ghaemiyeh.com
سرشناسه : قدرت، محمدحسین
عنوان و نام پديدآور : باستانشناسی قرآنکریم: (بررسی 26 اثر باستانی در قرآن)= Archaeology in the holly Qur'an/ تالیف محمدحسین قدرت، مصطفی قدرت؛ با نظارت محمد بیستونی.
مشخصات نشر : تهران : بیان جوان ، 1383.
مشخصات ظاهری : [223] ص.: مصور (رنگی)..مس 15 × 10؛
شابک : 30000 ریال:964-8399-30-1
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [218]؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : بررسی 26 [بیست و شش] اثر باستانی در قرآن.
موضوع : قرآن -- آثار تاریخی.
شناسه افزوده : قدرت، مصطفی
شناسه افزوده : بیستونی، محمد، 1337 -
رده بندی کنگره : BP103/8/ق4ب2
رده بندی دیویی : 297/159
شماره کتابشناسی ملی : م83-37772
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
بسم الله الرحمن الرحیم
قدرت، محمد حسين، باستانشناسى قرآن كريم (بررسى 27 اثر
باستانى در قرآن) :/Archaeology in the holly Quran
تأليف محمد حسين قدرت، مصطفى قدرت ؛ با نظارت محمد
بيستونى .-- تهران: بيان جوان، 1383 .
222 ص.: مصور. ISBN : 964-8399-30-1
فهرستنويسى بر اساس اطلاعات فيپا .
كتابنامه: ص. 217 ؛ همچنين به صورت زير نويس .
محمد، 1337 -. ج. عنوان. د. عنوان: بررسى 26 [بيست و شش]
اثر باستانى در قرآن.
2 ب 4 ق/8/103BP 159/279
كتابخانه ملى ايران 37772 - 83م
عنوان: باستانشناسى قرآن كريم
مؤلفين: دكتر سيد محمد حسين قدرت، ويراستارى ، تايپ و صفحهآرايى: سهيلا شاكرى، فاطمه سرزهى
حجةالاسلام سيد مصطفى قدرت امور فنى و رايانه: روحاللّه كريميان
نظارت و كارشناسى: دكتر محمد بيستونى چاپ و صحافى: چاپ و نشر سليمانزاده
نوبت و تاريخ چاپ: سوم ، سال 1388 شمارگان: 1500 نسخه
ناشر: انتشارات بيان جوان شا بك:ISBN : 964-8399-30-1
هرگونه نسخهبردارى و چاپ از اين كتاب، با اخذ مجوز كتبى از مؤسسه قرآنى تفسير جوان بلامانع است.
نشانى: تهران - خيابان پاسداران - بين گلستان هشتم و نهم - روبروى پمپ بنزين - شماره 451 - طبقه همكف - واحد 4
تلفكس: 22589626 WWW.tafsirejavan.com
سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ
رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ اِلى مَوْلانا
وَ مَوْلَى الْمُوَحِّدينَ عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ اِلى بِضْعَةِ
الْمُصْطَفى وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ اِلى سَيِّدَىْ
شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَيْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ اِلَى الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ
الْمَعْصُومينَ الْمُكَرَّمينَ مِنْوُلْدِ الْحُسَيْنِ لاسِيَّما بَقِيَّةِاللّهِ فِىالاَْرَضينَ وَ وارِثِ عُلُومِ
الاَْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِالظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْياءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّينِ ،
الْحُجَّةِبْنِالْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريفَ فَيا مُعِزَّ
الاَْوْلِياءِوَيامُذِلَالاَْعْداءِاَيُّهَاالسَّبَبُالْمُتَّصِلُبَيْنَالاَرْضِوَالسَّماءِقَدْمَسَّنا
وَ اَهْلَنَا الضُّرَّ فى غَيْبَتِكَ وَ فِراقِكَ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِكَ وَ مَحَبَّتِكَ فَاَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ مِنْ مَنِّكَ وَ
فَضْلِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْكَ
اِنّا نَريكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ
رييس دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى و رييس شورايعالى مديريت حوزه علميه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
قرآن كريم اين بزرگترين هديه آسمانى و عالىترين چراغ هدايت كه خداوند عالم به وسيله آخرين پيامبرش براى بشريت فروفرستاده است؛ همواره انسانها را دستگيرى و راهنمايى نموده و مىنمايد. اين انسانها هستند كه به هر مقدار بيشتر با اين نور و رحمت ارتباط برقرار كنند بيشتر بهره مىگيرند. ارتباط انسانها با قرآن كريم با خواندن، انديشيدن، فهميدن، شناختن اهداف آن شكل مىگيرد. تلاوت، تفكر، دريافت و عمل انسانها به دستورالعملهاى آن، سطوح مختلف دارد. كارهايى كه براى تسهيل و روان و آسان كردن اين ارتباط انجام مىگيرد هركدام به نوبه خود ارزشمند است. كارهاى گوناگونى كه دانشمند محترم جناب آقاى دكتر بيستونى براى نسل جوان در جهت اين خدمت بزرگ و امكان ارتباط بهتر نسلجوان با قرآن انجامدادهاند؛ همگى قابل تقدير و تشكر و احترام است. به علاقهمندان بخصوص جوانان توصيه مىكنم كه از اين آثار بهرهمند شوند.
توفيقات بيش از پيش ايشان را از خداوند متعال خواهانم.
محمد يزدى
رييس دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى 1388/2/1
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم
توفيق نصيب گرديد از مؤسسه قرآنى تفسير جوان بازديد داشته باشم و مواجه شدم با يك باغستان گسترده پرگل و متنوع كه بهطور يقين از معجزات قرآن است كه اين ابتكارات و روشهاى نو و جالب را به ذهن يك نفر كه بايد مورد عنايت ويژه قرار گرفته باشد القاء نمايد تا بتواند در سطح گسترده كودكان و جوانان و نوجوانان و غيرهم را با قرآنمجيد مأنوس بهطورىكه مفاهيم بلند و باارزش قرآن در وجود آنها نقش بسته و روش آنها را الهى و قرآنى نمايد و آن برادر بزرگوار جناب آقاى دكتر محمد بيستونى است كه اين توفيق نصيب ايشان گرديده و ذخيره عظيم و باقيات الصالحات جارى براى آخرت ايشان هست. به اميد اين كه همه اقدامات با خلوص قرين و مورد توجه ويژه حضرت بقيتاللّهالاعظم ارواحنافداه باشد.
مرتضى مقتدايى
به تاريخ يوم شنبه پنجم ماه مبارك رمضانالمبارك 1427
قرآن كريم «هُدًى لِلنّاس» (185 / بقره) است يعنى براى هدايت همه مردم نازل شده است. هريك از گروههاى مختلف مردم را براساس علاقه و شرايط سنّى آنها مىتوان به نوعى با قرآن كريم ارتباط داد. يكى از مؤثرترين روشهاى انس جامعه با قرآن كريم انتشار پيام قصههاى اين كتاب آسمانى است. در راستاى تحقق اين روش كارساز، مؤسسه انتشاراتى بيان جوان گروههايى را از بين جوانان علاقمند سازماندهى نموده و منابع پژوهشى و امكانات اينترنتى را به صورت رايگان در اختيار آنها قرار داده و آثار آنها را منتشر مىكند.
كتابى كه ما و شما هم اكنون در محضر نورانى آن هستيم حاصل تلاش جناب آقاى دكتر سيد محمد حسين قدرت و فرزند برومند ايشان جناب حجةالاسلام سيد مصطفى قدرت مىباشد. در اين كتاب كه نخستين «تفسير موضوعى مصوّر قرآن كريم» مىباشد. ضمن بررسى 26 اثر باستانى در لابلاى آيات، توجه مخاطبين جوان را به پيامهاى اخلاقى، فكرى، عاطفى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى داستانهاى تاريخى قرآن جلب مىنمايد. ويژگى بارز قصههاى قرآن كريم واقعى بودن، حذف جزئيات، بهرهگيرى از هنر در نقل داستانها و
شبههزدايى در ذهن مخاطبين مىباشد. برخى از وقايع باستانى در قرآن كريم در آيات متعدّدى تكرار شده است. انگيزه اصلى تكرار در قصههاى قرآن، تكميل تصويرها و افزودن به قدرت تجسّم و عينيّت از طريق آوردن عناصر نو بهتناسب فضاى بازگويى هر قصّه است. برترين مثال در اين مورد، داستان حضرت موسى است كه تقريبا حدود بيست بار در قرآن كريم ذكر شده است.(1)
مؤسسه انتشاراتى بيان جوان آثار پژوهشى و تحقيقى قرآن پژوهان جوان را در موضوعات جديد قرآنى چاپ و منتشر مىنمايد. علاقمندان مىتوانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 22589626 تماس بگيرند.
دكتر محمد بيستونى
رئيس مؤسسه قرآنى تفسير جوان
تهران 1388/8/8 مصادف با سالروز ولادت
سلطان قلبها على بن موسى الرضا عليهالسلام
1) جهت آشنايى بيشتر با ويژگىهاى قصّههاى قرآن كريم، كتاب ارزشمند «تحليل قصص قرآن» نوشته دانشمند فرزانه جناب آقاى محمد شريفانى را مطالعهفرماييد.
توجه ويژه قرآن به درسهاى عبرتانگيز تاريخ گذشتگان بر هيچ مسلمانى پوشيده نيست. اسلام عزيز دين پاكى و پرهيزگارى و تكامل انسان از قبل از گهواره تا آخرين لحظات زندگى است .
قرآن كريم به علت وجود وجوه مشترك آسمانى از همه اديان توحيدى دعوت به كلمه طيّبه مشترك نموده كه همان كلمه توحيد است و در همه اديان ابراهيمى اصيل يكسان است . اميد است كه اين خدمت ناچيز مورد عنايت پروردگار مهربان و اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام خصوصا حضرت بقيةاللّه الاعظم قرار گيرد .
سيد محمد حسين قدرت - سيد مصطفى قدرت
على : اى بندگان خدا شما را به تقوى و پرهيزگارى در برابر خدا سفارش مىكنم همان خدايى كه لباسهاى فاخر را به شما پوشانده و معاش و روزى را به فراوانى به شما ارزانى داشته است. اگر راهى به سوى بقا يا جلوگيرى از مرگ وجود داشت حتما سليمان بن داود آن را در اختيار مىگرفت چرا كه خداوند حكومت بر جن و انس را همراه نبوت و مقام بلند قرب و منزلت الهى به او عطا كرد .
اما آن گاه كه پيمانه روزى او پر شد و مدت زندگيش كامل گشت تيرهاى مرگ از كمان فنا به سوى او پرتاب شد و دار و ديار از او خالى گرديد. خانهها و مسكنهاى او بىصاحب ماندند و آنها را گروهى ديگر به ارث بردند. (در هرحال) براى شما در تاريخ قرون گذشته درسهاى عبرت فراوانى وجود دارد.
كجايند عمالقه؟ و كجايند فرزندان آنها؟ كجا هستند فرعونها و فرزندانشان؟ اصحاب رسّ همانها كه پيامبران را كشتند و چراغ پرفروغ سنن آنها را خاموش و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند كجايند؟
كجايند آنها كه با لشكرهاى گران به راه افتادند و هزاران نفر را هزيمت دادند، سپاهيان فراوان گرد آوردند و شهرها بنا كردند؟(1)
1) نهج البلاغه، آستان قدس، فهرست الفبا، تاريخ .
قرآن كريم بخش وسيعى را به آغاز آفرينش جهان و انسان و درسهايى از تاريخ امم پيشين، پيامبران و پادشاهان اختصاص داده است و بيش از 13 بار به سير و سياحت در زمين براى مطالعه تاريخ پيشينيان تأكيد كرده از جمله:
اَفَلَمْيَسيرُوافِىالاَرْضِفَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُالَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ(109/يوسف)
فرمان به سير و سياحت در زمين (فِىالاَْرْضِ) و سپس نظرافكندن (فَيَنْظُرُوا) و مطالعه تاريخ مستند به اسناد و مدارك غير مكتوب، يعنى باستانشناسى را مورد تأكيد قرار مىدهد.
از سوى ديگر قرآن تاريخ پيامبران، امم و ملوك را به صورت تابلوهايى زنده و متحرك بازسازى مىكند. به طورى كه وقايع «تاريخى» را به صورت وقايع «حال» درآورده و در بسيارى از موارد و"با" فعل (اَلَم تَرَ) مردم را به مشاهده حوادث تاريخى زنده ترغيب مىكند، به عنوان نمونه مىفرمايد: اَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ: آيا
نمىبينى كه پروردگارت با قوم عاد چه كرد. (6 / فجر)
كاربرد فِى الاَْرْضِ (در زمين) به جاى عَلَى الاَْرْضِ (به روى زمين) براى مطالعه آثار تاريخى، شايد اشاره به حفّارى و كند و كاو در اندرون زمين باشد كه لازمه باستانشناسى است، زيرا باستان شناسان با حفّارى، وضع آثار اشياى دفن شده در لايههاى مختلف زمين را تشخيص مىدهند. لايههاى زمينهاى باستانى صفحات تاريخى واقعى و آيات باستانى است كه ما مىتوانيم از روى آثار باقىمانده به بازسازى تاريخ واقعى بپردازيم.(1)نتيجه اين بازسازى و تجزيه و تحليل تاريخ، كشف روابط و سنتهاى الهى حاكم بر تاريخ و پى بردن به راز سقوط يا صعود دولتها و ملتها مىباشد.
1) باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن، استاد بىآزار شيرازى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
آغاز باستانشناسى علمى را بايد در رمزگشايى كتيبه بيستون در ايران عزيز بدانيم زيرا در اين كتيبه بسيار با ارزش سه زبان باستانى با خط ميخى نگارش يافته است كه عبارتند از: پارسى باستان، عيلامى و بابِل باستان. با كشف رمز الفباى پارسى هخامنشى به كمك پارسى ساسانى دو زبان باستانى ديگر رمزگشايى شد و بدينوسيله بود كه زبان، فرهنگ و تاريخ ملل خاور ميانه بازشناسى گرديد .
طبق نظر كارشناسان خط ميخى يكى از خطوط باستانى است كه معمولاً به صورت تصاويرى از ميخ بر روى گل، سنگ، فلز، موم، چوب و مانند آن حك مىگرديد. اين خط بيش از سه هزار سال بين ملل مختلف متداول بود و تا سالهايى قبل از ميلاد حضرت مسيح به كار مىرفته است. اولين بار قوم سومر اين خط را ابداع كردند كه براى نوشتن زبان سومرى مورد استفاده قرار گرفت. سپس بوسيله اقوام اكاد، بابِل و آشور مورد تقليد قرار گرفت. خط ميخى در خاورميانه رايج بود حتى در كشور مصر كه از خط هيروگليف غالبا استفاده مىشد نيز به كار مىرفت .
خط ميخى در سوريه، آسياى صغير و ايران نيز به كار رفته است، ايرانيان
تغييرات زيادى در 600 علامت خط ميخى ايجاد كردند و آن را به 36 علامت تقليل دادند كه مبناى ايجاد تحول بزرگى در شيوه بكارگيرى حروف الفبا در دنيا گرديد . اين خط ابتدا به صورت تصويرى مورد استفاده قرار گرفت اما بعدا به دلايل عملى از خطوط راست به جاى تصوير استفاده شد.
تصوير مقابل لوح گلى است كه قدمت آن به 3400 سال قبل مىرسد كه از قوم اكاد بر لوح پخته به يادگار مانده است. قابل توجه اين كه جنس اين الواح نسبت به كاغذ، چوب و فلزات با دوامتر است و بسيارى از سوابق تاريخى مربوط به اقوام نوح، ابراهيم و موسى عليهمالسلام بر روى اين الواح باقى مانده است.
يكى از الواح گلى كه به نام گيلگمش معروف شده است واقعه طوفان نوح را شرح مىدهد و لوح گلى ديگر ماليات فردى است به نام ابراهيم در شهر اور در زمان كلدانيان كه احتمالاً مربوط به حضرت ابراهيم مىباشد .
سنگ نوشته بيستون به خط ميخى كه به سه زبان پارسى، ايلامى، بابلى نگارش يافته است، به باستان شناسان اروپايى كمك نمود تا ابتدا به كمك خط و زبان پهلوى الواح دوران هخامنشى را رمزگشايى كنند، سپس به كمك سنگ نوشتههاى باقى مانده در بيستون زبان و خط ايلامى و بابلى را كشف كنند و از اين طريق تاريخ اقوام و ملل جهان از اعماق خاك، اعصار و قرون بيرون كشيده شود.
خط هيروگليف نيز با كمك همين كتيبههاى باستانى رمز گشايى شد اما به علت تصويرى بودن خط هيروگليف تنها مفاهيم و معانى آن شناسايى شد.
اولين نوشتههاى هيروگليف متعلق به سالهاى شش هزار و سيصد و شش (هزار و دويست سال قبل) مىباشد . تصاوير هيروگليف همانند حروف الفبا داراى صداى مشخصى نيستند بلكه تنها مفاهيم را به بيننده منتقل مىكند . بدين ترتيب كه از تركيب چند تصوير يك مفهوم قراردادى در نظر گرفته مىشود مانند تصاويرى از پا براى راه رفتن و دست براى كار كردن و مانند آن .
اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكا وَ هُدًى لِلْعالَمينَ .
اولين خانهاى كه براى مردم (و ستايش پروردگار) بنا شد در مكه است كه در آن بركت و هدايت است براى جهانيان .
(96 / آل عمران)
اولين خانه را حضرت آدم حدود 7500 سال پيش براى پرستش خداى يگانه در مكه برپا نمود و حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهمالسلام آن را
طبق روايات اسلامى قبر حضرت آدم و نوح عليهمالسلام در دو رديف پشت قبر حضرت اميرالمؤمنين على در نجف اشرف دفن شدهاند. (1)
1) حيات القلوب، صفحه 99 .
از امام صادق نقل است كه منزل نوح و قوم او در شهرى بود كنار فرات از جانب غربى شهر كوفه و نوح مردى بود درودگر. خداوند او را برگزيد و پيغمبر گردانيد و اول كسى كه كشتى ساخت و بر روى آب جارى شد نوح بود. پس نوح كشتى را با دست خود مىساخت و چوب را از راه دور مىآورد تا فارغ شد. قوم نوح، بتهاى سهگانه يَعوث و يَعوق و نَسر را مىپرستيدند و آنها را در مسجد كوفه نصب كرده بودند.(1)
1) حيات القلوب، انتشارات جاويد، صفحه 97 .
وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعى مآءَكِ وَ يسَمآءُ اَقْلِعى وَ غيضَ الْمآءُ وَ قُضِىَ الاَْمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِىِّ وَ قيلَ بُعْدا لِلْقَوْمِ الظّلِمينَ: و به زمين خطاب شد كه فورا آبرا فرو بر و بهآسمان امر شد كه باران را قطع كن و آب خشك شد و حكم انجام يافت و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد. (44 / هود)
كوه جودى احتمالاً همان كوه آرارات است كه در مرز ايران و تركيه و ارمنستان واقع شده است.(1)
نماى كوه آتشفشان آرارات در مرز ايران و تركيه و بقاياى فسيل كشتى نوح در روستاى اوزون ديجى در تصوير روبرو .
1) تفسير نمونه، جلد 9، صفحه 113 .
مجله رسمى و پرتيراژ «اتفاد نيزوب» شوروى كه بطور ماهانه منتشر مىشود گزارش عجيب زير را كه هم از نظر باستانى بسيار ارزنده و جالب است و هم از نظر دينى عالىترين دليل بر عظمت قرآن و عقايد دينى ماست درج نموده است و به دنبال آن عدهاى از نويسندگان انگليسى، مصرى، پاكستانى و... آن مقاله را از روسى به انگليسى و عربى و اردو، ترجمه نموده و در مجلهها و روزنامههاى محلى خود نقل كردهاند.
اينك ما خلاصه آن را با توضيح درباره ارزش علمى و دينى آن از نظر خوانندگان ارجمند مىگذرانيم:
مجله نامبرده در شماره تشرين دوم 1953 مىنويسد:
هنگامى كه باستان شناسان روسى در منطقهاى معروف به «وادى قاف» (1)
1) طبق تصريح قرآن لنگرگاه كشتى نوح بعد از طوفان كوه جودى بوده با دعاى صاحب «مراصد الاطلاع» و «منجد العلوم» اين كوه در 40 كيلومترى شمال شرقى جزيره ابن عمر (شهر كوچكى است در سوريه مشرف به نهر دجله و به سال 961 توسط حسنبنعمربنخطاب ثعلبى بنيان گذارى شده) مىباشد و بنا به نقل ديگران (از جمله مؤلف بزرگوار تفسير الميزان) لنگرگاه در آرارات از جبال ارمنيه بين ايران و تركستان روس واقع در ديار بكر از نواحى موسل بوده كه البته همه اين نظرات با وادى قاف در مسكو محل اكتشاف تختهها سازش دارد چه اگر اين محل يا نزديك به اين محل نبوده امكان دارد با مرور زمان بر اثر امواج دريا و تحولاتى كه در طول چندين هزار سال رخ داده آن تختهها در منطقه مزبور و در اعماق زمين قرار گرفته باشد.
مشغول حفارى و جستجوى آثار باستانى بودند در اعماق زمين به چند پاره تختهاى قطور و پوسيدهاى برخوردند كه بعدا معلوم شد اين تختهها قطعات جدا شده از كشتى نوح بوده و بر اثر تحولات دريائى و زمينى در طول حدود 5000 سال همچنان در دل زمين باقى مانده است برخورد به اين تختهها نظر محققين باستان شناس را آنچنان به خود جلب نمود، كه دو سال ديگر به كنجكاوى و تعقيب عمليات حفارى خود پرداخته و بالاخره در همان منطقه به يك قطعه تخته ديگرى برخوردند كه به صورت لوحى طبق كليشه زير چندين سطر كوتاه از كهنترين و ناشناختهترين خطوط بر روى آن منقوش بود.
اما بسيار شگفتآور بود كه اين تخته لوح بدون اينكه پوسيده يا محجر شده باشد آن چنان سالم و دست نخورده باقى مانده كه هم اكنون در موزه آثار باستانى مسكو در معرض ديد توريستها و تماشاگران خارجى و داخلى است.
بر اثر اين اكتشاف اداره كل باستانشناسى شوروى براى تحقيق از چگونگى اين لوح و خواندن آن هيئتى مركب از هفت نفر از مهمترين باستان شناسان و اساتيد خطشناس و زباندان روسى و چينى مأمور تحقيق و بررسى نموده كه نام آنها بدينگونه است:
1 - پروفسور سولى نوف، استاد زبانهاى قديمى و باستانى در دانشكده مسكو.
2 - ايفاهان خينو دانشمند و استاد زبانشناس در دانشكده لولوهان چين.
3 - ميشانن لوفارنك مديركل آثار باستانى شوروى.
4 - تانمول گورف استاد لغات در دانشگاه كيفزو.
5 - پروفسور دى راكن استاد باستان شناس در آكادمى علوم لنين.
6 - ايم احمد كولا مدير تحقيقات و اكتشافات عمومى شوروى.
7 - ميچر كولتوف رئيس دانشكده استالين.
اين هيئت پس از 8 ماه تحقيق و مطالعه و مقايسه حروف آن با نمونه ساير خطوط و كلمات قديم متفقا گزارش زير را در اختيار باستانشناسى شوروى گذاشت.
1 - اين لوح مخطوط چوبى از جنس همان پاره تختههاى مربوط به كاوشهاى قبلى و كلاً متعلق به كشتى نوح بوده است منتها لوح مزبور مثل ساير تختهها آن
قدرها پوسيده نشده و طورى سالم مانده كه خواندن خطهاى آن به آسانى امكانپذير مىباشد.
2 - حروف و كلمات اين عبارات به لغت سامانى ياسامى است كه در حقيقت ام اللغات (ريشه لغات) و بسام بن نوح منسوب مىباشد.
3 - معناى اين حروف و كلمات بدين شرح است:
اى خداى من! و اى ياور من!
به رحمت و كرمت مرا يارى نما!
و بپاس خاطر اين نفوس مقدسه:
محمد
ايليا (على)
شبر (حسن)
شبير (حسين)
فاطمه
آنانكه همه بزرگان و گرامىاند
جهان به بركت آنها برپاست
به احترام نام آنها مرا يارى كن
تنها توئى كه مىتوانى مرا به راه راست هدايت كنى.
بعدا دانشمند انگليسى اين ايف ماكس استاد زبانهاى باستانى در دانشگاه منچستر ترجمه روسى اين كلمات را به زبان انگليسى برگردانيد و عينا در اين مجلهها و روزنامهها نقل و منتشر گرديده است:
1 - مجله هفتگى «ويكلى ميرر» لندن شماره مربوط به 28 دسامبر 1953 م
2 - مجله استاد انگليسى لندن مربوط به كانون دوم 1954 م
3 - روزنامه سنلايت منتشرهازمنچستر شماره مربوط به كانون دوم 1954 م
4 - روزنامه «ويكلى ميبرر» تاريخ يكم شباط 1954
5 - روزنامه «الهدى» قاهره مصر تاريخ 30 مارس 1953 م
سپس دانشمند و محدث عالىمقام پاكستانى حكيم سيد محمود گيلانى كه يك موقع مدير روزنامه اهل الحديث پاكستان و نخست از اهل تسنن بوده و بعدا از روى تحقيق به آئين تشيع گرائيده آن گزارش را به زبان اردو در كتابى به نام
«ايليا مركز نجات اديان العالم» ترجمه و نقل كرده است.(1)
آنگاه مجله «بذره» نجف در شمارههاى شوال و ذوالقعده 1385 سال اول صفحه 78 الى 81 زير عنوان نامهاى مباركى كه حضرت نوح بدان توسل جست از اردو به عربى ترجمه و نقل كرده است.
اكنون لازم مىنمايد بهطور فشرده توجه خوانندگان ارجمند را به نكاتى چند معطوف نمائيم تا بيشتر به ارزش علمى و تاريخى اين اكتشاف باستانى معتقد شوند:
1 - آنكه اكتشاف اين تختهها و لوح يكى از دلايل بر اصالت و واقعيت
1) كتاب «اليا...» به زبان اردو ضمن 45 صفحه به عنوان چهل و دومين نشريه دارالمعارف.
داستانهاى قرآن مجيد و احاديث دينى است كه مشروحا حاكى از قضيه كشتى نوح و ماجراى غرق شدن آن است همچنانكه مورخان اسلامى و غيراسلامى نيز نوشتهاند.
2 - آنكه معتقدات شيعه درباره اهل بيت از روى تمايلات و اغراض شخصى رهبران شيمى و مؤلفين نيست بلكه بر مبناى يك سلسله حقايق علمى و واقعيتهاى تاريخى است كه شيعه خود را ناگزير از تسليم در پابند شدن به آن ديده و در نتيجه پيروى اهلبيت را انتخاب كرده است.
بديهى است استمداد نوح پيامبر از خاندان رسالت و نقش نامهاى آنان بر كشتى چندين هزارسال قبل از نزول و پيدايش اسلام و انشعاب مسلمانان به فرقههاى مختلف و متضاد شيعه و سنى بوده و جز از روى الهام از مبدأ اعلى و
اشاره غيبى به هيچ چيز نمىتوان آن را تفسير كرد.
درست است كه حضرت نامهاى مقدس «محمد، على، حسن، حسين و فاطمه» را به عنوان دعا و به عنوان تبرك نقش بر لوح نمود اما در حقيقت اين يك پيشگويى عجيب از دورانهاى خيلى دور و دراز درباره پيدايش خاندان وحى و رسالت بوده است كه با فاصله حدود 5000 سال پس از طوفان قدم به عرصه گيتى گذاشتند.
اَلَمْ تَرَ اِلَى الَّذى حاجَّ اِبْراهيمَ فى رَبِّهِ اَنْ اتيهُ اللّهُ الْمُلْكَ اِذْ قالَ اِبْراهيمُ رَبِّىَ الَّذى يُحْيى وَ يُميتُ قالَ اَنَا اُحْيى وَ اُميتُ قالَ اِبْراهيمُ فَاِنَّ اللّهَ يَأْتى بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَالْمَغْرِبِ فَبُهِتَالَّذى كَفَرَ وَ اللّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظّالِمينَ
آيا نديدى (در تواريخ پادشاهى) آنكه در يكتايى خدا با ابراهيم به جدل پرداخت چون ابراهيم گفت: خداى من زنده مىكند و مىميراند او گفت: من هم زنده مىكنم و مىميرانم ابراهيم باز گفت: كه خداوند خورشيد را از طرف مشرق برآورد تو اگر توانى از مغرب بيرون آر. آن نادان كافر عاجز ماند كه خدا راهنماى ستمكاران نخواهد بود. (258 / بقره)
تصوير همورابى كه به اعتقاد بعضى از باستانشناسان معاصر
اين مسجد مقدّس خانه حضرت ابراهيم و حضرت ادريس و حضرت خضر عليهمالسلام بوده است و در آينده نزديك انشاءاللّه خانه حضرت مهدى عجلاللّه تعالى فرجهالشريف خواهد بود. (1)
1) مفاتيحالجنان، 664، چاپپيامآزادى .
حضرت ابراهيم در شهر اور و در زمان كلدانيان به دنيا آمده و طبق نظر كارشناسان آن حضرت همزمان با پادشاه معروف بابل همورابى در حدود سال 1700 قبل از ميلاد مىزيسته .
او با حضرت لوط از بابل به كنعان مهاجرت مىنمايد و حضرت لوط را از اسارت پادشاه عيلام و سپاهيانش نجات مىدهد . قبر حضرت ابراهيم و خانوادهاش در يك غار در شهرالخليل قرار دارد كه در كنار آن مسلمانان يك مسجد و يهوديان يك كنيسه بنا كردهاند .
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ. اِنّا اَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِبا اِلاّ الَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ
قوم لوط بيم دهندگان را تكذيب كردند. ما هم بر آنها سنگ باران را فرو فرستاديم جز خاندان لوط كه در وقت سحر آنها را نجات داديم (33 و 34 / قمر).
9 - ماجراى باستانى يوسف(1)
اِذْ قالَ يُوسُفُ لاَبيهِ يآاَبَتِ اِنّى رَأَيْتُ اَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبا وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لى سجِدينَ
هنگامى كه يوسف به پدرش گفت: اى پدرم يازده ستاره و ماه و خورشيد را ديدم كه سجدهام مىكنند. (4 / يوسف)
1) اين فراز از بحث بر اساس تحقيقات دو نفر از باستان شناسهاى معروف بنام آقاى ران ويات و خانم مارى نِل ويات تدوين شده است.
قالُوا اَءِنَّكَ لاََنْتَ يُوسُفُ قالَ اَنَا يُوسُفُ وَ هذا اَخى قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنا اِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَاِنَّ اللّهَ لا يُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ (90 / يوسف) گفتند: آيا تو حقيقتا يوسفى؟ گفت: من يوسفم و اين برادر من است خداوند به ما نعمت داد همانا هركس تقوى پيشه كند و صبر كند پس خداوند مزد نيكوكاران را تباه نمىسازد.
يُوسُفُ اَيُّهَا الصِّدّيقُ اَفْتِنا فى سَبْعِ بَقَرتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُّنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلتٍ خُضْرٍ وَ اُخَرَ يابِستٍ لَعَلّى اَرْجِعُ اِلَى النّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ (46 / يوسف)
اى يوسف! اى بسيار راستگو! اعلام نما به ما تعبير اين كه هفت گاو فربه كه هفت گاو لاغر را مىخورندشان و هفت خوشه گندم سبز و هفت گندم خشك كه بر گردم به سوى مردمان تا ايشان آگاه شوند.
قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنينَ دَأَبا فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فى سُنْبُلِهآ اِلاّ قَليلاً مِمّا تَأْكُلُونَ
گفت: بكاريد هفت سال بر عادت مستمر پس آنچه را درويديد پس واگذاريد در خوشهاش مگر اندكى از آنچه مىخوريد. (47 / يوسف)
كتيبه باستانى به خط هيروگليف كه 7 سال قحط سالى بعد از هفت سال فراوانى را شرح مىدهد .
وَ قالَالْمَلِكُ ائْتُونى بِه اَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسى فَلَمّا كَلَّمَهُ قالَ اِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكينٌ اَمينٌ
و پادشاه گفت : بياوريد او را نزد من تا مخصوص گردانمش براى خودم پس چون سخن كرد با او گفت: به درستى كه تو امروز نزد ما با منزلت و امينى . (54 / يوسف)
وَ كَذلِكَ مَكَّنّا لِيُوسُفَ فِى الاَْرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ
و اين چنين مقام داديم يوسف را در زمين كه هركجا مىخواهد منزل گزيند به رحمت خود مىرسانيم هر كه را كه خواهيم و اجر نيكوكاران را ضايع نمىكنيم . (56 / يوسف)
هَلْ اَتيكَ حَديثُ مُوسى .اِذْ ناديهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً. اِذْهَبْ اِلى فِرْعَوْنَ اِنَّهُ طَغى
آيا داستان موسى به تو رسيده است؟ در آن هنگام كه پروردگارش او را در سرزمين مقدس « طوى » صدا زد ( و گفت : ). به سوى فرعون برو كه طغيان كرده است . (15 - 17 / نازعات)
كوه سينا يا جبل موسى در شبه جزيره سينا در شمال شرقى مصر بين خليج سوئز و خليج عقبه به عنوان يك كوه مقدس در دامنه خود داراى صومعهاى بسيار قديمى است كه در قرن ششم ميلادى به دست امپراطور ژوستنين بنا نهاده شده كه هنوز هم زيارتگاه مسيحيان جهان مىباشد. الواح ده فرمان اولين قوانين يهود در اين كوه نازل شده است .
حضرت موسى حدودا 1300 سال قبل از ميلاد از نسل حضرت ابراهيم در مصر به دنيا آمده، نجات بخش قوم بنىاسرائيل و آورنده تورات و بنيانگذار قوانين اصلى دين يهود داراى نفوذ بسيار مؤثرى در تاريخ بشرى بهطور مستقيم و غيرمستقيم بوده است به علت اهميت مبارزه آن حضرت با فرعون و به عنوان نمونه بارز يك مبارزه الهى با متكبران در بسيارى از سورههاى قرآن زواياى زندگى و مبارزه او با فرعون بهطور كامل آمده است. مطالعه سرگذشت آن حضرت الهام بخش صالحان و تودههاى عظيم مردم در طول تاريخ بوده است.
نجات بنى اسرائيل از يوغ بردگى فرعون، هامان و اشراف الگوى بسيار مناسبى است كه متأسفانه در دنياى غرب به دست فراموشى سپرده شده است. الگوى آسمانى نجاتبخش او برگرفته از روش مبارزه حضرت ابراهيم عليه
نمرود است كه به نوبه خود سنت همه پيامبران آسمانى و جانشينان بوده است.
آيات 9 تا 80 سوره طه شيوه مبارزه با فرعون و يارانش را شرح داده و در آغاز چنين آمده است: وَ هَلْ اَتيكَ حَديثُ مُوسى. اِذْ رَءَا نارا فَقالَ لاَِهْلِهِ امْكُثُوا اِنّى انَسْتُ نارا لَعَلّى اتيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ اَوْ اَجِدُ عَلَى النّارِ هُدًى
اى رسول ما آيا داستان موسى را مىدانى. آن گاه كه موسى آتش را ديد و به اهل خود گفت اندكى مكث كنيد از دور آتشى را ديدهام باشد كه پارهاى از آن آتش را بر شما بياورم و يا از آن آتش راهى را بيابيم. (9 و 10 / طه)
در آيات 24 و 25 سوره نازعات در شرح حالات فرعون آمده است:
فَقالَ اَنَا رَبُّكُمُ الاَْعْلى. فَاَخَذَهُاللّهُ نَكالَ الاْخِرَةِ وَ الاْوُلى (24 - 25 / نازعات) .
گفت منم خداى بزرگ شما خدا هم در اثر اين غرور و سركشى او را به عقاب دنيا و آخرت گرفتار كرد .
رامسس دوم يا رامسس كبير در سال 1224 تا 1314 قبل از ميلاد در سن 22 سالگى به فرمانروايى كشور مصر رسيد و تا سن نود سالگى به عنوان بزرگترين و مقتدرترين فرعون مصر حكومت جابرانهاى داشته
است. نام يونانى اين فرعون مصر سسوستريس بوده است .
او سومين پادشاه از نوزدهمين سلسله فراعنه مصر بوده است. نام پدرش ستى و نام مادرش ملكه تويا بوده است. نفرتتى معروفترين ملكه رامسس دوم بوده است. همسران ديگر او ايستنوفرت و ماتنه فرور بودهاند كه نفر اخير شاهزاده كشور هاتى بوده است. گفته مىشود كه فرعون 200 فرزند از همسران متعددش داشته است. نام بعضى از فرزندانش پرنس بينتاه كه به گفته مورخين همسر پدرش بوده و ستاخت و فرعون مرنپتاه و پرنس خاام وست بودهاند.
فرعون كشورگشايىهاى فراوانى در فلسطين، لبنان، سوريه و تركيه داشته است. در 3290 سال قبل در چهارمين سال حكومتش بر عليه كشور هيتى بر پادشاه مواتاليس غلبه نمود، آثار به جاى مانده از فرعون بسيار متعدد بوده و
تعداد زيادى مجسمه از خود به جاى گذاشته است و مجموعه آثار او بيش از هر فرعون ديگر در مصر بوده است موميايى اين فرعون در دير البيارى در سال 1881 كشف شده است و پنج سال بعد جسدش در موزه قاهره گذاشته شد كه با سيل جمعيت مشاهده كننده مواجه شد.
اين تصوير خداى خدايان مصرى است به نام «آمون را» كه از تركيب «آمون» خداى شهر تبس و «را» خداى خورشيد تشكيل شده است. در تصوير بالا «آمون را» به شكل يك عقاب نقاشى شده كه نقش خورشيد بر بالاى سر او قرار دارد. تصوير مقابل در شهر باستانى لكسور در 3300 سال قبل نقاشى شده است. از اين نمونه اشياء مىتوان به پيشرفت تمدن مصر باستان از نظر هنر و صنعت پى برد.
وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوا اِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ
و دريا را به آرامى ترك كن آنها لشكرى هستند كه غرق خواهند شد. (24 / دخان)
يكى از جالبترين آثار باقىمانده از عبور قوم بنىاسرائيل از مصر به عربستان از طريق درياى سرخ كمعمق بودن نسبى محل عبور بنىاسرائيل از درياست ، به طورى كه تصاوير هوائى و ماهوارهاى آبهاى شفاف و كمعمقتر در محل عبور از دريا به خوبى مشخص مىباشد . جالبتر اينكه آثار باقىمانده از لشكر غرق شده فرعون نيز در همين آبهاى نسبتا كمعمقتر پيدا شده است .
در اين تصوير چرخ ارابهاى مشاهده مىشود كه در درياى سرخ نزديك شبه جزيره نويبه در ساحل عربستان سعودى در قعر دريا قرار دارد كه اندازه يك چرخ ارابه در 3300 قبل مىباشد. اين چرخ از فلز الكتروم كه آلياژى از طلا و نقره مىباشد ساخته شده است. در زير اين پوشش فلزى چوب بكار رفته است كه مجموعا بخشى از چرخ ارابه يك افسر مصرى در دوره فراعنه را تشكيل مىداده است. چوب اين چرخ ارابه به مرور زمان پوسيده شده و از بين رفته است. جويندگان اين اثر تاريخى باارزش براى جلوگيرى از خردشدن آن از دولت عربستان درخواست نمودند تا اطراف چرخ را خاكبردارى كنند كه با مخالفت دولت سعودى همراه بود. همانگونه كه در شكل مشاهده مىشود اين چرخ داراى چهار پره بوده است كه قسمت مركز را به بخش بيرونى آن متصل مىنمايد.
مركز اين چرخ به محور ارابه متصل بوده و همانطور كه در تصوير مشاهده مىشود يكى از پرهها با مقدار كمى مرجان پوشيده شده است و مابقى چرخ بدون پوشش باقى مانده است. علت آن است كه فلز الكتروم محيط مناسبى براى رشد مرجان نيست.
در اين تصوير كه يك چرخ ديگر ارابه را نشان مىدهد مقدار زيادى مرجان رشد نموده است بدين دليل كه اين چرخ عمدتا از چوب ساخته شده است كه محيط مناسبى براى رشد مرجان مىباشد.
به شكل مدور اين چرخ كه به خوبى نمايان است توجه كنيد كه نشاندهنده وجود يك چرخ ارابه مىباشد گرچه چوب آن به مرور زمان پوسيده و نابود شده است، اما رشد مرجان باعث شده كه شكل چرخ در زير لايه مرجانى حفظ شود.
مرجان در اين چرخ به طرف بالا نيز رشد نموده و علاوه بر مركز چرخ بر روى محور چرخ نيز رشد نموده است.
فَالْيَوْمَ نُنَجّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ ايَةً وَ اِنَّ كَثيرا مِنَ النّاسِ عَنْ اياتِنا لَغافِلُونَ
پس امروز نجات مىدهيم بدنت را تا باشى براى آيندگان نشانهاى و همانا بسيارى از مردم از نشانههاى ما غافلند. (92 / يونس)
يكى ديگر از معجزات قرآن كريم راجع به جسد فرعون است. زمانى كه فرعون همراه با سپاهيانش حضرت موسى عليهالسلام را در دريا دنبال مىكنند به امر خداوند متعال حضرت موسى عصاى خود را به دريا مىزند آب دريا شكافته شده در بين آن مسيرى براى عبور موسى و يارانش هموار مىشود. آنها عبور مىكنند ولى پس از ورود فرعون و لشكريانش كه در تعقيب قوم بنىاسرائيل بودند، دو طرف دريا دوباره به هم پيوسته و تمام لشكريان فرعون در دريا غرق
مىشوند. اين ماجرا در انجيل به گونهاى ذكر شده كه گويى فرعون به سمت دريا نرفته و غرق نشده و در تورات نيز گفته مىشود كه فرعون غرق شدهولى هيچ اشارهاى به سرنوشت فرعون پس از غرق شدن نشده است. اما قرآن كريم بيان مىكند كه ما جسد فرعون را پس از غرق شدن از دريا گرفتيم تا عبرتى براى نسلهاى آينده باشد. در حدود 100 سال پيش كه جسد فرعونيان را در اهرام ثلاثه مصر كشف كردند در ميان اين اجساد يكى از جسدها از همه سالمتر و شادابتر بود، پس از تحقيق مشخص شد كه آن جسد متعلق به همان فرعونى است كه حضرت موسى را در دريا دنبال كرده است اين جسد هم اكنون در موزه قاهره نگهدارى مىشود.
چند سال پيش مىخواستند موميايى جسد فرعون را براى ترميم به فرانسه بفرستند چون در آن جا با تجربهترين دانشمندان باستانشناسى را دارد. هدف از ارسال موميايى فرعون به كشور فرانسه آن بود كه اوّلاً مطمئن شوند جسد
متعلق به فرعون همر عصر با موسى عليهالسلام است، ثانيا آن را بازسازى و مرمت كنند. اين جسد زير نظر پزشك جراح مشهور به نام موريس بوكاى قرار گرفت. او تمام توجهش اين بود كه ببيند جسد فرعون چگونه هلاك شده است؟ وقتى قطعهاى كوچك از جسد را به لابراتوار منتقل و تحت آزمايش قرارمىدهند متوجه مىشوند كه نمك دريا روى جسد مانده پس در دريا غرق شده و چون جسد سالم است حتما آن را در همان روز غرق شدن از دريا خارج نموده و آن را موميايى كردهاند و اين نتيجهگيرى را به عنوان يك كشف بزرگ تلقى مىكنند. اما برخى افراد به اين پزشك گفتند كه زياد روى اين مسأله كار نكن! چون مسلمانان مىگويند در قرآن ما اين موضوع قبلاً تشريح شده است. اما او آن را رد كرده و گفتهاست كه قرآن مربوط به 1400 سال پيش است، اما اين جسد 100 سال پيش كشف شده. اين مسأله افكار او را همچنان مشغول نگهداشته بود .در يك همايش پزشكى در عربستان كشف خود را تشريح مىكند. مدتى بعد يك پزشك مسلمان
قرآن را آورده و به وى مىگويد چيزى كه شما اخيرا كشف كردهايد 1400 سال پيش در قرآن به وضوح ذكر شده است و آيه آن چنين است: «فَالْيَوْمَ نُنَجّيكَ بِبَدَنِكَلِتَكُونَ لِمَنْخَلْفَكَ ايَة...» (92 / يونس). كلمه «اَلْيَوْم» نشان مىدهد كه جسد فرعون همان روز غرق شدن از آب گرفته شده است و خدا براى عبرت آيندگان آن را بيرونازآب قرارداده و بهطورىكهدرجسدمشخصاست موهايشكاملاً پيداست!!
موريس بوكاى بلافاصله تقاضا مىكند تا تورات و انجيل را نيز بياورند، وقتى دقيق مىشود مىبيند كه در آنها نوشته نشده كه جسد از آب گرفت شده
اما در قرآن كاملاً آن را مىبيند او همان جا ايمان آورده و مسلمان مىشود بعدها كتابى به نام «تورات، انجيل، قرآن و علم» مىنويسد.
اِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا اِلى سَواءِ الصِّراطِ
هنگامىكه (بىهيچ مقدمه) بر او وارد شدند و او از مشاهده آنها وحشت كرد، گفتند : نترس ، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى تعدى كرده ، اكنون در ميان ما به حق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت فرما . (22 / ص)
حضرت داود در سنين جوانى به چوپانى براى پدر خود اشتغال داشت و حدودا در سال 1000 قبل از ميلاد باايمان قوى با جالوت قهرمان بتپرست فلسطينى جنگيد و با سلاح اندك بر حريف قوى پيكر خود غلبه نموده و فرماندهى سپاه بنىاسرائيل را به تدريج به عهده گرفت و بعد از طالوت به پادشاهى بنىاسرائيل رسيد.
در كتاب آسمانى قرآن به كرات از فداكارىها و عبادات حضرت داود ياد شده است.
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوّابٌ
ما «سليمان» را به داوود بخشيديم ، چه بنده خوبى، چراكه همواره بهسوى خدا بازگشت مىكرد (و به ياد او بود). (30 / ص)
حضرت سليمان نبى دومين فرزند ذكور حضرت داود بوده است كه در سالهاى 922 تا 961 قبل از ميلاد بر يهوديه و بخش بزرگى از شبه جزيره عربستان و خاور ميانه حكومت مىكرده است. در قرآن كريم و تورات از تدبير و حكومت مقتدرانه اين پيامبر بزرگ كه دامنه آن تا موجودات غيبى مانند جن و ملائكه را نيز دربرگرفته بود به خوبى ياد شده است. به اعتقاد مورخين ديوار ندبه در اورشليم بخشى از بناى معبد معروفى مىباشد كه توسط آن حضرت ساخته شده است.
وَ لَقَدْ اتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْما وَ قالاَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى فَضَّلَنا عَلى كَثيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ
ما به داود و سليمان علم قابل ملاحظهاى بخشيديم و آنها گفتند حمد از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد. (15 / نمل)
حضرتسليمان با كمك علومالهى توانست بر رقيب و برادربزرگتر خود براى جانشينى و حكومت پيروز شود .
جالب اينكه بلافاصله بعد از بيان موهبت بزرگ « عِلْم » ، سخن از « شكر » به ميان آمده ، تا روشن شود هر نعمتى را شكرى لازم است و حقيقت شكر آن است كه از آن نعمت در همان راهى كه براى آن آفريده شده است استفاده شود و اين دو پيامبر بزرگ از نعمت علمشان در نظام بخشيدن به يك حكومت الهى
حداكثر بهره را گرفتند.
ضمنا آنها معيار برترى خود را بر ديگران در «عِلْم» خلاصه كردند ، نه در قدرت و حكومت و شكر و سپاس را نيز در برابر علم شمردند نه بر مواهب ديگر چرا كه هر ارزشى است براى علم است و هر قدرتى است از علم سرچشمه مىگيرد.
شهر اسقلان يكى از شهرهاى باستانى فلسطين كه در زمان حضرت سليمان خراجگذار دولت مركزى بوده است .
اين شهر باستانى يكى از مراكز اصلى فلسطين بوده كه در كنار درياى مديترانه قرار دارد خصوصا در سالهاى 900 تا 1200 قبل از ميلاد اين شهر يكى از پنج شهر بزرگ فلسطين بوده است .
لَقَدْ كانَ لِسَبَأٍ فى مَسْكَنِهِمْ ايَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
و براى قوم سبأ از جنوب و شمال دو بوستان آفريديم بخوريد از رزق خداى خود و شكر او را به جاى آريد كه شهرى نيكو و خدائى آمرزنده داريد. (15 / سبأ)
تمدن قوم سبأ حدود 1000 سال قبل از ميلاد و ملكه سبأ معاصر حضرت سليمان نبى بوده است.
سبأ نام يكى از تمدنهاى باستانى جنوب غربى شبهجزيره عربستان بوده است، كه پايتخت آن شهر باستانى مَآرِب نزديك شهر كنونى صنعا در كشور يمن مىباشد. داستان ملاقات ملكه سبأ و حضرت سليمان در قرآن و تورات آمده و قوم سبأ از نژاد سامى و زبان آنها عربى بوده است.
وَ اِنَّ اِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ. اِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اَلا تَتَّقُونَ. اَتَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَروُنَ اَحْسَنَ الْخالِقينَ
و به درستى كه الياس هر آينه از پيامبران است. هنگامى كه به قومش گفت آيا (از گناهان) پرهيز نمىكنيد؟ آيا (بت) بَعْل را فرا مىخوانيد و بهترين آفرينندگان را وامىگذاريد؟ (123 - 125 / صافّات)
حضرت الياس يكى از مهمترين پيامبران بنىاسرائيل بود كه در قرن 9 قبل از ميلاد در شهر بعلبك مىزيست. در همين ايام بنىاسرائيل بتى به نام بعل را در شهر بعلبك مىپرستيدند و لغت بعلبك يعنى شهر بعل. پادشاه آنان بنام اهاب مردم را به پرستيدن بت بعل تشويق مىكرد.(1)
1) الميزان، جلد 17 : 241 .
فنقيه يكى از اقوامى بود كه در زمان حضرت الياس به پرستش بت بعل مبادرت مىورزيدند. اين قوم دريانورد و تجارت پيشه بر ساحل شرقى درياى مديترانه و بسيارى از جزاير اين دريا سيطره داشتند.
شهر بعلبك كه هماكنون به همين نام در لبنان قرار دارد يكى از شهرهاى تمدن فنقيه بوده است. شهرهاى مهم ديگر فنقيه عبارتاند از بيبلس، بيروت، تير، سيدون و جبيل كه هماكنون در كشور لبنان قرار دارند. اهاب پادشاه بنىاسرائيل كه در سالهاى 869 تا 876 قبل از ميلاد حكومت مىكرد با ازدواج با يك شاهزاده فنقيه بتپرست شد و بنىاسرائيل هم با تشويق او به پرستش بعل روى آوردند.
اين پادشاه دو جنگ بزرگ با بنحداد پادشاه سوريه نمود اما در سومين نبرد بر اثر اصابت تير به هلاكت رسيد.
به اعتقاد مسيحيان الياس نبى قبل از ظهور حضرتعيسىبن مريم كه هماكنون نيز زنده است ظاهر خواهد شد.
قوم دريانورد فنقيه كه همپيمان حضرت سليمان نبى بودند از سواحل شرقى مديترانه و از جنگلهاى اطراف چوب لازم را براى ساخت كشتىهاى بزرگ تجارى خود فراهم مىنمودند .
اين قوم متمدن در بسط حكومت سليمان نبى به اكناف جهان و ساخت شهر اورشليم، معبد معروف آن و كاخ آبگينه كه از شكوه و عظمت آن
در آيات مربوط به ايمان آوردن ملكه سبأ در قرآن ياد شده است نقش فعالى داشتهاند.
ساخت انواع صنايع شيشهسازى، كشتىسازى، رنگسازى، ظروف فلزى و غيره از جمله صنايع پيشرفته اين قوم بوده است.
وَ قَضَيْنا اِلى بَنى اِسْرائيلَ فِىالْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِى الاَْرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوّا كَبيرا
ما به بنىاسرائيل در كتاب ( تورات ) اعلام كرديم كه دوبار در زمين فساد خواهيد كرد و برترىجويى بزرگى خواهيد نمود. (4 / اسراء)
فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوليهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً
هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد مردانى پيكارجو را بر شما مىفرستيم ( تا سخت شما را درهم كوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان ) خانهها را جستجو مىكنند و اين وعدهاى است قطعى .(5 / اسراء)
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ اَمْدَدْناكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ اَكْثَرَ نَفيرا
سپس شما را بر آنها چيره مىكنيم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر ( از دشمن ) قرار مىدهيم . (6/اسراء)
اِنْ اَحْسَنْتُمْ اَحْسَنْتُمْ لاَِنْفُسِكُمْ وَ اِنْ اَسَأْتُمْ فَلَها
اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى مىكنيد و اگر بدى كنيد بازهم به خود مىكنيد. (7 / اسراء)
در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن ششم قبل از ميلاد بنى اسرائيل به بتپرستى و گناهان بزرگ روى آوردند و از آئين توحيد ابراهيمى دور شدند.
تصوير تاريخى بقاياى معبد بعل در هارمجدون، محل پرستش بت بعل توسط مفسدين بنىاسرائيل را در محل كنونى نشان مىدهد.
در اين محل بتپرستان يهود جمع مىشدند و به پرستش بت بعل همراه با عيش و نوش و جشن و شادى مىپرداختند. در نقاطى مانند تصوير روبرو شبيه به معركههاى شبانه در دنياى افسارگسيخته غرب اعمال جنسى در ملأ عام همراه با پايكوبى در حضور بت بعل انجام مىشد. امروز بت آزادى به جاى بت بعل در ميان ملل غربى همراه با جشن و شادى (شو) به جاى خداى يگانه پرستش مىشود و به اين اعمال زشت و شيطانى القاب پرطمطراق به نام حقوق بشر، آزادى، دموكراسى و مانند آن مىدهند.
اِرمياى نبى يكى از پيامبران بنىاسرائيل بود كه در اين دوران سخت از تاريخ وظايف سنگين نبوّت را برعهده داشت. از اين دوران فساد در قرآن كريم به عنوان اولين دوره تباهى كه منجر به نابودى استقلال يهود و آغاز آوارگى جهانى آنان بود ياد شده است. از معجزات معاصر قرآن كريم استقلال مجدد بنىاسرائيل بعد از 2600 سال مىباشد كه در آيه فوق به عنوان آغاز دومين دوره فساد و ثروت اندوزى و افزايش نسل به آن اشاره شده است.
در سالهاى پايانى سلطنت پادشاهى يهود، اِرمياى نبى از جانب پروردگار وظيفه يافت تا بنىاسرائيل را كه به گناهان بزرگى آلوده شده بودند به سوى خداى يگانه بازگرداند. وى پس از امتناع بنىاسرائيل جهت بازگشت به دين حق، به فرمان الهى مأموريت يافت تا پيشگويى نزول عذاب الهى و اسارت بنىاسرائيل
را به دست بختالنصر به علت گناهانشان اعلام كند، اما آنان نهتنها به اين پيام الهى بىاعتنايى كردند بلكه روحانيون دربارى، اِرمياى نبى را مورد شكنجه و آزار قرار داده و او را زندانى كرده و به مرگ تهديد نمودند و آن پيامبر الهى را به خيانت و جاسوسى متهم كردند.
تصوير مهر روبرو همراه با اثر انگشت در حاشيه آن به عقيده كارشناسان متعلق به اِرمياى نبى است كه در سالهاى اخير براى عبرت آيندگان در فلسطين يافت شده است.
يكى از ياران وفادار اين پيامبر الهى باروچ نام داشت كه در اين سالهاى سخت در كنار اِرمياى نبى باقى ماند. پادشاه يهود در سال 609 قبل از ميلاد با نكو (1)فرمانرواى مصر جنگيد اما شكست خورده و زندانى شد و شخصى به نام الياكيم دست نشانده مصر در محلى به نام يهوديّه شد. در سال 605 قبل از ميلاد بختالنصر پادشاه بابِل شد و با سپاهيان نكو فرمانرواى مصر در (كارچميش) مقابله كرد و آنان را شكست داد. به همين دليل از عبادت اِرمياى نبى در كنيسه جلوگيرى شد لذا اِرميا نامهاى به يار وفادار خود باروچ نوشت تا در كنيسه براى مردم خوانده شود در اين نامه قريب الوقوع بودن عذاب الهى و
1) Neco .
اسارت يهود به دست بختالنصر به مردم در معبد اعلام شد و از آنان خواسته شد تا به مصريان تكيه و اعتماد نكنند زيرا عذاب آنان بهدست بختالنصر شديدتر خواهد شد، اما پادشاه يهوديه اِرمياى نبى و يارانش را مورد تعقيب قرارداد و نامه اِرمياى نبى را به دوپاره كرده و آن را سوزاند. باروچ يار وفادار اِرمياى نبى يك نسخه از نامه وى را در يك خمره قرار داد و دفن كرد تا براى آيندگان در تاريخ ضبط شود و اين لحظات حساس و سرنوشت ساز عبرت آينده شود.
در سال 598 قبل از ميلاد بنىاسرائيل به كمك مصريان به مقابله با بختالنصر شتافتند اما شكست خورده و به اسارت بابليان تن دادند و شهر و
معبد سليمان و داود عليهمالسلام در آتش سپاهيان بختالنصر سوخت و بدين ترتيب پيشگويى اِرمياى نبى مبنى بر عذاب و اسارت بنىاسرائيل تحقق يافت.
بختالنصر به علت گسترش تصرفاتش در آسياى غربى و بر جاى گذاشتن آثار تاريخى فراوان در شهرهاى تابع بابِل به عنوان بزرگترين و مشهورترين پادشاه از سلسله كلدانيان شناخته شده و در سال 582 تا 605 قبل از ميلاد حكومت مقتدرانه و جبارانه را ايجاد نمود. بختالنصر پس از پيروزى بر فرمانرواى مصر در نبرد معروف به (كارچميش) قوىترين ارتش جهان را در اختيار داشت. بخت النصر در مهرماه سال 605 قبل از ميلاد به بابِل بازگشت و از اين زمان به مدت 8 سال با پادشاهان سوريه، فلسطين و مصر جنگيد و تصرفات زيادى را در اين مناطق به دست آورد. بختالنصر در فروردين سال 597 با
پادشاه يهوديه جنگيد و او را اسير نموده اورشليم را به تصرف خود درآورد و بسيارى از مردم يهود را به اسارت به بابِل برد و پيشگويى اِرمياى نبى به فرمان الهى تحقق يافت و استقلال يهوديان براى 2600 سال از بين رفت. قرآن كريم در آيه 5 سوره اِسراء به فساد بنىاسرائيل و از بين رفتن استقلال و شكست آنان تصريح فرموده:
بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً.
مردانى پيكارجو را بر شما مىفرستيم ( تا سخت شما را درهم كوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان ) خانهها را جستجو مىكنند و اين وعدهاى است قطعى.
قرآن كريم در آيه 6 / اِسراء بازگشت قدرت به بنىاسرائيل را اعلام مىدارد:
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ اَمْدَدْناكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ اَكْثَرَ نَفيرا: سپس شما را (به دست كوروش هخامنشى) بر آنها چيره مىكنيم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر ( از دشمن ) قرار مىدهيم.
لازم به توضيح است كه حضرت اِرميا بازگشت مجدد بنىاسرائيل را بعد از يك دوره اسارت 70 ساله قبلاً به فرمان الهى به مردم اعلام كرده بود.
كوروش هخامنشى فرزند كمبوجيه اول به مدت 20 سال در سالهاى 530 تا 550 قبل از ميلاد پادشاه پارس شد. زمانى كه كورش در سال 558 ميلادى فرمانرواى پارس در بخشى از اَنشان (1) شد تحت حكومت مركزى مادها قرار داشت، پس از 5 سال رهبرى شورشى را بر عليه حكومت مادها (550 قبل از ميلاد) بر عهده گرفت و حكومت ماد را شكست داده و آنها را برانداخت و خود را به عنوان پادشاه پارس ناميد، دامنه حكومتش از رود هاليس در آسياى صغير تا مرز شرقى دولت ليدى و دولت بابِل در جنوب و غرب پارس
1- خوزستان فعلى .
گسترش داشت. چهار دولت ليدى، بابِل، مصر و اسپارت تلاش نمودند تا دولت كوروش را براندازند، اما در سال 546 حكومت ليدى به دست پارسها سقوط كرد و در سال 539 قبل از ميلاد دولت بابِل به تسخير كوروش درآمد.
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِى الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَاَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرا
و از تو درباره « ذوالقرنين » سؤال مىكنند ، بگو به زودى گوشهاى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم كرد. (83 / كهف)
نخستين مطلبى كه در اينجا جلب توجه مىكند اين است كه « ذوالقرنين » كه بود و ( صاحب دو قرن ) چرا به اين نام ناميده شده است ؟
نظريه مشهور و قابل قبول كه ضمنا جديدترين آنها محسوب مىشود همان است كه دانشمند معروف اسلامى « ابوالكلام آزاد » كه روزى وزير فرهنگ كشور هند بود ، در كتاب محققانهاى كه در اين زمينه نگاشته است آمده است .(1)
1) اين كتاب بهفارسى ترجمه شده و به نام «ذوالقرنين يا كورش كبير» انتشاريافتهاست.
طبق اين نظريه ذوالقرنين همان « كورش كبير » پادشاه هخامنشى است كه به عدالت و مردمدارى و مهرورزى معروف بود.
بعضى معتقدند اين نامگذارى به خاطر آن است كه او به شرق و غرب عالم رسيد كه عرب از آن تعبير به قَرْنَىِالشَّمْسِ ( دو شاخ آفتاب ) مىكند .
بعضى ديگر معتقدند كه اين نام به خاطر اين بود كه دو قرن زندگى يا حكومت كرد و در اينكه مقدار قرن چه اندازه است نيز نظرات متفاوتى دارند .
بعضى مىگويند در دو طرف سر او برآمدگى مخصوصى بود و به خاطر آن به ذوالقرنين معروف شد، اين نظريه با توجه به تصوير اثر باستانى موجود در پاسارگاد شيراز كه دو شاخ را بر روى سر مجسمه كوروش نشان مىدهد، به واقعيت نزديك تر است.
دولت پارس به مدت دو قرن بزرگترين حكومت جهان را در اختيار داشت. كوروش فرمانروائى قدرتمند و مهربان بود و به اسراى يهود اجازه بازگشت به اورشليم را داد و به آنان كمك نمود تا معبد سليمان را دوباره برپا نمايند.
كوروش در زمان دفع قبايل شرقى ماساگتها كشته شد و فرزندش كمبوجيه دوم پادشاه پارس گرديد.
قرآن كريم در ادامه آيه 6 سوره اِسراء مىفرمايد: وَ اَمْدَدْناكُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ اَكْثَرَ نَفيرا: و كمك كرديم به شما با اموال و فرزندان و گردانيديم شما را اكثريتى از نفرات .
اين بخش از آيه دوران آزادى از اسارت تا حال را دربرمىگيرد زيرا بنىاسرائيل در اين مدت 2600 سال از نظر اموال و اولاد در حال افزايش بودهاند. به طورى كه در اكثر كشورهاى بزرگ دنيا داراى منابع مالى و جمعيت قابل توجّهى هستند.
يهوديان از قديمىترين نژادهاى تاريخ مىباشند كه سابقه آنان به
بيش از 3000 سال مىرسد. در اين مدت طولانى در اغلب كشورهاى دنيا سكنى گزيدهاند و برخوردهاى زيادى با ملل ديگر جهان داشتهاند.
دين آسمانى يهود داراى آثار بسيار عميقى بر تاريخ تمدن بشرى است.
دين مسيحيت از بخشى از دين يهود به وجود آمده است و دين اسلام بسيارى از اصول و عبادات اين دين را مورد تائيد قرار مىدهد. تاريخ تمدن غرب آميختگى گستردهاى با تعاليم يهوديت دارد.
يهوديان از نژاد حضرت يعقوب مىباشند، يهوديان داراى اعتقاد به خداى يگانهاند و مانند هر ملت ديگرى با خداى خود پيمانهايى بستهاند، يهوديان ملل ديگر را در پيمان خود شريك نمىدانند و به همين جهت ساير ملل را از خود جدا مىدانند، اما دين مسيحيت و اسلام چنين امتياز منحصر بهفردى را
نمىپذيرند. بعضى از افراطيون يهودى خود را فرزندان خدا مىدانند. همين اعتقادات انحصارى موجب شده تا يهوديان خود را از ديگر ملل جهان جدا كنند و همين امر سبب شده تا مسيحيت بيش از دين يهود گسترش يابد.
در تاريخ يهوديت براى دورانهاى كوتاهى بعد از قرن 5 ميلادى افراد ديگر را به عنوان عضو دين يهود مىپذيرفتند، اما چگونگى اين پذيرشهاى موقت به خوبى بر محققان روشن نيست. منابع بسيارى در تاريخ پارس، يونان و اعراب اين عضوپذيرى را ثبت كردهاند.
بيشترين تمركز جمعيت كنونى يهود در آمريكا و دولت اسرائيل مىباشد. تعداد يهوديانى كه در آمريكا زندگى مىكنند 9/5 ميليون نفر مىباشد و 6/4 ميليون نفر يهودى هماكنون در اسرائيل به سر مىبرند، تعداد يهوديان در
كانادا بيش از 350000 نفر مىباشد كه اغلب در تورنتو و مونترال زندگى مىكنند. جمعيت قابل توجهى از يهوديان هماكنون در كشورهاى آرژانتين، استراليا، روسيه، اكراين، آفريقاى جنوبى، اروپاى جنوبى، اروپاى غربى و ايران زندگى مىكنند.(1)
يهوديان كشورهاى اروپايى با احساس قوى ملىگرايى خصوصا در قرن 19 كوشيدند تا حضور نسبى بيشترى نسبت به ساير ملل در تحقيقات و مجامع علمى و دانشگاهى جهان داشته باشند، تلاش آنان در اين زمينه چشمگير و موفقيتآميز بوده است. يهوديان در بسيارى از كشورها علاوه بر فعاليتهاى
1) دايرةالمعارف انكارتا، jews
علمى تخصصى حضور فعالى در مديريتهاى دولتى و سياسى داشتهاند. به علاوه يهوديان بانكداران و تجار موفقى در همه كشورهاى جهان مىباشند. مجموعه عملكرد موفقيتآميز يهوديان به عنوان يك ملت در زمينه مالى، علمى، سياسى و تجارى و ازدياد نسل آنان دليل يك نوع برترى و فضل است كه خداوند در قرآن كريم در آيه 6 سوره اِسراء و آيات ديگر به بنىاسرائيل وعده داده است تا آنان را بعد از يك دوره شديد محروميت با ازدياد مال و فرزندان امداد و يارى كند و هماكنون همه جهانيان شاهد اوج تحقق اين وعده الهى هستند. اثر دعاى حضرت ابراهيم در تحقق اين موفقيت بسيار ملموس است.
يك پيشگويى حيرتانگيز قرآن كريم را در آيه 7 / اِسراء امروزه شاهد هستيم كه به بنى اسرائيل مىفرمايد:
اِنْ اَحْسَنْتُمْ اَحْسَنْتُمْ لاِنْفُسِكُمْ وَ اِنْ اَسَأْتُمْ فَلَها فَاِذا جاءَ وَعْدُ الاْخِرَةِ لِيَسُؤُوآا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ اَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيرا
اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى مىكنيد و اگر بدى كنيد باز هم به خود مىكنيد و هنگامى كه وعده دوم فرا رسد ( آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه ) آثار غم و اندوه در صورتهايتان ظاهرمىشود و داخل مسجد (اقصى) مىشوند، همانگونه كه در دفعه اول وارد شدند و آنچه را زير سلطه خود مىگيرند درهم مىكوبند.
پيشگويى قرآن تحقق بلاى آسمانى ديگرى در آينده شبيه اسارت بابِل به دست بختالنصر است كه گناهان بىحد بنىاسرائيل موجب بروز آن بلاياى بزرگ بوده است و در آينده نيز در صورت تكرار بتپرستى (پول پرستى) و
خودپسندى (خودپرستى) و فساد علىرغم فضل و برترى خدادادى دچار آن خواهند شد. در اين آيه به بنىاسرائيل هشدار داده شده است كه در صورت عدم بازگشت به خوبى و نيكوكارى بلاياى آينده مانند عذاب وعده داده شده توسط اِرمياى نبى موجب از دست رفتن استقلال و اسارت مجدّد آنها خواهد شد.
در آيه 8 سوره اِسراء چنين آمده است:
عَسى رَبُّكُمْ اَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ اِنْ عُدْتُّمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرينَ حَصيرا
شايد خداوند به شما مهربانى كند و اگر دشمنى كنيد ما هم دشمنى مىكنيم.
و در ادامه آيه علاوه بر وعده عذاب در دنيا وعده جهنم را هم بر اثر زيادهروىها در فساد و قتل و كشتار به بنىاسرائيل مىدهد. هماكنون جهانيان شاهد تندروىها، خودپسندىها و فساد دولتمردان اسرائيل در
جهان هستند.
بخت النصر قبل از پادشاهى فرماندهى سپاه بزرگى را بر عهده داشت و فتوحات زيادى را در مقابل حريف قدرتمند مصرى خود در كرچ - ميش واقع در سوريه كنونى به دست آورد و بدينترتيب قدرتمندترين ارتش منطقه خاورميانه را به وجود آورد. بعد از اين پيروزى بزرگ بخت النصر به بابِل بازگشت و در 20 شهريور 605 قبل از ميلاد به پادشاهى رسيد. در هشت سال اوليه حكومتش با پادشاهان سوريه، فلسطين، مصر و قبايل عرب جنگهاى گستردهاى نمود. در 26 اسفند سال 597 قبل از ميلاد اورشليم را تصرف نمود و از ميان يهوديان پادشاهى دست نشانده بر يهوديه از طرف خود تعيين نموده و بسيارى از بنىاسرائيل را به اسارت به بابِل برد. در همين ايام شورش بزرگى در بابِل و يهوديّه بر عليه او صورت گرفت كه به شدت سركوب شد و اسيران بيشترى از
بنىاسرائيل به بابِل برده شد. يكى از اقدامات قابل توجه بخت النصر ايجاد ديوارى شبيه به ديوار چين در شمال بابِل براى جلوگيرى از تهاجم حكومت قدرتمند ماد بود.
يكى از عجايب هشتگانه باغهاى معلّق بابِل بود كه بخت النصر براى همسر ايرانى (مادى) خود ساخت. حضرت اِرميا و دانيال عليهمالسلام در زمان اين پادشاه ظالم و قدرتمند مىزيستهاند.
بابِل به معنى باب يعنى دروازه خدا و مهمترين شهر دوران باستان مىباشد. خرابههاى اين شهر هماكنون در منطقه وسيعى در شرق رودخانه فرات در 90 كيلومترى جنوب بغداد قرار دارد. اين شهر مركز تمدن كلدانيان در هزاره اول و دوم قبل از ميلاد بوده و سوابق اين شهر به دوران تمدنهاى قبل از تاريخ بازمىگردد. 4200 سال قبل بابِل با معبدى بزرگ نزديك شهر باستانى اور كه محل زندگى حضرت ابراهيم بوده قرار داشت. در 3595 سال قبل بابِل اهميت فوقالعادهاى پيدا نمود و جايگزين شهر اور شد و در زمان بخت النصر به اوج قدرت و وسعت خود رسيد و مركز آسياى جنوب غربى گرديد.
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ ءَاتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيّا. وَ حَنانا مِنْ لَدُنّا وَ زَكوةً وَ كانَ تَقِيّا
اى يحيى بگير كتاب را به قدرت و ما در كودكى به او حكم نبوت را داديم و با لطف خاص ما تقوى را فراگرفت و او پرهيزگار بود. (12 و 13 / مريم) .
حضرت يحيى در زمان هرود انتيپاس كه در سالهاى 21 قبل تا 39 بعد از ميلاد بر جليله حكومت مىكرد به پيامبرى بر بنىاسرائيل مبعوث شد. مبارزه حضرت يحيى با ظلم و فساد هرود موجب شهادت آن حضرت به علت خشم فرمانروا و دسيسه سالومه معشوقه هِرود شد. به هِرود در كتاب انجيل زياد اشاره شده است .
قالَ اِنَّما اَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لاَهَبَ لَكِ غُلاما زَكِيّا
جبرئيل گفت: من فرستاده پروردگارت هستم تا پسرى پاك به تو ببخشم .(19 / مريم)
حضرت يحيى در كنار رود اردن به حضرت عيسى بن مريم غسل تعميد داد و بدين ترتيب رسالت حضرت عيسى رسما آغاز گرديد.
وَ السَّلامُ عَلَىَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ اَمُوتُ وَ يَوْمَ اُبْعَثُ حَيّا. ذلِكَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذى فيهِ يَمْتَرُونَ
و سلام بر من روزى كه بميرم و روزى كه زنده شوم. اين است عيسى بن مريم سخن درستى كه در آن شك مىكنند. (33 و 34 / مريم)
حضرت عيسى در زمان فرمانروايى هرود معروف به كبير (34 تا 37 قبل از ميلاد) به دنيا آمد. هرود كبير حاكم ظالم و خونريزى بود و براى جلوگيرى از ظهور حضرت عيسى دستور داده بود تا تمام نوزادان را به قتل برسانند.
اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ اياتِنا عَجَبا
آيا پنداشتى كه اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما هستند. (9 / كهف)
واقعه اصحاب كهف كه از مؤمنين مسيحى بودهاند در شهر اِفسوس در تركيه كنونى در نزديكى بندر اِزمير اتفاق افتاده است. اين شهر بسيار قديمى در دورهاى از تاريخ خود داراى يكى از عجايب هفتگانه جهان بوده است. و داستان بسيار عجيب اصحاب كهف كه به اعجابانگيز بودن آن در قرآن كريم اشارهاى رفته در اين شهر اتفاق افتاده است.
اين شهر در قرون اوليه رشد مسيحيت يكى از مراكز گرايش به اين دين الهى
اِذْ اَوَى الْفِتْيَةُ اِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّىءْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدا
آن گاه كه آن جوانان در غار پناه گرفتند، پس گفتند: پروردگارا به لطف خاص خود به ما رحمتى فرما و براى ما وسيله رشد و هدايتى مهيا فرما. (10 / كهف)
اِنَّهُمْ اِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ اَوْ يُعيدُوكُمْ فى مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا اِذا اَبَدا
به درستى كه اگر ايشان دست يابند بر شما سنگسارتان كنند يا بازگردانند شما را در ملت و آئين خويش و در اين صورت تا ابد هرگز رستگار نشويد. (20 / كهف)
امپراطور روم در اين زمان دقيانوس نام داشت و نام لاتين اين امپراطور ظالم دسيوس گالوس بود (لغت نامه دهخدا كلمه دقيانوس) و مردم را از دين راستين توحيدى مسيحيت منع مىكرد و دستور كشتار و مصادره اموال مسيحيان را در امپراطورى روم صادر كرده بود. شهر اِفسوس در نزديكى بندر اِزمير در تركيه كنونى در آن زمان يكى از مراكز مهم تبليغ مسيحيت بود. براى پيدا كردن مسيحيانى كه ايمان خود را از ترس ظلم او مخفى نگه مىداشتند دستور داده بود تا براى بتها قربانى كنند و براى قربانى خود تأئيد رسمى و دولتى بگيرند.
... فَابْعَثُوا اَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِه اِلَى الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ اَيُّها اَزْكى طَعاما فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ اَحَدا
اكنون يك نفر را با اين سكهاى كه داريد به شهر بفرستيد تا بنگرد كدامين نفر از آنها غذاى پاكترى دارند ، از آن مقدارى براى روزى شما بياورد ، اما بايد نهايت دقت را به خرج دهد و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد . (19 / كهف)
دقيانوس امپراتور معروف و خونخوار روم كه نام او گايوس دسيوس(1)بوده است به علت دستور تعقيب و كشتار مؤمنين مسيحى در تاريخ عرب شهرت زيادى يافته است. او ابتدا فرماندهى يك لشكر روم را در حوزه رودخانه دانوب به عهده داشت و سپس با پشتيبانى لشكريانش امپراتور روم گرديد و در سن 50 سالگى اولين امپراتور رومى بود كه در ميدان جنگ كشته شد .
يك نمونه از سكّههاى بدست آمده از اين امپراتور خونخوار در تصوير مقابل نشان داه شده است .
1) Decius Gaius.
كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنّاتٍ وَ عُيُونٍ. وَ زُروُعٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ. وَ نَعْمَةٍ كانُوا فيها فاكِهينَ. كَذلِكَ وَ اَوْرَثْناها قَوْما اخَرينَ. فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالاَْرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرينَ
چه بسيار باغها و چشمه سارها، كشتزارها و منازل عالى و نعمتهايى كه در آنها بهرهمند بودند باقى گذاشتند. ما (ناز و نعمت) آنها را ارث به قوم ديگر داديم. و گريه نكرد بر آنها آسمان و زمين و مهلت (بر هلاكشان) به آنها داده نشد. (25 - 29 / دخان).
رود نيل و ساحل حاصلخيز آن يكى از پرآبترين و سرسبزترين سرزمينها همواره داراى كشتزارها و باغهاى بسيار گستردهاى در جهان بوده است، همين موهبت الهى سبب شد تا مصر باستان به عنوان يكى از بزرگترين تمدنهاى بشرى در دامان آن متولد شده و رشد يابد.
تصوير مقابل نمونهاى از جواهرات مصرى در زمان فراعنه است كه در قبر فرعون توتان خامون كشف شده است، اين جواهر سلطنتى قطعهاى از سينهبند بزرگى است كه به شكل يك كركس ساخته شده است.
تصوير مقابل يك نمونه از امكانات رفاهى تمدن مصر باستان را كه يك تختخواب زينتى از يك مجموعه مبلمان مىباشد نشان مىدهد. اين تختخواب كه شبيه به يك گاو ساخته شده در مقبره توتان خامون يكى از فراعنه مصر به دست آمده است كه هم اكنون در موزه قاهره نگهدارى مىشود .
تصوير مقابل صليب مصر باستان است به نام آنْخْ كه به عنوان سمبل حيات در نوشتههاى هيروگليف و اشياء هنرى به كار گرفته مىشده است.
تصوير مقابل نقاشى متعلق به حدود 4500 سال قبل از تمدّن مصر باستان است كه بر ديوار يك مقبره نقش شده. حكايت از آن دارد كه فراعنه مصر باستان به دنبال محيطى امن و جذاب براى روح خود پس از مرگ بودند و تصوير انواع امكانات مادى براى دنياى پس از مرگ را در كنار جسد خود حكّ مىكردند تا در اختيار روح آنها قرار گيرد .
تصوير مقابل مجسمه يكى از خدايان مصر به نام (سركت) كه در مقبره توتان خامون به دست آمده است. اين مجسمه از طلا ساخته شده است. دقت و ظرافت اين كار هنرى صنعتى نمايانگر تمدن پيشرفتهاى است كه از همه بهرههاى يك زندگى راحت و پرنعمت برخوردار بوده است.
تصوير روبرو مجسمه يك الهه مصر باستان به نام (باست) است كه به شكل گربه از جنس برنز با چشمان درخشانى از جنس شيشه حدود 28 قرن قبل ساخته شده است.
مجسمه روبرو كه در حال نشستن به ارتفاع 165 سانتيمتر ساخته شده داراى تمام ظرافتهاى متصوّر هنرى مىباشد كه فرعون (خافر) را كه در 4500 سال قبل مىزيسته به بهترين سبك هنرى و با بهترين خطوط هندسى ممكن نشان مىدهد كه از جنس دايوريت بوده و داراى مقاومت بسيار خوبى است.
تصوير مقابل اشياء نمونهاى از طلسمهايى است كه به اعتقاد مصريان باستان مىتواند صاحب آن را از بلايا و حوادث حفظ كند، نمونهها از سمت چپ شامل يك پايه ستون، دكمه، سوزن، در قسمت وسط تمثيل يك كركديل و در قسمت پايين تمثيل يك بت به نام هوروس كه به شكل عقاب و بت ديگرى به نام (بس) كه سمبل موسيقى و رقص بوده است ديده مىشود.
سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِه لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الاَْقْصَا الَّذى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ اياتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ
پاك و منزه است خدائى كه شبانه برد بندهاش را از مسجدالحرام به مسجدالاقصى كه بركت داديم پيرامونشرا تا بنمايانيم او(پيامبر) را از آيات خود همانا او(خداوند) شنواىبيناست.(1/اِسراء)
مسجدالاقصى در شهر بيتالمقدس اولين قبله مسلمين بوده است كه هماكنون به گنبد الصخره و مسجدالاقصى معروف است. اين شهر مركز حكومت آسمانى حضرت سليمان بود. در سال 922 حضرت سليمان وفات يافت و حكومت بنىاسرائيل به دو قسمت تقسيم شد و تا قرن 6 قبل از ميلاد اورشليم مركز حكومت يهوديه بود كه به دست بخت النصر ويران و بعداز تجديد بنا بهوسيله كوروش هخامنشى در سال 538 (ق.م) براى بارديگر در سال 70 (ب.م) به جز ديوار غربى معبد سليمان به دست روميان به كلى ويران گرديد. (1)
1) دائرةالمعارف انكارتا، 2002 .
1 - قرآن كريم
2 - تفسير الميزان
3 - تفسير نمونه
4 - حيات القلوب
5 - بحارالانوار (فهرست كلمات: اِفسوس و اصحاب كهف)
6 - فرهنگ دهخدا (دقيانوس)
7 - دائرةالمعارف انكارتا (حضرت نوح، حضرت داوود: ديويد. حضرت سليمان: سولمون. حضرت ابراهيم: ابرام. حضرت يوسف: جوزف. حضرت موسى: موسز. فرعون: فار او. حضرت الياس. بيتالمقدس (اورشليم).
بختالنصر. همورابى. عيلام. سينا. اِفسوس. دقيانوس. دسيوس. فنقيه. ملكه سبأ. كوروش. سيروس. خشايارشاه: گزروس).
8 - منابع اينترنت. خروج: اگزودس. داود. سليمان. ملكه سبأ. بيت المقدس (اورشليم). يوسف. دسيوس.كوروش. نوح . حضرت موسى. سينا. ملكه سبأ. دسيوس. فرعون و... .
موضوع - صفحه
متن تأييديه حضرت آيةاللّه سيد على اصغر دستغيب... 5
سخن ناشر ... 7
مقدمه... 9
عبرت از تاريخ در كلام على ... 10
باستانشناسى قرآن كريم... 12
سرآغاز باستانشناسى... 14
خط ميخى در ايران باستان و جهان... 16
1 - خانه كعبه... 24
فهرست مطالب
موضوع - صفحه
2 - قبر حضرت آدم ، نوح ... 26
3 - مسجد كوفه... 28
4 - كشتى نوح... 30
5 - نمرود پادشاه معاصر ابراهيم... 44
6 - مسجد سهله... 46
7 - شهر الخليل ... 48
8 - قوم لوط... 50
9 - ماجراى باستانى يوسف ... 54
فهرست مطالب
موضوع - صفحه
10 - موسى و فرعون... 72
11 - مجسمه فرعون رامسس دوم... 76
12 - جسد فرعون آينه عبرت در تاريخ... 108
13 - داود پيامبر... 112
14 - سليمان پيامبر جنّ و انس... 114
15 - شهر اسقلان ... 118
16 - تمدن باستانى قوم سبأ... 120
17 - الياس پيامبر بنىاسرائيل... 124
فهرست مطالب
موضوع - صفحه
18 - اِرمياى نبى و قوم بنى اسرائيل... 132
بُختُ النَّصر... 142
19 - كورش هخامنشى پادشاه پارسيان... 148
20 - بابِل دروازه خدا در دوران باستان... 164
21 - يحيى پيامبر معاصر هِرود... 166
22 - مريم مقدّس... 168
23 - عيسى مسيح... 172
فهرست مطالب
موضوع - صفحه
24 - اصحاب كهف و امپراطور دقيانوس... 176
دقيانوس ... 186
25 - تمدّن مصر باستان... 198
26 - بيتالمقدس (مسجدالاقصى) اولين قبله مسلمانان... 216