به شک وحق را به باطل وآخرت را به دنیا فروخت.

«آرزو»
1824. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَرٰی فِی مَیدٰانِ أَمَلِهِ عَثُرَبِأَجَلِهِ؛(5)

هرکس در میدان آرزویش بتازد، با مرگ خود بسرآید وهلاک شود.


1) - سوره صف، آیه 5.

2) - غرر، ج 2، ص 555، ح 28.

3) - غرر، ج 2، ص 555، ح 24.

4) - غرر، ج 2، ص 792، ح 18.

5) - غرر، ج 2، ص 667، ح 935.

1825. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَرٰی فِی عَنانِ أَمَلِهِ عَثُرَبِأَجَلِهِ؛(1)

هرکس عنان آرزویش را رها سازد، با مرگ خود بسرآید وهلاک شود.

1826. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کَتَبَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إِلی بَعضِ أَصحابِهِ یَعِظُهُ: أُوصِیکَ وَنَفسِی بِتَقوی مَن لا تَحِلُّ مَعصِیَتُهُ... فَتَدارَک ما بَقِیَ مِن عُمرِکَ وَلا تَقُل غَدًا{أ} وبَعدَغَدٍ، فَاِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکَ بِإِقامَتِهِم عَلَی الأَمانَیِّ وَالتَّسوِیفِ حَتّی أَتاهُم أَمرُاللهِ بَغتَةً وَهُم غافِلُونُ؛(2)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) به یکی از اصحابش به عنوان موعظه نوشت: تو را و خودم را به تقوی کسی سفارش می کنم که نافرمانیش روا نیست...- بعد می فرماید- پس آنچه از عمرت باقی مانده جبران گذشته نما و فردا و پس فردا مگو، زیرا پیشینیانت که هلاک شدند، بخاطر پایداری برآرزوها و امروز و فردا کردن بود، تا آنکه ناگهان فرمان خدا بسویشان آمد (مرگ فرا رسید) و آنها غافل بودند.

1827. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ صَلاحَ أَوَّلِ هذِهِ الأُمَّةِ بِالزُّهدِ وَالیَقِینِ، وَهَلاکَ آخِرِها بِالشُّحِّ وَالآَمَلِ؛(3)

همانا اولین صلاح این امت در زهد و یقین است، وآخرین هلاکت آن در بخل وآرزو.

«ترک امربه معروف و نهی ازمنکر»
• عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) فی قوله تعالی: «فلمّا نسوا ماذکّروا به أنجینا الّذین ینهون عن السّوء» قالَ: کانُوا ثَلاثَةَ اَصنافٍ: صِنفٌ إئتَمَرُوا وَأَمَرُوا فَنَجَوا، وَصِنفٌ إئتَمَرُوا وَلَم یَأمُرُوا فَمَسَخُوا ذَرًّا، وَصِنفٌ لَم یَأتَمُرُوا وَلَم یَأمُرُوا فَهَلَکُوا(4)

امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند متعال که فرموده: «پس زمانی که فراموش کردند آنچه را تذکّر داده شده بودند، آنهائی که از بدی ها نهی کردند نجات دادیم» فرمود: آنها سه گروه بودند: گروهی که هم معروف را پذیرفتند هم به آن امرکردن پس نجات یافتند، و گروهی معروف را قبول کردن ولی به آن امر نکردند مسخ ومیمون شدند، و گروهی که نه معروف را پذیرفتند و نه امر به معروف کردند هلاک گردیدند.

«جداشدن از اهل بیت و امام معصوم- صلوات الله علیهم اجمعین»
1828. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَخَلَّفَ عَنّا مُحِقَ؛(5)

1) - غرر، ج 2، ص 686، ح 1190.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 204، ح 23.

3) - وسائل الشیعه، ج 1، ص 315، ح 15.

4) - موضوع مسخ شدن انان، ترک امربه معروف، حدیث شماره 1642

5) - غرر، ج 2، ص 622، 248.

هرکس از ما تخلف جوید، (و جدا شود) هلاک گردد.

1829. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ غَیرَسَفیِنَتِنا غَرِقَ(1)

هرکس برغیرکشتی (حجت و دوستی) ما سوار شود، غرق گردد.

1830. قالَ الإمامُ عَلِیُّ بنِ مُوسَی الرِّضا(علیهما السلام):... مَن فارَقَهُ فَهالِکٌ؛(2)

امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسی که از او(امام معصوم) جدا شود، هلاک گردد.

1831. عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَحنُ بابِ حِطَّةِ وَهُوَبابُ السَّلامِ مَن دَخَلَهُ سَلِمَ وَنَجی وَمَن تَخَلَّفَ عَنهُ هَلَکَ؛(3)

ما درگاه ریزش گناهانیم و آن باب سلام (وسلامتی) است، هرکس داخل آن گردد سالم و رستگارشود و هرکس از آن کناره جوید، هلاک گردد.

1832. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وَاللهِ ما تُرِکَ الأَرضُ مُنذُ قَبَضَ اللهُ(عزّوجلّ) آدَمَ (علیه السلام) إِلاوَفِیها إِمامٌ یُهتَدی بِهِ إِلَی اللهِ حُجَّةً عَلَی العِبادِ، مَن تَرَکَهُ هَلَکَ، وَمَن لَزِمَهُ نَجا حَقًّا عَلَی اللهِ؛(4)

به خدا سوگند این زمین از روزی که خداوند آدم (علیه السلام) را قبض روح فرمود تا کنون بدون راهنما و پیشوائی که مردم را بسوی خدا رهبری کند وحجت او بربندگانش باشد نبوده، هرکس پیروی او را ترک کند هلاک خواهد شد، و هرکس او را إطاعت نماید نجاتش برخداوند حتمی ومسلم است.

1833. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَهلُ بَیتِی کَسَفِینَةِ نُوحٍ مَن رَکِبَها نَجا، وَمَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ؛(5)اهل بیت من مانند کشتی نوح است، هرکس با آن درآمد (و از آنها تبعیت کرد) نجات یافت، و هرکس از آن تخلف کرد غرق شد و هلاک گردید.
«دشمنی با اهل بیت و امام معصوم- صلوات الله علیهم اجمعین»
1834. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَحنُ أُمَناءُ اللهِ سُبحانَهُ عَلی عِبادِهِ وَمُقِیمُوا الحَقَّ فِی بِلادِهِ بِنا یَنجُوالمَوالِی وَبِنا یِهلِکُ المُعادِی؛(6)

ما أمناء خداوند سبحان بر بندگان وبرپا دارنده حقّیم، دوستان بوسیله ما نجات پیدا کنند و دشمنان بواسطه ما هلاک گردند.


1) - غرر، ج 2، ص 622، ح250.

2) - اصول کافی، ج 1، کتاب الحجة، ص 286.

3) - غرر، ج 2، ص 779، ح 54.

4) - عقاب الأعمال ص، 459، ح 2.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 19، ح 10.

6) - غرر، ج 2، ص 779، ح 56.

«نافرمانی ازدستورات اهل بیت وامام معصوم- صلوات الله علیهم اجمعین»
1835. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : نَحنُ دُعاةُ الحَقِّ وَاَئِمَّةُ الخَلقِ وَأَلسِنَةُ الصِّدقِ مَن أَطاعَنا مَلَکَ وَمَن عَصانا هَلَکَ،(1)

مائیم که مردم را بسوی حق دعوت می کنیم، و مائیم که پیشوایان مردم هستیم، وما زبان های راست گوی خدائیم، هرکس ما را پیروی کند، پادشاه شود، و هرکس ما را نافرمانی نماید تباه گردد.

«ناامیدی»
1836. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : قَتَلَ القُنُوطُ صٰاحِبَهُ؛(2)

ناامیدی، صاحب خود را می کُشد. (و هلاک می کند).

«أمین قراردادن خائن»
1837. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَلاثَةٌ مُهلِکَةٌ: أَلجُرئَةُ عَلَی السُّلطٰانِ وَاِیمٰانُ الخَوّٰانِ وَشُربُ السَّمِ لِلتَّجرُبَةِ؛(3)

سه چیز هلاک کننده است: دلیری کردن به سلطان، امین قراردادن خائن، و زهر را برای آزمایش خوردن.

«درمسیرباطل حرکت کردن»
1838. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن رَکِبَ البٰاطِلَ أَهلَکَهُ مَرکَبُهُ؛(4)

کسی که برمرکب باطل سوار شود، مرکبش او را به هلاکت رساند.

1939. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُنجِدِ الحَقَّ أَهلَکَهُ الباطِلُ؛(5)

هرکس را حق نرهاند، (کسی که بوسیله حق هدایت نشود) باطل او را به هلاکت رساند.

«بدعتگذاری»
• عَن یُونُسَ بنِ عَبدِالرَّحمٰنِ قٰالَ: قُلتُ: لأَبِی الحَسَنِ الأوّلِ (علیه السلام) بِمٰا أُوَحِّدُاللهَ؟ فَقٰالَ: یایُونُسُ! لا تَکُونَنَّ مُبتَدِعًا، مَن نَظَرَبِرَأیِهِ هَلَکَ...؛(6)

1) - غرر، ج 2، ص 779، ح 54.

2) - غرر، ج 2، ص 535، ح 19.

3) - غرر، ج 1، ص 365، ح 23.

4) - غرر، ج 1، ص 642، ح 566.

5) - غرر، ج 2، ص 640، ح 536.

6) - موضوع کفر و کافرشدن، ترک کردن کتاب خدا وگفتارپیامبر، حدیث شماره 1400

یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهم السلام) عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس ! بدعتگذار مباش، کسی که به رأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود.

«بهتان زدن»
1840. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَنِ افتَری وَخابَ مَنِ ادَّعی؛(1)

آنکه بهتان زد، هلاک شد. وآنکه دعوای بیهوده نمود، زیان دید.

«مخالفت با پند ونصیحت»
1841. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن خالَفَ النُّصحَ هَلَکَ؛(2)

آنکه برخلاف پند و نصحیت کار کند، هلاک گردد.

«ترک کردن تقیّة»
1842. قالَ الحَسَنُ بنِ عَلِیٍّ (علیهما السلام): إِنَّ التَّقِیَّةَ یُصلِحُ اللهُ بِها أُمَّةً لِصاحِبِها مِثلَ ثَوابِ اَعمالِهِم، فَاِن تَرکَها أُهلِکَ أُمَّةٌ، تارِکُها شَرِیکُ مَن أَهلَکَهُم؛(3)

همانا خداوند بوسیله تقیة امّتی را اصلاح می کند، برای تقیّة کننده مانند ثواب اعمالآنها است، پس اگر ترک شود امّتی هلاک شوند، که ترک کننده آن- درگناه- شریک هلاک کننده آنها است.

«تکذیب پیامبران الهی»

قرآن کریم:«فَکَذَّبُوهُمٰا فَکٰانُوا مِنَ المُهلَکِینَ؛»(4)

(آری) آنها- قوم فرعون- این دو- موسی و هارون - را تکذیب کردند، و سرانجام همگی هلاک شدند.

«توبه واستغفارنکردن»
1843. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَوأَنَّ النّٰاسَ حِینَ عَصَوا تٰابُواوَاستَغفَرُوا لَم یُعَذَّبُواوَلَم یُهلَکُوا؛(5)

1) - غرر، ج 2، ص 792، ح 13 و ص 614، ح 101.

2) - غرر، ج 2، ص 792، ح 13 و ص 614، ح 101.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 473، ح 4.

4) - سوره مؤمنون، آیه 48.

5) - غرر، ج 2، ص 604، ح16.

اگر مردم هنگامی که گناه می کردند، توبه و بازگشت به خدا می نمودند، عذاب نمی شدند و هلاک نمی گردیدند.

«ثروت اندوزی ورفاه»

قرآن کریم:«قالُوا سُبحانکَ ما کانَ یَنبَغِی لَنا أَن نَتَّخِذَ مِن دُونِکَ مِن أَولِیاءَ وَلکِن مَتَّعتَهُم وَآباءَهُم حَتّی نَسُوا الذِّ کرَوَکانُوا قَومًا بُورًا؛»(1)

آنها (بتها) در پاسخ می گویند: منزهی تو، برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیائی برگزینیم، ولی آنان (بت پرستان) و پدرانشان را از نعمت ها برخوردار نمودی، تا اینکه آنها (به جای شکرنعمت) یاد تو را فراموش کردند، وهلاک شدند.

1844. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یٰاکُمَیلُ، هَلَکَ خُزّٰانُ الأَموٰالِ وَهُم أَحیٰاءُ؛(2)

ای کمیل! گنج جویان مال ها،«وثروت اندوزان» هلاک شده ومرده اند، گرچه زنده اند.

1845. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ الدِینارَوَالدِّرهَمَ أَهلَکا مَن کانَ قَبلَکُم وَهُما مُهلِکا کُم؛(3)

درهم و دینار، آنان را که پیش از شما بودند، هلاک کردند، و همان دو هلاک کننده شمایند.

«جزع و فزع- آه و زاری»
1846. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لَم یُنجِحهِ الصَّبرُأَهلَکَهُ الجَزَعُ؛(4)

کسی که صبراو را نجات نداده، جزع و فزع (آه و ناله) او را هلاک کرده است.

«چشم چرانی و بد چشمی»
1847. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطَلقَ طَرفَهُ اِجتَلَبَ حَتفَهُ؛(5)

هرکس چشم خویش را (بسوی حرام وناموس دیگران) بگشاید، مرگ (و هلاکت) را بسوی خود می کشاند.

«اطاعت ازجوروجائر»
1848. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الجَورِیُوجِبُ الهَلکَ وَتَأتِی عَلَی المُلکِ؛(6)

1) - سوره فرقان، آیه 18.

2) - نهج البلاغة، ح 147.

3) - اصول کافی، ج 4، ص 4، ح 6.

4) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 209، ح 7.

5) - غرر، ج 2، ص 719، ح 1472.

6) - غرر، ج 2، ص 472، ح44.

به فرمان ستم بودن، سبب هلاکت (انسان) و تباه کننده ملک وسلطنت است.

«ترک کردن حج»
1849. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ [لَ] یَدفَعُ بِمَن یُصَلِّی مِن شِیعَتِنا عَمَّن لا یُصَلِّی مِن شِیعَتِنا وَلَوأَجمَعُوا عَلی تَرکِ الصَّلاةِ لَهَلَکُوا، وَإِنَّ اللهَ لَیَدفَعُ بِمَن یُزَکِّی مِن شِیعَتِنا عَمَّن لا یُزَکِّی مِن شِیعَتِنا وَلَوأَجمَعُوا عَلی تَرکِ الزّکاةِ لَهَلَکُوا، وَإِنَّ اللهَ لَیَدفَعُ بِمَن یَحُجُّ مِن شِیعَتِنا عَمَّن لا یَحُجُّ مِن شِیعَتِنا وَلَوأَجمَعُوا عَلی تَرکِ الحَجِّ لَهَلَکُوا، وَهُوَقَولُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلَولادَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَفَسَدَتِ الأَرضُ وَلِکَنَّ اللهَ ذُوفَضلٍ عَلَی العالَمیینَ» فَوَاللهِ ما نَزَلَت إِلا فِیکُم وَلاعَنی بِها غَیرَکُم.(1)

هر آینه خداوند بخاطر آن کسی که نماز می خواند، از شیعیان ما (بلا را) دفع می کند از آن کسی که نماز نمی خواند از شیعیان ما، و اگر همگی نماز را ترک کنند، هر آینه (همگی آنها) هلاک شوند. و خداوند بخاطرآنکه زکات دهد از شیعیان ما دفع کند از آنکه زکات نمی پردازد، و اگر همگی زکات ندهند، هلاک گردند. و همانا خداوند بخاطرآنکه از شیعیان ما حج کند از کسی حج نکند (بلا) را از او دفع کند، و اگر به ترک حج اتفاق کنند هر آینه هلاک شوند. و اینست گفتار خدای (عزوجل): «واگر نبود برکنارکردن خداوند برخی را به برخی دیگر هر آینه زمین تباه می شد ولیکن خدا دارای فضل است بر همه جهانیان»سوره بقره - آیه 251. فرمود: بخدا سوگند این آیه جز درباره شما نازل نگشته، و دیگری جز شما از آن مقصود نیست.

«حرام خواری»
1850. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَنهُومانٌ لا یَشبَعان: مَنهُومُ دنیا وَمَنهُومُ عِلمٍ، فَمَن اِقتَصَرَمِنَ الدُّنیا عَلی ما أَحَلّ اللهُ لَهُ سَلِمَ، وَمَن تشناوَلَها مِن غَیرِحِلِّها هَلَکَ إِلا أَن یَتُوبَ وَیِراجِعَ؛(2)

دو گرسنه است که که سیر نمی شود: گرسنه دنیا وگرسنه علم، پس هرکه بسنده کند از دنیا به آنچه خداوند براو حلال کرده سالم می ماند، و هرکه از غیرحلال آن را بخورد (و بدست آورد) هلاک شود مگراینکه توبه کند و برگردد.

«حرص وآزمندی»
1851. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ثَلاثٌ مُهلِکاتٌ: شُحٌّ مُطاعٌ، وَهَوی مُتَّبَعٌ، وَإِعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ؛(3)

سه چیزهلاک کننده است: حرص شدیدی که صاحبش از آن تبعیت نماید، وپیروی از هوای نفس، و اِعجاب وخود پسندی انسان به خود.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 187، ح 1.

2) - وسائل الشیعه، ج 12، ص 21، ح 4.

3) - وسائل الشیعه، ج 1، ص 77 ،ح 12.

«تضعیف کردن وخوارشمردن حق»
1852. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَضعَفَ الحَقَّ وَخَذَلَهُ أَهلَکَهُ الباطِلُ وَقَتَلَهُ؛(1)

هرکس حق را تضعیف وخوار کند، باطل او را بکشد وهلاک سازد.

«روگردانی ازحق»
1853. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَبدَءَ صَفحَتَهُ لِلحَقِّ هَلَکَ؛(2)

هرکس روی گردانی ازحق را آشکارسازد، هلاک گردد.

«فروختن حق به باطل»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن باعَ الیَقِینَ بِالشَّکِّ وَالحَقَّ بِللبا طِلِ...؛(3)

هلاک شد کسی که یقین را به شک وحق را به باطل.

«حسد»
1854. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلحَسَدُ داءٌ عَیاءٌ لا یَزُولُ إِلا بِهَلاکِ الحاسِدِ أَومَوتِ المَحسُودِ؛(4)

حسد درد بی درمانی است، که از بین نمی رود مگر با هلاکت حسد کننده و یا مرگ حسد شونده.

«فکرکردن درکیفیت وجود وذات خدا»
1855. عَنِ الحُسَینِ بنِ المَیّاحِ عَن أبِیهِ قالَ: سَمیعتُ أَباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن نَظَرَفِی اللهِ کَیفَ هُوَ،هَلَکَ؛(5)

حسین بن میاح ازپدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: هرکس فکرکند وجود خداوند چگونه است هلاک شده.

1856. قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : یَهلِکُ أَصحابُ الکَلامِ وَیَنجُوالمُسلِمُونَ إِنَّ المُسلِمِینَ هُمُ النُّجَباءُ؛(6)

اصحاب کلام (آنهائی که در مورد ذات خداوند صحبت می کنند) هلاک می شوند، و مسلمانان (آنهایی که تسلیم امر خداوند هستند) نجات می یابند، همانا مسلمین نجات یافتگانند.


1) - غرر، ج 2، ص 694، ح 1249.

2) - غرر، ج 2، ص 658، ح 825.

3) - همین موضوع، حدیث شماره 1823

4) - غرر، ج 1، ص 79، ح 1911.

5) - اصول کافی، ج 1، ص 126، ح 5.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 457، ح 22.

«نافرمانی خداوند»
1857. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :... وَاِنَّما هَلَکَ مَن هَلَکَ عِندَ ما عَصاهُ وَخالَفَهُ وَاتَّبَعَ هَواهُ؛(1)

و البته جز این نیست که هلاک می شود، آنکه هلاک می گردد. برای این که خدا را معصیت و نافرمانی کرده و مخالفت امر او را نموده و از هوای نفس خود تبعیت نموده است.

«خود پسندی»
1858. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلعُجبُ هَلاکٌ؛(2)

خودپسندی وخودبینی، هلاکت است.

1859. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : مَن دَخَلَهُ العُجبُ هَلَکَ؛(3)

هرکس را خودبینی فرا گیرد، هلاگ شود.

«خود رأی بودن»
1860. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَعجَبَ بِرَآیِهِ أَهلَکَهُ العَجزُ؛(4)

کسی که به رای خود مغرور شود، ناتوانی او را به هلاکت رساند.

1861. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : لاتَستَبِدَّ بِرَأیِکَ فَمَنِ استَبَدَّ بِرَأیِهِ هَلَکَ؛(5)

استبداد رأی نداشته باش، که هرکس مستبد وخود رای باشد هلاک می گردد.

«ازخود راضی بودن»
1862. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ وَوَثِقَ بِما تَسَوَّلَهُ لَهُ؛(6)

هلاک شد کسی که از خود را ضی شد، وبه آراستگی های نفس اطمینان کرد.

«قدر ومنزلت خود را نشناختن»
1863. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ إمرِؤٌ لَم یَعرِف قَدرَهُ؛(7)

1) - غرر، ج 2، ص 871، ح 11.

2) - غرر، ج 1، ص 6، ح 65.

3) - اصول کافی، ج 3، ص 427، ح 2.

4) - غرر، ج 2، ص 642،ح563 .

5) - غرر، ج 2، ص 811، ح 160.

6) - غرر، ج 2، ص 792، ح 15.

7) - نهج البلاغة، دشتی ،ح 149.

نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.

«دروغگویی»
1864. عَن عُمَرِبن یَزِیدٍ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ الکَذّابَ یَهلِکُ بِالبَیِّناتِ وَیَهلِکُ آَتباعُهُ بِالشَّبَهاتِ؛(1)عمربن یزید گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: دروغگو با برهان های روشن هلاک گردد، و پیروانش بوسیله شبهات.

«مرحوم فیض (ره) گوید: مقصود از کذاب و دروغگو، در اینجا مدعی ریاست است»

«دنیا پرستی- دنیا دوستی»
1865. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَثلُ الدُّ نیا کَمَثَلِ الحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّها وَالسَّمُّ الناقِعُ فِی جَوفِها یَهوِی إَلَیهَا الغِرُّالجاهِلُ، وَیَحذَرُها ذُولُبِّ العاقِلُ؛(2)

مثلِ دنیای حرام، چون مار سمّی است. پوست آن نرم ولی سم گشنده در درون دارد، نادان فریب خورده به آن می گراید، و هوشمند وعاقل از آن دوری گزیند.

1866. الإممُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُکِمَ عَلٰی أَهلِ الدُّ نیٰا بِالشَّقٰاءِ وَالفَنٰاءِ وَالدَّ مٰارِوَالبَوٰارِ؛(3)

براهل دنیا: بدبختی، نیستی، نابودی وخرابی، مقررگردیده است.

1867. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلدُّنیٰا دٰارُمَمَرٍّلا دٰارُمَقَرٍّ، وَالنّٰاسُ فِیها رَجُلانِ: رَجُلٌ بٰاعَ فِیهٰا نَفسَهُ فَأَوبَقَهٰا، وَرَجُلٌ ابتٰاعَ نَفسَهُ فَأعتَقَهٰا؛(4)

دنیا محل گذرست نه محل ماندگاری، و مردم درآن دو گونه اند: یکی آنکه نفس خود را فروخت و خویش را به هلاکت و تباهی انداخت، و دیگری آنکه نفس خود را خرید و آزادش ساخت.

«حریص دنیا شدن»
1868. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن حَرَصَ عَلَی الدُّنیٰا هَلَکَ؛(5)

هرکس بردنیا حریص باشد، هلاک گردد.


1) - اصول کافی، ج 4، ص 36، ح 7.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح 119.

3) - غرر، ج 1، ص 385، ح 65.

4) - نهج البلاغة، ح، 133.

5) - غرر، ج 2، ص 656، ح 783.

«بدست آوردن دنیا ازغیر حلال»
1869. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن تَناوَلَها مِن غَیرِحِلِّها هَلَکَ إِلا أن یَتُوبَ آَویُراجِعَ؛(1)

وکسی که دنیا را از راه غیرحلالش بدست آورد، هلاک گردد. مگراینکه توبه کند، و بازگشت نماید. (مال حرام را به صاحبش برگرداند).

«دلباختگی به دنیا»
1870. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کُلَّمَاازدادَالمَرءُ بِالدُّنیا شُغلا وَزادَبِها وَلَهًاأَورَدَتهُ المَسالِکَ وَأَوقَعَتهُ فیِ المَهالِکَ؛(2)

هرگاه سرگرمی مرد در دنیا هرچه زیادتر شود، و دلباختگیش بیشترگردد، دنیا او را به راههای دشوار وارد کند، و به پرتگاه های هلاکت درافکند.

«دنیا را برای خود محل أمن (وپناهگاه) ودین را بهای دنیا قراردادن»
1871. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَنِ استَأمَنَ إِلَی الدُّنیا وَأَمهَرَها دِینَهَ فَهُوَحَیثُ مالَت مالَ إِلَیها قَدِ اتَّخَذَها هَمَّها وَمعبُودَهُ؛(3)

آن کس که جهان را پناهگاه خویش گرفت، و دینش را کابینش نمود تباه شد، آنگاه او تمام همتش و پرستیدنش دنیا گردید، وهرجا دنیا رفت او نیز دنبالش رفت!.

«زیاده خواهی دردنیا»
1872. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن استَکثَرَمِنَ الدُّنیٰا إِستَکثَرَمِمّٰا یُوبِقُهُ؛(4)

هرکس از دنیا زیادتی طلب کند، از چیزهائی که او را هلاک کند زیاده خواسته است.

«متاع وامکانات دنیا»
1873. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سُرُورُالدُّنیٰاغُرُورٌوَمَتاعُها ثُبُورٌ؛(5)

امام علی (علیه السلام) : خوشی و شادی دنیا فریب، و امکانات و کالای دنیا هلاکت است.


1) - اصول کافی، ج 1، ص 57، ح 1.

2) - غرر، ج 2، ص 571، ح 6.

3) - غرر، ج 2، ص 793، ح 21.

4) - غرر، ج 1، ص 644، ح 598.

5) - غرر، ج 1، ص 433، ح 27 .

«رذائل اخلاقی»
1874. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلإِنحِطٰاط ُاِلَی الرَّذٰائِیلِ سَهلُ مُرَدٍ؛(1)

فروافتادن در رذائل اخلاقی، آسانترین هلاکت است. (خیلی زود به هلاکت خواهد رسید)

«خود را به رنج انداختن- انجام دادن کار بدون مقدمه و اسباب لازم»
1875. قٰالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَمَن کابَدَ الأُمُورَعَطِبَ، وَمَنِ إقتَحَمَ اللُّجَجَ غَرِقَ؛(2)

و آن کسی که خود را درکارها (بدون مقدمه لازم) به رنج اندازد، خود را هلاک سازد، و هرکس خود را در گرداب های بلا افکند غرق گردد.

«از راه راست عدول کردن»
1876. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَدَلَ عَن واضِحِ المَحَجَّةِغَرِقَ فِی اللُّجَّةِ؛(3)

هرکس از راه راست درگذرد و عدول کند، در دریای (هلاکت)غرق شود.

«ظلم به رعیت»
1877. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عامَلَ رَعِیّتَهُ بِالظُّلمِ أَزالَ اللهُ سُبحانَهُ دَولَتَهُ وَعَجَّلَ بَوارَهُ وَهَلکَهُ؛(4)

هرکس با رعیّتش با ظلم و ستم رفتارکند، خداوند سبحان دولتش را از بین برد و به تندی او را به هلاکت رساند.

«ریاست طلبی»
1878. قالَ ألامامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ الرِّیاسَةَ هَلَکَ؛(5)

کسی که ریاست طلب باشد، هلاک می شود.


1) - غرر، ج 1، ص 433، ح 27.

2) - نهج البلاغة، دشتی، ح349.

3) - غرر، ج 2، ص 723، ح 1538.

4) - غرر، ج 2، ص 678، ح 1078.

5) - وسائل الشّیعه، ج 11، ص 279، ح 2.

1879. عَنِ بنِ مَیّاحِ عَن أبِیهِ قالَ: سَمیعتُ أَباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَن أَرادَالرِّئا سَةَ هَلَکَ؛(1)

ابن میّاح از پدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: هرکس ریاست خواهد، هلاک شود.

1880. عَن عَبدِاللهِ بن مُسکانَ قالَ: سَمیعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إَیّاکُم وَهؤُلاءَ الرُّؤساءَ الَّذِینَ یَتَرَأَّ سُونَ فَوَاللهِ ما خَفَقَتِ النِّمالُ خَلفَ رَجُلٍ إِلاهَلَکَ وَأَهلَکَ؛(2)

عبدالله بن مسکان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم میفرمود: بپرهیزید از این رؤسائی که ریاست را به خود می بندند (و ریاست را می جوبند)، زیرا به خدا سوگند که کفش ها دنبال سر مردی صدا نکند، جزآنکه هلاک شود وهلاک کند.

1881. عَن جُوَیرَةَ بنِ مُسَهَّرِ قالَ: إِشتَدَدتُ خَلفَ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَقالَ: یا جُوَیرَةَ إنِّهُ لَم یَهلُک هؤُلاء الحُمقی إِلا بِخَفقِ النِّعالِ خَلفَهُم؛(3)

جويريه بن مسهر گويد: به تندى در پشت سر اميرالمؤمنين عليه السلام راه مى رفتم كه حضرت به من فرمود: اى جويريه! اين نادانان هلاك نگشته اند، مگر به سبب صداى كفشها در پشت سرشان.

«بد زبانی»
1882. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَم مِن إِنسٰانٍ أَهلَکَهُ لِسٰانٌ؛(4)

بسا انسانی، که زبان او را هلاک کرد.

«لغزش زبان»
1883. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَلَّةُ اللِّسانِ أَشَدُّ هَلاکٍ؛(5)

لغزش زبان، سخت ترین هلاکت است.

«ترک زکات»
• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :...وَإِنَّ اللهَ لَیَدفَعُ بِمَن یُزَکِّی مِن شِیعَتِنا عَمَّن لا یُزَکِّی مِن شِیعَتِنا وَلَوأَجمَعُوا عَلی تَرکِ الزّکاةِ لَهَلَکُوا...؛(6)

وخداوند بخاطرآنکه زکات دهد از شیعیان ما دفع کند از آنکه زکات نمی پردازد، و اگر همگی زکات ندهند، هلاک گردند.


1) - اصول کافی، ج 3، ص 407، ح 7.

2) - اصول کافی، ج 3، ص 406، ح 3.

3) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 280، ح 5.

4) - غرر، ج 2، ص 550، ح 9.

5) - غرر، ج 1، ص 428، ح 60.

6) - همین موضوع، ترک حج، حدیث شماره1849

«اطاعت از زن»
1884. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَلاثٌ مُهلِکاتٌ طاعَةُ النِّساءِ وَطاعَةُ الغَضَبِ وَطاعَةُ الشَّهوَةِ؛(1)

سه چیز هلاک کننده است: اطاعت از زن، اطاعت از غضب، و اطاعت از شهوت.

«سرپیچی از فرمان امام معصوم- علیه السلام- ولی امر مسلمین»
1885. الإمامُ أبَوعَبداِللهِ الحُسَینِ (علیه السلام) : وَمَن عَصٰانِی کٰانَ مِنَ المُهلِکِینَ وَکُلُّکُم عٰاصٍ لأَمرِی غَیرُمُستَمِعٍ قَولِی فَقَد مُلِئَت بُطُونُکُم مِنَ الحَرٰامِ وَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِکُم؛(2)

حضرت أباعبدالله امام حسین (علیه السلام) : و هر کس نافرمانیم کند، از هلاک شدگان است، همه شما از فرمان من سرپیچی می کنید، و به سخنم گوش نمی دهید؛ زیرا شکم هایتان از حرام پرشده و بردل هایتان مُهرخورده است.

«سرکشی»
1886. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن بَغِیَ عُجِّلَت هَلَکَتُهُ؛(3)

کسی که سرکشی کند، زود هلاک شود.

1887. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یُوجِبُ الدِّمارَ؛(4)

سرکشی، سبب هلاک خواهد بود.

1888. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَلَوبَغی جَبَلٌ عَلی جَبَلٍ لَهَلَکَ الباغِی؛(5)اگرکوهی برکوهی سرکشی کند، کوه سرکش هلاک و نابود می شود.
«سَب مؤمن- دشنام دادن به مؤمن»

2209 - قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : سَبّٰابُ مُؤمِنٍ کَالمُشرفِ عَلَی الهَلَکَةِ؛(6)

رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: سَب کننده و دشنام دهنده مؤمن، در شرف هلاکت است.


1) - غرر، ج 1، ص 363، ح 8.

2) - البحار، 45، 8.

3) - غرر، ج 2، ص 620، ح 198.

4) - غرر، ج 1، ص 28، ح 845.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 334، ح12 وج 8، ص 611، ح 4.

6) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 334، ح12 وج 8، ص 611، ح 4.

«شرور بودن»
1889. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَفٰی بِالشَّرِّهُلکًا؛(1)

برای هلاکت (انسان) شرور و بد بودنش کافی است.

«اطاعت از شهوت»
1890. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الشَّهوَةِ هَلکٌ؛(2)

اطاعت از شهوت، هلاکت است.

«غلبه شهوت»
1891. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَلَبَةُ الشَّهوَةِ أَعظَمُ هَلَکٍ(3)

غلبۀ شهوت، بزرگ ترین هلاکت است.

1892. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : غَلَبَةُ الشَّهوَةِ تُبطِلُ العِصمَةَ وَتُورِدُ الهَلَکَ؛(4)

غلبۀ شهوت پاکدامنی را از بین می برد، و انسان را به وادی هلاکت می کشاند. «الهَلَکَ، شاید هلکة باشد»

1893. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَغَلَبَةَ الشَّهَواتِ عَلی قُلُوبِکُم فَاِنَّ بِدایَتَها مَلَکَةٌ وَنِهایَتُها هَلَکَةٌ؛(5)در حذر باشید ازاینکه شهوات برقلب های شما چیره شود، زیرا که ابتدای آن بردگی وخواری و نهایتش هلاکت وتباهی است.
«مقدم داشتن شهوت وهوسرانی بردین»
1894. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لَن یَهلِکَ العَبدُ حَتّٰی یُؤثِرَشَهوَتَهُ عَلٰی دِینِهِ؛(6)

هیچ بنده ای هلاک نشد، جزآن دم که شهوتش را بردینش برگزید ومقدم داشت.


1) - غرر، ج 2، ص 556، ح 4.

2) - غرر، ج 2، ص 472، ح 43.

3) - غرر، ج 2، ص 507، ح 30.

4) - غرر، ج 2، ص 507 ،ح 31.

5) - غرر، ج 1، ص 160، ح 114.

6) - غرر، ج 2، ص 592، ح 48.

«تبعیت ازشیطان»
1895. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَک مَن أَضَلَّهُ الهَوی وَإستَقادَهُ الشَّیطانُ إِلی سَبِیلِ العَمی؛(1)

هلاک شد کسی که هوای نفس او را گمراه کرد، و شیطان او را به گمراهی برد.

«ظلم»
1896. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جارَمُلکُهُ عُجِّلَ هُلکُهُ؛(2)

کسی که درحوزه سلطنتش ستم باشد، درهلاکت او شتاب شود.

1897. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ أَوبَقَهُ ظُلمُهُ؛(3)

هرکس ظلم کند، ستمش او را هلاک کند واز پای دراورد.

1898. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : راکِبُ الظُّلمِ یُدرِکُهُ البَوارُ؛(4)

سوار برمرکب ستم را، هلاک درک خواهد کرد.

1899الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَورُهَلاکٌ؛(5)

ظلم وستم، هلاکت است.1900. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمِلَ بِالجَورِعَجَّلَ اللهُ سُبحانَهُ هَلکَهُ؛(6)

هرکس جوروستم کند، خدای سحان هم درهلاکت اوشتاب نماید.

«تکذیب عذاب و عقوبت الهی»

قرآن کریم: «کَذَّبَت ثَمُودُ وَعادٌ بِالقارِعَةِ. فَامّا ثَمُودُ فَاُهلِکُوا بِالطّغِیَةِ. وأَمّا عادٌ فَاُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعاتِیَةٍ؛»(7)

قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند. اما قوم «ثمود» با عذابی سرکش هلاک شدند.

و اما قوم «عاد» بوسیله تند بادی طغیانگروسرد و پر سروصدا (که هفت شب و هشت روز وزید) به هلاکت رسیدند. «عذاب سرکش: (رَجفة- زلزله)، صاعقة وصیحة»


1) - غرر، ج 2، ص 792، ح 14.

2) - غرر، ج 2، ص 630، ح 385.

3) - غرر، ج 2، ص 620، ح 204.

4) - غرر، ج 1، ص 420، ح 4.

5) - غرر، ج 1، ص 12، ح 275.

6) - غرر، ج 2، ص 677، ح 1061.

7) - سوره الحاقه، آیات 4 الی 6.

«دشمنی با امام علی (علیه السلام) وغلو درحق آن حضرت»
1901. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ فِیَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ غالٍ وَمُبغِضٌ قالٍ؛(1)

دو تن درباره من هلاک شدند: یکی دوست غلو کننده و دیگری دشمن سرسخت و پورعداوت.

«مغرورشدن به غیرخدا»
1902. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ اغتَرَّبِغَیرِاللهِ سُبحانَهُ أَهلَکَهُ الغِرُّ؛(2)

هرکس به غیرخدای سبحان مغرور گردد، غرور هلاکش کند.

«غضب»
• عَلِیٌّ (علیه السلام) : ثَلاثٌ مُهلِکاتٌ... وَطاعَةُ الغَضَبِ وَطاعَةُ الشَّهوَةِ؛(3)

سه چیز هلاک کننده است: و اطاعت از غضب، و اطاعت از شهوت.

1903.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ضِرامُ نارِالغَضَبِ یَبعَثُ عَلی رُکُوبِ العَطَبِ؛(4)برافروختن آتش غضب، باعث هلاکت انسان می شود.

1904.

الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ شَرٌّإِن اَطَعتَهُ دَمَّر؛(5)

غضب شری است، که اگر اطاعت کنی هلاک می سازد.

1905الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ غَضَبُهُ تَعَرَّضَ لِعَطَبِهِ؛(6)

کسی که غضبش بر او غلبه کند، خود را در معرض نابودی قرارداده است.

«غفلت»
1906. الإمامُ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طٰالَت غَفلَتُهُ تَعَجَّلَت هَلَکَتُهُ؛(7)

هرکس غفلتش طولانی شود، هلاکتش نزدیک گردد.


1) - غرر، ج 2، ص 791، ح 8.

2) - غرر، ج 2، ص 791، ح 8.

3) - همین موضوع، اطاعت اززن، شماره 1884

4) - غرر، ج 1، ص 462، ح 18.

5) - غرر، ج 1، ص 42، ح 1265.

6) - غرر، ج 2، ص 636، ح 484.

7) - غرر، ج 2، ص 648، ح 662.

«بغیرخود مشغول شدن - مشغول شدن به عیبجوئی دیگران»
1907. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَغَلَ نَفَسَهُ بِغَیرِنَفسِهِ فَقَد تَحَیَّرَفِی الظُّلُمٰاتِ وَارتَکَبَ فِی الهَلَکٰاتِ؛(1)

کسی که خودش را به غیرخودش مشغول و سرگرم کند، (و درصدد کنجکاوی از عیوب مردم برآید) همانا در تاریکی ها سرگردان ماند و در هلاکت ها بیفتد.

«فاش کردن رازواسرارزندگی خود»
1908. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن لَم یُحرِزسِرَّهُ وَأَمرَهُ؛(2)

کسی که رازش را و کارش (کارمحرمانه) را نگه نداشت، و فاش کرد هلاک گردید.

«فتوی دادن بدون علم»
1909. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَمَن أَفتیَ النّاسَ بِغَیرِعِلمٍ وَهُوَلا یَعلَمُ النّاسِخَ مِنَ المَنسُوخِ وَالمُحکَمَ مِنَ المُتَشابِهِ فَقَد هَلَکَ وَأَهلَکَ؛(3)

وکسی که ندانسته فتوی دهد و او ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه تشخیص ندهد، سخت هلاک شده وهلاک کرده است.1910. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَنهاکَ عَن خِصلَتَینِ فِیهِما هَلَکَ الرِّجالُ: أَنهاکَ أَن تُدَیِّنَ اللهَ بِالباطِلِ، وَتُفتِی النّاسَ بِما لاتَعلَمُ؛(4)

از دو خصلت تو را نهی می کنم، که مردان درآن هلاک شدند: نهی می کنم تو را از این که با باطل دینداری نمائی، وبه چیزی که نمی دانی به مردم فتوی دهی.

1911. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَخِصلَتَینِ فِیهِما هَلَکَ مَن هَلَکَ: إِیّاکَ أَن تُفتِی النّاسَ بِرَأیِکَ، أَوتُدَیِّنَ اللهَ بمِا لاتَعلَمُ؛(5)

از دو خصلت تو را برحذر میدارم که هلاک شد، در آنها کسی که هلاک گردید: درحذر باش از این که با رأی خود به مردم فتوی دهی، وخدا را با چیزی که نمی دانی دین داری کنی.


1) - غرر، ج 2، ص 706، ح 1371.

2) - غرر، ج 2، ص 792، ح 10.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 53، ح 9.

4) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 10، ح 2.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 10، ح 3.

«فخرطلبی»
1912. قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) : أَهلَکَ النّاسَ إِثنانِ خَوفُ الفَقرِ، وَطَلَبُ الفَخرِ؛(1)

دو چیز مردم را تباه کرد: ترس از تنگدستی و طلب فخر.

«نشناخن قدر و منزلت خویش»
1913. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن لَم یَعرِف قَدرَهُ؛(2)

هرکس قدر و جایگاهش را نشناخت، هلاک گردید.

«قیاس - باقیاس عمل کردن»
1914. عَن مُحَمَّدِ بنِ حُکَیمٍ قالَ: قُلتُ لِأَبِی الحَسَنِ مُوسی (علیه السلام) : جُعِلتُ فَداکَ... فَرُبَّما وَرَدَ عَلَینا الشَّیئُ لَم یَأتِنا فِیهِ عَنکَ وَلا آَبائِکَ شَیئٌ فَنَظَرنا إِلی أَحسَنِ ما یَحضُرُناوَأَوفَقُ الأَشیاءِ لِما جائَنا عَنکُم فَنَأخُذُ بِهِ؟ فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ فِی ذالِکَ وَاللهِ هَلَکَ مَن هَلَکَ، یَابنَ حُکَیمٍ، قالَ: ثمُّ قالَ: لَعَنَ اللهُ أَباحَنِیفَةَ کانَ یَقُولُ: قالَ: عَلیٌّ، وَقُلتُ؛(3)

محمد بن حکیم گوید: به ابا الحسن امام موسی کاظم (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم...اما گاهی مطلبی برای ما پیش می آید، که ازشما و پدرانت درباره آن سخنی به ما نرسیده است، پس ما به بهترین وجهی که در نظر داریم توجه می کنیم و راه را که با اخبار از شما رسیده موافق تر است انتخاب می کنیم؟ فرمود: چه دور است، چه دوراست! این راه ازحقیقت، به خدا هرکه هلاک شد از همین راه هلاک شد، ای پسرحکیم، سپس فرمود: خدا لعنت کند ایوحنیفه را که دائم می گفت: علی چنان گفت و من چنین گویم.

1915. قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن عَمِلَ بِالمَقائِیسَ فَقَدهَلَکَ وَأَهلَکَ؛(4)

هرکس به قیاس ها عمل کند، خودش سخت هلاک شده و مردم را (نیز) هلاک کرده است.

1916. قالَ أبُوالحَسَنِ مُوسی بنِ جَعفَرٍ(علیهما السلام): مالَکُم وَلِلقِیاسِ إِنَّما هَلَکَ مَن هَلَکَ بِالقِیاسِ؛(5)

شما را با قیاس چه کار؟! (از قیاس کردن دوری گزینید) همانا هلاک شد، کسی که هلاک کردید با قیاس.


1) - خصال، ج 1، ص 112، ح 102.

2) - غرر، ج 2، ص 792، ح 9.

3) - اصول کافی، ج 1، ص 72، ح 9.

4) - اصول کافی، ج 1، ص 53 ،ح 9.

5) - وسائل الشیعه، ج 18، ص 23، ح 3.

«کفالت - برذِ مّه گرفتن»
1917. عن أبی الحسن الحّذاء قال: سَمِعتَ أباعبداللهِ (علیه السلام) یَقُولُ لِأَبِی العبّاس البَقباق: مامَنَعَکَ مِنَ الحَجِّ؟ قال: کِفالَةً کَفَّلتُ بِها، قالَ: مالَکَ وَالکِفالَةَ، أَماعَلِمتَ أَنَّ الکِفالَةَ هِیش الَّتِی أَهلَکَت قُرُونَ الأُولی؛(1)

أبی الحسن الحذّاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم به أبی العباس بقباء می فرمود: چه چیزتو را از رفتن به حج بازداشت؟ گفت: کفالتی برعهده دارم، فرمود: آیا ندانستی که کفالت همان چیزی است که ملت های پیشین را هلاک کرده است.

«شاید منظور این باشد: 1. نتواند به کفالت خودعمل کند 2. از وظایف شرعی خود بازماند3. نتواند طبق موازین شرعی عمل نماد»

«گناهان - معاصی»
1918. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حٰاصِلُ المَعٰاصِی أَلتَّلَفُ؛(2)

حاصل گناهان، تلف شدن وهلاکت است.

1919. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمُتَجَبِّرُالظّٰالِمُ تُوبِقُهُ ٰاثٰامُهُ؛(3)

شخص گردنکش وستمگر، را گناهانش هلاک می سازد.

1920. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلمَعصِیَةُ تُردِی؛(4)

نافرمانی (خداوند- انسان را) هلاک گرداند.

1921. قالَ آبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : إِیّاکُم وَمُحَقَّراتَ الذُّنُوبِ فَاِنَّ لَها مِنَ اللهِ طالِبًا، وَاِنَّها لَتَجتَمِعُ عَلَی المَرءِ حَتّی تُهلِکُهُ؛(5)

از گناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید، زیرا که برای آنها (هم) از طرف خداوند بازخواستی است، و آنها جمع می شوند و انسان را به هلاکت می رسانند.


1) - خصال، ج 1، ص 24، ح 41.

2) - غرر،ج 1، ص 383، ح 45.

3) - غرر،ج 1، ص 50، ح 1414.

4) - غرر،ج 1، ص 8، ح 115.

5) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 247، ح 11.

«لجاجت وستیزه»
1922. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَللَّجاجُ عُنوانُ العَطَبِ؛(1)

لجاجت وستیزه جوئی، نشانه و نمونه هلاکت است.

«خود را ایمن دانستن ازمکرخدا- درمقابل خطاها»
1923. الإمامُ علیّ (علیه السلام) : مَن أَ مِنَ مِن مَکرِاللهِ هَلَکَ؛(2)

کسی که از مکر خداوند ایمن نشیند، هلاک گردد.

«ترک کردن نماز»
• قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ اللهَ [لَ] یَدفَعُ بِمَن یُصَلِّی مِن شِیعَتِنا عَمَّن لا یُصَلِّی مِن شِیعَتِنا وَلَوأَجمَعُوا عَلی تَرکِ الصَّلاةِ لَهَلَکُوا...؛(3)

هرآینه خداوند بخاطرآن کسی که نماز می خواند، از شیعیان ما (بلا را) دفع می کند از آن کسی که نماز نمی خواند از شیعیان ما، و اگر همگی نماز را ترک کنند، هرآینه (همگی آنها) هلاک شوند.

«اطاعت وتبعیت ازهوای نفس»
1924. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن اَکرَمَ نَفسَهُ اَهانَتهُ؛(4)

کسی که نفسش را اکرام کند وآن را بزرگ شمارد، او را هلاک خواهد کرد.

1925. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطاعَ نَفسَهُ فِی شَهوَتِها فَقَدأَعانَها عَلی هَلکِتِها؛(5)

هرکس در شهوت رانی نفسش را فرمان برد، البته آن نفس را در هلاکتش یاری کرده است.

1926. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ وَوَثِقَ بِما تَسَوَّلَهُ لَهُ؛(6)

هلاک شد کسی که از خود راضی شد، و به آراستگی های نفس اطمینان کرد.

1927الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن أَطاعَ هَواهُ هَلَکَ(7)


1) - غرر،ج 1، ص 28، ح 851.

2) - غرر، ج2، ص 651، ح 714.

3) - همین موضوع ،ترک کردن حج، حدیث شماره 1849

4) - غرر، ج 2، ص 617، ح 141.

5) - غرر، ج 2، ص 683، ح 1131.

6) - غرر، ج 2، ص 792، 15.

7) - غرر، ج 2، ص 613، ح 63.

هرکس مطیع هوای نفسش باشد، هلاک گردد.

«غلبه هوای نفس برانسان»
1927. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰا غَلَبَت عَلَیکُم أَهوٰائُکُم أَورَدَتکُم مَوٰارِدَ الهَلَکَةِ؛(1)

هرگاه هوای نفس شما برشما غلبه پیدا کند، شما را به جاهای هلاکت وتباهی می کشاند.

«واگذارکردن ورها کردن نفس وهوای نفسانی»
1928. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن أَهمَلَ نَفسَهُ اَهلَکَهٰا؛(2)

هرکس نفسش را واگذارده و رها کرده، آن را هلاک ساخته است.

1929. الإمامُ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَویٰ قَرِینٌ مُهلِکٌ؛(3)

هوا و هوس، همنشین مُهلک است.

1930. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَک مَن أَضَلَّهُ الهَوی وَإستَقادَهُ الشَّیطانُ إِلی سَبِیلِ العَمی؛(4)

هلاک شد کسی که هوای نفس او را گمراه کرد، وشیطان او را به گمراهی برد.

«همنشین بد و نااهل»
1932. قالَ أبُوالحَسَنِ (علیه السلام) : قالَ عَیسیَ بنُ مَریَمَ (علیه السلام) : إِنَّ صاحِبَ الشَّرِّ یُعدِی، وَقَرِینَ السَّوءِ یِردِی فَانظُرمَن تُقارِنُ؛(5)

عیسی بن مریم (علیه السلام) فرموده: همانا شخص بد کار، بَدیش سرایت کند، وهم نشین بد انسان را به هلاکت افکند، پس بنگر با چه کسی همنشین گردی.

«فروختن یقین به شک»
• الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : هَلَکَ مَن باعَ الیَقِینَ بِالشَّکِّ...؛(6)

هلاک شد کسی که یقین را به شک.

ب) گناهانی که باعث هلاکت ونابودی حکومت ها، ملت ها و...می شود:

اشاره


1) - غرر، ج1،

ص 312، ح 48.

2) - غرر، ج 2، ص 617، ح 140.

3) - غرر، ج 1، ص 33، ح 100.

4) - غرر، ج 2، ص 792، ح 14.

5) - اصول کافی، ج 4، ص 454، ح 4.

6) - همین موضوع، فروختن آخرت به دنیا، حدیث شماره 1823

«آرزو»
1933. رَسُولُ اللهِ(صلّی الله غلیه وآله): إِنَّ صَلاحَ اَوَّلِ هذِهِ الاُمَّةَ بِالزُّهدِ وَالیَقِینِ، وَهَلاکُ آخِرُها بِالشُّحِّ وَالأَمَلِ؛(1)

این امت در آغاز با زهد و یقین درست شد، و در پایان به واسطه بخل و آرزو نابود می شود.1934. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم بِطُولِ آمالِهِم وَتَغَیُّبِ آجالِهِم؛(2)

پیشینیان شما، در حقیقت به سبب درازی آرزوها و از یاد بردن أجل (مرگ) هایشان، به هلاکت در افتادند.

«اسراف»

قرآن کریم: «... وَاَهلَکنَاالمُسرِفِینَ؛»(3)

و مسرفان را هلاک نمودیم. «منظوراز(مُسرفان) دراینجا کسانی است که درمورد خویشتن وجامعه ای که درآن زندگی می کنند، اسراف کردند، از طریق انکار آیات الهی وتکذیب پیامبران»(4)

«ترک امربه معروف ونهی ازمنکر»
1935. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما هَلَکَ مَن هَلَکَ مِمَّن کانَ قَبلَکُم بِرُکُوبِهِمُ المَعاصِی، وَلم یَنهَهُم الرَّبه آنیوُّنَ وَالأَحبارُ؛(5)

پیشینیان شما که نابود شدند، درحقیقت بدان سبب به هلاکت درافتادند، که مرتکب گناهان می شدند و ملّایان وعلما آنان را نهی نمی کردن.

«ترک انفاق»

قرآن کریم: «وَاَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَلا تُلقُوا بِأَیدِیکُم اِلَی تَّهلُکَةِ وَأَحسَنُواإِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحسِنِینَ؛»(6)

و در راه خدا انفاق کنید، وخویشتن را با دستان خود به نابودی نیفکنید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.


1) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21248.

2) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21252.

3) - سوره انبیاء، آیه 9.

4) - تفسیر نمونه، ج 13، ص 363.

5) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6667، ح 21253.

6) - سوره بقره، 195.

«عقب ماندن ازاهل بیت پیامبر- صلّ الله علیه وآله»
• ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أُنظُرُواأَهلَ بَیتِ نَبِیِّکُم فَالزَمُواسَمتَهُم، وَاتَّبِعُواأَثَرَهُم، فَلَن یُخرِجُوکُم مِنَ الهُدی، وَلَن یُعِیدُوکُم فِی رَدیَّ، فَاِن لَبَدُ وفَالبَدُ وا، وَإِن نَهَضُوا فَانهَضُوا، وَلا تَسبِقُوهُم فَتُضِلُّوا، وَلا تَأَخَّرُواعَنهُم فَتُهلِکُوا؛(1)

به خانوادۀ پیامبرخود بنگرید و راه آنان را درپیش گیرید، و در پی ایشان حرکت کنید، زیرا هرگز شما را از راه است به در نمی برند و هرگز به نابودیتان نکشانند، اگرآنان نشستند، شمان نیز بنشینید، واگر برخواستند شما هم برخیزید و از آنان پیشی نگیرید که گُم خواهید شد، وعقب هم نمانید که به نابودی خواهیدافتاد.

«ایمان نیاوردن به خداوند»

قرآن کریم: «مٰاٰامَنَت قَبلَهُم مِن قَریَةٍ اَهلَکنٰاهٰا اَفَهُم یُؤمِنُونَ؛»(2)

تمام آبادی ها را که پیش از اینها هلاک کردیم، (تقاضای معجزات گوناگون کردند و پیشنهادشان عملی شده ولی) هرگز ایمان نیاوردند، آیا اینها ایمان می آورند؟!.

«به راه باطل بردن مردم»
1936. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ(علیه السلام): فَاِنَّمٰا أَهلَکَ مَن کٰانَ قَبلَکُم أَنَّهُم مَنَعُوا النّٰاسَ الحَقَّ فَاشتَرُوهُ، وَأَخَذُوهُم بِالبٰاطل فَا قتَدُوهُ؛(3)(4)

همانا ملت های پیش ازشما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس (مردم) دنیا را «حق شان را» با رشوه دادن بدست آوردند، و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت کردند.

«بخل»
• رَسُولُ اللهِ(صلّی الله علیه وآله):... وَهَلاکُ آخِرُها بِالشُّحِّ وَالأَمَلِ؛(5)

و این امت درپایان به واسطه بخل و آرزو نابود می شود.


1) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6668، ح 21256.

2) - سوره انبیاء، 6.

3) - نهج البلاغة، دشتی، ص 620، نامه 79.

4) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21248.

5) - همین موضوع، آرزو، حدیث شماره 1933

«بدعت ها»
1937. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّ المُبتَدَعاتِ المُشَبَّهاتِ هُنَّ المُهلِکاتِ إِلاما حَفشظَ اللهُ مینها؛(1)

به درستی، بدعت های شبهه ناک نابود کننده اند، مگر این که خداوند (انسان را) از آنها حفظ کند.

«پایداری روی (چیز) بی پایه و بی اساس»
1938. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَاستِبقاءُ مَن لا یَبقی یُهلِکُ الأُمَّةَ؛(2)

پایداری بر روی(چیز) بی پایه، امت را به هلاکت می رساند.

«تکذیب پیامبران الهی»

قرآن کریم:«کَذَّبَت عادٌ فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ. إِنّٰا اَرسَلنٰا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی یَومِ نَحسٍ مُستَمِرٍّ؛»(3)

قوم عاد (نیز پیامبر خود را) تکذیب کردند اکنون (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟ما باد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنها فرستادیم.

«تَنزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُم أَعجٰازُ نَخلٍ مُنقَعِرٍ. فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(4)

که مردم را، همچون تنه های نخل ریشه کن شده، از جا بر می کند. (اکنون ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟

«ناتوانی و نداشتن قدرت لازم برای زندگی»
1939. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : العَجزُیُثمِرُالهَلَکَةَ؛(5)

ناتوانی، نابودی به بار می نشاند.«انسان ها، ملت ها و حکومت ها همیشه باید با تلاش خستگی ناپذیر،خود را قوی وتوانمند نگهدارند»

«جرم وگناه»

قرآن کریم: «ألَم نُهلِکِ الأَوَّلِینَ. ثُمَّ نَتبِعُهُمُ الآخِرِینَ. کَذالِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمِینَ؛»(6)آیا ما اقوام (مجرم) نخستین را هلاک نکردیم. سپس آخرین را بدنبال آنها می فرستیم. (آری) این گونه با مجرمان رفتار می کنیم.


1) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6664، ح 21232.

2) - غررج 1، ص 423، ح 47.

3) - سوره قمر، آیات 18 الی 21.

4) - سوره قمر، آیات 18 الی 21.

5) - میزان الحکمة ج 14 ص 6666، ح 21249.

6) - سوره مرسلات، آیات 16 الی 18.

«... فَأهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَنشَأنامِن بَعدِهِم قَرنًا آخَرِینَ؛»(1)

پس ایشان را به (سزای) گناهانشان نابود کردیم، و پس از آنان نسل های دیگری پدید آوردیم.

«کَدَأب آَلِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِم فَأَهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَغرَقنا آلَ فِرعَونَ وَکُلٌّ کانُوا ظالِمِینَ؛»(2)

این (درست) به حال فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند می ماند، که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما هم به خاطر گناهانشان آنها را هلاک نمودیم، فرعونیان را غرق کردیم و هم این گروه ها ظالم بودند.

حدیث:

• ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما هَلَکَ مَن هَلَکَ مِمَّن کانَ قَبلَکُم بِرُکُوبِهِمُ المَعاصِی...؛(3)

پیشینیان شما که نابود شدند، در حقیقت بدان سبب به هلاکت در افتادند که مرتکب گناهان می شدند.

«شش مورد از عوامل هلاکت: تعصّب و عصبیت، جور و ستم، جهل و نادانی، حسادت، خیانت، کبر و غرور»
1940. ألامامُ الصّادِقُ (علیه السلام) : یُهلِکُ اللهُ سِتَّتًا بِسِتَّتٍ: أَلاُمَراءَ بِالجَورِ، وَالعَرَبَ باِلعَصَبِیَّةِ، وَالدَّهاقِینَ بِالکِبری، وَالتُّجّارَبِالخِیانَةِ، وَاَهلَ الرُّستاقَ بِالجَهل، وَالفُقَهاءَ بِالحَسَدِ؛(4)

خداوند شش گروه را به شش خصلت نابود می کند: فرمان روایان را به سبب ستمگری، و عرب ها را به سبب تعصّب، و ملّایان را به سبب کبر، و بازرگانان را به سبب خیانت، و روستائیان را به سبب نادانی، و فقها را به سبب حسادت.

«دِرهَم و دینار- پول وثروت»
1941. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إِنَّ الدِّینارَوَالدِّرهَمَ أَهلکا مَن کانَ قَبلَکُم، وَهُما مُهلِکا کُم؛(5)

به راستی که درهم و دینار پیشینیان شما را نابود کرد، و همین دو نابود کننده شماست.


1) - سوره انعام، آیه 6.

2) - سوره انفال، آیه 54.

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 666، ح 21253.

4) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21242.

5) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6664، ح 21238.

«دنیا طلبی»
1942. الامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فَوَاللهِ مَاالفَقرُأَخشی عَلَیکُم، وَلکِن أَخشی عَلَیکُم أَن تُبسَطَ عَلَیکُمُ الدُّنیا کَما بُسِطَت عَلی مَن کانَ قَبلَکُم، فَتُنافِسُوها کَما تَنافَسُوها، فَتُهلِکَکُم کَما أَهلَکَهُم؛(1)

پس به خدا سوگند که من از فقر بر شما نمی ترسم، بلکه ترس برای شما از این است که دنیا هم چنانکه به روی پشینیان شما بازشد، به روی شما نیز باز شود و هم چون آنان بر سر آن به رقابت برخیزید و در نتیجه، دنیا شما را نیز همانند آنان به نابودی کشاند.

«رشوه دادن و رشوه گرفتن»
• الامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فَاِنَّمٰا أَهلَکَ مَن کٰانَ قَبلَکُم أَنَّهُم مَنَعُوا النّٰاسَ الحَقَّ فَاشتَرُوهُ...؛(2)

همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس آنان به ناچار حق شان را با رشوه خریدند.(و بدست آوردند).

«روایت های بی اساس و دروغین»
1943. رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : هَلاکُ اُمَّتِی فِی ثَلاثٍ: فِی العَصَبِیَّةِ، وَالقَدَرِیَّةِ، وَالرِّوایَةِ مِن غَیرِثَبتٍ؛(3)

نابودی امت من در سه چیز است: در عصبیت (تعصبات قبیله ای و قومی) و مذهب (قدری) و روایت های بی اساس و غیرمعتبر.

«پرداختن نکردن زکات»
1944. عَن رُفاعَةَ بنِ مُوسی أَنَّهُ سَمِعَ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: ما فَرَضَ اللهُ عَلی هذِهِ الأُمَّةِ شَیئًا أَشَدَّ عَلَیهِم مِنَ الزَّکاةِ، وَفِیها تَهلِکُ عا مَّتُهُم؛(4)

رفاعة بن موسی از امام صادق (علیه السلام) شنیده که می فرمود: خداوند بر این امت هیچ چیزی سخت تر از زکات واجب نکرده است، (در صورت عدم پرداخت) همه آنها به هلاکت می رسند.

«ظلم»

قرآن کریم: «وَلَقَدأَرسَلنٰا نُوحًا إِلٰی قَومِهِ فَلَبِثَ فِیهِم أَلفَ سَنَةٍ إلا خَمسِینَ عٰامًا فَأَخَذَهُمُ الطُوفٰانُ وَهُم ظٰالِمُونَ؛»(5)


1) - میزان الحکمة، ج 1، ص 6666، ح 21247.

2) - همین موضوع، به راه باطل بردن مردم، حدیث شماره 1936

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21246.

4) - وسائل الشیعه، ج 6، ص 15، ح 18.

5) - سوره عنکبوت، آیه 14.

و همانا ما نوح را برسالت سوی قومش فرستادیم، او هزارسال، پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد. (و خلق را دعوت به خداپرستی نمود و اجابت نکردند) و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان و هلاک شدند.

«وَکَم قَصَمنٰا مِن قَریَةٍ کٰانَت ظالِمَةً... قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا انِّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(1)

چه بسیار مناطق آباد ستمگری را، که ما درهم شکستیم. (وهلاک کردیم) گفتند: ای وای بر ما که ظالم و ستمگربودیم.

«فَمٰازالَت تِلکَ دَعویهُم حَتّٰی جَعَلنٰا هُم حَصِیدًا خٰامِدِینَ؛»(2)

و همچنان این سخن را تکرار می کردند، تا ریشه آنها را قطع کردیم و آنها را خاموش ساختیم!

«وَماکُنّا نُهلِکِی القُری إِلا وَاَهلُها ظالِمُونَ؛»(3)

وما آبادی ها را که- مردمانشان ستمگرنبودند- نابود کننده نبوده ایم.

«وَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِم لَنُخرِجَنَّکُم مِن أَرضِنا أَولَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنا فَأَوحی إِلَیهِم رَبُّهُم لَنُهلِکَنَّ الظالِمِینَ؛»(4)

کسانی که کافرشدند به پیامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمین خود اخراج خواهیم کرد، مگر اینکه به آئین ما بازگردید، در این حال پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که من ظالمان را هلاک می سازم.

«تکذیب نزول عذاب الهی دردنیا»

«کَذَّبَت ثَمُودُ وَعادٌ بِالقارِعَةِ. فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهلِکُوا بِالطّاغِیَةِ. وَأَمّاعادٌ فَأُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعایِةٍ؛»(5)

قوم ثمود وعاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند. اما قوم «ثمود» باعذابی سرکش هلاک شدند. و اما قوم «عاد» به وسیله تند بادی طغیانگر و سرد و بی صدا به هلاکت رسیدند.

«سَخَّرَها عَلَیهِم سَبعَ لَیالٍ وَثَمانِیَةَ أَیّامٍ حُسُومًا فَتَرَی القَومَ فِیها صَرعی کَأَنَّهُم أَعجازُنَخلٍ خاوِیَةٍ. فَهَل تَری لَهُم مِن باقِیَةٍ؛»(6)


1) - سوره انبیاء، آیه 11و 14 .

2) - سوره انبیاء، آیه 15.

3) - سوره القصص، آیه 59.

4) - سوره ابراهیم، آیه 13.

5) - سوره الحاقه، آیات 4 الی 6.

6) - سوره الحاقه، آیات 7 و 8.

(خداوند) این تندباد را هفت شب وهشت روز پی درپی و بنیان کن برآنها مسلط ساخت، و(اگر آنجا بودی) می دیدی که آن قوم همچون تنه های پوسیده و توخالی درختان نخل در میان این تندباد روی زمین افتاده و هلاک شده اند. آیا کسی از آنها باقی می بینی؟

«القارعة» هم به معنی قیامت وهم به معنی عذاب دنیوی آمده است؛(1)

«غرور و منیّت»

قرآن کریم: «وَکَم أَهلَکنا مِن قَریَةٍ بَطِرَت مَعِیشَتَها فَتِلکَ مَساکِنُهُم لَم یُسکَن مِن بَعدِهِم إِلا قَلِیلًا وَکُنّا نَحنُ وارِثِینَ؛»(2)

بسیاری از شهرها و آبادی هائی که بر اثر فزونی نعمت، مست و مغرور شده بود هلاک کردیم، این خانه های آنهاست (که ویران شده) و بعد از آنها جز اندکی کسی در آن سکونت نکرد و ما وارث آنان بودیم.

«فسق»

قرآن کریم: «فَهَل یُهلَکُ إِلا القَومُ الفاسِقُونَ؛»(3)

آیا جز قوم فاسق هلاک می شوند؟.

«مذهب قدریّة- مذهب انحرافی»
• رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : هَلاکُ اُمَّتِی فِی ثَلاثٍ: فِی العَصَبِیَّةِ، وَالقَدَرِیَّةِ...؛(4)

نابودی امت من درسه چیز است: در عصبیت و قدریه.

«نپرداختن حق مردم»
• قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام): فَاِنَّمٰا أَهلَکَ مَن کٰانَ قَبلَکُم أَنَّهُم مَنَعُوا النّٰاسَ الحَقَّ...؛(5)

همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند.

«فراموش کردن مرگ»
1945. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم بِطُولِ آمالِهِم وَتَغَیُّبِ آجالِهِم؛(6)

1) - تفسیر نمونه، ج 24، ص 437.

2) - سوره قصص، آیه 58.

3) - سوره احقاف، آیه 35.

4) - «همین موضوع، روایتهاب بی اساس، حدیث شماره 1943»

5) - «همین موضوع، به راه باطل بردن مردم، حدیث شماره 1936»

6) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6666، ح 21252.

پیشینیان شما، درحقیقت به سبب درازی آرزوها و از یاد بردن أجل (مرگ) هایشان، به هلاکت درافتادند.

«بخیل بودن والی (حاکم)،عمل نکردن والی (حاکم) به سنّت پیامبر- صلّ الله علیه وآله»
1946. الامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّهُ لا یَنبَغِی أَن یَکُونَ الوالِی عَلَی الفُرُوجِ وَالدِّ ماءِ وَالمَغا نِمِ وَالاَحکامِ وَامامَةِ المُسلِمیِنَ البَخِیلُ... وَلا المُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَیُهلِکُ الأُمَّةَ؛(1)

شایسته نیست کسی که حاکم بر ناموس و خون و غنائم و احکام مسلمانان ومتصدی رهبری مسلمانان است، بخیل باشد...و یا کسی که به سنّت (پیامبر) عمل نکند، و در نتیجه امت را به نابودی کشاند.

«خراج (مالیات) طلبیدن والی (حاکم) بدون آبادانی»
• الامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن طَلَبَ الخِراجَ بِغَیرِعِمارَةٍ أَخرَبَ البِلا دَ، وَأَهلَکَ العِبادَ، وَلَم یَسقِیمُ أَمرُهُ؛(2)

هرکس خراج (مالیات) را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند و بندگان را به نابودی کشد و حکومتش جزاندکی نپاید.

«هم جنس بازی- عمل شنیع قوم لوط»
1947. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وِإنَّما أَهلَکَ اللهُ قَومَ لُوطٍ حِینَ عَمِلَ النِّساءُ بِمِثلِ عَمَلَ الرِّجالِ یَأتِی بَعضُهُنَّ بَعضًا؛(3)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: و همانا خداوند قوم لوط را هلاک ساخت برای اینکه زنان مانند مردان عمل جنسی را با مثل خود انجام می دادند.

1948. عَن بَعضِ أَصحابِنا عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: سَمِعتُهُ یَقُولُ: حُرمَةُ الدُّبُرِأَعظَم مِن حُرمَةِ الفَرجِ، إِنَّ اللهَ أَهلَکَ أُمَّةً لِحُرمَةِ الدُّبُرِوَلَم یُهلِک أَحَدًا لِحُرمَةِ الفَرجِ؛(4)

بعضی از اصحاب گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: حرمت لواط بزرگتر از حرمت زنا است، زیرا که خداوند بخاطر لواط امتی را هلاک کرده ولی احدی را بخاطر زنا هلاک ننموده است.


1) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6668، ح 21255.

2) - «موضوع ازدست رفتن حکومت و قدر، خراج گرفتن بدون آبادانی، حدیث شماره 482»

3) - عقاب الأعمال ،ص612، ح1.

4) - وسائل الشیعه، ج 14، ص 249، ح 2.

ج) گناهانی که باعث هلاکت و مقهور شدن فضلا و بزرگان می شود:

«حاکمیت اراذل وناکسان»
1949. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰا مَلَکَ الأَرٰاذِلُ هَلَکَ الأَفٰاضِلُ؛(1)

هرگاه زمام امورمملکت بدست ناکسان افتد، فضلا وبزرگان هلاک وتباه گردند.

1950. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إذَٰا ستَولَی الِّئٰا مُ اضطُهِدَالکِرٰامُ؛(2)

هنگامی که نااهلان و فرومایگان والی امر شوند، گرانمایگان و خوبان براُفتند.

«فتنۀ های بوجود آمده درجامعه»
1951. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی ذِکرِالمَلاحِمِ- وَلا تَقتَحِمُوا مااستَقبَلتُم مِن فَورِنارِالفِتنَةِ، وَاَمِیطُواعَن سَنَنِها، وَخَلُّوا قَصدَ السَّبِیل لَها، فَقَد- لَعَمرِی، یَهلِکُ فِی لَهَبِها المُؤمِنُ، وَیَسلَمُ فَیها غَیرُالمُسلِمِ؛(3)

امام علی (علیه السلام) :- یاد کرد از پیشامدهای آینده-: خود را بی باکانه در میان شعله های فروزان آتش فتنه ای که با آن روبرو می شوید می اندازید، و از سر راه کنار روید ووسط راه را برایش باز بگذارید، زیرا به جان خودم سوگند که در زبانۀ آتش آن فتنه، مؤمن نابود می شود، و نامسلمان درآن به سلامت می ماند.

فصل سوم - گناهی که باعث بی همّتی انسان می شود:

«بی مروّتی»
1952. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن لا مُرُوَّةَ لَهُ لا هِمَّةَ لَهُ؛(4)

کسی که مروّت نداشته باشد، همّت نخواهد داشت.

فصل چهارم - گناهانی که باعث تیره و تاریک شدن هوا و فضای زندگی انسان می شود:

«حسد و کینه»


1) - غرر، ج 1، ص 312، ح 60.

2) - غرر، ج 1، ص 313، ح 62.

3) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6670، ح 21280.

4) - غرر، ج 2، ص 624، ح 286.

1953. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لاعَیشَ أَنکَدُ مِن عَیشِ الحَسُودِ وَالحَقُودِ؛(1)

هیچ زندگی تیره وتا راز زندگی حسود وکینه توزنسیت.

«سحر و جادوگری، کهانت وغیب گوئی، ایمان به نجوم و پیشگوئی نجومی، تکذیب قضا و قدرالهی، عقوق والدین»

• عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ: وَالذُّ نُوبُ الَّتِی یُظلِمُ الهَواءَالسِّحرُوَالکشهالَةُ، وَالإِیمانُ بِالنُّجُومِ، وَالتَّکذِ یبُ بِالقَدَرِ، وَعُقُوقُ الوالِدَینِ؛(2)

وگناهانی که باعث تیره و تارشدن هوا می شود: سحر و جادوگری، و ایمان به نجوم (پشگوئی نجومی)، و تکذیب قضا و قدر، وعقوق والدین.

• قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) :... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَرُدُّالدُّعٰاءَ وَتظلِمُ الهَوٰاءَعُقُوقُ الوٰالِدَینِ؛(3)

وآن گناهانی که دعا را برگردانند، وفضا را تیره وتار کنند، نافرمانی و آزردن پدر و مادر است.


1) - غرر، ج2، ص 845، ح 311.

2) - «موضوع نزول بلا، حدیث شماره 326».

3) - «موضوع دریده شدن پرده های عصمت و صیانت، حدیث شماره 367».

31- باب سی و یکم «ی» :یک فصل

اشاره

باب سی یکم «ی»

فصل یک - گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن یقین انسان می شود:

«ثروت دوستی»

1954. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ المالِ یُوهِنُ الدِّینَ وَیُفسِدُ الیَقِینَ؛(1)

دوستی ثروت و مال، دین را سُست و یقین را فاسد می کند.

«حرص»

1955. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : طٰاعَةُ الحِرصِ تُفسِدُالیَقِینَ؛(2)

فرمان برداری از حرص وآزمندی، یقین را تباه می سازد.

1956. الإمامُ عَلِیَّ\ (علیه السلام) : مَن کَثُرَحِرصُهُ قَلَّ یَقِینُهُ؛(3)

هرکس حرص زیاد داشته باشد، یقین او کم خواهد شد.

«جدل دردین»

1957. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَدَلُ فِی الدِّین یُفسِدُالیَقِینَ؛(4)

مجادله در دین، یقین را فاسد و تباه می سازد.

«شک وتردید»

1958. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : إَیّٰاکَ وَالشَّکَّ فَانِّهُ یُفسِدُ الدِّینَ وَیُبطِلُ الیَقِینَ؛(5)

از شک و تردید دوری کن، زیرا که شک دین را فاسد و یقین را باطل می نماید.


1) - غرر، ج 1، ص 381، ح 10.

2) - غرر، ج 2، ص 469، ح 4.

3) - غرر، ج 2، ص 628، ح 351.

4) - غرر، ج 1، ص 40، ح 1221.

5) - غرر، ج 1، ص 147، ح 4.

«طمع»

1959. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ فَسادِالیَقِینِ ألطَّمَعُ؛(1)

طمعکاری، سبب تباهی یقین است.

«هم نشین ومخلوط شدن با اهل دنیا»

1960. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : خُلطَةُ أَبنٰاءِ الدُّنیٰا تُشِینُ الدِّینَ وَتُضعِفُ الیَقِینَ.(2)

با فرزندان دنیا درآمیختن و همنشین شدن دین را معیوب و یقین را ناتوان می سازد.

«الحمدلله ربّ العالمین وصلّی الله علی محمد وآله الطاهرین»

«پایان کتاب اثرگناه درزندگی انسان»

«بعون الله وتوفیقه»

5 / 6 / 1400

مطابق با 18 محرم الحرام 1443


1) - غرر، ج 1، ص 430، ح 4.

2) - غرر، ج 1، ص 397، ح 35.

منابع کتاب

1.

اصول کافی، محمدبن یعقوب کلینی، انتشارات علمیۀ اسلامیه.

2.

أنیس اللیل، شرح دعای کمیل، محمد رضا کلباسی، نشرروح.

3.

بحارالأنوار، علّامه محمدباقرمجلسی.

4.

پیام امام علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) شرح وتفسیرنهج البلاغة، آیت الله ناصرمکارم شیرازی و همکاران، انتشات امام علی بن أبی طالب.

5.

تاریخ الأنبیاء، سیدهاشم رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه.

6.

تحف العقول، حرّانی، مؤسسة النشرالاسلامی.

7.

تفسیر المیزان،علّامه سید محمد حسین طباطبائی، مؤسسۀ الأعلمی للمطبوعات، بیوت، لبنان.

8.

تفسیرنمونه، آیت الله ناصرمکارم شیرازی باهمکاری جمعی ازدانشمندان، دارالکتب اسلامیة.

9.

ثواب الأعمال وعفاب الأعمال، الشّیخ الصدوق، ترجمه علی اکبرغفاری، کتابفروشی صدوق.

10.

خصال، الشّیخ الصدوق، ترجمه یعقوب جعفری، نسیم کوثر.

11.

خطبۀ غدیر.

12.

دعای کمیل، للأمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (صلوات الله وسلامه علیه).

13.

شرح دعای کمیل، حسین انصاریان، دارالعرفان.

14.

شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، مؤسسه مطبوعاتی اسمعیلیان.

15.

علل الشرایع، الشّیخ الصدوق، مکتبة الحیدریة.

16.

عیون أخبارالرّضا (علیه السلام) ، الشّیخ الصدوق، رضا مشهدی.

17.

غررالحکم ودررالکلم، آمدی، ترجمه محمد علی انصاری، دارالکتاب.

18.

فروع کافی، محمدبن یعقوب کلینی.

19.

فرهنگ فاسی، عمید.

20.

فرهنگ فاسی، معین.

21.

قرآن کریم، ترجمه: الهی قمشه ای و تفسیرنمونه.

22.

کنزالعمال، متقی علی بن حسام الدین، مؤسسة الرّسالات، بیروت.

23.

لغتنامه، دهخدا.

24.

مجموعه ورّام، ورّام بن أبی فراس أشتری.

25.

میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، دارالحدیث.

26.

معانی الأخبار، الشّیخ الصدوق.

27.

مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.

28.

مفاتیح الحیات، آیت الله عبدالله جوادی آملی، مرکز نشر آسراء.

29.

نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتی، مؤسسۀ فرهنگی نشر رامین.

30.

نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام.

31.

نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، سازمان چاپ جاویدان.

32.

وسائل الشیعه، حرعاملی، مکتبه الإسلامیه.