پول اعتباری و طرح جایگزین

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

104/6/1

پول اعتباری و طرح جایگزین

محورهای جلسه

1.

مفهوم «سود ارتباطی در مباحث الگوی پیشرفت اسلامی به چه معناست؟

2.

تعریف پول در تامین سود ارتباطی» چه نقشی دارد؟

3.

تاثیر سائر بخشهای اقتصاد اسلامی بر کارکرد پول چگونه است؟

4.

چالشهای اجرای پول غیر اعتباری چیست؟

شورای راهبردی

الگوی پیشرفت اسلامی

25 خرداد 1400

شهر مبارک قم

خبرگزاری رسا

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِي قَاتَلَ مَعَهُ رِبْيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ

سوره مبارکه آل عمران، آیه 146

و چه بسیار از پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگیدند، پس در مقابل آنچه در راه خدا به آنان رسید سستی نکردند و ناتوان نشدند و سر تسلیم و ذلت فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.

شناسنامه

متن پیش رو (ویرایش اول) صد و چهارمین مکتوب از نوع ششم محصولات مرتبط با نقشه الگوی پیشرفت اسلامی (پیاده فوری) است. محتوای این محصول متن پیاده شده گفتگوی حجت الاسلام والمسلمین علی کشوری دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی) با موضوع پول اعتباری و طرح جایگزین در جمع برخی از پژوهشگران حوزه اقتصاد و مکاسب، در تاریخ سه شنبه 25 خرداد 1400 خبرگزاری رسا شهر مبارک قم برگزار شده است. پیشنهاد میشود این جزوه در قطع رحلی به انتشار برسد.

عکس

-4

فهرست مطالب:

1. مقدمه: .1

1/1. تحلیل ناقص از پول و بی‌توجهی به تاثیر آن بر روابط انسانی؛ زمینه ایجاد چالش و هزینه در حوزه‌های مختلف زندگی. 1

2/1. وجود پیچیدگی‌های فراوان در مساله پول؛ علتی بر ضرورت پناه‌بردن به تحلیل فقهی از پول. 2

3/1. توجه به سرفصل‌های چهارگانه مطرح در جلسه؛ عاملی برای فهم جایگاه پول در اسلام و تاثیر آن بر تنظیم روابط انسانی. 3

2. سرفصل اول: مفهوم "سود ارتباطی" در مباحث الگوی پیشرفت اسلامی به چه معناست؟. 6

1/2. سود اقتصادی (ارزش افزوده)، سود صنعتی (بهره‌وری) و سود اجتماعی؛ تعاریف اصلی از مفهوم "سود" در اقتصاد موجود .6

1/1/2. هزینه‌کردن برای جلوگیری از شورش اجتماعی و حفظ نظم موجود؛ تعریف سود اجتماعی در اقتصاد موجود. 7

2/1/2. محوریت رذائل اخلاقی خصوصا وصف "حرص" ؛ یکی از مبانی تولید ثروت و ایجاد سود در اقتصاد موجود .8

2/2. سود حاصل از تنظیم بهینه روابط انسانی؛ تعریف مفهوم "سود ارتباطی" .8

1/2/2. رسیدن به سودی اعم از سود اقتصادی، سود صنعتی و سود اجتماعی؛ فائده سود ارتباطی. 8

1/1/2/2. "قرض‌الحسنه" ؛ یکی از ثمرات سود ارتباطی. 8

1/1/1/2/2. حل مشکلات اقتصادی و فقر؛ سود قرض‌الحسنه برای قرض‌گیرنده .8

2/1/1/2/2. عدم پرداخت هزینه های اقتصادی برای ایجاد امنیت و شورش اجتماعی فقراء؛ سود قرض‌الحسنه برای قرض‌دهنده. 9

3/1/1/2/2. ایجاد سود اقتصادی مبتنی بر مناسک رزق؛ سود دیگر قرض‌الحسنه برای قرض‌دهنده .9

2/1/2/2. "زکات" ؛ ثمره‌ای دیگر از سود ارتباطی. 10

3/1/2/2. "قراردادن مال را در اختیار" ؛ ثمره‌ای دیگر از سود ارتباطی. 10

1/3/1/2/2. به‌کاربردن مال در تنظیم حوزه‌های روابط انسانی (مثل نشر علم و رسیدگی به فقراء) توسط امام؛ ثمره قراردادن مال در اختیار امام 10

2/2/2. حوزه‌های سیزده‌گانه روابط انسانی؛ محل هزینه‌کرد پول و مال در اسلام. 11

3/2/2. تنظیم روابط انسانی؛ غرض از تولید ثروت در اسلام .13

1/3/2/2. لزوم توجه به عدم اختلال در روابط انسانی در راستای تولید ثروت؛ لازمه تنظیم روابط انسانی. 13

4/2/2. رابطه انسان با امام، رابطه انسان با معلم، رابطه انسان با خانواده، رابطه انسان با طرف کسب، رابطه انسان با شریک شغلی، رابطه انسان با دشمن، رابطه انسان با دوست، رابطه انسان با فقیر، رابطه انسان با یتیم، رابطه انسان با ابن‌سبیل و رابطه انسان با مهمان؛ حوزه‌های سیزده‌گانه روابط انسانی در راستای کسب سود ارتباطی. 13

1/4/2/2. ساختار مالی حمایت از امام؛ یکی از مصادیق تنظیم رابطه انسان با امام .15

1/1/4/2/2. انفال، خمس، خراج و طسوق؛ بخشی ازمصادیق ساختار مالی حمایت از امام .15

5/2/2. لزوم ارتقاء مفهوم سود در اذهان نخبگان از سود اقتصادی به سود ارتباطی؛ لازمه ایجاد تحول و جهش در آینده اقتصادی کشور .17

3. سرفصل دوم: تعریف پول در تامین سود ارتباطی چه نقشی دارد؟ .17

1/3. بررسی تعریف "پول" در اسلام: .18

1/1/3. بررسی موضو‌ع‌شناسانه تعریف پول در اسلام: .18

1/1/1/3. نقض "تسلط" مردم بر اموال خود؛ لازمه پذیرش تعریف پول اعتباری.. 18

1/1/1/1/3. احتمال ایجاد خطای در محاسبه، خطای عمد و خطای در شناخت؛ نتیجه نقض "تسلط" مردم بر اموال خود 19

2/1/1/1/3. مخالفت با قاعده فقهی «الناس مسلَّطون علی اموالهم»؛ نتیجه دیگر نقض "تسلط" مردم بر اموال خود 19

3/1/1/1/3. مخالفت با آیه «لَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون»؛ نتیجه دیگر نقض "تسلط" مردم بر اموال خود 19

2/1/1/3. حفظ "تسلط" مردم بر اموال خود و منتفی شدن خطای در محاسبه؛ لازمه پذیرش تعریف پول غیراعتباری.. 20

2/1/3. بررسی استظهاری تعریف پول در اسلام: 20

1/2/1/3. غیراعتباری بودن پول در اسلام؛ مفاد آیه 103 سوره مبارکه توبه. 20

2/2/1/3. غیراعتباری بودن پول در اسلام؛ مفاد برخی از روایات.. 21

1/2/2/1/3. فتوادادن به تعیین پول براساس بناء عقلاء از طرفی، و وجوب زکات بر نقدین (نه بر اسکناس) از طرفی دیگر؛ تعارض و ناهماهنگی فتوای فقهاء در مورد مساله پول در اسلام 22

3/1/3. وجود مصادیق مختلف از کاهش ارزش پول در کشورهای مختلف دنیا؛ دلیلی بر وجود اشکالات ذاتی در پول اعتباری.. 23

4. سرفصل سوم: تاثیر سایر بخش‌های اقتصاد اسلامی بر کارکرد پول چگونه است؟. 24

1/4. بررسی تاثیر "طبقه‌بندی مشاغل" بر کارکرد پول؛ سطح اول از بحث.. 24

1/1/4. قرارگرفتن پول به عنوان ابزار تبادل بین مشاغل کلان؛ در صورت پذیرش مشاغل کلان و صنعتی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل. 24

2/1/4. قرارگرفتن پول به عنوان ابزار تبادل بین مشاغل خُرد؛ در صورت پذیرش مشاغل محلی و خانگی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل. 25

3/1/4. پذیرش مشاغل محلی و خانگی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل؛ پیش‌نیاز طراحی پول غیراعتباری (پول‌طلا) در ابزار مبادله. 25

2/1/4. بررسی تاثیر "الگوی تولید" بر کارکرد پول؛ سطح دوم از بحث.. 26

1/2/1/4. الگوی تولید متمرکز و صنعتی یا غیرمتمرکز و محلی؛ تاثیرگذار بر نوع ابزار مبادله (پول اعتباری یا غیراعتباری) 26

3/1/4. بررسی تاثر "الگوی بازار و تجارت" بر کارکرد پول؛ سطح سوم از بحث.. 26

1/3/1/4. الگوی بازار متمرکز و یا غیرمتمرکز؛ تاثیرگذار بر نوع ابزار مبادله (پول اعتباری یا غیراعتباری) 26

4/1/4. بررسی تاثیر "قواعد مبادله و عقود" بر کارکرد پول؛ سطح چهارم از بحث.. 28

5/1/4. بررسی تاثیر "تجارت بین‌الملل" بر کارکرد پول؛ سطح پنجم از بحث.. 28

1/5/1/4. عدم تقویت کفار؛ شرط اصلی در تجارت بین‌الملل. 28

2/5/1/4. کنارگذاردن تولید صنعتی غذا بخاطر اشکالات شش‌گانه آن؛ راهکاری برای کاهش 60درصدی تبادلات در تجارت بین‌الملل. 28

1/2/5/1/4. تولید غذای ناسالم و تراریخته؛ اولین اشکال تولید صنعتی غذا 29

2/2/5/1/4. استفاده از موادنگهدارنده؛ دومین اشکال تولید صنعتی غذا 29

3/2/5/1/4. تولید زباله و انهدام محیط زیست؛ سومین اشکال تولید صنعتی غذا 29

4/2/5/1/4. بالارفتن مصرف انرژی؛ چهارمین اشکال تولید صنعتی غذا 30

5/2/5/1/4. حذف پزنده باکیفیت غذا در فرایند تولید؛ پنجمین اشکال تولید صنعتی غذا 30

3/5/1/4. کاهش تدریجی 60درصد از تبادلات مالی در صورت کنارگذاردن تولید صنعتی غذا؛ راهکاری برای کاهش تبادلات در تجارت بین‌الملل. 30

5. سرفصل چهارم: چالش‌های اجرای پول غیراعتباری چیست؟. 31

1/5. تامین مالی پروژه‌ها؛ اولین چالش اجرایی پول غیراعتباری.. 31

1/1/5. تبدیل 60 درصد از پروژه‌های کلان تولیدی به پروژه‌های خرد؛ راهکاری برای حل چالش تامین مالی پروژه‌ها 32

2/5. تبادلات بین‌المللی؛ دومین چالش اجرایی پول غیراعتباری.. 32

1/2/5. تولید خانگی و محلی غذا و ایجاد مشاغل خُرد؛ راهکاری برای حل چالش تبادلات بین‌المللی. 32

پیوست‌ها: 34

پیوست شماره 1: اعتراضات مراجع معظم تقلید به سیستم بانکی کشور. 34

پیوست شماره 2: توضیح بیشتر در مورد سود ارتباطی.. 36

پیوست شماره 3: جایگاه ارزش افزوده در اقتصاد موجود 38

پیوست شماره 4: توصیه فراوان آیات و روایات به "قرض‌الحسنه" 38

پیوست شماره 5: نهی فراوان آیات و روایات از "ربا" 40

پیوست شماره 6: آیات و روایات در مورد تاثیر فراوان صدقه و انفاق در ازدیاد سود مادی. 42

پیوست شماره 7: گستره عظیم "انفال" در آیات و روایات.. 45

پیوست شماره 8: آیات و روایات عدم جواز سلطه بر مال دیگران. 50

پیوست شماره 9: روایات و فتوای فقهاء در مورد لزوم عدم تقویت کفر در تجارت بین‌الملل. 52

بسم اللّه الرحمن الرحیم اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم الحمدلله ربّ العالمین و الصلاة و السلام علی سیّدنا و نبیّنا و شفیعنا فی یوم الجزاء ابی‌القاسم محمّد و علی اهل بیته الطیبّین الطاهرین سیّما بقیّة اللّه فی الارضین ارواحنا لآماله الفداء و عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و اللعن الدائم علی اعدائه اعداءاللّه من الآن الی قیام یوم الدین.

همانطور که به استحضار برادران محترم رسیده است ان شاءالله بفضله تبارک و تعالی امروز یک گفتگوی اجمالی راجع به "پول در اسلام" خواهیم داشت. ان شاءالله با نشر این مباحث به دنبال این هستیم که مجموعه نخبگان دانشگاهی کشور و نامزدهای ریاست جمهوری نسبت به تنظیم سیاست‌های پولی و مالی یک مسیر جدیدی را بپیماند و توجه داشته باشند که مساله پول بر همه ابعاد زندگی تاثیر دارد.

1. مقدمه:

1/1. تحلیل ناقص از پول و بی‌توجهی به تاثیر آن بر روابط انسانی؛ زمینه ایجاد چالش و هزینه در حوزه‌های مختلف زندگی

صوت

خلاصه حرف ما در این جلسه این است که مساله پول در تئوری‌های مرسوم اقتصادی به خوبی تحلیل نشده است و نسبت پول و تاثیر آن بر مساله اقتصاد و گاهی وقت‌ها بر سیاست و بخش‌های دیگر به صورت ناقص دیده شده است. تحلیل درست بر پول ایناست که تاثیر پول را بر روابط انسانی بررسی کنیم. لذا اگر ما مبنا را "تنظیم روابط انسانی" قرار دهیم، نگاه به پول ارتقاء پیدا می‌کند. البته این مبنا اختصاصی به مساله اقتصاد و پول ندارد. دوستان فاضل بنده استحضار دارند که در مجموعه مباحث الگوی پیشرفت اسلامی حرف اصلی ما این است که همه بخش‌ها باید کمک کند به تنظیم روابط انسانی. این مفهوم مادر است. اگر در هر بخشی شما به این سمت بروید که اختلال در روابط انسانی ایجاد کنید؛ بخشی از هزینه‌های ایجاد اختلال در روابط انسانی جبران‌ناپذیر خواهد بود مثل هزینه‌هایی که بر عمر و عاطفه و رشد انسانها وارد می‌شود. و بخشی از آنها هم باید در ردیف هزینه‌کرد بودجه‌ها از محل درآمدهای اقتصادی پرداخت شود. یعنی هزینه‌های مالی و پولیِ جامعه‌ای که دچار اختلال در روابط انسانی

می‌شود، خیلی بیشتر از جامعه‌ای است که تنظیم روابط انسانی را به شکل صحیح دارد. مثلا در همین کشور جمهوری اسلامی شما می‌بینید که ما یک هزینه‌های بالایی را داریم برای رتق و فتق دادگاه‌ها پرداخت می‌کنیم. و این مساله دارد هزینه‌های کشور را از لحاظ مالی بالا می‌برد. حالا اگر یک کسی آمد گفت که شما "تنظیم صحیح روابط انسانی" را در دستور کار قرار دهید، در واقع دارد هزینه‌های بخش دادگاه‌های ما راکاهش می‌دهد. یا به عنوان یک مثال دیگر ما هر ساله یک پول بسیار زیادی را به بخش داخلی کشور اختصاص می‌دهیم ؛ که یک بخش عمده‌ای از آن متاسفانه به تبع الگوهای غربی دارد خرج مانیتورینگ (Monitoring) می‌شود. خب؛ این هزینه اقتصادی است دیگر! چرا دارد این اتفاق می‌افتد؟ چون ما متاسفانه امنیت محله‌ای و امنیت مبتنی بر "تعرّف" (1)را داریم از دست می‌دهیم. بنابراین همانطور که تاکید کردم اگر ما مبنا را تنظیم روابط انسانی قرار دهیم نتیجه اش این می‌شود که هزینه های اقتصادی و غیراقتصادی جامعه کاهش پیدا می‌کند. حالا ما می‌خواهیم پول را با این نگاه بررسی کنیم. موضوع جلسه همین است که ما معتقدیم که پول اگر -طبق تعریف موجود- اعتبار باشد، از ده‌ها جنبه به تنظیم روابط انسانی ضربه می‌زند. پس این مقدمه‌ای از کلیت بحث است تا جایگاه بحث مشخص شود.

2/1. وجود پیچیدگی‌های فراوان در مساله پول؛ علتی بر ضرورت پناه‌بردن به تحلیل فقهی از پول

بنده می‌شنوم که اساتید دانشگاهی خودم که می‌گویند: پول مساله پیچیده‌ای است.(2)

آينكيس. تاريخ تكوين اقتصاد سياسى، (ترجمۀ ناصر گيلانى)، ج 1، ص 338

بنده هم با آنها همراه هستم و می‌گویم پول مساله پیچیده‌ای است؛ به همین دلیل ما می‌گوییم پول را فقه باید تحلیل کند، پول را باید بر اساس آیات و روایات تحلیل کرد. اگر پول را بر اساس تحلیل‌های رایج تحلیل کنیم ده‌ها چالش به وجود می‌آید. ما در فرهنگ شیعه یاد گرفته‌ایم که وقتی یک چیزی پیچیده می‌شود آن را به عاقل‌ترین و عالم‌ترین مردم که اهلبیت (علیهم‌السلام) هستند ارجاع بدهیم. همه مسائل پیچیده همینطور هستند و نمی‌شود پول را به علت اینکه مساله پیچیده‌ای است با تئوری‌های نئوکینزی را تدریس کنیم.من همیشه از سابق اعتراض کرده‌ام مثلا به دوستان انقلابی‌مان در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)؛ به این دوستان عرض کرده‌ام که وقتی شما کتابهای "منکیو" (Mankiw) را در آنجا تدریس می‌کنید و تئوری‌های ایشان را به مومنان دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) درس می‌دهید؛(3)

https://b2n.ir/q04401

دكتر حميدرضا ارباب، مترجم كتاب «مباني علم اقتصاد» منكيو درباره ضرورت ترجمه اين كتاب گفت: درس مباني علم اقتصاد شايد مهمترين درسي است كه دانشجويان رشته اقتصاد و ساير رشته‌هاي علوم انساني با آن آشنا مي‌شوند. اين درس شامل اقتصاد خرد و اقتصاد كلان مي‌شود كه براي دانشجويان علوم انساني از اهميت برخوردار است. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): كتاب «مباني علم اقتصاد» منكيو شامل مهم‌ترين مباحث اقتصاد خرد و كلان است. این کتاب اولين جلد از مجموعه چهار جلدي كتاب اصول علم اقتصاد منكيو است. ساير كتاب‌هاي اين مجموعه چهار جلدي عبارت‌اند از اقتصاد خرد، اقتصاد كلان و اصول علم اقتصاد. از گريگوي منكيو قبلا كتابي تحت عنوان «اقتصاد كلان» از سوي دانشگاه علامه طباطبايي با ترجمه دكتر شركاء و دكتر پارسائيان در سال 74 منتشر شده‌است كه يكي از منابع درسي دانشجويان اين رشته محسوب مي‌شود.

آدرس مطلب: خبرگزاری کتاب ایران

http://www.ibna.ir/vdcdzs0x.yt0ok6a22y.html

نتیجه‌اش می‌شود همین وضعیت پولی و مالی که الان ما در کشور داریم. بله؛ من خیلی انتظار ندارم


1) . ارجاع پژوهشی: واژه "تعرّف" در اصطلاح مباحث الگوی پیشرفت اسلامی به معنای شناخت طرفینی گسترده است.

2) . ارجاع پرورشی: كسى نيست كه به پول دست نزده باشد يا نداند پول چيست، اما پول حاوى رازهاى فراوانى است. مسألۀ پول براى اقتصاددانان بسيار بغرنج و پيچيده است و بدون شك سال هاى متمادى اذهان آنان را به خود مشغول خواهد كرد.

3) . ارجاع پردازشی: جهت مشاهده بخشی از واحدهای درسی دانشکده «معارف اسلامی و اقتصاد» دانشگاه امام صادق(ع) به لینک زیر مراجعه فرمایید:

از اندیشمندانی که خیلی معتقد به فرایند و مسیرهای انقلاب اسلامی نیستند، و با آنها کاری ندارم. ولی دوستان انقلابی ما در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) و سایر دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها باید توجه کنند که از مطالعه و مباحثه کتاب "منکیو"، مکتب اقتصاد اسلامی بیرون نمی‌آید و اگر این مساله را در چهل سال دوم اصلاح نکنیم، وضعیت کشور طبق روال چهل سال اول ادامه پیدا خواهد کرد.

همچنین بنده مکرر و خاضعانه و از سر دلسوزی اعتراض کردم به اساتید مدرسه آیت‌الله گلپایگانی و اساتیدی که در نشست دوره‌ای اساید تدریس می‌کنند و خلاصه عرض بنده به آنها این بوده است که: ما مکاسب را باید بازتعریف کنیم به شکلی که مکاتب اقتصادی موجود به چالش کشیده شوند. وقتی هنوز عمده کتاب مکاسبِ ما، مکاسب محرّمه و بیع و خیارات است؛ اگرچه افاده‌ها و استفاده‌های فراوانی به وجود می‌آید ولی مهم‌ترین معضل پذیرش این فهرست و عدم تکامل این فهرست این می‌شود که ما بالاترین دروس مکاسب را در حوزه علمیه قم داریم، ولی بالاترین دخالت اسناد بین‌المللی در حوزه کسب و کار کشور را هم داریم.(1)

بین‌المللی کار در سال 1919 یعنی یک سال بعد از جنگ جهانی اول ایجاد شد... این سازمان از سال 1919 تاکنون کوشیده است تا با تدوین مقررات و قوانینی رعایت استاندارد‌های کار را محقق کند. مقر سازمان بین‌المللی کار در شهر ژنو در کشور سوئیس است و این سازمان که از زیرمجموعه‌های سازمان ملل متحد به حساب می‌آید هر ساله کنفرانسی در ماه ژوئن برگزار می‌کند... ایران یکی از پیشگامان پیوستن به سازمان بین‌المللی کار بوده و در ادوار مختلف نقشی مهم در این سازمان ایفا کرده است... هر ساله از ایران نمایندگان گروه‌های کارگری، کارفرمایی و دولت در اجلاس جهانی کار شرکت می‌کنند و به صورت جداگانه در جلسات آن حضور یافته و به بحث و تبادل نظر می‌پردازند.

آدرس مطلب: خبرگزاری کار ایران (ایلنا)

https://www.ilna.news/fa/tiny/news-770167

به گزارش ایلنا به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، انتخابات هیات مدیره سازمان بین المللی کار برای دوره (2024-2021) در تاریخ 24 خرداد 1400 ماه برگزار شد و جمهوری اسلامی ایران برای چهارمین دوره متوالی و با رای کشورهای عضو این سازمان به عضویت هیات مدیره این سازمان بین‌المللی درآمد.

آدرس مطلب: خبرگزاری کار ایران (ایلنا) – 25 خرداد 1400

https://www.ilna.news/fa/tiny/news-1090263

از اینجا مشخص است که درس و بحث مکاسبِ ما منجر نشده که مثلا برای سازمان بین‌المللی کار و بانک جهانی ومجموعه‌های اقتصادی که الان در ایران به معنای واقعی کلمه معادلاتشان در حال اجراست چالش ایجاد کند. یعنی علماء محترم ما نتوانسته‌اند در این حوزه با این بدعت مقابله کنند و متاسفانه الان همه بانک‌های ما ربوی است،(2)سیاست‌های پولی و مالی به نفع قشر محروم نیست، و صدها مساله دیگر به وجود آمده است. بنابراین بنده هم با دوستان موافق هستم که پول مساله پیچیده‌ای است و به دلیل پیچیدگی آن ما سعی می‌کنیم به اندازه بضاعت خودمان به صورت استظهاری و با تکیه بر آیات و روایات این مساله را تحلیل کنیم.

3/1. توجه به سرفصل‌های چهارگانه مطرح در جلسه؛ عاملی برای فهم جایگاه پول در اسلام و تاثیر آن بر تنظیم روابط انسانی

بنده در اینجا در قسمت اصلی گزارش این نشست می‌خواهم چهار محور را بحث کنم. فهم بنده این است که اگر کسی به این چهار محور توجه کند، مساله "پول در اسلام" برای او حل می‌شود. یعنی جایگاه مساله پول و تاثیر آن بر مساله تنظیم روابط انسانی جا خواهد افتاد. بله؛ یک وقتی شما به دنبال این هستید که اثر پول را بر ایجاد "ارزش افزوده" بحث کنید، یا مثلا می‌گویید که من مساله پول و سیاست‌های پولی و مالی را طوری تنظیم می‌کنم که هدایت "نقدینگی" به بخش تولید اتفاق بیفتد، یا تامین پروژه‌های مهم اتفاق بیفتد. خب؛ این یک بحث دیگری است و شما مساله پول را محدود کرده‌اید به بخش اقتصاد. ما اگر بخواهیم تاثیر


1) . ارجاع پردازشی: سازمان

2) . ارجاع پرورشی: جهت مشاهده اعتراضات مراجع معظم تقلید به سیستم بانکی کشور ر،ک؛ پیوست شماره 1.

مساله پول را در تنظیم روابط انسانی ببینیم باید یک مقدمات و گفتگوهای دیگری را بحث کنیم. الان هم در مجلس شورای اسلامی این طرح معیوب و یا بهتر است بگوییم طرح بسیار معیوبِ "استقلال بانک مرکزی" مطرح است و علی رغم مخالفتهایی که حوزه علمیه نسبت به این طرح داشته دوستان اصرار دارند بر اینکه این مساله را پیگیری کنند و آن را تبدیل به قانون کنند! (1)

آدرس مطلب: خبرگزاری مهر – 26 اردیبهشت 1400 - کد خبر 5213115

https://b2n.ir/t89606

اصرار این دوستان ناشی از یک تحلیل است و آن تحلیل عبارت از این است که: اگر استقلال بانک مرکز ی تامین نشود، با چاپ حداکثری پول که با فشار دولت‌ها اتفاق می‌افتد تعادل "عرضه" و "تقاضا" به هم می‌خورد، و مثلا اگر در "خلق پول" و "پایه پولی" که تحول ایجاد شود، "تورم" به وجود می‌آید. ببینید! کاملا نگاه یک نگاه اقتصادی است و مبنای آن هم این است که "تعادل عرضه و تقاضا" حفظ شود. مبنا این است که به سمت این بروند که جلوی "خلق پول" را بگیرند و نگذارند "پایه پولی"(2)

فرهنگ علوم اقتصادی(منوچهر فرهنگ)، ص 743

افزایش پیدا کند. نگاه‌ها به این سمت است.ما اساسا داریم یک نگاه جدیدی را بحث می‌کنیم و دعوت ما این است که مبنا را عوض کنید و مبنا را برگردانید به این سمت که آثار مساله پول را بر روابط انسانی ببینید. خب؛ برای اینکه این مبنای ما در اینجا قدری تبیین شود، بنده چهار سرفصل بحثی را بحث می‌کنم: سرفصل اول این است که ما یک مفهومی داریم به اسم «سود ارتباطی». قبلا هم در بعضی از نشست‌ها این مفهوم را توضیح داده‌ام.(3)این مفهوم را بحث می‌کنیم و سپس تاثیر آن را در تعریف پول شرح خواهیم داد. توضیح خواهم داد که بالاخره سود و احساس سود و علاقه‌مندی به سودبردن یکی از محرّک‌های همه انسانهاست و اصل این مساله که انسانها به دنبال سود هستند یک مساله پذیرفته‌شده‌ای است. حالا ان شاءالله توضیح خواهم داد که در دستگاه فکری اهلبیت (علیهم‌السلام) مفهوم سود از سود اقتصادی و ارزش افزوده، تحولِ معنایی پیدا کرده به سود ارتباطی. و اگر شما در حوزه مبانیِ اقتصاد تکلیف تعریف سود را معلوم نکنید، کماکان در ده‌ها سال آینده هم تعریف "کینز" (Keynes) و "آدام اسمیت" (Adam Smith) و تابعین آنها از سود داده‌اند حکومت خواهد کرد. بنابراین ما در مقدمه بحث باید یک گفتگویی داشته باشیم ببینیم که از نظر فکر دینی آیا سود فقط محدود می‌شود در ارزش افزوده؟ یا نه ما می‌توانیم از پایگاه دستگاه پیامبران سودهای بالاتری را برای مردم پیشنهاد بدهیم؟ که ان شاء الله این را شرح خواهم داد.

سرفصل دومی که بنده بحث می‌کنم این است که نقش پول اعتباری(4)

پول اعتباری: پولی که ذاتاً قابل استفاده نیست و فقط به این دلیل که از آن به عنوان پول استفاده می شود ارزش دار شده است.

کتاب اقتصاد کلان (منکیو)، ویرایش هفتم، ص578

و پول غیراعتباری را در دستیابی به سود ارتباطی را می‌خواهم شرح بدهم. یعنی در سرفصل اول در واقع ما مبانی نظری اقتصاد وجود را اصلاح می‌کنیم و یک مفهوم بالاتری از سود را در اذهان

1) . ارجاع پردازشی: نمایندگان مجلس شورای اسلامی کلیات طرح استقلال بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را تصویب کردند. به گزارش خبرنگار مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (26 اردیبهشت 1400 ) مجلس با 199 رأی موافق، 25 رأی مخالف و 3 رأی ممتنع از مجموع 250 نماینده حاضر در جلسه علنی با کلیات طرح مسئولیت، اهداف، ساختار و وظایف بانک مرکزی موافقت کردند.

2) . ارجاع پرورشی: پایه پولی (Monetary Standard): پایه ای که بر [مبنای] آن پول نشر می شود و اصلی است که مقدار پول را معین می کند.

3) . ارجاع پژوهشی: از باب نمونه: ر،ک به پیوست شماره 2 برگرفته از جلسه دوم از دوره پژوهشی "فقه‌المکاسب".

4) . ارجاع پرورشی: Fiat money: Money that is not intrinsically useful and is valued only because it is used as money.

پایه‌ریزی می‌کنیم. در سرفصل دوم اثر پول بر این سود را شرح می‌دهیم که وقتی شما دارید راجع به تعریف پول صحبت می‌کنید ببینیم که آیا پول اعتباری و پول به معنای اعتبار می‌تواند سود ارتباطی را برای ما به وجود بیاورد؟ یا نه به ضرر سود ارتباطی است؟ که ان شاءالله شرح خواهم داد. و در این سرفصل دوم یک روایت مهمی را -که معمولا در ابواب زکات ذکر می‌شود- یک مقداری شرح داده و در آن یک مقداری درایه می‌کنم. و این روایت به ما کمک می‌کند که درک ما از مفهوم پول براساس آیات روایات ارتقاء پیدا کند.

سرفصل سوم ارتباط پول با سایر بخش‌های ساختار اقتصاد اسلامی را شرح می‌دهم. شما استحضار دارید که مباحث فقهی اقتصاد اسلامی – و یا به تعبیر ما: مکاسب- فقط اختصاص به مساله پول ندارد، بلکه پنج ساختار اصلی را شامل می‌شود. از جمله بحث طبقه‌بندی مشاغل، بحث الگوی تولید، بحث الگوی بازار، بحث قواعد مبادله و بحث تجارت بین‌الملل. در واقع مخاطباین سرفصل سومِ بحث دوستان تمدنی ما و مجموعه‌هایی هستند که دارند روی مساله پول کار می‌کنند. ما معتقدیم که تا مادامی که ارتباط مساله پول را با بازار و الگوی تولید تحلیل نکنیم، نمی‌توانیم درک اجرایی از مساله پول را به جامعه ارائه کنیم. اجرا می‌شود ولی نه به این معنا که یک نظریه فراگیر شود و بتواند سیاست‌های پولی و مالی را تنظیم کند. این هم یک سرفصل بسیار مهمی است که البته ما فقط می‌توانیم در این جلسه به آن اشاره کنیم. خلاصه بحث ما در این سرفصل سوم این است که اساسا تحلیل پول تحلیل از نوع سطح چهارم اقتصاد است. یعنی اگر ما پنج سطح تحلیل اقتصادی داشته باشیم؛ تحلیل پول تحلیل سطح اول از اقتصاد نیست، بلکه تحلیل سطح چهارم از اقتصاد است. و این سطح‌بندی هم در دیدگاه ما به معنای ترتّب است. مثالی بزنم تا بحث واضح شود: مثلا فرض بفرمایید شما دارید راجع به نماز بحث می‌کنید، بعد کسی بیاید و مستقلا راجع به رکوع نماز برای شما صحبت کند. فرض کنید اگر یک رکعت نماز را تصور کنیم -طبق روایت فضل بن شاذان از امام رضا(علیه‌السلام) اصل نماز یک رکعت بوده که از تکبیره‌الاحرام شروع می‌شود، بعد سوره حمد، بعد یک سوره‌ای خوانده می‌شود، بعد رکوع و سجده و تشهد و سلام. حالا شما فرض کنید یک شخصی بیاید شروع کند اول از رکوع صحبت کند، شما به او می‌گویید که رکوع، آغاز نماز نیست. بله؛ رکوع جزو مهمی از نماز است، قبل از سجده است و باید در آن دقت‌هایی انجام شود؛ ولی آغاز و افتتاح نماز به تکبیره‌الاحرام است، ختم نماز هم به تشهد و سلام است. شبیه این مثال که عرض کردم: پول هم در مجموع تحلیل‌های فقهی یک تحلیل سطح چهارم محسوب می‌شود.یعنی شما باید مقدمتاً چند سطح دیگر را بحث کنید، تا بعد بتوانی جایگاه پول را در اذهان تثبیت کنید. لذا بحث بسیار مهمی در این سرفصل سوم داریم و به قدری که وقت جلسه اجازه بدهد و دوستان حوصله کنند به آن خواهم پرداخت.

در خاتمه بحث هم چالش‌های اجرایی شدن پول‌طلا یا پول غیراعتباری را بحث می‌کنم. من دو چالش مهم را در جلسه امروز بحث خواهم کرد: یکی بحث تبادلات بین‌المللی است که وضعیت تبادلات بین‌المللی با فرض پذیرش پول‌طلا و پول غیراعتباری چگونه خواهد شد؟ و نکته دیگر تامین مالی پروژه‌هاست یا به اصطلاح در کنار تامین مالی پروژه‌ها "هدایت نقدینگی" است. این مساله چه خواهد شد؟ و در نگاه تمدنیِ ما چه شکلی پیدا خواهد کرد؟ این هم سرفصل چهارم است.

پس این هم بالاجمال نقشه محتوای امروز است که به آن خواهیم پرداخت. پیشاپیش از دوستان عذرخواهی میکنم از اینکه بنده را تحمل می‌فرمایید و این عرائض ناقص بنده را استماع می‌کنید.

2. سرفصل اول: مفهوم "سود ارتباطی" در مباحث الگوی پیشرفت اسلامی به چه معناست؟

اشاره

اشاره

برگردیم به سرفصل اول و بحث را شروع کنیم: همانطور که عرض کردم ما مبنا را در بازسازی اقتصاد مفهوم «سود ارتباطی» قرار داده‌ایم. یعنی بالاخره هر دیدگاه و نظریه‌ای یک تکیه‌گاه‌های مفهومی و مبانی نظری‌ای دارد. مبنای نظری ما در اقتصاد اسلامی مفهومی است به نام مفهوم سود ارتباطی.

1/2. سود اقتصادی (ارزش افزوده)، سود صنعتی (بهره‌وری) و سود اجتماعی؛ تعاریف اصلی از مفهوم "سود" در اقتصاد موجود

اشاره

قبل از اینکه مفهوم سود ارتباطی را توضیح دهم مقدمتاً باز عرض کنم که الان لااقل سه نوع سود را در اقتصاد بحث می‌کنند و هر سه نوع سود محل بحث است و باید راجع به آن اِن قُلت‌های طلبگی کرد و نقص‌های آن را بیان کرد: اولین سود همین «سود ارزش افزوده»(Value Added) (1)

فرهنگ علوم اقتصادی، ص 1301

جهت مشاهدۀ جایگاه ارزش افزوده در اقتصاد موجود ر،ک؛ پیوست شماره 3.

است که در واقع مهم‌ترین و در دسترس‌ترین نوع سودی است که افراد آن را درک می‌کنند. یعنی یک کالایی را می‌خرند، هزینه‌های خودشان را محاسبه می‌کنند و علاوه بر هزینه‌ها یک سودی را هم در نظر می‌گیرند و آن کالا را به فروش می‌رسانند. این مهم‌ترین و ساده‌ترین سودی است که الان از آن بحث است. که گاهی وقت‌ها در تعابیر اقتصادی از ارزش افزوده تعبیر به «سود اقتصادی»(Economic Profit) (2)

همان، ص 333

Profit (economics): in business usage, the excess of total revenue over total cost during a specific period of time. In economics, profit is the excess over the returns to capital, land, and labour (interest, rent, and wages). To the economist, much of what is classified in business usage as profit consists of the implicit wages of manager-owners, the implicit rent on land owned by the firm, and the implicit interest on the capital invested by the firm’s owners. In conditions of competitive equilibrium, “pure” profit would not exist, because the competitive market would cause the rates of return to capital, land, and labour to rise until they exhausted the total value of the product. Should profits emerge in any field of production, the resulting increase in output would cause price declines that would eventually squeeze out profits.

سود (اقتصاد): در استفاده از مشاغل ، بیش از درآمد کل نسبت به کل هزینه در یک دوره زمانی خاص. در اقتصاد ، سود بیش از بازده به سرمایه ، زمین و نیروی کار (سود ، اجاره و دستمزد) است. از نظر اقتصاددان ، بیشتر آنچه در استفاده تجاری به عنوان سود طبقه بندی می شود ، شامل دستمزدهای ضمنی مدیر-صاحبان ، اجاره ضمنی زمین متعلق به شرکت و سود ضمنی سرمایه سرمایه گذاری شده توسط صاحبان شرکت است. در شرایط تعادل رقابتی ، سود "خالص" وجود نخواهد داشت ، زیرا بازار رقابتی باعث افزایش نرخ بازگشت به سرمایه ، زمین و نیروی کار می شود تا زمانی که ارزش کل محصول را از بین ببرند. اگر سود در هر زمینه تولید ظاهر شود ، افزایش تولید در نتیجه باعث کاهش قیمت می شود که در نهایت سود را از بین می برد.

آدرس مطلب: سایت دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://www.britannica.com/topic/profit

می‌شود.

مفهوم دیگری از سود در ادبیات اقتصادی محل بحث است به اسم «سود صنعتی» یا «بهره‌وری»(Efficiency)(3)

بهره وری اقتصاد و تجزیه و تحلیل سازمانی: کارایی (بازده، راندمان،سودمندی...) در اقتصاد و تجزیه و تحلیل سازمانی، اندازه گیری ورودی سیستم نیاز به رسیدن به یک خروجی مشخص ... کارایی یک هدف مورد علاقه اقتصاددانان و مدیران است... جامعه شناسان اغلب معتقدند که سازمان ها صرفا موثر هستند؛ هدف آنها بقا است و اغلب از ترتیبات غیربهینه‌ای که نیازهای اجتماعی شرکت کنندگان و نهادهای اطراف را برآورده می کنند، استفاده می کنند.

آدرس مطلب: دانشنامه رسمی بریتانیکا

https://b2n.ir/k66005

. شما در مساله سود صنعتی یا بهره‌وری، می‌آیید استفاده از تکنولوژی‌های بهتر و استفاده بهتر از نیروی کار و سایر اشکالی که هزینه‌های شما را

1) . ارجاع پرورشی: ارزش افزوده (Value Added): قیمت بازاری محصول منهای مخارج و بهای موادی که در آن به کار رفته است.

2) . ارجاع پردازشی: سود اقتصادی؛ نفع اقتصادی؛ منفعت اقتصادی (Economic Profit): سود افزون بر سود عادی در حالت رقابت خالص.

3) . :ارجاع پرورشیEfficiency economics and organizational analysis :Efficiency, in economics and organizational analysis, a measure of the input a system requires to achieve a specified output ...Efficiency is a favourite objective of economists and administrators ... Sociologists often believe that organizations are merely effective; they aim for survival and often use suboptimal arrangements that satisfy the social needs of participants and surrounding institutions.

کاهش بدهد را بحث می‌کنید. گاهی وقت‌ها ممکن است شما در فرض اولیه مثلایک میلیون دلار خرج کنید و یک تکنولوژی جدیدی بیاورید و این هزینه محسوب می‌شود و این خلاف ارزش افزوده است. ولی چون بعدا یک بهره‌وری بیشتری در تکنیک برای شما ایجاد می‌کند، شما به این نوع از سود هم معتقد هستید. البته بهره‌وری فقط محدود در تکنیک نیست و شامل تنظیم روابط انسانی در بخش کار هم می‌شود مثلا شما به کارگرهایتان در یک بنگاه تولیدی وعده می‌دهید که اگر آن بنگاه مثلا به فلان درصد از سود دست پیدا کند، 10 درصدش را بین آنها توزیع می‌کنید. این هم باز یک مفهومی است. ولی عمده بحث از بهره‌وری که در دنیای امروز خیلی از آن بحث می‌شود مساله سود صنعتی است.

1/1/2. هزینه‌کردن برای جلوگیری از شورش اجتماعی و حفظ نظم موجود؛ تعریف سود اجتماعی در اقتصاد موجود

درک سومی از سود در بین اهالی اقتصاد وجود دارد به اسم «سود اجتماعی»(dumping). سود اجتماعی چیست؟ مثلا شما می‌روید در لرستان یک کارخانه‌ای راه‌اندازی می‌کنید و یک عده‌ای را در آن کارخانه استخدام می‌کنید به انگیزه‌ای که در آنجا شورش اتفاق نیفتد و اساس نظام اجتماعی شما به چالش کشیده نشود. یعنی دستگاه حاکمیتی چه کاری انجام می‌دهد؟ برای حفظ کلان جامعه هزینه می‌کند و می‌گوید با این کار اساس دستگاه حاکمیتی باقی می‌ماند. و مثلا سناتورهای آمریکایی دائما بر مبنای سود اجتماعی می‌آیند و هزینه‌های کلانی را برای مخالفت با جمهوری اسلامی می‌پردازند. خب؛ وقتی شما در سال چند هزار میلیارد دلار برای مخالفت با جمهوری اسلامی می‌کنید؛ همه اینها هزینه است و علی‌القاعده باید خلاف مفهوم سود اذهان اقتصاددانان آمریکایی تلقّی شود، منتها آنها محاسبه این را می‌کنند که جمهوری اسلامی دارد نظم دنیا را عوض می‌کند. و اساس فعالیت‌های اقتصادی، تبلیغات تجاری و فروش کالاهای آنها، همه بر فرض این است که نظم موجود باقی بماند و مادامی که نظم موجود کدخدایی به اسم آمریکا و معاونینی به اسم اتحادیه اروپا دارد؛ شرکت‌های صنعتی آنها در بخش‌های مختلف هم سود خودشان را دارند. امّا اگر بنا باشد که نظم جدیدی بیاید و فرهنگ را به سمت "قناعت" ببرد، آنوقت دیگر شما نمی‌توانید بِرَندهای اقتصادی‌تان را زنده نگه دارید. آن بنگاه‌های بزرگ اقتصادی که امروز بر دنیا تسلط دارند، در فرض فرهنگ موجود و نظم موجود دارند کار خودشان را انجام می‌دهند. لذا معمولا تعریف سود اجتماعی به صورت اجمالی این است که: شما هزینه می‌کنید تا اینکه نظم موجود و تعادل موجود را در سطح کلان حفظ کنید. بله؛ حتی ممکن است شما 10 سال هزینه کنید ولی جلوی تغییر نظم موجود را بگیرید تا مثلا در دو دهه یا سه دهه آینده شما سود داشته باشید و باقی بمانید.

البته مفاهیم و معانی دیگری هم از سود در ادبیات اقتصادی موجود مطرح است؛ ولی من خواستم یک اجمالی راجع به مفهوم سود خدمت شما مطرح کرده باشم تا هرگاه گفته می‌شود که ما اساسا فعالیت‌های اقتصادی را پیگیری می‌کنیم، بدانید که غرض از این

فعالیت اقتصادی تامین سود است. و وقتی مفهوم سود شکافته می‌شود این مفاهیم جزو آن است و مفاهیم دیگری هم ممکن است اضافه شود یعنی برنامه‌ریزان از سود اجتماعی، سود صنعتی، سود اقتصادی، ارزش افزوده و بهره‌وری را بحث می‌کنند و همه اینها مفاهیم این نوع از سود را تئوریزه می‌کنند.

2/1/2. محوریت رذائل اخلاقی خصوصا وصف "حرص" ؛ یکی از مبانی تولید ثروت و ایجاد سود در اقتصاد موجود

یا وقتی در مبانی نظری " آدام اسمیت" و "کینز" مساله رذائل اخلاقی خصوصا حرص را مطرح می‌کنند، در واقع چنین درکی از سود در ذهنشان است که معتقدند رذائل باعث تولید ثروت می‌شود! یعنی معتقدند که موتور محرّک دستیابی به ثروت در جامعه، عمدتاً وصف حرص -والبته سایر رذائل اخلاقی- است.(1)

آدام اسمیت و ثروت ملل، محمدعلی کاتوزیان، ص176

لذا وقتی وارد بحث می‌شوند از مساله رذائل در تولید ثروت دفاع می‌کنند، از مساله ربا دفاع می‌کنند.(2)

مینارد کینز: دست کم باید برای صد سال دیگر برای خود و هرکس دیگر تظاهر کنیم که بدی، نیکی است ونیکی بدی است؛ زیرا بدی مفید است و نیکی نیست. حرص و طمع و ربا و محافظه‌کاری؛ باید هم‌چنان برای یک مدت کوتاه دیگر؛ خدایان ما باشند. زیرا فقط آن‌ها می‌توانند ما را از گذرگاه تاریک اقتصادی به روشنائی روز؛ رهنما شوند.

مقاله جان مینارد کینز با نام «Economic Possibilities for our Grandchildren» منتشر شده در سال 1930

ولی شما باید توجه داشته باشید که چون درک اینها از سود محدود است به ارزش افزوده و مفاهیم مشابه، موتور محرّک آن را این اوصاف اخلاقی می‌دانند و بحث می‌کنند. حالا این یک سرفصلی است که می‌شود راجع به آن بحث کرد. من فقط برای اینکه فضای ذهنی شما آماده باشد یک اشاره‌ای به این بحث کردم، اما در مقام تصویر همه مباحث معیوبی که به اقتصاددانان مکاتب مختلف موجود گفته‌اند نیستم، فقط خواستم یک زمینه‌ای ایجاد شود که بتوانم حرف خودمان در مساله سود را زده باشیم.

2/2. سود حاصل از تنظیم بهینه روابط انسانی؛ تعریف مفهوم "سود ارتباطی"

1/2/2. رسیدن به سودی اعم از سود اقتصادی، سود صنعتی و سود اجتماعی؛ فائده سود ارتباطی

اشاره

ما معتقدیم که عمده سود سودی است که انسانها از روابط بهینه با همدیگر می‌برند. یعنی مهم‌ترین مساله شما در جامعه انسانی، مساله روابط انسانها با یکدیگر است. و دو فرض در روابط انسانها متصور است: یا روابط انسانها دچار اختلال و اصطکاک می‌شود؛ بنابراین شما سود بزرگی را از دست خواهید داد. یا روابط انسانها بر فرض تعادل قرار می‌گیرد و به اصطلاح تنظیم صحیحی پیدا می‌کند؛ در اینجا شما حتما سود خواهید برد و سود آن هم اعم از سود اقتصادی، سود اجتماعی و سود صنعتی است.

1/1/2/2. "قرض‌الحسنه" ؛ یکی از ثمرات سود ارتباطی
1/1/1/2/2. حل مشکلات اقتصادی و فقر؛ سود قرض‌الحسنه برای قرض‌گیرنده

مثلا فرض بفرمایید که وقتی شما رابطه‌تان را با همدیگر تنظیم کنید، مفهومی به اسم «قرض‌الحسنه»(3)

كيست آنكه به خدا وام قرض) نيكو دهد، تا آن را برايش چندين برابر بيفزايد؟ و خداست كه [روزى را] تنگ مى‌گيرد و وسعت مى‌دهد و [همه شما براى دريافت پاداش] به سوى او بازگردانده مى‌شويد (ترجمه انصاریان)

جهت مشاهده توصیه فراوان آیات و روایات نسبت به "قرض‌الحسنه" ر،ک؛ پیوست شماره 4.

اتفاق می‌افتد. و اگر قرض‌الحسنه مبنای کار قرار بگیرد، یعنی فقراء و محرومین درآمد اقتصادی پیدا می‌کنند. و به اصطلاح اقتصاد امروز "پولِ ارزان"

1) . ارجاع پرورشی: آدام اسمیت: منافع شخصی بدون آنکه عیب باشد، محرک فعالیت انسان و موجب رفاه جامعه خواهد بود.

2) .[2] :ارجاع پرورشیFor at least another hundred years we must pretend to ourselves and to everyone that fair is foul and foul is fair; for foul is useful and fair is not. Avarice and usury and precaution must be our gods for a little longer still. For only they can lead us out of the tunnel of economic necessity into daylight.

3) . ارجاع پژوهشی: « مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون» (سوره مبارکه بقره، آیه 245)

به دستشان می‌رسد. و این خیلی فرق می‌کند با پولی که "ربا" (1)

خدا ربا را نابود مى‌كند، و صدقات را فزونى مى‌دهد و خدا هيچ ناسپاس بزه‌كارى را دوست ندارد. (ترجمه انصاریان)

جهت مشاهده نهی فراوان آیات و روایات از "ربا" (سود گرفتن در قرض) ر،ک؛ پیوست شماره 5.

در آن است. که حالا ربا از چهاردرصد شروع می‌شود که من معتقدم که از این چهاردرصد هم نمی‌شود دفاع کرد. دولت اسلامی باید مجموعه عُمّال و کارگزاران خودش را تامین کند و مُرّ احکام اسلام – یعنی سودِ صفر – در قرض‌ها باید مبنا قرار بگیرد. به هر حال من معتقدم که حداقل سود در جمهوری اسلامی چهار درصد است و دارای حداکثر هم است. خب؛ شما با این کار چه کاری دارید انجام می‌دهید؟ دارید اختلال در زندگی فقراء ایجاد می‌کنید.
2/1/1/2/2. عدم پرداخت هزینه های اقتصادی برای ایجاد امنیت و شورش اجتماعی فقراء؛ سود قرض‌الحسنه برای قرض‌دهنده

خب؛ ممکن است کسی اشکال کند که در قرض‌الحسنه طرف گیرنده، سود می‌برد ولی طرف دهنده، سودی برایش متصور نیست. [ولی ما می‌گوییم اینطور نیست؛ بلکه] برای دهنده دو سود متصور است: سود اول این است که هزینه‌های اختلال در روابط انسانی و شورش فقراء را پرداخت نمی‌کنیم. شما استحضار دارید که مفهوم شورش فقراء و اعتراض ناشی از فقر فقط این نیست که در خیابان یک تظاهراتی انجام شود؛ بلکه وقتی نگاه خُرد به این مساله می‌کنیم امنیت مالی همه به چالش کشیده می‌شود. یعنی اگر شما خودتان ارتباط با فقیر را پایه‌ریزی نکنید، دزدی در همه سطوح و در سطح خانوادگی هم پایه‌ریزی می‌شود. و این هزینه است، هزینه‌کرد اقتصادی است. در سطح کلان هم اگر تبدیل به یک شورش اجتماعی کلان بشود، نظام اقتصادی و اجتماعی شما دچار چالش خواهد شد. این سطح سودی است که طرف دهنده می‌برد. یعنی سرمایه‌اش امنیت پیدا می‌کند، احترامش باقی می‌ماند، نفوذ کلمه پیدا می‌کند.

3/1/1/2/2. ایجاد سود اقتصادی مبتنی بر مناسک رزق؛ سود دیگر قرض‌الحسنه برای قرض‌دهنده

بخش دیگر از سود که برای او متصور است این است که ما معتقدیم که دستگاه ربوبی مبتنی بر یک مناسکی رزق‌ها را کم و زیاد می‌کند. هرگاه شما صفت الهی پیدا می‌کنید و ایثار می‌کنید؛ باز شما از پایگاه افزایش رزق، برکت و سود اقتصادی را دریافت خواهید کرد. البته ممکن است این حرف برای پوزیتویست‌ها و سکولارها سخت باشد؛ ولی به هر حال این یک حرف تجربه‌شده است و کسی که صدقه می‌دهد سود می‌کند و پولش کم نمی‌شود. ما مکرر در روایاتمان داریم که حضرت فرمود: «صدقه بدهید،قرض بدهید و از فقر نترسید، بلکه امید جبران و گشایش داشته باشید.»(2)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: صدقه بدهید؛ چرا که صدقه بر مال مى‌افزايد؛ و خدايتان رحمت كند، صدقه بدهيد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‌4، ص 9

این بحث یک روایت و دو روایت و یک آیه و دو آیه ندارد؛ بلکه مجموعه‌ای از آیات و روایات ما را به این مطلب دلالت می‌دهند.(3)

بنابراین هر دو طرف دارند سود می‌برند و مساله‌شان


1) . ارجاع پژوهشی: « يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ» (سوره مبارکه بقره، آیه 276)

2) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْجَهْمُ بْنُ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَصَدَّقُوا فَإِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ كَثْرَةً وَ تَصَدَّقُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ.

3) . ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده آیات و روایت در مورد تاثیر فراوان صدقه و انفاق در ازدیاد سود مادی ر،ک؛ پیوست شماره 6.

حل و فصل می‌شود. پس اصل بحث بر سر این است که وقتی شما دارید ارتباط بهینه انسانها را بحث می‌کنید، یک سود دیگری دارد متولد می‌شود. که یک مثال آن مساله قرض‌الحسنه است.

2/1/2/2. "زکات" ؛ ثمره‌ای دیگر از سود ارتباطی

یک مثال دیگر مساله زکات است. مفهومی به اسم «زکات» متولد خواهد شد. مفهوم زکات دوباره یک تنظیم مالی بین افراد است. چطور؟ افرادی که دارا و غنی هستند در موارد مختلف – در فرض زکات واجب و زکات مستحب – شروع می‌کنند خودشان با طیب خاطر یک پولی را در اختیار فقراء قرار می‌دهند و باز همان فرض‌هایی را که در مساله قرض‌الحسنه گفتم در زکات هم به وجود می‌آید: طرف گیرنده زکات، مشکلات مالی‌اش حل می‌شود(1)

امام كاظم عليه السلام: همانا خداوند زكات را براى تأمين قُوتِ تهيدستان و افزايش داراييهاى توانگران وضع نموده است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‌3، ص 498

أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُبَارَكٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ: إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّكَاةُ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِيراً لِأَمْوَالِ الْأَغْنِيَاء.

امام كاظم عليه السلام: زكات فقط براى تأمين قُوتِ تهيدستان و افزايش داراييهاى توانگران وضع شده است.

مصادر اصلی: علل الشرائع، ج‌2، ص 368 / المحاسن، ج‌2، ص 319 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 4

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 10

وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْحُسَيْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُعَتِّبٍ مَوْلَى الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ الصَّادِقُ ع إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّكَاةُ اخْتِبَاراً لِلْأَغْنِيَاءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَرَاءِ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتَاجاً وَ لَاسْتَغْنَى بِمَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَه…

امام صادق عليه السلام: زكات به منظور آزمودن توانگران و كمك به مستمندان وضع شده است. اگر مردم زكات اموال خود را مى‌پرداختند، هيچ مسلمانى نيازمند نمى‌ماند و به سبب آنچه خداوند عزّوجلّ براى او واجب كرده است بى‌نياز مى‌شد....

مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 7 / عوالي اللئالي، ج‌1، ص 370

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9،

و به نحو مردمی تامین اعتبار می‌شود. طرف دهنده زکات هم از پایگاه تامین امنیت و هم از پایگاه افزایش رزق سودش افزایش و ارتقاء پیدا می‌کند. (2)

اموال و اجناسى را كه [به صورت وام] به ربا مى‌دهيد تا در ميان اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت و آنچه از زكات مى‌دهيد كه [به سبب پرداختنش] خشنودى خدا را مى‌خواهيد [مايه فزونى است] پس اين زكات دهندگانند كه مال و ثوابشان دو چندان مى‌شود.)ترجمه انصاریان)

عَنْهُ (احمد بن محمد بن خالد) عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَا ضَاعَ مَالٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِتَضْيِيعِ الزَّكَاةِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاة.

امام صادق عليه السلام: هيچ مالى در خشكى و دريا از بين نرفت، مگر به سبب فروگذاردن زكات. پس، اموال خود را با زكات حفظ (بيمه) كنيد.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‌1، ص 294 / دعائم الإسلام، ج‌1، ص 240

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 29 / بحار الأنوار، ج‌66، ص 393

عن علی (ع): فَرَضَ اللَّهُ ... الزَّكاةَ تَسبيباً للرِّزقِ.

امام على عليه السلام: خداوند ... زكات را واجب كرد، تا سبب روزى باشد.

نهج البلاغه، حکمت 252

3/1/2/2. "قراردادن مال را در اختیار" ؛ ثمره‌ای دیگر از سود ارتباطی
1/3/1/2/2.به‌کاربردن مال در تنظیم حوزه‌های روابط انسانی (مثل نشر علم و رسیدگی به فقراء) توسط امام؛ ثمره قراردادن مال در اختیار امام

حالا من در اینجا مثال مفهوم قرض‌الحسنه و مفهوم زکات را بیان کردم؛ ولی این مساله در همه حوزه‌های سیزده‌گانه متصور است. یعنی مثلا شما پولی را در اختیار امام قرار می‌دهید؛ در روایت دارد که «کسی که یک درهم از مال خودش در اختیار امام معصوم قرار بدهد، به اندازه دوهزار درهم که در جاهای دیگر مصرف می‌کند برای او عائدی خواهد داشت.» خب؛ چه اتفاقی در این مورد


1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ مُبَارَكٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الزَّكَاةَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِيراً لِأَمْوَالِكُمْ.

2) . ارجاع پژوهشی: « وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون». (سوره مبارکه روم، آیه 39)

می‌افتد؟ وقتی شما پول خود را در اختیار امام (علیه‌السلام) قرار می‌دهید، امام از پول شما در تنظیم روابط انسانی استفاده می‌کند؛ مثلا برای نشر علم، برای رسیدگی به فقراء. و در اینصورت باز تنظیم روابط انسانی اتفاق می‌افتد. یکی از مصادیق مهمِ «درهمٌ فی الامام» این است که احادیث و آیات نشر پیدا کند. البته مصادیق دیگری هم وجود دارد؛ مثلا در روایات مربوط به قرض‌الحسنه برای یک درهم 18برابر اجر تعریف شده است،(1)

امام صادق(علیه السلام): بر بالای درب بهشت نوشته شده است: صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است. و در روایت دیگر: پانزده برابر.

مصادر روایت: الكافي، ج‌4، ص 33 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 58

الصَّدُوقُ فِي الْهِدَايَةِ: قَالَ الصَّادِقُ ع: مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ وَ إِنَّمَا صَارَ الْقَرْضُ أَفْضَلَ مِنَ الصَّدَقَةِ لِأَنَّ الْمُسْتَقْرِضَ لَا يَسْتَقْرِضُ إِلَّا مِنْ حَاجَةٍ وَ قَدْ يَطْلُبُ الصَّدَقَةَ مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَيْهَا

امام صادق (علیه السلام): بر درب بهشت نوشته شده است: صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است. و همانا قرض برتر از صدقه است؛ چرا که کسی که قرض می گیرد فقط بخاطر نیاز این کار را انجام می دهد، ولی کسی که صدقه می گیرد گاهی اوقات از روی نیاز نیست.

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌100، ص 139 / مستدرك الوسائل، ج‌12، ص 364

ولی وقتی شما یک درهم را در اختیار امام (علیه‌السلام) قرار می‌دهید تا دوهزار برابر اجر و فائده برای آن تعریف شده است.(2)

امام صادق(علیه السلام): یک درهم که به وسیله آن با امام وصل شوی(در راه امام خرج کنی)، برتر است از دوهزار هزار درهمی در غیر آن از کارهای خیر.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌1، ص 538 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 73

بنابراین ما یک حرف اولیه‌ای داریم و آن این است که ما جامعه اسلامی را در بخش اقتصاد و در بخش غیراقتصاد دعوت می‌کنیم که به مفهوم «سود ارتباطی» توجه کنند. مفهوم سود ارتباطی آنقدر در اسلام مهم است که دستور داده شده است که اموالتان را خرج تنظیم روابط انسانی کنید تا سود ارتباطی به دست بیاید.

2/2/2. حوزه‌های سیزده‌گانه روابط انسانی؛ محل هزینه‌کرد پول و مال در اسلام

در همه جا وقتی بحث سود و مال در اسلام مطرح می‌شود؛ محل هزینه‌کردِ پول و مال، تنظیم روابط انسانی است: یا مال را باید در اختیار "خانواده" قرار داد(3)

امام كاظم (عليه السلام): هر كس اين روزى را از حلالش بجويد تا آن را براى خود و خانواده‌اش فراهم آورَد، مانند مجاهدِ در راه خداوند عز و جل است. پس اگر درمانْد، آنگاه به اميد خدا و پيامبر او، به اندازه قوت خانواده‌اش بايد قرض كند…

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 93 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 418 / قرب الإسناد، ص 340

و خانواده هم بخش مهمی از تنظیم روابط انسانی است، یا باید پول را در قالب هدیه به "رفقاء" داد(4)

امام صادق (عليه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام): اگر به برادر مسلمان خود هديه‌اى دهم كه به كارش آيد، خوشتر است نزد من از اينكه همانند آن هديه صدقه دهم.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 144 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 380

عن رسول‌الله صلى الله عليه و آله: الْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ وَ تُجَدِّدُ الْأُخُوَّةَ وَ تُذْهِبُ الضَّغِينَة وَ تَهَادَوْا تَحَابُّوا...

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله): هديه دادن محبّت مى‌آورد و برادرى را نگه مى‌دارد و كينه و دشمنى را مى‌برد. براى يكديگر هديه ببريد تا دوستدار هم شويد.

مصدر اصلی: عوالي اللئالي العزيزية، ج‌1، ص 294

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌74، ص 166


1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال:َ مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى بِخَمْسَةَ عَشَر.

2) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِيمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ الْبِرِّ.

3) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ ع: مَنْ طَلَبَ هَذَا الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ لِيَعُودَ بِهِ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ كَانَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ غُلِبَ عَلَيْهِ فَلْيَسْتَدِنْ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ …

4) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: لَأَنْ أُهْدِيَ لِأَخِي الْمُسْلِمِ هَدِيَّةً تَنْفَعُهُ أَحَبُ إِلَيَ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهَا.

که یک بخش مهمی از تنظیم روابط انسانی است. یا باید از پول مال برای رسیدگی به امور "فقراء"(1)

امام ابوالحسن الرضا (عليه‌السلام) هرگاه غذا مى‌خورد، قدحى برايش مى‌آوردند و كنار سفره‌اش مى‌گذاشتند و حضرت از بهترين غذاهايى كه برايش مى‌آوردند مقدارى برمى‌داشت و در آن قدح مى‌گذاشت و سپس دستور مى‌داد آن را به مستمندان بدهند و آنگاه اين آيه را تلاوت مى‌كرد: «نخواست به گردنه پا نهد». سپس فرمود: خداوند عزّوجلّ مى‌دانست كه هر انسانى توانايى آزاد كردن بنده (فكّ رقبه) را ندارد، از اين رو راه [هاى ديگرى مانند اطعام هم براى] رسيدن به بهشت براى آنان قرار داد.

مصادر اصلی: المحاسن، ج‌2، ص 392 / الكافي، ج‌4، ص 52

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 471

و "ایتام"(2)

اى على! هر كس يتيمى را از دارايىِ خود برخوردار كند تا بى‌نيازش سازد، بهشت بر او واجب مى‌شود…

مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‌4، ص 372 / السرائر (ابن ادریس)، ج‌3، ص 621 / مكارم الأخلاق، ص 444

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌16، ص 338

استفاده کرد؛ که باز مصداق تنظیم روابط انسانی است. باید دقت کرد که پول و مال کمک به تقویت "دشمن" نکند؛(3)

ابوبصير مى‌گويد: «از امام باقر عليه السلام درباره كارهاى آنان [همكارى با کفار و ظالمین] سؤال كردم. امام عليه السلام به من فرمود: اى ابومحمد! نه و حتى به اندازه آغشته كردن قلمى به مركب [با آنان همكارى نكن] هيچ‌كس به چيزى از دنياى آنان نمى‌رسد مگر آن‌كه (يا تا آن‌كه) آنان به همان اندازه از دينش را بربايند.» ترديد در حديث از جانب ابن عمير، يكى از راويان آن است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 107 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 331

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 179 / جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‌22، ص 546

حدثنی مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:« إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيْنَ أَعْوَانُ الظَّلَمَةِ وَ مَنْ لَاقَ لَهُمْ دَوَاةً أَوْ رَبَطَ كِيساً أَوْ مَدَّ لَهُمْ مَدَّةَ قَلَمٍ فَاحْشُرُوهُمْ مَعَهُمْ.»

« امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: چون روز قيامت شود منادى ندا كند: كجايند یاری‌دهندگان به ستمکاران؟! و كسانى كه براى آنان دواتى ليقه كردند، يا درِ كيسه‌اى برايشان بستند، يا قلمى براى آنان اصلاح نمودند؟! [آن‌گاه خطاب مى‌رسد:] آنان را نيز با ستمكاران محشور كنيد.»

مصادر اصلی: ثواب الأعمال، ص 260 / جامع الأخبار(للشعيري)، ص 155 / أعلام الدين(دیلمی)، ص 408

منابع دیگر: وسائل الشيعة؛ ج‌17، ص 180 / بحار الأنوار، ج‌72، ص 372

چون اگر شما خودتان به تقویتدشمن کمک کردید، دشمن روابط انسانی شما را به چالش می‌کشد. الان مثلا وقتی شما دارید از لباس خارجی استفاده می‌کنید (ابتدا از خود ما طلبه‌ها شروع کنیم) وقتی لباس ما و عمامه ما از جنس لباس خارجی است، این باعث کمک به تولیدکننده آن خواهد شد. من شنیدم این پارچه‌های عمامه‌ای که معمولا طلبه‌ها از آن استفاده می‌کنند از یک جنسی است به نام "وال هندی" که بودائیان هند آن را تولید می‌کنند؛ دقیقاً همان بودائیانی که در همین ایام گذشته شروع کردند به نسل‌کشی مسلمان در میانمار و در جاهای دیگر! یعنی عوائد مالی خرید از کفار اینطور خواهد شد. همه تجارت‌هایی که منجر می‌شود به تقویت کفار نتیجه‌اش می‌شود اختلال در روابط انسانی. بنابراین باید مواظبت کنید که پول و مال کمک نکند به کسی که به دنبال ایجاد اختلال در روابط انسانی‌ای که در سطح قتل و نزاع است. و همانطور که عرض کردم مهم‌ترین مصرف مال و پول در اسلام، امداد امام (علیه‌السلام) است که بر همه موارد قرض به یتیم و فقیر و حوزه خانواده و ... مقدم است. ما در سابق یک کار اجمالی انجام دادیم و آمدیم با

1) . ارجاع پژوهشی: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع: إِذَا أَكَلَ أُتِيَ بِصَحْفَةٍ فَتُوضَعُ بِقُرْبِ مَائِدَتِهِ فَيَعْمِدُ إِلَى أَطْيَبِ الطَّعَامِ مِمَّا يُؤْتَى بِهِ فَيَأْخُذُ مِنْ كُلِ شَيْ‌ءٍ شَيْئاً فَيَضَعُ فِي تِلْكَ الصَّحْفَةِ ثُمَّ يَأْمُرُ بِهَا لِلْمَسَاكِينِ ثُمَّ يَتْلُو هَذِهِ الْآيَةَ- «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» ثُمَّ يَقُولُ عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ لَيْسَ كُلُّ إِنْسَانٍ يَقْدِرُ عَلَى عِتْقِ رَقَبَةٍ فَجَعَلَ لَهُمُ السَّبِيلَ إِلَى الْجَنَّةِ.

2) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَ أَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قال: يَا عَلِيُّ مَنْ كَفَى يَتِيماً فِي نَفَقَتِهِ بِمَالِهِ حَتَّى يَسْتَغْنِيَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّةَ يَا عَلِيُّ مَنْ مَسَحَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتِيمٍ تَرَحُّماً لَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَة.

3) . ارجاع پژوهشی: عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ أَعْمَالِهِمْ- فَقَالَ لِي: « يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَا وَ لَا مَدَّةَ قَلَمٍ؛ إِنَّ أَحَدَهُمْ لَا يُصِيبُ مِنْ دُنْيَاهُمْ شَيْئاً إِلَّا أَصَابُوا مِنْ دِينِهِ مِثْلَهُ أَوْ حَتَّى يُصِيبُوا مِنْ دِينِهِ مِثْلَهُ.» الْوَهْمُ مِنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ.»

استفاده از "قاعده بیان مبتنی بر کمّ"،(1)

اعدادِ اجرِ مصرف مال و پول را با هم مقایسه کردیم که یک طبقه‌بندی‌ای از آن ایجاد شد. که اگر شما این طبقه‌بندی را کامل کنید و در اختیار مردم و طلبه‌ها قرار بدهید، مردم محاسبه می‌کنند که اگر پول خود را در کجا خرج کنند، کجا سود ارتباطی بیشتری به دست می‌آورند. که این جزو این بخش است.

3/2/2. تنظیم روابط انسانی؛ غرض از تولید ثروت در اسلام

1/3/2/2. لزوم توجه به عدم اختلال در روابط انسانی در راستای تولید ثروت؛ لازمه تنظیم روابط انسانی

بنابراین حرف اول این است که: بله؛ مساله ارزش افزوده مهم است، ولی مهم‌تر از ارزش افزوده و تولید ثروت این است که غرض از تولید ثروت تنظیم روابط انسانی است. بنابراین نباید در فرآیند تولید ثروت، اختلال در روابط انسانی به وجود بیاید. چون نفی غرض اتفاق می‌افتد. کسانی که می‌آیند با مدل تولید صنعتی تولید ثروت ایجاد می‌کنند مثل الان که مثلا بنگاه‌هایی که در تهران است ولی کارمندان و کارگران آنها از کرج می‌آیند؛ اینها کارگرانشان را مجبور می‌کنند که 8 ساعت برای آنها کار کنند، 2 ساعت برای آمدن و 2 ساعت برای رفتن وقت می‌گذارند؛ یعنی به اسم تولید ثروت 12 ساعت از وقت یک نفر را اشغال می‌کنند. وقتی این 12 ساعت از وقت اشغال شد؛ نتیجه نهایی بحث چه می‌شود؟ اختلال در روابط انسانی می‌شود. شما چون به دنبال تنظیم روابط انسانی به وسیله مال هستید (و اساسا مال ابزار تنظیم روابط انسانی است) نباید در فرآیند تولید مال و ثروت اختلال ایجاد کنید. پس این یک بحث اولیه است. من این بحث را در مقابل "کینز" مطرح کردم؛ ما معتقدیم که "کینز" در مساله سود حداقلی بحث کرده است و او و تابعینش معتقد هستند که سود یعنی ارزش افزوده، سود یعنی بهره‌وری، سود یعنی سود صنعتی، و یا حداکثر سود یعنی سود اجتماعی (به معنای برنامه‌ریزی برای جلوگیری از شورش اجتماعی و اختلال کلان در جامعه). ما در اسلام معتقدیم که باید به دنبال سود ارتباطی باشیم. ببینید؛ هنوز وارد بحث پول نشده‌ایم و ابتدا داریم مبنای نظری خودمان را تصویر می‌کنیم. بله؛ تاکید می‌کنم کسی که "منکیو" می‌خواند نمی‌تواند تحلیل جدیدی از سود پیدا کند. کسی که "دکارت" (Descartes) می‌خواند یا کتاب دکارت را ترجمه می‌کند؛ وقتی می‌خواهد به توسعه کشور فکر کند نمی‌تواند تنظیم روابط انسانی و سود ناشی از آن را مبنای برنامه‌ریزی قرار دهد. این مشکلی است که ما داریم.

4/2/2. رابطه انسان با امام، رابطه انسان با معلم، رابطه انسان با خانواده، رابطه انسان با طرف کسب، رابطه انسان با شریک شغلی، رابطه انسان با دشمن، رابطه انسان با دوست، رابطه انسان با فقیر، رابطه انسان با یتیم، رابطه انسان با ابن‌سبیل و رابطه انسان با مهمان؛ حوزه‌های سیزده‌گانه روابط انسانی در راستای کسب سود ارتباطی

اشاره

خب؛ (من در اینجا فقط اشاره می‌کنم که) سود ارتباطی هم سیزده محل دریافت اصلی دارد. یعنی سیزده حوزه اصلی دارد، همان سیزده حوزه روابط انسانی که همیشه بحث می‌کنیم: رابطه انسان با امام، رابطه انسان با معلم، رابطه انسان با خانواده، رابطه انسان با طرف کسب، رابطه انسان با شریک شغلی، (مثلا اگر شما مبنا را سود ارتباطی قرار بدهید، در طرف کسب قائل به اقاله می‌شوید. اما اگر شما سود ارتباطی را قبول نکنید و مبنا را ارزش افزوده قرار بدهید، بالای مغازه‌تان می‌نویسید: "جنس فروخته


1) . ارجاع پژوهشی: "قاعده بیان مبتنی بر کم" یکی از قواعد نُه‌گانه فقه‌البیان است. فقه‌البیان یکی از ابواب نُه‌گانه فقه هدایت است که خود دارای 9 باب بحثی است که در مجموع، قواعد تخاطب منجر به هدایت را تبیین می‌کند. برخی از قواعد دیگر فقه‌البیان عبارتند از: بیان مبتنی بر ظرفیت (قدر)، بیان مبتنی بر تأمل، بیان مبتنی بر مُکث، بیان مبتنی بر نظام مقایسه، بیان مبتنی بر رفق، بیان مبتنی بر منزلت و بیان مبتنی بر انفتاح.

شده پس گرفته نمی‌شودغ حتی شما." و همینطور محکم می‌ایستید. بنابراین مفهوم "اقاله" (1)

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام ج‌1، ص 598

یکی از مستحبات و آداب تجارت آن است که: اگر مشتری به هر دلیلی از معامله‌ای که انجام داد پشیمان شد، فروشنده از او قبول کند و معامله را فسخ کند.

ارجاع پژوهشی:

روایاتی در مورد "اقاله":

أَحْمَدُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَيُّمَا عَبْدٍ أَقَالَ مُسْلِماً فِي بَيْعٍ أَقَالَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَثْرَتَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة.

امام صادق (علیه السلام): هر بنده ای که پشیمانیِ مسلمانی از معامله اش را بپذیرد، خداوند نیز لغزش او را در روز قیامت بپذیرد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 153 / تهذيب الأحكام، ج‌7، ص 8

المؤمن)حسین بن سعید اهوازی)، ص 51 / من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص 196 / مصادقة الإخوان(شیخ صدوق)، ص 72 (با اضافه " نَدَامَةً " فِي الْبَيْعِ...)

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 386

حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَرْبَعَةٌ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ أَقَالَ نَادِماً أَوْ أَغَاثَ لَهْفَانَ أَوْ أَعْتَقَ نَسَمَةً أَوْ زَوَّجَ عَزَباً.

امام صادق (ع) فرمود: چهار كس را خداوند روز رستاخيز مورد نظر قرار دهد: آنكه معامله پشيمان از معامله را پس بگيرد يا بفرياد ستمديده‌اى برسد يا بنده‌اى را آزاد كند يا جوان بى‌زنى را زن بدهد.

مصادر اصلی: الخصال، ج‌1، ص 224 / مشكاة الأنوار)طبرسی)، ص 149

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌100، ص 218 / وسائل الشيعة، ج‌17، ص 387

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ بَعْضِ أَهْلِ بَيْتِهِ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ يَأْذَنْ لِحَكِيمِ بْنِ حِزَامٍ بِالتِّجَارَةِ حَتَّى ضَمِنَ لَهُ إِقَالَةَ النَّادِمِ وَ إِنْظَارَ الْمُعْسِرِ وَ أَخْذَ الْحَقِّ وَافِياً وَ غَيْرَ وَافٍ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حکیم بن حازم اجازه تجارت نداد، تا اینکه برای حضرت چهار چیز را ضمانت کند: 1- پذیرش فسخ معامله از کسی که پشیمان شود، 2- کسی که تنگدست است (در پرداخت بدهی) به او مهلت بدهد، 3- حق خود را کامل و غیرکامل بگیرد.(بر مردم سخت نگیرد)

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 151 / تهذيب الأحكام، ج‌7، ص 5

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 386

از دست می‌رود. وقتی شما سود ارتباطی را اصل قرار می‌دهید، مفهوم "خیار"(2)

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص 538

ابواب، مسائل و روایات در مورد "خیار" بسیار است؛ در اینجا به ذکر دو روایت در مورد "خیار مجلس" اکتفاء می‌شود:

ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: الْبَيِّعَانِ بِالْخِيَارِ حَتَّى يَفْتَرِقَا ...

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): خریدار و فروشنده هر دو خیار دارند تا وقتی که از هم جدا شوند...

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 170 / تهذيب الأحكام، ج‌7، ص 24

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَيُّمَا رَجُلٍ اشْتَرَى مِنْ رَجُلٍ بَيْعاً فَهُمَا بِالْخِيَارِ حَتَّى يَفْتَرِقَا فَإِذَا افْتَرَقَا وَجَبَ الْبَيْع...

امام صادق (علیه السلام): هر مردی از مرد دیگری چیزی را بخرد؛ هر دوی آنها خیار دارند تا اینکه از هم جدا شوند؛ پس هرگاه جدا شدند، بیع لازم می شود (خیار مجلس از بین می رود)...

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 170 / من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص 201 / الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، ج‌3، ص 72 / تهذيب الأحكام، ج‌7، ص 20

فهم می‌شود. وگرنه به لحاظ ادبیات اقتصادی موجود نمی‌توانید از مفهوم خیار دفاع کنید. همه مفاهیم فقهیِ شما وابسته به درک این اصل بنیادین است.) رابطه انسان با دشمن، رابطه انسان با دوست، رابطه انسان بافقیر، با یتیم، با ابن‌سبیل(3)

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌1، ص 221

،

با مهمان. همه این حوزه‌ها حوزه‌های کسب سود ارتباطی است. من تاکید می‌کنم که روایات ما به صورت تفصیلی در همه این سیزده حوزه تعیین تکلیف کرده‌اند که مال برای این سیزده حوزه مصرف شود. که یک بخش عمده‌اش مربوط به خانواده و معیشت خانواده است. و نتیجه‌اش این می‌شود که سود به دست می‌آید؛ روایت دارد که: «الکادّ لعیاله


1) . ارجاع پرورشی: اقاله: بر هم زدن عقد، فسخ معامله.

2) . ارجاع پرورشی: خيار: تسلّط بر فسخ و امضاى عقد... به جهت ثبوت حقّ فسخ براى وى بر اثر تحقق يكى از اسباب آن. اقسام خیار: شمار خيارها در كلمات فقها با اختلاف ذكر شده است. برخى تا چهارده قسم برشمرده‌اند: خيار مجلس، خيار حيوان، خيار شرط، خيار تأخير، خيار مايفسد من يومه، خيار رؤيت، خيار غبن، خيار عيب، خيار تدليس، خيار اشتراط، خيار شركت، خيار تعذّر تسليم، خيار تبعّض صفقه، و خيار تفليس. بسيارى از فقها به هفت، برخى به پنج و برخى ديگر به هشت قسم آن بسنده كرده‌اند.

3) . ارجاع پرورشی: ابن السّبيل: مسافر در راه مانده. به مسافر در راه مانده و نيازمند، ابن السّبيل گفته مى‌شود؛ هر چند در شهر خود داراى مال و سرمايه باشد. ابن السّبيل به اين معنا در قرآن و روايات نيز به كار رفته و در باب‌هاى زكات و خمس از آن بحث شده است.

کالمجاهد فی سبیل الله»(1)

امام صادق (علیه السلام): آن كه خانواده خويش را روزى مى‌دهد، مانند مجاهدِ در راه خدا است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 88

. بله؛ مال تولید ثروت می‌کند، منتها «لعیاله» (این خیلی مهم است)، نه برای اینکه کَنز (گنج) تهیه کند، بلکه برای اینکه خانواده‌ی خودش را مهیا کند. [در اینصورت است که می‌شود] «کالمجاهد فی سبیل الله». در سایر حوزه‌ها هم روایت مجزا دارد. بنابراین مال [در نگاه اسلام]، هدف نیست برخلاف آنچه که اقتصاددانان گفته‌اند. لذا شما می‌بینید که می‌گویند: دستیابی به رشد مثلا 8 درصدی. نامزدهای انتخابات موجود هم همین را می‌گفتند که ما باید به رشد 8 درصدی دست پیدا کنیم. این رشد 8 درصدی فقط برای بخش اقتصاد نیست؛ بلکه اصلاً هدف اصلی توسعه، تولید ثروت است. ولی ما می‌گوییم هدف اصلی جامعه اسلامی تنظیم روابط انسانی است. بله؛ تاکید می‌کنم که یکی از پایه‌ها و مواردی که کمک می‌کند به تنظیم روابط انسانی، مال است (که حالا پول بخشی از مال محسوب می‌شود.) ولی تفکر صحیح هم هست، عاطفه هم هست، موارد دیگری هم هست، مدارا هم خیلی کمک می‌کند در تنظیم روابط انسانی. و اینها انعکاس در هم پیدا می‌کنند و تنظیم روابط انسانی اتفاق می‌افتد.

من فکر می‌کنم برای جلسه امروز این بحث مبانی نظری کفایت می‌کند. البته اجازه بدهید در یک وقت دیگری باز هم راجع به آن بحث کنیم. بیش از نزدیک 100 سال و شاید هم بیشتر است که این بحث‌ها دارد در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود. به دانشجوی من و شما، به فرزند من و شما، به دختر من و شما در دانشگاه آموزش می‌دهند که: سود یعنی ارزش افزوده. و محدود به این مفهوم با آنها بحث می‌کنند. خب؛ معلوم است که وقتی تفکرش مبتنی بر این شکل می‌گیرد، دیگر نمی‌تواند در فرایند جامعه‌سازی و مدل‌پردازی [تمدنی] به شما کمک کند. شما باید حتما همّت کنید و درک از سود را [در تفکر آنها] ارتقاء بدهید.

1/4/2/2. ساختار مالی حمایت از امام؛ یکی از مصادیق تنظیم رابطه انسان با امام
1/1/4/2/2. انفال، خمس، خراج و طسوق؛ بخشی ازمصادیق ساختار مالی حمایت از امام

که حالا خیلی دوست می‌داشتم راجع به ساختار مالی حمایت از امام بحث کنم که یک وقت تفصیلی برای خودش می‌خواهد. که ما "انفال" را در اینجا معنا می‌کنیم. « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ »(2)

از تو درباره انفال [يعنى غنايم جنگى و هر گونه مالى كه مالك معينى ندارد] مى‌پرسند، [كه مالك آنها كيست و چگونه بايد تقسيم شود؟] بگو: [مالكيّتِ حقيقىِ] انفال ويژه خدا وپيامبر است، پس اگر مؤمن هستيد [نسبت به انفال] از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع] بين خود را [درباره آن] اصلاح نماييد، و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد. (ترجمه انصاریان)

انفال یک مجموعه مالی عظیم است که باید در اختیار امام (علیه‌السلام) قرار بگیرد.(3)

اسحاق بن عمار می گوید: از امام صادق(علیه السلام) در مورد "انفال"سوال کردم . حضرت فرمود: انفال روستاهایی که خراب شده اند و اهل آن آن را رها کرده اند؛ همه برای خدا و رسول است. و همچنین اموال پادشاهان است، برای امام است. و زمین ویرانی که با اسب دواندن و لشگرکشی فتح نشده است، و هر زمینی که صاحب ندارد، و معادنِ زمین، و هرکسی که مُرده باشد و سرپرستی نداشته باشد مالش جزو انفال است.

مصدر اصلی: تفسير القمي، ج‌1، ص 254

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 532 / بحار الأنوار، ج‌93، ص 213

جهت مشاهده بخشی از روایات و آیات مربوط به گستره عظیم "انفال" ر،ک پیوست شماره 7.

برای چه باید این کار انجام بگیرد؟ برای اینکه امام (علیه‌السلام) تنها کسی است که


1) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ.

2) . ارجاع پژوهشی: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين». (سوره مبارکه انفال، آیه 1)

3) . ارجاع پژوهشی: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ هِيَ الْقُرَى الَّتِي قَدْ خَرِبَتْ وَ انْجَلَى أَهْلُهَا فَهِيَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ مَا كَانَ لِلْمُلُوكِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَرْضِ الْخَرِبَةِ لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِخَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ وَ كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ الْمَعَادِنُ مِنْهَا وَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ.

می‌تواند تنظیم روابط انسانی را انجام بدهد. حتی فقیه که در درجه بعد از امام است؛ با فاصله بسیار از امام تنظیم روابط انسانی را درک می‌کند. خود شخص امام (علیه السلام) باید باشد تا تنظیم صحیح روابط انسانی را انجام بدهد. لذا مساله انفال را باید بحث کنیم. مساله "خمس"(1)

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج‌3، ص، 495

ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ مَالِكٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ». فَقَالَ: أَمَّا خُمُسُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلِلرَّسُولِ يَضَعُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أَمَّا خُمُسُ الرَّسُولِ فَلِأَقَارِبِهِ وَ خُمُسُ ذَوِي الْقُرْبَى فَهُمْ أَقْرِبَاؤُهُ وَ الْيَتَامَى يَتَامَى أَهْلِ بَيْتِهِ فَجَعَلَ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ أَسْهُمٍ فِيهِمْ وَ أَمَّا الْمَسَاكِينُ وَ ابْنُ السَّبِيلِ فَقَدْ عَرَفْتَ أَنَّا لَا نَأْكُلُ الصَّدَقَةَ وَ لَا تَحِلُّ لَنَا فَهِيَ لِلْمَسَاكِينِ وَ أَبْنَاءِ السَّبِيلِ.

زكريا بن مالك گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم معناى اين آيه را (سوره انفال آيه 31) «بدانيد كه چون غنيمت بدست شما برسد پنج يك آن از آن خدا است و از آن رسول و از آن خويشان پيغمبر و يتيمان و تهى دستان و آواره‌گان». فرمود: اما سهم خداوند از خمس در اختيار پيغمبر است كه هر جا خواهد مصرف ميكند و اما سهم رسول از خمس از آن خويشان او است و سهم ذوى القربى كه خويشان پيغمبرند با سهم يتيمان كه مقصود يتيمان از خاندان پيغمبرند اين چهار سهم مخصوص خاندان پيغمبر است و اما سهم تهى دستان و آواره‌گان ميدانى كه ما صدقة (زكاة) نميخوريم و بر ما حلال نيست (و در عين حال رعايت حال مساكين و تهى دستان نيز لازم است) لذا دو سهم از خمس مخصوص تهى دستان و آواره‌گان از سادات است.(ترجمه فهری)

مصادر اصلی: تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 125 / الخصال، ج‌1، ص 324

سند خصال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ مَالِكٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع

من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 42 (و فیه: سَأَلَ زَكَرِيَّا بْنُ مَالِكٍ الْجُعْفِيُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع)

تفسير العياشي، ج‌2، ص 63

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 509 / بحار الأنوار، ج‌93، ص 202

بعد از مساله انفال مطرح است، مساله "زکات" هم همینطور. می‌دانید که حضرت عُمّال زکات داشتند. ماهمه اینها را فراموش کرده‌ایم و الان در جامعه ما نیست. خود این ساختار باید بحث شود: یعنی تنظیم روابط انسانی باید اصل قرار بگیرد، بعد از آن "ساختار مالی حمایت از امام" هم باید مفصل بحث و گفتگو شود. و چون این مباحث گفتگو نمی‌شود ما دچار مشکلات و گرفتاری‌هایی می‌شویم. ما سابق بر این زمان در زمان ائمه (علیهم‌السلام) و در زمانی که فقه یک مقداری پررنگ‌تر بوده، عُمّال زکات داشته‌ایم. عُمّال "طَسوق"(2)

طسق و طسوق: آنچه از مالیات مقررشده از زمین گرفته می‌شود.

النهايه )ابن اثیر)، ج‌3، ص 124 / مجمع البحرين، ج‌5، ص 207

الطَّسْق: ما يُوضَع من الوَظِيفة على الجُرْبانِ (المزارع) من الخَراج المقرَّر على الأَرض، فارسي معرب. ...و في التهذيب: الطَّسْق شِبْه الخَرَاج له مقدار معلوم، و ليس بعربيّ خالص. و الطَّسْقُ: مِكيال معروف.

طسق: آنچه بر مزارع از مالیات مقرر بر زمین وضع می‌شود ...شبیه خراج (مالیات) است که مقدار مشخصی دارد ... یک مکیال مشخصی است.

لسان العرب، ج‌10، ص 225

داشته‌ایم، مجموعه کارگزارانی داشته‌ایم که مساله "خراج" (3)

"خراج" در فقه اطلاق می‌شود بر غله هر زمین احیاء شده که مسلمانان از کفار گرفته‌اند؛ پس تا آخر دنیا برای تمام مسلمانان است. و همچنین اطلاق می‌شود بر هر زمینی که اهلش آن را رها کرده‌اند و روی گردان شده‌اند و یا اینکه از ترس مسلمانان آن را رها کرده‌اند. پس آنچه والی از غله این زمین ها دریافت می‌کند را "خرج" یا "خراج" می‌نامند. و گاهی هم بر "جزیه" (مالیاتی که سلطان بر اهل ذمه و زمین‌های آنان قرار می‌دهد) اطلاق می‌شود.

مصطلحات الفقه(مشکینی)، ص 225

را مدیریت می‌کرده‌اند. که باز اینها اموالی است که در اختیار امام است. که ان شاء الله بعدا اگر فرصتی شد اینها را بحث خواهم کرد.

1) . ارجاع پرورشی: خمس عبارت است از ثبوت حقّى به مقدار يك پنجم در اموال انسان كه خداوند براى خود، رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله، امامان معصوم عليهم السّلام و- به جاى صدقه و زكات- براى مستحقان از بنى هاشم، بر بندگان واجب كرده است. عنوان خمس در قرآن كريم به كار رفته و در فقه بابى مستقل بدان اختصاص يافته است.

2) . ارجاع پرورشی: الطَّسْقُ و الطُّسُوقُ. الطَّسْقُ كفلس: الوظيفة من خراج الأرض المقررة عليها، فارسي معرب.

3) . ارجاع پرورشی: یطلق الخراج في الفقه على غلة كل أرض محياة أخذها المسلمون من الكفار عنوة فصارت لجميع المسلمين إلى آخر الدنيا، و على غلة كل أرض انجلى عنها أهلها و تركوها رغبة عنها أو خوفا من المسلمين، فما أخذه الوالي من غلة هذه الأراضي فهو خرج و خراج، و قد يطلق على الجزية و هي ما يضربه السلطان على رؤوس أهل الذمة أو على أراضيهم.

5/2/2. لزوم ارتقاء مفهوم سود در اذهان نخبگان از سود اقتصادی به سود ارتباطی؛ لازمه ایجاد تحول و جهش در آینده اقتصادی کشور

پس این سرفصل اول. من دارم با برادران انقلابی خودم صحبت می‌کنم من حالا خیلی کار ندارم با برادرانی که خیلی اعتقادی به تفکر انقلاب ندارند. عرض بنده در سرفصل اول این است که: دوستان محترم! نامزدهای عزیز ریاست جمهوری! تئوری‌های اقتصادی‌ای که شما در این گفتگوهای تلویزیونی مطرح کردید مبتنی بر یک تعریف جدید از سود نبود؛ پس چرا می‌گویید می‌خواهید کشور ایران را بیش از اداره جهش بدهید؟! جهش در موقعی صورت می‌گیرد که یک مفهوم جدیدی مطرح شود. ما برخی از اقتصاددانان همراه این نامزدهای ریاست جمهوری را می‌شناسیم و می‌دانیم که اینها چه کتاب‌هایی را خوانده‌اند، چه بحث‌هایی را مطرح کرده‌اند، مقالات ایشان را می‌بینیم، گاهی وقت‌ها با همین دوستان انقلابی خودمان گفتگو و مناظره و جدال احسن کرده‌ایم. اولین اشکال بنده به این دوستانی که می‌گویند ما اقتصاد انقلابی و اقتصاداسلامی را بحث می‌کنیم این است که این دوستان مفهوم سود را در ذهنیت خودشان ارتقاء نداده‌اند؛ چون به فقه پناه نبرده‌اند، چون موقعی که داشتند درس می‌خواندند فقه‌المکاسب نخواندند، بلکه کتاب منکیو را خواندند. خیلی مهم است که چارچوب ذهنی شما استوار و مبتنی بر دین باشد. این سرفصل اول است که یک بحث مختصری در رابطه با آن انجام دادیم.

3. سرفصل دوم: تعریف پول در تامین "سود ارتباطی" چه نقشی دارد؟

اشاره

حالا برمی‌گردیم به سرفصل دوم. سرفصل دوم این است که حالا پول چه نقشی دارد در تنظیم روابط انسانی یا در ایجاد سود ارتباطی؟ ببینید؛ دو بحث این مساله را معلوم می‌کند. خواهش می‌کنم این بحث دوم را هم دقت کنید. بخش اول این است که: اولاً باید بحث کنیم که پول در اسلام چیست؟ آیا پول، اعتبار است؟ و اگر بپذیریم که پول اعتبار است چه اتفاقی برای تنظیم روابط انسانی می‌افتد؟ آیا سود ارتباطی که ناشی از تنظیم روابط انسانی است تامین می‌شود یا نه ما دچار مشکل می‌شویم؟ این یک بحث و سرفصل اولی است که باید راجع به آن بحث کنیم.

سرفصل دوم هم این است که من یک روایتی را می‌خواهم در ذیل آیه 103 از سوره توبه «خُذ من اموالهم صدقه...» بخوانم؛ که در ماه مبارک رمضان نازل شد و پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) منادی خود را در شهر مدینه فرستادند و فرمودند که برو به مردم بگو که آیه نازل شده که باید زکات بدهید. خیلی نکات مهمی ذیل آیه 103 است که این را بحث خواهم کرد تا مساله یک مقدار واضح شود.

1/3. بررسی تعریف "پول" در اسلام:

1/1/3. بررسی موضو‌ع‌شناسانه تعریف پول در اسلام:

1/1/1/3. نقض "تسلط" مردم بر اموال خود؛ لازمه پذیرش تعریف پول اعتباری
اشاره

بحث اولی که کمک می‌کند این است که الان اگر تعریف پول را به اعتبار بپذیرید. یعنی چه؟ یعنی اینکه بگویید که خود پول ارزش نداشته باشد. مثل الان که اسکناس ارزش ندارد، خود رمزارزها ارزش ندارند، تبادلات مالی‌ای که ما با این دستگاه‌های عابربانک انجام می‌دهیم و این پول الکترونیکی که وجود دارند هیچکدام ارزش ندارند و اعتبار هستند. و یک اعتبار و ارزشی [به آنها اعطاء شده است و ارزش ذاتی ندارند].

اگر شما این فرض را بپذیرید سلطه بعضی بر بعضی دیگر تامین می‌شود. شما می‌دانید مُخل‌ترین مفهوم به تنظیم روابط انسانی، مفهوم سلطه است. یعنی شما آزادی اختیار را از بعضی بگیرید و به بعضی دیگر بدهید. که در اینصورت اساسا دیگر فرد بر اموال خودش مسلط نیست، بر اراده خودش مسلط نیست. و آن عباراتِ «النّاس مُسلَّطُون» در عمل و در عینیت منتفی می‌شود. خب؛یک مقداری در عرائض بنده دقت بفرمایید: وقتی شما می‌گویید که پول، اعتبار است؛ یعنی یک مجموعه‌ای می‌نشینند و این اعتبار را محاسبه می‌کنند. (من الان کاری هم ندارم که بر حسب چه معادله‌ای محاسبه می‌کنند) و مثلا می‌گویند ارزش اسکناس اینقدر است، ارزش ریال اینقدر است، ارزش دلار اینقدر است. و یک کارهایی را هم در راستای آن انجام می‌دهند و شما می‌دانید که اسم این کارها «سیاست‌های پولی و مالی» است. یک مجموعه اقداماتی را در بخش "عرضه"(1)

فرهنگ علوم اقتصادی، ص 1192

، در بخش "تقاضا" (2)

همان، ص 278

انجام می‌دهند، سعی می‌کنند "طرف عرضه" و "طرف تقاضا" را تقویت کنند و یک مجموعه کارهایی را انجام می‌دهند. مثلا می‌آیند محاسبه می‌کنند که ما امسال چه مقدار "تولید ناخالص ملی" داشته‌ایم، بعد می‌گویند به اندازه آن برویم اسکناس چاپ کنیم. خب؛ ممکن است که در محاسبه تولید ناخالص ملی دچار اشتباه بشوند که آنوقت اثر آن در "چاپ اسکناس" ظاهر می‌شود. یا نه مثلا دولتی دچار کسری بودجه می‌شود؛ بدون اینکه تولید ناخالص ملی یا پشتوانه‌های دیگری داشته باشد، به بانک مرکزی دستور می‌دهد که اسکناس چاپ کند. وقتی اسکناس چاپ می‌شود، قوّتِ طرف تقاضا بالا می‌رود؛ در حالیکه شما به دلیل فقدان تولید و یا تولید ضعیف، طرف عرضه را تضعیف کرده‌اید. بنابراین ارزش پول ملی کاهش پیدا می‌کند؛ چون همیشه ارزش [پول ملی] در صورتی تعادل پیدا می‌کند که شما آن را در مکانیزم "عرضه و تقاضا" (3)

همان، ص1193

ببینید. وقتی قرار باشد که تقاضا 3 برابر باشد و عرضه 1

1) . ارجاع پرورشی: عرضه (Supply): یک مقدار کالای اقتصادی که برای فروش در بازار موجود است. عرضه به معنای محدود آن مقداری از کالاهای اقتصادی است که به قیمت معین و در زمان معین برای فروش آماده می‌شوند. اصطلاح عرضه به معنای وسیع تر یعنی آن مقدار کالای اقتصادی که به قیمتهای ممکنه در یک زمان معین پیشنهاد خواهد شد.

2) . ارجاع پرورشی: تقاضا؛ مطالبه ( Demand): (1) مقدار کالای اقتصادی که در یک زمان معین به قیمت معین خریده می شود. (2) مقدار کالای اقتصادی که به تمام قیمتهای ممکنه در یک زمان معین خریده خواهد شد.

3) . ارجاع پرورشی: عرضه و تقاضا (Supply and Demand): یکی از الگوهای اساسی مورد استفاده در اقتصاد است و این بر پایه فرضهای منطقی ساخته شده که خریداران می خواهند کالاها و خدمات را بر هزینه اندک و قابل قبول به دست آورند و فروشندگان می خواهند قیمت بالاتر و قابل قبول را اعمال کنند. همچنین معلوم شده است که خریداران می خواهند مطلوبیت نهایی مخارج خود را بیشینه سازند. این الگو بیشتر در اقتصاد کلی یا اقتصاد کلان قابل اعمال است.

باشد؛ حتما در آن موقع شما با " کاهش قیمت پول" (1)

همان، ص 253

و مجموعه این مباحثی که در "معادله نشر اسکناس"، "قیمت ارز واسط" و بقیه بحث‌ها مطرح است، مواجه خواهید شد. من با کیفیت این مباحث کاری ندارم؛ با اصل اینکه یک مجموعه‌ای بنشینند و ارزش را تعیین کنند و به یک چیز بی‌ارزش ارزش بدهند، انتقاد دارم.
1/1/1/1/3. احتمال ایجاد خطای در محاسبه، خطای عمد و خطای در شناخت؛ نتیجه

نقض "تسلط" مردم بر اموال خود

وقتی شما این فرض را می‌پذیرید ممکن است سه اشکال به وجود بیاید: 1. خطای در محاسبه. 2. خطای عمدی و از روی تعمّد برای اینکه سود بعضی‌ها را تامین کنند ( که حالا شاید هم حزبی‌های خودشان باشند، یا گروه‌های اقتصادی وابسته به خودشان)این هم فرض می‌شود. یعنی شما اختیار را داده‌اید به آن انسانها. حالا چطوری شما ضمانت می‌کنید که آنها خطای عمدی انجام ندهند؟! و سود خودشان را در نظر نگیرند؟! این فرض دوم خیلی مُحتمَل است. 3. فرض سومی که اشکال پیدا می‌کند عدم شناخت از وضعیتِ (پول) است. مسئولینی که تصمیم می‌گیرند عمدتاً با گزارش تصمیم می‌گیرند. گزارش از صحنه عینی یک بخش توسط کسی که در مرکز (پایتخت) نشسته، ممکن است گزارش و شناخت دقیقی - مثلا از خود فرایند تولید، موانع تولید و شرایط تولید- نباشد. لذا با این سه اشکال شما حتماً نمی‌توانید بپذیرید که یک مجموعه‌ای اعتبار را تعیین کنند.

2/1/1/1/3. مخالفت با قاعده فقهی «الناس مسلَّطون علی اموالهم»؛ نتیجه دیگر نقض "تسلط" مردم بر اموال خود

و برای دوستانی که می‌خواهند به صورت استظهاری به مساله نگاه کنند: وقتی [این مجموعه] دارند یک اعتبار را تعیین می‌کنند، از عموم «الناس مُسلَّطون علی اموالهم»(2)

پیامبر(صلی الله علیه و آله): مردم بر اموال خود مسلط هستند.

مصادر اصلی: نهج الحق و كشف الصدق(علامه حلی)، ص 494 و 495 و 504 و 572 / عوالي اللئالي، ج‌1، ص 222 و 457 ، و ج2، ص138، و ج3، ص208

منابع دیگر: بحار الأنوار ، ج‌2، ص 272

ارجاع پرورشی: عقل عملى بر سلطۀ انسان نسبت به اموالى كه خود حيازت كرده و يا به تلاش و كار خود به دست آورده دلالت دارد و سيرۀ عقلا نيز همواره در زندگى اجتماعى و دادوستد و معاملاتشان در التزام به اين معنى گواه بوده و به حرمت تجاوز به اموال ديگران حكم مى‌نموده است و شرع مقدس اسلام نيز اين قاعده را تنفيذ نموده تا جايى كه يكى از مسلمات فقه فريقين گرديده و در ابواب مختلف بدان تمسك شده است.

مبانى فقهى حكومت اسلامى(منتظری)، ج‌2، ص 285

ارجاع پژوهشی: جهت مشاهده آیات و روایات در تایید این معنا ر،ک؛ پیوست شماره 8.

بحث را خارج می‌کنند [و تسلط مردم بر اموال خودشان را از بین می‌برند] و این برخلاف «الناس مسلطون علی اموالهم» است. چون مثلا وقتی یک میلیون تومان پول در حساب یک شخص باشد؛ چقدر ارزش دارد؟ و چه مقدار کالا می‌تواند خریداری کند؟ این متوقف بر سیاست‌های پولی و مالی است. یک روز ارزش آن بیشتر است، و یک روز کمتر! بنابراین «لکم رووس اموالکم لا تَظلِمون و لاتُظلَمون» نقض می‌شود.
3/1/1/1/3. مخالفت با آیه «لَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون»؛ نتیجه دیگر نقض "تسلط" مردم بر اموال خود

اگر کسی آمد و پول اعتباری را پذیرفت؛ اعتبار آن را دیگران می‌نویسند، و ممکن است سه نوع مشکل ایجاد کنند، و در اثر بروز این سه مشکل، «لَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون»(3)

واگر چنين نكرديد [و به رباخوارى اصرار ورزيديد] به جنگى بزرگ از سوى خدا و رسولش [بر ضد خود] يقين كنيد و اگر توبه كرديد، اصل سرمايه‌هاى شما براى خود شماست [و سودهاى گرفته شده را به مردم بازگردانيد] كه در اين صورت نه ستم مى‌كنيد و نه مورد ستم قرار مى‌گيريد.(ترجمه انصاریان)

قسمت دوم این آیه شریفه در جای‌جای مختلف فقه و همچنین در روایات اهلبیت(علیهم‌السلام) به عنوان یک قاعده مورد استناد قرار می‌گیرد؛ برای نمونه:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ دَيْنٌ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَيَأْتِيهِ غَرِيمُهُ فَيَقُولُ انْقُدْنِي كَذَا وَ كَذَا وَ أَضَعُ عَنْكَ بَقِيَّتَهُ أَوْ يَقُولُ انْقُدْنِي بَعْضَهُ وَ أَمُدُّ لَكَ فِي الْأَجَلِ فِيمَا بَقِيَ عَلَيْكَ قَالَ لَا أَرَى بِهِ بَأْساً إِنَّهُ لَمْ يَزْدَدْ عَلَى رَأْسِ مَالِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون.

أبان بن عثمان از محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كند: مردى بدهى مدّت دارى به ديگرى دارد، طلبكار مراجعه كرده گويد فلان مقدار از طلب مرا نقدا بپرداز و بقيّه را بتو مى‌بخشم، يا اينكه مقدارى از طلب مرا نقدا و بقيّه را مدّت طولانى‌تر بپردازد، آيا در اين دو صورت اشكالى هست؟ حضرت فرمود: من اشكالى نمى‌بينم بشرط آنكه به رأس المال (سرمايه) چيزى اضافه نكند زيرا خداوند مى‌فرمايد: «فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ». يعنى: براى شما اصل سرمايه اوّليه شماست نه شما به كسى ظلم مى‌كنيد و نه ظلم خواهيد شد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 259 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 207 / من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص 33

و

«الناس مُسلَّطون علی اموالهم» را نقض می‌کنند و چالش ایجاد


1) . ارجاع پرورشی: کاهش ارزش پول (Currency Depreciation): تنزّل ارزش پول یک کشور نسبت به یک یا چند پول دیگر است، یعنی کاهش نرخ مبادله و معمولا اشاره دارد به تنزّل نرخهای ارز شناور، حال آنکه منظور از تضعیف پولی (Devaluation) کاهش در نرخ ارز مقرر است.

2) . ارجاع پژوهشی: قَالَ النَّبِيَّ ص: النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِم.

3) . ارجاع پژوهشی: « فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» (سوره مبارکه بقره، آیه 279)

می‌کنند. پذیرش پول اعتباری یعنی پذیرش سلطه کسانی که حکومت بر سیاست‌های پولی و مالی دارند؛ و آنها مصون از خطا نیستند، مصون از نفسانیت‌ها و حرص نیستند. بنابراین اختلال در روابط انسانی به وجود می‌آید. ما در سرفصل قبل گفتیم که مال ابزار تنظیم سیزده نوع رابطه است. شورای اقتصاد و بانک مرکزی را حاکم می‌کنید بر یکی از ابزارهای اصلی تنظیم روابط انسانی. و او ارزش این را پایین و بالا می‌برد. لذا شما پدر یک خانواده را می‌بینید که تا قبل از این بحران‌های پولی کشور می‌توانست کرایه خانه خودش را بدهد؛ چون شما سیاست‌های پولی و مالی را اعمال کردید و ارزش پول او کاهش پیدا کرد؛ حالا او مجبور می‌شود که خانواده خود را یا به روستا ببرد (که البته این کار تصادفاً کار خوبی است و زندگی شهری زندگی خوبی نیست)، یا اینکه اساسا دیگر نتواند زندگی را ادامه بدهد و آمار طلاق افزایش پیدا کند. ببینید! وقتی شما پول اعتباری را می‌پذیرید، سلطه تصمیم‌گیران را می‌پذیرید. و اینطور نیست که آنها بتوانند درست محاسبه کنند.

2/1/1/3. حفظ "تسلط" مردم بر اموال خود و منتفی شدن خطای در محاسبه؛ لازمه پذیرش تعریف پول غیراعتباری

حالا این فرض را بگذارید در مقابل آن فرضی که پول خودش ارزش دارد؛ وقتی پول خودش ارزش دارد دیگر خطای در محاسبه معنا ندارد، شناخت معنا ندارد، محاسبه غلط میزان دارایی‌ها و میزان چاپ اسکناس معنا ندارد. هیچکدام از این سه فرض معنا ندارد. الان در بحث میزان پول یک کشور مثلا بانک مرکزی از جمع جبری و جمع‌های موجودِ ساده استفاده می‌کند. خیلی از فقهاء اشکال دارند و می‌گویند: جمع بین پول و شبه پول که نمی‌تواند میزان نقدینگی را معین کند و باید مثلا یک دقت‌های دیگری انجام داد. خطای در محاسبه [در صورت پذیرش پول اعتباری] خیلی مُحتمَل است، درست محاسبه نمی‌شود. ولی اگر شما پول دارای مالیت را بپذیرید؛ دیگر ارزش آن محاسبه نمی‌خواهد. یعنی واقعا ارزش دارد و چه حکومت "الف" چه حکومت "ب" باشد؛ طلا ارزش دارد، نقره ارزش دارد. بنابراین از چنبره سیاست‌های پولی و مالی نجات پیدا می‌کند. تعبیر صحیح این است که پول از سلطه سیاست‌های پولی و مالی خارج می‌شود و ابزار تنظیم روابط انسانی هم حفظ می‌شود. پس این یک بحث بنده بود که پذیرش پول اعتباری یعنی پذیرش سلطه سیاست‌های پولی و مالی و سیاستگذاران این حوزه.

2/1/3. بررسی استظهاری تعریف پول در اسلام:

1/2/1/3. غیراعتباری بودن پول در اسلام؛ مفاد آیه 103 سوره مبارکه توبه

یک بحث دیگری داریم که خیلی مهم است: آیه 103 سوره مبارکه توبه چه می‌فرماید؟ «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم» بنده در قسمت اول آیه حرف دارم و می‌خواهم در مورد آن صحبت کنم:

آیه 103 سوره توبه می‌فرماید: « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ » به پیامبر (صلی‌الله علیه وآله) دستور می‌دهد و امر می‌کند ( «خُذ» فعل امر است) و می‌گوید: « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ» برو بخشی از اموال مردم را بگیر. بعد پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) چه کاری انجام دادند؟ روایت عبدالله بن سنان که روایت بسیار مهمی است در فهم مساله پول. می‌فرماید که «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌لَمَّا أُنْزِلَتْ آيَةُ الزَّكَاةِ» این آیه، آیه زکات است. «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ أُنْزِلَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ» بدانید که این آیه در ماه رمضان هم نازل شده است. «فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله علیه و آله مُنَادِيَهُ» پیامبر به صداوسیما و مسئول اطلاع‌رسانی و اخبار خودش دستور داد: «فَنَادَى فِي النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الزَّكَاةَ» پیامبر فرمودند: صدقه در این آیه یعنی زکات. «كَمَا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَاةَ فَفَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ فَرَضَ الصَّدَقَةَ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ ...»(1)

حسن بن محبوب از عبد الله بن سنان روايت كرده است كه گفت: امام صادق (عليه السّلام) فرمود: آيه زكات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» در ماه رمضان بر او- يعنى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله جارچى خود را فرمود تا در جمع مردم جار زد كه خداى تبارك و تعالى زكات را بر شما فرض نموده است، همان طور كه نماز را بر شما فرض كرده است، پس خدا زكات را از طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند، و از گندم و جو و خرما و مويز بر شما فرض فرموده است. اين ندا را در ماه رمضان در جمع ايشان سر داد، و اشياء ديگر را از زكات معاف داشت. امام عليه السّلام فرمود: آنگاه متعرض چيزى از اموال ايشان نشد، تا سال نو فرا رسيد، و ايشان روزه گرفتند، و افطار كردند، پس منادى خود را فرمود تا در جمع مسلمين ندا داد كه: آيا اى مسلمانان، زكات اموالتان را بپردازيد، تا نمازتان قبول شود. و امام عليه السّلام فرمود: سپس تحصيلداران زكات و عمّال «طسوق» يعنى عمّال خراج- را اعزام فرمود. ( ترجمه غفارى، بلاغی، صدر)

مصادر اصلی: الكافي، ج‌3، ص 497 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 14

الی آخر الروایه که محل بحث من نیست. حضرت می‌فرماید: در این آیه مراد از اموال، طلا و نقره است، یا - به تعبیر فقهاء با کمک روایات دیگر- "نقدین" است.(2)

آقایانی که دنبال این هستند که بدانند نظر اسلام راجع به پول چیست و بحث می‌کنند که پول اعتبار عقلاء هست؛ از این جمله آیات عبور می‌کنند! این روایت صریحاً «اموالهم» را تطبیق می‌کند بر نقدین. یعنی شما پول را در اسلام باید دارای ارزش ذاتی بدانید و مال تلقّی کنید. چرا؟ چون پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) اطلاق کلمه «مال» کردند و در کنار شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و کشمش که سایر اقلام زکات هستند؛ ذَهَب (طلا) و نقره را هم جزو مال محسوب کردند. پس از مفاد این آیه می‌توان نفی پول اعتباری را اثبات کرد.

2/2/1/3. غیراعتباری بودن پول در اسلام؛ مفاد برخی از روایات
اشاره

خب؛ به کمک برخی از روایات دیگر که در اینجا وارد شده است این برداشت می‌شود که: مراد از ذَهب (طلا) و فضّه (نقره)، ذَهب و فضّه عادی هم نیست؛ بلکه ذَهب و فضّه مسکوک هستند که همان پول است.<a href="#ref-النُّقْرَةُ): القِطْعَةُ الْمُذَابَةُ مِن الفِضَّةِ وَ قَبْلَ الذَّوْبِ هِىَ تِبْر.

"نقره": قطعه ذوب شده از نقره (فضّه) را گویند، و قبل از ذوب شدن به آن "تِبر" گویند.

المصباح المنير(الفیّومی)، ج‌2، ص 621

[2] "النُّقْرَةُ: القطعة المذابة من الذهب و الفضة يعني السبيكة. و فِي حَدِيثِ الزَّكَاةِ" لَيْسَ فِي النَّقْرِ زَكَاةٌ" يريد به ما ليس بمضروب من الذهب و الفضة.

نُقره: قطعه‌ای ذوب شده از طلا و نقره یعنی سبیکه. و در حدیث زکات ذکر شده: "در نَقر زکاتی نیست" که مرادش آن طلا و نقره‌ای است که به صورت سکه نیست.

مجمع البحرين (طریحی)، ج‌3، ص 501](footnote3-page21" id="النُّقْرَةُ): القِطْعَةُ الْمُذَابَةُ مِن الفِضَّةِ وَ قَبْلَ الذَّوْبِ هِىَ تِبْر.

"نقره": قطعه ذوب شده از نقره (فضّه) را گویند، و قبل از ذوب شدن به آن "تِبر" گویند.

المصباح المنير(الفیّومی)، ج‌2، ص 621

[2] "النُّقْرَةُ: القطعة المذابة من الذهب و الفضة يعني السبيكة. و فِي حَدِيثِ الزَّكَاةِ" لَيْسَ فِي النَّقْرِ زَكَاةٌ" يريد به ما ليس بمضروب من الذهب و الفضة.

نُقره: قطعه‌ای ذوب شده از طلا و نقره یعنی سبیکه. و در حدیث زکات ذکر شده: "در نَقر زکاتی نیست" که مرادش آن طلا و نقره‌ای است که به صورت سکه نیست.

مجمع البحرين (طریحی)، ج‌3، ص 501](footnote3-page21" style="display:inline-block">(3)

"نقره": قطعه ذوب شده از نقره (فضّه) را گویند، و قبل از ذوب شدن به آن "تِبر" گویند.

المصباح المنير(الفیّومی)، ج‌2، ص 621

[2] "النُّقْرَةُ: القطعة المذابة من الذهب و الفضة يعني السبيكة. و فِي حَدِيثِ الزَّكَاةِ" لَيْسَ فِي النَّقْرِ زَكَاةٌ" يريد به ما ليس بمضروب من الذهب و الفضة.

نُقره: قطعه‌ای ذوب شده از طلا و نقره یعنی سبیکه. و در حدیث زکات ذکر شده: "در نَقر زکاتی نیست" که مرادش آن طلا و نقره‌ای است که به صورت سکه نیست.

مجمع البحرين (طریحی)، ج‌3، ص 501](footnote3-page21" style="color:#3b82f6;" id="ref-النُّقْرَةُ): القِطْعَةُ الْمُذَابَةُ مِن الفِضَّةِ وَ قَبْلَ الذَّوْبِ هِىَ تِبْر.

"نقره": قطعه ذوب شده از نقره (فضّه) را گویند، و قبل از ذوب شدن به آن "تِبر" گویند.

المصباح المنير(الفیّومی)، ج‌2، ص 621

[2] "النُّقْرَةُ: القطعة المذابة من الذهب و الفضة يعني السبيكة. و فِي حَدِيثِ الزَّكَاةِ" لَيْسَ فِي النَّقْرِ زَكَاةٌ" يريد به ما ليس بمضروب من الذهب و الفضة.

نُقره: قطعه‌ای ذوب شده از طلا و نقره یعنی سبیکه. و در حدیث زکات ذکر شده: "در نَقر زکاتی نیست" که مرادش آن طلا و نقره‌ای است که به صورت سکه نیست.

مجمع البحرين (طریحی)، ج‌3، ص 501](footnote3-page21"> 3) . ارجاع پژوهشی: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ قَالَ: لَيْسَ فِي التِّبْرِ [1] زَكَاةٌ؛ إِنَّمَا هِيَ عَلَى الدَّنَانِيرِ وَ الدَّرَاهِمِ.

امام (علیه السلام) فرمود: بر قطعه‌های طلا و نقره (بدون ضرب) زکاتی نیست؛ همانا زکات فقط بر درهم و دینار (طلا و نقره مسکوک) است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌3، ص 519 / الإستبصار، ج‌2، ص 7 / تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 7

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمَالِ الَّذِي لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ لَا يُقَلَّبُ. قَالَ: يَلْزَمُهُ الزَّكَاةُ فِي كُلِّ سَنَةٍ؛ إِلَّا أَنْ يُسْبَكَ.

علی بن یقطین می‌گوید: از امام کاظم (علیه السلام) سوال کردم در مورد مالی (درهم و دیناری) که به کار برده نشده و تبدیل به چیزی نشده است. امام فرمود: زکات در هر سال بر آن لازم است؛ مگر آنکه ذوب شود (از حالت سکه بودن خارج شود).

مصادر اصلی: الكافي، ج‌3، ص 518 / تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 7 / الإستبصار، ج‌2، ص 7

وَ رَوَى زُرَارَةُ وَ بُكَيْرٌ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَيْسَ فِي الْجَوْهَرِ وَ أَشْبَاهِهِ زَكَاةٌ وَ إِنْ كَثُرَ وَ لَيْسَ فِي نُقَرِ [2] الْفِضَّةِ زَكَاةٌ.

امام باقر (علیه السلام): در گوهر (جواهر) و اشباه آن زکاتی نیست اگرچه زیاد باشد، و همچنین در نقره‌ای(فضّه) که به صورت سکه در نیامده هم زکاتی نیست.

مصدر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 16

[1

ما البته در سال‌های گذشته که در مکاسب بحث


1) . ارجاع پژوهشی: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: لَمَّا أُنْزِلَتْ آيَةُ الزَّكَاةِ «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» وَ أُنْزِلَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الزَّكَاةَ كَمَا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَاةَ فَفَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ فَرَضَ الصَّدَقَةَ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ فَنَادَى فِيهِمْ بِذَلِكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ عَفَا لَهُمْ عَمَّا سِوَى ذَلِكَ قَالَ ثُمَّ لَمْ يَفْرِضْ لِشَيْ‌ءٍ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَتَّى حَالَ عَلَيْهِمُ الْحَوْلُ مِنْ قَابِلٍ فَصَامُوا وَ أَفْطَرُوا فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي الْمُسْلِمِينَ أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ زَكُّوا أَمْوَالَكُمْ تُقْبَلْ صَلَاتُكُمْ قَالَ ثُمَّ وَجَّهَ عُمَّالَ الصَّدَقَةِ وَ عُمَّالَ الطَّسُوقِ.

2) . ارجاع پرورشی: برای نمونه مراجعه کنید به عناوین ابواب جلد9 از کتاب شریف وسائل الشيعة: أَبْوَابُ زَكَاةِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّة: بَابُ اشْتِرَاطِ بُلُوغِ النِّصَابِ فِي وُجُوبِ زَكَاةِ النَّقْدَيْن (ص150)، بَابُ اشْتِرَاطِ كَوْنِ النِّصَابِ مِنَ النَّقْدَيْنِ ذَهَباً خَالِصاً أَوْ فِضَّةً خَالِصَة (ص153)، بَابُ اشْتِرَاطِ كَوْنِ النَّقْدَيْنِ مَنْقُوشَيْنِ بِسِكَّةِ الْمُعَامَلَة (ص154)، بَابُ وُجُوبِ زَكَاةِ النَّقْدَيْنِ مَعَ الشَّرَائِطِ فِي كُلِّ سَنَةٍ (ص166)، بَابُ اشْتِرَاطِ حَوْلِ الْحَوْلِ مِنْ حِينِ الْمِلْكِ فِي وُجُوبِ زَكَاةِ النَّقْدَيْن (ص169).

<a href="#النُّقْرَةُ): القِطْعَةُ الْمُذَابَةُ مِن الفِضَّةِ وَ قَبْلَ الذَّوْبِ هِىَ تِبْر.

کردیم، ادله دیگری را هم بیان کردیم و اثبات کردیم که پول در اسلام اعتبار نیست و مال است.(1)

این هم یکی از آیات است علاوه بر آن ادله‌ای که قبلا عرض کردیم. حضرت فرمود: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ» اموال شامل نقدین هم می‌شود. یعنی مصادیق مال را که بحث می‌کند طلا و نقره را هم بحث می‌کند.

پس این نکته دوم ناظر بر این است که شما به ادله اثبات پول غیراعتباری (پولی که مالیت و ارزش دارد) هم می‌توانید به مجموعه آیات و روایات مراجعه کنید. منتها مسیری را که من در بحث انتخاب کردم برعکس بود؛ یعنی می‌شود گاهی اوقات از موضوع‌شناسی وارد بحث شد مثل اینکه ما آمدیم نشان دادیم که پذیرش پول اعتباری به سلطه ختم می‌شود، سلطه هم در تعارض با «الناس مسلطون علی اموالهم» -که قاعده‌ای است در فقه- می‌باشد. پذیرش سلطه بر پول، معارض است با «لَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون». این یک فرض بحث است.

یک فرض دیگر هم این است که شما آیات و روایاتی را بگردید که تصریح کرده به اینکه پول باید حتما دارای مالیت باشد. آیه می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ» یعنی نقدین مالیت دارد.

1/2/2/1/3.فتوادادن به تعیین پول براساس بناء عقلاء از طرفی، و وجوب زکات بر نقدین (نه بر اسکناس) از طرفی دیگر؛ تعارض و ناهماهنگی فتوای فقهاء در مورد مساله پول در اسلام

البته علماء اهل تسنن فتوا داده‌اند که می‌شود زکات را از اسکناس هم گرفت. ولی من ندیده‌ام که یک فقیه فحلی در شیعه ملتزم به این بشود. یعنی یک تعارض و یک چالش فقهی است. اگر فقهاء می‌گویند که شریعت راجع به پول نظر نداده است و پول طبق بنای عقلاء تعیین می‌شود؛(2)

مبانى فقهى اقتصاد اسلامى (محمود عبداللهى)، ص 291

پس الان باید موضوع زکات را در مساله نقدین حمل بر اسکناس هم بکنند. ولی هیچکس ملتزم نمی‌شود و می‌گویند: در زکات حتما باید نقدین باشد. خب؛ فتواها با هم هماهنگی ندارد! این یک چالشی است که در درس خارج باید آن را پیگیری کرد. پس پیداست که خیلی بنای محکمی نیست و می‌شود آن را نقد کرد و اشکالات متعددی بر آن وارد کرد. پس این هم سرفصل دوم.

1) . ارجاع پرورشی: ر،ک جلسه ششم از دوره "فقه‌المکاسب". در سرفصل چهارم از سرفصل‌های پنجگانه فقه‌المکاسب به مبحث «قواعد و ابزار مبادله» به تعریف پول در اسلام پرداخته شده است. و در آن علاوه بر دلیل «لکم رووس اموالکم لا تَظلِمون و لاتُظلَمون» به دو دلیل دیگر 1- نصاب‌گذاری شریعت در امر دیات و زکات. 2- آثار دائمی و غیر عصری درهم و دینار؛ در اثبات پول مدنظر اسلام و روایاتی در این باره اشاره شده است.

2) . ارجاع پرورشی: ارزش و ماليت اسكناس از وجود فيزيكى و عينى آن سرچشمه نمى‌گيرد، زيرا به عنوان مثال: اسكناس هزار تومانى يك قطعه كاغذى است كه فقط حاوى چند تصوير مى‌باشد و اهميّتى ندارد. بلكه ارزش آن از اينجا سرچشمه مى‌گيرد كه تشكيلات پولى و حكومت و جامعه پذيرفته اند كه اسكناس در مبادلات، واسطه و معيار ارزش باشد.

خلاصه سرفصل دوم این شد که پذیرش پول اعتباری مساوق با سلطه بر مال دیگران است، و هرگاه سلطه بر مال ایجاد شد و کاهش ارزش اتفاق افتاد؛ ابزار دستیابی به سود ارتباطی را از دیگران می‌گیرید. و آنها دیگر مثل سابق نمی‌توانند از مال خود برای تنظیم روابط انسانی استفاده کنند.

3/1/3. وجود مصادیق مختلف از کاهش ارزش پول در کشورهای مختلف دنیا؛ دلیلی بر وجود اشکالات ذاتی در پول اعتباری

باز در اینجا اشکالی می‌کنند (که باز به نظر من ناشی از ندانستن و عدم اطلاع است) و می‌گویند: فقط در ایران کاهش ارزش پول ملی به وجود می‌آید. من یک سوال می‌کنم: منشأ جنگ ارزی بین چین و آمریکا (1)

آدرس مطلب: سایت خبری دنیای اقتصاد

https://b2n.ir/g51915

چه

بود؟ آیا منشأش غیر از این بود که آمریکا بر خلاف قاعده دلار چاپ می‌کرد؟ کشورها پذیرفته بودند؛ هم روسیه پذیرفته بود، خصوصا چین هم پذیرفته بود، همه کشورها پذیرفته بودند که بخشی از ذخائر ارزی خود را دلار قرار دهند. آمریکا از این مساله سوء استفاده کرد و دلارهای چاپ شده خودش را افزایش داد؛ بنابراین ذخائر ارزی کشورها را به چالش کشید. آنوقت بعد از آن بود که اینها رفتند به سمت جایگزین کردن طلا برای دلار و بخشی از آن را توانستند جایگزین کنند. و این جنگ ارزی آمریکا و چین در دهه‌های گذشته معروف است. و تازه بعد از اینکه آمریکا غیرقاعده‌مند دلار را با إعمال چند سیاست پولی و مالی از جمله چاپ اسکناسِ دلار تضعیف کرد، چین رفت به سمت اینکه بخشی از ذخائر خودش را [با طلا جایگزین کنند] و شروع کرد به خریدن طلا. چون دیدند که قیمت دلار به دست کشور آمریکاست و آن را جابجا می‌کند.

نه آقا! این ناشی از عدم اطلاع است؛ موارد مختلفی در تاریخ اقتصاد در همه کشورها سراغ داریم که ارزش پول اسکناس و پول اعتباری را جابجا می‌کنند. همین الان در مساله بیت‌کوین (Bitcoin)(2)

Bitcoin, digital currency created by an anonymous computer programmer or group of programmers known as Satoshi Nakamoto in 2009. Owners of Bitcoins can use various Web sites to trade them for physical currencies, such as U.S. dollars or euros, or can exchange them for goods and services from a number of vendors.

بیت کوین ، ارز دیجیتالی که توسط یک برنامه نویس رایانه ای ناشناس یا گروهی از برنامه نویسان معروف به Satoshi Nakamoto در سال 2009 ایجاد شده است. دارندگان بیت کوین می توانند از وب سایت های مختلف برای خرید و فروش آنها با ارزهای فیزیکی مانند دلار آمریکا یا یورو استفاده کنند یا می توانند آنها را با کالا و خدمات از تعدادی از فروشندگان.

آدرس مطلب: سایت رسمی دانشنامه بریتانیکا- https://b2n.ir/t75211

هم همین اتفاق افتاده است؛ این کسی که بعضی از رمزارزها را دارد مدیریت می‌کند یک مصاحبه‌ای انجام داده بود و گفته بود که: من دیگر با این رمزارزی که دارم، تبادل انجام نخواهم داد. بلافاصله بعد از این حرف، 15 درصد ارزش بیت‌کوین کاهش پیدا کرد.(3)

آدرس مطلب: خبرگزاری تسنیم -24اردیبهشت 1400

https://b2n.ir/z14159

خب؛ این اشخاص دارای شرکت‌هایزیادی هستند و وقتی هم مجموعه‌ای از شرکت‌های این شخص نپذیرفتند که با رمزارز دیجیتال مبادله انجام دهند، ارزش آن 15 درصد

1) . ارجاع پردازشی: دنیای اقتصاد- مقامات چینی به آمریکا هشدار دادند که روش جدید آمریکایی‌ها در مقابله با ارزش‌گذاری پایین پول ملی چین به روابط دو کشور لطمه خواهد زد. آمریکا سال‌ها است که چین را متهم می‌کند با بی‌ارزش‌سازی غیرواقعی پول ملی خود، قدرت رقابتی کالاهای صادراتی خود را در بازار جهانی به ویژه بازار غرب به شدت بالا برده است.

2) . ارجاع پردازشی:

3) . ارجاع پردازشی: قیمت بزرگترین ارز دیجیتال جهان یعنی بیت کوین با 15.29 درصد کاهش به 46800 دلار رسید. به گزارش خبرگزاری تسنیم، بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی CoinDesk تا ساعت 03:04 روز پنجشنبه به وقت مسکو، بیت کوین با 15.29 درصد کاهش به 46800 دلار رسید. بر اساس این گزارش، تا ساعت 03:15 به وقت مسکو، بیت کوین 47900 دلار بود. روز چهارشنبه، ایلان ماسک اعلام کرد که شرکت خودروسازی وی یعنی تسلا به دلیل ناپایدار بودن راه های بدست آوردن این ارز دیجیتال، بیت کوین را دیگر به عنوان ارز مورد قبول برای خرید محصول از این سازنده خودروهای برقی قبول نمی کند.

کاهش پیدا کرد. ولی اگر پول دارای مالیت باشد، هیچکدام از این تدابیر بر پول دارای مالیت کارگر نخواهد بود. داستان بورسِ کشور خودمان هم داستانی است در همین حوزه.

بنابراین باز انتقاد ما این است که اینطور نیست که مثلا اگر شما آمدید "سیاست‌های انقباضی" به کار بردید و "استقلال بانک مرکزی" را تامین کردید، جلوی "خلق پول" را گرفتید، "پایه پولی" را کنترل کردید؛ در نتیجه "تورم" (1)

فرهنگ علوم اقتصادی، ص 557

کنترل شود. [نه؛ اینطور نیست، بلکه] راه حل اساسی در این است که شما بیایید پول را مال و از یک چیز باارزش اعلام و انتخاب کنید. که حالا چالش‌های اجرایی آن را بعدا بحث خواهم کرد. این هم یک مساله.

4. سرفصل سوم: تاثیر سایر بخش‌های اقتصاد اسلامی بر کارکرد پول چگونه است؟

اشاره

سرفصل سوم تبیین جایگاه پول در ساختار اقتصاد اسلامی است. عرض کردیم که پول یک بحث سطح چهارم است و قبل از مساله پول چند مساله مهم باید بحث شود: اول "طبقه‌بندی مشاغل" باید بحث شود.

1/4. بررسی تاثیر "طبقه‌بندی مشاغل" بر کارکرد پول؛ سطح اول از بحث

اشاره

طبقه‌بندی مشاغل یعنی چه؟ یعنی شما باید بگویید که چه شغلی به چه دلیلی برتر است؟ چه شغلی به چه دلیلی پایین‌تر است؟ کسی که می‌خواهد اقتصاد یک کشور را بازسازی کند باید راجع به این بحث کند. مثلا اگر گفتید که ارزش افزوده برتر است؛ مشاغل صنعتی بر مشاغل کشاورزی غلبه پیدا می‌کند. الان در دنیای توسعه‌یافته می‌گویند مشاغل صنعتی مشاغل مهم هستند. به آنها می‌گوییم: چرا؟ می‌گویند: چون سودآوری در بخش صنعت بیشتر از بخش خدمات و کشاورزی و... است؛ چون معیار یک چیز دیگری است. اما یک وقتی شما می‌گویید: غذای سالم اصل است، تولید محلی و خانگی غذا اصل است و یک مبنای دیگری را قرار می‌دهید؛ برای دستیابی به یک چنین هدفی کشاورزی می‌شود شغل برتر. که البته الان نمی‌خواهم وارد این بحث بشوم، فقط می‌خواهم بگویم که چون ما معیار را از سود اقتصادی به سود ارتباطی تغییر دادیم، باز طبقه‌بندی مشاغلِ ما تغییر پیدا خواهد کرد. این شد طبقه‌بندی مشاغل. شما یک جدول بگویید و طبقه‌بندی مشاغل برتر را بحث کنید و دلائلش را هم برای مردم بگویید.

1/1/4. قرارگرفتن پول به عنوان ابزار تبادل بین مشاغل کلان؛ در صورت پذیرش مشاغل کلان و صنعتی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل

حالا این بحث چه اثری در پول دارد؟ ببینید؛ پول، [ابزار] تبادل بین مشاغل است؛ اگر الگوی مشاغل صنعتی را پذیرفتید، تبادل یک بافت پیدا می‌کند؛ تبادل کارخانه به کارخانه است، تبادل بین کارخانه‌های بزرگ در یک منطقه است. اما اگرگفتید: کشاورزی، باغداری، دامداری، خیاطی و ... (که مجموعه شغل‌های وابسته به اینها حدود هزار شغل می‌شود) اینها را اصل دانستید، در اینصورت پول ابزار مبادله بین این مشاغل می‌شود. بافت این مشاغل خُرد است.

دقت می‌کنید؟ اگر شما گفتید مشاغل، صنعتی هستند؛ یک نوع تبادل شکل می‌گیرد. من مثال بزنم تا مساله واضح‌تر بشود. مثلا یک تاجر یا اَبَرتاجری می‌آید نزد یک صاحب کارخانه‌ای و می‌گوید من کل کالای تولیدی تو (مثلا آب معدنی) در یک سال را


1) . ارجاع پرورشی: تورم (Inflation): تورم فراگرد افزایش پیوسته و همه جانبه قیمتهای پولی کالاها و خدمات است و یا به معنایی برابر کاهش پیوسته و همه جانبه ارزش پول می‌باشد.

خریداری می‌کنم؛ منتها به یک شرط. به شرط اینکه من قیمت بازار را تعیین کنم. (1)(این مساله اتفاق می‌افتد و در بحث‌های دامپینگ (Dumping) مطرح است) غرضش چیست؟ غرضش این است که می‌خواهد انحصار ایجاد کند. مثلا کل آب معدنی‌های تولیدی را یکجا خریداری می‌کند، تولیدکننده هم خوشحال می‌شود که یکجا تولیداتش به فروش برود. این آقایی هم که خریدار است می‌آید و می‌گوید: هر بطری از آب معدنی به قیمت 2هزار تومان. در حالیکه مثلا فرض کنید 3هزار تومان است؛ برای اینکه بقیه را ورشکست کند! وقتی مشاغل کلان می‌شوند دو نفر (واقعا دو نفر!) می‌توانند برای بازار تصمیم بگیرند!

2/1/4. قرارگرفتن پول به عنوان ابزار تبادل بین مشاغل خُرد؛ در صورت پذیرش مشاغل محلی و خانگی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل

اما اگر شما آمدید گفتید که همه مردم وارد کشاورزی، دامداری، خیاطی و مشاغل مرتبط با آنها بشوند مثلا فرض کنید برای تامین مساله کشاورزی مساله بذر هم هست، بحث آفت‌کشی هم هست (البته آفت‌کشی به سبکی که ما می‌گوییم، نه به شکل بیولوژیک یا به شکل مواد شیمیایی. هر دوی اینها را ما قبول نداریم. بلکه آفت‌کشی طبیعی)؛ یعنی مشاغل خُرد درست می‌کند. وقتی مشاغل خُرد درست کرد؛ پول ابزار تبادل بین این مشاغل خُرد است. اما ما به چه شکل بحث می‌کنیم؟ هیچکس راجع به بافت مشاغل بحث نمی‌کند؛ لذا بافت مشاغل را استراتژی‌های صنعتی می‌نویسند. الان همین برادر خوب و فاضلمان که در انتخابات بحث می‌کردند، می‌گفتند: چندهزار بنگاه تولیدی احیاء شده است که مثلا یکی از آنها بنگاه نیشکر هفت تپه است و... . تمام اینها بنگاه‌های بزرگ هستند. وقتی بنگاه‌های بزرگ [در بافت مشاغل اصل واقع] می‌شوند؛ باز تبادل و مسائل اقتصادی به دست چند نفر می‌افتد. برخلاف فرضی که – به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای - برویم به سمت اینکه مشاغل خُرد و مشاغل خانگی و بنگاه‌های کوچک را راه بیندازیم. در اینصورت هزار نفر تولید می‌کنند. وقتی هزار نفر تولید می‌کنند دیگر خیلی سخت است که بتوانی بازار را کنترل کنی. وقتی یک نفر تولید می‌کند، یک نفر هم می‌آید همه تولید وی را می‌خرد و تسلط بر بازار پیدا می‌کند.

3/1/4. پذیرش مشاغل محلی و خانگی به عنوان اصل در طبقه‌بندی مشاغل؛ پیش‌نیاز طراحی پول غیراعتباری (پول‌طلا) در ابزار مبادله

پس این فرض اول است. خیلی مهم است که شما بگویید پول‌طلا در چه زمینی عمل می‌کند. عرض اول بنده این است که اصلاً پول‌طلا در زمین مشاغل مردمی، بنگاه‌های خرد و بنگاه‌های کوچک طراحی شده است. شارع مقدس چون قبل از بحث از پول، بحث از طبقه‌بندی مشاغل را مطرح کرده است؛ پول در زمین طبقه‌بندی مشاغل عمل می‌کند. طبقه‌بندی مشاغل در اسلام به یک شکلی است که می‌رود به سمت ایجاد بنگاه‌های خرد و کوچک. تعبیر فنی‌ای آیت‌الله خامنه‌ای در این ایام داشتند. می‌فرمودند: «من که تاکید می‌کنم روی بنگاه‌های کوچک یعنی ده‌ها میلیون آدم درگیر تولید بشوند.» در حالیکه وقتی شما می‌روید به سمتاَبَربنگاه‌ها و آنها را راه می‌اندازید، یک عده معدودی درگیر تولید می‌شوند. حتی با این ایده جزائر اُتوماسیون و ایده‌هایی که می‌خواهند رُبات و هوش مصنوعی را جایگزین کنند به دنبال این هستند که اصلا آدم‌ها را از فرایند تولید حذف کنند، یا نقش آدم‌ها را کمرنگ کنند. خیلی مهم است که درک شما از ایجاد شغل و طبقه‌بندی مشاغل در جامعه چیست؟ پس پول‌طلا و پولِ دارای مالیت، تبادل در بخش کشاورزی‌ای که مردمی است می‌باشد. تبادل در بخش دامداری است، تبادل در بخش باغداری و میوه و سبزیجات و ... است، تبادل در بخش خیاطی و لباس و... است. حدود هزار شغل است. و این کم نیست! من آمار مشاغل را که نگاه می‌کردم [دیدم که] ما الان با الگوی مشاغل فعلی و با نگاه صنعتی که وجود دارد حدود 4-5 هزار شغل داریم. ولی با الگوی بنگاه‌های کوچک و مشاغل خرد حدود هزار شغل اصلی پیدا می‌کنیم. آنوقت این هزار شغل نیاز به تبادل دارند؛ و دیگر تبادل در


1) . دامپینگ در بازارهای بین المللی به بازار شکنی و یا قیمت شکنی نیز معروف است. به طور کلی واژه ی دامپینگ به معنای فروش و یا صادرات یک کالا به کشورهای دیگر با قیمتی پایینتر از قیمت تمام شده میباشد.

اینصورت خیلی سخت نیست. در حالیکه شما وقتی می‌آیید بحث پول‌طلا را مطرح می‌کنید؛ ذهنیت مخاطب شما تجارت فلان اَبَرشرکت صنعتی است با فلان اَبَرشرکت صنعتی. همه کاندیداها و نامزدهای محترم ریاست جمهوری بر فرض این نوع تبادل داشتند در ایام انتخابات بحث می‌کردند. فقط یک کسی می‌گفت "تراز تجاری اروپا" باشد، دیگری می‌گفت "تراز تجاری کشورهای همسایه" ما باشد. در حالیکه حرف اصلی اقتصادی ما این است که شما باید یک طبقه‌بندی مشاغل دیگری را ارائه کنید. آینده ایران نه اینکه صنعت ندارد؛ بلکه بخش اصلی مشاغل آن مشاغل صنعتی نیستند. بخش اصلی مشاغلش در همین پنج شغلی است که عرض کردم. خب؛ فایده این نوع طبقه‌بندی چیست؟ فایده‌اش سلامتی غذایی است، فایده‌اش این است که در فرایند تولید همه دارند سود می‌برند، یعنی دیگر نظام برده‌داری به اسم تولید راه نمی‌افتد! این یک بحث.

4/1/4. بررسی تاثیر "الگوی تولید" بر کارکرد پول؛ سطح دوم از بحث

4/1/2/1. الگوی تولید متمرکز و صنعتی یا غیرمتمرکز و محلی؛ تاثیرگذار بر نوع ابزار مبادله (پول اعتباری یا غیراعتباری)

سطح دوم بحث بحث الگوی تولید است. که البته در لابلای بحث طبقه‌بندی مشاغل اشاره‌ای به آن کردم و قدری واضح شد که ما حتما الگوی تولیدمان الگوی تولید متمرکز نخواهد بود. در طبقه‌بندی مشاغل حرف من این بود که مشاغل صنعتی، به عنوان مشاغل اصلی قرارنمی‌گیرند. خب؛ می‌دانید که این صنعت است که میل به تمرکز دارد. وقتی شما مشاغل را یک چیز دیگری تعریف می‌کنید، الگوی تولید هم خرد می‌شود. مثلا می‌گویند یک ماشین حدود هزار قطعه است؛ لذا شما مجبور هستید که مدیریت متمرکز داشته باشید تا صدها تولیدکننده قطعه را مدیریت کنید تا یک ماشین تولید شود. اما در حوزه کشاورزی و دامداری که به این شکل نیست؛ یعنی لازم نیست به سمت تمرکز روی بیاورید. چون فرایند تولید فرایند پیچیده‌ای نیست و ساده‌تر است. مثلا حدود هزار شغل ایجاد می‌کنید، ولی الان حدود چهار هزار شغل ایجاد می‌کنید. پس میل به عدم تمرکز پیدا می‌شود. پس این هم نکته دوم است. ما داریم جایگاه پول را در ساختار اقتصاد اسلامی بحث می‌کنیم: می‌گویم پول‌طلا و پول دارای مال در فرض الگوهای کوچک عمل می‌کند و بهترین عملکردش آنجاست، تبادلات در آنجا خرد است، و در فرض بنگاه‌های صنعتی و تولید متمرکز نیست. این هم یک سرفصل.

4/1/3بررسی تاثیر "الگوی بازار و تجارت" بر کارکرد پول؛ سطح سوم از بحث

اشاره

سطح سوم بحث مساله بازار است. درک شما از بازار چیست؟ آیا درک شما از بازار، مگامال (Megamall) است؟ من در یک گزارشی می‌خواندم که سرمایه‌گذاران برخی از مگامال‌های درون ایران، اصلا درون ایران نیستند، و اصلا ایرانی نیستند! و آنشخص می‌آید در یک منطقه‌ای از ایران یک مال بزرگ را طراحی می‌کند و بستگی به آن مال (Mall)(1)

یک چیزی مثلا حدود 100 هزار، 400 هزار، 500 هزار نفر از او خرید می‌کنند؛ و تمام این کسانی که این کالاها را می‌فروشند کارمند به حساب می‌آیند و فروشنده هستند، انبار را تامین می‌کنند. مثلا شما فرض کنید حدود 50 نفر فروشنده در آنجا مشغول کار هستند و فرض کنید حقوق خوبی هم می‌گیرند. 10 الی 15 درصد از آن مال به عُمّال مال می‌رسد و اصل آن به صاحب سرمایه که در خارج کشور است می‌رسد.

1/3/4. الگوی بازار متمرکز و یا غیرمتمرکز؛ تاثیرگذار بر نوع ابزار مبادله (پول اعتباری یا غیراعتباری)

سوال ما این است که: آیا بازار در ذهن شما متمرکز است؟ یا نه شما فرض خرد بودن را هم برای بازار تصور می‌کنید؟ کدام مطلوب شماست؟ باز این دو نوع تصور از بازار، دو نوع مبادله ایجاد می‌کند؛ یک وقت بازاری‌هایی را تصور و ایجاد می‌کنید که 500 هزار خریدار دارند که اینها به یک نحو باید جنس تهیه کنند و حجم انتقال پول آنها خیلی بالاست؛ چون مثلا فروشگاه زنجیره‌ای و مال (Mall)


1) . مرکز خرید.

دارد، در یک هفته 500 هزار نفر از اینها خرید می‌کنند. اما یک وقتی فروشنده خرد است و کلا 100 نفر از او خرید می‌کنند؛ پس حجم انتقال اعتبار و داده‌های او کوچک می‌شود. پس اگر بازار متمرکز داشته باشیم، باز با انتقال داده‌های بزرگ روبرو هستیم. اما اگر بازار کوچک را فرض کنیم، باز انتقال داده‌ها کوچک می‌شود.

ببینید! من دارم به اجرایی کردن پول‌طلا نزدیک می‌شوم. چون همه اشکال در این است که تولید بزرگ و انتقال اعتبارهای بزرگ منجر می‌شود به انتقال حجم‌های زیادی از طلا و نقره و این کار اصلا امکان ندارد. اشکالی که به مساله پول غیراعتباری وارد می‌کنند همین است؛ چون فرض ذهنشان تبادلات بزرگ در بخش بازار است مثلا خریدهای هزار میلیاردی. خب؛ شما وقتی می‌خواهید هزار میلیارد طلا را منتقل کنید (اگر هم آن مقدار طلا وجود داشته باشد) خیلی سخت است. چون پشتوانه پول اعتباری‌ای را که فرض می‌کنند فقط طلا نیست، بلکه خود فیزیک کارخانه هم پشتوانه آن است، سایر ابعاد مالی، تولید ناخالص ملی هم پشتوانه آن پول است؛ لذا فرض هزار میلیارد را با اعتبار هم منتقل می‌کنند. اما یک وقت می‌گویید بازار در تصور من خرد است. صد نفر هستند و نفری صد میلیون کالا تهیه می‌کنند؛ بنابراین انتقال‌ها خرد است. الان صد میلیون چند سکه می‌شود؟ ده سکه می‌شود. من می‌خواهم بحث را به ذهن نزدیک کنم تا شما از فضای مدرن کمی بیرون بیایید: [برای صد میلیون تومان] یک همیان (کیسه) کفایت می‌کند (خنده)! شما با یک همیان می‌روید [و کار خود را انجام می‌دهید]. شما اگر در یک هفته صد میلیون خرید داشته باشید، با صد سکه و یک همیان که آن را مخفی هم می‌کنید کار انجام می‌شود و خیلی هم سخت نیست.

این قضیه را هم بد نیست که تعریف کنم: بنده در آن موقعی که درس "قرض" را می‌خواندیم بحث بانک در سر درس مطرح شد، بنده برای استادم از روی کتاب یکی از فقهاء می‌خواندم که در آن نوشته بود: «از آن وقتی که بانک به وجود آمده، دزدی از پول مردم کمتر شده است! چون پول در یک جای امنی است.» حالا بنده نمی‌دانم که آن استاد نظرش در این رابطه چیست ولی الان ماداریم می‌بینیم که در بانک‌ها فیزیک پول را نمی‌دزدند، ولی ارزش پول را می‌دزدند! چون وقتی شما پول خود را به بانک‌ها می‌سپرید، قطعا ارزش پول شما دزدیده می‌شود! و اگر شما همیان داشته باشید و پولتان همراه خودتان باشد، واقعا ارزش پول شما باقی است. چون طلا که خودش ارزش دارد و شما از تدابیر مخفی کردن و برخی کارهای دیگر هم استفاده می‌کنید و بالاخره کاری می‌کنید که پول شما دزدیده نشود. ولی اگر آن را در بانک بگذارید، قطعا دزدیده خواهد شد. فیزیک پول وجود دارد؛ مثلا اگر شما به عابر بانک رجوع کنید همان مثلا 100 هزار تومان را به شما می‌دهد، ولی به اندازه 10 هزار تومان ارزش دارد. پس این هم یک نکته است که چون مبادلات خرد است دیگر شما دغدغه انتقال ندارید. آنجا قضیه خطرناک می‌شود که شما بخواهید مبادلات درشت داشته باشید. اصلا مبادلات درشت در فرض بازارهای خرد، حداقلی است. نمی‌گویم که اصلا نیست، بلکه ما تا مدتها مبادلات درشت هم خواهیم داشت، ولی عموم مردم مبادلات درشت نخواهند داشت. همین الان در منطقه زنبیل آباد و انسجام و برخی دیگر از مناطق قم در حال ساخت مال‌ها هستند که بنده گاهی اوقات با آنها صحبت می‌کنم و بررسی‌های آنها را می‌بینم؛ گاهی اوقات کالایی را که اینها می‌خواهند تهیه کنند روزانه 100 میلیون تومان مبادله دارند. یعنی در یک محاسبه عدد خیلی بالایی می‌شود؛ که در اینصورت از پول‌طلا نمی‌شود استفاده کرد.

اما اگر فرض بازار را آنطوری که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند که همه مردم تجارت کنند. (می‌دانید که قاعده در اسلام این است که تجارت عمومی شود) و اگر تجارت عمومی شود، تبادل بین تجارات عددهای بزرگ نیست که شما نگران [انتقال وجه آن] شوید. این هم یک بحث.

4/1/4. بررسی تاثیر "قواعد مبادله و عقود" بر کارکرد پول؛ سطح چهارم از بحث

بحث چهارم قواعد مبادله است. یکی از مباحث قواعد مبادله، بحث "عقود" است. مثلا شما می‌گویید که مبادله در قالب "مضاربه" است، یا در قالب "شرکت"، یا در قالب "مزارعه"، یا در قالب "مساقات" و... . باز این نوع عقود یک نوع انضباط ایجاد می‌کند در مبادله و بر پول تاثیر می‌گذارد. مثلا فرض بفرمایید که شما وقتی می‌روید برای انجام مزارعه؛ قرارداد با پول متفاوت می‌شود با تبادل در قالب مضاربه. دو نوع مبادله است. گاهی وقت‌ها یک طرف پول می‌دهد و طرف دیگر کار می‌کند. پس این مساله هم مهم است. من می‌خواهم قبل از اینکه به مساله پول برسم بگویم که ما این همه بحث حاکم بر پول داریم که همه اینها بر وضع پول تاثیر می‌گذارد. و آنوقت که شما عقود مبادله را بحث کردید در انتهاء می‌رسید به این بحث که بله من الان می‌خواهم در فضای طبقه‌بندی مشاغلِ خودم، در فضای تولید غیرمتمرکز، در فضای بازار خرد و عمومی، در فضای عقود یک مبادله‌ای داشته باشم. اینها حاکم می‌شوند و هر کدام یک تاثیری دارند.

حالا واضح شد که چرا من می‌گویم تحلیل پول یک تحلیل سطح چهارم اقتصاد است؟ چون سه سطح دیگر قرار است برای این پول تعیین تکلیف کنند. الان وقتی ما در مجلس شورای اسلامی و جاهای دیگر می‌خواهیم از پول‌طلا دفاع کنیم؛ به ما اشکال می‌کنند. هر اشکالی را که بررسی کنید می‌بینید که در یکی از این فضاهاست؛ یعنی چون تولید را متمرکز فرض کرده است، نمی‌تواند تبادل مالی با پول‌طلا را بپذیرد و این مساله به عنوان مانع در ذهن اوست. یا بازار را به نحو مگامال و بازارهای بزرگ فرض کرده، یا اصل در طبقه‌بندی مشاغلش صنعت است، و شغل‌های مطلوب در فقهنیست. بنابراین در ذهنش مشکل ایجاد می‌شود. پس من در این بحث اجمالی می‌خواهم بگویم که این بحث به اینصورت تکمیل می‌شود.

5/4. بررسی تاثیر "تجارت بین‌الملل" بر کارکرد پول؛ سطح پنجم از بحث

اشاره

نکته دیگر بحث تجارت بین‌الملل است که از نوع تحلیل سطح پنجم اقتصاد است.

1/5/4. عدم تقویت کفار؛ شرط اصلی در تجارت بین‌الملل

اشاره

شما در تجارت بین‌الملل یک قید اصلی دارید که این تجارت باید به شرط "عدم تقویت کفار" باشد. و اگر این قید را در تجارت بین‌الملل قرار دهید، هدف شما در تجارت با غیرمتعهدها و مستضعفین عوض می‌شود و به آن سمت می‌روید. و این شرط در تجارت بین‌الملل دوباره کمک می‌کند به این که نوع مبادلات تغییر پیدا کند. اما الان شما در فضای اقتصادی به نحو مطلق فقط می‌گویید: «صادرات، واردات». و می گویید: گپِ (Gap) صادرات و واردات باید جبران شود. من نمی‌بینم که در مباحث اقتصادی بگویند: «صادرات به کجا؟ آیا منجر به تقویت کفر می‌شود؟ واردات از کجا؟ آیا منجر به تقویت کفر می‌شود؟» اصلا این بحث فراموش شده است. این یک نکته در تجارت بین‌الملل. (1)

2/5/4. کنارگذاردن تولید صنعتی غذا بخاطر اشکالات شش‌گانه آن؛ راهکاری برای کاهش 60درصدی تبادلات در تجارت بین‌الملل

نکته دوم: در فرض طبقه‌بندی مشاغلِ ما تولید صنعتی غذا را ما به شش دلیل غلط می‌دانیم و الان 60 درصد تبادلات تجاری دنیا غذاست. بنابراین 60 درصد تبادلات تجاری دنیا کاهش پیدا می کند. بنابراین تجارت بین‌الملل آنقدری که در ذهن نئوکینزی‌ها (2)

New Keynesian economics: The school of thought according to which economic fluctuations can be explained only by admitting a role for some microeconomic imperfection, such as sticky wages or prices.

اقتصاد نئوکینزی: مکتب فکری اقتصادی است که براساس آن ، نوسانات اقتصادی فقط با پذیرش نقش برای برخی از عیوب اقتصاد خُرد مانند دستمزدها یا قیمت های چسبنده قابل توضیح است.

کتاب اقتصاد کلان (منکیو)، ویرایش هفتم، ص581

تفاوت کینزی‌های جدید (نئوکینزی‌ها) با مکتب کینز:

1- ترکیب انتظارات عقلایی با چسبندگی قیمت‌ها و دستمزدها؛ 2- توجه به رقابت ناقص با تمرکز بر قیمت؛ 3- تئوری‌های شکست بازار؛ 4- توجیه خرد برخی مسائل کلان؛ 5- توجیهات اقتصادی براساس عرضه و تقاضا؛ 6- چسبندگی اسمی و واقعی؛ [1]، [2]

[1] گرجی، ابراهیم و مدنی، شیما؛ کینزی‌های جدید تا چه اندازه جدیدند؟، مجله دانش و توسعه، 1385، شماره 18، ص 92-93

]2]شاکری، عباس؛ اقتصاد کلان نظریه‌ها و سیاست‌ها، تهران، پارس‌نویسا، 1387، چاپ اول، ص515

و نهادگرایی‌ها(3)

1- اقتصاد باید به عنوان یک سازمان یا مجموعه کامل و واحد تشکیلات که تمامی اجزاء آن با یکدیگر ارتباط دارند، مورد بررسی قرار گیرد. در این مورد، مطالعه یک دوره کامل از یک سازمان را نمی توان صرفا با بررسی اجزاء آن به صورت قسمت های مجزا و منفصل از یکدیگر مورد بررسی قرار داد. به همین ترتیب، فعالیت اقتصادی جامعه مجموع تمصمیات فردی برای به دست آورن حداکثر منافع پولی نیست بلکه فراتر ازآن رفته است و ناشی از فعالیت های جمعی می شود که برزگ تر از مجموع اجزاء منفصل از یکدیگر می باشد.

2- مکتب نهادی نقش مؤسسات و نهاد ها را در زندگی اقتصادی مورد تأکید قرار میدهد. نهاد تنها یک مؤسسه برای انجام هدف خاصی نظیر تعلیم، هماهنگی، خدمات اقتصادی، اتحادیه و یا بانکی نیست، بلکه الگویی متشکل از رفتار جمعی یا گروهی است که به عنوان جزء بخش اساس یک فرهنگ پذیرفته میشود ...

3- ... مکتب نهادی نظریه کلاسیک ها

و نئو کلاسیک ها را، مبنی بر وجود تعادل ساکن و عادی در جامعه اقتصادی، مردود دانسته و به جای آن بر اصل سلسله علل یا تغییرات تراکمی که در جریان حصول به هدف های اجتماعی و اقتصادی ممکن است منجر به نتایج مثبت و یا منفی گردد، تکیه می کند. به عبارت دیگر تعدیل کمتر و یا بیشتر از مقدار لازم برای حصول به تعادل در زندگی اقتصادی انحراف از تعادل عادی به شمار نمی آید، بلکه این نوع انحرافات خود عادی می باشند.

4-... مکتب نهادی معتقد به وجود تضاد منافع است و انسان را موجودی اجتماعی و تعاونی می داند که برای حفظ منافع متقابل و مشترک خود با دیگران اقدام به تشکیلات گروهی می کند. ...

5- مکتب نهادی از برنامه اصلاحات اجتماعی به منظور توزیع عادلانه تر ثروت و درآمد حمایت می کند ... این مکتب اقتصاد آزاد سرمایه داری را محکوم می کند و به نقش بسیار مهم دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم اعتقاد دارد.

6- از تقطه نظر روش شناسی، مکتب نهادی روش استقراء را بر قیاس ترجیح داده و بر این عقیده است که برای درک بهتر عملکرد نظام اقتصادی باید مطالعات دقیق تری از طرز کار آن به عمل آورد.

تاریخ عقاید اقتصادی(فریدون تفضلی)، ص 340 الی 342

بزرگ است، در مباحث مترقی "فقه‌المکاسب" بزرگ نیست.

1) . ارجاع پژوهشی و پرورشی: جهت مشاهده روایات و فتوای برخی از فقهاء بزرگوار شیعه در این باره ر،ک پیوست شماره 9.

2) . ارجاع پرورشی:

3) . [3]ارجاع پرورشی: مکتب نهادگرایی: مبانی فکری مکتب نهادی به آن صورت که اقتصادانان این مکتب ارائه کرده اند بر شش اصل مهم و اساسی به شرح زیر متکی می باشد:

1/2/5/4. تولید غذای ناسالم و تراریخته؛ اولین اشکال تولید صنعتی غذا

چون بخش غذا را از تبادلات حذف می‌کنیم؛ به شش دلیل: 1. به دلیل تولید سالم. ما الان نمی‌توانیم به غذا اعتماد کنیم. مثلا وقتی ما ذرت، گندم، سویا و بخش عمده غذاهایی که وارد می‌کنیم؛ همه تراریخته هستند! این حجم از تولید را باید داخل کشور توزیع کنیم تا کشاورزان ما آن را کشت کنند. تازه در بخش‌هایی مثل روغن و... نظر قطعی و تجربه‌شده و قابل اثبات این است که روغن حوانی بهتر از روغن‌های گیاهی هستند. البته به استثناء روغن زیتون و یک یا دو روغن دیگر. بنابراین ما نیاز نداریم که اینقدر کلزا و سویا به غرض روغن بکاریم. ما برای تولید روغن که کالای مهمی است باید برویم به سمت اینکه پرورش گاو آن هم به شکل سامانه‌های محلی و خانگی را تقویت کنیم، یا مزارع زیتون را به نحو خرد گسترش بدهیم. لذا اینهایی که دارند با ما بحث می‌کنند در چنبره اقتصاد موجود با ما بحث می‌کنند. ما باید کمک کنیم که اینها از این بحث‌ها خارج شوند.

2/2/5/4. استفاده از موادنگهدارنده؛ دومین اشکال تولید صنعتی غذا

یکی دیگر از دلائلی که ما مساله غذا را از تولید صنعتی خارج کرده‌ایم مساله مواد نگهدارنده است. [در فرض صنعتی] غذا باید پخته شود و بعدا عرضه شود. وقتی شما غذا را می‌پزید ماندگاری اش پایین می آید؛ بنابراین حتما باید از مواد نگهدارنده استفاده کنید. و این کار عدم سلامت را بر ما تحمیل می‌کند.

3/2/5/4. تولید زباله و انهدام محیط زیست؛ سومین اشکال تولید صنعتی غذا

یکی دیگر از دلائلی که ما با غذای صنعتی موافق نیستیم مساله بسته‌بندی صنعتی غذاست. وقتی شما غذا را بسته‌بندی صنعتی می‌کنید، چالش برای محیط زیست ایجاد می‌کنید. الان دیگر مرسوم است که کسی که یک لیتر آب مصرف می‌کند، یک بطری

پلاستیکی زباله تولید می‌کند! اگر همان فرد یک بسته بیسکویت مصرف کند، باز یک مقداری پلاستیک تولید می‌کند. اگر آن فرد برود جلوتر و در آن روز یک کنسرو هم مصرف کند، باز یک بخشی زباله تولید می‌کند. حالا این را به عدد ضرب کنید؛ مثلا این شخصی که روزی 3 زباله تولید می‌کند را ضربدر 80 میلیون نفر کنید یا ضربدر 7 میلیارد جمعیت کنید؛ نتیجه‌اش این می‌شود که الان فرایند تولید زباله در همه بخش‌ها دارد ارتقاء پیدا می کند و فرایند بازیافت [از فرایند تولید زباله] عقب مانده است. و تفکیک از مبدا دیگر جواب نمی‌دهد؛ چرا؟ چون تولید زباله بیشتر از فرایند بازیافت است. لذا ما معتقدیم که باید بسته‌بندی صنعتی را از فضای غذا حذف کرد تا تولید زباله و انهدام محیط زیست متوقف شود. پس دلیل محیط زیستی هم دارد که ما تولید صنعتیغذا را نمی‌پذیریم. غذا یک کالایی است که همه هر روز مصرف می‌کنند و اگر شما تولید صنعتی غذا را بپذیرید باید هر روز تولید زباله کلان را بپذیرید. خب؛ آن جزایر پلاستیک و زباله که در اقیانوس‌ها تشکیل شده است نتیجه همین ایده است.

5/2/5/4. حذف پزنده باکیفیت غذا در فرایند تولید؛ پنجمین اشکال تولید صنعتی غذا

دلائل دیگری هم مثل پزنده غذا وجود دارد. اگر پزنده غذا خرد باشد؛ مادر شما باشد، برادر شما باشد. مثلا وقتی شما یک جایی مهمان هستید فامیل شما برای شما غذا درست می‌کند و خیلی مواظب است که غذا با کیفیت باشد. بنابراین اگر پزنده غذا خرد باشد، غذا باکیفیت می‌شود. اما اگر یک کسی مغازه ساندویچی دارد در کنار مثلا حرم حضرت معصومه (سلام‌الله علیها)؛ روزانه مثلا دو هزار ساندویچ باید بفروشد. در اینصورت غذا چه کیفیتی خواهد داشت؟ مثلا آن روغنی که غذا را در آن طبخ می‌کند [چه کیفیتی خواهد داشت؟!] آنوقت این مشکلات با نظارت‌های بهداشت که حل نمی‌شود! شما اگر تولید غذا را متمرکز کنید، حتما کیفیت غذا پایین خواهد آمد. نظارت هم یک شعار است! بله؛ جلوی موارد فاحش آن را می‌گیرید ولی در خیلی از موارد غذا بی‌کیفیت طبخ خواهد شد. پس به دلیل اینکه پزنده غذا برای ما مهم است که چه کسی باشد؟ مادرما باشد؟ فامیل ما باشد؟ باز با تولید غذای صنعتی مخالف هستیم. عرض کردم که شش دلیل است.

4/2/5/4. بالارفتن مصرف انرژی؛ چهارمین اشکال تولید صنعتی غذا

یکی دیگر از دلائلی که ما معتقدیم تولید غذا نباید به نحو صنعتی اتفاق بیفتد و نیاز به سامانه محلی و خانگی دارد، مصرف انرژی است. خصوصا اگر منبع تولید انرژی کربن باشد؛ چون کمک شدیدی می‌کند به تولید گازهای گلخانه‌ای و تغییرات اقلیمی (که من در نظریه تاویب این مساله را بحث می‌کنم). خب؛ انرژی چرا افزایش مصرف پیدا کرده است که بعد شما بروید تولید انرژی کنید؟ بخاطر یخچال‌ها، بخاطر نگهداری غذا، همه یخچال‌هایی که در جاده ها دارند غذاها را منتقل می‌کنند، در فروشگاه‌ها غذاهای پخته‌شده را نگهداری می‌کنند که فاسد نشود. اینها همه دارند انرژی مصرف می‌کنند. آنوقت من می‌دیدم که سازمان ملل دنبال این است که مثلا با تحمیل بر کشورهایی مثل ایران می‌گوید: تولید آلاینده‌ها و تولید کربن را کم کنید. خب؛ بهتر نیست [به جای این کارها] الگوی تولید را اصلاح کنیم؟! [اگر الگوی تولید صنعتی اصلاح شود] یک سوم انرژی مصرفی در دنیا کاهش پیدا می‌کند. و تغییرات اقلیمی و تغییرات آب و هوایی متوقف می‌شود. دلائل اینقدر محکم است.

3/5/4. کاهش تدریجی 60درصد از تبادلات مالی در صورت کنارگذاردن تولید صنعتی غذا؛ راهکاری برای کاهش تبادلات در تجارت بین‌الملل

حالا شما در این فضا – که من تفصیلی هم بحث نکردم - با مردم به صورت اقناعی صحبت کنید و این 6-5 دلیل را برای مردم بشکافید و بگویید سلامت در پی دارد، آلودگی محیط زیست از بین می‌رود، کیفیت غذا افزایش پیدا می‌کند و همه اینها را بحث کنید؛ آنوقت مردم قانع می‌شوند که بروند به سمت تولید غذای خانگی و محلی. وقتی این اقناع به وجود بیاید چه اتفاقی می‌افتد؟ 60درصد تبادلات جهانی و 60درصد صادرات و واردات کاهش پیدا می کند. بنابراین دعوای ما در 40درصد باقیمانده می‌شود که

اقلام صنعتی و نظامی و... هستند. پس باز دغدغه تبادل در مساله پول پیدا نمی‌کنیم. لذا مهم‌ترین سرفصلی که در این جلسه – البته بعد از بحث مبانی نظری - روی آن تاکید می‌کنم این است که: نسبت پول با تجارت بین‌الملل، نسبت پول با عقود مبادله، نسبت پول با بازار در اسلام، نسبت پول با الگوی تولید غیرمتمرکز و نسبت پول با طبقه‌بندی مشاغل باید بحث شود. کاَنّ پول از این 5 مساله‌ای که ذکر کردم در عینیت تاثیر می‌پذیرد. اگر ما در بحث‌های کارشناسی گفتیم که: پول‌طلا می‌خواهیم، ولی این اقمار پول (و مباحث حول پول) را بحث نکردیم؛ نباید انتظار داشته باشیم که جامعه حرف ما را بپذیرد. حرف بنده این است و این اشکالی است که بر دوستان خودم دارم. بله؛ می رویم 10 دسته روایت می‌آوریم و استظهار می‌کنیم و می‌گوییم: پول در اسلام مال است. این حرف درستی است و بحثی هم در آن نیست؛ ولی نکته فنی بحث این است که وقتی درایه می‌کنیم می‌بینیم که پول تحلیل سطح چهارم است و آن تحلیل‌های بالادستی بر آن تاثیر دارد. این بحثی بود که بعدا ان شاء الله ادامه می‌دهیم.

بنده قبلا یک یادداشتی منتشر کردم که ما 12 دسته مساله مرتبط با پول داریم که اینها همه باید بحث شود. که این خودش می‌شود یک دستگاه اقتصادی دیگر، یک مکتب اقتصادی دیگر و یک نگاه اقتصادی دیگر. که امیدوارم که خدا توفیق بدهد و بتوانیم آن را تفصیلا توضیح بدهیم. این هم یک مساله.

5. سرفصل چهارم: چالش‌های اجرای پول غیراعتباری چیست؟

اشاره

و اما مساله آخر: چالش‌های اجرای پول‌طلا و پول غیراعتباری چیست؟ حالا با توجه به بحث‌هایی که گفم خیلی روشن شد. به ما می‌گویند: ما می‌خواهیم تامین مالی پروژه‌های بزرگ را ببینیم. حالا کسی که ساختار فقه‌المکاسب(1)را خوانده باشد، دیگر نمی‌گوید که من پروژه‌های تولیدی بزرگ دارم. لااقل در 60 درصد قضایا - که مربوط به بخش غذاست - این حرف را نمی‌زند. تازه من معتقدم که در بخش صنعتی هم باز می‌شود بنگاه‌های خرد و کوچک را ایجاد کرد. که آقای قاضی‌زاده هاشمی در انتخابات می‌گفتند: 37 راه وجود دارد برای تامین مالی پروژه‌ها وجود دارد و البته توضیح کامل هم ندادند. من سوالم از ایشان این است که: آیا منظور شما تولید صنعتی بزرگ است؟ یا پروژه‌های تولیدی و اقتصادی کوچک و خرد؟ خیلی تفاوت است. پروژه‌های شما چه بافتی دارد؟ وقتی بافت آن کوچک باشد، با قرض‌الحسنه هم می‌توان آن را تامین اعتبار کرد، با وقف هم می‌شود آن را تامین اعتبار کرد، با انفال هم می‌شود. می‌بینید ما در حوزه علمیه به کجا بحث را باخته‌ایم؟! به اینکه هیچوقت به لحاظ فکری نرفته‌ایم به این سمت که تمرکز کنیم که ببینیم تولید متمرکز را بپذیریم یا نپذیریم؟ و روی آن اجمالا هم بحث نکرده‌ایم، تفصیلا که هیچ! بعد شما در آن فرض می‌آیید و دوچیز را بحث می‌کنید. فقهاء ما در قدیم عقود را بحث می‌کردند. که این بانکداری دهه شصت اسلامیت را به جریان عقود می‌داند. دوستان جدیدی هم دارند پول‌طلا را بحث می‌کنند مثل مرحوم آیت‌الله حائری و دیگران؛ هیچوقت نیامدند پروژه‌های کلان، الگوی تولید، طبقه‌بندی مشاغل و الگوی توزیع را به چالش بکشند.

1/5. تامین مالی پروژه‌ها؛ اولین چالش اجرایی پول غیراعتباری

اشاره

بنابراین وقتی ما در جلسه‌ای می‌رویم ( و همچنین در مناظره معروفی که دوستان فاضل ما با مرحوم آقای موسویان داشتند) یکی از اصلی‌ترین شبهات بر سر همین است که ما فرض تامین مالی پروژه‌ها را چه کار کنیم؟ شما وقتی تامین مالی پروژه‌ها را داریدباید حتما "بورس" راه‌اندازی کنید، و بورس هم پول همه مردم را جمع کند و هدایت کند به سمت بخش تولید. بعد آنوقت یک دولتی هم


1) . ارجاع پژوهشی: کتاب "فقه‌المکاسب" شامل 5 سرفصل از 15 سرفصل مباحث فقه‌المکاسب می‌باشد. عناوین این 5 سرفصل عبارتند از: طبقه‌بندی مشاغل، الگوی تولید (اصول حاکم بر مدل تولید)، الگوی تجارت و بازار (ویژگی‌های فقهی بازار)، قواعد مبادله در حوزۀ تولید و بازار (شامل مباحثی حول ابزار مبادله(تعریف پول در اسلام)، اختیار مبادله (تسعیر اختیاری) و عقود در اسلام)، و تجارت بین‌الملل.

پیدا می‌شود و بودجه‌اش کم می‌شود و به شرکت‌های دولتی می‌گوید که شما از بورس خارج شوید، و یکدفعه ارزش کل بورس سقوط می‌کند و شاخص‌ها قرمز می‌شود و مردم همه ضرر می‌کنند. ببینید! اینها همه واقعا پیچیدگی‌هایی است. فقیه زبردستی بالای سر ما هست ایشان می‌فرمودند: ما آنوقتی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی بودیم فکر می‌کردیم با کارهای ساده می‌شود بحث‌ها را جلو برد، ولی حالا به مرور متوجه شده‌ایم که خیلی پیچیده است (مثلا ایشان مثال سربازی و صنعت و... را می‌زدند). ما سعی داریم این حرف آیت‌الله خامنه‌ای شرح پیدا کند که این پیچیدگی‌ها چیست؟ بله؛ پول‌طلا پول اسلام است ولی بخشی از پیچیدگی‌هایش این است که شما باید تاثیر مجموعه بخش‌های دیگر اقتصاد و پول را تحلیل کنید. با صرف گفتن پول‌طلا و اینکه مصوبه‌ای در مجلس بگذرانیم و بگوییم پول رسمی ایران پول‌طلا شده است؛ ممکن است یک عده‌ای قانونا بتوانند مبادله خرد انجام بدهند، ولی آیا کل اقتصاد تحت تاثیر قرار می‌گیرد؟! اساسا وقتی قرار است دو بنگاه بزرگ در داخل ایران با هم مبادله کنند (من وقتی بعضی وقت‌ها عددهای اینها را در برخی دفاتر حسابداری می‌بینم اصلا برای ماهایی که یک زندگی ساده‌ای داریم قابل شمارش نیست!) خب؛ به آنها حق بدهید که بگوید: من این همه عدد بزرگ را چگونه با پول‌طلا جابجا کنم؟! اما اگر شما فضا را برگردانید، مساله حل خواهد شد.

1/1/5. تبدیل 60 درصد از پروژه‌های کلان تولیدی به پروژه‌های خرد؛ راهکاری برای حل چالش تامین مالی پروژه‌ها

پس یک چالش تامین مالی پروژه‌ها بود. من عرض کردم که پروژه‌های کلان ما از نصف کمتر می‌شود. اشکالی هم ندارد؛ ما الان در دوران گذار هستیم. ما 60 درصد پروژه‌های تولیدی‌مان را خرد می‌کنیم و تامین اعتبارش را هم از ساختار بودجه‌ریزی خودمان تامین می‌کنیم. 40 درصد باقیمانده را هم خود شما با نظر خودتان حل کنید؛ عیبی ندارد. چون نظام‌سازی تدریجی است. اما اگر بتوانیم 60درصد بازار ایران را در ظرف 10 سال به پول‌طلا برگردانیم؛ می‌توانید مقایسه کنید و ببینید که چقدر مردم آسایش پیدا خواهند کرد، و چقدر زندگی آنها راحت‌تر خواهد شد.

2/5. تبادلات بین‌المللی؛ دومین چالش اجرایی پول غیراعتباری

اشاره

یک چالش دیگر تبادلات بین‌المللی است که این را هم توضیح دادم و در خلال بحث‌های قبل واضح شد. تبادلات بین‌المللی در حوزه غذا و لباس خیلی کم خواهد شد؛ مگر آن چیزهایی که نتوان در داخل روی آنها بحث کرد. (من نمی‌دانم شما چه مقدار با اقلیم ایران آشنا هستید. ایران به لحاظ طبیعی دارای یک اقلیم نیست؛ نزدیک به 10 اقلیم است. یعنی شما در داخل ایران می توانید در همه فصل های سال تولید کشاورزی داشته باشید، تولید دامداری داشته باشید. فضا خیلی فضای خوبی است. که در استراتژی کشاورزی باید آن را بحث کنیم.)

1/2/5. تولید خانگی و محلی غذا و ایجاد مشاغل خُرد؛ راهکاری برای حل چالش تبادلات بین‌المللی

بنابراین تبادلات بین‌المللی در حوزه غذا کاهش پیدا می‌کند. خصوصا اگر شما قبول کنید که غذا ابزار بیوتروریسم است. اگر این را بپذیرید که از نظر استراتزی امنیت ملی آمریکا سلاح سه چیز است: یکی سلاح های مرسوم، یکی دارو، یکی غذا ! آنوقت دیگر حتما می‌توانید با مردم تفاهم کنید که باید تولید ملی غذا داشته باشیم. تولید ملی غذا آن هم نه به نحو متمرکز، بلکه به نحوخانگی و محلی. آن شش دلیل [برای ناکارآمدی تولید صنعتی] را وقتی بحث می‌کنیم، این دلیل آخر که غذا را به عنوان بیوتروریسم تحلیل کنیم؛ میخی است بر تابوت تولید صنعتی غذا! بنابراین ما مشکل تبادلات بین‌المللی هم پیدا نمی‌کنیم. لااقل در مسائل روزمره مردم می‌توانیم از همین مسیر استفاده کنیم و دیگر این پیچیدگی‌ها را نمی‌بینند؛ البته یک نظام پولی و مالی دیگری طراحی خواهد شد. حتما بانک نخواهد بود. من معتقدم که اصلا چیزی به اسم "بانک اسلامی" نداریم. دوستانی که بانک غیر ربوی را مطرح کرده‌اند؛ به لحاظ موضوع‌شناسی ساختار اقتصاد اسلامی را درست تصویر نکرده‌اند. حالا اینها یک بحث‌های کارشناسی است. یک

تلاش‌هایی هم که در حوزه بانکداری است؛ اشکالاتش همین است. یعنی از یکسو دوستان بقیه ساختار اقتصاد را تصویر نمی‌کنند، تبادل مالی بزرگ را نمی‌توانند حذف کنند. اگر شما تبادل مالی کلان داشته باشید، حتما باید "بانک" (1)

فرهنگ علوم اقتصادی، ص71

را بپذیرید. بانک را هم پذیرفتیم، یک جوری هم باید آن را اسلامی کنیم! برخی از دوستان جدیدا می‌خواهند "هوش مصنوعی" را اسلامی کنند! الحمدلله در این چهار دهه بانک هم اسلامی شد، دانشگاه آزاد اسلامی و... خیلی از این کارهای اسلامی شدن را ما انجام دادیم! و قبول هم داریم که در این مساله موفق بوده‌ایم! لذا اشکال ما به آن لایحه‌ای که در مجلس است این است که جناب حجت‌الاسلام آقای بحرینی و سایر دوستان که خیلی تلاش می‌کنند نمی‌خواهند اصلاحات را در طبقه‌بندی مشاغل و الگوی تولید و بازار ایجاد کنند؛ لذا بانک هم باقی می‌ماند. بله؛ ما نهاده‌های واسطه تامین مالی داریم؛ ولی حتما آن بانک نخواهد بود. که حالا باید تاملی هم انجام بدهیم که کدام اسم را که در آیات و روایات و سابقه دینی ما هست انتخاب کنیم که الان وقتش نیست. عمده بحث این است که یک درکی پیدا کنیم که می‌خواهیم چه کار کنیم. خب؛ این هم از مساله تبادلات بین‌المللی.

پس عرض ما تمام شد. من چهار پرسش را حول مساله پول مطرح کردم: 1- تعریف سود از نگاه دین چیست؟ و تاثیرش بر پول چیست؟ اگر پول و ثروت را محدود کنیم به ارزش افزوده، یک مسیر را در پول طی خواهیم کرد و اگر بگوییم که سود سود ارتباطی است، یک مسیر دیگری را. 2- پول اعتباری نسبت به سود ارتباطی مانع ایجاد می‌کند؛ چون اعتباردهندگان به پول، دارند بر اموال مردم سلطه ایجاد می‌کنند و آنها مصون از خطا نیستند. این هم سرفصل دوم بود. بنابراین با تنظیم روابط انسانی پول واقعی و پول دارای مالیت و به تعبیر دوستان پول‌طلا بهتر تناسب دارد. 3- ساختار سوم بحث امور و مسائل موثر بر پول بود که این بحث در کارهای فقهی قبلی که دوستان انجام داده‌اند دیده نشده بود و به نظر من باید بعدا راجع به آن یک مباحثه‌ای انجام بدهیم. و چالش‌های اجرایی پول‌طلا را هم که اشاره کردم. این مجموعه عرائض بنده بود و از اینکه تصدیع کردم و مزاحم شدم عذرخواهی می‌کنم.

والحمدلله رب العالمین


1) . ارجاع پرورشی: بانک (Bank): موسسه ای است برای وام دادن، وام گرفتن، صدور و نشر اسکناس یا نگهداری پول. خصوصیت اساسی اقتصادی بانک ایجاد اعتبار است. بانک ممکن است به صورت شرکت یا شخصی باشد. امتیاز و اجازه بانک را دولت اعطا می کند.

پیوست‌ها:

پیوست شماره 1: اعتراضات مراجع معظم تقلید به سیستم بانکی کشور

حضرت آیت‌الله جوادی آملی:

ایرنا؛ 4 فروردین 97 - آیت‌الله جوادی آملی با انتقاد از عملکرد برخی بانکها و اخذ دیرکرد از تسهیلات اعطایی خاطرنشان کرد: این اقدام بانکها رباست و با آموزه‌های قرآن، پیامبر اکرم و ائمه معصومین مغایرت دارد.

ایکنا؛ 15 فروردین 97 - قرآن، شیطان را مستکبر معرفی کرده ولی من به‌خاطر ندارم محاربه به شیطان نسبت داده شود؛ ولی فرمود بانکهای ربوی محارب هستند، بنابراین شما دائماً بگویید سال اشتغال و تولید، ولی تا سرمایه غیرربوی نباشد درست نخواهد شد.

تسنیم؛ 24 فروردین 97 - طبق بیان قرآن کریم، ربا و بانکداری ربوی سبب آبروبری است که ما به آن دچار هستیم، از طرف دیگر سرمایه‌های کشور با سوء مدیریت به بخش مسکن هدایت شد که نتیجه و حاصل آن تولید مسکن‌های انبوهی است که خالی افتاده‌اند.

این مفسر قرآن کریم ادامه داد: شما ببینید چرا قرآن رباخوار را دیوانه می‌داند؟ اینها سالیان متمادی درس خواندند، کیفیت سود، کیفیت درآمد، کیفیت وام دادن، کیفیت وام گرفتن، را آموختند تا شدند متخصص فنّ بانکداری ربوی! اینها در رشته خود عالم هستند. اما در سوره مبارکه «بقره» فرمود: الَّذِینَ یأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یقُومُ الَّذِی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ الْمَسِّ﴾، می‌فرماید این مخبّطانه [دیوانه‌وار] دارد زندگی می‌کند، چون حرف خدا و پیغمبر را گذاشته زمین، و دنبال سود حرام رفته است.

حضرت آیت‌الله نوری همدانی:

ایلنا؛ 7 اردیبهشت 97 - وی به تعطیلی برخی کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی کشور اشاره کرد و گفت: به نظرم مهمترین عامل تعطیلی کارخانجات و واحدهای تولیدی سیستم ربوی بانک‌هاست. بسیاری از بانک‌ها در ابتدا تسهیلاتی در اختیار برخی از کارخانه‌ها قرار می‌دهند اما بعد از مدتی به گرفتن سود و حتی دیرکرد از تسهیلات داده شده اقدام می‌کنند در حالی که دیرکرد اقساط توسط بانک‌ها ربا محسوب می‌شود که مهمترین عامل ناتوانی اقتصادی است.

وی با بیان اینکه در هفت جای قرآن کریم مساله ربا مطرح و مورد نکوهش قرار گرفته است، گفت: بارها گفته‌ایم که گرفتن دیرکرد توسط بانک‌ها نوعی رباست و امیدواریم وزارت رفاه، کار و تعاون اجتماعی با هدف کمک واحدهای تولیدی برای رفع این مشکل اقدام کنند.

آیت‌الله نوری همدانی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران با کشورهای غربی باید متفاوت باشد، گفت: در کشورهای غربی تمرکزشان روی همین بانک‌های ربوی است تا بتوانند 99 درصد جامعه را زیر سیطره یک درصد ثروتمند قرار دهند. تازه بیشتر امتیازاتشان برای کارخانه‌های اسلحه‌سازی است اما ما نباید به سمت بانک‌های ربوی حرکت کنیم.

تسنیم؛ 24 شهریور 97 - آیت‌الله نوری همدانی تصریح کرد: حوزه علمیه قم همیشه در کنار دانشگاه بوده و است و دشمنان اسلام سعی می‌کنند حوزه علمیه و انقلاب را ناکارآمد نشان دهند درحالی‌که این مسئله درست نیست، خیلی از اوقات نیزحرف‌های بزرگان حوزه پخش نمی‌شود به همین جهت مردم فکر می‌کنند که ما مطالبه‌گر نیستیم؛ به عنوان مثال بارها تأکید کرده‌ایم که اخذ دیرکرد توسط بانک‌ها حرام است ولی یا به گوش مسئولان نمی‌رسد و یا می‌رسد ولی عمل نمی‌کنند.

مهر؛ 2 بهمن 97 - وی خاطرنشان کرد: در چند سال اخیر بارها گفتم که دیرکرد حرام است و دیرکرد ربا به شمار می‌رود، اما باز هر روز مردم به من نامه می‌نویسند که در بانک‌ها از آن‌ها دیرکرد گرفته می‌شود.

رسا؛ 15 اسفند 97 - گاهی اسم ربا را تغییر می دهند و آن را پیگیری می کنند، قرض با زیادت در هر صورت ربا است و گاهی با عنوان اوراق قرضه و مشارکت چنین مسأله ای را طراحی می کنند.

رسا؛ 22 اسفند 97 - حضرت آیت الله حسین نوری همدانی امروز در درس خارج خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با بیان این که بانکداری در نظام اسلامی باید بدون ربا باشند، گفت: متأسفانه امروز ربا به اشکال مختلف در نظام بانکی مشاهده می شود، در حالی که ربا از شدیدترین گناه ها و مشی غربی ها است و نباید در جامعه و نظام اسلامی وجود داشته باشد.

وی افزود: باید ماهیت بانک ها تغییر کند و رباخواری برچیده شود، بانک بدون ربا این است که پول برای خود انسان باشد و به عنوان اعتماد به بانک سپرده شود تا در جریان اقتصادی حلال و صحیح مورد استفاده قرار گیرد نه این که بانک ها بنگاه اقتصادی راه اندازی کنند و ربا وجود داشته باشد.

حضرت آیت الله نوری همدانی با تأکید بر تسریع در رفع اشکالات نظام بانکی و رفع دغدغه های مردم و بزرگان اظهار داشت: 40 سال از انقلاب گذشته و هنوز وضعیت بانک ها سامان پیدا نکرده است، علما باید در رسانه ها و تلویزیون مردم را نسبت به مسائل بانکی توجیه کنند تا خواسته و ناخواسته دچار ربا نشوند.

وی ادامه داد: متأسفانه هیچ فکری برای بانکداری بدون ربا نشده است در حالی که مسؤولان مربوطه باید در این زمینه اهتمام داشته باشند، بانک های جامعه اسلامی نباید دنباله رو غرب باشند، کمیسیون اقتصادی مجلس باید بانکداری اسلامی بدون ربا را تصویب و دولت آن اجرایی کند.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم ابراز داشت: در گزارش کمیسیون اقتصادی آمده که قرار است بانکداری بدون ربا را تصویب کنند اما این طرح کامل و دقیق نیست و باز هم اشکالاتی دارد.

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:

مهر؛ 22 اردیبهشت 97 - بعضی بانک‌ها قرض الحسنه 28 درصدی می‌دهند، یعنی چه؟ نام ربا خواری را به دروغ، قرض الحسنه می‌گذارند، درست نیست.

رسا؛ 8 آذر 97 - وی افزود: برخی می گویند ما ازدواج کردیم اما آرامشی ندیدیم، در جواب اینها باید گفت ازدواج شما مبتنی بر آموزه ها و اخلاق اسلامی نبوده است، به چند دلیل؛ دلیل نخست توقعات زیاد. فرد به دلیل توقعات زیاد مجبور به گرفتن وامشده و در بازپرداخت اقساط آن دچار مشکل می شود آن هم با وضعیت کنونی بانک ها که می دانید چه بلایی سر مردم در می آورند.

این مرجع تقلید افزود: بانک ها وام با سودهای کلان به مردم پرداخت می کنند، اگر فرد در پرداخت اقساط تاخیر کرد، جریمه دیرکرد می گیرند و باز بر همان جریمه هم جریمه مضاعف می گیرند.

تسنیم؛ 2 بهمن 97 - بانک‌ها وام قرض الحسنه ای که می‌دهند قطعاً خلاف شرع است، چهار درصد حق الزحمه را تعیین کردیم که بانک‌ها با یک زرنگی بیش از این میزان را از مردم دریافت می‌کنند که میزان آن به 20 درصد رسیده و نوعی رباخواری آشکار محسوب می‌شود.

پایگاه مرجع عالیقدر؛ 22 بهمن 97 - معظم له با انتقاد از سیستم بانکی کشور، تصریح کردند: بانک ها با وضعیتی که ایجاد کرده اند، مردم را بیچاره کرده و به خاک سیاه نشانده اند؛ به اسم تسهیلات قرض الحسنه و به جای این که چهار درصد کارمزد برای طول دوره بازپرداخت تسهیلات دریافت کنند، هرسال 4 درصد دریافت می کنند و در پایان سال پنجم بیست درصد سود از باقیمانده از مردم دریافت می کنند، این رباخواری آشکار است که به نام قرض الحسنه انجام می شود.

حضرت آیت‌الله مظاهری:

حوزه‌نیوز؛ 17 دی 97 - آیت الله العظمی مظاهری گفتند: متأسفانه در زمان حاضر، رباخوردن و ربادادن عادی شده و بعضی مثل اینکه بخواهند با حیله‌های شرعی موش را آب بکشند و بخورند، ربا می‌خورند.

حضرت آیت‌الله سبحانی:

تسنیم؛ 2 بهمن 97 - مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه دیرکرد بانک‌ها ربا محسوب می‌شود، گفت:هم اکنون استفتائات رسیده به دفتر مراجع و علما مربوط به عملکرد بانک‌ها در زمینه تسهیلات بانکی است.

حضرت آیت‌الله علوی گرگانی:

تسنیم؛ 2 بهمن 97 - مرجع تقلید شیعیان با انتقاد از بی‌توجهی نسبت به اصلاح سیستم بانکی و حذف پدیده تأسف ربا گفت: پدیده زشت ربا سبب شده تا مردم چند برابر وامی که دریافت می‌کنند بازپرداخت به بانک‌ها تحویل بدهند، ربا و دیرکرد باید از سیستم بانکی حذف شود.

حوزه‌نیوز؛ 9 بهمن 97 - این مرجع تقلید گفتند: موضوع دیگر در حال حاضر، مسئله بانکداری است که بسیار مهم است. اکثر استفتائاتی برای ما می آید در مورد طلاق و بانکداری است، مسئله بانکداری باید به صورتی که حقیقی باشد، انجام شود.

معظم له ادامه دادند: خدا شهید آیت الله صدر را رحمت کند که کتابی در مورد بانک ربوی و... نوشت، ولی این سبک در ایران قابل پیاده و اجرا شدن نیست، ولی فکر خوبی است، مسئله بانکداری را باید در کشور حل کرد.ایشان افزودند: این همه ربا در کشور، برکات را ازبین خواهد برد. بسیاری از کسانی که گرفتار زندان هستند، به دلیل همین سود بانکی است.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که درصد و جریمه گرفتن از مردم به ویژه در این شرایط بد اقتصادی کار اشتباهی است.

آدرس مطلب: خبرگزاری تسنیم

https://b2n.ir/150132

پیوست شماره 2: توضیح بیشتر در مورد سود ارتباطی

افزایش سود اقتصادی؛ ملاک انتخاب شغل در نظام اقتصادی سرمایه دارای

در مشاغل موجود ارزش مطلق ایجاد ارزش افزوده است؛ یعنی وقتی کسی رشته اقتصاد را بحث می‌کند، ارزشِ مطلق در همه مفاهیمی که در حوزه اقتصاد مطرح شده است این است که ربح و سود -به معنای ارزش افزوده- ایجاد شود و این اصلاً مبنای تجارت و تولید است. در کشورهای توسعه‌یافته و در بازارهای کارِ فعلی کار به جایی رسیده که ایجاد ارزش افزوده به قیمت نفی همه ارزش‌های دیگر بشر در دستور کار قرار گرفته است؛ یعنی مثلاً وقتی ارزش بخش خدمات و بخش صنعتِ جوامع توسعه‌یافته را به تفکیک ارزیابی می‌کنید، موارد متعددی را پیدا خواهید کرد که بعضی از کالاها تولید می‌شوند، بعضی از خدمات ارائه می‌شوند، فقط و فقط به خاطر اینکه ارزش افزوده ایجاد کرده‌اند. در حالی که آن ارزش افزوده‌ای که مثلاً از ناحیه تجارت الکل -که یک تجارت مفصل است- به دست می‌آید، یا از ناحیه تجارت اعضای بدن انسان‌ها به دست می‌آید و یا از ناحیه خدمات حوزه فحشا در صنعت توریسم به دست می‌آید، نافی ده‌ها مفهوم ارزشی مرتبط با حوزه روابط انسانی است. بنابراین ما وقتی در حوزه فقه المکاسب مباحثات خودمان را از بحث طبقه‌بندی مشاغل شروع می‌کنیم، در واقع به یک معیارهای جدیدی توجه می‌دهیم و قصد

داریم معیارهای جدید حاکم بر حوزه کسب که در فقه و حدیثِ ما مطرح شده است را در نهایت با معیارهای موجود حاکم بر استارت آپ‌ها و بازار فعلی و سنجه‌های حوزه کار مقایسه کنیم. پس این، دلیل ورود ما به پرداختن به مسئله طبقه‌بندی مشاغل است و این را نقطه آغازین بحث دانسته‌ایم تا نظام ارزش‌های حاکم بر حوزه کار و بر حوزه اقتصاد و معیشت را تفاهم حداکثری کنیم...

افزایش سود ارتباطی براساس چهار دسته روایات و آیات در حوزۀ مکاسب؛ ملاک انتخاب شغل در مکاسب جدیددر فقه شیعه در مجموع در حوزه طبقه‌بندی مشاغل، با چهار دسته روایات و آیات روبه‌رو هستیم؛ یعنی با بررسی چهار دسته از آیات و روایات می‌توانیم طبقه‌بندی حوزه مشاغل و مفاهیم حاکم بر مشاغلِ صحیح را در نظامِ ارزشی اسلام به دست بیاوریم.

... در مجموع آنچه من می‌خواهم امروز بر روی آن تکیه کنم، این است که از مجموع این چهار دسته روایت که به محضرتان خواندم، یک ملاک و مناطی به دست می‌آید و آن هم مسئلهٔ «سود ارتباطی» است که باید در حوزهٔ مشاغل و مکاسب ما حاکم باشد؛ یعنی هم دستهٔ اول روایات که به نحو عام بحث می‌کرد، کاملاً در این وضوح داشت که مسئلهٔ سود ارتباطی، مفهومی حاکم بر حوزهٔ مشاغل است. برای نمونه آنجا که فرمود: «الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ حَلَالٍ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» این روایت به وضوح، بهینه شدن روابط انسانی را در حوزهٔ خانوادگی محل بحث قرار می‌دهد. همچنین آن روایتی که فرمود: «تَركُ التِّجارَةِ يَنقُصُ العَقلَ» به علاوهٔ روایاتی که می‌فرماید: «مدارا نصف عقل است» در واقع ما را به مسئلهٔ حکومت سود ارتباطی در حوزهٔ تجارت و بیع، رهنمون می‌کند! همچنین آن روایتی که فرمود: «لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ يَعِيشُ بِدِينِهِ» باز مطرح کننده سود ارتباطی است؛ یعنی دین که عامل فلاح انسان‌هاست، نباید ابزار کسب و اکتساب شما قرار گیرد. همچنین آن روایتی که فرمود: «فرزندت را بیّاع طعام قرار نده [چرا که لاجرم مبتلا به احتکار می‌شود] « فَإِنَّهُ لَا يَسْلَمُ مِنَ الِاحْتِكَارِ» مسئلهٔ احتکار ظهور در بهینه شدن روابط انسانی دارد. یا مثلاً روایتی که فرمود: « لَا تُسْلِمْهُ بَيَّاعَ الْأَكْفَانِ» فرزندت را فروشندهٔ کفن قرار نده در معلل آن آمده است که فَإِنَّ صَاحِبَ الْأَكْفَانِ يَسُرُّهُ الْوَبَاءُ إِذَا كَانَ» صاحب کفن از مرگ دسته جمعی افراد خوشحال می‌شود.

در مجموع، همهٔ روایاتی که خواندیم به نحو مستقیم یا غیر مستقیم ما را به مسئلهٔ سود ارتباطی دلالت می‌دهند. این آن بحثی است که الآن خواستم محضر شما مطرح کنم. پس ما مفهوم عامی را از این روایات استفاده می‌کنیم و آن مفهوم عبارت از این است که ما در حوزهٔ کسب، ارزشی به نام سود ارتباطی داریم. سود ارتباطی را در مباحثات نظریه تَعَرُّف بحث کرده‌ایم که در سیزده حوزه دارای استظهار است. البته با تلاش فقهی محدودی که ما انجام داده‌ایم و احتمالاً در حوزه‌های دیگر نیز بتوان آن را اضافه کرد ولی به هر حال فارغ از اینکه سود ارتباطی ممکن است در یکی از این ساختارهای سیزده گانه موضوعیت پیدا کند، اصل آن یک مفهوم قابل توجه و قابل فهم است که ما در طراحی الگوی تولید و توزیع و تفاهم حوزهٔ مشاغل می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

بخشی از جلسه دوم از دوره پژوهشی "فقه‌المکاسب"، از سری مکتوبات شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی

پیوست شماره 3: جایگاه ارزش افزوده در اقتصاد موجود

با توجه به اینکه GDP مهم‌ترین شاخص ارزیابی اقتصاد برشمرده می‌شود [1] و در تعریف آن، مسئلۀ «ارزش افزوده» اخذ شده است [2] می‌توان با قطعیت بیان داشت که مفهوم ارزش افزوده، زیرساخت بنیادین علم اقتصاد مدرن بوده و رشد آن، هدف غایی این فن پوزیتیویستی برشمرده می‌شود.

[1] The GDP growth rate is probably the single best indicator of economic growth

نرخ رشد تولید ناخالص داخلی احتمالا بهترین شاخص رشد اقتصادی است.

Investopedia منبع: دانشنامه

سرمایه‌گذاری و آموزش امور مالی

yon.ir/5xsLp آدرس مطلب:

[2] Gross Domestic Product (GDP) is the total monetary or market value of all the finished goods and services produced within a country's borders in a specific time period. As a broad measure of overall domestic production, it functions as a comprehensive scorecard of the country’s economic health.

تولید ناخالص داخلی (GDP) کل ارزش پولی یا بازار کلیه کالاهای تمام شده و خدمات تولید شده در مرزهای یک کشور در یک بازه زمانی خاص است. این متغیر

جهت اندازه گیری گسترده تولید داخلی ، به عنوان یک کارت امتیازی جامع برای سلامت اقتصادی کشور عمل می کند.

Investopedia منبع: دانشنامه

yon.ir/erKDi آدرس مطلب در:

پیوست شماره 4: توصیه فراوان آیات و روایات به "قرض‌الحسنه"

مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ. (سوره مبارکه حدید، آیه 11)

كيست كه به خدا وامى نيكو دهد تا خدا آن را براى او دو چندان كند و او را پاداشى نيكو و باارزش باشد?

پاداش قرض‌الحسنه:

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّيَ الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو الصِّينِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَائِشَةَ السَّعْدِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَة: ... مَنْ أَقْرَضَ مَلْهُوفاً فَأَحْسَنَ طَلِبَتَهُ اسْتَأْنَفَ الْعَمَلَ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَلْفَ قِنْطَارٍ مِنَ الْجَنَّة وَ مَنْ فَرَّجَ عَنْ أَخِيهِ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ بِرَحْمَتِهِ فَنَالَ بِهَا الْجَنَّةَ وَ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرَبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة...

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در آخرین خطبه عمر شریفشان فرمودند: ... هركس به اندوهگينى [كه مالش را از دست داده] وام (قرض) دهد و در پس گرفتن آن مراعات كند، عمل را از نو شروع كرده است (گناهانش پاك شده) و خداوند به ازاى هر درهم، هزار قنطار (صد رطل) از [درهم] بهشت به او عطا كند. و هر کس گرفتاری‌ای از گرفتاری های دنیا را از برادر مومنش رابرطرف کند خداوند به او نظر رحمت افکند پس به وسیله آن به بهشت می رسد و خداوند گرفتاری‌های دنیا و آخرت او را برطرف می کند...

مصادر اصلی: ثواب الأعمال، ص 289 / أعلام الدين )دیلمی)، ص 421

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌16، ص 344 / بحار الأنوار، ج‌73، ص 368

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً يَنْتَظِرُ بِهِ مَيْسُورَهُ كَانَ مَالُهُ فِي زَكَاةٍ وَ كَانَ هُوَ فِي صَلَاةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ حَتَّى يُؤَدِّيَهُ إِلَيْهِ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس به مؤمنى قرض دهد و در انتظار گشايش كار او باشد آن مال ثواب زكات خواهد داشت، و فرشتگان همواره بر او درود مى‌فرستند تا آنكه قرض‌گيرنده مال او را ادا كند. (ترجمه انصاری)

مصدر اصلی: ثواب الأعمال، ص 138 / أعلام الدين (دیلمی)، ص 390

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌100، ص 139 / وسائل الشيعة، ج‌18، ص 330

فضیلت و برتری قرض‌الحسنه بر صدقه:

أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْهَيْثَمُ بْنُ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَبَّابٍ الْقَمَّاطٍ عَنْ شَيْخٍ كَانَ عِنْدَنَا قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ [أَنْ] أصله [أَصِلَ] بِمِثْلِهِ وَ كَانَ يَقُولُ مَنْ أَقْرَضَ قَرْضاً فَضَرَبَ لَهُ أَجَلًا فَلَمْ يُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِكَ الْأَجَلِ فَإِنَّ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ فِي كُلِّ يَوْمٍ يَتَأَخَّرُ عَنْهُ ذَلِكَ الْأَجَلُ مِثْلَ صَدَقَةِ دِينَارٍ وَاحِدٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ.

پيرمردى از راويان كه نزد ما بود گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنيدم كه مى‌فرمود: مالى را قرض دهم خوش‌تر دارم از اينكه آن را ببخشم. و مى‌فرمود: هر كس مالى را قرض دهد و براى آن مدّتى معين كند و قرض‌گيرنده نتواند آن را در سر آمد معين ادا كند، به هر روزى كه آن را به تأخير مى‌افكند براى صاحب مال ثواب صدقه دادن يك دينار در هر روز خواهد بود. (ترجمه انصاری)

مصدر اصلی: ثواب الأعمال، ص 138

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌18، ص 329

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَاسِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ النَّبِيُّ ص: أَلْفُ دِرْهَمٍ أُقْرِضُهَا مَرَّتَيْنِ أَحَبُ إِلَيَّ مِنْ [أَنْ] أَتَصَدَّقَ بِهَا مَرَّةً وَ كَمَا لَا يَحِلُّ لِغَرِيمِكَ أَنْ يَمْطُلَكَ وَ هُوَ مُوسِرٌ فَكَذَلِكَ لَا يَحِلُّ أَنْ تُعْسِرَهُ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ.

عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هزار درهم را دو بار قرض دهم نزد من محبوب‌تر است از اينكه آن را يك بار با آنها صدقه دهم، و همان گونه كه براى بدهكار تو روا نيست كه اداى دين را در صورت قدرت به تأخير افكند، براى تو نيز روا نيست كه در صورت آگاهى از تنگدستى وى، او را تحت فشار قرار دهى.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 139عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤْمِناً يَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلَّا حَسَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَهُ بِحِسَابِ الصَّدَقَةِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْهِ مَالُهُ.

امام صادق(علیه السلام): هیچ مومنی نیست که به مومنی قرض بدهد و فقط خدا را در آن رعایت کرده باشد مگر اینکه خداوند برای او اجر صدقه حساب می کند تا اینکه مالش را به وی بازگرداند.

الكافي، ج‌4، ص 34 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 58 / ثواب الأعمال، ص 138

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال:َ مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى بِخَمْسَةَ عَشَر.

امام صادق(علیه السلام): بر بالای درب بهشت نوشته شده است: صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است. و در روایت دیگر: پانزده برابر.

الكافي، ج‌4، ص 33 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 58

الصَّدُوقُ فِي الْهِدَايَةِ، قَالَ الصَّادِقُ ع: مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ وَ إِنَّمَا صَارَ الْقَرْضُ أَفْضَلَ مِنَ الصَّدَقَةِ لِأَنَّ الْمُسْتَقْرِضَ لَا يَسْتَقْرِضُ إِلَّا مِنْ حَاجَةٍ وَ قَدْ يَطْلُبُ الصَّدَقَةَ مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَيْهَا

امام صادق (علیه السلام): بر درب بهشت نوشته شده است: صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است. و همانا قرض برتر از صدقه است؛ چرا که کسی که قرض می گیرد فقط بخاطر نیاز این کار را انجام می دهد، ولی کسی که صدقه می گیرد گاهی اوقات از روی نیاز نیست.

بحار الأنوار، ج‌100، ص 139 / مستدرك الوسائل، ج‌12، ص 364

کیفر قرض‌ندادن در صورت توان:

حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَبْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ الْغَلَابِيُّ الْبَصْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ وَاقِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: … مَنِ احْتَاجَ إِلَيْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فِي قَرْضٍ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَلَمْ يَفْعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّة…

امیرالمومنین (علیه السلام): ...هرکس برادر مسلمانش به او برای قرضی نیاز داشته باشد و او بتواند نیاز او را برطرف کند ولی انجام ندهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می کند...

مصادر اصلی: من لا يحضره الفقيه، ج‌4، ص 15 / الأمالي( للصدوق)، ص 430

منابع دیگر: مكارم الأخلاق، ص 431 / وسائل الشيعة، ج‌16، ص 389 / بحار الأنوار، ج‌100، ص 138

پیوست شماره 5: نهی فراوان آیات و روایات از "ربا"

آیات قرآن:

أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأْكُلُواْ الرِّبَواْ أَضْعَفًا مُّضَاعَفَةً

وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(سوره مبارکه آل عمران، آیه130)

اى اهل ايمان! ربا را كه سودهاى چند برابر است نخوريد، و از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد. (ترجمه انصاریان)

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَواْ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسّ ذَالِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَواْ وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَواْ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلىَ اللَّهِ وَ مَنْ عَادَ فَأُوْلَئكَ أَصْحَبُ النَّارِ

هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(سوره مبارکه بقره، آیه275(

كسانى كه ربا مى‌خورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى] به پاى نمى‌خيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلى‌اش را مختل ساخته] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال، و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن] به دست آورده مال خود اوست، و كارش [از

جهت آثار گناه و كيفر آخرتى] با خداست. و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتش‌اند، و در آن جاودانه‌اند. (سوره مبارکه بقره، آیه 275)

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَواْ وَ يُرْبىِ الصَّدَقَاتِ وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ كلُ كَفَّارٍ أَثِيمٍ(سوره مبارکه بقره، آیه 276(

خدا ربا را نابود مى‌كند، و صدقات را فزونى مى‌دهد و خدا هيچ ناسپاس بزه‌كارى را دوست ندارد. (ترجمه انصاریان)

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الرِّبَواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(سوره مبارکه بقره، آیه 278)

اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد، و اگر مؤمن [واقعى] هستيد آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقى مانده رها كنيد. (ترجمه انصاریان)

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ(سوره مبارکه بقره، آیه 279)

واگر چنين نكرديد [و به رباخوارى اصرار ورزيديد] به جنگى بزرگ از سوى خدا و رسولش [بر ضد خود] يقين كنيد و اگر توبه كرديد، اصل سرمايه‌هاى شما براى خود شماست [و سودهاى گرفته شده را به مردم بازگردانيد] كه در اين صورت نه ستم مى‌كنيد و نه مورد ستم قرار مى‌گيريد. (ترجمه انصاریان)وَ إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ مَيْسَرَةٍ وَ أَن تَصَدَّقُواْ خَيرْ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(سوره مبارکه بقره، آیه 280(

و اگر [بدهكار] تنگدست بود [بر شماست كه] او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد و بخشيدن همه وام [و چشم پوشى و گذشت از آن در صورتى كه توانايى پرداختش را ندارد] اگر [فضيلت وثوابش را] بدانيد براى شما بهتر است. (ترجمه انصاریان)

روایات:

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّيَ الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو الصِّينِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَائِشَةَ السَّعْدِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالا خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَة:...وَ مَنْ أَكَلَ الرِّبَا مَلَأَ اللَّهُ بَطْنَهُ مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ مَا أَكَلَ وَ إِنِ اكْتَسَبَ مِنْهُ مَالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ وَ لَمْ يَزَلْ فِي لَعْنَةِ اللَّهِ وَ الْمَلَائِكَةِ مَا كَانَ عِنْدَهُ قِيرَاطٌ...

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس ربا بخورد، خداوند شکم او را به اندازه ای که ربا خورده پر از آتش جهنم می کند. و اگر از آن مالی کسب کرده باشد، خداوند هیچکدام از اعمال او را قبول نمی کند و تا مادامی که قیراط (چیز اندکی) از آن مال ربا در نزد اوست دائماً خدا و فرشتگان او را لعن خواهند کرد...

مصادر اصلی: ثواب الأعمال، ص 281 / جامع الأخبار(للشعيري)، ص 145

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌100، ص 120 / وسائل الشيعة، ج‌18، ص 122

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بِشْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم سَاَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ عِلَّةِ تَحْرِيمِ الرِّبَا فَقَالَ: إِنَّهُ لَوْ كَانَ الرِّبَا حَلَالًا لَتَرَكَ النَّاسُ التِّجَارَاتِ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ فَحَرَّمَ اللَّهُ الرِّبَا لِيَفِرَّ النَّاسُ مِنَ الْحَرَامِ إِلَى الْحَلَالِ وَ إِلَى التِّجَارَاتِ وَ إِلَى الْبَيْعِ وَ الشِّرَاءِ فَيَبْقَى ذَلِكَ بَيْنَهُمْ فِي الْقَرْضِ.

هشام بن حكم نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام راجع به علّت و سبب تحريم ربا پرسيدم؟ حضرت فرمودند: اگر ربا حلال مى‌بود مردم تجارات را رها مى‌كردند و نيازى به آن نداشتند، از اين رو حقّ عزّ و جلّ ربا را حرام فرمود تا مردم از حرام دورى كرده و رو به تجارات و بيع و شراء آورند، پس ربا در قرض بين مردم باقى ماند.

مصادر اصلی: علل الشرائع، ج‌2، ص 482 / من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص 567

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌18، ص 120

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ الرَّبِيعِ الصَّحَّافُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع كَتَبَ إِلَيْهِ فِيمَا كَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ:... عِلَّةُ تَحْرِيمِ الرِّبَا بِالنَّسِيئَةِ لِعِلَّةِ ذَهَابِ الْمَعْرُوفِ وَ تَلَفِ الْأَمْوَالِ وَ رَغْبَةِ النَّاسِ فِي الرِّبْحِ وَ تَرْكِهِمُ الْقَرْضَ وَ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ وَ لِمَا فِي ذَلِكَ مِنَ الْفَسَادِ وَ الظُّلْمِ وَ فَنَاءِ الْأَمْوَال.

امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به سوالات محمدبن سنان:... علت تحریم ربا در نسیه دادن: بخاطر از بین رفتن معروف (قرض)، و تلف شدن مال، و اشتیاق پیدا کردن مردم به گرفتن سود از یکدیگر، و ترک کردن قرض دادن و کارهای خیر دیگر نسبت به یکدیگر، و بخاطر اینکه در ربا فساد و ظلم و از بین رفتن اموال انسانهاست.مصادر اصلی: علل الشرائع، ج‌2، ص 483 / عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‌2، ص 94

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌18، ص 121 / بحار الأنوار، ج‌6، ص 100

پیوست شماره 6: آیات و روایات در مورد تاثیر فراوان صدقه و انفاق در ازدیاد سود مادی

آیات قرآن:

مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون. (سوره مبارکه بقره، آیه 245)

كيست آنكه به خدا وام نيكو دهد، تا آن را برايش چندين برابر بيفزايد؟ و خداست كه [روزى را] تنگ مى‌گيرد و وسعت مى‌دهد و [همه شما براى دريافت پاداش] به سوى او بازگردانده مى‌شويد (ترجمه انصاریان)

مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ (سوره مبارکه بقره، آیه 261)

مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‌كنند، مانند دانه‌اى است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشه صد دانه باشد و خدا براى هر كه بخواهد چند برابر مى‌كند و خدا بسيار عطا كننده و داناست. (ترجمه انصاریان)

وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (سوره مبارکه بقره، آیه 265)

ومثل كسانى كه اموالشان را براى طلب خشنودى خدا و استوار كردن نفوسشان [بر حقايق ايمانى و فضايل اخلاقى] انفاق مى‌كنند، مانند بوستانى است در جايى بلند كه بارانى تند به آن برسد، در نتيجه ميوه‌اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندى به آن نرسد باران ملايمى برسد [و آن براى شادابى و محصول دادنش كافى است] و خدا به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست. (ترجمه انصاریان)

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (سوره مبارکه بقره، آیه 276)

خدا ربا را نابود مى‌كند، و صدقات را فزونى مى‌دهد و خدا هيچ ناسپاس بزه‌كارى را دوست ندارد. (ترجمه انصاریان)

روایات:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْجَهْمُ بْنُ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَصَدَّقُوا فَإِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ كَثْرَةً وَ تَصَدَّقُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: صدقه بدهید؛ چرا که صدقه بر مال مى‌افزايد؛ و خدايتان رحمت كند، صدقه بدهيد.

الكافي، ج‌4، ص 9

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ وَهْبَانَ عَنْ عَمِّهِ هَارُونَ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ يَا بُنَيَّ كَمْ فَضَلَ مَعَكَ مِنْ تِلْكَ النَّفَقَةِ قَالَ أَرْبَعُونَ دِينَاراً قَالَ اخْرُجْ فَتَصَدَّقْ بِهَا قَالَ إِنَّهُ لَمْ يَبْقَ مَعِي غَيْرُهَا قَالَ تَصَدَّقْ بِهَا فَإِنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْلِفُهَا أَ مَا عَلِمْتَأَنَّ لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مِفْتَاحاً وَ مِفْتَاحَ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ فَتَصَدَّقْ بِهَا فَفَعَلَ فَمَا لَبِثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَشَرَةَ أَيَّامٍ حَتَّى جَاءَهُ مِنْ مَوْضِعٍ أَرْبَعَةُ آلَافِ دِينَارٍ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَعْطَيْنَا لِلَّهِ أَرْبَعِينَ دِينَاراً فَأَعْطَانَا اللَّهُ أَرْبَعَةَ آلَافِ دِينَارٍ.

امام صادق(علیه السلام) به فرزندش محمد فرمود: ای پسرم! از این خرجی چه مقدار در نزد تو اضافه آمده است؟ گفت: چهل دینار. امام فرمود: بیرون برو و به وسیله آن صدقه بده. محمد گفت: همانا در نزد من غیر از این چهل درهم چیزی باقی نمانده است. حضرت فرمود: با آن صدقه بده! چرا که خداوند عزّ وجل آن را جایگزین خواهد کرد؛ مگر نمی دانی که برای هر چیزی کلیدی است و کلید رزق صدقه است؟! پس با آن صدقه بده. پس محمد این کار را انجام داد. پس بیش از ده روز نگذشت که محمد با چهارهزار دینار نزد امام آمد! پس حضرت فرمود: ای پسرم! ما برای خدا چهل دینار بخشیدیم، پس خداوند چهار هزار دینار بخشید.

الكافي، ج‌4، ص 9

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ الْفَقْر َ وَ يَزِيدَانِ فِي الْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ تِسْعِينَ مِيتَةَ السَّوْءِ.

امام باقر (علیه السلام): کار نیک و صدقه فقر را از بین می‌برند و عمر را زیاد می‌کنند و نود مرگ بد را دفع می‌کنند.

الكافي، ج‌4، ص 2 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 66 / الخصال، ج‌1، ص 48 / ثواب الأعمال، ص 141

سند خصال و ثواب‌الاعمال: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ

(الا اَنّ فیهما بدل تسعین سبعین)

عن امیرالمومنین عليه السلام: إذا أملَقتُم فَتاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقة.

امام على عليه السلام: هرگاه نادار شديد، با صدقه با خدا سودا كنيد.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص 513 - حکمت 258

قَالَ الصادق ع: إِنِّي لَأُمْلِقُ أَحْيَاناً فَأُتَاجِرُ اللَّهَ بِالصَّدَقَة.

امام صادق عليه السلام: گاهى اوقات من تنگدست مى‌شوم و به وسيله صدقه، با خدا سودا مى‌كنم.

مصدر اصلی: كشف الغمة (اربلی)، ج‌2، ص 205

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌75، ص 206

رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: أكثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرزَقُوا.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: زياد صدقه بدهيد تا روزى داده شويد.

مصادر اصلی: إرشاد القلوب (لديلمي)، ج‌1، ص 45 / أعلام الدين (دیلمی)، ص 333

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌74، ص 176

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الصَّدَقَةَ تَقْضِي الدَّيْنَ وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَكَةِ.

امام صادق عليه السلام: صدقه دادن قرض را ادا مى‌كند و بركت بر جاى مى‌گذارد.

الكافي، ج‌4، ص 9

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ ادْفَعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ فَإِنَّهَا تُفَكُّ مِنْ بَيْنِ لُحِيِّ سَبْعِمِائَةِ شَيْطَانٍ وَ لَيْسَ شَيْ‌ءٌ أَثْقَلَ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ هِيَ تَقَعُ فِي يَدِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ الْعَبْدِ.

امام صادق (عليه‌السّلام): بيمارانتان را با صدقه مداوا كنيد، و بلا را با دعا دفع نمائيد، و نزول رزق را بوسيله صدقه بطلبيد، زيرا كه صدقه رزق را از ميان دو فكّ هفتصد شيطان كه همگى مانع وصول آنند رها ميسازد، و هيچ چيز بر شيطان سنگين‌تر از صدقه بر مؤمن نيست. و صدقه پيش از آنكه در دست بنده واقع شود، در دست خداى تبارك و تعالى قرار ميگيرد.

الكافي، ج‌4، ص 3 / من لا يحضره الفقيه، ج‌2، ص 66 / تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 112

سند تهذیب: عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ

حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: التَّوْحِيدُ نِصْفُ الدِّينِ وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.

امیرالمومنین (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): توحید نصف دین است و رزق و روزی خود را با صدقه‌دادن فرو فرستید.

التوحيد (للصدوق)، ص 68 / عيون أخبار الرضا، ج‌2، ص 35

قَالَ احمد بن محمد بن خالد: وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله): روزى را، با صدقه فرود آوريد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌4، ص 10 / من لا يحضره الفقيه، ج‌4، ص 381 / قرب الإسناد، ص 118

سند قرب الاسناد: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ

الجعفريات (الأشعثيات)، ص 57

سند جعفریات: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِبْنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ‌الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ

منابع دیگر: عدة الداعي، ص 69 / النوادر (للراوندي)، ص 3 / نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص 494 / تحف العقول، ص 60

رَوَى صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: ...اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّة...

امام صادق (علیه السلام): روزى را با صدقه فرود آوريد؛ هر کس به جایگزین‌شدنِ مال انفاق‌شده در راه خدا یقین داشته باشد، به بخشش در راه خدا جود و سخاوت پیدا خواهد کرد.

من لا يحضره الفقيه، ج‌4، ص: 416عن امیرالمومنین (ع): مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ؛ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَة.

امیرالمومنین (علیه السلام): هر کس به جایگزین‌شدنِ مال انفاق‌شده در راه خدا یقین داشته باشد، به بخشش در راه خدا جود و سخاوت پیدا خواهد کرد؛ روزى را، با صدقه فرود آوريد.

تحف العقول، ص 221

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ صَدَّقَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّة.

امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله): هر کس جایگزین‌شدنِ مال انفاق‌شده در راه خدا را تصدیق کند به بخشش در راه خدا جود و سخاوت پیدا خواهد کرد.

الكافي، ج‌4، ص 2

پیوست شماره 7: گستره عظیم "انفال" در آیات و روایات

آیات قرآن:

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين. (سوره مبارکه انفال، آیه 1)

از تو درباره انفال [يعنى غنايم جنگى و هر گونه مالى كه مالك معينى ندارد] مى‌پرسند، [كه مالك آنها كيست و چگونه بايد تقسيم شود؟] بگو: [مالكيّتِ حقيقىِ] انفال ويژه خدا وپيامبر است، پس اگر مؤمن هستيد [نسبت به انفال] از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع] بين خود را [درباره آن] اصلاح نماييد، و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد. (ترجمه انصاریان)

وَ مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلىَ رَسُولِهِ مِنهْمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لَا رِكاَبٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىَ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ عَلىَ كُلّ شىَ‌ءٍ قَدِيرٌ(سوره مبارکه حشر، آیه6)

اموال و زمين‌هايى را كه خدا به عنوان غنيمت به پيامبرش بازگرداند، شما براى به دست آوردنش اسب و شترى نتازانديد [و در نتيجه به زحمت نيفتاديد]، ولى خدا پيامبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط و چيره مى‌كند، و خدا بر هر كارى تواناست.

مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلىَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَللهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كىَ لَا يَكُونَ دُولَةَ بَينْ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ وَ مَا ءَاتَئكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(سوره مبارکه حشر، آیه 7)

آنچه خدا از [اموال و زمين‌هاى] اهل آن آبادى‌ها به پيامبرانش بازگرداند اختصاص به خدا و پيامبر و اهل بيت پيامبر و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان دارد، تا ميان ثرومندان شما دست به دست نگردد. و [از اموال و احكام و معارف دينى] آنچه را پيامبر به شما عطا كرد بگيريد و از آنچه شما را نهى كرد، باز ايستيد و از خدا پروا كنيد زيرا خدا سخت كيفر است.روایات:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْأَنْفَالُ مَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ أَوْ قَوْمٌ صَالَحُوا أَوْ قَوْمٌ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ وَ كُلُّ أَرْضٍ خَرِبَةٍ وَ بُطُونُ الْأَوْدِيَةِ فَهُوَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ لِلْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ.

امام صادق(علیه السلام): انفال سرزمینی است که با تاختن اسب فتح نشده است، یا زمینی است که قومی آن را مصالحه کرده و بخشیده، و هر زمین خراب، و عرصۀ وادى‌ها؛ همه برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و بعد از رسول برای امام است که در هر موضعی که بخواهد قرار می دهد.

مصدر اصلی: الكافي، ج‌1، ص 539

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 523

وَ عَنْهُ ) عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّال( عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ إِنَّ الْأَنْفَالَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ لَمْ يَكُنْ فِيهَا هِرَاقَةُ دَمٍ أَوْ قَوْمٌ صُولِحُوا وَ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ فَمَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ خَرِبَةٍ أَوْ بُطُونِ أَوْدِيَةٍ فَهَذَا كُلُّهُ مِنَ الْفَيْ‌ءِ وَ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ ص فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلرَّسُولِ ص وَ يَضَعُهُ حَيْثُ يُحِبُّ.

محمد بن مسلم می گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام فرمود: انفال سرزمینی است که بدون خونریزی فتح شده است، یا زمینی است که قومی آن را مصالحه کرده و بخشیده، و هر زمین خراب، و عرصۀ وادى‌ها؛ همه برای خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) است. پس هر آنچه برای خداست برای رسول است که در هر موضعی که دوست داشته باشد قرار می دهد.

مصدر اصلی: تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 149

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 527

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ هِيَ الْقُرَى الَّتِي قَدْ خَرِبَتْ وَ انْجَلَى أَهْلُهَا فَهِيَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ مَا كَانَ لِلْمُلُوكِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَرْضِ الْخَرِبَةِ لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِخَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ وَ كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ الْمَعَادِنُ مِنْهَا وَ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ.

اسحاق بن عمار می گوید: از امام صادق(علیه السلام) در مورد "انفال"سوال کردم . حضرت فرمود: انفال روستاهایی که خراب شده اند و اهل آن آن را رها کرده اند؛ همه برای خدا و رسول است. و همچنین اموال پادشاهان است، برای امام است. و زمین ویرانی که با اسب دواندن و لشگرکشی فتح نشده است، و هر زمینی که صاحب ندارد، و معادنِ زمین، و هرکسی که مُرده باشد و سرپرستی نداشته باشد مالش جزو انفال است.

مصدر اصلی: تفسير القمي، ج‌1، ص 254

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 532 / بحار الأنوار، ج‌93، ص 213عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ» قَالَ مِنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ.

امام صادق (علیه السلام) در مورد "انفال" فرمودند: هر کس بمیرد و سرپرستی نداشته باشد، اموالش جزوه انفال است.

مصدر اصلی: الكافي، ج‌7، ص 169

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌26، ص 247

وَ علی بن الحسن عَنْ سِنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلَاءٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «الْفَيْ‌ءُ وَ الْأَنْفَالُ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ لَمْ يَكُنْ فِيهَا هِرَاقَةُ الدِّمَاءِ وَ قَوْمٌ صُولِحُوا وَ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ وَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ خَرِبَةٍ أَوْ بُطُونِ أَوْدِيَةٍ فَهُوَ كُلُّهُ مِنَ الْفَيْ‌ءِ فَهَذَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ- فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ يَضَعُهُ حَيْثُ شَاءَ وَ هُوَ لِلْإِمَامِ بَعْدَ الرَّسُولِ...»

امام باقر(علیه السلام): «فیء و انفال آن زمین‌هایی هستند که بدون خونریزی فتح شده است، یا خودشان مصالحه کرده‌اند و با دستان خودشان آن را بخشیده اند و همچنین زمین خراب یا عرصه وادی ها همه اینها جزو فیء هستند و برای خدا و رسولش است، و هر چه برای خداوند باشد برای رسولش است هرطور بخواهد قرارش می دهد و بعد از رسول برای امام است...»

مصادر اصلی: تهذیب الاحکام،ج4، ص134 / تفسير العياشي، ج‌2، ص 47

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 527

إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ: «إِنَّ الْأَنْفَالَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ لَمْ يَكُنْ فِيهَا هِرَاقَةُ دَمٍ أَوْ قَوْمٌ صُولِحُوا وَ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ وَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ خَرِبَةٍ أَوْ بُطُونِ أَوْدِيَةٍ فَهَذَا كُلُّهُ مِنَ الْفَيْ‌ءِ وَ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلرَّسُولِ يَضَعُهُ حَيْثُ يُحِبُّ.»

امام صادق(علیه السلام): «انفال آن زمینی است که بدون خونریزی فتح شده است ، یا خودشان مصالحه کرده اند و با دستان خودشان آن را بخشیده اند، و همچنین زمینی خراب، یا عرصه وادی ها همه اینها جزو فیء و انفال هستند. و انفال برای خدا و رسول است، و هر چه برای خدا باشد، برای رسول است و هرجا دوست داشته باشد قرارش می دهد.»

مصادر اصلی: تهذیب الاحکام،ج4، ص133 / تفسير العياشي، ج‌2، ص 47

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 527

سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ: كُلُّ قَرْيَةٍ يَهْلِكُ أَهْلُهَا أَوْ يَجْلُونَ عَنْهَا فَهِيَ نَفْلٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نِصْفُهَا يُقْسَمُ بَيْنَ النَّاسِ وَ نِصْفُهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَمَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَهُوَ لِلْإِمَامِ.محمد بن مسلم می گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام در مورد "انفال" سوال شد و حضرت فرمود: هر روستایی که اهلش از بین رفته اند، یا از آن رفته اند (و دیگر بر نمی گردند)؛ اینها جزو انفال هستند که نیمی از آن برای خداست که بین مردم تقسیم می شود، و نیمی دیگر برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، و هر آنچه برای رسول خداست پس برای امام است.

مصدر اصلی: تهذيب الأحكام، ج‌4، ص 133

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 526

مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ فِي الْمُقْنِعَة: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ: الْأَنْفَالُ هُوَ النَّفَلُ وَ فِي سُورَةِ الْأَنْفَالِ جَدْعُ الْأَنْفِ. قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَنْفَالِ. فَقَالَ: كُلُّ أَرْضٍ خَرِبَةٍ أَوْ شَيْ‌ءٌ كَانَ يَكُونُ لِلْمُلُوكِ وَ بُطُونُ الْأَوْدِيَةِ وَ رُءُوسُ الْجِبَالِ وَ مَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِخَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ؛ فَكُلُّ ذَلِكَ لِلْإِمَامِ خَالِصاً.

محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: انفال به معنای زیادی است و در سوره انفال قطع کردن بینی (جدع الانف) است! و از انفال از حضرت سوال کرد. فرمود: هر زمین خراب، یا هر چیزی که برای پادشاهان بوده است، و عرصه وادی ها، و قله کوه ها، و سرزمینی که بدون اس دوانی و لشگرکشی فتح شده باشد؛ تمام اینها فقط برای امام است.

مصدر اصلی: المقنعة، ص 290

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 53

• در معنای "جدع الأنف":

"جدع الأنف" بالمهملة قطعه يعني في هذه السورة قطع أنف الجاحدين لحقوقنا و إرغامهم.

جدع الانف یعنی قطع کردن بینی. و منظور از آن در این سوره و روایت آن است که: (با نازل شدن این آیه؛ بینی منکرین حقوق ما قطع گردید و به خاک مالیده شد!

الوافي)فیض کاشانی)، ج‌10، ص 302

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَنَا: الْأَنْفَالُ. قُلْتُ: وَ مَا الْأَنْفَالُ؟ قَالَ: مِنْهَا الْمَعَادِنُ وَ الْآجَامُ وَ كُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ كُلُّ أَرْضٍ بَادَ أَهْلُهَا؛ فَهُوَ لَنَا.

ابوبصیر می گوید: از انفال برای ما صحبت کردند. گفتم: انفال چیست؟ حضرت فرمود: بخشی از آن: معادن، آجام (زمينهايى كه با نى و درختان پوشانده شده است)، و هر زمینی که صاحب ندارد، و هر زمینی که اهلش آن را رها کرده اند؛ همه برای ماست.

مصدر اصلی: تفسير العياشي، ج‌2، ص 48

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌9، ص 533عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ طَاعَتَنَا فِي كِتَابِهِ فَلَا يَسَعُ النَّاسَ حملنا [جَهْلُنَا] لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا قَرَائِنُ الْقُرْآن.

امام صادق(علیه السلام): خداوند اطاعت از ما را در کتابش واجب و فرض کرد؛ پس مردم توان حمل آن را ندارند! برگزیده اموال برای ماست! انفال برای ماست! قرینه های (فهم) قرآن برای ماست.

مصدر اصلی: تفسير العياشي، ج‌2، ص 47

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌93، ص 210

عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ مَا كَانَ مِنْ أَرْضٍ بَادَ أَهْلُهَا فَذَلِكَ الْأَنْفَالُ فَهُوَ لَنَا.

امام کاظم (علیه السلام): زمینی که اهلش آن را رها کرده اند؛ جزو انفال است و برای ماست!

مصدر اصلی: تفسير العياشي، ج‌2، ص 47

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌93، ص 210

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ مَاتَ لَا مَوْلَى لَهُ وَ لَا وَرَثَةَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآيَةِ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُول.

امام صادق(علیه السلام): هر کس بمیرد در حالی که سرپرست و ورثه ای ندارد؛ پس او از اهل این آیه است: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُول.

مصادر اصلی: تهذيب الأحكام، ج‌9، ص 387 / الإستبصار، ج‌4، ص 195 / تفسير العياشي، ج‌2، ص 48

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌26، ص 249 / بحار الأنوار، ج‌93، ص 210

فِي رِوَايَةِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: هِيَ الْقَرْيَةُ الَّتِي قَدْ جَلَا أَهْلُهَا وَ هَلَكُوا فَخَرِبَتْ فَقَالَ هِيَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ.

در روایت ابن سنان آمده است: انفال، آن روستایی است که اهلش آن را رها کرده اند و از بین رفته اند، در نتیجه خراب

شده است. پس حضرت فرمود: آن برای خدا و رسول است.

مصدر اصلی: تفسير العياشي، ج‌2، ص 48

منابع دیگر:وسائل الشيعة، ج‌9، ص 533

کلام خمینی(ره) در مورد گستره بسیار عظیم انفال:

« القول في الأنفال: و هي ما يستحقه الامام عليه السلام على جهة الخصوص لمنصب إمامته كما كان النبي صلّى اللّٰه عليه و آله لرئاسته الإلهية، و هي أمور: منها- كل ما لم يوجف عليها بخيل و ركاب أرضا كانت أو غيرها انجلى عنها أهلها أو سلّموها للمسلمين طوعا. و منها- الأرض الموات التي لا ينتفع بها إلا بتعميرها و إصلاحها لاستيجامها أو لانقطاع الماء عنها أو لاستيلائه عليها أو لغير ذلك، سواء لم يجر عليها ملك لأحد كالمفاوز أو جرى و لكن قد باد و لم يعرف الآن. و يلحق بها القرى التي قد جلا أهلها فخربت كبابل و الكوفة و نحوهما، فهي من الأنفال بأرضها و آثارها كالأحجار و نحوها، و الموات الواقعة في الأرض المفتوحة عنوة غيرها على الأقوى، نعم ما علم أنها كانت معمورة حال الفتح فعرض لها الموتان بعد ذلك ففي كونها منالأنفال أو باقية على ملك المسلمين كالمعمورة فعلا تردد و إشكال لا يخلو ثانيهما من رجحان. و منها- أسياف البحار و شطوط الأنهار، بل

كل أرض لا رب لها على إشكال في إطلاقه و إن لا يخلو من قرب و إن لم تكن مواتا بل كانت قابلة للانتفاع بها من غير كلفة كالجزائر التي تخرج في دجلة و الفرات و نحوهما. و منها- رءوس الجبال و ما يكون بها من النبات و الأشجار و الأحجار و نحوها، و بطون الأودية، و الآجام، و هي الأراضي الملتفة بالقصب و الأشجار من غير فرق في هذه الثلاثة بين ما كان في أرض الإمام عليه السلام أو المفتوحة عنوة أو غيرهما، نعم ما كان ملكا لشخص ثم صار أجمة مثلا فهو باق على ما كان. و منها- ما كان للملوك من قطائع و صفايا. و منها- صفو الغنيمة كفرس جواد، و ثوب مرتفع، و سيف قاطع و درع فاخر، و نحو ذلك. و منها- الغنائم التي ليست بإذن الإمام عليه السلام. و منها- إرث من لا وارث له. و منها- المعادن التي لم تكن لمالك خاص تبعا للأرض أو بالإحياء.

مسألة: الظاهر إباحة جميع الأنفال للشيعة في زمن الغيبة على وجه يجري عليها حكم الملك من غير فرق بين الغني منهم و الفقير إلا في إرث من لا وارث له، فإن الأحوط لو لم يكن الأقوى اعتبار الفقر فيه، بل الأحوط تقسيمه على فقراء بلده، و الأقوى إيصاله إلى الحاكم الشرعي. كما أن الأقوى حصول الملك لغير الشيعي أيضا بحيازة ما في الأنفال من العشب و الحشيش و الحطب و غيرها، بل و حصول الملك لهم أيضا للموات بسبب الاحياء كالشيعي.»

تحرير الوسيلة، ج‌1، ص 368

ترجمه: « گفتارى در مورد انفال: انفال چيزهايى است كه امام (عليهم السّلام) به خصوص به خاطر منصب امامتش، مستحق آن مى‌باشد همانطور كه بدليل رياست الهى (و امامتى) كه پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) داشت، انفال متعلّق به او بود. و انفال چند چيز است: از آن جمله است- هر چيزى كه با اسبان و سواران بر آن تاخته نشده است (و از طريق جنگ با كفّار بدست مسلمانان نيفتاده است) زمين باشد يا غير زمين، اهالى آن از آن كوچ كرده باشند و يا آن را با ميل و رغبت به مسلمانان تسليم نموده باشند. و از آن جمله است: «زمين مواتى» كه مورد استفاده نيست مگر اين كه آباد و اصلاح شود يا براى آن كه نيزار است يا براى اينكه آب از آن قطع شده است يا براى اينكه آب آن را فرا گرفته و يا براى غير اينها، چه ملك ديگرى واقع نشده باشد مانند صحراهاى بى‌آب و علف سوزان، يا ملك كسى بوده و ليكن مالك آن از بين رفته و الآن شناخته نشود. و قريه‌ها و شهرهايى كه اهل آنها كوچ كرده خراب شده است مانند بابل و كوفه و مانند اينها به زمين موات ملحق مى‌شود، پس اين شهرها زمين و آثار آن مانند سنگها و مثل آنها از انفال مى‌باشد، و زمين مواتى كه در زمين مفتوح عنوة )با جنگ و غلبه فتح شده) واقع شده بنابر اقوى مانند غير آن (جزء انفال) است. ولى اگر معلوم باشد كه در حال فتح مسلمين، آباد بوده و بعد ازآن حالت موات بر آن عارض شده است پس در اين كه از انفال است يا بر ملك مسلمين باقى مى‌باشد مانند زمينى كه فعلا آباد است ترديد و اشكال است كه دومى آنها خالى از رجحان نيست. و از آن جمله است- كناره‌هاى درياها و نهرها، بلكه هر زمينى كه صاحب نداشته باشد- البته اطلاق آن اشكال دارد- اگر چه خالى از قرب نمى‌باشد، و اگر چه موات نباشد بلكه بدون زحمت و تكلّف قابل استفاده باشد، مانند جزائرى كه در دجله و فرات و مانند آنها بيرون مى‌آيد. و از آن جمله است: سر كوهها و آنچه كه از گياه و درختها و سنگها و مانند آنها در آنها مى‌باشد، و عرصۀ وادى‌ها و «آجام» و آن زمينهايى است كه به نى و درختان پوشانده شده است. و در اين سه، بين آن كه در زمين امام (عليهم السّلام) باشد يا در مفتوح عنوة يا در غير اينها باشد فرقى نمى‌كند؛ البته آنچه كه ملك شخصى باشد سپس مثلا نيزار شود بر آنچه كه بوده است باقى مى‌ماند (و ملك صاحبش مى‌باشد). و از آن جمله است: آنچه از مختصات شاهان بوده است از اموال غير منقول و منقول. و از آن جمله است: غنيمت ممتاز، مانند اسب سوارى نجيب و لباس گران‌قيمت و شمشير برنده، و زره فاخر، و مانند اينها. و از آن جمله است: غنيمت‌هايى كه (جنگ در آن) با اذن امام (عليهم السّلام) نباشد. و از آن جمله است: ارث كسى كه وارثى نداشته باشد. و از آن جمله است- معدن‌هايى كه به تبع زمين يا بواسطۀ احياى آن، ملك مالك خاصّى نباشد.

مسأله: ظاهر آن است كه همۀ انفال در زمان غيبت (حضرت مهدى سلام اللّه عليه) براى عموم شيعه مباح مى‌باشد، بصورتى كه حكم ملك بر آن جريان دارد بدون آن كه بين غنى و فقير شيعه فرقى باشد، مگر در مورد ارث كسى كه وارثى ندارد. زيرا احتياط- اگر اقوى نباشد- آن است كه فقير بودن در آن معتبر است، بلكه احتياط آن است كه بين فقراى شهر ميّت تقسيم شود، و اقوى آن است كه بايد به حاكم شرع رسانده شود، كما اين كه اقوى آن است كه اگر غير شيعه آنچه را كه در انفال است از گياه و علف و هيزم و غير اينها حيازت كند، مالك آن مى‌شود، بلكه اگر زمين موات را هم احياء كنند مانند شيعه ملكيت برايشان حاصل مى‌شود.»

ترجمه تحرير الوسيلة، ج‌2، ص 109

مرحوم شیخ حُرّ عاملی(ره):

أَنَّ الْأَنْفَالَ كُلُّ مَا يَصْطَفِيهِ مِنَ الْغَنِيمَةِ وَ كُلُّ أَرْضٍ مُلِكَتْ بِغَيْرِ قِتَالٍ وَ كُلُّ أَرْضٍ مَوَاتٍ وَ رُءُوسُ الْجِبَالِ وَ بُطُونُ الْأَوْدِيَةِ وَ الْآجَامُ وَ صَفَايَا الْمُلُوكِ وَ قَطَائِعُهُمْ غَيْرُ الْمَغْصُوبَةِ وَ مِيرَاثُ مَنْ لَا وَارِثَ لَهُ وَ مَا غَنِمَهُ الْمُقَاتِلُونَ بِغَيْرِ إِذْنِه.

در عنوان باب اول از ابواب انفال: انفال هر آن چیزی است که از غنیمت به دست می‌آید، و هر زمینی که بدون جنگ فتح شده است، و هر زمین موات، و قله کوه‌ها، و عرصه وادی‌ها، و آجام (زمینهایی که با نی و درختان پوشیده شده است)، و اموال منقول و غیرمنقول پادشاهان به شرط عدم غصبی بودن، میراث کسی که وارث ندارد، آنچه جنگجویان مسلمین بدون اذن امام به غنیمت برده‌اند.

وسائل الشيعة، ج‌9، ص 523

پیوست شماره 8: آیات و روایات عدم جواز سلطه بر مال دیگران

آیات قرآن:

وَ لٰا تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَى الْحُكّٰامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ )سوره مبارکه بقره، آیه 188)

و اموالتان را در ميان خود به باطل و ناحق مخوريد. و آن را به عنوان رشوه به سوى حاكمان و قاضيان سرازير نكنيد تا بخشى از اموال مردم را [با تكيه بر حكم ظالمانه آنان] به گناه و معصيت بخوريد، در حالى كه [زشتىِ كارتان را] مى‌دانيد.

یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لٰا تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلّٰا أَنْ تَكُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْكُمْ وَ لٰا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ بِكُمْ رَحِيماً (سوره مبارکه نساء، آیه29)

اى اهل ايمان! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخوريد، مگر آنكه تجارتى از روى خشنودى و رضايت ميان خودتان انجام گرفته باشد. و خودكشى نكنيد زيرا خدا همواره به شما مهربان است.

روایات:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّجُلِ يُقَاتِلُ عَنْ مَالِهِ. فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ شَهِيدٍ. فَقُلْنَا لَهُ: أَ فَيُقَاتِلُ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: إِنْ لَمْ تُقَاتِلْ فَلَا بَأْسَ أَمَّا أَنَا فَلَوْ كُنْتُ لَتَرَكْتُهُ وَ لَمْ أُقَاتِلْ.

از امام باقر (علیه السلام) در مورد مردی که بخاطر مالش جنگ می کند. حضرت فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر کس بخاطر مالش کشته شود به منزله شهید است. پس به حضرت گفتیم: آیا جنگ کند بهتر است؟ فرمود: اگر جنگ نکند اشکالی ندارد و اگر من جای او بودم مال خود را رها می‌کردم و (بخاطر مال) نمی‌جنگیدم.

مصادر اصلی: الكافی، ج‌7، ص 296 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 167

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌28، ص 383

قال رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آله: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس بخاطر مالش کشته شود شهید است.

مصادر اصلی: من لايحضره‌الفقيه، ج‌4، ص380 / الخصال، ج‌2، ص607 / عيون أخبارالرضا عليه‌السلام، ج‌2، ص124 / دعائم‌الإسلام، ج‌2، ص 478

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌29، ص 407

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ وَ قَالَ لَوْ كُنْتُ أَنَا لَتَرَكْتُ الْمَالَ وَ لَمْ أُقَاتِلْ.امام باقر و صادق (علیهماالسلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هر کس بخاطر مالش کشته شود شهید است. و فرمودند: اگر من جای او می‌بودم قطعاً مالم را رها می‌کردم و با کسی (بخاطر مالم) جنگ نمی‌کردم.

من لا يحضره الفقيه، ج‌4، ص 95

وَ رَوَى أَنَسٌ عَنْ النبی ص قَالَ: لَا يَحِلُّ مَالُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلَّا عَنْ طِيبِ نَفْسٍ مِنْهُ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): (تصربف) در مال مسلمان حلال نیست مگر از طیب خاطر از او.

مصادر اصلی: عوالي اللئالي، ج‌3، ص 473 / فقه القرآن)قطب راوندی)، ج‌2، ص 74

قَالَ النَّبِيُّ ص: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَحِلُّ مَالُهُ إِلَّا عَنْ طِيبِ نَفْسٍ مِنْهُ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): مسلمان برادر مسلمان است، (تصرف در) مال مسلمان حلال نیست مگر با طیب خاطر او.

عوالي اللئالي، ج‌3، ص 473

الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ شُعْبَةَ فِي تُحَفِ الْعُقُولِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ فِي خُطْبَةِ الْوَدَاعِ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ وَ لَا يَحِلُّ لِمُؤْمِنٍ مَالُ أَخِيهِ إِلَّا عَنْ طِيبِ نَفْسٍ مِنْهُ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آخرین خطبه شان فرمودند: ای مردم! همانا مومنین برادر یکدیگرند و مال مومنی برای مومن دیگر حلال نیست مگر از طیب خاطر او.

مصدر اصلی: تحف العقول، ص 34

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌5، ص 120 / بحار الأنوار، ج‌80، ص 283

عن النبی صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آله: حُرْمَةُ مَالِ الْمُسْلِمِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): حرمت مال مسلمان مانند حرمت خون اوست.

مصادر اصلی: تنبیه الخواطر، ج‌1، ص11 /عوالي اللئالي، ج‌3، ص473 / فقه‌القرآن)قطب راوندی)، ج‌2، ص74 / شهاب‌الأخبار(قضاعی)، ص64

منابع دیگر: بحار الأنوار، ج‌29، ص 407 / نهج الفصاحة، ص 440

وَ قَالَ النبی ص: مَالُ الْمُسْلِمِ وَ دَمُهُ حَرَامٌ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): مال و خون مسلمان حرام است.

عوالي اللئالي، ج‌3، ص 473

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: مَنْ أَكَلَ مَالَ أَخِيهِ ظُلْماً وَ لَمْ يَرُدَّهُ إِلَيْهِ أَكَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.امام صادق )عليه السّلام(: هر كه بخشى از دارايى برادر ايمانى‌اش را ستمكارانه بخورد و آن را به او باز نگرداند در روز رستاخيز پاره‌اى از آتش را خواهد خورد.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌2، ص 333 / ثواب الأعمال، ص 273

سند ثواب الاعمال: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌16، ص 53 / بحار الأنوار، ج‌72، ص 313

پیوست شماره 9: روایات و فتوای فقهاء در مورد لزوم عدم تقویت کفر در تجارت بین‌الملل

روایاتی که در باب مذمت و نهی از معامله با کفار و هر کاری که باعث تقویت کفر شود در منابع روایی ما بسیار زیاد است. که ما به چند روایت در این زمینه اشاره می‌کنیم:

روایت تحف العقول: عن الصادق (علیه السلام): «... وَ كَذَلِكَ كُلُّ بَيْعٍ مَلْهُوٍّ بِه وَ كُلُّ مَنْهِيٍّ عَنْهُ مِمَّا يُتَقَرَّبُ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ أَوْ يَقْوَى بِهِ الْكُفْرُ وَ الشِّرْكُ مِنْ جَمِيعِ وُجُوهِ الْمَعَاصِي أَوْ بَابٌ مِنَ الْأَبْوَابِ يَقْوَى بِهِ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الضَّلَالَةِ أَوْ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبَاطِلِ أَوْ بَابٌ يُوهَنُ بِهِ الْحَقُّ فَهُوَ حَرَامٌ مُحَرَّمٌ حَرَامٌ بَيْعُهُ وَ شِرَاؤُهُ وَ إِمْسَاكُهُ وَ مِلْكُهُ وَ هِبَتُهُ وَ عَارِيَّتُهُ وَ جَمِيعُ التَّقَلُّبِ فِيهِ إِلَّا فِي حَالٍ تَدْعُو الضَّرُورَةُ فِيهِ إِلَى ذَلِكَ.»

«... و [از جمله معاملات حرام:] همچنين معامله هر چيزى كه مايه سرگرمى باشد (چون آلات موسيقى) يا موجب تقرب به غير خدا (از دستگاه‌هاى طاغوت) يا باعث تقويت كفر و شرك گردد (مانند فروش سلاح و غيره به دشمنان اسلام) يا نوعى گمراهى و ضلالت را نيرو بخشد، يا باطلى را تقويت كند (چون نشر افكار مسموم يا ترويج بى‌عفتى و غيره) يا حقى را تضعيف نمايد (و باعث سستى عقايد مردم شود، از قبيل نشر كتب و نوشته‌هاى ضد دين) كه اينها همه فروش، خريد، نگهداشتن، مالك شدن، عاريه دادن و كليه تصرفاتش حرام است جز اينكه ضرورتى پيش آيد.» (ترجمه جنتی، ص535)

مصدر اصلی: تحف العقول، ص 333

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 84 / بحار الأنوار، ج‌100، ص 46

عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ أَعْمَالِهِمْ- فَقَالَ لِي: « يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَا وَ لَا مَدَّةَ قَلَمٍ؛ إِنَّ أَحَدَهُمْ لَا يُصِيبُ مِنْ دُنْيَاهُمْ شَيْئاً إِلَّا أَصَابُوا مِنْ دِينِهِ مِثْلَهُ أَوْ حَتَّى يُصِيبُوا مِنْ دِينِهِ مِثْلَهُ.» الْوَهْمُ مِنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ.»

ابوبصير مى‌گويد: «از امام باقر عليه السلام درباره كارهاى آنان [همكارى با کفار و ظالمین] سؤال كردم. امام عليه السلام به من فرمود: اى ابومحمد! نه و حتى به اندازه آغشته كردن قلمى به مركب [با آنان همكارى نكن] هيچ‌كس به چيزى از دنياى آنان نمى‌رسد مگر آن‌كه (يا تا آن‌كه) آنان به همان اندازه از دينش را بربايند.»

ترديد در حديث از جانب ابن عمير، يكى از راويان آن است.

مصادر اصلی: الكافي، ج‌5، ص 107 / تهذيب الأحكام، ج‌6، ص 331

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 179 / جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‌22، ص 546

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: « لَا تُعِنْهُمْ عَلَى بِنَاءِ مَسْجِدٍ.»

امام صادق(علیه السلام) به یونس بن یعقوب فرمود: «کفار (و ظالمین) را بر ساخت مسجد هم یاری مکن!»

مصدر اصلی: تهذیب الاحکام، ج6، ص338

منابع دیگر: وسائل الشيعة، ج‌17، ص 180

حدثنی مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:« إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيْنَ أَعْوَانُ الظَّلَمَةِ وَ مَنْ لَاقَ لَهُمْ دَوَاةً أَوْ رَبَطَ كِيساً أَوْ مَدَّ لَهُمْ مَدَّةَ قَلَمٍ فَاحْشُرُوهُمْ مَعَهُمْ.»

« امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: چون روز قيامت شود منادى ندا كند: كجايند یاری‌دهندگان به ستمکاران؟! و كسانى كه براى آنان دواتى ليقه كردند، يا درِ كيسه‌اى برايشان بستند، يا قلمى براى آنان اصلاح نمودند؟! [آن‌گاه خطاب مى‌رسد:] آنان را نيز با ستمكاران محشور كنيد.»

مصادر اصلی: ثواب الأعمال، ص 260 / جامع الأخبار(للشعيري)، ص 155 / أعلام الدين(دیلمی)، ص 408

منابع دیگر: وسائل الشيعة؛ ج‌17، ص 180 / بحار الأنوار، ج‌72، ص 372

مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ (الکشی) فِي كِتَابِ الرِّجَالِ: عَنْ حَمْدَوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الرَّازِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع فَقَالَ لِي: يَا صَفْوَانُ كُلُّ شَيْ‌ءٍ مِنْكَ حَسَنٌ جَمِيلٌ مَا خَلَا شَيْئاً وَاحِداً. قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ? قَالَ: إِكْرَاؤُكَ جِمَالَكَ مِنْ هَذَا الرَّجُلِ يَعْنِي هَارُونَ. قُلْتُ :وَ اللَّهِ مَا أَكْرَيْتُهُ أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا لِلصَّيْدِ وَ لَا لِلَّهْوِ وَ لَكِنِّي أَكْرَيْتُهُ لِهَذَا الطَّرِيقِ يَعْنِي طَرِيقَ مَكَّةَ وَ لَا أَتَوَلَّاهُ بِنَفْسِي وَ لَكِنِّي أَبْعَثُ مَعَهُ غِلْمَانِي. فَقَالَ لِي: يَا صَفْوَانُ أَ يَقَعُ كِرَاؤُكَ عَلَيْهِمْ? قُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ: فَقَالَ لِي: أَ تُحِبُّ بَقَاءَهُمْ حَتَّى يَخْرُجَ كِرَاؤُكَ? قُلْتُ? نَعَمْ. قَالَ: مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ كَانَ مِنْهُمْ كَانَ وَرَدَ النَّارَ! قَالَ صَفْوَانُ: فَذَهَبْتُ فَبِعْتُ جِمَالِي عَنْ آخِرِهَا فَبَلَغَ ذَلِكَ إِلَى هَارُونَ فَدَعَانِي. فَقَالَ لِي: يَا صَفْوَانُ بَلَغَنِي أَنَّكَ بِعْتَ جِمَالَكَ. قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: وَ لِمَ؟ قُلْتُ: أَنَا شَيْخٌ كَبِيرٌ وَ إِنَّ الْغِلْمَانَ لَا يَفُونَ بِالْأَعْمَالِ. فَقَالَ: هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِنِّي لَأَعْلَمُ مَنْ أَشَارَ عَلَيْكَ بِهَذَا، أَشَارَ عَلَيْكَ بِهَذَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ. قُلْتُ: مَا لِي وَ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ: دَعْ هَذَا عَنْكَ فَوَ اللَّهِ لَوْ لَا حُسْنُ صُحْبَتِكَ لَقَتَلْتُكَ.

امام كاظم «ع»- صفوان جمّال مى‌گويد: بر ابو الحسن اول «ع» (حضرت امام موسى بن جعفر «ع») داخل شدم، به من فرمود: «اى صفوان! همه چيز تو نيكو و زيبنده است مگر يك چيز». گفتم: فدايت شوم، آن كدام چيز است؟ فرمود: «كرايه دادن شترانت به اين مرد»- يعنى هارون- گفتم: از روى سرخوشى و نعمت‌زدگى، يا براى شكار و كار لهو به او كرايه ندادم، بلكه براى اين راه، يعنى راه مكه، چنين كردم، نيز خود شخصا اين كار را انجام نمى‌دهم بلكه كاركنانم را با او مى‌فرستم. پس فرمود: «اى صفوان! آيا كرايه آنها به عهده آنان نيست؟» گفتم: چرا، فدايت شوم! فرمود: «آيا باقى ماندن ايشان را تا زمان گرفتن كرايه‌ات دوست مى‌دارى؟»، گفتم: آرى. فرمود: «هر كس بقاى ايشان (ظالمان) را دوست داشته باشد، از ايشان است، و هر كس از ايشان باشد، اهل دوزخ است ...».رجال الكشي، ص 441

برای مطالعه بیشتر روایات در این زمینه می‌توانید: به باب 1 و باب 42، 43، 44، 45 از أبواب ما يكتسب به از كتاب التجارة کتاب وسایل الشیعه نیز مراجعه فرمایید.

کلام فقهاء در این باره:

و آنچه فقهاء بزرگوار در مورد معامله با کفار می‌فرمایند آن است که: هر معامله و یا هر کار دیگری(غیر از معامله) که باعث تقویت کفریا کفار و باطل شود حرام است؛ و این یکی از قواعد قطعی استنباط فقهی در نزد شیعه می‌باشد که در جای‌جای فروعات فقهی مختلف به کار رفته است:

از باب نمونه:

مرحوم علامه حلی(ره) در منتهی چنین می‌فرماید:

« يحرم حفظ كتب الضلال، و نسخها لغير النقض أو الحجّة عليهم بلا خلاف. و كذا يحرم نسخ التوراة و الإنجيل و تعليمهما، و أخذ الأجرة على ذلك كلّه؛ لأنّ في ذلك مساعدة على الحقّ و تقوية للباطل، و لا خلاف فيه.»

« حفظ و نسخه برداری از کتب ضاله حرام است؛ بدون خلاف. و همینطور نسخه‌برداری از تورات و انجیل و تعلیم و آموزش‌دادن آنها حرام است. و گرفتن اجرت بر همه اینها حرام است؛ چون که در تمام اینها کمک‌کردن بر علیه حق و تقویت باطل است. و هیچ خلافی در این نیست.»

منتهى المطلب(علامه حلی)، ج‌15، ص 383

عالم بزرگ شیعه مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه) در این باره می‌فرماید:

« أنّ من القواعد حرمة تقوية الكفر يدلّ عليها العقل و النقل فإن المستفاد من خبر تحف العقول حرمة ذلك [حرمه بیع السلاح من اعداء الدین] مطلقا لقوله ع أو يقوى به الكفر و الشّرك.»

«یکی از قواعد [که در استنباط به کار برده می‌شود] حرام بودن تقویت کفر است که هم عقل و هم نقل بر آن دلالت می‌کند. آن چه از خبر تحف العقول [که در متن فوق ذکر شد] استفاده می‌شود آن است که فروش سلاح به دشمنان دین مطلقا حرام است؛ بخاطر قول امام (علیه‌السلام) [در روایت تحف‌العقول که فرمود: از معاملات حرام آن معاملاتی است که به وسیله آن] کفر و شرک تقویت شود.»

حاشية المكاسب (لليزدي)، ج‌1، ص 12

مرحوم عبدالاعلی سبزواری (ره) نیز در این باره:

« يحرم كل ما يوجب تقوية الباطل على الحق بأي نحو كان، و لو ببيع معدات الحرب منهم؛ للأدلة الأربعة: فمن الكتاب: ما دل على حرمة الإعانة على الإثم كقوله تعالى وَ تَعٰاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوىٰ، وَ لٰا تَعٰاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ و أي إثم أشد من هذا؟! و من الإجماع: إجماع المسلمين بل العقلاء على أصل الكبرى إلا أن مصداق الحق و الباطل يختلف لديهم، لأن كلا يرى مذهبه حقا و ما يخالفه باطلا. و من السنة القولية: أخبار لا تحصى في موارد شتى: منها: ما تقدم. و منها: قول أبي عبد اللّه عليه السّلام في رواية أبي حمزة: «لو لا أن بني أمية وجدوا لهم من يكتب و يجبي لهم الفي‌ء و يقاتل عنهم و يشهد جماعتهم لما سلبونا حقنا»[1]. و منها: قول أبي عبد اللّه عليه السّلام: «و كل منهي عنه مما يتقرب به لغير اللّه تعالى أو يقوى به الكفر و الشرك منجميع وجوه المعاصي، أو باب يوهن به الحق فهو حرام محرم بيعه و شراؤه و إمساكه و ملكه و هبته و عاريته و جميع التقلب فيه[2]. و من السنة العملية: بناء جميع الشرائع الإلهية خصوصا الشريعة الختمية المقدسة على المدافعة مع الباطل بأي وجه أمكن. و هی [ای: تقویه الباطل] تختلف باختلاف الاعصار و الأمصار، بلا فرق فيه بين حال قيام الحرب و الهدنة إذا كان الاشتراء و الجمع للتهيئة و العدة. و لا يعتبر في حرمة البيع القصد إلى الإعانة و التقوية، بل المناط الصدق العرفي.»

«هر چیزی که موجب تقویت باطل بر حق شود حرام است؛ به هر صورتی که باشد، ولو با فروش معدّات جنگ به آنها باشد. دلیل این مطلب ادله اربعه است: اما دلیل از کتاب (قرآن): آنچه که دلالت بر حرام بودن کمک‌کردن بر گناه می‌کند: مثل قول خداوند متعال: وَ تَعٰاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوىٰ، وَ لٰا تَعٰاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ (سوره مبارکه مایده، آیه 3) و چه گناهی بزرگتر از تقویت باطل؟! . اما دلیل از اجماع: اجماع تمام مسلمین بلکه تمام عقلاء بر اصل کبری (حرام بودن تقویت باطل) است. الا اینکه در مصداق حق و باطل بین عقلاء و مسلمین اختلاف است، چون تمام آنها مذهب خود را حق و مخالف خود را باطل می‌داند! و دلیل از سنت قولی (روایات): اخبار و روایاتی است که قابل احصاء نیست در موارد مختلف: یکی از آنها: کلام امام صادق(علیه السلام) در روایت ابی حمزه: «اگر بنی‌امیه کسانی را نمیافتند که برای آنها کتابت کند و فیء را برای آنها جمع آوری کند و برای آنها جنگ کند و در جمات آنها حضور داشته باشد؛ همانا حق ما اهلبیت(ع) گرفته نمی‌شد!» و روایتی دیگر: کلام امام صادق(ع): «... و [از جمله معاملات حرام:] همچنين معامله هر چيزى كه مايه سرگرمى باشد (چون آلات موسيقى) يا موجب تقرب به غير خدا (از دستگاه‌هاى طاغوت) يا باعث تقويت كفر و شرك گردد (مانند فروش سلاح و غيره به دشمنان اسلام) يا نوعى گمراهى و ضلالت را نيرو بخشد، يا باطلى را تقويت كند (چون نشر افكار مسموم يا ترويج بى‌عفتى و غيره) يا حقى را تضعيف نمايد (و باعث سستى عقايد مردم شود، از قبيل نشر كتب و نوشته‌هاى ضد دين) كه اينها همه فروش، خريد، نگهداشتن، مالك شدن، عاريه دادن و كليه تصرفاتش حرام است.» و اما سنت عملی: بناء تمام شرایع الهی خصوصا شریعت حضرت ختمی مرتبت بر دفاع کردن در مقابل باطل به هر نحوی که امکان دارد.

و تقویت باطل با اختلاف اعصار و شهرها مختلف می شود، بدون فرق بین حال جنگ یا صلح. و در حرام بودن خرید و فروش[ی که باعث تقویت باطل می‌شود] قصد کمک و تقویت باطل شرط نیست؛ بلکه صدق عرفی شرط است [یعنی: چه بسا قصد تقویت نداشته باشد ولی -بخاطر اینکه عرفاً تقویت باطل محسوب می‌شود- حرام باشد.]»

مهذب الأحكام (عبدالاعلی سبزواري)، ج‌16، ص 71

مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد تبریزی(ره) نیز می‌فرماید:

« إذا انطبق عنوان تقوية الكفر و تضعيف الحق و أهل الايمان أو ثبوت السبيل للكافر على المسلم على بيع العبد المسلم منه و الوفاء بها فالظاهر عدم صحة تلك المعاملة.»

هر گاه عنوان تقویت کفر و تضعیف حق و اهل ایمان یا ثابت شدن راه کفار بر مسلمان، بر خرید بنده مسلمان از کافر و وفاء به آن صدق کند؛ ظاهر آن است که این معامله صحیح نیست.

إرشاد الطالب إلى التعليق على المكاسب، ج‌3، ص 168

و همچنین در شرح کتاب شرح لمعه می‌خوانیم:« و في خبر تحف العقول جعل مناط الحكم تقوية الكفر أو الشرك أو توهين الحق حيث قال: (أو يقوى به الكفر و الشرك من جميع وجوه المعاصي، أو باب يوهن به الحق فهو حرام) إلى آخره، و هي ظاهرة في حرمة بيع كل ما يوجب غلبتهم علينا و تقويتهم و توهين الحق.»

« در خبر تحف العقول تقویت کفر یا شرک یا وهن و سستی حق را مناط [و قاعده] حکمِ [حرمت] قرار داده است؛ آنجا که فرموده: ([از معاملات حرام هر معامله ای‌است که به وسیله آن] کفر و شرک تقویت شود، یا حق به وسیله آن سست شود ... تا آخر روایت). و این روایت ظاهر در حرام بودن خرید و فروش هر چیزی است که باعث غلبه کفار بر ما و تقویت آنها و باعث وهن و سستی حق گردد.»

الزبدة الفقهية في شرح الروضة البهية، ج‌4، ص 289

در قسمت اصلی گزارش این نشست میخواهم چهار محور را بحث کنم. فهم بنده این است که اگر کسی به این چهار محور توجه کند مساله "پول" در "اسلام" برای او حل میشود. یعنی جایگاه مساله پول و تاثیر آن بر مساله تنظیم روابط انسانی جا خواهد افتاد بله؛ یک وقتی شما به دنبال این هستید که اثر پول را بر ایجاد ارزش افزوده" بحث کنید یا مثلا میگویید که من مساله پول و سیاستهای پولی و مالی را طوری تنظیم میکنم که هدایت نقدینگی" به بخش تولید اتفاق بیفتد یا تامین پروژههای مهم اتفاق بیفتد خب این یک بحث دیگری است و شما مساله پول را محدود کرده اید به بخش اقتصاد ما اگر بخواهیم تاثیر مساله پول را در تنظیم روابط انسانی ببینیم باید یک مقدمات و گفتگوهای دیگری را بحث کنیم.

عکس

57