کیمیای اخلاص نگاهی به اخلاص و جلوه های آن درحیات طیبه

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: جمالی، عبدالرضا، 1335 -

عنوان و نام پدید آور: کیمیای اخلاص: نگاهی به اخلاص و جلوه‌های آن درحیات طیبه/ عبدالرضا جمالی.

مشخصات ناشر: بیرجند : پیامبر رحمت، 1400.

مشخصات ظاهری: 248ص.؛ 21/5 (علیه السلام) 14/5س‌م.

شابک: 5-1-98234-622-978

وضعیت فهرست‌نویسی: فیپا.

یادداشت: کتابنامه : ص. 243 - 248 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر: نگاهی به اخلاص و جلوه‌های آن درحیات طیبه.

موضوع: اخلاص؛ اخلاص - - جنبه‌های قرآنی؛ اخلاص - - احادیث.

رده بندی کنگره: BP250/6

رده بندی دیویی: 297/632

شماره کتاب‌شناسی: 8645721


نگاهی به اخلاص و جلوه‌های آن در حیات طیّبه

نويسنده: ... عبدالرضا جمالی

ناشر: ... انتشارات پیامبر رحمت

چاپ: ... مبین

صفحه‌آرا: ... احمد مؤتمنی

ناظر علمی: ... رضا صفایی

تیراژ: ... 200 نسخه

نوبت چاپ: ... اول / پاییز1400

قيمت: ... 48000 تومان

شابک: 5-1-98234-622-978


مرکز پخش:

بيرجند، سجادشهر، شهيد ماژاني 1، پلاک 4، همراه: 09122526576 - 09194511476

تلفن مؤلف: 09171313745

اشاره

بسم الله الرحمن اارحیم

کیمیای اخلاص

عبدالرضا جمالی

نجوا

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذى جَعَلْنا مِنَ الْمُتِمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ والْاَئِمَّةِ المَعْصُومِین عَلَيْهِمُ السَّلامُ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَليِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ، فى هذِهِ السَّاعَةِ، وَفى كُلِّ ساعَةٍ، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَليلاً وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعائهُ وَخَيْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَفَوْزاً عِنْدَكَ.

آمِينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

فهرست مطالب

مقدمه ... 19

فصل اوّل: مروری بر اخلاص

بخش اول: آشنایی با اخلاص ... 23

1. واژه‌شناسی و تعریف ... 23

الف. مفهوم و معنای نیّت ... 23

ب. تعریف شیخ بهایی ... 23

ج. بیان سیدبن طاووس ... 24

د. تعریف سیّدهاشم حدّاد ... 24

ه. بهترین مَثَل اخلاص ... 24

2.

کیفیّت یا کمیّت؟ ... 25

3.

روش بندگی ... 27

الف. مسیر بندگی ... 28

ب. لزوم عبادت و استعانت ... 29

ج. حقیقت بندگی ... 30

4.

مراقبت از نیّت ... 30

5.

اهمیت نیّت در عبادات ... 32

6.

نیّت صحیح و مقبول ... 33

7.

دشواری اخلاص ... 35

8.

انواع نیّت در عبادت ... 36

9.

مراتب نیّت احرار ... 38

10.

سرچشمه‌های اخلاص ... 40

الف. معرفت ... 40

ب. نومیدی از مردم ... 41

ج. کمی آرزو ... 42

د. عبادت حقیقی ... 42

ه . محبت خدا ... 43

و. میل به آنچه نزد خداست ... 44

ز. انقطاع از غیرخدا ... 44

11. تعمیم نیّت ... 45

الف. زندگی شرافت‌مندانه ... 46

ب. نگاه به صورت عالِم ... 46

ج. از راه بندگی خدا ... 47

د. همهٔ کارها برای خدا ... 48

12. آفات اخلاص ... 49

الف. ریا (خودنمایی) ... 49

ب. عُجب ... 50

ج. سُمعه ... 51

13. حجاب‌های راه اخلاص ... 53

الف. حجاب‌های هفت‌گانه ... 53

ب. نظارت خداوند ... 55

14.

ظرافت شرک ... 55

15.

راه‌های تشخیص انگیزهٔ خالص ... 57

16.

تمرین اخلاص ... 59

بخش دوم: فضایل اخلاص ... 62

1.

برترین موعظه قرآن ... 62

2.

عالی‌ترین سرنوشت ... 63

3.

ودیعهٔ خدایی ... 64

4.

جامع ارزش‌ها ... 65

5.

سفارش حق‌تعالی ... 67

6.

راز جاودانگی ... 68

7.

مقام عباد مخلص ... 69

8.

تفاوت مخلِصین با مخلَصین ... 70

9.

فضیلت مخلِص ... 71

10.

چراغ هدایت ... 71

11.

دریافت پاداش کامل ... 72

3.

همراهی و حمایت حجّت خدا ... 72

4.

کم‌بودن همه دنیا در ایفای حق او ... 73

5.

قبولی اعمال ... 73

6.

حساب‌شان با خداست ... 74

بخش سوم: نشانه‌ها و آثار اخلاص ... 76

نخست. نشانه‌ها ... 76

1. اجتناب از حرام ... 76

الف. چشم‌پوشی از گناه ... 77

ب. ترک گناه اهم از فعل عبادت ... 78

ج. سعادت دنیا و آخرت ... 79

2.

دوست‌نداشتن مدح غیرخدا ... 79

3.

کلام حکیمانه ... 81

4.

امید فقط به خدا ... 82

5.

عدم درخواست از مردم ... 83

6.

کوتاهی آرزو ... 85

7.

قلب سلیم ... 86

دوم. آثار اخلاص ... 88

1.

قرب حق‌تعالی ... 88

2.

برترین سرنوشت ... 89

3.

کفایت و تدبیر خدایی ... 90

4.

موفقیت در کارها ... 91

5.

هیبت و هراس معنوی ... 92

6.

امان از فریب شیطان ... 93

7.

رستگاری ... 96

8.

مِثل خدا ... 97

9.

مقام کرامت ... 98

10.

رهایی از معاصی و دوزخ ... 98

11.

قبولی اعمال ... 99

12.

رتبه عالی آخرت ... 101

13.

نیل به مقام ولایت ... 102

فصل دوم: معرفی الگوها

بخش اول: پیامبران الهی ... 107

1.

اساس رسالت پیامبران ... 107

2.

تفاوت عبادت پیامبران با دیگران ... 108

3.

صبر و بردباری پیامبران ... 108

4.

قرض‌الحسنه بودن کار خیر برای خدا ... 109

5.

جلوه‌ای از خلوص حضرت شعیب (علیه السلام) ... 110

6.

موسی کلیم عبد مخلص خدا ... 111

7.

نُه قرن و نیم کار خالصانه ... 113

8.

برترین مقام حضرت یوسف ... 114

بخش دوم: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ... 116

1.

مأموریت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ... 116

2.

اخلاص در همهٔ شئون هستی ... 117

3.

جایگاه عبودیّت ... 118

4.

اوج بندگی ... 120

5.

دین‌داری خالصانه ... 120

6.

اسوه آسمانی ... 121

بخش سوم: اهل‌بیت (علیهم السلام) ... 123

1.

توحید خالص و ناب ... 123

2.

اوج مجاهدت و اخلاص ... 124

3.

احسان خالصانه ... 125

4.

ایثار بی‌منّت ... 126

5.

انفاق خالصانه ... 127

6.

رهبری اعمال ... 127

بخش چهارم: علمای ربّانی ... 130

دو نشانه عالی ... 130

الف. مراتب عالی اخلاص ... 130

ب. پرهیز از مرجعیت و ریاست ... 131

1.

امام خمینی (قدس سره) ... 132

2.

امام خامنه‌ای حفظه‌الله ... 133

3.

آیت‌الله قاضی (رحمه الله) ... 135

4.

علّامه شهید مطهری ... 135

5. علّامه طباطبائی ... 137

الف. جلب رضایت خدا ... 137

ب. ما همه بندگان خدائیم ... 138

ج. فروغ قرن ... 139

6.

آیت‌الله بروجردی (قدس سره) ... 140

7.

شیخ بهایی (رحمه الله) ... 141

8.

علّامه مجلسی (رحمه الله) ... 142

9.

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی ... 144

10.

آیت‌الله احمدی‌میانجی ... 144

11.

حاج شیخ عباس قمی ... 145

الف. وارستگی ... 145

ب. کتاب منازل الاخره ... 146

12.

ملاهادی سبزواری ... 147

13.

شیخ محمدجواد بلاغی (رحمه الله) ... 147

14.

حاج امام قلی نخجوانی ... 148

15.

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط ... 149

16.

مرحوم مرشد چلویی ... 150

بخش پنجم: شهدا ... 151

1.

شهید همّت ... 151

2.

شهید آوینی ... 151

3.

شهید حاج قاسم سلیمانی ... 152

4.

شهید حسن باقری ... 153

5.

شهید بروجردی ... 153

6.

شهید مرتضی جاویدی ... 153

7.

شهید محمدرضا بدیهی ... 155

8.

شهید حاج محمود ستوده ... 156

9.

شهید جلیل ثابت‌قدم ... 157

10.

شهید جلیل اسلامی ... 158

11.

شهید علی‌محمد الوانی ... 158

12.

شهید علیرضا کیهان‌پور ... 159

13.

شهید عبدالکریم روزبه ... 160

14.

شهید عبدالرسول محمدپور ... 161

15.

شهید مسعود اصلاحی ... 162

16.

شهید مسلم رستم‌زاده ... 163

فصل سوم: جلوه‌های اخلاص در زندگی پاکیزه

بخش اول: نکات راهبردی ... 167

1.

زیان هواپرستی ... 167

2.

خسران دنیا و آخرت ... 168

3.

وصول به معدن عظمت ... 168

4.

رقابت پاکان خردمند ... 169

5.

برترین پرهیزگاری ... 171

6. پرسش و پاسخ ... 172

بخش دوم: جلوه‌ها ... 174

1. اخلاص در دینداری ... 174

الف. کمال دین ... 174

ب. آخرین رتبه دینداری ... 175

2. ایمان و اخلاص ... 176

الف. رنگ خدایی ... 176

ب. پرواز بر سکوی ایمان ... 177

ج. اسب تک‌تاز فرصت ... 178

3. ولایت‌مداری خالصانه ... 179

الف. برای منافع شخصی ... 179

ب. شعاع ولایت ... 180

4. اخلاص و توحید ... 180

الف. معنای اخلاص توحیدی ... 180

ب. برجسته‌ترین مظاهر اخلاص ... 181

ج. کلید بی‌همتای بهشت ... 182

5. اخلاص و لقای حق‌تعالی ... 184

الف. عمل خالص ... 184

ب. نفس مطمئنه ... 185

ج. بهترین عطای دوست ... 185

6. سیروسلوک و اخلاص ... 186

الف. برای خدا چه کرده‌ای؟ ... 187

ب. افسوس که خدا ندارم ... 188

ج. خوب شدن برای خدا ... 189

7. تبرّا و تولّای خالصانه ... 189

الف. بالاتر از انقطاع ... 190

ب. دشنامی خالصانه ... 191

8. اخلاص و انتظار فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 193

الف. اقسام مردم ... 193

ب. برترین مردم روزگار ... 194

9. اخلاص و دوستی و محبت ... 195

الف. مهرورزی خالصانه ... 196

ب. پالایش محبّت ... 196

ج. دل حرم خداست ... 197

د. دلِ خدانِما ... 198

10. نماز و اخلاص ... 198

الف. برای یاد خدا ... 199

ب. فقط انگیزه خدایی ... 200

ج. محو جمال و فانی در خدا ... 201

11. اخلاص و دعا ... 201

الف. مغز عبادت ... 202

ب. تا حالا کجا بودی؟ ... 203

ج. لذّت‌های ناب ... 203

12. اخلاص و تلاوت قرآن ... 204

الف. محبوب خدا ... 204

ب. اقسام قاریان ... 204

13.

اخلاص و شب‌زنده‌داری ... 206

14.

اخلاص در انفاق ... 208

الف. انفاق خالصانه ... 209

ب. کلید بهشت ... 209

15. خلوص در برگزاری مجالس روضه ... 210

الف. عنایت ویژه ... 210

ب. سه شرط جلسه روضه ... 211

ج. منافع دنیوی ... 212

16. برادری و اخلاص ... 212

الف. برادری خدایی ... 213

ب. اساس برادری ... 214

ج. دو برادر واقعی ... 215

17. اخلاص و روابط اجتماعی ... 216

الف. رستگاری ... 216

ب. با اخلاص و شایسته ... 217

ج. آبیاری خالصانه ... 217

د. معیار ارزیابی ... 218

18. جلوه اخلاص در نهضت عاشورا ... 219

الف. اخلاص رهبر نهضت ... 219

ب. یاران مخلص ... 220

19. خلوص و دانش‌اندوزی ... 221

الف. معیار ارزش علم‌آموزی ... 221

ب. اقسام دانش‌اندوزان ... 222

ج. سرچشمه جوشان معرفت ... 223

د. راه علاج ... 224

ه . اندرزی برای آدم شدن ... 224

20. اخلاص و زیارت ... 225

الف. بدرقه ملائک ... 226

ب. پذیرایی ویژه ... 226

ج. سفر زیارتی یا سیاحتی؟ ... 227

21. اخلاص و جهاد ... 227

الف. اساس اعمال ... 227

ب. برای تجارت ... 228

ج. قرض‌الحسنه‌بودن جهاد در راه خدا ... 229

22. اخلاص و تبلیغ دین ... 230

الف. تبلیغ رایگان ... 230

ب. مزدخواهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ... 231

ج. لزوم تبعیت از انبیا ... 232

23. اخلاص و هجرت ... 233

الف. ارزش هجرت ... 233

ب. نکته لطیف ... 234

24. اخلاص و خدمت‌گزاری به مردم ... 234

الف. کو عمل خالصت؟ ... 234

ب. محبوب خدا ... 235

ج. روح اعمال ... 236

25. اخلاص، رمز پیروزی دفاع مقدس ... 237

الف. سفارش امام خمینی (قدس سره) ... 237

ب. رمز موفقیّت ... 238

ج. فضایل اخلاقی ... 238

26. عفو و اخلاص ... 239

الف. عفو در اوج قدرت ... 239

ب. عفو خدایی ... 240

ج. ارزش عفو در کلام وحی ... 241

د. ندای شگفت قیامت ... 242

دیگر آثار منتشر شده از مؤلف ... 244

کتاب‌نامه ... 246

مقدمه

از کلام نورانی امیرمؤمنان (علیه السلام) در نهج‌البلاغه شریف است که فرمودند:

هر کس میان خود و خدا اصلاح نماید، خداوند میان او مردم را اصلاح می‌کند و کسی که امر آخرتش را اصلاح کند خداوند امر دنیایش را اصلاح فرماید ... .(1)

در اهمیت این دستورالعمل سازنده که ضامن سعادت دنیا و آخرت است همین بس که بزرگان علما در گذشته هنگامی که نامه‌ای به یکدیگر می‌نوشتند، غالباً از این کلام نورانی در نامه خود بهره می‌جستند، و به‌راستی سزاوار است که با آب طلا نوشته شود و هر روز انسان بر آن نظر افکند و به محتوای آن در زندگی عمل نماید.

گرچه برای شرح و بسط این کلام حکمت‌آمیز به کتاب‌ها نیازمنداست امّا از مصادیق ممتاز و برجستهٔ اصلاح در این روایت، اصلاح نیت و انگیزه انسان است در عبادت و تمام کارها، که نام آن در اصطلاح


1) . نهج‌البلاغه، حکمت شماره 89.

علمای اخلاق «اخلاص» است. بنده به دیدار یکی از وارستگان رفته بودم. در ضمن مباحثی که مطرح شد، یکی هم‌بحث پژوهش پیرامون اخلاص بود. ایشان فرمودند:

ما از اخلاص فقط اسمی می‌شنویم وگرنه این موضوع مباحث فراوان و مهمی داراست.

به‌راستی بحث اخلاص از اهم مسائل اخلاقی و ریشه و اساس اعمال و تنها راز موفقیت مردان بزرگ و میدان مسابقه پاکان خردمند و کلید قبولی اعمال انسان نزد خداوند تبارک و تعالی است. ولی کمتر به آن پرداخته شده و می‌شود. بنده ندیدم که پژوهشی مستقل درباره آن انجام شده باشد. ازاین‌رو بر آن شدم که هرچند ناقص و ناتمام تحقیقاتی در این زمینه انجام دهم و نام آن را «کیمیای اخلاص» گذاشته تقدیم دوستداران اخلاص و معنویت نمایم.

امیدوارم اندیشوران ارجمند در کامل‌نمودن آن اهتمام ورزند، انشاءالله این پژوهش در سه فصل تدوین و تنظیم شده است:

فصل اوّل: آشنایی با اخلاص به‌منظور مروری بر کلیات این موضوع مهم؛

فصل دوم: معرفی اسوه‌های اخلاص را برعهده دارد، زیرا اسوه‌پذیری بهترین شیوه تربیتی است؛

فصل سوم: برخی از مهم‌ترین جلوه‌های اخلاص در زندگی پاکیزه را با هم مرور می‌نماییم.

من‌الله توفیق

عبدالرضا جمالی

فصل اوّل : مروری بر اخلاص

اشاره

بخش یکم : آشنایی با اخلاص

1. واژه‌شناسی و تعریف

الف. مفهوم و معنای نیّت

اخلاص در بیان علمای اخلاق و دینی عبارت از خالص‌کردن نیّت از نیّات سوء و قصدهای مختلف و غرض‌های گوناگون، و به‌طور کلی از هر قصدی که مربوط به غیر خدای متعال باشد.(1)

به بیان دیگر: نیّت عبارت است از قصد و تصمیم که آدمی برای انجام کاری در باطن اتخاذ می‌کند و بر طبق آن عمل می‌نماید.(2).

ب. تعریف شیخ بهایی

شیخ بهایی (رحمه الله) در تعریف مفهوم نیّت می‌فرماید:

مقصود از نیّت درست این است که دل به طاعت خدا دهد و چیزی جز


1) . مصباح الشریعه، باب 76.

2) . مجمع‌البحرین، ماده (ن و ی)

رضای خدای سبحان ملاحظه نکند. نه مانند کسی که بندهٔ خود را آزاد کند به قصد قربت، خلاصی از هزینه و بدرفتاری او هم ضمیمه نماید یا در حضور مردم صدقه برای ثواب خدا دهد و ثنای مردم با هم ... و نه چون کسی که نماز و صدقه و وِرد عادت او شده باشد.(1)

ج. بیان سیدبن طاووس

سیدبن طاووس (رحمه الله) می‌فرماید:

بنده باید خداوند جلّ جلاله را تنها از آن جهت که شایسته عبادت و بندگی است بپرستد، نیت همان قصد و تصمیم انسان برای عبادت است و این چیزی نیست که بر او مخفی بماند.(2).

د. تعریف سیّدهاشم حدّاد

عارف معاصر سیدهاشم حدّاد (رحمه الله) در تعریف اخلاص فرمودند:

پرهیز و بیزاری جستن از هر نیرو و قوّه‌ای، مگر نیرو و قوّه الهی.(3)

ه. بهترین مَثَل اخلاص

بهترین مثال جهت فهمیدن معنی اخلاص، آب است که تا وقتی خالص باشد، طاهر است و آن‌گاه می‌توانیم با آن وضو بگیریم، غسل


1) . کافی، ج3، ص29.

2) . ادب حضور، ترجمه فلاح السائل، ص62.

3) . غرق حضور، ص141.

کنیم و از آن بخوریم، زیرا خالص است و هیچ چیزی به آن اضافه نشده است، امّا اگر مزه یا رنگش تغییر کند، خلوص و اخلاص خود را از دست می‌دهد و قابلیت‌هایش از بین می‌رود.

عمل ما نیز مانند آب اگر مزه و بویی از هوای نفس و غیرخدا داشته باشد، خالص بودنش از بین می‌رود و رنگ غیرالهی می‌گیرد که دراین‌صورت حقیقتش از بین رفته است و تنها ظاهری از آن باقی است، عملی پاک است که هیچ قید و بندی نداشته باشد و هیچ بوو مزهٔ غیرخدایی نداشته باشد. این حقیقت ناب در کلام وحی این‌گونه آمده:

خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ»؛(1)

بگو: من مأمور شدم که خدا را با اخلاص عبادت کنم.(2)

2. کیفیّت یا کمیّت؟

آنچه معتبر است، کیفیّت و چگونگی عبادت و عمل است نه کمیّت و کثرت آن، در قرآن می‌خوانیم:

«لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛(3)

تا شما را آزمایش کنیم که کدام‌تان عمل نیکو انجام می‌دهید.


1) . زمر، آیه11.

2) . کیش مهر، شرح کلمات عرفانی علّامه طباطبائی، ص196 و 197.

3) . ملک، آیه2.

لِيَبْلُوَكُمْ أَکْثَرُ عَمَلًا؛

نه این‌که شما را امتحان کنیم که کدام یک از شما عمل بیش‌تری انجام می‌دهید.

در کتاب شریف المیزان ذیل آیه کریمه فوق آورده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:منظور این نیست که معلوم کند کدام‌تان بیش‌تر عمل می‌کنید، بلکه منظور این است که معلوم کند عمل کدام‌تان صواب‌تر و درست‌تر است، و درستی عمل به خشیت از خدا و نیت صادقانه است.

آن‌گاه فرمود:

و مهم هم کیفیت است انجام خود عمل خیلی دشوار نیست، این دشوار است که انسان آن را خالص انجام دهد و هم‌چنان خالص باقیش دارد ... .(1)

از طرفی باید دانست که کار برای خدا بسیار ارزشمند است اگرچه اندک باشد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

اَخلِصْ قَلبَكَ یَکفِكَ الْقَلِیلُ مِنَ الْعَمَلِ؛(2)

دِلت را خالص کن، کار اندک تو را بس است.

همان گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

دینت را خالص گردان برای خدا، تا کار اندک تو را بس باشد.(3)


1) . کافی، ج2، ص13 و المیزان، ج9، ص595.

2) . بحارالانوار، ج73، ص175.

3) . میزان الحکمه، ج3، ص371.

علاوه بر آن خدای متعال به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود:ای موسی! هر کاری که برای من انجام شود، اندک آن زیاد است و آنچه برای غیر من است، زیادش هم اندک است.(1)

رؤیای صادقه: شبی یکی از علما را در خواب دیدند که مقام خوبی دارد. گفتند: خوش به حالتان. گفت: همهٔ اعمالی که شما فکر می‌کنید رد شده است فقط یک کار من مورد قبول واقع شده و آن این است که روزی قلم در دوات زدم و فکر می‌کردم که چیزی بنویسم. یک مگس روی نوک قلم نشست و من هم قلم را تکان ندادم و گفتم که این مگس هم مکی بزند (مرکب‌های قدیم از موادی بوده که مگس‌ها میل به خوردن آن داشتند) این مقام به‌خاطر این کار است، چون برای خدا انجام داده‌ام.(2)

3. روش بندگی

اشاره

بندگی خدا، یعنی این‌که انسان به‌راستی درک کند که از خودش چیزی ندارد و سر تا پا نیازمند خدا و بنده اوست، و این بندگی را فقط نه به زبان، که با همه رفتارش در طول زندگی نشان دهد.(3)

ازاین‌رو امام سجاد (علیه السلام) در مقام نیایش از خداوند درخواست بندگی خالصانه نموده عرضه می‌دارد:


1) . کافی، ج8، ص46 و میزان الحکمه، ج3، ص372.

2) . بهترین شاگرد شیخ، ص147.

3) . سجاده‌های سلوک، ج2، ص96.

وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ؛(1)

مرا در شمار کسانی قرار ده که لایق پرستشت ساخته‌ای.

در این‌جا جلوه‌ای از روش بندگی را در کلام عارف واصل مرحوم سیّدهاشم حدّاد (رحمه الله) تقدیم می‌گردد:

ایشان با داشتن سرمایه‌های معنوی و متحقق بودن به ولایت که هرگونه کاری حتی کرامات عجیب و غریب از او ساخته بوده در تمام مدت عمر یک بار دیده نشد که از آن طریق ارتزاق کند یا رفع حاجت نماید. می‌فرمود:

خدا دوست دارد بنده‌اش تسلیم باشد و او برای بندهٔ خود اختیار کند، نه آن‌که بنده چیزی را اختیار کند. اختیار بنده مطلوب نیست و خواست او اگرچه برآورده شود و می‌شود، خلاف روش محبت و عبودیّت است. خدا دوست دارد بنده‌اش بنده شود، یعنی از اراده و اختیار بیرون شود.(2)

الف. مسیر بندگی

در سوره حمد، مسیر بندگی به ما تعلیم داده شده است. ابتدا باید معرفت‌مان را به خداوند سبحان کامل کنیم، خدایی که ربّ العالمیناست، رحمت واسعه دارد، برای اعمال صالح انسان‌ها نتیجه و پاداشی درخور و متناسب در نظر گرفته است و ما او را می‌پرستیم و تنها او را شایسته پرستش می‌دانیم. در پی این معرفت ناب به این باور رهنمون


1) . مفاتیح الجنان، مناجات المحبّین.

2) . غرق حضور، ص73.

می‌گردیم که باید فقط تسلیم و بنده و مطیع او باشیم. ثمره این باورمندی ناب و حقیقی، بریدن از غیرخدا و فقط تکیه بر او و استعانت‌جویی از ذات مقدّس اوست. پس برای عبد خالص شدن، باید شناخت‌مان را قوی‌تر کنیم، و از غیرخدا منقطع گردیم.

ب. لزوم عبادت و استعانت

آیت‌الله نخودکی اصفهانی (قدس سره) می‌فرماید:

ای عزیز! اگر در « إِيَّاكَ نَعْبُد» راستگو شدی، به یقین که در «إِيَّاكَ نَسْتَعِين» هم صادقی، زیرا اگر کسی خدا را شناخت و به‌عنوان عبودیت او را سجده کرد، نمی‌تواند از دیگری استعانت جوید. اما اگر او را نشناخت و نتوانست او را سجده کند، در کارهای خود حیران و سرگردان می‌ماند و هر لحظه، به‌جایی نگران است، زیرا رسم است که بنده از مولای خود استعانت جوید. حال اگر انسان خدای خود را نشناخت و سجده‌اش به‌قلب نبود، بلکه به‌صورت بود، هم‌چون گدایان کوچهو بازار، دربه‌در و سرگردان خواهد بود.(1)

هر مسلمانی در شبانه‌روز حداقل پنج نوبت باید نماز بخواند. در هر نمازی دو بار سوره حمد می‌خوانیم. پس ده بار سوره حمد را تکرار می‌کنیم و می‌گوییم: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ خدایا تنها تو را عبادت می‌کنم و تنها از تو کمک می‌خواهم.


1) . صاحب کرامت، ص133.

ج. حقیقت بندگی

یک معرفت مهم و کاربردی برای اهل سیر و سلوک و اخلاص، به‌ویژه افرادی که به‌دنبال بندگی حق‌تعالی و مولای خویش هستند، این است که حقیقت بندگی چیست؟

سؤال: شما فرمودید، اگر انسان بندگی خدا کرد، نفس او الهی می‌شود، بفرمائید حقیقت بندگی چیست؟

پاسخ: آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه الله) می‌فرماید: حقیقت بندگی اخلاص است. یعنی اگر همه‌چیز و همه کارها برای خدا انجام دادید و بقیه را پوچ بدانید، این اخلاص و بندگی است.(1)

4. مراقبت از نیّت

یکی از مراقبت‌های مهم در مسیر بندگی، مراقبت از انگیزه و نیّت است در تمام کارها که برای خدا خالص باشد.

حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی (قدس سره) :

کارها انجام می‌شود و روزگار می‌گذرد، امّا آنچه برای ما می‌ماند نیّات ماست. انسان در گرو نیات خویش است. مواظب باشیم نیّت کار خلاف، حرف خلاف و اندیشه خلاف نداشته باشیم.(2)


1) . منشور زندگی موفق، ج4، ص119 و سلوک معنوی، ص136.

2) . شهره آفاق، شرح کلمات آیت‌الله بهاءالدینی، ص33.

امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

بنده باید در تمام حرکات و سکنات خود نیّت خالص داشته باشد، زیرا اگر چنین نباشد، غافل است و غافلان را خداوند چنین وصف نموده است: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا»(1)آنان هم‌چون چهارپایان هستند بلکه گمراه‌ترند.(2)

حکایت: عارف واصل کامل، مرحوم میرزا جوادآقا ملکی می‌نویسد:

یکی از عالمان بزرگ نقل کرده که: او سی سال در صف اوّل نمازجماعت اقتدا می‌کرده، پس از سی سال روزی به عللینتوانست خود را به صف اوّل برساند، ازاین‌رو در صف دوم ایستاد و از این‌که مردم او را در صف دوم دیدند، گویا در خود خجالتی احساس کرد. از این‌جا متوجه شد که در این مدّت طولانی که در پیشاپیش مردم و در ردیف اوّل نماز را اقامه می‌کرده، از روی ریا بوده است و تمام آن سی سال نماز را قضا کرد.(3)

بنابراین، تا پایان عمر باید مواظب و مراقب بود تا شیطان انسان را به زیر چتر خود نکشد و گوهر اخلاص را از کف آدمی نرباید و باید دانست که تا نفس آخر، ابلیس دست از انسان برنمی‌دارد و طبق آنچه از قرآن کریم استفاده می‌شود تنها «مُخلَصین» هستند که در دام آن ملعون نمی‌افتند.


1) . فرقان، آیه44.

2) . مصباح الشریعه، باب76.

3) . المراقبات، ص141.

5. اهمیت نیّت در عبادات

یکی از مسائل بسیار مهم در عبادات، مسأله «نیّت» است. «نیّت» روح هر عبادتی محسوب می‌شود و ارزش عبادت ارتباط تام و تمام به نیت انسان دارد. اگر نیت انسان اشکال داشته باشد و درست نباشد آن عبادت، هرچه هم حجم آن زیادباشد، سر سوزنی برای انسان فایده ندارد.

براساس این روایت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: دو نفر وارد مسجد می‌شوند و هر دو نماز می‌خوانند، اما یکی با نماز خواندن از عذاب و آتش نجات پیدا می‌کند و بهشتی می‌شود و دیگری به سبب همان نماز جهنّمی می‌شود. سؤال کردند یا رسول‌الله چگونه چنین چیزی ممکن است؟

حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: اوّلی به نماز خواندن خود می‌بالد و برای آن‌که توجه دیگران را جلب کند، قدری هم رکوع و سجود و اعمال نمازش را بهتر انجام می‌دهد و خضوع و خشوعش را بیش‌تر می‌کند، به‌سبب چنین نیّتی که در نماز خود وارد می‌کند، هم نمازش را باطل می‌کند و همین ریاکاری باعث جهنّمی شدن او می‌گردد امّا شخص دوم وارد نماز می‌شود و نماز می‌خواند درحالی‌که خجل و شرمنده است و در فکر است که آیا نماز من قبول خواهد شد یا نه، و در حین نماز حالت توبه به او دست می‌دهد و تصمیم می‌گیرد دیگر گناه نکند، این نماز باعث می‌شود از جهنّم نجات پیدا کرده و بهشتی شود.(1)


1) . بحارالانوار، ج72، باب 72، روایت 21.

بنابر آنچه بیان گردید، نیّت تا این حدّ می‌تواند ارزش عملرا تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو معیار ارزش‌گذاری کارهای عبادی و روح عبادت «نیّت» است. مهم این است که عبادت را به چه انگیزه‌ای انجام می‌دهیم.

6. نیّت صحیح و مقبول

براساس برخی روایات عبادت‌کنندگان سه گروهند:

گروه اوّل: عبادت بردگان است. برده چون از صاحبش می‌ترسد و حساب می‌برد، فرمان او را اطاعت می‌کند. گروهی از مردم نیز چون از خدا و عذاب و جهنّم می‌ترسند خدا را عبادت می‌کنند. روایات، این‌گونه عبادات را «عبادة العبید» نامیده‌اند.

گروه دوم: عبادت تاجران است. اینان حساب‌گر و کاسب‌کارانه هستند. تاجر و کاسب اگر بخواهد معامله‌ای انجام دهد، نگاه می‌کند که در این معامله سودی عایدش می‌شود و چه به‌دست می‌آورد (به‌قول امروزی‌ها توجیه اقتصادی دارد یا نه). گروهی از مردم نیز خدا را همین‌گونه عبادت می‌کنند. آنان حساب می‌کنند که در قبال این عبادت چه چیزی عایدشان می‌شود و این عبادت چه نفع و سودی برای آنان دارد. آنان چون می‌بینند در مقابل عبادت، بهشت را به‌دست می‌آورند، خدا را عبادت می‌کنند. روایات، چنین عبادتی را «عبادة التّجار» نامیده است. اتفاقاً قرآن کریم نیز برای تشویق مردم به کار خیر و اطاعت از خدا از همین ادبیات استفاده می‌کند. براینمونه می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛(1)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آیا شما را به تجارتی راه نمایم که شما را از عذاب دردناک برهاند؟ به خدا و فرستاده او ایمان بیاورید و در راه خدا با مال و جان‌تان جهاد کنید، اگر بدانید برای شما بهتر است.

گروه سوم: عبادت احرار است. «احرار» یعنی کسانی که خدا را به‌خاطر ترس از دوزخ و عذاب و به طمع بهشت عبادت نمی‌کنند. مشهورترین روایت، این فرمایش امیرالمؤمنین است که فرمود:

اِنَّ قَوماً عَبدَواللهَ رَغبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجارِ وَ اِنّ قَوماً عَبَدواللهَ رَهبَةً فَتِلكَ عِبادَة الْعَبیدِ وَ اِنّ قَوْماً عَبَدوالله شُکراً فتِلكَ عِبادَةُ الاَحرارِ؛(2)

گروهی خدا را به امید بخشش پرستش می‌کنند، این عبادت بازرگانان است و گروهی خدا را از روی ترس پرستشمی‌کنند که این عبادت بردگان است و گروهی خدا را از روی سپاس‌گزاری عبادت می‌کنند که این عبادت آزادگان است.

بنابر آنچه بیان شد، از نظر قرآن و روایات این‌گونه عبادات مقبول است و اگر انسان به همین مرتبه هم برسد (گروه دوم) مرتبهٔ بالایی است، امّا باید وجههٔ نظر و همت را فقط رضای خدا قرار دهیم.(3)


1) . صف، آیات 10 و 11.

2) . نهج‌البلاغه، ترجمه و شرح فیض‌الاسلام، حکمت 239.

3) . به‌سوی او، ص301-303، با تلخیص.

7. دشواری اخلاص

در آموزه‌های دینی، صاف و خالص نمودن نیّت بسیار سخت و دشوار شمرده شده است و حتی از جهاد در راه خدا دشوارتر بوده، ازاین‌رو جهاد اکبر بیان گردیده است.

امام علی (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

خالص گردانیدن عمل سخت‌تر از خود عمل است و پاک کردن نیّت از فساد و ناخالصی برای عمل‌کنندگان از جهاد طولانی دشوارتر است.(1)

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

الاِبْقاءُ عَلَی الْعَمَلِ حَتّی یَخْلُصَ اَشَدُّ مِنَ الْعَملِ؛(2).

پایداری بر عمل تا آن‌جا که خالص شود، سخت‌تر از خود عمل است.

بنابراین، با درک درست از دشواری اخلاص در فرهنگ دینی و باورداشت تأثیر فوق‌العاده آن در دست‌یابی به کمال و رستگاری، لازم است تمام تلاش خویش را در تصفیه انگیزه از غیرخدا متمرکز نماییم، زیرا نیّت شالوده عمل است.

امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) در کلامی حکیمانه و راهبردی فرمودند:

النِّیَةُ اَساسُ العَمَلِ؛(3)

انگیزه شالوده و اساس عمل است.


1) . بحارالانوار، ج77، ص288.

2) . کافی، ج2، ص16.

3) . کافی، ج2، ص84.

8. انواع نیّت در عبادت

1.

یک معنای نیّت در عبادت این است که به هنگام عمل، انسان توجه داشته باشد که چه می‌کند ... که آیا این همان کاری است که شرع دستور داده است؟ آیا خدا از این کار راضی است؟ مقابل این حالت، جایی است که انسان عملی را بی‌نیّت انجام دهد ... مثل انسانی که شدیداً خواب‌آلود است ... در اینحالت انسان نمی‌فهمد که چه می‌کند و قصد و نیت خاصی ندارد. اگر کسی در چنین حالتی عبادتی انجام دهد، مثلاً نماز بخواند، گرچه همه واجبات آن را انجام دهد و شرایط آن را رعایت کند، اما چون نیّت ندارد عملش باطل است.

2.

فرض دیگر برای نیّت در عبادت این است که انسان آن را صرفاً برای رسیدن به برخی مقاصد و آثار دنیوی انجام دهد، نظیر نمازهایی که منافقان در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌خواندند. آنان فقط برای این‌که جانشان محفوظ باشد و سایر احکام اسلام (مانند ارث بردن، ازدواج کردن و ... ) در موردشان جاری شود، مسلمان بودند و آداب اسلامی و عبادت را انجام می‌دادند، به‌گونه‌ای که اگر می‌دانستند در صورت نماز نخواندن نیز جان و مالشان محفوظ است و از سایر امتیازات برخوردار خواهند بود، هیچ‌گاه نماز نمی‌خواندند. چنین نمازی قطعاً باطل است.

3.

گاهی نیّت برای آثار آخرتی است. دست‌کم این است که اکثر افراد نمازخوان درعین‌حال که برای اطاعت امر خدا نماز می‌خوانند، امّا

این کار را یا به طمع بهشت و یا برای ترس از عذاب و جهنّم انجام می‌دهند ... نمازخواندن یک عدّه بدان سبب است که باورشان آمده خدایی هست و آن خدا جهنّمی دارد و بی‌نمازهارا به جهنّم می‌برد، اگر روزی خدا به این افراد بگوید دیگر جهنّمی در کار نیست، یا بی‌نمازها را به جهنّم نمی‌برم، آنان دیگر نماز نخواهند خواند و هیچ عبادت دیگری را انجام نخواهند داد.

عده‌ای دیگر خدا را عبادت می‌کنند و نماز را می‌خوانند برای رسیدن به بهشت، اینان اگر نماز می‌خوانند از آن روست که می‌دانند خدا هست و بهشتی با نعمت‌های فراوان و غیرقابل وصف دارد، و آن بهشت پاداش کسانی است که عبادت و اطاعت خدا را انجام می‌دهند. این گروه برای محروم نماندن از آن پاداش‌هاست که نماز می‌خوانند، به‌طوری که اگر بهشتی در کار نباشد آنان نیز هیچ‌گاه عبادتی نخواهند کرد و نمازی نخواهند خواند.

4. گروه دیگری مشهور به احرار هستند. «احرار» یعنی کسانی که از قید بهشت و جهنّم و ترس از عذاب و طمع در نعمت‌های بهشتی آزادند. آری بالاترین مرحله عبادت این است که انسان خدا را به طمع بهشت یا ترس از جهنّم عبادت نکند ... هنر این افراد این است که ضمن باورمندی به وجود خدا و بهشت و جهنّم، پرستش آن‌ها به انگیزه بهشت و جهنّم نیست، فقط رضایت و خشنودی خدا را طالب هستند.(1)

1) . به‌سوی او، ص298 - 302، با تلخیص.

9. مراتب نیّت احرار

این مقام که انسان به‌جایی برسد که عبادتش به طمع بهشت و یا ترس از دوزخ نباشد، مراتب مختلفی دارد. همه کسانی که به این مقام والا رسیده‌اند در یک مرتبه نیستند. در روایات، تعابیری به شرح ذیل دیده می‌شود:

1. در فرمایشی که از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شد، حضرت تعبیر «شُکراً» است. می‌فرماید: گروهی خدا را برای سپاس‌گزاری عبادت می‌کنند. این روحیه «حق‌شناسی» است که محرک اینان برای اطاعت و عبادت خدا می‌باشد ... چرا که وجدان آن‌ها راضی نمی‌شود که این همه نعمت‌های خداوند را نادیده بگیرند و بدون سپاس از کنار آن بگذرند. ازاین‌رو هنگامی که توجه می‌کنند همه نعمت‌ها را خدا به آنان عطا فرموده و بیش‌ترین و بزرگ‌ترین خدمت‌ها را خدا به آنان نموده است به شکر و سپاس‌گزاری از او روی می‌آورند.2. تعبیر دیگری که برای این مقام در روایات آمده «حُبّاً» است. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

... وَلکِنّی اَعْبُدُه حُبّاً لَهُ؛(1)

ولکن تو را از روی محبت پرستش می‌کنم.


1) . بحارالانوار، ج70، باب 43.

اگر بین دو نفر رابطه «محبّت» به‌معنای واقعی شکل بگیرد و رابطه‌ای قوی و شدید باشد، دیگر مُحِب در اندیشه آن نیست که از محبوبش نفعی ببرد، بلکه برعکس، می‌خواهد هر کار و خدمتی که از دستش برمی‌آید برای محبوبش انجام دهد و چشم‌داشت هیچ پاداشی و احسانی را از طرف محبوب ندارد. لازمه محبت خالص و شدید این است که محب دیگر به خودش توجه ندارد، در همه‌جا عکس رخ یار می‌بیند و تمام وجودش وقف او می‌کند.

در این چنین رابطه‌ای دیگر محب به فکر آن نیست که آیا عذابی در کار هست یا نه و بهشت و حوری وجود دارد یا خیر، بلکه تمام توجه او به خود محبوب است.

3. تعبیر دیگری که در این زمینه وجود دارد «اَهلاً» می‌باشد. از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:

ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِن نارِكَ وَ لاطَمَعاً فی جَنَّتِكَ لکِنَّ وَجَدْتُكَ اَهلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ؛(1)

خدایا من تو را به شوق و رغبت بهشتت یا از ترس آتشت پرستش نکردم، بلکه تو را شایسته پرستش یافتم، پس تو را پرستیدم.

اصلاً غیر تو را شایسته پرستش نیافتم، اگر تو را نپرستم چه کسی را بپرستم، و اگر به تو دل نبندم به که دل بندم؟!(2)


1) . بحارالانوار، ج70، باب 53.

2) . به‌سوی او، ص305 و 306.

10. سرچشمه‌های اخلاص

الف. معرفت

اگر آدم ابوالبشر و انسان کامل، خلیفة‌الله است، به‌دلیل معرفت اوست. قرآن کریم سند خلافت الهی را معرفت می‌داند و می‌فرماید، چون آدم به همهٔ حقایق عالِم گردید، خلیفة‌الله شد. بنابراین اگر خواستیم عبادت ما بهایی پیدا کند باید در خلوص بکوشیم، و برای رسیدن به خلوص، به ناچار باید در کسبمعرفت کوشا باشیم. بسیاری از وساوس برای خود انسان مخفی است و انسان آن را به‌حساب عمل خالص می‌گذارد.

خیلی از ریزه‌کاری‌ها شیطنت است که بر خود انسان هم مستور است و انسان عمل خود را خالص می‌پندارد درحالی‌که این چنین نیست ... ممکن است کسی تحت ولایت شیطان باشد و خود را خدمت‌گزار دین و جامعه بپندارد، درحالی‌که اگر به مراقبت و محاسبه بپردازد، معلوم می‌شود که با چه انگیزه‌ای کار کرده است. تشخیص عمل خالص از غیرخالص کار آسانی نیست و بدون معرفت عمیق حاصل نمی‌شود. معیار همهٔ کمال‌ها و کلید همهٔ مقامات، معرفت است و هیچ کمالی بالاتر از معرفت نیست.(1)

امام صادق (علیه السلام) ، پاکی نیّت را به‌قدر پاکی معرفت دانسته می‌فرماید:


1) . تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص215 و 216.

نیّت به اندازه صفا و پاکی معرفت از قلب ظاهر می‌شود و به اختلاف مراتب ایمان از لحاظ قوت و ضعف آن، دارای مراتب می‌گردد و کسی که نیّت خالص دارد، نفس و هوای او هر دو در مقابل حیاء و تعظیم پروردگار مغلوب و مقهورند و این آدم که بهمقام نیّت خالص رسیده است، از جهت خواهش‌ها و درخواست‌های طبیعت و شهواتش و آرزوهای نفسانی خود، پیوسته در رنج و تعب است و باید برخلاف آن‌ها رفتار کرده و درعین‌حال حقوق آن‌ها را تا آن‌جا که می‌باید حفظ کند، ولی دیگران از این آدم و از شرّ و آزار او در آسایش و امن هستند.(1)

بنابراین نیّت از جهاد صفا و پاکی و شدّت و ضعف خلوص، وابستگی کامل دارد به شدّت و ضعف معرفت، و هر چه معرفت انسان بیش‌تر و دقیق‌تر و کامل‌تر باشد، نیّت نیز خالص‌تر و صاف‌تر خواهد بود.(2)

ب. نومیدی از مردم

یکی از پایه‌های مهم در رسیدن به اخلاص، قطع امید از داشته‌های مردم است. امام علی (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

اَصْلُ اَلّاِخلاصِ الیَأسُ مِمّا فی اَیْدِالنّاسِ؛(3)

ریشه اخلاص، نومید شدن از آنچه در دست مردم است، می‌باشد.


1) . مصباح الشریعه، باب چهارم.

2) . همان.

3) . غررالحکم، حدیث3088.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

بنده، پرستش‌گر واقعی نمی‌شود، مگر این‌که از همهٔ مخلوقات بریده و به او بپیوندد. آن‌گاه خداوند می‌فرماید: «این عمل خالص برای من است و به کرمش می‌پذیرد».(1)

ج. کمی آرزو

امام اهل اخلاص، علی (علیه السلام) کم‌کردن آرزوها را سبب دیگر اخلاص دانسته می‌فرماید:

قَلِّلِ الامٰالَ تَخْلُصْ لَكَ الاَعمالُ؛(2)

آرزوهایت را کم کن، اعمالت خالص می‌شود.

د. عبادت حقیقی

امیرسخن، یعسوب دین امیرالمؤمنین (علیه السلام) میوه عبادت حقیقی را دست‌یابی به کیمیای اخلاص دانسته می‌فرماید:

اَلْاِخْلاصُ ثَمَرَةُ الْعِبادَةِ؛(3)

اخلاص، نتیجهٔ عبادت است.

ه . محبت خدا

اگر انسان بخواهد، صحنه نفس او برای خدا خالص باشد، باید محبّ


1) . شرح غررالحکم، ج3، ص232.

2) . غررالحکم، ح6793.

3) . شرح غررالحکم، ص39.

خدا شود. انسانی که خدا محبوب اوست، جز برای خدا کار نمی‌کند.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ»؛(1)

از میان مردم کسانی هستند که غیرخدا را همتایان خدا قرار می‌دهند و آن‌ها را مانند دوست داشتن خدا، دوست می‌دارند. ولی کسانی که ایمان آورده‌اند، محبت‌شان به خدا بیشتر است.

زیرا خدا کامل و زیباست و انسان، عاشق و محبّ کمال و زیبایی است، پس عاشق و محبّ خداست و راه رسیدن به این محبّت، معرفت حق و اسماء جلال و جمال اوست.(2)

البته محبت دو گونه است:

1.

محبت صادق: آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد. البته وقتی به کمال آگاهی پیدا کرده به آن دل می‌بندد، مانند محبّت به خداوند.

2.

محبت کاذب: و آن است که انسان، نقص را کمال پندارد و براساس چنین پندار باطلی به آن کمال موهوم علاقمند شود، مانندمحبّت به غیرخدا.(3)


1) . بقره، آیه165.

2) . شمیم ولایت، ص64.

3) . همان، ص65.

و. میل به آنچه نزد خداست

افزون بر آن امیر بیان و رهبر قافله سالار اهل اخلاص و محبت به پروردگار عالم، فرمودند:

مَنْ رَغَبَ فِیما عِندَاللهِ اَخْلَصَ عَمَلَهُ؛(1)

کسی که خواهان آن چیزهایی است که نزد خداوند است، عمل خود را خالص گرداند.

حاصل سخن این‌که: معرفت ناب توحیدی وقتی با اخلاص برای خدا قرین گردد، همه آرزوهای پوچ و واهی و فانی و ناپایدار را یک‌جا می‌سوزاند و همه علایق و وابستگی‌های غیرالهی را قطع می‌کند، زیرا در وادی توحید جز عمل خالص از موحّدان سر نمی‌زند و اخلاص سرمایه بندگان خداست.

ز. انقطاع از غیرخدا

یکی از راه‌های رسیدن به اخلاص در بندگی، انقطاع از غیرخداست. خدای متعال می‌فرماید:

«وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ... »؛(2)

و هنگامی که در میان دریا موج‌هایی بسان پاره‌های ابر آنان را احاطه کند، به درگاه خدا روی می‌آورند و او را برای نجات خویش


1) . غررالحکم، ح390.

2) . لقمان، آیه32.

می‌خوانند، درحالی‌که عبادت و اطاعت خود را ویژه او (خالص) می‌کنند.

توضیح این‌که: قطع امید از اسباب عادی، یکی از راه‌های رسیدن به اخلاص است. انسانی که روی دریا گرفتار طوفان می‌شود به هیچ چیز جز خدا توجه ندارد، و لذا با اخلاص کامل خدا را می‌خواند. اگر می‌خواهیم به اخلاص برسیم و توجه‌مان فقط به خدا باشد، باید دائم خودمان را مانند کسی بدانیم که روی دریا گرفتار طوفان شده و به هیچ کس و هیچ چیز، وابسته نیست.

11. تعمیم نیّت

اشاره

انسان مؤمن علاوه بر امور عبادی خاص (نماز، روزه، حج و ... ) ضروری است در امور عادی زندگی انگیزه خود را برای خداوند تبارک و تعالی خالص نماید.

رسول خدا حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به اباذرفرمودند:

لِیَکُن لَكَ فی کُلِّ شَیْءٍ نِیّةً صٰالِحَةً حَتّیٰ فِی النَّوْمِ وَالاَکْلِ؛(1)

باید برای هر کاری نیّتی پاک داشته باشی حتی در خوردن و خوابیدن.

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

آدمی باید در تمام حرکات و سکنات خود نیّت خالص داشته باشد، زیرا اگر این‌گونه نباشد، در شمار غافلان است.(2)


1) . مکارم الاخلاق، ج2، ص370.

2) . میزان الحکمه، ح6327.

الف. زندگی شرافت‌مندانه

مردی بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) گذر کرد، اصحاب آن حضرت او را مردی فعّال و قوی یافتند و به حضرت عرض کردند: چه خوب بود این شخص نیرو و نشاط خود را در راه خدا مصرف می‌نمود.

حضرت در پاسخ فرمودند: اگر سعی و عمل او برای فرزندان صغیرش باشد کار او در راه خداست. اگر سعی او برای پدر و مادر پیرش باشد کار او در راه خداست. اگر سعی و عمل او برای تأمین زندگی شرافت‌مندانه و آبروی خود باشدکارش برای خداست. امّا اگر کار و کوشش او برای ریاکاری و فخرفروشی بر دیگران باشد کار او برای شیطان است.(1)

ب. نگاه به صورت عالِم

حکایت: یکی از رفقا می‌گفت: هنگامی که آقای بروجردی در بروجرد شب احیاء منبر تشریف برده بودند، من دیدم آن شب حال عبادت ندارم. یادم افتاد که نگاه‌کردن به‌صورت عالِم عبادت است گفتم: ما عمل امشب را همین قرار می‌دهیم و هیچ کاری دیگری انجام ندادم. فردا صبح که با آقا در بازار برخورد کردم، ایشان به من فرمودند: دیشب چه عملی انجام دادی؟ گفتم: حال عبادت نداشتم و یادم افتاد که نگاه‌کردن به‌صورت عالِم عبادت است و فقط به‌صورت شما نگاه کردم.


1) . میزان الحکمه، ج3، ص278.

لابد آقای بروجردی دیده بودند که خداوند چه مقامی دیشب به این شخص داده است.(1)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

النَّظَرُ اِلیٰ وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةً؛(2)

نگاه‌کردن به‌صورت انسان عالِم عبادت است.

ج. از راه بندگی خدا

از آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه الله) سؤال شد: بعضی اوقات که انسان در خطر می‌افتد و هیچ راهی پیدا نمی‌کند خدای خود را احساس می‌کند. چه باید کرد که این حالت در حال اختیار هم برای انسان وجود داشته باشد؟

پاسخ معظم له: بندگی خدا، بندگی خدا فقط نماز و روزه نیست. انسان باید در هر حرکتی حساب خدا را داشته باشد. مثلاً اگر برای رضای خدا این‌جا آمده‌اید، این هم مثل عبادت و نماز است. یعنی هر کاری باید برای خدا باشد، باید از راه بندگی خدا رفت.(3)

د. همهٔ کارها برای خدا

بعضی از رهنمودهای شیخ رجبعلی خیاط مبنی بر این‌که همهٔ کارها باید برای خدا باشد نه کس دیگری حتی خود.


1) . بهترین شاگرد شیخ، ص148.

2) . بحارالانوار، ج1، ص195.

3) . سلوک معنوی، ص131.

1.

همه چیز خوب است، امّا برای خدا؛

2.

گاهی به چرخ خیاطی خود اشاره می‌کرد و می‌گفت: اینچرخ خیاطی را ببینید همهٔ قطعات ریز و درشتش مارک مخصوص کارخانه را دارد. انسان مؤمن هم همهٔ کارهای او باید نشان خدا را داشته باشد؛

3.

همهٔ کارها برای خدا باشد حتی خوردن و خوابیدن؛

4.

برای خدا بدوز، وقتی کفش می‌دوزی اولاً برای خدا سوزن را فرو کن و بعد آن را خوب و محکم بدوز که به این زودی پاره نشود؛

5.

برای خدا بیا. این‌جا (خانهٔ شیخ) که می‌آیید برای خدا بیایید اگر برای من می‌آیید ضرر می‌کنید؛

6.

برای خدا دوست داشته باش. اشاره به قلب یکی از شاگردانش می‌کند و می‌فرماید: در این‌جا دو تا دختر یا پسر می‌بینم. این خوبه ولی دل جای خداست باید علاقه به فرزند برای خدا باشد؛

7.

مقدّس‌ها همه کارشان خوب است. فقط مَنِ خود را با خدا باید عوض کنند.

8.

سعی کن برای خدا خوب شوی. در هر نفس کشیدن امتحانی است، ببین با انگیزه رحمانی آغاز می‌شود یا با انگیزه شیطانی آمیخته می‌گردد.(1)

بنابر آنچه بیان شد، برخی از مصادیق عمومیت دادن انگیزه الهی درکارهای روزمره را بیان کردیم. انسان مؤمن می‌تواند با معرفت الهی و تهذیب نفس و اخلاص همه کارهای روزمره خویش را برای خدا انجام


1) . کیمیای محبت، ص175 - 184.

دهد و رعایت این مرزها همان صراطی است که از مو باریک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است.

12. آفات اخلاص

اشاره

اخلاص گوهر گرانبهایی است که بیش از هر چیز در معرض آفت می‌باشد. اصولاً هر چیز ارزشمند و قیمتی در معرض خطر است. آفت‌هایی که بیش‌ترین ضرر و زیان را بر گوهر بی‌بدیل اخلاص وارد می‌کند سه چیز است: ریا، عُجب و سُمعه. هر کدام به اختصار و اشاره از آن عبور می‌کنیم:

الف. ریا (خودنمایی)

ریا یعنی نشان‌دادن عمل به مردم. خودنمایی با اصل بندگی و اخلاص در تضاد است. خدای متعال در قرآن می‌فرماید:

«فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ»؛(1).

پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل‌انگاری می‌کنند. همان کسانی ریاکاری می‌نمایند.

علی‌بن سالم می‌گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) که می‌فرمود: خدای متعال فرمودند:

من بهترین شریکم، کسی که با من شریک قرار دهد غیر مرا، در کاری


1) . ماعون، آیات 4 - 6.

که کرده است، قبول نکنم، مگر آن‌که خالص برای من باشد.(1)

همان گرامی فرمود:

کُلُّ رِیاءٍ شِركٌ؛(2)

هر ریایی شرک است.

ب. عُجب

عُجب یعنی خودبینی، خودبینی عبادت و اعمال صالح را فاسد نموده و از بین می‌برد. امام سجاد (علیه السلام) در مقام نیایش به‌درگاه خداوند عرضه می‌دارد:

وَ عَبِّدْنی لَكَ وَ لاٰ تُفْسِدْ عِبادَتی بِالْعُجْبِ؛(3)

خدایا مرا توفیق عبادت عطا فرما، خدایا این عبادت را باخودبینی فاسد مکن.

امام صادق (علیه السلام) فرمود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

در این میان که موسی (علیه السلام) نشسته بود ناگاه شیطان بر او وارد شد ... فرمود که موسی به او گفت: به من خبر بده از گناهی که چون آدمی‌زاد انجام دهد، تو بر او مسلط می‌شوی؟ ابلیس گفت: 1. هرگاه خودبین شود و کار خود را زیاد شمارد (عجب)؛ 2. گناهش در چشم او کوچک جلوه کند.(4)


1) . اصول کافی، ج3، باب ریا، ح9.

2) . همان، ح3.

3) . صحیفه سجادیه، دعای 20.

4) . کافی، ج3، باب عجب، ح8.

نکته: بنابراین، انسان خودبین تابع شیطان است نه بنده خدا.

علاوه بر آن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای عزّوجلّ به داوود (علیه السلام) فرمود:

ای داوود، گناهکاران را مژده بده و صدیقان را بیم ده، عرض کرد: چگونه گناهکاران را مژده دهم و صدیقان را بترسانم؟ خداوند فرمود: ای داوود، گناهکاران را مژده بده که من توبه‌پذیرم و از گناه درگذرم و به صدیقان بیم ده که مبادا خودبین شوند، زیرا هیچ بنده‌ای را من به حساب نکشم جز آن‌که هلاک گردد.(1).

ج. سُمعه

سُمعه یعنی رساندن اعمال خیر به‌گوش مردم برای جلب قلوب و اشتهار. امام خمینی (قدس سره) آن را از شجره خبیثه ریا دانسته‌اند. سمعه اگر به‌عنوان یک آفت مستقل مطرح باشد یا جزئی از آفت ریا، هر دو مفسد اعمال خیر انسان است.

امام صادق (علیه السلام) روایتی زیبا و آموزنده دارند می‌فرماید:

نگه‌داری عمل از خود عمل سخت‌تر است. راوی می‌گوید: نگه‌داری از عمل چیست؟ فرمودند: مردی صِله‌ای می‌کند و خرجی در راه خدای بی‌شریک و یگانه می‌نماید و ثواب کار خیر در نهان برای او نوشته می‌شود. سپس آن را یادآوری و اظهار می‌نماید، و از دفترکار خیر


1) . اصول کافی، ج3، باب عجب، ح8.

پنهانی محو می‌شود و در دفترکار آشکار نوشته می‌شود و باز آن را یادآوری و اظهار می‌نماید، باز هم محو می‌شود و برای او یک کار ریائی و خودنمایی نوشته می‌شود.(1)

نکته مهم: مجالس خاطره‌گویی یکی از چالش‌های سر راه انسان مخلص است. مثل مجالس خاطره دفاع مقدس. اگرنپذیرد، می‌گویند در جنگ و دفاع مقدس حضور چندانی نداشته است، اگر بپذیرد و خاطراتش را تعریف کند، به سمعه و خودنمایی دچار می‌گردد. در هر دو صورت دچار ضرر و زیان شده است. مؤمن باید زرنگ باشد در این‌گونه مجالس شرکت کند و خاطرات دیگران را تعریف کند. دراین‌صورت نه خدشه‌ای بر اخلاص او وارد می‌شود، بلکه نوعی ایثار و فداکاری برای او ثبت گردد.

امام سجاد (علیه السلام) در فرهنگ نیایشی اسلام، به درگاه خداوند سبحان عرضه می‌دارد:

خدایا از تو می‌خواهم ... و پاک کن دلم را از ریا و شک و خودنمایی در دینت، تا در نتیجه عملم برای تو خالص باشد.(2)

13. حجاب‌های راه اخلاص

اشاره

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند هفت ملک و هر یک از


1) . اصول کافی، ج3، باب ریا و خودنمایی، ح16.

2) . مفاتیح نوین، ص738، به نقل از مصباح المتهجّد، دعای ابوحمزه ثمالی.

آن‌ها دربان یک حجاب قرار داد تا اعمال شبانه‌روز مؤمن را ثبت کنند و در آخر روز، اعمال مؤمن را با یک تشریفات خاصی به‌سوی خداوند ببرند. اگر عمل بالا برود و به مراتبعالی برسد که هیچ و إلا عمل باید برگردد.

الف. حجاب‌های هفت‌گانه

حجاب اوّل: ملکی که آن‌جا نگهبان است، آن را نگاه می‌کند و می‌گوید: صاحب این پرونده غیبت کرده است چراکه از آن بوی غیبت می‌آید. آن‌گاه آن را برمی‌گرداند. اگر بنده‌ای اعتراض کرد می‌گوید: خدا به من امر فرموده که هر کس غیبت کرد، اعمال صالح او را قبول نکنم.

حجاب دوم: اگر عمل از غیبت پاک بود می‌رود به‌سمت حجاب دوم، دربان آن‌جا می‌گوید: من نیّت صاحب این پرونده را بررسی می‌کنم. این اعمالی که انجام داده به‌خاطر آبروی دنیوی بوده که مردم بگویند: ماشاءالله چه‌قدر آدم خوبی است. برای همین مسجد رفت و کارهای خوب دیگر انجام داد. من مأمورم نگذارم از این‌جا رد شود.

حجاب سوم: مأمور این دربان نگاه می‌کند و می‌گوید: پرونده‌اش را دیدم صاحب آن کبر دارد. یعنی خودبین است، چون فخرفروشی نموده نمی‌توانم آن را عبور دهم.

حجاب چهارم: دربان می‌گوید: من پرونده را نگاه کردم دیدم به خودش غرّه شده و راضی بوده است. ندا می‌رسد که برگردد. به اعمال خود مغرور شده.

حجاب پنجم: دربان حجاب پنجم پرونده را نگاه می‌کند و می‌گوید: این پرونده آغشته به حسد است و ناقص است. عمل صالح نموده ولی حسد هم دارد. آن‌گاه با این‌که پنج مرحله بالا رفته، برمی‌گردد.

حجاب ششم: دربان این حجاب می‌گوید: متوقفش کنید، من صاحب رحمت خدایم. عمل صالح داشته امّا متأسفانه اهل رحمت و مهربانی نبوده است. به این‌که از مراحل فوق بالا آمده ولی متوقف و رد می‌گردد.

حجاب هفتم: آخرین ملک بعد از بررسی پرونده می‌گوید: تمام اعمال باید اخلاص کامل داشته باشد، یعنی هیچ چیز غیر از رضای خدا در آن نباشد. این‌ها را که آوردی، همه یک رنگ نیست و بویی از غیرخدا هم در آن هست.

نکته: 1. اگر دقت شود در هر مرحله و حجاب که عمل بالا می‌رود، مدام درحال لطیف شدن است؛ 2. ما این مراحل را ساده بیان نمودیم وگرنه مأموران الهی مو را از ماست می‌کشند.(1)

ب. نظارت خداوند

وقتی پرونده‌ای از آسمان هفتم (حجاب هفتم) می‌گذرد و بهحضرت حق می‌رسد، خداوند متعال خطاب به حافظان اعمال می‌فرماید:

شما حافظان اعمال بندهٔ من هستید و من به باطن او شاهد و ناظرم، او مرا اراده نکرده است.

پس معلوم می‌شود که اخلاص دارای مراتبی است.


1) . کتاب عدّه الداعی از معاذین جهل نقل کرده. مشهور خوبان، ص185 و 186.

حضرت حقّ می‌فرماید:

من به عمل او نگاه کردم و همیشه شاهد و ناظر او بودم. در خلوتش من را اراده نکرده بود، او فقط بهشت و نعمت‌های دیگر را می‌خواست، یا این‌که در حقیقت از ترس آتش جهنّم بوده، نه برای خداوند. عبادت احرار نه به‌خاطر بهشت است و نه به‌خاطر دوزخ، آن‌ها آزاده‌اند.(1)

14. ظرافت شرک

رعایت توحید (اخلاص) در سیره علمی و سلوک عملی، بسیار ظریف و حساس است. به‌گونه‌ای که لحظه‌ای غفلت و اندکی ذلّت، موجب خروج از راه مستقیم توحید و غلتیدن در بیراهه شرک می‌شود. ازاین‌رو در روایات آمده است:

نفوذ شرک در مردم، ظریف تر و نامرئی‌تر از اثر راه‌رفتن مورچه بر جسم سیاه‌رنگ در شب تاریک است.(2)

توضیح: حرکت هر شیء متحرک، یا با دیدن قابل تشخیص است یا با شنیدن صدای پا، درحالی‌که نه صدای پای مورچه را با گوش عادی می‌توان شنید و به‌جای پای شیء کوچکی مانند مورچه بر روی سطح سیاه، در شب تاریک قابل رؤیت است. ازاین‌رو تشخیص حرکت مور و ورود یا خروج آن دشوار است.(3)


1) . مشهور خوبان، ص187.

2) . بحارالانوار، ج75، ص371.

3) . ادب فنای مقربان، ج2، ص371 پاورقی.

قرآن کریم اکثر مؤمنان و مدعیان توحید را مشرک می‌داند و می‌فرماید:

«وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ»؛(1)

و بیش‌تر آن‌ها به خدا ایمان نمی‌آورند، مگر آن‌که ایمان خود را با شرک آلوده می‌سازند.

امام صادق (علیه السلام) در بیان منظور این آیه فرمودند:

این‌که انسان بگوید: اگر فلانی نبود، هلاک می‌شدم، اگر فلانی نبود، فلان مشکل و مصیبت به من می‌رسید، اگر فلانی نبود، عیال من از دست می‌رفت، همهٔ این‌ها شریک قراردادن برایخداست، زیرا معنایش این است که آن‌ها شریک خدا در رازقیّت و دفع بلا و ... هستند. آن‌گاه در جواب این سؤال که آیا اگر کسی بگوید: «اگر خدا به‌وسیلهٔ فلانی مشکل مرا حل نمی‌کرد، هلاک می‌شدم». اشکال دارد؟ فرمود: نه.(2)

15. راه‌های تشخیص انگیزهٔ خالص

برای تشخیص این‌که در انجام عملی، نیّت انسان خالص بوده است یا نه؟ راه‌های مختلفی وجود دارد. نشانه‌هایی هست که اگر انسان در آن‌ها دقت کند کاملاً برای خودش معلوم می‌شود که آیا نیّتش خالص بوده یا نه.


1) . یوسف، آیه106.

2) . تفسیر نورالثقلین، ج2، ص475.

1.

اگر کسی مثلاً بیمارستانی، مدرسه‌ای، مسجدی، حسینیه‌ای و ... ساخته است، باید ببیند اگر به‌جای اسم او، اسم دیگری را بر سر درب آنان نوشته شود، برایش اهمیّت دارد و ناراحت می‌شود یا نه؟ اگر کاری برای خدا باشد، نباید برای او هیچ تفاوتی داشته باشد که اسم او را بنویسند یا ننویسند.

2.

یکی از راه‌کارهایی که علمای اخلاق توصیه می‌کنند تا انگیزه‌های مخفی و ناپیدایی که در عمل هست بر فرد آشکارگردد، مثلاً اگر نمازی را در مسجد و در حضور دیگران خواندید، ببینید اگر دیگران نبودند و خودتان تنها در مسجد بودید همین‌طور نماز می‌خواندید؟ اگر پاسخ منفی است بدانید ریا در نمازتان راه پیدا کرده است. اگر تاریک بود و دیگران نمی‌توانستند حالت ایستادن و چهره و سایر حرکات شما را در حین نماز مشاهده کنند، آیا همین‌گونه که الان چراغ روشن است و دیگران حرکات شما را می‌بینند رفتار می‌کردید؟ اگر پاسخ منفی است نشانه ریایی بودن عمل است.

3.

اگر همیشه در جایی معین از مسجد نماز می‌خواندید، آیا چنانچه روزی بر اثر عاملی نتوانستید در آن مکان معین نماز بخوانید ناراحت نمی‌شوید؟ اگر ناراحت می‌شوید، نشانه این است که عمل خالص نیست، بلکه کجابودن عمل در کار شما تأثیر دارد.

4.

مرحوم حاج میرزا جواد ملکی‌تبریزی در «اسرار الصلوة» به‌این‌صورت نقل کرده است: شخصی در ایام محرم که مجالس متعدد

عزاداری برپا می‌شود، همیشه مایل بود که در مجلس خاصی شرکت کند. یک روز به خودش آمد مثل این‌که آن مجلس خاص برایش اهمیّت پیدا کرده است. با خودش فکر کرداگر من برای گریه بر امام حسین (علیه السلام) و اقامهٔ عزای سیدالشهدا (علیه السلام) به روضه می‌روم، روضه‌ها از این جهت با هم تفاوتی ندارند، پس چرا من مایلم به آن مجلس خاص بروم. مدت‌ها فکر کرد تا بالاخره با زحمت متوجه شد که آن مجلس چه خصوصیتی برایش دارد که موجب می‌شود آن را ترجیح دهد. پس از آن با خودش بنا گذاشت جاهایی روضه برود که هیچ خصوصیتی برایش نداشته باشد.(1)

نکته: آنچه بیان گردید، مصادیقی از نیّت‌های ناخالص و پنهان در اعمال انسان است و می‌توانیم با دقت و فکر در سایر اعمال‌مان نیز انگیزه‌های ناخالص را تشخیص و اعمال‌مان را پاک‌سازی کنیم. خداوند به ما نیّت خالص عنایت فرماید.

16. تمرین اخلاص

علّامه مصباح یزدی (رحمه الله) فرمودند:

1. برای بالابردن همت «انگیزه و نیّت» خویش، برای مثال، یکی از کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم این است که هر روز دو رکعت نماز را به این نیّت بخوانیم که چون خدا، خدا است، دوست داشتنی و شایسته

1) . به‌سوی او، ص291 و 292، با اندکی تلخیص.

پرستش است با خود بگوییم، این دو رکعت نماز را می‌خوانم هرچند خداوند هیچ پاداشی به من ندهد ... این نیّت کم و بیش میسّر است. هر روز دو رکعت نماز و به خود تلقین کنیم که برای این نماز هیچ عوضی و پاداشی از خدا نمی‌خواهم و فقط برای اهلیت خداوند، محبت او و شکر و سپاس در برابر نعمت‌هایش آن را انجام می‌دهم.

2. در این ایام براساس روایات اسلامی، گفتن ذکر «لااله الاالله» مستحب و مؤکد است.(1)چند «لااله الاالله» در شبانه‌روز گفتن چندان مؤونه‌ای ندارد. انسان در این ایام این ذکر را تکرار کند و بگوید چون تو دوست‌داشتنی هستی و چون تو خدا هستی این ذکر را می‌گویم و هیچ پاداشی و عوضی نیز نمی‌خواهم. این ذکر را می‌گویم به شکر گوشه‌ای بسیار کم از نعمت‌های بیکرانی که به من ارزانی داشته‌ای، هرچند پاداشی هم به من عطا نفرمایی.

به‌هرحال باید از همین مراتب محدود و پایین شروع کنیم تا به‌تدریج ان‌شاءالله به مراتب عالی‌تر نایل آییم.(2)

3. یا اگر صد تومان پول داری، بگو این صد تومان را به عشق امام زمانم به دوستان فقیر او بدهم. به کسی هم نگو. کسی هم نفهمد. بگواگر خدا به‌سبب این، مرا به جهنّم ببرد، به‌عشق مولایم این کار را می‌کنم. اثر این، از هزار سال عبادت برای تو بیش‌تر است. برای این‌که در آن

1) . مراد اوّل ذی حجة تا دهم ذی‌حجة می‌باشد.

2) . به‌سوی او، ص308 و 309.

عبادت‌ها امید ثواب وجود دارد. تو بگو این کار را به عشق امام زمان (علیه السلام) انجام می‌دهم. چه ثواب داشته باشد چه عقاب.(1)

4. یا چند صلوات بفرستد با نیت خالص برای خدا بدون این‌که ثوابی برای آن در نظر داشته باشد.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

کسی که یک مرتبه با نیّت (پاک و پسندیده) و با اخلاص کامل صلوات بر پیامبر و خاندان گرامی ایشان بفرستد، خدای متعال یکصد حاجت او برآورده می‌کند: سی حاجت از حوائج دنیا و هفتاد حاجت از حوائج آخرتش را.(2)

5. یا در جهت پاک کردن عشق و محبت از ناخالصی‌ها، مولایمان صاحب‌الزمان (علیه السلام) را خالصانه یاد کنیم، یا دعای عهد حضرت را با همین نیّت بخوانیم یا توسلی خالصانه به حضرت داشته باشیم و خطاب به مولایمان بگوییم: در ازای این توسل چیزیاز شما نمی‌خواهم، بلکه چون شما را دوست دارم، می‌خواهم به یاد شما باشم. چنین عبادتی، بر صد سال عبادت که با نیّت‌های دیگر انجام بگیرد برتری دارد و انسان را بیش‌تر بالا می‌برد. اگر کارهای خالصانه در زندگی کسی مداومت یابد، توفیق او بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود تا جایی که محبت خالصانه، تمام زندگی او را فرا می‌گیرد و به‌جایی می‌رسد که می‌گوید:

1) . آفتاب ولایت، ص108.

2) . مستدرک الوسایل، ج5، ص97.

«إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»؛(1)

نماز و تمام عبادت‌های من و زندگی و مرگم، همه برای خداوند، پروردگار جهانیان است.

بکوشیم چنین رابطهٔ خالصانه و عاشقانه‌ای را بین خود و خدا و اولیاء خدا برقرار کنیم. چنین امری شدنی است، امّا همّت می‌خواهد.(2)


1) . انعام، آیه162.

2) . آفتاب ولایت، ص111 و 112، با تلخیص.

بخش دوم : فضایل اخلاص

1. برترین موعظه قرآن

آیت‌الله مؤمن (رحمه الله) می‌گوید: یادم هست که یک نامه‌ای خدمت امام‌خمینی (قدس سره) نوشتم که شاید جزء موجودی ما باشد. وقتی در نجف بودم نوشتم که من خواهش می‌کنم مرا نصیحت کنید ولو این‌که یک نصیحت کلی باشد.

ایشان در جواب فرمودند: بهترین موعظه آن است که خدای متعال در قرآن فرموده:

«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ ... »؛(1)

بگو: من شما را تنها یک چیز اندرز می‌دهم این‌که برای خدا قیام کنید ... (2)


1) . سبا، آیه46.

2) . منشور زندگی موفق، ج4، ص128 و سرگذشت‌های ویژه از زندگی امام‌خمینی، ج3، ص108.

امام‌خمینی (قدس سره) در جواب درخواست آیت‌الله جنّتی برای تهذیب روح فرمودند: سعی کنید در اخلاص.(1)

امام علی (علیه السلام) ، سبب اوج‌گیری و رفعت اعمال را اخلاص دانسته می‌فرماید:

بِالاِخْلاصِ تُرْفَعُ الاَعْمالُ؛(2)

یعنی: به اخلاص و پاکی، کارها اوج می‌گیرد.

افزون بر آن، همان گرامی پاکی نیّت و اخلاص را به همگان سفارش نموده و آن را با فضیلت‌ترین عبادت مقرّبان دانسته می‌فرماید:

عَلَیْکُمْ بِصِدْقِ الاِخْلاصِ وَ حُسْنِ الیَقینِ فَاِنَّهُمٰا اَفْضَلُ عِبادَةِ الْمُقَرَّبینَ؛(3)

یعنی: سفارش بر شما باد به اخلاص و یقین نیکو، که این دو برترین عبادت نزدیکان به خداست.

2. عالی‌ترین سرنوشت

شیخ رجبعلی خیاط فرمودند:

شما برای خدا قیام کنید، خدا راهنمایی‌تان می‌کند، اگر مواظب دل‌تان باشید و غیرخدا در آن راه ندهید، چیزی را می‌بینید که دیگران نمی‌بینند و چیزی را می‌شنوید که دیگران نمی‌شنوند. اگر برای خدا کار کنید


1) . همان.

2) . غررالحکم، ص346.

3) . غررالحکم، ص506.

چشم باطن شما باز می‌شود. کارتان را برای خدا باشد نه برای این‌که چیزی بشوید.

مَنْ کانَ لِلّٰهِ، کانَ اللهُ لَهُ؛(1)

هر کس خود را سراسر از آنِ خدا بداند و برای خدا کار کند، خدا هم برای اوست.(2)

افزون بر آن، حضرت فاطمه (علیها سلام) در این باره فرمودند:

مَنْ اَصْعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادتِهِ، اَحْبَطَ اللهُ عَلَیْهِ اَفْضَلَ مَصْلِحَتِهِ؛(3)

هر کس خالص عبادت‌هایش را به پیشگاه خدا تقدیم کند، خداوند برترین خیر و مصلحت را بر او نازل فرماید.

3. ودیعهٔ خدایی

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی اللهعلیه و آله) نقل شده که جبرائیل از طرف حق‌تعالی نازل شد و این پیغام را آورد که یا رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) :

الاِخلاصُ سِرٌّ مِنْ اَسرارِی اَسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ اَحْبَبْتُ مِنْ عِبادِی؛(4)

اخلاص سرّی از اسرار من است، این سرّ خود را به ودیعه می‌گذارم در قلب آن کسی که دوستش دارم.


1) . بحارالانوار، ج82، ص97.

2) . منشور زندگی موفق، ج4، ص122.

3) . بحارالانوار، ج67، ص249.

4) . مستدرک الوسایل، ج1، ص101.

و امام جواد (علیه السلام) می‌فرماید:

اَفْضَلُ الْعِبادَةِ الاِخلاصُ؛(1)

بهترین عبادت، اخلاص و پاکی اعمال از شرک و کفر است.

ان‌شاءالله خداوند توفیق بدهد و به این مرتبه و جایگاه بلند نائل شویم و اگر کسی به این مرتبه دست یافت و به پالایش نیّت خویش موفق شد، بزرگ‌ترین نعمت خداوند تبارک و تعالی، نصیبش گشته است.

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

مٰا اَنْعَمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلیٰ عَبْدٍ اَجَلَّ مِنْ اَنْ یَکُونَ فی قَلْبِهِ مَعَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ غَیْرُهُ؛(2).

بالاترین و برترین نعمتی که خداوند به بنده‌اش ارزانی می‌دارد این است که او را موفق می‌کند، که در قلبش چیزی جز خدا نباشد.

4. جامع ارزش‌ها

امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره می‌فرماید:

الاِخْلاصُ یَجْمَعُوا فَواضِلِ الاَعْمالَ؛(3)

اخلاص تمام فضیلت‌های اعمال را جمع می‌کند.

یعنی اگر اخلاص باشد، باقی مسایل حل است. اخلاص، کلید قبولی


1) . بحارالانوار، ج67، ص245.

2) . بحارالانوار، ج70، ص249.

3) . مصباح الشریعه، باب اخلاص.

اعمال است و نتیجه آن رضایت‌مندی خدا است. اگرچه عمل انسان خیلی کم باشد، عمل کم است، اما چون خالصانه است، به درد می‌خورد. حضرت آدم (علیه السلام) این عمل خالص را داشت که شد خلیفه خدا. انسانی ویژه که محل سجده همه ملائک شد، آن هم در برابر ابلیسی که شش‌هزار سال عبادت دارد.

حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

یاد بگیرید اخلاص داشته باشید اگر اخلاص نداشته باشید، شش‌هزار سال عبادت اخروی هم داشته باشید، از بین می‌رود.(1)

همان گرامی (علیه السلام) فرمودند:

اخلاص طی مراحل تولید است و چون کسی چنین توقیفی به‌دست آورد به‌طور مسلّم هرگونه خیر و نیکویی را به‌دست آورده و اگر کسی از این مراحل محروم گشت، از همه خوبی‌ها و نیکویی‌ها دور مانده است.(2)

افزون بر آن، امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

لاشَیْءَ اَفْضَلُ مِنْ اِخلاصِ عَمَلِ فِی صِدْقِ نِیَّةِ؛(3)

هیچ چیز برتر از اخلاص عملی که با صدق نیّت همراه باشد، نیست.

شیخ اسماعیل دولابی (رحمه الله) می‌گوید:


1) . مشهور خوبان، ص182 و 183.

2) . مصباح الشریعه، باب 76.

3) . غررالحکم، ص658.

توجّهت به هرچه باشد قیمت تو همان است. اگر توجهت به خدا و خوبان باشد، قیمتی می‌شوی، حواس تو به هر چه رفت تو همانی.(1)

5. سفارش حق‌تعالی

این سفارش حق که می‌فرماید:

«أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللهَ ... »؛(2)

پرستش مکن مگر خدا را (عبادت خالص)

هر چیز خالص آن خوب است. گلاب و عسل اگر خالص باشند ارزش دارند حتی خود آب هم خالصش خوب است. آبی که بوی خربزه و طالبی و گوشت می‌دهد، گوارا نیست. آبی گوارا است که طعم و رایحه آب داشته باشد. عبادتی ارزش‌مند است و در دستگاه الهی ارزش و بهایی دارد که خالص باشد، یعنی فقط برای خدا باشد. این است که قرآن می‌فرماید: جز خدا را عبادت نکنید، لاتَعْبُدُوا اِلَاالله؛ یعنی جز برای خدا عبادت نکن.

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) ، نیّت خالص بندگان را سبب عنایت خداوند دانسته می‌فرماید:

خداوند برحسب نیّتی که بندگان دارند به آن‌ها عنایت می‌نماید. آن کسی که نیّت او خالصانه باشد مشمول کمال عنایت خداوندی خواهد بود.(3)


1) . طوبای محبّت، ص185.

2) . هود، آیه26.

3) . بحارالانوار، ج70، ص211.

6. راز جاودانگی

از معارف حقّه قرآنی است که اهل بهشت در بهشت و اهل جهنّم در آن جاودانه هستند. آیا این خلود با عدالت الهی سازگاری دارد؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

خداوند در قیامت مردم را براساس و مطابق نیّات‌شان محشور می‌کند.(1)

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) راز خلود در بهشت یا جهنّم را این‌گونه تبیین می‌فرماید:

دوزخیان در حقیقت بدان سبب در آتش جاویدان می‌شوند که نیّت آن‌ها در دنیا این بوده که اگر در آن جاوید باشند، برای همیشه خدا را نافرمانی کنند و بهشتیان در حقیقت بدان سبب در بهشت جاویدان می‌مانند که نیّت آن‌ها در دنیا این بوده که اگر در آن باقی بمانند برای ابد خدا را اطاعت کنند. پس جاودانگی هر دو گروه به‌سبب نیّت‌هایشان می‌باشد.(2)سپس حضرت آیه شریفه «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ»(3)را تلاوت فرمود و بیان داشتند: یعنی بر پایه نیّت خود.

7. مقام عباد مخلص

1. مخلَص به فتح لام یعنی خالص‌شدگان، بر کسانی اطلاق می‌شود

1) . میزان الحکمه، ج10، ص278.

2) . اصول کافی، ج2، ص85.

3) . اسراء، آیه84.

که از نظر ایمان و معرفت و عمل به مقام والایی رسیده و از نفوذ و قلمرو شیطان خارج و مصونیت یافته‌اند. خدای متعال از زبان شیطان می‌فرماید:

«فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»؛(1)

به عزّتت سوگند که همه بندگانت را گمراه می‌کنم، مگر بندگان مخلصت را.

2.

ناخالصی‌ها دو گونه‌اند: بخشی از آن قابل تشخیص و رفع است و بخشی از آن به‌قدری باریک و مخفی است که یا بر انسان پوشیده است و یا اگر هم آشکار گردد، قدرت برای برطرف کردن آن ندارد. هنگامی که انسان در راه اخلاص قدم گذارد و بخش اوّل از ناخالصی‌ها را که در توان اوست، از روح و جان و اعمال خود برچیند، خدای بزرگ به لطف و کرمش بخش دوم را از او برچیند. این‌جاست که خالص شده شایسته اوست.

3.

رزق و روزی ویژه‌ای از الطاف خفیه الهی شامل حال آن‌ها شده است. خدای متعال دراین‌باره می‌فرماید:

«أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ»؛(2)

آن‌ها روزی ویژه‌ای دارند.

4. به مقام والای عرفان می‌رسند، آنان چنان معرفتی دارند که می‌توانند خدا را توصیف کنند. خدای متعال می‌فرماید:

1) . ص، آیه82 و 83.

2) . صافات، آیه41.

«سُبْحَانَ اللهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللهِ الْمُخْلَصِينَ»؛(1)

منزه است خداوند از آنچه توصیف می‌کنند، مگر بندگان مخلص خدا.

5. آن‌ها از جلوه‌های ذات پاک او لذّت می‌برند، قلب‌شان از پیمانه شوق خدا لبریز و سر تا پای‌شان غرق عشق و جذبه وصال او می‌شود.

8. تفاوت مخلِصین با مخلَصین

در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان معصوم (علیهم السلام) می‌خوانیم:

وَالْمُخلَصینَ فی توحیدِالله؛

و مخلصان در توحید خدا.

آیت‌الله جوادی‌آملی حفظه‌الله فرمودند:

کلمه مخلصین در این فقره از زیارت، در غالب نسخه‌ها به کسر لام و در برخی به فتح لام آمده است. اگر به کسر لام باشد (مُخلِصین) اشاره به اواسط راه تکامل است. یعنی شما با توفیقات الهی، موفق شدید این مسیر را طی کنید و به اخلاص در توحید برسید. امّا اگر به فتح لام باشد (مخلَصین) اشاره به مراحل نهایی آن است. یعنی نه‌تنها توانستید با امدادهای الهی، این راه را خوب طی کنید و به مراحل عالی آن برسید، بلکه توفیق بیشتری نصیب شما شد، به‌طوری که خداوند دست‌تان را گرفت و شما را به مقام مخلَصین رساند و برای خودش خالص کرد.(2)


1) . صافات، آیات 159 و 160.

2) . ادب فنای مقربان، ج2، ص356.

جناب شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله) قرب به خدا را در دو کلمه خلاصه می‌کرد و می‌فرمود:

باید از حالا اوسا (استاد) را عوض کنی. تاکنون هر کاری می‌کردی برای خودت می‌کردی، از این به‌بعد هر کاری می‌کنی برای خدا بکن. این نزدیک‌ترین راه به خداست. پای بر سر خود نه‌یار در آغوش آر. همهٔ خودهای انسان ازخودپرستی است، تا خداپرست نشوی به جایی نمی‌رسی.(1)

9. فضیلت مخلِص

اشاره

افراد مخلص در فرهنگ آفتاب‌گون اهل‌بیت (علیهم السلام) دارای فضایل بی‌شماری هستند. برخی از آن‌ها با هم مرور می‌کنیم:

1. چراغ هدایت

پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) دراین‌باره فرمودند:

طُوبیٰ لِلْمُخلِصینَ، اُولئِكَ مَصابیحُ الْهُدیٰ، تَنْجَلی عَنهُمْ کُلُّ فِتنّةٍ ظَلْماءَ؛(2)

خوشا به حال مخلِصان، آنان چراغ‌های هدایتند که هر فتنهٔ تیره‌ای از سوی آن‌ها زدوده می‌شود.


1) . منشور زندگی موفق، ج4، ص49 و کیمیای محبت، ص156.

2) . کنزالعمال، ح5268.

2. دریافت پاداش کامل

امام علی (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

اِنَّ للهِ عباداً عامِلُوهُ بِخالِصٍ مِن سِرِّهِ، فَشَکَرَ بخالِصٍ مِن شُکْرِهِ، فَاُولئِكَ تَمُرُّ صُحُفُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فُرَّغِاً فَاِذا وَقَفوا بَیْنَ یَدَیْهِ مَلأَها لَهُمْ مِنْ سِرِّ ما اَسَرُّوا اِلَیهِ؛(1)

خدا را بندگانی است که با دل و درونی خالص با وی معامله می‌کنند و خداوند نیز پاداش خالص خود را به آنان می‌دهد. نامه‌های عمل اینان در روز قیامت (به‌ظاهر) خالی است و چون در برابر او بایستند، آن‌ها را از اعمال سرّی میان خود و ایشان، آکنده سازد.

3. همراهی و حمایت حجّت خدا

یکی از فضیلت‌های ارزشمند انسان مخلص حمایت امام و حجّت خدا از اوست. امام هادی (علیه السلام) دراین‌باره می‌فرماید:

لَوْ سَلَكَ النّاس وادِیاً وَ شِعْباً لَسَلَکْتُ وادِیاً رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحْدَهُ خالِصاً؛(2)

اگر مردمان هر یک به وادی درّه‌ای روند، من در وادی آن مردیقدم می‌گذارم که خدای یگانه را مخلصانه عبادت می‌کند.


1) . بحارالانوار، ج64 و 78، ص156.

2) . تنبیه الخواطر، ج2، ص109.

4. کم‌بودن همه دنیا در ایفای حق او

به نظر الهی امام حسن عسکری (علیه السلام) اگر همه دنیا به انسان با اخلاص بدهند، حقّ او ادا نمی‌شود. امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌فرماید:

لَوْ جَعَلْتُ الدُّنیا کُلَّها لُقمَةً واحِدَةً وَ لَقَّمْتُها مَنْ یَعْبُدُاللهَ خالِصاً لَرَأیْتُ أنّی مُقَصِّرٌ فی حَقِّهِ؛(1)

اگر همهٔ دنیا را یک لقمه کنم و آن را در دهان کسی گذارم که از روی اخلاص، خدا را عبادت می‌کند، باز به نظرم در حقّ او کوتاهی کرده‌ام.

5. قبولی اعمال

تنها اعمالی که خداوند تبارک و تعالی می‌پذیرد، عبادتی است که در آن اخلاص داشته باشیم، لذا فضیلت دیگر انسان‌های مخلص این است که عبادت و اعمال صالح آنان مقبول حق‌تعالی می‌باشد.

امام علی (علیه السلام) دراین‌باره می‌فرماید:

اِنَّكَ لَنْ یَتَقَبَّلَ مِنْ عَمَلِكَ اِلّا اَخْلَصْتَ فِیهِ؛(2)

از عمل تو هرگز پذیرفته نشود، مگر آنچه را که در آن اخلاص داشته باشی.

افزون بر آن امام کاظم (علیه السلام) درباره مقبولیت عمل انسان خردمند و بااخلاص هرچند اندک باشد، می‌فرماید:


1) . بحارالانوار، ج70، ص245.

2) . غررالحکم، ح3787.

عمل اندکِ خردمند پذیرفته و دوچندان می‌شود و عمل بسیار اهل هوس و نادانی ردّ می‌شود.(1)

6. حساب‌شان با خداست

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

خداوند را بندگانی است که روز قیامت، پروندهٔ اعمالشان کاملاً خالی و سفید است، ملائکه از پروردگار می‌پرسند: چرا هیچ چیز در پروندهٔ اعمال این‌ها ثبت نشده است؟ خداوند می‌فرماید: این‌ها برخی از بندگان مخلص من هستند که آن‌قدر خلوص‌شان بالا بوده که وقتی کار خوبی انجام می‌دادند، حتی دوست نداشتند ملائکه‌ای که اعمال را ثبت می‌کنند هم ببینند. فقطدوست داشتند خدا ببیند. لذا هر وقت این‌ها می‌خواستند کار خوب انجام دهند، خدا اجازه نمی‌داد ملائکه ببینند و ثبت کنند. این‌ها حساب‌شان با خود خداست.(2)

نکته: اخلاص نیز مانند سایر کمالات معنوی و اخلاقی دارای مراتب بسیار است، عالی‌ترین مرتبه آن در کلام نورانی امام صادق (علیه السلام) بیان گردیده است.


1) . تحف العقول، ص387.

2) . عدةالداعی و نحاح الساعی، ص207.

بخش سوم : نشانه‌ها و آثار اخلاص

نخست. نشانه‌ها

اشاره

وجود هر صفت اخلاقی و کمال معنوی در انسان مؤمن دارای نشانه و علامتی است. خلوص نیز در مؤمن نشانه‌هایی دارد که به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. اجتناب از حرام

اشاره

پرهیز از معاصی و آنچه از سوی خداوند تبارک و تعالی و اولیای الهی به‌عنوان حرام بیان گردیده، از نشانه‌های اخلاص است. این نشانه در کلام محبوبان حق‌تعالی این‌گونه بیان گردیده است:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

مَقامُ الاِخلاصِ اِجْتِنابِ المَحارِمِ؛(1).

پرهیز از حرام‌ها، کمال اخلاص است.


1) . کنزالعمّال، ح44399.

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

مَنْ قالَ «لااله الااللهُ» مُخْلِصاً، دَخَلَ الْجَنَّةِ، وَ اِخلاصُهُ اَنْ یَحْجُزَهُ «لااله الااللهُ» عَمّا حَرَّمَ اللهُ؛(1)

هر کس از روی اخلاص بگوید «لااله الاالله» داخل بهشت گردد و اخلاصش به این است که «لااله الاالله» او را از آنچه خدا حرام نموده بازدارد.

الف. چشم‌پوشی از گناه

شیخ جعفر مجتهدی فرمودند: در ایام نوجوانی که به مدرسه می‌رفتم در بین راه به فقرا کمک می‌کردم. یک روز که از مدرسه برمی‌گشتم در بین راه پیرزنی را دیدم که مقداری اسباب و اثاثیه را در دست دارد، او از من خواهش کرد که کمکش کنم و اثاثیه را به من داده و از جلو حرکت می‌کرد تا به منزلی رسیدیم، سپس درب را باز کرد و وارد منزل شد. من نیز همراه او داخل خانه شدم که ناگهان درب بسته شد و با چند دختر جوان روبه‌رو شدم. آن‌ها گفتند: شما به یوسف تبریز مشهورهستی و ما از شما خواسته‌هایی داریم که اگر انجام ندهی کوس رسوایی شما را خواهیم زد.

ایشان فرمود: یک لحظه تأمل کرده و نگاهی به اطراف انداختم، چشمم به پله‌هایی افتاد که به بام منتهی می‌شد، بلافاصله با سرعت


1) . بحارالانوار، ج8، ص359.

به‌طرف پله‌ها دویده و به پشت‌بام رفتم، آن‌ها هم به دنبال من به پشت‌بام آمدند. با این‌که ساختمان سه طبقه عظیمی بود و دیوارهای بلندی داشت، با گفتن یک یاعلی، بی‌درنگ خود را به داخل باغی که جنب خانه قرار داشت پرتاب کردم. همین که در حال سقوط بودم دو دست زیر کف پاهای من قرار گرفت و مرا به آرامی پایین آورد. ایشان فرمودند: از آن موقع تا الان پاهایم روی زمین نگذاشتم و هنوز روی آن دست‌ها راه می‌روم ...

ب. ترک گناه اهم از فعل عبادت

اگر انسان عبادت زیادی انجام دهد امّا مرتباً میکروب گناه را در کالبد روح خود وارد کند، اثر عباداتش منفی می‌شود ولی اگر آیینهٔ قلب خود را با گناه تیره نکند فطرت الهی‌اش او را به رشد و کمال هدایت می‌نماید. پس ترک گناه مهم‌تر از فعل و انجام عبادات است و لذا شیطان انسان را بیش‌تر به گناه وسوسه می‌کند تا ترک عبادت، چون وقتی گناه بر آدمی سیطره پیدا کردعبادت او موجب تقرب او نخواهد شد.

علامه طباطبایی (رحمه الله) درباره اثر گناه در آفرینش می‌فرماید:

استاد امجد از قول ایشان می‌گوید: اگر یک کاه برداری، در همه عالم هستی اثر می‌گذارد. پس گناه کردن چه اثری بر هستی می‌گذارد؟(1)


1) . کیش مهر، ص125.

ج. سعادت دنیا و آخرت

حضرت آیت‌الله بهجت (قدس سره) فرمودند:

کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است، در اعتقادات و عملیات.

آنچه را که دانستیم، عمل کنیم و آنچه را ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما نخواهد داشت. این عزم اگر در بنده ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اَوْلی به توفیق و یاری خواهد بود.(1).

2. دوست‌نداشتن مدح غیرخدا

از نشانه‌های اخلاص این است که دوست نداشته باشی مردم تو را برای کار خیری که برای خدا انجام داده‌ای بستایند، خشنود به مدح و تعریف خدا باشی. رسول محبوب حق‌تعالی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) دراین‌باره فرمودند:

برای هر حقّی حقیقتی است، بنده به حقیقت اخلاص نرسد، مگر آن‌که دوست نداشته باشد در برابر کاری که برای خدا انجام می‌دهد تمجید و ستایش شود.(2)


1) . نفس مطمئنه، ص45.

2) . اصول کافی، ج2، ص16.

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

الْعَمَلُ الخالِصُ: الَّذی لاتُرِیدُ اَنْ یَحْمَدَكَ عَلَیْهِ الّااللهُ عَزوَجَلَّ؛(1)

عمل خالص این است که نخواهی جز خداوند عزّوجلّ تو را بر انجام آن بستاید.

از حضرت عیسی (علیه السلام) سؤال کردند: اخلاص چیست؟ فرمود:

الَّذی یَعْمَلُ وَ لایُحِبُّ اَنْ یَحْمَدَهُ النّاسُ؛(2)

عمل خالص عملی است که انسان انجام دهد و دوست نداشتهباشد مردم تعریف او کنند.

بنابراین، اگر تعریفت کردند خوشت آمد، این عمل خالص نبوده و اگر خوشت نیامد این عمل خالص بوده است. البته این خوش آمدن راهی برای نفوذ شیطان است که به عزّت حق‌تعالی قسم یاد کرده که فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) را گمراه نماید.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

بنده، بنده خالص خدای عزّوجلّ نشود، مگر این‌که ستایش و نکوهش دیگران در نظرش یکسان باشد.(3)

حکایت راهبردی: کسی در دوران جناب بهلول مسجدی ساخت. قرار بود فردای آن روز اسم مسجد را بالای آن نصب کنند. بهلول سریع نصف شب و با خط بزرگ نوشت: مسجد بهلول. آن شخص فردا صبح


1) . بحارالانوار، ج72، ص304.

2) . تفسیر قرطبی، ج1، ص28.

3) . بحارالانوار، ج73، ص294.

آمد و داد و فریاد راه انداخت که چرا اسم بهلول زده شده. بهلول را آوردند. گفت: مگر تو مسجد نساختی؟ شخص گفت: بله. گفت: برای که ساختی؟ گفت: برای خدا. بهلول گفت: پس چه فرقی دارد که اسم من باشد آنجا یا اسم تو؟ خدا که می‌داند.

می‌خواست بگوید کار تو برای خدا نیست.(1)

3. کلام حکیمانه

از جمله علائم خلوص یکی هم این است که انسان مخلص به لطف خداوند از نور حکمت برخوردار می‌گردد و از زبان او سخن حکمت‌آمیز جاری می‌گردد.

این نشانه در کلام حکیمانه پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) این‌گونه معرفی گردیده است:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

ما اَخْلَصَ عَبْدٌ لِلّٰهِ عَزَّوَجَلَّ اَرْبَعینَ صَباحاً، اِلّا جَرَتْ یَنابیعَ الْحِکْمَةَ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ؛(2)

هیچ بنده‌ای چهل بامداد (روز) برای خدا اخلاص نورزد، مگر این‌که چشمه‌های حکمت از قلب او بر زبانش جاری می‌گردد.

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) فرمودند:


1) . مشهور خوبان، ص188.

2) . عیون اخبارالرضا، ج2، ص69.

خداوند برحسب نیّتی که بندگانش دارند به آن‌ها عنایت می‌نماید، آن کس که نیّت او خالصانه باشد، مشمول کمال عنایت خداوندی قرار می‌گیرد.(1)

یکی از مصادیق عنایت خداوند، حکمت است که به بنده خویش عنایت می‌فرماید و کلام حکمت‌آمیز از او سر می‌زند.

4. امید فقط به خدا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای اخلاص انسان‌ها دو نشانه مهم بیان نموده و فرمودند:

العِبادَةُ الخالِصةُ اَنْ لایَرجُوا اِلّا رَبَّهُ وَ لایَخافُ اِلّا ذَنْبَهُ؛(2)

عبادت خالص آن است که مرد جز به پروردگارش امید نداشته باشد و جز از گناهش نهراسد.

چند نکته:

1.

عبادت فقط نماز و روزه نیست، بلکه هر کاری برای خدا انجام شود عبادت است.

2.

عبد خالص در دنیا و آخرت، امیدش فقط به خداست نه کس دیگر و نه هیچ چیز دیگری، حتی اعمال صالح خودش.

3.

هراس و ترس عبد خالص فقط از نافرمانی مولای خویش است وگرنه هیچ خوفی و حزنی در دنیا و آخرت ندارد.


1) . بحارالانوار، ج70، ص211.

2) . عیون الحکم و المواعظ، ص65 و منشور زندگی موفق، ج4، ص117.

4. افزون بر آن، نیّت خالص، انسان را به بهره‌مندی خیر دنیا و آخرت می‌رساند. ازاین‌رو امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

خدای سبحان خیر دنیا و آخرت را به بنده خویش عطا نکند مگر به پاکی نیّت و اخلاق نیکو.(1)

5. عدم درخواست از مردم

از دیگر نشانه‌های اخلاص، یکی هم این است که انسان مخلص از مردم درخواستی ندارد، همهٔ درخواست‌هایش فقط از مولای خویش است. جبرئیل امین در پاسخ به سؤال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) درباره تفسیر اخلاص عرضه می‌دارد:

اَلمُخلِصُ الَّذِی لٰایَسأَلُ النّاسَ شَیْئاً حَتّٰی یَجدَ ... ؛(2)

مخلص کسی است که از مردم هیچ نخواهد، تا خود بدان دست یابد و هرگاه بدان دست یافت خشنود شود، و هرگاه چیزی نزدش باقی ماند، آن را به دیگران بخشد، زیرا کسی که از مخلوق چیزی نخواهد به عبودیت خدا اقرار کرده است و چون به نیاز خود رسید و خشنود گشت از خدا خشنود شده و خداوند تبارک و تعالی نیز اوخشنود است و هرگاه (آنچه برایش باقی مانده) به‌خاطر خشنودی خداوند عزّوجلّ ببخشد، به مرتبهٔ اعتماد به پروردگارش عزّوجلّ رسیده است.


1) . غررالحکم، ح10295.

2) . معانی الاخبار، ص261.

افزون بر آن امام باقر (علیه السلام) ، انقطاع کامل از مخلوق و روی‌آوری و توجه کامل به خالق را نشانه اخلاص و به‌جای آوردن حق عبادت حق‌تعالی دانسته می‌فرماید:

لایَکُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّٰهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّی یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ اِلَیهِ، فَحَینئِذٍ یَقولُ: هذا خالِصٌ لی فَیَقْبَلُهُ بِکَرَمِهِ؛(1)

بنده، خدا را چنان‌که حق عبادت اوست عبادت نکند، مگر آن‌گاه که از همهٔ خلق بریده، به خداوند روی آورد. در این هنگام خداوند فرماید: این، خالص برای من است و به لطف و کرم خویش او را پذیرا باشد.

حکایت کاربردی

آیت‌الله میانجی (رحمه الله) فرمودند:

وقتی آیت‌الله حجّت (رحمه الله) تازه از نجف آمده و در قم اقامت گزیده بود، آیت‌الله العظمی عبدالکریم حائری (مؤسسحوزه علمیه قم) به ایشان پیام فرستاده بود که هر وقت به پول نیاز داشتی ما در خدمت هستیم.

جواب موحّدانه آیت‌الله حجّت: من از نظر لطف و کرامت ایشان کمال تشکر را دارم ولی اگر من به پول نیاز داشتم از خود کریم متعال درخواست می‌کنم نه از شیخ عبدالکریم.(2)

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند:


1) . تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیه السلام) ، ص328.

2) . اسوه پارسایان، ص123 و منشور زندگی موفق، ج4، ص44.

برای هر حاجتی که دارید، حتّی اگر بند کفش باشد، دست خواهش به‌سوی خداوند عزّوجلّ دراز کنید، زیرا تا او آن را آسان نگرداند، آسان برآورده نشود.(1)

6. کوتاهی آرزو

از شمار نشانه‌های اخلاص، کوتاهی آرزوهاست ... و اگر عملش خالص باشد منتهای آرزوی او تمنّای موت است، زیرا به ملاقات محبوب خویش نائل می‌شود. خدای متعال در قرآن می‌فرماید:

«إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلّٰهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنكُنتُمْ صَادِقِينَ»؛(2)

اگر تصور می‌کنید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، اگر راست می‌گویید تمنّای مرگ کنید تا به دیدار خدا نایل شوید، چرا که دوست شیفتهٔ دیدار دوست خویش است.

توضیح: منظور از آرزوی مرگ در این‌جا این است که منتهای آرزوی‌شان مرگ باشد. مثلاً پسر شما برای تحصیل به شهر دوری رفته است. دل شما نمی‌خواهد الآن بیاید، امّا منتهای آرزوی شما این است که کی می‌شود فرزندتان را ببینید. نمی‌گویی الآن بیاید، چون درسش نیمه تمام است، دلت می‌خواهد آن‌جا بماند، امّا منتهای آرزوی شما این است که کی از آن‌جا می‌آید. مؤمن اهل اخلاص هم منتهای آرزویش


1) . بحارالانوار، ج23، ص295.

2) . جمعه، آیه6.

این است که به ملاقات حق نایل شود. نمی‌گویند: خدایا مرگ‌مان بده، بلکه می‌گویند: «خدایا طوری باشیم که مرگ محل انس ما باشد».

حَتّی یَکُونَ الْمَوْتُ مَأنَسَنا الَّذی نَأنِسُ بِهِ.(1)

برای نمونه: خدا رحمت کند میثم تمّار. حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: توی پای این درخت به دار می‌کشند. میثم پای آن درخت می‌آمد و آب و جارو می‌کرد. یک نفر در هماننزدیکی‌ها بود. میثم به او می‌گفت: ما به‌زودی با شما همسایه می‌شویم. بعد از آب و جارو مشغول عبادت می‌شد و با درخت راز و نیاز می‌کرد و می‌گفت: «لی نُبِتُّ و لَكَ خُلِقْتُ؛(2)تو برای من سبز شدی و من برای تو آفریده شده‌ام». و از این عبارت‌ها لذّت می‌برد.(3)

7. قلب سلیم

انسانی که در مسیر خدا گام برمی‌دارد، اندیشه و افعال او نیز خدایی می‌شود و از تمام حالات و حرکاتش می‌توان بوی اخلاص را استشمام کرد. در مقابل اگر انسان در مسیر شیطان و هوای نفس گام بردارد، تمامی افکار و اعمال او نیز با فساد و تباهی همراه است.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) چهار نشانه مهم و ممتاز انسان مخلص بیان نموده و دراین‌باره فرمودند:


1) . صحیفه سجادیه، دعای 40.

2) . بحارالانوار، ج41، ص344.

3) . بهترین شاگرد شیخ، ص142 و 143.

وَاَمّا عَلامَةُ الْمُخْلِصِ فَاَرْبَعَةٌ: یَسْلَمُ قَلْبُهُ وَ تَسْلَمُ جَوارِحُهُ، وَ بَذلُ خَیْرَهُ، وَ کَفَّ شَرَّهُ؛(1).

نشانه‌های اهل اخلاص چهار چیز است:

1. قلبش سالم و بی‌آلایش است؛ 2. اعضا و جوارحش سالم است و مرتکب خلاف نمی‌شود؛ 3. خیرش همواره به دیگران می‌رسد؛ 4. دیگران همواره از شرش در امان هستند.

امام صادق (علیه السلام) درباره قلب سلیم و آیه شریفه که خدای متعال فرموده است «إِلَّا مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»(2)یعنی مگر کسی که دلی سالم به‌سوی خدا بیاورد فرمودند:

القَلبُ السَّلیمُ الَّذی یَلقی رَبَّهُ، وَ لیْسَ فِیهِ اَحدٌ سِواه؛(3)

دل سالم، دلی است که پروردگارش را ملاقات کند درحالی‌که احدی جز او در خود نداشته باشد.

همان گرامی (علیه السلام) ، قلب سالم را خالی از محبت دنیا دانسته فرمودند:

قلب سالم قلبی است که از دنیادوستی سالم باشد.(4)

آنچه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، رابطه قلب سلیم و انگیزه خالص است که رئیس مذهب شیعه امام صادق (علیه السلام) این‌گونه ترسیم می‌فرماید:


1) . تحف العقول، ص21.

2) . شعراء، آیه89.

3) . کافی، ج1، ص16.

4) . مجمع البیان، ج7، ص305.

کسی که صداقت نیّت داشته باشد، قلب سلیم دارد، زیرا پاک و سالم بودن دل از خطورات نفسانی، نیّت را در همه کارها برای خدا خالص می‌گرداند خداوند متعال می‌فرماید: «روزی که مال و فرزندان سودی نمی‌دهند، مگر کسی که دلی سالم به‌سوی خدا بیاورد».(1)

دوم. آثار اخلاص

اشاره

در بیانات آفتاب‌گون اولیای الهی، آثار و برکات ممتاز و ارزنده‌ای که مترتب بر اخلاص و انگیزهٔ خدایی است، بیان شده است. برخی از آن‌ها را با هم مرور نموده، باشد که برای نویسنده و خوانندگان ارجمند سازنده باشد. ان‌شاءالله:

1. قرب حق‌تعالی

یکی از آثار ارزشمند و آرمانی اخلاص برای انسان مخلص، قرب به معبود حقیقی یعنی پروردگار عالم است. امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

تَقَرُّبُ الْعَبْدِ اِلَی اللهِ سُبْحانَهُ بِالاِخلاصِ نِیَّتِهِ؛(2)

نزدیک‌شدن بنده به خدای سبحان، به‌سبب خالص کردن نیّتاوست.

افزون بر آن، همان گرامی (علیه السلام) فرمودند:


1) . بحارالانوار، ج70، ص210.

2) . شرح غررالحکم، ج4، ص511.

مَنْ اَخْلَصَ بَلَغَ الآمالِ؛(1)

هر کس اخلاص داشته باشد، به آرزوهایش می‌رسد.

توضیح: انسان مخلص آرزویی جز بندگی و قرب به حق‌تعالی در سر نمی‌پروراند و این مهم توسط کیمیای اخلاص برایش حاصل می‌شود.

2. برترین سرنوشت

از شمار برکات و آثار اخلاص، یکی هم این است که خدای متعال بهترین سرنوشت را برای بنده خود رقم می‌زند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کلامی راهگشا، راز کامروایی و کسب بهترین سرنوشت را به همگان توصیه نموده و می‌فرماید:

اَخْلِصْ تَنَلْ؛(2)

در کارها و عبادت اخلاص داشته باش تا کامروا شوی.

افزون بر آن حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (علیها سلام) فرمودند:

مَنْ اَصْعَدَ اِلَی اللهِ خالَصَ عِبادَتِهِ، اَهْبَطَ الله اِلَیهِ اَفضلَ مَصْلَحَتِهِ؛(3)

کسی که عبادت خالصانه خویش را به‌سوی خدا بالا فرستد، خداوند بهترین سرنوشت را به‌سوی او فرو فرستد.

بنابراین، کارها را برای خدا بکنید، وقتی برای خدا کار کردید، خدا


1) . غررالحکم، ح7675.

2) . غررالحکم، ح2248.

3) . بحارالانوار، ج67، ص249.

هم به کار شما برکت می‌دهد. خدا به شما توفیق می‌دهد، خدا اثر کار را گسترش می‌دهد. گاهی انسان خودش هم متوجه نیست و نمی‌داند، اما چون با نیّت الهی وارد کار شده، خدای متعال یک جوری به او کمک می‌کند و راه موفقیّت و پیروزی و کمال را به روی او باز می‌کند. هر چه می‌توانید اخلاص خودتان را افزایش دهید تا برترین سرنوشت و زندگی پاکیزه را از معبود دریافت کنید.

3. کفایت و تدبیر خدایی

از جمله آثار ارزشمند و بی‌بدیل اخلاص این است که انسان مخلص در سایه تدبیر و سیاست خداوند تبارک و تعالی، زندگی‌اش سامان می‌گیرد و آن‌گونه زیست می‌نماید که خدا می‌پسندد و مهمات زندگی دنیا و آخرت او توسط حق‌تعالیکفالت و ضمانت می‌شود.

پیام‌آور اخلاص و توحید، حبیب خداوند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) دراین‌باره فرمودند:

قالَ اللهُ عزَّوَجَلَّ: لا اَطَّلِعُ عَلی قَلْبِ عَبْدٍ فَاَعْلَمُ مِنْهُ حُبَّ الاِخْلاصِ لِطاعَتی لِوَجْهی وَابْتِغاءِ مَرْضاتی، اِلّا تَوَلَّیْتُ تَقویمَهُ و سِیاسَتَهُ؛(1)

خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: هرگاه دل بنده‌ام را بنگرم و دریابم که از روی اخلاص و برای خشنودی من طاعتم را به‌جای می‌آورد، اصلاح و تربیت او را خود به‌عهده می‌گیرم.


1) . بحارالانوار، ج85، ص136.

افزون بر آن امام سجاد (علیه السلام) ، کفایت امر دنیا و آخرت بنده مخلص را، از آثار ارزشمند خلوص دانسته می‌فرماید:

پس حقّ بزرگ خداوند بر تو آن است که او را پرستش کنی و به‌هیچ وجه برای او شریک قرار ندهی و هرگاه با خلوص نیّت چنین کنی، خداوند بر خودش لازم می‌داند که امر دنیا و آخرت تو را کفایت کند و هر خواسته‌ای که نسبت به آن‌ها داری برآورده سازد.(1)

4. موفقیت در کارها

همه انسان‌ها آرزومند هستند که در زندگی موفق باشند و از این رهگذر، سعادت دنیا و آخرت را به‌دست آورند. راز دست‌یابی به آرزوها و کامیابی دنیا و آخرت، از نظر معارف دین و بیانات روشنگر اولیای دین، اخلاص است.

امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دراین‌باره کلامی حکیمانه فرمودند:

فی اِخلاصِ النِّیاتِ نَجاحُ الاُمُورِ؛(2)

موفقیّت در کارها، به خالص نمودن نیّت‌هاست.

پسر سیّدهاشم حداد (رحمه الله) می‌گوید:

به قول والد، انسان خالص می‌رسد، اوّل وآخر اخلاص. بدون اخلاص انسان به جایی نمی‌رسد.(3)


1) . رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) ، حق اوّل.

2) . غررالحکم، ح6510.

3) . غرق حضور، ص149 و 150.

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) راز کسب موفقیّت و دست‌یابی به همهٔ خوبی‌ها را خلوص و علت محرومیت از همه خوبی‌ها را نداشتن اخلاص دانسته، می‌فرماید:

اخلاص طی مراحل توحید است، و چون کسی چنین توفیقی به‌دست آورد، به‌طو مسلّم هر خیر و نیکویی را به‌دست آورده است و چون از این مراحل محروم گشت، از همه خیرها و نیکویی‌ها دور مانده است.(1)

بنابراین آنچه گذشت، راز موفقیت در امورات مادی و معنوی، داشتن خلوص در انجام کارهاست.

5. هیبت و هراس معنوی

از شمار آثار خلوص برای حق‌تعالی، یکی هم هراس و هیبتی است که خداوند تبارک و تعالی از انسان مخلص در همهٔ اشیاء و مخلوقات قرار می‌دهد. انسان مؤمن مخلص فقط از خدا می‌ترسد، در عوض خداوند همه را از او می‌ترساند. نمونه بارز و مصداق روشن آن، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (قدس سره) و خلف صالح و شایسته او امام خامنه‌ای رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی است که همهٔ قدرت‌های دنیا از هیبت آنان در هراس هستند.

امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

همهٔ اشیاء در برابر مؤمن خاشع‌اند و از هیبت او می‌هراسند.


1) . مصباح الشریعه، باب 76.

اِذا کانَ مُخلِصاً لِلّٰهِ اَخافَ اللهُ مِنهُ کُلَّ شَیءٍ حَتّی هَوامَّ الاَرضِ وَ سِباعَها وَ طَیْرَ السَّماءِ؛(1)

اگر اخلاص ورزد برای خدا، خداوند همه‌چیز حتی گزندگان و درندگان زمین و پرندگان هوا را از او بترساند.

6. امان از فریب شیطان

شیطان با همهٔ اغواگری‌اش اعتراف می‌کند که من نمی‌توانم به مخلصان نزدیک شوم. می‌گوید: خدایا، به عزّتت قسم می‌خورم همه را گمراه می‌کنم.

«إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»؛(2)

مگر بندگان خالص تو که برای این‌ها راهی ندارم و نمی‌توانم فریب‌شان بدهم.

آیت‌الله میرزا جواد ملکی‌تبریزی (رحمه الله) فرمودند:

ای نفس، بدان که تو در ظرف یک روز و یک شب، بلکه در یک ساعت و آنی می‌توانی قرب و خشنودی خدا را به‌دست آوری، به‌شرط آن‌که صدق نیّت و خلوص باطنی داشته باشی. همانا او حاضر است و غایب نیست. خواستار است و روگردان نیست،گیرنده است و دورکننده نیست، رحمت‌کننده است و زحمت‌دهنده نیست.(3)


1) . بحارالانوار، ج70، ص248 و میزان الحکمه، ج3، ص383.

2) . ص، آیه83.

3) . کتاب لقاءالله.

افزون بر آن، شیطان می‌گوید:

خَمْسَةُ اشیاءٍ لَیْسَ لِی فِیهِنَّ حِیلَةً وَ سائِر النّاسِ فی قَبْضَتی؛

پنج چیز است که من در آن راه ندارم (اگر در کسی باشد من در آن آدم نفوذی ندارم) و باقی مردم در مشت من هستند.

اوّل: کسی که از خدا طلب نگه‌داری کند. (اگر از انسان گناهی سر نزند باید بگوید تو مرا حفظ کردی نه این‌که بگویی من گناه نکردم) انسان باید با صداقت بخواهد گناه نکند و در تمام امور به خدا توکل کند.

دوم: کسی که آنچه برای خود نمی‌پسندد، برای برادران دینی خود نپسندد (در خاتمه حکایتی بیان می‌گردد).

سوم: اگر مصیبتی بر او وارد شد صبر کند.

چهارم: کسی که راضی باشد به آنچه خدا روزی او نموده و اهتمامی برای طلب روزی بیشتر نداشته باشد.

پنجم: کسی که شبانه‌روز به یاد خدا باشد، زیرا اگر غفلتکند در مشت شیطان است.(1)

حکایت1. مرحوم حامد (رحمه الله) می‌گوید: خدا رحمت حاج مقدّس. می‌خواست منزلش را بفروشد به مشتری گفته بود، این‌جا که می‌بینی نمناک است خیال نکنی می‌توانی نمش را برطرف کنی. ما هر کاری کرده‌ایم نتوانستیم نمش را برطرف کنیم. دلّال به حاج مقدّس گفت: شما به این مسائل کاری نداشته باش، ما خودمان می‌دانیم چه کار کنیم. حاج


1) . خصال، شیخ صدوق، ص285.

مقدّس می‌گوید: نه نمی‌شود من خودم باید باشم و عیب منزل را بگویم.

حکایت2. مرحوم حامد می‌گوید: یکی از رفقای ما هم همین‌گونه شده بود. یک منزلی ساخته بود که ظاهرش آجری بود و باطنش روی خشت بود. با برادرش هم شریک بود، وقتی مشتری آمد بخرد، برادرش گفت: آجری است. رفتند محضر که به نامش بزنند. می‌گفت: من ناراحت بودم تا این‌که به محضر رفتم و راستش را گفتم. مشتری از راست‌گویی من خوشش آمد و گفت: باشد، خشت هم که باشد، چون راستش را گفتی می‌خرم.(1)

آری، انسان مؤمن و اهل اخلاص اهل صداقت و راستیاست و راه نجات و گشایش در امورات زندگی را صداقت می‌داند، همان‌گونه که پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

النَّجاةُ فی الصِّدق؛(2)

یعنی نجات در راستی است.

ولی ما باور نکرده‌ایم و متأسفانه رونق کسب و کار را در دروغ‌گویی و غش در معامله می‌دانیم، که این از حیله‌های شیطان است.

7. رستگاری

خوش‌بختی و رستگاری آرزوی فطری هر انسانی است. مسیر رسیدن به این خواسته فطری در خلوص نیّت باید جست‌وجو نمود.


1) . بهترین شاگرد شیخ، ص144.

2) . بحارالانوار، ج70، ص14.

امام علی (علیه السلام) در روایتی جالب راه رسیدن به فلاح و رستگاری را برای جویندگان هموار نموده می‌فرماید:

طُوبی لِمَنْ اَخْلَصَ لِلّٰهِ عَمَلَهُ وَ عِلْمَهُ وَ حُبَّهُ وَ بُغضَهُ وَ اَخْذَهُ وَ تَرْکَهُ و کَلامَهُ وَ صَمْتَهُ وَ قَوْلَهُ وَ فِعْلَهُ؛(1).

خوشبخت و رستگار کسی است که: علم و عملش، دوستی و دشمنی‌اش، گرفتن و رهاکردنش، سخن گفتن و سکوتش، رفتار و گفتارش تنها براساس رضایت الهی استوار باشد و برخلاف امر پروردگار قدمی برندارد.

اشاره: نفیس‌ترین چیزی که از آسمان فرود می‌آید توفیق است و نفیس‌ترین چیزی که از آسمان بالا می‌رود اخلاص است.(2)

افزون بر آن، امیر اهل اخلاص در کلامی پندآموز، خلوص در همه حالت را لازم شمرده و می‌فرماید:

اَلْزِمِ الْاِخلاصَ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ وَ الْخَشْیَةَ فِی الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ وَالْقَصْدَ فِی الْفَقْرِ وَالْغِنی وَالْعَدْلَ فِی الرِّضا وَ السَّخَطِ؛(3)

اخلاص را در نهان و آشکارا، ترس از خدا در ظاهر و باطن، میانه‌روی در دارایی و تنگ‌دستی، عدالت در حال خشم و خشنودی داشته باش.

بنابر آنچه گذشت، راه نجات از مشکلات دنیا و آخرت و دست‌یابی


1) . تحف العقول، ص91.

2) . در محضر دوستان، ص16.

3) . غررالحکم، ص170.

به پیروزی و موفقیّت و رستگاری دارَیْن، از مسیر اخلاص در همه حالات می‌گذرد.

8. مِثل خدا

آیت‌الله شیخ نخودکی‌اصفهانی (رحمه الله) فرمودند:

ای عزیز! بر تو باد که شب و روز بکوشی. شاید از چشمه عبادت، جرعه‌ای بنوشی و گوش فرا دار، شاید این عبارت را بشنوی:

«ای بندهٔ من، مرا اطاعت کن تا تو را مثل خود قرار دهم. من زنده‌ای هستم که هرگز نمی‌میرم. تو را نیز زنده‌ای گردانم که هرگز نخواهی مرد. من به هر چه بگویم موجود شو، موجود می‌شود و تو نیز بر اثر عبادت و بندگی من (با اخلاص)، به هر چه گویی موجود شو، موجود می‌شود».(1)

دُرّی است در این بحر، بجویید که هست *** وندر طلبش، جمله بپویید که هست

رفتند روندگان و گفتند نبود *** رفتیم و ندیدیم، بجویید که هست(2)

9. مقام کرامت

استاد گرامی مرحوم علّامه طباطبایی (رحمه الله) کراراً در جلسهٔ درس


1) . کلیات احادیث قدسی، 250.

2) . صاحب کرامت، ص134.

می‌فرمود: «کرامت» معادل دقیق فارسی ندارد و برای بیان آن از چند لفظ باید استفاده کرد. آن‌گاه می‌فرمودند: اگر انسان به مقامی برسد که در برابر خدا عبودیّت محض پیدا کند و حاضر نباشد در مقابل غیرخدا سر بر زمین بساید می‌توان گفت به مقام «کرامت» رسیده است.

آیت‌الله جوادی‌آملی می‌نویسد: کلام ایشان را این‌گونه می‌توان تبیین کرد: انسان هرچه به عبودیّت محض نزدیک‌تر شود، به همان مقدار از هوان و حقارت رهایی پیدا می‌کند و به کرامت می‌رسد. اگر به حدّ نهایی عبودیت خدا رسید، کاملاً از هوان و حقارت می‌رهد و این، همان کرامت مطلق است و اگر بهره‌ای از عبودیّت خداوند نداشته باشد، حقیر مطلق است و حظّی از کرامت نمی‌برد.(1)

10. رهایی از معاصی و دوزخ

امام صادق (علیه السلام) از قول امام علی (علیه السلام) می‌فرماید:

کم‌ترین مرتبه اخلاص آن است که به‌قدر استطاعت در مقام اطاعت و عبادت کوشش و مجاهدت شود، سپس برای عمل خود نزدپروردگار متعال اجر و ارزش و پاداشی پیش‌بینی نکند، زیرا اگر بنده‌ای در اثر انجام وظایف طاعت و بندگی، متوقع اجر و پاداش شود، پروردگار متعال متقابلاً می‌تواند درخواست انجام کلیه وظایف بندگی را نموده و کوچک‌ترین تخلف و کوتاهی را به‌حساب تقصیر و عصیان آورد. آری


1) . ادب فنای مقربان، ج1، ص203 و 204.

بنده می‌باید پیوسته به مقتضای حقوق بندگی خود، در راه اطاعت و انجام اوامر مولی و عمل به وظایف مقرره خود باشد و از این باب هیچ‌گونه حقّ مطالبهٔ اجر و جزا را از مولای خود ننماید.

و کم‌ترین ره‌آورد و اثر اخلاص این است که در دنیا از تمام معاصی و خلاف‌ها محفوظ مانده و در آخرت نیز از عذاب دوزخ نجات یافته و از نعمت‌های بهشتی بهره‌مند خواهد شد.(1)

افزون بر آن امام علی (علیه السلام) ، یکی از ثمرات ارزشمند اخلاص را نجات از دوزخ معرفی نموده می‌فرماید:

غایَهُ الاِخلاصِ الْخَلاصُ؛(2)

یعنی بلندای اخلاص، رهایی (از دوزخ) است.

11. قبولی اعمال

از جمله آثار و ارزشمند و ممتاز اخلاص‌ورزی در کارها و عبادت برای خدای متعال، قبولی اعمال نزد خدای سبحان است. در فرهنگ قرآن می‌آموزیم که فقط اعمال انسان‌های باتقوا پذیرفته می‌گردد. آن‌جا که از قول هابیل می‌فرماید:

«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»؛(3)

هابیل گفت: خداوند تنها از تقواپیشگان می‌پذیرد.


1) . مصباح الشریعه، باب 76، ص328.

2) . غررالحکم، ص523.

3) . مائده، آیه27.

افزون بر آن، امیر قافله، پرهیزگاران و مخلصین، امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) در وصف بندگان خوب خداوند فرمودند:

قَدْ اَخْلَصَ لِلّٰهِ مَااسْتَخْلِصْهُ؛(1)

یعنی برای خدا اعمال و عبادات خویش را خالص کرده، آن‌گونه که خداوند پذیرفته است.

همان گرامی (علیه السلام) راز قبولی اعمال را اخلاص بنده دانسته می‌فرماید:

اِنَّكَ لَنْ یُتَقَبَّلْ مِنْ عَمَلِكَ اِلّا اَخْلَصْتَ فِیهِ؛(2).

از عمل تو هرگز پذیرفته نشود، مگر آنچه را که در آن اخلاص داشته باشی.

بنابر آنچه بیان گردید دو عامل مهم راز پذیرش اعمال انسان در دستگاه خداوندی است یکی تقوا و دوم اخلاص. این دو صفت ممتاز در بیان حکیمانه امام اهل تقوا و اخلاص این‌گونه بیان شده است:

صِفَتانِ لایَقْبَلُ اللهُ سُبْحانَهُ الاَعْمالَ اِلّا بِها: اَلتُّقی وَالاِخْلاصُ؛(3)

دو صفت‌اند که خداوند بزرگ اعمال را بدون آن دو نپذیرد: تقوا و اخلاص (در عمل) است.

12. رتبه عالی آخرت

از جمله آثار اخلاص و کار برای خدا، یکی هم این است که سبب


1) . نهج‌البلاغه، خطبه 87.

2) . غررالحکم، ح3787.

3) . غررالحکم، ص478.

منزلت و مقام عالی نزد خداوند تبارک و تعالی در آخرت می‌گردد. این مهم در بیانات راهگشای امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) این‌گونه بیان گردیده است:

لایُدْركُ اَحَدٌ رَفْعَةَ الآخِرَةِ اِلّا بِاِخلاصِ الْعَمَلِ وَ تَقصیرِ الاَمَلِ وَ لُزُومِ التَّقوی؛(1)

هیچ‌کس به بزرگی مرتبهٔ آخرت را درنیابد مگر به اخلاص درعمل و کوتاهی آرزو و همراهی پرهیزگاری.

افزون بر آن، همان گرامی (علیه السلام) دست‌یابی به آرزوهای اخروی را در گرو خلوص عمل در دنیا دانسته می‌فرماید:

کُلَّما اَخْلَصْتَ عَمَلاً بَلَغْتَ مِنَ الآخِرَةِ اَمَلاً؛(2)

هر چه در عمل اخلاص داشته باشی، در آخرت به آرزوهایت می‌رسی.

بنابراین، کسب مقام اخروی و دست‌یابی به آرزوهای معقول و مشروع دنیوی و اخروی، رابطه‌ای مستقیم با مراتب اخلاص انسان دارد.

13. نیل به مقام ولایت

مهم‌ترین عاملی که به منزلهٔ فریضه نیل انسان به مقام ولایت نقش ایفا می‌کند، مسألهٔ معرفت و اخلاص در عمل است. اگر انسان به معرفت دست یافت و از اخلاص در عمل برخوردار بود به ولایت می‌رسد و ولی می‌شود.


1) . غررالحکم، ص654.

2) . غررالحکم، ص586.

سرّ این‌که معرفت و اخلاص در عمل از فرائض سلوک نیلبه مقام ولایت است، آن است که انسان دارای دو شأن است، یکی عقل نظری که با آن درستی و نادرستی قضایا را تشخیص می‌دهد و دیگری عقل عملی که به‌وسیله آن هرچه را که باید انجام دهد، امتثال و هر چه را که باید از آن اجتناب کند و مرتکب نشود، از آن دوری می‌کند و چون کمال عقل نظری در شناخت خداوند و کمال عقل عملی در اخلاص است و عمل برای خداست ازاین‌رو، این دو از فرائض سلوک به مقام ولایت محسوب می‌شود.(1)

این نکته نیز قابل ذکر است که اولاً: معرفت اصل است و اخلاص فرع آن؛ ثانیاً: معرفت برای ابد ماندگار است، امّا اثر اخلاص با موت پایان می‌پذیرد، زیرا انسان که از نشئهٔ دنیا رخت بربست، عمل او از همه شئونش، از جمله اخلاص، منقطع می‌شود، اما معرفت پس از مرگ شکوفا می‌گردد. گرچه ثمرهٔ عمل و نتیجهٔ اخلاص جاودانه است.(2)


1) . شمیم ولایت، ص51.

2) . همان، ص52.

فصل دوم : معرفی الگوها

اشاره

بخش یکم : پیامبران الهی

1. اساس رسالت پیامبران

کلید اصلی و اساس همه مباحث، خلوص است. آن‌قدر با اهمیت و ویژه است که خداوند می‌فرماید:

«مَا أُمِرُوا» همه انبیا و همه خوبان هستی مأمور نشدند.

«إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللهَ» مگر این‌که عبد خدا باشند، خدا را پرستش کنند.

«مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» خدا را خالصانه بندگی کنند.(1)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در اهمیت و عظمت اخلاص در بندگی فرمودند:

هر کس خدا را خالصانه در چهل شبانه‌روز بندگی کند، خداچشمهٔ حکمت را از دلش به زبانش جاری می‌کند.(2)

نکته: حکمت آن‌قدر عظیم است که خدای متعال می‌فرماید:


1) . بیّنه، آیه5.

2) . بحارالانوار، ج67، ص249.

هر کس حکمت دارد. «فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» خیر بسیاری به او داده‌ایم.(1)

2. تفاوت عبادت پیامبران با دیگران

انبیاء چون به مقصد رسیده‌اند، عبادت می‌کنند یعنی، عبادت کردن آن‌ها در اثر حصول کمال است، ولی افراد عادی عبادت می‌کنند تا به مقصد برسند. یعنی، برای تحصیل کمال است و به همین دلیل انبیاء می‌شوند: امام الصابرین، امام العابدین، امام اولی الالباب و ... و دیگران در این مراحل کمال، امّت آنان خواهند بود. باید دانست که راه این بزرگان که الگوی ما هستند، راهی است رفتنی و بهترین وسیله و سلاح، صبر و بردباری است تا انسان بتواند در پرتو آن، راه را طی کند و به مقصد برسد.(2).

3. صبر و بردباری پیامبران

خط اصلی سیرهٔ انبیاء در مسأله ولایت و رسالت، همان صبر و بردباری است که خداوند آن را از اوصاف برجستهٔ آنان به‌شمار می‌آورد ... چنان‌که خداوند به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: مانند ایوب باش «وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ»(3)

و یا مانند یونس کم‌صبری نشان مده «وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ»(4)و


1) . بقره، آیه269.

2) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص194.

3) . ص، آیه41.

4) . قلم، آیه48.

گاه می‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ».(1)در این کتاب (قرآن) سرگذشت ابراهیم را یاد کن یا می‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى».(2)در قرآن سرگذشت موسی را به‌یاد آور. چون صبر «مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ»(3)است، یعنی صبر و شکیبایی از تصمیم قاطع در امور است. نه‌تنها برای انبیا و اولیا، بلکه برای هر سالک به‌سوی خدا ضروری است. صبر تلخ است و اگر انسان سالک آن را تحمّل کند، قهراً تسلیم حق و بر باطل پیروز می‌شود. این است که قرآن کریم برای صبر نقش اساسی قائل است می‌فرماید: «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ».(4)مؤمنان اهل نجاتنه‌تنها خود صابرند بلکه دیگران را نیز به آن سفارش می‌کنند، و از خصوصیات جامعه اسلام آن است که یکدیگر را به صبر فرا می‌خوانند.(5)

4. قرض‌الحسنه بودن کار خیر برای خدا

هنگامی که قرآن کریم جریان مبارزه داوود (علیه السلام) را نقل می‌کند در طلیعه داستان، مبارزه کردن را قرض‌الحسنه می‌داند، زیرا چیزی را که انسان برای رضای خدا انجام می‌دهد به‌مانند این است که آن کار خیر را به خدا قرض‌الحسنه داده است. اگر چیزی رایگان ببخشد این عمل را هبه گویند، امّا اگر چیزی را در برابر چیزی بدهند و مقابل داشته باشد


1) . مریم، آیه41.

2) . مریم، آیه51.

3) . آل‌عمران، آیه186.

4) . عصر، آیه3.

5) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص181 و 182.

آن را قرض‌الحسنه گویند. انسان هرگز کاری را برای رضای خدا به‌عنوان هبه انجام نمی‌دهد. وقتی کسانی را که می‌گویند: «لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا»(1)آن‌ها نیز قرض‌الحسنه می‌دهند و عوض می‌طلبند و عوض همان وجه‌الله است که گفته‌اند:

«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ»؛(2).

یعنی شما را برای لقای وجه الله اطعام می‌کنیم.

بنابراین خدای سبحان در برابر هر کار خیری که انسان انجام می‌دهد، به او پاداش عطا می‌کند. عبادات، خیرات، نماز، روزه، درس، بحث، حفظ، اشاعه، علم، جهاد، همه این‌ها قرض‌الحسنه است. همان‌گونه که خداوند انفاق مالی مال را چند برابر می‌کند در نثار و انفاق جانی هم، جان را می‌پروراند هرچه در راه وی ایثار شود همان را چند برابر می‌کند.(3)

«فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً».(4)

5. جلوه‌ای از خلوص حضرت شعیب (علیه السلام)

یکی پیامبران الهی که با همه وجود به خداوند عشق می‌ورزید حضرت شعیب (علیه السلام) بود. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) درباره او فرمودند:


1) . انسان، آیه9.

2) . انسان، آیه9.

3) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص429 و 430.

4) . بقره، آیه245.

شعیب از محبت خدا آن‌قدر گریست که نابینا شد، پس خداوند دیده‌اش را به او برگرداند. باز آن‌قدر گریست که نابینا شد و باز خداوند او را بینا کرد تا سه مرتبه. در مرتبه چهارم خداوندبه او وحی فرمود که ای شعیب، تا کی می‌خواهی گریه کنی؟ اگر از ترس جهنّم می‌گریی، تو را از آن امان دادم و اگر از شوق بهشت گریه می‌کنی، آن را گوارای تو ساختم. شعیب گفت: ای خدای من و سیّد من، تو می‌دانی که گریه من از ترس جهنّم و شوق بهشت نیست، لیکن محبت تو در دلم قرار گرفته است و از شوق لقای تو می‌گریم. پس خداوند به او وحی فرمود: من به این سبب کلیم خود را، موسی‌بن عمران (علیه السلام) را به‌سوی تو می‌فرستم تا به تو خدمت کند.(1)

6. موسی کلیم عبد مخلص خدا

موسی کلیم از مظاهر اسمای حسنای خدای سبحان است. او هم مظهر جمال خداست و هم مظهر جلال حق. هم می‌تواند سخن خدا را از درخت بشنود که خدای متعال فرمود:

«إِنِّي أَنَا اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ»؛(2)

ای موسی، همانا من پروردگار همهٔ جهانیان هستم. ای موسی عصایت را بینداز ...


1) . حیاة القلوب، ج1، ص575 و شکوه عشق، ص123.

2) . قصص، آیات 30 و 31.

و هم می‌تواند مظهر قدرتی باشد که خدای متعال می‌فرماید:

«فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ... »؛(1)

او و لشکریانش را گرفتیم و آنان را به دریا انداختیم ...

در همهٔ این مظاهر خدای سبحان او را عبد مخلص به دیگران معرفی کرده می‌فرماید:

«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا»؛(2)

و در این کتاب (قرآن) موسی را یاد کن که او انسانی بود، خالص شده برای خدا به‌گونه‌ای که هیچ‌کس و هیچ‌چیز در او نصیبی نداشت، او فرستادهٔ خدا و پیامبر بود.

مخلَص یعنی انسان که از قلمرو وسوسه و تأثیرات نفس و شیطان بیرون است. اگر انسانی نه در محدوده وسوسهٔ وهم و خیال بود، و نه در دسترس وسوسهٔ شیطان او عبد مخلَص است ... این‌که در قرآن کریم از زبان شیطان بیان شده که من همگان را اغوا می‌کنم مگر بندگان مخلص تو را، این سخن بدان معنا نیست که شیطان به آن‌ها احترام می‌گذارد و از راه حرمت نهادن به سراغ آن‌ها نمی‌رود، بلکه شیطان اظهار عجز کرده است، یعنی توان آن را ندارم که به کوی اخلاص قدم بگذارم.(3).

حکایت: در داستان موسی و شعیب آمده است: زمانی که موسی نزد شعیب رفت، شعیب آمادهٔ خوردن شام بود. پس به موسی گفت: ای


1) . همان، آیه40.

2) . مریم، آیه51.

3) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص339 و 340، با اندکی تلخیص.

جوان! بنشین و شام بخور. موسی گفت: پناه به خدا. شعیب گفت: چرا؟ مگر گرسنه نیستی؟ موسی گفت: چرا، امّا می‌ترسم این پاداش آبی که برای دخترانت از شاه کشیده‌ام. من از خاندانی هستم که اگر همهٔ زمین پر از طلا شود، کم‌ترین کار آخرت را به آن نمی‌فروشم.

شعیب گفت: ای جوان! به خدا این پاداش آن کار تو نیست، بلکه مهمان‌نوازی و اطعام، رسم و عادت ما و پدران ماست. در این هنگام موسی برای خوردن شام نشست.(1)

خدای متعال در قرآن کریم، اخلاص حضرت موسی را مورد تمجید قرار داده و می‌فرماید:

«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا»؛(2)

و یاد آور در کتاب خود شرح حال موسی را که او بسیار بنده بااخلاص و رسولی بزرگ و مبعوث به پیغمبری بر مردم بود.

7. نُه قرن و نیم کار خالصانه

یکی از بهترین مظاهر توحید مسئله دعا است. به این معنی که انسانخدا را بخواند و همه چیز را از او بخواهد. در جوامع روایی ما آمده است که اگر شما خدا را بخوانید و از او چیزی بخواهید، او همهٔ خواسته‌های شما را خواهد داد ... آنان که به مقام تسلیم رسیده‌اند همواره خدا را می‌خوانند بدون آن‌که چیزی از او بخواهند و اگر دستور


1) . بحارالانوار، ج13، ص21.

2) . مریم، آیه51.

خواستن رسیده است یا ناظر به مؤمنان متوسط است و یا اگر موحدان کامل هم آن را انجام می‌دهند برای جنبه عبادی و خواستن است، چون خود خواستن یک نحوه بندگی است وگرنه آنان جدّاً چیزی از خدا طلب نمی‌کنند، چون به مقام تسلیم محض رسیده‌اند ... نوح به‌عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم با پیام جهانی مطرح است. چنین شخصیتی (بعد از نه قرن و نیم کار برای خدا طلب آمرزش می‌کند)، در اواخر زندگی خویش این‌گونه دعا می‌کند:

«رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا»؛(1)

خدایا مرا و پدر و مادرم را و کسی که در حالت ایمان وارد خانه‌ام شد، و نیز همهٔ مردان و زنان مؤمن را بیامرز و ستمگران را جز هلاکت نصیبی مده.

8. برترین مقام حضرت یوسف

برجسته‌ترین مقامی که در قرآن کریم برای حضرت یوسف (علیه السلام) اثبات می‌کند، همان مقام مخلص بودن است. رسالت، سِمَت پیام‌آوری است. اخلاص درجهٔ عالیه کمال انسانی است که چیزی در حرم قلب یک انسان مخلَص راه ندارد و همان‌طور که خدای سبحان درباره اسحاق، یعقوب و ابراهیم خلیل فرمود:


1) . نوح، آیه28.

«إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ»؛(1)

زیرا ما آنان را به‌سبب خصلتی پاک که یاد سرای آخرت بود برای خود خالص ساخته بودیم، به‌گونه‌ای که نه شیطان از آنان نصیبی داشت و نه هوای نفس.

روی اخلاص یوسف صدیق نیز صحه گذاشت و فرمود: او بنده مخلص خداست.(2)لذا اصلاً گناه در او راه ندارد. لذا وی در شدیدترین حالت‌های جوانی و در شدیدترین خطرات مالی، به بدترین و سنگین‌ترین آزمون الهی مبتلا شد و پیروزمندانه به‌در آمد.

در دوران کودکی به چاه افکنده شد و لب به شکایت باز نکرد، به‌صورت برده فروخته شد، به کید زنان زندانی شد، امّا در همه حالات صبور و شاکر بود و همهٔ این‌ها نشان‌دهنده این است که وی از فروغ غیبی برخوردار بوده، خالص و متکی به خداوند بوده است.(3)


1) . ص، آیه46.

2) . یوسف، آیه24.

3) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص171.

بخش دوم : پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

1. مأموریت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

خداوند تبارک و تعالی در سوره زمر می‌فرماید:

«إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ»؛(1)

ما این کتاب را که سراسر حقّ است به‌سوی تو فرو فرستادیم و در آن به یکتاپرستی فرمان داده‌ایم، پس خدا را درحالی‌که عبادت خود را خالص برای او ساخته‌ای پرستش کن.

آیت‌الله جوادی‌آملی در ذیل آیه شریفه فوق فرمودند:

نه‌تنها در عبادت، بلکه در سراسر دین، اخلاص را رعایت کن و به‌گونه‌ای عمل کن که هوای نفس و خواسته غیرخدا در عمل رخنه نکند. توصیف دین به خلوص نشان می‌دهد که در سراسر دین، چیزی غیر از خواسته خدا راه ندارد و دین آن است که خالص باشدو چون


1) . زمر، آیه2.

دین در اختیار خداوند است، او دین خالص را در اختیار انسان قرار می‌دهد و همه قوانین دین، اعم از واجبات و مستحبات و عبادات و معاملات و غیره را برای انسان تشریع می‌کند.

«وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا»؛(1)

یعنی و پیوسته دین از آن خداست.

پس همهٔ مقررات و قوانین و دستورات خداوند باید با اخلاص انجام پذیرد.

به لحاظ این‌که دین باید با اخلاص عمل شود، خداوند به پیامبر فرمود:

«قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ»؛(2)

بگو من مأمور شدم که خدا را با اخلاص عبادت کنم.

از این آیه استفاده می‌شود که انسان‌ها باید در دعا و دعوت مخلص بوده و در عقیده، اخلاق و کار خود غیرخد ا را راه ندهند.(3)

2. اخلاص در همهٔ شئون هستی

قرآن به شخصیتی مثل پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: بگو:

«اِنَّ صَلاتی» همانا نماز من؛

«وَنُسُکی» عبادت من؛


1) . نحل، آیه52.

2) . زمر، آیه11.

3) . شمیم ولایت، ص66 و 67.

«وَمَحْیایَ» و زندگی من؛

«وَمَماتی» و مردن من؛

للهِ رَبِّ العالمینَ، همه‌اش برای خدای رب العالمین است.

نماز، عبادت، زنده و مرده بودن، همه را ای پیغمبر از برای خدا بدان و بگو که هیچ‌چیز غیر از خدا وجود ندارد.

«لاَ شَرِيكَ لَهُ» خدا هیچ شریکی ندارد؛

«وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ» و به همین خاطر من مأمور شدم.

«وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ» و بدانید و آگاه باشید که من اولین مسلمانم و در برابر خدا تسلیم هستم.(1)

آنچه از آیه شریفه استفاده می‌شود این است که نه‌تنها عبادت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) برای ترس از دوزخ یا شوق به بهشت نیست و فقط برای خداست، بلکه تمام شئونهستی آن حضرت نیز برای خداوندی است که مالک و مدبّر همه جهانیان می‌باشد.(2)

3. جایگاه عبودیّت

در مخلوقات، پایگاه کمالات و نردبان ترقی آنان، «عبودیّت» است که در حقیقت، سکوی پرواز آن‌ها به‌شمار می‌رود. از این جهت، هر چه عبودیّت کامل‌تر شود، نردبان ترقی بلندتر می‌شود و هر چه از عبودیّت


1) . انعام، آیه163.

2) . تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج6، ص471.

کاسته شود، نردبان ارتقاء کوتاه‌تر و در نتیجه، کمالات، افول می‌کند. به‌گونه‌ای که اگر این پایگاه برچیده شود، تمام کمالات درهم می‌ریزد. پس هر کمالی در قرآن کریم یا روایات به افراد، اعم از پیامبر و غیرپیامبر نسبت داده شود، نخست به جنبهٔ عبودیّت آن‌ها نظر بوده است. چنان‌که حضرت ابراهیم (علیه السلام) با تکیه بر این مقام، به بالاترین و عظیم‌ترین مقام، یعنی امامت رسید. وصول سایر انبیا و اولیا به مقامات عالی نیز به واسطهٔ همین عبودیّت بوده است ...

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز چون عبد محض خدای سبحان بود، شایستگی دریافت کتاب و آیات الهی به‌دستآورده خدای سبحان دراین‌باره می‌فرماید:

«الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ»؛(1)

حمد مخصوص خدایی است که این کتاب بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد.

و نیز می‌فرماید:

«هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ»؛(2)

او کسی است که آیات روشنی بر بندهٔ خود نازل می‌کند.

از این جهت در تشهد نماز، شهادت به رسالت آن حضرت، پس از شهادت به عبودیّت آمده است: «وَاَشهَدُ اَنَّ مُحمداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».(3)


1) . کهف، آیه1.

2) . حدید، آیه9.

3) . ادب فنای مقربان، ج2، ص395 و 396.

4. اوج بندگی

ابوبصیر از حضرت صادق (علیه السلام) روایت می‌کند:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره مانند عبد و بنده غذا می‌خورد و مانند عبد و بنده روی زمین می‌نشست و دانا به این حقیقت بود که عبد و بنده است.(1)

حضرت امام موسی‌بن جعفر (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت می‌کند:

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) همواره و پیوسته بسیار نیکو کار و احسان‌کننده بود که نیکی و احسانش از سوی مردم سپاس‌گزاری نمی‌شد و نیکی او نسبت به قریش و عرب و عجم فراگیر بود و ما اهل‌بیت هم بسیار نیکوکار و احسان‌کننده هستیم که نیکی ما سپاس‌گزاری نمی‌شود و مؤمنان برگزیده نیز مانند ما هستند.(2)

نکته: چون کارشان برای خداست نه انتظار تشکر و سپاس از مردم دارند، و نه عدم سپاس‌گزاری مردم در آن‌ها تأثیر دارد که آن‌ها را از نیکی و احسان بازدارد.

5. دین‌داری خالصانه

خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر محبوب و برگزیدهٔ خویش می‌فرماید:


1) . المحاسن، ج2، ص456 و بحارالانوار، ج16، ص225.

2) . علل الشرایع، ص187.

«إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ أَلَا لِلّٰهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ... »؛(1).

ما این کتاب را بر تو به حق فرستادیم (پس به شکرانه این نعمت بزرگ) خدای را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان. ای بندگان خدا آگاه باشید که دین خالص برای خداست ... .

علّامه طباطبایی (رحمه الله) در المیزان در تفسیر آیه شریفه فوق می‌فرماید:

مراد از کلمه دین در این آیه به‌طوری که از سیاق برمی‌آید، عبادت است. ... یعنی طریقه‌ای که در زندگی اجتماعی انسانی پیموده می‌شود و مراد از عبادت همان اعمال است که خضوع قلبی و پرستش درونی را مجسم و ملموس می‌کند و آن عبارت است از همان طریقه‌ای که خود خدای سبحان آن را تشریع کرده است.

از طرف دیگر، معنای دین خالص بودن برای خدا این است که: خدا عبادت آن کسی را که فقط برای او عبادت نمی‌کند، نمی‌پذیرد، حال چه این‌که هم خدا را پرستد و هم غیرخدا را، و چه این‌که اصلاً غیرخدا را بپرستد.(2)

6. اسوه آسمانی

آنچه همهٔ عالمان وارسته بر آن اتفاق‌نظر دارند، این است که یکی ازبهترین راه‌کارهای تربیت، ارائه الگوی درست است.


1) . زمر، آیات 2 و 3.

2) . المیزان، ج17، ص355.

از منّت‌های بزرگ خداوند بر انسان‌ها این است که برای تربیت ایشان، بندگانی را آفریده و معرفی کرده است که از هر خطایی معصوم‌اند و در رفتارشان هیچ اشتباهی نیست. چنین الگویی، الگوی مطلوب است. وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جایگاه خاتم الانبیا و کامل‌ترین پیامبران، یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداوند برای انسان‌ها است. انسانی را از جنس خود آن‌ها، طوری آفریده است که در تمام حرکات و سکنات و رفتارش الگو باشد و هیچ اشتباهی نکند. ما شیعیان معتقدیم که عین همین نقش برای امامان و حضرت زهرا (علیها سلام) نیز ثابت است. آن‌ها الگوهای معصوم هستند و رفتارشان قابل اقتباس و سرمشق‌گیری است. وقتی پذیرفتیم که یکی از شئون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) «تعلیم و تزکیه» است بهترین راه استفاده از این نعمت الهی، مشاهدهٔ رفتار معصومان (علیهم السلام) و اسوه‌پذیری از ایشان است.(1)


1) . آفتاب ولایت، ص63.

بخش سوم : اهل‌بیت (علیهم السلام)

1. توحید خالص و ناب

توحید خدا و یگانه دانستن او در مرحلهٔ ذات، صفات، افعال، عبادت، خوف و خشیت، رجاء و امید و ... وظیفه همگانی و نشر آن، مهم‌ترین دستاورد رسالت انبیا (علیهم السلام) است. ازاین‌رو در فرهنگ قرآن کریم هیچ امری به اندازه آن محبوب و مورد اهتمام نیست. خدای متعال می‌فرماید:

«وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ»؛(1)

دستور داشتند فقط خدای یگانه و یکتایی را که هیچ معبودی جز او نیست، بپرستند.

هیچ بنایی رفیع‌تر از توحید نیست، چنان‌چه هیچ کلمه‌ای مقدس‌تر از کلمه توحید نیست. پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

ما قُلْتُ وَلا قال الْقائِلونَ قَبلی مِثلِ لااِلهَ اِلّاالله؛(2)

من و پیامبران قبل از من کلمه‌ای وزین‌تر از مثل «لااله الاالله» نگفته‌ایم.


1) . توبه، آیه31.

2) . توحید، صدوق، ص18.

بنابراین، اصل توحید و مبرّا کردن حضرت حقّ از هرگونه شریک و انبازی، وظیفهٔ عمومی است و هو موحّدی تا حدودی به این وظیفه عمل می‌کند، لکن برای توحید مراتبی است که موحّدان در نیل به آن یکسان نیستند، چون توحید بسیاری از موحّدان با درجه‌ای از ناخالصی همراه است. درنتیجه به همان مقدار از توحید ناب و خالص دور می‌شود. امّا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در مرتبه‌ای از توحید هستند که هیچ‌گونه آغشتگی و ناخالصی در آن وجود ندارد و این همان توحید ناب و خالص است. بدین‌ترتیب آن‌ها در توحید مخلص هستند و این خلوص، در همهٔ مراحل توحید ذات، صفات، افعال، عبادت و ... دارد. لذا مخلَص هم خواهند بود، یعنی خداوند در بین مخلصین، آنان را استخلاص می‌کند و برای خود خالصاً برمی‌گزیند.(1).

2. اوج مجاهدت و اخلاص

رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند:

حضرت زهرا (علیها سلام) در دوران زندگی خود با فراز و نشیب‌ها، آزمون‌های بی‌نظیر و محنت‌های متعددی مواجه شدند، امّا در همه عرصه‌ها همچون: همسرداری، مادری، مدیریت خانه، تربیت فرزندان، جهاد فی سبیل‌الله، امربه معروف و نهی از منکر، عبادت و بندگی خدا و اخلاص در اوج بودند و نشان دادند یک زن می‌تواند به رتبه عالی عصمت برسد.


1) . ادب فنای مقربان، ج2، ص353 - 356، با اندکی تصرف و تلخیص.

حضرت زهرا و حضرت علی و فرزندان گرامی آنان نمونه عالی یک خانواده اسلامی است که الگوبرداری از همراهی، همدلی، اخلاص و مجاهدت آن بزرگواران می‌تواند جامعه اسلامی را به اوج برساند.(1)

3. احسان خالصانه

احسان و انعام انسان‌ها به یکدیگر معمولاً با انتظار مقابله به مثل، انتظار تشکر و ... همراه است، لیکن ترحم و تفضّل اهل‌بیت (علیهمالسلام) صرفاً برای خداست و انتظار مقابله به مثل، تشکر و تقدیر از هیچ کس ندارند، یعنی همان‌گونه که خدای سبحان با رحمت عامّه و واسعه خویش موجودات را خلق کرده، نیازمندی‌های آن‌ها را برآورده می‌کند و از کسی انتظار پاداش و تشکر ندارند.(2)آنان نیز چون مظاهر رحمت عامّه خداوند هستند، حوائج مادی و معنوی مخلوقات الهی را برآورده می‌کنند و از کسی انتظار پاداش و تشکر شخصی ندارند. نه‌تنها در مورد رسالت شعارشان «قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا»(3)بگو: از شما هیچ فردی بر این (رسالت) نمی‌خواهم، است بلکه در مورد اطعام و احسان نیز می‌گویند:


1) . رهبر انقلاب اسلامی در نشست تصویری با جمعی از مداحان، مناسب سالروز ولادت حضرت زهرا (علیها سلام) ، حسینیه امام خمینی (رحمه الله) ، سال 99. www.kamenei.ir

2) . اساساً پاداش دادن به خدا محال است. آنچه که به‌عنوان عبادت و شکرگزاری مطرح است، نفع آن برای خود خلق است، نه خالق.

3) . انعام، آیه90.

«إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا»؛(1)

برای رضای خدا شما را اطعام می‌کنیم و از شما نه توقع جزا و پاداش و نه انتظار تشکر و تقدیر.

یعنی همان‌گونه که «حُبّاً لله» خدا را عبادت می‌کنند، سایر اعمال و افعالشان را نیز فقط «حُبّاً لله» انجام می‌دهند.(2).

4. ایثار بی‌منّت

خدای متعال مهر تأیید بر اخلاص به‌معنای واقعی بر اهل‌بیت (علیهم السلام) زده و می‌فرماید:

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْ-رِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»؛(3)

بعضی از مردم (با ایمان هم‌چون علی (علیه السلام) در «لیلة المبیت» به‌هنگام خفتن در جایگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) ) جان خود را به‌خاطر خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به همه بندگان مهربان است.

نه برای رسیدن به بهشت و نه برای رهیدن از جهنّم. از این جهت اجر آن‌ها جز «اجر لقاء» ورود به بهشت منسوب به خدا «جَنَّتی»(4)نخواهد بود. بنابراین همهٔ اعمال این خاندان، چه شخصی باشد و چه اجتماعی،


1) . انسان، آیه9.

2) . ادب فنای مقربان، ج1، ص161 و 162.

3) . بقره، آیه207.

4) . سوره فجر، آیات آخر.

کرامت بی‌منّت است و تنها از خدای تبارک و تعالی انتظار پاداش دارند.(1).

5. انفاق خالصانه

زمانی وجود مبارک امیرالمؤمنین (علیه السلام) مالک چهار درهم شد، آن را چهار بخش تقسیم کرد، بخشی را در شب در راه خدا هزینه کرد، بخشی را در روز انفاق کرد، بخش سوم را در پنهانی و بخش چهارم را آشکارا به نیازمندی رساند. این آیه در شأن او نازل شد:

«الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»؛(2)

کسانی که (چون علی‌بن ابی‌طالب (علیه السلام) ) اموال‌شان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.

6. رهبری اعمال

در فرازی از زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه (علیهم السلام) عرضه می‌داریم:

وَقادَةَ الاُمَمٍ؛(3)

وَ ای رهبران امت‌ها.


1) . ادب فنای مقربان، ج1، ص163.

2) . بقره، آیه274.

3) . مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.

علاوه بر قیادت و رهبری اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی ائمه (علیهم السلام) ، بخش دیگری از رهبری آن بزرگواران، رهبری و قیادت اعمال و عبادت بندگان خداست.

توضیح این‌که:

اولاً: هر یک از عقاید، اخلاق و اعمال ما براساس تجّسم اعمال دارای حقیقت خارجی است، نه اعتباری محض و بدون حقیقت.

ثانیاً: این اعمال و اعتقاد و اخلاق به‌سوی خدا بالا می‌رود. همان‌گونه که خدای متعال فرمود:

«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»؛(1)

سخنان پاکیزه به‌سوی او صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌برد.

اعتقادات پاک به‌سوی خدا می‌رود و اعمال نیک و شایسته آن را رفعت می‌بخشد.

بنابر آنچه بیان شد: خط مسیری مشخص وجود دارد که اعمال طیّب و صالح از آن خط مسیر عبور می‌کند و به خدا نایل می‌گردد و چون پیمودن هر مسیری احتیاج به قائد و راهنمایی از نسخ راهیانهمان راه دارد عملی می‌تواند قائد و راهنمای این راه شود و اعمال سایرین را به مقصد برساند که برترین اعمال و «خالص‌ترین» آن‌ها باشد و آن، چیزی جز عبادت و اعمال ائمه اطهار (علیهم السلام) نیست. ازاین‌رو خواندن نماز اوّل


1) . فاطر، آیه10.

وقت، در واقع اقتدا کردن به امام زمان خود است.(1)(البته این اقتدا به‌معنای اقتدای اصطلاحی در باب نماز جماعت نیست، بلکه به این معناست که چنین شخصی پیروی و تبعیت از امام زمان خودش کرده است ... ).(2)


1) . ادب فنای مقربان، ج1، ص215 و 216.

2) . همان، ص316، پاورقی.

بخش چهارم : علمای ربّانی

دو نشانه عالی

الف. مراتب عالی اخلاص

آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) فرمودند:

ائمه اطهار (علیهم السلام) و اولیای خاص خدا که جای خود دارند، در زمینه بلندهمتی و اخلاص، از برخی بزرگان مراجع نقل شده که ایشان یک بار توجه کرده بودند که گویا نمازهایی که من می‌خوانم برای لذّتی است که از نماز می‌برم. به نظرشان آمده بود که همین مقدار نیز با خلوص نیّت منافات دارد، نماز را باید محضاً برای خدا خوانده شود، نه برای لذتی که از نماز می‌برم. ازاین‌رو وصیت می‌کنند که تمام نمازهایشان را قضا کنند، از بیم آن‌که مبادا آن لذّتی کهاز نماز برای ایشان حاصل می‌شده در خلوص نیّت‌شان تأثیر گذاشته باشد!

آیت‌الله مصباح (رحمه الله) فرمودند:

نقل این‌گونه مطالب برای آن است که بدانیم، مراتب بسیار عالی‌تر از آنچه امثال بنده در آن هستیم وجود دارد و کسانی نیز به این مقام‌ها نایل گشته‌اند. ما نیز اگر بخواهیم و همّت کنیم، دسترسی به این مقام‌ها برای ما نیز ممکن است. البته فاصله بسیار زیاد است و همتی عالی می‌خواهد تا خود را به این بزرگان نزدیک کنیم. به‌هرحال نباید همّت و انگیزه خود را به همین مراتب بسیار پایین عبادت از روی ترس و طمع محدود کنیم.(1)

ب. پرهیز از مرجعیت و ریاست

عالمان بصیر که حبّ دنیا و ریاست، چشم دل‌شان را کور نکرده، حاضر نیستند برای چهار روز ریاست، مصالح امت را فدا کنند. عالمان نفس کشته و خداشناس و معادباور شیعه، درتصدّی این مقام بسیار با احتیاط عمل می‌کردند، رد می‌کردند، پنهان می‌شدند، تا به هرگونه ممکن این وظیفه بر دوش آن‌که شایسته‌تر و سزاوارتر و تواناتر است قرار گیرد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

کسی که خود را رئیس و پیشوای گروهی از مسلمانان قرار دهد، با این‌که می‌بیند در بین آنان کسی بهتر و برتر از او هست، به خدای سبحان و پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است.(2)


1) . به‌سوی او، ص308.

2) . الغدیر، ج8، ص291.

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) در این رابطه فرمودند:

مَنْ دَعا النّاسَ اِلی نَفْسِهِ وَ فیهِم مَنْ هُوَ اَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدَعٌ ضالٌ؛(1)

هر کس مردم را به‌سوی خود دعوت کند، با این‌که در بین آنان داناتر از او (و شایسته رهبری توده مردم) هست، او بدعت‌گزار و گمراه است.

1. امام خمینی (قدس سره)

1.

از روزگار جوانی که به مقام اجتهاد رسیده تا امروز که بر کرسی قیادت و امامت نشسته است، در راه شناساندن خود و به‌دست آوردن مقام و مسند، کوچک‌ترین گامی برنداشته است و وجود شرعیه و حقوق نیازمندان را صرف نام‌جویی، مسندیابی، تبلیغات شخصی نکرده است و اصلاً از بساط ریاست و مقام و مرجعیت، جوری تنفّر و انزجار دارد و دوری می‌گزیند که انسان از مردار گندیده فرار می‌کند. در حقیقت این ریاست و امامت و مرجعیت است که به‌دنبال امام خمینی (قدس سره) روان است و دست از سر ایشان برنمی‌دارد! و هرگاه احساس خطر برای جامعهٔ اسلامی ایشان را وا نمی‌داشت که بر این کاروان دزد زده و سرگردان، قافله‌سالاری کند، هرگز به این وادی قدم نمی‌گذاشت.(2)

2.

من باز می‌گویم که قبول این مسأله (قطعنامه) برای من، از زهر کشنده‌تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این


1) . سفینة البحار، ج2، ص220.

2) . فرازهایی از ابعاد روحی، اخلاقی و عرفانی امام خم-ینی، ص72 و سیمای فرزانگان، ص133.

جرعه را نوشیدم ... در شرایط کنونی آنچه موجب امر شده تکلیف الهی‌ام بود. شما می‌دانید که من با شما پیمان بسته بودمکه تا آخرین قطره خون و آخرین نَفَس بجنگم اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشته‌ام با خدا معامله کرده‌ام.(1)

3. محکم باشید آقا! جوان‌های ما محکم بایستند. (یکی از حضار: ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به‌فرمان توایم خمینی) ما همه سرباز خدا هستیم. ان‌شاءالله، نه تو سرباز منی، نه من سرباز تو. همه ما با هم قیام کردیم که اسلام را در این‌جا زنده کنیم و ان‌شاءالله به سایر جاها صادر کنیم ... من یک پیرمرد ضعیف هستم، صحبت بکنم برای شما. آقای فلسفی که پیرمرد قوی ان‌شاءالله هستند، ایشان هم برای شما صحبت بکنند، آقایان اهل منبر هم برای مردم صحبت بکنند، این یک خدمتی است که از ماها برمی‌آید، ان‌شاءالله انجام بدهیم و امیدوارم که برای خدا باشد.(2)

2. امام خامنه‌ای حفظه‌الله

حوزه علمیه آیت‌الله حق‌شناس اعلام کرد حسب‌الامر رهبر معظم انقلاب جلسه بزرگ‌داشت فردا 20 اسفند ماه کنسل شد.


1) . صحیفه نور، ج20، ص241.

2) . صحیفه نور، ج13، ص161.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جلسه‌ای که قرار بود با موضوع «بزرگ‌داشت علمای ربانی، پیرامون شخصیت اخلاقی و عرفانی رهبر معظم انقلاب» امروز برگزار شود را لغو کردند.(1)

نکته: ممکن است اشکال شود که با توجه به ضرورت بیان سیره رهبر انقلاب، مخصوصاً با این همه هجمه‌های چند سال اخیر دشمن علیه رهبری، چرا رهبر انقلاب با این جلسات مخالفت می‌کنند، اما در جواب باید متذکر شد که اتفاقاً تأثیر این رفتار حضرت آقا، خودش از صدها جلسه بزرگ‌داشت بیش‌تر خواهد بود ان‌شاءالله.

علّامه شهید مطهری (رحمه الله) می‌گوید:

سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است. من از «اخلاص» آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم. ایشان هیچ به‌دنبال خودنمایی نیست، که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد و در جریان کمیته استقبال از حضرت امام بیش‌تر به تقوای ایشان پی بردم.(2)

آیت‌الله مرتضی تهرانی درباره اخلاص رهبر معظم انقلاب فرمودند:

شکر نعمت آیت‌الله خامنه‌ای را شیعه، اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاوردند. عظمت اخلاص ایشان روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود. در مراجع فردی به جامعیت ایشان نداریم.(3)


1) . منبع خبر، خبرگزاری فارس.

2) . ماه در آینه، ص22.

3) . همان، ص25.

3. آیت‌الله قاضی (رحمه الله)

آیت‌الله سیّدمحمّد حسینی‌همدانی می‌فرماید:

مرحوم حاج میرزا علی قاضی‌طباطبایی (رحمه الله) علاوه بر این‌که بسیار مرد جلیل و نورانی و زاهدی بود از نظر مقام علمی هم بسیار برجسته بود. درعین‌حال که ایشان بحر موّاجی از علم، اخلاق و عرفان بودند، بسیار کم حرف می‌زدند و در سلام سبقت می‌جستند از جمله خصوصیات آن مرحوم این بود که کم‌تر در مجامع حاضر می‌شدند و شاید مدت‌ها کسی ایشان را نمی‌دید، شب‌ها که مشغول تهجّد بودند، روز هم یا مطالعه می‌کردند یا فکر می‌کردند. غالب ایام ساعت دو بعدازظهر که مردم از گرمای سوزان نجف به سردابه‌ها پناه می‌بردند، ایشانوضو می‌گرفتند و تشریف می‌بردند حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای زیارت. این وقت را انتخاب کرده بود تا کسی متوجه ایشان نشود. به این جهت بود که کسی ایشان را نه در حرم می‌دید و نه در جای دیگر. به‌نظر من ایشان در حالات معنوی و معرفت، مردی نابغه بود.(1)

4. علّامه شهید مطهری

اخلاص شهید مطهری نکته‌ای نیست که از یک سخنرانی یا عبارتی از کتاب‌های شهید مطهری به‌دست آید. این حقیقتی است که از تأمّل و تحلیل رفتار و کردار وی آشکار می‌شود. آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) در


1) . اسوه عارفان، ص46.

مناسبت‌های مختلف به گوهر و کیمیای اخلاص در زندگی سراسر نور و سعادت علّامه شهید مطهری اشاره نمودند. برخی از آن‌ها اختصار بیان می‌گردد:

1.

مطهری تشخیص می‌داد که چه کاری در آن شرایط آشفته ضرورت دارد. وی مجموعهٔ مسائل فرهنگی و اجتماعی را بررسی نموده و برنامه‌ریزی می‌کرد که اکنون چه باید کرد تا برای اسلام مفیدتر باشد. خداوند از چه تلاشی خشنودترمی‌شود و مردم با چه کوششی، از اعوجاج فکری و کلامی رها می‌شوند. او به دنبال شناخت دردها بود و پس از بررسی معضلات، برحسب اوضاع موجود، فکر می‌کرد چه کاری انجام دهد که نزد خداوند سزاوارتر باشد و اگر خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسد، آن ذخیره الهی و خاتم اوصیای خداوند به وی آفرین بگوید!

2.

مطهری، صادقانه در پی جلب رضایت حق‌تعالی بود و می‌کوشید برای خدا کار کند. یکی از رازهای موفقیت او این است که این دانشمند شهید مظهر اخلاص بود. بیان این مسأله آسان است، ولی در عمل، بسیار دشوار است که یک انسان خلاق، توانمند، متفکر، مجتهد، فیلسوف و ... از همهٔ شهرت‌های علمی و اجتماعی و القاب گوناگونی که برای یک دانشمند متصور است، بگریزد، تنها خواستار خشنودی حق‌تعالی باشد و روی کتاب‌های خود تنها بنویسد مرتضی مطهری و از عناوین متداول چشم‌پوشی کند.

3.

شهید مطهری به فداکاری در راه اعتلای مکتب باور داشت و این حقیقت مسلّم را دریافته بود که ایثار و از جان گذشتگی موجب تقرّب

به خدا و لقای الهی است. او آرزو می‌کرد در راه مکتب کشته شود و به این هدف مقدس خویش رسید. مطهری درزندگی‌اش، جز حق به چیزی نمی‌اندیشید.(1)

4. شهید مطهری چند شب قبل از شهادتش خوابی دید که خودش فرمود: خواب دیدم با امام خمینی (قدس سره) در شهر مکه در مقابل کعبه قرار دارم. ناگهان در کعبه باز شد و چهره‌ای نورانی نمودار گردید. امام خمینی (قدس سره) به من فرمود که این چهره نورانی، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند ... دیدم چشمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امام خیره شده بود. هنگامی که به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدیم، آن حضرت امام را در آغوش کشید و پیشانی ایشان را بوسید و بعد به طرف من آمد و لب‌هایم را بوسید. وقتی از خواب بیدار شد با التهاب خاصی از خوابش تعریف و تعبیر می‌کرد که به‌زودی واقعهٔ غیرقابل پیش‌بینی‌ای برایم پیش می‌آید.(2)(پس از چند شب به‌دست تروریست‌های گروه فرقان به شهادت رسید).

5. علّامه طباطبائی

الف. جلب رضایت خدا

یکی از خصوصیات استاد علّامه طباطبایی، اخلاص کامل و تامایشان است. جاودانگی آثار او و تربیت آن همه شاگرد، گواه صادقی بر این مدّعاست. یکی از شاگردان ایشان می‌نویسد: پیوسته محرک او در


1) . آفتاب مطهّر (زندگی، اندیشه و خدمات علمی و فرهنگی علامه شهید مطهری)، ص45 - 50.

2) . داستان دوستان، ص529.

هر عمل، اخلاص و جلب رضایت خدای سبحان بود. ما که با ایشان انس بیش‌تری داشتیم، یک بار هم به‌خاطر ندارم که مطلبی را به‌عنوان تظاهر به علم، یادآور شود یا سخنی را از پیش خود بدون سؤال مطرح کرده باشد. اگر فردی با او یک سال مسافرت می‌رفت و از مراتب علمی او آگاهی قبلی نداشت، هرگز فکر نمی‌کرد که این مرد پایه‌گذارِ روش جدید در تفسیر و طرح قوائد و مسائل نو در فلسفه و استادی مسلّم در سیر و سلوک است و به‌حقّ او پیوسته بر مضمون حدیثی رفتار می‌کرد که جدّ بزرگوارش، پیامبر عالی‌قدر اسلام فرموده است: کار خود ار پیراسته از هر نوع ریا و تظاهر و برای خدا انجام بده، زیرا خریدار عمل، خداست و او از ماهیّت عمل آگاهی کامل دارد.(1)

یکی از علمای حوزه علمیه قم می‌گوید: از تفسیر المیزان در حضورش تعریف کردم، فرمود: تعریف نکن که خوشم می‌آید و ممکن است خلوص و قصد قربتم از بین برود.(2)

ب. ما همه بندگان خدائیم

آیت‌الله امینی (رحمه الله) می‌گوید: من هر وقت خدمت‌شان می‌رسیدم بدون استثناء برای بوسیدن دست ایشان خم می‌شدم و ایشان دست خود را لای عبا پنهان می‌کردند ... یک روز عرض کردم ما برای فیض و برکت و نیاز دست شما را می‌بوسیم، چرا مضایقه می‌فرمایید؟ سپس عرض


1) . یادنامه علّامه طباطبایی، ص48 و سیمای فرزانگان، ص150.

2) . یادها و یادگارها، ص68.

کردم آقا شما این روایت را که از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد است (کسی که به من حرفی بیاموزد، مرا بنده خود ساخته است) قبول دارید؟ فرمود: بلی، روایت مشهوری است و متن‌اش نیز با موازین مطابقت دارد. عرض کردم: شما این همه کلمات به ما آموخته‌اید و به کرّات و مرّات ما را بنده خود ساخته‌اید! از ادب بنده این نیست که دست مولای خود را ببوسد؟ و بدان تبرک جوید؟ با تبسم ملیحی فرمودند: ما همه بندگان خدائیم.(1)

شخصی در پیاده‌رو از علّامه محمدحسین طباطبایی (رحمه الله) پرسید: آقا می‌شود بفرمایید از چه راه‌هایی به این مقام رسیدید؟ بسیار آرام و بی‌آلایش فرمود: راه‌های زیادی دارد امّااز همه بهتر: «نماز شب با اخلاص» و «گریه بر امام حسین (علیه السلام) ».

ج. فروغ قرن

تفسیر المیزان کتاب بسیار بزرگ و باعظمتی است و علّامه آن را با سختی‌های فراوانی نوشته است. ایشان در آن زمان آن‌قدر از نظر مادی در مضیقه بودند که نمی‌توانستند حتی یک جلد کتاب بخرند و کتاب‌های مورد نیازشان را امانت می‌گرفتند. حقوق ایشان در اواخر عمر با آن همه علم و عرفان همان حق التّألیفی بود که برای نوشتن کتاب تفسیر المیزان می‌گرفتند ولی چون کار ایشان با اخلاص بود، خداوند هم در


1) . یادها و یادگارها، ص65 و 66.

عمل نشان داد که کارهای با اخلاص چگونه ماندگار می‌مانند و الان ثمرهٔ آن همه زحمت علّامه برای نسل ما آشکار شده است و همه دانشمندان از دریافت‌های علمی ایشان بهره‌مند هستند.(1)

آیت‌الله جوادی‌آملی حفظه‌الله درباره علّامه فرمودند:

علّامه طباطبائی خود عارفی صاحب‌نظر، متشرّع، متعبّد و از نمونه‌های کامل اولیای الهی بود که وصف آنان در خطبه همامآمده است. عرفان و شهود و خلوص و حضور در ذات او راسخ شده بود. اگر دیروز از این سرزمین «شمس الحقّ» تبریزی برخاست، امروز از آن دیار «شمس الوحی» قیام نمود که تفسیرش فروغ قرن شد.(2)

6. آیت‌الله بروجردی (قدس سره)

آیت‌الله شیخ مجتبی عراقی بیان کردند:

روزی طبق معمول که در ختم جلسات نشسته بودیم و مثلاً چای می‌خوردیم، آقای بروجردی یک‌باره محکم رویِ دست‌شان زدند (این حالت خیلی پیش می‌آمد) و فرمودند: عمر تمام شد و کاری نکردم و یکسره دستش را روی دستش می‌زد و می‌گفت. مرحوم آقای فاضل (پدر آیت‌الله فاضل) گفتند: آقا شما اوّل کسی هستید که دین اسلام را در خارج (آمریکا، آلمان و ... ) زنده کردید و کتب قدما را شما زنده فرمودید و ... آیت‌الله بروجردی فرمودند:


1) . کیش مهر، ص44.

2) . همان، مقدمه.

اَخْلِصِ الْعَمَلَ فَاِنَّ النّاقِدَ بَصیرٌ؛(1)

یعنی عملت را خالص کن که همانا ناقد بصیر است.

و همین‌طور سه مرتبه تکرار کردند که آن‌کس که عمل رامحاسبه می‌کند، نقّاد است و بصیر.(2)

7. شیخ بهایی (رحمه الله)

مرحوم شیخ بهایی (رحمه الله) در یکی از صحبت‌هایش می‌فرماید:

وقتی من این حدیث پیغمبر را دیدم که هر کس چهل شبانه‌روز خودش را برای خدا خالص کند، خدا حکمت به او مرحمت می‌کند، این کار را شروع کردم، اما به حکمت نرسیدم. خوب که فکر کردم، می‌گوید: اقرار می‌کنم که من خالص نبودم. فقط برای خدا نبود. من چهل روز خدا را به قول خودم مخلصانه عبادت کردم تا به حکمت برسم، پس این اخلاص ظاهری است و برای غیرخداست.(3)

حکایت سلوک خالصانه:

سه نفر از اهل سیر و سلوک وقتی روایت فوق از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دیدند، گفتند: این‌که کاری ندارد می‌رویم در یک جایی دور از مردم اعمال‌مان را خالص می‌کنیم و برمی‌گردیم. در بین راه به یک نفر برخورد کردند که می‌پرسید: شما کجا می‌روید؟ می‌گویند: می‌رویم این


1) . بحارالانوار، ج3، ص431.

2) . نگین عرفان، ص67.

3) . مشهور خوبان، ص181.

کار را انجام دهیم. آن شخص هم با آنان می‌رود. چهل روز که تمام می‌شود، به شهر برمی‌گردند. در بین راه به قهوه‌خانه‌ای می‌رسند و می‌گویند: برویم یک فنجان چای بخوریم. همگی جز رفیق چهارمی چای را می‌خورند. از او می‌پرسند: چرا تو چای نمی‌خوری؟ می‌گوید: من در چای خون می‌بینم. قهوه‌چی را صدا می‌زنند و می‌گویند: این رفیق ما می‌گوید من در چای خون می‌بینم. قهوه‌چی می‌گوید درست می‌گوید. من که می‌خواستم چای درست کنم، یک قطره خون از بینی من در قوری افتاد، با خود گفتم این‌ها مسافر هستند، تا من بخواهم دوباره چای درست کنم دیر می‌شود. آن‌ها روبه رفیق خود نمودند و گفتند: چه‌طوری شد که ما خون ندیدیم ولی تو دیدی؟ می‌گوید: شما به‌خاطر به‌دست آوردن حکمت دنبال این کار رفتید، ولی در این روایت می‌فرماید: هر کس کارش خالص برای خدا بود به این نتیجه می‌رسد.(1)

8. علّامه مجلسی (رحمه الله)

درباره علّامه مجلسی نقل می‌کنند که نمی‌دانم تا چه حد صحت دارد، ولی پیام این داستان واقعیت دارد ... مرحوممجلسی خدمات

بسیار بزرگی به اسلام و تشیع کرده و حقّاً احیاکننده تشیع در قرون اخیر است.

نقل می‌کنند پس از رحلت مرحوم مجلسی ایشان را در خواب دیدند


1) . بهترین شاگرد شیخ، ص148 و 149.

و سؤال کردند چه چیزی موجب نجات شما شد؟ این همه خدماتی که انجام دادید، کتاب‌هایی که تألیف کرده‌اید، تدریس‌هایی که داشته‌اید، کدام برای شما نافع‌تر بود؟ ایشان فرمودند: هیچ کدام از کارهایی که انجام دادم آن اثری که انتظار داشتم به همراه نیاورد. در این‌جا وقتی پای حساب آمدیم هر کدام نقص و ایرادی داشت. سؤال کردند: پس چه چیزی دست شما را گرفت؟ فرمودند: روزی از کوچه‌ای عبور می‌کردم و سیبی در دستم بود. در این حال زنی هم درحالی‌که بچه‌اش را در بغل داشت از آن‌جا رد می‌شد. کودک نگاهش به سیبی که در دست من بود، افتاد و از حرکت او فهمیدم تلاش دارد سیب را از دست من بگیرد. مادرش که متوجه شد او را منع کرد و دستش را کشید. من برای شاد کردن آن کودک، جلو رفتم و سیب را به او دادم. در این‌جا به من گفتند کار صد در صد خالص تو همین کار بود و هیچ شائبه‌ای از غیرخدا در آن نبود. ثوابی که برای این کار به من دادند از ثواب همهٔ کارهای دیگر بیش‌تر بود، حداقل شائبه‌ای که در تألیفات و کتاب‌هایم وجود داشت این بود که اسم من روی آن کتاب‌ها بود و مردم با دیدن آن تحسین می‌کردند که مجلسی عجبکار بزرگی کرده است، اما در دادن سیب به آن کودک هیچ شائبه‌ای از تعلق سلطان، شهرت و فضل علمی خود به رخ دیگران کشیدن و ... نبود، آن سیب را فقط برای رضای خدا دادم تا دل آن کودک شاد شود.(1)


1) . به‌سوی او، ص295 و 296.

9. مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی، صاحب کتاب ارزشمند «الذریعه» وقتی به عظمت کتاب «الغدیر» علّامه امینی واقف می‌شود، از خدا می‌خواهد که باقی‌ماندهٔ عمر او را به صاحب الغدیر بدهد، تا کار هدایت «الغدیر» را به اتمام رساند. ایشان در تفریظی که برای علّامه امینی نوشته است چنین می‌گوید: من قاصرم از وصف این کتاب گرانبها و ستایش آن. «الغدیر» بالاتر از آن است که آن را وصف کنند و ثنا گویند. من تنها کاری که می‌توانم کرد این است که دعا کنم تا خداوند عمر مؤلّف کتاب را طولانی کند، و به او فرجام نیک بخشد. این است که با خلوص دل، از درگاه خدای متعال مسألت می‌کنم که بقیه عمر مرا بر عمر شریف او بیفزاید تا او بتواند به همهٔآرمان خویش دست یابد.(1)

10. آیت‌الله احمدی‌میانجی

شهید بزرگوار جعفرآقا احمدی، فرزند گرامی آیت‌الله احمدی‌میانجی در کربلای پنج به مقام شهادت نایل آمد. آیت‌الله میانجی در تشییع جنازه ایشان شرکت کرده بودند، ناگهان از نیمه راه بازگشتند، وقتی علت را از ایشان پرسیدند، فرمود:

چیزی که در راه خدا داده‌ام نمی‌خواهم دنبالش راه بیفتم. مجلس شب


1) . میرحامد حسین، ص145 و سیمای فرزانگان، ص151 و 152.

هفت ایشان نیز باشکوه برگزار گردیدولی خود آیت‌الله میانجی نیامدند! شاید علتش این بود که فقط مردم برای ثواب و رضای خدا در این مجلس شرکت کنند و این‌که چه کسی برای فاتحه آمد و چه کسی نیامد، خودش برای روح انسان آسیب می‌رساند و یا این‌که آقا را ببیند که در مجلس شرکت کرده‌ایم که برای روح شرکت‌کننده آسیب می‌رساند.(1).

11. حاج شیخ عباس قمی

الف. وارستگی

هنگامی که محدث قمی (رحمه الله) در مشهد اقامت داشت، ماه رمضانی در مسجد گوهرشاد منبر می‌رفت. مرحوم آخوند ملاعباس تربتی (که از علمای ابرار و روحانیون پارسا بود) از تربت‌حیدریه، به مشهد آمده بود تا در ماه رمضان از منبر حاج شیخ عباس قمی استفاده کند.

ملّاعباس تربتی با محدث قمی سابقه دوستی داشتند و با همدیگر صمیمی بودند. یک روز محدّث قمی از بالای منبر چشم‌اش به ملّاعباس می‌افتد که در گوشه‌ای از مجلس پرجمعیت وی نشسته و به سخنان او گوش می‌دهد. همان وقت می‌گوید: ای مردم آقای حاج آخوند تشریف دارند از ایشان استفاده کنید (با آن جمعیّت انبوه که آمده بودند و مهیّای استماع بیانات او بودند) و از منبر به زیر می‌آید و از


1) . اسوه پارسایان، ص117.

آخوند می‌خواهد که تا آخر ماه رمضان به‌جای ایشان در حضور جمعیت منبر برود و در آن ماه، دیگر خود منبر نرفت.

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود *** زهرچه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است(1).

ب. کتاب منازل الاخره

محدّث قمی برای فرزند بزرگش نقل کرده است که: وقتی کتاب «منازل الآخره» را تألیف و چاپ نمودم و به قم آمده و به‌دست شیخ عبدالرزاق مسأله‌گو که (همیشه قبل از ظهر در صحن مطهّر حضرت معصومه (علیها سلام) مسأله می‌گفت) افتاد. مرحوم پدرم کربلایی محمدرضا از علاقه‌مندان شیخ عبدالرزّاق بود و هر روز در مجلس او حاضر می‌شد. شیخ عبدالرزاق روزها کتاب «منازل الآخره» را باز نموده و برای مردم می‌خواند. یک روز پدرم به خانه آمد و گفت: شیخ عباس! کاش مثل این مسأله‌گو می‌شدی و می‌توانستی منبر بروی و این کتاب را که امروز برای ما خواند، بخوانی.

چند بار خواستم بگویم آن کتاب از آثار و تألیفات من است، امّا هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم. فقط عرض کردم، دعا بفرمایید خداوند توفیقی مرحمت فرماید.(2)


1) . مرد تقوا و فضیلت، حاج شیخ عباس قمی، ص28 و 29.

2) . همان، ص48 و 49 و سیمای فرزانگان، ص153 و 154.

12. ملاهادی سبزواری

آورده‌اند که حکیم فرزانه مرحوم حاج ملاهادی سبزواری، با وجود توفّر (فراوانی) و تسهّل (آسانی) اسباب ریاست، هرگونه ریاستی را ترک کرد، حتی پیش‌نمازی نکرد و به میهمانی نرفت و با رؤسای بلادش هم‌بزم نشد تا از آن‌ها پیش افتد و در صدرنشینی و سفره‌چینی و مجموعه غذا گذاشتن و برداشتن و غلیان و دعا کردنِ روضه‌خوان و دست بوسیدن عوام و عونتی (خودبینی و خودخواهی) ظاهر سازد. یک زندگی سادهٔ بی‌آلایشِ بی‌خودنمایی داشت و امتیاز برای خود قائل نشد و هیچ استفاده‌ای از توجّهات کامل مردم به خودش نکرد و ثروتی نیندوخت و فرزندانش را متجمّلاً بار نیاورد، بلکه آن‌ها را به تواضع و عدم ریاست عادت داد ... .(1)

13. شیخ محمدجواد بلاغی (رحمه الله)

در پاکی نیّت و اخلاص این مرد بزرگ نوشته‌اند:

در کارهای خود آن‌قدر متوجّه خدای سبجان و خالص بودن عمل بود که قسمتی از کتاب‌های منتشر شده‌اش از قبیل رساله «التوحید و التّثلیث» و کتاب «الرحله المدرسیه» چاپ 1344 هجری‌قمری نام خود را ننوشت و به‌عنوان نویسنده‌ای گمنام و ناشناس، آن‌ها رامنتشر کرد و


1) . سیمای فرزانگان، ص152.

فرمود: هدف من دفاع از اسلام و تشیّع و حقیقت است و کتاب به نام من چاپ شود یا نام دیگری، هیچ فرقی ندارد.(1)

آری، این است شمار مصلحانی که به ارزش‌های والا ایمان دارند و این است فضیلت و برتری که بلاغی را در صف آزادگان و جاودانان درآورد.(2)

14. حاج امام قلی نخجوانی

ایشان استاد معارف آقا سیّدحسین قاضی پدر مرحوم حاج میرزا علی‌آقا قاضی بود و در نزد مرحوم آقا سیّدقریش قزوینی مراتب استکمال را طی می‌کرد، گوید:

پس از آن‌که به سن کهولت و پیری رسیدم، شیطان را دیدم که هر دو ما بالای کوهی ایستاده‌ایم، من دست خود را به محاسن خود گذارده و به او گفتم: مرا سن کهولت و پیری فرا رسیده، اگر ممکن است از من درگذر، شیطان گفت: این طرف را نگاه کن. وقتی نظر کردم، درّهٔ بسیار عمیق را دیدم که از شدت خوف و هراس، عقل انسان مبهوت می‌ماند. شیطان گفت: در دل من رحم و مروّت و مهرقرار نگرفته، اگر چنگال من بر تو بند گردد جای تو در تهِ این درّه خواهد بود که تماشا می‌کنی.(3)


1) . مشکوة، شماره1، ص126 و سیمای فرزانگان، ص151.

2) . بیدارگران اقالیم قبله، ص211 و سیمای فرزانگان، ص151.

3) . رساله لب‌اللباب، ص79.

15. مرحوم شیخ رجبعلی خیاط

رمز اصلی تأثیر نفس شیخ و قدرت سازندگی او در به‌کار بستن این توصیه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و دعوت به خدا از راه کردار قبل از گفتار است اگر دیگران را به اخلاص در تمام کارها فرا می‌خواند، همه ما حرکات و سکناتش برای خدا بود. اگر لحظه‌ای غافل می‌شد لطف حقّ به او مدد می‌رساند به‌گونه‌ای که خود می‌گفت:

هر سوزنی که برای غیرخدا به پارچه فرو می‌کنم به دستم فرو می‌رود.(1)

و اگر دیگران را به محبّت خدا دعوت می‌کرد، خود هم‌چون پروانه در آتش عشق خدا می‌سوخت و اگر دیگران را به احسان و ایثار و خدمت به مردم دعوت می‌کرد، خود پیش‌گام بود واگر از «دنیا» به «پیرزن» تعبیر می‌کرد و دیگران را از محبّت نسبت به آن برحذر می‌داشت، زندگی زاهدانه‌اش گواه بی‌رغبتی او به این «عجوزه» بود، و سرانجام اگر دیگران را به مبارزه با نفس، برای خدا دعوت می‌کرد خود در خط اوّل این جبهه قرار داشت و یوسف‌وار از آزمونی بس دشوار روسپید بیرون آمد.(2)

16. مرحوم مرشد چلویی


1) . کیمیای محبّت، ص117.

2) . همان، ص118.

جناب مرشد واقعاً اخلاص در عمل داشت. می‌گفت: کاسب باید خالص برای خدا به خلق خدمت کند. در ضمن اموراتش را نیز تأمین کند. به کلی خودنمایی، ریا، چشم هم‌چشمی و تبلیغات در زندگی مرحوم مرشد وجود نداشت. نفس را اسیر و روح را آزاد و عمل را خالص گردانیده بود و جز خدای متعال چیزی نمی‌طلبید. غذا به نیّت چهارده معصوم (علیهم السلام) هر روز که در مغازه، سر دیگ را باز می‌کرد، اوّل چهارده ظرف غذا به نیّت چهارده معصوم می‌کشید و برای مساکین کنار می‌گذاشت و سپس به فروختنغذا در مغازه می‌پرداخت.(1)


1) . مکتب‌نرفتگان، ص198.

بخش پنجم : شهدا

1. شهید همّت

1.

میان‌بُر رسیدن به خدا «نیّت» است. کار خاصی لازم نیست بکنیم ... کافی است کارهای روزمره‌مان را به‌خاطر خدا انجام دهیم ... اگر در این کار زرنگ باشی شک نکن شهید بعدی تویی.(1)

2.

اگر کاری انجام می‌دهید، سعی کنید به‌خاطر خدا باشد، فقط دراین‌صورت است که پیروزی با ماست. اگر جنگیدن‌مان، خوابیدن‌مان و کارهای‌مان، همه و همه برای خدا باشد، آن‌وقت چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروز هستیم.(2)

2. شهید آوینی

شهید مرتضی آوینی می‌نویسد:


1) . عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، ج1، ص234.

2) . همان.

پندی را که خود بیش از تو نیازمند آن هستم، برایت می‌نویسم: «هرگز جز برای خدا کار نکن».

3. شهید حاج قاسم سلیمانی

1. دست‌نوشته‌ای از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی:

علی عزیز چهار چیز را فراموش نکن:

1.

اخلاص، اخلاص، اخلاص، یعنی: گفتن، انجام دادن و یا ندادن برای خدا؛

2.

قلب را از هر چیزی غیر از او خالی کن و پر کن از محبّت او و اهل‌بیت (علیهم السلام) ؛

3.

نماز شب توشه عجیبی است؛

4.

یاد دوستان شهید ولو با یک صلوات.(1)

5.

وقتی خدا در ذهن کسی بزرگ شد وماسوای آن همیشه حقیر بود، او در هر شرایطی پیروز است.

6.

دست‌نوشته سردار شهید حاج قاسم سلیمانی که در شهر(تدمر) سوریه برای رزمندگان اسلام نوشته است:

این شأن بندگی خداوند بلندمرتبه است (اشهد ان محمداً عبده و رسوله) یعنی بندگی بااهمیت‌تر از رسالت است. التماس دعا.

برادرتان قاسم سلیمانی 1438 هجری‌قمری

تدمر سوریه


1) . برگرفته از کتاب مسافر، شماره 19، خاطرات علی نجیب‌زاده.

4. شهید حسن باقری

اگر دو موضوع را رعایت کنید، خداوند شهادت را نصیب‌تان می‌کند: 1. یکی پرتلاش باشید؛ 2. مخلص باشید.(1)

5. شهید بروجردی

درباره سردار شهید بروجردی آمده است:

بروجردی همواره از مصاحبه مطبوعاتی و دوربین تلویزیونی گریزان بود و می‌خواست که از هیاهو و جنجال‌ها دور بماند و گمنام باشد. همیشه اصرار داشت که از من فیلم‌برداری نکنید، بروید از این بچّه‌ها که می‌جنگند فیلم‌برداری کنید، یک‌بار به هنگام پاک‌سازی محور بانه - سردشت و حضور ایشان درشهرستان سردشت، یک فیلم‌بردار دوربین را به‌طرف او گرفت و فیلم تهیه کرد. محمّد با نهایت ادب نزد وی رفت و آن قطعه فیلم که مربوط به خودش بود پس گرفت و پاره کرد.(2)

6. شهید مرتضی جاویدی

1. در عملیات‌ها، گردان همیشه پیروز فجر به فرماندهی آقامرتضی جاویدی، حلّال مشکلات و بازکننده گره‌ها در مناطق عملیاتی بود. به‌ویژه در تیپ 33 المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و لشکر المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) . آقامرتضی

1) . عوامل معنوی و فرهنگی در دفاع مقدس، ص227.

2) . عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، ج1، ص226.

خصوصیات ویژه‌ای داشت، از جمله در پذیرفتن مسئولیت‌ها برای رفع موانع پیش‌پای رزمندگان، پیش‌قدم بود و از هرگونه فداکاری و جان‌فشانی دریغ نمی‌کرد. امّا بعد از انجام مأموریت‌ها، وقتی خبرنگاران صداوسیما و یا خبرنگاران و تصویربرداران محلی به‌سراغش می‌آمدند تا گزارشی از نحوه عملیات و پیروزی‌های به‌دست آمده را از او اخذ کنند، ایشان از شدّت اخلاصی که داشت، هرگز حاضر به دادن گرایش و مصاحبه نمی‌شد، بعضاً می‌رفت در چادری زیر پتو می‌خوابید و می‌گفت هر کس سراغ من گرفت بگویید مریض استنمی‌تواند مصاحبه کند و گزارش دهد.(1)

2. مرتضی می‌گوید: از همان اوّل که چشمم به قامت نورانی امام افتاد، بغض گلویم ترکید. بی‌اختیار سیل اشک از دیدگانم جاری بود. حال خود را نمی‌فهمیدم. وقتی به ایشان نزدیک شدم، به سختی توانستم سلام کنم. ابهّت و جذبه امام تمام وجودم را فراگرفته بود. کلی حرف برای گفتن داشتم، امّا دریغ از گفتن یک کلمه. برادر محسن رضایی پیش‌قدم شد و مرا خدمت امام معرفی کرد و خلاصه‌ای از عملیات (حاج عمران) به ایشان گزارش داد. ناگهان امام خم شد و پیشانی مرا بوسید. آن زمان گویی تمام دنیا را یک‌جا به من داده بودند، دیگر چیزی از این دنیا نمی‌خواستم. هق‌هق‌کنان به امام عرض کردم: مرا نزد خدا شفاعت کنید. برایم دعا کنید تا در جبهه شهید شوم.

1) . بی‌نام و نشان، ص88.

امام همین‌طور که در صورت من زل زده بودند، فرمودند: ان‌شاءالله دعا می‌کنم پیروز شوید، بعد با ما خداحافظی کردند و وارد حسینیه شدند.(1).

7. شهید محمدرضا بدیهی

1.

علاقه و ارتباط عجیبی با امام خمینی (قدس سره) داشت. امام خمینی (قدس سره) را نایب بر حقّ امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌دانست. اگر در مسأله‌ای نظر امام را می‌دانست، غیر آن را عمل نمی‌کرد ... نام امام را با احترام می‌برد. دوستان امام را از صمیم قلب دوست می‌داشت و با مخالفان امام دشمن بود. نه‌تنها حاضر بود جان خود را فدای امام نماید، بلکه حاضر بود جان همهٔ خانواده و دوستانش را فدای یک لحظه عمر امام کند. می‌گفت: از دستورات و رهنمودهای امام باید بی‌چون و چرا اطاعت کرد و کسی جز با اطاعت امام نمی‌تواند رستگار شود.(2)

2.

در عملیات بدر، من، رضا، مرتضی و حسنعلی اشرافی در محاصره عراقی‌ها قرار گرفته و اندکی بعد به اسارت درآمدیم. دو سرباز عراقی را مأمور حفاظت از ما کردند. رضا به‌جای این‌که نگران ما و آینده ما باشد، نگران بچه‌های گردان بود ... ناگهان رضا به مرتضی اشاره کرد و نارنجکی را که زیر خاک پنهان کرده بود به او نشان داد و گفت: مرتضی خدا رساند. هوا که روبه تاریکی گذاشت، رضا با اشاره مرتضی


1) . بی‌نام و نشان، ص87.

2) . بی‌نام و نشان، ص90.

نارنجک را به‌سمت نگهبانان انداخت و هر چهار نفر شروع به دویدن کردیم. عراقی‌ها تا می‌خواستند به خود بیایند چند صد متری دور شده بودیم ولی هنوز در تیرس آن‌ها بودیم. عراقی‌ها دیوانه‌وار آتش تیربار روی ما گرفته بودند. رضا و اشرافی هر کدام دو تیر خوردند، با کمک مرتضی خود را به گندم‌زارهای اطراف رساندیم و صبح نشده به بچه‌های لشکر ملحق شدیم. روزی می‌خواستم این رشادت را برای بچه‌های گردان تعریف کنم، تا رضا متوجه شد، مانع شد و گفت: تا زمانی که ما زنده هستیم این جریان را برای کسی نقل نکنید.(1)

8. شهید حاج محمود ستوده

1. برادر حاج محمود، زخمی شده و در تهران بستری شده بود. حاج محمود برای عیادت ایشان به تهران رفت. دایی‌اش که آن‌جا بود، وقتی حاجی را می‌بیند، از او می‌پرسد: ما بالاخره نفهمیدیم شما چه‌کاره هستی؟

حاج محمود جواب گفته بود: من هیچ کاره‌ام، یک جارویی دست گرفته‌ام و در جبهه جاروکشی می‌کنم.

وقتی همراه ایشان تا کنار ماشین رفته بود، از همراهان حاجی می‌پرسد: شما چه نسبتی با حاج محمود ستوده دارید؟

می‌گویند: ما محافظ حاجی هستیم.

آن موقع حاج محمود ستوده جانشین تیپ 33 المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود.(2)


1) . بی‌نام و نشان، ص92.

2) . بی‌نام و نشان، ص56.

2. در شب آخری که فردای آن روز شربت شهادت نوشید، بعد از زیارت عاشورا، یکی‌یکی بچه‌ها را در آغوش می‌کشید و حلالیت می‌طلبید و می‌گفت: من آن‌چنان‌که می‌خواستم نتوانستم به اسلام خدمت کنم، از شما تقاضا دارم که جفای من را نکنید و بیش از من در خدمت اسلام باشید.(1)

9. شهید جلیل ثابت‌قدم

مادر به سیدجلیل می‌گفت: مادر این همه جبهه می‌روی، کمی هم جلوی دوربین برو تا ما تو را در تلویزیون ببینیم.

سیدجلیل خندید و گفت: کار برای خدا که خودنمایی ندارد.

می‌گفت: برای خدا خدمت کنید، این جان نباید سالم زیر خاک برود.

می‌گفت: شهادت قابل می‌خواهد، هر کس کاری کند مزدمی‌گیرد، مزد ما هم شهادت است.

پدر همیشه برای سلامتی سیدجلیل دعایی می‌خواند. می‌گفت: اگر سیدجلیل در دهان شیر هم برود، با این دعا سالم برمی‌گردد، جدّ ما نگه‌دارش است. امّا شب شهادت سیدجلیل این دعا را نخواند، به ما می‌گفت: به من نگویید دعا بخوان، بگویید بمیر. گویا به‌دلش الهام شده بود که دیگر سیدجلیل سالم برنمی‌گردد.(2)


1) . همان، ص61.

2) . بی‌نام و نشان، ص108.

10. شهید جلیل اسلامی

جلیل همیشه آرزو داشت مفقود شود و جسدش هیچ‌گاه باز نگردد. برای همین درخواست اعزام به افغانستان و لبنان می‌کرد تا در آن جبهه‌ها با دشمنان اسلام بجنگد و شهید شود و هیچ‌گاه پیکرش بازنگردد.

عملیات بدر در حساس‌ترین مراحل بود. جنگی نابرابر جریان داشت. تن در برابر تانک. تانک‌ها بی‌امان جلو می‌آمدند و شلیک می‌کردند. جلیل بلند شد. چند تا تانک دشمن را با آر.پی.جی متوقف کرد، دشمن عقب کشید. پاتک دوم تانک‌ها که شروع شد، دیدم جلیل تمام‌قد روی خاکریز ایستاده بود، بهپایین خاکریز افتاد. دستش را روی پیشانی گذاشته بود و ذکر می‌گفت. خون از بین انگشتانش جاری بود. تانک‌ها تا پشت خاکریز رسیده بودند، جای ماندن نبود. همه عقب کشیدند جز جلیل که برای همیشه همان‌جا ماند، همان‌طور که خودش خواسته بود.(1)

11. شهید علی‌محمد الوانی

خانواده دورهم جمع بودیم. علی‌محمد تازه از منطقه برگشته بود. به او گفتم: شما کم‌کم باید به فکر یک قطعه زمین برای ساختن خانه


1) . بی‌نام و نشان، ص53.

باشید. خندید و گفت: من همین الآن هم یک قطعه زمین دارم. با تعجّب نگاهش می‌کردیم. ادامه داد: حدود یک متر و نیم در نیم متر در کنار پای امام‌زاده حسن (علیه السلام) . تعجّب ما را که دید گفت: دنیا ارزش این حرف‌ها را ندارد. بیست روز بعد در خانه ابدیش جا گرفت ... .

عشق به شهادت در نوشته‌هایش هم نمودار بود ... الهی به جز این تن ناچیز، چیزی ندارم و این را هم در راه تو خواهم داد که یکی از بهترین نعمت‌هایت، آن‌که به حسین‌بن علی (علیهالسلام) دادی، را به من عطا فرمایی. شهادت در راه توست.(1)

12. شهید علیرضا کیهان‌پور

1. با تنی زخمی و مجروح پنج ماه در بیمارستان بستری بودم. در این مدت علی‌رضا همراه و مراقب من بود. نه‌تنها من بلکه مانند یک پرستار دلسوز به تمام مجروحین بیمارستان سرکشی می‌کرد و کارهای آن‌ها را انجام می‌داد. آن‌قدر نسبت به مجروحین محبت داشت که در شبانه‌روز بیش از دو ساعت استراحت نمی‌کرد و تمام وقت در اختیار مجروحین جنگ بود. همین اخلاص و صفای جانبازان میدان عشق، عطش او را برای حضور در جبهه روزبه‌روز بیش‌تر کرد و بالاخره با حضور در میدان نبرد عقده دلش را گشود.(2)

1) . بی‌نام و نشان، ص28.

2) . بی‌نام و نشان، ص8.

2. همیشه آرزو می‌کرد هنگام شهادت سلول‌های بدنش با مولکول‌های هوا یکی شود و جسمی از او باقی نماند. می‌گفت: «من شرمنده‌ام که آقا اباعبدالله (علیه السلام) بدنش تکه‌تکه باشد و من با بدنی سالم به‌خاک سپرده شوم». شب شهادت، غسل شهادت کرد و پس از نماز و راز و نیاز با پروردگار،پاک و نشانی‌های را از خود جدا کرد و گفت: «من به‌جایی می‌روم که به هیچ چیز نیاز ندارم، تنها خدا مرا بشناسد برایم کافی است».(1)

13. شهید عبدالکریم روزبه

1. روزی کریم عازم جهرم بود، با او همراه شدم. دیدم قبل از حرکت بسته‌های برنج، لوبیا و حبوبات را پشت ماشین می‌گذارد. پرسیدم: این‌ها برای کیست؟ گفت: مقداری از بچه‌ها مأموریت هستند، این سهمیه کوپن آن‌هاست، می‌خواهم به خانه آن‌ها ببرم.

بعدها بعد از شهادتش متوجه شدم تمام این ارزاق را برای خانواده‌های نیازمند منطقه می‌برده است.

2. دو سه روز از شهادت کریم می‌گذشت که دیدم عده زیادی از مهاجرین جنگ و عشایر منطقه به روستای ما آمدند و درحالی‌که به‌شدّت گریه می‌کنند و به سر و سینه می‌زنند. وقتی علت را از آن‌ها پرسیدم، با چشمانی اشک‌بار و با افسوس فراوان می‌گفتند: روزبه حلّال مشکلات ما بود. خانمی خیلی گریه می‌کرد و می‌گفت: شما گریه نکنید

1) . بی‌نام و نشان، ص15.

تا من به‌تنهایی اندازهٔ همهٔ شما برای او گریه کنم. از اوپرسیدم: علت گریه شما چیست؟ گفت: از کجا بگویم. او شیرخشک کودک مرا تأمین می‌کرد. پیرمردی هم با گریه می‌گفت: مخارج خانه ما توسط او تأمین می‌شد.(1)

14. شهید عبدالرسول محمدپور

1. هر وقت بحث شهادت می‌شد می‌گفت: خوش به‌حال آنان که شهید می‌شوند و چیزی از آن‌ها باقی نمی‌ماند. من هم دوست دارم ناشناخته باشم و اثری از من باقی نماند.

حتی می‌گفت: اگر خدای ناکرده من شهید نشدم و مُردم، بدنم را به کالبدشکافی بدهید، شاید با تکه‌تکه شدن پیکر من چند دانشجو که می‌خواهند فردا پزشک شوند چیزی یاد بگیرند و به دردشان بخورد.

هر چیزی می‌نوشت یا شعری می‌سرود، چند روز بعد تکه‌پاره می‌کرد یا می‌سوزاند. وقتی علت آن را می‌پرسیدیم، می‌گفت: نمی‌خواهم در این دنیا هیچ اثری از من باقی بماند. دوست دارم بی‌نام و نشان باشم.

همین‌طور هم شد و چیز کمی از پیکرش برای ما باقی ماند.(2)

2. قبل از عید نوروز به مرخصی آمده بود و مرا دلداری می‌داد. گفتم: ان‌شاءالله کی برمی‌گردی؟ گفت: هفت روز بعد از عید. دقیقاً هفت

1) . بی‌نام و نشان، ص133.

2) . بی‌نام و نشان، ص122.

روز بعد از عید تشییع جنازه‌اش بود. بالای تابوتش نشستم و گفتم: می‌خواهم صورت پسرم را ببوسم.

گفتند: شهید شما سر در بدن ندارد.

گفتم: می‌خواهم دستش را، بدنش را ببوسم.

گفتند: شهید شما دست هم ندارد، فقط کمی از پایش باقی مانده.

نشستم بالای تابوت او و گفتم: پسرم، شیرم حلالت. این پسر که در راه خدا دادم با سر و گردن و دست و پا، قربانی در راه خدا دادم. امیدوارم خداوند این قربانی را از من قبول کند. این شعر را بلند سر دادم:

این گُل پرپر من *** هدیه به رهبر من(1)

15. شهید مسعود اصلاحی

پس از این‌که پزشکان، حتی پزشکان آلمان از درمان چشممسعود ناامید شدند، به اتفاق مسعود به زیارت امام رضا (علیه السلام) مشرف شدیم. روزی برای زیارت به حرم آقا رفته بودیم به مسعود گفتم: مادر، شفای چشم‌هایت را از امام رضا (علیه السلام) بخواه، ان‌شاءالله، ایشان شما را شفا می‌دهد.

خندید و گفت: مادرم، من چیزی که در راه خدا هدیه داده‌ام پس نمی‌گیرم.(2)


1) . بی‌نام و نشان، ص123.

2) . بی‌نام و نشان، ص110.

16. شهید مسلم رستم‌زاده

چند روزی به عملیات مانده بود. حال و هوای خاصی بر گردان فجر حاکم بود. بچه‌ها در چادر نمازخانه شب تا صبح به رازونیاز و دعا با پروردگار خویش سپری می‌کردند. شب اوّل که آن‌جا بودم گریه سوزناکی توجه مرا به خود جلب کرد. با خودم گفتم صاحب این نفس و ناله چه‌قدر مخلص و نیازمند است. با خودم عهد کردم شب بعد او را شناسایی کنم.

شب بعد، بعد از اتمام دعا بچه‌ها یکی‌یکی از چادر نمازخانه خارج می‌شدند ولی من دنبال آن صدای دلنشین رفتم. وقتی از چادر خارج و در نور قرار گرفت، او را شناختم، او مسلم بود که هنوز قطراتاشک بر صورتش می‌درخشید و بر خاک می‌چکید.(1)


1) . بی‌نام و نشان، ص74.

فصل سوم : جلوه‌های اخلاص در زندگی پاکیزه

اشاره

بخش اول :نکات راهبردی

1. زیان هواپرستی

امام خمینی (قدس سره) فرمودند:

1. اگر انسان به مرض دنیاپرستی و هواخواهی مبتلا شد، محبت دنیا قلب او را گرفت، از غیردنیا و مافیها بیزار می‌شود. العیاذ بالله! نسبت به خدا و بندگان خدا و پیامبران و اولیای الهی و ملائکةالله، دشمنی می‌ورزد و احساس حقد و کینه می‌کند. آن‌گاه که فرشتگان به امر خدای سبحان برای گرفتن جانِ او می‌آیند سخت احساس تنفّر و انزجار می‌کند، زیرا می‌بیند که خداوند و ملائکةالله می‌خواهند او را از محبوبش (دنیا و امور دنیوی) جدا سازند و ممکن است با عداوت و دشمنی حضرت تعالی از دنیا برود ... .(1)

1) . جهاد اکبر (همراه ولایت فقیه)، ص252 - 256، با تلخیص و سیمای فرزانگان، ص130.

2. خسران دنیا و آخرت

2. اگر بنا باشد حبّ دنیا و حبّ نفس بر شما غلبه کند و نگذارد حقایق و واقعیات را درک کنید، عمل خود را برای خدا خالص گردانید، شما را از تواصی به حقّ و تواصی به صبر بازدارد، سدّ راه هدایت شما گردد. در خسران قرار گرفته‌اید، خَسِرَالدُّنیا وَالآخِرَة هستید، زیرا جوانی را داده‌اید از نعمت‌های جنّت و مزایای اخروی نیز محروم مانده‌اید و دنیایی هم ندارید ... (1)

3. وصول به معدن عظمت

شما اگر نیّت خود را خالص کنید، عمل خود را صالح نمایید، حبّ نفس و جاه را از دل بیرون کنید، مقامات عالی و درجات رفیع برای شما تهیه و آماده می‌باشد. مقامی که برای بندگان صالح خدا در نظر گرفته شده، تمام دنیا و مافیها با آن جلوه‌های ساختگی در مقابل آن به‌قدر پشیزی ارزش ندارد. بکوشید به چنین مقامات عالیه برسید واگر توانستید خود را ترقی دهید تا آن‌جا که به این مقامات هم بی‌اعتنا باشید و خدا را برای رسیدن به این امور عبادت نکنید، بلکه چون سزاوار عبادت و کبریایی است او را بخوانید و در مقابل او سجده کرده و سر به خاک بسایید. آن‌وقت است که «حُجُب نور» را پاره کرده به «معدن


1) . همان.

عظمت»(1)دست یافته‌اند. آیا شما با این راهی که می‌روید، و با این اعمال و کرداری که دارید، به چنین مقامی می‌توانید دست یابید؟(2)

4. رقابت پاکان خردمند

بر پایهٔ یک تقسیم کلی مردم در سه میدان مشغول مسابقه و رقابت هستند.

گروه اوّل: در زندگی دنیا و آنچه مربوط و متعلّق به آن است درحال مسابقه هستند. این گروه هدف نهایی حیات خویش را دنیا قرار داده و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. در قرآن کریم درباره اینان می‌خوانیم:

«مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا»؛(3)

کسانی از شما دنیا را می‌خواهند.

در جای دیگر می‌فرماید:

«يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»؛(4)

آن‌ها فقط ظاهر زندگی دنیا را می‌فهمند و از آخرت غافلند.

اهل دنیا در مال‌اندوزی، قبیله، شهرت، ریاست و غیره به مسابقه


1) . اشاره به این فراز از مناجات شعبانیه ( ... حتی تغرق العباد القلوب مُحبُ النور تفصِل اِلی معدن العَظَمَه ... ).

2) . جهاد اکبر (همراه با ولایت فقیه)، ص252 - 256 و سیمای فرزانگان، ص131.

3) . آل‌عمران، آیه152.

4) . روم، آیه7.

می‌پردازند و خیال می‌کنند مسابقه آن‌ها در خیرات و خوبی‌هاست. خدای متعال می‌فرماید:

«أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ»؛(1)

آیا گمان می‌کنند اموال و فرزندانی که به آنان می‌بخشیم برای این است که درهای خیرات را با سرعت به‌روی آن‌ها بگشاییم؟ چنین نیست، بلکه آن‌ها نمی‌فهمند.

گروه دوم: کسانی هستند که در امور آخرت و برای رسیدن به بهشت و مقامات و نعمت‌های آن و رهیدن و نجات از دوزختلاش نموده و با هم مسابقه می‌دهند.

خدای متعال درباره این گروه می‌فرماید:

«سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»؛(2)

شتاب کنید برای رسیدن با آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمان و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است.

گروه سوم: کسانی هستند که دارای معرفت والایی بوده و از تهذیب شایسته‌ای برخوردارند، ایشان در میدان اخلاص و لقای حق تعالی در حال مسابقه هستند.


1) . مؤمنون، آیات 55 و 56

2) . بقره، آیه133.

رسول رحمت و محبّت، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) شرح‌حال گروه سه‌گانه مذکور را این‌گونه ترسیم فرمودند:

اَلقَلْبُ ثَلاثَةُ اَنْواعٍ: قَلْبٌ مَشغُولٌ بِالدُّنیا، وَ قَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالْعُقبی، وَقَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالْمَوْلی، اَمَّا القَلْبُ الْمَشْغُولٌ بِالدُّنیا فَلَهُ الشُّدَةُ وَ الْبَلاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشغُول بِالْعُقْبی فَلَهُ الدَّرجاتُ الْعُلی، وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشغُولُ بِالْمَوْلی فَلَهُ الدُّنیا وَالْعُقبی وَالْمَوْلی؛(1).

قلب‌ها (روح‌ها، واقعیت انسان‌ها) سه‌گونه‌اند: قلبی مشغول به دنیاست، و قلبی مشغول به آخرت است و قلبی مشغول به مولی. امّا قلب مشغول به دنیا را سختی و بلاست، و امّا قلب مشغول به آخرت را درجات والاست، و امّا قلب مشغول به مولی را دنیا و عقبی و مولاست.

بنابر آنچه بیان شد، پاکان و خردمندان در دنیا دل به مولا داده‌اند و در میدان اخلاص و وارستگی از غیرخدا مشغول مسابقه و رقابتی واقعی هستند ازاین‌رو امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:

فِی الاِخلاصِ تنافَسُ اُولِی النُّهی وَالاَلْبابِ؛(2)

رقابت خردمندان و کسانی که باطنی پاکیزه دارند، در اخلاص است.

5. برترین پرهیزگاری

امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، از هر فرصتی برای تبیین تقوا و توصیه به آن استفاده می‌کرد، بعد از بازگشت از جنگ صفّین، با قبرستان متروکه‌ای


1) . المواعظ العددیه، ص146.

2) . غررالحکم، ص533.

که در بیرون شهر بود مواجه شد. ایستاد و خطاب به آنانفرمود:

اگر از ما بپرسید چه خبرهای تازه‌ای نزد ما وجود دارد؟ خواهیم گفت: پس از شما در خانه‌هایتان سکونت نمودند، همسرانتان را به ازدواج خود درآوردند، و اموالتان را تقسیم کردند، حال شما بگویید چه خبر تازه‌ای دارید؟

سپس به اصحاب رو کرد و فرمود:

اگر به آن‌ها اذن سخن گفتن داده می‌شد، به شما خبر می‌دادند که بهترین توشه تقواست.(1)

آنچه در این نوشتار برای ما مهم و قابل ذکر است، این است که عالی‌ترین مراتب پرهیزگاری چیست؟

شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله) درباره مراتب تقوا و پرهیزگاری فرمودند:

تقوا مراتبی دارد، مرتبه نازلهٔ آن انجام واجبات و ترک محرمات است که برای عدّه‌ای بسیار خوب و به‌جاست. ولی مراتب عالی تقوا، پرهیز از غیرخداست. بدین‌معنا که غیر از محبت خدا در دل چیزی نداشته باشد.(2)

6. پرسش و پاسخ

در برخی روایات برای اعمال ثواب و پاداش‌های فراوانی بیان


1) . نهج‌البلاغه، حکمت 130.

2) . منشور زندگی موفق، ج4، ص57 و کیمیای محبت، ص168.

گردیده است. آیا ثواب‌هایی که در این روایات آمده مانع از این می‌شود که اهل فضل نتواند نیّت خود را برای خدا خالص نمایند؟

آیت‌الله میرزا جواد ملکی‌تبریزی (رحمه الله) در پاسخ فرمودند:

ثواب‌هایی که در این روایات آمده سبب نمی‌شود که اهل فضل نتوانند در نیت خود، فقط شایستگی خداوند را در نظر گرفته و یا برای این دسته گفتن ثواب‌ها بی‌ثمر باشد، زیرا کسی که به‌خاطر شایستگی خداوند عبادت می‌کند، نه به‌خاطر پاداش، با شنیدن این روایات می‌تواند مقدار محبوبیت این اعمال را نزد خداوند فهمیده و برای به‌دست آوردن رضایت او بیش‌تر تلاش کند.(1)


1) . المراقبات، مراقبت ماه رجب، ص135.

بخش دوم : جلوه‌ها

1. اخلاص در دینداری

الف. کمال دین

یکی از جلوه‌های ممتاز اخلاص، دیانت و دین‌داری برای خداست. پیرایش هر انگیزه و هدفی در اعتقاد به دین مبین اسلام ناب و عمل به آن در ابعاد مختلف زندگی، سیر دین‌داری برای خداست. این مهم در برخی آیات روشنگر و بصیرت‌آفرین کلام وحی و بیانات مفسّران قرآن یعنی اولیای حق، معصومین (علیهم السلام) این‌گونه بیان گردیده است:

«فَادْعُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛(1)

پس ای مؤمنان، خدا را درحالی عبادت خود را ویژه او ساخته‌اید بپرستید و در راهی که او برای شما ترسیم کرده است (دین‌داریکامل) گام بردارید، هرچند کافران خوش نداشته باشند.


1) . غافر، آیه14 (ترجمه المیزان)

امام علی (علیه السلام) ، اخلاص را عامل کامل‌کننده دین دانسته می‌فرماید:

ثلاثٌ هُنَّ کَمالُ الدّین: اَلاِخلاصُ، وَالیَقینُ والتَّقَنَعُ؛(1)

سه چیزند که کامل‌کننده دین‌اند: اخلاص در عمل، یقین به خدا و قناعت.

افزون بر آن، همان گرامی (علیه السلام) پایان دین‌داری را اخلاص برای خدا برشمرده می‌فرماید:

اِعْلَمْ اَنَّ اَوَّلَ الدِّینِ التَّسلیمُ وآخِرَهُ الاِخلاصُ؛(2)

بدان، به‌راستی که آغاز دینداری پیروی و تسلیم و پایان آن اخلاص می‌باشد.

ب. آخرین رتبه دینداری

بنابر آنچه بیان شد، به این نتیجه مهم می‌رسیم که دین‌داری مردم دارای رتبه‌های گوناگون و متفاوت است و آخرین رتبه دین‌داری و دیانت به این است که پای‌بندی و عمل به دین فقطبرای خدا باشد. ازاین‌رو امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) در کلامی حکیمانه فرمودند:

الاِخلاصُ غایَة الدّین؛(3)

اخلاص، آخرین رتبه دین‌داری است.

در محضر عارفان جناب شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله) فرمودند:


1) . غررالحکم، ص379.

2) . همان، ص156.

3) . همان، ص53.

دین حقّ همین است که بالای منبرها گفته می‌شود، ولی دو چیز کم دارد: یکی اخلاص و دیگری دوستی خدای متعال. این دو باید به سواد سخنرانی‌ها افزوده شود.(1)

2. ایمان و اخلاص

الف. رنگ خدایی

خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

«صِبْغَةَ اللهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ»؛(2)

این است رنگ‌آمیزی الهی و کیست بهتر از خدا در نگارگری؟ و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.

توضیح: انسان در زندگی خویش باید رنگی را بپذیرد، امّا در میانهمهٔ رنگ‌ها، رنگ خدایی بهتر است. ناگفته پیداست که تا رنگ نژاد و قبیله و هوس‌ها را کنار نگذاریم، رنگ وحدت و برادری و تسلیم امر خدا بودن نخواهیم گرفت. همهٔ رنگ‌ها به مرور زمان کم‌رنگ و بی‌رنگ می‌شوند. امّا رنگ خدایی همیشگی و پایدار است ... بهترین رنگ آن است که صفا و بقا داشته باشد و چشم اولیای خدا را به خود جلب کند. هم‌رنگ با فطرت و منطق بوده، مشتری آن خدا، و بهای آن بهشت باشد. همهٔ رنگ‌ها پاک می‌شوند، قبیله، نژاد، منسب، دیر یا زود از بین


1) . کیمیای محبت.

2) . بقره، آیه138.

می‌روند، ولی آنچه ابدی و باقی است همان رنگ و صبغهٔ الهی یعنی اخلاص و ایمان است.(1)

ب. پرواز بر سکوی ایمان

همان‌گونه که در دنیا، چگونگی انجام کار در مرغوب بودن نتیجه، تأثیر مستقیم دارد، کار اخروی نیز همین گونه است که هرقدر خالص‌تر انجام شود، نتیجه معنوی آن در آخرت بیش‌تر، بهتر و مرغوب‌تر خواهد بود. حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

گندم را خوب و نیکو پاک کنید و آن را بسیار نرم آرد کنید،درآن‌صورت از نانش طعم خوشی خواهید یافت و نانی گوارا خواهید داشت.

کَذلِكَ فَاَخْلِصُوا الْاِیمانَ وَاَکْمِلوُهُ تَجِدوا حَلاوَتَهُ وَ یَنْفَعَکُمْ غَبُّهُ؛

هم‌چنین ایمانتان را خالص و کامل گردانید، شیرینی ایمان را خواهید یافت و از بوی خوش آن بهره‌مند خواهید شد.(2)

افزون بر آن امام علی (علیه السلام) ، ایمان حقیقی را همان اخلاص دانسته می‌فرماید:

الایِمانُ اِخلاصُ العَمَلِ؛(3)

ایمان، همان اخلاص است.


1) . تفسیر نور، ج1، ذیل آیه کریمه138.

2) . بحارالانوار، ج75، ص307 و تحف‌العقول، ص392.

3) . غررالحکم، ص59.

همان گرامی (علیه السلام) بالاترین مرتبه ایمان را خالص نمودن اعمال برای خدا معرفی و فرمودند:

الاِخلاصُ اَعْلَی الاِیمان؛(1)

اخلاص، بالاترین ایمان است.

بنابر آنچه بیان شد، ایمان کامل و حقیقی آن است که انسان را به خلوص در همه کارها برای خدای متعال رهنمون می‌سازد و عالی‌ترین مرتبه و مراتب ایمان پرواز بر سکویاخلاص است.

ج. اسب تک‌تاز فرصت

سیّدبن طاووس (قدس سره) در بیان سبب تألیف کتاب ارزشمند فلاح السائل می‌فرماید:

از سوی دیگر دیدم که خداوندگار معبود با زبان‌حال، به هر بنده نیک‌بخت می‌فرماید: ای بندهٔ من، اهل یقین و مراقبه و تقوا و ابرار پیشین را با مرگ در بند نمودم و آن‌ها نمی‌توانند عملی انجام دهند. گرچه آرزو می‌کنند، ولی قدرت بر صعود به درجات ایمانی را ندارند، لیکن تو در میدان مسابقه دنیا آزاد هستی. پس چه چیز تو را از پیشی گرفتن از آنان بازداشته؟ تویی که می‌توانی به‌وسیله اسب تک‌تاز فرصت که در اختیار توست، از آنان سبقت گرفته، یا لااقل در مقامات خشنودی خداوند به آنان ملحق شوی.(2)


1) . غررالحکم، ص60.

2) . ادب حضور، ترجمه فلاح السائل، ص42.

3. ولایت‌مداری خالصانه

الف. برای منافع شخصی

ممکن است کسی اولیای خدا را دوست بدارد، امّا به‌سببمنافعی که برای خودش دارد، به‌طور مثال برای این‌که در قیامت او را شفاعت کنند. دراین‌صورت ولی خدا را برای خودش دوست داشته است. این‌که انسان دشمنی کند با دشمنان خدا از آن جهت که دشمن خدا هستند و دوستی نماید با دوستان خدا از آن جهت که دوستان خدا هستند. چنین رابطهٔ خالصانه‌ای، رابطهٔ ولایت است. چیزی که نزد خدا ارزش دارد، این است که علی (علیه السلام) را که دوست خداست و با دشمنان علی (علیه السلام) بدان جهت که دشمنان خدا هستند، دشمنی بورزیم. وگرنه چه کسی است که علی (علیه السلام) را دوست نداشته باشد. کافران هم اگر علی (علیه السلام) را شناخته باشند، او را دوست می‌دارند و به او عشق می‌ورزند. همان‌طور که به هر کمال و جمالی عشق می‌ورزند، مگر آن‌که علی (علیه السلام) را نشناخته باشند. کدام انسان پاک فطرتی است که علی (علیه السلام) را دوست نداشته باشد؟ مهم این است که بکوشیم ارتباط ما با اولیای خدا، به‌ویژه ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، شعاعی از ولایت‌الله باشد. به این جهت است که خطاب به امامان (علیهم السلام) می‌گوییم:

مَن والاکُمْ فَقَدْ والیَ‌الله، وَمَن عاداکَم فَقد عادَالله؛(1)

هرکس ولایت شما را بپذیرد، ولایت خدا را پذیرفته است، و هر که با شما دشمنی ورزد، با خدا دشمنی ورزیده است.


1) . قسمتی از زیارت جامعه کبیره.

ب. شعاع ولایت

شعاع ولایت اولیای خدا به دوستان‌شان نیز سرایت می‌کند. محبان امام زمان (علیه السلام) را نیز از آن جهت دوست می‌داریم و تکریم کنیم که دوست‌دار امام زمان (علیه السلام) هستند.(1)

محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) و تبعیت از ایشان، همان محبت و اطاعت از خداست. اگر خدا را نیز دوست می‌داریم باید ایشان را دوست بداریم و اگر از خدا اطاعت می‌کنیم باید از ایشان اطاعت کنیم. امام هادی (علیه السلام) در فرازی از زیارت جامعه کبیره این حقیقت را این‌گونه بیان می‌فرماید:

مَن اَطاعَکُمْ فَقَدْ اَطاعَ الله؛(2)

هر که از شما اطاعت کند، از خدا اطاعت نموده است.

4. اخلاص و توحید

الف. معنای اخلاص توحیدی

آیت‌الله جوادی‌آملی می‌فرماید:

«اخلاص توحیدی» عنوانی است که در دو بخش اعتقاد و عمل، کاربرد دارد و رابطه متقابل با یکدیگر دارند ... اخلاص اعتقادی بدین‌معنا که انسان موحّد، کل هستی را برای خدا و در اختیار او ببیند و غیر او را مالک و ملک چیزی نداند. خواه این «غیر» خود انسان باشد، خواه


1) . آفتاب ولایت، ص105.

2) . آفتاب ولایت، ص107.

دیگران. البته یکی از فروعات اخلاص اعتقادی، اخلاص در عمل برای خدای متعال است:

«فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ أَلَا لِلّٰهِ الدِّينُ الْخَالِصُ».(1)

و آن این است که انسان، عمل خود را تنها برای خدا انجام دهد و آن را با ریا و سمعه (که از مراتب شرک خفی است) آلوده نسازد. این نوع از اخلاص اگرچه از بالاترین کمالات عملی است، امّا مربوط به آغاز برنامه سلوک اعتقادی و علمی به‌سوی خداست.(2)

مرحوم آیت‌الله کشمیری (رحمه الله) فرمودند:

هر وقت عبد تمام کارهایش برای خدا شد و خودیت خود را ندید، فانی فی الله می‌شود و محو معبود می‌گردد.(3)

ب. برجسته‌ترین مظاهر اخلاص

از امام صادق (علیه السلام) و از وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده چیزی که انسان را به بهشت می‌برد، اخلاص در توحید است و گفتن کلمه (لااله الاالله) با اخلاص. اخلاص این کلمه آن است که به همه احکام الهی عمل بشود و کلمه توحید مانع از ارتکاب گناه گردد و در محبت اهل‌بیت کوتاهی نشود، وقتی از وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سوال کردند: اخلاص این کلمه چیست؟ فرمود: عمل کردن به آنچه من بدان مبعوث شده‌ام و


1) . زمر، آیات 2 و 3.

2) . ادب فنای مقربان، ج2، ص370.

3) . حدیث عشق، ص99.

محبت اهل‌بیت من. عرض کردند: محبت اهل‌بیت شما و پذیرش ولایت آن‌ها جزو اخلاص این کلمه است؟ فرمود: آری، پس برجسته‌ترین مظاهر اخلاص این کلمه پذیرش ولایت اهل‌بیت (علیهم السلام) است.

بنابراین اگر کسی ولایت نداشت چون اخلاص کلمه توحید را به همراه ندارد رفته‌رفته آن کلمه از دل رحمت می‌بندد، لذا در معاد بدون توحید محشور می‌شود.(1)

افزون بر آن، ابان‌بن تغلب گوید: حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:

ای ابان! چون به کوفه رفتی این حدیث را (برای مردم) روایت کن: هر که شهادت دهد معبودی جز خدا نیست درحالی‌که دین خود را برای او پاکیزه کرده است و بگوید: «لااله الاالله مخلصاً» بهشت بر او واجب می‌گردد. عرض کردم: از هر دسته و گروهی نزد من می‌آیند، آیا برای همه این حدیث را بخوانم؟ فرمود: آری. ای ابان چون روز قیامت شود و خداوند همهٔ اولین و آخرین را گرد آورد «لااله الاالله» را از آن‌ها بگیرد جز آن کسی که بر این مذهب باشد (یعنی شیعه باشد).(2)

ج. کلید بی‌همتای بهشت

ذکر شریف (لااله الاالله) وقتی بر زبان انسان متّقی جاری گردد، بهای آن بهشت است.


1) . تفسیر موضوعی قرآن، ج8، ص236.

2) . اصول کافی، کتاب الدعا، باب کسی که بگوید: لااله الاالله مخلصا.

جابربن یزید جعفی از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هر چیزی در جهان همتا و نظیری دارد مگر سه چیز، اوّل ذات مقدّس احدیّت که نظیر ندارد، دوم کلمه شریف (لااله الاالله) که هم‌وزن و شبیه ندارد، سوم اشکی که از خوف خدااز چشم خارج شود که برای آن وزنی نمی‌توان قائل شد و چنان‌چه بر صورت جاری گردد هیچ خواری و ناراحتی پس از آن به آن صورت نخواهد رسید.(1)

همان گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هر کس با اخلاص بگوید (لااله الاالله) داخل بهشت گردد و اخلاص او در این شهادت به این است که گفتن (لااله الاالله) او را از محرّمات الهی بازدارد.(2)

افزون بر آن، جابر گوید امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

جبرئیل بین صفا و مروه بر من نازل شد و گفت ای محمّد طوبی و خوشی (یا درختی در بهشت) ویژه آن فردی از امت تو است که (لااله الاالله) را با اخلاص بگوید.(3)

نکته: چنان‌چه ملاحظه می‌فرمایید، معنای حدیث این می‌شود که


1) . ثواب الاعمال، ص15.

2) . همان.

3) . ثواب الاعمال، ص16.

هرگاه شخصی متّقی و پرهیزگار با نیّت خالص (لااله الاالله) بگوید سبب دخول در بهشت می‌شود نه هر کسی و با هر نیّتی.

5. اخلاص و لقای حق‌تعالی

الف. عمل خالص

خدای متعال در قرآن می‌فرماید:

«فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»؛(1)

پس هر کس به لقاء پروردگار خود امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ‌کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.

در تفسیر عیاشی از علی‌بن سالم از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: خدای تبارک و تعالی فرمودند:

من بهترین شریکم، هر کس در عمل خویش کسی را شریک من کند من آن را قبول نمی‌کنم، مگر آنچه که خالص برای من آورده باشد.(2)

علاوه بر آن، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: پروردگار شما می‌فرماید:

من بهترین شریکم، پس هر کس در عمل خودش احدی از خلق مرا شریک من قرار دهد من همهٔ عمل او را به شریکم واگذار می‌کنم تا همه‌اش مال او باشد و هیچ عملی از بنده‌ام قبول نمی‌کنم مگر آنچه خالص برای من بیاورد.


1) . کهف، آیه110.

2) . تفسیر عیاشی، ج2، ص353 و المیزان، ج13، ص559.

آن‌گاه این آیه را خواندند:

«فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ ... رَبِّهِ أَحَدًا».(1)

ب. نفس مطمئنه

آیت‌الله جوادی‌آملی حفظه‌الله درباره جنّة اللقاء می‌فرماید:

صاحبان نفوس مطمئنه ... که به مقام رضا و مرضی رسیده‌اند، یعنی هم از قضا و قدر الهی راضی‌اند و هم تمام کارهایشان مرضی خدا است، دستور می‌دهند بقیه راه را بروید. به فاقدین این سه شرط اجازه ورود به جنّة اللّقاء داده نمی‌شود. سالکان کوی حق محرومیت از لقاءالله برای آن‌ها دوزخ سوزان است، همان‌طور که رسیدن به لقای حق برای آن‌ها بهشت جاودان می‌باشد.(2)

افزون بر آن، لازم است پیروان مکتب اخلاص بررسی نمایند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به‌سوی کدام نشئه حرکت می‌کند، زیرا او اسوه است و دیگران به او اقتدا دارند و به مقاماتی که خدای سبحان ذکر کرده است بر اثر اقتدار وتأسی به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌توان بار یافت.(3)

ج. بهترین عطای دوست

علامه حسن‌زاده آملی می‌فرماید:


1) . المیزان، ج13، ص558.

2) . تفسیر موضوعی قرآن، ج9، ص242.

3) . همان، ص304.

از اَمَل چشم پوش و در عمل بکوش. مرد جست‌وجو باش نه گفت‌وگوی. از دریا بخواه نه از جوی، از فضول کلام چون فضول طعام دست بدار. سبک‌بار باش به سبک‌سر و سبک‌سار. خروس در سحر به ذکر قدوس سبوح در خروش است، کم از خروس مباش، چون به خروش آمدی بدان که بهترین عطای دوست لقای اوست، مترصد باش که: گدایی از یک جذبه شاهی به یک لحظه دهد کوهی به کاهی.

یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: شیخ از من پرسید شغل شما چیست؟ گفتم: نجار هستم. فرمود: این چکش که به میخ می‌زنی به یاد خدا می‌زنی یا بر یاد پول؟ اگر به یاد پول بزنی، همان پول را به تو می‌دهند و اگر به یاد خدا بزنی، هم پول به تو می‌دهند و هم به خدا می‌رسی.(1).

6. سیروسلوک و اخلاص

اشاره

آیت‌الله شاه‌آبادی (رحمه الله) ، هرگز توصیه به ریاضت نمی‌کردند و مقام ریاضت را در این جمله «مَن اَخلَصَ للهِ أربعینَ صَباحاً جَرَتْ یَنابیعَ الحِکْمَةَ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ» و در مراقبت هرچه بیشتر خلاصه می‌کردند. یک انسان که در مسیر کمال می‌خواهد حرکت کند اگر آن‌ها را به‌کار ببرد و بتواند برای خدا چهل روز بگذراند و هرگز قدمی یا حرفی برخلاف خواست خدا نداشته باشد، پس قهراً ملکه عدالت و امانت و سلامتی در او


1) . شیخ خرابات، ص114.

حاصل می‌شود و عمری را با بینش و معرفت می‌گذراند و ذکری خاص جز «استغفار»، «صلوات» و ذکر «لااله الاالله» را تأیید نمی‌کردند.(1)

الف. برای خدا چه کرده‌ای؟

1. یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید:

روزی با پدرم به کوه بی‌بی شهربانو رفته بودیم. در راه با مرتاضی برخورد کردیم، پدرم به او گفت: (نتیجه) ریاضت‌های تو چیست؟ مرتاض خم شد سنگی را از روی زمین برداشت،سنگ در دست او به یک گلابی تبدیل شد و به پدرم تعارف کرد که: میل بفرمایید. شیخ نگاهی به او کرد و گفت: این کار را برای من کردی. بگو ببینم برای خدا چه کرده‌ای؟ مرتاض با شنیدن این سخن به گریه افتاد.(2)

2. یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید شیخ به من فرمود: روح شخصی از علمای اهل معنا که ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران بود در برزخ دیدم که تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: آمدم ولی عمل خالصی برای خدا ندارم. از او پرسیدم: چرا چنین می‌کند؟ پاسخ داد: در ایّام حیات روزی با یکی از اهل معنا که کاسب بود برخورد کردم. او مرا به برخی از خصوصیات باطنی خود متذکر ساخت. پس از آن تصمیم به ریاضت گرفتم تا مانند آن شخص دیدِ برزخی پیدا کردم و به مکاشفه و مشاهدات عینی دست یافتم.

1) . منشور زندگی موفق، ج4، ص123 و 124 و سیمای عالمان بی‌نشان، ص39.

2) . کیمیای محبت، ص183 و منشور زندگی موفق، ج4، ص46.

به مدّت سی سال ریاضت کشیدم تا موفق شدم. در این هنگام مرگم فرا رسید. اکنون به من می‌گویند:

تا آن هنگام که آن شخص اهل معنا تو را متذکر ساخت گرفتار هوای نفس بودی و پس از آن تقریباً سی سال از عمرخود را صرف رسیدن به مکاشفات و دیدن حالات برزخی کردی. اینک بگو: عمل خالصی که برای ما انجام داده‌ای کدام است؟(1)

ب. افسوس که خدا ندارم

مرحوم کل احمدآقا در راستای سخن پرمغز و جاودانه شیخ (رجبعلی خیاط) که گفته بودند: عمل را باید برای خدا انجام داد، می‌فرمود:

از همان جوانی، بعد از شنیدن این سخن شیخ، تمام همّ و غمّ خودم را مصروف به این امر کردم، که نباید کار را برای ثواب و عقابش انجام داد، و نیّتم باید تنها خدا باشد. در همان ایام یکی از زهّاد را در خواب دیدم که در بهشت سلطنتی داشت و از همهٔ نعمت‌های بهشتی برخوردار بود. امّا درعین‌حال، خیلی ناراحت و افسرده به‌نظر می‌رسید. به‌همین خاطر نزدیک او رفتم و از احوال و اوضاع آن طرف سؤال کردم. او نیز سری تکان داد و گفت: این‌جا همه چیز دارم، ولی افسوس که خدا ندارم. من در گروه اهل ثواب و پاداش محشور شدم. چون هر کاری که


1) . مکتب نرفتگان، ص108 و کیمیای محبّت، ص180.

در دنیا کردم، برای ثواب بود و اکنون این هم نتیجه‌اش.حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم از اصل کاری بازمانده‌ام.(1)

ج. خوب شدن برای خدا

شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله) می‌فرماید:

1.

آقا، حاج شیخ، دلت می‌خواهد خوب شوی ولی برای خودت، سعی کن برای خدا خوب شوی. در هر نفس کشیدن امتحانی است. ببین با انگیزه رحمانی آغاز می‌شود و یا با انگیزهٔ شیطانی آمیخته است.

2.

مقدّس‌ها همه کارهایشان خوب است فقط باید مَنِ خود را با خدا عوض کنند.(2)

افزون بر آن، از عارفی پرسیدند: از این‌جا تا خدا چه مقدار راه است؟ فرمود: یک قدم. گفتند: آن یک قدم کدام است؟ فرمود: پاگذاشتن روی خودت.

7. تبرّا و تولّای خالصانه

اشاره

پیابری از پیامبران خدا توجه کرد که خدا نعمت بزرگی را به من عطا کرده که در دنیا زهد دارم و عشق به دنیا را از دل من برداشته است. بالاتر از آن انقطاع الی‌الله به من داده است که چه بسیار مفهوم پرمعنا و والا و پرمحتوایی دارد. انقطاع الی‌الله، یعنی به هیچ‌چیزجز خداوند امید


1) . رند عالم‌سوز (شرح شیدایی کل احمدآقا)، ص208.

2) . منشور زندگی موفق، ج4، ص126.

نداشته باشی. سر و کارت فقط با خدا باشد. از همه‌چیز بریده و فقط به او پیوسته باشی. خیلی نعمت بزرگی است. ... کسی که چنین نعمتی دارد، هیچ انسی با کسی جز خدا ندارد.

امام جواد (علیه السلام) در این رابطه فرمودند:

اَوحیَ اللهُ اِلی بَعضِ الاَنبیاءِ: اَمّا زُهْدُكَ فِی الدُّنیا فَتعْجِلُكَ الرّاحَةَ، وَاَمّا اِنقِطاعُكَ اِلَیَّ فَتَعزُزْكَ بی، ولکِنْ هَلْ عادَیْتَ لی عَدُوّاً اَوْ والَیْتَ لِی وَلیّاً؛(1)

خداوند به برخی از پیامبران وحی فرستاد: زهد تو به دنیا، باعث می‌شود در دنیا راحت باشی و امّا این انقطاع تو، سبب می‌شود که با من عزّت یابی. آیا کسی را فقط برای این‌که بنده من است دوست داشته‌ای؟ آیا کسی که فقط برای این‌که دشمن من است با او دشمنی کرده‌ای؟

الف. بالاتر از انقطاع

خدا می‌خواهد دست پیامبرش را بگیرد و باز هم او را بالاتر بیاورد، ازاین‌رو می‌فرماید: «اَمّا زُهْدُكَ فِی الدُّنیا فَتعْجِلُكَ الرّاحَةَ» این بی‌رغبتی که به دنیا داری و دنبال مکنت دنیا نمی‌روی، باعث می‌شود کهآسوده و راحت باشی، چون انسان هرقدر بیش‌تر به دنیا دل ببندد، گرفتاری و غصه‌اش بیش‌تر می‌شود. درست است که زهد صفت خوبی است، امّا احتمال دارد که فقط برای خدا نباشد، چرا که زهد پاداش دنیایی دارد، و


1) . بحارالانوار، ج69، ص238.

آن آسودگی و راحتی در زندگی دنیاست. «وَاَمّا اِنقِطاعُكَ اِلَیَّ فَتَعزُزْكَ بی»، چون آدمی در خانه هر کس برود، به‌هر اندازه‌ای که ته دلش به دیگری امیدی داشته باشد، همان اندازه ذلیلش می‌شود. انسان هرقدر از دیگران مستغنی‌تر باشد و به کسی امید نداشته باشد عزیزتر می‌شود. اگر کسی هیچ اعتنایی به دیگران نداشته باشد که به او کمک کنند یا نکنند، چیزی به او بدهند یا ندهند، احترامش کنند یا نکنند، به‌همان اندازه عزّتش بیش‌تر می‌شود، چون نیازی ندارد. چه لذّتی بالاتر از بی‌نیازی از همه خلق خدا. پس انقطاع الی‌الله هم اثر دنیایی دارد. «ولکِنْ هَلْ عادَیْتَ لی عَدُوّاً اَوْ والَیْتَ لِی وَلیّاً».

آیا فقط به سبب من و برای من با کسی ارتباط برقرار کرده‌ای؟ کسی را فقط از آن جهت که بنده من است دوست داشته‌ای؟ و آیا با کسی که فقط از این جهت که دشمن من است، دشمنی ورزیده‌ای؟ این از زهد و انقطاع الی‌الله بالاتر است.(1)

ب. دشنامی خالصانه

مرحوم کل احمدآقا همیشه درخصوص درستی و نادرستی عملکرد افراد، بسیار محتاطانه سخن می‌گفتند ... و بر این عقیده بودند که اگر نیّت خیر باشد، عمل نیز جلوه‌ای الهی پیدا خواهد کرد. در این رابطه خاطره‌ای بدین قرار نقل می‌کردند:


1) . آفتاب ولایت، ص104 و 105.

هنگامی که عازم سفر کربلا بودیم، در قافله ما یک لات گردن‌کلفتی بود که آخر عمری و پس از یک عمر جاهلی، توبه‌کار شده بود و به زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌رفت. او آن‌قدر قسی‌القلب بود که ادعا می‌کرد تا به‌حال هیچ‌گاه برای کسی گریه نکرده است. زمانی که به اتفاق هیأت به کربلا رسیدیم، ابتدا به حرم حضرت قمر بنی‌هاشم (علیه السلام) مشرف شدیم. من هم در صحن حضرت شروع به روضه‌خوانی کردم و داستان کربلا و ظهر عاشورا را قسمت به قسمت بیان نمودم. امّا در این میان می‌دیدم که این رفیق‌مان خم به ابرو نمی‌آورد. ولی زمانی که روضهٔ شهادت ماه‌منیر بنی‌هاشم (علیه السلام) و تیرانداختن حرمله به چشمان مبارک حضرت رسیدم، دیگر خون در رگ غیرت او به‌جوش آمد، و از شدت عصبانیت فحش رکیکی به حرمله و دودمان او، حواله کرد. من از این حرکت او خیلی مکدّر شدم، و رفتار او را در شأن حرم ودستگاه کبریایی حضرت اباالفضل (علیه السلام) نمی‌دانستم. آن قصّه گذشت. تا آن‌که شب در عالم خواب دیدم که همه زائران حسینی در حرم حضرت حضور دارند و قمر بنی‌هاشم (علیه السلام) نیز به آن‌ها صله می‌دهند، امّا سردستهٔ همه زائران، آن رفیق توبه‌کارمان بود که حضرت به او عنایت خاصی داشت. من از این امر تعجّب کردم، و در فکر فرو رفته بودم که همان موقع حضرت به بنده فرمودند: دشنام او به دشمنان ما، چون از سر اخلاص و صفای باطن بود، و هیچ قصد و نیّتی غیر از دلخوشی ما نداشت، لذا از عبادت و زیارت بسیاری از افراد، در نظر ما مقرّب‌تر واقع شد.(1)


1) . رند عالم‌سوز (شرح شیدایی کل احمدآقا)، ص206 و 207.

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی *** صدق پیش آر، که اخلاص به پیشانی نیست(1)

8. اخلاص و انتظار فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

الف. اقسام مردم

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:مردم درباره ما سه گروهند: 1. گروهی ما را دوست دارند، سخن ما را می‌گویند و منتظر فرج ما هستند، ولی عمل ما را انجام نمی‌دهند، اینان اهل دوزخند؛ 2. گروه دوم نیز ما را دوست دارند و سخن ما را می‌گویند و منتظر فرج ما هستند، عمل ما را انجام می‌دهند امّا برای رسیدن به دنیا و نابودی مردم، اینان نیز اهل دوزخند؛ 3. گروه سوم ما را دوست دارند، سخن ما را می‌گویند، منتظر فرج ما هستند و عمل می‌کنند، امّا برای خدا (اخلاص). اینان از ما و ما از آنانیم.(2)

آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) فرمودند:

اگر امام زمان (علیه السلام) را از آن جهت دوست می‌داریم که جهان را آباد می‌کند و نعمت‌هایمان را فزونی می‌بخشد، ما دوست‌دار آبادانی و نعمتیم نه دوست‌دار مولا و ولایت او. اگر به او عشق می‌ورزیم از آن جهت که زمان ظهورش، علم و حکمت و پیشرفت‌های معنوی، راحت و بی‌زحمت به‌دست‌مان می‌آید، دوست‌دار راحتی هستیم نه محب امام


1) . سعدی.

2) . تحف‌العقول، ص513.

زمان (علیه السلام) ، باید در پرتو معرفت حقیقی به خداوند و جانشینی بر حقّ او در زمین، تمام ضمائم، آرایه‌ها و پیرایه‌ها را از دل بزدائیم تا محبت ما پاک و خالص شود. چنین محبتیکیمیا است و چنان دلی تجلّی‌گاه عشق کبریاست. دلی که امام زمان را فقط برای خدا دوست می‌دارد نه برای خود.(1)

آیت‌الله بهجت (رحمه الله) دراین‌باره فرمودند:

کسانی منتظر واقعی هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند. نه برای برآوردن حاجات شخصی.(2)

خدای متعال می‌فرماید:

«قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ»؛(3)

بگو: خدا، سپس بقیه را واگذار.

در این مقام، امام زمان (علیه السلام) را نیز از آن جهت دوست می‌داریم که بندهٔ صالح خداست. به او عشق می‌ورزیم، چون وجودش شعاعی از وجود اوست. اصالت فقط برای خداست.

ب. برترین مردم روزگار

امام جواد (علیه السلام) در پاسخ به این پرسش که چرا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را منتظر نامند؟ فرمودند:


1) . آفتاب ولایت، ص24 و 25.

2) . در محضر بهجت، ج2، ص187.

3) . انعام، آیه91.

اِنَّ لَهُ غَیبةً یَکْثُرُ اَیّامُها وَ یَطولُ اَمَدُها فَیَنتَظِرُ خُرُوجُهُ الْمُخلَصُونَ؛(1)

همانا برای او غیبتی است که روزهای آن فراوان و مدت آن طولانی خواهد شد. پس افرادی که دارای اخلاص باشند، منتظر ظهور خواهند بود.

علاوه بر آن، امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:

ای ابوخالد! آنان که در آن روزگار غیبت او، امامتش را قبول داشته و ظهورش را منتظر باشند، از مردم هر روزگار برترند،زیرا خداوند تبارک و تعالی، چنان عقل و معرفتی به آنان داده که غیبت برای آنان به‌سان مشاهده است وآنان را در آن روزگار، مانند جهادگرانی قرار داده است که پیش روی پیامبر (صلی الله علیه و آله) با شمشیر می‌جنگند. آنان مخلصان حقیقی، شیعیان راستین او، دعوت‌گران به دین خدا در پیدا و نهان هستند.(2)

9. اخلاص و دوستی و محبت

اشاره

خدای متعال درباره عشق و محبت اهل ایمان می‌فرماید:

«وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ»؛(3)

و کسانی که ایمان آورده‌اند کمال محبت‌شان برای خداست.

انسان مؤمن، بر اثر استمرار عبادت و بندگی خالصانه چنان غرق در


1) . کمال‌الدین و تمام النعمه، ج2، ص378.

2) . الاحتجاج، ج2، ص154 و اعلام الوری، ج2، ص194.

3) . بقره، آیه156.

محبّت و عشق خدا می‌گردد که در زمره کسانی قرار می‌گیرد که خداوند آیه فوق درباره آنان فرموده است.

الف. مهرورزی خالصانه

افزون بر آن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) همگان را به عشق و مهرورزی خالصانه خدای متعال فراخوانده می‌فرماید:

اَحِبّوا اللهَ مِن کُلِّ قُلوبِکُم؛(1)

خدا را با تمام دل‌تان دوست بدارید.

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی (رحمه الله) می‌گوید: در جلسه خصوصی به من فرمود:

حواست فلان جاست، خوب است ولی باید برای خدا باشد.

و نیز روزی من با یکی از دوستان خدمت ایشان بودیم. اشاره کرد به قلب دوستم و گفت:

در این‌جا دو تا دختر (یا دو تا پسر) می‌بینم، این خوبه ولی بایدعلاقه به فرزند برای خدا باشد.(2)

ب. پالایش محبّت

آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) فرمودند:

وجود انسان را می‌توان به هرمی تشبیه کرد که از قاعده آغاز می‌شود و


1) . میزان الحکمه، ج2، ح3241.

2) . کیمیای محبت، ص178.

به‌سوی نقطه‌ای پیش می‌رود. در قاعدهٔ این هرم محبت‌های فراوانی وجود دارد مانند محبت پدر، مادر، همسر، استاد، دوست و همسایه و محبت همه کسانی که به او احسانی کرده‌اند. در سیر و سلوک باید از قاعده آغاز کرد ولی باید به‌سوی رأس هرم که همان محبّت و شناخت خداست، پیش رفت. طبیعی است که آدمی در ابتدا پدر و مادر خویش را دوست می‌دارد و به خویشان و دوستان محبّت می‌ورزد، امّا باید این‌ها پالایش شود ...

دل انسان جایگاه محبّت و دوستی است. پروردگار عالم بیش از یک قلب برای هیچ‌کس قرار نداده است. می‌فرماید:

خداوند برای هیچ‌کس دو دل در درونش قرار نداده.(1).

در مقام اخلاص همه راحتی اولیای الهی را به‌خاطر خداست می‌داریم. اصالت با خداست. چنان‌چه می‌فرماید:

«قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ»؛(2)

بگو خدا سپس بقیه را رها کن.(3)

ج. دل حرم خداست

افزون بر آن، همان‌گونه که آهن و سایر فلزات را در پرتو فرایندهای ویژه، از غیرفلز جدا می‌سازند و آن را خالص می‌نمایند، دل و عمل


1) . احزاب، آیه4.

2) . انعام، آیه91.

3) . آفتاب ولایت، ص23 - 25، باتصرف.

انسان تجلّی‌گاه اخلاص است. انسان با ایمان باید ظرف دل خود را با محبّت و عشق به خدا بیاراید و اعمال خود را فقط به خاطر رضایت و خشنودی خدا انجام دهد. امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

القَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْکِنْ حَرَمَ اللهِ غَیْرَاللهِ؛(1)

قلب حرم خداست، پس در حرم خدا، غیرخدا را ساکن نکن.

د. دلِ خدانِما

جناب شیخ رجبعلی (رحمه الله) خیاط فرموده است:

انسان هرچه را دوست داشته باشد، عکس همان در قلب او منعکس می‌شود و اهل معرفت با نظر به قلب او می‌فهمند که چه صورتی در برزخ دارد. اگر انسان شیفته و فریفتهٔ جمال و صورت فردی گردد، یا علاقهٔ زیاد به پول یا ملک و غیره پیدا کند، همان اشیاء صورت برزخی او را تشکیل می‌دهند. دل انسان هرچه را بخواهد همان را نشان می‌دهد، سعی کنید دل شما خدا را نشان دهد.(2)

10. نماز و اخلاص

اشاره

از جمله مراقبت‌های مهم برای انسان مؤمن این است که نمازهای واجب و نافله خود را برای خدا و با رعایت آداب و شرایط و خضوع و خشوع به‌جا آورد، زیرا حقیقت نماز توجه به خدا و برای خداست. این


1) . فرهنگ سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، ص70.

2) . منشور زندگی موفق، ج4، ص56 و کیمیای محبت، ص163.

سلوک معنوی در کلام وحی و بیانات راهبردی پیشوایان دین این‌گونه بیان گردیده است برای نمونه:

الف. برای یاد خدا

خدای متعال بر محافظت و مراقبت بر نماز دستور می‌دهد و می‌فرماید:

«حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّٰهِ قَانِتِينَ»؛(1)

بر نمازها به‌ویژه نماز میانه، مواظبت کنید که مبادا از شما فوت شود یا آداب و شرایط آن رعایت نشود و فرمان خدا را از روی خضوع و با اخلاص انجام دهید.

و هم‌چنین در جای دیگر برپایی نماز را برای یاد خدا ذکر کرده می‌فرماید:

«إِنَّنِي أَنَا اللهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»؛(2)

همانا منم خداوند که معبودی جز من شایسته پرستش نیست، پس مرا عبادت کن و برای آن‌که به یاد من باشی، نماز را برپا دار.

بنابراین، حقیقت نماز همان اخلاص عبد برای مولای خویش است که با رعایت آداب ظاهری و معنوی به‌یاد دوست برپا نماید.


1) . بقره، آیه238، با ترجمه المیزان.

2) . طه، آیه14، با ترجمه المیزان.

ب. فقط انگیزه خدایی

1. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

لَیْسَتْ الصَّلوةُ قِیامِكَ وَ قُعُودِكْ اِنَّما الصَّلوةَ اِخْلاصِكْ وَاِنَّ تُریدُ بِها اللهَ وَحْدَهُ؛(1)

نماز شما در بلند شدن و ایستادن نیست، همانا نماز شما اخلاص شماست و اخلاص هم آن است که در نماز فقط خداوند در نظر بگیرید.

حتماً باید در انگیزه نماز خواندن خود عمیق شویم. علت این‌که نمازهای ما گاهی کم‌اثر و کم‌ثمر است، ریشه‌اش در نیّت‌های درونی ماست که عمل‌مان خالص برای خدای مهربان نیست.

انگیزه درونی ما گاهی نگاه اطرافیان و تأثیر برخورد آن‌هاست. اگر بدون توجه به آن‌ها فقط محبت به خدا ما را به نماز بکشد بی‌شک نمازمان تغییر می‌کند.

2. اسماعیل‌بن یسار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:

زنهار شما را از کسالت، زیرا پروردگار شما بسیار مهربان است، عمل کم را قبول می‌کند و پاداش می‌دهد:

اِنَّ الرَّجُلَ لَیُصَلّی الرَّکْعَتینِ تَطَوُّعاً یُریدُ بِها وَجْهَ‌اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَیُدْخِلَ اللهُ بِهِماً الجَنَّةَ؛(2)


1) . محجّة البیضاء، ج1، ص350.

2) . ثواب الاعمال،ص93.

مردی برای رضای پروردگار دو رکعت نماز مستحبی می‌خواند، پس خداوند برای همین دو رکعت نماز او را وارد بهشت می‌کند ...

ج. محو جمال و فانی در خدا

امام خمینی (قدس سره) همواره از خدا می‌گفت و به خدا می‌اندیشید و در راه او حرکت می‌کرد. محو جمال و فانی در او بود. امام خمینی (قدس سره) به‌خوبی می‌دانست که کسی که عاشق نیست، زنده نیست و کسی که همواره به یاد خدا نیست، عاشق نیست.

خدای متعال می‌فرماید:

وقتی اشتغال به ذکر من بر بنده‌ام غلبه کند و خواسته و لذّتش را ذکر خودم قرار می‌دهم. وقتی خواسته و لذّتش را ذکر خودم قرار دادم، عاشق من می‌شود و من عاشق او می‌شوم. وقتی عاشق او شدم و عاشق من گردید، حجاب را از بین خود و اوبرمی‌دارم و همواره این را بر او غالب می‌گردانم. آن‌گاه غفلت نمی‌کند وقتی که مردم غفلت می‌ورزند.(1)

11. اخلاص و دعا

اشاره

از نگاه قرآن، راز و نیاز و دعا به‌درگاه بی‌نیاز خداوند تبارک و تعالی یک عبادت محسوب و به آن امر شده‌ایم. انسان مؤمن باید نیّت و انگیزه خود در این عبادت مانند سایر عبادات برای خدا خالص نماید.


1) . منشور زندگی موفق، ج4، ص52 و 53 و سیمای امام خمینی (رحمه الله) ، ص39.

خدای متعال می‌فرماید:

«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ... »؛(1)

ای پیامبر بگو: اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند.

الف. مغز عبادت

پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمدبن عبدالله (صلی الله علیه و آله) در اهمیت دعا به‌درگاه خداوند فرمودند:

الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ، وَ لایُهلَكُ مَعَ الدُّعاءِ اَحَدٌ؛(2)

دعا مغز عبادت است و با وجود دعا هیچ‌کس هلاک نمی‌شود.

امّا آنچه در این نوشتار منظور ماست، این است که بنده خدا دعا نمودن را به‌عنوان یک عبادت برای خدا انجام دهد و نه پاداش و گرفتن حاجات خویش. بلکه انگیزه او فقط برای خدا باشد.

امام اهل اخلاص امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

خوشا به‌حال کسی که عبادت و دعای خود را برای خدا خالص نماید و دلش بدانچه دیده‌اش ببیند مشغول نگردد و بدانچه گوشش شنود یاد خدا را فراموش نکند، و بدانچه به‌دیگری داده‌اند غم به‌خود راه ندهد.(3)


1) . فرقان، ص77.

2) . بحارالانوار، ج93، ص300.

3) . اصول کافی، ج3، ص28.

ب. تا حالا کجا بودی؟

مرحوم حامد می‌فرمود: جناب شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت:

بعد از مدت‌ها (در سن حدود بیست سالگی) یک شب پیش خودم فکر کردم و گفتم: ما تا به‌حال هرچه دعا خواندیم گفتیماین دعا چه‌قدر ثواب دارد، این ذکر این‌قدر درجه و مقام دارد و اثرش این است و برای این چیزها خواندیم. امشب بیایم این دعا را برای خدا بخوانم. دعا را خواندم و همان شب، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم. حضرت فرمودند: تا حالا کجا بودی؟ حضرت می‌خواستند بفرمایند: باید از اوّل بلوغت این‌گونه می‌بودی.(1)

امام علی (علیه السلام) ، اخلاص در دعا را رمز اجابت دانسته می‌فرماید:

عَلَیكَ بِاِخلاصِ الدُّعاءِ فَاِنَّهُ اَخْلَقُ بِالاِجابَةِ؛(2)

یعنی: اخلاص نیّت در دعا را دریاب که سزاوارتر به قبول است.

ج. لذّت‌های ناب

به عارفی که بسیار خلوت می‌گزید، گفته شد: آیا جدایی از بستگان خود و اجتماع احساس تنهایی نمی‌کنی؟ گفت: من با پروردگارم هم‌نشین هستم، اگر بخواهم با من سخن بگوید، کتاب او را تلاوت


1) . بهترین شاگرد شیخ، ص34.

2) . غررالحکم، ص499.

می‌کنم و وقتی بخواهم با او سخن بگویم، به درگاهش دعانموده و پیوسته او را مورد خطاب قرار می‌دهم.(1)

12. اخلاص و تلاوت قرآن

الف. محبوب خدا

انس با کلام محبوب و تلاوت آن از برنامه‌های روزانه و شبانه انسان مؤمن و بااخلاص خداوند است، زیرا این عمل صالح محبوب خداست. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره عظمت و محبوبیت قرآن در نزد خدا می‌فرماید:

القرآنُ اَحَبُّ اِلَی اللهِ مِنَ السَّمواتِ وَالارضِ وَ مَنْ فِیهِنَّ؛(2)

قرآن کریم در نزد خداوند، از آسمان و زمین و هر آنچه در آن است محبوب‌تر است.

انسان مؤمن می‌تواند با تلاوت قرآن، امّا فقط برای خدا، که محبوب خداست به‌جایی برسد که محبّت خاص و لطف ویژه حق‌تعالی را شامل حال خود نماید.

ب. اقسام قاریان

در روایتی امام علی (علیه السلام) قاریان قرآن را سه گروه معرفی می‌فرماید:

به اِیاس بن عامر فرمود: ای مردم عکّی، اگر زنده بمانی خواهی دیدکه قرآن‌خوانان سه گروهند: گروهی برای خدای عزّوجلّ می‌خوانند،


1) . ادب حضور، ترجمه فلاح السائل، ص41.

2) . سنن الدارمی، ج2، ص534 و فرهنگ سخنان پیامبر اکرم، ص799.

گروهی برای دنیا و گروهی برای ستیزه‌کردن و تو اگر توانستی از کسانی باش که برای خداوند عزّوجلّ قرآن می‌خوانند، چنین باش.(1)

افزون بر آن امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

برخی از قرآن را فرا می‌گیرند برای این‌که بگویند: فلانی قاری است. برخی آن را می‌آموزند تا با صدای خوش بخوانند و مردم بگویند: فلانی صوت خوشی دارد. در این‌ها خیری نیست (کارشان ارزشی ندارد). برخی هم قرآن را فرا می‌گیرند و شب و روزشان را با آن سپری می‌کنند و اهمیتی نمی‌دهند که کسی این مطلب را می‌داند یا نمی‌داند (برای خدا می‌خوانند).(2)

از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) منقول است که:

هر کس سوره (یس) را بخواند برای رضا و خشنودی خدا، خدای عزّوجلّ او را بخشده و می‌دهد به او اجر چنان‌که گویا دوازده مرتبه قرآن را خوانده، و نزد هر بیماری که سوره (یس) خوانده شود نازل می‌شود به عدد هر حرفی از آن ده فرشته و پیش او صف می‌کشند و جهت او استغفار می‌کنند ... (3)

13. اخلاص و شب‌زنده‌داری

در بین عبادات، تهجّد و احیاء شب به عبادت از اهمیت ویژه‌ای در


1) . کنزالعمّال، ح4192 و میزان الحکمه، ج9، ص361.

2) . الکافی، ج2، ص608.

3) . مفاتیح الجنان، فضیلت سوره یس.

قرب به حق‌تعالی برخوردار است. مردی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره شب‌زنده‌داری و قرآن خواندن پرسید، حضرت فرمودند:

1.

هر کس یک دهم شب را فقط برای طلب رضا و خشنودی خدا، نماز بخواند، خداوند عزّوجلّ فرماید به فرشتگان به شماره هر چه روئیده می‌شود از برگ و دانه‌ها و درختان در این شب، و به شماره تمام نی‌ها و شاخه‌های تازه اجر و ثواب برای او بنویسید.

2.

و هر کس یک نهم شب را به عبادت و نماز مشغول باشد، خداوند استجابت ده دعا به او عطا فرماید، و در قیامت نامهٔ اعمالش را به دست راست او خواهد داد.

3.

و هر کس یک هشتم شب را به نماز و عبادت مشغول باشد، خداوند اجر یک شهید با اخلاص و شکیبا به او عطا فرماید و شفاعت او را در اهل خانه‌اش می‌پذیرد.

4.

و هر کس یک هفتم شب را به نماز گذارد،از قبر خود با چهره‌ای نورانی چون ماه شب چهارده محشور می‌شود، تا از صراط با کسانی که در امان‌اند عبور کند.

5.

و هر کس یک ششم شب را نماز گذارد، در زمرهٔ توبه‌کاران و بازگشت‌کنندگان به‌سوی خدا نوشته می‌شود، و گناهان قدیم و جدیدش آمرزیده می‌شود.

6.

و هر کس یک پنجم شب را نماز بخواند، در بهشت از ندیمان ابراهیم خلیل (علیه السلام) خواهد بود.

7.

و هر کس یک چهارم شب را نماز گزارد، در صف اوّل رستگاران

خواهد بود تا از صراط مانند تندبادی بگذرد، و بی‌مناقشهٔ در حساب داخل بهشت گردد.

8.

و هر کس یک سوم شب را نماز بخواند، هیچ فرشته‌ای را ملاقات نمی‌کند مگر آن‌که به مقام و منزلت او در نزد پروردگار غبطه و حسرت می‌برد، و به او پیشنهاد می‌شود که از هر کدام از درهای بهشت هشت‌گانه که می‌خواهی وارد بهشت شو.

9.

و هر کس یک دوم از شب را به نماز بایستد، اگر هفتاد هزار برابر زمین پر از طلا باشد برابری با اجر او نمی‌کند، و این مقام برتر از آن است که هفتاد بنده از نسل اسماعیل را آزاد کند.

10.

و هر کس دو سوم شب را نماز گذارد، برای او به اندازه شمارهٔ شن‌های بیابان حسنات است، که کم‌ترین حسنه‌اشسنگین‌تر از ده برابر کوه احد خواهد بود.

11.

و هر کس یک شب تمام را به تلاوت قرآن، رکوع و سجود و ذکر سر کند، خداوند به‌قدری به او ثواب و پاداش می‌دهد که کم‌ترینش آن است که هم‌چون روزی که از مادر متولد شده است از گناهان بیرون آید و به شماره تمامی آنچه خداوند حسنه و درجه آفریده است برایش ثبت می‌شود و در قبرش نور ثابتی می‌گردد و گناه و حسد از دلش جدا می‌شود و از عذاب قبر در امان می‌ماند و خداوند برات آزادی از آتش به او می‌دهد و او را در ردیف امان‌یافتگان برمی‌انگیزد.

پروردگار به ملائکه می‌فرماید: ای فرشتگان به بنده‌ام نگاه کنید شب را تا صبح برای جلب رضایت من بیدار ماند، او را در فردوس جای

دهید و صدهزار شهر که در هر شهر، هر چه دلش بخواهد و دیده‌اش بپسندد و هر چه به خیالش بگذرد به او بدهید. سوای گرامی‌داشت او و نزدیک کردنش به خودم، بیش‌تر از آن‌ها که سفارش کرده‌ام به او بدهید، برایش آماده کرده‌ام.(1)

افزون بر آن، راز موفقیت علّامه طباطبایی (رحمه الله) را خود ایشان این‌گونه بیان می‌نماید:

شخصی در پیاده‌رو از علّامه محمدحسین طباطبایی پرسید: آقا می‌شود بفرمایید از چه راه‌هایی به این مقام رسیدید؟

بسیار و بی‌آلایش فرمود: راه‌های زیادی دارد، امّا از همه بهتر، نماز شب با اخلاص، و گریه با امام حسین (علیه السلام) .(2)

14. اخلاص در انفاق

اشاره

آیت‌الله بهجت (رحمه الله) فرمودند:

این خانه، خانه‌ای است که جای ماندن نیست. باید در این‌جا یک چیزهایی جمع کرد برای جای دیگر. چیزهایی که جمع می‌کنید، آن‌جا بزرگی‌اش معلوم می‌شود. این‌جا معلوم نیست. آن‌جا معلوم می‌شود که این کافی و وافی است. نباید به کمی و زیادی توجه داشت، کیفیت مورد توجه است اگر کسی برای خدا انفاق کرد، ولو کم باشد، آن باقیات است.(3)


1) . ثواب الاعمال، ص100 - 102 و رساله لقاءالله، ص162.

2) . کیش مهر، ص15.

3) . گنجینه حکایات آیت‌الله بهجت، ص125.

الف. انفاق خالصانه

همان گرامی فرمودند:

یکی از علمای نجف در مسیر راهش یک درهم صدقه داد (البته بیش‌تر از آن نداشت) شب در خواب دید او را به باغی مجلّل و دارای قصرهای بسیار عالی و زیبا دعوت کرده‌اند که نظیر آن را کسی ندیده است. پرسید: این باغ و قصر از آنِ کیست؟ گفتند: از آن شماست. تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات عملی را انجام نداده‌ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت: آری. گفتند: تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست که خالصانه و با حُسن عمل انجام گرفته است.(1)

ب. کلید بهشت

افزون بر آن, مردی به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شده و عرضه داشت: ما اموال خود را به این و آن می‌دهیم تا در غیاب ما ذکر خیر ما بگویند، آیا در این‌گونه انفاق‌ها اجری هم داریم؟

پاسخ: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

خدای تعالی هیچ عمل نیکی را نمی‌پذیرد مگر از کسی که آن را خالص برای خدا انجام داده باشد. آن‌گاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «أَلَا لِلّٰهِ الدِّينُ الْخَالِصُ».(2)و(3)


1) . همان.

2) . زمر، آیه3.

3) . المیزان، ج17، ص372.

اسماعیل‌بن یسار می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:

زنهار شما را از کسالت، زیرا پروردگار شما بسیار مهربان است، عمل کم را قبول می‌کند و جزا می‌دهد ... (مردی)

اِنَّهُ یَتَصَدَّقُ بِالدِّرْهَمِ تَطوُّعاً یُریدُ بِهِ وَجْهَ‌اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَیُدْخِلَهُ اللهُ بِهِ الْجَنَّةَ ... ؛(1)

و یا یک درهم صدقه می‌دهد برای رضای خدا، پس خدا برای همین مختصر صدقه، او را داخل بهشت می‌نماید.

15. خلوص در برگزاری مجالس روضه

اشاره

برگزاری محافل و مجالس روضهٔ سرور و سالار شهیدان کربلا، حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) اثرات فوق‌العاده و بسیار زیادی در حفظ اسلام ناب و هدایت و سعادت دنیا و آخرت مردم داشته و دارد. لکن اگر بانی، مداح، سخنران و شرکت‌کنندگان، از روی اخلاص و برای رضای خداوند کارشان را انجام دهند، این محافل مورد عنایت خداوند و اهل‌بیت (علیهم السلام) واقع شده و چه‌بسا در آن مجالس حضور پیدا کنند.

الف. عنایت ویژه

روایت شده فُضَیل مجلسی در ماتم امام حسین (علیه السلام) برپا کرد و امام صادق (علیه السلام) را از موضوع خبردار نکرد، هنگامی که روز بعدِ


1) . ثواب الاعمال، ص93.

محضرت امام صادق (علیه السلام) رسید. آن حضرت به او فرمود: ای فضیل! دیشب کجا بودی؟ عرض کرد: آقای من کاری مرا (از رسیدن به محضر شما) به تعویق انداخت. حضرت فرمود: ای فضیل! از من مخفی نکن، آیا در منزل خودت مجلس عزاداری بر مصیبت جدّم حسین (علیه السلام) برپا نکرده بودی؟ عرض کرد: بلی آقای من. حضرت فرمود: من نیز در آن مجلس حاضر بودم. فضیل عرض کرد: پس چرا من شما را زیارت نکردم؟ در کجا نشسته بودید؟ حضرت فرمود: آیا هنگامی که خواستی از اتاق بیرون بروی پای تو به لباس سفیدی برخورد نکرد؟ عرض کرد: بلی آقای من. حضرت فرمود: من آن‌جا نشسته بودم. فضیل عرض کرد: چرا جلوی درب خانه نشسته بودید و چرا به صدر مجلس تشریف نبردید؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: جدّه من حضرت فاطمه زهرا (علیها سلام) در صدر مجلس نشسته بود و لذا من برای بزرگ‌داشتو اجلال ایشان در صدر مجلس ننشستم!(1)

ب. سه شرط جلسه روضه

حاج آقا شوشتری در رابطه با توجه حضرت زهرا (علیها سلام) به جلسات روضهٔ امام حسین (علیه السلام) نقل می‌کردند که یکی از بزرگان می‌فرمود: اگر سه شرط در جلسهٔ روضه امام حسین (علیه السلام) جمع بشود، بی‌بی حتماً به مجلس تشریف می‌آوردند. اوّل: نیّت و اخلاص بانی؛ دوم: اخلاص


1) . ثمرات الأعود، ج1، ص31.

شنونده؛ سوم: اخلاص واعظ و روضه‌خوان. ما در جلسه‌ای پانزده نفر را گل‌چین کرده بودیم، حضرت زهرا (علیها سلام) برای پنج دقیقه تشریف آوردند و همه، بی‌بی (علیها سلام) را زیارت کردند.(1)

ج. منافع دنیوی

مرحوم کل احمدآقا می‌فرمودند:

یکی از روحانیون، چند سالی بود که در مجالس منبر می‌رفت و خطابه می‌خواند. امّا وقتی به رحمت خدا رفت. جناب شیخ برزخ او را مشاهده کرده بوده که اوضاع چندان خوبی نداشت. شیخ با افسوس گفت: حال آن شخص را در برزخ دیدم که بهرسول الله (صلی الله علیه و آله) عرض می‌کرد: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) عمری است من برای شما سخنرانی کردم، و در مصیبت فرزندانت روضه خوانده‌ام، آیا این است جزای من؟ حضرت فرمودند: بله، ما اعمال تو را قبول می‌کردیم، اگر منفعت دنیا را در آن داخل نمی‌کردی ... (2)

16. برادری و اخلاص

اشاره

برادریِ دینی از مفاهیم و واژه‌های رایج در فرهنگ اسلامی است و به‌معنای پیوند عمیق دینی و باطنی میان مؤمنین اعم از زن و مرد است. ایجاد جامعه اسلامی سالم و بالنده از لوازم حتمی برای تکامل جامعه


1) . طوبای کربلا، ص76.

2) . رِند عالم‌سوز (شرح شیدایی کربلایی احمد)،ص207.

بشری است. دست‌یابی به جامعه پویا زمانی میسّر است که روابط اجتماعی افراد جامعه براساس دوستی و برادری به‌معنای واقعی، یعنی برای خدا باشد.

الف. برادری خدایی

در فرهنگ قرآن مؤمنان برادر یکدیگر معرفی شده‌اند. برای نمونه خدای متعال می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»؛(1)

همهٔ مؤمنان (چه آنان که با هم در ستیزند و چه غیرآن) جز این نیستند که با یکدیگر برادرند. پس بر شما فرض است که میان آن دو گروه از برادران‌تان که با یکدیگر در ستیزند صلح و سازش برقرار کنید و همگان تقوای الهی را رعایت کنید. باشد که مورد رحمت قرار گیرید.(2)

نکته مهم و اساسی در برادری این است که اخوت در جامعه اسلامی برای خدا باشد نه با انگیزه‌های دنیوی ازاین‌رو امام علی (علیه السلام) فرمودند:

خَیْرُ الْاَخَوانِ مَنْ کانَتْ فِی اللهِ مَوَدَّتُهُ؛(3)

یعنی: بهترین برادران کسی است که دوستی‌اش برای خدا باشد.

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) برادری در راه خدا را از موارد کمیاب


1) . حجرات، آیه10.

2) . ترجمه المیزان.

3) . غررالحکم، ح5017.

در هر دوره و زمانی دانسته می‌فرماید:

سه چیز است که همیشه کمیاب‌اند: برادری در راه خدای متعال، همسر شایسته و همدم که او را در دین یاری کند، وفرزند رشید و نیک و هرکس هر سه را داشته باشد و هر کس یکی از این سه را داشته باشد، به خیر دوسرا و به بیش‌ترین بهرهٔ دنیا و آخرت رسیده است.(1)

ب. اساس برادری

هر چیزی پایه و اساسی دارد که بدون آن معنا و مفهومی ندارد و از حقیقت تُهی و هیچ فایده و بهره‌ای نداشته بلکه مضرّ نیز هست. ازاین‌رو امیرالمؤمنین (علیه السلام) پایه و اساس برادری در اسلام را، خیرخواهی آن هم در راه خدا معرفی نموده و می‌فرمایند:

تُبْتَنَی الْاُخُوَّةُ فِی اللهِ عَلَی التَّناصُحِ فِی اللهِ، وَ التَّباذُلِ فِی اللهِ، والتَّعاوُنِ عَلی طاعَةِ اللهِ، والتَّناهی عَنْ مَعاصِی اللهِ، والتَّناصُرِ فی اللهِ وَ اِخْلاصِ الْمَحَبَّةِ؛(2)

برادری در راه خدا پایه‌اش بر خیرخواهی یکدیگر در راه خدا و بخشندگی به یکدیگر در راه خدا و یاری رساندن به همدیگر در راه خدا و بازداشتن یکدیگر از معصیت خدا و مددکاری یکدیگر در راه خدا و اخلاص در دوستی با یکدیگر است.


1) . بحارالانوار، ج74، ص282.

2) . غررالحکم، ص366.

بنابر آنچه بیان گردید، معیار و محور دوستی و برادری در جامعه اسلامی، اخلاص است و این صفت ارزشمند اجتماعی به‌آسانی به‌دست نمی‌آید، بلکه بزرگواران هر جامعه بر این مسیر سلوک می‌نمایند. این مهم در بیانات روشنگرانه امام علی (علیه السلام) این‌گونه بیان گردیده است:

اَلْاِخلاصُ شِیمَةُ اَفاضِلِ النّاسِ؛(1)

یعنی: اخلاص، روش بزرگان مردم است.

ج. دو برادر واقعی

رضا رابطه عجیبی با مرتضی جاویدی داشت. همیشه آرزو می‌کرد، اگر قرار است شهید شود، با مرتضی باشد. وقتی در کربلای 4 مجروح شده بود و به عقب جبهه برمی‌گشت می‌گفت: می‌ترسم با مرتضی نباشم. وقتی هم به منطقه برگشت، به او اعتراض کردیم، گفت: آمده‌ام با مرتضی باشم، فکر می‌کنم وقت تنگ است.

مرتضی ساعت 30/9 دقیقه صبح 8 بهمن 1365 شهید شد. وقتی رضا را دیدم، داشت گریه می‌کرد و مرتب می‌گفت: خدایا ما را از هم جدا نکن. خیلی طول نکشید که ساعت 30/5 صبح روز بعدرضا هم رفت پیش مرتضی، جسد هر دو با هم به فسا برگشتند و با هم تشییع و دفن شدند.(2)


1) . غررالحکم، ج47، ح641.

2) . بی‌نام و نشان، ص94.

17. اخلاص و روابط اجتماعی

اشاره

بر مؤمن است که برای خدا به دیدن برادر خود رود. در این صورت زائر خدا بوده و پاداشش برخداست.

الف. رستگاری

امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

هرکس به‌خاطر خدا به دیدن برادر خود رود، خداوند عزّوجلّ فرماید: تو مرا دیدار کرده‌ای و پاداشت به عهدهٔ من است و من پاداشی کم‌تر از بهشت برای تو راضی نمی‌شوم.(1)

همان گرامی (علیه السلام) فرمودند:

هرکس برای خدا، نه غیر او، و برای دست‌یابی به وعدهٔ خدا و دریافت آنچه نزد اوست، به دیدن برادر خود رود، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که آوازش دهند که: هان، رستگارشدی و بهشت گوارایت باد.(2)

و امام علی (علیه السلام) فرمودند:

زُرْ فِی اللهِ اَهْلَ طاعَتِهِ؛(3)

برای خدا به دیدار اهل طاعت او برو.


1) . بحارالانوار، ج74، ص345.

2) . الکافی، ج2، ص175.

3) . غررالحکم، ح5491.

ب. با اخلاص و شایسته

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

قالَ اللهُ تَعالی وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَحابِّینَ فِیَّ وَ المُتَجالِسینَ فِیَّ وَالْمُتَباذِلینَ فِیَّ؛(1)

خداوند متعال فرمود: محبّت خود را برای کسانی به‌خاطر من با هم دوست هستند و کسانی که به‌خاطر من با همدیگر می‌نشینند، و کسانی که به‌خاطر من با هم رفت‌وآمد می‌کنند، واجب کردم.

افزون بر آن، امام صادق (علیه السلام) فرمود: که امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

یاران خود را بزرگ شمارید و احترام‌شان کنید، و برخی ازشما بر برخی دیگر هجوم نبرید (سرزده وارد نشوید) و به‌هم زیان و ضرر نزنید، و برهم حسد نورزید، و از بخل بپرهیزید تا از بندگان با اخلاص و شایسته خدا باشید.(2)

ج. آبیاری خالصانه

آقای زمانی در قسمتی از خاطراتش می‌گوید:

در دوران کودکی راهی مشهد بودیم. ماشین جوش آورد و در کنار روستایی متوقف شدیم. راننده ظرف آبی را به من داد و گفت که برو و از آن چشمه که در آن نزدیکی بود آب بیاور، من ظرف آب را پر کردم


1) . مشکاة الانوار، ج1، ص208.

2) . اصول کافی، ج4، ص461.

ولی برای من که بچه بودم حمل آن سنگین بود. در راه تصمیم گرفتم کمی از آب ظرف را خالی کنم تا سبک‌تر شود. چشمم به درختی افتاد که به‌تنهایی در زمینی خشک روئیده بود. راهم را دور کرده و آب را پای درخت خالی کردم. در مرور زندگیم چنان به‌خاطر این کارم مورد تشویق قرار گرفتم که باورکردنی نبود! گویی تمام ارواح به‌خاطر این عملم به من افتخار می‌کردند! به من نشان دادند که این عمل من ارزش بسیاری داشته، زیرا خالصانه بوده است.(1)

د. معیار ارزیابی

آیت‌الله مصباح‌یزدی (رحمه الله) در این رابطه فرمودند:

ما در کارهای عادی و روزمره زندگی خودمان برای نیّت ارزش زیادی قائلیم و به کارهایی ارزش و بها می‌دهیم که نیّت صحیحی پشت آن‌ها باشد. فرض کنید دوستی به هنگام احوال‌پرسی با شما الفاظی از قبیل: فدایت شوم، دوست دارم، قربانت شوم، دلتنگ شما بودم و ... را به‌کار می‌برد. اگر شما بدانید این حرف‌ها واقعاً از روی محبت و صمیمیت اظهار می‌شود، این اظهار ارادت او برای شما بسیار ارزشمند است و متقابلاً محبت و ارادت شما به او زیاد می‌شود. امّا اگر بدانید این حرف‌ها را به‌منظور فریب‌دادن شما می‌زند و نیرنگی است برای آن‌که از شما استفاده‌ای ببرد و شما کارش را راه بیندازید، هیچ ارزشی برای این اظهار ارادت ظاهری قائل نمی‌شوید، بلکه هرچه بیش‌تر تکرار کند،


1) . سه دقیقه در قیامت، مقدمه.

انزجار شما از او بیش‌تر می‌شود. ظاهر هر دو کار یکی است ولی این نیّت است که باعث تفاوت قضاوت شما می‌گردد ... این یک قاعده کلی است که عقلاً برای ارزش‌یابی برخی کارها به ظاهر آن نگاه نمی‌کنند.(1)

18. جلوه اخلاص در نهضت عاشورا

اشاره

گوهر کمیاب و گرانبهای اخلاص، پیام عاشورا است. آنچه مهم‌ترین عامل ماندگاری نهضت عاشورا در طول قرون و اعصار است، جوهرهٔ اخلاص در نهضت عاشوراست. خداوند وعده فرموده که عمل با اخلاص و تلاش مخلصانه را تباه نکند و پاداش دنیوی و اخروی را کامل فرماید.

الف. اخلاص رهبر نهضت

در درجهٔ نخست اخلاص رهبر نهضت می‌باشد که در ضمن خطابه‌ای ضمن خروج از مدینه، هرگونه انگیزه غیرالهی را رد و نیّت خالص اصلاح دین و اجتماع را مطرح نموده، فرمود:

خدایا، تو می‌دانی که آنچه از ما بود، هرگز نزاع بر سر قدرت و دنبال کالای دنیا رفتن نبوده بلکه می‌خواهیم معالم دین و نشانه‌های مکتب را نشان دهیم و با ایجاد اصلاح در جامعه، مظلومان ایمن شوند و فرایض و سنن تو اجرا شود ... .(2)


1) . به‌سوی او، ص282.

2) . تحف العقول، ص239.

حسین‌بن علی (علیه السلام) بنده مخلص خدا بود. درزیارت او به فرموده سیدبن طاووس، این‌گونه او را خطاب می‌کنیم:

السلامُ عَلیكَ یا خالِصَةَ اللهِ.(1)

در درجه بعد، اخلاص یاران بی‌نظیر سیدالشهدا (علیه السلام) ، راز ماندگاری نهضت عظیم عاشورا می‌باشد.

ب. یاران مخلص

یاران خالص، خلوص خود را در شب عاشورا و روز نبرد کربلا نشان دادند و گاهی آن را در رجزها و سخنان خویش بروز دادند. در صحنه کربلا، خون بود و شمشیر و شهادت، نه مدال و پول و امتیازات اجتماعی. ماندگاران و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد خود ادامه می‌دادند.

نهضت عاشورا تجسّم عینی برترین موعظه خداوند تبارک و تعالی در قرآن است که می‌فرماید:

«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلّٰهِ مَثْنَى وَفُرَادَى»؛(2)

بگو شما را به یک چیز موعظه می‌کنم: این‌که دوتا دوتا و به‌تنهایی برای خدا قیام کنید.

امام خمینی (قدس سره) راز ماندگاری و پیروزی ابدی نهضت عاشورا را در اخلاص دانسته می‌فرماید:


1) . مفاتیح الجنان، آداب حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) ، ص421.

2) . سبا، آیه46.

شکست نبود کشته‌شدن سیدالشهداء، چون قیام لله بود، قیام لله شکست ندارد.(1)

19. خلوص و دانش‌اندوزی

اشاره

دانش، اساس همه خوبی‌هاست و حیات اسلام و تکیه‌گاه دین است و عالم دارای رسالت انبیاء و اولیای الهی است. امّا اخلاص شرط تحقق آن‌هاست.

الف. معیار ارزش علم‌آموزی

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

مَنْ تَعَلَّمَ لِلّٰهِ وَ عَمِلَ لِلّٰهِ و عَلَّمَ لِلّٰهِ دُعِیَ فی مَلَکوتِ السَّماواتِ عَظیماً. فَقیلَ: تَعَلَّمَ لِلّٰهِ، وَ عَمِلَ لِلّٰهِ، وَ عَلَّمَ لِلّٰهِ؛(2)

هر که برای خدا علم بیاموزد و برای خدا (به آن) عمل کند و برای خدا به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمان‌ها از او به‌بزرگی یاد می‌شود و گفته می‌شود: برای خدا آموخت، برای خدا عمل کرد، و برای خدا آموزش داد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

اگر دانشمندان دانش را برای خاطر حق و حرمتی که دارد بیاموزند، هر آینه خداوند و فرشتگان او و آفریدگان فرمان‌بردارش آنان دوست


1) . صحیفه نور، ج7، ص37.

2) . امالی، طوسی، ص167 و 280.

داشته باشند. امّا آن‌ها علم را برای طلب دنیا آموختند و ازاین‌رو خداوند از ایشان نفرت گرفت و نزد مردم خوار و بی‌مقدار شدند.(1)

ب. اقسام دانش‌اندوزان

افزون بر آن، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هرگاه هدف عالِم از علمش رضای خداوند متعال باشد، همه‌چیز از او بترسد و هرگاه هدفش از آن مال‌اندوزی باشد، او از همه‌چیز بترسد.(2)

همان گرامی فرمودند:

علمای این امت دو کس‌اند:

1.

یکی از آن خداوند او را دانشی داد و او به واسطهٔ آن رضای خداوند و سرای آخرت را جُست و از دانش خود به مردم بخشید و گرفتار طمع نشد و آن را به بهای اندک نفروخت. برای چنین کسی جانوران دریاها و جنبندگان هامونو دریا و مرغان هوا آمرزش طلبند و با سروری و بزرگی بر خداوند وارد شوند.

2.

دوم آن‌که خداوند به او دانشی داد و آن را از بندگان خدا دریغ کرد و گرفتار طمع شد و دانش خود را به بهایی ناچیز (دنیا) فروخت چنین کسی در روز رستاخیز با لگامی آتشین لگام می‌شود.(3)


1) . بحارالانوار، ج2، ص37 و 48.

2) . میزان الحکمه، ج8، ص46.

3) . روضه الواعظین، ص15.

ج. سرچشمه جوشان معرفت

یکی از مسائل مهم در علم اندوزی، عمل به آن است که سرچشمهٔ آگاهی و معرفت افزون‌تر تبدیل می‌گردد. در غیر این صورت همان علم که بدان عمل نشود، وزر و وبال انسان در قیامت خواهد شد. پیامبر رحمت و مهربانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هر کس علم بیاموزد برای خدا و به آن عمل کند، خداوند ندانسته‌هایش را به او می‌آموزد.(1)

افزون بر آن امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

هرکس برای خدا به علم خود عمل کند، خداوند ندانسته‌هایش رابه او می‌آموزد.(2)

خدای متعال در قرآن خوف و خشیت از خداوند را ویژه عالمان ربانی و راستین دانسته می‌فرماید:

«إِنَّمَا يَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»؛(3)

از میان بندگان خدا تنها عالمانند که از خدا هراس دارند و در برابر او خشوع می‌ورزند.

د. راه علاج

امام خمینی (قدس سره) فرمودند:


1) . کنزالعمال، ح28661.

2) . بحارالانوار، ج78، ص189.

3) . فاطر، آیه28.

ای عزیز، علاج در این است که انسان می‌خواهد علمش الهی باشد وارد هر علمی که شد مجاهده کند و با هر ریاضت و حدیثی شده قصد خود را تخلیص کند. سرمایه نجات و سرچشمه فیوضات، تخلیص نیّت و نیت خالص است ... پس ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عمل حساب بکش و او را در برابر هر پیش‌آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و امور شریفه برای چیست؟

می‌خواهد برای خدا مسئله بفهمد یا بگوید یا می‌خواهد خود رااز اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم می‌فهماند؟ چرا صدقاتی که در خفا می‌دهد راضی نمی‌شود که کسی از او مطلع نشود؟ ملتفت باش که در مناظره با نفس گول شیطنت او را نخورده باشی و عمل ریایی را با صورت مقدس به خودت ندهد.(1)

ه. اندرزی برای آدم شدن

آیت‌الله مهدوی‌کنی فرمودند: در آغاز تحصیل و اوایل طلبگی خواستم برای خود لباسی بخرم، پیش شخصی به‌نام شیخ رجبعلی خیاط رفتم، در آن هنگام چهارده پانزده ساله بودم، پارچه‌ای برای ایشان بردم، محل‌کار او در منزلش بود و در اتاقی نزدیک در بود، قدری نشستم. ایشان آمد و گفت: خوب حالا می‌خواهی چه بشی؟ گفتم: طلبه. گفت: می‌خواهی طلبه باشی یا آدم؟ من قدری تعجّب کردم که چرا یک کلاهی با یک معلّم این‌گونه حرف می‌زند. سپس گفت: ناراحت نشو، طلبگی


1) . چهل حدیث، ص50 و 51.

خوب است ولی هدف آدم شدن باشد. به شما نصیحت می‌کنم فراموش نکن. از همین حالا که جوان هستی و آلوده نشده‌ای هدف الهی را فراموش نکن، هر کاری که می‌کنی برای خداانجام بده، حتی اگر چلوکباب هم خوردی به این قصد بخورد که نیرو بگیری و در راه خدا عبادت کنی و این نصیحت را تا آخر عمر فراموش نکن.(1)

20. اخلاص و زیارت

اشاره

پس از معرفت، اخلاص اساسی‌ترین شرط بهره‌مندی از زیارت اولیای خداوند تبارک و تعالی است. اخلاص مانند معرفت دارای مراتب است که زائر به میزان مراتب آن از برکات زیارت خویش برخوردار می‌گردد.

الف. بدرقه ملائک

امام صادق (علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:

مَنْ زارَ قَبْرَ الحسین (علیه السلام) وَ هُوَ یُریدُاللهَ عَزَّوَجَلَّ شَیَّعَهُ جَبْرَئیل و میکائیلُ وَ اِسرافیلُ حَتّی یَرِدُ اِلی مَنْزِلِهِ؛(2)

هرکس قبر حسین (علیه السلام) را به‌خاطر خدا (اخلاص) زیارت کند، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، او را تا بازگشت به خانه‌اش بدرقه می‌کنند.


1) . کیمیای محبت، ص177.

2) . بحارالانوار، ج98، ص273 و امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان، ج3، ص48.

افزون بر آن، هارون‌بن خارجه می‌گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم، زائری که حق حسین (علیه السلام) را می‌شناسد (معرفت) و برای خدا و سرای آخرت (اخلاص) به زیارت او می‌رود، چه پاداشی دارد؟ امام به او فرمود:

ای هارون! هرکس در طلب رضایت خداوند و سرای آخرت، با شناخت حقّ حسین (علیه السلام) به زیارت او بیاید، خداوند گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد.

سپس سه بار به من فرمود:

آیا برایت سوگند یاد نکنم؟ آیا برایت سوگند یاد نکنم؟ آیا برایت سوگند یاد نکنم؟(1)

ب. پذیرایی ویژه

شیخ رجبعلی خیاط فرمودند:

ما اگر برای خدا مشرف شویم و جز رضای خدا چیزی در نظر نباشد، حضرت از این زائر پذیرایی دیگری خواهد نمود. یکی از سفرها که بنده مشرّف شدم و جز خدا چیزی منظورم نبود، حضرت رضا (علیه السلام) چنان عنایتی نمود که از کثرت محبتش واله شدمو اگر این محبّت شکلی داشت، برایت می‌گفتم. ولی اگر بخواهی این محبّت را به عین مشاهده و درک کنی، خود را تزکیه و خالص کن تا ببینی بنده چه دیده‌ام؟!(2)


1) . بحارالانوار، ج98، ص273 و امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان، ج3، ص49.

2) . کیمیای محبّت، ص181.

ج. سفر زیارتی یا سیاحتی؟

سفر زیارتی باید فقط توجه به امام معصوم (علیه السلام) داشته باشیم. حضرت استاد حاج شیخ جعفر ناصری حفظه‌الله می‌فرماید:

گاهی به کسانی که به زیارت اربعین می‌روند، عرض می‌کنم: سفر را انحاء گوناگون می‌توان رفت. ما برای زیارت می‌رویم، ولی گاهی سفر، سفر سیاحتی است، حتی در نیّت خود انسان، گاهی زیارت تبلیغی است. این کلمه زیارت، در نیّت یا اجرا، گاهی یک یا دو همسایه پیدا می‌کند. ولی باید این سفر را، سفر زیارتی، زیارتی، زیارتی قرار داد. یعنی چه؟ یعنی فقط برای حضرت، برای حضرت و برای حضرت.

21. اخلاص و جهاد

الف. اساس اعمال

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، هنگامی که حضرت علی (علیه السلام) را به فرماندهی سپاه روانه جنگی کرد، مردی به برادرش گفت: «با ما در سپاه علی به جنگ بیا شاید غلامی، چهارپایی یا چیز دیگری که به دردمان می‌خورد به‌دست آوریم».

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

جز این نیست که اعمال براساس نیّت‌هاست و برای هرکسی همان چیزی است که نیّت کرده است. بنابراین هرکس برای به‌دست آوردن آنچه نزد خداست (اخلاص) بجنگد، بی‌گمان اجرش با خداست، و

هرکس برای رسیدن به متاع دنیا و یا به نیّت زانوبند شتری بجنگد، او را نصیبی جز آنچه برایش جنگیده است نباشد.(1)

ب. برای تجارت

مردی برای جنگ با کفّار از خانه بیرون آمد، میان راه به شخصی برخورد کرد که توبره‌ای می‌فروخت. با خود گفت: خوب است این توبره را بخرم که هم در راه مورد استفاده قراردهم و هم وقتی به مقصد و محل رسیدم، آن را بفروشم و از آن بهره‌ای ببرم.

هنگام شب در خواب دید دو فرشته از آسمان فرود آمدند که نام مجاهدان راه خدا را ثبت می‌کنند.

یکی به دیگری گفت: بنویس آن شخص برای تماشا آمده، و آن شخص برای تجارت، و سومی برای خودنمایی و دیگران به جهات مختلف، تا این‌که نوبت به من رسید و گفت: این مرد را نیز بنویس برای تجارت آمده است. فریادم بلند شد که ای وای، به خدا سوگند من سرمایه‌ای ندارم که تجارت نمایم، برای جهاد با کافران آمده‌ام. فرشته گفت: مگر تو آن توبره را نخریدی که بفروشی و از آن بهره‌ای ببری؟ من از شدّت ناراحتی گریه و زاری کردم و التماس نمودم. گفت: بدین صورت بنویس: به قصد جهاد آمده، امّا میان راه توبره‌ای خریده که از فروش آن سودی ببرد، تا پروردگار با او چگونه رفتار کند.(2)


1) . امالی، طوسی، ص618.

2) . شرح دعای 31 صحیفه سجادیه، ص120.

ج. قرض‌الحسنه‌بودن جهاد در راه خدا

هر کار خیری که انسان برای خدا انجام دهد قرض‌الحسنهاست لذا یک مجاهد باید جهادش را قرض‌الحسنه تلقی کند، زیرا خدا می‌فرماید:

«وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛(1)

سپس در راه خدا جهاد کنید و بدانید که خدا سخنان شما را می‌شنود و از راز دل‌ها باخبر است. کیست آن‌کس که به خدا وام نیکو دهد؟ هرکس چنین کند خدا آن را چند برابر می‌کند و خداست که از اموال شما می‌کاهد و هموست که آن را گسترش می‌دهد و بر آن می‌افزاید، و شما به‌سوی او باز می‌گردید تا پاداش وامی را که به او داده‌اید دریافت کنید.

همان‌گونه که خداوند انفاق مالی مال را چند برابر می‌کند، در نثار و انفاق جانی هم، جان را می‌پروراند و هر چه در راه وی ایثار شود همان را چند برابر می‌کند، بدین جهت است که یک شهید به جایگاهی می‌رسد که می‌تواند عدهٔ فراوانی را شفاعت کند و زمینه هدایت گروه بسیاری را فراهم سازد. وقتی یک رزمنده، روح خویش را به خدا قرض‌الحسنه داد خدا آن روح را شکوفا می‌کند. وقتی روح صعود کرد توان آن را دارد که در پرتو برکت خود عدّه‌ای را هدایت کند و آن‌ها را همراه خود بالا ببرد


1) . بقره، آیات 244 و 245.

و این خاصیت شهید است. پس چنین نیست که قرض‌الحسنه فقط در امور مالی یا در خصوص عبادت‌هایی چون نماز و روزه باشد، بلکه جهاد در راه خدا نیز قرض‌الحسنه است.(1)

22. اخلاص و تبلیغ دین

الف. تبلیغ رایگان

یک اصل بر سیرهٔ انبیا و اولیای الهی حاکم است، و آن این است که پیامبران رایگان تبلیغ می‌کنند و در برابر تبلیغ چیزی از مردم نمی‌خواهند. آنان می‌گویند: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ».(2)نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و همه انبیا (علیهم السلام) با تعبیرات گوناگون این چنین فرمودند که ما رایگان خدمت می‌کنیم.

در سوره (یس) هم مؤمن آل‌یاسین چنین گزارش داد که: «اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ».(3)از کسانی پیروی کنید که این دو صفت دارند: هم هدایت‌یافته سخن می‌گویند و هم رایگان تبلیغ می‌کنند.

پیامبران در برابر تبلیغ و خدمت‌شان نه مزد مادی می‌خواهند و نهجاه‌طلبند. کسی ممکن است مزد مادی نخواهد، امّا مقام و ریاست و مانند آن بخواهد. انبیاء از هرگونه مزدطلبی مصون‌اند.(4)


1) . تفسیر موضوعی قرآن، ج7، ص430 و 431.

2) . شعرا، آیات109، 127، 145، 164 و 180.

3) . یس، آیه21.

4) . تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص169.

ب. مزدخواهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

گاهی خدای سبحان به پیامبر می‌فرماید که بگو من از شما مزدی نمی‌خواهم و نیز می‌فرماید: اگر مزد هم خواستی، همانا محبت اهل‌بیت عصمت و طهارت بود که من دستور دادم به مردم بگویی: «لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى».(1)در برابر تبلیغ هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، مگر دوستی خاندان من.

در بخش دیگر از قرآن می‌فرماید: این مزدی هم که از شما خواستم به‌نفع شماست نه به‌نفع من. «مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ».(2)من گفتم برای حفظ دین باید به علی و اولاد علی (علیه السلام) ارادت داشته باشید و مزد رسالت من علاقه به خاندان من است. امّا این علاقه به خاندان من، حافظ دین شماست و من در واقع هیچ مزدی از شما نخواستم. دوستی علی و اولاد علی، راهنمایشما به خیر و سعادت است.(3)

ج. لزوم تبعیت از انبیا

آیت‌الله جوادی‌آملی فرمودند:

خدمت به هر اندازه که لله باشد، اثرش بیش‌تر است. پس اگر کسی بگوید من وارث انبیایم و بخواهد علم‌فروشی کند ... در حقیقت ارثی از


1) . شوری، آیه23.

2) . سبا، آیه47.

3) . تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص170.

انبیا نبرده است. کسی که وارث انبیاست و در جای پیامبر نشسته است، باید با تأسی به نبی‌اکرم، به این آیه شریفه «لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى».(1)عمل کند و وقتی پیامبر فرمود: محصول زحمات من این است که شما به خاندان پیامبر علاقه‌مند باشید، پس من هم باید تمام تلاش و کوششم برای آن باشد که مردم به علی و اولاد علی (علیهم السلام) ارادتمند باشند. این اصل را خداوند به‌عنوان قانون حاکم به ما می‌آموزد و نقل آن را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به‌صورت سیرهٔ آموزنده بازگو می‌کنند تا سایر سالکان کوی آن حضرت در این امر مهم به او اقتدا کنند.(2).

افزون بر آن امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در بیان توصیف کامل مبلّغ، یکی هم فرمودند:

قَدْ اَخلَصَ لِلّٰهِ فاسْتَخلَصَهُ؛(3)

خود را برای خدا خالص کرده و خدا نیز او را برای خود خالص ساخته است.

23. اخلاص و هجرت

الف. ارزش هجرت

ارزش معنوی و پاداش و کیفر انسان براساس نیّت اوست. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:


1) . شوری، آیه23.

2) . تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص171.

3) . نهج‌البلاغه، خطبه 87.

ای مردم! جز این نیست که اعمال به نیّت‌هاست، و در حقیقت برای هرکسی آن چیزی است که نیّت می‌کند. پس هرکس هجرتش برای خدا و رسول او باشد، به‌سوی خدا و رسول او هجرت کرده است و هرکس هجرتش برای رسیدن به چیزی از دنیا، یا ازدواج با زنی باشد، هجرتش به‌سوی همان چیزی است که هجرت کرده است.(1)

خدای متعال می‌فرماید:

«وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللهِ ... »؛(2)

هرکس برای رهایی از سیطرهٔ کافران و مشرکات در راه خدا هجرت کند، در زمین و مکان‌های بسیار و گشایش و فراخی خواهد یافت و هرکس از خانه خود بیرون رود درحالی‌که به‌سوی خدا و رسول او رهسپار می‌شود، سپس مرگ او را دریابد، پاداشش برعهده خدا لازم شده است ... .(3)

ب. نکته لطیف

یک نکته لطیف که از این آیه کریمه برداشت می‌شود، این است که خانه خود را به‌حصار نفس، خودخواهی، خودمحوری و خودبینی معنی کنیم. با این معنی همهٔ ما در خانه خود هستیم و هنوز هجرت ننموده‌ایم،


1) . کنزالعمّال، ح7272.

2) . نساء، آیه100.

3) . ترجمه براساس المیزان.

و تا زمانی که معیار تشخیص خوبی‌ها و بدی‌ها، خودمان هستیم هنوز هجرت را به‌سوی خدا و رسول او آغاز ننموده‌ایم. اگر زمانی پیش آید که محور و معیار تشخیص خوبی‌ها وبدی‌ها خدا و رسول او باشند و خودمان را نبینیم، یعنی اصلاً خودی وجود نداشته باشد و همه چیز را با خدا و رسول او ارزیابی کنیم و برای خدا بخواهیم و برای او عمل کنیم (اخلاص) و هرگز خود را دخیل و مؤثر در کارها ندانیم آن وقت است که هجرت ما به‌سوی خدا و رسول او آغاز شده است. به امید آن روز.

24. اخلاص و خدمت‌گزاری به مردم

الف. کو عمل خالصت؟

خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: تاکنون چه عمل خالصی انجام داده‌ای؟ حضرت موسی (علیه السلام) پاسخ داد: نماز خواندم، روزه گرفتم، ذکر گفتم. خداوند فرمود: نماز جواز عبور از صراط است؛ روزه سپر آتش است و ذکر موجب بالا رفتن درجات بهشت است. این‌ها همه برای خودت بود. حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: خداوندا عملی به من بیاموز که برای تو باشد فقط. خطاب آمد: ستمدیده‌ای را یاری کرده‌ای؟ برهنه‌ای را پوشانده‌ای؟ تشنه‌ای را سیراب کرده‌ای؟ احترام عالمی را حفظ کرده‌ای؟ این‌ها اعمال خالص است.(1)نکته: خدمت‌گزاری به مردم نیازمند اخلاص برای خداست.


1) . تحریرالمواعظ، ص228.

ب. محبوب خدا

امام حسین (علیه السلام) فرمودند:

هرکس برای رضای خدا به برادر دینی‌اش خدمت کند، خداوند در هنگام نیازش او را عوض خواهد داد، و از گرفتاری‌های دنیا بیش‌تر از خدمت وی از او رفع خواهد کرد، و هرکس غمی را از دل مؤمنی بزداید (برای رضای خدا)، خداوند غصه‌های دنیا و آخرتش را برطرف می‌کند و هرکس نیکی کند (برای رضای خدا)، خداوند به او نیکی می‌کند و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.(1)

افزون بر آن، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

روز قیامت منادی ندا می‌دهد: تهی‌دستان امت محمد (صلی الله علیه و آله) کجایند؟ آنان برمی‌خیزند و در صف‌های قیامت به‌صف می‌شوند. به آنان گفته می‌شود: هرکس یک نوبت سیرتان کرده، یا سیراب‌تان کرده، و یا شما را جامه‌ای نو یا کهنه پوشانده دستش را بگیرید و وارد بهشت کنید.

پیوسته، کسی به همراهش آویخته و می‌گوید: ای پروردگار جهانیان، این سیرابم کرده است. دیگری می‌گوید: این مرا پوشانده است. پس هیچ تهی‌دستی از تهی‌دستان امّت من نمی‌ماند، چه کوچک و چه بزرگ، جز این‌که خدای متعال همه را وارد بهشت می‌کند.(2)


1) . بحارالانوار، ج75، ص121 و کشف الغمه، ج2، ص29.

2) . همان، ج76، ص75.

نکته: فقیر و غنی اگر قدر نعمت خدا بدانند، هر دو اهل بهشت و سعادت خواهند بود.

ج. روح اعمال

پدرم (مرحوم شیخ نخودکی) با آن‌که به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرکه، سخت مداومت و مراقبت داشت، ولی اظهار می‌فرمود: روح همهٔ این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریهٔ حضرت فاطمه زهرا (علیها سلام) است و بدون آن، این‌گونه اعمال، هم‌چون جسمی بی‌جان است و آثاری بر آن مترتب نمی‌گردد.(1).

25. اخلاص، رمز پیروزی دفاع مقدس

اشاره

جهاد و دفاع، آن‌گاه یک ارزش اسلامی است که «فی سبیل‌الله» باشد. آنچه در قرآن و سنّت در وصف مجاهدان و منزلت رفیع شهیدان و ارج مجروحان آمده است، منوط به در راه خدا بودن است. اگر رزمندگان اخلاص ورزند و جان و مال خویش را به رضوان الهی و در راه خدا نثار کنند. از امداد و نصرت خاص حقّ بهره‌مند می‌گردند که این وعده قرآن کریم است.(2)


1) . صاحب کرامت، ص145.

2) . رجوع کنید به سوره توبه آیه 14، 20، 120 و صف، آیه46.

الف. سفارش امام خمینی (قدس سره)

امام خمینی (رحمه الله) همواره رزمندگان را سفارش می‌نمود که هر چه می‌توانند قصدشان را برای خدا خالص‌تر کنند می‌فرمود:

آنچه من می‌خواهم به آقایان عرض کنم این است که کراراً گفتم که شما پیروزید و کاری که شما انجام می‌دهید کاری الهی است، کاری است که برای خداست و کوشش کنید قصد خودتان را خالص کنید برای خدا که چه کشته بشوید و چه بکشید، شما اهل نجات هستید، ولی کوشش کنید که قصد شما الهی باشد وبحمدالله هست.(1)

ب. رمز موفقیّت

رزمندگان اسلام اعم از فرماندهان و نیروها، مجاهدت در راه خدا و جنگیدن برای خدا را از عوامل مهم معنوی در پیروزی‌های خود برمی‌شمردند. ازاین‌رو همواره یکدیگر را به اخلاص و صداقتِ بیش از پیش توصیه می‌کردند.

برای نمونه: سردار شهید حاج همّت که خود از فرماندهان مخلص سپاه اسلام است می‌فرماید:

اگر کاری انجام می‌دهید، سعی کنید به‌خاطر خدا باشد. فقط دراین‌صورت است که پیروزی با ماست. اگر جنگیدن‌مان، خوابیدن‌مان


1) . صحیفه نور، ج20، ص245.

و کارهای‌مان همه و همه، برای خدا باشد، آن‌وقت چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروز هستیم.(1)

افزون بر آن، یکی از فرماندهان دفاع مقدس درباره نقش اخلاص در پیروزی می‌فرماید:

آنچه مسلّم است دشمن همواره از نظر امکانات و تجهیزات بر رزمندگان ما فزونی داشته است، امّا چرا با این احوال، همیشهرزمندگان ما پیروز بوده‌اند، به‌عاملی برمی‌گردد که آن هم اخلاص است، اخلاص کلید موفقیت است.(2)

ج. فضایل اخلاقی

رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی در ارتباط تصویری با پیشکسوتان دفاع مقدس به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع ماندگار و مقدس ایران اسلامی فرمودند:

در دفاع مقدس، عالی‌ترین فضایل اخلاقی بروز کرد ... فضایل اخلاقی مثل صداقت، صدق و صفا، خب اصلاً منطقهٔ جبهه، منطقهٔ صدق و صفا بود. همه با هم باصفا بودند. اخلاص، برای خدا کار کردن. آن‌جا کسانی هم تمرین اخلاص می‌کردند، هم اخلاص خودشان برای خدا را آن‌جا در عمل نشان می‌دادند. تواضع خدمت به دیگران.(3)


1) . عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، ج1، ص224.

2) . همان مدرک.

3) . فرمایش رهبر معظم انقلاب در تاریخ 30/6/99 در ارتباط تصویری با پیشکسوتان دفاع مقدس. www.kamenei.ir

26. عفو و اخلاص

اشاره

یکی از جلوه‌های برجسته و ممتاز بخشش، زمانی است کهانسان توان مجازات را دارد، امّا به‌خاطر خدا و رضایت او و اصلاح امور مردم می‌بخشد. برخی از مطالب ضروری در این رابطه با هم مرور می‌نماییم:

الف. عفو در اوج قدرت

امیرمؤمنان امام علی (علیه السلام) دراین‌باره کلامی حکیمانه دارند، می‌فرمایند:

اَوْلَی النّاسِ بِالْعَفْوِ، اَقْدَرُهُمْ عَلَی الْعُقُوبَةِ؛(1)

شایسته‌ترین مردم به عفو و گذشت، قادرترین آن‌ها به مجازات است.

توضیح: به این دلیل است که هرچه قدرت بر مجازات بیش‌تر باشد، عفو و گذشت اهمیت بیش‌تر و ارزش بالاتری پیدا می‌کند و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید این عفو بر اثر ضعف و ناتوانی از مجازات است.

همان گرامی (علیه السلام) ، عفو از خطاهای مردم در عین قدرت بر انتقام با انگیزه الهی را تاج مکارم والای اخلاق دانسته و فرمودند:

العَفوُ تاجُ المَکارِمِ؛(2).

یعنی: گذشت تاج مکارم اخلاق است.


1) . نهج‌البلاغه، کلمه حکیمانه، شماره 52.

2) . غررالحکم، ص520.

ب. عفو خدایی

مردم در رابطه صفت والای عفو، سه دسته‌اند:

1.

ضعیف‌اند: این‌ها اهل انتقام هستند، یعنی دارای روح ضعیف می‌باشند و تا انتقام خود را از طرف مقابل نگیرند، آرام نمی‌شوند.

2.

قوی هستند: این گروه اهل عفو و گذشت‌اند، یعنی دارای روح قوی هستند، ازاین‌رو به‌دنبال انتقام و مجازات از مردم نیستند.

3.

خدایی‌اند: این‌ها نادیده می‌گیرند، به‌خاطر رضا و خشنودی خدا اصلاً به‌فکر مجازات نبوده و نیستند. انبیاء و اولیای الهی و او حدی از تربیت‌یافتگان مکتب اسلام ناب، این‌گونه هستند.

حکایت: در جریان فتح مکّه هنگامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر دشمنانی که یک عمر خون به دل آن حضرت کرده بودند و یارانش را کشته و مُثلِه کرده بودند، پیروز شد و همهٔ آن جنایت‌کاران مشهور تاریخ را عفو فرمود و شعار «الیوم یومالمرحمه» یعنی امروز روز بخشش است، را سر داد.(1)

ج. ارزش عفو در کلام وحی

از نگاه فرهنگ قرآن، گذشت آن‌جا که برای اصلاح امور زندگی انسان‌ها بوده و از انگیزه خالصی برخوردار باشد از ارزش والایی برخوردار و از اوصاف ممتاز اهل ایمان شمرده شده است. برای نمونه:


1) . پیام امیرمؤمنین، ج12، ص89 و 90.

خدای متعال می‌فرماید:

«فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ»؛(1)

پس کسی که گذشت کند و آشتی ورزد مزدش با خداست.

در جای دیگر یکی از اوصاف نیکوکاران را چشم‌پوشی از خطای مردم دانسته می‌فرماید:

«وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛(2)

و از خطاهای مردم در می‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.

افزون بر آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

شبی که به آسمان برده شدم، کاخ‌های بلند و مشرف بر بهشت را دیدم. گفتم: ای جبرئیل، این کاخ‌ها از آنِ کیست؟ جبرئیل گفت: برای آنان که خشم خویش را فرو می‌خورند و از خطاهای مردم در می‌گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.(3)

آری، بخشیدن مردم در عین قدرت بر انتقام، آن هم با انگیزه الهی تاج خصلت‌های انسانی و خداگونه شدن است.

د. ندای شگفت قیامت

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، درباره ندای شگفت‌انگیز در قیامت فرمودند:


1) . شوری، آیه40.

2) . آل‌عمران، آیه134.

3) . میزان الحکمه، ج7، ص459.

آن‌گاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آوازدهنده‌ای جار زند: آن کسی که اجر و پاداشش بر خداست برخیزد و به بهشت رود، گفته می‌شود: چه کسی مزدش بر خداست؟ می‌گوید: بخشایندگان مردم.(1)

همان گرامی (صلی الله علیه و آله) دراین‌باره فرمودند:

هرگاه خشمی برای شما پیش آمد، با عفو و گذشت آن را از خود دور کنید، زیرا در روز رستاخیز ندادهنده‌ای ندا می‌دهد: هر که به گردن خدا مزدی دارد، برخیز و کسی جز بخشندگان برنخیزند. آیا نشنیده‌ای که خداوند متعال می‌فرماید:

«فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ»؛(2)

یعنی: پس هر که ببخشد و آشتی ورزد، مزدش بر خداست.(3)

انسان خیلی باید کوچک باشد که این مدال و این جایگاه رفیع را رها کند و بگوید: نه من نمی‌بخشم می‌خواهم انتقام بگیرم تا دلم خنک شود. این خیلی زشته که خدا می‌فرماید: تو ببخش، من با تو حساب می‌کنم. انگار خدا خودش را مدیون چنین کسی می‌داند و می‌فرماید: اجرت با من است. ولی برخی از ماها دست خدا را پس می‌زنیم و می‌گوییم: می‌خواهم دلم خنک شود.


1) . میزان الحکمه، ج7، ص459.

2) . شوری، آیه40.

3) . اعلام الدین، ص337.

دیگر آثار منتشر شده از مؤلف

1.

به‌سوی سعادت ابدی (بهشت و بهشتیان)، بوستان کتاب.

2.

خوبان خدا (چشم‌اندازی به نشانه‌های اهل سعادت)، بوستان کتاب.

3.

محبت نجات‌بخش (نگاهی به آثار محبّت اهل‌بیت (علیهم السلام) در دنیا، برزخ و قیامت)، انتشارات زمزم هدایت.

4.

منشور زندگی موفق جلد1 (ویژگی‌های فردی)، زمزم هدایت.

5.

منشور زندگی موفق جلد2 (ویژگی‌های معنوی)، زمزم هدایت.

6.

منشور زندگی موفق جلد3 (ویژگی‌های تربیتی)، زمزم هدایت.

7.

منشور زندگی موفق جلد4 (با فرزانگان)، زمزم هدایت.

8.

امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان جلد1 (سیمای سیدالشهدا (علیه السلام) در آینه وحی و نگاه معصومین (علیهم السلام) )، زمزم هدایت

9.

امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان (ویژگی‌های شکوه‌مندترین کشتی نجات بشریت)، زمزم هدایت.

10.

امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان (بر بال ملائک)، زمزم هدایت

11.

امام حسین (علیه السلام) امیر عاشقان (سوگ خورشید)، زمزم هدایت

12.

شکوه عشق (چشم‌اندازی به نگاه متقابل خدا و بنده)، زمزم هدایت

13.

راه سعادت (عوامل اخلاقی دست‌یابی به خیر دنیا و آخرت)،پیامبر رحمت.

14.

انتظار پویا (نگاهی به فضایل و وظایف منتظران راستین)،پیامبر رحمت.

کتاب‌نامه

قرآن مجید، ترجمه آیت‌الله مکارم‌شیرازی.

** نهج‌البلاغه، ترجمه مرحوم دشتی.

*** صحیفه سجادیه، ترجمه انصاریان.

1.

آفتاب مطهر، مصباح‌یزدی (رحمه الله) ، انتشارات امام خمینی (قدس سره) ، 1390ش، چهارم.

2.

آفتاب ولایت، مصباح‌یزدی (رحمه الله) ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره) ، 1384ش، چهارم.

ادب حضور، ترجمه فلاح السائل، انتشارات ناصری، 1385ش، چهارم.

3.

اربعین حدیث، امام خمینی (قدس سره) ، مؤسسه نشر آثار امام خمینی (قدس سره) ، چاپ21، 1378ش.

4.

اسوه پارسایان، احمدی‌میانجی، انتشارات آل‌علی (علیه السلام) .

5.

اسوه عارفان، صادق حسن‌زاده، انتشارات توس.

6.

اصول کافی، کلینی، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، انتشارات مکتب اسلامی، 1400ق، پنجم.

7.

اعلام الدین، محمّد دیلمی، مؤسسه آل‌البیت.

8.

امالی طوسی، مؤسسه اعلمی بیروت، 1410ق.

9.

بحارالانوار، مجلسی، مؤسسه الوفاء بیروت، 1403ق، دوم.

10.

بهترین شاگرد شیخ مهدی عاصمی، انتشارات هنارس، 1388ش، دوم.

11.

به‌سوی او، مصباح‌یزدی (رحمه الله) ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره) ، 1384ش، اوّل.

12.

بی‌نام و نشان، مجید ایزدی، انتشارات شکوه قلم، 1390ش، اوّل.

13.

پرتوی از ولایت، مصباح‌یزدی (رحمه الله) ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره) ، 1382ش، چهارم.

14.

پرده‌نشین، نشر هنارس، محمد لک‌علی‌آبادی، 1389، دوازدهم.

15.

پیام امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، مکارم‌شیرازی، انتشارات امام علی‌بن ابی‌طالب (علیه السلام) ، 1392ش، دوم.

16.

تفسیر المیزان، طباطبائی، انتشارات جامع مدرسین حوزه علمیه قم، ترجمه سیّدمحمدباقر همدانی، 1376، نهم.

17.

تفسیر مجمع البیان، طبرسی، انتشارات دارالحدیث، اول، 1389.

18.

تفسیر موضوعی قرآن، جوادی‌آملی، نشر اسراء، اوّل، 1373ش.

19.

تندیس اخلاص، ری‌شهری، دارالحدیث، 1376، سوم.

20.

ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه علی‌اکبر غفاری، کتاب‌فروشی صدوق، تهران.

21.

جهاد اکبر، امام خمینی (قدس سره) ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (قدس سره) .

22.

حیوة القلوب، مجلسی (رحمه الله) .

23.

خصال، شیخ صدوق، جامعه مدرسین قم، دوم، 1363ش.

24.

داستان دوستان، محمدی‌اشتهاردی، بوستان کتاب.

25.

الدعوات، راوندی، تحقیق مؤسسه امام مهدی (علیه السلام) ، 1407ق، اوّل.

26.

رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) ، شرح نراقی، انتشارات نراقی، 1386ش،

هفتم.

27.

رساله لب الاللباب، علامه حسینی‌طهرانی، انتشارات نور ملکوت قرآن، 1431ق، دهم.

28.

رساله لقاءالله، ملکی‌تبریزی، انتشارات نور فاطمه، 1386ش، اوّل.

29.

رند عالم‌سوز، انتشارات طوبای محبت، 1388ش، شانزدهم.

30.

سفینة البحار، شیخ عباس قمی، نشر اسوه، 1414ق.

31.

سلوک معنوی، اکبر اسدی، انتشارات پارسایان، 1377ش، دوم.

32.

سنن النبی (صلی الله علیه و آله) ، طباطبائی، ترجمه استاد ولی، انتشارات پیام آزادی، پنجم، 1382ش.

33.

سیری در نهج‌البلاغه، مطهری، انتشارات صدرا، 1354ش، دوم.

34.

سیمای فرزانگان، مختاری، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1373ش، هفتم.

35.

شرح زیارت جامعه کبیره، ری‌شهری، انتشارات دارالحدیث، اول، 1389.

36.

شکوه عشق، جمالی، انتشارات زمزم هدایت، 1392ش، اوّل.

37.

شمیم ولایت، جوادی‌آملی، انتشارات اسرا، 1385ش، سوم.

38.

شهره آفاق، انتشارات هنارس، 1388، اوّل.

39.

صاحب کرامت، واحد پژوهش انتشارات هنارس، انتشارات هنارس، 1388ش، اوّل.

40.

صحیفه نور، امام خمینی (قدس سره) ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوّل، 1371ش.

41.

طوبای کربلا، لک‌علی‌آبادی، هنارس، 1388ش، هشتم.

42.

عدة الدّاعی، احمدبن حلّی، نشر مکتب وجدانی، قم، تحقیق احمد اسدی.

43.

عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، تحقیق حسینی‌لاجوردی، منشورات جهان، تهران.

44.

غررالحکم آمدی، ترجمه محمّدعلی انصاری، انتشارات امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، 1382ش.

45.

غرق حضور، علی‌آبادی، هنارس، 1390ش، اوّل.

46.

فرهنگ سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، دشتی، انتشارات امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، 1388ش، اوّل.

47.

کامل الزیارات، ابن قولویه، ترجمه جواد ذهنی‌تهرانی، انتشارات پیام حق، 1386، پنجم.

48.

کلیات احادیث قدسی، حرّعاملی، انتشارات قائم آل‌محمد (صلی الله علیه و آله) ، 1386ش،

سوم.

49.

کنزالعمّال، هندی، مکتب التراث الاسلامی، اوّل، 1387ش.

50.

کیش مهر، انتشارات هنارس، 1388ش، اوّل.

51.

کیمیای محبت، ری‌شهری، انتشارات دارالحدیث، 1379ش، ششم.

52.

مجمع البحرین، طریحی، تحقیق سیداحمد خمینی، تهران، نشر ثقافه اسلامی، 1408ق، دوم.

53.

محاسن، برقی، انتشارات دارالکتب الاسلامی، دوم، 1414ق.

54.

محجة البیضاء، فیض کاشانی، تصحیح غفّاری، انتشارات جامعه مدرسین قم، دوم.

55.

مراحل اخلاق، جوادی‌آملی، انتشارات اسراء، 1384ش، پنجم.

56.

مستدرک الوسایل، میرزا حسین نوری‌طبری، مؤسسه آل‌البیت قم، 1407ق، اوّل.

57.

مشکاة الانوار، طبرسی، انتشارات دارالحدیث، 1418ق، اوّل.

58.

مشهور خوبان، هنارس، 1388ش، اوّل.

59.

مصباح التهجد، شیخ طوسی، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، 1411ق، اوّل.

60.

مصباح الشریعه، ترجمه سیدحسن مصطفوی، انتشارات فلسفه و حکمت ایران، 1360ش.

61.

معانی الاخبار، صدوق، تصحیح علی غفاری، طهران، 1379ش.

62.

المعجم الفهرس فی الفاظ القرآن، عبدالباقی، پیام آزادی، 1374ش، دوم.

63.

مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.

64.

مفاتیح نوین، مکارم‌شیرازی، انتشارات امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، 1386ش، هشتم.

65.

مکارم‌ الاخلاق، شیخ طبرسی، تحقیق آل‌جعفر، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1414ق، اول.

66.

مکتب نرفتگان، لک‌علی‌آبادی، معارف معنوی، 1390ش، اوّل.

67.

المنجد، احمد سیّاح، انتشارات اسلامی، چهارم، 1382ش.

68.

المنجد، سیّاح، انتشارات اسلام، 1382ش، چهارم.

69.

منشور زندگی موفق جلد4، انتشارات زمزم هدایت، 1395ش، اوّل.

70.

مواعظ العددیه، علی مشکینی، تحقیق احمدی‌میانجی، الهادی قم، 1415ق.

71.

میزان الحکمه، ری‌شهری، دارالحدیث، ترجمه حمیدرضا شیخی، 1385ش.

72.

نفس مطمئنه، مهدی عباسی، انتشارات تاظهور، 1387ش، سوم.

73.

نگین عرفان، علی‌‌آبادی، هنارس، 1390ش، اوّل.

74.

نهج‌الفصاحه، مجیدی انصاری، انتشارات انصاریان قم، اوّل، 1383ش.

75.

یادها و یادگارها، تاجدینی، انتشارات پیام نور، 1374ش، پنجم.