ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : به زلالی آب
مشخصات نشر : تهران: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه، [1391]
مشخصات ظاهری : 64 ص.
فروست : اخلاق اسلامی؛1.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : 5758428
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: شهناز محققیان
به زلالی آب
سازمان اوقاف و امور خیریه معاونت فرهنگی و اجتماعی
به زلالی آب
از سری کتاب های اخلاق اسلامی
ناشر: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
لیتوگرافی، چاپ و صحافی سازمان چاپ و انتشارات
قطع: پالتویی
نوبت چاپ: اول
شمارگان: 10000
سایت سازمان: www.awqafir
سایت معاونت: www.mfso.ir
سایت مجتمع: www.mfpo.ir
آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه معاونت فرهنگی و اجتماعی
آدرس مجتمع: قم، خ صفاییه، کوی ممتاز، کوی 7 پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی و اجتماعی
سازمان اوقاف و امور خیریه
تلفن: 7746431- 0251
نمابر: 7737131- 021
پیشگفتار...6
مقدمه...8
نیست دست چیست؟...11
اخلاق در سیره اهل بیت...14
اهمیت اخلاص...18
آثار ریا...32
دلایل ریاکاری...43
راه های تحصیل اخلاص...48
تذکرات پایانی...60
فهرست منابع...62
اخلاق آن هوای لطیفی است که در جامعه ی بشری اگر وجود داشت انسان ها می توانند با تنفس او زندگی سالمی داشته باشند؛ اخلاق که نبود، بی اخلاقی وقتی حاکم شد حرص ها، هوای نفس ها، جهالت ها، دنیا طلبی ها، بغض های شخصی حسادت ها، بخل ها، سوء ظن به یکدیگر وارد شد وقتی این رذائل اخلاقی به میان ،آمد زندگی سخت خواهد شد. فضا تنگ خواهد شد قدرت تنفس سالم از انسان گرفته خواهد شد.
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (دام ظله)
تاکیدات مکرر امام خامنه ای بر لزوم رعایت مسائل اخلاقی، در طول سال های گذشته نشان از این دارد که توجه و دقت به امر ،اخلاق یک مسئله راهبردی و حیاتی برای جامعه اسلامی است. در واقع رهبری معظم انقلاب به عنوان ناخدای کشتی انقلاب، همواره با تیزبینی و دقت نظر داهیانه ی خود، تلاش نموده تا آفت ها و آسیب های موجود برسر راه تعالی و پیشرفت نظام را شناسایی کرده و آن ها را برطرف نماید. تذکرات پیاپی معظم له در باب اخلاق، دقیقا از همین سنخ و به منظور جلوگیری از بروز انحراف در حرکت تاریخی ملت ایران است.
دبیرخانه گسترش اخلاق اسلامی به عنوان پاسخی به فرمایشات امام خامنه ای (مد ظله العالی) در معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه استقرار یافته و تلاش دارد تا گام هایی در مسیر ترویج اخلاق در جامعه بردارد یکی از این اقدامات تهیه و تولید کتاب های کم حجم با موضوع رذائل و فضائل اخلاقی است که نمونه ای از آن پیش روی شما قرار دارد. در این اثر سعی شده تا با تکیه بر آیات و روایات و کلمات بزرگان دین و در عین حال با رعایت اختصار، یک موضوع مهم اخلاقی، بررسی شود. در این جا لازم است از پژوهشگران موسسه فرهنگی دار الهدی که در تهیه این آثار دبیرخانه را یاری داده اند تشکر نماییم. ضمنا از خوانندگان محترم درخواست می شود که با انتقادات و پیشنهادهای خود ما را در تهیه آثار بهتر یاری نمایند.
دبیر خانه گسترش اخلاق اسلامی
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
آفتاب همه جا را زیر نظر گرفته بود. همه در پی سایه ای بودند تا از گرمای آفتاب به آن پناه ببرند؛ ولی مردی در آن گرمای سوزان مشغول کار بود بسیار با نشاط و چابک به نظر می رسید. نظر همه را به خود جلب نمود یکی از ما بلند در حالی که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) می شنید، گفت ای کاش این جوان که این گونه عرق می ریزد و خود را به زحمت انداخته کار و فعالیتی خدایی می کرد. پیامبر خدا با کمال متانت و آرامش فرمودند اگر این مرد برای تأمین هزینه های کودکان خرد سال خود بیرون آمده و خود را به زحمت انداخته، کار و فعالیتش در راه خدا است اگر برای تأمین نیازهای پدر و مادر پیر و فرتوت خود تلاش می کند باز در راه خدا قدم بر می دارد. اگر برای تأمین هزینه های خودش تلاش می کند تا دستش جلوی دیگران دراز نباشد باز کارش خدایی است اما اگر تلاش او برای این است که دنیایی به دست آورد تا با آن فخر فروشی نموده و آن را به رخ دیگران بکشد و توجه آنان را به خود جلب کند، پس او در راه شیطان گام بر می دارد. (1)
هر عمل و رفتاری که از انسان سر می زند دارای دو جنبه است جنبه ظاهری که مانند جسم برای آن عمل است و جنبه باطنی که مانند روح رای آن جسم است. هر چند ظاهر هر عمل مهم است و باید هر چه بهتر و زیباتر انجام شود اصل و ملاک ارزش گذاری، نیت
1) محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 12، ص 517
و قصد واقعی عمل کننده است که روح آن عمل محسوب می شود. (1)
از همین رو مکرر در متون دینی به این عبارت کوتاه، ولی پر مغز برمی خوریم که: «الاعمال بالنيات» (2)
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله فرمودند: «ای مردم بدانید که ملاک ارزش گذاری اعمال نیت آن ها است. بر اساس نیت ها به افراد پاداش داده می شود نه بر اساس ظاهر افعال پس هر کس واقعاً به طرف خدا و رسول خدا هجرت کرده، اجر آن را به او می دهند و هر کس ظاهراً به طرف خدا و رسول خدا هجرت کرد ولی واقعاً نیت او رسیدن به متاع دنیایی یا رسیدن به خانمی است که می خواهد با او ازدواج کند پس هجرت او را به طرف همان چیز می نویسند». (3)
از طرفی، عملی که با نیت خاصی انجام نشده یا بر اساس نیت فاسدی انجام شده هیچ بهره و فایده ای برای صاحبش ندارد در واقع این عمل، مثل جسم بدون روح است. (4)
ما درون را بنگریم و حال را *** نی برون را بنگریم و قال را
1) چه بسا اعمالی که ظاهر زیبایی دارند، اما واقعیتشان چیز دیگری است. به تعبیر بزرگان، حُسن فعلی دارند اما حسن فاعلی ندارند. در نقطه مقابل گاهی هم اعمالی پیدا می شود که ظاهرشان خیلی جذاب و مورد پسند نیست اما باطن و روحی زیبا دارند یعنی حسن فعلی ندارند، اما فاعلی دارند. پس آن چه مهم و اصل می باشد، نیست عمل است.
2) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 67، ص 211
3) همان
4) قال على (عليه السلام): لاَ عَمَلَ لِمَنْ لاَ نِیَّهَ لَهُ، آمدی، غرر الحکم، ص 93، ح 1631
هر عملی هر چند به ظاهر عبادی نباشد، مثل خوردن، خوابیدن، حتی لذت های حلال، می تواند با نیت خوب و درست، عبادت و مایه تقرب باشد. هر عملی هر چند ظاهر زیبا و ارزشمندی داشته باشد مثل نماز، روزه و حج، می تواند با نیت فاسد و خراب مایه شرمساری و دوری از خدا شود.
به همین علت حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله جناب اباذر (عليه الرحمه) فرمودند:
يَا أَبَاذَرٌ لِيَكُنْ لَكَ فِي كُلِّ شَيْءٍ نِيَّةٌ حَتَّى فِي النَّوْمِ وَ الأَكْل؛ (1)ای اباذر! تو باید در هر کاری، حتی خوابیدن و خوردن نیت داشته باشی».
1) حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص 463
بنا بر آن چه که در قرآن و روایات مکرر بر آن تأیید و تصریح شده، نیت درست در درجه اول نیت خالص است. کار و عملی دارای نیت صالح است که فقط و فقط برای خدا و جلب رضایت او باشد و نه چیز دیگری.
عالم وارسته، مرحوم فیض کاشانی (اعلی الله مقامه الشريف) در تعریف خلوص چنین می فرمایند:
بدان هر چیزی که ممکن است با غیر خدا آمیخته شود، اگر از غیر خود دور و خالی بود، به آن چیز خالص گفته می شود. فعلی را که از هر نیت خاص و شائبه ای پاک باشد خالص می نامند؛ چنان که حضرت حق در مورد شیر چنین می فرماید:
وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ (1) همانا خالص بودن شیر به این است که در آن خون و مدفوع و هر چیز دیگری نباشد. ضد اخلاص هم شرک است. (2)
پس عمل خالص، عملی است که انجام دهنده آن فقط رضایت و تقرب به خدا را در انجام آن در نظر دارد و فقط برای خدا آن را انجام می دهد. دنبال جلب نظر دیگران و رسیدن به هدف دیگری نیست چنان که
امام صادق علیه السلام فرمودند:
الْعَمَلَ الْخَالِصُ الَّذِى لَا تُرِيدُ أَنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللهُ عَزَّ وَ جَل؛ (1)«عمل خالص آن است که با انجام آن نمی خواهی هیچ کس جز خدا، از تو ستایش کند». مرحوم نراقی (رضوان الله علیه) در تعریف خلوص چنین می گوید:
پس کسی که طاعت می کند اگر به قصد ریا، یعنی وانمودن به مردم و حصول قدر و منزلت در نزد ایشان باشد آن مراثی مطلق است و اگر به قصد قربت باشد ولیکن با آن غرض دنیوی دیگری غیر از ریا ،نیز به آن ضمیمه باشد اگر چه در این وقت آن شخص ریاکار نیست لکن عمل او از اخلاص خارج است. (2)
مثل این که انسان روزه بگیرد، اما در عین حال قصد لاغر شدن هم داشته باشد یا زیارت اهل بیت علیهم السلام برود ولی تفریح و رفع خستگی هم مد نظرش باشد یا در وضو و غسل نیت خنک شدن یا پاکیزگی هم بکند. باید توجه داشت که اخلاص درجه و مراتب دارد، مانند طلا که عیار مختلفی دارد و هر چه عیارش بالاتر برود خلوصش بیشتر است. طبق نظر برخی از علما وقتی ما در کنار قصد تقرب
یکی از اغراض و نیت های فوق را داشته باشیم عمل ما باطل نمی شود؛ بلکه درصد خلوص آن کم می شود که به طبع، باعث کم شدن اجر ما می گردد. (1)از این رو در این موارد عمل شخص از درجه خلوص کمتری برخوردار است و در نتیجه اثر و اجر کمتری هم دارد.
1) فیض کاشانی، المحجة البيضاء، ج 8 ص 136. لازم است در این بحث به نظر مرجع تقلیدتان مراجعه نمایید.
یکی از جلوه های بندگی اهل بیت علیهم السلام خلوص نیتی بوده که در همه کارها و رفتارهایشان ظهور و بروز داشته است نمونه قرآنی و بارز آن، ماجرای مریض شدن امام حسن و امام حسین علیهما السلام و نذر نمودن پیامبر صلی الله علیه و آله برای سلامتی ایشان است که در سوره انسان به آن پرداخته شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه واله نذر کردند که اگر بیماری فرزندانشان برطرف شود، همه با هم سه روز روزه بگیرند. روز اول که روزه گرفتند هنگام افطار مسکینی در خانه حضرت علی علیه السلام را زد و درخواست کمک کرد. اهل بیت علیهم السلام چند تکه نانی را که برای افطار و سحر آماده نموده بودند، به او دادند و با آب افطار و سحر نمودند. روز دوم هم یتیمی آمد و همین قضیه تکرار شد و روز سوم که اوضاع سخت تر شده بود اسیری غیر مسلمان آمد و درخواست کمک کرد که باز اهل بیت افطاری خود را به آن اسیر دادند و با آب افطار نمودند. (1)بعد از این قضیه سوره انسان نازل شد که در آن از قول اهل بیت علیهم السلام چنین نقل می نماید:
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ الله لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَ لا شُكُوراً؛ (2) «ما شما را فقط به خاطر ذات خدا غذا می دهیم [و] هیچ پاداشی و سیاسگزاری از شما نمی خواهیم».
یکی از جلوه های خلوص نیت اهل بیت علیهم السلام، کمک رسانی به فقرا و ایتام در تاریکی شب بوده است در دل شب کیسه های غذا و در هم و دینار را به دوش مبارک می نهادند و شخصاً بدون این که خود را معرفی کنند آرام و بی صدا در خانه نیازمندان می رفتند و هدایای خود را به ایشان می دادند. البته فقط مسلمانان از خوان کرامت آنان بهره مند نمی شدند؛ بلکه غیر مسلمانان نیز مشمول عنایات آن بزرگواران می شدند ائمه پس از این که یک عمر این رفتار زیبا را انجام می دادند جای کیسه هایی که هر شب به دوش می کشیدند بر بدن مبارکشان می ماند؛ به طوری که بعد از شهادتشان و هنگام غسل آثاری که بر جسم مطهرشان باقی مانده بود، نظر همه را به خود جلب می نمود. (1)
هنگامی که حضرت علی علیه السلام بر جنگجوی نام آور عرب، عمرو بن عبدود پیروز شد، اول بر سینه او نشست تا او را بکشد، اما این کار را نکرد و بلند شد دور میدان قدم زد بعد او را کشت مسلمانان به انتقاد پرداختند و حذيفة بن یمان نیز اقدام امیرمؤمنان را خطا خواند.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «حذیفه، آرام باش علی علت این کار را بیان خواهد کرد».
1) شیخ عباس قمى، الأنوار البهية، 164
وقتی رسول خدا علت خودداری علی را در ابتدای امر جویا شد حضرت پاسخ داد: «عمرو، به مادرم ناسزا گفت و بر صورتم آب دهان انداخت. ترسیدم مبادا او را به خاطر خودم بکشم. از این رو رهایش کردم تا خشمم فرو نشست. سپس او را به خاطر رضای خداوند کشتم». (1)
«عبدالرزاق مسئله گو» طلبه ای بود که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام استان برای مردم احکام شرعی می گفت پدر حاج شیخ، کربلائی محمدرضاه به منبر شیخ عبدالرزاق علاقه زیادی داشت؛ به حدی که هر روز در مجلس او حاضر می شد شیخ عبدالرزاق هم بعد از مسئله گفتن، کتاب منازل الآخره را که نوشته حاج شیخ عباس قمی بود می گشود و از آن برای حاضران می خواند روزی پدر حاج شیخ عباس به خانه می آید و ایشان را صدا می زند و می گوید: شیخ عباس کاش تو هم مثل عبدالرزاق مسئله گو می توانستی منبر بروی و از این کتاب که او برای ما می خواند تو هم می خواندی مرحوم حاج شیخ عباس قمى سكوت کرد و هیچ نگفت و از پدر درخواست دعا برای توفیق بیشتر نمود و اصلا اشاره ای نکرد که آن کتاب را خود نوشته است. (2)
درباره ی علامه نوشته اند که در کارهای خود آن قدر متوجه خدای سبحان و خالص بودن اعمال بود که در قسمتی از کتاب های منتشره اش نام خود را ننوشت و به عنوان نویسنده ای گمنام و ناشناس، آن ها را منتشر کرد و می فرمود:
«هدف من دفاع از اسلام و تشیع و حقیقت است و کتاب من به نام من چاپ شود و یا به نام دیگری هیچ فرقی ندارد». (1)
1) رضا مختاری، سیمای فرزانگان، ص 114
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در اهمیت اخلاص فرمودند: «خداوند متعال می فرماید: اخلاص سرّی از اسرار من است که در قلب بنده ای که دوستش داشته باشم قرار می دهم». (1)
حضرت صادق علیه السلام نیز فرمودند:
«اگر در قلب بندهای غیر از خدا چیزی نباشد، خداوند متعال هیچ نعمتی بالاتر و بهتر از این به بنده خود نداده است». (2)
بدان که اخلاص مقامی است رفیع از مقامات مقربّین و منزلي است منبع از منازل راه دین. بلکه کبریت احمر و اکسیر اعظم است. هر که توفیق وصول به آن را یافت به مرتبه عظمی فایز گردید و هر که مؤیّد بر تحصیل آن گردید، به موهبت کبری رسید. (3)
امام عسکری علیه السلام هم درباره اهمیت خلوص می فرمایند: «اگر همه دنیا را یک لقمه کنم و در دهان کسی که خالصانه خدا را عبادت می کند بگذارم، باز خود را در حق او مقصر می دانم». (4)
برای خلوص نیت، آثار و برکات فراوانی در متون دینی ذکر شده است که برخی از آن ها را بیان می کنیم.
خداوند متعال عملی را می پذیرد که فقط برای او باشد؛ (1)حتی اگر ذره ای ناخالصی و ریا در آن باشد آن را نمی پذیرد. (2)هر عملی که خالص نباشد، بی فایده است. (3)
حضرت حق فرمود: «من بهترین شریک هستم. هر کس که در عملش برای من شریک قرار دهد آن عمل را به آن شریک می دهم». (4)
در روایات آمده فرشتگانی که مأمور حفظ و ثبت اعمال ما هستند، اعمال خوب بنده ای را با خوشحالی بالا می برند تا این که همه مراحل را طی می کنند و به پیشگاه حضرت حق می رسند. آن گاه در نزد خدا شهادت می دهند که فلان بنده تو عمل خوبی انجام داد. حضرت حق می فرماید: «شما ظاهر اعمال بنده من را دیدید و حفظ کردید؛ اما من بر دل او آگاه هستم. او با این عمل مرا قصد نکرد. پس لعنت من بر او باد. پس ملائکه هم می گویند: لعنت تو و لعنت ما بر او باد». (5)
ریا مانند قطره خون نجسی است که اگر در ظرف بزرگی از شیر بیفتد، همه را نجس می کند و باید تمام آن را دور ریخت از این رو در حدیثی شریف حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود:
إِنَّ اَللَّهَ لاَ یَقْبَلُ عَمَلاً فِیهِ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ مِنْ رِیَاءٍ (1) «خداوند عمل بنده ای را که ذره ای از ریا در آن باشد، قبول نمی کند».
منقول است که حاجی سبزواری (اعلی الله مقامه) برای عیادت بیمار می رفت و عده ای هم با او بودند نزدیک منزل بیمار که رسید برگشت و نرفت اطرافیان پرسیدند آقا چرا تا این جا آمده اید و حالا بر می گردید؛ آقا جواب داد که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا بر می گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم. (2)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «چنان چه بنده ای چهل روز خود را برای خدا خالص گرداند، خداوند متعال چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می گرداند» (3)
این در حالی است که قرآن کریم از حکمت چنین تمجید فرموده است:
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً (1) «و به هر کسی حکمت عطا شود، همانا خیر زیادی عطا شده است».
امام باقر علیه السلام نیز چنین بشارت داده اند:
«هر کس چهل روز، ایمان خود را برای خدا خالص کند، خداوند متعال توفيق زهد در دنیا را به او عطا می کند و درد و درمانش را به او می فهماند و حکمت را در دلش قرار داده و بر لبانش نیز جاری گرداند». (2)
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:
قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أَطَّلِعُ عَلَى قَلْب عَبْدِ فَأَعْلَمَ مِنْهُ حُبَّ الْإِخْلَاصِ لِطَاعَتِي لِوَجْهِي وَ ابْتِغَاءِ مَرْضَاتِى إِلَّا تَوَلَّيْتُ تَقويمهُ وَ سِيَاسَتَه؛ (3) خداوند متعال می فرماید: «هر گاه دل بنده خود را بنگرم و در آن علاقه به خالص شدن در عبادت ها را ببینم، اصلاح و تربیت او را خود به عهده می گیرم».
نکته زیبای این حدیث این است که نفرمود؛ اگر در دل بنده خود اخلاص را ببینم اصلاحش را خود به عهده می گیرم؛ بلکه فرمود:
اگر در دل او علاقه به اخلاص را ببینم، تدبیر و تربیتش را به عهده خواهم گرفت.
شایان ذکر است که این علاقه می تواند کم یا زیاد باشد و در نینجه تربیت خاص هم شدید و ضعیف خواهد شد.
تو بندگی به طریقت به شرط مزد نکن *** که خواجه خود روش بنده پروری داند
سر سخت ترین دشمن انسان، شیطان و یاران او هستند. دشمنی که به عزت سخت ترین خدا قسم خورده که تمام انسان ها را گمراه خواهد نمود. دشمنی که در دشمنی خود خیلی توانا و نقاط ضعف و قوت ما را خوب می شناسد و می داند که هر کسی را از چه راهی باید گمراه کند.
اما با این دشمن چه باید کرد؟ چگونه می توان از مکر او در امان بود و او را از خود دور نمود؟ راه های متعددی برای این منظور وجود دارد.
یکی از راه های غلبه برشیطان به دست آوردن اخلاص در امور است؛ چنان که خود او هم اعلام کرده که
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛ (1)«شیطان به حضرت حق گفت: به عزت تو قسم که همه بندگان تو را گمراه می کنم؛ مگر بعضی از بندگان خالص شده ات را». (2) گفتنی است که همان طور که اخلاص درجاتی دارد، دوری و نزدیکی شیطان هم به افراد در جانی دارد هر چه افراد در امورشان خالص تر باشند، شیطان هم از ایشان دورتر است.
در کتاب شریف محجه البیضاء داستان زیبایی به این مضمون وجود دارد:
درختی بود که جمعی آن را می پرستیدند. عابدی در بنی اسرائیل بر آن مطلع شد غیرت ایمان، او را بر این داشت که تیشه بردارد و روانه شود تا آن درخت را قطع کند در راه شیطان به صورت مردی با او روبه رو شد و گفت: به کجا می روی؟
گفت: درختی است که جمعی از کفّار به جای پروردگار، او را می پرستند. می روم تا آن را قطع کنم گفت ترا به آن درخت چکار؟ گفت و گو میان ایشان به طول انجامید و به این منجر شد که دست در گریبان شدند
و عابد شیطان را بر زمین افکند. چون شیطان خود را عاجز دید، گفت: معلوم است که تو این عمل را به جهت ثواب می کنی. من از برای تو عملی قرار می دهم که ثواب آن بیشتر باشد. هر روز فلان مبلغ به زیر سجاده تو می گذارم، آن را بردار و به فقرا عطا کن.
عابد فریب شیطان را خورد، از عزم قطع درخت در گذشت و به خانه بر گشت. عابد هر روز سجاده خود را بر می چید، همان مبلغ در آن جا بود، بر می داشت و تصدّق می کرد چون چند روز بر این روال گذشت، شیطان قطع وظیفه نمود و عابد در زیر سجاده خود زر نیافت تیشه برداشت، رو به قطع درخت نهاد.
شیطان سر راه بر او گرفته باز بر سر مجادله آمدند.
در این مرتبه، شیطان بر عابد غالب شد، او را بر زمین افکند.
عابد حیران ماند. از شیطان پرسید که: چگونه این دفعه بر من غالب آمدی؟ گفت:
به واسطه این که در ابتدا نیت تو خالص بود و به جهت خدا قصد قطع درخت کرده بودی؛ اما این دفعه به خاطر پرداخت نشدن زرها به قطع آن می روی، و نیت تو خالص نیست به این جهت من بر تو غالب گشتم. (1)
1) فیض کاشانی، المحجة البيضاء، ج 8، ص 127؛ نراقی معراج السعاده، ص 634
حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
«خالص نمودن نیات باعث موفقیت در امور است». (1)
ایشان در جایی دیگر فرمودند:
أخْلِصْ تَنَلْ؛ (2)خالص شو تا به هدفت نائل شوی». هر کس خلوص داشته باشد، به آرزوهای خود خواهد رسید. (3)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اعْمَلْ لِوَجْهٍ واحدٍ یَکْفیکَ الوُجوهَ کُلَّها؛ (4)«کارهایت را برای خدای واحد انجام بده او هم تو را از همه بی نیاز و کفایت می کند».
حضرت سجاد علیه السلام فرمودند: «حق خدای بزرگ بر تو این است که او را عبادت کنی و برای او شریک قرار ندهی که اگر با اخلاص او را عبادت نمودی، خداوند بر خود واجب می کند که دنیا و آخرت تو را کفایت نماید». (5)
و چه زندگی زیبا و آرام و دلنشینی دارد بنده ای که سلطان هستی، تأمین امور او را در دنیا و آخرت به عهده گرفته باشد.
اخلاص، صفا و عبادت برخی از افراد جامعه، هر چند جزء ضعفا و فقرای جامعه باشند، باعث می شود خداوند کل جامعه را یاری نماید؛ چنان که حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: «حضرت حق، این امت را فقط به خاطر طبقه ضعیفش نصرت و یاری نمود؛ آن هم به خاطر دعاها نمازها و اخلاص ایشان». (1)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أخْلِصْ قَلْبَكَ يَكْفِكَ الْقَلِيلُ مِنَ الْعَمَل؛ (2)
قلبت را برای خدا خالص كن، آن گاه اعمال کم تو، تو را کفایت می نماید».
حضرت امام (رحمه الله علیه) در این باره چنین می فرماید:
آن چیزی که حجم عمل را زیاد می کند، ولو حجم مادی اش کم است آن «الله» بودن و اخلاص است. یک عمل ممکن است به حسب حجم مادی اش بسیار کم باشد، لان حسب معنا از همه اعمال، یا از اکثر اعمال حجم معنوی اش زیادتر باشد. «لا اله إلا الله» یک عبارت چند کلمه ای
است؛ لکن عظمتش از تمام اذکار، یا اکثر اذکار، زیادتر و حجم معنوی اش از همه بیشتر است. افعال وقتی که «اخلاص» همراهش باشد [حجم معنوی پیدا می کند] «اخلاص» به منزله روح عمل است. همان طوری که انسان به این حجم مادی انسان نیست، بسیاری از حیوانات بیشتر از این حجم را دارند. (1)
حضرت حق در مناجات با حضرت موسی فرمود: «ای موسی آن چه را برای من انجام دهی، پس کم آن هم زیاد است و آن چه را برای غیر من انجام دهی پس زیادش هم کم است».
یکی از علمای بزرگ اخلاق، از یکی از آقایان اهل منبر نقل می کرد که می گفت: من در آغاز منبرم سلام بر امام حسین علیه السلام می کنم و جواب نشنوم، منبر نمی روم! این حالت روحانی از آن جا برای من پیدا شد که روزی وارد مجلس مهمی شدم و واعظ معروفی را بر منبر دیدم، این خیال در دل من پیدا شد که بعد از او سخنرانی جالبی کنم و او را بشکنم! به خاطر این خیال غلط تصمیم گرفتم چهل روز منبر نروم. به دنبال این
1) آمدی، غرر الحکم، ص 93، ح 1620
کار (مؤاخذه خویشتن در مقابل یک فکر و خیال باطل) این نورانیت در قلب من پیدا شد که پاسخ سلامم را از حضرت بشنوم. (1)
خلوص نیت باعث می شود حضرت حق هدایت ویژه خود را در تمام امور بزرگ و کوچک زندگی شامل بنده خود نماید؛ چنان که رسول اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
طُوبی لِلمُخلِصینَ، اُولئکَ مَصابیحُ الهُدی تَنجَلی عَنهُم کلُّ فِتنَهٍ ظَلماءَ؛ (2)«خوش به حال انسان های مخلص، آن ها چراغ های هدایت هستند که هر فتنه و تاریکی از ایشان برطرف می شود». سرور زنان عالم، حضرت زهرا علیها السلام فرمودند:
«هر کس عبادت های خالصانه خود را به درگاه الهی بالا بفرستد، خداوند هم بهترین مصلحت ها را برای او پایین خواهد فرستاد». (3)
آری انسان هایی که خود و اعمال خود را برای خدا خالص نموده باشند و برای دیگران زندگی نمی کنند. هیچ گاه دچار حیرت و تردید و تشویش نمی شوند؛ بلکه حضرت حق آن ها را به بهترین راه ها هدایت خواهد نمود.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«بنده خدا را چنان که حق عبادت او است عبادت نکند، مگر آن گاه که از همه خلق بریده، به خداوند روی آورد. در این هنگام خداوند فرماید: این عمل، خالص برای من است و به لطف و کرم خویش او را پذیرا شود». (1)
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
«فرشته ای در حین عبور دید مردی کنار در منزل کسی ایستاده است. به او گفت: ای بنده خدا، برای چه این جا ایستاده ای؟ آیا حاجتی به صاحب منزل داری یا صاحب منزل از خویشان تو است؟ او در جواب گفت: صاحب منزل نه از خویشان من است و نه حاجتی به او دارم فقط برادر دینی من است و من برای انجام وظیفه پیوند اسلامی برای خدا آمده ام از او احوالی بپرسم و بر او سلام کنم فرشته به او گفت: من از طرف خدا به سوی تو فرستاده شده ام، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید تو به دیدار من آمدهای و تعهد و پیوند با من را فراهم نموده ای بهشت را بر تو واجب نمودم و خشم خویش را بر تو حرام کردم و از آتش دوزخ پناهت دادم. آری کسانی که به زیارت و دیدار همکیشان
1) محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 67، ص 111
خود می روند در حقیقت به زیارت خدا می روند و مشمول عالی ترین درجه عفو و لطف خدا هستند». (1)
چنان که گفتیم، اخلاص برکات و آثار بی شماری دارد که ذکر همه آن ها در حوصله این اوراق نیست. از این رو به برخی از آثار دیگر آن اشاره می کنیم.
امام على علیه السلام فرمود: «مخلص، سزاوار اجابت [دعا] است. (2)
امام علی علیه السلام در بیانی دیگر، یکی دیگر از فواید اخلاص را چنین برشمردند: «چون اخلاص تحقق یابد، دیده بصیرت روشنی گیرد». (3)
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «همه اشیاء در برابر مؤمن خاشعند و از هیبت او می هر اسند. مؤمن اگر برای خدا اخلاص ورزد، خداوند همه چیز، حتی گزندگان و درندگان زمین و پرندگان هوا را از او بترساند». (4)
آن گاه فرمود: «هیچ بنده ای نیست که عمل خیری را در نهان انجام دهد و روزها سپری شود، مگر این که خدا خوبی آن را برایش آشکار می سازد و هیچ بنده ای نیست که عمل بدی را در نهان انجام دهد و روزها سیری شود، مگر این که خدا بدی او را آشکار سازد». (1)
تو نیک می کن و در دجله انداز *** که ایزد در بیابانت دهد باز
1) کلینی، کافی، ج 2، ص 293
نقطه مقابل خلوص نیت، ریاکاری است. همان طور که گذشت، ریا این است که عملی را برای جلب نظر و خشنودی دیگران و کسب آبرو در نزد دیگران انجام دهیم. ریاکار از همه آثار و برکاتی که برای اخلاص بیان شد، محروم است. علاوه بر آن ریاکاری او، مفاسد و ضررهایی را برایش به دنبال دارد که در ادامه به آن می پردازیم.
وقتی انسانی کاری را برای جلب نظر دیگری یا حتی دفع ضرر دیگری انجام می دهد، در واقع در مقام بندگی، آن کس را شریک خدا قرار داده است. شریکی که گاهی در کنار نظر به خدا به او هم نظر دارد و گاهی حتى مستقلاً او را در نظر دارد و کار را فقط برای او انجام می دهد لذا در روایت آمده که هر ریائی شرک است (1)و حضرت حق در قرآن می فرماید:
إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ؛ (2)«همانا شرک ظلم عظیمی است». چرا ظلم عظیمی به خدا نباشد، وقتی انسان همه وجودش از خدا باشد
و برای غیر او زندگی کند؟ و چرا ظلم عظیم به خودمان نباشد، وقتی پاداش ها و عطاهای ابدی و غیر قابل وصف را با یک ریای کوچک از
خود دور کنیم به امید خشنودی و جلب توجه بنده ای که او هم مثل ما نیازمند و فقیر الى الله است؟
انسان ریاکار عمل خود را برای دیگری انجام می دهد تا در نظر او بزرگ و مهم جلوه کند و دل او متوجه ریاکار شود؛ اما سنت و قاعده حتمی الهی این است که خداوند کاری می کند که آن شخص کمتر توجهی به ریاکار کند و کار ریاکار در نظر او کم اهمیت جلوه خواهد کرد.
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمودند: «هر کس عمل کمی انجام دهد، اما نیت او برای خدا باشد، خدا عملش را خیلی بیشتر از آن چه بوده در دید دیگران ظاهر می کند؛ اما اگر کسی عمل زیادی را برای جلب نظر مردم انجام دهد و حتی اگر دچار خستگی بدنی هم شده باشد، خداوند عمل زیاد او را در چشم هر کس که می شنود کوچک جلوه می دهد». (1)
هر چند اهل خلوص در سایه تربیت خاص الهی نظر و توجه مردم دیگر برایشان مهم نیست، به هر حال خداوند در صدد عزیز کردن بندگان خالص خود در میان مردم خواهد بود.
1) کلینی، اصول کافی ج 2 ص 296
قرآن چه بیان زیبا و دل انگیزی از حضرت یوسف علیه السلام نقل می نماید آن گاه که به هم بندهای خود فرمود:
يا صاحِبَي السِّجْنِ أَ أَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللهُ الْواحِدُ الْقَهَّار؛ (1) «ای هم زندانی های من آیا انسان خدایان متعدد و پراکنده داشته باشد بهتر است با خدای یکتای پیروز؟!»
آری، اهل ریا چون همیشه در صدد راضی نگه داشتن دیگران هستند و انسان ها هم سلیقه و نظر واحدی ندارند همیشه دچار اضطراب خاطر و تشویش هستند. چراکه هر گروهی را که راضی می کنند گروه دیگری ناراضی هستند و هر کس نظری دارد و مسیری را نشان می دهد. بر خلاف کسی که فقط به نظر یک نفر توجه می کند آن هم کسی که او را خلق نموده و بر همگان قاهر و مسلط و پیروز است و همه تحت اراده و اختیار او هستند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد که فردای قیامت نجات در چیست؟
فرمودند: «نجات فقط در این است که با خدا از در نیرنگ در نیایید که در این صورت خدا هم با شما از در خدعه
1) يوسف: 39
درآید؛ زیرا هر کس بخواهد خدا را فریب دهد خدا هم با او از باب غریب وارد خواهد شد و ایمانش را از او می گیرد».
به حضرت عرض شد: یا رسول الله چگونه شخص با خداوند خدعه می کند؟ فرمود:
«به فرمان خدا عمل می کند اما نیت واقعی او غیر خدا است». (1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی بسیار تکان دهنده فرمودند:
«جهنم و اهل آن از دست ریاکاران فریاد بر می آورند».
عرض شد: ای رسول خدا، دوزخ دیگر چرا فریاد بر می آورد؟
فرمود: «از گرمای آتشی که ریاکاران با آن عذاب می شوند». (2)
در روز قیامت، افراد ریاکار را این گونه صدا می کنند:
یا کافر یا فاجر یا غادر یا خاسر؛ (3)یعنی ای کافر گنه کار، ای فریب کار و ای زیانکار و چقدر انسان بی آبرو و تحقیر می شود اگر در روز قیامت در برابر بندگان خدا و اولیای الهی این چنین با او صحبت کنند.
انسان ریاکار در حالی که اصل و فرع وجودش را از خدا گرفته و می گیرد و در مملکت او زندگی می کند و غرق در نعمت
او و عین فقر و نیاز به او است برای جلب نظر دیگرانی کار می کند که آن ها هم عین فقر و نیاز به خدا هستند؛ ولی نعمت خود را فراموش نموده و به او پشت و جفا کرده است.
مرحوم نراقی در این باره بیان لطیفی دارد:
و در مذمّت ریا و بدی آن همین قدر کافی است که دلالت می کند می کند بر این که آن شخص مرائی، حضرت آفریدگار - جلّ جلاله - را پست تر و حقیرتر شمرده از بندگان ضعیف او که نه نفعی از ایشان متمشّی می گردد و نه ضرری. چون شکی نیست که هر که در یکی از عبادات پروردگار، قصد ستایش و پسندیدن بنده ای از بندگان او را کند، چنین گمان دارد که قدرت این بنده به برآوردن مطالب او از خدا بیشتر است. و رضا جوئی او از خوشنودی خدا بهتر است. و کدام استخفاف به پروردگار عالم از این بالاتر است؟ (نعوذ بالله منه). (1)
حال که به لطف الهی و بیانات زیبای اهل بیت و علمای ربانی فهمیدیم که اخلاص چه برکات فراوانی دارد و ریاکاری چقدر زشت و تباه کننده است این سؤال پیش می آید که ما از کجا بدانیم که در کارهایمان خلوص نیت داریم یا نه برای این منظور اهل بیت علیهم السلام
1) نراقی، معراج السعاده، ص 616
و بزرگان دین علائم و نشانه هایی را برای ریاکاران و مخلصان بیان نموده اند که در ادامه ذکر خواهیم کرد.
حضرت علی علیه السلام فرمود: کسی که ظاهر و باطنش یکی باشد و گفتار و رفتارش متفاوت نباشد، پس امانت را ادا نموده و عبادت خود را خالص کرده است». (1)
اگر در جامعه و ظاهر همان هستیم که در خانه و باطن هستیم، پس ما اهل اخلاصیم؛ اما اگر این دو تفاوت دارند پس ما ریاکاریم.
اخلاص دارای مراتب و درجات متعددی است. یکی از نشانه های کسانی که به درجات عالی اخلاص رسیده اند، این است که دوست ندارند دیگران از آن ها تعریف و تمجید کنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
إِنَّ لِكُلِّ حَقِّ حَقِيقَةً و مَا بَلَغَ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِخْلَاصِ حَتَّى لَا يُحبَّ أَنْ يُحْمَد عَلَى شَيْءٍ مِنْ عَمَل الله؛ (2) «همانا برای هر حقی حقیقت و نشانه ای است؛ پس بنده به
حقیقت اخلاص نرسیده است تا زمانی که دوست نداشته باشد که برای اعمالش او را ستایش کنند».
اخلاص آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی
آیت الله گلپایگانی فرمودند: مرحوم آقای حاج شیخ در اخلاقیات ریاضت کشیده بودند. این مطلب خدمت آیت الله اراکی نقل شد، ایشان نیز فرمودند: بلی، درست است و چه ریاضتی از این بالاتر که مدت ها ایشان خانواده شان را که نابینا شده بود به دوش می گرفتند و برای رفع نیازهایش او را از پله های غرفه ای که در منزلشان بوده بالا و پایین می بردند؛ این مطلب خدمت مرحوم آیت الله حاج آقا مرتضی حائری گفته شد، ایشان فرمودند: بلی، از این ها عجیب تر این که این موضوع را حتی به من هم نگفتند و از کسان دیگر شنیدم که ایشان سابقا چنین عیالی داشته اند. (1)
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
«عبادت خالصانه این است که انسان فقط به خدا امید داشته باشد و فقط از گناهانش بترسد» (2)
اگر ما چشم امیدمان به دست دیگران است و از حرف
و کلام و عمل دیگران می ترسیم، باید بدانیم زمینه های ریاکاری در ما وجود دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «انسان ریاکار چهار علامت و نشانه دارد:
هرگاه در اجتماع و نزد دیگران است حرص در عمل دارد.
در تنهایی نسبت به عمل خیر سست و کسل است.
در هر کاری اشتیاق فراوان دارد که از او تعریف کنند.
بسیار دنبال شهرت است و برایش تلاش می کند. (1)
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
«هرگاه از انسان ریاکار تعریف کنند، بر عملش می افزاید؛ اما اگر از او تعریف نکنند، از عملش کم می کند». (2)
مرحوم امام خمینی (رحمه الله علیه) در این باره چنین می نویسد:
چون این سینه خبیثه گاهی چنان مخفی است که انسان خودش بی خبر است از آن - در در باطن اهل ریا است و گمان می کند عملش خالص است - لهذا برای آن علامت ذکر فرموده اند که انسان به واسطه آن
علامت اطلاع بر سریره خود پیدا کند و درصدد معالجه برآید.
انسان در نفس خود مشاهده می کند که وقتی تنها است مایل به طاعات نیست. اگر با زحمت یا از روی عادت هم عبادتی بکند آن را با حال نمی کند؛ بلکه سر و دست عمل را شکسته، پاک و پاکیزه آن را تحویل نمی دهد ولی وقتی در مساجد و مجامع حاضر شد و در محضر عمومی مشغول آن گردید، آن را از روی نشاط و دلچسبی و سرور و حضور قلب انجام می دهد مایل است رکوع و سجودش طولانی شده، مستحباتش نیکو انجام گرفته اجزاء و شرایطش درست ملاحظه شود.... این سرور و نشاط نیست جز از آن مرض قلبی که انسان بیچاره به آن مبتلا است و خود را صحیح و سالم می داند و در خیال معالجه نمی افتد مریضی که خود را سالم می داند امید صحت از او منقطع است.
بدبخت، در باطن ذات و لب سریره میل دارد عمل خود را به مردم ارائه دهد و خود غفلت از آن دارد بلکه معصیت را به صورت عبادت جلوه می دهد و خودنمایی را به شکل ترویج مذهب در می آورد. با این که اتیان به مستحبات در خلوات مستحب است؛ چرا [که] نفس مایل است در علن همیشه به جا آورد. گریه از خوف در مجامع عمومی از روی نشاط بهجت، می کند؛ ولی در خلوات هر چه خود را فشار می دهد چشمش تر نمی شود چرا خوف خدا فقط در مجامع پیدا می شود؟ ... اگر انسان کارهایش محض رضای خدا یا برای جلب
رحمت یا برای خوف از جهنم و شوق به بهشت است، چرا میل دارد هر کاری می کند مردم مداحی او را بکنند؟ ... اگر خدا منظور است، این حب مفرط چیست؟ (1)
حضرت علی علیه السلام فرمود:
«انسان بی اخلاص، هرگاه عمل خوبی مطابق هوا و هوسش نباشد، آن را ترک می کند؛ اما اهل اخلاص آن را ترک نمی کنند». (2)
عارف فرزانه، حضرت آیت الله ملکی تبریزی در مورد علائم ریا چنین می فرماید:
انسان در هنگام انجام اعمال نیز باید مواظب باشد که ریا و دوستی ستایش مردم در نیت او وارد نشود و برای این که بفهمد ریا در نیتش وارد شده یا نه می تواند بجای این که مثلاً در خانه خود عزاداری را بر پا کند، در منزل دوست خود این کار را انجام دهد؛ به طوری که مردم ندانند او مجلس را برگزار کرده است. آن گاه ببیند حال قلب او از این کار تغییر پیدا می کند و حال او در سنگین بودن مخارج عزاداری و کمی آن یا خوشحالی او از شکوه مجلس یا سادگی آن متفاوت است؛ در صورتی که مردم بدانند
که او برپا کننده مجلس عزا می باشد یا ندانند. و اگر در تمام این مسائل تفاوتی ندید، ببیند که آیا دوست دارد «سخنران» یا «روضه خوانی» را که برای عزاداری دعوت می کند، از کسانی باشد که معروف بوده و در مجالس اعیان و اشراف به ذکر مصایب امام علیه السلام می پردازند یا نه؛ به خصوص در صورتی که مصایبی را که غیر معروفین از امام علیه السلام نقل می کنند از منابع معتبر بوده و از این جهت از لحاظ شرعی بهتر باشد و یا ببیند آیا برای او فرق می کند که اهل مجلس او از فقرا یا ثروتمندان باشند و اگر در این ملاک هایی که برای تشخیص ریا ذکر نمودیم تأمل کند، می بیند که راه برای ورود ریا در عزاداری اش بسیار وسیع است. (1)
1) میرزا جواد ملکی تبریزی، المراقبات، ص 53
بسیاری از انسان ها از آن جا که نیازهای روانی و عاطفی آن ها در دوران کودکی و نوجوانی به خوبی تأمین نشده است دچار خلاهای روحی و عاطفی هستند.
این افراد در حالی که ظاهری بزرگ و رشد یافته دارند، علاقه مند و محتاج به محبت و توجه و تشویق و ترغیب دیگران هستند کمبود عاطفه و محبت، آن ها را رنج می دهد و با کم ترین محبت و توجه دیگران نشاط پیدا می کنند این افراد بیشتر از دیگران دچار ریا و تظاهر می شوند؛ زیرا با ریا، توجه دیگران را جلب و از این راه، خلاها و نیازهای خود را تأمین می کنند.
به همین علت بر ما است که به کودکان و فرزندانمان توجه و محبت کنیم و با احترام به آن ها شخصیتشان را به خوبی حفظ نماییم تا در بزرگسالی نیازی به ریا و تظاهر نداشته باشند.
ما جفای بزرگی در حق فرزندانمان می کنیم آن گاه که نیازهای روحی و روانی آن ها را تأمین نمی کنیم و باعث می شویم فرزندانمان در بزرگی بهترین فرصت های رشد و تعالی یعنی انجام عبادات و اعمال صالح را تبدیل به فرصتی برای ریاکاری و تظاهر و تأمین نیازهای روحی خود کنند اما در مقابل کسی که از نظر شخصیتی غنی و رشد یافته است از
بی توجهی مردم هیچ نگرانی و دلهره ای نداشته بلکه نسبت به این مسئله بی تفاوت هم هست.
به نمونه ای زیبا از این گونه شخصیت ها توجه نماید:
مرحوم آیه الله سید حسین کوه کمری که از شاگردان صاحب جواهر و مجتهدی مشهور بود و حوزه ی درسی معتبری داشت هر روز طبق معمول، در ساعت معین، برای تدریس خارج فقه و اصول به یکی از مسجدهای نجف می آمد. روشن است که تدریس خارج فقه و اصول مرحله ای حساس، و مقدمه ی مرجعیت است.
روزی سید از جایی برمی گشت و نیم ساعت بیش تر به وقت درس باقی نمانده بود فکر کرد در این وقت کم اگر بخواهد به خانه برود، به کاری نمی رسد بهتر است به محل درس برود، به آن جا رفت هنوز شاگردان اش نیامده بودند ولی دید در گوشه ای از مسجد شیخ ژولیده ای با چند شاگرد نشسته و تدریس می کند مرحوم سید حسین درس او را گوش کرد با كمال تعجب احساس کرد که این شیخ ژولیده بسیار محققانه بحث میکند روز دیگر راغب شد زودتر برود و به تدریس او گوش کند، نشست و گوش فراداد و بر اعتقاد روز پیش اش افزوده گشت. این کار، چند روز تکرار شد
و برای مرحوم سید، یقین حاصل شد که این شیخ از وی فاضل تر است و او از درس این شیخ استفاده می کند و اگر شاگردان اش به درس این شخص حاضر شوند بهره ی بیشتری خواهند برد. ... روز دیگر که شاگردان اش آمدند و جمع شدند، گفت: «رفقا! امروز می خواهم مطلب تازه ای به شما بگویم آن شیخ که در آن گوشه با چند شاگرد نشسته برای تدریس شایسته تر از من است و خود من هم از او استفاده می کنم همه با هم می رویم به درس او». و از آن روز در حلقه ی شاگردان شیخ ژولیده درآمد و این شیخ همان است که بعدها به نام حاج شیخ مرتضی انصاری استاد المتاخرین معروف شد. (1)
امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند
الْإِخْلَاصُ ثَمَرَةُ الیَقِین؛ (2)«اخلاص نتیجه و میوه یقین است». اگر انسان واقعاً اعتقاد داشته باشد که دل های مردم به دست خدا است و تا او نخواهد هیچ خیر یا شری به کسی نمی رسد و تا او تقدیر نکند هیچ خیر یا شری از بنده دور نمی شود، کارهایش را فقط برای خدا انجام می دهد. اما اگر این امور را نداند یا بداند ولی اعتقاد ضعیفی
به آن ها داشته باشد و دیگران را دارای تأثیر و صاحب قدرت مستقل از خدا ،بداند دچار ریا و تظاهر می شود.
وقتی در جامعه یا خانواده ای ریاکاری و تظاهر، رسم و عادت شد، آن گاه فرزندان این جامعه هم معمولاً بر این روش بزرگ می شوند.
مرحوم فیض کاشانی در این باره می نویسد: کودک که آفریده می شود از نظر عقل و تشخیص ضعیف است، و به مردم چشم می دوزد و بسیار می بیند که بعضی مردم برای بعضی ظاهر سازی می کنند ناگزیر علاقه به ظاهر سازی بر او غالب می شود و در نفسش نفوذ می کند و فقط پس از کامل شدن عقلش می فهمد که خود آرایی هلاک کننده است؛ در حالی که ریا در قلبش کاشته شده و ریشه دوانده است و جز با جهادی سخت و پرزحمت و مبارزه با قوّه شهوت نمی تواند آن را از ریشه بر کند. (1)
انسانی که به هدف، مسیر و راهی که انتخاب نموده ایمان ندارد و توانایی ها و استعدادهایی که خدا به او عطا کرده، باور ندارد، از اعتماد به نفس لازم برخوردار نیست و همیشه دچار دلهره و تشویش خاطر است. از این رو از نقد و انتقاد دیگران می هراسد و با
1) فیض کاشانی، المحجة البيضاء، ج 6، ص 170.
تشویق و توجه دیگران قوّت قلب می گیرد لذا در شخصیت او زمینه برای ریاکاری فراهم است. چنین فردی ریا می کند تا خود را از نقد دیگران ایمنی بخشد و با جلب نظر و تشویق دیگران دلهره ها و تردیدهای خود را برطرف نماید.
تا این جا فهمیدیم که چه بسا به مراتبی از ریا
مبتلا باشیم. اگر هم به این عقیده نرسیدیم، بهتر است بیان زیبای حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) را از نظر بگذرانیم که می فرمایند:
اجمالاً می دانیم که اعمال ما خالص نیست. اگر ما بنده مخلص خداییم، چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد؟ با آن که او با خدای خود عهد کرده است که به «عباد الله المخلصين» كار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آن ها دراز نکند به قول شیخ بزرگوار ما دام ظلّه [آیت الله شاه آبادی]، شیطان، سگ درگاه خدا است. اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند. سگ در خانه، آشنایانِ صاحب خانه را دنبال نکند. شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحب خانه ندارد وارد خانه شود.
پس اگر دیدی شیطان با تو سر و کار دارد، بدان کارهایت از روی اخلاص نیست و برای حق تعالی نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با این که چهل سال است به خيال خود قربة إلى الله عمل می کنید، با این که در حدیث وارد است که کسی که «اخلاص ورزد از برای خدا چهل «صباح»، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش» پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و
خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان همین جا است. (1)
با توجه به علل و عواملی که برای ریاکاری ذکر شد، راهکارهای درمان ریاکاری و تحصیل خلوص نیت را در سه بخش ارائه می دهیم:
الف) راهکارهایی که اهل بیت علیهم السلام و بزرگان برای تحصیل اخلاص بیان فرموده اند به سه بخش تقسیم می شود:
راهکارهای معرفتی، راهکارهای روحی و روانی راهکارهای عملی و رفتاری.
حضرت امیر علیه السلام فرمودند: ثَمَرَهُ اَلْعِلْمِ إِخْلاَصُ اَلْعَمَلِ؛ (2)
«میوه و نتیجه علم، خالص شدن عمل است».
هر چه انسان نسبت به هستی، خدای هستی، فقر خود و امثال خود، قوانین حاکم بر دنیا و آخرت و عطاها و پاداش های غیر قابل وصف الهی، علم و آگاهی بیشتری داشته باشد زمینه برای خالص شدن او فراهم تر است.
اگر انسان آثار و برکات اخلاص و مفاسد بیماری ریاکاری را که بیان شد، هر هفته، بلکه هر روز مرور کند طبع و عقل او کم کم از ریا متنفر می شود و به اخلاص علاقه مند و مشتاق خواهد شد.
لذا مطالعه کتاب های بزرگان اخلاص، مثل چهل حدیث مرحوم امام خمینی (رحمه الله علیه) کتاب راه روشن که
ترجمه کتاب محجه البيضاء مرحوم فیض کاشانی است و همچنین کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی و کتاب قلب سلیم آیت الله شهید دستغیب (رحمه الله علیه) و كتاب المراقبات عارف نامی، آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمه الله علیه) را به صورت مداوم توصیه می نماییم.
يقين، اعتقاد و باور قلبی داشتن به دانست ها است. علت بسیاری از بیماری های روحی ما از جمله ریا، حسد و بخل این است که به آن چه علم داریم باور نداریم. هر چه بیشتر اعتقاد داشته باشیم که وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّه خالص تر خواهیم شد. هر چه اعتقاد بهتری داشته باشیم که تا خدا چیزی را نخواهد هیچ اتفاهی نمی افتد، مخلص تر خواهیم بود.
حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در این زمینه می فرمایند:
حال ای عزیز، فکری کن و چاره ای برای خود پیدا کن و بدان که شهرت پیش این مردم ناچیز چیزی نیست. و قلوب این مردم، که اگر گنجشکی بخورد سیر نمی شود، (1)قدر و قابلیتی ندارد، و این مخلوق ضعیف را قدرتی نیست. قدرت فقط در دستگاه قدس
1) قال أبو عبدالله علیه السلام: یَابْنَ آدَمَ! لَوْ أَکَلَ قَلْبَکَ طآئِرٌ لَمْ یُشْبِعْهُ؛ «ای فرزند آدم قلب تو را اگر پرنده ای بخورد، سیر نمی شود»؛ کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 93
ربوبیت پیدا می شود و فاعل علی الاطلاق و مسبب الاسباب آن ذات مقدس است تمام مخلوقات اگر پشت به پشت هم دهند که یک پشه خلق کنند نتوانند و اگر پشه ای از آن ها چیزی ،باید نتوانند پس بگیرند. (1)قدرت پیش حق تعالی است. او است مؤثر در تمام موجودات با هر زحمت و ریاضتی شده در قلب خود با قلم عقل نگارش ده که لا مُوثَرِ في الوُجودِ الا الله؛ «نیست کار کنی در دار تحقق جز خدا».... به او بفهمان که مردم نفع و ضرر نمی توانند برسانند نافع و ضارّ خدا است.... اگر قلبت به این کلمه مبارکه اطمینان حاصل کرد و او را تسلیم این عقیده نمودی امید است کارت به انجام رسد و ریشه شرک و ریا و کفر و نفاق از قلبت قطع شود. (2)
چنان که بزرگان فرموده اند برای تحصیل یقین باید از طرفی مجاهده و تلاش علمی نمود و اعتقادات خود را با استدلال های قوی و عقلی تقویت نمود، از طرف دیگر در کنار آن باید مجاهده و تلاش عملی نمود تا به باور قلبی رسید.
1) اشاره به آیه مبارکه إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ؛ «به درستی غیر خدایانی را که می خوانید اگر چه گرد هم آیند مگسی را نخواهند توانست آفرید، چیزی از آنها برباید نتوانند آن را بستانند خواهنده و خواسته شده هر دو ناتوان اند». حج: 73
2) امام خمینی، چهل حدیث، ص 53
لذا مطالعه کتاب های اعتقادی و از طرفی اهمیت دادن به عبادات، نمازها، اذکار شرعی، تلاوت مداوم قرآن، خواندن نمازهای ناقله و به خصوص نماز شب، توصیه مؤکد همه بزرگان اخلاق است.
چنان که حضرت حق در قرآن می فرماید:
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ (1) و راه رسیدن به یقین را عبادت خود معرفی می نماید.
برای درمان خود کم بینی ها و نبود اعتماد به نفس، لازم است در درجه اول نعمت ها و توانایی هایی را که خدا به ما داده بشناسیم خود را از نعمت ها و توانایی هایی را که - این حالت روحی دور کنیم که دیگران را بسیار بالا و دست نیافتنی فرض نماییم و خودمان را کوچک و غیر قابل رشد با افرادی که ما را سرزنش و تحقیر می کنند و با گفتار و رفتار خود توانایی های ما را انکار می نمایند نشست و برخواست نداشته باشیم در عوض با افرادی که به ما روحیه می دهند و داشته های ما را به ما نشان می دهند همنشینی کنیم اهل شکر باشیم چرا که شکر باعث دیدن داشته ها و توانایی ها می شود. سعی کنیم با تفکر و مطالعه، مبانی فکری خود را تقویت کنیم تا جایی که بتوانیم از هدف و مسیر و روش زندگیمان به خوبی
1) عبادت کن خدا را تا یقین برایت حاصل شود. حجر: 99
دفاع منطقی نماییم تا نگران نظر و نقد دیگران و همچنین مشتاق تأیید و تشویق دیگران نباشیم.
یکی از اموری که در روایات بر آن تأکید فراوان شده مخفی نگه داشتن عمل است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «عبادتی از نظر اجر و پاداش عظیم تر است که مخفی تر باشد». (1)همچنین امام رضا علیه السلام فرمودند:
«حسنه ای که پنهان گردد، ثوابش هفتاد برابر خواهد بود». (2)
امام باقر علیه السلام هم در این زمینه بیان زیبایی دارند:
«باقی ماندن بر عمل شدیدتر از انجام عمل است». سؤال شد منظور از باقی ماندن بر عمل چیست؟
فرمودند: «انسان گاهی مخفیانه و برای خدا صله رحمی یا اتفاقی می کند، پس برای او اجر عمل مخفیانه می نویسند. سپس نویسند سپس آن عمل را در محفلی و برای دیگران ابراز می نماید پس برای او اجر عمل آشکار را نویسند بعد باز در مجلس دیگری آن عمل خود را بازگو می کند. این جا است که عملش محو و برای او عمل ریائی ثبت می شود». (3)
فرمایش مرحوم نراقی (رضوان الله علیه) در این زمینه نیز در خور توجه است:
و امّا علاج عملی ریا آن است که خود را عادت دهد به پنهان داشتن عبادات و در هنگام عبادت در به روی مردم ببندد- همچنان که معاصی خود را از مردم پنهان می دارد - تا دل او قانع شود به اطلاع خدا بر عبادات او، و نفس او دیگر خواهش آگاهی مردم را به اعمال او نکند. (1)
چنان که قبلاً هم اشاره شد عبادت، خضوع و خشوع در برابر حضرت حق باعث زنده شدن دل، نورانیت قلب، آرامش و اطمینان، احساس بی نیازی، درک و فهم بیشتر و... خواهد شد یکی از برکات عبادت خدا اخلاص است؛ لذا کسانی که می گویند در عبادت خود اخلاص نداریم، باید همان عبادت را با شرایط و آدابش از جمله مخفیانه و با حضور قلب ادامه دهند که خود عبادت، خود را اخلاص می نماید چراکه ذکر خدا درمان همه بیماری ها خواهد بود: یَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفَاءٌ
امیر عارفان و خالصان، حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
اَلْإِخْلاَصُ ثَمَرَهُ اَلْعِبَادَهِ؛ (2)«خلوص نیت نتیجه عبادت است». از منابع دینی و کلام بزرگان به دست می آید عبادتی منجر به
یقین می گردد که مداوم باشد با چند بار انجام دادن یک عمل، نباید انتظار معجزه را از آن داشت؛ بلکه در روایات آمده عملی را انتخاب کنید که مطابق ظرفیت شما است، ولی حداقل یک سال آن را ادامه دهید.
تذكر:
یقین، عبادت، علم و خلوص، اضلاع یک مربع هستند که هر کدام رشد کنند، دیگری را هم رشد می دهند و هر کدام رو به ضعف بروند دیگران را هم ضعیف کنند. در واقع این چهار فضلیت با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
حضرت امیر علیه السلام می فرمایند:
«آرزوهای خود را کم کن، آن گاه عمل تو خالص می شود». (1)
کسی که همت قلبش رسیدن به دنیا و شهرت و جاه و مقام و ... باشد از هر راه و با سرعت زیاد در صدد رسیدن به آن می باشد؛ از این رو به شدت به ریاکاری و تظاهر نزدیک است. تا این علاقه ها از ما برطرف یا حداقل کم نشود خالص شدن امر محالی به نظر می رسد. شیفتگی به دنیا با خالص شدن برای خدا با هم جمع شدنی نیست.
راه رسیدن به اخلاص کم نمودن بهره های نفسانی و قطع طمع از دنیا و فارغ شدن برای آخرت است؛ به
1) همان، ص 155
طوری که انسان غالباً به فکر آخرت و رسیدن به خدا باشد که اگر چنین شد خالص شدن آسان می شود. (1)
پس ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش و او را در برابر هر پیشامدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و در امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می خواهد از مسائل نماز شب سؤال کند یا اذکار آن را تحویل بدهد؟ می خواهد برای خدا مسئله بفهمد یا بگوید، یا می خواهد خود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است به مردم می فهماند؟ حتی عددش را چرا صدقاتی را که در خفا می دهد راضی نمی شود که کسی از او مطلع نشود با هر راهی شده سخنی از آن به میان آورده به مردم ارائه می دهد؟ اگر برای خداست و می خواهد که مردم دیگر به او تأسی کنند و مشمول «الدالّ على الخير كفاعله» گردد، اظهارش خوب است. شکر خدا کند به این ضمیر صاف و قلب پاک ولی ملتفت باشد که در مناظره با نفس گول شیطنت او را نخورده باشد و عمل ریائی را با صورت مقدسی به خورد ندهد، و اگر برای خدا نیست ترک آن
1) فیض کاشانی، المحجة البيضاء، ج 8، ص 131
اظهار کند که این «سمعه» است و از شجره ملعونه ریا است و عمل او را خداوند منّان قبول نمی فرماید و امر می فرماید در سجّین قرار دهند. باید به خدای تعالی از شر مکاید نفس پناه ببریم که مکاید آن خیلی دقیق است.
مدتی مواظبت کن از قلب خود و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را در تحت مداقه آورده و خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش؛ مثل این که اهل دنیا از یک نفر شریک. حساب می کشند. هر عملی را که شبهه ریا و سالوسی در او است ترک کن؛ گرچه عمل خیلی شریفی باشد حتی اگر دیدی واجبات را در علن کردن خالص نمی توانی بکنی، در خفا بکن؛ با این که مستحب است اتیان به آن ها در علن بلکه کمتر اتفاق می افتد در اصل واجب ریا شود، بیشتر در خصوصیات و مستحبات و زواید اتفاق می افتد. در هر صورت با جدیت کامل و مجاهده شدیده قلب خود را از لوث شرک پاک کن. مبادا خدای نخواسته با این حال از این عالم در گذری که کارت زار است و امید نجات به هیچ وجه برایت نیست و خدای تبارک و تعالى غضبناک بر تو باشد. (1)
1) امام خمینی، چهل حدیث، ص 52
لازم است رسیدن به فضائل از جمله خلوص نیت و نجات از رذائل از جمله ریا، جزء مهمترین خواسته ها و دعاهای ما باشد. بعد از هر نماز و در هر مکان زیارتی که مشرف شدیم از خدا بخواهیم که ما را از این بلا نجات دهد. بدانیم جز با دعا و تمنا راه به جایی نمی بریم.
برای این که به درجه اخلاص برسیم می توانیم مدتی به یکی از اهل بیت بخصوص حضرت امیر علیه السلام با خواندن زیارتی مانند زیارت امین الله متوسل شویم.
کسی که برای به دست آوردن اخلاص سعی و تلاش می نماید در بیشتر اوقات یا همیشه مطمئن نمی شود که به نتیجه رسیده است. بنابراین باید تمام توان خود را به کار گرفته و با جدیتی هر چه بیشتر به عمل بپردازد تا در پرتو اعمال خود بفهمد که بدون یاری خدا و کمک گرفتن از او نمی تواند به اخلاص دست یابد... .
و وقتی بنده تمام توان خود را به کار گرفت و فهمید که نمی تواند به مراد خود برسد در این جا است که ناچار می شود از ته دل از خدای متعال یاری جسته و به در کرم او پناه ببرد. و در پی آن رحمت بی انتهای الهی بر او می وزد؛ زیرا او کریم بوده و گرامی داشت بندگان ناچار خود
را که به درگاه او و برای دریافت رضایت او آمده اند، دوست دارد. آن گاه او را قبول کرده، از او راضی شده و او را بنده مخلص خود می گرداند؛ زیرا اخلاص در پی پذیرش و رضایت او به وجود آمده و قبل از قبول و رضایت او اخلاص تحقق نمی یابد.
بنابراین بنده باید تمام توان و سعی خود را در جهت شناخت آفات عمل و خالص کردن آن به کار گرفته تا ناتوانی و درماندگی خود را درک کند سپس تسلیم خداوند شده و خلوص را از او بخواهد و در صورتی که این گونه عمل کرده و این مطلب را به خدا بسپارد خداوند بدون هیچ بخل و خیانتی آن چه را به او واگذار کرده برای او انجام می دهد. (1)
1) میرزاجواد ملکی تبریزی، المراقبات، ص 532
همچنین در نظر داشته باشیم که رسیدن به اشیاء قیمتی عالم، از جمله خلوص، زمان و هزینه لازم دارد پس عجله نکنیم و ناامیدی به خود راه ندهیم که حضرت حق فرمود:
وَ لَيَنْصُرَنَّ الله مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ الله لَقَوِيٌّ عَزیز؛ (1)«و خداوند کسانی را که او را یاری کنند یاری می کند خداوند قوی و شکست ناپذیر است». به عنایات و دستگیری ها و الطاف حضرت رب العالمین امید و اطمینان داشته باشیم. 2. مواظب باشید دچار وسواس فکری نگردید.
یکی از حربه های شیطان وسواس است. وسواس بیماری و مانع بزرگی برای رشد است؛ لذا در عین مراقبت از نیت خود مواظب
1) حج: 40
این بیماری هم باشید.
قرآن کریم
شیخ طوسى، التهذيب، 10 جلد، دار الكتب الإسلامیه تهران، 1365ش
شيخ طوسي، الأمالی یک جلد انتشارات دار الثقافة قم، 1414 ق
حسن بن ابى الحسن ديلمي إرشاد القلوب دو جلد در یک مجلد انتشارات شریف رضی، 1412 ق
شيخ مفيد، الاختصاص یک جلد انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، 1413 ق
اطيب سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، انتشارات اسلام - تهران چاپ دوم 1378 ش.
شيخ صدوق، الأمالی یک جلد انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362ش
طباطبایی سید محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ پنجم، 1417ق.
علامه مجلسى، بحار الأنوار، 110 جلد، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان 1404 ق
شیخ صدوق، الخصال دو جلد در یک مجلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403 ق
حسن بن شعبه حراني، تحف العقول، یک جلد انتشارات جامعه مدرسین قم، 1404 ق
شیخ صدوق، ثواب الأعمال، یک جلد، انتشارات شريف رضى قم، 1364 ش
حضرت امام خمینی (سلام الله علیه)، شرح چهل حدیث (اربعين حديث)، 1 جلد، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (سلام الله علیه) - تهران، چاپ چهارم، 1388
ابن ابى الحديد معتزلى شرح نهج البلاغه، 20 جلد در 10 مجلد، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی قم، 1404 ق
حضرت امام خمینی (سلام الله علیه)، صحیفه امام 21 جلد، مؤسسه تنظیم و خمینی (سلام الله علیه)، نشر آثار امام خمینی (سلام الله علیه) - تهران.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، 18 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 ق
محمد محمدی ری شهری میزان الحکمه، نسخه نرم افزاری.
عبدالله جوادی آملی مراحل اخلاق در قرآن نسخه نرم افزاری.
ورام بن أبي فراس، مجموعه ورام، 2 جلد در یک مجلد، انتشارات مكتبة الفقيه، قم
شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 ق
رضى الدين حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، یک جلد انتشارات شریف رضی ،قم، 1412 هجری قمر
ملا محسن فیض کاشانى المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، مؤسسه انتشارات اسلامی جامعه مدرسين، قم، چاپ چهارم، 1417 ق
ملا احمد نراقی معراج السعادة، هجرت، قم، پنجم، 1377 ش
این فهد حلى عدة الداعی یک جلد، دار الکتاب الاسلامی، 1407 ق
عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و دررالکلم یک جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش
ثقة الاسلام کليني، الكافي، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 شر
مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامية - تهران چاپ اول، 1374 ش.
شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة، 29 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام
قم، 1409 ق