مشکل اسراف

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

مشكل اسراف

از: هیات تحریریه موسسه ی در راه حق

عنوان و نام پدیدآور : مشکل اسراف/ از هیات تحریریه موسسه ی در راه حق.

مشخصات نشر : قم: موسسه در راه حق و اصول دین، 1359.

مشخصات ظاهری : 64 ص.؛ 20/5×12 س م.

شابک : 35 ریال

وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری.

یادداشت : چاپ دیگر: موسسه در راه حق ، [1359؟].

یادداشت : کتابنامه: ص. 59 - 61.

موضوع : اسراف

شناسه افزوده : موسسه در راه حق. هیات تحریریه

رده بندی کنگره : BP250/35/م5 1359

رده بندی دیویی : 297/632

شماره کتابشناسی ملی : 1851843

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم لیلا عباسی

اشاره

مقدمه

بسمه تعالی

اکنون که انقلاب بدینجا رسیده و در سرنگون ساختن رژیم فاسد گذشته پیروز شده ایم، بهوش باشیم تا مبادا شعله های آتش مبارزه، بخاموشی و سردی گراید و مبادا فکر کنیم که رسالت و مسئولیت ما بپایان رسیده است، چرا که این خود، بزرگ ترین خطر برای انقلابیون می باشد.

بعلاوه ملت ما، هنوز بعد اول انقلاب را (یعنی بعد ویرانگری و درهم ریختن نظام ظالمانه حاکم بر جامعه را) طی کرده ولی بعد دوم نهضت (یعنی مرحله باز سازی کشور) که مسئولیتش بسیار سنگین تر از مرحله اول می باشد باقیست.

بدیهی است برای ساختن ویرانه یی که تمام ارگان های حياتيش، مخصوصا اقتصاد و رگ حیاتی آن، وابسته به بیگانه بوده، فداکاری فراوان لازم است.

چون، تا بندهای وابستگی را پاره نکنیم، تا زنجیرهای

سنت ها و اسرافکاری های نابجای نظام طاغوتی را از هم نگسلیم، تا در تمام ابعاد زندگی خود تحول و دگرگونی بوجود نیاوریم، انقلاب نکرده ایم.

ملتی که می خواهد به استقلال اقتصادی برسد، به رشد اقتصادی برسد، به اقتصاد خود کفا برسد، باید شب و روز تلاش کند و با کم کاری، بیکاری و اعتصاب مبارزه نماید. باید از مصرف کردن اجناس تجملی خودداری کرده، اسراف کاری را کنار بگذارد و به ایثار و انفاق در راه خدا و محرومان دست بزند.

باید چون رزمنده یی پرتوان از هیچ نوع تهدید دشمن نهراسد و آماده ی پیکار با هر گونه محاصره ی سیاسی، اقتصادی گردد، چرا که دشمن دیرینه ی ما هنوز هست، و این انفجار ها و توطئه ها گواه این معناست که در جبهه جهادیم، و هر روز شهید دادن شاهد آنست که راه باقی است و انقلاب به پایان نرسیده.

امروز نه تنها شیطان بزرگ آمریکای خیانتکار، دشمن ما است، که تمام استعمارگران سیاه و سرخ و ابر قدرت های جهان به وحشت افتاده، با هم متحد شده اند تا جلو این جریان (یعنی حرکت مستضعفین علیه مستکبرین) را بگیرند، و این جرقه ی جدیدی که انقلاب بی سابقه ی ملت ایران با رهبر قاطع و انعطاف ناپذیرش ( ابر مرد زمان امام خمینی ) پدید آوردند برای همیشه خاموش کنند.

آن ها می خواهند دامداری، کشاورزی و تولیدات

داخلی ما را بکلی نابود کرده (حتی خرمن ها را آتش می زنند، هر روز در کارخانه ها تخریب و تحصن ایجاد می نمایند) بعد هم جلو واردات غذایی و صنعتی را بکشور بگیرند تا بحران اقتصادی تورم، قحطی مصنوعی و غیره پدید آید و در نتیجه نارضایتی ها افزایش یابد، و همه جا ابر سیاه پاس، سایه افکند بدبینی و اختلاف بین قشرهای مختلف جامعه بوجود آید و سرانجام بوسیله این آفت های درونی، انقلاب از داخل کشور شکست بخورد و دو مرتبه استعمار برگردد!

برادر و خواهر

بیا تا انقلاب مان و عظمت امواج آن را دریابیم، با هوشیاری توطئه های خائنانه ی دشمن را در نطفه خفه کرده دین خود را به اسلام عزیز، بخون ده ها هزار شهید و به میهن محبوب خویش، ادا نمائیم، با حفظ ایمان و اتحاد، صادقانه تلاش کنیم، تولید را رشد دهیم، به طور صحیح ثروت ها را توزیع کرده، و در مصرف همه چیز قناعت و صرفه جوئی نمائیم.

و این است طرح اصیل بسیج ملی علیه ابرقدرت ها که بسیج نظامی شاخه ای از آن می باشد.

رساله ی حاضر درباره ی اسراف و تبذیر توسط برخی از اعضاء گروه اقتصاد موسسه در راه حق تهیه و آماده شده است امید آن داریم که با نشر این جزوه گامی مفید و موثر در راه تحکیم

و تداوم انقلاب اسلامی ایران برداشته باشیم.

موسسه ی در راه حق

1359/2/15

قم - صندوق پستی شماره ی 5

هدف اسلام

جامعیت مکتب آسمانی اسلام از یک سو و هماهنگی آن با فطرت و تکوین از سوی دیگر به آن رنگ جاودانگی زده است.

قوانین آن همانند نظام حاکم بر طبیعت، پیوسته توازن و عدالت را تعقیب می کند و با پیاده شدن دستوراتش، خود بخود عدالت در جامعه شکل گرفته، تمام خواست های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، برآورده خواهد شد و سرانجام کاروان تکاملی انسانیت در مسیر صحیح به حرکت می افتد و در بستری لبریز از محبت و استقلال و آزادی واقعی به سوی ساحل سعادت پیش می رود.

قرآن کتاب زندگی انسان و راهنمای حیات بشر، آفرینش را این گونه بر پایه ی عدل توصیف کرده و انسان را ازعدم توازن نهی نموده است " آسمان را برافراشت و میزان و عدالت را برقرار نمود تا از مرز میزان و عدل تجاوز نکنید " (1)

و نیز هدف از بعثت انبیاء را ایجاد عدل در اجتماع،


1) سوره الرحمن آیه 7 و 8

اعلام فرموده " بتحقیق پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و میزان همراه نمودیم تا انسان ها به عدل و قسط بپردازند " (1)و همچنین با تعبیراتی همانند " همانا خداوند به عدالت فرمان می دهد " (2)یا " عدالت را پیشه خود سازید که آن به تقوی نزدیکتر است" (3)بعد های عدالت خواهی، این مکتب را خاطر نشان می سازد، مکتبی که از سوی خالق عادل و آگاه (نسبت به طبیعت و انسان) برای همه نسل ها و قرن ها فرستاده شده و هرگز کتاب قانونش همانند مکتب های دیگر ساخته و پرداخته ذهن آغشته به جهل و ترس و شهوت و ... بشر نمی باشد.

بدیهی است، همان گونه که تخلف از قوانین عادلانه ی خلقت و آفرینش زیانبار است، سرباز زدن از قوانین تشریع و نافرمانی خالق هستی نیز موجب کیفر و زیان است.

حتى على (علیه السلام) بزرگ رهبر راستین امت، زعامت بر مردم را وسیله یی جهت احقاق حق و ایجاد عدل می داند. " وقتی ابن عباس بر او وارد می شود و حضرت مشغول وصله کردن کفش خود است، از ابن عباس می پرسد این کفش چقدر ارزش دارد، ابن عباس می گوید ارزشی ندارد، حضرت می فرماید " به خدا سوگند این کفش مندرس و وصله دار، نزد من محبوب تر است از حکومت و امارت بر شما مردم. مگر این که در سایه ی رئیس حکومت بودن، حقی را برقرار و عدالتی را اجرا کنم یا باطلی را از بین ببرم" (4)

بنابراین باید تمام حردت های فکری و عملی بر محور عدل


1) سوره حدید آیه 25

2) سوره نحل آیه 90

3) سوره مائده آیه 8

4) نهج البلاغه خطبه 33

دور بزند، و هرگونه کندی یا تندی و انحراف به شرق یا غرب، خروج از خط مستقیم و مرز اعتدال بوده که سقوط در دره افراط یا تفریط را به دنبال خواهد داشت.

اسراف و تبذیر در لغت

اسراف و سرف تجاوز از حد میانه روی را گویند در هر کاری که باشد گرچه در صرف مال شهرت دارد.

اسراف ضد میانه روی، و تجاوز از اعتدال را گویند و سرف اسم مصدر اسراف است (1)

صاحب مجمع البیان تجاوز در جانب افراط را اسراف و در جانب تقصیر را سرف نامیده است (2)

تبذير، بمعنی تفریق که از بذر (یعنی پاشیدن تخم) می باشد و بعدا استعاره آورده اند برای کسی که مال خود را ضایع می کند (3)تبذیر و تضییع مال خود نیز یک نوع تجاوز از حد میانه روى است و به این اعتبار می توان تبذیر را جزو اسراف به حساب آورد چنان که در برخی از روایات به این مطلب اشاره شده است.

اسراف و تبذیر در قرآن

با نگاهی کوتاه و گذرا مشاهده می کنیم قرآن هرگونه تجاوز از حد و حق را (در اندیشه باشد یا عمل ) نوعی اسراف و خروج از مرز اعتدال به حساب آورده و آن را محکوم کرده است


1) مفردات راغب

2) اقرب الموارد

3) مجمع البيان، ذیل آیه 6 نساء

و با ذکر پاره یی از اوصاف مسرفین دستور عدم اطاعت از آنان را صادر فرموده سرانجام وعده ی هلاکت و دوری از رحمت و محبت خدا را به اسراف کنندگان داده است .

"از مسرفین فرمانبرداری نکنید آنان که در زمین فساد می کنند و به اصلاح خویش و جامعه نمی پردازند" (1)

"خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد" (2)

"سرانجام مسرفین را هلاک کردیم" (3)

قرآن ستمگران متجاوزی را که دعوت پیامبران حق را نمی پذیرند و از شکوفایی استعداد ها جلوگیری نموده عوامل تکاملی خود و جامعه را به هدر می دهند، مسرف می داند و مارک محکومیت بر چهره شان می زند " همانا فرعون تجاوز و بلند پروازی در زمین کرد و براستی از اسراف کنندگان بود " (4)

و نیز افرادی را که در مصرف کالاها و نعمت های خدا زیاده روی می نمایند، در زمره ی مسرفین می شمارد (5)و همچنین مجرمین و گناهکارانی که از فرامین الهی سرباز زده ولی بعدا در آستانه باز گشت و توبه قرار می گیرند " ای بندگان من که برخویشتن اسراف کردید هرگز از رحمت خدا نا امید نشوید " (6)و گاه قوم لوط را که به انحراف جنسی و فساد اخلاقی مبتلا بودند: مسرف قلمداد می کند، زیرا عمل آنان برخلاف نظام تکوین و قانون تشریع و تجاوز از حلال به حرام بوده است (7)

و حتی آن جا که سخن از خرج کردن به میان می آورد حد و مرز آن را بین قتر و اسراف، ذکر نموده، حد وسط آن را میزان و قوام قرار می دهد و در شمار یکی از اوصاف بندگان


1) مفردات راغب

2) سوره شعراء - 151

3) سوره اعراف آیه 31

4) سوره انبیاء آیه 9

5) سوره یونس آیه 83

6) سوره اعراف آیه 31

7) سوره زمر آیه 53

خوب خدا می فرماید " و آنان که وقتی انفاق کنند زیاده روی نکرده و سخت نمی گیرند بلکه انفاقشان عادلانه و در مرز اعتدال است " (1)یعنی نه افراط و نه تفریط بلکه امر بین الامرین می باشد.

و اما تبذیر و از بین بردن مال و ریخت و پاش های نابجا و بیمورد و حرام را نیز قرآن سخت نهی فرموده و آن را ممنوع اعلام کرده است.

" همانا مبذرین برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس و کافر بود " (2)

اسراف و تبذیر در روایات

سلیمان بن صالح از امام صادق (علیه السلام) سئوال می کند: نزدیک ترین حد اسراف چیست؟ حضرت فرمود تغییر دادن لباسی که ترا حفاظت می کند ( آبرویت را در جامعه و از سرما و گرما در طبیعت) و دور ریختن ته مانده ی ظرفت را (زیادی آب باشد یا غذا) و خرما خوردن و هسته اش را به این طرف و آن طرف افکندن (3)( البته در جائی که از هسته ی خرما می توان استفاده کرد)

بشر بن مروان گوید: وارد خانه امام ششم (علیه السلام) شدیم. آن حضرت رطب، طلب کرد و در حین خوردن برخی از حضار هسته های خرما را دور می انداختند، در این جا حضرت توقف نمود و دست از خوردن کشید و فرمود " این کار را مکن چرا که


1) سوره فرقان آیه 67

2) سوره اسری آیه 26

3) نور الثقلين ج 1

این کار تبذیر است و همانا خدا فساد و تباهی را دوست نمی دارد " (1)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید از خدا بترس نه اسراف کن و نه سخت گیری در نفقه بلکه بین این دو یعنی عدالت و اعتدال را پیشه کن چرا که تبذیر جزء اسراف است و خداوند فرموده هیچ گونه تبذیر نکن (2)

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید " وقتی خداوند بربنده یی خیر بخواهد، به او راه اقتصاد (میانه روی) و مدیریت خوب را می آموزد و از مدیریت ناصحیح و اسراف کاری باز می دارد (3)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید " آیا خیال می کنی، هر کس که خدا به او نعمتی داد، نشانه ی تکریم اوست و به هر کس نداده بخاطر تحقیر آن فرد است؟ نه بلکه تمام ثروت ها برای خداست که به عنوان امانت به شخص می دهد و به او اجازه می دهد تا با میانه روی و اقتصاد بخورد و بنوشد و بپوشد و از روی اقتصاد ازدواج کند و نیز مرکبی تهیه نماید (یعنی تمام نیازمندی های خود را به اعتدال برطرف کند) و اضافه از این مقدار را صرف مؤمنین نیازمند کرده، نابسامانی های آنان را سامان بخشد، آن که این گونه رفتار کند آن چه می خورد، می نوشد ازدواج می کند و مرکب سواری تهیه می نماید حلال است و مجاز، و کسی که از این حد تجاوز کند، مرتکب حرام گشته. سپس حضرت فرمود اسراف نکنید، چرا که خداوند مسرفین را دوست ندارد و آیا فکر می کنی خدا امانت دار خویش قرار داده باشد کسی را که از مال خدا، اسبی و مرکبی بخرد به 10 هزار درهم در حالیکه مرکب


1) بحار الانوار ج 75

2) بحار الانوار ج 75 ص 302

3) غرر الحکم ص 164

20 درهمی هم او را کافی است یا برای ازدواج 1000 دینار خرج کند با این که اگر 20 دینار هم خرج می کرد، او را بسنده و مناسب با شئوناتش بود مجددا فرمود اسراف و زیاده روی نکنید زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد " (1)

وقتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) درباره آیه ی وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیر سئوال شد، حضرت فرمود " کسی که چیزی را در غیر راه فرمانبرداری خدا انفاق و صرف کند مبذر است و آن کس که در راه خدا و خیر و حق انفاق نماید مقتصد و میانه رو می باشد" (2)

اسراف در جهان بینی اسلام

در جهان بینی اسلام، خدای خالق، مالک حقیقی جهان هستی است و همه چیز و کس از آن اوست و انسان، تنها مخلوق مختار و مسئول خداست که خودش سرنوشت خویش را با اختیار و انتخاب می سازد و در برابر جسم و جانش و طبیعت و همنوعانش، مسئول می باشد.

از سوی دیگر، هم اوست که به افتخار لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ = (محققا فرزندان آدم را گرامی داشتیم) نائل آمده و مدال شکوهمند خلیفة اللهی و جانشینی خدا را برسینه زده است.

بنابراین باید فکرش، ذکرش، کارش، بر محور " الله " باشد و طبق دستور و رضای مالک مطلق ، گام برداشته نعمت های او را (در تولید و توزیع و مصرف) به سود خود و


1) بحار الانوار ج 75 ص 302

2) قصار الجمل ص 47 ، نورالثقلین ج 3

دیگران صرف کند و در غیر این صورت اسرافکاری و تجاوز به حدود خدا و حقوق ناس کرده، گناهکار خواهد بود.

اسراف و سایر تکالیف

گفتیم هدف اصلی اسلام ایجاد قسط و رهنمون ساختن انسان به سوی خدا و سعادت جاوید می باشد و با نگرشی کوتاه می بینیم، این مکتب آسمانی با توجه به ساختمان مخصوص انسان برای تحقق بخشیدن به عدالت اجتماعی، تمام عوامل موثر و موجد آن را خاطر نشان ساخته و از عواملی که مزاحم رسیدن به هدف و مانع برقراری عدل است نهی نموده، تا جامعه با امکانات کافی بتواند مسیر خویش را بپیماید. ولی ارگانیزم انسان طوری است که وقتی در یک مورد قانون شکنی کرد و از مرز عدل، تجاوز نمود رفته رفته با تکرار تجاوز، در همان یک مورد (مثلا در صرف خوراک یا پوشاک) قدرت جسارت و قانون شکنی در او زیاد تر شده تا حدی که اوج می گیرد و به تمام افکار و اعمالش سرایت می نماید و شخص را از صراط مستقیم خارج می کند و او را در زمینه های مختلف از انجام مسئولیت خویش باز می دارد تا جائی که انسان پوینده یی متجاوز و مسرف می شود مگر این که بخود باز آید و با احساس پشیمانی از راهی که رفته برگردد.

لذا اسلام انسان شناس با توجه به این ویژگی بشر، منطقه گناه و تجاوز از مرز عدل را، منطقه ممنوعه اعلام کرده

و از قدم های انحرافی کوچک هم به شدت نهی فرموده تا هرگز زمینه برای گام های سنگین و گناهان کبیره باز نگردد و روح تجاوز و عدالت شکنی در آدمی حلول نکند و کارش بجائی نرسد که نه تنها از تجاوز و اسراف بیمناک نشود بلکه احساس لذت هم بکند.

ریشه های اسراف

1- عامل اقتصادی - عوامل گوناگونی در پیدایش اسراف موثر می باشند، یکی از آن ها عامل اقتصادی است. غوطه ور بودن در نعمت، و فراوانی و ثروت، موجب تجاوز انسان می گردد زیرا آدمی موجودی است که وقتی وسائل زندگی را فراهم دید و نسبت به هر نیازی خود را بی نیاز مشاهده کرد دست به اسرافکاری و اسراف می زند، در این زمینه قرآن می فرماید " محققا انسان تجاوز و طغیان می کند وقتی خود را

مستغنی ببیند (1)بویژه در جامعه یی که تربیت های اصیل اخلاقی و اسلامی در آن حکم فرما نباشد و افراد مهذب و خود ساخته نباشند.

2- عامل روانی: یک سلسله از اسرافکاری ها، ناخودآگاه پاسخگویی به کمبودهای دوران کودکی است و جوابگویی به احساس هایی است که از عقده های گذشته حکایت می کند، مثلا جوانی که در دوران تحصیل و کودکی، از داشتن لباس مناسب محروم بوده (بخاطر فقر یا بخل والدین و ... ) اکنون که آزادی


1) سوره علق آیه 7-8

و اعتباری یافته، می کوشد هر هفته لباسی تازه تهیه کند، تا جبران شکست های دیروزش گردد.

3- عامل اخلاقی: بدآموزی های مکتبی و آزادی های غلطی که در یک نظام وجود دارد، افراد را به اسراف می کشاند همانند نظام سرمایه داری که هرگونه آزادی در مالکیت و بهره کشی و مصرف را به شخص می دهد و دیری نمی گذرد که روح اسرافکاری در جامعه جریان می یابد و نظام ناموزون و ویرانگر طبقاتی بوجود می آید و هر نوع تجاوزی شکل می گیرد.

4- عامل اجتماعی: انسان موجودی است که می خواهد برای آشکار ساختن استعدادهای درونی خویش از راهی که رهروان رفته اند برود تا با سرعت بیشتر به نتیجه مطلوب برسد و این حالت تقلید و پیروی از افکار و رفتار دیگران اگر با تفکر و توجه به لیاقت ذاتی شخص و بدرستی انجام گیرد خوب است و پسندیده و اگر کورکورانه باشد، زشت است و زیانبار.

مولوی می گوید: خلق را تقلیدشان بر باد داد *** ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

اگر در خانه بزرگ ترها اسرافکار شدند، کودکانی هم که در آن خانه پرورش می یابند، کم و بیش از والدین خود تقلید نموده زندگی را با اسراف و ریخت و پاش های بی مورد شروع می کنند، از همین رهگذر است که می بینیم به مصداق " الناس عَلَى دینِ مُلُوكِهِمْ = مردم، پیرو روش و دین فرمانروایان و حکمرانان خود هستند، و آنان را الگو قرار می دهند " استعمار -

گران می کوشند تا میل به تقلید موجود در مردم را بوسیله روسا و رهبران جامعه ارضاء کنند، ابتداء بزرگان اجتماع را مسرف و مصرف کننده اجناس تجملی خود بار می آورند و در تلویزیون ها و جرائد و غیره تبلیغ می کنند، تا خود بخود روح اسرافکاری از کانال تقلید از شخصیت ها در میان ملت دمیده شود، و به دنبال آن جامعه ی مصرفی در سراشیبی سقوط اقتصادی و اخلاقی قرار گیرد و بهترین بازار برای بیگانه بوجود آید، متاسفانه کار دنباله روی های غلط و تقلیدهای نابجا ، بجائی رسیده که آثار نکبت بار آن در هر کوی و برزن به چشم می خورد و غالب قتل ها، جنایت ها، دزدی ها و تجمل پرستی ها و ... از آثار سوء آن است مثلا وقتی به زندگی ظالمانه ی طاغوت زمان (شاه سابق مخلوع ایران) می نگریم می بینیم یکی از چند هواپیمای شخصی اش با وجود میلیون ها تومان زینت آلات داخل آن، حتی توالتش طلاست و تنها در آمریکا بین 15-23 میلیارد دلار ثروت و فقط در نیویورک ساختمانی 36 طبقه ساخته است و یا برای کاخ و وزارت دربار، ماهیانه 37 میلیون تومان خرج با 2600 حقوق بگیر دارد، و یا مخارج ماهیانه سگ های یک کاخ اشرف (خواهر پلید شاه) 160 هزار تومان است و ... (1)در این جامعه چه انتظاری از پولداران پستش می توان داشت، جز نمونه های زیر:

گربه یی که 3 متخصص برنامه غذائی او را تنظیم می کنند، دختر 15 ساله اصفهانی که به ادعاء خودش گربه او بند بازی می کند، می رقصد و می خندد روی تشک پرقو می خوابد و دست کم یک میلیون تومان ارزش دارد می گوید فقط برای اطاق خواب


1) کیهان و اطلاعات 57/12/12

او 70 هزار تومان خرج کرده ام و سه متخصص تغذیه در مقابل ماهانه چند هزار تومان که از پدرم می گیرم، برنامه غذایی جینا را تنظیم می کنند. (1)

و هزاران مورد شرم آور دیگر و لذا، اسلام از همان ابتدا دعوت خود کنار کتاب قانونش (قرآن) الگو هایی کامل و ساخته شده از زن و مرد (همچون پیامبر و حضرت فاطمه و علی، زینب و حسین علیهم السلام) پیاده کرد تا هم به تمام جهانیان اعلام کند که قوانین من قابل پیاده شدن و سازنده و پویا است، و هم به پیروانش بگوید پیوسته در فراز و نشیب زندگی و زمان باید از این قهرمانان عادل و عالم و رهبران راستین پیروی کنید و تمام خطوط دفتر زندگی خویش را همانند این سرمشق هایی که معلمین بشریت نوشته اند بنویسید تا بتوانید با معدل های ممتاز، کلاس های عالی تکاملی را بپایان رسانید و به دریافت جایزه سعادت جاوید و رستگاری و نجات ابدی نائل آئید.

در همین مقام قرآن می فرماید " البته پیامبر خدا برای شما (در تمام اوصاف و افعال) الگوی خوبی است " (2)

" این است راه من، راه راست پیروی آن کنید و راه های دیگر که موجب تفرقه و جدایی شما از راه خداست، نپیمائید " (3)

5 - در کتاب اقتصاد توحیدی، اسراف و تبذیر از هزینه های قدرت بحساب آمده، که شخص برای حفظ و ازدیاد


1) اطلاعات 31-1- 55

2) سوره احزاب آیه 31

3) سوره انعام آیه 153

قدرت خود، دست به یک سلسله اسرافکاری ها می زند، مانند ایجاد کاخ ها، قشون ها و جشن ها و ... و همین اسراف از جمله مهمترین علل گرسنه ماندن میلیون ها انسان است .

مثلا از پاریس با هواپیما، غذا به بیابان های تخت جمشید می برد تا در شکم یک عده مفتخور مثل خود بریزد، چرا که 2500 سالست زورگویانی چون خود و پدرش زور می گفته اند .....

قدرت حاکم این اسراف را انجام می دهد که پایه های قدرتش را تحکیم کند یعنی روابطی با قدرت های جهانی بر قرار کند و از طریق آن ها ملت را به سیخ بکشد و بگوید کوچک و بزرگ، شرق و غرب، انقلابی و ضدانقلابی، با من است، از چینی، روسی، فرانسوی، آمریکایی و آلمانی و ... همه جمعند و تمام قدرت بدستان همراه منند، صدایتان درنیاید ...

اسراف و طبیعت

بطور کلی می توان گفت که اقتصاد دو قطب شرق و غرب (یعنی اقتصاد سوسیالیسم و کاپیتالیسم) بر اساس کمیابی و ندرت منابع در طبیعت است. و این که روزی معادن زیرزمینی به پایان می رسد و توسعه ی جلوه های طبیعت رو به نقصان است.

ولی اسلام که مکتبی است مستقل و آسمانی خلاف نظریه فوق را بیان می کند و اعلام نموده که خداوند همه چیز را به اندازه نیاز و کفاف موجودات جهان آفریده است.

" ما همه چیز را به اندازه آفریدیم " (1)

" چیزی وجود ندارد مگر این که خزائنش نزد ماست و نمی فرستیم و ایجاد نمی کنیم آن را مگر به اندازه معین و حساب شده " (2)

پس در طبیعت بخل و ندرتی وجود ندارد و سفره ی گسترده آن در همه جا و برای همه دائما مهیاست. اما این انسان ناسپاس و تربیت نیافته است که داده های خدا را بی جا مصرف می کند و با احتکار و اسراف و ... و انواع استعمارها و استثمارها، مشکلاتی کوبنده و کشنده برای ملت ها پدید می آورد اکنون به آماری کوچک اشاره می کنیم و شما خود قضاوت کنید که آیا مقصر انسانست یا طبیعت و خالق آن؟

" هزینه خوراک سگ ها و گربه های جهان می تواند شکم همه گرسنگان جهان را سیر کند در گیر و دار انقلاب کبیر فرانسه که کشور دچار قحطی شده بود یکی از نمایندگان فرانسه پیشنهاد کرد، سگ ها را بدار آویزند و سیب زمینی بکارند، این کار می تواند امروز برای آقای " کالاهان "(نخست وزیر انگلستان) دستور العمل مفیدی باشد. طبق آماری که در سال 1974 در انگلستان تهیه شد، شرکت های تهیه کننده مواد غذایی مخصوص سگ و گربه 600 هزار تن آذوقه بسته بندی شده فروختند و جالب این که این بسته ها حاوی پروتئین کامل و انواع ویتامین ها هستند که ارزش آن بالغ بر 300 تا 400 میلیون پوند است که باید هزینه های سلمانی و استحمام، درمان سگ و گربه ها راهم به آن افزود.


1) سوره قمر آیه 50

2) سوره حجر آیه 21

در شرایطی که انگلستان دچار بحران شدید اقتصادی است و بیش از 70% مواد غذایی خود را از خارج تهیه می کند با توجه باین که علاقه خانواده های کشورهای صنعتی از جمله انگلستان به نگهداری سگ و گربه روز بروز افزایش می یابد این مساله می تواند برای جهان غرب به ویژه انگلستان جدی تر تلقی شود.

طبق آمار سال 1974 بیش از 9 میلیون سگ و 5 میلیون گربه در آن جا وجود داشته، به موجب آمار گالوپ، منهای سگ های ولگرد، 40 میلیون سگ بین خانواده های آمریکایی زندگی می کنند. آمریکائی ها در پذیرایی سگ، گوی سبقت از همه ربوده اند، هزینه کل نگهداری سگ ها در آمریکا، سر به میلیون ها دلار می زند، بد نیست به قطعنامه کنفرانس جهانی تغذیه که در نوامبر 1974 در رم به امضاء رسید ، اشاره شود.

کمبود مواد غذایی جهان حداقل 85 میلیون تن در سال است و 2/3 مردم جهان از تغذیه مناسب محرومند، میزان کمکی که کشورهای ثروتمند در سال 1974 به بهود وضع تغذیه کشورهای فقیر کردند 600 میلیون پوند بود، در حالیکه تغذیه سگ و گربه ها در انگلستان بین 300 تا 400 میلیون پوند بود.

بنابراین تغذیه یکساله سگ و گربه های جهان می تواند کمک شایانی به رفع کمبود تغذیه مردم گرسنه و فقیر جهان بنماید، نگرانی کشورها در مورد افزایش سریع جمعیت جهان و اقدام در کنترل و کاهش زاد و ولد، این سئوال را مطرح

می سازد که آیا موقع آن فرا نرسیده که برای حیوانات خانگی (خاصه سگ و گربه) نیز قانون تنظیم خانواده خاصی به تصویب رسد.


شاید بی مناسب نباشد، که نظری گذرا به نظریه ی " مالتوس (1)بنمائیم، نظریه یی که کاملا به نفع استعمار تمام شد و به کشتار و ایجاد قحطی انگلستان در کشور هند چهره قانونی داد و از جمعیت جامعه های استعمار زده پیوسته کاست تا استعمارگران با مزاحمت و مقاومت نیروی انسانی کم تر، منابع و معادن ملت ها را چپاول کنند.

مالتوس معتقد بود که سرعت افزایش محصولات غذایی کم تر از تکثیر نفوس و جمعیت است، یعنی اگر مثلا جمعیت هر 25 سال به نسبت تصاعد هندسی ( 4،2،1، 32،16،8 و 000) زیاد شود، محصولات غذایی به نسبت تصاعد عددی ( 1و2 و 0006،5،4،3) افزایش می یابد.

وی برای جلوگیری از گرسنگی و کمبود مواد غذایی گفت باید از ازدواج مردم جلوگیری کرد و باید ازدواج در سنین 35 تا 40 سالگی باشد، و نیز به شیوه های مختلف جلو تکثیر نسل را گرفت، مگر این که جنگ های مهلک، بیماری ها و قحطی ها،


1) اقتصاد دان انگلیسی قرن 19 به نقل از اقتصاد عمومی

تعادلی بین ازدیاد جمعیت و کمبود مواد غذایی ایجاد کند.

اما پیش بینی های آقای "مالتوس" باطل از آب درآمد،اگر او راست می گفت و جمعیت جهان برحسب تصاعد هندسی بالا می رفت، الان باید رقم جمعیت به 180 میلیارد نفر رسیده باشد نه سه میلیارد بعلاوه اکنون بیش از 20% اراضی قابل کشت جهان زیر کشت نیست، و از طرفی با همین تکنیک امروزی می توان ده برابر جمعیت کنونی جهان را تغذیه کرد و با فنون پیشرفته علمی، می توان صد برابر این جمعیت را غذا داد با توجه به این که هر قدر جمعیت زیاد شود، بتدریج کشت زیاد می گردد، زمین های بائر، دائر می شود و تولید افزایش می یابد.

باز گردیم به اصل سخن که اقتصاد اسلامی بر پایه ی ندرت نبوده و به طبیعت و خالق آن بدبین نمی باشد، بلکه گناهکار را انسانی می داند که در نتیجه سوء توزیع و توسعه طلبی های استعماری خود، بن بست های اقتصادی برای جامعه ایجاد می کند، و این مکتب آسمانی در برنامه های حیاتی خود بر روی تمام عوامل ندرت زا و فقر آفرین خط سرخ کشیده از هر گونه تنبلی و بیکاری نهی فرموده و اسرافکاری را تجاوز از مرز عدالت دانسته و تحریم کرده است و از سوی دیگر همه راه های توسعه اقتصادی را تایید نموده (نه از طریق منفی و تهدید نسل آقای مالتوس) ارزش ها را به پای کار و کارگر مؤمن ریخته و جامعه را به انجام انواع کارهایی که سودمند به حال فرد و اجتماع است، تشویق و ترغیب می کند و نیز برکت و نعمت خدا را بی پایان و طبیعت را غنی می داند و مسئول نابسامانی ها را انسان

می داند بطوری که در قرآن می خوانیم :

" و چنان چه مردم شهرها و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می شدند (تقوای فکری و عملی داشتند) ما، درهای برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشودیم ولیکن (آیات ما را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر کردار زشت رساندیم" (1)

"خداست آن که آسمان ها و زمین را آفرید و باران را از آسمان فرو بارید تا انواع ثمرات و حبوبات را برای روزی شما بیرون آورد و کشتی ها را برای شما فراهم آورد تا به خواست خدا بر روی دریاها جاری گردد و نهرها را برای شما فراهم آورد و آماده ساخت. خورشید و ماه را دو کوشنده دائمی، و شب و روز را مسخر شما کرد و به شما آن چه از او درخواست کردید عطا فرمود ، اگر نعمت های خدا را بخواهید بشمارید، هرگز نتوانید حساب کنید، (ولی با این همه) انسان ستمگر (بخود و دیگران) و ناسپاس است" (2)

مالکیت و اسراف

اسلام به سه نوع مالکیت اعتراف دارد 1- مالکیت فردی (مثلا هرکس مالک کار خود است) 2- مالکیت دولت (مانند انفال از قبیل اراضی موات و معادن بنابر برخی از اقوال که مربوط به مقام حکومت است جهت اصلاح و عمران جامعه و کشور) 3- مالکیت ملت و عمومی (مانند مالکیت اراضی فتح - شده که عامر بوده است که به تمام افراد جامعه تعلق دارد) ولی


1) سوره اعراف آیه 96

2) سوره ابراهیم آیه 34-32

اسلام با این که به مالکیت فردی و شخصی احترام می گذارد (برخلاف نظام مارکسیسم که مالکیت خصوصی را الغاء می کند و خیال کرده تمام مشکلات زیر سر این نوع مالکیت است و متوجه نشده که نه تنها الغاء مالکیت فردی، رفع مشکل نمی کند بلکه خود مشکل آفرین است چون کار همان نیروهای متراکم کارگر است و مانند نیروهای بدنش مرتبط و متعلق به اوست و از طرفی این عمل، حرکتی است برخلاف فطرت و آزادی انسان) اما آن را مشروط و محدود قرار داده (برخلاف نظام کاپیتالیسم و سرمایه داری که کسب ثروت را از هر راهی و مصرف آن را به هر صورتی مجاز می داند) و روابط ظالمانه اقتصادی را مردود شمرده است زیرا 1- کسب مالکیت و تحصیل ثروت را منحصر به راه های مشروع کرده است (یعنی بدست آوردن مال از راه های حلال و تحریم ثروت از راه قمار، ربا سرقت ، احتکار و ... )

2- شخص مالک، در صورتی حق تصرف در مال دارد که واجد شرایطی باشد مثلا سفیه نباشد.

3- برای مصرف مال نیز شرایطی قرار داده که خلاصه می شود در این که ثروت باید صرف نیازمندی های شخصی و رفع نیازهای دولت و همنوعان محتاج گردد، تا رستگاری دنیا و آخرت را تامین کند، و نمی تواند به بهانه این که مالک این مال هستم و آزادم، هر طور بخواهد خرج کند، بلکه مصرف ثروت دو شرط اساسی دارد یکی بهره گیری برای خویشتن و دیگری بهره دادن به نفع دیگران و جامعه در شکل انفاق و غیره، و تعطیل این وظیفه و مسئولیت، دو صورت می تواند داشته باشد

1- ثروت اندوزی به صورت گنجینه نهائی تا نه خود خورد و نه بدیگران خوراند 2- صرف ثروت و دارایی در مسیر هوس و اسراف است این هر دو شکل شدیدا ممنوع اعلام شده است.

زیان های اسراف

اشاره

اگر کمی فکر کنیم، خواهیم دید که اسراف و زیاده روی دارای زیان های گوناگون (فردی، اجتماعی، مادی و معنوی، اخلاقی) است که در ذیل به گوشه یی از آن ها اشاره خواهیم کرد:

1- حق ناشناسی

وجدان هر انسان سالم و عاقل، می یابد و می گوید که در برابر هر احسانی باید تشکر کنی و نیز اخلاق اجتماعی حکم می کند به سپاسگذاری در مقابل نیکی که به شخص می کنند. و همچنین اسلام دین تشکر و حق شناسی از خلق و خالق است.

و روشن است که تشکر از هر چیز و کس باید متناسب با آن باشد مثلا تشکر از یک کارگر که برای شما کاری انجام داده با کمال اخلاق با او رفتار کردن و هیچ گونه تحمیلی به وی نکردن است و نیز سپاسگذاری از زحمات پدر و مادر، حفظ احترام آنان و گوش بفرمان آنان بودن می باشد و همین طور است شگر گزاری انسان نسبت به خدای خالق، که باید پیوسته دستورات سعادت بخش او را در مورد هر نعمت و احسانی متناسب با هر عضو و

شرایطی، پیاده نمود چرا که می فرماید " اگر شکر نعمت بجای آرید، نعمت بر شما می افزایم و اگر کفران کنید همانا عذاب من شدید است (1)

و گذشته از این که تشکر و قدردانی از منعم، وظیفه اخلاقی و وجدانی و اجتماعی هر انسان است، سپاسگذاری از حق وسیله تکامل خود ما می گردد، و عمل به دستورات اسلام در هر شکلی که از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) رسیده نوعی شکرگذاریست در چهره عبادت و نیایش باشد یا بصورت خدمت به بندگان و مخلوقات خدا و بقول معروف: شکرانه بازوی توانا، بگرفتن دست ناتوان است. و شکرانه آگاهی و توانایی (به هر اندازه که داری) قیام در برابر باطل ها و طاغوت هاست و نیز در هم شکستن متجاوزین و قدرتمندان استثمارگر و سرانجام نجات افتادگان در جهل و فقر، و همچنین تشکر از پیروزی انقلاب پاسداری آگاهانه از آن است و تشکر از مال، صرف آن است در مسیر خیر خویش و عدالت اجتماعی و تکامل انسانی نه خرج کردن آن در راه ارضاء تمایلات شخصی و انحصار طلبی.

جلوه ی این سخن آن گاه آشکار می شود که نگاهی به قرآن افکنیم و ببینیم که در کتاب خدا متجاوز از 80 مورد تشکر و سپاسگذاری را یاد کرده از شکر گزاران تجلیل نموده و بدان فرمان داده است، تا آن جا که یکباره پرده از این راز بر می دارد و مبذر و مسرف را برادر شیطان خطاب می کند و با لطافتی خاص، ناسپاسی این هر دو را اعلام می دارد:

(ای پیامبر و ای امت) حقوق خویشاوندان خود را ادا


1) سوره ابراهیم آیه 7

کن و حق فقیران و رهگذران مستمند را بده و تبذیر مکن، چرا که مبذران برادران شیطانند و شیطان کفران نعمت پروردگار خود کرد" (1)

زیرا اسرافکاران نیز حق نعمت را ادا نمی کنند و ثروت و نعمت خدادادی را در راه اطاعت و عدالت صرف ننموده ، توازن جامعه را درهم می ریزند.

ناتوانی در فقر

عقربه ی زمان می گردد، کاروان زندگی بشر در فراز و نشیب های گوناگون پیش می رود، و هر لحظه با طوفان هایی شکننده و امواجی ویرانگر مواجه می شود و این انسان است که باید چون مبارزی مقاوم و آگاه به حل مشکلات بپردازد .

گاه با فقر و فشارهای اقتصادی که از متن طبیعت (در اثر سوء توزیع یا قهر طبیعت و ... ) می جوشد، روبرو می گردد. و گاه با فقرهای مصنوعی که دشمن برای جامعه ی آگاه و تلاشگر ایجاد می کند (یعنی جامعه یی که به پیروی از حضرت علی (علیه السلام) پیوسته طرفدار مظلوم و محروم و با ستمگران داخلی و خارجی در جنگ بوده) تا چنین جامعه یی را از مبارزه باز داشته، تسلیم استعمار و استبداد کند، در این میان انسان های خود ساخته و معتدل نه تسلیم می شوند و نه سست، اما افراد اسرافکار، طاقت و توان خود را از دست داده دست داده، شکست می خورند.

چنین سیاستی بارها توسط دشمنان در تاریخ اسلام


1) سوره اسراء آیه 26

تکرار شده است؛ در آغاز دعوت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) که دشمنان سه سال پیغمبر و یارانش را در شعب ابی طالب در محاصره شدید اقتصادی قرار دادند و نیز بنی عباس و غیره علویان رزمنده را در فقر قرار می دادند تا روح سلحشوری و ضد ظلم آنان را بگیرند و همچنین در مبارزات اسلامی اخیر ملت ایران که دشمن مردم را در قحطی های مختلف (کم آبی، خاموشی برق نبود بنزین، نفت و لوازم یدکی و ... ) قرار می داد.

و بهمین منظور است که استعمارگران تمام رگ های اقتصادی کشورهای زیر سلطه را به انحصار خود در می آورند تا هم منافع ملت ها را ببرند و هم توان آنان را درهم شکنند .

کاهش تولید

وقتی جامعه یی به اسراف پرداخت و آزادانه و بدون کنترل، مصرف کننده شد، رفته رفته از قدرت تولید آن کاهیده می شود زیرا این مقدار که اسراف نموده و بیش از اندازه خرج کرده اگر انباشته می شود، جزء ثروت و نیروی تولید می بود در نتیجه دستگاه ها و عوامل تولید افزایش می یافت.

به هر میزان که دایره ی اسرافکاری اجتماع بزرگ تر ترسیم گردد، این فاصله نیز زیادتر می شود، تا جائی که نه تنها چنین کشوری نخواهد توانست، پابپای دیگر کشورها رشد کند بلکه به سقوط و نابودی کشانده می شود، و بطور کلی اسراف در

هر جنبه از زندگی موجب عدم رشد در جنبه های دیگر و توقف در آن ها می گردد .

سقوط اخلاق

ولخرجی و ریخت و پاش های نابجا انسان را در مسیراتراف و عیاشی قرار می دهد، و زمانی نخواهد گذشت که انسان متجاوز در بیابان سوزان فقر زندگی بدون سوخت می ماند و چون باز نگردد و راه اعتدال و میانه روی را پیشه نکند با شکست شدید اخلاقی و ایمانی مواجه می شود، تا جائی که برای به گردش درآوردن چرخ های اسرافکاری خود، رشوه می گیرد، دروغ می گوید و سرانجام عفت و شخصیت خویش را از دست می دهد، زیرا اعتیاد به اسراف پیدا کرده و برای نه درمان که ادامه ی این اعتیاد ، اخلاقش را به مزایده گذارده است.

کاستن ایمان

ایمان و اعتقاد به اسلام، همانند نیرویی است که از درون انسان را به راه های خیر و سعادت رهنمون گشته و به افکار و اعمال او ارزش و جهت می بخشد، و چون بین ایمان و عمل رابطه مستقیم وجود دارد، هر اندازه که مسلمان، اعمال شایسته انجام دهد، قدرت ایمانش بیشتر می شود و زمینه برای تکامل و تعالی او آماده تر می گردد، بعکس اگر انسان از راه اعتدال

خارج و کردارش مخالف اعتقاد وی شود، ایمانش ضعیف می گردد.

بطور کلی می توان گفت: هراندازه شخص، در مسیر اسراف گام بردارد بهمان اندازه از ایمانش کاسته می شود تا جایی که در زندگی قدرت ایمان و تقوای خود را از دست می دهد ولی خطر خاتمه نمی یابد بلکه وقتی پلیس درون (ایمان) در این جبهه شکست خورد، در ابعاد دیگر حیات نیز ناتوان شده و مرزهای ایمانی بدون مدافع مانده، مورد تهاجم تمایلات سرکش قرار می گردد تا انسان را به دره حیوانیت سقوط دهد.

این جاست که اثر دو امتیاز اساسی اقتصاد اسلام، یعنی ایمان و اخلاق آشکار می شود، ایمان و اخلاق که به طور خودکار جامعه را از بحران ها و نابسامانی های کوبنده اقتصادی نگه می دارد و بزرگ ترین پشتوانه حفظ ملت و مملکت از انواع بدبختی ها و بردگی هاست.

اسراف و اختلاف

یکی از علل اساسی ایجاد طبقه را در جامعه، می توان ناهماهنگی در مصرف به حساب آورد، زیرا وقتی گروهی به زیاده روی در مصرف کالاها پرداختند و هر روز با امکانات بیشتر و بهتری مشغول زندگی شخصی خود شدند، در نتیجه ثروتی که باید خرج توازن اجتماعی گردد مالی که می بایست پاسخگوی نیازمندان شود، تغییر جهت داده، خود طبقه آفرین گشته، خرج هوس های فرد می شود.

و از سوی دیگر، در دل بینوایانی که شاهد زندگی این مسرفان بی خبر هستند، رفته رفته عقده ها پدید آمده و بدبینی ها بی اعتمادی ها، اختلافات و جدائی ها و ... شکل می گیرد تا جائی که عقربه ی این عقده ها به سرعت گام بر می دارد و لحظات انفجار و فروریختگی جامعه را اعلام می کند.

در چنین اجتماعی است که جای پا برای بیگانه باز می شود و زمینه ی نفوذ استعمار بوجود می آید و انواع انحراف ها بروز می کند، تا سرانجام بحران های اقتصادی و شکست های فاحش اخلاقی پدیدار می شود. در این جا باهم ورقی از تاریخ می خوانیم:

روزی هارون الرشید (خلیفه عباسی) برای گردش و سرکشی به سوی برخی از ساختمان های خود می رفت در کنار یکی از کاخ ها به " بهلول " برخورد، هارون از " بهلول " خواست تا خطی بر دیوار قصر نویسد بهلول قطعه ای ذغال برداشت و نوشت رُفِعَ الطَّينُ عَلَى الطِّينِ وَ وُضِعَ الدِّينُ گل را روی هم انباشته شد ولی دین و دستوراتش ناچیز گشت و از بین رفت)

و آن گاه به هارون، روی کرد و گفت: اگر این کاخ را از مال حلال خود ساخته یی اسراف و زیاده روی نموده یی وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ = (خدا مسرفان را دوست ندارد) ، و اگر از مال مردم باشد، حقوق آنان را پایمال کرده و به آنان ستم نموده یی، وَاللهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ = (خداوند ستمگران را دوست ندارد.) (1)


1) روضات الجنات ص 137

اسراف و تندرستی

از جمله دستورات بهداشتی رعایت در خوردن و آشامیدن و حفظ مثلث " چی، چقدر، چه وقت بخورم" می باشد اسلام در کوتاه ترین سخن پرده از رازی ارزشمند در بهداشت برداشته و می فرماید " و بخورید و بیاشامید و اسراف و زیاده روی نکنید " (1)

زیرا ریشه ی بسیاری از بیماری ها غذاهای اضافی و مواد زائدی است که با پرخوری در بدن بصورت جذب نشده می ماند که هم مزاحم قلب و سایر دستگاه های بدن و هم زمینه ساز انواع عفونت ها و بیماری ها می گردد.

البته نخوردن نیز زیان آور است لذا قرآن ابتداء دستور خوردن و آشامیدن که نیازی است طبیعی صادر نموده و بلافاصله آن را تعدیل کرده تا در جهت مصلحت معاش و معاد انسان قرار گیرد و با کوبیدن دو طرز تفکر افراطی و تفریطی (1- اصالت دادن به خوردن و نوشیدن و لذت از آن دو 2- خودداری از خوردنی ها و نوشیدنی ها بخاطر تعالی نفس مانند مکتب مرتاضین) راه سومی که همان راه اعتدال و میانه روی باشد ارائه می دهد.

در این جا بی مناسبت نیست قصه یی را که در تفسیر " طنطاوی " و مجمع البیان در ذیل آیه فوق ذکر شده نقل کنیم: "هارون الرشيد طبیبی مسیحی داشت بسیار حاذق، یکی از


1) سوره اعراف آیه 29

روزها به"واقدی" گفت آیا در قرآن (کتاب آسمانی شما) سخنی از طب، وجود دارد؟ واقدی جواب داد بلی و این آیه را خواند وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا باز سئوال کرد آیا از پیغمبر شما هم در این باب، دستوری رسیده است؟ " واقدی" جواب داد، آری پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ما فرموده است خانه و مرکز بیماری ها معده است و پرهیز و خودداری سرآغاز هر دواء و درمانی است ... " پزشک مسیحی گفت کتاب شما و پیغمبر شما، از طب چیزی کم ندارند و برای جالینوس (طبيب مشهور) جایی باقی نگذاشته است.

بنابراین تجاوز از حد اعتدال در خوردن و آشامیدن نسبت به جان و مال، نسبت به خود و خلق، زیانبار است، و در اسلام غذا خوردن و در اوقاتی معین و شرایطی خاص آن هم از طیبات و پاکیزه ها، به میزان نیاز مقرر شده است (نه چندان بخور کز دهانت برآید***نه چندان که از ضعف جانت برآید)

در فرهنگ اسلام خوردن و آشامیدن برای ماندن است و ادامه حیات، نه برای سرگرمی و ارضاء تمایلات شخصی، بلکه برای پیش رفتن است، همانند بنزین برای ماشین تا به سوی مقصد برود و برسد. و لذا اقتصاد در اسلام هدف نیست بلکه وسیله است برای تکامل و پیشرفت انسان در راه زندگی و زمان.

اسراف و فقر

از جمله زبان های اسراف می توان فقر را به حساب آورد

و بدیهی است که مبتلای به بیماری اسراف سرانجام به بستر تهیدستی خواهد افتاد، وزش بادهای اسراف نه تنها ابر سیاه فقر بر آسمان زندگی یک فرد یا خانواده پدید می آورد که گاه کشوری را به تاریکی و تباهی نیاز و شکست اقتصادی می کشاند.

و به عکس میانه روی یک ملت و بیهوده صرف نکردن ثروت ها، باعث عزت و سربلندی و رشد اقتصادی او خواهد شد و کلمات رهبران راستین اسلام، گواه و دلیل ماست.

پیغمبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: با رعایت اقتصاد و میانه روی هیچ فردی، فقیر نمی گردد. (1)

و در جای دیگر می فرماید: هر کس، میانه روی پیشه کند خداوند روزیش می دهد و آن کس که تبذیر و ولخرجی نماید، او را محروم و بی بهره می سازد (2)

و از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده" عقل و خرد آنست که اقتصاد را رعایت نموده و اسراف نکنی" (3)

و امام صادق (علیه السلام) فرماید" براستی اسراف فقر و ناداری و اقتصاد، ثروت و بی نیازی ببار آورد" (4)

و نیز می فرماید: هر کسی در زندگی خود میانه روی کند، من ضمانت می کنم، هرگز تهیدست نشود (5)

و همچنین از آن حضرت روایت شده، هرکس مالش را بوسیله اسراف تلف کند و فقیر گردد، دعایش مستجاب نشود و چون بگوید خدایا بمن ثروت عطا کن، خطاب شود، مگر ترا به اقتصاد امر نکردم؟

باز هم از حضرت علی (علیه السلام) روایت شده: اندازه گیری


1) مستدرک الوسائل ابواب النفقات باب 18 ج 2 ص 644

2) مستدرک الوسائل ابواب النفقات باب 18 ج 2 ص644

3) قصار الجمل ص 47

4) قصار الجمل ص 47

5) نکاح وسائل الشيعه

صحیح نداشتن در زندگی، موجب فقر می گردد (1)و نیز در جایدیگر می فرماید انسان حقیقت ایمان را نمی چشد مگر در او 3 صفت باشد:

1- آگاهی و شناخت در دین 2- شکیبایی در برابر حوادث و مصیبته 3- اندازه گیری صحیح و نیکو در امور زندگی (2)با آمدن آفت فقر در زندگی غم آینده و حسرت گذشته افزون می گردد و احتمال از دست رفتن ایمان و اخلاق شخص بیشتر می شود و آسایش و آرامش از زندگی رخت بر می بندد پس چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.

اسراف و استعمار

استعمارگران غارتگر برای پیشبرد نفوذ خود در یک جامعه می کوشند تا از راه های گوناگون آن را در سیاست، فرهنگ و مخصوصا در اقتصاد وابسته نمایند تا براحتی ثروت های ملت های محروم را به غارت برند، و برای تحقق این امر جوامع را باسراف می کشانند تا جائی که مصرف کننده ی اجباری اجناس آنان شوند و جز بفکر بهتر خوردن و بهتر عیش و استراحت نمودن نباشند و اصلا زندگی را لذت بیشتر از خور و خواب بدانند و سرگرم اسراف، حال خوراک فکر و جسمش از هر جا که می خواهد وارد شود، بشود .

نمونه روشن آن، رژیم گذشته ما بود که آمریکا ملت را در محاصره زنجیرهای وابستگی زندانی کرده بود تا ملت توان


1) بحار الانوار ج 15 ص 199

2) بحار الانوار ج 15 ص 199

هیچ حرکتی برخلاف بهره کشی های ظالمانه او نداشته باشد.

ولی وقتی ملت بیدار شد و با ایمانی راسخ و رهبری قاطع، بپا خاست و سفره ی اسراف که زمینه ساز و راهگشای استعمار بود برچید توانست دست آمریکا آن غول قوی پنجه را که قدرتش در قعر دریاها و فراز آسمان و سطح زمین گسترده بود، قطع کند و رسما به دولت آمریکا اعلام کرد که ما هرگز از محاصره ی اقتصادی نمی ترسیم و به فرموده ی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران (امام خمینی) " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند "

حکم اسراف

اسراف امری است از دیدگاه عرف و عقل ناپسند و در قضاوت وجدان نیز ناشایسته محسوب می شود و از آن جا که قوانین اسلام ناظر بر فطرت و طبیعت سلیم انسان هاست، اسراف را حرام می داند و دلیل ممنوعیت آن روایات و آیات فراوانی است که از اسراف نهی کرده و مبغوض خدا می داند و به مسرفین وعده ی هلاکت و عذاب دوزخ می دهد. آن جا که در سوره ی غافر می فرماید وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ = (براستی اسراف کنندگان اهل عذاب و آتش دوزخ اند) (1)

و به همین جهت رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایران امام خمینی اسراف و تبذیر را در رساله عملیه خود کتاب تحریر جزو گناهان کبیره شمرده اند (کتاب صلوة شرایط امام جماعت)

محقق نراقی (رحمة الله علیه) پس از آن که حرمت اسراف را قطعی


1) سوره غافر (مومن) آیه 43

و اجماعی و ضروری اسلام دانسته است می نویسد مواردی را هم که در روایات از اسراف استثناء شده است (مانند عدم اسراف در عطر) بمعنای نفی حرمت به طور مطلق نیست بلکه دلالت دارد بر مطلوبیت کثرت آن ها و جواز تجاوز از حد اعتدال فی الجمله و دلالت بر جواز اسراف به هر صورت که باشد ندارد، مثلا حایز نیست کسی به دیوارهای خانه اش هم عطر و گلاب بپاشد. (1)

به هر صورت اسراف و تبذیر مراتب متعددی دارد که برخی از آن ها هیچ گونه شبهه ای در حرمت آن ها نیست مانند ولخرجی ها و زیاده روی ها و مصارف نامشروع و نیز ضایع نمودن مال در موردی که هیچ گونه فایده ی عقلایی ندارد، نه ثمره ی دنیوی و نه بهره اخروی، مانند دور ریختن مانده ی غذا یا دادن ثروت خود را به نادانی که نمی تواند در راه صحیح و عقلایی خرج کند. تا چه رسد به این که ملتی مخازن و سرمایه های کشور خویش را با دست خود به نظامی بی صلاحیت بسپرد، تا به جهانخواران شرق و غرب داده و با اسراف و تبذیر ها، پس از مدتی ملت را در گرداب فقر و فساد غوطه ور سازد.

اما پاره ای از مراتب مصرف گرچه به حسب لغت تجاوز از حدودشان هم شده باشد ولی عرفا اسراف بر آن ها اطلاق نمی شود، و به اصطلاح کلمه ی اسراف از آن ها منصرف و یا صدق اسراف بر آن ها مشکوک است مانند زیاده روی مختصری در نوع خوراک و پوشاک. بدیهی است در این گونه موارد صدق اسراف بر آن ها مشکل است و حرمتی ندارد مگر شرایط ویژه و استثنائی


1) عوائد الايام ص 222

مانند قحطی و خشکشالی یا فقر عمومی و مبارزه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی جهت رهایی امت اسلامی از چنگال استعمارگران جهانی پیش آمده باشد که در این صورت هر نوع مصرف زیاده بر ضرورت و حاجت حرام خواهد بود و باید اجتماع اسلامی از آن پرهیز نماید.

بنابراین زیاده روی در حرف زدن، خوابیدن و معاشرت کردن گرچه کار ناپسندی است اما حرمت ندارد، زیرا ادله ی حرمت اسراف از آن ها منصرف است و مادامی که تحت عنوان حرام دیگری از محرمات قرار نگیرد حرام نخواهد بود، مثلا زیاد حرف زدن مادامی که به غیبت و تهمت و دروغ و افتراء منتهی نگردد حرمتی ندارد همچنین زیاد خوابیدن مادامی که به ترک واجبی منتهی نشود محرم نخواهد بود.

نکته ی دیگری که باید به آن توجه داشت آن است که گاهی ممکن است به نظر مردم حد اعتدال اندازه ی خاص داشته باشد ولی شارع مقدس با نظری که به مصالح واقعیه و حکمت های اصیل دارد آن حد را کم تر از حد اعتدال نبیند لذا در این صورت زیاده بر آن را اسراف نمی داند بلکه آن را مستحسن می شمارد، مثلا در مورد عطر آمده که مَا أَنْفَقْتَ فِی اَلطِّیبِ فَلَیْسَ بِسَرَفٍ آن چه را در تهیه ی عطر و بوی خوش خرج کنی اسراف و تجاوز از حد اعتدال نخواهد بود. و نیز در روایت دیگری آمده است که پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله در تهیه ی عطر بیش از آن چه در تهیه ی غذا خرج می نمود مصرف می کرد (1)


1) وسائل ج 1 ص 443

همچنین در مورد حج و عمره آمده که هیچ خرجی پیش خدا محبوب تر از خرج با اعتدال نیست و خدا اسراف را مبغوض می دارد مگر در حج و عمره.

در این روایت دو احتمال می رود 1- آن که کثرت انجام حج و عمره اسراف نیست تا مبغوض شرع باشد 2- زیاده از حد اعتدال خرج کردن در حج و عمره اسراف نیست. هر کدام باشد همان مطلب پیش را تایید می کند که ممکن است به نظر مردم چیزی اسراف تلقی شود ولی آن در واقع چون دارای مصالح و حکمت های بزرگی است اسراف نیست و حکم حرمت را ندارد.

و نیز در احادیث آمده است لَا خَیْرَ فِی السَّرَفِ وَ لَا سَرَفَ فِی الْخَیْرِ (1)یعنی خیری در اسراف نیست و اسرافی در خیر نیست.

بدیهی است کار خوب هر چه بیشتر انجام گیرد بهتر است و نمی توان برای آن حد معینی را به عنوان حد اعتدال معرفی کرد که اگر از آن تجاوز کرد اسراف تلقی شود آری گاهی کار خوبی را که انسان انجام می دهد با اهم دیگری مزاحمت می کند در آن صورت می باید اهم را ترجیح داد مثلا عبادت بسیار خوب است و هر چه بیشتر بهتر اما اگر عبادت مستحبی اهم دیگری مانند تهیه مخارج شخصی یا دستگیری از برادر مومن مزاحمت کرد دنبال کسب و کار رفتن و یا دستگیری از برادر ایمانی ترجیح فعلی دارد.

خلاصه ی کلام آن که موارد استثناء با ملاحظه ی فوائد و حکمت هایی که دارد در حقیقت اسراف نیست و طبعا وقتی اسراف


1) سفینه البحار ج 1 ص 616 - مستدرک کتاب النکاح ابواب النفقات باب 18

نبود حکم اسراف را هم ندارد.

در مقابل گاهی مردم چیزی را اسراف نمی دانند ولی شارع مقدس به مردم هشدار می دهد و آنان را متوجه می سازد که آن اسراف است چنان که امام صادق علیه السلام فرمود اقتصاد و میانه روی امری است که خدا آن را دوست می دارد و همانا اسراف را خدا مبغوض می دارد حتی دور انداختن هسته ی خرمایی که می خوری زیرا آن برای چیزی صلاحیت دارد و حتی ریختن زیادی آبی که میخوری (سفینه ج 1 ص 615 )

و نیز همان گرامی فرمود لباس بیرونی خویش را لباس منزل قرار دهی اسراف است (سفینه ج 1 ص 615 )

یادآوری این نکته را لازم می دانیم که بحث از موارد اسراف نیازمند به بحث های بیشتری است که در این رساله مجال آن نیست امیدواریم دانشمندان و محققان به طور کامل به این بحث بپردازند و نکات مبهم این بحث را روشنتر بیان نمایند.

اسراف و امور خیر

برخی از دانشمندان معتقدند در کار خیر و از جمله انفاق میانه روی مطلوب است و از حد اعتدال نباید تجاوزکرد و در این زمینه به این آیات تمسک شده است 1-آیه ی 141 سوره ی انعام : كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ اَلْمُسْرِفِينَ از میوه و محصول باغ ها و زمین

استفاده کنید و بخورید و حق آن را روز چیدن و درو کردن بدهید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست نمی دارد 2- آیه ی 67 از سوره فرقان : وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ( بندگان خدا کسانی هستند که وقتی انفاق می کنند اسراف نمی کنند و نیز سخت و تنگ نمی گیرند.)

مرحوم نراقی فرموده است این دو آیه دلالت دارد بر این که تجاوز از حد میانه روی در دادن حق به فقراء و انفاق في سبيل الله اسراف است.

ولی ممکن است گفته شود اگر این آیات اطلاق هم داشته باشد به مثل ادله ی دیگری که اسراف را در کار خوب منفی می داند از قبیل لَا خَیْرَ فِی السَّرَفِ وَ لَا سَرَفَ فِی الْخَیْرِ (خیری در اسراف نیست و اسرافی در کار خیر نیست) تقیید می شود و محمول می شود بر صورتی که انفاق زیاد موجب شود خودش به فلاکت و هلاکت افتد یا فرزند و عیال او بدون چیز بمانند که در این گونه صورت ها انفاق ترجیحی نخواهد داشت، و نظری به موردی که چنین مساله ای پیش نمی آید ندارد.

چنان که در روایت آمده است شخصی از امام صادق عليه السلام از تفسیر آیه ی وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ پرسید، فرمود شخصی از انصار زراعتی داشت وقتی زراعت خود را بر می داشت آن را صدقه می داد و خودش و عیالش بدون چیز باقی می ماندند خدای عز و جل این

کار را سرف قرار داد (نور الثقلين ج 1 ص 638)

و یا حمل می شود بر این که حق زراعت و محصول را به اهلش بدهید و از زیاد دادن آن به کسی که استحقاق بیشتری ندارد خودداری کنید و بعید نیست مقصود از این که در برخی از روایات آمده که امام صادق علیه السلام غلامان خود را از دادن دو دستی منع می کرد و دستور می داد به کسانی که برای گرفتن می آمدند با یک دست بدهند همین معنا باشد (نورالثقلین ج 1 ص 637 و 304)

اضافه بر این آیه دوم مربوط به مخارج شخصی انسان و اطلاق آن نسبت به انفاق فی سبیل الله معلوم نیست.

آری اگر انفاق زیاد در راه خدا موجب شود انسان خود فقیر و نیازمند این و آن شود در این صورت انفاق ترجیحی نخواهد داشت همان طور که خدا در سوره اسراء آیه ی 29 از انفاق همه ی دارائی منع کرده است که باعث ملامت و فقر می گردد وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلي عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً و همچنین امام صادق علیه السلام کسی را که هرچه دارد انفاق می کند مشمول آیه ی تهلُکه و لاتُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ خود را در هلاکت نیفکنید دانستند (وسائل ج 15 ص 268)

اما مادامیکه این محذور پیش نیامده انفاق رجحان خود را دارد و محکوم به حرمت و یا کراهت نیست. پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام وصیت کرد که در دادن صدقه کوشش کن کوشش کن تا که گفته شود اسراف کردی و

حال آن که اسراف نکرده ای (جامع الاحادیث ج 8 ص 326)

همچنین اخباری در زمینه ی توصیه به ایثار بر نفس آمده است از جمله در کتاب معتبر کافی از ابی بصیر از امام علیه السلام نقل شده است که به آن گرامی گفتم چه صدقه ای با فضیلت تر است؟ فرمود جهد المقل یعنی کسی که کم دارد و در عین حال در صدقه کوشش می کند، بعد امام فرمود آیا قول خدای عزیز و جلیل را نشنیده ای که می فرماید وَ یُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ در این آیه فضیلت بزرگ را می بینی (جامع الاحادیث ج 5 ص 326 )

و نیز از امام کاظم علیه السلام آمده که فرمود تَصَدَّقْ بِمَا رَزَقَكَ اللَّهُ وَ لَوْ آثَرْتَ عَلَى نَفْسِكَ به آن چه خدا به تو روزی کرده صدقه بده گرچه برخود ایثار کنی (وسائل ج 6 ص 301 ) و نیز از امام صادق علیه السلام آمده که با فضیلت ترین شما کسی است که نسبت به خود ایثار می کند (وسائل ج 6 ص 301) و از آن گرامی نقل شده که فرمود اذا فَقَدْنا شَكَرْنا وَ إِذَا وَجَدْنَا آثَرْنا

هنگامی که نداریم شکر و سپاس می گزاریم و وقتی که داریم ایثار می کنیم (جامع الاحادیث ج 8 ص 370 )

با مروری مختصر درزندگی پیامبر اسلام و ائمه ی اطهار علیهم السلام می بینیم عالیترین شکل ایثار را انجام می دادند و به انسان ها می آموختند مگر نه حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سه روز روزه گرفتند و با آب افطار نمودند و نان های خویش را در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر دادند و آیه ی 8 سوره ی دهر نازل گشت وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ

عَلَى حُبّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسيراً مگر نه در حالات حضرت امام حالات حضرت امام حسن علیه السلام آمده که سه بار دارائی خود را با فقراء تقسیم کرد.

مگر نه حضرت علی علیه السلام می فرماید اَلْإِیثَارُ أَعْلَی اَلْإِیمَانِ مقدم داشتن دیگران بر خود بالاترین درجات ایمان است (درر الکلم)

البته این مرتبه ای است بلند که کار همه کس نیست، بلکه کار پاکان بارگاه خداوندیست که به دنبال ایثار و از خود گذشتگی می گویند إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزاء وَ لا شَكُوراً ما فقط برای رضای خدا (دور از هر انگیزه ی دیگر) به شما اطعام می کنیم و از شما هیچ گونه پاداش و سپاسی نمی طلبیم. (سوره دهر - 9)

و برای آنان که به این حد از ایمان نرسیده اند و بار ایثار را نمی توانند بدوش بکشند دادن مازاد بر کفاف و حاجت پر فضیلت ترین نوع صدقه است، چنان که در روایات متعددی آمده است.

از جمله از حضرت امیر مومنان على عليه السلام نقل شده که فرمود مال و بال صاحب آن است مگر آن چه برای آخرت مقدم می دارد و فرمود از مال به مقدار ضرورت نگهدار و زائد بر ضرورت را برای روز نیازمندی خودت (آخرت) پیش بفرست. (جامع الاحاديث ج 8 ص 330 )

از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود ای پسر آدم همانا تو اگر زیادی مالت را بدهی برای تو بهتر خواهد بود و اگر

آن را نگهداری و بال توست (جامع الاحاديث ج 8 ص 330 )

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گوسفندی ذبح کردند فقرای مدینه مطلع شدند و آمدند، رسول خدا پیوسته از آن به فقرا داد، چون شب شد از عایشه پرسید چه مقدار از گوسفند باقی مانده است؟ گفت چیزی باقی نمانده مگرگردن آن رسول گرامی فرمود: بگو همه باقی مانده مگر گردن آن (جامع الاحادیث ج 8 ص 350 )

علائم سرف

چون بحث پیرامون اسراف از دیدگاه اسلام است، لذا سخن را از بررسی روایات و کلمات امامان (علیهم السلام) آغاز می کنیم.

على (علیه السلام) می فرماید اسراف کننده سه نشانه دارد 1- می خورد آن چه شایسته او نیست (حال از آن جهت که سازگار وضع طبیعی و مزاجی او نیست یا چون از نظر شرعی حرام است یا بخاطر این که با شرایط و جو موجود اقتصادی جامعه اش، آن گونه خوراک متناسب نیست) 2-می خرد آن چه در شان و شایسته وی نیست (چون اسیر خرافات و تقلیدهای غلط یا مد پرستی است) 3-می پوشد آن چه سزاوار ولایق به حال او نیست (1)

امام صادق (علیه السلام) (پیشوای ششم شیعه) می فرماید: " اسراف عبارت است از پوشیدن لباسی که برای حفظ آبرویت تهیه کرده یی در موقع کار (و محل کارت) (2)

بد نیست این جا با در نظر گرفتن معیارهای فوق نظری به جامعه خود و جوامع دیگری افکنیم و آن گاه قضاوت کنیم.

آمار سخن می گوید

یک ثروتمند برای یک قطعه الماس یک میلیارد دلار پول، یک قطعه الماس 24 قیراطی که به حراج گذاشته بودند در


1) مستدرک ابواب النفقات باب 22

2) قصار الجمل ص 305 و کتاب التكاح وسائل

" زوریخ " یک میلیارد و 95 میلیون دلار بود که به یک عرب سعودی تعلق یافت (1)

برای یک نوبت خوانندگی 13 هزار تومان تا حداقل 3 هزار تومان در کاباره ها می گیرند (2)

85 درصد مردان از هزینه آرایش همسران شان می نالند تعداد آرایش های زنانه تهران بیش از لندن و پاریس است، آرایش نسبت به 50 سال قبل، هزار برابر شده (3)

طبق آمار سالیانه بطور متوسط تقریبا 7،500،000- کیلوگرم مواد آرایشی وارد ایران می شود که بیشتر آن ها مواد اولیه بوده و در لابراتوار های کشور به شکل های گوناگون در می آید البته این رقم غیر از مقداری است که قاچاق وارد شده (4)

آزادی سقط جنین فاجعه بزرگ ما، همه ساله بین 800 هزار تا یک میلیون و 200 هزار سقط جنین غیر قانونی در آمریکا می شود، باضافه موارد بی صلاحیت آن (5)

هروئین هر 8 دقیقه یک نفر را در آمریکا می کشد، در آن جا 600 هزار معتاد وجود دارد (6)، و در جهان 400 میلیون حشیشی است و در برخی کشورها، هزینه اعتیاد چند برابر بودجه آموزش و پرورش است (7)

نورمن کاینز: آمریکا و شوروی برای هر موجود انسانی، در جهان 30000 پوند نیروی مخرب گرد آورده اند (8)

تابلوهای نقاشی که از لوازم زندگی اشرافی سرمایه داری است، تابلوهای مسخره ی پیکاسو، براک، کوپکا، پلوک، که میلیارد ها تومان را بهدر می دهد بطوری که تنها، پان پیر شکرون


1) اطلاعات شماره 15005 = 55/2/20

2) اطلاعات شماره 14810

3) اطلاعات 54/5/29 ص 11

4) مجله روشنفکر شماره 829

5) اطلاعات شماره 14060

6) اطلاعات 52/1/18

7) روزنامه اطلاعات شماره 14697

8) اطلاعات 54/1/26

در ظرف 2 سال 25 میلیون فرانک (حدود 50 میلیون تومان ) از روی تابلو به جیب زد، آیا این ها هنر دوستی است یا اسراف و هوسرانی؟ آن هم در جهانی که اکثر افرادش از کمبود مواد غذایی و گرسنگی رنج می برند و می میرند.

كورت والدهایم (دبیرکل سازمان ملل) اخطار کرد وضع 400 میلیون نفر از مردم دنیا که نیمی از آن ها کودک هستند از لحاظ تغذیه به مرحله ی بحرانی رسیده و ممکن است بسیاری از آن ها بمیرند (1)

مک نامارا (رئیس بانک جهانی) گفته است 800 میلیون نفر گرسنه اند. (2)

هر شب یک میلیون نفر گرسنه می خوابند و سالانه بین 10 تا 20 میلیون نفر در جهان بر اثر گرسنگی یا علت های منسوب به آن میمیرند (3)

در آمریکا، زن و مردی، دختر 12 ساله خود را به 30 هزار دلار فروختند و آن را خرج مبلمان اطاق و تعویض ماشین خود کردند (4)

طبق آمار هر سال در آمریکا 479،000،000، 3 یعنی معادل 830،000،000، 27 تومان برای خرید وسائل ورزش خرج می شود (5)

در اغلب کشورهای جهان سوم وضع زندگی مردم آن قدر اسفناک است که گروه کثیری از آن ها حتی از کم ترین شرایط زندگی انسانی محرومند و با کمبود تغذیه، بیماری، عدم سرپناه، بیسوادی و جهل دست بگریبانند. مرگ و میر کودکان،


1) روزنامه اطلاعات شماره 14701 ص 13

2) اطلاعات شماره 14214

3) اطلاعات شماره 14835

4) کیهان شماره 8908

5) مجله زن روز شماره 222

عدم تغذیه ی کافی و بهداشت بسیار زیاد است و میانگین عمرشان نسبت به دیگر مردم جهان بسیار کوتاه. در برخی کشورها، شرایط زندگی طبقه ی محروم حتی از حیوانات نیز بدتر و سخت تر است .

بیش از 600 میلیون کودک در جهان در فقر به سر می برند و 1/3 آن ها گرسنه اند و سالیانه بیش از 10 میلیون کودک از گرسنگی تلف می شوند.

3/4 مردم جهان سوم در روستاها زندگی می کنند و از آنان 80 درصد، در فقری غیر قابل قبول به سر می برند و 1/5 میلیارد نفر از آنان از حداقل لازم امکانات زندگی هم برخوردار نیستند و پیوسته این فقر رو به افزایش است و عامل اساسی این بدبختی اقتصادی :

1- از دست دادن ذخایر طبیعی است، که کشورهای صنعتی ذخایر کشورهای جهان سوم را با قیمت ارزان می خرند و در کشورهای خود تبدیل به کالاهای مصرفی نموده، دو مرتبه به همان کشورها با قیمت های زیاد می فروشند.

2- اقتصاد وابسته و وارداتی و مصرفی است، که از طریق خرید کالاهای ساخته شده، تورم کشورهای صنعتی را به اقتصاد خود وارد می کنند و... (1)

درواقع باید بگوئیم این گونه صادرات و آن گونه واردات و مصرف کردن کالاهای بیگانه، نمونه ایست از اسراف، و پدید آوردن آن همه فقر و فاصله و نابسامانی های نکبت بار اقتصادی، نتیجه ی اسرافکاری ها و تبذیرهاست. قوی تر شدن سرمایه داران


1) اقتصاد ملی شماره 17 = 58/11/27

استثمارگر بین المللی و فقیر شدن جامعه های جهان سوم نیز معلول تجاوز و اسراف است، و لذا علی علیه السلام می فرماید:

فقیر و نیازمندی گرسنه نمانده مگر به سبب امتناع کردن غنی (از دادن حقوق نیازمندان) و خدای تعالی از آنان در مورد حقوق فقراء سئوال خواهد کرد (1)

قضاوت کنید

آیا این مجالس میهمانی و عقد و عروسی های مترفین، با آن همه حیف و میل کردن ها، مهرها و خرج ها و ... تبذير و اسرافکاری نیست؟

راستی برای بینوایان جامعه عقده آفرین نمی باشد آیا معیارهای انسانی را درهم نمی ریزد؟ آیا دل و قلب جوانان چشم دوخته براه بخت را لبریز از اندوه نمی سازد ؟ و ...

آیا این بناهای مجلل که ثروتمندان از پول دردمندان بنا می کنند، آیا این سفره های عریض و طویل برخی از مسلمان نماها که به نام اسلام می اندازند (بدون توجه به دستورات اصیل اسلام در مورد احسان و یا در نظر گرفتن نیاز و نیازمندان اجتماع)

آیا آن سفرهای نوروزی و غیره به مغرب زمین و مراکز عيش دنیا، با آن همه ارمغان های نازیبایش، اسراف نیست؟

آیا تهیه مقبره های خانوادگی به قیمت های گزاف و این گونه به فکر آخرت و قیامت بودن ها، نوعی تبذیر به حساب


1) وسائل الشیعه ج 6 ص 16

نمی آید؟

آیا منابع کشور را به دیگران با قیمتی ناچیز فروختن و بدان وسیله ذوق و علم و اختراع، بیگانگان را شکوفا کردن و بعدهم صدها برابر، همان مواد را (که به صورت کالاهای مختلف درآمده) خریدن و بازار مصرف دیگران شدن، تبذیر نیست؟

آیا تهیدستی که بیش از درآمدش خرج می کند و پای از گلیم خود بیرون گذارده و از مسرفان تقلید می کند، متجاوز نیست؟

گسترده تر بگوییم:

آیا غربزدگی، و گرایش با فکار مردود بیگانگان، و یا توجیه قرآن بر وفق مکتب های مادی یا تمایلات نفسانی، اسراف در روشنفکری و کوبیدن شخصیت، ملیت، و فرهنگ اصیل خود نیست؟

آیا بسیاری از ادارات با این وضع عریض و طویل و پشت میز نشین های کذایی، بیهوده صرف نمودن اموال ملت نیست؟

و خلاصه آیا صرف نمودن عمر گران بها را در هوسرانی و نافرمانی خدا، تبذیر و به هدر دادن ارزنده ترین ثروت ها نیست؟

معیار اسراف

شاید بتوان گفت اسراف معیار ثابتی ندارد بلکه مفهومی است که در افراد مختلف و شرایط گوناگون زمانی و مکانی مصادیق متفاوتی پیدا می کند مثلا ممکن است پوشیدن لباسی و خوردن غذایی خاص در شرایطی که در جامعه نیازمند نیست اسراف نباشد لیکن همان پوشاک و خوراک در جامعه یی فقیر یا زمانی خاص، زیاده روی و اسراف به حساب آید.

و این خود هشداری است به ثروتمندان که مسائل مهم تر را در نظر بگیرند و در تمام شرایط زندگی خود را کنترل نمایند و احساس مسئولیت کرده بدانند همگان در پیشگاه خداوند مسئولند، مسئول خود و جامعه خود. غنی در فکر فقیر و در راه رفع نیازش باشد و کم درآمدها در مرز خود حرکت کنند تا امتیازات نابجا فرو ریزد و اخلاق در جامعه رشد نماید و بحران های اقتصادی پدید نیاید. در این زمینه، بحث را با سخنی از حضرت علی (علیه السلام) به اتمام رسانیم:

حضرت علی (علیه السلام) روزی به عیادت" علاء بن زياد حارثی " رفت. و هنگامی که وسعت خانه ی او را مشاهده کرد، فرمود تو در دنیا خانه یی به این وسعت برای چه می خواهی با آن که احتیاجت در آخرت به این خانه بیشتر است؟ اگر حالاهم بخواهی می توانی در آخرت به خانه یی وسیع برسی، در این خانه مهمان نوازی کن، صله ی رحم بجای آور و اداء حقوق بنما "علاء" عرض کرد از برادرم" عاصم بن زیاد "شاکی

هستم، فرمود چه شکایت داری؟

گفت او از دنیا کناره گیری کرده است. حضرت فرمان داد عاصم را آوردند و به او فرمود: ای دشمن نفس خود، شیطان ترا گمراه کرده، بر زن و فرزندت رحم نمی کنی؟ خیال می کنی خداوند طیبات و چیزهای حلال را که برایت مباح نموده، خوش ندارد از آن ها استفاده نمایی؟

عاصم گفت ای زمامدار مسلمانان پس چرا شما لباس خشن می پوشی و غذای ساده و غیر لذیذ می خوری؟

حضرت فرمود: خداوند بر پیشوایان حقیقی، لازم نموده که زندگی خودشان را همانند زندگی تنگدستان کم درآمد قرار دهند، تا فقر و تنگدستی برای آنان دشوار نگردد و بدین وسیله تسلی یابند (تا نه زمامدار را از خود جدا دانسته و نه از راه حق منحرف شود) (1)

در روایت فوق امام (علیه السلام) در عین این که علاء را متوجه آخرت می کند و اعلام می دارد که باید خانه ات پناهگاه نیازمندان باشد و هرگز ترا از انجام وظائفت نسبت به دیگران باز ندارد، به برادرش نیز که بگونه یی از مرز زندگی صحیح خارج شده بود هشدار می دهد، و معیار میانه روی و بهره برداری از دنیا را به نفع آخرت، مشخص می فرماید.

و نیز در خطبه ی 126 می فرماید: اَلا وَ إِنَّ اِعْطَاء المال فِى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرُ وَ إسْرَافٌ .

" آگاه باشید که دادن مال و مصرف آن درغیر موردش تبذیر و اسراف است"


1) نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 209 و بحار ج 70 ص 118

اسراف و قدرت اجرائی

حال که سخن بدینجا رسید، سئوال می شود که اسلام

چه راهی برای جلوگیری از اسراف دارد و نقش اجرائی آن در مقابل مسرف و متخلف چیست؟

جواب می دهیم اسلام همان گونه که دارای عالی ترین قوانین اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و غیره است، تا قسط و عدل در جامعه برقرار شود، همینطور جهت نظارت بر قانون و اجرای دستوراتش از قوی ترین و دقیق ترین مامورین استفاده می کند، ابتداء نیرویی به نام ایمان به خدا و معاد، در جان سلمان قرار می دهد یعنی ایمان به خالق توانا و بینا، حاضر و شنوا، و اعتقاد به قیامت یعنی بزرگ ترین دادگاه های آفرینش روزی تمام انسان ها در آن جا اجتماع و به اندیشه و عمل کوچک و بزرگ آنان رسیدگی می شود و به پاداش یا کیفر می رسند.

همچنین وجود دو مامور مخفی که در همه جا آدمی را تعقیب کند و از ریزترین حرکات حتی نگاه هایش عکسبرداری و ضعیف ترین سخن و نجوای او را ضبط کرده برای دادگاه آخرت بایگانی می کنند.

آری اعتقاد به خدایی که فَاَيْنَمَا تُوَلُّوا فَتَمَ وَجَهُ اللهِ (1)وَ هُوَ مَعَكُمْ اَيْنَما كُنْتُمْ (2)و ایمان به دادگاه آینده ای كه فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَراً يَرَه (3)و اعتقاد به دو ملک و مامور نامرئی که ما يَلْفِظُ مِنْ قَول


1) سوره بقره آیه 115

2) سوره حدید آیه 4

3) سوره زلزال آیه 8

إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ (1)إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ. كِراماً كاتِبِينَ (2) آری، اسلام با این اعتقاد، پیروان خود را در، مرحله ی نخست کنترل می کند تا از دستورات تخلف نکنند. قدرت این ایمان به قدری شگرف است که تاریخ را خیره کرده و انسان ها را در برابر بزرگ ترین هوس ها کنترل نموده است (چون یوسف، آن زیبای تاریخ که حاضر نمی شود با وجود همه گونه شرایط آماده، دامنش را آلوده کند - حنظله (جوانی از یاران پیغمبر- ص - ) عروس یک شبه خود را سحرگاه رها کرده بدنبال سربازان راهی میدان جنگ می شود. و در این زمان دیدیم که جوانان مسلمان ما برای به ثمر رساندن انقلاب اسلامی، چگونه با شور و عشق در برابر سخت ترین شکنجه های رژیم و رگبار مسلسل ها می ایستادند) و در سایه ی همین اعتقاد است که مسلمانان با ایمان و تقوی را 14 قرن از نوشیدن مشروبات الکلی و ... باز داشته ولی در یکی از کشورهای بزرگ غرب 14 سال دولتش کوشید تا با اخلاق خشک و قانون منهای ایمان، جلو بدمستی ها را بگیرد و موفق نشد! و شبانه جوانان عصیانگر به پلیس حمله کردند که چرا پارلمان کشور تصویب کرده پیاله - فروشی ها تعطیل گردد.

از سوی دیگر اسلام با برنامه های تربیتی خود، وجدان اخلاقی انسان را تقویت نموده تا چون دادگاه کوچکی، کردار وی را زیر نظر گرفته در مقابل نیکی ها او را تحسین و تشویق کند و در برابر زشتی ها، تازیانه های توبیخ و سرزنش بر پیکر جان شخص زند وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوْامَةِ (3)


1) سوره ق آیه 18

2) سوره انفطار آیه 11

3) سوره قیامت آیه 2

در مرحله ی بعد، نوبت به امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت همگانی می رسد، چرا که " كُلّكُمْ رَاعٍ وَ كُلّكُمْ مَسَوْوُلُ عَنْ رَعِيَّتِهِ" و بفرموده ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، افراد یک جامعه، چون کشتی نشینانند که کسی، حق سوراخ کردن کشتی را ندارد یعنی تخلف و قانون شکنی، ضربه زدن و سوراخ نمودن کشتی سعادت جامعه است و افراد جامعه باید متخلف را به جای خود بنشانند تا کشتی اخلاق و سعادت جامعه غرق و نابود نگردد.

حال اگر باز هم لجاجت و پافشاری در تخلف ادامه یابد و اسرافکار دست از تجاوزش برندارد حاکم شرع و محاکم قضایی کشور او را تعقیب و مجازات می کنند.

چرا که دولت اسلامی مسئول اجراء عدالت اقتصادی اسلام بوده و موظف است برای رفاه همگانی و ایجاد توازن اجتماعی، تجاوز طلبی ها و اسرافکاری ها را سرکوب کرده، افراد کم درآمد و سطح پائین را بالا آورد تا سراسر جامعه اسلامی را رفاه و آسایش (دور از هرگونه اسراف و تبذیر) فرا گیرد.

علاج اسراف

تا بحال با تعریف بیماری اسرافکاری و ریشه ها و علائم و زیان های آن، مقداری آشنا شدیم اما اکنون ببینیم راه درمانش چیست؟

برای جلوگیری و نیز علاج این انحراف راه های متعددی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم :

1- از بین بردن عوامل مولد اسراف.

2- توجه کافی به زیان های اقتصادی، اخلاقی، فردی اجتماعی و نیز کیفرهای اخروی آن.

3- فاصله گرفتن از مسرفین و محدود کردن رفت و آمد و آمیزش با آنان.

4- توجه داشتن به نقش ثروت و رسالت انسان در ایدئولوژی اسلام.

5- انتخاب الگو های همیشه زنده و درخشنده مکتب، و نصب العین قرار دادن زندگی راد مردانی چون حضرت علی (علیه السلام) و ابی ذر و پاک زنانی چون حضرت فاطمه (علیه السلام) و خدیجه (علیه السلام)

6- آشنا شدن با تربیت های معنوی اسلام و انفاق و ایثار را پیشه خود ساختن.

پاورقی ها

1- سوره الرحمن آیه 7و8

2- سوره حدید آیه 25

3- سوره نحل آیه 90

4- سوره مائده آیه 8

5- نهج البلاغه خطبه 33

6- مفردات راغب

7- اقرب الموارد

8- مجمع البيان، ذیل آیه 6 نساء

9- مفردات راغب

10- سوره شعراء - 151

11- سوره اعراف آیه 31

12- سوره انبیاء آیه 9

13- سوره یونس آیه 83

14- سوره اعراف آیه 31

15- سوره زمر آیه 53

16- سوره فرقان آیه 67

17- سوره اسری آیه 26

18- نور الثقلين ج 1

19- بحار الانوار ج 75

20- بحار الانوار ج 75 ص 302

21- غرر الحکم ص 164

22- بحار الانوار ج 75 ص 302

23- قصار الجمل ص 47 ، نورالثقلین ج 3

24- سوره علق آیه 7-8

25- کیهان و اطلاعات 57/12/12

26- اطلاعات 31-1- 55

27- سوره احزاب آیه 31

28- سوره انعام آیه 153

29- سوره قمر آیه 50

30- سوره حجر آیه 21

31- اقتصاد دان انگلیسی قرن 19 به نقل از اقتصاد عمومی

32- سوره اعراف آیه 96

33- سوره ابراهیم آیه 34-32

34- سوره ابراهیم آیه 7

35- سوره اسراء آیه 26

36- روضات الجنات ص 137

37- سوره اعراف آیه 29

38 و 39- مستدرک الوسائل ابواب النفقات باب 18 ج 2 ص644

40 و 41- قصار الجمل ص 47

42- نکاح وسائل الشيعه

43 و 44- بحار الانوار ج 15 ص 199

45- سوره غافر (مومن) آیه 43

46- عوائد الايام ص 222

47- وسائل ج 1 ص 443

48- سفینه البحار ج 1 ص 616 - مستدرک کتاب النکاح ابواب النفقات باب 18

49- مستدرک ابواب النفقات باب 22

50 - قصار الجمل ص 305 و کتاب التكاح وسائل

51- اطلاعات شماره 15005 = 55/2/20

52- اطلاعات شماره 14810

53- اطلاعات 54/5/29 ص 11

54- مجله روشنفکر شماره 829

55- اطلاعات شماره 14060

56- اطلاعات 52/1/18

57- روزنامه اطلاعات شماره 14697

58- اطلاعات 54/1/26

59- روزنامه اطلاعات شماره 14701 ص 13

60- اطلاعات شماره 14214

61- اطلاعات شماره 14835

62- کیهان شماره 8908

63- مجله زن روز شماره 222

64- اقتصاد ملی شماره 17 = 58/11/27

65- وسائل الشیعه ج 6 ص 16

66- نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 209 وبحار ج 70 ص118

67- سوره بقره آیه 115

68- سوره حدید آیه 4

69- سوره زلزال آیه 8

70- سوره ق آیه 18

71- سوره انفطار آیه 11

72- سوره قیامت آیه 2

فهرست بحث ها

موضوع صفحه

پیشگفتار...3

هدف اسلام ... 7

اسراف و تبذیر در لغت ... 2

اسراف و تبذیر در قرآن ... 9

اسراف و تبذیر در روایات ... 11

اسراف در جهان بینی اسلام ... 13

اسراف و سایر تکالیف ... 14

ریشه های اسراف ... 15

اسراف و طبیعت ... 19

مالکیت و اسراف ... 24

زیان های اسراف ... 26

حق ناشناسی ... 26

ناتوانی در فقر ... 26

کاهش تولید ... 29

سقوط اخلاق ... 30

کاستن ایمان ... 30

موضوع صفحه

اسراف و اختلاف ... 31

اسراف و تندرستی ... 33

اسراف و فقر ... 34

اسراف و استعمار ... 36

حکم اسراف ... 37

اسراف و امور خیر ... 41

علائم مسرف ... 46

آمار سخن می گوید ... 46

قضاوت کنید ... 50

معیار اسراف ... 52

اسراف و قدرت اجرائی ... 54

علاج اسراف ... 56

پاورقی ها ... 59

منابع مطالعه ... 64

منابع جدید

قرآن مجید

نهج البلاغه

مجمع البيان

الميزان

في ظلال القرآن

مفردات راغب

اقرب الموارد

بحار الانوار

قصار الجمل

وسائل الشیعه

مستدرک الوسائل

جرائد

اسلام و مشکلات اقتصادی

اقتصاد عمومی = دکتر اقتداری

اسلام در قلب اجتماع

چکیده اندیشه ها

اقتصادنا

پند تاریخ

عوائد الایام

مهجة البیضاء

تفسیر نور الثقلین

غرر الحکم

فروع کافی

تفسير المنار

سفينه البحار