ghaemiyeh.com
سرشناسه:عزتی، عمران، ۱۳۳۹ -
عنوان و نام پديدآور:اثر گناه در زندگی انسان از منظر آیات و روایات/ مولف عمران عزتی.
مشخصات نشر:قم: دارالنشر اسلام ، ۱۴۰۲.
مشخصات ظاهری: ۶۸۷ ص.
شابک:978-964-475-408-1
وضعیت فهرست نویسی فاپا
یادداشت:کتابنامه: ص. [۶۸۶] - ۶۸۷.
موضوع: گناه (اسلام)
Sin -- Islam
گناه (اسلام) -- احادیث
Sin -- Islam -- Hadiths
گناه (اسلام) -- جنبه های قرآنی
Sin -- Islam -- Qur'anic teaching
رده بندی کنگره: BP۲۲۵/۶
رده بندی دیویی: ۲۹۷/۴۶۴
شماره کتابشناسی ملی:۹۲۳۸۲۶۲
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فاپا
ویراستار دیجیتالی:مرتضی قنبری
بسم الله الرحمن الرحیم
اثر گناه در زند گی انسان
از منظر آیات و روایات
مولف: عمران عزتی
مقدمه 44
باب اول الف. 49
فصل اول - گناهانی که آبروی انسان را می برد 50
بخل. 50
درخواست - سائلی. 50
عدم تدبیراقتصادی
و نیازمندی. 50
نفاق و دورویی. 50
فصل دوم - اثرگناه در رابطه امور مربوط به آخرت انسان. 51
الف) گناهانی که باعث انحراف انسان از آخرت می شود 51
انحراف از مسیرعقل ومنطق. 51
طمع. 51
ب) گناهانی که باعث انکار آخرت (و تکذیب روز رستاخیز) می شود 51
فسق و فجور. 51
نداشتن حرف حق و ثابت. 52
کفر. 52
ج) گناهی که باعث رها کردن و واگذار نمودن آخرت می شود 52
دوست داشتن دنیا 52
د) گناهی که باعث آسیب رسانی به آخرت می شود 53
دنیا دوستی. 53
ه - گناهانی که باعث فراموش کردن آخرت می شود 53
آرزوی طولانی. 53
تفاخروتکاثر. 53
اشتغال به دنیا 53
پیوند خوردن به دنیا 54
دلباختگی بدنیا 54
راضی شدن به زندگی دنیا 54
رغبت به دنیا 54
فریفتگی و مغرورشدن به زندگی دنیا 54
گرفتار شدن در نعمت های دنیا 55
و) گناهانی که باعث فروختن آخرت به دنیا می شود 55
کفر. 55
کافرشدن به احکام الهی. 55
اطاعت ازهوای نفس.. 56
ز) گناهی که باعث ویرانی آخرت انسان می شود 56
آباد کردن دنیا 56
فصل سوم - اثرگناه در رابطه با آرزوهای انسان. 56
الف) گناهی که باعث طولانی شدن آرزوی انسان می شود 56
ثروت دوستی. 56
ب) گناهانی که باعث می شود انسان به آرزوهایش نرسد 56
دنیا پرستی. 56
امید بستن به دنیای فانی و ظواهر دنیا 57
امید بستن به غیر خدا 57
ثروت ومال. 57
دلبستگی به دنیا 57
عمل نکردن برای آخرت. 58
فرمانروایی فرومایگان. 58
دنیا طلبی باعملِ آخرت. 58
پیگیری کردن کاربا نافرمانی خدا 58
بداندیشی. 58
همّت گماشتن به کارغیر خدایی. 59
فصل چهارم - گناهانی که باعث سلب آسایش انسان می شود 59
حِرص... 59
حسد 59
ناآرامی و بی قراری. 59
بدی کردن. 60
کینه توزی. 60
فصل پنجم - گناهانی که باعث آفت وآسیب در زندگی انسان می شود: سررشته آفتها 60
دلباختگی به لذات دنیا 60
شهوترانی. 60
آفت آبادانی(کشور) 61
ستمگری حاکمان. 61
آفت آرزوها 61
مرگ.. 61
آفت اطاعت وفرمان برداری. 61
عصیان و نافرمانی. 61
آفت اقتصاد(میانه روی) 61
بخل. 61
آفت امانتداری. 61
خیانت به امانت. 61
آفت دوراندیشی. 62
به موقع انجام ندادن کار. 62
آفات انفاق. 62
آزار، أذیت، منت. 62
آفت ایمان. 62
شرک.. 62
آفت بخشش.. 62
معطّل کردن. 62
آفت بخشندگی. 63
اسراف.. 63
بیجا خرج کردن. 63
زیاده روی. 63
نداری وفقر. 63
آفت بردباری وحلم 63
خواری. 63
سبک سری وکم عقلی. 64
آفت بزرگی. 64
پیشآمد های قضا وقدر. 64
آفت حاکمان وفرمان روایان. 64
بدرفتاری. 64
آفت پارسایی وپرهیزکاری. 64
کم قناعت کردن. 64
ترس و واهمه 64
آفت توانگری. 65
بخل. 65
آفت جُستجوگری. 65
کامیاب نشدن. 65
آفت حسب و نسب (خانوادگی) 65
خود پسندی. 65
فخرفروشی. 65
آفت دین. 65
حسادت و خودپسندی. 65
سوء ظّن وبد گمانی. 66
فخرفروشی. 66
هوای نفس.. 66
آفت رستگاری. 66
کسالت وتنبلی. 66
آفت رعیت و ملت. 66
نافرمانی کردن. 66
آفت ریاست. 66
فخرفروشی. 66
آفت ریاضت (سختی کشیدن جهت تهذیب) 67
غلبۀ عادت. 67
آفت زمامداران وپیشوایان. 67
ضعف سیاست. 67
آفت امور زندگی. 67
سوء مدیریت - بداندیشی. 67
آفت زیبایی. 67
غرور. 67
آفت زیرکی وهوشیاری. 67
خودستایی. 67
مکر و حیله 68
آفت سخن گفتن. 68
دروغ. 68
پرگویی. 68
آفت سخاوت. 68
منت گذاردن. 68
آفت شجاعت. 68
ضایع کردن دوراند یشی. 68
آفت شرف وبرتری. 69
کبر و غرور. 69
آفت شرم و حیا 69
ناتوانی وضعف.. 69
آفت انسان عادل. 69
کم پارسایی. 69
آفت عدالت ودادگری. 69
حاکم زورگوی. 69
آفت عبادت. 70
خودنمائی. 70
تنبلی. 70
آفت عقل. 70
اختلاف.. 70
خود بزرگ بینی. 70
عُجب. 70
هواپرستی. 71
آفت علم 71
عمل نکردن به علم 71
فراموشی. 71
آفت علماء و دانشمندان. 71
ریاست طلبی. 71
آفت عمل. 72
نداشتن اخلاص... 72
آفت عهد و پیمان. 72
کم رعایت کردن عهد و پیمان. 72
مکروحیله 72
آفت فقها (دانشمندان دینی) 72
نداشتن صیانت نفس.. 72
آفت قدرت. 72
خودداری از احسان. 72
ستمگری وسرگشی. 73
زشت گفتاری و بدکرداری. 73
ناتوان شمردن دشمن. 73
آفت قضات (قاضی ها وحاکمان شرع) 73
طمع. 73
آفت کارها 73
ناتوانی. 73
آفت کردارنیک وخوب. 74
عمل بد و زشت. 74
آفت کشورداری. 74
سُستی کردن. 74
آفت بازگو کردن و نقل قول نمودن. 74
دروغ نقل کردن. 74
آفت گذشت کردن. 74
منّت گذاردن. 74
آفت لشکریان و سپاهیان. 74
سرپیچی از فرماندهان. 74
آفت (عامه و توده) مردم 75
عالم فاجر. 75
آفت مشورت. 75
درهم شکستن نظرات. 75
آفت نجابت. 75
کبر و غرور. 75
افت نفس.. 75
دل سپردگی به دنیا 75
آفت نعمت. 75
کفران نعمت. 75
آفت نیکی. 76
رفیق و همدم بَد 76
آفت وزیران. 76
بداندیشی. 76
آفت هیبت و شکوه 76
مزاح و شوخی. 76
آفت یقین. 76
شکّ و تردید 76
فصل ششم- گناهانی که باعث آوارگی و سرگردانی انسان می شود 77
مقدم داشتن خواسته حاکم جائر برخواستۀ خداوند 77
عیب جویی ازمردم 77
سخن گفتن درذات خداوند 77
فصل هفتم - گناهی که باعث آه و زاری- درماندگی- انسان می شود 77
تکیه و اعتماد به دنیا 77
فصل هشتم - گناهی که باعث می شود انسان با حرارت آهن داغ و زندان تنگ عذاب شود 77
افشای اسرار و راز اهل بیت (ع) 77
فصل نهم - گناهانی که باعث می شود انسان آیات الهی را تکذیب و تمسخرنماید 78
اصرار بر باطل و گناه 78
در باطل فرو رفتن و بازی کردن - لهو و لعب. 78
انجام اعمال بد 78
تکبّر. 78
کفر. 79
فصل دهم - گناهی که باعث سلب معرفت ائمّه اطهار(صلوات الله علیهم) از انسان می شود 79
نشستن در مجلس سبّ امامان معصوم -علیهم السلام 79
فصل یازدهم - گناهی که باعث هلاک و گشته شدن ابرار به دست اشرار می شود 79
ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 79
فصل دوازدهم - گناهی که باعث آزار آزاد مردان می شود 79
لئیم وناکس بودن. 79
فصل سیزدهم -گناهانی که باعث تباه شدن احسان و نیکی ها می گردد 80
خودپسندی. 80
دوست ورفیق بد 80
منّت گذاردن. 80
بدی کردن به نفس - به خویشتن. 81
لئیم بودن. 81
فصل چهاردهم - گناهی که باعث اختلاف در بین مردم (خانواده وجامعه) می شود 81
نفوذ شیطان در زندگی انسان. 81
فصل پانزدهم - گناهی که باعث زایل شدن اخلاص انسان می شود 81
وجودهوای نفس درقلب. 81
فصل شانزدهم- گناهانی که باعث فاسد شدن اخلاق می شود 82
حرص وآزمندی. 82
سختگیری در زندگی - عُسر. 82
کفر. 82
نفاق دورئی. 82
فصل هفدهم - گناهانی که باعث بی أدبی و سوء ظن به اخیار و دشمنی با آنان می شود 82
شقاوت. 82
شروربودن. 83
مجالست با اشرار. 83
فصل هجدهم - گناهانی که باعث بی ادبی انسان می شود 83
بد حرف و بدسخن بودن. 83
همنشینی با بی خردان. 83
فصل نوزدهم - گناهی که موجب آزار و أذیت انسان می شود 83
مجادله بیجا 83
فصل بیستم - گناهانی که باعث کم و یا بی ارزش
شدن انسان می شود 84
اهانت به مردم 84
تهی بودن قلب ازیاد خدا 84
دروغ. 84
ستمگری. 85
فصل بیست و یکم - گناهانی که باعث نابودی اسلام و خارج شدن انسان از اسلام محسوب می شود 85
بدعتگذاری. 85
دروغ. 85
ندادن زکات. 85
فحش دادن وفحش شنیدن. 85
قهرکردن بیش ازسه روز. 86
کمک نکردن به ضعیف.. 86
مرجئة و قدریة 86
فصل بیست و دوم - گناهانی که باعث بی اعتبارشدن انسان می شود 86
نسبت ناروا 86
دروغ. 87
فصل بیست و سوم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ امام و پیشوای عادل می شود 87
نفاق. 87
فصل بیست و چهارم - گناهانی که باعث خیانت به امانت می شود 87
نداشتن ایمان. 87
خائن بودن نسبت به امانت. 87
دروغ. 87
سخن چینی. 88
مکر وحیله 88
فصل بیست و پنجم - گناهی که باعث قطع شدن امداد و نصرت آسمانی و زمینی می شود 88
ترک امر به معروف و نهی ازمنکر. 88
تمسّک جستن به غیرخداوند 88
شرک.. 89
فصل بیست وششم - گناهانی که باعث از بین رفتن امنیت انسان می شود 89
خود را ایمن دانستن از مکر الهی. 89
بد سیرتی. 89
فصل بیست و هفتم - گناهانی که باعث ناامیدی انسان می شود 89
ناامیدی از رحمت خداوند، اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده های الهی. 89
بدی کردن به خویشاوندان. 90
دل بستگی به دنیا 90
تسلّط شیطان برانسان. 90
عصیان. 91
آلوده کردن نفس.. 91
فصل بیست و هشتم - اثرگناه در رابطه با ارتباط انسان با انبیاء الهی. 91
الف) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درقتل، آزار و أذیت انبیاء الهی می شود 91
راضی شدن به قتل وکشته شدن آنها 91
فاش کردن اسرار اهل بیت (صلوات الله علیهم) در نزد دشمنان. 91
ب - گناهانی که باعث دوری انسان از پیامبراسلام(ص) می شود 92
بخل، بدگوئی، تکبر، حسادت، قساوت قلب، فحاشی. 92
خوردن مسکرات وسبک شمردن نماز. 92
روگردانی ازسنّت پیامبر. 92
شرور بودن. 92
فصل بیست و نهم - گناهانی که باعث انحطاط انسان و جامعه می شود 93
امامت فرد ناشایست. 93
ضایع وتباه کردن امورمسلمین. 93
انحراف ازمسیر حق. 93
فصل سی ام - اثرگناه در رابطۀ انسان با اهل بیت. 93
الف) گناهانی که باعث برائت اهل بیت وأئمۀ معصوم از انسان می شود 93
دوری کردن دو برادر دینی از یکدیگر. 93
آزردن پدر و مادر. 94
أمین نبودن. 94
مصرف موادفاسد و زیان آور. 94
رعایت نکردن حدود الهی. 94
ب) گناهانی که باعث دشمنی انسان با اهل بیت می شود 95
انعقاد نطفه درعادت ماهانه، نفاق، ولادت نامشروع، زنا 95
گناه ودریده شدن پرده های عصمت. 95
ج) گناهانی که باعث دوری انسان از اهل بیت می شود 96
أسیرشدن بدون جهاد و جراحت. 96
تعظیم وترحم کردن به بزرگسالان و خردسالان اهل بیت(ع) 96
ترک کردن تقیّه 96
اطاعت نکردن ازخداوند 97
جدایی از راه اهلبیت - علیهم السلام 97
احترام کردن به مخالفین اهل بیت-علیهم السلام 97
خوش رفتارنبودن با مردم 97
خیانت به مسلمان. 98
مکر و حیله به مسلمان. 98
سبک شمردن نماز. 98
در به روی فقرای شیعه 98
ضایع کردن حق هم سایه 99
بدرفتاری باهمسایه 99
گناه 99
مُحاسبه نکردن نفس خود 99
د) گناهانی که باعث زیان رساندن اهل بیت می شود 100
افشاکردن سخنان (سرّی) اهل بیت صلوات الله علیهم 100
جهاد در رکاب کسی که حکم خدا را اجرا نمی کند 100
ه) گناهی که باعث می شود انسان به دشمنان اهل بیت یاری نماید 100
یاری نکردن به شیعیان أهل بیت. 100
فصل سی و یکم- اثرگناه بر ایمان انسان. 100
الف) گناهانی که باعث می شود انسان ایمان نداشته باشد 100
افشاکردن اسرار اهل بیت. 101
خیانت به أمانت. 101
تعصب. 101
فریب دنیا 101
شک وتردید 101
مکروحیله 101
ب) گناهانی که باعث می شود انسان مزۀ ایمان را نچشد 102
دروغ. 102
رغبت به دنیا 102
ج) گناهانی که خارج شدن انسان از ایمان و زمرۀ مؤمنین می شود 102
ندادن زکات 102
سرزنش به خاطر لغزش.. 102
د) گناهانی که باعث فاسد شدن ایمان می شود 102
دنیا دوستی. 102
غضب. 103
ه) گناهی که باعث فراموشی ایمان می شود 103
همنشینی با اهل دنیا 103
و) گناهانی که باعث نابودی ایمان انسان می شود 103
تهمت زدن به برادر دینی. 103
حسادت. 103
شرابخواری. 104
شرک.. 104
عمل نامشروع - زنا 104
أذیت وآزارهمسایه 104
باب دوم ب. 105
فصل اول-گناهانی که باعث قطع باران می شود. 106
گناهانی که باعث غضب پروردگار عالم گردد 107
کم فروشی و گرانفروشی. 107
دروغ گفتن حاکمان 107
عوامل طبیعی نابودی زراعات غیر از گناه 107
مناسب نبودن زمان و مکان کشت و زرع. 107
فصل دوم - گناهی که باعث تباه شدن باطن ودرون انسان می شود. 108
فساد بیرونی وعلنی. 108
فصل سوم - گناهانی که باعث قرارگرفتن انسان در باطل می گردد. 108
عمل کردن به رأی خود 108
نپیوستن به حق. 108
فصل چهارم - گناهانی که باعث نابودی باغات و محصولات باغی می شود. 108
جریان قوم سبأ، داستان دو مرد و سرانجام صاحبان باغ سبز. 108
الف) باغ های بزرگ و آباد، شهرهای پاک و پاکیزه، پروردگار آمورزنده و بخشنده 108
ب) گناهان، باغ های ویران، شهرهای خرابه، پروردگار قهار 109
اعراض و روگردانی از حقیقت و خدا 109
تبعیت ازشیطان. 109
تکبروغرور. 110
تکذیب قیامت. 110
طغیان وسرکشی. 110
ظلم و ستم 110
غفلت وغافل شدن ازخدا 111
فاصله طبقاتی. 112
فراموش کردن خدا 112
کافرشدن به خداوند 112
محروم کردن مستمندان از نعمت ها 112
قساوت قلب نسبت به فقرا ودرماندگان. 113
حکومت وسلطۀ منافقان. 114
فصل پنجم - گناهان، بَدی ها، پلیدی ها و زشتی ها در زندگی انسان.. 115
الف - گناهانی که باعث، بَدی، بداندیشی، بدنامی و بدگوئی از انسان می شود 115
نیکی کردن به اراذل و فرومایگان. 115
استهزا کردن دیگران. 115
عیب دانستن امربه معروف ونهی ازمنکر. 115
انکار زشتی برای مردم 115
افزودن به اموال با کم کردن ازآبرو. 115
کمک کردن به باطل. 116
بخل. 116
بداخلاقی. 117
بدرفتاری. 117
بد گفتاری. 117
بد گمانی. 117
بَدی کردن به دیگران. 117
حریص شدن. 117
تسلیم کردن ناموس خود بدیگری. 118
سوء ظن داشتن به خداوند متعال. 118
دروغ. 118
دشمنی با مردم 119
دورویی ودوزبانی. 119
دوستی که در راه خدا نباشد 119
شراب ومُسکرات. 119
قطع صله رحم 120
طمع و رغبت ذلّت آور. 120
بد طینتی. 120
ظلم 120
عمل منافی عفت. 120
عفو نکردن. 121
عیبجوئی. 121
غضب. 121
غیبت کردن. 121
بیماری قلب. 121
بد کاری. 121
کبروغرور. 122
گناهان. 122
لئیم وفرومایگی. 122
مکروحیله 122
نادانی. 122
إسائه أدب به نیکان، بدی کردن به همسایه 123
ب) گناهی که باعث نزدیک شدن بدکاران به انسان می شود 123
سخن زشت ومُستهجن. 123
ج) گناهی که باعث بدگویی از انسان می شود 123
دروغ گفتن. 123
د) گناهانی که باعث بد نامی انسان می شود 123
کار زشت وقبیح. 123
فصل ششم - اثرگناه بر برادری انسان.. 123
الف) گناهانی که باعث بهم خوردن برادری انسان می شود 123
آزرده کردن برادر دینی. 124
جفا کاری. 124
خیانت. 124
درویی. 124
غیبت. 124
بد گفتاری. 125
قهر کردن دومسلمان. 125
نفرین به برادر مؤمن. 125
ب) گناهانی که باعث عدم اخوت و برادری با انسان می شود 125
تبهکاری، حماقت، دروغ، پرروئی، فسق وفجور. 125
فصل هفتم - گناهای که باعث برچیده برکت از زندگی انسان می شود. 126
ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 126
اعمال بد وناپسند 126
تکذیب کردن حقایق، حبس کردن حق برادر دینی. 126
خیانت، دزدی. 127
منع زکات. 127
دشنام 127
زنا، شرابخواری. 127
غشّ وخیانت به برادر دینی. 128
گناه 128
نیت فاسد 128
فصل هشتم - گناهی که باعث آزار، أذیت و دوری بزرگان می شود. 128
خیانت - دروغ. 128
سخن زشت ومُستهجن. 128
لئیم وابله بودن. 129
حاکم شدن نااهلان. 129
فصل نهم - گناهانی که باعث بی بصیرت شدن انسان می شود. 129
آرزوی طولانی. 129
فریفته شدن به زرق وبرق دنیا 129
هواپرستی. 129
فصل دهم - گناهانی که باعث نزول بلاء می شود 130
ضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکر، 130
پیشی گرفتن ازاهل بیت. 130
تکذیب آیات وپیامبران الهی. 131
ترک جهاد 131
عمل شنیع قوم لوط، جرم، تبهکاری، فساد 132
نزول بلا (باران سنگ) 132
دین را بهای دنیا قراردادن. 132
طغیان، سرکشی، نافرمانی ازخدا 133
قوم عاد وثمود 133
(وزیدن باد و فرود آمدن صاعقۀ بلا) 133
خود را ازمؤمن پنهان کردن. 134
مغرورشدن به ملک وقدرت. 134
فاسق وفاجربودن. 134
انجام گناهان رسواکننده 135
گناه جدید، بلای جدید 135
فساد درنیت وبداندیشی. 135
اشتغال به نعمت ها 135
گرفتاری مردم را خواستن. 135
تبعیت ازهوای نفس.. 136
بنقل از امیرالمؤمنین (ع) پانزده گناه سبب نزول بلا می شود 136
فصل یازدهم- گناهانی که باعث بیزاری ونفرت مردم ازانسان می شود. 138
بداخلاقی. 138
ترش رویی. 138
فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بیماری ومعلولیت جسمی انسان می شود. 138
حسد 138
ریا و خود نمائی. 139
رابطه نامشروع زن و مرد - زنا 139
شراب ومُسکرات. 139
شک وتردید 139
گناه 140
انعقاد نطفه درحال حیض... 141
عامل خاص بیماری. 141
قطع رحم وآزاروأذیت خویشاوندان. 142
کالا و امکانات دنیوی. 142
کینه توزی. 142
فصل سیزدهم- گناهی که باعث به خاک مالیده شدن بینی انسان می شود. 143
تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم 143
باب سومپ. 145
فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان نتواند پاکدامنی و عفت خود را حفظ نماید. 146
حرص شدید 146
فصل دوم - گناهانی که باعث پراکند گی و پریشانی در زندگی فرد و جامعه می شود. 146
اختلاف.. 146
دنیا پرستی. 146
فصل سوم - گناهانی که باعث دریده شدن وکناررفتن پرده های حرمت، کرامت ومصونیت انسان می شود. 146
الف) گناهان باعث دریده شدن پرده های حرمت ومصونیت انسانی می شود 147
شراب خواری، قماربازی، لغویات برای خنده مردم، عیبجوئی، همنشینی با اهل ریب. 147
ب) گناهان باعث کنار رفتن و برداشته شدن پرده حرمت وکرامت انسانی می شود 147
قرض گرفتن به نیت اداء نکردن، اسراف، بخل، بداخلاقی، کم صبری، دل تنگی، برخورد توهین امیز با اهل دین. 147
برداشتن پرده اسراردیگران. 148
به دنبال اسرار مردم بودن. 148
ارتکاب گناهان کبیره 148
فصل چهارم - گناهانی که باعث پشیمانی انسان می شود 148
الف) گناهان باعث پشیمانی می شود (دریک روایت) 148
ب) گناهانی که باعث پشیمانی می شود 149
آرزو - آرزوی طولانی. 149
آدم کشی. 149
اعتماد کردن به اخبارفاسق. 149
سوارشدن برمرکب باطل. 149
یاری کردن به باطل. 150
کوتاهی درکارخیر. 150
دروغ. 150
مالک نشدن به زبان آن خود 150
نشناختن محل قدم گذاردن ورفت وآمد کردن. 150
درشت خویی وپررویی. 151
دشمنی با مردم 151
حرکت درمسیر باطل - ترک واجبات و انجام محرمات. 151
ظلم 151
غضب. 152
نافرمانی خداوند 152
فصل پنجم - گناهانی که باعث می شود انسان پند نپذیرد و نتواند دیگران را نیز پند دهد. 152
بخل. 152
نداشتن بصیرت. 152
غرور و خود خواهی. 152
مالک نشدن عقل برانسان. 153
خیانت به نفس.. 153
فصل ششم - گناهی که باعث نادیده گرفتن حقّ پیرمردان وپیرزنان می شود. 153
نفاق. 153
فصل هفتم - گناهانی که موجب پیمان شکنی انسان می شود. 153
خیانت. 153
بی دینی. 153
شُبهَ وشک.. 154
فاجربودن. 154
ناکس ولئیم بودن. 154
وفاداری با پیمان شکنان. 154
باب چهارمت. 155
فصل اول - گناهانی که باعث ترس و وحشت انسان می شود. 156
بداخلاقی. 156
نترسیدن وخوف نداشتن ازخدا 156
کفر. 156
کفران نعمت روزی وامنیت. 156
گناه 157
ضعف یقین. 157
فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن تقوی انسان می شود. 157
ترجیح دادن خواسته سلطان جائر برخواسته خداوند 157
غلیه شهوت. 158
ترک صله رحم 158
فصل سوم - گناهانی که باعث تنها ماندن انسان می شود 158
درشت خوئی. 158
خود بینی. 158
فصل چهارم- گناهانی که باعث قبول نشدن توبه انسان می شود. 159
بداخلاقی. 159
بدعت گذاری. 159
حق مردم 159
خون ناحق ریختن. 159
عمل شنیع لواط. 160
خوردن مال یتیم 160
وصف زن نامحرم برای مرد نامحرم 160
فصل پنجم- گناهی که باعث سلب توفیق از انسان می شود 161
بخل. 161
فصل ششم- گناهی که باعث تهمت خوردن ومتهم شدن انسان می شود. 161
به جاها و افراد پست ومتهم نزدیک شدن. 161
باب پنجمث. 163
فصل - اثرگناه برثروت و اموال انسان.. 164
الف) از بین رفتن ثروت. 164
اسراف.. 164
ندادن زکات. 164
ظلم کردن بدیگران. 164
محروم کردن نیازمندان. 165
ب) مصرف شدن ثروت درغیر راه حق. 165
بدست آوردن ثروت ازغیرراه حلال. 165
منع کردن حق الله- مانند خمس.. 165
ج) و زر، و وبال شدن اموال. 165
سود نداشتن مال برای انسان. 165
باب ششمج. 167
فصل اول - گناهانی که باعث جنگ و درگیری درزندگی انسان می شود. 168
اختلاف.. 168
حرف ناروا 168
جنگ با خدا 168
دشمنی با مردم، ستمگری با رعیت. 168
فصل دوم - گناهانی که باعث جهل و نادانی انسان می شود. 169
جور و ستم 169
خودبینی. 169
تکبر. 169
کفر. 169
باب هفتمچ. 171
فصل اول - گناهانی که باعث خشکی چشم انسان می شود 172
قساوت قلب. 172
گناه 172
فصل دوم - گناهی که باعث کوری جشم انسان می شود- حقیقت را نبیند. 173
غفلت، نداشتن معرفت. 173
فصل سوم - گناهانی که باعث تشبیه انسان به چهارپایان می گردد. 173
نداشتن ایمان و تقوی. 173
گریزازحق وتذ کّرالهی. 173
ندیدن ونشنیدن حق. 174
ناشکری وناسپاسی. 174
غلبه شهوت، غلبه غضب 175
رفاه طلبی وپرخوری. 175
فکرواند یشه نکردن. 175
فصل چهارم - گناهی که باعث ازبین رفتن چهارپایان می شود. 175
ندادن زکات. 175
باب هشتمح. 177
فصل اول - گناهانی که باعث تسلّط حاکم جائر بر انسان و برجامعه و ترس ازحاکم جائر می شود. 178
کم فروشی. 178
نافرمانی خداوند 178
گناه 178
فصل دوم - گناهانی که باعث حِجاب بین انسان وحقیقت می شود. 179
نداشتن ایمان به آخرت. 179
عمل ضدعفت - زنا 179
فصل سوم - گناهی که باعث قبول نشدن حجّ وعمرۀ انسان می شود. 180
خرید و فروش شراب. 180
کسب حرام 180
فصل چهارم - گناهانی که باعث به حرام افتادن انسان می شود. 180
گرفتن مال وحق ازطریق محاکم طاعوت وظالم 180
واقع شدن درشبهات، دل باختگی به شهوات. 181
فصل پنجم - گناهانی که باعث حریص شدن انسان می شود. 181
ضعف ایمان. 181
نداشتن توکل. 181
شرّ و بدی. 181
غلبه شهوت. 181
میل افراطی. 181
فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن حرمت انسان می شود. 182
تهمت. 182
ندادن زکات. 182
فسق. 182
فصل هفتم - گناهانی که باعث حسرت انسان در زندگی می شود. 182
آرامش نداشتن با آرامش الهی. 182
ثروت نا مشروع. 182
حسد 183
انفاق کردن مال برای بازداشتن مردم ازراه خدا 183
عمل نکردن به علم خود 183
از دست دادن فرصت. 183
نگاه ناروا 184
نگاه به نامحرم - چشم چرانی. 184
فصل هشتم - گناهانی که باعث حسادت انسان نسبت به دیگران می شود. 184
لئیم بودن وپستی. 184
نفاق. 184
فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حسنات و اعمال نیک انسان می شود. 184
حسد 184
إظهارنارضایتی پیش مردم 185
آزار، أذیت و ناسازگاری زن وشوهر. 185
غصب کردن مال مؤمن. 185
کینه توزی. 186
فصل دهم - گناهانی که باعث دوری انسان ازحق می شود 186
فراموش کردن آخرت. 186
انحراف از راه عقل ومنطق. 186
أهانت به مسلمان فقیر. 186
هدف بودن باطل. 187
ترک جهاد 187
سستی وتنبلی. 187
شقاوت. 187
قیاس دردین. 187
بزرگ شمردن کار خود 188
تکبّر. 188
کسالت و بی حالی. 188
تبعیت ازهوای نفس.. 188
فصل یازدهم - گناهانی که باعث از بین رفتن حکمت و دانایی انسان می شود. 189
شهوترانی و هوس بازی. 189
غضب. 189
فصل دوازدهم - گناهانی که باعث از دست رفتن حکومت وقدرت می شود. 189
ترک کردن احسان و نیکی. 189
ضایع کردن اصول اساسی حکومت. 189
ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 190
امتیازخواهی وخودکامگی. 190
مانع شدن ازانصاف.. 190
شکستن پیمان با اهل ذمّه 190
تبذیر و هزینه های زیان بار اقتصادی. 190
تبعیت نکردن ازرهبری. 190
تبعیض وناعدالتی. 191
سوء تدبیر و ضعف مدیریت. 191
تعدی به حق مردم 191
تفرقه و اختلاف.. 191
اطاعت ازجوروجائر. 191
جهل ونادانی. 192
حق ستمدیده را از ستمگر نگرفتن. 192
خراج گرفتن بدون آبادانی. 192
ریختن خون ناحق. 192
دین را خادم سلطنت قراردادن. 192
شمشیر دشمنی. 192
ظلم وستمگری دردوران حکومت. 193
عبرت نگرفتن سرگذشت گذ شتگان. 194
ایجاد عداوت و دشمنی با مردم 194
عذرخواهی بی جا 195
غفلت. 195
پرداختن به فرعیات، تاخیرانداختن فرزانگان، مقدم داشتن فرومایگان. 195
فاسد وتباه شدن روزگار و زمانه، فساد درحکومت وجامعه 195
نافرمانی خداوند 196
ناشکری و ناسپاسی. 196
همنشینی با فرومایگان. 196
فصل سیزدهم - گناهانی که باعث بی حیائی انسان می شود 196
دروغ. 196
شرور و بد بودن. 197
لئیم وفرومایه 197
فصل چهاردهم-گناهانی که باعث می شود انسان مورد حیله خداوند قرار گیرد و حیله او به خودش برگردد 197
الف) مورد حیله و مکر قرارگرفتن انسان. 197
حیله کردن به حق. 197
حیله کردن به خدا 198
ب) برگشتن حیله و مکر به خود انسان. 198
حیله کردن به مردم 198
کفر. 198
باب نهمخ. 199
فصل اول - گناهانی که باعث خائن شدن انسان می شود 200
سبک شمردن امانت. 200
کمک کردن به باطل. 200
برآورده نکردن حاجت برادردینی. 200
هدیه گرفتن حاکم ازمردم 200
خیراندیشی نکردن نسبت به برادر دینی. 201
دروغگویی. 201
فاش کردن راز و سر. 201
ندادن زکات. 201
فرومایه بودن. 201
اطمینان به نفس.. 202
فصل دوم - گناهی که باعث به ستوه آمدن اعضای خانواده ازانسان می شود. 202
بداخلاقی. 202
فصل سوم - اثرگناه در رابطۀ انسان با خدا 202
الف) گناهانی که باعث انکارخداوند عالم می شود 202
پرستش نام بدون ذات خدا 202
شراب و مسکرات. 202
کفر. 203
ب) گناهان باعث در حجاب شدن خداوند از انسان می شود 203
زیادی گناه 203
ت) گناهانی که باعث دوری انسان از خداوند می شود 203
آرزوی طولانی. 203
نافرمانی خدا 204
با وجود آب و خاک خود را در فقر قراردادن. 204
نزدیک شدن به سلطان جائر. 204
اعتماد به غیرخدا 204
حسد 205
ترش رویی و چهره در هم کشیدن. 205
سخن چینی. 205
شکم پرستی، شهوت پرستی. 205
عمل نکردن به علم خود 206
عیب جوئی برای سرزنش.. 206
پیوند دوستی با کافران. 206
تکبّروخود بزرگ بینی. 206
تبعیت ازخواسته های یهود ونصاری. 206
هوای نفس.. 207
ث) گناهی که باعث می شود انسان شیرینی دوستی با خدا را درنیابد 207
دنیا دوستی. 207
ج) گناهی که ردّ کردن خدا درعرش محسوب می شود 207
طعنه زدن به مؤمن و رد کردن آن. 207
ح) گناهانی که باعث روگردانی خداوند از انسان می شود 208
آزار و أذیت زن و شوهر و طلاق با زور. 208
غصب کردن مال مؤمن. 208
خ) گناهی که باعث نبود صلح و صمیمیت بین خدا و انسان می شود 208
سوء ظن نسبت به خدا 208
د) گناهانی که باعث شاکی شدن انسان از خدا می شود 209
شِکوه از گرفتاری در پیش غیرخدا 209
شِکوه از مصیبت وارده 209
ذ) گناهانی که باعث کوچک شمردن خداوند سبحان می شود 209
با علم خدا را نافرمانی کردن. 209
جلوه امور مادی درنظر انسان. 209
تفاخر و مباهات. 210
کبر و غرور. 210
ر) گناهی که باعث بد گمانی (سوء ظن) نسبت به خداوند می شود 210
بخل. 210
ز) گناهی که باعث مجادلة وستیزه درباره خداوند متعال می شود 210
تبعیت ازشیطان. 210
س) گناهانی که مُحاربه انسان با خدا و رسول(ص) محسوب می شود 210
آزردن مؤمن. 210
خوارشمردن مؤمن. 211
قسم دروغ. 211
ش) گناهی که باعث مخالفت انسان با خدا می شود 211
بدون علم فتوی دادن. 211
ص) گناهانی که باعث نافرمانی خداوند (عزوجل) می شود 211
خواب، خوراک، دنیا، استراحت، ریاست، زن. 212
همنشینی با گناه کار. 212
ض) گناهانی که باعث نسبت دروغ به خدا می شود 212
درحکم شرعی با رأی خود نظردادن. 212
اعتقاد به جبر و تفویض... 212
ط) گناهی که باعث می شود انسان به نعمت خداوند، خشم و غضب نماید 213
حسد 213
ظ) گناهی که ناسپاسی انسان از خدا محسوب می شود 213
ناسپاسی از پدر و مادر. 213
ع) گناهی که باعث ناسپاسی ازفضل خدا می شود 213
کفران نعمت. 214
غ) گناهی که باعث خروج از ولایت خدا می شود 214
غیبت برادر دینی. 214
ع) گناهانی که باعث می شود انسان یاد و ذکرخدا را فراموش کند 214
چشم چرانی و بدچشمی. 214
رفاه و ثروت دوستی. 214
تبعیت از هوای نفس - شهوت. 215
فصل چهارم - گناهانی که باعث خرابی و ویرانی خانه ها، آبادی ها و شهرها می شود. 215
انکارآیات الهی. 215
تحقیر مردم فقیر و مؤمنین. 216
ترک امربه معروف نهی ازمنکر. 216
ترک نیکی ونیکوکاری. 216
تکبّر. 216
تکذیب پیامبران الهی. 217
تکذیب قیامت ورستاخیز، تکدیب نزول عذاب الهی دردنیا 218
خَمر، خیانت، دزدی، زنا 219
سرپیچی از فرمان خداوند 219
سنگ بنای غصبی - مال حرام و غصبی 219
طغیانگری وسرکشی. 219
ظلم و ستم 219
عمل شنیع قوم لوط وهمجنس گرایی. 220
غرور و مستی نعمت. 221
ایجاد فساد در روی زمین. 221
فسق وفجور. 221
قسم دروغ ونا حق، قطع رحم 222
کفر. 222
گناه و معاصی. 223
گرفتن مالیات - خراج - بدون آبادانی. 223
نا فرمانی پدرومادر. 223
نشاط وشادی افراطی ومغرورانه 224
فصل پنجم - گناهانی که باعث خُسران و زیان درزندگی انسان می شود. 224
فروختن آخرت به دنیا 224
إرتداد - ازدین برگشتن. 224
یاری کردن به باطل. 224
کافرشدن به حضرت پیامبر - صلّ الله علیه وآله 224
سازش و سستی در راه حق. 224
ترس از غیرخدا 225
ترک طاعت خدا 225
کوتاهی کردن درکارخیر. 225
دنیا پرستی. 225
عمل کردن برای دنیا 225
اطاعت ازکافران. 225
دشمنی با مردم 226
رها کردن نفس.. 226
غفلت از محاسبه نفس.. 226
فصل ششم - گناهی که باعث به خطرافتادن انسان می شود. 226
خود رأی بودن. 226
فصل هفتم - گناهانی که باعث ازبین رفتن خوشنودی انسان می شود. 226
آرزوی زیاد 226
خشم وغضب. 227
فصل هشتم - گناهی که باعث قطع شدن خویشاوندی می شود. 227
بداخلاقی. 227
سرپیچی از دستور دینی پدر. 227
یاری نکردن به خویشاوندان. 227
قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی. 228
فصل نهم - گناهانی که باعث برچیده شدن خیر از زندگی انسان می شود. 228
بی قراری و دلتنگی. 228
شک وتردید درباره خداوند 228
کم سپاسی. 228
شکم پرستی، شهوت پرستی. 228
طعنه زدن. 229
نداشتن مدارا ونرمش درزندگی. 229
بدست نیاوردن مال حلال، کارنکرن. 229
باب دهمد. 231
فصل اول - گناهان و دشمنی ها 232
الف - آشکارترین دشمن انسان. 232
شیطان. 232
ب - بزرگترین دشمن انسان. 232
هوای نفس.. 232
ج دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین. 232
یهود و مشرکین. 232
د - گناهانی که باعث دشمنی می شود 233
واگذارشدن انسان به نفس خود در اثر گناهان مختلف.. 233
خیراندیش نبودن نسبت به برادر دینی. 233
جفا کاری. 233
دشمنی باحق. 233
دفاع نکردن ازخانه وخانواده درمقابل دشمن. 234
شرک.. 234
شقاوت. 234
ظلم 235
تحصیل علم برای دنیا 235
غیبت. 235
فَحش گویی وفحش شنوی. 236
قطع رحم 236
کفر. 236
مردم فریبی. 236
امربه منکرونهی ازمعروف.. 236
ترک نهی ازمنکر. 237
همنشینی با گنهکاران. 237
برآورده نکردن حق و حقوق برادر دینی. 237
خیانت کردن دردین مردم 237
تعطیل کردن حدود الهی. 238
ترک کردن نهی ازمنکر. 238
ظلم 238
تکبّر. 238
دشمنی با حاملان قرآن. 238
بی مبالاتی. 239
نفاق و منافق بودن. 239
شکم پرستی. 239
بخل. 239
بدرفتاری با زیردستان و مردم 240
حسد 240
بی مبالاتی. 240
بخل. 240
بد زبانی. 240
ترشروئی. 241
تعصب وفخرفروشی جاهلی. 241
تعدّی به حقوق دیگران. 241
جفاکاری. 241
ازخود راضی بودن، خودپسندی. 241
دشمنی با مردم 242
دشنام دادن به مردم - سبّ کردن مردم 242
رغبت به دنیا 242
سخن چینی. 242
سرزنش زیاد 243
غضب. 243
تکبّر. 243
مخالفت با مردم 243
مجادلة و ستیز. 243
مزاح وشوخی. 244
غیرت نمائی زن - درمقابل حکم و وظیفه شرعی. 244
ترک امر به معروف و نهی ازمنکر. 244
شکستن پیمان الهی. 244
پرحرفی. 244
جَور در حکم - به ناحق حکم کردن. 245
حکم کردن به غیرحکم خدا 245
خصومت - دشمنی. 245
شراب، شیطان، قمار. 245
همنشین،همسفره شدن با گناهکار. 246
9)گناهانی که باعث قدرت گرفتن ومسلط دشمن می شود 246
ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 246
نافرمانی از اخیار و نیکان، فرمان برداری از اشرار و نا اهلان، حرام را حلال کردن، ظلم و فسق و فجور را عَلَنی کردن» 246
شکستن عهد وپیمان خدا و رسول خدا 247
دروغ. 247
11)گناهانی که باعث یاری کردن انسان به دشمن خود می شود 247
خوارکردن یاران و لشکریان. 247
ظلم کردن به رعیت وملّت. 248
فصل دوم - گناهانی که باعث دشواری در زندگی انسان می شود. 248
بخل ورزیدن. 248
تکذیب کردن نیکی های الهی. 248
فصل سوم - گناهانی که باعث رد شدن دعا وگرفته شدن شیرینی مناجات از انسان می شود. 248
الف) عدم اجابت و رَد شدن دعا 249
ترک امربه معروف ونهی از منکر، ترک تبعیت از اخیار و نیکان اهل بیت. 249
آزردن پدر و مادر. 250
حرام خواری. 250
رفتن بسوی خدا، از غیر راهی که خدا تعیین کرده است. 250
غیر راه انبیاء و اوصیاء 250
آلودگی باطنی، ریا وظاهرسازی. 251
آلودگی زبان، ناپاکی قلب. 251
توجیه کردن ظلم، ظالم 252
داشتن مظلمه وحق دیگران بر گردن. 252
دعا بدون عمل وکار. 252
گناه ومعصیت. 252
ب) گرفته شدن شیرینی مناجات خدا از انسان. 253
فریفته و دلباخته شدن عالِم (دانشمند دینی) به دنیا 253
ج) - چهل و هفت گناه و عملی که باعث عدم اجابت دعای انسان می شود 253
د) هشت خصلت وگناه که باعث عدم إجابت دعا می شود 255
فصل چهارم - گناهانی باعث ترجیح دنیا برآخرت، بندۀ دنیا شدن، از دست رفتن و دگرگون شدن دنیای می شود 257
الف) ترجیح دنیا برآخرت. 257
نفاق، خارج شدن ازدین. 257
ب) بنده دنیا شدن. 257
دنیا را برخدا مقدم داشتن، دنیا را بزرگ شمردن، بدنیا قطعیت پیدا کردن. 257
ج) از دست رفتن دنیا 257
تلاش وکوشش برای دنیا 257
د) دگرگون شدن و ویرانی دنیا 257
خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن. 257
همجنس گرائی. 258
فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن مردم از انسان می شود. 258
پاداش دادن به نیکی با بدی. 258
دورشدن ازحق. 258
شراب خواری. 258
عیب جوئی. 259
فاجربودن، فاسق بودن 259
نادانی، ناکسی. 259
فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن دوستی می شود. 259
بداخلاقی. 259
بی انصافی. 260
بخل. 260
حرص... 260
حسد 260
حماقت، دروغ، زشتکاری. 260
تایید سخن چین. 261
پیروی از سخن چین. 261
سرزنش زیاد 261
شرور بودن. 261
به دنبال عیوب مردم بودن. 261
تکبّر. 262
کینه توزی. 262
زیاد شدن گناه، دوست. 262
دوستی که در راه خدا نباشد 262
فصل هفتم - گناهانی که باعث از دست رفتن، فاسد و ناقص شدن دین انسان می شود. 262
الف) از دست رفتن دین. 262
اطاعت از عصیان گر، افترا به خدا، انکار یکی از ایات الهی. 262
ترک نهی ازمنکر. 263
دوروئی. 263
صحیح نخواندن نماز. 263
ب) فاسد و ناقص شدن دین. 263
بخل. 263
ثروت دوستی. 264
حرص وآزمندی. 264
حیله، خیانت، زشتکاری. 264
دروغ. 264
دنیا دوستی. 264
نشست و برخاست با اهل دنیا 265
ریاست طلبی. 265
شک وتردید 265
پیروی ازشهوت. 265
طمع. 266
غیبت. 266
فروتنی درپیش سرمایه دار به خاطر سرمایه اش.. 266
سبک شمردن نماز. 266
هوای نفس.. 266
باب یازدهمذ. 267
فصل اول - اثرگناه در رابطه ذرّیه ونسل انسان.. 268
الف) گناهی که باعث دور شدن ذرّیه انسان از رحمت الهی می شود 268
نافرمانی پدر و مادر از خداوند 268
ب) گناهانی که باعث فاجر و کافرشدن ذرّیه می شود 268
فاسق، فاجر و کافر بودن پدر و مادر. 268
ج) گناهانی که باعث گرفتار شدن ذرّیه انسان می شود 268
آسایش و آرامش در دولت باطل. 268
ظلم کردن به دیگران - بویژه یتیمان. 269
کسب حرام 269
د) گناهانی که باعث ننگ و تباهی برای نیاکان و بازماندگان (ذرّیه) می شود 269
پدر، مادر و خانواده بد و نااهل. 269
فرار از جبهه 270
فرزند ناشایسته و نااهل. 270
عمل نامشروع، زنا 270
ه) گناهی که باعث قطع و نابود شدن ذرّیه و نسل انسان می شود 270
دشمنی با پیامبرخدا 270
سلطۀ وحکومت منافقان. 271
قسم دروغ، قطع رحم 271
کفروالحاد 271
همجنس گرائی. 272
فصل دوم- گناهانی که باعث ذلّت وخواری انسان می شود 272
آبرو و حیثیت خود را دادن. 272
کفر ورزیدن به آیات الهی، کشتن پیامبران الهی، تعدّی ازحدود الهی. 272
زشتی أدب. 273
اسراف وتبذیر. 273
کوچک شمردن وخیانت کردن به أمانت. 273
خوارشمردن امر به معروف ونهی ازمنکر. 273
انحراف از راه حق. 273
بخل. 274
بدرفتاری هنگام قدرت. 274
فرار از جبه 275
ترک جهاد 275
ازحدّ خود تجاوزکردن. 275
حرص... 275
کوتاهی کردن درلوازم آزادگی. 277
حسد 277
دشمنی با حق. 277
اعتماد به غیرخدا 277
دشمنی با خدا و رسول خدا 278
خود بزرگ بینی، خودپسندی. 278
دروغ. 278
دل سپردن به لذات دنیا 279
سلطنت وبلند مرتبگی دنیا 279
خوارکردن دین. 280
ریا وخود نمائی. 280
ریاست طلبی و خود برتربینی. 280
دوست داشتن زندگی. 280
فاش کردن اسرار و راز خویش.. 280
فاش کردن اسرار دین و ولایت. 281
داخل شدن در بین سفیهان و ابلهان. 281
شرک.. 281
شکم پرستی وتنوّع طلبی. 282
شهوت پرستی. 282
شیطان دوستی. 282
طغیان وسرکشی. 283
طمع ورغبت إفراطی. 283
ظلم وستم 285
عزت جستن ناحق. 285
ازدست دادن عقل. 286
غائب و غافل بودن از مجلس و محضرعلماء 286
تحصیل علم برای دنیا 286
فسق وفجور. 286
اظهارفقر. 287
کبر و غرور. 287
کفر. 288
گردن کشی. 289
گناه 289
آشکارکردن گناه 289
آسان گرفتن ارتگاب گناه 289
لذت بردن ازگناه 289
بکارگیری انسان لئیم 289
نشستن درمجلسی که یکی ازامامان(علیهم السلام) درآن سبّ می شود 290
منّت گذاردن. 290
تحقیرکردن وخوارشمردن مؤمن. 290
دشمنی با نیکان. 290
نفاق. 290
اظهارنیازمندی. 291
عاق والدین. 291
هواپرستی. 291
همکاری برای یاری بر باطل. 291
یاری جستن از دشمنان خدا 291
باب دوازدهمر. 293
فصل اول - گناهانی که باعث دور شدن انسان از راه راست می شود. 294
عدم تأنّی وآهستگی. 294
جهل ونادانی. 294
خود پسندی. 294
غضب. 294
نفاق. 294
فصل دوم - گناهی که باعث آلوده شدن انسان به ربا و نزول می شود. 295
ندانستن احکام اسلامی تجارت. 295
فصل سوم - گناهانی باعث می شود انسان به رتبه و درجه بالا تر نائل نیاید 295
پیروی ازعادت های غلط. 295
شهوت وهواپرستی. 295
فصل چهارم - گناهی که باعث می شود به انسان رحم نکنند. 295
رحم نکردن به دیگران. 295
فصل پنجم - گناهانی که باعث دور شدن انسان رحمت الهی می شود. 295
اداء نکردن حق خداوند 295
رحم کردن به بی رحم 296
قطع صله رحم 296
آرام نگرفتن قلب با رحمت الهی. 296
فصل ششم - گناهانی که باعث رسوائی انسان می شود 296
دروغ. 296
سرزنش کردن مسلمان، پی جوئی کردن لغزش مسلمان. 297
شروربودن. 297
تبعیت ازشیطان. 297
عمل نکردن به علم خود 298
عمل شنیع قوم لوط - همجنس گرائی. 298
قدم نهادن به جاهای مورد اتهام 298
سرکشیدن به خانۀ همسایه و نگاه کردن به شرمگاه و بدن مرد و زن اهل آن خانه 298
عدم تهذیب نفس.. 299
غلبۀ نفس برعقل. 299
فصل هفتم - گناهانی که باعث رنج و مشقت در زندگی انسان می شود. 299
آرزوهای طولانی. 299
آرزوی زیاد 299
بداخلاقی. 300
بد اندیشی. 300
ترک کردن حج. 300
حرص... 300
حسد 301
اعتماد به غیر خدا 301
دروغ. 302
دشمنی با مردم 302
دل سپردن به زنان. 302
دنیا طلبی. 302
دین را مِهردنیا قراردادن. 302
رغبت بدنیا 303
آشفتگی به دنیا 303
دین داری کردن بدون راهنمایی امام راستگو ومعصوم 303
ریاست طلبی. 303
شهوت - غریزه جنسی. 303
طمع. 304
فریب سازش را خوردن - سازش با دشمن. 304
فتنه انگیزی. 304
قصد ونیت بد - بد خواهی. 304
لغزش وانحراف از راه راست. 304
لئیم وناکس بودن. 305
مال - ثروت. 305
معصیت - گناه 305
إعراض از ولایت امیرالمؤمنین - علیه السلام 305
اصلاح نکردن نفس.. 305
تبعیت از هوای نفس.. 306
دل برگردانی از یاد خدا 306
فصل هشتم - گناهی که باعث عدم رضایت انسان از مقدرات الهی می شود. 306
حرص شدید 306
فصل نهم - گناهی که باعث آوارگی و فرار رعیت می شود 306
رعیت - عامه مردم زیردست و دارای سرپرست. 306
ظلم و ستمگری. 306
فصل دهم - گناهی که باعث گرفتاری روح انسان می شود 307
حسد 307
فصل یازدهم - گناهانی باعث گردش بد روزگار و زمانه برعلیه انسان می شود. 307
انتظارگردش بد روزگار برای مؤمنین. 307
گناهان و معاصی. 307
(هرگاه زمان فاسد شد (در اثرگناه و...) فرومایگان سرکار می آیند و سرور می شوند) 307
فصل دوازدهم - گناهانی که باعث بطلان وقبول نشدن روزه انسان می شود. 308
أذیت مرد به همسر- أذیت زن به شوهر. 308
دروغ بستن به خدا، رسول خدا وائمه اطهار-علیهم السلام 308
چشم چرانی، دروغ، ظلم 308
رعایت نکردن شرائط روزه داری - مانند حفظ نکردن چشم ازحرام 308
خرید و فروش شراب. 309
غیبت. 309
باب سیزدهمز. 311
فصل اول - گناهی که باعث بدزبانی، فحاشی و هرزه گویی انسان می شود. 312
نفاق. 312
فصل دوم - گناهانی که باعث زلزله وزمین لرزه می شود. 312
تکذیب پیامبران الهی، سرپیچی ازفرمانی الهی. 312
رابطه نامشروع - زنا 313
فصل سوم - گناهانی که باعث ایجاد فساد در زمین، ناله ونفرین زمین بر انسان می شود. 313
الف) ایجاد فساد در زمین. 313
کاستن ازحق مردم، عیب گذاردن برروی اجناس واموال مردم، کم فروشی، فساد اقتصادی. 313
ب) ناله و نفرین زمین. 313
ریخته شدن خون ناحق بر زمین، ریخته شدن آب غسل زنا بر زمین، خوابیدن قبل ازطلوع آفتاب بدون نماز صبح 313
فصل چهارم - گناهی که باعث گرفتارشدن انسان در زندان های تنگ وتاریک می شود. 314
افشا کردن راز و اسرار اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین. 314
فصل پنجم - گناهانی که باعث تباه و ناگوار شدن زندگی انسان می شود. 314
اعتماد به رأی خود وبه قیاس در خداشناسی. 314
بداخلاقی. 314
بد گمانی - سوء ظن. 315
از حق تجاوز کردن. 315
حسد 315
غشّ وخیانت به برادر دینی 315
فحاشی ودشنام دادن. 315
کینه توزی. 316
لغزش وانحراف ازراه راست. 316
مدارا نکردن ودرشتخوئی. 316
همجنس گرائی. 316
نزدیک وهمشین شدن با دشمن. 316
فصل ششم- گناهی که مانع زهد و پرهیزکاری انسان می شود. 317
پیروی ازشهوت و هوای نفس.. 317
باب چهاردهمس. 319
فصل اول - گناهی که باعث بی ارزش و غیرالهی شدن سخن انسان می شود. 320
دروغ. 320
فصل دوم - گناهی که باعث زشتی و ناپسندی سخاوت وبخشش انسان می شود. 320
اسراف و زیاده روی درسخاوت و بخشش.. 320
فصل سوم - گناهی که باعث سرافکندگی انسان می شود 320
دروغ. 320
فصل چهارم - گناهانی که باعث سرزنش و نکوهش انسان می شود. 321
سرگرمی به باطل. 321
بخل. 321
بدعتگذاری. 321
حرص... 321
دروغ. 322
بنام دین دنیا را طلب کردن. 322
بد سخن بودن. 322
سبک و خوارشمردن عهد وپیمان. 322
سرزنش کردن دیگران. 322
سرزنش کردن مؤمن. 323
شرک.. 323
ظلم 323
غیبت. 323
لئیم و فرومایه بودن. 324
بدست آوردن رضایت مردم با چیزی که موردغضب پروردگاراست. 324
فصل پنجم - گناهانی که باعث سرنگونی و درهم شکسته شدن انسان می شود. 324
دشمنی با آیات وپیامبران الهی. 324
اسراف.. 324
انحراف از مسیر حق. 324
بدی کردن. 325
سوء تدبیر. 325
درافتادن باحق. 325
دشمنی با خدا 325
مالک شدن دنیا برانسان. 325
نشناختن محل قدم گذاردن و رفت وآمدکردن. 326
سرکشی وطغیان. 326
ظلم 326
غضب. 327
قصد و مقصد بد 327
تکبّر. 327
گردن کشی. 327
بد گمانی 327
اطاعت ازهوای نفس.. 328
فصل ششم - گناهانی که باعث می شود انسان به سروری نائل نیاید. 328
بی ادبی 328
بد اخلاقی. 328
حسد 328
میل به لهو و لعب. 328
فصل هفتم - گناهانی که باعث می شود انسان به سعادت وخوشبختی نرسد. 329
برادری با شقی. 329
بطالت وکاهلی. 329
در غم و اندوه روزی فردا بودن. 329
دلباخته وشفته لهوولعب شدن. 329
فصل هشتم - گناهانی که باعث می شود سلام برانسان جایز نباشد. 329
تار و تنبورنوازی، لذت بردن از دشنام به مادر(نعوذ بالله)، شاعربودن (شاعرسراینده باطل و لهوولعب)، شطرنج بازی، نصرانی بودن، یهودی بودن 329
فصل نهم - گناهی که باعث می شود انسان سنّت و سیره الهی و نبوی را ترک نماید. 330
بدعت. 330
باب پازدهمش. 331
فصل اول-گناهی که باعث اشتباه و شبهه (تمیزندادن حق از باطل) در زندگی انسان می شود 332
عمل کردن به قیاس.. 332
فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن شخصیت و هیبت انسان می شود. 332
تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به زنان پاکدامن. 332
دروغ. 332
مزاح وشوخی. 333
فصل سوم - گناهانی که باعث شر، تسلط اشرار و همنشینی انسان با اشرار می شود. 333
الف) گناهانی که ریشه و اساس شرّ در زندگی انسان می باشد 333
آزمندی وحرص... 333
اندیشه نکردن. 333
بخل، جَور، جهل، دروغ. 333
ستیزه جوئی. 334
سرکشی وطغیان. 334
عامل شرّبودن. 334
طمع. 334
غضب. 334
کینه توزی. 334
لئیم وناکس بودن. 335
لجاجت. 335
ایمن بودن ازمکر. 335
وقاحت و بی شرمی. 335
ب) گناهانی گه کلید شر در زندگی انسان محسوب می شود 335
دروغ، شراب. 335
ج) گناهانی که باعث می شود انسان جزء اشرار و بدترین ها باشد 336
فروختن آخرت به دنیای خُود و دیگری. 336
بداخلاقی - بدرفتاری و بدگفتاری بامردم 336
بهتان زدن، بی باک بودن، جدائی اندختن بین دوستان،حسادت، خدمت کار را زدن. 336
ریاست طلبی، ساحری و جادوگری، سخن چینی، عیال خود را به دیگری پناه دادن، عیبجویی از انسان های پاکدامن، غذا را تنهاخوردن 337
فرمانروای ستمگر. 337
وسواس وخناس بودن. 337
د) گناهانی که باعث تسلط اشراربرانسان وبرجامعه می شود 338
نافرمانی از دستورالهی. 338
گناهان ومعاصی. 338
ه) گناهی که باعث قرارگرفتن اموال در دست اشراری شود 338
و) گناهانی که باعث می شود شرّ انسان بخودش برگردد 339
ریا و ظاهرسازی. 339
ستمگری، یاغی گری وسرکشی. 339
سوء ظن نسبت به خداوند 339
شرّرساندن به مردم 340
قصد ونیت بد 340
ز) گناهانی که باعث همنشین شدن انسان با اشرار می شود 340
عدم دقّت وامتحان درانتخاب دوست، غرور وفریب خوردن. 340
فصل چهارم - گناهانی که به شرف و به بزرگواری انسان لطمه می زند. 340
اسراف.. 340
خودپسندی. 340
کبر وغرور. 341
فصل پنجم - گناهانی که باعث شرک ومشرک شدن انسان می شود. 341
پرستش نام ومعنی - پرستش نام وذات خدا 341
دین داری کردن بدون راهنمائی امام راستگو- معصوم- (ع) 341
رشوه گرفتن حاکم ازمردم 341
ریا وخودنمایی. 342
ندادن زکات. 342
شک وتردید درایمان. 342
نفاق. 343
فصل ششم - شقاوت، بد بختی.. 343
الف - توضیح مختصر در مورد شقاوت. 343
شقاوت چیست ؟ 343
ایا شقاوت امرجبری وذاتی است؟! 343
ب) گناهانی باعث شقاوت و بدبختی انسان می شود 344
حرص... 344
حسد 345
اعتماد به غیر خدا 345
نا فرمانی خداوند 345
اعتماد به دنیا 346
دوستی دنیا 346
دین را بهای دنیا قراردادن. 346
رغبت بدنیا 347
طمع. 347
فریب غرورخود را خوردن. 347
نشستن درمسند قضاوت - بدون دانشتن صلاحیت. 347
قساوت قلب. 348
زیستن وهمراه بودن باگناه 348
نفاق. 348
تبعیت ازهوای نفس.. 348
فریب هوای نفس را خوردن. 348
ج) اسباب و عوامل اجتماعی، خانوادگی و مادی شقاوت و بدبختی. 349
علامت ونشانه های شقاوت و بدبختی. 349
فصل هفتم - گناهی که باعث شک وتردید - نست به حق در زندگی انسان می شود. 350
نفاق. 350
فصل هشتم - گناهی که باعث شوم و نحس شدن انسان می شود. 350
کافرشدن به آیات الهی. 350
فصل نهم - گناهی که باعث (عامل) شهوت در زند گی انسان می شود. 350
ثروت دوستی وثروت پرستی. 350
فصل دهم - گناهان - نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود. 351
الف) گناهانی که باعث نفوذ وتسلّط شیطان برانسان می شود 351
آرزوهای طولانی. 351
ارتداد - ازدین برگشتن. 351
اسراف وتبذیر. 351
ناامیدی و یأس، بت پرستی، بخت آزمایی. 351
ادعای دروغین بزرگی و ریاست، تبعیت از بزرگان و رؤسای دروغین. 352
پول دوستی. 352
تفرقة و جداشدن از جماعت حق. 352
ثروتمندی. 352
چُرت زدن - وقت نماز و عبدات. 353
حسد 353
خود پسندی. 353
توجه به غیرخدا 354
دروغ. 354
دنیا طلبی. 354
ربا خواری. 354
زن دوستی. 355
ستایش دوستی. 355
سرکشی، ستمگری. 355
شرابخواری. 356
شرک - به خدا شریک قراردادن. 356
پیروی ازشیطان. 356
شیطان را به سرپرستی خود برگزیدن. 356
شهوت گرائی. 356
عصبیت وفخرفروشی جاهلی. 357
بزرگ و زیاد دیدن عمل. 357
غافل شدن ازیاد خدا 357
غضب. 357
قساوت قلب. 358
قضاوت. 358
قمار. 359
کبروغرور. 359
کفر. 359
گناه 359
کوچک شمردن گناه 360
درمحل های دشمنی خدا (وگناه) قرارگرفتن. 360
مکر و حیله 360
نازپروردگی و اشرافی گری. 361
خلوت کردن با نامحرم 361
نگاه کردن به نامحرم 361
سبک شمردن نماز. 361
نَجوی - حرف درِگوشی. 361
نفاق. 362
إتّکا به نفس.. 362
هم نشینی با اهل دنیا 362
هم نشینی با هوا پرستان. 362
هواپرستی. 362
یاد کردن دشمنان اهل بیت - علیهم السلام 363
ب) دامهای شیطان. 363
وعده های دروغین شیطانی. 363
ج) گامهای شیطان. 363
د) نقشه های شیطان. 364
ه) سوگند شیطان. 364
و) وارد شدن در ولایت وسرپرستی شیطان. 365
غیبت برادردینی. 365
باب شانزدهمص. 367
فصل اول - گناهی که باعث خروج انسان از زمره صالحان می باشد. 368
سرکشی و طغیان. 368
فصل دوم - گناهی که باعث می شود انسان نتواند دیگران را اصلاح و به صلاح درآورد. 368
اصلاح نکردن نفس خود 368
فصل سوم - گناهی که باعث می شود انسان با هیچ کس صلح وسازش نداشته باشد. 369
فاسد بودن رابطۀ انسان با خدا 369
باب هفدهمض. 371
فصل اول - گناهانی که باعث ضرر و زیان در زندگی انسان می شود. 372
آرزو. 372
حرص... 372
خواب وخوراک زیا د - پرخوابی وپرخوری. 372
از خود راضی بودن. 372
دنیا را عوض آخرت قراردادن. 373
دنیا پرستی. 373
دین گریزی وترک امور دینی. 373
لغزش زبان. 373
طمع. 373
کفر. 373
لئیم وناکس بودن. 374
تبعیت هوای ازنفس.. 374
باب هجدهمط. 375
فصل اول - گناهانی که باعث طغیانگری وسرکشی انسان می شود. 376
توانگری- بی نیازی. 376
اطاعت ازغضب، کبروغرور. 376
فصل دوم - گناهانی که باعث طمع کاری انسان می شود 377
حریص بودن. 377
دنیا دوستی. 377
باب نوزدهمظ. 379
فصل اول - گناهی که باعث می شود انسان مورد ظلم وستم واقع شود. 380
طغیان وستمگری. 380
فصل دوم - گناهی که ظلم به حق محسوب می شود. 380
نصرت و یاری کردن به باطل. 380
فصل سوم - گناهانی که باعث می شود انسان به خودش ظلم نماید. 380
آخرت را با دنیا عوض کردن. 380
نافرمانی خداوند 380
خود را بغیر نعمت بهشتی فروختن. 381
سستی دراطاعت خداوند 381
فصل چهارم - گناهی که باعث برگشت (کیفر) ظلم به خود انسان می شود. 381
ظلم کردن به دیگران. 381
فصل پنجم - گناهانی که باعث تسلط ظالم و ستمگر برانسان می شود. 381
ظلم کردن به دیگران. 381
عذرتراشی برای ظالم 382
قصد و نیت بد - بدخواهی. 382
فصل ششم - گناهانی که یاری وکمک به ظلم وظالم محسوب می شود. 382
جور و ستم درحکم کردن. 382
فرمانروای بد و نااهل بودن. 383
باب بیستمع. 385
فصل اول - گناهان که باعث بدعاقبتی انسان می شود 386
آباد کردن دنیا 386
اطاعت ازآمران به منکر و زشتی. 386
انکارحقایق وآیات الهی. 386
تحقیرعالماء اسلام 386
تکبّر. 386
تکذیب آیات و پیامبران الهی. 387
ثروت اندوزی، ثروت پرستی وثروت دوستی. 388
ثروت نامشروع. 388
جرم واعمال زشت - مانند جرم واعمال شنیع قوم لوط. 389
حسادت. 389
غذای أعیان واشراف.. 389
حق ستیزی. 390
دنیا پرستی. 390
دوستی و همنشینی با افراد بی ایمان و ضد دین، دوستی و همنشینی با افراد ناأهل، لااُبالی. 390
روگردانی ازحق. 390
ریاست طلبی. 390
زیاده خواهی ازحد وحق خود 390
سرپیچی ازفرمان خداوند وپیامبران. 391
سرزنش دیگران. 391
سرکشی و طغیانگری. 392
شرک.. 392
شهوت جنسی. 392
وسوسه شیطان. 392
ظلم وستم 392
ظلم به آیات الهی. 393
ظلم به حیوانات. 393
عاق والدین. 393
فرزند ناصالح و نااهل. 393
ایجاد فساد 394
لقمه حرام و شبهه ناک.. 394
مکروحیله درامرالهی و برعلیه مردان الهی. 394
تبعیت از نفس - وسوسۀ نفس.. 395
همسرنااهل. 395
فصل دوم - گناهانی که باعث فاسد شدن عالَم و دنیا می شود. 395
فساد وتباهی عالِم - دانشمند دینی. 395
لغزش عالم - دانشمند دینی. 396
فصل سوم - اثرگناه دررابطه باعبادت وپرستش انسان.. 396
الف) گناهی که باعث می شود انسان خداوند را عبادت وپرستش نکند 396
هواپرستی - هوای نفس.. 396
ب) گناهی که باعث می شود انسان طعم و لذت عبادت را نچشد 396
دوری نکردن ازهوای نفس.. 396
ج) گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن عبادت انسان می شود 397
ریا وخود نمایی. 397
سوء ظن وبد گمانی. 397
غیبت. 397
د) گناهانی که باعث عد م قبولی عبادت انسان می شود 397
اصرار بر گناه 397
ه) گناهی که باعث ناقص شدن عبادت انسان می شود 397
شک درنبوت حضرت پیامبر(ص) ونزول قرآن. 397
فصل چهارم - گناهانی که باعث می شود انسان از عدالت محروم شود و نتواند آنرا پیاده کند. 398
ترک جهاد 398
ظلم به نفس خود 398
فصل پنجم - گناهان، عذاب الهی و خود عذابی انسان. 398
الف) گناهانی که باعث عذاب و عقوبت الهی در زندگی انسان می شود 398
انکارآیات الهی. 398
ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 399
تکذیب اهل بیت علیهم السلام 400
حرکت درمسیرغیراهل بیت علیهم السلام 400
بد اخلاقی. 400
تکذیب پیامبران الهی. 401
اطاعت از پیشوای ستمگر. 401
پیمان شکنی. 401
توبه واستغفارنکردن. 402
برگشت ازتوبه 402
تهمت ونسبت ناروا 402
جور و ستم 402
ترک جهاد 402
إنکارحق امیرالمؤمنین
علی - علیه السلام 403
نداشتن خوف ازخداوند 403
قطع کردن درختان میوه 403
دشمنی باخداوند و پیامبر- صلّ الله علیه وآله 403
سرپیچی از دستور خداوند 404
دینداری کردن با ولایت و رهبری پیشوای ستمگر. 404
دین را وسیلۀ دنیا قراردادن. 405
روگردانی از حق. 405
ریا و ظاهرسازی. 405
زشتی وبدی. 405
عمل منافی عفت - زنا 405
شرور بودن. 406
طغیان و سرکشی. 406
ظلم و ستم 406
إشاعۀ فحشا دربین مؤمنین وجامعۀ اسلامی. 407
ایجاد فساد درجامعه 407
فسق. 407
کبر و غرور. 408
کفر. 408
کم فروشی. 409
بد گمانی - درباره خداوند 409
گناهان ومعاصی. 409
سازش با گناه کاران، غضب نکردن به آنچه موجب غضب پروردگار است. 410
مخالفت با امرحضرت پیامبر(ص) 411
مشرک بودن. 411
نافرمانی پدر و مادر، ناسپاسی از نیکی. 411
تبدیل کردن نعمت های مادی و معنوی خداوند به کفر، نفاق و راه باطل. 412
نفاق. 412
قرارگرفتن نیروی اقتصادی و انسانی در دست انسان های ناصالح ونا اهل. 412
خوردن مال یتیم 412
ب) گناهانی که باعث می شود انسان خود را عذاب کند 413
سرگرمی به باطل. 413
بداخلاقی. 413
جَزَع، فَضَع و بیتابی. 413
حب دنیا - دنیا دوستی. 413
کینه توزی. 414
فصل ششم - گناهانی که باعث از بین رفتن عزّت و ارجمندی انسان می شود. 414
ترک حمد و ستایش پروردگار. 414
دشمنی با مردم 414
مُحتاج کردن برادران دینی به دیگران. 414
فصل هفتم - اثرگناه برعقل و خِرد انسان.. 414
الف) گناهانی که باعث فاسد، ناقص و نابود شدن عقل انسان می شود 414
اختلاف و تفرقه 414
بیهود گری. 415
خود پسندی. 415
دنیا دوستی. 415
شهوت و هوا پرستی. 415
طمع. 416
غضب. 416
لهو و لعب - بازی و سرگرمی. 416
خلوص نداشتن درمشورت دادن به برادران یمانی. 417
هوای نفس.. 417
ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند از عقل خود سودی ببرد 417
غضب. 417
شهوت وهوسرانی. 418
لهو و لعب - بازیچه گری. 418
نداشتن تهذیب نفس.. 418
ج) گناهانی که باعث محروم شدن عقل انسان از حکمت می گردد 418
پای بندی به شهوت پای بندی به غضب. 418
فصل هشتم اثر گناه در رابطه با علم، دانش، علماء و دانشمندان.. 418
الف) گناهی که باعث ازبین رفتن حق عالم می شود 418
جبّار و متکبّر بودن عالم 418
ب) گناهی که باعث شکایت عالم ازانسان می شود 419
استفاده نکردن ازعلم عالم 419
ج) گناهی که باعث محوشدن نام، نشان وآثارعالم از زمرۀ علماء می شود 419
تحصیل علم برای برتری جستن و فریب دادن مردم 419
د) گناهی که باعث ازبین رفتن علم انسان می شود 420
دروغ. 420
ه) گناهی که باعث می شود علم برعلیه وبه ضررانسان تمام شود 420
عمل نکردن به علم علم خود 420
و) گناهانی که باعث می شود علم انسان فایده و سودی نداشته باشد 420
عمل نکردن به علم خویش.. 420
ز) گناهانی که باعث می شود علم وسیله گمراهی انسان گردد 421
اصلاح ودرست نشدن عالم بوسیله علم خویش.. 421
ح) گناهی که باعث می شود انسان نتواند علم بیاموزد 421
تکبّر. 421
فصل نهم - اثرگناه برعمرانسان.. 421
الف) گناهانی که باعث خسران و هدر رفتن عمر انسان می شود 421
کوتاهی کردن درکارخیر- گناهان ومعاصی. 421
ب) گناهانی که باعث کوتاه و قطع شدن عمر انسان می شود 421
غضب پروردگار (گناهانی که باعث) غضب پرودگار گردد 421
ظلم 422
ادعای- دروغین- ولایت وامامت. 422
فصل دهم - اثرگناه برعمل وکردار انسان.. 422
یک نصیحت علوی در مورد عمل: عمل برای پاداش جاودانه 422
الف) گناهی که باعث می شود عمل انسان اجر و پاداش نداشته باشد 422
کمک نکردن به برادرِمسلمان. 422
ب) گناهی که باعث می شود انسان نتواندعمل (خیر و نیک) را انجام بدهد 423
نداشتن یقین. 423
ج) گناهی که باعث می شود عمل انسان پاکیزه و خالص نگردد 423
تکبّر و گردنکشی. 423
د) گناهی که باعث می شود عمل انسان در نظر مردم جلوه و ظهور نداشته باشد 423
ریا و خودنمایی. 423
ه) گناهانی که باعث حَبط (و تباه شدن) عمل انسان می شود 424
آرزوی طولانی. 424
إرتداد از دین برگشتن. 425
اجتناب نکردن از حرام، انکار حق، انکار فضائل امیرالمؤمنین(ع) 425
ایستادگی برشک وظن. 426
بازداشتن و منع کردن مردم از راه خدا 426
بداخلاقی. 426
بیتابی (جزع وفضع) درمصیبت ها و مشکلات. 427
پیروی نکردن از امام علی و فرزندان (جانشینان) آن حضرت صلوات الله علیهم 427
پیشوای ستمگر، پیروی کردن از پیشویان ستمگر. 427
تبعیت از آنچه سبب خشم وغضب خداوند است. 428
ترجیح دنیا برآخرت. 428
ترک فرائض - واجبات. 428
تکبّر. 428
تکذیب آخرت وآیات الهی. 429
ثروت دوستی. 429
جفاکردن برخویشاوندان. 429
خود پسندی. 429
خصومت وجدل دردین. 430
دشمنی و مخالفت با پیامبرخدا 430
دنیا طلبی. 430
رعایت نکردن آداب اسلامی درمَحضرحضرت نبی اکرم 431
ریا وخودنمایی. 431
سعایت وبد گویی ازمؤمن پیش حاکم جور. 431
شِرک.. 432
شک در حق. 432
ظلم درحق کارگر. 432
عجب -عمل خود را نیکو و بزرگ دانستن. 432
غیبت. 432
کراهت داشتن ازانچه خداوند نازل کرده است. 433
کافرشدن. 433
کشتن پیامبران وآمران عدالت. 434
عمل شنیع وضدانسانی قوم لوط. 434
منّت گذاردن. 435
نسبت نارَوا و تهمت به مرد و یا زن پاکدامن. 435
نفاق. 435
نگاه به نامحرم وخیره شدن زن به مرد نامحرم 436
رها و واگذارکردن نفس.. 436
و) گناهانی که باعث قبول نشدن عمل انسان می شود 436
رفتن بسوی خدا از غیرراهی خدا تعیین کرده است. 437
بخود بالیدن. 437
دینداری وعبادت کردن بدون امام وحجّت الهی. 437
ربا خواری. 438
ریا، شرک.. 438
کراهت درانفاق. 439
کسالت درنماز. 439
کسب حرام 439
نداشتن اخلاص درعمل. 439
نداشتن ایمان. 440
نداشتن دین. 440
نشاختن حق اهل بیت صلوات الله علیهم 440
سبک شمردن وصحیح انجام ندادن نماز. 442
نیّت بدَ نسبت به مؤمن. 442
نشناختن ونداشتن ولایت ولی امرالهی. 443
فصل یازدهم - گناهانی که باعث ظاهرشدن عیب انسان می شود. 443
بخل. 443
حرص وآزمندی. 443
پرحرفی. 444
خودپسندی. 444
دروغ. 444
دشمنی با مردم 444
عیبجوئی از دیگران وغافل شدن ازعیب خود 444
غضب. 445
فحش وناسزا 445
کینه توزی. 445
در محل های دشمنی خدا (و گناه) قرارگرفتن. 445
باب بیست و یکمغ. 447
فصل اول - گناهان، غضب پرورد گار عالم و شعله ور شدن آتش غضب.. 448
الف) گناهانی که باعث غضب و خشم پرورد گارعالم می شود 448
خشمگین شدن برابتلای الهی. 448
أهانت به أولیاء الله.. 448
دشمنی وکینه ورزی با اهل بیت - صلوات الله علیهم 448
بت پرستی. 449
بخل. 449
فرار از جبهه و پشت به دشمن کردن. 449
از خود راضی بودن. 450
شش مورد ازاسباب غضب الهی دریک حدیث. 450
آرزو، کمتر خوف داشتن از خدا، دنیا دوستی، عبادت طاغوت، غفلت، سرگرمی به لهو و لعب. 450
نیّت خیانت به برادر دینی. 451
دروغ. 451
تعظیم کردن اهل دنیا ودوست داشتن آن بخاطردنیا 451
بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن و قطع کردن رابطه آنان. 451
بهم زدن رابطه زوجین - زن وشوهر. 452
ایجاد رابطۀ نامشروع بین زن ومرد 452
عمل نامشروع - زنا 452
ناسازگاری زن باشوهر. 452
مصافحه و دست دادن با زن نا محرم 453
خیره شدن زن به مرد نا محرم 453
شرابخواری. 453
طغیان وسرکشی. 453
یاری کردن به ظالم برعلیه مظلوم 454
دشمنی با امام علی (ع) 454
عمل نکردن به قرآن و مقدم داشتن دنیا برآن. 454
به گفته خود عمل نکردن. 454
گناه ومعصیت. 455
اصرار بر گناه 455
حضور در محل های گناه و فسق فجور. 455
واردکردن نا محرمِ بد چشم به منزل. 456
غصب کردن مال مؤمن. 456
وصف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم 456
خلف وعده - عمل نکردن به وعده 457
اذیت و آزار همسر- اذیت و آزار یتیم 457
صد و بیست و یک مورد از گناهان آخر الزمانی که باعث خشم و غضب پروردگار عالم می شود 457
حرص... 471
به خشم آوردن خداوند 471
تند خویی. 471
ریا وخود نمایی. 471
تکبّر و تجبّر، تحقیرکردن مردم 471
ج) غضب،آتش سوزان زندگی. 472
فصل دوم - گناهی که باعث غفلت انسان می شود. 472
تکاثروتفاخر- زیاده خواهی وفخرفروشی. 472
فصل سوم - گناهانی که باعث غم واندوه درزندگی انسان می شود. 472
بیتابی و بی قراری - جَزع و فَزع. 472
حسد 472
دین را مِهر و بهای دنیا قراردادن. 473
دلبستگی بدنیا 473
رغبت ومیل بدنیا 474
شیرین شمردن لذّت دنیا 474
فریب دنیا را خوردن. 475
چشم داشتن برآنچه در دست مردم است. 475
شکّ وتردید 475
شهوترانی وهوس بازی. 476
هوسرانی و هوسبازی. 476
کوتاهی وقصوردرعمل. 476
کینه توزی. 476
گناه - معصیت. 476
غضب بی جا 477
فتنه انگیزی. 477
ازدست دادن فرصت. 477
هوای نفس.. 477
فصل چهارم - گناهی باعث غیبت کردن ازدیگران می شود 478
نفاق. 478
باب بیست و دومف. 479
فصل اول - گناهان، و وجود فتنه در زندگی انسان.. 480
الف) گناهانی که باعث فتنه در زندگی می شود 480
مخالفت با امر پیامبر(ص) 480
کشتن آمران به عدالت، ترساندن مؤمن، حیله کردن به خدا، جرئت پیدا کردن برخدا 480
ثروت و مال دنیا 481
دنیا پرستی. 481
ایجاد شهوت دردل. 481
شیطان - بوسیلۀ سخنان شیطان پسند 482
نفاق. 482
هوای نفس.. 482
ب) گناهی که باعث می شود انسان درآتش فتنه بسوزد 483
افروختن آتش فتنه 483
ج) موارد فتنه در زندگی اسان. 483
ثروت، فرزند 483
فصل دوم - گناهانِ، فراموش شدن و فراموشی. 483
الف) گناهانی که باعث فراموش شدن انسان می شود 483
فراموش کردن خدا 483
فقط در یاد مردم بودن نه یاد خدا 483
ب) گناهی باعث فراموشی در انسان می شود 484
دروغ. 484
فصل سوم - گناهی که باعث نافرمانی فرزندان ازپدر و مادر می شود. 484
ظلم به یتیم 484
فصل چهارم - گناهانی که باعث ازدست رفتن فرصت درزندگی نسان انسان می شد. 484
تأخیرانداختن عمل امروز و فردا کردن درعمل. 484
پرداختن به اعمال غیرمهم 484
فصل پنجم - گناهانی که باعث فریب خوردن انسان می شد. 485
سروروشادی دنیا 485
گول خورردن به زرق، برق وظاهرد نیا 485
فصل ششم - گناهانی که باعث فساد در زندگی انسان و درجامعه می شود. 485
جهل ونادانی. 485
دروغ. 485
رابطه نامشروع - زنا، لواط. 485
ستیزه جویی و لجاجت. 486
شراب ومُسکرات. 486
لذات و لذت جوئی - عیش و نوش.. 487
فصل هفتم - گناهانی که باعث فاسق وفاجرشدن انسان می شود. 487
ارتکاب محرمات - انجام کارهای حرام 487
پیمان شکنی و روگردانی ازحق. 487
تهمت ونسبت ناروا 487
خلوت کردن با نامحرم 487
خیانت کردن غدر و حیله 488
دروغ گفتن. 488
سبّ کردن مسلمان. 488
مجالست و معاشرت با فاجر. 488
فصل هشتم- گناهانی که باعث ازیبن رفتن فضیلت انسان می شود. 488
اسراف، کبر. 488
فصل نهم - گناهانی که باعث فقر، تنگدستی و دورشدن روزی از زندگی انسان می شود. 489
الف) فقر و تنگدستی در زندگی انسان. 489
اسراف- وِلخرجی. 489
خیانت به امانت. 489
بخل. 489
ترک جهاد 490
حرص... 490
حَبس کردن و ندادن حق دیگران. 490
حکم گردن بغیرحکم الهی. 490
خودپسندی. 491
دنیا طلبی. 491
رابطه نامشروع- زنا 491
ریاست طلبی. 492
ندادن زکات. 492
طمع. 492
عاق والدین. 492
علم دین را وسیله دنیا قراردادن. 492
غِنا،آواز و موسیقی حرام 493
قسم دروغ. 493
کبر و غرور. 493
گناه و معصیت. 493
ب) دور شدن روزی از زندگی انسان می شود 493
ج) شانزده خصلت وعامل فقر در زندگی انسان. 494
فصل دهم - گناهی که باعث فوت شدن و از دست رفتن خواسته انسان می شود. 495
محوّل و مشروط کردن انجام کاری به نافرمانی خداوند 495
باب بیست و سومق. 497
فصل اول - گناهانی که باعث قحطی ونایابی در زندگی انسان می شود. 498
أداء نکردن امانت، خیانت؛ ربا خواری، ندادن زکات، زنا 498
کفران نعمت. 498
کم فروشی. 498
فصل دوم - گناهانی که باعث از بین رفتن قدر و منزلت انسان می شود. 499
بد گفتاری. 499
بی وفایی وعهد شکنی. 499
منازعه و مخالفت. 499
فصل سوم - گناهانی که باعث دور شدن انسان قرآن و اهل قرآن و شکایت قرآن از انسان می شود. 499
تلاوت نکردن و غبار آلودشدن قرآن. 499
خودنمائی در تلاوت قرآن، دنیاطلبی در تلاوت قرآن. 500
کارشیطانی و آدم فریبی در قرائت قرآن. 500
شقاوت. 500
نفاق. 500
فصل چهارم - گناهانی که باعث ناخوشنودی انسان از قضا و قدرالهی می گردد. 501
حسادت. 501
اندوه برای دنیا 501
فصل پنجم - اثرات مختلف و متعدد گناهان برقلب و دل انسان.. 501
آزار و أذیت پیامبران الهی، نافرمانی از دستور پیامبران الهی. 501
نداشتن دین مسقیم وصحیح. 501
عناد ودشمنی باحق، گناهان ومعاصی، لجاجت وستیزباحق، نفاق. 502
بیماری حسد، بیماری جهل، بیماری عناد و دشمنی، بیماری کفر، بیماری گناه 502
مجادله و ستیزه، مخاصمه و دشمنی. 502
ناپاکی، نفاق. 503
نداشتن ایمان به آخرت. 503
إعراض و روگردانی ازآیات الهی، فراموش کردن اعمال و گناهان گذشته 503
گناهان ومعاصی. 504
جهل. 504
شرک.. 504
کفر، نفاق. 504
کبر و غرور. 505
گناه 505
کفر، نفاق. 506
خالی شدن قلب ازتقوی. 506
خواسته خود را برخواسته خداوند مقدم داشتن. 507
خصومت - دشمنی. 507
ثروت زیاد - ثروت دوستی. 507
گناه 508
نگاه به نا محرم 508
آرزوی طولانی. 508
تسلیم نشدن درمقابل آیات، معجزات وأمرالهی. 509
پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی. 509
فراموش کردن ذکر و یاد خدا 509
فرومایگی وناکسی. 509
گناهان. 509
همنشینی با فاجر و تبهکار. 510
دنیا دوستی. 510
فراموش کردن خدا 510
شهوت وهوسرانی. 511
غفلت و نداشتن معرفت. 511
گناهان و معاصی. 511
هوای نفس - تبعیت از هوای نفس.. 511
شهوت وهوسرانی. 512
غفلت. 512
هم نشینی با أراذل و اوباش، هم نشینی با اغنیاء و مرفهین، هم سخن بودن با زنان. 512
افراط گری، پیروی ازهوای نفس.. 512
جبّاری - ستمگری. 513
ترک جهاد - تخلّف ازجبه 513
مقدم داشتن دنیا برآخرت. 513
تکبّر- خودبزرگ بینی. 513
کفر. 514
نفاق. 514
ترک نماز جمعه 515
هوا پرستی. 515
پیمان شکنی - شکستن پیمان الهی. 515
ثروت دوستی - رفاه طلبی. 516
دروغ. 516
ترک نماز جمعه 516
شک وتردید 516
باب بیست وچهارمک. 517
فصل اول - گناهانی که باعث کشته ومباح شدن خون انسان می شود. 518
بدعتگذاری. 518
تضعیف کردن وخوارشمردن حق. 518
دشمنی باحق. 518
دزدی وسرقت. 519
گناه- معصیت. 519
شمشیرستم 519
شهوت رانی. 519
طغیان وسرکشی. 520
طمع. 520
اطاعت ازهوای نفس.. 520
فصل دوم - گناهانی که باعث کفروکافرشدن نسان می شود. 520
تفکّر در ذات پروردگار. 520
پرستش نام خدا بدون پرستش ذات خدا، پرستش از روی توهم 520
ترک کردن حج. 521
ترک ورها کردن کتاب خدا وگفتار پیامبر(ص) 521
ثروت و رفاه 521
حرص، حسد 521
حرکت جاهلانه 521
خیانت. 522
ازدست دادن دین. 522
ندادن زکات. 522
عمل نکردن به علم خود 522
برادری با کافر. 522
تکبّر. 523
مکر- حیله 523
قتال وجنگ با مسلمان. 523
نسبت دشمنی دادن به برادر دینی. 523
غیرت نمائی زن. 523
نفاق. 523
فصل سوم - گناهی که باعث می شود خداوند کمرانسان را بشکند. 524
تحصیل علم برای به جهالت کشاندن مردم وستیزه جویی. 524
فصل چهارم - گناهی که باعث کوچک وحقیرشدن انسان می شود. 524
تکبر. 524
فصل پنجم - گناهی باعث از بین رفتن کوشش وتلاش انسان می شود. 524
لهو و لعب. 524
فصل ششم - گناهانی که باعث کینه درزندگی اسان می شود. 525
خصومت ودشمنی. 525
سخن چینی. 525
سخن زشت و مستهجن. 525
باب بیست و پنجمگ. 527
فصل اول- گناهانی که باعث گرفتاری در زندگی انسان می شود. 528
تکذیب آیات الهی. 528
دنیادوستی. 528
شادمانی وشماتت کردن به گرفتاری مؤمن. 529
طمع. 529
ظلم وستم 529
بزرگ شمردن گرفتاری کوچک.. 529
گرفتاری بخاطرگناه- کفاره گناه 529
گناه 530
رها کردن نفس - سازش با خوسته های نفس.. 530
اطاعت ازهوای نفس.. 530
رعایت نکردن حق همسایه 530
فصل دوم - گناهانی که باعث گریه انسان می شود. 531
تخلف ازجنگ وجهاد 531
سرکشی وطغیان. 531
فصل سوم - گناهانی که باعث گمراهی انسان می شود 531
آرزو. 531
استبداد وخود رای بودن. 531
اعتماد به رأی خود درخداشناسی، اعتماد به قیاس درخداشناسی. 531
إعراض و روگردانی ازآیات الهی. 532
افترا بستن به خدا 532
ترک کردن اهل بیت نبی اکرم - صلّ الله علیه وآله 532
باطل. 532
بدعتگذاری. 533
ثروت ومقام 533
نشناختن حجّت خدا و نداشتن ولایت. 534
حرام کردن روزی حلال. 534
حرکت جاهلانه، جهل. 534
حسد 534
روگردانی از ذکر و یاد خدا 535
دنیا- دنیا پرستی. 535
زینت و زرق و برق دنیا 535
از دست دادن دین. 535
دردین به رأی خود عمل کردن، بدون امام معصوم دینداری کردن. 535
ترک کردن سنّت وسیرۀ الهی ونبوی. 536
شرک.. 537
غلبه شک بریقین. 537
شهوت، شیطان را ولی و دوست قراردادن. 537
داشتن ولایت طاغوت. 538
مغرورشدن به عقل خود و مشورت نکردن. 538
عمل کردن بدون بصیرت. 538
غضب. 538
کشتن فرزند- به نا حق. 538
کافرشدن بعد از پیمان الهی. 539
کفر را با ایمان مبادله کردن. 539
وسوسه نفس.. 539
از غیراهل هدایت وگمراه، هدایت و راهنمائی خواستن. 539
هوای نفس، تبعیت ازهوای نفس.. 540
فصل چهارم - گناهان ومعاصی.. 541
الف) اسباب گناه 541
ثروت زیاد 541
شهوت وهوسرانی. 542
ب) گناهانی که باعث می شود انسان نتواند خود را از دیگرگناه ها بازدارد 542
پاکدامن نبودن. 542
نداشتن تقوا 542
اصرارکردن برگناه، اقرارنکردن به گناه 542
همراه و رفیق سلطان ستمگر بودن، انجام فسق و فجور بصورت آشکار، پیروی از هوای نفس.. 542
ج) گناهانی که سزاوارعفو و بخشش نیستند 543
ارتداد- از دین برگشتن. 543
فروختن انسان آزاد-غیرعبد 543
حقّ النّاس- حقوق مردم 543
دشمنی با برادردینی، آوردن دین جدید و بدعت گذاری، ندادن دستمزد کارگر. 543
شرک.. 544
غیبت. 544
گناه از روی عمد وعلم 544
کوچک شمردن گناه 544
د) گناهانی که باعث گناه بیشتر و بزرگتر در زندگی انسان می شود 545
آشکارا گناه کردن. 545
چهار چیز درگناه، بدتر از گناه 545
بَداخلاقی وسوء خلق. 546
تکبّر. 546
ثروت زیادتر- گناه بیشتر. 546
کسب ودرآمد حرام 547
حسد 547
انکارحق امامت توسط سادات. 547
نگرفتن حق مظلوم ازظالم 547
حکم کردن به غیرحکم الهی. 547
بی حیایی وبی شرمی. 548
کم شدن اطاعت ازخداوند 548
عدم اطمینان به خداوند 548
دوروئی. 548
دروغ. 548
دشمنی با مردم 549
دنیا دوستی. 549
ربودن وتصرّف کردن مال دیگران. 549
عمل نامشروع - زنا 549
ستمگری. 550
سخن چینی. 550
سوء ظن وبد گمانی. 550
واقع شدن درشبهات وشهوات. 551
شراب خواری. 551
شروربودن. 551
شک وتردید 551
پیروی ازشیطان. 551
قطع صله رحم 552
طَعنه زدن. 552
عمل نکردن به علم خود 552
غضب. 552
فرمانروای بد وناأهل. 553
فسق و فجور. 553
کارزشت وقبیح. 553
کبر وغرور. 553
کفر. 553
کمک خواستن برای یاری باطل. 553
گناه ومعصیت. 554
راضی شدن به عمل (گناه) دیگران. 554
فکرکردن به گناه 554
گناه کوچک.. 554
پرگویی وپرحرفی. 554
لئیم وفرومایه بودن. 555
فکرکردن به لذات. 555
نافرمانی- نافرمانی ازخداوند 555
نرمش وسازش با نفس وخواسته های نفسانی. 555
نشستن با کسی که به أولیاءالله فحّاشی وبدگوئی می کند 555
افراط درنفرین. 555
بی وفائی وعهد شکنی. 556
تبعیت ازهوای نفس.. 556
ه) گناهانی که باعث شریک شدن انسان درگناه دیگران می شود 556
آشکارکردن عمل زشت وگناه دیگران. 556
توصیف کردن زن نامحرم برای مرد نامحرم 556
خریدن مال دزدیده شده وغصبی. 557
دعوت کردن دیگران به گناه 557
راضی شدن به عمل دیگران. 557
رجوع دادن مؤمن به قاضی و یا حاکم جور. 557
فتوا دادن بدون علم 557
کشتن مؤمن- به ناحق. 558
گوش دادن به غیبت. 558
مصاحبت وهم نشینی با گناهکار. 558
نشرفحشا ومنکر. 559
و) گناهی که باعث فراموش شدن گناهان می شود 559
ثروت زیاد و ثروت دوستی. 559
فصل پنجم- گناهی که باعث کرشدن گوش انسان می شود. 560
غفلت، نداشتن معرفت. 560
باب بیست و ششمل. 561
فصل اول- گناهی که باعث لاغرشدن (ریختن گوشت بدن) انسان می شود. 562
حسد 562
فصل دوم- گناهان ومورد لعن قرارگرفتن انسان.. 562
الف) گناهانی که باعث لعن برانسان می شود 562
دعوت کردن مردم بسوی آتش وگمراهی، انکارآیات الهی. 562
إرتداد و از دین برگشتن. 562
تکذیب پیامبران الهی. 563
نافرمانی از پیامبران الهی، پیروی وتبعیت از جباران وستمگران. 563
إعتناء نکردن به پدرومادر- عاق والدین. 564
امرکننده به معروف که خودآنرا ترک می کند 564
اوباشگری وفرومایگی. 564
ایمان به جِبت و بُت، ایمان به طاغوت. 564
ایمان نیاوردن به کتاب الهی. 565
بستن راه آب و عبورمردم 565
بنده دِرهم ودینارشدن. 566
خود را ازبرادردینی پنهان کردن. 567
پلیدی نَسبی و نَسلی (ریشه ای وشاخه ای) مانند بنی امیّه 567
شکستن پیمان الهی. 567
پناه دادن به قاتل، تازیانه زدن به مردم- بدون حدّ شرعی. 568
ترک کردن امربه معروف ونهی ازمنکر. 568
تهمت زدن به زن مؤمنۀ وپا کدامن. 568
جادوگری. 568
بهم زدن رابطه زوجین- زن ومرد 569
جدایی انداختن بین مادر و فرزند 569
تکبر. 569
حلال دانستن حق اهل بیت (علیهم السلام) برای خود- مانند حلال دانستن خمس.. 569
تعدی و تجاوز از حق. 570
تازیانه زدن و داغ نهادن برصورت حیوان. 570
مثله کردن حیوان. 570
خالکوبی کردن، به خالکوب رجوع نمودن. 570
بسته دانستن دست(قدرت) خداوند 570
آزار و أذیت خدا و رسول خدا- صلّ الله علیه وآله 571
سوء ظن وبدگمانی نسبت به خداوند متعال. 571
نافرمانی خداوند 572
خروج زن از منزل بدون اذن شوهر. 572
خیانت به زن برادر دینی. 572
دروغ. 573
ذِبح کردن (بریدن سرحیوان) بنام غیرخدا 573
بهم زدن رابطه دو برادر مؤمن و قطع کردن رابطه آنان. 573
ربا گرفتن، ربا دادن، گواه و واسطه ربا شدن، قرارداد ربا را نوشتن. 574
رشوه دادن، رشوه گرفتن، رشوه را واسطه شدن. 574
پرداخت نکردن زکات. 574
آوازه خوانی و رقّاصی زن، إمرارمعاش کردن از درآمد آن و سرپناه دادن به او. 575
زن گریزی. 575
سعایت بین زن وشوهر، بهم زدن زندگی وجداکردن آنان. 575
شایعه سازی و شایعه پراکنی درجامعه 575
شرک.. 576
عمل شنیع قوم لوط وهم جنسگرایی. 576
غیب گویی. 576
فتوا دادن بدون علم 576
ایجاد فساد در روی زمین. 576
قطع کردن درخت سِدر. 577
قطع صله رحم 577
فروش کالای معیوب- بدون ذکرعیب. 577
کشتن مردم- به نا حق. 577
کفر. 578
کتمان دلائل (وآیات) هدایت الهی. 579
دَفع- مَدفوع- درسایه گاه مردم، سایه ای که مردم می نشینند 579
پرداخت نکردن دست مزدکارگر. 579
منحرف کردن نا بینا ازراه 579
مُنجّمی، با علم نجوم از غیب خبردادن. 580
قتل عمدی مؤمن. 580
نسبت دادن خود به غیرپدر و به غیرخاندان خود 580
نفاق. 581
نگاه کردن به عورت وشرمگاه زن نا محرم 581
نهی کننده از منکر که خود آن را انجام می دهد 581
ب) هفت گروه لعنت شده- در دو حدیث- 581
ج) لعنت شد گان درزیارت عاشورا 582
د) گناهانی که باعث ملعون شدن انسان می شود 585
ه) چهارده مورد لعنت شد گان دریک حدیث. 585
نسبت دروغ دادن به خدا وپیامبر- صلّ الله علیه وآله 587
کشف عورت نمودن ونگاه کردن به عورت دیگران. 587
سه پشته سوارشدن برحیوان- اضافه سوارشدن. 587
و) گناهی که باعث برگشت لعن برخود انسان (لعن کننده) می شود 587
بیش از حد و ناحق لعن و نفرین کردن. 587
فصل سوم - گناهانی که باعث لغزش انسان می شود. 588
سوارشدن برباطل- با باطل حرکت کردن. 588
ظلم 588
هوای نفس.. 588
فصل چهارم- گناهی که باعث لهوولعب درزندگی انسان می شود. 588
دلبستگی به زرق و برق دنیا 588
باب بیست و هفتمم. 589
فصل اول - گناهی که باعث متهم شدن انسان می شود. 590
دروغ. 590
فصل دوم - گناهی که باعث خیانت به محارم می شود. 590
شرابخواری. 590
فصل سوم - گناهانی که باعث محرومیت انسان می شود. 590
احتکار. 590
پنهان کردن احسان دیگری. 591
ناسپاسی ازاحسان ونیکی. 591
حریص بودن. 591
جلوگیری کردن ازراه خدا 591
خود پسندی. 591
به خاطردنیا برادری ودوستی کردن. 592
محروم کردن سائل - فقیر. 592
عصیان ونافرمانی. 592
گناه ومعصیت. 592
آلوده کردن نفس.. 592
طعنه زدن. 593
ظلم 593
درخواست از انسان لئیم و فرومایه 593
فصل چهارم- گناهانی که باعث می شود انسان مردم را سبک شمارد و به آنان ضرر رساند. 593
تکبّر. 593
حاکم جائر، عالم فاجر. 594
فصل پنجم- اثرگناه درابطه با مرگ انسان.. 594
ظلم وستم 594
حرکت در مسیرباطل، ترک واجبات و انجام محرمات. 594
کردار بد و زشت. 594
حق ستیزی. 595
شهوت وهوسرانی. 595
بدرفتاری و بدکرداری. 595
نداشتن حیاء وعفت، نداشتن سخاوت و بخشش.. 595
حکومت جائرانه، شهادت دروغ، خوردن مال یتیم 595
طعنه زدن به مؤمن. 596
کفر. 596
گناهان. 596
زینت کردن زن برای غیرشوهرخود 597
شرابخواری واستفاده ازمسکرات. 597
آمیختگی وتعلّق خاطرِ بیشتر به دنیا 598
ثروت نامشروع. 598
جهاد کردن در رکاب کسی که به خدا ایمان ندارد وحکم خدا را اجرا نمی کند 598
خیانت به أمانت. 598
قصد خیانت به برادردینی. 599
سبک شمردن وکامل انجام ندادن اعمال نماز. 599
آرزوی طولانی. 599
قطع رحم، قسم دروغ، حرف دروغ، رابطه نامشروع- زنا، سدّ کردن وبستن راه مسلمانان. 599
ستمگری وسرکشی. 601
بیماری، پلیدی و نفاق در قلب. 601
نداشتن راهنما و رهبرالهی- ولایت. 601
مال را برای آخرت خرج نکردن. 602
غیبت. 602
رابطه نامشروع- زنا 602
نداشتن راهنما ورهبرالهی - ولایت. 603
آرزو. 603
زنگارگرفتن قلب. 603
انکارامامت ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین. 604
ترک کردن حج. 604
پرداخت نکردن زکات. 604
کشتن مؤمن به نا حق. 604
فصل ششم- گناهانی باعث از بین رفتن مروّت و جوانمردی انسان می شود. 605
بخل. 605
حرص... 605
دروغ. 605
دین نداشتن. 605
شراب و مُسکرات. 606
شهوت وهواپرستی. 606
غیبت. 606
قطع صله رحم 606
لئیم وفرومایه بودن. 606
مزاح وشوخی. 607
فصل هفتم- گناهی که باعث شاکی شدن مسجد از انسان می شود. 607
نماز نخواندن در مسجد وتبدیل کردن آن به ویرانی. 607
فصل هشتم- گناهانی که باعث مسخ شدن انسان می شود. 607
ترک کردن امربه معروف.. 607
سرکشی درمقابل فرمان خداوند عالم 608
فصل نهم- گناهی که باعث مغلوب شدن انسان می شود. 608
نیکی را با بدی پاسخ دادن. 608
فصل دهم- گناهانی که باعث دورشدن ملائکۀ رحمت الهی از انسان می شود. 608
تعدی ازحدود الهی، گناه و معصیت. 608
باب بیست و هشتمن. 609
فصل اول- گناهانی که باعث تغییر، دگرگونی و سلب نعمت ها می شوند. 610
دشمنی با آیات وپیامبران الهی. 610
بدی درمقابل نیکی. 610
تغییرحالت- تغییرحالت ازآنچه خداوند دوست دارد، به آنچه خداوند دوست ندارد 610
حرف ناروا 611
حقوق خداوند را اداء نکردن. 611
خون ناحق ریختن. 611
قطع رحم 612
چهار مورد از گناهان سلب نعمت. 612
ناسپاسی. 613
وسوسه شیطان. 613
طغیان وگردن کشی. 613
ظلم وستم 614
ظلم به کنیزان، ظلم به یتیمان. 614
غرور و منیت. 614
کفران نعمت. 615
گناه ومعصیت. 615
با نعمت خدا، خدا را معصیت کردن. 615
لئیم وفرومایه 615
برآورده نکردن حوائج مردم 616
فصل دوم- گناهانی که باعث نفاق و دورویی انسان می شود. 616
خصومت و دشمنی. 616
خیانت. 616
دروغ. 616
فصل سوم- گناهانی که باعث نفرین بر انسان می شود. 616
استهزاء و مسخره 616
ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 617
کشتن امرکننده به عدالت- آمر به معروف.. 617
امربه به منکرونهی ازمعروف.. 617
اندیشه و نقشه شوم برعلیه آیات وپیامبران الهی. 617
حضوردر هر بدی و زشتی. 618
جمع کردن ثروت بدون رعایت موازین شرعی. 618
درجهل ماندن. 618
خواب غفلت. 618
دروغ. 618
طلب کردن دنیا بوسیله دین. 619
دشمنی با پیامبرالهی. 619
ریا وخودنمائی. 619
ستمگری، بدسیرتی. 620
ناسپاسی وکفران نعمت. 620
اهل شرّ و شرور بودن. 620
شکنجه گری. 620
شرک ومشرک بودن. 620
طغیانگری. 621
ظلم 621
بی هدف توصیف کردن خلقت عالم 621
عیبجوئی. 621
غلبه غفلت برانسان. 621
غیبت. 622
فاش کردن سرّهمسایه 622
سبک شمردن و فراموش کردن نماز. 622
قساوت قلب. 622
کفر و کافرشدن. 622
درگمراهی ماندن و بسوی هدایت نرفتن. 623
گناه 623
گرفتارشدن درگناه 623
مال دنیا، مقام و گمراه کردن مردم 623
فراموش کردن مرگ.. 624
منع کردن مردم از لوازم ضروریات زندگی. 624
درحال ترس و وحشت قراردادن مؤمن. 624
نفاق. 624
آزار و اذیت همسایه 624
فصل چهارم - گناهانی که باعث اصلاح نشدن نفس و فاسد شدن آن می شود. 625
اسراف وتبذیر. 625
خواب وخوراک زیاد- پرخوری وپرخوابی. 625
خودستایی. 626
شهوترانی. 626
طمع. 626
مدیریت نکردن نفس.. 626
فصل پنجم- گناهانی که باعث نزول نِقمت وانتقام الهی می شود. 626
برگشت ازحکم و تعدی از حدود الهی. 627
خون ناحق ریختن. 628
طغیان وسرکشی. 628
ظلم 628
ظلم کردن به کسی که یاوری بجز خدا ندارد 629
ظلم به کنیزان ویتیمان. 629
ظلم به مظلومین. 630
قطع رحم - قطع رابطه خویشاوندی. 630
کفران نعمت. 630
گناه ومعصیت. 631
اصرار وتجرّی برگناه 631
همنشینی با گنهکاران. 631
فصل ششم- گناه باعث نکبت وبیچارگی انسان می شود. 632
فصل هفتم- اثرگناه بر نماز انسان.. 632
الف) گناهانی که باعث بی ارزش و بی فایده شدن نماز می شود 632
حاضرنشدن (بدون عذر) در نمازجماعت. 632
پرداخت نکردن زکات. 632
ب) گناهانی که باعث قبول نشدن نمازمی شود 633
نگاه با چشم دشمنی به صورت پدرومادر. 633
ترک صلوات بررسول خدا (ص) 633
خرید و فروش شراب وشرابخواری. 633
پرداخت نکردن زکات. 634
أذیت زن به شوهر و أذیت مرد به همسر. 634
رعایت نکردن حال مأمومین (اقتدا کنندگان) درنمازجماعت. 634
سبک شمردن نماز. 635
بی ناموسی و بی غیرتی. 635
ج) گناهانی که باعث سلب توفیق نمازشب ازانسان می شود 635
دروغ. 635
گناه ومعصیت. 636
د) گناهانی که باعث بی فایده شدن نمازشب می شود 636
رعایت نکردن شرائط نماز شب، عمل نکردن به وظیفۀ دینی. 636
ه) هشت مورد ازعدم قبول نماز- دریک حدیث. 636
فصل هشتم - گناهانی که باعث ننگ وعاربرای انسان می شود. 637
بخل. 637
نداشتن لباس تقوی- بی تقوایی. 637
فرارازجبه 637
دروغ. 638
عمل منافی عفت- زنا 638
لئیم بودن و فرومایگی. 638
فصل نهم - گناهانی که باعث از بین رفتن نورانیت انسان می شود. 638
دروغ. 638
عمل نامشروع - زنا 639
شراب ومُسکرات. 639
باب بیست و نهمو. 641
فصل اول- گناهانی که باعث واگذارشدن انسان می شود. 642
الف) واگذارشدن انسان به خداوند 642
تکذیب آیات وپیامبران الهی، طغیان و سرکشی، غرق شدن و فرورفتن درناز و نعمت. 642
ب) واگذار و سپرده شدن انسان به نفس خود 642
غرق شدن وفرورفتن در باطل. 642
نافرمانی ازخداوند 642
ریا وخودنمائی. 643
غشّ وخیانت به برادردینی. 643
فحاشی ودشنام دادن. 643
فصل دوم - گناهانی که باعث می شود انسان وَرع و پارسائی نداشته باشد. 644
حرص... 644
خواستۀ سلطان جائررا برخواستۀ خداوند مقدم داشتن. 644
طمع. 644
فصل سوم- گناهانی که باعث وزر، و بال برای انسان می شود. 645
نشناختن وندانستن حقانیت، موقعیت و مظلومیت اهل بیت. 645
بنیانگذاردن بدی وزشتی. 645
بهم زدن رابطه دو برادرمؤمن. 645
أداء نکردن حقوق الهی ومردم 646
طغیان وسرکش، ترک صله رحم، قسم دروغ. 646
ردّ نکردن غیبت و بدگوئی از برادر دینی. 646
شروع کردن گناه 646
منّت گذاردن. 647
رابطۀ نامشروع با ناموس دیگران. 647
فصل چهارم- گناهی که باعث بطلان (از بین رفتن ثواب) وضوی انسان می شود. 647
غیبت. 647
فصل پنجم- گناهی که باعث می شود انسان به وعده و قرارخود عمل ننماید. 647
لئیم و فرومایه بودن. 647
فصل ششم- گناهی که باعث ناپاکی ولادت انسان می شود. 648
أدا نکردن خمس وحق اهل بیت (ع) 648
فصل هفتم- گناهانی که باعث خروج انسان از ولایت الله، ولایت اهل بیت و ولایت مؤمنین می شود. 648
غیبت برادر دینی. 648
خوردن مال مؤمن به حرام 648
سبّ کردن مؤمن. 648
باب سی أمه. 651
فصل اول - گناهانی که باعث می شود انسان هدایت نشود و نتواند دیگران را نیز هدایت بکند. 652
الف) انسان هدایت نشود 652
ارتداد و از دین برگشتن. 652
انحراف ازحق. 652
سرپیچی ازفرمان پدرومادر. 652
فسق. 653
ب) انسان نتواند دیگران را هدایت بکند 653
غلبه هوای نفس.. 653
گمراهی نفس - خود 653
فصل دوم - گناهان؛ هلاکت و نابودی انسانها، حکومت ها، ملت ها و... 653
الف) گناهانی که باعث هلاکت و نابودی انسان می شوند 653
فروختن آخرت به دنیا 653
آرزو. 653
ترک امربه معروف و نهی ازمنکر. 654
جداشدن از اهل بیت و امام معصوم 654
دشمنی با اهل بیت و امام معصوم 655
نافرمانی ازدستورات اهل بیت وامام معصوم- صلوات الله علیهم اجمعین. 656
ناامیدی. 656
أمین قراردادن خائن. 656
درمسیرباطل حرکت کردن. 656
بدعتگذاری. 656
بهتان زدن. 657
مخالفت با پند ونصیحت. 657
ترک کردن تقیّة 657
تکذیب پیامبران الهی. 657
توبه واستغفارنکردن. 657
ثروت اندوزی ورفاه 658
جزع و فزع- آه و زاری. 658
چشم چرانی و بد چشمی. 658
اطاعت ازجوروجائر. 658
ترک کردن حج. 659
حرام خواری. 659
حرص وآزمندی. 659
تضعیف کردن وخوارشمردن حق. 660
روگردانی ازحق. 660
فروختن حق به باطل. 660
حسد 660
فکرکردن درکیفیت وجود وذات خدا 660
نافرمانی خداوند 661
خود پسندی. 661
خود رأی بودن. 661
ازخود راضی بودن. 661
قدر ومنزلت خود را نشناختن. 661
دروغگویی. 662
دنیا پرستی- دنیا دوستی. 662
حریص دنیا شدن. 662
بدست آوردن دنیا ازغیر حلال. 663
دلباختگی به دنیا 663
دنیا را برای خود محل أمن (و پناهگاه) و دین را بهای دنیا قرار دادن. 663
زیاده خواهی دردنیا 663
متاع وامکانات دنیا 663
رذائل اخلاقی. 664
خود را به رنج انداختن- انجام دادن کار بدون مقدمه و اسباب لازم 664
از راه راست عدول کردن. 664
ظلم به رعیت. 664
ریاست طلبی. 664
بد زبانی. 665
لغزش زبان. 665
ترک زکات. 665
اطاعت از زن. 666
سرپیچی از فرمان امام معصوم (ع) ولی امر مسلمین. 666
سرکشی. 666
سَب مؤمن- دشنام دادن به مؤمن. 666
شرور بودن. 667
اطاعت از شهوت. 667
غلبه شهوت. 667
مقدم داشتن شهوت وهوسرانی بردین. 667
تبعیت ازشیطان. 668
ظلم 668
تکذیب عذاب وعقوبت الهی. 668
دشمنی با امام علی (ع) وغلو درحق آن حضرت. 669
مغرورشدن به غیرخدا 669
غضب. 669
غفلت. 669
بغیرخود مشغول شدن - مشغول شدن به عیبجوئی دیگران. 670
فاش کردن رازواسرارزندگی
خود 670
فتوی دادن بدون علم 670
فخرطلبی. 671
نشناخن قدر و منزلت خویش.. 671
قیاس - باقیاس عمل کردن. 671
کفالت - برذِ مّه گرفتن. 672
گناهان - معاصی. 672
لجاجت وستیزه 673
خود را ایمن دانستن ازمکرخدا- درمقابل خطاها 673
ترک کردن نماز. 673
اطاعت وتبعیت ازهوای نفس.. 673
غلبه هوای نفس برانسان. 674
واگذارکردن ورها کردن نفس وهوای نفسانی. 674
همنشین بد و نااهل. 674
فروختن یقین به شک.. 674
ب) گناهانی که باعث هلاکت ونابودی حکومت ها، ملت ها و...می شود 674
آرزو. 675
اسراف.. 675
ترک امربه معروف ونهی ازمنکر. 675
ترک انفاق. 675
عقب ماندن ازاهل بیت پیامبر (ص) 676
ایمان نیاوردن به خداوند 676
به راه باطل بردن مردم 676
بخل. 676
بدعت ها 677
پایداری روی (چیز) بی پایه و بی اساس.. 677
تکذیب پیامبران الهی. 677
ناتوانی و نداشتن قدرت لازم برای زندگی. 677
جرم وگناه 677
شش مورد از عوامل هلاکت. 678
دِرهَم و دینار- پول وثروت. 678
دنیا طلبی. 679
رشوه دادن و رشوه گرفتن. 679
روایت های بی اساس و دروغین. 679
پرداختن نکردن زکات. 679
ظلم 679
تکذیب نزول عذاب الهی دردنیا 680
غرور و منیّت. 681
فسق. 681
مذهب قدریّة- مذهب انحرافی. 681
نپرداختن حق مردم 681
فراموش کردن مرگ.. 681
بخیل بودن والی (حاکم)، عمل نکردن والی (حاکم) به سنّت پیامبر (ص) 682
خراج (مالیات) طلبیدن والی (حاکم) بدون آبادانی. 682
هم جنس بازی- عمل شنیع قوم لوط. 682
ج) گناهانی که باعث هلاکت و مقهور شدن فضلا و بزرگان می شود 683
حاکمیت اراذل وناکسان. 683
فتنه های بوجود آمده درجامعه 683
فصل سوم- گناهی که باعث بی همّتی انسان می شود. 683
بی مروّتی. 683
فصل چهارم- گناهانی که باعث تیره و تاریک شدن هوا و فضای زندگی انسان می شود. 683
حسد و کینه 683
باب سی و یکمی. 685
فصل یک - گناهانی که باعث فاسد وتباه شدن یقین انسان می شود. 686
ثروت دوستی. 686
حرص... 686
جدل در دین. 686
شک وتردید 686
طمع. 687
هم نشین ومخلوط شدن با اهل دنیا 687
منابع کتاب.. 688
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین وهوخیرناصرومعین وصلّی الله علی محمّد وآله الطّیبین الطّاهرین ولعنة الله علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدّین.
از منظر آیات و روایات گناه اثرات مختلفی در زندگی دنیوی و اخروی انسان دارد، هرچند که لازم است هم به اثر دنیوی و هم اخروی آن توجه کرد، اما به جهت اینکه انسان اثرات دنیوی آن را خیلی زودتر و ملموس تر می بیند و احساس می کند و برای این که با دیدن این اثرات بلکه از تمام گناهان اجتناب نماید، ما برآن شدیم آثاردنیوی آن را از منظر ایات و روایات بیان کنیم. این موضوع برگرفته از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (صلوات الله علیهم اجمعین) بخصوص از بیانات مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین حضرت علی بن أبی طالب (صلوات الله علیه) در دعای پرفیض کمیل بوده است.
خداوند متعال درقرآن کریم می فرماید:
«ظَهَرَالفَسادُ فِی البَرِّوَالبَحرِبِما کَسَبَت أَیدِی النّاسِ لِیُذِ یقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ»(1).
فساد در خشکی و دریا به خاطرکارها (گناهانی) که مردم انجام داده اند
آشکار شده، خدا می خواهد نتیجۀ بعضی از اعمال آن ها را به آنان بچشاند شاید(به سوی حق) بازگردند.
«وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِ یکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ»(2).
وآنچه از رنج ومصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند
حضرت علی بن أبی طالب (علیه السلام) در فرازی از دعای نورانی کمیل به چند مورد ازگناهان را که اثری در زندگی دنیوی انسان دارد اشاره فرموده است:
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ؛ بارإلها! گناهانی را که پرده های
عصمت وصیانت را دریده، برایم بیامرز.
اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمً؛
بارإلها! گناهانی راکه بدبختی ها را برایم فرود آرند، بیامرز
اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُالنِّعَمَ؛ بارإلها!
گناهانی را که نعمت ها را برایم تغییر می دهد و دگرگون می کند بیامرز.
«أَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحبِسُ الدُّعاءَ؛
بارإلها! گناهانی راکه مانع إجابت دعایم می شوند، بیامرز.
اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ البَلاءَ»
بارإلها! گناهانی را که بلا را برایم نازل می کند بیامرز.
این عبارات أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشان گر این است که گناهان گوناگون ومختلف اثرات گوناگون و مختلفی درزند گی انسان دارند.
اگر برای مشکلات انسان عوامل مختلفی در نظر بگیریم؛ تمامی آن ها برمی گردد به تقصیر و یا قصور خود انسان و یا افراد مرتبط با او، همۀ آن ها در اثرگناه وخطای انسانی (ولو بصورت ترک اولی) می باشد. به قول ضرب المثل معروف می گوید: اگرسنگی به پایت خورد به دستت نگاه کن که چه کرده ای؟!.
امروزه گناه درتمام جامعه بشری رسوخ ورخنه کرده لذا روز به روز، دچارمشکلات و گرفتاری متعدد و مختلف می شوند، با این آلودگی ها نباید انتظارسعادت، خوشبختی، آرامش و آسایش داشته باشند.
کدام جامعه است که آلوده به گناه، خیانت، نفاق ظلم، تنبلی و مانند آن ها بشود وآن جامعه آباد و پربرکت باشد.!
کدام جامعه است که روح تعاون وهمکاری را ازدست دهد، وجنگ نزاع و خونریزی را جانشین آن سازد، و زمین های خرم وسرسبز و وضع اقتصادی مرفهی داشته باشد.
کدام جامعه است که مردمش آلودۀ انواع هوس ها باشند، و در عین حال نیرومند و پا برجا در مقابل دشمنان ایستادگی کنند.(1)
در این خصوص آیات و روایت معتددی وجود دارد که به بعضی از آیات اشاره شد و به بعضی از روایات نیز اشاره می شود:
«ما مِن نَکبَةِ تُصِیبُ العَبدُ إلا بِذَنبٍ، وَما یَعفُواللهُ عَنهُ أکثَرُ؛».(2)
هیچ نکبتی و بیچارگی به بنده نرسد، (پایش به سنگی نخورد) مگر به سبب گناهِی، (که انجام داده) و آنچه خدا از او میگذرد، بیشتراست.
«أَمٰا إِنَّهُ لَیسَ مِن عِرقٍ یُضرَبُ وَلا صِدٰاعٍ وَلا نَکبَةٍ وَلا مَرَضٍ إلا بِذَنبٍ.وذالک قول الله (عزّوجلّ): فی کتابه: «وَمٰا أَصٰابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَت أَیدِ یکُم وَیَعفُواعَن کَثِیرٍ(1)» ثمّ قال: وما یعفوالله آکثرممّا یؤاخذبه.(2)
آگاه باشید! به راستی هیچ رگی قطع نمی شود، و هیچ دردسری پیش نمی آید، و هیچ مصیبتی وارد نمی شود، وهیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطر گناه.
و این (برطبق) فرمایش خداوند (عزوجل) در کتابش: و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است، در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند وبعد فرمود: وآنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است با آن مجازات می شود.
«کُلَّما أَحدَثَ العَبدُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُونَ، آَحدَثَ اللهُ لَهُم مِنَ البَلاءِ مالَم یَکُونُوا یَعرِفُونَ»(3)
هرگاه بندگان گناهان تازه ای را که سابقه نداشته، ایجاد کنند (انجام دهند) خدا برای آنها بلاهائی راکه سابقه نداشته (نمی شناختند) ایجاد کند.
(گناهان جدید مانند آزادی جنسی، همجنس گرایی، ازدواج سفید و...، وبیماری جدید مانند بیماری ایدز، کرونا و... که متأسفانه در زمان ما شیوع پیدا کرده و هزاران نفررا به کام مرگ کشانده است)
علت تألیف، درسال هایی که درحوزه علمیۀ مبارکۀ قم بودم، شب جمعه ای مشغول قرائت پرفیض کمیل بودم وقتی به فرازهایی ازدعا که حضرت مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ و....» درذهنم جرقه ای زد که گناهان گوناگون آثارگوناگون در زندگی انسان دارد، لذا ازهمان لحظه تصمیم گرفتم در این خصوص گام بردارم وآیات وروایات دراین موضوع را جمع آوری نمایم.
برای این که اهمیت موضوع برایم بیشتر روشن بشود و اطمینان بیشترحاصل نمایم با چند نفراز بزرگان قم موضوع را مطرح و با آنان مشورت کردم همه به اتفاق فرمودند:موضوع بسیارخوب، جالب و مفید است اقدام نمایید، فلذا از آن زمان، با توکل به خداوند متعال وتوسل به اهلبیت (صلوات الله علیهم اجمعین) شروع کردم آیات و روایات در موضوع اثرات گناه بر زندگی انسان را جمع آوری و فیش برداری نمودم ونام مجموعه را انتخاب کردم (اثرگناه در زندگی انسان ازنظر قرآن وعترت) البته شاید این از الطاف خفیه حضرت مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به حقیر بوده وعنایت آقا به نوکربوده است.
امتیازت این تألیف:
تمام احادیث و روایات از کتب مشهور و منابع معتبر، جمع آوری گردیده است.
مأخذ هرحدیث، در پاورقی ذ کرشده است.
جهت حفظ امانت داری، هرحدیثی با ترجمه ویا بدون ترجمه، عین آن را آورده، وتوضیح آن درصورت نیاز، دربین این علامت () بیان شده است.
أحادیثی که دارای چند موضوع بوده، بخاطر اهمیت موضوع و قداست کلام معصوم (علیه السلام) در تمام موضوعات همه حدیث و یا قسمت مربوطه را آورده شده، ولی درشماره گذاری فقط در یک موضوع شماره گذاری شده ودرموضعات
دیگر به آن شماره ارجاع داده شده.
هرمطلبی خارج ویا بیش از ترجمه آیات و روایات، دربین علامت نوشته شده است.
هرمطلب فارسی و یا عربی خارج از آیات و روایات از هر منبعی که نقل شده درآخر و یا زیرهمان مطلب نام منبع درج گردیده است.
جهت سهولت قرائت، تمام آیات وروایات، اعراب گذاری گردیده است.
تلاش شده ترجمه آیات وأحادیث، فارسی روان وقابل فهم باشد.
ابواب، فصول و موضوعات بصورت حروف الفبایی تنظیم گردیده است.
برای هرآیه وحدیث، موضوع (خاصِ) بیان شده است.
آیات وروایات با خط درشت نگارش یافته است.
این مجموعه مشتمل: بر31 باب، 220 فصل و حدود 535 آیه و1960 حدیث می باشد،
ابواب و فصول بصورت حروفی تنظیم گردیده است.از همۀ خوانندگان
عزیز انتظار می رود، ضمن دعای خیر و آرزوی توفیق عمل برای اینجانب، حقیر را از کم و کاستی ها و نواقص مطلع و نقطه نظرات خود را بیان نمایند تا در چاپ های بعدی از نظرات آنان استفاده ونقایص برطرف گردد.
در خاتمه بر خود لازم می دانم، از همۀ بزرگان، دوستان وعزیزانی که مرا در تألیف این مجموعه تشویق، ترغیب و یاری کردند، بویژه برادر عزیزم جناب آقای مهندس امیرحسین اکبری، صمیمانه تقدیر و تشکر نموده و از خداوند منان برای همۀ آنان توفیقات روزافزون الهی را مسئلت می نمایم.
خداوندا! تو را سپاس می گویم که توفیق نگارش این مجموعه را برایم عطا کردی.
8 / 6 / 1400
برابر با 21 / محرم الحرام 1443
عمران عزتی
باب اول الف
بخیل از آبرویش بیشتر می بخشد، تا آنچه که از مالش خودداری می کند، و تباه می کند از دین خود چند
برابرآنچه که از دارایی و وابستۀ خود نگه داشته
آبروی توچون [یخ] جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگرکه آن را نزد چه کسی فرو می ریزی؟
خدایا...و با تنگدستی شخصیت مرا لکّه دار مفرما، که از روزی خواران تو روزی خواهم، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم.
علِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالنِّفاقَ فَاِنَّ ذَاالوَجهَینِ لایَکُونُ وَجِیهًا عِندَ اللهِ؛(4)
از دورویی بپرهیز، زیرا که شخص دورو در پیشگاه خداوند آبرویی ندارد».
قرآن کریم:«یُؤفَکُ عَنهُ مَن اُفِکَ؛»(1)
کسانی از ایمان به آن (روز قیامت) منحرف می شوند که از قبول حق سرباز می زنند.
مجموع آیه چنین معنی می دهد: کسانی از ایمان به معاد منحرف می شوند که از مسیر دلیل عقل و منطق حق طلبی منحرف گشته اند.(2)
الطامِعَةَ عَنِ العُقبَی الفاجِعَةِ؛(3)
خیلی کور است، نفس طمع کار از آخرتی که دردآرنده است
قرآن کریم:بلَ یُرِیدُ الإِنسانُ لِیَفجُرَأمامَهُ؛»(4)
(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می خواهد آزاد باشد و هر فسق و فجور انجام دهد و همیشه کند.
«یَسئَلُ اَیّانَ یَومُ القِیامَةِ؛»(5)
لذا می پرسد قیامت کی خواهد بود.
حدیث:
نداشتن حرف حق و ثابت
قرآن کریم: «إِنَّکُم لَفیِ قَولٍ مُختَلِفٍ؛»(1)
شما (که قیامت را انکار می کنید) در گفتار مختلف وگوناگون
هستید، حرف حق و ثابت ندارید.
قرآن کریم: «زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُواأَن لَن یُبعَثُوا قُل بَلی وَرَبِّی لَتُبعَثُنَّ...؛»(2)کافران پنداشتند، هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو آری به پروردگارم سوگند که همه شما (در قامت) مبعوث خواهید شد.
قرآن کریم: «کَلّا بَل تُحِبِّونَ العاجِلَةَ»(3)چنین نیست که شما می پندارید. (و دلایل معاد را مخفی می شمرید) بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید (و هوسرانی بی قید و شرط را). «وَتَذَرُونَ الآخِرَةَ؛»(4)وآخرت را رها می کنید.
حدیث:
کسی که به زیورهای دنیا دلبستگی پیدا کند، آخرتی که مورد پسند او باشد، از دستش برود.
مردم در دنیا، دو دسته اند: یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار کرد، و دنیا او را از آخرتش
بازداشت.
هرکه دنیایش را دوست داشته، به آخرت خود زیان زده است.
کسی که از دنیا چیزی بخواهد (درصدد بدست آوردن آن برآید) بیش ازآنچه که از دنیا می خواهد از آخرت از دستش می رود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: بر شما از دو چیز بیمناکم: تبعیت از هوای نفس، وآرزوی طولانی، تبعیت از هوای نفس (انسان را) ازحق بازمیدارد، و آرزوی طولانی باعث فراموشی آخرت می شود.
قرآن کریم: «أَلهٰکُمُ التَّکٰاثُرُ. حتَّی زُرتُمُ المَقابِرَ؛»(4)تفاخر و مباهات بر یکدیگر شما را از خدا و قیامت به خود مشغول داشت؛ تا آنجا که به زیارت قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برای مباهات برشمردید)
چگونه برای آخرت عمل نماید کسی که به دنیا مشغول است؟!.
امام علی (علیه السلام) : مردم در دنیا سرگرم دوکارند: (دو جور کار می کنند) یکی در دنیا به کار دنیا است، دنیا او را از آخرتش بازداشته (و مشغول کرده) است.
دروغ گفت کسی که ادعای یقین به قیامت کرد، درحالی که به دنیا پیوند خورده است.
امام علی (علیه السلام) : دوری کن از شیفتگی به دنیا، که آن تو را به بدبختی، و گرفتاری می افکند، و تو را بسوی فروختن آخرت به دنیا می کشاند.
کسی که به دنیا راضی وخرسند شد، آخرت را از دست داده است.
با وجود میل و خواهش به دنیا، کار برای آخرت بی فایده است.
قرآن کریم: «وَناداأَصحابُ النّارِأَصحابَ الجَنَّةِ آَن أَفِیضُواعَلَینا مِنَ الماءِ أَومِمّا رَزَقَکُمُ اللهُ قالُواإِنَّ اللهَ حَرَّمَهُما عَلَی الکافِرِینَ؛»(6)
اهل دوزخ، بهشتیان را صدا زنند که از آب یا آنچه خدا به شما روزی کرده به ما ببخشید، آنها (در پاسخ) گویند خداوند این ها را بر کافران حرام نموده است.
«أَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُم لَهوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتهُمُ الحَیاةُ الدُّنیا فَالیَومَ نَنساهُم کَما نَسُوالِقاءَ یَومَهُم هذا وَما کانُوابِآیاتِنا یَجحَدُونَ؛»(1)
آن هایی که دین و آئین شان را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنها را فریفت، امروز ما آنها را از یاد می بریم همان گونه که آن ها بردند دیدار امروزشان را، وآیات ما را انکار نمودند.
چه بسا کسی که در چنگال نعمت ها گرفتار است (مال و ثروت نمی گذارد به آخرتش
بپردازد).
قرآن کریم: ... وَ وَیلٌ لِلکافِرِینَ مِن عَذابٍ شَدِیدٍ؛»(3)
و وای بر کافران از مجازات سخت.«لَّذِینَ یَستَحِبُّونَ الحَیاةَ الدُّنیاعَلَی الآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَیَبغُونَها عِوجًا أُولئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ؛»(4)
آن هایی که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند، و (مردم) را از راه خدا، بازمی دارند،
و می خواهند راه حق را منحرف سازند آنها در گمراهی دوری هستند.
قرآن کریم: «أَولئِکَ الَّذِینَ اشَتَرَوُا الحَیاةَ الدُّنیا بِالآخِرَةِ...»(5)
آن ها (کافران) کسانی هستند که زندگی این دنیا را به بهای آخرت خریدند،
... وَلکِن مَن شَرَحَ بِالکُفرِصَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللهِ وَلَهُم عَذابٌ عَظییمٌ؛»(6)
آری آن ها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند غضب خدا بر آن ها است و عذاب عظیمی در انتظارشان؛
«ذالِکَ به آنهُمُ استَحَبُّواالحَیاةَ الدُّنیاعَلَی الآخِرَةِ وَأنَّ اللهَ لایَهدِی القَومَ الکافیرِینَ؛»(1)
این غضب بخاطر آنست که زندگی دنیا آنان را برآخرت ترجیح دادند، و از آن روست که خداوند کافران را هدایت نمی کند.
کسی که از هوای نفس پیروی کند، آخرت خود را، به دنیایش فروخته است.
کسی که دنیای خویش را آباد سازد، آخرت خود را ویران کرده است، وهرکس آخرت خود را آباد سازد به آرزوهای خود می رسد.
دوست داشتن ثروت آرزو را تقویت و اعمال را فاسد می کند.
نرسد:
کسی که دنیایش را آباد کند، آینده (و آرزوی) خود را خراب کرده است.
کسی که از سراب (دنیای فریبنده) آرزوی سیراب شدن دارد، ناامید از تشنگی بمیرد.
کسی که امید و آرزویش غیرخداوند
سبحان باشد، آرزوهایش دروغ از کار درآید.
خدای بزرگ می فرماید: بی گمان امید هرمؤمنی راکه، به غیر من امید بندد، قطع می کنم.
26 - الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إنقَطِع إِلَی اللهِ سُبحانَهُ، فَاِنَّهُ یَقُولُ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لأقطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مَن یُؤَمِّلُ غَیرِی بِالیَأسِ؛(4)
تنها به خداوند سبحان دل ببند، که او می فرماید: به عزت وجلال خودم سوگند، که امید هرکس را که به غیرمن امید ببندد به نوامیدی می کشانم.
ثروت و مال عاقبت فرد را تباه می سازد و آرزوها را فزون می سازد.
ابن أبی یعفور می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: کسی که دل به دنیا ببندد به سه خصلت (چیز) دل بسته، اندوهی که پایان ندارد، و آرزوی که به دست نیاید، و امیدی بدان نرسد.
کسی که برای آخرت کار نکرده است، به آرزویش نمی رسید.
هرکس با کار آخرت (و دینی) دنیا را بخواهد، آنچه را خواهان آنست دورتر خواهد بود. (هرگز به آن نمی رسد).
مردی به امام حسین (علیه السلام) نوشت: مرا با دو حرف موعظه فرمایید، آن حضرت درجواب نوشت:
هرکس امری را با نافرمانی ازخدا بجوید، آنچه امید دارد زودتر از دستش برود، و از آنچه می گریزد زودتر به سرش آید.
هرکس بدنیت باشد، از رسیدن به آرزوها
بازماند.
کسی که همتش صرف آنچه که نزد خداوند است، نشود به آرزویش نرسد.
انسان حریص از دو خصلت محروم شده، و در نتیجه دوخصلت همراه او شده اند:
از قناعت محروم گردیده، در نتیجه آسایش را از دست داده است، و از رضایت محروم گشته، و در نتیجه یقین را از کف داده است.
علی جان! مواظب باش که ناآرامی و بی قراری، به تو دست ندهد، [ اگر دست بدهد] آسایش از تو دور می شود.
و آن کس که کارهای بد و زشت کند، از بلا های آسوده نیست.
چقدر زندگی شخص کینه توز و بدخواه تنگ است.
دلباخته شدن به لذات دنیا است.
الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَن تَسَرَّعَ إِلَی الشَّهَوٰاتِ تَسَرَّعَت إِلَی الآفٰاتِ؛(5) هرکس بسوی شهوت ها شتاب کرد، آفتها و آسیب ها به سویش شتاب کرد.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :أَلشَّهَواتُ آفاتٌ؛(6)
شهوات آفات (زندگی) است.
کسی که همیشه به دنبال شهوت رانی ها است، زودتر دچارآفات گردد.
آفت آبادانی، ستمگری فرمانرواست.
آفت اطاعت، عصیان و نافرمانی است.
آفت امانت، خیانت (به امانت) است.
آفت دوراندیشی، تباه شدن کار است[ به موقع انجام ندادن ].
قرآن کریم: یا اَیُّهَا الَّذِینَ أمَنُوا لاتُبطِلُوا صَدقاتِکُم بِالمَنِّ وَالأَذیِ کَالَّذِی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلایُؤمِنُ بِاللهِ وَالیَومِ الأخِرِ...؛»(3)
ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش ها و انفاقات خود را با منت وآزار، باطل نسازید،
همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند، و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد.
آفت بخشش، معطّل کردن و چشم انتظارگذاردن است.
آفت بخشندگی، بیجا خرج کردن است.
و آفت بخشندگی، زیاده روی است.
آفت بخشندگی، نداری و فقر است.
آفت حلم و بردباری، ذلت وخواری است.
و آفت بردباری و حلم، سبک سری است.
آفت بزرگی، موانع و پیش آمدهای قضا و قدر است.
آفت پادشاهان و فرمانروایان، بدرفتاری (با رعیت) است.
آفت پارسائی و پرهیزکاری، کمی قناعت است.
امام علی (علیه السلام) : آفت توانگری، بخیلی است.آفت جُستجوگری:
آفت جستجو، کامیاب نشدن است.
آفت حسب ونسب، فخرفروشی وخودپسندی است.
آفت حسب ونسب (خانوادگی)، فخرفروشی است.
حسادت، خودپسندی و فخرفروشی، آفت دین است.
آفت دین، بدگمانی به خداوند است.
(در موضوع حسادت وخوپسندی حدیث شماره 69)«هوای نفس»
آفت دین، خواهش های نفسانی است.
آفت رستگاری، کسالت وتنبلی است.
آفت رعیت و ملت:
آفت رعیت وملت، نافرمانی کردن ازحاکمان است.
آفت ریاست، فخرفروشی و به خودبالیدن است.
آفت ریاضت کشید، غلبه عادت است
[مانند این که عادت کرده به خواب بیشتر لذا سحرخیزی ندارد]
آفت زمامداران و پیشوایان، ضعف سیاست (و مدیریت) است.
آفت امور زندگی، سوءمدیریت است.
آفت زیرکی، خودستایی است.
امام علی (علیه السلام) : مکر و حیله آفت زیرکی است.آفت سخن گفتن:
آفت سخن گفتن، پرگویی است.
آفت سخاوت وبخشش، منت گذاردن است.
آفت شجاعت ودلاوری، ازدست دادن دواندیشی واحتیاط است.
آفت شجاعت، تعدّی و از حدگذشتن است.
آفت شرافت و برتر، کبر و غرور است.
و آفت شرم و حیا، ناتوانی است.
آفت اشخاص عادل، کمی پارسایی و پرهیزکاری است.
آفت عدالت و دادگری، - حاکم – ستمگر و زورگوی است.
ریا و خودنمائی آفت، عبادت و بندگی است.
آفت عبادت، سُستی است.
اختلاف، نابودکننده اندیشه است.
بدترین آفات عقل، خود بزرگ بینی است.
خودپسندی، ضد دُرستی و سبب، تباهی خِردها و عقل هاست.
خودپسندی، آفت عقل است.
آفت عقل و خرد، هواپرستی است.
هوا و هوس، آفت عقل وخرد است.
آفت علم، عمل نکردن به آن است.
هرچیزی آفتی دارد، و آفت علم فراموشی است.
آفت علم، فراموشی ست.
آفت علماء و دانشمندان، ریاست طلبی است.
امام علی (علیه السلام) : آفت عمل، نداشتن اخلاص در آن است.
آفت عهد و پیمان، کم نگهداشتن و رعایت نکردن است.
آفت وفای به عهد و پیمان، مکر و حیله است.
آفت فقها، نداشتن صیانت نفس است.
آفت قدرت، خودداری از نیکوکاری است.
آفت قدرت و نیرومندی، ستمگری وسرکشی است.
آفَةُ القَوِی إِستِضعٰافُ الخَصمِ؛(3)
آفت نیرومندی، دشمن را ناتوان شمردن است.
آفت قاضیان، طمع است «به خاطر طمع رشوه می گیرد و...»
آفت کارها، ناتوانی کارگذاران است.
هرکه بدکاره شد، کردارش خوب نخواهد بود.
امام علی (علیه السلام) : آفت کشورداری، سستی در نگهداری کردن از آن است.
آفت نقل حدیث، دروغ گفتن روایت است.
آفت گذشت، منت گذاردن است.
آفت لشکریان و سپاهیان، سرپیچی از فرماندهان است.
آفت عموم وتوده مردم، عالم فاجر و بدکردار است.
آفت مشورت کردن، درهم شکستن آرا و نظرات است.
آفت نجابت، کبر و غرور است.
آفت نفس (انسانی)، دل سپردن به دنیا است.
آفت نعمت، کفران آن است.
آفت نیکی، رفیق وهمدم بداست.
آفت وزیریان، بداندیشی (برای ملّت) است.
آفت هیبت و شکوه، مزاح و شوخی است.
شک و تردید، آفت یقین است.
هرکس سلطانی را بر خداوند(عزوجل) ترجیح دهد. خداوند پارسایی او را ببرد و او را سرگشته وحیران گرداند.
کسی که خودش را به غیرخودش سرگرم کند (درصدد کنجکاوی از عیوب مردم برآید) همانا در تاریکی ها سرگردان ماند و درهلاکت ها بیفتد.
دربارۀ خلق خدا سخن گوئید، و راجع به خدا «ذات خدا» سخن نگوئید زیرا سخن راجع به خدا جز سرگردانی برای گوینده زیاد نکند.
چه بسا کسی که به دنیا اعتماد کرد و دنیا او را به زاری (و درماندگی) افکند.
ص 551، ح 27.
هرکسی روز خود را با افشای سرّ و راز ما (اهل بیت) بگشاید، خداوند حرارت آهن «داغ» و تنگنای زندان ها را بر او مسلط گرداند.
قرآن کریم: «وَإِنِّی کُلَّما دَعَوتُهُم لِتَغفِرَلَهُم جَعَلَواأَصابِعَهُم فِی آذانِهیم وَاستَغشَواثِیابَهُم وَأصَرُّوا وَاستشکبَرُوا استِکبارًا؛»(2)
و من هر زمان آن ها را دعوت کردم که ایمان بیاورند و تو آن ها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوش ها قرار داده، و لباس هایشان را برخود (پیچیدند)، و در مخالفت اصرار ورزیدند، و شدیدا استکبار کردند.
قرآن کریم: «فَوَیلٌ یَومَئِذٍ لِلمُکَذِّبِینَ؛»(3)
وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.
«أَلَّذِین هُم فِی خَوضٍ یَلعَبُونَ؛»(4)
آنانی که در سخنان باطل مشغولند (و در باطل فرو رفته اند).
قرآن کریم: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُاالسُّوای أَن کَذَّبُوا بِآیاتِ اللهِ وَکانُوا بِها یَستَهزِؤُنَ؛»(5)
سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند.
«از نظر قرآن کریم، یکی از عوامل تکذیب و تمسخر ایات الهی، توسط کافران، تکبّر و
خودبزرگ بینی آنان است»(1)
قرآن کریم: «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ؛»(2)
بلکه کافران پیوسته (آیات الهی) را تکذیب می کنند.فصل دهم - گناهی که باعث سلب معرفت ائمّه اطهار(صلوات الله علیهم) از انسان می شود:
هرکس در مجلسی بنشیند، که در آن یکی از ائمّه اطهار(علیهم السلام) سبّ و بدگوئی می شود، و او می تواند برخیزد ولی برنخیزد، خداوند لباس ذلّت به تن او می پوشاند، و در آخرت او را عذاب کند، و آن چیز نیکی که به وقت دادن آن، بر او منّت نهاده «یعنی معرفت ما» از او می گیرد.
در این جا (در ترک واجبات از جمله امربه معروف ونهی ازمنکر) خشم و غضب خداوند(عزوجل) بر آن ها کامل خواهد شد، پس خداوند همه آن ها را دچار عذاب کرده و ابرار و نیکوکاران درخانه اشرار و بدکاران به هلاکت می رسند.
ناکس و نامرد جامه ننگ را برتن کرده، و آزادمردان را آزار می دهد.
خودپسندی بر نیکی، کار نیک را نابود می کند.
هرچیزی را آفتی است و آفت نیکی، دوست بد است.
«از نظر قرآن کریم، منّت گذاردن، أذیت و ریاء، تباه و نابود کننده احسان و نیکی ها هستند»(3)
حدیث: 135. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : وَإِیّاکَ وَالمَنَّ عَلی رَعِیَّتِکَ بِاِحسانِکَ... فَاِنَّ المَنَّ یُبطِلُ الإِحسانَ...؛»(4)
امام علی (علیه السلام) در فرمان مبارکش به مالک اشتر فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی، برمردم منت گذاری، زیرا که منت نهادن، پاداش نیکوکاری را ازبین می برد.
ظلم کردن به نیکی، منّت گذاردن است.
مِنت پی درپی، نیکی و بخشش را از بین می برد.
امام علی (علیه السلام) : منّت نهادن، احسان و نیکی را تباه می سازد.
هرکس با نیکی خود، منت گذارد، پاداش نیکی خود را از بین برده است.
منت نهادن، تیره کننده احسان و نیکی است.
منّت نهادن، عمل خوب ونیک را تباه می سازد.
هرکس به خودش بدی کند، توقع نیکی از او نباید داشت.
امام علی (علیه السلام) : لئیم و ناکس، اگر بدهد کینه کند، و اگر داده شود انکار نماید.
قرآن کریم: «وَقُل لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ یَنزَغُ بَینَهُم إِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلإِنسانِ عَدُوًّا مُبِینًا؛»(5)
به بندگانم بگو: سخنی که نیکوتر است بگوئید، زیرا شیطان میان آن ها را بهم می زند، همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده وهست.
چه کسی می تواند اخلاص و پاکی درونی داشته باشد، که در قلبش هوای نفس است ؟!.
با حرص و آزمندی، اخلاق معیوب می شود.
سختگیری، اخلاق را، فاسد می کند.
سختگیری، اخلاق را زشت و دوستان را دور می سازد.
کافر درشت خو، و بدرفتار است
نفاق و درویی، عیب و زشتی اخلاق است.
بی أدبی و بدی کردن به أخیار و نیکان، از نشانۀ شقاوت است.
خوی و عادت اشرار، دشمنی کردن با اخیار و خوبان است.
امام علی (علیه السلام) فرمود: همنشینی «أخیار» با اشرار سبب سوء ظن به أخیار می شود.
نشستن با بدان، سبب بد گمانی به نیکان می شود.
انسان بد سخن، ادب ندارد.
همنشین شدن با بی خردان، اخلاق انسان را فاسد می کند.
با شخص حلیم و جاهل مجادله مکن، زیرا حلیم دشمنت دارد وجاهل آزارت رساند.
کسی که به مردم اهانت کند، خودش کم ارزش می شود.
«شاید منظور از رجال در حدیث، اهانت به بزرگان باشد»
قلبی که از یاد خدا تهی باشد، بزرگی هیکل و بلندی قدی سودی ندارد.
برای مرد مسلمان شایسته است که از رفاقت با دروغگو بپرهیزد، زیرا، که او دروغ گوید تا بدان جا که اگر راست هم بگوید باور نشود.
دروغگو با مرده برابر است، زیرا فضل زنده بر مرده همان اعتماد بر اوست، وقتی به (سخن) او اعتماد نباشد زندگانیش باطل است.
مَن کَثُرَکِذ بُهُ قَلَّ بَهائُهُ؛(5)هرکس دروغش بیشتر باشد، ارزشش کمترگردد.
ستمگری شخص را، به سوی تباهی سُوق می دهد.
هر کس به سوی بدعت گذار قدم بردارد، و او را احترام کند، بدون تردید به نابودی اسلام اقدام نموده است.
دروغ از خُلقیات اسلام نیست، (مسلمان نباید دروغ گوید).
هرکه قیراطی از زکات مال خود را نپردازد، نه مؤمن است و نه مسلمان و، نه او را حرمتی است.
دشنام دادن و ناسزا شنیدن از مسلمانی نیست.
«انسان نبایدکاری کند، که دیگران به او ناسزا بگویند»
داود بن کثیرگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم، از قول پدرش فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هر مسلمانی که از هم قهرکنند و سه روز آتشتی و صلح ننماید، هر دو از اسلام خارج می شوند، و بین آن دو ولایت و دوستی نمی ماند، پس اگر هر کدام ازآن ها سبقت بگیرد به حرف زدن با برادرش (و صلح کند) در روز قیامت به بهشت هم سبقت خواهد گرفت.
کسی که بشنود مردی را، که صدا می زند، ای مسلمانان به داد من برسید پس جواب ندهد، او مسلمان نیست.
دو گروه از امت من بهره ای از اسلام نخواهند برد: مرجئة و قدریة.
قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(4)
وکسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند سپس چهارشاهد (بر ادعای خود) نمی آورند آن ها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادتشان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.
کسی که به دروغگوئی معروف شود، راست گفتنش قبول نگردد.
سه کس هستند که حقّ آن ها را نادیده نمی گیرند، مگر منافق «معروف بنفاق»: کسی که مویش را در اسلام سپید کرده، وآن که قرآن می داند، و پیشوای و رهبرعادل.
کسی که ایمان ندارد، امانت دارنیست.
فساد امانت، خیانت کردن است.
دروغگو امانت دار، و فاسق نگهدارنده (راز و پیمان) نمی شود.
سخن چینی و امانت داری جمع نگردد.
مکرکننده، أمانت ندارد و أمانتداری نمی کند.
تا زمانی که امّت من امر به معروف ونهی از منکر می نمایند، و در کارهای نیک به همدیگر یاری می رسانند، در خیر و برکت هستند؛ و زمانی که این ها را انجام ندادند برکات از آنان برچیده می شود، و بعضی بر بعض دیگر مسلّط می شوند، و برای آن ها از زمین و آسمان یاوری نخواهدبود.
خداوند (عزوجل) به داود (علیه السلام) وحی فرمود که هیچ بنده ای از بندگانم به من پناهنده نشد «بدون آن که به دیگری پناهنده شود» و من این را از نیت او شناختم، و بعد تمام آسمان،
زمین و هرآنچه در آن ها است، با او مکر و حیله کنند، مگرآن که برای او چاره ای بسازم و او را از آن رها کنم، و هیچ بنده ای از بندگانم به یکی از مخلوقاتم پناهنده نشود ومن این را از نیت او بدانم، مگرآنکه تمام اسباب آسمان و زمین را از او سلب کنم و زمین زیرپایش را فروبرم وبرای من فرق نکند درچه جای هلاک شود.
قرآن کریم:«وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(1)
و با «خدا» معبود دیگری قرار مده، که ضعیف ومذموم (نکوهش شده) و بی یاور و یاورخواهی شد.
هرکس از مکر خدا ایمن نشیند امنیتش از بین برود.
هرکس بدسیرت (و بداندیش) باشد، هیچ گاه امنیت نداردفصل بیست و هفتم - گناهانی که باعث ناامیدی انسان می شود:
وگناهانی که امید را قطع می کند: مأیوس شدن از فَرَجِ و راه نِجات الهی، وناامیدی از رحمت خداوند، واعتماد به غیرخدا، و وعده های خداوند (عزّوجلّ) را دروغ دانستن است.
حسین بن علوان گوید: امام صادق (علیه السلام) در بعضی از کتاب ها «کتابهای آسمان» خوانده بود که همانا خداوند تبارک وتعالی می فرماید:
به عزت، جلال، مجد و بر بلندای عرشم قسم: هرکسی که به غیرمن امید ببندد: آرزوی او را به یأس ونومیدی مبدل خواهم کرد، و در بین مردم لباس ذلّت براو خواهم پوشاند، از قرب و فضل خود او را دور می نمایم، آیا او در شدائد وسختی ها به غیر من امیدوار می شود؟ در صورتی که شدائد در دست «و تحت سیطرۀ قدرت» من است، و به غیرمن امیدوار می شود و با اندیشه خود در غیر مرا می کوبد؟ در صورتیکه کلیدهای دربها در دست من است، درحالی آن درب ها بسته است وتنها در من باز است برای کسی که مرا بخواند.
هرکس به فامیل بدی کند، امیدواری به وی نپیوندد.
مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ: هَمُّ لایَفتی، وَأمَلٌ لایُدرَکُ، وَرَجاءٌ لا یَنالُ؛(3)
ابن أبی یعفورگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:
کسی که بدنیا دل ببندد، به سه خصلت (چیز) دل بسته: اندوهی که پایان ندارد، و آرزویی که به دست نیاید، و امیدی که بدان نرسد.
ای احمد! از شیطان برحذرباش، مبادا بر تو، راه یابد و تو را «از رحمت خدا» مأیوس سازد.
رستگارشد کسی که اطاعت کرد، و نومید و محروم گشت، کسی که عصیان نمود.
قرآن کریم: «وَقَد خابَ مَن دَسّها؛»(2)
وآنکس که نفس خویش را با معصیت وگناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.
امام صادق (علیه السلام) - در مورد سخن خداوندکه فرمود:«ای رسول ما بگوبی شک فرستادگانی پیش از من دلایل روشن وآنچه گفتید برایتان آوردند، پس چرا آن ها را کشتید اگر راستگو هستید؟!»- فرمود: خدا می داند که آن ها مرتکب قتل نشده اند، پس به خاطراین که به چنین فعلی گرایش داشته وبدان راضی بوده اند خدا آنان را قاتلین خوانده است.
امام صادق (علیه السلام) - در مورد فرمایش خداوند (عزوجل)که می فرماید:«پیامبران را بدون حق کشتند» - فرمود: آگاه! باشید بخدا قسم که آن ها را با شمشیرهایشان نکشتند، بلکه سخنان و اسرار آن ها را (نزد دشمنان) فاش کردند درنتیجه آن ها (به دست دشمنانشان) کشته شدند.
آیا شما را از کم شباهتي ترین تان به خودم آگاه نسازم؟ عرض کردند: آری یارسول خدا!
فرمود: زشت گوی بی آبروی بی شرم، بخیل، کینه توز، حسود، سنگدل که امیدی به خیرش و هیچ امانی از شرش نیست.
نمازت را سبک مشمار همانا پیامبر (صلی الله علیه واله) - نزدیک فوتش - فرمود: از من نیست کسی که نمازش را سبک شمارد و از من نیست کسی که مست کننده بنوشد، به خدا قسم درحوض کوثر بر من وارد نخوهد شد.
هرکس از سنت و روش، من روی گرداند، از من نیست.
آگاه باشید که بدترین امت من کسانی هستندکه از ترس شرّشان به آن ها احترام می شود، آگاه باشید کسی که مردم از ترس شرّ او، به او احترام کنند از من نیست.
هرکس برجماعتی امامت کند، درحالی که عالم تر و فقیه تر از او در بین آن ها وجود دارد، امور آن ها همواره، تا روز قیامت به پستی و انحطاط خواهدرفت.
هرکس متولی کاری از امور مسلمین شود، سپس آن را تباه نماید(صحیح انجام ندهد) خداوند متعال او را ضایع و تباه خواهد کرد.
قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَد ناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»
سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم.(3)
«انسان بعد از خلقت در بهترین صورت، در اثرانحراف از مسیرحق به پائین ترین مرحله سقوط می کند»
هیچ مؤمنی بیش از سه روز از هم، دوری نمی گزیند، «و قهرنمی کند» مگر این که در روز سوم من از آن ها برائت و دوری می جویم.
پدرم به مردی نگاه کرد که پسرش به همراه او بود، وآن پسربه شانۀ پدرش تکیه کرده بود، فرمود: پدرم با آن پسراز بدی کارش، سخن نگفت تا از دنیا رفت.
هرکس مردی را امین خونش قراردهد، سپس به او خیانت کند «خونش را بریزد» من از قاتل دور هستم گرچه مقتول اهل جهنم باشد.
کسی که تندرستی او بر بیماریش غلبه کند، درعین حال با چیزی خودش را معالجه نماید، و بمیرد من از او به خدا بیزاری می جویم «مصرف کردن چیز مضرحرام وگناه است».
فَزادَهُ فَأَنَا إِلَی اللهِ مِنهُ بَرِیءٌ؛(4)
همانا خدا بر زنا کارغضب کرد، وصد شلاق بر او قرارداد، پس هرکس بر او غضب کند و برآن بیفزاید(شلاق بیشترزند) پس من از او به خداوند برائت می جویم.
قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَن لَم یُحِبّ عِترَتی فَهُوَلِإِ حدی ثَلاثٍ: إِمّا مُنافِقٌ، وَإِمّا لِزَنِیَّةٍ، وَإِمّا إِمرِءٌ حَمَلَت بِهِ أُمُّهُ فِی غَیرِطُهرٍ؛(1)هرکس عترت مرا دوست نداشته باشد، به خاطر یکی از سه چیز است: یا منافق است و یا به علت زنا «از زنا به دنیا آمده» و یا کسی که مادرش او را درحال عادت ماهانه «حیض» حامله شده است.
الإِمامُ علِیٌّ (علیه السلام) : لَوصَبَبتُ الدُّنیا عَلَی المُنافِقِ بِجُمّلَتِها عَلی أَن یُحِبُّنِی ما أَحبَبَنِی،(2)
اگرتمام دنیا را «دریک لقمه) بکام منافق بریزم که مرا دوست بدارد، هیچ گاه دوستم نخواهدداشت.
برای فرزند نامشروع «ولد زنا» نشانه هایی هست: یکی دشمنی ما اهل بیت است، دومی آن که به همان کار حرامی بر اثرآن آفریده شده است «زنا» علاقه دارد، سومی تحقیردین، و چهارمی حضور بد در بین مردم.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: کسی که اهل بیت مرا دوست نداشته باشد، یکی ازسه علت است: یا منافق است و یا زنازاده بوده و یا کسی است که مادرش او را درحال حیض حامله شده است.
بِفِعلِهِ القَبِیحِ، فَیَقُولُ المَلائِکَةُ: یارَبِّ هذا عَبدُکَ ما یَدَعُ شَیئًا إِلا رَکِبَهُ وَإِنّا لَنَستَحیِی مِمّا یَصنَعُ، فَیُوحِی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِم أَنِ ارفَعُوا أَجنِحَتَکُم عَنهُ فَاِذا فُعِلَ ذالِکَ آَخَذَ فِی بُغضِنا أَهلَ البَیتِفَعِندَ ذالِکَ یَنتَهِکُ سِترُهُ فِی السَّماءِ وَسِترُهُ فِی الأَرضِ، فَیَقُولُ المَلائِکَةُ: یارَبِّ هذا عَبدُکَ قَد بَقی مَهتُوکُ السُترِفَیُوحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِم: لَوکانَت فِیهِ للهِ حاجَةٌ ماأَمَرَکُم أَن تَرفَعُوا أَجنِحَتَکُم عَنهُ؛(1)
امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: بر هربنده ای چهل پرده کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود، چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده از او برداشته شود، آنگاه خدا به آن «فرشتهها وحی فرماید: که بنده ام را با بالهای خود بپوشانید، فرشتگان با بالهای خود آن بنده را بپوشانند، سپس آن بنده کار زشتی را نگذارد جزآنکه مرتکب شود تا آنجا که با ارتکاب زشتکاری میان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو، هرعملی را مرتکب می شود، وما از کردار او خجالت می کشیم، خداوند عزوجل به آن ها وحی فرماید: بال های خود را از او بردارید، و چون کارش بدین جا کشد آغاز دشمنی با ما خانواده گذارد، وآن گاه است که پرده او درآسمان ونیز پرده او در زمین دریده شود، سپس فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو پرده دریده مانده است، خدای عزوجل به آن ها وحی فرماید: اگر خدا به او نیاز و توجهی می داشت به شما دستور نمیداد بال های خود را از او بردارید.
کسی که بدون جراحت قابل توجه، خود را به إسارت دشمن بیاورد. ازما نیست.
کسی که بزرگان ما را تعظیم، و کوچک های ما را ترحم نکند از ما نیست.
روشهای «گوناگون» شما را گول نزند، پس قسم به خداوند «عزوجل» شیعه ما نیست
مگرکسی که خداوند را اطاعت نماید.
امام رضا (علیه السلام) به أبی محمود فرمود: وقتی که مردم «راه» راست و یا چپ را می گیرند شما ملازم راه ما باشید، پس همانا هرکس همراه ما باشد، ما همراه او هستیم و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد.
هرکس با کسی که با، ما قطع رابطه کرده، رابطه برقرارکند، و یا با کسی که با ما، رابطه دارد قطع رابطه کند، و یا کسی را که ازما عیب جویی می کند تحسین نماید و یا به مخالفین ما احترام بگذارد از ما نیست وما از اونیستیم.
أبی الرّبیع شامی گوید: وارد شدم برحضرت صادق (علیه السلام) دیدم که اطاق پراز جمعیت است از خراسانی و شامی و سایربلاد، و من جائی که بنشینم نیافتم، وحضرت صادق (علیه السلام) تکیه کرده بود پس روی دو پا نشست وفرمود:
ای شیعه آل محمد آگاه باشید: از ما نیست آن کس که هنگام خشم نتواند خودداری کند، و «از ما نیست» کسی که با همنشین خود خوش رفتاری نکند، و با هم خوی خود خوش خلقی نکند، و با رفیق خود رفاقت نکند، و با همسایه خود خوش همسایگی نکند، و با هم خوراکی خود، مراعات خوراک نکند، ای شیعه آل محمد تا بتوانید از خدا بپرهیزید، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ.
آگاه باشید هرکس به مسلمانی خیانت کند، از ما نیست واین را سه با تکرارفرمود.
از ما نیست کسی که به مسلمانی خدعه نماید، و از ما نیست هرکس به مسلمانی خیانت کند.
از ما نیست کسی که به مسلمان حیله کند.
همانا شفاعت ما شامل حال کسی که نماز را سبک شمارد، نخواهد شد.
الشِّیعَةِ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فَداکَ إنِّی خِفتُ الشُّهرَةَ قالَ: أَفَلا خِفتَ البَلیِّةَ...؛(1)
إسحاق بن عمار می گوید: وارد شدم برامام صادق (علیه السلام) ، حضرت با چهره گرفته (وترش روئی) به من نگاه کرد، عرض کردم: چه باعث شده حال شما نسبت به من تغییرکرده؟ فرمود: آنچه حال تو را نسبت به برادران دینی تو تغییرداده، ای اسحاق به من خبررسیده تو دربه آنی درِخانه ات نشانده ای که فقرای شیعه را از تو دور می کند، عرض کردم فدایت شوم من از مشهورشدن می ترسم (می ترسم شناخته شوم و دشمنان اذیت کنند و..) فرمود از بلا نمی ترسی؟
آگاه باشید! همانا خداوند از مرد از حق همسایه اش سؤال خواهد کرد، و هرکس حق همسایه اش را ضایع کرده باشد از ما «اهل بیت» نیست.
بدانید همانا از ما نیست، کسی که با همسایه اش خوشرفتاری نکند.
مردی گوید به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: گروهی از دوستان شما مرتکب گناهان می شوند و می گویند: ما امیدواریم امیدواریم [اهل بیت به ما شفعت نمایند]، فرمود: دروغ گویند، دوست ما نیستند.
ازما نیست کسی که هر روزنفس (عملکرد) خود را، حسابرسی نکند.
آن که حدیث «سرّی» ما را فاش کند، ما را به خطا نکشته است، بلکه از روی عمد کشته است.
هرکس سخنان «سرّی» مرا افشا کند، او مانند کسی است که حق مرا بر ما انکارکرده است.
مسلمان نباید در رکاب کسی که به فرمان خدا ایمان ندارد و در مورد غنیمت دستورخدا را اجرا نمی کند، به جهاد برود، که اگر در چنین جنگی کشته شود دشمن ما را، در منع حقوق ما و ریختن خون ما، یاری کرده است و مرگ او مرگ دوران جاهلیت است.
هرمردی از شیعیان ما که نزد مردی از برادرش برود، و درباره حاجتی از او کمک بخواهد و او با این که قدرت برآن دارد، کمکش نکند، خداوند او را گرفتارکند که حاجت دیگری از دشمنان ما را برآورد، و بدان سبب خداوند او را در روز قیامت عذاب نماید.
هرکس سخنان «سرّی» مرا افشا کند، خداوند ایمان او را سلب خواهدکرد.
کسی که امانت ندارد، ایمان ندارد.
هرکس تعصب کند و یا بر او تعصب نمایند، رشته ایمان ازگردن اوخارج می شود.
شک (به خدا ومعاد)، ایمان را از بین می برد.
انسان مکّار، حلیه گر و بی وفا ایمان ندارد.
حیله و خیانت از ایمان دورند.
بنده مزۀ ایمان را نمی چشد، تا دروغ را ترک کند، چه شوخی وچه جدّی.
همانا حرام است برشما که مزه ایمان را بچشید، مگرآن که نسبت به دنیا بی رغبت شوید.
«پرداخت نکردن زکات از عواملی است که به اسلام وایمان انسان لطمه می زند وباعث بی ایمانی انسان می شود»(4)
کم ترین چیزی که باعث می شود انسان از ایمان خارج شود، این که انسان با انسانی پیمان برادر دینی ببندد برای آن که لغزش ها وخطاهای او را شمارش کند تا روزی او را سرزنش ومذمت نماید.
از دنیا بترس زیرا، که آن دام شیطان وتباه کننده ایمان است.
غضب ایمان را تباه می کند، همانطوریکه سرکه عسل را تباه می سازد.
همنشینی با أهل دنیا، فراموش کردن ایمان وکشانده شدن بسوی شیطان است.
زمانی مؤمن به برادرخود تهمت زد، ایمان درقلب او ذوب مگردد، همانطوریکه نمک در آب ذوب می شود.
همانا حسد ایمان را نابود می کند، همانطوری که آتش خاشاک را ازبین می برد.
صباح گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم به ایشان عرض شد: آیا «انسان» مؤمن زنا می کند؟ حضرت فرمود: نه، زمانی او برروی شکم آن «زانیه» است ایمان از او سلب می شود.
شراب و ایمان، هرگز در درون یا دل کسی با هم جمع نمی شوند.
«یکی از عوامل نابودکنندۀ اسلام وایمان انسان، به خداوند متعال شریک قراردادن است»(2)
«عمل نامشروع - زنا»
فَأَمَرَرَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) عَلیًّا وَسَلمانَ وَأَباذَرَ- نَسِیتُ آخَرَوَأَظُنُّهُ المِقدادَ - أَن یُنادُوا فِی المَسجِدِ بِأَعلی أَصواتِهِم به آنهُ لا اِیمانَ لِمَن لَم یَأمَن جارُهُ بَوائِقَهُ فَنادَوبِهِ ثَلاثًا؛(3)
همانا مردی از انصار خدمت رسول خدا آمد عرض کرد: من خانه ای درفلان قبیله خریداری کرده ام، و نزدیک ترین همسایه من درآن خانه کسی است که خیری از او به من نرسد و از شرّش آسوده نیستم، پس رسول خدا به علی و به سلمان و اباذر و دیگری را نیز فرمود که من فراموش کردم وگمان دارم که مقداد بود، دستور داد که با بلندترین آوازشان در مسجد فریاد زنند: هرکه همسایه اش از آزار او آسوده نباشد ایمان ندارد.
باب دوم «ب»
«أداء نکردن امانت، جورحاکم درقضاوت، شهادت دروغ، پنهان کردن شهادت حق، خیانت به یک دیگر، منع زکات، ندادن قرض، ندادن امکانات اولیه زندگی به کسی که نیازدارد، قساوت قلب نسبت به فقرا و درماندگان، ظلم به یتیمان، ظلم به بیوه زنان، قهرکردن به سائل و فقیر، رَد کردن سائل و فقیر در شب»
امت من زمانی که به یکدیگرخیانت نکرده وامانت را «بصاحبش» برگردانده و زکات را آداء نموده اند در خیر هستند، و زمانی که این ها را انجام ندادند به قحطی وخشکسالی گرفتارخواهند شد.
ابی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: و گناهانی که باران آسمان را به بند می آورد: ظلم حاکم و داوری در قضاوت، و شهادت وگواهی دروغ، و پنهان کردن شهادت وگواهی «حق»، و ندادن زکات و قرض و منع کردن مردم از ضروریات زندگی «مانندآب و...»، وقساوت قلب و سنگدلی نسبت به نیازمندان و درماندگان، و ظلم به یتیم و بیوه زنان بیچاره، و قهرکردن به سائل و نیازمند و ردّکردن آن در شب «شاید به خاطرحفظ آبرو و یا به جهت نیاز بیشترشب سائلی می کند).
هرگاه خداوند برامّتی خشم وغضب کرد وعذاب برآن ها نازل نکرد، «لکن آن ها را به چیزهایی مبتلا سازد که در شمار عذاب های دردناک است ازجمله»: نرخ هایشان بالارود، و عمرهایشان کوتاه گردد، و بازرگانان شان سود نبرند، و میوه جات شان پاکیزه نگردد «آفات زَنَد»، و نهرها وچشمه هایشان پرآب نگردند، و باران از آنها قطع شود (و دچارخشک سالی شوند) و ناکسان برسرآنان مسلط گردند.
هرگاه میزآن ها کم و کاهش پیدا کند، «و کم فروشی رواج یابد» خداوند آن مردم به خشکسالی وکمبود گرفتارسازد.
هرگاه والیان دروغ گفتند باران به بند می آید، وقتی که حاکم ستم کرد حکومت سست گردد، و زمانی که زکات اداء نشد چهارپایان (در اثر خشکسالی و...) از بین روند.
عوامل طبیعی نابودی زراعات «غیر از گناه»
قرآن کریم: «مَثلُ ما یُنفِقُونَ فِی هذِهِ الحَیوة الدُّنیا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیها صِرٌّأَصابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَمُواأَنفُسَهُم فَأَهلَکَتهُ وَماظَلَمَهُمُ اللهُ وَلکِن اَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(4)
آنچه آنها (کافران) در این زند گی پست دنیوی انفاق می کنند، همانند باد سوزانی است که به زراعت قومی که برخود ستم کرده «و در غیرمحل و وقت مناسب کشت نموده اند» بوَزَد وآن
را نابود سازد، خدا به آن ها ستم نکرده، بلکه آن ها خودشان به خویشتن ستم می کنند.
هنگامی که فساد شخص ظاهر و علنی شد، باطن و درون او نیزفاسد می گردد.
هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، وکسی که برای خود خداپرستی کند همیشۀ عمرش در باطل فرورفته است.
چگونه از باطل جدا شود، کسی که به حق نپیوسته است.
(جریان قوم سبأ، داستان دو مرد و سرانجام صاحبان باغ سبز)
قرآن کریم: «لَقَد کٰانَ لِسَبَإٍ فِی مَسکَنِهِم آیَةٌ جَنَّتٰانِ عَن یَمِینٍ وَشِمٰالٍ، کُلُوا مِن رِزقِ رَبِّکُم وَاشکُرُوالَهُ بَلدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛»(4)
برای قوم سبا در محل سکونتشان نشانه ای (ازقدرت الهی) بود، دو باغ (عظیم وگسترده) از راست وچپ (با میوه های فراوان، به آنها گفتیم) از روزی پروردگارتان بخورید وشکر
او را بجا آورید، شهری است پاک وپاکیزه وپروردگار آمورزنده (و مهربه آن).
«وَجَعلنٰا بَینَهم وَبَینَ القُریَ الَّتِی بٰارَکنافِیها قُریً ظٰاهِرَةً وَقَدَّرنٰا فِیهٰا السَّیرَ، سِیرُوا فِیهٰالَیالِیَ وَأَیّٰاماً آمِنِینَ؛»(1)
میان آنها و سرزمین هائی که برکت داده بودیم شهرها و آبادی های آشکار قراردادیم، و فاصله های متناسب ونزدیک مقرر داشتیم (و به آنها گفتیم) شب ها و روزها در این آبادی ها در امنیت کامل مسافرت کنید.
«وَاضرِب لَهُم مَثَلا رَجُلَینِ جَعَلنٰا لأَحَدِهِمٰا جَنَّتَینِ مِن أَعنٰابٍ وَحَفَفنٰاهُمٰا بِنَخلٍ وَجَعَلنٰا بَینَهُمٰا زَرعًا؛»(2)
برای آن ها مثالی بیان کن، داستان آن دو مرد را که برای یکی از آن ها دو باغ از انواع انگورها قراردادیم، و در گرداگرد آن درختان نخل و در میان این دو زراعت پربرکت.
«کِلتَا الجَنَّتَینِ آتَت أُکُلَهٰا وَلَم تَظلِمُ مِنهُ شَیئًا وَفَجَّرنٰا خِلالَهُمٰا نَهرًا؛»(3)
هردو باغ میوه آورده بودند «میوه های فراوان» وچیزی فروگذارنکرده بودند، ومیان آن دو نهر بزرگی از زمین بیرون فرستادیم.
«اعراض و روگردانی از حقیقت و خدا»قرآن کریم: «فَأَعرضُوا فَأَرسَلنٰاعَلَیهِم سَیلَ العَرِمِ وَبَدَّلنٰاهُم بِجَنَّتِهِم جَنتَینِ ذَوٰاتٰی أُکُلٍ خَمطٍ وأَثلٍ وَشَیئٍ مِن سِدرٍقَلِیلٍ؛»(4)
اما آن ها «از حقیقت وخدا» روی گردان شدند، و ما سیل ویرانگر را برآنها فرستادیم و دو باغ «پربرکت»شان را به دو باغ «بی ارزش» بامیوه های تلخ، و درختان شوره گز، و اندکی درخت سدر مبدل ساختیم.
«وَلَقَد صَدَّقَ عَلَیهِم إِبلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إلافَرِیقًا مِنَ المُؤمِنِینَ؛»(5)
به یقین ابلیس گمان خود را درباره آن ها محقق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان.
قرآن کریم:«وَکٰانَ لَهُ ثَمَرٌ، فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَهُوَیُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکثَرُمِنکَ مٰالا وَأَعَزَّنَفَرًا؛»(1)
صاحب این باغ درآمد قابل ملاحظه ای داشت به همین جهت به دوستش درحالی که به گفتگو برخاسته بود چنین گفت من از نظرثروت از تو برترم، و نفراتم نیرومندتراست !.
«وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَظٰالِمٌ لِنَفسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَن تَبِیدَهذِهِ أَبَدًا؛»(2)
و درحالی که به خود ستم میکرد در باغش گام نهاد وگفت من گمان نمی کنم هرگز این باغ فانی ونابود شود.
قرآن کریم:76 - وَمٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَلَئِن رُدِدتُ إِلی رَبِّی لأَجِدَنَّ خَیرًا مِنهٰا مُنقَلِبَا؛»(3)
و به اورنمی کنم قیامت برپا گردد و اگر به سوی پروردگارم بازگردم (و قیامتی در کار باشد) جایگاهی بهتراز اینجا خواهم یافت.
قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طاغِینَ؛»(4)
(فریادشان بلند شد) گفتند: وای برما که طغیانگر بودیم.
قرآن کریم:«قٰالُوا سُبحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(5)
گفتند: منزه است پروردگارما، مسلما ما ظالم بودیم «ظالم به خود و ظالم به دیگران».
«مَثلُ مٰا یُنفِقُونَ فِی هذِهِ الحَیٰاةِ الدُّنیٰا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهٰا صِرٌّ أَصٰابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ وَمٰا ظَلَهُم اللهُ وَلٰکِن أَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(6)
داستان کافران، درمالی که برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند، هیچ بهره ای نیابند بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشت قوم ستمکاری برسد وهمه را نابود گرداند
وخدا ستمی برآنها نکرده لیکن آنان به خود نفس خود ستم می کنند.
«صِرّ، باد شدید سوزان چه از نظر سرما و چه از نظر گرما. سرمازدگی و گرمازدگی محصولات کشاورزی در اثر باد شدید، سرد و یا گرم»
قرآن کریم:«وَلَولا إِذ دَخَلتَ جَنَّتَکَ قُلتَ مٰاشٰاءَللهُ لا قُوَّةَ الا بِاللهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنکَ مالا وَوَلَدًا؛»(1)
تو چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خداخواسته؟ قوت (و نیروی) جز از ناحیه خدا نیست، اما اگر می بینی من از نظرمال وفرزند از تو کمترم، «مطلب مهمی نیست».
«فَعَسٰی رَبِّی أَن یُؤتِیَنِ خَیرًا مِن جَنَّتِکَ وَیُرسِلَ عَلَیهٰا حُسبانًا مِنَ السَّمٰاءِ فَتُصبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا؛»(2)
شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد، و مجازات حساب شده ای ازآسمان بر باغ توفرستد، آنچنانکه آن را به زمین بی گیاه لغزنده ای تبدیل نماید.«أَویُصبِحَ ما ؤُهاغَورًا فَلَن تَستَطِیعَ لَهُ طَلَبًا؛»(3)
و یا آب آن در اعماق زمین فرو رود، آنچنانکه هرگز قدرت جستجوی آن را نداشته باشی.
«وَأُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَ صبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیهِ عَلٰی مٰا أَنفَقَ فِیهٰا وَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلٰی عُرُوشِهٰا وَیَقُولُ یٰا لَیتَنِی لَم أُشرِک بِرَبِّی أَحَدًا؛»(4)
و تمام میوه های آن نابود شد، او مرتبًا دست های خود را «بخاطر هزینه هائی که در آن صرف کرده بود» بهم می مالید، درحالی تمام باغ بر پایه ها فروریخته بود، و می گفت: ای کاش کسی را شریک پروردگارم قرارنداده بودم.
«وَلَم تَکُن لَهُ فِئَةٌ یِنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَمٰا کٰانَ مُنتَصِرًا؛»(5)
و گروهی، غیر از خدا، نداشت که او را یاری کند، و نمی توانست از خویشتن یاری گیرد.
«هُنالِکَ الوِلایَةُ للهِ الحَقِّ هُوَخَیرٌ ثَوابًا وَخَیرٌعُقبًا؛»(6)
در این هنگام ثابت شد که ولایت «وقدرت» از آن خداوند حق است، اواست که برترین ثواب و بهترین عاقبت را (برای مُطیعان) دارد.
قرآن کریم: «فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِد بَینَ أَسفٰارِنٰا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَجَعَلنٰاهُم أَحٰادِیثَ وَمَزقنٰاهَم کُلَّ مُمَزَّقٍ، إِنَّ فِی ذٰالِکَ لآیاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ؛»(1)
ولی گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن «تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند و به این طریق» آن ها به خویشتن ستم کردند و ما آنها را اخبار و داستانی «برای دیگران» قرار دادیم و جمعیتشان را متلاشی ساختیم، در این ماجرا آیات و نشانه های عبرتی است برای هرصابر شکرگزار.
قرآن کریم:«قٰالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَکُم لَولا تُسَبِّحُونَ؛»(2)
یکی از آن ها که از همه عاقل تر بود گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی گوئید؟!.
قرآن کریم:«قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَهُوَیُحٰاوِرُهُ أَکَفَرتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِن تُرٰابٍ ثُمَّ مِن نُطفَةٍ ثُمَّ سُوّٰیکَ رَجُلا؛»(3)
دوست «با ایمان وی» در حالی که با او به گفتگو پرداخته بود گفت: آیا به خدایی که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریده، و بعد از آن تو را مرد کاملی قرار داد کافر شدی؟!.
«ذٰالِکَ جَزَینٰاهُم بِمٰا کَفَرُوا وَهَل نُجٰازِی إِلاَ الکَفوُرَ؛»(4)
این را به خاطر کفرشان به آن ها جزا دادیم، و آیا جز کفران کننده را به چنین مجازاتی کیفر می دهیم؟!
قرآن کریم: «إِنّٰابَلَونٰاهُم کَمٰابَلَونٰاأَصحٰابَ الجَنَّةِ إِذأَقسَمُوالَیَصرُمَنَّهٰامُصبِحِینَ؛»(5)
ما آن ها را امتحان کردیم، همان گونه که صاحب آن باغ را آزمایش کردیم، هنگامی که سوگند یاد کردند، که میوه های باغ را صبحگاهان «دور از انظارمستمندان» بچینند.
«وَلایَستَثنُونَ؛»(1)
وهیچ از آن «چیدن میوه های باغ بدور ازچشم مستمندان» استثنا نکنند.
«فَطٰافَ عَلَیهٰا طٰائِفٌ مِن رَبِّکَ وَهُم نٰائِمُونَ؛»(2)
اما عذابی فراگیر«شبه آنه» بر تمام باغ آن ها فرود آمد درحالی که همه در خواب بودند.«فَأَصبَحَت کَالصَّرِیمِ؛»(3)
و آن باغ سرسبز، همچون شب سیاه وظلمانی شد.
«فَتَنٰادَوامُصبِحِینَ؛»(4)
صبح گاهان یک دیگررا صدا زدند.
«أَنِ اغدُواعَلٰی حَرثِکُم إِن کُنتُم صٰارِمِینَ؛»(5)
که به سوی کشت زار و باغ خود حرکت کنید، اگر قصد چیدن میوه ها را دارید.
«فَانطَلَقُوا وَهُم یَتَخٰافَتُونَ؛»(6)
آن ها حرکت کردند درحالی که آهسته باهم می گفتند....
قرآن کریم: «أَن لایَدخُلَنَّهَا الیَومَ عَلَیکُم مِسکِینٌ؛»(7)
مواظب باشید امروز حتی یک فقیر برشما وارد نشود!.
«وَغَدَواعَلٰی حَردٍ قٰادِرِینَ؛»(8)
آن ها صبح گاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند.
«فَلَمّٰا رَأَوهٰا قالُوا إِنّٰا لَضٰالُّونَ؛»(9)
هنگامی که «وارد باغ شدند و» آن را آن گونه دیدند - نابود شده - گفتند: ما راه را گم کرده ایم!.
«بَل نَحنُ مَحرُومِینَ؛»(1)
بلکه ما محرومیم «همه چیزبه طورکامل، ازدست ما رفته».
«فَأَ قبَلَ بَعضُهُم عَلٰی بَعضٍ یَتَلاوَمُونَ؛»(2)سپس آنها رو به هم کردند وبه ملامت یکدیگر پرداختند.
«قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طاغِینَ؛»(3)
(فریادشان بلند شد) گفتند: وای برما که طغیانگربودیم.
«عَسٰی رَبّنُٰا أَن یُبدِ لَنٰا خَیرًا مِنهٰا إِنّٰا إِلٰی رَبِّنٰا رٰاغِبُونَ؛»(4)
امیدواریم پروردگارمان «ما را ببخشد و» بهتر از آن را به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او دلبسته ایم.
«کَذٰالِکَ العَذٰابُ، وَلَعَذٰابُ الآخِرَةِ أَکبَرُلَوکٰانُوا یَعلَمُونَ؛»(5)
این گونه است عذاب خداوند «در دنیا» وعذاب آخرت از آن هم بزرگتر است، اگر می دانستند.
قرآن کریم: «وَإِذاتَولَّی سَعی فِی الأَرضِ لِیُفسِدَ فِیها وَیُهلِکَ الحَرثَ وَالنّسل وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسادَ؛»(6)
و هنگامی که روی برمی گردانند (و از نزد توخارج می شوند) در راه فساد در زمین گوشش می کنند و زراعت ها و چهارپایان را نابود می سازند (با اینکه می دانند) خدا فساد را دوست نمی دارد.
«بسیاری از مفسران احتمال داده اند که مقصود ازجملۀ «إذا تولّی» همان مسئلۀ قبول ولایت وحکومت است، یعنی منافقان هنگامی که به مرحله ای ازحکومت وسلطه برسند، دست به فساد و خرابی زده وظلم وستم را در میان بندگان خدا به راه می اندازند و به خاطرظلم وستم آن ها آبادی ها روبه ویرانی می گذارد، دام ها هلاک می شوند و جان و مال مردم برباد می رود.
«حَرث» به معنی زراعت و«نسل» به معنی اولاد است، و بر اولاد انسان و غیرانسان اطلاق می شود، بنابراین هلاک کردن حرث ونسل به معنی از میان بردن هرگونه موجود زنده است، اعم ازموجودات زندۀ نباتی، حیوانی و انسانی»(7)
سررشتۀ همۀ زشتی ها، نیکی کردن به اراذل و ناکسان است.
بَد بنده ای است بنده وآدم، «همزة ولمزة» یعنی آن که، غیبت، عیب جوئی، استهزا ومسخره می کند، و با چهره ای روبرو می شود و با چهره دیگر پشت می گرداند.
چه بد قومی است قومی که، امربه معروف ونهی از منکر را، عیب می دانند.
برای انسان بسی زشت است که زشتی های مردم را زشت شمارد، و آنان را از پستی ها وگناهان منع نماید، لکن وقتی که خودش تنها می شود همان زشتی ها را مرتکب گردد و از کارش دست برندارد.
افزودن اموال با کم کردن آبروها، ناکسی و زشتی است.
همکاری کردن برای یاری باطل، زشتی وخیانت است.
با بخل، ننگ و زشتی بیشترمی شود.
بخل، پست فطرتی و فرومایگی، ضد و دشمن تمام خوبی ها، جامع و مرکز تمام زشتی ها، بدی ها و پستی ها است.
بخل زیاد سبب بدی انسان می شود.
چهار چیزاست که مرد را بزشتی بیالاید: بخل، دروغ، آزمندی وبداخلاقی.
بخل زیاد، سبب بدی وزشتی انسان می شود.
امام علی (علیه السلام) فرمود: بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، ومهاری است که انسان را به سوی هربدی می کشاند.
زشت خویی بدترین، دوست است.
بدخوئی زشت و بدی کردن با شخص نیکوکار نکوهیده وناکسی است.
هرکس بدگفتار باشد، بدزندگی است.
کسی که بدگمان باشد، بداندیش می شود.
266.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَسٰاءَ إجتَلَبَ سُوءَ الجَزٰاءِ؛(6)
هرکس بدی کند، پاداش بدی را بخود جلب کرده است.
آزمندی وحریص بودن، شخص را زشت و دین را تباه می کند وجوانمردی را معیوب می سازد.
برتو باد، بدوری ازحرص زدن که آن، سر هر پستی و اساس هر زشتی است.
از بزرگ ترین زشتی وپلیدی است که شخص خود را نگهدارد، و ناموسش را تسلیم دیگری نماید «بلکه باید در راه نگهداری دین وناموس تا پای جان ایستادگی کرد».
از ناکسی و زشتی انسان است که مالش را نگهدارد و ناموس خود را در اختیار دیگران قرار دهد.
قرآن کریم: «وَیِعَذِّبَ المُنافِقِینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکاتِ آَلظّانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسائَت مَصِیرَا؛»(4)
وخداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند گمان بد می برند عذاب نماید، حوادث سوء و بد «که برای مؤمنان انتظار می کشند» تنها برخودشان نازل می شود، خداوند آن ها را غضب کرده، و آن ها را از رحمت خود دور ساخته، و جهنم را برای آن ها آماده کرده، وچه بَد سرانجامی است.
هیچ روشی، زشت تر از دروغگویی نیست.
بدترین مردم آن کس است که مردم را دشمن دارد ومردم نیزاو را دشمن دارند.
بَد بنده ای است بنده و آدم «همزة ولمزة» یعنی آن که، غیبت، عیب جویی، استحزا و مسخره می کند، و با چهره ای روبرو می شود و با چهره دیگر پشت می گرداند.
چه بَد بنده ای است آن بنده ای که دارای دو چهره باشد، درحضور برادرش او را ستایش نماید و در پشت سر او را بخورد «از او بدگویی وغیبت کند». اگر ثروتی به دست آورد بر او رشک برد، و اگر گرفتار شود دست از یاری او بردارد.
کسی که دوستیش در راه خدا نباشد از او حذرکن، همانا دوستی آن فرومایگی و همنشینی با او شوم و زشت است.
امام صادق (علیه السلام) - درپاسخ به سؤال مفضل ازعلت تحریم خمر- فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگسار دچار رعشه اندام می شود، نورانیت دلش ازبین می رود، مردانگی ومروت را از دست می دهد، در ارتکاب کارهای حرام وخون ریزی و زنا گستاخ و بی پروا می شود، و درحال مستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوز کند، شراب بر شرابخوار جز شر و بدی نمی افزاید.
امام علی (علیه السلام) : قطع رحم (و رابطه خویشاوندی) بدترین روش ها است.
چه بد بنده ایست آن بندۀ که دراوطمعی باشد، که او را بکشاند بطرف «خواسته های ذلّت آور» و چه بد بنده ایست آن بندۀ که در او رغبتی باشد که او را خوار کند.
بدکرداری نشانه، بد نهادی و بد طینتی است.
قرآن کریم: «وَلا تَقرَبُواالزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِیلًا؛»(5)
و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت و بد راهی است.
هرکس از گناه «دیگری»، خوش و آسان نگذرد، به سختی و زشتی انتقام شود.
«یکی از اوصاف رذیله که باعث زشتی انسان در پیشگاه خدا و در نزد مردم می شود، عیب جویی و بدگویی از دیگران است»(2)
غضب صاحبش، را نابود می کند و زشتی هایش را آشکار می سازد.
«غیبت از جمله اوصافی است که در آیات و روایات بسیار تقبیح شده است، و سبب زشتی اسان می گردد»(4)
قرآن کریم:«وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَ تهُم رِجسًا إِلی رِجسِهِم وَما تُوا وَهُم کافیرُونَ؛»(5)
و اما آن ها که در دل های شان بیماری است، پلیدی برپلیدی ذاتی آنها افزود و درحال کفرجان دادند.
نتیجۀ کبر و غرور، بدگوئی است.
همنشین گناهان، در گروِ زشتی ها است.
فرومایگی زشت است، آن را جامه خود قرارمَده.
انسان فرومایه وقتی توانگرگردد، زشت گوی می شود و هرگاه وعده کند خلاف می نماید.
روش ناکسان، سخن زشت گفتن است.
مکر و حیله، بدی ها را دوچندان می کند.
امام علی (علیه السلام) : بدهمسایگی و إسائه أدب (بدی کردن) به نیکان از بزرگترین زشتیهاست.
3.2. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمٰا یَستَهجَنُ مِنَ الکَلامِ فَاِنَّهُ یَحبِسُ عَلَیکَ الِئٰامَ وَیُنَفِّرُعَنکَ الکِرٰامَ؛(2)
ازسخن زشت ومستهجن دوری کن، زیرا که زشت کاران را به تو نزدیک و نیکوکاران از تو دور می سازد.
دروغ بسیار، سبب بدگویی از انسان می شود.
از زشتی، دوری کن که آن بد نامت سازد، وگناهانت را زیاد کند.
آزرده نمودن، برادری را فاسد وتباه می کند.
وقتی مؤمن برادرش را به خشم آورد، به یقین از او جدا شده است.
از جفاکاری بپرهیز، زیرا که آن برادری را تباه می کند وخداوند ومردم را با انسان دشمن می سازد.
جفاکاری، برادری را ازبین می برد.
امام علی (علیه السلام) : خیانت و برادری هرگزجمع نگردد.
هرکس برادر مؤمن خود را، در حضورش ستایش کند، و پشت سر او غیبت او را نماید، پس همانا رشتۀ برادری بین آن دو قطع گردد.
أَبِیهِ، عَن آبائِهِ، عَن رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) قالَ: مَن إغتابَ مُؤمنَا بِما فِیهِ لَم یَجمَعِ اللهُ بَینَهُما فِی الجَنَّةِ أَبَدًا، وَمَنِ إغتابَ مُؤمنَا بِما لَیسَ فِیهِ فَقَدانقَتَعَتِ العِصمَةُ بَینَهُما؛(1)
امام صادق (علیه السلام) - در گفتار طولانی - فرمود: همانا پدرم از پدرش و او از پدرانش نقل کرد که رسول خدا فرمود: هرکس غیبت مؤمنی را کند درصفتی که در او هست خداوند هیچ گاه آن دو را در بهشت جمع نخواهد کرد، وکسی که غیبت مؤمنی را کند در چیزی در او نیست قطعا حرمت بین آن ها پاره می شود.
گفتار زشت، رتبه انسان را می کاهد و برادری را تباه می سازد.
«قهرکردن و ازهم دوری نمودن دو برادر دینی، باعث خروج آنان از اسلام و از دوستی و برادری یکدیگرمی گردد»(3)
أبوحمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وقتی که مرد به برادرمؤمن خود گفت: أف برتو، از ولایت و دوستی او خارج می گردد، و هرگاه گفت: تو دشمن منی یکی از آن دو کافر می شود، و خداوند از مؤمنی که نیت بد برای برادر دینی خود در سینه داشته هیچ عملی نمی پذیرد.
الفاجِرِوَالأَحمَقِ وَالکَذّابِ؛(1)
سزاوار است مرد مسلمان، از برادری با سه گروه اجتناب نماید: پرروی تبهکار، احمق و دروغگو.
«دروغگویی از اوصاف پست و زشتی است در اسلام به شدت از آن نهی شده، و سفارش گردیده که با انسان دروغگو دوستی و برادری نیزننمائید و از آنان دوری کنید»(2)
تا زمانی که امّت من امر به معروف ونهی ازمنکر می نمایند و درکارهای نیک به همدیگر یاری می رسانند در خیر و برکت هستند، و وقتی که اینها را انجام ندادند برکات ازآنان برچیده می شود.
خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوه ها، و جلوگیری از نزول برکات، و بستن درگنج های خیرات، آزمایش می کند، برای آن که توبه کننده ای بازگردد.
قرآن کریم: «وَلَوأَنَّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السّماءِ وَالأَرضِ وَلکِن کَذَّ بُوا فَأَ خَذناهُم بِما کانُوایَکسِبُونَ؛»(5)(6)و اگر مردمی که در شهرها و آبادی ها زندگی دارند، ایمان بیاورند و تقوی پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشائیم ولی «آنها حقایق را» تکذیب کردند ماهم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
«وقتی که قومی و مردمی حقایق (خدا، پیغمبر و...) را تکذیب و انکار کردند و ایمان نیاوردند وتقوی پیشه نکردند، خداوند هم بخاطراعمالشان آنان را مآخذه و مجازات می نماید و برکات آسمان و زمین را برای آنان می بندد».
أَلخِیٰانَةُ، وَالسِّرقَةُ، وَالشَّرٰابُ، وَالزِّنٰا؛(1)
چهار چیز است که اگر یکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت» آبادان نشود: خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.
درکتاب رسول خدا یافتیم «دیدیم» نوشته بود: هرگاه از دادن زکات دریغ کنند، زمین برکات خود را از زراعت و میوه ها، و معادن، همه آن ها را «همه خیرات و برکات را» از آنان دریغ می نماید.
هرکس به برادر مسلمان دشنام دهد، و «ناسزا بگوید» خداوند برکت را از روزی او ریشه کن کند.
چهارچیزاست که اگر یکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت» آبادان نشود: ... شرابخواری و زنا.
هرکس با برادر دینی خود غش، کند خداوند برکت را از روزیش بردارد، و زندگی او را پریشان و فاسد نماید، و او را بخویش واگذارد.
ای مفضّل! از گناهان بپرهیز، و شیعیان ما را از آن برحذردار، پس قسم به خداوند، هیچ چیزسریع تر از آن بر شما اثر نمی گزارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد و این نیست مگر به خاطرگناهان، و بیماری به او می رسد، این نیست، مگر به خاطرگناهانش، و روزیش کم می شود این به جز به علت گناهانش نیست.
هنگامی که نیت «افراد» فاسد گردد، برکت از میان برداشته می شود.
امام علی (علیه السلام) : دروغ وخیانت از اخلاق بزرگان نیسنتند.
از سخن زشت ومستهجن دوری کن، زیرا که آن نیکوکاران را از تو دور می سازد.
عادت وخوی فرومایگان و ابلهان آزار و اذیت کردن بزرگان وجوانمردان است.
هنگامی که فرومایگان والی أمرشوند، (و در مصدر امور قرارگیرند) گرانمایگان بیفتند و مقهور شوند.
آرزوها، دیده های بینش را کور می سازند.
هرکس آرایش و زیب دنیا دلش را ببرد، بدنبالش دو چشمش را کور سازد «و بصیرت را از او بگیرد»
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ البَلاءَ» (1)
«خداوندا! بیامرز برای من گناهانی راکه، باعث نزول بلا می شوند».
أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: گناهانی که باعث نزول بلاء می شود: به داد بیچاره نرسیدن، و به مظلوم کمک نکردن، وضایع کردن امربه معروف ونهی ازمنکراست.
همانا خداوند دوتا ملک فرستاد به سوی شهری، تا آن را برسراهلش ویران کنند، وقتی به آن شهر رسیدند مردی را یافتند که داشت دعا می کرد وتضرّع می نمود،«… تاحضرت فرمود:» پس یکی از فرشتگان برگشت به سوی خدا و عرض کرد: پروردگارا من رسیدم به آن شهر و بنده تو«فلانی» را دیدم که تو را می خواند و به سوی تو تضرّع می نماید، پس خداوند فرمود: آنچه امر کردم آن را انجام ده، برای این که این مرد هیچ وقت به خاطر من، به عنوان إعراض «در مقابل گنه کاران» غیظ نکرده و رو برنگردانده. «برای تغییر وضع اقدام و نهی از منکرنکرده است».
فَقالَ: إنّ الفتنة إذا أقبلت شُبِهَت - ثُمَّ ذَ کَرَالفِتَنَمِن بَعدِهِ إلی آن قامَ - فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ: یاأمِیرَالمُؤمِنِینَ ما یُصنَعُ فِی ذالِکَ الزَّمانِ ؟ قالَ: أنظُرُواآهلَ بَیتِ نَبِیِّکُم فَاِن لَبَدُوا فَالبُدُوا،
وَإن استَصرَخُوکُم فَانصُرُوهُم تُوجَرُوا، لا تَسبِقُوهُم فَتُصرِعُکُمُ البَلِیَّةُ، ثُمَّ ذَ کَرَحُصُولَ الفَرَجِ بِخُرُوجِ صاحِبِ الأَمرِ (علیه السلام) ؛(1)
زرّبن حبیش گوید: علی (علیه السلام) در نهروان خطبه ای ایراد فرمود، پس مردی بلند شد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین از فتنه ها به ما خبرده، فرمود: زمانی که فتنه ها رو آورد «باحق» مشتبه می شود، سپس فتنه های بعد از خود را بیان کرد، تا ایستاد«سکوت کرد»، بعد مردی از جا برخواست و عرض کرد: یا أمیرالمؤمنین در آن زمان چه باید کرد؟ فرمود: نگاه کنید به اهل بیت پیامبرتان، اگرسکوت کردند، شما هم سکوت کنید، اگر یاری خواستند یاری شان کنید، پاداش داده خواهید شد، به آنان سبقت و پیشی نگیرید که بلاها وگرفتاری ها شما را نابود می کند، بعد از آن حصول فرج با خروج صاحب الأمر(عجلّ الله تعالی فرجه الشریف) را بیان فرمودند.
قرآن کریم:«کَدَأب آَلِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِم فَأَهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَغرَقنا آلَ فِرعَونَ وَکُلٌّ کانُوا ظالِمِینَ؛»(2)
این به حال فرعونیان وکسانی که پیش از آن ها بودند می ماند که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما هم به خاطر گناهانشان آن ها را هلاک نمودیم، فرعونیان را غرق کردیم وهم این گروه ها ظالم بودند.
«فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیناهُ وَمَن مَعَهُ فِی الفُلکِ وَجَعَلنا هُم خَلائِفَ وَأَغرَقنَا الَّذِین کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَانظُرکَیفَ کانَ عاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(3)
اما آن ها او را تکذیب کردند و ما او را و کسانی که با او در کشتی بودند، نجات دادیم، آن ها را جانشین «و وارث کافران» قراردادیم و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آن ها که انذار شدند «و به انذار الهی اهمیت ندادن» چگونه بود.؟!
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) : فرمود: کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک کند، خدا لباس ذلّت وخواری بر او می پوشاند، و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد، دل او در پردۀ گمراهی مانده وحق از او روی می گرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم واز عدالت محروم است.
نزول بلا (باران سنگ)
قرآن کریم:«قالُواإِنّااُرسِلنا إِلی قَومٍ مُجرِمِینَ؛»(1)
گفتند: ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده ایم.
«لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارَةً مِن طِینٍ؛»(2)
تا بارانی از «سنگ گل» بر آن ها بفرستیم.
«مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ لیلمُسرِفِینَ؛»(3)
سنگ هایی که از ناحیه پرورد گارت، بر اسراف کاران نشان شده است.
هنگامی که از قوم لوط، آن رفتار زشت صادرشد، زمین به خدای خود نالید چنان که گریه اش به آسمان رسید، وآسمان چنان نالید که گریه اش به عرش پروردگاررسید، پس خداوند آسمان را فرمان داد برایشان سنگ ببار، و زمین را امرفرمود آنان را فروبر.
دین خود را «عروس» دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی، رنج، اندوه و بلا عروسی خواهد کرد.
قرآن کریم:«وَفِی عادٍ إِذ اَرسَلنا عَلَیهِمُ الرِّیحَ العَقِیمَ؛»(1)
همچنین در سرگذشت قوم «عاد» نیز آیتی است، در آن هنگام بادی بی باران برآن ها فرستادیم.
«ما تَذَرُمِن شَیئٍ أَتَت عَلَیهِ إِلا جَعَلَتهُ کَالرَّمِیمِ؛»(2)
که از هر چیزی می گذشت آن را رها نمی کرد، تا هم چون استخوان های پوسیده کند!.
«فَلَمّا رَأَوهُ عارِضًا مُستَقبِلَ أَودِیَتِهِم قالُوا هذا عا رِضٌ مُمطِرُنا بَل هُوَمَا استَعجَلتُم بِهِ رِیحٌ فِیها عَذابٌ اَلِیمٌ؛»(3)
هنگامی که عذاب را به صورت ابرگسترده دیدند، که به سوی دره ها وآبگیرهای آنان درحرکت است «خوشحال شدند» گفتند: این ابری است باران زا «ولی به آن ها گفته شد» این همان چیزی است که برای آمدنش شتاب می کردید، تند بادی است «وحشتناک»که عذاب دردناکی درآن است.
«تُدَمِّرُکُلَّ شَیئٍ بِاَمرِرَبِّها فَاَصبَحُوا لا یُری إِلا مَساکِنُهُم کَذالِکَ نَجزِی القَومَ المُجرِمِینَ؛»(4)
همه چیزرا به فرمان پروردگار درهم می کوبد و نابود می کند، آن ها صبح کردند درحالی که چیزی جزخانه های آن ها به چشم نمی خورد، این گونه مجرمان را کیفرمی دهیم.«وَفِی ثَمُودَ إِذ قِیلَ لَهُم تَمَتَّعُوا حَتّی حَینٍ؛»(5)
و نیز در سرگذشت قوم «ثمود» عبرتی است، درآن هنگام که به آن ها گفته شد مدتی کوتاه متمتع باشید «وسپس منتظرعذاب».
«فَعَتَوا عَن أَمرِرَبِّهِم فَأَخَذَتهُمُ الصّاعِقَةُ وَهُم یَنظُرُونَ؛»(6)
آن ها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند «و نافرمانی کردند»، پس صاعقه آن ها را فرو گرفت درحالی که «خیره خیره» نگاه می کردند «بی آن که قدرت دفاع داشته باشند».
«فَمَا استَطاعُوا مِن قِیامٍ وَما کانُوامُنتَصِرِینَ؛»(1)
آن ها چنان بر زمین افتادند که قدرتی برقیام نداشتند، ونتوانستند ازکسی یاری طلبند.
محمد بن سنان گوید: درخدمت امام رضا (علیه السلام) بودم حضرت حدیث طولانی بیان کردند که مضمونش این بود: که سه نفر از بنی اسرائیل خود را از مؤمنی پنهان کردند، و به او اجازه ورود «به منزل و محل خود» ندادند بعد که صبح کردند آتشی ازآسمان نازل شد وهمه آن ها را سوزاند ومؤمن زنده ماند.
(فرعونیان،غرق شدن دردریا)
«فَتَوَلّی بِرُکنِهِ وَقالَ ساحِرٌ اَو مَجنُونٌ. فَأَخَذناهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذناهُم فِی الیَمِّ وَهُوَمُلِیمٌ؛»(3)
اما او«فرعون» باتمام وجودش از وی «موسی» رو برتافت وگفت: این مرد یا ساحراست، یا دیوانه!. ما او و لشکریانش را گرفتیم و در دریا پرتاب کردیم، درحالی که در خود را سرزنش می کرد.
(قوم نوح، جاری شدن سیل ویرانگر)
«وَقَومَ نُوحٍ مِن قَبلُ إِنَّهُم کانُوا قَومًا فاسِقِینَ؛»(4)
هم چنین قوم نوح را قبل از آن ها «با سیل»هلاک کردیم، چرا که قوم فاسقی بودند.
«مِمّا خَطِیئاتِهِم اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا نارًا فَلَم یَجِدُوا لَهُم مِن دُونِ اللهِ اَنصارًا؛»(5)
آری سرانجام همگی «قوم نوح» به خاطر، گناهان شان غرق شدند، و در آتش دوزخ وارد گشتند و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند!.
(نزول بلای ناگهانی و شب هنگام)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمود: توکه اعمال رسوا کننده مرتکب شده ای، خنده دندان نما مکن، وکسی که گناهانی را انجام داده، از بلای شبگیرو پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد.
عبّاس بن هلال شامی گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هرگاه بندگان، گناهان تازه ای را که سابقه نداشته، ایجاد کنند «انجام دهند» خدا برای آنها بلاهایی راکه سابقه نداشته «نمی شناختند» ایجاد کند.
هرگاه نیت فاسد شد، بلا نازل گردد.
«اشتغال به نعمت ها (دراثر اشتغال به نعمت، دین وآخرت را فراموش کند»
بسا کسی که، به بلای نعمت های خدا گرفتاراست.
کسی که بدی و گرفتاری مردم را بخواهد، از گرفتاری در امان نخواهد بود.
اگرنفس تو، مهارت را به دست گیرد آخرت را فاسد می سازد و تو را دربلائی افکند که آن را پایانی نباشد و بدبختی که انتها نداشته باشد.
«غنائم که مال عموم مسلمین است در دست افراد بخصوص قرار گیرد»
«امانت را برای خود، غنیمت بداند وبه صاحبش برنگرداند»
«زکات را به ضررخود بداند و آن را از مال خود نپردازد»
«زن هرچه بگوید ولوخلاف شرع باشد، اطاعت و اجرا نماید»
نافرمانی، آزار و اذیّت مادر.
نیکی به دوست به نیت ناراحت کردن مادر.«از مادرنا فرمانی و به او بدی کند و از دوست اطاعت وبه اونیکی نماید»
جفا، ستم و نامهربانی به پدر.
«با پدرومادر، نامهربان، بی مهر و بی محبت باشد، و با دیگران مهربان و با محبّت باشد»
شرابخواری.
پیشوای قوم، پسترین آنها باشد.
«پست ترین مردم، پیشوای آنان باشد»
11.- بلند شدن صداها از مساجد.
«صداهایی که درشأن مساجد نیستند، از مساجد بلند شود، مانند: اعلان گمشده، مرافعه و...؛ برطبق بعضی از روایات بلند کردن صدا در مسجد حرام و برطبق بعضی مکروه است»
نکته:
1- صدای بلند، غیر از قرآن و أذان
2 - تفاوت در روایات، شاید بخاطرتفاوت مورد باشد.
1) - غرر، ج 1، ص 286، ص 6.
«پوشیدن لباس حریر، برای مرد حرام است»
«توسط مردم و یا دولتمردان»
به کارگرفتن آلات و وسائل لهو، لعب و موسیقی حرام.
لعن کردن آخرین امّت به اوّلین.
«مرحوم شیخ صدوق می فرماید: منظور از اینکه آخر این امّت به اوّل آن لعن کند، خوارج هستند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را لعنت می کردند، درحالی که او از نظر ایمان به خدا و پیامبرش اول این امّت بود»(1).
«التوضیح: شرب الخمرلم یذ کرهنا هوفی نسخة آخر».
یحی بن سعید ازمحمد بن حنفیه و او از علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که پیامبرخدا (صلی اللّه علیه وآله) فرمود: هرگاه آمّت من پانزده چیزانجام دهند، به آنان بلاء نازل می شود، گفته شد یا رسول اللّه آنها کدامند؟ فرمود: زمانی که غنائم (که مال عموم است) دست اشخاص باشد، و امانت غنیمت شمرده شود، و زکات دادن ضرر شمرده شود، ومرد اززن خود اطاعت کند، و مادر خود را ناراحت سازد، ولی به دوستش إحسان کند، وبه پدرش جفا نماید، و پیشوای قوم پست ترین آن ها باشد، و مردم از بیم شرّش احترام کنند، و صدا از مساجد بلند گردد، و مردان لباس حریر پوشند، و کنیزان آوازه خوان برای خود گزینند، و آلات لهو به کار برند، و آخر این امّت به اوّل آن لعنت کند، در این هنگام باید در انتظار باد سرخ یا فرو رفتن زمین و یا مسخ باشند.
توضیح براینکه: شرب خمر اینجا ذکرنشده است و آن در نسخه دیگراست.
کسی که خُلق وخوی بد داشته باشد، اهل بیت واعضای خانواده، از او بیزار می شوند.
ترش رویی و چهره درهم کشیدن موجب بیزاری ونفرت (مردم) و مایه دوری ازخداوند است.
حسود، همیشه بیماراست.
عجب دارم از غفلت حسود، از تندرستی ها.
حسد، جسم را از بین می برد.
حسد، بدترین بیماری است.
قلبهایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد، اندوه آورنده ولاغرکننده است.
سلامت تن، در دوری ازحسادت است.
ریا کار، بیرونش زیبا و درونش بیماراست.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: پنج چیزاست که اگر به آن ها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید: هرگز در مردمی فحشا «زنا و...» پیدا نشود - که آن را آشکار کنند – جز اینکه در ایشان «بیماری» طاعون و دردهائیکه درگذشتگان آن ها سابقه نداشته پدیدار گردد.«مانند ایدز، کرونا و...»
حَرَّمَ اللهُ الخَمرَلِفِعلِها وَفَسادِها، لِأَنَّ مُد مِنَ الخَمرِتُورِثُهُ الإِرتِعاشَ...(4)
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمرفرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگسار دچار رعشه (اندام) می شود.
ص 60، ص 1613.
3) - اصول کافی، ج 4، ص 80، ح 1.
4) - «موضوع بدی وزشتی - شراب ومسکرات - حدیث شماره 276»
5) - غرر، ج 1، ص 29، ص 889.
شک کننده، همیشه بیماراست.
آگاه باشید! همانا هیچ رگی قطع نمی شود و هیچ دردسری، پیش نمی آید و هیچ مصیبتی وارد نمی شود و به هیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطر گناه.
و این مطابق با کلام خداست که در کتابش فرمود: «و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری ازاعمال بد را عفو می کند» و بعد فرمود: وآنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است که به آن مجازات می کند.
ای مفضّل! از گناهان بپرهیز و شیعیان ما را از آن برحذردار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریعتر از آن برشما اثر نمی گزارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد «و به دست او گرفتار می شود» واین نیست مگر به خاطرگناهان، و بیماری به او می رسد، این نیست مگر به خاطرگناهانش.
یا علی! هرخراشی که از چوبی برتن انسان وارد می شود، «صدمه جسمی»، وهرلغزشی قدمی «صدمه روحی»، بر اثرگناهانی است که از او سرزده.
گناهان بیماری است، و دوای آن ها استغفار و توبه کردن است، و شفاء به این است که دیگر به گناه برنگردی.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا این که هرگناهی کرده است «عوضش را» یا به وسیله بیماری در تنش، یا به تنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش واگر باز هم چیزی بماند مرگ را بر او سخت کنم.
کسی که با زن خود هم بسترشود، درحالی او درحال حیض بوده، فرزندی که به وجود آید مبتلا به بیماری جذام یا دچاربیماری برص (پیسی) می باشد «دراین خصوص» فقط باید خود را ملامت کند.
صیرفی می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: این معلولین «و معیوبین» جسمی را می بینی؟ عرض کردم بلی، فرمود: این ها کسانی هستند که پدرانشان درحال حیض با همسران خود هم بسترشده اند.
«در روایتی توصیه هایی را حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) به أمیرالمؤمنین (علیه السلام) می نماید، در این روایت به عوامل بسیاری ازبیماری های قبل از تولّد وحین انعقاد نطفه اشاره شده و نشان می دهد برای جلوگیری از بیماری باید از قبل از تولّد توجه داشت»
(بول نکردن بعد ازهم بسترشدن باهمسر)
(در روایتی است اگر«انسان» با همسرخود همبسترشود و قبل از غسل بول نکند تا بقیه منی از اوخارج شود، به دردی مبتلا می شود که درمانی برای اونیست)
برخی از اصحاب گوید: که به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: برادران وعموزادگانم خانه ام را برمن تنگ کرده و ازهمه آن خانه مرا به یک اطاق آن پناهنده کرده اند، ومن چنانچه در این باره اقدام کنم آنچه در دست آن ها است می گیرم، آن حضرت فرمود: صبرکن خداوند برایت گشایشی فراهم کند، گوید من منصرف شدم، وبایی در سال صد و سی و یک بیامد و بخدا سوگند همگی آن ها مردند و یک نفر از آن ها باقی نماند، گوید: من بیرون آمدم «و به نزد آن حضرت رفتم» همین که براو وارد شدم فرمود:
حال اهل خانه ات چطوراست ؟ عرض کردم: بخدا سوگند همه آن ها مردند، و یک نفر از آن ها زنده نماند، فرمود: این برای آن کاری بود که به تو کردند، و برای آن آزاری که به تو رساندن و قطع رحمی که کردند نابود شدند، آیا می خواستی که زنده باشند و بر تو تنگ بگیرند؟ عرض کردم: آری بخدا سوگند.
ای مردم، کالای دنیای حرام و برگ های خشکیدۀ وَبا خیزاست، پس از چراگاه آن دوری کنید.
(روایاتی درمورد عوامل پیدایش بیماری است، این دسته از روایان که بسیارمتعدد و فراوانند، عوامل مادی ومعنوی گوناگون را که منجربه بیماری در انسان می شود را مشخص می کنند)
دانشجویان «طالبان علم» سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی وستیزه، جویند، و دسته ای برای بلندی جستن وفریفتن جویند، و دسته ای برای فهمیدن وخرد ورزیدن، جویند. صاحب نادانی وستیزه «اوّلی» مردم آزاروستیزه گراست و در مجالس مردان سخنرانی می کند، از علم یاد می کند وحلم را می ستاید، بفروتنی تظاهر می کند ولی از پرهیزکاری تهی است، خدا «از این جهت» بینیش را بکوبد «و به زمین بمالد» وکمرش را بشکند.
1) - اصول کافی، ج 1، ص 61، ح 5 .
باب سوم «پ»
با حرص زیاد، پاکدامنی پدیدارنگردد.
اختلاف، در بین هرملت، قوم سبب پراکندی می شود.
هرک صبح را به شب رساند، درحالی که بزرگ ترین هم واندوه او دنیا باشد، خداوند فقررا جلو دو چشم او قرارمی دهد وکارش را پریشان سازد.
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ(4)»
«بارإلها! بیا مرز برای من آن گناهانی را که پرده های عصمت وصیانت را پاره می کند».
وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَهتِکُ العِصَمَ، شُربُ الخَمرِ، وَالَّعبُ بِالقِمارِ، وَتَعاطِی مایُضحِکُ النّاسَ مِنَ الغوِ وَالمَزاحِ، وَذِ کرُعُیُوبِ النّاسِ، وَمُجالِسَتُ اَهلِ الرَّیبِ؛(1)
ابی خالد کابلی گوید: ازامام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وگناهانی که پرده های عصمت را پاره می کند: شراب خواری، و قماربازی، وانجام کارهای لَغو ومزاح های بیهوده که باعث مَضحَکه وخنده بی جای مردم می شود، و بیان عیب های مردم، وهم نشینی با افرادی که درعقیده و ایمان انسان شک وتردید ایجاد می کنند.
مجاهد از پدرش و او از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: وگناهانی که پرده را بدرند شراب خواری است.
وَالذُّنُوبُ الَّتی تَکشِفُ الغِطاءَ: اَلإستِدانَةُ بِغَیرِ نِیَّتة الأَداءِ، وَالإسرافُ فِی النَّفَقَةِ عَلَی الباطِلِ، وَالبُخلُ عَلَی الأهلِ وَالوُلَدِ وَذَوِی الأرحا مِ، وَسُوءُالخُلقُ، وَقِلَّةُالصَّبرِ، وَإستِعمالُ الضَّجرِ وَالکَسَلِ، وَالإستِهانَةُ بِاَهلِ الدّیِنِ؛(3)
وگناهانی که پرده های حرمت وکرامت انسان را کنار می زنند: وام گرفتن با نیت اداء نکردن، و إسراف وخرج بیهوده در هزینه زندگی، و بَخیل بودن نسبت به خانواده وفرزندان وخویشاوندان، و بداخلاقی، وکم صبری، وپیشه کردن دلتنکی و تنبلی، و تحقیر أهل دین.
هر کس پرده ازاسراردیگری بردارد، خداوند بزرگ، پرده ازاسرارش بردارد.
هرکس به دنبال اسرارمردم افتد، خداوند اسرار او را آشکارکند.
امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: برهربنده ای چهل پرده کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود، چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده ازاو برداشته شود.
کشتن انسان بی گناه
قطع رحم وترک ارتباط با خویشاوندان فقیر و نیازمند
تأخیر انداختن نماز تا وقت آن بگذرد
ترک وصیت و رَد مَظالم *
منع کردن و ندادن زکات تا لحظة مرگ و بسته شدن زبه آن
وَالذُّنُوبُ الِتِی تُوریثُ النِدَمَ، قَتلُ النَّفسِ الّتِی حَرَّمَ اللّهُ، قال اللّهُ تَعالی فی قِصّةِ قابیل حینَ قتل أخاهُهابیل فعجزعن دفنه «فَأَصبَحَ مِنَ النّادِمِینَ»،وَتَرکُ صِلَةِ القَرابَةِ حَتّی یَستَغنِوا، وَتَرکُ الصَّلاةِ حتّی یَخرُجَ وَقتُها، وتَرکَ الوَصیّةِ وَرَدُّ المَظالِمِ، وَمَنعُ الزَّکاةِ حَتّی یَحضُرَ المَوتُ وَیَغلُقَ الّیسانُ؛(4)
وگناهانی که باعث پشیمانی می شود: کشتن انسانی که خداوند، کشتن او را حرام کرده است، خداوند – در قصّۀ قابیل، وقتی که برادرش هابیل را کُشت و از دفن او عاجز ماند - می فرماید: «صبح کرد درحالی که ازنادمین وپشیمان شدگان بود»، وقطع ارتباط با خویشاوندان فقیر و نیازمند تا وقتی غَنی و بی نیاز شوند، و تأخیرانداختن نمازتا وقت آن بگذرد، وترک وصیت و رَد مظالم، ومنع کردن و ندادن زکات تا لحظه مرگ و بندآمدن زبه آن.
امام علی (علیه السلام) : حاصل آروزها تأسف و پشیمانی است.
وگناهانی که پشیمانی ببارآورند، کشتن «آدم کشی» است.
قرآن کریم:«یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواإِن جائَکُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُواأَن تُصِیبُوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحُوا عَلی ما فَعَلتُم نادِمِینَ؛»(3)ای کسانی که ایمان آورده اید اگرشخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، و از کردۀ خود پشیمان شوید.
هرکس سواربرمرکب باطل شد، پشیمان گردید.
کسی که باطل را یاری کند، پشیمان می شود.
هرکس درکارخیرکوتاهی کند، زیان دیده وپشیمان گردد.
حاصل کوتاهی، پشیمانی است.
پایان دروغگویی، سرزنش وپشیمانی است.
کسی که به زبان خود مالک نباشد، پشیمان می شود.
هرکس جای پای خود را نشناسد،«نداند باید به کجا قدم بگذارد» بوسیله عوامل لغزش های پشیمانی، سرنگون شود.
هرکس درشتی کند، پشیمان شود.
هرکس بامردم دشمنی کند، پشیمانی وندامت اومستمر و همیشگی خواهد بود.
قران کریم: «حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُونِ؛»(3)
(آن ها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تازمانی که مرگ یکی از آن ها فرا رسد، می گوید: پروردگارمن، مرا بازگردانید!.
«لَعَلِّی أَعمَلُ صالِحًا فِیما تَرَکتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَقائِلُها وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثُونَ؛»(4)
شاید درآنچه ترک کردم (کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم «به اومیگویند» چنین نیست، این سخنی است که او به زبه آن می گوید «و اگربازگردد برنامه اش همچون سابق است» و پشت سرآن ها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.
هرکس ظلمش بیشترباشد، پشیمانیش بیشترخواهد بود.
برای ستمگر، انگشت به لب «به دندان» گزیدنی است.
از غضب دوری کن، چرا که اول آن دیوانگی آخرش پشیمانی است.
خشم را فرمان بردن، سبب پشیمانی وسرکشی «برخدا» است.
کسی که نافرمانی خدا کند، نومید گردد و پشیمان شود.
هرکس به بخل بپیوندد، نصیحت را گم کند.
کسی که فهم و دریافت خدا دادی را از دست دهد، از پند دهنده سود نگیرد.
میان شما و پندپذیری، پرده ای ازغروروخود خواهی وجود دارد.
کسی که مالک ترین چیز بر او عقلش نباشد، از پند وموعظه سودی نبرد.
چگونه دیگران را نصیحت کند کسی که، به خودش خیانت کرده (و آلوده به گناهان گردیده) است.
سه کس وگروه هستند که حقّ آن ها را نادیده نمی گیرد مگرمنافق -معروف بنفاق-: کسی که مویش را دراسلام سپید کرده، وآن که قرآن دانست، وپیشوا و رهبرعادل.
به کسی که دین ندارد، به پیمانش اعتماد مکن.
هرعهد شکنی را، شبۀ درکاراست.
دروغگو، امانت دار و فاجر، نگهدارندۀ «راز و پیمان» نیست.
نقض کردن پیمان، از نشانه های پلیدی است.
با پیمان شکنان وفاداری کردن، نزد خداوند پیمان شکنی است.
باب چهارم «ت»
بداخلاقی نفس را به وحشت می افکند ومودت را از بین می برد.
هیثم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکس ازخدا بترسد، خدا همه چیزرا از او بترساند، وهرکس ازخدا نترسد، خدا او را ازهمه چیز بترساند.
قرآن کریم: «سَأُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعبَ؛»(3)
بزودی در دل های کافران، ترس و وحشت می افکنیم.
قرآن کریم: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَریَةً کانَت امِنَةً مُطمَئِنَّةً یَأتِیها رِزقُها رَغَدًا مِن کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَت به آنعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَالخَوفِ بِما کانُوا یَصنَعُونَ؛»(4)
خداوند «برای آن ها که کفران نعمت می کنند» مثالی زده است، منطقه آبادی را که امن وآرام ومطمئن بوده، وهمواره روزیش بطور وافر از هرمکانی فرا می رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند، وخداوند به خاطراعمالی که انجام می دادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشاند.
قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : قالَ اللهُ عزّوجلّ: وَعِزَّتِی وَجَلالِی لا أَخرِجُ عَبدًا مِنَ الدُّنیا وَأَنَا آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها،... وَإِمّا بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ؛(1)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای عزوجل فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است «عوضش را»... یا با ترس وهراس دردنیایش، آزاو می ستانم.
شدت ترس، از ناتوانی مردم وضعف یقین «به خداوند» است.
برحذرباشید از این که کارگزار و یا کارمند حاکم ستمگرباشید، زیرا هرچه یک نفرازشما به ابواب ستمگر و حاشیه نشینی او نزدیکتر باشد از خدای متعال دورترخواهد بود، وهرکس خواست ستمگر را برخواست خدای (عزوجل) ترجیحدهد و مقدم دارد، پروردگار پارسائی را از دل او ببرد و او را حیران و سرگردان گذارد.
امام علی (علیه السلام) : تقوی را فاسد نمی کند و از بین نمی برد مگرغلبه شهوت.
وَالزَّکاةِ فَمَن صَلّی وَلَم یُزَکّ لَم تُقبَل مِنهُ صَلاتُهُ، وَأَمَرَبِالشُّکرِلَهُ وَلِلوالدَینِ فَمَن لَم یَشکُروالِدَیهِ لَم یَشکُرِاللهَ، وَآَمَرَبِاتّقاءِ اللهِ وَصیلَةِ الرَّحِمِ فَمَن لَم یَصِل رَحِمَهُ لَم یَتَّقِ اللهَ؛(2)
همانا خداوند به سه چیز امر فرمود وسه چیز درکنارآن ها است: امرکرده به نماز و زکات پس کسی که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول نمی شود، و امرکرده به سپاس از خودش و از پدر و مادر پس کسی که از پدر و مادر سپاسگذاری نکند ازخداوند هم سپاس گذاری نکرده است، وامرفرموده به تقوی الهی وصله رحم پس کسی که صله رحم نکرده تقوی الهی راهم رعایت نکرده است.
هرکس طبیعتش خشن، خشک و درشت باشد، اطرافش خالی شود «تنها ماند».«خود بینی»
هیچ تنهائی، ترسناکتر از خودبینی نیست.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزوجل) ازصاحب خوی بد توبه نخواسته، عرض شد: ای رسول خدا این چگونه باشد؟ فرمود: بجهت این که هرگاه ازگناهی توبه کند درگناه بزرگتری افتد.
خدا ازقبول توبه بدعت گذارخودداری فرموده، عرض شد، چرا چنین است؟ فرمود: زیرا که دوستی بدعت دل نشینش شده است.«پس توبه کردنش حقیقی نیست»
کسی که صبح کند درحالی که نیت ظلم به احدی را نداشته باشد، خداوند هرگناهی که درآن روز انجام دهد برای او می بخشد بجز ریختن خون ناحق و یا خوردن مال یتیم بحرام.
کسی که با زن نا محرم و یا، با مرد و یا پسربِچه ازپشت نزدیکی کند (عمل شنیع قوم لواط را انجام دهد) خداوند او را در روز قیامت مشحورکند درحالی که بوی بد او گندیده تراز بوی بد مرداراست،
«درحدّی که» همه مردم از بوی بد او دررنج می باشند، تا وارد جهنم شود، وخداوند از او توبه وفدیه ای «عبادت وعمل نیک» قبول نکند و تمام اعمال او را تباه سازد.
در دین مبین اسلام ازدست درازی و تصرف مال یتیم به شدت نهی شده، اگرکسی به ناحق در مال تصرف کند، خداوند توبه وهیچ عملی از او قبول نخواهد کرد؛(2)
هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند، که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، از دنیا نرود تا این که خداوند بر اوخشم گیرد، و هرکس مورد غضب الهی واقع شود آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه همه براوخشم گیرند، و بزه وگناهش همانند آن کس باشد که از آن زن بحرامی کام گرفته است. پرسیدند یا رسول الله! اگرآن زن ومرد توبه کنند وخود را اصلاح نمایند باز برآن شخص وصف کننده گناهی هست ؟ فرمود: خداوند توبه ان دو را می پذیرد، ولی توبه آن شخص که ایشان را به فتنه انداخته و سبب این ماجرا شده، بوصفی که ازآن زن کرده نخواهد پذیرفت.
کسی که مال و خیرش را نسبت به خودش بخل می ورزد «وخرج نمی کند» و به دیگران می گذارد موفق نخواهد شد.
هرکس به افراد وجاهای سبک و پست نزدیک شود، متهم می گردد.
باب پنجم «ث»
زیاده روی ثروت ومال را کم می کند.
قسم یاد می کنم به کسی که، خلق را آفرید و روزی را گستراند، هیچ مالی درخشکی و در دریا نابود نشد مگربه خاطر ترک زکات.
قالَ أبُوعَبدِ اللهِ (علیه السلام) : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَلعُونٌ مَلعُونٌ مالٌ لا یُزَکّی؛(3)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: ملعون و از رحمت خدا دوراست، مالی زکاتش داده نشود.
هرکس به کسی ستمی کند، به همان ستم گرفتار شود، درخودش یا در مالش و یا در فرزندانش.
سبب ازبین رفتن توانگری، نیازمندان را محروم داشتن است.
هرکس احسان همیشگی خود را قطع کند، خدا تمکّن وتوانائی موجود او را قطع فرماید.
هرکه از غیرراه حلال مالی بدست آورد، آن مال را در راه غیرحقّ مصرف خواهد کرد.
هیچ مردی درهمی را درحقش منع نمی کند، مگرآن که دوبرابرآن را درغیرحقش خرج خواهدنمود.
هرکس حق خداوند (عزوجل) را منع «وحبس» کند، دو برابرآن را در باطل خرج خواهد نمود.
علمی که تو را اصلاح نکند «وسیله» گمراهی است، و مالی که به تو سودی نداشته باشد، مایۀ وزرو وبال وگرفتاری است.
باب ششم «ج»
مخالفت ها، برانگیزنده جنگ ها است.
بسا جنگی که، از یک لفظ وحرفی برخیزد.
آن که با خدا بجنگد، با او بجنگند.
هرکس دشمنی مردم را شیرین شمارد، روزگارش را همواره بارنج های جنگ وجدل به سرآورد.
یَعُودُ بِالجَلاءِ، وَالحَیفَ یَدعُوإِلَی السَیفِ؛(1)
امام علی (علیه السلام) - چون زیاد بن أبیه را به جای عبد الله بن عباس به فارس وشهرهای پیرامون آن حکومت داد، اورا در دستورالعمل طولانی ازگرفتن مالیات نابه هنگام نهی کردند - فرمود: عدالت را بگستران، وازخشونت، سخت گیری وستمکاری پرهیزکن، که سخت گیری رعیت را به آوارگی وفرارکشاند، ستمگری به مبارزه وشمشیر(جنگ مساحانه) می انجامد.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : رَآسُ الجَهلِ اَلجَورُ؛(2)
سررشتۀ جهل، جور و ستم کاری است.
خودبینی سر، رشتۀ نادانی است.
تواضع، سررشته عقل وتکبّرسررشته جهل و نادانی.
باب هفتم «چ»
ازنشانه های شقاوت، خشکی چشم «قطره اشکی ازچشم انسان نریزد»، و سنگ دلی، و حرص شدید درتحصیل روزی، واصرار برگناه است.
«این امور چهارگانه را که درحدیث فوق آمده است، اموری است اختیاری، که ازاعمال واخلاق اکتسابی انسان سرچشمه می گیرد و به این ترتیب دورکردن این نشانه های شقاوت دراختیار خود انسان ها است».
یا علی! اَربَعَ خِصالٍ مِنَ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَینِ، وَقَسوَةُ القَلبِ، وَبُعدُ الأمَلِ، وَحُبُّ البقاءِ؛(2)
یاعلی چهار خصلت ازشقاوت است: جاری نشدن اشک ازچشم، وسنگ دلی، وآرزوی طولانی، و دوست داشتن عمرجاودان، «بخواهد همیشه در دنیا بماند، درواقع خواستن زندگی دنیوی وحب دنیا».
اشک چشم ها خشک نشد مگربه علت قساوت وسنگ دلی قلب ها، و قلب ها قساوت پیدا نکرد مگر بسبب زیادی گناهان.
«اگرانسان گناه نکند به هیچ یک از پیامدهای آن، ازجمله شقاوت مبتلا نخواهدشد».
قرآن کریم: «وَلَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولئِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(1)
و بطورمسلّم گروه بسیاری از جن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آن ها دل ها «عقل هایی» دارند که با آن «اندیشه نمی کنند و» نمی فهمند و چشمایی دارند که با آن نمی بینند وگوشهایی دارند با آن نمی شنوند، آن ها همچون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند «زیرا با اینکه همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند».
دو مرد درنزد امیرالمؤنین (علیه السلام) به یک دیگرافتخار کردند «هرکس از گذشتگان خود تعریف نمود»، پس علی (علیه السلام) فرمود: آیا به بدن های پوسیده و روح های درآتش افتخار می کنید؟! اگر عقل داشته باشی آن برای تو اخلاق و اگرتقوی داشته باشی آن برای تو نیکی است، وإلا دراز گوش از تو بهتراست، و توازهیچ کس بهترنیستی.
قرآن کریم:«فَمالَهُم عَنِ التَّذکِرَةِ مُعرِضُونَ؛»(3)
چرا آن ها این همه ازتذکّرگریزانند؟
«کَاَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ؛»(1)
گویی آن ها کورخرانی هستند رمیده.
«فَرَّت مِن قَسوشرشةٍ؛»(2)
که از شیر فرار کرده اند!
قرآن کریم:«أم تَحسَبُ أنّ أکثَرَهُم یَسمَعُونَ أویَعقِلُونَ،إن هُم إلا کَالأنعامِ بَل هُم أضَلَّ سَبِیلاً؛(3)
(ای پیامبر) آیا می پنداری که اکثراین کافران حرفی می شنوند یا فکروتعقلی دارند،اینان در بی عقلی بس مانند چهارپایان بلکه نادان وگمراه تر.
«مَثلُ الَّذِین حُمِّلُوا التَورٰاتَ ثُمَّ لَم یَحمِلُوهٰا کَمَثَلِ الحِمٰارِیَحمِلُ أسفارًا بِئسَ مَثَلُ القَومِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِٰایٰاتِ اللهِ وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الظّٰالِمِینَ؛(4)
کسانی که مکلّف به تورات شدند، ولی حق آن را ادا ننمودند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی را حمل می کند، قومی که آیات الهی را تکذیب کردند مثال بدی دارند، و خداوند جمعیت ظالمان را هدایت نمی کند.
«برای توضیح بیشتربه تفسیرنمونه، ج 24، ص 113به بعد مراجعه گردد»
حدیث:
کسی که خوبی را از بدی تشخیص ندهد، پس او از چهارپان است.
کسی که نعمت را شکرگذاری نکند، باید از چهارپایان شمرده شود.
کسی که غضب وشهوتش بر او چیره شود، (او را از راه بیرون کند) پس او در زمره چهارپایان است.
چنان حیوان پرواری که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پرکردن شکم بوده، و از آینده خود بی خبراست.
قرآن کریم: «إِنَّ شَرَّالدَّ وابِّ عِندَ اللهِ ألصُّمُّ البُکمُ الَّذِین لا یَعقِلُونَ؛»(3)
بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند، که «از شنیدن وگفتن حق» کر و لالند، و اصلا تعقل نمی کنند.
و زمانی که زکات اداء نشد، چهارپایان از بین می روند؛(4)
باب هشتم «ح»
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده: پنج چیزاست که اگر به آنها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید:... و از ترازو کم نگذارند جزآن که به سختی هزینه زندگی و ستم سلطان گرفتارشوند.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزّوجلّ) می فرماید: و هر قومی که نافرمانی مرا نماید، قلب های حاکمان را نسبت برآن ها خشمگین قرارخواهم داد، «تا آن ها را مورد اذیت و آزار قراردهند»
436 - قالَ آبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : إِنَّ آَحَدَ کُم لَیَکثُرُبِهِ الخَوفُ مِنَ السُّطانِ وَما ذالِکَ إِلا بِالذُّ نُوبِ فَتَوَقُّواها مَا استَطَعتُم وَلا تُمادَوا فِیها؛(3)
گاهی یکی ازشما از سلطان بسیار می ترسد، و این جز برای ارتکاب گناهان نیست، تا می توانید از گناهان بپزهیزید و برآن ها اصرار نورزید.
ای مفضّل! از گناهان بپرهیز و شیعیان ما را از آن برحذر دار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریع تر از آن برآن ها اثر نمی گذارد، گاهی بعضی از شما از سلطان می ترسد و این نیست مگر به خاطر گناهان.
قرآن کریم:«وَإِذٰا قَرَأتَ القُرٰان جَعَلنٰا بَینکَ وَبَینَ الَّذِین لا یُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجابًا مَستورا؛»(2)
و هنگامی که قرآن می خوانی میان تو وآن ها که ایمان به آخرت ندارند حجاب ناپیدائی قرار می دهیم!.
«وَجَعَلنٰا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإذٰا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القُرٰانِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلٰی أَدبٰارِهِم نُفُوراً؛»(3)
و بر دل های آن ها پوشش هایی قرار می دهیم تا آن «قرآن» را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی، و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می کنی پشت می کنند و از تو روی برمی گردانند.
خداوند به موسی (ع) وحی کرد: زنا مکن، زیرا که نور وجه من از تو پوشیده گردد، و درهای آسمآن ها برای «اجابت» دعای توبسته شود.
آگاه باشید! و کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخرد، خداوند متعال نماز، روزه، حجّ وعمرة او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.
هرکس مالی را از راه حرام بدست آورد، خداوند هیچ گونه عمل خیری، چه حجّ، و چه عمره، از او نپذیرد.
عمربن حنظله گوید: در مورد دو تن از دوستان ما که در دین (قرض) و یا ارث بینشان اختلاف است، داوری را می برند پیش سلطان (طاغوت) و یا قاضی «آن» آیا این (آنچه از طریق این داوری می گیرند) حلال است ؟ حضرت فرمود: هرکس داوری را پیش آنان ببرد در حق یا باطل، داوری نزد طاغوت برده و آنچه به آن حکم کرده وآن را می گیرد حرام است، گرچه حقش باشد، برای اینکه آن را با حکمطاغوت گرفته درصورتی که مأمور شده اند به آن کافر شوند، خداوند متعال فرموده: «می خواهند داوری را پیش طاغوت ببرند، درحالی مأمورشده اند به آن کافرشوند».
دوری کن از وقوع در شبهات و دل باختن در شهوات، که همانا آن ها تو را به سوی افتادن درحرام و مرتکب شدن بسیاری ازگناهان می کشاند.
پرحریص بودن، از میل زیاد داشتن به چیزی، «اموال دنیا و...» و از ضعف دین است.
چگونه از حرص رهایی یابد، کسی که توکلش «بخدا» درست نباشد.
شر و بدی، مرکب حرص و آزمندی، و هوای نفس مرکب فتنة است.
غلبۀ شهوت وهواپرستی، باعث حرص شدید است.
«میل افراطی وعلاقه شدید به امکانات و زر و برق دیا و امور دنیوی، سبب حریص شدن
انسان به آن ها می شود لذا به شدت از آن منع شده است»(1)
عمربن یزید از پدرش نقل می کند که گفت: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هرکس برادر دینی خود را تهمت زند، حرمت و احترامی بین آن دو نماند.
هرکس قیراطی [ مقدارخیلی کم] از زکات مال خود را نپردازد، او را حرمتی است.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هرکس با تسلای الهی تسلی نجوید (و در مقابل ناملایمات بردباری نکند) نفسش ازحسرت های پی در پی بندآید.
همانا زیان کارترین مردم در معاملات، و نومیدترین مردم در تلاش، مردی است که تن در گردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس با حسرت از دنیا رود، و با بارگناه به آخرت روآورد.
حسود، حسرتش فراوان و گناهانش دو برابراست.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنفِقُونَ أَموالَهُم لِیَصُدُّوا عَن سَبِیلِ اللهِ فَسَیُنفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ یُغلَبُونً؛»(2)
آن ها که کافرشدند اموالشان را برای بازداشتن مردم از راه خدا انفاق می کنند، آن ها این اموال را (که برای بدست آوردن آن زحمت کشیده اند در این راه) انفاق می نمایند اما مایۀ حسرت و اندوه شان خواهد شد وسپس شکست خواهند خورد.
عالمی که برخلاف علمش عمل کند، چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید، بلکه حجّت بر او تمام تر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر و همیشگی است.
فرصت را از دست دادن، موجب حسرت وپشیمانی است.
بسا یک نگاهی که، حسرت و اندوه ببار می آورد.
علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:
نظر و نگاه «به نامحرم» یکی ازتیرهای زهرآگین ابلیس است، وچه بسا یک نگاه سبب حسرت و ندامت طولانی می شود
رشک وحسادت بردن بردیگری، از لئیم بودن وپستی است.
مؤمن غبطه برد، وحسد نبرد، و منافق حسد برد، و غبطه نبرد.
حسد خوبی ها را می خورد و از بین می برد، همان طوری که آتش هیزم را می خورد و از بین می برد.
و کسی که «از جهت تنگی معیشت» از خدا ناراضی باشد و به روزی مقدّر قناعت ننماید، و پیش این و آن شکایت کند و بردباری نداشته باشد، کار نیکی از او به سوی خدا بالا نرود «قبول نشود» و در روز قیامت خداوند را دیدارکند درحالی که خدا از او خشمگین است.
کسی زنی داشته باشد که آن زن، وی را بیازارد، خداوند نماز و هیچ عمل نیکی از او را قبول نخواهد کرد، اگرچه تمام روزها را روزه بگیرد و تمام شبها را نماز بخواند و بردگانی را آزاد نماید و ثروت خود را در راه خدا خرج کند، و او اوّلین کسی خواهد بود که وارد جهنم می شود، مگر این که او را راضی کند و یاری نماید. سپس رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمود: برمرد نیزچنین گناه وعذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.
و هرکس را زنی باشد که با او موافقت و سازش نداشته باشد، و به آنچه خداوند روزیش کرده صبر ننماید و بر مرد سخت بگیرد، و به چیزی وادار کند که توانائی آن را ندارد - مادامی که آن زن چنین است - خداوند از او هیچ عمل نیکی را که او را از حرارت آتش جهنم مانع شود قبول نخواهد کرد، و همواره خداوند از او خشمگین است.
لِأعمالِهِ الَّتِی یَعمَلُها مِنَ البِرِّوَالخَیرِ، لایُثبِتُها فِی حَسَناتِه حَتّی یَتُوبَ وَیَرُدَّ مالَ الَّذِی أَخَذَهُ إِلی صاحِبِهِ؛(1)
هرکس سهمی ازمال مؤمنی را بدون رضایش به زور و ستم بستاند پیوسته خدای عزوجل از اوروی گردان باشد وهمۀ اعمال نیک و خیراتی که انجام میدهد مورد خشم و غضب الهی است وهیچ کدام را در دیوان حسناتش ثبت نفرماید تا آنکه توبه کند و آن مالی که به زور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.
کینه توزی، خوبی ها را از بین می برد.
درباره عمروعاص فرمود: به خدا سوگند، یاد مرگ مرا ازشوخی و بازی، بازمی دارد، و فراموشی آخرت او را از گفتن حق بازمی دارد
قرآن کریم: «یُؤفَکُ عَنهُ مَن اُفِکَ؛»(4)
بازگردانده می شوند از آن (حق) آن ها که بازگردانده شده اند «از مسیرعقل و منطق حق طلبی»
وهرکس مسلمان فقیری را برای تهی دستیش اهانت کند واو را کوچک شمارد، بی گمان حق خدا را گوچک شمرده است.
هرکس هدفش باطل باشد، هرگزحق را درک نخواهد کرد، گرچه ازخورشید روشن تر باشد.
باطل دشمن، حق است.
هرکس باطلش بسیار، باشد ازحقش پیروی نگردد.
کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، وحق ازاو روی می گرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است.
هرکس ازسستی پیروی نماید، حقوق را ضایع سازد.«شقاوت»
قرآن کریم: «وَیَتَجَنَّبُهَا الأَشقی؛»(6)
اما بدبخت ترین افراد ازآن «حق» دوری می گزیند.
بِالمَقائِیسِ فَلَم تَزِدهُمُ المَفائِیسُ مِنَ الحَقِّ إِلا بُعدًا وَإِنَّ دِینَ اللهِ لا یُصابُ بِالمَقائِیسِ؛(1)
أبی شیبۀ خراسانی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: قیاس کنندگان، علم را از راه قیاس جستند وقیاس جز دوری ازحق برآن ها نیفزود، همانا دین خدا باقیاس درست نمی شود.
امام علی (علیه السلام) - درفرمان مبارکش به مالک اشتر- فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایی که انجام دادی، برمردم منت گذاری، یا آنچه را انجام داده ای بزرگ بشماری، زیرا که منت نهادن پاداش نیکوکاری را از بین می برد، و کار را بزرگ شمردن نور حق را «دردل انسان» خاموش گرداند.
عبد الأعلی می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تکبّرچیست؟ فرمود: بزرگترین تکبّراین است که حق را سبک شماری ومردم را پست داری، گفتم: سبک شمردن حق چیست؟ فرمود: دربرابرحق نادانی کند و به اهل حق طعنه زند.
یاعلی از دو خصلت دوری کن: آه و زاری، و کسالت وسستی، که همانا اگرآه و زاری کنی، برحق صبر ننمایی، و اگرسستی کنی حق را أدا نخواهی کرد.
عَنِ الحَقِّ، وَطُولُ الأمَلِ فَیُنسِی الآخِرَةَ؛(1)
برشما از دو چیز بیمناکم: تبعیت از هوای نفس، و آرزوی طولانی، تبعیت از هوای نفس انسان را ازحق بازمیدارد، و آرزوی طولانی باعث فراموشی آخرت می شود.
شهوترانی و حکمت، باهم جمع نمی شود.
غضب دل انسان حکیم را نابود کند، «از این روی به جای حکمت از اوسفاهت بیند» و فرمود: هرکس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد شد.
کسی که دست احسان خویش را بازگیرد و احسان نکند، امکان وتوانائی از او گرفته می شود.
برای سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز می توان استناد کرد: ضایع کردن اصول اساسی، چسبیدن به فروع «پرداختن به کارهای کم ارزش»، فرومایگان را مقدم داشتن و فرزانگان را به کنار زدن.
«هرگاه این چهارچیز در ارکان حکومت راه یافت و نفوذ کرد، آن حکومت ساقط خواهد شد»
«امربه معروف ونهی از منکر از وظایف مهم هرامت وحکومت است، هرگاه امت وحکومت این دو امرمهم الهی را ترک نمایند، رو به اضمحلال و نابودی خواهند رفت»
ای مالک! از امتیازخواهی درآ ن چه مردم در آن یکسانند، بپرهیز.
هرکس انصاف وعدل را مانع گردد، توامائی او از دست می رود.
هرگاه پیمان با کفّاری که در ذمّه اسلام هستند شکسته شود، «و طبق مقررات با آنها رفتارنشود» دولت بدست مشرکین افتد، و بر مسلمین حکومت کنند.
استدلال واستناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز: سوء تدبیر و ضعف مدیریت، و تبذیر و هزینه های زیانباراقتصادی.
علیکم بأحکام الجاهلیّة؛(1)
آگاه! باشید که شما هم اکنون دست از رشته اطاعت کشیدید، و با زنده کردن ارزش های جاهلیت، دژ محکم الهی را درهم شکستید.
«تبعیض و ناعدالتی مردم را نسبت به حکومت بدبین و از حکومت جدا کرده و روزی در مقابل حکومت قرار خواهد داد».
استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز: سوء تدبیر و ضعف مدیریت، تبذیر و هزینه های زیان باراقتصادی، عبرت نگرفتن از سرگذشت گذشتگان، عذرخواهی بی جا، بجای جبران نواقص.
هرکس بر مردم تعدی روا دارد، قدرت خود را سلب کند.
قرآن کریم: «وَلا تَنٰازَعُوا فَتَفشَلُواوَتَذهَبَ رِیحُکُم؛»(4)
درگیری ونزاع نکنید که سست می شوید، و قدرتتان زائل می شود.
اطاعت ازستمگر، سبب هلاکت «انسان» وتباه کننده ملک و سلطنت است.
«هرحکومتی که جامعه و مردم خود را درجهل و نادانی نگهدارد، مردم قدر نعمت و آن حکومت نخواهند دانست روزی برعلیه آن شورش کرده و از بین خواهند برد».
کسی که داد ستمدیده را از ستمگر نستاند، خداوند متعال قدرتش را بستاند.
هرکس خراج «مالیات» را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند وبندگان را به نابودی کشد وحکومتش جزاندکی نپاید.
ازخون ریزی بپرهیز، وازخون ناحق پروا کن، که هیچ چیزهمانند خون ناحق کیفرالهی را نزدیک، مجازات را بزرگ نمی کند، ونابودی نعمت ها را سرعت نمی بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمی گرداند.
هرکس دینش را خادم ملک و سلطنت خویش قرار دهد، دیگران در ملک و سلطنت او طمع کند.
هرکس شمشیر دشمنی از نیام برکشد، عزت سلطنت از وی گرفته شود.
هرکس با رعیّتش با ظلم رفتارکند، خداوند سبحان دولتش را از بین برد و به تندی او را به هلاکت رساند.
امام علی (علیه السلام) - وقتی زیاد بن أبیه را به جای عبدالله بن عباس کارگزار فارس کرد- درضمن سخنان مفصل او را از گرفتن خراج اضافی منع کرد وفرمود: عدل و دادرا به کاربند و از سخت گیری و بیداد بپرهیز، زیرا سخت گیری ناروا مردم را آواره می کند وستمگری مایۀ شورش وخونریزی می شود.
هرکس حکومتش ظالمانه باشد، دولتش زایل گردد.
زوال قدرت و توانائی، درکسب وپیشه گزفتن ظلم وستمکاری است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا خداوند برای کسی که سلطنت داده، برایش از شب و روزو سال ها و ماه ها وقت و مدتی قرارداده است، پس اگر در بین مردم عدالت را پیاده کرد خداوند به صاحب وگرداننده فلک امر
می فرماید به اراده خودش گردش آن را کند نماید، تا ایام، شب ها و سال های و ماه های «سلطنت» آن ها بطول انجامد، و اگر در بین مردم ستمگری کردند و عدالت را اجرا ننمودند، خداوند به صاحب وگرداننده فلک امر می فرماید در گردش آن تسریع نماید، تا ایام، شب ها و سال های و ماه های «سلطنت» آن ها کوتاه شود.
وقتی که حاکم ستم کرد، حکومت سست گردد.
هرکس به رعیتش ظلم کند، خداوند سبحان دولتش را از بین می برد وهرچه سریع تر او را به هلاکت می رساند.490. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَطالَ إِلَی النّاسِ سَلَبَ القُدرَةَ؛(3)
هرکس بر مردم تعدی روا دارد، قدرت از وی سلب گردد.
قرآن کریم: «لَقَد کٰانَ فِی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لأُولِی الأَ لبٰابِ؛»(4)
همانا در حکایت آنان برای صاحبان عقل عبرت کامل خواهد بود.
حدیث:
استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز: عبرت نگرفتن از سرگذشت گذشتگان.
روزگار همانگونه که بر گذشتگان جریان داشت بر حاضرین نیز جاری است (کارهای روزگار بر گذشتگان و برحاضران شباهت دارد).
هرکس در دوران حکومت و سلطنتش ستم کند، و دشمنی با مردم را زیاد نماید، خداوند سبحان بنیادش را برکند و ارکانش را بشکند.
هرکس دشمنیش طولانی شود، اقتدارش از بین می رود.
استدلال و استناد می شود به سقوط دولت ها وحکومت ها به چهار چیز:... و عذرخواهی بیجا نمودن.
ای مالک! مبادا از اموری که برهمه روشن است غفلت کنی.
برای سقوط دولت ها وحکومت ها به چهارچیز می توان استناد کرد: و پرداختن به «امور» فرعی وکم ارزش، مقدم داشتن فرومایگان و به تاخیرانداختن فرزانگان.
زوال دولت ها، به سبب برگزیدن و به کارگرفتن فرومایگان است.
هنگامی که روزگار فاسد و تباه شد «در اثرگناهان و...» فرومایگان سرور شوند و سرکار آیند.
قرآن کریم: «أَلَم یَرَوا کَم أَهلَکنٰا مِن قَبلِهِم مِن قَرنٍ مَکّنّٰاهُم فِی الأَرضِ مٰالَم نُمَکِّن لَکُم وَأَرسَلنَٰا السَّمٰاءَ عَلَیهِم مِدرٰارًا َجَعَلنَٰا الأَنهٰارَتَجرِی مِن تَحتِهِم فَأَهلَکنٰاهُم بِذُنُوبِهِم وَأَنشَأنٰامِن بَعدِهِم قَرنًا ٰاخَرِینَ؛»(1)آیا مشاهده نکردند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامی که (از شما نیرومندتر بودند و) قدرت هایی به آن ها دادیم که به شما ندادیم، بار آن های پی درپی بر آن ها فرستادیم و نهرها از زیر(آبادی های) آن ها جاری ساختیم (اما هنگامی که سرکشی و طغیان کردند) آن ها را به خاطرگناهان شان نابود ساختیم و جمعیت دیگری بعد از آنان بوجود آوردیم.
«در کتاب صفّین است، که علی (علیه السلام) هنگام رفتن به صفّین در مسیرش از آثار کسری گذشت» و فرمود: اینان - حاکمان - زمانی وارث تاج و تخت دیگری بودند و سپس دیگران وارث آنان شدند، اینان شکر نعمت بجا نیاوردند و به سبب معصیت، دنیاشان از آنان گرفته شد، ازکفران نعمت بپرهیزد، تا کیفرها دامن شما را نگیرد.
همنشین شدن با فرومایگان، از نشانه های پشت کردن دولت است.
انسان لئیم و فرومایه حیا نمی کند.
قرآن کریم:«وَمَکَرُوا وَمَکَرَاللهُ وَاللهُ خَیرُ الماکِرِینَ؛»(3)
به خدا مکر کردند و خدا هم به آن ها مکر کرد وخدا از همه بهتر تواند مکرکند.
«إِنَّهُم یَکِیدُونَ؛»(4)
آن ها پیوسته حیله می کنند.
«وَأَکِیدُ کَیدًا؛»(5)
و من در مقابل آن ها چاره «حیله» می کنم.
«فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمهِلهُم رُوَیدًا؛»(6)
حال چنین است کافران را اندک مهلت ده، (تا سزای اعمالشان را ببینند).
هرکس با خدا خدعه کند، مورد خدعه «حیله» قرار می گیرد.
کسی که به مردم مکر و حیله کند خداوند (سبحان) مکر و حیله او را به گردن خودش برمی گرداند.
قرآن کریم: «ذالِکُم وَأَنَّ اللهَ مُوهِنُ کَیدِ الکافِرِینَ؛»(3)
سرنوشت مؤمنان و کافران همان بود که دید و خداوند نقشه های کافران را سست می کند
باب نهم «خ»
هرکس امانت را سبک شمارد، در خیانت واقع شود.
همکاری کردن برای یاری باطل، زشتی وخیانت است.
هرکس دنبال انجام حاجت برادر دینی خود رود، ولی خیراندیشی برای او نکند به خدا و رسولش خیانت کرده است.
هرآن والی که خود را هنگام نیازمردم پنهان کند، خداوند نیز در روز قیامت خود رااز او بپوشد و به حاجاتش در آن روزنرسد، وچنانچه برای رسیدن به امورکسی از وی هدیّه ای بستاند، آن هدیه خیانت خواهد بود، و اگر رشوه بگیرد،(شرک به خدا محسوب می شود)
و مشرک خواهد بود.
هرکس دنبال حاجت برادر(دینی) خود رود و سپس نسبت به اوخیراندیشی نکند مانند کسی است که به خدا و رسولش خیانت کرده، و خدا خصم اواست.
دروغ، خواری وخیانت است.
دروغگویی، خیانت است.
فاش کردن راز، خیانت است.
سوگند به آن کس، که جان محمد در دست اوست، هیچ کس در چیزی از زکات مال خود به خدا خیانت نکرد، مگرآن که مشرک به خداست.
نامردی وفرومایگی، خیانت را ببارمی آورد.
هرکس به نفس خود اطمینان کند، نفس به اوخیانت خواهد کرد.
هرکس اخلاقش بد باشد، اهل و عیالش از او ملول و به ستوه می آیند.
کسی که تنها نام خدا را بدون آن که بدان نامیده شده، بپرستد، مشرک وکافرومنکراست وچیزی نپرستیده، بلکه خدای یگانه یکتای بی نیازی را که به این نام ها نامیده شده پرستش کن نه خود نام ها را زیرا نام ها صفاتی هستند که خدا خود را به آن ها ستوده.
خداوند شراب را حرام فرمود، زیرا شراب تباهی می آورد، عقل شراب خوار را دگرگون می کند، و آنان را به انکار خدای (عزوجل) و دروغ وتهمت بستن به او و پیامبرش وا
می دارد و دیگراعمالی که چون تبهکاری و قتل که از شراب خواران سرمی زند.
قرآن کریم: «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ؛»(1)
بلکه کافران پیوسته خدا را تکذیب و انکار می کنند.
محمد بن عبدالله - خادم امام رضا - گوید: زندیقی به ابوالحسن (علیه السلام) گفت: خداوند چرا خود را از خلق در پرده قرارداده است ؟ ابوالحسن فرمود: همانا در پرده بودن از خلق به خاطر بسیاری گناهان آنان است، و اما او(خدا) پس در اوقات شب و روز هیچ چیز مخفی، از او مخفی نمی ماند.
و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی، جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید.
(امام علی (علیه السلام) فرموده: من خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم، امّا نه با این چشم ظاهری).ت) گناهانی که باعث دوری انسان از خداوند می شود:
علی بن عیسی درحدیثی (مَرفُوع) روایت کرده: «معصوم (علیه السلام) » فرمود: در آنچه خدای عزوجل با موسی (علیه السلام) مناجات کرد، این بود که: ای موسی در دنیا، آرزوی خود را دراز مکن که دلت سخت می گردد، و سخت دل از من دور است.
خدا را دوست نداشته، کسی که نافرمانی او را کرده است.
کسی که آب وخاک داشته باشد، با این همه خود را در فقر قراردهد، خداوند او را از(رحمت) دور خواهد کرد.
برحذر باشید، از این که کارگزار و یا کارمند «و نزدیک» حاکم ستمگر باشید، زیرا که نزدیک ترین شما به ابواب و حاشیه آن، دورترین تان از خدای متعال خواهد بود.
هیچ بنده ای به سلطانی نزدیک نشد، مگر آنکه از خدا دورگردید.«اعتماد به غیرخدا»
حسین بن علوان می گوید: امام صادق (علیه السلام) دربعضی از کتابها «کتابهای آسمان» خوانده بود که همانا خداوند تبارک و تعالی می فرماید: به عزت، جلال، مجد و بربلندای عرشم قسم، هرکسی که به غیرمن امید ببندد، آرزوی او را به یأس ونومیدی مبدل خواهم کرد،
و در بین مردم لباس ذلّت بر اوخواهم پوشاند، از قرب و فضل خود او را دور می نمایم، آیا او در شداید وسختی ها به غیرمن امیدوار می شود؟ درصورتی که شداید دردست «وتحت سیطرۀ قدرت» من است؟ و بغیرمن امیدوار می شود؟ و با اندیشه خود در غیر مرا می کوبد درصورتی که کلیدهای درب ها در دست من است، درحالی آن درب ها بسته است وتنها دَرِمن بازاست برای کسی که مرا بخواند؟
خدای عزوجلّ به موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود: ای پسرعمران! بر آنچه ازفضل خود به مردم داده ام، حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مکن و دلت را پی آن مبر، زیرا حسد برنده ازنعمت من ناراحت «و خشمگین» است و از تقسیمی که میان بندگانم کرده ام جلوگیر است، وکسی که چنین باشد، من از او نیستم و او از من نیست «میان من و او ارتباط و آشنائی نباشد»
ترش رویی وچهره درهم کشیدن، موجب بیزاری ونفرت (مردم) و مایه دوری ازخداوند است.
از سخن چینی بپرهیز، زیرا که آن کینه را می کارد و شخص را از خدا و مردم دور می سازد.
دورترین حالتی که بنده ازخداوند (عزوجل) دارد، زمانی است که هم و غم او غیر از شکم و زیر شکمش نباشد.
در انجیل نوشته است که: تا بدانچه دانسته اید عمل نکرده اید از آنچه نمیدانید نپرسید، همانا علمی که به آن عمل نشود جز کفر «ناسپاسی» داننده و دوری او را از خدا نیفزاید.
دورترین بنده ازخدا، آن کس است که با مردی برادری کند و لغزش های او را بر او نگهداری کند که روزی برآنها سرزنشش کند.
قرآن کریم: «لا یَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الکافِرِینَ أَولِیاءَ مِن دُونِ المُؤمِنِینَ وَمَن یَفعَل ذالِکَ فَلَیسَ مِنَ اللهِ فِی شَیءٍ؛»(3)
افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست وسرپرست خود انتخاب کنند، و هرکس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد (و پیوند او به کلی ازخدا گسسته می شود).
در آنچه خدای عزوجل به داود (علیه السلام) وحی فرمود، این بود که همان طوری که نزدیک ترین مردم به خداوند متواضعین هستند، هم چنین متکبرین دورترین مردم به خداوند می باشند.
قرآن کریم: «... وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَ هُم بَعدَ الَّذِی جاءَ کَ مِنَ العِلمِ مالَکَ مِنَ اللهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ؛»(5)
و البته اگر از میل وخاهش آنها پیروی کنی بعد از آنکه طریق حق را به یقین دریافتی دیگر اصلا خدا یار و یاور تو نخواهد بود.
هرکه نفس خویش را در لذت ها رها کند بد بخت می شود و از(خدا) دورمی گردد.
راوی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: چون مؤمن از دنیا کنارکشد، رفعت پیدا کند وشیرینی محبّت خدا را دریابد.
چگونه دعوای خدا دوستی کند، کسی که دوستی دنیا دردلش جای گرفته داست.
همان طوری که روز و شب جمع نمی شوند، همان گونه محبت خدا و محبت دنیا جمع نمی گردد.
همانا خداوند (عزوجل) مؤمنین را از نور عظمت و جلال کبریاء خود آفریده است، پس هرکس به آنان طعنه زند و آن ها را ردّ نماید، البته که خدا را در عرش خود ردّ کرده است.
هشدار! که خداوند متعال و پیامبرش از زنان مختلعة «آن ها که از شوهرخویش بزور طلاق خواسته اند» بیزارند، وهم چنین آگاه باشید که خداوند عزوجل و پیامبرش ازکسی که زوجۀ خود را تحت فشار قراردهد تا از او طلاق بخواهد متنفر و بیزارخواهند بود.
هرکس سهمی از مال مؤمنی را بدون رضایش به زور و ستم بستاند پیوسته خدای عزوجل از او روی گردان باشد تا آن که توبه کند و آن مالی که بزور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.
امام علی (علیه السلام) - در وصیتش به محمد بن حنفیة - فرمود: هیچگاه سوء ظنّ به خداوند (عزوجل) برتوغالب نشود، زیرا که آن هیچ وقت نمی گذارد بین تو و دوست (خداوند) صلح و صمیمت برقرار باشد. «همیشه نسبت به خداوند بدبین خواهی شد».
و اگر ظنّ بد داشته باشد (نتیجه) بد خواهد داشت.
کسی که گرفتاری خود را با غیرمؤمن درمیان بگذارد، چنان است که شکایت ازخدا برده است.
آن کس که ازمصیبت وارد شده شکوه کند، از خدا شکایت کرده است.
ای اسحاق! چنان ازخدا بترس که گویا تو را می بیند، و اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی او تو را نمی بیند کافرشدی، و اگر بدانی او تو را می بیند وسپس نافرمانی او را آشکار کنی «و با گناهکاری به مبارزه او برخیزی» او را کوچک ترین بینندگان خود دانسته ای «زیرا هیچ بنده ای در برابر چشم آقای خویش چنین نافرمانی نمی کند».
قرآن کریم: «زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَالبَنِینَ وَالقَنٰاطِیرِالمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَالخَیلِ المُسَوَّمَةِ وَالأَنعامِ وَالحَرثِ ذٰالِکَ مَتٰاعُ الحَیٰاةِ الدُّنیٰا وَاللهُ عِندَهُ حُسنُ المَئٰابِ؛»(4)
برای مردم زینت داده شده است حب شهوات نفسانی که عبارت از میل به زنها و فرزندان و کیسه های زر و سیم و اسب های با نشان نیکو و چهارپایان و مزارع جلوه گرشده لیکن اینها همه متاع زندگی فانی دنیوی است و نزد خداست همان منزل بازگشت نیکو«که
بهشت لقای الهی و نعمت باقی ابدی است»
قرآن کریم: «أَلهٰکُمُ التَّکٰاثُرُ؛»(1)
تفاخر و مباهات بریکدیگرشما را ازخدا و قیامت به خود مشغول داشت.
از کبر و غرور بترس که آن، سررشته طغیان و نافرمانی خداوند رحمن است.
بخل ورزی به آن چه موجود است، بد گمانی به خداونداست.
قرآن کریم: «وَمِنَ النّاسِ مَن یُجا دِ لُ فِی اللهِ بِغَیرِعِلمٍ وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیطانٍ مَرِیدٍ؛»(4)گروهی ازمردم بدون هیچ علم و دانشی به مجادله درباره خدا برمی خیزند و از هر شیطان سرکش پیروی می کنند.
هشام بن سالم گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرمود: خدای عزوجل فرماید: به من اعلان جنگ می کند، کسی که بندۀ مؤمن مرا بیازارد.
خدای عزوجل فرموده: آشکارا به جنگ با من برخاسته، آن کس که بندۀ مؤمن مرا خوار کند.
کسی که قسمی یاد کند، درحالی که می داند آن دروغ است، همانا با خدا به جنگ برخواسته است.
مسعدة می گوید: امام صادق از پدرش (علیه السلام) خبرداده که علی (صلوات الله علیه) فرموده است: هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، وکسی که برأی و نظرخود ،خداپرستی کند همیشۀ عمرش درباطل فرورفته، وامام باقر (علیه السلام) فرمود: کسیکه برأی خویش به مردم فتوی دهد، ندانسته خداپرستی کرده است، و آن که ندانسته خداپرستی کند مخالفت خدا نموده، چون که آنجه را ندانسته، حلال وحرام کرده است.
سرآغاز نافرمانی خدای(عزوجل) شش چیز است: دوستی دنیا، دوستی ریاست، دوستی خوراک، دوستی خواب، دوستی استراحت و دوستی زنان. «پیداست که، دوست داشتن این شش مورد زمانی مذموم وناپسند است که به حد افراط رسد وموجب معصیت گردد»
هرکس نزد دشنام دهنده به اولیاء خدا بنشیند، خدای تعالی را نافرمانی کرده است.
أبی بصیر می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مطالبی برای ما پیش می آید که حکمش را در قرآن و در حدیث نمی فهمیم، آیا می توانیم درآن «ازخود» نظردهیم؟ فرمود: نه، زیرا اگر درست رفتی پاداش نداری و اگر خطا کنی برخدا دروغ بسته ای.
هرکس معتقد باشدکه خدا به زشت کاری فرمان می دهد، برخدا دروغ بسته وهرکس معتقد باشد که خیر و شرّ به غیرخواست خداست، خدا را ازسلطنت وقدرتش بیرون کرده، و هرکس اعتقاد داشته باشد که ارتکاب گناه با نیروی خدا نیست برخدا دروغ بسته و هرکس برخدا دروغ بندد خدا او را به دوزخ وارد کند.
ط) گناهی که باعث می شود انسان به نعمت خداوند، خشم و غضب نماید:
خدای عزوجلّ به موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود: ای پسرعمران! برآنچه از فضل خود به مردم داده ام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مکن و دلت را پی آن مبر، زیرا حسد برنده از نعمت من ناراحت (وخشمگین) است.
کفران کننده نعمت، کفران کننده فضل خداوند سبحان است.
و من اغتابه بما فیه فهو خارج عن ولایه الله تعالی ذکره داخل فی ولایه الشیطان(2)
کسی که درباره آن چه در برادر مؤمنش هست، غیبت کند، از ولایت و سرپرستی خدا خارج و به حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.
ع) گناهانی که باعث می شود انسان یاد و ذکرخدا را فراموش کند:
در اعضای انسان، ناسپاس تر از چشم وجود ندارد، خواهشش را روا مسازید که شما را از یاد خدا باز می دارد.
قرآن کریم:«قالُوا سُبحانکَ ما کانَ یَنبَغِی لَنا أَن نَتَّخِذَ مِن دُونِکَ مِن أَولِیاءَ وَلکِن مَتَّعتَهُم وَآباءَهُم حَتّی نَسُوا الذِّ کرَوَکانُوا قَومًا بُورًا؛»(4)
آن ها (بتها) در پاسخ می گویند منزهی تو، برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیائی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را ازنعمت ها برخوردار نمودی تا این که آن ها (به جای شکرنعمت) یاد تو را فراموش کردند، و فلاک شدند.
درمیان گناهان گناهی سخت تر از پیروی شهوت وخواهش نفس نیست، فرمان نفس را مبرید که شما را از یاد بازمی دارد.
«خراب شدن و ویرانی خانه وشهر: فروریختن، فرورفتن در زمین، زیر و رو شدن، باریدن سنگ، رانش زمین، فروریختن کوه، فرود آمدن وافتادن اشیاء سنگین برروی خانه، زلزله، سیل، شکافته شدن زمین، طوفان، اتش سوزی، انفجار و...همه این ها درطول تاریخ اتّفاق افتاده والآن نیزاتفاق می افتد، اگرگناهان وخطاهای انسان ها نباشد وخداوند نخواهد ومشیت الهی تعلّق نگیرد، چنین اتّفاقاتی پیش نمی آید».
قرآن کریم:«فَأَمّٰاعٰادٌ فَاستَکبَرُوا فِی الأَرضِ بِغَیرِالحَقِّ وَقٰالُوا مَن أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَوَلَم یَرُونَ أَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکٰانوابِٰایٰاتِنٰا یَجحَدُونَ(2)»
اما قوم عاد به ناحق درزمین تکبّر ورزیدند، و گفتند چه کسی ازما نیرومندتراست؟ آیا آن ها نمی دانستند خداوندی که آن ها را آفریده ازآن ها قوی تراست، آن ها «به خاطراین پندار» پیوسته آیات ما را انکار می کردند.
«فَأَرسَلناعَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی أَیّٰامٍ نَحِسٰاتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذٰابَ الخِزیِ فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا وَلعَذٰابُ الآخِرَةِ أَخزی وَهُم لا یُنصَرُونَ؛»(3)
سرانجام تند بادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آن ها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آن ها بچشانیم، وعذاب آخرت از آن هم خوارکننده تراست و«ازهیچ سو» یاری نمی شوند.
«این تندباد هفت شب وهشت روز می وزید، و زندگی این قوم جبار خودخواه مغرور را درهم می کوبید و جز ویرانه ای ازآن قصرهای پرشکوه و زندگی مرفه و اموال سرشار باقی نماند»(4)
قرآن کریم: «فَخَرَجَ عَلٰی قَومِهِ فِی زِینَتِهِ؛»(1)
(قارون) با تمام زینت خود در برابرقومش ظاهرشد.
«برای خودنمایی و تحقیر مردم فقیر و پا برهنه ها به ویژه مؤمنین»
إسحاق بن عمّارمی گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همواره می فرمودند: پناه می برم بخدا از گناهانی که در نابودی شتاب کنند ومرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآن ها: قطع رحم، وآزردن ونافرمانی پدر و مادر، و واگذاردن وترک احسان ونیکی است.
قرآن کریم:«قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(4)متکبران گفتند مابه آن چه شما» ایمان آوردگان» به آن ایمان آورده اید کافریم!.
«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوا یٰاصٰالِحُ آئتِنٰا بِمٰاتَعِدُ نٰا إِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(5)
سپس «ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند وگفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان «خدا» هستی آن جه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!
«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(1)
سرانجام زمین لرزه «و زلزله» آن ها را فراگرفت و صبحگاهان «تنها» جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.
«قٰالَ إِنَّمٰا اُوتِیتُهُ عَلٰی عِلمٍ عِندِی، أَوَلَم یَعلَم أَنَّ اللهَ قَد أَهلَکَ مِن قَبلِهِ مِنَ القُرُونِ مَن هُوَأَشَدُّ مِنهُ قُوَّةً وَأَکثَرُجَمعًا، وَلا یُسئَلُ عَن ذُنُوبیهِمُ المُجرِمُونَ؛»(2)
(قارون) گفت: این ثروت را به وسیلۀ دانشی که نزد من است بدست آورده ام، آیا او نمی دانست خداوند اقوامی را قبل از او هلاک کرد که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! «وهنگامی که عذاب الهی فرا رسد» مجرمان از گناهانشان سؤال نمی شوند «و مجالی برای عذرخواهی آنان نیست».
«فَخَسَفنٰا بِهِ وَبِدٰارِهِ الأَرضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَمٰا کٰانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ؛»(3)
سپس ما او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کند، و خود نیز نمی توانست خویشتن را یاری دهد.
قرآن کریم:«کَذَّبَت عادٌ فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(4)
قوم عاد (نیز پیامبرخود را) تکذیب کردند اکنون (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟!.«إِنّٰا اَرسَلنٰا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی یَومِ نَحسٍ مُستَمِرٍّ؛»(5)
ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر برآن ها فرستادیم.
«تَنزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُم أَعجٰازُ نَخلٍ مُنقَعِرٍ؛»(6)
که مردم را، همچون تنه های نخل ریشه کن شده، از جا برمی کند.
«فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(1)
(اکنون ببینید) عذاب وانذارهای من چگونه است؟
قرآن کریم: «کَذَّبَت ثَمُودُ وَعٰادٌ بِالقٰارِعَةِ؛»(2)
قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی «و روز قیامت» را انگارکردند.
«فَاَمّٰا ثَمُودُ فَاُهلِکُوا بِالطّٰاغِیَةِ؛»(3)
اما قوم «ثمود» با عذابی سرکش هلاک شدند.
«وَاَمّا عٰادٌ فَاُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعٰاتِیَةٍ؛»(4)
واما قوم «عاد» به وسیله تندبادی طغیانگر و سرد و پرسروصدا به هلاکت رسیدند.
«سَخَّرَهٰا عَلَیهِم سَبعَ لَیٰالٍ وَثَمٰانِیَةَ اَیّٰامٍ حُسُوبًا فَتَرَی القَومَ فِیهٰا صَرعٰی کَاَنَّهُم اَعجٰازِ نَخلٍ خٰاوِیَةٍ؛»(5)
(خداوند) این تندباد را هفت شب وهشت روز پی درپی و بنیان کن برآنها مسلط ساخت و (اگرآن جا بودی) می دیدی که آن قوم هم چون تنه های پوسیده و توخالی درختان نخل در میان تند باد زمین افتاده و هلاک شده اند.
«فَهَل تَری لَهُم مِن بٰاقِیَةٍ؛»(6)
آیا کسی ازآن ها باقی می بینی؟«قابل توجه این که: قرآن عامل نابودی این قوم سرکش را عذابی سرکش می شمرد «الطّاغیة» واین عذاب سرکش در سوره اعراف آیۀ 78 به عنوان «رجفة» (زلزله) ذکرشده، و در آیۀ 13 فصلت «صاعقة» و در آیۀ 67 هود «صیحة» آمده است که درحقیقت همه به یک معنی باز می گردد، زیرا صاعقة همیشه با صدای عظیمی همراه است، و لرزه بر نقطه ای که فرود می آید وارد می کند و عذابی است طغیانگر»(7)
چهار چیز است که اگریکی از آن ها، به خانه ای درآید، آن را ویران کند «و از برکت»آبادان نشود: خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.
قرآن کریم:«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم؛(2)
و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند.
سنگ غصبی در ساختمان و خانه، سبب خرابی و ویرانی آنست.
قرآن کریم: «إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِن قَومِ مُوسٰی فَبَغٰی عَلَیهِم؛»(4)
قارون از قوم موسی بود اما برآن ها ستم «وطغیان» کرد.
قرآن کریم:«فَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ أَهلَکنٰاهٰا وَهِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِهٰا وَبِئرٍمُعَطَّلَةٍ وَقَصرٍمَشِیدٍ؛»(5)
چه بسیار از شهرها وآبادی ها که آن ها را نابود و هلاک کردیم، درحالی که ستمگربودند، به گونه ای که بر سقف های خود فروریختند (نخست سقف ها ویران گشت و بعد دیوارها به روی سقف ها!) و چه بسیار چاه پرآب که بی صاحب ماند و چه بسیار قصرهای محکم ومرتفع!
«فَتِلکَ بُیُوتُهُم خٰاوِیَةً بِمٰا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذٰالِکَ لآیَةً لِقَومٍ یَعلَمُونَ؛»(6)
اینست خانه های بی صاحب ایشان که چون ظلم کردند، همه ویران شد و در این کار برای دانایان نشانۀعبرت است.
«وَلَقَدأَرسَلنٰا نُوحًا إِلٰی قَومِهِ فَلَبِثَ فِیهِم أَلفَ سَنَةٍ إلا خَمسِینَ عٰامًا فَأَخَذَهُمُ الطُوفٰانُ وَهُم ظٰالِمُونَ؛»(1)
وهمانا ما نوح را به رسالت سوی قومش فرستادیم، اوهزارسال پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد، (وخلق را دعوت به خدا پرستی نمود واجابت نکردند) وچون همه ستمگر وظالم بودند، غرق طوفان و هلاک شدند.
حدیث:
559.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلظُّلمُ یُدَمِرُالدِّیٰارَ؛(2)
ظلم وستمکاری، خراب کننده خانه هاست.
560.عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ، عَنِ الرِّضا (علیه السلام) فِیما کَتَبَ إِلَیهِ مِن جَوابِ مَسائِلِهِ: وَعِلَّةُ تَحرِیمِ الذَّ کَرانِ لِلذَّ کَرانِ، وَالأُناثِ لِلاُناثِ، لِما رُکِبَ فِى الأُناثِ وَما طُبِعَ عَلَیهِ الذَّ کَرانِ،وَلِما فِى إِتیانِ الذَّکَرانِ لِلذَّ کَرانِ وَالأُناثِ لِلاُناثِ، مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ، وَفَسادِ التَّ بِیرِ، وَخَرابِ الدُّنیا؛(3)امام رضا (علیه السلام) در جواب سؤالات محمدبن سنان نوشت: و فلسفه تحریم (همجنس گرایى) و تحریم مردان برمردان و زنان بر زنان این است که این امر برخلاف فطرت وخلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد و تدبیر زندگى اجتماعى به فساد مى گراید و دنیا به سمت ویرانى کشیده مى شود.
قرآن کریم: «وَلُوطًا إِذ قالَ لِقَومِهِ أَتَأتُونَ الفاحِشَةَ ما سَبَقَگُم بِها مِن أَحَدٍ مِنَ العالَمِینَ؛»(4)
و(به خاطر بیاورید) لوط را هنگامی که به قوم خود گفت: آیا عمل شنیعی انجام می دهید که احدی از جهانیان پیش از شما انجام نداده اند.
«إِنَّکُم لَتَأتُونَ الرِّجالَ شَهوَةً مِن دُونِ النِّساءِ بَل اَنتُم قَومٌ مُسرِفُونَ؛«(5)
آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می روید، نه زنان؟ شما جمعیت تجاوزکاری هستید.
«فَلَمّا جاءَ اَمرُنا جَعَلنا عالِیَها سافِلَها وَأَمطَرنا عَلَیها حِجارَةً مِن سِجِّیلِ مَنضُودٍ؛»(1)
چون فرمان قهر ما رسید، دیار آن قوم نابکار را ویران و زیر و زبر ساختیم و بر سرآن ها مرتب از آسمان سنگ هلاکت فرو ریختیم.
«مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ وَماهِیَ مِنَ الظّالِمِین بِبَعِیدٍ؛»(2)
آن سنگ های بلا بر سر ستمگران از امرخدا نشان دار و معین بود، و البته چنین هلاکتی از ظالمان (عالم) دور نخواهدبود.
حدیث:
قرآن کریم: «وَکَم أَهلَکنا مِن قَریَةٍ بَطِرَت مَعِیشَتَها فَتِلکَ مَساکِنُهُم لَم یُسکَن مِن بَعدِهِم إِلا قَلِیلًا وَکُنّا نَحنُ وارِثِینَ؛»(4)
بسیاری از شهرها و آبادی ها یی که بر اثر فزونی نعمت مست و مغرورشده بود، هلاک کردیم، این خانه های آن هاست (که ویران شده) و بعد از آن ها جز اندکی کسی در آن سکونت نکرد، و ما وارث آنان بودیم.
قرآن کریم: «وَلا تَبغِ الفَسٰادَ فِی الأَرضِ إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُفسِدِینَ؛»(5)
(به قارون گفتند) و هرگزفساد در زمین منما، که خدا مفسدان را دوست ندارد.
قرآن کریم:«وَإِذأأَرَدنا أَن نُهلِکَ قَریَةَ أَمَرنا مُترَفِیها فَفَسَقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیهَاالقَولُ فَدَمَّرنا ها تَد مِیرًا؛»(6)
و چون اهل دیاری را بخواهیم هلاک سازیم، پیشوایان آن شهر را امرکنیم راه فسق، تبهکاری و ظلم پیش گیرند آنگاه همه را هلاک می سازیم.
و به درستیکه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران وخالی از اهل و خانمان کند. (خانه ها و اهل آن ها را نابود خواهد کرد).
إسحاق بن عمّار می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همیشه می فرمودند: پناه می برم به خدا از گناهانی که در نابودی شتاب کنند و مرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآن ها: قطع رحم، و آزردن و نافرمانی پدر و مادر، و واگذاردن وترک إحسان ونیکی است.(2)
قرآن کریم:«قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(3)
متکبران گفتند ما به آنچه شما (ایمان آوردگان) به آن ایمان آورده اید کافریم.
«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوایٰاصٰالِحُ آئتِنٰابِمٰاتَعِدُنٰاإِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(4)
سپس «ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند وگفتند ای صالح اگر تو از فرستدگان (خدا) هستی آنجه ما را با آن تهدید می کنی بیاور.
«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(5)
سرانجام زمین لرزه(وزلزله) آن ها را فراگرفت وصبح گاهان (تنها) جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.
«قَد مَکَرَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم فَأتَی اللهُ بُنیانَهُم مِنَ القَواعِدِ فَخَرَّعَلَیهِمُ السَّقفُ مِن فَوقِهِم وَأتیهُمُ العَذابُ مِن حَیثُ لا یَشعُرُونَ؛»(6)
آن کافرانی که پیش ازاینان بودند نیز(مانند این ها) مکرها برای پامال کردن حق اندیشیدند لیکن خدا سقف بنای آن ها را از پایه ویران کرد و برسرشان فروریخت و عذاب خدا ازجایی که نمی فهمیدند، به آن ها فرا رسید.
قرآن کریم: «فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمدَمَ عَلَیهِم رَبُّهُم بِذَنبِهِم فَسَوّیها؛»(1)
ولی قوم رسول را تکذیب وناقه را پی کردند، لذا پروردگارشان آن ها را به خاطر گناهی که مرتکب شده بودند، درهم کوبید وشهرشان را صاف ومسطّح نمود.
حدیث:
هرکس خراج (مالیات) را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند و بندگان را به نابودی کشد وحکومتش جزاندکی نپاید.
-عَن إسحٰاقَ بنِ عَمّارٍقٰالَ: سَمِعتُ أبٰاعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کٰانَ أبِی (علیه السلام) یَقُولُ: نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الذّنُوبِ الّتِی تُعَجِّلُ الفَنٰاءَ وَتُقَرِّبُ الآجٰالَ وَتُخلِی الدِّیٰارَ،... وَالعُقُوقَ(4)
إسحاق بن عمّارمی گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همواره می فرمودند: پناه می برم بخدا از گناهانی که درنابودی شتاب کنند و مرگ را نزدیک سازند وخانه ها را بی صاحب و«ویران» نمایند، وآزردن و نافرمانی پدر و مادراست.
قرآن کریم: «إِذ قٰالَهُ قَومُهُ لا تَفرَح إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الفَرِحِینَ؛»(1)
به خاطر بیاور هنگامی را که قومش (قوم قارون) به اوگفتند: این قدر مغرور و شادمان به ثروت خود مباش، که خداوند هرگز مردم پرغرور ونشاط را دوست نمی دارد.
هرکس آخرتش را بدنیایش بفروشد، درهردوزیان کرده.
مرتد نشوید، (و از دین به عقب برنگردید) که خسران خواهید دید.
یاری کننده باطل، زیان می برد.
قرآن کریم: «وَمَن یَکفَربِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ؛»(5)
وکسانی که به او (پیامبر) کافرشوند، زیان کارند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) درسخنرانی منبرخویش فرمود: و در راه حق سازش وسستی نکنید، تا خسران و زیان بینید.
هرکس (ازغیرخدا) بترسد، زیان بیند.
امام علی (علیه السلام) فرمود: بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خویش نیابد، آن گاه از زیانکارانی.
هرکس درکارخیرکوتاهی کند، زیان دیده وپشیمان گردد.
قرآن کریم: «یاإَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُواالَّذِینَ کَفَرُوا یُرَدُّوکُم عَلی أَعقابِکُم فَتَنقَلیبُوا خاسِرِینَ؛»(6)
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگرازکسانی که کافرشده اند، اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان باز می گردانند، وسرانجام، زیانکارخواهید شد.
کسی که تخم دشمنی بکارد، خوشه خسران و زیان دِروکند.
هرکس نفس خود را رهاکند، خسران کرده است.
هرکس نفس خود را محاسبه کرد سود برده، وهرکس از آن غافل شود، زیان کرده است.
وآن کسی که با رأی خود احساس بی نیازی کند، به کام خطرها افتد.
کسی که آرزو زیاد داشته باشد، خوشنودیش کم خواهدبود.
کسی که خشمش زیاد باشد، خوشنودیش شناخته نشود.
بداخلاقی نزدیکان را دور می سازد، و افراد دور و بیگانه را می رنجاند.
قرآن کریم: «وَنادی نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ أبنِی مِن أَهلِی وَإِنَّ وَعدَ کَ الحَقُّ وَأَنتَ أَحکُمُ الحاکِمِینَ؛»(3)
نوح به پروردگارش عرض کرد، پروردگارا! پسر من از خاندان من است و وعدۀ تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حکم کنندگان برتری.
«قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِن أَهلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُصالِحٍ فَلا تَسئَلنِی ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الجاهِلِینَ؛»(4)
فرمود: ای نوح ! او از اهل تو نیست ! او عمل ناشایسته است، بنابراین آن چه را، از آن آگاه نیستی از من مخواه، من به تو اندرز می دهم تا از جاهلان نباشی!.
هرکس دستش را از یاری قوم وخویشانش بازگیرد، او یک دست از یاری آنان بازگرفته است – در برابر- دستهای بسیاری از آنان از یاری وحمایت وی بازگرفته می شود.
برای قطع رحم کننده، خویشی وخویشاوندی نیست.
وَاِیّاکَ وَالکَسَلُ وَالضَجرُ فَاِنَّهُما یَمنَعانَکَ حَظّکَ مِنَ الدّنیا وَالآخِرَةِ؛(2)
امام کاظم (ع) در وصیت خود به بعضی از فرزندانش، فرمود: از دلتنگی و بی قراری اجتناب کن زیرا که آنها تو را از خیر دنیا و اخرت باز می دارند.
کسی که برفطرت توحید (و از پدر و مادرخداپرست) بدنیا آید، دربارۀ خدا شک کند بخیر باز نگردد.
هر کس کم سپاس گوید، خیرزائل گردد.
چقدر دور است خیر از کسی که همّتش، شکم و زیرشکمش باشد.
هیچ إنسانی درچشم «روبرو» مؤمنی به او طعن نمیزند، مگر این که به بدترین مرگ ها بمیرد، و سزاوار است که بخیر بازنگردد.
مدارا و نرمش ازاهل هیچ خانه ای، بازداشته نشده، جزاین که آنان ازخیروخوبی محروم گشتند.
خیری نیست درآن کس که گردآوردن مال را ازراه حلال دوست نمی دارد، تا با آن آبروی خویش را حفظ کند، ودینش (قرضش) را ادا نماید، و با خویشاوندانش پیوند داشته باشد.
باب دهم «د»
قرآن کریم: «أَلَم أَعهَد إِلَیکُم یا بَنِی ادَمَ أَن لا تَعبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُم عَدُّوٌمُبِینٌ؛»(1)
آیا با شما عهدنبستم ای فرزندان آدم! که شیطان را پرستش نکنید، که او برای شما دشمن آشکاری است.
587.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلهَوٰی أَعظَمُ العَدُوَّینِ؛(2)
هوای نفس، بزرگترین دشمن است.
هوای نفس دشمنی است، که دنبالش روند.
ج – دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین
قرآن کریم: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشرَکُوا؛»(4)
بطورمسلم یهود ومشرکان را، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.
مبغوض ترین مردم نزد خدای (عزوجل) دونفرند:
مردی که خدا او را به خودش واگذاشته، از راه راست منحرف گشته، دلباختۀ سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او به فتنه افتاده اند.
مردی که نادانی را در میان قماش مردم نادان خود قرار داده، اسیر تاریکی های فتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتیکه یک روز تمام را صرف علم نکرده است.
هرکس با حق دشمنی کند، خدا دشمنش گردد.
خداوند تبارک وتعالی دشمن می دارد مردی را که (دزد) برخانۀ او وارد می شود، او دفاع و جنگ نمی کند.
مردمی از قبیله خثعم خدمت پیغمبر (صلی الله علیه واله) آمد و عرض کرد: چه اعمالی را خدا بیشتر دشمن دارد؟ فرمود: شرک به خدا، عرض کرد: سپس چه؟ فرمود: قطع رحم (بریدن از خویشاوندان) عرض کرد سپس چه؟ فرمود: امر به منکر ونهی از معروف، (به بدی وادار کردن و از خوبی بازداشتن).
همانا خدا سعادت وشقاوت را آفرید، پیش از آنکه مخلوقش بیافریند، هرکس را خدا باسعادت آفرید هیچ گاه اورا دشمن ندارد وچون کاربدی بجا آورد کردارش را دشمن دارد، ولی خودش را دشمن ندارد، و اگر شقی بوده باشد او را هرگزدوست ندارد و چون عمل صالحی انجام دهد کردارش را دوست دارد وخودش را دشمن دارد، بواسطه سرانجامی که بسوی آن می رود؛ پس چون خدا چیزی را دوست دارد دیگرهرگز آن را دشمن ندارد و چون چیزی را دشمن دارد دیگرهرگز آن را دوستندارد. «کسی را که خداوند شقی بیافریند برمی گردد به مقدّمات خلقتش که دست بشراست مانند خوردن لقمه حرام توسط پدر و مادر و...»
همانا خداوند، (عزوجل) ثروت مند ظالم را دشمن می دارد.
هرکس بربندگان خدا ستم کند، خداوند سبحان دشمن اوخواهد بود.
هرکس بربندگان خدا ظلم کند، خداوند بجای بنده اش دشمن اوخواهد بود.
اگراهل علم،علم را درجایگاه خود قراردهند،(برای خدا تحصیل وصرف کنند) خداوند و ملائکة دوستدارآنان خواهند بود، ولکن آن ها علم را برای دنیا تحصیل نمودند فلذا خداوندآنان را دشمن داشته و در پیشگاه خدا خوار شدند.
ازغیبت دوری کن، زیراغیبت خدا ومردم را با توبه دشمنی وامیداردوپاداش تورا را از بین می برد.
إِنَّ اللهَ یَبغُضُ البَیتَ الَّحمِ وَالَّحمَ السَّمِینَ، قالَ: فَقِیلَ لَهُ: إِنّا لَنُحِبُّ الَّحمَ، وَما تَخلُوبُیُوتُنا مِنهُ، فَقالَ: لَیس حَیثُ تَذهَبُ، إِنَّمَاالبَیتُ الَّحمَ أَلبَیتُ الَّذِی تُؤکَلُ فِیهِ لُحُومُ النّاسِ بِالغِیبَةِ وَأَمَّا الَّحمُ السَّمِینُ فَهُوَالمُتَبَختِرُالمُتَکَبِّرُالمُختالُ فِی مَشیِهِ؛(6)
امام رضا (علیه السلام) ازپدرش وایشان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: همانا! خداوند خانه گوشت را وگوشت فربه مبغوض و دشمن میدارد، عرض شد: البته که ما گوشت دوست داریم وخانه ما هیچ وقت خالی ازگوشت نمی شود، فرمود: آنطورنیست که ذهن شما رفته است، بلکه منظور خانه ای است که درآن گوشت مردم بوسیله غیبت خورده می شود، و اما منظور از گوشت فربه انسان متبخرومتکبّراست که موقع راه رفتن شانه های خود را تکان می دهد وخودنمائی می کند.
خداوند، دشنام گو و دشنام جو را دشمن می دارد.
همانا خدای عزوجل مؤمن ضعیفی که دین ندارد، را دشمن می دارد، عرض شد: مؤمن ضعیفی که دین نداشته باشد چیست ؟ پس فرمود: آن کسی که نهی ازمنکر نمی کند.
سه مجلس است که خداوند آن ها را دشمن دارد، و عذاب خود را بر اهل آن بفرستد، پس با آنان ننشینید و مجالست نکنید: یکی آن مجلسی که در آن کسی باشد که در فتوای خود دروغ گوید، و دیگری مجلسی که ذکر دشمنان ما در آن تازه و نو، ولی ذکر ما در آن کهنه باشد، و دیگر مجلسی که در آن کسی است که از پیروی ما (مردم را) بازمیدارد و تو می دانی (اوچنین کسی است).
همانا شناختن حقوق برادران دینی، انسان را محبوب خداوند رحمن قرارمی دهد و باعث بزرگی تقرّب به مالک دیّان می شود، و البته ترک برآوردن (وانجام ندادن) آن سبب دشمنی با خدای رحمن وکوچک شدن رتبه - انسان – در پیشگاه خدای کریم منان خوهد شد.
کسی که در دین مردم خیانت کند، پس همانا او برخدای سبحان و پیامبراو دشمن است.
خداوندمتعال: ای محمد! هرکس حدی از حدود مرا تعطیل کند، با من دشمنی کرده و به این وسیله به مخالفت با من برخواسته است.
و زمانی که کسی منکری را ببیند و از آن نهی از منکر نکند، - در حالی که توانائی آن را دارد- پس همانا آن دوست داشته که خداوند نافرمانی بشود، وکسی که دوست داشته باشد که خداوند نافرمانی شود آشکارا با خدا به دشمنی برخاسته است.
هرآنکه بربند گان خدای سبحان ستم کند، آشکارا با خداوند دشمنی کرده است.
المُقَرِّبُونَ عِندَاللهِ، مَن والاهُم فَقَدوالَی اللهَ وَمَن عاداهُم فَقَدعادَی اللهَ؛(1)
حاملان قرآن مخصوصند به رحمت و بخشش خدا، و پوشیده نورالهی هستند، معلم کلام خدایند، مقربین در پیشگاه خدامی باشند، هرکس آن ها را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد وکسی که آنان را دشمن بدارد با خدا دشمنی کرده است.
علّت دشمنی (باخدا وخلق)، بی مبالاتی و بی باکی است.
قرآن کریم:«هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم؛»(3)
آنها (منافقین) دشمن هستند از آنها برحذرباش.
شکم انسان، دشمن اوست (ضرر شکم پرستی به صاحبش برمی گردد).
دوری کن ازاین که خود را به بخل بیارائی، که این کارتو را پیش نزدیکانت معیوب می سازد و خویشاوندانت را با تو دشمن می گرداند.
کسی که بدرفتاری کند، دشمنان و بدخواهان خود را شفا داده (وخوشحال کرده است).
کسی (فرمانروائی) که با رعیت خود بدرفتاری کند، حسودان (و دشمنانش) را خوشنود می گرداند.
عَلیٌّ (علیه السلام) :کینه توزی و دشمنی بسیار(با مردم) از زیادی حسادت است.
-امام علی (علیه السلام) : علّت دشمنی (باخدا وخلق) بی مبالاتی و بی باکی است؛(4)
همانا مبغوض ترین ودشمن شده ترین خلق خدا، کسی است که مردم از زبان آن بترسند.
یکی از دو امام - باقر یا صادق (علیهماالسلام) فرموده: ترشروئی به مردم دشمنی به بارآرد.
بندگان خدا از خدا بترسید در بزرگ کردن حمیت، تعصب و فخرفروشی جاهلیت، زیرا که آن محل و مرکز دشمنی (خونریزی) وجایگاه و میدان شیطان است.
کسی که تعدّی و تجاوزش به حقوق دیگران، زیاد باشد، دشمن او بسیارشود.
-امام علی (علیه السلام) : از جفاکاری بپرهیز، زیرا که آن برادری را تباه می کند وخداوند ومردم را با انسان دشمن می سازد؛(4)«ازخود راضی بودن، خودپسندی»
هرکس از خود راضی باشد، خشم کننده بر او زیاد شود.
نتیجۀ خودپسندی، دشمنی (مردم) است.
هرکس دشمنی (بامردم) بکارد، کاشته خود (دشمنی) را دروکند.
هرکس مردم را دشمن بدارد، مردم او را دشمن دارند.
کسی که با مردم دشمنی و نزاع کند، دشمنانش بسیارشوند.
به مردم دشنام ندهید و بدگوئی نکنید تا اینکه باعث دشمنی آنها (با شما) گردد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: مردی از قبیله بنی تمیم نزد حضرت پیغمبر(ص) آمده عرض کرد:
بمن سفارشی (وصیّتی) بفرما، پس در آنچه حضرت به او سفارش فرمود این بود که: به مردم دشنام ندهید تا (در نتیجه) کسب عداوت (و دشمنی) میان آن ها کنید.
دل بدنیا بستن، سبب دشمنی می شود،(دشمنی مردم با انسان و دشمنی انسان باخدا).
کسی که سخن چینی کند، خویشاوندش با او بجنگد و بیگانه دشمنش دارد.
سرزنش زیاد دلها را کینه توز، و دوستان را از هم دور می سازد.
خشم وغضب، کینه و دشمنی های نهفته را برمی انگیزد.
تکبر وغرور، موجب دشمنی می شود.
از خودپسندی بپرهیز، زیرا که باعث کاستی و دشمنی در تو می گردد.
هیچ چیز، مانندکبردشمنی مردم را جلب ننماید.
ازمخالفت، دشمنی بوجود می آید.
با شخص حلیم و سفیه مجادله مکن، زیرا حلیم دشمنت دارد وسفیه آزارت رساند.
هرچیزی را بذری و تخمی است، و بذر و تخم دشمنی شوخی ومزاح است.
غیرت نمائی زن دشمنی است، (بخاطرغیرت نمائی مانع اجرای وظایف شرعی شود).
قرآن کریم: «وَمِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنّا نَصاری أَخَذنا مِیثاقَهُم فَنَسُوا حَظًّا مِمّا ذُ کِّرُوا بِهِ فَاغرَینا بَینَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ إِلی یَومِ القِیامَةِ وَسَوفَ یُنَبِّئُهُمُ اللهُ بِما کانُو یَصنَعُونَ؛»(4)
و از کسانی که ادعای نصاریت داشتند، پیمان گرفتیم که پیروکتاب و رسول خدا باشند و نیز آنچه در انجیل است عمل نمایند، ولی آن ها قسمت قابل ملاحظه ای از آنچه به آنان تذکر داده شده بود بدست فراموشی سپردند، لذا درمیان آن ها تا دامنه قیامت عداوت و دشمنی افکندیم، وخدا در آینده آن ها را از آنچه انجام داده اند (و از نتائج آن) آگاه خواهد ساخت.
دوری کن از زیاده روی درکلام و سخن گفتن زیرا که این کار آنچه را از عیوب تو پنهان است آشکار می سازد و آنچه از دشمنانت ساکن بوده است به حرکت در می آورد.
در کتاب رسول خدا(ص) یافتیم (نوشته بود): و هرگاه در احکام به ناحق حکم کنند، همیاری درستم ودشمنی نمایند (و به ستم همدیگر دچار شوند).
از خصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد و نفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.
قرآن کریم: ن إِنَّما یُرِیدُ الشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسرِوَیَصُدُّ کُم عَن ذِ کرِاللهِ وَعَنِ الصَّلوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(4)
شیطان قصد آن دارد که به وسیله شراب وقمار، میان شما عداوت وکینه برانگیزد تا شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد، پس شما آیا از آن دست برمی دارید؟.
هنگامی که در میان بنی اسرائیل سستی پدید آمد، چنان بود که مرد برادر دینی خود را مرتکب گناه می دید، او را نهی می کرد و او دست برنمی داشت ولی این کار موجب آن نمی شد که نهی کننده از هم غذایی، هم نشینی وهم پیلگی با مرتکب گناه بازدارد، تا اینکه خداوند دلهای آن ها را با یکدیگرمخالف کرد و با هم دشمن نمود.
لِتَأمُرَنّ بِالمَعرُوفِ وَلِتَنهُنَّ عَنِ المُنکَرِ، أولیَستَعملنَ عَلَیکَم شِرٰارُکُم فَیَدعُوخِیٰارُکُم فَلا یُستَجٰابُ لَهُم؛(2)
محمد بن عرفة گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود: یا باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، و یا اشرارتان برشما مسلط می شوند، سپس نیکان شما دعا می کنند ولی برای آنان مُستجاب نمی شود.
... وَالذُنُوبُ الَّتی تَدِ یل الأَعداءَ، أَلمُجاهِرَةُ بِالظُّلمِ، وَاِعلانُ الفُجُورِ، وَإباحَةُ المَحظُورِ، وَعِصیانُ الأخیارِ، وَالإنطباع ُ لِلأشرارِ؛(3)
أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم، می فرمود: وگناهانی باعث چیره و مسلط شدن دشمن می شود: ظلم وستم را آشکارکردن، و فسق و فجور را عَلنی نمودن، و حرام را حلال کردن، و نافرمانی اخیار و نیکان، و فرمان برداری از اشرار و نااهلان.
خداوند (عزوجل) می فرماید: هرگاه کسی که مرا شناخت نافرمانیم کند، کسی را که مرا نشناخت بر او مسلّط کنم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: درکتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم (نوشته بود)... و زمانی که عهد را بشکنند خداوند دشمنانشان را بر آنان مسلط کند.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: پنج چیزاست که اگربه آن ها برخورد کردید، از آن ها به خدا پناه ببرید... و پیمان خدا و رسولش را نشکستند جز اینکه خداوند دشمنانشان را برایشان چیره کند و برخی اموالشان را بگیرند.
دروغگو با دروغگوییش خشم خدا را نسبت به او، و خوارشمردن شدن در بین مردم و دشمنی ملائکه بر او را بدست می آورد.
کسی که (وفرمانروائی که) سپاهیان (ویاران) خویش را خوار گرداند، دشمنان خود را یاری کرده است.
کسی که بررعیتش ظلم کند، به دشمنانش یاری کرده است.
قرآن کریم: «وَأَمّٰا مَن بَخِلَ وَاستَغنیٰ؛»(2)
اما کسی که بخل ورزد و از این طریق (از پاداش های خداوند) بی نیازی طلبد (خود را از پاداش های الهی بی نیاز بداند).
«وَکَذَّبَ بِالحُسنیٰ؛»(3)
وپاداش نیک (الهی) را تکذیب کند
«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلعُسریٰ؛»(4)
ما به زودی او را در مسیر دشواری قرار می دهیم.
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحبِسُ الدُّعاءَ؛»(5)
«بارإلها بیامرز برای من گناهانی را که مانع إجابت دعا می شوند».
در کتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم: وهرگاه امربه معروف ونهی از منکر را نکردند، و از نیکان اهل بیت من تبعیت ننمودند، خداوند اشرار آنها را بر آنان مسلط کند، سپس نیکانشان دعا کنند ولی برای آنان قبول نشود.
لِتَأمُرَنّ بِالمَعرُوفِ وَلِتَنهَنَّ عَنِ المُنکَرِ، أولَیَستَعمَلنَّ عَلَیکَم شِرٰارُکُم فَیَدعُوخِیٰارُکُم فَلا یُستَجٰابُ لَهُم؛(2)
محمدبن عرفة گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود:
یا باید امر به معروف ونهی از منکر کنید، و یا اشرارتان برشما مسلط می شوند، سپس خوب های شما دعا می کنند ولی برای آنان مُستجاب نمی شود.
«سوء نیت، صفت زشت درونی، نفاق با برادران دینی، قبول نداشتن إجابت دعا، تأخیر انداختن نمازهای واجب تا وقت آنها بگذرد، ترک تقرّب به خدا بوسیله نیکوکاری و دادن صدقه، ناسزاگوئی و فحّاشی»
... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَرُالدُّعاءَ: سُوءُالنِیّةِ، وَخُبثُ السَّرِیرَةِ، وَالنِّفاقُ مَعَ الإخوانِ، وَتَرکُ التَّصدِیقِ بِالإجابَةِ، وَتَأخِیرُالصّلواةِ المَفرُوضا تِ حَتّی تَذهَبَ أوقاتُها، وَتَرکُ التَّقَرُّبِ اِلَی اللّهِ (عزّوجلّ) بِالبِرِّ وَالصَّدَقَةِ، وَإستِعمالُ البِذاءِ والفُحشِ فِی القَولِ؛(3)
امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود:... وگناهانی که دعا را رد می کند: بدنیّتی (سوء نیت)، و بدتینتی (صفات زشت درونی)، و نفاق با برادران دینی، و قبول نداشتن إجابت دعا، و تأخیرانداختن نمازهای واجب تا وقت آنها بگذرد، وترک تقرّب به خداوند (عزّوجلّ) بوسیله نیکوکاری و دادن صدقه، وناسزا گوئی وفحّاشی «بد زبای» درگفتار.
وآن گناهانی که دعا را برگردانند وفضا را تیره وتارکنند نافرمانی وآزردن پدرومادراست.
در(حدیث قدسی) فرموده: هیچ دعائی از من پوشیده نمی ماند، مگر دعای (انسان) حرام خوار.
مردی عرض کرد، یارسول الله: من دوست دارم دعای مُستجاب شود، حضرت فرمود: خوراکت را پاکیزه کن وبه شکم خود، حرام وارد مکن.
امحمد بن مسلم از یکی از دو امام - امام باقر و یا امام صادق - (علیهما السلام) حدیث کند که به وی عرض کردم: ما می بینیم مردی را که دارای عبادت وکوشش وخشوع در دین است ولی معتقد به حق (امامت شما) نیست، آیا این اعمال به او سودی بخش؟
فرمود: ای أبا محمد! جزاین نیست که مثل (ما) اهل بیت و (مردم)، مثل، آن خاندانی هستند که در بنی اسرائیل بودند، و هیچ یک از آن ها نبود که چهل شب کوشش کند (و ریاضت کشد) جزاینک (این چهل شب) دعا می کرد و دعایش إحابت می شد،، (ولی وقتی) یکی از آن ها چهل شب کوشش کرد سپس دعا کرد، و دعایش به اجابت نرسید، پس نزد عیسی بن مریم (علیه السلام) آمد و از حال خود به او شکایت کرد و از او درخواست کرد که برایش دعا کند، پس عیسی (علیه السلام) تطهیرکرده و نمازخواند سپس به درگاه خدای عزوجل دعا کرد، خدای عزوجل به او وحی کرد ای عیسی این بندۀ من نزد من آمده اما به غیر از آن دری که باید بیاید، او مرا خوانده ولی در دلش نسبت به تو شک داشته، پس (بااین حال) اگر(آنقدر) مرا بخواند که گردنش قطع شود وانگشتانش بریزد، دعایش را اجابت نکنم.
زمانی برای مردم پیش آید که، برای طمع دنیا باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا باشد، و از ظاهرخویش ثواب خدا را مقصود نداشته باشند، دینشان ریاء باشد و ترس ازخدا به آن ها آمیخته نشده باشد، خدا آن ها را مجازات همگانی کند، سپس مانند کسی که غرق می شود، دعا کنند وخدا مستجاب نکند.
دربنی إسرائیل مردی بود که سه سال پیوسته دعا می کرد که خدا پسری به او روزی کند (دعایش مستجاب نمی شد) همین که دید خدا خواهش او را برنمی آورد عرض کرد: پروردگارا آیا من از تو دورم و تو سخن مرا نمی شنوی، یا تو به من نزدیکی و پاسخم
نمی دهی؟ کسی در خواب نزدش آمد وبه او گفت: توسه سال تمام خدا را با زبانی بد وهرزه، و دلی سرکش و ناپرهیزکار، و نیتی نادرست میخوانی، پس باید از هرزه گوئی بدرآئی، و دلت پرهیزکار، و نیتت درست گردد (تا خواهشت برآورده شود) حضرت فرمود: آن مرد بدستور عمل کرد سپس دعا کرد و خدا را خواند و دارای پسری شد.
هرکس ظلم کردن ظلم را توجیه کند (وبرای آن عذرتراشی نماید) خداوند مسلّط خواهد کرد براو کسی را که به او ظلم نماید، پس اگر دعا کند (و خداوند را بخواند) اجابت نکند، و در مقابل ستمی که بر وی شده اجری نخواهد داد.
همانا خدای عزوجل می فرماید: به عزت و جلالم قسم اجابت نخواهم کرد دعای مظلومی که مرا می خواند در مورد مظمۀ (و ظلمی که به او شده) مادامی که مانند آن مظلمه در نزد (و درگردن) اوست.
گناه، جلو اجابت دعا را می گیرد.
همانا بنده ای ازخداوند حاجتی را درخواست می نماید، از شأنش برآورده شدن آن است، زودترو یا دیرتر، پس بنده گناهی را مرکتب می شود، و خداوند(تبارک وتعالی) به ملائکه می فرماید: حاجتش را برآورده مکن و او را از آن محروم نما همانا او به سخت وخشم من تعرّض کرد و مستوجب محرومیت ازطرف من گردید.
دعای تو، راه قبول شدن نمی یابد، در حالی که تو با گناهانت راه اجابت را بسته ای.
خدا به داود (علیه السلام) وحی فرمود که: میان من و خودت عالم فریفته دنیا را واسطه قرارمده که تو را از راه دوستیم بازدارد، زیرا که ایشان راهزنان بندگان جویای منند، همانا کمتر کاری که با ایشان انجام دهم، اینست که شیرینی مناجاتم را از دلشان برکنم و ریشه کن نمایم.
«برگرفته از فرمایشات نورانی معصومین - صلوات الله علیهم اجمعین»
· اداء نکردن حق خداوند، بعد ازشناخت او. «مانند ترک نمازو...؛»
· امید به غیرخدا.
· انجام اعمالی که انسان را به جهنم نزدیک می کند.
· انجام اعمالی که انسان را از بهشت دور می نماید.
· بداخلاقی و سُوء خلق.
· بد زبانی، بدگویی، فحّاشی و....
· بر ذمّه داشتن حق وحقوق دیگران (مظلمه).
· بی تقوایی وعدم پرهیزازگناه.
· پرستش وعبودیت غیرخدا.
· تأخیرانداختن وقت نماز، تا وقت آن بگذرد.
· تباه کردن مال وثروت، وبعد، ازخدا طلب مال و ثروت نمودن.
· ترک کردن نیکی و صدقه که وسیله تقرّب به خداوند است.
· ترک کردن امر به معروف ونهی ازمنکر.
· تکذیب اجابت دعا.
· جا سوسی برای ظالم.
· حرام خواری، (لقمه حرام).
· خدمت کار ظالم بودن، مانند: باج گیری وأخذ مالیات و... برای ظالم.
· داشتن کینه مؤمن دردل.
· دعا بدون حضورقلب و با دل غافل.
· دعا بدون عمل.
· دعا برای کاری که خود انسان می تواند انجام دهد.
· دعا برای کار محال و غیرممکن.
· دعا برای موفّقیت در کاری که انسان احتیاط لازم را برای انجام آن رعایت نکرده.
· دعا برای قطع صله رحم.
· دوستی با شیطان و اطاعت از او.
· رشوه خواری.
· طلب نمودن چیزحرام از خداوند. مانند طلب روزی حرام.
· ظلم وستم.
· هرزه زبانی.
· دعا با زبان گناه و معصیت.
· سیرت و درون ناپاک (بد طینتی).· سوءظن و بددلی نسبت به مؤمن.
· شراب خواری (مسکِر و مَست کننده).
· عقوق والدین (نافرمانی، اذیت و آزار پدر و مادر).
· قساوت قلب.
· قطع رحم (قطع رابطه با خویشاوندان).
· قماربازی.
· گناه (هرگونه گناه).
· لهوولعب.
· مخالفت با سنّت وروش پیامبر(ص)، بعد از ایمان به او.
· مخالفت با کتاب خدا (قران) بعد از خواندن آن.
· نفاق با برادران دینی.
· نفرین به همسایه (وقت دعا به همسایه نفرین کند).
· نوازند گی (موسیقی حرام) طنبورزنی و رقص و....
· نیت بد و ناپاک.
· نیرو و قدرت بودن برای ظالم، مانند نیروی نظامی وانتظامی ظالم.
· وجود لوازم وآلات موسیقی، مانند طنبور و...در خانه.
«از مولی الموحّدین حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) »
اداء نکردن حق الهی
مخالفت با سنت نبوی و از بین بردن شریعت او
عمل نکردن به دستو رات قرآن و مخالفت با آن
عمل کردن به معاصی وگناهانی که انسان را به دوزخ نزدیک می کند
انجام دادن کارهایی که انسان را از بهشت دور می کند
شرک نکردن به نعمت های الهی
دوستی با شیطان و عدم مخالفت با آن
نصب العین قراردادن عیب مردم وفراموش کردن عیب خویش
کسی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از عدم إستجابت دعایش شکایت کرد وگفت: با اینکه خداوند فرموده دعا کنید من اجابت می کنم، چرا دعا می کنم و به اجابت نمی رسد؟! امام (علیه السلام) درپاسخ فرمود:
إِنَّ قُلُوبَکُم خانَ بِثَمانِ خِصالٍ:
قلب وفکرشما درهشت چیزخیانت کرده لذا دعایتان مستجاب نمی شود:اَوَّلُها: إِنَّکُم عَرَفتُمُ اللهَ فَلَم تُؤَدُّوا حَقَّهُ کَما أَوجَبَ عَلَیکُم، فَماأَغنَت عَنکُم مَعرَفَتُکُم شَیئًا.
وَالثّانِیَةُ: إِنَّکُم آمَنتُم بِرَسُولِهِ ثَمَّ خَالَفتُم سُنَّتَهُ وَأَمتُّم شَرِیعَتَهُ فَأَینَ ثَمَرَةُ اِیما نِکُم؟.
وَالثّالِثَةُ: إِنَّکُم قَرَأتُم کِتابَهُ المُنزَلَ عَلَیکُم فَلَم تَعمَلُوا بِهِ وَقُلتُم سَمِعنا وَأَطَعنا ثُمَّ خالَفتُم.
والرّابعة: إِنَّکُم قُلتُم نَخافُونَ مِنَ النّارِ، وَاَنتُم فِی کُلِّ وَقتٍ تُقَدِّ مُونَ إِلَیها بِمَعاصِیکُم، فَأَینَ خَوفُکُم؟.
وَالخامِسَةُ: إِنَّکُم قُلتُم تَرغَبُونَ فِی الجَنَّةِ، وَاَنتُم فِی کُلِّ وَقتٍ تَفعَلُونَ ما یُباعِدُ کُم مِنها فَأَینَ رَغبَتُکُم فِیها؟.
وَالسّادِسَةُ: إِنَّکُم أَکَلتُم نِعمَةَ المَولی فَلَم تَشکُرُواعَلَیها !.
وَالسّابِعَةُ: إِنَّ اللهَ أَمَرَکُم بِعَداوَةِ الشَّیطانِ وَقالَ: «إِنَّ الشَّیطانَ لَکُم عَدَوٌّ فَاتَّخُذُوهُ عَدُوًا» فَعادَیتُمُوهُ بِلا قَولٍ، وَوالَیتُمُوهُ بِلا مُخالِفَةٍ !.
وَالثّامِنَةُ: إِنَّکُم جَعَلتُم عُیُوبَ النّاسِ نَصبَ أَعیُنِکُم وَعُیُوبَکُم وَراءَ ظَهُورِکُم تَلُومُونَ مَن أَنتُم أَحَقُّ بِاللَّومِ مینهُ!8. شما عیوب مردم را نصب العین خود ساخته و عیوب خود را پشت سرافکنده اید، سرزنش می کنید کسی را که شما سزاوارتر از آن به سرزنش هستید!.
فَاَیُّ دُعاءٍ یُستَجابُ لَکُم مَعَ هذا وَقَد سَدَد تُم أَبوابَهُ وَطُرُقَهُ ؟ فَاتَّقُوااللهَ وَأَصلِحُواأَعمالَکُم وَأَخلِصُوا سَرائِرَکُم وَامُرُوا بِالمَعرُوفِ وَانهَوا عَنِ المُنکَرِ فَیَستَجِیبُ لَکُم دُعائَکُم؛(1)
با این حال چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ درحالی که خودتان درهای آن را بسته اید؟ تقوی پیشه کنید اعمال خویش را اصلاح نمایید امربه معروف ونهی ازمنکر کنید تا دعای شما به اجابت برسد.
1) - تفسیر نمونه، ج 1، ص 644 .
659.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لا تَلتَمِسِ الدُّنیٰا بِعَمَلِ الآخِرَةِ وَلا تُؤثِرُالعٰاجِلَةَ عَلَی الآجِلَةِ فَاِنَّ ذٰالِکَ شِیمَةُ المُنٰافِقِینَ وَسَجِیَّةُ المٰارِقِینَ؛(1)
با عمل آخرت جویای دنیا نباشید، و دنیا را برآخرت ترجیح ندهید، زیرا که این روش منافقان و خوی از دین خارج شدگان است.
هرکس دنیا را در چشم خویش عظیم گیرد و در دلش بزرگ دارد وآن را برخدا مقدم بدارد و بسوی آن انقطاع پذیرد، چنین کسی درست بنده دنیا باشد.
ج – از دست رفتن دنیا:
هرکس برای دنیا تلاش کند، دنیا از دستش می رود.
إِلا ماقَدَّرلُهُ؛(1)
خداوند(عَزَّوَجَلَّ) می فرماید: به عزت، جلال، بزرگی، نور وعلو درجه و بلندای مکانم قسم هیچ بنده ای خواسته خود را برخواستۀ من مقدم نمی دارد مگرآنکه کار(زندگیش) را متفرق و پریشان می سازم و دنیایش را بر او می پوشانم و قلبش را به دنیا مشغول می نمایم و از دنیا بیش ازآنچه مقررکرده ام به او نمی دهم.
هرکس نیکی را به بدی پاداش دهد، سزاوار است به زشتی از وی بریده شود.«دورشدن ازحق»
ازآن کس که ازحق جدا شده و به غیرحق رُو آورده است، جدا شو.
667.- رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مَثَلُ شارِبِ الخَمرِکَمَثَلِ کِبرِیتٍ، فَاحذَرُوهُ لایُنتِنُکُم کَمالایُنتِنُ الکِبرِیتُ. وَإِنَّ شارِبَ الخَمرِیُصبِحُ وَیُنسِی فِی سَخَطِ اللهِ؛(5)
شراب خوار به گوگرد می ماند، به او نزدیک مشوید، و او شما را بدبو می کند، همچنان که گوگرد بد بوست، شراب خوار شب و روز در خشم خداست.
امام علی (علیه السلام) - در فرمان مبارکش به مالک اشتر- فرمود: دورترین رعیت از تو و بدترین آنان نزد تو، عیب جوترین آنها باشد.
از فاسق و فاجر بطورکامل بگریزید و دورشوید.
از(انسان) ناکس و نادان کاملا بگریزید و دور شوید.
هرکس بدخوی باشد، دوست و رفیقی او را نباشد و روش هایش ستوده نگردد.
بداخلاقی، نفس را به وحشت می افکند ومودت را از بین می برد.
هرکس بداخلاق باشد، دوست و یارش دشمنش گردد.
کسی که انصاف نداشته باشد، دوست و رفیق ندارد.
برای حسود، دوست و رفیق نسیت.
حسود، دوست شدنی نیست.
می دارد، و از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهائی تو را می فروشد، و از دوستی با دروغگو بپرهیزکه او به سراب ماند، دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور می نمایاند.
کسی که سخن چین را تایید کند، دوست را تباه سازد.
هرکس سخن از چین پیروی کند، دوستی را به نابودی کشاند.
سرزنش زیاد، دلها را کینه توزو دوستان را ازهم دورمی سازد.
خوی و روش اشرار، آزار دادن و اذیت کردن دوستان است.
بدترین دوست آن که، برای او به رنج و زحمت افتی.
هرکس بدنبال عیوب پنهان (مردم) افتد خداوند، بزرگ، مهر دل های مردم را بر وی حرام گرداند.
متکبرو گردنکش، دوست و یار ندارد.
شخص کینه توز، دوستی ندارد.
687.- الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذا کَثُرَت ذُنُوبُ الصَّدِیقِ قَلَّ السُّرُورُبِهِ؛(3)
هرگاه گناهان دوست زیاد شد، شادمانی که از آن دوستی بود کم گردد.
کسی که دوستیش در راه خدا نباشد، از اوحذر کن، همانا دوستی آن فرومایگی و همنشینی با او شوم و زشت است.
دین ندارد آن کس که اطاعت کسی را که نافرمانی خدا کند، دین خود قرار دهد، و دین ندارد کسی که افتراء باطلی را برخدا دین خود کند، و دین ندارد کسی که انکار یکی از آیات خدا را دین خود نماید.
همانا خدای عزوجل مؤمن ضعیفی که دین ندارد، را دشمن می دارد، عرض شد: مؤمن ضعیفی که دین نداشته باشد چیست؟ پس فرمود: آن کسی که نهی از منکر نمی کند.
نماز ستون دین است، مثلِ آن، مثلِ ستون خیمه است، زمانی که ستون خیمه ثابت باشد میخ ها و طناب های خیمه ثابت است، اما وقتی ستون خیمه کج شد و شکست دیگر میخ و طناب خیمه هم ثابت نخواهد بود.
بخیل از آبرویش بیشتر می بخشد تا آنچه که خودداری می کند از مالش، وتباه می کند از دینش در برابر آنچه که از دارائی خود نگه می دارد.
دوستی ثروت و مال، دین را سست و یقین را فاسد می کند.
آزمندی وحریص بودن، و دین را تباه می کند و جوانمردی را معیوب می سازد.
693 الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّاکَ وَالحِرصَ فَاِنَّهُ شَینُ الدِّینِ وَبِئسَ القَرِینِ؛(3)
برتو باد دوری ازحرص، که آن زشت کننده دین و بدهمنشینی است.
سه چیز است که عیب (و معیوب شدن) دین است: فسق و فجور، حیله و نیرنگ و خیانت.
دروغ بسیارگفتن، دین را تباه می سازد و گناه را بزرگ می گرداند.
اندکی از دنیا، دین را فاسد وتباه می نماید
دنیا (دنیا پرستی) سبب، تباه شدن دین است.
با فرزندان دنیا نشست و برخاست کردن، دین را معیوب و یقین را ناتوان می سازد.
از امام ابوالحسن (علیه السلام) - نقل شده - که ایشان مردی را یاد کردند و بعد فرمودند: آن ریاست دوست است، سپس گفتند: ضررحملۀ دو گرگ درنده به گله ای که صاحبش غائب است بیشتر از زیان ریاست به دین مسلمان نیست.
از شک و تردید دوری کن، زیرا که شک دین را فاسد و یقین را باطل می نماید.
کسی که شک زیاد داشته باشد، دین او تباه است.
شک، دین را فاسد می نماید.
پیروی از شهوت، دین را فاسد می کند.
طمع کاری باعث، فساد وتباهی دین است.
غیبت (در ضرر رساندن) به دین مرد مسلمان، از بیماری خوره که درونش باشد، سریع تر است.
کسی که نزد توانگری رفته، و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتی کند، دو سوم دین خود را از دست داده است.
برای هر چیز چهره ای است وچهره دین شما نماز است، پس هیچ کس از شما (با سبک شمردن نماز) چهره دینش را مشوش ومخدوش نکند، و برای هر چیز بینی است و بینی دین شما تکبیرة الاحرام است.
هواپرستی، سبب تباهی و فاسد شدن دین است.
باب یازدهم «ذ»
هروقت مردم نافرمانی کنند، خشمگین می شوم، و اگرخشمگین شوم لعن می کنم و آثار لعنت من تا هفت پشت برسد. «و نسل مردم را بگیرد»
قرآن کریم: «إِنَّکَ إِن تَذَرهُم یُضِلُّواعِبادَکَ وَلا یَلِدُوا إلا فاجِرًا کَفّارًا؛(2)
اگر آن ها را زنده بگذاری بندگانت را گمراه می کنند، و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند.
هیچ مؤمنی نباشد که در دولت باطل آسایش بیند، جز آن که پیش از مرگش گرفتار شود یا دربارۀ فرزندانش و یا دربارۀ مالش.
هرکس به کسی ستمی کند به همان ستم گرفتار شود، در خودش یا در مالش و یا در فرزندانش.
هرکس ستم کند، خداوند مسلّط گرداند کسی را که به او و یا برفرزندان او یا فرزندان فرزندانش ستم کند، (راوی) گوید: عرض کردم: او ستم کند وخداوند بفرزندش ویا فرزند فرزندش کسی را مسلّط سازد؟ فرمود: خدای (عزّوجلّ) فرموده: «کسانی که اگر فرزندان ناتوانی به یادگار بگذارند، از آیندۀ آنان می ترسند، باید (از ستم دربارۀ یتیمان مردم) بترسند، از (مخالفت) خدا بپرهیزند وسخن استوار [با زبان ملایم وعباراتی سرشارازعواطف انسانی] بگویند»
هرکس به یک نفرظلم کند خداوند برانگیزد کسی را که مانند آن را به او یا به فرزندش و یا بعد از آن به بازماندگان (ذرّیه) اش ظلم نماید. «در بعضی سندها (یَظلُمُهُ) ذکرشده است ظاهرا آن درست باشد»
کسب درآمد حرام، در ذرّیۀ ظاهر می شود «باعث گرفتاری و بدبختی ذرّیۀ می گردد».
أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ؛(1)
ای مردم از گیاهانی که در مزبله می روید پرهیز کنید. گفته شد: منظور از این گیاهان چیست؟ فرمودند: زن زیبایی که در خانواده بدی نشو و نما کرده باشد.
رُو به جنگ آوردن را تکرار کنید، و از فرارو گریز حیا و شرم نمایید، زیرا که این گریز از جنگ، ننگ برای بازماندگان (و ذرّیه) است و در روز حشر آتش دوزخ را در پی دارد.
فرزند ناشایست، نیاکان را لکّه دار می سازد، و بازماندگان را تباه می کند.
محمد بن سنان گوید: علی بن موسی الرضا (علیه السلام) درجواب مسائلی که برای آن ها جواب داد، نوشت: زنا حرام گردید به خاطر فسادی که در آن وجود داشت، از جمله کشته شدن آدم ها و از بین رفتن (و تباهی) نسب ها و ترک شدن تربیت کودکان وتباه و فاسد شدن وُراث و بازماندگان و مفاسد دیگر.ه) گناهی که باعث قطع و نابود شدن ذرّیه و نسل انسان می شود:
قرآن کریم: «وقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرعَلِی الأَرضِ مِنَ الکافِرِینَ دَیّاراً؛»(5)
و نوح عرض کرد: پروردگارا، تو هم این کافرا را هلاک کن و از آنها دیّاری بر روی زمین باقی مگذار.
«إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الأَبتَرُ؛»(1)
مُحققا دشمن بدگوی تومقطوع النسل است.
قرآن کریم: «وَإِذاتَولَّی سَعی فِی الأَرضِ لِیُفسِدَ فِیها وَیُهلِکَ الحَرثَ وَالنّسل وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسادَ؛»(2)
و هنگامی که روی برمی گردانند (و از نزد توخارج می شوند) در راه فساد در زمین گوشش می کنند و زراعت ها ونسل ها را نابود می سازند (با اینکه می دانند) خدا فساد را دوست نمی دارد.
«بسیاری از مفسران احتمال داده اند که مقصود ازجملۀ «إذا تولّی» همان مسئلۀ قبول ولایت وحکومت است، یعنی منافقان هنگامی که به مرحله ای ازحکومت و سلطه برسند، دست به فساد و خرابی زده وظلم وستم را درمیان بند گان خدا به راه می اندازند و به خاطرظلم و ستم آنها آبادی ها رو به ویرانی می گذارد، دام ها هلاک می شوند وجان و مال مردم برباد می رود»
«حَرث» به معنی زراعت و«نسل» به معنی اولاد است، و بر اولاد انسان وغیرانسان اطلاق می شود، بنابراین هلاک کردن حرث و نسل به معنی از میان بردن هرگونه موجود زنده است، اعم از موجودات زندۀ نباتی، حیوانی وانسانی؛»(3)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:- در کتاب علی (علیه السلام) است -:... و بدرستیکه قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران وخالی از اهلِ خانمان کند (خانه ها و اهل آنها را نابود خواهد کرد) وخویشاوندی را از جا، بَرکَنَد. ازجا برکنَدن خویشاوندی، مایه قطع نسل است.
قرآن کریم:«وَیُرِیدُ اللهُ أَن یُحِقَّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیقطَعَ دابِرَالکافِرِینَ؛»(5)
و خدا می خواهد باین وسیله حق با کلمات خود تثبیت کند، و آئین اسلام را تقویت کند، و ریشه کافران قطع کند.
عِلّةُ تَحريمِ الذُّكرانِ للذُّكرانِ و الإناثِ للإناثِ ؛ لِما رُكِّبَ في الإناثِ و ما طُبِعَ علَيهِ الذُّكرانُ ، و لِما في إتيانِ الذُّكرانِ الذُّكرانَ و الإناثِ الإناثَ مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ ، و فَسادِ التَّدبيرِ ، و خَرابِ الدُّنيا؛(1)
فلسفه تحریم مردان بر مردان و زنان بر زنان این است، که این امر برخلاف فطرت و خلقتی است که خداوند براى زن و مرد قرارداده است (که تمایل به جنس مخالف دارند) پس چنانچه مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد و تدبیرزندگى اجتماعى به فساد مى گراید و دنیا به سمت ویرانى کشیده مى شود.
کسی که آبرو، عِرض و ناموس خود را دهد، ذلیل گردد.
قرآن کریم:«وَإِذ قُلتُم یا مُوسی لَن نَصبِرَعَلی طَعامٍ واحِدٍ فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِجُ لَنا مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وَقِثّائِها وَفُومِها وَعَدَ سِها وَبَصَلِها، قالَ اَتَستَبدِ لُونَ الَّذِی هُوَاَدنی بِالَّذِی هُوَخَیرٌ، اهبِطُوا مِصرًا فَإِنَّ لَکُم ماسَأَلتُم، فَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ وَباؤُبِغَضَبٍ مِنَ اللهِ، ذالِکَ بِآَنَّهُم کانُوا یَکفُرُونَ بِأیاتِ اللهِ وَیقتُلُونَ النَبِیِّینَ بِغَیرِالحَقِّ، ذالِکَ بِماعَصَوا وَکانُوایَعتَدُونَ؛»(3)
و(نیز بخاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی، حاضرنیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم، از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می روید، از سبزیجات، خیار، و سیر، و عدس، و پیاز برای ما برویاند، موسی گفت: آیا می خواهید غذای بهتری که دارید به پست تر از آن تبدیل کنید (پس در این صورت) وارد شهری شوید، زیرا هرچه خواستید در آن جا هست، خداوند (مُهر) ذلّت و نیاز بر پیشانی آنها زد، و مجدّدا گرفتار غضب
پروردگار شدند، چرا که آنها نسبت با آیات الهی کفر می ورزند و پیامبران را به ناحق می کشند، اینها به خاطرآن بود که گناهکار و سرکش و متجاوز بودند.
کسی که پستی آدب او را افکنده و ذلیل گردانیده شرف حسب او را، به مرتبۀ بلند وعزت نرساند.
کسی که به ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلسی خوارگردد
کسی که امانت را خوار شمارد، ودست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را از آن پاک ننماید، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده است.
امربه معروف ونهی از منکر دو اخلاق از اخلاق های خداوند است پس کسی که آنها را گرامی بدارد و«عمل کند» خداوند او را عزیز نماید، و هرکس آنها را خوار شمارد و «ترک کند» خداوند او را خوار و ذلیل خواهد کرد.
قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَدناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»(4)
سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم.
کسی که بخل ورزد به چیزی که به آن مالک نیست، رذیلت وپستی را به نهایت رسانده است.
امام علی (علیه السلام) : بخیل، همیشه خواراست.
بخیل، در میان دوستانش وبزرگانش خواراست.
امام علی (علیه السلام) : کسی که به مالش بخل ورزد خوار گردد.
بخل، صاحبش (بخیل) را خوار و دوری کننده اش را ارجمند می دارد.729. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالشَّحَّ فَاِنَّهُ جِلبٰابُ المَسکَنَةِ وَزِمٰامُ یُقادُ بِهِ إِلٰی کُلِّ دِ نٰانَةٍ؛(5)
از بخل و شحّ بپرهیز، زیرا که آن روپوش (و لباس) بیچارگی و مهاری است که بوسیله آن (انسان) بسوی ذلت کشیده می شود.
خواری شخص در هنگام عزل به اندازۀ زشت کاری او درهنگام ولایت و فرمانروایی اوست.
هرکس در درون دولتش به نیکی رفتارنکند، در دوران برگشت دولتش خوارگردد.
گریز از میدان جنگ، یکی از دو خواری است.
کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت به او پوشاند و در زندگی دچار فقر نماید.
کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می پوشاند.
هرکس ازحد خود تجاوزکند، مردم او را خوار شمارند.
حریص بودن خواری وخفّت است، برای کسی که آن را شعار خود سازد.
حریص و آزمند گرفتار خواری است، و بند گرفتاریش گشاده نگردد.
ذلّت، خواری، شقاوت و بدبختی، در طمع وحرص است.
حرص زیاد، صاحبش را بدبخت وجانب (و قرینش) را خوار می سازد.
حریص بودن، شخص را خوار و بدبخت می کند.
حرص و آزمندی شدید، سبب پستی و خواری است.
برتو باد بدوری ازحرص زدن، که آن سر هر پستی و اساس هر زشتی است.
کسی که حرصش بسیار باشد، رتبه و جایگاهش خوار و اندک گردد.743. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن شَرِهَت نَفسُهُ ذَلَّ مُوسِرًا؛(5)
کسی که نفسش آزمند وحریص باشد، بحال دارائی خوار است.
بسا کسی که به جهان آرامش پیدا کرد، و جهان او را درافکند.
حریص، بنده طمعکاری ها است.
حرص، خواری و رنج است.
هرکس حریص باشد خواری را گم نگرداند.
هرکس از لوازم و وظائف آزادگی کوتاه آید، بسوی بندگی برگشت داده شود.
سررشتۀ همۀ پستی ها و رذائل، حسد بردن است.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ قَتَلَهُ، وَمَن تَعَزَّزَعَلَیهِ ذَلَّلَهُ؛(3)کسی که با حق دشمنی کند، حق او را بکشد، و هرکس درباربرحق عزیزی کند «خود را بزرگ بشمارد» حق، او را خوار و ذلیل نماید.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عانَدَالحَقَّ لَزِمَهُ الوَهنُ؛(4)
هرکس با حق دشمنی کند، خواری ملازم اوگردد.
حسین بن علوان گوید: امام صادق (علیه السلام) در بعضی از کتابها (کتابهای آسمان) خوانده بود که همانا خداوند تبارک وتعالی می فرماید: به عزت، جلال، مجد و بر بلندای عرشم قسم هرکسی که به غیر من امید ببندد آرزوی او را به یأس و نومیدی مبدل خواهم کرد، و در بین مردم لباس ذلّت بر او خواهم پوشاند.
قران کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یُحادُّونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِکَ فِی الأَذَلِّینَ؛»(1)
آنانکه، با خدا و رسولش دشمنی می کنند، آنها در میان ذلیل ترین مردمند.
کسی که خود را بزرگ شمارد، تحقیرگردد.
برای پستی مرد (انسان)، خودپسندی بَس است.754. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَعجَبَ بِنَفسِهِ سَخِّرَبِهِ،(4)
امام علی (علیه السلام) : هرکه خودپسند باشد بهمان جهت مورد تمسخر و استهزا قرارگیرد.
دروغگو، بر لب پرتگاه افتادگی وخواری است.
نتیجۀ دروغ پستی و خواری (انسان) در دنیا وعذاب درآخرت است.
دروغ، خواری وخیانت است.
دروغ، پستی است.
دروغگو، همیشه ذلیل وخواراست.
دروغگو با دروغگوئیش، خوار شمردن شدن در بین مردم بدست می آورد.
سلطنت دنیا، ذلّت وبلندی آن پستی است.
دنیا، (انسان را) خوار می کند.
بسا صاحب جاه و شوکتی که دنیا او را خوار و کوچک کرد.
بسا شخص، عزیز و ارجمندی که دنیا او را به خواری و ذلّت برکرداند.
هرکس دین را خوار سازد، خوار گردد.
قالَ رسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : ومن نکح إمرأة حلالا بمال حلال، غیرأنّه أراد بها فخرا او ریاء لم یزدّ ه الله (عزّوجلّ) بذالک إلا ذلاوهوانا؛(2)هرکس زوجه ای حلال اختیارکند، با پول مباح لیکن قصدش فخرفروشی وخود نمایی باشد، خداوند (عزّوجلّ) او را جزذلّت وخواری نیفزاید.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن إفتَخَرَبِالتّبذِیرِإحتَقَرَبِالإفلاسِ؛(3)
کسی که با ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلِسی خوارگردد.
ابونعمان گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: سرکردگی و«پیش رو بودن را» مجو، که دنباله رو، و پست شوی..
کسی که زندگی را دوست داشته باشد، ذلیل می شود «زندگی دنیا را دوست بدارد و از وظائف دیگر غافل شود)».
اگر در این دستت چیزی باش و بتوانی به آن دستت نفهمانی بکن، (یعنی رازت را خواص اصحابت پوشیده دار) راوی گوید: مردی نزد آن حضرت بود و از فاش ساختن راز سخن به میان أمد، حضرت فرمود: زبانت (رازت) را نگهدار تا عزیز شوی، و مردم را به افسارگردنت مسلط مساز که ذلیل گردی.
سلیمان بن خالدگوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای سلیمان، براستی شما بر دینی قراردارید که، کسی که اسرار آن را نگه دارد، خداوند او را عزیز کند و هرکس اسرار آن را فاش کند، خداوند او را ذلیل نماید.
معلّی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای معلّی، هرکس أمر(اسرار ولایت) ما را إفشا کند وآن را نپوشاند، خداوند به سبب آن او را در دنیا خوار و ذلیل گرداند.
همانا بعضی از امر ما (ولایت) پیمان گرفته شده است که پوشیده و در پشت نقاب باشد (همان پیمانی که خدا، پیغمبر و ائمه (صلوات الله علیهم) از مردم گرفته اند که راز ما را از نااهل، نهان دارند) پس هرکس آن پرده را علیه ما بدرد، خدا ذلیلش کند.
هرکس داخل ابله ها شود، خوارگردد.
قرآن کریم: «وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(5)
و با «خدا» معبود دیگری قرارمده که ضعیف (وخوار) و مذموم (نکوهش شده) و بی یار و یاور خواهی شد.
قرآن کریم:«وَإِذ قلتُم یا مُوسی لَن نَصبِرَعَلی طَعامٍ واحِدٍ فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِجُ لَنا مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وَقِثّائِها وَفُومِها وَعَدَ سِها وَبَصَلِها، قالَ اَتَستَبدِ لُونَ الَّذِی هُوَاَدنی بِالَّذِی هُوَخَیرٌ، اهبِطُوا مِصرًا فَإِنَّ لَکُم ماسَأَلتُم، فَضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَةُ...؛»(1)
و(نیز بخاطربیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی، حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم، از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می روید، از سبزیجات، خیار، سیر، عدس، و پیاز برای ما برویاند، موسی گفت: آیا میخواهید غذای بهتری که دارید به پست تر از آن تبدیل کنید(پس درین صورت) وارد شهری شوید، زیرا هرچه خواستید درآنجا هست، خداوند(مهر) ذلّت و نیاز برپیشانی آنها زد.
هیچ چیزمرد را مانند همتش بلندش نکند، و مانند شهوتش خوارننماید.
بنده شهوت، اسیری است که اسیری از او جدا نشود.
بنده شهوت از بنده زرخرید خوارتر است.
قرآن کریم:«لَقَد أَضَلَّنِی عَنِ الذِّ کرِ بَعدَ إِذ جائَنِی وَکانَ الشَّیطانُ لِلاِنسانِ خَذُولًا؛»(5)
او(شخص گمراه) مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آنکه آگاهی به من آمده بود، و شیطان همیشه مخذول (وخوار) کننده انسان بوده است.
قرآن کریم: «کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقناکُم وَلا تَطغَوا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیکُم غَضَبِی وَمَن یَحلِل عَلَیهِ غَضَبِی فَقَد هَوی؛»(1)
و دستور دادیم که از این روزی حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید، و درآن طغیان و سرکشی مکنید وگرنه مستحق غضب وخشم من می شوید، و هرکس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.
چه زشت است برای مؤمن که میل و رغبتی در او باشد که او را خوار و ذلیل کند.
چه بد بنده ای است آن بنده ای که، در او ظمعی باشد که او را «مانند افسار» به سوی بدی ها بکشد و چه ناپسند بنده ای است آن بنده ای که در او رغبتی است که باعث خواری و ذلّت او می شود.
کسی که نفس خود را از رذالت و پستی طمع ها پاک نکند، همانا خود را ذلیل کرده است، درحالی او در قیامت ذلیل تر و خوارترخواهد بود.
هیچ خواری بزرگتر از طمعکاری نیست.
طمعکار، همیشه در بند خواری است.
طمع، امیر را خوار می گرداند.
نتیجۀ طمع، ذلّت دنیا وآخرت است.
طمع وخواری، بهم نزدیک اند.
طمع وآزمندی، بردگی (و ذلّت) همیشگی است.
ذلّت، خواری، شقاوت وبدبختی در طمع وحرص است.
طمع کار، همیشه خواراست.
ذلت وخواری مردان، در طمع و نابودی فرصت ها، و وعده ها، درفریب کاری ها است.
بنده طمع کاری ها، اسیر و برده ایست که هیچگاه آزادی ندارد.
کسی که طمع براو مسلّط شود، خوار گردد.
هیچ روش ناپسندی، خوارکننده تر از طمع نیست.
طمع، بندگی است.
طمع، خوارکننده است.
طمع، با خواری همراه است.
شخص طمعکار، به خواری و رنج گرفتارمی شود.
آن که جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده است.
طمع کار، همواره زبون وخوار است.
کسی که به غیرحق عزت جوید، خداوند بوسیله حق او را خوارگرداند.
هرکس عزت را از راه غیرحق بجوید خوار می گردد.
کسی که عقلش را از دست بدهد، خواری را گم نکند (وهمیشه خوار باشد).
یا مرا در مجالس علماء نیافتی لذا خوارم کردی؟
اگر اهل علم، علم را درجایگاه خود قراردهند (برای خدا تحصیل و صرف کنند) خداوند و ملائکة دوستدار آنان خواهند بود، ولکن آنها علم را برای دنیا تحصیل نمودند فلذا خداوند آنان را دشمن داشته و در پیشگاه خدا خوار شدند.
و فسق و فجور، او پناهگاه سست وخواری است، که اهل خود را نگهداری نکند و مکروهات را از کسی به آن پناه برده دفع ننماید.
فسق و فجور، انسان را خوار می کند.
هرکس فقرش را آشکارکند قدر و منزلت خود را پست نموده است.
حسین بن أبی العلا گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا کبر و غرور در بدترین گروه از انسان ها می باشد، درحالی که کبر و بزرگی از اوصاف اختصاصی خداوند «عزّوجلّ» است، و هرکس خود را در مقابل اوصاف مخصوص خدا قراردهد، خدا جز پستی و خواری به اونیفزاید.
هیچ بنده ای نیست جز اینکه برسرش لگامی (لُجامی) است و فرشته ای است که آنرا نگه میدارد، و هرگاه تکبّر و گردنکشی کند، فرشته به او گوید: فروتنی کن - خدا پستت کند - سپس همواره نزد خود بزرگترین مردم و در چشم مردم خوارترین آنها باشد.
هر متکبر و مغرور خوار است.812. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَکَبَّرَعَلَی النّٰاسِ ذَلَّ.
هرکس بر مردم بزرگی فروشد، خوار گردد.
کبر و غرور فِکننده است، (مقام ومنزلت انسان را پائین می آورد) هرکس بیشتر بدان بپردازد خود را کم و کوچک سازد.
برای افتادن وخواری، همان خودخواهی کافی است.
هرکس تکبرکند، خوار شود.
تکبّرآشکارکننده، پستی است.
إنّ فی السّماء ملکین موکّلین بالعباد، فمن تواشع لله رفعاه، ومن تکبّروضعاه؛(4)
معاویة عمار گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: براستی در آسمان دو فرشته برای بنده گان گماشته شده اند، پس هرگاه برای خدا تواضع و فروتنی کنند آنها بالا ببرند، و هرگاه تکبّر نمایند آنان را برگردانند (وسرنگون کنند).
کفربه خدا، خواری است.818. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) :... إِنَّ اللهَ رَفَعَ بِالإِیمانِ مَن کانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ وَضِیعًا إِذاکانَ مُؤمینًا وَوَضَعَ بِالکُفرِمَن کانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ شَرِیفًا إِذاکانَ کافِرًا؛(6)
بدرستی که خداوند آنکه مردم او را پست می شمرند بواسطۀ ایمان درصورتی که مؤمن باشد بالا برده است، وآنکه مردم اورا شریف می خوانند به جهت کفر در صورتی که کافر باشد پست و زبون ساخته است.
هرکس گردن کشی کند، خداوند او را خوارگرداند و وا گذارد.
پروردگارا! مرا بمعصیت خود، خوار مگردان.
آشکارکننده گناه، خوار می شود.
دوری کن ازاینکه ارتکاب گناهان را آسان بگیری، که این کار در دنیا لباس ذلت را به توپوشاند ودر آخر خشم خداوند را برایت فراهم سازد.
هرکس بوسیله نافرمانی خداوند لذت برد، خواری را کسب کرده است.
بکارگیری (انسان) لئیم وفرومایه، زشت ترین رذیلت وپستی است.
هرکس درمجلسی بنشیند که درآن مجلس یکی از ائمّه اطهار(علیهم السلام) سبّ و بدگوئی می شود، و او می تواند برخیزد ولی نکند، خداوند لباس ذلبت به او می پوشاند.
بخشند گی با منت گذاردن، پستی است.
هرکس مؤمنی را خوارشمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد یا غیرمستمند، پیوسته خدای (عزّوجلّ) او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه که از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.
عماربن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: دشمنی تبهکاران با نیکان (ابرار) برای تبهکاران خواری و رسوائی است.
نفاق و دورویی، از پایه های خواری است.
کسی که به او نیازمند باشی (اظهارنیازکنی) نزد او خوار می شوی.
هرکس را در نزد ناکسان نیازی باشد، البتّه خوارخواهد شد.
نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، وبه ذلّت می کشاند.
امام علی (علیه السلام) : کسی که نفسش را اکرام کند و آن را بزرگ شمارد او را هلاک خواهد کرد733. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن جَریٰ مَعَ الهَویٰ عَثُرَبِالرَّدیٰ؛(5)
هرکس به دنبال هوای نفس روان گردد، با خواری بلغزد وسرنگون شود.
همکاری کردن برای یاری باطل، پستی وخیانت است.
کسی که ازدشمنان خدا یاری به جوید، مستوجب خواری است.
باب دوازدهم«ر»
کسی که تأنّی و آهستگی ندارد، راست (و درست) رَو نمی باشد.
به آنادانی هیچ راه و رسمی، درست نیاید.
خود پسندی، ضد درستی وراستی است.
خشم وغضب، عقل ها را تباه می سازد، و از راست و درست دور می نماید.
هرکس دو روییش بسیار باشد، یک رنگیش (و راهش) شناخته نشود.
کسی که بدون آموزش فقه اسلامی تجارت کند، به ربا خواری آلوده شود.
کسی که از عادات (غلط) پیروی کند، به درجات عالی نخواهد رسید.
بسا شهوتی که شخص را، از رسیدن به رتبۀ بالاتر باز می دارد.
کسی که رحم نکند، رحمش نکنند.
و حق است برخداوند تبارک وتعالی این که بازدارد، رحمتش را از کسی که حق خدا را در مالش بازداشته و منع کرده است (مانند آنکه زکاتش را نداده).
رحم کردن به بی رحم، رحمت خدا را باز می دارد.
اکظِم غَیظَکَ وَافعَل، فَقالَ: اِنَّهُم یَفعَلُونَ وَیَفعَلُونَ، فَقالَ أَتُرِیدُ تَکُونَ مِثلَهُم فَلا یَنظُرَاللهُ إِلَیکُم؛(2)
عنیسه عابد گوید: مردی آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) از خویشاوندان خود شکایت کرد، حضرت فرمود: خشم خود را فرو آرو کارخود را بکن «تو به آن ها نیکی کن» گفت: آن ها پشت سرهم کار خود را انجام می دهند (پشت سرهم اذیت می کنند) فرمود: آیا تو هم می خواهی مانند آن ها باشی، که خداوند نظر رحمت به شماها نخواهد کرد.
کسی که رحمت الهی آرام بخش دلش نباشد، دیدن رحمت الهی در وقت نیازش کم خواهدبود.
«کسی که در اثر بی توجهی و یا گناه در وقت بی نیازی قلبش با رحمت خداوند آرام نباشد، وقت نیازمندی دیگر نمی تواند آن رحمت الهی را ببیند»
دروغگویی، عیبی رسوا کننده است.
دروغگویی، رسوا کننده است.
ای گروهی که به زبان اسلام آورده وهنوز ایمان را در قلبش خالص و برقرار نکرده است، مسلمانان را سرزنش نکنید و پی جوی لغزش ها و اسرار آنان نباشید، همانا هرکس لغزش های آنها را جستجوکند خداوند هم لغزش او را پی جوئی خواهد کرد، وکسی که خداوند پیگیر لغزش او باشد او را ولو در خانه اش مفتضح و رسوا خواهد نمود.
شرّ و بدی جزا داده می شود، و رسوایی به بار می آورد.
قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکرِ؛»(4)
ای کسانی که ایمان آورده اید ازگام های شیطان پیروی نکنید، هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمراهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا و منکر می کند.
«فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ لِیُبدِیَ لَهُما ماوُرِیَ عَنهُما سَوءَتِهِما...؛»(5)
سپس شیطان آنها را وسوسه کرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکارسازد.
کسی که در پنهان، هم پیمان علمش نباشد، (به آن عمل نکند) آن علم در پیدا و آشکار او را رسوا سازد.
عمل شنیع قوم لوط – همجنس گرائی»
هرکس در نزدیکی کردن با مردان اصرار ورزد، (عمل شنیع قوم لوط را انجام دهد) نمیرد تا اینکه مردان را به خود بخواند.
هیچ مردی خود را از روی رغبت در اختیار مردان نگذارد، که با اوعمل فحشا انجام دهند، مگراینکه خداوند شهوت زنان را دردل اوافکند (مانند زنان میل آمیزش جنسی با مردان در دل او پیدا شود).
و هرکس به جاهای بدنام قدم گذاشت، متّهم گردید (رسوایی آنجاها دامن او را نیز می گیرد).
هرکس به خانۀ همسایه سرکشد، و به عورات مردی یا موی زنی نظرکند یا چیزی از بدن او را ببیند، بر خداوند سزاوار است که او را به دوزخ برد، و با منافقان آنهایی که در دنیا
درصدد جستجوی عیوب مردم بودند همدم سازد، و از دنیا بیرون نرود تا اینکه خداوند او را رسوا و مفتضح نماید، و در قیامت عورت یا عیوب او را در برابر مردم آشکار نماید.
هرکس حجاب برادر دینیش را براندازد (و عیوب او را) آشکارنماید، پوشیده ها و عیوب خانواده اش آشکارگردد.
هرکس نفسش را پاکیزه نگرداند، عادت زشت او را رسوا سازد.
کسی که هوای نفسش برعقل اوغلبه کند، و برآن چیره شود، رسوائی ها براو ظاهر و هویدا شود.
هرکه هوای نفسش بر عقلش غالب شود رسوا گردد.
کسی که آرزویش زیاد باشد، رنجش بیشترباشد است.
کسی که خوی او بد است، خود را شکنجه دهد.
هر دردی درمان می شود، جز بد اخلاقی.
بداندیشی، درد پنهان است.
قرآن کریم: «وَمَن أَعرَضَ عَن ذِ کرِی فَاِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحشُرُهُ یَومَ القِیامَةِ أَعمیٰ؛»(4)
و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. «در روایات متعددی اعراض از یاد حق «خدا» در آیۀ به ترک حج برای کسانی که قادرند، تفسیر شده» (5)
رنج وگرفتاری، درحرص وآزمندی است.
حرص، سبب درد و رنج می شود.
نتیجه حرص، تعب و رنج است.
امام علی (علیه السلام) : حرص خواری و رنج است.
حریص، اندر رنج است.
حسود، هیچ گاه رهائی ندارد (همیشه در رنج است).
حسود، همیشه در دَرد و رنج و بخیل همیشه ذلیل و خوار است.
حسود، همیشه دردمند ومریض است، گرچه در ظاهر(جسم او) سالم است.
حسد، شخص را رنجور می سازد.
هرکس به غیرخداوند قطعیت و اعتماد نماید، بدبخت گردد و دچار گرفتاری شود.
رنج دروغگویی، بدترین رنج ها ولغزش شخص احتیاط کارسخترین لغزش ها است.
هرکس دشمنی مردم را شیرین شمارد، روزگارش را همواره با رنج های جنگ وجدل به سرآورد.
دوری کن از بسیار به زنان دل سپردن، زیرا آن کس که به زنان بسیار دل سپارد به رنج گرفتارشود.
درد و رنج و دنیا دوستی، بهم نزدیک اند.
دین خود را مهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی و رنج عروسی خواهد کرد.
هرکس راغب دنیا باشد، دنیا او را به رنج اندازد وبدبختش نماید.
نتیجه رغبت، «به دنیا» رنج و زحمت است.
نتیجۀ شفتگی به دنیا، رنج بزرگ است.
هرکس بدون شنیدن و فرا گرفتن از امامی صادق و راستگو؛ خدا را پرستش (و دینداری) کند، قطعا خدا ملازم رنج و مشقتش سازد.
ریاست طلبی، سررشتۀ همۀ رنجها است.
کسی که شهوتش را به ترک شهوت مداوا نکند، همیشه دَردمند است.
امام علی (علیه السلام) : همدم شهوت ها دربند گرفتاری هاست.
کسی که زیاد شهوترانی کند، بار رنجش سنگین باشد.
شخص طمعکار، به خواری و رنج گرفتارمی شود.
هرکس فریب سازش روزگار را بخورد، با صدمات و گرفتاری ها، اندوهگین گردد.
فتنه و رنج، همراهِ همند.«قصد و نیت بد - بدخواهی»
هرکس قصد و نیتش بد باشد، تیرش به خودش برمی گردد.
هرکس از راه راست بلغزد، در سرگردانی، تنگی و فشار(زندگی) واقع گردد.
سایۀ ناکسان، زندگی، تنگ و وباداری است.
دارائی، گشانندۀ رنج ها ومرکب سواریِ خستگی ها است.
نزدیک شونده به گناهان، یقینا به ورطه گرفتاری ها ورنج ها افتادنی است.
هیچ رنج ومشقتی به بنده ای نمی رسد مگر به سبب گناه، و آنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر است.
چیست؟ فرمود: اعراض از ولایت امیرالمؤمنین(ع) است؛(5)
هرکس به اصلاح نفس خود نپردازد، دردش سخت و درمانش دشوار می شود، و طبیبی نخواهد یافت.
پیرو هوای نفس مباش، که هرکس هوایش را پیروی کند دچار سختی می گردد.
هرکس فریب شهوتش (هوای نفسش) را بخورد، گرفتاری ها را برخویش مباح ساخته است.
قرآن کریم: «وَمَن آَعرَضَ عَن ذِکرِی فَاِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکا...؛»(3)
هرکس از یاد من روگردان شود، زندگی تنگ (و پرمشقت) خواهد داشت.
«اصولا تنگی زندگی بیشتر به خاطر کمبود های معنوی و نبودن غذای روحی است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگی بیش از حد به جهان ماده است، و آنکس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همۀ این نگرانیها در امان است»(4)
حریص، هیچگاه خرسند و راضی نمی شود.
اِستَعمَلِ العَدلَ، وَاحذَرِالعَسفَ وَالحَیفَ. فَاِنَّ العَسفَ یَعُودُ بِالجَلاءِ، وَالحَیفَ یَدعُوإِلَی السَیفِ؛(1)
امام علی (علیه السلام) - چون زیاد بن أبیه را به جای عبد الله بن عباس به فارس و شهرهای پیرامون آن حکومت داد، او را در دستورالعمل طولانی از گرفتن مالیات نا به هنگام نهی کردند - فرمود: عدالت را بگستران، و از ستمکاری پرهیزکن، که ستم رعیت را به آوارگی کشاند، و بیداد گری به مبارزه و شمشیر می انجامد.
حسد، بربند افکندن و گرفتارکردن روح است.
قرآن کریم: «وَمِنَ الأَعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَمًا وَیَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَعَلَیهِم دائِرَةُ السُّوءِ وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛»(3)
گروهی از (این) اعراب بادیه نشین چیزی را که (در راه خدا) انفاق می کنند، غرامت محسوب می دارند، و انتظار حوادث دردناکی برای شما می کشند، حوادث دردناک «روزگار» برای آنها است، و خداوند شنوا و داناست.
هنگامی که روزگار فاسد وتباه شد، فرومایگان سرکارآیند و سرور شوند.
کسی را زنی باشد، که اورا (شوهر را) أذیت و آزار کند، خداوند نماز او و هیچ عمل نیکی از او را قبول نخواهد کرد، اگرچه تمام روزها را روزه بگیرد. سپس رسول الله(ص) فرمود: بر مرد نیز چنین، گناه وعذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.
پنچ چیز است که روزه را باطل می کند،... و دروغ بستن به خدا و رسول خدا وائمه معصومین(علیهم السلام).
همانا دروغ، روزه را باطل می کند، و همچنین نظر دوم (به نامحرم) و هر نوع ظلم، چه کوچک و چه بزرگش.
بسا روزه داری، که روزه برایش جز گرسنگی وتشنگی هیچ نیست.
آگاه باشید! کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخرد، خداوند متعال نماز و روزه او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.
هرکس غیبت برادر مسلمان خود را بنماید، روزه اش باطل شود و وضویش بشکند، و چنانچه درآن حال بمیرد درحالی مرده است که حرام خدا را حلال شمرده.
باب سیزدهم «ز»
فحاشی، بدزبانی و هرزه گویی از نفاق است.
قرآن کریم: «قٰالَ الَّذِینَ استَکبَرُواإِنّٰا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کٰافِرُونَ؛»(2)
متکبران گفتند ما به آنچه شما (ایمان آوردگان) به آن ایمان آورده اید کافریم.
«فَعَقَرُواالنّٰاقَةَ وَعَتَواعَن أَمرِرَبِّهِم وَقٰالُوایٰاصٰالِحُ آئتِنٰابِمٰاتَعِدُنٰاإِن کُنتَ مِنَ المُرسَلِینَ؛»(3)
سپس«ناقه» را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند، وگفتند: ای صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور.
«فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصبَحُوافِی دٰارِهِم جٰاثِمِینَ؛»(4)سرانجام زمین لرزه (و زلزله) آنها را فراگرفت و صبحگاهان (تنها) جسم بی جانشان درخانه هاشان باقی مانده بود.
هرگاه چهار چیز ظاهر شد، چهار چیز دیگر نیز پدیدار می شود: هرگاه زنا و رابطه نامشروع شایع شد، زلزله نیز پیدا می شود (و بوجود می آید).
قرآن کریم: «وَیا قَومِ أَوفُواالمِکیالَ وَالمِیزانَ بِالقِسطِ وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشیاءَ هُم وَلا تَعثَوا فِی الأَرضِ مُفسِدِینَ؛»(2)
وای قوم من، پیمانه و وزن را با عدالت وفا کنید و بر اشیاء (وأجناس) مردم عیب مگذارید و ازحق آنان نکاهید و در زمین فساد مکنید.
«فساد ازطریق کم فروشی، فساد ازطریق غصب حقوق مردم و تجاوزبه حق دیگران، فساد بخاطر برهم زدن میزآن ها ومقیاس های اجتماعی، فساد ازطریق عیب گذاشتن براموال و اشخاص، و بالأخرة فساد به خاطرتجاوزبه حریم حیثیت وآبرو ناموس وجان مردم» (3)
هیچ گاه زمین به سوی پروردگارش ناله نکرد مانند ناله اش ازسه چیز: از ریخته شدن خون ناحق بر روی آن، یا ریخته شدن آب غسل زنا بر روی آن و یا خوابیدن قبل طلوع آفتاب در روی آن «بدون نماز صبح».
کسی که روز خود را با افشاء، سرّو راز ما (اهل بیت) بگشاید، خداوند حرارت آهن «داغ» و تنگنای زندان ها را بر او مسلط گرداند.
هرکس در خداشناسی برأی خود و به قیاس تکیه کند (و عمل نماید) گمراه گردد، و کارهایش (و امور زندگیش) دشوار و ناگوار شود.
انسان بداخلاق، بی خردیش زیاد و زندگیش تباه است.
سه چیز است که زندگی برای صاحب آنها گوارا نخواهد بود: کینه توزی، حسادت و بداخلاقی.
بدخوئی زندگانی را (برانسان) تنگ می کند و نفس به رنج می افکند.
هرکس دارای خوی پسندیده نباشد، روشهایش ستوده نخواهدشد.
بدگمانی کارها را تباه می سازد و بدی ها را برمی انگیزد.
هرکه از حق تجاوزکند، راه و روش (زندگی) وی براو تنگ خواهد بود.
امام علی (علیه السلام) فرمود: سه چیز است که زندگی برای صاحب آنها گوارا نخواهد بود: کینه توزی، حسادت و بداخلاقی؛(5)
امام باقر (علیه السلام) فرمود: هرکس به برادر مسلمان خود دشنام دهد خدا برکت از روزی او بردارد، و او را بخودش واگذارد، و زندگیش را تباه سازد.
کینه توزی، زندگی را از هم می پاشد.
هرکس از راه راست بلغزد، در سرگردانی، تنگی و فشار(زندگی) واقع گردد.
مدارا کردن ونرمش مبارک، و مدارا نکردن و درشتی شوم است.
کسی که با دشمن نزدیکی و همنشینی کند، زندگیش گوارا نخواهد شد.
چگونه به حقیقت زهد خواهد رسید، کسی که شهوتش را نکشته است.
1) - غرر الحكم : ح 7000
باب چهاردهم«س»
کسی که بسیار دروغ گوید، سخنش تصدیق و باور نشود.
دروغ بیرون شدن گفتار و سخن از جایگاه الهی است.
زشتی بخشش، اسراف و زیاده روی دربخشش است.
امام علی (علیه السلام) : دروغ سبب سرافکندگی می شود.
آن که به کار باطل سرگرم است، عذاب شونده و نکوهش شده است.
بخیل، در دنیا نکوهیده و درآخرت گرفتار و نکوهش شده است.
بخل، نکوهش آوراست.
امام علی (علیه السلام) : بخیل نکوهیده است.
هرگاه پس از من اهل شک و بدعت را دیدید، بیزاری خود را از آنها آشکارکنید، و به آنها بسیار دشنام دهید، و درباره آنها زیاد بدگویی کنید، و عیوبشان را زیاد بگویید، و با برهان و دلیل آن ها را مبهوت (وخفه سازید) تا به فساد دراسلام طمع نکنند ومردم ازآنها برحذر شوند و از بدعت های آنان (چیزی) نیاموزند.
دنبال حرص، نکوهش است.
انجام دهندۀ حرص، بدبخت و نکوهیده است.
پایان دروغگویی، سرزنش و پشیمانی است.
آنکه بوسیله دین در طلب دنیا است، مورد بازخواست ونکوهش است.
کسی که بدسخن باشد، نکوهش کننده اش بسیارشود.
کسی که عهد و پیمان را سبک وخوار شمارد، نکوهش را کسب نماید.
هرکس دیگری را بواسطه لغزشش نکوهش کند، دیگری او را بواسطه لغزشش نکوهش خواهد کرد.
هرکس مؤمنی را سرزنش کند، خداوند او را در دنیا وآخرت سرزنش خواهدکرد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است: هرکس کارزشتی را فاش کند، مانند کسی است که آن را انجام داده، وهرکس مؤمنی را به چیزی سرزنش کند نمیرد تا مرتکب آن شود.
هرکس مؤمنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا مرتکب آن شود.
هرکس مؤمنی را دیدارکند و به چیزی او را سرزنش کند، خداوند او را دردنیا وآخرت سرزنش خواهد کرد.
قرآن کریم: «وَلاتَجعَل مَعَ اللهِ إِلهًا آخَرَفَتَقعُدَ مَذمُومًا مَخذُولًا؛»(5)
و با «خدا» معبود دیگری قرارمده، که ضعیف و مذموم (نکوهش شده) و بی یار و یاور خواهی شد.
کسی که حریص غیبت باشد، سرزنش می شود.
فرومایگی، گردآورنده نکوهش ها است.
کسی که خوشنودی مردم را با چیزی که خداوند (عزّوجلّ) را به غضب می آورد، طلب نماید، ستایشگران او از مردم، سرزنش گرش خواهند شد.
قرآن کریم: «سَأُرهِقُهُ صَعُودَا؛»(3)
به زودی او «ولید دشمن خدا و آیات خدا» را مجبور می کنم که از قلّۀ زندگی بالا رود، «سپس او را به زیر می افکنم».
مال بی اندازه خرج کردن، (اسراف) انسان را می افکند وسرنگون می کند.
قرآن کریم: «ثُمَّ رَدَدناهُ أَسفَلَ سافِلِینَ؛»(5)
سپس او را به پائین ترین مرحله بازگرداندیم. «انسان بعد ازخلقت در بهترین صورت، ولی بعدا در اثر انحراف از مسیرحق به پائین ترین مرحله سقوط می کند»
هرکس در میدان بدی بتازد، سرنگون شود.
سوء تد بیرو کج اندیشی باعث هلاکت وسرنگونی است.
هرکس با حق درگیرشود، سرنگون گردد.
هرکس بخواهد برحق غلبه کند مغلوب می شود.
هرکس با حق به دشمنی برخیزد، حق او را بکُشد.
هرکس با خدا دشمنی کند، درهم شکسته شود.
کسی که دنیا مالکش شود، افتادنش بسیارگردد.
هرکس جای پای خود را نشناسد (نداند باید به کجا قدم بگذارد) بوسیله دعا وی (وعوامل) لغزش های پشیمانی، بسرآید (و سرنگون گردد).
دوری کن ازسرکشی و طغیان، که آن سرنگونی را نزدیک و عاملش را به گریه وا خواهد داشت.
سرکشی مردان را می افکند، (وسرنگون) می کند و مرگ را نزدیک می سازد.
سرکشی، (انسان) را به خاک می افکند.
تجاوزکار و طغیانگر، شکست خورده است.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ ظالِمٍ عُقُوبَةٌ لا تَعدُوهُ وَصَرعَةٌ لا تَخُطُّهُ؛(6)هرستمکاری را کیفری است که از آن نگذرد، و به سردرافتادنی که از آن تخطی نکند «حتمی است».
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ظَلَمَ عَظُمَت صَرعَتُهُ؛(7)
امام علی (علیه السلام) : شخص ستمکار در افتادن و سرنگونیش سخت و بزرگ خواهد بود.
غضب زیاد صاحبش را سرنگون، و عیب های او را آشکار می سازد.
هرکس مقصد(و اندیشه) بد داشته باشد، جایگاه بد خواهد داشت.
تکبّر، انسان را می افکند.
تکبّر انسان بلند مرتبه را، می افکند (وسرنگون می کند).
دوری کن از گردن کشی بر بندگان خدا زیرا هرگردن کش را خداوند دَرهم می شکند.868. الإممُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَجَبَّرَعَلی مَن دُونَهُ کُسِرَ؛(6)
هرکس بر زیر دستش بزرگنمائی وگردن کشی کند شکسته می شود.
بدگمانی رفیق (و مصاحبش) را به سر در می افکند، و دوری کننده (و مجانبش) را از گرفتاری ها نجات می دهد.
پیروی ازهوای نفس، سرافکندگی وسرنگونی است.
کسی که از أدب و کمال خالی باشد و به لهو و لعب میل نماید به سرور و مهتری نخواهد شد.
شخص بداخلاق، آقائی و سروری ندارد.
امام علی (علیه السلام) : کسی که ازأدب وکمال خالی باشد، و به لهو و لعب میل نماید به سرور و مهتری نخواهد شد؛(5)
کسی که برادران و یاران شقی و بدبخت داشته باشد، هیچ گاه سعادت مند و نیک بخت نخواهد شد.
با بطالت و کاهلی، رسیدن به سعادت بدوراست.
هرکس در اندیشه (درغم واندوه) روزی فردا اشد، ابدا رستگار نخواهدشد.
کسی که شیفتۀ لهو و لعب وحریص طرب و بازیچه شود، رستگار نخواهد شد.
«تار و تنبورنوازی، لذت بردن از دشنام به مادر(نعوذ بالله)، شاعربودن (شاعرسراینده باطل و لهوولعب)، شطرنج بازی، نصرانی بودن، یهودی بودن»
وَعَلی مُتَفَکِّهِینَ بِسَبِّ الأُمَّهاتِ؛(1)
سکونی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: به شش گروه نباید سلام داد: یهودی، نصاری، کسی که در حال قضای حاجت است، کسی که برسرسفره شراب نشسته، شاعری که به زنان پاکدامن نسبت زنا می دهد وکسانی که با دشنام دادن به مادران یکدیگر شوخی و شادی می کنند.
اصبغ بن نابته گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شش گروه را نباید سلام داد...: و اما کسانی که نباید به آنها سلام داد عبارتند: از یهود، نصاری، بازی کنند با نرد وشطرنج، شرابخواران، و نوازندگان تار و تنبور، و لذت برندگان از دشنام دادن به مادران، وشاعران (آنها که باطل می سرایند).
حَلالُ مُحَمَّدٍ حَلالٌ أبدًا اِلٰی یَومِ القِیٰامَةِ وَحَرٰامُهُ حَرٰامٌ أبدا اِلٰی یَومِ القِیٰامَةِ، لایَکُونُ غَیرُهُ وَلایَجِیئُ غَیرُهُ وَقٰالَ: قٰالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مٰاأحَدٌابتَدَعَ بِدعَةً إلا تَرَکَ بِهٰا سُنّةً؛(3)زرارة گوید: از امام صادق (علیه السلام) راجع به حلال و حرام پرسیدم، فرمود: حلال محمّد همیشه تا روز قیامت حلال است وحرامش همیشه تا قیامت حرام، غیرحکم او حکمی نیست و غیر او پیامبری نیاید، و فرمود: علی (علیه السلام) فرمودند: هیچ کس بدعتی بنیان گذاری نکرد مگر آنکه به سبب آن سنّتی را ترک نمود.
باب پانزدهم «ش»
هرکس خود را بر کرسی قیاس نشاند، همیشۀ عمرش در اشتباه است، و کسی که برأی خود، خداپرستی کند همیشۀ عمرش در باطل فرو رفته است.
قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(2)
و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند، سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادت شان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.
دروغ گویی زیاد، (انسان) شخصیت و ابهت او را از بین می برد.
شوخی زیاد، ابهت وشخصیت انسان را از بین می برد.
حرص وآزمندی، اساس فقر و ریشه شراست.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لِکُلِّ شَیئٍ بَذرٌوَبَذرُالشَّرِأَلشَرَهُ؛(3)
برای هرچیزی بذرو تخمی است، و بذر شرّ آزمندی وحرص است.
آزمندی (وحرص شدید) ریشۀ هرشرّی است.
قرآن کریم: «إِنَّ شَرَّ الدَّوابِ عِندَ اللهِ أَلصُّمُّ البُکمُ الَّذِینَ لا یَعقِلُونَ؛»(5)
بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کرولالی هستند که اندیشه نمی کنند.
خوهایی که از آنها زشتی زایده شود و بوجود آید: دروغ، بخل، ستم و نادانی است.
ستیزه جوئی، تخم شراست.
براستی سرکشی وطغیان گری، سریع ترین شر و بدی برای برای کیفر(دیدن) است.
و بدکار، از کار بد بدتر است.
ریشه شر، طمع ورزیدن است.
به شرّ و بد بودن مرد، استدلال و راه برده می شود، به زیادی حرص وطمع.
غضب کلید، هر شر و بدی است.
کینه توزی تخم، (و ریشه) شر است.
ناکس را امید نیکی نتوان داشت، و از بدیش رها نتوان شد، و ازگرفتاری هایش ایمن نتوان زیست.
لجاجت وستیزه جوئی، مایۀ شر و فساد است.
هرکس از مکرخداوند و یا مردم ایمن نشیند، به شرافتد.
سر رشتۀ هر شرّ، وقاحت و بی شرمی است.
شرابخواری کلید هر بدی (و شر) است.
خداوند (عزوجل) بر در ِبدی (و شر) و پلیدی قفل ها زده و کلیدهای آن قفل ها را شراب قرارداده است و بدتر از شراب دروغ است.
بدی ها (وشرور) همه در یک خانه جمع شده اند، وکلید آن خانه شرابخواری است.
یاعلی! بدترین مردم کسی است، که آخرت خود را به دنیایش بفروشد، و بدتر از آن کسی است که آخرت خویش بدنیای دیگری بفروشد.
یاعلی! بدترین مردم کسی است که، مردم بخاطر ترس از فحّاشی و اذیت شرش او را احترام گذارند.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: از زمرۀ بدترین بندگان خدا، کسی است که برای هرزه گوئی و دشنام گوییش از هم نشینی و مجالست با اوکناره گیری شود.
کند، و بنده اش را بزند، و عیالش را به دیگران پناه دهد (یعنی نسبت به مخارج وحوایج آنها کوتاهی کند تا مجبور شوند به دیگران پناه برند).
«ریاست طلبی، ساحری و جادوگری، سخن چینی، عیال خود را به دیگری پناه دادن، عیبجویی از انسان های پاکدامن، غذا را تنهاخوردن»
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: آیا گمان می کنی که من خوبان و بدان شما را نمی شناسم؟! چرا به خدا که بدان شما کسی است که دوست دارد پشت سرش راه روند، و به ناچار باید دروغ پردازد یا ناتوان در رأی باشد.
قرآن کریم: «قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ... وَمِن شَرِّنَفّاثاتِ فِی العُقَدِ. وَمِن شَرِّحاسِدٍ إِذاحَسَدَ؛»(2)
بگو من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن... و از شر زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند. و از شرحسودی هنگامی حسد می ورزد.
حدیث:904. قٰالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) :... وَشِرٰارُکُمُ المَشّٰاؤُونَ بِالنّمِیمَةِ، ألمُفَرِّقُونَ بَینَ الأحِبَّةِ، ألمُبتَغُونَ لِلبُرّٰاءِ المَعٰایِبَ؛(3)
و شریرترین شما، سخن چینانی باشند که میان دوستان جدایی افکنند، و عیب جوی پاکدامنان باشند.
فرمانروایان ستگر، بدترین مردمند.
قرآن کریم: «قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ... مِن شَرِّالوَسواسِ الخِنّاسِ؛»(5)
1،4
بگو من پناه می جویم به پروردگار آدمیان... از شر وسواس خناس.
خداوند (عزوجل) می فرماید: هرگاه کسی که مرا می شناسد، از من نافرمانی کند، مسلّط نمایم بر او کسی را مرا نمی شناسد.
امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند عزوجل- یا بمانند آنکه (برخی از مفسرین گفتند مراد عزیربوده) به دهکده ای گذرکرد که خراب و ویران شده بود- فرمود:همانا خداوند برای بنی اسرائیل پیامبری مبعوث کرد که به اوگفته میشد [ ارمیا ] - تا اینکه فرمود -: خداوند به او وحی فرمود که به آنها بگو: همانا این اینجا بیت المقدس است و ساکنان آن بنی اسرائیل، اگر عمل خلاف و گناهانی را مرتکب شوند البتّه مسلطّ می سازم بر آنها درشهرشان کسی را که خونشان را می ریزد و اموالشان را می گیرد،پس اگر بسوی من گریه کنند به گریۀ آنها رحم نخواهم کرد و اگر دعا کنند دعا کنند دعایشان را اجابت نمی کنم، آن شهر را صد سال خراب نموده و بعد از آن آباد خواهم ساخت... بعد وحی فرمود: به آنها بگو: شما منکر را دید ولی نهی از منکر نکردید پس خداوند مسلّط کرد برآنان بُخت النّصر را انجام داد در مورد آنان آنچه به تو رسیده و شنیده ای.
هر زمان که قطع رحم کردند، اموال در دست اشرار قرار گیرد.
وهرگز بنده ای نباشد که در نهان شرّی کند، و روزگار بگذرد، جزآنکه خدا برایش شرّی آشکارکند.
وَایّٰا کُم أن یَبغِیَ بَعضُکُم عَلٰی بَعضٍ فَإنّهٰا لَیسَت مین خِصٰالِ الصّٰالِحِینَ، فَاِنّهُ مَن بَغٰی صَیّرَاللهُ بَغیَهُ عَلٰی نَفسِهِ، وَصٰارَت نُصرَةُ اللهِ لِمَن بُغِیَ عَلَیهِ، وَمَن نَصَرَهُ اللهُ غَلَبَ وَأصٰابَ الظَّفَرَ مِنَ اللهِ؛(2)
امام صادق (علیه السلام) در وصیتش به اصحاب خود فرمود: بپرهیزد از اینکه بعضی از شما بر بعض دیگرستم نماید، زیرا که آن خصلت صالحین نمی باشد، پس همانا هرکس ستمگری نماید خداوند ستم او را بر خود او برمی گرداند و نصرت و یاری خدا برای کسی است که به او ستم شده، وهرکه خداوند یاریش کند، غالب می گردد و به پیروزی که ازطرف خداوند است خواهدرسید.- الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِستِکانَةُ الرَّجُلِ فِی العَزلِ بِقَدرِ شَرِّهِ فِی الولایشةِ؛(3)
تحقیرشدن شخص در هنگام عزل، به اندازه زشتکاری او در هنگام ولایت و فرمانروایی اوست.«آن وقت تحقیر می کرد، الان تحقیر می شود».
أبوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: ظنّ تان را به خداوند نیکو کنید، همانا خداوند (عزوجل) می فرماید: من کنار ظن بنده مؤمن خودم هستم، اگر ظن خوب داشته باشد (نتیجه) خوب و اگر ظنّ بد داشته باشد (نتیجه) بد خواهد داشت.
هرکس به مردم شر می رساند، نباید وقتی که به او شری رسید انکارنماید.
هرکس قصد ونیت بد داشته باشد، تیر(ونتیجه) آن به خود او برخواهد گشت.
کسی که در برگزیدن یاران و برادران آزمایش را مقدم ندارد، غرور و فریب او را بسوی همنشینی با اشرار ببرد و ناچار نماید.
دراسراف کاری، شرافت بدست نیاید.
خودپسندی آفت شرافت است.
(فقط باید ذات خدا را پرستش کرد)
هرکه بدون شنیدن و فرا گرفتن از امامی صادق خدا را پرستش (و دینداری) کند قطعا خدا ملازم رنج ومشقتش سازد وکسی که ادعای شنیدن کند از غیردری که خدا آن را گشوده، مشرک است، و آن دریست ایمن (و نهاده) بر حصار راز پنهان خدا.
هرآن والی که خود را هنگام نیاز مردم پنهان کند، خداوند نیز در روز قیامت خود را از او بپوشد و به حاجاتش در آن روز نرسد، وچنانچه برای رسیدن به امور کسی از او رشوه بگیرد مشرک خواهد بود.
سوگند به آن کس که جان محمد دردست اوست، هیچ کس در چیزی از زکات مال خود به خدا خیانت نکرد، مگرآنکه مشرک به خدا است.
هرکس در ایمان به خدا شک داشته باشد، مشرک شده است.
با تداوم شک، شرک ایجاد می شود.
شک و تردید، موجب شرک می گردد.
نفاق، برادر شرک به خداوند است.
شقاوت به معنی فراهم بودن اسباب گرفتاری و مجازات و بلاست، و [به بیان دیگر] عبارت از نامساعد بودن شرایط پیروزی، پیشرفت و تکامل. بنابراین هرکس شرایط روحی، جسمی، خانوادگی، محیط، فرهنگ و اسباب بیشتری برای رسیدن به هدف های والا در اختیار داشته باشد به سعادت نزدیکتر یا به تعبیر دیگر سعادتمندتراست وهرکس گرفتارکمبودها، نارسائی ها از جهات بالا بوده باشد شقاوتمند و بی بهره از سعادت خواهد بود؛(3)
«برای شقاوت اسباب و عوامل متعدد و مختلفی را مؤثر دانسته اند، وراثت (حسب و نسب پدر و مادر)، نبود تربیت صحیح خانوادگی، لقمه حرام و شبهناک، محیط ناسالم، دوست ناسالم و نااهل، گفتار وکردار منفی انسان، گناهانی که انسان انجام می دهد و...»
با این همه عواملی که برای شقاوت ذکر شده، باید توجه داشت که شقاوت، یک امر جبری وذاتی نیست، بلکه کاملا اختیاری و اکتسابی است. با عنایت به این که انسان دارای عقل، اختیار و تشخیص است می تواند راه شقاوت را ترک کرده و راه سعادت را برود و با کنار گذاردن و رفع نمودن عوامل شقاوت، راه سعادت را انتخاب نماید.
در طول تاریخ بوده اند افرادی که در مسیرشقاوت گام برمی داشتند بعداً راه سعادت را برگزیده اند، وبعضی ها هم در راه سعادت بودند ولی در نهایت به شقاوت وبدبختی افتاده اند.
بعضی ها معتقد هستند، شقاوت وسعادت جبری است، درصورتی که این طورنیست و این عقیده کاملا بی مورد و باطل است.
«در منطق انبیاء، سعادت وشقاوت چیزی نیست که در درون ذات انسان باشد، و حتی نارسائی های محیط و خانوادگی و وراثت در برابر تصمیم و اراده خود انسان قابل تغییر و دگرگونی است،... وعجیب اینکه بعضی از مفسرین این آیه (... فَمِنهُم شَقِیٌّ وَسَعِیدٌ- سوره هود آیه 105) را دستاویزی برای عقیده باطل خود در زمینه جبر قرار داده اند، در حالی که آیه کمترین دلالتی بر این معنی ندارد»
حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگی انسان با عمل سعادتمندانه ای پایان پذیرد، وحقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله با عمل شقاوتمندانه ای خاتمه یابد.
«این روایت با صراحت می گوید مرحله نهائی عمر انسان و اعمال او در این مرحله بیانگر سعادت و شقاوت اوست و به این ترتیب سعادت و شقاوت ذاتی را به کلی نفی می کند و انسان را در گرو اعمالش می گذارد و راه بازگشت را درتمام مراحل، تا پایان عمر برای او بازمی داند».
«خلاصه مطلب، با توجه به اینکه انسان دارای تشخیص و اختیار است لذا می تواند خود را از شقاوت نجات دهد و به سعادت به رساند، به عبارت دیگر این انسان است که بخواهد راه شقاوت را برود و ادامه دهد و یا از آن راه برگردد و به راه سعادت برود».
برای توضیح بیشتر به منابع دیگرازجمله تفسیر نمونه، ج 9، ص232 لغایت 250 مراجعه شود.
هرکس حرصش بیشترباشد، شقاوت و بدبختیش بیشترست.
ذلّت، خواری، شقاوت وبدبختی، درطمع وحرص است.
حرص زیاد، صاحبش را بدبخت وجانب (وقرینش) را خوار می سازد.
بندۀ حرص، همیشه بدبخت است.930. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : فِی الحِرصِ آَلشِّقاءُ وَالغَضَبُ؛(3)
شقاوت وخشم، درحرص است.
حریص بودن، شخص را خوار و بدبخت می کند.
حریص بودن، نشانه بدبختان است.
انجام دهندۀ حرص بدبخت ونکوهیده است.
نتیجۀ حسادت و رشک، شقاوت و بدبختی دنیا وآخرت است.
هرکس به غیرخداوند قطعیت واعتماد نماید، بدبخت گردد و دچارگرفتاری شود.
انسان شقی و بدبخت نمی شود، مگربه سبب نافرمانی خداوند.
معصیت و نافرمانی خداوند، سبب شقاوت می شود.«اعتماد به دنیا»
کسی که بر دنیا اعتماد و تکیه کند، بدبخت وناکام است.
براهل دنیا: بدبختی، نیستی، نا بودی وخرابی، مقررگردیده است.
بر تو باد دوری از شیفتگی بدنیا، که آن تو را به بدبختی، وگرفتاری می افکند، و میراند تو را برفروختن آخرت به دنیا.
حب دنیا، سبب شقاوت است.
دنیا، منتهی آرزوی اشقیا است.
وَالبَلاءِ؛(1)
دین خود را مِهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست با بدبختی، رنج، اندوه و بلاعروسی خواهدکرد.
هرکس راغب دنیا باشد دنیا او را به رنج اندازد و بدبختش نماید.
ذلّت و خواری، شقاوت و بدبختی، درطمع وحرص است.
نتیجۀ طمع، شقاوت است.
سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، و شقاوتمند کسی است که فریب هوای نفس وغرورش را بخورد.
ای شریح! در جایگاهی قرار گرفته ای که در آن جایگاه قرار نمی گیرد، مگر پیامبر و یا جانشین آن و یا انسان شقی.
با گناه زیستن وهمراه بودن، از بدبختی «انسان» است.
منافق وقیح و بی شرم، نفهم، چاپلوس، شقی و بدبخت است.
اگرنفس تو، مهارت را بدست گیرد آخرت را فاسد می سازد، و تو را در بلائی افکند که آن را پایانی نباشد و بدبختی که انتها نداشته باشد.
هرکس نفس خویش را در لذت ها رها کند، بدبخت می شود و از(خدا) دور می گردد.
هرکس در چیز مورد پسند با نفسش مسامحه کند، در چیز ناپسند شقاوتش به طول انجامد.
ص 76، ح 1876
4) - «موضوع نزول بلا، تبعیت ازهوای نفس، حدیث شماره 340»
5) - غرر، ج 2، ص 644، ح 592.
6) - غرر، ج 2، ص 661، ح 864.
7) - تفسیرنمونه، ج 9، ص 249.
سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، وشقاوتمند کسی است که فریب هوای نفس و غرورش را بخورد.
گرفتار در چنگ هوای نفس، همیشه درشقاوت و دربند واسارت است.
همسایه بد
همسر بد
منزل تنگ (وکوچک)
مَرکب (سوارۀ) بد ونامناسب
پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) می فرماید:... وَاَلأربَعٌ الَّتِی مِنَ الشَّقاوَةُ: اَلجارُالسُوءُ، وَالمَرئةُ السُوءُ، وَالمَسکَنُ الضِیِقِ، وَالمَرکَبُ السُّوءُ....(2)
و چهار چیز از اسباب شقاوت است: همسایه بد، همسربد، خانه تنگ، و مرکب بد.
خشکی اشک چشم (در محضرپروردگار)
سنگدلی
حرص شدید
اصرار بر گناه
آرزوی طولانی
حبّ البقاء (میخواهد عمر جاودانه داشته باشد).
قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : مِن عَلاماتِ الشِّقاء، جُمُودُ العَینِ، وَقَسوَةُ القشلبِ، وَشِدَّةُ الحِرصِ فِی طَلَبِ الرِّزرقِ، وَالإِسرارُعَلَی الذَنبِ؛(3)
از نشانه های شقاوت، خشکی چشم (قطره اشکی ازچشم انسان نریزد)، و سنگدلی، و حرص شدید در تحصیل روزی، و اسرار برگناه است.
یا علی اَربَعَ خِصا لٍ مِنَ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَینِ، وَ قَسوَةُ القَلبِ، وَبُعدُ الأمَلِ، وَحُبُّ البقاءِ؛(1)
یاعلی چهارخصلت از شقاوت است: جاری نشدن اشک ازچشم، وسنگدلی، و آرزوی طولانی، و دوست داشتن عمرجاودان (بخواهد همیشه در دنیا بماند، در واقع خواستن زندگی دنیوی وحب دنیا).
اشک چشم ها خشک نشد، مگر به علت قساوت و سنگ دلی قلبها، و قلبها قساوت پیدا نکرد مگر به سبب زیادی گناهان.
{ گناهان > قساوت قلب وسنگدلی > خشکی اشک چشم > شقاوت وبدبختی }
«اگرانسان گناه نکند به هیچ یک ازطبعات و پیامدهای آن ازجمله شقاوت مبتلا نخواهد شد».
قرآن کریم: «وَالَّذِین کَفَرُوابِایاتِناهُم أَصحابُ المَشأَمَةِ؛»(4)
و کسانی که آیات ما را انکارکرده اند، افراد شومند و نامۀ اعمالشان به دست چپشان داده می شود.
ثروت ریشه شهوت است.
ص 545، ح 29.
4) - سوره بلد، آیه 19.
5) - نهج البلاغة، دشتی، ح 58 .
قرآن کریم: «ولَأُضِلَّنَّهُم وَلَاُمَنَّیَنَّهُم...؛»(1)
«و سخت گمراه کنم و با آرزوهای دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم می سازم»
قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ ارتَدُّواعَلی اَدباهِم مِن بَعدی ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی الشَّیطانُ سَوَّلَ لَهُم وَأَملی لَهُم؛»(2)
کسانی که بعد از روشن شدن حق پشت کردند، شیطان اعمال زشت شان را درنظرشان زینت داده، وآنها را با آرزوهای طولانی فریفته است.
قرآن کریم: «إِنَّ المُبَذِّرِینَ کانُواإِخوانَ الشَّیاطِینِ وَکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا؛»(3)
همانا تبذیر و اسراف کنندگان، برادران شیاطینند وشیطان کفران (نعمت های) پروردگارش کرد.
قرآن کریم: «یاأَیُّهَاالَذِّینَ آمَنُواإِنَّمَاالخَمرُوَالمَیسِرُوَالأَ نصابُ وَالأَزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛»(4)ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و أَزلام (که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگارشوید.
«إنِّما یُرِیدُالشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسِرِوَیَصُدَّ کُم عَن ذِکرِاللهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(5)
شیطان می خواهد درمیان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهی أکید) خودداری خواهید کرد؟!
هلال! از پیروی مهتران وبزرگان [ دروغین] خود حذر کنید، و از بی ریشه های مدعی شرافت و بزرگی فرمان نبرید. ابلیس آنان را مرکب گمراهی کرده وسپاهی که با آن برمردم می تازد و مقهورشان می سازد و سخنگویانی که از زبان شان سخن می گوید.
عوامل گمراه کننده سه مورد است: زن دوستی که شمشیرشیطان است، وشرابخواری که دام شیطان است، و عشق به درهم ودینارکه تیرشیطان است.
فقیر راضی و خرسند از دام های شیطان رهیده، وغنی در دام های شیطان گرفتاراست.
إِنَّ الشّیطانَ یَدِینُ(یَدِیرُ) إِبنَ ادَمِ فِی کُلِّ شَیءٍ فَاِذاأَعیاهُ جَثِمَ لَهُ عِندَ المالِ فَأَخَذَهُ بِرَقبَتِهِ؛(5)
همانا شیطان، فرزند آدم را در همه چیز می چرخاند وقتی او را خسته و درمانده کرد. در کنار مال (و مسائل مالی) به او می پرد و یقۀ او را می گیرد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا برای شیطان، سرمه، لیسک و آنفیه هست، سرمۀ او چرت، و لیسک او دروغ، وانفیه اش کبر است. «شیطان موقع چرت زدن، دروغ گفتن و کبر ورزیدن به انسان مسلّط می شود»
حسد، بزرگترین وسیله شکار شیطان است.
دوری کن ازحسد، که آن بدترین روش و زشت ترین خوی واخلاق شیطان است.«خود پسندی»
موسی (ع) نشسته بود که ابلیس نزد اوآمد، موسی فرمود: مرا ازگناهی خبرده که اگر آدمی مرتکب شود تو بر او استیلا می یابی؟ ابلیس گفت: هرگاه خودپسند شود، و عملش را زیاد بیند و گناهش در نظرش خرد و ناچیز آید.
امام علی (علیه السلام) : - در نامه خود به مالک اشتر- می فرماید: از خودپسندی، و از تکیه به آنچه موجب خودپسندی تو می شود ف و ازعلاقه به مدح وستایش دوری کن، زیرا این خصلت ها از مهم ترین فرصت های شیطان است تا نیکی نیکوکاران را نابود کند.
ص 38، ح 1176.
3) - غرر، ج 1، ص 148، ح 22.
4) - میزان الحکمه، ج 6، ص 2756، ح 9409
5) - میزان الحکمه، ج 6، ص 2756، ح 9409 و نهج البلاغة نامه 53.
بر تو باد دوری ازخود پسندی و ستایش بسیار، زیراکه این [خصلت] از استوارترین کمین گاه های شیطان است.
قرآن کریم: «وَقالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ ناجَ مِنهُما آذکُرنِی عِندَ رَبِّکَ فَآَنساهُ الشَّیطانُ ذِکرَهُ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجنِ بِضعَ سِنِینَ؛»(2)
(یوسف) آنگاه از رفیقی که اهل نجاتش یافت، درخواست کرد که مرا نزد صاحبت (سلطان مصر) یادکن، اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد صاحبش یادکند، بدین وسیله چندین سال در زندان بماند.
«توضیح براینکه این مسئله ازحضرت یوسف (علیه السلام) ترک اولی بوده است، برای توضیح بیشتر به تفسیر نمونه ج 9 ص 413 الی 420 مراجعه شود»
قرآن کریم:«هَل أُنَبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ تَنَزُّلُ عَلی کُلِّ اَفّاکٍ أَثِیمٍ؛»(3)
آیا به شما خبر بدهم، شیاطین برچه کسی نازل می شوند؟ بر هر دروغگوی، گنهکار نازل می گردند.
حدیث:رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا برای شیطان... ولیسک هست، وسلک (لیسیدنی) او دروغ است؛(4)
از دنیا بترس، زیرا که آن دام شیطان وتباه کننده ایمان است.
قرآن کریم: «آَلَّذِینَ یَأکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إلا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطَّهُ الشَّیطانُ مِنَ المَسِّ ذالِکَ به
آنهُم قالُواإِنَّمَا البَیعُ مِثلُ الرِّبا وَأَحَلَّ اللهَ البَیعَ وَحَرَّمَ الرِّبا؛(1)
کسانی که ربا می خورند، (درقیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می افتد، گاهی به پا می خیزد) این به خاطرآن است که گفتند: داد وستد هم مانند ربا است (وتفاوتی میان آن دو نیست)، درحالی که خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام ! (زیرا فرق میان این دو بسیاراست)
حدیث: 972. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«آکِلُ الرِّبا لا یَخرِجُ مِنَ الدُّنیا حَتّی یَتَخَبَّطَهُ الشَّیطانُ؛»(2)
رباخوار از دنیا بیرون نمی رود، مگراین که «بخاطرمَس شیظان» به نوعی ازجنون مبتلا خواهد شد.
عوامل گمراه کننده سه چیز است: زن دوستی که شمشیرشیطان است.
خوش آمدگویی وستایش بسیار را دوست داشتن، از استوارترین کمین گاه های شیطان است.
از خدا بترسید از (کیفر) سرکشی در این جهان و از زیان ستمگری در آن جهان و از فرجام بدکبر، زیرا این ها (سرکشی و ستمگری وکبر) عظیم ترین دام و بزرگترین فریب إبلیس است.
ص 381، ح 11.
5) - میزان الحکمة، ج 6، ص 2750، ح 9389.
عوامل گمراه کننده سه تاست: ... و شرابخواری که دام شیطان است.
قرآن کریم: «إِنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَولَّونَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشرِکُونَ؛(2)
همانا! تسلط او تنها برکسانی است که او را به سرپرستی برمی گزیند وبرکسانی است که آنها به او(خدا) شرک می ورزند.
در نکوهش پیروان شیطان فرمود: آنان درکارشان به شیطان تکیه کردند و شیطان هم آنها را دام خود قرار داد، پس در سینه های آنان تخم کرد و جوجه گذاشت و بتدریج در خردهای آنان نفوذ کرد و با چشم هایشان نگریست و با زبان شان سخن گفت، پس آنها را گرفتار خطاها و لغزش ها کرد و نادرستی را در نظرشان آراست، کارهای آنان مانند کارکسی است که شیطان در قدرتش شریک شده و زبان او را به باطل گویا کرده است.
قرآن کریم: «إِنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَولَّونَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشرِکُونَ؛»(4)
تسلط او تنها برکسانی است که او را به سرپرستی برمی گزیند و برکسانی است که آنها به او (خدا) شرک می ورزند.
شهوت ها، دام های شیطانند.
بندگان خدا از خدا بترسید، در بزرگ کردن حمیت، تعصب و فخرفروشی جاهلیت زیرا که آن محل و مرکز دشمنی (خونریزی) و جایگاه و میدان شیطان است.
قران کریم: «وَمَن یَعشُ عَن ذِ کرِالرَّحمنِ نُقَیِّضُ لَهُ شَیطانًا فَهُوَلَهُ قَرِینٌ؛»(3)
هرکس از یاد خدا روگرداند [غافل شود] شیطانی را به سراغ او می فرستیم وهمواره قرین او باشد.
«آری غفلت ازذ کرخدا وغرق شدن درلذات دنیا، و دلیباختگی به زرق وبرق آن، موجب می شود که شیطان برانسان مسلّط گردد وهمواره قرین او باشد و رشته ای درگردنش افکنده، می برد هرجا که خاطرخواه اوست» !
«بعضی از مفسران احتمال داده اند که «شیاطین» در اینجا معنی وسیعی دارد که حتی شیاطین انس را شامل می شود، و آن را اشاره به «رؤسا و سردمداران ضلالت» دانسته اند که مستولی و مسلط برغافلان از یاد خدا می شوند و آنها قرین هستند، واین توسعه بعید نیست»(4)
إِذا غَضَبتَ، وَاذکُرنِی إِذا حَکَمتَ بَینَ اِثنَینِ، وَاذکُرنِی إِذا کُنتَ مَعَ إِمرَأَةٍ خالَیًا لَیسَ مَعَکُما أَحَدٌ؛(1)
امام باقر (علیه السلام) : وقتی نوح (ع) قوم خود را به درگاه خدای (عزوجل) نفرین کرد، ابلیس، که لعنت خدا بر او باد، نزد وی آمد وگفت: یا نوح !... درسه جا به یاد من باش، زیرا، من در یکی این سه جا بیش از هر زمانی به بنده نزدیکم: هرگاه خشمگین شدی، هرگاه میان دو نفر داوری کردی، وهرگاه با زنی تنها بودی وهیچ کس با شما نبود.979. قالَ أبُوجَعفَرٍ(علیه السالام): إِنَّ هذَا الغَضَبَ جَمَرَةٌ مِنَ الشَّیطانِ تُوقِدُ فِی قَلبِ إِبنِ آدَمٍ، وَإِنَّ أَحَدَکُم إِذا غَضَبَ اِحمَرَّت عَیناهُ، وَانتفَخَت أَوداجُهُ، وَدَخَلَ الشَّیطانُ فِیهِ؛(2)
همانا این غضب، پاره سنگ آتشین (چرقه ای) از شیطان است که آن را درقلب بنی آدم روشن می کند، و البته که هرگاه یکی از شماها غضبناک شد، چشم هایش قرمز و رگ های گردنش فراخته می شود، (در این حال) شیطان وارد وجود او می گردد (و بر اومسلّط می شود).
ابلیس را، قلاده ای بزرگتر از خشم و زنان نیست.
ابلیس را، سپاهی نیرومندتر از زنان و خشم نیست.
قرآن کریم:«وَلکِن قَسَت قُلُوبُهُم وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیطانُ ما کانُوا یَعمَلُونَ؛»(5)
ولی دل های آنها قساوت پیدا کرد، و شیطان هرکاری را که می کردند در نظرشان زینت داد.
قرآن کریم: «یاأَیُّهَاالَذِّینَ آمَنُواإِنَّمَاالخَمرُوَالمَیسِرُوَالأَ نصابُ وَالأَزلامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛»(1)
ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بتها و أَزلام (که یک نوع بخت آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.
«إنِّما یُرِیدُالشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ فِی الخَمرِوَالمَیسِرِوَیَصُدَّ کُم عَن ذِکرِاللهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَل اَنتُم مُنتَهُونَ؛»(2)
شیطان می خواهد در میان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهی أکید) خودداری خواهیدکرد؟!
کبر،عظیم ترین دام شیطان است.
دوری کن از کبر، که آن بزرگترین گناهان وپست ترین عیب ها و زیور(و صفت) شیطان است.
قرآن کریم:«اَلَم تَرَأَنّا أَرسَلنَاالشَّیاطِینَ عَلَی الکافِرِینَ تَؤُزَّهُم أَزًّا؛»(5)
آیا ندیدی ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم، تا آنها را شدیدا تحریک کنند.
قرآن کریم: «إِنَّمَااستَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبُوا؛»(6)شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت.
«وهَل أُنَبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزَّلُ الشَّیاطِینُ تَنَزُّلُ عَلی کُلِّ اَفّاکٍ أَثِیمٍ؛»(1)
آیا به شما خبربدهم، شیاطین برچه کسی نازل می شوند؟ برهر دروغگوی گنهکار نازل می گردند.
حدیث:
امام صادق (علیه السلام) : دربارۀ آیۀ «تسلط اوتنها برکسانی است که...» می فرماید: او نمی تواند ایشان را از ولایت دور کند، بلکه بوسیلۀ گناهان و امثال آنها، هم چنان که دیگران را تباه می سازد و به خواستۀ خود می رسد، در آنها نیز به خواستۀ خود دست می یابد.
در مراکز خشم و دشمنی (خدا) ایستادن، خدا را به خشم می آورد و شیطان را خوشنود می سازد و شخص را معیوب می گرداند.
مکرکننده، شیطان است در«شکل» انسان.
شیطان بسیار مکرکننده است.
در نامه خود به معاویه- می فرماید: تو در ناز و نعمت غرق گشته ای، و شیطان در تو جای گرفته و در تو به آرزویش رسیده و چون روح و خون در پیکر تو جریان دارد.
نگاه به نامحرم تیری ازتیرهای شیطان است، هرکس برای خدای (عزوجل) آن را ترک کند، نه برای غیر او، خداوند به او ایمنی و ایمانی عطا کند که طعم (لذت) آن را بچشد.
قرآن کریم:«إِنَّمَا النَّجوی مِنَ الشَّیطانِ لِیَحزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا؛»(5)
نجوی تنها ازناحیۀ شیطان است، می خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند.
امام علی (علیه السلام) :- دربارۀ منافقین - فرمودند: آنها گروه شیطان و فروزندگان آتش اند، خدای متعال می فرماید: منافقین حزب شیطانند وحزب شیظان زیانکارنند.
إتّکاء بنفس کردن (وخدا را فراموش نمودن) از استوارترین کمین گاه های شیطان است.
هم نشینی با أهل دنیا، فراموش کردن ایمان وکشانده شدن بسوی شیطان است.
هم نشینی با هوس رانان، باعث از یاد رفتن ایمان وحاضرشدن شیطان است.
در حقیقت نقطۀ اغازفتنه ها وگرفتاری ها، پیروی از هوای نفس است... در اینجا است که شیطان بر دوستان استیلاء می یابد.
پیروی هوا و هوس، خوب یاری است برای شیطان.
همانا ذکرما، ذ کرخدا است و ذکر دشمن ما ذکر شیطان است.
ثروت شیطانی، (لقمه های حرام وشبه ای)
صدای شیطانی، (نغمه های هوس انگیز وموسیقی)
نیروی شیطانی، (انسانهای شیطان صفت)
فرزندان نامشروع (نطفه حرام و شبه ای)
وعده های دروغین شیطانی:
قرآن کریم: «وَاستَفزِزمَنِ استَطَعتَ مِنهُم بِصَوتِکَ وَأَجلِب عَلَیهِم بِخَیلِکَ وَرَجِلِکَ وَشارِکهُم فِی الأَموالِ وَالأَولادِ وَعِدهُم وَمایَعِدِهُمُ الشَّیطانُ إِلا غُرُورًا؛»(2)
هرکدام ازآنها را که می توانی با صدای خودت تحریک کن، و لشکرسواره و پیاده ات را برآنها گسیل دار، و در ثروت و فرزندانشان شرکت جو، و آنها را با وعده ها سرگرم کن، ولی شیطان جز فریب و دروغ وعده ای نمی دهد.
گام اول. معاشرت و دوستی با آلودگان.
گام دوم. شرکت در مجالس آلودگان وگناه کاران.
گام سوم. فکرگناه.
گام چهارم. ارتکاب مصادیق مشکوک وشبهات.
گام پنجم. انجام گناهان صغیره.
درگامهای بعد گرفتار بدترین کبائر«گناهان کبیره»
قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکر؛»(3)
ای کسانی که ایمان آورده اید از گام های شیطان پیروی نکنید هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمرهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا ومنکر می کند.
گرفتن نصیب (سهم) ازمردم.
گمراه کردن مردم.
القای آرزوی طول ودراز به مردم.
دعوت مردم به خرافات.
تغییر درآفرینش پاک خدایی مردم(1)
قرآن کریم: «اِن یَدعُونَ مِن دُونِهِ اِلااِناثًاوَاِن یَدعُونَ اِلا شَیطانًا مَرِیدًا؛»(2)
آنها غیراز خدا تنها بت هایی را می خوانند که اثری ندارند، و(یا) فقط شیطان سرکش و ویرانگر را می خوانند.
«لَعَنَهُ اللهُ وَقالَ لَأتَّخِذَنَّ مِن عِبادِکَ نَصِیبًا مَفرُوضَا؛»(3)
خداوند او را از رحمت خویش بدورساخته؛ و به اوگفته است که از بندگان تو سهم معیّنی خواهم گرفت.
«وَلَاُ ضِلَّنَّهَم وَلَاُمَنَّیَنَّهُم وَلَآمِرَنَّهُم فَلَیُبَتِکُنَّ آذانَ الاَنعامِ وَلَآمُرَنَّهُم فَلیُغَیِّرَنَّ خَلقَ اللهِ(4)
و آنها را گمراه می کنم و به آرزوها سرگرم می سازم و به آنها دستور می دهم که (اعمال خرافی انجام دهند) و گوش های چهارپایان را بشکافند و آفرینش (پاک) خدایی را تغییر دهند «فطرت توحیدی را به شرک بیالایند».ه) سوگند شیطان:
در این آیات، شیطان سوگند یاد کرده چند برنامه را اجرا می کند:
«وَقالَ لَأتَّخِذَنَّ مِن عِبادِکَ نَصِیبًا مَفرُوضَا».
«وَلَاُضِلَّنَّهَم»
«وَلَاُمَنَّیَنَّهُم»
«وَلَآمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِکُنَّ آذانَ الاَنعامِ»
«وَلَآمُرَنَّهُم فَلیُغَیِّرَنَّ خَلقَ اللهِ»
وَمَنِ اغتابَهُ بِما فِیهِ فَهُوَ خارِجٌ عَن وِلایَةِ اللهِ تَعالی ذِکرُهُ، داخِلٌ فِی وِلایَةِ الشَّیطانِ(1)
کسی که درباره آن چه در برادر مؤمنش هست غیبت کند، از سرپرستی خدا خارج وبه حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.
1) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 601 ،ح 20.
باب شانزدهم «ص»
وَإیِّاکُم أَن یَبغِیَ بَعضُکُم عَلی بَعضٍ فَاِنَّها لَیسَت مِن خِصالِ الصّالِحِینَ فَاِنَّهُ مَن بَغی صَیَّرَاللهُ بَغیَهُ عَلی نَفسِهِ، وَصارَت نُصرَةُ اللهِ لِمَن بُغِیَ عَلَیهِ، وَمَن نَصَرَهُ اللهُ غَلَبَ وَأَصابَ الظَّفَرَمِنَ اللهِ.
امام صادق (علیه السلام) - در وصیتش به اصحاب خود - فرمود: و از سرکشی وطغیان نسبت به یکدیگربپرهیزید، زیرا که آن از خصلت های صالحان نمی باشد، و هرکس سرکشی کند خداوند سرکشی او را به او باز می گرداند، و نصرت و یاری خداوند شامل کسی می شود که به او سرکشی و ظلم شده است، وکسی که خداوند یاریش کند به پیروزی دست خواهدیافت.
آن کس که خودش را اصلاح نکرده است، چگونه می تواند، غیر خود را اصلاح کند.
هرکس «میانه اش» با خداوند متعال در فساد وتباهی باشد، با هیچ کس درصلح وسازش نخواهدبود.
1) - غرر، ج 2، ص 669، ح 959.
باب هفدهم «ض»
آرزو، مکرکننده، فریب دهنده و زیان رساننده است.
بسا حریصی، که زیان کار است و آسان گیرنده ای، که زیانکار نیست.
حریص، دچار و گرفتار چیزی است که به او زیان می رساند.
خواب وخوراک بسیار، نفس را تباه می سازد و ضرر و زیان را جلب می نماید.
از خودراضی، زیانکاراست، وآنکه به نفس خود اعتماد کرده فریب خورده است.
سودی نبرده، کسی که دنیا را عوض آخرت قرار داده، و واجبی را قضا نه نموده (وانجام نداده) است.
مردم برای اصلاح دنیا، چیزی از دین را ترک نمی گویند، جزآنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچارخواهدساخت.
لغزش زبان، به ضرر و زیان انسان است.
کافر، حیله باز، ناکس، خیانت گر، مغرور و به نادانیش زیانکاراست.
1010الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلَّئِیمُ مُلَهوَجٌ؛(1)
لئیم و ناکس، زیان دیده وفریب خورده است.
هرکس تبعیت وپیروی کند نفس خویش را، درچیزی که سودی برایش نداشته باشد، درچیزی واقع خواهدشد که برایش زیان آور باشد(مانند کسی که بدنبال شهوت رفت باعث آبروریزی اوخواهد شد).
باب هجدهم «ط»
قرآن کریم: «کَلّا إِنَّ الإِنسانَ لَیَطغی؛»(1)
چنین نیست که انسان حق شناس باشد، مسلما طغیان می کند.
«أَن رَاهُ استَغنی؛»(2)
بخاطراینکه خود را بی نیاز می نیند.
حدیث:
توانگری، (ثروت وقدرت) سرکشی می آورد.
کسی که به نوایی رسید، تجاوزکارشد.
خشم را فرمان بردن، سبب پشیمانی و سرکشی (برخدا) است.
اندکی ازحرص انسان را، بربسیاری طمع کاری وا می دارد.
علی (علیه السلام) : دوستی دنیا باعث طمع کاری می شود.
باب نوزدهم «ظ»
کسی که طغیان وستمگری کند، به آن دچارشود.
به حق ستم کرده کسی که، به باطل یاری نموده است.
کسی که در مقابل آخرت، بدنیا راضی شد (و با آن معاوضه) کرد برخود ظلم کرده است.
کسی که جان خود را به غیر از نعمت های بهشتی بفروشد، به آن (به خود) ظلم کرده است.
هرکس در کارِ فرمان برداری از خدا سستی روا دارد، بخودش ستم کرده است.
هرکس به کسی ستمی کند، به همان ستم گرفتارخواهدشد.
هیچکس نیست به کسی ظلم کند، جزآنکه خدا او را به همان ستم بگیرد، دربارۀ خودش و یا در مالش.
امام علی (علیه السلام) : کسی که ظلم کند ظلم بیند.
قرآن کریم:«وَکَذٰالِکَ نُوَلِّی بَعضَ الظّٰالِمِینَ بَعضًا بَماکانوا یَکسِبُون؛»(6)
و همچنین ما برخی ستمکاران را مقابل بعضی دیگر بگماریم به سبب آنچه کسب می کنند «انجام می دهند و بدست می آورند».
حدیث:
خداوند در دنیا انتقام از ظالمی نکشَد مگر بوسیله ظالمی دیگر، و این خود کلام خداوند است که فرموده: این چنین مسلّط می سازیم برخی ستمگران را بر برخی دیگر.
هرکس برای ستمکار، در ستمی که کرده است، عذر بتراشد خداوند بر اومسلّط کند کسی را که به اوستم کند.
هرکس ستم کند، خداوندمسلّط گرداند کسی را که به او ستم کند.
هرکس قصد و نیتش بد باشد، تیرش بخودش برمی گردد (و بخودش می خورد).
و زمانی که درحکم جوروستم کنند، ستمگری و بیدادگری را یاری نمایند.
امام علی (علیه السلام) : وزرای بد و نااهل، یاوران ستمکاران و برادرگنهکاران هستند.
1) - غرر، ج 2، ص 785، ح 62.
باب بیستم «ع»
کسی که دنیایش آباد کند، آینده وآخرت خود را خراب کرده است.
فرمان بردن از داعیان وآمران به زشتی ها، عاقبت امور را به تباهی می کشاند.
قرآن کریم:«وَجَحَدُوا بِهٰا وَاستَیقَنَتهٰا أَنفُسُهُم ظُلمًا وَعُلُوًّا فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(3)
وآنان «آیت الهی» را از روی ظلم وسرکشی انکارکردند، درحالی که در دل به آن یقین داشتند پس بنگرعاقبت مفسدان چگونه بود؟!. «فرعون و فرعونیان چگونه غرق شدند»
«ازجمله کسانی که به علماء توهین وآنها را تحقیرکرد رضا خان بود، که درآخر با وضع فلاکت بار به هلاکت رسید».
قرآن کریم: «وَإِذ قُلنٰالِلمَلائِکَةِ اسجُدُوالآدَمَ فَسَجَدُوا إلا إِبلِیسَ أَبٰی وَاستَکبَرَوَکٰانَ مِنَ الکٰافِرِینَ؛»(4)
و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز شیطان که سرباز زد و تکبّر ورزید (بخاطر نافرمانی وتکبّر) از کافران شد.
حدیث:
پس، از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش های مداوم او را تکبّر از بین برد. او شش هزارسال عبادت کرد که مشخص می باشد (مشخص نمی باشد) از سال های دنیا یا آخرت است، امّا با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد.
«معلوم نیست ازسال های دنیا یا سال های آخرت».
قرآن کریم:«قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(2)
پیش از شما، سنت هایی وجود داشت، (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هایی داشتند؛ که شما نیز، همانند آنرا دارید) پس بر روی زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟!.«نابودی وهلاکت»
«قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ ثُمَّ انظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(3)
بگو روی زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنها که آیات الهی را تکذیب می کردند چه شد؟!«وَأَغرَقنَاالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانظُرکیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(1)
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آنها که إنذار شدند، (و به إنذارالهی اهمیت ندادند) چگونه بود؟! «هلاکت و نابودی قوم حضرت نوح - ع»
«وَمِنهُم مَن حَقَّت عَلَیهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(2)
و گروهی ضلالت وگمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین سیرکنید و ببینید، عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود «سرگذشت عبرت آمیز و نابودی امّت هایی که آیات الهی را تکذیب و راه ضلالت را پیش گرفتند».
از نظر احادیث توهین به حضرات معصومین، توهین به دوست داران اهل بیت عصمت وطهارت- صلوات اللّه علیم اجمعین، توهین به مقدّسات دینی و تهمت و نسبت ناروا به افراد پاکدامن از عوامل بدعاقبتی انسان می باشد.
قرآن کریم:«إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِن قَومِ مُوسی فَبَغٰی عَلَیهِم وَآتَینٰاهُ مِنَ الکُنُوزِمٰا إِنِّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوهُ بِالعِصبَةِ اُولِی القُوَّةِ؛»(3)
قارون از قوم موسی بود اما برآنها ستم کرد، ما آنقدر از گنج ها به او داده بودیم که حمل صندوق های آن برای یک گروه زورمند مشکل بود.
«فَخَسَفنٰا بِهِ وَبِدٰارِهِ الأَرضَ؛»(4)
سپس ما، او وخانه اش را در زمین فرو بردیم.
«فَانتَقَمنٰا مِنهُم فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ؛»(5)
و ما هم از آن مردم پرغرور و عناد «وصاحب ثروت» انتقام کشیدیم، بنگر تا عاقبت حال کافران (تکذیب کننده) به کجا کشید.
«هرپیامبری که از طرف خداوندآمد، ثروتمندان قوم با غرور و عناد با او مخالفت و او را تکذیب کردند و در نتیجه به انتقام وعذاب الهی گرفتارشدند»
حدیث:
دوستی مال (ثروت)، مآل و پایان کار را تباه می سازد.
وَلَم تُسٰاعِدهُ المَقٰادِیرُعَلٰی إِرٰادَتِهِ، فَخَرَجَ مِنَ الدُّنیٰا بِحَسرَتِهِ، وَقَدِمَ عَلَی الآخِرَةِ بِتَبَعَتِهِ؛(1)
همانا! زیانکارترین مردم درمعاملات، و نومیدترین مردم درتلاش، مردی است که تن درگردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس با حسرت (بدعاقبتی) از دنیا رود، و با بار، گناه به آخرت رو آورد.
قرآن:«وَأمطَرنٰا عَلَیهِم مَطَرًا، فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُجرِمِینَ؛»(2)
و(سپس) بارانی برآنها فرستادیم (بارانی ازسنگ که آنها را نابود ساخت) اکنون بنگر، سرانجام کارمجرمان به کجا کشید«قوم لوط»
«قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُجرِمِینَ؛»(3)
بگو در روی زمین سیرکنید، ببینید عاقبت کار مجرمان وگنهکاران به کجا رسید.«همه مجرمان وگنهکاران دچارغضب وعذاب الهی و نابود شدند».
حدیث:
(فاسدانی) که تخم گناه افشاندند، و با آب غرور و فریب آبیاری کردند، و محصول آن را که جزعذاب وبدبختی نبود برداشتند.
قابیل فرزند حضرت آدم (ع) بعلت حسادت برادرش هابیل را کشت، در اثر حسادت چه عاقبتی پیدا کرد؟!(5)
می گویند: یکی ازخلفای عباسی (هارون یا مأمون) عالمی را دعوت کرده و به او سه چیز را پیشنهاد می کند:1. قضاوت 2. مربّیگری وتربیت فرزندان خلیفه 3. یک مهمانی وغذا خوردن با خلیفه، عالم دو مورد اولی را نمی پذیرد، بخاطراینکه قاضی خلیفه ناحق نباشد
وهمچنین مربی فرزند خلیفه ناحق نشود ولی سومی را می پذیرد، بعد ازمیهمانی وصرف غذا می گوید هردوتا پیشنهاد قبلی را نیزقبول کردم.!(1)
«خانواده، مُحیط، وجامعۀ فاسد»
«خاندان شجرۀ خبیثۀ بنی امیه و...»
بلعم باعور(یکی از دانشمندان و یاران حضرت موسی (ع) وفرد مستجاب الدعوه ای بود) در اثردنیاپرستی، چگونه سقوط کرد و بدعاقبت گردید؟!.
قرآن کریم: «وَلَوشِئنٰا لَرَفَعنٰاهُ بِهٰا وَلٰکِنَّهُ أَخلَدَ إِلَی الأَرضِ وَأَتبَعَ هَوٰاهُ؛»(2)
و اگر میخواستیم (مقام) او را با این آیات (وعلوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبا، برخلاف سنت ماست لذا او را به حال خود رها ساختیم) ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد.
«کنعان فرزند حضرت نوح – ع»(3)
کسی که ازحق روگرداند، عاقبتش نکوهیده خواهد شد.«ریاست طلبی»
«عمرسعد به هوای ریاست مُلک رأی، چه کرد، وچه شد...؟!- لعنة الله علیه».
طلحه و زبیر، کی بودند وچه شدند...؟!!.
قرآن کریم:«وَأَغرَقنَاالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانظُرکیف کٰانَ عٰاقِبَةُ المُنذَرِینَ؛»(1)
وکسانی که آیات ما را تکذیب کردند غرق نمودیم پس ببین عاقبت کار آنها که إنذار شدند (و به إنذارالهی اهمیت ندادند) چگونه بود ؟! «هلاکت ونابودی قوم حضرت نوح -ع»
«وَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ عَتَت عَن أَمرِرَبِّهٰا وَرُسُلِهِ فَحٰاسَبنٰاهٰا حِسٰابًا شَدِیدًا وَعَذَّبناهٰاعَذٰابًا نُکرًا؛»(2)
چه بسیارشهرها وآبادی ها که اهل آن ازفرمان خدا و رسولانش سرپیچی کرده اند، و ما حساب آنها را به شدت رسیدیم و به مجازات کم نظیری گرفتارساختیم.
«فَذٰاقَت وَبٰالَ أَمرِهٰا وَکٰانَ عٰاقِبَةُ أَمرِهٰا خُسرًا؛»(3)
آنها وَبال کارخود را چشیدند، عاقبت کارشان خسران بود.
«أَعَدّ اللهُ لَهُم عَذٰابًا شَدِیدًا؛»(4)
خداوندعذاب شدیدی برای آنها فراهم ساخت.
«أَوَلَم یَسِیرُوافِی الأَرضِ فَیَنظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم وَکٰانُواأَشَدَّمِنهُم قُوَّةً؛»(5)آیا آنها سیر در زمین نکردند تا ببینند، عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چگونه شد؟ همان ها که از ایشان قوی تر(و پر قدرت تر) بودند «گرفتار قدرت و عذاب الهی و نابود شدند».
«أَفَلَم یَسِیرُوافِی الأَرضِ فَیَنظُرُواکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِین مِن قَبلِهِم دَمَّرَاللهُ عَلَیهِم وَلِلکٰافِرِینَ أَمثالُهٰا؛»(6)
آیا در زمین سیرنکردن پس ببینند، عاقبت کسانی را که قبل از آنها بودند چگونه بوده است، خداوند آنها را هلاک کرد و برای کافرین مانند این (عذاب) است.
هرکس مؤمنی را بگناهی سرزنش کند، نمیرد تا مرتکب آن شود(عاقبت، گرفتارآن شود).
وکسی که شمشیرستم کشَد، سرانجام (و در عاقبت) با آن کشته می شود.
قرآن کریم: «قُل سِیرُوا فِی الأَرضِ فَانظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبلِ، کٰانَ أَکثَرُهُم مُشرِکِینَ؛»(2)
بگو در زمین سیرکنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند، چگونه بود؟ بیشترآنها مشرک بودند.
«قصرها و کاخ های ویران شدۀ آنها را بنگرید، خزائن به تاراج رقتۀ آنها را تماشا کنید، جمعیت نیرومند پراکندۀ آنها را مشاهده نمائید، سرانجام قبرهای درهم شکسته واستخوان های پوسیدۀ آنها را بنگرید. ببینید سرانجام ظلم وستم وگناه وشرک آنها چه شد»؟(3)
«عابدی بنام برصیصا (ازبنی اسرائیل) چندین سال عبادت کرده بود، وقتی زنی را برای دعا و شفا پیشش بردند، گفت باید اینجا بماند. وقتی تنها شد، دچار وسوسه گردید وعمل شنیع رابطه نامشروع انجام داد، هم او را قربانی کرد وهم خود را قربانی نامردی و هوسرانی خویش نمود».
بلعم باعورا، یکی از دانشمندان زمان حضرت موسی (ع) که در اثر وسوسه شبطان گمراه گردید.
قرآن کریم:«وَأتلُ عَلَیهِم نَبَأَالَّذِی آتَینٰاهَ آیاتِنٰا فَأنسَلَخَ مِنهٰا فَأَتبَعَهُ الشَّیطٰانُ فَکٰانَ مِنَ الغٰاوِینَ؛»(4)
و برای آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم، ولی (سرانجام) از(دستور) آنها خارج گشت وشیطان به او دست یافت و از گمراهان شد.
پایان وعاقبت ستمگری، سخت است.
قرآن کریم:«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ؛(1)
پس بنگرعاقبت کارظالمان چگونه بود ؟! (آنهایی که با تکذیب آیات الهی درحق آنها ظلم کردند).
«در اسلام ازاذیت و آزارحیوانات نهی شده و اذیت کننده حیوانات مورد لعن و نفرین قرارگرفته، آدم نفرین شده هیچ وقت عاقبت مبارک نخواهد داشت»«عاق والدین»
نافرمانی والدین از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال فرزند نافرمان را عصیانگرو بدبخت قرارداده است.
نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، و به ذلّت می کشاند.
به فرزند نافرمان گفته می شود: هرکاری (عبادتی) که می خواهی بکن، امّا من تو را نمی آمرزم.
«زبیر یکی از یاران حضرت نبی اکرم (ص) و دوستان حضرت علی (ع) بود، وقتی فرزند نااهلش به عرصه آمد، دشمن امام علی (ع) گردید».
زبیر همواره با ما بود تا آنکه فرزند نامبارکش عبدالله، پا به جوانی گذاشت (بعد از آن زبیرهم مانند پسرش دشمن ما شد)!.
«ایجاد هرگونه فساد در روی زمین، مانند از بین بردن حق الله وحق الناس بازداشتن مردم از راه خدا، کم فروشی و...»
قرآن کریم: «وَأنظُرُوا کَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(1)
وبنگرید، چگونه سرانجام مفسدان بود «هلاکت و نابودی قوم شعیب»«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(2)
ببین عاقبت مفسدان به کجا کشید. «نابودی فرعون وقوم فرعون»
«وَجَحَدُوا بِهٰا وَاستَیقَنَتهٰا أَنفُسُهُم ظُلمًا وَعُلُوًّا فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ المُفسِدِینَ؛»(3)
و آن را از روی ظلم و سرکشی انکارکردند، درحالی که در دل به آن یقین داشتند پس بنگرعاقبت مفسدان چگونه بود؟!.
«مانند لشکریان عمرسعد در کربلا».
وهرکس نافرمانی أم کند، از هلاک شدگان است، همه شما از فرمان من سرپیچی می کنید و به سخنم گوش نمی دهید؛ زیرا شکم هایتان از حرام پرشده و بر دل هایتان مهرخورده است.
«مکر و حیله در امر الهی و بر علیه مردان الهی»
قرآن کریم: «وَمَکَرُوا مَکرًا وَمَکَرنٰا مَکرًاوَهُم لایَشعُرُونَ؛»(5)
آنها نقشه مهمی کشیدند، و ما هم نقشه مهمی، درحالی آنها خبرنداشتند (به چه عاقبت بدی گرفتارخواهند شد).
«فَانظُرکَیفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکرِهِم أَنّٰا دَمَّرنٰاهُم وَقَومَهُم أَجمَعِینَ؛»(1)
بنگرعاقبت توطئه آنها چه شد؟ که ما آنها وقومشان را همگی نابود کردیم. «سرگذشت عبرت آمیز و نابودی قوم صالح»
«سامِری، یکی از یاران حضرت موسی (ع) بود، که در اثر وسوسۀ نفس وتبعیت ازآن، رانده شده اوگردید».قرآن کریم:«وَکَذالِکَ سَوُّلَت لِی نَفسِی؛»(2)
(سامری گفت): و این چنین نفس من مطلب را درنظرم جلوه داد.
«قٰالَ فَاذهَب فَاِنَّ لَکَ فِی الحَیٰاةِ أَن تَقُولَ لا مِساسَ، وَإِنَّ لَکَ مَوعِدًالَن تُخلَفَهُ؛»(3)
(موسی) گفت: برو که بهرۀ تو در زندگی دنیا این است که (هرکس به تو نزدیک شود) خواهی گفت: با من تماس مگیر.! و تو میعادی (ازعذاب خدا) داری که هرگز از آن تخلف نخواهی کرد.
«بلعم باعور در اثرتبعیت از هوای نفس به عاقبت شوم دچارگردید»
«وَلَوشِئنٰالَرَفَعنٰاهُ بِهٰا وَلٰکِنَّهُ أَخلَدَ إِلَی الأَرضِ وَأَتبَعَ هَوٰاهُ؛»(4)
و اگر میخواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبار برخلاف سنت ماست لذا او را به حال خود رها ساختیم) ولی او به پستی گرائید و از هوای نفس خویش پیروی کرد.
«طبق نقل بعضی از تواریخ، بلعم باعور مخالفت با حضرت موسی و یاران او را قبول نمی کرد ولی با اصرار همسرش آخرالأمرتسلیم شد».
«إِذا فَسَدَ العالِمُ فَسَدَ العالَمُ»(5)
«هرزمان که عالم (و دانشمند دینی) فاسد شد، عالم و دنیا فاسد خواهد شد»
لغزش عالم، عالم ها را فاسد وتباه می سازد.
لغزش عالم همچون شکستیگی کشتی است، غرق می شود و دیگران را هم با خودش غرق می کند.
«هواپرستی - هوای نفس»
هوا (هوای نفس) خدایی پرستیده است. (هواپرست، خداپرست نیست)
چگونه لذت عبادت را بچشد، کسی که از هوای نفس روزه نگرفته است (خود را از هوای نفس باز نداشته است.)
امام علی (علیه السلام) : ریا وخودنمایی تباه کنندۀ،عبادت وبندگی است.(1)
برتو باد! به دوری ازسوء ظن و بدگمانی، زیرا که سوء ظن وبدگمانی عبادت را فاسد وگناه را بزرگ می نماید.
نشستن درمسجد برای انتظارنماز، عبادت است مادامی که حدثی سرنزده، عرض شد: چه حدثی یا رسول الله ؟ فرمود: غیبت کردن.
لاوَاللهِ لا یَقبَلُ اللهُ شَیئًا مِن طاعَتِهِ عَلَی الإِصرارِعَلی شَیءٍ مِن مَعاصِیهِ؛(4)
أبی بصیرگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: نه! به خدا قسم، خداوند چیزی از اطاعت کسی را که اصرار بر نافرمانی او دارد قبول نمی کند.
آخرالآیه، قالَ زُرارَةُ: سَأَلتُ عَنها أَبا جَعفَرٍ (علیه السلام) فقال: هؤُلاءُ قَومٌعَبَدُوااللهَ وَخَلَعسواعِبادَةَ ما یُعبَدُ مِن دُونِ اللهِ وَشکُّوا فِی مُحَمَّدٍ وَما جاءَ بِهِ؛(1)(2)
از امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتارخدای (عزّوجلّ) «و برخی از مردم خدا را برحرف پرستش می کنند...» تا آخر آیه.
زرارة گوید: از امام باقر (علیه السلام) دربارۀ آن پرسیدم؟ فرمود: اینان مردمی بودند که خدا را پرستش کردند و دست از پرستش آنچه جزخدا پرستش می شد کشیدند، ولی دربارۀ محمّد (صلی الله علیه واله) و آنچه آورده بود شبه کردند و در شک بودند.
کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک نماید...و از عدالت محروم شود.
چگونه درباره دیگری به عدل رفتارکند، کسی که به خودش ستم روا داشته است.
قرآن کریم: «فَأَمّا عا دٌ فَاستَکبَرُوا فِی الأَرضِ بِغَیرِالحَقِّ وَقالُوا مَن أَشَدُّ مِنّا قُوَّةً أَوَلَم یَرَوا أَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقَهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکانُوا بِایاتِنا یَجحَدُونَ؛»(5)
«فَأَرسَلنا عَلَیهِم رِیحًا فِی أَیّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذابَ الخَزیَ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَلَعَذابُ الأخِرَةِ أَخزی وَهُم لا یُنصَرُونَ؛»(1)اما قوم عاد به ناحق در زمین، کبر ورزیدند.گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است، آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنها را آفریده از آنها قوی تراست! آنها (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار می کردند.
سرانجام تندبادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهائی شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و عذاب آخرت ازآن هم خوارکننده تراست و(از هیچ سو) یاری نمی شوند.
هیچ جمعیتی نباشد که در میان آنها عمل منکر و ناشایسته ای انجام شود، وآنان دانسته بی تفاوتی نشان دهند وجلوگیری نکنند و سکوت اختیار نمایند، جزاینکه بزودی خداوند کیفری ازجانب خودش فرستد وعذابی نازل سازد که همه را فرا گیرد.
از امام صادق (علیه السلام) و او از پدربزرگوارش روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است: همانا معصیتی را که شخص در پنهانی مرتکب می شود زیان و وبالش جز او را نخواهد گرفت، ولی هرگاه آن را آشکارا مرتکب شود و از طرف مردم سرزنش نشود زیانش عمومی خواهد گشت وضررش همه را فرا خواهد گرفت.
ای گروه مردم همانا خداوند متعال عذاب نکند توده وعموم مردم را به گناه عدّه ای وخاص، هرگاه در پنهان و بدون اینکه مردمان آگاه شوند مرتکب آن گردند، امّا هرآن
جمعیت اندک عمل زشت را آشکارا انجام دهند، و تودۀ مردم برایشان عیبنگیرند و آنان را سرزنش نکنند، هر دو دسته از جانب خداوند متعال مستحق عقوبت (وعذاب) شوند.
در اینجا (در ترک اهم واجبات از جمله امر به و نهی از منکر) خشم و غضب خداوند (عزوجل) بر آنها تام و کامل خواهد شد پس خداوند همه آنها را دچار عذاب و عقاب کرده و ابرار و نیکوکاران در خانه اشرار و بدکاران به هلاکت می رسند.
امام صادق (علیه السلام) - به مرد شامی- فرمود: ای برادر أهل شام، حدیث ما را گوش کن و برما نسبت دروغ مده و ما را تکذیب مکن، زیرا که هرکه چیزی را به دروغ به ما نسبت دهد بررسوال خدا دروغ بسته است وهرکس بر رسول خدا دروغ ببندد برخدا دروغ بسته است وهرکه برخدا دروغ ببندد خدای (عزوجل) او را عذاب خواهد کرد.
ما پیراهن تن پیامبر و یاران و مقیمان آستانه و درهای علم وحکمت اوئیم، و در خانه ها جز از درها وارد نشوند، و هرکس جز از درهای خانه ها وارد شود او دزد است وکیفرخداوندی از او دور نگردد.
قرآن کریم: «إِن کُلٌّ إِلا کَذَّ بَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ؛»(1)
هریک از این گروه ها رسولان را تکذیب کردند، وعذاب الهی دربارۀ آنها تحقق یافت.
«وَلَقَد جائَهُم رَسُولٌ مِنهُم فَکَذَّ بُوهُ فَأَخَذَ هُمُ العَذابُ وَهُم ظالِمُونَ؛»(2)
پیامبری از خود آنها بسراغشان آمد، اما او را تکذیب کردند، وعذاب الهی آنها را فرا گرفت، درحالی که ظالم بودند.
«إِنّا اَرسَلنا إِلَیکُم رَسُولًا شاهِدَاعَلَیکُم کَمااَرسَلنااِلی فِرعَونَ رَسُولًا. فَعَصی فِرعَونَ الرَّسُولَ وَأَخَذناهُ آَخذًا وَبِیلًا؛»(3)
ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که گواه برشما است، همانگونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم.. فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول برخواست، و ما او را شدیدا مجازات کردیم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای (عزوجل) فرموده است: هرآینه عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام پیروی کند از امام ستمگری که از جانب خدا نیست، اگرچه آن رعیّت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزگار باشد.
قرآن کریم:«قاتِلُوهُم یُعَذِّ بهُمُ اللهُ بِأَیدِیکُم وَیُخزِهِم؛»(5)با آنها پیکارکنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات (عذاب) می کند وآنها را رسوا می سازد.
اگر مردم هنگامیکه گناه می کردند، توبه و بازگشت به خدا می نمودند، عذاب نمی شدند و هلاک نمی گردیدند.
قرآن کریم: «فِان یَتُوبُوا یَکُ خَیرًا لَهُم وَاِن یَتَوَلَّوا یُعَذِّبهُمُ اللهُ عَذابًا أَلِیمًا فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَما لَهُم فِی الأَرضِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ؛»(2)
پس اگر توبه کنند برای آنها بهتر است، و اگر روی گردانند خداوند آنها را در دنیا و آخرت به مجازات (عذاب) دردناکی کیفرخواهد داد و در سراسر روی زمین نه ولی دارند و نه یاوری.
قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(3)
و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند. سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید، وشهادتشان را هرگز نپذیرید، وآنها فاسقند.
1064الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : لایُؤمِنُ اللهُ عَذابَهُ مَن لا یَأمَنُ النّاسُ جَورَهُ؛(4)کسی که مردم از جور و ستم او در امان نباشند، خداوند او را ازعذابش ایمن نخواهدکرد.
قرآن کریم: «إِلّا تَنفِرُوا یُعَذِّبکُمُ اللهُ عَذابَاأَلِیمًا وَیَستَبدِل قَومًا غَیرکُم وَلا تَضُرُّوهُ شَیئًا وَاللهُ عَلی کُلِّ شَیئٍ قَدِیرٌ؛»(5)
اگر(به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، خداوند شما را مجازات (عذاب) دردناکی می کند وگروه دیگری غیراز شما را بجای شما قرارمی دهد، وهیچ زیانی به او نمی رسانید، وخداوند برهمه چیز توانا است.
حدیث:
و اگرجهاد را ترک کنند، عذاب به سراغشان آید و این از همان عذاب های (همگانی) امت است.
لَوجَحَدَ أمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) جَمِیعُ مَن فِی الأرضِ لَعَذَّ بَهُمُ اللهُ جَمِیعًا وَأدخَلَهُمُ النّٰارَ؛(2)
حسین بن أبی العلاء گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: اگر تمام کسانی که در زمین زندگی می کنند علی (علیه السلام) را انکار می کردند، خداوند همه آنها را عذاب کرده و به آتش می انداخت.
هرکس ترسش را ازخدای سبحان درست (واقعی) نکند، ازخداوند به ایمنی نرسد.
درختان میوه را قطع نکنید، که خداوند (جلّ وعزّ) عذاب سختی برسرشما فرو می ریزد.
قرآن کریم: «ذالِکَ به آنهُم شاقُّوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَمَن یُشاقِقِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَاِنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقابِ؛»(5)
این (کیفرکافران) بخاطر آنست که آنها با خدا و پیامبرش دشمنی ورزیدند، و هرکس با خدا و پیامبرش دشمنی کند (کیفرشدیدی می بیند) خداوند شدید العقاب است.
خداوند خصم و دشمن هرکس باشد، حجت او را باطل و در دنیا وآخرتش او را عذاب خواهد کرد.
قرآن کریم:«وَإِن تَتَوَلَّوا کَماتَوَلَّیتُم مِن قَبلُ یُعَذِّبکُم عَذابًا ألِیمًا؛»(2)
و اگر سرپیچی نمائید همانگونه که قبلا نیز سرپیچی نمودید (خداوند) شما را عذاب دردناکی می کند.
«وَمَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبهُ عَذابا آَلِیمًا؛»(3)
وآن کس که سرپیچی کند، او را به عذاب دردناکی گرفتار می کند.
«وَکَأَیِّن مِن قَریَةٍ عَتَت عَن أَمرِرَبِّها وَرُسُلِهِ فَحاسَبنا ها حِسابًا شَدِیدًا وَعَذَّبناها عَذابًا نُکُرًا؛»(4)
چه بسیار شهرها وآبادی ها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچی کرده اند و ما حساب آنها را به شدت رسیدیم، و به مجازات «عذاب» کم نظیری گرفتارساختیم.
خدای تبارک و تعالی فرموده است: هرآینه عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، اگرچه آن رعیّت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزکار باشد.
آنکه بوسیلۀ دین در طلب دنیا است، مورد بازخواست (معاقبه) و نکوهش است.
قرآن کریم:«إِلا مَن تَوَلّی وَکَفَرَ. فَیُعَذِّبُهُ اللهُ العَذابَ الآَکبَرَ؛»(2)
مگرکسی که پشت کند و کافرشود، که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند.
زمانی برای مردم پیش آید که برای طمع دنیا باطنشان پلید و ظاهرشان زیبا باشد، و از ظاهرخویش ثواب خدا را مقصود نداشته باشند، دینشان ریا باشد و ترس از خدا به آنها آمیخته نشده باشد؛ خدا آنها را عذاب و مجازات همگانی کند.
هر بدی و زشتی، کیفر دارد.
قرآن کریم:«أَلزّانِیَةُ وَالزّانِی فَاجلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنهُما مِأَةَ جَلدَةٍ وَلا تَأخُذ کُم بِهِما رَأفَةٌ فِی دِینِ اللهِ إِن کُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَالیَومِ الآخَرِ، وَلیَشهَد عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ المُؤمِنِینَ؛(5)
زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رأفت (و محبت کاذب) شما را نگیرد. اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات (و عذاب) آنها را مشاهده کنند.
کسی که مردم از شر او در امان نباشند، از عذاب الهی در امان نخواهد بود.
از(مجازات) خداوند سبحان رهائی نمی یابد، کسی که مردم از شرّ او رهائی نداشته باشند.
قران کریم: «أَلَّذِینَ طَغَوافِی البِلادِ. فَأَکثَرُوا فِیهَا الفَسادَ. فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذابٍ؛»(3)
همان اقوامی که (قوم عاد، قوم ثمود وفرعون) در شهرها طغیان کردند و فساد فراوان در آنها ببار آوردند. لذا خداوند تازیانه عذاب را برآنها فرو ریخت «تازیانه عذاب الهی»
«... فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الأَعلی. فَأَخَذَهُ اللهُ نَکالَ الآخِرَةِ وَالأُولی؛»(4)پس گفت (فرعون) من پروردگار بزرگ شما هستم. لذا خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت.
حدیث:
سرکشی، سریع ترین شر و بدی از حیث عقوبت است.
هرستمکاری را کیفری است، که از آن نگذرد و به سر در افتادنی (سرنگونی) که از آن تخطی نکند.
ستمکاری، سبب عقوبت است.
سزای سرکشی وستمگری، بسیارشتابه آن است.
امام علی (علیه السلام) : سرکشی و ستم کردن بزرگترین چیزی است ازجهت عقوبت وکیفر.
وای! که تا چه اندازه کیفرشخص یاغی وستمگر، بزرگ است.
قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُم عَذابٌ اَلِیمٌ فِی الدُّنیا وَالأخِرَةِ؛»(4)کسانی که دوست دارند زشتی ها (وفحشا ومنکر) درمیان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا وآخرت است.
قران کریم: «فَأَکثَرُوا فِیهَا الفَسادَ. فَصَبَّ عَلَیهِم رَبُّکَ سَوطَ عَذابٍ؛»(5)
پس فساد فراوان درآنها ببار آوردند. لذا خداوند تازیانه عذاب را برآنها فرود آورد.
قرآن کریم: «وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذابِ الأَدنی دُونَ العَذابِ الأَکبَرِلَعَلَّهُم یَرجِعُونَ؛»(6)
ما آنها (فاسقان و کافران) را درعذاب نزدیک، (این دنیا) قبل از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم شاید بازگردند.
«فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوابِهِ، أَنجَینَا الَّذِینَ یَنهَونَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِیسٍ بِماکانُوا یَفسُقُونَ؛»(7)
اما هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود، فراموش کردند، نهی کنندگان از بدی ها را رهائی بخشیدیم وآنها را که ستم کردند به عذاب شدیدی بخاطرنافرمانیشان گرفتارساختیم.
قرآن کریم:«فَاَمّا عادٌ فَاستَکبَرُوافِی الأَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وَقالُوا مَن أَشَدُّ مِنّا قُوَّةً أَوَلَم یَرَواأَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقَهُم هُوَأَشَدُّ مِنهُم قُوَّةً وَکانُوا بِایاتِنا یَجحَدُونَ؛»(1)
اما عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند و گفتند چه کسی از ما نیرومندتراست؟ آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنها را آفریده از آنها قوی تراست، آنها (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار می کردند.
«فَأَرسَلنا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی أَیّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِ یقَهُم عَذابَ الخِزیِ فِی الحَیاةِ الدُّ نیا وَلَعَذابُ الأخِرَةِ أَخزی وَهُم لایُنصَرُونَ؛»(2)سرانجام تندبادی شدید وهول انگیز و سرد و سخت در روزهای شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و عذاب آخرت از آنهم خوارکننده تراست و یاری نمی شوند.
قرآن کریم:«کَدَ أبِ الِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَفَرُوا بِایاتِ اللهِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُ نُوبِهِم إِنَّ اللهَ قَوِیٌّ شَدِ یدُ العِقابِ؛»(3)
(ای رسول ما، کافران امت تو) مانند فرعونیان وکافران پیش از زمان آنها که به آیات خدا کافرشدند، خدا هم آنان را به کیفرگناهانشان بگرفت همانا خدا توانا و سخت کیفر(دهنده) است.
«لَهُم عَذابٌ فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَلَعَذابُ الآخِرَةُ أَشَقُّ وَمالَهُم مِنَ اللهِ مِن واقٍ؛»(4)
برای آنها (کافران، مشرکان وبت پرستان) عذاب دردناکی در دنیاست، و عذاب آخرت سخت تراست و در برابرخدا هیچ کس نمی تواند آنها را نگه دارد.
«إلا مَن تَوَلّی وَکَفَرَ. فَیُعَذِّبُهُ اللهُ العَذابَ الآَکبَرَ؛»(5)
مگرکسی که پشت کند و کافرشود، که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند.
«فَامَّاالَّذِینَ کَفَرُوا فَاُعَذِّبُهُم عَذابًا شَدِیدًا فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَمالَهُم مِن ناصِرِینَ؛»(1)
اما آنها که کافرشدند (وپس ازشناختن حق، آن را انکارکردند،) در دنیا وآخرت آنان را مجازلات «عذاب» دردناکی خواهم کرد، وبرای آنها یاری گری نیست.
«قالَ اللهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیکُم فَمَن یَکفُربَعدُ مِنکُم فَاِنّیی أُعَذِّبُهُ عشذابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحدًا مِنَ العالَمِینَ؛»(2)
خداوند (دعای او را- حضرت مسیح، ع - را مستجاب کرد و) گفت من آن (مائده آسمانی) را بر شما نازل می کنم، ولی هرکسی از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید) او را چنان مجازاتی «عذابی» می کنم که أحدی از جهانیان را نکرده ام.
قرآن کریم:«وَلا تَنقُصُوا المِکیالَ وَالمِیزانَ إِنِّی أَرایکُم بِخَیرٍ وَإِنِّی أَخافُ عَلَیکُم عَذابَ یَومٍ مُحِیطٍ؛»(3)
در وزن کم نکنید (دست به کم فروشی نزنید) من خیرخواه شما هستم، ومن می ترسم از روزی که عذاب سخت، شما را فراگیرد.
قرآن کریم: «أَلَم یَأتِکُم نَبَؤُأالِذِینَ کَفَرُوا مِن قَبلُ فَذاقُواوَبالَ أَمرِهِم وَلَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(5)
آیا خبرکسانی که قبل از شما بودند به شما نرسیده است که کافرشدند، چگونه طعم گناهان بزرگ خود را چشیدند وعذاب دردناک برای آنها است.
«وَلولاأَن کَتَبَ اللهُ عَلَیهُمُ الجَلاءَ لَعذَّبَهُم فِی الدُّنیا وَلَهُم فیی الآخِرَةِ عَذابُ النّارِ؛»(6)
و اگر نه این بود که خداوند جلای وطن را برآنان مقرر داشته بود، آنها را درهمین دنیا مجازات «عذاب» می کرد، و برای آنها در آخرت نیزعذاب آتش است.
«... قَل فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم؛»(1)
بگو: پس چرا شما را دربرابرگناهانتان مجازات (عذاب) می کند؟
«... نُعَذِّبُ طائِفَةً بِآنهُم کانُوا مُجرِمِینَ؛»(2)
گروه دیگرعذاب خواهیم کرد زیرا آنها مجرم بودند.«فَکَلًّا أَخَذ نا بِذَ نبِهِ فَمِنهُم مَن أَرسَلنا عَلَیهِ حاصِبًا وَمِنهُم مَن أَخذَ تهُ الصَّیحَةُ وَمِنهُم مَن خَسَفنا بِهِ الأَرضَ وَمِنهُم مَن أَغرَقنا وَما کانَ اللهُ لِیَظلِمَهُم وَلکِن کانُوا أَنفُسَهُم یَظلِمُونَ؛»(3)
ما هر یک از آنها (قوم عاد، ثمود، قارون، فرعون وهامون) را به گناهانشان گرفتیم، بر بعضی ازآنها طوفانی توأم با سنگریزه فرستادیم، و بعضی از آنها را صیحۀ آسمانی فروگرفت، و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم، وبعضی راغرق کردیم، خداوند هرگزبه آنها ستم نکرد ولی آنها خوشان برخود ستم نمودند.
حدیث:
نافرمانی خداوند، باعث عقوبت الهی می شود.
خداوند به شعیب پیامبر (علیه السلام) وحی کرد: همانا صدهزارنفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار نفر از بدها و اشرارو شست هزارنفر از نیکان و اخیار؛ پس شعیب (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا! اینها أشرارند، پس أخیارچرا؟ خداوند (عزّوجلّ) وحی فرمود: آنها با گناه کاران سازش کردند، و از آنچه موجب غضب من بود، غضب ناک نشدند.
حضرت ابوالحسن (علیه السلام) فرمود: خدای عزّوجلّ یک جارچی دارد که در روز و شب جارمیزند: ایست، ایست (بازایستید، بازایستید) بند گان خدا، از رفتن بسوینافرمانیهای (ومعاصی)خدا، که اگر چهارپایان چرنده و کودکان شیرخوار و پیران رکوع رفته نبودند، عذابی بر سرشما فرو می ریخت که نرم وکوبیده شوید.
قرآن کریم: «لاتَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِ بَعضِکُم بَعضًا قَد یَعلَمُ اللهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ لِواذًا فَلیَحذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصِیبَهُم فِتنَةٌ أَویُصِیبَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(1)
دعوت پیامبر را در میان خود مانند دعوت بعضی ازشما نسبت به بعضی دیگرتلقی نکنید، خداوند کسانی ازشما را که پشت سردیگران پنهان می شوند یکی پس ازدیگری فرارمی کند می داند، آنها که مخالفت فرمان او می کنند، باید از این بترسند که فتنه ای دامانشان را بگیرد یا عذاب دردناک به آنها برسد.
«وَجاءَ فِرعَونُ وَمَن قَبلَهُ وَالمُؤتَفِکاتُ بِالخاطِئَةِ. فَعَصَوارَسُولَ رَبِهِم فَأَخَذَهُم أَخذًا رابِیَةً؛»(2)
و فرعون و کسانی که قبل از او بودند، وهمچنین اهل شهرهای زیر و رو شده (قوم لوط) مرتکب گناهان بزرگ شدند. با رسول و فرستاده پروردگارشان مخالفت کردند، وخداوند نیز آنها را به عذاب شدیدی گرفتارساخت.
«وَیِعَذِّبَ اللهُ المُنافِقِینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکاتِ...؛»(3)
خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب می نماید.
پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: سه تا ازگناهان است که عقوبتش زود می رسد و به آخرت نمی ماند: عاق والدین، ظلم وستم کردن به مردم، وناسپاسی از احسان و نیکی.
قرآن کریم:«سَل بَنِی إِسرائِیلَ کَم آتَیناهُم مِن آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَن یُبَدِّل نَعمَةَ اللهِ مِن بَعدِ ما جائَتهُ فَاِنَّ اللهَ شَدیدُ العِقابِ؛»(1)
از بنی اسرائیل سؤال کن، چه اندازه نشانه های روشن به آنها دادیم؟ (ولی آنان نعمت ها و امکانات مادی ومعنوی را که خداوند دراختیارشان گذاشته بود در راه غلط به کارگرفتند) و کسی که نعمت خدا را پس از آنکه به سراغش آمد، تبدیل کند (و درمسیرخلاف به کارگیرد، گرفتارعذاب سخت الهی خواهد بود) که خداوند شدیدالعقاب است.
قرآن کریم: «وَیُعَذِّبَ المُنافِقِینَ إِن شاءَ آَویَتُوبَ عَلَیهِم؛»(2)
و منافقان را هرگاه (خداوند) بخواهد، عذاب کند یا (اگرتوبه کنند) توبه آنها را بپذیرد.
قرآن کریم: «فَلا یُعجِبکَ أَموالُهُم وَلاأَولادُهُم إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُعَذِّبَهُم فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَتَزهَقُ أَنفُسَهُم وَهُم کافِرُونَ؛»(3)
و(فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرونبرد، خدا می خواهد آنها را به وسیله آن درزندگی دنیا عذاب کند و درحال کفر بمیرند.
همانا خداوند (عزوجل) درخوردن مال یتیم، دوعقوبت (وعذاب) قرارداده است: عقوبت در دنیا و عقوبت درآخرت.
امام علی (علیه السلام) : آنکه بکار باطل سرگرم است عذاب شونده ونکوهش شده است.
هرکس اخلاقش خوب نباشد، خود را عذاب می کند.
زشت خوئی، یکی از دو عذاب است.
بد خویی، زندگانی را (برانسان) تنگ میکند ونفس را به رنج می افکند.
کسی که بیتابی نماید، خود راعذاب کرده است.
دوستی دنیا، عقل را ازبین می برد وقلب را ازشنیدن حکمت و دانش کرمی سازد و موجب عذاب دردناک می گردد.
کینه توز، همیشه معذب و اندوهش دوچندان است.
آنکه ازحمد و ستایش پروردگار گذشت، به بزرگواری نرسید.
عبدالله بن سنان ازامام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هیچ گاه نبودجبرئیل (علیه السلام) نزد من آید، جزآنکه مرا موعظه می کرد وآخرین سخنش این بود که: ازدشمنی با مردم بپرهیز، زیرا که آن عیب نهفته را آشکارکند وعزّت را ازبین ببرد.
کسی که برادرانش را نیازمند و محتاج دیگران کند، به بزرگی نخواهد رسید.
اختلاف، نابود کننده اندیشه است.
هرکس بیهودگری ومسخرگی براوغلبه کند، عقلش کم گردد.
امام علی (علیه السلام) : خودپسندی ابلهی (وکم عقلی) است.
خودپسندی، یکی ازحسودانِ عقل است.
دنیا دوستی ،عقل را از بین می برد.
حب دنیا، سبب فاسد شدن عقل است.
اطاعت ازهوای نفس، عقل را فاسد می کند.
هواپرستی، سبب فاسد شدن عقل است.
نزدیک شونده به شهوت (شهوتران) نفسش بیمار و عقلش دردمنداست.
هیچ شراب نابی، مانند طمع عقل مردان را زائل نمی کند.
قربانگاه اندیشه ها، زیربرق (طمع) هاست.
خشم وغضب، عقل ها را تباه می سازد و از راستی و درستی دور می نماید.
کسی که به لهوولعب بپردازد، عقلش کم می شود.
هرکس هزل ولَهوش بسیارشود، عقل اوکم گردد.
لهوولعب، خوراک حماقت وکم عقلی است.
کسی که برادر ایمانیش از او مشورت بخواهد، و او به آن مشورت خالص وصحیح ندهد، خداوند عقل او را سلب کند.
هوی وهوس، دشمن عقل است.
امام علی (علیه السلام) : با هواپرستی عقلی باقی نمی ماند.
خرد وهوا پرستی، باهم جمع نشوند.
هرکس مالک شهوتش نباشد، مالک عقلش نخواهد شد.
ازعقل خود استفاده نکرده وتعقّل ننموده کسی، که به لهو و لعب و بازیچه دلباخته است.
کسی که نفس خویش را پاکیزه ننماید، ازعقل بهره مند نگردد.
هرعقلی که گرفتار و پای بند شهوت است، حرام است که ازحکمت سودی ببرد.
عقلی که به بندهای غضب وشهوت بسته است، ازحکمت بهره مند شدنی نیست.
معاویة وهب گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: و از علماء مستکبر و ستمگر نباشید، که باطلتان (جبّاربودن) حق تان (موقعیت وشخصیتان) را از بین ببرد.
سه چیز است که به درگاه خداوند(عزّوجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند، دانشمند و عالمی که میان جاهلان و نادان ها باشد(از علمش استفاده نکنند) و قرآنی که گرد و غبار برآن نشسته وکسی آن را نمی خواند.
دانشجویان (وطالبان علم) سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی و ستیزه جویند، دسته ای برای بلندی جستن وفریفتن جویند، ودسته ای برای فهمیدن و خرد ورزیدن جویند...و [ امّا ] صاحب بلندی جستن و فریفتن (دومی)، نیرنگ باز و چاپلوس است و بر همدوشان (وامثال) خود گردن فرازی کند و برای ثروتمندان پست تر از خود کوچکی نماید، حلوای آنها را بخورد و دین خود را بشکند، خدا او را (براین روش) بی نام و نشان کند و اثرش را ازمیان آثارعلماء قطع و محو نماید.
هرکس به علمش عمل نکند، آن علم حجّت برعلیه آن وسبب گرفتاری او خواهد شد.
علم بدون عمل، حجت خدا است بربنده (نمی تواند بگوید من چون نمی دانستم گناه کردم).
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :عِلمٌ بِلا عَمَلٍ کَشَجَرٍبِلا ثَمَرٍ؛(4)علم بدون عمل، مانند درختی است بدون ثمر.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :عِلمٌ بِلاعَمَلٍ کَقَوسٍ بِلا وَثَرٍ؛(5)
علم بدون عمل، مانند کمانی است بدون تیر.
علمی که سودی نداشته باشد، (به دین ومردم سود نرساند) مانند دارویی است اثرکه ندارد.
علمی که تو را اصلاح نکند، (وسیله) گمراهی است و مالی که به تو سودی نداشته باشد، وبال وگرفتاری است.
کسی که تکبّرکند، علم نیاموزد.
حاصل گناه کاریها، تلف شدن (عمر) است.1132. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن قَصَّرَفِی أَیّامِ أَمَلِهِ قَبلَ حُضُورِأَجَلِهِ فَقَدخَسِرَعُمرَهُ وَأَضَرَّهُ أَجَلُهُ؛(4)
هرکس دردوران امیدوآرزویش پیش ازرسیدن مرگش (درکارخیروعمل برای آخرت) کوتاهی کند، عمرش را به زیا نکاری وخسران گذرانده ومرگش بروی زیان رساند.
-الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِذٰاغَضِبَ اللهُ عَلٰی أُمَّةٍ لَم یُنزِلِ العَذٰابَ عَلَیهِم، غَلَت أَسعٰارُهٰا وَقَصُرَت أَعمٰارُهٰا...؛(5)
هرگاه خداوند برامّتی خشم وغضب کرد وعذاب برآنها نازل نفرمود، (لکن آنها را به چیزهائی مبتلا سازد که در شمار عذاب های دردناک است از جمله) نرخ هایشان بالا رود، و عمرهایشان کوتاه گردد.
هرکس ظلم کند، عمرش را درهم بشکند(کوتاه گردد) وستمش دمار از جان و روزگارش درآورد.
هرکس ظلم کند، عمرش را درهم بشکند.
إِنَّ هذا الأَمرَلا یَدَّعِیهِ غَیرُصاحِبِهِ إِلا تَبَرَاللهُ عُمرَهُ؛(3)
ولید بن صبیح گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: این امر(ولایت) را غیرصاحبش ادعا نکند، جزاینکه خدا عمرش را قطع کند.
«هرعملی را پاداشی است، پس عمل خود را در چیزی قراردهید، که جاودانه می ماند، و واگذارید آنچه را فانی می گردد»
یَأثَمُ عَلَیهِ وَلا یُأجَرُ؛(1)
کسی که درکمک به برادرمسلمانش بخل ورزد، وازاقدام درانجام حاجتش دریغ کند، گرفتاربه کمک کسی شود که درآن کمک گناهکار(خدا) شود ومزدی نگیرد.
کسی که درکمک به برادرمسلمان خود، وکوشش درآن وهمدردی وهمکاری با او، اورا وا نگذارد و ترک نکند، مگرگرفتارکمک به (کسی) گردد که درآن گناهکارشود واجری نبرد.
عمل انسان گردنکش ومتکبّر، پاکیزه نمی شود (آلوده به غرور، منیّت و...).
هرکس با عمل اندکش، خدای (عزوجل) را قصد کند، خدا هم بیشتر از آنچه کرده برایش نمایان سازد و هرکس باعمل بسیار و رنج تن و بیداری شبش مردم را قصد کند، خدای (عزوجل) حتما عملش را در نظر شنوندگان کم جلوه دهد.
بسا کسی، که فریب آروزرا خورده وعمل را ضا یع کرده.
آرزوی طولانی، چه قدربرای عمل انسان تباه کننده است.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن أَطالَ أَمَلَهُ أَفسَدَعَمَلَهُ؛(3)هرکس آرزویش را درازگرداند، عملش را تباه سازد.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَطُولَ الأَمَلِ فَکَم مِن مَغرُورٍإفتَتَنَ بِطُولِ آَمَلِهِ وَأَفسَدَ عَمَلَهُ وَقَطَعَ آَجَلَهُ فَلا أَمَلَهُ أَ درَکَ وَلا مٰافٰاتَهُ إستَدرَکَ؛(4)
بپرهیزازآرزوی طولانی، ای بسا فریب خوردۀ آروزکه عمل خود را فاسد کرده وأجلش به سررسیده، پس نه به آروزیش رسید ونه چیزی که ازدست داده بدست آورد.
آرزو را فرمان بردن، عمل نیک را تباه می کند.
آرزو،عمل را تباه می سازد و وقت (و فرصت) را از بین می برد.
نتیجه آرزوی طولانی، تباه وفاسد شدن عمل است.
هیچ کس آرزوهای جهان را دراز نکرد، مگر مرگ را فراموش و عمل خویش را زشت و ناقص کرد.
هیچ کس آرزویش را درازوطولانی نکرد، جزآنکه عملش را کوتاه نمود.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: وهرکس جزدرخوردن ویا نوشیدن و یا جامه پوشیدن برای خدای (عزوجل) درخودش نعمتی نبیند، بطورتحقیق (چنین کسی) کردار شکم وکوتاه وعذابش نزدیک است.«إرتداد – از دین برگشتن»
قرآن کریم:«وَمَن یَرتَد ِد مِنکُم عَن دِینهِ فَیَمُت وَهُوَکافِرٌفَأُولئِکَ حَبِطَت أعمالُهُم فِی الدِّنیا وَالآخِرَةِ وَأوُلئِکَ أَصحابُ النّارِهُم فِیها خالِدُونَ؛»(4)
و هرکس ازشما ازدین خود برگردد و به حالت کفرباشد تا بمیرد، چنین کسان اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده وآنان اهل جهنم اند ودرآن همیشه معذّب خواهند بود.
سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) این قول خدای (عزوجل) را پرسیدم: «و ما توجه به اعمال فاسدِ، بی خلوص وحقیقت آنها کرده، و همه را غبار پراکنده در هوا قراردهیم.» فرمود: هان! بخدا سوگند- گرچه - کردارهای ایشان سفیدتر از پارچه های نازک مصری بود، ولی چون به حرامی برمی خورند از آن دست برنمی داشتند.
آنها (مجرمانی که اعمال آنان در روز قیامت مانند غبار پراکنده و نابود می شود) نماز و روزه را بجا می آوردند، ولی هنگامی که حرامی به آنها عرضه می شد آن را می چسبیدند و موقعی که از فضائل امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برای آنها بیان می گشت انکار می کردند.
عملی با شک وانکار، سودی ندارد.
کسی که شک و یا ظن کند و بر روی یکی از آن دو بایستد، خداوند عمل او را تباه نماید، همانا حجّت خدا همان حجّت روشن است.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ وَشا قُّوا الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی لَن یَضُرُّوا اللّهَ شیئًا وَ سَیُحبِطُ أَعمالَهُم؛»(4)
آنان که به خدا کافر شدند و از راه خدا بازداشتند، و با رسول او بعد از آنکه راه هدایت برآنها روشن شد مخالفت کردند، هرگز به خدا چیزی را ضرر نزنند و(خدا) اعمال آنها را نابود می گرداند.
«بداخلاقی»
خداوند (عزّوجلّ) به بعضی ازپیامبرانش وحی کرد: اخلاق بد، عمل را فاسد می کند، همانگونه که سرکه عسل را فاسد می نماید.
همانا اخلاق بد، عمل را فاسد کند، همانگونه که سرکه عسل را فاسد می نماید.
کسی که بیتابی نماید، خود را عذاب کرده و امرخداوند سبحان را ضایع وتباه نموده و ثوابش را فروخته (و از دست داده) است.1159. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن ضَرَبَ یَدَهُ عَلی فَخِذِهِ عِندَ مُصِیبَةٍ فَقَد أحبط أجرَهُ؛(2)
کسی که در وقت مصیبت با دست خود به زانویش زند، (بی صبری کند) اجر خود را از بین برده است.
هان مردمان! خداوند (عزّوجلّ) دین را با امامت علی تکمیل فرمود. اینک آنان که از او و جانشینانش ازفرزندان من وازنسل او(تا برپایی رستاخیز و عرضه برخدا) پیروی نکنند، در دوجهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ای که نه از عذابشان کاسته ونه برایشان فرصتی خواهد بود.
محمدبن مسلم گوی: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: بدان ای محمد! که پیشوایان ستمگر و پیروانشان از دین خدا برکنارند، خود گمراه گشته و مردم را نیزگمراه کرده اند، اعمالی که
بجا می آورند، مانند خاکستری باشدکه تند بادی در روز طوفانی به آن بوزد چیزی ازآنچه کسب کرده اند بدستشان نیاید، اینست همان گمراهی دور.
قرآن کریم:«ذالِکَ به آنهُم اتّبَعُوا ماأَسخَطَ اللّهَ وَکَرِهُوا رِضوانَهُ فَأَحبَطَ أَعمالَهُم؛»(1)بدین سبب که از پی راهی که موجب خشم خداست رفتند و راه رضا وخشنودی او نپیمودند، خدا اعمالشان را محو و باطل گردانید.
و هرکس درامری میان قبولی دنیا یا آخرت مخیّرشود و او، امر دنیا را برآخرت ترجیح دهد و دنیا را برگزیند، خداوند را دیدار خواهدکرد درحالیکه حسنه ای برای اوباقی نباشدکه خود را بدان از آتش دوزخ نجات دهد.
«وَمَن یَکفُربِالإیمانِ فقدحَبِطَ عَمَلُهُ؛»(3)
فرمود: تَرکُ العَمَلِ الّذِی أقرّبِهِ، مِن ذالِکَ أن یَترُکَ الصَّلاةَ مِن غَیرِسُقمٍ وَلاشُغلٍ؛(4)
ترک کردن عملی که به آن اعتراف واقرارکرده است و از آن جمله است ترک کردن نماز بدون بیماری و نه به جهت کار. «ظاهرا منظور زراره، ترک نماز در وقتش بوده وگرنه ترک نماز، ولو درحال بیماری و... به هیچ وجه جایزنیست»
کِبرِساعَةٍ واحِدَةٍ؛(1)
پس ازآنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش های مداوم او را تکبّر از بین برد. او شش هزارسال عبادت کرد که مشخص نمی باشد از سال های دنیا یا آخرت است، امّا با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد.* لایُدریٰ أَمِن سِنِیِّ الدُّنیٰا اَم مِن سِنِیِّ الآخِرَةِ (خ ل)
«معلوم نیست ازسال های دنیا یا سال های آخرت»
قران کریم:«وَالَّذِینَ کَذَّ بُوا بِآیاتِنا وَلِقاءِالآخِرَةِ حَبِطَت أَعمالُهُم هَل یُجزُونَ إلا ماکانُوا یَعمَلُونَ؛»(2)
وآنان که آیات آسمانی ما و لقاء عالم آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و باطل شد، آیا در محکمه عدل خدا جزآنچه کردند کیفر آنها خواهدبود؟.
ثروت دوستی، آرزو را تقویت و اعمال را فاسد می کند.
کسی که به خویشاوندانش جفا کند، کرم وجوانمردی خویش راعیب ناک ساخته است.
خودپسندی برنیکی، کارنیک را نابودمی کند.
ای زیاد! از خصومت وجدل در«دین» بپرهیز زیرا که آن باعث شک و تردید در«دین» و نابودی عمل وسبب ارتداد صاحبش می گردد.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّ وا عَن سَبِیلِ اللّهِ وَشا قُّوا الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدی لَن یَضُرُّوا اللّهَ شیئًا وَسَیُحبِطُ أَعمالَهُم؛»(3)
آنان که به خدا کافرشدند و از راه خدا بازداشتند و با رسول او بعد ازآنکه راه هدایت برآنها روشن شد مخالفت کردند، هرگز به خدا چیزی را ضرر نزنند و(خدا) اعمال آنها را نابود می گرداند.
قرآن کریم:«وَمَن کانَ یُرِیدُ الحَیوةَ الدُّنیا وَزِینَتَها نُوَفِّ إلَیهِم أعمالَهُم فِیها وَهُم فِیها لا یُبخَسُونَ؛»(4)
کسانی که طالب تعیّش مادی و زینت و شهوات دنیوی هستند، ما مزد سعی آنها را در کار دنیا کاملا می دهیم و هیچ از اجرعملشان کم نخواهد شد.
«أولئِکَ الَّذِینَ لَیسَ لَهُم فِی الآخِرَةِ اِلاَ النّارُوَحَبِط َما صَنَعُوا فِیها وَباطِلٌ ماکانُوایَعمَلَونَ؛»(5)
(ولی) هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جزآتش دوزخ ندارند و همه افکار و اعمالشان در راه دنیا ضایع و باطل می گردد.
قران کریم:«یااَیُّهاالَّذِینَ آمَنُوالاتَرفَعُواأَصواتَکُم فَوقَ صَوتِ النَّبِی وَلاتَجهَرُوالَهُ باِلقَولِ کَجَهرِبَعضِکُم لِبَعضٍ أَن تَحبَطَ أَعمالُکُم وَاَنتُم لا تَشعُرُونَ؛»(1)
ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و آنگونه که با یکدیگر سخن می گویید با او سخن نگویید، مبادا که اعمال تان تباه و بی اثر شود و شما تباهی را درک نکنید.
«اصولا دین مجموعه ای است ازآداب: ادب در برابرخدا، ادب درمقابل پیامبر (صلی الله علیه واله) و پیشوایان معصوم (علیهم السلام)، ادب در مقابل استاد و معلم، پدر و مادر و عالم و دانشمند...حتی بعضی از مفسران آیات مورد بحث را توسعه داده گفته اند: مراحل پائین تر، مانند علما و دانشمندان و رهبران فکری واخلاقی را نیز شامل می شود، مسلمانان موظفند در برابرآنها نیزآداب را رعایت کنند»(2)
امام باقر (علیه السلام) فرمود: نگهداری عمل از خودعمل سخت تراست، راوی عرض کرد: نگهداری عمل چیست؟ فرمود: مردی برای خدای یگانه بی شریک بخششی می کند وخرجی می نماید، برایش عمل نهانی نوشته می شود (که پذیرفته خداست وثواب دارد) سپس کارش را به زبان می آورد، محو می شود و برایش عمل آشکار می نویسند (که ثوابش کمتراست) باز هم به زبان می آورد، تا آن را محو کرده برایش ریا می نویسند (علاوه برآنکه ثواب ندارد مستحق عذاب است).
طَبَقَةٍ مَعَ هامان فِی جَهَنَّمَ؛(1)
و کسی که پیش حاکم جور از برادر دینی خود سعایت و بدگویی کند و چنانچه از سلطان هیچگونه بدی و چیز ناخوشایندی نسبت به آن شخص (برادردینی) پدید نیاید، خداوند (عزّوجلّ) تمام اعمال او را تباه خواهد کرد؛ و اگر بدی یا رنج یا آزاری از جانب سلطان به آن شخص برسد، خداوند او را در دوزخ هم طبقه و هم ردیف هامان (وزیرفرعون) خواهدساخت.
قرآن کریم:«... وَلَواَشرَکُوا لَحَبِطَ عَنهُم ماکانُوا یَعمَلُونَ؛»(2)
و اگر به خدا شِرک آورند، اعمال آنها را نابود می سازد.
هرعملی با شک و انکار، سودی ندارد.
و هرکس در حق کارگرظلم کند، و أجرت ودست مزد او را تمام ندهد، خداوند عمل او را حبط و نابودکند.
کسی که عمل خود را نیکو و بزرگ شمارد اجرش را از بین برده است.
از غیبت دوری کن، زیرا غیبت پاداشت را از بین می برد.
قرآن کریم:«ذالِکَ به آنهُم کَرِهُوا ماأَنزَلَ اللّهُ فَأَحبَطَ أَعمالَهُم؛»(1)
این (کافرشدن آنان) بدان سبب است آنچه خدا نازل فرمود، کراهت داشتند پس اعمالشان را (خدا) محونمود.
قرآن کریم:«وَمَن یَکفُربِالإِیمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوُفِی الأخِرَةِ مِن الخا سِرِینَ؛»(2)
وهرکس به دین اسلام کافر شود، عمل خود را تباه کرده و در آخرت از زیان کاران خواهدبود.
«مَثَلَ الَّذِینَ کَفَرُوابِرَبِّهِم أَعمٰالُهُم کَرَمٰادٍ اشتَدَّت بِهِ الرِّیحُ فِی یَومٍ عٰاصِفٍ لا یَقدِرُونَ مِمّٰا کَسَبُواعَلیٰ شَئٍ ذٰالِکَ هُوَالضَّلالُ البَعِیدُ؛»(3)
مثلِ اعمال کسانی که به خدا کافرشدند، به خاکستری می ماند که در روز تندباد شدید، همه به باد فنا رود وازهمه کوشش خود هیچ نتیجه نبرند، این همان ضلالت دور از طریق نجات است.
«وَالَّذِینَ کَفَرُواأَعمٰالُهُم کَسَرٰابٍ بِقِیعَةٍ یَحسَبُهُ الظَّمئٰانُ مٰاءً حَتّیٰ جٰاءَهُ لَم یَجیدهُ شَیئًا؛»(4)
وآنان که کافرند اعمالشان مثل سرابی ماند در بیابان هموار بی آب که شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد چون بدان جا رسد هیچ آب نیابد.
حدیث:
لایَضُرُّمَعَ الإِیمٰانِ عَمَلٌ، وَلایَنفَعُ مَعَ الکُفرِعَمَلٌ، أَلاتَری أَنّهُ قٰالَ «وَمٰا مَنَعَهُم أَنتُقبَلَ مِنهُم نَفَقٰاتُهُم إِلا أَنَّهُم کَفَرُوا بِاللهِ وَبِرَسُولِهِ... وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(5)(6)
یوسف بن ثابت گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) می فرمود: با وجود ایمان، هیچ عملی زیان ندارد، و با کفر(نیز) هیچ عملی سود ندهد، آیا نبینی که خدا فرمود: «و باز نداشت آنها را از اینکه بخشش هایشان پذیرفته شود جز اینکه ایشان به خدا و پیامبرش کافر شدند(تا آنکه فرماید): و مردند درحالیکه کافر بودند».
با وجود ایمان هیچ عملی زیان ندارد، وهمچنین با کفرهیچ عملی سود ندهد.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِین یَکفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَیَقتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِحَقٍّ وَیَقتُلُونَ الَّذِینَ یَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاسِ فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ ألِیمٍ؛»(2)
همانا کسانی که به آیات خدا کافر شوند و انبیا را بی جرم و بنام حق بکشند و با آن مردمی که خلق را به عدل و درستی خوانند نیز دشمن شده و به قتل رسانند، ای پیامبر آنها را به عذاب سخت دردناک بشارت ده.
«أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَت أعمالُهُم فِی الدُّ نیا وَالآخِرَةِ وَمالَهُم مِن ناصِرِینَ؛»(3)
آنها هستند که اعمالشان در دنیا وآخرت تباه و ضایع گردیده و هیچکس برای نجات از عذاب یاری آنها نخواهدکرد.
کسی که با زن نامحرم و یا با مرد و یا پسربچه از پشت نزدیکی کند، (عمل شنیع قوم لواط را انجام دهد) خداوند او را در روز قیامت محشور کند در حالی که بوی بداو گندیده تر از بوی بد مردار است «درحدّی که» همه مردم از بوی بد او در رنج می باشند، تا وارد جهنم شود وخداوند از او توبه و فدیه (معوّضه) ای قبول نکند و تمام اعمال او را تباه سازد.
«در ادامه حدیث به عذاب بسیار دَردناک و شدید، چنین افراد سخیف اشاره شده است، از جمله قرارگرفتن بدن پلید آنان در تابوتی ازآتش و...»
و کسی که به برادردینی خود نیکی کند، سپس به او منّت بگذارد عمل او نابود و کوشش او بی فایده خواهد بود.
هان مردمان! اسلامتان را برمن منت نگذارید؛ که اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد کرد.
ای اهل نیکی ونیکوکاری، احسان تان را برسرمردم منت نگذارید، زیرا که زشتی منّت گذاردن نیکی و احسان را از بین خواهد برد.
کسی که با نیکی خود بردیگری منّت بگذارد، نیکی خود را تباه وفاسد کرده است.
«نسبت نارَوا و تهمت به مرد و یا زن پاکدامن»
قران کریم:«... أُولئِکَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَأُلئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ؛»(6)
آنان (منافقین) مردمی هستند که اعمالشان در دنیا وآخرت نابود وباطل گشت، وهم آنان بحقیقت زیانکاران عالمند.
«...أُولئِکَ لَم یُؤمِنُوا فَأَحبَطَ اللّهُ أَعمالَهُم وَکانَ دالِکَ عَلیَ اللّهِ یَسِیرًا؛»(1)
آنها (منافقین) ایمان نیاورده وخداوند اعمال آنها را نابود می گرداند، واین برخدا آسانست.
«بیان بعضی ازاوصاف واعمال منافقین در این دو آیه»:
امربه منکرونهی ازمعروف.
فراموش کردن خدا.
استهزاء مسلمانان.
فرورفتن درکفرونفاق.
بازداشتن مردم از رفتن به جبهه وجهاد.
ترس درجنگ وجهاد.
خشم وعصبانت نسبت به مسلمانان.
زبان تند وخشِن نسبت به مسلمانان.
مطالبه غنائم جنگی بعد ازپیروزی مسلمانان(2)
کسی که نفس خود را وا بگذارد، کارش را فاسد وتباه کرده است.
یک تن از بزرگان و رؤسای دین یهود آن قدر خدا را عبادت کرد که چون خلال باریک و نحیف گشت، خداوند(عزوجل) به پیغمبرزمان وی وحی فرستادکه به اوبگو: بعزّت و جلال و جبروت خودم سوگند اگرآن قدر مرا عبادت کنی که آب شوی آنچنانکه پیه در دیگ جوشان آب می شود، از تو نخواهم پذیرفت جزآنکه از همان راهی که تو را بدان امرکرده ام بسوی من بیائی.
محمدبن مسلم گوید: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هرکه خداوند را دینداری کند با عبادتی که خود را درآن به زحمت می افکند ولی پیشوائی ازجانب خدا نداشته باشد کوشش او پذیرفته نیست.
و هرکس ربا خواری کرد، خداوند به اندازه ای که ربا خورده شکم او را از آتش جهنم پرخواهد کرد و اگر از آن (ربا) مالی بدست آورد، خداوند متعال چیزی از آن در عمل او قبول نخواهد کرد وهمواره در لعنت خدا وفرشتگان است تا زمانی که واحدی ازآن درنزد اوست.
1188عَن عَلِیِّ بنِ سٰالِمٍ قٰالَ: سَمِعتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: قٰالَ اللهُ (عزّوجلّ): أَنَا خَیرُشَرِیک، مَن أَشرَکَ مَعِی غَیرِی فِی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَم أَقبَلهُ إلا مٰا کٰانَ خٰالِصًا؛(2)
علی بن سالم گوید: از امام صادق شنیدم که (علیه السلام) می فرمود: خدای (عزوجل) فرماید: من بهترین شریکم (پس ای بنده دیگری را در عبادت شریک من مساز زیرا) هرکس درعملی که انجام می دهد، دیگری را شریک من سازد از او نپذیرم، جزعملی که خالص برای من باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: فرشته عمل بنده ای را بالا می برد و از آن مسروراست، ولی چون آن عمل را که بصورت حسنات است بالا برد، خدای (عزوجل) فرماید: آن اعمال را درسجّین (دیوان گنهکاران) گذارید، زیرا آن بنده این اعمال را برای من بجا نیاورده.
علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: ازامام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:
این أمر(تشیّع ومذهب داری) خود را برای خدا قراردهید نه برای مردم، زیرا هرچه به منظورخدا باشد، برای خداست (او می پذیرد و پاداش می دهد) وهرچه برای مردم است، بسوی خدا بالا نرود(خدا نپذیرد و پاداش ندهد).
وَیحَکَ یَابنَ عَرَفَةَ! إِعمَلُوالِغَیرِرِیاءٍ وَلاسُمعَةٍ، فَاِنَّهُ مَن عَمِلَ لِغَیرِاللهِ وَکَلَهُ اللهُ إلیٰ عَمَلِهِ،وَیحَکَ مٰاعَمِلَ أَحَدٌ عَمَلا إلا رَدّٰاهُ اللهُ إِن خَیرًا فَخَیرٌ وَإِن شَرًّا فَشَرٌّ؛(1)
محمّد بن عرفه گوید: امام رضا (صلوات الله وسلامه علیه) به من فرمود: وای برتوای پسرعرفه! کار کنید، نه به منظور ریا و به گوش مردم رسیدن، زیرا هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را بکارش واگذارد «قبول نکند...» وای برتو! کسی عمل نکذد جزآنکه خدا، عبایی براو پوشاند (ازجنس همان عملش) اگرعملش خوب باشد، خوب و اگر بد باشد، بد «مثال پوشش عمل برطبق نیّت».
قرآن کریم:«وَلایُنفِقُونَ إلاوَهُم کٰارِهُونَ؛»(2)
(منافقان) وانفاق نکنند جزآنکه سخت کراهت دارند [ درنتیجه قبول نخواهدشد].«کسالت درنماز»
قرآن کریم:«وَلایَأتُونَ الصَّلٰوةَ إلاوَهُم کُسٰالیٰ؛»(3)
(منافقان) وبه نمازنیایند، جزبه حال اکراه وکسالت [مورد قبول واقع نمی شود].
وهرکس مالی را از راه حرام بدست آورد، خداوند هیچ گونه عمل خیری چه صدقه، چه آزادکردن بنده، چه حجّ، وچه عمره، از او نپذیرد، و به شماره عدد أجر این امورگناه در نامه عمل او ثبت نماید.
کسی که اخلاص با عمل او همراه نباشد، عملش پذیرفته نمی شود.
کسی که در عبادات خلوص نیّت را مقدم ندارد، به ثواب ها پیروز نگردد(عمل او قبول نشود).
یعقوب بن شعیب گوید که به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا برای کسی در برابرآنچه می کند ثوابی بر خداوند لازم باشد، جز برای مؤمنانم؟ فرمود: نه.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین - این جمله را- زیاد در خطبه اش می فرمود: ای مردم دین خود را نگه دارید، دین خود را نگهدارید، زیرا گناه در آن بهتر از حسنة در غیرآن است، گناه در آن آمرزیده شود، وحسنة در غیرآن پذیرفته نشود.
معلّی بن خنیس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای معلّی اگربنده ای یکصد سال در میان رکن و مقام خدا را عبادت کند، به روزه گرفتن در روزها و راز و نیاز شب ها، آنقدر که از شدّت پیری ابروانش روی چشمانش را فرا گیرد، و استخوان های گردنش در سینه اش فرو رود امّا در شناخت حقّ ما جاهل باشد و امامت ما را نشناسد هرگز ثوابی برای او نخواهد بود.
ابوحمزۀ ثُمالی گوید: امام سجّاد (علیه السلام) به ما فرمود: کدامین سرزمین ها فضیلتش بیشتراست؟ من عرض کردم: خداوند و رسولش وفرزند رسولش بهترمی دانند، فرمود: بهترین بقعه های روی زمین ما بین رکن ومقام است - محلّی است درکنارکعبه - وچنانچه مردی به اندازۀ نوح (علیه السلام) - که درمیان قوم خود نهصد و پنجاه سال عمرکرد- عمر نماید و روزها را روزه بگیرد و شبها را درآن مکان شریف به عبادت بپردازدو از دنیا برود وخدا را ملاقات کند درحالی که اعتقاد به ولایت ما خاندان نداشته باشد هیچ گونه بهره ای ازعبادات خویش نخواهد برد.
مُیسّرمیگوید: درمکّۀ معظّمۀ با امام باقر (علیه السلام) بودم در خیمه، تقریبا پنجاه تن از اصحاب حاضر بودند، امام (علیه السلام) نشست، و پس ازسکوتی طولانی که همۀ ما را فرا گرفته بود فرمود:
دربارۀ من چه می اندیشید، شاید فکر می کنید من پیغمبرخدا هستم، به خدا سوگند این چنین نیست و من پیغمبرنیستم ولی با رسول خدا (صلی الله علیه واله) خویشی دارم و از فرزندان او هستم، پس هرکس با ما مهربانی کند خداوند با او مهربانی می نماید، وهرکس ما را دوست بدارد خداوند او را دوست بدارد،
هرکس ما را از حق مان محروم سازد خداوند او را (از بهشت و مقام قرب وسعادت) محروم کند، آنگاه فرمود: آیا می دانید کدام نقطۀ از زمین نزد خدا محترم تراست؟ هیچ کس سخن نگفت، و حضرت خود فرمود: آن سرزمین مکّه است که خداوند آنرا برای حرم خود برگزیده و خانه خود (یعنی مسجدالحرام) را در آن قرارداده است، سپس فرمود: آیا می دانید کدام قطعه از زمین حرم حرمتش نزد خدا بیشتر است ؟ این بار نیز کسی سخن نگفت، وخود آن حضرت فرمود: آن مسجد الحرام است، باز فرمود: می دانید کدام نقطه از مسجدالحرام نزدخدا حرمتش افزونتراست ؟ کسی پاسخ نداد، وخود فرمود: آن قسمت که میان رکن أسود ومقام و باب کعبه است ازهمه جا احترامش در نظر خدا بیشتراست، وآنحطیم اسماعیل بوده که در آنجا گوسفندان خود را علوفه می داده و درآنجا نماز می خوانده، و بخدا سوگند اگر بنده ای دراین مکان (که بهترین و مقدّس ترین نقاط روی زمین است) برپای بایستد و شبها را به نماز بپردازد تا روز درآید، و روز را روزه بگیرد تا شام درآید، و حق ما خاندان را نشناسد، و ازحرمت ما بی خبرباشد پروردگار هرگز از وی نخواهد پذیرفت.
نماز! موکل می شود برای آن ملائکه ای که جزآن هیچ وظیفه ای ندارد، زمانی که (نمازخوان) نماز را تمام کرد، آن را می گیرد و پرواز می کند، اگر از نمازهایی قابل قبول باشد، قبول می شود، و اگر از نمازهای مورد قبول نباشد، به اوگفته می شود آن را برگردان بر بنده من، پس با آن نماز برمی گردد تا می کوبد به صورت نمازخوان، و می گوید اف برتو! هیچ گاه عملی انجام ندادی تا مرا سربلند کند (عمل توهمیشه باعث سرشکستگی من است).
أبوحمزه گوید: شنیدم حضرت صادق (علیه السلام) می فرمود: و خداوند از هر مؤمنی که نیّت بد نسبت به برادرمؤمنش را در دل داشته باشد، هیچ عملی را نمی پذیرد.
1202عَن زُرارَةَ عَن أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) - فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی الإِمامَةِ وَأَحوالِ الإِمامِ (علیه السلام) - قٰالَ:أَمٰا لَوأَنَّ رَجُلا صٰامَ نَهٰارَهُ وَقٰامَ لَیلَهُ وَتَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مٰالِهِ وَحَجَّ جَمِیعَ دَهرِهِ وَلَم یَعرِف وِلایَةَ وَلِیِّ اللهِ فَیُوٰالِیهِ وَتَکُونَ جَمِیعُ أَعمالِهِ بِدَلالَتِهِ إِلَیهِ مٰاکٰانَ لَهُ عَلَی اللهِ ثَوٰابَ، وَلاکٰانَ مِن أَهلِ الإِیمٰانِ.(1)
زرارة ازامام صادق (علیه السلام) روایت می کند- دریک حدیث طولانی درمورد امامت و حالات امام (علیه السلام) فرمود: آگاه باشید! همانا اگر فردی تمام روزهایش روزه بگیرد و همۀ شبها را عبادت کند و تمام اموال خود را در راه خدا صدقه دهد، و کلّیه روزگار خود را حجّ بجا آورد، درحالیکه ولایت ولی خدا را نشناسد، تا او را ولی خویش قراردهد وتمام اعمال خود را به رهبری او انجام دهد، برای اوهیچ ثوابی از طرف خداوند نیست وجزء مؤمنین نخواهد بود.
بخل، بخیل را عیب دار می سازد.
حرص، قراردهنده (انسان) دربسیارعیب ها است.
سررشتۀ هرعیب، (انسانِ) حریص بودن است.
آزمندی، مرکز گردآورندۀ عیب های زشت است.
پرخوری، ازبسیاری آزمندی، وآزمندی زیاد بدترین عیب ها است.«پرحرفی»
دوری کن از زیاده روی درکلام و سخن گفتن، زیرا که این کارآنچه را ازعیوب تو پنهان است آشکار می سازد.
خودپسندی، نقص و زشتی شخص را آشکار می کند.
دروغگویی، انسان را معیوب می سازد.
هیچ گاه نبود که جبرئیل نزد من آید، جزآنکه مرا موعظه می کرد وآخرین سخنش به من این بود که: از دشمنی با مردم بپرهیز زیرا که آن عیب نهفته را آشکارکند.
از برانگیختن شرّ بپرهیزید، که موجب گناه، آزار و غرامت شود و عیب پوشیده را آشکار کند.
هرکس از عیب و لغزش خودش نابینا باشد (چشم بپوشد) لغزش دیگری را بزرگ شمارد. [ازعیب های خود غافل شود، تا عیوبش ظاهرگردد ]
غضب زیاد، عیب های صاحبش را آشکار می سازد.
از دروغ و فحش بپرهیز، که این دو گوینده را عیبناک می سازند.
سر رشتۀ هرعیبی، کینه توزی است.
در مراکزخشم ودشمنی خدا(وگناه) ایستادن، شخص را معیوب می گرداند.
باب بیست و یکم «غ»
امام صادق (علیه السلام) ازرسول خدا (صلی الله علیه واله) نقل می کند که فرمود: همانا به سبب بلای بزرگ، پاداش بزرگ داده می شود، و چون خداوند بنده ای را دوست بدارد او را به بلای بزرگی گرفتار می کند، پس هرکس راضی باشد، خوشنودی خداوند را در پی دارد وهرکس خشمگین شود به خشم خداوندگرفتارشود.
همانا خدای (عزوجل) پیامبری از پیامبرانش را بسوی قومش فرستاد، و به او وحی فرمود: به قومت بگو: و دوستانم را سبک نشمارند، زیرا هنگام خشم هیبت هائی دارم که هیچ یک از مخلوقم تاب مقاومت آنها را ندارد.
ما (اهل بیت) شجرۀ نبوت و محل رسالت و رفت وآمد ملائک و چشمۀ حکمت ومعد ن علم هستیم، یاوران و دوستان ما منتظررحمت و دشمنان و کینه ورزان ما منتظرغضب (پروردگارهستند).
برای دشمن ما اهل بیت، موجهائی از خشم و غضب خداوند سبحان است.
دشمنان ما خشم خدا را منتظرند.
قرآن کریم: «قالَ قَد وَقَعَ عَلَیکُم مِن رَبِّکُم رِجسٌ وَغَضَبٌ أَتُجادِلُونَنِی فِی أَسماءٍ سَمَّیتُمُوها اَنتُم وَآباؤُکُم ما نَزَّلَ اللهُ بِها مِن سُلطانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِرِینَ؛»(3)
گفت: پلیدی و غضب پروردگار شما را فراگرفته، آیا با من در مورد نام هایی مجادله می کنید، (که به عنوان معبود و خدا) شما و پدرانتان (بربت ها) گذاشته اید، درحالی که خداوند هیچ فرمانی درباره آن نازل نکرده است، بنابراین شما منتظرباشید من هم با شما انتظار می کشم.
هرکس آنچه در اختیار دارد بر نیازمند بخل بورزد (و چیزی به او ندهد) خدا بر او غضب خواهد کرد.
قرآن کریم: «وَمَن یُوَلِّهِم یَومَئِذٍ دُبُرَهُ،اِلا مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ آَومُتَحَیِّزًاإِلی فِئَةٍ فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ وَمَأواهُ جَهَنَّمُ وَبِئسَ المَصِیرُ؛»(5)
و هرکس در آن هنگام به آنها(دشمن) پشت کند- مگر در صورتی که هدفش کناره گیری از میدان برای حملۀ مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهی (مجاهدین) بوده باشد- (جنین کسی) گرفتار غضب پروردگار خواهد شد و مأوای او جهنم و چه بد جایگاهی است.
حدیث:
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به اصحاب خود فرمود: وقتی که با دشمنانتان در جنگ رو در رو شدید، کم حرف بزنید و خداوند (عزوجل) را ذکرگوئید، به دشمن پشت نکنید (و فرار ننمائید) زیرا که (در این صورت) خداوند تبارک و تعالی را به خشم می آورید و مستوجب غضب او قرار می گیرید.
هرکس از خود راضی باشد، پروردگارش را به خشم آورد.
عیسی بن مریم (علیه السلام) بقریۀ گذشت که اهل آن و پرنده ها وجاندارانش یکجا مرده بودند، فرمود: همانا اینها به خشم وعذاب (خدا) هلاک شده اند، و اگربه مرگ خود بتدریج مرده بودند هرآینه یکدیگر را به خاک سپرده بودند، حواریون عرض کردند: یاروح الله از خدا
بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که به این عذاب گرفتار شده اند) تا ما ازآن دوری کنیم، عیسی (علیه السلام) از پروردگارخود خواست، پس از جانب فضا (وآسمان) به او ندا شد: که آنان را صدا بزن، پس عیسی (علیه السلام) شب هنگام برتپه ای از زمین برآمد، و فرمو: ای مردم این دِه، یک تن از میان آنها پاسخ داد، بلی ای روح خدا و کلمه اش فرمود: وای برشما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرسش طاغوت و دوستی دنیا به همراه ترس اندک (از خدا) و آرزوی دور و دراز، و غفلت در سرگرمی و بازی.
و هر کس شب را بگذراند درحالی درقلبش خیانت به برادر دینیش را در دل داشته باشد، درخش و غضب پروردگار متعال است، در روز هم اگر چنین باشد، همانطوراست تا این که توبه کند و برگردد، وچنانچه دراین حال بمیرد درآیین اسلام نمرده است.
دروغگو با دروغگوییش، خشم خدا را نسبت بر او بدست می آورد.
هرکس ثروتمند را بطمع مال دنیا احترام کند یا او را دوست بدارد، خداوند بر او خشم کند، و نیز او با قارون در تابوت زیرین از آتش باشد.
هرکس سعایت (دو بهم زدن) کند بین دو برادر، مؤمن و رابطه آنان را قطع نماید، خداوند (عزّوجلّ) بر او غضب نموده و در دنیا وآخرت بر او لعنت نماید، و بر اوست مانند وزروبال کسی که قطع رحم کرده.
هرکس برای جدائی و تفرقه بین دو همسر حلال اقدامی کند، خشم و لعنت خدا بر اوست در این جهان و درآخرت.
هرکس زن و مردی را از راه حرام به هم رساند، (وقوّادی کند) پروردگار سبحان بهشت را بر او حرام گرداند، وجایگاهش در دوزخ خواهدبود، واین سرنوشت بدی است برای او، و در این دنیا مورد خشم پروردگاراست همیشه تا جان تسلیم کند.
همانا خدا بر زناکار غضب کرد و صد شلاق بر او قرار داد، پس هرکس بر او غضب کند و برآن بیفزاید (شلاق بیشتر زند) پس من از او به خداوند برائت می جویم.
هرکس را زنی باشد که با او موافقت و سازش نداشته باشد، و به آنچه خداوند روزیش کرده صبر ننماید و بر مرد سخت بگیرد و به چیزی وادار کند که توانائی آن را ندارد- مادامی که آن زن چنین است- خداوند از او خشمگین است.
هرکس با زن نامحرم مصافحه کند (و با او دست دهد)، پس همانا به خشم خدا برخواسته است.
1230.قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :... وَاشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عزّوجلّ عَلیٰ إمرَأةٍ ذاتَ بَعلٍ مَلأَت عَیناها مِن غَیرِزَوجِها أَوغَیرذِی مَحرَمٍ مِنها؛(2)
غضب پروردگار بسیار سخت است بر زن شوهرداری، که چشمان خود را از غیرهمسر و یا غیرمحرم خود پُرکند (با چشم پرونیت بد به نامحرم نگاه کند).
پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) : شراب خوار به گوگرد می ماند، به او نزدیک نشوید که شما را بدبو می کند، همچنانکه گوگرد بد بوست، شرابخوار شب و روز در خشم خداست.
قرآن کریم: «کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقنا کُم وَلا تَطغَوا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیکُم غَضَبِی وَمَن یَحلِل عَلَیهِ غَضَبِی فَقَد هَوی؛»(4)
و دستور دادیم که ازاین روزی حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن طغیان وسرکشی مکنید، وگرنه مستحق غضب و خشم من می شوید و هرکس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهدشد.
عبدالله سنان گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) می فرمود: هرکس ستم کاری را برعلیه ستمدیده ای یاری کند، همواره خداوند بر او خشمگین بوده باشد تا آنکه دست از یاری ستمکار بکشد.
إنَّ عَدُوَّعَلِیٍّ (علیه السلام) لا یَخرُجُ مِنَ الدُنیٰا حَتّیٰ یَجرَعُ جُرعَةً مِنَ الحَمِیمِ، وَقٰالَ: سَواءٌ عَلٰی مَن خٰالَفَ هٰذَاالأمرَصَلّیٰ أَوزَنٰا؛(2)
سدیرصیرفی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: براستی که دشمن علی (علیه السلام) از دنیا نرود، مگر اینکه جرعه ای از حمیم جهنّم به او بیاشاماند. «قسمتی از عذاب آخرترا در این دنیا ببیند» و فرمود: برکسی که مخالف این امر(امامت علی) باشد یکسان است خواه نماز بخواند خواه یا زنا کند.
هرکس قرآن را بیاموزد ولی به دستور آن رفتار نکند، و دوستی دنیا و جلوات ظاهره و فریبنده آن را بر قرآن ترجیح دهد، مستوجب غضب خدای متعال باشد، و هم رتبه با یهود و نصاری که کتاب خدا را پشت سرانداختند و دستورات آن را نپذیرفتند خواهد بود.
قرآن کریم: «کَبُرَمَقتًا عِندَ اللهِ أَن تَقُولُوا ما لاتَفعَلُونَ؛»(4)
نزد خدا بسیارموجب خشم است که سخنی می گوئید که عمل نمی کنید.
چگونه نشانه های خشم های خداوندی تو را بیدار نکند، و حال آنکه تو خود را در ورطه سختی گرفتار کرده و با گنه کاری ها درجات خشم و غضب خدا را پیموده (و خویش را مورد سخط وغضب حق قرار داده ای؟!).
زید شحام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شب و روز از خشم های خداوند در حذر باشید، عرض کردم چه چیزی باعث خشم خداوند می شود؟ فرمود: معاصی و نافرمانی های خداوند.
کسی که برگناهش اصرار بورزد، خود را جرات داده برغضب پروردگارش.
در مراکزخشم و دشمنی (خدا) ایستادن، خدا را به خشم می آورد.
دوری کن از محل و جمع فسق وفجور، که آن خداوند به خشم می آورد و آتش دوزخ را می افروزد.
غضب پروردگار بسیارسخت است بر زنی، که غیراهل خانواده را به منزل وارد کند و او از نعمت های آنان بخورد و به محرم های آن ها نگاه کند.«غصب کردن مال مؤمن»
هرکس سهمی از مال مؤمنی را بدون رضایش وبه زور و ستم بستاند، پیوسته خدای (عزوجل) از او روگردان باشد، و همۀ اعمال نیک وخیراتی که انجام می دهد مورد خشم وغضب الهی است تا آنکه توبه کند وآن مالی که بزور تصرف کرده بصاحبش بازگرداند.
و هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، از دنیا نرود تا اینکه خداوند بر او خشم گیرد، و هرکس مورد غضب الهی واقع شود، آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه همه براوخشم گیرند، و بزه و گناهش همانند آنکس باشد که از آن زن به حرامی کام گرفته است. پرسیدند یا رسول الله اگرآن زن و مرد توبه کنند وخود را اصلاح نمایند باز بر آن شخص وصف کننده گناهی هست ؟ فرمود: خداوند توبه آن دو را می پذیرد.
1241.عَن هُشامِ بنِ سالِمٍ قالَ سَمِعتُ آبا عَبدِ اللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: عِدَةُ المُؤمِنِ أَخاهُ نَذرٌلا کَفّارَةَ لَهُ، فَمَن أَخلَفَ فَبِخُلفِ اللهِ بَدَأَ وَبِمَقتِهِ تَعَرَّضَ؛(2)
هشام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وعده مؤمن به برادر(دینی) خود نذری است که کفاره ندارد، پس هرکس به آن وفا نکند به مخالفت وعدۀ خدا برخاسته و خود را درغصب او انداخته است.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس به زوجۀ دائمی خود چندان آزار و زیان رساند و تحت فشارش قراردهد، که او حاضر شود فدیه دهد یا مهر خود را ببخشد وخویشتن را خلاص نماید، خداوند در کیفر او جز به آتش دوزخ رضا ندهد، چون خداوند دربارۀ زن وحقوق او به خشم آید هم چنان که دربارۀ یتیم غضب میکند.
(دریک حدیث):
...اَلا تَعلَم اَنَّ مَن اِنتَظَرَأمرَنا وَصَبَرَعَلی ما یَری مِنَ الاَذیِ وَالخَوفِ هُوَغَدًاً فِی زُمرَتِنا.
آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما باشد (حکومت ما) و در مقابل اذیت ها و ترس ها صبرکند، فردا در عالم آخرت با ما نخواهد بود؟ !.
و بعد به گناهانی که در آینده و درآخرالزمان اتفاق می افتد و سبب غضب پروردگار عالم می گردد اشاره کردند وفرمودند:1. فَاِذا رَأیتَ الحَقّ قَد ماتَ وَذَهَبَ اَهلُهُ؛
زمانی که دیدی که حق مرده وطرف داران آن ازبین رفته اند.
و دیدی، جهان پر از جور و ستم شد. (ستم همه جا را گرفت).
دیدی، قرآن کهنه شده وچیزهایی که در قرآن نیست، به آن نسبت می دهند و چیزهایی به نام قرآن بیان می کنند که در آن نیست و برطبق هوی وهوس خود توجیه می کنند.
و دیدی، دین موقعیت خود را از دست داده و دچار انقلاب (ودگرگون) شده است.
ودیدی، طرفداران باطل بر پیروان حق برتری یافته اند.
و دیدی، شر ظاهر شده است وکسی را از آن نهی نمی کنند، و مجریان شر را معذور می دارند.
و دیدی، فسق (فساد اخلاقی) دراجتماعات رواج یافته است، و مردها به مردها اکتفا می کنند، (اشاره به عمل شنیع لواط) و زن ها به زن ها (اشاره به مساحقه) هم جنس بازی.
و دیدی، افراد با ایمان خاموش نشسته اند، و اگرحرف بزنند سخن آن ها را قبول نمی کنند.
و دیدی، فاسق دروغگو می گوید، و با شناختی که از او دارند در عین حال دروغش را رد نمی کنند.
ودیدی، افراد کوچک به بزرگترها احترام نمی گذارند.11. وَرَأیتَ الاَرحامَ قَد قُطِعَت؛
ودیدی، مردم قطع رحم می کنند.
ودیدی، کسی که به گناهان مباهات می ورزد به آن می خندد، وحرف بَد آن را به او برنمی گردانند.
و دیدی، پسربچه ها مانند زنان خود فروشی می کنند.
و دیدی،عده ای از زن ها با زنان ازدواج می کنند. (هم جنسگرایی)
و دیدی، تعریف بی جا وتملق زیاد شده است.
و دیدی، مرد اموال خود را در راه غیرمشروع به مصرف می رساند، (قمار، شراب، ربا و...) و کسی او را نهی نمی کند.
و ديدى، كه چون شخصى كوشش مؤمن را (در اطاعت خدا) بيند از كوشش او بخدا پناه برد؛
و دیدی، همسایه، همسایه خود را اذیت می کند وکسی او را بازنمی دارد.
و دیدی، کفار از رنجی که اهل ایمان به خاطرشیوع فساد در زمین می برند، خوشحال هستند.
و دیدی، علناً شرب خمر می شود و افرادی که از خداوند نمی ترسند، در مجلس شراب جمع می شوند.21. وَرأیتَ الآمِرَ بِالمَعرُوفِ ذَلِیلاً؛
ودیدی، کسی که امربه معروف می کند دربین مردم ذلیل شده.
و دیدی، فاسق واهل معصیت، در انجام کاری که خداوند دوست نمی دارد، برومند و محترم هستند.
و دیدی، صاحب آیات (یعنی طرفداران وخوانندگان آیات قرآن و هرکسی که آن ها را دوست بدارد) کوچک شمرده می شوند.
و دیدی، راه خیرمنقطع و مسدود، و راه بدی ها و شرورباز و محل رفت وآمد مردم است.
ودیدی، خانه خدا (کعبه) تعطیل شده و امرمی کند به ترک آن.
ودیدی، افراد به آنچه می گویند، عمل نمی کنند.
ودیدی، مردها برای مردها وزن ها برای زنها، دواها و اغذیه ای استعمال می کنند تا برای اعمال قبیحه (هم جنسگرایی) فربه شوند.
و دیدی، معیشت مرد از(شرمگاه) پشت او و معیشت زن از(شرمگاه) جلو او تأمین می شود (از راه خود فروشی زندگی خود را تأمین می کنند).
و دیدی، زنان برای خود مجلس وکنفراس تشکیل می دهند- چنانکه مردها دارای مجالس و محافل سیاسی هستند- و در سیاست اجتماعی و... دخالت می کنند.
و ديدى، در فرزندان عباس كارهاى زنانگى آشكار شد و خضاب كنند و سر را شانه زنند چنانچه زن براى شوهر خود خضاب كند، و به مردها براى فروج خود پول دهند(يعنى براى اينكه مردان با آنها كار شنيع انجام دهند، يا پول دهند تا مردان با زنانشان جمع شوند) و درباره استفاده از مرد رقابت شود و مردان بر سر اين كار غيرت ورزى كنند، در این دوره از زمان صاحب مال در میان مردم از صاحب ایمان عزیزتر است و آشکارا رباخواری می شود و کسی سرزنش نمی کند و زنان به عمل بد زنا ستوده می شوند.
و دیدی، زنان شوهران خود را مهیّا می کنند تا به توانند با مردان دیگررابطه نامشروع داشته باشند.
و دیدی، اکثر مردم و بهترین خانه ها آن خانه ای است، که زنان را درفسق وگناهانشان کمک کنند.
و دیدی، مؤمن در اجتماع خوار و ذلیل زندگی می کند.
و دیدی، بدعت و زنا شیوع یافته است.
و دیدی، مردم به وسیله شهادت ناحق به یکدیگرتعدی می کنند.
ودیدی، حرام، حلال شمرده می شود.
ودیدی، حلال، حرام محسوب می گردد.
و دیدی، مردم دین را با رأی خودشان تطبیق می دهند، و قرآن و احکام آن معطل مانده است.
و دیدی، برای انجام کارهای بد، مردم انتظار شب را نمی کشند بلکه در روز روشن انجام می دهند.
و دیدی، اهل ایمان در مقابل منکرات، جز با قلب شان توان انکار ندارند.
و دیدی، بخش عظیمی از مال صرف در غضب خدا می شود (مانند پول های کلانی که خرج خرید اسلحه می شود و افراد مسلمان و غیرمسلمان را به خاک وخون می کشند و نابود می کنند و هزینه های سنگی که در رابطه با کارهای خلاف وگناه انجام می شود).
و دیدی، فرمانروایان به دشمنان خدا و کفار تقرب می یابند، (مانند فرستادن هیأت های به اصطلاح حسن نیت، بستن قراردادهای مختلف، دیدارهای سیاسی بعضی از کشورهای مسلمان با کشورهای غیرمسلمان و...) و از اهل خیردوری می جویند.
و دیدی، فرمانروایان در حکم دادن رشوه می گیرند.
و دیدی، به دست آوردن حکومت با پول انجام می شود.
و دیدی، با محارم خودازدواج می کنند و به آن ها اکتفا می نمایند.
و دیدی، به مجرد تهمت و سوءظن افراد را می کشند، (بدون تحقیق و بررسی) و ناگهان هجوم می آورند و مال و جان او را تصاحب می کنند، (ممکن است در راه طغیان شهوت باشد که زنان هرجایی همه چیز مردها را می برند یا به وسیله حکامجور، اموال مردم مصادره می شود و جانشان هم به مخاطره می افتد) یا اینکه در راه رسیدن به پسربچه ها برای کار زشت از مال و جان می گذرند.
و دیدی، مردها را به خاطرتماس وآمیزش با زنان سرزنش می کنند.
و دیدی، مرد از درآمد نامشروع زنش (ازظریق فجور) می خورد و آن را می داند و قبول می کند.
و دیدی، زنان بر مردان غالب می شوند و برخلاف رضای شوهرعمل می کنند و مردشان را از نظر زندگی اداره می کنند.
و دیدی، بعضی از مردها زنان و کنیزان خود را در اختیار اشخاص قرار می دهند و در مقابل به مختصری از خوراکی ها و آشامیدنی ها قناعت می ورزند.
(بعضی از مردها از درآمد زنان خود، در ارتباط با بی بند و باری و فجور امرار معاش می کنند درحالی که می دانند زنان آن ها فاسد است و به این وضع تن می دهند)
و دیدی، بیشترایمان به خداوند(بزرگ) به دروغ وتزویراست.
ودیدی، مردم علناً قماربازی می کنند.
و دیدی، علناً شراب خرید و فروش می شود و هیچ مانعی هم برسر راه آن نیست.
و دیدی، زنان مسلمان خودشان را در اختیار کفار قرار می دهند.
وَرَأیتَ المَلاهِی قَد ظَهَرَت یَمُرُّبِها لایَمنَعُها اَحَدٌ أحَدًا وَلایَجتَرِی اَحَدٌ عَلی مَنعِها؛و دیدی، گناهان در اجتماع آشکار می شود، ومردم آنها را می بینند وکسی هم منع نمی کند وجرأت بر منع آنها در مردم نیست.
وَرَأیتَ الشّرِیفَ یَستَذِ لِّهُ الَّذِی یُخافُ سلطانه؛
و دیدی، افراد با شخصیت، ذلیل صاحب قدرت می شوند.
و دیدی، نزدیکترین افراد به زمامداران، آنهایی هستند که نسبت به ما اهل بیت بدگویی می کنند.
و دیدی، افرادی که نسبت به ما اظهار محبت می کنند، مورد احترام نیستند وحرف آنها را نمی پذیرند.
و دیدی، مردم درگفتارخلاف حق با هم رقابت می کنند.
و دیدی، شنیدن آیات کریمه قرآن برای مردم سنگین، اما شنیدن ساز و آواز آسان و شیرین است.
و دیدی، که به خاطرزبان بدهمسایه، همسایه دیگر او را اکرام می کند.
و دیدی، حدود الهی معطل مانده است و مردم آنها را طبق هوای نفسشان پیاده می کنند.
و دیدی، مساجد زینت داده می شود (از نظر ساختمان و رنگ آمیزی).
ودیدی، راست گوترین مردم، دروغ گوترین افراد است (ازنظرواقع).
و دیدی، شر و سخن چینی، در میان مردم ظاهرگشته است.66. وَرَأیتَ البَغیَ قَد فَشا؛
و دیدی، ستمگری درمیان مردم شیوع یافته است.
و دیدی، غیبت کردن را سخنی خوشمزه و دل چسب می دانند، و یکدیگر را به غیبت کردن بشارت می دهند.
و دیدی، حج خانه خدا و جهاد را برای غیررضای خدا انجام می دهند.
و دیدی، پادشاهان به خاطر دلجویی از کفار اهل ایمان را ذلیل می کنند.
و دیدی، که خرابی برعمران و آبادانی فزونی یافته است (در اثرجنگ ها و...).
و دیدی، مردم روزی خود را با کم فروشی به دست می آورند.
و دیدی، خونریزی درجامعه سبک شمرده می شود.
و دیدی، مرد به خاطررسیدن به ریاست دنیا، بدزبانی می کند وخود را به بدزبانی مشهور می سازد تا مردم از او بترسند.
و دیدی، مردم نماز، را سبک می شمارند، (هروقت که شد یا آخروقت می خوانند وبه آن اهمیت نمی دهند).
و دیدی، کسی که دارای اموال فراوان است از اول زکات آن را نداده است.
وَرَأیتَ المَیتَ یُنشَرُمِن قَبرِهِ، وَ یُؤذی وَتُباعُ اَکفانُهَ؛و دیدی، نبش قبرمی کنند وکفن مردگان را می فروشند.
وَرَأیتَ الهَرجَ قَد کَثُرَ؛.
و دیدی، هرج ومرج زیاد شده (امنیت از بین رفته).
و دیدی، مرد شبانه سرسفره شراب می نشینند، و صبح مست برمی خیزند و به فکرمردم نیستند.
(ظاهرا مراد از رجل، حاکم باشد)
و دیدی، با حیوانات معامله جنسی انجام می دهند (با آن ها آمیزش می کنند).
و دیدی، حیوانات بعضی، بعضی دیگر را می درند.
و دیدی، مردی برای نماز می رود، و در برگشتن لباس ندارد (لباس او را برده اند).
و دیدی، قلب های مردم سخت شده است واشکشان جاری نمی شود (و یاد خدا برآنها گران می آید).
و دیدی، مردم در خوردن مال حرام با یکدیگر رقابت می کنند.
و دیدی، نمازگزار برای خوش آیند وخودنمایی به مردم نماز می خواند.
و دیدی، فقیه احکام دین را برای رسیدن به دنیا می آموزد (نه برای خدا).
و دیدی، مردم طرفدار آن کسی هستند، که قدرت در دست اوست.
وَرَأیتَ طالِبَ الحَلالِ یُذَمُّ وَیُعَیَّرُوَطالِبَ الحَرامِ یُمدَحُ وَیُعظَمُ؛و دیدی، طالب مال حلال را سرزنش، و دوستدارحرام را تمجید وتکریم می کنند.
وَرَأیتَ الحَرَمَینَ مَن یَعمَلُ فِیهِما بِما لا یُحِبُّ اللهُ لا یَمنَعُهُم مانِعٌ وَلا یَحُولُ بَینَهُم وَبَینَ العَمَلِ القَبِیحِ؛
و دیدی، درحرمین (مکه ومدینه) کارهای خلاف انجام می دهند، وکسی جلوی آن ها را نمی گیرد.
و دیدی، آلات لهو و لعب را در حرمین به طورآشکار (مانند ساز و آواز، قمار و انواع گناهان دیگر).
و دیدی، به کسانی که حق را می گویند و امربه معروف ونهی ازمنکر می کنند، به عنوان نصیحت گفته می شود: این موضوع به شما مربوط نیست و بهتراست دست بردارید.
و دیدی، مردم با هماهنگی یک دیگر، به مردم بد اقتدا می کنند (یا پیروی می نمایند).
و دیدی، راه خیر و سعادت خالی مانده است و کسی بدان راه نمی رود.
و دیدی، مردگان را به مسخره می گیرند، و کسی به آن گریه نمی کند.
و دیدی، هرسال بدعت ها وفتنه های تازه به وجود می آید، که بدتر از سال قبل است.
و دیدی، درمیان مردم ودر محافل عمومی تنها نسبت به اغنیا احترام می شود.
و دیدی، در مقابل فقیر و کمک به او مردم می خندند، و برای غیرخدا به او رحم می کنند.97. وَرَأیتَ الایاتِ فِی السَّماءِ لایَفزَعُ لَها اَحَدٌ؛
و دیدی، مردم از آیات و نشانه های آسمانی وحشت و ترسی ندارند. (مانند سرخی در آسمان، ستاره دنباله دار، خورشید گرفتگی و...).
و دیدی، مردم مانند بهائم سوار یک دیگر می شوند «تجاوزعلنی» از ترس مردم، کسی آنها را سرزنش نمی کند.
و دیدی، مردم در راه غیررضای خداوند انفاق زیاد می کنند، و در راه خدا از انفاق اندک هم مانع می شوند.
و دیدی، فرزندان احترام پدر و مادر به جای نمی آورند، و آنها را حقیر می شمارند و بدترین حالات را پدر و مادر دارند (نزد فرزندانشان) و از افترا زدن به پدر و مادر خوشحال می شوند.
و دیدی، زن ها برکشورها و برتمام امور چیره شده اند (نخست وزیر می شوند، پادشاه می شوند، وکیل مجلس می شوند) و کارها بدون رضا و هوس زنان انجام نمی گیرد.
و دیدی، پسر به پدرش افترا می زند و به پدر و مادر نفرین می کند و انتظار مرگ آنها را می کشد و از این بابت خوشحال است (برای تقسیم ارث وغیره).
و دیدی، هر روزی که بر مرد بگذرد، و در آن روز مرتکب معصیتی مانند: خوردن حرام و شرب مسکرات یا کم فروشی یا غَش در معامله نشود، آن روز برای او روز سخت و اندوه خواهد بود.104. وَرَأیتَ السُّلطانَ یَحتَکِرُالطَّعامَ؛
و دیدی، پادشاهان و حاکمان موادغذایی را، احتکار می کنند(در اختیار خود قرار می دهند).
و دیدی، خمس آل محمد (سهم امام و سهم سادات) در راه باطل تقسیم می شود، و با آن میخوارگی می کنند.
و دیدی، شراب را وسیله درمان امراض قرار می دهند، به بیمارتوصیه می کنند و از آن شفا می جویند. (بعضی از پزشکان گاه به بیماران خود توصیه می کنند که برای شفای پاره ای امراض از شراب استفاده کنند).
و دیدی، همه مردم در ترک امربه معروف ونهی از منکرهماهنگی پیدا کرده اند.
و دیدی، پرچم نفاق و منافقان به اهتزاز درآمده است اما پرچم اهل حق ساکن و بی حرکت است.
و دیدی، مؤذن برای اذان و نمازگزار برای اقامه نماز مطالبه پول می کنند.
و دیدی، مساجد محل اجتماع، اما بیشتر برنامه ها، غیبت وخوردن گوشت مردم است و در مساجد وصف شراب و شرابخوار را می کنند.
و دیدی، آدم مست برای مردم نماز می خواند (پیش نماز می شود)و هرگاه مشروب خورد مردم او را احترام می کنند و از او واهمه داشته و برای مستی اوعذرش می آورند.112. وَرَأیتَ مَن اَکَلَ اَموالَ الیَتامی یُحدَثُ بِصَلاحِهِ؛
و دیدی، اموال یتیم را می خورند ولی به صلاح و نیکی هم معروف هستند.
و دیدی، قضات برخلاف آنچه خداوند فرموده است قضاوت می کنند.
و دیدی، زمامداران به جهت طمع، خیانتکاران را امین خویش قرار می دهند.
و دیدی، حاکمان، میراث را به دست اهل فسق و فجور می دهند و آنها برخدا جرأت پیدا می کنند و از این اموال می خورند و به هرنحو که بخواهند با آن عمل می کنند.
و دیدی، برسرمنبرها امربه تقوا می کنند، اما گوینده خود به آن عمل نمی کند.
و دیدی، که مردم نماز را در وقت خودش نمی خوانند و آن را سبک می شمارند.
و دیدی، زکات و صدقات دیگر را به وساطت افراد می دهند، اما برای خدا نیست و قصد تقرب به خداوند را ندارند.
و دیدی، هّم و هدف مردم پرکردن شکم و ارضای غرایزجنسی است و از هرراهی باشد مانعی ندارد.
و دیدی، که دنیا رو به آنها آورده.
و دیدی، که نشانه های حق، کهنه شده است.فَکُن عَلی حَذَرٍ، وَاطلُب إِلَی اللهِ(عَزَّوَجَلَّ) النَجاةَ، وَاعلَم النّاسُ فِی سَخَطِ اللهِ(عَزَّوَجَلَّ) وَاِنَّما یَمهِلُهُم لاَمرٍیِرادُ بِهِم فَکُن مُتَرَقِّبًاً، وَاِجتَهِد لِیَراکَ اللهُ(عَزَّوَجَلَّ) فَی خِلافِ ما هُم عَلَیهِ، فَاِن نَزَلَ بِهِم العَذابِ وَ کُنتَ فِیهِم عَجَّلتَ اِلی رَحمَةِ اللهِ، وَاِن اَخَّرتَ، ابتَلُوا وَکُنتَ قَد خَرَجتَ مِمّا هُم فِیهِ مِنَ الجُرأةِ عَلَی اللهِ (عَزَّوَجَلَّ) وَاعلَم اَنَّ اللهَ لا یُضِیعُ اَجرَالمُحسِنِینَ، وَاَنَّ رَحمَةَ اللهِ قَرِیبٌ مِنَ المُحسِنِینَ؛(1)
ای حمران! پس برحذر باش و از پیشگاه خداوند بزرگ تقاضای رهایی کن، و بدان که مردم گرفتارخشم خداوند هستند و به آنها مهلت داده شده در مقابل او امری که به آنها شده است. پس، مواظب خویشتن باش وکوشش کن تا خداوند تو را برخلاف آنها ببیند، و اگر در میان آنها باشی وعذاب خداوند نازل شود همانا به سوی رحمت واسعه الهی شتافته ای و اگر از آنها جدا شدی آنها گرفتارهستند و تو از جرأت بر خداوند در امان
1) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 514، ح 6- والمیزان، ح 5، ص 396.
مانده ای.و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را می دهد و همانا رحمت خداوند نزدیک به نیکوکاران است.
شقاوت وخشم، درحرص است.
حرص شدید وآزمندی، برانگیزنده غضب است.
وکسی که خالق را به خشم آورد، پس سزاواراست که خداوند خشم مردم را براومسلّط گردادند.
بردباری آتش غضب را خاموش می سازد، و تندخویی سوزش آن را برمی افروزد.
نتیجۀ ریاکاری، خشم (مردم) است.
حواریّون (روحانیون مسیحی) به حضرت عیسی (علیه السلام) عرض کردند: چه چیز بسیار سخت است؟ فرمود: غضب خداوند(عزّوجل) سخت ترین چیزها است، گفتند: چگونه خود را از آن نگه داریم؟ گفت: به اینکه غضب نکنید، گفتند: مبدأ (و عامل) غضب چیست؟ فرمود: تکبّر، خودبزرگ بینی وحقیر و کوچک شمردن مردم.
غضب آتشی فروزنده است، هرکس آن را فروخورد، خاموشش کند، و هرکس رهایش نماید اوّل کسی باشد که درآن بسوزد.
قرآن کریم: «آَلهکُمُ التَّکاثُرُ؛»(2)
تفاخر و تکاثر«به اموال وعشیره» شما را به خود مشغول داشته. (و از خدا و قیامت غافل کرده)
از بیتابی (و آه و ناله) کردن بپرهیز، که آن امید را قطع می کند و عمل را ضعیف می گرداند و اندوه می آورد.
قلب هایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد اندوه آورنده ولاغرکننده است.
حسد، بوجودآورنده غم واندوه است.
ستمگری ندیدم که به ستمدیده مانندتر باشد مگرحسود: او جانی خسته دارد و دلی سرگشته واندوه پیوسته.
کسی که حسادتش زیاد باشد، رنج و اندوه او طولانی شود.1256. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الکَمَدِ أَلحَسَدُ؛(4)
حسد، باعث اندوه دائمی است.
حسود، همیشه اندوهگین است.
دین خود را مِهر(عروس) دنیا مکن، زیرا که هرکس دنیا را با دینش کابین بست، با اندوه و بلا عروسی خواهد کرد.
ابن أبی یعفور گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: کسی که به دنیا دل ببندد به سه خصلت (چیز) دل بسته، اندوهی که پایان ندارد، و آرزوی که بدست نیاید، و امیدی بدان نرسد.
1258.عَن عَبدِ اللهِ بنِ الحَسَنِ بنِ الحَسَنِ، عَن اُمِّهِ فاطِمَةَ بَنتِ الحُسَینِ، عَن أَبِیها (علیه السلام) قالَ: فالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : الرَّغبَةُ فِی الدّیا تُکثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَالزُّهدُ فِی الدُّنیا یَرِیحُ القَلبَ وَالبَدَنَ؛(1)
فاطمه دخترامام حسین (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: رغبت تمایل به دنیا غم و اندوه را بیشترمی کند و بی اعتناعی به دنیا دل و بدن را راحت می سازد.1259. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَشعَرَالشَغَفَ بِالدُّنیٰا مَلأ ت ضَمِیرَهُ أشجٰانًا، لَهٰا رَقصٌ عَلٰی سُوَیداءِ قَلبِهِ، هَمٌّ یَشغَلُهُ وَغَمٌّ یَحزُنُهُ حَتّیٰ یُؤخَذَ بِکَظمِهِ فَیُلقی بِالفَضٰاءِ مُنقَطِعًا أبهُرٰاهُ *، هَیِّنًا عَلَی اللهِ فِنٰاؤُهُ، بَعِیدًا عَلَی الأخوٰانِ لِقٰاؤُهُ؛(2)
هرکس علاقه و دلبستگی به دنیا را پیشه و تن پوش خود کند، دنیا دل او را پر از غم وانوده سازد، دنیا را در دل و در درون او، رقص و زیروروشدنی است (همیشه در دل و در درون خود مسائل دنیوی را فکر و جابجا نماید) هردم اندوهی (از اندوهای دنیا) سرگرمش سازد و غمی محزون و غصّة دارش نماید، تا آنکه گرفتار فروخوردن اندوهش گردد (مرگش دررَسد) آنگاه در فضا افکنده شود درحالی دو چشم امّید از دنیا بریده*، نابودیش برای خداوند آسان و دیدارش برای برادران و دوستان دور باشد. (دیگردست کسی به وی نرسد)
کسی که به دنیا بچسبد من سه چیز را برای او قطعی می دانم: فقری که هیچ گاه به بی نیازی نمی انجامد، وگرفتاری که هرگز از آن خلاصی نیست وغم واندوهی که هرگز به پایان نمی رسد.
دنیا خواهی، غم و اندوه می آورد و پشت کردن به دنیا آسایش دل و بدن است.
برای شیرین شمارنده لذت دنیا، غصة واندوه است.
کسی که فریب دنیا را بخورد، بوسیله آرزوها غصه دار گردد.
1264عَن أبِی اُسامَةَ بنِ زَیدٍ عَن أبِی عَبدِ اللهِ (علیه السلام) قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) :...وَمَن أتبَعَ بَصَرَهُ ما فِی أیدِ النّاسِ کَثُرَهَمُّهُ وَلَم یَشفِ غَیظُهُ؛(3)
ابی اسامة بن زید ازامام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: وکسی که چشم بدنبال آنچه دردست مردم است داشته باشد، غم واندوه اوزیاد گرددوسوز دلش درمان نشود.
هرکس چشمش به دست مردم باشد، اندوهش درازوافسوسش پایدارشود.
امام صادق (علیه السلام) : وقتی آیۀ «اگر بعضی از مردان و زنانشان را به چیزی بهره ورساخته ایم تو بدان نگاه مکن و غم آن را مخور و در برابر مومنان فروتن باش» نازل شد پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس چشمش به دارایی های دیگران باشد، اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.
وغم واندوه، در شک وناخرسندی.
ترک گناه آسان تر از توبة است، ای بسا یک ساعت شهوترانی غم و اندوه طولانی را در پی داشته باشد.
ای بسا، یک ساعت هوسرانی، حزن و اندوه طولانی را در پی داشته باشد.
هرکس درکارآخرت کوتاهی کند، خداوند سبحان او را دچار غم و اندوه سازد.
هرکس درعمل کوتاهی کند، به اندوه گرفتار آید.
1270.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ألحَقُودُ مُعَذَّبُ النَّفسِ وَمُتَضاعِفُ الهمَّ؛(5)
کینه توز، همیشه معذب و اندوهش دو چندان است.
چون گناه بنده بسیارگردد، (وخدا بخواهد او را پاک کند) وچیزی ازکردار(نیک) نداشته باشد که آن را جبران نماید و کفارۀ آنها شود او را به آندوه گرفتار سازد تا کفارۀ گناهانش گردد.«غضب بی جا»
هرکس برکسی غشم گیرد که توان آسیب رساندن به وی را ندارد، اندوهش طولانی شود وخود را عذاب دهد.
فتنه (انگیزی)، سبب غم و اندوه می شود.
پیش از آنکه فرصت از دست برود، و اندوه ببارآورد، از فرصت ها استفاده کن.
از دست دادن فرصت، اندوه بار است.
هوای نفس، اساس اندوه ها است.
حذرکنید و بترسید! از این که هوای نفس در درونتان جای گیرد، (به قلبتان نفوذ کند) زیرا که اولش فتنه بار و آخرش محنت زا است.
1278.عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلغِبَةُ آیَةُ المُنافِقِ؛(1)
غیبت نشانه نفاق است، (در واقع نفاق باعث غیبت کردن از دیگران می شود).
1) - غرر، ج1، ص 31، ح 949.
باب بیست و دوم «ف»
قرآن کریم: «لاتَجعَلُوادُعاءَالرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِبَعضِکُم بَعضًا قَدیَعلَمُ اللهُ الَّذِینَ یَتَسَئَلُونَ لِواذًا فَلیَحذَرِالَّذِینَ یُخالِفُونَ عَن أَمرِهِ أَن تُصِیبَهُم فِتنَةٌ أَویُصِیبَهُم عَذابٌ أَلِیمٌ؛»(1)
دعوت پیامبر را درمیان خود، مانند دعوت بعضی از شما، نسبت به بعضی دیگر تلقی نکنید، خداوند کسانی را که از شما پشت سر دیگران پنهان می شوند یکی پس از دیگری فرار می کند می داند، آنها که مخالفت فرمان او می کنند باید از این بترسند که فتنه ای دامانشان را بگیرد، یا عذاب دردناک به آنها برسد.
(چهار مورد از گناهانی که باعث فتنه می شود، در یک حدیث)
إنّ الله(عزّوجلّ) یقول: «وَیلٌ لِلَّذِینَ یَختُلُونَ الدُّنیا بِالدِّینِ، وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَقتُلُونَ اللَّذِین یَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاسِ، وَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَسِیرُالمُؤمِنُ فِیهِم بِالتَّقِیَّةِ، أَبِی یَغتَرُّونَ؟ أَوعَلَیَّ یَجتَرُونَ؟ فَبِی حَلَفتُ لَأَتِیحُنَّ لهم فِتنَةً تُترُکُ الحَلِیمُ مِنهُم حَیرانَا؛»(2)
وای برکسانی که دین را وسیله طلب دنیا قرار می دهند، و وای برکسانی که می کشند از مردم کسانی را که امربه عدالت می کنند، و وای برکسانی که مؤمن در بین آنها با تقیه (وترس) رفت وآمد و زندگی نماید. آیا به من حیله می کنید یا برمن جرئت می نمائید؟ پس به خودم قسم یاد کردم که آنچنان درفتنة گرفتارشان سازم که حتی بردبارترین شان درحیرت بمانند.
دارایی، سبب فتنها وگرفتاریها وربوده شدۀ پیش آمدهای بد است.
بندۀ دنیا، همواره درفتنه وگرفتاری است.
أبی یعفور گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از مناجات خدای (عزوجل) با موسی (علیه السلام) این بود، که ای موسی بدنیا تکیه مکن و بدانکه اوّل هرفتنه محبّت دنیا است.
دلباختگی به دنیا، بزرگترین فتنة (وگرفتاری) است.
دنیا را خواستن، سررشتۀ فتنه است.
نگاه کردن (به نامحرم) بعد از نگاه اول، در دل انسان ایجاد شهوت می کند، و این کفایت کند که برای صاحب نگاه سبب فتنه گردد.
«بعد از نگاه اول که بصورت ناآگانه غیرعمدی است، نگاه دوم که آگانه وعمدی می باشد، سبب فتنة وگناه می شود»
شهوت، فتنه انگیزی می کند.
قرآن کریم: «قُل لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ یَنزَغُ بَینَهُم إِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلإِنسانِ عَدُوًّا مُبِینًا؛»(1)
به بندگانم بگو سخنی بگویند که بهترین باشد، چرا که شیطان (به وسیلۀ سخنان ناموزون و نامناسب) میان آنها فتنه و فساد می کند، همیشه شیطان دشمن آشکاربرای انسان بوده است.
امام علی (علیه السلام) : - دربارۀ منافقین - فرمودند: آنها گروه شیطان و فروزندگان آتش (فتنه) اند، خدای متعال می فرماید: منافقین حزب شیطانند وحزب شیظان زیانکارنند.
حذرکنید و بترسید از این که هوای نفس در درون تان جای گیرد (به قلبتان نفوذکند) زیرا که اولش فتنه بار و آخرش محنت زا است.
از خودراضی زیانکار، وآنکه بنفس خود اعتماد واطمینان کرده، فریب خورده و به فتنه افتاده است.
هوای نفس، مرکب (آورنده) فتنه ها است.
امام علی (علیه السلام) : شرّ مرکب حرص وهوای نفس مرکب فتنه است.
هوای نفس، فتنه اگیزی می کند.
کسی که آتش فتنه افروزد، خود هیزم آن شود.
هرگزجزای شر را نبیند، مگر کسی که شررا بپا کرده. (فتنه گر، در آتش فتنه می سورزد)
قرآن کریم: «إِنّما أَموالُکُم وَأولادُ کُم فِتنَةٌ وَاللهُ عِندَهُ أَجرٌعَظِیمٌ؛»(5)
اموال و اولاد شما، فتنه (وسیله آزمایش شما) هستند، و اجر و پاداش عظیم نزد خداست.
هرکس به یاد مردم باشد (نه به یاد خدا)، خداوند(سبحان) یاد او را قطع کند(از یادها برود و از صفحۀ روزگار محو شود).
عبید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از جمله چیزهائی که خداوند به دروغ گویان می دهد، (مجازات میکند) فراموشی است.
هرکس به یتیمی ستم کند، فرزندانش به نافرمانیش برخیزند.
بسا کسی که عمل را فردا و پس فردا کرده، (تاخیرانداخته) تا مرگ براو فرا رسیده.
هرکس نفس خود را به چیزی که واجب نیست مشغول سازد، آنچه از کارش که واجب است از دستش برود.
هرکس عمرش را در غیرکاری که نجات دهنده اوست تمام گرداند، البته آنچه مطلب و مراد اوست تباه ساخته و از دست داده است.
خوشی وشادی دنیا، فریب وامکانات وکالای دنیا هلاکت است.
درکتاب علی (صلوات الله علیه) است که: حکایت دنیا، حکایت مار است، که چه اندازه سودنش (دست مالیدنش) نرم است، و زهرکشنده دردرون دارد، مرد عاقل از آن می پرهیزد و کود که نادان بسویش می گراید.
جهل ونادانی، فساد و تباه کننده همه کارهاست.«دروغ»
دروغ، فاسد وتباه کننده همه چیزاست.
لِما فِیهِ مِنَ الفَسادِ، وَذِهابِ المَوارِیثِ، وَاِنقِطاعِ الأَنسابِ،لا تَعلَمُ المَرأَةُ فِی الزِّنا مَن أَحبَلَها، لاالمَوالِیدُ یَعلَمُ مَن أَبُوهُ، ولا أَرحامٌ مَوصُولَةً وَلا قَرابَةٌ مَعرُوفَةٌ، قٰالَ: فَلِمَ حَرَّمَ اللهُ اللِّوٰاطَ ؟ قٰالَ: مِن أَجلِ اِنَّهُ لَوکٰانَ إِتیٰانُ الغُلامِ حَلالا لاستَغنَی الرِّجٰالُ عَنِ النِّسٰاءِ، وَکٰانَ فِیهِ قَطعُ النَّسلِ، وَ تَعطِیلُ الفُرُوجِ، وَ کٰانَ فِی إجٰازَةِ ذٰالِکَ فَسٰادٌ کِثیرٌ؛(1)
امام صادق (علیه السلام) - در حدیثی- که زِندیقی (مُلحدی) ازحضرت سؤال کرد چرا خداوند زنا را حرام کرده است فرمود:
بخاطر فسادی در آن وجود دارد، و این که مواریث از بین می رود،(کسی نمی داند که وارث کیست) و نَسب ها قطع می شود، و زن در زنا نمی داند از چه کسی حامله گردیده است، و فرزندان نخواهند دانست که پدرشان کیست، صله ارحامی نمی ماند، و قرابتی شناخته نمی شود. زِندیق گفت: پس لواط را چرا حرام کرد؟ حضرت فرمود: برای این که اگر آمیزش با پسرحلال می گشت مردها از زنان بی نیاز می شدند، و در آن صورت نسل ها قطع می شد، و آمیزش طبیعی با جنس مخالف از بین می رفت، و لذا در این عمل، فساد بسیار زیادی وجود داشت.
لجاجت وستیزه جوئی، مایۀ شر و فساد است.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد، زیرا میگساردچار رعشه (اندام) می شود، نورانیت دلش از بین می رود، مردانگی ومروت را ازدست می دهد، در ارتکاب کارهای حرام
وخون ریزی و زنا گستاخ و بی پروا می شود و درحال مستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوزکند. شراب بر شرب خوار جز شر و بدی نمی افزاید.
لذات، (وعیش ونوش) فاسدکننده (زندگی) هستند.
از ارتکاب حرام ها حذرکن، زیرا که آن خُلق وخوی فاسقان، فاجران وگمراهان است.
قرآن کریم: «وَمَن تَوَلّی بَعدَ ذالِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ؛»(3)
پس کسی که بعد از این (پیمان محکم) روی گرداند فاسق است.
قرآن کریم:«وَالَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَناتِ ثُمَّ لَم یَأتُوا بِاَ ربَعَةِ شُهَداءَ فَاجلِدُوهُم ثَمانِینَ جَلدَةً وَلا تَقبَلُوا لَهُم شَهادَةً أَبَدًا وَأُولئِکَ هُم الفاسِقُونَ؛»(4)
وکسانی که زنان پاکدامن را متهم می کنند، سپس چهار شاهد (بر ادعای خود) نمی آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید، و آنها فاسقند.
13.9 الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : سَبَبُ الفُجُورِأَلخَلوَةُ؛(5)
خلوت کردن، (با زن نامحرم) باعث فسق و فجور است.
همانا برای هرحیله گر، فجوری هست و برای اهل فجورکفری است، آگاه باشید! البته که اهل حیله، اهل فجور، وخیانت کار در آتش است.
به راستی بنده دروغ می گوید، تا اینکه از دروغ گویان نوشته می شود، پس وقتی که دروغ گفت خداوند(عزوجل) می فرماید: دروغ گفت و فاجر شد.
ای أباذر سبّ و بدگویی مسلمان، فسق است.
کسی که با کفر برادری و با فاجرمجالست و معاشرت نماید، فاجر و کافراست.
کسی که لباس غرور، إسراف وتبذیرپوشد، لباس فضیلت وشرافت را از تن بیرون کند.
کسی که به اسرف و ولخرجی إفتخارکند و بنازد، با نداری و مُفلسی خوارگردد.
امانت را اداء کردن، روزی را جلب می نماید وخیانت به امانت باعث فقرمی شود.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی فرمود: رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرکس خیانت کند، روزی او حبس می شود و ببند می آید، ووزروبال آن بر او نوشته می شود.
بخل، فقر است.
وای بر بخیل، «بیچاره» می شتابد بسوی فقری که از آن می گریزد.
درشگفتم از بخیل،! به فقری می شتابد که از آن می گریزد.
کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت به او پوشاند و در زندگی دچار فقر نماید.
حرص وآزمندی، اساس فقر و سرریشه شر است.
هرکس حرص را روپوش و لباس خود کند، فقیرگردد.
ابی حمزه ثمالی، از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: کسی که حق (قرض) انسان مسلمان را برعهده دارد و می تواند آن را أداء کند، امّا بخاطر ترس از فقر اداء ننمایدو برای خود نگه دارد، خداوند (عزّوجلّ) قادر است او را- از این که بخواهد از این طریق (نگه داشتن حق و قرض) خود را غنی و صاحب ثروت کند- فقیرنماید.
و هرکس ازحق برادرمسلمان خود چیزی را حبس (ندهد) خداوند برکت روزی را بر او حرام خواهد کرد«و دچار فقرخواهد شد» مگر آنکه توبه کند.
وَما حَکَمُوا بِغَیرِما أَنزَلَ اللهُ إِلا فَشا فِیهِمُ الفَقرُ؛(1)
و هیچ جمعیتی به غیرحکم الهی، حکم نگردند، مگر اینکه فقر در بین آنها آشکار شد.
خودپسندی مانع ازفزونی است.
هرکس صبح را به شب رساند، در حالی که بزرگترین هم و غم (اندوه) او دنیا باشد، خداوند فقر را جلو دو چشم او قرار می دهد.
کسی که دردنیا طلبی زیاده روی کند، فقیربمیرد.
و از گناهانی که روزی را محبوس و محدود می کند، زنا و رابطه نامشروع است.
درزنا، پنج خاصیت (زشت) است و- یکی اینست که – فقرمی آورد.
امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زناکار را شش خصلت (عقوبت) است: سه در دنیا و سه در آخرت، امّا آنچه در دنیا است، اینست که نور از رخسارش می برد و موجب فقر و تنگدستی او می شود و مرگش را زود رساند.
ابا ربیع می گوید امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: وای برتو ای اباربیع ریاست طلبی نکن، گرگ نباش که بنام ما «اهل بیت»، «مال» مردم را بخوری، خداوند فقیرت خواهد کرد.
هرگاه زکات داده نشد، نیازمندی و فقرپدیدار می شود.
نافرمانی والدین، تنگدستی در پی دارد، و به ذلّت می کشاند.
حمزة بن حمران می گوید، امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرکس علم خود را وسیله روزی (دنیا) قراردهد، فقیرخواهد شد.
«علمی که برای دین تحصیل کرده وسیله دنیا قراردهد»
حسین بن هادون می گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود:غنا، نفاق را(در دل انسان) بوجود می آورد و باعث فقر(در زندگی) می شود.
قسم دروغ اجباری، باعث فقر بازماندگان می شود.
کبرو غرور در زما ن ثروت و قدرت،(توانائی) مایه ذلّت در فقر می شود.«کسی که خود را با ثروت عزیز(بالاتر) بداند با فقر ذلیل خواهد شد»
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت و جلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است، بوسیله بیماری در تنش یا با تنگی در روزیش...عوضش را استیفی نمایم.
اظهارفق
خواب ثلث اوّل شب (نمازهای واجب بماند)
خواب ماندن از نماز صبح
تحقیرکردن وکوچک شمردن نعمت ها
شاکی بودن ازخداوند (عزّوجلّ)
گناه
... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تَدفَعُ القِسَمَ: إِظهارُالإِفتِقارِ، وَالنَّومُ عَنِ العُتمَةِ، وَعَن صَلاةِ الغِداةِ، وَإِستِحقا رُالنِّعَمِ، وَشَکوَی المَعبُودِ (عزّوجلّ)...؛(1)
و گناهانی که روزی و قسمت ها را از انسان دور می کند: اظهار فقر، خواب اول شب (ظاهرا نماز مغرب و عشا قضا شود) و خواب صبح (خواب ماندن از نماز صبح)، کوچک شمردن نعمت ها، شکوه از خدای (عزوجل).
همانا، بنده ای مرتکب گناه می شود پس روزی از او برکنار می گردد.1343. قالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : اِنَّ الرّجل لَیُذ نِبُ الذّنبَ فَیَدرَءُ عَنهُ الرِّزقُ؛(3)
همانا، بنده مرتکب گناه می شود پس روزی از او برکنار و دفع می گردد.
رها کردن تار عنکبوت درخانه
بول کردن در حمّام
غذاخوردن درحال جنابت
خلال کردن (مسواک زدن) با چوب گز
شانه کردن درحال ایستاده
رها کردن خاکروبه درمنزل
سوگند دروغ
رابطۀ نامشروع- زنا
اظهارحرص (رغبت إ فراطی به چیزدنیوی)
خوابیدن بین دو نماز، مغرب وعشاء
خوابیدن پیش از طلوع آفتاب (بین طلوع آفتاب وطلوع صبح)
اندازه نداشتن در مخارج زندگی (اسراف).
قطع رحم (بریدن ازخویشاوندان)
عادت به دروغ
زیاد گوش دادن به ترانه و غنا (موسیقی حرام)
رَد کردن [مَرد] سائل - نیازمند - درشب
تَرکُ نَسجِ العَنکَبُوتِ فِی البَیتِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالبَولُ فِی الحَمّا مِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالتَمَشُّطُ مِن قِیامٍ یُورِثُ الفَقرَ، وَ تَرکُ القَما مَةُ فِی البَیتِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالیَمِینُ الفاجرَةُ یُورِثُ الفَقرَ، وَالزِّنا تُورِثُ الفَقرَ، وَإِظهارُ الحِرصُ یُورِثُ الفَقرَ، وَالنّومُ بَینَ العِشائَینِ یُورِثُ الفَقرَ، وَالنَومُ قَبلَ طُلُوعِ الشَمسِ یُورِثُ الفَقرَ، وَتَرکُ التَقد ِیرِفِی المَعِیشَةِ یُورِثُ الفَقرَ، وَقَطِیعَةُ الرَّحِمُ یُورِثُ الفَقرَ، وَاِعتِیا دُ الکِذبُ یُورِثُ الفَقرَ، وَکَثرَةُ الإِستِماعُ اِلَی الغِناءِ یُورِثُ الفَقرَ، وَرَدُّ السائِلِ الذُ کُرِبِا للیلِ یُورِثُ الفَقرَ؛(1)سَعِیدُ بنِ علاقه می گوید از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
رَها کردن تار عنکبوت درخانه باعث فقر می شود، و بول کردن در حمام سبب فقر می شود، خوردن درحال جنابت باعث فقر می شود، خلال کردن و مسواک زدن با چوب گز باعث فقر می شود، شانه کردن درحال ایستاده باعث فقر می شود، رها کردن خاکروبه و زباله در خانه باعث فقر می شود، سوگند دروغ باعث فقرمی شود، زنا وعمل نامشرع باعث فقر می شود، إظهارحرص باعث فقر می شود، خوابین بین دو نمازمغرب وعشاء باعث فقرمی شود، خوابیدن پیش ازطلوع آفتاب باعث فقر می شود، اندازه نداشتن و«اسراف» در زند گی باعث فقرمی شود، قطع رحم و بریدن از خویشاوندان باعث فقر می شود، عادت کردن به دروغ باعث فقر می شود، زیاد گوش دادن به ترانه و موسیقی باعث فقر می شود، ردّ کردن مَرد سائل و- نیازمند- در شب باعث فقر می شود.
مردی به امام حسین (علیه السلام) نوشت: در دو کلمة مرا موعظه فرمائید، حضرت در جوابش نوشت: هرکس انجام کاری را محوّل (و مشروط) کند به معصیت و نافرمانی خداوند، خیلی بیشتر از آنچه امیدوار بوده از دست می دهد و خیلی سریع تر می رسد (و مبتلا می شود) به آنچه از آن می ترسید.
باب بیست و سوم «ق»
امت من مادامی که به یکدیگرخیانت نکرده و امانت را (به صاحبش) برگردانده و زکات را آداء نموده اند در خیر هستند، و زمانی که اینها را انجام ندادند به قحطی وخشکسالی گرفتارخواهند شد.
بنی اسرائیل به گونه ای دچارقحطی شدند که چهارپایان ونسل آنها هلاک شدند. در این هنگام موسی بن عمران (علیه السلام) خدا را خواند. خداوند خطاب به ایشان فرمود: ای موسی! آنها زنا و ربا را آشکارا انجام می دهند؛ عبادتگاه ها را خیلی زیبا ساختند، اما زکات را رها کردند.
قرآن کریم: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَریَةً کانَت امِنَةً مُطمَئِنَّةً یَأتِیها رِزقُها رَغَدًا مِن کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَت به آنعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَالخَوفِ بِما کانُوا یَصنَعُونَ؛»(3)
خداوند (برای آنها که کفران نعمت می کنند) مثالی زده است، منطقه آبادی را که أمن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش بطور وافر از هر مکانی فرا می رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند بخاطر اعمالی که انجام می دادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشاند.
هرگاه میزان ها کم و کاهش پیداکند (و کم فروشی رواج یابد) خداوند آن مردم به خشکسالی و کمبود گرفتارسازد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) یافتیم «دیدیم» نوشته بود...و هرگاه از پیمانه و ترازو کم شود، خداوند آنان را به قحطی.
گفتار زشت از قدر و منزلت انسان را می کاهد، و برادری را تباه می سازد.
بی وفائی (و عهدشکنی) گناه را بزرگ، و قدر و منزلت را کم می کند.
قرآن کریم: «وَأَطِیعُوااللهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَتَذهَبَ رِیحُکُم وَاصبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرِینَ؛»(4)
و اطاعت (فرمان) خدا و پیامبرش نمایید و نزاع مکنید، تا سست نشوید و قدرت (وشوکت وهیبت) شما از میان نرود و استقامت نمائید که خداوند با استقامت کنندگان است.فصل سوم - گناهانی که باعث دور شدن انسان قرآن و اهل قرآن و شکایت قرآن از انسان می شود:
سه چیزاست که به درگاه خداوند(عزّ وجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند، دانشمند و عالمی که میان جاهلان و نادان ها باشد(از علمش استفاده نکنند) و قرآنی که گرد و غبار برآن نشسته وکسی آن را نمی خواند.
البته بعضی ازمردم قرآن را می خوانند برای اینکه گفته شود فلانی قاری قرآن است، وبعضی از آنان قرآن می خوانند برای بدست آوردن دنیا (وسود جوئی) وخیری دراین ها نیست.
جابرگوید: به حضرت امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: مردمی هستند که چون آیه ای ازقرآن را ذکرمی کنند، و یا برای آنان خوانده می شود مدهوش می گردند و چنان مینماید که اگر دست ها و یا پاهایش را ببرند نمی فهمد؟ حضرت فرمود: سبحان الله این کارشیطان است، بچنین چیزی توصیف نشده اند، وهمانا تأثیر از قرآن، نرم شدن دل و رقّت قلب و اشک ریختن وترس است.
سه کس و گروه هستند که حقّ آنها را نادیده نمی گردد مگرمنافق - معروف بنفاق -: کسی که مویش را دراسلام سپید کرده، وآنکه اهل قرآن و قرآن دان است، وپیشوا و رهبرعادل.
حسود، بر تقدیرالهی خشمگین است.
کسی که از دنیا اندوهناک می باشد، از قضاء الهی خشمناک است.
قرآن کریم:«وَإِذقٰالَ مُوسٰی لِقَومِهِ لِمَ تُؤذُونَنِی وَقَد تَعلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیکُم فَلَمّٰازٰاغُوا أَزٰاغَ اللهُ قُلُوبَهُم وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الفٰاسِقِینَ؛»(3)
بیاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت ای قوم من! چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستادۀ خدا بسوی شما هستم؟ هنگامی که آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت و خدا فاسقان را هدایت نمی کند.
کسی که دین مستقیم و صحیح ندارد، قلب او چگونه مستقیم خواهد بود.
قرآن کریم:«وَإِذٰامٰاأُنزِلَت سُورَةٌ نَظَرَبَعضُهُم إِلٰی بَعضٍ هَل یَریٰکُم مِن أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواصَرَفَ اللهُ قُلُوبَهُم به آنهُم قَومٌ لا یَفقَهُونَ؛»(1)
و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنها (منافقین) به یکدیگر نگاه می کنند و می گویند: آیا کسی شما را می بیند (و اگر از حضور پیامبر بیرون رویم متوجه ما نمی شوند) سپس منصرف می شوند (بیرون می روند) خداوند دل هایشان را (از حق) منصرف ساخته چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند.
برای قلب هیچ دردی، دردناکتر از گناه نیست.
علی بن عقبة ازپدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: در مورد دین وآئین خود «با یکدیگر و مخالفین» دشمنی و پیکار نکنید، همانا دشمنی با یکدیگر باعث بیماری قلب می شود.
از مجادله و ستیز بپرهیزید، که دل های دوستان و برادران را «نسبت بیکدیگ» بیمار کنند و نفاق رویانند.
قرآن کریم: «فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَ هُمُ اللهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(1)
در دل های آنها یک نوع بیماری (نفاق) است، خداوند بر بیماری آنها می افزاید وعذاب دردناکی به خاطر دروغ هایی که می گویند در انتظار آنها است.
قرآن کریم: «وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَتهُم رِجسًا إِلٰی رِجسهِم وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(2)
و اما آنها که دردل هایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده و از دنیا رفتند درحالی که کافر بودند.
حدیث: 1359. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَشُوشُ لِسٰانُهُ حُلوٌوَقَلبُهُ مُرٌّ؛(3)
آلوده و ناپاک، زبانش شیرین و قلبش تلخ است.
قرآن کریم:«وَإِذٰا قَرَأتَ القُرٰان جَعَلنٰا بَینکَ وَبَینَ الَّذِین لا یُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجابًا مَستو را؛(4)
و هنگامی که قرآن می خوانی میان تو و آنها، که ایمان به آخرت ندارند حجاب ناپیدائی قرار می دهیم !.
«وَجَعَلنٰا عَلی قُلُوبِهِم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإذٰا ذَکَرتَ رَبَّکَ فِی القُرٰانِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلٰی أَدبٰارِهِم نُفُوراً؛»(5)
و بر دلهای آنها پوشش هایی قرار می دهیم تا آن (قرآن) را نفهمند، و درگوش هایشان سنگینی و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می کنی پشت می کنند و از تو روی برمی گردانند.
قرآن کریم: «وَمَن أَظلَمُ مِمَّن ذُ کِّرَبِٰایٰاتِ رَبِّهِ فَأَعرَضَ عَنهٰا وَنَسِیَ مٰا قَدَّ مَت یَدٰاهُ، إنِّٰا جَعَلنٰا عَلٰی قُلُوبّهم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإِن تَدعُهُم إَلَی الهُدی فَلَن یَهتَدُوا إِذًا أَبَدًا؛
چه کسی ستمکارتر است از آنها که به هنگام یادآوری آیات پروردگارشان از آن روی برمی گردانند و آنچه با دست خود انجام داده فراموش می کنند، ما بردل هاشان پرده افکنده ایم تا نفهمند و در گوش هایشان سنگی قرارداده ایم (تا صدای حق را نشنوند) و لذا اگرآنها را بسوی هدایت بخوانی هرگزهدایت نمی شوند!.
قرآن کریم: «کَلا بَل رٰانَ عَلٰی قُلُوبِهِم مٰا کٰانُوا یَکسِبُونَ؛»(1)
چنین نیست که آنها خیال می کنند، بلکه اعمالشان«گناهانشان» چون زنگاری بر دل هایشان نشسته.
قرآن کریم: «لأَنتُم أَشَدُّ رَهبَةً فِی صُدُورِهِم مِنَ اللهِ ذٰالِکَ به آنهُم قَومٌ لایَفقَهُونَ؛»(2)
وحشت از شما در دل های آنها بیش از ترس ازخدا است، این بخاطرآن است که آنها گروهی جاهل و نادانند.
قرآن کریم: «سَنُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِی کَفَرُوا الرُّعبَ بِمٰا أَشرَکُوا بِاللهِ مٰالَم یُنَزِّل بِهِ سُلطٰانًا؛(3)
بزودی در دلهای کافران بخاطر اینکه بدون دلیل، چیزی را برای خدا همتا قراردادند، رعب وترس می افکنیم.
قرآن کریم: «لایُقٰاتِلُونَکم جَمِیعًا إلا فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ أَومِن وَرٰاءِ جُدُرٍبَأسُهُم بَینَهُم شَدِیدٌ، تَحسَبُهُم جَمِیعًا وَقُلُوبُهُم شَتّیٰ ذٰالِکَ به آنهُم قَومٌ لا یَعقِلُونَ؛»(4)
آنها (کافران ومنافقین) با شما بصورت دسته جمعی نمی جنگند، مگر در قریه های حصارشده یا پس دیوارها، دشمنی و کارزار بین خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متفق می پندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرّق است زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.
«إِذ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الحَمِیّة حَمِیَّةَ الجٰاهِلِیَّةِ؛»(1)
به خاطربیاورید هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم ونخوت جاهلیت داشتند.
«سَأُلقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعبَ؛»(2)
بزودی در دل های کافران ترس و وحشت می افکنم.
«هُوَالَّذی أَخرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن أَهلِ الکِتٰابِ مِن دِیٰارِهِم لأَوَّلِ الحَشرِ،مٰاظَنَنتُم أَن یَخرُجُوا وَظَنُّواأَنَّهُم مٰانِعَتُهُم حُصُونُهم مِنَ اللهِ فَآَتٰاهُمُ اللهُ مِن حَیثُ لَم یَحتَسِبُواوَقَذَفَفِی قُلُوبِهِمُ الرُّعبَ، یُخرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیدِیهِم وَأَیدِالمُؤمِنُونَ فَأعتَبِرُوایٰا یا أُولِی الأَبصٰارِ؛»(3)
اوست کسی که کافران اهل کتاب را در اولین برخورد (با مسلمانان) از خانه هایشان بیرون راند، گمان نمی کردید آنها خارج شوند، و خودشان نیز گمان می کردند که دژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می شود، اما خداوند از انجا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد، و در قلب آنها ترس و وحشت افکند، به گونه ای که خانه های خودرا با دست خویش وبا دست مؤمنان ویران می کردند، پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم.
کبر و غرور، دلها را سیاه می کند (ومی کشد) مانند زَهرهای کشنده.
هنگامی که بنده گناه کند نقطۀ سیاهی درقلب او پیدا می شود، اگرتوبه کند و از گناه دست بردارد و استغفار نماید قلب او صیقل می یابد و اگربازهم به گناه برگردد سیاهی افزون می شود، تا تمام
قلبش را فرا می گیرد، این همان زنگاری است که در آیه به آن اشاره شده است «چنین نیست که آنها خیال می کنند بلکه اعمالشان- گناهانشان- چون زنگاری بردلهایشان نشسته».
«آری بدترین اثرگناه و ادامه آن، تاریک ساختن قلب و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است، گاهان ازاعضاء وجوارح سرازیر قلب می شود و قلب را به یک باتلاق متعفن وگندیده مبدل می سازد، اینجاست که انسان راه و چاه را تشخیصنمی دهد و مرتکب اشتباهان عجیبی می شود که همه را حیران می کند. با دست خود تیشه به ریشۀ خویش می زند و سرمایه خوشبختی خویش را به باد فنا می دهد»
أبوبصی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: زمانی که مردی گناهی انجام داد در قلبش نقطه سیاهی پیدا می شود، پس اگر توبه کرد، محو می گردد. و اگرگناه را افزایش داد آن سیاهی آن قدر زیاد می شود که تمام قلب او را احاطه می کند و دیگر بعد از آن هیچ گاه رستگار نخواهدشد.
امام خمینی (ره): «قلب انسان مانند آئینه، صاف و روشن است و بر اثر توجه فوق العاده به دنیا و کثرت معاصی کدر می شود»(2)
قرآن کریم:«لایَزٰالُ بُنیٰانُهُمُ الَّذِی بَنَوارِیبَةً فِی قُلُوبِهِم إِلا أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُم وَاللهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛»(3)
بُنیانی که آنها برکفر و نفاق بنا کردند، دل های ایشان را همیشه به حیرت و ریب «شک و تردید» افکند. تا آن که ازآن یا به مرگ یا به توبه دل بَرکنند، وخدا به اسرارخلق دانا و به دقایق عالَم آگاهست. «جریان بنای مسجد ضرارتوسط منافقین مدینه»
خالی شدن قلب ازتقوی، آن را با گرفتاری های دنیا پرخواهدکرد.
رسول (صلی الله علیه واله) فرمود: خداوند(عَزَّوَجَلَّ) می فرماید: به عزت، جلال، بزرگی، وعلو درجه و بلندای مکانم سوگند، هیچ بنده ای خواسته خود را برخواستۀ من مقدم نمی دارد مگر آنکه... و قلبش را به دنیا مشغول می نمایم و ازدنیا بیش آنچه مقررکرده ام به او نمی دهم.
از خصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد ونفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.
مال زیاد، باعث تباهی و فساد قلب وفراموشی گناهان می شود.
«هم نشینی با افراد بی ایمان، خلوت کردن با زنان، لذت جویی از زنان (غیرهمسر)، عمل کردن به نظرو رأی زنان»
چهار چیز باعث فاسد وتباه شدن قلب ها است: خلوت کردن با زنان، لذت جوئی اززنان، به نظر و رأی زنان عمل کردن و همنشینی با مرده ها، سؤال شد یا رسولالله همنشینی با مرده چیست؟ فرمود: کلیه کسانی که از ایمان گمراه شده ونسبت به احکام بی تفاوتند.
زیادی گناه، باعث فاسد شدن قلب است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم همواره می فرمود: چیزی بیشتر از گناه، قلب را فاسد نکند، قلب مرتکب گناه می شود برآن اصرارمی ورزد تا بالایش پایین می گراید.
نگاه کردن (به نامحرم) بعد از نگاه اول، در دل انسان ایجاد شهوت میکند و این کفایت کند که برای صاحب نگاه سبب فتنه گردد.
«بعد از نگاه اول که بصورت ناآگانه و غیرعمدی است، نگاه دوم که آگاهانه وعمدی می باشد، سبب فتنه وگناه می شود»
قرآن کریم: «ثَمَّ قَسَت قُلُوبُکُم مِن بَعدِ ذٰالِکَ فَهِیَ کَالحِجارَةِ أَوأَشَدَّ قَسوَةً؛»(1)
سپس دل های شما بعد از این جریان (مشاهدۀ آیات ومعجزات الهی و نافرمانی خداوند) سخت شد، هم چون سنگ یا سخت تر!.
«فَبِمٰا نَقضِهِم مِیثٰاقَهُم لَعَنّٰا هُم وَجَعَلنٰا قُلُوبَهُم قٰاسِیَةً؛(2)
چون آنها پیمان خود را نقض کردند، ما آنها را طرد کردیم و از رحمت خود دور ساختیم ودل های آنها را سخت وسنگین نمودیم.
اسماعیل بن ابی زیاد می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که فرمود: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد: که به خاطر افزونی مال خرسند مباش و در هیچ حالتی یاد مرا فراموش مکن، زیرا که افزونی مال گناهان را ازیاد می برد و فراموش کردن من، قلب را با قساوت می کند.
قساوت قلب، از فرومایگی بوجود می آید.
اشک چشم ها خشک نشد مگربعلت قساوت وسنگدلی قلب ها، و قلب ها قساوت پیدا نکرد مگربه سبب زیادی گناهان.
حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر زمان أمیرالمؤمنین (علیه السلام) به منبر می رفت می فرمود: سزاوار است برای مسلمان که از رفاقت با سه کس «گروه» دوری کند: پُرروی بی باکی که تباهکاراست، وأحمق، و دروغگو، أمّا شخص پُرروی تباهکار، پس کردار خویشتن را برای تو بیارآید و دوست دارد که تو نیز مانند او باشی، و نه در کار دین تو را یاری کند و نه در کار اخرت، و نزدیکی با او جفاکاری و سنگدلی است، و ورود و خروج (رفت وآمد) اوبرای تو ننگ است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤنین (علیه السلام) به یکی از اصحابش بعنوان موعظه نوشت: تو را وخودم را به تقوی کسی سفارش می کنم که نافرمانیش روا نیست...- بعد می فرماید- دنیا را رها کن که محبت دنیا کور و کرولال و زبون (وخوار) کند (انسان را).
هرکس خداوند سبحان را فراموش کند، خداوند نیزخودش را ازیاد اوببرد ودلش را کورگرداند.
هرگاه دیدۀ شهوت بازگردد، چشم دل ازدیدن پایان وعاقبت کارکورشود.
قرآن کریم:«وَلَقَدذَرَأنالِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولئِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(2)
و بطورمسلّم گروه بسیاری از جن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل ها (عقل هایی) دارند که با آن (اندیشه نمی کنند) و نمی فهمند و چشمانی دارند که با آن نمی بینند وگوش هایی دارند با آن نمی شنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند (زیرا با این که همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند).
قرآن کریم: «فَاِنّهٰا لا تَعمَی الأَبصٰارُوَلٰکِن تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛»(3)
چشم های ظاهر نابینا نمی شود، بلکه دل هایی که در سینه ها جای دارد «در اثر گناهان» نابینا می گردد.
براستی که اگرتو مطیع هوای نفست باشی، تو را کروکور گرداند، و بازگشت گامت را تباه سازد و تو را (به درّۀ خواری و پستی) پرتاب نماید و هلاک کند.
*«أَدرَئَکَ»
هوای نفس دمساز با کوری (دل) انسان است.
دلی که با خواسته های نفسانی پیوند خورده، از پند و موعظه سودی نخواهد برد.
آن حضرت درباره کسی که او را نکوهش می کرد فرمود: شهوتها عقل او را سوزانده و دلش را کشته و نفسش او را بر خویشتن شیفته و عاشق ساخته است.
هرکس غفلت براو غلبه کند، قلبش بمیرد.
امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا(صلواة الله علیهم) روایت می کند که فرمود: سه دسته اند که هم نشینی با آنها دل را می میراند: همنشینی با اراذل و فرومایگان، گفت و شنود با زنان، ونشستن با توانگران.
قرآن کریم: «وَلا تُطِع مَن أَغفَلنٰا قَلبَهُ عَن ذِ کرِنٰا وَاَتبَعَ هَوٰاهُ وَکٰانَ أَمرُهُ فُرُطًا؛(5)
و از کسانی که قلبشان را ازیاد خود غافل ساختیم، اطاعت مکن، همانها که پیروی هوای نفس کرده، کارهایشان افراط گری است.
قرآن کریم: «کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهُ عَلٰی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّرٍجَبّٰارٍ؛»(1)
این گونه خداوند برقلب هرمتکبرجبّاری مهر«شقاوت» می نهد.
قرآن کریم:«رَضُوابِآن یَکُونُوا مَعَ الخَوٰالِفِ وَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِهِم فَهُم لا یَفقَهُونَ؛»(2)
آنها راضی شدند که با متخلفان باشند، و بر دل هایشان مهرنهاده شده، لذا نمی فهمند.حدیث:
کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته وترک کند،...بردل او در پردۀ گمراهی خورده.
قرآن کریم: «أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِم وَسَمعِهِم وَأَبصارِهِم وَأُولئِکَ هُمُ الغافِلُونَ؛»(4)
آنها (کسانی که حیات دنیا را برآخرت برگزیده اند) کسانی هستند که خدا (بر اثر فزونی گناه) برقلب و گوش و چشمشان مُهرنهاده (به همین دلیل چیزی نمی فهمند) و غافل واقعی آنهایند.
قرآن کریم: «کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهُ عَلٰی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ؛»(5)
این گونه خداوند برقلب هر متکبرجبّاری مُهر«شقاوت» می نهد.
«لجاجت و عناد در برابرحق پرده ای ظلمانی بر فکرانسان می اندازد، و حس تشخیص را از او می گیرد، کار بجایی می رسد که قلب او همچون یک ظرف دربستۀ مُهرشده می گردد، که نه محتوای فاسد آن بیرون می آید و نه محتوای صحیح و جان پروری وارد آن می شود.»(6)
«کَذٰالِکَ نَطبَعُ عَلٰی قُلُوبِ المُعتَدِینَ؛»(7)
این چنین ما هم بردل های تاریک سرکشان مُهربرنهیم.
«کَذٰالِکَ یَطبَعُ اللهِ عَلٰی قُلُوبِ الکٰافِرِینَ؛»(1)
همچنین خدا هم (بشقاوت کفر) دل های کافران را مُهرخواهدکرد.«وَقَولِهِم قُلُوبُنٰاغُلفٌ بَل طَبَعَ اللهُ عَلَیهٰا بِکُفرِهِم؛»(2)
و(از روی استهزاء) می گفتند بر دل های ما پرده افکنده شده، (و سخنان پیامبران را درک نمی کنیم) آری خداوند به علت کفرشان بر دل های آنها مُهرزد.
«اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواسَوٰاءٌعَلَیهِمءَاَنذَرتَه أَم لَم تُنذِرهُم لایُؤمِنُونَ.خَتَمَ اللهُ عَلٰی قُلُوبِهِم وَعَلٰی سَمعِهِم وَعَلٰی أَبصٰارِهِم غِشٰاوَةٌ وَلَهُم عَذٰابٌ عَظِیمٌ؛»(3)
کسانی که کافر شدند برای آنها تفاوت نمی کند که آنان را (از عذاب خداوند) بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. خدا بردل ها وگوش های آنان مهر نهاده و برچشم های آنها پرده افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظارآنهاست.
قرآن کریم:«ذٰالِکَ بِآنهُم ٰامَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلٰی قُلُوبِهِم فَهُم لا یَفقَهُونَ؛»(4)
این (کارهای منافقانه) بخاطر آن است که آنها(منافقین) نخست ایمان آوردند سپس کافرشدند، لذا بردل های آنها مُهرنهاده شده وحقیقت را درک نمی کنند.
حدیث:
همانا دل ها چهار(گونه) اند: دلی که درآن نفاق وایمان است و دلی که وارونه است و دلی که مُهر خورده است و دلی که تابناک و پاکیزه است... و اما دل مُهرخورده آن دل منافق است و اما وارونه آن دلِ مشرک است.
أبی بصیر و محمدبن مسلم گویند: از امام باقر (علیه السلام) شنیدیم می فرمود: هرکس سه نمازجمعه را بطور متواری و بدون عذرترک نماید، خداوند برقلب او مُهر(غفلت) خواهد زد.
قرآن کریم:«أَفَرَآَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَویٰهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلٰی عِلمٍ وَخَتَمَ عَلٰی سَمعِهِ وَقَلبِهِ وَجَعَلَ عَلٰی بَصَرِهِ غِشٰا وَةً فَمَن یَهدِیهِ مِن بَعدِ اللهِ أَفَلا تَذَ کَّرُونَ؛»(2)
آیا می نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده وخدا او را دانسته گمراه ساخته و مُهر(قهر) برگوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده پس او را بعد ازخدا چه کسی هدایتش خواهد کرد آیا متذکر نمی شوید!.
«وَلا تُطِع مَن أَغفَلنٰا قَلبَهُ عَن ذِ کرِنٰا وَاَتبَعَ هَوٰاهُ وَکٰانَ أَمرُهُ فُرُطًا؛»(3)
و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن، همانها که پیروی هوای نفس کرده و کارهایشان افراطی است.
«روح آدمی را، یا خدا پُر می کند و یا هوا، که جمع میان این دو ممکن نیست، هواپرستی، سرچشمه غفلت از خدا و خلق خدا است، هواپرستی عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی است و بالآخره هواپرستی انسان را درخویشتن فرو می برد و از همه حقایق جهان دور می سازد»(4)
قرآن کریم:«فَأَعقَبَهُم نِفٰاقًا فِی قُلُوبِهِم إِلٰی یَومِ یَلقُونَهُ بِمٰا أَخلَفُوا اللهَ مٰا وَعَدُوا وَبِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(5)
بخاطرپیمان شکنی و دروغشان، خداوند نفاق را دردل های آنها قرارداد.
علاقه به ریاست و ثروت، سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد. همانطوری که آب و باران سبب روئیدن سبزیجات می شود.
قرآن کریم:«وَبِمٰا کٰانُوا یَکذِبُونَ؛»(2)
بخاط دروغشان، خداوند نفاق را دردل های آنها قرارداد.
هرکس سه نمازجمعه را بطور عمد و بدون عذرترک نماید، خداوند برقلب او مُهرنفاق خواهد زد.
شک وتردید، نور دل را خاموش می سازد.
باب بیست و چهارم «ک»
محمد بن عیسی گوید: امام هادی (علیه السلام) دستورقتل فارس بن حاتم را صادر فرمود و برای کشنده اوبهشت را ضمانت کرد، جنیداورا بقتل رساند.
فارس شیطان صفتی بود که مردم را به گمراهی می کشاند، و به کارهای بدعت آمیز فرا می خواند، پس از طرف امام هادی (علیه السلام) دستورآمد که: این فارس ملعون، مردم را به نام من، گمراه می کرد و به بدعت فرا می خواند. خونش برای هرکس او را بکشد مباح است. کیست که او را بکشد و مرا از شرآن آسوده گرداند، تا در عوض من نزد خداوند برایش بهشت را ضمانت کنم؟.
هرکس حق را تضعیف وخوارکند، باطل او را بکشد و تباه سازد.
کسی که باحق دشمنی کند، حق او را بکُشد.
وقتی که دزد مسلح به خانه تو وارد شد، او را بکش، که خون بهای آن به گردن من است (خون بهاء ندارد).
آگاه باشید! همانا هیچ رگی قطع نمی شود، و هیچ دردسری پیش نمی آید و هیچ مصیبتی وارد نمی شود و هیچ بیماری مبتلا نخواهد شد مگر بخاطرگناه.
و این (برطبق) فرمایش خداوند (عزوجل) در کتابش: «و آنچه از رنج و مصیبت به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شما است در صورتی خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند.» و بعد فرمود: و آنچه خداوند می بخشد خیلی بیشتر از آن چیزی است به آن مجازات می شود.
کسی که تیغ ستم کشد، با آن کشته شود.
شهوات وخواسته های نفسانی کشنده گانند.
کسی که طغیان وستمگری کند، به آن دچار شود.
اسب طمع را سوارشدن، گردن مردان را قطع می کند.
هرکس نفسش را فرمانبرده، آن را کشته (وهلاک کرده) است.
هرکس در ذات پروردگار سبحان تفکّرکند،(واینکه خداوند چگونه موجودی است) مُلحد گردد.
هرکس در ذات پروردگار سبحان تفکّرکند، مُلحد و زندیق گردد.
کسیکه خدا را از روی خیال خود بپرستد کافراست، کسی که تنها نام خدا را بدون صاحب نام پرستش کند کافراست.
ای علی! ده کس از این امت به خدای بزرگ کفرورزیده است... و کسی که توانائی حج داشته باشد، اما تا زنده هست حج نگزارد و بمیرد.
یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهمالسلام)عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس! بدعتگذارمباش، کسیکه برأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود، و هرکه خانواده پیغمبرش (صلی الله علیه واله) را رها کند گمراه گردد، و کسی که قرآن و گفتار پیامبرش را ترک کند کافر شود.
قرآن کریم: «وَما اَرسَلنا فِی قَریَةٍ مِن نَذِیرٍ إَلا قالَ مُترَفُوها إِنّا بِما اُرسِلتُم بِهِ کافِرُونَ؛»(3)
ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری انذارکننده نفرستادیم، مگر اینکه مترفین آنها (همانها که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آنچه شما فرستاده شده اید کافرهستیم.«حرص، حسد»
ریشۀ کفر سه چیزاست: حرص، تکبّر و حسد.
اگر بندگان خدا وقتی که (حکم چیزی را) نمی دانستند، توقف می کردند(حرکت جاهلانه نمی نمودند) کافر نمی شدند و گمراه نمی گردیدند.
سررشتۀ کفرخیانت (کردن) است.
آنکه دین را از دست داده، در کفر و گمراهی سرگردان است.
قرآن کریم: «...وَوَیلٌ لِلمُشرِکِینَ. أَلَّذِینَ لایُؤتُونَ الزَّکوةَ وَهُم باِلآخِرَةِ هُم کافِرُونَ؛»(3)
...و وای برمشرکان. همانها که زکات را ادا نمی کنند، وآخرت را منکرند.
حدیث:
در انجیل نوشته است که: تا بدانچه دانسته اید عمل نکرده اید، ازآنچه نمیدانید نپرسید، همانا علمی که به آن عمل نشود، جز کفر برای صاحبش و دوری او از خدا نیفزاید.
کسی که با کافر برادری و با فاجر مجالست و معاشرت نماید، فاجر و کافراست.
قرآن کریم: «وَإِذ قُلنٰا لِلمَلائِکَةِ اسجُدُوالآدَمَ فَسَجَدُوا إلا إِبلِیسَ أَبٰی وَاستَکبَرَوَکٰانَ مِنَ الکٰافِرِینَ؛»(1)
و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز شیطان که سر باز زد و تکبّر ورزید (و به خاطرنافرمانی و تکبّر) از کافران شد.
حیله کردن به کسی که تو را امین قرارداده، کفراست.
ای أباذرسبّ و بدگوئی مسلمان فسق است. قتال و جنگ با او کفراست.
-عَن أَبِی حَمزَه ثُمٰالِی قٰال: سَمِعتُ أَبٰا عَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِذٰا قٰالَ الرَّجُلُ لأَخِیهِ المُؤمِنِ: اُفٌّ، خَرَجَ مِن وِلایَتِهِ وَإِذٰا قٰالَ: أَنتَ عَدُوِّی کَفَرَأَحَدُهُمٰا...؛(4)
حمزۀ ثمالی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرگاه کسی به برادر مؤمن خود بگوید: اُف (وای برتو) از ولایت (دوستی) اوخارج می شود، و وقتی گفت: تودشمن منی یکی از آنها کافرشده.
غیرت (نمایی) زن کفرآور، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.
1410الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن تَکَبَّرَفِی سُلطانِهِ صَغُرَ؛(2)
هرکس در حوزه ریاستش تکبر ورزد، کوچک شود.
لهو و لعب، از بین برندۀ کوشش است.
ازخصومت و دشمنی بپرهیزید، که آن کینه ها را بوجود می آورد.
ازسخن چینی بپرهیز، زیرا که آن کینه را می کارد و شخص را ازخدا ومردم دور می سازد.
دوری کن ازسخن زشت؛ که آن دل ها را به کینه می آورد.
باب بیست و پنجم «گ»
قرآن کریم: «وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمُونَ؛»(1)
وآنها که آیات ما را تکذیب کردند، تدریجا از راه که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.
«وَأُملِی لَهُم إِنَّ کَیدِی مَتِینٌ؛»(2)
و به آنها مهلت می دهیم، (تا مجازاتشان دردناکترباشد) زیرا طرح ونقشه من قوی (حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست)
دنیا، انسان را درچنگال گرفتاری ها وا می گذارد.
1415.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الدُّنیا رَأسُ الفِتَنِ وَأَصلُ المِحَنِ؛(4)
دنیا طلبی، سررشتۀ فتنه ها و ریشۀ همه گرفتاری ها است.
دنیا دوستی، نزدیک وهمراه با گرفتاری است.
1417.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : حُبُّ الرِّیاسَةِ رَأسُ المِحَنِ؛(6)
ریاست طلبی، سررشتۀ همه گرفتاری ها است.
1418.عَن أبان بنِ عَبدِ المالِکِ، عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) أنّهُ قالَ: لاتُبدِی الشّماتَةَ لأخِیکَ فَیَرحَمَهُ اللهُ وَیُصِیرُها بِکَ، وقال: مَن شَمَتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَت بِأخِیهِ لَم یَخرُج مِنَ الدُّنیا حَتّی یُفتَتَنَ؛(1)
از ابان بن عبدالملک، ازامام صادق (علیه السلام) روایت کند که فرمود: در گرفتاری برادر(دینی) خودت اظهار شادی وشماتت مکن (درنتیجه) خداوند به او رحم کند، و آن گرفتاری را بسوی تو بگرداند. و فرمود: هرکس به مصیبتی که به برادر(دینیش) رسیده شادکام شود وشماتت کند از دنیا نرود تا خودش گرفتارآن شود.
هرطمع کار، اسیروگرفتارست.
طمع کاری، گرفتاری است.
1421.الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَالبَغیَ فَاِنَّ البٰاغِیَ یُعَجِّلُ اللهُ لَهُ النِقمَةَ وَیُحِلُّ لَهُ المَثُٰلاتِ؛(4)
ازظلم وستمکاری بپرهیز، زیرا که خداوند ستمگر را بزودی به طرف کیفر و گرفتاری می کشد و بر او عقوبت ها را فرود می آورد.
کسی که گرفتاری های کوچک را بزرگ شمارد، خداوند سبحان او را به بزرگترش مبتلا گرداند.
آُرِیدُ أَن أَرحَمَهُ حَتّی آَستَوفِی مِن کُلِّ خَطِیئَةٍ عَمِلَها، إِمّا بِسُقمٍ فِی جَسَدِهِ وَإِمّا بِضِیقٍ فِی رِزقِهِ وَإِمّا بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ فَاِن بَقِیَت عَلَیهِ بَقِیَّةٌ شَدَدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوتِهِ؛(1)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا این که هرگناهی کرده است «عوضش را» یا به وسیله بیماری در تنش، یا به تنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش و اگر باز هم چیزی بماند مرگ را براو سخت کنم.
هیچ گرفتاری به بنده نمی رسد، مگربه سبب گناه.
کسی که نفس خود را در چیزی که دوست دارد رها کند نفس، او را در چیزی که دوست ندارد به رنج اندازد وگرفتارنماید.
دوری کن از اطاعت هوای نفس، زیرا که هوای نفس انسان را بسوی هرگرفتاری می کشند.
1426.عَنِ الکاهِلِی سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ یَعقُوبَ لَمّا ذَهَبَ مِنهُ بِنیامِینُ نادی یا رَبِّ أَماتَرحَمُنِی؟ أَذهَبتَ عَینَیَّ وَأَذهَبتَ إبنَیَّ، فَأَوحَی اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی: لَوأَمَتُّهُمالَأَحیَیتُهُمالَکَ حَتّی أَجمَعَ بَینَکَ وَبَینَهُما وَلکِن تَذکُرُشّاةَ الَّتِی ذَبَحتَها وَشّوَّیتَها وَأَکَلتَ وَفُلانٌ وَفُلانٌ إِلی جانِبِکَ صائِمٌ لَم تُنِلهُ مِنهُ شَیئًا؛(5)
کاهلی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: چون بنیامین از دست یعقوب رفت، عرض کرد: بار پروردگارا به من رحم نمی کنی؟ چشمم را که گرفتی و فرزندم را که بردی، پس
خدای تبارک وتعالی به او وحی کرد: که اگر من آن دو را (یوسف وبنیامین را) میرانده باشم برایت زندشان می کنم ولی آیا به یاد داری آن گوسفندی که سر بریدی و بریان کردی وخوردی و فلان و فلان در همسایگیت روزه بودند و چیزی ازآن به آنها ندادی؟!.
قرآن کریم:«فَلیَضحَکُوا قَلِیلًا وَلیَبکُوا کَثِیرًا جَزاءً بِما کانُوا یَکسِبُونَ؛»(1)
آنها باید کمتر بخندند و بسیاربگریند، این جزای کارهائی است که انجام دادند.
دوری کن از سرکشی وطغیان، که آن سرنگونی را نزدیک وعاملش را به گریه وا خواهد داشت.
ایستادگی روی اندیشه خود وخود رأی بودن، تو را می لغزاند و به پرتگاه ها می افکند.
هرکس درخداشناسی به رأی خود و به قیاس تکیه کند(وعمل نماید) گمراه گردد و کارهایش (و امور زندگیش) دشوار شود.
قرآن کریم:«وَمَن أَظلَمُ مِمَّن ذُکِّرَبِٰایٰاتِ رَبِّهِ فَأَعرَضَ عَنهٰا وَنَسِیَ مٰا قَدَّ مَت یَدٰاهُ إنِّٰا جَعَلنٰا عَلٰی قُلُوبّهم أَکِنَّةً أَن یَفقَهُوهُ وَفِی ٰاذٰانِهِم وَقرًا وَإِن تَدعُهُم إَلَی الهُدی فَلَن یَهتَدُوا إِذًا أَبَدًا؛»(1)
چه کسی ستمکارتراست از آنها که به هنگام یادآوری آیات پروردگارشان از آن روی برمی گردانند، و آنچه با دست خود انجام داده فراموش می کنند، ما بر دل هاشان پرده افکنده ایم تا نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی قرار داده ایم (تاصدای حق را نشنوند!) ولذا اگرآنها را بسوی هدایت بخوانی هرگزهدایت نمی شوند!.
قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(2)
مسلما آنها که فرزندان خود را از روی سفاهت و نادانی کشتند، زیان دیدند وآنچه را خدا به آنها روزی داده بود برخود تحریم کردند و برخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و(هرگز) هدایت نیافتند.
یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهمالسلام) عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس ! بدعتگذارمباش*، کسی که به رأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود، و هرکس خانواده پیغمبرش (صلی الله علیه واله) را رها کند گمراه گردد، وکسی که قرآن و گفتار پیامبرش را ترک کند کافر شود.
محمد بن مسلم ازامام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:... ورسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرنوع بدعت گمراهی است، وهربدعت به سوی جهنم است. (صاحبش را به جهنّم می برد)
عبدالرحیم قصری ازامام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هربدعتی گمراهی است وهرگمراهی درآتش.1434. قٰالَ أبُوجَعفَرِ (علیه السلام) : مٰا مِن أحَدٍ إلاوَلَهُ شِرَّةٌ وَفَترَةٌ فَمَن کٰانَت فَترَتُهُ إلٰی سُنَّةٍ فَقَدِ اهتَدی وَمَن کٰانَت فَترَتُهُ إلٰی بِدعَةٍ فَقَد غَویٰ؛(4)
هرکسی را جوشش و آرامشی است، آنکه آرامشش به سوی سنّت باشد هدایت یافته وآنکه آرامشش بسوی بدعت باشد گمراه گشته است.
«هرکسی برای أخذ دین و مسائل دینی خود اوّل تلاش و کوشش می نماید، وقتی آن را از راه صحیح بدست آورد به آرامش می رسد»
قرآن کریم:«وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّوا عَن سَبِیلِکُ، رَبَّنٰا أَطمِس عَلٰی أَموٰالِهِم وَاشدُد عَلٰی قُلُوبِهِم فَلا یُؤمِنُوا حَتّیٰ یَرَوُا العَذٰابَ الأَ لِیمَ؛»(5)
موسی گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافیایش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده ای ونتیجه اش این شده که (بندگانت را) از راه توگمراه می سازند، پروردگارا! اموالشان نابود کن و دل هایشان را سخت (و سنگین) ساز، تا عذاب دردناک را نبینند ایمان نیاورند.
1) - غرر، ج 1، ص 22، ح 602.
*- بدعت: پدیده انحرافی دردین
2) - وسائل الشیعه، ج 11، ص 511، ح 6.
3) - اصول کافی، ج 1، ص 72، ح 8.
4) - اصول کافی، ج 1، ص 90، ح 10.
5) - سوره یونس، آیه 88.
سلیم بن قیس گوید: شنیدم علی (علیه السلام) می فرمود: و کمترین چیزیکه بنده بواسطۀ آن گمراه شود آنست که حجّت خدای تعالی وگواهش را بر بندگانش نشناسد(یعنی) آنکس راکه خدای (عزّوجلّ) دستور به فرمان برداریش داده.
قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(2)مسلما آنها که فرزندان خود را ازروی سفاهت ونادانی کشتند زیان دیدند، وآنچه را خدا به آنها روزی داده بود برخود تحریم کردندوبرخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و(هرگز) هدایت نیافتند.
اگر بندگان خدا وقتی که (حکم چیزی را) نمی دانستند توقف می کردند (حرکت جاهلانه انجام نمی دادند) کافر نمی شدند وگمراه نمی گردیدند.
هرکس را علم فایده نرساند(و هدایتش نکند) جهل و نادانی گمراهش سازد.
نکوهیده باد رشک وحسد، که چه اندازه شخص را از راه راست بدر می برد وگمراه می کند، و ابتدا به صاحب خود (اثر) کرده و او را می کشد.
قرآن کریم: «وَاِنَّهُم لَیَصُدُّونَهُم عَنِ السَّبِیلِ وَیَحسَبُونَ اَنَّهُم مُهتَدُونَ؛»(2)
وآنها (شیاطین) این گروه (گروهی که از یاد خدا رو گردانده اند) را از راه خدا باز می دارند، درحالی که گمان می کنند هدایت یافتگان حقیقی آنها هستند.
قرآن کریم: «وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّواعَن سَبِیلِکُ...؛»(4)
موسی گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافیایش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده ای که-بندگانت را- از راه تو گمراه می سازند.
و زینت های آن (دنیا) گمراهی است.
آنکه دین را از دست داده، در کفر و گمراهی سرگردان است.
امام ابوالحسن (علیه السلام) در رابطه با فرمایش خداوند (عزّوجلّ) که فرموده: «گمراه تر از آنکه هوای نفس خود را بدون هدایت خدا پیروی کند کیست؟» فرمود: یعنی کسیکه دینش، رأیش باشد بدون امامی از أئمه هدی «یعنی امامی را، که خدا رهبر و هادی او قرارداده رها کند وطبق رأی وسلیقه خویش عمل نماید».
محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکس دین داری خدا کند با عبادتی که خود را در آن به زحمت افکنده ولی پیشوائی از جانب خدا برای خود نداشته باشد، کوشش او پذیرفته نیست و او گمراه و سرگردان است...چنین است، بخدا ای محمد! حال کسیکه ازجمله این امّت باشد و او را امامی آشکار «یعنی امامتش با دلیل متقن ثابت شده» و عادل از طرف خدای(عزّوجلّ) نباشد، او گمراه و گمشده است و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.
هرکس رآی و نظرخود را بپسندد، گمراه گردد.
سنّت دوگونه است: سنّتی است در واجب که عمل به آن هدایت و ترکش گمراهی است، و سنّتی است در غیرواجب که عمل به آن فضیلت است وترک آن غیرگناه.
بِآثٰارِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَسُنَّتِهِ وَآثٰارَالأَئُمَّةِ الهُدٰاةِ مِن أَهلِ بَیتِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه واله) مِن بَعدِهِ وَسُنَّتِهِم، فَاِنَّهُ مَن أَخَذَ بِذٰالِکَ فَقَدِاهتَدٰی، وَمَن تَرَکَ ذٰالِکَ وَرَغِبَ عَنهُ ضَلَّ لأَّنّهُم هُمُ الَّذِینَ أَمَرَاللهُ بِطٰاعَتِهِم وَوِلایَتِهِم؛(1)
امام صادق (علیه السلام) - در یک حدیث طولانی- فرمود: از آثار و سنّت رسول خدا (صلی الله علیه واله) تبعیت کنید و آنها را أخذ نمائید، و از هوای نفس خود و نظرخویش تبعیت نکنید، که گمراه خواهید شد، پس همانا گمراه ترین مردم نزد خداوند کسی است که بدون راهنمای الهی از هوای خود و رأی خود پیروی نماید، و فرمود: ای گروه «شیعیان» بر شما باد آثار رسول خدا (صلی الله علیه واله) و روش او و بعد از او آثار أئمه هداء از أهل بیت رسول خدا و روش آنان، پسالبته هرکس آن را أخذ کند حتما هدایت یافته، و هرکس آن را ترک کند و از آن روگرداند گمراه شده است، برای اینکه آنان هستند که خداوند أمربه إطعت و ولایت آنها فرموده است.
قرآن کریم: «وَمَن یُشرِک بِاللهِ فَقَد ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا؛»(2)
وهرکس برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی دوری افتاده است.
هیچ گاه بنده ای نلغزد وگمراه نشود، مگرآنکه شک او بر یقینش غلبه کند.
قرآن کریم: «کُتِبَ عَلَیهِ أَنَّهُ مَن تَوَلّاهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَیهدِیهِ إِلی عَذابِ السَّعِیرِ؛»(4)
براونوشته ومقررشده که هرکس ولایتش را برگردن نهد، بطورمسلم گمراهش می سازد و به آتش سوزانی راهنماییش می کند.
1447.وقتی جنگ نهروان تمام شد حضرت علی (علیه السلام) بر مرکب سوار شد و بر کشتگان خوارج عبورکرد وفرمود:
لَقَد صَرَعَکُم مَن غَرَّ کُم قِیلَ: وَمَن غَرَّهُم ؟ قالَ (علیه السلام) : اَلشّیَطانُ وَاَنفُسُ السُّوءِ؛(5)
همانا شمارا به زمین افکند کسی که شما را گمراه کرد. عرض شد: چه کسی گمراهشان کرد؟ فرمود: شیطان و نفس بد(وآلوده).
قرآن کریم:«وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَولِیاؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِإِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ آَصحابُ النّارِهُم فِیها خالِدُونَ؛»(1)کسانی که کافر شدند، أولیای آنها طاغوتها هستند، که آنها را از نور به سوی ظلمت ها بیرون می برند، آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.
کسی که بعقل خود مغرور شود، (و با کسی مشورت نکند) گمراه می گردد.
کسی که خود رای باشد (و از نظردیگران استفاده نکند) می لغزد وگمراه می شود.
طلحه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرکه بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که بیراهه می رود، هرچند شتاب کند از هدف دورترگردد.
گمراهی مردم، همه بین خواسته های نفسانی شهوت وغضب است.
قرآن کریم: «قَدخَسِرَالَّذِینَ قَتَلُوا أَولٰدَهُم سَفَهًا بِغَیرِعِلمٍ وَحَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللهُ اِفتَرٰاءً عَلَی اللهِ قَدضَلُّوا وَمٰا کٰانُوا مُهتدِینَ؛»(1)
مسلما آنها که فرزندان خود را از روی سفاهت ونادانی کشتند، زیان دیدند و آنچه را خدا به آنها روزی داده بود بر خود حرام کردند و برخدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و (هرگز) هدایت نیافتند.«کفر، کافرشدن به خدا، کافرشدن به ملائک، کافرشدن به کتاب های آسمانی، کافرشدن به پیامبران الهی، کافرشدن به روز قیامت»
قرآن کریم: «وَمَن یَکفُربِاللهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالیَومِ الآخِرِ فَقَد ضَلَّ ضَلالا بَعِیدًا؛(2)
و کسی که خدا و فرشتگان او، کتاب ها و پیامبرانش و روز باز پسین را انکار کند و کافر شود در گمراهی دوری افتاده است.
قرآن کریم: «فَمَن کَفَرَبَعدَ ذٰالِکَ مِنکُم فَقَد ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ؛»(3)
اما هرکس بعد از این (پیمان الهی و...) کافر شود از راه راست منرف وگمراه گردیده است.
قرآن کریم:«وَمَن یَتَبَدَّلِ الکُفرَبِالإِیمٰانِ فَقَد ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ؛»(4)
وکسی که کفر را با ایمان مبادله کند،(وآن را بجای ایمان بپذیرد) از راه مستقیم(عقل و فطرت) گمراه شده است.
قرآن کریم: «قالَ بَصَرتُ بِما لَم یُبصِرُوابِهِ فَقَبَضتُ قَبضَةً مِن أَثَرِالرَّسُولِ فَنَبَذ تُها وَکَذالِکَ سَوَّلَت لِی نَفسِی؛»(5)
(سامری) گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند، قسمتی از آثار رسول (و فرستادۀ خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و این چنین نفس من مطلب را در نظرم جلوه داد.
هرکس هدایت را از غیراهلش بخواهد، گمراه گردد.1452. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَهدَی الغٰاوِیَ عَمِیَ عَن نَهجِ الهُدٰی؛(2)
هرکس ازگمراه هدایت جوید، از راه هدایت کورماند.
قرآن کریم:«أَفَرَءَ یتَ من اتّخذ إِلهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلمٍ وَخَتَمَ عَلی سَمعِهِ وَقَلبِهِ وَجَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشوَةً...؛»(3)
آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرارداده؟ و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته، و برگوش و قلبش مُهرزده، و برچشمش پرده ی افکنده.
قرآن کریم:«قُل لا أَتَّبِعُ أَهوٰاءَ کُم قَد ضَلَلتُ إِذًا وَمٰاأَنَ مِنَ المُهتَدِینَ؛»(4)
بگو من از هوا و هوس های شما طبعیت و پیروی نمی کنم، اگرچنین کنم گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود.
حدیث:
براستی! که اگر تو هم طابع هوای نفست باشی تو را کروکورگرداند، و بازگشت گامت را تباه سازد و تو را (به درّۀ خواری و پستی) پرتاب نماید و هلاک کند.
*«أَدرَئَکَ»
کسی که هوای نفسش را پیروی کند، هوای نفس، او را بلغزاند وگمراه سازد.
گمراهی نفس، در اطاعت از او است.1457. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلشَّهوَةُ أَحَدُالمُغوِیَینِ؛(2)
شهوت و هوای نفس، یکی از دو گمراه کننده است.
همۀ گمراهی، دراطاعت ازنفس است.
هرکس نفسش براومسلّط شد، گمراه گردید.
هرکس نفس خویش را رها سازد، نفس اورا درراههای تاریکی به گمراهی بکشاند.
نفس خود را رها نکنید، تا شما را به راههای ظلمت وگمراهی ببرد.
هرکس به آنفس خویش مدارا کند (وآن را کنترل ننماید) نفس او را بسوی گناهان حرام بکشاند.
أبی یعفورگوید: از امام امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: از مناجات های خدای (عزوجل) با موسی (علیه السلام) این بود که ای موسی...و به مال زیاد هیچ کس غبطه مبر، زیرا مال بسیار مایه گناه بسیاراست.
هیچ چیزی ازگناه کاری برخداوند سبحان نیست، مگر در خواهش نفس و شهوت رانی.
چگونه می تواند برشهوت وهوای نفس صبرکند، کسی که پاکدامنی یاریش ننماید.
کسی که از لباس پرهیزکاری برهنه گردد، به چیزی از اسباب دنیا پوشیده نشود. «هیچ چیز نتواند او را از گناه و عیوب باز دارد»
1466عَن مُعاوِیَةَ بنِ عَمّارٍ قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّهُ وَاللهِ ماخَرَجَ عَبدٌ مِن ذَنبٍ بِاصرارٍوَما خَرَجَ عَبدٌ مِن ذَنبٍ إِلابِاقرارٍ؛(4)
معاویة عمارگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا، قسم به خدا هیچ بنده ای مادامی که اصرار به گناه دارد و اقرار به گناه نکرده، از گناه رهایی نخواهد یافت.
إِلا لِأَحَدِ ثَلاثَةٍ: صاحِبِ سُلطانِ جائِرٍ، وَصاحِبِ هَوی، وَالفاسِقِ المُلعِنِ.(1)
به راستی من به این امّت از کسانی که حق ما را شناخته باشد امید نجات دارم مگر به سه نفر: رفیق پادشاه ستمگر، وکسی که از هوای نفس پیروی می کند، وفا سقی که فسق خود را آشکار می سازد.
قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازدادُوا کُفرًا لَم یَکُنِ اللهُ یَغفِرَلَهُم وَلا یَهدِیَهُم سَبِیلًا؛»(2)
آنها که ایمان آرودند، سپس کافرشدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربارکافر شدند سپس برکفرخود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید وآنها را به راه (راست) هدایت نمی کند.
همانا خداوند آمرزنده همۀ گناهان است، بجزکسی که... و یا انسان آزاد(غیرعبد) را بفروشد.
و اما ستمی که خدا صرف نظرنکند، حقوقی است که مردم به یکدیگردارند.
همانا خداوند آمورزنده همۀ گناهان است بجز کسی که دین جدید بیاورد (و بدعتگذاری کند)، و کسی که دستمزد کارگر را ندهد.
هر روز دوشنبه و پنجشنبه درهای آسمان گشوده می شود، و در آن روزگناهان هرکس را که برای خدا شریک قائل نباشد بخشوده شود مگر آن کس که با برادر خود دشمنی داشته باشد.
به راستی خداوند نمی بخشد این که به او شریک قرار داده شود.
و اما ستمی که خداوند نمی بخشد، پس شرک است.
1473عَن أبِی ذَرعَنِ النّبِی (صلی الله علیه واله) فِی وَصِیَّتِهِ لَهُ قالَ: إِیّاکَ وَالغِیبَةَ، فَاِنَّ الغِیبَةَ أَشَدَّ مِنَ الزِّنا، قُلتُ وَلِمَ ذالِکَ یارَسُولَ اللهِ؟ قالَ: لِأَنَّ الرَّجُلَ یَزنِی فَیَتُوبُ إِلَی اللهِ فَیَتُوبُ اللهُ عَلَیهِ، وَالغِیبَةُ لا تُغفَرُحَتّی یَغفِرَصاحِبُها؛(4)
أبوذر گوید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) - در وصیتش برای او- فرمود: ای أباذر از غیبت بپرهیزکه هامانا (گناه) غیبت از زنا سخت تراست، عرض کردم چرا این چنین است یا رسول الله؟فرمود: زیرا که مرد زنا می کند بعد توبه می نماید (و برمی گردد) بسوی خداوند و خدا توبه او را می پذیرد، و امّا غیبت آمورزیده نمی شود مگرآن که صاحبش (غیبت شونده) آن را ببخشد.
آنکه دانسته گناه می کند، سزاوارگذشت و عفو نیست.
قُلتُ: وَمَا المُحَقَّراتُ؟ قالَ: الرَّجُلُ یُذنِبُ الذَّنبَ فَیَقُولُ: طَوبی لِی إِن لَو یَکُن لِی غَیرُذالِکَ؛(1)
أبی اسمة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ازگناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید که آنها بخشوده نمی شود، عرض کردم: گناهان کوچک شمرده شده چیست؟ فرمود: مرد گناهی را مرتکب می شود و بعد می گوید: خوشابحالم اگرغیر از این گناهی نداشتم.
از گناهانی که بخشوده نمی شود، گفتار مرد است که گوید: ای کاش به غیر از این (گناه) موآخذ او مجازات نمی شدم «کانه این که چیزی نیست».
از آشکارا گناه کردن بپرهیز، که آن ازسخت ترین گناهان اشت.
چهار چیز درگناه هست که خطرش از خود گناه بدتراست: کوچک شمردن گناه، افتخار به گناه وخوشحال شدن به گناه و اصرار برآن.
اصرار برگناه بزرگترین گناه است.
از اصرار برگناه بپرهیز، که آن از بزرگترین گناهان و بالاترین جرم هاست.
با اصرار برگناه، گناه صغیره ای وجود ندارد، و با استغفار گناه کبیره ای وجود نخواهد داشت.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: خدای (عزوجل) از صاحب خوی بد توبه نخواسته، عرض شد ای رسول خدا این چگونه باشد؟ فرمود: به جهت این که هرگاه از گناهی توبه کند در گناه بزرگتری افتد.
گردنکشی، شخص را به افتادن در گناهان می کشاند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بخاطرکثرت مال غبطۀ هیچ کس را مخور، زیرا مال بسیار مایۀ گناه بسیار است.
هرکس حرامی بدست آورد گناهان را گرد آرد.
حسود و رشک، حسرتش فراوان وگناهانش دو برابراست.
هرکس داد مظلوم را از ظالم نستاند، گناهانش بزرگ گردد.
و هرکس در محکمۀ داوری به غیر مأنزل الله (یعنی بغیرقانون الهی) حکم راند گناهش مانند آنکس باشد که به دروغ شهادت وگواهی دهد، و او را بدوزخ برند و به عذابی همانند شاهد کاذب معذّب سازند.
از بی حیائی و بی شرمی بپرهیز، زیرا که آن تو را بسوی ارتکاب زشتی ها وهجوم بدی ها وگناهان می کشاند.
هرگاه اطاعت ها از خدا کم گردد، گناهان بسیار شوند.
حرص وبخل، بنایش برروی پایۀ شک وکمی اطمینان به خدا است.
بنای دروئی، بردروغ است.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: علی بن حسین (علیهمالسلام) به فرزندانش می فرمود: ازدروغ کوچک و بزرگ، جدی وشوخیش بپرهیزید، زیرا آنکس که درچیزکوچک دروغ گفت به دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا می کند.
از دروغ راست وشوخیش صلاح وصحیح نیست وهمچنین صلاح نیست که یکی از شماها به فرزندش وعده ای دهد سپس وفا نکند، همانا دروغ (انسان) را می برد بسوی فجور و گناه و فجورهم (انسان) را می برد بسوی آتش.
همین گناه تو را بس، که پیوسته (با مردم) درحال دشمنی و مخاصمه باشی.
دوستی دنیا، سرسلسله هرگناه است.
هرکس از دنیا چیری که خرسندش کند طلب نماید، جنایتش بیشتر و ستم و رنجش بسیار گردد.
سررشتۀ همۀ خطاها «وگناهان» دوستی دنیا است.
امام جعفرصادق (علیه السلام) ازپدران بزرگوارش نقل می کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: بزرگترین گناهان، رُبودن و تصرّف کردن مال شخص مسلمان، به ناحق است.
قرآن کریم: «وَلا تَقرَبُواالزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِیلًا؛»(6)
و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت و بد راهی است «که انسان را به طرف گناهان دیگر نیز می کشاند».
سرکشی، در ستمگری است.
سخن چین قاتل سه نفر است: قاتل خود، و قاتل کسی که سخن چینی آن را کرده، و کسی که نزد او سخن چینی کرده است.
برتو باد! به دوری از سوء ظن و بدگمانی، زیرا که سوء ظن و بدگمانی عبادت را فاسد و گناه را بزرگ می نماید.
ترس، حرص و بُخل خوی های زشتی هستند، که سوء ظن و بدگمانی به خداوند آنها را گردهم می آورد.
سوء ظن و بدگمانی به (انسان) نیکوکار، بدترین گناه و زشت ترین ظلم است.
خدای (عزوجل) برای بدی قفل هائی قرارداد، وکلیدهای آنها را در شراب قرارداد، و در دروغ بدتر از شراب است.
شر و بدی کَشنده، (و در بردارنده) گناهان است.
حرص و بخل بنایش بر روی پایۀ شک و کمی اطمینان به بخداست.
قرآن کریم: «یااَیُّهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَمَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانی فَاِنَّهُ یَأمُرُبِالفَحشاءِوَالمُنکرِ؛(6)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از گام های شیطان پیروی نکنید، هرکس قدم جای قدم های شیطان بگذارد (گمراهش می سازد)، چرا که او امر به فحشا و منکر می کند.
ص 24، ح 696.
5) - «همین موضوع، عدم اطمینان به خدا، حدیث شماره 1491»
6) - سوره نور، آیه 21.
و البته آنها که از هم ببرند و قطع رحم نمایند، و بهم پشت کنند بار(گناه) شان سنگین است.«طَعنه زدن»
برتوباد، به دوری از اینکه زبان طعنه ات برمردم دراز باشد، و درباره خودت سهل انگار باشی که آن وقت گناهت سنگین گردد و از ثواب محروم مانی..
هرکس برخلاف علمش عمل کند، (عالم بی عمل باشد) جرم وگناهش بزرگتراست.
غضب، کلید هرشری است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: شنیدم پدرم می فرمود: مرد بیابانی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه واله) آمد و عرض کرد: من صحرانشینم (و چون نمی توانم همیشه به خدمت شما برسم) کلمات جامعی به من بیاموز، حضرت فرمود: دستورت می دهم که غضب مکن، مرد عرب درخواست خود را سه بار تکرارکرد (و همان جواب را شنید) تا آن مرد بخود آمد و گفت: دیگر سؤالی نمی کنم، رسول خدا (صلی الله علیه واله) جز به خیر مرا دستور نفرمود.(زیرا همان غضب
نکردن مرا از دشنام، تهمت، آزار مسلمان، چاقوکشی، آدم کشی وگناهان دیگر باز می دارد) سپس فرمود: پدرم می فرمود: سخت تر از غضب چه چیز است، همانا مرد غضب می کند و در اثرآن مرتکب قتل نفسی که خدا حرام کرده می شود و زن پاکدامن را متّهم می سازد.
وُزرای بد و نااهل، یاور ستمکاران و برادرگنهکاران است.
پافشاری بر گناه، روش فجّاراست.
از زشتی دوری کن، که آن بدنامت سازد وگناهانت را زیاد کند (سبب زیادی گناهان می شود).
از کبر و غرور بترس، که آن سر رشته طغیان و نافرمانی خداوند رحمن است.
کافرفاجر، بدکار و جاهل است.
برای یاری باطل از دیگران، کمک خواستن خیانت وجنایت است.
قرآن کریم: «إِنَّمَااستَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبُوا؛»(1)
شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت.
کسی که به کار مردمی راضی باشد، همچون کسی است که با آنها به آن کار داخل شده و انجام داده است و از برای هرداخل شونده در باطلی دو گناه است، یکی گناه راضی شدن ودیگری عمل به آن.
کسی که در گناهان زیاد فکرکند، گناهان او را بسوی خود کشانند.
گناهان کوچک، راهی به سوی گناهان بزرگ هستند، و هرکس درگناه اندک از خدا نترسد در گناه بیشترهم ترسی نخواهد داشت.
از پرگوئی دوری کن، زیرا هرکس سخنش زیاد شود گناهانش بیشترگردد.
مکروحیله، خوی فرومایگان است.
کسی که در لذات زیاد فکرکند، لذات به اوغلبه کنند (وبه سوی گناه کشاند).
هرنافرمانبر، گنهکاراست.
با نفس خویش نرم رفتارنکنید، که شما را بسوی گناه می کشاند.
از(آثار) اطاعت شهوت، چند برابرشدن گناهان است.
هرکس در نزد فحّاش و بدگوی دوستان خدا بنشیند، خداوند را معصیت کرده است.
حَتّی یَکُونَ ظالِمًا؛(1)
هشام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: شخص گاهی مظلوم واقع می شود، ولی آنقدر در نفرین به ظالم افراط می کند، که خود او نیز می شود ظالم.
بی وفائی (وعهدشکنی) گناه را بزرگ و قدرومنزلت را کم می کند.
قرآن کریم: «فَطَوَّعَت لَهُ نَفسُهُ قَتلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصبَحَ مِنَ الخاسِرِینَ؛»(3)
نفس سرکش تدریجا او(قابیل) را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت، و از زیانکاران شد.
آشکارکننده گناه، مانند انجام دهنده آن است.
و هرکسی زنی را برای مردی وصف کند و زیبائی او را چندان نزد وی بستاند که آن مرد را فریفته آن زن گرداند تا از او به حرامی کام گیرد، بِزه وگناهش همانند آن کس باشد که از ان زن بحرامی کام گرفته است.
و هرکس مال دزدی را با اینکه بداند دزدیست بخرد، او با شخص دزد. فرقی ندارد وهردوباهم در ننگ این عمل و کیفرآن شریک یکدیگرخواهندبود.
و کسی که «دیگری را» به کار بدی فرمان دهد، و یا به آن راهنمای کند و یا به آن اشاره نماید، شریک آن خواهد شد.
کسی که به کار مردمی راضی باشد همچون کسی است که با آنها به آن کار داخل شده.
ظلم کننده و کسی به آن راضی می شود و کسی که او را یاری می نماید، هرسه در جرم شریک هستند.
هرمؤمنی در خصومت و دعوا، مؤمنی را پیش قاضی و یا حاکم جور ببرد، سپس آن قاضی و یا حاکم به غیرحکم خدا حکم کند، آن مؤمن درگناه اوشریک است.
وَلَحِقُهُ وِزرُمَن عَمِلَ بِفُتیٰاهُ؛(1)
هرکس ندانسته و بدون راهنما «وبدون تعلیم» به مردم فتوی دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند وگناه آنکه به فتوایش عمل کند دامن گیرش شود.
هرکس مؤمنی را دانسته و از روی عمد بکشد، خداوند متعال همۀ گناهان وی را برقاتل نویسد و مقتول از همۀ گناهانش بَری وآزاد شود، و این کلام خدای تعالی است که از پسران آدم نقل فرموده «من میخواهم تو زیر بارگناه من وگناه خود بمانی تا از دوزخیان باشی»
غیبت شنو، همچون غیبت کننده است.
شنونده غیبت، ماننده غیبت کننده است.
قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : لاتَصحَبُوا أَهلَ البِدَعِ وَلاتَجٰالِسُوهُم فَتَصِیرُواعِندَ النّٰاسِ کَوٰاحِدٍ مِنهُم، قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : أَلمَرءُ عَلیٰ دِینِ قَرِینِهِ؛(6)با اهل بدعت رفاقت و هم نشینی نکنید، که نزد مردم مانند یکی از آنان خواهید بود، رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: انسان برکیش دوست و رفیق خود است.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِیّٰاکَ وَمُصٰاحِبَةَ أَهلِ الفِسقِ فَاِنَّ الرّٰاضِی بِفِعلِ قَومٍ کَالدّٰاخِلِ مَعَهُم؛(7)
دورکن از همنشینی با اهل فسق وفجور، زیرا هرکس به عمل و کارگروهی راضی باشد جزء آنان خواهد بود.
آشکارکننده فحشا ومنکر، مانند انجام دهنده آن است.
هرکس شهادت دروغ برعلیه یک نفراز مردم بدهد، در دَرَکِ اسفل از آتش جهنم با منافقین از زبانش آویزان خواهد شد، وهرکس از حق برادرمسلمان خود چیزی را حبس (و ندهد) خداوند برکت روزی را بر او حرام خواهد کرد مگرآنکه توبه کند، وکسی که حرف فحشا و زشتی را بشنود وآن را فاش کند(و نشردهد) پس اومانند انجام دهنده آن است.
مال زیاد، باعث تباهی وفساد قلب وفراموشی گناهان می شود.- عَن إسماعِیل بنِ أبِی زِیادٍ، عَن أبِی عَبدِاللهِ، عَن آبِیهِ (علیهما السلام) قالَ: أَوحَی اللهُ تَبارَکَ وَتَعالی إِلی مُوسی (علیه السلام) : لا تَفرَح بِکَثرَةِ المالِ وَلا تَدَع ذِ کرِی عَلی کُلِّ حالٍ، فَاِنَّ کَثرَةَ المالِ تُنسِی الذُنُوبَ...؛(4)
اسماعیل بن ابی زیاد می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می کند که فرمود: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که به خاطرافزونی «فزونی» مال خرسند مباش، و در هیچ حالتی یاد مرا فراموش مکن، زیرا که افزونی «فزونی» مال گناهان را ازیاد می برد و فراموش کردن من، قلب را با قساوت می کند.
قرآن کریم: «وَلَقَدذَرَأنالِجَهَنَّمَ کَثیرًا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ، لَهُم قُلُوبٌ لا یَفقَهُونَ بِها وَلَهُم أَعیُنٌ لا یُبصِرُونَ بِها وَلَهُم آذانٌ لا یَسمَعُونَ بِها، أُولائِکَ کَالأَنعامِ بَل هُم أَضَلَّ أُولائِکَهُمُ الغافِلُونَ؛»(1)
و بطورمسلّم گروه بسیاری ازجن و إنس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دل ها و(عقل ها) یی دارند که با آن (اندیشه نمی کنند) و نمی فهمند و چشمانی دارند که با آن نمی بینند وگوش هایی دارند با آن نمی شنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان همانا غافلانند(زیرا با این که همه گونه امکانات هدایت دارند باز هم گمراهند).
حدیث:
با غفلت دل، شنیدن گوش فایده ای ندارد.
باب بیست و ششم «ل»
قلب هایتان را ازحسد پاک کنید، زیرا که حسد، اندوه آورنده ولاغرکننده است.
قرآن کریم: «وَجَعَلناهُم أَئِمّةً یَدعُونَ إِلَی النّارِوَیَومَ القِیامَةِ لایُنصَرُونَ. وَأَتبَعنٰاهُم فِی هذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةً وَیَومَ القِیٰامَةِ هُم مِنَ المَقبُوحِینَ؛»(2)
و ما آن قوم (ظالم) را پیشویان ضلالت و دعوت به دوزخ قرار دادیم و روز قیامت هیچکس آنها را از عذاب دوزخ نجات نخواهد داد. و در این دنیا لعنت پشت سرنصیب آنها،(فرعونیان متکبّر و...) کردیم، و در روز قیامت از زشت رویانند.
قرآن کریم:«کیَفَ یَهدِی اللهُ قَومًا کَفَرُوا بَعدَ اِیمٰانِهِم وَشَهِدُواأَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجٰاءَهُمُ البَیّنِٰاتُ؛(3)چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می کند، که بعد از ایمان وگواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه های روشن برای آنها، کافرشدند.
«وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الظّٰالِمِینَ،أُولٰئِکَ جَزٰاؤُهُم أَنَّ عَلَیهِم لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ؛(1)
و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد. کیفر آنها این است که لعن (وطرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی برآنهاست.
قرآن کریم:«وَأَتبَعنٰاهُم فِی هذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةً...؛»(2)
و در نتیجۀ اعمالشان (تکذیب پیامبران الهی و...) در این دنیا، در پی آنها لعن ابد فرستادیم.
«فرعون وفرعونیان در مقابل حضرت موسی (علیه السلام) تکبّرکردند، حضرت موسی را تکذیب نمودند ومردم را بسوی آتش وگمراهی کشاندند...»
قرآن کریم:«وَتِلکَ عٰادٌ جَهَدُوابِآیٰاتِ رَبِّهِم وَعَصَوا رُسُلَهُ وَاتِّبَعُواأَمرَکُلِّ جَبّٰارٍعَنِیدٍ؛»(3)
و این قوم عاد بودکه آیات پروردگارشان را انکارکردند، و رسولان او را معصیت نمودند و از فرمان هرستمگردشمن حق پیروی کردند.
«وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةَ وَیَومَ القِیٰامَةِ، أَلا إِنَّ عٰادًا کَفَرُوا رَبَّهُم أَلا بُعدًا لِعٰادٍ قَومِ هُودٍ؛»(4)
بدنبال آن در این جهان لعنت،(و نام ننگین) ماند و در قیامت (گفته می شود) بدانید، عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند، دور باد عاد (از رحمت خدا و خیر و سعادت).«وَلَقَد أَرسَلنٰا مُوسٰی بِآیٰاتِنٰا وَسُلطٰانٍ مُبِینٍ. إلٰی فِرعَونَ وَمَلائِهِ، فَأَتبَعُوا أَمرَفِرعَونَ وَمٰا أَمرُفِرعَونَ بِرَشِیدٍ؛»(5)
ما موسی را با آیات و دلیل آشکار فرستادیم. بسوی فرعون و اطرافیانش، امّا آنها از فرمان فرعون پیروی کردند درحالی که فرمان فرعون مایه رشد و نجات نبود.
«وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ لَعنَةً وَیَومَ القِیٰامَةِ بِئسَ الرِفدُالمَرفُودُ؛»(6)
آنها دراین جهان و روز قیامت لعنت شده، (و از رحمت خدا دورخواهند بود) و چه بدعطائی به آنها داده می شود.
سه کس هستند که، خدا آنها را لعنت کرده است: کسی که به پدر و مادرخود بی اعتنایی کند، کسی که میان مرد و زنی سعایت کند، تا میان آنها جدایی افکند و سپس خودش با زن او ازدواج کند، و کسی که میان مؤمنان سخن چینی کند، تا آنان نسبت به یکدیگر دشمنی و حسادت ورزند.
خداوند لعنت کند برکسانی، که امربه معروف می کنند و خود آن را ترک می نمایند، و نهی ازمنکر دارند و خود آن را مرتکب می شوند.
قرآن کریم:«لَئِن لَم یَنتَهِ المُنٰافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیهٰا إلا قَلیلا؛»(3)اگرمنافقین و آنها که در دل هایشان بیماری است، و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند.
«مَلعُونِینَ أَینَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِلُوا تَقتِیلا؛»(4)
لعنت شده و از همه جا طرد می شوند، و هرجا یافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسید.
«اراذل و اوباش که قرآن از آنها تعبیر به بیماردلان کرده است- الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ»(5)
قرآن کریم:«أَلَم تَرَإِلَی الَّذِ ینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الکِتٰابِ یُؤمِنُونَ بِالجِبتِ وَالطّٰاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ
کَفَرُواهٰؤُلاءِ أَهدیٰ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلا. أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللهُ وَمَن یَلعَنِ اللهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیراً؛»(1)
آیا ندیدی کسانی را که بهره ای ازکتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال) به «جبت» و «طاغوت»- بت وبت پرستان- ایمان می آورند، و درباره کافران می گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده اند، هدایت یافته ترند؟!». آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را لعنت و از رحمت خود دور ساخته است، و هرکس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت.
«أَونَلعَنُهُم کَمٰا لَعَنّٰا أَصحٰابَ السَبتِ وَکٰانَ أَمرُنٰا مَفعُولا؛»(2)
یا آنها را(که به کتاب الهی ایمان نیاوردند) لعن و از رحمت خود دورسازیم، همانگونه که «اصحاب سبت - گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل» را لعن و از رحمت خود دور ساختیم، فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است.
سه چیز است که هرکس آنها را انجام دهد ملعون است ملعون است: کسی که در سایه گاه ها که مردم می نشینند مدفوع کند، کسی که جلو نوبت آب (دیگران) را بگیرد، و کسی که راه عبور و مرور مردم را ببندد.
«ده مورد از موارد لعن در یک حدیث: بدعت گذاری، پناه دادن به بدعتگذار، مورد لعن قراردادن پدر و مادر، خود را به غیرنسب خود نسبت دادن، تشابه زن به مرد، تشابه مرد به زن، بنا حق کشتن مردم، بنا حق کتک زدن به مردم، محلل شدن، محلل گرفتن»
لعنت خدا بر محلّل و کسی که محلّل می گیرد، برکسی که خود را به غیر وابسته اش نسبت دهد، و بر کسی که برای خود نسبت نامعلومی مدعی شود، و بر مردان زن نما و زنان مردنما، و برکسی که در اسلام حادثه ای (قتل نفس یا بدعت) پدید آورد یا حادثه آفرین را پناه دهد، و بر کسی که غیرقاتل خود را بکشد یا کسی را بزند که او را نزده است و برکسی که پدر و مادر خود را لعنت کند. عرض شد: ای رسول خدا! آیا کسی پیدا می شود که والدین خود را لعنت کند؟ فرمود: آری، پدر و مادر مردم را لعنت می کند و آنها متقابلا والدین او را لعنت می کنند.
أبوهریرة می گوید: پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) مردی را که پوشش زنانه بپوشد لعنت فرموده.
عایشه می گوید: پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) زنان مرد نما را لعنت فرمود.
ملعون است ملعون است، کسی که بنده درهم و دینارباشد.
1) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330، ح18273.
- «شاید تغییرجنسیت، که امروزه مُد شده جزء آن باشد»
2) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح18265.
3) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح18266.
4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5330، ح 18271.
بندۀ درهم لعنت شده است، بندۀ دینار لعنت شده است.
ابوحمزة ثمالی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم، چه می فرمایید در مورد مسلمانی که در خانه خود هست، مسلمانی می آید و از او اذن ورود می خواهد، به اواجازه نمی دهد و برای او از منزل خارج نمی شود (به استقبال او نمی آید) ؟ فرمود: ای أباحمزة او دائم در لعنت خداوند است تا همدیگر را ملاقات نمایند،.عرض کردم فدایت شوم تا همدیگررا ملاقات نکنند در لعنت خداوند است؟! فرمود آری.
قرآن کریم:«وَمٰاجَعَلنَا الرُّءیَا الَّتِی أَرَینٰاکَ إلا فِتنَة لِلنّٰاسِ وَالشَّجَرَةَ المَلعُونَةُ فِی القَرآنِ؛»(3)
و ما رؤیایی که به تو ارائه دادیم نبود جز برای آزمایش و امتحان مردم، همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده ایم.
قرآن کریم:«فَبِمٰا نَقضِهِم مِیثٰاقَهُم لَعَنّٰاهُم وَجَعَلنٰا قُلُوبَهُم قٰاسِیَةً؛»(4)
پس چون (بنی اسرائیل) پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم و دل هاشان را سخت گردانیدیم.
«وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(5)
وآنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند و آنچه را که خداوند امر به وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.
هرکس حادثه ای بیافریند یا حادثه آفرین را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همه بر او باد، عرض شد: ای رسول خدا! مقصود از حادثه چیست؟ فرمود: کسی که بی انکه پای حدّی درمیان باشد تازیانه زند، یا کسی را به ناحق بکشد.
هنگامی که روحانیون یهود و راهبه نصارا، امربه معروف ونهی از منکر را ترک کردند، خداوند به زبان پیامبرانشان آنان را لعنت کرد و آنگاه بلا همۀ آنها را گرفت.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَنٰاتِ الغٰافِلاتِ المُؤمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَلَهُم عَذٰابٌ عَظِیمٌ؛»(3)
کسانی که به زنان با ایمان عفیفه بی خبر از کار بد تهمت بستند، محققا در دنیا وآخرت ملعون هستند و برای آنها عذاب بزرگی است.
وهرکس برای جدائی وتفرقه بین دو همسرحلال اقدامی کند، خشم و لعنت خدا بر اوست در این جهان و درآخرت.
قرآن کریم: «وَإِنَّ عَلَیکَ لَعنَتِی إِلٰی یَومِ الدِّینِ؛»(3)
لعنت من بر تو(شیطان) تا روز قیامت.«شیطان بخاطر کبر و غرور از دستور خداوند(جلّ إسمه) سرپیچی کرد و در مقابل حضرت آدم سجده ننمود»
کسی که از روی غرور و تکبّر، روی زمین راه رود، زمین و کسانی که در زیر زمین خفته اند، و آنها که روی زمین هستند، همه او را لعنت می کنند.
أبی الحسن اسدی از پدرش نقل می کند، که گفت: توقیعی* (بدون اینکه درپاسخ سؤالی باش) از محمد بن عثمان به من رسید که با این عنوان بود: بنام خداوند بخشندۀ مهربان،
لعنت خدا، ملائک وهمه انسآن ها برکسی که (حتی یک) درهم ازمال ما را، برای خود حلال شمارد.
«توقیع، حکم وفرمانی که به دست وبه خط مبارک حضرت بقیّة الله (صلوات الله علیه وعلی آبائه) نوشته وصادرمی گردد».
قرآن کریم:«لُعِنَ الَّذِ ینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسرٰائِیلَ عَلٰی لِسٰانِ دٰاوُدَ وَعِیسَی ابنِ مَریَمَ ذٰالِکَ بِمٰا عَصَوا وَکانُوا یَعتَدُونَ؛»(1)آنها که از بنی اسرائیل کافرشدند بر زبان داود وعیسی بن مریم لعن (ونفرین) شدند، این بخاطرآن بود که گناه می کردند و(از حق) تجاوز می نمودند.
پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) - الاغی را دید که صورتش را داغ کرده اند- فرمود: مگرنشنیده اید که من لعنت و نفرین کرده ام آن کسی را که صورت حیوان را داغ کند یا برچهره اش تازیانه زند.
خداوند نفرین کرده، کسی را که حیوانی را مثله کند.
پیامبرخدا بردَه شخص لعنت کرده،... وزن خالکوب وزنی که برای زیبایی به خالکوب مراجعه کند.
قرآن کریم:«وَقٰالَتِ الیَهُودُ یَدُاللهِ مَغلُولَةٌغُلَّت أَیدِیهِم وَلُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَل یَدٰاهُ مَبسُوطَتٰانِ یُنفِقُ کَیفَ
[2] - میزان الحکمة، ج 3، ص 1344، ح 4522.
4) - میزان الحکمة، ج 11، ص 5328، ح 18262.
یَشٰاءُ؛»(1)
و یهود گفتند دست (قدرت) خدا بسته است، بواسطه این گفتار دروغ دست آنها بسته شده و به لعنت خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (همه قدرت) خدا گشاده است و هرگونه بخواهد انفاق می کند.
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِین یُؤذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ، لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنیٰا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُم عَذٰابًا مُهِینًا؛»(2)
آنانکه خدا ورسولش را به عصیان و مخالفت آزار و أذیت می کنند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده (و از رحمت خود دور فرموده) برآنان عذابی خوارکننده مهیا ساخته است.
قرآن کریم:«وَیُعَذِّبُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(3)
و نیز خدا خواست تا همه منافقان و مشرکان راعذاب کند، که آنها به خدا بدگمان بودند درصورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت برخود آنها بود، وخدا برآنان خشم و لعن کرد وجهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیا ساخت.
«افتری و دروغ بستن به خدا، ظلم در حق خداوند، بازداشتن مردم از راه خدا، کج و معوج نشان دادن راه حق و خدا، به انحراف کشاندن مردم»
قرآن کریم:«وَمَن أَظلَمُ مِمَّن افتَریٰ عَلَی اللهِ کَذِبًا ألٰئِکَ یُعرَضُونَ عَلٰی رَبِّهِم وَیَقُولُ الأَشهٰادُهٰؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلٰی رَبِّهِم ألا لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالِمِینَ؛»(4)
چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا افتری می بندند، آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه می شوند، و شاهدان (پیامبران وفرشتگان) می گویند اینها همانها هستند که به پروردگار دروغ بستند، لعنت خدا برظالمان باد.
«أَلّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَیَبغُونَهٰا عِوَجًا وَهُم بِالآ خِرَةِ هُم کٰافِرُونَ؛»(5)
همانها که (مردم را) از راه خدا باز می دارند، و راه حقّ را کج و معوج نشان می دهند و به سرای آخرت کافرند.
«وَإِنَّ عَلَیکَ لَعنَتِی إِلٰی یَومِ الدِّینِ؛»(1)
لعنت من برتو(شیطان) تا روز قیامت.«شیطان به خاطرکبر و غرور از دستورخدا سرپیچی و نافرمانی کرد و در مقابل حضرت آدم سجده ننمود»
خداوند (عزوجل) به یکی از پیامبرانش وحی فرمود: و هرگاه نافرمانی شوم خشم گیرم، وچون خشم گیرم لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده، از پدران بزرگوارش (صلوات الله علیهم) از حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) - درحدیث مناهی [ نهی شده ها] - فرمود: حضرت نهی کرده از اینکه زن بدون اجازه شوهرخود از منزلش خارج گردد، پس اگرخارج شود تمام فرشتگان آسمان و هر آنکه از جنّیان و انسان ها می گذرد بر او لعن می کنند تا برگردد به منزل خود.
هر زنی که خود را خوشبو(وآرایش) کرده و بدون إذن شوهرش ازخانه بیرون رود، مورد لعن و نفرین خداوند است تا هرزمانی که برگردد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) لعنت فرمود، کسی را که به شرمگاه زن نامحرم بنگرد، و مردی را که به زن برادر(دینی) خود خیانت کند، و مردی را که مردم برای فهم دین خود به او نیاز پیدا کنند و او از آنان رشوه طلب کند.
قرآن کریم: «فَمَن حٰاجَّکَ فِیهِ مِن بَعدِ مٰاجٰاءَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعٰالَوا نَدعُ أَبنٰاءَ نٰا وَأَبنٰاءَ کُم وَنِسٰاءَ نٰا وَنِسٰاءَ کُم وَأَنفُسَنٰا وَأَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ عَلَی الکاذِبِینَ؛»(1)
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسید، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:«بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم»
«مباهله نفرین کردن دو نفر به یکدیگراست بدین ترتیب که افرادی که باهم گفتگو دربارۀ یک مسئله مهم مذهبی دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند»(2)
«وَالخٰامِسَةُ أَنَّ لَعنَتَ اللهِ عَلَیهِ إِن کٰانَ مِنَ الکٰاذِبِینَ؛»(3)
و بار پنجم قسم یاد کند،که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
«کسی که به زن خود نسبت ناروا دهد و شاهد نداشته باشد، باید چهار بار به خدا قسم یاد کند او از راستگویان و در بار پنجم...»
لعنت خدا برکسی، که برای غیرخدا (وبنام غیرخدا) ذبح کند.
و هرکس سعایت (دو بهم زنی) کند، بین دو برادر مؤمن و رابطه آنان را قطع نماید، خداوند (عزّوجلّ) بر او غضب نموده و در دنیا وآخرت بر او لعنت نماید، و براوست مانند وزرووبال کسی که قطع رحم کرده. *.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) ده نفر را لعنت فرمود: ربا خوار، ربا دهنده، گواهان بر(داد و ستد) ربا، نویسنده (قراداد) آن.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: و هرکس ربا خواری کرد خداوند به اندازه ای که ربا خورده
شکم او را از آتش جهنم پر خواهد کرد، و اگر از آن (ربا) مالی بدست آورد خداوند (متعال) چیزی از آن در عمل او قبول نخواهد کرد، و همواره در لعنت خدا و فرشتگان است تا زمانی که واحدی از آن در نزد اوست.
لعنت کند خدا، بر رشوه دهنده، و رشوه گیرنده، و واسطه میان آن دو.
رسول الله (صلی الله علیه واله) ده گروه را لعن کرده است... و کسی که از دادن زکات خودداری ورزد. «صدقه در بعضی جا به معنی زکات است»
زن آوازه خوان و رقّاصه ملعون است، و کسی که او را سرپناه دهد و از درآمد او امرار معاش کند ملعون است.
چهارنفرند، که در دنیا وآخرت لعنت شدند و فرشتگان آمین گفتند:... و مردِ زن گریز،(زیرا) خداوند جز یحیی بن زکریّا کسی را زن گریز قرار نداده است.
سه کسند، خدا آنها را لعنت کرده است: و کسی که میان مرد و زنی سعایت کند، تا میان آنها جدایی افکند، و سپس خودش با زن او ازدواج کند.
قرآن کریم: «لَئِن لَم یَنتَهِ المُنٰافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیهٰا إلا قَلیلا. مَلعُونِینَ أَینَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِلُوا تَقتِیلا؛»(4)
اگر منافقین و آنها که در دل هایشان بیماری است، و(همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند، دست از کار خود برندارند تو را برضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند. لعنت شده و از همه جا طرد می شوند، و هرجا یافته شوند گرفته خواهندشد و به قتل خواهند رسید.
قرآن کریم: «وَیُعَذِّبُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(1)
و نیزخدا خواست تا همه منافقان و مشرکان را عذاب کند، که آنها به خدا بد گمان بودند در صورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت برخود آنها بود و خدا بر آنان خشم ولعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیاساخت.
لعنت خدا برکسی، که عمل قوم را انجام دهد.
هرکس ندانسته و بدون راهنما «بدون تعلیم» به مردم فتوی دهد فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت کنند وگناه آنکه به فتوایش عمل کند دامنگیرش شود.
قرآن کریم: «وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(5)
و آنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند، و آنچه را که خداوند امر به وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند؛ لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.
پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) کسی را که درخت سِدر را قطع کند، لعنت فرمود.
قرآن کریم:«وَالّذِینَ یَنقُضُونَ عَهدَاللهِ مِن بَعدِ مِیثٰاقِهِ وَیَقطَعُونَ مٰا أَمَرَاللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفسِدُونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سُوءُ الدّٰارِ؛»(2)
و آنانکه پس از پیمان بستن عهد خدا را شکستند، و آنچه را که خداوند امربه وصل آن کرده قطع می کنند و در روی زمین فساد می کنند؛ لعن کامل مخصوص آنهاست و برای آنها بدمنزلگاهی است.
هرکس حادثه ای بیافریند یا حادثه آفرین را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان ومردم بر او باد، عرض شد: ای رسول خدا! مقصود از حادثه چیست ؟ فرمود: کسی که بی آنکه پای حدّی در میان باشد تازیانه بزند، یا کسی را به ناحق بکشد.
قرآن کریم:«وَقٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلفٌ بَل لَعَنَهُمُ اللهُ بِکُفرِهِم فَقَلِیلا مٰا یُؤمِنُونَ؛»(1)
(و آنها از روی استهزاء) گفتند: دل های ما در غلاف است، (و ما ازگفته توچیزی نمی فهمیم، آری همینطوراست) خداوند آنها را بخاطرکفرشان لعن (از رحمت خود دور) کرده است (به همین دلیل چیزی درک نمی کنند) و کمترایمان می آورند.
«فَلَمّٰا جٰاءَ هُم مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ، فَلَعنَةُ اللهِ عَلیَ الکٰافِرِینَ؛»(2)
پس هنگامی که این کتاب و پیامبری که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند لعنت خدا برکافران باد.
«وَلٰکِن لَعَنَهُمُ اللهُ بِکُفرِهِم فَلایُؤمِنُونَ إلا قَلِیلا؛»(3)
ولی خداوند، آنها را بخاطر فرشان لعن و از رحمت خود دور ساخته است، از این رو جز عدۀ کمی ایمان نمی آورند.
«لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسرٰائِیلَ عَلٰی لِسٰانِ دٰاوُدَ وَعِیسَی ابنِ مَریَمَ ذٰالِکَ بِمٰا عَصَوا وَکانُوا یَعتَدُونَ؛»(4)آنها که از بنی اسرائیل کافرشدند، با زبان داود وعیسی بن مریم لعن (ونفرین) شدند، این بخاطرآن بود که گناه می کردند و(از حق) تجاوز می نمودند.
«إِنَّ اللهَ لَعَنَ الکٰافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُم سَعِیرًا؛»(5)
خدا کافران را لعن کرده، و برآنان آتش دوزخ مهیا گردانید.
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمٰاتُوا وَهُم کُفّٰارٌأُولٰئِکَ عَلَیهِم لَعنَةُ اللهِ وَالمَلائِکَةِ وَالنّٰاسِ أَجمَعِینَ؛»(6)
آن کسانی که کافرشدند و به عقیده کفرمردند، البته برآن گروه است لعنت خدا و ملائکة و تمام مردمان.
«وَتِلکَ عٰادٌجَهَدُوابِآیٰاتِ رَبِّهِم وَعَصَوا رُسُلَهُ. وَاتِّبَعُواأَمرَکُلِّ جَبّٰارٍعَنِیدٍ وَأُتبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنیٰا لَعنَةَ وَیَومَ القِیٰامَةِأَلا إِنَّ عٰادًا کَفَرُوارَبَّهُم أَلا بُعدًا لِعٰادٍ قَومِ هُودٍ؛»(7)
و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و رسولان او را معصیت نمودند. و از فرمان هر ستمگر دشمن حق پیروی کردند؛ بدنبال آن در این جهان لعنت (و نام ننگین) ماند و در قیامت (گفته می شود) بدانید عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند، دور باد عاد،(از رحمت خدا و خیر و سعادت).
قرآن کریم:«إِنَّ الَّذِینَ یَکتُمُونَ مٰا أَنزَلنٰا مِنَ البَیِّنٰاتِ وَالهُدٰی مِن بَعدِ مٰا بَیَّنّاهُ لِلنّٰاسِ فِی الکِتٰابِ اُولٰئِکَ یَلعَنُهُمُ اللهُ وَیَلعَنُهُمُ اللاعِنُونَ؛»(1)
کسانی که دلائل روشن و وسیله هدایتی راکه نازل کرده ایم بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان ساختیم کتمان می کنند، خدا آنها را لعنت می کند وهمه لعن کنندگان نیزآنها را لعن می نمایند.
امام جعفرصادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) - در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) - فرمود: هرکه اصل و نسبش را به غیر بزرگان و خاندان خود نسبت دهد، پس لعنت خدا بر او باد، همچنین هرکس مزد کارگر را نپردازد لعنت خدا بر او باد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) : لعنت خدا برکسی که نابینا را از راه منحرف کند.
«شاید، منظور به انحراف بردن گمراه باشد»
چهار نفرند، که در دنیا وآخرت لعنت شدند و فرشتگان آمین گفتند:... و کسی که نابینا را از راه منحرف سازد.
منجّم ملعون است.
قرآن کریم:«وَمَن یَقتُل مُؤمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذٰابًاعَظِیمًٰا؛»(3)
و هرکسی فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است که جاودانه در آن می ماند و خداوند بر او غضب و لعنت می کند و از رحمت خود دور می سازد و عذاب عظیمی برای اوآماده ساخته است.
رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : لَعَنَ اللهُ مَنِ ادَّعٰی إِلٰی غَیرِأَبِیهِ؛(4)
لعنت خدا برکسی که، خود را به غیرپدرش نسبت دهد.
امام جعفرصادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش نقل می کند که حضرت پیامبر (صلی الله علیه واله) در وصیتش به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: هرکس اصل و نصبش را به غیروابستگان و خاندان خود نسبت دهد پس لعنت خدا بر او باد.
قرآن کریم:«وَعَدَاللهُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالکُفّٰارَنٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِ ینَ فِیهٰا هِیَ حَسبُهُم وَلَعَنَهُمُ اللهُ وَلَهُم عَذٰابٌ مُقِیمٌ؛»(1)
خداوند به مردان و زنان منا فق و کفار وعده آتش دوزخ داده، جاودانه در آن خواهند ماند، همان برای آنها کافی است، وخدا آنها را لعن کرده و از رحمتش دورساخته، و عذاب همیشگی برای آنها است.
«أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللهُ فَأَصَمَّهُم وَأَعمٰی أَبصٰارَهُم؛»(2)همین منافقانند که خدا آنها را لعن کرده، وگوش و چشمشان را کروکورگردانید.
«وَیُعَذِّ بُ المُنٰافِقِینَ وَالمُنٰافِقٰاتِ وَالمُشرِکِینَ وَالمُشرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَوءِ عَلَیهِم دٰائِرَةُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهنَّمَ وَسٰائَت مَصِیرًا؛»(3)
و نیز خدا خواست تا همه منافقان و مشرکان را عذاب کند، که آنها به خدا بد گمان بودند در صورتیکه (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت بر خود آنها بود و خدا بر آنان خشم و لعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیا ساخت.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) لعنت فرمود، کسی را که به شرمگاه زن نامحرم بنگرد،.
خداوند لعنت کند برکسانی که امربه معروف می کنند، و خود آن را ترک می نمایند، ونهی از منکر دارند وخود آن را مرتکب می شوند.
تغییردهنده وافزون کننده به کتاب الهی.
تکذیب کننده قضا وقدرالهی.
مخالفت کننده با سنّت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) .
حلال کننده(و حلال داننده) آنچه خداوند در حق اهلبیت (علیهم السلام) حرام کرده است.
تسلّط جابرانه و ظالمانه بر مسلمین ومردم و عزیز کردن ذلیل (الهی) و ذلیل کردن عزیز(الهی).
تصرّف کننده در بیت المال مسلمین.
حلال کننده حرام الهی.1581. قٰالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : إنِّی لَعَنتُ سَبعَةً لَعَنَهُمُ اللهُ وَکُلّ نَبِیٍّ مُجٰابٍ قَبلِی، فَقِیلَ: وَمَن هُم؟ فَقٰالَ: الزّٰائِدُ فِی کِتابِ اللهِ، وَالمُکَذِّ بُ بِقَدَرِاللهِ، وَالمُخٰالِفُ لِسُنّتِی، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتِی مٰا حَرّمَ اللهُ، وَالمُسَلّطُ بِالجَبرِیَةِ لِیَعِزّمَن أذلّ الله وَیُذِلّ مَن أعَزّاللهُ، وَالمُستَأثِرُعَلَی المُسلِمِینَ بِفَیئِهِم مُستَحِلا لَهُ، وَالمُحَرِّمُ مٰا أحَلّ اللهُ(عزّوجل)؛(1)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: من به هفت گروه لعنت کردم وخدا و هر پیامبرمُستجاب الدعوة قبل از من آنان را لعنت کرده، گفته شد، آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: کسی که به کتاب خدا چیزی بیفزاید، کسی که قضا و قدرالهی را تکذیب کند، کسی که با سنّت و روش من مخالفت نماید، کسی که حرمتی (حرامی) که خداوند برخاندان من قرارداده حلال کند «مانند ریختن خون آنان و...»، کسی که به زور مسلّط شود، تا آنکه را که خدا ذلیل کرده عزیزکند، وآنکه را که خدا عزیزکرده ذلیل نماید، کسی که بیت المال مسلمین را تصرّف کند و بخورد و آن را برخود حلال بداند وکسی که آنچه را خدا حلال کرده حرام نماید.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هفت تن (نفر) است که خداوند و هر پیامبرمستجاب الدعوة ای آنان را لعنت کرده است: تغییردهنده کتاب خدا، و تکذیب کننده قضا و قدرالهی، و تبدیل کننده سنّت پیامبرخدا، و حلال کنندۀ حرمتی (حرامی) که خدا بر خاندان من گذاشته «مانند ریختن خون آنان و...» و زورمندی که می خواهد آنکه را خدا ذلیل کرده عزیز و آنکه را خداوند عزیزکرده ذلیل گرداند، حلال کننده حرام خدا و متکبّر بربندگان خدا.
«... فَلَعَنَ اللهَ أمّةً أسَسَت أسٰاسَ الظّلمِ وَالجَورِعَلَیکُم أهلَ البَیتِ؛».پس خدا لعنت کند امّتی را، که اساس ظلم وستم را بر شما اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه واله) بنیانگذاری کردند.
دفع و دور کردن اهل بیت (علیهم السلام) از مقام و منزلت خود.
«وَلَعَنَ اللهُ أمّةً دَفَعَتکُم عَن مَقٰامِکُم وَازٰالَتکُم عَن مَرٰاتِبِکُمُ الّتِی رَتّبَکُمُ اللهُ فِیهٰا؛».
و خدا لعنت کند امّتی را، که شما را از مقام و مرتبه خود منع کردند، و از رتبه ای که خداوند مخصوص به شما گردانیده بود، گرفتند.
«وَلَعَنَ اللهُ أمّةً قَتَلَتکُم؛».
و خدا لعنت کند امّتی را، که شما کشتند.
«وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِدِینَ لَهُم بِالتَّمکِین مِن قِتٰالِکُم؛».
وخدا لعنت کند مردمی را، که با تمکین خود به اهل ظلم وستم، تمهدیدات جنگ با شما را فراهم کردند.
«وَلَعَن َاللهَ بَنِی اُمَیَّةَ قٰاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ بنَ مَرجٰانَةَ وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَبنَ سَعدٍ وَلَعَنَ اللهُ شِمرًا؛».
و خدا لعنت کند همه بنی امیه را، و خدا لعنت کند پسر مرجانه را، وخدا لعنت کند عمربن سعد را، و خدا لعنت کند شمر را.
«وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسرَجَت وَألجَمَت وَتَنَقّبَت لِقِتٰالِکَ؛».
و خدا لعنت کند امّتی را، که اَسب ها را زین و لگام کردند و نقاب بستند برای جنگ با تو.
«وَابنُ آکِلَةِ الأکبٰادِ اللَّعِینُ اللّعِینِ عَلٰی لِسٰانِکَ وَلِسٰانِ نَبِیِّکَ - صلّ الله علیه وآله؛».
و بنی امیّة و پسرآن زن جگرخوار،(هنده) آن ملعون پسرملعون، لعن شده بر زبان تو و بر زبان پیامبرت.
پروردگارا، لعنت فرست بر أبی سفیان و معاویة و فرزندش یزید، بر همه آنان لعنت ابدی توباد.
«وَهٰذٰا یَومٌ فَرِهَت بِهِ آلُ زِیٰادٍ وَآلُ مَروٰانَ بِقَتلِهِمُ الحُسَینَ (صَلَوٰاتُ الله عَلَیهِ) اَللّهُمَّ فَضٰاعِف عَلَیهِمُ اللَّعنَ مِنکَ وَالعَذٰابَ الألِیمَ؛».
و این روز(عاشورا) روزی است، که آل زیاد و آل مروان بخاطر قتل حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) خوشحال شدند، پروردگارا، لعنت و عذاب دردناک برآنان را چندین برابرگردان.
ظلم کردن درحق محمد وآل محمد(صلوات اله علیهم).
تبعیت کردن از ظالمین درحق محمد وال محمد(صلوات الله علیهم).
«اَللّهُمَّ العَن أوّلَ ظٰالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَتٰابِعٍ لَهُ عَلٰی ذٰالِکَ؛».
پروردگارا، تو لعنت فرست بر اوّل ظالمی که در حقّ محمد وآل محمد ظلم کرد، و آخرین ظالمی که از آن تبعیت نمود.
به جنگ برخاستن بر علیه امام معصوم(حضرت اباعبدالله الحسین- علیه السلام).
پیروی، بیعت و تبعیت کردن ازگروه ستمگربرای قتل امام معصوم(حضرت ابا عبدالله الحسین- علیه السلام).
«اَللّهُمَّ العَنِ العِصٰابَةَ الّتِی جٰاهَدَ تِ«حٰارَبَتِ»الحُسَینَ وَشٰایَعَت وَبٰایَعَت وَتٰابَعَت عَلٰی قَتلِهِ، اَللّهُمَّ العَن هُم جَمِیعًا؛».
پروردگارا، تو بر جماعتی که برعلیه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به جنگ برخاستند لعنت فرست، و بر شیعیانشان و بر هرکه با آنان بیعت کرد و از آنان پیروی کرد، پروردگارا برهمه آنها لعنت فرست.
«اَللّهُمَّ خُصَّ أنتَ اَوّلَ ظٰالِمٍ بِاللَّعنِ مِنِّی وَابدَأبِهِ اوّلا ثمّ الثّٰانِیَ وَالثّٰالِثَ وَالرّٰابِعَ اَللّهُمَّ العَن یَزِیدَ خامِسًا وَالعَن عُبَیدَاللهِ بنِ زِیٰادَ وَابنَ مَرجٰانَةَ وَعُمَرَبنَ سَعدٍ وَشِمرًا وَآلَ أبِی سُفیٰانَ وَآلَ زِیٰادٍ وَآلَ مَروٰانَ إلٰی یَومِ القِیٰامَةِ؛»(1)پروردگارا، تو لعن مرا مخصوص گردان، به اوّلین شخص ظالم، و اوّل در حق اوّلین ظالم وآنگاه در حق دوّمین،و سوّمین،و چهارمین، پروردگارا، لعنت فرست بریزید پنجم آن
1) - زیارت عاشورا.
ظالمان، و باز لعنت فرست برعبیدالله بن زیاد و پسرمرجانه و عمربن سعد و شمروآل أبی سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت.
«ملعونین- لعنت شدگان»
خود را پنهان کردن از برادر دینی.
غیبت کردن از برادردینی.
متّهم کردن برادر دینی.
نصیحت نکردن برادر دینی.
مؤمن برادر پدری و مادری مؤمن است، (از یک سرشت خلق شده اند) ملعون است ملعون است کسی که برادرش را متّهم کند، ملعون است ملعون است کسی که به برادرش خیانت نماید، ملعون است ملعون است، هرکه برادرش را نصیحت ننماید، ملعون است ملعون است کسی غیبت برادر دینی خود را نماید.
یونس بن یعقوب گوید: ازامام جعفرصادق (علیه السلام) شنیدم- درحدیثی- می فرمود: ای یونس!
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن أذی جارَهُ؛».
ملعون است ملعون، کسی که همسایه خود را بیازارد.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ رَجُل یُبدِؤهُ أخُوهُ بِالصُلحِ فَلَم یُصلِحُهُ؛».
ملعون است ملعون، کسی که برادرش او را به صلح وسازش دعوت کند، و او صلح نکند.«مَلعُونٌ مَلعُونٌ حامِلُ القُرآنِ مُصِرٌّ عَلی شُربِ الخَمرِ؛».
ملعون است ملعون، حامل قرآن و قرآن دانی، که اصرار به شرب خمر داشته باشد.
1) - وسائل الشیعه، ج 8، ص 563، باب 130،ح 5.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ عالِمٌ یَؤمُّ سُلطانًا جائِرًامُعِینًا لَهُ عَلی جَورِهِ؛».
ملعون است ملعون، عالمی که امامت ستمگررا بنماید، و در ظلم و ستم او را یاری کند.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مُبغِضُ عَلی ّبنِ أبی طالب (علیه السلام) فَاِنّهُ ماأبغَضَهُ حَتّی أبغَضَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) وَمَن أبغَضَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه واله) لَعَنَهُ اللهُ فِی الدّنیا وَالآخِرَةِ؛».
ملعون است ملعون، کسی که دشمن علی بن ابی طالب (علیه السلام) باشد؛ البته «کسی» او را دشمن نمی دارد مگر پیامبر را دشمن داشته باشد و کسی که با پیامبر دشمنی کند خداوند در دنیا وآخرت او را لعنت خواهد کرد.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن رَمی مُؤمِنًا بِکُفرٍ، وَمَن رَمی مُؤمِنًا بِکُفرٍ فَهُوَکَقاتِلِهِ؛».
ملعون است ملعون، کسی که به مؤمن نسبت کفر دهد، وکسی که مؤمنی را نسبت کفر دهد کأنه قاتل اوست.
«مَلعُونَةٌ مَلعُونَةٌ إمرأةٌ تُؤذی زَوجَها أوتَغُمّهُ- وَسَعیدةٌ سَعیدةٌ إمرَأةٌ تُکرِمُ زَوجَها وَلا تُؤذیهِ وَتُطیعُهُ فِی جَمیعِ أحوالِهِ؛».
ملعونة است ملعونة زنی که شوهرخود را بیازارد و یا به او خیانت کند. سعادتمند است سعادتمند، زنی که به شوهرخود احترام کند و او را اذیت ننمایید و در تمام امور در اطاعت او باشد.
«الی أن قال: مَلعُونٌ مَلعُونٌ قاطِعُ الرَّحِم؛».
«تا حضرت فرمود»: ملعون است ملعون، کسی که با خویشاوندان، قطع رابطه کند.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن صَدّقَ بِسِحرٍ. مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن قال: الإیمانُ قول بِلا عَمَل؛».
ملعون است ملعون، کسی که سحر و جادو را تصدیق نماید. ملعون است ملعون، کسی که بگوید، ایمان بدون عمل است.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن وَهَبَ اللهُ لَهُ مالا فَلَم یُصَدِّ قُ مِنهُ بِشئ، أما سَمِعتَ أنّ النّبی (صلی الله علیه واله) قال: صَدقَة دِرهَمٍ أفضَلُ مِن صَلاة عَشرَلیالٍ؛».ملعون است ملعون، کسی که خداوند به او ثروت بخشیده ولی چیزی از آن را إنفاق نمی کند، آیا نشنیده ای که حضرت بنی اکرم (صلی الله علیه واله) فرموده است: یک درهم صدقه بهتر از عبادت ده شب است؟
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن ضَرَبَ والِدَهُ أووالِدتَهُ. مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن عَقّ والدَیهِ؛».
ملعون است ملعون، کسی که پدر و یا مادرش را بزند. ملعون است ملعون، کسی که پدر و مادرش را نافرمانی کند.
«مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن لَم یُوَقّرَالمَسجِدَ؛»(1)
ملعون است ملعون، کسی که به مسجد تعظیم واحترام ننماید.
یا علی بپزهیز از اینکه بدون لونگ وارد حمام گردی، زیرا که هم نگاه کننده وهم نگاه شونده هر دو مورد لعن هستند.
سومین نفری که بر پشت ستور(حیوانی که سواری دهد) نشیند ملعون است.(سه پشته نباید برحیوان سوارشوند).
أبوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: همانا لعن وقتی از دهن گوینده اش خارج شد، بین آن دو(لعن کننده و لعن شونده) تردد می نماید اگر محل جواز(مورد لعن) پیدا کرد فبها، و الا برمی گردد به گوینده اش.
باطل، سوارش را می لغزاند (و می افکند).
کسی که برمرکب باطل سوار شود پایش بلغزد و گمراه شود.
ظلم قدم را می لغزاند، و نعمت ها را سلب می کند، و امت و ملت ها را به هلاکت و نابودی می کشاند.
هرکس بر هواس نفس خود سوار شود، بلغزد.
قرآن کریم: «وَما هذاهِ الحَیاةِ الدُّ نیا إِلا لَهوٌ وَلَعبٌ؛»(5)
این زندگی دنیا، جزلهو و لعب چیزی نیست.
«آنها که دل به این زندگی می بندند، و به زرق وبرق آن مفتون و دلخوش می شوند کودکانی بیش نیستند»
باب بیست هفتم «م»
دروغگو در گفتارش متهم است، اگرچه گفتارش قوی، لهجه اش درست باشد.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر فرمود:... و در حال مَستی و نابخردی هیچ بعید نیست که به محارم خود تجاوز کند. شراب بر شربخوار جز شر و بدی نمی افزاید.
احتکار،سبب محرومیت است.
کسی که نیکی را پنهان کند (و نیکی کننده را سپاس نگذارد) به محرومیت گرفتارشود.
ناسپاسی از إحسان و نیکی سبب محرومیت می شود.
کسی که نیکی را سپاس نگذارد، جز محرومیّت و نومیدی به او باز نکردد.
قرآن کریم: «فَبِظُلمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیِّباتٍ أُحِلَّت لَهُم وَبَصِدِّهِم عَن سَبِیلِ اللهِ کَثِیرًا؛»(5)
به خاطر ظلمی که از یهود صادرشد، و(نیز) به خاطرجلوگیری کردن بسیار از راه خدا، قسمتی از چیزهای پاکیزه را که برآنها حلال بود، حرام کردیم.
خود پسندی، مانع فزونی است.
هرکس برای دنیا برادری کند، محروم می شود.
هرکس با داشتن توانائی سائل را محروم گرداند، گرفتار ناامیدی و محرومیت خواهدشد.
رستگار شد کسی که اطاعت کرد، و نومید و محروم گشت کسی که عصیان نمود.
به راستی بنده ای از خداوند حاجتی را درخواست می نماید، از شأن خدا برآورده شدن آن است، زودتر و یا دیرتر، پس بنده گناهی را مرکتب می شود، و خداوند(تبارک وتعالی) به ملائکه می فرماید: حاجتش را برآورده مکن و او را از آن محروم نما همانا او به خشم من تعرّض کرد و مستوجب محرومیت از طرف من گردید.
قرآن کریم: «وَقَد خابَ مَن دَسّها؛»(5)و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.
بر تو باد بدوری از اینکه زبان طعنت بر مردم دراز باشد، و درباره خودت سهل انگار باشی که آن وقت گناهت سنگین گردد و از ثواب محروم مانی.
قرآن کریم: «فبظلم من الّذین هادوا حرّمنا علیهم طیّبات أحلّت لهم وبصدّهم عن سبیل الله کثیرا؛»(2)
به خاطرظلمی که از یهود صادرشد و(نیز) به خاطر جلوگیری کردن بسیار از راه خدا قسمتی از چیزهای پاکیزه را که برآنها حلال بود تحریم کردیم.
خواهان نیکی از ناکسان، محروم است.
آنکه از ناکسان روزی خواست، دل به محرومیت و ناکامی سپرد.
عبد الأعلی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تکبّرچیست؟ فرمود: بزرگترین تکبّر اینست که حق را سبک شماری و مردم را پست داری.
1) - غرر، ج 1،
ص154، ح 80.
2) - سوره نساء، آیه 160.
3) - غرر، ج 2،
ص 470، ح 11.
4) - غرر، ج 1، ص 422، ح 33.
5) - «موضوع دورشدن از حق، تکبّر، حدیث شماره 469»
حاکم ستمگر و دانشمند بدکردار، سخت ترین مردم هستند از لحاظ گزند و ضرر رساندن به مردم.
کسی که از تازینه ات ترسد، آرزوی مرگت را نماید.
قران کریم: «حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُونِ. لَعَلِّی أَعمَلُ صالِحًا فِیما تَرَکتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَقائِلُها وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثُونَ؛»(3)
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید: پروردگار من، مرا بازگردانید. شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم (به او می گویند) چنین نیست، این سخنی است که اوبه زبان می گوید (و اگر بازگردد برنامه اش همچون سابق است) و پشت سرآنها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.
قرآن کریم: «وَلا یَتَمَنَّونَهُ أَبَدًابِما قَدَّمَت أَیدِیهِم؛»(4)
در اثر کردار بدی که قبلا انجام داده اند، هرگز مرگ را آرزو نمی کنند.
هرکس باحق در افتاد، نابود شد(و مرگش فرا رسید).
بر افروختن آتش شهوت، باعث ریخته شدن خون انسان می شود.
کسی که بدکردار و بدرفتارباشد، مرگش سبب خوشنودی مردم است
کسی که سخاوت وحیاء نداشته باشد، مرگ برایش بهتر از زندگی است.
پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) فرمود: یاعلی ! همانا، وقتی که عزرائیل نازل می شود برای قبض روح کافر با او سیخ آتشین همراه است، پس روح او را ازکالبد بدنش بیرون می کشد که جهنم بفریاد می آید، پس علی (علیه السلام) عرض کرد: آیا کسی از امت تو چنین قبض روح می شود؟ فرمود: بلی، حاکم ستمگر، وکسی که مال یتیم ظالمانه بخورد (و تصرّف کند)، وکسی که به دروغ شهادت دهد.
هیچ إنسانی در چشم مؤمنی (رو در رو) به او طعنه نمی زند مگر اینکه با بدترین مرگ ها بمیرد، و سزاوار است که بخیر(و سعادت) بازنگردد.
قرآن کریم: «وَلَوتَری إِذیَتَوفَی الَّذِینَ کَفَرُواالمَلائِکَةُ یَضرِبُونَ وَجُوهَهَم وَأَدبارَهُم وَذُوقُواعَذابَ الحَرِیقِ. ذالِکَ بِما قَدَّ مَت أَیدِیکُم وَأَنَّ اللهَ لَیسَ بِطَلّامٍ لِلعَبِیدِ؛»(2)
و اگر ببینی کافران را به هنگامی که فرشتگان (مرگ) جان آنها را می گیرند، و بر صورت و پشت آنها می زنند و(می گویند) بچشید عذاب سوزنده را. این در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده اید و خداوند نسبت به بندگانش هرگز ستم روا نمی دارد.
ای مفضّل ! ازگناهان بپرهیز و شیعیان ما را ازآن برحذر دار، پس قسم به خداوند هیچ چیز سریعتر از آن برشما اثر نمی گزارد... و زمان مرگ برای او سخت می شود و این نیست مگر به خاطرگناهانش.
بِخَوفٍ فِی دُنیاهُ فَاِن بَقِیَت عَلَیهِ بَقِیَّةٌ شَدَدتُ عَلَیهِ عِندَالمَوتِ...؛(1)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: خدای-عزوجل- فرماید: به عزت وجلالم سوگند من بنده ای که بخواهم رحمش کنم از دنیا بیرون نبرم تا اینکه هرگناهی کرده است (عوضش را) یا بوسیله بیماری در تنش، یا بتنگی در روزیش، یا با ترس وهراس در دنیایش و اگر باز هم چیزی بماند مرگ را براو سخت کنم.
امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (صلوات الله علیهم) - درحدیث مناهی- ازنبی اکرم (صلی الله علیه واله) نقل کرده وفرموده: ونهی کرد که زن برای غیرشوهرخود زینت نماید، و اگر چنین کرد حق است برخداوند (عزوجل) که او را درآتش بسوزاند «جدیث مطلق است، آتش دنیا را نیز شامل می شود».
امام صادق (علیه السلام) : آنانکه در دنیا ازمسکرات سیراب شوند، تشنه کام می میرند، و تشنه کام محشور می شوند، و تشنه کام به دوزخ می روند.
خدای (عزوجل) شراب را به خاطر نامش حرام نکرده، بلکه به سبب پیامدهایش حرام کرده است، هرچیزی که پیامدهای شراب را داشته باشد آن نیزشراب است.
کسی که آمیختگی و تعلّق خاطرش بدنیا بیشترباشد، موقع جدایی (مرگ) از آن حسرت سخت ترخواهد داشت.
همانا! زیانکارترین مردم در معاملات، و نومیدترین مردم در تلاش، مردی است که تن در گردآوری مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست های او هماهنگ نباشد، پس باحسرت از دنیا رود، و با بارگناه به آخرت روآورد.
مسلمان نبایستی در رکاب کسی که به فرمان خدا ایمان ندارد، و در مورد غنیمت دستور خدا را اجرا نمی کند به جهاد برود، که اگر در چنین جنگی کشته شود دشمن ما را در منع حقوق ما و ریختن خون ما یاری کرده است و مرگ او مرگ دوران جاهلیت است.
و هرکس در دنیا به أمانتی خیانت کند، و آن را به صاحبش برنگرداند، برغیرآئین اسلام خواهد مرد.
و هرکس شب را بگذراند در حالی در قلبش خیانت به برادر دینیش را در دل داشته باشد، در خشم و غضب پروردگار متعال است، در روز هم اگر چنین باشد همانطور است تا اینکه توبه کند و برگردد، و چنانچه در این حال بمیرد در آئین اسلام نمرده است.
1612.عَن زُرارَةَ قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِاللهِ(علیه لاسلام) یَقُولُ: دَخَلَ رَجُلٌ مَسجِدًا فِیهِ رَسُولُ اللهِ(صلّی الله عله وآله) فَخَفَّفَ سُجُودَهُ دُونَ ما یَنبَغِی وَدُونَ مایَکُونُ مِنَ السُّجُودِ، فَقالَ رَسُولس اللهِ(صلّی الله عله وآله): نَقَرَکَنَقرِالغُرابِ، لَوماتَ هذا عَلیهذا، ماتَ عَلی غَیرِدِینِ مُحَمَّدٍ؛(2)
زرارة گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: مردی داخل مسجدی شد که رسول الله (صلی الله علیه واله) در آن حضور داشت،- نماز که خواند- سجده هایش را سبک، شتاب زده و ناتمام انجام داد، رسول خدا فرمود: او منقار زد مانند منقار زدن کلاغ و اگر این مرد اگر در این حال از دنیا رود در دین محمد از دنیا نرفته است.
آرزوها، مرگ را نزدیک می کند.
آرزوی دراز، مرگ را نزدیک و آرزو را دور می سازد.
... وَالذُّنُوبُ الَّتی تُعَجِّلُ الفَناءَ: قَطِیعَةُ الرَّحِیمِ، وَالیَمِینُ الفاجِرَةُ، وَالأقوالُ الکاذِبَةِ، وَالزِّنا، وَسَدّ ُطَرِیقِ المُسلِمِینَ، وَإدَّعاءُ الإمامَةِ بِغَیرِ الحَقِّ؛(1)
أبی خالد کابلی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم می فرمود... وگناهانی که باعث مرگ زودهنگام می شود: قطع رحم (بریدن از خویشاوندان)، و قسم معصیت وگناه، گفتار دروغ، زنا(رابطه نامشروع)، بستن راه و جاده مسلمانان و به ناحق ادعای امامت کردن
أبوحمزه ثمالی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) درخطبه ای فرمود: پناه می برم به خدا از گناهانی که در نابودی (گناهکار) شتاب می کنند، عبدالله بن کواه یشکری برخواست وگفت: ای امیرالمؤمنان مگرگناهانی هم هست که در نابودی شتاب کنند؟! فرمود: آری وای برتو، قطع رحم است.
و از گناهانی که باعث مرگ زودهنگام می شود، قطع رحم است.
امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زنا کار را شش خصلت (عقوبت) است: سه تا در دنیا و سه تا در آخرت، امّا آنچه دردنیا است- اینست که-...ومرگش را زود رساند.
إسحاق بن عمّارگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: پدرم همیشه می فرمودند: پناه می برم به خدا ازگناهانی که در نابودی شتاب کنندومرگ را نزدیک سازند و خانه ها را
بی صاحب و(ویران) نمایند وآنها: قطع رحم، آزردن و نافرمانی پدر و مادر و واگذاردن و ترک إحسان ونیکی است.
حذیفة بن منصورگوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: از حالقة بپرهیزید زیرا که آن مردان را می میراند (و به نابودی می کشاند) عرض کردم: حالقة چیست ؟ فرمود: قطع رحم است1617. عَن أبِی حَمزَۀَ ثُمالِی عَن امِیرِالمؤمِنِینَ (علیه السلام) - فِی حَدِیثٍ- قالَ: إِنَّ مِنَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطِیعةُ الرَّحِمِ؛(2)
أبوحمزۀ ثمالی گوید: أمیرالمؤمنین (علیه السلام) - دریک حدیثی - فرمود: از گناهانی که باعث مرگ زودرس می شود قطع رحم است.
ستم وسرکشی مردان را می افکند (و به زمین می زند) ومرگ را نزدیک می سازد.
قرآن کریم:«وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزٰادَتهُم رِجسًا إِلٰی رِجسهِم وَمٰاتُوا وَهُم کٰافِرُونَ؛»(4)
و اما آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.
«برای مطالعۀ بیشتر به تفسیرنمونه، ج 8، ص 198مراجعه گردد»
کُفرٍ وَنِفٰاقٍ؛(1)
محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود:...و چنین است به خدا، ای محمد، حال کسیکه، از جمله این امّت باشد و او را امامی آشکار«یعنی امامتش با دلیل متقن ثابت شده» و عادل ازطرف خدای (عزوجل) نباشد، او گمراه و گمشده است و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.
کسی که مال خود را برای آخرتش خرج نکند، (و از پیش نفرستد) درحالی که اجرداشته باشد، برای بعد از خود می گذارد، درحالی که گناهکاراست.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: وهرکس غیبت برادر مسلمان خود را بنماید روزه اش باطل شود و وضویش بشکند، و چنانچه درآن حال بمیرد درحالی مرده است که حرام خدا را حلال شمرده.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: در کتاب رسول خدا یافتیم (نوشته بود): هرگاه بعد از من زنا پدیدار شد، مرگ ناگهانی زیاد گردد.
آروز، مرگ را از یاد انسان می برد.
آرزو، حجاب وپرده (درمقابل) مرگ است.
هیچکس آرزوهای جهان را دراز نکرد، مگر مرگ را فراموش وعمل خویش را زشت و ناقص کرد.
از یاد بردن مرگ، در اثر زنگارگرفتن قلبها است. «گناهان زیاد باعث زنگارقلب می شود»
«انکارامامت ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین»
آن امامی که اطاعتش واجب است از ما خاندان می باشد، هرکس او را انکارکند به آئین یهود یا به دین ترسایان خواهد مرد.
هرکس بمیرد وحج نگذارده باشد، اگر نه به سبب فقرشدید، یا بیماری بازدارنده ازحج و یا ممانعت قدرتمندی ازحج خودداری کرده باشد، باید که یهودی بمیرد اگرخواهد و یا نصرانی.
هرکس قیراطی (مقدار بسیار کمی) از زکات را نپردازد، گو بمیرد خواهد یهودی ویا نصرانی.
امام صادق (علیه السلام) - دربارۀ آن کسی که مؤمنی را کشته باشد - فرمود: هنگام مرگ بد و گفته شود بهردینی خواهی (بجزاسلام) بمیر، خواهی یهودی بمیر، خواهی نصرانی بمیر، خواهی مجوسی بمیر.
انسان بخیل، مروّت ندارد.
بخل زیاد، مردانگی را تباه می سازد و برادری را از بین می برد.
آزمندی وحریص بودن، شخص را زشت و دین را تباه می کند و جوانمردی را معیوب می سازد.
مروّت و مردانگی، با کذب و دروغ جمع نگردد.
کسی که دورغ گوید، مروت خود را ازبین برده است.
کسی که دین نداشته باشد، مروّت نخواهد داشت.
امام صادق (علیه السلام) - در پاسخ به سؤال مفضل از علت تحریم خمر- فرمود: خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی که به وجود می آورد حرام کرد... و مردانگی و مروت را از بین می برد.
هرکس شهوتش بسیار باشد، مروتش کم شود.
شهوت بسیار، مردانگی را معیوب می سازد.
قطع رحم، از جوانمردی ومروت نیست.
(انسان) لئیم وفرومایه مروّت ندارد.
برای (انسان) لئیم و ناکس مروّت نیست.
إیّاکَ وَالمِزاحُ فَاِنّهُ یُذهِبُ بِنُورِإیما نِکَ، وَیَستَخِفُّ مُرُوّتَکَ...؛(2)
امام موسی بن جعفر(علیهما السلام)- در حدیثی- به بعضی از فرزندانش فرمود: ازمزاح و شوخی «بی مورد» دوری کن، چراکه آن نور ایمانت را می برد و مرّوت و مردانگی تو را سبک می سازد.
سه چیزاست که به درگاه خداوند(عزّوجلّ) شکایت می کنند: مسجد خراب و ویرانی که اهلش در آن نماز نمی خوانند.
(مسخ شدن- برگردانیده شدن از صورت انسانی)
امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند متعال که فرموده: «پس زمانی که فراموش کردند آنچه را تذکّرداده شده بودند، آنهائی که از بدی ها نهی کردند نجات دادیم» فرمود: آنها سه گروه بودند: گروهی که هم معروف را پذیرفتند و هم به آن امرکردن پس نجات یافتند، و گروهی معروف را قبول کردن ولی به آن امر نکردند مسخ و میمون شدند، وگروهی که نه معروف را پذیرفتند و نه امربه معروف کردند هلاک گردیدند.
قرآن کریم: «فَلَمّا عَتَواعَن ما نُهُوا عَنهُ قَلنا لَهُم کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ؛»(1)
هنگامی که در برابر فرمانی که به آنها داده شده بود، سرکشی نمودند به آنها گفتیم به شکل میمون ها درآئید و طرد شوید.
هرکس خوبی را با بدی برطرف سازد، مغلوب می شود.
أبی خدیجه گوید: وارد شدم به محضرابوالحسن (علیه السلام) پس به من فرمود: همانا خداوند تبارک وتعالی مؤمن را به روحی (ملائکه ای) از طرف خود یاری می کند، آن ملائکه در هر زمانی که او نیکی نماید و تقوی پیشه کند نزدش حاضر می شود، و در هر زمانی گناه کند و تعدّی نماید از او غائب و دور می گردد.
باب بیست و هشتم «ن»
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُالنِّعَمَ؛»(1)
«بارإلها! بیامرز برای من گناهانی را که تغییردهد و دگرگون کند نعمت ها را»
قرآن کریم: «... وَمَهَّدتُ لَهُ تَمهِیدَا. ثُمَّ یَطمَعُ أَن آَزِیدَ. کَلّاإِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیدًا؛»(2)
و وسائل زندگی را از هر نظر برای وی فراهم ساختیم. باز هم طمع دارد که بر او بیفزایم. هرگزچنین نخواهد شد، چرا که او به آیات ما دشمنی می ورزد.
نیکی را با بدی پاداش دادن کفران نعمت است.
إِنَّ اللهَ(عزّوجلّ) بَعَثَ نَبِیًّا مِن أَنبِیائِهِ إِلی قَومِهِ وَأَوحی إِلَیهِ أَن قُل لِقَومِکَ إِنَّهُ لَیسَ مِن أَهلِ قَریَةٍ وَلا ناسٍ کانُوا عَلی طاعَتِی فَأَصابَهُم فِیها سَرّاءُ فَتُحَوِلُواعَمّا آُحِبُّ إِلی ما أَکرَهُ إِلا تَحَوَّلتُ لَهُم مِمّا یُحِبُّونَ إِلی ما یَکرَهُونَ.(4)
خداوند(عزّوجلّ) یکی از پیامبرانش را بسوی قومش فرستاد، و به او وحی فرمود که به قومت بگو: هیچ اهل قریه ای و یا مردمی نیستند، که برطاعت من بودند و در این راستاسرور و شادی
(ونعمت) به آنان رسید، پس متحوّل و عوض شدند از آنچه من دوست داشتم به آنچه دوست نداشتم مگراین که متحوّل کردم و تغییردادم از آنچه دوست داشتند به آنچه دوست نداشتند.
خدا را بندگانی است، که برای سود رساندن به دیگران، نعمت های خاصّی به آنان بخشیده، تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمت ها را در دستشان باقی می گذارد، هرگاه از بخشش دریغ کنند، نعمت ها را ازدستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.
بسا یک کلمه ای، که نعمتی را از بین می برد.
کفرگویی و ناسپاسی، باعث برگشتن نعمت ها است.
خدا را در هر نعمتی حقّی است، هرکس آن را بپردازد، فزونی یابد، وآن کس که نپردازد وکوتاهی کند، در خطر نابودی قرارگیرد.
حقوق خدا (مانند زکات و...) را ندادن و در شکر نعمت ها کوتاهی کردن، باعث از بین رفتن نعمت ها است.
خون ناحق ریختن، باعث نزول نقمت وخشم خداوند، و زوال و از بین رفتن نعمت می شود.
قطع رحم (قطع رابطه خویشاوندی) نعمت ها را از بین می برد.
اَلذُّبُوالَّتِی تُغَیِّرُالنِعَمَ، اَلبَغیُ عَلَی النّاسِ، وَالزَّوالُ عَنِ العادَةِ فُی الخَیرِوَإِصتطِناعِ المَعرُوفِ، وَکُفرانُ النِّعَمِ، وَتَرکُ الشُّکرِ، قالَ اللّهُ تَعالی: «إِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُما به آنفُسِهِم؛(2)
ابوخالد کابلی می گوید: از امام زین العابدین علی بن الحسین(علیهم السلام) شنیدم، می فرمود: گناهانی که باعث تغییر و دگرگونیِ نعمت ها می شود:
ظلم و ستم برمردم، و از دست دادن روحیه نیکوکاری و انجام کارهای نیک، کفران نعمت و ترک شکر«نعمت»، خداوند متعال می فرماید: «همانا خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییرنمی دهد مگر این که آن قوم و ملت خود را تغییردهند».
کفران نعمت، باعث از بین رفتن نعمت است.
کفران نعمت، زائل کننده نعمت است.
1656الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : زَوالُ النِّعَمِ بِمَنعِ حُقُوقِ اللهِ مِنها وَالتَّقصِیرُفِی شِکرِها؛(1)
حقوق خدا(مانند زکات و...) را ندادن و در شکر نعمت ها کوتاهی کردن، باعث از بین رفتن نعمت ها است.
هرکس نعمت را سپاس نگذارد، به از بین رفتن آن نعمت سزا داده شود.
هرکس سپاس نعمت نگذارد، فزونی نعمت از آن بازگرفته شود.
قرآن کریم:«وَیاآدَمُ أسکُن أَنتَ وَزَوجُکَ الجَنَّةَ فَکُلا مِن حَیثُ شِئتُما وَلا تَقرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمِینَ؛»(4)
وای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هرجا که خواستید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید شد.
«فَوَسوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ لِیُبدِیَ لَهُما ماوُرِیَ عَنهُما سَوءَتِهِما... قالَ اهبِطُوا ها بَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ...؛(5)
سپس شیطان آنها را وسوسه کرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد. فرمود: (از مقام خویش) فرود آئید، درحالی که بعضی نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود(شیطان دشمن شماست وشما دشمن او).
گردنکشی وطغیان، نعمت را می گیرد و انتقام الهی وعقوبت بار می آورد.1660. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبَغیُ یُزِیلُ النِّعمَةَ(7)
گردن کشی، نعمت را از بین می برد.
طغیان وستمگری، نعمت را از بین می برد.
ظلم، نعمت را طرد می کند.
هیچ چیزدعوت کننده تر،(و برنده تر) بسوی زوال نعمت و نزول نقمت وبلا از ایستادگی روی ستمکاری نیست.
ظلم قدم را می لغزاند، و نعمت ها را سلب می کند، و امت وملت ها را به هلاکت ونابودی می کشاند.
بسا نعمتی، که ظلم وستم آن را ازبین برده.
نعمت ها، با ستمگری ازبین می رود.
غرورتوانگری، موجب کفران نعمت است.
از بین رفتن نعمت ها، درکفران نعمت است.
خداوند هیچ بنده ای را نعمت عطا نمی کند، که از او سلب کند. مگر این که گناهی مرتکب شود که سبب استحقاق سلب نعمت شود.
ای مردم ! تقوا را درباره نعمت های الهی برشما رعایت کنید وآنها را با گناهان ونافرمانی خداوند از خود مرانید.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَنِ استَعٰانَ بِالنِّعمَةِ عَلَی المَعصِیَةِ فَهُوَالکَفُورُ،(4)کسی که بوسیله نعمت (خدا) برنافرمانی خداوند یاری جوید، پس او کفران نعمت کرده است.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : بِعَوٰارِضِ الآفٰاتِ تَتَکَدَّرُالنِعَمُ؛(5)
با پیدایش آفت ها (دراثر معاصی) نعمت ها تیره و تار می شوند.
لئیم و ناجوانمرد، از چیز(نعمت) بسیارناسپاسی می کند «ناسپاسی سبب از دست رفتن نعمت است».
هرکس نعمت های خداوند سبحان بر او بسیارگردد، نیازمندی مردم بر وی زیاد شود، آنگاه اگر به اداء آنچه که خدای سبحان بر وی واجب کرده است برخاست، آن نعمت ها را به دوام و پایداری عرضه داشته است، و اگر به اداء آنچه که خدای سبحان بروی واجب کرده است برنخاست، آن نعمت ها را به نابودی عرضه داشته است.
ازخصومت ودشمنی بپرهیزید، زیرا که آن قلب را مشغول می سازد و نفاق بجا می گذارد وکینه ها را بوجود می آورد.
سررشتۀ نفاق، خیانت است.
دروغ، به نفاق می انجامد.
قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛»(5)
وای برهرعیبجوی مسخره کننده.
وای برقومی، که خداوند را با امربه معروف و نهی از منکر دین داری نمی کنند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: همانا خداوند عزوجل می فرماید: وای برکسانیکه می کشند از مردم کسانی را که امربه عدالت می کنند.
وای برکسی، که امربه منکر و نهی از معروف می نماید.
قرآن کریم: «إِنَّهُ فکَّرَوَقَدَّرَ. فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ. ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ. (5)
او(برای مبارزه با قرآن) اندیشه کرد ومطلب را آماده ساخت. مرگ براو باد چگونه (برای مبارزه باحق) مطلب را آماده کرد. باز هم مرگ بر او باد چگونه مطلب (ونقشۀ شوم خود را) آماده نمود.
«تحریف کردن آیات الهی، نوشتن مطالب بنام آیات الهی، فروختن مطالب دروغین بنام آیات الهی»
قرآن کریم:«فَوَیلٌ لِلَّذِینَ یَکتُبُونَ الکِتٰابَ بِایدِیهِم ثُمِّ یَقُولُونَ هٰذٰا مِن عِندِالله لِیَشتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلا فَوَیلٌ لَهُم مِمّٰا کَتبَت اَیدِیهم وَوَیلٌ لَهُم مِمّٰا یَکسِبُونَ؛»(6)
وای برآنها که مطالبی با دست خود می نویسند، سپس می گویند: از طرف خدا است تا به به بهائی کم آن را بفروشند، وای برآنها ازآنچه با دست خود نوشتند، و وای برآنها از آنچه از این راه به دست می آورند.
مبارک مباد، چهره هایی که جز به هنگام زشتی ها دیده نمی شوند.«جنایت کاری را حضور امام آوردند، که جمعی اوباش همراه او بودند، حضرت خطاب به آنان این فرمایش را فرمود»
قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ. اَلَّذِی جَمَعَ مالا وَعَدَّدَ؛»(2)
وای برهرعیبجوی مسخره کننده. همان کس که مال را جمع آوری و شماره کرده (بی آنکه حساب مشروع و نامشروع کند)
وای برکسی که در نادانیش بماند، وخوشا بحال کسی که تعقّل کند (و بداند) وهدایت جوید.
وای برشخصی که درخواب غفلت فرورفته، که چه اندازه عمرش کوتاه و مزدش اندک است.
قرآن کریم: «قُتِلَ الخَرّاصُونَ. وَیلٌ لِکُلِّ اَفّٰاکٍ اَثِیمٍ؛»(5)
گشته شوند ومرگ بردروغگویان. [وآنها حرف بی اساس می زنند]. وای برهر دورغگوی گنهکار.
حدیث:
ای أباذر! وای برکسی که سخن دروغ می گوید تا گروهی را بخنداند، وای براو، وای براو، وای براو.«طلب کردن دنیا بوسیله دین»
رسول خدا (صلی الله علیه واله) : همانا خداوند (عزّوجلّ) می فرماید: «وای برکسانیکه دین را وسیله طلب دنیا قرار می دهند».
قرآن کریم: «تَبَّت یَدا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ؛»(3)
أبولهب نابود شود و دو دستش قطع گردد. «ابولهب همیشه با پیامبراسلام (صلی الله علیه واله) دشمنی و مخالفت می کرد»
«... هُمُ العَدُوُّفَاحذَرهُم قٰاتَلَهُمُ اللهُ أَنّٰی یُؤفَکُونَ؛»(4)
آنها (منافقان) دشمنان واقعی تو هستند، از آنان برحذرباش، خداوند آنها را بکشد، چگونه ازحق منحرف می شوند؟!.
قرآن کریم: «وَیلٌ لِلمُصلّیینَ... اَلَّذِینَ هُم یُرٰاؤُنَ؛»(5)
وای برنمازگزاران...آنها که ریا می کنند.
امام صادق (علیه السلام) به عباد بن کثیربصری در مسجد فرمود: وای برتوای عباد! از ریاء بپرهیز، که هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کسی که برایش کارکرده واگذارد.
وای برکسی که سیرت و روشش با(مردم) بد باشد،و در دوران پادشاهی(وحکومت) جفا کند و گردنکشی نماید و به حقوق مردم تعدی و به آنان ستم روا دارد.
قرآن کریم:«قُتِلَ الإِنسٰانُ مٰا أَکفَرَهُ؛»(2)
مرگ براین انسان، چقدرکافر و ناسپاس است ؟!.
از جملۀ آنچه خداوند به جناب موسی (علیه السلام) وحی فرمود و در تورات بر او نازل کرد این بود، که...منم خدا، و شایان پرستش نیست جزمن، مخلوق را آفریدم و شر را - نیز- آفریدم وآن را بدست هرکه اراده کردم، جاری ساختم. پس وای برکسی که آن را بدست اوجاری نمودم.
قرآن کریم: «قُتِلَ أَصحٰابُ الاُخدُودِ؛»(4)
مرگ وعذاب برشکنجه گران صاحب گودال (آتش) باد.
قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ؛»(1)
گفتند: وای بر ما که طغیانگر بودیم.
حدیث:
وای برآنکه در روی زمین خودخواهی و گردنکشی کند، و با جبار آسمان ها و زمین معارضه و مخالفت نماید.
قرآن کریم: «قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ.... لَیَقُولُنَّ یٰا وَیلَنٰا اِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(3)
گفتند: ای وای برما که ظالم وستمگر بودیم... می گویند ای وای ما همگی ستمگر بودیم.
قرآن کریم: «... لَکُمُ الوَیلُ مِمّا تَصِفُونَ؛»(4)
وای برشما از توصیفی که (بی هدف بودن خلقت عالم) می کنید.
قرآن کریم: وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛(5)
وای برهرعیب جویِ مسخره کننده.«همزة ولمزة به عیبجویی نیزمعنی شده است»
وای برکسی غفلت بر او چیره شود، ومرگ وکوچ از جهان را فراموش کند وآماده رفتن نگردد.
قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛»(1)
وای برهرعیبجوی مسخره کننده.«همزة ولمزة به غیبت نیزمعنی شده است»
1692.عَن یُونُسَ بنِ عَمّٰارٍقٰال: قُلتُ لأَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) :إِنَّ لِی جٰارٌمِن قُرَیشٍ مِن آلِ مُحرِزٍقَدنَوَّهَ بِاِسمِی وَشَهَّرَنِی، کُلَّمٰا مَرَرتُ بِهِ قٰالَ: هذَاالرّٰافِضِی، یَحمِلُ الأَموٰالَ إِلٰی جَعفَرِبنِ مَحَمدٍ، قٰالَ: فَقٰالَ لَی: فَادعُ عَلَیهِ إِذٰا کُنتَ فِی صَلاةِ اللَیلِ و...؛(2)
یونس بن عمارگوید: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: من گرفتار همسایه ای- از قریش از آل محرز- شنیده ام نام مرا فاش کرده و مرا شهره مردم ساخته (که همه مرا بشناسند) هرگاه به او بگذرم گوید: این رافضی است و مال ها را به نزد جعفربن محمد میبرد، گوید: حضرت به من فرمود: در نماز شب به او نفرین کن.
قرآن کریم: «فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ. اَلّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم سٰاهُونَ؛»(3)
پس وای بر نمازگزارانی که. نماز خود را به دست فراموشی می سپارند. «و سبک می شمارند»
قرآن کریم: «فَوَیلٌ لِلقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِ کرِاللهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلالٍ مُبِینَ؛»(4)
پس وای برسخت دلان از ذکرخدا، که آنها درگمراهی آشکارهستند.
قرآن کریم:«وَقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرعَلَی الأَرضِ مینَ الکافیرِینَ دَیّارًا؛»(5)ونوح گفت: پروردگارا، روی زمین احدی ازکافران را زنده نگذار.
وای برکسی که درگمراهی بپاید، و به راه هدایت نرسد.(و هدایت نشود).
قرآن کریم: «وَیلٌ لِکُلِّ اَفّٰاکٍ اَثِیمٍ؛»(2)
وای بر هر دروغگوی گنهکار.
حدیث:
وای برگنهکار، که چقدر نادان است، و تا چه اندازه از بهره و حظش بدور مانده و در گذشته است.
وای برکسی، که به گنهکاری و ناکامی وخواری در دنیا وآخرت مبتلا وگرفتارگردد.
قرآن کریم: «وَقالَ مُوسٰی رَبَّنٰا إِنَّکَ اٰتَیتَ فِرعَونَ وَمَلإِهِ زِینَةً وَأَموٰالا فِی الحَیٰاةِ الدُّنیٰا رَبّنٰا لِیُضِلُّوا عَن سَبِیلِکُ، رَبَّنٰا أَطمِس عَلٰی أَموٰالِهِم وَاشدُدعَلٰی قُلُوبِهِم فَلا یُؤمِنُوا حَتّیٰ یَرَوُا العَذٰابَ الأَلِیمَ؛»(5)
و موسی به پروردگارخود عرض کرد: بارالها، تو به فرعون و فرعونیان درحیات دنیا ملک و اموال و زیورهای بسیاربخشیده ای، که بدین وسیله بندگان را از راه توگمراه کنند، بارخدایا، اموال آنها را نابود گردان و دل هاشان را بربند، که ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.
وای برکسی، غفلت بر او چیره شود و مرگ وکوچ ازجهان را فراموش کند و آماده رفتن نگردد.
قرآن کریم: «... وَیَمنَعُونَ المٰاعُونَ؛»(2)
و(وای برآنها که) دیگران را از لوازم ضروریات زندگی منع می نمایند.
«بسیاری از مفسران معتقدند، که منظور از آن (ماعون) در اینجا اشیاء جزئی است، که مردم مخصوصا همسایه ها به آنها احتیاج پیدا می کنند و از یکدیگر به عنوان عاریه و یا تملک می گیرند، مانند نمک، آب، آتش (کبریت) ظروف و مانند این ها»
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: وای برکسانیکه مؤمن در بین آنها با بقیه (و ترس) رفت وآمد (و زندگی نماید).
قرآن کریم: «...هُمُ العَدُوُّ فَاحذَرهُم قٰاتَلَهُمُ اللهُ أَنّٰی یُؤفَکُونَ؛»(4)
آنها (منافقان) دشمنان واقعی تو هستند، از آنان برحذرباش، خداوند آنها را بکشد چگونه ازحق منحرف می شوند؟!
فِدٰاکَ قَد فَعَلتُ فَلَم أَرَشَیئًا، فَقٰالَ: کَیفَ دَعَوتَ عَلَیه ؟ فَقُلتُ: إِذٰا لَقِیتُهُ دَعَوتُ عَلَیهِ، قٰالَ: ادعُ عَلَیهِ إِذٰا أَدبَرَوَ- إِذٰا – استَدبَرَ، فَفَعَلتُ فَلَم أَلبَث حَتّی أَرٰاحُ اللهُ مِنهُ؛(1)
اسحاق بن عمارگوید: بحضرت صادق (علیه السلام) از دست همسایه ای که داشتم و از آزاری که از او به من میرسید شکایت کردم، گوید: به من فرمود: بر او نفرین کن، گوید: عرض کردم فدایت گردم من نفرین کردم و نتیجه ای ندیدم، فرمود: چگونه نفرین کردی؟عرض کردم: هرگاه به او برخوردم نفرینش کردم، گوید: فرمود: چون به تو پشت کند و روگرداند نفرینش کن، پس من اینکار را کردم و زمانی نگذشت که خدا مرا از شر او آسوده کرد.
یعقوب بن سالم گوید: خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم پس علاء بن کامل به آن حضرت عرض کرد: همانا فلان کس به من اذیت می کند (و هرچه خواهد) انجام می دهد، اگر صلاح میدانید بدرگاه خداوند (عزوجل) بر او نفرین نکنید، فرمود: این از ضعف (و ناتوانی) تو است، بگو: «بارخدایا تو از هرچیز کفایت کنی و چیزی از تو کفایت نکند کار فلان کس را درباره من کفایت فرما بدانچه خواهی و هرگونه خواهی و از هر راهی که خواهی و از آنجا که خواهی.
وای براسراف گر، چقدر دور است از اصلاح نفس خود و دریافت (نتیجه) کارش.«خواب و خوراک زیاد- پرخوری و پرخوابی»
خواب وخوراک بسیار، نفس را (وجان را) تباه می سازد و ضرر و زیان را جلب می نماید.
کسی که نفس خود را بستاید، البته آن را کشته است.
نزدیک شونده به شهوت، (وشهوت ران) نفسش بیمار و عقلش دردمندست.
هرکس شهوتش بر او غلبه داشته باشد، نفسش سالم نمی ماند.
کسی که پارسائی او را اصلاح نکند، طمع تباهش سازد.
آلوده کرد نفس خویش را، کسی که طمع را به آن نوشاند.
کسی که نفس خود را سیاست و مدیریت نکند، آن را تباه وضایع ساخته است.
«اَللّهُمَ اغفِرلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمً؛»(7)
«بارإلها بیامرز برای من گناهانی را، که فرود آرند بدبختی وگرفتاری ها را».
«نافرمانی آگاهانه از خداوند، گردن فرازی برمردم، إستهزاء و تمسخر مردم»
حدیث: - عَن أبِی خالِدِ الکابلِی قالَ: سَمِعتُ زَینَ العابِدِینَ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ (علیهمالسلام) یَقُولُ:
… وَالذُّنُوبُ الَّتِی تُنزِلُ النِّقَمَ، عِصیانُ العارِفِ بِالبَغیِ، وَالتَّطاوُلُ عَلَی النّاسِ، وَالإِستِهزاءِ بِهِم، وَالسُّخریَّةُ مِنهُم؛(1)
ابوخالد کابلی میگوید: از امام زین العابدین علی بن الحسین(علیهم السلام) شنیدم، می فرمود: و گناهانی که باعث نزول نقمت و إنتقام الهی می شود:
نافرمانی آگاهانه «انسان آگاه» از خداوند، سرکشی و گردن فرازی برمردم، إستهزاء و ریشخند زدن به مردم و تمسخر و تحقیرآنان است.
قرآن کریم: «فَمَن عادَ فَیَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ وَاللهُ عَزِیزٌذُوانتِقامِ؛»(2)
و هرکس تکرار کند(بعدازحکم الهی، درحال احرام دوباره صید نماید) خداوند از او انتقام می گیرد و خداوند توانا و صاحب انتقام است.
حدیث: 1708- عَن زَیدِ الشحامِ، عَن أبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) - فِی قَولِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ -: «فَمَن عادَ فَیَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ وَاللهُ عَزِیزٌذُوانتِقامِ- مائده- آیه 95» قالَ: إِنَّ رَجُلًا انطلَقَ وَهُوَمُحرِمٌ فَأَخَذَ ثَعلَبًا فَجَعَلَ یَقرِبُ النّارَإلی وَجهِهِ وَجَعَلَ الثَعلبَ یَصِیحُ وَیُحدِثُ مِن إِستِهِ، وَجَعَلَأَصحابَهُ یَنهَونَهُ عَمّا یَصنَعُ، ثُمَّ أَرسَلَهُ بَعدَ ذالِکَ فَبَینَما الرَّجُلُ نائِمٌ إِذ جائَتهُ حَیَّةٌ فَدَخَلَت فِی فِیهِ فَلَم تَدَعهُ حَتّی جَعَلَ یُحدِثُ کَما أَحدَثَ الثَّعلَبُ ثُمَّ خَلَّت عَنهُ؛(3)
زید الشحام از امام صادق روایت کرده- در فرمایش خداوند(عزوجل) که فرموده: «وهرکس تکرارکند (بعد ازحکم الهی، درحال احرام دوباره صید نماید) خداوند از او انتقام می گیرد وخداوند توانا وصاحب انتقام است» فرمود: مردی درحالی که محرم بود روباهی را گرفت و آتشی را به صورت آن نزدیک کرد، و روباه در این حال ناله سرداد و از ترس دفع حَدَث می کرد، سپس افرادی که با آن مرد بودند او را از این کار نهی کردند، و پس از آن که اوروباه را به حال خود رها کرد، روباه از آن محل رفت، و درشب همان روزآن مرد درحالی که خوابیده بود ماری به سراغش آمد و داخل دهان او شد، آن گاه آن مرد همانگونه که با آزار دادن روباه باعث دفع حدث آن شده بود، او نیز از ترس دفع حَدَث می کرد سپس مار از دهان آن خارج و از او دور شد.
خون ناحق ریختن باعث نزول نقمت وخشم خداوند، و زوال و از بین رفتن نعمت می شود.
نقمت ها وعذاب های الهی با سرکشی وستمگری جلب می شود.
از ظلم وستمکاری بپرهیز، زیرا که خداوند ستمگر را بزودی به طرف کیفر و عذاب می کشد و بر او عقوبت ها را فرود می آورد.
سرکشی، نقمت می آورد.1712. الإمامُ عَلیٌّ (علیه السلام) : أَلبَطَرُیَسلِبُ النِّعمَةَ وَیَجلِبُ النَقمَةَ؛(5)
گردنکشی و طغیان گری، نعمت را می گیرد و انتقام الهی وعقوبت بارمی آورد.
ستمگر را، انتقام وکیفردرکاراست.
هیچ چیز بسوی زوال نعمت ونزول نقمت و بلا خوانده شده تر(و برنده تر) از استادگی روی ستمکاری نیست.
ظلم سبب نقمت وگرفتاری می شود.
وای! چه قدر نزدیک خشم خداوند به شخص ظالم وستمگر.
هیچ ظلمی شدیدتر از ظلمی نیست که صاحب آن (مظلوم) برای آن (انتقام آن) یاوری بجزخدا نداشته باشد.
قٰالَ أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) : لَمّٰا حَضَرَعَلی بن الحَسَین (علیهمالسلام) الوَفاة ضَمَّنِی إلٰی صَدرِهِ ثُمَّ قٰالَ: یٰا بُنَی أُوصِیکَ بِمٰا أَوصٰانِی أَبِی حِینَ حَضَرَتهُ الوَفٰاةُ وَبِمٰا ذَ کَرَأَنّ َأبٰاهُ أَوصٰاهُ بِهِ قٰالَ: یابُنَی إِیّٰا کَ وَظُلم مَن لا یَجِدُ عَلَیکَ نٰاصِرًا إلا اللهَ؛(4)امام باقر (علیه السلام) فرمود: وقتی وفات پدرم فرا رسید، مرا به سینه خود چسباند سپس فرمود: فرزندم تو را وصیت می کنم به آنچه پدرم وقت وفتش به من وصیت کرد و به آنچه پدرش به او وصیت کرده بود، فرمود: فرزندم بپرهیز از ظلم کردن به کسی که یاوری بجزخدا ندارد.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : کَفٰی بِالظُّلمِ طٰارِدًا لِلنِّعمَةِ وَجٰالِبًا لِلنَّقِمَةِ؛(5)
برای راندن نعمت وآوردن خشم و نقمت خداوندی، همان ستمکاری کافی است.
هر ستمگری را، انتقام وکیفری درکاراست.
ظلم بریتیمان وکنیزان، نقمت و گرفتاری را فرود می آورد و نعمت را سلب می کند و از بین می برد.
ظلم برمظلومین را، خداوند مهلت می دهد ولی مُهمَل نمی گذارد.
خدای (عزوجل) به پیامبری از پیامبرانش که در کشور یکی از سرکشان وجباران بود، وحی فرستاد که نزد این مرد جبار برو، وبه او بگو: که من تو را نگماردم برای ریختن خون ها وگرفتن اموال، همانا تورا گماردم تا ناله های ستم دیدگان وناله کنندگان به درگاهم را از من باز داری، زیرا من از ستمی که به ایشان شده نگذرم اگرچه کافر باشند.
وارد شدن گرفتاری ها وخشم های (خداوند)، در بریدن ازخوشاوندان است.
از خویشاوند بریدن، بسیاری از گرفتاری ها را جلب می کند.
کفران نعمت؛ سبب نزول نقمت وگرفتاری است.
هرکس کفران نعمت کند، گرفتاری ونقمت بروی فرود آید.
قرآن کریم: «وَمَن أَطلَمُ مِمَّن ذُ کِرَبِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعرَضَ عَنها إِنّا مِنَ المُجرِمِینَ مُنتَقِمُونَ؛(1)
چه کسی ستمکارتراست از آنکسی که آیات پروردگارش به او تذکر داده شده، و او از آن اعراض کرده، مسلما ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت.
حدیث: 1727. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : کانَ أَبی یَقُولُ: إِنَّ اللهَ قَضی قَضاءً حَتمًا أَلا یُنعِمَ عَلَی العَبدِ بِنِعمَةٍ فَیَسلُبَها إِیّاهُ حَتّی یُحدِثَ العَبدُ ذَنبًا یَستَحِقُ بِذالِکَ النِقمَةَ؛(2)امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم همواره می فرمود: خدا حکم قاطع و حتمی فرموده، که نعمتی را که به بنده ای مرحمت فرموده از او باز نگیرد، مگر زمانی که بنده گناهی مرتکب شود که بسبب آن مستحق کیفرگردد.
همانا چون خداوند خوبی بنده ای را خواهد، و آن بنده گناهی مرتکب شود، خدا او را کیفر دهد و استغفار را به یاد اواندازد.
چگونه نشانه های خشم های خداوندی تو را بیدار نکند، وحال آنکه تو خود را در ورطه سختی گرفتار کرده، و با گناهکاری ها درجات خشم وغضب خدا را پیموده (وخویش را مورد سخط حق قرار داده ای؟!).
برای اصرارکننده و متجرّی برگناه، نقمت وعذاب خداوند سبحان است.
رَثٌّ، وَمَجلِسًا فِیهِ مَن یَصُدَّعُنا وَاَنتَ تَعلَمُ؛(1)
سه مجلس است که خداوند آنها را دشمن دارد و عذاب خود را بر اهل آن بفرستد، پس با آنان ننشینید و مجالست نکنید: یکی آن مجلسی که درآن کسی باشد که در فتوای خود دروغ گوید، و دیگری مجلسی که ذکر دشمنان ما در آن تازه ونو، ولی ذکر ما در آن کهنه باشد، و دیگر مجلسی که در آن کسی است که از پیروی ما (مردم را) باز میدارد و تو می دانی (او چنین کسی است).فصل ششم- گناه باعث نکبت و بیچارگی انسان می شود:
هیچ نکبتی و بیچارگی به بنده نرسد، (پایش به سنگی نخورد) مگر بسبب گناهِی (که انجام داده) و آنچه خدا از او می گذرد بیشتراست.
کسی که اذان نمازجماعت را بشنود، و بدون عذر اجابت نکند (و نمازش را تنها بخواند) نماز او، نماز نیست (کأنه نماز نخوانده است).
همانا خداوند (تبارک وتعالی) زکات را کنار نماز، ذکر کرده و فرموده: «نماز را بپا دارید و زکات را اداء نمائید» پس کسی که نماز را اقامه کند و زکات ندهد، کانه نماز نخوانده است.
هرکس با چشم دشمنی بصورت پدر و مادرخود نگاه کند،- ولو به آن ظلم کرده باشند- خداوند نمازی را از او قبول نخوهدکرد.
هرگاه یکی از شما نماز بخواند و در نمازش، بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) صلوات نفرستد، این نمازگزار راه غیر بهشت را پیموده است (نمازش نتیجه نخواهد داشت).
آگاه باشید! و کسی که شراب را برای دیگری بفروشد و یا بخورد، خداوند متعال نماز او را قبول نخواهد کرد تا زمانی که از آن توبه نماید.
کسی که مستی آور بنوشد، تا چهل شبانه روز نمازش پذیرفته نشود.
هرکس شرابخواری کند، خداوند چهل روز نمازش را قبول نخواهد کرد.
هرکس شربتی شراب بخورد، چهل روز نمازش پذیرفته نخواهد شد.«پرداخت نکردن زکات»
همانا خداوند به سه چیز امر فرمود و سه چیز در کنار آنها است: امرکرده به نماز و زکات، پس کسی که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول نمی شود.
کسی که از زکات جلوگیری کند، نمازش قبول نخواهد شد تا زمانی که زکات را بدهد.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هشت گروه هست که نمازشان قبول نمی شود، ازآن گروه است کسی که زکاتش را ندهد.
وکسی را زنی باشد که او را (شوهررا) اذیت و آزار کند، خداوند نماز قبول نخواهدکرد. سپس رسول الله (صلی الله علیه واله) فرمود: بر مرد نیز چنین وِزر، گناه و عذابی هست وقتی که زن خود را بیازارد و به او ظلم کند.
1) - وسائل الشیعه ج 17، ص 238، ح 7.
2) - وسائل الشیعه، ج 17، ص 239، ح 8.
3) - موضوع ازبین رفتن تقوی، ترک صله رحم، حدیث شماره 401
4) - وسائل الشیعه؛ ج 6، ص 14، ح 17.
5) - وسائل الشیعه؛ ج 6، ص 16، ح 22.
6) - موضوع از بین رفتن حسنات، آزار، أذیت وناسازگاری زن وشوهر، حدیث شماره 568
7) - عقاب الأعمال، ص 664.
همانا خداوند قبول نمی کند مگرچیزخوب و نیک را، پس چگونه می پذیرد چیزی را که سبک شمرده شده است.
نماز! وکیل می شود برای آن ملائکه ای، که جزآن هیچ وظیفه ای ندارد، زمانی که نمازخوان آن را تمام کرد، آن را می گیرد و پرواز می کند، اگر از نمازهای قابل قبول باشد، قبول می شود و اگر از نمازهای مورد قبول نباشد به او گفته می شود: آن را برگردان بربنده من، پس با آن نماز برمی گردد ومی کوبد به صورت نمازخوان و می گوید: اف برتو! هیچ گاه عملی انجام ندادی تا مرا سربلند کند(عمل تو همیشه باعث سرشکستگی من است).
سه کس است که خداوند نماز آنان را قبول نمی کند، از آنها است دیّوثی که دیده می شود (و می بیند) با زنش زنا می شود.1744. قالَ الإمامُ الباقِرُ (علیه السلام) : ثلاثة لا یقبل الله منهم صلاة، منهم دیّوث الّذی یفجر بِاِمرَأَتِهِ؛(4)
سه کس است که خداوند نماز آنان را قبول نمی کند، از آنها است دیّوثی که با زنش زنا می شود.
انسان گاهی دروغ می گوید و سبب محرومیتش از نماز شب می شود، هنگامی که از نماز شب محروم شد، از روزی (و مواهب مادی ومعنوی) نیزمحروم می شود.
أَنتَ رَجُلٌ قَد قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ:
توکسی هستی، که گناهانت تو را به بند کشیده است(1)
همانا شخص گناهی مرتکب می شود، و بر اثر آن از نمازشب محروم می شود، و تأثیر کار بد در صاحبش از تأثیرکارد در گوشت زودتراست.
بنده فراری.
زن ناشزه.
مانع زکات.
ترک کننده وضو.
نماز خواندن دختربالغ بدون روسری.
امام جماعت بدون رضایت مأمومین (اقتدا کننده ها).
نگهدارنده بول وغائط.(با زور)
انسان مَست. (درحال مَستی نماز بخواند)
احمد بن محمد بن خالد با اسناد خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که پیامبرخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هشت گروهند که خداوند نماز آنها را قبول نمی کند: بندۀ فراری تا وقتی که به سوی مولای خود بازگردد، زنی دراطاعت شوهرش نیست و او به آن زن خشمناک است، مانع زکات، ترک کننده وضو، دختربالغی که بدون روسری نماز می خواند، و امام قومی که با آنان نماز می خواند ولی آنها از او کراهت دارند، و زَبین، گفتند: یارسول الله«زبین» کیست؟ فرمود: کسی که غائط و بول خود را به زور نگهداشته. و [انسان] مَست. اینان هشت گروهی هستند که نماز آنان پذیرفته نیست.
بخل صفتی است که ننگ را کسب کرده، و سرانجام آدمی را داخل در آتش می کند.1751. قالَ الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلبُخلُ عارٌ؛(3)
بخل، ننگ است.
کسی که لباس تقوی را کنارگذارد، لباس ننگ و عار بپوشد.
مِیمُ العَرَبِ وَالسَّنامُ الأَعظَمُ فَاستَحیُوا مِنَ الفَرارِفَاِنَّ فِیهِ إِدراعُ العارِ وَوَلُوجُ النّارِ؛(1)
به خدا سوگند اگرشما ازشمشیردنیا بگریزید، هیچگاه ازشمشیرهای آخرت رهائی نخواهید داشت و حال آنکه شما از بزرگان واز ارجمندان بزرگ پایه عرب می باشید، از فرار شرم کنید زیرا که از جنگ فرارکردن جامه عار را پوشیدن و در آتش دوزخ مکان گزیدن است.
دروغ، دردنیا باعث ننگ ورسوائی ودرآخرت موجب عذاب وآتش است
قرآن کریم: «أَلزّانِی لا یَنکِحُ اِلا زانِیَةً أَومُشرِکَةً وَالزّانِیَةُ لا یَنکیحُها اِلا زانٍ أَومُشرِکٌ وَحُرِّمَ ذالِکَ عَلَی المُؤمِنِینَ؛»(3)
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود درنمی آورد، و این کار برمؤمنین تحریم شده است.«این کار- ازدواج با زنا کار- یک نوع ننگ و عار برای افراد پاک محسوب می شود»
ناکس و ناجوانمرد، جامه ننگ را برتن کرده و آزادمردان را آزار می دهد.
هرکس لئامت و ناکسیش بیشتر باشد، ننگش زیادترخواهدبود.
دروغ، نورانیت و روشنی چهرۀ انسان را از بین می برد.
امام صادق (علیه السلام) از پدربزرگواش نقل می کند که فرمود: زناکار را شش خصلت (عقوبت) است: سه در دنیا وسه درآخرت، امّا آنچه در دنیا است- اینست که- نور از رخسارش می برد.
باب بیست و نهم «و»
قرآن کریم: «وَذَرنِی وَالمُکَذِّبِینَ أُولِی النِّعمَةِ وَمَهِّلهِم قَلِیلًا؛»(1)
مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار، وآنها را کمی مهلت ده !.
«ذَرنِی وَمَن خَلَقتُ وَحِیدًا؛»(2)
مرا با کسی که او را تنها آفریدم [و سرکشی کرد] واگذار!.«مرا با اوتنها بگذارکه خودم او را کیفر شدید دهم»(3)
قرآن کریم: «فَذَرهُم یَخُوضُواوَیَلعَبُوا حَتّی یُلاقُوا یَومَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ؛»(4)
آنها را به حال خود واگذار، تا در باطل خود فرو روند، و بازی کنند، تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات نمایند.
وَکَّلتُهُ إِلی نَفسِهِ، ثُمَّ لَم أُبالِی فِی أَیِّ وادٍهَلَکَ؛(1)
هر بنده ای که از من اطاعت کند، او را به غیرخودم واگذار نمی نمایم، وهربنده ای که از من نافرمانی نماید او را به نفس خود واگذارکرده و بعد از آن برایم مهم نیست، که در کدامین وادی به هلاکت برسد.
امام صادق (علیه السلام) به عباد بن کثیربصری در مسجد فرمود: وای بر تو ای عباد! از ریا بپرهیز، که هرکس برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کسی که برایش کارکرده واگذارد.
محمد بن عرفة گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود: وای برتوای پسرعرفة ! کارکنید نه به منظور ریا و به گوش مردم رسیدن، زیرا هرکه برای غیرخدا کارکند، خدا او را به کارش واگذارد.
وهرکس با برادر دینی خود غش و دغلی کند، خداوند او را به خودش واگذارد.
هرکس به برادر مسلمان خود دشنام دهد، خداوند او را به خودش وا گذارد، و زندگیش را تباه سازد.
ازحرص شدید بپرهیز،که آن ورع و پارسایی را فاسد، و انسان را وارد آتش خواهد کرد.
برحذر باشید از اینکه کارگزار و یا کارمند حاکم ستمگر باشید... و هرکس خواست حاکم جائر و ستمگر را برخواست خدای (عزوجل) ترجیح دهد و مقدم دارد، پروردگار پارسائی را از دل او ببرد و او را حیران و سرگردان گذارد.
چگونه می تواند پارسائی را بدست آورد، کسی که گرفتار طمع است؟!.
کسی که طمع را ملازم خود کرده، ورع را از دست داده است.
پارسائی وطمع، با هم جمع نمی شوند.1805. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : یَسِیرُالطَمَعِ یُفسِدُ کَثِیرَالوَرَعِ؛(6)
اندکی از طمع، بسیاری از پارسائی را از بین می برد.
طمع، باعث ازبین رفتن پارسائی است.
طمع کم هَم، تقوی وورع را فاسد می کند.
هرکس- بدی وناروائی آنچه به سرما آل محمد (صلی الله علیه واله) آمده است، ازظلم وستمی که برما روا داشتند، وحقوقی که ازما به یغما بُردند، وگرفتاریها که ما بدان دچارشدیم، برای انجام کاری که به عهدۀ ما بود- نفهمد، ودربارۀ این جنایت ها که در حق ما شده است بی تفاوت باشد، با مرتکب آن شریک خواهدبود. روایت در بحارالانوار مقداری متفاوت ذکرشده است ازجمله «نُکِبنا- رُکِبنا» نوشته شده.
هرکس زشتی وبدی را بنیانگذارد، آن را برای خود بنیان گذاشته است.
وهرکس سعایت (دوبهم زدن) کند، بین دو برادر مؤمن و رابطه آنان را قطع نمای... و بر اوست مانند وزر وبال کسی که قطع رحم کرده.
و به درستی مردم فقیر نمی شدند و محتاج نمی گردیدند و گرسنه و برهنه نمی ماندند، مگر بخاطرگناهان ثروتمندان «وقتی که حقوق الهی و مردم را نمی پردازند».
حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: درکتاب علی (علیه السلام) است که: سه خصلت است که هرکه دارا باشد نمیرد تا وبال آن را ببیند: ستم (وسرکشی) وقطع رحم وقسم دروغ، که بدان با خدا به جنگ رود.
و هرکس در مجلسی بدگوئی و غیبتی را که دربارۀ برادر هم کیشش می شنود، ردّ کند و از او دفاع نماید، خداوند(عزّوجلّ) هزار دَر از شرّ در دنیا وآخرت از او بگرداند، و چنانچه غیبت را شنید و ردّ نکرد بلکه او را خوش آمد، گناه و کیفر اومانند گناه و کیفر آن کس باشد که خود غیبت و بدگوئی نموده است.
امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) در مورد (دو مردی که همدیگر را دشنام می دادند) فرمود: آغاز کننده به دشنام ستمکارتراست وگناه رفیقش بگردن اوست، درصورتی که آنکس که به اوستم شده از حدنگذرد.
وزر و گناه صدقه دهنده منّت گذار، بر اجرش می چربد.
از امام صادق (علیه السلام) : خداوند به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: زنا نکنید تا با زنان شما زنا نشود، هرکس در رخت خواب مرد مسلمان مقاربت انجام دهد، در رخت خواب او مقاربت انجام خواهد شد، همان طوری که توانجام می دهی انجام خواهند داد.
انسان لئیم و فرومایه وقتی توانگرگردد، به زشتی گراید و هرگاه وعده کند خلاف نماید.
ابی حمزة گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم بعضی از هم کیشان ما به مخالفان خود افترا می گویند و نسبت حرامزادگی می دهند، حضرت فرمود: درباره آنها سخن نگفتن بهتر است. و بعد فرمود: ای اباحمزة به خدا قسم به جز شیعیان ما همۀ مردم حرامزاده هستند، سپس فرمود: خمس مال ما است و آن را به غیر از شیعیان خود، به همه حرام کردیم.
وَمَنِ اغتابَهُ بِما فِیهِ فَهُوَ خارِجٌ عَن وِلایِةِ الله (تَعالی ذِکرُهُ) داخِلٌ فِی وِلایَةِ الشَیطانِ؛(2)
کسی که درباره آنچه در برادر مؤمنش هست، غیبت کند، از ولایت و سرپرستی خدا خارج و به حکومت (سرپرستی) شیطان وارد می شود.
کسی که مال مؤمن را به حرام بخورد، دوست من نخواهد بود.
وِلایَتِهِ...؛(1)
حمزۀ ثمالی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرگاه کسی به برادر مؤمن خود بگوید: اُف (وای برتو) از ولایت (دوستی) اوخارج می شود.
1) - موضوع قبول نشدن عمل، نیت بد نسبت به مؤمن، حدیث شماره 1201
باب سی ام «ه»
قرآن کریم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازدادُوا کُفرًا لَم یَکُنِ اللهُ یَغفِرَلَهُم وَلا یَهدِ یَهُم سَبِیلًا؛»(1)
آنها که ایمان آوردند، سپس کافرشدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگر بار کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید ونه آنها را به راه (راست) هدایت می کند.
قرآن کریم:«وَإِذقٰالَ مُوسٰی لِقَومِهِ لِمَ تُؤذُونَنِی وَقَد تَعلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیکُم فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللهُ قُلُوبَهُم وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الفٰاسِقِینَ؛»(2)
بیاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من ! چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستادۀ خدا بسوی شما هستم؟ هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت وخدا فاسقان را هدایت نمی کند.
چگونه توانائی هدایت کردن دیگران را دارد، کسی که هوای نفس بر اوغلبه کرده است.
چگونه می تواند دیگری را هدایت کند، کسی که خودش گمراه است.
هلاک شد، کسی که یقین را به شک وحق را به باطل وآخرت را به دنیا فروخت.
هرکس در میدان آرزویش بتازد، با مرگ خود بسرآید وهلاک شود.
هرکس عنان آرزویش را رها سازد، با مرگ خود بسرآید وهلاک شود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) به یکی از اصحابش به عنوان موعظه نوشت: تو را و خودم را به تقوی کسی سفارش می کنم که نافرمانیش روا نیست...- بعد می فرماید- پس آنچه از عمرت باقی مانده جبران گذشته نما و فردا و پس فردا مگو، زیرا پیشینیانت که هلاک شدند، بخاطر پایداری برآرزوها و امروز و فردا کردن بود، تا آنکه ناگهان فرمان خدا بسویشان آمد (مرگ فرا رسید) و آنها غافل بودند.
همانا اولین صلاح این امت در زهد و یقین است، وآخرین هلاکت آن در بخل وآرزو.
امام صادق (علیه السلام) در مورد فرمایش خداوند متعال که فرموده: «پس زمانی که فراموش کردند آنچه را تذکّر داده شده بودند، آنهائی که از بدی ها نهی کردند نجات دادیم» فرمود: آنها سه گروه بودند: گروهی که هم معروف را پذیرفتند هم به آن امرکردن پس نجات یافتند، و گروهی معروف را قبول کردن ولی به آن امر نکردند مسخ ومیمون شدند، و گروهی که نه معروف را پذیرفتند و نه امر به معروف کردند هلاک گردیدند.
هرکس از ما تخلف جوید، (و جدا شود) هلاک گردد.
هرکس برغیرکشتی (حجت و دوستی) ما سوار شود، غرق گردد.
امام رضا (علیه السلام) فرمود: کسی که از او(امام معصوم) جدا شود، هلاک گردد.
ما درگاه ریزش گناهانیم و آن باب سلام (وسلامتی) است، هرکس داخل آن گردد سالم و رستگارشود و هرکس از آن کناره جوید، هلاک گردد.
به خدا سوگند این زمین از روزی که خداوند آدم (علیه السلام) را قبض روح فرمود تا کنون بدون راهنما و پیشوائی که مردم را بسوی خدا رهبری کند وحجت او بربندگانش باشد نبوده، هرکس پیروی او را ترک کند هلاک خواهد شد، و هرکس او را إطاعت نماید نجاتش برخداوند حتمی ومسلم است.
ما أمناء خداوند سبحان بر بندگان وبرپا دارنده حقّیم، دوستان بوسیله ما نجات پیدا کنند و دشمنان بواسطه ما هلاک گردند.
مائیم که مردم را بسوی حق دعوت می کنیم، و مائیم که پیشوایان مردم هستیم، وما زبان های راست گوی خدائیم، هرکس ما را پیروی کند، پادشاه شود، و هرکس ما را نافرمانی نماید تباه گردد.
ناامیدی، صاحب خود را می کُشد. (و هلاک می کند).
سه چیز هلاک کننده است: دلیری کردن به سلطان، امین قراردادن خائن، و زهر را برای آزمایش خوردن.
کسی که برمرکب باطل سوار شود، مرکبش او را به هلاکت رساند.
هرکس را حق نرهاند، (کسی که بوسیله حق هدایت نشود) باطل او را به هلاکت رساند.
یونس گوید: به موسی بن جعفر(علیهم السلام) عرض کردم: به چه وسیله ای خداوند را به یگانگی بپرستم؟ فرمود: ای یونس ! بدعتگذار مباش، کسی که به رأی خویش توجه کند و نظر دهد هلاک شود.
آنکه بهتان زد، هلاک شد. وآنکه دعوای بیهوده نمود، زیان دید.
آنکه برخلاف پند و نصحیت کار کند، هلاک گردد.
همانا خداوند بوسیله تقیة امّتی را اصلاح می کند، برای تقیّة کننده مانند ثواب اعمالآنها است، پس اگر ترک شود امّتی هلاک شوند، که ترک کننده آن- درگناه- شریک هلاک کننده آنها است.
قرآن کریم:«فَکَذَّبُوهُمٰا فَکٰانُوا مِنَ المُهلَکِینَ؛»(4)
(آری) آنها- قوم فرعون- این دو- موسی و هارون - را تکذیب کردند، و سرانجام همگی هلاک شدند.
اگر مردم هنگامی که گناه می کردند، توبه و بازگشت به خدا می نمودند، عذاب نمی شدند و هلاک نمی گردیدند.
قرآن کریم:«قالُوا سُبحانکَ ما کانَ یَنبَغِی لَنا أَن نَتَّخِذَ مِن دُونِکَ مِن أَولِیاءَ وَلکِن مَتَّعتَهُم وَآباءَهُم حَتّی نَسُوا الذِّ کرَوَکانُوا قَومًا بُورًا؛»(1)
آنها (بتها) در پاسخ می گویند: منزهی تو، برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیائی برگزینیم، ولی آنان (بت پرستان) و پدرانشان را از نعمت ها برخوردار نمودی، تا اینکه آنها (به جای شکرنعمت) یاد تو را فراموش کردند، وهلاک شدند.
ای کمیل! گنج جویان مال ها،«وثروت اندوزان» هلاک شده ومرده اند، گرچه زنده اند.
درهم و دینار، آنان را که پیش از شما بودند، هلاک کردند، و همان دو هلاک کننده شمایند.
کسی که صبراو را نجات نداده، جزع و فزع (آه و ناله) او را هلاک کرده است.
هرکس چشم خویش را (بسوی حرام وناموس دیگران) بگشاید، مرگ (و هلاکت) را بسوی خود می کشاند.
به فرمان ستم بودن، سبب هلاکت (انسان) و تباه کننده ملک وسلطنت است.
هر آینه خداوند بخاطر آن کسی که نماز می خواند، از شیعیان ما (بلا را) دفع می کند از آن کسی که نماز نمی خواند از شیعیان ما، و اگر همگی نماز را ترک کنند، هر آینه (همگی آنها) هلاک شوند. و خداوند بخاطرآنکه زکات دهد از شیعیان ما دفع کند از آنکه زکات نمی پردازد، و اگر همگی زکات ندهند، هلاک گردند. و همانا خداوند بخاطرآنکه از شیعیان ما حج کند از کسی حج نکند (بلا) را از او دفع کند، و اگر به ترک حج اتفاق کنند هر آینه هلاک شوند. و اینست گفتار خدای (عزوجل): «واگر نبود برکنارکردن خداوند برخی را به برخی دیگر هر آینه زمین تباه می شد ولیکن خدا دارای فضل است بر همه جهانیان»سوره بقره - آیه 251. فرمود: بخدا سوگند این آیه جز درباره شما نازل نگشته، و دیگری جز شما از آن مقصود نیست.
دو گرسنه است که که سیر نمی شود: گرسنه دنیا وگرسنه علم، پس هرکه بسنده کند از دنیا به آنچه خداوند براو حلال کرده سالم می ماند، و هرکه از غیرحلال آن را بخورد (و بدست آورد) هلاک شود مگراینکه توبه کند و برگردد.
سه چیزهلاک کننده است: حرص شدیدی که صاحبش از آن تبعیت نماید، وپیروی از هوای نفس، و اِعجاب وخود پسندی انسان به خود.
هرکس حق را تضعیف وخوار کند، باطل او را بکشد وهلاک سازد.
هرکس روی گردانی ازحق را آشکارسازد، هلاک گردد.
هلاک شد کسی که یقین را به شک وحق را به باطل.
حسد درد بی درمانی است، که از بین نمی رود مگر با هلاکت حسد کننده و یا مرگ حسد شونده.
حسین بن میاح ازپدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: هرکس فکرکند وجود خداوند چگونه است هلاک شده.
اصحاب کلام (آنهائی که در مورد ذات خداوند صحبت می کنند) هلاک می شوند، و مسلمانان (آنهایی که تسلیم امر خداوند هستند) نجات می یابند، همانا مسلمین نجات یافتگانند.
و البته جز این نیست که هلاک می شود، آنکه هلاک می گردد. برای این که خدا را معصیت و نافرمانی کرده و مخالفت امر او را نموده و از هوای نفس خود تبعیت نموده است.
خودپسندی وخودبینی، هلاکت است.
هرکس را خودبینی فرا گیرد، هلاگ شود.
کسی که به رای خود مغرور شود، ناتوانی او را به هلاکت رساند.
استبداد رأی نداشته باش، که هرکس مستبد وخود رای باشد هلاک می گردد.
هلاک شد کسی که از خود را ضی شد، وبه آراستگی های نفس اطمینان کرد.
نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.
«مرحوم فیض (ره) گوید: مقصود از کذاب و دروغگو، در اینجا مدعی ریاست است»
مثلِ دنیای حرام، چون مار سمّی است. پوست آن نرم ولی سم گشنده در درون دارد، نادان فریب خورده به آن می گراید، و هوشمند وعاقل از آن دوری گزیند.
براهل دنیا: بدبختی، نیستی، نابودی وخرابی، مقررگردیده است.
دنیا محل گذرست نه محل ماندگاری، و مردم درآن دو گونه اند: یکی آنکه نفس خود را فروخت و خویش را به هلاکت و تباهی انداخت، و دیگری آنکه نفس خود را خرید و آزادش ساخت.
هرکس بردنیا حریص باشد، هلاک گردد.
وکسی که دنیا را از راه غیرحلالش بدست آورد، هلاک گردد. مگراینکه توبه کند، و بازگشت نماید. (مال حرام را به صاحبش برگرداند).
هرگاه سرگرمی مرد در دنیا هرچه زیادتر شود، و دلباختگیش بیشترگردد، دنیا او را به راههای دشوار وارد کند، و به پرتگاه های هلاکت درافکند.
آن کس که جهان را پناهگاه خویش گرفت، و دینش را کابینش نمود تباه شد، آنگاه او تمام همتش و پرستیدنش دنیا گردید، وهرجا دنیا رفت او نیز دنبالش رفت!.
هرکس از دنیا زیادتی طلب کند، از چیزهائی که او را هلاک کند زیاده خواسته است.
امام علی (علیه السلام) : خوشی و شادی دنیا فریب، و امکانات و کالای دنیا هلاکت است.
فروافتادن در رذائل اخلاقی، آسانترین هلاکت است. (خیلی زود به هلاکت خواهد رسید)
و آن کسی که خود را درکارها (بدون مقدمه لازم) به رنج اندازد، خود را هلاک سازد، و هرکس خود را در گرداب های بلا افکند غرق گردد.
هرکس از راه راست درگذرد و عدول کند، در دریای (هلاکت)غرق شود.
هرکس با رعیّتش با ظلم و ستم رفتارکند، خداوند سبحان دولتش را از بین برد و به تندی او را به هلاکت رساند.
کسی که ریاست طلب باشد، هلاک می شود.
ابن میّاح از پدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرماید: هرکس ریاست خواهد، هلاک شود.
عبدالله بن مسکان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم میفرمود: بپرهیزید از این رؤسائی که ریاست را به خود می بندند (و ریاست را می جوبند)، زیرا به خدا سوگند که کفش ها دنبال سر مردی صدا نکند، جزآنکه هلاک شود وهلاک کند.
جويريه بن مسهر گويد: به تندى در پشت سر اميرالمؤمنين عليه السلام راه مى رفتم كه حضرت به من فرمود: اى جويريه! اين نادانان هلاك نگشته اند، مگر به سبب صداى كفشها در پشت سرشان.
بسا انسانی، که زبان او را هلاک کرد.
لغزش زبان، سخت ترین هلاکت است.
وخداوند بخاطرآنکه زکات دهد از شیعیان ما دفع کند از آنکه زکات نمی پردازد، و اگر همگی زکات ندهند، هلاک گردند.
سه چیز هلاک کننده است: اطاعت از زن، اطاعت از غضب، و اطاعت از شهوت.
حضرت أباعبدالله امام حسین (علیه السلام) : و هر کس نافرمانیم کند، از هلاک شدگان است، همه شما از فرمان من سرپیچی می کنید، و به سخنم گوش نمی دهید؛ زیرا شکم هایتان از حرام پرشده و بردل هایتان مُهرخورده است.
کسی که سرکشی کند، زود هلاک شود.
سرکشی، سبب هلاک خواهد بود.
2209 - قٰالَ أَبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : قٰالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه واله) : سَبّٰابُ مُؤمِنٍ کَالمُشرفِ عَلَی الهَلَکَةِ؛(6)
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: سَب کننده و دشنام دهنده مؤمن، در شرف هلاکت است.
برای هلاکت (انسان) شرور و بد بودنش کافی است.
اطاعت از شهوت، هلاکت است.
غلبۀ شهوت، بزرگ ترین هلاکت است.
غلبۀ شهوت پاکدامنی را از بین می برد، و انسان را به وادی هلاکت می کشاند. «الهَلَکَ، شاید هلکة باشد»
هیچ بنده ای هلاک نشد، جزآن دم که شهوتش را بردینش برگزید ومقدم داشت.
هلاک شد کسی که هوای نفس او را گمراه کرد، و شیطان او را به گمراهی برد.
کسی که درحوزه سلطنتش ستم باشد، درهلاکت او شتاب شود.
هرکس ظلم کند، ستمش او را هلاک کند واز پای دراورد.
سوار برمرکب ستم را، هلاک درک خواهد کرد.
1899الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلجَورُهَلاکٌ؛(5)
ظلم وستم، هلاکت است.1900. الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن عَمِلَ بِالجَورِعَجَّلَ اللهُ سُبحانَهُ هَلکَهُ؛(6)
هرکس جوروستم کند، خدای سحان هم درهلاکت اوشتاب نماید.
قرآن کریم: «کَذَّبَت ثَمُودُ وَعادٌ بِالقارِعَةِ. فَامّا ثَمُودُ فَاُهلِکُوا بِالطّغِیَةِ. وأَمّا عادٌ فَاُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعاتِیَةٍ؛»(7)
قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند. اما قوم «ثمود» با عذابی سرکش هلاک شدند.
و اما قوم «عاد» بوسیله تند بادی طغیانگروسرد و پر سروصدا (که هفت شب و هشت روز وزید) به هلاکت رسیدند. «عذاب سرکش: (رَجفة- زلزله)، صاعقة وصیحة»
دو تن درباره من هلاک شدند: یکی دوست غلو کننده و دیگری دشمن سرسخت و پورعداوت.
هرکس به غیرخدای سبحان مغرور گردد، غرور هلاکش کند.
سه چیز هلاک کننده است: و اطاعت از غضب، و اطاعت از شهوت.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : ضِرامُ نارِالغَضَبِ یَبعَثُ عَلی رُکُوبِ العَطَبِ؛(4)برافروختن آتش غضب، باعث هلاکت انسان می شود.
الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : أَلغَضَبُ شَرٌّإِن اَطَعتَهُ دَمَّر؛(5)
غضب شری است، که اگر اطاعت کنی هلاک می سازد.
1905الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : مَن غَلَبَ عَلَیهِ غَضَبُهُ تَعَرَّضَ لِعَطَبِهِ؛(6)
کسی که غضبش بر او غلبه کند، خود را در معرض نابودی قرارداده است.
هرکس غفلتش طولانی شود، هلاکتش نزدیک گردد.
کسی که خودش را به غیرخودش مشغول و سرگرم کند، (و درصدد کنجکاوی از عیوب مردم برآید) همانا در تاریکی ها سرگردان ماند و در هلاکت ها بیفتد.
کسی که رازش را و کارش (کارمحرمانه) را نگه نداشت، و فاش کرد هلاک گردید.
وکسی که ندانسته فتوی دهد و او ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه تشخیص ندهد، سخت هلاک شده وهلاک کرده است.1910. قالَ أبُوعَبدِاللهِ (علیه السلام) : أَنهاکَ عَن خِصلَتَینِ فِیهِما هَلَکَ الرِّجالُ: أَنهاکَ أَن تُدَیِّنَ اللهَ بِالباطِلِ، وَتُفتِی النّاسَ بِما لاتَعلَمُ؛(4)
از دو خصلت تو را نهی می کنم، که مردان درآن هلاک شدند: نهی می کنم تو را از این که با باطل دینداری نمائی، وبه چیزی که نمی دانی به مردم فتوی دهی.
از دو خصلت تو را برحذر میدارم که هلاک شد، در آنها کسی که هلاک گردید: درحذر باش از این که با رأی خود به مردم فتوی دهی، وخدا را با چیزی که نمی دانی دین داری کنی.
دو چیز مردم را تباه کرد: ترس از تنگدستی و طلب فخر.
هرکس قدر و جایگاهش را نشناخت، هلاک گردید.
محمد بن حکیم گوید: به ابا الحسن امام موسی کاظم (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم...اما گاهی مطلبی برای ما پیش می آید، که ازشما و پدرانت درباره آن سخنی به ما نرسیده است، پس ما به بهترین وجهی که در نظر داریم توجه می کنیم و راه را که با اخبار از شما رسیده موافق تر است انتخاب می کنیم؟ فرمود: چه دور است، چه دوراست! این راه ازحقیقت، به خدا هرکه هلاک شد از همین راه هلاک شد، ای پسرحکیم، سپس فرمود: خدا لعنت کند ایوحنیفه را که دائم می گفت: علی چنان گفت و من چنین گویم.
هرکس به قیاس ها عمل کند، خودش سخت هلاک شده و مردم را (نیز) هلاک کرده است.
شما را با قیاس چه کار؟! (از قیاس کردن دوری گزینید) همانا هلاک شد، کسی که هلاک کردید با قیاس.
أبی الحسن الحذّاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم به أبی العباس بقباء می فرمود: چه چیزتو را از رفتن به حج بازداشت؟ گفت: کفالتی برعهده دارم، فرمود: آیا ندانستی که کفالت همان چیزی است که ملت های پیشین را هلاک کرده است.
«شاید منظور این باشد: 1. نتواند به کفالت خودعمل کند 2. از وظایف شرعی خود بازماند3. نتواند طبق موازین شرعی عمل نماد»
حاصل گناهان، تلف شدن وهلاکت است.
شخص گردنکش وستمگر، را گناهانش هلاک می سازد.
نافرمانی (خداوند- انسان را) هلاک گرداند.
از گناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید، زیرا که برای آنها (هم) از طرف خداوند بازخواستی است، و آنها جمع می شوند و انسان را به هلاکت می رسانند.
لجاجت وستیزه جوئی، نشانه و نمونه هلاکت است.
کسی که از مکر خداوند ایمن نشیند، هلاک گردد.
هرآینه خداوند بخاطرآن کسی که نماز می خواند، از شیعیان ما (بلا را) دفع می کند از آن کسی که نماز نمی خواند از شیعیان ما، و اگر همگی نماز را ترک کنند، هرآینه (همگی آنها) هلاک شوند.
کسی که نفسش را اکرام کند وآن را بزرگ شمارد، او را هلاک خواهد کرد.
هرکس در شهوت رانی نفسش را فرمان برد، البته آن نفس را در هلاکتش یاری کرده است.
هلاک شد کسی که از خود راضی شد، و به آراستگی های نفس اطمینان کرد.
1927الإمامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) :مَن أَطاعَ هَواهُ هَلَکَ(7)
هرکس مطیع هوای نفسش باشد، هلاک گردد.
هرگاه هوای نفس شما برشما غلبه پیدا کند، شما را به جاهای هلاکت وتباهی می کشاند.
هرکس نفسش را واگذارده و رها کرده، آن را هلاک ساخته است.
هوا و هوس، همنشین مُهلک است.
هلاک شد کسی که هوای نفس او را گمراه کرد، وشیطان او را به گمراهی برد.
عیسی بن مریم (علیه السلام) فرموده: همانا شخص بد کار، بَدیش سرایت کند، وهم نشین بد انسان را به هلاکت افکند، پس بنگر با چه کسی همنشین گردی.
هلاک شد کسی که یقین را به شک.
1) - غرر، ج1،
ص 312، ح 48.
2) - غرر، ج 2، ص 617، ح 140.
3) - غرر، ج 1، ص 33، ح 100.
4) - غرر، ج 2، ص 792، ح 14.
5) - اصول کافی، ج 4، ص 454، ح 4.
6) - همین موضوع، فروختن آخرت به دنیا، حدیث شماره 1823
این امت در آغاز با زهد و یقین درست شد، و در پایان به واسطه بخل و آرزو نابود می شود.1934. ألامامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) : إِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم بِطُولِ آمالِهِم وَتَغَیُّبِ آجالِهِم؛(2)
پیشینیان شما، در حقیقت به سبب درازی آرزوها و از یاد بردن أجل (مرگ) هایشان، به هلاکت در افتادند.
قرآن کریم: «... وَاَهلَکنَاالمُسرِفِینَ؛»(3)
و مسرفان را هلاک نمودیم. «منظوراز(مُسرفان) دراینجا کسانی است که درمورد خویشتن وجامعه ای که درآن زندگی می کنند، اسراف کردند، از طریق انکار آیات الهی وتکذیب پیامبران»(4)
پیشینیان شما که نابود شدند، درحقیقت بدان سبب به هلاکت درافتادند، که مرتکب گناهان می شدند و ملّایان وعلما آنان را نهی نمی کردن.
قرآن کریم: «وَاَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَلا تُلقُوا بِأَیدِیکُم اِلَی تَّهلُکَةِ وَأَحسَنُواإِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحسِنِینَ؛»(6)
و در راه خدا انفاق کنید، وخویشتن را با دستان خود به نابودی نیفکنید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
به خانوادۀ پیامبرخود بنگرید و راه آنان را درپیش گیرید، و در پی ایشان حرکت کنید، زیرا هرگز شما را از راه است به در نمی برند و هرگز به نابودیتان نکشانند، اگرآنان نشستند، شمان نیز بنشینید، واگر برخواستند شما هم برخیزید و از آنان پیشی نگیرید که گُم خواهید شد، وعقب هم نمانید که به نابودی خواهیدافتاد.
قرآن کریم: «مٰاٰامَنَت قَبلَهُم مِن قَریَةٍ اَهلَکنٰاهٰا اَفَهُم یُؤمِنُونَ؛»(2)
تمام آبادی ها را که پیش از اینها هلاک کردیم، (تقاضای معجزات گوناگون کردند و پیشنهادشان عملی شده ولی) هرگز ایمان نیاوردند، آیا اینها ایمان می آورند؟!.
همانا ملت های پیش ازشما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس (مردم) دنیا را «حق شان را» با رشوه دادن بدست آوردند، و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت کردند.
و این امت درپایان به واسطه بخل و آرزو نابود می شود.
به درستی، بدعت های شبهه ناک نابود کننده اند، مگر این که خداوند (انسان را) از آنها حفظ کند.
پایداری بر روی(چیز) بی پایه، امت را به هلاکت می رساند.
قرآن کریم:«کَذَّبَت عادٌ فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ. إِنّٰا اَرسَلنٰا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِی یَومِ نَحسٍ مُستَمِرٍّ؛»(3)
قوم عاد (نیز پیامبر خود را) تکذیب کردند اکنون (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟ما باد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنها فرستادیم.
«تَنزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُم أَعجٰازُ نَخلٍ مُنقَعِرٍ. فَکَیفَ کٰانَ عَذٰابِی وَنُذُرِ؛»(4)
که مردم را، همچون تنه های نخل ریشه کن شده، از جا بر می کند. (اکنون ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه است؟
ناتوانی، نابودی به بار می نشاند.«انسان ها، ملت ها و حکومت ها همیشه باید با تلاش خستگی ناپذیر،خود را قوی وتوانمند نگهدارند»
قرآن کریم: «ألَم نُهلِکِ الأَوَّلِینَ. ثُمَّ نَتبِعُهُمُ الآخِرِینَ. کَذالِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمِینَ؛»(6)آیا ما اقوام (مجرم) نخستین را هلاک نکردیم. سپس آخرین را بدنبال آنها می فرستیم. (آری) این گونه با مجرمان رفتار می کنیم.
«... فَأهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَنشَأنامِن بَعدِهِم قَرنًا آخَرِینَ؛»(1)
پس ایشان را به (سزای) گناهانشان نابود کردیم، و پس از آنان نسل های دیگری پدید آوردیم.
«کَدَأب آَلِ فِرعَونَ وَالَّذِینَ مِن قَبلِهِم کَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِم فَأَهلَگناهم بِذُنُوبِهِم وَأَغرَقنا آلَ فِرعَونَ وَکُلٌّ کانُوا ظالِمِینَ؛»(2)
این (درست) به حال فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند می ماند، که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما هم به خاطر گناهانشان آنها را هلاک نمودیم، فرعونیان را غرق کردیم و هم این گروه ها ظالم بودند.
حدیث:
پیشینیان شما که نابود شدند، در حقیقت بدان سبب به هلاکت در افتادند که مرتکب گناهان می شدند.
خداوند شش گروه را به شش خصلت نابود می کند: فرمان روایان را به سبب ستمگری، و عرب ها را به سبب تعصّب، و ملّایان را به سبب کبر، و بازرگانان را به سبب خیانت، و روستائیان را به سبب نادانی، و فقها را به سبب حسادت.
به راستی که درهم و دینار پیشینیان شما را نابود کرد، و همین دو نابود کننده شماست.
پس به خدا سوگند که من از فقر بر شما نمی ترسم، بلکه ترس برای شما از این است که دنیا هم چنانکه به روی پشینیان شما بازشد، به روی شما نیز باز شود و هم چون آنان بر سر آن به رقابت برخیزید و در نتیجه، دنیا شما را نیز همانند آنان به نابودی کشاند.
همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس آنان به ناچار حق شان را با رشوه خریدند.(و بدست آوردند).
نابودی امت من در سه چیز است: در عصبیت (تعصبات قبیله ای و قومی) و مذهب (قدری) و روایت های بی اساس و غیرمعتبر.
رفاعة بن موسی از امام صادق (علیه السلام) شنیده که می فرمود: خداوند بر این امت هیچ چیزی سخت تر از زکات واجب نکرده است، (در صورت عدم پرداخت) همه آنها به هلاکت می رسند.
قرآن کریم: «وَلَقَدأَرسَلنٰا نُوحًا إِلٰی قَومِهِ فَلَبِثَ فِیهِم أَلفَ سَنَةٍ إلا خَمسِینَ عٰامًا فَأَخَذَهُمُ الطُوفٰانُ وَهُم ظٰالِمُونَ؛»(5)
و همانا ما نوح را برسالت سوی قومش فرستادیم، او هزارسال، پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد. (و خلق را دعوت به خداپرستی نمود و اجابت نکردند) و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان و هلاک شدند.
«وَکَم قَصَمنٰا مِن قَریَةٍ کٰانَت ظالِمَةً... قٰالُوا یٰا وَیلَنٰا انِّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ؛»(1)
چه بسیار مناطق آباد ستمگری را، که ما درهم شکستیم. (وهلاک کردیم) گفتند: ای وای بر ما که ظالم و ستمگربودیم.
«فَمٰازالَت تِلکَ دَعویهُم حَتّٰی جَعَلنٰا هُم حَصِیدًا خٰامِدِینَ؛»(2)
و همچنان این سخن را تکرار می کردند، تا ریشه آنها را قطع کردیم و آنها را خاموش ساختیم!
«وَماکُنّا نُهلِکِی القُری إِلا وَاَهلُها ظالِمُونَ؛»(3)
وما آبادی ها را که- مردمانشان ستمگرنبودند- نابود کننده نبوده ایم.
«وَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِم لَنُخرِجَنَّکُم مِن أَرضِنا أَولَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنا فَأَوحی إِلَیهِم رَبُّهُم لَنُهلِکَنَّ الظالِمِینَ؛»(4)
کسانی که کافرشدند به پیامبران خود گفتند ما قطعا شما را از سرزمین خود اخراج خواهیم کرد، مگر اینکه به آئین ما بازگردید، در این حال پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که من ظالمان را هلاک می سازم.
«کَذَّبَت ثَمُودُ وَعادٌ بِالقارِعَةِ. فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهلِکُوا بِالطّاغِیَةِ. وَأَمّاعادٌ فَأُهلِکُوا بِرِیحٍ صَرصَرٍعایِةٍ؛»(5)
قوم ثمود وعاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند. اما قوم «ثمود» باعذابی سرکش هلاک شدند. و اما قوم «عاد» به وسیله تند بادی طغیانگر و سرد و بی صدا به هلاکت رسیدند.
«سَخَّرَها عَلَیهِم سَبعَ لَیالٍ وَثَمانِیَةَ أَیّامٍ حُسُومًا فَتَرَی القَومَ فِیها صَرعی کَأَنَّهُم أَعجازُنَخلٍ خاوِیَةٍ. فَهَل تَری لَهُم مِن باقِیَةٍ؛»(6)
(خداوند) این تندباد را هفت شب وهشت روز پی درپی و بنیان کن برآنها مسلط ساخت، و(اگر آنجا بودی) می دیدی که آن قوم همچون تنه های پوسیده و توخالی درختان نخل در میان این تندباد روی زمین افتاده و هلاک شده اند. آیا کسی از آنها باقی می بینی؟
«القارعة» هم به معنی قیامت وهم به معنی عذاب دنیوی آمده است؛(1)
قرآن کریم: «وَکَم أَهلَکنا مِن قَریَةٍ بَطِرَت مَعِیشَتَها فَتِلکَ مَساکِنُهُم لَم یُسکَن مِن بَعدِهِم إِلا قَلِیلًا وَکُنّا نَحنُ وارِثِینَ؛»(2)
بسیاری از شهرها و آبادی هائی که بر اثر فزونی نعمت، مست و مغرور شده بود هلاک کردیم، این خانه های آنهاست (که ویران شده) و بعد از آنها جز اندکی کسی در آن سکونت نکرد و ما وارث آنان بودیم.
نابودی امت من درسه چیز است: در عصبیت و قدریه.
همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند.
پیشینیان شما، درحقیقت به سبب درازی آرزوها و از یاد بردن أجل (مرگ) هایشان، به هلاکت درافتادند.
شایسته نیست کسی که حاکم بر ناموس و خون و غنائم و احکام مسلمانان ومتصدی رهبری مسلمانان است، بخیل باشد...و یا کسی که به سنّت (پیامبر) عمل نکند، و در نتیجه امت را به نابودی کشاند.
هرکس خراج (مالیات) را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران کند و بندگان را به نابودی کشد و حکومتش جزاندکی نپاید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: و همانا خداوند قوم لوط را هلاک ساخت برای اینکه زنان مانند مردان عمل جنسی را با مثل خود انجام می دادند.
بعضی از اصحاب گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: حرمت لواط بزرگتر از حرمت زنا است، زیرا که خداوند بخاطر لواط امتی را هلاک کرده ولی احدی را بخاطر زنا هلاک ننموده است.
هرگاه زمام امورمملکت بدست ناکسان افتد، فضلا وبزرگان هلاک وتباه گردند.
هنگامی که نااهلان و فرومایگان والی امر شوند، گرانمایگان و خوبان براُفتند.
امام علی (علیه السلام) :- یاد کرد از پیشامدهای آینده-: خود را بی باکانه در میان شعله های فروزان آتش فتنه ای که با آن روبرو می شوید می اندازید، و از سر راه کنار روید ووسط راه را برایش باز بگذارید، زیرا به جان خودم سوگند که در زبانۀ آتش آن فتنه، مؤمن نابود می شود، و نامسلمان درآن به سلامت می ماند.
کسی که مروّت نداشته باشد، همّت نخواهد داشت.
هیچ زندگی تیره وتا راز زندگی حسود وکینه توزنسیت.
«سحر و جادوگری، کهانت وغیب گوئی، ایمان به نجوم و پیشگوئی نجومی، تکذیب قضا و قدرالهی، عقوق والدین»
وگناهانی که باعث تیره و تارشدن هوا می شود: سحر و جادوگری، و ایمان به نجوم (پشگوئی نجومی)، و تکذیب قضا و قدر، وعقوق والدین.
وآن گناهانی که دعا را برگردانند، وفضا را تیره وتار کنند، نافرمانی و آزردن پدر و مادر است.
باب سی یکم «ی»
دوستی ثروت و مال، دین را سُست و یقین را فاسد می کند.
فرمان برداری از حرص وآزمندی، یقین را تباه می سازد.
هرکس حرص زیاد داشته باشد، یقین او کم خواهد شد.
مجادله در دین، یقین را فاسد و تباه می سازد.
از شک و تردید دوری کن، زیرا که شک دین را فاسد و یقین را باطل می نماید.
طمعکاری، سبب تباهی یقین است.
با فرزندان دنیا درآمیختن و همنشین شدن دین را معیوب و یقین را ناتوان می سازد.
«الحمدلله ربّ العالمین وصلّی الله علی محمد وآله الطاهرین»
«پایان کتاب اثرگناه درزندگی انسان»
«بعون الله وتوفیقه»
5 / 6 / 1400
مطابق با 18 محرم الحرام 1443
اصول کافی، محمدبن یعقوب کلینی، انتشارات علمیۀ اسلامیه.
أنیس اللیل، شرح دعای کمیل، محمد رضا کلباسی، نشرروح.
بحارالأنوار، علّامه محمدباقرمجلسی.
پیام امام علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) شرح وتفسیرنهج البلاغة، آیت الله ناصرمکارم شیرازی و همکاران، انتشات امام علی بن أبی طالب.
تاریخ الأنبیاء، سیدهاشم رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه.
تحف العقول، حرّانی، مؤسسة النشرالاسلامی.
تفسیر المیزان،علّامه سید محمد حسین طباطبائی، مؤسسۀ الأعلمی للمطبوعات، بیوت، لبنان.
تفسیرنمونه، آیت الله ناصرمکارم شیرازی باهمکاری جمعی ازدانشمندان، دارالکتب اسلامیة.
ثواب الأعمال وعفاب الأعمال، الشّیخ الصدوق، ترجمه علی اکبرغفاری، کتابفروشی صدوق.
خصال، الشّیخ الصدوق، ترجمه یعقوب جعفری، نسیم کوثر.
خطبۀ غدیر.
دعای کمیل، للأمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (صلوات الله وسلامه علیه).
شرح دعای کمیل، حسین انصاریان، دارالعرفان.
شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، مؤسسه مطبوعاتی اسمعیلیان.
علل الشرایع، الشّیخ الصدوق، مکتبة الحیدریة.
عیون أخبارالرّضا (علیه السلام) ، الشّیخ الصدوق، رضا مشهدی.
غررالحکم ودررالکلم، آمدی، ترجمه محمد علی انصاری، دارالکتاب.
فروع کافی، محمدبن یعقوب کلینی.
فرهنگ فاسی، عمید.
فرهنگ فاسی، معین.
قرآن کریم، ترجمه: الهی قمشه ای و تفسیرنمونه.
کنزالعمال، متقی علی بن حسام الدین، مؤسسة الرّسالات، بیروت.
لغتنامه، دهخدا.
مجموعه ورّام، ورّام بن أبی فراس أشتری.
میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، دارالحدیث.
معانی الأخبار، الشّیخ الصدوق.
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
مفاتیح الحیات، آیت الله عبدالله جوادی آملی، مرکز نشر آسراء.
نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتی، مؤسسۀ فرهنگی نشر رامین.
نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام.
نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، سازمان چاپ جاویدان.
وسائل الشیعه، حرعاملی، مکتبه الإسلامیه.