ghaemiyeh.com
151/6/1
مقررات فقهی ساختمان
در مقایسه با مقررات ملی ساختمان
با استناد به 324 آیه و روایت
محورهای جلسه:
معایب شهرهای موجود و مجتمع های آپارتمانی چیست؟
در ساخت دار واسعه خانه های حیاط دار به چه موضوعاتی توجه کنیم؟
امکان سنجی ساخت دار واسعه و پاسخ به شبهات
شورای راهبردی
الگوی پیشرفت اسلامی
19 تیر 1402
بسم الله الرحمن الرحیم
وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِيُّونَ كَثيرٌ فَمَا وَهَنُوالِما أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا
ضعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
سوره مبارکه آل عمران، آیه 146
و چه بسیار از پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان ،جنگیدند، پس در مقابل آنچه در راه
خدا به آنان رسید سستی نکردند و ناتوان نشدند و سر تسلیم و ذلت ف--رود نیاوردند؛ و خ--دا
شکیبایان را دوست دارد.
شناسنامه
متن پیش رو (ویرایش (اول) صد و پنجاه و یکمین مکتوب از نوع ششم محصولات مرتبط با نقشه الگوی پیشرفت اسلامی (پیاده فوری است. محتوای این محصول متن پیاده شدۀ سخنان حجت الاسلام والمسلمين علی کشوری دبیر شوری راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی با عنوان مقررات فقهی ساختمان» (در مقایسه با مقررات ملی ساختمان میباشد که در تاریخ 19 تیرماه 1401 در شهر مبارک قم (سالن اجتماعات امامزاده سیدعلی) با حضور جمعی از فعالان تمدنی برگزار شده است. شایان ذکر است که این بحث، زیر مجموعه "فقه الامام" و حاوی جدول تصمیم مشتمل برر 30 تصمیم) میباشد.
عکس
مقدمه: 1
الف) درک ناقص و غلط از "دانش ساختمان" و به وجودآمدن چالشهای فراوان (امنیتی، زیستمحیطی و...) در شهرهای مدرن؛ دلیلی بر لزوم پرداختن به "دانش جدید از ساختمان" 3
ب) اجمالی از سه پرسش و سرفصل مطرح در جلسه. 6
1/1. اشکال اول: محدودشدن محیط بازی کودکان در مجتمعهای آپارتمانی (ضربهزننده به شخصیت کودکان). 10
1/1/1. تخریب اثاثیه منزل و حساسیت مادران نسبت آن؛ دلیلی بر نامطلوب بودن بازی کودکان در محیط خانه و مجتمعهای آپارتمانی 10
2/1/1. اسباببازیهای طبیعی (مانند: خاک و حیوانات مفید خانگی و درخت و درختچهها)؛ یکی از محرومیتهای بازی کودکان در مجتمعهای آپارتمانی. 11
3/1/1. محدودیت نظارت والدین بر امنیت و تربیت فرزندان؛ دلیلی بر نامطلوب بودن بازی کودکان در کوچه یا محیط مُشاع مجتمعهای آپارتمانی. 12
2/1. اشکال دوم: منتقلشدن تفریح به خارج از خانه. 13
1/2/1. در دسترس نبودن؛ اولین عیب منتقلشدن تفریح به خارج از خانه. 13
2/2/1. گران بودن (هم برای خانوادهها، هم برای حاکمیت)؛ دومین عیب منتقلشدن تفریح به خارج از خانه. 13
3/2/1. محدودبودن؛ سومین عیب منتقلشدن تفریح به خارج از خانه. 13
1/3/2/1. تفریح بیانی(شوخی و مطایبه)؛ یکی از 10 نوع تفریح در اسلام 16
2/3/2/1. وجود 13 نوع غذای شادی آفرین(مانند: کدو، تلبینه، انگور)؛ یکی دیگر از 10 نوع تفریح در اسلام 18
3/3/2/1. انواع سهگانه عطر؛ یکی دیگر از 10 نوع تفریح در اسلام 19
4/3/2/1. ازدواج و نکاح؛ مهمترین نوع از 10 نوع تفریح در اسلام 21
3/1. اشکال سوم: افزایش تولید زباله در مجتمعهای آپارتمانی. 22
1/3/1. قابلیت بازیافت فقط 9% از زبالههای پلاستیکی (در سال 2023) ؛ به معنای بالاتر بودنِ سرعت تولید زباله از سرعت بازیافت در دنیا ! 22
2/3/1. به وجودآمدن جزائر پلاستیک! ؛ یکی از نتایج (افزایش تولید زباله بخاطرِ) زندگی در مجتمعهای آپارتمانی. 24
3/3/1. تولید و بستهبندی کارخانهای و حذف تولید خانگی و محلهای (بخاطر زندگی آپارتمانی)؛ یکی از عوامل مهم افزایش تولید زباله 26
1/1/4 . اشکال چهارم: اداره گران زندگی در مجتمعهای آپارتمانی. 27
1/1/4/1. افزایش هزینه خانواده در صورت عدم طراحی حیاط و زندگی در آپارتمان. 27
1/2. سرفصل اول: جانمایی ساختمان. 30
1/1/2. توجه به محیط همسایگی (همسایه و محله مناسب)؛ اولین قاعده برای جانمایی ساختمان. 31
2/1/2. جانمایی خانه در نزدیکی کوهپایهها (بخاطر فراوانی آب، گرمایش و سرمایش طبیعی، وجود معادن و علوم غریبه)؛ دومین قاعده برای جانمایی ساختمان. 34
1/2/1/2. تبخیر 50% منابع آبی پشت سدها + هدر رفتِ فراوان آب برای انتقال؛ دو نمونه از اشکالات مدیریت آب به وسیلۀ سد 35
2/2. سرفصل دوم: ویژگیهای حیاط خانه. 37
1/2/2. بزرگتربودنِ مساحت حیاط خانه نسبت به بنای خانه؛ اولین ویژگی حیاط خانه. 38
1/1/2/2. افزودنِ کاربریهای فضای سبز شهری (در طرح باز تعریف طرحهای تفصیلی شهر و احیای بافت فرسوده) به کاربریهای مسکونی؛ راهکاری برای رفع مشکل کمبود زمین در شهرها و بزرگترکردن حیاط خانه نسبت به بنای خانه. 38
2/1/2/2. اجرای قانون مترقی احیای موات و رایگانشدن قیمت زمین؛ راهکاری دیگر برای حل مشکل زمین. 41
2/2/2. طراحی بالکن (به عنوان ساختار اصلی تفریح خانه) در حیاط خانه؛ دومین ویژگی حیاط خانه. 42
3/2/2. وجود درختان، حوض، حیوانات خانگی و... در حیاط خانه؛ سومین ویژگی حیاط خانه. 44
4/2/2. قابلیت تامین اقلام زیرساختی زندگی در حیاط خانه (پدافند غیر عامل و ایجاد امنیت)؛ چهارمین ویژگی حیاط خانه 44
3/2. سرفصل سوم: نقشهکشی ساختمان. 44
1/3/2. تفکیک نقاط تَر (مانند: آشپزخانه، حمّام و دستشویی) از نقاط خشک خانه (مانند: پذیرایی و اتاق استراحت) (به دلیل استحکام بنا و علوم غریبه)؛ یکی از تدابیر نقشهکشی ساختمان. 44
1/2/3/2. رعایت حریم خصوصی (تاثیرگذار بر حیاء و امنیت خانواده)؛ یکی دیگر از تدابیر در نقشهکشی ساختمان. 50
3/2. سرفصل چهارم: اصول فنی ساختمان. 51
1/3/2. عدم اِشراف بر ساختمان مجاور، قواعد دسترسی، مقدار فاصله با ساختمان مجاور؛ برخی از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان 51
2/3/2. پله (تاثیرگذار بر فرسودگی انسان)؛ یکی دیگر از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان. 52
3/3/2. پشتبام (دارای کاربریهای مطالعات نجومی)؛ یکی دیگر از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان. 53
4/3/2. ساخت دیوار در اطراف پشتبام؛ یکی دیگر از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان. 56
5/3/2. عدم ارتفاع ساختمان بیش از هشت ذراع(حدود 4 متر)؛ یکی دیگر از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان. 57
4/2. سرفصل پنجم: تزئینات ساختمان. 59
1/4/2. ساده بودن و عدم تزئینِ نمای بیرونی ساختمان (جهت در امان ماندن از حسادت، چشم زخم و آه فقیران)؛ اولین اصل در تزئینات ساختمان. 59
2/4/2. عدم تزئینِ درون خانه با مجسمه و تماثیل انسان و حیوان (بخاطر تاثیرات علوم غریبه)؛ دومین اصل در تزئینات ساختمان 61
6/2. سرفصل ششم: مصالح ساختمان. 64
1/6/2. سازگاری مصالح ساختمان با مزاج انسان؛ اولین اصل در مصالح ساختمان. 64
2/6/2. قابلیت بازیافت سریع و ارزانبودن؛ دومین و سومین اصل در مصالح ساختمان. 65
3/6/2. حذف آهن از مصالح ساختمانی (به دلیل تاثیرات علوم غریبه، گران و دیربازیافت بودن)؛ چهارمین و مهمترین اصل در مصالح ساختمان. 67
1/3/6/2. قوس باروَر؛ جایگزین آهن. 67
7/2. سرفصل هفتم: بهره برداری از ساختمان. 68
1/7/2. صله رحم، مهمانی و پذیرایی، برگزاری مراسم عروسی، بازی کودکان، نشر حدیث؛ مهمترین مصادیق بهرهبرداری از ساختمان 68
8/2. سرفصل هشتم: حیوانات خانگی. 73
1/8/2. خروس و کبوتر؛ دو نمونه از بهترین و پُرخاصیتترین حیوانات خانگی. 75
2/8/2. طبقهبندی موجودات و اشیاء براساس خاصیت آنها در زندگی و میزان ظلمانی و نورانیبودنِ آنها (نه براساس سلول)؛ دو معیار اصلی در طبقهبندی حیوانات خانگی. 79
9/2. سرفصل نهم: خرید و فروش ساختمان. 82
1/9/2. ممنوعیت خرید و فروش ساختمان، زمین، باغ و آب در روایات (به دلیل مَحق و بیبرکتیِ درآمد آن)؛ قاعده اصلی در خرید و فروش ساختمان. 83
1/1/9/2. تبدیل خانه به خانه بهتر (تبدیل به اَحسن)؛ تنها مورد جواز خرید و فروش خانه و زمین در روایات.. 85
2/9/2. جلوگیری از تبدیل خانه به "کالای تجاری" و در نتیجه: جلوگیری از افزایش سرسامآور قیمت خانه؛ یکی از عوامل اصلی ممنوعیت و بیبرکتی درآمد حاصل از خرید و فروش ساختمان در روایات.. 86
3/9/2. گسترش گفتگو و اقناع مردم در مورد بیبرکتی درآمد حاصل از فروش خانه و زمین (نه وضع قانون و مجازاتِ صرف) + ساخت مسکن برای محرومین توسط اغنیاء؛ دو راهکار برای حل مشکل گرانی مسکن در کشور 87
1/3. شبهه 1: پیدایش کلانشهرها با ساخت افقی ساختمان. 89
1/1/3. امکان احداث شهرهای کوچک و بههم پیوسته با مدیریت مجزا (مانند شهرهای شمال کشور)؛ جواب شبهه اول. 89
2/3. شبهه2: گرانی و کمبود زمین در شهرها 90
1/2/3. اجرای قانون مترقی احیای موات؛ راهکار حل مشکل گرانی زمین. 90
2/2/3. ادغام کاربری فضای سبز شهری با کاربری مسکونی در طرح تفصیلی شهر و احیای بافت فرسوده؛ راهکار حل مشکل کمبود زمین 90
3/3. شبهه3: هزینه بالای آماده سازی زمین. 91
1/3/3. قابل مقایسه نبودنِ هزینههای سنگین فروپاشی خانواده (مانند: هزینههای رفع اختلافات، امنیت، بیماری و...) در مقابل هزینه آمادهسازی زمین؛ یکی از پاسخها به شبهه هزینه بالای آمادهسازی زمین. 91
2/3/3. لزوم تغییر الگوی آمادهسازی اراضی موات از الگوهای متمرکز و بزرگ (مانند: احداث سدّ، ساخت آپارتمان) به الگوهای غیرمتمرکز و کوچک؛ یکی از راهکارها برای رفع مشکل هزینه بالای آمادهسازی زمین. 94
جمع بندی و خلاصه مباحث.. 97
پیوستها:98
پیوست 1: خلاصه مقررات ملی 22گانه ساختمان. 99
پیوست 2: قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان. 106
پیوست 3: اهمیت دار واسعه (خانههای بزرگ حیاط دار) در روایات.. 123
پیوست 4: اهمیت و ضرورت بازی کودکان در روایات.. 125
پیوست 5: برخی از غذاها(خوراکیها) و عوامل شادیآفرین در آیات و رورایات.. 129
پیوست 6: تبیین اجمالی محیط همسایگی و محله (نظریه مدیریت شهری محلهمحور)؛ یکی از قواعد بسیار مهم در جانمایی ساختمان. 143
پیوست 7: تصاویر بالکن (ایوان). 149
پیوست 8 : نهی از ارتفاع ساختمان بیش از 8 ذراع(حدود 4 متر) در روایات.. 151
پیوست 9: روایاتی در مورد خاصیتهای نگهداری خروس و کبوتر (بهترین حیوانات خانگی) در زندگی انسان. 155
پیوست 10: نهی و مذمّت خریدوفروش خانه و زمین و باغ در روایات.. 187
پیوست 11: قانون 60 درصد ساخت (نسبت بنا 60% و حیاط خانه 40%). 191
پیوست 12: توضیح اجمالی در مورد قوس (چَفد، چَفت). 197
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ
صوت
همانطور که به استحضار برادران و خواهران گرامی رسیده است، امروز درباره "مقررات فقهی ساختمان" اجمالا با شما گفتگو خواهیم داشت. بسته "مقررات فقهی ساختمان" که چند سال پیش در مدرسه هدایت و شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی تدوین نهایی شد، سعی اش بر این است که به همه پرسش های مرتبط با ساختمان پاسخ بدهد و علت نامگذاری اش به "مقررات فقهی ساختمان" هم، این است که مخاطب بداند این بسته فقهی در مقایسه با "مقررات ملی ساختمان" است که الان ساختمان بر اساس آن ساخته می شود. ما الان در کشورمان 22 مقرره داریم کهمعروف به "مقررات ملی ساختمان"(1)
منبع: وزارت راه و شهرسازی / معاونت مسکن و ساختمان
https://inbr.ir/?page_id=104
برای مطالعه خلاصه مقررات ملی 22گانه ساختمان؛ به پیوست 1 مراجعه فرمایید.
است و این مقررات به صورت اجمالی بخشی از مسائل مرتبط با ساختمان را تئوریزه می کند.
1) .[1] ارجاع پردازشی: معرفی مباحث مقررات ملی ساختمان و راهنمای آن ها: 1. تعاریف 2. نظامات اداری 3. حفاظت ساختمانها در مقابل حريق 4.الزامات عمومي ساختمان 5. مصالح وفرآورده هاي ساختماني 6. بارهاي وارد بر ساختمان 7. پي و پي سازي 8. طرح واجراي ساختمانهاي بامصالح بنايي 9. طرح و اجراي ساختمانهاي بتن آرمه 10. طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي 11. طرح واجراي صنعتي ساختمان ها 12. ايمني و حفاظت كار در حين اجرا 13. طرح و اجراي تاسيسات برقي ساختمانها 14. تاسيسات مکانیکی 15. آسانسورها و پلكان برقي 16. تأسيسات بهداشتی 17. لوله كشي گاز طبيعي 18. عايق بندي و تنظيم صدا 19. صرفه جويي درمصرف انرژي 20. علائم و تابلوها 21. پدافند غیرعامل 22. مراقبت و نگهداري.
البته بالای دست این مقررات ملی ساختمان، "قانون نظام مهندسی کشور"(1)
مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ :27/12/1374 به تایید شورای نگهبان رسیده است.
منبع: سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران، قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان
https://qavanin.ir/Law/TreeText/83555
برای مطالعه تفصیلی قانون نظام مهندسی کشور؛ به پیوست 2 مراجعه فرمایید.
وجود دارد. این ساختمانهایی که اطراف خودتان می بینید در واقع محصول این "قانون نظام مهندسی" و "مقررات ملی" است. بالا دست قانون نظام مهندسی هم "دانش معماری" کشور است. اساتید و کتاب هایی که الان بر اساسش دانشگاه ایجاد شده، خروجی اش همین مثلا شهر تهران و ساختمان هایی که الان شما در شهر قم مشاهده می کنید، میباشد. به هرحال "مقررات فقهی ساختمان"، روبروی این فضای دانشی و قانونی هست که به آن اشاره کردم. بنابراین، این بسته فقهی یک بحث تفصیلی است که باید با حوصله در آینده راجع به آن بیشتر صحبت کنیم.در ذهن من این است که در جلسه امروز، شما با این بحث آشنا شوید و در ذهن مبارک تان شکل بگیرد که اگر خواستید ساختمانی را بسازید، بتوانید به این نوع از مباحث رجوع کنید و ساختمان خودتان را طراحی کنید. البته به صورت طبیعی مخاطب این بحث، "مهندسان" و "معماران" هستند؛ ولی خیلی خوب است که مردم هم بصورت عمومی از این نوع بحث ها اطلاع داشته باشند که درکشان از مسئله "ساختمان" ارتقاء پیدا کند؛ تا بعد هر بنایی را به عنوان ساختمان مطلوب در ذهن من و شماتصویر[سازی] نکنند.
1) . ارجاع پردازشی: نظام مهندسی و کنترل ساختمان، عبارت است از مجموعه قانون، مقررات، آییننامهها، استانداردها و تشکلهای مهندسی، حرفهای و صنفی که در جهت رسیدن به اهداف منظور در این قانون، تدوین و به مورد اجرا، گذاشته میشود. این قانون مشتمل بر چهل و دو ماده و بیست و یک تبصره در جلسه علنی مورخ: 22/12/1374
الان وضعیت ما اینطور است که درک مان از مسئله ساختمان خیلی درک ناقص و درک غلطی است! مثلاً اصفهانِ دوره صفویه را مجموعه ای از معمارها ساختهاند؛ شما چهارصدسال بعد هم [که] میروید، نکات مفهومی فراوانی در آن بناها مشاهده می کنید. یا مثلاً اطراف امامزاده یحیی در تهران- در دوره قاجاریه اصلا شهر تهران نبوده- هنوز هم با اینکه به آن رسیدگی نمی شود و تقریبا تخریب شده، شما نکات دقیق مفهومی در "حوزه معماری" در آنجا مشاهده می کنید.
الان محصول معمارهای ما در قم، مثلا شهر پردیسان(1)
منبع: پایگاه خبری شهر پردیسان
https://shahrepardisan.ir
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا):
https://irna.ir/xjNPKp
است. شهر معیوب و پر از چالش پردیسان! [که] تقریبا همه از آن ناراضی هستند؛ هم مسئولین ناراضی اند، هم خود معمارها و مهندس ها ناراضیاند، و هم مردمی که در آنجا زندگی می کنند.
اگر این نوع از مباحث در بین مردم رشد پیدا کند، امیدواریم در آینده مثلاً شهر پردیسانی یا شهر تهرانی ساخته نشود. تهران به لحاظ آمار جرم و جنایت و بقیه مسائل، "ناامن ترین شهر ایران" است! اگر از ما بپرسند: «علت اصلی این همه چالش در شهر تهران چیست؟» من می گویم: «[علت،] معماری شهر تهران است.» الگوی ساخت شهر تهران ضربات سنگینی را به انسانها و اخلاق و روحیات شان وارد کرده است! بنابراین، اگر این بسته [فقهی] را مرور کنید، درکها ارتقا پیدا می کند و در آینده چالش ها کمتر ایجاد خواهد شد. این ضرورت بحث ما هست.
1) . ارجاع پردازشی: پردیسان نام منطقه هشتم شهرداری قم است که در جنوب غربی این شهر و در فاصله 11 کیلومتری تا مرکز شهر قم قرار دارد. این منطقه در سال 1377 توسط وزارت مسکن و شهرسازی تاسیس شد و در سال 1390 به یکی از مناطق شهرداری قم تبدیل شد. منطقه پردیسان در تاریخ سی ام بهمن ماه سال 75 به محدوده خدمات شهری شهر قم اضافه شد .
باز تاکید می کنم، حتی اگر شما معمار و مهندس هم نیستید، این بسته مباحثاتی را که الان راجع به آن صحبت می کنم، به شما کمک می کند که درک شما از مسئله ساختمان ارتقا پیدا کند. اگر یک روزی انشاءالله "کتب درسی آموزش پرورش" تغییر پیدا کرد، بسیاری از این بحث ها را ما به متن های درسی عمومی تبدیل خواهیم کرد. یکی از مهمترین مسائلی که انسان ها باید در دوره تحصیل، در مورد آن اطلاعات بدست بیاورند و به آن فکر کنند همین بحث "معماری"، "بنا" و "ساختمان" است. در مجموع این خیلی مسئله مهمی است.
بگذارید من در یک جمله خیال همه شما را راحت کنم: «به نظر من درک انسانِ مدرن از مسئله معماری، عقب افتاده ترین درک در طول تاریخ است!» در این موضوع خیلی چالش داریم. اگر شما برگردید به صد یا دویست سال پیش در حوزه مصالح ساختمانی، انسان 200 سال پیش فهمیده تر از انسانِ الان [بوده] است؛ چون لااقل مصالح ساختمانی که استفاده می کرده، "محیط زیست" را آلوده نمی کرده و باعث تولید این همه "زباله ها" و "نخاله های ساختمانی" در حاشیه شهرها نمی شده است.
خیلی پیشرفت مهمی است که آدم کاری را انجام بدهد ولی "محیط زیست" تخریب نشود. وقتی وارد حوزه فکر می شویم، باید یک مقدار شجاعت داشته باشیم؛ "معیارهای پیشرفت و پسرفت" را "معیار زمان" قرار ندهیم. مثلاً بگوییم: «چون یک جمعیتی دویست سال پیش زندگی می کردهاند، آنها پسرفته بودهاند و چون الان ما 200 سال جلوتریم، [پس] پیشرفتهایم.» به نظرم خیلی معیار خنده دار و مُضحکی است که "زمان" را "معیار پیشرفت" قرار می دهیم! [بلکه] میتوان تصور کرد که یک انسانی 500 سال پیش زندگی می کرده؛ ولی واقعا درک اش از ما بیشتر باشد، تصورش که تصور معقولی است. پس یکی از "معیارهای پیشرفت"، "آلوده نکردن محیط زیست" است. اگر شما این را معیار قرار بدهید، میتوانید گذشته را با این ارزیابی کنید، الان را هم ارزیابی کنید."تمدن مدرنیته" هفت نوع زباله تولید می کند،(1)
Many different types of waste are generated, including municipal solid waste, hazardous waste, industrial non-hazardous waste, agricultural and animal waste, medical waste, radioactive waste, construction and demolition debris, extraction and mining waste, oil and gas production waste, fossil fuel combustion waste, and sewage sludge
Developed societies, such as the U.S., generally produce large amounts of municipal solid waste (e.g., food wastes, packaged goods, disposable goods, used electronics) and commercial and industrial wastes (e.g., demolition debris, incineration residues, refinery sludges). Among industrialized nations, the U.S. is one of the largest generators of municipal solid waste per person on a daily basis.
انواع مختلفی از زبالهها تولید میشوند ، از جمله زباله های جامد شهری ، زباله های خطرناک ، زباله های غیر خطرناک صنعتی ، زباله های کشاورزی و حیوانات ، زباله های پزشکی ، زباله های رادیواکتیو ، ساخت و ساز و تخریب ، زباله های استخراج و استخراج ، زباله های تولید نفت و گاز ، فسیل زباله های احتراق سوخت و لجن فاضلاب
جوامع توسعه یافته ، مانند ایالات متحده ، به طور کلی مقادیر زیادی از زباله های جامد شهرداری (به عنوان مثال ، ضایعات غذایی ، کالاهای بسته بندی شده ، کالاهای یکبار مصرف ، الکترونیک استفاده شده) و ضایعات تجاری و صنعتی (به عنوان مثال ، بقایای تخریب ، بقایای سوزاندن ، لاغرهای پالایشگاه) تولید می کنند. در بین کشورهای صنعتی ، ایالات متحده یکی از بزرگترین ژنراتورهای زباله های جامد شهرداری برای هر فرد به طور روزانه است.
آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده
epa.gov/report-environment/wastes
سبک زندگی مدرن به تولید هفت نوع زباله شامل: 1- زباله خانگی تر و خشک، 2- زباله های بیمارستانی خطرناک،3- زباله های کارخانه ای و آلوده کننده منابع آبی، 4- زباله های الکترونیکی و رایانه ای، 5- زباله های ساختمانی (نخاله های غیرقابل بازیافت در طبیعت)، 6- زباله های ناشی از ساخت، تعمیر و حرکت اتومبیل + آلاینده های هوا و 7- زباله ها و آلاینده های ناشی از سموم و آفت کش ها، منتهی می شود. (تفکیک به محوریت منشاء تولید زباله و آلاینده) برای رهائی از کابوس زباله ها و کاهش تولید زباله (به عنوان راهبرد اصلی حفظ محیط زیست) دو دسته راه حل زیر ساختی و کوتاه مدت متصور است:
128076; منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیامرسان ایتا
https://eitaa.com/olgou4/5576
در حالی که هیچ تمدنی در گذشته اینقدر زباله تولید نمی کرده است! یکی ار زباله هایی که الان چالش است، "زباله های ساختمانی" است که در حاشیه1) . ارجاع پردازشی/ پرورشی:
شهرها آنها را نگهداری می کنند و بازیافت اش هم خیلی پدیده مشکلی است؛ پس باید معیارها را درست بشناسیم. "مدرنیته" یک کاری کرده که ما فکر می کنیم چون الان در سال 2023 [میلادی]هستیم – دیدهاید که با یک طمطراقی هم گفته میشود: ما در قرن 21 زندگی می کنیم!- همین قرن 21 رسانه ها کاری کردهاند که ما تصور کنیم در دوران خیلی پیشرفته ای زندگی می کنیم، در حالی که آدم متفکر و اهل فکر [وقتی] می نشیند با خودش فکر می کند، می گوید: آیا "زمان"، معیار درستی [برای ارزیابی پیشرفت یا پسرفت] است یا نیست؟ اگر زمان، معیار درستی نیست؛ پس [باید] معیارهای
درست را برای ارزیابی در ذهن خودش تصویر کند. این مقدمه ای بود [که] عرض کردم تا اهمیت بحث واضحتر شود و انشاءالله بشود بحث را پیگیری کرد.
برای اینکه این بحث "مقررات فقهی ساختمان" جا بیفتد، من سه پرسش را امروز محضر شما مطرح می کنم و در واقع در قالب این سه پرسش، تلاش می کنم درک از "ساختمان" ارتقاء پیدا کند. پیشنهاد هم می کنم اگر با کسی راجع به ساختمان گفتگو می کنید، این سه پرسش را از او بپرسید و با او حول این پرسش ها گفتگو کنید؛ حتی اگر طرف مباحثه و مخاطب شما "مهندس" یا "معمار" باشد، باز این سه پرسش کمک می کند درک او را از مسئله "ساختمان" ارتقاء بدهید. با بچه هایتان هم می توانید این سه پرسش را مطرح کنید. این سه پرسش به نظرم خیلی گویا و روشن است.
1/2/1. سوال اول: معایب شهرهای موجود و مجتمع های آپارتمانی چیست؟(4عیب بزرگ)
من در این جلسه چهار عیب بزرگ را که "مجتمع های آپارتمانی" و "شهرهای مدرن" به آن مبتلا هستند، محضر شما مباحثه و طرح می کنم. البته این پرسش را به شکل دیگری هم می توان مطرح کرد؛ [مثلاً] میگوییم: "فوائد دار واسعه" چیست؟ (1)(ترجمه
فارسیِ [دار واسعه،] خانه ویلایی [است] که [البته] ترجمه ناقصی هم هست) این سوال اول است.
2/2/1. سوال دوم: در ساخت دار واسعه (خانه های حیاط دار) به چه موضوعاتی توجه کنیم؟ (9موضوع مهم)
«پرسش دوم» این است که اگر خواستیم با "الگوی دار واسعه" خانه بسازیم، به چند موضوع باید توجه کنیم؟ اگر شما حواستان به 9 موضوع باشد، ساختمان ارتقاء و رشد پیدا می کند؛ اما اگر مثلانسان های مدرن فعلی و نظام مهندسی فعلی، به بخشی از این 9 موضوع اهمیت ندادید، حتما دیگر آن ساختمان مایه سکونت و آرامش شما نمی شود.
1) . ارجاع پژوهشی: در روایات بسیاری، بر ساخت خانه وسیع (دار واسعه) تاکید فراوان شده و از ساخت خانه کوچک بسیار مذمت و نهی شده است. جهت مشاهده برخی از روایات در مورد این موضوع؛ به پیوست 3 مراجعه بفرمایید.
مدرسه ما جمع بندی اش این است که ارتقاء درک از ساختمان، 9 مسئله مهم دارد. شما به هر کدام از این مسائل آن توجه کنید، یک قدم درک از ساختمان ارتقاء پیدا می کند. وقتی انشاءالله خانه هایتان را خودتان می سازید و دیگر نمی دهید انبوه سازها، [یا] آن معماری که به شما مشورت میدهد، بسازند؛ به این 9 موضوع توجه کنید تا ساختمان شما درست و تکاملیافته طراحی بشود. اینها سرفصل دوم هستند. مهمترین بخش مباحثه ما در این جلسه مختصری که محضر شما هستیم، همین 9 موضوعی است که راجع به آن محضرتان عرض می کنم.
3/2/1. سوال سوم: امکان سنجی مسئله ساختمان و پاسخ به شبهات
مسئله آخر، بحث پاسخ به شبهات مرتبط با "دار واسعه" است. یک عده ای دائما شبهه می کنند -شبهات شان هم موارد متعددی را شامل میشود- مثلا [می گویند:] «در عصر ما نمی شود "آپارتمان" نساخت.» یا مثلاً می گویند: «ایران اقلیم اش خشک است و با مسئله کمبود آب روبرو هستیم، پس نمیشود [دار واسعه ساخت].» الان چرا مسئولین قم، پروژه 560 هکتاری(1)
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / 6 آبان 1402 : https://irna.ir/xjNPKp
برخی از پروژههای جدید مسکن ملی استان قم از ابتدای سال جدید(1402) در سایت 560 هکتاری آغاز به کار کرده است و بر اساس اعلام ادارهکل راه و شهرسازی استان قم قرار است 32 هزار واحد مسکونی آپارتمانی برای متقاضیان طرح مسکن ملی در این سایت مسکونی ساخته شود.
خبرگزاری فارس / 7 اردیبهشت 1402 : https://www.farsnews.ir/news/14020207000545
پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی: http://news.mrud.ir/news/148615
این شهر را متوقفکردهاند؟ بخاطر همین که گفتند: «نمیشود آبِ این پروژه 560 هکتاری را تامین کنیم؛ اگر مشکل آب نبود ما می ساختیم. ولی چهکار کنیم قم مشکل آب دارد! [پس] باید حتما آپارتمان بسازیم»؛ و شما هم نشستهاید پای تلویزیون و میگویید: بله [؛ حرف اینها درست است]. آیا واقعا اینطور است؟ [آیا]1) . ارجاع پردازشی: قم - ایرنا - سایت 560 هکتاری پردیسان قم بهعنوان یکی از بزرگترین سایتهای طرح نهضت ملی مسکن در سطح کشور در حال اجرای عملیات عمرانی برای احداث حدود 30 هزار واحد مسکونی است. به گزارش ایرنا، بر اساس گزارش سامانه نهضت ملی مسکن در استان قم بیش از 147 هزار نفر در سامانه مربوطه ثبتنام کردهاند که از این تعداد حدود 73 هزار نفر حائز شرایط شناخته شدند. هم اینک بخش مهمی از طرح نهضت ملی مسکن در قالب احداث خانه در اراضی 560، 22، 27 و 17 هکتاری شهرک پردیسان درحال ساخت است.
ما مشکل آب داریم؟ یا مشکل فهم و تحلیل و مشکل "علم ناقص" داریم؟! کدامش[درست] است؟ به نظر من دومی.
یا مثلاً بعضی ها می گویند: «که اگر ما گسترش افقی ایجاد کنیم، شهرها خیلی گسترش پیدا می کنند؛ شهرها خیلی بزرگ میشوند و اداره شهرهای بزرگ سخت است.» این [شبهه] را چگونه میشود جواب داد؟ راجع به این و [همچنین] شبهات دیگر باید گفتگو کرد.
حتی من دیدم این دوستانی که الان میخواهند "دار واسعه" بسازند- چون چندتا جریان در کشور الان مشغول ساخت دارواسعه هستند- آنها هم در بعضی از حوزه ها شبهه می کنند. مثلاً ما وقتی می گوییم: «مصالح ساختمانی قابل بازیافت در طبیعت را میشود استفاده کرد»، اینها سخت شان است، می گویند [آیا واقعا] میشود!؟ خودشان در بعضی از موارد، جواب شبهه می دهند (مثلاً شبهه مدیریت یکپارچه را پاسخ میدهند، یا شبهه آب را پاسخ می دهند)؛ ولی نمی توانند شبهه مصالح را در ذهن خودشان حل کنند.
پس سرفصل سوم هم خیلی بحث مهمی است. پاسخ به شبهاتی [است] که دیگران در مورد ساخت دارواسعه وارد و مطرح می کنند. اینها را باید آرام آرام شروع کنیم به جواب دادن و گفتگو کردن. اینها سه پرسش اصلی هستند.(1)
و امثالهم استادش نیستند. اینجا بنظرم باید بیشتر سرمایه گذاری شود. اکثر شما که در جلسه هستید تحصیلات عالیه دارید. من می گویم که مثلا دوره لیسانس شما چقدر طول میکشد؟ یک چهارم دوره لیسانس لااقل وقت بگذارید که بشود این بحثها را تکمیل کرد. یکی از چالشهایی که ما در بحث های تمدنی داریم این است که با حجم بالایی از محتوا روبرو هستیم که قرار است در آخر هفتهها در جلسات محدودی آنها را با مخاطب مان به اشتراک بگذاریم. خلاصه، هم تمدن اسلامی را می خواهیم، هم وقتمان مخصوص تحصیل و تدریس در همان دانش های تمدن موجود است. اگر خواستید - من صریح به شما بگویم- تمدن اسلامی تسریع بشود، شما دیگر وقت تان را برای دانشگاه و اینها نگذارید. بیایید این طرف شروع کنید تحقیق کردن، درس خواندن، کتاب نوشتن تا مسئله تعمیق شود. در مورد بچه هایتان هم یک تصمیم شجاعانه ای بگیرید. 16 هزار ساعت بچه هایتان را نفرستید این مدارسی که خروجی اش شده همین تمدنی که الان داریم می بینیم. دوره های تحصیلی جدید برای بچه هایتان تعریف کنید. آن روزی که یک عده از مومنین این تصمیم را گرفتند، ما می توانیم کار را سریع تر جلو ببریم، ولی مادامی که آخر هفته ها می نشینیم با هم حرف میزنیم و نشست های تخصصی می گذاریم، خیلی اتفاق خاصی نمی افتد، همین در حد آشنایی بحث ها باقی می ماند.
انتقال از متن
1) . قبل از اینکه وارد شوم و بحث را بگویم،[این نکته را اشاره کنم] این جلساتی که ما می گذاریم، خیلی مشکلی را حل نمی کند. ما باید مدرسه معماری در ایران تاسیس کنیم و سعی کنیم در قالب مدرسه معماری و معمار تمدنی، یک نسل را تربیت کنیم. معماری که لوکوربوزیه
این اولین سوالی
است که باید به آن بپردازیم. در جلسه امروز 4 اشکال را عرض می کنم.
مجتمع های آپارتمانی "محیط بازی کودکان" را محدود کرده است. این اولین اشکال است. برای فهم این مسئله، چند نکته لازم است: [شما] می دانید [که] بازی کودکان، مهمترین اتفاق دوران زندگی هر انسانی است. اگر کسی در دوران کودکی، خوب بازی کند، شخصیت اش متعادل می شود. [اما] اگر بچهها در دوران کودکی بازی نکنند، تا آخر عمر دچار عقده های شخصیتی هستند! لذا فقهای ما و کسانی که کارهای تربیتی می کنند، فرمودهاند که: «بازی، بازوی ساخت شخصیت است.» یعنی: شما می توانید با ابزار بازی، "شخصیت" بسازید. این یک اصل مهم و بحث مهمی است. لذا چه کسانی که کودک دارند و چه کسانی که بعدا ازدواج میکنند و بچه دار خواهند شد، یادشان باشد که باید راجع به روایات مربوط به "هفت سال اول" و "بازی کودکان"، زیاد مباحثه کرده باشند.(1)
امام صادقGفرمود: كودك خود را تا هفت سال ببازى رها كن و هفت سال ديگر او را تحت تربيت و آموزش قرار ده و هفت سال با خود همدم و همراز ساز، پس اگر در صراط حقّ بود و از باطل گريزان و سعادت خود را دريافت كه بسيار خوب و اگر چنين نشد، [اميد]خيرى در وجودش نخواهد بود.
مصادر اصلی:الكافي، ج6، ص 46/ من لا يحضره الفقيه، ج3 ص 492/ مكارم الأخلاق ، ص 218
منابع دیگر:الوافي، ج23، ص1379/ وسائل الشيعة ، ج21 ، ص 473/ بحار الأنوار ، ج101 ، ص 89
جهت مطالعه بیشتر در مورد «اهمیت و ضرورت بازی کودکان در روایات»؛ به پیوست 4 مراجعه بفرمایید.
شما به هیچ بهانه ای نمی توانید بازی کودکان خود را در هفت سال اول محدود کنید. یک مادری که اثاثیه منزلش برایش مهم است، [اگر] به بهانه اثاثیه منزل، بازی کودکش را محدود کند -چون بازی کودک ممکن است به تخریب اثاثیه منزل و شکستهشدن آنها ختم شود- در واقع اثاثیه منزلش را
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ: دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَكَ سَبْعاً فَإِنْ أَفْلَحَ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا خَيْرَ فِيهِ؛
حفظ کرده؛ ولی شخصیت بچه اش را خُرد کرده است! چون اینها مباحثه نمی شود، مادرها معمولا همین کار را می کنند؛ [یعنی:] شخصیت بچه را خُرد می کنند ولی اثاثیه منزل را حفظ می کنند! خیلی پدیده مهمی است. حالا شما در مجتمع های آپارتمانی محیط بازی ندارید، تمام شد دیگر. مسئله خیلی روشن است. محیط بازی امنی که فرزندان شما بتوانند بازی کنند ندارید. این محیط بازی در روایات، "حیاط خانه" نامگذاری شده است.
ویژگی "خانه حیاط دار" این است که شما می توانید اثاثیه منزل و صحن خانه خودتان را از خطرهایی که بازی کودکان ایجاد می کند، حفظ کنید؛ در حالی که الان این فضا [در مجتمع های آپارتمانی] وجود ندارد. حتی بسیاری از آپارتمانها و مجتمع های آپارتمانی که اصلا محوطه هم ندارند؛ بنابراین بچه ها مجبورند در "صحن خانه" بازی کنند، همان جایی که مبلمان و اثاثیه خانه است.
این یک سرفصل بحث است که بعد راجع به آن بحث می کنیم. ما نیاز داریم به اینکه نسل آینده ما به لحاظ شخصیتی رشدیافته باشند؛ بنابراین باید بازی کودکان را مدیریت کنیم. برای بحث بازی کودکان هم ناگزیر هستیم که "حیاط خانه" را داشته باشیم به صورت "اختصاصی"، نه حیاطی که به صورت "مُشاع" است.
حیاط خانه پر از "اسباب بازی" است. حالا اسباب بازی خودش یک بحث فقهی است [که] باید بعداً بحث کنیم. مثلاً: "حیوانات خانگی" یکی از اسباب های بازی خوب هستند. شما در داخل خانهتان "کبوتر" دارید یا "خروس" دارید، فرزند شما خیلی شاد است، خیلی ارتباط قوی تری با این اسباب بازی می گیرد. اسباب های بازی، عروسکها و غیره نیستند.
یکی دیگر از اسباب های بازی، پیغمبر9 فرمود: "خاک" است.(1)
پيامبر خدا [ فرمودند: همانا خاك، تفريحگاه كودكان است.
المعجم الكبير ،ج 6 ص 140 ح 5775 / كنز العمّال، ج 16 ، ص 458 ،ح 4543
اگر خاک تمیز باغچه باشد (یعنی کود اضافه نکرده باشید)، این خاک، هم "واکسیناسیون طبیعی" است، هم به لحاظ روحی خیلی تاثیرات مثبتی روی فرزند شما دارد.1) . ارجاع پژوهشی: قالَ رَسُولُ اللّه[: إنَّ التُّرابَ رَبيعُ الصِّبيانِ؛
یکی دیگر از اسباب های بازی، "درختچه ها" و "درخت ها"ی داخل حیاط است. اینها همه اسبابهای بازی اند. بنابراین وقتی ما می گوییم در خانه حیاط داشته باشید، یعنی یک مجموعه "اسباب بازی طبیعی" برای بچه تان داشته باشید.
[مشکل دیگری که وجود دارد این است که] کودکان تا سنین بلوغ نمی توانند از خودشان حفاظت کنند و پدر ومادر هم نمیتواند دائما بر محیط بازی کودک خودشان نظارت داشته باشند. اگر محیط بازی داخل کوچه باشد، فرزند در مَعرض انواع و اقسام "کودک آزاری" قرار می گیرد و امنیتش به خطر میافتد. بعضی میگویند: محیط بازی را در همین حیاط های مُشاع مجتمع های آپارتمانی تعریف میکنیم؛ [چون] آنجا امن است و کسی از بیرون نمی آید. بله؛ ممکن است کسی از بیرون نیاید ولی فرهنگ خانوادههای مختلف، باز تهدید محسوب می شود، چون ممکن است شما هر مواظبتی هم داشته باشید برای تربیت فرزندتان،اختلاط زودهنگام فرزندتان با کسانی که نمی خواهید فرزند شما با آنها ارتباط داشته باشد، تهدیدکننده باشد. مهم است محیط بازی "امن" باشد. مثلا شما فرزندتان را به گیم نت میفرستید. اگر از من بپرسند میگویم: تقریبا دارید ذهن و قلب فرزندتان را قربانی می کنید. چون بازیهای کامپیوتری یک مجموعه متراکم از فرهنگ غلط را به فرزند شما انتقال می دهد. پس "حیاط خانه" غیر از این که اسباب بازی طبیعی دارد، "امنیت" هم دارد.(1)
محاسبات ما در شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی نشان می دهد؛ که رعایت اصول فقهی ده گانه ساخت ساختمان، در مجموع هزینه های دولت و مردم را کاهش میدهد و به تنظیم صحیح روابط انسانی کمک می کند. نمایندگان محترم مجلس و کارشناسان ساختمان کشور را به ایفای نقش در فرآیند تغییر هویت ِمسکن، محله و شهر دعوت میکنم.
حجت الاسلام علی کشوري- تبیین کارکردهای ده گانه حیاط خانه - دوشنبه 27 بهمن 1399 - حوزه علمیه قم
منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیامرسان ایتا
http://nro-di.blog.ir/1399/11/27
1) . ارجاع پرورشی: توجه به حیاط خانه 10 فایده بی بدیل برای خانواده به ارمغان می آورد/ نمایندگان محترم مجلس و کارشناسان ساختمان کشور را به ایفای نقش در فرآیند تغییر هویتِ مسکن، محله و شهر دعوت میکنم! یکی از مهمترین ویژگی های مسکن از منظر اسلام مسئله حیاط خانه است. بر اساس پنج دسته از روایات -از جمله احادیث مرتبط با ایده مترقی پخت نان در خانه- برای ضرورت حیاط خانه استظهار کرده ایم! توجه به مسئله حیاط خانه و منع ساخت ساختمان با الگوی آپارتمان 10 دسته فایده بی بدیل، شامل: 1- گسترش تفریح خانگی و تقویت صله رحم، 2- تسهیل مدیریت بازی کودکان، 3- پیشگیری از بیماری، 4- مطبوع سازی هوا، 5- هدایت نزولات آسمانی به حفره های زمین از طریق حفر چاه خانگی، 6- تسهیل معیشت مردم (اقتصاد مقاومتی) ، 7- کاهش سفرهای تفریحی، 8- کاهش تولید زباله، 9- تحقق ایده مترقی پخت نان در خانه و 10- زمینه سازی برای تمرکز زدایی جمعیتی و مهاجرت معکوس از مناطق پرجمعیت را برای خانواده ها به ارمغان می آورد.
اشکال دوم شاید از یک جهت، مهم تر از اشکال اول باشد. اگر شما مجتمع های آپارتمانی و شهرهای فعلی را پذیرفتید، مجبورید "تفریحِ خارج از خانه" را بپذیرید و تفریح خارج از خانه، سه عیب خیلی مشخص دارد:
[عیب اول این است که:] تفریح خارج از خانه (مثل پارک)، همیشه در دسترس نیست. [مثلاً] شما شب نمی توانید از پارک استفاده کنید. [یا اینکه] در اطراف خانۀ همه، پارک وجود ندارد و [برای رفتن به پارک] باید یک مسافتی را طی کنند. دسترسی به تفریح های خارج از خانه محدود است. به لحاظ زمان همیشگی نیست.
الان آقایان در شهرداری و شورای شهر قم، چون این نوع روایات را بلد نیستند، دائما می گویند: ما داریم برای قم "پارک پرندگان" و مثلاً بزرگترین" آکواریوم" خاورمیانه را میسازیم. و [یا اینکه] مثلاً در شهر اصفهان [در راستای تامین نیاز تفریحی مردم،] "باغ گلها" وجود دارد. یا اطراف کوه خضر [در شهر قم] را دارند درختکاری می کنند، و می گویند آنجا [در آینده] یک محوطه تفریحی خواهد شد. یا مثلا تفریح [اهالی] تهران،[سفر به شهرهای] شمال است. شما دیدهاید که در آخر هفته ها چه ترافیکی [در جادههای منتهی به شمال کشور] ایجاد می شود و مردم [برای تامین تفریح خود] باچه زحمتی [به آنجا] میروند [و مثلاً] یک جوجه کبابی می خورند و برمیگردند. این قدر ما در مسئله تفریح عقب افتاده هستیم!
ما همیشه به آقایان می گوییم: -بالاخره آقایان درس غربی خوانده اند [و با ادبیات و اشکالات علمی آشنا هستند]- این مدل تفریحی که شما ایجاد میکنید، همیشه در دسترس نیست. این اولین اشکال.
دومین [عیب و] اشکال این است که: تفریح [در صورت منتقل شدن به خارج از محیط خانه،] "گران" است. چه برای شهرداری که این تفریحگاه ها را حفظ کند، چه برای کسانی که [به آنجا] میروند. [یعنی:] هم برای خانواده گرانتر تمام می شود هم برای حاکمیت. مثلاً درخت هایی که
اطراف این محیط های طبیعی می کارند، شما محاسبه کنید چقدر اینها خرج دارند؟ آبیاری ، هَرَس ، آفت کشی، زیرساختهای اینها و در مجموع رسیدگی به آنها [چقدر هزینه دارد؟] وقتی انسان مینشیند و محاسبه می کند، می بیند یک [برای] پارک رفتن، یک رفتن به باغ پرندگان؛ چند میلیون تومان هزینه شده است! حالا چه خودتان خرج کنید، چه حاکمیت ساخته است و به شما یارانه میدهد. یکی از مشکلات این است که بعضی ها این کارهای زیرساختی حاکمیت را در محاسبات خودشان نمی آورند. اگر همه را باهم محاسبه کنیم می ینیم شهر را خیلی گران اداره میکنیم.
[عیب و اشکال سوم این است که:] تفریح های بیرون از خانه تفریح اش "محدود" است. من از شما خواهش می کنم، خصوصا از خواهرانی که در جلسه هستند، هیچ وقت زیر بار تفریح محدود برای خانواده تان نروید. در روایت دارد که: «اگر تفریح محدود شد، تقریبا اختلال کلی در زندگی انسان ایجاد میشود، حتی در عبادت انسان!»(1)
فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْن؛
امام صادقG به نقل از کتاب پیامبران گذشته می فرماید: هر مسلمان دانا، باید فرصت های زندگی خود را بر سه بخش تقسیم کند، بدین ترتیب که بخشی از آن را جهت کسب درآمد و گذران زندگی صرف کرده و بخش دیگری را به جمع آوری توشه و زاد برای آخرت بپردازد. بخش سوم زندگی او نیز باید به تفریحات سالمی که از رفتار حرام در آن خبری نیست، سپری شود و پرداختن به این بخش سوم (تفریحات)، کمکی برای این فرد مؤمن خواهد بود که آن دو بخش اول را با کیفیتی بهتر انجام دهد.
مصدراصلی: الكافي، ج5 ، ص 87
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج،17، ص63/ مرآة العقول، ج19 ، ص35
قَالَ الرضاG: اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا لِلَذَّاتِكُمْ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثَةِ سَاعَات؛
امام رضاG فرمودند: تلاش كنيد زمان شما چهار قسم باشد: زمانى براى مناجات با خدا؛ زمانى براى تأمين زندگى؛ زمانى براى رابطه با برادران و افراد مطمئن كه شما را با عيوب خودتان آشنا مىكنند و در باطن، ارادتمند شما هستند؛ و زمانى براى خلوت براى لذّتهاى غير حرام خود، و به وسيلۀ اين زمان، توان انجام دادن سه كار نخست را مىيابيد.
مصدر اصلی: الفقه المنسوب إلى الإمام الرضاG، ص337
منابع دیگر: بحارالأنوار، ج 75 ، ص 321/ تحف العقول، ص 409/ جامع أحاديث الشيعة، ج،22، ص 240
آقایان فقها می فرمایند: اگر دونفر در مظان امام جماعت بودن قرار داشتند، آن که مجرد است، او را امام جماعت1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ: إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ
قرار ندهید، [و فرد] متاهل را امام جماعت قرار دهید.(1)
امام صادق G فرمود: دو ركعت نمازى كه مردِ زن دار بخواند ، بهتر است از مردِ بى همسرى كه شب را به عبادت و روز را به روزه دارى سپرى كند.
مصادر اصلی: قرب الإسناد، ص20 / مكارم الأخلاق، ص 197
منبع دیگر: بحار الأنوار ج100 ، ص 217
رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَيْمُونٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ F قَالَ: رَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً يُصَلِّيهِمَا أَعْزَب؛
امام صادقG فرمود: دو ركعت نمازى كه ازدواج كرده مىخواند، برتر از هفتاد ركعت نمازى است كه فرد عزب(مجرد) بخواند.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 384/ مكارم الأخلاق، ص 197
منابع دیگر: وسائل الشيعة،ج20، ص 19/ هداية الأمة إلى أحكام الأئمة D، ج 2، ص 266
دلیلش همین است؛ چون آدم مجرد "لذت حلال" کمتری دارد؛ بنابراین "توجه قلبی" هم کمتر اتفاق می افتد.من عرض می کنم "لذت محدود" و "تفریح محدود" - به شرحی که عرض خواهم کرد- باعث "اختلال در شخصیت انسان" می شود. شارع به ما می گوید: «لااقل ده نوع لذت را باید در زندگی خودتان داشته باشید»؛ ولی افراد خودشان پرونده لذتهای حلال را می بوسند و کنار می گذارند! اگر لذت را محدود کردید (مضافا به اینکه لذت محدود، اختلال شخصیتی میآورد و چالش درست میکند)، پرونده "لذتهای حرام" هم باز می شود!
من امیدوارم بعداً شهردار محترم قم این عرائض ما را از طریق سایر بلندگوها بشنود؛ پس: مدرنیته یک الگویی به ما داده که "تفریح متمرکز و بیرون از خانه" [را اصل قرار داده است. و این مدل از تفریح] این سه تا عیب را دارد: اولاً: همیشه در دسترس نیست. ثانیاً: هزینه بَر و گران است. ثالثاً: محدود است.
اما اگر ما با "مجتمع های آپارتمانی" به عنوان "ام الفساد" مبارزه کنیم و کنار بگذاریم، نتیجه کار این می شود که "الگوی تفریح خانگی" احیاء می شود. و الگوی تفریح خانگی [هم عیوب مجتمعهای آپارتمانی را ندارد و در عوض سه ویژگی خوب دارد:] 1) همیشه در دسترس است، 2) ارزان و (بلکه در بخشهای مهماش) رایگان است. و 3) محدود نیست. انشاءالله در بحثهای تفصیلی عرض
1) . ارجاع پژوهشی: به دو حدیث در فضیلت عبادت شخص متاهل اشاره می کنیم: وَ عَنْهُ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِF قَال: إِنَّ رَكْعَتَيْنِ يُصَلِّيهِمَا رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهَارَهُ أَعْزَب؛
خواهم کرد که درون خانه میشود ده نوع تفریح خانگی را جانمایی کرد. حالا شما دوباره بلند شوید بروید دانشگاه درس بخوانید! بگویید من مهندس شدم، معمار شدم و این کارها را انجام میدهم!
پدیده تفریح هم که "مدرنیته" خیلی گوش فلک را پُر کرده که من خیلی جدّی به مسئلۀ "تفریح" پرداختهام! وضعیت اش این است و ما آدمهای مدرن فکر می کنیم که مثلاً از آدمهای دوره قاجار و دوره صفویه خیلی لذت بیشتری می بریم! از آدمهای دوره حضرت آدم7 لذت بیشتری می بریم! در حالی که اینطور نیست؛ ما اغواء شدهایم! ما فریب خوردهایم! حتی درمسئله پرونده "لذت های حلال" هم یک انسان کم بهره هستیم و جزء عقب افتادهترین آدمهای طول تاریخ هستیم! (1)
انتقال از متن
مثلا حضرات [معصومینD] میفرمایند: ده چیز تفریح است.(2)
امام صادق G: شادابى، در ده چيز است: پيادهروى، سواركارى، فرو رفتن در آب، نگاه كردن به سبزه، خوردن و آشاميدن، همبسترى، مسواك كردن، شستن سر با [گُل] خَطْمى، نگاه[حلال] به زن زیبا و گفتگو با مردان [بزرگ].
مصدر اصلی: الخصال، ج2، ص 443 / المحاسن، ج1، ص 14
منبع دیگر: معدن الجواهر و رياضة الخواطر، ص 71
همه اینها را در حیاط خانه میشود تامین کرد.من در نقد "برنامه خندوانه" در یک مصاحبه و گفتگو عرض کردم: باید از آقای رامبد جوان تشکر کرد که برنامه خندوانه را راه انداختند یا الان هم از آقای شهبازی که دارند برنامه "سیدخندان" را راه میاندازند باید تشکر کرد که فکر مسئله تفریح مردم هستند؛ ولی باید همزمان هم به این دوستان تذکر داد که تفریح فقط "جُک تعریفکردن" و "مطایبهکردن" نیست؛ غیر از "بیان" و "لطیفه" و "چهره خندان" -که قطعا یک دهم تفریح است- (3)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.
تحف العقول، ص 49
بحار الأنوار، ج74، ص 153
صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِي الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ.
امام باقر عليه السلام: خداوند عزّوجلّ كسى را كه در ميان جمعى شوخى و بذله گويى كند دوست دارد، به شرط آن كه ناسزاگويى نباشد.
الكافي، ج2، ص 663 / المحاسن، ج1، ص 293
وسائل الشيعة، ج12، ص 113 / الوافي، ج5، ص 628 / بحار الأنوار، ج84، ص 158
عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَلَّامٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يُونُسَ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِيلٌ قَالَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ.
امام صادق عليه السلام- به يونس شيبانى- فرمود: آیا با يكديگر شوخى هم مىكنيد؟ عرض كردم: كم. فرمود: اينگونه نباشید؛ زيرا شوخى از خوشخويى است و تو بدان وسيله برادرت را شاد مىسازى. رسول خدا صلى الله عليه و آله براى اين كه كسى را شاد كند، با او شوخى مىكرد.
الكافي، ج2، ص 663 / مكارم الأخلاق، ص 21
بحار الأنوار، ج16، ص 298 / وسائل الشيعة، ج12، ص 113
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ.
امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ مؤمنى نيست، جز اين كه در او «دُعابه» هست. عرض كردم: دعابه چيست؟ فرمود: شوخى.
الكافي، ج2، ص 663 / السرائر(ابن ادریس)، ج3، ص 579 / مشكاة الأنوار، ص 190
وسائل الشيعة، ج12، ص 112 / الوافي، ج5، ص 627 / بحار الأنوار، ج73، ص 60
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي حَمَّادُ بْنُ يَعْلَى بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى الْجُهَنِيِّ عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِي ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاكَهَةِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاةِ بِاللَّيْلِ.
امام باقر (علیه السلام): سرگرمى مؤمن در سه چيز است: بهره گیری از زنان(همسران) و مزاح كردن با برادران و نماز شب.
الخصال، ج1، ص 161 / روضة الواعظين، ج2، ص 373
وسائل الشيعة، ج21، ص 14 / بحار الأنوار، ج73، ص 59
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْمَجَالِسِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: كَثْرَةُ الْمِزَاحِ تَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمْحُو الْإِيمَانَ.
امام صادق (علیه السلام) از پدرش از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): زیاد شوخی کردن، آبرو را میبرد و زیاد خندیدن ایمان را محو میکند.
الأمالي( للصدوق)، ص 270 / الكافي، ج2، ص 665
سند کافی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ وَ ثَعْلَبَةَ رَفَعُوهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي جَعْفَرٍ أَوْ أَحَدِهِمَا (و فیه: تَمُجُّ الْإِيمَانَ مَجّاً بدل تَمْحُو الْإِيمَانَ)
روضة الواعظين، ج2، ص 419 / مشكاة الأنوار، ص 84
وسائل الشيعة، ج12، ص 119 / بحار الأنوار، ج69، ص 259
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: لَا تُمَارِ فَيَذْهَبَ بَهَاؤُكَ وَ لَا تُمَازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.
امام صادق (علیه السلام): مراء و جدل نکن که ارزشت از بین میرود و [زیاد] مزاح نکن که بر تو جرأت پیدا میشود.
الكافي، ج2، ص 665 / تحف العقول، ص 486
وسائل الشيعة، ج12، ص 118
ما نُه نوع تفریح دیگر هم داریم، باید به آن توجه کرد.
1) . پس این هم یک مسئله. که انشاءالله بعدا [در جلسات دیگر به صورت تفصیلی] بحث خواهیم کرد. اینها [که در این جلسه بحث میشود، فقط عناوین و] سرفصل است.
2) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَدَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا صُهَيْبُ بْنُ عَبَّادٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ D قَالَ: النَّشْوَةُ (النُّشْرَةُ) فِي عَشْرِ أَشْيَاءَ: فِي الْمَشْيِ وَ الرُّكُوبِ وَ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرِ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ وَ الْجِمَاعِ وَ السِّوَاكِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ وَ النَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ مُحَادَثَةِ الرِّجَالِ.
3) . ارجاع پژوهشی: عن النبیّ صلى الله عليه و آله: المؤمنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، والمُنافقُ قَطِبٌ غَضِبٌ.
یک نوع تفریح "غذاهای شادی آفرین" است. با غذا هم میشود "شادی" آفرید و "فَرَح" آدمها را بالا برد. برای این باید یک جشنواره غذا ویژه بانوان بگذاریم و "غذاهای شادی آفرین" را بحث کنیم.
حدود 13 نوع غذای شادی آفرین در روایات داریم.(1)
برای مشاهده «غذاها(خوراکیها) و عوامل شادی آفرین در روایات»؛ به پیوست 5 مراجعه فرمایید.
مثلا غذاهایی که با شیر پخته میشود "الْحَسْوُ بِاللَّبَن "(2)
پیامبر[ فرمودند: اگر چیزی بتواند انسان را از مرگ بی نیاز کند همانا سه گانه است. سوال شد این سه گانه چیست فرمودند: آرد و عسل با شیر.
مصادر اصلی: المحاسن، ج2 ص 405 / الكافي، ج6، 321، ص 320
منابع دیگر: الوافي ، ج19 ،ص 353/ وسائل الشيعة، ج25، ص71/ بحار الأنوار، ج63 ،ص
89
(مثل فِرِنی) شادی آفرین هستند. مرادم این شیرهای پاستوریزه نیست، چون آخرالزمان است و تفکر مدرنیته حاکم است باید کلی تلاش کنید تا یک شیر سالم هم پیدا کنید! به هرحال "الْحَسْوُ بِاللَّبَن " کمک میکند که شادی در خانه زیاد بشود .1) . ارجاع پژوهشی: نمونه هایی از خوراکی های شادی آفرین: کدو، انگور سیاه، سرکه، عسل، حلیم، کُندر، روغن زیتون، گوشت کبک، زبیب (کشمش)، اسفند،خوردن گوشت.
2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ وَ حَدَّثَنِي أَبِي مُرْسَلًا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ D قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه [ : لَوْ أَغْنَى عَنِ الْمَوْتِ شَيْءٌ لَأَغْنَتِ التَّلْبِينَةُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا التَّلْبِينَةُ قَالَ الْحَسْوُ بِاللَّبَنِ الْحَسْوُ بِاللَّبَنِ وَ كَرَّرَهَا ثَلَاثاً؛
یا الان فصل "انگور" است خصوصا "انگور سیاه "شادی آفرین است.(1)
امام صادقG فرمود: یکی از پیامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شکوه کرد، خداوند به او دستور داد انگور تناول کند.
مصادر اصلی: الكافي ،ج6، ص350/ المحاسن ، ج2 ، ص547/ مكارم الأخلاق، ص174
منابع دیگر: الوافي،ج 19، ص383/ وسائل الشيعة ،ج25، ص 150/ بحار الأنوار ، ج14، ص 460
"کدوی حلوایی" هم شادی ایجاد می کند. خانم ها توجه بفرمایند پیامبر[ فرمودند: وقتی غذا طبخ می کنید، زیاد در غذاهایتان از کدو استفاده کنید.(2)پیامبر[ فرمود: وقتی غذائی درست کردید ، در آن کدو زیاد بریزید چرا که قلب محزون و افسرده را شاد می کند.
طب الأئمة D،ص 186
بحار الأنوار ، ج63، ص225/ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج16 ، ص424
بنابراین ما باید یک دوره آموزش آشپزی بگذاریم ببینیم چطوری می شود کدو را در همه غذاها استفاده کرد. الان چگونه "سیب زمینی" را شما در مجموعه ای از غذاها استفاده میکنید، توصیه امام این است که سعی کنید "کدو" را در مجموعه ای از غذاها استفاده کنید. یکی از خاصیت هایش این است که کدو غم بَر است و غمها را از بین می برد.
یک مصداق مهم [دیگر]، "عطر و شادی آفرینی" است و عطر هم سه مصداق مهم دارد: 1. چکار کنیم بوی بدن خودمان عَفَن و متعفّن نشود؟ 2. یک سرفصلی داریم [ بنام] عطرهای همراه. 3. بحث درختان و درختچه های معطر است. این هم یک سرفصل بسیار مهم است. وقتی راجع به عطر صحبت می کنیم و می گوییم عطر شادی آفرینی می کند، به هر سه مورد باید فکر کنیم.
پیامبر[ فرمود: «مهمترین عامل برای اینکه بدن، بدبو نشود، "ازله مرتب موی زیربغل" است.»(3)
امیرالمومنین G فرمود: ازاله موی زیر بغل، بوی بد را از بین می برد و پاکیزگی و سنت پیامبر[ است.
مصادر اصلی: تحف العقول، ص 101 / من لا يحضره الفقيه، ج1 ، ص 110/ الخصال، ج2 ، ص 610/ مكارم الأخلاق، ص 60
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج2، ص 136/ الوافي، ج6 ، ص 619/ بحار الأنوار ، ج10، ص 90
و اینکه شما با پیشنهاد بهداشت امروز، در زیر بغل تان انسداد ایجاد کنید که تعریق اتفاق نیفتد؛ این خیلی خطرناک است! و اختلال در مزاج ایجاد می شود.
1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG أَنَّهُ قَالَ: شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَمَّ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ؛
2) . ارجاع پژوهشی: الْعُيُونُ، بِالْأَسَانِيدِ الثَّلَاثَةِ الْمُتَقَدِّمَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ D قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [ إِذَا طَبَخْتُمْ فَأَكْثِرُوا الْقَرْعَ فَإِنَّهُ يَسُرُّ قَلْبَ الْحَزِينِ؛
3) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَن آبَائِهِ Dأَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالG:... نَتْفُ الْإِبْطِ يَنْفِي الرَّائِحَةَ الْمُنْكَرَةَ وَ هُوَ طَهُورٌ وَ سُنَّة؛
البته بحث بوی بد دهان هم [یکی از بحثهای مرتبط] است. اگر بخواهیم یک نسخه راحت برای "بوی بد دهان" بدهیم، "جویدن کُندُر" است که خیلی مناسب میباشد.(1)
امیرالمومنین G فرمود: جویدن کندر دندان ها محکم میکند و بلغم را برطرف میکند و بوی دهان را از بین میبرد.
همان
یا در سنین بالا، پیرمردها یا پیرزنها خیلی بوی بد دهانشان زیاد می شود؛ حضرت [به آنها]می فرماید: «شام را یک مقدار مفصل تر بخورند، صبح در طول روز بوی بد دهانشان کم می شود.»(2)
امام صادقG فرمود: برای شخص پیر سزاوار است که نخوابد مگر اینکه درون او از غذا پر باشد زیرا خواب آرام تر و دهان و بدن خوشبوتر خواهد داشت.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 352/ مكارم الأخلاق، ص 147
منابع دیگر: الوافي،ج20ص510/ وسائل الشيعة ،ج24 ص 334/ بحار الأنوار ،ج63 ، ص 345
اینها یک تدابیری است که الان نمی خواهم وارد شوم، می خواهم سرفصلها را بگویم.پس مهمترین تدبیر برای شادیآفرینی این است که: نگذارید بوی بد بدن شما، افزایش پیدا کند، آنهم نه با روشهایی که اداره بهداشت و پزشکان موجود می گویند، [بلکه] با همین اشیاء طبیعی باید این کار را انجام دهید. مثلا صبح زود که بلند شُدید، نماز صبح را که خواندید یک "تکه نان" سبوسدار بخورید این تقریبا بوی دهان را صِفر می کند! و از بین می برد. لازم نیست خیلی کار پیچیدهای کنید،1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَن آبَائِهِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَال: مَضْغُ اللُّبَانِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ وَ يَنْفِي الْبَلْغَمَ وَ يَقْطَعُ رِيحَ الْفَم؛
2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِD قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ G: يَنْبَغِي لِلشَّيْخِ الْكَبِيرِ أَنْ لَا يَنَامَ إِلَّا وَ جَوْفُهُ مُمْتَلِئٌ مِنَ الطَّعَامِ لِأَنَّهُ أَهْدَأُ لِنَوْمِهِ وَ أَطْيَبُ لِنَكْهَتِهِ؛
از همین "اشیاء طبیعی" می شود استفاده کرد. حالا "عطرهای طبیعی" را هم باید بحث کنیم و درختان مثمر و معطر را هم باید بحث کنیم.
پس "شادی آفرینی" اینطور نیست که همه اش "مطایبه" راه بیندازیم. یک مصداق مهم شادی آفرینی این است که سن ازدواج پایین بیاید؛ حضرت می فرماید: «مهمترین لذت حلال این دنیا لذت نکاح است.»(1)
امام صادقG: مردم در دنیا و آخرت، لذّتی دل نشین تر از لذّتی که از زنان می برند، نمی چشند.
مصدر اصلی: الكافي ج5، ص321
منابع دیگر: الوافي،ج21، ص30 / وسائل الشيعة، ج20 ، ص 23 / الفصول المهمة في أصول الأئمة ،ج3 ، ص390
حالا سن ازدواج بالا رفته است، بعد برای طرف در برنامه سیدخندان یا خندوانه جوک تعریف می کنید! ممکن است لبخند مختصری هم به لبهایش بیاید ولی بالاخره دلش آرام نیست. باید یک فکرهای اساسی برای مسئله تفریح و لذتهای حلال طراحی کرد.
مسموم ترین دانشی که ما الان داریم، همین دانش سینما و فیلمنامه نویسی و جوک تعریفکردن و استنداپ کمدی و غیره است. از دو حیث هم مسموم و معیوب است: 1) به مخاطب القاء میکند که فقط از طریق "بیان" باید شادی آفرینی کرد و آن 9 نوع شادی [دیگر] را حذف می کند و اصلاً مردم به آن فکر نمی کنند. 2) اینکه همان بیانش هم آلوده به "غیبت"، "تهمت"، "تمسخر" و غیره میشود که آدم می خواهد شاد شود، "گناه کبیره" هم مرتکب می شود. پس این هم یک سرفصل.
بحثمان در مورد این بود که [اگر] "دار واسعه" داشته باشیم، "تفریح خانگی" خواهیم داشت. ما روایات فراوانی داریم که اخیراً ده روایت از آنها را سنداً و دلالتاً بررسی کردهام؛ حضرات[معصومینD] می فرمایند: «وقتتان را تقسیم بندی کنید و یک قسمت از آن را حتماً برای لذتهای حلال قرار دهید.»(2)
امیرالمومنینG در توصیه ای به امام حسنG میفرماید: وقت هر انسان مؤمن سه قسمت است: 1 - ساعتی که برای مناجات و دعا و عبادت است 2 - ساعتی که برای کسب معاش و در آمد است 3 - ساعتی که برای تفریح و استفاده از لذتهای حلال است و انسان عاقل جز در این سه مورد، وقت نمی گذراند یا کسب معاش یا قدم نهادن برای معاد و آخرت و یا لذت بردن در غیر حرام.
مصادر اصلی: الأمالي (للطوسي)، ص 147/ تحف العقول، ص203 / كشف الغمة في معرفة الأئمة D، ج1، ص 385
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج67، ص 65/ مكاتيب الأئمة D، ج2، ص239
الان [با نبود دار واسعه، بخش عمدهای از] "لذتهای حلال" در دسترس
1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي قَتَادَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ :G مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ؛
2) . ارجاع پژوهشی: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو الطَّيِّبِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ التَّمَّارُ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْأَنْبَارِيُّ، قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدٍ، قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ قَيْسٍ الْهِلَالِيُّ، قَالَ حَدَّثَنَا الْعَمْرِيُّ عَنْ أَبِي وَجْزَةَ السَّعْدِيِّ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ أَوْصَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ G إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ Gفَقَالَ فِيمَا أَوْصَى بِهِ إِلَيْهِ: لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ، وَ سَاعَةٌ يَخْلُو فِيهَا بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ، وَ لَيْسَ لِلْمُؤْمِنِ بُدٌّ مِنْ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ؛
نیست. پس من چطور یک قسمت از وقتم را روزانه برای لذت حلال بگذارم؟! اصلاً تفریح در دسترس نیست. [فقط در] آخر هفته است؛ که [در آخر هم] مجبور می شوی "شبکه نسیم" را ببینی که فقط [به صورت] "بیانی" شروع به مثلاً ایجاد تفریح میکند!
اگر ما "مجتمع آپارتمانی" را کنار بگذاریم و "دار واسعه" بسازیم، "تولید زباله" در کشور کاهش پیدا میکند. کاهش تولید زباله یک امر حیاتی برای ماست؛ چرا؟ خواهش می کنم خوب دقت بفرمایید، چون "بازیافت زباله" یک "افسانه" محسوب می شود!
چند آمار بین المللی برای شما بگویم: کارشناسان سازمان بین الملل اعلام کردهاند: الان (یعنی: سال 2023 میلادی) فقط 9% پلاستیکها را بازیافت می کنیم.(1)
The share of plastic waste that is successfully recycled is projected to rise to 17% in 2060 from 9% in 2019, while incineration and landfilling will continue to account for around 20% and 50% of plastic waste respectively.
پیشبینی میشود که سهم زبالههای پلاستیکی که با موفقیت بازیافت میشوند از 9 درصد در سال 2019 به 17 درصد در سال 2060 افزایش یابد، در حالی که سوزاندن و دفن زباله به ترتیب حدود 20 درصد و 50 درصد زبالههای پلاستیکی را تشکیل میدهند.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)
https://www.oecd.org/environment/global-plastic-waste-set-to-almost-triple-by-2060.htm
بقیه این پلاستیکها در محیط زیستباقی می ماند! پیش بینی کردهاند تا سال 2060 کمتر از 20% بازیافت پلاستیک داشته باشیم.(2)
Global Plastics Outlook: Policy Scenarios to 2060 says that without radical action to curb demand, increase product lifespans and improve waste management and recyclability, plastic pollution will rise in tandem with an almost threefold increase in plastics use driven by rising populations and incomes. The report estimates that almost two-thirds of plastic waste in 2060 will be from short-lived items such as packaging, low-cost products and textiles.
چشم انداز جهانی پلاستیک: سناریوهای سیاست تا سال 2060 می گوید که بدون اقدام اساسی برای محدود کردن تقاضا، افزایش طول عمر محصول و بهبود مدیریت زباله و قابلیت بازیافت، آلودگی پلاستیکی همزمان با افزایش تقریباً سه برابری استفاده از پلاستیک به دلیل افزایش جمعیت و درآمد افزایش خواهد یافت. این گزارش تخمین می زند که تقریبا دو سوم زباله های پلاستیکی در سال 2060 از اقلام کوتاه مدت مانند بسته بندی، محصولات ارزان قیمت و منسوجات خواهد بود.
The report (available as a preliminary version ahead of its full publication later this year) projects global plastics consumption rising from 460 million tonnes (Mt) in 2019 to 1,231 Mt in 2060 in the absence of bold new policies, a faster rise than most raw materials. Growth will be fastest in developing and emerging countries in Africa and Asia, although OECD countries will still produce much more plastic waste per person (238 kg per year on average) in 2060 than non-OECD countries (77 kg).
این گزارش (به عنوان نسخه اولیه قبل از انتشار کامل آن در اواخر سال جاری در دسترس است) افزایش مصرف جهانی پلاستیک از 460 میلیون تن (میلیون تن) در سال 2019 به 1231 میلیون تن در سال 2060 در غیاب سیاستهای جدید جسورانه را نشان میدهد که رشد سریعتری نسبت به بسیاری از مواد خام است. سریعترین رشد در کشورهای در حال توسعه و نوظهور آفریقا و آسیا خواهد بود، اگرچه کشورهای OECD همچنان در سال 2060 به ازای هر نفر زباله پلاستیکی بسیار بیشتری تولید خواهند کرد (به طور متوسط 238 کیلوگرم در سال) نسبت به کشورهای غیر OECD (77 کیلوگرم).
Globally, plastic leakage to the environment is seen doubling to 44 Mt a year, while the build-up of plastics in lakes, rivers and oceans will more than triple, as plastic waste balloons from 353 Mt in 2019 to 1,014 Mt in 2060. Most pollution comes from larger debris known as macroplastics, but leakage of microplastics (synthetic polymers less than 5 mm in diameter) from items like industrial plastic pellets, textiles and tyre wear is also a serious concern.
در سطح جهانی، نشت پلاستیک به محیط زیست دو برابر می شود و به 44 میلیون تن در سال می رسد، در حالی که تجمع پلاستیک در دریاچه ها، رودخانه ها و اقیانوس ها بیش از سه برابر می شود، زیرا بالن زباله های پلاستیکی از 353 میلیون تن در سال 2019 به 1014 میلیون تن در سال 2060 می رسد. آلودگی از زباله های بزرگتر به نام ماکروپلاستیک ناشی می شود، اما نشت میکروپلاستیک ها (پلیمرهای مصنوعی با قطر کمتر از 5 میلی متر) از اقلامی مانند گلوله های پلاستیکی صنعتی، منسوجات و سایش تایر نیز یک نگرانی جدی است.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)
https://www.oecd.org/environment/global-plastic-waste-set-to-almost-triple-by-2060.htm
یعنی 40 سال آینده کمتر از 20% زبالهها بازیافت خواهد شد.
الان یک مفهوم [و مشکلی در دنیا] تحت عنوان "جزایر پلاستیکی" وجود دارد. [مثلاً:] جزایر پلاستیکی در اقیانوس آرام مساحت بزرگی دارد. میگویند: به اندازه کشور ایران، وسط اقیانوس آرام زباله جمع شده است! انشاءالله اگر توفیق داشتید [که به آنجا] بروید! (حالا یا با کشتی یا مثل بعضی ها که در قم با طیّ الارض می روند!) می بینید یک مساحت وسیعی زباله جمع شده است. به اندازه [برخی از] کشورها زباله جمع شده است! نه ده متر و صدمتر و صد کیلومتر!(1)
The world's largest mass of waste, which is very slowly degradable, consists of plastic and non-plastic materials, which are getting bigger and bigger. This pile of garbage has grown 100 times in the last 40 years.
Since this garbage pile is located in the path of the North Pacific Gyre (eddy and the meeting place of ocean currents), it is moving between Hawaiian and North American waters.
All four other major marine debris piles in the world also contain millions of tons of pollutants. Garbage piles do not just float on the surface of the water, but sometimes extend several meters below the surface of the water.
The impact of pollutants on the environment is not a secret. Marine mammals, turtles and birds see and feed on decomposing plastics like plankton.
«تودۀ عظیم زباله اقیانوس آرام»، جزیرۀ شناوری است از زباله و کیسههای پلاستیکی و بطری در شمال شرقی اقیانوس آرام. وسعت این جزیره شناورِ زبالهای بزرگتر از مجموع مساحت سه کشور فرانسه، آلمان و اسپانیاست.
بزرگترین توده زباله جهان که بسیار به کندی تجزیه شدنی است شامل مواد پلاستیکی و غیرپلاستیکی است که بزرگتر و بزرگتر می شود. این توده زباله در 40 سال اخیر 100 بار بزرگتر شده است.
از آنجا که این توده زباله در مسیر چرخاب شمالی اقیانوس آرام (گرداب و محل تلاقی جریانهای اقیانوسی) قرار دارد، بین آبهای هاوایی و آمریکایی شمالی در حرکت است.
هر چهار توده زباله دریایی بزرگ دیگر جهان نیز متشکل از میلیونها تُن مواد آلاینده است. تودههای زباله فقط در سطح آب شناور نیستند بلکه گاهی تا چندین متر در زیر سطح آب امتداد دارند.
منبع: خبرگزاری بینالمللی یورو نیوز
Euronews
https://b2n.ir/m47481
اگر در گوگل
1) . ارجاع پرورشی: The Pacific Garbage Patch The Pacific Garbage Patch is a floating island of trash, plastic bags and bottles in the northeast Pacific Ocean. The size of this floating garbage island is larger than the combined area of the three countries of France, Germany and Spain.
جزائر پلاستیک را جستجو کنید به خوبی به شما نشان میدهد. چرا اینطور شده است؟ چون "سرعت تولید زباله" بسیار بیشتر از "سرعت بازیافت زباله" است.
حیف است که شهرداری و مدیران شهری قم قدر "بحثهای فقهی" را نمی دانند! اگر حوزه علمیه قم را طرف مشورت قرار می دادند، ما "روشهای کاهش تولید زباله" را بحث می کردیم؛(1)
اگر "مجتمع های آپارتمانی" باشند اداره زندگی "گران" می شود؛ در حالی که اگر ما "دار واسعه" بسازیم، خرج خانواده و خرج پدر خانواده کمتر می شود.
ما در حدود 6-7 سال پیش، محاسبه کرده بودیم که: اگر "حیاط" باشد، حدود 500 هزار تا 2میلیون تومان، "کاهش هزینه" [برای خانوادهها] ایجاد خواهد شد. [ که به قیمتِ] الان شما میتوانید بین مثلاً دو تا هفت میلیون تومان "هزینه های زندگی" را کاهش دهید. و از آن طرف هم کیفیت زندگی را بالا بیاورید.
داخل "حیاط خانه" میتوان محصول تولید کرد. ما آن موقعی که محاسبه می کردیم برای آقایان و خانمهای تنبل، لااقل 500 هزار تومان در ماه به نفع شان بود! [ولی] آنهایی هم که عُرضه و سلیقه بیشتری به خرج میدهند، میتوانند عمدۀ معاشِ خودشان را در همان حیاط خانهشان تامین کنند. بنابراین فقر کاهش پیدا خواهد کرد. دیگر لازم نیست شما یارانه 500 هزار تومانی بگیرید که حالا الان 500 هزار تومان هم نیست [و ارزش آن بسیار کمتر شده است!]. بنابراین ساخت خانه، هزینه ها را هم کاهش میدهد.
ص: 27
1) . ارجاع پرورشی: درباره مسئله تولید زباله و افسانه مدرن بازیافت:
من این بحث را جمع کنم؛ می خواهم حالا [در سرفصل بعدی] از "محاسن دارواسعه" بحث کنم؛ امام رضاG فرمود: «فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»(1)
امام رضاG فرمود: خداوند، رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند!. گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردم زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند.
مصادر اصلی: عيون أخبار الرضاG، ج1، ص 307/ معاني الأخبار، ص180
منابع دیگر: الوافي، ج1، ص 215/ وسائل الشيعة، ج27، ص92/ بحار الأنوار ، ج2، ص30
اگر مردم محاسن کلام ما رابدانند، از ما تبعیت میکنند. من اینجا بخشی از "محاسن دارواسعه" را بیان کردم؛ ولی اگر شما وقت می داشتید -که وقت ندارید!- میشد لااقل 10 - 12 حُسن دیگر را برای "دار واسعه" بحث کرد.
به نظر من اگر فرصتی ایجاد شود که با مردم ایران راجع به [معایب] این نوع "معماری عقب افتادۀ نوشهرگرایی(NewUrbanism)"(2)
منبع: پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
https://b2n.ir/x67243
و مدرنیست" که الان در کشور ما آمده است و "محاسن دار واسعه" صحبت کنیم، مردم بر علیه انبوه سازان تظاهرات می کنند و مخالفت شدید در کشور شروع می شود! ولی چه کنم وقت نیست. دیگر نمی شود راجع به اینها بیشتر از این هم حرف زد. بگذریم، خودتان بنشینید فکر کنید.من خیلی تاکید می کنم آنهایی که فرصت جوانی شان باقی است، بیشتر به این عرائض ما توجه کنند، به چه معنا؟ به این معنا که تصمیم بگیرید "کتابهای مدرن" را نخوانید. هرچه که فرصت جوانی شما بیشتر است، شما فرصت بیشتری دارید که در "علم انبیاء" دانشمند شوید. خیلی گرفتار این بحث "مدرک" و "جایگاه اجتماعی" هم نباشید. [اگر شما] دو سه تا کتاب بنویسید. [این نوشتنِ] کتاب،
ص: 28
1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيُّ الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ النَّيْسَابُورِيُّ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا G يَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛
2) . ارجاع پرورشی: نوشهرگرایی به عنوان یک رویکرد جدید طراحی و برنامه ریزی شهری در انتقاد به شهرسازی دوران معاصر که دارای الگویی پراکنده، غیر انسانی و ماشینی است، شکل گرفته است. این رهیافت آمیزه ای از سبکهای معماری، رشد هوشمند، مخالفت با توسعه پراکنده و شهرسازی پایدار مبتنی بر حمل و نقل عمومی است. این رویکرد امروزه هدایت و رهبری نسل پست مدرن طراحان و برنامه ریزان را برعهده دارد و یکی از مهمترین رویکرد های برنامه ریزی شهری در این قرن محسوب می شود.
[برای شما] منزلت اجتماعی هم ایجاد خواهد کرد. مضافا به اینکه زندگی خودتان بهبود پیدا می کند. اگر جوانتر هستید یک وقتی را بگذارید و در اینها تحقیق کنید. آنهایی هم که سن شان بیشتر است، به جوانهای اطرافشان توصیه کنند که "علم غلط" و "علم لا ینفع"(1)
به نقل از انس بن مالك :پيامبر خدا [در پى نمازها چنين دعا مىنمود: خدايا! از دانشى كه سود نمىدهد و دلى كه نرم نمىشود و نفسى كه سير نمىگردد و دعايى كه شنيده نمىشود، به تو پناه مىبرم. خدايا! از اين چهار چيز به تو پناه مىبرم.
مصدر اصلی: كنز الفوائد،ج1، ص 385
منابع دیگر: بحار الأنوار ،ج83، ص 18 / مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج5، ص70
قال علی G: عِلْمٌ لَا يَنْفَعُ كَدَوَاءٍ لَا يَنْجَعُ؛
امیرالمومنینG فرمود: دانشى كه سود ندهد، مانند دوايى است كه اثر نكند.
مصادر اصلی: عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 341 / غرر الحكم و درر الكلم، ص463
را نخوانند. [بلکه] بروند یک معارف دیگری را یاد بگیرند که بتوانند زندگی بهتری را داشته باشند.
ص: 29
1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنِي أَبُو سَعِيدٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِينِيُّ الْهَرَوِيُّ بِالرَّمْلَةِ فِي شَوَّالٍ سَنَةِ سِتَّ عَشْرَةَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَمْرٍو إِسْمَاعِيلُ بْنُ مَجِيدٍ إِمْلَاءً قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْجُنَيْدِ الرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُعَافَى بْنُ سُلَيْمَانَ قَالَ حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ مُعَاوِيَةَ قَالَ حَدَّثَنَا مَحْمُودُ بْنُ حِجَارَةَ أَنَّ أَبَانَ حَدَّثَهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ [ يَدْعُو فِي أَثَرِ الصَّلَاةِ فَيَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ وَ قَلْبٍ لَا يَخْشَعُ وَ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ دُعَاءٍ لَا يُسْمَعُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَرْبَعِ؛
سوال دوم این است که: حالا در ساخت "دار واسعه" به چه موضوعاتی توجه کنیم؟ [پاسخ این است که:] "دار واسعه" 9 پایه دارد. شما به هر 9 موضوع توجه کنید [و اهمیت بدهید]. به شما پیشنهاد می کنم که در خانه یک دفتر داشته باشید، و از این به بعد فقط نکات "معماری" را داخل آن بنویسید. از نظر ما، "پایه معماری"، 9 موضوع است. هر کسی به این 9 موضوع توجه کند، یک "معمار زبردست" خواهد شد؛ معماری که می تواند به تمام "مکاتب معماری" دیگر غلبه کند!
ما این 9 مسئله در "حوزه معماری" و "حوزه ساخت ساختمان و شهرسازی" را از مجموع آیات و روایات استخراج کردهایم. [ولی] چون وقت نیست که همه اینها را شرح بدهیم، [لذا] من به آنها [فقط] اشاره میکنم که [عناوینِ آنها] در ذهن شما بماند؛ تا وقتی که [شرایط فراهم] شده و ما بتوانیم جلساتی را برگزار کرده و [آنها را] تفصیلی شرح بدهیم.(1)
انتقال از متن
موضوع اول، "جانمایی" است. اگر خواستید ساختمان بسازید یا خواستید ساختمان یا زمین بخرید، اول به زمین و مشخصات جایی که آن زمین قرار دارد فکر کنید. اولین گام این نیست که شما بروید به نقشه ساختمان فکر کنید. اولین گام این است که زمینِ [خانۀ] من کجا قرار دارد؟ آیا این جایی که [خانۀ ما در آن] قرار دارد، اصلاً مناسب زیست است یا نیست؟
ص: 30
1) . ما یک تجربه ای را در قم شروع کردیم ساعت 5 صبح جلسه میگذاریم، 7 صبح هم تمام میشود. پشت سر هم، حتی روزهای جمعه. یک دوره بحثی مثلا 10 جلسه 20 جلسه برگزار میکنیم، یک مقدار بیشتر اینها را مباحثه می کنیم. پیشنهاد من اینست که با توجه به این وضعیت گرفتاری که شما دارید و این مباحث طولانی که در روایات هست، همانند جلسه ای که ما قم شروع کردیم [ شما جلسه بگذارید] این بهترین پیشنهاد است، من آمادگی دارم یک وقتی اگر شماخواستید توبه تمدنی کنید، یک وقتی بگذارید آنرا تفصیلی بحث کنیم.
اهلبیتD دو قاعده مهم بیان فرمودهاند که با این دو قاعده مهم می توانید زمین تان را [به طور مناسب] "جانمایی" کنید: اولین قاعده [برای جانمایی زمین خانه،] "محیط همسایگی" [است]؛ حضرت می فرماید: «اَلْجَارَ ثُمَّ الدَّار».(1)
مردى خدمت پيامبر خدا [آمد و عرض كرد: مى خواهم خانه اى بخرم، دستور مى فرماييد كجا بخرم؟ در ميان جهينه يا مزينه يا ثقيف و يا قريش؟ پيامبر خدا[ به او فرمود: اوّل همسايه، سپس خانه، اوّل همسفر، سپس سفر.
مصدر اصلی:الجعفريات (الأشعثيات) ص 164
منبع دیگر: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج8، ص 429
قال امیرالمومنین G: سَلْ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ؛
امیرالمومنین G: پيش از خريدن خانه بپرس همسايهها كيستند.
عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 284/ غرر الحكم و درر الكلم ، ص 401
یعنی: اول همسایه را ارزیابی کن سپس خانه را.
[موضوع همسایگی] چندجای دیگر با مضامین دیگر هم [در روایاتِ ما] آمده است. مثلاً در موقع دعاکردن میفرمایند: «الجار ثم الدار».(2)
از حضرت امام حسن مجتبیG روایت است که فرمود: شبهای جمعه مادرم فاطمه را میدیدم تا طلوع صبح در محراب خود مشغول رکوع و سجود بود، میشنیدم که مادرم برای مؤمنین و مؤمنات دعا میکرد و نام ایشان را میبرد و مکرر برای آنان دعا میکرد، ولی برای خویشتن دعا نمی کرد. من به مادرم میگفتم: پس چرا برای خود دعا نمیکنی، همچنان که برای دیگران دعا میکنی!؟ گفت: ای پسر عزیزم،اول همسایه، سپس اهل خانه.
مصادر اصلی: علل الشرائع، ص 182 ح 1/ دلائل الإمامة، ص 152/ كشف الغمّة، ج 2، ص 468
منابع دیگر: وسائل الشيعة،ج7، ص113 /بحارالانوار، ج86، ص313
[این موضوعِ اهمیت دادن به همسایه،] یک عنوان جامعی در روایات است؛ چرا؟ چون همسایه، سایه اش بر زندگی شماست. [لذا] مهم است همسایهشما چه کسی باشد. اگر همسایه بد(جار سوء)(3)لقمانG به پسرش گفت: پسرم! اگر خانهها بر روی ارّابه ساخته میشدند [و تغییر محّل سكونت آسان بود]، هرگز مردی با همسایه بد، همسایگی نمیكرد. پسرم ! صخره بزرگ و آهن و هر بار سنگينى را بر دوش كشيدم ؛ ولى چيزى سنگين تر از همسايه بد ، بر دوش نكشيدم.
مصدر اصلی: الإختصاص، ص 337
منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج13، ص 428/ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج8، ص 430
بود، و شما به آن مبتلا شدید، عیش ما منقص میشود، ناقص میماند و از بین میرود.(4)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): از همسايه بد در خانۀ اقامتمان بخدا پناه میبرم! كه دو چشمش تو را بيابد و دلش تو را وارسى كند، اگر خوشى تو را بيند بدش آيد و اگر تو را گرفتار بدى بيند شادش كند.
الكافي، ج2، ص 669 / الزهد(حسین بن سعید اهوازی، قرن 3)، ص 43 / مشكاة الأنوار، ص 214
وسائل الشيعة، ج12، ص 131 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 430 / بحار الأنوار، ج71، ص 152 / الوافي، ج5، ص 519
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مِنَ الْقَوَاصِمِ الْفَوَاقِرِ الَّتِي تَقْصِمُ الظَّهْرَ جَارُ السَّوْءِ إِنْ رَأَى حَسَنَةً أَخْفَاهَا وَ إِنْ رَأَى سَيِّئَةً أَفْشَاهَا.
امام باقر (علیه السلام: از آن چیزهایی که پشت انسان را ميشكند، همسايه بد است كه اگر خوبى ببيند مىپوشاند و اگر بدى ببيند افشا مينمايد.
الكافي، ج2، ص 668 / مشكاة الأنوار ، ص 215
مستدرك الوسائل، ج8، ص 430 / وسائل الشيعة، ج12، ص 131 / بحار الأنوار، ج75، ص 372
ص: 31
1) . ارجاع پژوهشی: الْجَعْفَرِيَّاتُ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍGقَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ[ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَرَدْتُ شِرَاءَ دَارٍ أَيْنَ تَأْمُرُنِي أَشْتَرَي فِي جُهَيْنَةَ أَمْ فِي مُزَيْنَةَ أَمْ فِي ثَقِيفٍ أَمْ فِي قُرَيْشٍ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ[ الْجِوَارَ ثُمَّ الدَّارَ الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ،
2) . ارجاع پژوهشی: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: رَأَيْتُ أُمِّي فَاطِمَةَ قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّيهِمْ وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَيْءٍ فَقُلْتُ لَهَا يَا أُمَّاهْ لِمَ لَا تَدْعِينَ لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعِينَ لِغَيْرِكِ فَقَالَتْ: يَا بُنَيَّ ! الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ.
3) . ارجاع پژوهشی: عَنِ الْأَوْزَاعِيِّ فِي وَصَايَا لُقْمَانَ لاِبنِهِ ... يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَتِ الْبُيُوتُ عَلَى الْعَجَلِ مَا جَاوَرَ رَجُلٌ جَارَ سَوْءٍ أَبَدا... يَا بُنَيَّ نَقْلُ الْحِجَارَةِ وَ الْحَدِيدِ خَيْرٌ مِنْ قَرِينِ السَّوْء ؛
4) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ ( عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَارِ السَّوْءِ فِي دَارِ إِقَامَةٍ تَرَاكَ عَيْنَاهُ وَ يَرْعَاكَ قَلْبُهُ إِنْ رَآكَ بِخَيْرٍ سَاءَهُ وَ إِنْ رَآكَ بِشَرٍّ سَرَّهُ.
حالا "[محیط] همسایگی" چیست؟ این را باید بحث کنیم. به صورت اول میگویید: همسایه دیوار به دیوارم را انتخاب کنم، ارزیابی کنم. مثلاً: شغلش بد نباشد، فرض بفرمایید که کافر نباشد، اذیتکننده نباشد. و اینها را شروع به ارزیابی می کنید؛ ولی [بحث از محیط همسایگی] خیلی بحث فراتر از این حرف هاست.ما باید قواعد دیگری را برای ارزیابی مسئله جانمایی اضافه کنیم و ما این مجموعه قواعد را تحت عنوان "چارچوبهای محله" بحث کردهایم. حتما خانه تان را در یک جایی که "ماهیت محله ای" وجود دارد انتخاب کنید.
من مثال بزنم تا واضح شود: در همین [شهر] قم، کسانی که در [خیابان] دانیال خانه می گیرند، تقریباً [با صَرف] 3 - 4 دقیقه به همه "نیازهای روزمره" ، دسترسی دارند. یعنی چه؟ یعنی لازم نیست برای تأمین نیازهای روزمرۀ خود وقت زیادی بگذارید. اما اگر شما به یک خیابان بالاتر [مثلاً] خیابان
ص: 32
انسجام قم بروید [و خانه] انتخاب کنید، مجبور می شوید برای تامین نیازهای روزمره، بین نیم ساعت تا سه ربع وقت بگذارید؛ چون مغازه هایی که "تامین نیازهای روزمره" را متکفل هستند، خیلی کمتر از خیابان دانیال است. شما فقط داخل ساختمان را می بینید و می روید [خانه را] می خرید؛ [اما] ده سال آنجا [ باید]زندگی کنید. یعنی ده سال باید [روزانه] نیمساعت الی سهرُبع، وقت بیشتری صرف میکنید. این مهم است که نیازهای روزمره انسان در دسترس باشد. این یک بحث تفصیلی است. فقط خواستم سرفصل آن در ذهن شما بماند.
"خانه"
باید در قالب "محله" جانمایی شود.(1)یعنی اگر جایی زمین به شما می دهند، ببینید طرح کلی آنجا چیست؟ از اول اگر اینها را بررسی کردید، دچار چالش کمتری خواهید شد. [مثلاً] اگر خانه شما نزدیک "مسجد" باشد، "امنیت" شما بالاتر میرود. خانه هایی که نزدیک مسجد است (حالا مرادم از مسجد یک ساختمان چهاردیواری نیست، [بلکه] مسجد به معنای واقعی کلمه؛ یعنی: آنجایی که مردم رفت وآمد و برنامهریزی دارند) معمولا امنیت بیشتری دارند. پس این بحث مهمی است.[پس بحث] "مقررات فقهی ساختمان"، از "جانمایی" شروع می شود. "جانمایی به لحاظ محیط همسایگی"، خیلی مهم است. محیط همسایگی خودش [خیلی] بحث دارد. ما در مدرسه مان تا به حال 2 هزار صفحه یا شاید هم بیشتر، در مورد "مفهوم محله" (که اصلاً محله چیست؟) کتاب و جزوه داریم. (2)
گزارش اول: دوره مدیریت شهری محله محور (10 جلسه - مدرسه علمیه مروی تهران - تیرماه سال 1395)
https://eitaa.com/ketab_olgou/19
گزارش دوم: نشست تخصصی مدیریت شهری محله محور (اداره کل تبلیغات اسلامی مشهد - شهریور 98)
https://eitaa.com/olgou4/2151
گزارش سوم: دوره مدیریت شهری محله محور (7 جلسه - سپاه بابلسر - شهریور 1399)
https://eitaa.com/ketab_olgou/76
گزارش چهارم: طرح تمدنی محله امام رضا علیه السلام (شهرداری مشهد - دی ماه 1400)
https://eitaa.com/ketab_olgou/7
گزارش پنجم: برنامه فقهی ارتقای مدیریت شهری قم (ساختمان خاتم - اردیبهشت 1401 )
https://eitaa.com/ketab_olgou/5
الان ما چون دانش آن را نداریم، وقتی می گوییم محله، کوی، برزن؛ یک تعریف ناقصی از آن در ذهن ما وجود دارد.ص: 33
پیشنهاد دومِ ما برای "جانمایی خانه ها"، "نزدیک کوهپایه ها" است. به 7 دلیل جانمایی ها باید نزدیک کوهپایه ها باشند، الا ما خرج بالدلیل (یعنی: مگر استثناء)؛ چرا ؟ چون در کوه 7یا 8 خاصیت وجود دارد که مستقیم با زندگی آدمها مرتبط است:
[مثلاً یکی از خاصیتهای کوهها این است که:] در اطراف کوهپایه ها، آب فراوانی وجود دارد.(1)
و در آن کوههای استوار و بلندی قرار دادیم، و آبی گوارا به شما نوشاندیم.
سوره مرسلات، آیه 27
و من خطبة له ع في عجيب صنعة الكون: وَ كَانَ مِنِ اقْتِدَارِ جَبَرُوتِهِ وَ بَدِيعِ لَطَائِفِ صَنْعَتِهِ أَنْ جَعَلَ مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ الزَّاخِرِ الْمُتَرَاكِمِ الْمُتَقَاصِفِ يَبَساً جَامِداً ثُمَّ فَطَرَ مِنْهُ أَطْبَاقاً فَفَتَقَهَا سَبْعَ سَمَاوَاتٍ بَعْدَ ارْتِتَاقِهَا فَاسْتَمْسَكَتْ بِأَمْرِهِ وَ قَامَتْ عَلَى حَدِّهِ وَ أَرْسَى أَرْضاً يَحْمِلُهَا الْأَخْضَرُ الْمُثْعَنْجِرُ وَ الْقَمْقَامُ الْمُسَخَّرُ قَدْ ذَلَّ لِأَمْرِهِ وَ أَذْعَنَ لِهَيْبَتِهِ وَ وَقَفَ الْجَارِي مِنْهُ لِخَشْيَتِهِ وَ جَبَلَ جَلَامِيدَهَا وَ نُشُوزَ مُتُونِهَا وَ أَطْوَادِهَا [أَطْوَادَهَا] فَأَرْسَاهَا فِي مَرَاسِيهَا وَ أَلْزَمَهَا قَرَارَاتِهَا [قَرَارَتَهَا] فَمَضَتْ رُءُوسُهَا فِي الْهَوَاءِ وَ رَسَتْ أُصُولُهَا فِي الْمَاءِ. فَأَنْهَدَ جِبَالَهَا عَنْ سُهُولِهَا وَ أَسَاخَ قَوَاعِدَهَا فِي مُتُونِ أَقْطَارِهَا وَ مَوَاضِعِ أَنْصَابِهَا فَأَشْهَقَ قِلَالَهَا وَ أَطَالَ أَنْشَازَهَا وَ جَعَلَهَا لِلْأَرْضِ عِمَاداً وَ أَرَّزَهَا فِيهَا أَوْتَاداً فَسَكَنَتْ عَلَى حَرَكَتِهَا مِنْ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا أَوْ تَسِيخَ بِحِمْلِهَا أَوْ تَزُولَ عَنْ مَوَاضِعِهَا فَسُبْحَانَ مَنْ أَمْسَكَهَا بَعْدَ مَوَجَانِ مِيَاهِهَا وَ أَجْمَدَهَا بَعْدَ رُطُوبَةِ أَكْنَافِهَا فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً وَ بَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً فَوْقَ بَحْرٍ لُجِّيٍّ رَاكِدٍ لَا يَجْرِي وَ قَائِمٍ لَا يَسْرِي تُكَرْكِرُهُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ تَمْخُضُهُ الْغَمَامُ الذَّوَارِفُ- إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى.
از خطبههاى آن حضرت (امیرالمومنین (علیه السلام)) است در قدرت خداوند و خلقت زمين: از آثار اقتدار عظمتش، و شگفتى لطائف آفرينشش، اينكه زمين خشك را از آب درياى عميق و متراكم كه امواج درهم شكننده است به وجود آورد، سپس از آن آب طبقاتى آفريد، آن گاه هفت آسمان را بعد از آنكه به هم پيوسته بود از آن باز كرد، آسمانها به فرمان او خود را نگاه داشتند و بر اندازهاى كه براى آنها مقرر فرموده بود بر پا شدند، و زمينى را كه آب روان سبز رنگ آن را حمل مىكند و درياى مسخّر شده آن را بر مىدارد استوار و پا بر جا نمود، دريايى كه در برابر امرش خاكسار و در مقابل هيبتش تسليم، و جريانش از خشيت او متوقف است. تخته سنگهاى عظيم، و تپههاى بلند و كوههاى زمين را آفريد، و آنها را در جاى خود ثابت نمود، و در قرارگاهشان مستقر كرد. قلّه كوهها در فضا بالا رفت، و ريشه آنها در آب قرار گرفت. كوهها را از زمينهاى هموار بر افراشت، و پايههاى آن را در پشت اطراف زمين و مراكزى كه برقرارند فرو برد، قلهها را بالا برد، و بلنديهاى آن را طولانى نمود، و كوهها را ستون زمين ساخت، و چون ميخهايى بر آن كوبيد، پس زمين متحرك ساكن شد از اينكه ساكنانش را به اضطراب اندازد، يا بار گرانش را در خود فرو برد، يا از جاى خود منحرف شود. منزه است خداوندى كه زمين را پس از موج زدن آبهايش نگاه داشت، و آن را پس از رطوبت اطرافش خشك نمود، و آن را براى خلق خود بستر آرام، و فرش گسترده قرار داد، آن هم روى درياى عميق ساكنى كه بىجريان است، و ايستاده و بىحركت مىباشد، كه بادهاى سخت آن را زير و رو و اين سو و آن سو مىكند، و ابرهاى پر باران آن را به جنبش مىآورد، «همانا در اين آثار براى اهل خشيت عبرت و پند است»
نهج البلاغة، ص 329 (خطبه 211)
بحار الأنوار، ج54، ص 38
امام عليG در نهج البلاغه با اشاره به مسئله پيدايش چشمه ها و آثار مهم كوه ها میفرماید: فَلَمَّا سَكَنَ هَيْجُ الْمَاءِ مِنْ تَحْتِ أَكْنَافِهَا وَ حَمَلَ شَوَاهِقَ الْجِبَالِ الشُّمَّخِ الْبُذَّخِ عَلَى أَكْتَافِهَا فَجَّرَ يَنَابِيعَ الْعُيُونِ مِنْ عَرَانِينِ أُنُوفِهَا وَ فَرَّقَهَا فِي سُهُوبِ بِيدِهَا وَ أَخَادِيدِهَا؛
امیرالمومنین G: آن گاه كه آب در اطراف زمين از هيجان و جوشش باز ايستاد، خداوند سبحان كوههاى بلند را بر دوش زمين جاى داد و از كوهها چشمه ها بر آورد و در بيابانهاى پهناور و درّه هاى ژرف جارى ساخت.
خطبه 91 نهج البلاغه
البته با توجه به اقلیم های مختلف، [مقدار آب هم] مختلف میشود. مثلاً: به نظرم در اقلیم های خشک؛ص: 34
1) . ارجاع پژوهشی: وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ شَٰمِخَٰتٍ وَأَسْقَيْنَٰكُم مَّآءً فُرَاتًا؛
فاصلۀ حدود 5 کیلومتر با کوه، خوب است. اما در اقلیمهای دیگر مثلاً چند "دهانه چاه" را به هم وصل کنید و "قنات" را جاری کنید و آب را به خانه بیاورید.
خواهش می کنم دوباره "مدرن" فکر نکنید [و بگویید] که آب را از پشت سدها می آوریم.(1)
انتقال از متن
سد، صدها ایراد دارد. یکی از آنها این است که: 50% آب پشت سد "تبخیر" می شود.(2)In arid and semi-arid regions, up to 50% of water reservoirs’ capacity is lost by evaporation.
در مناطق خشک و نیمه خشک، تا 50 درصد ظرفیت مخازن آب در اثر تبخیر از بین می رود.
پروژه تحقیقاتی "مهار تبخیر از سطح آب آزاد با استفاده از پوشش های شناور مختلف با در نظر گرفتن اکولوژی آب"، احمد م عبدالله ابراهیم نصر مرام م شلبی، مجله هیدرولوژی
جلد 598، جولای 2021
دانشنامه علمی، فنی و پزشکی ScienceDirect، زیرنظر انتشارات علمی و پزشکی ناشر هلندی Elsevier
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0022169421005291
The aim of this study was to estimate the amount of evaporation loss from the lake surface and fresh water reservoir in Turkey and compare it with the water supplied in Turkey. In this study, 129 lakes and 223 reservoirs were subjected to evaporation estimation. The total area of lakes and reservoirs was 3213.97 square kilometers and 4026.16 square kilometers, respectively. The results showed that the total evaporation loss from the surface of the reservoir and lake is about 6.8 per 109 cubic meters per year, 2.7 per 109 cubic meters from lakes and 4.1 per 109 cubic meters from reservoirs. This amount is more than the total annual water consumption of Turkey, which is provided from underground water and the amount of domestic use (5.7 x 109 cubic meters) and industrial use (4 x 109 cubic meters) in 1999.
هدف از این مطالعه برآورد میزان تبخیر از سطح دریاچه و مخزن آب شیرین ترکیه و مقایسه آن با آب تامین شده در ترکیه بود. در این مطالعه، 129 دریاچه و 223 مخزن تحت برآورد تبخیر قرار گرفتند. مساحت کل دریاچه ها و مخازن به ترتیب 3213.97 کیلومتر مربع و 4026.16 کیلومتر مربع بوده است. نتایج نشان داد که مجموع تلفات تبخیر از سطح مخزن و دریاچه حدود 6.8 در هر 109 متر مکعب در سال، 2.7 در هر 109 متر مکعب از دریاچه ها و 4.1 در هر 109 متر مکعب از مخازن است. این مقدار بیشتر از کل آب مصرفی سالانه ترکیه است که از آبهای زیرزمینی و میزان مصارف خانگی (109×5.7 مترمکعب) و مصارف صنعتی (4×109 مترمکعب) در سال 1999 تأمین میشود.
پروژه تحقیقاتی "از دست دادن آب از طریق تبخیر از سطوح آب دریاچهها و مخازن در ترکیه"، فرهات گوکبولاک سلیمان اوزان، ژانویه 2006
شبکه دانشمندان و محققان ResearchGate
https://www.researchgate.net/publication/254234276_Water_loss_through_evaporation_from_water_surfaces_of_lakes_and_reservoirs_in_Turkey
این چه پیشرفتی
ص: 35
1) . دیدهاید برخی چگونه بحث میکنند! [و مثلاً اینطور میگویند که:] این چه کاری است حاج آقا [که قنات میزنید]؟! سَد پیشرفت است! یک خاطرهای برای شما تعریف کنم: یک وقتی در کرمانشاه [برای] بازدید از یک سد، رفته بودم. بعد از آن هم یک مصاحبهای نجام دادم، اشکالی به آن سد گرفتم و در کشور منتشر شد. یک هفته بعد، از وزارت نیرو با من تماس گرفتند. آن آقا خودش را معرفی کرد و گفت: من فلانیام و کارشناس فلان بخش هستم. حاج آقا ما میخواهیم برای شما یک "تور سدگردی" بگذاریم تا سدهای ایران را ببینید. گفتم: برای چه؟ گفت: برای اینکه شما ببینید سدها چه خاصیتی دارند. فکر میکرد ما از آن طلبه¬های روایت نخوانده هستیم و بحثهای "مدیریت آب" را نمیدانیم. من به ایشان گفتم: حالا جلسه دارم و نمیتوانم مزاحم شما بشوم. چند بار دیگر هم پیگیری کرد، منتها من نرفتم. دلیل اینکه نرفتم این بود که فکر میکرد من نمیدانم "سد" چیست؟ یا تاریخ سد را در دنیا نمیدانم. حالا ...
2) . ارجاع پردازشی:
است که شما نیمی از منابع آبی را تبخیر می کنید؛ در حالی که می گویید کشور ما در اقلیم خشک هم است؟! آیا به نظر شما این تناقض نیست که هم بگویید که کشور ما خشک است، هم "الگوی مدیریت آبِ" شما طوری باشد که نیمی از آب پشت سد تبخیر شود؟! من اصلاً "هدر رفت شبکه انتقال" را بحث نمی کنم. چون می دانید در انتقال [آب پشت سد] هم کلی هدر رفت داریم. اینها [برخی از] اشکالات "سد" است. لذا حتما به "قنات" فکر کنید.
اینکه من می گویم [خانه را] کنار کوهپایه، جانمایی کنید، یک دلیلش این است که دسترسی به منابع آب در کوهپایه ها زیاد است. انشاءلله اگر فرصت داشتم بعدا راجع به "الگوی فقهی مدیریت آب" صحبت می کنم. مفصلا راجع به مسئله آب عرض می کنم که به چه نحوی باید مدیریت کرد.
ص: 36
خاصیت دیگری که کوهها دارند این است که: کوهها معمولا "گرمایش و سرمایش طبیعی" را مقداری تأمین می کنند؛ چون میدانید کوهها مانع میشوند که انتقال هوای حداکثری اتفاق بیفتد. هرچه کوه بزرگتر باشد بهتر است. بنابراین هرجا کوهپایه است، [هوا] مرطوب تر و خنک تر است، خصوصا وقتی کوه را با پوشش گیاهی و درخت، همراه و عجین کنید.
بحث [ارتباط] "کوه" و "معدن" [هم یکی دیگر از خاصیتهای کوههاست] که بعداً بحث می کنم.
بحث "کوه" و "علوم غریبه" [هم یکی دیگر از خاصیتهای کوهها] است. من خیلی کوه میروم. هنوز هم با اینکه یک مقدار برایم سخت تر شده ولی این کار را نجام میدهم. دوستان کوهنورد ما [فقط] برای ورزش و تفریح [به کوه] می آیند؛ در حالی که کوهها پر از "علوم غریبه" و "نکتههایغریب" است! لذا کوه خیلی زندگی را جذاب می کند. در مورد کوه بحثی [مجزا و مفصل] داریم که بعدا راجع به آن باید گفتگو کنیم.
پس دومین ویژگی [برای جانمایی ساختمان،] این است که نزدیک کوهپایه ها جانمایی کنیم. البته مخاطب این بحث، خیلی وقتها "وزارت مسکن و شهرسازی" است. آقایان [مسئول] آمدهاند گفتهاند: پروژه 560 هکتاری در قم را حدفاصل [شهر] پردیسان و [روستای] ورجان جانمایی کنید. اگر با ما مشورت می کردند، ما جاهای بهتری را پیشنهاد می دادیم. به هر حال من می خواستم شما بدانید که به لحاظ مفهومی، جانمایی یک علم تخصصی است. تخصص اش هم اختصاص به انبیاء دارد. هر جایی را نمی توانید جانمایی کنید. به جانمایی (مانند: جانمایی در محله، جانمایی طبیعی) فکر کنید؛ [جانمایی طبیعی] یعنی: همه جای زمین را نمی شود به عنوان خانه انتخاب کنید.
سر فصل دوم، مفهوم و دانش حیاط است. حیاط ساختمان چیست؟ و چه کارآمدی هایی دارد؟ این خودش به معنای واقعی کلمه، یک دانش است. درک تان را از حیاط ساختمان باید بالا ببرید.
ص: 37
الان قوانین فعلی کشور چطور است؟ الان میگویند: [نسبتِ مساحت حیاط خانه به بنای ساختمان] 60 به 40 باشد. یعنی: 60 % ساخت 40 % حیاط.(1)
ولی اهل بیتD می فرمایند: «حیاط خانه باید بیشتر از بنای خانه باشد.»(2)
امام علىG: خانه را شرافتى است. شرافت خانه، به وسعت حياط (خانه) و دوستان شايسته است. و خانه را بركتى است. بركت خانه جايگاه خوب آن، وسعتِ حیاط آن، و همسايگان شايستۀ آن است.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 126
منبع دیگر: بحار الأنوار ،ج73 ، ص154
رُوِيَ عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِG قَالَ: تَذَاكَرُوا الشُّؤْمَ عِنْدَهُ فَقَالَ الشُّؤْمُ فِي ثَلَاثَةٍ فِي الْمَرْأَةِ وَ الدَّابَّةِ وَ الدَّارِ فَأَمَّا شُؤْمُ الْمَرْأَةِ فَكَثْرَةُ مَهْرِهَا وَ عُقُوقُ زَوْجِهَا وَ أَمَّا الدَّابَّةُ فَسُوءُ خُلُقِهَا وَ مَنْعُهَا ظَهْرَهَا وَ أَمَّا الدَّارُ فَضِيقُ سَاحَتِهَا وَ شَرُّ جِيرَانِهَا وَ كَثْرَةُ عُيُوبِهَا؛
امام صادقG مىفرمايد: شومى در سه چيز است: زن، چهارپا، و خانه؛ شومى زن به زيادى مهر و نافرمانى شوهر است؛ شومى چهارپا بهچموشى و رام نبودن است؛ و شومى خانه به تنگى حیاط، بدهمسايگى و عيوب فراوان است.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 556/ الخصال، ج1، ص 100/ معاني الأخبار، ص
152
منابع دیگر: الوافي، ج20 ، ص 791/ وسائل الشيعة،ج21 ، ص252
مثلاً: لااقل باید 70% حیاط باشد. منتها می دانید با زمین های 100 متری و 150 متری این سخت است؛ [بلکه] لااقلزمین باید 300 متر باشد که شما بتوانید تصمیم بگیرید 200 متر حیاط بگذارید. [لذا] اولین قانونی که در کشور باید تغییر پیدا کند این است که: زمین ها بیشتر شود تا سهم حیاط بیشتر بشود.اینجا بلافاصله من یک شبهه را جواب بدهم. در بخش شبهه ها این شبهات را عمیق تر هم میشود بحث کرد. میگویند: «اصلاً در شهر زمین نیست. شاید داخل روستا باشد و بتوانید [خانه بسازید]، [اما] داخل شهر زمین نیست. در قم کجا زمین جود دارد؟!» درپاسخ می گوییم: «شما در دو طرحِ "بازتعریف طرح های تفصیلی شهر"(3)
مراحل تصویب طرح تفصیلی: طبق قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، تصویب طرح جامع از وظایف و اختیارات شورای عالی شهرسازی و معماری ایران است، البته این طرح پس از ارایه پیشنهاد شهردار به شورای اسلامی شهر و تصویب آن در شورای شهر و بررسی در کارگروه های تخصصی مربوط به شورای عالی شهرسازی ارایه شده و پس از تصویب به شهرداری ابلاغ میشود. پس از تصویب، طرح تفصیلی برای شهرداری همانند قانون اساسی برای یک کشور است که عدول از آن تخلف محسوب میشود.
سازمان تهیه کننده طرح تفصیلی بر پایه قانون تغییر نام، وزارت راه و شهرسازی است، اما این وظیفه در عمل به شهرداریها محول شده است. قرارداد تهیه طرح تفصیلی با مشاور توسط سازمان های راه و شهرسازی منعقد می شود و وظیفه تصویب آن بر عهده کمیسیون ماده پنج شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر اساس تبصره 1 ماده 23 قانون نوسازی و عمران شهری (1347)، شهرداری ها مکلفند پس از تهیه و تصویب نقشه جامع شهر، حداکثر ظرف دو سال نقشهای تفصیلی را تهیه کنند، اما تهیه رسمی طرحهای تفصیلی مصادف با قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران (1351) است.
انواع طرح های تفصیلی عبارتند از: طرح تفصیلی پایه ( مکمل طرح جامع شهر). طرح تفصیلی موضعی جهت نوسازی و بهسازی بافت های موجود و توسعه های جدید شهر. طرح تفصیلی موضوعی برای موضوعات خاص (شبکه حمل و نقل ، تأسیسات و …).
منبع: خبرگزاری ایمنا (نخستین و تنها خبرگزاری شهر و شهروندی ایران) / 10 شهریور 1397 /
imna.ir/x4ZCM
https://www.imna.ir/news/352004
و "احیای بافت فرسوده"؛(4)ماده1- به منظور ایجاد وحدت رویه در فرآیند احیاء، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری و تعیین محدودههای مورد حمایت این قانون اقداماتی به شرح ذیل صورت میپذیرد.
ماده2- اصطلاحات و تعاریفی که در این قانون به کار رفته دارای معانی ذیل است:
الف - بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، مناطقی از شهر است که در طی سالیان گذشته عناصر متشکله آن اعم از تأسیسات روبنائی، زیربنائی، ابنیه، مستحدثات، خیابانها و دسترسیها، دچار فرسودگی و ناکارآمدی شده و ساکنان آن از مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی رنج می برند.
ب - نقشه محدوده بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، نقشهای است که براساس شاخصهای مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران توسط وزارت مسکن و شهرسازی (سازمان عمران و بهسازی شهری ایران) و یا شهرداریها تهیه و به تصویب کمیسیونهای موضوع ماده (5) قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران رسیده یا میرسد.
ج - طرحهای احیاء، بهسازی و نوسازی، طرحهایی هستند که در چهارچوب طرحهای توسعه شهری (اعم از جامع و تفصیلی) به منظور اجراء برنامههای احیاء، بهسازی و نوسازی شهری با رعایت اصول شهرسازی، فنی و معماری تهیه میشود. این طرحها دربرگیرنده کاربریهای جدید و موردنیاز محدوده معینی از بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری بوده و اجراء آنها متضمن تأمین خدمات عمومی و زیرساختهای شهری از قبیل شبکههای دسترسی، معابر و بدنه آنها، پروژههای عمران و خدمات شهری، فضای سبز و غیره است که متکی بر ضوابط شهرسازی و معماری ایرانی - اسلامی و بومی هر منطقه میباشد.
... قانون فوق مشتمل بر هفده ماده و شش تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ دوازدهم دی ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و نُه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 29/10/1389 به تأیید شورای نگهبان رسید.
منبع: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی:
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/790100
سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران (معاونت حقوقی ریاست جمهوری/معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات):
https://qavanin.ir/Law/TreeText/176857
مساحت پارک های شهر را روی
ص: 38
1) . ارجاع پردازشی: به پیوست 11 (قانون 60 درصد ساخت) مراجعه بفرمایید.
2) . ارجاع پژوهشی: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ G قَالَ: إِنَّ لِلدَّارِ شَرَفاً وَ شَرَفُهَاالسَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ وَ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ وَ إِنَّ لَهَا بَرَكَةً وَ بَرَكَتُهَا جَوْدَةُ مَوْضِعِهَا وَ سَعَةُ سَاحَتِهَا وَ حُسْنُ جِوَارِ جِيرَانِهَا؛
3) . ارجاع پردازشی: طرح تفصیلی در حقیقت، تنظیم برنامههای مفصل و انجام اقدامات جزیی در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. در طرح تفصیلی، خدمات و فضاهای شهری با مشخص کردن جزییات قابل اجرا تعیین می شود. با استفاده از این طرحها میتوان برنامههای مشخص بخش عمومی را تعیین کرد و این برنامهها را کمکم و برحسب اولویت در برنامهریزی اجرایی سالیانه شهرداری منعکس کرد. در واقع طرح تفصیلی، طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهری و نحوه استفاده از زمینهای شهری در سطح محلات مختلف شهر، موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور، میزان تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحدهای شهری، اولویتهای مربوط به مناطق و بهسازی، نوسازی، توسعه و رفع مشکلات شهری و موقعیت تمامی عوامل مختلف شهری در آن تعیین و نقشهها و مشخصات مربوط به مالکیت بر اساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم میشود. طرح تفصیلی طرحی جدا از طرح جامع شهری نیست و در واقع بخشی از آن محسوب می شود، اما محتوای طرح تفصیلی با طرح جامع، در جزییات تفاوت دارد. آنچه در طرح جامع به طور کلی آمده، در طرح محتوای طرح تفصیلی با توجه به تعریفی که در قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن شده، بهطور جزیی مشخص میشود. در واقع محتوای طرح تفصیلی عبارت است از: نقشههای کاربری اراضی، شبکههای ارتباطی، مساحتها، سرانهها، معیارها و ضوابط دقیق و اجرایی طرح جامع شهر که پیش از تهیه طرح تفصیلی تهیه شده و به تصویب مراجع رسمی رسیده است.
4) . ارجاع پردازشی: قانون حمایت از احیاء ، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری:
ص: 39
خانهها بگذارید [و به این وسیله به مساحت خانههای مسکونی اضافه کنید.]» من یک محاسبه دقیق تر به شما بگویم: شما در طرح تفصیلی آینده شهر قم، [مثلاً] مساحت بوستان علوی(1)
منبع: https://bezanimbiroon.ir
را به مساحت خانه های فعلی [در شهر قم] اضافه کنید؛ فکر می کنید چقدر زمین ها افزایش پیدا می کند؟ می دانید مشکل کار کجاست؟ مهندس های ما در کاربری های زمین اشتباه می کنند؛ مثلا "کاربری فضای سبز" را جدای از "کاربری زمین مسکونی" در نظر میگیرند.ما در دیدگاه فقهی، "کاربری فضای سبز" را مخلوط با "کاربری مسکونی" در نظر می گیریم؛ بنابراین مشکل زمین تا حد قابل توجهی حل میشود، البته تدابیر دیگری هم دارد. منتها این را باید شما عمیق محاسبه کنید. الان هم برای شما امکان دارد، خصوصا دوستانی که حوصله بیشتری دارند، بروند مساحت پارک علوی را محاسبه کنند؛ بعد یک منطقه یا دو منطقه از قم را هم در نظر بگیرید و بگویید اگر این پارک را نداشته باشیم و این مساحت را روی طرح تفصیلی آینده قرار دهیم؛ آن وقت آیا نمی توانید خانه ها را 300 متری کنید؟! [ریشه کمبود زمین این است که:] شما کاربری ها را غلط تعریف می کنید و سپس خانه را 150 - 200 متر تعیین می کنید. کاربری فضای سبز را روی مساحت خانههای مسکونی بگذارید [تا مشکل حل شود]. خاصیت آن هم فقط این نیست که خانه ها
ص: 40
1) . ارجاع پردازشی: بوستان علوي قم، با مساحت 400 هزار مترمربع، یکی از چندین جاذبه گردشگري و پارکهای موجود در اين استان است که به عنوان بزرگترين پارک قم شناخته ميشود.
حیاطدار میشوند، بلکه [یکی دیگر از فوائدش این است که] دیگر شهرداری ها، پول آبیاری فضای سبز را نمی دهند؛ [چون] هر کسی فضای سبز خانه اش را خودش آبیاری می کند.اگر گفتید چرا این کارها را نمی کنند؟ چون اگر فضای سبز بین خانه ها [به صورت] مُشاع [تقسیم] شد، دیگر نمیشود روی آن پروژه بست و پول درآورد؛ مسئله "تعارض منافع" است! می دانید نگهداری اینها چقدر درآمدزا است!
حتی اگر فقط بخواهیم مسائل مالی را در نظر بگیریم. من میگویم: چرا باید فضای سبز شهر و فضای سبز درون خانه را جدا در نظر بگیریم؟ آیا شما میتوانید این سوال را به من جواب بدهید؟ [چرا] چند هکتار زمین برای پارک بگذاریم ولی خانه ها را کوچک بسازیم؟ می گویید دلیلش فضای سبز است؟ می گویم: فضای سبز را در حیاط خانه ها بیاورید و مساحت خانه ها را بزرگتر کنید. خب؛ اینها را بعدا مباحثه می کنیم. من فقط خواستم یک شبهه را جواب داده باشم.
پس اولین قاعده این است که قاعده [و قانون] 60 به 40 باید به هم بخورد. حالا وقتی می خواهد به هم بخورد، مساحت خانه ها اجازه نمی دهد. می گویید وقتی من 100 متر خانه دارم، 40 متر آن را خانه کنم و 60 متر هم حیاط؟ خب نمیشود، زمین حداقل باید 300 متر باشد.
پس [اگر بخواهیم حیاط خانه را بزرگتر از بنای خانه بسازیم،] ابتدا باید مسئله [کمبود] زمین حل بشود. [و این مشکل، حلشدنی است؛] چون ما [در فقه] قائل به "احیای موات"(1)
موسوعة الامام الخمینی، ج23، تحریرالوسیلة، ج2، ص210، کتاب احیاء الموات و المشترکات، القول فی احیاء الموات
هستیم، [در فقه] زمین رایگان است و دیگر پولی را بابت زمین پرداخت نمی کنیم. می گوییم این [احیای موات] "قانون پیامبر[" است(2)پیامبر[ فرمود: هر کس درختی بکارد در جایی که کسی بر وی در آن مکان پیشی نگرفته یا زمین مردهای را آباد کند، مال او خواهد بود. این حکم خدا و رسول او است.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه،ج3، ص 240/ تهذيب الأحكام، ج7، ص151/ الإستبصار ، ج3 ، ص107
منابع دیگر: الوافي،ج18ص 984/ وسائل الشيعة،ج25، ص413
و از قانون پیامبر[ هم دفاع می کنیم. می گوییم: خدا به هر انسانی کهص: 41
1) . ارجاع پرورشی: به زمینی که بر اثر بیآبی یا آب گرفتگی یا نیزار بودن و یا موانعی دیگر، آماده بهرهبرداری نیست، «موات» و به عملیّات برطرف کردن موانع و آمادهسازی آن برای بهرهبرداری، «احیاء» گفته میشود. امام خمینی در تحریرالوسیله در این باره مینویسد: «موات، زمین معطلی است که انتفاعی از آن برده نمیشود؛ خواه به جهت قطع شدن آب از آن، یا برای استیلای آبها یا رمل یا شوره نمک یا سنگها بر آن، یا به جهت بیشه شدن و پیچیده شدن نی و درختها در آن، یا به جهت غیر اینها.
2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ قَالَ النَّبِيُّ[: مَنْ غَرَسَ شَجَراً أَوْ حَفَرَ وَادِياً بَدِيّاً لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَيْهِ أَحَدٌ أَوْ أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ قَضَاءً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولِه؛
قدرت "احیای موات" را دارد، "زمین رایگان" واگذار کرده است. این "مدرنیته" است که ما را وادار کرده زمین را هم باید بخریم! شهرداری ها این کار را کردهاند! حالا دائماً بروید علوم دانشگاهی را بخوانید! "قانون پیامبرانD" این نیست.
در قم، دو سوم قیمت تمام شده مسکن برای زمین است! سرمایه داری همه چیز را گران می کند! ولی تفکر فقهی همه چیز را به سمت رایگان کردن میبرد. اگر شاگرد انبیاD شدیم این چنین میشود. پس بحث حیاط از اینجا شروع میشود.
[بحث دیگری که در مورد حیاط خانه مطرح است، بحث] "بالکن" یعنی: فضای نیمه باز، [میباشد.] که خودش یک سرفصل است که باید بعدا در مورد آن بحث کنیم. ما در معماری اسلامی، مفهوم "بالکن" را داریم.(1)
در مجمع البيان نقل از تفسير عياشى بسندش از اشعب بن حاتم گفت ما در خراسان بوديم آنجا كه امام رضا عليه السّلام با فضل بن سهل و مامون در ايوان حيرى مرو گرد هم بودند سفره غذا گستردند و امام رضا فرمود: مردى از بنى اسرائيل در مدينه از من پرسيد روز پيشتر خلق شده يا شب؟ ...
مجمع البيان في تفسير القرآن، ج8، ص 664
بحار الأنوار، ج54، ص 227
حَدَّثَنِي أَبُو الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ. قَالَ: وَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ عَسْكَرٍ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي وَسَطِ إِيْوَانٍ لَهُ يَكُونُ عَشْرَةَ أَذْرُعٍ، قَالَ: فَوَقَفْتُ بِبَابِ الْإِيْوَانِ، وَ قُلْتُ فِي نَفْسِي: يَا سُبْحَانَ اللَّه ...
عسکر غلام امام جواد (علیه السلام) است که نقل می کند: بر امام جواد (علیه السلام) داخل شدم در حالی که ایشان در وسط ایوانی که برای ایشان بود نشسته بودند که آن ایوان 10 ذراع بود. پس بر درب ایوان ایستادم و ...
دلائل الإمامة (طبری، قرن 5)، ص 404
الهداية الكبرى(خصیبی، 334 ق)، ص 299
وَ رُوِيَ أَنَّ خَيْرَ مَسَاجِدِ النِّسَاءِ الْبُيُوتُ وَ صَلَاةَ الْمَرْأَةِ فِي بَيْتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِي صُفَّتِهَا وَ صَلَاتَهَا فِي صُفَّتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِي صَحْنِ دَارِهَا وَ صَلَاتَهَا فِي صَحْنِ دَارِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِي سَطْحِ بَيْتِهَا وَ تُكْرَهُ لِلْمَرْأَةِ الصَّلَاةُ فِي سَطْحٍ غَيْرِ مُحَجَّرٍ.
و روايت كردهاند كه بهترين مسجد زنان (كه مناسب و مطلوبست نماز خود را آنجا بخوانند) همان خانههاى ايشان است، و همچنين نماز زن درون اطاق بهتر از نماز او در صفّه ايوان و درگاهى جلوى اطاق است و باز نماز او در صفّه (درگاه و ايوان) اطاقش بهتر از نماز او در صحن خانه است، و باز نماز او در صحن خانهاش مقبولتر از نماز او بر پشت بام خانه است، و نماز خواندن بر بامى كه ديواركشى نشده براى زنان مكروه است. (ترجمه غفاری)
من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 374 / الوافي، ج7، ص 515
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ الْجَلَّابِ قَالَ: اشْتَرَيْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع غَنَماً كَثِيرَةً فَدَعَانِي فَأَدْخَلَنِي مِنْ إِصْطَبْلِ دَارِهِ إِلَى مَوْضِعٍ وَاسِعٍ لَا أَعْرِفُهُ فَجَعَلْتُ أُفَرِّقُ تِلْكَ الْغَنَمَ فِيمَن أَمَرَنِي بِهِ فَبَعَثَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ وَ إِلَى وَالِدَتِهِ وَ غَيْرِهِمَا مِمَّنْ أَمَرَنِي ثُمَّ اسْتَأْذَنْتُهُ فِي الِانْصِرَافِ إِلَى بَغْدَادَ إِلَى وَالِدِي وَ كَانَ ذَلِكَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ فَكَتَبَ إِلَيَّ تُقِيمُ غَداً عِنْدَنَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ قَالَ فَأَقَمْتُ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ عَرَفَةَ أَقَمْتُ عِنْدَهُ وَ بِتُّ لَيْلَةَ الْأَضْحَى فِي رِوَاقٍ لَهُ فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ أَتَانِي فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ قُمْ قَالَ فَقُمْتُ ...
اسحاق جلاب گويد: براى امام هادى عليه السلام گوسفندان بسيارى خريدم، سپس مرا خواست و از اصطبل منزلش بجاى وسيعى برد كه من آنجا را نميشناختم، و در آنجا گوسفندان را بهر كه دستور داد، تقسيم كردم، و براى (پسرش) ابو جعفر و مادر او و ديگران دستور داد و فرستاد، آنگاه روز ترويه بود كه از حضرت اجازه گرفتم ببغداد نزد پدرم برگردم، بمن نوشت: فردا نزد ما باش و سپس برو. من هم بماندم و چون روز عرفه شد، نزد حضرت بودم و شب عيد قربان هم در ايوان خانه امام خوابيدم هنگام سحر نزد من آمد و فرمود: اى اسحاق برخيز، من برخاستم ... (ترجمه مصطفوی)
الكافي، ج1، ص 499 / الإختصاص(مفید)، ص 325
جهت مشاهده تصاویر بالکن (ایوان)؛ به پیوست 7 مراجعه بفرمایید.
ولی در خانه های آپارتمانی، به جای "بالکن"، "تراس" داریم.
ص: 42
1) . ارجاع پژوهشی: مَجْمَعُ الْبَيَانِ، نَقْلًا مِنْ تَفْسِيرِ الْعَيَّاشِيِّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَشْعَثِ بْنِ حَاتِمٍ قَالَ: كُنْتُ بِخُرَاسَانَ حَيْثُ اجْتَمَعَ الرِّضَا ع وَ الْفَضْلُ بْنُ سَهْلٍ وَ الْمَأْمُونُ فِي الْإِيوَانِ الْحِيرِيِّ بِمَرْوَ فَوُضِعَتِ الْمَائِدَةُ فَقَالَ الرِّضَا ع إِنَّ رَجُلًا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ سَأَلَنِي بِالْمَدِينَةِ فَقَالَ النَّهَارُ خُلِقَ قَبْلُ أَمِ اللَّيْلُ ...
بالکن "فضای نیمه بازِ خانه" است که یک طرفش "فضای بسته خانه" و یک طرفش ["فضای باز خانه" مانند] درختکاری ها، حیوانات خانگی، حوض و .... وجود دارد.
بالکن ساختار اصلی تفریح خانه است. سُفره آنجا انداخته میشود، مهمانی های آسانِ روزانه آنجا برگزار می شود، گعده های(دورهمی) خانوادگی آنجا برگزار می شود. بالکن در روایاتِ ما جای پذیرایی است.
پذیرایی کار را خیلی برای خانم خانه سخت میکند، -حقوق زن را دارم بحث می کنم- نباید پذیرایی از مهمان را به جایی بُرد که نگهداری آن برای خانم خانه سخت باشد. وقتی یک "اتاق پذیرایی"طراحی میکنید، ما مردها درک نمی کنیم که خانمها چقدر برای منظم و تمیز کردنِ آن اذیت میشوند! اما وقتی "بالکن" بسازید، با تکاندادنِ فرش، سریع تمییز می شود و راحت [هم] شستشو می شود.
ص: 43
من این را که عرض می کنم، [بخاطر این است که] درمورد بالکن مطالعه کرده ام. [مثلاً]300 - 400 نوع بالکن در معماری قدیم داشتهایم! چه دانشی است! مهمترین [ویژگی] بالکن هم این است که "محیط تفریح خانه" است. و [همچنین] چون در کنار درختان است، دارای "گرمایش و سرمایش طبیعی" هم است. ولی وقتی شما اتاق پذیرایی طراحی میکنید، گرما و سرمای آن باید مصنوعی باشد. دهها خاصیت این چنینی بر مسئله "بالکن"، مترتب است که انشاءالله بعدا بیشتر راجع به آن بحث میکنیم.
در مسئله حیاط خانه، بحث "درختها"، "حوض" و "حیوانات خانگی" و... اینها نیز سرفصل هایی هستند که در ادامه راجع به پرونده حیوانات خانگی هم صحبت می کنم. اما در ذهنتان بماند که حیاط یک دانش است؛ برای همین حضرت می فرماید: «شَرَفُهَاالسَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ»، یعنی: خانۀ بی حیاط یا با حیاط کوچک، خانه بی شرافتی است! خانه باید شرافت داشته باشد و شرافتش به حیاط وسیع است.
اگر شرایط جنگی هم اتفاق بیفتد و فرض کنید حکومت نتواند اقلام زیرساختی زندگی را تامین کند؛ در حیاط وسیع، راحت می شود یک سال زندگی را چرخاند! یعنی: حیاط از حیث "پدافند غیر عامل" و "امنیت"، هم موضوعیت دارد که بعدا باید راجع به آن بحث کنیم.
سرفصل سوم، "نقشهکشی ساختمان" است که باید به این هم فکر کنیم، نقشه ساختمان چگونه باید باشد؟
[اولین نکته این است که] به دو دلیل باید "نقاط تَر خانه" از "نقاط خشک خانه" تفکیک بشوند: 1) به دلیل استحکم بنا. 2) به دلیل علوم غریبه.
ص: 44
نقاط تَر خانه (یعنی آشپزخانه، حمام، دستشویی)؛ باید در نقشه [ساختمان در] یک طرف خانه دیده [و طراحی] شود.(1)
امام صادق (علیه السلام): اينك اى مفضّل!در نعمتهايى كه خداوند جلّ و علا در خوردن، آشاميدن و آسانى دفع زوايد قرار داد انديشه كن و درس عبرت بگير. آيا حكيمانه نيست كه در ساختن يک سرا، مستراح در پوشيدهترين جايگاه قرار گيرد؟ خداوند نيز مجراى خروجى انسان را در مخفیترين جاى قرار داد.آن را در پشت او ظاهر نكرد و در جلويش ننهاد. بلكه در جايى از ديدگان پوشيده است. رانها و لگنها آن را با گوشت در بر گرفتهاند و پوشاندهاند. هرگاه كه انسان به قضاى حاجت نيازمند گشت و به آن هيأت معمول نشست، مخرج چنان مىگردد كه سنگينى و فضولات را براحتى دفع مىكند. خداوند، والامرتبه است، كسى كه نعمتهايش عيان و عطايش بىپايان است.
توحید المفضل، ص70
و [نقاط دیگر مانند:] پذیرایی، بالکن، اتاق خواب و هرچه طراحی دیگری داریم (برای اینکه خانه مرطوب نباشد) در یک طرف دیگر.[چرا؟ به دو دلیل. دلیل اول اینکه:] چون خانه مرطوب دائماً در معرض خطر است و زودتر خراب میشود. دلیل دومش هم این است که هرکجا تری هست، جن ها حضور بیشتری دارند.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): ابليس به پروردگارش گفت:پروردگارا آدم را به زمين فرو آورده شد،و من مي دانم البته كتب و رُسلى خواهند بود،كتب و رُسل آنها چيستند و كيستند؟ فرمود:رسولانشان فرشته و پيغمبرانند و كتابهاشان تورات،انجيل،زبور و فرقان،گفت:پس كتاب من چيست؟ فرمود:كتاب تو خالكوبى،خواندنت شعر،و رسولانت كاهنان،خوراكت آنچه نام خدا بر آن خوانده نشود،نوشابهات هر مسكر،و گفتارت دروغ،خانهات حمّام و دامهايت زنان،جار كش تو، نى و مسجدت بازارها. رسول خدا از ابلیس لعنةاللّه علیه سؤال کرد دامادان تو کیانند؟ ابلیس ملعون گفت:زناکاران. فرمود:که سر تو را بشکند؟ گفت: آنکه توبه کند و به توبه خود قائم باشد. فرمود:خانه تو کجاست؟ گفت:حمام. فرمود:مسجد تو کجاست؟ گفت:بازارها. فرمود:طعام خوردنی تو کدام است؟ گفت:چرک ناخن های دراز. فرمود:محبان تو کدامند؟ گفت:مستان و بی هوشان. فرمود: نزد تو که عزیز است؟ گفت:آنها که اهلبیت تو را دشمن دارند و اولاد تو را خوار کنند. فرمود: مؤذنان تو کدامند؟ گفت: نی زنان. فرمود:کتاب تو کدام است؟ گفت:نقش و خالی که مردم به دست و پای می کشند، فرمود:رفیقان تو کدامند؟ گفت: زنان... فرمود: از زنان کدامند که فرمانبرداری تو کنند؟ گفت:چندان هستند که نتوانی شمرد.
بحار الأنوار، ج60، ص 281
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ جَبْرَئِيل: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ لَا بَيْتاً يُبَالُ فِيهِ وَ لَا بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ.
عمرو بن خالد گويد: امام باقر(علیه السلام) فرمود: جبرئيل عرض كرد: اى رسول خدا! ما فرشتگان در خانهاى كه تصوير انسانى باشد، مكانى كه در آن ادرار مىكنند و خانهاى كه در آن سگى باشد، داخل نمىشويم.
الكافي، ج3، ص393
این راص: 45
1) . ارجاع پژوهشی: رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ حَدَّثَنِي الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَال: قال الصادق ع: اِعْتَبِرِ اَلْآنَ يَا مُفَضَّلُ بِعِظَمِ اَلنِّعْمَةِ عَلَى اَلْإِنْسَانِ فِي مَطْعَمِهِ وَ مَشْرَبِهِ وَ تَسْهِيلِ خُرُوجِ اَلْأَذَى أَ لَيْسَ مِنْ حُسْنِ اَلتَّقْدِيرِ فِي بِنَاءِ اَلدَّارِ أَنْ يَكُونَ اَلْخَلاَءُ فِي أَسْتَرِ مَوْضِعٍ مِنْهَا فَكَذَا جَعَلَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْمَنْفَذَ اَلْمُهَيَّأَ لِلْخَلاَءِ مِنَ اَلْإِنْسَانِ فِي أَسْتَرِ مَوْضِعٍ مِنْهُ فَلَمْ يَجْعَلْهُ بَارِزاً مِنْ خَلْفِهِ وَ لاَ ناشزا[نَاشِراً]مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ بَلْ هُوَ مُغَيَّبٌ فِي مَوْضِعٍ غَامِضٍ مِنَ اَلْبَدَنِ مَسْتُورٌ مَحْجُوبٌ يَلْتَقِي عَلَيْهِ اَلْفَخِذَانِ وَ تَحْجُبُهُ اَلْأَلْيَتَانِ بِمَا عَلَيْهِمَا مِنَ اَللَّحْمِ فَتُوَارِيَانِهِ فَإِذَا اِحْتَاجَ اَلْإِنْسَانُ إِلَى اَلْخَلاَءِ وَ جَلَسَ تِلْكَ اَلْجِلْسَةَ أَلْفَى ذَلِكَ اَلْمَنْفَذُ مِنْهُ مُنْصَبّاً مُهَيَّأً لاِنْحِدَارِ اَلثُّفْلِ فَتَبَارَكَ مَنْ تَظَاهَرَتْ آلاَؤُهُ وَ لاَ تُحْصَى نَعْمَاؤُهُ.
2) . ارجاع پژوهشی: وَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّه قَالَ إِبْلِيسُ لِرَبِّهِ تَعَالَى يَا رَبِّ قَدْ أُهْبِطَ آدَمُ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ سَيَكُونُ كُتُبٌ وَ رُسُلٌ فَمَا كُتُبُهُمْ وَ رُسُلُهُمْ قَالَ رُسُلُهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ النَّبِيُّونَ وَ كُتُبُهُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ الزَّبُورُ وَ الْفُرْقَانُ قَالَ فَمَا كِتَابِي قَالَ كِتَابُكَ الْوَشْمُ وَ قِرَاءَتُكَ الشِّعْرُ وَ رُسُلُكَ الْكَهَنَةُ وَ طَعَامُكَ مَا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّه عَلَيْهِ وَ شَرَابُكَ كُلُّ مُسْكِرٍ وَ صِدْقُكَ الْكَذِبُ وَ بَيْتُكَ الْحَمَّامُ وَ مَصَايِدُكَ النِّسَاءُ وَ مُؤَذِّنُكَ الْمِزْمَارُ وَ مَسْجِدُكَ الْأَسْوَاقُ.
همیشه یادتان باشد، دو شیء است که اجنه خیلی به آنها علاقه دارند: یکی "آب"(1)
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * قُلْ أُوحِىَ إِلىََّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الجِنِّ فَقَالُواْ إِنَّا سَمِعْنَا قُرْءَانًا عَجَبًا * يَهدِى إِلىَ الرُّشْدِ فَامَنَّا بِهِ وَ لَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا * وَ أَنَّهُ تَعَلىَ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَدًا * وَ أَنَّهُ كاَنَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلىَ اللَّهِ شَطَطًا * ... وَ أَنَّهُ كاَنَ رِجَالٌ مِّنَ الْانسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا * ... وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذَالِكَ كُنَّا طَرَائقَ قِدَدًا * ... وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئكَ تَحَرَّوْاْ رَشَدًا * وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكاَنُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا * وَ أَلَّوِ اسْتَقَامُواْ عَلىَ الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا»
به نام خدا كه رحمتش بىاندازه است و مهربانىاش هميشگى * بگو: به من وحى شده كه: گروهى از جنّ [به قرآن] گوش دادند و گفتند: همانا ما قرآن شگفت آورى شنيديم، * كه به سوى راه راست هدايت مىكند، پس به آن ايمان آورديم و هرگز احدى را شريك پروردگارمان قرار نخواهيم داد، * و [اين حقايق را اعتراف و اقرار مىكنيم:] اينكه برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، و او هرگز براى خود همسرى و فرزندى نگرفته است، * و اينكه سبكمغز و نادان ما همواره درباره خدا سخنى دور از حق مىگفت [كه او داراى همسر و فرزند است!] * ... و اينكه مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مىبردند، پس [مردان جن] بر طغيان و تباهىشان افزودند، * ... واينكه از ما برخى شايسته وبرخى غير شايستهاند، [و] ما بر مذاهب گوناگون ومتفاوتى هستيم، * ... و اينكه گروهى از ما تسليم [فرمانها و احكام] خدايند، و برخى منحرفاند، پس كسانى كه تسليم شدند در صدد يافتن حقيقت و راه مستقيماند، * ولى منحرفان هيزم دوزخاند، * و اگر بر طريقه حق پايدارى كنند حتماً آنان را از آب فراوانى سيراب خواهيم كرد.
جن، آیات 1 تا 16
و دیگری "آهن".(2)امام صادقG فرمود: آهن، زینت اهل آتش است و طلا زینت اهل بهشت است ... خداوند آهن را در دنیا زینت جن و شیطان قرار داد پس بر مرد مسلمان حرام کرد که آن را در نماز بپوشد مگر این که در مقابل دشمن باشد که در این صورت بی اشکال است. راوی میگوید: به حضرت عرض کردم مردی در سفر است و با او چاقویی در چکمهاش است که بی نیاز از آن نیست و یا این که در شلوار خود چاقویی گذاشته و آن را به خود بسته است و یا کلیدی آهنی است که اگر آن را کنار گذارد ممکن است به سختی بیفتد و یا این که کمربند آهنی دارد. این شخص چه کند؟ فرمودند: مسافر وقتی ضرورتی به چاقو و کمر بند آهنین دارد معذور است و همچنین اگر نیازمند کلید است ولی در غیر این صورتها باید بداند که نماز در آهن صحیح نیست چرا که آهن، نجس بوده و مسخ شدهاست.
مصدر اصلی: تهذيب الأحكام ج2 ، ص227
منابع دیگر: الوافي ،ج7، ص427/ وسائل الشيعة ، ج4، ص 419
بنابراین وقتی داشتید به معماری خانه فکر می کردید، سعی کنید این دو شیء را حذف یا
ص: 46
1) . ارجاع پژوهشی: در مورد علاقه اجنه به آب، میتوان به ظهو این آیه قرآن استناد کرد:
2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ النُّمَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG فِي الْحَدِيدِ أَنَّهُ حِلْيَةُ أَهْلِ النَّارِ وَ الذَّهَبَ حِلْيَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَعَلَ اللَّهُ الذَّهَبَ فِي الدُّنْيَا زِينَةَ النِّسَاءِ فَحَرَّمَ عَلَى الرِّجَالِ لُبْسَهُ وَ الصَّلَاةَ فِيهِ وَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِيدَ فِي الدُّنْيَا زِينَةَ الْجِنِّ وَ الشَّيَاطِينِ فَحَرَّمَ عَلَى الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَلْبَسَهُ فِي الصَّلَاةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ قِبَالَ عَدُوٍّ فَلَا بَأْسَ بِهِ قَالَ قُلْتُ لَهُ فَالرَّجُلُ فِي السَّفَرِ يَكُونُ مَعَهُ السِّكِّينُ فِي خُفِّهِ لَا يَسْتَغْنِي عَنْهُ أَوْ فِي سَرَاوِيلِهِ مَشْدُوداً وَ الْمِفْتَاحُ يَخْشَى إِنْ وَضَعَهُ ضَاعَ أَوْ يَكُونُ فِي وَسَطِهِ الْمِنْطَقَةُ مِنْ حَدِيدٍ قَالَ لَا بَأْسَ بِالسِّكِّينِ وَ الْمِنْطَقَةِ لِلْمُسَافِرِ أَوْ فِي وَقْتِ ضَرُورَةٍ وَ كَذَلِكَ الْمِفْتَاحُ إِذَا خَافَ الضَّيْعَةَ وَ النِّسْيَانَ وَ لَا بَأْسَ بِالسَّيْفِ وَ كُلِّ آلَةِ السِّلَاحِ فِي الْحَرْبِ وَ فِي غَيْرِ ذَلِكَ لَا يَجُوزُ الصَّلَاةُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْحَدِيدِ فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوخٌ؛
کم کنید. آهن را میشود حذف کرد، آب را هم میشود در هر کجای خانه گسترش نداد. چون کتاب خدا می فرماید: «جن از آتش است»(1)
و در حقيقت، انسان را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، آفريديم و پيش از آن، جن را از آتشى سوزان و بىدود خلق كرديم.
و موجود بسیار داغی است! [لذا] خیلی دوست دارد هرکجا لیوان آبی باشد به آنجا بیاید. (2)
امام صادق (علیه السلام): ظرفهاى خود را باز نگذاريد كه اگر روباز بماند شيطان در آن آب دهن اندازد و هر چه خواهد از آن برگيرد.
المحاسن، ج2، ص 584
وسائل الشيعة، ج5، ص 324 / بحار الأنوار، ج73، ص 176
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَجِيفُوا أَبْوَابَكُمْ وَ خَمِّرُوا آنِيَتَكُمْ وَ أَوْكُوا أَسْقِيَتَكُمْ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَكْشِفُ غِطَاءً وَ لَا يَحُلُّ وِكَاءً ...
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): درهاى خانه خود را پيش كنيد (ببنديد) سر ظرفهاى خود را سرپوش نهيد و بند مشكهاى آب خود را محكم ببنديد كه شيطان روپوش را برندارد و بند را باز نكند...
علل الشرائع، ج2، ص 582 / الأمالي (للمفيد)، ص 190
بحار الأنوار، ج73، ص 174
این را هم بدانید که تعداد اجنه از انسان ها زیادتر است؛ مثلاً به ازای هر انسانی شاید هزار عدد جن وجود دارد! (3)امام صادق عليه السّلام در مورد حديث غدير ميفرمود:چون پيغمبر در مورد على عليه السّلام فرمود آنچه فرمود و او را پيشواى مردم ساخت، ابليس يك فریادی كشيد كه همه عفريتهايش گرد او آمدند و گفتند:اى آقاى ما اين چه فریادی بود؟ گفت:واى بر شما امروز شما مانند روز عيسى است،بخدا كه مردم را در باره او گمراه سازم، قرآن نازل شد كه«البته ابليس گمانش را در باره آنها درست درآورد و او را پيروى كردند جز گروهى مؤمن» پس ابليس فریادی كشيد و عفريتها دوباره نزد او بازگشتند و گفتند: اى سرور ما اين فریاد ديگر چه بود؟گفت:واى بر شما خداوند سخن مرا در قرآن حكايت كرده و بر پايه آن نازل کرده است: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ«. سپس سر به آسمان برداشت و گفت: به عزت و جلالت سوگند اين گروه مؤمن را هم بديگران ملحق سازم. گويد: پس پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله فرمود:« بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ« فرمود:پس ابليس فریادی كشيد و عفريتهايش دوباره به او باز گشتند و گفتند: اى سرور ما اين فریاد سوم براى چه؟ گفت:بخدا از دست اصحاب على است،و پروردگارا به عزت و جلالت قسم گناهان را برایشان آرايش كنم تا آنان را دشمن تو سازم. گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:به آن خدایی كه پيغمبر را صلّى اللّٰه عليه و آله به راستى فرستاده!عفريتها و ابليسها بر سر مؤمن بيش از زنبورند بر سر گوشت، و مؤمن هم از كوه سختتر است از كوه با تيشه بكنند و مؤمن از دينش برنگردد.
المؤمن ج1 ص16 / تفسیر العیاشی ج2 ص301 / الإختصاص ج1 ص30
أعلام الدین ج1 ص433 / تفسیر البرهان ج3 ص548 / بحار الأنوار ج37 ص164 و ج60 ص256 و ج64 ص239 و ص246 و ج78 ص 211/ تفسير نور الثقلين ج3 ص185 / تفسير كنز الدقائق ج7 ص446 / عوالم العلوم ج15 ص141
که باید بعدا بحث کنیم. خالق گزارش داده است که: «تعداد ملائکه را از همهص: 47
1) . ارجاع پژوهشی: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ الْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ (26 و 27حجر)
2) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَدَعُوا آنِيَتَكُمْ بِغَيْرِ غِطَاءٍ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ إِذَا لَمْ تُغَطَّ الْآنِيَةُ بَزَقَ فِيهَا وَ أَخَذَ مِمَّا فِيهَا مَا شَاءَ.
3) . ارجاع پژوهشی: عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْخُزَاعِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَذْكُرُ فِي حَدِيثِ غَدِيرِ خُمٍّ أَنَّهُ لَمَّا قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا قَالَ، وَ أَقَامَهُ لِلنَّاسِ صَرَخَ إِبْلِيسُ صَرْخَةً فَاجْتَمَعَتْ لَهُ اَلْعَفَارِيتُ، فَقَالُوا: يَا سَيِّدَنَا مَا هَذِهِ اَلصَّرْخَةُ فَقَالَ: وَيْلَكُمْ يَوْمُكُمْ كَيَوْمَ عِيسَى ، وَ اَللَّهِ لَأُضِلَّنَّ فِيهِ اَلْخَلْقَ قَالَ: فَنَزَلَ اَلْقُرْآنُ « وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاّٰ فَرِيقاً مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ » فَقَالَ: صَرَخَ إِبْلِيسُ صَرْخَةً فَرَجَعَتْ إِلَيْهِ اَلْعَفَارِيتُ فَقَالُوا: يَا سَيِّدَنَا مَا هَذِهِ اَلصَّرْخَةُ اَلْأُخْرَى فَقَالَ: وَيْحَكُمْ حَكَى اَللَّهُ وَ اَللَّهِ كَلاَمِي قُرْآناً وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ « وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاّٰ فَرِيقاً مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ » ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ: وَ عِزَّتِكَ وَ جَلاَلِكَ لَأُلْحِقَنَّ اَلْفَرِيقَ بِالْجَمِيعِ ، قَالَ: فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ « بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ » « إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ » قَالَ: صَرَخَ إِبْلِيسُ صَرْخَةً، فَرَجَعَتْ إِلَيْهِ اَلْعَفَارِيتُ فَقَالُوا: يَا سَيِّدَنَا مَا هَذِهِ اَلصَّرْخَةُ اَلثَّالِثَةُ قَالَ: وَ اَللَّهِ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيٍّ وَ لَكِنْ وَ عِزَّتِكَ وَ جَلاَلِكَ يَا رَبِّ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمُ اَلْمَعَاصِيَ حَتَّى أُبَغِّضَهُمْ إِلَيْكَ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : وَ اَلَّذِي بَعَثَ بِالْحَقِّ مُحَمَّداً لَلْعَفَارِيتُ وَ اَلْأَبَالِسَةُ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ أَكْثَرُ مِنَ اَلزَّنَابِيرِ عَلَى اَللَّحْمِ وَ اَلْمُؤْمِنُ أَشَدُّ مِنَ اَلْجَبَلِ وَ اَلْجَبَلُ تَدْنُو إِلَيْهِ بِالْفَأْسِ فَتَنْحَتُ مِنْهُ وَ اَلْمُؤْمِنُ لاَ يُسْتَقَلُّ عَنْ دِينِهِ»؛
موجودات بیشتر خلق کردم(1)
از امام صادق Gپرسيده شد: آيا فرشتگان بيشترند يا آدميان؟ فرمود: سوگند به آن كه جانم دردست اوست، شمارِ فرشتگان خدا در آسمانها، بيشتر از شمارِ خاكها در زمين است. در آسمان، هيچ جاى پايى نيست، مگر اين كه در آن، فرشتهاى مشغول تسبيح و تقديس خداست، و در زمين، هيچ بوتهاى و كلوخى نيست، مگر اين كه فرشتهاى بر آن گماشته شده است.
مصدر اصلی: تفسير القمي،ج2 ص 255
منابع دیگر: البرهان في تفسير القرآن ،ج4،ص 747 / بحار الأنوار ج24ص 210
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ [أَبِيهِ] جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ خَلْقٌ أَكْثَرَ مِنَ الْمَلَائِكَة؛
امام صادقG: از چيزهايى كه خدا خلق كرده، چيزى فراوانتر از فرشتگان وجود ندارد.
مصدر اصلی: الكافي ،ج8، ص 272
منابع دیگر: الوافي،ج 26، ص504/ بحار الأنوار، ج56، ص 191
و جن ها را در رتبه دوم قرار دادم و انسان ها را کمترین جمعیت قراردادهام.» این گزارش از خالق است؛ [لذا] کاملا علمی است. آن کسی که [موجودات را] خلقص: 48
1) . ارجاع پژوهشی: علي بن إبراهيم، قال: حدثني أبي، عن القاسم بن محمد، عن سليمان بن داود المنقري، عن حماد، عن أبي عبد اللهG: أَنَّهُ سُئِلَ هَلِ الْمَلَائِكَةُ أَكْثَرُ أَمْ بَنُو آدَمَ؟ فَقَالَ: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَعَدَدُ مَلَائِكَةِ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ أَكْثَرُ مِنْ عَدَدِ التُّرَابِ فِي الْأَرْضِ، وَ مَا فِي السَّمَاءِ مَوْضِعُ قَدَمٍ إِلَّا وَ فِيهَا مَلَكٌ يُسَبِّحُهُ وَ يُقَدِّسُهُ وَ لَا فِي الْأَرْضِ شَجَرَةٌ وَ لَا مَدَرٌ إِلَّا وَ فِيهَا مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهَا؛
کرده، گفته است: «من جن ها را بیشتر از انسان ها خلق کردهام.» بنابراین جن همه جا وجود دارد. [حالا] شما باید [در مقابل این واقعیت،] چه کارهایی را انجام دهید؟ من "قانون اساسی زندگی جن و انسان" را توضیح داده ام که باید تدابیری را به خرج بدهید که "اختلاط زندگی جن و انسان" ایجاد نشود. حدود 90 تدبیر است که البته برخی را در جلساتِ درسی قبل توضیح داده ام و میتوانید استماع کنید.(1)
سرفصل اول: تبیین ویژگی های جن از منظر آیات و روایات مانند: تبیین ماده ای که جن ها از آن خلق شده اند و ویژگی عدم اطلاع جن از غیب و.... (تعریف تفصیلی 10 ویژگی جن)
سرفصل دوم: تبیین 15 عامل اختلاط میان زندگی انسان و جن؛ مانند: عامل غذا، عامل آرایش و زینت، عامل محل زندگی مشترک، عامل زمان های اختلاط، عامل مکان های اختلاط، عامل نظافت، عامل وسوسه و... (سبک زندگی مدرن در 15 بخش به اختلاط زندگی انسان و جن انجامیده است!)
سرفصل سوم: تبیین تفصیلی "حرزهای اسم پایه". برای مواجهه با آسیب های احتمالی جن ها به انسان؛ خصوصاً برای مواجهه با آسیب های بانوان و کودکان از این موضوع؛
اسماء و اذکار و آیاتی مانند قرائت منظم قرآن، مواظب صبحگاه و شامگاه بر ذکر لاحول و لا قوة الا باللّه العلی العظیم و... توصیه شده است. (مجموعاً 20 دعا)
سرفصل چهارم: معرفی تفصیلی "حرزهای شئ پایه" برای مواجهه با آسیب های احتمالی جن ها، استفاده از اشیائی مانند: نگهداری از خروس سفید یا کبوتر، مصرف دائمی سرکه انگوری که در خانه تولید می شود، مصرف سیب در صبحگاه، سکونت در خانه های یک طبقه، عدم نگهداری از سگ در خانه و.... توصیه می شود. (مجموعاً 25 شئ)
حجتالاسلام علی کشوری (دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) - تبیین محتوای بسته فقهی قانون اساسی زندگی جن و انسان - چهارشنبه 29 شهریور 1402 – قم
منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیامرسان ایتا
https://eitaa.com/olgou4/5609
ص: 49
1) . ارجاع پرورشی: قانون اساسی زندگی انسان و جن چه می گوید؟! بسته فقهی قانون اساسی زندگی انسان و جن یکی از پنج بسته فقهی علوم غریبه در مدرسه هدایت است؛ که در آن مسائل مهم مربوط به عدم اختلاط در زندگی انسان و جن تشریح می شود. برخی از سرفصل های مهم این بسته فقهی پرکاربرد به شرح زیر است:
پس یکی از تدابیر این است که: نقشه ساختمان را طوری قرار بدهید که "محیط تَر" از "محیط خشک ساختمان" جدا باشد؛ دلیل آن هم "علوم غریبه" است.(1)
حجت الاسلام علی کشوری (مدیر مدرسه فقهی هدایت و دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) - تبیین محتوای جداول چهارگانه علوم پایه مدرسه هدایت - دوشنبه 28 آذر 1401 – قم
منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیامرسان ایتا
https://eitaa.com/olgou4/4919
در نقشهکشی، بحث های دیگری هم مهم است؛ [مثلا] در نقشه کشی، "حریم" مهم است و یکی از قواعد محسوب میشود. [گاهی اوقات که] من این ژورنال های بینالمللی را که میبینم؛ [مثلاً یکی از کارهایی که در نقشهکشی ساختمان انجام دادهاند این است که:] اولاً حمام و دستشویی را در وسط خانه جانمایی می کنند. ثانیاً در معرض دید قرار می دهند. حتی من میدیدم که توالت و حمام شیشه ای دارند! می گوییم: آقای معمار چرا چنین [کاری] کرده اید؟ می گویند: برای این که اگر یک نفر به حمام رفت، ببینند و لذت بیشتری ببرند! ما یک داستانی با این آقایان داریم. دستشویی راوسط خانه میگذارند که "ضد حیاء" است. الان وضعیت اینچنین است که هر کسی دستشویی میرود، [یک] ضربه به حیثیت و آبرویش هم وارد میشود!
پس یکی از قاعده های جانمایی، "قاعده حریم" است. حریم، خروجی "حیاء" و خروجی "امنیت" دارد. این را یادتان باشد که در روایت میگوید: «وقتی شوهر وارد خانه میشود، باید یا الله بگوید و وارد شود، سرزده وارد نشود.» امام صادقG استدلال می کنند که: «شاید همسر شما در یک وضعیتی باشد که دوست نداشته باشد شما او را در این وضعیت ببینید.»(2)
امام صادقG فرمود: مرد چون داخل بر اهل خود میشود، باید سلام کند و پایش را بر زمین بکوبد و تنحنح کند، برای اینکه اهل و خانواده خود را از آمدن خویش خبردار کند تا ابنکه مبادا چیزی را که از آن کراهت دارد ببیند.
مصادر اصلی: جامع الأخبار، ص89 / مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ، ص194
منبع دیگر: بحار الأنوار ،ج73، ص 11
برای "حریم خصوصی"ص: 50
1) . ارجاع پرورشی: جدول سوم علوم پایه، به معرفی اسباب غریب و مخفی عالم می پردازد. جدول اسبابِ غریب به فرزند شما می آموزد که اسبابِ امور به دو دسته اسباب غریب و مخفی و اسباب ظاهر تقسیم می شود. ویرایش اول جدول غریب به معرفی اسباب غریبی مانند 1- شناخت ملائکه و کارکردهای آنها، 2- شناخت جن و کارکردهای آنها، 3- شناخت سرزمین اموات و چگونگی حرف زدن با عالم اموات (آشنایی فنی با مفهوم زیارت) ، 4- آشنایی با عالم اعداد و ارتباط اعداد با حروف (اوفاق مقدماتی) و 5- آشنایی با علم مهم جعفر می پردازد.
2) . ارجاع پژوهشی: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: يُسَلِّمُ الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ عَلَى أَهْلِهِ وَ إِذَا دَخَلَ يَضْرِبُ بِنَعْلَيْهِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يَصْنَعُ ذَلِكَ حَتَّى يُؤْذِنَهُمْ أَنَّهُ قَدْ جَاءَ حَتَّى لَا يَرَى شَيْئاً يَكْرَهُهُ.
باید خیلی ارزش قائل بشویم. الان ما در مجتمع های آپارتمانی تنها چیزی که نداریم "حریم خصوصی" است! مثلاً همسایۀ شما در ساختمان مجاور به دستشویی رفته و شما وسط [اتاق] مهمانی صداهای ناهنجار را استماع می فرمایید! الان اینچنین است و[این] چالش مهمی است. پس یک بحث هم بحث "حریم" است که باید به آن توجه بشود. پس در مورد عنوان "نقشه کشی" هم باید بنشینیم و فکر کنیم.
من [گاهی] گفته ام که اگر "اصول نقشهکشی" را به خانم ها واگذار کنیم، خانم ها بهترین طراح هستند، بیشتر از آقایان به جزییات دقت میکنند. لذا اگر خواستید خانه بسازید، اصول امامG را وسط بگذارید و مشاور اصلی خانه و نقشهکشی را خانم خانه قرار دهید، که نقشه بهتر بیرون می آید. که در این باره باید بیشتر گفتگو کنیم.
چهارمین موضوعی که باید بحث بشود، "اصول فنی ساخت" است. مثلاً "ارتفاع ساختمان" چقدر باید باشد؟ "فاصله ساختمان ما با ساختمان مجاور" چقدر باشد؟ آیا ساختمان ما "اِشراف" به ساختمانها داشته باشد یا نداشته باشد؟ (1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آيا مىدانيد حق همسايه چيست؟ شما از حق همسايه جز اندكى را نمىدانيد، همانا كسى كه همسايهاش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخيز ايمان نياورده است. چون همسايه وام بخواهد، بايد به او وام داد و چون خيرى به او رسد، بايد شادباش بگويدش و چون اندوه و مصيبتى به او رسد، بايد او را تسليت دهد و نبايد ساختمان خانه خود را از خانه همسايه چندان بلندتر بسازد كه مانع از وزش نسيم گردد، مگر به اجازه او و چون ميوه نوبر بخرد، بايد براى همسايه بفرستد و اگر به او هديه نمىكند بايد آن ميوه را پوشيده به خانه خود برد و نبايد اجازه دهد كودكانش آن ميوه را آشكارا مصرف كنند كه اشتهاى كودكان همسايه تحريك، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند: همسايگان سه نوعند: برخى از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسايگى و حق نزديك بودن. برخى از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسايگى. (در مورد همسايگان دورتر) و برخى يك حق دارند و آن همسايه كافر است كه فقط حق همسايگى براى او محفوظ است.
روضة الواعظين، ج2، ص 389 / مشكاة الأنوار، ص 212
مستدرك الوسائل، ج8، ص 424
"قواعد دسترسی خانه" چطور است؟ بالاخره هر
ص: 51
1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ رسول الله ص: هَلْ تَدْرُونَ مَا حَقُّ الْجَارِ مَا تَدْرُونَ مِنْ حَقِّ الْجَارِ إِلَّا قَلِيلًا أَلَا لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ مَنْ لَا يُؤْمَنُ جَارُهُ بَوَاثِقَهُ وَ إِذَا اسْتَقْرَضَهُ أَنْ يُقْرِضَهُ وَ إِذَا أَصَابَهُ خَيْرٌ هَنَّأَهُ وَ إِذَا أَصَابَهُ شَرٌّ عَزَّاهُ وَ لَا يَسْتَطِيلُ عَلَيْهِ فِي الْبِنَاءِ يَحْجُبُ عَنْهُ الرِّيحَ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ إِذَا اشْتَرَى فَاكِهَةً فَلْيُهْدِ لَهُ وَ إِنْ لَمْ يُهْدِ لَهُ فَلْيُدْخِلْهَا سِرّاً وَ لَا يُعْطِي صِبْيَانَهُ مِنْهُ الشَّيْءَ يُغَايِظُونَ صِبْيَانَهُ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْجِيرَانُ ثَلَاثَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ لَهُ ثَلَاثَةُ حُقُوقٍ حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ وَ حَقُّ الْقَرَابَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقَّانِ حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقٌّ وَاحِدٌ الْكَافِرُ لَهُ حَقُّ الْجِوَار.
ساختمانی باید برای آن دسترسی تعریف کرد. دسترسی های گسترده باید برای ساختمان تعریف شود. این را بعدا باید بحث کنیم.
من یک نکته را در پرانتز بگویم: یک کوچههایی در ساختمان های قدیم است که به آن کوچههای "غریبکُش" یا در بعضی از تعابیر کوچه" آشتی کنان" میگویند. کوچههای باریکی که بین این ساختمان و ساختمان مجاور قرار دارد. بعضی ها میگویند که چرا اینقدر کوچه را باریک تعریف کرده اند؟ بحث این است که اصلا اینها کوچه نیستند؛ [بلکه] این یک فاصله ای بین این ساختمان و ساختمان دیگر است. مطلوب این است که ساختمان ها حتی به یکدیگر چسبیده نباشند. هم دلیلحریم دارد و هم دلیل استواری ساختمان دارد، [اما] الان معمارها اینطور هستند که ساختمانی را به ساختمان شما تکیه می دهند و می سازند. اگر کسی اهل غل وغش باشد این کارها را انجام میدهد [؛تا مخارج ساخت را کمتر کند!]
بالاخره قواعدی برای ساخت ساختمان داریم، که "اصول فنی ساختمان" محسوب میشوند. مثلاً [قواعد مرتبط با ساختِ] "پله" در ساختمان [یکی از اصول فنی ساختمان به حساب میآید]. "پله" ارتباط مستقیم با "فرسوده شدن بدن" دارد.(1)
امام صادقG فرمود: چهار چيز [انسان را] پيش از فرارسيدن هنگام پيرى پير مىكند: خوردن گوشت خشك شده، نشستن بر جاى مرطوب، بالا رفتن بر پلكان، و مجامعت با پير زنان.
مصدر اصلی: تحف العقول، ص 317
منبع دیگر: بحارالأنوار ، ج75، ص 230
چگونه پله را تعریف کنیم؟ باز اینجا یک نکته فنی برای شما بگویم: اینهایی که این علوم را بلد نیستند، می گویند: ساختمان های قدیم را دیده اید که چطورص: 52
1) . ارجاع پژوهشی: قال الصادقG: أَرْبَعَةٌ تُهْرِمُ قَبْلَ أَوَانِ الْهَرَمِ: أَكْلُ الْقَدِيدِ وَ الْقُعُودُ عَلَى النَّدَاوَةِ وَ الصُّعُودُ فِي الدَّرَجِ وَ مُجَامَعَةُ الْعَجُوزِ؛
هستند؟ پلۀ [آنها] نیم متر است! چگونه پایشان را می گذاشتند و می رفتند؟! پاسخ این است که: او اصلاً پایش را نمی گذاشته است، [بلکه] می نشسته و پایش را بالا می آورده. خودش طبیب بوده و میدانسته که هر قدمی که با پله بالا برده شود، چقدر فشار به مفصل و جریان خون و قلب وارد میکند! [لذا] مینشستهاند و [سپس بالا] میرفتهاند. ساختمان هم [در آن زمان] کلّاً یک طبقه یا دو طبقه بوده است. مثلا فرض کنید که [در کل ساختمان، فقط] سه پلۀ این چنینی درست میکردهاند و آن شخص هم چون علمِ سلامت داشته، مینشسته روی پله اول، که آن پله هم ارتفاعش زیاد است و هم پهن است [و کم کم بالا میرفته است]. [آیا] شما اینها را به این چشم نگاه می کنید؟ یا اینکه فکر میکنید قدیمی ها [هم اینها را] نمیدانستهاند؟ الان که پلهها را 20 سانت طراحی میکنند، میگویند: [قدیمیها] عجب آدمهای عقبافتاده ای بودهاند که این کارها را می کردند! درحالی که داستان کاملا برعکس است.
پله در ساختمان مهم است گاهی وقت ها میبینید، شخص 40سال در این ساختمان زندگی می کند، [لذا] نباید پله را طوری قرار داد که هر روز بدنش فرسوده بشود. این عرض ماست.
"پشت بام" [هم] در ساختمان بسیار مهم است. اینها "مقررات فنی ساختمان" است. چرا؟ چون ما در[پشت بام] ساختمان، "مطالعه نجوم" داریم. یکی از کاربریهای پشت بام خانه، "استهلال" و "مشاهده های نجومی" است. فرزندان خود را باید با آسمان آشنا کنیم.
شما فکر نکنید که آسمان همین است که "ناسا(nasa)" می گوید. یک گزاره غلطی در عصر ما وجود دارد که آسمان را به "محوریت کهکشان" توضیح می دهند، ناسا هم گزارشی اعلام کرده است که: ما بیش از 2000 میلیارد کهکشان داریم! [چقدر] قشنگ شمرده است! مدیون هستید اگر فکر کنید اشتباه میکنند!(1)دقیق رفته و شمرده است! مردمان عصر ما فکر می کنند خیلی چیز می دانند. قرآن
ص: 53
1) . خنده استاد به علت نقص در گزارشهای ناسا!
کریم میفرماید: «آسمان هفت طبقه است».(1)
خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را; فرمان او در میان آنها پیوسته فرود مىآید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینكه علم او به همه چیز احاطه دارد.
سوره طلاق، آیه 12
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
بگو: مالك آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ كيست؟
سوره مومنون، آیه 86
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً
آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست، او را تسبيح مىگويند، وهيچ چيزى نيست مگر اينكه همراه با ستايش، تسبيح او مىگويد، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد، يقيناً او بردبار و بسيار آمرزنده است.
سوره اسرا، آیه 44
هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ
اوست كه همه آنچه را در زمين است براى شما آفريد، سپس آفرينش آسمان را [كه به صورت مادهاى دود مانند بود] اراده كرد و آن را به شكل هفت آسمان [همراه با نظامى استوار] درست و نيكو قرار داد و او [به قوانين و محاسباتِ] همه چيز داناست.
سوره بقره، آیه 29
الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى في خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
آنكه هفت آسمان را بر فراز يكديگر (طبقه طبقه) آفريد. در آفرينش [خداى] رحمان، خلل و نابسامانى و ناهمگونى نمىبينى، پس بار ديگر بنگر آيا هيچ خلل و نابسامانى و ناهمگونى مىبينى؟
سوره ملک، آیه 3
أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
آيا ندانستهايد كه خدا هفت آسمان را چگونه بر فراز يكديگر (طبقه طبقه) آفريد؟
سوره نوح، آیه 15
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً
و بر فرازتان هفت آسمان استوار بنا نهاديم.
سوره نبأ، آیه 12
خدا آسمان را هفت طبقه خلق کرده است. «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ»، در دو مرحله "هفت آسمان" را خلق کرده است و امر هرآسمانی را به همان آسمان وحی کرده است و در هر آسمان هم یک امری در جریان است.(2)در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانى كار آن (آسمان) را وحى (و مقرر) فرمود، و آسمان پایین را با چراغهایى ( ستارگان) زینت بخشیدیم، و (با شهاب ها از رخنه شیاطین) حفظ كردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا!
سوره فصلت، آیه 12
اگر جلسه نجوم بود توضیحص: 54
1) . ارجاع پژوهشی: اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الأمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا؛
2) . ارجاع پژوهشی: فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ؛
می دادم که امر هر آسمان چیست؟ امر "آسمان اول" چیست؟ امر "آسمان دوم" چیست؟ امر "آسمان سوم" چیست؟ اجازه ندهید فرزندان شما خیال کنند که آسمان مجموعه ای از کهکشان هاست!
من می خواهم بگویم برایمان خیلی مهم است که ساختمان، پشتبام داشته باشد و اولین کاربردِ "بام ساختمان"، مطالعات نجومی است. بچه ها از اول باید آسمان شناس باشند.
خواهران و برادران گرامی! بر روی زمین همه فقیر هستند. اگر میخواهید فقرتان را برطرف کنید، نگاه فرزندان خود را به آسمان معطوف کنید؛ [چرا که] قرآن کریم می فرماید: «وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَاتُوعَدُونَ»(1)
و روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده میشود!
سوره ذاریات، آیه 22
تصریح می کند: رزق شما در آسمان است. بنابراین باید خیلی روی آسمان کار کرد. هر کسی آسمانش زیباتر، دقیق تر و بزرگتر [باشد]، زندگی اش راحت تر است.الان "تمدن مدرن" آمده نمی گذارد که ما آسمان را مطالعه کنیم. اگر معماری درست شد، هر شب آسمان مطالعه میشود. بعد شروع می کنید با بچههایتان صحبت کردن.
یکی از بحث هایی که بعداً به ضمیمه بحث پشت بام مطرح میکنیم، این است که: خدای متعال پنج نوع "ستاره" در "آسمان اول" خلق کرده است؛ [یعنی:] همه اش هم "ستاره" هستند: "خورشید" ستاره است، "ماه" ستاره است و ستارههای دیگری که هستند. مثلا این "شهاب سنگ ها" ستاره هستند، کارش چیست؟ به دعای پیامبر اکرم[ دسترسی جن ها را به آسمان دوم محدود می کند. قرآن کریم در همین آیه که خواندم «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ» در آخر آیه می فرماید: «وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا» حفظ یعنی: همین شهاب که خودش تعریف می کند.(2)
به راستى كه ما در آسمان، برجهايى قرار داديم و آن را براى بينندگان [به شكل صورتهاى فلكى] آراستيم. * و آن را از هر شيطان رانده شدهاى حفظ كرديم. * مگر آنكه دزدانه [خبرهاى عالم بالا را] بشنود، كه شهابى روشن او را دنبال مىكند.
سوره حجر، آیات 16 تا 18
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ * وَ حِفْظًا مِّن كلُِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ * لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلىَ الْمَلَا الْأَعْلىَ وَ يُقْذَفُونَ مِن كلُِّ جَانِبٍ * دُحُورًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثَاقِبٌ / سوره مبارکه صافات، آیات 6 تا 10
همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم، * و آن را از هر شيطان سركشى حفظ كرديم، * آنان نمىتوانند به سخنان فرشتگان بسيار مكرم و شريف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخيزند] از هر سو [شهاب] به سويشان پرتاب مىشود، * تا با خفت وخوارى رانده شوند، وبراى آنان عذابى هميشگى است، * مگر آنكه شيطانى خبرى را [دزدانه و] با سرعت بربايد [و فرار كند] كه در اين صورت گلولهاى آتشين و شكافنده او را دنبال مىكند.
ما باید بحث کنیم، اما وقتی آسمان نیست، پشت بام نیست؛ چگونه باید آسمان را تبیین کنیم؟ص: 55
۲/۳/۴- ساخت دیوار در اطراف پشت بام؛ یکی دیگر از مباحث مرتبط با اصول فنی ساختمان
اصول فنی ساختِ [پشتبام] هم مهم است که وقتی ساختمان می سازید، برای پشتبامِ آن دیوار بگذارید. پیامبر اکرم[ فرمودند: پشت بام ساختمان باید دیوار داشته باشد(1)
پیامبر[ فرمود: کسی که روی پشت بام بدون دیوار بخوابد و چیزی به او اصابت کند غیر خود را ملامت نکند.
مصادر اصلی: المحاسن،ج2 ، ص622/ الكافي، ج6 ، ص 530
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص809 / وسائل الشيعة،ج5 ، ص314
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنِ ابْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG: أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَبِيتَ الرَّجُلُ عَلَى سَطْحٍ لَيْسَتْ عَلَيْهِ حَجْرَةٌ وَ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ فِي ذَلِكَ سَوَاء؛
امام صادقG فرمود: خوابیدن انسان چه مرد و چه زن بر روی بام بدون دیوار، کراهت دارد.
مصادر اصلی: المحاسن،ج2، ص 622 / الکافی، ج6 ، ص530
منابع دیگر:الوافي، ج20، ص 809/ وسائل الشيعة، ج5، ص314
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG فِي السَّطْحِ يُبَاتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ غَيْرُ مُحَجَّرٍ قَالَ يُجْزِيهِ أَنْ يَكُونَ مِقْدَارُ ارْتِفَاعِ الْحَائِطِ ذِرَاعَيْنِ؛
از امام صادق Gدر موضوع «خوابیدن در سطح فاقد حفاظ» فرمود: اگر ارتفاع حفاظ یک متر باشد کفایت می کند.
مصادر اصلی: المحاسن،ج2 ، ص622 / الكافي، ج6، ص 530
منابع دیگر: الوافي ،ج20، ص 810 / وسائل الشيعة،ج5، ص313
که بتوانید آنجا زیست شبانه داشته باشید، استهلال و ستاره شناسی داشته باشید. من پرونده اصول فنی ساخت را بعداً تفصیلی بیشتر بحث می کنم.ص: 56
1) . ارجاع پژوهشی: أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَهْلِ بْنِ الْيَسَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[ : مَنْ بَاتَ عَلَى سَطْحٍ غَيْرِ مُحَجَّرٍ فَأَصَابَهُ شَيْءٌ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ؛
یکی از آن اصول، "ارتفاع ساختمان" است و بسیار مهم است که از "هشت ذراع"(1)
الذِّرَاع: من طرف المرفق إلى طرف الإصبع الوسطى.
ذراع: از سر آرنج تا سر انگشت وسطی.
كتاب العين(خلیل بن احمد فراهیدی، 175 ق)، ج2، ص 96
الذِّرَاعُ: من المرفق إلى أطراف الأصابع. و الذِّرَاعُ ست قبضات، و القبضة أربع أصابع.
ذراع: از آرنج تا سر انگشتان. ذراع شش قبضه است. و هر قبضه چهار انگشت است.
مجمع البحرين(طریحی، 1085 ق)، ج4، ص 327
الذِّرَاعُ: الْيَدُ مِنْ كُلِّ حَيَوَانٍ. لكِنَّهَا مِنَ الْإنْسَانِ: مِنَ المرْفِقِ إِلَى أَطْرَافِ الْأَصَابِع.
المصباح المنير(فیّومی، 770 ق)، ج2، ص 207
الذِّرَاع- ج أَذْرُع و ذَرْعَان من الرجُلِ (ع ا): مسافت از سر آرنج تا نوك انگشت ميانهى انسان است، ساق دست. ... مِنَ الْخيل وَ الْإبِلِ: باريكهى دست و پاى اسب و شتر،- مِن البَقَرِ و الغَنَمِ: باريكهى ساق پاى گاو و گوسفند،- مِنْ الْمَقَايِيس: اندازهى طولى بين پنجاه و هفتاد سانتيمتر.
فرهنگ ابجدي عربي فارسي، ص 407
بیشتر نشود. «سَمْكُ الْبَيْتِ ثَمَانِيَةُ أَذْرُعٍ».(2)
امام صادق G: ارتفاع خانه بايد هفت يا هشت ذراع باشد كه بلندتر از آن جايگاه حضور شياطين است.
مصادر اصلی: المحاسن ،ج2، ص 609/ مكارم الأخلاق، ص 126
منابع دیگر: وسائل الشيعة،ج5، ص 311 /بحار الأنوار ج73، ص 151
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفاً فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِقُ؟!؛
امام صادق Gفرمود: زمانی که کسی ارتفاع خانهاش را بیش از هشت ذراع قرار دهد، ندا داده شود: «ای سیه روترین گناهکاران، چه میخواهی؟!»
مصادر اصلی: المحاسن، ج2 ، ص 608/ الكافي،ج6 ، ص
529/ مكارم الأخلاق، ص 127
منابع اصلی: الوافي، ج20، ص 793 / وسائل الشيعة، ج5، ص 310/ بحار الأنوار، ج73، ص 150
[هشت ذراع ] حدود چهار متر میشود، شاید هم کمتر. از امامصادقG پرسیدند که چرا باید اینطور باشد؟ حضرت یک استدلال قوی کردند و فرمودند: همانطور که همه موجودات یک محل سکونتی دارند- مثلا الان به فرزند خود می گویید: شیر کجا زندگی میکند؟ می گوید: در جنگل. هر موجودی یک محل سکونتی دارد- حضرت می فرماید: «جن ها نهص: 57
1) . ارجاع پرورشی: معنا و اندازه "ذراع" در کتب لغت:
2) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ جَمِيعاً عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ عَنْ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: سَمْكُ الْبَيْتِ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ أَوْ ثَمَانِيَةُ أَذْرُعٍ فَمَا فَوْقَ ذَلِكَ فَمُحْتَضَر؛
روی زمین زندگی می کنند نه در فضا؛ بلکه حدفاصل هشت ذراعی زندگی می کنند!»(1)
امام صادق Gحداکثر ارتفاع خانهات را هفت ذراع قرار ده که بیش از آن، مسکن شیطان است، زیرا آنها نه در آسمان و زمین، بلکه در هوا سکونت دارند.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 529 / مكارم الأخلاق، ص 126
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج5، ص 311/ مرآة العقول، ج22، ص 442
جهت مطالعه روایات بیشتر در مورد «نهی از ارتفاع ساختمان بیش از 8 ذراع (حدود 4 متر)»؛ به پیوست 8 مراجعه بفرمایید.
که اگر ساختمان را از هشت ذراع بالاتر بردید، حضرت می فرماید: خانه شما "مسکون" واقع میشود؛ یعنی: آنها در زندگی شما وارد میشوند [و سکونت خواهند کرد!]. برای همین است که ارتفاع نباید از هشت ذراع بیشتر باشد. چون محل زیست جن ها از هشت ذراع به بالاتر است.(2)ابان بن عثمان گويد: مردى به امام صادق Gشكايت نمود كه موجودات زمينى (مانند جن ) با اهل بيت و خانوادهاش بازى مىكنند، فرمود: سقف خانهات چه اندازه است؟ عرض كرد: ده ذرع. فرمود: هشت ذرع كن، سپس بين ذرع هشتم تا دهم، همانطوركه گرداگرد منزل دور مىزنى آية الكرسى بنويس؛ زيرا هر خانهاى كه سقف آن بيشتر از هشت ذرع باشد، آن اقامتگاهى براى جنيان خواهد بود كه در آن حاضر مىشوند و مسكن مىگزينند.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص529
منابع دیگر: مرآة العقول، ج22، ص 442 / تفسير كنز الدقائق، ج2، ص 396
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ G وَ قَالَ أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ عَنْ مَنَازِلِنَا فَقَالَ اجْعَلُوا سُقُوفَ بُيُوتِكُمْ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ اجْعَلُوا الْحَمَامَ فِي أَكْنَافِ الدَّارِ قَالَ الرَّجُلُ فَفَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا رَأَيْنَا شَيْئاً نَكْرَهُهُ بَعْدَ ذَلِكَ؛
مردی به امام باقرG شکایت کرد و عرض کرد جن ما را از منازل خود بیرون کرده و فراری داده است امامG فرمود سقف خانه را هفت ذراع قرار بده و کبوتر در یک اطراف خانه قرار بدهید آن مرد گفت این کار را انجام دادیم دیگر هیچ چیزی که ناراحت کننده باشد ندیدیم.
مصادر اصلی: المحاسن،ج2، ص609 / الكافي ، ج6، ص 529/ مكارم الأخلاق، ص 128
منابع دیگر:الوافي، ج20 ، ص 794 / وسائل الشيعة ،ج5، ص 311
ص: 58
1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ G ابْنِ بَيْتَكَ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ فَمَا كَانَ فَوْقَ ذَلِكَ سَكَنَهُ الشَّيَاطِينُ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيْسَتْ فِي السَّمَاءِ وَ لَا فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا تَسْكُنُ الْهَوَاءَ؛
2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ فَقَالَ كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ فَقَالَ عَشَرَةُ أَذْرُعٍ فَقَالَ اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكُهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُّ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُهُ؛
پس [مسئله] ارتفاع [ساختمان] مهم است ، اِشراف مهم است ، دسترسی مهم است، پشت بام مهم است، پله مهم است. همه اینها "اصول فنی ساخت" است. من باز تاکید می کنم که دارم پرونده بحث را در ذهن شما ایجاد می کنم. همه اینها بحث های تفصیلی تری دارد که الان فرصت توضیح بیشتر نداریم. پس اینها اصول فنی ساخت است.
پنجمین موضوع در ساختمان، "تزیینات ساختمان" است. تزیینات ساختمان چطور باید باشد؟ الان دو اصل مهم را می گویم بعداً بیشتر توضیح خواهم داد:
[اولین اصل این است که:] "بیرون" ساختمان را زیبا نسازید، [بلکه] "درونِ" آن را زیبا بسازید. چرا؟ تا اینکه در دل دیگران هر روز "حسرت" ایجاد نکند. بیرون را خیلی ساده بسازید. در روایات دارد: «ملعون است کسی که بیرون ساختمانش را زیبا بسازد»(1)
پيامبر[ فرمود: ... هر كس براى خودنمايى و شهرتطلبى بنايى بسازد، روز قيامت، آن بنا را كه به آتشِ شعلهور تبديل شده است، از زمين هفتم بر دوش خود، حمل مىكند. سپس آن را طوقِ گردنش مىكنند و او را در آتش، فرو مىافكنند و هيچ چيزى، مانع رسيدنش به قعر آتش نمىشود، مگر آن كه توبه كند. گفته شد: اى پيامبر خدا! چگونه براى خودنمايى و شهرتطلبى مىسازد؟ فرمود: [يعنى] بيشتر از اندازۀ نيازش بسازد تا با آن بر همسايگانش بزرگى بنمايد و بر برادرانش فخر بفروشد.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه،ج4، ص 11 / الأمالي( للصدوق) ص، 426/ مكارم الأخلاق، ص 428
منابع دیگر: الوافي ، ج5، ص 1073 / وسائل الشيعة،ج5، ص338
الشَّيْخُ وَرَّامُ بْنُ أَبِي فِرَاسٍ فِي تَنْبِيهِ الْخَوَاطِرِ، قَال مَرَّ الْحُسَيْنُ G بِدَارِ بَعْضِ الْمَهَالِبَةِ فَقَالَ: رَفَعَ الطِّينَ وَ وَضَعَ الدِّينَ؛
امام حسینG روزی کاخ مجلل و خانه باشکوهی را در مدینه مشاهده کردند و این جمله را فرمودند: صاحب این خانه، گِلها را روی هم انباشته و بالا برده و درجه ایمانش را پایین آورده است.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج3، ص 467
چرا؟ چون خیلی ها توان مالی ندارند،
ص: 59
1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ الْفَقِيهُ نَزِيلُ الرَّيِّ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ رُوِيَ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ G في ذِكرِ مَناهِي النَّبيِّ [: قالَ[:... مَنْ بَنَى بُنْيَاناً رِيَاءً وَ سُمْعَةً حُمِّلَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْأَرْضِ السَّابِعَةِ وَ هُوَ نَارٌ تَشْتَعِلُ ثُمَّ يُطَوَّقُ بِهِ فِي عُنُقِهِ وَ يُلْقَى فِي النَّارِ فَلَا يَحْبِسُهُ شَيْءٌ مِنْهَا دُونَ قَعْرِهَا إِلَّا أَنْ يَتُوبَ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يَبْنِي رِيَاءً وَ سُمْعَةً قَالَ يَبْنِي فَضْلًا عَلَى مَا يَكْفِيهِ اسْتِطَالَةً مِنْهُ عَلَى جِيرَانِهِ وَ مُبَاهَاةً لِإِخْوَانِه؛
میآیند از مقابل ساختمان شما رد می شوند و آه می کشند! برای همین حضرات [معصومینD] فرموده اند: بیرون ساختمان باید ساده باشد. [و] اگر [خیلی تمایل دارید و] می خواهید ساختمان شما زیبا باشد، درون آن را زیبا کنید. می دانید که [ساده بودن بیرون ساختمان] فوائدی دارد؛ [مثلاً] "چشم زخم" را از شما برمیدارد، "حسد" [و حسادت پیداکردنِ دیگران نسبت به شما] را برمیدارد، اینها مهم است. گاهی وقت ها خیلی از انسان ها به خاطر خانه شان دچار "چشم زخم" می شوند،(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): چشم زخم، مرد را به گور و شتر را به ديگ ميفرستد!
جامع الأخبار(للشعيري)، ص 157 / مكارم الأخلاق، ص 386 / شهاب الأخبار، ص 365
بحار الأنوار، ج60، ص 26
عن النبیّ ص: العين حقّ يحضرها الشّيطان و حسد ابن آدم.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): چشم زخم، حق است که شيطان و حسد بنى آدم آن را پديد مىآورد.
نهج الفصاحة، ص 583
عَنِ الصَّادِقِ ع: إِذَا تَهَيَّأَ أَحَدُكُمْ بِهَيْئَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيَقْرَأْ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ الْمُعَوِّذَتَيْنِ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّهُ شَيْءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.
امام صادق (علیه السلام): چون يكى از شما با هيأت آراستهاى از خانه بيرون مىشود به هنگام خروج معوّذتين بخوانيد: كه بفرمان حق آسيبى نبينيد ان شاء اللَّه تعالى.
مكارم الأخلاق، ص 386 / المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)، ص 220
بحار الأنوار ، ج92، ص 133
رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: الْعَيْنُ حَقٌّ وَ لَيْسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مِنْكَ عَلَى غَيْرِكَ فَإِذَا خِفْتَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ ثَلَاثاً.
امام صادق (علیه السلام): چشم زخم واقعيّت دارد، از چشم ديگرى بر خود ايمن مباش و هم از چشم خود بر ديگرى و اگر از چشم زخم ترسيدى سه بار بگو: «ما شاء الله لا حول و لا قوّة الا بالله العليّ العظيم»
مكارم الأخلاق، ص 386 / المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)، ص 220
بحار الأنوار، ج60، ص 26
مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا زِيَادُ بْنُ هَارُونَ الْعَبْدِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِيِّ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَعْجَبَهُ شَيْءٌ مِنْ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَلْيُكَبِّرْ عَلَيْهِ فَإِنَّ الْعَيْنَ حَق.
امام صادق (علیه السلام): هر كه چيزى از رفقايش او را شگفت آرد به او بارك الله گويد كه چشم زخم واقعيت دارد.
طب الأئمة عليهم السلام (ابنابسطام)،
ص: 121
مكارم الأخلاق،
ص: 386
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: الْعَيْنُ حَقُّ وَ لَوْ كَانَ شَيْءٌ سَابَقَ الْقَدْرَ سَبَقَهُ الْعَيْن.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): چشم حق است اگر چيزى از تقدير پيشى ميگرفت چشم بد بود.
مكارم الأخلاق، ص 414 / عوالي اللئالي، ج1، ص 169
نهج الفصاحة، ص 582
ص: 60
1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْعَيْنَ لَتُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ وَ تُدْخِلُ الْجَمَلَ الْقِدْر.
بعد [از ابتلاء به چشم زخم و ایجاد مشکلات،] هم میبینید که بالای آن [خانه] آیه و "ان یکاد" می زنند. خب؛ از [همان] ابتدا [خانه خود را] اینقدر زیبا نساز [تا مبتلا به این مشکلات نشوی]. نمیگویم زشت بساز؛ بلکه معمولی بسازید.
دومین قاعده در تزئینات و دکوراسیون داخلی این است که "تماثیل انسان و حیوان" را به عنوان تزئین در خانه خود استفاده نکنید،(1)
رسول خدا [ فرمود: جبرئیل پیشم آمد و گفت: ما فرشته ها وارد نشویم در خانه اى که در آن سگ یا مجسمه تن باشد و یا ظرفى باشد که در آن بول کنند.
المحاسن، ج2، ص 615 / الكافي، ج3، ص 39 / الخصال ،ج1 ، ص 138
الوافي،ج7، ص459/ وسائل الشيعة، ج5، ص 174
این همان بتی است که در روایات نهی شده است! هنوز هم این نهی باقی است. بت را درون خانه نبرید. حتی روایت می گوید: "نقاشی انسان و حیوان" هم در خانه نداشته باشید.(2)امام صادق Gفرمودند: على G وجود تصویر در خانه را خوش نمیداشت.
مصادر اصلی: المحاسن، ج2 ،ص617 / الكافي، ج6، ص 527
منابع دیگر:الوافي، ج20، ص 799 / بحار الأنوار، ج73، ص 160
اگر می خواهید تزئین کنید، سراغ "گیاهان" بروید. در ذیل آیات مربوط به اینکهجنها برای حضرت سلیمان تماثیل را ایجاد می کردند، امام صادقG می فرماید: این تماثیل، "تماثیل انسانی و حیوانی" نبوده، "تماثیل گیاهی" بوده [است].(3)ابو العباس گفت پرسیدم از امام صادق G که مقصود از قول خدا سبحانه و تعالى را « آنها(جنّها) هر چه سلیمان مى خواست برایش درست مى کردند: از معبدها و تمثالها» فرمود:آگاه باش که به خدا سوگند تمثالهائى نبودند شبیه مردم، بلکه تمثال درخت و مانند آن بودند.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 132
منبع دیگر: بحار الأنوار، ج73 ، ص161
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G عَنْ تَمَاثِيلِ الشَّجَرِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَان؛
محمد بن مسلم گوید از امام صادق G درباره تمثال درخت و خورشید و ماه پرسیدم. امام فرمودند: اگر حیوان در آن نباشد باکى ندارد.
مصادر اصلی: المحاسن ج2 ، ص619 / مكارم الأخلاق، ص132
منابع دیگر: وسائل الشيعة ،ج5، ص 308/ بحار الأنوار، ج76، ص 288
اگر کسی می خواهد خانه را تزئین کند،
ص: 61
1) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [ إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي فَقَالَ إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ وَ لَا تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لَا إِنَاءٌ يُبَالُ فِيهِ؛
2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ [ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً G كَرِهَ الصُّورَةَ فِي الْبُيُوت؛
3) . ارجاع پژوهشی: عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ» مَا التَّمَاثِيلُ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ؟ قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا هِيَ التَّمَاثِيلُ الَّتِي تُشْبِهُ النَّاسَ وَ لَكِنْ تَمَاثِيلُ الشَّجَرِ وَ نَحْوِهِ؛
"مجسمه" نگذارد. الان به اسم مجسمه، نقاشی و تابلوها، داریم تماثیل انسان و حیوان را [ داخل خانهها] میآوریم.
اینها حیث "علوم غریبه" هم دارد. من میترسم بعضی حرف ها را اینجا بگویم و[بخاطر ضیق وقت] نتوانم توضیح بدهم و [در نتیجه] ذهن شما دچار ابهام شود! [ولی اجمالاً به شما بگویم که:] اگر کسی نقاش حرفه ای باشد، با یک تابلو نقاشی می تواند شما را "سِحر" کند! این که انبیاء نهی میکنند، برای این است که نقاشی و مجسمه ها "مَهبط سِحر" هستند! در "داستان سامری"،(1)
«وَ مَا أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَامُوسىَ * قَالَ هُمْ أُوْلَاءِ عَلىَ أَثَرِى وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرضىَ * قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِىُّ * فَرَجَعَ مُوسىَ إِلىَ قَوْمِهِ غَضْبَنَ أَسِفًا قَالَ يَاقَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَ فَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِى * قَالُواْ مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَ لَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِىُّ * فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُواْ هَذَا إِلَهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسىَ فَنَسىَِ * أَ فَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَ لَا يَمْلِكُ لهُمْ ضَرًّا وَ لَا نَفْعًا * وَ لَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَاقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ
وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَانُ فَاتَّبِعُونىِ وَ أَطِيعُواْ أَمْرِى * قَالُواْ لَن نَّبرَحَ عَلَيْهِ عَكِفِينَ حَتىَ يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسىَ * قَالَ يَاهَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّواْ * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِى * قَالَ يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتىِ وَ لَا بِرَأْسىِ إِنىِّ خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَينَْ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلىِ * قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَاسَامِرِىُّ * قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُواْ بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَ كَذَالِكَ سَوَّلَتْ لىِ نَفْسىِ * قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فىِ الْحَيَوةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّن تُخلَفَهُ
وَ انظُرْ إِلىَ إِلَهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فىِ الْيَمِّ نَسْفًا * إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شىَْءٍ عِلْمًا * كَذَالِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ ءَاتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا»
اى موسى! چه چيز تو را شتابان كرد كه قبل از قوم خود [در آمدن به كوه طور] پيشى گرفتى؟ * گفت: پروردگارا! من به سوى تو شتافتم تا خشنود شوى. آنان گروهى هستند كه اينك به دنبال من مىآيند. * [خدا] گفت: اى موسى! ما به راستى قوم تو را پس از آمدن تو امتحان كرديم و سامرى آنان را گمراه كرد. * پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قومش بازگشت، گفت: اى قوم من! آيا پروردگارتان به شما [درباره نزول تورات] وعدهاى نيكو نداد؟ آيا زمان آن وعده بر شما طولانى آمد يا خواستيد كه خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد كه با وعده من مخالفت كرديد؟! * گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نكرديم، بلكه ما را وادار كردند كه بارهايى سنگين از زيور و زينت اين قوم را حمل كنيم، پس آنان را [در آتش] انداختيم و به همين صورت سامرى هم [آنچه از زيور و زينت داشت] در آتش انداخت. * پس براى آنان مجسمه گوسالهاى كه صداى گاو داشت بيرون آورد، آن گاه [او و پيروانش] گفتند: اين معبود شما و معبود موسى است كه [موسى آن را] فراموش كرد [به اين خاطر براى طلب معبود به طور رفت.] * پس آيا درك نمىكنند [و نمىفهمند] كه [گوساله، هنگامى كه آن را مىخوانند] پاسخى به آنان نمىدهد و مالك و صاحب اختيار هيچ سود و زيانى براى آنان نيست؟! * و به راستى هارون پيش از اين به آنان گفته بود: اى قوم من! شما به وسيله اين گوساله مورد امتحان قرار گرفتهايد، و بىترديد پروردگارتان [خداى] رحمان است، بنابراين از من [كه پيامبر او هستم] پيروى كنيد و فرمانم را اطاعت نماييد. * گفتند: ما همواره بر پرستيدن گوساله باقى مىمانيم تا موسى به سوى ما باز گردد. * [هنگامى كه موسى بازگشت، به هارون] گفت: اى هارون! وقتى ديدى آنان گمراه شدند چه چيز تو را مانع شد، * از اينكه مرا [در برخورد شديد با گمراهان] پيروى كنى؟ آيا از فرمان من سرپيچى كردى؟ * گفت: اى پسر مادرم! نه ريش مرا بگير و نه سرم را، من ترسيدم كه بگويى: ميان بنىاسرائيل تفرقه و جدايى انداختى و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنىاسرائيل] رعايت نكردى. * [موسى] گفت: اى سامرى! سبب كار [بسيار خطرناك] تو چه بود؟ * گفت: من به حقايق و اسرارى آگاه شدم كه آنان آگاه نشدند، پس اندكى از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستى] آن را دور انداختم [و به گوسالهسازى پرداختم] و اينگونه نفس من [آن كار بسيار خطرناك را براى گمراه كردن بنىاسرائيل] در نظرم آراست. * [موسى] گفت: پس [از ميان مردم] برو، يقيناً كيفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگى اين است كه [دچار بيمارى مُسرى ويژهاى شوى تا هر كس نزديكت آيد بگويى:] به من دست نزنيد و تو را وعدهگاهى [از عذاب بسيار سخت قيامت] است كه هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اكنون] به معبودت كه همواره ملازمش بودى نگاه كن كه حتماً آن را در آتش بسوزانيم، سپس سوختهاش را در دريا مىپاشيم. * معبود شما فقط خداى يكتاست كه جز او معبودى نيست، دانش او همه چيز را فرا گرفته است. * اينگونه بخشى از اخبار گذشته را براى تو بيان مىكنيم و بىترديد ذكرى [چون قرآن] از نزد خود به تو عطا كرديم.
سوره طه، آیات 83 تا 99
سامریص: 62
1) . ارجاع پژوهشی: در قرآن شریف در آیات 83 تا 99 سوره مبارکه طه به این داستان اشاره شده است:
چه کار کرد؟ یک مجسمه ساخت، اما مجسمه اش "ابزار سِحر" بود. هنوز هم همین [این تأثیر و تأثُّرها باقی] است! من چه کار کنم که شما پوزیتویست هستید و در عالم دیگری دارید در دانشگاه ها درس میخوانید؟! بنابراین خیلی مهم است که شما "زمینه ایجاد سِحر" را درون خانه نبرید.
حتی من اخیراً یک فیلمی که دوستان آورده بودند را می دیدم، شاید شما هم دیده باشید. فیلم از اینجا شروع شد که آن شخص وارد یک نقاشی می شود، و کسانی که فیلم را میبینند، فکر میکنند این تخیُّل سازنده فیلم است. [در حالی که] خیلی بیشتر از اینهاست؛ سربسته بگویم که: یکی از کارهایی که ما در مدرسه [هدایت] بابِ آن را باز کردهایم، "باب علوم غریبه" است. ما داریم آرام آرام بحث و گفتگو می کنیم که اطلاعات مردم [ درعلوم غریبه] بالا بیاید. در باب "علوم غریبه" خیلی فقر دانشی وجود دارد.
ص: 63
یا مثلاً [وقتی به برخی از] کوه ها که میروم، بعضی وقت ها کوه هایی هستند (مثل اشکفت سلمان(1)
منبع:خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)
https://www.isna.ir/news/92011101774
یا جاهای دیگر در ایذه و...) که بعضیها فکر می کنند این حجّاری ها [که در آنها وجود دارد، یک چیز] ساده هستند؛ در حالی که اینها "طلسم" است که آنها را حک کردهاند. همانطوری که "طلسم" را روی کوه حک می کنند در خانه هم می توانند حک کنند، این یک سرفصل بحثی است.بالاخره مواظب باشید که وقتی حضرت می فرماید: «تماثیل انسان و حیوان را (نه به شکل مُجسّمه نه به شکل نقاشی) وارد خانه نکنید»؛ یکی از دلایلش این است که میخواهد "محل هبوط سِحر" را از خانه شما جمع کند.پس این [مباحثی در مورد] تزئینات و دکوراسیون داخلی [بود] که من دو قاعدۀ مهم از آن را ذکر کردم. البته بحث "رنگ" و "نور" [هم یکی از بحثهای مرتبط با تزئینات ساختمان] است، که باید راجع به آنها بحث شود. "نور"، هم حیث "تزئین" دارد و هم حیث "اصول فنی ساخت". [یعنی:] مسئله نور در ساختمان از هر دو حیث است.
اولین قاعده [در باب مصالح ساختمان] این است که مصالح "ضد مزاج" نباشد.(2)
شما طبیب هستید و طب می خوانید و اگر طبیب هم نیستید، توصیه من به دوستان این است و به خودم هم اول باید این توصیه را داشته باشم که) اگر مسلط نیستید، نسخه ننویسید وقتی شما به علائم شناسی و بیماری ها و داروها خوب مسلط نیستید، دست به نسخه نبرید، چون دِین دارد، حرام است.
انتقال از متن
بالاخره همه میدانیم که یک سری عوامل، مزاج را دچار عدمتعادل می کنند. [مثلاً اگر] "غذا" [نامناسب باشد]، مزاج را دچار عدمتعادل میکند. "همنشین"، "دوست" و "همسرِ" شما- اگر دوست یا همسر بدی باشند- مزاج شما دچار عدمتعادل میشود. یکی از چیزهای دیگری که مزاج را دچار عدم تعادل
ص: 64
میکند، "مصالح ساختمانی" است؛ مثلا این سرامیک هایی که در خانه استفاده میشود -که الان مرسوم شده است همه کف و سقف [خانه] را [هم] سرامیک می کنند! – این یکی از ریشه های ایجاد "سرطان" است. [البته] سرطان، اسم امروزی [آن] است؛ [ولی] به [اصطلاح و] اسم طبیِ خودمان، [اگر] "غلبه سردی" [در بدن انسان] ایجاد شد، سُده ها و گرفتگی های متعددی [در بدن انسان] ایجاد خواهد شد.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): ریشۀ همه بیماریها، [غلبه] سردی است.
طب النبي صلى الله عليه و آله و سلم، ص 19
بحار الأنوار، ج59، ص 290 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 224
وَ قَالَ النبیّ ص: بَشِّرِ الْمَحْرُورِينَ بِطُولِ الْعُمُر.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله): گرمْ مزاجان را به درازى عمر، مژده بده.
طب النبي صلى الله عليه و آله و سلم، ص 19
بحار الأنوار، ج59، ص 290
پس "مزاج مصالح ساختمانی" باید "گرم" یا "معتدل" باشد. گرمیِ [آن هم]نباید درجه بالا باشد، [پس] اختیار [انتخاب مصالح ساختمان] با خودتان است. الان چرا خانم ها عمدتاً مثلاً دچار M.S می شوند؟ یکی از دلائل اصلی آن "سردیِ محیط ساختمان" است. در محیط های اداری هم همین طور است.
الان فرش ها و لباس ها (که پلی استر و پلاستیک هستند) هم به مسئله [غلبه سردی در بدن انسان و در نتیجه افزایش بیماریها] اضافه میشوند. بنابراین یک اصل در ساخت مصالح داریم که مزاجِ شما را خراب نکند.
دومین اصل اینکه[مصالح ساختمانی] "قابلیت بازیافت سریع" داشته باشد؛ این هم یک قاعده مهم است. خواهش می کنم از نخاله های ساختمانی اطراف شهرها عکس بگیرید و آینده ایران را نشان مردم بدهید که چه اتفاقی در حاشیه شهرها می افتد.
سوم اینکه مصالح باید "ارزان" باشد. یکی از مشکلاتی که ما الان داریم این است که مصالح "گران" است.
ص: 65
1) . ارجاع پژوهشی: وَ قَالَ النبیّ ص: أَصْلُ كُلِّ دَاءٍ الْبُرُودَة.
ما می توانیم هر سه بحث [(سازگاری مصالح ساختمانی با مزاج، قابلیت بازیافت سریع، ارزان بودن)] را مبنا قرار دهیم و به یک مصالح جدیدی برسیم. مگر اینکه شما بگویید من این سه بحث را درست نمیدانم. یا شما باید بگویید که: «مصالح تاثیر مزاجی ندارد»! که نمیشود و خیلی سخت است این حرف را بپذیریم. یا اینکه بگوییم: «گران بودنِ مصالح، خوب است»! یا اینکه باید بگوییم: «مهم نیست، من خانه را میسازم، به دَرَک که محیط زیست خراب شد!» اگر می توانیم اینها را بگوییم، پس همین "مصالح موجود" را باید امضاء کنیم. اگر هم نمی توانیم [این حرف ها بزنیم،] پس باید به فکر "مصالح جدید" باشیم.آیا عرائض من قابل تفاهم است؟ من خیلی اصرار دارم این را عرض کنم که قرآن و روایات، مُبین و روشن هستند. [ولی مشکل در این است که:] نمی گذارند حدیث و آیه به گوش شما برسد و به خانه مردم وارد شود. کافی است که باب این بحث ها باز شود و فرمایش امام رضاG محقق شود، که میفرماید: «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»؛(1)
امام رضا (علیه السلام): خدا بيامرزد كسى را كه امر ما را زنده كند. (راوى حديث گويد:) به امام گفتم: چگونه امر شما زنده مىشود؟ گفت: «علوم ما را یاد بگیرید و به مردم بیاموزید، چرا که اگر مردم زیباییهای کلام ما را میدانستند، حتماً از ما پیروی خواهند کرد.».
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص 307 / معاني الأخبار، ص 180
وسائل الشيعة، ج27، ص 92 / بحار الأنوار، ج2، ص 30
کافی است مردم محاسن [و زیباییهای] کلام ما را ببینند، از ما تبعیت خواهند کرد، نه از [دانشگاههای] آکسفورد و ماساچوست و سوربُن و استنفورد و... .(2)
منبع:
https://www.britannica.com
ص: 66
1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيُّ الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ النَّيْسَابُورِيُّ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع يَقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ؟ قَالَ: يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا.
2) . ارجاع پردازشی: دانشگاه آکسفورد ( (University of Oxford در شهر آکسفورد در منطقه آکسفورد شایر انگلستان قرار دارد. دانشگاه ماساچوست در امهرست (University of Massachusetts Amherst) یکی از دانشگاههای دولتی ایالات متحده آمریکا است. دانشگاه سوربُن (La Sorbonne ) در شهر پاریس فرانسه قرار دارد. دانشگاه استنفورد( ((Stanford University در ایالت کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا قرار دارد.
در بحث مصالح، مهم ترین قسمت بحث این است که "آهن" از ساختمان حذف شود؛ هم به دلیل "علوم غریبه"،(1)
امام صادقG فرمود: آهن، زینت اهل آتش است و طلا زینت اهل بهشت است ... خداوند آهن را در دنیا زینت جن و شیطان قرار داد.
مصدر اصلی: تهذيب الأحكام ج2 ، ص227
منابع دیگر: الوافي ،ج7، ص427/ وسائل الشيعة ، ج4، ص 419
و هم به دلیل اینکه می خواهیم [با استفاده از مصالح ساختمانیِ دیگری غیر ازآهن، مخارج ساخت خانه،] "ارزان" تمام بشود. و هم به دلیل "بازیافت سریعِ" مصالح دیگری غیر از آهن، چون بازیافت آهن سخت است.حالا چه کار کنیم که آهن حذف بشود؟ پاسخ مدرسۀ ما، ایجاد "دانش قوس" است. باید همه راجع به "قوسِ باروَر" تسلط داشته باشند. اولاً: [باید تسلط داشته باشیم که چگونه] با "قوس"، بار ساختمان را منتقل کنیم و بتوانیم "مرکز قوس" را درست تشخیص بدهیم. چون که مهم "مرکز قوس" است. و [دومین نکته] اینکه: "پایه قوس" را درست طراحی کنیم که تکنولوژی ساده ای دارد. پس باید دانش قوس را بحث کنیم. (2)
منبع: معماری پدیا
https://memaripedia.com/%D
جهت مطالعه بیشتر به پیوست 12 مراجعه بفرمایید.
"دانش ایزولهکردن پشتبام" را باید یاد بگیریم؛ پشتبام، بارش باران دارد. ما اگر بخواهیم مصالح را با آن سه ویژگی- مزاج متعادل، بازیافت سریع و قیمت پایین- احیاء کنیم؛ چگونه می خواهیم مانع
ص: 67
1) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ النُّمَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG فِي الْحَدِيدِ : أَنَّهُ حِلْيَةُ أَهْلِ النَّارِ وَ الذَّهَبَ حِلْيَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ ... وَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِيدَ فِي الدُّنْيَا زِينَةَ الْجِنِّ وَ الشَّيَاطِينِ...
2) . ارجاع پردازشی: قوس یک فرم سازهای منحنی است که بارهای یک دهانه را حمل میکند و آنها را به اطراف قوس یعنی به تکیهگاهها یا پایههای دو طرف منتقل میکند... قوسها سازههای فشاری هستند، یعنی هیچ تنش کششی در آنها وجود ندارد. آنها خود ایستا هستند و توسط نیروی گرانشی که بر وزن آنها وارد میشود در حالت فشرده خود را نگه میدارند. این نیروی فشاری باعث میشود قوس ها بسیار پایدار و کارآمد باشند و بتوانند دهانههای بزرگتر را پوشش دهند و بارهای بیشتری را نسبت به تیرهای افقی تحمل کنند.
ورود باران به ساختمان بشویم؟ دانشی دارد که باید بحث کنیم. این هم یک پرونده راجع به بحث مصالح ساختمانی.
برویم سراغ بحث بعدی که [عبارت است از اینکه:] "بهره برداری از ساختمان" چگونه باید باشد؟ اصلاً خانه برای چیست؟ این هم یک مجموعه آیات و روایات دارد:
خانه برای "صله رحم" است،(1)
بخشى از گفتار امیرالمومنین (علیه السلام) در بصره، آن گاه كه به عيادت علاء بن زياد حارثى رفت و چشمش به خانۀ گستردۀ او افتاد: اين خانۀ فراخ در دنيا به چه كار تو مىآيد، وقتى در آخرتْ به چنين خانهاى محتاجترى؟ آرى، اگر بخواهى مىتوانى به وسيلۀ اين خانه، به آخرت دست يابى، در آن مهماندارى كنى، به خويشاوندانت رسيدگى نمايى و حقوق آنها را بپردازى.
منابع اصلی: نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص 324/ الدعوات، ص 230 ح 638
منابع دیگر: بحارالأنوار، ج40 ، ص 336
وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ خَطَّابٍ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ G: صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَكِّي الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُيَسِّرُ الْحِسَابَ وَ تُنْسِئُ فِي الْأَجَلِ.
امام باقر G فرمود: صلۀ رحم، اعمال را پاك مىكند، داراييها را فزونى مىبخشد، بلا را مىگرداند، كار حسابرسى [در قيامت] را آسان مىكند، و مرگ را به تأخير مىاندازد.
مصدر اصلی: الكافي، ج2، ص150
منابع دیگر:الوافي، ج5، ص 508 / تحف العقول، ص 299/ وسائل الشيعة،ج21 ، ص534
خانه برای "بازی کودکان" است، خانه برای "برگزاری مراسم عروسی" است.(2)
امام صادق Gفرمود: خدا خانهاى را كه در آن عروسى شود، دوست دارد.
مصدر اصلی: الكافي، ج 5، ص 328
منبع اصلی: الوافي، ج23، ص996/ وسائل الشيعة،ج22، ص 7
خانه "محل گسترش حدیث" است و من خیلی روی این تاکید دارم؛ از خانه ها باید حدیث نشر پیدا کند. لذا روایت داریم که اگر خانه شما بزرگ است "زکات" آن این است که "جلسه
ص: 68
1) . ارجاع پژوهشی: مِن كَلامٍ لَهُ بِالبَصرَةِ، وقَد دَخَلَ عَلىٰ العَلاءِ بنِ زِيادٍ الحارِثِيِّ يَعودُهُ، فَلَمّا رَأىٰ سَعَةَ دارِهِ قالَ : ما كُنتَ تَصنَعُ بِسَعَةِ هٰذِهِ الدّارِ فِي الدُّنيا، وأنتَ إلَيها فِي الآخِرَةِ كُنتَ أحوَجَ؟ بَلىٰ، إن شِئتَ بَلَغتَ بِهَا الآخِرَةَ؛ تَقري فيهَا الضَّيفَ، وتَصِلُ فيهَا الرَّحِمَ، وتُطلِعُ مِنهَا الحُقوقَ مَطالِعَها، فَإِذا أنتَ قَد بَلَغت بِهَا الآخِرَة؛
2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الْعُرْس؛
علمی" در آن باشد که طلبه ای را دعوت کنید و یک جمعیتی از همسایه ها را هم دعوت کنید و برای مردم حدیث بخواند که این جزو "کارکردهای خانه" است.(1)
رسول خدا[ فرمود: هر چيزي را زكاتي هست و زكات خانه، اتاق مهمان خانه است.
نهج الفصاحة، ص632 / كنز العمّال، ج 15 ص 390 ، ح 41504
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي كِتَابِ الْإِخْوَانِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ تِلْكَ الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا...
امام صادقG به فضيل فرمودند : با هم مجلس ميكنيد و حديث ميگوييد؟ فضیل گفت: آرى قربانت شوم. امامG فرمود: من اين مجالس را دوست دارم،اى فضيل امر ما را زنده داريد،خدا رحمت كند هر كه امر ما را زنده دارد.
مصدر اصلی: قرب الإسناد، ص 36
منبع دیگر: بحار الأنوار، ج44، ص 282
در دوره نبی مکرم اسلام[ چنین بوده که حدیث خواندن، یکی از مناسک پذیرایی محسوب میشد. یعنی چه؟ یعنی پیامبر اکرم[ اینچنین طراحی کرده که اگر کسی مهمان کسی میشد، هم با غذا و نوشیدنی از او پذیرایی بشود و هم با قال رسول الله[. لذا در مهمانی، هم پذیرایی مادی میشد و هم دانش او ارتقاء پیدا میکرد.
[ولی از زمانی که] "سقیفه"(2)
سقيفه بنى ساعده، سايبانى در مدينه بوده است كه زير آن مىنشستند. در اين مكان با ابو بكر، بيعت شد.
معجم البلدان، ج 3، ص 228
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، أَخْبَرَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنْ الزُّهْرِيِّ، أَخْبَرَنِي أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّهُ سَمِعَ خُطْبَةَ عُمَرَ الْآخِرَةَ، حِينَ جَلَسَ عَلَى الْمِنْبَرِ، وَ ذَلِكَ الْغَدَ مِنْ يَوْمٍ تُوُفِّيَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، فَتَشَهَّدَ وَ أَبُو بَكْرٍ صَامِتٌ، لَا يَتَكَلَّمُ. قَالَ: كُنْتُ أَرْجُو أَنْ يَعِيشَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ حَتَّى يَدْبُرَنَا يُرِيدُ بِذَلِكَ أَنْ يَكُونَ آخِرَهُمْ، فَإِنْ يَكُ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَدْ مَاتَ. فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ جَعَلَ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ نُورًا تَهْتَدُونَ بِهِ هَدَى اللَّهُ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ صَاحِبُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، ثَانِيَ اثْنَيْنِ، فَإِنَّهُ أَوْلَى الْمُسْلِمِينَ بِأُمُورِكُمْ، فَقُومُوا فَبَايِعُوهُ، وَ كَانَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ قَدْ بَايَعُوهُ، قَبْلَ ذَلِكَ فِي سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ، وَ كَانَتْ بَيْعَةُ الْعَامَّةِ عَلَى الْمِنْبَر
صحيح البخارى به نقل از انَس بن مالك: شنيدم عمر در خطبه دوم خويش، در فرداى وفات پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر نشست و به يگانگى خداوند و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله گواهى داد، در حالى كه ابو بكر ساكت بود و سخنى بر زبان نمىآورد. [عمر] گفت: اميد داشتم كه پيامبر خدا زندگى كند، آن قدر كه پس از همه ما از دنيا برود! حال اگر محمّد در گذشته است، خداى متعال، نورى در ميان شما قرار داده كه با آن به سوى همان چيزهايى كه خدا محمّد را هدايت كرد، هدايت مىيابيد. ابو بكر، همراه پيامبر و دومى از دو تن [اهل غار] است و او به امور شما از همه مسلمانانْ اولى است. پس برخيزيد و با او بيعت كنيد. گروهى از مسلمانان، پيش از آن، در سقيفه بنى ساعده با ابو بكر بيعت كرده بودند و بيعت عمومى، بر فراز منبر صورت گرفت.
صحيح البخاري، ج11، ص 69
صحيح ابن حبّان، ج 15، ص 297
حاکم شد سه کار انجام داد: اولین کار این بود که "منع کتابت حدیث" و ["منع] قرائت حدیث" را در جامعه گسترش داد،(3)کنز العمال، 1401ق، ج10، ص285/ تاريخ الامم و الملوک، 1387ق، ج4، ص204
پیش از آن، کتابت احادیث در میان مسلمانان رایج بود و پیامبر اصحاب را به نوشتن و نقل احادیث تشویق میکرده است.
سنن ابیداود، ج3، ص318
ابوبکر در خلافت خود، نگارش احادیث را ممنوع کرد و احادیث زیادی را از بین برد.
کنز العمال، 1401ق، ج10، ص285
همچنین بنابر متون تاریخی، خلیفه دوم فرمانداران خود را از نقل روایات پیامبر[بر حذر میداشت و به توجه به قرآن دعوت میکرد.
تاريخ الامم و الملوک، 1387ق، ج4، ص204
خلیفه اول: لَا تُحَدِّثُوا عَن رَسُولِ اللّهِ وَ اِذَا سُئِلتُم عَنهُ قُولُوا بَینَنَا وَ بَینَکُم کِتابُ اللّهِ اَحَلُّوا مَا اَحلَّه وَ حَرّمُوا مَا حَرَّمَه؛
خلیفه اول: از رسول خدا چيزى نقل نكنيد و اگر كسى از شما درباره مسئله اى پرسيد، بگوييد كتاب خدا (قرآن) در ميان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشماريد.
تذكرة الحفاظ، ج 1، ص 3
عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ ، أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ، أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ السُّنَّةَ، ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ لَا يَكْتُبَهَا ، ثُمَّ كَتَبَ فِي الْأَمْصَارِ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ مِنْهَا شَيْءٌ فَلْيَمْحُهُ؛
یحیی ابن جعده نقل می کند که عمربن خطاب اراده کرد که سنت پیامبر جمع آوری شود و بعد از نظرش برگشت وبخش نامه کرد به تمام ولایات که هرکس حدیث از احادیث پیامبر را دارد آن را از بین ببرد.
تقييد العلم، الخطيب البغدادي، ج1، ص52
یکی - دو نسل که گذشت مردم دیگر دانشص: 69
1) . ارجاع پژوهشی: عن رسول الله [: لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ، وزَكاةُ الدّارِ بَيتُ الضِّيافَة؛
2) . ارجاع پرورشی / پژوهشی: سقِيفة بني ساعدة: بالمدينة، وهي ظلّة كانوا يجلسون تحتها، فيها بويع أبو بكر.
3) . ارجاع پرورشی: منع حدیث به جلوگیری از نوشتن و نقل احادیث پیامبر[ گفته میشود. پیشینه رسمیتیافتن آن، به دوره خلافت شیخین برمیگردد.
صحیح در دسترس نداشتند! سوال [برای مردم] وجود داشت، [ولی] حدیث [یعنی: جواب سوالات] وجود نداشت! [نتیجه]چه شد؟ دانشگاه سوربُن و ماساچوست و استنفورد آمدند وسط و پاسخ
ص: 70
دادند! حدیث که در خانه ها قرائت میشد، به صورت طبیعی با هر مهمانی پاسخ یک سوالی در قالب یک حدیثی داده میشد. بله؛ این [منع کتابت و قرائت حدیث،] از "ثمرات سقیفه" است.
دومین کار این بود که: امیرالمومنینG را برای مدت طولانی به شهر ممنوع الورود کردند! در روایات آمده: هر کسی از روبروی ایشان حرکت و عبور می کرد - مثلا فرض کنید که آقا [امیرالمومنینG] را نمی شناختند، آقا از یک کوچه ای عبور می کردند و یک نفر هم به صورت تصادفی از کنار ایشان رد میشد- پیامبراکرم[ می فرماید: [آن شخص] دچار "انقلاب قلبی" میشد! یعنی شعاع وجودی حضرت اینطور[موثر] بود. (من گاهی برای بعضی دوستان مثال میزنم، می گویم بعضی از این آیات [(آیتالله ها)] معاصر خودمان را دیده بودم؛ [مثلاً در یک] شب دو نفر از این آیات را دیدم که از مدرسه فیضیه بیرون آمدند و آن موقع هم که ما طلبه شده بودیم، خیلی چراغ و روشنایی نبود، کامل میدیدم که این دو وجود نورانی، غیر از مردمِ دیگر، کاملاً به چشم میآیند. اینها طلبههایی بودند که با تقوا بودند.) در روایت داریم که هر کسی از کنار امیرالمومنینG رد میشد دچار انقلاب قلبی میشد، یک انکساری بر قلبش حاصل میشد و یک محبتی بر قلبش وارد میشد و برای همین آقا را ممنوع الورود کردند! که کسی آقا را نبیند تا بتوانند حکومت خودشان را تثبیت کنند.
سومین کاری هم که کردند این بود "فدک" را گرفتند،(1)
الدر المنثور، ج2، ص158 و ج5، ص273/ کنز العُمال، ج2، ص158 و ج3، ص767/ شواهد التنزیل، ج1، ص439 و 441/ قندوزی، ینابیع المودة، 1422ق، ج1، ص138 و 359
منابع مالی حضرت را گرفتند.با این سه کار سعی کردند که حضرت را محدود کنند. لذا در روایات داریم که: «اِرتَدَّ الناس بَعدَ رسول الله9» که در بعضی روایات داریم الا سه نفر،(2)امام صادقG فرمود: مردم، بعد از پیامبر [مرتد شدند، جز سه نفر: مقداد ،ابوذر غِفاری و سلمان فارسی...
الإختصاص، ص 6
الا چهار نفر،(3)
امیرالمومنین G فرمود: چون رسول خدا[ از دنیا رفت و آن جناب را غسل دادم و دفن کردم مشغول جمع قرآن گردیدم، و چون از آن فارغ گردیدم دست فاطمه و حسن و حسین را گرفتم و به خانههاى جمیع اهل بدر و آنها که سبقتها در دین گرفته بودند گردیدم و ایشان را قسم دادم به حقّ خود و طلب یارى از ایشان نمودم، و اجابت من نکردند از ایشان مگر چهار نفر: سلمان، ابو ذر، مقداد و عمار...
مصدر اصلی:الإحتجاج (للطبرسي) ج1 ، ص 75
منابع دیگر: بحارالأنوار، ج22، ص328/ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل،ج11، ص 74
قَالَ سَلْمَانُ فَقَالَ عَلِيٌّ G إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ [ غَيْرَ أَرْبَعَة... ؛
سلمان گوید: علی G فرمود: مردم، بعد از پیامبر [مرتد شدند، جز چهار نفر...
كتاب سليم بن قيس الهلالي،ج2، ص 598 / بحار الأنوار، ج28، ص 282
در بعضی روایات هم داریم
ص: 71
1) . ارجاع پرورشی: فدک دهکدهای حاصلخیز در نزدیکی خیبر و به فاصله 200 کیلومتری مدینه بود که یهودیان در آن زندگی میکردند. این منطقه مزارع، باغات و نخلستانهای بسیاری داشت. پس از رحلت پیامبر[، درباره ملکیت فدک نزاع رخ داد، خلفا آن را به نفع خلافت مصادره کردند و حضرت فاطمهE نیز خطبه فدکیه را در دفاع از مالکیت خود بر آن ایراد کرد. فدک، در زمان پیامبر، بدون لشکرکشی به دست مسلمانان افتاد، ازاینرو پیامبر[ آن را به فاطمهE بخشید. عالمان مسلمان با استناد به آیه فیء(سوره حشر، آیه7) اموالی که بدون جنگ و درگیری به دست مسلمانان میافتد را مختص پیامبر[ میدانند. مفسران شیعه و گروهی از مُحَدّثان اهلسنت نقل کردهاند که پیامبر [پس از نزول آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَیٰ حَقَّهُ؛ و حق خویشاوند را بده» فدک را به فاطمه بخشید. از علمای اهلسنت، جلالالدین سیوطی در الدرالمنثور، متقی هندی در کَنزالعُمال، حاکم حسکانی در شواهد التنزیل،قُندوزی در ینابیع المَودة و دیگران این مطلب را نقل کردهاند.
2) . ارجاع پژوهشی: وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G يَقُولُ إِنَّ النَّبِيَّ [ لَمَّا قُبِضَ ارْتَدَّ النَّاسُ عَلَى أَعْقَابِهِمْ كُفَّاراً إِلَّا ثَلَاثاً سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُوذَرٍّ الْغِفَارِي...؛
3) . ارجاع پژوهشی: الإحتجاج عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ D فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ ذَكَرَ فِيهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَG الْعُذْرَ فِي تَرْكِ قِتَالِ مَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ قَالَ فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ [اشْتَغَلْتُ بِدَفْنِهِ وَ الْفَرَاغِ مِنْ شَأْنِهِ ثُمَّ آلَيْتُ يَمِيناً أَنِّي لَا أَرْتَدِي إِلَّا لِلصَّلَاةِ وَ جَمْعِ الْقُرْآنِ فَفَعَلْتُ ثُمَّ أَخَذْتُ بِيَدِ فَاطِمَةَ وَ ابْنَيَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ثُمَّ دُرْتُ عَلَى أَهْلِ بَدْرٍ وَ أَهْلِ السَّابِقَةِ فَنَاشَدْتُهُمْ حَقِّي وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَى نُصْرَتِي فَمَا أَجَابَنِي مِنْهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةُ رَهْطٍ سَلْمَانُ وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَر ...؛
که حتی تا دوازده نفر هم گفته اند.(1)
حارث گوید: مالک بن اعین از امام صادقG سؤالاتی را مطرح کرد تا به این سوال رسید که آیا مردم در این هنگام هلاک شدند؟ امام Gفرمودند: به خدا قسم ای پسر اعین مردم همگی هلاک شدند. گفتم: اهل مشرق و مغرب؟ فرمودند: فتح شد بر گمراهی. به خدا قسم هلاک شدند مگر سه نفر: سلمان فارسی و ابو ذر و مقداد و به آنها ملحق شدند عمار و ابو ساسان انصاری (باید ابوسنان باشد) و حذیفه و ابو عمره پس هفت نفر گردیدند.
مصدر اصلی: الإختصاص، ص 6
منابع دیگر:الوافي،ج5، ص 731/ بحار الأنوار ، ج34، ص 274
اما الان معلوم میشود که چه کسی شکست خورده است! الان حیات برادران اهل تسنن هم به جمهوری اسلامی شیعی ما [وابسته] است. الان شیعه به همه جهان اسلام هویت می دهد. [پس با تدابیر سقیفه،] نه تنها امیرالمومنینG محدود نشد؛ بلکه تفکر ایشان
ص: 72
1) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَارِث قَالَ: سَمِعْتُ عَبْدَ الْمَلِكِ بْنَ أَعْيَنَ يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G فَلَمْ يَزَلْ يَسْأَلُهُ حَتَّى قَالَ فَهَلَكَ النَّاسُ إِذاً فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ يَا ابْنَ أَعْيَنَ هَلَكَ النَّاسُ أَجْمَعُونَ قُلْتُ أَهْلُ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ قَالَ إِنَّهَا فُتِحَتْ عَلَى الضَّلَالِ إِي وَ اللَّهِ هَلَكُوا إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ لَحِقَهُمْ عَمَّارٌ وَ أَبُو سَاسَانَ الْأَنْصَارِيُّ وَ حُذَيْفَةُ وَ أَبُو عَمْرَةَ فَصَارُوا سَبْعَة؛
در زمانِ ما دارد [به ]مدرسه و دانشگاه [راه] پیدا می کند و ما نشسته ایم می گوییم معماری از نظر امیرالمومنینG چگونه باید باشد؟ در همه حوزهها [همینطور شده است؛ مثلاً بحث میشود که:] غذا از نظر امیرالمومنین7 چگونه باشد؟ شهرسازی و کشاورزی چگونه باشد؟ [تفکر حضرت]جلو آمده است، نتوانستند آقا را محدود کنند، خودشان ضرر کردند.
مهم است که حتماً در بهره برداری از ساختمان -ان شاءالله اگر خانه واسعه ساختید- حدیث خوانی را [راه بیندازید و آن را به صورت] خانگی بحث کنید. همان کسی که میزبان میشود؛ یا یک طلبه ای را دعوت کند [تا برای مهمانان حدیث بخواند،] یا خودش از روی کاغذ حدیثی بخواند و در دو سه دقیقه [آن را] توضیح بدهد و سپس از میهمانها پذیرایی کند. روایت داریم که زکات خانه، این است. پس یک پرونده هم داریم [بنام] بهره برداری از ساختمان [که اجمالا گفته شد]. این هم یک سرفصل بحث.
سرفصل هشتم، مسئله "حیوانات خانگی" [است]. در کتاب های روایی ما یک مجموعه روایات [وجود] دارد و انبیاء مصادیق "حیوانات خانگی خوب" و "حیوانات خانگی بد" را بحث کرده اند. الان چون ما این [روایات] را بحث نمی کنیم، "حیوانات خانگی مُضرّ" وارد خانه های مردم شده است. حیوانات خانگی یک نعمتی هستند، موجودات زنده ای هستند که به تعبیر قرآن «سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي
ص: 73
السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا»؛(1)
او [خداوند] آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از سوى خودش مسخر شما ساخته; در این نشانه هاى (مهمى) است براى كسانى كه اندیشه مىكنند.
سوره جاثیة، آیه 13
[یعنی: خداوند،] برخی حیوانات را مُسخَّر ما قرار داده است. و جزو زینتهای زندگی هستند.(2)
و چهارپايان را آفريد در حالى كه در آنها، براى شما وسيله پوشش، و منافع ديگرى است و از گوشت آنها مىخوريد! * و در آنها براى شما زينت و شكوه است به هنگامى كه آنها را به استراحتگاهشان بازمىگردانيد، و هنگامى كه (صبحگاهان) به صحرا مىفرستيد! * آنها بارهاى سنگين شما را به شهرى حمل مىكنند كه جز با مشقّت زياد، به آن نمىرسيديد پروردگارتان رؤوف و رحيم است (كه اين وسايل حيات را در اختيارتان قرار داده)! * همچنين اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و زينت شما باشد، و چيزهايى مىآفريند كه نمىدانيد.
سوره نحل، آیات 5 تا 8
باید راجع به این بحث شود که: حیوانات خانگی کدام هستند؟ مثلاً آیا شما میتوانید "سگ" را درون خانه ببرید؟ بعد با اینها که [علاقمند به نگهداشتنِ سگ در خانه هستند] گفتگو می کنید، می گویند: سگ، "وفا" دارد. بله؛ وفا دارد ولی آیا شما میدانید که اهلبیتD در روایات فرموده اند: «[سگ]پست ترین مخلوقی است که خدا خلق کرده است.»(3)
امام صادق G فرمود: خداوند حيوانى نجستر از سگ خلق نكرده است.
مصدر اصلی: علل الشرائع ،ج1، ص292
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج1، ص227/ هداية الأمة إلى أحكام الأئمة D، ج1 ، ص 66/ بحار الأنوار ،ج73، ص 72
ما یک بحثی داریم [بنام] "طبقهبندی مخلوقات"، که کدام مخلوق با ارزش تر و کدام مخلوق پست تر است. در واقع پست ترین مخلوقی که خدا خلق کرده "سگ" است! اما خدا چون ارحم الراحمین است [لذا] در همین مخلوق پست، صفتی به اسم "وفا" [هم] را قرار داده است. اینطور نیست که خدا چون موجودی را در درجه پایین تر خلق کرده، هیچ خصلت خوبی به او نداده باشد.
ص: 74
1) . ارجاع پژوهشی: وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ؛
2) . ارجاع پژوهشی: وَ الْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَ مَنَافِعُ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ * وَ لَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ * وَ تَحمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلىَ بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ * وَ الخَيْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَركَبُوهَا وَ زِينَةً وَ يَخلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
3) . ارجاع پژوهشی: عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْكَلْب؛
بنابراین شما نباید موجودات را [فقط] با خصلتهای خوبشان ارزیابی کنید؛ چون در همه موجودات خصلت های خوب هم وجود دارد. [مثلاً] در روایت داریم که: «خداوند به پادشاهان ظالم و فاسق مثل فراعنه چند خصلت خوب داده است(1)
از حضرت علی G روایت شده : مهلت دادن خداوند به فرعون به جهت آسان گیری او در اجازه دادن به مردم و بخشش و اطعام او بود و خداوند هم در این دنیا به او مهلت داد تا اعمالی را به انجام برساند.
النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين D (نعمت الله جزائری،1112 ق)، ص 242
که مردم را از بین نبرند»، یعنی: شما هر درجه از "شرّ" را هم تصور کنید، میتوانید کنار آن، چند خصلت خوب را هم پیدا کنید. بنابراین منطق خوبی نیست که بعضی از برادران و خواهران می گویند ما سگ را به دلیل وفادار بودنش انتخاب می کنیم.
باید "حیوانات خانگی" که فوائد بیشتری دارند را انتخاب کنید. "خروس"(2)
امام کاظمG: «در خروس پنج ویژگی از ویژگی های پیامبران است: سخاوت، و شجاعت، و قناعت، و معرفت به اوقات نماز، و زیاد نکاح کردن، و غیرت.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 550 / الخصال، ج1، ص 299 / مكارم الأخلاق، ص 130
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 524 / الوافي، ج20، ص 862 / بحار الأنوار، ج62، ص 4
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَةَ أَهْلِهِ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ.»
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): « خروس سفید بالگشاده، اهل خانه ای که در آن است و هفت خانه دور آن خانه را از بلا حراست میکند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 549
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 525 / الوافي، ج20، ص 861 / بحار الأنوار، ج62، ص 3
و "کبوتر" (3)معاویه بن وهب می گوید: «کبوتر از پرندگان انبیاء بوده است.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 546
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 853 / وسائل الشيعة، ج11، ص 514 / بحار الأنوار، ج62، ص 17
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتِ نَبِيٍّ إِلَّا وَ فِيهِ حَمَامٌ لِأَنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ بِصِبْيَانِ الْبَيْتِ فَإِذَا كَانَ فِيهِ حَمَامٌ عَبَثُوا بِالْحَمَامِ وَ تَرَكُوا النَّاس.»
امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانه ای از پیامبران نیست مگر آنکه در آن کبوتر است! چرا که بیخردانِ جن با بچههای خانه بازی میکنند پس اگر در آن خانه کبوتر باشد، آنها با کبوتر بازی خواهند کرد و انسان را رها میکنند.»
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 131
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 163
عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: «إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَةِ الْحَمَامِ لَتَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ.»
امام صادق(علیه السلام): «همانا صدای بالزدنِ کبوتر شیاطین را دور میکند.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 547 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 350(مرسلا عن امیرالمومنین(ع))
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 856 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 19(خفیق بدل حفیف)
در رأس حیوانات خانگی خوب است.(4)اگر ان شاءالله حیاط خانه تان بزرگتر بود، می توانید حیوانات خانگی
ص: 75
1) . ارجاع پژوهشی: رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ G إِنَّمَا أَمْهَلَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ فِي دَعْوَتِهِ لِسُهُولَةِ إِذْنِهِ وَ بَذْلِ طَعَامِهِ فَجُوزِيَ فِي الدُّنْيَا عَلَى أَعْمَالِه؛
2) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ الْمَحَامِلِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ قَالَ: «فِي الدِّيكِ خَمْسُ خِصَالٍ مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِيَاء: السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْمَعْرِفَةُ بِأَوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ وَ الْغَيْرَةِ.»
3) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: «الْحَمَامُ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ ع.»
4) . ارجاع پژوهشی: جهت مطالعه بیشتر در مورد روایاتی در مورد «خاصیتهای "خروس" و "کبوتر" برای زندگی انسان»؛ به پیوست 9 مراجعه بفرمایید.
دیگری را هم اضافه کنید؛ [مثلاً:] "گربه"؛(1)
امام کاظم Gفرمود: نشايد كه خانه هر يك از شماها از سه چيز تهى باشد كه آنها آباد كن خانه باشند:گربه و كبوتر و خروس و اگر با خروس مرغى هم باشد چه بهتر و گر نه باكى نيست بر كسى كه توانا بر آن نيست.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 130
منبع دیگر: بحارالأنوار ، ج73، ص163
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّفْوَانِيُّ فِي كِتَابِ التَّعْرِيفِ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع أَنَّهُ قَالَ:« لَا تَخْلُو الْبَيْتُ مِنْ ثَلَاثَةٍ وَ هِيَ عِمَارَةُ الْبَيْتِ: الْهِرَّةِ وَ الْحَمَامِ وَ الدِّيكِ؛ وَ إِنْ كَانَ مَعَ الدِّيكِ أَنِيسَةٌ فَلَا بَأْسَ إِلَّا أَنْ يُكْرَهَ قَذَرُهَا.»
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «خانه از سه چيز خالی نباشد كه آنها آبادی خانه هستند: گربه و كبوتر و خروس. و اگر با خروس مرغى هم باشد اشکالی ندارد مگر آنکه از کثیفی آن کراهت داشته باشید.»
مستدرك الوسائل، ج8، ص 284
وَ قَالَ ص: «الشَّاةُ فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ السِّنَّوْرُ [1] فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ الرَّحَى فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ الشَّاةُ بَرَكَةٌ وَ الشَّاتَانِ بَرَكَتَانِ وَ الثَّلَاثَةُ بَرَكَاتٌ كَثِيرَةٌ.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله):«گوسفند در خانه برکت است، گربه در خانه برکت است، آسیاب در خانه برکت است، یک گوسفند در خانه یک برکت است، دو گوسفند دو برکت، و سه گوسفند برکات بسیار است.»
مكارم الأخلاق(طبرسی)، ص 129
[1] معنای " السِّنَّوْر": «السِّنَّوْر: الْهِرُّ و الْأُنْثَى (سِنَّوْرَةٌ) قالَ ابنُ الْأَنْبَارِىِّ و هُمَا قَلِيلٌ فِى كَلَامِ الْعَرَبِ و الأَكْثَرُ أَنْ يُقَالَ هِرٌّ وَ ضَيْوَنٌ و الْجَمْعُ (سَنَانِيرُ).»؛ «سِّنَّوْر: گربه. مونث آن سِنَّوْرَة است. ابن انباری میگوید: این دو لفظ در کلام عرب کم استفاده میشود، و بیشتر "هِرّ" و " ضَيْوَن" گفته میشود. و جمع سِّنَّوْر: سنانیر است.»
المصباح المنير، ج2، ص 291
که هم خصلتهای خوبی دارد، اگرچه مضراتی هم برای گربه متصور است.(2)
فتوای مراجع معظم تقلید
[تفصیل و علتِ] این [مباحث] را بگذارید برای وقتی که "حیوان شناسی با تفکر انبیاء" را بحث می کنیم که بیشتر شرح خواهم داد.ص: 76
1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ:G لَا يَنْبَغِي أَنْ يَخْلُوَ بَيْتُ أَحَدِكُمْ مِنْ ثَلَاثَةٍ وَ هُنَّ عُمَّارُ الْبَيْتِ: الْهِرَّةُ وَ الْحَمَامُ وَ الدِّيكُ فَإِنْ كَانَ مَعَ الدِّيكِ أَنِيسَةٌ فَلَا بَأْسَ بِذَلِكَ لِمَنْ لَا يَقْدِرُهَ.
2) . ارجاع پرورشی: فضله گربه نجس است و بودن موی آن بر لباس نماگزار موجب فساد نماز او می شود.
چون شما اهل تحقیق هستید، من این را خدمت شما عرض می کنم که: ما یک جدولی را در "فقهالخلق" (1)
منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیام رسان ایتا
https://eitaa.com/olgou4/3973
در فقه الخلق پنج سرفصل مهم بحثی وجود دارد:
نهمین و آخرین سرفصل، مسئله "خرید و فروش ساختمان" است. خریدو فروش ساختمان کار خوبی است؟ یا کار بدی است؟ آیا ما وقتی "زمین"، "ساختمان"، "باغ" یا "آب" داریم می توانیم روی اینها به عنوان "کالای سودآور" حساب کنیم؟
ص: 82
1) . ارجاع پرورشی: بر اساس مباحث فقه الخلق، اوصاف اشیاء مخلوق در قالب ده جدول 1- جدول فقهی خصلت، 2- جدول فقهی بنیاد، 3- جدول فقهی زمان، 4- جدول فقهی عماد، 5- جدول فقهی زینت، 6- جدول فقهی سببیت (جدول تسخیر)، 7- جدول فقهی تغییر، 8- جدول فقهی طبقه بندی اشیاء، 9 - جدول فقهی حیازت و 10 - و جدول فقهی نفی تشبیه، تدوین شده است.
شارع می فرماید: «اینها کالای مَمحوق هستند.»(1)
امام کاظمG: پول فروش زمين و كشتزار نابود مىشود، مگر آن كه براى خريد زمين يا كشتزارى همانند آن صرف شود.
مصدر اصلی:الكافي، ج5، ص92
منابع دیگر:الوافي، ج17، ص137/ وسائل الشيعة، ج17 ، ص71
قَالَ الصَّادِقُG: مُشْتَرِي الْعَقَارِ مَرْزُوقٌ وَ بَائِعُ الْعَقَارِ مَمْحُوقٌ؛
امام صادقG: كسى كه زمینی مىخرد، روزى مىيابد و كسى كه آن را مىفروشد، زيان مىكند (مالباخته مىگردد).
مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج3 ، ص169
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ وَهْبٍ الْحَرِيرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ: مُشْتَرِي الْعُقْدَةِ مَرْزُوقٌ وَ بَائِعُهَا مَمْحُوقٌ؛
امام صادق G: خريدار زمين پردرخت روزى مىيابد و فروشنده آن كم بركت مىگردد.
مصدر اصلی: الكافي ج5، ص 92
منبع دیگر: وسائل الشيعة ،ج17 ، ص 71
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: دَعَانِي جَعْفَرٌ G فَقَالَ: بَاعَ فُلَانٌ أَرْضَهُ فَقُلْتُ نَعَمْ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَّهُ مَنْ بَاعَ أَرْضاً أَوْ مَاءً وَ لَمْ يَضَعْهُ فِي أَرْضٍ أَوْ مَاءٍ ذَهَبَ ثَمَنُهُ مَحْقاً؛
ابان بن عثمان: امام صادق Gمرا فراخواند و فرمود: «آيا فلان شخص زمينش را فروخت؟» گفتم: آرى. فرمود: «در تورات نوشته شده: هر كس زمينى يا آبى را بفروشد و با بهاى آن، زمين يا آبى ديگر نخرد، پولش نابود شده است».
مصادر اصلی: الكافي، ج5، ص91 / من لا يحضره الفقيه،ج3، ص 170/ تهذيب الأحكام ،ج6 ، ص 388
منابع دیگر:الوافي ، ج17، ص 136/ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول [، ج19، ص41
جهت مطالعه روایات بیشتر در مورد «نهی و مذمت خرید و فروش خانه و زمین و باغ در روایات» ؛ به پیوست 10 مراجعه بفرمایید.
"مَحق" در روایت، در مقابل "برکت" [است].(2)
سماعه بن مهران گوید: نزد امام صادق Gبودم و گروهى از دوستداران حضرت در آنجا حضور داشتند . سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق G فرمود :... خداوند به عقل هفتادوپنج سرباز بخشيد. سربازانى كه خداوند به عقل بخشيد، عبارت اند از:... برکت داشتن و ضد آن بى برکتى.
مصادر اصلی:المحاسن، ج1 ، ص 197 / الكافي، ج، ص 22/ علل الشرائع، ج1 ، ص 115
منابع دیگر:الوافي، ج1، ص 60 / بحار الأنوار ، ج1، ص 111
"حدیث جنود عقل و جهل" امام صادقG را بخوانید؛ آنجا امام صادقG 75 نور و 75ص: 83
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ G قَالَ: ثَمَنُ الْعَقَارِ مَمْحُوقٌ إِلَّا أَنْ يُجْعَلَ فِي عَقَارٍ مِثْلِهِ؛
2) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْلِ فَقَال : ... فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَكَانَ مِمَّا أَعْطَى اللَّهُ الْعَقْلَ مِنَ الْخَمْسَةِ وَ السَّبْعِينَ الْجُنْدَ... وَ الْبَرَكَةُ وَ ضِدَّهَا الْمَحْق؛
ظلمت را بحث میکند. 75 ظلمت، لشکر جهل هستند و 75 نور، لشکر عقل هستند. یکی از لشکرهای جهل، "مَحق" است.
محق یعنی نابودی. اگر کسی "انبوهساز" شد، زندگی اش ذیل "مَحق" و "بی برکتی" رفته است. با حساب بانکی محاسبه نکنید؛ [چرا که] این پول برکت ندارد. اگر طبق اطلاعات بانکی محاسبه کنید، طرف "بنگاه دار" و "انبوه ساز"، پول خوبی می برد؛ ولی معلوم نیست که این پول جای درستی خرج شود و باعث خوشی آنها شود. ممکن است انسان حساب بانکیاش بالا باشد؛ ولی هزینه های زندگی اش هم بالا باشد. ممکن است آدم حساب بانکی اش بالا باشد ولی فامیل، خانواده و فقرا از این ثروت بهره مند نشوند. این یعنی "پول بی برکت" یا به تعبیر روایت: "پول مَحق". حضرت می فرماید: «پول ناشی از خرید و فروش ساختمان محق است»؛ یعنی: پول در حسابتان می آید ولی همزمان هزینه های زندگی بالا میرود. ممکن [است] دچار ابتلائات بشوی. پول به حساب شما می آید ولی همزمان همسایه ها و فامیل های شما فقیراند و شما دلتان نمی آید که از این پول خرج کنید و مشکلات اینها را برطرف کنید.
[اگر] "باغ" را [هم] بفروشید، همینطور(بی برکت) است. [اگر] "زمین" هم بفروشید، همینطور است. در روایت داریم که میگوید: «پولی که از محل فروش زمین به دست می آید، مانند این است که با کف دستتان یک مشت خاک بردارید و جلوی باد شَدید [قرار دهید!]» (1)
مسمع مىگويد: «به امام صادق عليه السلام گفتم: زمينى دارم كه درخواست خريدش از من مىشود و مرا به فروش آن ترغيب و تشويق مىكنند. امام فرمود: اى ابو سيار! آيا نمىدانى كه هركس آب و خاك را بفروشد (و پولش را در آب و خاك مصرف نكند) آن پول بر باد مىرود؟!
الكافي، ج5، ص 92 / تهذيب الأحكام، ج6، ص 388
چندثانیه طول میکشد که کف دست شما خالی شود؟ [حضرت] میفرماید: پولِ [شما] این چنین از دستتان خارجص: 84
1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِي أَرْضاً تُطْلَبُ مِنِّي وَ يُرَغِّبُونِّي فَقَالَ لِي يَا أَبَا سَيَّارٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنْ بَاعَ الْمَاءَ وَ الطِّينَ ذَهَبَ مَالُهُ هَبَاءً؟!
میشود. مثلاً میبینید چند میلیارد هم پول [به دست] می آید؛ ولی خانه شما دچار آتش سوزی میشود، یک ماه بعد می بینید که هیچ چیزی از این پول نمانده [است]!
[اصل اولیه] در مورد خرید و فروش خانه، زمین ، باغ و آب [،ممنوعیتِ آن است.] "آب" که اصلاً خرید و فروش ندارد؛ [در] این [مورد] که هیچ [بحثی نیست]. [در] آن سه مورد دیگر [یعنی: خانه و زمین و باغ] هم فقط در صورتی میتوانید بفروشید که بخواهید "تبدیل به احسن" کنید.(1)
مسمع مىگويد: «به امام صادق عليه السلام گفتم: زمينى دارم كه درخواست خريدش از من مىشود و مرا به فروش آن ترغيب و تشويق مىكنند. امام فرمود: اى ابو سيار! آيا نمىدانى كه هركس آب و خاك را بفروشد (و پولش را در آب و خاك مصرف نكند) آن پول بر باد مىرود؟! مسمع گفت: فدايت گردم! من آن را به قيمت زيادى مىفروشم و با آن زمين بزرگترى خريدارى مىكنم. امام عليه السلام فرمود: اشكال ندارد!»
الكافي، ج5، ص 92 / تهذيب الأحكام، ج6، ص 388
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ Gإِنَّ لِي أَرْضاً تُطْلَبُ مِنِّي وَ يُرَغِّبُونِّي فَقَالَ لِي يَا أَبَا سَيَّارٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنْ بَاعَ الْمَاءَ وَ الطِّينَ ذَهَبَ مَالُهُ هَبَاءً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَبِيعُ بِالثَّمَنِ الْكَثِيرِ وَ أَشْتَرِي مَا هُوَ أَوْسَعُ رُقْعَةً مِمَّا بِعْتُ قَالَ فَلَا بَأْسَ؛
مسمع گوید به امام صادق Gگفتم: مرا زمينى است كه از من مىخواهندش و به فروش آن ترغيبم مىكنند. مرا فرمود: «اى ابو سيار! آيا نمىدانى كه هر كس آب و گِلى را بفروشد، مالش بر باد رفته است؟» گفتم: فدايت شوم؛ آن را به بهاى بسيار مىفروشم و زمينى بزرگتر از آن كه فروختهام، مىخرم. فرمود: «خوب است».
مصدر اصلی:الكافي، ج5، ص92
منابع دیگر: وسائل الشيعة،ج17، ص 71/ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول[ ، ج19، ص 42
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ أَخْبَرَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ احْتَاجَ إِلَى بَيْعِ دَارِهِ فَمَشَى إِلَى أَخِيهِ فَقَالَ لَهُ أَبِيعُكَ دَارِي هَذِهِ وَ تَكُونُ لَكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَكُونَ لِغَيْرِكَ عَلَى أَنْ تَشْتَرِطَ لِي إِنْ أَنَا جِئْتُكَ بِثَمَنِهَا إِلَى سَنَةٍ أَنْ تَرُدَّ عَلَيَّ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهَذَا إِنْ جَاءَ بِثَمَنِهَا إِلَى سَنَةٍ رَدَّهَا عَلَيه.
اسحاق بن عمّار گويد: مردى از امام صادق عليه السّلام در حضور من سؤال كرد كه مرد مسلمانى نياز پيدا كرده كه خانهاش را بفروشد تا رفع نياز نمايد، نزد برادرش آمده و مىگويد اين خانه را بفلان قيمت بتو مىفروشم زيرا بيشتر دوست دارم كه اين خانه از آن تو باشد تا ديگرى، با اين شرط كه اگر تا يك سال وجه را حاضر كردم تو بازستانى و بيع فسخ شود و اگر نتوانستم خانه از آن تو باشد. فرمود: اين اشكالى ندارد اگر تا رأس مدّت پول را حاضر كند و به خريدار دهد درست است.
الكافی، ج5، ص 171 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 23 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 205
[یعنی:
ص: 85
1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِي أَرْضاً تُطْلَبُ مِنِّي وَ يُرَغِّبُونِّي فَقَالَ لِي يَا أَبَا سَيَّارٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنْ بَاعَ الْمَاءَ وَ الطِّينَ ذَهَبَ مَالُهُ هَبَاءً؟! قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَبِيعُ بِالثَّمَنِ الْكَثِيرِ وَ أَشْتَرِي مَا هُوَ أَوْسَعُ رُقْعَةً مِمَّا بِعْتُ. قَالَ: فَلَا بَأْس.
مثلاً بخواهید] "زمین" را بفروشید و زمین بهتر برای خود تهیه کنید. [یا] "خانه" را بفروشید برای [خرید خانۀ] بهتر. "باغ" را بفروشید برای [خرید باغ] بهتر. فقط در فرض بهتر بودنِ فروش، [جایز است.]
چرا حضرت اینها را بیان می کنند؟ چون می خواهد قیمت زمین، باغ و خانه سر به فَلَک نکشد! الان انبوه سازها چند نفر هستند؟ [با اینکه تعداد کمی هستند؛ ولی تاثیرگذارِ اصلی در قیمت خانه در کشور هستند.] الان هر خانه ای را که میسازند، به همان اندازۀ قیمت خانه هم، سود میبرند! ولی الان در کنار آن، 10میلیون مستأجر در ایران داریم! چه کسی باعث شده که اینها مستأجر بشوند؟ من معذرت میخواهم که این حرف را میزنم: کسانی که شغلشان را انبوه سازی و بنگاه داری و این چیزها قرار داده اند، بی وجدان میشوند! کنارش الان طبق آمار 30% مردم ایران مستاجراند، آن هفتاد درصدی هم که خانه دار هستند، 40% در آپارتمان هستند و نتوانستهاند خانه بهتر [از آپارتمان] بخرند. یعنی این انبوهسازان مدیون 70% مردم ایران هستند! چون قیمت ها را بالا برده اند در حالی که اگر حرف پیامبران را گوش می دادند، اینها را "کالای تجاری" قرار نمیدادند، قیمت زمین و باغ و خانه اینقدر در ایران گران نبود.من دیده ام بعضی از دوستان دانشگاهیِ روایت نخوانده، می گویند: ما می خواهیم "مالیات" (به اصطلاح: مالیات بر عائدی سرمایه(1)
پایانی بر سوداگری در بازارهای کاذب با طر ح مالیات بر عایدی سرمایه: طغیانی با بیان اینکه در واقع نام اصلی این طرح مالیات بر سوداگری و دلالی است، افزود: 133 کشور جهان این قانون را مصوب کردهاند و نزدیک به 7 الی 8 درصد درآمد مالیاتی خود را از همین محل کسب میکنند، این مالیات از حرکت نقدینگی به سمت بازارهای غیرمولد جلوگیری میکند.
این نماینده مردم در مجلس یازدهم با یادآوری اینکه موضوعاتی همچون قرعهکشی در خرید خودرو و بختآزمایی در این حوزه به دلیل وجود سوداگرانی است که بیش از نیاز خود خودرو خریداری میکنند، تصریح کرد: برای اینکه جلوی این سوداگریها گرفته شود هیچ راهی جز مالیات بر سوداگری وجود ندارد. وی با برشمردن اهداف این طرح، کمک به تولید را نخستین هدف این طرح مهم برشمرد و تأکید کرد: هدف دوم این طرح تضعیف فعالیتهای مالی غیرمولد در 4 بازار نامبرده است.
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس هدف سوم را افزایش عدالت و کاهش فاصله طبقاتی خواند و گفت: متأسفانه حضور در بازارهای سوداگری باعث شده برخی افراد به دلیل نبود همین قوانین ره صد ساله را یک شبه طی کردهاند.
طغیانی ادامه داد: هدف دیگر این قانون جلوگیری از نوسان قیمتها به ویژه قیمت ارز است که شاهد بودیم چه میزان نوسانات ارز روی زندگی مردم تأثیر گذاشته است.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما / 5 خرداد 1400
https://www.iribnews.ir/00D578
)بگذاریم و این قضیه را مهار کنیم.
ص: 86
1) . ارجاع پردازشی: مهدی طغیانی (سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس و نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی) در تشریح گزارش کمیسیون اقتصادی در مورد طرح مالیات بر عایدی سرمایه، این طرح را یکی از طرحهای مهم در مجلس یازدهم در سال پشتیبانی از تولید و مانعزداییها دانست و تصریح کرد: یکی از مهمترین موانع تولید رقیبتراشی برای سرمایهگذاری در تولید است. وی افزود: طرح مالیات بر عایدی سرمایه بر موضوع تقویت تولید تمرکز دارد و اجازه ورود واسطهها به اقتصاد را نمیدهد و مانع سوداگری در اقتصاد کشور خواهد شد. او یادآور شد: مالیات بر عایدی سرمایه صرفاً فردی را هدف قرار میدهد که سرمایهگذاریهای مولد انجام نمیدهد و فقط 4 بازار املاک، خودرو، طلا و ارز را هدف قرار میدهد. اگر فرد بیش از نیاز مصرفی در این 4 بازار خرید داشته باشد، مالیات بر عایدی سرمایه شامل او میشود. وی افزود: در سالهایی که تورم شدید را تجربه کردیم مانند سال 99 که تورم 40 درصدی را پشت سر گذاشتیم، افزایش در 4 بازار نامبرده بیش از 40 درصد بود بنابراین علاوه بر تورم موجود در اقتصاد ما برای سوداگران بازار ملک، خودرو، طلا و ارز موضوع عایدی ایجاد کردهایم.
من به اینها می گویم: راه مهارکردنِ شرّ و ظلمت، "بیان حدیث" و "اقناع مردم" است. "قانون" یک امر فرعی است و باید بتوانید مخاطب را اقناع کنید. باید با گفتگو مسئله را حل کرد. به [حرف] ماگوش نمیدهند و دائماً میگویند: می خواهیم "قانون" بگذاریم و "مجازات" کنیم. باور کنید پیامبران عاقلترین آدم ها هستند!
امام رضاG یک بحثی دارد، امام صادقG هم دارد، سایر اهلبیت: هم دارند؛ میفرمایند: «بِالْحَدِيثِ إِحْيَاءَ أَمْرِنَا»،(1)
امام صادقG: همديگر را ملاقات كنيد و از دانش با هم سخن بگوييد. دلهاى زنگار گرفته با سخن جلا مىيابند و سخن، مايه زنده كردن امر ماست. خدا بيامرزد كسى را كه امر ما را زنده كند!
عوالي اللئالي ،ج4 ، ص 67 / بحار الأنوار ، ج1، ص 202
چرا حدیث، "قدرت احیاء" دارد؟ چون "قدرت اقناع" دارد. هرچه قدرت اقناع بالاتر [باشد]، ارتکاب به دخول شرّ و ظلمت کمتر میشود. این عرض من است. بنابراین بسته اول این است که شما پرونده گفتگوی "خرید و فروش های بابرکت و بی برکت" را شروع کنید.ملحق به این بحث، "ساخت مسکن برای محرومین" است. ساخت مسکن برای محرومین وظیفه اغنیاء است.(2)
امام كاظمGفرمود: همانا خدا، تمامى مال ها را تقسيم كرده و حق هر مستحق را از خاصه و عامه و فقير و مسكين و اصناف ديگر مردم را، به آنها داده است. سپس فرمود: اگر در ميان مردم عدالت حكمفرما باشد، همه، بى نياز شوند. و باز فرمود: عدالت، از عسل شيرين تر است و عدالت را پيشه نكند، جز كسى كه عدالت را خوب بداند.
مصدر اصلی:الكافي ، ج1، ص 542
منابع دیگر: الوافي،ج10 ، ص 296
این هم باید احیاء شود، حالا اگر یک انسان غنی می تواند خودش به تنهایی برایص: 87
1) . ارجاع پژوهشی: رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِG أَنَّهُ قَالَ: تَلَاقَوْا وَ تَحَادَثُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ بِالْحَدِيثِ تَجَلِّيَ الْقُلُوبِ الرَّائِنَةِ وَ بِالْحَدِيثِ إِحْيَاءَ أَمْرِنَا فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا.
2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ G قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِنْ صُنُوفِ الْأَمْوَالِ إِلَّا وَ قَدْ قَسَمَهُ وَ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ الْخَاصَّةَ وَ الْعَامَّةَ وَ الْفُقَرَاءَ وَ الْمَسَاكِينَ وَ كُلَّ صِنْفٍ مِنْ صُنُوفِ النَّاسِ فَقَالَ لَوْ عُدِلَ فِي النَّاسِ لَاسْتَغْنَوْا ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْعَدْلَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ وَ لَا يَعْدِلُ إِلَّا مَنْ يُحْسِنُ الْعَدْل؛
یک محرومی خانه بسازد، خوب بسازد و اگر نمی تواند چند نفر جمع بشوند و بسازند.(1)
با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید.
سوره مائده، آیه 2
این هم یک سرفصل[دیگر] در مسئله ساختمان.من 9 سرفصل را بحث کردم و هر کدام را اجمالا توضیح دادم؛حالا آیا دانش موجودِ ساختمان، اینها را بحث میکند؟ خودتان می توانید قضاوت کنید. آیا ما می توانیم از این 9 دسته فایده عبور کنیم؟ خودتان می توانید در آینده قضاوت کنید.ص: 88
1) . ارجاع پژوهشی: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ...؛
سوال سوم را هم خیلی مختصر مطرح کنم. سوال سوم: امکان سنجی و پاسخ به شبهات [در مورد] این بحثهاست. باید حوصله کنید و شبهات مربوط به "دارواسعه" را بشنوید و یکی یکی پاسخ بدهید. "دانش ساخت ساختمان"، معیوب است؛ چون "تفکرات نوشهرگرایی" و "تفکرات مدرنیستی" حاکم است. مردم با آن تفکرات زندگی می کنند. بنابراین در بدو امر خیلی شبهه برایشان ایجاد میشود، بنابراین شما باید پاسخگویی به شبهات را جزو کارهای خود بگذارید. این هم یک سرفصل است.
حالا من چند شبهه را جواب بدهم، شاید 20 شبهۀ مهم [در مورد مقررات فقهی ساختمان و ساخت دارواسعه] وجود دارد، ولی من سه شبهه را جواب بدهم:
میگویند: اگر ما شهر را افقی ساختیم، پدیده "کلان شهر" شکل می گیرد و مدیریتش سخت میشود. پس شما اجازه بدهید ما [شهر را به صورت] "عمودی" و "آپارتمان" بسازیم تا کلان شهر شکل نگیرد. پاسخ این [شبهه] چیست؟
پاسخش این است که: اولا هیچ ملازمه ای بین "ساخت افقی" و شکلگیری "کلان شهر" وجود ندارد. [چونکه] ما می توانیم مثل شمال، شهرهای پیوسته به هم و با مدیریت مجزا داشته باشیم. الان در شمال کشور اینچنین است که گاهی شما از یک کوچه وارد کوچه دیگری می شوید، در واقع از یک شهر به شهر دیگری وارد شده اید. ولی دو بَلَدیه(شهرداری) دارد. چه کسی گفته است که حتماً باید یک بَلَدیه [مشترک] برای [این شهرهای کوچکِ به هم پیوسته] بگذاریم که مدیریت آن دردسر داشته باشد؟! مثلاً ممکن است ما از اینجا(قم) تا کاشان را بسازیم ولی 20 شهر بشود؛ 20 شهر کوچک که اداره آن هم راحت تر باشد. این یکی از شبهاتی است که مطرح می کنند. [که پاسخش داده شد.]
ص: 89
یکی دیگر از شبهات این است که می گویند: قیمت زمین گران است و یا اصلاً در شهرها زمین وجود ندارد. مثلاً در تهران که شما نمی توانید خانه حیاط دار بسازید، نه زمینی هست و اگر هم باشد خیلی گران است. پاسخ این شبهه چیست؟
ببینید ما وقتی "قانون مترقی احیای موات" را اجرایی کنیم. ما پیشنهاد داده ایم ده میلیون قطعه زمین هزار متری در سراسر کشور به مستاجرها و زوجهای جوان واگذار شود؛ [این کار] به سقوط آزاد قیمت زمین کمک می کند. چون الان زمین کم است [لذا] قیمتش بالاست؛ اما وقتی شما ده میلیون قطعه زمین را وارد بازار کنید، همان زمین هایی هم که هست قیمتش سقوط می کند، پس با [اجرای] "قانون احیای موات" قیمت زمین می شکند.
بحث دیگر اینکه فضای سبز شهری و کاربری های فضای سبز را در طرح های تفصیلی آینده با کاربری مسکونی مخلوط کنید. هم میشود در "طرح های تفصیلی آیندۀ یک شهر"، این کار را انجام داد، و هم در "احیاء بافتهای فرسوده". میبینید که [با این تدبیر] در درون شهرها ما زمین خواهیم داشت. علت محدود بودن زمین درون شهرها این است که گاهی وقتها یک دهم یا دو دهم زمین یک شهر را به کاربری فضای سبز و کاربری های دیگر می دهند. ما در طراحی های تفصیلی شهری خودمان، فضای سبز را در حیاط خانه ها میبریم که هم برای شهرداری ها ارزان تر شود و هم مشکل زمین پیدا نکنیم. پس ببینید در شهرهای بزرگ هم میشود زمین پیدا کرد.(1)
انتقال از متن
مثلاً مساحت همین بوستان علوی [در قم] را محاسبه کنید و ببینید که میشود چند ده متر به چند ساختمان اضافه کرد. یا مساحت چند هزار ساختمان را میشود در "طرح های تفصیلی آینده" و همینطور در "بافت فرسوده" توسعه داد. پس [مشکل زمین وجود ندارد و همچنان] زمین وجود دارد.بحث دیگر: در شهرهای فعلی یا در خود شهر تهران 30% خانه های حیاط دار وجود دارد. خاصیت این بحث های ما این است که مجوز آپارتمان سازی در این خانه های حیاط دار را لغو کنیم. [اگر]
ص: 90
1) . البته غیر از بحث جنگل و اینها. من روی جنگل یک بحث های دیگری دارم که آنها منظورم نیست.
نمیتوانید [خانه های حیاط دار] اضافه کنید، [لااقل] همین وضعیت فعلی را حفظ کنید، چرا خانههای حیاط دار را به تدریج تبدیل به آپارتمان می کنید؟!
پس شبهه اول شبهه مدیریت بود و شبهه دوم هم شبهه زمین.
آقای بذرپاش (وزیر محترم مسکن) و خیلی از کارشناسان می گویند: آماده سازی زمین خیلی هزینه دارد. ایشان میگوید: هر کدام از این قطعات زمین هایی که ما واگذار کردیم، 200 میلیون هزینه داشته است.(1)
منبع: خبرگزاری فارس، 9/7/1402
http://fna.ir/3fao16
پس دائم نگویید: احیای موات [باید اجرایی شود]؛ [بلکه این را هم] بگویید [و توجه داشته باشید که:] احیای موات [برای] یک قطعه [زمینِ] 200متری، لااقل 200میلیون تومان برای دولت هزینه دارد! پس به این راحتی نمیشود این کار را انجام داد. پاسخ ما به این سوال چیست ؟پاسخ ما این است که: آقای بذرپاش! "هزینه فروپاشی هر خانواده در ایران" چقدر است؟ هر خانواده که در ایران دچار فروپاشی میشود؛ هزینه فروپاشیِ آن 200میلیون است یا دو میلیارد؟ اگر دقیق با دلار یا ریال حساب کنیم، می بینیم که هزینه فروپاشی هر خانواده در ایران، بیش از 20میلیارد هزینه دارد! [لذا بهتر است که شما در دولت] 200میلیون هزینه بدهید، تا بعدا در جاهای دیگر 200میلیارد هزینه نکنید.
من بعضی [هزینه های فروپاشی نهاد خانواده] را برای شما بشمارم؛ مثلاً: [یکی از هزینههای ناشی از آن،] هزینه سنگین برای رتق و فتق اختلافات در دادگاهها (خصوصا دادگاه های خانواده)است؛[مانند: هزینه] قاضی ها، کارشناسها و سیستم الکترونیک. اینها مجبورند اختلافات مردم را حل و فصل کنند، چقدر مجبوریم هزینه بدهیم؟ من خیلی از آقای بذرپاش تعجب کردم که آمدند در
ص: 91
1) . ارجاع پردازشی: وزیر راه و شهرسازی دولت سیزدهم (مهرداد بذرپاش ) با اشاره به واگذاری 400 هزار قطعه زمین در شهرها تاکید کرد: این میزان زمین 50 هزار هکتار است که در تاریخ انقلاب اسلامی بیسابقه بوده، آماده سازی هر یک از این زمینها برای دولت 200 میلیون تومان هزینه دارد.
تلویزیون این [حرف] را گفتند! یعنی با این گزارششان عملاً یک سنگی را جلوی قانون احیاء مواتی که پیامبر[ فرموده(1)
پیامبر [ فرمودند: هر که زمین مرده ای را زنده کند از آن اوست.
مصدر اصلی: تهذيب الأحكام، ج7، ص152
منابع دیگر:الوافي، ج18، ص 982/ وسائل الشيعة، ج25 ، ص 411
انداختند! به خاطر چه؟ به خاطر اینکه ریاضی ایشان ضعیف است. بروید "هزینه های فروپاشی خانواده ها" را محاسبه کنید. پس یک قسم از هزینهها، هزینه های اختلافات [ناشی از فروپاشی نهاد خانواده] است.
[یکی دیگر از هزینهها،] هزینه های ناشی از ناامنی: خانواده که نباشد آدم ها وحشی میشوند! این را پیامبران فرموده اند: «زن ها اُنس و سکونت خانه اند»؛(2)
و از جمله نشانه هاى او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و میان شما الفت و رحمت برقرار ساخت تا نسل بشر را تداوم بخشد. به یقین در آنچه یاد شد، براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است بر این که تدبیر امور انسان ها در اختیار خداوند است.
سوره مبارکه روم، آیه 21
شما خانواده را داشته باشی، زنها همه اعضای خانواده را آرام می کنند. تعبیر روایت این است می فرماید: «زن، انیس است.(3)امام زين العابدينG:حقّ زوجه ، اين است كه بدانى خداى عز و جل او را مايه آرامش و اُنس تو قرار داده و بدانى كه اين خود ، نعمتى است از جانب خداوند عز و جل به تو . پس او را گرامى بدارى و با او مهربان باشى .
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه ، ج 2، ص 621 / الخصال ، ص 567 / الأمالي( للصدوق) ص 370 / مكارم الأخلاق، ص 420
منابع دیگر: الوافي، ج5، ص715/ وسائل الشيعة، ج15، ص174
هم انیس برای شوهرش، و هم انیس برای پدر و مادرش است. "دختر" اینطوری است دیگر. شما حتماً توفیق
ص: 92
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ فُضَيْلٌ وَ بُكَيْرٌ وَ حُمْرَانُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ Fقَالا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[ :مَنْ أَحْيَا أَرْضاً مَوَاتاً فَهِيَ لَهُ.
2) . ارجاع پژوهشی: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في ذلِکَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَکَّرُونَ؛
3) . ارجاع پژوهشی: حدَّثنا عليُّ بن أحمد بن موسى رضى الله عنه، قال: حدَّثنا محمّد بن أبي عبد اللَّه الكوفيُّ، قال: حدَّثنا جعفر بن محمّد بن مالك الفزاريُّ، قال: حدَّثنا خيران بن داهر، قال: حدَّثني أحمد بن عليِّ بن سليمان الجبليُّ، عن أبيه، عن محمّد بن الحسين F إلى بعض أصحابه: وأمَّا حَقُّ الزَّوجَةِ: فأنْ تعلَمَ أنَّ اللَّهَ عز و جل جَعَلَها لَكَ سَكَناً و اُنساً، فَتعلَمُ أنَّ ذلِكَ نِعمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيكَ، فَتُكرِمُها وَتَرفَقُ بِها؛
دخترداربودن را تجربه کرده اید، اصلاً قابل مقایسه با "پسر" نیست؛ "دختر" انیس پدر و مادرش است. یعنی: هم پدر و مادر را آرام میکند هم فرزندان را. زن، یک چنین موجود پرخاصیتی است وقتی دقیق نگاه می کنیم. یعنی: "زن"، "متغیر اصلی امنیت ملی" است. شما [اگر] خانواده را به محوریت خانم ها احیاء کنید، امنیت کشور تامین خواهد شد و همه آرام میشوند.
چرا شما اینطور [ناقص] محاسبه می کنید و میگویید: من 200میلیون برای هر قطعه زمین پول میدهم [ولی متغیرهای دیگر را حساب نمیکنید]؟! در همین "شورش زن، زندگی، آزادی" عمده کسانی که به خیابانها آمدند، خانواده هایشان دچار فروپاشی بودند.(1)
منبع: ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ) / 9 آبان 1401
https://irna.ir/xjKTmg
چقدر اتوبوس و بانک آتش زدند؟ چقدر خیابان ها خراب شد؟ اینها برای کشور هزینه ندارد؟! آقای وزیر! شما باید اینطور صحبت کنید؟! ما شما را آدم دلسوزی میدانیم؛ اما محاسبه شما را خیلی محاسبه ضعیفی میدانیم. این هم یک هزینه.[نمونه دیگر:] هزینه های ناشی از مرض و بیماری چقدر است؟ من یک سوالی از شما میپرسم: هزینه فروپاشی نهاد خانواده که بعد [منجر به] هزینه فروپاشی سفره و فروپاشی آرامش روحی و ... میشود؛ چقدر است؟ شما چقدر در بیمارستان ها هزینه میکنید؟ یک بخش بزرگی از بودجه عمومی کشور را وزارت بهداشت کشور میبرد. به نظر من چون خانواده [دچار فروپاشی] شده است، [هزینۀ] درمان، بالا رفته است."خانواده" از سه حیث "امنیت" ایجاد می کند: 1) از حیث عاطفی؛ انسان ها وقتی سطح عاطفهشان بالا می آید سالم تر خواهند بود. در این بخش هم متغیر اصلی، خانم ها هستند. 2) از حیث تغذیه؛ سفره و مفاهیم اش باید در "خانه" احیاء شود نه در "فستفود" و "رستوران". یکی از دلایل مهم
ص: 93
1) . ارجاع پردازشی: فرشته روحافزا کارشناس حوزه خانواده گفت : در آمارگیری از دختران حاضر در اغتشاشات اخیر به نتیجه رسیدیم که اکثر آنها از خانوادههای طلاق هستند ما باید آسیبپذیری هویتی را در قشرهای مختلف زنان شهری و روستایی در اولویت برنامه هفتم قرار دهیم و این نقطه در سیاستهای فرهنگی حوزه زنان و خانواده مغفول مانده است.
بیماری در کشور فست فودها هستند.(1)
انتقال از متن
ببینید! آقای بذرپاش باید به این مسائل هم توجه کند. [چون] خانوادههای مردم دچار فروپاشی شده؛ مردم غذای خود را در رستوران ها و فست فودها میخورند. و این بعدا هزینه بیماری میشود.
پس من فعلاً سه نوع هزینه را ذکر کردم: 1) هزینه رفع اختلافات. 2) هزینه ناشی از ناامنی ها و فتنهها. 3) هزینه ناشی از مرض و بیماری. اینها را محاسبه کنید و دیگر نگویید که احیاء موات [هزینهبردار است] و هر قطعه زمین برای دولت 200 میلیون تومان هزینه دارد!
ما به فکر جیب دولت [هم] هستیم! من اقتصاد خوانده ام. تصادفاً بخش مهمی از عمرم را هم "اقتصاد سرمایه داری" و هم "اقتصاد اسلامی" خوانده ام. من محاسبه می کنم و حرف میزنم. میگویم: شما اینجا 200 میلیون تومان هزینه کنید، ولی 20میلیارد را برای فروپاشی خانواده هزینه نکنید. پس این یک جواب.
یک جواب دیگر هم اینکه، مدل آماده سازی شما اشکال دارد. "الگوی آماده سازی اراضی موات" که ما داریم، خیلی ارزان تر از 200میلیون [تومان] تمام میشود؛ چون "الگوی مدیریت آب" ما"غیرمتمرکز" است. "تأسیساتِ" ما غیر از تأسیسات مجتمع های آپارتمانی است. ما می خواهیم خانه یک طبقه بسازیم [و هزینه ساخت خانههای یک طبقه، کمتر از خانههای آپارتمانی است.] و [با محاسبۀ] بعضی از بحث های دیگر [نتیجه میگیریم] که در مجموع [مدل آمادهسازیِ ما] ارزان تر
ص: 94
1) . [به این آمار و] عددی که می گویم دقت کنید: در ایران 730 هزار پیتزا فروشی وجود دارد؛ یعنی 730 هزار عامل ایجاد بیماری! خب؛ بگذارید [ویژگیهای] پیتزا را بحث کنیم. پیتزا دو اشکال مهم دارد: 1) پنیر آن پنیر کهنه است؛ [یعنی:] کهنگی و خشکیِ پنیر پیتزا، بیشتر از پنیرهایی است که شما مصرف میکنید، 2) پخت ناقص و خام بودن، [هم مشکل دیگر پیتزا] است. در روایت گفته شده است که این دو مسئله عامل اصلی بیماری ها هستند. [مثلاً] حضرت [در روایتی] می فرماید: «پنیر و گوشت کهنه ریشه همه بیماریها هستند.» خصوصاً وقتی [پنیر] صبح مصرف شود. و "غذای خام" هم همینطور [است]؛ گوارش را به هم میزند، [و وقتی] گوارش که به هم بخورد، [منشأ بسیاری از بیماریها] از بیماری های مفصل تا سردرد تا بیماری های رحمی و ... [خواهد بود]. ما یک قاعدهای در طب اسلامی داریم که هر مریضی [به وجود] میآید، اول گوارش او را درست میکنیم، [با این کار،] مجموعه ای از بیماری های او هم کاهش پیدا می کند؛ به دلیل «اَلْمَعِدَةُ بَيْتُ كُلِّ دَاءٍ».
تمام میشود. پس اگر شما 200میلیون خرج میکنید و برای شما خیلی سخت است؛ اجازه بدهید که ما با الگوهای خودمان "آماده سازی زمین" را انجام میدهیم.
پس من 3 شبهه را جواب دادم و عرض کردم شاید حدود 20 شبهه وجود دارد. اما حدود 10-12 عدد از این شبهات مهم است. [مانند:] شبهه مدیریت، شبهه کمبود زمین و شبهه هزینه های بالای اجرای قانون مترقی احیای موات. ان شاءالله بعداً تفصیلی تر بحث خواهیم کرد.
این قانون مترقی احیای موات - را توضیح دادم که معلوم میشود پیغمبر ما اَعلم مَن فی الارض است،(1)
قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيٌّ السُّورِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ
مِنْ وُلْدِ الْأَفْطَسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ وَ صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ
جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِيِّ
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ Fأَنَّهُ قَالَ: حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ[ مِنَ الْمَدِينَةِ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِيعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَه ... قال[: مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللَّهُ فِيَّ وَ كُلُّ عِلْمٍ عَلِمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ فِي إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُبِين؛
بخشی ازخطبه غدیر پیامبر اکرم [که در حجة الوداع درمحل معروف غدیر خم ایراد شد: هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علیG) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»
مصدر اصلی: روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج1 ، ص93/ الإحتجاج (للطبرسي) ج1 ص 60
منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج35، ص 428/ عوالم العلوم و المعارف والأحوال، ص 182
-سه مصداق دارد: 1) احیای موات برای آب، 2) احیای موات برای مشاغل برتر(2)
رسول خدا [: هر کس نهالى را در زمینى بنشاند، یا نهر آبى بکشد که کسى بر او پیشى نگرفته باشد، یا زمین بایرى را آباد کند، بنا به فرمان خدا و پیامبرش، آن زمین از آن خود او خواهد بود.
من لا يحضره الفقيه،ج3 ، ص 240
و3) احیای موات برای سکونت.(3)از امامG سؤال شد، در مورد اینکه مردى زمینى بایر را آباد کرده و در آن نهرى جارى ساخته و خانه سازى نموده و درخت خرما و دیگر کاشته است، فرمود: زمین را مالک گشته و اجاره حجره ها و خانه نیز متعلّق به اوست و عشریه و خراج زمین را او باید بپردازد، اگر از باران و رودخانه و چشمه سیراب مىشود ده یک، و اگر از چاه و دلو براى آب استفاده مىکند نیم عشر باید بپردازد.
مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه،ج3، ص 241
منابع دیگر: الوافي،ج18، ص 985 / وسائل الشيعة،ج25، ص 413
زیرساخت آن دو احیای موات، "احیای موات [برای] آب" است.
ص: 95
1) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبٍ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَن أَبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ
2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ النَّبِيُّ [ :مَنْ غَرَسَ شَجَراً بَدْءاً أَوْ حَفَرَ وَادِياً لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَيْهِ أَحَدٌ أَوْ أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ قَضَاءً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولِه؛.
3) . ارجاع پژوهشی: رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ سُئِلَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ أَحْيَا أَرْضاً مَوَاتاً فَكَرَى فِيهَا نَهَراً وَ بَنَى بُيُوتاً وَ غَرَسَ نَخْلًا وَ شَجَراً فَقَالَG: هِيَ لَهُ وَ لَهُ أَجْرُ بُيُوتِهَا وَ عَلَيْهِ فِيهَا الْعُشْرُ فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ أَوْ سَيْلُ وَادٍ أَوْ عَيْنٌ وَ عَلَيْهِ فِيمَا سَقَتِ الدَّوَالِي وَ الْغَرْبُ نِصْفُ الْعُشْر؛.
یعنی شما اولین جایی که باید قانون احیای موات را اجرا کنید، برای کسانی هست که می خواهند قنات را بسازند و چشمه جاری کنند؛ چون وقتی مشکل آب را با قنات و چشمه حل کردیم، بعدا مشکل شغل و خانه هم حل خواهد شد. دیگر وابسته به سدها نیستید. سرّ آن را هم بیان کردم؛ "احیای موات برای آب"، نقطه اصلی است [و آن دو احیای دیگر هم وابسته به آب است]. بعداً در "الگوی فقهی مدیریت آب" توضیح خواهم داد.(1)
حجت الاسلام علی کشوری (دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) - بامداد یک شنبه 7 فروردین 1401 - بروجرد (شهر منتظران)
https://eitaa.com/olgou4/4031
منبع: کانال الگوی پیشرفت اسلامی در پیام رسان ایتا
ص: 96
1) . ارجاع پرورشی: الگوی فقهی مدیریت آب را تدوین کرده ایم! &
امروز سه نکته را خدمت شما مطرح کردم:
معایب مجتمع های آپارتمانی کدام است؟ چهار عیب را امروز بحث کردم [که عبارت بود از:] بازی کودکان، تفریح خانگی، افزایش تولید زباله و اقتصاد مقاومتی.
موضوعات دار واسعه کدام است؟ چند پرونده بحث در دانش معماری داریم؟ عرض کردیم که نُه پرونده داریم که اجمالاً توضیحات مختصری را در هر پروند عرض کردیم.
پاسخ به مسائل مربوط به امکان سنجی [بود]. همیشه در طول تاریخ صاحبان دانشِ غلط و کسانی که جهل دارند، به "اجرای دانش انبیاء" اشکال می کردند؛ در حالی که در میان [تمام] دانشها، "دانش انبیاء" کمهزینه ترین دانش در [مرحله] اجرا هستند. و اتفاقا اجرای تئوری های دیگران هزینه های بالایی را به ما تحمیل می کند.
این عرائض من بود و امیدوارم در جلسات دیگری راجع به "دانش فقهی ساختمان" با همدیگر بیشتر گفتگو کنیم.
والحمدللّه ربّ العالمین؛
اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
ص: 97
ص: 98
عکس
تعاریف کلی واژه ها و اصطلاحات حقوقی به کار رفته در تمامی مباحث مقررات ملی ساختمان ایران در این مبحث گردآوری شده است. اما به دلیل چاپ تدریجی مباحث مختلف مقررات ملی ساختمان، هر مبحث، واژه ها و اصطلاحات خود را جداگانه تهیه کرده است. لذا به علت حفظ هماهنگی در کل مجموعه این مقررات، همه این واژگان در مبحث اول تحت عنوان تعاریف منتشر میگردد. هدف از تدوین این مبحث، ایجاد پایه ای برای تفاهم میان دست اندرکاران صنعت ساختمان و یکسان سازی مفاهیم در حوزه شمول مقررات ملی ساختمان ایران میباشد. همچنین این مبحث منبع مناسبی برای آموزش و ارجاع در کلیه بخش های صنعت ساختمان خواهد بود. از طرفی با توجه به این که ممکن است یک تعریف در بخش های مختلف این صنعت به گونه های متفاوتی ارائه شود با گردآوری آنها در یک مجموعه، مرجعی مناسب جهت مقایسه نحوه کاربرد تعاریف در بخش های مختلف، برای دست اندرکاران و قانون گذاران فراهم میگردد، تا هدف خود را از بیان یک واژه، از میان تعاریف مختلف برای آن واژه، بیان نمایند.
این مبحث در مورد نظامات اداری موجود در صنعت ساختمان و حیطه وظایف دست اندرکاران صنعت و دفاتر مهندسی طراحی ساختمان، ناظر، شهرداری ها، و مراجع صدور پروانه ساختمان،
ص: 99
سازمان نظام مهندسی، وزارت مسکن و شهرسازی و غیره را بیان نموده است. پیوست این مبحث شامل مجموعه شیوه نامه های مصوب هیئت وزیران و قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان می باشد
اجرای تاسیسات برقی و مکانیکی در ساختمان ها، استفاده از مصالح سوختنی، توسعه شبکههای انرژی برق و گاز و به کارگیری تجهیزات گوناگون سبب افزایش احتمال آتش سوزی در ساختمان ها گردیده است. به همین دلیل توجه بیشتر به موضوع حفاظت از ساختمان ها در برابر حریق امری الزامی و اجتنابناپذیر محسوب می گردد. به منظور حفظ جان و مال انسان ها و فراهم ساختن ایمنی لازم در برابر آتش سوزی رعایت اصولی در طراحی و اجرای ساختمان ها ضروری است که در این مبحث آن پرداخته شده است.
به منظور نظارت بر تامین نیازهای حداقل ساکنی و بهره برداران از ابنیه و ساختمان های مشمول قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان از نظر محدودیت ها، ابعاد حداقل فضاها، نورگیری و تهویه مناسب و سایر الزامات عمومی این مقررات به عنوان بخشی از مقررات ملی ساختمان ایران ملاک عمل قرار می گیرد.
این مبحث درباره شناخت و معرفی انواع مواد، مصالح ساختمانی و فرآورده های ساختمانی متعارف است که در احداث انواع ساختمانها و تاسیسات مربوط مورد استفاده قرار می گیرند. علاوه بر این استانداردهای ملی مربوط به هر یک از آنها روشهای آزمایش و ویژگیهای کیفی عمومی و الزامات کاربردی عمومی هر دسته نیز ارائه شده است.
این مبحث حداقل بار هایی را که باید در طراحی ساختمان ها و سازه های موضوع مقررات مورد استفاده قرار گیرند تعیین می نماید. این بارها شامل بارهای ثقلی مرده ( وزن اجزای دائمی ساختمان ها مانند تیرها، ستون ها، کف ها، دیوارها، بام ها، راه پله و تیغه ها و تاسیسات و تجهیزات ثابت ) و بارهای زنده ( بارهای غیر دائمی ) که در حین استفاده و بهره برداری از ساختمان با آن وارد میشوند.
ص: 100
همچنین بار برف و بارهای ناشی از باد و زلزله و بالاخره بارهای ناشی از فشار خاک و آب می باشند.
در این مبحث دستورالعمل ای کلی جهت نحوه برنامه ریزی و انجام آزمایش های ژئوتکنیکی در ساختگاه و در آزمایشگاه و تعیین پارامترهای طراحی و انجام طراحی های ژئوتکنیکی به این منظور تدوین شده است تا به کمک این خطوط کلی و فهرست خدمات لازم روشن گردد. بررسی های مورد نیاز طراحی های ژئوتکنیکی به منظور گردآوری اطلاعات لازم از ساختگاه برای طراحی ایمن و اقتصادی ساختمان و برنامهریزی ( موقت و دائمی ) برای ساخت و ساز بنا که از طرق مختلف به شرایط زمین ساختمان مرتبط میشود. از جمله شرایط آب زیرزمینی و همچنین پیشبینی و شناسایی مشکلات احتمالی که ممکن است در خلال اجرا و پس از آن از ناحیه زمینه بروز نماید انجام میشود.
امروزه در کشور ما به خصوص در شهرهای کوچک و روستا مصالح بنایی کاربرد گستردهای در امر ساختمان ساز دارد. وقوع زلزله پیاپی و ویرانی های زیاد در این دسته از ساختمان ها بیانگر این مطلب است که برای ساخت ساختمانهای با مصالح بنایی در کشور نیاز مجموعه قوانین و مقررات فراگیر و لازم الاجرا ای است. با رعایت آنها سطح کیفی ساخت و ساز این ساختمانها ارتقا پیدا میکند. با این هدف، مبحث هشتم مقررات ملی ساختمان ایران برای ساختمانهای بنایی خشتی، سنگی، آجری سنتی و دارای کلاف و غیر مسلح برای نخستین بار در کشور تدوین میشود.
هدف این مبحث ارائه حداقل ضوابط و مقرراتی است که با رعایت آن شرایط ایمنی قابلیت بهره برداری و پایانی سازه های موضوع این مبحث فراهم شود. ضوابط و مقررات این مبحث باید در طرح، محاسبه، اجرا و کنترل مشخصات مواد تشکیل دهنده و کیفیت اجرای سازه های بتنی مانند مقاومت بتن و میلگرد رعایت شود. این مبحث حاوی ضوابط و مقررات مربوط به سازه های بتن آرمه این است که با سنگدانه های معمولی و سیمان پرتلند یا سیمان آمیخته ساخته میشوند و مقاومت مشخصه های آن ها حداقل برابر 20 مگاپاسکال می باشد.
ص: 101
مقررات طرح محاسبه و اجرای ساختمان های فولادی، حداقل ضوابط و مقررات لازم را برای طرح، محاسبه و اجرای ساختمان های فولادی تعیین میکند. همچنین شامل دو روش طرح و محاسبات تنش های مجاز ( روش ارتجاعی ) و طراحی به روش مقاومت نهایی ( روش خمیری ) می باشد. کاربرد این مبحث در حدود ساختمانهای معمولی با کاربری های مندرج در مقررات ملی ساختمان ایران میباشد و شامل سازه های خاص از قبیل پل های جاده و راه آهن نیست.
هدف از این بخش از مقررات تعیین حداقل ضوابطی است که برای اجرای ساختمانهای فولادی به کار میرود. این مقررات برای کلیه ساختمانهای فولادی معمول به کار میرود ساختمانهای فولادی خاص مانند پل های فولادی، اسکلت فولادی نیروگاهها و یا سایر ساختمانهای فولادی که برای اجرای آنها مقررات اجرایی ویژه مورد نیاز باشد مشمول مقررات نمی شود. در طراحی ساختمانهای فولادی موضوع این مقررات باید ضوابط مبحث دهم مقررات ملی ساختمان ایران و آیین نامه طراحی ساختمانها در مقابل زلزله ( استاندارد 2800 ) رعایت شده باشد.
هدف از این مبحث تعیین حداقل ضوابط و مقررات، به منظور تامین ایمنی و بهداشت عمومی در هنگام اجرای عملیات ساختمانی است که رعایت مفاد آن برای کلیه ساختمان ها لازم الاجرا است.
تاسیسات برقی ساختمان های مسکونی، تجاری، اداری، درمانی، آموزشی، عمومی، صنعتی، کشاورزی و دامداری، نمایشگاه دایمی و موقت، پارک های تفریحی و کارگاههای ساختمانی باید با رعایت مفاد این مقررات و نیز آیین نامه ها و استانداردهای ذکر شده در این مبحث اجرا شود.
مبحث چهاردهم الزامات حداقل را در مورد تاسیسات مکانیکی که به منظور گرم کردن فضاهای داخل ساختمان، خنک کردن فضاهای داخل ساختمان، تعویض هوای فضای داخل ساختمان، تخلیه هوای فضای داخل ساختمان، تهیه و ذخیره آب گرم مصرفی در داخل ساختمان نصب شود
ص: 102
مقرر میدارد. طراحی انتخاب مصالح و دستگاهها اجرای کار تغییر نگهداری و بهرهبرداری این تاسیسات باید طبق الزامات مندرج در این مبحث انجام گیرد.
این مبحث از مقررات ملی ساختمان ایران حداقل ضوابط لازم را برای بهرهبرداری ایمن و بهینه از آسانسور و پله برقی و پیاده رو متحرک وضع می نماید. هدف از این مقررات ارائه راهکارهای طراحی و انتخاب مناسبترین آسانسور، پله برقی، پیاده رو متحرک با قابلیت بهره برداری مناسب از لحاظ موقعیت، تعداد، نوع، سرعت، ظرفیت و ارائه مقررات و ضوابط لازم برای انتخاب و طراحی و محل و موقعیت آن ها و بالا بردن کیفیت اجرا می باشد.
مبحث شانزدهم، الزامات حداقل را در مورد تاسیسات مکانیکی که به منظور لوله کشی آب مصرفی در ساختمان، لوله کشی فاضلاب بهداشتی در ساختمان، لوله کشی هواکش فاضلاب، لوازم بهداشتی لوله کشی، آب باران در ساختمان نصب میشود، مقرر میدارد. طراحی انتخاب مصالح، اجرای کار، تعمیر، تغییر، نگهداری و بهره برداری از تاسیسات مذکور باید طبق الزامات مندرج در این مبحث انجام گیرد
مبحث هفدهم مقررات ملی ساختمان با عنوان تاسیسات لوله کشی و تجهیزات گاز طبیعی ساختمان ها، ضوابط حداقل را برای طراحی و اجرای لوله کشی گاز ساختمان، کنترل های کیفی، نصب و راه اندازی وسایل گازسوز، دودکش ها، هوا رسانی به وسایل گازسوز، ضوابط بهره برداری ایمن و ضوابط ویژه گازرسانی برای ساختمانهای عمومی مقرر می دارد.
هدف از تدوین این مقررات به حداقل رساندن صدای ناخواسته در ساختمان ها است تا ضمن تأمین سلامت و آسایش ساکنان شرایط مناسب شنیداری نیز فراهم گردد.
ص: 103
این مبحث از مقررات ملی ساختمان ضوابط طرح، محاسبه، اجرای عایق کاری حرارتی، سیستم های تاسیساتی گرمایی و سرمایی، تهویه، تهویه مطبوع، تامین آب گرم مصرفی و روشنایی الکتریکی در ساختمان ها را تعیین میکند.
هدف کلی از تدوین مقررات ساماندهی به تابلوها و علائم به منظور تامین سلامت و بهداشت ایمنی، آسایش و صرفه جویی در منابع می باشد. به این منظور علائم و تابلوها باید از نظر ارائه اطلاعات و هشدارهای ایمنی صحیح عمل نموده و از نظر ساخت و نصب بی خطر و ایمن بوده و پیام رسانی آنها خطرساز نباشد.
مبحث 21 مقررات ملی ساختمان شامل اصول و قواعدی است که در صورت بکارگیری آنها میتوان به اهداف پدافند غیر عامل از قبیل افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب پذیری، ارتقای پایداری ملی، تداوم فعالیت های ضروری و تسهیل مدیریت بحران نائل گردید. در این مبحث که همانند سایر مباحث مقررات ملی ساختمان در سراسر کشور لازم الاجرا میباشد ضمن ارائه تعریف و مفهوم پدافند غیرعامل به ارائه دامنه کاربرد مبحث و همچنین کارکرد پدافند غیرعامل در معماری، سازه، تاسیسات برقی و مکانیکی نیز پرداخته شده است.
مبحث 22 مقررات ملی ساختمان به عنوان مراقبت و نگهداری از ساختمان ها است و هدف آن ارائه حداقل ضوابط و مقرراتی است که با رعایت آنها شرایط ایمنی، قابلیت بهره برداری مناسب، بهداشت، آسایش ساکنین، بهرهبرداری مناسب و پایایی ساختمانهای موضوع این مبحث فراهم می شود.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی
b2n.ir/162431
وزارت راه و شهرسازی، معاونت مسکن و ساختمان:
https://inbr.ir/?page_id=104
ص: 104
ص: 105
فصل اول: کلیات، اهداف و خطمشی
ماده 1 - تعریف: نظام مهندسی و کنترل ساختمان عبارت است از مجموعه قانون، مقررات، آییننامهها، استانداردها و تشکلهای مهندسی،حرفهای و صنفی که در جهت رسیدن به اهداف منظور در این قانون تدوین و به مورد اجراء گذاشته میشود.
ماده 2 - اهداف و خطمشی این قانون عبارتاند از:
1 - تقویت و توسعه فرهنگ و ارزشهای اسلامی در معماری و شهرسازی.
2 - تنسیق امور مربوط به مشاغل و حرفههای فنی و مهندسی در بخشهای ساختمان و شهرسازی.
3 - تأمین موجبات رشد و اعتلای مهندسی در کشور.
4 - ترویج اصول معماری و شهرسازی و رشد آگاهی عمومی نسبت به آن و مقررات ملی ساختمان و افزایش بهرهوری.
5 - بالا بردن کیفیت خدمات مهندسی و نظارت بر حسن اجرای خدمات.
6 - ارتقای دانش فنی صاحبان حرفهها در این بخش.
7 - وضع مقررات ملی ساختمان به منظور اطمینان از ایمنی، بهداشت، بهرهدهی مناسب، آسایش و صرفه اقتصادی و اجراء و کنترل آن در جهتحمایت از مردم به عنوان بهرهبرداران از ساختمانها و فضاهای شهری و ابنیه و مستحدثات عمومی و حفظ و افزایش بهرهوری منابع مواد و انرژی وسرمایههای ملی.
8 - تهیه و تنظیم مبانی قیمتگذاری خدمات مهندسی.
9 - الزام به رعایت مقررات ملی ساختمان، ضوابط و مقررات شهرسازی و مفاد طرحهای جامع و تفصیلی و هادی از سوی تمام دستگاههایدولتی، شهرداریها، سازندگان، مهندسین، بهرهبرداران و تمام اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با بخش ساختمان به عنوان اصل حاکم بر کلیه روابط وفعالیتهای آنها و فراهم ساختن زمینه همکاری کامل میان وزارت مسکن و شهرسازی، شهرداریها و تشکلهای مهندسی و حرفهای و صنوفساختمان.
ص: 106
10 - جلب مشارکت حرفهای مهندسان و صاحبان حرفهها و صنوف ساختمانی در تهیه واجرای طرحهای توسعه و آبادانی کشور.
ماده 3 - برای تأمین مشارکت هر چه وسیعتر مهندسان در انتظام امور حرفهای خود و تحقق اهداف این قانون در سطح کشور "سازمان نظاممهندسی ساختمان" که از این پس در این قانون به اختصار "سازمان" خوانده میشود و در هر استان یک سازمان به نام "سازمان نظام مهندسی ساختماناستان" که از این پس به اختصار "سازمان استان" نامیده میشود. طبق شرایط یاد شده در این قانون و آییننامه اجرایی آن تأسیس میشود. سازمانهاییاد شده غیر انتفاعی بوده و تابع قوانین و مقررات عمومی حاکم بر مؤسسات غیر انتفاعی میباشند.
ماده 4 - از تاریخی که وزارت مسکن و شهرسازی با کسب نظر از وزارت کشور در هر محل حسب مورد اعلام نماید، اشتغال اشخاص حقیقی وحقوقی به آن دسته از امور فنی در بخشهای ساختمان و شهرسازی که توسط وزارت یاد شده تعیین میشود مستلزم داشتن صلاحیت حرفهای است.این صلاحیت در مورد مهندسان از طریق پروانه اشتغال به کار مهندسی و در مورد کاردانهای فنی و معماران تجربی از طریق پروانه اشتغال به کار کاردانییا تجربی و در مورد کارگران ماهر از طریق پروانه مهارت فنی احراز میشود مرجع صدور پروانه اشتغال به کار مهندسی و پروانه اشتغال به کاردانی وتجربی وزارت مسکن و شهرسازی و مرجع صدور پروانه مهارت فنی وزارت کار و امور اجتماعی تعیین میگردد. شرایط و ترتیب صدور، تمدید، ابطالو تغییر مدارک صلاحیت حرفهای موضوع این ماده و چگونگی تعیین، حدود صلاحیت و ظرفیت اشتغال دارندگان آنها در آییننامه اجرایی این قانونمعین میشود.
تبصره 1 - وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت کار و امور اجتماعی حسب مورد موظفاند
ظرف 10 سال از تاریخ ابلاغ این قانون با استفاده ازهمکاری شهرداریها، مهندسان و سازمانها و تشکلهای حرفهای و صنفی شاغل در این بخشها دامنه اجرای این ماده را به کل کشور توسعه دهند.اهداف مرحلهای این امر و بودجه مورد نیاز برای آموزش و آزمون اشخاص و سامان بخشیدن به صنوف و حرف فنی شاغل در این بخشها همه ساله دربودجه سالیانه دستگاه اجرایی مربوط پیشبینی خواهد شد.
ص: 107
تبصره 2 - کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی غیر ایرانی جهت انجام خدمات موضوع این قانون باید مدارک صلاحیت حرفهای موقت دریافت دارند.
ماده 5 - ارکان سازمان عبارت است از هر یک از سازمان استانها، هیأت عمومی سازمان، شورای مرکزی سازمان، رییس سازمان، و شورای انتظامینظام مهندسی.
ماده 6 - برای تشکیل سازمان استان وجود حداقل 50 نفر داوطلب عضویت از بین مهندسان حوزه آن استان که دارای مدرک مهندسی در رشتههایاصلی مهندسی شامل معماری، عمران، تأسیسات مکانیکی، تأسیسات برقی، شهرسازی، نقشهبرداری و ترافیک باشند ضروری است.
تبصره 1 - مهندس حوزه هر استان در این قانون به شخصی اطلاق میشود که حداقل متولد آن استان یا 6 ماه ممتد پیش از تاریخ تسلیم درخواستعضویت، در آن استان مقیم باشد.
تبصره 2 - هر یک از مهندسان در بیش از یک سازمان نمیتوانند عضویت یابند.
ماده 7 - عضویت اشخاص حقوقی شاغل به کار مهندسی در رشتههای اصلی و اشخاص حقیقی در رشتههای مرتبط با مهندسی ساختمان درسازمان استان بلامانع است.
تبصره 1 - رشتههای مرتبط با مهندسی ساختمان به کلیه رشتههایی اطلاق میشود که عنوان آنها با رشتههای اصلی یاد شده در ماده (6) متفاوتبوده ولی محتوای علمی و آموزشی آنها با رشتههای اصلی بیش از 70% در ارتباط باشد و فارغالتحصیلان اینگونه رشتهها خدمات فنی معینی را درزمینههای طراحی، محاسبه، اجراء، نگهداری،کنترل، آموزش، تحقیق و نظایر آن به بخشهای ساختمان و شهرسازی عرضه میکنند اما این خدمات ازحیث حجم، اهمیت و میزان تأثیر عرفاً همطراز خدمات رشتههای اصلی مهندسی ساختمان نباشد.
تبصره 2 - حدود صلاحیت حرفهای دارندگان مدارک تحصیلی دانشگاهی مرتبط با مهندسی ساختمان و عناوین این رشتهها توسط کمیسیونیمتشکل از نمایندگان وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی و رییس سازمان تعیین و به تصویب وزیر مسکن و شهرسازی میرسد.مرجع تطبیق عناوین مدارک تحصیلی کمتر از معادل لیسانس و تعیین حدود صلاحیت حرفهای دارندگان آنها وزارت مسکن و شهرسازی است.
ص: 108
ماده 8 - هر سازمان استان دارای مجمع عمومی، هیأت مدیره، شورای انتظامی و بازرسان است و محل استقرار دایم دفتر مرکزی آن در مرکز استانمیباشد. سازمانهای استان میتوانند در سایر شهرهای استان و همچنین در مناطق مختلف شهرهای بزرگ مرکز استان در صورت پیشنهاد شورایمرکزی و تصویب وزیر مسکن و شهرسازی، در مرکز استانهای مجاوری که در آنها سازمان استان تأسیس نشده باشد. دفاتر نمایندگی دایر نموده وانجام تمام یا بخشی از وظایف مستمر سازمان در حوزه مربوط را به آن دفاتر محول کنند.
ماده 9 - مجمع عمومی سازمان استان از اجتماع تمامی اشخاص حقیقی عضو دارای حق رأی سازمان که منحصر به دارندگان مدرک تحصیلی دررشتههای اصلی مهندسی ساختمان و رشتههای مرتبط است تشکیل میشود و وظایف و اختیارات آن به شرح زیر است:
الف - انتخاب اعضای هیأت مدیره.
ب - استماع گزارش عملکرد سالیانه هیأت مدیره و اعلام نظر نسبت به آن.
ج - بررسی و تصویب ترازنامه سالانه "سازمان استان" و بودجه پیشنهادی "هیأت مدیره".
د - تعیین و تصویب حق ورودیه و حق عضویت سالانه اعضا و سایر منابع درآمد برای سازمان بر اساس پیشنهاد "هیأت مدیره".
ه - بررسی و اتخاذ تصمیم نسبت به سایر اموری که طبق قوانین و آییننامههای مربوط به عهده سازمان استان و در صلاحیت مجمع عمومیمیباشد.
تبصره 1 - جلسات مجمع عمومی به طور عادی سالی یک بار و به طور فوقالعاده به تعداد دفعاتی که توسط مجمع عمومی در اجلاس عادیتعیین میشود، به دعوت هیأت مدیره تشکیل میشود.
هیأت مدیره ملزم به دعوت از نمایندگان وزیر مسکن و شهرسازی جهت شرکت در جلسات مجمع عمومی میباشد و جلسات یاد شده با رعایت سایرشرایط، مشروط به انجام دعوت یاد شده رسمیت خواهد یافت.
تبصره 2 - در صورت تصویب هیأت مدیره سازمان استان، نمایندگان اشخاص حقوقی عضو سازمان میتوانند به عنوان ناظر به جلسات مجمععمومی دعوت شوند و در آن حضور یابند.
ص: 109
تبصره 3 - بازرسان در اولین جلسه فوقالعاده مجمع عمومی و به پیشنهاد هیأت مدیره تعیین میشوند.
ماده 10 - هر یک از سازمانهای استان دارای هیأت مدیرهای خواهد بود که از بین اعضای داوطلب واجد شرایط در رشتههای اصلی مهندسیساختمان برای یک دوره سه ساله انتخاب خواهد شود و انتخاب مجدد اعضای هیأت مدیره بلامانع است.
ماده 11 - شرایط انتخابشوندگان هیأتهای مدیره سازمانهای نظام مهندسی به شرح زیر میباشد:
1 - تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران.
2 - نداشتن فساد اخلاقی و مالی و عدم اعتیاد به مواد مخدر.
3 - داشتن حسن شهرت اجتماعی و شغلی عملی به مهندسی و رعایت اخلاق و شئون مهندسی.
4 - نداشتن پیشینه کیفری و عدم وابستگی به گروههای غیر قانونی.
5 - داشتن حسن شهرت در تعهد عملی به احکام دین مبین اسلام و وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
تبصره - اقلیتهای دینی به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تابع احکام دین اعتقادی خود میباشند.
6 - دارا بودن صلاحیت علمی و حرفهای به میزان مندرج در آییننامه.
ماده 12 - تعداد اعضای اصلی هیأت مدیره سازمان استانها بین 5 و 25 نفر متناسب با تعداد اعضا به تفکیک رشتههای اصلی خواهد بود.
تبصره- در هر یک از رشتههای اصلی مهندسی ساختمان که نماینده یا نمایندگانی در هیأت مدیره سازمان استانها دارند، یک نفر به عنوان عضوعلیالبدل هیأت مدیره انتخاب خواهد شد. نحوه شرکت اعضاء علیالبدل در جلسات هیأت مدیره در آییننامه اجرایی این قانون معین خواهد شد.
ماده 13 - هیأت اجرایی انتخابات که حسب مورد در هر استان متشکل از 3 تا 7 نفر از اعضای سازمان است با نظارت وزارت مسکن و شهرسازیوظیفه برگزاری انتخابات را به عهده دارد. چگونگی انتخاب و تشکیل هیأت اجرایی و اختیارات و وظایف هیأت یاد شده به شرح مندرج در آییننامهاجرایی این قانون خواهد بود.
ص: 110
تبصره 1 - هیأت اجرایی انتخابات موظف است صلاحیت داوطلبان عضویت در هیأت مدیره را از مراجع صلاحیتدار استعلام و بررسی نماید.
تبصره 2 - اولین دروه انتخابات هیأت مدیره به وسیله وزارت مسکن و شهرسازی برگزار میشود.
ماده 14 - هیأت مدیره سازمان استان نماینده آن سازمان بوده و دارای هیأت رییسهای متشکل از یک رییس، دو نایب رییس و یک دبیر برای انجاموظایف خود به ترتیب مندرج در آییننامه اجرایی خواهد بود و میتواند به تعداد لازم کمیسیونهای تخصصی و دفاتر نمایندگی تأسیس نماید. تفویضاختیار هیأت مدیره به این کمیسیونها و نمایندگیها از مسئولیت آن هیأت نمیکاهد. رییس هیأت مدیره، رییس سازمان استان نیز محسوب میشود.
ماده 15 - اهم وظایف و اختیارات هیأت مدیره به شرح زیر است:
1 - برنامهریزی در جهت تقویت و توسعه فرهنگ و ارزشهای اسلامی در معماری و شهرسازی.
2 - برنامهریزی به منظور رشد و اعتلای حرفههای مهندسی ساختمان و مشاغل مرتبط با آن.
3 - ارتقای دانش فنی و کیفیت کار شاغلان در بخشهای ساختمان و شهرسازی از طریق ایجاد پایگاههای علمی، فنی، آموزش و انتشارات.
4 - همکاری با مراجع مسئول در امر کنترل ساختمان از قبیل اجرای دقیق و صحیح مقررات ملی ساختمان و ضوابط طرحهای جامع و تفصیلی وهادی شهرها توسط اعضای سازمان حسب درخواست.
5 - نظارت بر حسن انجام خدمات مهندسی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی در طرحها و فعالیتهای غیر دولتی در حوزه استان و تعقیبمتخلفان از طریق مراجع قانونی ذیصلاح.
6 - مشارکت در امر ارزشیابی و تعیین صلاحیت و ظرفیت اشتغال به کار شاغلان در امور فنی مربوط به فعالیتهای حوزههای مشمول این قانون.
7 - دفاع از حقوق اجتماعی و حیثیت حرفهای اعضا و تشویق و حمایت از فعالیتهای با ارزش و برگزاری مسابقات حرفهای و تخصصی ومعرفی طرحهای ارزشمند.
ص: 111
8 - تنظیم روابط بین صاحبان حرفههای مهندسی ساختمان و کارفرمایان و کمک به مراجع مسئول در بخش ساختمان و شهرسازی در زمینه ارجاعمناسب کارها به صاحبان صلاحیت و جلوگیری از مداخله اشخاص فاقد صلاحیت در امور فنی.
9 - کمک به ترویج اصول صحیح مهندسی و معماری و همکاری با وزارت مسکن و شهرسازی در زمینه تدوین، اجرا و کنترل مقررات ملیساختمان و استانداردها و معیارها.
10 - کمک به ارتقای کیفیت طرحهای ساختمانی، عمرانی و شهرسازی در محدوده استان و ارائه گزارش بر حسب درخواست، شرکت درکمیسیونها و شوراهای تصمیمگیری در مورد اینگونه طرحها و همکاری با وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها در زمینه کنترل ساختمان و اجرایطرحهای یاد شده با استفاده از خدمات اعضای سازمان استان.
11 - ارائه خدمات کارشناسی فنی به مراجع قضایی و قبول داوری در اختلافاتی که دارای ماهیت فنی است.
12 - همکاری با مراجع استان در هنگام بروز سوانح و بلایای طبیعی.
13 - تأیید ترازنامه سازمان و ارائه آن به مجمع عمومی.
14 - معرفی نماینده هیأت مدیره سازمان جهت عضویت در کمیسیونهای حل اختلاف مالیاتی در رسیدگی و تشخیص مالیاتی فنی و مهندسیاعضاء سازمان.
15 - تهیه و تنظیم مبانی قیمتگذاری خدمات مهندسی در استان و پیشنهاد به وزارت مسکن و شهرسازی، مرجع تصویب مبانی و قیمت خدماتمهندسی در آییننامه اجرایی تعیین میگردد.
16 - سایر مواردی که برای تحقق اهداف این قانون در آییننامه اجرایی معین میشود.
تبصره 1 - برای رسیدگی و تشخیص صحیح مالیات مشاغل فنی و مهندسی اعضای سازمان استان، نماینده هیأت مدیره سازمان در جلساتکمیسیونهای حل اختلاف مالیاتی آن استان شرکت خواهد داشت.
تبصره 2 - مفاد این ماده شامل چگونگی فعالیت وزارتخانهها و سایر دستگاههای دولتی و کارکنان آنها در انجام وظایف محوله نمیشود.
ص: 112
ماده 16 - به منظور گسترش همکاریهای حرفهای و جلب مشارکت اعضا و کارشناسی دقیقتر مسایل ویژه هر یک از رشتههای تخصصی موجوددر سازمان اجازه داده میشود گروههای تخصصی مهندسان هر رشته، متشکل از اعضای سازمان، در همان رشته تشکیل شود. چگونگی فعالیت ومدیریت گروهها به موجب آییننامه اجرایی این قانون تعیین خواهد شد.
ماده 17 - هر سازمان استان دارای یک شورای انتظامی متشکل از یک نفر حقوقدان به معرفی رئیس دادگستری استان و دو یا چهار نفر مهندسخوشنام که به معرفی هیأت مدیره و با حکم شورای مرکزی سازمان نظام مهندسان ساختمان برای مدت سه سال منصوب میشوند. خواهد بود وانتخاب مجدد آنان بلامانع است. رسیدگی بدوی به شکایات اشخاص حقیقی و حقوقی در خصوص تخلفات حرفهای و انضباطی و انتظامی مهندسان و کاردانهای فنی به عهده شوراییاد شده است. چگونگی رسیدگی به تخلفات و طرز تعقیب و تعیین مجازاتهای انضباطی و موارد قابل تجدید نظر در شورای انتظامی نظام مهندسیدر آییننامه اجرایی تعیین میشود.
تبصره - مراجع قضایی برای رسیدگی به شکایات و دعاوی مطروح علیه اعضای سازمان استان که منشاء آنها امور حرفهای باشد بنا به درخواستمشتکیعنه یا خوانده میتوانند نظر کارشناسی سازمان استان محل را نیز خواستار شوند هیأت مدیره مکلف است حداکثر ظرف یک ماه از تاریخوصول استعلام، نظر خود را به طور کتبی اعلام نماید وددر صورت عدم اعلام نظر مراجع مربوط میتوانند رأساً به کار رسیدگی ادامه دهند همچنین درسایر دعاوی که موضوع آنها مرتبط با مفاد این قانون باشد محاکم قضایی میتوانند جهت انجام کارشناسی نیز از سازمان استان محل خواستار معرفییک کارشناس یا هیأت کارشناسی خبره و واجد شرایط شوند هیأت مدیره سازمان مکلف است حداکثر ظرف مدت پانزده روز نسبت به معرفیکارشناس یا کارشناسان صلاحیتدار در رشته مربوط به ماهیت دعوی اقدام نماید. در مواردی که به لحاظ ماهیت کار، نیاز به وقت بیشتر باشد هیأتمدیره میتواند با ذکر دلیل از مراجع قضایی ذیربط استمهال نماید.
ماده 18 - هر سازمان استان حسب مورد دارای یک یا چند بازرس میباشد که موظفاند در چارچوب قانون و آییننامه اجرایی آن و آییننامه مالیسازمان به حسابها و ترازنامه سازمان استان رسیدگی و گزارشهای لازم را جهت ارائه به مجمع عمومی تهیه نمایند و نیز تمامی وظایف و
ص: 113
اختیاراتیرا که به موجب قوانین و مقررات عمومی به عهده بازرس محول است انجام دهند. بازرسان مکلفاند نسخهای از گزارش خود را پانزده روز پیش ازتشکیل مجمع عمومی به هیأت مدیره تسلیم کنند. بازرسان با اطلاع هیأت مدیره حق مراجعه به کلیه اسناد و مدارک سازمان را دارند بدون اینکه درعملیات اجرایی دخالت کنند و یا موجب وقفه در عملیات سازمان شوند.
ماده 19 - به منظور هماهنگی در امور سازمانهای استان هیأت عمومی سازمان نظام مهندسی ساختمان که از این پس به اختصار "هیأت عمومی"خوانده میشود از کلیه اعضایاصلی هیأت مدیره سازمانهای استان در سطح کشور تشکیل میشود. هیأت عمومی هر سال یک بار یک جلسه عادی باحضور نماینده وزیر مسکن و شهرسازی خواهد داشت و اولین جلسه عادی آن پس از انتخاب و آغاز به کار هیأت مدیره سازمانهای استان در دو سوماستانهای کشور (که باید در برگیرنده تمام سازمانهایی که دارای 700 نفر عضو یا بیشتر هستند، باشد) به دعوت وزارت مسکن و شهرسازی و جلساتبعد با دعوت شورای مرکزی نظام مهندسی ساختمان که از این پس به اختصار شورای مرکزی خوانده میشود، تشکیل میشود. جلسات فوقالعادههیأت عمومی بنا به تصمیم آخرین جلسه عادی آن هیأت و یا با تقاضای دو سوم اعضای شورای مرکزی و یا دعوت وزیر مسکن و شهرسازی تشکیلخواهد شد. وظایف و اختیارات هیأت عمومی به شرح زیر است:
الف - انتخاب افراد واجد شرایط عضویت در شورای مرکزی به میزان حداقل دو برابر تعداد مورد نیاز در هر رشته (با قید اصلی و علیالبدل) جهتمعرفی به وزیر مسکن و شهرسازی برای انتخاب اعضای اصلی و علیالبدل شورای یاد شده از میان آنها
ب - استماع گزارش سالیانه شورای مرکزی.
ج - تصویب خطمشیهای عمومی پیشنهادهای شورای مرکزی.
د - حصول اطلاع از فعالیتها، وضعیت و مشکلات سازمانهای استان و ارائه طریق به آنها.
ماده 20 - شورای مرکزی متشکل از 25 نفر عضو اصلی و 7 نفر عضو علیالبدل با ترکیب رشتههای یاد شده در آییننامه است که از بین اعضایهیأتمدیره سازمانهای استان معرفی شده از سوی هیأت عمومی و توسط وزیر مسکن و شهرسازی برای مدت 3 سال انتخاب میشوند. اعضایشورای
ص: 114
مرکزی باید علاوه بر عضویت در هیأت مدیره سازمان استان، خوشنام و دارای سابقه انجام کارهای طراحی یا اجرایی یا علمی و تحقیقی وآموزشی برجسته و ارزنده باشند.
ماده 21 - اهم وظایف و اختیارات "شورای مرکزی" به این شرح است:
الف - برنامهریزی و فراهمآوردن زمینه اجرای اهداف و خطمشیهای این قانون با جلب مشارکت سازمان استانها و هماهنگی وزارت مسکن وشهرسازی.
ب - بررسی مسایل مشترک سازمانهای استان و سازمان نظام مهندسی و تعیین خطمشیهای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت و ابلاغ آنها.
ج - ایجاد زمینههای مناسب برای انجام وظایف ارکان سازمان از طریق مذاکره و مشاوره با مراجع ملی و محلی، در امور برنامهریزی، مدیریت،اجرا و کنترل طرحهای ساختمانی و شهرسازی و با مراجع قضایی در مورد اجرای مواد این قانون که به امور قضایی و انتظامی مربوط میباشد.
د - حل و فصل اختلافات بین ارکان داخلی سازمانهای استان یا بین سازمانهای استان با یکدیگر یا بین اعضای سازمانهای استان با سازمان خوداز طریق داوری.
ه - همکاری با وزارت مسکن و شهرسازی در امر نظارت بر عملکرد سازمانهای استان و اصلاح خطمشی آن سازمانها از طریق مذاکره و ابلاغدستورالعملها.
و - همکاری با مراکز تحقیقاتی و علمی و آموزشی و ارائه مشورتهای لازم در زمینه تهیه مواد درسی و محتوای آموزش علوم و فنون مهندسیدر سطوح مختلف به وزارتخانههای آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی.
ز - همکاری با وزارت مسکن و شهرسازی و سایر دستگاههای اجرایی در زمینه تدوین مقررات ملی ساختمان و ترویج و کنترل اجرای آن و تهیه"شناسنامه فنی و ملکی ساختمانها" و برگزاری مسابقات حرفهای و تخصصی.
ح - همکاری با وزارت کار و امور اجتماعی در زمینه ارتقای سطح مهارت کارگران ماهر شاغل در بخشهای ساختمانی و شهرسازی و تعییناستاندارد مهارت و کنترل آن.
ص: 115
ط - تلاش در جهت جلب مشارکت و تشویق به سرمایهگذاری اشخاص و مؤسسات در طرحهای مسکن و تأسیسات و مستحدثات عمرانیعامالمنفعه و همکاری با دستگاههای اجرایی در ارتقای کیفیت این گونه طرحها.
ی - جمعآوری کمکهای داخلی و بینالمللی جهت کمک به دستگاههای مسئول در امر امداد و نجات در زمان وقوع حوادث غیر مترقبه.
ک - همکاری در برگزاری آزمونهای تخصصی مهندسین، کاردانان فنی و کارگران ماهر و آموزشهای تکمیلی برای به هنگام نگاه داشتن دانش فنیو همچنین شناسایی و تدارک فرصتهای کارآموزی و معرفی به دانشگاهها.
ل - حمایت اجتماعی از اعضای سازمانهای استان و دفاع از حیثیت و حقوق حقه آنها و همچنین دفاع از حقوق متقابل جامعه به عنوانمصرفکنندگان محصولات، تولیدات و خدمات مهندسی در بخشهای ساختمان، عمران و شهرسازی.
م - مشارکت در برگزاری کنفرانسها و گردهماییهای تخصصی در داخل کشور و در سطح بینالمللی.
ن - ارائه گزارش عملکرد به هیأت عمومی و وزیر مسکن و شهرسازی.
س - ارائه نظرات مشورتی سازمان نظام مهندسی به دولت و دستگاههای اجرایی در زمینه برنامههای توسعه و طرحهای بزرگ ساختمانی، عمرانیو شهرسازی حسب درخواست دستگاههای مربوط. انجام وظایف شورای مرکزی در سطح کشور، مانع از اقدام هیأت مدیره سازمانهای استان در زمینه برخی از وظایف فوق که در مقیاس انسانی قابلانجام باشد، نخواهد بود.
ماده 22 - "شورای مرکزی" دارای هیأت رییسهای است متشکل از یک رییس و دو دبیر اجرایی و دو منشی که دبیران و منشیها با اکثریت آراء ازبین اعضاء انتخاب میشوند. "شورای مرکزی" برای تعیین رییس شورا، سه نفر را به وزیر مسکن و شهرسازی پیشنهاد میکند و وزیر یاد شده یک نفر رابه عنوان رییس شورای مرکزی که رییس سازمان نیز محسوب میشود، جهت صدور حکم به رییس جمهور معرفی مینماید. دوره تصدی رییس سازمانسه سال و دوره مسئولیت سایر اعضای هیأت رییسه یک سال است و انتخاب مجدد آنان بلامانع میباشد.
ص: 116
ماده 23 - مسئولیت اجرای تصمیمات "شورای مرکزی" و مسئولیت اجرایی و نمایندگی سازمان در مراجع ملی و بینالمللی با رییس سازمان است.
ماده 24 - "شورای انتظامی نظامی مهندسی" از چهار نفر عضو سازمان که دو نفر با معرفی وزیر مسکن و شهرسازی و دو نفر دیگر با معرفی شورایمرکزی سازمان و یک حقوقدان با معرفی ریاست قوه قضاییه تشکیل میشود. نظارت "شورای انتظامی نظام مهندسی" با اکثریت سه رأی موافق، قطعیو لازمالاجرا است.
ماده 25 - مهندسان متقاضی پروانه اشتغال به کار مهندسی در رشتههای اصلی مهندسی ساختمان و رشتههای مرتبط ضمن داشتن کارت عضویتنظام مهندسی استان مربوط و احراز شرایط یاد شده در آییننامه موظفاند پس از فراغت از تحصیل به مدت معینی که در آییننامه برای هر رشته و پایهتحصیلی تعیین میشود. در زمینههای تخصصی مربوط به رشته خود، کارآموزی نمایند.
ماده 26 - وزارت مسکن و شهرسازی مجاز است ضمن بررسی عملکرد سازمانهای استان و گزارش هیأت عمومی سازمان، در خصوص چگونگیادامه کار آن سازمانها توصیههای لازم را بنماید و در صورتی که به دلیل انحراف از اهداف سازمان، انحلال هر یک از آنها را لازم بداند، موضوع را درهیأتی مرکب از وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر دادگستری و رییس سازمان مطرح نماید. تصمیم هیأت با دو رأی موافق لازمالاجراء خواهد بود.
تبصره - انجام وظایف قانونی سازمان و سازمانهای استان تا زمانی که تشکیل نشده است و همچنین در زمان تعطیل یا انحلال با وزارت مسکن وشهرسازی است که حداکثر به مدت 6 ماه به عنوان قائم مقامی عمل مینماید و ظرف این مدت موظف به برگزاری انتخابات برای تشکیل مجددسازمانهای یاد شده خواهد بود.
ماده 27 - وزارتخانهها، مؤسسات دولتی، نهادها، نیروهای نظامی و انتظامی، شرکتهای دولتی و شهرداریها میتوانند در ارجاع امور کارشناسیبا رعایت آییننامه خاصی که به پیشنهاد مشترک وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت دادگستری به تصویب هیأت وزیران میرسد به جای کارشناسانرسمی دادگستری از مهندسان دارای پروانه اشتغال که به وسیله سازمان استان معرفی میشوند استفاده نمایند.
ص: 117
ماده 28 - وزارت مسکن و شهرسازی موظف است ظرف 6 ماه از زمان ابلاغ این قانون ضوابط، مقررات و تشکیلات حرفهای مناسب برایکاردانهای فنی شاغل در رشتهها و حرفههای موضوع این قانون را در قالب آییننامهای تدوین و برای تصویب به هیأت وزیران پیشنهاد نماید.
ماده 29 - وزیر مسکن و شهرسازی از تاریخ ابلاغ این قانون به عضویت "هیأت عالی نظارت" موضوع ماده (52) قانون نظام مصنفی در خواهد آمد.وزارت مسکن و شهرسازی با هماهنگی دبیرخانه هیأت عالی نظارت حداکثر 6 ماه از تاریخ تصویب این قانون آییننامه نظام صنفی کارهای ساختمانیرا برابر قانون نظام صنفی تهیه و جهت تصویب به هیأت وزیران پیشنهاد مینماید.
ماده 30 - شهرداریها و مراجع صدور پروانه ساختمان، پروانه شهرکسازی و شهرسازی و سایر مجوزهای شروع عملیات ساختمان و کنترل ونظارت بر این گونه طرحها در مناطق و شهرهای مشمول ماده (4) این قانون برای صدور پروانه و سایر مجوزها تنها نقشههایی را خواهند پذیرفت کهتوسط اشخاص حقیقی و حقوقی دارنده پروانه اشتغال به کار و در حدود صلاحیت مربوط امضاء شده باشد و برای انجام فعالیتهای کنترل و نظارت ازخدمات این اشخاص در حدود صلاحیت مربوط استفاده نمایند.
ماده 31 - در مواردی که نقشههای تسلیمی به شهرداریها و سایر مراجع صدور پروانه ساختمانی و تفکیک اراضی توسط اشخاص حقوقی امضاءو یا تعهد نظارت میشود مسئولیت صحت طراحی و محاسبه و نظارت به عهده مدیر عامل یا رییس مؤسسه تهیهکننده نقشه است و امضای وی رافعمسئولیت طراح، محاسب و ناظر نخواهد بود، مگر اینکه نقشهها توسط اشخاص حقیقی دیگر در رشته مربوطه امضا و یا تعهد نظارت شده باشد.
ماد 32 - اخذ پروانه کسب و پیشه در محلها و امور موضوع ماده (4) این قانون موکول به داشتن مدارک صلاحیت حرفهای خواهد بود. درمحلهای یاد شده اقدام به امور زیر تخلف از قانون محسوب میشود:الف - مداخله اشخاص حقیقی و حقوقی فاقد مدرک صلاحیت در امور فنی که اشتغال به آن مستلزم داشتن مدرک صلاحیت است.
ص: 118
ب - اشتغال به امور فنی خارج از حدود صلاحیت مندرج در مدرک صلاحیت.
ج - تأسیس هر گونه مؤسسه، دفتر یا محل کسب و پیشه برای انجام خدمات فنی بدون داشتن مدرک صلاحیت مربوط.
د - ارایه خدمات مهندسی طراحی، اجرا و نظارت توسط اشخاص حقیقی و حقوقی که مسئولیت بررسی یا تأیید نقشه و یا امور مربوط به کنترلساختمان آن پروژه را نیز بر عهده دارند.
ماده 33 - اصول و قواعد فنی که رعایت آنها در طراحی، محاسبه، اجرا، بهرهبرداری و نگهداری ساختمانها به منظور اطمینان از ایمنی، بهداشت،بهرهدهی مناسب، آسایش و صرفه اقتصادی و ضروری است، به وسیله وزارت مسکن و شهرسازی تدوین خواهد شد. حوزه شمول این اصول و قواعدو ترتیب کنترل اجرای آنها و حدود کنترل اختیارات و وظایف سازمانهای و ترویج این اصول و قواعد در هر مبحث به موجب آییننامهای خواهد بود کهبه وسیله وزارتخانههای مسکن و شهرسازی و کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید. مجموع اصول و قواعد فنی و آییننامه کنترل و اجرای آنها مقررات ملی ساختمان را تشکیل میدهند. سازمانهای استان میتوانند متناسب با شرایط ویژه هر استان پیشنهاد تغییرات خاصی را در مقررات ملی ساختمان قابل اجرا در آن استان بدهند. اینپیشنهادات پس از تأیید شورای فنی استان ذیربط با تصویب وزارت مسکن و شهرسازی قابل اجرا خواهد بود.
تبصره - مقررات ملی ساختمان متناسب با تغییر شرایط، هر سه سال یک بار مورد بازنگری قرار میگیرد و عنداللزوم با رعایت ترتیبات مندرج دراین ماده قابل تجدید نظر است.
ماده 34 - شهرداریها و سایر مراجع صدور پروانه و کنترل و نظارت بر اجرای ساختمان و امور شهرسازی، مجریان ساختمانها و تأسیسات دولتیو عمومی، صاحبان حرفههای مهندسی ساختمان و شهرسازی و مالکان و کارفرمایان در شهرها، شهرکها و شهرستانها و سایر نقاط واقع در حوزهشمول مقررات ملی ساختمان و ضوابط و مقررات شهرسازی مکلفاند مقررات ملی ساختمانرا رعایت نمایند. عدم رعایت مقررات یاد شده و ضوابطو مقررات شهرسازی تخلف از این قانون محسوب میشود.
ص: 119
تبصره 1 - وزارتخانههای مسکن و شهرسازی، کشور و صنایع مکلفاند با توجه به امکانات و موقعیت هر محل، آن دسته از مصالح و اجزاءساختمانی که باید به تأیید مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران برسد را طی فهرستهایی احصا و آگهی نمایند. از تاریخ اعلام، کلیه تولیدکنندگانو واردکنندگان و توزیعکنندهگان مصالح و اجزای ساختمانی موظف به تولید و توزیع و استفاده از مصالح استاندارد شده خواهند بود.
تبصره 2 - از تاریخ تصویب این قانون وزیر مسکن و شهرسازی به عضویت شورای عالی استاندارد منصوب میگردد.
ماده 35 - مسئولیت نظارت عالیه بر اجرای ضوابط و مقررات شهرسازی و مقررات ملی ساختمان در طراحی و اجرای تمامی ساختمانها وطرحهای شهرسازی و عمرانی شهری که اجرای ضوابط و مقررات مزبور در مورد آنها الزامی است، بر عهده وزارت مسکن و شهرسازی خواهد بود. به منظور اعمال این نظارت مراجع و اشخاص یاد شده در ماده 34 موظفاند در صورت درخواست حسب مورد اطلاعات و نقشههای فنی لازم را دراختیار وزارت مسکن و شهرسازی قرار دهند و در صورتی که وزارت یاد شده به تخلفی برخورد نماید با ذکر دلایل و مستندات دستور اصلاح یاجلوگیری از ادامه کار را به مهندس مسئول نظارت و مرجع صدور پروانه ساختمانی ذیربط ابلاغ نماید و تا رفع تخلف، موضوع قابل پیگیری است، دراجرای این وظیفه کلیه مراجع ذیربط موظف به همکاری میباشند.
تبصره - این ماده شامل طرحهای وزارتخانهها و سایر دستگاههای دولتی که دارای مقررات خاص میباشند، نمیشوند.
ماده 36 - وزارت مسکن و شهرسازی با همکاری سازمانهای استان و شهرداریها ترتیبی خواهد داد که در شهرهایی که برای انجام خدمات فنی ومهندسی اشخاص واجد صلاحیت به تعداد کافی وجود ندارد، خدمات مشورتی و راهنمایی در زمینه طراحی و اجرای ساختمانها از طریقتهیهطرحهای همسان (تیب) و انتشار جزوات آموزش به زبان ساده و یا نوارهای آموزشی و سایر روشهای مناسب با بهای اندک در اختیار اشخاص قرارگیرد. هزینههای خدمات موضوع این ماده از محل کمکهای دولت و عواید حاصل از اجرای تبصره
ص: 120
3 ماده 14 قانون کارآموزی مصوب 1349 به ترتیبی کهدر آییننامه معین میشود، تأمین خواهد شد. آییننامه یاد شده به وسیله وزارتخانههای مسکن و شهرسازی و کار و امور اجتماعی تهیه و به تصویبهیأت وزیران خواهد رسید.
ماده 37 - هزینههای "سازمان" و ارکان آن از محل حق عضویتهای پرداختی اعضاء صندوق مشترک سازمانهای استان، کمکهای اعطایی دولت،نهادها، اشخاص حقیقی و حقوقی، دریافت بهای ارائه خدمات پژوهشی، فنی و آموزشی، فروش نشریات و سایر مواد کمکآموزشی و مهندسی ودرصدی از حقالزحمه دریافتی اعضا بابت ارائه خدمات مهندسی ارجاع شده از طرف سازمان تأمین خواهد شد.
ماده 38 - وزارت مسکن و شهرسازی تسهیلات لازم برای تأسیس و شروع به کار سازمان و سازمانهای استان را فراهم آورده و در تنظیم روابط آنانبا دستگاهها اجرایی و مراجع قضایی در سطوح ملی و محلی تا آنجا که به اهداف این قانون کمک کند، اقدام مینماید
ماده 39 - ذیحسابان و مسئولین امور مالی موظفاند در هنگام پرداخت به مشاوران و پیمانکاران طرحهای عمرانی کشور معادل 0.0002 (دو درده هزار) از دریافتی آنها را کسر و شهرداریها معادل 0.001 (یک در هزار) از هزینه ساخت واحدهای مسکونی با زیربنای بیش از الگوی مصرفمسکن و واحدهای غیر انتفاعی را که هر ساله وسیله وزارتخانههای مسکن و شهرسازی و کشور تعیین میشود از سازندگان وصول و به حساب درآمدعمومی کشور واریز نمایند. معادل 100% (صد درصد) وجوه واریزی بر اساس ردیفی که به همین منظور در بودجه سنواتی پیشبینی میگردد در اختیاروزارت مسکن و شهرسازی قرار خواهد گرفت تا صرف انجام مطالعات و تدوین مقررات ملی ساختمان، امور کنترل ساختمان، ترویج و توسعه واعتلای نظام مهندسی، کمک به سازمانهای نظام مهندسی ساختمان برای انجام وظایف قانونی خود، برقراری دورههای آموزشی در سطوحمختلف،برگزاری مسابقات حرفهای و تخصصی و ترویج روشهای صرفهجویی در مصرف انرژی نماید.
ص: 121
ماده 40 - متخلفان از مواد 32 و 34 و تبصره آن توسط مراجع قضایی حسب مورد به پرداخت جزای نقدی از یکصد هزار (100.000) ریال تا دهمیلیون (10.000.000) ریال محکوم میشوند، پرداخت جزای نقدی مانع از پیگیری انتظامی نخواهد بود.
ماده 41 - در مورد تهیه، اجرا و نظارت بر طرحهای عمرانی (منظور در بودجه عمومی کشور) قانون برنامه و بودجه و ضوابط منبعث از آن جایگزیناین قانون خواهد بود.
ماده 42 - وزارت مسکن و شهرسازی مکلف است حداکثر ظرف شش ماه نسبت به تهیه آییننامههای اجرایی این قانون اقدام نماید. تا زمانی کهآییننامههای اجرایی این قانون تصویب نشده است آییننامههای قانون آزمایشی مصوب 1371 تا آنجا که با مفاد این قانون مغایرت ندارد مورد اجراخواهد بود.
قانون فوق مشتمل بر چهل و دو ماده و بیست و یک تبصره در جلسه روز سهشنبه بیست و دوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و چهار مجلسشورای اسلامی تصویب و در تاریخ 1374.12.27 به تأیید شورای نگهبان رسیده است.
رییس مجلس شورای اسلامی - علیاکبر ناطق نوری
منبع: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/92643
سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران، قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان
https://qavanin.ir/Law/TreeText/83555
ص: 122
خانه بزرگ (دار واسعه)؛ مایۀ سعادت(خوشبختی) انسان:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ.
امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه وآله): از خوشبختی مرد مسلمان، داشتن منزل وسیع است.
الكافي، ج6، ص 526 / المحاسن، ج2، ص 611
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَتَّسِعَ مَنْزِلُهُ.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): از خوشبختی مرد آن است که منزلش وسعت داشته باشد.
المحاسن، ج2، ص 611 / وسائل الشيعة، ج5، ص 301
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ سَعَةُ مَنْزِلِهِ .
محمد بن مروان از امام صادق(علیه السلام): از خوشبختی مرد، وسعت داشتن منزلش است.
المحاسن، ج2، ص 611 / وسائل الشيعة، ج5، ص 301
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ عَنْ نَصْرٍ الْكَوْسَجِ عَنْ مُطَرِّفٍ مَوْلَى مَعْنٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لِلْمُؤْمِنِ رَاحَةٌ فِي سَعَةِ الْمَنْزِلِ.
امام صادق(علیه السلام): برای مومن در داشتن منزل وسیع راحتی است.
المحاسن، ج2، ص 611 / وسائل الشيعة، ج5، ص 302
خانه کوچک؛ مایۀ شقاوت(بدبختی) انسان!
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مِنْ شَقَاءِ الْعَيْشِ ضِيقُ الْمَنْزِلِ.
امام باقر(علیه السلام): از سختی زندگی، تنگی منزل است.
الكافی، ج6، ص 526 / المحاسن، ج2، ص 611
مكارم الأخلاق، ص 263 / وسائل الشيعة، ج5، ص 302
ص: 123
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: إِنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع اشْتَرَى دَاراً وَ أَمَرَ مَوْلًى لَهُ أَنْ يَتَحَوَّلَ إِلَيْهَا وَ قَالَ إِنَّ مَنْزِلَكَ ضَيِّقٌ فَقَالَ قَدْ أَحْدَثَ هَذِهِ الدَّارَ أَبِي فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ.
از معمر بن خلاد: حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) خانهاى خريد و به غلامش فرمود: که به آنجا منتقل شود، و فرمود: [چون] خانهات تنگ و کوچک است. غلام گفت: این خانه (کوچک) را پدرم درست کرده! حضرت فرمود: اگر پدرت احمق بود، جا داشت كه تو هم مثل او باشى؟!
الكافي، ج6، ص 525/ المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشیعه، ج5، ص303 / مکارم الاخلاق، ص125
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَرْبَعٌ مِنَ السَّعَادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ فَالْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعَادَةِ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ وَ الْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقَاوَةِ الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ وَ الْمَسْكَنُ الضَّيِّقُ وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.
پيغمبر (ص) فرمود: چهار چيز از سعادت است و چهار چيز از شقاوت، اما چهار چيزى كه از سعادت است: زن صالح، خانه وسيع، همسايه خوب و مركب راهوار، و چهار چيزى كه از بدبختى است: همسايه بد، زن بد، خانه تنگ و مركب بد.(ترجمه میرباقری)
مكارم الأخلاق، ص 126 / بحار الأنوار، ج73، ص 154
ص: 124
بازی در کودکی؛ نشانه و مایۀ رشد عقلی و خوشبختی در بزرگسالی:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الشَّامِيِّ قَالَ أَخْبَرَنِي صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ ع يَقُولُ: تُسْتَحَبُّ عَرَامَةُ الصَّبِيِّ (الغلام) فِي صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَلِيماً فِي كِبَرِهِ. ثُمَّ قَالَ: مَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ إِلَّا هَكَذَا ! وَ رُوِيَ: أَنَّ أَكْيَسَ الصِّبْيَانِ أَشَدُّهُمْ بُغْضاً لِلْكُتَّاب.
به نقل از صالح بن عقبه-: از عبدِ صالح (امام كاظم عليه السلام) شنيدم كه فرمود: «خوب است بچّه در كودكى بازىگوش باشد تا در بزرگسالى بردبار گردد». و سپس فرمود: «شايسته نيست كه جز اين باشد!» و روايت شده كه: با هوشترين كودكان، بيش از همه با مكتبخانه دشمن است.
الكافي، ج6، ص 51
جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج26، ص 880 / بحار الأنوار، ج57، ص 362 / الوافي، ج23، ص 1432
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: عَرامَةُ الصَّبيِّ في صِغَرِهِ زِيادَةٌ في عَقلِهِ في كِبَرِهِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بازىگوشى (شيطنت) بچّه در كودكى، مايه فزونى خِرد او در بزرگسالى است.
نهج الفصاحة، ص 564 / كنز العمّال، ج 11، ص 91
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ (وَ يُؤَدَّبْ سَبْعا) وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَكَ سَبْعاً فَإِنْ أَفْلَحَ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا خَيْرَ فِيهِ.
امام صادق عليه السلام: فرزندت را رها كن تا هفت سال بازى كند (و هفت سال [دوم]، او را تربيت كن) و هفت سال [سوم]، او را با خودت همراه كن. اگر رستگار شد، چه خوب؛ در غير اين صورت، از كسانى است كه هيچ خيرى در آنها نيست.
الكافي، ج6، ص 46 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 49/ مكارم الأخلاق، ص 222
الوافي، ج23، ص 1378 / وسائل الشيعة، ج21، ص 473 / بحار الأنوار، ج101، ص 95اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG قَالَ: الْغُلَامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتَابَ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ
ص: 125
سِنِينَ؛ امام صادق G فرمود: پسر بايد هفت سال بازى كند و هفت سال نويسندگى بياموزد، و هفت سال به آموزش حلال و حرام بپردازد.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص47 / تهذيب الأحكام، ج8، ص111/ الأصول الستة عشر،ص 342
منابع دیگر: الوافي، ج23 ص 1379/ وسائل الشيعة،ج17،ص 331
عدم ممانعت از بازی کودکان:
أَحَادِيثِ اللَّيْثِ بْنِ سَعْدٍ أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يُصَلِّي يَوْماً فِي فِئَةٍ وَ الْحُسَيْنُ صَغِيرٌ بِالْقُرْبِ مِنْهُ وَ كَانَ النَّبِيُّ إِذَا سَجَدَ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَرَكِبَ ظَهْرَهُ ثُمَّ حَرَّكَ رِجْلَيْهِ وَ قَالَ حُلْ حُلْ وَ إِذَا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ أَخَذَهُ فَوَضَعَهُ إِلَى جَانِبِهِ فَإِذَا سَجَدَ عَادَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ قَالَ حُلْ حُلْ فَلَمْ يَزَلْ يَفْعَلُ ذَلِكَ حَتَّى فَرَغَ النَّبِيُّ مِنْ صَلَاتِهِ فَقَالَ يَهُودِيٌّ يَا مُحَمَّدُ إِنَّكُمْ لَتَفْعَلُونَ بِالصِّبْيَانِ شَيْئاً مَا نَفْعَلُهُ نَحْنُ فَقَالَ النَّبِيُّ : أَمَا لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ لَرَحِمْتُمُ الصِّبْيَانَ قَالَ فَإِنِّي أُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ فَأَسْلَمَ لَمَّا رَأَى كَرَمَهُ مِنْ عِظَمِ قَدْرِه.
ابن شهرآشوب- به نقل از ليث بن سعد-: روزى پيامبر (صلى الله عليه و آله) با گروهى نماز مىخواند و حسين عليه السلام كه خردسال بود، در كنار ايشان قرار داشت. هرگاه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) به سجده مىرفت، حسين (عليه السلام) مىآمد و بر دوش ايشان، سوار مىشد. سپس، پاهايش را تكان مىداد و مىگفت: هِىْ، هِىْ! وقتى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) مىخواست سر بردارد، او را مىگرفت و كنار خود مىگذاشت و همين كه [دوباره] به سجده مىرفت، [حسين عليه السلام] بر پشت پيامبر (صلى الله عليه و آله) برمىگشت و مىگفت: هِىْ، هِىْ! اين كار را همچنان ادامه داد تا اين كه پيامبر خدا، از نماز فارغ شد. در اين هنگام، يك يهودى گفت: اى محمّد! شما با فرزندان خود به گونهاى عمل مىكنيد كه ما نمىكنيم. پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «بدان، اگر به خدا و پيامبرش ايمان مىآورديد، حتماً با كودكان، مهربانمىشديد». يهودى گفت: من به خدا و پيامبر او ايمان مىآورم. او مسلمان شد، چون با همه عظمتِ مقام پيامبر صلى الله عليه و آله، كرامت ايشان را مشاهده كرد.
مناقب آل أبي طالب (لابن شهرآشوب)، ج4، ص 71 / شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار(ابن حیّون، 363 ق)، ج3، ص 87
بحار الأنوار، ج43، ص 296
ص: 126
شرح الأخبار عن جعفر بن فروي بإسناده: أنّ رَسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كانَ جالِساً مَعَ أصحابِهِ، إذ أقبَلَ إلَيهِ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهما السلام وَهُما صَغيرانِ، فَجَعَلا يَنزُوانِ عَلَيهِ، فَمَرَّةً يَضَعُ لَهُما رَأسَهُ، ومَرَّةً يَأخُذُهُما إلَيهِ، فَقَبَّلَهُما، ورَجُلٌ مِن جُلَسائِهِ يَنظُرُ إلَيهِ كَالمُتَعَجِّبِ مِن ذلِكَ، ثُمَّ قالَ: يا رَسولَ اللَّهِ، ما أعلَمُ أنِّي قَبَّلتُ وَلَداً إلَيَّ قَطُّ! فَغَضِبَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله حَتَّى التَمَعَ لَونُهُ، فَقالَ لِلرَّجُلِ: إن كانَ اللَّهُ عز و جل قَد نَزَعَ الرَّحمَةَ مِن قَلبِكَ فَما أصنَعُ بِكَ؟ مَن لَم يَرحَم صَغيرَنا ويُعَزِّز كَبيرَنا فَلَيسَ مِنَّا.
شرح الأخبار- به نقل از جعفر بن فروى، با اسنادش-: پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله) با يارانش نشسته بود كه حسن و حسين (عليهما السلام) كه خردسال بودند، به سوى ايشان رفتند و از سر و دوش ايشان بالا مىرفتند. گاهى سرشان را براى آنان، پايين مىآورد و گاهى، آنان را مىگرفت و مىبوسيد. در اين حال، يكى از همنشينان ايشان با شگفتى، به اين رفتار نگاه مىكرد و گفت: اى پيامبر خدا! به ياد نمىآورم هيچ گاه فرزندى را گرفته و بوسيده باشم. پيامبر خدا خشمگين شد تا جايى كه رنگش برگشت. پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند عز و جل مهربانى را از قلب تو گرفته است، من با تو چه كنم؟ كسى كه به كودكان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامى ندارد، از ما نيست».
شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام، ج3، ص 116
مناقب آل أبي طالب(لابن شهرآشوب)، ج3، ص 384(نقلاً عن فِي رِوَايَةِ حَفْصٌ الْفَرَّاء)
اهمیت خاکبازی در دوران کودکی:
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ التُّرابَ رَبيعُ الصِّبيانِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: همانا خاك، تفريحگاه كودكان است.گويند كه: حضرت رسالت پناه عليه السّلام با أصحاب ميگذشت كودكان بازى ميكردند بخاك و غبار برخاسته بود؛ يكى خواست كه ايشان را منع كند حضرت رسول عليه السّلام نگذاشت و اين خبر بگفت.
شهاب الأخبار(قضاعی، 454 ق))، ص 89
المعجم الكبير، ج 6 ص 140 /كنز العمّال، ج 16 ص 458
عن النبی صلى الله عليه و آله: احِبُّ الصِّبيانَ لِخَمسٍ: الأوَّلُ: أنَّهُم هُمُ البَكَّاؤونَ، وَالثّاني: يَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ: يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ، وَالرّابِعُ: لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئاً، وَالخامِسُ: يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ.
ص: 127
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كودكان را به خاطر پنج چيز دوست مىدارم: اوّل آن كه بسيار مىگِريند؛ دوم آن كه با خاك بازى مىكنند؛ سوم آن كه بدون كينه دشمنى مىكنند؛ چهارم آن كه چيزى براى فردا ذخيره نمىكنند؛ پنجم آن كه مىسازند و سپس، خراب مىكنند.
المواعظ العدديّة، ص 259
ص: 128
نشاط در ده چیز:
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: النَّشْوَةُ )النُّشْرَةُ) فِي عَشَرَةِ أَشْيَاءَ: الْمَشْيُ وَ الرُّكُوبُ وَ الِارْتِمَاسُ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلُ وَ الشُّرْبُ وَ النَّظَرُ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ الْجِمَاعُ وَ السِّوَاكُ وَ مُحَادَثَةُ الرِّجَالِ.
مصدر اصلی: الخصال، ج2، ص 443
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 322 / الفصول المهمة، ج3، ص 17 / وسائل الشيعة، ج2، ص 11
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَدَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا صُهَيْبُ بْنُ عَبَّادٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ:النَّشْوَةُ )النُّشْرَةُ) فِي عَشْرِ أَشْيَاءَ: فِي الْمَشْيِ وَ الرُّكُوبِ وَ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرِ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ وَ الْجِمَاعِ وَ السِّوَاكِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ وَ النَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ مُحَادَثَةِ الرِّجَالِ.
امام صادق عليه السلام: شادابى، در ده چيز است: پيادهروى، سواركارى، فرو رفتن در آب، نگاه كردن به سبزه، خوردن و آشاميدن، همبسترى، مسواك كردن، شستن سر با [گُل] خَطْمى، نگاه[حلال] به زن زیبا و گفتگو با مردان [بزرگ].
مصادر اصلی: الخصال، ج2، ص 443 / المحاسن، ج1، ص 14
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ الْفَقِيهُ الْمَرْوَزِيُ بِمَرْوَرُودَ فِي دَارِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرِ بْنِ سُلَيْمَانَ الطَّائِيُ بِالْبَصْرَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْفَقِيهُ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيُّ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع وَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ
ص: 129
اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حدثني [حَدَّثَتْنِي] أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَة] قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا طَبَخْتُمْ فَأَكْثِرُوا الْقَرْعَ فَإِنَّهُ يَسُرّ الْقَلْبَ الْحَزِينَ.
مصادر اصلی: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 36 / صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص 54 / الدعوات (للراوندي)، ص 148 / مكارم الأخلاق، ص 177
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 24 / بحار الأنوار، ج63، ص 225 / مستدرک الوسائل، ج16، ص 425
عَنْهُ(عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنِ الْقَاسِمِ الزَّيَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ: لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَى فَرَأَى ذَلِكَ نُوحٌ G جَزِعَ جَزَعاً شَدِيداًوَ اغْتَمَّ لِذَلِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ هَذَا عَمَلُكَ بِنَفْسِكَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَيْهِمْ فَقَالَ يَا رَبِّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنْ كُلِ الْعِنَبَ الْأَسْوَدَ لِيَذْهَبَ غَمُّك؛
امام صادقG: هنگامى كه آب از استخوانهاى مردگانْ كنار رفت، نوح از ديدن آن، بسيار غمناك شد. پس خداوند متعال به او وحى كرد: «اين، كارى است كه خود با خويش كردهاى! تو خود، آنان را نفرين كردى!». گفت: پروردگارا! من از تو آمرزش مىطلبم و به درگاه تو، توبه مىكنم. سپس خداوند متعال به او وحى فرستاد: «انگور سياه بخور تا اندوهت از ميان برود.
مصادر اصلی:المحاسن، ج2، ص 548/ الكافي، ج6، ص 350/ مكارم الأخلاق، ص174
منابع دیگر:الوافي، ج19، ص 383/ وسائل الشيعة،ج25 ، ص 150
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: شَكَا نَبِيٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ الْغَمَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ.
امام صادق عليه السلام: يكى از پيامبران، از دچار شدن به اندوه، به خداوند شِكوه كرد. خداوند، او را به خوردن انگور فرمان داد.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 351 / مكارم الأخلاق، ص 174
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 150 / بحار الأنوار، ج14، ص 460 / طب الأئمة عليهم السلام
(للشبر)، ص 153
ص: 130
قَالَ رسول الله [: عَلَيْكُمْ بِاللُّبَانِ فَإِنَّهُ يَمْسَحُ الْحُزْنَ عَنِ الْقَلْبِ كَمَا يَمْسَحُ وَ يُذَكِّي الْعَرَقَ عَنِ الْجَبِينِ وَ يَشُدُّ الظَّهْرَ وَ يَزِيدُ الْعَقْلَ وَ يُذَكِّي الذِّهْنَ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُذْهِبُ النِّسْيَان؛
پيامبر خدا[: بر شما باد كُندُر؛ زيرا آن سان كه عرق از پيشانى پاك مىشود، اندوه را از دل مىبَرَد و پشت را محكم مىكند و خرد را فزونى مىبخشد و ذهن را جلا مىدهد و ديده را نور مىبخشد و فراموشى را مىزدايد.
بحار الأنوار، ج73، ص 321/ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج16، ص 374
بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[ : عَلَيْكُمْ بِالزَّيْتِ فَإِنَّهُ يَكْشِفُ الْمِرَّةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ يُطَيِّبُ النَّفَسَ وَ يَذْهَبُ بِالْهَم؛
پيامبر خدا[: بر شما باد روغن زيتون؛ زيرا تلخه را مىزدايد، بلغم را مىبَرَد، پِى را استحكام مىبخشد، بيمارى مزمن را از ميان بر مىدارد، خوى را خوش مىسازد، دل را پيراسته مىدارد و اندوه را مىبَرَد.
مصادر اصلی:صحيفة الإمام الرضا G، ص 53 / عيون أخبار الرضا G، ج2، ص 35 / مكارم الأخلاق، ص 190
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 23 / بحار الأنوار، ج63، ص 179 / مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج16، ص 365
عَنْهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ الْفَارِسِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ يَزِيدَ الْفَارِسِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِG
قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَG:
عَلَيْكُمْ بِالْهَرِيسَةِ فَإِنَّهَا تُنْشِطُ لِلْعِبَادَةِ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ هِيَ الْمَائِدَةُ الَّتِي أُنْزِلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّه؛
امام علىG مىفرمايد: بر شما باد به خوردن هليم؛ زيرا نشاط چهل روزه در عبادت مىآورد و آن غذايى است كه بر پيامبر اكرم [ نازل شده است.
مصادر اصلی: المحاسن ،ج2، ص404 / كافي ج12،ص 450
منابع دیگر: الوافي، ج19،ص 311 . وسائل الشيعة، ج25،ص 69
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [ مَنِ اشْتَكَى فُؤَادَهُ وَ كَثُرَ غَمُّهُ فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ؛
ص: 131
پيامبر خدا[: هر كس دلش دردمند و اندوهش بسيار است، گوشت دراج بخورد.
مصادر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 161 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 122
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج63، ص 75
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ G قَالَ إِذَا وَجَدَ أَحَدُكُمْ غَمّاً أَوْ كَرْباً لَا يَدْرِي مَا سَبَبُهُ فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ فَإِنَّهُ يَسْكُنُ عَنْهُ إِنْ شَاءَ اللَّه؛ امام صادق G: هر گاه كسى از شما، به اندوه يا گرفتارىاى دچار گردد كه سببش را نمىداند، گوشت كبكنجير بخورد. در اين صورت، به خواست خدا، اندوه و گرفتارىاش، تسكين خواهند يافت.مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 161
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج63، ص 75 / طب الأئمةD، ص 122
حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ الْفَقِيهُ الْمَرْوَزِيُّ بِمَرْوَرُودَ فِي دَارِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرِ بْنِ سُلَيْمَانَ الطَّائِيُّ بِالْبَصْرَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْفَقِيهُ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيُّ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى G وَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا G قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبG: ... وَ الْعَسَلُ نُشْرَة...
امام علىG میفرماید: عسل نشاط آفرين است.
مصدر اصلی:عيون أخبار الرضاG، ج2، ص 25/ نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص 546
منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج63،ص 291
حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُوزِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا زَيْدُ بْن مُحَمَّدٍ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ الطَّائِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ
ص: 132
عَنْ عَلِيٍّ Dقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [ عَلَيْكُمْ بِالزَّبِيبِ فَإِنَّهُ يَكْشِفُ الْمِرَّةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالْإِعْيَاءِ وَ يُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ يُطَيِّبُ النَّفْسَ وَ يَذْهَبُ بِالْغَمِّ؛
پيامبر خدا [: بر شما باد مويز؛ چرا كه تلخه را مىزدايد، بلغم را مىبَرَد، پِى را استحكام مىبخشد، رنجيدگى را از ميان برمىدارد، خلق و خو را خوش مىسازد، دل را پاك مىكند و اندوه را مىبَرَد.
مصدر اصلی:الخصال،ج2،ص 344
منابع دیگر: وسائل الشيعة،ج25،ص 152 / بحار الأنوار ، ج63، ص 151
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ
بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَلتَّلْبِينَ يَجْلُو اَلْقَلْبَ اَلْحَزِينَ كَمَا تَجْلُو اَلْأَصَابِعُ اَلْعَرَقَ مِنَ اَلْجَبِينِ.
امام صادق عليه السلام : تلبينه،(1)
النهايه في غريب الحديث و الاثر، ج4، ص 229
التَّلْبِين- [لبن]: شوربا يا غذائى كه از سبوس و شير و عسل تهيه كنند.
التَّلْبِينَة- [لبن]: مترادف (التَّلْبِين) است.
فرهنگ ابجدي عربي فارسي، ص 254
غم را از دلِ غمگين مى زدايد ، همچنان كه انگشتان ، عرق را از پيشانى كنار مى زنند .مصادر اصلي: الكافي ج 6 ص 320 / المحاسن ج 2 ص 405
منابع دیگر: بحارالانوار ج63 ص 96 / وسائل الشيعة ج 25 ص 71 / الوافي ج 19 ص 353
رسول اللّٰه [: التَّلبينَةُ مُجِمَّةٌ لِفُؤادِ المَريضِ، تَذهَبُ بِبَعضَ الحُزن؛
پیامبر[ فرمود: تلبينه، قلب بيمار را قوّت [و نشاط] مىبخشد و بخشى از اندوه او را برطرف مىسازد.
صحيح البخاري، ج 5، ص 2154، ح 5365 وص 2067، ح 5101/ صحيح مسلم، ج 4، ص 1736، ح 2216/ السنن الكبرى، ج 9، ص 581، ح 19573/ المعجم الأوسط، ج 9، ص 19، ح 9001/ الفردوس، ج 2، ص 76، ح 2426 كلّها عن عائشة.
ص: 133
1) . ارجاع پرورشی: التَّلْبِينَةُ و التَّلْبِين: حساء يعمل من دقيق أو نخالة، و ربّما جعل فيها عسل، سمّيت به تشبيها باللَّبن. لبياضها و رقّتها.
رسول الله [: إنَّ لِلقَلبِ فَرحَةً عِندَ أكلِ اللَّحم؛
پيامبر خدا[ فرمود: هنگام خوردن گوشت، قلب را شادىاى است.
كنز العمّال: ج 15 ص 282 ح 41006 نقلاً عن شعب الإيمان عن سلمان.
عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ رِفَاعَةَ وَ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ G يَقُولُ الْخَلُّ يُسْرُ الْقَلْب؛
امام صادقG فرمود: سركه، قلب را شاداب مىكند.
المحاسن،ج2،ص 487
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ G قَالَ: مَا مِنْ شَجَرَةِ حَرْمَلٍ نَبَتَتْ إِلَّا وَ مَعَهَا مَلَائِكَةٌ يَحْرُسُونَهَا حَتَّى تَصِلَ إِلَى مَنْ وَصَلَتْ وَ فِي أَصْلِ الْحَرْمَلِ سِيرَةٌ وَ فِي فَرْعِهَا شِفَاءٌ مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ دَاءً؛
امام على G مىفرمايد: هيچ گياه اسپندى نيست مگر اين كه، همراهش فرشتگانى هستند كه از آن حفاظت مىكنند تا به آن كه بايد برسد، و در ريشۀ گياه اسپند، خاصيت نشاط آفرينى است و در شاخه و برگ و ميوۀ آن، خاصيت شفادهى از هفتاد و دو درد است.
مصادر اصلی: الجعفريات (الأشعثيات) ص244/ دعائم الإسلام، ج2،ص 150
منابع دیگر: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل،ج16 ،ص460
ایمان و اعتماد به فضل و رحمت خداوند:
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون»
«بگو: به فضل خدا و رحمت او پس بايد بدان شادمان باشند كه آن، از هر چه گردآورى مىكنند، بهتر است».
(سوره مبارکه یونس، آیه 58)
ص: 134
عَنْ علیّ ع قَالَ مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ أَرَاهُ السُّرُورَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ الْأُمُور.
امام على عليه السلام: هر كس به خدا اعتماد كند، خداوند، شادمانى را به وى مىنماياند و هر كس بر او توكّل كند، كارهاى او را كفايت مىنمايد.مصدر اصلی: كشف الغمة في معرفة الأئمه)اربلی)، ج2، ص 346
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج68، ص 151
عَنْهُ )احمد بن محمد) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِيبِيِّ عَنِ السَّرِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَن آبَائِهِ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: قَالَ لِعَلِيٍّ ع: يَا عَلِيٍ إِنَّ اللَّهَ بِحُكْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَ الْفَرَحَ فِي الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِي الشَّكِّ وَ السَّخَط.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند- از روى حكمت و فضل خويش-، آسايش و شادمانى را در يقين [به خداوند] و خرسندى [از او] قرار داد و غم و اندوه را در شك [به خدا] و ناخرسندى [از او].
مصدر اصلی: المحاسن، ج1، ص 17 / تحف العقول، ص 6
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج74، ص 68
الإمام عليّ عليه السلام- في صِفاتِ المُتَّقينَ-: يَبيتُ حَذِراً ويُصبِحُ فَرِحاً؛ حَذِراً لِما حُذِّرَ مِن الغَفلَةِ، وفَرِحاً بِما أصابَ مِنَ الفَضلِ وَالرَّحمَةِ.
امام على عليه السلام- در بيان ويژگىهاى پرهيزگاران-: شب را با پروا و روز را با شادمانى به سر مىآورد؛ پروا از غفلتى كه از آن برحذر داشته شده و شاد از فضل و رحمتى كه به او رسيده است.
مصادر اصلی: نهج البلاغه، خطبه 193، ص 305 / تحف العقول، ص 161 / روضة الواعظين(فتال نیشابوری)، ج2، ص 439
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج64، ص 316
زهد (بی رغبتی به دنیا):
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: الرَّغبَةُ فِي الدُّنيا تُطيلُ الهَمَّ وَالحُزنَ، وَالزُّهدُ فِي الدُّنيا راحَةُ القَلبِ وَالبَدَنِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دلدادگى به دنيا، گرفتارى و اندوه را دراز مىكند و زهد در دنيا، مايه آسودگى جان و تن مىشود.
مصدر اصلی: تحف العقول، ص 358
ص: 135
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج75، ص 240قناعت:
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إِنَّ الْقَنَاعَةَ رَاحَةٌ لِلْقَلْب.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قناعت، آسودگى است.
مصدر اصلی: أعلام الدين )دیلمی)، ص 188
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج74، ص 183
پرهیز از کینهورزی:
الإمام عليّ عليه السلام: مَنِ اطَّرَحَ الحِقدَ، استَراحَ قَلبُهُ و لُبُّه.
امام على عليه السلام: هر كس كه كينه را دور افكنَد، دل و دماغش آرامش پيدا مىكند.
غرر الحكم، ص 624
تغافل (چشم پوشی):
الإمام عليّ عليه السلام: مَن لَم يَتَغافَل و لا يَغُضُّ عَن كَثيرٍ مِنَ الامور، تَنَغَّصَت عيشَتُهُ.
امام على عليه السلام: كسى كه [نسبت به كاستىهاى ديگران] تظاهر به غفلت نكند و از بسيارى كارها چشم نپوشد، زندگىاش ناگوار مىشود.
تصنيف غرر الحكم، ص 451
خوش اخلاقی:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِحُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ يَا حُمْرَان … لَا عَيْشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق.
امام صادق عليه السلام: هيچ زندگىاى، گواراتر از خوشخلقى نيست.
مصادر اصلی: الكافي، ج8، ص 244 / تحف العقول، ص 360 / علل الشرائع، ج2، ص 560
منابع دیگر: الوافي، ج26، ص 269
حُسن نیت:
الإمام عليّ عليه السلام: مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ كَثُرَت مَثوبَتُهُ، وطابَت عيشَتُهُ، ووَجَبَت مَوَدَّتُه.
امام على عليه السلام: هر كس نيّتش نيكو باشد، پاداشش فراوان و زندگىاش خوش مىشود و دوست داشتنش [بر ديگران] لازم مىآيد.
غرر الحكم، ص 661
مزاح (شوخی کردن):
ص: 136
عَنْهُ ( عده من اصحابنا عن احمد بن محمد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَلَّامٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يُونُسَ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِيلٌ قَ
الَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ.
به نقل از يونس شيبانى-: امام صادق عليه السلام فرمود: «با يكديگر شوخى هم مىكنيد؟». گفتم: كم. فرمود: «اين گونه نكنيد؛ زيرا شوخى، از خوشخويى است و تو بدان وسيله، برادرت را شاد مىسازى. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى اين كه كسى را شاد كند، با او شوخى مىكرد».
مصدر اصلی: الكافي، ج2، ص 663
منابع دیگر: الوافي، ج5، ص 627 / وسائل الشيعة، ج12، ص 113
شاد کردن مومن:
عن رسول الله صلى الله عليه و آله: مَن سَرَّ أخاهُ المُؤمِنَ سَرَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَة
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس برادر مؤمنش را شادمان سازد، خداوند در دنيا و آخرت، وى را شادمان مىكند.
عوالي اللئالي، ج1، ص 107
الإمام الباقر عليه السلام: ما مِن رَجُلٍ يُدخِلُ عَلى أخيهِ المُسلِمِ باباً مِنَ السُّرورِ، إلّاأدخَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَيهِ باباً مِنَ السُّرور
مصدر اصلی: المؤمن(حسین بن سعید اهوازی)، ص 53
منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج12، ص 396
ذکر و یاد خدا و تلاوت قرآن:
الْمُنَاجَاةُ
الْإِنْجِيلِيَّةُ لِمَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع وَ قَدْ وَجَدْتُهَا فِي بَعْضِ مَرْوِيَّاتِ أَصْحَابِنَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِ أَنِيسِ الْعَابِدِينَ مِنْ مُؤَلَّفَاتِ بَعْضِ قُدَمَائِنَا عَنْهُ ع وَ هِيَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اللَّهُم ... ِ يَا مَنْ آنَسَ الْعَارِفِينَ بِطَيِّبِ مُنَاجَاتِهِ وَ أَلْبَسَ الْخَائِطِينَ ثَوْبَ مُوَالاتِه مَتَى فَرِحَ مَنْ قَصَدَتْ سِوَاكَ هِمَّتُهُ وَ مَتَى اسْتَرَاحَ مَنْ أَرَادَتْ غَيْرَكَ عَزِيمَتُه.
ص: 137
امام زين العابدين عليه السلام- در مناجاتش-: اى كسى كه عارفان را به بوى دلاويز مناجاتش مأنوس كرد و جامه دوستىاش را بر قامت خطاكاران پوشاند! چه زمان شاد شود كسى كه همّتش غير تو را نشانه رفته است؟! و چه وقت بياسايد كسى كه ارادهاش جز تو را خواسته است؟!
بحار الأنوار، ج91، ص 157
وَ مِنْ دُعَاء النبیّ ص: اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مَشْغُولِينَ بِأَمْرِكَ آمِنِينَ بِوَعْدِكَ آيِسِينَ مِنْ خَلْقِكَ آنِسِينَ بِكَ مُسْتَوْحِشِينَ مِنْ غَيْرِكَ رَاضِينَ بِقَضَائِكَ صَابِرِينَ عَلَى بَلَائِكَ شَاكِرِينَ عَلَى نَعْمَائِكَ مُتَلَذِّذِينَ بِذِكْرِكَ فَرِحِينَ بِكِتَابِك.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- در دعايش-: خدايا! ما را ... از کسانی که از ذکرت لذت میبرند و از كتابتْ شادمان میگردند، قرار ده.
مصدر اصلی: جامع الأخبار(للشعيري)، ص 132
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج92، ص 360
ذکر «لاحَولَ ولا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ»:
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أمانٌ لِامَّتي مِنَ الهَمِّ: لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ ولا مَنجى مِنَ اللَّهِ إلّاإلَيهِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى على! جمله « لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ ولا مَنجى مِنَ اللَّهِ إلّاإلَيهِ» (هيچ نيرو و توانى نيست، جز به يارى خداى والاى بزرگ. هيچ پناه و نجاتى از خدا نيست مگر به سوى او)، مايه ايمنى امّت من از اندوه است.
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 371 / مكارم الأخلاق، ص 443
منابع دیگر: الوافي، ج26، ص 180 / بحار الأنوار، ج74، ص 58 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 369
ذکر استغفار:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ ظَهَرَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ فَلْيُكْثِرْ ذِكْرَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ مَنْ كَثُرَتْ هُمُومُهُ فَعَلَيْهِ بِالاسْتِغْفَار.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر کس نعمت بر او ظاهر شود، پس زیاد ذکر الحمدلله بگوید. هر كس اندوهش بسيار گردد، پس بر اوست كه استغفار کند (آمرزش بخواهد).
مصادر اصلی: الكافي، ج8، ص 93 / المحاسن، ج1، ص 42
منابع دیگر: الوافي، ج9، ص 1610 / وسائل الشيعة، ج7، ص 176
ص: 138
قَالَ رسول الله ص: مَنْ أَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بسيار استغفار کند (آمرزش بخواهد)، خداوند براى او از هر غصهاى، گشايشى قرار مىدهد و از هر تنگنايى، راه برونْرفتى. نيز او را از آن جا كه گمان نمىكند، روزى مىدهد.
مصدر اصلی: عوالي اللئالي العزيزية، ج1، ص 170
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج7، ص 177
·
شستن سر با خطمی:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ نُشْرَة.
امام صادق عليه السلام: شستن سر با [گُلِ] خطمى، نشاطبخش است.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 504 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 124 / مكارم الأخلاق، ص 60
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج2، ص 61 / الوافي، ج6، ص 633
تمیزی جامه:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: النَّظِيفُ مِنَ الثِّيَابِ يُذْهِبُ الْهَمَ وَ الْحَزَنَ وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلَاةِ.
امام على عليه السلام: جامه تميز، پريشانى و اندوه را مىبَرَد و مايه پاكيزگى براى نماز است.
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 444
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 699 / وسائل الشيعة، ج5، ص 14
شانه زدن:عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنِ ابْنِ مَيَّاحٍ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ص قَالَ: إِذَا سَرَّحْتَ رَأْسَكَ وَ لِحْيَتَكَ فَأَمِرَّ الْمُشْطَ عَلَى صَدْرِكَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ الْوَبَاءِ.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 489 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 128 / مكارم الأخلاق، ص 70
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 117 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 233
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِمْرَارُ الْمُشْطِ عَلَى صَدْرِكَ يُذْهِبُ بِالْهَمِّ.
امام صادق (علیه السلام): مداومت بر شانه زدنِ روی سینه غصه را میبرد.
ص: 139
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 71
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 114
تراشیدن موی پشت گردن:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ رُبَّمَا كَثُرَ الشَّعْرُ فِي قَفَايَ فَيَغُمُّنِي غَمّاً شَدِيداً فَقَالَ لِي يَا إِسْحَاقُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ حَلْقَ الْقَفَا يَذْهَبُ بِالْغَمِّ.
به نقل از اسحاق بن عمّار: به امام صادق عليه السلام گفتم: فدايتان شوم! گاه موهاى پشت گردنم زياد مىشوند و به سختى، مرا اندوهگين مىكنند. پس به من فرمود: «اى اسحاق! آيا نمىدانى كه تراشيدن [موهاى] پشت گردن، اندوه را از ميان مىبَرَد؟!»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 485
منابع دیگر: الوافي، ج6، ص 648 / وسائل الشيعة، ج2، ص 108
خواب:
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ: النَّوْمُ رَاحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقْلِ.
مصدر اصلی: الأمالي( للصدوق)، ص 441 / من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 402
منابع دیگر: الوافي، ج4، ص 455 / بحار الأنوار، ج68، ص 276استفاده از رنگ زرد:
عَنْهُ ) عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّه( عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا بَلَغَ بِهِ جَابِرَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ لَبِسَ نَعْلًا صَفْرَاءَ لَمْ يَزَلْ يَنْظُرُ فِي سُرُورٍ مَا دَامَتْ عَلَيْهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِين.
امام باقر عليه السلام: هر كس كفشى زردرنگ بر پاى كند، تا زمانى كه آن كفش، به پاى اوست، همواره با شادمانى مىنگرد؛ زيرا خداوند )در سوره مبارکه بقر، آیه 69) فرموده است: «زردْرنگى خالص و يكدست كه بينندگان را شادمان مىكند».
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 466
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 754 / وسائل الشيعة، ج5، ص 69 / بحار الأنوار، ج13، ص 261 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 248
ص: 140
ص: 141
ص: 142
بحث و تبیین جانمایی ساختمان در محیط همسایگی و محله، بحثی بسیار مهم است که اگر تمامی شرایط ساخت ساختمان رعایت شود؛ ولی جانمایی در محله و محیط همسایگی مناسب، صورت نگیرد؛ شرایط زیست مناسب و مدنظر اسلام را برای خانواده فراهم نخواهد کرد. لذا لازم است خلاصهای از این بحث مهم در اینجا ارائه گردد:
«یکی از معضلاتی که در حال حاضر گریبانگیر هویت اسلامی شده و در حال به خطر انداختن سبک زندگی اسلامی میباشد، نوع مدیریت شهری فعلی است؛ این نوع از مدیریت شهری به دلیل استفاده از تئوریهای غربی در اداره شهر علاوه بر اینکه موجب افزایش مستمر هزینههای اداره شهر توسط خود شهرداری شده به سکولارشدن افراد جامعه و حداقلیشدن نگاه افراد نسبت به دین میشود. دلیل این مطلب را باید در جایگاه رفیعِ خانواده دانست؛ بر همگان واضح و مبرهن است که نگاههای حداکثری به دین و فهم دین به صورت عمیق در نهاد خانواده و به وسیله پدر و مادر اتفاق میافتد؛ اما پدر و مادری که فرصتِ تربیت فرزندان خود را داشته باشند. مشکل در این است که مدیریت فعلی شهری به دلیل اینکه هرم نیازهای چهارگانه خانوار را در خارج از محله تأمین میکند اعضای خانواده فرصت زیادی را برای در کنار هم بودن ندارند و به تبع این ضیقِ وقت، پدر و مادر نیز فرصتی برای انتقال نگاه حداکثری به دین را نخواهند داشت و به این ترتیب زمینه سکولاریسم یا همان نگاه حداقلی به دین به وجود میآید.
... سرفصل اول که باید به آن بپردازیم، فلسفه مدیریت شهری است؛ البته مراد از فلسفه، معنای مصطلحِ موجود این واژه نمیباشد، بلکه مراد هدفِ کلی و تصویر کلی مدیریت شهری و آرمان مدیران یک شهر میباشد. اگر فلسفه مدیریت شهری مشخص نباشد ما در مدیریت شهر دچار روزمرّگی شده و قادر به برنامهریزی صحیح نخواهیم بود. از منظر مفاهیم اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی فلسفه مدیریت شهری"ارتقاء امر تربیت" است؛ اگر مدیریت شهری تربیت را در دستور کار خود قرار دهد بسیاری از معضلات جامعه و حتی معضلات خودِ مدیریتشهری حل شده و هزینههای اداره شهر کاهش خواهد یافت. به عبارت بهتر مدیریت شهری باید یکی از این دو کار را انجام دهد: یا در مدیریت خود به تمام مسائل شهری مانند اقتصاد شهری، امنیت شهری و ...
ص: 143
بپردازد و برای اصلاح و بهبود هر یک برنامهریزی جداگانه با هزینههای بالا بکند؛ یا اینکه بر روی موضوعی متمرکز شود که زیرساخت تمام موضوعات یک شهر میباشد و مسائلی مانند امنیت، اقتصاد و ... از آن موضوع متأثر هستند. به نظر میآید بهتر است مدیریت شهری بر روی زیرساختیترین موضوع تمرکز کند تا مدیریتِ موضوعات دیگر آسانتر و با کیفیت بیشتری صورت گیرد. این موضوعِ زیرساختی چیست؟ تربیت، زیرساختِ تمام موضوعات جهتساز و موضوعات غیر قابل انکار میباشد و اگر به این مقولهی با اهمیت بپردازیم، تمام موضوعات دستخوش تغییر و تحول میشوند. بنابراین هدفی که مدیریت شهری باید به دنبال آن باشد ارتقا امر تربیت است.
اما ممکن است سؤال شود که مدیریت شهری چه ارتباطی به تربیت دارد؟ به عبارت بهتر درست است که تربیت امر مهمی میباشد؛ اما نهادهای دیگری مانند آموزش و پرورش و رسانه متکفل این امر هستند. پاسخ به این سؤال ما را وارد سرفصل دومِ این نشستِ 11 روزه میکند. به واقع آیا میتوان ارتباطی را میان مدیریت شهری و تربیت قائل شد یا خیر؟ پاسخ به این سؤال در گرو تعریف ما از تربیت است؛ اگر ما تربیت را به معنای خواندن احادیث برای افراد بدانیم ارتباط زیادی بین مدیریت شهری و تربیت وجود نخواهد داشت. اما این تعریف از تربیت، تعریف دقیقی نیست؛ تربیت امری ذوابعاد بوده و نیازمند مدیریت است، تربیت صرف بیانِ معارف اهل بیت برای افراد نیست، بلکه این موضوعِ زیرساختی نیازمند لوازم زیادی است. به عنوان مثال کار تربیتی حتماً باید همراه با "رفق" و "نُصح" باشد. همچنین در کارِ تربیتی باید "ظرفیتِ" طرفِمقابل را در نظر گرفته و مطالب را با "مُکث" برای او بیان کنیم. با توجه به اینکه تربیت امری گسترده و دارای ابعاد مختلف است نیازمند نهادی میباشد که تکفل آن را بر عهده بگیرد.
اما "نهاد متکفل تربیت" چیست؟ "خانواده" بهترین و اصلیترین نهاد تربیتکنندهی افراد است، چرا که لوازم مختلف تربیت در این نهاد وجود دارد. تا به اینجا هنوز ارتباط مدیریت شهری و امر تربیت واضح نشده است و برای روشنشدن این امر باید به نکته دیگری توجه کنیم. خانواده از چه عواملی تأثیر میپذیرد و چه عواملی موجب تضعیف نهاد خانواده میشوند؟
در پاسخ باید گفت که: نهاد خانواده از دو حیثِ درون و بیرون تحت تأثیر قرار میگیرد: عوامل درونی، عواملی هستند که در اختیار پدر و مادر میباشند. به عنوان مثال اینکه والدین چگونه با
ص: 144
یکدیگر رفتار کنند و مدارا داشته باشند و نزد کودکانِ یکدیگر را تحقیر و تخریب نکنند، امری است که در اختیار پدر و مادر میباشد.
اما دستهای از عوامل از بیرون بر نهاد خانواده اثر میگذارند و در اختیار نهاد خانواده نمیباشند. به عنوان مثال نظام آموزش و پرورش یکی از این عوامل است؛ وقتی نظام آموزشی لوازم زندگی مشترک را به دانشآموزان نمیآموزد و فقط بر روی ریاضی و فیزیک تمرکز میکند، دانشآموزان پس از ازدواج قادر به رفتار صحیح با یکدیگر نخواهند بود و همدیگر را به چالش خواهند کشید و در نتیجه نهاد خانواده تضعیف خواهد شد. نتیجه تضعیف نهاد خانواده نیز از بین رفتن کارکرد تربیتی این نهاد است. از این پس ارتباط بین مدیریت شهری و تربیت واضح میگردد.
یکی از عواملِ بیرونی مؤثر بر نهاد خانواده نحوهی تأمین هرم نیازهای خانوار است. در حال حاضر با توجه به اینکه هرم نیازهای خانوار در محل زندگی آنها تأمین نمیشود اعضای خانواده مکرر از یکدیگر جدا میشوند و وقتی اعضای خانواده در کنار یکدیگر نبودند طبیعتاً پدر و مادر نیز زمانی برای تربیت فرزندان خود نخواهند داشت. بنابراین مدیریت شهری با شیوهی تأمین نیازهای خانوار میتواند موجب تقویت یا تضعیف نهاد خانواده گردد.با توجه به این مقدمات تعریف مطلوب مدیریتِ شهری مشخص میگردد؛ مدیریت شهری باید شهر را به محوریت محلات اداره کند. البته محله به کدام معنا؟ محلِ تأمین هرم نیازهای خانوار.
از این پس وارد سرفصل سوم دوره مدیریت شهری میشویم؛ هرم نیازهای خانوار چیست؟ آیا با هر مدلی میتوانیم نیازهای خانوار را تأمین کنیم؟ پاسخ منفی است؛ چرا که نیازِ شاهراه هدایت انسان است. توضیح بیشتر آنکه هدایت انسانها زمانی اتفاق میافتد که بتوانیم فکر آنها را درگیر کرده و افکار آنها را جهتدهی کنیم. با توجه به اینکه انسانها دائماً به نیازهای خود فکر میکنند مدل تأمین نیازها میتواند موجب ضلالت یا هدایت افراد شود؛ یعنی مدل تأمین نیاز علاوه بر اینکه موجب تأمین نیاز افراد میشود، دریچه و راهی است که افراد را به سمت خاصی هدایت میکند. بنابراین ما باید نیازهای خانوار را با مدلی تأمین کنیم که موجب ارتقا توحید آنها شود. به همین دلیل باید به بازتعریف هرم نیازهای خانوار پرداخته و مدل جدیدی را برای تأمین نیازهای خانوار ارائه دهیم.
ص: 145
اما ملاک اصلی بازتعریف هرم نیازهای خانوار چیست؟ رفع اصطکاک ارادههای افراد و کاهش نزاع در جامعه، مَناط و ملاک اصلی مدل تأمین نیازهای خانوار است؛ هرم نیازهای خانوار را باید به گونهای تأمین کنیم که نزاع در جامعه کاهش پیدا کند.
حال به بازتعریف هرم نیازهای خانوار میپردازیم. اولین نیازی که خانواده به آن محتاج است، "نیاز تفریحی" است؛ تفریح رأس هرم نیازهای خانوار است، زیرا اگر افراد کسالت داشته باشند توان حرکت به سمت پیشرفت و تأمین نیازهای خود را نخواهند داشت. اما نکته مهم این است که نباید تفریح را حداقلی معنا کنیم؛ نباید تفریح را به معنای رفتن به پارک و شهربازی بدانیم. تفریحباید به صورت حداکثری پیگیری شود. تفریحِ حداکثری به معنای "بهبودِ روابط انسانی" است؛ افراد زمانی کسل نخواهند بود و فرح خواهند داشت که از سودی افراد دیگر به چالشکشیده نشوند و خود نیز انسانهای دیگر را به چالش نکشند. اگر فرد قادر به رفتار صحیح با انسانهای دیگر نباشد مدام آنها را به چالش کشیده و موجب کسالت آنها خواهند داشت. بنابراین مدل تأمین نیازهای تفریحی باید بتواند روابط انسانی افراد را بهبود ببخشد.
نیاز دومی که نهاد خانواده به آن محتاج است و باید به بازتعریف آن بپردازیم، "نیاز تحصیلی" است؛ مدل تأمین نیازهای تحصیلی باید چگونه باشد که موجب رفع اصطکاک ارادهها شود؟ نظام آموزشی باید آموزشهای خود را به محوریت انتقال ایثار طراحی کند؛ آنچه که مهم است و باید در نظام آموزشی به آن بپردازیم آن است که "سود اجتماعی" یا همان "ایثار" را برای دانشآموزان جا بیندازیم؛ چرا که در صورت فربه شدن ایثار مدارای افراد بالا خواهد رفت و در تعاملات و رفتارهای خود با دیگران موجب به چالشکشیدهشدن طرف مقابل خود نخواهد شد. بنابراین مدل مطلوب تأمین نیازهای تحصیلی به محوریت رفع اصطکاک، انتقال ایثار و سود اجتماعی به افراد است.
نیاز سوم خانواده چیست؟ "نیاز شغلی"، سومین نیازِ موجود در هرم نیازهای خانوار است. مدل فعلی تأمین نیازهای شغلی به گونهای است که موجب ایجاد "تضاد" و "تعارض" میان منافع کارگر و کارفرما میشود. با توجه به اینکه سازماندهی افراد در مدل فعلیِ تأمینِ اشتغال به محوریت تحریک نیازهای مادی میباشد، وقتی سود مادی سرمایهدار در خطر قرار گیرد، سرمایهدار منافع کارگر را نادیده گرفته و به عنوان مثال تعدیل نیرو میکند. تضاد بین منافع کارگر و کارفرما مشکلی است که
ص: 146
دنیای غرب قادر به حل آن نمیباشد. حالا ما چگونه نیازهای شغلی را تأمین کنیم تا تضاد منافع پیش نیاید؟ راه کار پیگیری "الگوهای تولید خانوادگی" است؛ بنگاههای تولیدی باید به محوریت "رِفق" و "صله رحم" تشکیل شوند؛ چرا که در اینصورت افراد به دلیل وجود روابطفامیلی و رفق و محبت در میان خود یکدیگر را به چالش نکشیده و منافع همدیگر را در خطر نمیاندازند و در نتیجه اصطکاکِ اراده ایجاد نمیشود؛ بنابراین مدل مطلوب تأمین نیازهای شغلی راهاندازی "بنگاههای تولید خانوادگی" است.
چهارمین نیازِ خانواده، "نیازهای روزمره" است؛ در حال حاضر نیازهای روزمرهی افراد به گونهای تأمین میشوند که افراد مصرفی میشوند و مدام به دنبال "مصرفِ" بیشتر و "تنوّع" هستند. وقتی انسانها مصرفی شدند چه اتفاقی میافتد؟ با توجه به اینکه خواستههای افراد تمامی ندارد و منابع این جهان محدود هستند افراد برای رسیدن به خواستههای به استثمار یکدیگر پرداخته و به حقوق هم تجاوز خواهند کرد و در نتیجه اصطکاک میان ارادهها پیش میآید. مدل تأمین نیازهای روزمره باید به محوریت "زهد" به تأمین نیازهای روزمره بپردازد. اگر نیازهای افراد به محوریت زهد تأمین شود، افراد به استعمار و استثمار یکدیگر نخواهند پرداخت و در نتیجه اصطکاک بین ارادهها کاهش مییابد.
پس از بازتعریف مدل تأمین نیازهای خانوار نوبت به سرفصل چهارم مباحث این دوره 11 روزه یعنی تبیین اقدامات اجرایی می رسد. برای پیگیری مدیریت شهری از نگاه الگوی پیشرفت اسلامی باید به انجام سه کار همت بگماریم: اولین کار: تبیین گسترده تعریف مطلوب مدیریت شهری در مجامع نخبگانی کشور و در میان مردم میباشد؛ چراکه در صورت جا نینداختن دیدگاه مطلوب قادر به پیگیری آن در عرصه عمل نخواهیم بود.
دومین کاری که باید در حال حاضر انجام دهیم شناسایی معضلات تهدیدهکننده محلات هستند؛ در حال حاضر در محلههای تهران معضلات مختلفی وجود دارند که موجب هدم محله میشوند. به عنوان مثال در محله امامزاده یحیی با پدیدهای به نام مهاجرت روبرو هستیم.
ص: 147
سومین کاری که باید صورت گیرد تهیه شناسنامه محلات به محوریت هرم نیازهای خانوار میباشد؛ باید مشخص کنیم که در حال حاضر کدامیک از نیازهای خانوار در چه سطحی در محله تأمین میشوند و چه نیازهای را میتوان فراهم کرد.»
منبع: اجمالی از دوره بحثی مدیریت شهری محلهمحور / مقدمه و خلاصه کتاب
با عنوان: : تأمین نیازهای چهارگانه خانوار در محله به محوریت رفع اصطکاک میان ارادهها؛ تصویر مطلوب مدیریت شهری از نگاه الگوی پیشرفت اسلامی / از سری مکتوبات الگوی پیشرفت اسلامی
جهت دریافت فایل این دوره پژوهشی به لینک زیر مراجعه کنید:
https://nro-di.blog.ir/1396/04/29
ص: 148
عکس
عکس
ص: 149
عکس
ص: 150
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: [یا محمد!] ابْنِ بَيْتَكَ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ فَمَا كَانَ فَوْقَ ذَلِكَ سَكَنَهُ الشَّيَاطِينُ؛ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيْسَتْ فِي السَّمَاءِ وَ لَا فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا تَسْكُنُ الْهَوَاءَ.
محمد بن مسلم از حضرت باقر (علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمود: [اى محمد!] بلندى ارتفاع خانهات را هفت ذراع بنا کن؛ پس آنچه بيشتر از اين باشد، محل سکونت شياطین خواهد شد؛ چرا كه شياطين نه در آسمان هستند و نه در زمين، بلكه در هوا (فاصله بین زمین و آسمان) سکونت میکنند.
الكافي، ج6، ص 529 / مكارم الأخلاق، ص 126 (و فیه اضافه: "یا محمد!" فی صدر روایت)
وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهمالسلام، ج2، ص 213 / الوافي، ج20، ص 795 / بحارالأنوار، ج73، ص 154
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ سَمْكُ الْبَيْتِ فَوْقَ سَبْعَةِ أَذْرُعٍ أَوْ قَالَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَكَانَ مَا فَوْقَ السَّبْعِ وَ الثَّمَانِ الْأَذْرُعِ مُحْتَضَراً وَ قَالَ بَعْضُهُمْ مَسْكُونا.
امام صادق (علیه السلام): هر گاه سقف خانه بالاتر از هفت یا هشت ذراع باشد؛ پس آنچه بالاتر از این باشد محل حضور یا محل سکونت (شیاطین) است.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 213 / وسائلالشيعة، ج5، ص 310 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 / الوافي، ج20، ص 793
بيان: السمك السقف أو من أعلى البيت إلى أسفله و يعني بالمحتضر بفتح الضاد المعجمة محل حضور الجن و الشياطين.
الوافي، ج20، ص 793عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ
ص: 151
الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ؛ فَقَالَ: كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ؟ فَقَالَ: عَشَرَةُ أَذْرُعٍ. فَقَالَ: اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكُهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُّ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُهُ.
مردى به خدمت امام صادق (علیه السلام) شكايت آورد كه جنيان با خانواده و عيالات من بازى ميكنند، حضرت فرمود: سقف خانهات چه اندازه است؟ گفت: ده ذراع، فرمود: خانهات را به ارتفاع هشت ذراع اندازه بگير و آيةالكرسى را بین هشت و ده ذراع بنویس؛ چرا که هر خانهای كه سقفش از هشت ذراع بيشتر باشد محل حضور جنيان و سکونت آنان مىشود.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 610
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
الخصال، ج2، ص 408 (با اندکی تفاوت)
سند خصال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
وسائلالشيعة، ج5، ص 312 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهمالسلام، ج2، ص 214 / الوافي، ج20، ص 794 / بحارالأنوار، ج73، ص 149 (نقلا عن الخصال)
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي سَمْكِ الْبَيْتِ: إِذَا رُفِعَ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ كَانَ مَسْكُوناً فَإِذَا زَادَ عَلَى ثَمَانِيَةٍ فَلْيُكْتَبْ عَلَى رَأْسِ الثَّمَانِ آيَةُ الْكُرْسِيِّ.
امام صادق (علیه السلام) در مورد سقف خانه فرمودند: هرگاه (سقف خانه) از هشت ذراع بالاتر باشد محل سکونت (شیاطین) است. پس هر کاه از هشت ذراع بیشتر شد پس بر بالای هشت ذراع آیت الکرسی بنویس.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
بحار الأنوار، ج73، ص 151 / وسائلالشيعة، ج5، ص 313 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 214 / الوافي، ج20، ص 794عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ قَالَ: أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ عَنْ مَنَازِلِنَا! فَقَالَ: اجْعَلُوا سُقُوفَ بُيُوتِكُمْ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ اجْعَلُوا الْحَمَامَ فِي أَكْنَافِ الدَّارِ. قَالَ: الرَّجُلُ فَفَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا رَأَيْنَا شَيْئاً نَكْرَهُهُ بَعْدَ ذَلِكَ.
ص: 152
از حضرت باقر (علیه السلام): مردى نزد وى به شكايت آمد كه جن ما را از خانههايمان بيرون رانده، فرمود: سقف خانهها را هفت ذراع كنيد، و کبوتر را در گوشه خانه (دور از خانه) بسازيد، آن مرد گويد چنين كرديم و ديگر چيزى كه ناراحتكننده باشد نديديم.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ رَجُل
مكارم الأخلاق، ص 128 ( و فیه اضافه:أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ مِنْ مَنَازِلِنَا يَعْنِي عُمَّارَ مَنَازِلِهِم)
الوافي، ج20، ص 794 / وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 و ص 162 / مستدرك الوسائل، ج3، ص 454 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 214
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ جَمِيعاً عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ عَنْ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَمْكُ الْبَيْتِ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ أَوْ ثَمَانِيَةُ أَذْرُعٍ فَمَا فَوْقَ ذَلِكَ فَمُحْتَضَرٌ.
از امام صادق (علیه السلام): بلندى و ارتفاع خانه بايد هفت يا هشت ذراع باشد كه بيشتر از آن محل حضور شياطین است.
المحاسن، ج2، ص 609
مكارم الأخلاق، ص 126 (َو فیه: فَمَحْضَرٌ لِلشَّيَاطِين بدل فَمُحْتَضَرٌ)
وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 و ص 154 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 213
عَنْ الصادق ع قَالَ: كُلُّ شَيْءٍ يَرْفَعُ مِنْ سَمْكِ الْبُيُوتِ عَلَى تِسْعَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مَسْكَنُ الشَّيَاطِين.امام صادق (علیه السلام): هر چه از سقف خانه که بالاتر از نُه ذراع باشد؛ پس محل سکونت شیاطین است.
مكارم الأخلاق، ص 126 / بحار الأنوار، ج73، ص 154
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: كُلُّ شَيْءٍ فَوْقَ التِّسْعِ (يَعْنِي سَمْكَ الْبَيْتِ) فَمَا زَادَ عَلَى التِّسْعِ فَهُوَ مَسْكُونٌ يَعْنِي الْبُيُوتَ أَوْ مَا كَانَ سَمْكُهَا فَوْقَ التِّسْعِ فَمَا كَانَ فَوْقَ التِّسْعِ مَسْكُون.
عبد اللَّه بن سنان گويد: از حضرت صادق (علیه السلام) شنيدم: هر شیئی (یعنی: هر خانهای) كه، بالاتر از نُه (ذراع) باشد؛ پس آنچه بیشتر از نُه ذراع باشد مسكن شياطين خواهد شد يا هر مقدار از خانه كه سقفش بالاتر از نه ذراع باشد، مسكن شياطين است.
ص: 153
مكارم الأخلاق، ص 126 / بحار الأنوار، ج73، ص 154
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا مِنْ إِنْسَانٍ يَبْنِي فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ إِلَّا وَ يَأْوِي الشَّيْطَانُ فِيمَا فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ وَ الْوَاجِبُ أَنْ يُكْتَبَ لَهُ فِيهِ آيَةُ الْكُرْسِيِّ حَتَّى لَا يَأْوِيَ فِيهِ الشَّيْطَان.
امام صادق (علیه السلام): هيچ انسانى سقف بنایش را از هشت ذراع بلندتر نسازد مگر آنكه در بالاتر از هشت ذراع شیاطین مأوا و مسكن گيرند. و در اين صورت بر آن آية الكرسى نويسد، تا شيطان در آن مأوى نكند.
مكارم الأخلاق، ص 127
ص: 154
نکته: تمام روایات ذیل – با اینکه برخی از آنها قابلیت جانمایی ذیل چند عنوان را دارند؛ ولی- بدون هیچگونه تکراری و فقط ذیل یک نمایه و عنوان ذکر شدهاند.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: «الْحَمَامُ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ ع.»
معاویه بن وهب می گوید: «کبوتر از پرندگان انبیاء بوده است.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 546
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 853 / وسائل الشيعة، ج11، ص 514 / بحار الأنوار، ج62، ص 17
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:«الْحَمَامُ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ (ع) الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ. وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ. قَالَ: فَرَأَيْتُ فِي بُيُوتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَمَاماً لِابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ.»
ابو سلمه می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «كبوتر از پرندههاى پيامبراناست كه در خانه خود نگهمیداشتند و هیچ خانهای نیست که در آن کبوتر باشد مگر آن که آفتی از جن باهل آن خانه نمیرسد؛ چون که همانا بیخردانِ جن در خانه بازى كنند و (اگر در خانه کبوتر باشد) با كبوتر بازى كنند و مردم (و اهل خانه) را رها میکنند.» (ابو سلمه) گفت: ديدم كبوتری از آنِ پسرش اسماعيل در خانه امام صادق(علیه السلام) بود.
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 547
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 516 / الوافي، ج20، ص 855 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتِ نَبِيٍّ إِلَّا وَ فِيهِ حَمَامٌ لِأَنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ بِصِبْيَانِ الْبَيْتِ فَإِذَا كَانَ فِيهِ حَمَامٌ عَبَثُوا بِالْحَمَامِ وَ تَرَكُوا النَّاس.»
ص: 155
امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانه ای از پیامبران نیست مگر آنکه در آن کبوتر است! چرا که بیخردانِ جن با بچههای خانه بازی میکنند پس اگر در آن خانه کبوتر باشد، آنها با کبوتر بازی خواهند کرد و انسان را رها میکنند.»
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 131
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 163
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَحَبَّ الْحَمَام.»
امام باقر(علیه السلام): «هر که ما اهلبیت(علیهم السلام) را دوست دارد، کبوتر را دوست دارد!»
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 129
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 163
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «كَانَ فِي مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص زَوْجُ حَمَامٍ أَحْمَرُ.»
امام صادق(علیه السلام): «در منزل رسول الله(صلی الله علیه وآله) یک زوج کبوتر قرمز بود.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 548
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 857 / وسائل الشيعة، ج11، ص 520 / بحار الأنوار، ج62، ص 20
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَشْعَثَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَارِقِيِّ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِيعَبْدِاللَّهِ ع فَرَأَيْتُ عَلَى فِرَاشِهِ ثَلَاثَ حَمَامَاتٍ خُضْرٍ قَدْ ذَرَقْنَ عَلَى الْفِرَاشِ! فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ هَؤُلَاءِ الْحَمَامُ تَقْذَرُ الْفِرَاشَ! فَقَالَ: لَا؛ إِنَّهُ يُسْتَحَبُّ أَنْ تُسْكَنَ )خ ل: يُمْسَكْن) فِي الْبَيْتِ.»
عبدالکریم بن صالح میگوید: داخل خانه امام صادق(علیه السلام) شدم پس بر فراش حضرت سه عدد کبوتر سبز رنگ دیدم که فراش حضرت را کثیف کرده بودند. پس به ایشان گفتم: فدایت شوم این کبوترها فراش شما را کثیف کردهاند، حضرت فرمود: نه [اشکالی ندارد] مستحب (و دوستداشتنی) است که اینها در خانه نگهداری شوند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 548منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 857 / وسائل الشيعة، ج11، ص 520 / بحار الأنوار، ج62، ص 20
ص: 156
«ذَرَقَ الطَّائِر:... ذرق از پرنده مثل تغوّط از انسان است.»
المصباح المنير(فیّومی)، ج2، ص 208
وَ رَوَى ابْنُ قَانِعٍ وَ الطَّبَرَانِيُّ عَنْ حَبِيبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي كَبْشَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ: «أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يُعْجِبُهُ النَّظَرُ إِلَى الْأُتْرُجِّ وَ الْحَمَامِ الْأَحْمَرِ.»
«پیامبر(صلی الله علیه وآله) نگاه کردن به تُرَنج (بالنگ) و کبوتر قرمز را دوست میداشت.»
بحار الأنوار، ج62، ص 26 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 286 (نقلاً عن الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ)
وَ رَوَاهُ الْحَاكِمُ فِي تَارِيخِ نَيْسَابُورَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ : َ«انَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُعْجِبُهُ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ إِلَى الْحَمَامِ الْأَحْمَرِ.»
عایشه میگوید: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) نگاه کردن به سبزه و کبوتر قرمز را دوست میداشت.»
بحار الأنوار، ج62، ص 26
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «شَكَا رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص الْوَحْشَةَ فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَّخِذَ فِي بَيْتِهِ زَوْجَ حَمَامٍ.»
امام صادق(علیه السلام): «مردى نزد رسول خدا (صلّىاللَّه عليه وآله) از ترس شكايت كرد، حضرت فرمود: يك زوج كبوتر در خانهات قرار بده.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 546 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 349
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 854 / وسائل الشيعة، ج11، ص 516 )الوحده بدل الوحشه) / بحار الأنوار، ج62، ص 18
الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنْ عَلِيٍّ ع: «أَنَّهُ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَسْتَوْحِشُ فِي بَيْتِي! قَالَ: اتَّخِذْ زَوْجَيْنِ مِنَ الْحَمَام.»امیرالمومنین(علیهالسلام) به پیامبر(صلیالله علیه وآله) عرضکرد: «یارسولالله من در خانهام میترسم! پیامبر(صلیالله علیه وآله) فرمود: یک زوج کبوتر بگیر [و در خانهات قرار بده].»
مستدرك الوسائل، ج8، ص 284
ص: 157
وَ قَالَ عُبَادَةُ بْنُ الصَّامِتِ: «شَكَا رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص الْوَحْشَةَ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص اتَّخِذْ زَوْجاً مِنْ حَمَام.»
عباده بن صامت میگوید:«مردى نزد رسول خدا (صلّىاللَّه عليه وآله) از ترس شكايت كرد، حضرت فرمود: يك زوج كبوتر بگیر.»
بحار الأنوار، ج62، ص 27
وَ رَوَى ابْنُ عَدِيٍّ فِي كَامِلِهِ فِي تَرْجَمَةِ مَيْمُونِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع: «أَنَّهُ اشْتَكَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص الْوَحْشَةَ. فَقَالَ لَهُ :اتَّخِذْ زَوْجاً مِنْ حَمَامٍ تُؤْنِسْكَ وَ تُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ بِتَغْرِيدِهَا وَ اتَّخِذْ دِيكاً يُؤْنِسْكَ وَ يُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ.»
ابن عدیّ میگوید: «علی بن ابیطالب(علیه السلام) از ترس به پیامبر(صلیالله علیه وآله) شکایت کرد! پیامبر(صلیالله علیه وآله) به او فرمود: یک زوج کبوتر بگیر که با تو انس بگیرد و با صدایش تو را برای نماز بیدار کند، و خروسی بگیر که با تو انس بگیرد و برای نماز بیدارت کند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 27
غَرِدَ: (غَرَداً) فَهُوَ (غَرِدٌ) مِنْ بَابِ تَعِبَ إِذَا طَرَّبَ في صَوْتِهِ و غِنَائِهِ كَالطَّائِرِ و (غَرَّدَ تَغْرِيداً) مِثْلُهُ.
تغرید: چرخاندن پرنده صدای خود را...
المصباح المنير(فیومی)، ج2، ص 444
عَنْ خَالِدِ بْنِ مَعْدَانَ عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ: «أَنَّ عَلِيّاً شَكَا إِلَى النَّبِيِّ ص الْوَحْشَةَ. فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَّخِذَ زَوْجَ حَمَامٍ وَ أَنْ يَذْكُرَ اللَّهَ تَعَالَى عِنْدَ هَدِيرِهِ.»
معاذبن جبل میگوید:«علی(علیه السلام) از ترس به پیامبر(صلی الله علیه وآله) شکایت کرد؛ پس پیامبر(صلی الله علیه وآله) او را امر کرد که یک زوج کبوتر بگیرد و اینکه در وقت صداکردن کبوتر ذکر خداوند بگوید.»بحار الأنوار، ج62، ص 27
هَدَرَ الحمارُ هَدِيراً: صوت، و منه" هَدِيرُ الحمام" و هو تواتر صوته. و هَدَرَ البعير هَدِيراً: أي ردد صوته في حنجرته.
ص: 158
هدیر کبوتر: پشت سرهم صدا کردن او را گویند...
مجمع البحرين، ج3، ص 518
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: «ذُكِرَتِ الْحَمَامُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ اتَّخِذُوهَا فِي مَنَازِلِكُمْ؛ فَإِنَّهَا مَحْبُوبَةٌ لَحِقَتْهَا (ن ل: لحقها) دَعْوَةُ نُوحٍ ع وَ هِيَ آنَسُ شَيْءٍ فِي الْبُيُوتِ.»
زید شحام می گوید: «در نزد امام صادق(علیه السلام) یادی از کبوتر شد؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: « در منازل خود کبوتر نگهدارید؛ همانا کبوتر محبوب و دوستداشتنی است، دعای حضرت نوح(ع) شامل او شده، و بهترین چیز برای اُنسگرفتن در خانه است.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص547
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 855 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُثْمَانَ الْأَصْبَهَانِيِّ قَالَ:«اسْتَهْدَانِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِيعَبْدِاللَّهِ ع فَأَهْدَيْتُ لَهُ طَيْراً رَاعِبِيّاً فَدَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ اجْعَلُوا هَذَا الطَّيْرَ الرَّاعِبِيَّ مَعِي فِي الْبَيْتِ يُؤْنِسُنِي قَالَ وَ قَالَ عُثْمَانُ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: وَ بَيْنَ يَدَيْهِ حَمَامٌ يَفُتُّ لَهُنَّ خُبْزاً.»
عثمان اصبهانی میگوید: اسماعیل پسر امام صادق(علیه السلام) از من طلب ارمغان کرد، پس من به او کبوتر راعبی هدیه دادم. پس امام صادق(علیه السلام) داخل شد و فرمود: این کبوتر را با من در خانه بگذارید تا با من انس بگیرد. راوی می گوید: روزی بر امام صادق(علیه السلام) داخل شدم در حالی که جلوی ایشان کبوتری بود که حضرت برای او نان خُرد میکرد.»مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 548
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 519
معنای "استهدانی":
« اسْتَهْدَى- اسْتِهْدَاءً [هدي]: راهنمائى خواست،- الشيءَ: خواست كه آن چيز به وى ارمغان شود.»
فرهنگ ابجدى، ص 69
معنای "یَفُتّ":
ص: 159
علامه مجلسی(ره): «بيان: في القاموس: الفتّ: الدَّقّ و الكسر بالأصابع انتهى. و يدل على استحباب إطعام الحمام الراعبية و فَتّ الخبز لها.»
«فَتّ: خُرد کردن و شکستن با انگشتان را گویند. و این روایت دلالت بر استحباب غذا دادن به کبوتر راعبی و خُردکردن نان برای آن میکند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 20
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَدْفَعُ بِالْحَمَامِ عَنْ هَدَّةِ الدَّارِ.»
امام صادق(علیه السلام): «خداوند عزّوجلّ به وسیله کبوتر از نابودی خانه جلوگیری میکند.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 547
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 856 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 19
معنای " هَدَّةِ":
«الهَدُّ: الهدْم الشديد… و الهَدَّة، صوت تسمعه من سقوط ركن أو ناحية جبل.»
«هَدّ: نابودی شدید ... هَدَّه: صدایی که از سقوط رکن (ستونی محکم) یا قسمتی از کوه شنیده میشود.»
كتاب العين، ج3، ص 347
علامه مجلسی(ره): «عن هدّة الدار أي كسرها و هدمها أو يدفع الضرر عن ضعفاء الدار كالنساء و الصبيان.»«هدة الدار یعنی: شکستن و نابودی خانه، یا اینکه ضرر را از افراد ضعیفِ خانه مثل زنان و بچهها دفع میکند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 19
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «إِنَّ أَصْلَ حَمَامِ الْحَرَمِ بَقِيَّةُ حَمَامٍ كَانَ لِإِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ ع اتَّخَذَهَا كَانَ يَأْنَسُ بِهَا.»
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع : «يُسْتَحَبُّ أَنْ تَتَّخِذَ طَيْراً مَقْصُوصاً تَأْنَسُ بِهِ مَخَافَةَ الْهَوَامِّ.»
امام صادق(علیه السلام): «اصلِ کبوتران حرم (حریم مکه) باقیماندگانِ کبوتری است از اسماعیل فرزند ابراهیم(ع) است که آنها را نگه میداشت و با آنها انس میگرفت.»
ص: 160
سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: « مستحب (و دوست داشتنی) است که پرندهای بال گرفته نگهدارید؛ برای محفوظ ماندن از بلایا (هلاکت یا جن).»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 546
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 853 / وسائل الشيعة، ج11، ص 515 / بحار الأنوار، ج62، ص 17
علامه مجلسی(ره):
« الهوامّ جمع الهامة و هي كل ذات سم يقتل، و قد يقع الهوام على كل ما يدب من الحيوان و إن لم يقتل. و كأن المراد هنا الجن و إن احتمل أن يكون نافعا لدفع الهوام أيضا.»
« هوَامِّ: جمع هامّه است و آن هر چیزی که سم کُشنده داشته باشد، گاهی هم به هر جنبده ای از حیوانات گفته می شود اگر چه کُشنده نباشد. گویا مراد از هوامّ در این روایت جنّ است...»
بحار الأنوار، ج62، ص 17
(الْهَامَّةُ) مَا لَهُ سُمٌّ يَقْتُلُ كَالْحَيَّةِ قَالَهُ الْأَزْهَرِىُّ وَ الْجَمْعُ (الْهَوَامُ) مِثْلُ دَابَّةٍ و دَوَابَّ وَ قَدْ تُطْلَقُ (الْهَوَامُ) عَلَى مَا لَا يَقْتُلُ كَالْحَشَرَاتِ وَ مِنْهُ حَدِيثُ كَعْبِ بْنِ عُجْرَةَ وَ قَدْ قَالَ لَهُ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ و السَّلَامُ (أَ يُؤْذِيكَ هَوَامُّ رَأْسِكَ) وَ الْمُرَادُ القَمْلُ عَلَى الاسْتِعَارَةِ بِجَامِعِ الأَذَى.
المصباح المنير، ج2، ص 641
الْهَامَّةُ: كلّ ذات سمّ يقتل. و الجمع: الْهَوَامُ. فأمّا ما يسمّ و لا يقتل فهو السّامّة، كالعقرب و الزّنبور. و قد يقع الهوامّ على ما يدبّ من الحيوان، و إن لم يقتل كالحشرات.هامّه: هر چیزی که دارای سمّ کُشنده باشد. جمعِ هامّه: هوامّ است. و امّا هر چیزی که سمّ داشته باشد ولی نکُشد سامّه است؛ مثل عقرب و زنبور. و گاهی نیز به هر جنبندهای از حیوانات نیز هوامّ گفته میشود، اگر چه کُشنده نباشند؛ مثل حشرات.
النهايه (ابن اثیر)، ج5، ص 275
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَخْلَدٍ الْأَهْوَازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَتَهُ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ، وَ لَنَفْضَةٌ مِنْ حَمَامٍ مُنَمَّرَةٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِ دُيُوكٍ فُرْقٍ بِيضٍ.»
امام صادق(علیه السلام): « خروس بال گشاده سفيدى كه در خانه باشد آن خانه و هفت خانه دور آن خانه را از بلاها نگاه مىدارد و يك بال زدن كبوترِ دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفيد!» (ترجمه حلیهالمتقین، ص454)
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 550
ص: 161
منابع دیگر: الوافی، ج 20، ص861 / وسائل الشيعة، ج11، ص 526 / بحار الأنوار، ج62، ص 16
مرحوم علامه مجلسی(ره):
« قال في القاموس: النمرة بالضم النكتة من أي لون كان و الأنمر ما فيه نمرة بيضاء و أخرى سوداء و هي نمراء و النمر ككتف و بالكسر سبع معروف سمي للنمر التي فيه.»
« نُمره: نقطه از هر رنگی که باشد. اَنمر: آنچه که در آن نقطه سفید و سیاه باشد که به آن نمراء می گویند. نَمِر و نِمِر: حیوان درندهی معروف (پلنگ) که بخاطر نقطه هایی که بر بدنش است، نَمِر و نِمِر نامیده شده است.»
بحار الأنوار، ج62، ص 16
چند روایت با یک مضمون:
روایت اوّل:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: «قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع -وَ نَظَرَ إِلَى حَمَامٍ فِي بَيْتِهِ-: مَا مِنِ انْتِفَاضٍ يَنْتَفِضُ بِهَا إِلَّا نَفَّرَ اللَّهُ بِهَا مَنْ دَخَلَ الْبَيْتَ مِنْ عُزْمَةِ أَهْلِ الْأَرْضِ.»یعقوب بن جعفر می گوید: «امام کاظم(علیه السلام) -در حالی که به کبوتری که در خانهشان بود نگاه میکردند- فرمودند: هیچ حرکتی از کبوتر نیست مگر اینکه خداوند به وسیله آن هر آن کس از طایفه جن که در خانه وجود دارند را فراری میدهد!»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 547
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / الوافي، ج20، ص 855 / بحار الأنوار، ج62، ص 19
معنای " عُزْمَةِ أَهْلِ الْأَرْضِ":
ابن منظور در لسان العرب میگوید:
«عُزْمةُ الرجل: أُسرَتُه و قبيلته، و جماعتها العُزَمُ. و العَزَمة: المصحِّحون للموَدَّة.»
«عُزْمة الرجل: خانواده و قبیله و طایفه مرد را گویند، و جمع آن عُزَمُ است. و عَزَمة: به کسانی گویند که دوستیها را اصلاح میکنند.»
لسان العرب، ج12، ص 401
مرحوم علامه مجلسی(ره):
«العزمة بالضم أسرة الرجل و قبيلته و الجمع كصرد و بالتحريك المصححون للمودة و كأن المراد هنا طائفة من الجن يدخلون البيوت و يوادّون أهلها.»
ص: 162
« عُزْمة: خانواده و قبیله و طایفه مرد را گویند، و جمع آن عُزَمُ است. و عَزَمة به کسانی گویند که دوستیها را اصلاح میکنند. و گویا مراد از آن در این روایت طایفهای از جن باشد که داخل خانهها میشوند و با اهل خانه دوست میشوند باشد.»
بحار الأنوار، ج62، ص 19
مرحوم عبدالله شبّر(ره) نیز در بیان این روایت میفرماید:
«... من دخل البيت من عُزْمة أهل الأرض أي الجن.»
« مراد از از عُزْمة أهل الأرض، جن است.»
طب الأئمة عليهمالسلام (للشبر)، ص 288
معنای "انتفاض":
مرحوم فیض کاشانی(ره): «أريد بانتفاضه حركة رأسه أو حركة جناحيه.»«مراد از انتفاض کبوتر، حرکت سر و بال اوست.»
الوافي، ج20، ص 855
روایت دوّم:
رَوَى الْجَعْفَرِيُّ: «قَالَ رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فِي بَيْتِهِ زَوْجُ حَمَامٍ أَمَّا الذَّكَرُ فَأَخْضَرُ وَ أَمَّا الْأُنْثَى فَسَوْدَاءُ وَ رَأَيْتُهُ ع يَفُتُّ لَهُمَا الْخُبْزَ وَ يَقُولُ يَتَحَرَّكَانِ مِنَ اللَّيْلِ فَيُؤْنِسَانِ وَ مَا مِنِ انْتِفَاضَةٍ يَنْتَفِضَانِهَا مِنَ اللَّيْلِ إِلَّا اتَّقَى مَنْ دَخَلَ الْبَيْتَ مِنْ عَرِمَةِ الْأَرْضِ.»
راوی میگوید: « امام کاظم(علیه السلام) را دیدم که در خانهاش یک زوج کبوتر داشت؛ که کبوتر نَر سبزرنگ و کبوتر ماده سیاه رنگ بود. و دیدم که حضرت برای آن دو نان خُرد میکرد و میفرمود: اینها در شب حرکت میکنند و مونس من هستند، و در شب پَر و بال خود را تکان نمیدهند مگر آنکه هر آن کس که داخل آن خانه شود را از فروریختن زمین نگه میدارد!»
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 130
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 163
معنای " عَرِمَةِ الارض":
«(العَرِم) قِيلَ جَمْعُ (عَرِمَةٍ) مِثْلُ كَلِمٍ وَ كَلِمَةٍ وَ هُوَ السَّدُّ و قِيلَ السَّيْلُ الَّذِى لَا يُطَاقُ دَفْعُهُ.»
« عَرِم جمعِ عَرِمَة است [یعنی: عَرِمَة مفردِ عَرِم است] مثل كَلِم و كَلِمَة [که کلمه مفرد كَلِم است]. و آن سدّ است، و گفته شده: سیلی است که توانایی دفعِ آن وجود ندارد.»
المصباح المنير، ج2، ص 406
ص: 163
روایت سوم:
الْحُسَيْنُ بْنُ بِسْطَامَ فِي طِبِّ الْأَئِمَّةِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كَرَامَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع:«أَنَّهُ رَأَى فِي مَنْزِلِهِ زَوْجَ حَمَامٍ أَمَّا الذَّكَرُ فَإِنَّهُ كَانَ أَخْضَرَ شَيْءٍ مِنَ السَّمْرِ وَ أَمَّا الْأُنْثَى فَسَوْدَاءُ وَ رَأَيْتُهُ يَفُتُّ لَهُمَا الْخُبْزَ وَ هُوَ عَلَى الْخِوَانِ وَ يَقُولُ إِنَّهُمَا لَيَتَحَرَّكَانِ مِنَ اللَّيْلِ فَيُؤْنِسَانِي وَ مَا مِنِ انْتِفَاضَةٍ يَنْتَفِضَانِهَا مِنَ اللَّيْلِ إِلَّا دَفَعَ اللَّهُ بِهَا مَنْ دَخَلَ الْبَيْتَ مِنَ الْأَرْوَاحِ.»
شخصی در منزل موسی بن جعفر(علیه السلام) یک جُفت کبوتر دید؛ که نَر آنها سبز مایل به خاکستری و ماده آنها سیاه بود که حضرت در حالیکه بر سفره نشسته بودند برای آندو نان خُرد میکردند و میفرمود: در شب پَر و بال خود را تکان میدهند و با من انس و الفت میگیرند. و پَر و بالخود را در شب تکان نمیدهند مگر آنکه هر کس از ارواح که داخل آن خانه شود را به واسطه آن دفع میکند!»
مصدر اصلی: طب الأئمة عليهم السلام(ابنابسطام)، ص 111
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 520/ بحار الأنوار، ج62، ص 16
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: «كَانُوا يُحِبُّونَ أَنْ يَكُونَ فِي الْبَيْتِ الشَّيْءُ الدَّاجِنُ، مِثْلُ الْحَمَامِ أَوِ الدَّجَاجِ أَوْ الْعَنَاقِ، لِيَعْبَثَ بِهِ صِبْيَانُ الْجِنِ وَ لَا يَعْبَثُونَ بِصِبْيَانِهِمْ.»
امام صادق(علیه السلام) از پدرش امام باقر(علیه السلام): «همیشه دوست داشتند که یک چیزی که با خانه الفت و انس بگیرد (حیوانات اهلی و خانگی)-مثل کبوتر و مرغ و بُز- در خانه باشد ؛تا اینکه کودکانِ جن با آنها مشغول بازی شوند و با کودکان انسان بازی نکنند.»
مصدر اصلی: قرب الإسناد، ص 93
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 524 / بحار الأنوار، ج60، ص 74 و ج62، ص 1
وَ رُوِيَ أَيْضاً فِي تَرْجَمَةِ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الطَّحَّانِ عَنْ مَيْمُونِ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: اتَّخِذُوا الْحَمَامَ الْمَقَاصِيصَ فِي بُيُوتِكُمْ؛ فَإِنَّهَا تُلْهِي الْجِنَّ عَنْ صِبْيَانِكُمْ.»
ابن عباس می گوید: پیامبر(صلیالله علیه وآله) فرمود: «کبوتری که بالهایش را گرفتهاید در خانههایتان نگهدارید؛ که جن با بازی با آنها از بازی با بچههای شما روگردان میشوند.»
ص: 164
بحار الأنوار، ج62، ص 27
معنای "مقاصیص":
« قَصصْتُهُ: (قَصّاً) مِنْ بَابِ قَتَلَ قَطَعْتُه.»
« قصّ: قطع کردن. [مقاصیص: مقطوع الجناح(بال قطع شده)].»
المصباح المنير(فیّومی)، ج2، ص 505
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ يُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَتْرُكُونَ الْإِنْسَانَ.»
امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانهای نیست که در آن کبوتر باشد، مگر آنکه به اهل آن خانه هیچ آسیبی از جن نخواهد رسید؛ همانا بیخردانِ جن در خانه بازی میکنند، و (اگر کبوتر در خانه باشد) با کبوتر بازی میکنند و انسان را رها میکنند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 546
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 854 / وسائل الشيعة، ج11، ص 516 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ إِبْرَاهِيمَ السِّنْدِيِّ عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «احْتَفَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِئْراً فَرَمَوْا فِيهَا فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهَا فَقَالَ: لَتَكُفُّنَّ أَوْ لَأُسْكِنَنَّهَا الْحَمَامَ.» ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع : «إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَتِهَا تَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ.»
امام صادق(علیه السلام): «امیرالمومنین(علیه السلام) چاهی حفر کردند، بعد از آن [اجنه و شیاطین در آن چاه چیزهایی را] پرتاب میکردند! پس امیرالمومنین(علیه السلام) خبردار شد، پس آمدند و بالای چاه ایستادند و فرمود: یا دست بردارید یا اینکه کبوتر در چاه ساکن میکنم!» سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: «همانا صدای بالزدنِ کبوتر شیاطین را دور میکند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 548
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 858 / وسائل الشيعة، ج11، ص 515 / بحار الأنوار، ج39، ص 172
بحار الأنوار، ج62، ص 21
ص: 165
الوافي، ج20، ص 858عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: «إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَةِ الْحَمَامِ لَتَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ.»
امام صادق(علیه السلام): «همانا صدای بالزدنِ کبوتر شیاطین را دور میکند.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 547 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 350(مرسلا عن امیرالمومنین(ع))
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 856 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 19(خفیق بدل حفیف)
علامه مجلسی(ره):«حفيف أي: صوت (أو خفيق) أي: ضرب جناحيه».
«حفیف: صدا. خفیق: بال زدن.»
روضة المتقين،ج7، ص 498
الحَفِيف: صوت الشيء تحسه كالرمية أو طيران طائر أو غيره.
كتاب العين، ج3، ص 30
الحَفيفُ: صوت الشيء تسْمَعُه كالرَّنَّةِ أَو طيَرانِ الطائر ...، و الحَفِيفُ صوت جناحَيْه...، و حَفِيفُ الرِّيح: صوتها.
لسان العرب، ج9، ص 51
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:«أَنَّهُ أَتَاهُ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَيْهِ فَقَالَ: أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ مِنْ مَنَازِلِنَا يَعْنِي عُمَّارَ مَنَازِلِهِمْ فَقَالَ: «اجْعَلُوا سُقُوفَ بُيُوتِكُمْ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ اجْعَلُوا الْحَمَامَ فِي أَكْنَافِ الدَّارِ » قَالَ الرَّجُلُ: فَفَعَلْنَا فَمَا رَأَيْنَا شَيْئاً نَكْرَهُه.»
مردی نزد امام باقر(علیه السلام) آمد و نزد او شکایت کرد و گفت: اجنه ما را از منازلمان بیرون کردند! امام(علیه السلام) فرمود: «سقفِ خانهتان را [تا] هفت ذراع کنید، و کبوتر در اطراف خانه قرار دهید». آن مرد می گوید: این کار را انجام دادیم، پس از آن دیگر چیزی که ما را اذیت کند ندیدیم!
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق(طبرسی)، ص 128
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 163
ص: 166
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «اتَّخِذُوا الْحَمَامَ الرَّاعِبِيَّةَ فِي بُيُوتِكُمْ فَإِنَّهَا تَلْعَنُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ.»
امام صادق(علیه السلام): «در خانههای خود کبوتر راعبی نگهدارید؛ چرا که این کبوتر بر قاتلین و قاتل امام حسین(علیه السلام) لعنت میکند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 548 / كامل الزيارات، ص 99
(سند کامل الزیارات: ابن قولویه:حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ هَارُونَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ)
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 856 / وسائل الشيعة، ج11، ص 519 / بحار الأنوار، ج45، ص 213 / مستدرك الوسائل، ج8، ص284
« و رَعَبَ الحَوْضَ يَرْعَبُه رَعْباً: مَلأَه. و رَعَبَ السَّيْلُ الوادِيَ يَرْعَبُه: مَلأَه… رَعَّبَتِ الحمامةُ: رَفَعَت هَديلَها و شَدَّتْه. و الرَّاعِبيُ: جِنْسٌ من الحَمَامِ. و حَمامةٌ راعِبِيَّة: تُرَعِّبُ في صَوْتِها تَرْعِيباً، و هو شِدّة الصوت، جاءَ على لفظِ النَّسَب، و ليس به؛ و قيلَ: هو نَسَبٌ إِلى موضِعٍ، لا أَعرِفُ صِيغة اسمِه. و تقول: إِنه لشَدِيدُ الرَّعْب.»
« رَعب: پُر کردن ... رَعَبَ الحَوْضَ: یعنی: حوض را پُر کرد... رَعَّبَتِ الحمامةُ: یعنی: کبوتر صدایش را پُر کرد و شدید کرد، راعبیّ: جنسی از کبوتر است. و کبوتر راعبیّ صدایش را خیلی بالا میبرد(و پُر میکند). ... و گفته شده که: راعبیّ منسوب به یک مکانی است...»
لسان العرب، ج1، ص 421
مرحوم فیض کاشانی(ره):
«الحمام الراعبيّ كأنه الذي في رجليه ريش و راعب أرض ينسب إليها الحمام الراعبي.»
«کبوتر راعبی ظاهراً همان کبوتری است که در پاهایش پَر دارد، و راعب زمینی است که کبوتر راعبی به آن نسبت داده میشود.»
الوافي، ج20، ص 856
عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: «كُنْتُ جَالِساً فِي بَيْتِ أَبِيعَبْدِاللَّهِ ع فَنَظَرْتُ إِلَى حَمَامٍ رَاعِبِيٍ يُقَرْقِرُ طَوِيلًا فَنَظَرَ إِلَيَّ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ: يَا دَاوُدُ تَدْرِي مَا يَقُولُ هَذَا الطَّيْرُ؟ قُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ: يَدْعُو عَلَى قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ ع فَاتَّخِذُوا فِي مَنَازِلِكُمْ.»
ص: 167
داود بن فرقد میگوید: «در خانه امام صادق(علیه السلام) نشسته بودم، پس به کبوتری راعبی که مدت زیادی صدا میکرد نگاه کردم. پس امام صادق(علیه السلام) به من نگاه کرد و فرمود: ای داود! آیا میدانی این پرنده چه میگوید؟ گفتم: نه به خدا قسم فدایت شوم! امام (علیه السلام) فرمود: قاتلین امام حسین(علیه السلام) را نفرین میکند؛ پس [از این کبوترها] در منازل خود نگهدارید.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 547 / كامل الزيارات، ص 99
[کامل الزیارات با دو سند این روایت را نقل کرده است:
سند اّول: حَدَّثَنِي أَبِي وَأَخِي وَ عَلِيُّ بْنُالْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُبْنُالْحَسَنِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ ْنِ إِدْرِيسَ بْنِ أَحْمَدَعَنْ أَبِيعَبْدِاللَّهِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِيحَمْزَةَ عَنْ صَنْدَلٍ[صَفْوَانَ]عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ.
سند دوّم: وَ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةُ مَشَايِخِي عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ الْجَامُورَانِيِّ بِإِسْنَادِهِ مِثْلَهُ.]
مناابع دیگر: الوافي، ج20، ص 855 / وسائل الشيعة، ج11، ص 519 / بحار الأنوار، ج62، ص 15
قَرْقَرَ- قَرْقَرَةً [قرقر] البعيرُ: شتر بانك كرد،- قرقرتِ الحَمامَةُ او الدَّجاجَّةُ: مرغ پياپى صدا كرد.
فرهنگ ابجدي عربي فارسي، ص 691
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: «أُهْدِيَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَاخِتَةٌ وَ وَرَشَانٌ وَ طَيْرٌ رَاعِبِيٌّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَّا الْفَاخِتَةُ فَتَقُولُ فَقَدْتُكُمْ فَقَدْتُكُمْ فَافْقِدُوهَا قَبْلَ أَنْ تَفْقِدَكُمْ فَأَمَرَ بِهَا فَذُبِحَتْ وَ أَمَّا الْوَرَشَانُ فَيَقُولُ قُدِّسْتُمْ قُدِّسْتُمْ فَوَهَبَهُ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ وَ الطَّيْرُ الرَّاعِبِيُّ يَكُونُ عِنْدِي أُسَرُّ بِهِ.»
« به امام صادق(علیه السلام) یک فاخته، و یک وَرَشان، و یک کبوتر راعبی هدیه شد. پس حضرت فرمود: امّا فاخته که میگوید: "شما را نابود کنم! شما را نابود کنم!" ؛ پس شما هم او را نابود کنید قبل از اینکه او شما را ! پس امر فرمودند که ذبح شود. امّا وَرَشان که میگوید: "پاک گردید، پاکگردید"؛ پس حضرت آن را به یکی از اصحاب خود بخشید. و کبوتر راعبی نزد خودم باشد تا به واسطه آن شادمان گردم.»
مصادر اصلی: بصائر الدرجات، ج1، ص 343 / الإختصاص(مفید)، ص 294 (أُنْسِي بِه بدل أُسَرُّ بِهِ )
(سند اختصاص: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَال)
منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج8، ص 290 / بحار الأنوار، ج62، ص 13
ص: 168
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «مَنِ اتَّخَذَ فِي بَيْتِهِ طَيْراً فَلْيَتَّخِذْ وَرَشَاناً فَإِنَّهُ أَكْثَرُ شَيْئاً لِذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْثَرُ تَسْبِيحاً وَ هُوَ طَيْرٌ يُحِبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.»
امام صادق(علیه السلام): « هر کس میخواهد برای خانهاش پرندهای بگیرد، وَرَشان بگیرد؛ چرا که آن بیشترین چیزی است که ذکر و تسبیح خداوند را انجام میدهد و پرندهای است که ما اهلبیت را دوست دارد.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 551
منابع دیگر: / وسائل الشيعة، ج11، ص 527 / الوافي، ج20، ص 865 / بحار الأنوار، ج62، ص 21
عَنْهُ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُثْمَانَ الْأَصْبَهَانِيِّ قَالَ: «اسْتَهْدَانِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع طَيْراً مِنْ طُيُورِ الْعِرَاقِ فَأَهْدَيْتُ وَرَشَاناً فَدَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَرَآهُ فَقَالَ إِنَّ الْوَرَشَانَ يَقُولُ بُورِكْتُمْ بُورِكْتُمْ فَأَمْسِكُوهُ.»
عثمان اصبهانی می گوید: «اسماعیل پسر امام صادق(علیه السلام) از من طلب ارمغان یک پرندهای از پرندگان عراق کرد؛ من هم وَرَشان به او هدیه دادم. پس امام صادق(علیه السلام) داخل منزل شد و آن را دید و فرمود: همانا وَرَشان میگوید: برشما مبارک باد! بر شما مبارک باد! پس وَرَشان [در خانه] نگهدارید.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 551
منابع دیگر: / وسائل الشيعة، ج11، ص 527 / الوافي، ج20، ص 865 / بحار الأنوار، ج62، ص21عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: «أَنَّهُ نَهَى ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اتِّخَاذِ الْفَاخِتَةِ وَ قَالَ إِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ مُتَّخِذاً فَاتَّخِذْ وَرَشَاناً فَإِنَّهُ كَثِيرُ الذِّكْرِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.»
ابو بصیر: «امام صادق(علیه السلام) فرزند خود اسماعیل را از نگهداری فاخته نهی کردند و فرمودند: اگر ناچاری که چیزی بگیری، وَرَشان بگیر؛ چرا که او زیاد ذکر خداوند تبارک و تعالی انجام میدهد.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 551
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 527 / الوافي، ج20، ص 865 / بحار الأنوار، ج62، ص 21
ص: 169
عن الْحُسَيْنُ بْنُ حَمْدَان(مولف الهداية الكبرى): عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَصِيرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِي الْعَلَاءِ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فَكَانَ ابْنُهُ إِسْمَاعِيلُ مَوْعُوكاً فَقَالَ: قُمْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَادْخُلْ عَلَى ابْنِي إِسْمَاعِيلَ فَعُدْهُ فَدَخَلْتُ مَعَهُ، فَإِذَا فِي جَانِبِ دَارِهِ قَصْرٌ فِيهِ فَاخِتَةٌ وَ هِيَ تَصِيحُ فَقَالَ: يَا بُنَيَّ تُمْسِكُ هَذِهِ الْفَاخِتَةَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا مَشْؤُومَةٌ قَلِيلَةُ الذِّكْرِ لِلَّهِ تَدْعُو عَلَى أَرْبَابِهَا وَ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: فَقُلْتُ: وَ مَا ذَا دُعَاؤُهَا يَا سَيِّدِي، قَالَ: تَقُولُ فَقَدْتُكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ فَقَدْتُ أَرْبَابِي، قَالَ لِإِسْمَاعِيلَ: إِنْ كَانَ لَا بُدَّ مُتَّخِذاً مِثْلَهَا فَاتَّخِذْ وَرَشَاناً فَإِنَّهُ مَا زَالَ كَثِيراً يَذْكُرُ اللَّهَ تَعَالَى وَ يَتَوَلَّانَا وَ يُحِبُّنَا، قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي: فَهَلْ فِي الطَّيْرِ مِثْلُهُ بِهَذِهِ الصِّفَةِ قَالَ: نَعَمْ، الرَّاعِبِيُّ وَ الْقَنَابِرُ وَ الدِّيكُ الْأَفْرَقُ وَ الطِّيطَوَي وَ الْبَنِيَّةُ قُلْتُ وَ مَا الْبَنِيَّةُ قَالَ الَّذِي تُسَمُّونَهُ الْبُومَ فَإِنَّهُ مِنْ يَوْمِ قُتِلَ الْحُسَيْنُ يَسْكُنُ نَهَاراً وَ يَنْدُبُنَا لَيْلًا.»
ابو بصی میگوید: «روزی داخل منزل امام صادق(علیه السلام) شدم و پسرش اسماعیل تب داشت. حضرت فرمود: ابامحمد! بلند شود و نزد پسرم اسماعیل برو و او را عیادت کن. پس همراه حضرت داخل اتاق اسماعیل شدم که در کنار اتاقش یک قفسی بود که در فاختهای (نوعی کبوتر طوقدار) بود که صدا میکرد. پس حضرت به اسماعیل فرمود: ایا این فخته را گرفتی؟! مگر نمیدانی که شوم است و کم ذکر خدا میگوید و بر صاحبانش و بر ما اهلبیت(ع) نفرین میکند؟! ابوبصیر میگوید: چه نفرینی میکند؟ فرمود: میگوید: "شما اهلخانه و صاحبانم بمیرید!" و به اسماعیل فرمود: اگرناچاری چیزی بگیری، وَرَشان بگیر؛ چرا که او همیشه ذکر خدا میگوید و ولایت ما اهلبیت را قبول دارد و ما را دوست دارد. ابوبصیر میگوید: به حضرت عرضکردم: ای مولای من! آیا پرنده دیگری هست که اینطور باشد؟ فرمود: بله؛ راعبی و قنابر(چکاوک) و خروسِ بال گشاده و طیطوی و بنیّه. گفتم: بنیّه چیست؟ فرمود: همان که شما آن را بوم (جُغد) مینامید چرا که او از آن روزی که حسین(علیه السلام) کشته شد در روزها بیدار است و در شبها بر ما گریه میکند!»
الهداية الكبرى، ص 252
فاخته: برخی آن را همان یاکریم (به زبان مشهدی: موسی کوتقی) میدانند.
درس طب استاد حجتالاسلام عباس تبریزیان 6 - /11/95
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/tabrizin/teb/95/951106/
مَا رَوَى أَبُو بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ابْنُهُ إِسْمَاعِيلُ مَوْعُوكٌ فَقَالَ قُمْ نَدْخُلْ عَلَى إِسْمَاعِيلَ نَعُودُهُ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا جَانِبُ دَارِهِ قَفَصٌ فِيهِ فَاخِتَةٌ وَ هِيَ تَصِيحُ فَقَالَ لَا تُمْسِكْ هَذِهِ يَا بُنَيَّ أَ
ص: 170
مَا عَلِمْتَ أَنَّ هَذِهِ مَشُومَةٌ قَلِيلَةُ الذِّكْرِ لِلَّهِ وَ هِيَ تَدْعُو عَلَى أَرْبَابِهَا قُلْتُ وَ مَا دُعَاؤُهَا قَالَ تَقُولُ فَقَدْتُكُمْ فَقَدْتُكُمْ. فَإِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ مُتَّخِذاً فَاتَّخِذْ وَرَشَاناً فَإِنَّهُ طَيْرٌ كَثِيرُ الذِّكْرِ لِلَّهِ وَ هُوَ يُحِبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْخُطَّافِ فَقَالَ لَا تُؤْذُوهُ فَإِنَّهُ لَا يُؤْذِي شَيْئاً وَ هُوَ طَيْرٌ يُحِبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
ابوبصیر روایت کرده که: « روزی داخل منزل امام صادق(علیه السلام) شدم در حالی که فرزندش اسماعیل تب کرده بود. پس حضرت فرمود: بلند شو تا با هم به اتاق اسماعیل داخل شویم و او را عیادت کنیم. پس با هم داخل بر اتاق او شدیم. پس در کنار اتاقش قفسی بود که در آن یک فاخته بود و صدا میکرد. امام فرمود: ای پسرم! این را نگه ندار! آیا نمیدانی که این شوم است و کم ذکر خدا میگوید و برای صاحبانش نفرین میکند؟! گفتم: چه نفرینی میکند؟ فرمود: میگوید: "بمیرید! بمیرید!" ؛ پس اگر ناچاری چیزی بگیری، پس وَرَشان بگیر؛ چرا که پرندهای است که زیاد ذکر خدا میگوید و ما اهلبیت(ع) را دوست دارد. شخصی از امام در مورد خُطّاف (چلچله) سوال کرد پس حضرت فرمود: آن را اذیت نکنید چرا که او اذیتی ندارد و پرندهای است که ما اهلبیت را دوست دارد.»
الخرائج و الجرائح، ج2، ص 609
مرحوم طریحی در مجمع البحرین چند قول در مورد "وَرَشان" نقل میکند:« وَرَشَاناً :هو بفتح الواو و الراء و الشين المعجمة: الحمام الأبيض. و الْوَرَشَانُ أيضا: سَاقُ حُرٍّ، و هو ذكر القماري. و" الْوَرَشَانُ" قيل طائر يتولد من الفاختة و الحمامة. و قال بعض الأعلام: الْوَرَشَانُ الحمام الأبيض، و القماري الأزرق، و الدباسي الأحمر، و الجمع وراشين، و يجمع على وِرْشَانٍ.»
« وَرَشان: کبوتر سفید را گویند. و همچنین قُمری نَر (ساق حُرّ) را وَرَشان گویند. و برخی گفهاند: وَرَشان پرندهای است که از فاخته و کبوتر ماده متولد میشود. و برخی دیگر از بزرگان گفتهاند: وَرَشان کبوتر سفید، قُمری ازرق، دباسی سرخ را گویند که به مجموع اینها وراشین میگویند و بر وِرْشان هم جمع بسته میشود.»
مجمع البحرين، ج4، ص 157
بیشتر اهل لغت آن را همان قُمری نَر میدانند:
«الوَرَشَانُ: بِفَتْحِ الْوَاوِ و الرّاءِ (سَاقُ حُرٍّ) وَ هُوَ ذَكَرُ القَمَارِىِّ وَ يُجْمَعُ عَلَى (وِرْشانٍ) بِكَسْرِ الْوَاوِ و سُكُونِ الرَّاءِ و (وَرَاشِينُ) قَالَ أَبُو حَاتِمٍ (الْوَرَاشِينُ) مِنَ الْحَمَامِ.»
« وَرَشان: ساق حرّ را گویند که آن قُمری نَر است. و جمع آن وِرْشان و وَراشين میشود. ابو حاتم گوید: اینها جزو کبوتران هستند.»
ص: 171
المصباح المنير، ج2، ص 655
«الوَرَشَانُ -ج وِرْشَان و وَرَاشِين-: گونهاى كبوتر زمينى به رنگ كدر كه بر روى دم آن سفيدى باشد، قُمرى.»
فرهنگ ابجدی، ص 982
مرحوم فیض کاشانی(ره):
«في كنز اللغة: ورشان كبوتر صحرائي[است].»
الوافي، ج20، ص 865
و برخی آن را "کبوتر چاهی" میدانند:
« وَرَشان، کبوتر چاهی است که از کبوترهای دیگر کوچکتر است و رنگ تیره دارد. شاید بعد از راعبی بهترین کبوتر باشد. ...ظاهراً کبوترهای حرم، وَرَشان هستند. ... وَرَشان طوسی رنگ است و جُسهی کوچکتری نسبت به پرندگان دیگر دارد.»درس طب استاد حجتالاسلام عباس تبریزیان 6 - /11/95
http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/tabrizin/teb/95/951106/
چند روایت صریح در این معنا:
عَنْهُ )احمدبن خالد البرقی) عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: «ذَكَرْتُ اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ عُمَرَ حَاضِرٌ فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمَيْنِ [خل: اللُّحْمَانِ] لَحْمُ الدَّجَاجِ. فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: كَلَّا إِنَّ ذَلِكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ وَ إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخِ حَمَامٍ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ».
نزد امیرالمومنین(علیه السلام) حرفی از گوشت ها به میان آمد و عُمر هم حاضر بود. پس عُمر گفت: همانا بهترین گوشت گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است و بهترین گوشت گوشت جوجه کبوتری است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
مصدر اصلی: المحاسن، ج2، ص 475 [باب لحوم الحمام و الدراج]
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 47 / بحار الأنوار، ج62، ص 44
وَ رُوِيَ: أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ قَالَ يَوْماً خَيْرُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاجِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع :«كَلَّا تِلْكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ خَيْرُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ فَرْخِ الْحَمَامِ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ.»
ص: 172
روایت شده که روزی عُمر گفت: بهترین گوشتها گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است. بهترین گوشتها گوشت جوجه کبوتری است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
عوالي اللئالي، ج4، ص 10
چند روایت مُشیر به این معنا:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: «الْإِوَزُّ جَامُوسُ الطَّيْرِ، وَ الدَّجَاجُ خِنْزِيرُ الطَّيْرِ، وَ الدُّرَّاجُ حَبَشُ الطَّيْرِ، وَ أَيْنَ أَنْتَ عَنْ فَرْخَيْنِ نَاهِضَيْنِ رَبَّتْهُمَا امْرَأَةٌ مِنْ رَبِيعَةَ بِفَضْلِ قُوتِهَا.»امير المؤمنين (عليه السّلام): «غاز گاوميش پرندهها است، و مرغ خوك پرندهها است، و دُرّاج حبشى پرندهها است. چرا تو دو جوجه ای که به پرواز درآمده اند و زنی از قبیله ربیعه با اضافه غذایش او را غذا داده است نمی گیری؟!»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 312؟ المحاسن، ج2، ص 474[باب لحوم الحمام و الدراج]
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 46 (نقلاً عن الکافی) / الوافي، ج19، ص 292 / بحار الأنوار، ج62، ص 44 (نقلاً عن المحاسن) / بحار الأنوار، ج62، ص 5 (نقلاً عن الکافی)
"الوَزّ"-
ج وَزَّات [وزز]: مرادف (الإِوَزّ) است و بمعناى غاز است.
فرهنگ ابجدي عربي فارسي، ص 881
"الْجَامُوسُ" : دَخِيلٌ و الْجَمْعُ (جَوَامِيسُ) تُسَمِّيهِ الفُرْسُ كَاوْمِيش.
جاموس: گاومیش.
المصباح المنير، ج2، ص 108
"الناهض": فرخ الطائر الذي وفر جناحه و تهيأ للطيران. و "ربيعة": أبو قبيلة.»
« ناهض: جوجه پرنده ای که بال هایش بزرگ شده و آماده پرواز شده است. و مراد از ربیعه: صاحب قبیله است.»
الوافي، ج19، ص 292
مرحوم علامه مجلسی(ره) در بحار:
«و لعله عليه السلام إنما شبه بالجاموس، لأنسه بالحمأة و أكله منها، و فيه إيماء إلى كراهة الجاموس أيضا، و إنما شبه الدجاج بالخنزير لأكله العذرة، و في الخبر دلالة على كراهة الحيوانات الثلاثة، و
ص: 173
استحباب فرخ الحمامة، و لعل وجه التخصيص بالربيعة لأن فرخ مكانهم أحسن، أو لجودة تربيتهم لها كما يومي إليه.»
« شاید اینکه امام (علیه السلام) غاز را به گاومیش تشبیه کرده، بخاطر اُنس و علاقه او به گِل و لای و خوردن از آن باشد. و در این کلام همچنین اشارهای به کراهت داشتن گوشت غاز وجود دارد. و همانا مرغ را به خوک تشبیه کرده بخاطر اینکه از فضولات میخورد. و در این خبر بر کراهت این سه حیوان و بر استحباب گوشت جوجه کبوتر دلالت دارد. و شاید وجه تخصیص قبیلهربیعه در این روایت بخاطر این باشد که جوجه ی این قبیله بهتر است، یا اینکه در این قبیله جوجه را خوب تربیت میکنند. کما اینکه روایت به آن اشاره فرموده است.»
مرآة العقول، ج22، ص 133
عَنْهُ )احمدبن خالد البرقی) عَنْ أَبِي الْحَسَنِ النَّهْدِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ ذُكِرَ عِنْدَهُ لَحْمُ الطَّيْرِ فَقَالَ: «أَطْيَبُ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخٍ غَذَّتْهُ فَتَاةٌ مِنْ رَبِيعَةَ بِفَضْلِ قُوتِهَا.»
نزد امیرالمومنین(علیه السلام) حرفی از گوشت پرندگان به میان آمد که حضرت فرمودند: «بهترین گوشت گوشت جوجهای است که زنی از قبیله ربیعه از اضافه غذایش او را غذا داده باشد.»
مصدر اصلی: المحاسن، ج2، ص 474 [باب لحوم الحمام و الدراج]
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج62، ص 43
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: «ذَكَرْتُ اللُّحْمَانَ بَيْنَ يَدَيْ عُمَرَ فَقَالَ عُمَرُ- أَطْيَبُ اللُّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاجِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَلَّا إِنَّ ذَلِكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ وَ إِنَّ أَطْيَبَاللُّحْمَانِ لَحْمُ فَرْخٍ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ.»
در کنار عُمر حرفی از گوشتها به میان آمد، پس عُمر گفت: همانا بهترین گوشت گوشت مرغ است. پس امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است و بهترین گوشت گوشت جوجهای است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 312
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 46
أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنِ السَّيَّارِيِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فَرْخُ حَمَام
[بَابُ كَرَاهَةِ اخْتِيَارِ لَحْمِ الدَّجَاجِ عَلَى الطَّيْرِ وَ اسْتِحْبَابِ اخْتِيَارِ الْفِرَاخِ وَ خُصُوصاً فَرْخَ حَمَامٍ غُذِّيَ بِقُوتِ النَّاس]
الوافي، ج19، ص 292 / بحار الأنوار، ج62، ص 6
ص: 174
وَ عَنْ عَلِيٍّ ع وَ قَدْ قَالَ عُمَرُ إِنَّ أَطْيَبَ اللُّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاجِ : «كَلَّا؛ تِلْكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمِ لَحْمُ الْفَرْخِ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ.»از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده - در حالی که عُمر گفت: همانا بهترین گوشت گوشت مرغ است- که فرمود: «نه اینطور نیست؛ مرغ، خوک پرندگان است و بهترین گوشت گوشت جوجه است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
بحار الأنوار، ج59، ص 280
الدروس الشرعية في فقه الإمامية(شهید اول)، ج3، ص 36
وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: «أَطْيَبُ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخٍ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ أَنْ يَنْهَض.»
امیرالمومنین(علیه السلام): «بهترین گوشت گوشت جوجهای است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
الدعوات (للراوندي)، ص 153
مستدرك الوسائل، ج16، ص 346 [بَابُ كَرَاهَةِ اخْتِيَارِ لَحْمِ الدَّجَاجِ عَلَى الطَّيْرِ وَ اسْتِحْبَابِ اخْتِيَارِ الْفِرَاخِ وَ خُصُوصاً فَرْخَ الْحَمَامِ الَّذِي غُذِّيَ بِقُوتِ النَّاس] / بحار الأنوار، ج63، ص 75
عَنْهُ )احمدبن خالد البرقی) عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: «ذَكَرْتُ اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ: أَطْيَبُ اللَّحْمِ لَحْمُ فَرْخٍ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ يَنْهَضُ.»
نام گوشتها را نزد امير المؤمنين عليه السّلام بردند که آن حضرت فرمود: «بهترين گوشت از آن جوجهای است که به پرواز در آمده یا نزدیک است که پرواز کند.»
المحاسن، ج2، ص 475 [باب لحوم الحمام و الدراج]
ص: 175
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ الْمَحَامِلِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ قَالَ: «فِي الدِّيكِ خَمْسُ خِصَالٍ مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِيَاء: السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْمَعْرِفَةُ بِأَوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ وَ الْغَيْرَةِ.»
امام کاظم(علیه السلام): «در خروس پنج ویژگی از ویژگی های پیامبران است: سخاوت، و شجاعت، و قناعت، و معرفت به اوقات نماز، و زیاد نکاح کردن، و غیرت.»
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 550 / الخصال، ج1، ص 299
(سند خصال: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ حَمَّوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ قَالَ قَالَ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ)
[الدِّيكِ الْأَبْيَض بدل الدّیک- با اندکی جابجایی در ترتیب ویژگیها]
مكارم الأخلاق، ص 130
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 524 / الوافي، ج20، ص 862 / بحار الأنوار، ج62، ص 4
و قالالصادق(ع): «تَعَلَّمُوا مِنَ الدِّيكِ خَمْسَ خِصَالٍ: مُحَافَظَتَهُ عَلَى أَوْقَاتِ الصَّلَاةِ وَ الْغَيْرَةَ وَ السَّخَاءَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ كَثْرَةَ الطَّرُوقَة.»
امام صادق(علیه السلام): «از خروس پنج چیز را یاد بگیرید: محافظت بر وقت های نماز، و غیرت، و سخاوت، و شجاعت، و زیاد نکاح کردن.»
مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 482 / مكارم الأخلاق، ص 293
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج4، ص 110 - ج4، ص 171 - ج20، ص 242 / الوافي، ج20، ص 863 / بحار الأنوار، ج62، ص 3 / جامع أحاديث الشيعة، ج25، ص 460
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَةَ أَهْلِهِ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ.»
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): « خروس سفید بالگشاده، اهل خانه ای که در آن است و هفت خانه دور آن خانه را از بلا حراست میکند.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 549
ص: 176
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 525 / الوافي، ج20، ص 861 / بحار الأنوار، ج62، ص 3
بيان: قال في القاموس: ديك أفرق: بيّن الفرق عرفه مفروق.
بحار الأنوار، ج62، ص 4
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَخْلَدٍ الْأَهْوَازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «دِيكٌ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَتَهُ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ، وَ لَنَفْضَةٌ مِنْ حَمَامٍ مُنَمَّرَةٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِ دُيُوكٍ فُرْقٍ بِيضٍ.»
امام صادق(علیه السلام): « خروس بال گشاده سفيدى كه در خانه باشد آن خانه و هفت خانه دور آن خانه را از بلاها نگاه مىدارد و يك بال زدن كبوترِ دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفيد!» (ترجمه: حلیهالمتقین، ص454)
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 550
منابع دیگر: الوافی، ج 20، ص861 / وسائل الشيعة، ج11، ص 526 / بحار الأنوار، ج62، ص 16
عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الدِّيكُ الْأَبْيَضُ صَدِيقِي وَ عَدُوُّهُ عَدُوُّ اللَّهِ، يَحْرُسُ صَاحِبَهُ وَ سَبْعَ دُورٍ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُبَيِّتُهُ مَعَهُ فِي الْبَيْت.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «خروس سفید دوست من است و دشمن او دشمن خداست، صاحب خود و هفت خانه (اطراف خود را) حراست میکند و پیامبر(صلی الله علیه و آله) همیشه خروس را شب ها با خود در خانه نگه میداشت.»
مكارم الأخلاق، ص 130
وَ قَالَ ص: «مَنِ اتَّخَذَ دِيكاً أَبْيَضَ فِي مَنْزِلِهِ يُحْفَظُ مِنْ شَرِّ ثَلَاثَةٍ مِنَ الْكَافِرِ وَ الْكَاهِنِ وَ السَّاحِر.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «هر كس خروس سفيدى در خانه نگه دارد، از شر سه چيز مصون خواهد ماند: كافر، ساحر، كاهن.»(ترجمه میرباقری)
مكارم الأخلاق، ص 130وَ إِسْنَادُهُ لَا يَثْبُتُ وَ رَوَاهُ غَيْرُهُ بِلَفْظِ: «الدِّيكُ الْأَبْيَضُ صَدِيقِي وَ عَدُوُّ الشَّيْطَانِ، يَحْرُسُ صَاحِبَهُ وَ سَبْعَ دُورٍ خَلْفَهُ. وَ كَانَ النَّبِيُّ ص يَقْتَنِيهِ فِي الْبَيْتِ وَ الْمَسْجِدِ.»
ص: 177
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «خروس سفید دوست من و دشمن شیطان است. صاحبش و هفت خانه پُشت خود را حراست میکند. و پیامبر(صلی الله علیه وآله) همیشه آن را در خانه و مسجد برای خود نگهداری میکرد.»
بحار الأنوار، ج62، ص 7
وَ فِي تَرْجَمَةِ الْبَزِّيِّ الرَّاوِي عَنِ ابْنِ كَثِيرٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ أَنَسٍ أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يَقُولُ: «الدِّيكُ الْأَبْيَضُ الْأَفْرَقُ حَبِيبِي وَ حَبِيبُ جَبْرَئِيلَ، يَحْرُسُ بَيْتَهُ وَ سِتَّةَ عَشَرَ بَيْتاً مِنْ جِيرَانِهِ.»
انس می گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) همیشه میفرمود: « خروس سفید بالگشاده دوست من و دوست جبرئيل است، خانهای که در آن است و شانزده خانه از همسایگانش را حراست میکند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 7
عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «الدِّيكُ الْأَبْيَضُ صَدِيقِي وَ صَدِيقُ كُلِّ مُؤْمِنٍ.»
امام صادق(علیه السلام): «خروس سفید دوست من و دوست هر مؤمن است.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 550
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 526 / الوافي، ج20، ص 862 / بحار الأنوار، ج62، ص 4
الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّ الدِّيكَ الْأَبْيَضَ صَدِيقِي وَ صَدِيقُ صَدِيقِي وَ عَدُوُّ عَدُوِّي.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «همانا خروس سفید دوست من و دوستِ دوست من و دشمنِ دشمن من است.»
مستدرك الوسائل، ج8، ص 288رَوَى عَبْدُ الْحَقِّ بْنُ قَانِعٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَابِرِ بْنِ أَثْوَبَ بِسُكُونِ الثَّاءِ الْمُثَلَّثَةِ وَ فَتْحِ الْوَاوِ وَ هُوَ أَثْوَبُ بْنُ عُتْبَةَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: «الدِّيكُ الْأَبْيَضُ خَلِيلِي.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «خروس سفید دوست من است.»
بحار الأنوار، ج62، ص 7
ص: 178
وَ قَالَ ص: «لَا تَسُبُّوا الدِّيكَ فَإِنَّهُ صَدِيقِي وَ أَنَا صَدِيقُهُ وَ عَدُوُّهُ عَدُوِّي، وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَوْ يَعْلَمُ بَنُو آدَمَ مَا فِي قَتَرَتِهِ لَاشْتَرَوْا رِيشَهُ وَ لَحْمَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ إِنَّهُ يَطْرُدُ مَذْمُومَةً مِنَ الْجِن.»
و فرمود: «خروس را دشنام نگوئيد كه دوست من است و من دوست اويم، و دشمن او دشمن من است، قسم به آنكه مرا بحق برانگيخت اگر بنى آدم بدانند چه خاصيتها در او نهفته است، پر و گوشت او را به زر و سيم (طلا و نقره) بخرد، خروس جنيان شرير را از خانه ميراند.» )ترجمه میرباقری)
مكارم الأخلاق، ص 130
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ ع حُسْنُ الطَّاوُسِ فَقَالَ لَا يَزِيدُكَ عَلَى حُسْنِ الدِّيكِ الْأَبْيَضِ شَيْءٌ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الدِّيكُ أَحْسَنُ صَوْتاً مِنَ الطَّاوُسِ وَ هُوَ أَعْظَمُ بَرَكَةً يُنَبِّهُكَ فِي مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا يَدْعُو الطَّاوُسُ بِالْوَيْلِ لِخَطِيئَةِ الَّتِي ابْتُلِيَ بِهَا.
جعفر پسر ابراهیم جعفری میگوید: « نزد امام کاظم (علیه السلام) زیبایی طاووس ذکر شد، پس حضرت فرمود: از خروس زيباتر نيست برايت، گفت: از ایشان شنيدم که ميفرمود: خروس از او خوشآوازتر و بسیار با بركتتر است در وقت نماز تو را متوجّه میکند ولی همانا طاووس از گناهى كه بدان دچار شدهاست مینالد.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 550
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 526 / الوافي، ج20، ص 862 / بحار الأنوار، ج62، ص 41قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ الْفَقِيهُ نَزِيلُ الرَّيِّ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ رُوِيَ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ- عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص ... عَنْ سَبِّ الدِّيكِ وَ قَالَ إِنَّهُ يُوقِظُ لِلصَّلَاة...»
امیرالمومنین(علیه السلام) در حدیث معروف به "مناهیالنبیّ": «رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از دشنام دادن به خروس نهی فرمودند، چرا که برای نماز (شما را) متوجّه میکند.»
مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 3 / الأمالي( للصدوق)، ص 422
(سند امالی صدوق: حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدِ
ص: 179
بْنِ عِيسَى الْأَبْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ الْغَلَابِيُّ الْبَصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ وَاقِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع )
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج4، ص 171 / تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام(، ج2، ص 256 / مكارم الأخلاق، ص 424 / الوافي، ج5، ص 1069 / بحار الأنوار، ج62، ص 3 - ج73، ص 328
وَ قَالَ ص:«لَاتَسُبُّوا الدِّيكَ؛ فَإِنَّهُ يَدُلُّ عَلَى مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «خروس را دشنام ندهید؛ چرا که بر اوقات نماز راهنمایی میکند.»
مكارم الأخلاق، ص 130
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَامِرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ الدِّيكَ صَوَّتَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَسَبَّهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَقَالَ: «لَا تَسُبُّوا الدِّيكَ؛ فَإِنَّهُ يَدْعُو إِلَى الصَّلَاةِ».
خروسی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صدا کرد، پس مردی از انصار به آن دشنام داد؛ پس پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «خروس را دشنام ندهید؛ چرا که او به نماز دعوت میکند.»
سنن النسائي، ج6، ص 234
ص: 180
حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ صَالِحِ بْنِ كَيْسَانَ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «لَا تَسُبُّوا الدِّيكَ؛ فَإِنَّهُ يُوقِظُ لِلصَّلَاةِ».
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «خروس را دشنام ندهید؛ چرا که (شما را) برای نماز بیدار میکند.»
سنن أبي داود، ج4، ص 2172
وَ رَوَى الْإِمَامُ أَحْمَدُ وَ أَبُو دَاوُدَ وَ ابْنُ مَاجَهْ عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ الْجُهَنِيِّ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: «لَا تَسُبُّوا الدِّيكَ فَإِنَّهُ يُوقِظُ لِلصَّلَاةِ.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): «خروس را دشنام ندهید؛ چرا که برای نماز (شما را) بیدار میکند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 9
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحِبُّ الدِّينِ الطَّبَرِيُ: «أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ لَهُ دِيكٌ أَبْيَضُ وَ كَانَتِ الصَّحَابَةُ يُسَافِرُونَ بِالدِّيكَةِ لِتُعَرِّفَهُمْ أَوْقَاتَ الصَّلَاةِ.»
طبری نقل می کند: « برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) خروس سفیدی بود و صحابه همیشه با یک خروس مسافرت میکردند تا اینکه آن خروس وقتهای نماز را به آنها بشناساند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 7
وَ رَوَى ابْنُ عَدِيٍّ فِي كَامِلِهِ فِي تَرْجَمَةِ مَيْمُونِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع: «أَنَّهُ اشْتَكَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص الْوَحْشَةَ. فَقَالَ لَهُ :اتَّخِذْ زَوْجاً مِنْ حَمَامٍ تُؤْنِسْكَ وَ تُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ بِتَغْرِيدِهَا وَ اتَّخِذْ دِيكاً يُؤْنِسْكَ وَ يُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ.»
ابن عدیّ میگوید: «علی بن ابیطالب(علیه السلام) از ترس به پیامبر(صلیالله علیه وآله) شکایت کرد! پیامبر(صلیالله علیه وآله) به او فرمود: یک زوج کبوتر بگیر که با تو انس بگیرد و با صدایش تو را برای نماز بیدار کند، و خروسی بگیر که با تو انس بگیرد و برای نماز بیدارت کند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 27
سوره مبارکه نور، آیه41:« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون»
«آيا ندانستهاى كه هركه در آسمانها و زمين است و پرندگان بال گشوده خدا را تسبيح مىگويند؟ به يقين هريك نماز و تسبيح خود را مىداند و خدا به آنچه انجام مىدهند داناست.»(ترجمه انصاریان)
و رُوِيَ: «أَنَّ فِيهِ [ای: فی الدّیک] نَزَلَتْ "وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَه".»
و روایت شده که:«این آیه " [آيا ندانستهاى كه] پرندگان بال گشوده [خدا را تسبيح مىگويند؟] به يقين هريك نماز و تسبيح خود را مىداند ")سوره مبارکه نور، آیه 41) در مورد خروس نازل شده است.»
مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 483
منابع دیگر: الوافي، ج26، ص 506
ص: 181
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:« إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً فِي صُورَةِ الدِّيكِ الْأَمْلَحِ الْأَشْهَبِ بَرَاثِنُهُ فِي الْأَرْضِ السَّابِعَةِ وَ عُرْفُهُ تَحْتَ الْعَرْشِ لَهُ جَنَاحَانِ جَنَاحٌ بِالْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ بِالْمَغْرِبِ فَأَمَّا الْجَنَاحُ الَّذِي فِي الْمَشْرِقِ فَمِنْ ثَلْجٍ وَ أَمَّا الْجَنَاحُ الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ فَمِنْ نَارٍ وَ كُلَّمَا حَضَرَ وَقْتُ الصَّلَاةِ قَامَ عَلَى بَرَاثِنِهِ وَ رَفَعَ عُرْفَهُ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ ثُمَّ أَمَالَ أَحَدَ جَنَاحَيْهِ عَلَى الْآخَرِ يُصَفِّقُ بِهِمَا كَمَا يُصَفِّقُ الدِّيَكَةُ فِي مَنَازِلِكُمْ فَلَا الَّذِي مِنَ الثَّلْجِ يُطْفِئُ النَّارَ وَ لَا الَّذِي مِنَ النَّارِ يُذِيبُ الثَّلْجَ ثُمَّ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدَهُ وَ رَسُولَهُ خَاتَمُ النَّبِيِّينَ وَ أَنَّ وَصِيَّهُ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ. فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ دِيكٌ إِلَّا أَجَابَهُ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ "وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ".»
امير المؤمنين (عليه السّلام):«خدا فرشتهاى بصورت خروس نمكين و سرخ آفريده كه چنگالش در زمين هفتم است و بالش در زير عرش دو پر دارد، در مشرق و مغرب؛ آنكه در مشرق است از برف است و آنكه در مغرب از آتش، هنگام نماز كه رسد بر چنگال برآيد و بالش را زير عرش برآورد و بالهايش را بهم زند مانند خروسهاى خانه شما، نه برف آتش را خاموش كند و نه بال آتشين برف را آب كند، سپس بآواز بلند فرياد كشد: گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا، و گواهم كه محمّد صلى اللَّه عليه و آله بنده و رسولش خاتم پيغمبرانست، و وصى او بهتر اوصياء، سبوح قدوس رب الملائكة و الرّوح، در زمين خروسى نماند جز آنكه پاسخش دهد، و اينست معنى قول خدا پرندهها در صف باشند هر كدام دانند نماز و تسبيح او را)سوره مبارکه نور، آیه 42).» (ترجمه محمدعلی کمرهای)مصدر اصلی: تفسير القمي، ج2، ص 106
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج56، ص 174 / تفسير كنز الدقائق، ج9، ص 323 / تفسير نور الثقلين، ج3، ص 612 / البرهان في تفسير القرآن، ج4، ص 82
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِعَنْ أَبِي الْحَسَنِ الشَّعِيرِيِعَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: جَاءَ ابْنُ الْكَوَّاءِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ اللَّهِ إِنَّ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لآَيَةً قَدْ أَفْسَدَتْ عَلَيَّ قَلْبِي وَ شَكَّكَتْنِي فِي دِينِي فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ وَ عَدِمَتْكَ وَ مَا تِلْكَ الْآيَةُ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ. فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَا ابْنَ الْكَوَّاءِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمَلَائِكَةَ فِي صُوَرٍ شَتَّى إِلَّا أَنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً فِي صُورَةِ دِيكٍ أَبَحَّ أَشْهَبَ بَرَاثِنُهُ فِي الْأَرْضِ السَّابِعَةِ السُّفْلَى وَ عُرْفُهُ مُثَنًّى تَحْتَ الْعَرْشِ لَهُ جَنَاحَانِ جَنَاحٌ فِي الْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ فِي الْمَغْرِبِ وَاحِدٌ مِنْ نَارٍ وَ آخَرُ مِنْ ثَلْجٍ فَإِذَا حَضَرَ وَقْتُ الصَّلَاةِ
ص: 182
قَامَ عَلَى بَرَاثِنِهِ ثُمَّ رَفَعَ عُنُقَهُ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ ثُمَّ صَفَقَ بِجَنَاحَيْهِ كَمَا تَصْفِقُ الدُّيُوكُ فِي مَنَازِلِكُمْ فَلَا الَّذِي مِنَ النَّارِ يُذِيبُ الثَّلْجَ وَ لَا الَّذِي مِنَ الثَّلْجِ يُطْفِئُ النَّارَ فَيُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً سَيِّدُ النَّبِيِّينَ وَ أَنَّ وَصِيَّهُ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ أَنَّ اللَّهَ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ. قَالَ: فَتَخْفِقُ الدِّيَكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا فِي مَنَازِلِكُمْ فَتُجِيبُهُ عَنْ قَوْلِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى:" وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ" مِنَ الدِّيَكَةِ فِي الْأَرْضِ.»
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از حسين بن حسن بن ابان از محمد بن اورمه از احمد بن محسن ميثمى از أبو الحسن شعيرى از سعد بن طريف از اصبغ بن نباته كه گفت ابن كوّاء بخدمت اميرالمؤمنين (ع) آمد و عرض كرد كه يا امير المؤمنين بخدا سوگند كه در كتاب خداى عز و جل آيهايست كه بر دلم تباهى و فساد كرده و مرا در دينم در شك انداخته على (ع) باو فرمود كه مادرت بمرگت نشيند و تو را نيابد آن آيه چيست عرش كرد كه قول خداى عز و جل وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ يعنى آيا نديدهاى و ندانسته كه خدا چنانست كه تسبيح و تنزيه ميكند از برايش هر كه در آسمانها و زمين است و مرغان نيز او را تسبيح ميكنند در حالى كه بالها گشودهاند در هواء وصف كشيدهاند هر يك بحقيقت دانسته دعايش وتسبيح و تنزيهش را پس اميرالمؤمنين (ع) باو فرمود كه اى پسر كوّاء بدرستى كه خداى تبارك و تعالى فرشتگان را در صورتهاى پراكنده و مختلف آفريده بدان و آگاه باش كه خداى تبارك و تعالى را فرشتهايست در صورت خروس صداكننده سياه و سفيد كه انگشتانش در زمينهاى هفتم پائينتر است و بالش در زير عرش دو تا شده و آن را دو بالست يك بال در مشرق و يك بال در مغرب و يكى از آتش و ديگرى از برف است و چون وقت نماز حاضر شود بر انگشتانش بايستد و گردنش را از زير عرش بلند كند بعد از آن بالهاى خود را بر هم زند چنان كه خروسها در منزلهاى شما بالها را بر هم ميزنند پس نه آن بالى كه ار آتش است برف را ميگدازد و نه آن بالى كه از برفست آتش را فرو مىنشاند و آواز ميكند كه: "اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا سيد النبيين و ان وصيه سيد الوصيين و ان الله سبوح قدوس رب الملائكة و الروح". (يعنى گواهى ميدهم باينكه نيست خدائى مگر خدا در حالى كه تنها است و شريكى از برايش نيست و گواهى ميدهم باينكه محمد سيد و بزرگ پيغمبرانست و باينكه وصيش سيد اوصياء ايشانست و باينكه خدا پاكست از هر بدى و بغايت پاك و پاكيزه و پروردگار فرشتگان و روح است) و حضرت فرمود كه: پس خروسها در منزلهاى شما بالهاى خود را بر هم ميزنند و آن را از گفتارش جواب مىدهند و اين معنى قول خداى عز و جل است كه وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ و حضرت فرمود يعنى هر يك از خروسها كه در زمينند». (ترجمه محمدعلی اردکانی)
ص: 183
مصادر اصلی: التوحيد (للصدوق)، ص 282
منابع دیگر: الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص 228 [با اندکی تفاوت] / بحار الأنوار، ج90، ص 181
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد) وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:«صِيَاحُ الدِّيكِ صَلَاتُهُ وَ ضَرْبُهُ بِجَنَاحِهِ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ.»
امیرالمومنین(علیه السلام): «صداکردن خروس، نمازِ او و بالزدنش رکوع و سجده اوست.»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 550
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج11، ص 524 / الوافي، ج20، ص 862 / بحار الأنوار، ج62، ص 5عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ شَيْخٍ مِنْ أَصْحَابِنَا يُكَنَّى أَبَا الْحَسَنِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ دِيكاً أَبْيَضَ عُنُقُهُ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ رِجْلَاهُ فِي تُخُومِ الْأَرْضِ السَّابِعَةِ لَهُ جَنَاحٌ فِي الْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ فِي الْمَغْرِبِ لَا تَصِيحُ الدُّيُوكُ حَتَّى يَصِيحَ فَإِذَا صَاحَ خَفَقَ بِجَنَاحَيْهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ قَالَ فَيُجِيبُهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَيَقُولُ لَا يَحْلِفُ بِي كَاذِباً مَنْ يَعْرِفُ مَا تَقُولُ.»
امام باقر عليه السّلام نقل كرد كه فرمود: «خداوند عزّوجلّ خروسى سفيد آفريده كه گردنش در زير عرش و پاهايش در انتهاى اعماق زمين هفتم است، و يك بالش در مشرق است و بال ديگرش در مغرب، و خروسها بانگ نكنند تا اینکه او بانگ دهد، و چون بخواند بالهاى خود را تكان دهد و سپس گويد:«سبحان اللَّه سبحان اللَّه [سبحان اللَّه] العظيم الّذى ليس كمثله شىء» يعنى منزّه است خدا، منزّه است خدا [منزّه است خدا] ى بزرگى كه مانند او چيزى نيست، پس خداوند متعال در پاسخ او فرمايد بآنچه تو گفتى ايمان نياورده است آنكه بنام او سوگند بدروغ ياد كند.»
مصادر اصلی: الكافي، ج7، ص 437 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 482
)سند الفقیه: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً عَلَى صُورَةِ دِيك(
المحاسن، ج1، ص 118
)سند محاسن: عَنْهُ )البرقی) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ شَيْخٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع(
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 227
(سند ثواب الاعمال: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ شَيْخٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع)
روضة الواعظين، ج2، ص 468
ص: 184
[با اندکی تفاوت]
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج23، ص 206 / الوافي، ج16، ص 1048 / مكارم الأخلاق، ص 130 [به نقل از روضه الواعظین] / بحار الأنوار، ج56، ص 197
قَالَ الصَّادِقُ ع:«إِذَا سَمِعْتَ صُرَاخَ الدِّيكِ فَقُلْ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت.»
امام صادق(علیه السلام): «هرگاه صدای خروس را شنیدی بگو: "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح، سبقت رحمتك غضبك لا إله إلا أنت سبحانك و بحمدك عملت سوءا و ظلمت نفسي فاغفر لي إنه لا يغفر الذنوب إلا أنت" (پاک و مقدس است پروردگار فرشتگان و روح، رحمتت بر غضبت پیشی گرفته، هیچ خدایی جز تو نیست، پاک هستی و با سپاگزار توام، بدی کردم و بر خود ستم نمودم پس مرا ببخش که کسی جز تو گناهان را نمی بخشد.)»
مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 482
منابع دیگر: مكارم الأخلاق، ص 293 / وسائل الشيعة، ج6، ص 35 / الوافي، ج20، ص 863 / بحار الأنوار، ج84، ص 184
كِتَابُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَيْحٍ الْحَضْرَمِيِّ، عَنْ حُمَيْدِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: «إِنَّ لِلَّهِ دِيكاً رِجْلَاهُ فِي الْأَرْضِ وَ رَأْسُهُ تَحْتَ الْعَرْشِ جَنَاحٌ لَهُ فِي الْمَشْرِقِ وَ جَنَاحٌ لَهُ فِي الْمَغْرِبِ يَقُولُ سُبْحَانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ فَإِذَا قَالَ ذَلِكَ صَاحَتِ الدُّيُوكُ وَ أَجَابَتْهُ. فَإِذَا سُمِعَ صَوْتُ الدِّيكِ فَلْيَقُلْ أَحَدُكُمْ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْمَلِكِ الْقُدُّوس.»
امام صادق(علیه السلام):« همانا برای خداوند خروسی است که دو پایش در زمین و سرش بالای عرش است، بالی دارد در مشرق، و بالی دارد در مغرب، که میگوید: "سُبْحَانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ" ؛ پس هرگاه بانگ میزند همه خروسها بانگ میزنند و جواب او را میدهند. پس هرگاه صدای خروسی شنیده شد پس حتماً یکی از شما بگوید: "سُبْحَانَ رَبِّيَ الْمَلِكِ الْقُدُّوس".»
مصدر اصلی: الأصول الستة عشر-كتاب جعفر بن محمّد بن شريح الحضرمي، ص 239
منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج4، ص 147 - ج8، ص 288 / بحار الأنوار، ج62، ص 3 - ج84، ص 185
ص: 185
وَ فِي الصَّحِيحَيْنِ وَ سُنَنِ أَبِي دَاوُدَ وَ التِّرْمِذِيِّ وَ النَّسَائِيِّ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: «إِذَا سَمِعْتُمْ صِيَاحَ الدِّيَكَةِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّهَا رَأَتْ مَلَكاً، وَ إِذَا سَمِعْتُمْ نُهَاقَ الْحَمِيرِ فَتَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهَا رَأَتْ شَيْطَاناً.»پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: « هرگاه صدای خروس را شنیدید، از خداوند از فضلش درخواست کنید؛ چرا که خروس فرشتهای را می بیند. و هرگاه صدای حمار را شنیدید، از شیطان به خدا پناه ببرید؛ چرا که او شیطانی را دیده است.»
بحار الأنوار، ج62، ص 7 / مكارم الأخلاق، ص 130
ص: 186
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: دَعَانِي جَعْفَرٌ ع فَقَالَ: بَاعَ فُلَانٌ أَرْضَهُ؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَّهُ مَنْ بَاعَ أَرْضاً أَوْ مَاءً وَ لَمْ يَضَعْهُ فِي أَرْضٍ أَوْ مَاءٍ ذَهَبَ ثَمَنُهُ مَحْقا.
ابان بن عثمان میگوید: روزی امام باقر عليه السّلام مرا خواند و فرمود: فلانی زمینش را فروخته است؟ گفتم: بله. حضرت فرمود: در تورات آمده است كه هر كس آب و زمين خويش را بفروشد و به جاى آن زمين و آبى نخرد همه بهاء آن نابود خواهد شد.
مصادر اصلی: الكافي، ج5، ص 91 / تهذيب الأحكام، ج6، ص 388 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 170
منابع دیگر: الجواهر السنية في الأحاديث القدسية، ص 103
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِي أَرْضاً تُطْلَبُ مِنِّي وَ يُرَغِّبُونِّي فَقَالَ لِي يَا أَبَا سَيَّارٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنْ بَاعَ الْمَاءَ وَ الطِّينَ ذَهَبَ مَالُهُ هَبَاءً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَبِيعُ بِالثَّمَنِ الْكَثِيرِ وَ أَشْتَرِي مَا هُوَ أَوْسَعُ رُقْعَةً مِمَّا بِعْتُ. قَالَ: فَلَا بَأْس.
مسمع مىگويد: «به امام صادق عليه السلام گفتم: زمينى دارم كه درخواست خريدش از من مىشود و مرا به فروش آن ترغيب و تشويق مىكنند. امام فرمود: اى ابو سيار! آيا نمىدانى كه هركس آب و خاك را بفروشد (و پولش را در آب و خاك مصرف نكند) آن پول بر باد مىرود؟ مسمع گفت: فدايت گردم! من آن را به قيمت زيادى مىفروشم و با آن زمين بزرگترى خريدارى مىكنم. امام عليه السلام فرمود: اشكال ندارد!»
مصادر اصلی: الكافي، ج5، ص 92 / تهذيب الأحكام، ج6، ص 388
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع قَالَ: ثَمَنُ الْعَقَارِ مَمْحُوقٌ إِلَّا أَنْ يُجْعَلَ فِي عَقَارٍ مِثْلِهِ.امام کاظم (علیه السلام): بهاء خانه و زمین نابودشدنی است؛ مگر آنکه در خانه و یا زمینی مثل آن قرار داده شود. (خانه و یا زمین خریداری شود)
مصدر اصلی: الكافي، ج5، ص 92
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج17، ص 71
ص: 187
و العقار و أصله كل شيء ثابت من غرس أو بناء.
عقار: هر چیز ثابت (غیرمنقول) درخت یا بناء.
الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (فيض کاشانی)، ج11، ص 22
العَقَار بالفتح: الضّيعة و النّخل و الأرض و نحو ذلك.
عقار: زمین کشاورزی، درخت نخل، زمین و مانند آن.
النهاية (ابن اثیر)، ج3، ص 274
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ وَهْبٍ الْحَرِيرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مُشْتَرِي الْعُقْدَةِ مَرْزُوقٌ وَ بَائِعُهَا مَمْحُوقٌ.
امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كه خانه (یا زمین کشاورزی) مىخرد خوشبخت و كامياب است و آنكه خانهاش را مىفروشد تلف و نابود. (ترجمه غفاری، صدر بلاغی)
مصادر اصلی: الكافي، ج5، ص 92 / تهذيب الأحكام، ج6، ص 388 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 169
فروش خانه:
وَ رَوَى حُذَيْفَةُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ بَاعَ دَاراً فَلَمْ يَجْعَلْ ثَمَنَهَا فِي مِثْلِهَا لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِي ثَمَنِهَا أَوْ قَالَ لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيهَا.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس خانهای را بفروشد سپس بهای آن را در مثل آن قرار ندهد (یعنی خانه دیگری خریداری نکند) برای او در بهاء آن خانه برکتی نیست.
مصدر: عوالي اللئالی، ج1، ص 108أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا دَخَلَ النَّبِيُّ ص الْمَدِينَةَ خَطَّ دُورَهَا بِرِجْلِهِ ثُمَّ قَال:َ اللَّهُمَّ مَنْ بَاعَ رِبَاعَهُ فَلَا تُبَارِكْ لَه.
معاوية بن عمّار گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به مدينه وارد شد، به اشاره با پاى خود خطّى كشيد و حدود مدينه را تعيين فرمود، بعد دعا كرد: « پروردگارا هر كس قطعهاى از زمين و [یا ملک مسکونی خود را] بفروشد مباركش مباد!»
مصادر اصلی: الكافي، ج5، ص 92 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 170 (با اندکی تفاوت)
اللهم من باع رباعه فلا تبارك له.
ص: 188
بيان: الربع المنزل و دار الإقامة.
ربع – رباع: منزل و محل سکونت.
الوافي ج17، ص 137
الرابع: الدار بعينها حيث كانت، و الجمع رباع.
رابع: عین خانه هرطور که باشد، و جمع رابع: رباع است.
مرآة العقول، ج19، ص 42
فروش باغ:
الطَّبَرِيِّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّهِ ع: أَنَّ بَائِعَ الضَّيْعَةِ مَمْحُوقٌ وَ مُشْتَرِيهَا مَرْزُوق.
امام کاظم (علیهالسلام) از پدرش از امام باقر (علیهماالسلام): فروشنده زمين زراعتى، مالش نابود است، و خريدار آن روزيش آماده.
مصدر اصلی: دلائل الإمامة (طبری)، ص 31
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج100، ص 69 / مستدرك الوسائل، ج13، ص 55
روایاتی از کتب اهل سنت در این باره:
حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ يَعْنِي ابْنَ مُهَاجِرٍ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ حُرَيْثٍ، أَخٍ لِعَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:" مَنْ بَاعَ دَارًا أَوْ عَقَارًا، فَلَمْ يَجْعَلْ ثَمَنَهَا فِي مِثْلِهِ، كَانَ قَمِنًا أَنْ لَا يُبَارَكَ لَهُ فِيهِ"
مصدر: مسند أحمد بن حنبل، ج31، ص 36
ص: 189
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُهَاجِرٍ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ حُرَيْثٍ؛ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: «مَنْ بَاعَ دَارًا أَوْ عَقَارًا فَلَمْ يَجْعَلْ ثَمَنَهُ فِي مِثْلِهِ كَانَ قَمِنًا أَنْ لَا يُبَارَكَ فِيهِ».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس خانه یا ملکی را بفروشد سپس بهای آن را در مثل آن قرار ندهد (یعنی خانه و ملکی مثل آن خریداری نکند) سزاوار است که در آن برکتی نباشد.
مصدر: سنن ابن ماجه، ج4، ص 119
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْمَجِيدِ، قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُهَاجِرٍ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ، عَنْ أَخِيهِ سَعِيدِ بْنِ حُرَيْثٍ، عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: مِثْلَهُ.
مصدر: سنن ابن ماجه، ج4، ص 119
حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عَمَّارٍ وَ عَمْرُو بْنُ رَافِعٍ، قَالَا: حَدَّثَنَا مَرْوَانُ بْنُ مُعَاوِيَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مَالِكٍ النَّخَعِيُّ، عَنْ يُوسُفَ بْنِ مَيْمُونٍ، عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ بْنِ حُذَيْفَةَ، عَنْ أَبِيهِ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ؛ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «مَنْ بَاعَ دَارًا وَ لَمْ يَجْعَلْ ثَمَنَهَا فِي مِثْلِهَا، لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيهَا».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس خانهای را بفروشد سپس بهای آن را در مثل آن قرار ندهد (یعنی خانه دیگری خریداری نکند) سزاوار است که در آن برکتی نباشد.
مصدر: سنن ابن ماجه، ج4، ص 120
ص: 190
ضریب سطح اشغال: عبارت است از نسبت درصد مساحت سطح مجاز احداث بنا به مساحت قطعه زمین در طبقه همكف به بیانی دیگر سطح اشغال شده در طبقه همکف یک ساختمان نسبت به کل مساحت زمین مورد نظر. این ضریب بر اساس طرح های جامع و تفضیلی در هر منطقه متغیر است درطرح تفصیلی براساس عرض گذر، مساحت زمین و پهنه وقوع ملک، درصد مجاز سطح اشغال کل در جدولی ارائه می شود.
عکس
عکس
ص: 191
عکس
عکس
ص: 192
برآورد مساحت قابل ساخت بر اساس سطح اشغال:
· حالت اول: اگر ضریب سطح اشغال در یک منطقه 60 درصد باشد و بخواهیم در زمینی به مساحت 300 متر مربع با عرض 11 متر در این منطقه اقدام به ساخت و ساز کنیم، پس از محاسبه درز انقطاع (با توجه به ارتفاع ساختمان) و رعایت فاصله آن ازملک یا ملک های مجاور، تنها مجاز به پیشروی 60 درصد از طول زمین خواهیم بود و در نتیجه مساحت قابل ساخت پس از کسر درز انقطاع 177.50 متر مربع در هر طبقه خواهد بود.
· حالت دوم: اگر ضریب سطح اشغال در یک منطقه 60 درصد +2 متر باشد و بخواهیم در زمینی به مساحت 300 متر مربع با عرض 11 متر در این منطقه اقدام به ساخت و ساز کنیم، پس از محاسبه درز انقطاع (با توجه به ارتفاع ساختمان) و رعایت فاصله آن ازملک یا ملک های مجاور، مجاز خواهیم بود به اندازه 60 درصد از طول زمین به علاوه 2 متر پیشروی کنیم، که در این صورت مساحت قابل ساخت پس از کسر درز انقطاع 199.20 متر مربع در هر طبقه خواهد بود.
· حالت سوم: اگر ضریب سطح اشغال در یک منطقه 100درصد باشد و بخواهیم در زمینی به مساحت 300 متر مربع با عرض 11 متر در این منطقه اقدام به ساخت و ساز کنیم، پس از محاسبه درز انقطاع (با توجه به ارتفاع ساختمان) و رعایت فاصله آن ازملک یا ملک های مجاور ، مجاز خواهیم بود به اندازه 100 درصد طول زمین پیشروی کنیم، و مساحت قابل ساخت پس از کسر درز انقطاع 295.87 متر مربع در هر طبقه خواهد بود.
نکته: همواره لازم است مساحت درز اتقطاع ساختمان را از مساحت قابل ساخت کسر کنیم، بدین ترتیب که بر اساس بند 6-11-14 از مبحث ششم مقررات ملی ساختمان، در ساختمان های با پنجطبقه و کمتر، فاصله هر طبقه از مرز زمین مجاور، حداقل باید پنج هزارم ارتفاع آن از روی تراز پایه باشد. اگر زمین مجاور معبر عمومی باشد، رعایت فاصله مزبور ضروری نیست.
برای ساختمان های با ارتفاع بیش از پنج طبقه و در ساختمان های با گروه خطر پذیری یک و دو با هر تعداد طبقه (جدول 6-1-1 از مبحث ششم مقررات ملی ساختمان)، عرض فاصله ساختمان از زمین مجاور (درز انقطاع) باید توسط مهندس سازه محاسبه شود.
عکس
^193 .jpg
ص: 193
قانون 60 درصد ساخت چیست، پایگاه خبری اخبار ساختمان، 1400/09/13
akhbarsakhteman.com/news/8509/قانون-60-درصد-ساخت-چیست؟
ضوابط و مقررات طرح تفصيلي جدید شهر تهران، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران، ص7 الی 20، 1391
davoodkamrani.ir/file/tarh%20tafsili%20tehran.pdf
هلدینگ سازیران
saziran.com/news/details/1853-1-2-7- در قطعاتي که قبل از تصويب بازنگري طرح تفصيلي تفکيک شده و داراي سند رسمي باشند و مساحت آنها بر مبناي سند رسمي و يا مساحت باقيمانده پس از اعمال تعريض معابر, کمتر از 180 مترمربع باشد به شرح زير اقدام خواهد شد:
· در صورتي که مساحت زمين باقيمانده بين 120 تا 200 مترمربع باشد احداث بنا در 60 درصد سطح اشغال و دو طبقه و با ارتفاع حداکثر 8 متر مجاز است.
· در صورتي که مساحت زمين باقيمانده بين 60 تا 120 مترمربع باشد احداث بنا در 60 درصد سطح اشغال و در يک طبقه و با ارتفاع حداکثر 5 متر مجاز است. در اين بناها احداث پيلوت مجاز نميباشد.
3-1-3- ضوابط مربوط به احداث بنا (ارتفاع, تراکم و سطح اشغال)
3-1-3-1- تراکم عمومي شهر 120 درصد و سطح اشغال عمومي برابر 60 درصد ميباشد. به اين ترتيب در کليه قطعاتي که داراي مساحتي برابر يا بيش از حداقل تفکيک تعيين شده بوده و در پهنه کاربري مسکوني قرارگرفته باشند, احداث بنا حداکثر در 60 درصد سطح اشغال زمين و در دوطبقه مجاز خواهد بود.
ص: 194
عکس
ضوابط طرح تفضیلی نحوه استفاده از زمين، قوانین شهرسازی، شهرداری آباده
sh-abadeh.ir/fa-IR/DouranPortal/4824
در منطقهبندي مسكوني برابر نقش معبر احداث تجاري و تجاري مختلط مجاز ميباشد.
در منطقه بندی مسکونی در صورت احداث تجاری و خدماتی، سطح اشغال بنا در 60 درصد کل پلاک و تراکم ساختمانی برابر ضوابط طرح تفصیلی مصوب (جداول احداث بنای مسکونی) خواهد بود
تجاري - مسكوني:
· حداكثر زيربناي مجاز در طبقه همكف 60 درصد كل زمين با لحاظ مشاعات (رمپ، راهپله و...).
تجاري - خدماتي و تجاري - اداري و...
ص: 195
· حداكثر زيربناي مجاز در طبقه همكف برابر 100 درصد كل زمين با لحاظ مشاعات (رمپ، راهپله و...) و حداكثر زيربناي مجاز در طبقات فوقاني 60% (در هر طبقه) خواهد بود و با احتساب كل طبقات حداكثر تراكم 400% كل زمين خواهد بود.
ضوابط و مقررات طرح تفضیلی تبریز - مصوب سال 1391، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تبریز
tshs.tabriz.ir/Page/67/تجاری---خدماتی.html
تراكم پايه (مجاز) 120 درصد مساحت زمين ميباشد. بدين ترتيب هر شهروند مجاز است با استفاده از تراكم پايه به اندازه مساحت زمين خود، با سطح اشغال 60% تعيين شده احداث بنا نمايد.
سطح اشغال بنا (60%) در قطعات شرقي و غربي در غرب زمين خواهد بود.
براي قطعات شمالي و جنوبي سطح اشغال مجاز 60 درصد در حد شمال ملك خواهد بود در صورت پيش آمدگي مازاد بر 60 درصد مجاورين به دليل مجوزهاي صادره قبلي و يا نوع جانمائي قطعات مجاور سطح اشغال تا 70 درصد قابل افزايش ميباشد.در مواردي كه قطعه مالكيت داراي ابعاد مختلف و اشكال هندسي نامنظم باشد سطح اشغال مجاز براساس حداكثر 60 درصد مساحت پلاك محاسبه مي گردد.
عکس
ضوابط و مقررات طرح تفضیلی تبریز - مصوب سال 1391کاربری مسکونی، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تبریز
tshs.tabriz.ir/page/44/کاربری-مسکونی-.html
ص: 196
چگونه میتوان بدون استفاده از تیر چوبی، بالای در یا پنجره را پوشاند، به نحوی که این بخش با دیگر قسمت های دیوار خشتی یا آجری بپیوندند؟ معماران در حدود 3500 تا چهار هزار سال پیش، به راه حلی برای این مساله دست یافتند که آن استفاده از اندامی مُنحنی شکل به نام چَفد(قوس) بر بالای گشودگی بود. این ایدۀ ساختمانی، هنگامی که معمار قصد دارد به جای چهار دیوار پیوسته و بسته زیرین پوشش، چهار ستون آجری و سطحی گشوده داشته باشد نیز نقشآفرینی میکند. در اینجا، چفد اصلی به جای دیوار پیوسته مینشیند تا ضمن آن که نیروی وارده از سوی پوشش را به ستونها و پی منتقل میکند، سطحی باز در بین ستونها ایجاد نماید. در ادامه به تعریف و توصیف دقیقتر چفدها میپردازیم.
چَفد، چَفت، دور، قوس و تاق واژههایی هستند که برای اندامی مُنحنی شکل که یک درگاه را میپوشاند استفاده میشود. واژۀ قوس در دوره معاصر کاربرد داشته و اکنون نیز رواج دارد. تاق دراصل اندام سازهای منحنی شکلی است که برای پوشش فضا کابرد داشته اما در گذشته برای اندامی که یک درگاه را می پوشاند نیز به کار میرفته است.
غیاث الدین جمشید کاشانی، دانشمند قرن نهم هجری، تعریف خاص خود از چفد را دارد. از نظر او چفد جسمی است منحنی شکل برای پوشش درگاه که اندازه دهانه آن بیشتر از عمق آن باشد. موارد زیر در کتاب وی دیده میشود:
· تاق = قوس یا چفد امروزی.
· ازج = تاق امروزی (ازج مُعَرَّب کلمۀ ازگ فارسی است به معنای شاخه خمیده)
· قوس = کمان یا جزئی از یک دایره. این یکی از قدیمیترین تعاریف است که یک دانشمند ریاضیدان در حدود هفتصد سال پیش درباره چفد ارائه داده است.
آنچه که یک چفد را از رقیب خود یعنی تیر چوبی یا سنگی متفاوت می کند، نحوه انتقال نیروها به جرز هاست. یک تیر چوبی، وزن وارده بر خود را به دو دیوار یا جرزی که روی آن قرار گرفته است، به صورت عمودی انتقال میدهد.
یک چفد از تعداد زیادی اجزاء کوچک به نام قطاع یا ردیفهای سنگی یا آجری تشکیل میشود. این اجزاء بر اساس شکل یک منحنی کنار هم قرار میگیرند. هرچند که اجرای چفد از پاکار یا نقطه آغاز روی دیوار یا جرز شروع میشود، اما در پایان، سازهای داریم که وزن هر قطاع یا ردیف آجر از
ص: 197
بالاترین نقطه آن یعنی تیزه به جزء پایین تر انتقال می یابد و این انتقال نیرو یک خط حرکت نیروی منحنی شکل (یا چند ضلعی) را ایجاد میکند.
مجموع نیروهای وارده، به پاکار و سپس به زمین انتقال می یابد. نیروی وارده یک نیروی مایل است که به دو مؤلفۀ افقی (یا رانش) و عمودی تجزیه میشود.
در تاریخ معماری شکلهای وجود دارند که از نظر ظاهر به چفد میمانند، اما انتقال نیروهای آنها تا حدی مانند تیرهای چوبی به صورت عمودی است. به این اندام ها چفد کاذب گفته (Pseudo (corbeled arch) میشود و در معماری بینالنهرین، مصر، میسن و ایران قابل مشاهدهاند. در چفدهای کاذب سنگها و آجرها به صورت افقی و پله پله روی هم قرار میگیرند و معمولا به اندازۀ یک سوم هر سنگ یا آجر رویی بیرون میزند. برای این کهشکل نهایی یک چفد را نشان دهند سطح پله پله ای آن را میتراشند و به نوعی پیوستگی ظاهری دست مییابند. این روش در آجر چینی پوشش گنبد آب انبارهای نایین دیده میشود. بنابراین چفدهای کاذب اگرچه به چفدهای واقعی نزدیکیشکل دارند اما انتقال نیروها در آنها ترکیبی از نیروهای عمودی مانند تیرهای چوبی و سنگی و نیروهای افقی مماسی است (Guerra: 1959)
چفدها انقلابی بزرگ در فن معماری ایجاد کردند. پیش از آن برای پوشش درگاه ها از تیر چوبی و سنگی بهره میگرفتند؛ اما به دلائلی چفدها به تدریج جایگزین آنها شدند. یکی از دلائل مهم در دسترس نبودن چوب بوده که در مناطق کویری و خشک ماده ای نایاب و با ارزش است از ین رو چفد می توانسته جای آن را بگیرد. ماندگاری چفد نسبت به چوب یکی دیگر از دلائل کاربرد آن بوده است....
قابلیت اجرایی-سازهای چفد به نحوی است که برای دهانه های بزرگ تا 30 متر مورد استفاده قرار می گرفته و این قابلیت برای گنبدها تا 43 متر رسیده است. برای چنین دهانه هایی چوب پاسخ نمیدهد. میتوان گفت شکل گیری، تکامل و گسترش چفد، در کمیت و کیفیت فضاهای معماری تاثیر به سزایی داشته است.
چفدها در معماری ایرانی از دوره پارتها و به خصوص ساسانیان رواج و گسترش مییابند. و در دوران اسلامی به اندام سازهای حاکم تبدیل میشوند. معماران ایرانی به آن تنوّع میدهند و نمونههای متعددی از آن را به کار میگیرند. گوناگونی در شکل، به معنای دستیابی به نکات اجرایی و ایستایی میباشد. هر چفد برای این که ایستا و پایدار بماند باید شکلش در معرض تجربه قرار گیرد و برای اینکه بتوان آن را بر پا کرد، باید روش اجرای خاص آن را به کار برد.
ص: 198
شواهدی از چفدها در ایران از حدود 1250 سال پیش از میلاد مسیح (ع) به جای مانده است. در معبد بزرگ چغازنبیل هنوز آثار چفدهایی مشاهده میشود. روش اجرای آنها از نوعی است که در حال حاضر به آن رومی میگویند. با توجه به آنکه این روش از سالها پیش در ایران وجود داشته است میتوانیم به آن ایلامی یا هرهای بگوییم. ... از دوره اشکانی به بعد چفدها به عنوان اندامی رایج در معماری ایراین مطرح میگردد و ایران به عنوان یکی از کشورهای به کارگیرنده (شاید اولین آنها) و رواجدهنده و مُبدِع انواع سازههای تاقی به حساب میآید. در دوره ساسانی فن اجرای این سازه به حدی میرسد که میتواند تا دهانۀ حدود 26 متری را در ایوان مدائن بپوشاند. این بنا در دورههای مختلف الگویی برای نشاندادن قدرت حاکمان میشود.
در دوران اسلامی بستری فراهم میگردد تا معماران بتوانند با تلاش و سرعت بیشتری تجربیات جدیدی را در عرصه ساخت سازههای تاقی نمایان کنند. در این دوره انواع چفدهای مازهدار و تیزهدار کاربرد دارد و دهانههای بزرگی تا حدود 30 متر را با این سازه میپوشانند.اجزای چفد (وازهشناسی)
یک چفد از اجزای مختلفی تشکیل شده است. شناخت این اجزاء به ما در فهم بهتر شکلشنلسی و نحوۀ اجرا کمک خواهد کرد.در ادامه اجزا از پایین به بالا معرفی میشوند.
عکس
ص: 199
· جِرز یا مجردی: هر چفد بر روی یک اندام سازهای عمودی قرار میگیرد. این اندام وظیفه انتقال بار از چفد به اجزای بالای ان به پایین را عهدهدار است. اندازه این اندام نقش مهمی در ایستایی چفد دارد. یکی از نکات مهم که در ایستایی چفد مورد توجه دقیق قرای میگیرد اندازه عرض جرز است. عرض سطح مقطع جرز را به سه قسمت کرده و قسمت میانی آن را محل گذر بار وارده میداند.اگر مُنتجۀ نیروها از این محل عبور کند، چفد ایستا میماند. اما اگر به بیرون آن وارد شود، باعث ایجاد گشتاور شده و تعادل نخواهد داشت.
· پاکار: جایی است که منحنی چفد از آن آغاز میشود، در شکل تراز الف – الف 1 و ب – ب 1 است.· پاراسته یا پاراستی: یک خط راست عمودی در نقطه الف و ب، با بلندایی مناسب در امتداد منحنی قوس است (الف ل)
· نیمرخ: خط منحنی چفد است مانند نیمرخ پنج اوهفت یا نیمرخ سه بخشی و...
· دهانه: فاصله بین نقطه الف و ب را دهانه میگویند. اندازه دهانه چفد در ایستایی آن نقش مهمی دارد. یک رابطه دقیق بین دهانه و ستبرای(ضخامت) جفد وجود دارد.
· افراز: اگر بر خط الف و ب خطی عمود رسم کنیم که به نقطه د یا تیزۀ چفد برسد و خط ج د را به دست دهد، ج د افراز چفد میباشد.
· تیزه: جای برخورد دو کمان متقارن چفد است که در جفدهای تیزهدار یک نقطه را میسازد.(د)
· درونسو (یا مقعر): خط منحنی الف د ب است که در پایین برونسو قرار میگیرد. با توجه به اینکه هر چفد دارای یک ضخامت (تبره) است درونسو را میتوان سطح درونی چفد دانست.
· برونسو (یا محدب): خط الف1 د1 ب1 است. این خط در همه چفدها دیده نمیشود. در بناهای مسکونی و عمومی در زیر آرایههای آجری و یا کاشی جای میگیرد. از آنجا که تبره چفد معمولا در طول آن ثابت نیست و تا رسیدن به تیزه در چند مرحله کاهش مییاید، شکل ممتغیر دارد و نیمرخ آن مانند درونسو نیست. در پلها که سازهای نمایان دارند میتوان برونسوی یک چفد را دید.
· قطاع یا ردیفای آجری: واژه قطاع را میتوان برای چفدهای سنگی به کار برد؛ زیرا اندازه هر سنگ به گونهای است که قابل جداسازی با سنگهای کناری آن است. اما برای
ص: 200
· چفدهای آجری میتوان از ردیف آجری استفاده کرد. قراگیری ردیفهای آجری یک چفد را شکل میدهد.
· زاویه شکرگاه: استاد پیرنیا از سه واژۀ تخصصی (شکرگاه، ایوارگاه، کلکن) برای نشان دادن تغییرات ایستایی چفد بهره میگیرد. زاویۀ شکرگاه در چفدهای تیزهدار نسبت به سطح افق 5/22 درجه است. در این مکان شکست چفد رو به بیرون است.
· زاویۀ ایوارگاه: بخشی از چفد در زاویۀ 5/67 درجه نسبت به خط افق است. در این جا شکست چفد رو به درون است (پیرنیا، 1373، ص 8)· کلکن: مکان شکست چفد در یزه است.
· پشت بغل: در شکل سطح تیره شده بالای چفد است. در واقعیت این بخش در زیر آرایهها قرار میگیرد. چفد باید بار این بخش را تحمل کند و آن را به پاکار و سپس به زمین انتقال دهد.
· چَکاد: فاصله بین تیزۀ چفد و رُخبام است. در شکل فاصله د م است. در بناهای خراسان بزرگ چَکاد گاهی اندازهای تا حدود 2 متر دارد.
· خیز: نسبت افراز به دهانه است. هر چقدر فاصلۀ نقطۀ د نسبت به خط
الف – ب کم شود، چفد دارای خیز کمتری است. اگر این فاصله بیشتر شود خیز زیادتر خواهد بود.
· جاگذار: هر نوع نیروی فشاری، رانشی، خمشی را که به اصطلاح معماران قابل دیدن نیست، جانگذار میگویند (پیرنیا، 73، ص 12)
· تن گذار: هر اندامی را که در جهت مقابله و هدایت نیروها کابرد داشته و قابل دیدن باشد، تن گذار مینامند. کلافها، پشت بندها و تویزهها در این گروه قرار میگیرند.
· پشت بند: اندامی سازهاس از جنش آجر یا سنگ است که برای رفع نیروی رانش استفاده میشود.
· کلاف: اندامی سازهای است که برای تحمل کشش کاربرد دارد و در ایران بیشتر از جنس چوب میباشد.
شکلشناسی چفد:
چفدهای ایرانی، گوناگونی زیادی دارند. آنها را میتوان به روشهای مختلفی دستهبندی نمود. چند نمونه زیر برای نشان دادن گوناگونی دستهبندیها آورده میشود.
ص: 201
چفدهای تیزهدار و مازهدار: این دسته بندی بر اساس شکل نیمرخ چفد است. چفدهای تیزهدار از برخورد دو منحنی متقارن در نقطۀ تیزه به وجود میآیند. در این حال یک گسستگی شکلی در نیمرخ الف – د – ب خواهیم داشت. چفدهای مازهدار مانند نیم دایره و بیضی در نقطۀ د پیئستگی دارند و در اینجا هیچگونه شکستگی دیده نمیشود.1. چفدهای باربر و آرایهای: در این دسته بندی چفدها براساس وظیفۀ سازهای آنها نامگذاری شدهاند. چفداهای باربر برای دهانههای بزرگ کاربرد دارند و چفدهای آرایهای برای دهانههای کوچک هستند.
چفدهای ساده و ترکیبی: در چفدهای ساده مجموعه خطوط منحنی، یک چفد واحد را میسازند. چفدهای ترکیبی از ترکیب دو گونه چفد به دست میآیند. کلیل از چفدهای ترکیبی است.
چفدهای تیز، تند، کُند و کفته: این نوع دسته بندی برای هر دو نوع چفهای مازهدار و تیزهدار مورد استفاده قرار میگیرد. در اینجا معیار، خیز چفدها میباشد. هر چفد میتواند به صورت یکی از این چهار نوع ایجاد گردد (پیرنیا،1373، ص 12)
منبع: معماری ایرانی نیارش (جلد اول) / تحقیق و تالیف: غلامحسین معماریان (استاد دانشگاه علم و صنعت ایران) / زمستان 1394 / کتاب برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران / بخش چهارم: چفد / از صفحات 88 تا 96
جهت مطالعه بیشتر به منبع فوق مراجعه بفرمایید.
ص: 202
ص: 203
عکس
ص: 204
عکس
ص: 205
ص: 206
عکس
ص: 207