ghaemiyeh.com
در بحر مجلسی
تولید شده در: موسسه الهیات و معارف امامیه
تهیه و تدوین: محمد جواد عابدینی
نویسندگان: احمد رضا کریمی، محمود فروز بخش، محمد جواد عابدینی، محمد امین میر فندرسکی، محمد سعید ماجد، محمد جواد مهدیان
طراح کتاب: علی صادقیان
با تشکر از: آیت اللّه شیخ نجم الدین طبسی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی سبحانی، دکتر سعید طاووسی مسرور، حجت الاسلام و المسلمین جواد عابدی، دکتر محمد مهدی جندقیان، سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان، مقبره علامه مجلسی
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: زهرا سوسنی
بی کرانه های مجلسی...4
گزارشی از نشست علامه مجلسی احیاگر احادیث شیعه حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی سبحانی
توفیقات بی نهایت...21
یک اربعین معرفت...22
گزارشی از کتاب اربعین علامه مجلسی، احمد رضا کریمی
تاج فقه و تخت حدیث...30
نگاهی دگربار به حلیة المتقین به مثابه پروژه یک محدث تماما اصفهانی محمود فروز بخش
مهمان مردم...37
هفت شهر فقه...38
جستاری در فقه و فقه نگاری علامه مجلسی، محمد جواد عابدینی
میراث بان شیعه...49
تاریخ را برای تاریخ نمی خواهد!...50
تاریخ نگاری علامه مجلسی در صحبت دکتر سعید طاووسی مسرور، محمد امین میر فندرسکی
همواره در طاعت...69
در ادبستان دعا...70
جستاری در دعا نگاری علامه مجلسی، جعفر زارعان
آستانه امامان...85
عمق معنا...86
جستاری در اخلاق و معنویت علامه مجلسی، محمد سعید ماجد
علامه مجلسی خیلی با ظرافت وارد شده است!...94
مهدویت از دیدگاه علامه مجلسی در صحبت آیت اللّه شیخ نجم الدین طبسی، احمد رضا کریمی و محمد جواد عابدینی
شفیع عالمان...109
ماجرای یک اسطوره...110
گزارشی از کتاب زندگی نامه علامه مجلسی اثر سید مصلح الدین مهدوی، محمد جواد مهدیان
شفیع عالمان...109
کرامتی از پس سه قرن...121
محمود فروز بخش
گزارشی از نشست علامه مجلسی احیاگر احادیث شیعه حجت الاسلام و المسلمين دکتر محمد تقی سبحانی
عکس
به جهت این که ان شاء اللّه این جلسه مقدمه ای است بر سلسله برنامه معرفی مرحوم علامه مجلسی به جامعه شیعه و غیر شیعه از این رو باید به نکاتی اشاره کرد که قرار است به عنوان محورهای فعالیت و تلاش های آینده تلقی شود.
ما در تاریخ شیعه و تاریخ مکتب اهل بيت علیهم السلام، بزرگان بسیاری داشتیم که هر کدام نقطه درخشانی در این مسیر به حساب می آیند. به تعبیری اگر تشیع را قطاری تصویر کنیم که در تاریخ، ایستگاه به ایستگاه حرکت کرده و به دست ما رسیده و ما امروز سوار این قطار معارف و آموزه های الهی هستیم، در طول این مسیر تلاش های فراوانی صورت گرفته که ما امروز، خودمان را شیعه بنامیم و افتخار بودن و همراهی با این مکتب را داشته باشیم و این مسیر را ادامه دهیم. بزرگانی که از دوره های مختلف، شهرهای مختلف، مکاتب مختلف و رشته های مختلف هر کدام سهمی داشته اند در پیشبرد پروژه تشیع در طول تاریخ و بعضی از این بزرگان دارای چنان جایگاهی هستند که اگر ایشان را از تاریخ
تشیع حذف کنیم، گویا بخش عمده ای از این معارف به دوره بعد منتقل نمی شد.
مرحوم علامه مجلسی هم بی گمان، هم به اعتراف دوستان و هم به اعتراف مخالفان، یکی از ایستگاه های بزرگ انتقال قطار معارف اهل بیت علیهم السلام به دنیای امروز ما بوده است. به جهت تقریب به ذهن می توان گفت که اگر قرار باشد ما ده شخصیت بزرگ تاریخ تشیع را بعد از معصومین علیهم السلام، بشماریم که آن ها نقش ویژه و اساسی در تاریخ تشیع داشته اند، بی تردید یکی از آن ده شخصیت، مرحوم علامه مجلسی است. هم به دلیل شرایط تاریخی که او می زیست و هم به دلیل میراثی که او منتقل کرده است و هم به دلیل روش هایی که او در ترویج و تبلیغ مکتب داشته است و هم تحولی که در جامعه شیعی ایجاد کرده است و یک انقلاب علمی و معرفتی در جامعه شیعه پدید آورده است و هم به لحاظ فردی، هم به لحاظ اجتماعی، هم به لحاظ علمی، هم به لحاظ معنوی، درتمام این ابعاد، مرحوم علامه امتیازاتی دارد که گفتنی و شنیدنی است.
معمولا شخصیت های بزرگی که در تاریخ خودمان داریم، تنها بعد علمی و تخصصی آن ها قوی است و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی زیادی ندارند. پاره ای از علمای امامیه نیز در عصر خودشان درخشیدند و تاثیر گذار بودند و رسالت خویش را در عصر خودشان انجام دادند اما بعد از عصر خودشان تقریبا دیگر نقش چندانی نداشتند و بعدت دیگران ادامه دهنده راه ایشان بودند. از طرف دیگر پاره ای از شخصیت ها ابعاد اجتماعی، سیاسی، تحولات عمومی را به عهده داشته اند اما به لحاظ ابعاد فرهنگی و تأثیر گذاری معنوی در جامعه خیلی مؤثر نبودند.
یکی از ویژگی های مهم علامه مجلسی این است که این دو جنبه را با هم دارد و این یک ویژگی فوق العاده است که می تواند یک شخصیت دارای آن باشد. فردی که نه تنها در عصر خودش یک شخصیت مؤثر، ذی نفوذ، تحول زا است، بلکه در طول تاریخ تا به امروز چنان تاثیر گذاری دارد که نمی توان او را از جامعه شیعه حذف کرد. همین امروز مستشرقان در غرب، روشنفکران داخلیمان، هنوز دارند به علامه مجلسی تهمت می زنند و فحاشی می کنند و حساسیت نشان می دهند و موافقان ما و موافقان تشیع نمی توانند علامه مجلسی را از صفحه ذهن و ضمیر و علم و دانششان حذف کنند. نمی توان یک حوزه علمیه نشان داد که بتواند امروز علامه مجلسی را نادیده گیرد. این تاثیر گذاری در حالی است که بزرگانی در تاریخ می زیستند و دارای تأثیر گذاری هم بوده اند ولی امروزه از آثارشان یادی نیست.گاهی در آثار مرحوم مجلسی مطالبی وجود دارد که کاملا تخصصی است. رساله هایی که از ایشان باقی مانده است و بعضی از بیان هایی که در بحار الانوار و یا مرآة العقول و یا آثار دیگر دارند، جزء بحث های عمیق و دقیق معارفی است
به طوری که در موضوعاتی که شاید در طول تاریخ تشیع کم تر کسی اظهار نظر کرده است و دیگران از آن گذر کرده اند، مرحوم علامه مجلسی به آن پرداخته است. از طرف دیگر در عمومی سازی معارف، تولید و توزیع معارف اهل بیت علیهم السلام این را همه گفته اند حتی مستشرقان و پاره ای از دانشمندان سکولار ما نیز بیان کرده اند که مرحوم مجلسی یکی از ویژگی های فرهنگی و تمدنی اش این است که توانسته معارف ناب سنگین را عمومی سازی کرده و به تعبیری معارف عمیق را کوچه بازاری کند خود این ویژگی امروز به عنوان یک تکنیک به حساب می آید. شما ببینید تا قبل از مرحوم علامه مجلسی آثاری که به زبان فارسی از شیعه وجود دارد، چه تعداد است؟ مرحوم مجلسی یه دوره کامل معارف را به زبان فارسی ارائه داده است. ایشان چهل و چهار اثر از مجموعه آثارش به زبان فارسی است. کدام زبان فارسی؟ باز متخصصان ادبیات گفته اند که زبان مرحوم مجلسی در آن دوره تاریخی که مربوط به چهار صد سال پیش بوده است، حتی تا دویست سال بعد از آن کم
نظیر است. امروز وقتی مخاطب حلية المتقين، جلاء العيون، حياة القلوب و حق الیقین را می خواند، احساس نمی کند که یک متن کهنه است. این در حالی است که مخاطب اگر آثار فارسی علما در زمان قاجار را مورد مطالعه قرار دهد، در همان ابتدای مطالعه خسته خواهد شد. این ویژگی علامه مجلسی مورد تایید ادیبان است. خود مستشرقان غربی در باب مجلسی گفته اند که مهم ترین کار مجلسی، فرهنگ سازئ اجتماعی است، یعنی دانش از حوزه های علمیه آمده روی طاقچه خانه ها نشسته است.
مرحوم علامه مجلسی در دوره ای در اصفهان زاده می شود و پرورش پیدا می کند که تشیع شیعه یک تشیع عوامانه، به دور از فرهنگ دینی و شیعه گری و اسلامی گری است و به لحاظ علمی، حاکمیت یا با اخباری گری است، یا با صوفی گری. می دانیم آن کسی که این فرهنگ، فرهنگ اخباری گری و صوفی گری، را از ایران برداشت، مرحوم مجلسی بود. در تاریخ صفویه بیان شده است که تا قبل از شیخ الاسلام شدن علامه در دولت صفوی در هر کوچه ای از کوچه های اصفهان یک خانقاه صوفی وجود داشته و مرحوم مجلسی کاری آرام، دقیق و زیربنایی کرد که در نتیجه به واسطه این فعالیت تصوف خانقاهی از تشیع جدا شد و این مرهون علامه مجلسی است. با این که پدر ایشان متهم به صوفی گری است، گر چه خود مرحوم علامه در آن رساله نفی می کند و می گوید من پدرم را می شناسم، این اتهام بی خودی است اما؛ این قدر جو تصوف در اصفهان وجود دارد که مرحوم شیخ بهایی، پدر ایشان، مجلسی اول، و بسیاری از بزرگان دیگر نیز به تصوف متهم شدند. توجیه بزرگان و مورخان ما در مورد این اتهامات عملکرد تقیه این بزرگان در آن دوره است. آن قدر فضای حاکم بر اصفهان به سود جریان تصوف و صوفی گری است که بزرگان ما برای
نفوذ اجتماعی، مجبور هستند گاهی اوقات از عبارات این ها نقل کنند. از طرف دیگر نیز دولت هم دولت تصوف است. اساسا با یک فرقه صوفی دولت صفویه آغاز شده است. مرحوم مجلسی رحمة اللّه علیه در زمان حیات خودش انقلابی می کند در این شهر و در جهان تشیع که تا به امروز آثارش وجود دارد و در نتیجه این فعالیت مرحوم مجلسی است که دیگر پس از او کسی نمی تواند بگوید تصوف با تشیع یکی است. در حالی که در تاریخ تصوف، دست کم دو قرن بلکه به نظر مختار چهار قرن، تشیع با تصوف عجین بوده به طوری که خیلی ها نتوانستند آن دو را از هم تفکیک دهند. مرحوم مجلسی، تشیع را خط گذاری و نشانه گذاری کرد و کاملا این دو میدان را از هم جدا نمود به طوری که بعد از مجلسی، هر کسی ادعای تصوف کرده است از دایره جامعه شیعه خارج شده است.
یکی از فعالیت های پر افتخار مرحوم مجلسی که سبب شد اتهاماتی به ایشان زده شود، بحث اخباری گری است. در تشیع دو رویکرد اخباری گری و اصولی گری وجود داشت؛
مرحوم مجلسی در مرز میان اخباری گری و اصولی گری راهی را انتخاب می کند که پس از مرحوم مجلسی، اخباری گری دیگر در جامعه شیعی کاملا جدا شده و آن هیمنه گذشته خود را از دست می دهد. البته اصولی گری افراطی را هم ایشان نمی پذیرد، تعبیر خود ایشان در یکی از استفتائاتی که از ایشان می شود این است که شما اخباری هستید یا اصولی؟ می گوید: من بینا بین هستم. تحقیقات ما نشان می دهد که ایشان کاملا بر اساس ضوابط، ادله و شواهد درست قرآنی و روایی، یک خطی را ایجاد می کند که جریان افراطی اخباری گری به کنار می رود و آن مسیر باز می شود.
یکی از کارهای بزرگ مرحوم مجلسی، جدا سازی و جدا کردن تشیع از خط غلو و تقصیر است. یکی از بلایی که از زمان حضور اهلبیت علیهم السلام گردن گیر شیعه شد، وجود دو خط انحرافی است. یک جریان غالیانه که مقامات اهلبیت علیهم السلام را با مقام الهی خلط می کند که خود اهل بیت علیهم السلام آن ها را لعن و طرد کرده اند و یک جریانی که زیر بار مقامات اهل بیت علیهم السلام نمی روند و مقصر هستند. مسأله غلو و تقصیر آن قدر مرزش دقیق است که خود اهل بیت علیهم السلام فرمودند: «كونوا النمرقة الوسطی» شما باید آن پشتی وسط باشید که «یرجع اليكم الغالى و يلحق بكم التالی» یک خط وسطی که هم مرز افراط و هم مرز تفریط را نگه دارد.
یکی از کارهای درخشان مرحوم علامه مجلسی که در آثار ایشان نمایان است نشان دادن راه میان غلو این سخن باعث این برداشت نشود که هر چه ایشان در باب مقامات اهل بیت علیهم السلام و مسأله امامت گفته اند، مُرّ آن چیزی است که در روایت اهل بیت علیهم السلام است. ایشان معصوم نبود، بزرگانی هم بعد از ایشان آمده اند و حاشیه زده اند و توضیح داده اند. اما شخصیتی در آن دوره تاریخی با حضور خطوط غلو و تقصیر، جریان تصوف انحرافی که تصویر نا شایست از
اهل بیت علیهم السلام به دروغ ارائه می کند، آمده با غور در روایات اهل بیت علیهم السلام و نه از بیرون و با نظر به همه جهات، در باب مقامات اهل علیهم السلام نظر می دهد و تلاش می کند که این خط میانی غلو و تقصیر را نگه دارد.
از ویژگی های دیگر مرحوم مجلسی، ادب علمی ایشان است و این فوق العاده است. مجلسی یک آدم خانه نشین و حجره نشین نیست، شیخ الاسلام است. با این که او دارای چنان منسب سیاسی است ولی در مقام بیان آراء به طوری است که گاهی اوقات او در ذیل یک روایت چهار پنج نظریه اندیشمندان دیگر که با همه آن ها مخالف است را آورده و بعد مودبانه شروع می کند به نقد کردن. همان طور که واضح است ایشان پس از مرحوم فیض کاشانی و پس از ملا صدرا و دیگران است، ایشان این آرا را با دقت آورده و تعابیری که در مورد صاحبان این اقوال دارد خیلی جالب است «قال بعض المحققين»، «قال بعض الفضلا» و کم ترینش این است «قال بعض المتأخرین». حتی یک جا ایشان نسبت به مخالف خودش تندی و بی ادبی نمی کند اما؛ موقع نقد که می رسد دقیق ترین و محکم ترین
نقدها را انجام می دهد و می گوید معارف مکتب اهل بیت علیهم السلام این است و آن نا درست است.
در باب مرحوم علامه مجلسی انسان هر چه مطالعه می کند و جلو می رود، باز یک چیز جدیدی را کشف می کند، تشیع و تک تک شیعیان ریزه خوار مجلسی و مدیون مجلسی هستند. یکی از ویژگی های مهم دیگر علامه مجلسی که مبتلا به امروز ماست در حالی که ایشان هم عالم منقول بوده و هم بر خلاف شایعه ای که مطرح شده است صاحب معقول بوده است. استاد مرحوم مجلسی در معقول، مرحوم حاج حسین خوانساری است و از عبارت معلوم است که ایشان مطلب را می فهمیده و موقع نقل دقیق نقل می کرده است. علامه مجلسی با همه علوم زمان خودش آشناست اما؛ با این حال یکی از افتخارات مرحوم مجلسی این است که در مسجد جامع اصفهان منبر می رفته است. منبری مسجد جامع اصفهان در دوره شیخ الاسلامی علامه مجلسی خود مرحوم مجلسی است. این در گزارش های تاریخی متعدد نقل شده است و اتفاقا گفته اند که منبری حاذقی بوده، این از تعریف هایی که از افراد مختلف نسبت به منبرهای مرحوم مجلسی داشته اند فهمیده می شود. این یعنی یک عالم درجه یک جهان تشیع در پایتخت جهان اسلام ابا نمی کند از این که بالای منبر رفته و برای مردم سخن گوید.
نکته بسیار مهم در زندگی علامه مجلسی، سیره عملی ایشان است. این را مکرر نقل کرده اند، یک انسان عالم اجتماعی برجسته در زندگی شخصی خودش کمال تعبد را دارا است و یک انسان معنوی خدا ترس معتقد به امامت و ولایت است. نقل شده در احوالات ایشان که ایشان منبر می رفت در مسجد جامع اصفهان، بعد که منبرش تمام می شد اعلام می کرد ای مردم! هر آن چه گفته ام
اعتقاد شخصی من است، من این جا گفتم تا شما شهادت بدهید، بعد کفنش را می خواست از آن پایین و می گفت: ای مردم! بیایید شهادت بدهید من این چیزهایی را که امروز برای شما گفتم روی کفن خودم نوشته ام، بیایید شهادت بدهید که فلانی یک چنین اعتقادی داشت و یک چنین اعتقادی را اثبات کرد.
مرحوم سید نعمت اللّه جزائری، از شاگردان نزدیک علامه است و از کسانی است که در نوشتن بحار هم مشارکت داشته است. او نقل می کند و می گوید من چهار سال در خانه علامه مجلسی زندگی می کردم، خانه زاد علامه بوده است. در طول این چهار سال از مجلسی مباح ندیدم؛ چون هر کار مباحی که می خواست انجام دهد، یک رنگ مستحب یا واجبی به آن می زد مثال می خواست بخوابد، می خواست میل کند، می خواست یک ارتباط جلسه ای و یا گعده ای بگیرد، به تمام این ها رنگ دینی می زد و تا آن را مستحب نمی کرد، انجامش نمی داد.
امروز در جامعه ما می گویند عرفان،
معنویت، معنویت معنویت های نو ظهور؛ واقعا معنویت حقیقی اسلامی و اهل بیتی چیست؟ یعنی کسی می تواند به ما بگوید که عرفان حقیقی دینی قرآنی و اهل بیتی چیست؟ بنده زیستن، بنده بودن، توجه مستمر به خداوند متعال و متوسل به ذیل عنایات اهل بیت علیهم السلام بودن، این انسان را سعادتمند می کند. ما معیار دیگری نداریم. هر چه بیرون از این باشد، بازی است. عرفان بازی است، عقیده نیست. ما اوج عرفان را، اوج معنویت را، در زندگی مرحوم علامه مجلسی می بینیم. آن طور که در یکی از کتب خویش بیان کرده است که شاید حق الیقین باشد و یا حیاة القلوب، اعتقادات اسلامی را بازگو می کند، تا جایی که گوید: این است، این است، این است، از توحید شروع می کند و جزئیات را می گوید. بعد می گوید: شما تصور نکنید که من این ها را در این سن دارم می گویم، من این ها را از سه سالگی باور داشتم. آن جا می گوید که من از سه سالگی نماز شب می خواندم. یک آدم نظر کرده، یک تحفه الهی، خداوند او را در یک جامعه شیعی کاشته و میراث و آثار و معنویتش، امروز وجود دارد.
با وجود همه این خوشی ها اما نا خوشی این است که مرحوم علامه مجلسی یکی از مظلوم ترین شخصیت های تاریخ تشیع است. فحاشی که به این مرد در طول تاریخ و در دوره معاصر شده است، به هیچ کدام از علمای شیعه نشده است. دوستان جوان را فقط ارجاع می دهم به نسخه ویکیپدیای فارسی، یعنی امروز هر جوانی که بخواهد مجلسی را بشناسد، احتمالا اولین چیزی را که جستجو کند، همین ویکیپدیاست. این ویکیپدیا سراسر فحش به مجلسی است. سراسر اتهام و دروغ واضح به مجلسی است. عرض شد که مجلسی آن قدر بزرگ است که دشمنان هم اعتراف می کنند.
عبد العزیز دهلوی که صاحب تحفه اثنی عشریه است آن بلوا را در هند ایجاد
کرد که اگر نبودند بزرگانی مانند سید دلدار علی و میر حامد حسین، تخم تشیع را با همان کتاب در هند بر می داشت. یک آدم کینه ای نسبت به تشیع بود. عبد العزیز دهلوی، زمانی که نسبت به تشیع نقد می کند، می گوید شما فکر می کنید این شیعه که می گوید حرف های ما از اهلبیت علیهم السلام است، درست می گوید؟ همه این ها کار مجلسی است، تشیع ساخته مجلسی است و پیش از مجلسی هیچ کدام از این آداب نبوده است. بله، مجلسی احیاگر مکتب تشیع است، ما هم اعتراف می کنیم. ما هم می گوییم اگر مجلسی نبود تشیع آن گونه که به ما رسیده است نمی رسید. اما خصم چه استفاده ای می کند؟ امروز در دنیا مرحوم علامه مجلسی شخصیتی نا شناخته است با این که به اهتمام دوستان و بزرگانی، روز بین المللی مجلسی در یونسکو ثبت شده است، اما بعد از آن سالی که این روز گذاشته شد، هیچ کار دیگری انجام نپذیرفت. امروز جامعه ما مجلسی را نمی شناسد، نسل جوان ما اطلاع ندارد. وقتی هم که سخن از تجلیل از علما مطرح می شود، بعضی ها می گویند چرا از علما تجلیل کنیم؟
می رویم از خود اهل بیت علیهم السلام تجلیل می کنیم. باید گفت که درست است، اما این نعمت از طریق این بزرگان به ما رسیده است «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق» علاوه بر این که وقتی مجلسی معرفی شود، جامعه شیعه و به طور مثال مردم شهر اصفهان، وقتی با بصیرت مجلسی را بشناسند، این مجلسی در زندگی آن ها تاثیر گذار می شود و نسل جوانی که نیازمند به الگوست، مجلسی برای او یک الگو می شود.
مرحوم خاتون آبادی وقتی آثار مرحوم مجلسی را می شمارد، البته بعضی از آثار ایشان در آن رساله نیست، طبق آماری که ایشان گرفته است گوید: من صفحات آثار مجلسی را بر روزهای عمر ایشان تقسیم کرده ام، دیدم مرحوم مجلسی هر روز سی و سه صفحه به آن اختصاص داده است، یعنی مرحوم مجلسی در کنار همه اشتغالات، رتق و فتق امور اجتماعی، که دارد با این حال روزی سی و سه صفحه تالیف کرده است. این برای من طلبه یک الگوست. از طرف دیگر که برای مردم امروز جامعه که بدانند مجلسی چگونه در این شهر بین مردم زیست، علی رغم این که عنوان داشت و یک شخصیت بزرگ اجتماعی و سیاسی شیعه بود، ولی خودش را از مردم جدا نکرد و در درون جامعه شیعه زیست و با آن ها بود همه این ها الگوست. با آن ها بود.
اما در آخر باید گفت که ما امروز پای سفره علامه مجلسی نشسته ایم. البته همه تشیع باید بیایند پای این کار، ولی به نظر می رسد که اصفهان و اصفهانی ها در این جا شایسته تر و نزدیک تر به این کار هستند. باید اصفهان پایگاه نشر و معرفی علامه مجلسی باشد. این شخص پرستی نیست؛ بلکه ما داریم به یک حقیقت توجه می کنیم، به یک شخصیتی که خودش را محو در یک مکتب کرده است، پس برای ما آن مکتب مهم است.
ده ها کار در باب علامه مجلسی می توان انجام داد. از معرفی های بسیار ساده، جذاب برای کودکان و نوجوانان که بشناسند تا کارهای علمی زمین مانده مانند این که کتابی نگاشته شود که در آن اعتقادات مرحوم مجلسی در آن بازگو شود. این اعتقادات مرحوم مجلسی که الان در دسترس است، عشری از اندیشه های مجلسی است. ایشان یک کتاب ساده نوشته است برای عموم جامعه. بسیاری از مطالب عمیق و دقیق و لطیف ایشان، در این کتاب نیست. باید کتابی تدوین شود که تشیع عقائد را بر اساس اندیشه مرحوم مجلسی فرا گیرد. امروز می گویند سبک زندگی، باید گفت سبک زندگی حلیة المتقین است. حلیة المتقین ریز و درشت حیات یک مؤمن را نشان می دهد؛ البته باید ادبیاتش امروزی شود و مثلا نسخه جوانان و نسخه خانواده برای آن نوشته شود. خود بحار الانوار امروز شناخته شده نیست. می توان به ضرس قاطع گفت از هر فاضل درس خوانده ملای درون حوزه، اگر از ایشان پرسیده شود که بحار الانوار را توضیح بدهد که این کتاب
چیست و چگونه به وجود آمده و چرا به وجود آمده است و خواسته شود که ربع ساعت در مورد بحار الانوار توضیح دهد، از محتوایش، از ساختارش، از منابعش و از روش علامه مجلسی در جمع آوری آن، گمان نمی کنم یکی از صد نفر بتواند توضیح دهد. چقدر تصورات غلط در باب کتاب بحار الانوار در کتاب ها نوشته اند. این واقعا نا شایست است که حوزه تشیع بحار الانوار را نتواند توضیح دهد. بعضی ها فکر می کنند مجلسی گفته که آقا کتاب ها را از این طرف و آن طرف جمع کنید و همه این ها را بریزیم در یک کتاب. من می گویم اگر حتی همین هم بود، ایشان با قلم خودش تمام این صد و ده جلد بحار الانوار را نوشته است. بیان هایی که در ذیل روایات زده است، ساختاری که به این روایات داده است، بعضی ها فکر می کنند که ایشان هر چه در کتاب ها بوده است در بحار آورده است. چون تحقیق کرده ایم در مؤسسه خودمان و داریم یک کاری را منتشر می کنیم عرض می کنم که اصلا این طور نیست. مرحوم مجلسی کتب اربعه را نیاورد است، این یک نکته. آن کتاب هایی را که آورده است، دست به انتخاب از آن ها زده است. در بسیاری از مصادر بحار، ایشان کم تر از یک سوم را نقل کرده است یعنی دو سوم مصادری که آن جا وجود دارد را نقل نکرده است. در مقدمه گفته است که روش من چیست، چرا این روایت را نقل کردم و آن روایت را نقل نکردم.
باید یک اجتماعی از دوستداران مکتب اهل بیت علیهم السلام شکل گیرد و دست به دست هم دهند، هر کسی به سهم خودش، یک کسی می تواند برای مجلسی منبر برود، یک کسی می تواند مقاله بنویسد، یک کسی می تواند آموزش بدهد، یک کسی می تواند خدمات ارائه کند. باید در اصفهان جریانی بر پا شود و در طول چهار پنج سال، شخصیت مرحوم مجلسی را احیا کرد تا در نسل شیعه او را از
اتهامات ناروایی که وجود دارد تبرئه کند و نشان دهد که این ها اتهاماتی بیش نیست. جامعه جهانی باید مجلسی را بشناسد. علامه مجلسی از آن شخصیت هایی است که اگر درست معرفی شود، جهانی می شود. او شخصیتی تمدنی است، شخصیتی انسانی است، اخلاق و معنویت و دانش و اجتماعی گرایی و توجه به محرومان در او بروز و ظهور دارد. من نوشته بودم که مرحوم مجلسی از کسانی است که در آثارش و در سیره اش یکی از نکاتش توجه به محرومان و مستمندان است. مرحوم مجلسی در دو کتابش وقتی متعرض پادشاه آن دوران می شود، می گوید سلطنت مشروع است به یک شرط که ظلم به مردم نکند، حق مردم را ادا کند، به مستمندان رسیدگی کند، و الا از مشروعیت می افتد. در احوالات مجلسی بارها و بارها تظلم مردم به او وساطت او در رفع ظلم بیان شده است. یک شخصیت انسانی است. یک شخصیت جهانی و الگو است برای علما، برای طلاب، برای دانشجویان و برای جامعه.
توسط بعضی از افراد مورد اعتماد از مولی محمد تقی (پدر علامه مجلسی) نقل شده است که ایشان فرموده بودند در برخی از شب ها بعد از تهجد، حالتی دست داد که یقین کردم که در آن حال هر دعایی بکنم مستجاب خواهد شد. در تعیین دعا اندیشه می کردم که آیا از امور دنیوی باشد. یا امور اخروی، که نا گاه صدای گریه محمد باقر از گهواره بلند شد. گفتم: الهی به حق محمد و آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم این طفل را از مروجین دین و ناشرین احکام حضرت سید المرسلین قرار بده و موفق بدار او را به توفیقات بی نهایت خود. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی. ج 1، ص 80
گزارشی از کتاب اربعین علامه مجلسی، احمد رضا کریمی
عکس
بسم اللّه الرحمن الرحيم
كتاب «اربعين» يا «الأربعون حديثا» علامه مجلسی، از جمله آثار کم تر شناخته شده ایشان است این در حالی است که به تعبیر برخی اساتید، این كتاب عالمانه ترین اثر مجلسی است که شامل مباحث اعتقادی، اخلاقی و فقهی است. علامه مجلسی نگارش کتاب اربعین را پانزده سال بعد از آغاز تالیف بحار الانوار، در روز سوم ماه مبارک رمضان سال 1089 ه. ق. به سرانجام رسانیده است. در باب کتاب شناسی کتاب اربعین متأسفانه مقاله ای نگاشته نشده است. سیاهه پیش رو، کتاب شناسی این اثر نیست بلکه؛ تنها گزارشی از محتوای کتاب است که به ذکر جمالی مفاد روایات کتاب و پاره ای توضیحات پیرامون انتخاب روایات و ترتیب آن ها می پردازد.
کتاب اربعین در سال 1305 ه. ق. در تهران، چاپ سنگی شده است. این چاپ تصحیح نشده است و دارای غلط های فروانی فراوانی است. پس از این، کتاب دو مرتبه دیگر به زیور طبع آراسته شده است. نخست در سال 1399 ه. ق. توسط انتشارات دار الكتب العلمیه در قم، در یک جلد با تصحیح
محمد تفرشی درودی، به چاپ رسیده است و بار دیگر در سال 1420 ه. ق. با تحقیق فارس حسون کریم، در دو جلد توسط انتشارات باقیات و به همت مكتبه فدک روانه بازار شده است. در این چاپ بیست و یک حدیث ابتدایی در جلد اول و نوزده حدیث باقی ماده در جلد دوم ذکر شده است.
طبق آن چه مؤلف در مقدمه کتاب ایراد کرده است. در سفر مشهد عده ای از علماء این شهر از ایشان درخواست بحثی علمی می کنند. در پس این درخواست علامه مجلسی، در این سفر، جلد اول حیات القلوب و نیز کتاب اربعین را تألیف می کند.
روایاتی که در این کتاب، توسط مرحوم علامه مجلسی انتخاب شده است، روایات مهمی است و گویای نگاه علامه مجلسی به محتوای دین است. ایشان با گزینش خود در فرصتی کوتاه و مجالی اندک، مباحث مهمی را بررسی نموده است.
علامه مجلسی در آغاز کتاب به سند روایتی که به حدیث اربعین معروف است پرداخته است. وی نوزده سلسله سند حدیث را ذکر می کند و سپس به شرح این حدیث می پردازد. ایشان در ضمن شرح خود، برخی از بیانات پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام را ذکر کرده و شرح داده است.
عقل از مهم ترین مسائل در نگاه شیعی است. مرحوم کلینی کتاب کافی را با كتاب عقل و جهل شروع می کند که نشان می دهد اساس دیانت و زندگی متدینانه بر عقل است. مرحوم علامه مجلسی نیز، دومین حدیث را حدیثی در باب عقل قرار داده است. ایشان در ذیل این حدیث، به تشریح معنای عقل و معنای اولین مخلوق بودن آن، پرداخته است.
پس از طرح روایتی در باب عقل، ایشان وارد مسئله توحید می شود. ایشان در مجموع، چهار ده حدیث در مباحث توحیدی را ذکر نموده و به آن شرح آن پرداخته است. شرح ایشان شامل بحث لغوی و محتوایی ناظر به بحث توحید است. نخستین بحثی که در توحید مورد توجه علامه مجلسی قرار گرفته است، اثبات یگانگی خداوند است. ایشان در رابطه با این موضوع، حدیث معروف فرجه، را ذکر کرده و شرح نموده است. هم چنین در ذیل این حدیث ادله متکلمان بر توحید را بیان داشته است. از دیدگاه ایشان مهم ترین دلیل بر توحید، نقل است. در ادامه علامه مجلسی به بیان اشکال و پاسخ هایی در رابطه با دلیل نقلی بر توحید پرداخته است. حدیث چهارم، پنجم و ششم، اختصاص به بحث رؤیت دارد. در پی ذکر این احادیث ادله نفى رؤیت بیان شده است. درحدیث هفتم، هشتم و نهم، صفات باری به بحث گذارده شده است. به همین مناسبت مباحث وجود شناسی و معنا شناسی صفات مورد توجه قرار گرفته شده است. در حدیث دهم روایات بداء ایراد شده است. معانی بداء و اشکالات آن از جمله مباحثی است که در بررسی این روایت بیان شده است. در احادیث یازدهم تا چهار دهم، بار دیگر، مباحثی مربوط به شناخت اسماء خداوند ذکر شده است.
در حدیث پانزدهم به بحث عصمت انبیاء پرداخته شده است. ایشان در این بخش حدیث امام رضا علیه السلام با مأمون نقل کرده است و به بیا آراء مذاهب مختلف اسلامی و رأی متکلمان امامی در بحث عصمت پرداخته است. در ذیل این حدیث، در ضمن چهار ده فصل که بیش از صد صفحه از کتاب را استیعاب می کند، در باب عصمت سخن رفته است. هم چنین در خلال این فصول، بحث هایی استطردادی، هم چون معاد جسمانی، مطرح شده است.
در حدیث شانزدهم به بحث خلقت حضرت آدم علیه السلام اشاره شده است. علامه مجلسی در این بخش روایاتی که مربوط به ابعاد جسمانی حضرت آدم عليه السلام و طول قامت او است، را نقل کرده و شرح داده است. در حدیث هفدهم بحثی پیرامون حضرت ابو طالب علیه السلام و امان ایشان را ایراد شده است. در حدیث هجدهم روایتی با موضوع ولادت پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم، نقل و معجزاتی که در هنگام ولادت ایشان رخ داده است، شرح شده است. هم چنین در ادامه تاریخ ولادت آن حضرت بررسی شده است. حدیث نوزدهم روایتی طولانی در رابطه با سنن النبی صلی اللّه علیه و آله و سلم است.
در حدیث بیستم معراج به بحث گذارده شده است و با نقل حدیثی در کیفیت معراج آن حضرت به شرح معراج پیامبر صلوات اللّه علیه و آله پرداخته شده است. علامه مجلسی در این بخش به بحث نسبتاً مفصلی پیرامون معراج جسمانی و اشکالات آن پرداخته است. در حدیث بیست و یکم، داستان مباهله از کتاب اقبال سید بن طاووس، نقل و نکات جالب و مفصلی، ذیل این حدیث، ایراد شده است. شرح داستان مباهله از قسمت های مفصل این کتاب است که بیش از صد صفحه را به خود اختصاص داده است.
حدیث بیست و دوم به نامه امیر المومنین علیه السلام و نامه حضرت به حذیفه بن یمان، در زمان فرمانداری او بر مدائن، اختصاص دارد. ایشان این نامه، که نظیر عهد نامه مالک اشتر است، را از ارشاد القلوب دیلمی نقل کرده است. ذیل این حدیث، روایت غدیر و برخی مباحث تاریخی، از زبان حذیفه ذکر شده است. حدیث بیست و سوم خطبه ای طولانی از امیر المؤمنین علیه السلام است که شامل مباحث مختلفی است. ایشان در آغاز شرح حدیث می فرمایند گر چه سند این روایت ضعیف است اما؛ محتوای والای متن، دال بر حدیث بودن آن و بی نیازی
از سند است. حدیث بیست و چهارم خطبه دیگری از امیر المؤمنین علیه السلام است که مشتمل بر مباحث دقیقی در توحید است. در ذیل این خطبه، خطبه دیگری از حضرت را نقل شده است که از احتجاجات امام علیه السلام است. حدیث بیست و پنج نیز از خطب امیر المؤمنین علیه السلام است که محتوای زهد و اخلاقی دارد. این خطبه از فصاحت و بلاغت بالایی برخوردار است.
حدیث بیست و ششم حدیثی بسیار کوتاه است که از کتاب بصائر الدرجات نقل شده است. ذیل این حدیث، روایت نحن سبع المثانی را ایراد و شرح شده است. حدیث بیست و هفتم، روایتی مشکل در فضائل امام است. به تعبیر مرحوم مجلسی، این روایت از «معضلات اخبار و مخبیات اسرار» است. ایشان در ذیل همین حدیث بحثی را نیز در باب توقیت ظهور ارائه داده است. حدیث بیست و هشتم، از کتاب الخرائج و از زبان امام حسین علیه السلام و در باب رجعت است. ایشان با عنوان «تحقیق ایمانی» بحث رجعت را به تفصیل مورد بررسی قرار می دهند.
حدیث بیست و نهم، مناجاتی از مناجات های حضرت موسی علیه السلام است که شامل مواعظ بلیغ اخلاقی است. برخی فقرات این روایت توسط مرحوم مجلسی تشریح شده است. حدیث سیم، موعظه خداوند و حضرت عیسی علیه السلام است. این روایت نیز مضمونی اخلاقی دارد و توسط ایشان شرح شده است.
مرحوم مجلسی از حدیث سی و یکم، وارد مباحث فقهی شده است. حدیث سی و یکم، حدیثی در باب آب کر و حدیث سی و دوم، در مورد وضو است. در حدیث سی و سوم بحث فقهی غسل بیان شده است و در حدیث سی و چهارم نماز میت بر مصلوب مطرح شده است. حدیث سی و پنج در باب سهو
امام جماعت و مأموم است. ایشان در بررسی این حدیث پس بحث سندی و رجالی مفصل خود، به تحقیق مفصل فقهی پرداخته است. ایشان شانزده فرض شک امام و مأموم را مطرح کرده و به بررسی آن پرداخته است. حدیث سی ششم نیز موضوع فقهی زکات را مورد بحث قرار گرفته است. شرح فقهی علامه مجلسی بر این روایات، به خصوص در مسأله سهو امام و مأموم، نشان از تسلط ویژه ایشان بر مباحث فقهی دارد.
در حدیث سی و هفتم، از خواب های پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و پیش گویی ایشان از تسلط امویان بر مسلمین حکایت دارد. ذیل این حدیث به مناسبت بحث شب قدر، از جهات مختلف، بررسی شده است. حدیث سی و هشتم، روایتی در باب ساختن کعبه به دست حضرت ابراهیم علیه السلام و تشویق به حج است. علامه مجلسی شرح مختصری از این روایت به دست داده است. حدیث سی و نهم، روایتی در باب دو نفر خنثی است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم، آن ها را به بیرون مدینه تبعید کردند. این روایات دارای لغات مشکلی است که علامه مجلسی ضمن
بحث لغوی به حل مشکات آن پرداخته است. پس از این در فصلی، تعبیر «اولی الاربۀ من الرجال» که علاوه بر قرآن، در این روایت نیز آمده است، توضیح و شرح شده است. آخرین حدیث مربوط به سؤالاتی است که یحیی بن اکثم از امام جواد علیه السلام پرسیده است و ایشان به صورت مکتوب به این سوالات جواب داده اند. در خاتمه، حدیثی در مورد فضیلت صلوات بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم مطرح شده است. در شرح این حدیث مباحثی در رابطه با صلوات و به مناسبت لعن بر دشمنان اهل بیت علیهم اسلام بیان شده است.
نگاهی دگر بار به حلية المتقين به مثابه پروژه یک محدث تماما اصفهانی، محمود فروز بخش
عکس
هر علمی را در هر زمانی نمی توان وارد جامعه کرد و نمی توان انتظار داشت که جامعه آن علم را بپذیرد. بسیار شده است که در دانشگاه های ما، رشته ای در علوم انسانی تاسیس می شود اما؛ آن رشته هیچ راهی به عالم بیرون ندارد. یکی از اصلی ترین عوامل این انسداد، آن است که جامعه نسبت به پدیده هایی که به آن وارد می شود، جهت گیری دارد و این طور نیست که هر چیز جدیدی به جامعه وارد شود، جامعه از آن تاثیر پذیر باشد. در واقع، در برابر پدیده های جدید از جمله علوم مختلف، جامعه پذیرشی دارد که بخش قابل توجهی از این پذیرش را، از هویت و تاریخ همان جامعه کسب کرده است. موارد دیگری چون احساس نیاز و آرمان ها نیز، در پذیرش و رونق یک رشته از علوم انسانی موثر است.
حال پرسش آن جاست که تاریخ اصفهان نسبت به کدام علم، بیش ترین گیرایی را داشته است. با مروری سریع بر احوالات دانشمندان و مروری بر اسامی و جایگاه آنان در اصفهان، متوجه می شویم
که به مدت بیش از هزار سال از ورود اسلام به اصفهان، مهم ترین و پر رونق ترین و گیرا ترین علم در این سرزمین «حدیث» بوده است. (1)یعنی در میان همه علوم، معارف اسلامی و در میان آنان، حدیث از همه مهم تر بوده است.
در نگاه اول وقوع چنین پدیده ای بدیهی به نظر می رسد زیرا در قرون اولیه اسلامی، حرف اول و آخر را آن کسی می زند که کلامش سندی از پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام داشته باشد. اوج این جریان به شخصیتی هم چون علامه محمد باقر مجلسی می رسد. کسی که بزرگ ترین دایره المعارف حدیثی شیعی، یعنی بحار الانوار، را در صد و ده جلد گرد آوری نمود.
به نظر می رسد بزرگ ترین شخصیت تمدنی جهان اسلام، که زیست تماما اصفهانی داشته است، محمد باقر مجلسی بوده است. اگر چه اصفهان، محل رفت و آمد و بحث و تدریس ابن سینا، میر داماد، میر فندرسکی، شیخ بهایی و ملا صدرا بوده است اما؛ این شخصیت ها، هیچ کدام تماما زیست اصفهانی نداشته اند. زیست تماما اصفهانی، یعنی کسی که متولد این شهر باشد و تربیتش کاملا در این شهر باشد و پروژه عالی شخصی او در این شهر شکوفا شده باشد.
به عنوان مثال دیگر، اصفهان در شعر هم، قله پرور نیست. بزرگان شعر فارسی از رودکی، فردوسی، خیام، بابا طاهر، نظامی، سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ و جامی هیچ کدام اصفهانی نبودند. شاعرانی که به اصفهانی بودن شهرت دارند هم چون کمال الدین اسماعیل، جمال الدین عبد الرزاق، هاتف اصفهانی و شعرای هندی از جمله صائب تبریزی را در این میان، در درجه بعدی باید قرار داد.
اگر شخصیت هایی مانند ابو ریحان بیرونی و خواجه نصیر الدین طوسی را شخصیت های درجه اول تمدن اسلامی بدانیم، شخصیت هایی مانند ابن
1) ن. ک: زنجره تمدنی در اصفهان از آل بویه شکل گرفت، گفتگو با اصغر منتظر القائم، روزنامه اصفهان زیبا 24 شهریور 95
مسکویه، صاحب بن عباد و خواجه نظام الملک از رده نخستین به حساب نمی آیند.
غزالی، فخر رازی، ابن رشید، جابر بن حیان، زکریا رازی، ابن هيثم، خوارزمی و غیاث الدین جمشید کاشانی، اصفهانی نبودند. در واقع می توان گفت اصفهان، در قرون اولیه عالم اسلام، اگر چه در دوره هایی مرکز علم و دانش بوده است اما؛ با مروری کلی بر اسامی برترین های تمدن اسلامی در آن زمان، متوجه می شویم که هیچ کدام را نمی توان تماما اصفهانی نامید؛ تا آن که به علامه مجلسی می رسیم.
مجلسی نیز محصول یک سال یا یک دوره نیست. اگر تاریخ بزرگان اصفهان را مرور کنیم متوجه می شویم که در این جریان هزار ساله، محدثین مسلط فراوانی در اصفهان حضور داشتند، به درس نشسته اند و کتاب نگاشته اند و شهر اصفهان هم تماما آن ها را همراهی می کرده است.
شهر اصفهان با تمام کلیتش در طول تاریخش از علمای حدیثی، استقبال کرده است و می توان گفت این شهر و فضای آن زمان جهان اسلام بوده است که چنین عالمانی را پرورانده است. این جریان با توجه به فضای امن و علم دوست دوران صفویه، اوج می گیرد و با بحار الانوار مجلسی، کامل ترین شکل مجموعه احادیث اهل بیت علیهم السلام، تدوین می گردد.
پس اولین درجه اهمیت مجلسی در آن است که وی در طول این قرن ها و در طی تاریخ پر فراز و نشیب و از لحاظ علمی درخشان، تنها کسی است که در فن و رشته خود در قله قرار دارد و به عبارتی درجه یک تلقی می شود و در عین حال یک اصفهانی اصیل هم هست. بیان شد که دیگران یا تماما تربیت شده اصفهان نیستند، مانند شیخ بهایی و ملا صدرا یا درجه یک مانند صائب و ابن
مسکویه نیستند.
مجلسی هم درجه یک است و هم اصفهانی. هم محصول تاریخ پر فراز و نشیب هزار ساله عملی این شهر است و هم بهترین و مهم ترین یادگار مکتوب صفوی برای آینده شیعه.
در مجموع می توانیم بگوییم که اصفهان شهری است که در درجه اول، به مدت بیش از هزار سال علم حدیث را بر صدر معارف خود ارج می نهاد و پس از آن سیر تکاملی فقه را دنبال می نمود.
اگر بخواهیم شخصیتی را انتخاب کنیم که آن شخصیت عصاره مردمان اصفهان است، آن شخص محمد باقر مجلسی است. این جمله را با تسامح بپذیرید و در ادامه اگر بخواهیم کتابی را معرفی کنیم که عصاره و چکیده شخصیت اصفهانی است، آن کتاب «حلیه المتقین» است.
مردم اصفهان، مجلسی را به دو چیز می شناسند یکی به بحار الانوار و دیگر به مقبره اش. این که اصفهانی ها قبر یک شخصیت حدیثی را زیارتگاه کرده اند، خود جای تأمل دارد. پر رفت و آمد ترین مقبره در اصفهان، مزار علامه مجلسی در گوشه مسجد جامع است. این مزار با عمق مردم پیوند برقرار کرده است. این که قبر امام زادگان و یا عرفای بزرگ محل زیارت بشود، عجیب نیست اما؛ علاقه مردم اصفهان به علامه مجلسی مثال زدنی است. این علاقه با بحار الانوار و در واقع با تاریخ علم حدیث نویسی که نسل های گذشته آن را حفظ کرده و ارتقا داده اند، نسبت فراوانی دارد. هیچ علمی در اصفهان به چنین جایگاهی نرسیده است.
اگر هنر، علوم عقلی و معارف شهودی را تجلیات تمدن اسلامی بدانیم و اگر بخواهیم یک شاخه را شاخه ای بدانیم که اصفهان ما بازای آن است. به نظر
من ما نمی توانیم، روح اصفهان را در یک شخصیت هنری و ادبی در این شهر پیدا کنیم. هم چنین نمی توانیم یک عارف را نماد و نمودی از اصفهان بدانیم. در مورد فلسفه هم همین طور. اصفهانی ها شاعر و فیلسوف و عارف زیاد دارند اما؛ هیچ کدام از آنان در والا ترین درجه نیستند و هیچ کدام از این رشته ها تجلی تام و تمام مردم اصفهان نیست. بلکه اصفهان دارای تاریخی است که با حدیث جلو آمده است و به فقه رسیده است و اکنون از همین فقه خواستار تحولات سیاسی و اجتماعی است. به عبارت دیگر گویا علوم عقلی و شهودی توأمان ماموریت تمدن سازی را به فقه و فقیه واگذار کرده اند.
حوزه سبک زندگی است. این مهم نیز زمینه سازی برای ورود علوم حوزوی به تمدن سازی است. اگر چه میان این جملات فاصله بسیاری است و شاید هر کدام از این مراحل ده ها سال زمان ببرد. نگرش حلیه المتقینی نگرشی است که بر روح ریاضیاتی و تحلیل گر و محاسبه پیشه اصفهان
عکس
سازگار است زیرا؛ به صورت دقیق برای شما مشخص می کند که هر چیز در کجا باشد و دقیقا در کدام نقطه چه عملی باید صورت بگیرد. روح حاکم بر حلیه المتقین، نوعی از عقل گرایی و توجه همه جانبه به مقوله معاش است. هر چند شیوه مواجه با متن احادیث موجود در آن می تواند اخباری باشد. این بستگی به وضع خواننده و احوال مخاطب دارد.
می توان گفت حلیه المتقین دقیقا بر سر یک گلوگاه متولد شده است. جایی که حدیث به اوج خود رسیده است یعنی زمانی که بحار الانوار در حال خلق شدن است و جایی که شیعه پرسش های اساسی از متن زندگی دارد و پس از آن فقه می بایست در حوزه های مختلف ورود کند.
علامه مجلسی در شهری چون اصفهان، از طرف سلاطین صفوی شیخ الاسلام بود و جمیع مرافعات و دعاوی مردم را خود شخصاً رسیدگی می فرمود و فوت نمی شد از او، نماز بر اموات و جماعات و ضیافات و عبادات. و کثرت ضیافت و مهمان شدن آن جناب به مرتبه ای بود که اسامی میزبان ها و ترتیب دعوت ها را می نوشتند و چون از نماز عشا فارغ می شد، عرض می کردند که امشب فلان جا مهمان هستند و آن جناب را حرکت می دادند به جایی که مهمان بود. به امور معاش خویش توجهی خاص داشت و حوایج دنیوی او در نهایت انضباط بود. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی، ج 1، ص 152
جستاری در فقه و فقه نگاری علامه مجلسی، محمد جواد عابدینی
عکس
اشتهار علامه مجلسی به حدیث، به حدی است که دیگر ابعاد علمی ایشان در سایه سار این عظمت مورد غفلت قرار گرفته است. از جمله این ابعاد فقه ایشان است. اگر چه در گستره آثار ایشان جامع نگاری فقهی و فقه نگاری استدلالی یافت نمی شود اما؛ طیف گسترده ای از آثار ایشان مشحون از بررسی مسائل فقهی است. از جمله این آثار بیانات ایشان در شرح اخبار فقهی در کتاب هایی نظیر «ملاذ الاخیار»، «مرآه العقول» و «بحار الانوار» است. «زاد المعاد» که کتابی با موضوع دعا و زیارات و اعمال مستحبی است، مشتمل بر مسائلی از خمس و زکات و کفارات و نیز اعتکاف است که در دو فصل پایانی آن بیان شده است. هم چنین در کتاب «الاربعین حديثا»، به مناسبت به ذکر بحث های فقهی پرداخته شده است. تک نگاری های فقهی در موضوعات گوناگون از دیگر آثار فقهی ایشان محسوب می شود. از جمله این تک نگاری ها می توان به «کتاب صلاة الجمعة و وجوبها العينى فی زمن الغیبه»، رساله «بیان اوقات نماز»، رساله
«فرق زنان و مردان در احکام طهارت و صلاه»، رساله «شکیات نماز»، رساله «زکات خمس و اعتکاف»، رساله «مال ناصبی»، رساله «کفارات»، رساله «احکام و آداب اسب تاختن و تیر انداختن» و رساله «صیغ عقود نکاح» اشاره کرد. برخی از این تک نگاری ها در مجموعه بیست و پنج رساله فارسی علامه مجلسی گرد آمده است. هم چنین استفتائات ایشان تحت عنوان «نظم اللئالی» به چاپ رسیده است. این همه گوشه ای از تلاش فقهی علامه مجلسی است و می توان شاهد طرح فروعات فقهی در خلال دیگر آثار ایشان بود.
افزون بر آثار فقهی پیش گفته، امر دیگری که می تواند گواه بعد فقهی علامه مجلسی باشد، زمانه و معاصران ایشان است. حیات علمی علامه مجلسی در زمانه ای است که فقیهانی هم چون محقق سبزواری، آقا جمال خوانساری و فاضل هندی در آن زیسته و بالیده اند. ایشان در این زمان عهده دار منصب شیخ الاسلامی است. بر اساس گزارشی در زمانی که مرحوم اردبیلی در سال 1100 کتاب جامع الرواه خود را نوشت، نسخه ای از آن را برای شاه سلیمان استنساخ کرده و از علما درخواست نمود که در نگارش مقدمه کتاب سهیم شوند. مرحوم مجلسی با نوشتن بسم اللّه بر مرحوم آقا جمال خوانساری مقدم شد. آقا بزرگ تهرانی، 1403 ه. ق.، ج 5، ص 214) مرحوم مجلسی هم چنین از اساتیدی گران مایه، خواه مستقیم و خواه با واسطه، برخوردار بوده است که مکتوبات وی گواه استفاده های وی از گفتار و نوشتار ایشان است. مرحوم علامه محمد تقی مجلسی، که مجلسی با تعبیر والدی العلامه از او یاد می کند، مرحوم فیض کاشانی، که با بعض الافاضل از او یاد می شود، مرحوم ملا عبد اللّه تستری و مرحوم شیخ بهایی از این اساتید هستند. هم چنین برخی از فقها نظیر صاحب مدارک، شهید ثانی و شهید اول تأثیر بسیاری بر آثار فقهی ایشان گذاشته اند. مرحوم
مجلسی در موارد بسیاری به گزارش دیدگاه های این فقیهان پرداخته است. هم چنین در آثار خود از صاحب مدارک با تعبیر «سید المحققین» یاد می کند که گواه تأثیر عمیق صاحب مدارک بر فقه ایشان است.
بررسی ویژگی های فقه علامه مجلسی چنان نیست که در ساحت این نوشتار بگنجد. با این وجود این نوشتار از تلاش متواضعانه خود در نزدیک شدن به پاره ای از این ویژگی ها دریغ نمی ورزد. بی شک هر یک از ویژگی هایی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد درخواه بررسی تفصیلی و محققانه دیگری است.
در این فقه ادعای الغاء خصوصیت یا تنقیح مناط ادعایی نیست که به وفور مشاهده شود. مقدم داشتن غسل جمعه در روز پنج شنبه به جهت ترس از نبود آب، امری است که استحباب آن در کلام فقها قطعی است. برخی از فقیهان حکم یاد شده را به هر ترسی از فوت شدن غسل جمعه سرایت داده اند. هم چنین برخی شب جمعه را نیز مشمول این استحباب دانسته اند و بر آن ادعا اجماع نموده اند. با این وجود مرحوم علامه مجلسی هیچ یک از دو تعمیم یاد شده را پذیرا نیستند. (مجلسی، 1406 ه. ق.، ج 3: ص 62)
هم چنین اطلاقات در این فقه تا حدودی محترم تر بوده و کم تر مورد تعرض قرار می گیرد. نمونه این امر را می توان در مورد جواز ازدواج با همسر پنجم در زمان عده طلاق بائن مشاهده کرد. در این مسأله اگر چه جواز ازدواج به تصریح مرحوم علامه موافق با اصل و شهرت است اما؛ مرحوم علامه مجلسی به چنین جوازی حکم نمی کنند. دلیل ایشان اطلاق روایاتی است که از ازدواج با همسر
پنجم نهی می کند. این در حالی است که مرحوم علامه، خود، به وجود قرینه ای در این روایات که موجب اختصاص نهی به موارد طلاق رجعی است اشاره می کنند. (مجلسی، 1406 ه. ق، ج 12، ص 118)
مرحوم علامه مجلسی از فتوا به امری که در میان اصحاب سابقه ای ندارد اجتناب می کنند. این مطلبی است که مورد اشاره ایشان نیز قرار گرفته است. در افضاء زوجه غیر بالغه مشهور فقیهان به طور مطلق به ثبوت دیه حکم کرده اند. این در حالی است که مقتضای صحیحه حمران، تفصیل بین دو صورت امساک و طلاق زوجه است. این تفصیل امروزه نیز مورد فتوای فقیهان قرار گرفته است. (خویی، 1410 ه. ق.، ج 2: ص 126) با این وجود مرحوم مجلسی در دفاع از مشهور می فرمایند روایت یاد شده تا کنون مورد فتوای فقیهان نبوده است. (مجلسی، 1406 ه. ق.، ج 16: ص 530؛ همو، 1363، ج 24، ص 93) مستند این دیدگاه اعراض مشهور یا وجود اجماع در قبال تفصیل یاد شده نیست. این فرع بدان پایه از شهرت و اهمیت نیست که اجماع فقها در مورد آن احراز شود و نیز مرحوم مجلسی در موارد متعددی به فتاوای خلاف مشهور تمایل دارند که به معنای آن است که شهرت از منظر ایشان به خودی خود نمی تواند مانع از حجیت روایات باشد.
مبانی و روحیه بسیاری از فقیهان، ایشان را بر آن داشته تا در غالب موارد اختلاف جانب احتیاط را مراعات کنند. این احتیاط در دیدگاه های فقهی مرحوم علامه مجلسی مشهود نیست. از سویی، در جانب مبانی، پذیرش برائت در شبهات بدویه (مجلسی، 1411 ه. ق.، ص 13) و حتی جواز مخالفت قطعیه علم
اجمالی در تدریجیات به ایشان نسبت داده شده است (انصاری، 1428 ه. ق.، ج 1: ص 80) که به فقه ایشان سیمایی شجاعانه می بخشد. از سوی دیگر روحیات ایشان در مواجهه با مسائل و روایات، باعث نشده تا دیدگاه هایی ضیق و دشوار داشته باشند. جواز ازدواج با زنان اهل کتاب (شبیری زنجانی، بی تا، ج 16: ص 5238) و نیز ازدواج با مادر همسر سابق (شبیری زنجانی، بی تا، ج 15: ص 5050) از این موارد است. هم چنین ایشان معتقد به استقلال انحصاری دختران باکره در ازدواج خویش هستند. به این معنا که در این ازدواج دختران نیازمند رضایت اولیا خویش نیستند اما در جانب مقابل ولی دختر در ازدواج ناگزیر از کسب اجازه دختر است. (شبیری زنجانی، بی تا، ج 11: ص 3862) از دیگر دیدگاه های ایشان لازم نبودن قضا روزه بر پیرمرد و پیر زنی است که توان قضای روزه خویش را دارند. (مجلسی، 1363، ج 16، ص 303)
ابداء احتمالات در موضوعات، بسیاری از فقیهان را بر آن داشته تا از کلیت فتاوای خویش بکاهند و دست به طرح تفصیلات گوناگون بزنند. مروری بر دیدگاه های فقهی مرحوم علامه مجلسی گویای آن است که فقه ایشان در صدد ایجاد تفصیل نیست. ایشان احداث قول ثالث را جایز نمی شمرند و بر این اساس در موارد متعددی از فقه خود تفصیلات مطرح شده را مردود می دانند. چنان چه مشهور است ازدواج با محارم در شریعت مجوسیان جایز است. بر پایه این دیدگاه میراث بردن از چنین سببی و نسب برخاسته از آن مورد پرسش واقع شده است. مرحوم علامه مجلسی به ذکر روایتی می پردازند که سبب فاسد را موجب ارث معرفی می کند. ایشان به دنبال ذکر این روایت با انضمام عدم قول بفصل صحت توارث از نسب برخاسته از سبب فاسد را نتیجه می گیرند.
(مجلسی، 1406 ه. ق.، ج 15، ص 385) گذشته از جایز ندانستن احداث قول ثالث، می توان ریشه های این ویژگی را، در شیوه های اخذ به اطلاق جستجو کرد که گزارشی از آن در ویژگی نص گرایی گذشت.
نوشته های فقهی مرحوم علامه مجلسی، به خصوص فارسی نگاری ها برخوردار از ویژگی هایی است که به این نوشته ها امتیاز می بخشد. در ادامه به برخی از این ویژگی ها اشاره خواهد شد.
ابهام در ملاک و مقدار از جمله ابهاماتی است که مکلفان را از فهم و اعمال حکم خدا در زندگی خود باز می دارد. فقه نگاری مرحوم مجلسی در موارد متعدد موفق به بر طرف ساختن این ابهامات شده است. تعیین نصاب زکات انگور و نیز تعیین دقیق زمان فضیلت نمازهای ظهر عصر از نمونه ای از این موارد است. کشمش از غلاتی است که متعلق زکات است. با این وجود زمان تعلق زکات، بنا به اختلاف، یا در زمان غوره شدن میوه تاک و یا در زمان انگور شدن آن است. این امر باعث آن شده تا مقدار انگوری که زکات بدان تعلق می گیرد معلوم نباشد. بنا به گفته مرحوم مجلسی در زمانی که انگور به سه برابر نصاب برسد لازم است زکات آن پرداخت شود. بر این اساس ایشان از نسبت انگور و کشمش پرده بر می دارند و نسبت این دو را نسبت سه به یک اعلام می کنند. (مجلسی، 1423 ه. ق.، ص 362) نمونه دیگر تعیین وقت فضیلت نماز ظهر و عصر است. این زمان که در کتب فقهی با بیان اندازه سایه شاخص بیان شده است. روشن است که این معیار آن گونه نیست که همه مخاطبان امکان اندازه
گیری و شناخت آن را داشته باشند. این ابهام علامه مجلسی را بر آن داشته تا با تألیف رساله بیان اوقات نماز این مقادیر را در ایام مختلف سال تعیین کنند. (مجلسی، 1412 ه. ق.، ص 274 تا ص 287)
اگر چه فقه مرحوم مجلسی چندان احتیاط محور به شمار نمی رود اما؛ ایشان در فقه نگاری خود به موارد احتیاط اشاره می کنند. این احتیاطات در بسیاری از موارد به نحوی نیست که همگان موفق به شناخت آن باشند و از این جهت این تلاش از مرحوم مجلسی درخور تحسین است. احتیاط در شک در قیام هنگام نیت نماز به واسطه اعاده نماز از جمله این موارد است. مرحوم مجلسی با اشاره به حقیقت نیت در نماز و لازم نبودن اخطار یا تلفظ در آن، چنین شکی را متصور نمی شمرند با این وجود به ذکر شیوه احتیاط در مورد آن پرداخته اند. (مجلسی، 1412 ه. ق.، ص 301)
از نکات جالب در فقه نگاری مرحوم مجلسی ارائه راه کارهایی در جهت امتثال بی دغدغه احکام الهی است. نمونه ای از این راه کارها را می توان در خاتمه رساله شکیات نماز ایشان شاهد بود. ایشان در این رساله پس از آن که به تفصیل در احکام سهو و شک در نماز سخن گفته اند، در خاتمه به بیان راه های علاج کثرت شک و سهو می پردازند. از جمله راه کارهای ایشان توجه به عظمت خالق و پناه بردن به او از شیطان و نیز کوتاه کردن نماز با قرائت سوره های کوتاه و یا شرکت در جماعت است. هم چنین ایشان به استفاده از سنگ ریزه جهت شمارش رکعات توصیه می کنند. (مجلسی، بیست و پنج رساله فارسی، ص 334 تا ص 339)
دیدگاه های علامه مجلسی در مجالات مختلف، همواره مد نظر دیگر فقیهان بوده است. بررسی پاره ای از این موارد می تواند زمینه ساز بهره گیری مضاعف از آثار ایشان باشد. در ادامه به ذکر مواردی از استفاده دیگران از مباحث ایشان پرداخته خواهد شد.
این ویژگی باعث شده تا در موارد متعددی از نوشته های فقهی ایشان در تعیین وضعیت مسأله در میان فقها استفاده شود. در مواردی که گمانه اجماع یا شهرت وجود دارد بررسی بیانات مرحوم مجلسی در تحقیق صحت و سقم این گمانه حائز اهمیت است. زن شیر دهی که شیر کمی می تواند با پرداخت فدیه، از روزه ماه رمضان سر باز زند و قضا آن را به زمانی دیگر محول سازد. در این مسأله تفصیلی مطرح شده است که مورد اختلاف فقیهان است. برخی این حکم یاد شده را مختص به صورتی دانسته اند که زن ضرری را متوجه خود ببیند؛ در مقابل برخی دیگر حکم را در هر صورت، خواه ضرر متوجه زن و خواه ضرر متوجه فرزند باشد، جاری دانسته اند. علی رغم آن که برخی از فقیهان قول به اختصاص را مشهور دانسته اند، علامه مجلسی شهرت را در جانب اطلاق معرفی می کند. این ادعا پس از ایشان توسط صاحب ریاض نیز تکرار شده است. (شبیری زنجانی، بی تا، ج 4: ص 158) استناد جواز افطار ذو العطاش به مشهور (شبیری زنجانی، بی تا، ج 4: ص 73)، استناد وجوب قضا روزه پیر مرد و پیر زن قادر بر قضا کردن به مشهور (شبیری زنجانی، بی تا، ج 4: ص 101) از دیگر موارد این استفاده است.
دسترسی مرحوم مجلسی به نسخ متعدد و مقابله این نسخ بسیاری از فقها را بر آن داشته تا در تحقیق متن روایات به گزارش های مرحوم مجلسی اتکا کنند. بررسی متن روایتی از عیون اخبار الرضا (خویی، 1418 ه. ق. ج 14؛ ص 460) تنقیح نسخه نجاشی (خویی، 1418 ه. ق. ج 12: ص 75) بررسی متن روایتی در من لا یحضره الفقیه (خویی، 1418 ه. ق. ج 9: ص 36) بررسی متن روایتی در کافی (خویی، 1418 ه. ق. ج 35: ص 532) از جمله این موارد است.
امتیاز دیگر نوشته های فقهی ایشان توجه به سند و رجال حدیث است. با مراجعه به این آثار می توان از موارد سقط، تحریف و تعلیق حدیث مطلع شد؛ هم چنان که توجه به دیدگاه های رجالی ایشان، با توجه بررسی رجالی روایت تهذیب و کافی توسط ایشان شایان اهمیت است. بررسی کلمات ایشان در جرح و تعدیل مسعده بن صدقه (خویی، 1418 ه. ق. ج 2: ص 262)، عمار ساباطی (خویی، 1418 ه. ق. ج 18: ص 154)، سهل بن زیاد (خویی، 1418 ه. ق. ج 2: ص 335)، جعفر بن مسعده (خویی، 1418 ه. ق. ج 37: ص 153) نمونه ای از این بررسی هاست.
گستردگی مطالعات و انس مرحوم مجلسی با ادبیات روایت باعث شده تا دیدگاه ایشان در بررسی معنای الفاظ حائز اهمیت باشد. تعیین مراد از «خز» در روایات از جمله این موارد است. صحت نماز در لباسی که در بردارنده پوست یا موى خز است مورد اختلاف است. گذشته از این اختلاف، تعیین معنای خز و مطابقت آن با حیوانی که امروزه به نام خز معروف است و به ندرت یافت
می شود، اختلاف دیگری است که در کتب فقهی بیان شده است. مرحوم مجلسی این مطابقت را انکار کرده و می فرمایند بر اساس روایات خز حیوانی است که در خارج از آب زیست نمی کند اما؛ آن چه امروزه به نام خز شناخته می شود در غالب موارد در خارج از آب زندگی می کند. (خویی، 1418 ه. ق. ج 12: ص 187)
شناخت صحیح موضوع در تشخیص حکم اهمیتی به سزا دارد. استفاده از بررسی های موضوع شناسانه مرحوم مجلسی استفاده دیگری است که در آثار فقهای پس از ایشان به چشم می خورد. از جمله این آثار بررسی حقیقت سحر و اقسام آن است. مرحوم مجلسی در بحار به تفصیل در باب سحر و اقسام آن سخن گفته که این بررسی در کلمات فقهای پس از ایشان ذکر شده است. (خویی، 1418 ه. ق. ج 35: ص 445 تا 451)
آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن، الذريعه الى تصانيف الشيعه. بیروت - لبنان: دار الاضواء
انصاری، مرتضی. (1428 ه. ق.) فرائد الاصول. چاپ نهم. قم - ایران: مجمع الفکر الاسلامی
خویی، سید ابو القاسم. (1410 ه. ق) منهاج الصالحین. چاپ بیست و هشتم. قم - ایران: نشر مدینه العلم
شبیری زنجانی، سید موسی (بی تا) کتاب الصوم. چاپ اول. قم - ایران: دفتر حضرت آیت اللّه شبیری زنجانی. انتشارات مرکز فقهی امام باقر علیه السلام
مجلسی، محمد باقر. (1363) مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول. چاپ دوم. تهران - ایران: دار الکتب الاسلاميه
(1406 ه. ق.) ملاذ الاخيار فى فهم تهذیب الاخبار. چاپ اول. قم - ایران: کتاب خانه عمومی حضرت آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی (رحمه اللّه)
(1411 ه. ق.) نظم اللئالی. چاپ اول. قم - ایران: دار الکتب الاسلامی
(1412 ه. ق.) بیست و پنج رساله فارسی. چاپ اول، قم - ایران: کتاب خانه عمومی حضرت آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی (رحمه اللّه)
(1423 ه. ق.) زاد المعاد. چاپ اول. بیروت - لبنان: موسسه الاعلمى للمطبوعات
در شرح حال علامه مجلسی می نویسند که به ایشان خبر رسید که نسخه كتاب مدينه العلم تألیف صدوق در کتاب خانه پادشاه یمن است، علامه مجلسی به پادشاه وقت (ظاهرا شاه سلطان حسین یا پدرش) گفته و کتاب را از ایشان خواست. پادشاه نماینده ای با تحف و هدایای فراوان به یمن نزد آن پادشاه فرستاد و کتاب را از وی درخواست نمود، لکن نسخه به نظر علامه مجلسی نرسید و تاکنون اثری از این کتاب دیده و شنیده نشده است. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی. ج 1، ص 176
تاریخ نگاری علامه مجلسی در صحبت دکتر سعید طاووسی مسرور، محمد امین میر فندرسکی
عکس
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت جناب دکتر سعید طاووسی مسرور، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی. این توفیق را داریم که در رابطه با کنگره علامه مجلسی، در رابطه با برخی از آثار علامه مجلسی و آثار تاریخی ایشان در خدمت استاد باشیم.
جناب استاد سلام عرض می کنم خدمتتان در خدمت شما هستیم
سلام و عرض ادب
جای خوشحالی است که کنگره ای برای بزرگداشت علامه مجلسی برگزار می شود. خدا را شاکر هستم که در خدمتتان هستم.
اگر اجازه بدهید من سوال اول و موضوع اول را، با معرفی آثار علامه مجلسی و به ویژه سهم ایشان در ثبت تاریخ اسلام و تاریخ اهلبیت علیهم السلام، آغاز کنم و شما درخواست داشته باشم که در مورد آثار ایشان و نقششان در ثبت تاریخ اسلام و تاریخ اهل بیت مطالبی را بفرمایید.
بله خواهش می کنم خدمتتان عرض کنم که علامه مجلسی در علوم مختلف صاحب نظر
بوده اند و فعالیت کرده اند و آثاری را به یادگار گذاشته اند. حال شهرت ایشان به حدیث است ولی؛ مثلا ایشان کتاب رجال دارند و همین طور تألیفات تاریخی دارند. مهم ترین کتابی که ایشان تألیف کرده است بحار الانوار است که طبق تنظیمی که مولف انجام داده است، در بیست و پنج جلد است اما؛ نسخه چاپی که در زمان ما رایج هست صد و ده جلدی است. خیلی برای این کتاب زحمت کشیده شده است و از سال 1070 تا سال 1106 تدوین آن به طول انجامیده است و یک کتاب کاملا دائره المعارفی است. یعنی معمولا ما آن را به عنوان یک مجموعه حدیث می شناسیم؛ در حالی که تحقیقات گوناگون کلامی، تاریخی، فقهی، تفسیری، اخلاقی و حتی لغوی از طرف علامه در آن عرضه شده است. همان طور که اشاره کردم، یکی از موضوعات مهمی که مورد نظر علامه بوده است، تاریخ معصومان بوده است. و هر آن چه در منابع متقدم و حتی در قرون میانه در آثار شیعه یافت می شده است و حتی بعضا در آثار اهل سنت برای تکمیل آن اطلاعاتی که منابع
شیعه می دهند، ایشان رفته و گرد آوری و مرتب کرده است به نحوی که اگر هر کدام از بخش های تاریخی بحار را جدا کنند یک کتاب مفصل مستقل در مورد معصومان می شود. مثلا فرض کنید در مورد حضرت حجت عجل اللّه فرجه یا حضرت زهرا سلام اللّه علیها. علاوه بر بحار الانوار که در واقع علامه مجلسی به طور ضمنی آمده به تاریخ اسلام و اهل بیت توجه کرده است، اگر ما مراجعه کنیم به رساله عدد تألیفات علامه مجلسی که نوشته سبط ایشان است، یعنی سید محمد حسین بن محمد صالح حسینی خاتون آبادی و مروری بر آثار علامه داشته باشیم، در آثار عربی علامه بیش تر در همین بحار به مسأله تاریخ پرداخته شده است اما؛ در آثار فارسی در واقع آثار مستقلی در حوزه تاریخ دارند یکی حیات القلوب که در سه مجلد تنظیم شده است توسط مولف که تاریخ انبیا را شامل می شود و هم تاریخ حضرت رسول را شامل می شود و در جلد سوم به مباحث مربوط به امامت پرداخته می شود. این یک تألیف مهم تاریخی علامه هست که حتی این قسمت مربوط به پیامبر از حیات القلوب مورد توجه مستشرقین قرار گرفته است و به انگلیسی ترجمه شده است و در مورد آن مطالبی به زبان های غربی نوشته شده است. کتاب دیگر کتاب جلاء العیون است که فرق آن با کتاب قبلی این است که آن اختصاص به پیامبران و پیامبر داشت، حالا مباحثی نیز در ادامه در مورد امامت آمده بود اما؛ جلاء العیون که کتاب دیگری است به فارسی از علامه مجلسی در مورد تاریخ چهار ده معصوم است و احوالات ائمه و شهادتشان و معجزات و کراماتی که از آن بزرگواران نقل شده است. کار دیگری که شاید از جهات تاریخی هم بشود به آن توجه کرد کتاب زاد المعاد است که اگر چه کتاب اعمال و ادعیه است اما حاوی مطالب تاریخی هم هست و به علاوه نوعی تقویم نگاری هم برای شیعیان محسوب می شود یعنی تقویم
مذهبی و آن را می توان با مسار الشیعه شیخ مفید از این جهت، البته از جهت تقویم نگاری مناسبتی، بیاییم و مقایسه کنیم. اما کتاب دیگری نیز هست که در فهرست تألیفات علامه مجلسی توسط نوه ایشان نیامده است و آن كتاب تذكرة الائمه است که نسخه هایی از آن وجود دارد و یک بار هم چاپ سنگی شده است. در برخی از نسخه ها کتاب به محمد باقر لاهیجی منسوب شده است. که ظاهرا محمد باقر لاهیجی کسی است که تذکرة الائمه را تلخیص کرده است و نسخه ای به همین عنوان و منسوب به او در کتاب خانه ملی رشت موجود هست اما؛ پژوهش ها نشان می دهد که کتاب تذکرة الائمه از تألیفات علامه مجلسی هست و به زبان فارسی هم نوشته شده است اما؛ ظاهرا علامه این را که تدوین کرده بودند اصلا فرصت این دست نداده که آن را در واقع ویرایش نهایی کنند و شاید خود علامه هم نخواستند آن را منتشر کنند قبل از این که از نظر ایشان نهایی باشد لذا در فهرست آثار ایشان هم ذکر نشد. اما تذکرة الائمه هم در جای خودش نکات مهمی
دارد. از جمله علامه در کتاب تذکرة الائمه میلاد امام حسین علیه السلام را؛ موافق با بعضی از اقوال که در شیعه هم بوده است، در ماه ربیع الاول دانسته است که این شاید از نکات خاص این کتاب باشد. در خدمتتان هستیم.
خیلی ممنونم استاد با توجه به مکاتب تاریخ نگاری متفاوتی که در بین مورخین وجود داشته و با توجه به این آثاری که در ذیل آثار تاریخی علامه مجلسی فرمودید به نظر شما روش تاریخ نگاری علامه مجلسی به چه صورت بوده است.
سوال خیلی خوبی هست در واقع من یک پژوهشی در مورد مرحوم سید علی آقا قاضی انجام دادم و در قالب کتابی با عنوان «آیت عشق» منتشر شد. آن جا یکی از نکاتی که آقای قاضی به شاگردانشان تذکر داده اند، این است که اکثر سیره نگاری ها در مورد پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و سلم، رویکرد سنی دارد؛ یعنی بر اساس منابع اهل سنت است و با نگاه اهل سنت نوشته شده است. توصیه ای ایشان می کنند این است که سعی کنید سیره شیعی بنویسید و این خلاء را جبران کنید. این را برای چه عرض کردم؟ برای این که عرض کنم که علامه مجلسی در روزگاری که دولت صفوی تشکیل شده بود، بعد از ده قرن حاکمیت دولت های اکثرا سنی مذهب، اکثرا چون بعضا دولت هایی بوده اند که شیعه مذهب باشند، مانند آل بویه، اما خب ده قرن تقریبا اکثرش دولت های اهل سنت حاکم بوده اند و نظام مدارس، آموزشگاه ها، دستگاه های فرهنگی، موقوفات از طرف حاکمیت جوری تنظیم می شد که شیعیان در محدودیت قرار بگیرند لذا؛ علامه مجلسی در دوره خودش متوجه این خلاء شد که مثلا سیره با رنگ و بوی شیعی، نه این که نداشته باشیم، کم داریم و در این زمینه با ضعف و خلاء روبرو هستیم. حالا این در زمینه مربوط به پیامبر که ایشان آمدند، هم در حیات القلوب هم در
جلا العیون، به این بخش پرداختند. این را هم عرض کنم که ایشان این کتاب ها را از این جهت به فارسی می نوشتند که عمو مخاطبان ایران بتوانند از این بهره مند بشوند و کار بسیار هوشمندانه ای هم کردند. و این جور مطالب را به بطن مردم آوردند. جمله ای از سید بحر العلوم نقل می شود که من همه آثارم را حاضرم بدهم و ثواب فارسی نویسی های علامه مجلسی را بگیرم. آمدند و سیره نگاری که انجام دادند دو شاخص را می توانیم در آن بببینیم یکی رویکرد روایی علامه مجلسی هست؛ یعنی علامه مجلسی در بحار الانوار که کاملا محسوس است این رویکرد رواییشان اما در سایر آثار تاریخیشان هم مبتنی بر روایات است و این روایات نیز روایات شیعی هست که مطلب را تدوین می کنند. شاخص دومی که در سیره نگاری علامه مجلسی می توانیم بگوییم رویکرد کلامی علامه مجلسی است. گویی که تاریخ را برای تاریخ نمی خواهد و از تاریخ می خواهد استفاده ای بکند و آن استفاده تحکیم عقاید هست و تقویت مذهب شیعه در برابر مخالفان
و رد شبهات لذا؛ حتی در انتخاب موضوعات و یا در نحوه بیان موضوعات این رویکرد کلامی علامه مجلسی را ما می بینیم. مثلا فرض کنید در حدیبیه مثلا، یا در مباهله مثلا، دست روی جاهایی گذاشته می شود که از طریق آن مذهب شیعه را تحکیم کرد. مثل همین مباهله که عرض شد. در مورد اهل بیت هم ایشان در حوزه های مربوط به امیر المومنین و امام حسن و امام حسین سلام اللّه علیهم همین مشکل وجود داشته است و تا حدودی روایت های اهل تسنن غلبه داشته و فضای تاریخ نگاری آن ها و لذا علامه آمدند و اولا هر آن چه که موجود بود را اولا در بحار گرد آوردند که فقط صرف گرد آوری هم نیست؛ تبویب خیلی خوبی دارد در واقع، تدوین خیلی خوبی دارد و همین طور بعضا نکاتی علامه می گویند شرح می کنند روایات را نقادی می کنند؛ مثلا می گویند این روایت با فلان روایت این نا سازگاری را دارد و زحمات زیادی بر روی این روایات می کشند. حتی علامه بحث های کتاب شناسی دارند در کارشان. مثلا نسبت این کتاب به فلان کس درست هست یا درست نیست. مثلا در زمان علامه مشهور این بوده است که کتاب دعائم الاسلام از صدوق است که علامه این نظر را رد می کنند و مولف اصلی کتاب را که قاضی نعمان است می شناسانند. بنابر این رحمه اللّه علیه، علاوه بر گرد آوری روایات کارشناسی روایات را انجام داده اند و خیلی زحمت کشیده اند و ثانیا در حیات القلوب و جلا العیون آمده اند روایات را گزینش کرده اند و یک تدوینی انجام داده اند و آن چیزی که مد نظرشان بوده است و برای مخاطب فارسی زبان مناسب می دانستند در قالب این دو کتاب تدوین کرده اند. در واقع مرحوم علامه مجلسی در نسبت منابع و روایات هم نقد بیرونی می کنند و هم نقد درونی. یعنی همین روش هایی که امروزه در تاریخ پژوهی رایج هست ایشان به کار می گیرد. مثلا وقتی وارد بحث از
نسبت کتاب به مولفین می شوند این یعنی نقد بیرونی وقتی وارد اجزا یک روایت می شوند مثلا فرض کنید روایتی که مربوط به اسارت شهر بانو هست در دوره خلیفه دوم، علامه با توجه به زمان ولادت امام سجاد علیه السلام، می گویند که احتمال ندارد که این همه مدت مادر ایشان نازا بوده باشد و قضیه را به زمان عثمان مربوط می کنند، یعنی خلیفه سوم. پس هم نقد درونی ایشان می کند و هم نقد بیرونی.
بسیار خب خیلی ممنونم جناب دکتر طاووسی یک نکته ای که برای خود من پیش آمده در کتاب تاریخ نگاری استاد عالم زاده، که مکاتب تاریخ نگاری را ایشان معرفی می کند مثل مكتب مدينه يا مكتب خراسان یا مکتب کوفه، در بین این مکاتب تاریخ نگاری که معرفی شده است روش تاریخ نگاری علامه مجلسی را به کدام یک از آن ها بیش تر می توان شبیه دانست؟
خدمتتان عرض کنم که ببینید در واقع ما همان زمان هم که درس مکاتب تاریخ نگاری را می خواندیم استاد ما آقای دکتر محسن
الویری بودند و یک نکته و نقدی داشتند روی این دسته بندی هایی که آقای دکتر عالم زاده انجام می دهند یا مرحوم استاد آیینه وند در کتاب دو جلدی مكاتب تاریخ نگاری اسلامی انجام می دهند و من با نظر استاد موافق بودم که در واقع این مکاتب بعضا با هم هم پوشانی دارند در شخصیت ها و در بعضی از روش ها آن قدر اختلافشان زیاد نیست که ما این ها را مکتب بدانیم. و استاد می فرمودند که ما یک مکتب تاریخ نگاری اسلامی داریم در برابر تاریخ نگاری یونان، تاریخ نگاری فرض کنید جدید. و این طوری اگر بخواهم ناظر به سوال شما و این دسته بندی توضیح بدهم، علامه نزدیک می شود به هر مکتبی که جنبه روایی بیش تر و تحلیلی کم تری دارد. اگر بخواهم فارغ از آن دسته بندی نظر داده باشم علامه در مکتبی دارد قلم می زند که اسم آن را می توانیم بگذاریم تاریخ نگاری شیعی و قبل از ایشان هم بوده است که همین ویژگی هایی که عرض کردم را هم می شود نشان داد در این آثار پیشین یعنی تمرکز بر جمع آوری روایات و نقل آن ها و نگاه کلامی که می توان به شیخ مفید و کتاب الارشاد اشاره کنم و در ادامه به کتاب الهام الوری از امین الاسلام طبرسی. شاید این طوری ایشان را بشناسانیم به صواب نزدیک تر باشیم. یعنی بگوییم علامه مکتب تاریخ نگاری شیعه را نمایندگی می کند.
بسیار عالی! آقای دکتر طاووسی یکی از چیزهایی که در بین مورخین بسیار مرسوم بوده است، سیره نگاری پیامبر اعظم یا سیره نبوی یا سیره نگاری امامان شیعه بوده است نقش علامه مجلسی در این دو موضوع چگونه بوده است؟
بله اجمالا در سوالات قبلی اشاراتی کردم که علامه در حوزه سیره نبوی مهم ترین کاری که به طور مستقل انجام دادند، حیات القلوب است به زبان فارسی و بخش های مرتبط به پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم در کتاب بحار الانوار.
مثلا اگر به همین کتاب حیات القلوب ما توجه کنیم اولا در جلد اول و دوم کتاب در چاپ پنج جلدی فعلی را عرض می کنم چون؛ تنظیمی که خود مولف انجام داده است سه مجلد است، ما تاریخ انبیا را می خوانیم و بعد از این که تاریخ انبیا را می خوانیم وارد زندگی پیامبر اکرم می شویم. این پیام دارد. پیامش این است که این یک خط است. خطی است که از آدم علیه السلام شروع می شود و دانه دانه انبیا می آیند تا برسیم به خاتم انبیا. حالا افرادی که با انبیا مواجه بوده اند هم ذکر می شوند طبیعتا. وقتی وارد سیره نبوی می شویم در ادامه همین توضیحی که عرض کردم نسب شریف و خلقت با کرامت آن حضرت ذکر می شود که بله این خاتم انبیا نه تنها ادامه سلسله انبیاست که نسب پاکی دارد و نسب خونی او نیز به این انبیا می رسد و خلقت خاصی نیز دارد. و مطالبی در سیره نگاری علامه مجلسی برجسته می شود که ممکن است بعضی از سیره نویسان و تاریخ نگاران از این ها عبور کنند مثلا ببینید کرامات و معجزات برای نمونه مسکویه رازی در تجارب
الامم می گوید که معجزات فایده تاریخی ندارد چون قابل الگو برداری نیست لذا من این ها را ذکر نمی کنم در حالی که می بینیم علامه مجلسی اصرار خاصی بر ذکر معجزات و کرامات دارد. انواع و اقسام معجزات مثلا خبر دادن از عالم غیب و شفا دادن و معجزاتی که در کفایت شر دشمنان بوده است حتی زنده کردن مردگان سخن گفتن با مردگان زنده شده و این که اصلا مشابه معجزات جمیع پیامبران را پیامبر اکرم داشته است یعنی یک هم چنین رویکردی به پیامبر اکرم دیده می شود. بحث فضائل آن حضرت و خصایص آن حضرت و در آن بخشی که مربوط می شود به زندگی آن بزرگوار می بینیم که به آن نقاطی دست می گذارد که برای مخاطب شیعه لازم تر است و موجب تقویت مذهب او می شود. مثلا فرض کنید علاوه بر تأکید بر غزوه بدر و غزوه خندق و نقش امیر المومنین در این غزوات، مثلا به طور خاص به صحابه ای که شیعه بوده اند توجه شده مثلا سلمان، ابوذر، مقداد و فضائلی که این ها داشته اند. در کتاب جلاء العیون هم همین رویکرد را می بینیم با این تفاوت که این جا در مورد چهار ده معصوم هست یعنی وقتی می خواهد یک معصوم معرفی بشود فضائلش مطرح می شود؛ مثلا به طور خاص اگر مثال بزنم فصل مربوط به حضرت زهرا سلام اللّه علیها فضائل آن حضرت آمده است، مناقب و معجزات آن حضرت آمده است، سیره و مکارم اخلاق آن حضرت آمده است، دو فصل هم در انتها مصائب آن حضرت آمده است و تظلم آن بزرگوار و ماجرایی که مربوط به شهادت ایشان می شود. خب این همان رویکردی است که در حیات القلوب هم می بینیم. فرقی نمی کند مثلا اگر یک معصوم دیگری را هم اگر ما مراجعه بکنیم تقریبا همین فضا را روبرو می شویم. ممکن است کسی بگوید شاید این از تاریخ نگاری مرسوم دور باشد. به هر حال علامه مجلسی عالم دین هست و در شرایطی که برای یک شیعه در آن
زمان تهدیدهای اعتقادی هم وجود است، مثلا فرض کنید تصوف و انواع فرقی که بوده اند و یا بعد از صفویه هم به هر حال اهل تسنن بوده اند و فعال بوده اند کما این که صفویه را بخشی از اهل تسنن ایران بر انداختند و حالا گرایش های غالیانه. در چنین فضایی علامه زندگی می کرده، یعنی دوره پایانی صفویان و در سال 1110 که علامه رحلت می کند، 1135 سقوط صفویه را داریم لذا
ایشان به عنوان یک عالم دین رسالت خودش می دیده است که در مورد پیامبر و اهل بیت به چنین مطالبی بپردازد، هرچند از مطالب تاریخی و وقایع مهم این بزرگواران هم غفلت نشده است.
آقای دکتر دو مرتبه به فارسی نویسی علامه اشاره کردید آن هم در دورانی که غالبا علما و دانشمندانی که در حوزه دین کار می کردند اصرار به نوشتن مطالبشان به زبان عربی داشتند این فارسی نویسی از کجا بر می آید یعنی چه چیزی در ذهن ایشان گذشته که بعضی از کتب را تصمیم گرفته که به زبان فارسی بنویسد.
ببینید ما با تشکیل دولت صفویه اتفاقی که در ایران شاهدش هستیم، یک این که اساسا بعد از حمله خلیفه دوم ایران به صورت یک پارچه دیگر وجود ندارد و صفویه ایران را به عنوان یک کشور یک پارچه احیا می کنند. ثانیا این که مذهب شیعه توسط شاه اسماعیل رسمیت داده می شود در حالی که قبل از آن یک بار فقط در زمان سلطان محمد خدا بنده یا الجایتو این رسمیت وجود داشت و آن هم موقت بود و خود سلطان عقب نشینی کرد به جهت این که فضا آماده نبود هر چند خودش تا آخر عمر شیعه باقی ماند. لذا در شرایطی که ایرانیان فارس زبان شیعه نخستین بار است که دارند یک دولت و یک حکومت را تجربه می کنند و حوزه هایی در ایران شکل می گیرد ادبیات مکتوبات متناسب با این مخاطب در دسترس نیست. در ادوار پیشین هم مراکز علمی شیعه خارج از مرزهای ایران بوده است و خارج مناطق فارس زبان بوده است، مثلا در جبل عامل یا در حله یا در بغداد و نجف و کوفه؛ بنابر این چون شرایط جدیدی ایجاد شده است و چنین نیازی وجود داشته است برای عامه مردم، فضای فارسی نویسی را می بینیم که شروع می شود و پیش از علامه مجلسی رضوان اللّه علیه ما می بینیم که شیخ بهایی می آید و کتاب جامع عباسی را به فارسی تدوین می کند که می توانیم بگوییم نخستین رساله عملیه شیعه به فارسی هست علامه مجلسی تحت تأثیر بزرگان علما که در اصفهان بوده اند از جمله شیخ بهایی بوده است اما علامه اصراری بر این داشته است و خیلی در این زمینه فعال بوده است. من چه بسا بتوانم این تعبیر را به کار ببرم که ایشان ایثار کرده است و شاید اگر همه آثارش را به فارسی می نوشت از جهت شأن علمی و جایگاه بین علما در زمانه خودش وضع بهتری می داشت.
شاید یک دغدغه مندی خاصی برای عموم مردم داشته است چون اساسا
وقتی کتاب به زبان عربی نوشته بشود و بعد بخواهد ترجمه بشود خواه ناخواه آن غرض اصلی مولف سخت به مخاطب انتقال پیدا می کند.
همین طور است. همین چیزهایی که علامه ترجمه کرده است خیلی جالب است. یعنی غیر از تألیفات، بحث ترجمه هایی که علامه انجام داده است، مثلا ایشان آمده است نماز را ترجمه کرده است، اذان را ترجمه کرده است. متون شاخص شیعی را ترجمه کرده است؛ مثلا زیارت جامعه کبیره را ترجمه کرده است و البته شرح هم کرده است اما؛ آن ترجمه تا به حال چاپ نشده که خوشبختانه تک نسخه ای از آن را، من به دست آوردم و مراحل تصحیح و تحقیقش را انجام می دهیم که ان شاء اللّه منتشر بشود. خدمتتان عرض کنم که کتاب فرحة الغرى سيد عبد الكريم بن طاووس را ترجمه کرده است چون جواب شبهه را می دهد. یعنی قبر امیر المومنین در نجف نیست این شبهه ای است که مخالفین کرده اند و سید عبد الکریم بن طاووس به نحو مستوفایی پاسخ داده است. در دوره صفوی
که دولت شیعه عتبات را تصرف می کند و در اختیار می گیرد انبوه زائران می خواهند به زیارت عتبات بروند و این شبهه آزارشان می دهد لذا؛ علامه آمده است این کتاب را ترجمه کرده است در حالی که می توانستند خلاصه آن را در منابر بگویند ببینید چه دغدغه ای داشته است که آن متن اصلی را آمده است در اختیار مخاطب فارسی قرار داده است.
رساله اهوازیه امام صادق علیه السلام به عبد اللّه نجاشی را ترجمه کرده است چون همه کار گزاران حکومت صفوی لزوما از اهل علم و فضل و عربی دان نبودند، مثلا سپاهی بوده است، نظامی بوده است، کار اجرایی داشته است، پرده دار بوده است. این رساله در واقع آداب فعالیت یک شیعه در دستگاه حکومتی است لذا علامه آمده است و آن را ترجمه کرده است. خوشبختانه رسائل فارسی علامه اكثرا به چاپ رسیده اند از جمله مجموعه ای از آن ها را با عنوان بیست و پنج رساله فارسی، کتاب خانه مرحوم آیت اللّه مرعشی چاپ کرده و در دسترس است. بحث های جالبی است که هر کدام از جهتی ناظر به مخاطب فارس زبان است. مثلا در مورد زیارت که عرض کردم رساله ای را ایشان در آن جا نوشته است، به فارسی به عنوان تحقیق در حدیث عدم احتساب عمر زائران امام حسین علیه السلام. این ها بعضا تألیف هستند و بعضا ترجمه هستند. مثلا رساله آداب نماز رساله بیان اوقات نماز رساله بیان شکیات نماز رساله آداب ماه شعبان نشان می دهد رویکرد ایشان در فارسی نویسی و ترجمه فارسی در چه موضوعاتی بوده است.
با توجه به این که در ماه محرم و در ماه عزای ابا عبد اللّه الحسین علیه السلام هم قرار داریم سوال پایانی را اگر شما هم مناسب بدانید اختصاص دهیم به سهم خاص و ویژه علامه مجلسی در مورد واقعه کربلا و ثبت آن چه که در کربلا اتفاق
افتاده است و به طور خاص در مورد عاشورا نگاری که ایشان انجام داده است.
خیلی عالی، به جا و به مناسبت هم هست. نکته ای که هست از همان بحث قبلی اگر بخواهم این سوال را جواب داده باشم، یکی از رساله های فارسی علامه مجلسی، رساله در حکمت شهادت سید الشهدا علیه السلام است که این هم به چاپ رسیده است به طور جدا گانه. و ایشان آن جا یک نظریه ارائه کرده است در فهم عاشورا و نظر ایشان آن است که امام در عین علم به شهادت برای تشکیل حکومت در کوفه قیام کردند و این ها هیچ منافات و تناقضی بین این ها نیست و این را تبیین می کنند در حدود چهل پنجاه صفحه که از همان زمان نگارش رساله بر علما آن زمان تأثیر گذاشتند و عده ای پیرو ایشان شدند در این نظر مثل مرحوم سید نعمت اللّه جزایری تا معاصران که بسیاری از علما و فقهای معاصر چنین نگاهی به عاشورا دارند. اما در خصوص خود عاشورا نگاری در دو کتاب به طور جدی وارد بحث تدوین تاریخ عاشورا شده است. یک جا مختصر هست به
فارسی در کتاب جلا العیون که البته نسبت به برخی از ائمه، بیش تر به بحث امام حسین علیه السلام پرداخته است. یک باب خاصی در مورد امام حسین باز کرده اند و مفصلا به وقایع عاشورا پرداخته اند. چرا عرض کردم مختصر؟ زیرا مفصلا در بحار به این پرداخته است. از باب بیست و چهار از جلد چهل و چهارتا پایان جلد چهل و پنج از چاپ صد و ده جلدی به موضوع عاشورا پرداخته است. بعد بر خلاف روش معمول خودشان که بر اساس روایات شیعی بوده است در بخش امام حسین علیه السلام از منابع عامه و زیدیه هم استفاده کرده اند مثلا مروج الذهب يا مقاتل الطالبیین. از منابع متأخر هم بعضا بهره برده اند و حتی از منابع معاصرشان. تنها نقدی که می توان کرد آن است که برخی از منابع معاصر علامه حاوی روایاتی ضعیف و بدون سند یا غیر معتبری بوده است که از طریق این منابع به بحار راه پیدا کرده است. و نکته ای که هم هست این است که این متن از زمان صفویه تا به امروز رواج داشته است از جمله مرحوم محمد حسن هشت رودی این بخش از بحار را ترجمه کرده است با عنوان محن الابرار که مستقلا هم به چاپ رسیده است. و بحار الانوار در مجموع یک تألیف مهم عاشورایی محسوب می شود. یک مدخلی هم در مورد این کتاب در کتاب فرهنگ سوگ شیعی بنده نوشته ام.
سپاس گزارم استاد خیلی ممنونم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید و تشکر بابت پاسخ به سوالات و نکات مفیدی که بیان فرمودید. اگر نکته پایانی هست در خدمتتان هستیم اگر نه از حضورتان خدا حافظی می کنم.
خواهش می کنم منم از شما تشکر می کنم و برای همه دست اندر کاران کنگره علامه مجلسی آرزوی توفیق دارم در پناه خدا.
چندین سال باوی معاشرت کردم و شب و روز با او بودم، هیچ عمل مباحی از او ندیدم تا چه رسد به مکروهات زیرا؛ وی از فرمایش رسول اکرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم پیروی می کرد که فرمودند: « وليكن فی كل شیء نية حتى النوم و الاكل»، بلكه تمام اعمال و افعالش طاعت و عبادت بود. با وجودی که جوان بود، تحصیل علوم کرده بود، بدان گونه که احدی از علمای زمانش بدان پایه نبودند، به خصوص در علم حدیث، حل هیچ حدیثی را از وی نپرسیدم مگر آن که به حدیثی مفصل، که حل آن حدیث مجمل بود، مرا جواب فرمود. در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه می فرمود، هیچ کس را فصیح تر و خوش کلام تر از او ندیدم. حدیثی که شب مطالعه می کردیم، چون روز از او می شنیدیم، چنان بود که هرگز از او نشنیده ایم از حسن تقریر و عذوبت منطقش. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی، ج 1، ص 153
جستاری در دعا نگاری علامه مجلسی جعفر زارعان
عکس
بنابر تعالیم معصومان علیهم السلام، دعا سِلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان ها و زمین، کلیدهای نجات و گنجینه های رستگاری، است. بر همین اساس شیعیان نیز نسبت به انس و قرائت ادعیه مأثوره، اهتمام داشته و به مناسبت های گوناگون به قرائت آن ها می پرداختند. تنوع بی نظیری که در متون ادعیه وجود دارد، این امکان را فراهم کرده است که در روزها و شب های هفته ادعیه مخصوصی وجود داشته باشد، چنان چه ماه ها و ایام خاص، دعای ویژه ای دارند. هم چنین برای خواسته های مختلف و رفع و دفع بلاها و غیر آن، متون ویژه ای توصیه شده است. این چنین است که شیعیان با بهره مندی از ادعیه، در شرایط مختلف می توانند با باری تعالی ارتباط برقرار کنند.
اولین ادعیه در نزد مسلمانان در ضمن آیات قرآن نمایان شده است و در ادامه با ادعیه نبوی توسعه یافته است. بعضی فرق اسلامی، به ادعیه قرآنی و نبوی اکتفا نموده و تراث معارفی آن ها در این
حوزه، محدود به همین مقدار است. در مقابل جایگاهی که امام معصوم در فرهنگ شیعه دارد این زمینه را فراهم کرده است که تشیع میراث دعایی را تنها در ادعیه صادره از سوی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم ندانسته و حجم زیادی از ادعیه را از سوی جانشینان پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم دریافت کند. بر همین اساس بعد از پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم، شیعه با ادعیه صادره از امیر المومنین علیه السلام و فرزندان معصوم او آشنا شده و در طول حیات خود با آن ها مأنوس است.
تعدادی از ادعیه ابتدائاً از سوی معصومان، انشاء شده است، چنان چه در بسیاری از موارد، درخواست دعا در یک موضوع یا موقعیت خاص توسط اصحاب صورت گرفته است. (اربلی، 1381 ه. ق.، ج 2، ص 185)
به دیگر بیان بخش قابل توجهی از میراث حدیثی شیعه، ادعیه و مناجات هایی است که از معصومین صادر شده است. بر همین اساس یکی از منابع با اهمیت معارف دینی، دعا و متون ادعیه است. در راستای همین رویکرد و برای بهره برداری بیش تر و بهتر از این بخش
متون دینی، از ابتدا کتاب هایی بر اساس متون ادعیه شکل گرفته است. بنابر گزارش ها، سابقه نگارش آثار دعایی هم چون دیگر کتب حدیثی، به سده های نخستین باز می گردد. اگر چه ادبیات کتب ادعیه از آغاز تا کنون سیر تطوری را طی کرده است اما همواره تألیف کتب ادعیه در دستور فعالیت محدثین شیعه قرار داشته است. (جعفریان، ص 205)
بسیاری از منابع شیعی در طول تاریخ از دسترس ما خارج شده و حداقل بعد از تألیف جوامع حدیثی، از آن شکل ابتدایی خارج شده است. با این وجود فهرست نگاران شیعه از جمله شیخ طوسی و نجاشی به خوبی عناوین این آثار را گزارش کرده اند. با مراجعه به چنین فهرست هایی با نام هایی نظیر کتاب الدعاء، كتاب ادعية الائمة، كتاب يوم و ليلة، كتاب عمل الشهور، کتاب عمل شهر رمضان، كتاب التهجد، كتاب المبسوط فى عمل يوم و ليلة، دعوات الايام، مواجه می شویم. این نام ها به خوبی جایگاه کتب ادعیه در میان آثار مولفان شیعه را نشان می دهد. بسیاری از آثاری که در قرون بعدی در زمینه دعا نگارش یافته، بر آمده از همین آثار نهفته در تاریخ است.
اگر بخواهیم مهم ترین آثار موجود در دعا نگاری را در طول تاریخ شیعه، دنبال کنیم، در رتبه اول باید از اثر فاخر شیخ طوسی (م 460)، «مصباح المتهجد» نام ببریم. این اثر توسط دیگرانی تلخیص و ترجمه شده و پیرو آن آثار متعددی تألیف شده و تاکنون جایگاه ویژه ی خود را دارد.
پس از شیخ طوسی، معروف ترین آثاری که می شناسیم مربوط به سید بن طاووس (م 664 ه) است. ابن طاووس با استفاده از میراث مکتوبی که در اختیار داشته است، ادعیه ی گوناگونی استخراج نموده و آثاری چون «فلاح السائل»، «اقبال الاعمال»، «مضمار السبق» و «جمال الاسبوع» به جامعه شیعه تقدیم
گردیده است. (1)
در دوران بعد، شخصیت محوری در حوزه دعا، ابراهیم بن علی عاملی معروف به کفعمی (م 905 ه) است. دو اثر مهم او در موضوع دعا و زیارت و اعمال ماه های قمری عبارت است از «البلد الامين» و «جنة الامان» که البته به نام مصباح کفعمی نیز خوانده می شود. کفعمی حدود سال 805 ه. ق. تأليف مصباح اقدام کرده است. این کتاب در حقیقت منتخب و خلاصه ای از البلد الامین است. گفته می شود بعد از مصباح کفعمی، از حضور مصباح المتهجد شیخ در خانه ها کاسته شد.
اکنون که تا حدی با سیر تدوین کتب ادعیه در تاریخ حدیث شیعه، آشنا شدیم، مناسب است مختصری با گونه های مختلف نگارش کتب ادعیه آشنا شویم. کتاب های دعا از دید کلی به چند گروه تقسیم می شوند که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد.
دسته نخست کتاب هایی است که صرفاً
1) فلاح السائل مربوط به ادعیه روزانه، اقبال مربوط به ادعیه سالیانه، مضمار السبق مربوط به اعمال ماه مبارک رمضان و جمال الاسبوع مربوط به اعمال روز جمعه است
مشتمل بر دعا بوده و به تناسب تقسیم بندی مؤلف و موضوع ادعیه که درباره روزهای هفته، ماه و یا سال باشد، ترتیب یافته است. هم چنین آثاری که ادعیه رسیده از یک امام را جمع آوری کرده اند، «صحیفه سجاديه»، «أدعية الوسائل إلى المسائل» از این شمارند. هم چنین آثاری که ادعیه ی مربوط به موضوع خاصی را جمع آوری کرده اند مانند «أدعية الصباح»، «أدعية صلاة الليل».
دسته دوم: کتاب هایی است که دربارة آداب دعا نوشته شده است. نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از: 1- «عُدَّهُ الدّاعى و نَجاح السّاعى» تأليف ابن فهد حلَی. 2- «آداب دعا» تألیف سید محمد باقر بن اسماعیل خاتون آبادی.
دسته سوم: کتاب هایی است که به نحوی مربوط به امور طلسمات شده و در آن ها از تعویذات، ختم ها و حزرها بهره گرفته شده است. نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از: 1- «مُهَجَ الدَّعوات و منهج العبادات»، تألیف سید بن طاووس، «مجموعة الأدعية و الأوراد و الختوم» اثر شيخ علی بن فضل بن هيكل حلى.
دسته چهارم: کتاب های مربوط به استخاره است. دلیل احتساب این آثار در میان کتاب های دعا، این است که دعاهای هنگام الاستخاره به تفصیل در آن ها آمده است؛ علاوه بر این که، خود استخاره نوعی دعا است. نمونه این نوع کتب ادعیه عبارتند از: 1- «فتح الابواب» تألیف سید بن طاووس. 2- «مفاتیح الغیب» تألیف علامه مجلسی.
دسته پنجم: کتاب های مشتمل بر زیارات است که به هر روی از همان آغاز پیوسته به کتاب های دعا بوده است، کتاب هایی که از آن ها با عنوان المزار یا شبیه آن یاد شده است. گفتنی است که فرهنگ دعا و زیارت تا اندازه زیادی به یک دیگر آمیخته بوده و به طور معمول در کنار یک دیگر قرار داشته است. شاید اولین بار در
نیمه اول قرن پنجم دعا و زیارت، در «کتاب الدعاء و الزيارة» از محمد بن علی طرازی، به صراحت در کنار هم آمده است.
در کنار پنج گونه ای که بیان شد بخش قابل توجهی از کتب ادعیه، مواردی است که همه یا بخشی از موارد یاد شده را شامل می شود. می توان «بلد الامین»، «زاد المعاد» و «مفاتیح الجنان» را نمونه هایی این دست بر شمرد.
علامه محمد باقر مجلسی آثار فراوانی در حوزه های مختلف تدوین کرده است. از این میان آثاری چند نیز در موضوع ادعیه نگاشته است که در ادامه با آن آشنا می شویم.
دائرة المعارف بحار الانوار که اثر ماندگار علامه مجلسی است، مباحث مختلفی پیرامون ادعیه و زیارت و در بر دارد. در جلد هشتاد و سوم این کتاب تعقیبات نمازهای یومیه بیان شده است. در جلد هشتاد و شش و هشتاد و هفتم به فضیلت روز و شب جمعه و
اعمال آن پرداخته شده است. در جلد نود و نود یک و نود دو، باب های دعا و حرز و عوذات پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام ذکر شده است. هم چنین دو جلد نود و چهار و نود و پنجم مرتبط با اعمال روزها و سال هاست. چنان که جلد نود هفتم، نود و هشتم و نود و نهم به کتتاب مزار اختصاص داده شده است.
بحار الانوار بین سال های 1070 تا 1103 تدوین گردیده است، چنان چه جلد هجده در چهار دهم صفر 1094 ه. ق. پایان یافته است، جلد بیست و دو در بیست و هفت رجب سال 1081 ه. ق. خاتمه یافته و جلد نوزده نیز توسط علامه تصحیح نشده است. بنابر این دعا نگاری علامه در بحار الانوار تا سال 1094 ه. ق. یا نهایتاً در سال 1103 ه. ق. انجام شده است.
علامه مجلسی در کتاب المزار بحار الانوار به ذکر زیارات معصومان پرداخته است. با این وجود در حدود سال 1085 ه. ق. در کتاب «تحفة الزائر» به ذکر زیاراتی اقدام می کند که به طرق معتبر نقل شده است. علامه به جهت آن که ثواب زیارت پیامبر اکرم صلى اللّه عليه و آله و ائمه علیهم السلام در احادیث فراوانی آمده و بیش تر کتب زیارت، به زبان عربی نوشته شده است، تصمیم می گیرد کتابی در زمینه آداب زیارت معتبر نقل شده از معصومان به زبان فارسی بنویسد تا شیعیان فارسی زبان از آن بهره ببرند:
چون به مقتضای اخبار بسیار و احادیث بی شمار، زیارت رسول مختار و ائمه ابرار صلوات اللّه عليهم أجمعین از اشرف قُربات است و در هر عمل رعایتِ آداب مأثوره و الفاظ منقوله از ائمّه هدی صلوات اللَّه عليهم موجب مزید قبول و قُرب وصول به مأمول می گردد و اکثر کتبی که در زیارات مصنَّف گردیده است به لغت عرب تالیف نموده اند و اکثر خلق را از آن بهره کامل و حظّ شاملی نیست و
بسیاری از زیارات، مظنون آن است که از تأليفات علما رضوان اللَّه علیهم است و زیارات منقوله بسیار از ائمه اطهار علیهم السلام به نظر این قاصر رسیده بود، که با وجود آن ها به زیارات مؤلّفه علما احتیاج نبود، بخواست که رساله ای تألیف نماید که مقصور باشد بر ذکر زیارات و ادعیه و آدابی که به اسانید معتبره از ائمه دین صلوات اللَّه عليهم اجمعین منقول گردیده است و فضایل و آداب هر یک را به لغت فارسی ترجمه نماید، تا اکثر شیعیان این دیار از این رساله وافیه بهره مند گردند و اطلاع بر فضایل زيارات موجب مزید رغبات ایشان گردد. (مجلسی، 1386، ص 2 و 3)
بر اساس این مقدمه دانسته می شود علامه سه دغدغه داشته است. نخست بیان زیارات مأثور از سوی معصومان در مقابل زیارت تالیف شده، دوم بیان زیارات به اسناد معتبر و سوم تألیف کتابی به زبان فارسی برای بهره مندی فارسی زبان. کتاب دارای یک مقدمه، دوازده باب و یک خاتمه است. علامه مجلسی، کتاب را در ماه صفر 1085 ه. ق. به پایان رسانده است.
این کتاب در ادعیه و تعقیبات نماز و هم چنین ادعیه ی اوقات مختلف روز، تدوین یافته است.
چون اشرف عبادات بدنیّه نماز است، و تعقیبات مأثوره را در تکمیل صلوات مدخلیّتی عظیم هست؛ و ایضاً موجب رفع درجات، و حطّ سيّئات، و حصول مطالب و حاجات می گردند، و هیچ راه از طرُقِ قربِ رافع الدرجات به دعا و مناجات نمی رسد؛ و کتب و رسایل که در این مطلب تدوین شده محیط به همه آن ها نیست، و بسیاری از آن ها که به اسانید صحیحه منقول گردیده ایراد ننموده اند و بعضی از آن ها که ایراد نموده اند خصوصیّتی به تعقیب ندارد، و بعضی که مخصوص به نماز خاصّی وارد شده در تعقیب مطلق صلوات ایراد نموده اند؛ و چون این قاصر جمیع آن ها را در کتاب بحار الانوار به طرق متعدّده ایراد کرده ام به خاطر فاتر رسید اکثر آن ها را در رساله ای جدا جمع کنم، و به فارسی احادیث آن ها را ترجمه نمایم تا عامّه خلق از آن بهره مند توانند شد، و در ضمن نقل هر یک اشاره به صحّت و قوّت هر یک به حسب سند بشود که اگر ناقد بصیر خواهد که بعضی را اختیار نماید راه امتیاز را داند؛ و دعاهای صبح و شام و سایر ساعات لیل و نهار را اضافه نمودم، و بر ده فصل مرتّب گردانیدم، و چون ادعیه را از کتب معتبره علمای سلف رضوان اللّه عليهم و مصباح ها که در دعا تألیف نموده اند اقتباس نموده به مقباس المصابیح مسمّی ساختم. (مجلسی، 1390، ص 42 و 43)
از همین مقدمه بدست می آید که علامه در صدد تدوین کتابی است اولاً جامعیت داشته باشد و ثانیاً از اعتبار کافی برخوردار باشد و ثالثاً برای عامه ی مردم قابل استفاده باشد. ظاهراً این کتاب در ماه رمضان سال 1096 ه. ق. پایان یافته است.
ربیع الاسابیع کتابی در باب اعمال روزهای هفته است که البته حجم کتاب به شب و روز جمعه اختصاص یافته است. علامه این کتاب را در چهار ده فصل و یک خاتمه تدوین کرده و در جمادی الاول سال 1099 ه. ق. پایان پذیرفته است.
به شهادت آیات کریمه و دلالت روایات قویمه مأثوره از نبیّ مختار و اهل بیت اطهار صلوات اللّه عليهم اجمعين كالشمس فی رابعة النهار لایح و ظاهر گردیده است که شب و روز جمعه از میان سایر لیالی و ایّام به مزید رفعت و کرامت و شرافت و نباهت ممتازند و به انتساب به حضرت سیّد انبیا و آل ولايت اِنتما [انتساب] از اطناب در مدح و ثنا بی نیاز و در اخبار بی شمار اعمال بسیار از صلوات و دعوات و غیر آن ها از سیّد ابرار و ائمّه اخبار عليه و عليهم الصّلاة و السّلام مأثور و در کتب معتبره مسطور است و اکثر خلق قدر این دو گوهر ثمین و دو سرمایه رحمت ربّ العالمین را نشناخته ساعات شریفه آن ها را که زبده و خلاصه عمر گران مایه است صرف غفلت و طرب و لهو و لعب می نمایند. لهذا این رساله عجاله را با ضیق
مجال و وفور اشتغال در حیّز تحریر در آورد و برخی از اعمال سایر ایّام هفته را نیز به آن اضافه نمود و بر چهار ده فصل و خاتمه مرتّب گردانید و به کتاب «ربيع الأسابيع» مسمّى ساخت. (مجلسی، 1386، ص 16 و 17)
علامه پیش تر در بحار الانوار به این گونه ادعیه پرداخته است، اما در راستای هدایت و ارشاد مردمی که از سرمایه عمر خود بهره نمی برند اثری با این موضوع تدوین کرده است.
ظاهراً آخرين تالیف علامه مجلسی در ادبیات دعا، کتاب ارزشمند زاد المعاد است (1). این کتاب در اواخر عمر ایشان یعنی ماه رمضان سال 1107 ه. ق. و به زبان فارسی نگاشته شده است. تبویب کتاب، از یک مقدمه و چهار ده باب و خاتمه تشکیل یافته است. اقبال عمومی به زاد المعاد بسیار بوده و ده ها بار طبع و نشر یافته و تا پیش از انتشار مفاتیح الجنان، معروف ترین کتاب ادعیه و زیارت بوده است.
عکس
1) آخرین اثر علامه مجلسی، کتاب حق الیقین است که در شعبان سال 1109 به پایان رسیده است
نقل است که وقتی از علامه مجلسی در خواست تألیف کتابی در دعا و زیارة کردند، فرمود: «به ذريعة النجاح عمل کنید، که شما را کفایت می کند.» (دوانی، 1370، ص 372). (1)این کتاب از آثار میر محمد صالح خاتون آبادی است و با موضوع اعمال و ادعیه ی معتبر سال و بعضی زیارات تألیف شده است. تاریخ تألیف این کتاب را حدود 1100 ه. ق. تخمین زده اند یعنی حدوداً هفت سال قبل از تالیف زاد المعاد. این که چه چیزی علامه مجلسی را مجاب کرده است تا کتاب دیگری در این موضوع، نگارش کند، پاسخ صریحی ندارد اما شاید کلمات او در مقدمه زاد المعاد راه گشا باشد:
چون جناب مقدس ایزد تعالی شأنه، برای هدایت گم گشتگان بوادی جهالت و ضلالت، طريق صوم و صلاة و دعا و عبادات که اشرف طاعات و اقرب طرق نیل سعاداتند، مقرر گردانیده و از حضرت رسول خدا و ائمة هدى صلوات اللّه عليه و علیهم اجمعین ادعیه و اعمال بسیار منقول گردیده که کتب دعا مشحون است از آن ها و این خادم اخبار ائمع
1) البته بعضی در صحت چنین نقلی، تردید کرده اند
اطهار عليهم صلوات اللّه الملک الغفار اکثر آن ها را در کتاب بحار الانوار ایراد نموده و اکثر خلق باعتبار اشتغال بانواع اشغال دنیویه و غیرها تحصیل آن ها و عمل بجمیع آن ها میسر نیست، خواستم که منتخبی از اعمال سال و فضائل ایام و لیالی شریفه متبرکه و اعمال آن ها که باسانید صحیحه و معتبره وارد شده است در این رساله ایراد نمایم که عامه خلق از برکات آن محروم نباشند. (مجلسی، 1378، ص 2)
بر اساس این مقدمه، انگیزه ی اصلی مؤلف، فراهم کردن زمینه ی بهره مندی عموم مردم از دعا و معارف آن است. به نظر می رسد علامه با وجود ارجاع به کتبی مانند «ذريعة النجاح»، درصدد تألیف اثری بر آمده اند که عموم مردم که اهتمام کم تری به امور عبادی دارند، بتوانند از دعا بهره مند شوند.
چند باب پایانی زاد المعاد از ادبیات دعا فاصله گرفته و بیش تر به بیان احکام و مسائل فقهی پرداخته شده است. در بخش اول از باب دوازدهم، احکام نماز آیات بیان شده، در باب سیزدهم به احکام مرتبط به اموات پرداخته شده، و عنوان باب چهار دهم، «در احکام زکات و خمس و اعتکاف» است. (1)خاتمه ی کتاب نیز به مسائل مربوط به کفاره اختصاص یافته است.
در بعضی چاپ های قدیمی کتاب زاد المعاد، کتابی با عنوان «مفتاح الجنان» در حاشیه کتاب چاپ شده است. مفتاح الجنان به رغم شهرتی که داشته است، مؤلفش نا شناخته مانده است. این کتاب مورد اعتماد نبوده و بعدها محدث قمی بر اساس همین کتاب و با هدف ذکر ادعیه معتبر آن کتاب و البته افزودن ادعیه دیگر، به تألیف مفاتیح الجنان اقدام کرده است. (قمی، 1391، ص 21)
1) به نظر محقق دوانی، باب چهار دهم، در حقیقت رساله ی مستقلی است که علامه در ضمن این کتاب هم آورده اند. ن. ک: علامه مجلسی بزرگ مرد علم و دین، ص 129
علامه مجلسی علاوه بر تألیفات متعدد، در راستای نشر دعا در متن جامعه، به ترجمه ی بعضی از متون معروف اقدام نمود. از جمله می توان به ترجمه ی زیارت جامعه کبیره، ترجمه دعای سمات، ترجمه و شرح دعای جوشن کبیر و ترجمه دعای مباهله اشاره داشت.
انجام این گونه امور را می توان در دغدغه مندی علامه مجلسی نسبت به تدین و دین مداری جامعه پیرامون خود تفسیر کرد. چنان چه بررسی نگاشته های او در موضوع ادعیه، به خوبی بیانگر این نکته است که علامه بخشی از بحار الانوار را برای عموم مردم ساده سازی نموده است. اگر بحار الانوار، دریای معارف اهل بیت است و زبان تخصصی دارد، ایشان تک نگاری هایی در باب دعا، زیارت، تعقیبات و غیر آن به جامعه ی فارسی زبان پیرامون خود عرضه کرده است.
اربلی، علی بن عیسی. (1381 ه. ق.) كشف الغمة فی معرفة الأئمة، چاپ اول. تبریز - ایران
انصاری قمی، ناصر الدین. کتاب شناسی تألیفات علامه مجلسی. مشکات (29). ص 150 - 173
جعفریان، رسول (1375) ادب دعا در شیعه، نامه مفید (5). ص 205 - 234
دوانی، علی. (1370) مجلسی بزرگ مرد علم و دین. چاپ اول. تهران - ایران: انتشارات امیر کبیر
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، چاپ هفتم. مشهد - ایران: موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
مجلسی، محمد باقر. (1378) زاد المعاد، تهران ایران: نشر اسلامیه
(1386) ربيع الاسابيع. تحقیق سلیمانی، مهدی. چاپ اول. قم - ایران: نشر مسجد مقدس جمکران
(1386) تحفة الزائر، قم - ایران: موسسه امام هادی علیه السلام
(1390) مقياس المصابیح در تعقیبات نماز و آثار آن، تحقیق ترکی، مصطفی؛ موسوی بخش، مصطفی. نشر حوزه علمیه اصفهان
(1403 ه. ق.) بحار الأنوار الجامعه لدر اخبار الائمه الاطهار. چاپ دوم. بیروت - لبنان: داراحياء التراث العربی
آیت اللّه العظمی شیخ محمد حسن اصفهانی، صاحب جواهر. در مجلس درس فرموده: دیشب در عالم رویا دیدم که گویا در مجلس بزرگی هستم و جماعتی از علما در آن مجلس حضور دارند و دم در دربانی بود، از او اجازه گرفته داخل شدم. در آن محفل، عده زیادی از علمای متقدمین و متأخرین را دیدم که نشسته بودند و علامه مجلسی در صدر آن مجلس جای داشت تعجب کردم و از دربان علت آن را جویا شدم در جوابم گفت: علامه مجلسی در نزد امامان علیهم السلام به باب الائمه شهرت دارد. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی، ج 1، ص 170
جستاری در اخلاق و معنویت علامه مجلسی، محمد سعید ماجد
عکس
از جمله شواهدی که گواه ویژگی های معنوی و عرفانی علامه مجلسی است، سیره ایشان است. سیره ایشان آمیخته به تقوی و معنویت بوده است که گزارش های شاگردان و اشارات خود ایشان گواه این معناست. از جمله گزارش هایی که از سیره ایشان در دسترس است گزارشی است که میر محمد صالح خاتون آبادی، که داماد، شاگرد و همراه همیشگی مرحوم علامه مجلسی بوده است، به دست می دهد. وی در وصف علامه مجلسی چنین می گوید:
مدت چهل سال از باقی عمرم را در خدمت او سپری کردم و از فیوضات او بهره مند گشتم در حالی که آثار کرامت و استجابت دعاهایش را به چشم دیدم و در این مدت جز حسن نیت و اخلاص و صفای باطن از او ندیدم.
این بیان گویای آن است که ایشان همواره
متوجه به خداوند متعال، اعمال نیک و معنویات در زندگی شخصی خود بوده است.
شاهد دیگر از این دست، گزارشی است که سید نعمت اللّه جزائری از سیره علامه مجلسی به دست می دهد. وی می فرماید:
چندین سال با وی معاشرت کردم و شب و روز با او مأنوس بودم، هیچ عمل مباحی را از او ندیدم، چه برسد به مکروهات زیرا؛ وی از فرمایش رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم و سلم پیروی می کرد که فرموده اند وليكن فی كل شیء نيه حتى النوم و الاكل. تمام افعال و اعمالش طاعت و عبادت بود و با وجود آن که جوان بود تتبع علوم کرده بود. (مهدوی، 1378، ج 1، ص 152)
هم چنین شواهدی بر این مدعا در نوشته های مرحوم علامه مجلسی به چشم می خورد. مرحوم مجلسی در رساله پاسخ به پرسش های ملا خلیل قزوینی، ضمن گزارشی از مشایخ که به عرفان گرایش داشتند، به اخذ اربعین از پدر خود اشاره می کند. این رساله در پاسخ به پرسش های ملا خلیل قزوینی در مسائلی نظیر فلسفه و عرفان و رجوع به اخبار
نگارش شده است. گزارشی از محتوای این بخش از این رساله کتاب علامه مجلسی نوشته حسن طارمی چنین گزارش شده است:
در رساله پاسخ به پرسش های ملا خلیل قزوینی، علاوه بر این مشایخ، از شیخ بهایی نام می برد که کتاب هایش مشحون است به تحقیقات صوفیه، و پدر مجلسی، ملا محمد تقی، از این شیخ بزرگ تعلم ذکر و فکر گرفته بود و هر سال یک اربعین می گرفت. او می افزاید که پدرش جمع کثیری از تابعان شریعت مقدسه را مطابق قانون شرع به ریاضت وا می داشت. و حتی خود او (محمد باقر مجلسی) نیز بارها اربعینیات بسر آورده بود. مجلسی، آن گاه حدیثی را در تأیید درستی این کارها می آورد:
هر کس چهل صبحدم اعمال خود را برای خدا خالص کند، خدا از قلب او بر زبانش چشمه های حکمت را جاری می سازد. (طارمی، 1389، 238)
گواه دیگر بر وجود خصیصه های معنوی در علامه مجلسی، تأثیر پذیری و اعجابی است که از ایشان نسبت به پدر به چشم می خورد. تأثیر پذیری ایشان از پدر خود، تأثیر پذیری بزرگی است. پدر علامه مجلسی از بزرگان اهل معنویت و عرفان است. مرحوم مجلسی در دامن این پدر رشد کرده است. چنان چه اشاره شد ایشان اذعان می کند که اربعینیاتی را به دستور پدر گذرانده است. عرفان محمد تقی مجلسی عرفانی باطنی و روحی است و گرایشات عمیق معنوی در این عرفان، دیده می شود. این ویژگی ها تا بدان جاست که بسیاری وی را از صوفیه بر شمرده اند. مرحوم علامه مجلسی انتهای رساله اعتقادات خود به این گمانه اشاره کرده و می فرماید:
ای برادر من، بدان که آن چه در این رساله برایت بیان کردم، همه را از معادن
نُبُوّت گرفته ام و به دلخواه خود چیزی نگفته ام و بپرهیز از این که گمان کنی پدر علاّمه ی من (ملاّ محمّد تقی) - نَوَّرَ اللهُ ضَريحَهُ - از صوفیّه بوده و به مَسالِک و مذاهب ایشان اعتقاد داشته! چنین مطلبی از پدرم دور است! و چگونه می تواند چنین باشد و حال آن که وی از اهل زمان خودش به اخبار اهل بیت عَلَیهِمُ السّلام مأنوس تر و عالم تر و عامل تر بود؛ بلکه او پیرو مسلک زُهد و پرهیز گاری [ مشروع - ش] بوده است. ولی در اوائل امر، خودش را صوفی نامیده بود تا این که صوفیه بر دوستی با او رغبت پیدا کرده و از او خوفی نداشته باشند، تا بتواند آن ها را از گفتارهای فاسد و کارهای بدعت نهاده شده، باز دارد و بسیاری از ایشان را هم با همین مُجادَله ی حَسَنه (مباحثه ی نیکو) به سوی حق هدایت کرد و زمانی که در اواخر عمرش دید که آن مَصلَحَت از بین رفت و پرچم های گمراهی و طغیان بر افراشته شد و احزاب شَیطَان غالب گشتند و وقتی که دانست ایشان از دشمنان خداوند هستند صریحاً از ایشان بیزاری جُست و آن ها را از جهت عقاید باطله یشان تکفیر می نمود و من بیش
از همه بر طریق پدرم آشنایی دارم و نوشته جاتش درباره ی صوفیّه [و گمراهی ایشان] نزد من است. (مجلسی، 138، ص 174 و 175)
مرحوم محدث نوری، که خود از مخالفین سر سخت تصوف است، از عرفان مرحوم محمد تقی مجلسی دفاع کرده است و طریقه ایشان را ممدوح شمرده است. هم چنین مرحوم میرزا یحیی بید آبادی به دفاع از عرفان و معنویت ایشان پرداخته است. (قاسمی، 1395، ص 242 تا 249)
مرحوم فاضل مبارکه ای، که از علما اصفهان و صاحب تألیفاتی بود، اتهام اتصاف مرحوم ملا محمد تقی مجلسی به تصوف را رد کرده و در توضیح جهت تمجید مرحوم ملا محمد تقی مجلسی از تصوف می فرماید:
اگر مراد از تصوف ریاضات روحیه و مجاهدات نفسانیه و ذکر و مراقبه و تحصیل مکارم اخلاق و عبادات و سیر مراتب قلبیه و اتصال به رشته ولایت و مراعات کامل از احکام شرع، که طریقت را شرط اعظم رعایت جانب شریعت است، و ترک هوای نفس و گناهان دور کننده انسان از مبدأ و زهد در دنیا و شروطی که در جای خود مقرر است. اگر این تصوف مراد است جهت دارد که این مقام را از این شخص بزرگ نفی کرده اند. (قاسمی، 1395، ص 251)
گذشته از گرایشات عرفان عملی، مجلسی اول در عرفان نظری نیز همراهی واسع و کاملی با بزرگان عرفان نظیر محیی الدین عربی و شیخ عبد الرزاق کاشانی داشته است. مرحوم مجلسی خود را پیرو این پدر می داند و افتخار می کند که از این پدر اخذ اربعینیات داشته است. وی همگان را از رمی نمودن پدر خود به صوفیه بر حذر می دارد.
مبارزات علامه مجلسی با صوفیه زمان خود از محکمات زندگی ایشان است.
این مبارزات تا بدان جا ادامه داشته است که برخی وی را متهم به صوفی کشی می دانسته اند، اما مرحوم مجلسی این مبارزات را به معنای نفی توجه معنویت و بواطن دین نمی داند.
اگر تصوف را رویکردی به باطن شرعیت همراه با حفظ آداب دینی، توجه به معرفة النفس و تهذیب آن و نیز کوششی برای تقرب به حق بدانیم، محمد باقر مجلسی از مدافعان این رویکرد بوده است. به اعتقاد او عالمانی چون برهان الاصفياء الكاملين، شیخ صفی الدین اردبیلی، سید رضی الدین علی بن طاووس، ابن فهد حلی و شهید ثانی از کسانی بوده اند که بعد از طی مدراج علوم دینی به طریقه ریاضت و عبادت و بندگی به قانون شریعت مقدس نبوی روی آوردند و بدعتی از ایشان گزارش نشده است. این ها چند تن از صوفیه امامیه بوده اند که در کتاب هایشان دقایق اسرار صوفیه را آورده اند. (طارمی، 1389، ص 237 و 238)
مرحوم مجلسی می فرماید گروهی هستند که گرایشات باطنی و معنوی دارند. این در حالی است که اسامی که ایشان ذکر کرده است توسط تراجم نویسان متهم به تصوف شده اند. مرحوم مجلسی از ابن فهد حلی نام می برد. ابن فهد حلی در قرن هشتم متولد گردید. بسیاری از تراجم نویسان هنگام یاد کرد از او به مذمت وی روی آورده اند و از تمایل او به مذهب صوفیه سخن می گویند. این در حالی است که مرحوم مجلسی از شخصیتی مانند ابن فهد حلی به عنوان «مشایخ معنوی» و «صوفی امامی» یاد می کند. در توضیح این معنا می توان به بیان مرحوم سید محسن امین، در اعیان الشیعه، متذکر شد. ایشان می فرماید: تصوفی که به این بزرگان دین نظیر ابن فهد و ابن طاووس و خواجه نصیر الدین طوسی و شهید ثانی و شیخ بهایی و امثال ایشان نسبت می دهند
جز اننقطاع به خالق و جدایی از خلق و زهد در دنیا و فنا در دوستی حق چیزی نیست و این نهایت مدح بزرگان است. (نائیجی، 1381، ص 10)
نکته دیگر تجلیلی است که مرحوم مجلسی از اساتید خود می کند. تجلیل کم نظیر مرحوم مجلسی از مقام فلسفی حکیم نامدار شیعه، میرداماد، از جمله این موارد است. هم چنین از میرزا رفیعا نائینی، با تعبیر «سيد الحكماء المتألهين» ياد می کند. مرحوم ملا محسن فیض کاشانی که اعاظم عرفای شیعه بوده است و کتب وی مشحون از مطالب عرفانی است. مرحوم مجلسی وقتی به نام وی می رسد با تعبیر «قدوه العارفين المولى المحقق العارف المولى الجليل العالم العارف الربانی» از او یاد می کند آن چه بیان شد گویای توجه آشکار مرحوم مجلسی به بواطن دین و معنویات است.
طارمی، حسن. (1389) علامه مجلسی. چاپ دوم. تهران: طرح نو
قاسمی، رحیم (1395) عرفان مجلسی. چاپ اول. قم: آیت اشراق
مجلسی، محمد باقر. (1387) اعتقادات. تحقیق درگاهی، حسین. ترجمه آزیر، حمید رضا. چاپ دوم. تهران: موسسه زیتون.
مهدوی، سید مصلح الدین. (1378) زندگی نامه علامه مجلسی. چاپ اول. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حلی، ابن فهد (1381) راز و نیاز به درگاه بی نیاز ترجمه عده الداعى و نجاح الساعى. ترجمه نائیچی، محمد حسین. چاپ اول. تهران: کیا
مهدویت از دیدگاه علامه مجلسی در صحبت آیت اللّه شیخ نجم الدین طبسی، احمد رضا کریمی و محمد جواد عابدینی
عکس
سلام عرض می کنیم محضرتان. مصاحبه ای که در خدمتتان هستیم مربوط به همایش علامه مجلسی است. در بیست و هفتم ماه مبارک رمضان مقرر شد که به طور سالیانه همایشی به یاد و نام ایشان برگزار شود و آثاری هم تولید بشود برای ایشان. یکی از کارهایی که برای این همایش انجام می شود، مصاحبه هایی است که در آخرین مصاحبه در خدمت شما هستیم. در باب حضرت عالی، سوالاتی بوده است در باب مهدویت و اندیشه علامه مجلسی، در این باب می خواهیم که در خدمتتان باشیم.
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين سيما امام زماننا حجت اللّه فی الارضين
بنده به علامه مجلسی یک ارادت خاصی دارم. نادرا اتفاق می افتد که بیایم اصفهان و سر مزار این بزرگوار نروم و سر درس نادرا اتفاق می افتد در درس ها، که نام مبارک این بزرگوار را ببرم و از طلبه ها نخواهم که برایش صلوات بفرستند بیست و هفت ماه مبارک رمضان من
اصفهان بودم، مصادف هم شد با تشییع جنازه شهید زاهدی، و نامی از این بزرگوار برده شد. احیا و اقامه نشست ها، بزرگداشت ها نسبت به علامه مجلسی احیا شعائر شیعه است. جنبه تبلیغ از شخص ندارد. احیا شعائر است. قبل از این که جواب حضرت عالی را عرض کنم من می خواهم نیم نگاهی به این شخصیت بزرگوار بیندازم. علامه مجلسی نادره دهر بود. بر خلاف آن چه که ترویج داده می شود که یک محدث بود. محدث اگر به این معنا باشد که با حدیث سر و کار دارد این شرف برای علامه مجلسی است و برای هر کسی است که خود را ولایت مدار می داند اما؛ اگر محدث به معنای رتبه علمیش باشد نه ایشان جامع معقول و منقول است. من شما را ارجاع می دهم به جلد دو جامع الرواة صفحه هفتاد و نه، میرزا علی اردبیلی مولف این کتاب است. نوآوری های زیادی در این کتاب دارد. ایشان شاگرد ایشان است. ببینید در صفحه هفتاد و نه نسبت به علامه مجلسی چه می کند. المحقق الدقق آیت اللّه العظمى الامام جامع المعقول و المنقول بعد می گوید اگر ما
بخواهیم راجع به ایشان صحبت کنیم در قالب این بیست و هشت حرف است و این بیست و هشت حرف نمی تواند شخصیت این بزرگوار را ترسیم کند. بعد می گوید بلغ فیضه و فیض والده عالم را دينا و دنیا.
علامه اردبیلی در فن رجال کم نظیر بود. مرحوم آقای بروجردی وقتی کتاب رجال ایشان زیر چاپ بود، خطیِ کتاب اردبیلی به دستشان رسید و فرمودند این از کتاب من بهتر است و این کتاب را چاپ کردند. امروز یکی از افتخارات مرحوم آقای خویی رحمه اللّه، در کتاب شریفشان، معجم رجال، طبقات است. این ها اساسا از همین کتاب است. از کتاب جامع الرواة است. جامع الرواة این جور نسبت به شخصیت علامه مجلسی تعریف و تجلیل می کند. جالب این است که بدانید که، ایشان طبق آن خوابی که مرحوم صاحب جواهر دیده اند و این خواب را شیخ عباس قمی به سند خودش از صاحب جواهر نقل می کند. در ماده جلس. که خواب دیدم جلسه علمایی است و هر کس را هم راه نمی دهند من رفتم دم در که اجازه بگیرم، گفتند وارد شو. رفتم دیدم که همه علما جمعند و مجلسی در صدر مجلس است. تعجب کردم؛ انه يسمى عند الائمه بباب الائمه. باب الائمه است ایشان.
یا این که مرحوم شاهرودی بزرگ، سید محمود شاهرودی. مرحوم آیت اللّه زاهد می فرماید من خدمت آقای شاهرودی رفتم که بیایم اصفهان؛ ایشان فرمود که من تعهد می دهم که یک زیارت امیر المومنین امین اللّه از طرفت بخوانم، شما به من تعهد بده که از طرف من مجلسی را زیارت کن. بعد فرمودند که آقای مجلسی گویا در جلسات درس ائمه شرکت می کرده است. حرف های ائمه دستش است. این شخصیت است. بزرگ است.
آقای مجلسی متأسفانه همین جور مبهم مانده است. وظیفه ما طلبه ها،
وظیفه ما حوزوی ها، این است که این سرمایه را مطرح کنیم. گامتان گام بسیاری ارزشی است اما؛ دیر شده است. زمینه متأسفانه برای دیگران فراهم شده است. من یکی از کسانی که عمامه به سرش هست که بعد خدا کمرش را خرد کرد، و خدا را شاکر هستم حرف هایش را گوش کردم می گوید: مجلسی مصیبت است!
ما حرف حسن زاده آملی را نقل نکردیم برای مردم. حرف علامه طباطبایی را نقل نکردیم برای مردم. که مجتهد مطلق است. در بیاناتش، فهم احادیثش، تبیین احادیثش یکه تاز میدان است. ما نقل نکردیم حرف های بزرگان را. مرحوم نوری چه می کند راجع به این شخصیت. مرحوم سید محسن امین چه می کند راجع به این شخصیت. این سرمایه شیعه است.
این کارتان کار بزرگی است. ولی بدانید نسبت به یک شخص بزرگ این کار را می کنید. یکی از این خارجی ها می گفت که اگر بخواهیم مذهب شیعه را به نام یکی از علما بخوانیم و ثبت کنیم باید بگوییم مذهب مجلسی.
یک وقتی ژاپنی ها حرفی زده بودند که اگر در خانه ای از دنیا یک جنس از اجناس ما نباشد بیایید ما به او جایزه می دهیم. این یعنی چه؟ یعنی اجناس و تولیدات ما همه جای دنیا هست. بلا تشبیه من می خواهم عرض کنم که اگر در خانه ای بیان یا حرف یا برکتی از برکات مجلسی نباشد بیایید ما به او جایزه می دهیم. شرق و غرب عالم. هر کتابی که را که بگی باز می گوید از علامه مجلسی. بحارش خواندش چند سال طول می کشد صد و ده جلد است. مرآتش بیست و شش جلد. علمیتش را می خواهید به مرآتش مراجعه کنید. مسلط است. در فقه وارد می شود می گویید فقط فقیه است. در اصول وارد می شود می گویید اصولی است. حدیث وارد می شود می گویید فقط محدث است. رجال وارد می شود می گویید فقط رجالی است. تفسیر وارد می شود همین طور.
دیروز من در درس به رفقا گفتم که امروز شما اگر بخواهید یک رساله تحقیقی بنویسید، بخواهید به لغت مراجعه کنید. به چند لغت مراجعه می کند به ده لغت مراجعه می کنید؟ به پنج لغت مراجعه می کنید؟ بیست کتاب لغت از مراجعش است. این چه اعجوبه ای بوده است. بعد ملاذ الاخیار شانزده جلد. کتاب های دیگر. بیست و پنج مقاله را مراجعه کنید آدم بهتش می زند. چه مطالب دست اولی چه تحلیل های زیبایی. در کنار این مرجع هم بود. استفتائاتش هست. یا انسان باید یک گوشه بنیشند و بنویسد یا وارد میدان بشود ایشان هر دو بود. آقای تستری، صاحب قاموس، خدا رحمتش کند. کسی را راه نمی داد. می رفتی دم خانه اش خودش آیفون را جواب می داد با همان لهجه شوشتری خودش می گفت چه می خواهی؟ می خواهیم شما را زیارت کنیم می گفت ما جز امواتیم، فاتحه بخوان و برو و السلام تا توانست نجعه را بنویسد، بهج الصباغة الصباغة بنويسد، رجال را بنویسد. آقای مجلسی همه این ها را دارد و بالاخره مرجعیت هم دارد.
ایشان یک نابغه است. ایشان را نگذارید از دست ما خارج بشود. به قول استادم آقای وحید بحار الانوار شناسی کار هر کسی نیست. بعضی ها حرف نزنند بهتر است و نیایند دست اندازی و دست درازی کنند به فرهنگ ما. بد نیست یک مقاله ای کسی بنویسد در مورد موقعیت سیاسی آن روز. صوفیه یک طرف کشور را گرفته است، پرتغالی های یک طرف کشور را، افغان ها یک طرف کشور را، یک تشططی بود. ایشان چه کار کرد که تشیع را تثبیت کرد؟ با فرهنگ. یک فرهنگ محکم پشتیبانش بود. هیچ مکتبی تا فرهنگ نداشته باشد نمی ماند. کاش به این مسأله هم رسیدگی بشود. ایشان در چه موقعیت چه برداشت نوشت که تا به امروز اهل فن زانو می زنند. به نظر من وقتی اسم این بزرگوار برده می شود باید به احترام پا شد. در بین عرب ها رسم است اگر کسی شعری بخواند شعر جان دار باشد یا می شوند. یعنی این نوشته جات علامه مجلسی کم تر از این چند شعر خیالی است. این در مورد شخصیت علامه مجلسی. برای بار سوم می گویم که دستتان درد نکند.
ممنون شما هستیم. این بار سنگین را از عهده ما بر داشتید.
این نسبت به شخصیت این بزرگوار. کسی که می خواهد با شخصیت ایشان آشنا بشود کتاب فیض قدسی را ببیند. حتما دارید کتاب را. شخصیتی مثل مرحوم نوری، تبیین می کند جایگاه علامه مجلسی را. و جلد صفر را هم ببینید آن هم خیلی مطلب دارد. اجمالا ما امروز هر چه داریم به برکت علامه مجلسی است. ایشان فرهنگ ناب را جمع کرد. و خواهشی که من از مشا دارم این است که با همین فرمان و یک خرده هم سریع تر حرکت کنید و نگذارید که نا اهل ها و نا محرمان مصادره کنند.
اما در مورد با مهدویت؛ کسی که کتاب بحار را نگاه کند. ایشان از جلد اول از عقل و جهل شروع می کند. بعد جلد دو و سه بحث علم است. بعد بحث توحید است در سه جلد. بحث عدل است. بعد بحث معاد است تا جلد هشت. دو جلدش، نه و ده، احتجاجات است. از یازده نبوت عامه را شروع می کند. تا جلد چهار ده این نبوت خاصه است. از پانزده شروع می کند در مورد نبی مکرم. از پانزده تا بیست و دو در مورد نبی مکرم. از بیست و سه شروع می کند بحث امامت را. تا می آید بیست هفت. از بیست و هشت امامت خاصه، امامت امیر المومنین علیه السلام تا چهل و دو. چهار ده جلد آن روز راجع به امیر المومنین. چهل و سه فاطمه زهرا. چهل و چهار و چهل و پنج حسنین. بعد همین جور در مورد ائمه می آید تا می رسد پنجاه و یک امام زمان. سه جلد راجع به امام زمان. من این نکته را عرض می کنم. ایشان بر خلاف آن چه بعضی ها متهم می کنند علامه مجلسی را هات باللیل نبود. هات باللیل یعنی شب می رود در بیابان و هر چه گیرش آمد جمع کند. علامه مجلسی روی مبنا حرکت می کند. کسی که مقدمه دومش را نگاه کند می فهمد که ایشان کتاب شناس است و اکتفا به این نکرده
است. نسخ متعدد را کنارش گذاشته است. مولفینش را بررسی می کند. بعد هم می گوید در این کتاب من بنا گذاشتم از اصول مشهوره نقل کنم. ولی وارد که می شود در چند جا فتیله را می کشد پایین و می گوید من این جا تخطی کردم. بر خلاف مبنایم عمل کردم. در قضیه مراثی و نوحه خوانی برای امام حسین، آن جا اشاره می کند. چرا تخطی می کند؟ دلیلش را هم بیان می کند. این در جلد چهل پنج. در جلد چهل و دو راجع به دفن امیر المومنین دو قصه نقل می کند از کتاب مشارق انوار الیقین و می گوید فقط در این کتاب است و من بر متفرداتش اعتماد نمی کنم ولی رد هم نمی کنم. ایشان اگر این سه جلد کتاب را راجع به امام زمان نوشته، که مرحوم دوانی این سه جلد به دستور آیت اللّه العظمی بروجردی ترجمه کرد به نام مهدی موعود. خود کتاب مرحوم مجلسی که مخصوص امام زمان است. مطالب دست اول زیادی دارد. روایات را که نقل می کند از کتب معتبره نقل می کند، بعدش هم از کتاب کشف الغمه نقل می کند که کشف الغمه از کتب عامه نقل می کند و هر
چه هم نقل می کند مدرک می دهد. یک چند نکته ای را من راجع به امام عصر روحی فداه اشاره بکنم. یکی در ارتباط با کیفیت الانتفاع بامام زمان در عصر غیبت جلد پنجاه و دو ظاهرا. روایت دارد که دوران غیبت انتفاع مردم از امام زمان مانند انتفاع مردم از خورشید است از پس ابر. این را هشت بیان برایش می آورد. هر کدامش با بیان دیگر فرق می کند. بعد می گوید هشت تای دیگر هم خدا به روی من باز کرده است یعنی شانزده تا. ولی شاید حوصله دیگر نباشد. گیرایی دیگر نباشد اما دعا می کند و می گوید امیدوارم که به روی شما هزار در باز کند و از هر دری هزار در دیگر. این یک نکته که معنای روایت را تبیین می کند خیلی زیبا.
نکته دیگر در ارتباط با سفیانی است. که هل یبدو اللّه فی السفيانی. یعنی آیا ممکن است که خدا در سفیانی بدا کند. یعنی چه؟ یعنی این گونه وانمود کرده است که سفیانی از علامات اما بدون سفیانی امام زمان هم بیاید. این سوال را از امام جواد پرسیدند امام جواد گفتند بله يبدو اللّه فی السفیانی. راوی گفت اگر بدا درش باز بشود خب يبدو اللّه فی المهدی اصلا بدون امام زمان. امام زمان هم نیاید. آقا فرمودند که نه امام زمان از میعاد است و ان اللّه لا يخلف الميعاد. آن جا بیان دارد و من تا قبل از دیدن بیان ایشان نظرم همین بود که ممکن است بدون هیچ علاماتی امام زمان ظهور کند. بعد که بیان ایشان را دیدم که هم بحث سندی می کند و عمده اش بحث دلالی است که بداء خداوند در سفیانی نه در اصلش است؛ در خصوصیات است. ممکن بود قلمروش کل جهان باشد شد چهار کشور. ممکن بود مدت حکومتش ده سال باشد شد نه سال. یک بیاناتی. بله این ها واقعا برای ما درهایی باز می کند.
یا جریان جزیره خضرا که متأسفانه بعضی ها بلدش کرده اند. دیگر نمی دانند
تالی فاسدش چیست. بنده خودم بحث خارج مهدویت دارم. شانزده سال است که خارج مهدویت می گویم. بیست جلدش الان چاپ شده. تقریرات، سی جلد دیگر هم دارم اگر عمر کفاف بکند. روش من را ببینید. روش من اسقاط نیست. روش من حذف نیست. روش من، روش مرحوم بهبهانی است در فوائد رجالی. بالاخره حدیث و محدث به یک جوری درستش می کند. چهل و پنج طریق دارد. اما نسبت به جزیره خضرا من نظرم منفی است. جزیره خضرا را اگر بپذیریم خیلی تالی فاسد دارد. یکی این که خمس مباح است. کسی لازم نیست خمس بدهد. این فقهی است. اعتقادی [هم دارد]. پیامبر اکرم اشتباه می کند. عقیده ما این نیست. آقای صدوق فرموده اند که سهو النبی اما سهو نیست؛ اسهاست. یعنی خدا پیامبر را به سهو می اندازد. بعد شیخ مفید می فرماید که فرض کنید که همان سهو النبی باشد که صدوق گفته است. نسبت سهو به صدوق اولی است به نسبت سهو به پیامبر خدا. جزیره خضرا را اگر ما بپذیریم معنایش چیست می دانید؟ این
است که پیامبر هم در تلقی وحی اشتباهاتی داشته است لذا هر ساله جبرئیل می آمده است چک می کرده است. علامه مجلسی خیلی با ظرافت وارد شده است. در جلد پنجاه و دو از باب هجده شروع می کند ملاقات هایی را ذکر می کند. بعد باب نوزده باز می کند قضیه ملاقات سعد اشعری. قصه اش معروف است. که با امام عسکری ملاقات کرد بعد دید کودکی هم در خدمت آقا هست دو سالش بود. سوالات فقهی، تاریخی، تفسیری، حدیثی، تحلیلی، همه را امام فرمود از ایشان سوال کند. این شد باب نوزده. باب بیست دیگر خارج می شود. بحث انتظار را مطرح می کند. باب بیست و یک امتحان و باب بیست و دو و باب بیست و سه باب من رآه فی زماننا. تا این جا اصلا اشاره ای به جزیره خضرا نمی کند. باب بیست و چهار یک باب مستقل باز می کند جزیره خضرا را آن جا ذکر می کند. نه در باب بیست و سه و نه در باب هجده، باب هجده اصلا ممحض در این است. اما اصلا نمی آورد. یک باب مستقلی آن هم می گوید نادر. قصه را می آورد و از همان اول تکلیفش را با قصه معین می کند. اهل فن می فهمند. می گوید وجدت. عزیزانی که اهل فنید و جاده یکی از اقسام تحمل حدیث است و اضعف تحملات است. اضعف تحملات حدیث و جاده است. می گوید وجدت در یک نسخه، مولفش که هست؟ نمی دانم. کجا بوده است؟ نمی دانم. بعد می گوید احببت ایرادها چون مطالبی درش هست. اما لم اجدها فی الاصول المعتبره. یعنی طبق مبنای من نیست. مبنای من در جلد اول کتاب گفته ام که من الاصول المشهوره، لاصول المعتبره یعنی قضیه را تمام می کند. نیایند بعضی عزیزان که من بهشان ارادت دارم اما گاهی الجواد قد یکبو که مجلسی آورده است. آورده است اما چگونه آورده است آیا به عنوان آن که قبول دارد آورده است؟ به عنوان این که رد کند آورده است؟ لحنش را ببینید.
نکته ای که برای من خیلی جالب است تاریخ ما بعد از الظهور امام زمان است. تحت عنوان خصائص زمانه. این را من یادم نمی رود در جبهه همراهم این کتاب را آوردم. تازه شوش عملیات می شد که فتح بشود. من آن وقت ها جبهه بودم و برای نیروهای مسلح [سخنرانی می کردم]. من یادم نمی رود این کتاب پنجاه و دو همراهم بود و این ها را تبیین می کردم چه قدر هم برای نیروهای مسلح شیرین بود. و بعد آمدم قم و تبدیلش کردم به کتاب. هفتاد بار چاپ شد. به چهار ده زبان هم ترجمه شد. این خصائص زمانه که ازش تعبیر به تاریخ ما بعد الظهور می کنیم. سیاست، اگر تعبیرم درست باشد، داخلی امام زمان، سیاست خارجی امام زمان، پایتخت ایشان کجاست؟ وزرای ایشان که هستند؟ وضع اقتصادی چه می شود؟ وضع امنیتی چه می شود؟ وضع کشاورزی چه می شود؟ وضعی بهداشتی چه می شود؟ تمام در این جلد تحت عنوان خصائص اهل زمانه. این خیلی نظر مرا گرفته است. و انصافا جمع کرده است و حرف ها را از کتب معتبره، از نعمانی خیلی نقل
می کند. از غیبت طوسی خیلی نقل می کند، از کمال الدین خیلی نقل می کند. گاه گاهی هم از کافی شریف نقل می کند. چرا می گویم گاه گاهی چون بنایشان نیست. من خودم روایات کتب اربعه را جمع کردم سی صد روایت است یک کتاب. المهدى فى الكتب الاربعه، آماده است. پانزده سال قبل یا بیش تر ما شروع کردیم و الان دیگه مراحل نهاییش است که برود برای چاپ. ایشان چرا نیاورده است خودش می گوید. چه قدر این مرد متواضع است. می گوید من از هر کتابی نقل کردم کتاب دیگر مهجور شد. یعنی دیگر کسی سراغش نرفته است. الان هم ببینید لابد بیش از پنجاه جلد از مصادر بحار چاپ شده است اما کسی مراجعه نمی کند. ایشان می فرماید من برای این که کتب اربعه در عظمتش، جایگاهش، موقعیتش، مقامش بماند من ازش نقل نمی کنم. ببینید کجا را می پاید. علی ای این کتابی که در ارتباط با امام زمان علیه السلام هست شایسته چاپ شدن مستقل و شروح متعدد و تبیین متعدد و تدریس های متعدد است. همین که فرموده اند بحار است. نه جوی است. زاینده رود نیست. کارون نیست. ارس نیست. بحر هم نیست. بحار است. این بحار تمام شدنی نیست.
امیدوارم که موفق و موید باشید و مشمول دعای خود علامه مجلسی قرار بگیرید که با این کارتان دارید شعائر اسلام را احیا می کنید.
غیر از بحار الانوار اثر مستقل و خاصی در باب مهدویت مرحوم علامه مجلسی دارند؟
رجعتی دارند که بعضی ها نسبت می دهند به ایشان که ایشان در سه جا توقیت کرده است و من هر سه جا را مراجعه کردم. یکی از کتاب های بحث خارج من را چاپ کرده اند بحث توقیت است. آن جا من هر سه نکات ایشان را نقل کرده ام هیچ کدامش توقیت بطی و قطعی نکرده است. یوطئون مشکلی
ندارد. حوزه علمیه قم زمینه ساز است. انقلاب زمینه ساز است. اما این که قطعی باشد نه.
مرآه العقول را اگر کسی جمع کند لابد چهار پنج جلدش در مورد حضرت مهدی است. ببینید چه قدر مطالب ناب. من مطالب ایشان را جمع کرده ام اما الان مستحضر نیستم.
در مقایسه میان مهدویت نگاری علامه مجلسی با کتبی مانند غیبت نعمانی و غیبت طوسی و کمال الدین چه مطلبی در نظر دارید؟
مرحوم مجلسی ناظر به آن ها بوده است. عمده کارش غیبت نعمانی است. غیبت طوسی است. کتاب شریف کمال الدین است. کتاب نیلی، الانوار المضيئه است. منتهی نکته ای که در کتاب شریف مجلسی هست بیاناتش است. مطلبی را فرموده اند گاهی بیان دارند و گاهی بیان ندارند. اما مرحوم مجلسی بیان دارد اضافات دارد. گاهی علامه مجلسی در یک کتابش اصلا بحثی که یک سنی کرده است یک جا می آورد و اگر ایشان این کار را نمی کرد ما نداشتیم. صفه المهدى نعت المهدی دیدید؟ مال کیست؟ مال ابو نعیم اصفهانی. می گویند جد مادری علامه مجلسی است. این کجا و آن کجا. تازه می گویند این سالم ترینشان است. ولی اگر کسی کتاب الامامه اش را بخواند می بیند که از ابن تیمیه دست کمی ندارد. ولی بالاخره نعت المهدی نوشته است. چهل روایت است همه را علامه مجلسی آورده است. این اضافاتی است.
خیلی محبت کردید. تشکر می کنیم از وقتی که گذاشتید.
آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی فرموند: شبی مقید شدم که تمام ادعیه و آداب وقت خواب را انجام دهم تا مطلبی برایم روشن گردد. چون خوابیدم، خود را در صحنه قیامت یافتم؛ رسول اکرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم نشسته بودند و به حساب علما مشغول بودند، در این میان دیدم دو شیخ بزرگوار در دو طرف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم نشسته اند و کتاب هایی در برابر آن هاست و نزد یکی از آن ها کتاب بیش تر است. شغل آن دو بزرگوار شفاعت مجرمین علما بود. سوال کردم این دو شیخ کیستند؟ گفتند یکی شیخ مفید است و دیگری که نزد او کتاب های بیش تری است علامه مجلسی است. هر دو در خدمت پیغمبر شفاعت می کنند. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی. ج 1، ص 227
گزارشی از کتاب زندگی نامه علامه مجلسی اثر سید مصلح الدین مهدوی، محمد جواد مهدیان
عکس
سید محمد حسین مهدوی اصفهانی، مشهور به سید مصلح الدین مهدوی، از مشهورترین تذکره نویسان و مورخین اصفهانی است. وی با آثار عدیده ای خود، در حوزه اماکن و علما و تاریخ اصفهان، نقشی مهم در حفظ هویت این شهر و انتقال پیشینه آن به نسل جدید داشته است. کتب او از مراجع هر محققی است که بخواهد درباره علما و تاریخ این شهر بنویسد. در تمامی آثار مؤلف احاطه وافر و تطبع مدققانه او به چشم می خورد.
زندگی نامه علامه (محمد باقر) مجلسی، یکی از آثار ایشان است که با دغدغه زدودن ابهامات و پاسخ به اتهامات به بزرگ ترین محدث عصر صفوی، نگاشته شده است. به گفته مؤلف، سابقه این تألیف را باید از طرفی در علاقه زیاد ایشان به علامه بزرگ، مجلسی دوم که حاصل تطبع در آثارشان است، و از طرف دیگر تبدیل به باور شدن هجمه های بی پایه ای که علیه علامه مجلسی مطرح شده است، دانست.
شیوه نگارش کتاب بدین گونه است که عمدتا در
بخش هایی که نیازی به تحلیل نداشته است مانند سال تولد و مکان سکونت و خاندان و اساتید علامهُ به بیان بدون مقدمه و تحلیل پرداخته شده و در بررسی اقدامات اجتماعی علامه یا حیات علمی او با ذکر مقدمه مفصل تاریخی، مؤلف به سراغ نقل قول هایی که در هر بخش بدان دسترسی داشته رفته و عمدتا با رویکرد انتقادی به آن ها نگریسته است. همان طور که اشاره شد مؤلف دغدغه پاسخ گویی به شبهات را داشته است. این ویژگی موجب آن شده است که دیدگاه خود را در خلال انتقاد به دیگر نظرات بیان کند و بدین گونه نیست که نویسنده در اول هر بخش به نظر مختار خود بپردازد. طبیعی است که چنین دغدغه ای نیاز به تطبعی جامع داشته و بایستی به سراغ آثار اندیشمندان و محققان داخلی و خارجی رفت. مؤلف در جای جای کتاب به نظرات مستشرقین از جمله ادوارد براون، لارنس لاکهارت و سر جان ملکم که عمدتا به علامه مجلسی اتهام تعصب و خشک دینی زده اند، توجه دارد و به رد نظر آنان می پردازد. از دیگر منابع این کتاب می توان به روضات الجنات، فوائد رضویه، الكنى و الالقاب، هديه الاحباب، الذریعه، مرآت الاحوال، فیض قدسی، رستم التواريخ، مجمع التواريخ، شمس التواريخ، شهداء الفضيله، اعيان الشيعه، ریحانه الادب، آثار ملی اصفهان، تاریخچه اوقاف اصفهان و گنجینه آثار تاریخی اصفهان اشاره کرد.
پیش از فصل اول، نگارنده به دو مقدمه اشاره می کند. مقدمه اول مشتمل بر نظریات او راجع به سیر تکون شیعه، دسته بندی علمای شیعه و نگاه کلی به تاریخ صفویه به خصوص رابطه علما با شاهان صفوی است. در مقدمه دوم، به بررسی مختصر مقابر اصفهان و سپس مقبره علامه مجلسی و ذکر نقل قول هایی
تاریخی راجع به این مقبره، پرداخته شده است.
فصل اول با ذکر دیدگاه ها در رابطه با تاریخ تولد، وفات، خاندان و حکایاتی از دوران کودکی و نوزادی علامه آغاز می شود و با بررسی شخصیت علامه، که از مهم ترین بخش های این اثر است، ادامه می یابد. مهدوی با عباراتی از صوفیه راجع به علامه مجلسی، به تحلیل علت بغض و کینه ایشان نسبت به علامه مجلسی پرداخته است. وی معتقد است که علامه متوجه تغییر مشی این فرقه، نسبت به اوایل دوران صفویه هست. از منظر مهدوی این مطلب از نقل قول های علامه راجع به پدرشان، که او را از اتهام صوفی گری مبری می دانند، قابل استنباط است. مهدوی پس از این، به ذکر نقل قول هایی از علمای اهل سنت، در زمانه نزدیک به علامه، پرداخته است. وی خاطر نشان کرده است که این علما، از تأثیر شدید علامه مجلسی در گسترش دانش مذهبی شیعیان عادی احساس خطر کرده اند تا بدان جا که چنین اظهار کرده اند که بهتر است شیعیان را شیعه مجلسی بنامیم. سپس مؤلف به بیان نظرات مستشرقین پرداخته و با ذکر شواهد تاریخی نشان داده که آنان حقیقتا مغرضانه به بیان اقدامات این عالم بزرگ عالم تشیع پرداخته اند. در حقیقت مهدوی به دنبال این است که نشان دهد که مجلسی دوم با رویکرد فرهنگی و علمی به تبلیغ تشیع پرداخته و نه ابزار قدرتی در دست داشته است و نه به دنبال آن بوده است. یکی از این شواهد تاریخی، اسلام آوردن جمعیتی از مسلمین نواحی سرزمین شام است که مستشرقین از آن با عنوان شیعه کردن اجباری یاد کرده اند. مهدوی، در رد انتقادات دکتر شریعتی همتی مصروف نداشته است و تنها به ذکر غیر مستقیم آراء او اکتفا کرده است. از منظر وی تاریخ شیعه و شکست های پیاپی قیام های شیعیان، علما را بدین مسیر سوق داده است که از ظرفیت حکام، برای حفظ آثار
خود و جان شیعیان استفاده کنند. البته مؤلف از نظر دور نداشته که ارتباط علمای دوران صفویه با دربار، سیاسی بوده و هر دو طرف به دنبال بهره خود از این ارتباط بوده اند. این نکته علی رغم تشیع حقیقی شاهان صفوی است. از مؤیدات این نظر، می توان به اقدامات علامه مجلسی در مبارزه با میگساری در دربار اشاره کرد. اقداماتی که در نهایت موفقیت کامل به دست نیاورد. در قسمت بعدی این فصل مؤلف به بیان این نکته می پردازد که بعد از شاه عباس اول، سلسله صفویه رو به سقوط گذاشت. انتخاب سلطان حسین به پادشاهی، این روند را تشدید کرد و رویکرد علما، از جمله مجلسی، در این فرایند دخالتی ندارد.
در فصل دوم، به مناصب و مشاغل علامه مجلسی پرداخته شده است و توضیحاتی راجع به منصب شیخ الاسلامی و سابقه آن بین شیعه و اهل سنت داده شده است که جالب توجه است. در ادامه به اقدامات علامه مجلسی در راستای اقامه نماز جمعه اشاره شده و این اقدامات در راستای اقدامات پدرشان در احیای نماز جمعه، دانسته شده است. البته مؤلف، بنا بر روش نگارشی خود، نظری به ادله فقهی وجوب نماز جمعه هم انداخته است و روایاتی را در این فصل ذکر کرده است.
فصل سوم و چهارم و پنجم به بیان افراد خاندان علامه و اسلاف ایشان و مشایخ و اساتید اجازه و شاگردان علامه پرداخته شده است.
در فصل ششم در مقایسه ای جالب توجه، کتب علامه حلى با كتب علامه مجلسی به قیاس گذاشته شده است و در این میان آثار علامه مجلسی را دارای دو مزیت مهم، نسبت به آثار سلف ایشان، دانسته شده است. اولین مزیت مربوط به عمومی سازی علم در آثار مجلسی دوم است به گونه ای که برخی از علمای شیعه تمام شیعیان را وامدار ایشان می دانند زیرا؛ در هر خانه ای از
خانه های شیعیان و یا هر مکانی از اماکن متبرکه شیعه، کتابی از ایشان یافت می شود. البته این سخن ناظر به دهه ها و سده های پیشین است. مزیت دوم به فارسی نویسی در آثار ایشان است. فارسی نویسی ایشان باعث شده است که کتب ایشان شیوع بیش تری پیدا کند. بعد از این مقایسه، به نقل دیدگاه شماری از علما، راجع به آثار علامه مجلسی پرداخته شده است. از دیدگاه نویسنده اشتمال آثار علامه مجلسی، نسبت به روایات نا صحیح، این گونه توجیه شده است که علامه، مانند اسلاف خود، سعی بر جمع آوری تمامی روایات داشته است تا مسیر برای محققین بعدی باز باشد. یکی از شبهاتی که در ادامه این فصل بدان پرداخته شده است، این است که عمر علامه مجلسی، با وجود اشتغالات فراوان ایشان، چگونه فرصت نگارش آثاری بدین گستردگی را به ایشان داده است؟ مؤلف در پاسخ، با اشاره به سنت تند نویسی میان علما، توضیح داده است که علامه در بسیاری از موارد، تنها به ذکر حدیث اکتفا کرده اند و علی رغم تند نویسی، فرصت تحلیل احادیث را نداشته اند. با این تفصیل، ایشان نیازی به کمک گرفتن از کاتبان دیگر برای نگارش کتب نداشته است و همکاری علامه با کاتبین در موارد محدودی بوده است.
قسمت عمده ای از فصل هفتم به بررسی کتاب بحار الانوار، نحوه نگارش و مصادر کتاب و نقل قول های دیگران راجع بدین کتاب اختصاص داده شده است.
مؤلف پس از آن که در فصل هشتم به مدفونین در بقعه مجلسیین اشاره می کند، در خاتمه، و به عنوان ختامه مسک، به بیان شرح حالی از علامه مجلسی اول، یعنی مولی محمد تقی مجلسی، پرداخته شده است. در این بخش به دنیا گریزی و پاک دستی و سعی فراوان ایشان در گسترش دین اشاره
شده است. در ادامه ضمن نقل گزارشی از تعبیر خواب ایشان، که توسط مجلسی دوم نقل شده است؛ حکایت دیدار مجلسیین با میر فندرسکی مردود دانسته شده است.
سال ها پیش در دوره پهلوی دوم، دو مسجد جامع اصفهان در وضعیت نا گواری قرار گرفتند. حکومت وقت تصمیم گرفته بود به بهانه حفظ میراث فرهنگی و آثار تاریخی، نماز خواندن را در این دو مسجد تعطیل کند. در آن زمان یک روحانی شجاع به نام آیت اللّه محمد باقر زند کرمانی با تلاش های خود این توطئه را خنثی کرد؛ حتی در مقطعی کوتاه نماز جمعه به امامت حاج آقا رحیم ارباب نیز در مسجد جامع یا همان مسجد جمعه برقرار می شد. پر واضح است که حتی اگر هدف ما حفظ یک مسجد تاریخی هم باشد رفت و آمد، یعنی برقراری نمازهای روزانه، بهترین راه زنده نگه داشتن مسجد است.
این مقدمه را به این واقعیت اضافه کنید که اصفهان مانند مشهد، قم، شیراز و ری حرم ندارد. امام زاده مطرحی ندارد و همواره دو قطب زیارتی مردم دو نقطه بوده است. اول تخت فولاد که علاوه بر مکان دفن مردم و علما، سرزمینی معنوی نیز بوده است و با اختلاف، مقبره علامه مجلسی مورد توجه مردمان بوده است.
پس از بیان این دو مقدمه وارد مبحث توریست می شویم. رونق گردشگر ایرانی و خارجی سیاستی صحیح برای تولید درآمد است که در پی آن برکات زیادی حاصل می شود اما در این جا یک نکته بسیار مهم وجود دارد. اماکن مذهبی برای زیست مومنانه مردم یک ناحیه درست شده اند و از همین جهت اهمیت دارند و صرفا مکان هایی برای تماشا نیستند. توریست آن صنعتی است که با ورودش می تواند یک مکان را از معنای اصیل خود تهی کند و آن را معنایی
توریستی دهد. به طور مشخص می توان گفت این وضعیت برای مسجد جامع عباسی اصفهان در سال های اخیر رخ داده است اما این حالت برای حرم امام رضا در مشهد رخ نداده است.
در واقع حرم امام رضا یا حرم حضرت معصومه همان کار کرد مومنانه را برای مردم دارد و در کنار آن موجب برکت و رونق گردشگری هم شده اند. این وضعیت صحیح و ایده آلی است که در اصفهان باید به دنبال آن باشیم و همین الگو کم و بیش برای دو مسجد جامع مورد انتظار است.
فرق زیست مومنانه با نگاه گردشگری آن است که گردشگر صرفا تماشاچی است و بعضا منفعل است و بیش تر در چهار چوبی مقتصدانه در میانه بازار و فضای تفریح و سرگرمی حضورش تعریف می شود اما در حالت اول که ایده آل ماست انسان در مکان تاریخی کاملا درگیر می شود و خودش یک بازیگر است. کنش او کنشی است که امری معنوی بده بستان دارد و خلاصه او بیکار نیست. این حالت را ما در عزاداری ها هم شاهد هستیم در آئین های عزاداری تاریخی ما همه شاهدان و حاضران به نوعی درگیر می شوند و آئین عزاداری با کنش آنان پیش می رود اما در حالت مصرف رسانه ای و یا نگاه گردشگرانه صرف، این محیط است که غالب است و گردشگر تنها یک مصرف کننده یا صرفا شاهد است.
حال به سراغ دو مسجد محل بحث خود می رویم. واقع بینانه باید بگوییم مسجد جامع عباسی در میانه بازار و در کنار فضای میدان نقش جهان، از حالت ایده آل ما بسیار دور شده است. فعلا به این مسجد و عوامل به وجود آمدن چنین وضعیتی نمی پردازیم اما خوشبختانه باید اعلام کنیم که مسجد جامع کهنسال اصفهان چنین وضعیتی دارد و هنوز جای امیدواری است که با مدیریت
و درایت به سمت حالت ایده آل پیش برویم.
اما چرا مسجد جامع در نگاه توریستی بلعیده نشده است برای آن که این مسجد عظیم در میانه تلاطم روز مرده مردمان شهر اصفهان است و همان طور که گفتیم مسجد برای زنده بودنش باید در میانه زدگی باشد و مسجد جامع دقیقا این طور است. در واقع این که گفته می شود این مسجد گالری معماری ایران است که البته سخن صحیح و ارزشمندی است سبب حیات امروزه آن نشده است سبب حیات آن رفت و شد مردمان است.
اما این رفت و آمد رکنش چیست؟ بی شک یکی از ارکانش اگر نگوییم بالا ترین رکن آن وجود مقبره عالمان جلیل القدری است که محور آنان علامه مجلسی است. نوعی حس معنوی محکم میان مردم اصفهان و این بارگاه وجود دارد که موجب رفت و آمد شده است رفت و آمدی که حیات بخش است و ان فضا را از فضایی صرفا توریستی و تفریحی و مشاهده گرانه خارج کرده است.
این معجزه مردی است که از پی سی صد سال هنوز چنین کرامتی دارد و دم حیات بخشی او هنوز می تواند یکی از دو اثر اصلی تاریخی اصفهان را از آسیب نجات دهد. کاری که مورد غفلت مدیران بوده است اما مجلسی خود با حیات باطنی دائر مدار امر حفاظت از خود و میراث فرهنگی شیعه است.
آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی فرموند: شبی مقید شدم که تمام ادعیه و آداب وقت خواب را انجام دهم تا مطلبی برایم روشن گردد. چون خوابیدم، خود را در صحنه قیامت یافتم؛ رسول اکرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم نشسته بودند و به حساب علما مشغول بودند، در این میان دیدم دو شیخ بزرگوار در دو طرف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم نشسته اند و کتاب هایی در برابر آن هاست و نزد یکی از آن ها کتاب بیش تر است. شغل آن دو بزرگوار شفاعت مجرمین علما بود. سوال کردم این دو شیخ کیستند؟ گفتند یکی شیخ مفید است و دیگری که نزد او کتاب های بیش تری است علامه مجلسی است. هر دو در خدمت پیغمبر شفاعت می کنند. (1)
1) ن. ک: مهدوی، مصلح الدین. زندگی نامه علامه مجلسی. ج 1، ص 227
عکس
سال ها پیش در دوره پهلوی دوم، دو مسجد جامع اصفهان در وضعیت ناگواری قرار گرفتند. حکومت وقت تصمیم گرفته بود به بهانه حفظ میراث فرهنگی و آثار تاریخی، نماز خواندن را در این دو مسجد تعطیل کند. در آن زمان یک روحانی شجاع به نام آیت اللّه محمد باقر زند کرمانی با تلاش های خود این توطئه را خنثی کرد؛ حتی در مقطعی کوتاه نماز جمعه به امامت حاج آقا رحیم ارباب نیز در مسجد جامع یا همان مسجد جمعه برقرار می شد. پر واضح است که حتی اگر هدف ما حفظ یک مسجد تاریخی هم باشد رفت و آمد، یعنی برقراری نمازهای روزانه، بهترین راه زنده نگه داشتن مسجد است.
این مقدمه را به این واقعیت اضافه کنید که اصفهان مانند مشهد، قم، شیراز و ری حرم ندارد.
امام زاده مطرحی ندارد و همواره دو قطب زیارتی مردم دو نقطه بوده است. اول تخت فولاد که علاوه بر مکان دفن مردم و علما، سرزمینی معنوی نیز بوده است و با اختلاف، مقبره علامه مجلسی مورد توجه مردمان بوده است.
پس از بیان این دو مقدمه وارد مبحث توریست می شویم. رونق گردشگر ایرانی و خارجی سیاستی صحیح برای تولید در آمد است که در پی آن برکات زیادی حاصل می شود اما در این جا یک نکته بسیار مهم وجود دارد. اماکن مذهبی برای زیست مومنانه مردم یک ناحیه درست شده اند و از همین جهت اهمیت دارند و صرفا مکان هایی برای تماشا نیستند.
توریست آن صنعتی است که با ورودش می تواند یک مکان را از معنای اصیل خود تهی کند و آن را معنایی توریستی دهد. به طور مشخص می توان گفت این وضعیت برای مسجد جامع عباسی اصفهان در سال های اخیر رخ داده است اما این حالت برای حرم امام رضا در مشهد رخ نداده است.
در واقع حرم امام رضا یا حرم حضرت معصومه همان کار کرد مومنانه را برای مردم دارد و در کنار آن موجب برکت و رونق گردشگری هم شده اند. این وضعیت صحیح و ایده آلی است که در اصفهان باید به دنبال آن باشیم و همین الگو کم و بیش برای دو مسجد جامع مورد انتظار است.
فرق زیست مومنانه با نگاه گردشگری آن است که گردشگر صرفا تماشاچی است و بعضا منفعل است و بیش تر در چهار چوبی مقتصدانه در میانه بازار و فضای تفریح و سرگرمی حضورش تعریف می شود اما در حالت اول که ایده آل ماست انسان در مکان تاریخی کاملا درگیر می شود و خودش یک بازیگر است. کنش او کنشی است که امری معنوی بده بستان دارد و خلاصه او بیکار نیست. این حالت را ما در عزاداری ها هم شاهد هستیم در آئین های عزاداری تاریخی ما همه شاهدان و حاضران به نوعی درگیر می شوند و آئین عزاداری با کنش آنان پیش می رود اما در حالت مصرف رسانه ای و یا نگاه گردشگرانه صرف، این محیط است که غالب است و گردشگر تنها یک مصرف کننده یا صرفا شاهد است.
حال به سراغ دو مسجد محل بحث خود می رویم. واقع بینانه باید بگوییم مسجد جامع عباسی در میانه بازار و در کنار فضای میدان نقش جهان، از حالت ایده آل ما بسیار دور شده است. فعلا به این مسجد و عوامل به وجود آمدن چنین وضعیتی نمی پردازیم اما خوشبختانه باید اعلام کنیم که مسجد جامع کهنسال اصفهان چنین وضعیتی دارد و هنوز جای امیدواری است که با مدیریت و درایت به سمت حالت ایده آل پیش برویم.
اما چرا مسجد جامع در نگاه توریستی بلعیده نشده است برای آن که این مسجد عظیم در میانه تلاطم روزمرده مردمان شهر اصفهان است و همان طور که
گفتیم مسجد برای زنده بودنش باید در میانه زدگی باشد و مسجد جامع دقیقا این طور است. در واقع این که گفته می شود این مسجد گالری معماری ایران است که البته سخن صحیح و ارزشمندی است سبب حیات امروزه آن نشده است سبب حیات آن رفت و شد مردمان است.
اما این رفت و آمد رکنش چیست؟ بی شک یکی از ارکانش اگر نگوییم بالا ترین رکن آن وجود مقبره عالمان جلیل القدری است که محور آنان علامه مجلسی است. نوعی حس معنوی محکم میان مردم اصفهان و این بارگاه وجود دارد که موجب رفت و آمد شده است رفت و آمدی که حیات بخش است و آن فضا را از فضایی صرفا توریستی و تفریحی و مشاهده گرانه خارج کرده است. این معجزه مردی است که از پی سی صد سال هنوز چنین کرامتی دارد و دم حیات بخشی او هنوز می تواند یکی از دو اثر اصلی تاریخی اصفهان را از آسیب نجات دهد. کاری که مورد غفلت مدیران بوده است اما مجلسی خود با حیات باطنی دائر مدار امر حفاظت از خود و میراث فرهنگی شیعه است.