نوای بلبل به ماتم گل رهیافتی بر زیارت ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان عج

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه:ژولیده نیشابوری، حسن، 1325 - 1386.

عنوان و نام پديدآور: نوای بلبل به ماتم گل: رهیافتی بر زیارت ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف/ شاعر ژولیده نیشابوری؛ همراه با مقدمه محمد بحرالعلوم میردامادی؛ [با ویراستاری و تنظیم مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویت].

مشخصات نشر: اصفهان: بهار قلوب 1422 ق. = 1380.

مشخصات ظاهری: [112] ص.

شابک:964-92392-8-64800 ریال

یادداشت: کتاب نامه به صورت زیرنویس.

عنوان دیگر: رهیافتی بر زیارت ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

موضوع:حسین بن علی علیه السلام ، امام سوم، 4 - 61ق -- زیارت نامه ها -- شعر

موضوع: زیارت نامه ناحیه

زیارت نامه ناحیه -- شعر

موضوع: شعر فارسی-- قرن 14

شعر مذهبی فارسی -- قرن 14

شناسه افزوده: میردامادی،سید محمود، 1336 -، مقدمه نویس

شناسه افزوده: مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویت ( اصفهان )

رده بندی کنگره: PIR8077/و7ن 87 1380

رده بندی دیویی: 8فا1/62

شماره کتاب شناسی ملی:م 81-27582

اطلاعات رکورد کتاب شناسی: ركورد كامل

نوای بلبل به ماتم گل

رهیافتی بر زیارت ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

شاعر شهیر ژولیده نیشابوری

همراه با مقدمه روشن گرانه ای از سيد محمود بحر العلوم میر دامادی

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم مریم محققیان

اشاره

(نوای بلبل به ماتم گل )

مقدّمه...سیّد محمود بحرالعلوم میر دامادی

شاعر...حسن فرحبخش (ژولیده نیشابوری)

با ویراستاری و تنظیم...مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویّت

حروف نگاری... خدمات رایانه کتابخانه تخصّصی حضرت ولی عصر علیه السلام

ناشر... مؤسّسه انتشاراتی بهار قلوب

نوبت چاپ... اول محرم الحرام 1422 ه-ق

چاپ... نگین

لیتوگرافی... اهل بیت علیهم السلام

شمارگان... 3000

قیمت...480 تومان

دفتر مرکز پخش: مؤسسه انتشاراتی بهار قلوب

اصفهان - مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

تلفن: 242256 و 247600 - تلفکس 463945 - صندوق پستی: 81395/154

حقّ شرعی و قانونی هر نوع چاپ و تکثیر برای ناشر محفوظ می باشد.

پیش گفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

بیائید با هم به زیارت دوست برویم دوست خدا محبوب قلب ها، حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام ، در این زیارت دروس امام شناسی به زبان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) بیان شده، زیارت کننده امام و زیارت شونده امام و با عنایت حق، ما متعلّم در این زیارت بزرگ و مأموم این دو بزرگیم.

حديث (مَنْ مات...) که به عبارات مختلفه در کتب پیروان اهل بیت علیهم السلام و اهل سقیفه آمده و مشهور بين مسلمین است هشداری برای دور افتادگان از معرفت و واماندگان از هدایت می باشد.

حدیث مذکور می فرماید: کسی که بمیرد و معرفت امام زمانش را کسب نکرده باشد یا بیعت با امام زمانش ننموده

مقدّمه حضرت حجة الاسلام و المسلمين جناب آقای حاج سیّد محمود بحر العلوم میر دامادی (دام عزّه) که از آیات و روایات اتّخاذ شده و دارای مطالبی سازنده همراه با انتقاد از بعض شعراء و نویسندگان می باشد بر نورانیّت این اثر افزوده است امیدوارم خداوند متعال قبول فرماید و در تهاجم فرهنگی این كتاب مشعل راه نسل جوان و شیفتگان ولایت گردد.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

«ژولیده نیشابوری»

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

بیائید با هم به زیارت دوست برویم دوست خدا محبوب قلب ها، حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام ، در این زیارت دروس امام شناسی به زبان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) بیان شده، زیارت کننده امام و زیارت شونده امام و با عنایت حق، ما متعلّم در این زیارت بزرگ و مأموم این دو بزرگیم.

حديث (مَنْ مات...) که به عبارات مختلفه در کتب پیروان اهل بیت علیهم السلام و اهل سقیفه آمده و مشهور بين مسلمین است هشداری برای دور افتادگان از معرفت و واماندگان از هدایت می باشد.

حدیث مذکور می فرماید: کسی که بمیرد و معرفت امام زمانش را کسب نکرده باشد یا بیعت با امام زمانش ننموده

باشد به مرگ جاهلیت مرده است یعنی گمراه و بی ایمان مرده است.

سؤال این است:

امام را از کجا و از چه کلاسی بشناسیم؟

پاسخ را از قول اوّلين مظلوم عالم على علیه السلام نقل می نمایم که فرموده است فِيهِمْ كَرَائِمُ الْقُرآن (1)

ما در این مقدّمه به بعضی از آیات ستایشی که در شأن دو امام عظيم الشّأن نازل شده است اشاره نموده و بدین وسیله به خدای متعال تقرّب می جوئیم.

آیات درباره امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)

همه باید بدانیم اطاعت امام زمان طبق آیه شریفه : اولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ (2)فرض و واجب است، و غیر او مذکّر و ارشاد کننده ای نیست

او حتّی در زمان غیبت منوّر دل ها و بیدار کننده قلوب است که خدایش فرموده: يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاء (3)

و در زمان ظهور با نابودی دشمنان مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينَ وَ أَهْلِهِ


1) نهج البلاغه فیض الاسلام / صفحه 480

2) سوره نساء/ آیه 59

3) سوره نور/ آیه 35

می باشد و آیه شریفه اِعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يُحييِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوتِها (1)را مصداق می گردد و أَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا (2)را معنا و مفهوم می بخشد.

پس در زمان غیبت و در زمان ظهور به مرشد و دلیل نیازی نیست او مرشد و دلیل قلوب لایق و دل های مستعد است (3)

دلیل آن که او موجود است جهان خلقت است و وجود نور هدايت حديث لَو بَقِيَتِ الأرضُ يوماً بِلا إمام مِنّا ساخَتْ بِأَهْلِهَا (4)و آیه وَ لِكُلِّ قَومِ هاد (5)گویای این مطلب است.

محقّق ،بزرگ مرحوم میر داماد فرموده است:

ای علمت کنیت و نام نبی *** خورده لبت آب ز جام نبی

مهدی دین هادی عالم توئی *** روشنی دیده آدم توئی

حافظ شرعى و امام أمم *** طاعت تو فرض همی بر ذمم

جان توئی و هر دو جهانت تنست *** مهر و مه از نور رخت روشن است

او وعده خداست و وعده خداوند، راستین است وعده حاکمیّت مطلق دين لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلَّه (6)با ظهور آن وجود


1) سوره حدید/ آیه 17

2) سوره زمر / آیه 69

3) بلی در مسیر معرفت یابی و رسیدن به کمال داشتن مصاحب خوب خوب است

4) بحار الانوار/ جلد 23 / صفحه 37

5) سوره رعد / آیه 7

6) سوره توبه / آیه 33

مطهّر، نور افشانی امامت بکمال می رسد و وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِه (1)تحقّق پیدا می کند

حکومت او حکومت صالحان و بندگان شایسته است همان که در کتب قبل از اسلام خبرش آمده و بشارتش داده شده است.

وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الْزَّبُور... (2) تورات و انجیل و دیگر آثار آسمانی همان طور که بعثت فارقلیطا (Parghlita) و پرکلیوس (Perikleos ) را خبر داده اند ظهور او را نیز مبشّرند

بدين جهت محمّد صادق فخر الإسلام، دانشمند مسیحی و پرفسور کُربن محقّق اسلام شناس و ده ها و صد ها دانشمند و محقّق دیگر در طول تاریخ به ندای تورات و إنجيل، پاسخ مثبت داده، به اسلام پناه آورده اند.

ما غرق در دریای ولایتیم و متنعّم بر سفره امامت، امّا قدر ناشناس می گوئیم آب چیست؟ و غذا کدام است که می گوئید حیات ما به آن است!!!

فخر الإسلام با نوشتن 8 جلد کتاب بنام «أنيس الأعلام في نصرة الإسلام» از اسلام دفاع می کند و فخر اسلام می گردد


1) سوره صف / آیه 8

2) سوره انبیاء / آیه 105

پرفسور کُربن در «ژنو» درس امامت می گوید و با دفاع از مهدویّت نامش را جاودان می کند ولی ما در بی تفاوتی نسبت به امامت و مسئولیّت ناشناسی نسبت به مهدویّت بسر می بریم حيرانيم! اما حيران غرب و اروپا؛ ولی باید بدانیم اینان هر چه از علوم و دانش ها دارند از بزرگان ما دارند از امثال جابر بن حیّان که فیزیک و مکانیک شیمی و داروسازی را از ششمین امام ما «حضرت صادق علیه السلام» أخذ نموده، بدین وسیله این علوم به غرب و اروپا رسیده است.

ما خواب رفتیم و از ذکر رب (1)که امام زمان علیه السلام است، إعراض کردیم و به معیشت ضَنك، مبتلا شدیم و حال، قصور و تقصير ها را به اسلام و مکتب ولایت نسبت می دهیم.

آبادى بت خانه ز ویرانی ماست *** جمعیّت کفر از پریشانی ماست

اسلام بذات خود ندارد عیبی *** هر عیب که هست از مسلمانی ماست

وای بر ما وای بر ما فردا چه خواهیم گفت از :

مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر؟ (2) می گوئیم ما از نماز گزاران نبودیم یا به شرط قبولی نماز که توجّه به حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالى فرجه الشريف) است، توجّه نداشتیم مگر امام رضا علیه السلام نفرموده: وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِها امروز


1) سوره طه / آیه 124

2) سوره مدثر / آیه 42

شرط قبول توحید قبول ولایت امام زمان علیه السلام است.

برادر و خواهر گرامی! چرا از کعبه واقعی فاصله دارید؟ چرا از همه کس می گوئید ولی او را فراموش می نمائید؟

بخدا شرط انصاف نیست نمک بخورید و نمکدان بشکنید مگر هر چه از موفقیت ها دارید از او ندارید؟!!

راستی در مورد «سباق چه فکر کرده اید؟» آیا فکر توشه برداشتن قدرت گرفتن و پرورش قبل از مسابقه بوده اید؟ مگر أمير مؤمنان علی علیه السلام نفرموده:

ألأ وَ اِنَّ الْيومَ الْمِضْمارُ وَ غَداً السِّباقُ (1) آیا رفیقی بهتر از عزیز زهرا حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پیدا می کنید؟ آیا مصاحبی برتر و دل سوزتر از او می یابید؟

چرا به آيه شريفه: كُونُوا مَعَ الصَّادِقِين توجّه ندارید؟!

با امام زمان علیه السلام بودن یعنی دل به او دادن، یک دل داری، برای او جاروبش كن و به تزکیه اش بپرداز و به حجّت خدا بگو:

دل جز ره عشق تو نپوید هرگز *** جز محنت و درد تو نجوید هرگز

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد *** تا مهر کسی دگر نروید هرگز

مَنْ أَتَاكُمْ نَجی در زیارت جامعه چه می گوید؟ نجات و


1) بدرستی که امروز روز خود سازی و فردا روز مسابقه است. نهج البلاغه فیض الاسلام / صفحه 99

رستگاری دل دادن به امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است، اگر دلت پیش او باشد او را ببینی یا نبینی او را می بینی آیا و اَذَّن فى النَّاسِ بالْحَجِّ يَأْتُوكَ رجالاً (1)را خوانده اید؟!

اگر خوانده اید و دل به امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) داده اید، طوبی لکم و اگر خوانده اید و تدبّر نکرده اید وای بر شما!

کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود *** حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

چرا مردم را بسوی او نمی خوانید، چرا جوانان را بیاد بزرگی او به خوشبختی و سعادت رهسپار نمی سازید چرا در هر شهر و محلّه ای کتاب خانه ای ویژه حضرت ولیّ عصر (عجل الله تعالى فرجه الشّريف) تأسیس نمی کنید و بیاد غریب هستی کنفرانس و جلسات بزرگ تشكيل نمی دهید و از زیبائی های او نمی گوئید؟!

مگر امام صادق علیه السلام نفرمود:

رَحِمَ اللهُ عَبْداً حَبَّبَنَا إِلَى النَّاسِ خدا رحمت کند بنده ای را که مردم را به محبّت ما سوق دهد.

پس چرا مردم را با ولیّ دوران مأنوس نمی سازید؟

چرا با منحرفین از ولایت او می نشینید و کتب مخالفین را


1) سوره حج / آیه 27

می خوانید و گاه با مباحی گری آب به آسیاب دشمنان می ریزید؟

آیه شريفة وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُون (1)و آیات دیگر در مورد سؤال از نعمت ولایت امام زمان علیه السلام و آباء ایشان، بی مسؤلیّتی در قبال این نعمت عظمی را محکوم می کند

آن ها که از شنیدن نام امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف) و آباء ایشان کراهت دارند و دل به هوی پرستی و مستی زر و قدرت داده اند به قول قرآن کافرانند.

ذلِكَ بِاَنَّهُم كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ الله... (2) آیا می دانید آیه شریفه وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله... (3)اعتصام به حبل ولایت را منظور دارد و اتّحاد بر سر رهبری حضرت صاحب الأمر (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) و آباء ایشان را توصیه و امر می فرماید

چرا با خدّام حرم مهدویّت و حریم ولایت، اتّحاد برقرار نمی کنید و چرا با سربازان مخلص راه حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) که سینه چاک تشیّع و لبّیک گوی فرمان اویند دوستی ندارید؟


1) سوره صافات / آیه 24

2) سوره محمّد / آیه 9

3) سوره آل عمران / آیه 103

آیا از اتّحاد مخالفین ولایت خبر داشته، قدرت نمایی آن ها را در صحنه فرهنگ مشاهده نمی کنید؟

آیا از نشریّات مخالف اسلام، كتب مخالف قرآن و عترت علیهم السلام نوشته های ضدّ راه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با خبرید؟

آیا می دانید در این سال ها چند صد کتاب و جزوه ردّ مذهب اهل البیت علیهم السلام نوشته با تحریف معنوی آیات و تحریف لفظی و معنوی روایات دل امام زمان علیه السلام را خون نموده اند؟

آن ها که راضی به تبلیغات وهابیّتند و با وجود قدرت از خود حرکت و تلاشی در محکومیّت مخالفین ولایت نشان نمی دهند نامشان در دفتر مخالفین ثبت است و در پیشگاه امام زمان علیه السلام از دشمنان محسوب می گردند.

مگر حضرت علی علیه السلام نمی فرماید:

کسی که به کار گروهی راضی باشد هم چون کسی است که با آن ها در آن کار شرکت کرده است.

مگر آن امام عظیم الشان در نهج البلاغه نمی فرمایند:

وَ إِنَّما عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ الله بِالْعَذَابِ لَمّا عَمُّوهُ بِالرِّضا.

یک نفر ناقه ثمود را از پا در آورد ولی خداوند همه قوم را عذاب فرمود چرا که همه راضی به آن گناه و سرکشی بودند. (1)

باعث تأسّف است بعضی زمانی که خبر تهاجم فرهنگی و تلاش دشمنان را می شنوند و یا از فساد اخلاق و عقیده در جامعه انسانی و اسلامی مطلع می شوند فقط به دعای فرج متوسّل گشته، می گویند:

خداوند مهدی موعود علیه السلام را برساند با توجّه به این که دعا برای فرج مطلوب و وظیفه است ولی وظیفه و مسئولیت شیعه را در پاسداری مرز های تشیّع بر طرف نمی سازد. انتظار فرج زمینه سازی و فعالیّت و تلاش در راه حضرت صاحب الأمر علیه السلام است.

منتظر حقیقی کسی است که نسبت به ولایت امام زمان علیه السلام متعهّد باشد و در برابر صف مخالفین مسئولانه ایستادگی و مقاومت نماید منتظر حقیقی کسی است که به قلب داغدار مولایش توجّه نموده، دل پر خون مرادش را با کار و تلاش مخلصانه، تشكيل مجالس و کلاس تلاش برای معرفت یابی تقویت محافل ندبه و ولائی، نوشتن و نشر کتب ارزشمند و مستدلّ عقيدتی پاسخ گوئی سؤالات و شبهات مذهبی در حدّ قدرت و توان مرهم و تسلیت بخشد.


1) نهج البلاغه فيض الإسلام / صفحه 650

نتیجه !!

تا این جا در حدود 16 آیه از آیات قرآن را در مورد معرفت و ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) و بزرگی ولایت حضرت و آباء ایشان ذکر نمودیم و با آیات قرآن کلاس چند دقیقه ای تشکیل دادیم.

نتیجه این که او موعود قرآن و دیگر کتب آسمانی است و نماینده و بقیّة الله است.

بقِيَّةُ اللَّه خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين (1) او دست خداست و دست خدا بالای همه دست هاست. او در قدرت و بصیرت در بین بندگان یگانه است و نماینده یگانگی خداوند است همان طور که جدّ بزرگوارش حضرت علی علیه السلام مَثَلُ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد است و قدرت و علم و بی نیازی حق را نشان می دهد

او علّت غائى عالم است و در آفرینش رتبه اوّل و هم چون آباء گرامش پدر خلقت است.

گر نبودی میل امید ثمر *** کی نشاندی باغبان بيخ شجر

پس به معنا آن شجر از میوه زاد *** گر به صورت از شجر بودش نهاد


1) سوره هود/ آیه 86

زین سبب فرموده است آن ذو فنون *** رمز نحن الأوّلون الآخرون

گر به صورت من ز آدم زاده ام *** لیک معناً جدّ افتاده ام

بعد از آیات قرآن در مورد حضرت مهدی (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) روایات در این باب از حدّ تواتر گذشته است آیت الله حاج آقا رضا همدانی قدس سره در کتاب انوار قدسیه اش می فرماید:

بیش از ده هزار روایت راجع به حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) از طریق شیعه و سنّی به ما رسیده است، این روایات از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و دوازده معصوم دیگر علیهم السلام و حضرت زهرا علیها السلام نقل شده است.

سیّد بحرانی قدس سره هم همین تعداد روایت را ادّعا می کند(1)

همۀ این روایات در مورد آقائی است که وجود خارجی دارد یک شخص است. مانند آباء گرامش، بشر است، بشری کوست خدا را مظهر بعضی ها حضرت مهدی علیه السلام را شخصی و موجود جسمانی نمی دانند و قائل به مهدویّت نوعیه اند.

پس به هر دوری ولیّی قائم است *** تا قیامت آزمایش دائم است

پس امام حىّ قائم آن ولی است *** خواه از نسل عمر خواه از علی است

هادی و مهدی وی است ای راهجو *** هم نهفته هم نشسته پیش رو

شاعر می خواهد بگوید: تجلّی شیخ در دل سالک، ظهورِ


1) مجالس حضرت مهدی علیه السلام / صفحه 143

(مهدی) سالک است و این مطلب غلط اندر غلط و تراوش افکار به دور از مکتب اهل البيت علیهم السلام است.

زمانی که شعرا با میزان و شاقول امامت و رهبری اهل البيت علیهم السلام شعر بگویند ممدوحند و شعر شان مطلوب ولی اگر از تراوش فکری (تصوّف و یا تسنّن) برداشت کنند بطوری که شعرشان با ادلّه قرآنی و روائی و براهین مكتب اهل البيت علیهم السلام مطابق نباشد مردود بحساب می آیند و شعری که در مورد مهدويّت نوعیّه نقل گردید از همین اشعار است. همین غلط گوئی هاست که زمینه ساز دکّان داری و حیله گری شیطان صفتان جامعه می گردد، مثل گفتار شیخ احمد احسائی که می گوید:

«امام زمان در عالم هور قلیائی است»، این نظریّه باعث شده حیله گران استعمار فتنه بهائیّت را راه اندازی نمایند زیرا شیخ احسائی گفته:

سَيَظْهَرُ فِي جَسَدِ مَنْ يَشَاء (1) و مانند غلط گوئی بعضى محدّثان سقیفه ( که با ساختن افسانه هائی دروغین) مانند «داستان غرانیق» راه را برای سلمان رشدی ها باز می نمایند


1) مجالس حضرت مهدى علیه السلام / صفحه 141

شناخت امام حسین علیه السلام

در قرآن آیات فراوانی درباره ائمه معصومین علیهم السلام از جمله امام حسین علیه السلام وجود دارد.

یکی از آن ،آیات آیه «کلمات» است که می فرماید:

فَتَلَى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ... (1) آدم برای این که تو به اش پذیرفته شود به پنج نور مقدّس (یعنی حضرت محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسين علیهم السلام) متوسّل شد.

و این همان کلمات است که ابراهیم را بدان امتحان فرمود:

وَ إذ إبْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَاتَهُنَّ ...» (2)مفضّل از حضرت صادق علیه السلام سؤال کرد، مقصود از ﴿ فَأَتَمهُنَّ کیانند؟ فرمود: ابراهیم کلمات را تمام نمود (یعنی به همه ائمّه علیهم السلام تا حضرت قائم علیه السلام توجّه پیدا نمود) (3)

نشانی دیگر از بزرگی امام حسین علیه السلام و بستگان ایشان وَ أَتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِها (4)می باشد که باب ایشان باب الله است.


1) سوره بقره / آیه 37

2) سوره بقره / آیه 124

3) تفسیر برهان/ جلد 1/ صفحه 147

4) سوره بقره / آیه 189

اُدْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّة (1) نیز نشان دهنده عظمت و کمال آن جناب است او (عروة الوثقى) سفينه نجات و حبل الله برای جامعه انسانی بشمار می رود.

آیه مباهله به جلالت قدر او ناطق و آیه تطهیر زمزمه بزرگی عصمت و عظمت خلوص و صفای ظاهر و باطن او را دارد.

شفاعت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام برای متّقین و مؤمنان به رسول اکرم صلی الله علیه و آله است، يُؤْتِكُمْ كِفْلَينِ مِنْ رَحْمَتِه (2)گویای این معنا است

امام حسن علیه السلام لؤلؤ و امام حسین علیه السلام مرجان دریای عصمت و ولایتِ حضرت زهرا علیها السلام و حضرت علی علیه السلام می باشند.

عالم ربّانی شیخ جعفر شوشتری قدس سره می فرماید:

قرآن کلام الله صامت است و حسین علیه السلام کلام الله ناطق؛ قرآن کریم و شریف و مجید است، و حسین علیه السلام کریم و شریف و مجید و شهید است.

قرآن مشتمل است بر قصص و احوال انبیاء و بیان آن چه به ایشان وارد گردیده از صدمات و حسین علیه السلام آیت آن قصص و حالات است بالعيان .


1) سوره بقره / آیه 208

2) سوره حديد / آیه 28

قرآن شفا و رحمت است برای مؤمنین و حسین علیه السلام شفا است از امراض باطنه و تربتش شفا است از امراض ظاهره؛ و او رحمت است از برای مؤمنین که بیشتر فوز های ایشان به آن جناب است.

قرآن نور است و حسین علیه السلام نور است، قرآن روح است و حسين علیه السلام ریحانه رسول خداست و راحت است از برای خلایق

قرآن حکیم است که معالجه می کند قلوب را به هدایت و حسین علیه السلام حکیم است که معالجه کرد جمعی را به هدایت و جمعی را معالجه نموده به شفاعت

قرآن بشیر است و نذیر و کتاب مبین است و حسین علیه السلام بشیر، نذیر و امام مبین است که جدا نموده حق را از باطل.

وجود عینی اوصاف قرآن

امام حسین علیه السلام دارای اوصاف کتاب الله است و با وجود عينى، اوصاف کتاب خدای متعال را نشان می دهد

قرآن آیات الهی است:

بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتُ فِي صُدُورِ الَّذينَ اوُتُوا العِلْمَ (1) امام حسین علیه السلام نیز آیه عظمای پروردگار است همان طور که


1) سوره عنکبوت / آیه 49

درباره آیه شریفه: مَا تُغْنِى الاياتُ وَ الْنُذُرُ.. (1)امام صادق علیه السلام می فرماید: الایاتُ هُمُ الأَئِمةَ (2)و حضرت علی علیه السلام می فرماید:

مَا لِلَّهِ عَزَّوجَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي (3) قرآن در سوره نحل، آیه 89 می فرماید:

وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِكُلِّ شَىءٍ یعنی این کتاب آسمانی بیان کنندۀ همه چیز از مبدأ ، معاد و... می باشد و با این صفت در سینه امام حسین علیه السلام موجود است:

بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ... و این درسی است برای روشن فکرنما ها و وهابی زده ها که بدانند امام حسین علیه السلام و ائمّه دیگر بدلیل این که تبيان لكلّ شيء هستند باید عالم به کلّ شیء هم باشند فاقد شيء نمی تواند معطی شیء باشد، اگر عالم نباشند چه چیزی را بیان می دارند؟

قرآن حکیم ،است، یعنی مطالبش صحیح و مطابق با واقع است مطلب بی جا و بی مورد و جاهلانه در قرآن یافت نمی شود

وَ الْقُرْآنِ الحكيم (4) با توجّه به آیه ای که گذشت ... فِي صُدُورِ الَّذِينَ... اين كتاب


1) سوره یونس/ آیه 101

2) اصول کافی/ جلد 1 / صفحه 207

3) اصول کافی/ جلد 1 /صفحه 207

4) سوره يس / آیه 3

آسمانی با این صفت الهی یعنی حکمت در سینه امام حسین علیه السلام و ائمه دیگر علیهم السلام موجود است.

پس ائمّه علیهم السلام اعلام حکیم اند و قیام و قعودشان، فریاد و سکوتشان امر و نهیشان سیره و روششان صحیح و حکیمانه است کار بیهوده و جاهلانه نمی کنند خطا و سهو ندارند و این درسی است برای آن ها که نسبت سهو به پیامبر صلی الله علیه و آله و یا ائمّه علیهم السلام داده اند و یا به صلح و قیام فریاد و سکوت آن حضرات اشکال گرفته اند.

بیچاره بیچاره شهرت طلب وهّابی زده، که نشخوار «ایدئولوک وهّابیت» را با کلمات فریبنده و زرق و برق ادبی نشخوار می نماید و با سخنرانی و یا نوشتن کتاب گاه به صلح الحسن علیه السلام می تازد و گاه قیام الحسین علیه السلام را زیر سؤال می برد! (1)

اینان آیا در مورد صلح حدیبیّه چه می گویند؟ و در مورد جنگ های پیامبر، چه قضاوت می کنند؟ آیا امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین علیه السلام اوصیاء پیامبر نیستند؟


1) بشارت به شیفتگان ولایت و رهروان حقیقت؛ کتاب ارزنده «السبْطَانِ فِي مَوْقِفَيْهما» اثر: علّامه محقّق آیت الله حاج سیّد علی نقی نقوی قدس سره با ترجمه: حجة الاسلام و المسلمين سيّد محمود بحر العلوم میر دامادی بزودی چاپ و منتشر می گردد «ناشر»

آیا حکمت و حقیقت خواهی پیامبر به آن حضرت نرسیده است؟ آیا آیه تطهیر به صدق گفتار و راستی رفتارشان گواهی نمی دهد؟

چه باعث شده که بعضی از نویسندگان مملکت شیعه و کشور صاحب العصر امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشّریف) با نادیده گرفتن آیات قرآنی و روایات فریقین در مورد عصمت معصومین علیهم السلام به قیام و حق طلبی آن حضرات بتازند و با طرح کلمه خشونت و خشونت گرا راه را بر مجاهدان راه خدا و امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر مسدود نمایند؟!

طرفداران بی بند و باری دلدادگان آزادی حیوانی و هوس رانان جنگلی، هراسان از ذوالفقار علی علیه السلام و ترسناک از قانون اسلام برای هموار نمودن راه گناه و معصیت، و اجرای مقاصد حکومت های استعماری در به فساد کشاندن جوامع اسلامی به قانون جهاد و دفاع امر به معروف و نهی از منکر قیام در برابر فساد و مقابله با مفسد اشکال می کنند و مباحی گری و بی تفاوتی را تبلیغ می نمایند.

طرّاحان صراط های مستقیم که سابقه تاریخی دارند با عنوان نمودن «دعوای ساختگی موسی و شبان» و با تبلیغ درون گرائی تحریف شده و مخالف با مبانی اسلام در حفظ ظاهر و توجّه به

ظواهر، به مخالفت بر می خیزند و مردم را به خرقه پوشی دعوت می کنند

قرآن شفای درد هاست؛ درد های روحانی و امراض اخلاقی و به وسیله قرآن درمان می گردد

قَدْ جَائَتْكُمْ مَوعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُور (1) و این کتاب آسمانی با این صفت الهی در سینه امام حسین علیه السلام و ائمّه دیگر موجود است:

فِي صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا العلم... پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه هدی، مکتبشان شفابخش درد های روحانی و جسمانی است، (همان طور كه عيسى علیه السلام يُبْرِأُ الأَكمَةَ و الأَبْرَص بِإذنِ الله این خانواده طبیبان روح و جسم بشرند.

وهّابی زده نباشید و تعجّب نکنید که مجلس، نام، یاد، پرچم، زیارت، حرم، بارگاه و تربت امام حسین علیه السلام شفا بخش درد های ظاهر و باطن است.

در روایات فراوانی داریم که خداوند دعا را تحت قبّة امام حسین علیه السلام و شفا را در تربت آن حضرت قرار داده است. (2)

امام حسين علیه السلام و ائمّه دیگر بشیر، نذیر، احسن الحديث، بصائر


1) سوره یونس / آیه 57

2) به ترجمه خصائص الحسينيّه رجوع کنید.

بیّنات ،برهان ،مبارک ،المثاني حبل الله ،الذكر، الرّوح الصدق، الحق الصراط المستقيم، العزيز العظيم ،الفرقان، القول الفصل القيّم الكريم الكلمه المهيمن، المجيد النعمه النور الهادى و... می باشند که تشریح هر کدام از این اوصاف زمان مناسب تری می طلبد. (1)

مزد رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله در آیه 23 شوری، دوستی امام حسین علیه السلام و بستگان ایشان تعیین شده است و این در حالی است که در آیه 5 سوره فرقان می فرماید:

اِلاّ مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا مزد رسالت من این است که مسلمین راهی بسوی خداوند بر گزینند از راه خداوند جدا نگردند و در سوره سبا می فرماید: فَهُوَ لَكُم یعنی آن چه از شما خواستم به نفع خود شماست نتیجه این که؛ پیامبر در آیه اوّل خواسته است ،مسلمین امام حسین علیه السلام و بستگان آن حضرت را دوست بدارند و در آیه دوّم خواسته است ،مسلمین راه خداوند را برگزینند. با تدبّر در این دو آیه در می یابیم این دو خواسته یکی است، پیامبر دو خواسته


1) در این قسمت از مقدّمه از کتاب شریف و ارزنده، «المنهج القويم في إثبات الإمامة من الذّكر الحكيم» / نوشته محقّق عظيم الشأن، فقیه و مفسّر عالی قدر حضرت آیت الله حاج سیّد محمد رجائی اصفهانی (دام ظلّه العالی) استفاده فراوان نموده ام.

ندارد دوستی اهل البیت علیهم السلام انتخاب راه خداوند و گزینش مسیر الهی است دوستی اهل البیت علیهم السلام الا اگر نباشد، توحید و اسلام واقعی تحقّق پیدا نمیکند مودّت امام حسین علیه السلام اگر در قلوب انسان ها یافت نشود به بارگاه قرب الهی، بار نمی یابند و مهم این است که می فرماید: این مودّت که طی کردن راه خداست سیر الى الله است «فَهُوَ لَكُم» این برای خود شما است، برای فرد و جامعه شما مفید است. مگر در زیارت جامعه نمی خوانیم، مَنْ ارادَ الله بَدَءَ بِكُم کسی که اراده کرده به قرب الهی برسد، به عرفان واقعی دست یابد باید در دانشگاه شما خانواده نام نویسی کند، قطب ،هستی محور کمال شما هستید دیگران کلاسشان، کلاس نیرنگ و شیطنت است و بنام کمال مردم را به هوی خواهی و علوّجوئی سوق می دهند.

قرآن درباره مکتب رسالت، می فرماید:

يُعَلِّمُكُمْ مَالَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (1) مفسّرین فرموده اند:

ما لَم تكونوا تَعْلَمُونَ بِالْفِكْرِ وَ النَّظَرِ إِذْ لا طَريقَ الى مَعْرِفَتِهِ سِوى الْوَحى (2)


1) سوره بقره / آیه 151

2) تفسیر صافی / جلد 1 / صفحه 202

به بازی گران وادی بی معرفتی که خود را عارف می شمارند می گویم:

این راه را به بازی نگیرید، سیر و سلوک بدون بهره برداری از چراغ وحی و مصباح هدایت، بی توجّهی به صاحبان واقعی ولایت سیر و سلوک شیطانی است.

مگر کسی که اهل البيت علیهم السلام را به عنوان اوصياء رسول اکرم صلی الله علیه و آله قبول ندارد و پیرو ائمّه هدی علیهم السلام نمی باشد، می تواند كلاس معرفت داشته باشد؟

سلام و زیارت واقعی

عارفان واقعی بر این بارگاه سلام دارند و در برابر فرمان امیران معرفت، تسلیم صد در صدند آن ها را به درد و صاف کار نیست بلکه به الطاف ساقی چشم دوخته هر آن چه را او خواهد خواستار باشند

کمال یافتگان حقیقی همانند حرّ بن یزید ریاحی برابر حصن ولايت سر فرود آورده : اُدْخُلُوا فِي السّلْمِ كَافَّةً را در سلام دادن بر امام حسین علیه السلام ، زیارت او و پیروی از او جستجو می کنند آنان امام حسین علیه السلام را پدر می دانند پدر ،عباد بزرگ ،بندگان معلّم حرّیت و مربّی عبودیّت برای همین با جان و دل می گویند:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبد الله الحسين

زائر به ،زیارت کمالش بالا می رود قطره ایست که به دریای کمال و معرفت متّصل می گردد هر زائری معرفتش بیشتر باشد، قُربش بیشتر است پس سعی کن زائر او باشی. آری زیارت امام حسین علیه السلام زیارت خداوند در عرش او می باشد.

الله اکبر! خداوند متعال هر شب جمعه امام حسین علیه السلام را زیارت می نماید.

خداوند به زائرین امام حسین علیه السلام بر حمله عرش و بر ملائکه مقرّبین مباهات می کند و می فرماید:

ببینید زوّار قبر حسین علیه السلام را که به جانب او به شوق می روند (1)

زائرین امام حسین علیه السلام یاوران حضرت فاطمه اند زیرا که آن حضرت هر روز امام حسین علیه السلام ها را زیارت می نماید (2)

زیارت زائر مگر می تواند بدون اشک و سوز و گداز باشد؟

او با دل و جان به دیدار دلدار و محبوبش رفته و مزور را بخشش گر خون قلب در راه خدا می خواند و تن آغشته بخون او را نظاره می نماید

السَّلامُ عَلَى الْحُسَينِ الَّذِى سَمِحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِه السَّلام عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمَاء


1) ترجمه خصائص الحسينيّه / صفحه 290

2) ترجمه خصائص الحسينيّه / صفحه 291

زائر واقعی جریان کربلا را یاد آور می شود و با مجسّم نمودن جزئيّات وقایع اشک غم همراه با آه انتقام «إِنّى حَربٌ لِمَن حارَبَكُم »دارد.

سلام بر آن کس که حُرمتش شکسته و خونش به نا حق ریخته شد.

سلام بر آن کس که او را با جاری جراحت هایش غسل دادند

سلام بر جرعه نوش جام نیزه ها

سلام بر مظلومی اش و خون مباح شده اش .

سلام بر او که سرش را از قفا جدا ساختند.

سلام بر او که شاهرگ حیاتش تا ابدیّت جاری شد

سلام بر بی باوربش

سلام بر محاسن به خون خضاب شده اش و بر گونه های خاک آلوده اش .

سلام بر بدنی که پیراهنش را به غنیمت بردند.

سلام بر لب و دندان خیزران خیز تو.

سلام بر پیکر های عریان که گرگ های خون آشام آن ها را دریدند و وحشیان بر جسد آن ها عبور کردند.

... بسوی تو آمده ام.

و قنوت نیازم سرشار از امید به رستگاری است به حرمت ولایت تو ایمان دارم

نردبان ملکوت را با محبّت تو در می نوردم و از دشمنان تو بی زارم.

هیچ کدام از بزرگان دین و حتّی بزرگ بزرگان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام بر امام حسین علیه السلام سرور و یا گریه سرور نداشته اند مگر نه این است که روز حشر حضرت زهرا علیها السلام وارد محشر می گردد و با آن مکرّمه است رخت های خون بار و پیراهن غرقه به خون امام حسین علیه السلام ، در آن حال عرض می کند:

خدایا می خواهم ببینم حسن و حسین را، سپس مصوّر شود از برای او حسین علیه السلام به حالتی که سر در بدن ندارد و خون از رگ های او جاری است پس چون آن حالت را ببیند فریادی زند و خود را از ناقه به زیر اندازد و پیامبر و ملائکه همه فریاد زنند. (1)

مگر نه اینست که حضرت رضا علیه السلام می فرماید:

هر که روز عاشورا روز حزن و مصیبت و گریه او باشد خدای عزّ و جل روز قیامت را روز شادی او قرار می دهد. (2)

مگر نه این است که اباذر فرموده :

اگر بدانید که آن مصیبت چه قدر بزرگ است، آن قدر گریه کنید تا جان دهید. (3)

مگر نه اینست که امام سجاد علیه السلام در بیابان مدینه بعد از مراجعت از کربلا مرثیه خوان امام حسین علیه السلام گردید برای


1) ترجمه خصائص الحسينيّه / صفحه 288 - بحار الانوار/ جلد 43 / صفحه 222

2) بحار الانوار/ جلد 44/ صفحه 284 .

3) بحار الانوار / جلد 45/ صفحه 219

آن حضرت کرسی گذاشتند بر کرسی نشست و اشک از چشمانش جاری بود و با دستمال بر طرف می نمود باز اشک مهلت نمی داد می فرمود:

ای مردم امام حسین علیه السلام با عترتش کشته و بخون آغشته شدند و اهل بیت و اطفالش به اسیری رفتند و سر های ایشان را بر سر نیزه در بلاد گردانیدند و این مصیبتی است که مانند نخواهد داشت کدام مرد با غیرت است بعد از ملاحظه این مصیبت مسرور گردد؟ کدام چشم است که اشک بر آن مولا نریزد کدام دل است که از برای او شکسته نشود؟! (1)

همان طور که ملاحظه می نمائید قضیه کربلا به عنوان یک مصیبت بزرگ و عاشورا بعنوان روز حزن و غم برای همۀ اولياء الهى بویژه ائمّه علیهم السلام مطرح بوده و هست شیعه نمی تواند با تفسیر های روشنفکر مآبانه و یا عرفان نمایانه دست از دستورالعمل در مورد عزاداری و نوحه گری بردارد و به جمع اهل وجد و نشاط، رقص و موسیقی بپیوندد.

شیعه زیارت ناحیه مقدّسه را شعار خود ساخته «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَة» را با اشک و آه در نظر گرفته با شمشیر مجلس عزا و فریاد یا حسین به جنگ مخالفین اسلام و ستمگران می رود


1) ترجمه خصائص الحسينيّه / صفحه 251 - بحار الانوار / جلد 45 / صفحه 148

بعضی از نویسندگان اخیر نوشته اند که گریه و عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی کار مردمی است که در عالم کثرات گرفتارند و از نفس، برون نیامده اند!

سؤال اینست :

ائمّه معصومین علیهم السلام ، بزرگان دین علماء عاملین که در مصیبت امام حسین علیه السلام گریان و محزون بوده، آیا در عالم کثرات گرفتار و از نفس برون نیامده بودند؟

اگر راستی عزاداری و نوحه خوانی بر امام حسین علیه السلام کار خفتگان و غافلان است پس گریه ائمّه معصومین علیه السلام بر آن حضرت را چگونه باید تفسیر نمود؟

عمل فاطميّات که در این مصیبت عظمی گریان و نالان بودند، گریبان چاک لطمه بر صورت می زدند را چگونه باید شرح داد؟ (1)

آیا پیروان راستین ائمّه علیهم السلام غافل از مراتب و درجات شهیدان کربلا بوده اند و به امام حسین علیه السلام و معرفت نداشته از بی خبری به گریه و ناله بر امام حسین علیه السلام می پرداخته اند؟ آیا عبارت زیارت ناحيه مقدّسه فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَباحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْكِينَّ... (2)گویای


1) تهذيب / جلد 8 / صفحه 296، آخر کفارات

2) «... اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر، مرا از یاری تو دور ساخت و نبودم تا در رکابت خونین بال تا افلاک پرواز کنم امّا هر صبح و شام برای تو به جای اشک خون می بارم آن قدر می سوزم و می سوزم و می سوزم تا در مصیبت جان کاه تو جان دهم...»

غم و غصّه و تأسّف بر مصائب امام حسین علیه السلام نمی باشد و یا امام زمان علیه السلام به مراتب و درجات امام حسین علیه السلام عالم نبوده اند؟

آیا سیره اهل البيت علیهم السلام را در امر عزاداری امام حسین علیه السلام نادیده گرفتن و عزاداران را غافل و بی خبر خواندن خود را عارف پنداشتن و عرفان را به بند انحصار کشاندن، مطلوب خدای عارفان است!

ریشه این مطلب یعنی سرور در روز عاشورا به استعمار بنی امیّه و بنی عبّاس بر می گردد و بلند گو های سقیفه با همکاری مدّعیان عرفان و سکینه در طول تاریخ جهت بی صدا نمودن فریاد عاشورا و بی رنگ نمودن بعد مبارزاتی کربلا به تبلیغ این روش پرداخته اند.

عبد القادر گیلانی گفته:

« وَ قَدْ طَعَنَ قَومٌ على صيام هذا اليوم العظيم و ما ورد فيه مِن التعظيم وَ زَعَمُوا أَنَّه لا يجور صَيَامُه لأجل قتل حسين بن علي فيه، و قالوا يَنبغي أن تكون المصيبة فيه عامّه لجميع النَّاسِ لِفَقْدة فيه وَ اَنتُم تأخُذونَه يَوم فرح وَ سُرور...»

مطلب این است که مخالفین اهل البیت علیهم السلام این روز را روز فرح

و شادی می دانند و شیعه با استناد به سنّت نبوی و روش ائمّه معصومین علیهم السلام بر این امر اعتراض دارد. عبد القادر گیلانی که غوث أعظم و هيكل صمدانى طايفه عارف نمایان است می گوید:

«این اعتراض وارد نیست چون روز عاشورا روز میمون و مبارکی است که خدای متعال اختیار کرده آن روز را برای شهادت فرزند پیامبر تا بر کرامت او بیفزاید پس روز عاشورا شایسته است روز فرحت و شادی باشد». (1)

صاحب كتاب شريف «شفاء الصّدور» می فرماید:

«این خلاصه کلام این دشمن خدا و رسول است، و امّا این که گفته روزی است مبارک که خدای متعال آن را برای قتل سبط نبیّ خود اختیار فرموده تدلیسی است که عوام را فریب دهد...» (2)

همان طور که یاد آوری گردید بنی امیّه و بویژه بنی عبّاس با تقویت دکّان داری عرفان نمایانه به تبلیغ فرح و سرور در روز عاشورا پرداخته با بعد انقلابی و مبارزاتی کربلا و عاشورا مبارزه نموده اند.

مبلّغين فرح و شادی در عاشورای حسینی اگر چه ممکن است


1) شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور / جلد 2/ صفحات 272، 273، 274،

2) شفاء الصدور/ جلد 2/ صفحه 274

خود ندانند ولی با واسطه مبلّغ مبانی استعمار بنی امیّه و بنی عبّاس و استعمارگران امروزند و ناخودآگاه آب به آسیاب روشن فکرنما ها و مخالفين أمر عزاداری می ریزند.

مخالفین اسلام از نهضت و قیام قتيل العَبَرات امام حسین علیه السلام ضربه خورده، از کربلا و عاشورا، آه و سوز باکین گریه و فریاد آنان که سبب بیداری ملّت های مستضعف است، هراسانند، لذا به جنگ عزاداری آمده، گاه با بلند گوی دوستان بی توجّه، عزاداری را محکوم و آن را کار غافلان و نا آگاهان به مراتب امام حسین علیه السلام معرّفی می نمایند.

زیارت ناحیه

زيارت ناحيه مقدّسه زیارت یک انسان کامل در عرفان، یعنی سرپرست و ولیّ دوران حضرت امام زمان (عجل الله فرجه) است.

السَّلامُ عَلَيْكَ سَلامُ العَارِفِ بِحُرمَتِكَ، اَلْخَلِصِ فِي وِلايَتِک در این زیارت، هم ستیز با دشمنان ولایت مطرح گردیده و هم سخن از اشک ساده، نه، بلکه گریه خونین و تأسّف و غصّه تا سر حدّ مرگ از بزرگی این مصیبت عظمی به میان آمده است. (1)

این جا است که سیّد بحرالعلوم قدس سره را می بینیم با آن همه


1) حَسْرَةً عَلَيْكَ وَ تَأسُّفاً عَلَى مَا دَهَاى وَ تَلَهُفاً حَتى أموت بِلُوعَةِ المُصَابِ وَ غُصَّةِ الأكتياب . «فراز هایی از زیارت ناحیه مقدّسه»

مقامات علمی و معنوی به پیروی از امام زمانش در کربلا به دسته عزادار عرب های معیدی (دهاتی) می پیوندد و بر سر و سینه زنان به نوحه گری می پردازد مانند زن جوان مرده فریاد می زند گریه می کند و مرثیه می سراید (1)

وظیفه شیعه

با توجّه به تبلیغات مخالفين عليه ولايت و تهاجم فرهنگی استعمارگران بر همه اندیشمندان الهی، نویسندگان ولائی، شعراء متعهّد لازم است بر تلاش خود در ترویج دین و مبارزه با انحرافات اخلاقی عقیدتی بیفزایند.

یکی از وظایف که بحمد الله در شُرف تکمیل است، ترجمه و شرح ادعیه و زیارات می باشد که باید جهت آگاهی فارسی زبانان به صورت نثر و یا نظم در آید و منتشر گردد.

و یک وظیفه بزرگ تر جمع آوری و تحقیق و ترجمه آثار و کتبی است که پیرامون وجود مطهّر حضرت ولیّ عصر (عجّل الله فرجه) می باشد مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اصفهان به توفیق الهی حدود بیست سال است که این کار مهم و مقدّس عقیدتی را شروع نموده و با چاپ اوّلین اثر


1) كتاب البكاء للحسين علیه السلام / صفحه 469

علمی و تحقیقی (بنام شرعة التّسميه از محقّق عظیم الشّأن مرحوم میر داماد) آغازگر تلاش تخصّصی در راه ولیّ دوران حضرت صاحب الزّمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است.

اکنون که مشغول نوشتن این مقدّمه می باشم از روح مطهّر بزرگ مردی الهام گرفته که دهه ای در سال بنام نامی حضرت مهدی ( عجّل الله تعالی فرجه الشّريف) اختصاص يابد و شیعیان و حتّى اهل سنّت و متدیّنین به ادیان دیگر که همگی در عقیده به منجی جهان متّحدند و به بشارات انبیاء پیرامون ظهور پیشوای عدالت گستر واقفند در این دهه به تشکیل کنفرانس های بزرگ بپردازند و مقاصد انسانی و توحیدی که توسّط آن حضرت دنبال می شود را تشریح و تبیین نمایند.

این دهه می تواند از دهم تا بیستم شعبان المعظّم باشد و مثل دهۀ عاشورا و فاطمیّه و بلکه وسیع تر، با ارشاد علماء و محققّان شعراء و اندیشمندان، منشأ بركات علمى و فرهنگی بسیار گردد.

بنده بسیار امیدوار هستم این طرح مقدّس به موفقیّت برسد همان طور که طرح مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف به موفّقیّت رسید و به شهر های دیگر و مراکز علمی و مذهبی راه یافت

مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مفتخر است با عنایت حضرت و ارشاد مراجع عالي قدر تقليد

تا بحال خدمات ارزنده ای را در مسیر ولایت ارائه داده و بیش از سی اثر علمی و دینی را در راه ترویج مكتب اهل البيت علیهم السلام مبارزه با انحرافات و شبهات منتشر نموده است.

انتشار كتاب حاضر نیز در راستای اهداف این مدرسه و کتاب خانه است و پاسخ مثبتی به شیفتگان معرفت ائمّه علیهم السلام بحساب می آید

پیرامون کتاب حاضر

كتاب حاضر، اشعاری است شرح مانند (منظوم) که با عنایت صاحب زيارت ناحيه مقدّسه حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالى فرجه) شاعر با فضیلت، ناطق فضائل آل عصمت علیهم السلام ، مدافع حريم ولایت، رهرو طریق مهدویّت آن که در مصیبت اهل البيت علیهم السلام و فراق حضرت حجّت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) گریه می کند و با بیان اشعار جان سوز محبّان را می گریاند برادر ولائی، جناب آقای ژولیده نیشابوری سروده است.

خداوند متعال ایشان را همواره به فریاد گری در مسیر قرآن و عترت علیهم السلام و توجّه به تعهّد در قبال ولایت موفّق بدارد.

چند سالی است که به برکت ایّام فاطمیّه علیهم السلام موفّق به دیدار این شاعر مخلص و گران قدر شده از اشعار ارزشمند ایشان بویژه در مجالس مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولىّ عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بهره برده ام.

خداوند بر توفیقات و سلامت ایشان بیفزاید و سمت سربازی حضرت ابا صالح المهدى (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) را به همۀ ما عنایت فرماید.

در خاتمه یاد آور می گردد که عالم ربّانی، خادم الولاية آية الله شيخ محمّد باقر فقیه ایمانی قدس سره، کتابی ارزنده بنام:

«التَّحْفَة القائمية في شَرح احوالِ جِنابِه فِي التَّعزِيَةِ الحُسَيْنِيَّة علیه السلام)

در شرح این فقره زیارت ناحیه: «فَلَئِنْ أَخَرَتْنِي الدُّهُور..» نوشته اند که نسخه خطّی آن نزد صدیق معظّم، نویسنده گران قدر حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی(دام بقائه) (فرزند مؤلّف) و عکس آن در مدرسه عقائد و کتاب خانه تخصّصی حضرت ولیّ عصر علیه السلام موجود می باشد. امید است این کتاب مانند سایر مؤلّفات ارزشمند، مؤلّف، تحقیق و منتشر گردد.

و السّلام على المهدى و على آبائه

سيّد محمود بحر العلوم میر دامادی

1379/6/30

زیارت ناحیه مقدسه

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللهِ مِنْ خَلِيقَتِهِ.

السّلامُ عَلَى شَيْثٍ وَلِيِّ اللهِ وَ خِيَرَتِهِ.

السَّلَامُ عَلَى إِدْرِيسَ الْقَائِمِ لِلَّهِ بِحُجَّتِهِ.

السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ الْجَابِ فِي دَعْوَتِهِ.

السَّلامُ عَلى هُودٍ المَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِعُونَتِهِ.

السَّلَامُ عَلَى صَالِحِ الَّذِي تَوَجَّهُ اللَّهُ بِكِرَامَتِهِ.

السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ الذّي حَباهُ اللَّهُ بِخُلَّتِهِ.

السَّلامُ عَلَى إِسْمَائيلَ الَّذِي فَدَاهُ اللَّهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ مِنْ جَنَّتِه

السَّلامُ عَلَى إِسْحَاقَ الَّذي جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى يَعْقُوبَ الَّذِي رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ

السَّلامُ عَلَى يُوسُفَ الَّذِي نَجَاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ

السَّلامُ عَلَى مُوسَى الَّذِي فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ.

السَّلامُ عَلى هَارُونَ الَّذِي خَصَّهُ اللهُ بِنُبُوَّتِهِ .

اَلسَّلامُ عَلَى شُعَيْبِ الَّذِي نَصَرَهُ اللَّهُ عَلَى أُمَّتِهِ .

السَّلامُ عَلَى دَاوُدَ الَّذي تَابَ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ خَطيئَتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى سُلَيْمانَ الَّذِي ذَلَّتْ لَهُ الْجنُ بِعِزَّتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى أَيُّوبَ الَّذِي شَفَاهُ اللَّهُ مِنْ عِلَّتِهِ.

السَّلامُ عَلَى يُونُسَ الَّذِي انجَز اللهُ لَهُ مَضمُونَ عِدَتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى عُزَيْرِ الَّذِي أَحْيَاهُ اللَّهُ بَعْدَ مِيتَتِهِ.

السّلامُ عَلَى زَكَرِيَّا الصَّابِرِ فِي مِحْتَتِهِ.

السَّلامُ عَلَى يَحْيِيَ الَّذِي أَزْلَفَهُ اللَّهُ بِشَهَادَتِهِ.

السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ وَ كَلِمَتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللهِ وَ صِفْوَتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى اَميرِ المُؤْمِنينَ

عَلَى بْنِ أَبي طَالِبٍ المَخصُوصِ بِأُخُوَّتِهِ.

السّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ ابْنَتِهِ.

اَلسَّلامُ عَلَى أَبي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ وَصِيٍّ اَبیه و خَليفَتِهِ.

السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الَّذِي سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ.

السّلامُ عَلَى مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ في سِرِّهِ وَ عَلانِيَته.

السَّلامُ عَلَى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشَّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ.

السلامُ علَى مَن الأجَابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ.

السَّلَامُ عَلَى مَنِ الْأَئمَةُ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ.

السَّلَامُ عَلَى ابْنِ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ.

السَّلامُ عَلَى ابْنِ سَيِّدِ الْأَصِيَاءِ.

السّلامُ عَلَى ابْنِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ.

السَّلامُ عَلَى ابْنِ خَديجَةَ الْكُبْرَى.

اَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سِدْرَةِ المُنْتَهى.

اَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ جَنَّةِ المَأْوَى.

اَلسَّلاَمُ عَلَى ابْنِ زَمْزَمَ وَ الصَّفا

اَلسَّلامُ عَلَى المُرَمَّلِ بِالدِّمَاءِ.

السَّلامُ عَلَى المَهْتُوي الخباء.

السّلامُ عَلَى حَامِسِ أَصْحَابِ اَهْلِ الْكِساءِ.

السَّلامُ عَلَى غَريبِ الْغُرَباءِ.

السَّلامُ عَلَى شَهيدِ الشُّهَدَاءِ.

اَلسَّلامُ عَلَى قَتيلِ الْأَدْعِيَاءِ.

اَلسَّلامُ عَلَى سَاكِن كَرْبَلاءَ

السّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّماءِ.

اَلسَّلامُ عَلَى مَنْ ذُرِّيَّتُهُ الْأَزْكِيَاءُ.

السّلامُ عَلَى يَعْسُوبِ الدِّينِ.

السَّلامُ عَلَى مَنَازِلِ الْبَرَاهِينِ.

اَلسَّلامُ عَلَى الائمّةِ السّاداتِ.

السّلامُ عَلَى الْجُيُوبِ المُضَرَّجاتِ.

السَّلامُ عَلَى الشَّفَاءِ الذَّابِلاتِ.

السَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ المُصْطَلَماتِ.

السَّلامُ عَلَى الاَرْواحِ الْمُخْتَلَسَاتِ

السَّلَامُ عَلَى الْأَجْسَادِ الْعَارِيَاتِ.

السّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشَّاحِباتِ.

السَّلامُ عَلَى الدُّمَاءِ السَّائِلاتِ.

اَلسَّلامُ عَلَى الأَعْضاء المُقَطَّعَاتِ.

السَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ المُشالَاتِ.

السَّلامُ عَلَى النِّسوة البارزات.

السَّلَامُ عَلَى حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمينَ.

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَبَائِكَ الطَّاهِرينَ.

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَبْنَائِكَ المُسْتَشْهَدينَ.

السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِكَ النَّاصِرِينَ.

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمَضاجِعِينَ.

السَّلامُ عَلَى الْقَتيلِ المَظْلُومِ.

السَّلامُ عَلى أَخِيهِ المَسْمُومِ.

السَّلامُ عَلَى عَلِيُّ الْكَبِيرِ.

السّلامُ عَلَى الرَّضِيعِ الصَّغِيرِ.

اَلسَّلامُ عَلَىَ الأَبْدَانِ السَّلِيبَةِ.

اَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْقَرِيبَةِ.

السَّلَامُ عَلَى الْمجَدَّلِينَ فِي الْفَلَواتِ .

السَّلَامُ عَلَى النَّازِحِينَ عَنِ الْأَوْطَانِ

اَلسَّلامُ عَلى المدفُونينَ بِالا أكْفان.

اَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤْسِ المُفَرَقَةَ عَنِ الأَبْدَانِ.

اَلسَّلامُ عَلَى المحْتَسِبِ الصَّابِرِ.

السَّلَامُ عَلَى الْمُظْلُومِ بِلا نَاصِرِ

اَلسَّلامُ عَلَى سَاكِنِ التّربَةِ الزَّاكِيَةِ.

السّلامُ عَلَى صَاحِبِ القُبَّةِ السَّامِيَةِ.

اَلسَّلامُ عَلَى مَن طَهَرَهُ الجَلِيلُ.

السَّلامُ عَلَى مَنِ افْتَخَرَ بِهِ جَبْرَئِيلُ.

اَلسَّلامُ عَلَى مَن نَاعَاهُ فِي المَهدِ ميكائيل.

السلام عَلى مَنْ نُكِثتْ ذِمَّتُهُ.

اَلسَّلامُ عَلَى مَنْ هُتِكَتْ حُرْمَتُهُ.

السَّلامُ عَلى مَنْ أريقَ بِالظُّلْمِ دَمُهُ.

اَلسَّلامُ عَلَى المُغَسَلِ بِدَمِ الحِرَاحِ.

السّلامُ عَلَى الْمُجَرَّعِ بِكَأسَاتِ الرِماح.

اَلسَّلامُ عَلَى المَضامِ المُسْتَبَاحِ.

السّلامُ عَلَى المَنْحُورِ فِي الْوَراء.

اَلسَّلامُ عَلَى مَنْ دَفَنَهُ اَهْلُ الْقُرى.

السَّلامُ عَلَى المَقْطُوعِ الْوَتينِ.

السَّلَامُ عَلَى الْحَامِي بِلا مُعين.

السَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الْخَضِيبِ.

السَّلامُ عَلَى الخَدّ التَّريبِ.

اَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليب.

اَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ المُقَرُوعِ بِالْقَضيب.

اَلسَّلامُ عَلَى الرَّأسِ الْمُرْفُوعِ.

السَّلَامُ عَلَى الْأَجْسَامِ الْعَارِيَةِ فِي الْفَلَواتِ تَنْهشُهَا الذِّئابُ الْعَادِيَاتُ وَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهَا السِّباعُ الضَّارِياتُ.

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ وَ عَلَى المَلائِكَةِ الْمُرَفُوفِينَ حَوْلَ قُبَّتِكَ، الحافّينَ بِتُربتِكَ، الطَّائِفِينَ بِعَرْصَتِكَ، الْوَارِدینَ لِزِيارَتِكَ.

السَّلامُ عَلَيْكَ فَأَنِي قَصَدْتُ إِلَيْكَ وَ رَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَيْكَ.

السّلامُ عَلَيْكَ سَلَامَ الْعَارِفِ بِحُرْمَتِكَ، الْخَلِص في وِلايَتِكَ، المُتَقَرِّبِ إلَى اللَّهِ بِمَحَبَّتِكَ، الْبَرَيءِ مِنْ أَعْدَائِكَ سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصَابِكَ مَفْرُوحٌ وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِكْرِكَ مَسْفُوحٌ سَلامَ المَفْجُوعِ الحَزَينِ الْوَالِهِ المُسْتَكيِنِ. سَلامَ مَنْ

لوْ كَانَ مَعَكَ بِالطُّوفِ لَوَقَاكَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّيُوفِ، وَ بَذَلَ حُشَاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ، وَ جَاهَدَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ نَصَرَكَ عَلَى مَنْ بَغَى عَلَيْكَ، وَ فَدَاكَ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وَلَدِهِ وَ رُوحُهُ لِرُوحِكَ فِداءُ، وَ أَهْلُهُ لاَهْلِكَ وِقاء. فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ وَ عَاقَنى عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَداوَةَ مُنَاصِباً ، فَلَأَنْدبَنَّكَ صَباحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِينَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةٌ عَلَيْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهَاكَ وَ تَلَهُفاً حَتّى اَمُوْتَ بِلَوْعَةِ المَصابِ وَ غُصَّةِ الاِكْتِئاب.

أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوةَ، وَ أتَيْتَ الزَّكواةَ ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ المُنكَرِ وَ الْعُدوَانِ، وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ ما عَصَيْتَهُ، وَ تَمَسَّكْتَ بِهِ وَ بِحَبْلِهِ فَاَرْضَيْتَهُ، وَ خَشيتَهُ وَ راقَبْتَةٌ وَ اسْتَجَبْتَهُ، وَ سَنَنْتَ السُّنَنَ، وَ أَطْفَاتَ الْفِتَنَ، وَ دَعَوْتَ إِلَى الرَّشَادِ، وَ اَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدَادِ، وَ جَاهَدْتَ فِي اللهِ حَقَّ الْجِهَادِ وَكُنْتَ لِلَّهِ طائِعاً وَ لجَدِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَابِعاً، وَ لِقَوْلِ أَبِيكَ سامعاً، وَ إِلَى وَصِيَّةِ أَخيِكَ مُسَارِعاً، وَ لِعِمَادِ الدِّينِ رَافِعاً، وَ لِلطَّغْيَانِ قَامِعاً، وَ لِلطَّغَاةِ مُقارِعاً، و لِلأُمَّةِ ناصحاً، وَ في غَمَرَاتِ المَوْتِ سَابِحاً، وَ لِلْفُساقِ مكافِحاً، وَ بِحُجَجِ الله قائماً، وَ لِلإِسْلامِ وَ الْمُسْلِمِينَ رَاحِماً، وَ لِلْحَقِّ نَاصِراً، وَ عِنْدَ الْبَلاءِ صابراً، وَ لِلدِّينِ كَالِئا، وَ عَنْ حَوْزَتِهِ مُرَامِياً، تَحُوطُ الهُدى وَ تَنْصُرُهُ، وَ تَبْسُطُ الْعَدْلِ وَ تَنْشُرُهُ وَ تَنْصُرُ الدِّينَ وَ تُظْهِرُهُ، وَ تَكُفّ الْعَابِث وَ تَزْجُرُهُ، وَ تَأْخُذُ لِلدَّنِي مِنَ الشَّرِيفِ، وَ تُسَاوِي فِي الْحُكْمِ بَيْنَ الْقَوِى وَ الضَّعِيف. كُنْتَ رَبيعَ الْاَيْتامِ ، وَ عِصْمَةَ الْأَنَامِ، وَ عِزَّ الْإِسْلامِ، وَ مَعْدِنَ

الأَحْكامِ وَ حَلَيفَ الْأَنْعَامِ، سَالِكاً طَرَائِقَ جَدِّكَ وَ أَبيكَ، مُشْبِها فِي الْوَصِيَّةِ لِأَخيِكَ، وَ فِى الذِّمَمِ رَضِيَّ الشيمِ، ظَاهِرَ الْكَرَمِ مُتَهَجَّداً في الظُّلَم، قَويمَ الطَّرْآيْقِ كَريمِ الْخَلائِقِ، عَظيمَ السَّوَابِقِ، شَرِيفَ النَّسَبِ، مُنيفَ الْحَسَبِ، رفيعَ الرُّتَبِ، كَثيرَ المُناقِبِ، مَحْمُودَ الضَّرَآئِبِ، جَزيلَ الْمَوَاهِبِ، حَلِيمٌ رَشيدٌ منيبٌ جَوَادٌ عَلِيمٌ شَدِيدٌ إِمَامٌ شَهِيدٌ أَوَّاهُ مُنيبٌ مَهِيبٌ كُنْتَ لِلرسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَلَداً، وَ لِلْقُرْآنِ سَنَداً، وَ لِلْأُمَّةِ عَضُداً، وَ فِي الطَّاعَةِ مُجْتَهِداً، حافِظاً لِلْعَهْدِ وَ الْمِيثَاقِ، نَاكِباً عَنْ سُبُلِ الْفُسّاقِ، باذلاً لِلْمَجْهُودِ، طَويلَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ، زَاهِداً في الدُّنْيَا زُهْدَ الرَّاحِلِ عَنْهَا، نَاظِراً إِلَيْهَا بِعَيْنِ الْمُسْتَوْحِشينَ منها، أمالكَ عَنْها مَكْفُوفَةٌ وَ هِمَّتُكَ عَنْ زِينَتِها مَصْرُوفَهُ، وَ الْحَاظُكَ عَنْ بَهْجَتِها مَطْرُوفَةٌ، وَ رَغْبَتُكَ فِي الْآخِرَةِ مَعْرُوفَةٌ، حَتَّى إِذا الجَوْرُ مَدَّ بَاعَهُ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِنَاعَهُ، وَ دَعَى الْغَيُّ أَتْبَاعَهُ. وَ أَنْتَ فِي حَرَم جَدَّكَ قَاطِنٌ، وَ لِلظَّالِمينَ مُبايِنُ، جَليسُ الْبَيْتِ وَ الْحَرَابِ، مُعْتَزِلُ عَنِ اللَّذَاتِ وَ الشَّهَوَاتِ، تُنْكِرُ المُنْكَرَ بِقَلْبِكَ وَ لِسانِكَ عَلَى حَسَبٍ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِكَ ثُمَّ اقْتَضاكَ الْعِلْمُ لِلْأَنْكَارِ، وَ لَزِمَكَ أَنْ تُجَاهِدَ الفُجّارَ، فَسِرْتَ فِي أَوْلَادِكَ وَ أَهَالِيكَ وَ شيعَتِكَ وِ مَواليكَ، وَ صَدَعْتَ بِالْحَقِّ وَ الْبَيِّنَةِ، وَ دَعَوْتَ إِلَى اللهِ بِالحِكْمَةِ وَ المَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَ أَمَرْتَ بِاِقامَةِ الحُدُودِ وَ الطَّاعِةَ لِلْمَعْبُودِ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الخَبَائِثِ وَ الطُّغْيانِ. وَ وَاجَهُوكَ بِالظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ، فَجَاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الأيعَازِ لَهُمْ وتأكيدِ الحُجَّةِ عَلَيْهِمْ، فَنَكَثوا ذِمَامَكَ وَ بَيَعْتَكَ، وَ أَسْخَطُوا رَبَّكَ وَجَدَّكَ، وَ بدؤُوكَ بِالْحَرْبِ فَثبَت لِلطَّعْنِ وَ الضَّرْبِ، وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُجَّارِ، وَ اقْتَحَمْتَ

قَسْطَلَ الْغُبَارِ مُخالِداً بِذِي الْفَقَارِ، كَأَنَّكَ عَلِيُّ الْمخْتَارُ. فَلَمَّا رَأَوْكَ ثَابِتَ الْجَاشِ غَيْرَ خَائِفٍ وَ لا خَاشٍ، نَصَبُوا لَكَ غَوائِلَ مَكْرِهِمْ، وَ قَاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ وَ أَمَرَ اللَّعينُ جُنُودَهُ، فَمَتَّعُوک الماءَ وَ وُرُودَهُ، وَ نَاجَزُوكَ الْقِتَالَ، وَ عاجَلُوكَ النّزالَ ، وَ رَشَقُوكَ بِالسّهامِ وَ النَّبَالِ، وَ بَسَطُوا إِلَيْكَ أَكُف الْاِصْطِلامِ، وَ لَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِمَاماً وَ لا راقبوا فِيكَ أَثَاماً فِي قَتْلِهِمْ أَوْلَيَائكَ، وَ نَهبِهِمْ رِحَالَكَ. وَ اَنْتَ مُقَدَّمُ فِي الْهَبَوَاتِ، وَ مُحْتَمِلُ لِلْآذِيَّاتِ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلائِكَةُ السَّمَوَاتِ فَأَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الْجِهَاتِ، وَ أَثخَنُوكَ باالْجراحِ وَ حَالُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الرَّوَاحِ وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ وَ أَنْتَ مُحْتَسِبُ صَابِرٌ تَذبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَ أَوْلادِكَ حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوَادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَرِيحاً، تَطَوُءَكَ الْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا وَ تَعْلُوكَ الطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُكَ وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِبَاضِ وَ الإِنْبِسَاطِ شِمَالُكَ وَ يَمينُكَ تُدير طَرْفاً خَفِيّاً إلى رَحْلِكَ وَ بَيْتِكَ وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَ أَهاليكَ. وَ أَسْرَعَ فَرَسُك شارداً إلى خِيَامِكَ قَاصِداً مُحَمْحِماً باكِياً فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ مَنْزِيّاً وَ نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ نَاشِرَاتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ لأطماتِ الْوُجُوهِ سافِرَاتٍ، وَ بِالْعَويلِ دَاعِيَاتٍ وَ بَعْدَ الْعِزّ مُذَلَّلاتِ وَ إِلى مَصْرَعِكَ مُبادِرَاتٍ وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ، وَ مُولحٌ سَيْفَهُ عَلَى نَحْرِكَ ، قَابِضُ عَلَى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذَابِحٌ لَكَ بِهَنَّدِهِ. قَدْ سَكَنَتْ حَوَاسُّكَ، وَ خَفِيَتْ أَنْفَاسُكَ. وَ رُفِعَ عَلَى الْقَنَاةِ رَأْسُكَ، وَ سُبيَ أَهْلَكَ كَالْعَبِيدِ، وَ صُفّدُوا فِي الحَديدِ فَوْقَ افتابِ المطيَّاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرَّ

الهاجِرَاتِ، يُسَاقُونَ فِي الْبَرَارِي وَ الْفَلَواتِ، أَيْدِيهِم مَغْلُولَةٌ إِلَى الأَعْنَاقِ ، يُطَافُ بِهِم فِي الأَسوَاقِ. فَالْوَيْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسَاقِ لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِكَ الْإِسْلَامَ، وَ عَطَلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّيَامَ، وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الأَحْكامِ، وَ هَدَمُوا قَوَاعِدَ الأَيْمانِ، وَحَرَّفُوا آيَاتِ الْقُرْآنِ وَ هَمْلَجُوا (همجوا) فِي الْبَغْيِ وَ الْعُدْوانِ. لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ مَوْتُوراً وَ عَادَ كِتابُ اللهِ عَزَّوَجل مَهْجُوراً. و غُودِرَ الْحَقِّ إِذْ قُهِرْتَ مَقهُوراً. وَ فُقِدَ بِفَقْدِک التَّكْبِيرُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْريم وَ التَّحْلِيلُ وَ التَّنْزِيلُ وَ التَّأْوِيلُ. وَظَهَرَ بَعْدَكَ التَّغْيِيرُ و التَّبْدِيلُ وَ الأَنْحادُ و التَّعْطِيلُ وَ الأَهْوَاءُ وَ الأَضاليلُ وَ الْفِتَنُ وَ الأَبَاطِيلُ. فَقَامَ نَاعِيكَ عِنْدَ قَبْرِ جدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، فَنَعَاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الهَطُولِ. قَائِلاً يَا رَسُولَ الله ! قُتِلَ سِبْطُكَ وَ فَتَاكَ، وَ اسْتُبِيحَ أَهْلُكَ وَ حِماكَ، وَ سُبِيَتْ بَعْدَكَ ،ذراریک وَ وَقَعَ الْعُذُورُ بِعِتْرَتِكَ وَ ذَوبِكَ فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَ بَكَى قَلْبُهُ المهولُ، وَ عَزّاهُ بِكَ المَلائِكَةُ وَ الأَنْبِيَاءُ وَ فُجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزَّهْرَاءُ، وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ المَلائِكَةِ المُقَرَّبِينَ، تُعَزّي أَبَاكَ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَ أُقيمَتْ لَكَ لك الماتِمُ في اَعْلا عِلِّينَ، وَ لَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُور العينُ، وَ بَكَتِ السَّماءُ وَ سكّانها، و الجنانُ وَ خَزَّانها، وَ الْهِضَابُ وَ أقْطَارُهَا، وَ الْبِحَارُ وَ حيتَانها، و الجنان و ولدانها، و لبَيْتُ و المقامُ، وَ المَشعَرُ الأحرام، وَ الحِلُّ وَ الأحْرَام.

اللَّهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هذا المكان المنيفِ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاحْشُرْني في زُمْرَتِهِمْ، وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِهِمْ.

اللَّهُم إِنِّى أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ يَا أَسْرَعَ الْحَاسِبينَ، وَ يَا أَكْرَمَ الأَكْرَمينَ، وَ يَا

أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ بِمُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّنَ، رَسُولِكَ إِلَى الْعَالَمينَ أَجْمَعِينَ وَ بِأَخِيهِ وابْنِ عَمِّهِ الْأَنْزَعِ الْبَطيِنِ الْعَالِمِ المكينِ، عَلَى أمير المؤمِنينَ وَ بِفَاطِمَهِ سَيْدَةِ نِسَاءِ الْعالَمينَ وَ بِالْحَسَنِ الزَّكِيِّ عِصْمَةِ المتَّقين. وَ بِأَبي عَبْدَ اللهَ الحُسَيْنِ أَكْرَم المُسْتَشْهَدينَ وَ بِأَوْلادِهِ المَقْتُولِينَ، وَ بِعِتْرَتِهِ المَظْلُومِينَ. وَ بِعَلى بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ. وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قِبْلَةِ الْأَوَابِينَ. وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَصْدَقِ الصَّادِقِينَ وَ مَوْسَى بْنِ جَعْفَرٍ مُظْهِرِ الْبَرَاهِينِ. وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى نَاصِرِ الدِّينِ. وَ مُحَمَّدِ بْن عَلِيٍّ قُدْوَةِ الْمُهْتَدِينَ. وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ أَزْهَدِ الزَّاهِدِينَ. وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٌّ وَارِثِ الْمُسْتَخْلَفِينَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ أَنْ تُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِينَ الأَبَرِّينَ الِ طُهُ وَ يُس. وَ أَنْ تَجْعَلَنِي فِي الْقِيَامَةِ مِنَ الْأَمِنينَ المطمئنينَ الْفَائِزِينَ الْفَرِحين المُسْتَبْشِرينَ.

اللَّهُمَّ اكْتُبْني في المُسْلِمِينَ، وَ الْحَقْنِي بِالصَّالِحِينَ، وَ اجْعَلْ لى لِسَانَ صِدْقٍ فِي الأَخِرينَ، وَ انْصُرْنِي عَلَى الْبَاغِينَ، وَ اكْفِنِي كَيْدَ الْخَاسِدِينَ، وَ اصْرِفْ عَنِّى مَكْرَ المَاكِرِينَ، وَ اقْبِضْ عَنِّى أَيْدِيَ الِظالمِينَ، وَ اجْمَع بَيْنِي وَ بَيْنَ السَّادَةِ الميامين في أَعْلَا عِلِّيِّينَ ، مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

اللهُمَّ إِنِّى اقسم عَلَيْكَ بِنَبِّيِكَ المَعْصُومِ، وَ بِحُكْمِك الْمحْتُومِ، وَ نَهْيِكَ المَكْتُومَ، وَ بِهَذَا الْقَبْرِ المَلْمُومِ المُوَسَّدِ في كَنَفِهِ الاِمَامُ المعْصُوم المقْتُولُ المَظْلُومُ ، اَنْ تَكْشِفَ ما بي مِنَ الْغُمُومِ، وَ تَصْرِفَ عَنِّى شَرَّ الْقَدَرِ المحتُومِ، وَ تُجیرني مِنَ النَّارِ ذاتِ السَّمُومِ.

اَللّهُمَّ جَلَّلْني بِنِعْمَتِكَ، وَ رَضٌني بِقَسْمِكَ، وَ تَعَمَّدْنِي بِجُوْدِكَ وَ كَرَمِكَ، وَ بَاعِدْنِي مِنْ مَكْرِكَ وَ نِقْمَتِكَ.

اللَّهُمَّ اعْصِمْنِي مِنَ الزَّلَلِ وَ سَدِّدْنِي فِي الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ، وَ افْسَحْ لِي فِي مُدَّةِ الأَجَلِ، وَ اعْفِنِي مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ الْعِلَلِ، وَ بَلِّغْنِي بِموَالِيَّ وَ بِفَضْلِكَ أَفْضَلَ الأَمَلِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي، وَ ارْحَمْ عَبْرَتِي، وَ أَقِلْني عَثرَتي، وَ نَفْسُ كُرْبَتِي، وَ اغْفِرْلي خَطَّيئَتِي، وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي

اَللهُمَّ لا تَدَعْ لي في هذا المَشْهَدِ المعظَّم وَ المحل المكرَّم ذَنْباً الأغَفَرْتَهُ، وَ لا عَيْباً الأ سَتَرْتَهُ، وَ لا غَمَا الأَكَشَفْتَهُ، وَ لا رِزْقاً الا بَسَطتَهُ، وَ لا جاها إلا عَمَرْتَهُ، وَ لا فَساداً إِلا أَصْلَحْتَهُ، وَ لا أَمَلاً إلا بَلَّغْتَهُ، وَ لَا دُعَاءَ إِلا أَجَبْتَهُ، وَ لَا مضيقاً الأَ فَرَّجْتَهُ، وَ لا شَمْلاً إلا جَمَعْتَهُ، وَ لا أَمْراً إلا أتممته، و لا مالاً الأكثرتَهُ، وَ لا خُلْقاً الّا حَسَنْتَهُ، وَ لا إنْفاقاً إِلَّا َأخْلَفْتَهُ، وَ لأ حالاً إلا عَمَرْتَهُ، وَ لا حَسُوداً الا فَمعْتَهُ، وَ لا عَدُوّاً الا أَرْدَيْتَهُ، وَ لا شَرّاً إِلا كَفَيْتَهُ، وَ لا مَرَضاً إلا شَفَيْنِهُ، وَ لا بَعِيداً إلا أَدْنَيْتَهُ، وَ لا شَعْثاً إلا لَمَمْتَهُ، وَ لا سُؤالاً إلا أَعْطَيْتَهُ.

اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئلْكَ خَيْرَ الْعَاجِلَةِ، وَ ثَوَابَ الأَجِلَهِ.

اللهُمَّ اَغْنِنِي بِحلالِكَ عَنِ الْحَرَامِ، وَ بِفَضْلِكَ عَنْ جَميعِ الْأَنَامِ

اَللّهُمَّ إنّي اَسْئلْكَ عِلْماً نَافِعاً، وَ قَلْبَاً خَاشِعاً، وَ يَقيناً شَافِياً، وَ عَمَلاً زاكِياً، وَ صَبْراً جَمِيلاً، وَ أَجْراً جزيلاً.

اَللّهُمَّ ارْزُقْني شُكْرِ نِعْمَتِكَ عَلَىّ، وَ زِدْ فِي إِحْسانِكَ وَ كَرَمِكَ إِلَى وَاجْعَلْ قَوْلى فِي النَّاسِ مَسْمُوعاً، وَ عَمَلِي عِنْدَكَ مَرْفُوعاً، وَ أَثَرِي فِي الخَيْرَاتِ

متبوعاً، وَ عَدُوّى مَقْمُوعاً.

اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الأَخْيَارِ فِي أَنَاءِ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ، وَ اكْفِنِي شَرَّ الأَشْرَارِ، وَ طَهِّرْني مِنَ الذُّنُوبِ وَ الأوزارِ، وَ أَجِرْنِي مِنَ النَّارِ، وَاحِلَّنِي دَارَ الْقَرَارِ، وَ اغْفِرْلي وَ لِجَميعِ اِخَوَانِي فِيْكَ وَ أَخَوَاتِي الْمُؤْمِنِينَ وَ المؤمِنَاتِ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

نقل قولی هست ز آیات عظام *** این زیارت نامه از سوی امام

پس بخوان آن را تو با صد شور و شین *** در مقام زاده زهرا حسین

بعد حمد حضرت رب ودود *** باد بر آدم ز ما صد ها درود

آن که او را حضرت حق برگزیند *** در میان آن چه انسان آفرید

با بر ادریس و شیث و نوح و هود *** هم ثنا و هم سلام و هم درود

مصلح کل گفته بر صالح سلام *** آن چه لایق شد کرامت را تمام

تک سلام گرم با تکریم کن *** با ادب تقدیم ابراهیم کن

پس سلامی کن تو با صد عزّ و ناز *** بهر یعقوبی که چشمش گشت باز

کن تو بر یوسف سلامی با ثبات *** آن که از چاهش خدا داده نجات

پس مرا عرض ارادت با کلیم *** بعد بر هارون سلامی چون نسیم

پس به داود و سلیمان و شعیب *** هم به ایوبی که عاری شد ز عیب

هم به یونس هم به یحیی کن سلام *** پس به عیسی آن که دارد احترام

پس سلامم بر عزیز سینه چاک *** آن که شد مدفون جسمش ریز خاک

پس خدایش بار دیگر زنده کرد *** نام او را در جهان پاینده کرد

می فرستم روز و شب صد ها درود *** زکریا را که شد دریای جود

آن که در خط بلا تسلیم بود *** کوه صبری در مقام بیم بود

بر محمد می فرستم من درود *** تا رضا گردد خداوند ودود

می کنم عرض سلامی دلنشین *** بر علی یعنی امیرالمومنین

پس سلام من به یاس و یاسمن *** حضرت زهرا و فرزندش حسن

بر حسین فاطمه هر صبح و شام *** می کنم با اشتیاق جان سلام

السلام ای داده جان در راه حق *** شاهد خونین تن درگاه تن

السلام ای آشکارا و نهان *** تابع فرمان حىّ لا مکان

السلام ای خاک تو دار الشفاء *** ای شکوهت استجابت در دعا

السلام ای به امامان فتح باب *** نور چشم حضرت ختمی مآب

السلام ای میوه باغ علی *** ای تو از بعد علی دوم ولی

السلام ای نور چشم فاطمه *** ای به عرش حی سبحان قائمه

السلام ای بر خدیجه نور دل *** ای زنورت شمع هستی مشتعل

پس سلام من به فرزند صفا *** آن که باشد سدر وصل منتهی

پس به فرزند بهشت جاودان *** می فرستم من درود بی کران

می فرستم ابن زمزم را درود *** آن که شد آینه غیب و شهود

السلام ای سنبل عنبر سرشت *** سید خیل جوانان بهشت

السلام ای خفته در دریای خون *** ای تنت آغشته با فتوای خون

السلام ای لال پرپر شده *** خیمه ات صد پاره از خنجر شده

السلام ای خامس اهل کسا *** ای غریبان را غریب کربلا

السلام ای کشته نسل بدان *** نسل نسلان بزرگ سفلگان

السلام ای آیه قالوا بلی *** ای سکونت یافته، در کربلا

السلام ای بر تو گریان دیده ها *** ای ز تو روشن چراغ ایده ها

السلام ای شمع بزم گورها *** ای شکاف یورش زنبور ها

پس سلام من بر آن پاکیزگان *** نسلشان از نسل پاکان جهان

السلام ای در سماء و در سمک *** دیده گریان از غمت جنّ و ملک

السلام ای کشتگان راه عشق *** ای امامان بهین درگاه عشق

می کنم بر پیشوایان من سلام *** کز خداشان گشته واجب احترام

السلام ای بر گریبانت شکاف *** ای غمت در سینه کرده اعتکاف

پس سلام من به تأیید مراد *** بر لبان از عطش خشکیده باد

السلام ای شاهد بود و نبود *** یاد آن پژمرده لب های کبود

السلام ای در مصاف آزمون *** نخل جانهاتان بریده خصم دون

السلام ای روحتان از تن شده *** جسمتان عریان اهریمن شده

السلام ای گشته جاری خونتان *** زخم های از عدد افزونتان

السلام ای جسمتان بی سر شده *** عضوهاتان خسته از خنجر شده

السلام ای حجت روی زمین *** ای خدا را بین خوبان بهترین

صد سلام من به اصل ریشه ات *** بر پسر های شهادت پیشه ات

صد درود من به اشک دیده است *** بر پدر بر ما در پاکیزه ات

ای به خوبی بین خوبان به شده *** ای به زیر سمّ اسبان له شده

ای سرور سینه خیر الانام *** بر تو و بر یاوران تو سلام

ای مظلومی فدای دین شده *** تشنه لب قربانی آیین شده

ای به پا از هستی ات بود و نبود *** بر علی اکبرت صد ها درود

می فرستم از دل و جان من درود *** ای قیام عشق بازی را سجود

ای به ناز شیر خوارت صد سلام *** ای ز رحمت مکتب حق را قوام

السلام این غسل خون داده شده *** تیر ها را سینه آماده شده

السلام ای وقف حق اندیشه ات *** در مصائب صبر گشته پیشه ات

السلام ای آن که دلداری تور است *** ای ستمدیده که بی یاری تو راست

السلام ای صاحب قدر و مقام *** یکه تاز باشگاه احتشام

السلام ای بر بزرگی مفتخر *** بر حقیقت از طهارت پاک تر

السلام ای جبرئیلت پاسدار *** از دل و جان بر تو دارد افتخار

ای به تو جبریل دارد افتخار *** بر مباهاتش تو دادی اعتبار

با تو میکائیل می گفتی سخن *** تا رها سازد دلت را از محن

ای ز جان گهواره است را داده تاب *** خوانده میکائیل بهرت ذکر خواب

السلام ای در شهادت پای بست *** ای که پیمان تو را دشمن شکست

السلام ای هتگ حرمت ها شده *** سینه ات چون فرش زیر پا شده

السلام ای مایه فخر اُمم *** ای شده جایز به تو ظلم و ستم

السلام ای زخم های تو فزون *** بر جراحت هات داده غسل خون

السلام ای جرعه نوش نیزه ها *** خون تو باشد مباح اشقیا

السلام ای سر بریده میهمان *** در کنار نهری از آب روان

السلام ای صید مقطوع الوتین *** معنی ایّاک نعبد نستعین

السلام ای پاسدار بی معین *** ای شکوه کلک هستی آفرین

السلام ای لاله شیب الخضیب *** ای مدال سینه ات خد التّریب

ای تو را گشته محاسن غرق خون *** زخم های پیکرت از حد فزون

ای بریده گشته رگ ها از ستم *** می نگردد از مصیبات تو کم

ای محاسن کرده با خونت خضاب *** ای زمینای شهادت کامیاب

پیکرت از تیر و خنجر سوده شد *** گونه های تو بخون آلوده شد

السلام ای پیرهن غارت شده *** زنده دین حق ز ایثارت شده

اسلام ای آن که دندانت شکست *** سنگ بر پیشانی ماهت نشست

السلام ای پرپر از باد خزان *** بر لبانت خورده چوب خیرزان

السلام ای کشته تیر و سنین *** قره العین النّبی یعنی حسین

السّلام ای داده سنگ خاره ات *** بال و پر بر جسم پاره پاره ات

السلام ای کشته، دور از وطن *** جسم پاکت مانده بی غسل و کفن

السلام ای عشق حق را مشتری *** داده ای انگشت با انگشتری

السلام ای سینه چاک عدل و داد *** هستی ات باشد مرید و تو مراد

السلام ای خوانده قرآن روی نی *** زینبت در پیش و راُس تو ز پی

السلام ای سرور و آقای من *** پیر من استاد من مولای من

السلام ای طائف کویت ملک *** گنبد زرّین تو سنگک محک

السلام ای آن که خواهم من زرب *** زائر کوی تو گردم روز و شب

بر تو و بر آشنای حرمتت *** احترام من ، زدرک غربتت

می کنم صبح و مسا عرض سلام *** بر محبّت ای ز سر تا پا قیام

آن که می سوزد ز سوز و ساز تو *** از غم شش ماهه، یاس ناز تو

پس سلام من به چشم اشک بار *** کز فراق تو بگرید زار زار

نازم آن قلبی که دارد داغ تو *** داغ یاس و لاله های باغ تو

پس سلام من بر آن سرگشته است *** کز غم تو بال و پر بشکسته است

باد از من برکسی صد ها درود *** کربلا گر بود، هستی می نمود

هستی اش را بهر حفظ جان تو *** می نمود از جان و دل قربان تو

گر به یاریت مرا تأخیر شد *** گر به امدادت حمایت دیر شد

تا بهای خون تو سازم طلب *** اشک می ریزم برایت روز و شب

در غم تو گر شود اشکم تمام *** خون دل بارم برایت صبح و شام

می خورم غم در غمت تا زنده ام *** تا نبیند روزگاران خنده ام

من گواهی می دهم با سوز و ساز *** کز تو بر پا شد قیام هر نماز

چون تو هستی کشتی راه نجاست *** جان خود دادی به راه حق زکات

نیک فرمان خدا را داشتی *** بذر نیکی را به عالم کاشتی

بر حذر کردی بشر از کار زشت *** وعده اش دادی تو در باغ بهشت

ای تمسک جسته بر حبل المتین *** بهر خشنودی رب العالمین

مو به مو امرش اطاعت کرده ای *** خواهش او را اجابت کرده ای

تا تو را شهد شهادت نوش شد *** آتش هر فتنه ای خاموش شد

پایه دین از تو باشد بر فراز *** شد حقیقت چیره بر حرف مجاز

از فرشته خو به رغم اهرمن *** کرده ای نخل ستم را ریشه کن

از تو شد گردنکشی ها بر ملا *** ای برای فاسقان حکم فنا

تو ولیّ ذات حیّ سرمدی *** تو تداوم بخش راه احمدی

ای شفابخش دل مستضعفین *** هم چو بابایت امیرالمومنین

شد قیامت ره گشای مرد و زن *** در هدایت ثانی صلح حسن

ای تعهد کرده از روز الست *** ای به پیمان وفایت داده دست

گر که بودم با تو من در کربلا *** می نمودم هستی خود را فدا

حافظ جان تو می شد هست من *** ای به عشقت رشته بند و بست من

در هدایت مشکل تا بنده ای *** تا که هستی هست زنده زنده ای

بی پناه مردم رو زمین *** ای بلندای سکون کاخ دین

از تو شد اسلام و قرآن سر فراز *** زین جهت حق داده بر تو امتیاز

ای به سختی ها شکیایی تو را *** ای خدایت داده آقایی تو را

نشر دادی مکتب اسلام را *** گسترش دادی تو فکر عام را

از ضعیفان پشتبانی کرده ای *** با یتیمان هم عنانی کرده ای

گر که بودم یا تو صیدت می شدم *** جان نثار اهل بیتت می شدم

گر نبودم کربلا یارت شوم *** وفق گرمی بازارت شوم

گر نبودم جنگ با دشمن کنم *** از حریمت دفع اهریمن کنم

تا بهای خون تو سازم طلب *** اشک می ریزم برایت روز و شب

در غم تو گر شود اشکم تمام *** خون دل بارم برایت صبح و شام

در مصیبت های تو با سوز و ساز *** عقده دل را کنم با گریه باز

آن قدر سوزم به فتح راه تو *** تا دم جان از غم جانکاه تو

ای شهید تشنه راه صلوة *** ای که دادی هستی خود را زکوة

ای ز خصلت های نیکو بهره ور *** ای به پاکی و بزرگی جلوه گر

ای به تاریکی شب ها در نیاز *** در رکوع و در سجود و در نماز

ای سرشتت مورد تائید حق *** ای کمالت در خور تمجید حق

بهر پیغمبر در دردانه ای *** بهر قرآنش تو پشتیبانه ای

در ره اسلام کوشا بوده ای *** جرعه نوش شیر زهرا بوده ای

از مسیر فاسقان رخ تافتی *** خود رها کرد و حق را یافتی

آن چرا اندر توانت داشتی *** در مسیر ذات حق بگذاشتی

جز برای دین و قرآن آبرو *** اندرین دنیا نکردی آرزو

شوق تو بر آخرت افزون شدی *** کی به زرق و برق و زر مفتون شدی

آن زمانی که ستم بیداد کرد *** قد علم بر ضد عدل و داد کرد

تو شکوه عشق را باور شدی *** هم جوار قبر پیغمبر شدی

چشم پوشیدی ز لذت های دهر *** تا که کردی اشتر شهوت تو نحر

قد علم کردی و کردی امر ذات *** امر به معروف و نهی از منکرات

گشت واجب بر تو جنگ فاجران *** قد علم کردی علیه کافران

پس تو با فرزند و خویش و اقرباء *** کردی آهنگ سفر در کربلا

ای به برهان و هدایت تکّه تاز *** ای هدایت کرده سوی بی نیاز

بر حدود الله فرمان داده ای *** درس خود سازی به انسان داده ای

کرده ای نمی از پلیدی ها بشر *** تا بشر گردد رها از دست شر

در مقابل تیغ هاشان تیز شد *** ساغر بیدادشان لبریز شد

بهر قتل تو کمر ها بسته شد *** حرمت نان و نمک بشکسته شد

پس تو را چون عزم راسخ استوار *** بهر ضرب و شتم خصم بد شعار

بهر سنگ و نیزه شمشیر تیز *** سینه را کردی سپر ماند تیر

پس به قلب خصم قرآن تاختی *** پشته ما از کشته ها چون ساختی

چون علی با ذوالفقار حیدری *** حمله کر دی حمله سرتاسری

در غبار سم اسبان گم شدی *** موج طوفان در دل قلزم شدی

چون ز تو دیدند عزمی استوار *** بهر صیدت آن گروه نابکار

دام ها چیدند تا صیدت کنند *** فارغ از هر قید و هر بندت کنند

طرح شد بر ضدّ تو نیرنگ ها *** جمع شد دامن به دامن سنگ ها

داد فرمان ابن سعد کینه جو *** تا خورد سنگ جنایت بر صبو

منع از نوشیدن آبت کنند *** کز عطش مغلوب و بی تابت کنند

آب را بستند از راه عناد *** کشتن تو بود آن ها را مراد

بعد قتل جمله اصحاب کبار *** از شقاوت ابن سعد نابکار

داد فرمان سنگ بارانت کنند *** پاره پاره جسم عریانت کنند

دست ها سویت بلا انگیز شد *** ساز و برگ قتل تو تجهیز شد

از تغافل حرمتت پامال شد *** حقّ تو بازیچه اغفال شد

هر گناهی شد به عالم پیشه شان *** حق نمی گنجید در اندیشه شان

در دل گرد و غبار فتنه خیز *** با فرنس می تاختی بهر ستیز

در مصاف آن همه آزار ها *** صبر می کردی به فتح کار ها

در شگفت از صبر تو خیل ملک *** چون تو بودی عشق را سنگ محک

پس به گردت حلقه زد خصم دنی *** تا به تاریکی در آید روشنی

بر تن تو زخم های بی شمار *** بود از شمشیر و تیر نابکار

قامت سردت ز پا انداختند *** واژگون از صدر زینت ساختند

بر تو ای آیینه صوم و صلوة *** بسته شد از هر طرف راه نجات

باز کردی با خدای خود حساب *** در شدائد در مصائب ای جناب

تا که از پای تو خالی شد رکاب *** اوتادی هم چو در روی تراب

پیکرت تا زینت گودال شد *** زیر سم اسب ها پامال شد

او یکی می رود تو را از کینه سنگ *** تا نفس را عرصه شد بر سینه تنگ

آشکار شد غم پنهانیت *** تا که شد عرق عرق پیشانیت

گشت پیدا بر رخت آثار مرگ *** گرم شد از گرمیت بازار مرگ

پیکرت می گشت از آزار و کین *** باز و بسته از یسار و از یمن

چشم تو نازم که بر سوی حرم *** بود سوی اهل بیت محترم

گر چه فرصت بهر دیدن دیر بود *** لیک جای گفتن تکبیر بود

وای بر فاق غرق معصیت *** زر پرستان بری از عافیت

بهر قتلت جمه هم پیمان شدند *** تیغ بر کف وارد میدان شدند

پس تو را کشتند با انصار تو *** آفرین بر ایده و افکار تو

قصدشان از کشتن تو عام بود *** در حقیقت کشتن اسلام بود

عالم از داغ غمت در سوگ شد *** هم نماز و روزه شان متروک شد

ای شهادت نامه ات رمز ثبات *** بهر اثبات حضور ممکنات

مرگ سرخت دین حق را شد دوام *** بر تو و مظلومی جدت سلام

کی رود از یادم ای پیر فلاح *** کآمد از مسلخ به مشعر ذو الجناح

شیهه جانرسوز آن نیکو خصال *** بود بر اهل حرم صوت بلال

شیهه او بند دل ها را گسست *** تیر بود و بر دل زینب نشست

بانوان از خیمه بیرون ریختند *** کودکان بر یال او آویختند

آن یکی می گفت بابایم چه شد *** دیگری می گفت مولایم چه شد

غنچۀ لب را سکینه باز کرد *** با فرس این سان سخن آغاز کرد

ای براق عرش پیمای حسین *** ای رکابت خالی از پای حسین

سوی میدان شهادت تاختی *** گوهر ما را کجا انداختی

کاکلت بر گو چرا خونین شده *** صورتت از خون که رنگین شده

من یقین دارم که بی بابا شدم *** سینه چاک سیلی اعدا شدم

از تو دارم من سؤالی ای فرس *** پاسخم ده تا نیفتم از نفس

باب من لب تشنه شد سوی منی *** تا که گردد فانی راه خدا

آب دادندش به وقت بذل جان *** یا سرش لب تشنه شد زیب سنان

ذوالجناح تیز هوش و تیز پای *** ناله ای از دل کشید و گفت وای

بود بی تاب و کسی تابش نداد *** تشنه بود و هیچ کس آبش نداد

ای به خونت خون حق آمیخته *** خون بهای خون ناحق ریخته

چون تو در ظاهر شدی مطلوب خصم *** خورد بر لعل لبانت چوب خصم

کی فراموشم شود ای مقتدا *** ظهر عاشورا و شمر بی حیا

کان حرامی وارد گودال شد *** رو به رو با کوکب اخیار شد

با لگد آن جانی ملعون پست *** استخوان سینه ات در هم شکست

پس محاسن از تو آن جانی گرفت *** اهرمن راه سلیمانی گرفت

حنجرت با حنجرش شد آشنا *** تا که سر از پیکرت سازد جدا

پس حواست از تحرک باز ماند *** سوز و ساز تشنگی بی ساز ماند

جایشان شد بر سر بازار ها *** از جفای آن خیانت کار ها

کوفیان بر باد شد اندیشه شان *** شد خیانت در حقیقت پیشه شان

چون تو رفتی حرف حق تکفیر شد *** کنج عزلت خانه تکبیر شد

بی تفاوت شد برای خاص و عام *** کسب روزی بر حلال و بر حرام

باب رحمانی به رخ مسدود شد *** معنی آیات حق مفقود شد

کفر و بی دینی به عالم شد رواج *** تا که گمراهی به سر بنهاد تاج

مادرت از این خبر بی تاب شد *** بر رخش از درد فتح باب شد

پس گروهی از ملائک شد روان *** بهر دلجوئی شاه انس و جان

چون سر تو از قفا ببریده شد *** بزم غم در آسمان ها چیده شد

پس پریّان در جنان بر سر زدند *** هم چنان پروانه بال و پر زدند

کهکشان ها در غم تو خون گریست *** آسمان چون ابر بر جیحون گریست

کوه و صحرا در غم تو گریه کرد *** آب دریا در غم تو ناله کرد

آتش غم در دل ز مرم زده *** تیر غم بر سینه عالم زده

کعبه بزم درد ماتم چیده است *** مشعر از این غم سیه پوشیده است

پس کنار قبر ختم المرسلین *** شد خبر پیک خبر را این چنین

یا رسول الله چون ابر بهار *** اشک می ریزم از این غم زار زار

یوسفت را گرگ ها دشمن شدند *** بعد کشتن دزد پیراهن شدند

بهر زر بگسسته پیوند تو را *** از ره کین کشته فرزند تو را

این خبر را تا رسول حق شنید *** مضطرب گردید و پیراهن درید

قلب پاکش شد خروشان هم چو موج *** شد بر او نازل فرشته فوج فوج

تسلیت گو با تمام انبیاء *** جمله گردیدند بر آن مقتدا

آرزویم از خدای خویش بود *** کو مراسم در شهادت می نمود

با تو ای آزاده نیکو سرشت *** حق مرا می برد در باغ بهشت

از خداوندی که باشد در حساب *** بهر تحلیل حساب ما شتاب

ای که می باشی کریمان را کریم *** حاکمان را هم امیری هم زعیم

حق پیغمبر رسول انس و جان *** ابن عمّ او امیر مؤمنان

حق زهرا سرور نسوان دهر *** آن که شد مهریه اش دریا و نهر

حق فرزندش حسن پاکیزه جان *** سرور پرهیزکاران جهان

حق فرزندش شهید نشئتین *** بهترین فرد شهید عالمین

حق فرزندان در خون خفه اش *** گوهر با ضرب پیکان سفته اش

حقّ اهل بیت آن روشن ضمیر *** کز ستم در دست دشمن شد اسیر

حقّ فرزندش امام ساجدین *** زینت عباد و فخر مومنین

بر محمد نور چشمان على *** آن که از علمش جهان شد منجلی

حقّ جعفر حقّ موسی و رضا *** بر تقی و بر نقی شمس هدی

برحسن آن وارث آئین حق *** عهده دار و پاسدار دین حق

بر محمّد آن رسول راستین *** بر همه ذریه طاها و سین

رحمت خود را بر آنان ساز دار *** پس مرا هم جز آن خوبان شمار

نام من جزء مسلمانان نویس *** صالحم کن بعد با پاکان نویس

ای همه هستی ز هستت بر قرار *** نام نیکو بهر من باقی گذار

کن مرا یاری که دین یاری کنم *** در جهان دفع ستم کاری کنم

پس ز نیرنگ حسدوزان مرا *** دور کن ای مالک روز جزا

از گزند ظالمانم دور کن *** با خجسته بندگان محشور کن

مهدیت را ای خدای مهربان *** رهنمون شو در خط پیغمبران

کام تخم را اگر شیرین کنی *** در شمار خیل صدیقین کنی

پای تا سر محو جانانم کنی *** پیرو راه شهیدانم کنی

پس مرا با صالحانت جفت کن *** غرق آن نعمت که قرآن گفت کن

حقّ اسم اعظم قیوم خویش *** حقّ پیغمبر بهین معصوم خویش

حقّ تقدیر به نهی آمیخته *** حقّ این قبر مصیبت بیخته

حقّ آن که پشت مقتول ستم *** بر طرف کن از سرم اندوه و غم

بر مشیت آشنائیم دهی *** زآتش دوزخ رهائیم دهی

روزی از خوان عطایت طالبم *** نعمت بی منتهایت طالبم

کن مرا راضی به آن چه طالبی *** ای که بر تسخیر دل ها غالبی

ای خدای قادر و حی غفور *** کن مرا از جمله لغزش ها بدور

پس به کردار و به گفتارم خدا *** از عنایت استقامت کن عطا

سر ز خطّ بندگی خواهم از تو *** طول عمر زندگی خواهم ز تو

وقت بیماری ببخشا عافیت *** عافیت را تا بگیرم خاصیت

بندگی با فکر سالم دیدنی است *** گل ز باغ آرزو ها چیدنی است

ای تمام درد ها را کرده تست *** بر رسول و آل او رحمت فرست

در مسیر بندگی سوزم بده *** ذکر نام خود شب و روزم بده

تو خداوند خطا پوشی مرا *** در مسیر نیش ها نوشی مرا

ای همه پیغمبرانت جرعه نوش *** غیب گردیدی تو عیب من بپوش

لطف تو باید مرا شامل شود *** تا که بر من حل هر مشکل شود

پس ز تو ما را وفور نعمت است *** توسعه بخش نزول رحمت است

بی تو قدر و منزلت را ساز نیست *** باب رحمت بر رخ ما باز نیست

از تو هر ویرانه ای آباد شد *** جاگزین ظلم، عدل و داد شد

آرزو ها بی تو باغی بی بر است *** بی تو بی بر نخل سبز باور است

بی تو نبود هر دعائی را اثر *** نیست امید رهایی از خطر

هر جدائی بی تو با هم جفت نیست *** بی تو آن چه غیر گوید گفت نیست

هر سری را از تو سامانی بود *** مال را از تو فراوانی بود

هیچ خلق و خصلتی را کام نیست *** هر تنگ ظرفی که ما را جام نیست

بی تو کی گردد حسودی ریشه کن *** بی تو می گردد فرشته اهرمن

بی تو کی دشمن فتد در دام دوست *** بی تو شیرین می نگرد کام دوست

کی بود بیمار را بی تو شفا *** نیست دردی را بدون تو دوا

لطف تو ما را هدایت می کند *** هر مهمی را کفایت می کند

پس مرا روزی کرم کن از حلال *** بی نیازم کن ز لطف بی زوال

از تو خواهم دانشی باشد مفید *** از تو خوف و در دلم نور امید

در شناسائی تو خواهم یقین *** علم و صبر و از تو پاداش بهین

پس بده توفیق شکر نعمتت *** نا بیاسایم به لطف و رحمتت

روزیم بنما بر احسان و کرم *** ای که هستی ذات پاک ذوالنعم

پس پذیرا شو بلطف خویشتن *** پاک کن قلب مرا از ما و من

لحظه لحظه ای خداوند ودود *** بر نبی و آل او خواهم درود

از تو خواهم ای خداوند غفور *** رجس را از مهدیت سازی تو دور

ز آتش دوزخ رهائیم بده *** بر حقیقت آشنائیم بده

پس مرا با خیل یاران نکو *** مسكنت ده در بهشت آرزو

از تو خواهم ای خدای مهربان *** حکم آزادی خیل شیعیان

از تو خواهم رحمت باری کنی *** شاعر ژولیده را یاری کنی