ghaemiyeh.com
112/6/1
تبیین طرح تمدنی
محله امام رضا (علیه السلام)
محورهای جلسه
مفاهیم پایهٔ مدیریت شهری محله محور» چیست؟
ساختارهای برنامه ریزی برای ساخت «محله» چیست؟
برنامههای اولویت دار برای ساخت «محله» کدام است؟
شورای راهبردی
الگوی پیشرفت اسلامی
24 دی ماه 1400
112/6/1
تبیین طرح تمدنی
محله امام رضا (علیه السلام)
محورهای جلسه
مفاهیم پایهٔ مدیریت شهری محله محور» چیست؟
ساختارهای برنامه ریزی برای ساخت «محله» چیست؟
برنامههای اولویت دار برای ساخت «محله» کدام است؟
شورای راهبردی
الگوی پیشرفت اسلامی
24 دی ماه 1400
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِي قَاتَلَ مَعَهُ رِبْيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
سوره مبارکه آل عمران، آیه 146
و چه بسیار از پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگیدند، پس در مقابل آنچه در راه خدا به آنان رسید سستی نکردند و ناتوان نشدند و سر تسلیم و ذلت فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.
شناسنامه
متن پیش رو ویرایش (اول) صد و دوازدهمین مکتوب از نوع ششم محصولات مرتبط با نقشه الگوی پیشرفت اسلامی (پیاده فوری)است. محتوای این محصول متن پیاده شده سخنان حجت الاسلام والمسلمین علی کشوری دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) میباشد که در نشست تخصصی تبیین طرح تمدنی امام رضا ایراد شده است. این نشست در جمع برخی از مدیران و کارشناسان شهرداری مشهد در تاریخ جمعه 24 دی ماه 1400 در شهرداری شهر مقدس مشهد برگزار شده است. پیشنهادمی شود این جزوه در قطع رحلی به انتشار برسد.
عکس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم الحمدللّه ربّ العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و شفیعنا فی یوم الجزاء و حبیب قلوبنا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی اعدائه اعداءالله من الآن الی قیام یوم الدین.
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ الرِّضَا الْمُرْتَضَىٰ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَىٰ الصِّدِيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.
همانطور که به استحضار برادران و خواهران گرامی رسیده است جلسه امروز به تبیین اجمالی «طرح تمدّنی محله امام رضا7» اختصاص دارد. این ایدۀ تمدّنی، ذیل "نظریه مدیریت شهری محلهمحور" تطبیق میشود. و در واقع تطبیق مفاهیم نظریه "مدیریت شهری محله محور" بر شهر مشهد و با اطلاعات میدانی شهر مشهد میباشد.
همانطور که استحضار دارید ایده اصلی انقلاب اسلامی، تحقق "تمدن اسلامی" است و قرار نیست انقلاب اسلامی در برنامهریزیهای بخشهای مختلف (از جمله بخش مدیریت شهری) از ایدههای تمدن مدرنیته کپیبرداری کند. آنچه که به عنوان غایتِ انقلاب اسلامی از همان سالهای اول انقلاب اسلامی مطرح شده این است که ما قرار است جامعه را با نگاه دین اداره کنیم. و این "اداره جامعه بر مبنای دین" هم یک حالت حداکثری دارد که در واقع نام آن را "تمدّن" یا یک نوع مدنیت خاص میگذاریم. بنابراین طبیعی است که اگر هدف کلان انقلاب اسلامی این است؛ بخشهای مختلف، نظریات بخشی مرتبط با این تمدن را فهم کنند، راجع به آن گفتگو کنند و بعد هم به مرحله اجر بگذارند.
در چهل سال اول انقلاب اسلامی بعضی از حوزهها به سمت ایدههای تمدنی حرکت کردهاند. فرض بفرمایید در حوزه "سیاست خارجی" الان تصمیماتی که در تهران گرفته میشود بر ده پایتخت از پایتختهای منطقه تاثیرگذار است. ما در حوزه سیاست خارجه با مفهوم "جبهه مقاومت" روبرو هستیم. این مفهوم، مخالف طرح "خاورمیانه بزرگِ آمریکا" و مفهومی مثل خود کلمه "خاورمیانه" و استراتژیهای سازمان ملل است؛ این ایده از تهران و قم تئوریزه شده بود ولی الان عینی شده است. شما دیگر دنیا رابا دو قطبی شرق و غرب تقسیمبندی نمیکنید؛ [بلکه] میگویید: «جبهه مقاومت به رهبری ایران و از سوی دیگر جبهه تمدن استکباری مدرنیته به رهبری آمریکا»؛ این [تقسیمبندی] الان عینی شده است. ما الان وقتی راجع به مسائل تمدنی بحث میکنیم؛ میتوانیم بگوییم در حوزه سیاست خارجه مثلا "نظریه سازهانگاری"(1)
سازه انگاری: در اواخر قرن بیستم، مطالعه روابط بینالملل به طور فزایندهای تحت تأثیر سازهگرایی قرار گرفت. بر اساس این رویکرد، رفتار انسان ها بر اساس هویت آنها تعیین می شود که خود توسط ارزش ها، تاریخ، اعمال و نهادهای جامعه شکل می گیرد. برساختگرایان(سازهانگاران) معتقدند که همه نهادها، از جمله دولت، از نظر اجتماعی ساخته شدهاند، به این معنا که منعکسکننده یک «اجماع بیناذهانی» از باورهای مشترک درباره عملکرد سیاسی، رفتار اجتماعی قابل قبول و ارزشها هستند. به همین ترتیب، تک تک اعضای دولت یا واحدهای دیگر به طور مستمر واقعیتی را می سازند که در مورد آن تصمیمات سیاستی، از جمله تصمیمات در مورد جنگ و صلح و درگیری و همکاری اتخاذ می شود.
منبع: سایت بریتانیکا - https://b2n.ir/s72655
اجرایی نمیشود. البته در این چهل سال گذشته کسانی بودند مثل تیم سیاست خارجه دولت قبل که میخواستند در حوزه سیاست خارجی، سازش ایران را با تمدن مدرنیته تئوریزه کنند؛ ولی هم خودشان و هم مردم فهمیدند که این تئوری اجرایی نیست و فقط هزینههای زندگی مردم ایران را افزایش میدهد. انقلاب اسلامی در چهل سال اول در حوزههای دیگری هم پیشروی کرده است که نمیخواهم الان آنها را بحث کنم.یکی از حوزههایی که ما در چهل سال گذشته نگاه تمدنی به آن نداشتهایم، حوزه مدیریت شهری است، الان همه شهرهای ایران بر اساس ایدههای "نوشهرگرایی" (2)
منبع: پایگاه مرکز علمی جهاد دانشگاهی
https://www.sid.ir/Fa/Seminar/ViewPaper.aspx?ID=95579
اداره میشود. گاهی وقتها که با مدیران شهری در شهرهای مختلف جلسه دارم به دوستان عرض میکنم: "نظریه آمریکایی نوشهرگرایی" در شهر شما حاکم است. مشکل اصلی این نظریه (که در ادامه بحث عرض خواهم کرد) این است که: اختلال در روابط بین انسانها ایجاد میکند و ما نمیتوانیم از این مفهوم مادر عبور کنیم. بنابراین این جلسه در این راستا است؛ ما سعی میکنیم یک قدم برداریم با شما گفتگو کنیم از شما بشنویم؛ بلکه به جای "نوشهرگرایی" یک دیدگاه دیگری در1) . ارجاع پرورشی: Constructivism: In the late 20th century the study of international relations was increasingly influenced by constructivism. According to this approach, the behaviour of humans is determined by their identity, which itself is shaped by society’s values, history, practices, and institutions. Constructivists hold that all institutions, including the state, are socially constructed, in the sense that they reflect an “intersubjective consensus” of shared beliefs about political practice, acceptable social behaviour, and values. In much the same way, the individual members of the state or other unit continuously construct the reality about which policy decisions, including decisions about war and peace and conflict and cooperation, are made.
2) . ارجاع پرورشی: نوشهرگرایی به عنوان یک رویکرد جدید طراحی و برنامه ریزی شهری درانتقاد به شهرسازی دوران معاصر که دارای الگویی پراکنده، غیر انسانی و ماشینی است، شکل گرفته است. این رهیافت آمیزه ای از سبکهای معماری، رشد هوشمند، مخالفت با توسعه پراکنده و شهرسازی پایدار مبتنی بر حمل و نقل عمومی است. این رویکرد امروزه هدایت و رهبری نسل پست مدرن طراحان و برنامه ریزان را برعهده دارد و یکی از مهمترین رویکرد های برنامه ریزی شهری در این قرن محسوب می شود.
ذهن مدیران محترم شهرداری مشهد شکل بگیرد. همین جا تاکید میکنم که بحثهای تمدنی و ایدههای جدید علمی، با تکیه بر یک نشست تخصصی در ذهنها تثبیت نمیشود. اگر واقعا برای تحقق تمدن اسلامی جدی هستید؛ باید یک مجموعه گفتگوهای جدی را بیفتد و در این گفتگوها دو طرف دور یک میز نشسته و با هم حرف بزنند و خروجی این گفتگوهای جدی انشاءالله "درک تمدنی از اداره شهری" بشود. بنابراین این جلسه آغازین است. ما در دورههای قبل هم این جلسات را در شهر مشهدداشتیم ولی وقتی شورای شهر با گرایش خاص سیاسی سرکار آمد، آن جلسات متوقف شد. حالا با مدیریت جدید که نگاههای تمدنی دوباره دارد زنده میشود. امیدوارم بتوانیم این فضای مطلوب را بیشتر از دورههای قبل در شهر مشهد و در سایر شهرهای ایران مطرح کنیم.
ضرورت بحث ما، همان ضرورت "تمدن اسلامی" است. اگر در ذهن شما "تمدن اسلامی" جایگاهی داشته باشد، "نظریه بخشی تمدن اسلامی درحوزه شهر" نیز برای شما موضوعیت پیدا خواهد کرد. اما اگر گزاره بنیادین ذهن شما این باشد که ما هم قرار است یک کشوری در "نظم موجود جهانی" باشیم! [اینچنین نخواهد شد]. شنیدهاید که بعضی میگویند که ما مثلا ژاپن اسلامی یا چین اسلامی باشیم! از این حرفها در چهل سال اول انقلاب زیاد تفوُّه شده [و به زبان آورده شده] است. یعنی آن آقا قائل نیست به اینکه میشود یک ایده جدیدی را پیشنهاد داد و یک تئوری جدیدی را مطرح کرد. به هر حال ما در این فضا خدمت شما داریم گفتگو و طرح بحث میکنیم.
باز تاکید میکنم که: این بحث «طرح تمدنی محله امام رضا7»، ذیل یک نظریه مادر به نام «نظریه مدیریت شهری محلهمحور»(1)
در این مکتوب به پنج محور اصلی نظریه مدیریت شهری محله محور پرداخته شده است:
سرفصل اول: به تبیین و توضیح "نظریه الگوی ساخت" به عنوان الگو و مبنای تدوین نظریه مدیریت شهری اشاره شده است. این الگو به ما میگوید که اگر بخواهیم یک دیدگاه تمدنی وارد عرصه عمل و نظم جامعه بشود باید حتما شامل سه بخش اصلی باشد: 1. بخش اول "تعریف" نظریه است یعنی فهماندن موضوع مورد نظر به مخاطب. به عبارتی نظریه را از حالت ابهام و نکره بودن به معرفه و قابل فهم تبدیل کردن. 2. در بخش دوم یعنی "تصویر" نظریه که در آن به بررسی فواید آن تعریف برای مخاطبمان می پردازیم که باعث ارتباط گیری و ایجاد شوق در مخاطب برای عملیاتی کردن نظریه میگردد. 3. در مرحله آخر که "تصمیم" است به بیان تصمیماتی می پردازیم که تعریف و تصویر پیش گفته را عملیاتی میکند.
سرفصل دوم: تعریف نظریه مدیریت شهری با محوریت مفهوم محله. به این معنا که شهر در اسلام مجموعه ای از محله هاست و محله یعنی سپر حمایت گر نهاد خانواده به عنوان ساختار اصلی ارتقای امر تربیت.
سرفصل سوم: تبیین "تصویر" این تعریف از شهر و محله. به طور خلاصه مبنا قرار گرفتن این تعریف از محله، در شهر و مدیریت شهری برکات و فواید فراوانی را به دنبال خواهد داشت. اولین آنها این است که اعضای خانواده فرصت بیشتری برای در کنار هم بودن خواهند داشت. فایده دوم ناشی از شناخت طرفینی گسترده اعضای محله از همدیگر است. و سومین فایده در کاهش سفرهای درون شهری است.
سرفصل چهارم: "تصمیم" های نظریه. به عبارتی مجموعه کارهایی که منجر به عملیاتی شدن این نظریه می شود. در این بخش به سه نوع تصمیم ارتباطی، زیرساختی و مشارکتی اشاره شده است.
سرفصل پنجم: بیان چند نظریه پشتیبان برای مدیریت شهری محلهمحور. نظریاتی مانند طرح طیبات، دار واسعه،بازار موقت و...
مدیریت شهری محلهمحور بابلسر http://nro-di.blog.ir/1399/09/09
قرار دارد. یعنی: حرف نهایی ما این است که: «شهر اسلامی، مجموعهای از محلههاست». ما نمیتوانیم مفهوم1) . ارجاع پژوهشی: نظریه مدیریت شهری یکی از نظریات بسیار مهم در نظریات 100گانۀ الگوی پیشرفت اسلامی است؛ که از جهتی نظریه مادر تمام نظریات محسوب میشود از این جهت که بستر و زمینهساز اجرای تمام نظریات دیگر الگوی پیشرفت اسلامی را فراهم میآورد. این نظریه در انتشارات شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی دارای چندین مکتوب و دوره پژوهشی است. مانند: دوره مدرسه مروی تهران و دوره برگزارشده در سپاه ناحیه مقاومت شهر بابلسر؛ که خلاصه آن بدین شرح است:
«منطقه شهری»(1)
در منطقه بندی سعی بر این است که خدمات شهری مثل بیمارستان، مدرسه، مسجد، خیابان و محلهای گذران اوقات فراغت در هر منطقه با سهولت در دسترس همه قرار گیرد. همچنین منطقه بندی از عوامل مهم در تولید است. بنابراین جنبه اقتصادی آن اهمیت بیشتری دارد.
آدرس مطلب: پایگاه تخصصی شهرسازی ایران - https://b2n.ir/g77440
را جایگزین مفهوم «محله» کنیم. حالا اینکه "محله" تعریفش چیست؛ امروز راجع به آن بحث و گفتگو میکنیم. ولی در دورههای قبل و در کتابهایی که شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی تا الان منتشر کرده، "محله" را ما تعریف کردهایم به: «محل تامین نیازهای خانواده در محل اسکان خانواده». که حالا آن را هم من در ادامه بحث محضرتان شرح میدهم. این "مدیریت شهری محله محور" وقتی در شهر قم میآید، تبدیل میشود به «ایده تمدنی محله حضرت معصومه8». یا وقتی شهر اصفهان ما راجع به آن بحث میکنیم، تبدیل میشود به "محله چهار باغ" و با تطبیق بر فضای شهری اصفهان جلو میرود. بنابراین یک نظریه مادری اینجا در میان است که ما حالا میخواهیم بر شهر مشهد تطبیقش بدهیم و راجع به آن گفتگو کنیم.آیندۀ شهر مشهد را میشود اینطور در نظر گرفت که مثلا بر اساس "شاخصههای هویت اسلامی" دارای دویست محله استاندارد باشد؛ این نگاه غایی ما است. الان شما مفهوم "محله" را به عنوان یک مفهوم فانتزی در نظر میگیرید. هفته پیش که با یکی از اعضای شورای شهر جلسه داشتیم، دیدم که مجموعه اطلاعات مربوط به "محله" را آوردند و دیدیم تعریف محله درست نبود. در ادبیات جهانی شهرسازی هم الان مفهوم محله مطرح است؛ ولی نه با تعریفی که ما از آن ارائه و بحث کردهایم. آن چیزی که شما دارید بحث میکنید، تعریف «منطقه شهری» است، لذا الان شما با مفهوم شهرداری مناطق روبرو هستید و منطقه منطقه شهر را اداره میکنید. حالا این را باید بحث کنیم که تفاوت "اداره شهر به صورت محله به محله" با "اداره شهر به صورت منطقه به منطقه" چیست؟ یا الزامات این بحث و مفاهیم آن چیست؟ اصلا این موضوعِ بحث جلسه امروز است.
یک نکتهای هم عرض کنم چند ماه پیش مطابق با ماه صفر که با شهردار اصفهان و اعضای شورای شهر آنجا جلسه داشتیم؛ بعضیها خواستند یک حواشیای را به این بحث مدیریت شهری محله محور تحمیل کنند. خب؛ یک تعارض منافعهایی است بین اینکه شما شهر را "متمرکز" و "منطقهای" اداره کنید یا نه شهر را به شکل "محلهای" اداره کنید. من آنجا به دوستان گفتم گفتگوها موقتا متوقف شود؛ چون ما اصلا بنای دو قطبیسازی در فضای شهری را بر اساس این گفتگوها نداریم. یعنی اگر قرار باشد که مثلا به اسم بحثهای تمدنی هم بازی استقلال و پیروزی راه بیفتد؛ آنهایی که خسارت میبینند، مردم و آینده انقلاب اسلامی و شهر مشهد است. لذا من پرهیز میدهم که هم اخبار جلسه و هم فضای بحث به شکلی پیش برود که غیر از بحث علمی چیزی اتفاق بیفتد. البته بحث علمی هم باید جدی باشد. من از شما تقاضا میکنم این جلسه شبیه بعضی از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجمع تشخیص مصلحت نظام نشود؛ که آنجا ملاحظات سیاسی و غیره حاکم است و خیلیها بحثهایشان را جدیمطرح نمیکنند. منافاتی ندارد با اینکه یک گفتگوی علمی برگزار شود، و سوال جدی مطرح شود؛ ولی بحث هم سیاسی نشود. به نظرم دوستان و همچنین تیم کارشناسیای که همراه من هستند، باید مواظبت کنند که این بحث فقط در یک چارچوب علمی
1) . ارجاع پرورشی: تقسیم یک شهر را به مناطق ویژه و با مرزهای معین برای نقش پذیری هر یک از این مناطق « منطقه بندی شهری» گویند. منطقه بندی استفاده منطقی و نظام پذیر از زمینهای شهری در آینده ی بلند مدت است و در آن موقع میزان ارتفاع یابی، شکل، میزان بهره گیری و ساختهای داخلی هر یک از مناطق مورد نظر است.
مدیریت بشود و کار جلو برود. خب؛ اینها مقدماتی بود که من خواستم راجع به موضوع جلسه عرض کنم. پس عنوان جلسه را «تبیین طرح تمدنی محله امام رضا 7» میدانم.(1)
حجتالاسلام کشوری: اگر بگذارید بحث شکل بگیرد. بعدا ...
یکی از حضار: اگر بشود خودتان را معرفی کنید؛ چون ما شناخت کافی نسبت به شما نداریم.
حجتالاسلام کشوری: چشم؛ آن را دوستان باید زحمت میکشیدند؛ ولی چشم انشاءالله عرض خواهم کرد.
انتقال از متن
در «طرح تمدنی محله امام رضا7» ما سه دسته مفهوم داریم. یعنی: کل بحث امروز بنده دارای سه بخش است و در واقع سه دسته مفهوم را خدمت شما مطرح خواهم کرد. (ظاهرا دوستان جلسه را سه بخشی تنظیم کردهاند: بخش آخر که مخصوص پرسش و پاسخ و بحث جدیای است، دو بخش دیگر هم برای ارائه این «طرح تمدنی محله امام رضا 7» وقت اختصاص دادهاند.)
من در قسمت اول گفتگوهای خودم، "مفاهیم پایۀ محله امام رضا7" را محضر شما مطرح خواهم کرد. "مفاهیم پایه" یعنی آن مفاهیمی که ما آنها را وسط میگذاریم و تصمیمات شهری را بر اساس آن مفاهیم ارزیابی میکنیم. وقتی شما در یک شهری میخواهید بگویید یک تصمیمی که آقای شهردار میگیرد یا یک مصوبهای که شورای شهر تصویب میکند؛ آیا این درست است یا نه؟؛ چه مفهومی را وسط میگذارید و این تصمیم را نقد میکنید؟ نظریه مدیریت شهری محله محور چون میخواهد "دیالوگمحور" و متفاهم (همراه با تفاهم طرفینی) کار خود را جلو ببرد؛ مفاهیم پایه روشنی دارد. من این مفاهیم پایه را در قسمت اول گزارش خودم برای شما تببین میکنم که حالا به آن خواهم رسید.
قسمت دوم گزارش بنده به دو مفهوم دیگر اختصاص دارد: یکی ساختار برنامههایی که برای ساخت یک "محله" لازم است؛ این را تبیین خواهم کرد که ما نُه نوع برنامه برای ساخت یک محله لازم داریم و همه اینها باید توسط مدیریت شهری پیش برود تا آن محله ساخته بشود این هم یک بحث است.
سطح سوم بحثهای امروز من، برنامههای اولویتدار در این نُه محور است؛ که مثلا چهار- پنج برنامه اولویتدار را محضرتان طرح میکنم.مثلا: ما معتقدیم فضای سبز محلهها باید بر اساس "درختان مُثمر و معطر" مدیریت شوند، به ادلهای که عرض خواهم کرد. حدود پنج برنامه اولویتدار را پیشنهاد میکنیم. ولی بدانید "مدیریت شهری محلهمحور" صد اقدام دارد که حالا باید به تدریج راجع به آن بحث و گفتگو کرد. در این جلسه چون جلسه اول است سعی میکنیم برنامههای اولویتدار را محضرتان تقدیم کنم. پس این هم نقشه گفتگوهای امروز. هم "مفاهیم پایۀ محله امام رضا7" را و هم "ساختار برنامههای ساخت یک محله" را بحث میکنیم. چگونه می شود یک محله ساخت؟ تقسیمات برنامهریزی چگونه باید باشد؟ این را باید بحث کنیم. الان تقسیمات معروف مثل [تقسیم امور به] فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آی.تی و ... اینها مطرح است؛ ولی از نظر ما ساختار یک شهر مطلوب بدین
1) . یکی از حضار: ببخشید. عذرخواهی میکنم میشود وسط صحبتهای جنابعالی حرفی بزنیم یا نه؟
شکل نیست؛ [بلکه] مثلا ساختار "مکاسب" دارد، ساختار "علم" دارد، ساختار "امامت" دارد؛ حالا به شرحی که عرض خواهم کرد. من وقت را مغتنم میشمارم و عرایض خودم را از بحث مفاهیم پایه شروع میکنم.
ما در مدیریت شهری سه دسته مفهوم پایه داریم که مفاهیم مادر هستند. اگر کسی مفاهیم مادر را نقض کند همه مردم ضربه میخورند، اقتصاد شهر هم ضربه میخورد، درآمدهای شهر هم کاهش پیدا میکند؛ تقریبا اگر سه دسته مفهوم را نادیده بگیرید، همه چیز به چالش کشیده میشود؛ به ادلهای که عرض میکنم.
اولین مفهوم عبارت است از مفهوم "روابط انسانی". خیلیها میپرسند: «تمدن اسلامی چیست؟» یا به تبع آن میپرسند: «شهر اسلامی چه ویژگیهایی دارد؟» ما در شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی خیلی روشن بحث کرده و گفتهایم که: «شهر اسلامی و تمدن اسلامی عبارت است از: شهری که روابط مردم در آن با همدیگر پیوسته است و در فرض اصطکاک با همدیگر قرار ندارند.»
استحضار دارید دو فرض در روابط انسانی متصور است: یا انسانها با هم "همگرا" هستند و به نفع همدیگر کار میکنند، یا نه؛ کما اینکه اقتصاددانهای غربی گفتهاند "اصل آهنین منافع شخصی" اصل قرار داده میشود(1)
آدام اسمیت و ثروت ملل، محمدعلی کاتوزیان، ص176
و مردم به صورت پنهان و آشکار با همدیگر رقابت میکنند و به ضرر همدیگر وارد میدان میشوند.حرف اصلی ما این است که اگر روابط یک جامعهای در مسیر "رقابت" و در فرض اصطکاک تعریف شد، هزینههای شهر بالا میرود و کیفیت و دقت در همه بخشهای این شهر کاهش پیدا میکند. بنابراین دعوت انبیاء این است که شما بروید به سمت اینکه "تنظیم روابط انسانی" را اصل قرار دهید. در یک تعبیری از امیرالمومنین (علیهالسلام) سوال شد: قرآن بوحدته (یعنی: کل قرآن، نه یک بخش از آن) چه میگوید؟ یعنی: هدف غایی قرآن چیست؟ حضرت فرمودند: «و نظم ما بینکم».(2)
امیرالمومنین (علیه السلام): خداوند پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امّتها در خواب غفلت بودند، و رشتههاى دوستى و انسانيّت از هم گسسته بود. پس پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) به ميان خلق آمد در حالى كه كتابهاى پيامبران پيشين را تصديق كرد، و با «نورى» هدايتگر انسانها شد كه همه بايد از آن اطاعت نمايند، و آن، نور قرآن كريم است. از قرآن بخواهيد تا سخن گويد، كه هرگز سخن نمىگويد، امّا من شما را از معارف آن خبر مىدهم، بدانيد كه در قرآن علم آينده، و حديث روزگاران گذشته است، شفا دهنده دردهاى شما، و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى شما است. (ترجمه دشتی)
نهج البلاغة، ص 223 (خطبه 158)
بحار الأنوار ، ج31، ص 546 و ج89، ص 23
یعنی: قرآن آمده برای اینکه روابط بین انسانها را تنظیم کند. بعد در ادامه میفرمایند: «و فصل ما بینکم»(3)امیرالمومنین (علیه السلام): از قرآن بخواهيد تا سخن گويد، كه هرگز سخن نمىگويد، امّا من شما را از معارف آن خبر مىدهم: همانا كه در قرآن، علم آنچه گذشته، و علم آنچه خواهد آمد، و حکم در بین شماست و بیان آنچه در آن اختلاف دارید؛ پس اگر از من در مورد آن سوال کنید حتما به شما تعلیم خواهم داد.
الكافي، ج1، ص 61 / تفسير القمي، ج1، ص 3
الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)، ج1، ص 483 / بحار الأنوار، ج89، ص 82 (نقلا عن تفسیر القمی) / الوافي، ج1، ص 270
یعنی: یک جایی بالاخره بینشما اختلاف میافتد؛ قرآن آمده اختلافات را مدیریت کند. ببینید؛ در همه بخشهای یک شهر شما باید این مفهوم را مواظبت کنید.
1) . ارجاع پرورشی: آدام اسمیت: منافع شخصی بدون آنکه عیب باشد، محرک فعالیت انسان و موجب رفاه جامعه خواهد بود.
2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ وَ انْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِيقِ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ النُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لَكِنْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ أَلَا إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا يَأْتِي وَ الْحَدِيثَ عَنِ الْمَاضِي وَ دَوَاءَ دَائِكُمْ وَ نَظْمَ مَا بَيْنَكُم.
3) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَ إِلَيْكُمُ الرَّسُولَ ص وَ أَنْزَلَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَ أَنْتُمْ أُمِّيُّونَ عَنِ الْكِتَاب ... ِ ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ لَكُمْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا يَأْتِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حُكْمَ مَا بَيْنَكُمْ وَ بَيَانَ مَا أَصْبَحْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ فَلَوْ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ لَعَلَّمْتُكُمْ.
مثال بزنم: شما قراردادهای "عسلویه" را دیدهاید؛ میگویند که: فرد باید بیست و یک روز در خدمت شرکت و نُه روز در خدمت خانواده باشد. خب؛ میگوییم: شما برای چه اینطوری قرارداد میبندید؟ میگویند: نفت و گاز برای کشور خیلی مهم است، تولید انرژی خیلی مهم است. ما فیالجمله میفهمیم جایگاه عسلویه در اداره کشور کجاست و این را متوجه هستیم؛ اما یک سوال هم مطرح میکنیم و میگوییم: در آن بیست و یک روزی که کارگرها و کارمندها پیش شما هستند، روابط عاطفی آنها چه میشود؟ روابط عاطفی فرزندان و همسر این کارمندان چه میشود؟ آیا اینها را میشود نادیده گرفت؟ روابط تربیتی این کارگران چه وضعیتی پیدا میکند؟! آیا اینها در این بیست و یک روز میتوانند تربیت فرزندان خود را بر عهده بگیرند؟ روابط جنسی و صله رحم و فامیلی اینها چه میشود؟ سازمان برنامه و بودجه و وزارت مربوطه پاسخ مشخصی به ما نمیدهد. میگوید: نفت و گاز مهم است، میگوییم: خیلی خب؛ نفت و گاز و انرژی مهم است؛ اما آیا میتوانید به بهانه نفت و گاز روابط انسانی آنها را به چالش بکشید؟ این سوالی است که من از زمان برنامه ششم در همه مناظرات و جلسات مجلس و جلسات با سازمان برنامه و بودجه از همه آقایان پرسیدهام. این برای ما مهم است، هر تصمیمی که ضد روابط انسانی عمل کند آن تصمیم را برای کشور هزینهزا میدانیم. مثلا فردا این بچهها چون تربیت صحیح نداشتهاند، تخلف انجام میدهند آنوقت قوه قضائیه باید بیاید هزینه کند تا این تخلفات را مدیریت کند. ضررهای عاطفی و تربیتی هم که اساسا جبرانناپذیر هستند؛ هیچ وقت شما خسارت آن را با معیار مادی و پول نمیتوانید ارزیابی کنید.
خب؛ حالا این یک مثال است که شما میتوانید در شهرداری مشهد هم تطبیق کنید. شما چند طرح و مصوبه دارید که ضد روابط انسانی عمل میکند؟
مثال بزنم شما وقتی "بلند مرتبهسازی" میکنید، "اِشراف به حریم خصوصی انسانها" را نهادینه میکنید. بله؛ "بلند مرتبهسازی" ممکن است سود اقتصادی داشته باشد؛ ولی برای تمدن اسلامی حفظ حریم خصوصی انسانها موضوعیت دارد. چرا "بلندمرتبهسازی" نهی میشود؟ (1)
امام صادق (علیه السلام): هیچ انسانى بنایی را از هشت ذراع بلندتر نسازد، مگر آنکه منادى از آسمان به او ندا كند كه: اى فاسق! تا كجا ميخواهى بروى؟!
مكارم الأخلاق، ص 127
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفاً فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ: أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِق؟!
امام صادق (علیه السلام): همانا خداوند متعال فرشتهای را برای ساختمان موکّل کرده است که برای کسی که سقفی را بالاتر از هشت دراع بالا ببرد میگوید: ای فاسق! تا كجا ميخواهى بروى؟!
الكافي، ج6، ص 528 / المحاسن، ج2، ص 608
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ زِيَادِ بْنِ عُمَرَ الْجُعْفِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
بحار الأنوار، ج73، ص150 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 213 / وسائل الشيعة، ج5، ص 310 / الوافي، ج20، ص 793
جهت مشاهده بخشی از روایات فراوان در مورد "نهی از بلندمرتبهسازی ساختمان"؛ به پیوست شماره 1 مراجعه کنید.
چونزمینهساز اشراف افراد به حریم خصوصی همدیگر است. آن وقت شما مجبور میشوید در آن محیطی که زندگی میکنید، کاملا با حریم خصوصی محدود زندگی کنید.
1) . ارجاع پژوهشی: وَ عَنْ الصادق ع أَنَّهُ قَالَ: مَا يَبْنِي إِنْسَانٌ فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ إِلَّا وَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِق؟!
یا مثال دیگری خدمت شما طرح کنم وقتی شما به جای "دار واسعه"، " آپارتمان" میسازید؛ چه کار میکنید؟ دارید دوباره "حریم خصوصی انسانها" را محدود میکنید. (1)
پيغمبر (ص) فرمود: چهار چيز از سعادت است و چهار چيز از شقاوت، اما چهار چيزى كه از سعادت است: زن صالح، خانه وسيع، همسايه خوب و مركب راهوار، و چهار چيزى كه از بدبختى است: همسايه بد، زن بد، خانه تنگ و کوچک و مركب بد.
مكارم الأخلاق، ص 126 / بحار الأنوار، ج73، ص 154
جهت مشاهده بخشی از روایات در مورد «توصیه فراوان به ساخت "دار واسعه (خانه حیاط دار بزرگ)" و نکوهش ساخت " آپارتمان(خانههای کوچک)"»؛ به پیوست شماره 2 مراجعه کنید.
در محیط آپارتمان، حریم خصوصی افراد مهمترین چیزی است که به چالش کشیده میشود.مثلا کسانی که در آپارتمان زندگی میکنند دیگر "محیط بازی" تفصیلی برای فرزندانشان را ندارند. الان ممکن است شهرداری بگوید که: آقا! حالا بازی کودکان که به ما ربطی ندارد! مسئول بازی کودکان نهادهای فرهنگی هستند (مثلا مسئولش نهاد حوزه علمیه است)؛ ولی عرض ما این است که شما در قوانین و مقررات خودتان دست حوزه علمیه و نهادهای فرهنگی را هم میبندید؛ اگر ما برویم به سمت "خانههای حیاطدار"؛حیاط برای کودکان محیط بازی است.
اگر محیط بازی [بچهها] را حذف کنیم، در نتیجه باید "بازیهای کامپیوتری" را بپذیرید، ایدههای والتدیزنی(Walt Disney)(2)
شرکت والت دیزنی:
شرکت دیزنی رسانهای فعال در آمریکاست که به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی در جهان معروف است. دیزنی در هالیوود بسیار تلاش کرد و پس از شکستهای فراوان بالاخره موفق شد استودیوی جدید خود را در 16 اکتبر 1923 راه اندازی کند تا بتواند فیلمهای کارتونی خود را بسازد و روانه بازار کند. وی سرمایه اولیه این استودیو را از برادرش، روی گرفت. از این پس این استودیو به نام کمپانی دیزنی شناخته میشد. این شرکت امروزه مالک 14 شهربازی و صاحب 73 درصد سهام نشنالجئوگرافیک میباشد.
انیمیشنهای شرکت والت دیزنی:
سفید برفی و هفت کوتوله (1937) / پینوکیو (1940) / فانتازیا (1940) / دامبو (1941) / بامبی (1942) / سیندرلا (1950) / آلیس در سرزمین عجایب (1951) / پیتر بن (1953) / بانو و ولگرد (1955) / زیبای خفته (1959) / 101 سگ خالدار (1961) / شمشیر در سنگ (1963) / کتاب جنگل (1967) / گربههای اشرافی (1970 / رابین هود (1973) / ماجرهای بسیار وینی پو (1977) / نجات دهندگان (1977) / روباه و سگ شکاری (1981) / دیگ سیاه (1985) / کارآگاه موش بزرگ (1986) / الیور و دوستان (1988) / پری دریایی کوچولو (1989) / امدادگران: مأموریت زیرزمینی (1990) / دیو و دلبر (1991) / علاالدین (1992) / شیر شاه (1994) / پوکوهانتس (1995) / داستان اسباب بازی (1995) / گوژپشت نتردام (1996) / هرکول (1997 / مولان (1998) زندگی یک حشره (1998) / تارزان (1999) / داستان اسباب بازی 2 (1999) / زندگی جدید امپراتور (2000) / آتلانتیس (2001) / شرکت هیولاها (2001) / لیلو و استیچ (2002) / سیاره گنج (2002) / در جست و جوی نمو (2003) / خرس برادر (2003) / خانهای در مزرعه (2004) / شگفت انگیزان (2004) / کبوتر بی باک (2005) / جوجه کوچولو (2005) / ماشینها (2006) / ملاقات با رابینسونها (2007) / موش سرآشپز (2007) / وال – ئی (2008) / تیزپا (2008) / بالا (2009) / شاهدخت و قورباغه (2009) / داستان اسباب بازی 3 (2010) / گیسو کمند (2010) / ماشینها 2 (2011) / دلیر (2012) / رالف خرابکار (2012) / دانشگاه هیولاها (2013) / هواپیماها (2013) / منجمد (2013) / شش قهرمان بزرگ (2014) / درون و بیرون (2015) / دایناسور خوب (2015) / زوتوپیا (2016) / در جست و جو دوری (2016) / موانا (2016) / ماشینها 3 (2017) / کوکو (2017) / شگفت انگیزان 2 (2018) / رالف اینترنت را خراب میکند (2018) / داستان اسباب بازی 4 (2019) / منجمد 2 (2019) / به پیش (2020)
پارک دیزنی لند:
شهربازی دیزنی لند نام پارکی تفریحی در کالیفرنیای آمریکا میباشد. این پارک در 17 ژوئیه 1955 افتتاح شد. به همه افرادی که به این پارک وارد میشوند گفته میشود: «خوش آمدید. دیزنی لند سرزمین شماست. اینجا کهولت، خاطرات عزیز گذشته را بازمییابد و جوانی مبارزات و وعدههای آینده را میچشد. دیزنیلند به ایدهآلها، رویاها و واقعیتهای سختی که آمریکا را ساختهاست تقدیم شدهاست. با آرزوی اینکه منبعی از شادی و الهام برای تمام دنیا باشد.»
سه مکان دیگر در جهان به نامهای دیزنی لند شانگهای چین، دیزنی لند پاریس فرانسه و دیزنی لند هنگ کنگ وجود دارند. ایده ساخت این شهربازی زمانی به ذهن والت رسید که دخترانش یعنی دایان و شارون را به یکی از شهربازیهای لسآنجلس برده بود. همچنین او از تعدادی شهربازی در آمریکا، هلند و دانمارک نیز بازدید کرد.
آثار والت دیزنی:
21 فیلم پویانمایی بلند/ 493 فیلم کارتونی کوتاه / 47 فیلم پویانمایی آمیخته با تصاویر سینمایی / 47 فیلم بر پایه واقعیت / 330 ساعت برنامه تلویزیونی باشگاه میکی ماوس.
افتخارات و جوایز والت دیزنی:
جایزه افتخاری اسکار (1939) / چهار جایزه اسکار (1954) / برنده 22 جایزه اسکار / جایزه بنیاد آزادی / مدال آزادی از دست جانسون رئیسجمهور آمریکا / برنده جایزه دستاورد ویژه گلدن گلوب (1947) / برنده بهترین فیلمبرداری - رنگی در گلدن گلوب برای فیلم ماجراهای ایکابد و آقای وزغ (1949)
آدرس: خبرگزاری ایمنا (نخستین خبرگزاری شهر و شهروندی ایران)- https://b2n.ir/q88773
را بپذیرید و بحث را به این سمت ببرید. مثلا این "عروسک باربی" که الان در همه دنیا مطرح است؛ یک اسباب بازی برای کودکان1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَرْبَعٌ مِنَ السَّعَادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ؛ فَالْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعَادَةِ: الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ . وَ الْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقَاوَةِ: الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ وَ الْمَسْكَنُ الضَّيِّقُ وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.
2) . ارجاع پردازشی: والت دیزنی کاریکاتوریست، تهیه کننده، کارگردان، صداپیشه، فیلنامه نویس و پویانمای فیلم و کارتون های سیندرلا، سفید برفی، میکی ماوس، شیرشاه، داستان اسباب بازی، دامبو، زیبای خفته، موش سرآشپز و علاءالدین متولد 5 دسامبر 1901 است. او در طول 65 سال زندگانی خود موفق به کسب افتخارات و جوایز فراوانی شد. به گزارش ایمنا، والت نخستین تجربه خود را با استفاده از دوربینی در یک گاراژ شروع کرد. نخستین فیلم کارتونی دیزنی خسارات مالی فراوانی را بر والت وارد کرد اما او هرگز دست از تلاش برنداشت و پس از رفتن به هالیوود در سال 1923 ساخت کارتون را آغاز کرد. نخستین کار بزرگ و درخشان چهرهای او را میتوان میکی ماوس دانست. آلیس در سرزمین عجایب به عنوان اولین فیلم این کمپانی روانه بازار شد. از سال 1924 تا 1926 حدود 60 قسمت از سری فیلمهای آلیس ساخته شد.
است ولی القاء میکند که دختران ما "مجرد" و "لیبرال" و "لذتجو" باشند. اگر صنعت اسباب بازی را بپذیرید فرهنگ همراه با خودش را باید بپذیرید؛یا مثلا میگویید حالا "کارتون باب اسفنجی" را من برای فرزندم پخش میکنم. حتما شخصیتهای باب اسفنجی را تحلیل کردهاید چون شما خیلی به فرزندانتان اهمیت میدهید. هفت رذیلهای را که جناب موسی (علیهالسلام) در تورات نهی کردهاند این شرکت مربوطه آمده به هفت شخصیت در این کارتون تبدیل کرده است. مثلا: خود باب اسفنجی، مظهر "حماقت" است. شخصیت سنجاب، مظهر "شهوت" است. شخصیت آقای خرچنگ که مسئولیت آن رستوران را بر عهده دارد مظهر "حرص" است. یعنی فرزند شما با دیدن این کارتون و این بازی که شما به آن پیشنهاد دادهاید در واقع با رذایل اخلاقی (با شهوت، با حماقت و با حرص) آشنا میشود. بعد هم به شکل جذاب این شخصیتها پردازش شدهاند. اصل حرص اگر خالص و پیورش (Pure)(1)پیش یک نفری گذاشته شود متنفر میشود. [ولی] حرص و حماقت و شهوت بزک میشود. مثلا در این کارتون؛ آقای خرچنگ آدم حریصی است ولی مسئول رستوران است فست فود ارائه میکند، فستفودها خوش مزه هستند برای همین فرزند شما ناخودآگاه به این شخصیت حریص علاقهمند میشود چون غذای خوشمزه ارائه میدهد. خود این رنگ شخصیت باب اسفنجی زرد است به تعبیر قرآن رنگ زرد "تسُرُّ الناظرین" است چشمها را نوازش میدهد آدمها را خوشحال میکند. بعد این شخصیت را به رنگ زرد در آوردهاند لذا حماقت با جذبه رنگ زرد نفوذش در فرزند شما بیشتر میشود. بنده خواستم یک مثال
1) . خالص، اصیل.
واضح بزنم. شما مدل بازی را به سمت سرگرمیهای تلویزیون بردهاید و ایدهها را به دست "والتدیسنی" سپردهاید و آنها دارند از طریق بازی، فرهنگسازی میکنند. وقتی بازی ابزار فرهنگسازی است، ابزار ساخت شخصیت است.
شما باید در این شهر محیط بازی طراحی کنید. محیط بازی کجاست؟ حیاط خانه. چرا؟ چون اشراف پدر و مادر [را به همراه] دارد، اگر غیر از حیاط خانه شما جایی را برای محیط بازی در نظر بگیرید، پدیده "کودکآزاری" افزایش پیدا میکند. آن وقت مثل سازمان ملل باید روز جهانی مبارزه با کودکآزاری اعلام کنید. ببینید وقتی طراحیها از پایه غلط است بعدا چالشهای چندبُعدی به شهر تحمیل میشود. حالا من چند تا مثال زدم. این یک مبنا است.
من در ده سال گذشته شهر مشهد را بررسی کردهام و صدها تصمیم ضد روابط انسانی در این شهر میبینم. امروز آمدهام خاضعانه به شما اعتراض کنم: چرا شهر (مشهد) ضد روابط انسانی اداره میشود؟ بله؛ اعتراض است ولی اعتراض دلسوزانه است. در ادامه بحثم مصادیق را عرض خواهم کرد. شهر مشهد ضد روابط انسانی اداره میشود! دلیلش این نیست که مدیران شهری و کارشناسان شهری این شهر دلسوز نیستند، دلیلش این است که مفاهیم پایه ارزیابی در نظریهنوشهرگرایی و تئوریهای هبیتات(Habitat )(1)
برنامه اسکان ملل متحد: اهداف این برنامه عبارت است از : دیدگاه UN-Habitat در مورد "کیفیت بهتر زندگی برای همه در یک جهان شهری" جسورانه و بلند پروازانه است. UN-Habitat با شرکای خود برای ایجاد شهرها و جوامع فراگیر ، ایمن ، مقاوم و پایدار همکاری می کند. UN-Habitat شهرنشینی را به عنوان یک نیروی مثبت تغییر دهنده برای مردم و جوامع ، کاهش نابرابری ، تبعیض و فقر ، ترویج می کند.
آدرس مطلب: سایت برنامه اسکان ملل متحد (هبیتات) - https://unhabitat.org/about-us
و بخش یازدهم سند توسعه پایدار 2030 (2)The Sustainable Development Agenda: 17 Goals for People, for Planet: The Sustainable Development Goals are a universal call to action to end poverty, protect the planet and improve the lives and prospects of everyone, everywhere. The 17 Goals were adopted by all UN Member States in 2015, as part of the 2030 Agenda for Sustainable Development which set out a 15-year plan to achieve the Goals.
THE 17 GOALS: (1) No Poverty, (2) Zero Hunger, (3) Good Health and Well-being, (4) Quality Education, (5) Gender Equality, (6) Clean Water and Sanitation, (7) Affordable and Clean Energy, (8) Decent Work and Economic Growth, (9) Industry, Innovation and Infrastructure, (10) Reducing Inequality, (11) Sustainable Cities and Communities, (12) Responsible Consumption and Production, (13) Climate Action, (14) Life Below Water, (15) Life On Land, (16) Peace, Justice, and Strong Institutions, (17) Partnerships for the Goals.
دستور کار توسعه پایدار: 17هدف برای مردم ، برای کره زمین: اهداف توسعه پایدار یک فراخوان جهانی برای اقدام برای پایان دادن به فقر ، محافظت از کره زمین و بهبود زندگی و چشم انداز همه ، در هر مکان است. این 17 هدف توسط کلیه کشورهای عضو سازمان ملل متحد در سال 2015 به عنوان بخشی از برنامه 2030 توسعه پایدار که برنامه ای 15 ساله برای دستیابی به هدف تعیین کرده بود ، تصویب شد.
17 اهداف : (1)عدم فقر ، (2) گرسنگی صفر (3) سلامتی و رفاه ، (4) آموزش با کیفیت ، (5) برابری جنسیتی ، (6) آب تمیز و بهداشتی ، (7) انرژی مناسب و تمیز ، (8) مناسب کار و رشد اقتصادی ، (9) صنعت ، نوآوری و زیرساخت ها ، (10) کاهش نابرابری ، (11) شهرها و جوامع پایدار ، (12) مصرف و تولید مسئولانه (13) ، اقدامات اقلیمی ، (14) زندگی در زیر آب (15) ) زندگی در خشکی ، (16) صلح ، عدالت ، و نهادهای قوی ، (17) مشارکت برای هدف.
آدرس مطلب: سایت سازمان ملل - https://b2n.ir/u66395
مفاهیم معیوبی هستند. یعنی شما اگر مفاهیم معیوبی را در نظر بگیرید [و اجرایی کنید]، خروجیاش این کارها میشود.1) . ارجاع پردازشی: The UN-Habitat’s vision of “a better quality of life for all in an urbanizing world” is bold and ambitious. UN-Habitat works with partners to build inclusive, safe, resilient and sustainable cities and communities. UN-Habitat promotes urbanization as a positive transformative force for people and communities, reducing inequality, discrimination and poverty.
2) . Sustainable Cities and Communities (شهرها و جوامع پایدار) یکی از اهداف 17 گانۀ سند توسعه پایدار 2030 است:
پس مفهوم اول تنظیم صحیح روابط انسانی است. خواهش میکنم این نکته را بیشتر دقت بفرمائید. روابط انسانی سیزده محور اصلی دارد، هر سیزده محور باید مواظبت شود. شما بخواهید "منهتن(Manhattan)"(1)را اداره کنید یا "مشهد" یا "کوفه" را فرق نمیکند؛ اگر این سیزه حوزه رابطه انسانی را به چالش بکشید، زندگی انسانها به چالش کشیده خواهد شد: 1. رابطه انسان با امام، 2. رابطه انسان با معلم، 3. رابطه انسان با خانواده، 4. رابطه انسان با همسایه، 5. رابطه انسان با دوست، 6. رابطه انسان با دشمن، 7. رابطه انسان با شریک شغلی، 8. رابطه انسان با طرف معامله، 9. رابطه انسان با فقیر، 10. رابطه انسان با یتیم، 11. رابطه انسان با ابن سبیل(2)
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج1، ص 221
،همانطور که عرض کردم همه آدمها در همه جای دنیا این سیزده رابطه را دارند. شما شبها که قرآن مطالعه میکنید حتما دیدهاید که قرآن میگوید: دو نوع امام وجود دارد: یک "امام الی النار" (3)
و اگر پيمانهايشان را پس از تعهدشان شكستند و در دين شما زبان به طعنه و عيب جويى گشودند، در اين صورت با پيشوايان كفر بجنگيد كه آنان را [نسبت به پيمانهايشان] هيچ تعهدى نيست، باشد كه [از طعنه زدن و پيمان شكنى] بازايستند.
وجود دارد یک "امام الی النور"(4)
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند، و انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم، و آنان فقط پرستش كنندگان ما بودند.
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ (سوره مبارکه سجده، آیه 24)
و برخى از آنان را چون [در برابر مشكلات، سختىها و حادثههاى تلخ و شيرين] صبر كردند و همواره به آيات ما يقين داشتند، پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند.
وجود دارد. اصلا در دنیا آدم بدون امام نداریم؛ همه "الگو" دارند، "امام" دارند. خود ما که زندگی را بررسی میکنیم میبینیم یک کسانی به ما الگو دادهاند، پس ما امام داریم، آدمهای همه جای دنیا امام دارند. (5)
[ياد كن] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مىخوانيم پس كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادى و خوشحالى] مىخوانند و به اندازه رشته ميان هسته خرما مورد ستم قرار نمىگيرند.
تَفْسِيرُ النُّعْمَانِيِّ، بِالْإِسْنَادِ الْآتِي فِي كِتَابِ الْقُرْآنِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: النّاسُ أتباعُ مَنِ اتَّبَعوهُ مِن أئِمَّةِ الحَقِّ وأئِمَّةِ الباطِلِ، قالَ اللَّهُ عز و جل: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»، فَمَنِ ائتَمَّ بِالصّادِقينَ حُشِرَ مَعَهُم، ومَنِ ائتَمَّ بِالمُنافِقينَ حُشِرَ مَعَهُم، قالَ رَسولاللَّهِ صلى الله عليه و آله: يُحشَرُ المَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ، قالَ إبراهيمُ عليه السلام: «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي».
امیرالمومنین (عليه السلام): مردم [در قيامت] دنبالهروى آن پيشواى حق يا پيشواى باطلى هستند كه [در دنيا] پيرو او بودهاند. خداوند عز و جل مىفرمايد: «روزى را [ياد كن] كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا مىخوانيم. پس كسانى كه كارنامهشان را به دست راستشان بدهند، آنان كارنامه خود را مىخوانند و به قدر نَخَكِ هسته خرمايى به آنها ستم نمىشود»(آیه 71 سوره اسراء). بنابراين، هر كس راستْدينان را به پيشوايى بگيرد، با آنان محشور مىشود، و هر كس منافقان را به پيشوايى برگزيند، با آنان محشور مىگردد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: انسان با هر کسی که دوست دارد محشور خواهد شد. حضرت ابراهیم اینچنین فرمود: «هر کس از من تبعیت کند، همانا او از من است»(آیه 36 سوره ابراهیم).
بحار الأنوار، ج66، ص 81 (نقلا عن تفسیر النعمانی)
حالا وقتی محضر پیامبران تلمّذ میکنیم پیامبران به ما میگویند مراقب باشید1) . یکی از بخشهای پنجگانه کلانشهر نیویورک و مرکز اقتصادی و اداری آن.
2) . ارجاع پرورشی: به مسافر در راه مانده و نيازمند، ابن سبيل گفته مىشود؛ هر چند در شهر خود داراى مال و سرمايه باشد. ابن السّبيل به اين معنا در قرآن و روايات نيز به كار رفته و در بابهاى زكات و خمس از آن بحث شده است.
3) . ارجاع پرورشی: وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا في دينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ (سوره مبارکه توبه، آیه 12)
4) . ارجاع پرورشی: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدينَ (سوره مبارکه انبیاء، آیه 73)
5) . ارجاع پژوهشی: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (سوره مبارکه اسراء، آیه 71)
امام خود را درست انتخاب کنید. الان دعوای ما با بردران اهل تسنن هم سر همین است که یک دعوای نرمی داریم ضمن اینکه وحدت هم داریم. میگوییم سقیفه شرایط امامت را رعایت نکرده، یکی از شرایط امامت این است که امام باید علم تام داشته باشد. نمیشود کسی امام باشد ولی مأمونهایش از او عالمتر باشند (کما اینکه در صدر اسلام اتفاق افتاد).حالا عرضم این است [رابطه انسان با امام] با تطبیق بر حوزه شهر چه میشود؟ ساختار امامت در شهر چیست؟ شما کجا شهر را مدیریت میکنید؟ شما تالار شهر میسازید، پروژه میدان شهدا را میسازید. میپرسیم: برای من توضیح دهید که تالار شهر یعنی چه؟ [و ارتباط آن با امام چیست؟] میگویید: خب حالا در اروپا اینطور بوده است. [آیا واقعا] ساختار امامت همین است؟ [و مثلا ساختوساز در شهر هیچ ارتباطی با امامت ندارد؟!] میگویم: [اگر اینچنین است،] پس ما از این معنا و مفهومِ امامت عدول و عبور کردهایم و آن را در شهر نقض کردهایم، یا [میگوییم:] با مدل غربی آن آمدهایم بحث را جلو ببریم. به هر حال همه این حوزهها را باید مواظبت کنیم.
باز مثال میزنم شنیدهام در شهرهای روسیه آپارتمان میسازند ولی آپارتمان را طوری میسازند که واحدها به هم اشراف نداشته باشد. یعنی چه؟ یعنی شما در ساخت ساختمان فرض کنید اگر مجبور هم هستید آپارتمان میسازید چرا روبروی همدیگر میسازید؟ خب؛ یکطوری بسازید که اینها به همدیگر دید نداشته باشند، خانوادهها امنیت بیشتری پیدا میکنند. این فیزیک شهر در روابط انسانی تاثیر میگذارد.
مثلا شما در فضای سبز شهری میآیید چمن میکارید. نمیدانم کی قرار است ما از این چمن دست برداریم؟! دفعه قبل هم که آمده بودیم با مدیران فضای سبز صحبت کردیم. مثلا میگویند: راحتتر میشود مدیریتش کرد؛ اینطوری استدلال میکنند.
حالا شما اگر به جای "کاج" و "چمن" و این "درختان غیرمثمر" که دارید، "درختان معطر" کاشتید؛ این عطر بر قلب تاثیر میگذارد(1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بوى خوش، قلب را تقويت مىكند.
الكافي، ج6، ص 510
الوافي، ج6، ص 694 / وسائل الشيعة، ج2، ص 143
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا مَعَ أَبِي بَصِيرٍ فَسَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّ الرِّيحَ الطَّيِّبَةَ تَشُدُّ الْقَلْبَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ.
امام صادق(علیه السلام) از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بوى خوش، قلب را محكم مىكند و بر [توان] آميزش مىافزايد.
الكافي، ج6، ص 510 / قرب الإسناد، ص 167 / دعائم الإسلام، ج2، ص 166
الوافي، ج6، ص 694 / وسائل الشيعة، ج2، ص 143
قَالَ علیّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اَلطِّيبُ نُشْرَةٌ ...
امام على عليه السلام : بوی خوش شادمانی می آورد...
نهج البلاغه ج 1 ص 546 / عيون الاخبار ج 2 ص 40
وسائل الشيعة ج2 ص 143 / بحارالانوار ج73 ص 300
(البته نه عطرهای شیمیایی که فرانسه تولید میکند، بلکه عطرهای طبیعی). وقتی قلب را آرام کردید آدمها کمتر با
1) . ارجاع پژوهشی: الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: الطِّيبُ يَشُدُّ الْقَلْبَ.
همدیگر دعوا میکنند. نتیجه این میشود که سر دادگستری و نیروی انتظامیِ شهر خلوتتر میشود خود آدم هم راحتتر زندگی میکنند. ببینید؛ الان شما دارید درخت میکارید، ولی من میگویم شما دارید به توسعه نزاع در شهر کمک می کنید. بیایید"درختان معطر و مُثمر" بکارید. همانطور که به صورت طبیعی در یک شهری گل یاس است. دیدهاید در روایت امام (علیهالسلام) میفرمایند: «یاس جنون انسانها را میبرد»،(1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: [گُل] نرگس را ببوييد، هرچند در روز يك بار، هر چند در هفته يك بار، هر چند در ماه يك بار، هر چند در سال يك بار، و هر چند در همه عمر، يك بار؛ چرا كه در قلب، هستهاى از ديوانگى، جذام و پيسى وجود دارد؛ که بوييدن نرگس، آن را دور مىكند.
طب النبي صلى الله عليه و آله و سلم (مستغفری، 432 ق)، ص 30
بحار الأنوار، ج59، ص 299 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 280 / مستدرك الوسائل، ج1، ص 445
بعد امام استدلال میکنند و میفرمایند: «همه آدمها دارای جنون هستند» یعنی تعبیر سادهتر این است که همه آدم ها دارای عصبانیتهای نهفته و دلخوریهای نهفته هستند. الان اگر خودمان را واکاوی کنیم از خیلی چیزها همه ما دلخور هستیم این همان تعبیر امام است. امام میفرماید: «آدمها دارای جنون نهفته هستند»؛ بعد میفرماید: «عطر یاس جنونها را از بین میبرد». یعنی: آدمها دیگر کمتر عصبانی میشوند. ببینید وقتی عرض میکنم که مدیریت شهری به روابط انسانی دارد ضربه میزند؛ یک مصداقش همین فضای سبز است، که شما همه این پارکها را میسازید و دارید اینها را مدیریت میکنید. خب بنابراین خود روابط انسانی که داریم راجع به آن بحث میکنیم سیزده حوزه دارد که باید این را ملاحضه کنیم.
مثال دیگری محضرتان بزنم، شما به مگامالها (Megamall) مجوز میدهید. بنده در سالهایی که مشهد میآمدم و با لباس عادی شبها و روزها مکرر در شهر رفتهام همیشه دیدهام که ساختمانهای تجاری شما دارد به سمت مگامالها و فروشگاههای بزرگ میرود. وقتی شما فروشگاه را بزرگ میکنید کسب و کارهای خُرد را به چالش میکشید! یعنی "رابطه با فقرا" را در نظر نمیگیرید. بالاخره فقرا جزو این شهر هستند شما باید تجارت را طوری تنظیم کنید که فقرا ضربه نبینند. چرا پدیده حاشیه شهر در همه شهرها مدرن به وجود میآید؟ (در مشهد پدیده حاشیه شهر دارید، در منهتن هم دارید؛ همه جا اینطوری است) چون تجارت را شما به دست اغنیاء میدهید. ساختار تجاری شهر، زمینه تجارت را برای همه مردم آماده نمیکند. در روایت دارد که امیرالمومنین (علیهالسلام) وقتی حاکم شدند، یک نوع بازار میساختند که یک ویژگی مهم داشت (خب؛ آن موقع "شهرداری"
1) . رسول اللّه صلى الله عليه و آله: شُمُّوا النَّرجِسَ و لَو فِي اليَومِ مَرَّةً، و لَو فِي الاسبوعِ مَرَّةً، و لَو فِي الشَّهرِ مَرَّةً، و لَو فِي السَّنَةِ مَرَّةً، و لَو فِي الدَّهرِ مَرَّةً؛ فَإِنَّ فِي القَلبِ حَبَّةً مِنَ الجُنونِ وَ الجُذامِ وَ البَرَصِ و شَمُّهُ يَدفَعُها.
نبوده که کار حضرت را خراب کند! [بلکه] "بَلَدیه"هایی که حضرت داشتند): هیچ نوع عوارضی از این نوع محیطهای تجاری از مردم نمیگرفتند؛ تقریبا محیط تجارت برای فقرا رایگان بود. خیلی مهم است! الان مهمترین و یکی از موانع اصلی که فقرا نمیتوانند کسب وکار راه بیندازند این است که: هزینه ساخت یک محیط تجارت برایشان بالاست. فرضا اگر بتوانند مغازهای در یکی از این راستههای حرم امامرضا (علیهالسلام) تهیه کنند؛ شهرداری شروع میکند مالیاتهای مختلف گرفتن. خب؛ چرا امیرالمومنین(علیهالسلام) که "اعقل من فی الارض"(1)
هستند در حوزه تجارت مالیات عمومی نمیگرفتند و بساط تجارت را برای همه مردم آماده میکردند؟ برای اینکه میخواستند فقرا را حمایت کنند، برای اینکه میخواستند حاشیه شهر به وجود نیاید. عملا شهرداریها با گسترش مگامالها، کمک میکنند به اینکه فقرا فقیرتر شوند. بعد هم حالا دیدهاید که دولتها در جمهوری اسلامی؛ عمده کارشان [برای رفع فقر و کمک به فقرا] این است که یارانه بدهند. [ولی] از این طرف هم به مگامالها مجوز میدهند! خود بنیاد مستضعفان، و متاسفانه در بعضی اوقات خود سپاه پاسداران (من چون میخواهم بحث صریح باشد میگویم) و سایر نهادها هم که دیگر به وفور؛ میآیند مجتمعهای تجاری خاص راهاندازی میکنند که هزینه تجارت و داد و ستد در آن بالاست. بعد از آن طرف سپاه میآید تشکیلات "محرومیتزدایی" راهاندازی میکند و به محرومیت زدایی کمک میکند! تصمیمها [در سطوح مختلف کشور] با هم تعارض دارند در شهرداری هم همینطوری است. برادران وخواهران گرامی! قرآن میفرماید: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ»(2)این بحث فقط به کسی که در شورای شهر شما را مواخذه کند نیست. اگر شما یک تصمیمی گرفتید که سائلها و فقیرها دفع شدند و مورد بی توجهی قرار گرفتند؛ آن وقت همه ما باید در محضر محاکمه الهی پاسخ بدهیم! پس ببینید مصادیق مختلفی در حوزه روابط انسانی وجود دارد.
مرحوم شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع از حضرت اباالحسنالرضا(علیهالسلام) نقل کرده است که چرا باید به یتیم احترام گذاشت؟ حضرت میفرماید: اگر شما به حقوق یتیم و مال یتیم احترام نگذارید، "قتل" اتفاق میافتد.(3)
على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعيل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربيع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا عليه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خوردن مال يتيم از روى ظلم و ستم به خاطر علل و اسباب بسيارى حرام است: اوّل: هر گاه كسى از روى ستم مال يتيمى را بخورد بر كشتنش كمك كرده زيرا يتيم محتاج و فقير بوده و از طرفى نمىتواند خود را بكشد و بردارد و اساسا قائم به خويش نبوده و كسى را هم ندارد كه همچون پدر و مادر وى را كفايت كنند از اين رو وقتى كسى مالش را بخورد گويا او را كشته و به فقر و فاقه انداختهاش. مضافا به هشدارى كه حق عزّ و جل داده و از ستم به يتيم و افراد ضعيف بر حذر داشته و اخبار به عقوبت داده چنانچه در قرآن فرموده: بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند (و با يتيمان نيك رفتار كنند) كسانى مىترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زير دست مردم شوند، آنان بايد از خدا بترسند. دوّم: حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل در خوردن مال يتيم وعده دو عقوبت داده، يك عقوبت در دنيا و ديگرى در آخرت. پس حكمت و مصلحت در تحريم مال يتيم يكى ابقاء يتيم و قائم به نفس نمودنش بوده و ديگرى حفظ نمودن اعقاب و فرزندان از آنچه به ايتام مىرسد چه آنكه متصدّيان امور ايتام وقتى وعده عقوبت حق عزّ و جلّ به متصرّفين در اموال ايتام را ملاحظه كردند از خوردن اموال ايشان اجتناب كرده و هيچ گونه خيانتى در مال آنها نمىكنند در نتيجه هم ايتام با داشتن مال قائم به نفس گشته و نياز به مال ديگران ندارند و هم فرزندان متصدّيان به سرنوشت سوء ايتامى كه مالشان را اولياء خوردهاند كه مبتلا نمىشوند از اين گذشته آنان كه مال ايتام را مىخورند بعدا كه اطفال يتيم رشد كرده و به سن درك و بلوغ رسيدند حق خود را مطالبه كرده و بدين ترتيب عداوت و خصومت و بغض و كينه بين طرفين حاكم مىشود.
علل الشرائع، ج2، ص 480
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 90
سند عیون: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُكَتِّبُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ الرَّبِيعِ الصَّحَّافُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ عِيسَى الْمُجَاوِرُ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْبَرْقِيُّ بِالرَّيِّ رَحِمَهُمُ اللَّهُ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع كَتَبَ إِلَيْهِ فِي جَوَابِ مَسَائِل
بحار الأنوار، ج76، ص 268
یتیم پدر ندارد بعضی از1) . عاقلترین انسانِ روی زمین.
2) . و تهيدست حاجت خواه را [به بانگ زدن] از خود مران (سوره مبارکه ضحی، آیه 10)
3) . حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ الرَّبِيعِ الصَّحَّافُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع كَتَبَ إِلَيْهِ فِيمَا كَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ حَرَّمَ أَكْلَ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً لِعِلَلٍ كَثِيرَةٍ مِنْ وُجُوهِ الْفَسَادِ أَوَّلُ ذَلِكَ إِذَا أَكَلَ مَالَ الْيَتِيمِ ظُلْماً فَقَدْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِهِ إِذِ الْيَتِيمُ غَيْرُ مُسْتَغْنٍ وَ لَا مُحْتَمِلٍ لِنَفْسِهِ وَ لَا قَائِمٍ بِشَأْنِهِ وَ لَا لَهُ مَنْ يَقُومُ عَلَيْهِ وَ يَكْفِيهِ كَقِيَامِ وَالِدَيْهِ فَإِذَا أَكَلَ مَالَهُ فَكَأَنَّهُ قَدْ قَتَلَهُ وَ صَيَّرَهُ إِلَى الْفَقْرِ وَ الْفَاقَةِ مَعَ مَا خَوَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعُقُوبَةِ فِي قَوْلِهِ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لِقَوْلِ أَبِي جَعْفَرٍ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَعَدَ فِي أَكْلِ مَالِ الْيَتِيمِ عُقُوبَتَيْنِ عُقُوبَةً فِي الدُّنْيَا وَ عُقُوبَةً فِي الْآخِرَةِ فَفِي تَحْرِيمِ مَالِ الْيَتِيمِ اسْتِبْقَاءُ الْيَتِيمِ وَ اسْتِقْلَالُهُ بِنَفْسِهِ وَ السَّلَامَةُ لِلْعَقِبِ أَنْ يُصِيبَهُ مَا أَصَابَهُمْ لِمَا وَعَدَ اللَّهُ فِيهِ مِنَ الْعُقُوبَةِ مَعَ مَا فِي ذَلِكَ مِنْ طَلَبِ الْيَتِيمِ بِثَأْرِهِ إِذَا أَدْرَكَ وَ وُقُوعِ الشَّحْنَاءِ وَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ حَتَّى يَتَفَانَوْا.
مواقع مادر هم ندارد؛ اگر شما یتیم را مورد بیمهری قرار دادید، کینۀ مضاعف در ذهن و قلبش شکل میگیرید. ولی وقتی شما به یک کسی که پدر و مادر دارد ظلم میکنید، (که این ظلم هم حرام است) ولی بالاخره مادر برای او تشفّی خاطر است، پدر کمک میکند فرزند از آن حالت خارج شود. ببینید؛ خیلی معقول حضرت اباالحسن (علیهالسلام) فرمودند؛ میگویند: برای ایتام برنامه خاص بگذارید. که حالا ما اینها را رعایت نمیکنیم.
این نواقص و اشکالاتی که بیان میکنم، فقط مخصوص شهرداریها نیست؛ سازمان برنامه و بودجه هم اینطور است. بنده مثل جلسهای که خدمت شما هستم در استانها میروم بعضی وقتها در سازمان برنامه و بودجه استانها، بعضی وقتها در بهارستان، در دورههای قبل با آقایان صحبت کردهایم؛ همین حرفها را میزنم و میگویم: «برنامهریزیای که ضد روابط انسانی عمل کند، این برنامهریزی هزینه درست میکند». این اشکال اصلی ما به "نوشهرگرایی" است. ما با حرفهای لوکوربوزیه (Le Corbusier)(1)
آدرس مطلب: سایت استوارسازان ایران - https://b2n.ir/h59907
و ایدههای شهرسازی، این مشکل را داریم. میگوییم:غیر از دستگاه فکری پیامبران، هیچ دستگاهی با این همه ظرافت روابط انسانی را لحاظ نکرده است.
در تفکر انبیا راجع به روابط انسانی خیلی دقیق بحث شده است. معمولا ما طلبهها چون در احادیث و روایات درایه نمیکنیم؛ مردم خیلی این بحث ها را متوجه نمیشوند.
1) . ارجاع پرورشی: لوکوربوزیه با نام اصلی شارل ادوار ژانِره زاده 6 اکتبر 1887 معمار، طراح، شهرساز، نقاش و نویسنده سوئیسی بود. وی به عنوان یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بینالمللی مشهور است. در 17 ژوئیه 2016، هفده پروژه لوکوربوزیه در هفت کشور در فهرست سایتهای میراث جهانی یونسکو به عنوان آثار معماری لوکوربوزیه ، به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شدند. در زمینه معماری لوکوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است... وی پنج نکته را در ساختمانهای مدرن معرفی کرد که عبارتند از: 1- ستونها ساختمانها را از روی زمین بلند میکنند. 2- بام مسطح و باغ روی بام. 3- پلان آزاد. 4- پنجرههای طویل و سرتاسری. 5- نمای آزاد، کفها و دیوارها به صورت کنسول.
این روایت را دیدهاید که: هیچ کس در سلام بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) سبقت نگرفت.(1)
امام رضا از پدران بزرگوار خود، از امام مجتبى عليهم السّلام نقل كردند كه آن حضرت چنين فرمود: از دائىام هند بن ابي هاله كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله را خوب وصف مىنمود در باره اوصاف و شمائل آن حضرت سؤال كردم، او چنين گفت: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بسيار با هيبت بودند، چهره ايشان همچون ماه شب چهارده مىدرخشيد، ... هر کس را میدید ابتدا به سلام میکرد.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص 316 / معاني الأخبار، ص 81 (با چندین سند)
الوافي، ج3، ص 704 (نقلا عن المعانی) / بحار الأنوار ، ج16، ص 149 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 356 (نقلا عن العیون)
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْبَادِي بِالسَّلَامِ أَوْلَى بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ.
امام صادق (علیه السلام): هر کس آغازگر سلام باشد، نزدیکترین شخص به خدا و به رسول خداست.
الكافي، ج2، ص 645
جامع الأخبار(للشعيري)، ص 88
الوافي، ج5، ص 595 / وسائل الشيعة، ج12، ص 55 / بحار الأنوار ، ج73، ص 11
بِهَذَا الْإِسْنَادِ ( عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَوْلَى النَّاسِ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلَامِ.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): نزدیکترین مردم به خدا و رسول خدا کسی است که آغازگر سلام باشد.
الكافي، ج2، ص 644
الجعفريات (الأشعثيات)، ص 229
سند جعفریات: أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ
وسائل الشيعة، ج12، ص 56 / الوافي، ج5، ص 595 / بحار الأنوار، ج73، ص 12 (نقلا عن جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّيُّ فِي كِتَابِ الْغَايَاتِ)
مستدرك الوسائل، ج8، ص 356 (نقلا عن الجعفریات) و ص 357 (نقلا عن الغايات)
چون هیچ کس نمیتوانست اول به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام کند. چرا؟ دلیلش چیست؟ دلیلش همین "تنظیم روابط انسانی" است. رسول الله (صلی الله علیه و آله) اصرار داشتند که در هر ارتباطی، "سلامت" را بر روابط انسانی حاکم کنند. در روایتی اینطور نقل شده است که: آدمها از همدیگر ترس پنهان دارند. (حتی اگر شما مثلا با خانواده خودتان هم که باشید؛ الان وقی که داخل خانه بشوید، با خودتان میگویید: احتمالاً همسرم قرار است مرا یک محاکمه مختصر کند!) همه همینطور هستند و یک ترس پنهان از همدیگر را میتوانیم تصویر کنیم. روایت میفرماید: خدای متعال به شما دستور داده که از یکی از اسمهای خدا که اسم "سلام" است(2)
اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست، همان فرمانرواى پاك، سالم از هر عيب و نقص، ايمنى بخش، چيره و مسلط، شكستناپذير، جبران كننده، شايسته بزرگى و عظمت است. خدا از آنچه شريك او قرار مىدهند، منزّه است.
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إنَّ السلامَ اسمٌ مِن أسماءِ اللَّهِ تعالى، فَأفشُوهُ بَينَكُم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سلام يكى از نامهاى خداوند متعال است، پس آن را در ميان خود رواج دهيد.
كنز العمّال، 25237
استفاده کنید ورابطه بین خودتان را از آن حالت "ترس" تبدیل به "رفاقت" کنید. "سلام" یک لفظی است که پشتیبانی آن به عهده خدای متعال است. اگر کسی از این لفظ استفاده کند، روابطش با دیگران بهینه میشود. رسول الله (صلی الله علیه و آله) در هر ارتباطی [که با مردم داشتند، با ابتداء به سلام، با زبان حال] میگفتند: وقتی با من روبرو میشوید نترسید! و به این کار ابتدا هم میکردند.
1) . ارجاع پژوهشی: الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع: سَأَلْتُ خَالِي هِنْدَ بْنَ أَبِي هَالَةَ عَنْ حِلْيَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَانَ وَصَّافاً لِلنَّبِيِّ ص فَقَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَخْماً مُفَخَّماً يَتَلَأْلَأُ وَجْهُهُ تَلَأْلُؤَ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْر... يَبْدُرُ مَنْ لَقِيَهُ بِالسَّلَام.
2) . ارجاع پژوهشی: هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (سوره مبارکه حشر، آیه 23)
ببینید؛ مسئله روابط انسانی [خیلی مهم] است. و این روابط انسانی به طور مفصل در تفکر انبیاء توضیح داده شده است: از "ساخت بازار برای فقرا" حکم برای روابط انسانی است. که امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «سُوقُ الْمُسْلِمِينَ كَمَسْجِدِهِمْ فَمَنْ سَبَقَ إِلَى مَكَانٍ فَهُوَ أَحَقُّ بِهِ إِلَى اللَّيْلِ وَ كَانَ لَا يَأْخُذُ عَلَى بُيُوتِ السُّوقِ كِرَاءً»(1)
امام صادق(علیه السلام) از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل میکنند که ایشان میفرمودند: «بازار مسلمانان در حکم مسجد آنان است؛ پس هر کس به مکانی در آن زودتر برسد (و دکّهای را تصرف کند)، او بر آن دکه تا شب اولویت دارد. امام صادق(علیه السلام) در ادامه فرمود: « و امیرالمومنین(علیه السلام) هیچگاه برای دکّههای بازار کرایه دریافت نمیکرد.»
الكافي، ج2، ص 662 و ج5، ص 155 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 9
سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع
وسائل الشيعة، ج5، ص 278 / الوافي، ج17، ص 447 / جامع أحاديث الشيعة، ج23، ص239 و 240
جهت مشاهده روایات بیشتر در مورد "عدم دریافت کرایه از مغازههای بازار توسط امیرالمومنین7"؛ به پیوست شماره 3 مراجعه کنید.
فرمود: امیرالمومنین(علیهالسلام) « كَانَ لَا يَأْخُذُ عَلَى بُيُوتِ السُّوقِ كِرَاءً» یعنی: امیرالمومنین(علیهالسلام) هیچ وقت از مردم بابت حجرههای بازار کرایه نمیگرفت! بازار مجانی برای مردم میساخت! این مسئله به روابط انسانی کمک میکند. "سلام" هم به روابط انسانی کمک میکند. همه احکام [اسلام] همین طوری هستند.حالا ما باید کمک کنیم بخش کالبدیای که روابط انسانی را لجستیک میکند را بازسازی و طراحی کنیم. من از این بحث پایه بگذرم، روابط انسانی خیلی بحث دارد من دیگر اینجا از آن عبور میکنم. اگر دوستان خواستند در بحث های دیگر باز این را شرح می دهم.
مفهوم دومی که مفهوم پایه در شهر است، مفهوم "تسخیر شیئپایه" است. خواهش میکنم دقت کنید این اصطلاح فنی است که ما در شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی داریم مطرح میکنیم. "تسخیر شیئپایه" به چه معنی است؟
ببینید در "تمدن مدرنیته" یک گزاره محوری وجود دارد و آن عبارت از این است که: همه اشیاء عالَم دارای ترکیبات شیمیایی و اصطلاحا دارای معادله "بیوشیمی"(2)
بیوشیمی ، مطالعه مواد شیمیایی و فرایندهایی که در گیاهان ، حیوانات و میکروارگانیسم ها اتفاق می افتد و تغییراتی که در طول رشد و زندگی ایجاد می کنند.
آدرس مطلب در سایت بریتانیکا : https://b2n.ir/166269
هستند. مثلا میگویند: آب، H2O است. و قس علی هذا همه اشیاء عالم را. پس ما برویم "عناصرِ" این ترکیبات شیمیایی را شناسایی کنیم. اصلا یک بخش مدرنیته از اینجا شروع شد؛ میگویند: حالا که اشیاء عالم همه
1) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: «سُوقُ الْمُسْلِمِينَ كَمَسْجِدِهِمْ فَمَنْ سَبَقَ إِلَى مَكَانٍ فَهُوَ أَحَقُّ بِهِ إِلَى اللَّيْلِ. قَالَ: وَ كَانَ لَا يَأْخُذُ عَلَى بُيُوتِ السُّوقِ كِرَاءً.»
2) . ارجاع پرورشی:Biochemistry, study of the chemical substances and processes that occur in plants, animals, and microorganisms and of the changes they undergo during development and life.
از "ترکیبات شیمیایی" تشکیل شدهاند؛ ما موظف هستیم که روی "عناصرِ" تشکیلدهندۀ این ترکیبات شیمیایی مطالعه کنیم و روی آن شناخت داشته باشیم. لذا همه رشتههای دانشیِ "تمدن مدرنیته" به نوعی شناخت "عناصر" است.
مثلا پزشکان در علم پزشکی چه کاری انجام میدهند؟ بعد از ویرچو (Rudolf Virchow) که پدر پاتولوژیِ (Pathology)(1)
کتاب آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، ویرایش نهم، صفحه 11
میکروسکوپیمحسوب میشود، یک ایدهای مطرح شده و پزشکان هم پذیرفتهاند که: "سلامت" از سلول شروع میشود، "مرض" هم از سلول شروع میشود؛(2)
رودولف ویرچوو ، به طور کامل رودولف کارل ویرچوو ، (متولد 13 اکتبر 1821، شیولبئین، پومرانیا، پروس [در حال حاضر Świdwin ، لهستان] - درگذشت 5 سپتامبر 1902 ، برلین ، آلمان) ، آسیب شناس و دولتمرد آلمانی ، یکی از برجسته ترین پزشکان قرن نوزدهم وی با استفاده از تئوری سلول برای توضیح تأثیرات بیماری در اندام ها و بافت های بدن ، ایده مدرن فرآیندهای آسیب شناختی را ایجاد کرد. وی تأكید كرد كه: بیماریها نه به طور كلی در اندامها یا بافتها ، بلكه در درجه اول در سلولهای فردی آنها بوجود میآیند. علاوه بر این ، وی به شدت برای اصلاحات اجتماعی فعالیت میکرد و به توسعه انسان شناسی به عنوان یک علم مدرن کمک می کرد.
آدرس مطلب در سایت بریتانیکا: https://b2n.ir/019699
پس ما برویم "سلول" را بشناسیم. مجموعه مطالعاتی در این چند ده ساله در دنیایپزشکی شکل گرفته است؛ ولی مبنای همه آنها شناسایی "سلول" است. مثلا میگویند: سلول دارای "غشاء(پوسته)" است، سلول دارای "هسته" است. شما در "زیست" و خصوصا در "رشته پزشکی"، مفصلاً راجع به "غشاء سلول" و "هسته سلول" مطالعه میکنید. درون هسته سلول، نظام ژنوم(3)کتاب ژن XI لوین 2014، ص 12
ژنوم: مجموعه کامل ژنهای یک موجود زنده است.
همان، ص 125
وجود دارد. نظام ژنوم خودش DNA(4)دو آزمایش کلاسیک، شواهدی قوی مبنی بر این که DNA، ماده ژنتیکی باکتریها، ویروسها، و سلولهای یوکاریوت است، را ارائه نمودند. DNAی جدا شده از یک سویهی باکتری پنوموکوکوس میتواند ویژگیهایی از آن سویه را به سویهی دیگر اعطا نماید. به علاوه، DNA تنها جزئی است که از فاژهای والدی به نتاج فاژ، به ارث میرسد. از DNA میتوان برای انتقال صفات جدید به سلولهای یوکاریوت استفاده نمود.
کتاب ژن XI لوین 2014 ، ص 16
های کُدکننده و DNAهای غیرکُدکننده است. (5)کتاب ژن XI لوین 2014، ص 124
یک قطعه DNA، ممکن است یک پلیپپتید را کُد کند. کُد ژنتیکی رابطه بین توالی DNA و توالی پلیپپتید را شرح میدهد. به طور کلی تنها یکی از دو رشتهی DNA، یک پلیپپتید را کُد میکند.
کتاب ژن XI لوین 2014، ص37
1) . ارجاع پرورشی: معنای کلمه پاتولوژی، مطالعه(logos) آسیب (pathos) است. در این علم، بیماریها و تغییرات مربوطه در سطح سلولها، بافتها و اندامها که سبب ایجاد علائم و نشانههای بیماری میگردند مورد بررسی قرار میگیرند... علم پاتولوژی با توضیح علل و نحوه ایجاد بیماری، بنیان علمی پزشکی را فراهم می آورد.
2) . ارجاع پرورشی:Rudolf Virchow, in full Rudolf Carl Virchow, (born October 13, 1821, Schivelbein, Pomerania, Prussia [now Świdwin, Poland]—died September 5, 1902, Berlin, Germany), German pathologist and statesman, one of the most prominent physicians of the 19th century. He pioneered the modern concept of pathological processes by his application of the cell theory to explain the effects of disease in the organs and tissues of the body. He emphasized that diseases arose, not in organs or tissues in general, but primarily in their individual cells. Moreover, he campaigned vigorously for social reforms and contributed to the development of anthropology as a modern science.
3) . اساس توارث هر موجود زنده، ژنوم آن است؛ یعنی توالی طویلی از DNA (داکسی ریبو نوکلئیک) که توسط ارگانیسم و سلولهای منفرد آن حمل میشود و سری کاملی از اطلاعات وراثتی را در اختیار دارد. ژنوم، شامل DNAی کروموزومی، DNAی پلاسمیدی و ( در یوکاریوها) DNAی اندامکی، مانند آنچه که در میتوکندری و کلروپلاست موجود است، می باشد.
4) . ارجاع پرورشی: مخففِ: Deoxyribo nucleic acid (داکسی ریبو نوکلئیک)
5) . ارجاع پرورشی: برخی اندامکها دارای DNA هستند... ژنوم های اندامکی، DNAهای حلقوی هستند که پروتئینهای اندامکی را کُد میکنند... ژنومهای اندامکی، برخی (اما نه همیشه) از پروتئینهای موجود در اندامک را کُد میکنند... DNAی میتوکندریایی سلول جانوری، به شدت فشرده است و معمولاً 13 پروتئین، 2rRNA و 22tRNA را کُد میکند... ژنوم کلروپلاست، پروتئینها و RNAهای بسیاری را کُد میکند... ژنومهای کلروپلاستی، از نظر اندازه متفاوتند، اما به اندازه کافی طویل هستند که 50 تا 100 پروتئین و نیز rRNA و tRNA را کُد میکنند...
بعد راجع به بیانی که در مورد DNAهای کدکننده دارند، تحقیقاتی اتفاق افتاده است [که ما در نتیجۀ این تحقیقات] مثلا: با "تراریخته"ها روبرو شدهایم. ببینید؛ وجه مشترک این مطالعات، "عناصر" هستند. حالا یکی "خود سلول" را مطالعه میکند، یکی میرود "درون سلول" را مطالعه میکند.
یکی هم میشود متخصص "بیوتکنولوژی" و ادعای گزاف میکند و میگوید: من میتوانم بیان "ژن" را کاهش و افزایش بدهم! که حالا من در نقد بیوتکنولوژی(biotechnology)(1)
also : any of various applications of biological science used in such manipulation.
بیوتکنولوژی: دستکاری (مانند مهندسی ژنتیک) موجودات زنده یا اجزای آنها برای تولید محصولات مفید معمولا تجاری (مانند محصولات مقاوم در برابر آفات، سویه های باکتریایی جدید، یا داروهای جدید) همچنین: هر یک از کاربردهای مختلف علوم زیستی که در چنین دستکاری استفاده می شود.
https://www.merriam-webster.com/dictionary/biotechnology
قبلا بحثهایی را بیان کردهام؛ گفتهام که این یک تخیل است کسی بتواند بیانخاصیت "ژن" را مدیریت کند. علتش هم این است که مثلا فقط در ژنوم انسان سی هزار ژن کدکننده وجود دارد.(2)همان، ص25
DNA، ماده ژنتیکی باکتریها و ویروسهاست.
همان، ص14
[1] . ارجاع پرورشی: شاید مهمترین اطلاعاتی که از توالی ژنوم به دست میآید، تعداد ژن ها باشد. مایکوپلاسما جنتالیوم (Mycoplasma
genialium) یک باکتری انگل با زندگی آزاد، با حدود 470 ژن، کوچکترین ژنوم را در بین موجودات دارا میباشد. ژنومهای باکتریهایی با زندگی آزاد، از 1700 تا 7500 ژن دارند. ژنوم آرکیاها، محدوده کوچک تری، از 1500 تا 2700 ژن دارند. کوچکترین ژنوم یوکاریوتی تک سلولی، تقریباً 5300 ژن دارد. کرمهای نماتود و مگسهای میوه تقریبا به ترتیب 21700 و 17000 ژن دارند، به شکل جالب تعداد ژنها در ژنوم موش و انسان، تنها تا حدود 25000 ژن افزایش می یابد.
همان، ص 147
آیا واقعا دانشمندان بیوتکنولوژی میتوانند بگویند این سی هزار ژن دقیقاً چه چیزی را بیان میکنند؟ و بعد ارتباط این بیانها [و خاصیتها] با بقیه اجزای بدن چیست؟الان همین واکسن های MRNA که ساختهاند(3)
دکتر وحید خدامی (مدیر عامل شرکت دانش بنیان رناپ) در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، با اشاره به بومی سازی فناوری MRNA در ایران و سطح بالای این فناوری در جهان افزود: با تلاش بیش از 60 نفر از نخبگان ایرانی که در دانشگاههای مطرح جهان تحصیل کرده و جز نفرات برتر المپیاد رشتههای مختلف هستند زیرساختهای این فناوری از چهار سال گذشته در ایران پایه ریزی شد و امروز در کنار بومی سازی دانش فنی، دانش ساخت مواد اولیه و برخی از دستگاههای مورد نیاز نیز بومی شده است.
وی در خصوص فناوری MRNA در تولید واکسن گفت: در این فناوری بر خلاف واکسنهای دیگر از ویروس زنده استفاده نمیشود و خطر ایجاد بیماری در فرد واکسینه شده را ندارد و واکسن تولید شده از ایمنی زایی بسیار بالا و تولید آنتی بادی بالا برخوردار است.
وی افزود: در جهان تنها امریکا و آلمان در شرکتهای فایزر و مدرنا واکسن کرونا MRNA را تولید و به بازار عرضه کردند که به زودی نمونه ایرانی این محصول هم وارد بازار خواهد شد.
این دانشمند ایرانی که ده سال در دانشگاه هاروارد و یوتا تحصیل کرده گفت: مهمترین مزیت واکسنهای تولید شده با روش MRNA، زمان سریع در رسیدن به واکسن است، به طوریکه در مدت زمانی حدود 60 روز بعد از شناسایی ویروس کرونا نخستین واکسنهای تولید شده با این روش به بازار آمدند.
دکتر خدامی گفت: در این روش کد RNA در ژنها بارگذاری میشود و با تزریق واکسن به افراد کدهای مد نظر توسط کد ژنی بدن خوانده و آنتی بادی مورد نظر ساخته میشود.
آدرس مطلب: خبرگزاری صدا و سیما، 25 آذر 1400 ، کد خبر: 3307385
https://www.iribnews.ir/fa/amp/news/3307385
مثل واکسن فایزر Pfizer؛ اینها میآیند کاهش و افزایش ژن را در هسته سلول بر عهده میگیرند. بعد یکباره میبینیم که لخته خون ایجاد میشود و عوارض دیگر که البته نمیگویند. من به وزیر بهداشت نامه1) . ارجاع پرورشی: biotechnology: the manipulation (as through genetic engineering) of living organisms or their components to produce useful usually commercial products (such as pest resistant crops, new bacterial strains, or novel pharmaceuticals(
2) ژنهای سلولی، DNA هستند.
3) . ارجاع پردازشی: کُرِناپسین، نخستین واکسن MRNA ضد کرونا ایرانی: کُرِناپسین، نام نخستین واکسن ضد کروناي ایرانی است که با فناوری MRNA تولید شده و ایران را در فهرست چهار کشور صاحب این فناوری در جهان قرار داده است.
نوشتم گفتم این عوارض را به مردم بگویید؛ [وگرنه] بعدا چالش ایجاد میشود. امروز در دنیا نمیشود مخفیکاری کرد. حالا نمیگویند دیگر! و ما هم که فعلا نمیخواهیم وارد این حوزه شویم.
ببینید؛ عرض من این است که مطالعات دنیای امروز همهاش به محوریت "شناخت عناصر" است. مثلا: در "فیزیک ذرات بنیادین"(1)
ذرات بنیادی (فیزیک): ذرات زیر اتمی: ذرات بنیادی: الکترون ها و کوارک ها هیچ ساختار قابل تشخیصی ندارند. آنها را نمی توان کاهش داد یا به اجزای کوچکتر تقسیم کرد. بنابراین منطقی است که آنها را ذرات "بنیادی" بنامیم، نامی که در گذشته به اشتباه به ذراتی مانند پروتون داده می شد.
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا https://b2n.ir/t07877 -
میگویند: "الکترون(electron) "(2)
الکترون، سبک ترین ذره زیراتمی پایدار شناخته شده حامل بار منفی 1.602176634 × 10-19 کولن است که واحد اصلی بار الکتریکی در نظر گرفته می شود. جرم بقیه الکترون 9.1093837015 × 10-31 کیلوگرم است که تنها 11836 جرم یک پروتون است..
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://www.britannica.com/search?query=Electron
و "پروتون(proton)"(3)پروتون، ذره زیراتمی پایدار که دارای بار مثبت برابر با یک واحد بار الکترون و جرم سکون 1.67262 × 10-27 کیلوگرم است که 1836 برابر جرم یک الکترون است. پروتون ها همراه با ذرات خنثی الکتریکی به نام نوترون، تمام هسته های اتمی را تشکیل می دهند.
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://www.britannica.com/search?query=proton
و "نوترون(neutron)"(4)
نوترون، ذره زیراتمی خنثی که جزء هر هسته اتمی به جز هیدروژن معمولی است. بار الکتریکی ندارد و جرم سکون آن برابر با 1.67493 × 10-27 کیلوگرم است که بسیار بیشتر از پروتون اما تقریباً 1839 برابر بیشتر از الکترون است.
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://www.britannica.com/search?query=Neutron
اینها ذرات تشکیلدهنده دارند. خب؛ پس ما باید برویم اینها را مطالعه کنیم و بحث کنیم ببینیم اینها از چه تشکیل شده است؟ که در آنجا ایده "ناپایداری ذرات1) . ارجاع پرورشی:elementary particle (physics): subatomic particle: Elementary particles: Electrons and quarks contain no discernible structure; they cannot be reduced or separated into smaller components. It is therefore reasonable to call them “elementary” particles, a name that in the past was mistakenly given to particles such as the proton,
2) . ارجاع پرورشی: electron, lightest stable subatomic particle known. It carries a negative charge of 1.602176634 × 10−19 coulomb, which is considered the basic unit of electric charge. The rest mass of the electron is 9.1093837015 × 10−31 kg, which is only 11,836the mass of a proton.
3) . ارجاع پرورشی: proton, stable subatomic particle that has a positive charge equal in magnitude to a unit of electron charge and a rest mass of 1.67262 × 10−27 kg, which is 1,836 times the mass of an electron. Protons, together with electrically neutral particles called neutrons, make up all atomic nuclei
4) . ارجاع پرورشی: neutron, neutral subatomic particle that is a constituent of every atomic nucleus except ordinary hydrogen. It has no electric charge and a rest mass equal to 1.67493 × 10−27 kg—marginally greater than that of the proton but nearly 1,839 times greater than that of the electron.
بنیادین" را مطرح میکنند که من هنوز با اینکه خیلی مطالعه میکنم تا ببینم که چه توصیفی میخواهند ارائه بدهند؛ النهایه: توصیف روشنی در آن بحثها ندیدهام به هر حال این دنیای امروز است.
یا شما "جدول مندلیف"(1)
دمیتری مندلیف، همچنین مندلیف، (زاده 8 فوریه 1834، توبولسک، سیبری، روسیه - درگذشته 2 فوریه 1907، سن پترزبورگ)، شیمیدان روسی را نوشته است. او استاد شیمی در دانشگاه سن پترزبورگ (1867–1890) بود و بعداً به عنوان مدیر دفتر وزن و اندازه گیری روسیه خدمت کرد. او با اعلام اصل تناوب خواص در عناصر شیمیایی در سال 1869 کمک اساسی به شیمی کرد. جدول تناوبی او بر این اصل استوار بود و عناصر را به ترتیب صعودی وزن اتمی مرتب میکرد و آنها را بر اساس شباهت خصوصیات گروه بندی میکرد. نظریه مندلیف به او اجازه داد تا وجود و وزن اتمی چندین عنصر را که تا سالها بعد کشف نشده بود، پیش بینی کند.
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://www.britannica.com/summary/Dmitri-Mendeleev
میخوانید؛ میگوییم "جدول مندلیف" چیست؟ میگویند: معرفی مجموعهای از عناصر تشکیلدهنده عالم است؛ که تقسیم میشود به فلز، نافلز و گاز. گازها هم تقسیم میشوند به گاز نجیب (Noble
gases) و غیرنجیب. اینها را معرفی میکنند. بعد میگویم: چه طور عناصر را معرفی میکنید؟ میگویند: ما عناصر را از حیث خاصیتهای منجر بهسنتز(synthesis)(2)
Chemists synthesize chemical compounds that occur in nature in order to gain a better understanding of their structures. Synthesis also enables chemists to produce compounds that do not form naturally for research purposes. In industry, synthesis is used to make products in large quantity
Chemical compounds are made up of atoms of different elements, joined together by chemical bonds. A chemical synthesis usually involves the breaking of existing bonds and the formation of new ones. Synthesis of a complex molecule may involve a considerable number of individual reactions leading in sequence from available starting materials to the desired end product. Each step usually involves reaction at only one chemical bond in the molecule.
In planning the route of chemical synthesis, chemists usually visualize the end product and work backward toward increasingly simpler compounds. For many compounds, it is possible to establish alternative synthetic routes. The ones actually used depend on many factors, such as cost and availability of starting materials, the amount of energy needed to make the reaction proceed at a satisfactory rate, and the cost of separating and purifying the end products. Moreover, knowledge of the reaction mechanism and the function of the chemical structure (or behaviour of the functional groups) helps to accurately determine the most-favoured pathway that leads to the desired reaction product.
سنتز شیمیایی، ترکیبات شیمیایی پیچیده از ترکیبات ساده تر این فرآیندی است که در آن بسیاری از مواد مهم برای زندگی روزمره به دست می آیند. برای همه انواع ترکیبات شیمیایی کاربرد دارد، اما بیشتر سنتزها از مولکول های آلی هستند.
شیمیدانان ترکیبات شیمیایی موجود در طبیعت را سنتز می کنند تا به درک بهتری از ساختار آنها دست یابند. سنتز همچنین شیمیدان ها را قادر می سازد تا ترکیباتی را تولید کنند که به طور طبیعی برای اهداف تحقیقاتی تشکیل نمی شوند. در صنعت، از سنتز برای تولید محصولات در مقادیر زیاد استفاده می شود.
ترکیبات شیمیایی از اتم های عناصر مختلف تشکیل شده اند که توسط پیوندهای شیمیایی به یکدیگر متصل شده اند. سنتز شیمیایی معمولاً شامل شکستن پیوندهای موجود و تشکیل پیوندهای جدید است. سنتز یک مولکول پیچیده ممکن است شامل تعداد قابل توجهی از واکنش های فردی باشد که به ترتیب از مواد اولیه موجود به محصول نهایی مورد نظر منجر می شوند. هر مرحله معمولاً شامل واکنش تنها در یک پیوند شیمیایی در مولکول است.
در برنامه ریزی مسیر سنتز شیمیایی، شیمیدانان معمولاً محصول نهایی را تجسم می کنند و به سمت ترکیبات ساده تر کار می کنند. برای بسیاری از ترکیبات، امکان ایجاد مسیرهای مصنوعی جایگزین وجود دارد. موارد استفاده شده در واقع به عوامل بسیاری مانند هزینه و در دسترس بودن مواد اولیه، میزان انرژی مورد نیاز برای انجام واکنش با سرعت رضایت بخشی و هزینه جداسازی و خالص سازی محصولات نهایی بستگی دارد. علاوه بر این، آگاهی از مکانیسم واکنش و عملکرد ساختار شیمیایی (یا رفتار گروههای عاملی) به تعیین دقیق مسیر مطلوبی که به محصول واکنش مورد نظر منتهی میشود، کمک میکند.
آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا - https://www.britannica.com/science/chemical-synthesis
معرفی میکنیم؛ مثلا میزان واکنشپذیری طلا، میزان واکنشپذیری هلیوم، میزان واکنشپذیری منیزیوم. رسانابودن، یا نارسانابودن این عناصر، چکشخواری یا عدم چکشخواری این عناصر.1) . ارجاع پرورشی:Dmitry Mendeleyev, also spelled Mendeleev, (born Feb. 8, 1834 , Tobolsk, Siberia, Russia —died Feb. 2, 1907 , St. Petersburg), Russian chemist. He was a professor of chemistry at the University of St. Petersburg (1867–90) and later served as director of Russia’s bureau of weights and measures. He made a fundamental contribution to chemistry by announcing in 1869 the principle of periodicity of properties in the chemical elements. His periodic table was based on this principle, arranging the elements in ascending order of atomic weight and grouping them by similarity of properties.
2) . ارجاع پرورشی:chemical synthesis, complex chemical compounds from simpler ones. It is the process by which many substances important to daily life are obtained. It is applied to all types of chemical compounds, but most syntheses are of organic molecules.
یک وقتی در یک جمعی از دوستانی که شیمی خوانده بودند پرسشی را مطرح کردم که: آیا این عناصر که در جدول مندلیف وجود دارد، فقط دارای همین خاصیتهاست؟ یا نه خاصیتهای دیگری هم برایشان متصور است؟ بعد [از مطرح کردن این پرسش]، جلسه رفت به این سمت که گفتند: مثلا چه خاصیتی؟ گفتم: مثلا شما میتوانید خاصیت عناصر را روی "طبع انسان" در نظر بگیرید؟ مثلا: یکی از "طبایع اربعه"، "دم" است؛(1)
و امام رضا عليه السّلام در پاسخ نامهاى نوشت بدين مضمون: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم ... خداوند متعال بدنها را بر چهار طبع بنا کرده است: دو تلخه (صفراء و سوداء)، دم (خون) و بلغم. و خلاصه [مطلب این است که: این چهار طبع تشکیل شده اند از] دو گرم و دو سرد كه ميان هر دوتاشان تفاوتى قرار داده است؛ [به این بیان که] آن دو گرم را یا نرم و مرطوب قرار داده و یا خشک. و همینطور آن دو سرد را یا نرم و مرطوب قرار داده و یا خشک...»
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 48
بحار الأنوار، ج59، ص 316 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج5، ص 223
شما میتوانید این سوال را مطرح کنید که: " آهن" و "دم"، "طلا" و "دم" یعنیتاثیر آهن بر خون، تاثیر طلا بر خون، تاثیر منیزیوم بر خون؛ (یا به صورت عامتر:) [تاثیر اینها] بر سایر طبایع [چگونه است؟] چرا این سوال [را مطرح میکنیم؟ و آیا این سوال، سوالِ] خوبی است؟ [بله. چرا؟] چون عناصر در زندگی آدمها وجود دارند؛ پس من باید اثر آنها را بر انسان مطالعه [و دقت] کنم.عضو اصلی بدن انسان، "قلب" است؛ تعبیر روایت این است "و هو امیرالبدن". پادشاه بدن، "قلب" است. (2)
امام رضا (علیه السلام): ... قلب امير و فرمانروای جوارح و اعضاء او مىباشد، هر چه قلب امر كند اعضاء بدنش اطاعت مىكنند و از فرمان او سرپيچى ندارند...
الكافي، ج2، ص 39 / دعائم الإسلام، ج1، ص 5 / تفسير العياشي، ج1، ص 157
سند عیاشی: عن أبي عمرو الزبيري عن أبي عبد الله
الوافي، ج4، ص 115 / بحار الأنوار، ج66، ص 24 / مستدرك الوسائل، ج11، ص 150
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ (حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْبَرْقِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيه) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِرَجُلٍ: اعْلَمْ يَا فُلَانُ أَنَّ مَنْزِلَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَامِ مِنَ النَّاسِ الْوَاجِبِ الطَّاعَةِ عَلَيْهِمْ أَ لَا تَرَى أَنَّ جَمِيعَ جَوَارِحِ الْجَسَدِ شُرَطٌ لِلْقَلْبِ وَ تَرَاجِمَةٌ لَهُ مُؤَدِّيَةٌ عَنْهُ الْأُذُنَانِ وَ الْعَيْنَانِ وَ الْأَنْفُ وَ الْفَمُ وَ الْيَدَانِ وَ الرِّجْلَانِ وَ الْفَرْجُ فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا هَمَّ بِالنَّظَرِ فَتَحَ الرَّجُلُ عَيْنَيْهِ وَ إِذَا هَمَّ بِالاسْتِمَاعِ حَرَّكَ أُذُنَيْهِ وَ فَتَحَ مَسَامِعَهُ فَسَمِعَ وَ إِذَا هَمَّ الْقَلْبُ بِالشَّمِّ اسْتَنْشَقَ بِأَنْفِهِ فَأَدَّى تِلْكَ الرَّائِحَةَ إِلَى الْقَلْبِ وَ إِذَا هَمَّ بِالنُّطْقِ تَكَلَّمَ بِاللِّسَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالْبَطْشِ عَمِلَتِ الْيَدَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالْحَرَكَةِ سَعَتِ الرِّجْلَانِ وَ إِذَا هَمَّ بِالشَّهْوَةِ تَحَرَّكَ الذَّكَرُ فَهَذِهِ كُلُّهَا مُؤَدِّيَةٌ عَنِ الْقَلْبِ بِالتَّحْرِيكِ وَ كَذَلِكَ يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يُطَاعَ لِلْأَمْرِ مِنْه.
بعضی از اصحاب نقل میکنند که از حضرت امام صادق عليه السّلام شنیدم كه به مردى چنين فرمودند: فلانى! بدان كه قلب نسبت به جسد انسانى به منزله امام است براى مردم؛ كه همه بايد اطاعتش کنند، مگر نمىبينى كه تمام جوارح و اعضاء جسد اعوان و ايادى و مفسّر قلب هستند. دو گوش و دو چشم و بينى و دهان و دو دست و دو پا و عورت خواستههاى قلب را اداء مىكنند لذا: هر گاه قلب خواستهاش نگريستن به چيزى باشد، شخص دو چشمش را مىگشايد. و زمانى كه بخواهد بشنود، شخص دو گوشش را حركت داده و منفذ آنها را باز كرده تا مطلوب را بشنود. و هر وقت ميل داشته باشد بويى را استشمام نمايد، شخص با بينى استنشاق كرده در نتيجه بوى مطلوب به قلب مىرسد. و هنگامى كه رغبت به سخن گفتن داشته باشد، به وسيله زبان تكلّم مىكند. و در صورتى كه مطلوبش گرفتن چيزى باشد دستها به كار افتاده و آن چيز را مىگيرد. و به فرض كه مقصودش حركت كردن باشد، دو پا سعى نموده و راه مىروند. و اگر محبوبش شهوت و غريزه باشد، نرينه شخص به حركت و جنبش در مىآيد. پس تمام اين اعضاء و جوارح حركت و فعاليّت نموده تا خواسته قلب را اداء كرده و بدين ترتيب اطاعتش مىكنند. و همچنين شايسته است كه خلائق نسبت به امام عليه السّلام مانند اعضاء و جوارح بوده و امر آن سرور را اطاعت كنند. (ترجمه ذهنی تهرانی)
علل الشرائع، ج1، ص 110
بحار الأنوار، ج67، ص 53 / الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)، ج3، ص 243
قال علیّبن موسی الرضا (علیه السلام): ... أَنَّ الْأَجْسَامَ الْإِنْسَانِيَّةَ جُعِلَتْ عَلَى مِثَالِ الْمُلْكِ فَمَلِكُ الْجَسَدِ هُوَ الْقَلْبُ وَ الْعُمَّالُ الْعُرُوقُ وَ الْأَوْصَالُ وَ الدِّمَاغُ وَ بَيْتُ الْمَلِكِ قَلْبُهُ وَ أَرْضُهُ الْجَسَدُ وَ الْأَعْوَانُ يَدَاهُ وَ رِجْلَاهُ وَ شَفَتَاهُ وَ عَيْنَاهُ وَ لِسَانُهُ وَ أُذُنَاه...
امام رضا عليه السلام: ... بدن انسان بر سياق يك مملكت، ساخته شدهاند. پادشاه اين سرزمين، قلب است. رگهايى كه در بدن و مغز وجود دارد، كارگراناند. خانه آن پادشاه، قلب انسان است. سرزمين آن پادشاه، بدن انسان است، و دستان، پاها، چشمان، لبها، زبان و گوشها نيز ياران اويند...
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 11
بحار الأنوار، ج59، ص 309 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج5، ص 190 (و فیه: فملک الجسد هو ما فی القلب)
شما اگر قلب را مواظبت کنید، در واقع سلامت همه بدن را دارید. لذا پیامبران یک مجموعه تدابیر [در مورد قلب] دارند. من یک وقتی بررسی1) . ارجاع پژوهشی: فَكَتَبَ الرِّضَا ع إِلَيْهِ كِتَاباً نُسْخَتُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ أَمَّا بَعْد... اِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَنَى الْأَجْسَامَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ هِيَ الْمِرَّتَانِ وَ الدَّمُ وَ الْبَلْغَمُ وَ بِالْجُمْلَةِ حَارَّانِ وَ بَارِدَانِ قَدْ خُولِفَ بَيْنَهُمَا فَجَعَلَ الْحَارَّيْنِ لَيِّناً وَ يَابِساً وَ كَذَلِكَ الْبَارِدَيْنِ رَطْباً وَ يَابِساً...»
2) . ارجاع پژوهشی: بعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِيبِيِّ قَالَ: قال العالم ع: ... فَمِنْهَا قَلْبُهُ الَّذِي بِهِ يَعْقِلُ وَ يَفْقَهُ وَ يَفْهَمُ وَ هُوَ أَمِيرُ بَدَنِهِ الَّذِي لَا تُورَدُ الْجَوَارِحُ وَ لَا تَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْيِه ...
اجمالی کردم [دیدم] پانزده شانزده تعبیر برای مقابله با همّ و غم [در کلمات انبیاء و اهلبیت (علیهمالسلام)] وجود دارد. چون یکی از چیزهایی که قلب را از هم میپاشد همّ و غم است. قلب امیر بدن است، سلامتش سلامت همه بدن است.(1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در انسان پاره گوشتى است كه اگر آن سالم و درست باشد، ديگر [اعضاى] بدن به وسيله آن سالم مىشود و هر گاه آن بيمار شود ساير [اعضاى] بدن بيمار و تباه مىگردد. آن پاره گوشت، قلب است.
الخصال، ج1، ص 31 / روضة الواعظين (فتال نیشابوری)، ج2، ص 413
مشكاة الأنوار (طبری)، ص 255 / بحار الأنوار، ج67، ص 50
عن رسول الله صلى الله عليه و آله: القَلبُ مَلِكٌ ولَهُ جُنودٌ، فإذا صَلَحَ المَلِكُ صَلَحَت جُنودُهُ، وإذا فَسدَ المَلِكُ فَسَدَت جُنودُهُ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قلب، پادشاهى است كه سپاهيانى دارد. هر گاه پادشاه شايسته باشد، سپاهيانش شايسته باشند و هر گاه پادشاه فاسد شود، سپاهيانش نيز به فساد و تباهى افتند.
كنز العمّال، ح 1205
آن چیزی که قلبرا بیش از همه چیز تخریب میکند، همّ و غم است. (2)امیرالمومنین (علیه السلام): غصّه، [مايه] نيمى از پيرى است.
الخصال، ج2، ص 620/ من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 416 / نهج البلاغة، ص 495 / تحف العقول، ص 111
سند من لایحضر: رَوَى صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع
الإمام عليّ عليه السلام: الحُزنُ يَهدِمُ الجَسَدَ.
امام على عليه السلام: اندوه، بدن را متلاشى مىكند.
غررالحکم، ص40
عن علیّ عليه السلام: الهَمُّ يُذيبُ الجَسَدَ.
امام على عليه السلام: غُصّه، تن را آب مىكند.
غررالحکم، ص56
لذا انبیاء آمدهاند وقت گذاشتهاند چهارده پانزده تدیبر برای عبور از همّ و غم پیشنهاد دادهاند.(3)امام صادق عليه السلام: يكى از پيامبران، از دچار شدن به اندوه، به خداوند شِكوه كرد. خداوند، او را به خوردن انگور فرمان داد.
الكافي، ج6، ص 351 / مكارم الأخلاق، ص 174
وسائل الشيعة، ج25، ص 150 / بحار الأنوار، ج14، ص 460 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 153
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أمانٌ لِامَّتي مِنَ الهَمِّ: لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ ولا مَنجى مِنَ اللَّهِ إلّاإلَيهِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى على! جمله « لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، لا مَلجَأَ ولا مَنجى مِنَ اللَّهِ إلّاإلَيهِ» (هيچ نيرو و توانى نيست، جز به يارى خداى والاى بزرگ. هيچ پناه و نجاتى از خدا نيست مگر به سوى او)، مايه ايمنى امّت من از اندوه است.
من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 371 / مكارم الأخلاق، ص 443
الوافي، ج26، ص 180 / بحار الأنوار، ج74، ص 58 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 369
وَ قَالَ رسول الله ص: عَلَيْكُمْ بِاللُّبَانِ فَإِنَّهُ يَمْسَحُ الْحُزْنَ عَنِ الْقَلْبِ كَمَا يَمْسَحُ وَ يُذَكِّي الْعَرَقَ عَنِ الْجَبِينِ وَ يَشُدُّ الظَّهْرَ وَ يَزِيدُ الْعَقْلَ وَ يُذَكِّي الذِّهْنَ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُذْهِبُ النِّسْيَانَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر شما باد كُندُر؛ زيرا آن سان كه عرق از پيشانى پاك مىشود، اندوه را از قلب مىبَرَد و پشت را محكم مىكند و خرد را فزونى مىبخشد و ذهن را جلا مىدهد و ديده را نور مىبخشد و فراموشى را مىزدايد.
بحار الأنوار، ج73، ص 321 (نقلا عن طب النبی)
جهت مشاهده روایات بیشتر در مورد "عوامل شادیآفرین در روایات"؛ به پیوست شماره4 مراجعه کنید.
مثلا یکی از تدابیر که حالا خیلی به درد خانمها میخورد که شوهرانشان را آرام میکند این است که شما "کدو"
1) . ارجاع پژوهشی: أَخْبَرَنِي الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّيْبُلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ سَمِعْتُ الشَّعْبِيَّ يَقُولُ سَمِعْتُ النُّعْمَانَ بْنَ بَشِيرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ: فِي الْإِنْسَانِ مُضْغَةٌ إِذَا هِيَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ فَإِذَا سَقُمَتْ سَقُمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ فَسَدَ وَ هِيَ الْقَلْبُ.
2) . ارجاع پژوهشی: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ ع عن امیرالمومنین ع : الهَمُّ نِصفُ الهَرَمِ.
3) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: شَكَا نَبِيٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ الْغَمَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ.
را زیاد مصرف کنید. این کدو حلواییها اینها را شما از زیاد مصرف کنید. یکی از خاصیتهایش این است که آرامش قلب میآورد، همّ و غم را از بین می برد.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هرگاه غذایی طبخ کردید؛ پس زیاد از کدو استفاده کنید؛ چرا که قلب محزون را شاد میکند.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 36 / صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص 54 / الدعوات (للراوندي)، ص 148 / مكارم الأخلاق، ص 177
وسائل الشيعة، ج25، ص 24 / بحار الأنوار، ج63، ص 225 / مستدرک الوسائل، ج16، ص 425
انبیاء مفصل بحث کردهاند. آیا من این سوال را میتوانم مطرح کنم؟ و مثلا به مندلیف بگویم: جدول شما جدول ناقصی است؟ چون تاثیر عناصر بر قلب را ندیده است. بالاخره شما با این سنتزهایی که انجام میدهید، دور ما را پر از این عناصر دستساز کردهاید. من حق دارم بپرسم این سنتز و ترکیبها چه تاثیری بر قلب من دارند؟ لذا یک جدول اینطوری میشود طراحی و بحث کرد.خب؛ حالا غیر از این اشکالات علمیای که به بیوتکنولوژی و شیمی و سایر رشتهها وارد است؛ یک اشکال روشنی هم الان داریم: بشر هیچ سنتزی انجام نداده است مگر اینکه تالی فاسد داشته باشد. به نحو مطلق این ادعا را مطرح میکنم! یعنی: بشر هیچ ترکیبسازیای انجام نداده مگر اینکه یکی از این سه تالی فاسد را داشته باشد: یا تالی فاسد "زیستمحیطی"، یا تالی فاسد "سلامت"، و یا تالی فاسد "اخلاقی" داشته است.
الان گزارشهایی که در بخش "زباله" دارید، بخش عمده زبالهها برای "پلاستیک" است. به اندازه یک ونیم برابر مساحت کشور جمهوری اسلامی در اقیانوس آرام پلاستیک جمع شده است.(2)
آدرس مطلب: خبرگزاری ایسنا - https://b2n.ir/s58382
در اصطلاحات زیست محیطی به "جزایر پلاستیک" معروف
1) . ارجاع پژوهشی: وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ الْفَقِيهُ الْمَرْوَزِيُ بِمَرْوَرُودَ فِي دَارِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرِ بْنِ سُلَيْمَانَ الطَّائِيُ بِالْبَصْرَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ وَ حَدَّثَنَا أَبُو مَنْصُورٍ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بَكْرٍ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْفَقِيهُ الْخُورِيُّ بِنَيْسَابُورَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيُّ الشَّيْبَانِيُّ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع وَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَالَ حدثني [حَدَّثَتْنِي] أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَة] قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِذَا طَبَخْتُمْ فَأَكْثِرُوا الْقَرْعَ فَإِنَّهُ يَسُرّ الْقَلْبَ الْحَزِينَ.
2) . ارجاع پردازشی: یک لکه متشکل از زباله در اقیانوس آرام، به بزرگترین ناحیه درمیان پنج منطقه بزرگ تجمع پلاستیک در اقیانوسهای جهان تبدیل شده است. محل دقیق این لکه حد وسط جزایرهاوایی و ساحل کالیفرنیا است. مساحت این لکه، 1.6 میلیون کیلومتر مربع تخمین زده میشود؛ یعنی به اندازه مساحت ایران یا سه برابر مساحت فرانسه. سالانه بطور تخمینی بین 1.15 تا 2.41 میلیون تن پلاستیک از طریق رودخانهها وارد اقیانوسها میشود.
هستند، یعنی: پلاستیک دریا، رودخانه و جنگل را آلوده کرده است.(1)
غذای حیوانات را آلوده کرده است، محیط زندگی انسان را آلوده کرده است. حالا میگویند: ژاپنیها میخواهند یک پلاستیک تجزیهپذیر بسازند. ما کار با این افسانهها نداریم! راجع به الانداریم صحبت میکنیم. شما یک سنتزی [در رابطه با تولید و اختراع پلاستیک] انجام دادهاید، تمام دنیا آلوده شده است. ولی آن روزی که بحث از پلیمرها(polymer )(2)
مونومر چیست؟ مونومر کوچکترین واحد تکرار شونده پلیمر است. مثلا اگر یک تسبیح را به عنوان یک زنجیر پلیمر در نظر بگیرید، دانه های تسبیح در حکم مونومر های آن هستند.
آدرس: سایت polymer ma
https://b2n.ir/r84371
میشد (من همین دو سه ماه پیش کتابهای پلیمرها را خواندهام) مثلا اینها وقتی دارند از پلیمر به خصوص پلیمرهای مصنوعی دفاع میکنند، چه میگویند؟ میگویند: «پلیمرهای سبک، انعطافپذیر و ارزان هستند». در رشتههای علمی پلیمرها را اینطور توصیف میکنند. [در حالی که] الان در عینیت [و خارج از فضای ذهنی]، پلاستیک مُعضل بشریت شده است! لذا یکی از مصادیق «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس»(3)همین «ظهر پلاستیک فی البر و البحر» است! شما [دریاها و خشکیها را] آلوده کردهاید. (4)
"هیات بیندولتی تنوع زیستی و خدمات اکوسیستم" (آیپیبیایاس) در طول سه سال این تحقیق جهانی را تهیه کرده است. گزارش کامل بالغ بر 1800 صفحه است و در آن به بیش از 15 هزار منبع ارجاع داده شده است.
آدرس مطلب: بخش علمی سایت بی بی سی فارسی - https://www.bbc.com/persian/science-48176877
حالا مثلا مواد شوینده برای ما میسازید. از وقتی که مواد شوینده ساختهاید (با اطبا مشورت کنید) "اگزما (Eczema)" و خشکی پوست بالا رفته است.(5)
بر اساس این گزارش، عوامل زیادی می توانند به پوست دست آسیب برسانند. تماس زیاد با آب و هوای خیلی خشک، صابون ها، مواد پاک کننده، پودرهای رختشویی، حلال ها، مواد شیمیایی، دستکش های لاستیکی و حتی مواد بکار رفته در کرم ها و فرآورده های بهداشتی می توانند موجب بروز اگزمای دست شوند.
زمانی که پوست قرمز و خشک شود حتی مواد بی ضرری مانند آب و محصولات بهداشتی نوزادان (کرم و شامپوهای بچه) هم می توانند موجب تحریک بیشتر پوست و بدتر شدن ضایعه شوند.
آدرس مطلب: وبدا (پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی) - https://b2n.ir/n24083
یعنی نمیتواند خاصیت عناصر را و تاثیر آن بر بدن انسان را ببیند. چرا این اتفاقات افتاده است؟ چون تصرفات بشر "عنصرپایه" شده است. میگوید: «من برای رفع نیازم در عالم تصرف میکنم؛ ولی پایه این تصرف علم من از عناصر است.» حالا چه علمش از عناصر تشکیلدهندۀ سلول باشد، یا علمش از عناصر تشکیل دهندۀ شویندهها، یا علمش از عناصر تشکیلدهندۀ پلیمرها باشد. این علمِ [عنصرپایه] است که باعث شده این همه تالی فاسد به وجود بیاید.
1) . ارجاع پردازشی: جهت مشاهده تصاویری از "جزائر پلاستیک" ؛ به پیوست شماره 5 مراجعه کنید.
2) . ارجاع پردازشی: پلیمر چیست؟ پلیمر یا بزرگ مولکول یا بسپار، مولکول های بسیار بزرگی است که از اتصال چند صد مونومر به یکدیگر و تشکیل زنجیره های بلند شکل می گیرد. کلمه polymer ریشه یونانی دارد و از کلمه "پلی" به معنای چند و "مر" به معنی بخش یا قسمت تشکیل شده است.
3) . ارجاع پرورشی: در خشكى و دريا به سبب اعمال زشتى كه مردم به دست خود مرتكب شدند، فساد و تباهى نمودار شده است. (سوره مبارکه روم، آیه 41)
4) . ارجاع پردازشی: گزارش تنوع زیستی سازمان ملل متحد نشان میدهد بشر تاثیر ویرانگری بر خشکی، دریاها و هوا داشته و اکنون یک میلیون گونه جانوری و گیاهی در معرض انقراض قرار دارند. این گزارش امروز منتشر شده است. طبیعت در همه جا با سرعتی بی سابقه در کار ویرانی است و علت آن هم بیش از هر چیز نیاز سیریناپذیر ما به غذا و انرژی بیشتر است. بر اساس این تحقیق، این روند ممکن است فقط در صورتی متوقف شود که یک "تغییر اساسی" در همه زمینههایی که انسان با طبیعت در ارتباط است اتفاق بیفتد.
5) . ارجاع پردازشی: به گزارش وب دا؛ بر اساس اعلام مرکز تحقیقات پوست و سالک دانشگاه علوم پزشکی مشهد: اگزمای دست یکی از مشکلات شایع پوستی به شمار می رود و در اکثر مواقع ابتدا به صورت زبری و خشکی دست ها آغاز و سپس به صورت ضایعات قرمز رنگ و ملتهب و پوسته پوسته ظاهر می شود که با خارش همراه است.
ممکن است بگویید اینها طلبههای حوزه علمیه هستند که این بحثها را دارند مطرح میکنند! ولی اگر شما در دنیا بگردید و جنبشهای زیستمحیطی دنیا را بررسی کنید؛ [اذعان خواهید کرد که این حرف و اشکالِ ما، یک حرف و اشکالِ جهانی است] مثلا: همین گزارش امسال آقای گوترش (Antonio Guterres) همین بود؛ میگوید: اقلیم دارد از بین میرود، محیط زیست دارد از بین میرود، باید به حال اینها فکری کرد.(1)
آدرس مطلب: خبرگزاری یورونیوز https://b2n.ir/h57587 -
به قلم آنتونیو گوترش رئیس سازمان ملل:
در حالی که جهان پنجمین سالگرد تصویب توافقنامه مهم پاریس در مورد تغییرات اقلیمی را گرامی میدارد، جنبشی امیدوارکننده برای به صفر رساندن انتشار کربن در حال شکل گیری است. تا ماه آینده، کشورهایی که انتشاردهنده بیش از 65 درصد از گازهای مضر گلخانه ای بوده و نماینده بیش از 70 درصد اقتصاد جهان هستند، متعهد به "صفر خالص کربن" تا اواسط قرن خواهند بود.
در عین حال، شاخص های اصلی اقلیمی در حال وخیمترشدن هستند. در حالی که همهگیری کووید-19 به طور موقت میزان انتشار را کاهش داده است، دی اکسید کربن هنوز در بالاترین سطح قرار دارد و در حال افزایش است.دهه گذشته گرمترین دوره ثبت شده بود. یخ های دریای قطب شمال در ماه اکتبر کمترین میزان را تجربه کرد و آتش سوزی های آخرالزمانی، سیل، خشکسالی و طوفان به طور فزاینده ای به یک هنجار تبدیل شده اند.تنوع زیستی در حال سقوط است، بیابان ها در حال گسترش و اقیانوس ها به وسیله زباله های پلاستیکی در حال گرم شدن و خفگی هستند. علم به ما گوشزد می کند اگر تا 2030 و به طور سالیانه تولید سوخت فسیلی را تا شش درصد کاهش ندهیم، شرایط بدتر خواهد شد. در عوض، دنیا در صدد افزایش برای دو درصد سالیانه است.
بهبودی همهگیری کووید-19، فرصتی غیرمنتظره و در عین حال حیاتی را برای حمله به تغییرات اقلیمی، تثبیت محیط زیست جهانی، مهندسی دوباره اقتصادها و تصور مجدد آینده، به ما میدهد.
آنچه باید انجام دهیم به شرح زیر است:
نخست، باید ائتلاف جهانی برای به صفر رساندن انتشارکربن تا 2050 ایجاد کنیم. اتحادیه اروپا متعهد به انجام چنین کاری شده است. انگلستان، ژاپن، جمهوری کره و بیش از 110 کشور نیز چنین کاری را انجام داده اند. دولت بعدی ایالات متحده آمریکا نیز چنین تعهدی داده است. چین نیز متعهد شده است که قبل از 2060 به این ائتلاف بپیوندد.
آدرس مطلب: پایگاه اطلاع رسانی سازمان ملل در ایران - https://b2n.ir/e55158
پیشنهاد ما این است: بیایید تسخیر "شیئپایه" داشته باشید. یعنی ما معتقدیم خدای متعال اشیاء عالم را دارای خاصیت خلق کرده است. بیاید این خاصیتها را برای رفع نیاز هایتان شناسایی کنید و از این خاصیتها استفاده کنید. من میدانم اشیاء را که خدای متعال خلق کرده، دارای عناصر تشکیلدهنده هستند؛ ولی مطالعه اصلیام را روی شناسایی خاصیتهای این عناصر قرار نمیدهم؛ بلکه میروم بر روی خود شیئ [مطالعه میکنم تا] ببینم [هر] شیئی بِوَحدَتِه چه خاصیتی دارد.
1) . ارجاع پردازشی: پیشنویس گزارش سازمان ملل متحد که به دست خبرگزاری فرانسه رسیده است هشدار میدهد، سلامتی دهها میلیون نفر در دهههای آینده با سوء تغذیه، خشکسالی و بیماریهای مرتبط با تغییر اقلیم تضعیف خواهد شد و در معرض تهدید است. محققان هیئت بیندولتی تغییر اقلیم در این گزارش که قرار است در سال 2022 منتشر شود، درباره تاثیرات گرم شدن کرهزمین هشدار میدهند و معتقدند که بسیاری از این تاثیرات در کوتاه مدت اجتناب ناپذیر است.
محضر شما چند مثال بزنم: مثلا شما تا الان راجع به "هویج" و مولکولهای زیستیِ آن برای ما بحث کردهاید. میگویید: هویج مولکولهای زیستی(1)
مولکولهای زیستی که مولکولهای بیولوژیکی هم نامیده میشوند، هریک از مواد متعددی است که توسط سلولها و موجودات زنده تولید میشود. مولکولهای زیستی طیف وسیعی از اندازهها و ساختارها را دارند و عملکرد وسیعی را انجام میدهند. چهار نوع اصلی مولکولهای زیستی کربوهیدراتها، لیپیدها، اسیدهای نوکلئیک و پروتئینها هستند.
آدرس مطلب در دانشنامۀ رسمی بریتانیکا: britannica.com/science/biomolecule
دارد، ویتامینهای گروه فلان دارد؛ پس باید مصرف کنید. حالا "هویج" را به یک پیامبر میدهیم [تا برای ما] توصیفش کند؛ او میفرماید: «الجَزَر یُسَخِّنُ الکُلیَتَین و یُقیمُ الذَّکَر»(2)امام صادق (علیه السلام): خوردن هویج زردک کلیهها را گرم و آلت را راست میگرداند.
الكافي، ج6، ص 372
وسائل الشيعة، ج25، ص 206 / الوافي، ج19،
ص:423
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ: أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يَنْصِبُ الذَّكَرَ .قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ آكُلُهُ وَ لَيْسَ لِي أَسْنَانٌ؟! قَالَ: فَقَالَ لِي: مُرِ الْجَارِيَةَ تَسْلُقُهُ وَ كُلْه.
به نقل از داوود بن فرقد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: «خوردن زردك، كليهها را گرم مىكند و آلت را راست مىگرداند». به ايشان گفتم: فدايت شوم! در حالى كه دندان ندارم، چگونه آن را بخورم؟ به من فرمود: «به كنيزِ خود بگو آن را برايت آبپز كند. سپس آن را بخور».
المحاسن، ج2، ص 524/ الكافي، ج6، ص 372
وسائل الشيعة، ج25، ص 207 / بحار الأنوار، ج101، ص 82 / الفصول المهمة، ج3، ص 126
یعنی: هویج (زردک) کارش این است که "کلیه" را گرم میکند. امام صادق (علیهالسلام) که این حدیث را فرمودهاند؛ خودشان میدانند که هویج دارای اجزاء درونیِ فراوانی است؛ ولی میفرماید: «همه این اجزاء روی همدیگر [بوَحدَتِه] خاصیت "تسخین(گرمکردن) کلیه" دارند». خب؛ من اگر مشکل "کلیه" پیدا کردم یا بهتر است بگویم برای اینکه از مشکل کلیه جلوگیری کنم؛ در سبد روزانه غذایی خود که مصرف میکنم "جَزَر(هویج زردک)" را هم قرار میدهم و جلوی این مشکل را میگیرم. و دیگر لازم نیست عمل "کلیه" انجام دهید؛ شما کافی است "کلیه"های خود را گرم نگه دارید [همین کار باعث پیشگیری از بیماریهای "کلیه" میشود.] خب؛ البته "تسخین کلیه" تدابیر دیگری هم دارد که حالا من دارم در خصوص "جَزَر" [که یکی از عوامل تسخین "کلیه" است] صحبت میکنم.یا مثلا: شما "شویندههای طبیعی" را میشناسید؟ خدای متعال یازده شیئ خلق کرده که همه اینها شوینده هستند. ولی چون مدرنیته این علم را قطع کرد، مردم الان دیگر این خاصیتها را نمیشناسند! بنابراین همه دنبال "شویندههای شیمیایی" که خودبشر سنتز میکند هستند و عوارض آن را دارند می بینند. مثلا گیاه " اُشنان" شوینده است،(3)
مكارم الأخلاق عَنْ كِتَابِ الْبَصَائِرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْعَاصِمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ حَجَجْتُ وَ مَعِي جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَأَتَيْتُ الْمَدِينَةَ فَقَصَدْنَا مَكَاناً نَنْزِلُهُ فَاسْتَقْبَلَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع عَلَى حِمَارٍ أَخْضَرَ يَتْبَعُهُ طَعَامٌ وَ نَزَلْنَا بَيْنَ النَّخْلِ وَ جَاءَ وَ نَزَلَ وَ أُتِيَ بِالطَّسْتِ وَ الْمَاءِ وَ الْأُشْنَانِ فَبَدَأَ بِغَسْلِ يَدَيْه وَ أُدِيرَ الطَّشْتُ عَنْ يَمِينِهِ حَتَّى بَلَغَ آخِرَنَا ثُمَّ أُعِيدَ إِلَى مَنْ عَلَى يَسَارِهِ حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِنَا ثُمَّ قُدِّمَ الطَّعَامُ فَبَدَأَ بِالْمِلْحِ ثُمَّ قَالَ كُلُوا بِسْمِ اللَّه...
جعفر بن محمد عاصمى نقل میکند: با گروهى از ياران به حج رفتم و وارد مدينه شدم و يك جايى را برايم انتخاب كردند كه منزل كنيم و امام کاظم (علیهالسلام) پيشواز ما آمد و به دنبالش خوراكى بود، و ميان نخلها نشستيم و آن حضرت هم آمد و نشست و طشت و اشنان (گرد دستشوئى) آورد و دو دست خود را شست و طشت را از سمت راستش گرداند تا نفر آخر ماها و آنگاه بازگرداند از سمت چپش تا بآخر ما رسيد، سپس خوراك را پيش آورد و با نمك شروع كرد و سپس فرمود: بسم الله بخوريد...
بحار الأنوار، ج48، ص 117
عَنْهُ (احمدبن محمدبن خالد) عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ نَادِرٍ الْخَادِمِ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ع: إِذَا تَوَضَّأَ بِالْأُشْنَانِ أَدْخَلَهُ فِي فِيهِ فَيَطْعَمُ بِهِ ثُمَّ يَرْمِي عَنْه.
امام کاظم (علیهالسلام) هرگاه با اُشنان شستشو میکردند، آن را در دهان خود داخل میکردند و مضمضه میکردند و بیرون میریختند.
المحاسن، ج2، ص 426 و ص 564 (عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ نَادِرٍ الْخَادِمِ)
وسائل الشيعة، ج24، ص 428 / بحار الأنوار، ج63، ص 434
مكارم الأخلاق، ص 191
مستدرك الوسائل، ج16، ص 321 / بحار الأنوار، ج59، ص 236
شیخ طوسی (ره) (ج1، ص339) ، شیخ مفید (ره) (المقنعه، ص86)، ابن ادریس حلی (ره) (سرائر، ج1، ص162) ، ابن طاووس (ره) (فلاح السائل، ص78) و برخی دیگر فقهاء عظام شیعه نیز در باب غسل دادن میت یکی از مواد برای غسلدادن و شستن میت را "اشنان" معرفی کردهاند. از باب نمونه به کلام شیخ طوسی (ره) در کتاب تهذیب اشاره میشود:
قَالَ الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى وَ إِذَا لَمْ يُوجَدْ لِلْمَيِّتِ سِدْرٌ وَ كَافُورٌ وَ أُشْنَانٌ غُسِّلَ بِالْمَاءِ الْقَرَاح.
اگر برای غسل دادن میت سدر و کافور و اُشنان یافت نشد، با آب خالص وی را غسل دهید.
گیاه "سِدر" شوینده است،(4)
امام على عليه السلام: هنگامى كه خداوند عز و جل، پيامبر خويش را به آشكار ساختن اسلام فرمان داد و وحى، هويدا شد، كم بودن شمارِ مسلمانان و فراوان بودن شمارِ كافران راديد. پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سختى اندوهگين شد. در اين هنگام، خداوند عز و جل، جبرئيل عليه السلام را با قدرى سدر از سدرة المنتهى فرستاد. وى، سرش را با آن شست و بدين وسيله، اندوهش را برطرف كرد.
الكافي، ج6، ص 505
الوافي، ج6، ص 633 / وسائل الشيعة، ج2، ص 63 / بحار الأنوار، ج18، ص 213
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص اغْتَمَّ فَأَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ ع أَنْ يَغْسِلَ رَأْسَهُ بِالسِّدْرِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، اندوهگين شد. جبرئيل عليه السلام پيشنهاد كرد تا ايشان سرِ خود را با سدر، شستشو دهد.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 20 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 125 (مع زیاده: ِ وَ كَانَ ذَلِكَ سِدْراً مِنْ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى)
الدعوات (للراوندي)، ص 120
وسائل الشيعة، ج2، ص 64 / بحار الأنوار، ج73، ص 87 / مستدرك الوسائل، ج1، ص 387
"نمک" یکی1) . ارجاع پرورشی: Biomolecule, also called biological molecule, any of numerous substances that are produced by cells and living organisms. Biomolecules have a wide range of sizes and structures and perform a vast array of functions. The four major types of biomolecules are carbohydrates, lipids, nucleic acids, and proteins.
2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يُقِيمُ الذَّكَرَ.
3) . ارجاع پژوهشی: یکی از شویندههایی که در روایات به آن اشاره شده است، "اُشنان" است.
4) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّه) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ يَحْيَى الثَّوْرِيِّ الْعَطَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَلَوِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ ص بِإِظْهَارِ الْإِسْلَامِ وَ ظَهَرَ الْوَحْيُ رَأَى قِلَّةً مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ كَثْرَةً مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَاهْتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ ص هَمّاً شَدِيداً فَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ جَبْرَئِيلَ ع بِسِدْرٍ مِنْ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى فَغَسَلَ بِهِ رَأْسَهُ فَجَلَا بِهِ هَمَّهُ.
از خاصیتهایش این است که شوینده جدی است.(1)
امام رضا (علیه السلام): كسى كه ميخواهد دندانهاى سفيدى داشته باشد مقدارى نمك تركى (اندرانى) و به همان اندازه كف دريا (زبد) هر دو را نرم سائيده به دندانها بمالد.
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 52
مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج5، ص 224
حالا شما میآیید به محوریت خاصیتهای اشیاء، شویندهها را بحث میکنید.
یا مثلا: الان در حوزه "پوست و مو" یک مشکل جدی (خصوصا برای خانمها) وجود دارد. لذا دیدهاید این کلینیکهای پوست و مو در همه شهرها زیاد شدهاند. بله؛ پوست و مو خیلی مهم هستند و جزئی از شخصیت آدمها محسوب میشوند؛ لذا انبیاء آمدهاند یک مجموعه تدابیری برای بهینه پوست پیشنهاد دادهاند. ولی هیچ کدام از
آنها "سنتزپایه" نیستند؛ بلکه همهاش "شیئپایه" هستند. مثلا: شما "روغن زیتون" را هم بخورید، هم (بنابر فرمودۀ پیامبر) به بدن خودتان بمالید؛ [چرا که] یکی از اثراتی که دارد، این است
1) . ارجاع پژوهشی: قال الرضا (علیه السلام): َ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَبْيَضَّ أَسْنَانُهُ فَلْيَأْخُذْ جُزْءَ مِلْحٍ أَنْدَرَانِيٍّ وَ جُزْءاً مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ بِالسَّوِيَّةِ يُسْحَقَانِ جَمِيعاً وَ يَسْتَنُّ بِهِمَا.
که: پوست را جلاء میدهد.(1)
و حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: روغن زيتون خوب غذایی است، دهان را خوشبو مىگرداند، و بلغم را مىبرد، و رنگ رخساره را صفا و روشنى مىبخشد، اعصاب را قوى ميسازد، و رنج و درد را بر طرف مىكند، و آتش غضب را فرو مىنشاند.
مكارم الأخلاق، ص 190 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 365
یکوقتی من برای بعضی از خانمهای فامیل این جدول را بیان کردم که حدود سیزده،چهارده شیئ موثر بر پوست [در آن وجود دارد].(2)
حالا به همین منوال در همه حوزههایی که نیاز بشر است؛ اگر خاصیت اشیاء را بشناسید، میتوانید "تسخیر و تصرّف شیئپایه" داشته باشید. چه اشکالی دارد آدم برای رفع نیازش از اشیاء استفاده کند؟ آیا حتما باید خودمان برویم [با ترکیب عناصر، یک چیزهایی را برای رفع نیازهای خود] بسازیم؟ که اینهمه تالی فاسد به وجود بیاید؟! این سوال من است.
حالا ما یک جدولی به اسم "جدول فقهی تسخیر" روبروی "جدول مندلیف" نوشتهایم. خاصیتهای دویست شیئ پر کاربرد زندگی را برای مردم در آن جدول بحث میکنیم.. ارجاع پژوهشی: در ویرایش اول جدول فقهی تسخیر خاصیت های نهائی اشیاء (حیث سببیّت اشیاء) در 19 گروه بحث می شود. تبیین فقهی خاصیت های نهائی اشیاء، الگوی جدیدی از تصرف در عالم را پیش روی بشریت می گشاید و این الگوی تصرف در عالم با الگوی تصرف تمدن مدرنیته در طبیعت متفاوت است.
دریافت نسخه با کیفیت:
http://nro-di.blog.ir/1399/09/19
جهت دریافت متن پیاده فوری جدول فقهی تسخیر (در مقایسه با جدول تناوبی عناصر) به این آدرس مراجعه کنید:
نتیجه این میشود که نیازهای مردم برطرف میشود؛ ولی با دو ویژگی: 1) ارزانتر برطرف میشود. چون اشیاء طبیعی در عالم وجود دارند، 2) تالی فاسد کمتری دارد یا اصلا ندارد. چون این شیئ را بشر خلق نکرده، بلکه خدای متعال خلق کرده است؛ پس تالی فاسد ندارد.
یک سوال میپرسم شما در این جلسه همه نخبه هستید میگویم: "رفع نیاز"، اصل است؟ یا "سنتز"، اصل است؟ چرا بشر مدرن اینقدر به سنتز علاقهمند است؟! اگر برای "رفع نیازِ" خود "سنتز" انجام میدهد، میتواند برود از اشیاء طبیعی برای رفع نیازش استفاده کند. اگر هم "سنتز" را برای تفریح انجام میدهند، دیگر ما بحثی نداریم. [حرف نهایی و خلاصۀ] حرف بنده این است که: تا جایی که میشود باید شهر را به "تسخیر شیئپایه" دعوت کرد.
1) . ارجاع پژوهشی: مِنْ صَحِيفَةِ الرِّضَا ع …وَ قَالَ ع نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّيْتُ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يُصَفِّي اللَّوْنَ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ يُطْفِئُ الْغَضَب.
2) . ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده مجموعهای از روایات در مورد "عوامل موثر بر زیبایی پوست و صورت"؛ به پیوست شماره 6 مراجعه کنید.
هفته پیش که یکی ازکارشناسان شما (که رئیس یکی از مراکز مطالعاتی شما بود) را زیارت کردیم؛ ایشان میگفت: «ما در منطقه ثامن در ایام پیک، صد و بیست تُن زباله جمع میکنیم! این مشکل را باید چه کار کنیم؟!» وقتی "تسخیر شیئپایه" انجام بدهید، یکی از فوایدش این است که دیگر اینقدر زباله تولید نخواهد شد.
خب؛ پس این هم مفهوم دوم [از مفاهیم پایۀ مدیریت شهری].
البته یک مفهومی هم تحت عنوان "روابط اسماء الهی" وجود دارد که آن را در اینجا شرح نمیدهم و برای بحثهای جلسه بعد میگذارم.
ببینید قسمت اول عرایض بنده تمام شد. [خلاصه مباحث مطرحشده در این قسمت عبارت است از اینکه:] شهر اسلامی، محله اسلامی سه دسته مفهوم پایه دارد: 1) تنظیم روابط انسانی، 2) تسخیر شیئپایه. چه پیشنهادی برای شهر پیشنهاد خوبی است؟ پیشنهادی که بر مبنای "تسخیر شیئپایه" باشد و "تنظیم روابط انسانی" را هم به چالش نکشد. این مفاهیم پایه بحث ما است.
حالا ان شاءالله این زمان استراحت که تمام شد در قسمت بعد جلسه من شروع می کنم بر اساس این مفاهیم محورهای ساخت محله را توضیح میدهم. ولی عمده بحث در مبانی نظری همین است و این جمله آخر بنده است که: نه فقط در "حوزه مدیریت شهری" بلکه در "حوزه آموزش و پرورش" هم همینطور است. میپرسیم: «چه آموزش و پرورشی خوب است؟» میگوییم: «آموزش و پرورشی که "تنظیم صحیح روابط انسانی" و "تسخیر شیئپایه" را به بچههای ما آموزش بدهد.» [به طوری که] بچه فکر نکنند همیشه باید "سنتز" انجام بدهند! یک غفلت [بزرگی] در این بحث نهفته است [که عبارت است است از اینکه:] خدا متهم شده است به اینکه بندگانش را خلق کرده ولی از آنها پشتیبانی نکرده است! و بندگان، خودشان باید بروند [و مثلا خاصیتها ونیازهای خود از اشیاء را به دست بیاورند]. در حالی که انبیاء میگویند: نه؛ خداوند متعال شما را به وسیله مخلوقاتش، پشتیبانی کرده است.(1)
آيا ندانستهايد كه خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است، مسخّر و رام شما كرده، و نعمت هاى آشكار و نهانش را بر شما فراوان و كامل ارزانى داشته، و برخى از مردماند كه همواره بدون هيچ دانشى [بلكه از روى جهل و نادانى] و بدون هيچ هدايتى و هيچ كتاب روشنى درباره خدا مجادله و ستيز مىكنند.
هر خلقی از مخلوقات الهی یک خاصیتی برای زندگی شما دارد. حالا اینها را باید آموزش بدهند.هر جایی که ما میرویم بحث بدین شکل است؛ یعنی: مفاهیم پایه را اصل قرار میدهیم. مثلا: الان ما در حوزه فضای سبز شهری چون خاصیتهای درختها را میدانیم، یک نوع درختهای دیگری را پیشنهاد میکنیم. این "تسخیر شیئپایه" است که ما را به تغییر بافت فضای سبز شهر رسانده است. در همه حوزهها همینطور است که این [مفاهیم پایه را] باید مبنا قرار داد و جلو رفت. خب؛ خسته شدید. امیدوارم انشاءالله در قسمت بعد بتوانیم بر اساس این مفاهیم یک بحث تفصیلیتری را ارائه کنیم.
و الحمدلله رب العالمین
1) . ارجاع پژوهشی: أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنيرٍ (سوره مبارکه لقمان، آیه 20)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و شفیعنا فی یوم الجزاء و حبیب قلوبنا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی اعدائه اعداءالله من الآن الی قیام یوم الدین.
در جلسه گذشته عرض کردیم، "طرح تمدنی محله امام رضا 7" ذیل نظریه "مدیریت شهری محلهمحور" مطرح میشود. سه دسته مفهوم پایه بر این طرح حکومت میکند: 1) مفهوم تنظیم صحیح روابط انسانی در حوزههای سیزده گانه، 2) مفهوم تسخیر شیئپایه و 3) مفهوم اسماء الهی که البته سطح سوم این مفاهیم را توضیح ندادم.
قبل از اینکه وارد سر فصل دوم شوم در یک جمله عرض کنم: اسماء الهی عبارتاند از مجموعه خدماتی که خدای متعال پس از خلق مخلوقات به مخلوقات ارائه داده است. به عنوان مثال: مخلوق بعد از خلق، دچار مرض و کسالت میشود؛ خدای متعال خدمت شفا را به انسانها ارائهداده است؛ لذا خودش را در اسماء الهی "شافی" نامیده است. مخلوقات نیازمند رزق و روزیهستند خدای متعال نام خودش را "رزّاق" گذاشته است. مخلوقات نیازمند هستند که با ملاطفت با آنها برخورد شود و اگر دچار مشکلی شدند و اشتباهی کردند، سختگیری نسبت به آنها اتفاق نیفتد؛ [لذا] خدای متعال خودش را "سریع الرضا" نام نهاده است. مخلوقات خدای متعال به همدیگر ظلم میکنند، بعضی مظلوم واقع میشوند؛ خدای متعال گفته نگران نباشید من به این ظلمها رسیدگی میکنم لذا خودش را "ذو انتقام" نام گذاری کرده است. در مجموع خدای متعال اهل لطف و ملاطفت با مخلوقین خودش
است؛ بنابراین اسم مهم خودش را "رحمان و رحیم" گذاشته است. مهمترین اسم از اسماء الهی اسم "رحمان و رحیم" است، به معنای این است که یک مجموعه خدماتی را خدای متعال به همه مخلوقین و یک مجموعه خدماتی را هم به مومنین ارائه میکند که ذیل اسم "رحیمیت" از آن یاد می شود.
حالا این در شهر کارآمدی دارد؛ مثلا یکی از کارآمدیهایش این است که: وقتی شما میخواهید مردم را به کمک کردن به فقرا دعوت کنید، بلافاصله آدمها از خودشان میپرسند: «من برای چه باید پول خودم را به فقیر بدهم؟» این سوال در درون همه انسانها تکرار میشود.
اگر شما مردم را ذیل اسماء الهی دعوت [به امداد] به فقیر کنید، انگیزه کمککردن [در آنها] پیدا میشود. خدای متعال نام خودش را در این گونه موارد "حسیب" نام نهاده است؛ یعنی: در آینده دقیقا این کمک شما را محاسبه و جبران میکند.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس یقین داشته باشد به اینکه خداوند (مالی را که در راه خدا مصرف کردهای را) جایگزین (و جبران) میکند، در بخشش و انفاق سخاوتمند میگردد.
الكافي، ج4، ص 43 / دعائم الإسلام، ج2، ص 254 / وسائل الشيعة، ج21، ص 548
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس یقین داشته باشد به اینکه خداوند (مالی را که در راه خدا مصرف کردهای را) جایگزین (و جبران) میکند، در بخشش و انفاق سخاوتمند میگردد. و خداوند فرموده است: «هر چیزی را در راخدا انفاق کنید، پس خداوند جیاگزین و جبران میکند و او بهترین روزیدهندگان است.»
من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 62 / وسائل الشيعة، ج9، ص 18
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يُنْزِلُ اللَّهُ الْمَعُونَةَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْعَبْدِ بِقَدْرِ الْمَئُونَةِ فَمَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.
امام صادق یا امام باقر (علیهماالسلام): خداوند روزی هر کس را از آسمان به اندازه آنقدری که (در راه خدا)خرج کنی نازل میکند؛ پس هر کس یقین به جایگزینی و جبران خداوند داشته باشد، در انفاق کردن سخاوتمند میشود.
الكافي، ج4، ص 43 / وسائل الشيعة، ج21، ص 548
لذا اسماء الهی کارکرد مدیریتی دارند. اما الان وقتی شما از اسماء الهی استفاده نمیکنید؛ نتیجهاش این شده است که باید از ابزارهای مالیات زیاد برای اداره شهر استفاده کنید. الان خیّرین را به ساخت بیمارستان و مدرسه دعوت میکنیم؛ میپرسیم: چطور دعوت میکنیم؟ با "معافیت مالیاتی" دعوت میکنیم.
حالا مثلا چون اُمراء و مسئولین بلدیهها در "دوره صفویه" حرف علماء را بیشتر گوش میکردند و حرف سازمانهای بینالمللی را کمتر یا اصلا گوش نمیکردند؛ نصف شهر اصفهان موقوفه است. میدانید قانعکردن مردم اصفهان نسبت به اینکه از مالشان
1) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ رَاشِدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ (او سَمَحَت) نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.
بگذرند؛ خیلی کار سختی است. ولی این موفقیت برای علما دوره صفویه به دست آمد. (1)
تاريخ اجتماعى ايران، ج3، ص 338
رفتار شاه عباس نسبت به طبقه روحانيان كمابيش محبتآميز بود: ملا عبد اللّه شوشترى وقتى بعلتى از شاه عباس وحشتى به هم رسانيد و به آستانه قدس رضوى پناه جست. چون شاه در سال 1009 به مشهد مشرف شد، خود به ملاقات ملا عبد اللّه رفت و او را به تعظيم و احترام تمام به اصفهان آورد و ملا عبد اللّه در دستگاه شاه نفوذ كلمه و قدرت بسيار يافت؛ چنانكه شاه را واداشت تا در سال 1017، جميع املاك شخصى خويش را به نام 14 معصوم وقف كند و حاصل ساليانه آنها را براى سادات مقرر دارد. و هم به اشاره او بود كه شاه در اصفهان دو مدرسه در كنار ميدان نقشجهان، يكى براى تدريس و اقامت ملا عبد اللّه، ديگرى براى تدريس و اقامت شيخ لطف اللّه عاملى، ساخت. مدرسه ملا عبد اللّه در جنب سردر قيصريه در ضلع شمالى ميدان نقشجهان، هنوز برپاست، ليكن مدرسه شيخ لطف اللّه، كه به مسجد او چسبيده بود، اكنون از حال آبادى افتاده است.
همان، ص 484
چرا؟ چون از "اسماءالهی" استفاده کردهاند.در دورههای گذشته در همه شهرها و بلدیههای ایران شما مسئله موقوفات را میدیدید ولی از روزی که مدیریت بر مبنای "تحریک مادی" در کشور ما راه افتاده، میزان موقوفات کاهش پیدا کرده است و نسبت به دورههای گذشته کمتر شده است.
1/3/3/2. قدرت پایین تحریک مادی و معافیت مالیاتی در ترغیب مردم به امدادهای مالی؛ علت کاهش موقوفات در دوران برنامهریزی توسعه در ایران
چون شما از ابزار معافیتهای مالیاتی استفاده میکنید و [اینها] ابزارهایی [است] که انگیزه کمی در فرد ایجاد میکند. حالا اگر بتوانیم این بحث اسماء الهی را هم در نظر بگیریم ابزار مدیریت شهری است و میتواند به شما در اداره شهر کمک کند. حالا باید در یک فرصت دیگری به آن بپردازم. فقط چون طرح کرده بودم گفتم جای آن در ذهن شما معلوم باشد. اسماء الهی ابزار مدیریت هستند. انگیزه مدیریت ایجاد میکند و در اداره شهر از آن میشود استفاده کرد.
1) . ارجاع پرورشی: در دوره صفويه، مخصوصا از سلطنت شاه عباس به بعد، جهش خاصى براى توسعه موقوفات پيشآمده است. در سال 1016 ه. (1607 م.) شاه عباس «كل املاك خاصه خود را از رساتيق و خانات و قيصريه و چهار بازار و حمامات، حتى خواتيم اصابع مباركه را، به چهارده تقسيم مقسوم، و بر چهارده معصوم وقف نمود. وقفنامه به خط جناب شيخ المشايخ، عالم عامل راسخ، شيخ بهاء الدين محمد العاملى نگاشته شد. پادشاهان گرامىنژاد ايران را بعد از خود به توليت اين موقوفات معين نمود.» (روضة الصفا، ج 8، ص 391)
قسمت دوم بحث را شروع کنم. ما مفاهیم پایه را در شهر شناسایی کردیم؛ شهر ما شهرِ "تنظیم صحیح روابط انسانی" است، شهر ما شهرِ "تسخیر شیئپایه" است، شهر ما شهر استفاده از "اسماء الهی" است، اینها مفاهیم پایه است. [این مفاهیم پایه] روبروی چه [مفاهیم قرار دارند؟] دیدهاید در تبلیغات شهری در همین مشهد میزنید: "شهر سالمند"، "شهر کودک" یا مثلا ایده شهری را میگویید "شهر هوشمند"، "سرزمین موجهای آبی". همینطوری در یک دوره زمانی، شروع به مطرحکردنِ این مفاهیم در شهر میکنید. حالا اینها باید برگردد [و تغییر کند].
پس شروع بحثهای "مدیریت شهری محلهمحور" این است که: ابتدا در بین مدیران و در بین مردم، این مفاهیم شروع به نشر پیداکردن کند. یعنی: مدیریت شهری اسلامی، از "علم" شروع میشود. شما میپرسید: «چطور محله را بسازم؟» میگویم: «این مفاهیم پایه را نشر بدهید»، چرا وقتی کسی از اول شهر مشهد تا حرم امام رضا7 یا در سایر شهرها میآید؛ در تابلوهای شهری فقط "تبلیغات تجاری" میبیند؟ یا بنده دهها مقاله و نشست که در خصوص "شهر هوشمند" برگزار میشود را دیدهام؛ شما در عناوین نشستهای تخصصی که در شهرها برگزار میشود، مثلا میگویید: «شهرها باید هوشمند اداره شوند»؛ و این مفاهیم را در ذهنها برجسته میکنید. لذا اولین ساختار که در شهر باید باشد تا این محلهها ساخته شود "ساختار علم" است. الان ما این ساختار را نداریم. من الان سوالم این است که: در "کالبدشهری" در کجاها "علم" به مردم انتقال پیدا میکند؟ شما مجموعه خدماتی را که به شهر ارائه میکنید؛ خدمات علمی به مردم نمیدهید یعنی مردم دقیقا آشنا نیستند. بله؛ قانون و مقررات زیاد تصویب میکنید؛ ولی "علم" در حوزه "روابط انسانی"، در حوزه "تسخیر شیئپایه" و این مفاهیم کاربردی به مردم داده نمیشود.
حالا شهر غیر از "[ساختار] علم"؛ هشت نوع ساختار دیگر هم باید داشته باشد، یعنی: هشت نوع برنامهریزی دیگر هم باید داشته باشد، پس با برنامهریزی امروز [درباره "علم"] مجموعاً نُه نوع برنامهریزی میشود: برنامهریزی برای حوزه "مکاسب"، برنامهریزی برای "عبرت"، برنامهریزی برای "تزکیه"، برنامهریزی برای "نفی سبیل"، برنامهریزی برای "امامت"، برنامهریزی برای "بیان"، برنامهریزی برای "نظم"، برنامهریزی برای "فُرقان"(ارزیابی صحیح).(1)
انتقال از متن
ارجاع پژوهشی: کاربری اراضی شهری و محلهای میان 9 موضوع 1- امامت و مدیریت، 2- پاکسازی و تزکیه، 3- بیان و تبلیغات شهری، 4- علم و آموزش عمومی، 5- عبرت و میراث فرهنگی، 6- مکاسب و تجارت عمومی، 7- نظم و سنت های شهری، 8- فرقان و ارزیابی شهری و 9- نفی سبیل و پدافند غیر عامل توزیع می شود.....
کانال اطلاعرسانی الگوی پیشرفت اسلامی در پیامرسان ایتا
https://eitaa.com/olgou4/3843
ببینید نُه سرفصل برنامهریزی وجود دارد تا این مفاهیم در شهر جریان پیدا کند، من بعضی از اینها را شروع به بحثکردن میکنم.1) . یکی را هم الان از خاطرم رفته اگر یادم آمد خدمتتان عرض میکنم.
از همین مورد آخر شروع میکنم. از برخی از دوستان که مسئول حوزه ارزیابی شهری بودهاند میپرسیدم؛ یکی از کارهایی که مراکز پژوهشی انجام میدهند این است که شهر را ارزیابی کنند. خب؛ "شاخصههای ارزیابی"تان در شهر چیست؟ این [ارزیابیکردن شهر]، یک بخشی از برنامهریزی است.
اگر بر اساس GDP (1)
كل ارزش ريالی محصولات نهایی توليدشده توسط واحدهای اقتصادی مقيم كشور در دوره زماني معين ( سالانه يا فصلي ) را توليد ناخالص داخلی مینامند.
آدرس مطلب در سایت رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران: yon.ir/HRXCN
ارزیابی کنید، یک مسیر و یک روند برای شهر تعریف میشود. دفعه قبل که بنده میهمان شهرداری [مشهد] بودم یکی از کارشناسان شما به من گفت که: «ما مدیران موفقی هستیم؛ چون ماندگاری زائر در شهر را افزایش دادهایم»؛ بعد ایشان یک عدد و آماری را گفتند که مثلا: «زائر حداکثر نیم ساعت یا یک ساعت در حرم است، و بقیه وقتش را معلوم نیست کجا میگذراند.» بعد میگفت: «ما کاری کردهایم که بعضی از زائران یک هفته در شهر میمانند.» بعد از ایشان سوال کردم که: «برای چه این کار را کردهاید؟» ایشان گفت: «به جهت کسب درآمد بیشتر»! یعنی: شاخص را "ماندگاری زائر برای کسب درآمد بیشتر" قرار داده است.یا در نقشه آینده شهر مشهد سه نوع توریسم تعریف شده است: "توریسم زیارت"، "توریسم اقتصادی" و "توریسم سلامت". یعنی: شما بر اساس این شاخصه، آیندۀ [شهر مشهد] را ارزیابی میکنید. چرا؟ چون میخواهید درآمد بیشتری در شهر کسب کنید. حتی وقتی به مفهوم پرمعنای "زیارت امام" هم که میرسید، بخش اقتصادی را میبینید و میگویید: "توریسم زیارت" یعنی: "کسب درآمد از زیارت"! همه چیز را در صنعتهای شهری تنزل دادهاید؛ چرا؟ چون شاخص ارزیابیتان "اقتصاد" است.
حالا باید "شاخص ارزیابی" [از امثال GDP و شاخص صرفاً اقتصادی]، به "تنظیم روابط انسانی" و شاخصههای آن تغییر پیدا کند. چند شاخص مثال بزنم:
1) . ارجاع پرورشی: در سایت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در تعریف GDP (Gross Domestic Product) چنین آمده است:
میزان "واحدهای آپارتمانی" به "خانههای حیاطدار" (1)
اميرالمؤمنین (علیهالسلام): «براى هر چيزى شَرَفى است، و شَرَف خانه وسعت صحن و حیاط خانه است و معاشران و آميزشكنندگان صالح مىباشد، و براى خانه بركتى است و بركت آن خوب بودن مكان آن و وسعت صحن و خوبى همسايگان آن است.»
مكارم الأخلاق، ص 126
بحار الأنوار، ج73، ص 154
(یا به تعبیر ما: "دار واسعه")، یک شاخص ارزیابی است.(2)عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنَ السَّعَادَةِ سَعَةُ الْمَنْزِلِ.
هشام بن حکم از امام صادق(علیه السلام): وسعت داشتن منزل، از سعادت و خوشبختی است.
الكافي، ج6، ص 525 / المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشيعة، ج5، ص 299
جهت مشاهده روایات بیشتر در این باره؛ به پیوست شماره 2 مراجعه کنید.
هر چقدر در مشهد خانههای "دار واسعه" گسترش بیشتری پیدا کند، این شهر پیشرفتهتر است.[گسترش خانههای حیاطدار] به چند دلیل [شاخصهای برای نشاندادن پیشرفتهتربودن شهرهاست]: یکی اینکه در خانه با مختصات "دارواسعه"، "تفریح"(تفریح خانگی) وجود دارد.(3)
امام کاظم(علیهالسلام) نقل شده است که حضرت میفرمایند: «تلاش کنید که اوقاتتان را به چهار بخش تقسیم کنید که ازجمله آنها حضرت می فرمایند: «سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا لِلَذَّاتِكُمْ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ».[1] می فرمایند: ساعتی را خلوت کنید " تَخْلُونَ فِيهَا". (برای همین قید موجود در روایت است که بنده میگویم اصل در تفریح، تفریح در خانه است). مثلا: یکی از آن تفریحهای در خانه مهمانیدادن است که خیلی برای انسان لذت دارد به ویژه اگر اقرباء(نزدیکان) و بستگان را دعوت کرده باشیم. یکی دیگر از مهمترین لذتها در اسلام "لذت نکاح" است [که جای آن در خانه است]. ببنید استدلال حضرت چیست؟ میفرماید: «وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَات» یعنی: اگر تفریح داشته باشید آن سه بخش دیگر را هم میتوانید درست انجام بدهید.
حجت الاسلام والمسلمین علی کشوری،الگوی جدید مدیریت روستا در مقایسه با حکمرانی سازمان ملل (11 آبان 1400)، ص 39
[1] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:«إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ: يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: 1) مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ 2) أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ 3) أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ. ويَنبَغي لِلمُسلِمِ العاقِلِ أن يَكونَ لَهُ: 1) ساعَةٌ يُفضي بِها إلى عَمَلِهِ فيما بَينَهُ و بَينَ اللّهِ عز و جل، 2) و ساعَةٌ يُلاقي إخوانَهُ الَّذينَ يُفاوِضُهُم و يفُاوِضونَهُ في أمرِ آخِرَتِهِ، 3) و ساعَةٌ يُخلّي بَينَ نَفسهِ و لَذّاتِها في غَيرِ مُحرَّمٍ، فَإِنَّها عَونٌ عَلى تِلكَ السّاعَتَينِ.»
امام صادق عليه السلام: «در حكمت آل داود، چنين آمده است: سزاوار است برای مسلمان عاقل که از منزلش خارج نشود مگر در سه چیز: 1) اصلاح امر معاش، 2) یا برگیری توشه برای معاد، 3) یا لذتی در حلال. و سزاوار است برای مسلمان عاقل که: 1) زمانى را به اعمال ميان خود و خداوند، اختصاص دهد، 2) و زمانى را به ديدار برادران و گفتگوى درباره امور آخرت، اختصاص دهد، 3) و زمانى را با خوشىهاى حلال (تفریح) سپرى كند كه اين زمان (تفریح)، كمك به آن دو وقت ديگر خواهد بود.»
الكافي، ج5، ص 87
وسائل الشيعة، ج17، ص 63 / الوافي، ج17، ص 81
بنابراین افراد برای تفریح کمتر از خانه خارج میشوند؛ پس "سفرهای درون شهری" کاهش پیدا میکند، پس " آلودگی هوا" و " آلودگی صوتی" کاهش پیدا میکند. ببینید؛ مجموعهای از فواید
1) . ارجاع پژوهشی: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: إِنَّ لِلدَّارِ شَرَفاً وَ شَرَفُهَا السَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ وَ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ. وَ إِنَّ لَهَا بَرَكَةً وَ بَرَكَتُهَا جَوْدَةُ مَوْضِعِهَا وَ سَعَةُ سَاحَتِهَا وَ حُسْنُ جِوَارِ جِيرَانِهَا.
2) . ارجاع پژوهشی: در روایات اهلبیت(علیهمالسلام) تاکید و ترغیب فراوانی بر داشتن دار واسعه (خانه بزرگ)، و نکوهش بسیار در مورد داشتن خانه کوچک نقل شده است:
3) . ارجاع پژوهشی: یکی از بحثهای مهمی که داریم "تفریح در خانه" است و به نظر ما اصل تفریح، "تفریح در خانه" است. این را دقت کنید که بنده از کجا میگویم تفریح در خانه اصل است. هم امام رضا (علیهالسلام) از امام کاظم (علیهالسلام) نقل کردهاند و هم در برخی منابع مستقیما ازخود
به ارمغان میآید که همه آنها بر استانداردهای فعلی شهر تاثیر دارد. حتما شما قبول دارید که شهر خوب شهری است که " آلودگی صوتی" و " آلودگی هوا" در آن کمتر باشد. بنابراین باید یک اقدامی را انتخاب کنید که "کاهش سفرهای درون شهری" را ایجاد کند. من پیشرفت شهر را به "کاهش سفرهای درون شهری" ارزیابی میکنم. یکی از اقداماتی که کاهش سفر درون شهری ایجاد میکند، "خانه حیاطدار" است. (1)
یکی دیگر از شاخصههایی که کمک میکند شما شهر را درست ارزیابی کنید این است که خدمات درون محلات را افزایش دهید؛ اعم از "خدمات علمی" درون محلات، "خدمات روزمره" درون محلات، حتی "خدمتهای تفریحی" درون محلات.
جلسه قبل سوال این بود که: برای شهر مشهد "پارک بزرگ" بهتر است؟ یا "پارک کوچک" ؟ ما استدلال کردیم گفتیم "پارک محلهای" بهتر است. چرا؟ چون تفریح اگر درون محله باشد، کاهش "سفر درون شهری" اتفاق میافتد، و همان شاخصی را که مبنای ارزیابی قرار دادیم، محقق خواهد شد.
مثلا: اگر در محلهای "خدمات روزمره" داشته باشید ("خدمات روزمره" یعنی: پیاز، سیب زمینی، گوجه، خیار، گوشت، نان و تمام آن چیزهایی که آدمها در روزمره به آن احتیاج دارند)، مردم برای تامین اینها "سفر درون شهری" نخواهند داشت؛ بنابراین باز شاخصمان محقق خواهد شد.
اگر شما پدیده "مدرسه محله" داشته باشید، یا "مسجد-مدرسه"ها را تقویت کنید؛ دیگر تاکسی سرویسهایی که بچههای شما را از خانه به محل مدرسه میبرند، کمتر میشود و در نتیجه کاهش سفر درون شهری خواهیم داشت.
پیشنهاد میکنم به جای GDP اولین شاخصی را که برای ارزیابی شهر میگذارید، "کاهش سفرهای درون شهری" باشد. مهمترین اقدامی که باعث "کاهش سفر دورن شهری" میشود، "تقویت محله" است. "محله" یعنی: [محل تأمینِ] همین چهار نوع خدمت: "تفریح"، "نیازهای روزمره"، "علم" و "شغل". تا میتوانید تأمین این خدمات را ببرید در محله؛ برای اینکه عوارض افزایش سفرهای درون شهری را نپردازید. یک برادر محترمی که در جلسه هستند گفتند: «من مسئول بخش ترافیک شهر هستم»؛ من عرض میکنم: «ترافیک، ارتباط مستقیم با مفهوم محله دارد.» هر چقدر شما "محله" رابیشتر بسازید، "ترافیک" کمتری خواهید داشت. در غیر اینصورت؛ مجبور هستید با هزینههای گزاف دوربرگردان بزنید، زیرگذر و روگذر احداث کنید. TOD (2)
https://b2n.ir/p35073
مسئول حمل ونقل1) . ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده «فوائد 10گانۀ حیاط خانه»؛ به پیوست شماره 7 مراجعه کنید.
2) . ارجاع پرورشی: توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی (TOD) عبارت است از یک الگوی متراکم کاربری زمین شامل مسکن، پارک های عمومی و میادین، کاربریهای تجاری و خدماتی که همگی در امتداد نقاط کلیدی سامانه حمل و نقل همگانی واقع شده باشند. توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی راهکاری است که در دهه 1990 میلادی به عنوان راهکاری برای غلبه بر معضلات شهری نظیر ترافیک و آلودگی های زیست محیطی ارائه شد و مورد توجه متخصصان قرار گرفت. از اهداف اصلی این رویکرد می توان به تشویق شهروندان به استفاده بیشتر از حمل و نقل همگانی، کاهش تعداد و طول سفر با خودروی شخصی، افزایش پیاده مداری و توسعه حمل و نقل غیرموتوری و تشویق تنوع شکل کالبدی و عملکردی بناها و کاربری مختلط زمین از طریق توسعه حمل و نقل همگانی محور نام برد.
شما است. در سال 94 که در مدرسه علمیه مروی بحث کردیم؛(1)
جهت دریافت فایل این دوره پژوهشی به لینک زیر مراجعه کنید:
https://b2n.ir/u54029
اولین بحثی که ارائه کردم این بود که: خاصیت محلهها این است که ترافیک شهری را کاهش میدهند؛ چون محله میتواند نیازها را درون خودش تامین کند. و تامین نیازها درون محله یعنی: کاهش سفرهای درون شهری، که باعث کاهش ترافیک، کاهش آلودگی هوا و کاهش آلودگی صوتی میشود. شهر خلوتتر میشود و راحتتر مدیریت خواهد شد.شاخص برای ارزیابی مهم است. این اولین شاخص است حالا من نمیخواهم بحث شاخصهها را پیش ببرم و همه را بحث کنم. میخواهم بگویم: اولین جایی که باید در شهرداری مشهد اصلاح شود، شاخصههای ارزیابی شهر مشهد است. خصوصا این برادران و خواهرانی که فرمودند برای شهردار محترم پشتیبانی فکری هستند. اینها بر اساس شاخصههای هبیتات بررسی نکنند؛ [بلکه] بیایند بر اساس شاخصهای کاهش سفر درون شهری ارزیابی کنند. راجع به سند توسعه شهر مشهد هم در آینده حرف میزنم؛ میگویم: اشتباه نکنید! بر اساس توریسم ارزیابی نکنید! [بلکه] بر اساس کاهش سفر درون شهری ارزیابی کنید. بعد مجموعه اقداماتی که برای کاهش سفر درون شهری در نقشه الگو هست [را عرض خواهم کرد]، فعلا چهار اقدام اصلی است (که عرض کردم) که نتیجه آن "ساخت محله" خواهد شد. پس این یک محور [از بحث که بیان کردم:] مدل ارزیابی را عوض میکنید تا به سمت محله بروید؛ به جای ارزیابی مبتنی بر GDP، ارزیابی بر مبنای کاهش سفرهای درون شهری را قرار میدهیم.
روایت دارد که «السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ»(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): مسافرت کردن، قطعه ای از عذاب است.
من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 380
عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِي باسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: السَّيْرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ وَ إِذَا قَضَى أَحَدُكُمْ سَفَرَهُ فَلْيُسْرِعِ الْإِيَابَ إِلَى أَهْلِه.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): مسافرت کردن، قطعه ای از عذاب است؛ پس هر کدام از شما به مسافرت رفت سریع به سوی اهل خود بازگردد.
المحاسن، ج2، ص 377 / من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 300
مكارم الأخلاق، ص 266
وسائل الشيعة، ج11، ص 450
جهت مشاهده روایات بیشتر در مورد "مذمت سفر (از جمله سفر درونشهری) بخاطر وجود ناراحتی و سختیهای فراوان در آن" ؛ به پیوست شماره 8 مراجعه کنید.
سفر یک پدیده سختی است، چون آدم از اهل و عیالش از خانواده از محل استراحت از محل انس خود دور میشود. حالا هنر مدرنیته این است که سفر را هر روز کرده است! مثلا: الان اهالی کرج، ورامین و پاکدشت1) . ارجاع پژوهشی: ساختار حاکم بر مباحثات این کتاب شامل:1- بررسی و نقد مدیریت شهری بامدل Todمدل 2-تعریف شهر اسلامی به نظامی از محله ها 3- تعریف محله به محل تأمین نیازهای خانوار4- تعریف هرم نیازهای خانوار 5- تبیین زیرساخت های مورد نیاز در محلات برای تقویت ماهیت اسلامی محلات و تبیین بسته خدمات فوری قابل ارائه به خانوارها در شرایط فعلی می باشد.
2) . وَ مِنْ أَلْفَاظِ رَسُولِ اللَّهِ ص الْمُوجَزَةِ الَّتِي لَمْ يُسْبَقْ إِلَيْهَا: السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ.
هر روز سفر میکنند تا به محل کارشان برسند. بنابراین خود فرد هم دچار چالش میشود. هر کسی هر روز سفر میرود، فرسودهتر میشود. من در قسمت اول آمدم گفتم اثر کاهش سفرهای درون شهری برای خود شهرداری است؛ چون: ترافیک کاهش پیدا میکند، و کاهش سوخت بنزین، کاهش آلودگی هوا ، کاهش آلودگی صوتی، اتفاق میافتد. اینها به نفع شما است.
یکی از حضار: کاهش تصادفات هم اتفاق میافتد.
حجتالاسلام کشوری: بله؛ کاهش تصادفات هم اتفاق میافتد. اما شما این طرف قضیه را هم بدانید، خود آدمها را هم دارید فرسوده میکنید. فرض کنید یک نفری در شهرهای خوابگاهی مشهد (مثل شهر بینالود یا گلبهار) به مشهد میآید مشهد هشت ساعت باید سر کار باشد حدود دو ساعت باید بیاید و دو ساعت هم باید برگردد. حالا در شهرهای مختلف فرق میکند. نتیجه این میشود که آن فرد بعد از دوازده ساعت کار سخت، وقتی به خانه میرسد؛ اگر بتواند و برایش امکان روحی وجود داشته باشد، باید بخوابد. دیگر نه "تربیت کودک" میبیند، نه "محبت عاطفی" و "جنسی" میبیند؛ همه اینها حذف میشوند، صله رحم برای سالی یا ماهی یک بار میماند. چرا؟ چون شما با الگوی غلط مدیریت شهری سفر را روزمره کردهاید. آن وقت فرد دچار این چالشها میشود. اگر [به محل کارش] نیاید، شغل ندارد و زندگیاش دچار چالشمیشود. و اگر [به محل کارش] بیاد، فقط حقوق دارد؛ دیگر نه یک "پدر خوب"، نه یک "همسر خوب" و نه یک "فامیل خوب" خواهد بود. فرد را در این دوگانه قرار دادهاید. بنده در مناظره برنامه ششم آن آقایی که معاون کمیسیون تلفیق بود به من میگفت: «شما آخوندها چه کار کردهاید؟! چهل سال است از اذان در گوش بچهها تا نماز میت بر عهده شماست!»(1)
« دکتر تابش: ولی حاج آقا شما به عنوان یک مبلغ دینی شما هم باید پاسخگو باشید که چرا در جامعهای که شما مبلغ هستید و مردم از وقتی که به دنیا میآیند شما اذان در گوششان میگویید - که ما خیلی مخلص و ارادتمند روحانیت هستم- تا زمانی که در قبر بگذارند و تلقین شان را میخوانید چرا در این جامعهای که شما مبلغ هستی در تهران از هر 3 ازدواجی منجر به طلاق میشود و در کل کشور از هر پنج ازدواج [منجر به طلاق میشود.] در آمار هم گفتم که 75 درصد بودجهی فرهنگی کشور در دست نهادهای غیر دولتی است.
حجتالاسلام کشوری: حضرت عالی درست میفرمایید حوزههای علمیه کم کاری کردند؛ باید از ابتدای انقلاب اجازه نمیدادند سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تئوریهای ناکارآمد غربی را به عنوان راهحل معرفی کند. اتفاقاً بنده جزء طلبههایی هستم که توبه کردم. قبلاً به دست شما واگذار میکردیم نتیجه آن شده 38 درصد طلاق. حالا آمدهایم تا جلوی این تئوریها را بگیریم و به فضل اللهی خواهیم گرفت. این یک بحثی باشد بنده قبول دارم حوزههای علمیه کم کاری کردند اما دوران آن کمکاری دیگر گذشت. شما باید نسبت به تئوریهای غربی پاسخگو باشید. این که یک اندیشمندی از غرب میآید و یک توصیهای به شاه میکند بعد این را مبنای نظام برنامهریزی قرار میدهید بعد کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام را در حوزهی برنامهریزی را فراموش میکنید و فقط به هنگام شب قدر به مردم تسلیت میگویید. ما دیگر اجازه نمیدهیم این کارها تکرار شود. حالا من این را به کنار میگذارم یک مسألهی جدید را مطرح میکنم.»
برنامه تیتر امشب شبکه خبر
https://nro-di.blog.ir/1395/04/09
گفتم: «تا شما هستید که ما هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم!» این آدم اصلا وقت ندارد. مثلا در تلویزیون به او میگویم: «صله رحم برو»، میگوید: «حاج آقا! من هر روز صبح باید بروم محل کارم و برگردم؛ شما من را درک نمیکنید!» میگویم: «آقا! برای فرزندت وقت بگذار؛ پدر اگر برای فرزندش وقت نگذارد (خصوصا برای دخترش)، دیگران برایش وقت میگذارند.» میگوید: «حاج آقا! نمیتوانم پس چه کسی نان زن و بچه من را بدهد؟!» این نوع برنامهریزی بُنبست ایجاد کرده است. معاون سازمان برنامهریزی در همین دورههای قبل به بنده میگفت: «من چون رادیو معارف1) . اشاره به مناظره تلویزیونی دکتر تابش(معاون وقت کمیسیون تلفیق) با حجت الاسلام کشوری (دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) در تاریخ 7/5/1395:
را گوش میکنم، خودم سرویس مدرسه بچهام شدهام.» گفت: «دخترم را میبرم مدرسه خودم هم به خانه برمیگردانم.» بعد استدلال میکرد میگفت: «اگر این وقت را هم برای دخترم اختصاص ندهم دیگر هیچ وقتی ندارم بگذارم.» حالا هر چه قدر هم برای مردم آیه و روایت بخوانیم، مردم وقت ندارند! چون همه وقتشان به سفر درون شهری روزانه اختصاص پیدا کرده است.
لذا پیامبران حکیم بودهاند و فرمودهاند: «سفر قطعهای از عذاب الهی است»؛ و نباید روزمره شود. سفر باید برای تفریح باشد برای زیارت باشد. ما در این دو هفته دوبار آمدیم از قم به مشهد و برگشتهایم؛ آدم برای زیارت سفر کند عیب ندارد ولی سفر روزمره حتما چیز درستی نیست.برای همین شما باید "کاهش سفر درون شهری" را شاخص بگذارید. [این کاهش سفرهای درونشهری] علامت پیشرفت است؛ هم پیشرفت در روابط خصوصی افراد، هم پیشرفت در اداره شهر برای کاهش هزینهها و معضلات شهری. شاخص باید عوض شود. مادامی که با شاخصهای هبیتات و بخش یازدهم سند توسعه پایدار 2030 ارزیابی میکنید، ما هیچ وقت "محله" نخواهیم ساخت. از شما خواهش میکنم (چون شما بعدا با مدیرانتان صحبت میکنید) این را بگویید که: یا ما با [افزایش] سفر[های درون شهری] هیچ کاری نداریم [و هیچ اقدامی برای کاهش آن انجام نمیدهیم]؛ پس [نتیجهاش این خواهد شد که:] هم افزایش هزینهها[ی شهری] و هم فرسودهکردن آدمها را به دنبال خواهیم داشت. یا اینکه روی این [کاهش سفرهای درون شهری و تقویت محلات] بایستیم؛ تا این دو آفت [افزایش هزینههای شهری و فرسودهشدن آدمها] به وجود نیاید و کار به چالش کشیده نشود.
پس اولین محور این است که: خواهش میکنم تصمیمسازی کنید که در سند توسعه شهر مشهد در آینده، این شاخصهای ارزیابی پیشرفت عوض شود؛ دیگر "شاخصههای WDI"(1)
The World Development Indicators is the primary World Bank collection of development indicators, compiled from officially-recognized international sources. It presents the most current and accurate global development data available, and includes national, regional and global estimates
شاخصهای توسعه جهانی مجموعه اولیه شاخصهای توسعه بانک جهانی است که از منابع بینالمللی به رسمیت شناخته شده گردآوری شده است. این جدیدترین و دقیق ترین داده های توسعه جهانی موجود را ارائه می دهد و شامل برآوردهای ملی، منطقه ای و جهانی است.
آدرس مطلب: World Bank (پایگاه بینالمللی اطلاعات آماری شاخصهای توسعه جهانی/ بانک جهانی)
http://world-development-indicators
جهت مشاهده شاخصهای کامل WDI (شاخص های توسعه جهانی) به لینک زیر مراجعه کنید:
http://data.worldbank.org/indicator
را نگذارید، "شاخصههای توسعه انسانی" را نگذارید، همین "شاخصههای پیشرفت اسلامیِ" خودمان را که مبتنی بر "روابط انسانی" است بگذارید.اگر یک وقتی توفیق داشتم دوباره بحث کردم، یازده شاخص برای ارزیابی شهر اسلامی داریم که آنها را بحث میکنم. حالا بنده یک شاخص یعنی " کاهش سفر درون شهری " را عرض کردم. یک دستگاه شاخصی دیگری داریم میتوانیم با کارشناسان آمار شما بررسی کنیم. دوستانی هم که در مجموعه "فاوا"(2)
منبع: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات - https://b2n.ir/u11982
هستند (حالا نمی دانم میشود یا نه) میشود یک نرمافزاری هم برایش1) . ارجاع پردازشی: WDI: World Development Indicators (شاخصهای توسعه جهانی)
2) . ارجاع پردازشی: سازمان فناوری اطلاعات ایران نهادی است دولتی وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که با ایجاد و بکارگیری سازوکارهای لازم، حوزه ی فناوری اطلاعات کشور از بخش های دولتی، عمومی و خصوصی را از طریق اعمال سیاست ها، مقررات، استاندارد ها و ... بر پایه مصاح، منافع و امنیت ملی و عمومی، سازماندهی، هدایت و راهبری و کنترل می نماید و به نمایندگی از دولت جمهوری اسلامی ایران منافع و مصالح ملی و سیاست های ابلاغی در حوزه فناوری اطلاعات را از طریق نهادها و مجامع بین المللی ذیربط پیگیری می نماید. ماموریت این سازمان عبارت است از : هدف گذاری، هدایت، نظارت راهبردی، ساماندهی و توسعه امن، ایمن و پایدارفناوری اطلاعات کشور در راستای تامین منافع، مصالح، امنیت ملی، رفاه عمومی و توسعه همه جانبه و پایدارکشور.
طراحی کرد. دادههای مرتبط با این شاخصها را جمع آوری کرد و دائما به روز در اختیار مدیران قرار داد. اینها این بحثها را کاربردی میکند. من عرضم این است اگر بحث شاخصها را تغییر ندهید بحث امروز من یک منبر شد. منبر (و حرف زدنِ صِرف) دیگر اجرایی نمیشود. اجرایش به این است که شاخصههای ارزیابی شهر عوض شود، این اول اجرا است. با کدام شاخص شهر را ارزیابی کنیم؟ میگویید: «کاهش یا افزایش ماندگاری زائر، شاخص اول شما است»، اینطوری ارزیابی میکنید؟! یا نه؛ بر اساس این شاخص "کاهش سفرهای درون شهری"؟ خواهش میکنم که مدیریان محترم این جلسه اگر آیندهای برای این جلسه در نظر گرفتهاند، اولویت جلسات آینده را تبیین شاخصههای جدید ارزیابی قرار دهند؛ که از اینجا بحث شروع میشود. بنشینیم نگاه و ذهنیت را نسبت به "پیشرفت" و "توسعه" عوض کنیم. این بحث اول است.
بحث دوم، بحث حوزه "مکاسب شهری" است. در حوزه مکاسب شهری هم ما باید حرف داشته باشیم. در اینجا ما پانزده بحث در حوزه مکاسب شهر (یا به اصطلاح شما: "اقتصاد شهر") داریم. اگر باز یک جلسه اختصاصی داشتید، آینده مشاغل شهری را بحث خواهم کرد.
حرف اول من و سوال اول الگوی پیشرفت [در باب مکاسب شهری] این است: مشاغل مطلوب در یک شهر چیست؟ جدول مشاغل مطلوب در یک شهر چه مشاغلی است؟ این را باید بحث کنیم. شغلهای برتر آن شغلهایی هستند که به "تنظیم روابط انسانی" و "تسخیر شیئپایه" کمک میکنند؛ چون آنجا مفهوم ما معلوم است.
جدول مشاغل برتر شامل پانزده شغل است. که الان سه شغل برتر را بگویم: بهترین شغلها "کشاورزی"، "باغداری" و [نگهداریِ] دام و طیور(دامداری) است. (1)
«از رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) سؤال شد: كدام مال بهتر است؟ فرمود: زراعتى كه صاحبش آن را كشت نموده و پرورش داده و هنگام درو حقّ آن را پرداخته باشد. پرسيدند: اى رسول خدا؛ پس كدام مال بعد از زراعت كردن بهتر است؟ فرمود: مردى كه گوسفند دارد و [براى سيراب كردنشان] در پى آنها راهى محلها و گودالهايى كه در آنها آب باران جمع شده، مىگردد و نماز مىخواند و زكات مىدهد. پرسيدند: اى رسول خدا! كدام مال پس از گوسفند بهتر است؟ فرمود، گاو، كه بامداد به خوبى [شير مىدهد]، و شامگاه هم به خوبى [شير مىدهد]. پرسيدند: اى رسول خدا! پس از گاو، چه چيزى بهتر است؟ فرمود: آن درختهاى بلندى كه در گل و لاى ريشه دارند، و خوراك روزهاى قحط را فراهم مىسازند. چه خوب چيزى است درخت خرما! هر كس آن را بفروشد بهايش چون خاكستر سر قلّه كوه است كه در روز طوفانى، باد سختى بر آن بوزد و آن را پراكنده سازد، مگر آنكه به بهاى آن، نخلستان ديگرى بخرد. پرسيدند: اى رسول خدا! كدام مال پس از نخل بهتر است؟ حضرت سكوت كرد [و جوابى نداد]. مردى گفت: پس شتر چگونه [منزلتى دارد]؟ فرمود: بدبختى و دل سختى و رنج، در شتر دارى است؛ در بامداد و شامگاه از خانه دور مىشود [و در بيابان بسر مىبرد]، خيرى نمىدهد مگر از آن سويى كه خطرناك است [راه دوشيدن و سوارشدنش از طرف چپ اوست]، ولى مردمان بدبخت نابكار، آن را از دست ندهند.»
مصادر اصلی:
الكافي، ج5، ص 261 / من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 291 / الأمالي( للصدوق)، ص 350
سند امالی:حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُاللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِالْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنِالصَّادِقِ جَعْفَرِبْنِمُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ:سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ
الخصال، ج1، ص 246
سند خصال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُسْلِمٍ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص...
معاني الأخبار، ص 197
سند معانی الاخبار: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّه
الأربعون حديثا (للشهيد الأول)، ص 60
(سند الاربعون حدیثاً: أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ الْإِمَامُ فَخْرُ الدِّينِ أَبُو طَالِبٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْمُطَهَّرِ نَبَّأَنَا وَالِدِي وَ عَمِّي رَضِيُّ الدِّينِ عَلِيٌ أَخْبَرَنَا وَالِدُنَا: أَنْبَأَنَا الْفَقِيهُ أَحْمَدُ بْنُ مَسْعُودٍ أَنْبَأَنَا الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ أَنْبَأَنَا عَرَبِيُّ بْنُ مُسَافِرٍ، أَنْبَأَنَا إِلْيَاسُ بْنُ هِشَامٍ: أَنْبَأَنَا أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ أَنْبَأَنَا وَالِدِي، أَخْبَرَنَا شَيْخُنَا الْمُفِيدُ: أَنْبَأَنَا أَبُو جَعْفَرِ بْنُ بَابَوَيْهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ السَّكُونِيِّ، عَنِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّه(
منابع دیگر:
وسائل الشيعة، ج11، ص 537 [بَابُ اسْتِحْبَابِ اتِّخَاذِ الزَّرْعِ ثُمَّ الْغَنَمِ ثُمَّ الْبَقَرِ ثُمَّ النَّخْلِ وَ اخْتِيَارِ الْجَمِيعِ عَلَى الْإِبِلِ وَ كُلٍّ مِنْهَا عَلَى لَاحِقِه]
الوافي، ج17، ص 131 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 275 / بحار الأنوار، ج61، ص 121 و ج100، ص 64 / جامع أحاديث الشيعة، ج23، ص 956
جهت مشاهده روایات بیشتر در مورد "مشاغل برتر کشاورزی، باغداری و دامداری"؛ به پیوست شماره 9 مراجعه کنید.
چرا؟ چون اشیاء مورد نیاز تسخیر [و تصرف مردم] در شهر را تولید میکنند.1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: « سُئِلَ النَّبِيُّ ص: أَيُ الْمَالِ خَيْرٌ ؟قَالَ: الزَّرْعُ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ. قَالَ: فاَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الزَّرْعِ خَيْرٌ؟ قَالَ: رَجُلٌ فِي غَنَمٍ لَهُ قَدْ تَبِعَ بِهَا مَوَاضِعَ الْقَطْرِ يُقِيمُ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتِي الزَّكَاةَ. قَالَ: فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الْغَنَمِ خَيْرٌ؟ قَالَ: الْبَقَرُ تَغْدُو بِخَيْرٍ وَ تَرُوحُ بِخَيْرٍ. قَالَ: فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ الْبَقَرِ خَيْرٌ؟ قَالَ: الرَّاسِيَاتُ فِي الْوَحَلِ وَ الْمُطْعِمَاتُ فِي الْمَحْلِ نِعْمَ الشَّيْءُ النَّخْلُ مَنْ بَاعَهُ فَإِنَّمَا ثَمَنُهُ بِمَنْزِلَةِ رَمَادٍ عَلَى رَأْسِ شَاهِقٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ إِلَّا أَنْ يُخْلِفَ مَكَانَهَا. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ؛ فَأَيُّ الْمَالِ بَعْدَ النَّخْلِ خَيْرٌ؟ قَالَ: فَسَكَتَ. قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ؛ فَأَيْنَ الْإِبِلُ؟ قَالَ: فِيهِ الشَّقَاءُ وَ الْجَفَاءُ وَ الْعَنَاءُ وَ بُعْدُ الدَّارِ، تَغْدُو مُدْبِرَةً وَ تَرُوحُ مُدْبِرَةً، لَا يَأْتِي خَيْرُهَا إِلَّا مِنْ جَانِبِهَا الْأَشْأَمِ. أَمَا إِنَّهَا لَا تَعْدَمُ الْأَشْقِيَاءَ الْفَجَرَةَ.»
شما اگر به حوزه کشاورزی اهمیت ندهید، یا نه اهمیتِ غلط بدهید [غذای مردم و در نتیجه روابط انسانی، دچار چالش خواهد شد]. مثلا الان دیدهاید که وقتی وارد حوزه طبقهبندی محصولات کشاورزی میشوید، [مسئولین و متخصصین] اداره کشاورزی میگویند: "کلزا" بکارید.(1)
انتقال از متن
وقتی روغن کلزا سر سفره مردم میگذارید، مردم "غلبه دم" پیدا میکنند، به اصطلاح پزشکی یعنی کلزا در عروقشان رسوب میکند. یکی از خاصیتهایی که غلبه دم دارد این است که آدمها اعصابشان خراب است و آرامش کافی ندارند؛ بعد چه میشود؟ اختلال در روابط انسانی به وجود میآید. الان اینطوری است.
1) . کلزا هم مثل باب اسفنجی است رنگ زردش آدمها را جذب میکند.
یا مثلا: شما "چغندر" میکارید؛(1)
انتقال از متن
کاشت چغندر چه اشکالی دارد؟ میگوییم: آقا! هیچ اشکالی ندارد؛ فقط وقتی مردم قند ناشی از چغندر را میخورند، "کبد" و "کلیه" آنها از کار میافتد! همچنین چغندر، "سودا" را افزایش میدهد.(2)مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: أَطْعِمُوا مَرْضَاكُمُ اَلسِّلْقَ يَعْنِي وَرَقَهُ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً وَ لاَ دَاءَ مَعَهُ وَ لاَ غَائِلَةَ لَهُ وَ يُهْدِئُ نَوْمَ اَلْمَرِيضِ وَ اِجْتَنِبُوا أَصْلَهُ فَإِنَّهُ يُهَيِّجُ اَلسَّوْدَاءَ .
امام رضا عليه السلام : به بيمارانتان، چغندر يعنى برگ آن را بدهيد؛ چرا كه در آن، شفاست و هيچ بيمارىاى به همراه ندارد و هيچ عارضهاى در آن نيست و خواب بيمار را آرام مىسازد. از خودِ چغندر بپرهيزيد؛ زيرا سودا را تحريك مىكند.
الكافي ج 6 ص 369
بحارالانوار ج63 ص 216 / الوافي ج 19 ص 422 / الفصول المهمة ج 3 ص 120 / وسائل الشيعة ج 25 ص 198
و اصطلاحا سودا خشکی آدمها را زیاد میکند یعنی انعطاف آنها را پایین میآورد آن وقت نتیجهاش اختلال در روابط انسانی و افزایش نزاع میشود.چه شما حوزه کشاورزی را از شغل برتر حذف کنید و چه غلط به آن بپردازید؛ در هر دو فرض اختلال در روابط انسانی ایجاد میشود. شما باید مشاغل برتر را مشاغلی قرار دهید که اشیاء مورد نیاز برای تسخیر افراد محلات را تولید کنند. سه شغل اینها هستند: کشاورزی باغداری دام و طیور.
آن وقت محصولات مرتبط با این سه بخش (مشاغل برتر) هم باید متناسب باشد؛ مثلا الان شما "مرغ" را سر سفره مردم به گوشت اصلی تبدیل کردهاید. وقتی کسی این مرغهای صنعتی که شما تولید میکنید مصرف میکند غلبه سردی برایش پیدا میشود. وقتی غلبه سردی برایش پیدا شد مثلا "ام اس" گسترش پیدا میکند. لذا آدمهای مدرن همیشه دیدهاید آدم های فعالی نیستند، کاهش عملکرد دارند، خیلی گرم نمیگیرند. بعد میپرسد: چرا اینطور شدهام؟ میگوییم: چون شما گوشت مصرفیتان را گوشت سرد قرار دادهاید. بین الگوی تغذیۀ انسان و کاهش یا افزایش عملکرد انسان خیلی ارتباط است.
پس استانداردگذاری مشاغل یکی از مصادیق رسیدگی به حوزه مکاسب میشود. اولا ده یا پانزده شغل برتر را بگویید، سپس بحثهای اختصاصی را هم بگویید. این محور دوم بحث است.پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي طَلَبِ الْحَلَال»(3)
ص: 386 (فیه: سبعه بدل تسعه) / بحارالأنوار ، ج74، ص 27 و ج100،
ص: 9 و ص 18 / مستدرك الوسائل ، ج13، ص 12 و ص 20 / جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج22، ص 76 و ص 210.
یعنی: عبادت ده جزء است [که] نُه جزئش کسب حلال است. خیلی مهم است اگر کسب شهر حرام شود و به چالش کشیده شود، شهر دیگر اسلامی نیست.
دومین اقدام در حوزه مکاسب (که میتوانید آن را بعدا در حوزه شاخصها بحث کنید) این است که: [بررسی کنید که] چند نفر از مردم در شهر تجارت میکنند؟ و شهرداری برای توسعه تجارت چه خدماتی میدهد؟
در روایات تجارت سه خاصیت دارد. خاصیت اول: عقل انسانها را گسترش میدهد. در روایت میفرماید «تَرْكُ التِّجَارَةِ يَنْقُصُ الْعَقْلَ»(1)
امام صادق(علیه السلام): «ترک کردنِ تجارت، عقل را کم میکند.»
الكافي، ج5، ص148 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 2
وسائل الشيعة، ج17، ص 13
جهت مشاهده روایات بیشتر در زمینه "نقصان عقل در صورت ترک تجارت" ؛ به پیوست شماره 10 مراجعه کنید.
کسی که تجارت را ترک میکند، عقلش کم میشود. میدانید چون انجامدادنِ داد و ستد با مردم، نیاز به یک ظرافت و دقتهایی دارد؛ [لذا] زمینه رشد عقلی مردم را آماده میکند.دومین خاصیت: تجارت محرومیتزدایی طبیعی است. اگر شما به جای یارانهدادن و کمکهای دولتی، مردم را (به عنوان شغل دومشان) وارد تجارت کنید، به لحاظ زندگی عمومی زندگی بهتری پیدا میکنند. لذا امام صادق علیه السلام نفرمود: بروید تاجر بشوید؛ بلکه فرمودند: «تَعرَّضوا للتجارات»(2)
امیرالمومنین (علیه السلام): متعرض تجارت شوید؛ چرا که در آن بینیازی از آنچه در دست مردم است میباشد.
الكافي، ج5، ص 149 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 193(مرسلا) / الخصال، ج2، ص 621
سند خصال: حَدِيثِ الْأَرْبَعِمِائَة: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَال:...
الوافي، ج17، ص 124 / وسائل الشيعة، ج17، ص 11 و 12 (و فیه: للتجارات بدل للتجاره) / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج6، ص 11 / بحار الأنوار، ج10، ص 100 و ج100، ص 96 / جامع أحاديثالشيعة (للبروجردي)، ج22، ص 274
حتما شغل دومتان را تجارت قرار دهید و لو کم. بالاخره از یک معاملهای که شما انجام میدهید، یک مقداری درآمد برای شما حاصل میشود. پس کارکرد دوم تجارت یک نوع مدل محرومیتزدایی است.خاصیت سوم: جلوی رانت را می گیرد. فرض کنید مثلا اگر یک شهری ده توزیعکننده و دَه شرکت (مثلِ افق کوروش، جانبو و...) از شرکتهای زنجیرهای را داشته باشد؛ این شرکتها تعیینکنندۀ قیمت و کیفیت می شوند. اما اگر در یک شهری هزار نفر تولیدکننده وجود داشت؛ اتفاقا تجارت بیشتر به "کاهش قیمت" منجر میشود به "افزایش کیفیت" منجر میشود. چون افراد زیادی [تولید و] توزیع کالا را انجام میدهند، لذا شما گزینههای فراوانی برای خرید دارید و از هر کسی خرید نمیکنید بلکه از کسی که خرید میکنید که کالای با کیفیت بالاتری تولید کند. خیلی خاصیت این چنینی بر تجارتهای عمومی بار است. لذا شما در خدمات کالبدی یک شهر باید کاری کنید که مردم بیشتر تجارت کنند.
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «تَرْكُ التِّجَارَةِ يَنْقُصُ الْعَقْلَ.»
2) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ: تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَةِ فَإِنَّ فِيهَا غِنًى لَكُمْ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ.
الان بنده مشغول تهیه پیشنویسی هستم که برای قانون تجارت جمهوری اسلامی مینویسم که در حال آمادهشدن است. آنجا ایده اصلی این است که قانون تجارت جمهوری اسلامی باید تجارت را عمومی کند. اصلا این علامت پیشرفت است، نه اینکه تجارت برای پولدارها باشد. ما پای درس امیرالمومنین (علیهالسلام) نشستهایم؛ حضرت فرمودهاند: همه (به عنوان شغل دوم) بروند تجارت کنند.(1)به طلبهها میگویم بروید تجارت کنید. حالا طلبهها تجارت نمیکنند، دیگران هم که تجارت نمیکنند؛ خلاصه سه ضرر در جامعه ما به وجود آمده است.
در ایام کرونا یادتان میآید چند شهر در کشور آمریکا شورش شد و فروشگاهها غارت شد! بعد ارتش آمد سیستم توزیع را برقرار کرد.(2)
سال گذشته در پی اعلام وضعیت فوقالعاده در آمریکا، خبرگزاری رویترز در گزارشی درباره وضعیت امور نوشته بود فروشگاهی در شهر «آنیون» ایالت نیوجرسی ساعت 8 صبح فعالیت خود را شروع کرد اما همه موجودی شیر و بطریهای آبش ظرف 5 دقیقه تمام شد. در شهر «آستین» ایالت تگزاس هم بنزین مخازن پمپهای بنزین خالی شده و گزارش شد هیچ بطری مایع سفیدکننده در فروشگاههای زنجیرهای «هوم دیپو» در شهر «فرفکس» ایالت ویرجینیا پیدا نمیشد.
آدرس مطلب: خبرگزاری فارس - https://b2n.ir/h41639
چرا؟ چون فقط ده توزیعکننده آنجا هستند. ده توزیعکننده را با هر بحرانی می شود از کار انداخت.
اما اگر سیستم توزیع شهر، غیرمتمرکز باشد؛ به لحاظ امنیتی و پدافند غیرعامل هم این ضربهگیری بالایی دارد و به سرعت به چالش کشیده نخواهد شد. پدافند غیرعامل و مجلس شورای اسلامی باید کارهایی را انجام بدهند، ما به آنها هم داریم مشورت میدهیم.
مشورت من به شما [مدیران شهری] این است که: "کالبد مکاسب شهر" را طوری طراحی کنید که مردم به صورت حداکثری بتوانند تجارت کنند. نه اینکه مثلا قیمت سرقفلی مغازههای نزدیک حرم چند میلیارد باشد و کلی هم از آن مالیاتبگیرید، بعد قیمتها را بالا میکشد تا بتواند مغازه را مدیریت کند. وقتی در حوزه مکاسب بحث میکنیم؛ نقشه شهر مشهد را دیدهایم، میپرسیم: "کالبدهای تجارت عمومی" کجاست؟ میگویند: نداریم! ولی "کالبدهای تجارت برای خواص [سرمایهدارها]" قشنگ معلوم است! کالبد هتلها و مجتمع تجاری معلوم است! چه کسی این کار را کرده است؟ در بخشی [از این اشتباهات] شهرداری دخیل بودهاند که برخی از نظام مجوزها را صادر کردهاید؛ پس توبه کنید! و به سمت این برویم کالبد شهری را طوری طراحی کنیم که مردم بیشتر بتوانند تجارت کنند.
بحث دیگر: شهر مطلوب "ساختار تزکیه" هم دارد. الان ممکن است یک مدیری که حوصله نداشته باشد بگوید: دوباره وارد درس اخلاق و نصیحت شدیم! نه؛ اصلا قرار نیست کسی شما را نصیحت کند، بلکه میگویم: "کالبد تزکیه شهر" کجاست؟ چرا شهر باید "کالبد تزکیه" داشته باشد؟ چون جسم و وجود انسان پر از مواردی است که شما آن موارد را مضر برای سلامت انسان میدانید.
1) . همان.
2) . ارجاع پردازشی: بعد از باز شدن پای کرونا به کشورهای اروپایی و آمریکا هراس و دلهره موجب شد مردم برای ذخیره مواد غذایی و اقلام بهداشتی و محافظتی مثل ماسک به فروشگاهها هجوم بیاورند. در مواردی این هجوم به حدی بود که به سرعت این کشورها را با کمبود مایحتاج مردم روبرو و قیمتها را چند برابر کرد.
مثلا: همه انسانها باید از دفعهای روزانهای که دارند، تزکیه شوند، (تا چیزهایی که در قلب انسانها هست مثل حسد، حرص، استکبار، خشم و جنون. چون در انسان هم "قوه شرّ" و هم "قوه خیر" وجود دارد؛) لذا یکی از کارکردهایی که انسانها باید در دستور کار خود قرار بدهند و یکی از خدماتی که شما [مدیران شهری] باید به انسانها بدهید: "خدمات پاکسازی" است. (بنده کلمه "تزکیه" را امروزی ترجمه کردم تا برای شما قابل تفاهمتر باشد).
شما "کالبد پاکسازی" در شهر ندارید. مثلا: الان در شهرها دستشویی ندارید، در حالی که در گذشته وجود داشت ولی الان دستشوییهای در شهر برداشته شده است. آدمیزاد است و نیاز به دفع دارد؛ ولی شما ساختار پاکسازی در شهر را حذف کردهاید، لذا انسانها به "بیماریهای کلیوی" مبتلا میشوند،(1)
امام رضا (علیه السلام): كسى كه ميخواهد از ناراحتى مثانه شكايت نكند، بول خود را نگه ندارد و لو اينكه سوار مَرکب باشد.
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 35
بحار الأنوار، ج59، ص 323 / مستدرك الوسائل، ج1، ص 284
رُوِيَ: إِذَا جُعْتَ فَكُلْ وَ إِذَا عَطِشْتَ فَاشْرَبْ وَ إِذَا هَاجَ بِكَ الْبَوْلُ فَبُلْ وَ لَا تُجَامِعْ إِلَّا مِنْ حَاجَةٍ وَ إِذَا نَعَسْتَ فَنَمْ فَإِنَّ ذَلِكَ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ.
در فقه الرضا (علیه السلام) روایت شده است: ... هر گاه بول بر تو به هیجان آمد، بلافاصله بول کن ... چرا که این باعث صحت و سلامت بدن است.
الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص 340
بحار الأنوار ، ج59، ص 260 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 466
بعد شما با افتخار میروید "بیمارستان دیالیز" برای بیماریهای کلیویمیسازید! یکی از اطبای مشاورم به بنده میگفت: یک خیّری آمد پیش من گفت: «من یکی بیمارستان دیالیزی ساختم، در همان چند روز اول پر شد!» ایشان میگفتند: من به آن خیّر گفتم: «اگر ده بیمارستان دیگر هم بسازید، در همان روزهای اول پر خواهند شد!» چرا؟ چون شما در شهر ساختار پاکسازی ندارید. لذا شهرداری باید برای دستشوییهای عمومی فکری کند و برای اینها برنامهریزی کند. بعد میگویید: چه اتفاقی میافتد؟ میگویم: انسانها سالمتر میشوند و آن وقت دیگر مجبور نیستید هزینه سنگین دیالیز را بپردازید.یکی دیگر از مصادیق کالبدهای تزکیه در شهر، "فضای سبز شهری" است. فضای سبز شهری همانطور که عرض کردم اگر به محوریت "عطر" و "درختان مثمر" باشد، آرامش و راحت را به قلبها انتقال میدهد. یعنی ببینید شما با فضای سبز، قلوب را از جنون نهفته درون همه انسانها (همانطور که امام فرمودهاند) پاکسازی میکنید. مصادیق ساختار تزکیه در شهر یکی فضای سبز شهری است.
1) . ارجاع پژوهشی: قال الرضا ع: وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَشْتَكِيَ مَثَانَتَهُ فَلَا يَحْبِسِ الْبَوْلَ وَ لَوْ عَلَى ظَهْرِ دَابَّتِه.
اگر شما حوصله کنید و زود راجع به پیشنهاد بنده قضاوت نکنید، عرض میکنم: "حمامهای چهارمزاجی" را در شهر راه بیندازید. قدیم چون هبیتات نبود و بلدیهها ارتباطی با حوزههای علمیه داشتهاند؛ میدانید فقهاء و حکمای حوزههای علمیه خیلی توصیه میکردند که شهر دارای حمام باشد. البته الان مردم فکر میکنند حمام یک اتاقکی است که بروند سر خود را در آن بشویند و بیرون بیایند. اما "حمام" در "ساختار تزکیه شهری" جزو ابزارهای پاکسازی بدن محسوب میشود.
ما چهار نوع "خلط"(1)
«خلط رطوبتى است اندر تن مردم روان، و جايگاه طبيعى مر آن را رگهاست، و اندامهايى كه ميان آن تهى باشد، چون معده و جگر (کبد) و سپرز (طحال) و زهره(کیسه صفرا)، و اين اخلاط از غذا خيزد. و بعضى از خلطها نيك باشد و بعضى بد باشد، آنچه نيك باشد كه اندر تن مردم اندر افزايد، و به بدل آن تريها كه خرج ميشود بايستد، و آنكه بد باشد آن است كه بدين كار نشايد، و اين آن خلط باشد كه تن از آن پاك بايد كرد به داروها. و خلطها چهار گونه است: خون است و بلغم و صفرا و سودا.»
ذخيره خوارزمشاهى، ج1، ص33
در کتاب قانونچه در طب نیز چنین آمده:
«خلط در اصطلاح جسم تر و روانی را گویند که غذا نخست بار بدان تبدیل مییابد. اخلاط چهارند: خون که گرم است و تر، صفرا که گرم است و خشک، بلغم که سرد است و تر، و سودا که سرد و خشک است.»
قانونچه در طب (چغمینی)، ص 4
داریم، به تعبیر برخی از دوستان چهار نوع "سَم" در بدن همه انسانها وجود دارد. باید در یک ساختاری [اخلاط ناصالح] خالی شود. ساختار پیشنهادی اسلام برای خارج کردن "اخلاط ناصالح" ، "حمام چهارمزاجی" است کهچهار بخش دارد: بخش سرد و خشک، بخش گرم و خشک، بخش گرم و تر، و بخش سرد و تر.(2)وَ وَجَدْتُ فِي تَأْلِيفِ بَعْضِ الْأَفَاضِلِ بِهَذَيْنِ السَّنَدَيْنِ: قَالَ مُوسَى بْنُ عَلِيِّ بْنِ جَابِرٍ السَّلَامِيُّ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ الْأَجَلُّ الْعَالِمُ الْأَوْحَدُ سَدِيدُ الدِّينِ يَحْيَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ علبان الْخَازِنُ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِيقَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ. وَ قَالَ هَارُونُ بْنُ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هِشَامِ بْنِ سَهْلٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي وَ كَانَ عَالِماً بِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع خَاصَّةً بِهِ مُلَازِماً لِخِدْمَتِهِ وَ كَانَ مَعَهُ حِينَ حُمِلَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى أَنْ سَارَ إِلَى خُرَاسَانَ وَ اسْتُشْهِدَ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ بِطُوسَ وَ هُوَ ابْنُ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ:
وَ كَانَ الْمَأْمُونُ بِنَيْسَابُورَ وَ فِي مَجْلِسِهِ سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع وَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْمُتَطَبِّبِينَ وَ الْفَلَاسِفَةِ مِثْلَ يُوحَنَّا بْنِ مَاسَوَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ بْنُ بَخْتِيشُوعَ وَ صَالِحُ بْنُ سِلْهِمَةَ (خ ل: بلهمه) الْهِنْدِيُّ وَ غَيْرُهُمْ مِنْ مُنْتَحِلِي الْعُلُومِ وَ ذَوِي الْبَحْثِ وَ النَّظَرِ فَجَرَى ذِكْرُ الطِّبِّ وَ مَا فِيهِ صَلَاحُ الْأَجْسَامِ وَ قِوَامُهَا فَأَغْرَقَ الْمَأْمُونُ وَ مَنْ بِحَضْرَتِهِ فِي الْكَلَامِ وَ تَغَلْغَلُوا فِي عِلْمِ ذَلِكَ وَ كَيْفَ رَكَّبَ اللَّهُ تَعَالَى هَذَا الْجَسَدَ وَ جَمِيعَ مَا فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ الْمُتَضَادَّةِ مِنَ الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعِ وَ مَضَارِّ الْأَغْذِيَةِ وَ مَنَافِعِهَا وَ مَا يَلْحَقُ الْأَجْسَامَ مِنْ مَضَارِّهَا مِنَ الْعِلَلِ. قَالَ: وَ أَبُو الْحَسَنِ ع سَاكِتٌ لَا يَتَكَلَّمُ فِي شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فِي هَذَا الْأَمْرِ الَّذِي نَحْنُ فِيهِ هَذَا الْيَوْمَ وَ الَّذِي لَا بُدَّ مِنْهُ مِنْ مَعْرِفَةِ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ وَ الْأَغْذِيَةِ النَّافِعِ مِنْهَا وَ الضَّارِّ وَ تَدْبِيرِ الْجَسَدِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع عِنْدِي مِنْ ذَلِكَ مَا جَرَّبْتُهُ وَ عَرَفْتُ صِحَّتَهُ بِالاخْتِبَارِ وَ مُرُورِ الْأَيَّامِ مَعَ مَا وَقَفَنِي عَلَيْهِ مَنْ مَضَى مِنَ السَّلَفِ مِمَّا لَا يَسَعُ الْإِنْسَانَ جَهْلُهُ وَ لَا يُعْذَرُ فِي تَرْكِهِ فَأَنَا أَجْمَعُ ذَلِكَ مَعَ مَا يُقَارِبُهُ مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ.قَالَ: وَ عَاجَلَ الْمَأْمُونُ الْخُرُوجَ إِلَى بَلْخٍ وَ تَخَلَّفَ عَنْهُ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ كَتَبَ الْمَأْمُونُ إِلَيْهِ كِتَاباً يَتَنَجَّزُهُ مَا كَانَ ذِكْرُهُ مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ مِنْ جِهَتِهِ عَلَى مَا سَمِعَهُ مِنْهُ وَ جَرَّبَهُ مِنَ الْأَطْعِمَةِ وَ الْأَشْرِبَةِ وَ أَخْذِ الْأَدْوِيَةِ وَ الْفَصْدِ وَ الْحِجَامَةِ وَ السِّوَاكِ وَ الْحَمَّامِ وَ النُّورَةِ وَ التَّدْبِيرِ فِي ذَلِكَ.
فَكَتَبَ الرِّضَا ع إِلَيْهِ كِتَاباً نُسْخَتُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ أَمَّا بَعْد... أَنَّ تَرْكِيبَ الْحَمَّامِ عَلَى تَرْكِيبِ الْجَسَدِ لِلْحَمَّامِ أَرْبَعَةُ أَبْيَاتٍ مِثْلُ أَرْبَعِ طَبَائِعَ الْبَيْتُ الْأَوَّلُ بَارِدٌ يَابِسٌ وَ الثَّانِي بَارِدٌ رَطْبٌ وَ الثَّالِثُ حَارٌّ رَطْبٌ وَ الرَّابِعُ حَارٌّ يَابِسٌ.
علامه مجلسی (رحمت الله علیه) می گوید: من به خط علامه كامل در فنون علم و ادب علي بن عبدالعال كركى رساله را به اين لفظ ديدم: رساله ذهبيه در طبّ كه امام عليّ بن موسى الرضا عليه السّلام براى مأمون عباسى فرستاده براى حفظ صحت مزاج و تدبیر آن با غذاها و نوشیدنیها و داروها.
و همچنین این روایت (رساله ذهبیه) را در تالیفات بعضی از بزرگان دیگر با این دو سند یافتم:
سند اول: موسی بن علی بن جابر سلامی، از شیخ بزرگوار عالم بینظیر و دارای دینی استوار یحیی بن محمد بن علبان خزانه دار که گفت: ابومحمد حسن بن محمد بن جمهور ( این متن رساله ذهبیه را برای من روایت کرد).
سند دوم: هارون بن موسی تلعکبری از محمد بن هشام بن سهل که او گفت: حسن بن محمد بن جمهور برای ما نقل کرد که پدرم (محمد بن جمهور) که فردی عالم به جایگاه حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و از مخصوصان و ملازمان خدمتش بوده و در سفر مدینه به خراسان با او همراه بود و وقتی که حضرت در طوس به شهادت رسید وی نود و نُه سال داشت. وی میگوید:
مأمون در نيشابور بود و انجمنى داشت كه آقايم امام رضا عليه السّلام در آن شركت كرد و جمعى از پزشكان و فلاسفه مانند يوحنا ابن ماسويه، جبرئيل بن بختيشوع صالح بن سلهمه هندى و ديگران از دانشمندان و اهل نظر، و ذكر طب آمد و آنچه وسيله صلاح اجسام و زيست آنها است. مامون و حاضران در بحث آن غرق شدند و سخنها گفتند درباره تركيبى كه خدا از تن كرده و طبايع متضادى كه در آن آورده و در باره زيان و سود غذاها و اثر خوب و بد آنها در تن آدمى.
گفت: امام هشتم (علیه السلام) خاموش بود و چيزى در اين باره نميگفت و مأمون بآن حضرت گفت: اى أبو الحسن (علیه السلام)! در باره آنچه ما امروز در آن گفتگو داريم شما چه گوييد آنچه كه بايد دانست از غذاهاى سودمند و زيانبار و تدبير كار تن، امام فرمود: من در اين باره بگذشت زمان تجربهها دارم با آنچه از گذشتگان بمن رسيده كه آدمى را نرسد بدانها نادان ماند و ترك آنها كند، من آنها را با هر چه بدان مربوط است و نياز بدانستن دارد جمع آورى كنم.
گفت: مأمون شتابانه به بلخ رفت و امام هشتم (علیه السلام) را به جا نهاد و آنگه مأمون به حضرت نوشت كه به وعده خود عمل كند و آن كتاب را بنويسد در باره آنچه دانستن آن مورد نياز است كه از او شنيده و هر چه وى آزموده از خوراك و نوشابه و دارو و رگزدن و حجامت و مسواك و حمام و نوره و تدبير آنها و امام رضا (عليه السّلام) در پاسخ نامهاى نوشت بدين مضمون:
حمام مانند بدن آدميزاد از چهار طبيعت تركيب شده و داراى چهار خانه است: خانه اول: سرد و خشك است، خانه دوم: سرد و تر است، خانه سوم: گرم و تر است، خانه چهارم: گرم و خشك.
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 30/ بحار الأنوار، ج59، ص 322 ( و فیه: أَنَّ الْحَمَّامَ رُكِّبَ عَلَى تَرْكِيبِ الْجَسَدِ لِلْحَمَّامِ أَرْبَعَةُ بُيُوتٍ مِثْلَ طَبَائِعِ الْجَسَدِ)
مستدرك الوسائل، ج1، ص 375 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج5، ص 204
یعنی: چهار مزاج را در خود دارد. در1) . ارجاع پرورشی: حکیم جرجانی در تعریف "خلط" اینچنین آورده که:
2) . ارجاع پژوهشی: أَقُولُ وَجَدْتُ بِخَطِّ الشَّيْخِ الْأَجَلِّ الْأَفْضَلِ الْعَلَّامَةِ الْكَامِلِ فِي فُنُونِ الْعُلُومِ وَ الْأَدَبِ مُرَوِّجِ الْمِلَّةِ وَ الدِّينِ وَ الْمَذْهَبِ نُورِ الدِّينِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَالِي الْكَرَكِيِّ جَزَاهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنِ الْإِيمَانِ وَ عَنْ أَهْلِهِ الْجَزَاءَ السَّنِيَّ مَا هَذَا لَفْظُهُ: الرِّسَالَةُ الذَّهَبِيَّةُ فِي الطِّبِّ الَّتِي بَعَثَ بِهَا الْإِمَامُ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع إِلَى الْمَأْمُونِ الْعَبَّاسِيِّ فِي حِفْظِ صِحَّةِ الْمِزَاجِ وَ تَدْبِيرِهِ بِالْأَغْذِيَةِ وَ الْأَشْرِبَةِ وَ الْأَدْوِيَةِ قَالَ إِمَامُ الْأَنَامِ غُرَّةُ وَجْهِ الْإِسْلَامِ مُظْهِرُ الْغُمُوضِ بِالرَّوِيَّةِ اللَّامِعَةِ كَاشِفُ الرُّمُوزِ فِي الْجَفْرِ وَ الْجَامِعَةِ أَقْضَى مَنْ قَضَى بَعْدَ جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَغْزَى مَنْ غَزَا بَعْدَ أَبِيهِ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى إِمَامُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أبي [أَبُو] الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ النُّجَبَاءِ النُّقَبَاءِ الْكِرَامِ الْأَتْقِيَاءِ اعْلَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى آخِرِ مَا سَيَأْتِي مِنَ الرِّسَالَةِ.
این حمامها "فصد" و "حجامت" داریم. در حمام با پدیده پیشرفتۀ "دلک(ماساژ)" (1)
روايت دارم كه: اگر چيزى تن را ميافزود البته كه مالشدادن (ماساژ) بود، و همچنین لباس نرم، و همچنان بوى خوش و حمام گرفتن. و اگر مرده را مالِش(ماساژ) دهند و زنده شود من منكر نشوم!
الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص 346
بحار الأنوار، ج59، ص 261 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 466
روبرو هستید. یکی از کارکردهای خون در بدن این است که سموم را جمع آوری میکند و سپس از طریق مجاریِ دفع، آنها را دفع میکند. لذا وقتی شما به حمام میآیید؛ به وسیله "دلک(ماساژ)" و به وسیله فضای گرم حمام کمک میکنید که رسوباتِ درون عروق برداشته شده و گردش خون بهتر اتفاق بیفتد.(2)
امام رضا (علیهالسلام): حمام منافع زياد و قابل توجهى دارد: مزاج آدمى را به اعتدال ميكشاند، چرك و پليدى را بر طرف ميكند، رگهاى تن را از كوچك و بزرگ همه را نرم و ملايم ميسازد، اعضاء را تقويت ميكند، فضولات (و سمومِ) بدن را زايل مينمايد؛ مواد زايده را ذوب و نابود ميگرداند، عفونات را از ميان ميبرد.
طب الإمام الرضا عليه السلام (الرسالة الذهبية)، ص 30/ بحار الأنوار، ج59، ص 322 ( و فیه: يُذْهِبُ الْعَفَن بدل الْعُفُونَات)
مستدرك الوسائل، ج1، ص 375 / مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج5، ص 204
جهت مشاهده "تصاویری از حمامهای چهارمزاجی در گذشته" ؛ به پیوست شماره 11 مراجعه کنید.
حالا خود حمام یک بحثی است؛ مثلا: "نوره" به بازشدن پوست کمک میکند پس باعث دفع سریعترِ سموم از بدن خواهد شد. (3)امام صادق (علیه السلام): دواء چهار چیز است: سعوط و حجامت و نوره و حقنه (اماله).
الكافي ، ج8، ص 192
الوافي، ج26، ص 530 / وسائل الشيعة، ج25، ص 222 / بحار الأنوار ، ج59، ص 130
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ: وَ الدَّوَاءُ فِي أَرْبَعَةٍ الْحِجَامَةِ وَ النُّورَةِ وَ الْحُقْنَةِ وَ الْقَيْءِ.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): دواء در چهار چیز است: حجامت و نوره و حقنه و قیء.
دعائم الإسلام، ج2، ص 145
مستدرك الوسائل، ج16، ص 437 / بحار الأنوار ، ج59، ص 286 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 99
الزُّبَيْرُ بْنُ بَكَّارٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ فَضْلٍ الرَّسَّانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: مِنْ دَوَاءِ الْأَنْبِيَاءِ الْحِجَامَةُ وَ النُّورَةُ وَ السُّعُوط.
امام صادق (علیه السلام): از دواهای انبیاء حجامت و نوره و سعوط است.
طب الأئمة عليهم السلام)ابنابسطام)، ص 57
مستدرك الوسائل، ج1، ص 388
قال امیرالمومنین ع: النُّورَةُ مَشَدَّةٌ لِلْبَدَنِ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَد.
امیرالمومنین (علیه السلام): نوره کشیدن باعث استحکام بدن و پاککننده جسم است.
تحف العقول، ص 101
احْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: النُّورَةُ نُشْرَةٌ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَدِ.
امیرالمومنین (علیه السلام): نوره باعث ایجاد نشاط و پاکیزگی بدن است.
الكافي ، ج6، ص 506 / ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 22
سند ثواب الاعمال: أَبِي ره حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ
الخصال، ج2، ص 611 (حدیث اربعماه)
سند خصال: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
الوافي، ج6، ص 614 / بحار الأنوار ، ج73، ص 89 / وسائل الشيعة، ج2، ص 65
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ رَوَاهُ قَالَ: بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ابْنَ أَخِيهِ فِي حَاجَةٍ فَجَاءَ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَدِ اطَّلَى بِالنُّورَةِ. فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: اطَّلِ. فَقَالَ: إِنَّمَا عَهْدِي بِالنُّورَةِ مُنْذُ ثَلَاثٍ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: إِنَّ النُّورَةَ طَهُورٌ.
امام صادق (علیه السلام) برادر زاده خود را دنبال کاری فرستاده بودند، پس وقتی بازگشت دید که امام صادق (علیه السلام) نوره کشیده اند. پس حضرت به او فرمود: نوره بکش. او گفت: سه روز پیش این کار را انجام داده ام. حضرت فرمود: نوره مایه پاکیزگی بدن است.
الكافي ، ج6، ص 505
الوافي، ج6، ص 614 / وسائل الشيعة، ج2، ص 70
1) . ارجاع پژوهشی: وَ أَرْوِي: أَنَّهُ لَوْ كَانَ شَيْءٌ يَزِيدُ فِي الْبَدَنِ لَكَانَ الْغَمْزُ يَزِيدُ وَ اللَّيِّنُ مِنَ الثِّيَابِ وَ كَذَلِكَ الطِّيبُ وَ دُخُولُ الْحَمَّامِ وَ لَوْ غُمِزَ الْمَيِّتُ فَعَاشَ لَمَا أَنْكَرْتُ ذَلِكَ!
2) . ارجاع پژوهشی: عن ابیالحسن الرضا (علیه السلام): وَ مَنْفَعَةُ الْحَمَّامِ: تُؤَدِّي إِلَى الِاعْتِدَالِ وَ يُنَقِّي الدَّرَنَ يُلَيِّنُ الْعَصَبَ وَ الْعُرُوقَ وَ يُقَوِّي الْأَعْضَاءَ الْكِبَارَ وَ يُذِيبُ الْفُضُولَ وَ الْعُفُونَات.
3) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ مُعَتِّبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الدَّوَاءُ أَرْبَعَةٌ السَّعُوطُ وَ الْحِجَامَةُ وَ النُّورَةُ وَ الْحُقْنَة.
حالا اینها ساختارهای تزکیه شهر است. الان ساختار تزکیه نداریم؛ بنابراین سموم در بدن انسانها باقی میماند؛ آن وقت باید برویم "بیمارستان" بسازیم. "پیشگیری"، یک شعار کمرنگ در حوزه سلامت شهری است. شما باید از حوزه سلامت شهری و خدمات شهری، به بحث "پیشگیری" نگاه کنید. خلاصه اینکه ساختار تزکیه در شهر مشهد، به چالش کشیده شده است. هفته پیش که به مشهد آمده بودم، دوستان مشهدی یک تحقیقی راجع به گذشته شهر مشهد انجام داده بودند؛ محل حمامهای چهار مزاجی قبل الان معلوم است کدام منطقه بوده است. [و این حمامها] برای شستشو نبوده که مثلا بروید سرتان را بشویید [و برگردید]، بلکه هفتهای یکبار یا در بعضی از تعابیر حداقل دو هفتهای یک بار باید برای مردها اتفاق بیفتد(1)
امیرالمومنین (علیه السلام): دوست دارم برای مومن که در هر پانزده روز یکبار نوره بکشد.
الكافي ، ج6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 119
الوافي، ج6، ص 615 / وسائل الشيعة، ج2، ص 71
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً؛ فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّه.
امام صادق (علیه السلام): سنت در نوره در هر پانزده روز یک بار است. پس اگر بیست روز بر او بگذرد و پولی نداری قرض کن بر خدا (و این کار را انجام بده).
الكافي ، ج6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 119 / تهذيب الأحكام، ج1، ص 375
سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
وسائل الشيعة، ج2، ص 71 / الوافي، ج6، ص 616
و ماهی یکبار هم برای1) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أُحِبُّ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَطَّلِيَ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً.
خانمها.(1)
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و اله): هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد پس (ازاله) موی زهار خود را بیش از چهل روز ترک نکند. و حلال نیست برای زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد که این کار را بیش از پانزده روز رها کند.
الكافي ، ج6، ص 506 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 119
مكارم الأخلاق، ص 59
الوافي، ج6، ص 616 / وسائل الشيعة، ج2، ص 139
اگر شما این را انجام دهید کمک میکند به اینکه "اخلاط ناصالح" از بدن خارج شود. مثلا: شما [میتوانید] از زائران فراوانی هم که به مشهد میآیند [به وسیله حمامهای چهارمزاجی] پذیرایی کنید؛ و این زائر هم وقتی به شهر خود برمیگردد، سالم برمیگردد؛ مثلا: اگر سرد بوده [و غلبه سردی داشته است] حالا که یکبار از حمام شهر مشهد استفاده میکند، [مشکل غلبه سردی او برطرف شده و] گرم به شهر خود میرود.بحث ساختار تزکیه بحث مهمی است. اجازه بدهید همه ساختارها را بحث نکنم. فقط خواستم بگویم نُه نوع برنامهریزی باید در شهر اتفاق بیفتد.
برای "نفیسبیل" هم باید برنامهریزی صورت بگیرد. الان باز میگویید: «برنامهریزی برای نفی سبیل، برای ارتش و سپاه و بسیج است؛ به شهرداری چه ارتباطی دارد؟» میگویم: پیشنهاد برنامهریزیای که هم جزو "خدمات شهری" باشد و هم به "نفی سبیل" کمک میکند؛ راه اندازی مسابقات "سبق و رمایه" در شهر است. مسابقههایی که در اسلام پیشنهاد شده است (مثل اسب سواری و تیراندازی) اینها را باید شهرداری ورود پیدا کند [و در شهر راهاندازی کند]. بعد هم "مسابقه" است هم "شرطبندیِ حلال" است،(2)
امام صادق عليه السّلام فرمود: به راستى كه فرشتگان از شرط بندى بيزارى جويند و لعنت میکنند کسی را که این کار را انجام دهد؛ مگر در مسابقۀ اسب يا شتر دوانى و تير اندازى و نيزه بازى، و رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله با اسامة بن زيد، به شتر و يا اسب دوانى مسابقه داد.
من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 59 و ج 3، ص 48
الفصول المهمه، ج 2، ص 312
اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: لاَ سَبَقَ إِلاَّ فِي خُفٍّ أَوْ حَافِرٍ أَوْ نَصْلٍ يَعْنِي اَلنِّضَالَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسابقه دادن (شرط بندی) روا نيست؛ مگر در سه چیز : در شتر سوارى ، يا اسب دوانى، يا تيراندازى.
الکافی ج 5 ص 48 / قرب الاسناد ج 1 ص 88 / دعایم الاسلام ، ج 1، ص 345
الوافی ، ج 15، ص151 / وسایل الشیعه، ج 11، ص 493
وَ بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «لاَ بَأْسَ بِشَهَادَةِ اَلَّذِي يَلْعَبُ بِالْحَمَامِ وَ لاَ بَأْسَ بِشَهَادَةِ صَاحِبِ اَلسِّبَاقِ اَلْمُرَاهِنِ عَلَيْهِ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَدْ أَجْرَى اَلْخَيْلَ وَ سَابَقَ وَ كَانَ يَقُولُ إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ تَحْضُرُ اَلرِّهَانَ فِي اَلْخُفِّ وَ اَلْحَافِرِ وَ اَلرِّيشِ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ قِمَارٌ حَرَامٌ» .
تهذیب الاحکام، ج 6، ص 284
الوافی، ج 16، ص 1013 / وسایل الشیعه، ج 19، ص 253
و هم "ارتقاء آمادگی جسمانی" است برای "مبارزه با دشمن" است.1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكْ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَا يَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تَدَعَ ذَلِكَ مِنْهَا فَوْقَ عِشْرِينَ يَوْماً.
2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ لَتَنْفِرُ عِنْدَ اَلرِّهَانِ وَ تَلْعَنُ صَاحِبَهُ مَا خَلاَ اَلْحَافِرَ وَ اَلْخُفَّ وَ اَلرِّيشَ وَ اَلنَّصْلَ وَ قَدْ سَابَقَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ وَ أَجْرَى اَلْخَيْلَ » .
پس ببیند کار ارتش و سپاه نیست؛ بلکه کار شهرداری و خدمات شهری است. مگر شما الان سرمایه گذاری نمیکنید و مثلا به یک باشگاه "فوتبال" پول میدهید؟ به چه دلیلی شهرداریها به ورزش پول میپردازند؟ چون جزو سرانه هزینههای آنها است. ما میگوییم: این سرانۀ هزینه به جای اینکه صرف یک ورزش کم خاصیت شود، برای مسابقات "سبق و رمایه" هزینه شود. بنابراین شما باید در محلات، مسابقات محلات را راه اندازی کنید و یا حداقل کالبد شهری این اجازه را بدهد. این نقشههای محلات را که میکشید میبینید که بعضی وقتها جای مسجد هم ندارد. حالا مسجد را حل میکنیم من میگویم جای سبق و رمایه هم باید داشته باشد؛
یعنی: کالبد شهر را باید بین این نُه امر توزیع کنید همه را با هم پیش ببرید. پس طراحی فضای شهر تغییر پیدا میکند. کالبد مطلوب در یک شهر کالبدی است که نُه نوع ساختار در آن باشد. الان شما تفریحی، آموزشی و تجاری میبینید.
اگر به شما بگویند (حالا نمی خواهم تفصیلی بحث کنم) "ساختار عبرت" در یک شهری چیست؟ باید به آن توجه شود. عبرت میدانید به چه معناست؟ عبرت یعنی: پشیمانکردن آدمها قبل از اینکه تصمیم بگیرند. استحضار دارید -در تجربه شخصیِ همۀ ما وجود دارد- که همه آدمها بعد از تصمیمات غلط پشیمان میشوند.
مثلا: ده تصمیم مهم وجود دارد؛ اگر کسی این تصمیمهای مهم را غلط بگیرد، پشیمان میشود. مثلا انتخاب غلط "همسر"(1)
پيغمبر (ص) فرمود: چهار چيز از سعادت است و چهار چيز از شقاوت، اما چهار چيزى كه از سعادت است: زن صالح، خانه وسيع، همسايه خوب و مركب راهوار، و چهار چيزى كه از بدبختى است: همسايه بد، زن بد، خانه تنگ و کوچک و مركب بد.
مكارم الأخلاق، ص 126 / بحار الأنوار، ج73، ص 154
،که پشیمانی در آن دیگر معلوم نیست سودی داشته باشد. انتخاب غلط "رشته دانشگاهی" و "کتاب"(2)
امام حسن عليه السلام: در شگفتم از كسى كه درباره خوراك جسم خود مىانديشد چگونه درباره خوراك فكر خود نمىانديشد؟! شكمش را از آنچه زيانبار است پرهيز مىدهد، اما در سينه و قلب خود چيزهايى مىسپارد كه مايه نابوديش مىشود.
الدعوات (للراوندي)، ص 144
بحار الأنوار، ج1، ص 218
که آدم میخواند. مثلا چهار یا
1) . ارجاع پژوهشی: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَرْبَعٌ مِنَ السَّعَادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ؛ فَالْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعَادَةِ: الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ . وَ الْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقَاوَةِ: الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ وَ الْمَسْكَنُ الضَّيِّقُ وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.
2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع: عَجَبٌ لِمَنْ يَتَفَكَّرُ فِي مَأْكُولِهِ كَيْفَ لَا يَتَفَكَّرُ فِي مَعْقُولِهِ؟! فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا يُؤْذِيهِ وَ يُودِعُ صَدْرَهُ مَا يُرْدِيهِ.
پنج سال وقت میگذاری، مدرک هم میگیری؛ بعد میگویی که: علاقه نداشتم و همینطوری آمدم این رشته را خواندم! انتخاب غلطِ "غذا"، "دوست"(1)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آدمى بر آيين دوست خود است؛ پس هريك از شما مواظب باشد كه با چه كسى دوستى مىكند.
الأمالي (للطوسي)، ص 518
بحار الأنوار، ج71، ص 192 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 327
و "خانه" (2)هشام بن حکم از امام صادق(علیه السلام): وسعت داشتن منزل، از سعادت و خوشبختی است.
الكافي، ج6، ص 525 / المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشيعة، ج5، ص 299
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مِنْ شَقَاءِ الْعَيْشِ ضِيقُ الْمَنْزِلِ.
امام باقر(علیه السلام): از سختی زندگی، تنگی منزل است.
الكافی، ج6، ص 526 / المحاسن، ج2، ص 611
مكارم الأخلاق، ص 263 / وسائل الشيعة، ج5، ص 302
اینها تصمیمهای مهم هر آدمی هستند. من خواهش میکنم توجه کنید، بنده اگر در آمریکا در سازمان ملل هم صحبت کنم همین حرفها را میزنم. چون آنجا هم انتخاب غلط غذا، لباس و خانه همه اینها موضوعیت دارد. لذا قرآن "بیانٌ للنّاس" است و اینطور نیست که فقط برای مومنین باشد. حالا "عبرت" میگوید یک کاری انجام بدهید که آدمها قبل از این ده تصمیم اصلی، عاقبت کار خودشان را ببینند، نه بعد از تصمیم. انبیاء خیلی حرف پیشرفتهای زدهاند میگوید شما اگر ساختار عبرت نداشته باشید همه آدمهای شهرتان تصمیم میگیرند ولی بعد پشیمان میشوند. این خیلی خسارت بزرگی است! بنابراین شهر باید ساختار عبرت داشته باشد.آن وقت ساختار عبرت شهر چیست؟ سه-چهار ساختار عبرت وجود دارد: یکی این است که انبیا توصیه کردهاند گورستان هر شهر درون آن شهر باشد نه خارج از شهر. تا صبح به صبح که آدم ها بلند میشوند عاقبت کار خود را بدانند. مثلا: مردها بعضی وقتها با خانمها بداخلاقی میکنند؛ [در این مواقع] خیلی نصیحت جایی ندارد؛ ولی وقتی صبح به صبح آینده خودش را [با دیدنگورستانهای درون شهر] ببیند، احتمال دارد که رفتارش را با همسرش اصلاح کند. آدمها را باید با عبرت اصلاح کرد. شما به اسم بهداشت و یا هر اسم و علت دیگری؛ آمدهاید قبرستانها را به بیرون شهر بردهاید؛ مردم یادشان میرود که میخواهند کجا بروند! شما [با قراردادن قبرستان در شهر] یادشان بیندازید؛ این [کار دارای] حکمتی است.
1) . ارجاع پژوهشی: وَ بِإِسْنَادِهِ [أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْفَضْلُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ الشَّعْرَانِيُّ بِجُرْجَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَبُو مُوسَى الْمُجَاشِعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ الْمُجَاشِعِيُّ: وَ حَدَّثْنَاهُ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، وَ قَالا جَمِيعاً عَنْ آبَائِهِمَا، عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)] قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ.
2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنَ السَّعَادَةِ سَعَةُ الْمَنْزِلِ.
یکی دیگر از ساختارهای عبرت در شهر، "میراث فرهنگی" است. میراث فرهنگی هر شهری ساختار عبرت است؛ منتها نه به این نحوی که یونسکو(1)
چشم انداز: تمهیدات سیاسی و اقتصادی دولت ها در جهت تضمین حمایت پایدار و ناب از مردمان جهان کافی نیست. صلح باید مبتنی بر گفتگو و درک متقابل باشد و بر اساس همبستگی و انسجام فکری و اخلاقی بشریت بنا شود. در این راستا، یونسکو سازوکارهای آموزشی را به منظور کمک به مردم ایجاد کرده و بسط و گسترش می دهد تا همچون شهروندان جهانی عاری از نفرت و نابردباری (عقیدتی) زیست نمایند. یونسکو به گونه ای فعالیت می کند که هر کودک و شهروند به آموزش با کیفیت و برابر دسترسی داشته باشد. یونسکو با ترویج میراث فرهنگی و عزت برابر همه فرهنگ ها، پیوندها را در میان ملت ها تقویت می کند. یونسکو برنامه ها و خط مشی های علمی را به عنوان بسترهای توسعه و همکاری ترویج کرده و بهبود می بخشد. یونسکو پای آزادی بیان، به عنوان یک حق اساسی و شرط اصلی دموکراسی و توسعه، ایستاده است. یونسکو به عنوان آزمونگاه ایده، به کشورها کمک می کند تا استانداردهای بین المللی را اتخاذ کرده و برنامه هایی را مدیریت کنند که جریان آزاد ایده ها و تسهیم دانش را ترویج و تقویت می کنند.
آدرس مطلب: سایت فارسی یونسکو - https://b2n.ir/s21936
روایت میکند. یونسکو میگوید: اینجا محوطه تاریخی است. بنده مفصل همه اماکن تاریخی ایران را رفتهام دیدهام دشت سوسن و کرمانشاه و ... . میپرسم: آنجا را برای من توصیف کن. میگوید: این محوطه تاریخی هفت هزار سال قدمت دارد. اینطور شروع به روایتکردن میکند. بعد روایتش ناظر به روابط انسانی نیست. ولی امیرالمومنین(علیهالسلام) و امام صادق(علیهالسلام) میفرمایند: «خودتان را به ساختمانهای قدیمی و کهنه برسانید و بگویید: «اَینَ بانوک؟! این ساکنوک؟!»(2)به نقل از حسن صيقل - : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : يك ساعت انديشيدن بهتر از يك شب عبادت كردن است؟ حضرت فرمود : آرى. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: ساعتى انديشيدن، بهتر است از شبى را به عبادت گذراندن. عرض كردم: چگونه بايد انديشيد؟ فرمود: بر خانه هاى ويران بگذرد و بگويد: كجايند سازندگان شما؟! كجايند ساكنان شما؟! چه شده است كه سخن نمى گوييد؟!
المحاسن ج1 ص 26
وسایل الشیعه ج 1 ص 197/ بحارالانوار ج 68 ص324
بعد حضرت میفرماید اگر این جمله را بگویید هفتاد سال عبادت است. همیشه وقتی آدمها باید به اماکن تاریخی میرسند بگویند، بانیان شما کجا رفتهاند؟! آن کسی که دستور داد تو را ساختند کجاست؟! آنهایی که ساکن تو بودهاند کجا هستند؟! اینها عبرت است.
ولی شما روایتِ میراث فرهنگی را به یونسکو واگذار کردهاید! اصفهان که اینطور بود من به آقای شهردار و دوستان شورای شهر گفتم. چون تقریبا اولین شهر ایران از حیث داشتن اماکن تاریخی و میراث فرهنگی؛ اصفهان است. در آنجا باید اصلاح روایت اتفاق بیفتد. حالا شما هم باید همین کار را انجام بدهید. شهرداری باید به میراث فرهنگی اهمیت بدهد.مثلا: الان این "مقبره نادر" که در این شهر است و ظاهرا قبر ایشان است؛ از اول جوانی و نوجوانی مشهد میآمدم، هیچ وقت رغبت نکردم بروم مقبره نادر را بررسی کنم. چرا؟ چون هیچ روایتی ندارد. همیشه همین کنار درب "مقبره نادر" به بچهها گفتهایم این نادر است. حالا نادر کجاست؟ الان روایت مبتنی بر روابط انسانیاش کجاست؟ شما میتوانید بگویید: نادر شاه با زنها چطور رفتار میکرد؟ این را جزو روایت نادر شاه بگذارید، یا نادر چه غذایی میخورد؟ را برای مردم روایت کنید. در بعضی از این اماکن تاریخی ایران که رفتهام مردم آنجا خر کباب میکردند میخوردند؛ خوب است اینها را به مردم بگویید. اینجا که آمدهاید اینها فکر
1) . ارجاع پردازشی: یونسکو سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد است. این سازمان به دنبال ایجاد صلح از طریق همکاری بین المللی در حوزه های آموزش، علوم و فرهنگ است. برنامه های یونسکو با نیل به اهداف توسعه پایداری معاضدت و هم بخشی دارد که در دستور کار 2030، مصوب مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2015 تعریف و تبیین شده است.
2) . ارجاع پژوهشی: ابِي عَنْ بُنَانِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ عَنْ حُسَيْنٍ اَلْكَرْخِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّيْقَلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ قَالَ نَعَمْ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ قُلْتُ كَيْفَ يَتَفَكَّرُ قَالَ يَمُرُّ بِالدُّورِ اَلْخَرِبَةِ فَيَقُولُ: أَيْنَ بَانُوكِ؟ أَيْنَ سَاكِنُوكِ؟ مَا لَكِ لاَ تَتَكَلَّمِينَ؟!
میکردند گوشت خر بهترین غذا است اینها را به مردم بگویید. در حالی که انبیاء فرمودهاند: «بهترین گوشت، گوشت گوسفند است.» (1)
به نقل از سهل بن زياد، از يكى از هممسلكانش (به گمان، محمّد بن اسماعيل): يكى از ما نزد امام رضا عليه السلام، از گوشت، ياد كرد و گفت: هيچ گوشتى خوشتر از گوشت بز نيست. پس، امام رضا عليه السلام به او نگريست و فرمود: «اگر خداوند، گوشتى خوشتر از گوشت ميش(گوسفند) آفريده بود، همان را فديه اسماعيل عليه السلام مىساخت».
الكافي، ج6، ص 310
الوافي، ج19، ص 289 / وسائل الشيعة، ج25، ص 43
مثلا: نادر با اسرا چطور رفتار میکرد؟ اینها را برای مردم روایت کنیم.یونسکو که این کارها را انجام نمیدهد؛ یونسکو کالبدی فیزیکال روایت میکند، ولی ما ناظر به روابط انسانی روایت میکنیم. این جزو ساختار عبرت شهر است.
به هر حال نُه نحوه برنامهریزی است که باید در کالبد شهری باشند. آخرین نقشه که دو سه روز پیش از شهر مشهد دیدم به صورت کلی منطقههای شهری را که روایت کرده بود، ساختار عبرت را نگفته بود یا اگر هست مورد توجه شما نیست. ساختار عبرت باید برجسته شود و کالبد شهری بر اساس این نه محور باز تعریف شود. مدیران شهری نباید وعظ و نصیحت کنند، باید کالبد شهری را متناسب با روابط انسانی باز تعریف کنند. بحث من این است. مجموعه [این نُه نمونه از] خدمات شهری را باید داشته باشد. این بحث دوم من.
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: ذَكَرَ بَعْضُنَا اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَقَالَ: مَا لَحْمٌ بِأَطْيَبَ مِنْ لَحْمِ الْمَاعِزِ. قَالَ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع وَ قَالَ: لَوْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُضْغَةً هِيَ أَطْيَبُ مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بِهَا إِسْمَاعِيلَ ع.
و اما بحث سوم و آخر بنده [عبارت است از اینکه:] حالا کدام یک از این نُه کالبد، اولویت دارد؟ تا کار را شروع کنیم. فرض کنید نظریه " محله امام رضا 7"مورد پذیرش واقع شده و میخواهیم به سمت اجرا برویم؛ کدام کالبد اولویت دارد؟
اقدام سوم که داریم "اقدامهای ارتباطی" است. یعنی: اقدامی که ارتباط دستگاه برنامهریزی را با مردم برقرار میکند، برای شروع کار است؛ برای همین اسمش را "اقدامات ارتباطی" گذاشتهایم؛ چون ارتباط ساختار را با مردم برقرار میکند. همیشه "برنامهریزیهای تمدن اسلامی" از اجرای "اقدامات ارتباطی" شروع میشود. این کار را باید در دستور کار قرار دهید. یعنی: یکسری کارهایی شما انجام میدهید، مردم ارتباطشان را با ایده و فکر شما برقرار میشود.
قبل از اینکه مصادیق پیشنهادهای خودم را برای شهر مشهد تدوین کنم، یک نکتهای را عرض کنم: ما در الگوی پیشرفت اسلامی سه نوع اقدام داریم که خیلی مهم است (خواهش میکنم توجه کنید): یک نوع "اقدامهای زیرساختی" یا "اقدامهای بنیادین" هستند. مثل: تعویض ساختمانها اینکه ساختمانهای شهر آپارتمان باشند یا به سمت این بروند که دار واسعه باشند، این جزو اقدامهای زیر ساختی است زمان هم میبرد.
یک سری اقدامها داریم که به آنها "اقدامات مشارکتی" میگوییم. یعنی: اقداماتی که مردم هم باید به کمک بیایند و شهرداری نباید به تنهایی انجام بدهد، بلکه باید مردم را هم در این تصمیمها مشارکت بدهد. این هم یک نوع اقدام است.
حالا من از این اقدامات ارتباطی چهار پنج مورد را عرض میکنم: یک یا دو اقدام در ساختار تزکیه شهر انجام دهید. لذا به سمت اینکه شهر مشهد دستشوییهایش احیا شود بروید. همه دعایتان میکنند و هیچ کس از این اقدام شما برداشت بد ندارد. نمیگویند شما سوءاستفاده کردهاید، هیچ نگاه بدی پیدا نمیکنند.
اگر بتوانید کنار دستشوییها فضای سبز هم تغییر دهید، یک اقدام ارتباطی است. صبح به صبح که مردم خصوصا در محله امام رضا7 میآیند(1)
انتقال از متن
حداقل فضای سبز را عوض کنید. عددهای متفاوتی دوستان گفتهاند نمیدانم دقیقا چند میلیون زائر به شهر مشهد میآید و میرود. همه اینهایی که میآیند عطر درختان را استشمام کنند.عذرخواهی میکنم این مثال را میزنم ولی خب گاهی وقتها شاید خوب باشد. میگویند بعضی از خیابانهای کشور فرانسه شهر پاریس اینها فقط آمدهاند نوع درخت را عوض کردهاند بعد سنجابها هم آنجا به صورت طبیعی زیست طبیعی پیدا کردهاند برای این شهر جاذبه توریستی شده است. حالا ما با آن مدل نمیخواهیم. مثلا فرض کنید اگر بشود که باید بررسی شود که ما بررسی کردهایم ولی باید بررسی دقیقتری کنیم، اگر معابر نزدک حرم "درخت بِه" باشد. بعد زائر و مجاور شما "عطر بِه" (2)
امام صادق (علیه السلام): خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه همراه او بوی "بِه" بود.
الكافي، ج6، ص 358
الوافي، ج19، ص 400 / بحار الأنوار، ج14، ص 460
قَالَ الصادق ع: رَائِحَةُ السَّفَرْجَلِ رَائِحَةُ الْأَنْبِيَاء.
امام صادق(علیه السلام): بوی "بِه" بوی انبیاء است.
مكارم الأخلاق، ص 172
قَالَ الصادق ع: رَائِحَةُ الْأَنْبِيَاءِ رَائِحَةُ السَّفَرْجَلِ وَ رَائِحَةُ الْحُورِ الْعِينِ الْآسُ وَ رَائِحَةُ الْمَلَائِكَةِ الْوَرْدُ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا أَوْجَدَ مِنْهُ رِيحَ السَّفَرْجَل.
امام صادق (علیه السلام): بوى انبياء بوى "بِه" است، و بوى حور العين بوى مورد است. و بوى ملائكه بوى گل سرخ است، و خداوند هيچ پيامبرى را بر نينگيخت جز آنكه از او بوى "بِه" استشمام میشد.
مكارم الأخلاق، ص 172
دریافت میکند، خیلی مزیت ویژهای است و جذابیت دارد. لذا اولویت طرحهای پیشنهادی ما احیاء ساختارهای تزکیهای در شهر است.
من دستشویی را عرض کردم فضای سبز شهری و حمامهای چهار مزاجی را عرض کردم. اگر دیدید وزارت بهداشت که ممکن است یک مقدار استدلال بر خلاف این بیاورد میتوانید به اسم اماکن تاریخی احیا کنید؛ شما بلدید گزارشهای کارشناسی را چطور تغییر دهید. ولی به هر حال میشود فضا را به این سمت ببریم که این موارد احیا شود. آقایان! خواهش من این است اجازه دهید شهرداری به پاکسازی جسم و روح مردم کمک کند. ما با مردمی پر از سموم و پر از اخلاط ناصالح و پر از مسائلی که برای قلبشان چالش ایجاد میکند روبرو هستیم! باید برای [رفع این چالشها و مشکلات مردم] برنامهریزی کرد.مثلا: میدان فاطمی شهر تهران را حتما رفتهاید همان جایی که وزارت کشور است. بنده به خاطر جلسات بعضی اوقات به آنجا میروم. یک مجموعه کبوتر آوردهاند آنجا گذاشتهاند (حالا به چه انگیزهای نمیدانم). آنجا دود و ترافیک ساختمانهای بلند
1) . که شما اسمش را منطقه ثامن گذاشتهاید. این نامگذاریها هم یک مقدار دقت شود وقتی میگوییم منطقه ثامن یک حس تکنیکال به آدم دست میدهد آدم با آن ارتباطی برقرار نمیکند اما وقتی با اسم امام نامگذاری کنیم مثلا بگوییم محله امام رضا7 هر جای دنیا هم باشیم بگوییم ما قرار است یک هفته در محله امام رضا7 زندگی کنیم جذبهاش خیلی بالا میرود. به هر حال در محله امام رضا7...
2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً إِلَّا وَ مَعَهُ رَائِحَةُ السَّفَرْجَلِ.
مرتبه؛ این کبوترها یک حس انسانی را به آدمها منتقل میکند. اینجا در حرم امام رضا7 خودتان کبوتر دارید. با آستان قدس میشود رایزنی کرد. "کبوتر"؛ در بین پرندگان از حیث تاثیرگذاری مثبت بر زندگی انسان، تقریبا پرنده اول است. میدانید یکی از خاصیتهایش این است که جنها را از انسان دور میکند.(1)
امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانهای نیست که در آن کبوتر باشد، مگر آنکه به اهل آن خانه هیچ آسیبی از جن نخواهد رسید؛ همانا بیخردانِ جن در خانه بازی میکنند، و (اگر کبوتر در خانه باشد) با کبوتر بازی میکنند و انسان را رها میکنند.»
الكافي، ج6، ص 546
الوافي، ج20، ص 854 / وسائل الشيعة، ج11، ص 516 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:«الْحَمَامُ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ (ع) الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ. وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ. قَالَ: فَرَأَيْتُ فِي بُيُوتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَمَاماً لِابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ.»
ابو سلمه می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «كبوتر از پرندههاى پيامبراناست كه در خانه خود نگهمیداشتند و هیچ خانهای نیست که در آن کبوتر باشد مگر آن که آفتی از جن به اهل آن خانه نمیرسد؛ چون که همانا بیخردانِ جن در خانه بازى كنند و (اگر در خانه کبوتر باشد) با كبوتر بازى كنند و مردم (و اهل خانه) را رها میکنند.» (ابو سلمه) گفت: ديدم كبوتری از آنِ پسرش اسماعيل در خانه امام صادق(علیه السلام) بود.
الكافي، ج6، ص 547
وسائل الشيعة، ج11، ص 516 / الوافي، ج20، ص 855 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
عَنْهُ (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: «إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَةِ الْحَمَامِ لَتَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ.»
امام صادق(علیه السلام): «همانا صدای بالزدنِ کبوتر شیاطین را دور میکند.»
الكافي، ج6، ص 547 / من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 350(مرسلا عن امیرالمومنین(ع))
الوافي، ج20، ص 856 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 19(و فیه: خفیق بدل حفیف)
پدیده مَسّ جن و پیدایش بیماریهای ماورایی کاهش پیدا میکند. بنابراین آدمها با آرامش روحی بهتری زندگی میکنند.نباید از جاهای زیرساختی با مردم و حتی با مدیران شهری صحبت کرد. گفتهاند: «سنگ بزرگ نشانه نزدن است.» یعنی: اگر شما بروید از کارهای زیرساختی بحث را آغاز کنید؛ معلوم نیست حتی یک طرح جلو برود. ولی اگر بیایید همین طرحهای ساختارهای تزکیه را شروع به احیاءکردن کنید، یک قدم خیلی مهمی است.
در بخش شاخصهها و ارزیابیها هم اقدام مهمی که باید انجام داد [این است که:] مطالعات نقشه محلات مطلوب را آغاز کنید. مثلا [بررسی شود که] دقیقا در محله مطلوب به لحاظ کالبدی، به لحاظ جمعیتی، ارتباطاتش با سایر محلات و ... به چه نحویاست. ما نیاز داریم و جزو اقدامات اولیه است که درباره آینده شهر مشهد به محوریت محلات یک نقشه داشته باشیم. اینها باید بحث و تدوین شود. این گزارشهایی که دوستان به بنده دادهاند و بنده دیدم؛ اینها همه نقشه مناطق شهری است. همانطور که عرض کردم محلات یک خطوط اعتباری هستند، بر اساس ارائه خدمات نیست. این هم یک اقدامی است که باید در دستور کار
1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ يُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَتْرُكُونَ الْإِنْسَانَ.»
قرار بگیرد. پس این هم یک پیشنهاد است. تا الان چهار پیشنهاد ارائه شد: سه پیشنهاد درحوزه ساختار تزکیه و ساختار پاکسازی عرض کردم، یک پیشنهاد هم در حوزه فرقان و شاخصههای ارزیابی پیشنهاد دادم که باید به آن پرداخته شود.
یکی از بحثهای دیگری که در همین ایام میشود به آن پرداخت و خیلی هم بحثی ندارد، گفتگو راجع به الگوی مطلوب تفریح در شهر مشهد است. شما پدیده "شاندیز" و "موجهای آبی" را پذیرفتهاید؟ یا نه؛ میشود به یک تفریح دیگری هم فکر کرد؟ من عرض میکنم: مبنای تقریح باید درست باشد. فرض کنید برنامه "خندوانه" شما دارید؛ آقای [رامبد] جوان میگوید: من در حال شادکردن مردم ایران هستم. من یک وقتی به مدیران صدا و سیما گفتم: آیا شادی فقط از طریق "جوک" و "مطایبه" قابل تامین است؟ یا نه؛ چیزهای دیگری هم هست؟ ما [در اسلام] حداقل ده نوع مسئله شادیآفرین داریم.(1)
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: النَّشْوَةُ )النُّشْرَةُ) فِي عَشَرَةِ أَشْيَاءَ: الْمَشْيُ وَ الرُّكُوبُ وَ الِارْتِمَاسُ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلُ وَ الشُّرْبُ وَ النَّظَرُ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ الْجِمَاعُ وَ السِّوَاكُ وَ مُحَادَثَةُ الرِّجَالِ.
الخصال، ج2، ص 443
بحار الأنوار، ج73، ص 322 / الفصول المهمة، ج3، ص 17 / وسائل الشيعة، ج2، ص 11
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَدَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا صُهَيْبُ بْنُ عَبَّادٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ: النَّشْوَةُ )النُّشْرَةُ) فِي عَشْرِ أَشْيَاءَ: فِي الْمَشْيِ وَ الرُّكُوبِ وَ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ وَ النَّظَرِ إِلَى الْخُضْرَةِ وَ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ وَ الْجِمَاعِ وَ السِّوَاكِ وَ غَسْلِ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ وَ النَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ وَ مُحَادَثَةِ الرِّجَالِ.
امام صادق عليه السلام: شادابى، در ده چيز است: پيادهروى، سواركارى، فرو رفتن در آب، نگاه كردن به سبزه، خوردن و آشاميدن، همبسترى، مسواك كردن، شستن سر با [گُل] خَطْمى، نگاه[حلال] به زن زیبا و گفتگو با مردان [بزرگ].
الخصال، ج2، ص 443 / المحاسن، ج1، ص 14
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
جهت مشاهده مباحث بحث نسبتا تفصیلی در رابطه با "عوامل شادیآفرین در روایات"؛ به پیوست شماره 4 مراجعه کنید.
همچنین برای مطالعه بیشتر در این رابطه؛ به متن پیاده فوری "پروتکلهای فقهی مدیریت کرونا" از سری مکتوبات شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی (قسمت پروتکلهای تقویت قلب) مراجعه کنید:
https://eitaa.com/olgou4/3391
روی آن مطالعه کنید. مثلا: اولین مسئله شادیآفرین، "نکاح" است.(2)پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در اسلام، هيچ بنايى ساخته نشده كه نزد خداى بزرگ، محبوبتر از [بناى] ازدواج باشد.
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 383
وَ عَنْهُ (عبدالله بن جعفر الحمیری) عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي فَقَالَ لَهُ: هَلْ لَكَ زَوْجَةٌ؟ قَالَ: لَا. قَالَ: لَا أُحِبُّ أَنَّ لِيَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا، وَ أَنِّي أَبِيتُ لَيْلَةً لَيْسَ لِي زَوْجَةٌ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَكْعَتَيْنِ يُصَلِّيهِمَا رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهَارَهُ أَعْزَبُ. ثُمَّ أَعْطَاهُ أَبِي سَبْعَةَ دَنَانِيرَ قَالَ: تَزَوَّجْ بِهَذِهِ».
امام باقر(علیه السلام) از امام صادق(علیه السلام): مردی نزد پدرم (موسی بن جعفر(علیه السلام) آمد. حضرت به ایشان فرمود: آیا همسر داری؟ او گفت: نه. حضرت فرمود: من دوست نمیدارم که تمام دنیا و آنچه در آن است برای من باشد در حالیکه یک شب بدون همسر به صبح برسانم! سپس فرمود: دو رکعت نماز شخص متاهل افضل از مردی است که شب نماز بخواند و روز روزه بگیرد در حالی که مجرد باشد. سپس پدرم هفت دینار به آن مرد داد و فرمود: برو با این ازدواج کن.
قرب الإسناد، ص 20
بیش از نیمی از جوانانِ شما (دو سوم جوانان) مجرد هستند! یعنی:عامل اصلی شادی و تفریح را ندارند! بعد شما برای آنها پارک میسازید و میگویید: بیا فعلا این درختها را ببین! آنجا هم که میآید با رفیقش قرارمیگذارد و برای پارک نمیآید. تفریحهای اصلی را نمیتوان حذف کرد! باید تفریحهای اصلی را احیاء کنید. لذا من اینجا باز پیشنهاد اجرایی نمیدهم باز این جزو پیشنهادهای مطالعاتی است. میگویم اجازه دهید راجع به "تفریح مطلوب" بحث شود. پس این هم دو پیشنهاد در حوزه کالبد و ساختارهای مرتبط با ارزیابی.
اصفهان که رفته بودیم آقایان شورای شهر ما را فرستادند تقریبا تمام اماکن تفریحی شهر اصفهان را ببینیم. باغ پرندگان، ماهیها (آکواریوم) موزه -جای شما خالی همه اینها را رفتیم- ولی خب بعد وقتی نگاه کردیم دیدیم مثلا همه اینها ده درصد شادی و تفریح را به مردم انتقال میدهد. این مهم است خودش یک جلسه میخواهد [که بحث کنیم راجع به اینکه:] تفریح مطلوب چیست؟ اصلا تفریح در محله یا در پارک ملت باشد؟ پارک بزرگ برای تفریح یا پارک محله میسازید؟ تفریح در خانه یا خارج از خانه باشد؟ اینها بحثهای نظری تفریح است. باید راجع به آن بحث کرد.
دو پیشنهاد هم در [مورد اولویتهای] حوزه مکاسب بدهم و عرایضم را جمع کنم:
یک پیشنهاد این است که "باغچه طیبات" را در شهر مشهد راهاندازی کنید. تعریف "باغچه طیبات" چیست؟
مردم نیاز به خوردن غذاهای طیب دارند. قرآن میفرماید: «کلوا من الطیبات» از طیبات بخورید.(1)
اى پيامبران! از خوردنىهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته انجام دهيد مسلماً من به آنچه انجام مىدهيد، دانايم.
یکی از نکاتی که به اهمیت فراوان خوردن طیبات دلالت دارد این است که: در قرآن شریف هر جا به خوردن حلال سفارش شده، بدون قید طیّب ذکر نشده است:
« وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» ) سوره مبارکه مائدة، آیه 88 (
و از نعمت هاى حلال و پاكيزهاى كه خدا روزى شما فرموده بخوريد و از خدايى كه به او ايمان داريد، پروا كنيد. (ترجمه انصاریان)
« فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» ) سوره مبارکه نحل، آیه 114 (
از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است، حلال وپاكيزه بخوريد، و نعمت خدا را سپاس گزاريد، اگر تنها خدا را مىپرستيد. (ترجمه انصاریان)
« يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ» ) سوره مبارکه بقرة، آیه 168 (
اى مردم! از آنچه [از انواع ميوهها و خوردنىها] در زمين حلال و پاكيزه است بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد زيرا او نسبت به شما دشمنى آشكار است. (ترجمه انصاریان)
«وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ» (سوره مبارکه اعراف، آیه 157)
پاكيزهها را بر آنان حلال مىنمايد، و ناپاكها را بر آنان حرام مىكند. (ترجمه انصاریان)
این طیبات باید به نحو تازه مصرف شوند نه به نحو صنعتی. میدانید ما از مصرف غذای پختۀ مانده نهی شدهایم.(2)مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ: كَانَ يَقُولُ: مَا أَكَلْتُ طَعَاماً أَبْقَى وَ لَا أَهْيَجَ لِلدَّاءِ مِنَ اللَّحْمِ الْيَابِسِ يَعْنِي الْقَدِيدَ.
امام هادى (عليه السلام) همیشه میفرمود: هيچ خوراكى را سنگينتر و بيمارىآورتر از گوشتِ خشكشده نخوردهام.
كافي، ج6، ص 314
الوافي، ج19، ص 296 / وسائل الشيعة، ج25، ص 55
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: شَيْئَانِ صَالِحَانِ لَمْ يَدْخُلَا جَوْفَ وَاحِدٍ قَطُّ فَاسِداً إِلَّا أَصْلَحَاهُ وَ شَيْئَانِ فَاسِدَانِ لَمْ يَدْخُلَا جَوْفاً قَطُّ صَالِحاً إِلَّا أَفْسَدَاهُ فَالصَّالِحَانِ الرُّمَّانُ وَ الْمَاءُ الْفَاتِرُ وَ الْفَاسِدَانِ الْجُبُنُّ وَ الْقَدِيدُ.
امام صادق عليه السلام: دو چيزِ مناسباند كه به هيچ درونِ نادرستى درنيايند، مگر اين كه آن را به درستى آورند، و دو چيز نامناسباند كه به هيچ درون سالمى درنيايند، مگر اين كه آن را نادرست [و ناسالم] كنند. آن دو چيزِ مناسب، عبارتاند از: انار و آب نيمگرم؛ و آن دو چيز نامناسب نيز عبارتاند از: پنير و گوشت خشك شده.
الكافي ، ج6، ص 314
وسائل الشيعة، ج25، ص 55 / الوافي، ج19، ص 297 / الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)، ج3، ص 69 / بحار الأنوار، ج63، ص 64
)عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد) قَالَ وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثَةٌ يَهْدِمْنَ الْبَدَنَ وَ رُبَّمَا قَتَلْنَ: أَكْلُ الْقَدِيدِ الْغَابِّ وَ دُخُولُ الْحَمَّامِ عَلَى الْبِطْنَةِ وَ نِكَاحُ الْعَجَائِزِ.
امام صادق عليه السلام: سه چيز، بدن را فرسوده مىكند و شايد هم [فرد را] بكُشد: خوردن گوشت خشكيده فاسد، حمّام رفتن با شكم پُر، و همبسترى با پيرزنان.
الكافي، ج6، ص 314 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 126
وسائل الشيعة، ج25، ص 56 و ج2، ص 52 / الوافي، ج19، ص 297 و ج6، ص 608
عَنْهُ (مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى) عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: الْقَدِيدُ لَحْمُ سَوْءٍ لِأَنَّهُ يَسْتَرْخِي فِي الْمَعِدَةِ وَ يُهَيِّجُ كُلَّ دَاءٍ وَ لَا يَنْفَعُ مِنْ شَيْءٍ بَلْ يَضُرُّهُ.
امام هادى عليه السلام همیشه میفرمودند: گوشت نمكْسود خشكشده، بد گوشتى است؛ زيرا در معده از هم باز مىشود، هر بيمارىاى را بر مىانگيزد، هيچ سودى در بر ندارد، و تنها، زيان مىرساند.
الكافي ، ج6، ص 314
الوافي، ج19، ص 296 / وسائل الشيعة، ج25، ص 55
در مورد شیر هم مهمترین مولفه مطرح شده در روایات اهلبیت عصمت و طهارت پیرامون شیر، وصف "تازه بودن آن" است:
عن عبد اللّه بن سنان عن الإمام الصادق عَلَیهِ السَّلَامُ: شَكا نَبِيٌّ مِنَ الأَنبِياءِ إلَى اللّهِ عز و جل الضَّعفَ، فَقيلَ لَهُ: اطبَخِ اللَّحمَ بِاللَّبَنِ؛ فَإِنَّهُما يَشُدّانِ الجِسمَ. قالَ: فَقُلتُ: هِيَ المَضيرَةُ.قالَ: لا، و لكِنِ اللَّحمُ بِاللَّبَنِ الحَليبِ.[1]
به نقل از عبد اللّه بن سنان: امام صادق عليه السلام فرمود: «پيامبرى از پيامبران، از ضعف، به درگاه خداوند عز و جل شكايت برد. پس به او گفته شد: گوشت را در شير بپز؛ چرا كه اين دو، جسم را استحكام مىدهند». گفتم: اين، همان غذايى است كه «مَضيرَة»[2] نام دارد؟ فرمود: «نه؛ بلكه گوشتِ همراه با شير تازه است».
كافي، ج 6، ص 316 / محاسن، ج2، ص467
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: مَنْ تَغَيَّرَ عَلَيْهِ مَاءُ الظَّهْرِ فَلْيَنْفَعْ لَهُ اللَّبَنُ الْحَلِيبُ وَ الْعَسَل.
امام كاظم علیه السلام فرمود: هر كس آبِ كمرش بر وى دگرگون شود، شير تازه با عسل برايش سودمند است.
الكافي، ج8، ص 191 و ج6، ص 337 (بهذا السند: عَنْه (محمد بن احمد بن خالد) عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّل)
المحاسن، ج2، ص 493 (و فیه: ِ يَنْفَع بدل فَلْيَنْفَعْ )
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع
مكارم الأخلاق، ص 165
بحار الأنوار، ج59، ص 266 و ج63، ص 102 / الوافي، ج19، ص 349 / وسائل الشيعة، ج25،
ص: 111
عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَیهِ السَّلَامُ: إِذَا ضَعُفَ الْمُسْلِمُ فَلْيَأْكُلِ اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ. و فِي رِوَايَةٍ عَنِ الصَّادِقِ عَلَیهِ السَّلَامُ أَنَّهُ اللَّبَنُ الْحَلِيبُ.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: هرگاه مسلمانی ضعیف شد پس گوشت را با شیر بخورد. و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: منظور شیر تازه دوشیده شده است.
بحار الأنوار ، ج59، ص 281
[1] معنای " لبن حلیب" در لغت: فيّومى لغوی معروف (770ق) در معنای حلیب میگوید: «يُقَالُ لَبَنٌ حَلِيبٌ و رُطَبٌ جَنِىُّ لِلطَّرِىِّ مِنْهُمَا دُونَ الَّذِى بَعُدَ عَنِ الطَّرَاوَة» وقتی گفته میشود: لبن (شیر) حلیب و رُطب جنیّ به تازۀ آنها گفته میشود نه آن شیر یا خرمایی که از طراوت و تازگی دور شده باشد. (مصباح المنير، ج2، ص 671)
[2] "مضیرة" غذايى است پختنى كه از شير مانده و ترششده درست مىشود. (مجمع البحرین، ج3، ص1702)
مادران ما چون قبلا در پای منبرنشسته بودهاند اینها را میگفتند: این غذا مانده است پسرم نخور! حالا کُدکس آلیمنتاریوس (Codex
Alimentarius)(1)
آشنایی با کُدکس مواد غذایی و استانداردهای موجود
برخی از استدلالهای وزارت جهاد کشاورزی برای همکاری علمی با کدکس آلیمنتاریوس، بدین شرح آمده است:
«بی تردید ارتقاء سطح سلامتی مردم در گرو توسعه و تدوین استانداردهای محصولات کشاورزی و فرآوردههای غذایی است. با توجه به حجم قابل ملاحظه واردات برخی اقلام و سهم بالای صادرات شماری از محصولات کشاورزی و فرآوردههای غذایی، ارتقای ایمنی غذایی جامعه و حفظ و توسعه صادرات این محصولات نیز مستلزم مشارکت سازمانیافته و انعکاس نظرها و مواضع هماهنگشده مبتنی بر مصالح ملی در تدوین استانداردها و مقررات بین المللی غذایی (کدکس غذایی) است. کدکس مواذ غذایی، مجموعهای از استانداردهای جهانی ایمنی و کیفیت مواد غذایی، نظامنامههای جهانی و سایر خط مشیهای ایمنی برای حفاظت از بهداشت مصرفکننده و تصحیح تجارت جهانی است. هدف از تدوین کدکس، ایجاد استانداردهایی است که علاوه بر حفاظت از سلامت مصرفکنندگان، اقدامات قانونی در فروش مواد غذایی را تضمین میکند و تسهیلات تجاری برای کشورهای تحت پوشش فراهم میآورد. اجرای کدکس در کشورهای مختلف به همکاری متخصصان رشتههای مختلف علمی مرتبط با مواد غذایی، سندیکای مصرفکنندگان، صنایع تولید و فراوری، ادارههای کنترل کیفیت مواد غذایی و تجار باشند، نیاز دارد.»
آشنایی با کدکس مواذ غذایی و استانداردهای موجود، ص7، (انتشارات دفتر محیط زیست و سلامت غذای وزارت کشاورزی)
آمده گفته: عمده غذاها کنسروی باشد. لیست غذاهای کدکس آلیمنتاریوس را که دیدهاید؟ کنسروهمه چیز است: کنسرو نخود، لوبیا و ماهی و... خلاصه همه جور کنسرو ساختهاند. (2)
General Standard for the Labelling of Prepackaged Foods CCFL 2018
CXS 3-1981 Standard for Canned Salmon CCFFP 2013
CXS 12-1981 Standard for Honey CCS 2019
CXS 13-1981 Standard for Preserved Tomatoes CCPFV 2017
CXS 17-1981 Standard for Canned Applesauce CCPFV 2017
CXS 19-1981 Standard for Edible Fats and Oils not Covered by Individual Standards CCFO 2021
CXS 33-1981 Standard for Olive Oils and Olive Pomace Oils CCFO 2021
CXS 36-1981 Standard for Quick Frozen Finfish, Uneviscerated and Eviscerated CCFFP 2017
CXS 37-1991 Standard for Canned Shrimps or Prawns CCFFP 2018
CXS 38-1981 Standard for Edible Fungi and Fungus Products CCPFV 1981
CXS 39-1981 Standard for Dried Edible Fungi CCPFV 1981
CXS 40R-1981 Regional Standard for Chanterelles CCEURO 1981
CXS 41-1981 Standard for Quick Frozen Peas CCPFV 2019
CXS 42-1981 Standard for Canned Pineapple CCPFV 1987
CXS 52-1981 Standard for Quick Frozen Strawberries CCPFV 2019
CXS 53-1981 Standard for Special Dietary Foods with Low-Sodium Content (Including Salt Substitutes) CCNFSDU 2019
CXS 57-1981 Standard for Processed Tomato Concentrates CCPFV 2017
CXS 60-1981 Standard for Canned Raspberries CCPFV 1981
CXS 62-1981 Standard for Canned Strawberries CCPFV 2019
CXS 66-1981 Standard for Table Olives CCPFV 2013
CXS 67-1981 Standard for Raisins CCPFV 2019
CXS 69-1981 Standard for Quick Frozen Raspberries CCPFV 2019
CXS 70-1981 Standard for Canned Tuna and Bonito CCFFP 2018
CXS 72-1981 Standard for Infant Formula and Formulas for Special Medical Purposes Intended for Infants CCNFSDU 2020
CXS 73-1981 Standard for Canned Baby Foods CCNFSDU 2017
CXS 74-1981 Standard for Processed Cereal-Based Foods for Infants and Young Children CCNFSDU 2019
CXS 75-1981 Standard for Quick Frozen Peaches CCPFV 2019
CXS 76-1981 Standard for Quick Frozen Bilberries CCPFV 2019
CXS 77-1981 Standard for Quick Frozen Spinach CCPFV 1981
CXS 78-1981 Standard for Canned Fruit Cocktail CCPFV 2017
CXS 86-1981 Standard for Cocoa Butter CCCPC 2016
CXS 87-1981 Standard for Chocolate and Chocolate Products CCCPC 2016
CXS 88-1981 Standard for Corned Beef CCPMPP 2019
CXS 89-1981 Standard for Luncheon Meat CCPMPP 2019
CXS 90-1981 Standard for Canned Crab Meat CCFFP 2018
CXS 92-1981 Standard for Quick Frozen Shrimps or Prawns CCFFP 2017
CXS 94-1981 Standard for Canned Sardines and Sardine-Type Products CCFFP 2018
CXS 95-1981 Standard for Quick Frozen Lobsters CCFFP 2017
CXS 96-1981 Standard for Cooked Cured Ham CCPMPP 2019
CXS 97-1981 Standard for Cooked Cured Pork Shoulder CCPMPP 2019
CXS 98-1981 Standard for Cooked Cured Chopped Meat CCPMPP 2019
CXS 99-1981 Standard for Canned Tropical Fruit Salad CCPFV 2017
CXS 103-1981 Standard for Quick Frozen Blueberries CCPFV 2019
CXS 105-1981 Standard for Cocoa powders (cocoas) and dry mixtures of cocoa and sugars CCCPC 2016
CXS 106-1983 General Standard for Irradiated Foods CCFH 2003
CXS 107-1981 General Standard for the Labelling of Food Additives when sold as such CCFA 2016
CXS 108-1981 Standard for Natural Mineral Waters CCNMW 2019
CXS 110-1981 Standard for Quick Frozen Broccoli CCPFV 2019
CXS 111-1981 Standard for Quick Frozen Cauliflower CCPFV 2019
CXS 112-1981 Standard for Quick Frozen Brussels Sprouts CCPFV 2019
CXS 113-1981 Standard for Quick Frozen Green and Wax Beans CCPFV 2019
CXS 114-1981 Standard for Quick Frozen French Fried Potatoes CCPFV 2019
CXS 115-1981 Standard for Pickled Cucumbers (Cucumber Pickles) CCPFV 2020
CXS 117-1981 Standard for Bouillons and Consommés CCSB 2021
CXS 118-1979 Standard for Foods for Special Dietary Use for Persons Intolerant to Gluten CCNFSDU 2015
CXS 119-1981 Standard for Canned Finfish CCFFP 2018
CXS 130-1981 Standard for Dried Apricots CCPFV 2019
CXS 131-1981 Standard for Unshelled Pistachio Nuts CCPFV 1981
CXS 141-1983 Standard for Cocoa (Cacao) Mass (Cocoa/Chocolate Liquor) and Cocoa Cake CCCPC 2016
CXS 143-1985 Standard for Dates CCPFV 2019
CXS 145-1985 Standard for Canned Chestnuts and Canned Chestnut Purée CCPFV 2017
CXS 146-1985 General Standard for the Labelling of and Claims for Prepackaged Foods for Special Dietary Uses CCFL 2009
CXS 150-1985 Standard for Food Grade Salt CCFA 2012
CXS 151-1985 Standard for Gari CCCPL 2019
CXS 152-1985 Standard for Wheat Flour CCCPL 2021
CXS 153-1985 Standard for Maize (Corn) CCCPL 2019
CXS 154-1985 Standard for Whole Maize (Corn) Meal CCCPL 2019
CXS 155-1985 Standard for Degermed Maize (Corn) Meal and Maize (Corn) Grits CCCPL 2019
CXS 156-1987 Standard for Follow-up formula CCNFSDU 2017
...
استاندارد عمومی برای برچسب گذاری مواد غذایی از پیش بسته بندی شده CCFL 2018
استاندارد CXS 3-1981 برای کنسرو سالمون CCFFP 2013
استاندارد CXS 12-1981 برای Honey CCS 2019
استاندارد CXS 13-1981 برای گوجه فرنگی های کنسرو شده CCPFV 2017
استاندارد CXS 17-1981 برای سس سیب کنسرو شده CCPFV 2017
استاندارد CXS 19-1981 برای چربیها و روغنهای خوراکی که تحت پوشش استانداردهای فردی CCFO 2021 نیستند
استاندارد CXS 33-1981 برای روغن زیتون و روغن تفاله زیتون CCFO 2021
استاندارد CXS 36-1981 برای ماهی باله ماهی منجمد سریع، CCFFP 2017 بدون احشاء و بیرون زده
استاندارد CXS 37-1991 برای کنسرو میگو یا میگو CCFFP 2018
استاندارد CXS 38-1981 برای محصولات قارچی و قارچی خوراکی CCPFV 1981
استاندارد CXS 39-1981 برای قارچ های خوراکی خشک شده CCPFV 1981
استاندارد منطقه ای CXS 40R-1981 برای Chanterelles CCEURO 1981
استاندارد CXS 41-1981 برای نخود فرنگی سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 42-1981 برای کنسرو آناناس CCPFV 1987
استاندارد CXS 52-1981 برای توت فرنگی های منجمد سریع CCPFV 2019
استاندارد CXS 53-1981 برای غذاهای رژیمی خاص با محتوای کم سدیم (شامل جایگزینهای نمک) CCNFSDU 2019
استاندارد CXS 57-1981 برای کنسانتره گوجه فرنگی فرآوری شده CCPFV 2017
استاندارد CXS 60-1981 برای کنسرو تمشک CCPFV 1981
استاندارد CXS 62-1981 برای کنسرو توت فرنگی CCPFV 2019
استاندارد CXS 66-1981 برای زیتون های رومیزی CCPFV 2013
استاندارد CXS 67-1981 برای کشمش CCPFV 2019
استاندارد CXS 69-1981 برای تمشک منجمد سریع CCPFV 2019
استاندارد CXS 70-1981 برای کنسرو ماهی تن و بونیتو CCFFP 2018
استاندارد CXS 72-1981 برای شیر خشک و فرمولهایی برای مقاصد پزشکی ویژه در نظر گرفته شده برای نوزادان CCNFSDU 2020
استاندارد CXS 73-1981 برای غذاهای کنسرو شده کودک CCNFSDU 2017
استاندارد CXS 74-1981 برای غذاهای فرآوری شده مبتنی بر غلات برای نوزادان و کودکان خردسال CCNFSDU 2019
استاندارد CXS 75-1981 برای هلوهای منجمد سریع CCPFV 2019
استاندارد CXS 76-1981 برای زغال اخته سریع منجمد CCPFV 2019
ستاندارد CXS 77-1981 برای اسفناج سریع منجمد CCPFV 1981
استاندارد CXS 78-1981 برای کوکتل میوه ای کنسرو شده CCPFV 2017
استاندارد CXS 86-1981 برای کره کاکائو CCCPC 2016
استاندارد CXS 87-1981 برای شکلات و محصولات شکلاتی CCCPC 2016
استاندارد CXS 88-1981 برای CCPMPP گاو ذرت 2019
استاندارد CXS 89-1981 برای ناهار گوشت CCPMPP 2019
استاندارد CXS 90-1981 برای کنسرو گوشت خرچنگ CCFFP 2018
استاندارد CXS 92-1981 برای میگوها یا میگوهای منجمد سریع CCFFP 2017
استاندارد CXS 94-1981 برای کنسرو ساردین و محصولات از نوع ساردین CCFFP 2018
استاندارد CXS 95-1981 for Quick Frozen Lobsters CCFFP 2017
استاندارد CXS 96-1981 برای ژامبون پخته شده CCPMPP 2019
استاندارد CXS 97-1981 برای شانه خوک پخته شده CCPMPP 2019
استاندارد CXS 98-1981 برای گوشت خرد شده پخته شده CCPMPP 2019
استاندارد CXS 99-1981 برای کنسرو سالاد میوه استوایی CCPFV 2017
استاندارد CXS 103-1981 برای بلوبری سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 105-1981 برای پودرهای کاکائو (کاکائو) و مخلوط خشک کاکائو و شکر CCCPC 2016
استاندارد عمومی CXS 106-1983 برای غذاهای تحت تابش CCFH 2003
استاندارد عمومی CXS 107-1981 برای برچسب زدن افزودنی های غذایی در صورت فروش به عنوان CCFA 2016
استاندارد CXS 108-1981 برای آبهای معدنی طبیعی CCNMW 2019
استاندارد CXS 110-1981 برای بروکلی سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 111-1981 برای گل کلم سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 112-1981 برای کلم بروکسل سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 113-1981 برای لوبیاهای سبز و مومی سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 114-1981 برای سیب زمینی سرخ شده فرانسوی سریع منجمد CCPFV 2019
استاندارد CXS 115-1981 برای خیارشور (خیاری ترشی) CCPFV 2020
استاندارد CXS 117-1981 برای Bouillons and Consommés CCSB 2021
استاندارد CXS 118-1979 برای مواد غذایی برای استفاده در رژیم غذایی خاص برای افراد غیر قابل تحمل به گلوتن CCNFSDU 2015
استاندارد CXS 119-1981 برای کنسرو Finfish CCFFP 2018
استاندارد CXS 130-1981 برای زردآلو خشک CCPFV 2019
استاندارد CXS 131-1981 برای پسته بدون پوست CCPFV 1981
استاندارد CXS 141-1983 برای توده کاکائو (کاکائو) (الکل کاکائویی/شکلاتی) و کیک کاکائویی CCCPC 2016
استاندارد CXS 143-1985 برای تاریخ های CCPFV 2019
استاندارد CXS 145-1985 برای کنسرو شاه بلوط و پوره شاه بلوط کنسرو شده CCPFV 2017
استاندارد عمومی CXS 146-1985 برای برچسب زدن و ادعاهای مربوط به غذاهای از پیش بسته بندی شده برای مصارف رژیمی خاص CCFL 2009
استاندارد CXS 150-1985 برای نمک درجه مواد غذایی CCFA 2012
استاندارد CXS 151-1985 برای Gari CCCPL 2019
استاندارد CXS 152-1985 برای آرد گندم CCCPL 2021
استاندارد CXS 153-1985 برای ذرت (ذرت) CCCPL 2019
استاندارد CXS 154-1985 برای کنجاله کامل ذرت (ذرت) CCCPL 2019
استاندارد CXS 155-1985 برای کنجاله ذرت جوانه زده (ذرت) و بلغور ذرت (ذرت) CCCPL 2019
استاندارد CXS 156-1987 برای فرمول پیگیری CCNFSDU 2017
...
آدرس مطلب: سایت کدکس آلیمنتاریوس - https://b2n.ir/z44898
الان کنسرو کشک بادمجان هم آمده فقط مانده کنسرو آبگوشت بیاید.(3)
انتقال از متن
کنسرویعنی: غذای پخته. شما به عنوان شهرداری برای اینکه مردم اندکی به غذای تازه طیب دسترسی داشته باشند چه کار میتوانید انجام بدهید؟ پیشنهاد ما این است که در محلهای مثلا زیر پلها، رو گذرها، زیرگذرها و کنار زیرگذرها یا مکانهای موقوفهای که خالی [و بدون استفاده] مانده است؛ یک محوطه امدادی پیدا کنید و در آنجا کشت آن طیباتی که امکان دارد را در دستور کار قرار دهید. آن وقت مثلا در شهر مشهد اگر صد تا باغچه طیبات راهاندازی کنید به اندازهای که تولید میشود در دسترس مردم قراربگیرند. خاصیت فرهنگسازی هم دارد. مثلا "سبزیهای برتر"(1)
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ: الْهِنْدَبَاءُ سَيِّدُ الْبُقُولِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: کاسنی سرور سبزیهاست.
کافی، ج6، ص363
عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ الْخَزَّازِ الْأَحْمَسِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ: لِكُلِّ شَيْءٍ سَيِّدٌ وَ سَيِّدُ الْبُقُولِ الْكُرَّاثُ.
معصوم علیه السلام فرمود: برای هرچیز سروری است و سرور سبزیها تره است.
محاسن، ج2، ص510
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ يَقُولُ: لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ بَقْلَةٌ أَشْرَفُ وَ لَا أَنْفَعُ مِنَ الْفَرْفَخِ وَ هُوَ بَقْلَةُ فَاطِمَةَ سَلَامُ اللهِ عَلَیهَا ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ هُمْ سَمَّوْهَا بَقْلَةَ الْحَمْقَاءِ بُغْضاً لَنَا وَ عَدَاوَةً لِفَاطِمَةَ سَلَامُ اللهِ عَلَیهَا.
امام صادق علیه السلام فرمود: روی زمین، سبزیای با شرافتتر و سودمندتر از خرفه نیست. خرفه سبزی فاطمه سلام الله علیها است. خداوند بنى اميّه را لعنت كند كه به دليل بغض و عداوتى كه نسبت به فاطمه و فرزندان او داشتند آن را «بقلة الحمقاء» مىناميدند.
کافی، ج6، ص367
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَیهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ: أَطْعِمُوا مَرْضَاكُمُ السِّلْقَ يَعْنِي وَرَقَهُ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً وَ لَا دَاءَ مَعَهُ وَ لَا غَائِلَةَ لَهُ وَ يُهْدِئُ نَوْمَ الْمَرِيضِ وَ اجْتَنِبُوا أَصْلَهُ فَإِنَّهُ يُهَيِّجُ السَّوْدَاءَ.
امام رضا عليه السلام فرمود: به بيمارانتان، چغندر (يعنى برگ آن را) بدهيد؛ چرا كه در آن، درمان است و هيچ بيمارىاى به همراه ندارد و هيچ عارضهاى در آن نيست و خواب بيمار را آرام مىسازد. امّا از خودِ چغندر بپرهيزيد؛ چرا كه سودا را تحريك مىكند.
کافی، ج6، ص369
را بدهید آنها کشت کنند. سبزیهای برتر مثل: سید سبزیها و بهترین1) . ارجاع پژوهشی: سبزیهای برتر در اسلام، کاسنی، تره، خرفه و برگ چغندر هستند:
سبزیها "تره" است. میدانید خاصیتش چیست؟ یکی از خاصیتهایش این است مردم بواسیر نمیگیرند،(1)
به نقل از فرات بن احنَف: از امام صادق عليه السلام، درباره تره پرسيدند. فرمود: «آن را بخور؛ چرا كه در آن، چهار ويژگى است: بوى دهان را خوش مىسازد؛ بادها را [از بدن] مىراند؛ بواسير را ريشه كن مىكند؛ و براى كسى كه بر [خوردن] آن مداومت ورزد، مايه ايمنى از جذام است».
الكافي، ج6،
ص:36 / المحاسن، ج2، ص 510
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَف
الخصال، ج1، ص 249
سند خصال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمَدَانِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَف
الوافي، ج19، ص 433 / وسائل الشيعة، ج25، ص 189
مردم مشکل خون (مثل پلاکت و پلاسما و ضعف گلبول قرمز و ...) پیدا نمیکنند.(2)به نقل از موسى بن بكر: يكى از غلامان امام كاظم عليه السلام بيمار شد. امام عليه السلام از حال او پرسيد. گفتند: بيمارىِ طحال گرفته است. فرمود: «سه روز به او تره بخورانيد». آن را به او خورانديم. پس خون، فرو نشست و سپس بهبود يافت.
الكافي، ج6، ص 365 / المحاسن، ج2، ص 511
/ مكارم الأخلاق، ص 178
وسائل الشيعة، ج25، ص 188 / الوافي، ج19، ص 433 / بحار الأنوار، ج59، ص 169
الان وضعیت "تره" [و سبزیهای دیگر] را [در شهر مشهد] نمیدانم چطور است؛ ولی [در هر صورت] باید تازه باشد؛ چیده شود و مصرف شود. از کدام شهر سبزی مشهد را میآورید؟
یکی از حضار: نیشابور.
این [نیشابور از مشهد] فاصله دارد. [ولی اگر در خود مشهد تولید شود] هم اشتغال است، هم تازهخوری است، هم یک الگوی جدیدی برای مدیریت فضای سبز محسوب میشود.
مثلا "تربچه" را ترویج کنید؛ چرا؟ چون تربچه بلغمزُداست.(3)
امام صادق عليه السلام: تُرُب، بيخَش، بلغم را از ميان مىبرد، قسمت ميانىاش هضمكننده است، و برگش ادرارآور است.
الكافي، ج 6، ص 371/ المحاسن، ج 2، ص 332 / الأمالي للطوسي، ص 362(و فيه يهضم الطعام بدل لبّه يهضم)
بحار الأنوار، ج 66، ص 230، ح 2
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليهالسلام و كُنتُ مَعَهُ عَلَى المائِدَةِ فَناوَلَني فِجلَةً، و قالَ: يا حَنانُ! كُلِ الفِجلَ؛ فَإِنَّ فيهِ ثَلاثَ خِصالٍ: وَرَقُهُ يَطرُدُ الرِّياحَ، و لُبُّهُ يُسَربِلُ البَولَ، و أصلُهُ يَقطَعُ البَلغَمَ.
به نقل از حَنان: در حالى كه با امام صادق عليه السلام بر سر سفرهاى نشسته بودم، او تُرُبى به دست من داد و گفت: «اى حنان! ترب بخور؛ چرا كه در آن، سه ويژگى است: برگش بادها را دور مىكند، قسمت ميانىاش پيشاب را به جريان مىاندازد و بيخش، بلغم را از ميان مىبرد.
الكافي، ج 6، ص 371 / الخصال، ص 144 / المحاسن، ج 2، ص 332
مكارم الأخلاق، ج 1، ص 393
بحار الأنوار، ج 66، ص 230
یعنی دارید با این کار جلوی " آلزایمر" را در شهر میگیرید. برای شهر مهم است که شما طوری برنامهریزی کنید که مردم دچار هواس پرتی و آلزایمر نشوند. برای این کار باید"تربچه" را ترویج کنید بروید به این سمت و فضا را مدیریت کنید. همینطور میتوانید بر اساس "خاصیتهای اشیاء" پیشنهاد بدهید که در باغچه طیبات چه چیزی در اختیار مردم قرار بگیرد و از آن استفاده شود.1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْكُرَّاثِ فَقَالَ كُلْهُ فَإِنَّ فِيهِ أَرْبَعَ خِصَالٍ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ وَ يَقْطَعُ الْبَوَاسِيرَ وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ لِمَنْ أَدْمَنَ عَلَيْهِ.
2) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: اشْتَكَى غُلَامٌ لِأَبِي الْحَسَنِ ع فَسَأَلَ عَنْهُ فَقِيلَ بِهِ طُحَالٌ فَقَالَ أَطْعِمُوهُ الْكُرَّاثَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَأَطْعَمْنَاهُ فَقَعَدَ الدَّمُ ثُمَّ بَرَأَ.
3) . ارجاع پژوهشی: عَنْهُ(احمدبن محمد بن خالد) عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الفِجلُ أصلُهُ يَقطَعُ البَلغَمَ، و لُبُّهُ يَهضِمُ، و وَرَقُهُ يَحدِرُ البَولَ حَدرا.
ایده "باغچه طیبات" این است که میگوید: حالا که شهرها بزرگ شدهاند و هنوز ما دارای محلات نیستیم، و مردم از تازهخوری منع شدهاند، و دعوت به فستفود و کنسرو شدهاند؛ شهرداری بیاید "کالبد غذای طیب" و این شغل را احیاء کند تا مردم زندگی بهتری داشته باشند.
حالا این میشود فضای عمومی همه طرحهای ما همینطوری هستند. سی تای آنها ارتباطی است یعنی اصلا شما قرار نیست زیرساختها را تغییر دهید بلکه زیرساختها همینطور باقی بماند. در همین ساختار موجود میتوانید اینها را به عنوان پیشران محله امام رضا7 انتخاب کنید و شروع کنید. آن وقت اگر تصمیم گرفتید که مثلا این پنج تا را اجرایی کنید بعد درون اینها بحث میشود. مثلا دستشویی را چطوری بسازیم. دوباره خواهش میکنم توجه کنید فقط بحث استقبال به قبله و عدم استقبالش مطرح نیست. باز یک طراحی است در دستشویی مثلا اگر شما مدل ساخت ساختمان دستشویی را یک مقدار بلندتر بسازید تهویه طبیعی دارد که منکر آلودگیهایی که از طریق استشمام منتقل میشود و خیلی مضر است برای مو و مغز اینها به وجود نیاید. اینها هر کدامشان یک بحثهای درونی دارد که باید به آن بپردازیم. بنده فقط خواستم اجمالا آن طرح تمدنی محله امام رضا7 در ذهن شما یک شکل اولیهای پیدا کند.
پس عرائض بنده در سه بخش بود: ابتدا برای رفع اختلاف بین مدیران شهری و برای اینکه دو قطبی استقلال و پیروزی در شهرداری و شورای شهر و مردم به وجود نیاید؛ آمدهایم مفاهیم پایه تعریف کردهایم: 1) مفهوم پایه تنظیم روابط انسانی، 2) مفهوم پایه تسخیر شیئپایه، 3) مفهوم پایه اسماء الهی. سپس آمدهایم برای اجرای آن مفاهیم، نُه نوع برنامهریزی و طراحی کالبد پیشنهاد کردهایم. بنابراین نُه جور میتوانیم این مفاهیم را محقق کنیم. ذیل این نُه شکل برنامهریزی هم صد اقدام پیشنهاد دادهایم که این صد اقدام شامل اقدامات زیرساختی، مشارکتی و ارتباطی است. اقدامات ارتباطیاصلی را هم که من بحث کردم؛ فقط یکی در حوزه مکاسب پیشنهاد دادم آن هم طرح "باغچه طیبات" بود، دو طرح هم در حوزه مطالعات و ارزیابی شاخصهها پیشنهاد دادهام که [طبق آنها] نقشههای محله مطلوب را را آماده میکنید. "الگوی مطلوب تفریح" را هم مطالعه کنید. سه طرح هم به خاطر وضع وخیم سلامت مشهد و سایر شهرها برای پاکسازی روح و بدن پیشنهاد دادم که عبارت بود از: 1) ترمیم دستشوییها و جانمایی صحیح آنها در شهر، 2) تغییر بافت فضای سبز شهر به محوریت میوههای معطر و درختان مثمر و 4) ایجاد حمامهای چهارمزاجی برای پاکسازی [بدن] از سموم اربعه.
و الحمدلله رب العالمین
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: [یا محمد!] ابْنِ بَيْتَكَ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ فَمَا كَانَ فَوْقَ ذَلِكَ سَكَنَهُ الشَّيَاطِينُ؛ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيْسَتْ فِي السَّمَاءِ وَ لَا فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا تَسْكُنُ الْهَوَاءَ.
محمد بن مسلم از حضرت باقر (علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمود: [اى محمد!] بلندى ارتفاع خانهات را هفت ذراع بنا کن؛ پس آنچه بيشتر از اين باشد، محل سکونت شياطین خواهد شد؛ چرا كه شياطين نه در آسمان هستند و نه در زمين، بلكه در هوا (فاصله بین زمین و آسمان) سکونت میکنند.
الكافي، ج6، ص 529 / مكارم الأخلاق، ص 126 (و فیه اضافه: "یا محمد!" فی صدر روایت)
وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهمالسلام، ج2، ص 213 / الوافي، ج20، ص 795 / بحارالأنوار، ج73، ص 154
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ سَمْكُ الْبَيْتِ فَوْقَ سَبْعَةِ أَذْرُعٍ أَوْ قَالَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَكَانَ مَا فَوْقَ السَّبْعِ وَ الثَّمَانِ الْأَذْرُعِ مُحْتَضَراً وَ قَالَ بَعْضُهُمْ مَسْكُونا.
امام صادق (علیه السلام): هر گاه سقف خانه بالاتر از هفت یا هشت ذراع باشد؛ پس آنچه بالاتر از این باشد محل حضور یا محل سکونت (شیاطین) است.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 213 / وسائلالشيعة، ج5، ص 310 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 / الوافي، ج20، ص 793
بيان: السمك السقف أو من أعلى البيت إلى أسفله و يعني بالمحتضر بفتح الضاد المعجمة محل حضور الجن و الشياطين.
الوافي، ج20، ص 793
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ؛ فَقَالَ: كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ؟ فَقَالَ: عَشَرَةُ أَذْرُعٍ. فَقَالَ: اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكُهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُّ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُهُ.
مردى به خدمت امام صادق (علیه السلام) شكايت آورد كه جنيان با خانواده و عيالات من بازى ميكنند، حضرت فرمود: سقف خانهات چه اندازه است؟ گفت: ده ذراع، فرمود: خانهات را به ارتفاع هشت ذراع اندازه بگير و آيةالكرسى را بین هشت و ده ذراع بنویس؛ چرا که هر خانهای كه سقفش از هشت ذراع بيشتر باشد محل حضور جنيان و سکونت آنان مىشود.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 610
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
الخصال، ج2، ص 408 (با اندکی تفاوت)
سند خصال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهوسائلالشيعة، ج5، ص 312 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهمالسلام، ج2، ص 214 / الوافي، ج20، ص 794 / بحارالأنوار، ج73، ص 149 (نقلا عن الخصال)
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي سَمْكِ الْبَيْتِ: إِذَا رُفِعَ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ كَانَ مَسْكُوناً فَإِذَا زَادَ عَلَى ثَمَانِيَةٍ فَلْيُكْتَبْ عَلَى رَأْسِ الثَّمَانِ آيَةُ الْكُرْسِيِّ.
امام صادق (علیه السلام) در مورد سقف خانه فرمودند: هرگاه (سقف خانه) از هشت ذراع بالاتر باشد محل سکونت (شیاطین) است. پس هر کاه از هشت ذراع بیشتر شد پس بر بالای هشت ذراع آیت الکرسی بنویس.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه
بحار الأنوار، ج73، ص 151 / وسائلالشيعة، ج5، ص 313 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 214 / الوافي، ج20، ص 794
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ قَالَ: أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ عَنْ مَنَازِلِنَا! فَقَالَ: اجْعَلُوا سُقُوفَ بُيُوتِكُمْ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ اجْعَلُوا الْحَمَامَ فِي أَكْنَافِ الدَّارِ. قَالَ: الرَّجُلُ فَفَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا رَأَيْنَا شَيْئاً نَكْرَهُهُ بَعْدَ ذَلِكَ.
از حضرت باقر (علیه السلام): مردى نزد وى به شكايت آمد كه جن ما را از خانههايمان بيرون رانده، فرمود: سقف خانهها را هفت ذراع كنيد، و کبوتر را در گوشه خانه (دور از خانه) بسازيد، آن مرد گويد چنين كرديم و ديگر چيزى كه ناراحتكننده باشد نديديم.
الكافي، ج6، ص 529 / المحاسن، ج2، ص 609
سند محاسن: عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ رَجُل
مكارم الأخلاق، ص 128 ( و فیه اضافه:أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ مِنْ مَنَازِلِنَا يَعْنِي عُمَّارَ مَنَازِلِهِم)
الوافي، ج20، ص 794 / وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 و ص 162 / مستدرك الوسائل، ج3، ص 454 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 214
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ جَمِيعاً عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ عَنْ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَمْكُ الْبَيْتِ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ أَوْ ثَمَانِيَةُ أَذْرُعٍ فَمَا فَوْقَ ذَلِكَ فَمُحْتَضَرٌ.
از امام صادق (علیه السلام): بلندى و ارتفاع خانه بايد هفت يا هشت ذراع باشد كه بيشتر از آن محل حضور شياطین است.
المحاسن، ج2، ص 609
مكارم الأخلاق، ص 126 (َو فیه: فَمَحْضَرٌ لِلشَّيَاطِين بدل فَمُحْتَضَرٌ)
وسائل الشيعة، ج5، ص 311 / بحار الأنوار، ج73، ص 151 و ص 154 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج2، ص 213
عَنْ الصادق ع قَالَ: كُلُّ شَيْءٍ يَرْفَعُ مِنْ سَمْكِ الْبُيُوتِ عَلَى تِسْعَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مَسْكَنُ الشَّيَاطِين.امام صادق (علیه السلام): هر چه از سقف خانه که بالاتر از نُه ذراع باشد؛ پس محل سکونت شیاطین است.
مكارم الأخلاق، ص 126
بحار الأنوار، ج73، ص 154
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: كُلُّ شَيْءٍ فَوْقَ التِّسْعِ (يَعْنِي سَمْكَ الْبَيْتِ) فَمَا زَادَ عَلَى التِّسْعِ فَهُوَ مَسْكُونٌ يَعْنِي الْبُيُوتَ أَوْ مَا كَانَ سَمْكُهَا فَوْقَ التِّسْعِ فَمَا كَانَ فَوْقَ التِّسْعِ مَسْكُون.
عبد اللَّه بن سنان گويد: از حضرت صادق (علیه السلام) شنيدم: هر شیئی (یعنی: هر خانهای) كه، بالاتر از نُه (ذراع) باشد؛ پس آنچه بیشتر از نُه ذراع باشد مسكن شياطين خواهد شد يا هر مقدار از خانه كه سقفش بالاتر از نه ذراع باشد، مسكن شياطين است.
مكارم الأخلاق، ص 126
بحار الأنوار، ج73، ص 154
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا مِنْ إِنْسَانٍ يَبْنِي فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ إِلَّا وَ يَأْوِي الشَّيْطَانُ فِيمَا فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ وَ الْوَاجِبُ أَنْ يُكْتَبَ لَهُ فِيهِ آيَةُ الْكُرْسِيِّ حَتَّى لَا يَأْوِيَ فِيهِ الشَّيْطَان.
امام صادق (علیه السلام): هيچ انسانى سقف بنایش را از هشت ذراع بلندتر نسازد مگر آنكه در بالاتر از هشت ذراع شیاطین مأوا و مسكن گيرند. و در اين صورت بر آن آية الكرسى نويسد، تا شيطان در آن مأوى نكند.
مكارم الأخلاق، ص 127
خانه بزرگ (دار واسعه)؛ مایۀ سعادت انسان:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ.
امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه وآله): از خوشبختی مرد مسلمان، داشتن منزل وسیع است.
الكافي، ج6، ص 526 / المحاسن، ج2، ص 611
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَتَّسِعَ مَنْزِلُهُ.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): از خوشبختی مرد آن است که منزلش وسعت داشته باشد.
المحاسن، ج2، ص 611وسائل الشيعة، ج5، ص 301
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ سَعَةُ مَنْزِلِهِ .
محمد بن مروان از امام صادق(علیه السلام): از خوشبختی مرد، وسعت داشتن منزلش است.
المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشيعة، ج5، ص 301
عَنْهُ (أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ) عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ عَنْ نَصْرٍ الْكَوْسَجِ عَنْ مُطَرِّفٍ مَوْلَى مَعْنٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لِلْمُؤْمِنِ رَاحَةٌ فِي سَعَةِ الْمَنْزِلِ.
امام صادق(علیه السلام): برای مومن در داشتن منزل وسیع راحتی است.
المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشيعة، ج5، ص 302
خانه کوچک؛ مایۀ شقاوت انسان:
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مِنْ شَقَاءِ الْعَيْشِ ضِيقُ الْمَنْزِلِ.
امام باقر(علیه السلام): از سختی زندگی، تنگی منزل است.
الكافی، ج6، ص 526 / المحاسن، ج2، ص 611
مكارم الأخلاق، ص 263 / وسائل الشيعة، ج5، ص 302
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: إِنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع اشْتَرَى دَاراً وَ أَمَرَ مَوْلًى لَهُ أَنْ يَتَحَوَّلَ إِلَيْهَا وَ قَالَ إِنَّ مَنْزِلَكَ ضَيِّقٌ فَقَالَ قَدْ أَحْدَثَ هَذِهِ الدَّارَ أَبِي فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ.
از معمر بن خلاد: حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) خانهاى خريد و به غلامش فرمود: که به آنجا منتقل شود، و فرمود: [چون] خانهات تنگ و کوچک است. غلام گفت: این خانه (کوچک) را پدرم درست کرده! حضرت فرمود: اگر پدرت احمق بود، جا داشت كه تو هم مثل او باشى؟!
الكافي، ج6، ص 525/ المحاسن، ج2، ص 611
وسائل الشیعه، ج5، ص303 / مکارم الاخلاق، ص125
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَرْبَعٌ مِنَ السَّعَادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ فَالْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعَادَةِ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ وَ الْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقَاوَةِ الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ وَ الْمَسْكَنُ الضَّيِّقُ وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.
پيغمبر (ص) فرمود: چهار چيز از سعادت است و چهار چيز از شقاوت، اما چهار چيزى كه از سعادت است: زن صالح، خانه وسيع، همسايه خوب و مركب راهوار، و چهار چيزى كه از بدبختى است: همسايه بد، زن بد، خانه تنگ و مركب بد.(ترجمه میرباقری)مكارم الأخلاق، ص 126
بحار الأنوار، ج73، ص 154
عَنْهُ (مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِيٍّ ع: «أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَأْخُذَ مِنْ سُوقِ الْمُسْلِمِينَ أَجْراً.»
امام صادق(علیه السلام) از امیرالمومنین(علیه السلام) که: «امیرالمومنین(علیه السلام) کراهت داشت که از بازار مسلمین مزد و اجر بگیرد.»
تهذيب الأحكام، ج6، ص 383
الوافي، ج17، ص 448 / وسائل الشيعة، ج17، ص 406 / جامع أحاديث الشيعة، ج23، ص 240
برخی دیگر از ویژگیهای بازار امیرالمومنین (علیهالسلام):
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: «سُوقُ الْمُسْلِمِينَ كَمَسْجِدِهِمْ فَمَنْ سَبَقَ إِلَى مَكَانٍ فَهُوَ أَحَقُّ بِهِ إِلَى اللَّيْلِ.»
امیرالمومنین(علیه
السلام) میفرمودند: «بازار مسلمانان در حکم مسجد آنان است؛ پس هر کس به مکانی در آن زوتر برسد (و دکّهای را تصرف کند)، او بر آن دکه تا شب اولویت دارد.»
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 199
بحار الأنوار، ج101، ص 256 و ج80، ص 383
سند بحار: أَصْلٌ مِنْ أُصُولِ أَصْحَابِنَا [كِتَابُ الْإِمَامَةِ وَ التَّبْصِرَةِ ] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
وسائل الشيعة، ج17، ص 406 [نقلاًعن الفقیه، مع اضافه " وَ كَانَ لَا يَأْخُذُ عَلَى بُيُوتِ السُّوقِ كِرَاءً"]
هداية الأمة إلى أحكام الأئمة ع(شیخ حرّ)، ج2، ص 197 / مستدرك الوسائل، ج13، ص 262 ج3، ص 424 / جامع أحاديث الشيعة، ج23، ص 239
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «سُوقُ الْمُسْلِمِينَ كَمَسْجِدِهِمْ؛ يَعْنِي إِذَا سَبَقَ إِلَى السُّوقِ كَانَ لَهُ مِثْلَ الْمَسْجِدِ.»
امام صادق(علیه السلام: «بازار مسلمانان در حکم مسجد آنان است؛ یعنی: هرگاه زودتر به بازار برسد آنجا برای او مثل مسجد است [در اینکه حق اولویت برای او میشود].»
الكافي، ج5، ص 155
وسائل الشيعة، ج17، ص 406 / الوافي، ج17، ص 447دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: «سُوقُ الْمُسْلِمِينَ كَمَسْجِدِهِمْ؛ الرَّجُلُ أَحَقُّ بِمَكَانِهِ حَتَّى يَقُومَ مِنْهُ أَوْ تَغِيبَ الشَّمْس.»
امیرالمومنین(علیه
السلام): «بازار مسلمین در حکم مسجد آنان است؛ مرد اولویت دراد به جایگاه خود ( و دکّهای که زودتر تصرف کرده) تا اینکه از آنجا بلند شود و برود، و یا اینکه خورشید غروب کند.»
دعائم الإسلام، ج2، ص 18
مستدرك الوسائل، ج13، ص 262 / جامع أحاديث الشيعة، ج23، ص 240
برخی مسائل اعتقادی:
ایمان و اعتماد به فضل و رحمت خداوند:
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون»
«بگو: به فضل خدا و رحمت او پس بايد بدان شادمان باشند كه آن، از هر چه گردآورى مىكنند، بهتر است».
(سوره مبارکه یونس، آیه 58)
عَنْ علیّ ع قَالَ مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ أَرَاهُ السُّرُورَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ الْأُمُور.
امام على عليه السلام: هر كس به خدا اعتماد كند، خداوند، شادمانى را به وى مىنماياند و هر كس بر او توكّل كند، كارهاى او را كفايت مىنمايد.
مصدر اصلی: كشف الغمة في معرفة الأئمه)اربلی)، ج2، ص 346
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج68، ص 151
عَنْهُ )احمد بن محمد) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو النَّصِيبِيِّ عَنِ السَّرِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَن آبَائِهِ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: قَالَ لِعَلِيٍّ ع: يَا عَلِيٍ إِنَّ اللَّهَ بِحُكْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَ الْفَرَحَ فِي الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِي الشَّكِّ وَ السَّخَط.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند- از روى حكمت و فضل خويش-، آسايش و شادمانى را در يقين [به خداوند] و خرسندى [از او] قرار داد و غم و اندوه را در شك [به خدا] و ناخرسندى [از او].
مصدر اصلی: المحاسن، ج1، ص 17 / تحف العقول، ص 6
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج74، ص 68
الإمام عليّ عليه السلام- في صِفاتِ المُتَّقينَ-: يَبيتُ حَذِراً ويُصبِحُ فَرِحاً؛ حَذِراً لِما حُذِّرَ مِن الغَفلَةِ، وفَرِحاً بِما أصابَ مِنَ الفَضلِ وَالرَّحمَةِ.
امام على عليه السلام- در بيان ويژگىهاى پرهيزگاران-: شب را با پروا و روز را با شادمانى به سر مىآورد؛ پروا از غفلتى كه از آن برحذر داشته شده و شاد از فضل و رحمتى كه به او رسيده است.
مصادر اصلی: نهج البلاغه، خطبه 193، ص 305 / تحف العقول، ص 161 / روضة الواعظين(فتال نیشابوری)، ج2، ص 439
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج64، ص 316
برخی از ویژگیها و کارهای اخلاقی:
زهد (بی رغبتی به دنیا):
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: الرَّغبَةُ فِي الدُّنيا تُطيلُ الهَمَّ وَالحُزنَ، وَالزُّهدُ فِي الدُّنيا راحَةُ القَلبِ وَالبَدَنِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دلدادگى به دنيا، گرفتارى و اندوه را دراز مىكند و زهد در دنيا، مايه آسودگى جان و تن مىشود.
مصدر اصلی: تحف العقول، ص 358
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج75، ص 240
قناعت:
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إِنَّ الْقَنَاعَةَ رَاحَةٌ لِلْقَلْب.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قناعت، آسودگى است.
مصدر اصلی: أعلام الدين )دیلمی)، ص 188
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج74، ص 183
پرهیز از کینهورزی:
الإمام عليّ عليه السلام: مَنِ اطَّرَحَ الحِقدَ، استَراحَ قَلبُهُ و لُبُّه.
امام على عليه السلام: هر كس كه كينه را دور افكنَد، دل و دماغش آرامش پيدا مىكند.
غرر الحكم، ص 624
تغافل (چشم پوشی):
الإمام عليّ عليه السلام: مَن لَم يَتَغافَل و لا يَغُضُّ عَن كَثيرٍ مِنَ الامور، تَنَغَّصَت عيشَتُهُ.
امام على عليه السلام: كسى كه [نسبت به كاستىهاى ديگران] تظاهر به غفلت نكند و از بسيارى كارها چشم نپوشد، زندگىاش ناگوار مىشود.
تصنيف غرر الحكم، ص 451
خوش اخلاقی:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِحُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ يَا حُمْرَان … لَا عَيْشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق.
امام صادق عليه السلام: هيچ زندگىاى، گواراتر از خوشخلقى نيست.
مصادر اصلی: الكافي، ج8، ص 244 / تحف العقول، ص 360 / علل الشرائع، ج2، ص 560
منابع دیگر: الوافي، ج26، ص 269
حُسن نیت:
الإمام عليّ عليه السلام: مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ كَثُرَت مَثوبَتُهُ، وطابَت عيشَتُهُ، ووَجَبَت مَوَدَّتُه.
امام على عليه السلام: هر كس نيّتش نيكو باشد، پاداشش فراوان و زندگىاش خوش مىشود و دوست داشتنش [بر ديگران] لازم مىآيد.
غرر الحكم، ص 661
مزاح (شوخی کردن):
عَنْهُ ( عده من اصحابنا عن احمد بن محمد) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَلَّامٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يُونُسَ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِيلٌ قَ
الَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ.
به نقل از يونس شيبانى-: امام صادق عليه السلام فرمود: «با يكديگر شوخى هم مىكنيد؟». گفتم: كم. فرمود: «اين گونه نكنيد؛ زيرا شوخى، از خوشخويى است و تو بدان وسيله، برادرت را شاد مىسازى. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى اين كه كسى را شاد كند، با او شوخى مىكرد».
مصدر اصلی: الكافي، ج2، ص 663
منابع دیگر: الوافي، ج5، ص 627 / وسائل الشيعة، ج12، ص 113
شاد کردن مومن:
عن رسول الله صلى الله عليه و آله: مَن سَرَّ أخاهُ المُؤمِنَ سَرَّهُ اللَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَة
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس برادر مؤمنش را شادمان سازد، خداوند در دنيا و آخرت، وى را شادمان مىكند.
عوالي اللئالي، ج1، ص 107
الإمام الباقر عليه السلام: ما مِن رَجُلٍ يُدخِلُ عَلى أخيهِ المُسلِمِ باباً مِنَ السُّرورِ، إلّاأدخَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَيهِ باباً مِنَ السُّرور
مصدر اصلی: المؤمن(حسین بن سعید اهوازی)، ص 53
منابع دیگر: مستدرك الوسائل، ج12، ص 396
برخی آداب عبادی:
ذکر و یاد خدا و تلاوت قرآن:
الْمُنَاجَاةُ الْإِنْجِيلِيَّةُ لِمَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع وَ قَدْ وَجَدْتُهَا فِي بَعْضِ مَرْوِيَّاتِ أَصْحَابِنَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِ أَنِيسِ الْعَابِدِينَ مِنْ مُؤَلَّفَاتِ بَعْضِ قُدَمَائِنَا عَنْهُ ع وَ هِيَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اللَّهُم ... ِ يَا مَنْ آنَسَ الْعَارِفِينَ بِطَيِّبِ مُنَاجَاتِهِ وَ أَلْبَسَ الْخَائِطِينَ ثَوْبَ مُوَالاتِه مَتَى فَرِحَ مَنْ قَصَدَتْ سِوَاكَ هِمَّتُهُ وَ مَتَى اسْتَرَاحَ مَنْ أَرَادَتْ غَيْرَكَ عَزِيمَتُه.
امام زين العابدين عليه السلام- در مناجاتش-: اى كسى كه عارفان را به بوى دلاويز مناجاتش مأنوس كرد و جامه دوستىاش را بر قامت خطاكاران پوشاند! چه زمان شاد شود كسى كه همّتش غير تو را نشانه رفته است؟! و چه وقت بياسايد كسى كه ارادهاش جز تو را خواسته است؟!
بحار الأنوار، ج91، ص 157
وَ مِنْ دُعَاء النبیّ ص: اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مَشْغُولِينَ بِأَمْرِكَ آمِنِينَ بِوَعْدِكَ آيِسِينَ مِنْ خَلْقِكَ آنِسِينَ بِكَ مُسْتَوْحِشِينَ مِنْ غَيْرِكَ رَاضِينَ بِقَضَائِكَ صَابِرِينَ عَلَى بَلَائِكَ شَاكِرِينَ عَلَى نَعْمَائِكَ مُتَلَذِّذِينَ بِذِكْرِكَ فَرِحِينَ بِكِتَابِك.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- در دعايش-: خدايا! ما را ... از کسانی که از ذکرت لذت میبرند و از كتابتْ شادمان میگردند، قرار ده.
مصدر اصلی: جامع الأخبار(للشعيري)، ص 132
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج92، ص 360
ذکر استغفار:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ ظَهَرَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ فَلْيُكْثِرْ ذِكْرَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ مَنْ كَثُرَتْ هُمُومُهُ فَعَلَيْهِ بِالاسْتِغْفَار.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر کس نعمت بر او ظاهر شود، پس زیاد ذکر الحمدلله بگوید. هر كس اندوهش بسيار گردد، پس بر اوست كه استغفار کند (آمرزش بخواهد).
مصادر اصلی: الكافي، ج8، ص 93 / المحاسن، ج1، ص 42
منابع دیگر: الوافي، ج9، ص 1610 / وسائل الشيعة، ج7، ص 176
قَالَ رسول الله ص: مَنْ أَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بسيار استغفار کند (آمرزش بخواهد)، خداوند براى او از هر غصهاى، گشايشى قرار مىدهد و از هر تنگنايى، راه برونْرفتى. نيز او را از آن جا كه گمان نمىكند، روزى مىدهد.
مصدر اصلی: عوالي اللئالي العزيزية، ج1، ص 170
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج7، ص 177
برخی خوراکیها:
خوردن انگور (خصوصا سیاه):
عَنْهُ )عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد) عَنِ الْقَاسِمِ الزَّيَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَى فَرَأَى ذَلِكَ نُوحٌ ع جَزِعَ جَزَعاً شَدِيداً وَ اغْتَمَّ لِذَلِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ هَذَا عَمَلُكَ بِنَفْسِكَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَيْهِمْ فَقَالَ يَا رَبِّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنْ كُلِ الْعِنَبَ الْأَسْوَدَ لِيَذْهَبَ غَمُّكَ.
امام صادق عليه السلام: هنگامى كه آب از استخوانهاى مردگانْ كنار رفت، نوح از ديدن آن، بسيار غمناك شد. پس خداوند متعال به او وحى كرد: «اين، كارى است كه خود با خويش كردهاى! تو خود، آنان را نفرين كردى!». گفت: پروردگارا! من از تو آمرزش مىطلبم و به درگاه تو، توبه مىكنم. سپس خداوند متعال به او وحى فرستاد: «انگور سياه بخور تا اندوهت از ميان برود».
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 350
منابع دیگر: الوافي، ج19، ص 383
روغن زیتون:
بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَيْكُمْ بِالزَّيْتِ فَإِنَّهُ يَكْشِفُ الْمِرَّةَ- وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يُحَسِّنُ الْخُلُقَ- وَ يُطَيِّبُ النَّفَسَ وَ يَذْهَبُ بِالْهَم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر شما باد روغن زيتون؛ زيرا تلخه را مىزدايد، بلغم را مىبَرَد، پِى را استحكام مىبخشد، بيمارى مزمن را از ميان بر مىدارد، خوى را خوش مىسازد، دل را پيراسته مىدارد و اندوه را مىبَرَد.
مصادر اصلی: صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص 53 / عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 35 / مكارم الأخلاق، ص 190
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج25، ص 23 / بحار الأنوار، ج63، ص 179 / مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج16، ص 365
خوردن گوشت کبک:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنِ اشْتَكَى فُؤَادَهُ وَ كَثُرَ غَمُّهُ فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس دلش دردمند و اندوهش بسيار است، گوشت كبكنجير بخورد.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 161
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج63، ص 75 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 122
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ص قَالَ إِذَا وَجَدَ أَحَدُكُمْ غَمّاً أَوْ كَرْباً لَا يَدْرِي مَا سَبَبُهُ فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ فَإِنَّهُ يَسْكُنُ عَنْهُ إِنْ شَاءَ اللَّه
امام صادق عليه السلام: هر گاه كسى از شما، به اندوه يا گرفتارىاى دچار گردد كه سببش را نمىداند، گوشت كبكنجير بخورد. در اين صورت، به خواست خدا، اندوه و گرفتارىاش، تسكين خواهند يافت.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 161
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج63، ص 75 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 122
برخی مسائل بهداشتی:
شستن سر با خطمی:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ نُشْرَة.
امام صادق عليه السلام: شستن سر با [گُلِ] خطمى، نشاطبخش است.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 504 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 124 / مكارم الأخلاق، ص 60
منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج2، ص 61 / الوافي، ج6، ص 633
تمیزی جامه:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: النَّظِيفُ مِنَ الثِّيَابِ يُذْهِبُ الْهَمَ وَ الْحَزَنَ وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلَاةِ.
امام على عليه السلام: جامه تميز، پريشانى و اندوه را مىبَرَد و مايه پاكيزگى براى نماز است.
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 444
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 699 / وسائل الشيعة، ج5، ص 14
شانه زدن:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنِ ابْنِ مَيَّاحٍ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ص قَالَ: إِذَا سَرَّحْتَ رَأْسَكَ وَ لِحْيَتَكَ فَأَمِرَّ الْمُشْطَ عَلَى صَدْرِكَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ الْوَبَاءِ.
مصادر اصلی: الكافي، ج6، ص 489 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 128 / مكارم الأخلاق، ص 70
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 117 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 233
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِمْرَارُ الْمُشْطِ عَلَى صَدْرِكَ يُذْهِبُ بِالْهَمِّ.
امام صادق (علیه السلام): مداومت بر شانه زدنِ روی سینه غصه را میبرد.
مصدر اصلی: مكارم الأخلاق، ص 71
منابع دیگر: بحار الأنوار، ج73، ص 114
تراشیدن موی پشت گردن:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ رُبَّمَا كَثُرَ الشَّعْرُ فِي قَفَايَ فَيَغُمُّنِي غَمّاً شَدِيداً فَقَالَ لِي يَا إِسْحَاقُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ حَلْقَ الْقَفَا يَذْهَبُ بِالْغَمِّ.
به نقل از اسحاق بن عمّار: به امام صادق عليه السلام گفتم: فدايتان شوم! گاه موهاى پشت گردنم زياد مىشوند و به سختى، مرا اندوهگين مىكنند. پس به من فرمود: «اى اسحاق! آيا نمىدانى كه تراشيدن [موهاى] پشت گردن، اندوه را از ميان مىبَرَد؟!»
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 485
منابع دیگر: الوافي، ج6، ص 648 / وسائل الشيعة، ج2، ص 108
برخی کارهای فردی:
خواب:
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ: النَّوْمُ رَاحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقْلِ.
مصدر اصلی: الأمالي( للصدوق)، ص 441 / من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 402
منابع دیگر: الوافي، ج4، ص 455 / بحار الأنوار، ج68، ص 276
استفاده از رنگ زرد:
عَنْهُ ) عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّه( عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا بَلَغَ بِهِ جَابِرَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ لَبِسَ نَعْلًا صَفْرَاءَ لَمْ يَزَلْ يَنْظُرُ فِي سُرُورٍ مَا دَامَتْ عَلَيْهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِين.
امام باقر عليه السلام: هر كس كفشى زردرنگ بر پاى كند، تا زمانى كه آن كفش، به پاى اوست، همواره با شادمانى مىنگرد؛ زيرا خداوند )در سوره مبارکه بقر، آیه 69) فرموده است: «زردْرنگى خالص و يكدست كه بينندگان را شادمان مىكند».
مصدر اصلی: الكافي، ج6، ص 466
منابع دیگر: الوافي، ج20، ص 754 / وسائل الشيعة، ج5، ص 69 / بحار الأنوار، ج13، ص 261 / طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص 248
جهت مطالعه تفصیلی در مورد آیات و روایاتِ فراوان در مورد مسئله "شادی" به کتاب «الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث» تالیف محقق توانا حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدى رىشهرى، از سری انتشارات موسسه علمى فرهنگى دارالحديث مراجعه فرمایید.
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
به مناسبت روز جهانی بدون پلاستیک؛
40 درصد از سطح آب های جهان مملو از زباله های پلاستیکی است
عکس
اقیانوس ها به محل های دفنش بدل شده اند، پنجاه درصد از این ماده تنها یک بار مورد استفاده قرار می گیرد، تنها 5 درصد از آن بازیافت شده و حدود 8 درصد از نفت جهان صرف تولیدش می شود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه خلیج فارس، زباله های پلاستیکی هرگز از بین نمی روند و به طور فزاینده ای راه خود را به اقیانوس ها، دریاها و ساحل ها باز می کنند. کیسه های پلاستیکی، بطری نوشابه و غیره هر روز به طبیعت راه می یابند. امروزه میلیون ها پلاستیک در دریاهای جهان یافت می شود که در حدود 40 درصد از سطح اقیانوس ها را در بر می گیرند، در هر دقیقه یک میلیون کیسه پلاستیکی در جهان استفاده می شود و این رقم سالانه به 500 میلیارد می رسد.
آلودگی ناشی از زباله های پلاستیکی تاثیر مستقیمی بر حیات وحش می گذارد. سالانه هزاران پرنده دریایی، لاک پشت دریایی، شیر دریایی و انواع دیگر پستاندارانی که در زیست محیط دریایی و ساحلی زندگی می کنند در اثر مصرف یا گرفتار شدن با انواع این مواد کشته می شوند. به طور کلی 300 گونه جانوری در معرض خطر زباله های پلاستیکی قرار گرفته اند.
با توجه به چگالی کم آن به راحتی در اقیانوس ها حتی در مسافت های بلند قابل گردش و جابه جایی است و به این ترتیب این زباله ها به مکانی برده می شوند که محل زندگی موجودات دریایی هستند و این موجودات اشتباها از آن ها به عنوان غذا استفاده می کنند.در دهه اول قرن بیست و یک بیش از تمام طول تاریخ (تا سال میلادی 2000) پلاستیک تولید و مصرف شده است که میلیاردها از آن به دریا ها و اقیانوس ها راه می یابند. بیشتر آلودگی زیست محیط دریایی از خشکی آغاز می شود به این ترتیب که این زباله از طریق باد و باران به دریاها برده می شوند . در آنجا انباشته شده و این امر به حدی آسیب رساننده است که تمام پلاستیک های تولید شده در جهان هنوز از بین نرفته اند.
تلفات سنگین حیات وحش:
هزاران حیوان از فنچ های کوچک تا کوسه های سنگین وزن در اثر خوردن این مواد کشته می شوند. هر ساله صدها هزار پرنده دریایی به علت مصرف پلاستیک از تعدادشان کم می شود. مصرف پلاستیک حجم معده پرندگان را کاهش می دهد و باعث می شود غذای کمتری مصرف کنند و بدین ترتیب در نهایت از گرسنگی تلف می شوند.
این ها تنها بخشی از اثرات پلاستیک روی محیط زیست است، علاوه بر حیوانات پلاستیک تاثیر بسیاری بر زندگی انسان نیز دارد. وقتی زباله ها در دریا شناور هستند، آلاینده های خطرناکی مانند PAH، DDT و PCB را وارد آب می کنند که برای انسان ها دارای اثرات سوء مانند اختلال در غدد درون ریز، تغییرات هورمونی و جهش های سرطانی دارند. حیوانات با خوردن پلاستیک ها این مواد را وارد چرخه غذایی می کنند و در نهایت به بشقاب ما می رسد.
علاوه بر این ها آلودگی پلاستیکی بر اقتصاد نیز تاثیر می گذارد از جمله هزینه بی حد و حصر در پاکسازی ساحل، ضرر و زیان های صنعت گردشگری و خسارت وارده به صنایع ماهیگیری و پرورش آبزیان را می توان نام برد.
به طور متوسط از هر کیسه پلاستیکی در حدود 12 دقیقه استفاده می شود اما بیش از هزار سال طول می کشد تا این کیسه پلاستیکی تجزیه شود.
سالانه 48000 تن کیسه پلاستیکی به درون اقیانوس ها ریخته می شود. در حال حاضر در هر مایل مربع (26 متر مربع) 46000 قطعه پلاستیکی شناور است.
در پایان می توان گفت: ما با پلاستیک احاطه شده ایم.
به تمام چیزی هایی که در طول یک روز لمس می کنید بیندیشید، کیسه های مواد غذایی، ظروف غذا، درب فنجان قهوه، بطری آب، نی همه و همه از پلاستیک تشکیل شده اند.
استفاده از پلاستیک راحت به نظر می رسد اما طبیعت برای آن باید بهای سنگینی پرداخت کند.
منبع: خبرگزاری ایسنا (یکشنبه / 22 تیر 1393 ) - https://b2n.ir/u83097
نابودی اقیانوسها توسط زبالههای پلاستیکی:
پلاستیکهای رها شده در شمال شرق اقیانوس آرام یک مخلوط سوپ مانند (سوسپانسیون) از کیسهها و بطریهای ایجاد کردهاند که مساحت آن بزرگتر از فرانسه، آلمان و اسپانیا است.دریای مدیترانه با وجود 250 میلیارد قطعه پلاستیکی رهاشده، بالاترین تراکم زباله های پلاستیکی را در جهان دارد. آب های مدیترانه به 90 سال نیاز دارند تا بتوانند خودشان را بازسازی و تمیز کنند. و این در حالی است که تجزیه برخی از پلاستیک ها بیش از 100 سال طول میکشد.
منبع: خبرگزاری مهر - https://b2n.ir/y71622
دریافت فیلم MB 4:
https://b2n.ir/d15454
اسلام شریف در مورد زیبایی پوست و چهره انسان توصیههای ارزشمندی را ارائه فرموده است؛ که یک بخش از آنها مربوط به تغذیه است. و البته غیر از توصیههای تغذیهای، توصیههای دیگری نیز در کلمات گهربار اهلبیت(علیهمالسلام) یافت میشود: که بخشی از آنها به سبک زندگی و برخی از آداب شخصی بازمیگردد، و بخشی دیگر در مورد وظایف تغذیهای والدین قبل از انعقاد نطفه است که تاثیر بسیار فراوانی در زیبایی فرزند میگذارد.
1- تاثیر تغذیه بر زیبایی:
تغذیه مناسب بر زیبایی پوست تاثیر غیر قابل انکاری دارد؛ که اهلبیت (علیهمالسلام) به آن توجه دادهاند و توصیههای ارزشمندی در این رابطه ارائه فرمودهاند. که به صورت اجمال به برخی از آنها اشاره میکنیم:
مویز:
حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ زَنْجَوَيْهِ الدِّينَوَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عُثْمَانَ سَعِيدُ بْنُ زِيَادٍ فِي قَرْيَةِ رَامَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي زِيَادُ بْنُ قَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ قَيْدُ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَدِّهِ زِيَادِ بْنِ أَبِي هِنْدٍ عَنْ أَبِي هِنْدٍ الدَّارِيِّ قَالَ أُهْدِيَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص طبقا [طَبَقٌ] مُغَطًّى فَكَشَفَ الْغِطَاءَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ كُلُوا بِسْمِ اللَّهِ نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّبِيبُ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ يُطْفِئُ الْغَضَبَ وَ يُرْضِي الرَّبَّ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يُصَفِّي اللَّوْن.
به نقل از ابو هند دارى: طَبَق روى پوشيدهاى به پيامبر خدا اهدا كردند. پوشش را از آن برداشت و سپس فرمود: «به نام خدا بخوريد. مويز، چه نيكو خوراكى است، كه اعصاب را استحكام مىبخشد!، بيمارى را از ميان مىبَرَد، خشم را فرو مىنشانَد، پروردگار را خشنود مىسازد، بلغم را مىبَرَد، بوى دهان را خوش مىسازد و رنگ چهره را صفا مىدهد.
الإختصاص)مفید)، ص 124 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 394
کاسنی:
وَ قَالَ الصَّادِقُ ع: عَلَيْكَ بِالْهِنْدَبَاءِ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَ يُحَسِّنُ اللَّوْنَ وَ هُوَ حَارٌّ لَيِّنٌ يَزِيدُ فِي الْوَلَدِ الذُّكُور.
امام صادق(علیه السلام): بر شما باد به کاسنی؛ چرا که نطفه را زیاد میکند، و رنگ چهره را نیکو میگرداند، و گرمِ معتدل است، احتمال فرزند پسر آوردن را زیاد میکند.
طب الأئمة عليهم السلام، ص 130
عَنْ بَعْضِهِمْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عَلَيْكَ بِالْهِنْدَبَاءِ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَ يُحَسِّنُ الْوَجْهَ.امام صادق(علیه السلام): بر شما باد به کاسنی؛ چرا که نطفه را زیاد میکند، و چهره را نیکو میگرداند.
المحاسن، ج2، ص 509 / وسائل الشيعة، ج25، ص 181 / بحار الأنوار، ج63، ص 208
خوردن گردو با زنیان:
عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ أَرْبَعَةُ أَشْيَاءَ تَجْلُو الْبَصَرَ وَ تَنْفَعُ وَ لَا تَضُرُّ فَقِيلَ لَهُ مَا هِيَ فَقَالَ السَّعْتَرُ وَ الْمِلْحُ وَ النَّانْخَواهُ وَ الْجَوْزُ إِذَا اجْتَمَعْنَ فَقِيلَ لَهُ وَ لِأَيِّ شَيْءٍ تَصْلُحُ هَذِهِ الْأَرْبَعَةُ إِذَا اجْتَمَعْنَ فَقَالَ النَّانْخَواهُ وَ الْجَوْزُ يُحْرِقَانِ الْبَوَاسِيرَ وَ يَطْرُدَانِ الرِّيحَ وَ يُحَسِّنَانِ اللَّوْنَ وَ يُخَشِّنَانِ الْمَعِدَةَ وَ يُسَخِّنَانِ الْكُلَى وَ السَّعْتَرُ وَ الْمِلْحُ يَطْرُدَانِ الرِّيَاحَ عَنِ الْفُؤَادِ وَ يَفْتَحَانِ السُّدَدَ وَ يُحْرِقَانِ الْبَلْغَمَ وَ يُدِرَّانِ الْمَاءَ وَ يُطَيِّبَانِ النَّكْهَةَ وَ يُلَيِّنَانِ الْمَعِدَةَ وَ يُذْهِبَانِ الرِّيَاحَ الْخَبِيثَةَ مِنَ الْفَمِ وَ يُصَلِّبَانِ الذَّكَر.
امام صادق عليه السلام فرمود: «چهار چيز، چشم را جلا مىدهد، سودمند است و هيچ زيانى ندارد». درباره آنها از امام عليه السلام پرسيدند. فرمود: «آويشن و نمك، وقتى با هم باشند، و نانخواه (زنیان) و گردو، وقتى با هم باشند». به ايشان گفتند: اين چهار چيز، وقتى با هم باشند، به چه كار مىآيند؟ فرمود: «نانخواه (زنیان) و گردو، [چون در برِ هم قرار گيرند،] بواسير را مىسوزانند، باد را دور مىكنند، رنگ پوست را زيبا مىسازند، معده را سختى (مقاومت) مىدهند و كليهها را گرم مىكنند. امّا آويشن و نمك، [چون در برِ هم قرار گيرند،] بادها را از دلْ برون مىرانند، انسدادها را مىگشايند، بلغم را مىسوزانند، آب (منى) را زياد مىگردانند، بوى دهان را خوش مىسازند، معده را نرمى مىدهند، بوهاى بد را از دهان مىبرند و آلت را سفتى مىبخشند».
مكارم الأخلاق، ص 191 / بحار الأنوار، ج63، ص 198 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 342
کدو:
عنه صلى الله عليه و آله لِعَلِيٍّ عليه السلام: كُلِ اليَقطينَ؛ فَإِنَّهُ من أكَلَها حَسُنَ خُلُقُهُ، و نَضَرَ وَجهُهُ، و هِيَ طَعامي و طَعامُ الأَنبِياءِ قَبلي.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خطاب به امام على عليه السلام: كدو بخور؛ زيرا هر كس آن را بخورد، خويَش نيكو و رويَش شاداب مىشود. آن، خوراك من و پيامبرانِ پيش از من است.
الدعوات (للراوندي)، ص 154
خربزه:
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ ص عَلَيْكُمْ بِالْبِطِّيخِ فَإِنَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ هُوَ طَعَامٌ وَ شَرَابٌ وَ أَسْنَانٌ وَ رَيْحَانٌ يَغْسِلُ الْمَثَانَةَ وَ يَغْسِلُ الْبَطْنَ وَ يُكْثِرُ مَاءَ الظَّهْرِ وَ يَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ وَ يَقْطَعُ الْبُرُودَةَ وَ يُنَقِّي الْبَشَرَة.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر شما باد خوردن خربزه؛ چرا كه در آن، ده ويژگى است: غذاست، آب است، شستشو دهنده است، خوشبو كننده است، مثانه را مىشويد، شكم را مىشويد، آب كمر را فراوان مىسازد، بر نيروى همبسترى مىافزايد، سردى مزاج را از ميان مىبَرَد، و پوست را تميز مىكند.
طب النبي صلى الله عليه و آله و سلم، ص 27 / بحار الأنوار، ج59، ص 297 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 411
بِه:عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عِنْدَ النَّبِيِّ ص- فَأُهْدِيَ إِلَى النَّبِيِّ ص سَفَرْجَلٌ فَقَطَعَ مِنْهُ النَّبِيُّ ص قِطْعَةً وَ نَاوَلَهَا جَعْفَراً فَأَبَى أَنْ يَأْكُلَهَا فَقَالَ خُذْهَا وَ كُلْهَا فَإِنَّهَا تُذَكِّي الْقَلْبَ وَ تُشَجِّعُ الْجَبَانَ. قَالَ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى كُلْ فَإِنَّهُ يُصَفِّي اللَّوْنَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَد.
امام صادق(علیه السلام): روزی جعفربن ابیطالب نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودند که شخصی یک عدد بِه به حضرت اهداء کردند؛ پس پیامبر(صلی الله علیه وآله) آن را نیمه کردند و به جعفر دادند، ولی جعفر از خوردن آن خودداری کرد، سپس حضرت فرمود: بگیر و بخور؛ چرا که قلب را ذکاوت می بخشد و ترسو را شجاع می کند. (در روایت دیگری آمده که حضرت فرمود:) بخور چرا که رنگ چهره را صفا میبخشد و فرزند را زیبا میکند.
الكافي، ج6، ص 357 / وسائل الشيعة، ج25، ص 166
أَبُو الْحَسَنِ الْبَجَلِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَفَرْجَلَةً وَ أَطْعَمَ جَعْفَرَ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ قَالَ لَهُ كُلْ فَإِنَّهُ يُصَفِّي اللَّوْنَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَد.
موسی بن جعفر(علیه السلام): رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یک میوه بِه را نیمه کردند و به جعفر بن ابیطالب خوراندند و به او فرمودند: بخور که رنگ چهره را صفا و جلاء میبخشد و فرزند را زیبا میکند.
المحاسن، ج2، ص 549 / وسائل الشيعة، ج25، ص 167
عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: نَظَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى غُلَامٍ جَمِيلٍ فَقَالَ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ أَبَوَا هَذَا الْغُلَامِ أَكَلَا السَّفَرْجَلَ وَ قَالَ السَّفَرْجَلُ يُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ يَجُمُّ الْفُؤَاد.
امام صادق عليه السلام هنگامى به پسربچهاى زيبا نگريست سپس فرمود: بايد پدر و مادر اين پسر، بِهْ خورده باشند! و فرمود: بِه صورت را زیبا میکند و دل را آسایش و آرامش میبخشد.
المحاسن، ج2، ص 549 / وسائل الشيعة، ج25، ص 167
شروع غذا با نمک:
عَنْهُ )احمد بن محمد بن خالد) عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ ذَرَّ عَلَى أَوَّلِ لُقْمَةٍ مِنْ طَعَامِهِ الْمِلْحَ ذَهَبَ اللَّهُ عَنْهُ بِنَمَشِ الْوَجْه.
امام صادق عليه السلام: هر كس بر نخستين لقمه غذاى خود، نمك بپاشد، خدواند كَك و مَكِ صورت او را از ميان مىبرد.
الكافي، ج6، ص 327 / المحاسن، ج2، ص 593 / مكارم الأخلاق، ص 189 / وسائل الشيعة، ج24، ص 404
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رسول اللّه صلى الله عليه و آله لِعَلِيٍّ عليه السلام: عَلَيكَ بِالمِلحِ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن سَبعينَ داءً؛ أدناهَا الجُذامُ، وَ البَرَصُ، وَ الجُنونُ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خطاب به امام على عليه السلام: بر تو باد نمك؛ چرا كه در آن، شفاى هفتاد درد است كه كمترين آنها جذام، پيسى و ديوانگى است.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 42 / وسائل الشيعة، ج25، ص: 27پیاز:
عَنْهُ )عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَار( عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ الدِّينَوَرِيِّ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْبَصَلُ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَشُدُّ الظَّهْرَ وَ يُرِقُّ الْبَشَرَةَ.
امام صادق عليه السلام: پياز، دهان را خوشبو مىكند، پشت را قوى مىسازد و پوست را نرمى (و لطافت) مىدهد.
الکافی، ج6، ص374
الْفِرْدَوْسُ، عَنْ أَبِي الدَّرْدَاءِ عَنِ النبیّ صلى الله عليه و آله: إذا دَخَلتُم بَلدَةً وَبيئاً فَخِفتُم وَ باءَها، فَعَلَيكُم بِبَصَلِها؛ فَإِنَّهُ يُجلِي البَصَرَ، و يُنَقِّي الشَّعرَ، و يَزيدُ في ماءِ الصُّلبِ، و يَزيدُ فِي الخُطى، و يَذهَبُ بِالحَمَا و هُوَ السَّوادُ فِي الوَجهِ وَ الإِعياءِ أيضا.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر گاه وارد آبادى وبا زدهاى شديد و از وباى آن ترسيديد، از پياز آن جا بخوريد؛ زيرا كه آن، چشم را جلا مىدهد، مو را پاكيزه مىگرداند، آب كمر را زياد مىكند، گامها را سرعت مىبخشد، تيرگى چهره را مىبَرَد و خستگى را نيز مىزدايد.
بحار الأنوار، ج63، ص 252
خوردن سویق با روغن زیتون:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ شُرْبُ السَّوِيقِ بِالزَّيْتِ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ يَشُدُّ الْعَظْمَ وَ يُرِقُّ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الْبَاهِ.
امام صادق عليه السلام: نوشيدن سويقی كه با روغن زيتون فراهم آمده باشد، گوشت را مىروياند، استخوان را استحكام مىبخشد، پوست را نازك (و لطیف) مىكند و بر توان جنسى مىافزايد.
الكافي، ج6، ص 306
2- توصیههای غیر تغذیهای موثر بر زیبایی:
برای زیبایی چهره و پوست فقط نمیتوان به بحث تغذیه و خوراک اکتفاء کرد بلکه به کارهای دیگری غیر از تغذیه نیز میبایست توجه داشت، که در روایات به آنها اشاره شده است؛ مثل:
نماز شب:
حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُثْمَانَ وَ أَبُو عُثْمَانَ اسْمُهُ عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ حَبِيبٍ قَالَ زَعَمَ لَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيُّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ الدُّهْنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَلَاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِي الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ.
معاوية بن عمّار دهنى از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است: نماز شب، چهره را زيبا، اخلاق را نيكو، بوى بدن را خوش، روزى را فراوان، بديها را ادا، غصّه اندوه را برطرف و قدرت بينائى را افزون كند.ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 42
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبِي زُهَيْرٍ النَّهْدِيِّ عَنْ آدَمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ عَلَيْكُمْ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ فَإِنَّهَا سُنَّةُ نَبِيِّكُمْ وَ دَأْبُ الصَّالِحِينَ قَبْلَكُمْ وَ مَطْرَدَةُ الدَّاءِ عَنْ أَجْسَادِكُمْ. وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صَلَاةُ اللَّيْلِ تُبَيِّضُ الْوَجْهَ وَ صَلَاةُ اللَّيْلِ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ صَلَاةُ اللَّيْلِ تَجْلِبُ الرِّزْق.
از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام، حضرت فرمودند: بر شما باد به نماز در شب زيرا آن سنّت پيامبر شما و عمل افراد صالح قبل از شما بوده، نماز شب مرض را از اجساد شما دور مىكند. و نيز حضرت فرمودند: نماز شب صورت را نورانى و بوى را خوش نموده و موجب جلب روزى است.
علل الشرائع، ج2، ص 363
وَ عَنْهُ (مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى( عَنْ أَبِي زُهَيْرٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَلَاةُ اللَّيْلِ تُبَيِّضُ الْوَجْهَ وَ صَلَاةُ اللَّيْلِ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ صَلَاةُ اللَّيْلِ تَجْلِبُ الرِّزْقَ.
امام صادق(علیه السلام): نمازشب چهره را روشن و نورانی میکند، و بدن را خوشبو و روزی را جلب میکند.
تهذيب الأحكام، ج2، ص 120
وَ عَنْهُ (مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عُثْمَانَ وَ أَبُو عُثْمَانَ اسْمُهُ عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ حَبِيبٍ قَالَ زَعَمَ لَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ الدُّهْنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَلَاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُذْهِبُ الْهَمَّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ.
امام صادق(علیه السلام): نمازشب چهره را زیبا میکند، غم و غصه را از بین میبرد، و چشم را تیز میکند.
تهذيب الأحكام، ج2، ص 122
روغنمالی (خصوصا در شب):
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ الْقُوَّةَ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ هُوَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُحَسِّنُ اللَّوْنَ.
امام على عليه السلام: روغن، پوست را نرم مىكند، بر توان مغز مىافزايد، مجارى آب را در بدن مىگشايد، كثافت پوست را از ميان مىبرد و رنگ را روشن مىكند.
الكافي، ج6، ص 519
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: دَهْنُ اللَّيْلِ يَجْرِي فِي الْعُرُوقِ وَ يُرَوِّي الْبَشَرَةَ وَ يُبَيِّضُ الْوَجْهَ.
امام باقر عليه السلام: روغن [ماليدن] شبانه، در رگها جريان مىيابد و پوست را آبيارى و چهره را سفيد مىكند.الكافي، ج6، ص 519 / وسائل الشيعة، ج2، ص 158
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ يُذْهِبُ الْقَشَفَ وَ يُسْفِرُ اللَّوْن.
امام على عليه السلام: روغن، پوست را نرم مىكند، بر توان مغز مىافزايد، مجارى آب را در بدن مىگشايد، كثافت پوست را از ميان مىبرد و رنگ چهره را روشن و زیبا مىكند.
الكافي، ج6، ص 519 / وسائل الشيعة، ج2، ص 157
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع ... الدُّهْنَ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اللَّوْن…
امام على «ع»- به روايت امام صادق «ع»: …روغنمالی پوست را نرم (و لطیف) مىكند، و به نيرومندى مغز مىافزايد، و گذرگاههاى آب بدن را نرم مىسازد، و چرك و زبرى پوست را از ميان مىبرد، و رنگ پوست را روشن مىكند...
الخصال، ج2، ص 611
الْحُسَيْنُ بْنُ بِسْطَامَ فِي طِبِّ الْأَئِمَّةِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْبَاقِرِ ع قَالَ: دَهْنُ اللَّيْلِ يَجْرِي فِي الْعُرُوقِ وَ يُرَبِّي الْبَشَرَةَ.
امام باقر عليه السلام: روغن [ماليدن] در شب، در رگها جريان مىيابد و پوست را پرورش می دهد (اصلاح مىكند).
طب الأئمة عليهم السلام، ص 93 / وسائل الشيعة، ج2، ص 158
خضاب با حناء:
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: عَلَيكُم بِسَيِّدِ الخِضابِ الحِنّاءِ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ البَشَرَةَ، و يَزيدُ فِي الجِماعِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر شما باد مهتر همه خضابها، حنا، كه پوست را پاكيزه مىكند و بر توان همبسترى مىافزايد.
كنز العمّال، ج 6، ص 668، ح 17316 / صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص 90 / مكارم الأخلاق، ص 82 (ولیس فیهما الحناء)
عَنْهُ ) ْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّه( عَنْ عُبْدُوسِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْبَغْدَادِيِّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الحِنّاءُ يَذهَبُ بِالسَّهَكِ، و يَزيدُ في ماءِ الوَجهِ، و يُطَيِّبُ النَّكهَةَ، و يُحَسِّنُ الوَلَدَ.
امام صادق عليه السلام: حنا، بوى بد عَرَق را از ميان مىبَرَد، بر طراوت صورت مىافزايد، دهان را خوشبو مىكند و فرزند را نيكو مىسازد.الكافي، ج6، ص 484
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحِنَّاءُ يَزِيدُ فِي مَاءِ الْوَجْهِ وَ يُكْثِرُ الشَّيْبَ.
امام صادق(علیه السلام): حنا بر طراوت صورت مىافزايد و (قوّت و یا ظاهر) جوانی را زیاد میکند.
الكافي، ج6، ص 483
برخی از آداب شخصی:
وَ عَنْهُ )الحمیری) عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: «لِيَأْخُذْ أَحَدُكُمْ مِنْ شَارِبِهِ، وَ الشَّعْرَ الَّذِي فِي أَنْفِهِ، وَ لْيَتَعَاهَدْ نَفْسَهُ، فَإِنَّ ذَلِكَ يَزِيدُ فِي جَمَالِهِ»
در حديث معتبر از حضرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله): بايد هركس موى شارب و موى بينى را بگيرد و به احوال بدن خود بپردازد، كه اينها باعث زيادتى جمال او است.
قرب الإسناد، ص 67 / وسائل الشيعة، ج2، ص 118
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ الْأَشْعَرِيِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْذُ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ يُحَسِّنُ الْوَجْهَ.
امام صادق (عليه السّلام): موى بينى را گرفتن چهره را زیبا ميكند.
الكافي، ج6، ص 488 / من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 124
مقدار ختنه:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَتِ امْرَأَةٌ يُقَالُ لَهَا أُمُّ طَيْبَةَ تَخْفِضُ الْجَوَارِيَ فَدَعَاهَا النَّبِيُّ ص فَقَالَ لَهَا يَا أُمَّ طَيْبَةَ إِذَا خَفَضْتِ الْجَوَارِيَ فَأَشِمِّي وَ لَا تُجْحِفِي فَإِنَّهُ أَصْفَى لِلَوْنِ الْوَجْهِ وَ أَحْظَى عِنْدَ الْبَعْلِ.
عمرو بن ثابت از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود: «در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله زنى به نام ام طيبه دختران را ختنه مىكرد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله او را فراخواند و به وى فرمود: اى ام طيبه، هرگاه دختران را ختنه كردى، آن را اندك ببر و زيادهروى نكن؛ چرا كه آن چهره را باصفاتر مىكند و نزد شوهر لذتبخشتر است.» )ترجمه: منابع فقه شيعه( ترجمه جامع أحاديث الشيعة)/ عده اى از فضلاء)
الكافی، ج5، ص 119 / وسائل الشيعة، ج17، ص 130
3- تغذیه والدین قبل از انعقاد نطفه:نکته بسیار مهم و تاثیرگذار در زیبایی انسان که باید مورد توجه قرار گیرد، "نوع تغذیه پدر و مادر قبل از انعقاد نطفه" است که
در روایات به عوامل مختلفی از آن اشاره شده است که بر نطفه و جنین تاثیر گذاشته و باعث زیبایی و روشنی صورت فرزند میشود؛ که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
خوردن بِه:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ شُرَحْبِيلَ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ قَالَ: فِي الْمَرْأَةِ الْحَامِلِ تَأْكُلُ السَّفَرْجَلَ فَإِنَّ الْوَلَدَ يَكُونُ أَطْيَبَ رِيحاً وَ أَصْفَى لَوْناً.
به نقل از شُرَحبيل بن مسلم: ايشان درباره زن باردار گفت: «بِه بخورد. در اين صورت، فرزند او، خوشبوتر و خوشرنگتر خواهد شد».
الكافي، ج6، ص 22 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 439
عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: نَظَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى غُلَامٍ جَمِيلٍ فَقَالَ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ أَبَوَا هَذَا الْغُلَامِ أَكَلَا السَّفَرْجَلَ وَ قَالَ السَّفَرْجَلُ يُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ يَجُمُّ الْفُؤَاد.
امام صادق عليه السلام هنگامى كه به پسربچهاى زيبا نگريست: بايد پدر و مادر اين پسر، بِهْ خورده باشند! و فرمود: بِه صورت را زیبا و قلب را آسایش و آرامش میبخشد.
المحاسن، ج2، ص 549
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَكَلَ سَفَرْجَلَةً عَلَى الرِّيقِ طَابَ مَاؤُهُ وَ حَسُنَ وَلَدُهُ.
امام صادق عليه السلام: هر كس ناشتا يك بِهْ بخورد، نطفهاش پاكيزه مىشود و فرزندش نيكو و زیبا مىگردد.
الكافي، ج6، ص 357
كِتَابُ الْإِمَامَةِ وَ التَّبْصِرَةِ: عَنْ سَهْلِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: …لا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً و لا وَصِيّاً إلّاوُجِدَ مِنهُ رائِحَةُ السَّفَرجَلِ؛ فَكُلوها، وَ أَطعِمُوا حَبالاكُم؛ يَحسُنَ أولادُكُم.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله): ...هيچ پيامبر و هيچ وصىّاى را برنينگيخت، مگر آن كه او بوى بِهْ مىداد. پس آن را بخوريد و به زنان باردارتان بدهيد، كه فرزندانتان زيبا مىشوند.
بحار الأنوار، ج63، ص 177 / مستدرك الوسائل، ج15، ص 135
عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: كُلُوا السَّفرجَلَ و تَهادَوهُ بَينَكُم؛ فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ، و يُنبِتُ المَوَدَّةَ فِي القَلبِ، و أطعِموهُ حَبالاكُم؛ فَإِنَّهُ يُحَسِّنُ أولادَكُم. وفي رواية: يُحَسِّنُ أخلاقَ أولادِكُم.پيامبر خدا فرمود: «بِهْ بخوريد و به يكديگر هديه دهيد؛ چرا كه چشم را جلا مىدهد و دوستى را در دل مىرويانَد و آن را به زنان باردارتان بدهيد؛ چرا كه فرزندانتان را زيبا مىگردانَد. و در روايتى ديگر آمده كه فرمود: «اخلاق فرزندانتان را نيكو مىسازد».
مكارم الأخلاق، ص 172 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 401
انار شیرین:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْخُرَاسَانِيِّ قَالَ: أَكْلُ الرُّمَّانِ الْحُلْوِ يَزِيدُ فِي مَاءِ الرَّجُلِ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ.
خراسانی [علّامه مجلسى مىگويد: ظاهراً خراسانى، كنايه از امام رضا (عليه السلام) است و به سبب تقيّه، با اين نام از ايشان ياد شده است. بحار الأنوار، ج 66، ص 164] میفرماید: خوردن انار شيرين، آب مرد را افزون مىكند و فرزند را زیبا مىسازد.
الكافي، ج6، ص 354 / المحاسن، ج2، ص 546
خربزه:
قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): ما مِن امرَأَةٍ حامِلَةٍ أكَلَت البِطِّيخَ إلّايَكونُ مَولودُها حَسَنَ الوَجهو الخُلُقِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ زن باردارى نيست كه خربزه بخورد، مگر اين كه نوزادش خوشچهره و خوشخو مىگردد.
طب النبي صلى الله عليه و آله و سلم، ص 29 / مستدرك الوسائل، ج15، ص 214
کاسنی:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عَلَيْكَ بِالْهِنْدَبَاءِ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ وَ هُوَ حَارٌّ لَيِّنٌ يَزِيدُ فِي الْوَلَدِ الذُّكُورَةَ.
امام صادق عليه السلام: بر تو باد كاسنى؛ چرا كه آب (مَنى) را مىافزايد، فرزند را زیبا مىسازد، و گرم و نرم است و بيشتر، فرزند، پسر مىشود.
الكافي، ج6، ص 363
کُندُر:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: أَطْعِمُوا حَبَالاكُمْ ذَكَرَ اللُّبَانِ فَإِنْ يَكُ فِي بَطْنِهَا غُلَامٌ خَرَجَ ذَكِيَّ الْقَلْبِ عَالِماً شُجَاعاً وَ إِنْ تَكُ جَارِيَةٌ حَسُنَ خَلْقُهَا وَ خُلُقُهَا وَ عَظُمَتْ عَجِيزَتُهَا وَ حَظِيَتْ عِنْدَ زَوْجِهَا.
امام رضا عليه السلام: به زنان باردارتان، كندر نر بدهيد. در اين صورت، اگر آنچه در شكم زن است، پسر باشد، بيداردل، آگاه و دلير مىگردد، و اگر دختر باشد، صورت و اخلاق او زیبا مىشود و سرين او سترگ مىگردد و نزد همسرش بهره مىيابد.
الكافي، ج6، ص 23
در انتهاء به صورت اجمال به برخی از کارهایی که باعث زشتی چهره انسان میشود اشارهای میکنیم:
خواب صبح:
قَالَ الصَّادِقُ ع نَوْمُ الْغَدَاةِ مَشْئُومَةٌ تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تُقَبِّحُهُ وَ تُغَيِّرُهُ وَ هُوَ نَوْمُ كُلِّ مَشْئُومٍ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُقَسِّمُ الْأَرْزَاقَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِيَّاكُمْ وَ تِلْكَ النَّوْمَة
از امام ششم (ع): خواب بامداد شوم است، روزى را كم مىكند و چهره را زرد و پژمرده ميسازد، و خواب اين ساعت خواب انسانهاى بيچاره است كه خداوند متعال روزى را از طلوع فجر تا طلوع خورشيد پخش مىكند پس از خواب اين ساعت بپرهيزيد.
من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 502 / تهذيب الأحكام، ج2، ص 139 / مكارم الأخلاق، ص 305 / وسائل الشيعة، ج6، ص 496
خوردن زیاد تخم مرغ:
الرِّسَالَةُ الذَّهَبِيَّةُ، لِلرِّضَا عليه السلام: مُداوَمَةُ أكلِ البَيضِ يَعرِضُ مِنهُ الكَلَفُ فِي الوَجهِ.
امام رضا عليه السلام: خوردن هميشگى تخممرغ، سبب پيدايش كَكمَك در صورت مىشود.
بحار الأنوار، ج59، ص 321 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 359
خوردن خون:
أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ زِنْدِيقاً قَالَ لَهُ لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ الدَّمَ الْمَسْفُوحَ قَالَ لِأَنَّهُ يُورِثُ الْقَسَاوَةَ وَ يَسْلُبُ الْفُؤَادَ الرَّحْمَةَ وَ يَعْفِنُ الْبَدَنَ وَ يُغَيِّرُ اللَّوْنَ وَ أَكْثَرُ مَا يُصِيبُ الْإِنْسَانَ الْجُذَامُ يَكُونُ مِنْ أَكْلِ الدَّمِ.
زندیقی از امام صادق(علیه السلام) سوال کرد: چرا خون تازه حرام شد؟ حضرت فرمود: چون موجب قساوت مىشود و رحم را از دل مىبرد و بدن را به عفونت مىكشاند (و بد بو میکند) و رنگ چهره را تغيير مىدهد و بيشترین چيزى كه موجب جذام مىشود خوردن خون است.
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج2، ص 337 / وسائل الشيعة، ج24، ص 103
خوردن اُشنان (چوبک):
عَنِ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ كَانَ إِذَا تَوَضَّأَ بِالْأُشْنَانِ أَدْخَلَهُ فَاهُ فَيُطَاعِمُهُ ثُمَّ يَرْمِي بِهِ وَ قَالَ الْأُشْنَانُ رَدِيءٌ يُبْخِرُ الْفَمَ وَ يُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ يُضَعِّفُ الرُّكْبَتَيْنِ.
از امام باقر (ع) است كه حضرت هر گاه با اشنان شست و شو مينمود، آن را بدهان ميكرد و در دهان ميگردانيد و دور ميريخت، و فرمود: [خوردن] اشنان بد است، دهان را بدبو و رنگ صورت را زرد و زانو را ضعيف مىسازد.
مكارم الأخلاق، ص 191
برخی از آداب شخصی:
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُمَرَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُكْثِرْ وَضْعَ يَدِكَ فِي لِحْيَتِكَ فَإِنَ ذَلِكَ يَشِينُ الْوَجْه.
امام صادق(علیه السلام): زیاد دست بر ريش مگذار كه چهره را معيوب و زشت ميكند.
علل الشرائع، ج2، ص 559 / وسائل الشيعة، ج2، ص 112
توجه به حیاط خانه 10 فایده بی بدیل برای خانواده به ارمغان می آورد/ نمایندگان محترم مجلس و کارشناسان ساختمان کشور را به ایفای نقش در فرآیند تغییر هویتِ مسکن، محله و شهر دعوت می کنم!
یکی از مهمترین ویژگی های مسکن از منظر اسلام مسئله حیاط خانه است. بر اساس پنج دسته از روایات -از جمله احادیث مرتبط با ایده مترقی پخت نان در خانه- برای ضرورت حیاط خانه استظهار کرده ایم!
توجه به مسئله حیاط خانه و منع ساخت ساختمان با الگوی آپارتمان 10 دسته فایده بی بدیل، شامل: 1- گسترش تفریح خانگی و تقویت صله رحم، 2- تسهیل مدیریت بازی کودکان، 3- پیشگیری از بیماری، 4- مطبوع سازی هوا، 5- هدایت نزولات آسمانی به حفره های زمین از طریق حفر چاه خانگی، 6- تسهیل معیشت مردم (اقتصاد مقاومتی) ، 7- کاهش سفرهای تفریحی، 8- کاهش تولید زباله، 9- تحقق ایده مترقی پخت نان در خانه و 10- زمینه سازی برای تمرکز زدایی جمعیتی و مهاجرت معکوس از مناطق پرجمعیت را برای خانواده ها به ارمغان می آورد.
محاسبات ما در شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی نشان می دهد؛ که رعایت اصول فقهی ده گانه ساخت ساختمان، در مجموع هزینه های دولت و مردم را کاهش می دهد و به تنظیم صحیح روابط انسانی کمک می کند. نمایندگان محترم مجلس و کارشناسان ساختمان کشور را به ایفای نقش در فرآیند تغییر هویت ِمسکن، محله و شهر دعوت می کنم.
حجت الاسلام علی کشوري- تبیین کارکردهای ده گانه حیاط خانه - دوشنبه 27 بهمن 1399 - حوزه علمیه قم
http://nro-di.blog.ir/1399/11/27
عنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: السَّيْرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ وَ إِذَا قَضَى أَحَدُكُمْ سَفَرَهُ فَلْيُسْرِعِ الْإِنَابَةَ إِلَى أَهْلِه.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): مسافرت کردن، قطعه ای از عذاب است؛ پس هر کدام از شما به مسافرت رفت سریع به سوی اهل خود بازگردد.
بحار الأنوار، ج73، ص 222 به نقل از كِتَابُ الْإِمَامَةِ وَ التَّبْصِرَةِوَ قَالُوا ع: تَقُولُ فِي مَسِيرِكَ اللَّهُمَّ خَلِّ سَبِيلَنَا وَ أَحْسِنْ تَسْيِيرَنَا وَ أَحْسِنْ عَافِيَتَنَا وَ أَكْثِرْ مِنَ التَّكْبِيرِ وَ التَّحْمِيدِ وَ التَّسْبِيحِ وَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّ السَّفَرَ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَاب.
اهلبیت (علیهم السلام): در راه مسافرت بگو: خداوندا راه ما را باز بگرداند و سیرکردن ما و عافیت و سلامتی ما را نیکو گردان. و در سفر زیاد الله اکبر و الحمدلله و سبحانالله و استفرالله بگو؛ چرا که سفر قطعه ای از عذاب است.
الدعوات (للراوندي)، ص 296
قَالَ الصَّادِقُ ع: سَيْرُ الْمَنَازِلِ يُنْفِدُ الزَّادَ وَ يُسِيءُ الْأَخْلَاقَ وَ يُخْلِقُ الثِّيَابَ وَ السَّيْرُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ فَرْسَخاً أَقَلُّه.
امام صادق (علیه السلام): مسافرت کردن زاد و توشه را تمام میکند و اخلاق را بد میکند و لباسها را کهنه میکند؛ و مسافرت لااقل 18 فرسخ است.
مكارم الأخلاق، ص 266
روایت در مصادر روایی اهل سنت:
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ بْنِ قَعْنَبٍ، وَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي أُوَيْسٍ، وَ أَبُو مُصْعَبٍ الزُّهْرِيُّ، وَ مَنْصُورُ بْنُ أَبِي مُزَاحِمٍ، وَ قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ. قَالُوا: حَدَّثَنَا مَالِكٌ. ح وَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى التَّمِيمِيُّ (وَ اللَّفْظُ لَهُ). قَالَ: قُلْتُ لِمَالِكٍ: حَدَّثَكَ سُمَيٌّ عَنْ أَبِي صَالِحٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: «السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنْ الْعَذَابِ. يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ نَوْمَهُ وَ طَعَامَهُ وَ شَرَابَهُ. فَإِذَا قَضَى أَحَدُكُمْ نَهْمَتَهُ مِنْ وَجْهِهِ، فَلْيُعَجِّلْ إِلَى أَهْلِهِ؟» قَالَ: نَعَمْ.
ابو هریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که ایشان فرمود: سفر قطعه ای از عذاب است؛ شما را از خواب و غذا و آب منع میکند. پس هر گاه مقصود خود را از راه خود انجام دادید، آیا سریع به سوی خانواده خود بازمیگردید؟ گفت: بله.
صحيح مسلم، ج3، ص 1526
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، حَدَّثَنَا مَالِكٌ، عَنْ سُمَيٍّ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ- رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- عَنْ النَّبِيِّ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ-، قَالَ: «السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنْ الْعَذَابِ: يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ طَعَامَهُ وَ شَرَابَهُ وَ نَوْمَهُ، فَإِذَا قَضَى نَهْمَتَهُ فَلْيُعَجِّلْ إِلَى أَهْلِهِ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله): سفر قطعه ای از عذاب است؛ شما را از غذا و آب و خواب منع میکند. پس هر گاه مقصود خود را انجام دادید، سریع به سوی خانواده خود بازگردید.
صحيح البخاري، ج3، ص 231
أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى قَالَ: حَدَّثَنَا مَالِكٌ وَ أَنْبَأَ مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ مَالِكٍ قَالَ: حَدَّثَنِي سُمَيٌّ عَنْ أَبِي صَالِحٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: «السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ شَهْوَتَهُ وَ طَعَامَهُ». قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى وَ شَرَابَهُ. «فَإِذَا قَضَى أَحَدُكُمْ بَهْمَتَهُ فَلْيَرْجِعْ إِلَى أَهْلِهِ» قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى فَلْيُعَجِّلْ إِلَى أَهْلِهِ.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله): سفر قطعه ای از عذاب است؛ شما را از شهوت و غذا ( و آب) منع میکند. پس هر گاه مقصود خود را انجام دادید، پس (سریع) به سوی خانواده خود بازگردید.
سنن النسائي، ج5، ص 242برخی دیگر از مصادر اهل سنت که این روایت را در ابواب مختلف و با اسناد مختلف نقل کرده اند:
موطأ الإمام مالك ، ج5 ، ص1427 - مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج12، ص 161 - مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج15، ص 462 - مسند الإمام أحمد بن حنبل ج16، ص275 - مسند الدارمي (سنن الدارمي)، ج3 ، ص1746 - صحيح البخاري، ج3، ص 231 - صحيح البخاري، ج5، ص 145 - صحيح البخاري، ج9، ص 36 - صحيح مسلم، ج3، ص 1526 - سنن ابن ماجه، ج4، ص 391 - سنن النسائي، ج5، ص 242 .
روایات کشاورزی و باغداری:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ هَارُونَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: الزَّارِعُونَ كُنُوزُ الْأَنَامِ يَزْرَعُونَ طَيِّباً أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُ النَّاسِ مَقَاماً وَ أَقْرَبُهُمْ مَنْزِلَةً يُدْعَوْنَ الْمُبَارَكِينَ.
امام صادق عليه السلام: كشاورزان گنجهاى مردمند كه آن پاكيزه را كه خداوند برون آورده، كشت مىكنند. ايشان در روز رستاخيز، نيك پايهترين مردمند و از ديگران به خدا نزديكتر و «مبارَك» خوانده مىشوند.
الكافي، ج5، ص 261
الوافي، ج17، ص 132
رُوِيَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْكِيمِيَاءُ الْأَكْبَرُ الزِّرَاعَة.
امام صادق عليه السلام: بزرگترین كيميا، كشاورزى است.
الكافي، ج5، ص 261
وسائل الشيعة، ج19، ص 34 / الوافي، ج17، ص 132 / جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج23، ص 970
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَسْمَعُ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّ الزِّرَاعَةَ مَكْرُوهَةٌ فَقَالَ لَهُ: ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا أَحَلَّ وَ لَا أَطْيَبَ مِنْهُ وَ اللَّهِ لَيَزْرَعُنَّ الزَّرْعَ وَ لَيَغْرِسُنَّ النَّخْلَ (الغَرس) بَعْدَ خُرُوجِ الدَّجَّالِ.
امام صادق عليه السلام در پاسخ به مردى كه گفت: «شنيدهام كه برخى مىگويند:" كشاورزى ناپسند است"»: کشاورزی كنيد و بكاريد؛ كه به خدا سوگند! مردم كارى حلالتر و پاكتر از كشاورزى انجام نمىدهند. و به خداى سوگند! پس از بيرون شدن دجّال [در عصر ظهور امام موعود عليه السلام] فراوان كشاورزى مىشود و بسى درخت خرما كاشته خواهد شد.
الكافي، ج5، ص 260 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 236
الوافي، ج17، ص 130 / وسائل الشيعة، ج19، ص 33
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا هُبِطَ بِآدَمَ إِلَى الْأَرْضِ احْتَاجَ إِلَى الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا آدَمُ كُنْ حَرَّاثاً قَالَ فَعَلِّمْنِي دُعَاءً قَالَ قُلِ اللَّهُمَّ اكْفِنِي مَئُونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ وَ أَلْبِسْنِي الْعَافِيَةَ حَتَّى تَهْنِئَنِي الْمَعِيشَةُ.امام صادق (علیه السلام): وقتی حضرت آدم به زمین هبوط کرد، به طعام (غذا) و نوشیدنی احتیاج پیدا کرد پس از این بابت به جبرئیل شکوه کرد. جبرئیل به او گفت: ای آدم! بسیار کشاورزی کن. آدم گفت: پس به من دعائی بیاموز . گفت بگو: اللَّهُمَّ اكْفِنِي مَئُونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ وَ أَلْبِسْنِي الْعَافِيَةَ حَتَّى تَهْنِئَنِي الْمَعِيشَةُ.
الكافي، ج5، ص 260
بحار الأنوار، ج11، ص 217 / الوافي، ج17، ص 130 / وسائل الشيعة، ج19، ص 37
رسول الله صلى الله عليه و آله: لَمّا خَلَقَ اللّهُ المَعيشَةَ جَعَلَ البَرَكاتِ فِي الحَرثِ وَالغَنَمِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن گاه كه خداوند اسباب گذران زندگى را آفريد، بركتها را در كِشت و دام قرار داد.
كنز العمّال، ج4، ص 32، ح9354 نقلًا عن الديلمي عن ابن مسعود
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: اطلُبُوا الرِّزقَ في خَبايَا الأَرض.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: روزى را در نهان گاههاى زمين بجوييد.
كنز العمّال، ج4، ص 21، ح 9302
حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى وَ قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدٍ الْغُبَرِيُّ (وَ اللَّفْظُ لِيَحْيَى) (قَالَ يَحْيَى: أَخْبَرَنَا. وَ قَالَ الْآخَرَانِ: حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ) عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: « مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَغْرِسُ غَرْسًا، أَوْ يَزْرَعُ زَرْعًا، فَيَأْكُلُ مِنْهُ طَيْرٌ أَوْ إِنْسَانٌ أَوْ بَهِيمَةٌ، إِلَّا كَانَ لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ مسلمانى نيست كه نهالى بكارد يا زراعتى كشت كند و پرندهاى يا انسانى يا چهارپايى از آن بخورد، جز اين كه آن برايش صدقه به شمار مىرود.
صحيح مسلم، ج3، ص 1189 / صحيح بخاري، ج4، ص 152 / مسند أحمد بن حنبل، ج21، ص 88 و 180 / سنن الترمذي، ج3، ص 430
شغل انبیاء:
عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَبِي السَّرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ هَارُونَ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الْفَلَّاحِينَ فَقَالَ هُمُ الزَّارِعُونَ كُنُوزُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ مَا فِي الْأَعْمَالِ شَيْءٌ أَحَبَ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا زَرَّاعاً إِلَّا إِدْرِيسَ ع فَإِنَّهُ كَانَ خَيَّاطاً.
يزيد بن هارون واسطى: از حضرت صادق عليه السلام درباره كشاورزان پرسيدم. فرمود: «آنان كشتكنندگان و گنجهاى خدا در زمينش هستند؛ و نزد خدا كارى دوست داشتنىتر از كشاورزى نيست؛ و خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت جز آن كه كشاورز بود، مگر حضرت ادريس عليه السلام كه خيّاط بود».
تهذيب الأحكام، ج6، ص 384وسائل الشيعة، ج17، ص 42 / الوافي، ج17، ص 133
روایات دامداری:
نگهداری گوسفند:
برکت:
عَنْ أَبِي نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ قَالَ حَدَّثَنِي حُمَيْدٌ الْآبِيُّ عَنْ أُمِّ رَاشِدٍ مَوْلَاةِ أُمِّ هَانِي: «أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع دَخَلَ عَلَى أُمِّ هَانِي، فَقَالَتْ أُمُّ هَانِي: قَدِّمِي لِأَبِي الْحَسَنِ طَعَاماً. فَقَدَّمْتُ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ فَقَالَ: مَا لِي لَا أَرَى عِنْدَكُمُ الْبَرَكَةَ؟! فَقَالَتْ أُمُّ هَانِي: أَ وَ لَيْسَ هَذَا بَرَكَةً ؟!فَقَالَ: لَسْتُ أَعْنِي هَذَا ، إِنَّمَا أَعْنِي الشَّاةَ. فَقَالَتْ: فَمَا لَنَا مِنْ شَاةٍ فَأَكَلَ وَ اسْتَسْقَى.»
کنیز امّ هانی نقل می کند: « روزی امیرالمومنین(علیه السلام) داخل منزل امّ هانی شد. امّ هانی (به من) گفت: برای ابوالحسن(علیه السلام) غذایی بیاور. من هم غذایی که در خانه بود را نزد حضرت آوردم. سپس حضرت فرمود: مرا چه شده که در
نزد شما برکت نمیبینم؟! امّ هانی گفت: آیا این غذا برکت نیست؟! حضرت فرمود: مقصودم این نیست؛ بلکه مقصودم گوسفند است. امّ هانی گفت: نزد ما گوسفندی که بخورد و بیاشامد نیست.»
المحاسن، ج2، ص 641
وسائل الشيعة، ج11، ص 513 / بحار الأنوار، ج61، ص 131
الجعفریات بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الشَّاةُ الْمُنْتِجَةُ بَرَكَةٌ.»
الجعفريات (الأشعثيات)، ص 160 / بحار الأنوار، ج61، ص 138
(سند بحار: أَصْلٌ مِنْ أُصُولِ أَصْحَابِنَا عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِيِّ ص...)
مستدرك الوسائل، ج16، ص 322
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:« مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَكُونُ فِي مَنْزِلِهِ عَنْزٌ حَلُوبٌ إِلَّا قُدِّسَ أَهْلُ ذَلِكَ الْمَنْزِلِ وَ بُورِكَ عَلَيْهِمْ ، فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ قُدِّسُوا وَ بُورِكَ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّتَيْنِ. قَالَ: فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا: وَ كَيْفَ يُقَدَّسُونَ؟ قَالَ: يَقِفُ عَلَيْهِمْ مَلَكٌ فِي كُلِّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ لَهُمْ قُدِّسْتُمْ وَ بُورِكَ عَلَيْكُمْ وَ طِبْتُمْ وَ طَابَ إِدَامُكُمْ! قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ مَا مَعْنَى قُدِّسْتُمْ؟ قَالَ: طُهِّرْتُمْ.»
محمّد بن مارد گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: «هيچ مؤمنى نيست كه در خانهاش بُز شير دهى باشد مگر اينكه اهل آن سرا تقديس مىشوند و براى آنها بركت خواسته مىشود، و اگر دو بز باشد روزى دو بار تقديس و طلب بركت بر ايشان خواهد شد، مردى از شيعيان پرسيد: چگونه تقديس مىشوند؟ فرمود: براى آنها دعا مىشود كه خداوند بشما بركت مرحمتفرمايد و پاك شديد و خوراكتان نيز پاك گرديد، گويد: عرض كردم: معناى «شما تقديس شديد» چيست؟ فرمود: يعنى از هر ناپاكى پاك شديد.»
مصادر اصلی:
الكافي، ج6، ص 545 / المحاسن، ج2، ص 640 / ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 170
(سند ثواب الاعمال:حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُول:...)
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص349
(سند الفقیه: رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُول…)
مكارم الأخلاق، ص 129(با کمی تغییر)
منابع دیگر:
الوافي، ج20، ص 851 / وسائل الشيعة، ج11، ص 510 / بحار الأنوار، ج61، ص 127
وَ قَالَ ص: «الشَّاةُ فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ السِّنَّوْرُ فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ الرَّحَى فِي الدَّارِ بَرَكَةٌ وَ الشَّاةُ بَرَكَةٌ وَ الشَّاتَانِ بَرَكَتَانِ وَ الثَّلَاثَةُ بَرَكَاتٌ كَثِيرَةٌ.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله):«گوسفند در خانه برکت است، گربه در خانه برکت است، آسیاب در خانه برکت است، یک گوسفند در خانه یک برکت است، دو گوسفند دو برکت، و سه گوسفند برکات بسیار است.»
مكارم الأخلاق(طبرسی)، ص 129
برطرف شدن فقر:
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ (أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ) عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «إِذَا اتَّخَذَ أَهْلُ بَيْتٍ شَاةً أَتَاهُمُ اللَّهُ بِرِزْقِهَا وَ زَادَ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ ارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ مَرْحَلَةً فَإِنِ اتَّخَذَ شَاتَيْنِ أَتَاهُمُ اللَّهُ بِأَرْزَاقِهِمَا وَ زَادَ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ ارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ مَرْحَلَتَيْنِ فَإِنِ اتَّخَذُوا ثَلَاثَةً أَتَاهُمُ اللَّهُ بِأَرْزَاقِهِمْ وَ ارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ رَأْساً.»
امام صادق(علیه السلام): « اهل هر خانه كه يك گوسفند نگاه دارند خداوند روزى آن گوسفند را بايشان بدهد و روزى ايشان را زياد كند و فقر از ايشان يك مرحله دور شود و اگر دو گوسفند نگاه دارند خدا روزى آنها را برساند و روزى ايشان را زياد كند و فقر از ايشان دو مرحله دور ميشود و اگر سه گوسفند نگاه دارند حقتعالى روزى آنها را برساند و روزى ايشان را زياد گرداند و فقر از ايشان در اصل برطرف شود.»
مصادر اصلی:
الكافي، ج6، ص 545 / المحاسن، ج2، ص 642
(سند محاسن: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ...)
منابع دیگر:
الوافي، ج20، ص 850 / وسائل الشيعة، ج11، ص 509 / بحار الأنوار، ج61، ص 132مِنَ الْفِرْدَوْسِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص: «الشَّاةُ فِي الْبَيْتِ تَرُدُّ سَبْعِينَ بَاباً مِنَ الْفَقْرِ.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): « وجودِ گوسفند در خانه، هفتاد باب از فقر را رد میکند!»
مكارم الأخلاق(طبرسی)، ص 129
شغل انبیاء:
علامه مجلسی(ره) از منابع اهل سنت چندین روایت نقل کردهاست:
وَ قَالَ ص: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا رَاعِيَ غَنَمٍ».
پیامبر(صلی الله علیه وآله):«خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نکرد مگر اینکه شبانِ گوسفند بوده است.»
بحار الأنوار، ج61، ص 117
وَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّهُ ص قَالَ: «مَا مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَدْ رَعَى الْغَنَمَ قِيلَ: وَ أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: وَ أَنَا.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله):«هیچ پیامبری نبود مگر اینکه حتماً شبانیِ گوسفند میکرده. گفته شد: آیا شما هم؟ فرمود: بله؛ من هم.»
بحار الأنوار، ج61، ص 117
نگهداری گاو و گوسفند:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لِعَمَّتِهِ مَا يَمْنَعُكِ أَنْ تَتَّخِذِي فِي بَيْتِكِ بَرَكَةً؟ قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْبَرَكَةُ ؟قَالَ: شَاةٌ تُحْلَبُ؛ فَإِنَّهُ مَنْ كَانَ فِي دَارِهِ شَاةٌ تُحْلَبُ أَوْ نَعْجَةٌ أَوْ بَقَرَةٌ تُحْلَبُ فَبَرَكَاتٌ كُلُّهُنَّ.»
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «حضرت رسول (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به عمه خود فرمود: كه چه چیز تو را مانع شده است كه در خانه خود بركتى نگاه دارى؟ گفت: يا رسولاللّه بركت چیست؟ فرمود:گوسفندى كه شير دهد. چرا كه هركه در خانهاش گوسفند شيرده يا بُز شيرده يا گاو شيرده باشد، تمام اینها (باعثِ) برکتِ (خانه) هستند.»
مصادر اصلی:
الكافي، ج6، ص 545 / المحاسن، ج2، ص 641
(محاسن با دو سند این روایت را نقل کرده:
سند اول: عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
سند دوم: وَ رَوَى أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مِثْلَهُ.)
منابع دیگر:
الوافي، ج20، ص 851 / وسائل الشيعة، ج11، ص 511 و ج24، ص 430
نگهداری مرغ و خروس در خانه:
اشاره
عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: «أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَغْنِيَاءَ بِاتِّخَاذِ الْغَنَمِ وَ الْفُقَرَاءَ بِاتِّخَاذِ الدَّجَاج.»جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که: « رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به ثروتمندان دستور دادند که گوسفند نگه دارند، و به فقراء دستور دادند که مرغ نگه دارند.»
مكارم الأخلاق، ص 160
بحار الأنوار، ج63، ص 74 / مستدرك الوسائل، ج16، ص 347
وَ قَالَ ص: «الدَّجَاجُ غَنَمُ فُقَرَاءِ أُمَّتِي.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله): « مرغ، گوسفندِ فقراءِ امّتِ من است.»
مكارم الأخلاق، ص 130
از منابع اهل سنت:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، قَالَ: حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ الْمَقْبُرِيِّ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ الْأَغْنِيَاءَ بِاتِّخَاذِ الْغَنَمِ، وَ أَمَرَ الْفُقَرَاءَ بِاتِّخَاذِ الدَّجَاجِ.» وَ قَالَ: «عِنْدَ اتِّخَاذِ الْأَغْنِيَاءِ الدَّجَاجَ، يَأْذَنُ اللَّهُ بِهَلَاكِ الْقُرَى».
سنن ابن ماجة- به نقل از ابو هريره-: «خداوند به ثروتمندان دستور داد كه گوسفند نگه دارند و تهيدستان را فرمان داد كه مرغ نگه دارند.» و فرمود: « هرگاه ثروتمندان [فقط] مرغ نگه دارند [و گوسفند نگه ندارند] خداوند به از بین رفتنِ [اهلِ] روستاها [و شهرها] اذن میدهد.»
مصدر اصلی:
سنن ابن ماجه، ج3، ص 616
منابع دیگر:
بحار الأنوار، ج62، ص 10 ) رَوَى ابْنُ مَاجَهْ مِنْ حَدِيثِ أَبِي هُرَيْرَة(
مرغ و خروس؛ باعث برکت و آبادی خانه:
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: «الشّاةُ فِي الدّارِ بَرَكَةٌ، و الدَّجاجُ فِي الدّارِ بَرَكَةٌ.»
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «گوسفند در خانه، بركت است. مرغ در خانه، بركت است.»
كنز العمّال،ج 12، ص326، حدیث35238 (نقلًا عن الحاكم في تاريخه عن أنس)
وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع: «لَا يَنْبَغِي أَنْ يَخْلُوَ بَيْتُ أَحَدِكُمْ مِنْ ثَلَاثَةٍ وَ هُنَّ عُمَّارُ الْبَيْتِ: الْهِرَّةُ وَ الْحَمَامُ وَ الدِّيكُ؛ فَإِنْ كَانَ مَعَ الدِّيكِ أَنِيسَةٌ فَلَا بَأْسَ بِذَلِكَ لِمَنْ لَا يَقْدِرُهَا.»
امام هفتم (علیه السلام) فرمود: «نشايد كه خانه هر يك از شماها از سه چيز تهى باشد كه آنها آباد كن خانه باشند: گربه و كبوتر و خروس و اگر با خروس مرغى هم باشد چه بهتر و گرنه باكى نيست بر كسى كه توانا بر آن نيست.»)ترجمه کمرهای)
مصدر اصلی:مكارم الأخلاق، ص 130
منابع دیگر:
بحار الأنوار، ج73، ص 163
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّفْوَانِيُّ فِي كِتَابِ التَّعْرِيفِ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع أَنَّهُ قَالَ:« لَا تَخْلُو الْبَيْتُ مِنْ ثَلَاثَةٍ وَ هِيَ عِمَارَةُ الْبَيْتِ: الْهِرَّةِ وَ الْحَمَامِ وَ الدِّيكِ؛ وَ إِنْ كَانَ مَعَ الدِّيكِ أَنِيسَةٌ فَلَا بَأْسَ إِلَّا أَنْ يُكْرَهَ قَذَرُهَا.»
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «خانه از سه چيز خالی نباشد كه آنها آبادی خانه هستند: گربه و كبوتر و خروس. و اگر با خروس مرغى هم باشد اشکالی ندارد مگر آنکه از کثیفی آن کراهت داشته باشید.»
مستدرك الوسائل، ج8، ص 284
وَ رَوَى ابْنُ عَدِيٍّ فِي كَامِلِهِ فِي تَرْجَمَةِ مَيْمُونِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع: «أَنَّهُ اشْتَكَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص الْوَحْشَةَ. فَقَالَ لَهُ :اتَّخِذْ زَوْجاً مِنْ حَمَامٍ تُؤْنِسْكَ وَ تُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ بِتَغْرِيدِهَا وَ اتَّخِذْ دِيكاً يُؤْنِسْكَ وَ يُوقِظْكَ لِلصَّلَاةِ.»
ابن عدیّ میگوید: «علی بن ابیطالب(علیه السلام) از ترس به پیامبر(صلیالله علیه وآله) شکایت کرد! پیامبر(صلیالله علیه وآله) به او فرمود: یک زوج کبوتر بگیر که با تو انس بگیرد و با صدایش تو را برای نماز بیدار کند، و خروسی بگیر که با تو انس بگیرد و برای نماز بیدارت کند.»
بحار الأنوار، ج62، ص 27
نگهداری کبوتر در خانه:
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:«الْحَمَامُ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ (ع) الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ. وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ؛ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَدَعُونَ النَّاسَ. قَالَ: فَرَأَيْتُ فِي بُيُوتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَمَاماً لِابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ.»
ابو سلمه می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «كبوتر از پرندههاى پيامبراناست كه در خانه خود نگهمیداشتند و هیچ خانهای نیست که در آن کبوتر باشد مگر آن که آفتی از جن باهل آن خانه نمیرسد؛ چون که همانا بیخردانِ جن در خانه بازى كنند
و (اگر در خانه کبوتر باشد) با كبوتر بازى كنند و مردم (و اهل خانه) را رها میکنند.» (ابو سلمه) گفت: ديدم كبوتری از آنِ پسرش اسماعيل در خانه امام صادق(علیه السلام) بود.
الكافي، ج6، ص 547
وسائل الشيعة، ج11، ص 516 / الوافي، ج20، ص 855 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَيْسَ مِنْ بَيْتِ نَبِيٍّ إِلَّا وَ فِيهِ حَمَامٌ لِأَنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ بِصِبْيَانِ الْبَيْتِ فَإِذَا كَانَ فِيهِ حَمَامٌ عَبَثُوا بِالْحَمَامِ وَ تَرَكُوا النَّاس.»امام صادق(علیه السلام): «هیچ خانه ای از پیامبران نیست مگر آنکه در آن کبوتر است! چرا که بیخردانِ جن با بچههای خانه بازی میکنند پس اگر در آن خانه کبوتر باشد، آنها با کبوتر بازی خواهند کرد و انسان را رها میکنند.»
مكارم الأخلاق، ص 131
بحار الأنوار، ج73، ص 163
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «كَانَ فِي مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص زَوْجُ حَمَامٍ أَحْمَرُ.»
امام صادق(علیه السلام): «در منزل رسول الله(صلی الله علیه وآله) یک زوج کبوتر قرمز بود.»
الكافي، ج6، ص 548
الوافي، ج20، ص 857 / وسائل الشيعة، ج11، ص 520 / بحار الأنوار، ج62، ص 20
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: «ذُكِرَتِ الْحَمَامُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ اتَّخِذُوهَا فِي مَنَازِلِكُمْ؛ فَإِنَّهَا مَحْبُوبَةٌ لَحِقَتْهَا (ن ل: لحقها) دَعْوَةُ نُوحٍ ع وَ هِيَ آنَسُ شَيْءٍ فِي الْبُيُوتِ.»
زید شحام می گوید: «در نزد امام صادق(علیه السلام) یادی از کبوتر شد؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: « در منازل خود کبوتر نگهدارید؛ همانا کبوتر محبوب و دوستداشتنی است، دعای حضرت نوح(ع) شامل او شده، و بهترین چیز برای اُنسگرفتن در خانه است.»
الكافي، ج6، ص547
الوافي، ج20، ص 855 / وسائل الشيعة، ج11، ص 517 / بحار الأنوار، ج62، ص 18
نگهداری حیوانات خانگی:
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: «كَانُوا يُحِبُّونَ أَنْ يَكُونَ فِي الْبَيْتِ الشَّيْءُ الدَّاجِنُ، مِثْلُ الْحَمَامِ أَوِ الدَّجَاجِ أَوْ الْعَنَاقِ، لِيَعْبَثَ بِهِ صِبْيَانُ الْجِنِ وَ لَا يَعْبَثُونَ بِصِبْيَانِهِمْ.»
امام صادق(علیه السلام) از پدرش امام باقر(علیه السلام): «همیشه دوست داشتند که یک چیزی که با خانه الفت و انس بگیرد (حیوانات اهلی و خانگی)-مثل کبوتر و مرغ و بُز- در خانه باشد ؛تا اینکه کودکانِ جن با آنها مشغول بازی شوند و با کودکان انسان بازی نکنند.»
قرب الإسناد، ص 93
وسائل الشيعة، ج11، ص 524 / بحار الأنوار، ج60، ص 74 و ج62، ص 1الحسین بن بسطام فی طِبُّ الْأَئِمَّةِ، عَنِ الْمُظَفَّرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي يَحْيَى الْمَدَائِنِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: « أَكْثِرُوا مِنَ الدَّوَاجِنِ فِي بُيُوتِكُمْ تَتَشَاغَلْ بِهَا الشَّيَاطِينُ عَنْ صِبْيَانِكُم.»
پیامبر(صلی الله علیه وآله):« زیاد در خانههایتان حیوانات نگهدارید که شیطان با بازی با آنها از کودکان شما رویگردان شوند.»
طب الأئمة عليهم السلام(ابنابسطام)، ص 112
وسائل الشيعة، ج11، ص 521 / هداية الأمة إلى أحكام الأئمة ع(شیخ حرّ عاملی)، ج5، ص 128 / طب الأئمة عليهم السلام (للشُبّر)، ص 289 / بحار الأنوار، ج62، ص1 - ج92، ص150- ج60، ص206 - ج60، ص74 / مستدرك الوسائل، ج8، ص 285
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ.»
امام صادق(علیه السلام): «تجارت کردن، عقل را زیاد میکند.»
الكافي، ج5، ص 148 / من لایحضره الفقیه، ج3، ص191 / وسائل الشيعة، ج17، ص 12
قَالَ الصَّادِقُ ع:«تَرْكُ التِّجَارَةِ مَذْهَبَةٌ لِلْعَقْل.»
امام صادق(علیه السلام): « ترک کردن تجارت، از بین بَرندهی عقل است.»
من لایحضره الفقیه، ج3، ص192 / وسائل الشيعة، ج17، ص 17
أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْجَهْمِ عَنْ فُضَيْلٍ الْأَعْوَرِ قَالَ: شَهِدْتُ مُعَاذَ بْنَ كَثِيرٍ وَ قَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: «إِنِّي قَدْ أَيْسَرْتُ فَأَدَعُ التِّجَارَةَ فَقَالَ إِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ قَلَّ عَقْلُكَ أَوْ نَحْوَهُ.»
معاذ بن كثير به امام صادق عليه السلام عرض كرد: من توانگر شدهام؛ آيا تجارت را رها كنم؟ امام عليه السلام فرمود:« اگر چنين كنى، عقلت كاهش مىيابد.» يا سخنى شبيه به اين فرمود.
الكافي، ج5، ص 148 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 2
(سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْجَهْمِ عَنْ فُضَيْلٍ الْأَعْوَرِ قَالَ شَهِدْتُ مُعَاذَ بْنَ كَثِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ)
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْفَرَجِ الْقُمِّيِّ عَنْ مُعَاذٍ بَيَّاعِ الْأَكْسِيَةِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا مُعَاذُ أَ ضَعُفْتَ عَنِ التِّجَارَةِ أَوْ زَهِدْتَ فِيهَا قُلْتُ مَا ضَعُفْتُ عَنْهَا وَ مَا زَهِدْتُ فِيهَا قَالَ فَمَا لَكَ قُلْتُ كُنَّا نَنْتَظِرُ أَمْراً وَ ذَلِكَ حِينَ قُتِلَ الْوَلِيدُ وَ عِنْدِي مَالٌ كَثِيرٌ وَ هُوَ فِي يَدِي وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ عَلَيَّ شَيْءٌ وَ لَا أَرَانِي آكُلُهُ حَتَّى أَمُوتَ فَقَالَ تَتْرُكُهَا فَإِنَّ تَرْكَهَا مَذْهَبَةٌ لِلْعَقْلِ اسْعَ عَلَى عِيَالِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ يَكُونَ هُمُ السُّعَاةَ عَلَيْكَ.
معاذ لباسفروش مىگويد: «امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى معاذ! در تجارت سست شدى بلكه از آن كناره گرفتهاى! معاذ گفت: در تجارت سست نشدهام و از آن كنارهگيرى نكردهام. امام عليه السلام فرمود: پس تو را چه شده است؟ گفتم: منتظر قيام شما هستم [يا منتظر دستور مجدد شما براى تجارت هستم]- اين ماجرا مربوط به زمان كشته شدن وليد بن عبدالملك بود- ومن مال بسيارى دارم كه در اختيارم هست و به احدى بدهكار نيستم و گمان نمىكنم كه تا پايان عمرم نيز تمام شود.» امام عليه السلام فرمود: تجارت را رها نكن؛ زيرا ترك آن عقل را از بين مىبرد. براى خانوادهات تلاش كن و بپرهيز از اينكه آنان براى تو كار و تلاش كنند.
الكافي، ج5، ص 148 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 2
(سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْفَرَجِ عَنْ مُعَاذٍ بَيَّاعِ الْأَكْسِيَةِ قَالَ) [كُنْتُ أَنْتَظِرُ أَمْرَكَ بدل كُنَّا نَنْتَظِرُ أَمْراً]
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ بَيَّاعِ الْأَكْسِيَةِ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي قَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَدَعَ السُّوقَ وَ فِي يَدِي شَيْءٌ قَالَ إِذاً يَسْقُطَ رَأْيُكَ وَ لَا يُسْتَعَانَ بِكَ عَلَى شَيْءٍ.»
معاذ بن كثيرِ لباسفروش به امام صادق عليه السلام عرض كرد: «اموالى در اختيار دارم و تصميم گرفتهام بازار را رها كنم. امام عليه السلام فرمود: در اين صورت نظرت از ارزش و اعتبار ساقط مىشود و در هيچ موردى از تو درخواست كمك نمىشود.»
الكافي، ج5، ص 149 / تهذيب الأحكام، ج7، ص 3
(سند تهذیب: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ بَيَّاعِ الْأَكْسِيَةِ)
تهذيب الأحكام، ج6، ص 329
(سند2: مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ صَاحِبِ الْأَكْسِيَةِ)
مترجم و محقق کافی در معنای این روایت اینچنین نگاشتهاند:
«أي ينقص عقلك، و لا يرجع الناس إليك في تدبير امورهم، و لا يشاورونك في إصلاح امورهم، فصرت حقيراً في أعين الناس و عارياً عن الاعتبار».
یعنی: عقلت کم میشود، و مردم در تدبیر کارهایشان به تو مراجعه نمیکنند، و از تو مشورت نمیگیرند، پس در چشم مردم حقیر و کم ارزش میگردی و از اعتبار میافتی.
تحقیق و تصحیح کافی: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد / الكافي (طبع اسلامية)، ج5، ص 149
عَنْهُ )ای: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى) عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ بَيَّاعِ الزُّطِّيِّ قَالَ: «سَأَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَوْماً وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ مُعَاذٍ بَيَّاعِ الْكَرَابِيسِ فَقِيلَ تَرَكَ التِّجَارَةَ فَقَالَ عَمَلُ الشَّيْطَانِ عَمَلُ الشَّيْطَانِ مَنْ تَرَكَ التِّجَارَةَ ذَهَبَ ثُلُثَا عَقْلِهِ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدِمَتْ عِيرٌ مِنَ الشَّامِ فَاشْتَرَى مِنْهَا وَ اتَّجَرَ فَرَبِحَ فِيهَا مَا قَضَى دَيْنَهُ.»
اسباط بن سالم میگوید: روزی نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که ایشان در مورد معاذ لباس فروش سوال کردند. به ایشان عرض شد که: معاذ تجارت را ترک کرده است. پس حضرت فرمود: این کار او کار شیطان است! کار شیطان! هر کس تجارت را ترک کند دو سوم عقلش از بین میرود! آیا معاذ نمیدانست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد کاروانی از شام رفتند و از آن چیزی خریدند و با آن تجارت کردند و سودی بردند که با آن سود بدهی خود را پرداخت نمودند.
تهذيب الأحكام، ج7، ص 4 عوالي اللئالي، ج3، ص 194 (با اندکی تفاوت) / وسائل الشيعة، ج17، ص 17
پیوست شماره 11: تصاویری از حمامهای چهارمزاجی در گذشته
حمام " آقا نقی" یا ظهیرالاسلام؛ اردبیل (دوره ایلخانی):
عکس
نقشه حمامهای قدیم:
عکس
عکس
نقشه حمام وکیل شیراز:
عکس
حمام شاه (رضوی) مشهد:
عکس
حمام شاه، که امروزه به حمام رضوی موسوم است، یکی از قدیمی ترین حمام های شهر مشهد و متعلق به اوایل دوره صفویه می باشد. این حمام در تاریخ 5/2/1356 به شماره 3/1374 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است (طبسی، 1384، 245).
« سربینه حدود 147 مترمربع وسعت دارد و در وسط آن حوض هشت گوشی قرار دارد که هشت گوشه آن وجود دارد... گرمخانه، فضایی مربع شکل است و حدود 100 مترمربع وسعت دارد. غرفه هایی در اطراف این فضا قرار دارد که به شاه نشین موسوم است»
منبع: انجمن مفاخر معماری ایران - https://b2n.ir/w13967
معرفی حمام علیقلی آقا در اصفهان
حمام علیقلی آقا در منطقه بیدآباد اصفهان به وسیله علیقلی آقا از درباریان دو پادشاه صفوی در مجموعهای که خود بانی آن بوده ساخته شدهاست.
حمام برای گذشتگان ما، چیزی فراتر از محل شست و شو بود. مردمان آن زمان در حمام های عمومی، اقوام و دوستان را میدیدند و از وضعیت اجتماعی، سیاسی با خبر می شدند. مقدمات و آشنایی برخی ازدواج ها در آن جا میسر میشد و حمام محل بخشی از جشنهای مرتبط با عروسی و زایمانها و حتی محل شستوشوی عزیزانشان هم پس از مرگ بود.
سالها از آن دوران میگذرد و دیگر حمام های عمومی نه تنها کارکردهای سابق را ندارند که معدودی از آن ها سرپا ماندهاند. در میان حمام های عمومی شهرها، تنها آن هایی که از خطر نابودی نجات یافتند که از هنر زمانه بهره برده بودند و حالا در شکل موزه مردم شناسی یا حتی سفره خانه و اقامتگاه مورد استفاده قرار می گیرند.
یکی از این نمونه های زیبا «حمام علیقلی آقا» در محله بیدآباد اصفهان در شمال زاینده رود است. این حمام بخشی از مجموعه ای شامل مسجد، حمام، بازارچه، چهارسوق و کاروانسرا بوده که «علیقلی آقا» از خواجگان حرم شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی برای امور عام المنفعه آن را ساخت.
معماری حمام علیقلی آقا
این حمام از نوع معماری سبک اصفهان در اواخر عصر صفوی است. بنای حمام شامل دو حمام بزرگ و کوچک و فضای چالحوض است. هر یک از این دو حمام از دو بخش اصلی سربینه و گرمخانه تشکیل یافتهاست، به طوری که در آن دوره مردان و زنان به صورت جداگانه میتوانستند از آن استفاده نمایند. شکل قائده سربینه حمام بزرگ، به شکل هشت ضلعی منتظم طراحی شدهاست و در اطراف سربینه سکوهائی طراحی شده که فضاهای پشت آنها با طاق نماهای مدور تزئین یافته و همچنین گنبد میانی سربینه بر هشت ستون بزرگ سنگی استوار است. تزئینات سقف حمام به صورت رسمی بندی است و نورگیرهای سقف به صورت منظم از فضای اطراف به سمت مرکز سقف به صورت منظم طراحی شدهاند که در مواقع مختلف روز با ایجاد سایه روشن بر زیبائی تزئینات سقف میافزاید.
عکس
حمام بزرگ در این مجموعه شامل دو بخش سربینه و گرمخانه بوده است که هر کدام را جداگانه مورد بررسی قرار دادهایم.
ورودی حمام بزرگ یک محوطه هشت ضلعی است که پس از عبور از دو راهروی عمود بر هم به «سربینه» یا رختکن متصل می شود. برای تامین روشنایی این جا در سقف گنبدی شکل حمام، روزنه هایی معروف به «جام گاه» تعبیه شده که داخل آنها شیشههای محدبی و عدسی شکل قرار گرفتهاند. این شیشهها نه فقط از اتلاف انرژی جلوگیری میکنند که با شکستن نور، روشنایی را در محوطه پخش میکنند.
در فضای سربینه، چهار حوض درون سکوها تعبیه شده تا مراجعان قبل از ورود به سکو، پاهایشان را در آن ها بشویند. سربینه به وسیله یک راهرو به گرمخانه متصل می شود. یک نکته جالب در این حمام، آن است که در چند جای حمام در کنار حوضچه ها، سنگ های یک تکه و سفید رنگی به اندازه یک متر خواهیددید که سطح ان ها آجدار است و برجستگیهای ملایمی دارد. سنگ ها مثل تکیه گاه صندلی و عمود بر حوضچه ها طراحی شده بودند که احتمالا نقش ماساژور داشته است.
عکس
کف گرمخانه با سنگ های مرمر پوشیده شده که کف آن همیشه گرم بوده. دور تا دور دیوار گرمخانه با تزیینات کاشیکاری با نقوش گل و مرغ و اسلیمی تزیین شده است. در این جا، استخر بزرگی خواهیددید که به «چال حوض» معروف بوده و احتمالا برای آب تنی و غوطه ور شدن در آب گرم استفاده می شده است. در دو سوی محور اصلی این فضا دو شاه نشین وجود دارد که احتمالا یکی باری پرش در آب استفاده می شده و دیگری جایگاه تماشاچیان بوده است. در کنار گرمخانه با عبور از چند پله، به خزینه حمام خواهید رسید. در طرفین خزینه هم دو محل استحمام اختصاصی قرار دارد که به شاه نشین مشهور است.
عکس
و اما حمام کوچک ساختار معماری مشابه حمام بزرگ دارد، با این تفاوت که در مقیاس کوچک تر اجرا شده است. حمام کوچک فضاهایی با قاعده های منظم و هندسی دارد. قاعده سربینه این حمام مربع شکل است و سکوهایی با حوض های درونشان در سه ضلع قرار دارد. گرمخانه این حمام، فضایی با قاعده هشت و نیم متری است و هشت ستون سنگی، طاق میانی آن را بر دوش
دارند. فضاهای پیرامون بخش میانی با طاق های کوتاه تری پوشیده شده اند و مکان هایی برای شست و شو فراهم آمده است. پس از طی چند پله از کف گرمخانه می توانید از درگاه خزینه وارد آن شوید.
آب مورد استفاده هر دو حمام از چاهی معروف به «چاه گاو» تامین می شده که در فضایی به نام «گاورو» در غرب حمام قرار داشته. آب از چاه بیرون کشیده می شد و به مخزنی در پشت بام انتقال داده و از آن جا به خزینه ها و حوضچه ها هدایت میشد. سیستم گرمایش حمام ها شامل تون (آتشدان)، انبار سوخت، تیان (ظرف مخصوص گرم کردن آب) و گودال جمع آوری خاکستر بوده که آن ها هم غرب حمام قرار داشتند.
عکس
منبع : سایت راسخون - https://b2n.ir/n01459
بخشی از متن
عرائض بنده در سه بخش بود ابتدا برای رفع اختلاف بین مدیران شهری و برای اینکه دو قطبی استقلال و پیروزی در شهرداری و شورای شهر و مردم به وجود نیاید؛ آمده ایم مفاهیم پایه تعریف کرده ایم (1 مفهوم پایه تنظیم روابط انسانی (2) مفهوم پایه تسخیر شیئ پایه (3) مفهوم پایه اسماء الهی سپس آمده ایم برای اجرای آن مفاهیم، نه نوعبرنامه ریزی و طراحی کالبد پیشنهاد کرده ایم. بنابراین نه جور میتوانیم این مفاهیم را محقق کنیم ذیل این نه شکل برنامه ریزی هم صد اقدام پیشنهاد داده ایم که این صد اقدام شامل اقدامات زیر ساختی مشارکتی و ارتباطی است اقدامات ارتباطی اصلی را هم که من بحث کردم؛ فقط یکی در حوزه مکاسب پیشنهاد دادم آن هم طرح باغچه طیبات بود، دو طرح هم در حوزه مطالعات و ارزیابی شاخصه ها پیشنهاد داده ام که طبق آنها ] نقشه های محله مطلوب را را آماده میکنید الگوی مطلوب "تفریح" را هم مطالعه کنید. سه طرح هم به خاطر وضع وخیم سلامت مشهد و سایر شهرها برای پاکسازی روح و بدن پیشنهاد دادم که عبارت بود از (1) ترمیم دستشوییها و جانمایی صحیح آنها در شهر (2) تغییر بافت فضای سبز شهر به محوریت میوه های معطر و درختان مثمر و (4) ایجاد حمامهای چهار مزاجی برای پاکسازی بدن از سموم اربعه .
عکس