ghaemiyeh.com
آسیب شناسی مسائل مهدویت
سیرۀ حکومتی حضرت مهدی علیهالسلام
علی اکبر مهدیپور
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین
فرا رسیدن ایام مبارکۀ دهۀ مهدویه ، در آستانه میلاد مسعود آقا بقیهاللّه علیهالسلام و شب میلاد شاهزاده علیاکبر علیهالسلام را تبریک عرض مینمایم و به مناسبت تقارن میلاد فرخنده این دو بزرگوار در این ایام ، ابتدا نکته لطیفی را بیان میدارم .
از امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا جمله معروفی است که فرمودند : هر وقت مشتاق دیدار جد بزرگوارم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بودیم ، با دیدار این جوان ، خود را تشفی میدادیم چرا که او « اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَمَنْطِقاً بِرَسُولِ اللّهِ » بود .
شخص رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در احادیث فراوانی از حضرت بقیهاللّه علیهالسلام ، اینگونه تعبیر فرمودند که : « اَشْبَهُ النّاسِ بی خَلْقاً وَ خُلْقاً » فرزندم بقیهاللّه شبیهترین مردم است به من از لحاظ خلقت و خُلق ؛ یعنی هم از لحاظ صورت و هم از لحاظ سیرت و شیوه عملی .
عنوانی که در این ده شب در مورد آن بحث خواهیم نمود نگاهی است به سیره حکومتی آقا بقیهاللّه علیهالسلام ، امشب به عنوان مقدمه و پایه مطالب شبهای آینده - که شبهات عدل مهدویت است - مبحث عدل ، عدالت و عدالت مهدوی را مورد بررسی قرار میدهیم .
روایت بسیار معروفی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و دیگر ائمه معصومین در مورد عدالت مهدوی علیهالسلام نقل شده است که میفرماید : « یَمْلَأُ اللّه بِه الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً ، کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً » یعنی خداوند به وسیله حضرت بقیهاللّه جهان را از عدل و داد پر میکند همانگونه که از جور و ستم پر شده است .
مضمون این حدیث 148 بار از طریق معصومین علیهمالسلام به ما رسیده است(1)و لذا روشنترین نماد حکومتی حضرت بقیهاللّه است .
با توجه به این حدیث و دیگر احادیث ، برمیآید که سیره آن حضرت عدالت است آنهم نه اینکه منحصر به یک شهر و یا کشور و یا قاره باشد بلکه کل جهان هستی را در بر میگیرد یعنی منحصر به کرهزمین هم نیست ، و آثار عدل مهدوی در جهان هستی ظاهر و روشن خواهد شد .
1) . فهرست این احادیث در کتاب « منتخب الاثر » ، ج 2 ، ص 222 - 235 آمده است .
در مورد عدل تعبیرات ظریف و زیادی به ما رسیده است اما از آنجا که علی علیهالسلام منادی و حاکم بر عدل و شهید راه عدل بوده است و به قول آن دانشمند مسیحی که گفته است : قتل علی فی محراب عبادته لشدت عدله یعنی علی علیهالسلام به خاطر شدت عدالتش در محراب عبادت خود شهید شد ؛ در اینجا به چند مورد از احادیث کوتاه مولا علی علیهالسلام در مورد عدل اشاره میکنیم :(1)
العدل ملاک : عدل معیار و میزان است .
العدل حیاة : عدالت زندگی است یعنی زندگی در فضای عادلانه میسر میشود و در فضای ظلم زندگی به معنای واقعی وجود ندارد .
العدل رأس الایمان و جُماءُ الاحسان : عدالت قله و اوج ایمان است ؛ و ایمان عبارتست از عدالت ، و پایه و اساس نیکیها عدل است ؛ یعنی اگر تمام نیکیها یکجا جمع شود ، عدالت را تشکیل میدهد .
ملاک السیاسة العدل : عدالت الگوی سیاست است .
العدل اقوی اساس : عدالت استوارترین بنیاد است .
الرعیة لایصلحها الا العدل : رعیت را هیچ چیز جز عدالت استوار نمیکند .
السیرة العادل یقهر المناوی : سیره عادلانه ، رقیب را از میدان بیرون میکند . یعنی اگر کسی بخواهد رقیب را از میان بردارد راهش اجرای
1) . این موارد از کتاب شریف غررالحکم که در 7 مجله به چاپ رسیده ، به طور پراکنده انتخاب شده است .
عدالت است و نه ظلم و تعدی .
آفة العدل الظالم القادر : آفتِ عدالت این است که قدرت به ستمگر برسد .
من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوانه : کسی که در درون حکومت خود عدالت را پیشه کند از یار و یاور بینیاز خواهد بود . یعنی عدالت کافی است که سلطان را قدرتمند کند و در کارش پیروز و کامیاب گرداند .
من عدل فی البلاد نشراللّه علیه الرحمة : کسی که در کشور عدالت را اجرا کند خداوند رحمت را بر او جاری میسازد .
ما عُمِّرت البلدان بمثل العدل : هیچ چیز کشورها را همانند عدالت آباد نمیکند . یعنی عاملِ درجه اول آبادانی ، عدالت است .
زمان العادل خیر الازمنه : زمان زمامدار عادل بهترین زمانهاست .
ان الناس یستغنون اذا عُدِلَ بینهم : اگر عدالت اجرا شود مردمان بینیاز میشوند و فقر از بین میرود .
کارشناسان غیرمسلمان زیادی نقل کردهاند که علی علیهالسلام عدل و حقی را در زمان حکومت خود پیاده کرد که جامعه آن روز قدرت تحمل آن را نداشت . لذا یکی از علل ادامه دوران غیبت حضرت مهدی علیهالسلام مهیا شدن جهان برای پذیرش عدالت مهدوی است ؛ یعنی ظلم و جنایت آنقدر فراگیر شود که همه به دنبال عدل و مهیای پذیرش باشند . اکنون که سخن بدینجا رسید ، چند حدیث در مورد عدالت مهدوی نقل مینمائیم .
در احادیث فراوانی اشاره شده است که قبل از ظهور حضرت مهدی علیهالسلام دنیا پر از هرج و مرج میشود ، ظلم و فقر بیداد میکند ، کشت و کشتار به حدّ اعلی میرسد ، و کار به جائی میرسد که وقتی مردم به زیارت اهل قبور میروند به پدران و مادران و ارحام خود که مدفون هستند ، میگویند که ای کاش ما به جای شما بودیم .
در حدیثی فرمودهاند که این آرزوی مردم به جهت فقر آنها نیست بلکه به جهت ظلم و فسادی است که بر جهان حاکم میشود ؛ در چنین موقعیتی است که دنیا پذیرای عدل میشود ، و آن زمان است که خداوند اذن ظهور را صادر میفرماید . آنگاه آقا بقیهاللّه میآیند و بر همه مشکلات و فقر و فلاکت و تبعیض و هر مشکل دیگری خاتمه میدهند و همه جا را پر از عدل و داد میکنند .
احادیثی که مهدویت علوی را بررسی میکنند ، مطالب را بسیار ظریف مطرح مینمایند ؛ به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مینمائیم :
حضرت مهدی علیهالسلام عدالت را آنگونه در جهان حاکم میسازند که زندهها آرزو میکنند که ای کاش پدران و مادران زنده بودند و این ایام مبارک را میدیدند .
این مطلب دقیقاً عکس مطلب قبلی است . آنجا سخن از قبل از ظهور بود و آرزوی مردم که ای کاش ما به جای پدران و مادران در قبور مدفون بودیم ، اما اینجا سخن از بعد از ظهور است و آرزوی مردم که ای کاش گذشتگان ما نیز زنده بودند ؛ چرا که جهان در آن زمان پر از رفاه و آسایش و آرامش میشود .
باشد .
این حدیث ذیل آیه :
« اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یُحْیِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »(1)
« بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده میکند »
نقل شده است .
« به خدا سوگند عدالت او در درون خانهها به آنها میرسد همچنانکه گرما و سرما به داخل خانهها میرود » .
عدالت حضرت مهدی علیهالسلام آنچنان جهان را پر میکند که از درِ بسته وارد میشود و خانه را مظهر عدالت قرار میدهد و آنها را از لوث ظلم و ستم رها میسازد .
« هنگامی که حضرت خروج میکنند میزان و ترازوی عدالت را در میان مردم قرار میدهند و احدی در صدد ظلم به شخص دیگری بر نمیآید ، و در میان رعیت عدالت را برقرار میکنند » .
عبارت « فلا یظلم احدٌ احدا » یعنی تمام انگیزههای ظلم از بین میرود و نه تنها ظلم نمیکنند بلکه درصدد آن هم بر نمیآیند .
« هنگامی که مهدی ما قیام کند ثروت را به تساوی قسمت کرده ، و عدل را در رعیت برقرار میکند » .
تساوی ثروت به این معنی نیست که ثروتمندان را مفلس و بیچیز میکند تا همه در یک سطح قرار گیرند ، بلکه ثروت سالم کسی را از او نمیگیرد و تنها فقیران را به درجات بالاتری از ثروتمندی میرساند ، و بدینوسیله همه را بینیاز میکند .
این مطلب ثابت شده است که اگر زکات به طور صحیح داده شود یک نفر انسان فقیر در روی زمین نخواهد ماند . در تاریخ اسلام مواردی اینگونه بوده است ، یکی از آنها داستان معروفی است که در زمان هارون الرشید اتفاق افتاد . یکی از والیان او ، برایش نامه نوشت که آنقدر زکات جمع شده است که کسی حاضر به استفاده از آن نیست و این اموال در حال ضایع شدن است . هارون دستور داد که در کنار هر مسجدی یک کتابخانه بسازند .
هارون از خلفای جور و قاتل امام موسی بن جعفر علیهالسلام است لذا مورد
احترام ما نیست ؛ اما نکته قابل توجه در داستان این است که چون به ظواهر اسلام عمل میشده او زکات را میگرفته و به فقرا میداده است .
کشور پهناور اسلامی که تحت نفوذ هارون بوده هم اکنون به شصت کشور تبدیل شده است ، و وسعت آن سرزمین آنقدر بوده است که به قول سعدی وقتی ابرها میباریدند و از بالای سر هارون عبور میکردند میگفت : بروید و ببارید که هر جا بروید بر خاک خودم میبارید ؛ و این کنایه از وسعت سرزمین اسلام بوده است . در آن زمان متجاوز از شصت هزار مسجد در روی زمین بود که در کنار هر یک از آنها کتابخانهای ساخته شد تا زکات به مصرف برسد .
در خصوص حکومت حضرت مهدی علیهالسلام غیر از زکات و عمل به احکام اسلامی آمده است که زمین برکاتش را بیرون میریزد و آسمان نیز برکاتش را نازل میکند .
حضرت بقیهاللّه ثروت را به طور مساوی تقسیم میکند و در زیر آسمان یک نفر محتاج پیدا نمیشود به طوری که در احادیث فراوان آمده است که شمشهای طلا را در طَبَق و در کنار جادهها میگذارند اما کسی از آنها برنمیدارد ؛ حتی انسانهای طمعکار نیز برنمیدارند زیرا دلها نیز بینیاز میشود .
هم اکنون در زمان ما اگر هر چیزی به قیمت مناسب به فروش برسد غیر نیازمندان هم از آن میخرند چرا که دلها بینیاز نشده است . آمده است که منادی حضرت ندا میدهد که هر کس نیازمند است هر چه که میخواهد بردارد ، اما کسی برنمیخیزد جز یک نفر . حضرت نیز او را نزد خزینهدار میفرستد .
خزینهدار به او میگوید که برای بردن مورد نیاز خودت چه آوردهای ؟ او هم میرود گونی بزرگی میآورد و آن را آنقدر پر میکند که توانایی حمل آن را ندارد . سپس پشیمان میشود و میگوید آیا در زیر این آسمان ، انسان طمعکاری غیر از من نبود ؛ و سپس میخواهد آنچه را که گرفته پس دهد اما میگویند ما چیزی را که به کسی دادیم پس نمیگیریم .
« اولین چیزی که از عدالت حکومت مهدوی ظاهر میشود اینست که منادی حضرت ندا میدهد کسی که طواف مستحبی انجام میدهد ، مطاف را خالی کند » .
در ایام حج و یا در وقفههای عمره ، دور خانه کعبه بسیار ازدحام است و کسی که میخواهد طواف را با شرایط صحیح انجام دهد واقعاً با مشکل مواجه است . در این بین کسانی هستند که میباید طواف واجب انجام دهند و میباید در مطاف طواف کنند اما عدهای هم هستند که طواف مستحبی انجام میدهند و لزومی ندارد که حتماً در مطاف باشند .
حضرت بقیهاللّه دستور میدهند که مطاف را برای کسانی که میخواهند طواف واجب انجام دهند ، خالی کنند . یکی دیگر از مستحبات در هنگام طواف استلام حجر است . از آنجا که در اطراف حجرالاسود ازدحامِ بسیار زیادی است بسیاری از مردم توفیق استلام را پیدا نمیکنند اما
1) .
در موقع ظهور حضرت ، ایشان دستور میدهند که حجرالاسود را خالی بگذارند برای کسانی که طواف واجب دارند . این مطالب بدین معناست که جزئیات بسیاری وجود دارد که تنها در حکومت مهدی علیهالسلام اجرا میشود .
-« اذا قام المهدی حکم بالعدل وارتفع فی ایامه الجور »(1)
« هنگامی که مهدی علیهالسلام قیام نماید به عدالت حکم میکند و ظلم برداشته میشود » .
یعنی دیگر اثری از ظلم زیر آسمان پیدا نمیشود ؛ در هیچ خانه کسی به همسرش ظلم نمیکند ؛ در هیچ کارخانهای ، کارفرمایی به کارگرش ظلم نمیکند ؛ احدی در امر شراکت به شریکش ظلم نمیکند ؛ یعنی ظلمهای فردی هم از روی زمین رخت برمیبندد .
اگر کسی نویدهایی که در انجیل و تورات است ببیند ، خواهد دید که صدها بار این جمله آمده است که : شرّ یافت نمیشود ، در جای آن مینگری و آن را نمیبینی . یعنی آنقدر جهان پر از عدل میشود که هیچ نشانی از ظلم ، جهل ، فقر ، تبعیض و ... یافت نمیشود .
در ادعیه فراوانی بدین نکات اشاره شده است ، مثلاً در دعایی که در دوران غیبت آمده است میفرمایند :
« لایبقی حق الا ظهر ، لا عدل اِلاّ زَهَر »(2)
« هیچ حقی نمیماند جز اینکه آشکار میشود و هیچ عدالتی
نمیماند جز اینکه شکوفا میشود » .
یعنی تمام اقسام حق و تمام اقسام عدالت ، خود را در عالم نمایان میسازد .
در زیارت آل یس میخوانیم :
« السلام علی المهدی المنتظر والعدل المشتهر »
« سلام بر مهدی که جهان او را انتظار میکشد و آن عدالتی که شهره جهان میشود » .
یعنی عدالت حضرت در تمام جهان جاری میشود .
همچنین در دعای ندبه آمده است :
« این المنتظر لاقامة الامت والعوج »
« کجاست آن آقایی که تمام کجیهای عالم را اصلاح کند » .
البته ما باید از این مطالب یک نتیجه اخلاقی - احکامی بگیریم . طبق جمله معروفی که میگویند : منتظرِ صالح ، باید خودش نیز صالح باشد ، اگر ما منتظر آقایی هستیم که تمام کجیها را از عالم برمیدارد ، باید خودمان نیز سعی کنیم تمام کجیها در اعمال ، رفتار و محیط خانواده یا محیط کار و زندگی خود اصلاح کنیم ، تا بتوانیم بگوئیم که در مسیر آن مولای منتظَر هستیم . اگر این کار را انجام ندادیم نمیتوانیم مدعی انتظار حضرت باشیم ، زیرا انتظار باید حتماً سازنده باشد و آثارش را نیز داشته باشد .
اما این که در سرتاسر دنیا جاری میشود طبعاً آثاری دارد . یکی از آثارش این است که برای اولین بار حکومتی بر سر کار میآید که همه دنیا از او راضی خواهد بود . در گذشته اینچنین حکومتی نبوده است ؛ حتی در
زمان علی علیهالسلام نیز اینگونه نبوده که تمام دنیا راضی باشند ؛ حتی تمام آنها که در پایتخت بودند نیز راضی نبودند .
لذا به دلایل مختلف و مشکلات فراوان ، این حکومت هیچوقت فراهم نبوده است ؛ اما پس از ظهور حضرت مهدی علیهالسلام آنگونه میشود که : « یرضی بخلافته ساکن السماء و ساکن الارض »(1)یعنی برای خلافت ایشان هم آسمانیها خوشنودند و هم زمینیها .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در این مورد تعبیر ظریفی دارند و میفرمایند :
« لایبقی میت الا دخل علیه فرحة فی قبره »(2)
« هیچ مردهای در قبر نمیماند مگر اینکه در قبر به او شادی میرسد » .
عین این عبارت از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز نقل شده است . یعنی نه تنها مردم روی زمین از خلافت حضرت مهدی علیهالسلام خوشبختند ، بلکه به تمام مردگان نیز آثار شادی و شادمانی میرسد .
در ادامه میفرماید : « و هم یتزاورون فی قبورهم و یتباشرون بقیام المهدی علیهالسلام »(3)یعنی مردهها در قبر به زیارت همدیگر میروند و به قیام آقا بقیهاللّه همدیگر را بشارت میدهند و میگویند خوشا به حال زندهها که آقا ظهور و قیام نموده است .
در حدیثی دیگر آمده است که میفرماید : « ثم لادمنَّ ملکه » خداوند میفرماید من سلطنت او را طولانی میگردانم ؛ تا آنجا که مدت حکومت حضرت 309 سال خواهد بود آنهم با آن تعبیر که هر روزش به اندازه ده روز و هر سالش به اندازه ده سال برکت دارد .
شما عزیزان اگر به ده یا بیست سال قبل نظری بیفکنید به خاطر میآورید که در آن زمان ساعتها با امروز فرق داشت ، با آنکه هر ساعت همان شصت دقیقه ، و دقیقه همان شصت ثانیه است اما زمان هر روز بیبرکتتر میشود . ولی در زمان ظهور حضرت بقیهاللّه ، آنقدر عمر با برکت میشود که میفرماید : 309 سال حکومت ایشان به جای 3090 سال است . این طولانی بودن حکومت از آثار عدالت است .
سپس در ادامه حدیث میفرماید : « ولاداولَنَّ بین اولیائی الی یوم القیامة »(1)یعنی نه تنها ملک او را طولانی میگردانم بلکه این حکومت را بین دوستان خودم تا روز قیامت قرار میدهم .
« در سلطنت و دوران فرمانروایی او درندگان با یکدیگر آشتی میکنند » .
این مضمون در صدها حدیث آمده است و جالبتر اینکه در بسیاری از کتب آسمانی نیز بر آن تصریح شده است که تنها به یک مورد اشاره میکنیم :
« مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد ؛ برای مظلومانِ زمین به راستی حکم خواهد کرد ؛ گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله پرواری و شیر با هم ، و طفل کوچک آنها را خواهد راند ... در تمام کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند کرد ؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پرخواهد شد . »(1)
برای ما این مطلب نامفهوم است که روزی پلنگان خوی پلنگی را رها کنند اما احادیثی داریم که این معنا را برای ما توضیح میدهد .
معروف است که در دوران ولایت امام رضا علیهالسلام زنی پیدا شد که مدعی شد زینب کبری است . همین داستان در زمان امام هادی علیهالسلام نیز اتفاق افتاده بدینصورت که زنی به متوکل رجوع کرد و ادعا نمود که زینب کبری است . متوکل از امام هادی علیهالسلام در این مورد پرسش نمود . ایشان فرمودند کسانی که از بطن فاطمه زهرا علیهاالسلام متولد شدند یعنی زینبین و حسنین ، گوشت آنها بر حیوانات درنده حرام است . اگر او راست میگوید او را در برکة السباع بیندازید ، که در اصطلاح امروز باغوحش گفته میشود .
این زینب که در تاریخ به زینب کذابه معروف شده است گفت که اگر ایشان راست میگوید خودش در آنجا وارد شود . متوکل نیز چون راهی برای ایذای حضرت به دست آورد از این قضیه خوشحال شد . امام علیهالسلام فرمودند ایرادی ندارد و سپس برای ورود به آن محل - که پائینتر از سطح
1) . عهد عتیق ، کتاب اشعیای نبی ، فصل 11 ، بندهای 1 - 10 .
زمین بود - نردبانی قرار دادند . امام علیهالسلام به آنجا وارد شد و تمام حیوانات دور حضرت حلقه زدند به طوری که همگان درک نمودند که این حلقه زدن و نشستن از روی تعظیم و تکریم است و نه اینکه با ایشان کاری نداشته باشند . وقتی حضرت بیرون آمدند زینب را به آنجا وارد کردند اما قبل از اینکه پایش به زمین برسد درندگان او را تکهتکه نمودند .
این داستان چون در حضور متوکل انجام شد ، در تمام تواریخ شیعه و سنی نوشته شده است . و با توجه به این داستان و دیگر مواردی که در طول تاریخ ثبت شده است - اگر از علوم جدید و مطالب کشف شده در مورد فهم و شعور حیوانات بگذریم - همگی مؤید حدیث فوق خواهند بود .
پس به همین صورت که خدای منان امکان دارد که غرایزی که در نهاد حیوانات قرار داده به دلایلی از آنها بگیرد ، به همین دلایل هم در زمان بقیهاللّه طمع ، حرص ، حسد و کینه را که در نهاد انسانها قرار داده ، از آنها میگیرد ، تا اینکه جهان روی خوشی ببیند .
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند :
« لو قد کان ذلک کنّا نحن وانتم فی العدل سوی »(1)
« وقتی حضرت ظهور کند ما و شما در مقابل عدل او مساوی هستیم » .
یعنی این عدالت مخصوص شیعیان و اهل بیت نیست بلکه شامل همه فرقهها و تیرهها و همه نوع بشر خواهد بود .
1) .
در مورد عدالت تعبیرات فراوان دیگری وجود دارد که از آنها میگذریم و فقط به یک مورد آن اشاره میکنیم که آن عدالت قاضی است .
عدالت قاضی خیلی مهمتر از عدالت یک امام جماعت است ، حتی از عدالت مرجع تقلید که با قلم او همه چیز دگرگون میشود . نیز مهمتر است لذا عدالتی که از قاضی خواسته شده است این است که مساوات را بین دو طرف مرافعه رعایت کند ، در حدی که هیچ یک را بر دیگری برتری ندهد ، حتی در نگاه کردن .
قاضی حق ندارد مترافعین را در محلهایی بنشاند که حق اعتباری دارد مثلاً یکی را در سمت راست خود و دیگری را در سمت چپ ؛ مبادا کسی بر کسی مقدم شود .
قاضی حق ندارد یکی را با نام و دیگری را با نام فامیلی بخواند . در زمان علی علیهالسلام معروف است که ایشان با یک یهودی به جهت اختلافی نزد شُریح قاضی رفتند . شریح علی علیهالسلام را با کنیه اباالحسن - که در حکم نام فامیلی و اعتبارش بیشتر بوده است - خواند ، ولی آن یهودی را با نام صدا زد . حضرت غضبناک شد و فرمود شما حق قضاوت ندارید زیرا او را با نام و مرا به کنیه خواندید .
قاضی نباید هیچکدام از طرفین مرافعه را به عنوان نفر اول که سخن بگوید تعیین کند چرا که معمولاً آن کسی که آغاز به سخن میکند از دیگری پیشتر میافتد . بلکه باید سرش را پائین بیندازد تا هر کدام خواستند سخن را آغاز کنند .
عدالت اسلام تا این اندازه موشکافانه و ظریف و باید بسیار آگاهانه
باشد . حدیثی داریم که میفرماید : قاضیها چهار دستهاند که سه دسته آنها در آتشاند :
آن قاضی که حکم کند به ظلم به صورت آگاهانه .
آن قاضی که حکم کند به ظلم به صورت ناآگاهانه .
آن قاضی که حکم کند به عدل به صورت ناآگاهانه یعنی قدرت تشخیص نداشته باشد و تصادفی به عدالت داوری کرده باشد .
اما آن قاضی که از روی آگاهی به عدل حکم کند جایش در بهشت است .
پایان جلسه اول
بسم اللّه الرحمن الرحیم
والصلوة والسلام علی اشرف انبیائه وافضل سفرائه وعلی آله الهداة المهدیین
و بعد قال علیهالسلام : « یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جُورْاً »
در جلسه گذشته مقدمهای درباره عدالت ، و احادیثی نیز در مورد عدل مهدوی ، خدمت عزیزان تقدیم نمودیم . امروز با اشاره کوتاهی به مطالب گذشته وارد بحث شبهات عدل مهدوی میشویم .
همه میدانیم که عدالت در انسان فطری است یعنی همان گونه که ایمان به خدا و اراده و میل برای رفتن به سوی کمال ، در انسان فطری است عدالت نیز در انسان فطری است ؛ یعنی انسان با فطرت خود تشنه عدالت است و عدالت یک قانون فراگیر است . لذا از یک بُعد و زاویه خاص نیست بلکه
تمام زندگی انسان را دربردارد ، هم زندگی فردی و هم زندگی اجتماعی .
عدالت اجتماعی یک مسئله بسیار گسترده است که همه ابعاد روحی ، جسمی ، اقتصادی ، سیاسی و جهات مختلف جامعه بشری را دربردارد ؛ اما با کمال تأسف از آغاز خلقت بشر این عدالت بر روی زمین اجرا نشده است ، بلکه به طوری که ملائکه پیشبینی کردند و گفتند : خدایا « أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ »(1)« آیا میخواهی انسانی بر روی زمین بیافرینی که زمین را به فساد بکشد و خون بر آن جاری سازد ؟ » این پیشبینی واقع شد و تا آدم بر روی زمین آمد قابیل پسر آدم ، برادرش هابیل را کشت و اولین خونِ به ناحق ، بر زمین ریخته شد ؛ و این تقابل حق و باطل در تمام دورانها ادامه یافت ، و با کمال تأسف این تقابل در تمام قبایل و انسانهای طول تاریخ ادامه داشت و هر روز هم از روزقبل گستردهتر شد .
اگر در محدوده خاصی مثل زمان امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز عدالتی بر روی زمین برپا شده است با توجه به محدودیت زمانی - که تنها 5 سال بود - و با توجه به محدودیت مکانی - که مرکزش کوفه بود - این اجرای عدالت در مقابل تمام اعصار و جهان هستی سهم ناچیزی است و به حساب نمیآید . پس اگر تعبیر کنیم که از زمان آدم ابوالبشر تا اکنون همه جا پر از ظلم و فساد بوده است ، تعبیر درستی است ، و یک محدوده خاص زمانی و مکانیِ حکومت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ایجاب نمیکند که آن را استثنا کنیم چرا که در مقابل خونهای ریخته شده و ظلمهای انجام شده در طول تاریخ بسیار
1) . بقره / 30 .
محدود بوده است .
حال آنکه این همه پیامبران طبق فرمایش قرآن کریم برای این آمدهاند که : « لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ »(1)یعنی مردم زندگی خود را بر اساس قسط و عدالت بنا سازند و اینکه قوام و استخوانبندی زندگی بشر بر اساس قسط و عدالت باشد . آیا این هدف در طول زمان تأمین شده است ؟ خیر . آیا این هدف در زمان حکومت علی علیهالسلام تأمین شده است ؟ خیر . زیرا هنوز حرص و آز و طمع و دیگر رذایل اخلاقی در میان مردم ، حتی اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام هم بود ، بجز افراد اندک . لذا رسالت پیامبران و هدف خداوند متعال در فرستادن پیامبران و کتابهای آسمانی واقع نشده و واقع نخواهد شد تاروزی که وجود اقدس آقا بقیهاللّه عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور فرماید .
آنگاه که حضرت ظهور فرماید عدالت به معنای کامل آن و به تعبیری که هنوز در فهم واقعی ما نیست به اجرا درخواهد آمد .
دیشب یک جمله را در مورد حیوانات اشاره کردیم که امام حسن مجتبی علیهالسلام میفرماید : « تصطلح فی ملکه السباع »(2)حیوانات درنده در حکومت حضرت مهدی علیهالسلام با هم آشتی میکنند . این تعبیر را فقط میخوانیم و مطرح مینمائیم اما اینکه چگونه این شرایط پیش میآید ، برای ما قابل فهم نیست .
تشخیص و برداشت ما نسبت به اینگونه موارد در حکومت آقا بقیهاللّه علیهالسلام دقیقاً همانند برداشت یک جنین در شکم مادر نسبت به این
دنیاست . یعنی اگر به جنین بگویند که خارج از این محیط ؛ دنیایی وجود دارد با برق و خیابان و این همه امکانات و رفاه ؛ برای او قابل فهم نیست . مَثَل ما هم اینگونه است چون هیچ وقت در دنیا حکومتی شبیه به این حکومت وجود نداشته است . حکومتها با هم متفاوت بودهاند ولی با اختلاف اندک ، نه صددرصد مخالف . لذا درک و فهم حکومتی که حضرت بقیهاللّه در زمین برقرار میکند برای ما آسان نیست . از جمله همین تعبیر امام حسن مجتبی علیهالسلام که لازم است اندکی در مورد آن توضیح دهیم .
همانطور که دیشب هم بیان شد این مسئله در کتب آسمانی گذشتگان نیز مطرح شده است ، مثلاً در تورات آمده است :
« گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و ... »(1)
این مطالب برای ما قابل فهم نیست که چگونه گرگ با بره سکونت میکند و یا پلنگ با بزغاله . البته شبیه به این عبارت در کتب دیگر آسمانی و یا در بخشهای دیگر انجیل و تورات آمده است .
در کلام قدسی پروردگار خطاب به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده است که در زمان حکومت فرزند دوازدهم تو :
« امنیت و آسایش را در روی زمین حکمفرما میکنم ؛ چیزی به چیزی صدمه نمیزند ؛ چیزی از چیزی نمیترسد ؛ حشرات و حیوانات به
1) . عهد عتیق ، کتاب اشعیای نبی ، فصل 11 ، بندهای 1 - 10 .
مردمان و یکدیگر آسیب نمیرسانند » .(1)
امام رضا علیهالسلام فرمودند : « لا یُظْلَمُ اَحَدٌ اَحَداً » احدی به احدی ظلم نمیکند . این بدین معناست که نه تنها کارگزاران و فرمانروایان حکومتی بر کسی ظلم نمیکنند بلکه هیچ کس به دیگری ظلم نمیکند ؛ و این بیان بسیار جامعی است که همه طبقات جامعه را در بر میگیرد.
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در بیان اوضاع ظهور حضرت بقیهاللّه حدیثی هست که میفرماید اگر زنی از حجاز راه بیفتد و تنهایی تا عراق برود احدی متعرض او نمیشود و او از چیزی خوف ندارد . یعنی در آن زمان نه تنها اینگونه مسافرتها مشکلی ندارد بلکه ترس از مشکل هم برای احدی وجود ندارد ، و امنیت در حد اعلای خود وجود دارد ؛ آن هم در کشوری که به وسعت همه جهان است ، با یک قانون اساسی که قرآن است و یک فرمانروا که بقیهاللّه است .
ابن عباس نقل میکند :
« لاینتطح فیه عنزان جماء وذات قرن »(2)
« در عهد ظهور حضرت بز شاخدار ، بز بیشاخ را شاخ نمیزند » .
یعنی تایید همان مبحث آشتی حیوانات ، که اگر حیوانی وسیله ظلم و آزار دارد از آن وسیله برای ایذای دیگران استفاده نمیکند و طرف مقابلش را مورد ظلم قرار نمیدهد.
در حدیث دیگری از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند :
« حتی لایری اثر من الظلم »(1)
« تا جایی که نشانی از ظلم دیده نشود » .
همچنین دیشب این حدیث شریف را خواندیم که امام صادق علیهالسلام فرمودند :
« اما واللّه لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و القر »(2)
« به خدا سوگند عدالت آقا بقیهاللّه به داخل خانههایشان میرسد همانگونه که سرما و گرما به داخل خانههایشان نفوذ میکند » .
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بیان ظریفی دارند و میفرمایند : آقا بقیهاللّه فرماندهان لشکری و کشوری خودش را به تمام نقاط عالم میفرستد و عدالت را آنگونه برقرار میکند که هرگز گرگی به گوسفندی لطمه نمیزند .(3)
در مورد این مطلب سؤال شده بود که اینها پس چگونه تغذیه میکنند ؟ پاسخش این است که آیا مگر قرار است اینها همیشه از همدیگر تأمین معاش کنند ؛ بلکه ممکن است برای اینها غذایی فراهم شود طوری که اصلاً نیازی نباشد که به یکدیگر لطمه بزنند .
در ادامه علی علیهالسلام میفرماید : آنگونه عدالت او در جهان جاری میشود
که گرگ و گوسفند در کنار هم ، و کودکان در کوچه و بازار با مار و عقرب بازی میکنند .(1)
هم اکنون گاهی اوقات در برنامههای سیما افرادی نشان داده میشوند که مدتها با عقربها یا مارها در یک فضای بسته زندگی میکنند . این سخن را دلیل مشابهت نمیگذاریم بلکه میخواهیم درک کنیم که این امر امکانپذیر است . در واقع این موارد به ما کمک میکند که تعبیرات موجود در احادیث را بهتر بفهمیم .
به عنوان نمونه در احادیثی آمده است که وقتی حضرت در شرق عالم سخن میگوید ، سخنان او را در غرب عالم میشنوند ، و یا وقتی در شرق سخن میگوید ، در غرب عالم او را میبینند ؛ در گذشته ممکن بود این موارد توجیهپذیر نباشد ولی هم اکنون با پیشرفت امکانات رادیو و تلویزیون و موبایل این تعبیرات توجیه پیدا کرده است .
اینها بدین معنا نیست که حضرت از این ادوات استفاده میکند بلکه آنچه از تعبیرات معصومین برداشت میشود این است که آن حضرت نیازی به این ابزار نخواهد داشت و بدون این ابزار ، ایشان شرق و غرب عالم را خواهد دید ، و شرق و غرب عالم ایشان را خواهند دید .
مرحوم آیتاللّه میرجهانی در حدود بیست و پنج سال قبل یعنی سال 1400 ه . ق . فرمودند دو نفر در تهران خدمت ایشان آمدند و گفتند که ما از اولاد امام زمان علیهالسلام هستیم . ایشان قریب دهها بار این مطلب را برای ما
1) . همان .
فرمودند که آنها دستگاهی کوچک در اختیار داشتند که تصویری در آن دیده میشد و اینها با او حرف میزدند . ایشان فرمودند که تا چشم من به تصویر آن آقایی که در آن دستگاه دیده میشد افتاد او به من سلام کرد و من نیز به او سلام کردم ؛ و اینها گفتند که همچنان که شما تصویر او را در دستگاه میبینید او هم شما را میبیند .
با توجه به اینکه در آن زمان موبایل در ایران نبوده است ، مخصوصاً موبایل تصویری که ظاهراً در دنیا نبوده است این مطلب را توجیه میکند که آن افرادی که خود را اولاد حضرت معرفی کرده بودند پیشرفتهایی کرده بودند از جمله ابزار و ادواتی که به دست ما نرسیده بود . اینها به عنوان مثال عرض میشود اما یقیناً حضرت با دانش برتر میآیند و لذا ظاهراً نیازی به این ابزار و ادوات نخواهند داشت ؛ البته این مطلب از احادیث صادر از معصومین برداشت میشود و الاّ قطع به یقین نیست .
امام صادق علیهالسلام در ذیل آیه « اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یُحْیِ الأَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »(1)فرمودند :
« یحییها اللّه بعدل القائم عند ظهوره ، بعد موتها بجور ائمة الضلال »
« خداوند زمین را با عدل حضرت قائم علیهالسلام زنده میکند به هنگام ظهورش ، پس از آنکه با جور و ستم زمامداران گمراه ، مرده باشد » .
1) . حدید ، 17 .
در مقابل این احادیث و حدیثی که دیشب عرض کردم که مضمونش 148 بار در کتب روایی آمده است که از جمله فرمودند :
« یَمْلاَءُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلا کَما مُلِئَت ظُلْماً وَ جَوْراً »
و یا
« یَمْلاَءُ اللّهُ به الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلا کَما مُلِئَت ظُلْماً وَ جَوْراً »
احادیثی وجود دارند که جعل شدهاند ، و این احادیث مجعول در میان کتابهای ما راه یافته و در اذهان نیز جا گرفته است تا آنجا که شبهاتی را نیز در مورد عدل مهدوی ایجاد کرده است .
امشب دو مورد از این احادیث را بررسی میکنیم . این دو مورد از شخصی به نام محمّد بن علی کوفی جعل شده است . کنیه این شخص ابوسمینه ، و ساکن کوفه بوده است . او آنقدر دروغگو بود که در کوفه کسی به او اعتنا نمیکرد . لذا از کوفه خارج شد و در قم در منزل احمد بن محمّد بن عیسی اشعری وارد شد و به جعل احادیث دروغی پرداخت .
وقتی که میزبانش از این دروغگویی به نام ائمه علیهمالسلام باخبر شد او را از شهر قم بیرون کرد . اگر چه بیش از هزار سال است که از این شهر بیرون شده است اما سخنان جعلی او در کتابها باقی مانده است .
برای اینکه مستند سخن بگوئیم ، از نجاشی که مقدم علمای رجال شیعه است نقل میکنیم که او گفته است که این محمّد بن علی کوفی ضعیف العقیده و فاصل الایمان است و در چیزی به او اعتماد نمیشود . سپس داستان دروغگوییاش در کوفه و ورودش به قم و اخراجش توسط احمد بن محمّد
بن عیسی اشعری را نیز نقل مینماید .
رجال شیخ طوسی بعد از رجال نجاشی از کتب معتبر رجالی است . شیخ طوسی بیان میکند که محمّد بن علی کوفی غالی بود یعنی در حرفهاو اعتقاداتش غلو میکرد ، و تدلیس میکرد یعنی راست و دروغ را به هم میبافت و مطالب را به گونهای دیگر برای مردم عرضه میکرد .
مرحوم کشی نیز میگوید که این شخص حرفهایش اعتبار نداشت چون غلو میکرد . یکی دیگر از اشخاصی که در مورد محمّد بن علی کوفی سخن گفته فضل بن شاذان است . این شخص کسی بوده که امام رضا علیهالسلام ، امام جواد علیهالسلام ، امام هادی علیهالسلام و امام حسن عسکری علیهالسلام را درک کرده است یعنی از چهار معصوم بدون واسطه سخن نقل کرده است .
مقام او آنقدر والا است که امام عسکری علیهالسلام در حق او فرمودهاند :
« انی اغطبت اهل خراسان لمکان فضل بن شاذان فیهم »(1)
« من به اهل خراسان به خاطر حضوری مردی مانند فضل بن شاذان در بین آنها غبطه میخورم » .
کشی نقل میکند که فضل بن شاذان گفته است : « کِتُّ اَقْنُتُ عَلَیْه » یعنی کار به جایی رسیده که نزدیک است من در قنوت نماز محمّد بن علی کوفی را نفرین کنم .
محمّد بن علی کوفی برای تائید دروغهایش ، احادیثش را به بزرگان نیز نسبت میداد مثلاً در یک مورد میگوید که زُراره از امام باقر علیهالسلام پرسید که
1) . کشی ، رجال .
آیا حضرت بقیهاللّه همان سیره و روش رسول اللّه را پیش میگیرد ؟ فرمودند : نه ، « سار رسول اللّه بالمن » یعنی رسول خدا در بین مردم با نرمش ، مسالمت و عنایت رفتار می کرد ، برای اینکه : « یتألف الناس » یعنی مردم را جذب کند و بین آنها الفت و دوستی برقرار کند ، اما مهدی علیهالسلام « یسیر بالقتل » یعنی نعوذ باللّه امام زمان علیهالسلام با شمشیر و با قتل و کشتار پیش میرود و « بذلک اُمر کتاب الذی معه » در آن کتابی که نزد اوست و مأمور به آن است اینگونه نوشته شده است ، « و لا یستیتب أحداً » توبه کسی را هم قبول نمیکند ؛ « ویلٌ لمن ناواه » وای بر کسی که با او دشمنی کند . این یک نمونه از احادیث محمّد بن علی کوفی است که با سلسله سند از زراره و از امام باقر علیهالسلام نقل میکند .
البته این حدیث از آنجا که گویندهاش به عنوان دروغگو در تاریخ ثبت شده است از لحاظ سند ضعیف است ، اما بجز ضعف سند ، مشکلات دیگری نیز دارد .
1 - این حدیث جعلی ، با دهها حدیث دیگر که میفرماید : « یسیر بسیرة جده » حضرت مهدی دقیقاً به شیوه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم عمل میکند ، کاملاً تضاد دارد .
امام باقر علیهالسلام میفرماید : سیره او همان سیره جدش رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم است .(1)
امام صادق علیهالسلام میفرماید : حضرت مهدی علیهالسلام همان راه را میرود که
1) . تهذیب الاحکام ، ج 6 ، ص 154 .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفته است .(1)
امام صادق علیهالسلام در حدیثی دیگر میفرماید : او مهدی است یعنی هدایت شده است با سنت پیامبر ، و پیروی میکند از سنت ایشان .
در روایات داریم که وقتی آقا بقیهاللّه با مردم بیعت میکند میفرماید که من با شما بیعت میکنم که در میان شما همان سیره و سنت پیامبر را انجام بدهم .(2)
با توجه به این سه حدیث و احادیث مشابه دیگر ، هرگز راهی برای پذیرش سخن محمّد بن علی کوفی باقی نمیماند .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در حدیثی میفرمایند : « یسیر بسیرتی »(3)یعنی امام زمان دقیقاً به سیره من رفتار میکند .
و یا در حدیث دیگری میفرمایند :
« خُلْقه خُلقی و خَلقه خَلقی »(4)
« خلق و خوی او همچون خلق و خوی من و چهره او مثل چهره من است » .
در حدیث دیگری نیز فرمودند :
« یقاتل علی سنتی کما قاتلتُ علی الوحی »(5)
« او مانند سنت من قتال میکند همانگونه که من مطابق وحی الهی قتال نمودم » .
در حدیث دیگری میفرماید :
« یقفوا اثری و لا یخطی »(1)
« او قدم در جای پای من میگذارد و هرگز از آن خطا نمیکند » .
این احادیث نمونههایی است که بیان میدارد راه بقیهاللّه همان راه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم است .
امام زمان علیهالسلام بعد از ظهور ، در بین رکن و مقام میایستد و میفرماید : « هر کس با سنت پیامبر با من محاجه کند ، من از هر کسی در اجرای سنت پیامبر شایستهتر هستم » .(2)
پس تمامی این روایات که نمونهوار نقل شد ، روایت محمّد بن علی کوفی را نفی میکند .
2 - روایات فراوانی آمده است که حضرت بقیهاللّه علیهالسلام شبیهترین مردم به رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم است ، که به عنوان نمونه چند حدیث را نقل مینمائیم ؛
« المهدی من ولُدی ، اسمه اسمی ، کنیه کنیتی ، اشبه الناس بی خَلقا و خُلقاً »(3)
« مهدی علیهالسلام از فرزندان من ، همنام من ، هم کنیه من است و او در
خلقت و سیرت شبیهترین مردان به من است » .
ما فرموده خداوند در مورد رسول اللّه را میدانیم که میفرماید :
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ »
« بخاطر رحمت خدا برای مردم مهربان شدی ، و اگر تندخو و سختگیر بودی از اطراف تو پراکنده میشدند » .
این شخص اینگونه میگوید که پیامبر درصدد جمع کردن و اتحاد مردم بود ولی امام زمان علیهالسلام اینگونه نیست . آیا چنین چیزی ممکن است که امام زمان هدفش طرد مردم باشد ؟ آیا هیچ عاقلی این معنا را میپذیرد ؟
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بعد از تحمل آن همه جنایات که مردم مکه در حق ایشان انجام دادند وقتی وارد مکه شدند فرمودند : هر کس درِ خانه خود را ببندد در امان است ؛ هر کس بدون اسلحه از خانه بیرون بیاید در امان است ؛ هرکس به خانه خدا بیاید در امان است . آنگونه که در فتح مکه قطرهای خون بر زمین ریخته نشد . این در حالی بود که پیامبر با ده هزار فرد مسلح به شهری وارد شد که آن همه او را آزار دادند ، و به این هم اکتفا نکردند و تا مدینه بدنبال حضرت برای نبرد با ایشان رفتند . اکنون پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قدرت یافته و شهر مکه را تسخیر کرده است و مردم در مقابل ایشان ایستاده و مردم از ترس بر خود میلرزند .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : از من چه انتظاری دارید گفتند : اَخٌ کریم وابن اخ کریم ، تو آقا و از تبار آقایان هستی . وقَد قَدَرْتَ امروز قدرت دست
شماست هر کاری میخواهی انجام بده . فرمود : بروید که همه در راه خدا آزادید . من به شما چیزی نمیگویم مگر آن سخنی که یوسف به برادران خطا کارش فرمود : « لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ »(1)« امروز هیچ مشکلی برای شما نیست » .
در این اثنا حضرت شنیدند که یک کسی ندا در داد « الیوم یوم الملحمة » امروز روز انتقام است ، ناگهان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به علی علیهالسلام دستور داد که داد بزن و بگو « الیوم یوم المرحمة » امروز روز رحمت و محبت است .
این سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است و طبق احادیثی که نقل کردیم به این نتیجه میرسیم که حضرت مهدی علیهالسلام نیز به سیره و روش پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم عمل میکند .
و باز متذکر میشویم که این حدیث جعلی محمّد بن علی کوفی معارض است با حدیثی که میفرماید : « یسیر بسیرة علیٍ » یعنی دقیقاً راه و روش امیرالمؤمنین را اجرا میکند . و یا در حدیث دیگری امام صادق علیهالسلام فرمودند : که آقا بقیهاللّه پیراهن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را میپوشد و سیره ایشان را میپوید .(2)همچنین در حدیث دیگری فرمودند : اگر روزی قدرت به دست ما برسد راه و روش ما همان روش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است .(3)
علی علیهالسلام فرمودند : « هنگامی که فرزندم مهدی علیهالسلام ظهور کند راه مرا طی میکند و عدالت در حکومت را به مردم نشان میدهد .(4)همچنین در
ادامه فرمودند که او سنت رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم را که زمامداران آن را میراندهاند دوباره زنده میکند .(1)
سیره علی علیهالسلام برای بسیاری از مردم روشن است آنجا که وقتی قاتل او یعنی ابن ملجم حضور داشت ، به هنگامی که شیر برای حضرت آوردند فرمود : ابتدا بدهید او بخورد ، چرا که او اسیر شماست . در لحظه آخر نیز فرمودند : اگر من زنده ماندم او را عفو میکنم ، اما اگر از دنیا رفتم اگر او را عفو کنید بهتر است و الاّ در هنگام قصاص چون او تنها یک ضربه به من زده است شما هم یک ضربه بیشتر به او نزنید .
در قوانین تمام کشورهای پیشرفته در اینگونه موارد ، کمیّت مطرح است یعنی مثلاً در مقابل یک نفر باید تنها یک نفر کشته شود اما هیچ کجا کیفیت مطرح نیست ؛ یعنی اگر کسی به کسی یک گلوله زده ، حق ندارند دو گلوله به او بزنند ؛ و تنها کسی که کیفیت در قصاص را مطرح نموده علی علیهالسلام است .
امیرالمؤمنین علیهالسلام جمله معروفی دارند که در طبقات ابن سعد آمده است و میگوید وقتی که امیرالمؤمنین علیهالسلام تمامی وصایا را فرمودند راجع به ابن ملجم اختصاص فرمودند : « اطیبوا طعامه و الینوا فراشه »(2)به او غذای پاکیزه بدهید و برای او رختخواب نرم پهن کنید . این موارد از معجزات اخلاقی علی علیهالسلام است .
حال اینگونه بیندیشیم آیا کسی که سیره او سیره علی علیهالسلام و عدالت او عدالت علی علیهالسلام است میتواند شیوه قتل و کشت و کشتار را در پیش بگیرد .
3 - حدیثی که محمّد بن علی کوفی نقل کرده ، معارض است با احادیث فراوانی که در ذیل آیه « وَلَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »(1)برای شما در وجود مقدس رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم الگوی زیبایی هست .
اگر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای ما الگوی حسنه است به طریق اُولی برای حضرت بقیهاللّه نیز الگو خواهد بود . بنابراین احادیثی که بیانگر اجرای شیوه و روش پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است مؤید همین مطلب است که در آیه شریفه آمده است ، و ایشان در همه امور به سیرت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم عمل میکند و یقیناً از هر سخنی غیر از آن به دور است .
امشب تنها یک حدیث جعلی و شبهه موجود در آن را مطرح نمودیم ان شاءاللّه در شبهای بعد احادیث دیگری را نیز بررسی خواهیم نمود .
1) . احزاب ، 21 .
پرسش : اگر حضرت تشریف آوردند و همه ایشان را پذیرفتند پس این آیه شریفه چگونه معنا میشود که : « یَوْمَ لایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها »
پاسخ : این آیه یقیناً در مورد ظهور حضرت نیست . در احادیث فراوان در ذیل این آیه آمده است : هر زمان که خورشید از غرب طلوع کند ، دیگر توبه کسی که تا آن روز توبه نکرده باشد پذیرفته نمیشود ؛ و این طبق احادیث ، چهل روز قبل از قیامت است . حال آنکه زمان ظهور حضرت هزاران سال با قیامت فاصله دارد ؛ زیرا بعد از حکومت امام زمان علیهالسلام ، دوران رجعت و حکومت پنجاه هزار ساله امام حسین علیهالسلام و سپس حکومت چهل و چهار هزار ساله علی علیهالسلام خواهد بود .
پرسش : به چه دلیل حضرت از امکانات علمی استفاده نمیکند ؟
پاسخ : در احادیثی آمده است که علمی که در بین مردم وجود دارد دو حرف هست ، و با ظهور حضرت ، ایشان بیست و پنج حرف به آن اضافه میکند ؛ به تعبیر دیگر ایشان علم را 1250 درصد اضافه میکند . بدیهی است زمانی که دانش بالا میرود طبعاً به ابزار و ادواتِ موجود نیاز پیدا نمیکند . البته ما گفتیم که از احادیث اینگونه بر میآید ، و ما قطع به یقین این مطلب را نمیگوئیم .
پرسش : در زمان حکومت علی علیهالسلام خیلیها بودهاند که راضی از زندگی خود نبودند چگونه میشود که در زمان حضرت بقیهاللّه راضی
خواهند شد ؟
پاسخ : در ضمن مطالب عرض شد که صفات رذیله در زمان حکومت علی علیهالسلام در نهاد مردم بود ولی وقتی حضرت تشریف میآورند طبق احادیث وارده ، عقلها کامل میشود ، انسانها به معنای واقعی انسان میشوند ، کینه و حیله از مردم دور میشود و دیگر کسی نیاز پیدا نمیکند که علیه کسی اقدامی کند یا کینه کسی را در دل داشته باشد .
تمام مشکلات ما به دلیل کمبودهایی است که داریم ، ولی وقتی کمبودی نباشد زمینه صفات رذیله نیز از بین خواهد رفت .
پرسش : آیا در زمان زندگی محمّد بن علی کوفی هیچ یک از ائمه علیهمالسلام نبودند که با او مقابله کنند ؟
پاسخ : بله در زمان ائمه علیهمالسلام بود . ایشان در مدینه بودند و سپس تشریف بردند در سامرا . هنگامی که امام هادی علیهالسلام و امام حسن عسکری علیهالسلام در سامرا بودند ، او در کوفه و قم مشغول دروغگویی بود . از طرفی امام حسن عسکری علیهالسلام تحت نظر حکومت بود لذا آنقدر آزادی نبود که در مورد او پیامی بفرستد . البته این احتمال هم هست که حضرت پیامهایی نیز فرستاده باشد اما به دست ما نرسیده است .
ما یقین داریم که دهها و بلکه صدها هزار حدیث در کتابخانههایی که عمراً سوزانده شدهاند از بین رفته است . مثلاً وقتی کتابخانه شیخ طوسی را در بغداد آتش زدند حدود 80 هزار کتاب از بین رفت که همه آنها نسخه خطی بوده است ؛ یعنی کتابهایی که به علت عدم امکانات چاپ ، تک
نسخه بودهاند . لذا چه بسا اگر امکان ارسال پیامی هم بوده باشد ممکن است که آن پیامها از بین رفته باشد . اما وقتی کسی مثل فضل بن شاذان که معاصر امام حسن عسکری علیهالسلام بوده ، نسبت به او آنگونه که عرض کردم به صراحت سخن میگوید مطلب برای ما روشن میشود .
پایان جلسه دوم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین
شب گذشته در مورد یکی از افراد دروغپرداز به نام محمّد بن علی کوفی ، مکنی به ابوسمینه مطالبی را گفتیم ، که نجاشی مقدم علمای رجال شیعه در مورد او گفته است که کذاب است و در هیچ چیز به او اعتماد نمیشود کرد . همچنین شیخ طوسی گفته است که او ضعیف است و مطالبی را مطرح نموده که هیچ کس غیر از او آن را نقل نکرده است ؛ یعنی شخصاً جعل کرده است ، نه اینکه از مجعولات دیگران استفاده کرده باشد . همچنین به نقل از فضل بن شاذان گفتیم که ایشان فرمودند : نزدیک است که در قنوتهای نماز او را لعن و نفرین کنم .
دیشب یک حدیث که محمّد بن علی کوفی نقل کرده است بررسی کردیم . حدیث دیگری که از او در کتابها آمده و مشهور شده است و متأسفانه در فرهنگ ما هم وارد شده است این است که او به دروغ از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که فرمودند علی علیهالسلام فرموده است :
« کان لی ان اقتل المُوَلّی واُجْهِزَ علی الجریح ولکنی ترکت ذلک العاقبة من اصحابی ان جرحوا لم یقتلوا وللمهدی له ان یَقْتُلَ المُوَلّی و یُجْهِزَ علی الجریح »(1)
من حق داشتم که هر کس از میدان جنگ بگریزد دنبالش بروم و او را بکشم و اینکه زخمیها را بکشم .
اما این کار را به خاطر عاقبت آن انجام ندادم ، نکند که در جنگهای آینده ، وقتی که اصحاب من زخمی و فراری شوند ، به خاطر این عمل من آنها نیز کشته شوند ؛ لذا برای رعایت حال آنها زخمیها و فراریها را نکشتم .
ولی حضرت مهدی علیهالسلام این حق را دارد که فراری را دنبال کند و زخمیها را بکشد .
در این حدیث تعبیر « حق » است یعنی حق دارد که این کار را انجام دهد اما در احادیث دیگری که همین محمّد بن علی کوفی نقل کرده است میگوید : « یَقْتُلُ المُوَلّی » یعنی کسی را که فرار کرده میکشد « و یُجْهِزْ علی الجریح » زخمیها را میکشد ؛ به تعبیر ما تیر خلاص میزند . اجهاز یعنی کشتن یک زخمی که اگر رها شود ممکن است بمیرد و یا زنده بماند .
1) . نعمانی ، الغیبة ، ص 231 ، ب 13 ، ح 15 .
این حدیث طبق بررسی انجام شده در مورد محمّد بن علی کوفی ، دیگر نیاز به بررسی ندارد و مطمئن هستیم که از نظر سند ضعیف است . اما علاوه بر ضعف سند اشکالاتی نیز دارد .
یکی از اشکالاتش این است که امام صادق علیهالسلام میفرماید : وقتی حضرت ظهور فرمودند :
« منادی آن حضرت در مورد لشکر سفیانی ندا سر میدهد که هرگز فراری را دنبال نکنید و مجروحی را از پای در نیاورید . سپس در مورد آنان ( لشکر سفیانی ) مانند روش امیرالمؤمنین در جنگ بصره رفتار میکند »(1).
این سپاه ، سپاه سفیانی و مرکز فساد و آشوب است ؛ پس متن حدیث کاملاً خلاف حدیث محمّد بن علی کوفی است .
در مورد جنگ بصره روایات زیادی داریم که توضیح میدهد علی علیهالسلام
در جنگ بصره چگونه عمل کرده است . قدیمیترین کتاب در مورد این جنگ کتاب « وقعة الصفین » است . نصر بن مزاحم در این کتاب که در مورد جنگ صفین است ، خطبههای علی علیهالسلام در جنگ جمل را نقل کرده است . این کتاب مربوط به 1200 سال پیش است و مکرر به چاپ رسیده است .
او میگوید که علی علیهالسلام خطبه خواند و فرمود : همه اسیرها را آزاد کنید و آنها که از میدان گریختهاند دنبال نکنید و آنها که زخمی هستند را نکشید .(2)
مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی احادیثی را نقل میکند و سپس میگوید : امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ بصره با سپاه بصره همان رفتاری را کرد که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در فتح مکه با سپاهیان دشمن انجام داد . یعنی به همان صورت که پیامبر فرمان عفو عمومی اعلام کرد و فرمود : « اذهبوا انتم الطلقاء لا تثریب علیکم الیوم » بروید که همه آزاد هستید و امروز هیچ مشکلی برای شما نیست و احدی را تحت تعقیب قرار نداد ؛ همین برخورد را علی علیهالسلام در جنگ جمل در مورد اهل بصره انجام داد .
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه خطبهای دارد که مرحوم سید رضی میگوید وقتی در جنگ بصره صفها آراسته شدند ، ایشان برای اصحاب خودش خطبه خواند و فرمود : « شما هرگز آغازگر جنگ نباشید » . در تمام جنگها اینگونه بوده است و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز اجازه نمیدادند که لشکر اسلام آغازگر جنگ باشد ، امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز هرگز آغازگر جنگ نبودند . حتی در روز عاشورا امام حسین ع فرمودند که شما حمله نکنید ، اما هنگامی که آنها حمله کردند و در حمله اول پنجاه نفر از اصحاب امام حسین علیهالسلام را کشتند ، فرمودند : « اذن اللّه فی قتلی و قتلکم » یعنی خداوند
به من و شما اجازه داده است که برویم و بکشیم و کشته شویم .
علی علیهالسلام نیز فرمودند که « شما آغازگر جنگ نباشید و زخمیها را نکشید و فراریها را دنبال نکنید ، زنها را متعرض نشوید ؛ اگر به شما ناسزا گفتند ، شما ناسزا نگویید ؛ اگر به امیران شما دشنام دادند شما مقابله به مثل نکنید » .(1)
1) . نهجالبلاغه ، نامه 14 . با متن مجله متفاوت است .
این خیلی جالب است ، بحث مربوط به میدان جنگ است ، امیر آنها امیرالمؤمنین علیهالسلام و امام مفترض الطاعه است و از نظر فقهی اگر کسی به ایشان ناسزا بگوید مرتد محسوب میشود ، اما میفرماید اگر به امیران شما ناسزا گفتند شما مقابله به مثل نکنید .
جمله معروفی از علی علیهالسلام است که میفرماید : « ایاکم ان تکونوا السبّابین » مبادا شما ناسزا گوینده باشید ؛ اگر میخواهید در مورد دشمنان خدا صحبت بکنید در مورد اعمال آنها سخن بگویید ، نه اینکه ناسزا و سخنی بگویید که شایسته نیست از دهان شما خارج شود .
یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام در کنار ایشان راه میرفت ، به غلامش حرفی زد و به او ناسزا گفت . حضرت فرمودند : دیگر راه را ادامه نده ، پرسید که چرا ؟ فرمود : چرا این حرف از دهان تو خارج شد ؟ گفت : آقا این که مسلمان زاده نیست و برده است و معلوم نیست که بچه کیست .
فرمودند : اگر چه اینگونه است ولی هر قومی نکاحی دارند و نکاح آنها برای خودشان محترم است . شما نمیتوانید به خاطر مسلمان نبودن و یا اینکه اگر شخصی اهل کتاب نیست و یا کافر است به این جرم او را ولد حرام بدانید .
مطلبی را در حاشیه این موارد عرض کنم که روزی علی علیهالسلام مشغول نماز جمعه بود . طبق تحقیقات انجام شده ، در نماز جمعه امیرالمؤمنین قریب یک میلیون نفر شرکت میکردند . این رقم که طبق تحقیقات بیان شده است برای چهارده قرن پیش بسیار رقم بالایی است .
امیرالمؤمنین در بین این جمعیتِ یک میلیون نفری بر روی منبر خطبه
میخواند . اشعث بن قیس وسط خطبه آتشین امیرالمؤمنین علیهالسلام از بالای بام فریاد زد که : قتل اللّه الرجل ما اکذبه ، خدا او را بکشد چقدر دروغ میگوید . امیرالمؤمنین علیهالسلام که بالاترین مقام قدرت در روی زمین بود ، گفت : اشعث به خدا قسم دروغ نمیگویم ، سپس بقیه خطبه را ادامه داد . بعدها هم کسی به سراغ اشعث نرفت که بگوید چرا به آقا توهین کردی . حکومت عدل امیرالمؤمنین علیهالسلام اینگونه بود .
از این واقعه مهمتر ، روزی که علی علیهالسلام به شهادت رسید دو نفر برای قتل امیرالمؤمنین علیهالسلام رفته بودند یکی شبث بن ربعی و دیگری ابن ملجم مرادی . اولین کسی که شمشیر را بالا برد شبث بود ، ولی وقتی خواست که شمشیر را پائین بیاورد به طاق محراب مسجد برخورد کرد . شمشیرش شکست و او فرار کرد . پس از او ابن ملجم شمشیر زد و علی علیهالسلام مجروح شد .
در هیچ کجای تاریخ نیامده است که امام حسن علیهالسلام شبث بن ربعی را بخواهد و از او در مورد این عملش سؤالی بپرسد . او شمشیر زده ولی به علی علیهالسلام نرسیده است . اما اگر برای یکی از زمامداران جهان این اتفاق بیفتد نه تنها آن شخص ، بلکه تمام ایل و تبارش را میکشند . اما چون قصاص قبل از جنایت نمیشود و از دست او جنایتی اتفاق نیفتاده است با او کاری ندارند . آقا بقیهاللّه فرزند این امیرالمؤمنین است ، و همان روش ایشان در جنگ بصره را در موقع ظهور و قیامش عملی میکند .
همه اطلاع دارید که در جنگ صفین آب را بر روی لشکر علی علیهالسلام بستند . ایشان خطبه بسیار آتشینی خواندند که : « فاقروا علی مذلة و تأخیر
محلة او رَوُّو السیوف من الدماء ترووا من الماء » ،(1)یا برای تشنگی و به ذلت جان دادن حاضر شوید و یا با شمشیرهای گداخته به سوی آنها حمله کنید تا آب را پس بگیرید .
پس از خطبه سپاه ایشان حمله کردند و آب را به آسانی پس گرفتند . آنگاه فرمودند : به طرف سپاه معاویه شریعه باز کنید ، شریعه یعنی راهی که برای برداشتن آب درست میکنند . برخی اعتراض کردند که آنها آب را بر ما بسته بودند . آقا فرمودند : اگر من هم آب را ببندم پس فرق بین من و معاویه در چیست ؟
بنابراین در مورد کسی که به دشمنی آمده و تا چند لحظه قبل سپاه او را در شدیدترین وضع بحرانی قرار داده ، اجازه مقابله به مثل نمیدهد . نه تنها اجازه مقابله نمیدهد ، بلکه بیدرنگ میفرماید : شریعه باز کنید تا آب بردارند و اعلام کنید که بیایند از آب استفاده کنند .
پس این حدیث که میفرماید آقا بقیهاللّه فراریها و زخمیها را میکشد و یا اجهاز میکند ، با ضوابط ما هماهنگی ندارد ، علاوه بر اینکه گوینده آن نیز در تاریخ دروغگویی تثبیت شده است .
تاکنون دو حدیث از محمّد بن علی کوفی بررسی نمودیم ، اکنون به حدیث دیگری از او میپردازیم :
محمّد بن علی کوفی از امام باقر علیهالسلام روایت میکند :
« اگر مردم میدانستند که حضرت مهدی علیهالسلام به هنگام خروج چه
1) . نهجالبلاغه ، خ 51 .
رفتاری دارد ، بیشتر مردم آرزو میکردند که آن روز را نبینند ، به جهت کشتاری که انجام میدهد » .(1)
این هم از جمله مطالبی است که در فرهنگ ما وارد شده و بسیاری هستند که میگویند معلوم نیست اگر آقا بیاید وضع ما چگونه میشود ؛ معلوم نیست که اول گردن ما را نزند .
از خودمان بپرسیم مگر ما چه کردیم ؟ مگر ما قاتلیم که گردن ما را بزند ؟ اگر گناه کردیم توبه میکنیم و برمیگردیم ، ولی اگر خونی به گردن ما هست آن مطلب دیگری است ؛ ولی اگر قاتل نیستیم ولو آدم بدی باشیم چرا باید کشته شویم ؟
سپس ادامه میدهد :
« از قریش آغاز میکند ، و با قریش فقط شمشیر مبادله میکند »(2)
یعنی فقط میجنگد و شمشیر میزند و شمشیر دریافت میکند .
من از آقا بقیهاللّه شرمنده هستم که ادامه این حدیث را میخوانم ، او میگوید این کشت و کشتار به گونهای است که :
« برخی از مردم میگویند او از آل محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیست اگر از آل محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود رحمی در دلش بود » .(3)
آیا انسان میتواند این را قبول کند ؟ اولاً گوینده دروغگو است و
سرچشمه خبر اگر چه از طرف امام باقر علیهالسلام ساخته شده است اما یک محقق باید همه موارد صحت یک حدیث را بررسی کند . ثانیاً اینکه با احادیث فراوانی معارض است از جمله :
1 - با احادیثی که از رأفت و رحمت و شفقت آن حضرت سخن میگوید . یکی از این احادیث حدیث لوح حضرت فاطمه علیهاالسلام است . این لوح در بسیاری از خانهها به صورت تابلو به دیوار زده شده است .
این لوح را خدای منان برای حضرت فاطمه علیهاالسلام فرستاده است . در تمام کتابهای قدمای ما از 1400 سال قبل ، این متن موجود است و سندش بسیار قوی است . در روایات است که جابر بن عبداللّه انصاری خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام رسیدند و از روی متن لوح موجود در دست حضرت ، استنساخ کرده است . امام صادق علیهالسلام فرمودند : وقتی پدرم امام باقر علیهالسلام با جابر ملاقات کرد فرمودند که جابر من میخواهم روزی به منزل شما بیایم . جابر گفت : هر وقت شما صلاح بدانید . فرمودند که میخواهم آن نوشتهای که از روی لوح موجود در دست حضرت زهرا علیهاالسلام نسخهبرداری کردهای ، ببینم .
با همدیگر به منزل جابر تشریف بردند . وقتی جابر لوح استنساخ شده را آورد حضرت فرمودند : جابر آن را پیش من نیاور ، فقط نگاه کن و ببین آنچه من میخوانم با آن منطبق است یا خیر ، و از حفظ متن لوح را خواندند ؛ وقتی جابر همه را شنید ، بعد از اتمام لوح گفت : به خدا قسم یک حرف و یا یک نقطه کم و زیاد نیست . فرمود : بیاور تا آن را ببینم .
در این لوح اسامی دوازده امام علیهالسلام آمده و برای هر یک از ائمه علیهمالسلام نیز
توضیحی آمده است . صفتی که در مورد آقا بقیهاللّه در این لوح آمده « رحمة للعالمین » است .(1)
دقت بفرمائید که این مطالب در موردهمان آقایی است که در روایت قبلی میگفت که ایشان آنقدر از انسانها میکشد که آنها میگویند اگر او از اولاد فاطمه علیهاالسلام بود رحمی در دل داشت .
حدیث دیگر که در مورد رأفت و رحمت حضرت بقیهاللّه است تعبیری است که در زیارت آل یس از طرف خودِ حضرت به دست ما رسیده است و زیارت بسیار ارزشمندی است که در توقیع شریف از ناحیه مقدسه رسیده است . در این زیارت شریف از آقا بقیهاللّه به عنوان « الرحمة الواسعة » یعنی رحمت گسترده خدا یاد میکند .(2)
در حدیث دیگر از امام صادق علیهالسلام نقل میکنند که وقتی آقا ظهور میفرماید ، خطبهای در مورد رحمت پروردگار قرائت مینمایند . در این خطبه میفرمایند : « و انا تلک الرحمة » آن رحمت واسعه خدا من هستم .(3)
در حدیث دیگری آمده است : « اشفق علیهم من آبائهم » یعنی از پدران و مادران به مردم مهربانتر است .(4)
همچنین پس از ظهور در روز 25 ذی الحجه وجود مقدس حضرت علیهالسلام به نفس زکیّه دستور میدهد که در بین رکن و مقام پیامی را قرائت کند ، و
در متن پیام او میگوید که آقا میفرماید : « نحن اهل بیت الرحمة و معدن الرسالة » ما اهل بیت رحمت و معدن رسالتیم .(1)اگر آقا طبق آن حدیث جعلی آنگونه کشت و کشتار راه بیندازند ، چگونه میتواند از خودش و پدرانش به عنوان اهلبیت رحمت نام ببرد ؟
این تعبیرات از جمله تمام تعبیراتی است که از بررسی آنها میفهمیم که محمّد بن علی کوفی این سخنان را از خود بافته و به دروغ به حضرت نسبت داده است .
2 - این حدیث با احادیثی که از خشنودی اهل زمین و آسمان از حکومت حقه حضرت ولی عصر علیهالسلام خبر میدهد نیز معارض است .
در خبر آ مده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند :
« یرضی علیه اهل السماء و الارض و الطیر فی الهوا »(2)
« اهل زمین و آسمان و حتی پرندگان هوا از خلافت او خشنود میشوند » .
آیا این خبرِ شادمانی همگانی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با بیان محمّد بن علی کوفی سازگاری دارد ؟
قبلاً حدیثی نقل کردیم که هیچ مؤمنی در قبر نمیماند مگر اینکه از ظهور حضرت خوشحال میشود و مؤمنین در قبرها به دیدار همدیگر
میروند و ظهور آقا بقیهاللّه را به هم بشارت میدهند .(1)
وقتی خوشنودی ظهور به ساکنین قبرها هم میرسد آیا ممکن است کشت و کشتار حضرت علیهالسلام صحت داشته باشد .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند : « در زمان او زندگی گوارا است » .(2)
در حدیث دیگری از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل شده است که در شب ظهور منادی آسمانی از آسمان ندا میدهد که ای مردم ! دوران زمامداریِ زمامداران ستمگر تمام شد و بهترین امت که از اهلبیت پیامبر است زمام امور را در دست گرفت .(3)
در ذیل آیه شریفه : « وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤمِنُونَ بِنَصْرِ اللّهِ »(4)احادیثی نقل شده است که مؤمنین در ظهور آقا بقیهاللّه به نصرت الهی شاد میشوند .(5)
همه این احادیث با سخنی که محمّد بن علی کوفی نقل کرده است منافات دارد .
3 - این حدیث معارض است با احادیث فراوانی که حضرت مهدی علیهالسلام
را تنها ملجأ و پناه مردمان معرفی میکند .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید :
« امت من به او پناه میبرند همچنانکه پرندگان به آشیانههای خود
پناه میبرند » .(1)
یعنی هر پرندهای وقتی با مشکل مواجه میشود به آشیانه خود پناه میبرد ، حتی زنبورها به کندو و به ملکه خود پناه میبرند .
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در حدیثی میفرمایند :
« از نظر پناه دادن از همه وسیعتر ، از نظر دانش از همه برتر و از نظر دل رحم بودن از همه بیشتر » .(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در تشریح جنایات لشکر سفیانی میفرماید :
خداوند به جبرئیل فرمان میدهد که از فراز مسجد دمشق ( بین زمین و آسمان ) ندا دهد که ای امت محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم پناه شما آمد . پناه و فرج شما مهدی آل محمّد ( عج ) از مکه خروج کرد ؛ به سوی او بشتابید .(3)
اینکه حضرت پناهگاه مردم است و علی علیهالسلام او را رحیم و دلرحم میخواند چگونه با آن سخن محمّد بن علی کوفی که نعوذ باللّه میگوید : مردم میگویند کاش حضرت رحمی در دل داشت ، تناسب پیدا میکند .
در اینجا به بررسی همین دو حدیث اکتفا میکنم و به برخی آیات در مورد بقیهاللّه علیهالسلام میپردازم .
مرحوم محدث سید هاشم بحرانی در کتاب « المحجة فی ما نزل فی الامام الحجة » در ذیل 110 آیه قرآن که در مورد قیام حضرت مهدی علیهالسلام
آمده ، احادیثی را نقل نموده است . مرحوم محدث بحرانی صاحب تفسیر البرهان و کتاب غایة المرام و دهها اثر با ارزش دیگر است .
ما حدود 300 آیه از قرآن را که طبق احادیث معتبر به وجود مقدس آقا بقیهاللّه تفسیر شده است جمعآوری نمودهایم که هنوز به چاپ نرسیده است . همین اندازه برداشت میکنیم که حداقل 300 آیه قرآن در مورد وجود مقدس حضرت بقیهاللّه سخن میگوید .
[ادامه مطلب نیامده و به پرسش و پاسخ ادامه یافته است .]
پرسش : آیا حضرت مهدی علیهالسلام اولاد و همسر دارند یا خیر ؟ و آیا از سید بن طاووس دختری گرفته است ؟
پاسخ : این مطلب را در مقدمه کتاب جزیره خضرا به تفصیل بیان نمودهایم و آنجا گفتهایم که ایشان قطعاً همسر و فرزند دارند و احادیثی را نیز آنجا نقل نمودهایم . همچنین ادعیهای را که در آن ادعیه مواردی از این مبحث که فرمودهاند : « اللهم صل علیه و علی اهله و ولده و ذریته » با ذکر مدارک آن نقل کردهایم .
در مورد اینکه با دختر سید بن طاووس ازدواج کرده باشد تاکنون مطلبی ندیدهایم ، اما تنها موردی که درباره سید بن طاووس دیدهایم - و در کتب دیگران از قول او نه در کتابهای سید نقل شده است - این است که ایشان فرموده است که من در یکی از عروسیهای آقا بقیهاللّه شرکت کردهام . اما این مطلب که آقا از سید دختر گرفته باشد در هیچ جا نقل نشده است .
پرسش : در مورد تعبیری که بیان شد : فهم ما از دوران ظهور مانند فهم و درک جنین است به دنیای ما ، سؤال شده است که یعنی مردم معنای عدالت را بعد از ظهور خواهند فهمید ؟
پاسخ : ما این تعبیر را نداریم ؛ اما اگر به انسانی که از نعمت بینایی محروم است بگویند که در این عالم خیابانهایی با این اوصاف ، یا نور ، ماه ، ستاره و ... هست ؛ او تنها برداشتی ناپخته از این سخن میکند ولی آیا واقعاً میتواند آن را درک کند ؟
حال اگر روزی بتواند به چشم خود ببیند ، خواهد دید که تفاوت بسیاری با برداشتهای قبلی دارد .
برداشت ما از زمان ظهور هم تقریباً به همین صورت است . معنای اصلی عدالت را هم نمیتوان تصور کرد ؛ چرا که انسان اگر چیزی را ببیند میتواند در مورد آنچه دیده است تصویر روشنی داشته باشد ، ولی چیزی که در تاریخ بشریت وقوع پیدا نکرده است طبعاً تصویر درست و روشنی از آن نمیتوان داشت .
پرسش : آیا هم اکنون دوره آخرالزمان است ؟
پاسخ : شما توجه دارید که به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ما ، پیامبر آخرالزمان گفته میشود ، یعنی آخرالزمان آغاز شده ، اما این کلمه ، کلمهای است که ما بازای زیادی دارد . آیا این آخرالزمان هزار سال یا ده هزار سال طول میکشد ؟ ما نمیدانیم ؛ ولی این را میدانیم که دوره آخرالزمان محسوب میشود ولی الآن در کجای آن هستیم ، معلوم نیست .
پرسش : در بین سخنان گذشته از تعبیر فرشتهها که از خداوند پرسیدند : آیا میخواهی انسانهایی خلق کنی که در روی زمین فساد کنند و خونریزی کنند ، سؤال شده است که همچنانکه پیشبینی آنها در آنجا درست بود ، چرا نتوانستند شرایط پس از ظهور را پیشبینی کنند و این اعتراض را نکنند ؟
پاسخ : در آیهای از قرآن در همین مورد مطلبی هست که میفرماید :
اینها را به اسمشان نام ببرید ؛ گفتند خدایا ما که علمی نداریم مگر آنچه که خود به ما دادهای « لا علم لنا الا ما علمتنا » ؛ لذا میفهمیم که همه معلومات در آن روز ، در اختیار فرشتهها نبوده است تا شرایط دوران بعد از ظهور را هم بدانند . چرا که بحث در مورد قبل از آفرینش انسان است .
پرسش : مگر همه ائمه علیهمالسلام نور واحد نیستند ؟ اگر اینگونه است پس چرا میگوئیم که امام زمان علیهالسلام شبیهترین مردمان به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است ؟
پاسخ : شباهت غیر از مسئله نور واحد بودن است . مثلاً در مورد امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام تعبیر شده است که یکی از اینها از سینه به بالا به پیامبر شبیه بود و دیگری از سینه به پائین ، یعنی نوع راه رفتن ؛ و یا در مورد حضرت زهرا علیهاالسلام آمده است که راه رفتن ایشان دقیقاً شبیه به راه رفتن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود .
لذا شباهت این جهت را ندارد . اما فقط در مورد دو نفر تعبیر « اشبه الناس » مطرح شده است که یکی از زبان امام حسین علیهالسلام در مورد شاهزاده علیاکبر علیهالسلام ، و دیگری هم در مورد آقا بقیهاللّه در دهها حدیث از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و امیرالمؤمنین علیهالسلام تا برسد به امام حسن عسکری علیهالسلام که همه تعبیر کردهاند که ایشان « اشبه الناس برسول اللّه » است « خَلقاً و خُلقاً » ، و در بیان امام حسن عسکری کلمه « منطقاً » نیز آمده است ؛ و ما این احادیث را قبلاً خواندهایم .
اما اگر منظور شباهت اخلاقی باشد اگر چه همه نور واحدند اماتبلور یک خُلق در یکی از آنها ایجاب میکند که آن خُلق به او اطلاق شود . به
عنوان مثال همه امامان معصوم علیهمالسلام راستگو هستند ولی تنها امام جعفر صادق علیهالسلام به این لقب مخصوص شده است . یا همه امامان ما کاظم الغیظ هستند ولی این لقب تنها به امام موسی کاظم علیهالسلام اختصاص یافته است .
پرسش : این مطلب صحت دارد که بردن نام خاص امام زمان علیهالسلام که م - ح - م - د است در زمان غیبت حرام است ؟
پاسخ : ما احادیث فراوانی داریم که بردن نام حضرت علیهالسلام یعنی همان نامی که همنام پیامبر علیهالسلام است ، جایز نیست .
مرحوم میرداماد کتابی دارد به نام « شرعة التسمیه » ، که توسط حضرت آقای میردامادی و مؤسسه ایشان چاپ شده است . ایشان در این کتاب اثبات کرده که بردن نام خاص حضرت علیهالسلام در زمان غیبت حرام است ، و با استناد به بیش از شصت حدیث این مطلب را نقل کرده است .
در مقابل این ، کتابی از شیخ حر عاملی به نام « کشف التعمیه فی حکم التسمیه » هست ، که با بیش از نود حدیث اثبات کرده است که در زمان ما بردن نام خاص امام علیهالسلام اشکال ندارد .
بنابراین از ظاهر روایات ، عدم بیان نام خاص حضرت علیهالسلام استنباط میشود اما به فتوای مراجع زمان ، این امر اشکال ندارد . اما به خاطر رعایت حریم روایاتِ نهی کننده ، آن را به زبان نمیآوریم مگر مواردی که در متن حدیث از معصوم علیهالسلام نقل شده باشد ؛ و یا در دعایی که به دنبال زیارت آل یس است که در آنجا صلوات و سلام ، با نام خاص حضرت علیهالسلام آمده است و ما اجازه نداریم که کلام معصوم را عوض کنیم .
مرحوم شیخ صدوق که اعتقاد به تحریم بردن نام امام علیهالسلام دارد هر جا که ناچار شده حروف را جدای از هم نوشته است به صورت م - ح - م - د ؛ و این تا زمان ما در تمام کتابها محفوظ است .
اما از جمله کسانی که به صراحت به عدم تحریم آن فتوا داده مرحوم آیتاللّه العظمی خوئی است .
پرسش : آیا اولاد حضرت مهدی علیهالسلام میدانند که اولاد ایشان هستند ؟
پاسخ : بله . اگر بنا بر این باشد که اولاد حضرت در جزیره خضرا باشند در آنجا تشکیلات و امیر و نَسَبی دارند .
وقتی علی بن فاضل به آنجا مشرف میشود و خدمت سید شمسالدین میرسد ، او میگوید که من پنجمین نوه امام زمان علیهالسلام هستم .
من مدرک مستندی ندارم ، اما از مرحوم آیتاللّه مرعشی شنیدم که ایشان میفرمود که در مصر خاندانی هستند که از اولاد حضرت هستند و خود را به عنوان سید میشناسند و نمیدانند که نسب اینها به حضرت میرسد .
پرسش : آیا صحت دارد که قاتل آقا امام زمان علیهالسلام یک زن اصفهانی است ؟
پاسخ : ما هیچ مدرکی نداریم که اثبات کند حضرت بقیهاللّه به شهادت میرسد ، بلکه آنچه در روایات مطرح شده است با عنوان « موت » است یعنی مرگ طبیعی . همچنین حدیث معروفی از امام رضا علیهالسلام نقل نمودیم
که فرمودند : « ما منا الا مسمومٌ او مقتول » از ما خاندان کسی نیست مگر اینکه یا با زهر و یا با شمشیر کشته نشود .
البته در سند حدیث اشکال کردهاند اما محتوا را همه پذیرفتهاند ؛ ولی در مورد اینکه این حدیث در مورد بقیهاللّه نیز اجرا میشود تردید وجود دارد ، و علت تردید هم این است که در زمان حضرت همه معیارها و مقیاسها عوض میشود و در زیر این آسمان فرد فاسدی که در صدد شهادت حضرت باشد وجود ندارد .
ما طلبهها اصطلاحی داریم که میگوئیم فلان موضوع از فلان مسئله انصراف دارد ، یعنی شامل آن نمیشود . مثلاً در مورد فلان شهر میگوئیم که همه اینگونهاند ؛ اما باز هم افراد معدودی هستند که با آن موضوع فاصله دارند و سخن مورد نظر شامل آن افراد نمیشود ، این مطلب را در اصطلاح انصراف میگویند .
به احتمال قوی این حدیث انصراف داشته باشد . البته قبلاً هم گفتهایم که این سخن را از آنجا که دلیل قطعی نداریم ، ادعا نمیکنیم . اما ادعای قتل امام علیهالسلام توسط زن ریشدار ، از ابن عربی جعل شده است و سندی ندارد و در هیچ یک از اسناد هشتصد ساله قبل از او نیامده است ، و بعد از ابن عربی به کتابها وارد شده است .
از ابن عربی مطالب زیادی جعل شده است مثلاً گفته است : لو لا السیف بیده لاََفْتَی الفقهاء بقتله یعنی اگر شمشیر در دست آقا نبود فقها به قتل او فتوا میدادند . این سخن در هیچ کتابی نیامده و او این سخن را جعل کرده است ، چون صوفی بوده و همیشه فقها ضد صوفیها ، و صوفیها هم ضد فقها
بودهاند ؛ و بطوری که ما صوفیها را مسلمان نمیدانیم آنها هم ما را مسلمان نمیدانند . البته این نه اینست که اینها نجس هستند چون در مراحلی ممکن است نجس نباشند ، اما آنها هم همین نگاه را به ما دارند .
دیگر از مواردی که جعل کرده این است که چون آقا به ظَهر کوفه ، یعنی نجف ، میرسد ده هزار نفر از فقهای نجف شمشیر بر میدارند و علیه او میجنگند . او نجف را میگوید چون مرکز تشیع است . اگر قاهره یا دمشق را میگفت باز میشد تا حدی آن را پذیرفت ، ولی نام نجف را میبرد ؛ محلی که همه عاشق و ارادتمند این خاندان در آنجا هستند . چرا میگوید نجف ؟ چون ضد شیعه است .
او همان فرد پَست و پلید و ملعونی است که نوشته : رجبیون شیعیان را به صورت خوک میبینند . کسی که با شیعه اینگونه مخالف است که میگوید شیعهها در عالم کشف و شهود به صورت خوک دیده میشوند ، هر شرّی از او انتظار میرود و هیچ امید خیری در او نیست .
پرسش : یکی از بزرگان اصفهان گفته است که آشتی درندگان در زمان ظهور حضرت کنایه است و واقعیت ندارد .
پاسخ : ما این را به طور قطعی نمیدانیم زیرا مأمور به ظاهر هستیم و تعبیر حدیث از این موضوع به عنوان یک حادثه شگفت از حوادث دوران غیبت یاد میکند . حتی امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید : در دوران ظهور که حضرت فرماندهانش را به بلاد مختلف میفرستد آنقدر امنیت در شهرها برقرار است که
[ پاسخ ناتمام است ]
پایان جلسه سوم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه و علی رسولاللّه و علی آله آل اللّه و اللعن الدائم علی اعدائه اعداء اللّه
و بعد قال رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم : یَمْلاَءُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَت ظُلْماً وَجَوْراً
هر چند نظر داشتم که از مطرح نمودن برخی احادیث ساختگی صرفنظر کنم ، اما فرصت را مغتنم میشمارم زیرا این احادیث هیچوقت مطرح نشده و نمیشود ، لذا امشب نیز یک حدیث دیگر از روایات محمّد بن علی کوفی را مورد بررسی قرار میدهیم .
علت انتخاب روایات نقل شده از این شخص ، اینست که در حدود بیست و هشت حدیث از او نقل شده و عمده آنچه که باعث شده که چهره آقا بقیهاللّه علیهالسلام - نعوذ باللّه - به شکل یک فرد خون ریز مطرح شود همین
احادیث است ، لذا احادیثی را که از این شخص به ما رسیده است تا اندازهای با حساسیت دنبال میکنیم .
در شبهای گذشته سه حدیث نقل کردیم ، و بررسی نمودیم که این شخص هم خودش دروغگو است و هم متن احادیث نقل شده از او با احادیث فراوان شیعه موافقت ندارد .
حدیث دیگری که او نقل کرده اینست که امام باقر علیهالسلام فرمودند :
« حضرت قائم علیهالسلام با فرمانی جدید ، کتابی جدید و داوری جدید قیام میکند و پذیرفتن آن داوری برای عرب سنگین است ، و او کاری جز شمشیر ندارد ، توبه احدی را نمیپذیرد و از نکوهشِ کنندهای نمیترسد » .(1)
این متنِ روایتی است که آن شخص کذّاب ، دروغگو ، شیاد و حقهباز(2)از امام باقر علیهالسلام در ترسیم چهره آقا بقیهاللّه نقل کرده است ، که علاوه بر ضعف سند ، محتوای آن نیز با اعتقادات ما وفق ندارد .
در مورد تعبیر « کتاب جدید » که در احادیث دیگر هم آمده است این نکته را میتوان گفت که این تعبیر قابل توجیه است و آن اینکه تا زمان قبل از ظهور حضرت علیهالسلام ، آنقدر متن قرآن به غلط تفسیر میشود ، که در زمان تشریف فرمایی ایشان و بیان تفسیر صحیح قرآن ، فرمایشات ایشان برای
مردم تازگی دارد . حتی در احادیثی تعبیر « آئین جدید » نیز آمده است یعنی شرع مقدس آنقدر در طول تاریخ دچار تحلیلها و تحریفهای مختلف و نادرست میشود که وقتی حضرت علیهالسلام شرعِ منطبق با قرآن و سنت پیامبر را بیان میفرماید ، برای مردم تازگی دارد .
لذا بدین دلایل به بحث در مورد این تعبیر نمیپردازیم ، و به بقیه حدیث دقت مینمائیم .
در ادامه میگوید : داوری و قضاوت جدید ، که در عرف ما به آن « قضاوت داوودی » گفته میشود .
قضاوت داوودی یعنی قضاوتی که در آن ، قاضی از دو طرف مرافعه ، شاهد مطالبه نکند و تنها به علم خودش عمل کند ، یعنی خودش « واقع » را بداند و مطابق با آن قضاوت کند . در روایات مختلفی هم که از این افراد نقل شده ، آمده است که حضرت مهدی علیهالسلام « لا یَسئَلُ بینة » یعنی شاهد نمیطلبد و قضاوت داوودی میکند ؛ اما به دلیل عدم شواهد اثباتِ این مطلب ، این تعابیر را در مورد حضرت قبول نمیکنیم .
امام صادق علیهالسلام نقل میفرماید که حضرت داوود علیهالسلام فقط یک بار این گونه قضاوت نموده ، نه اینکه همیشه بدون شاهد قضاوت کند . او همیشه با دلیل و شاهد قضاوت میکرد تا اینکه از خداوند درخواست نمود و فرمود : خداوندا حوادث را به من بنمایان تا طبق واقع ، بین مردم قضاوت کنم .
در شرع اینگونه است که اگر دو شاهد عادل و متدین موردی را تائید کنند و در قضاوت شاهد و بینه قاضی باشند بدان مورد حکم داده میشود .
اگر چه ممکن است دو عادل که در مورد مطلبی شهادت میدهند ،
دچار اشتباه بشوند اما شرع ، حضور شاهد و شهادت او را دلیل و راهنمای قاضی قرار داده است .
پیامبر رحمت صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز در قضاوتهای خود میفرمودند که من موظفم بر اساس شواهد و سوگندها عمل کنم اما اگر شهود اشتباه کنند ، برطرف برنده مرافعه سود این قضاوت حرام است ، و با این قضاوت و شهادت شهود ، حکم واقعی تغییر نمیکند .
خداوند به داوود علیهالسلام فرمود که قضاوت بدون شاهد بر امت سنگین ، و بر تو طاقتفرسا است ؛ ولی داوود بر این درخواست اصرار ورزید ، و آنقدر پافشاری نمود که خداوند حاجت او را برآورده کرد .
پس از مدتی دو نفر جهت اقامه دعوا نزد حضرت داوود علیهالسلام آمدند و یکی از آنها علیه دیگری به آن حضرت شکایت کرد که او اموال مرا دزدیده است . حضرت داوود علیهالسلام متوجه وحی الهی شد .
خداوند منان به او وحی فرمود که او دروغ میگوید و نه تنها او مالش را ندزدیده، بلکه این شاکی پدر آن دیگری را کشته و همه اموال او را دزدیده است .
حضرت نیز فرمود تا او را کشتند و اموالش را به آن دیگری داد .
در این واقعه قضاوت درست بود ، زیرا هم خونی که بر گردن آن مرد بود و حضرت به وحی الهی از آن باخبر شد با قصاص آن مرد پایمال نشد و هم اموال آن مرد طبق وحی الهی به صاحبش بازگردانده شد .
مردم از این قضاوت شگفت زده شدند و علیه حضرت داوود علیهالسلام به گفتگو پرداختند و گفتند گوئی او مدعی است که همه چیز را میداند آنچنانکه اموال شاکی که مدعی است گرفته و به مدعی علیه که از او شکایت
شده داده است و سپس مدعی را نیز قصاص کرده است .
کار را بر حضرت داوود علیهالسلام آنقدر سخت گرفتند که زندگی برای آن حضرت غیرقابل تحمل شد .
لذا حضرت داوود علیهالسلام با غم و اندوه فراوان با خدای خود به نجوی پرداخت و فرمود : اشتباه کردم و درخواست میکنم که این تقاضا را از من بردار . خداوند نیز دعای او را استجابت فرمود و آن توانِ در قضاوت را از او برداشت .(1)
این قضیه در کتاب کافی و دیگر کتب مرحوم کلینی ، و همچنین تهذیب الاحکام مرحوم شیخ طوسی نقل شده ، و در آنها تصریح شده است که فقط یک بار حضرت داوود بدین صورت حکم کرده است ( حکم واقعی ) ؛ در دیگر موارد طبق فرموده خداوند منان و بر اساس شهود و بینه قضاوت مینمود .
قرآن کریم بر این قضیه شاهدی دارد آنگونه که فرموده است : « وَ آتَیْناهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ »(2)« ما به حضرت داوود علیهالسلام حکمت و فصل الخطاب عطا کردیم » . در ذیل این آیه شریفه احادیث فراوانی آمده است ، مثلاً از امیرالمؤمنین علیهالسلام در مورد « فصل الخطاب » سؤال میکنند ، ایشان میفرماید یعنی قضاوت بر اساس شهود و اَیمان .
شهود یعنی شاهد و بینه ، اَیمان جمع یمین یعنی سوگند و قسم . یعنی کسی که ادعا میکند باید دو شاهد عادل بیاورد . اگر کسی نتواند شاهد بیاورد ، از طرف مقابل میخواهند تا سوگند یاد کند ، و با این سوگند
قضاوت به نفع او خواهد شد .
این تعبیر در فقه ما به صورت قانون در آمده است : « البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر »(1)« ادعا کننده باید دو شاهد بیاورد و انکار کننده قسم بخورد » یعنی اگر مدعی شاهد نداشته باشد مدعی علیه تنها با قسم خوردن میتواند قضاوت را به نفع خود به پایان ببرد .
این مطلب تنها مشکل حضرت داوود علیهالسلام بود که در قرآن نیز بدان تصریح شد و در کتب مختلف از جمله مجمع البیان و تفسیر ثعلبی و تفسیر جوامع الجامع بدان اشاره شده است ؛ اما داستان دروغین دیگری نیز به حضرت داوود علیهالسلام نسبت میدهند که از اسرائیلیات است و از تورات گرفته شده است و در کتب عهدین جدید نیز وجود دارد .(2)
آمده است که حضرت داوود علیهالسلام در سپاه خود فرماندهی به نام اوریا داشت . او همسری داشت که وقتی حضرت داوود علیهالسلام او را دید به او علاقهمند شد . در یک لشگرکشی دستور داد که اوریا به خط مقدم لشکر برود . اوریا در این نبرد کشته شد و حضرت داوود علیهالسلام بعد از اتمام عده همسر اوریا با او ازدواج کرد .
امیرالمؤمنین با قاطعیت این مطلب را تکذیب نموده و میفرماید : « هر کس را نزد من بیاورند که معتقد باشد که حضرت داوود علیهالسلام با زنِ اوریا ازدواج کرده به او دو بار حدّ جاری میکنم ؛ یکی حدّ افترا در اسلام ، دیگری حد پائین آوردن جایگاه
نبوت » ؛(1)و یا در حدیثی دیگر فرمود : « به او یکصد و شصت تازیانه میزنم » .(2)
پس میتوان قاطعانه گفت آنچه که به حضرت داوود علیهالسلام نسبت داده و به او تهمت میزنند واقعیت ندارد و تنها مشکل او این بود که فقط یک بار بر اساس واقع قضاوت کرد و نه بر اساس شهود و اَیمان .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند : « انما اقضی بینکم بالبینات و الاَیمان »(3)« من بر اساس شهود و سوگند بین شما قضاوت میکنم » ؛ یعنی شیوه قضاوت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر اساس بینه و یمین است . لذا بر اساس تمام احادیثی که قبلاً اشاره نمودیم که فرمودند : « یسیر بسیرة جده » و یا « یسیر بسیرتی » و ... ، حضرت بقیهاللّه علیهالسلام نیز بر اساس شیوه پیامبر و بر اساس بینه و یمین در بین مردم قضاوت خواهند نمود . همچنین روایاتی وجود دارد که فرمودهاند در زمان ظهور حضرت علیهالسلام مردم آنقدر با دین و آئین آشنا میشوند که حتی بانوان در سراپردههای خود بر اساس حکم قرآن و سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم- که دراینجا بینه و اَیمان است - قضاوت میکنند .(4)
محمّد بن علی کوفی در ادامه این حدیث ساختگی خود میگوید که حضرت مهدی علیهالسلام کاری جز شمشیر ندارد ، حال آنکه ما در شبهای گذشته روایات بسیاری در مورد رحمت و رأفت ، عدالت ، مهربانی و موارد دیگر
از خصوصیات رحمانی آن حضرت نقل نمودیم که همگی در اثبات جعلی بودن و ادعای دروغین محمّد بن علی کوفی بود ، و توضیح دادیم که بحث از امام زمان علیهالسلام است و نه جلادان بزرگ تاریخ مثل حجاج بن یوسف ثقفی .
تعبیر بعدی که بسیار حساس است و در این چند شب نیز در مورد آن پرسش شده است عبارت « لا یستتیب احداً » میباشد یعنی حضرت مهدی علیهالسلام هرگز توبه کسی را نمیپذیرد .
این جمله یقیناً با اعتقادات قطعی ما وفق ندارد و با روایات بسیاری معارض است از جمله امام حسن مجتبی علیهالسلام زمانی که ویژگیهای حضرت علیهالسلام را نقل میکنند ، میفرمایند :
« لا یبقی کافرٌ الا آمَنَ به ولا طالحٌ الا صَلُح »(1)
« هیچ فرد کافری نمیماند مگر اینکه به آن حضرت ایمان میآورد و هیچ فرد تبهکاری نمیماند مگر اینکه اصلاح شود » .
معنای این عبارت این است که حضرت ایمان افراد کافر و اصلاح و توبه افراد تبهکار را میپذیرد و اگر غیر از ایمان واقعی و اصلاح باشد میباید آنان را بر اساس شرع اسلام قصاص کند یعنی کافر را گردن بزند و تبهکار را به سزای اعمالش برساند ؛ اگر غیر از این باشد ، این عبارت معنا ندارد .
در قرآن کریم آیهای وجود دارد که میفرماید : « وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُؤمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ »(2)« هیچیک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از
مرگش به او ایمان میآورد » یعنی حضرت حتی توبه اهل کتاب ( یهود و نصاری ) را نیز میپذیرد . در مورد این آیه شریفه در طول تاریخ بحث شده است مثلاً حجاج بن یوسف از سعید بن جبیر پرسید که این آیه یعنی چه ؟
سعید بن جبیر گفت که این آیه چه مشکلی دارد ؟ حجاج گفت من یک یهودی میآورم و دستور میدهم گردنش را بزنند . در همان لحظه آخر در کنار او میایستم و میبینم که او اظهار ندامت نمیکند و ایمان نمیآورد . اگر اینگونه باشد چگونه در آیه آمده است که قبل از مرگش ایمان میآورد .
سعید گفت تو معنی آیه را نفهمیدی زیرا ضمیر « موته » به فرد مورد نظر تو برنمیگردد بلکه به وجود مقدس حضرت عیسی علیهالسلام اشاره دارد . یعنی هیچ یک از اهل کتاب نیستند مگر اینکه قبل از مرگ حضرت عیسی علیهالسلام به آن حضرت ایمان میآورد . به عبارت دیگر حضرت عیسی علیهالسلام پس از ظهور حضرت مهدی علیهالسلام به زمین نزول میکند و فرمانده بعضی از وزرای آن حضرت میشود . در آن زمان است که هر یک از اهل کتاب که در دنیا باشد به ایشان ایمان میآورد . این بدین معنا نیست که او مسیحی میشود بلکه یعنی به پیامبری حضرت عیسی علیهالسلام اعتقاد پیدا میکند .
حجاج پرسید چگونه این آیه را بدین صورت تفسیر کردی . سعید بن جبیر گفت : از امام باقر علیهالسلام یاد گرفتم . حجاج گفت شما آب را از سرچشمه آن گرفتید . لذا این داستان به علت گفتگوی حضوری بین حجاج و سعید ، در کتب تاریخ ، مقاتل و تفاسیر نقل شده است .
علاوه بر این ما عبارات صریح داریم که آقا بقیهاللّه توبه را میپذیرد ، بدین صورت که فرمودند : « تیب علی المسییء » یعنی افرادی که گنهکارند
آنها را توبه میدهند . این عبارت از ابن ابیشیبه نقل شده است(1)و او کسی است که چهل سال قبل از ولادت آقا بقیهاللّه از دنیا رفته است لذا احادیث او در کتاب « المصنف » ارزش فراوانی دارد .
حدیث دیگری نیز هست که میفرماید : « یتاب علی المسییء »(2)به افراد گنهکار میگویند که توبه کنید ؛ یعنی به گناهکاران پیشنهادِ توبه میکنند .
در مورد عبارت محمّد بن علی کوفی که گفته « لا یستتیب احداً » نکته ظریفی وجود دارد که علامه مجلسی در بحارالانوار آن را از سند دیگری نقل کرده است که این عبارت « لا یستنیب » بوده است(3)یعنی حضرت نایب نمیپذیرد ، و امور مربوط به خود را شخصاً انجام میدهند و کسی را در آن امور جانشین خود قرار نمیدهند .
نکته دیگری که در مورد توبه میباید مطرح شود مطلبی است در مورد آیه :
« یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ »(4)
« هنگامی که برخی از نشانههای پروردگارت پدید آید ، ایمان آوردن کسانی که تا آن زمان ایمان نیاوردهاند فایدهای ندارد » .
اگر معنای این آیه اینگونه باشد که وقتی حضرت ظهور کردند دیگر
ایمان آوردن کسی فایده ندارد ، پس قضیه خیلی پیچیده و مشکل خواهد شد ، زیرا امام زمان علیهالسلام برای هدایت ، ارشاد و اصلاح میآید . اگر اینگونه باشد وقتی ایشان میآید باید بگوید هر کس ایمان دارد از بقیه جدا شود و هر کس ایمان ندارد برود در جهنم . حال آنکه این برخلاف علت ظهور حضرت علیهالسلام و لطف خدای منان در فرستادن ایشان است .
برای روشن شدن تفسیر آیه به احادیث مراجعه میکنیم و میبینیم که برای آن معانی مختلفی در تفاسیر نقل شده است :
1 - منظور از « آیات » در این آیه فرا رسیدن مرگ است .(1)
یعنی وقتی نشانههای مرگ فرا برسد ، دیگر توبه قبول نمیشود . در آیه دیگری در قرآن آمده است که وقتی فرعون در آب غرق میشد گفت : « آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ »(2)ایمان آوردم به خدایی که بنیاسرائیل ایمان آوردهاند . جبرئیل نازل شد و گفت : « ءآلْئنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ »(3)یعنی الان که مرگت حتمی است میخواهی ایمان بیاوری .
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم پرسیدند که توبه تا چه زمانی قبول میشود ، فرمودند : تا زمانی که آثار مرگ ظاهر نشده باشد .
لذا تا قبل از ظهور آثار مرگ ، توبه پذیرفته میشود و مرحوم طبرسی هم مرگ را به عنوان یکی از آیات الهی معرفی نموده است .
همچنین واژه مرگ در احادیث دیگری نیز به « آیه » اطلاق شده است .
2 - منظور از « آیات » نزول عذاب است .(1)یعنی وقتی عذاب الهی نازل شود توبه قبول نخواهد شد .
در گذشته عذابهای زیادی نازل میشد اما اکنون به احترام رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن عذابها وجود ندارد . از کسانی که عذاب بر آنها نازل شد ولی قبل از اینکه به مردم برسد ، دفع شد تنها یک نمونه داریم که در مورد دفع عذاب قوم حضرت یونس است .
حضرت یونس وقتی به قومش خبر نزول عذاب را داد ، آنها نپذیرفتند و حضرت از بین آنها خارج شد . عالمی در بین مردم بود که آنها را هشدار داد که او پیامبر خداست ، سخنش درست و مطابق وحی الهی است ؛ و بدین سخنان مردم را بیدار کرد . مردم گفتند حالا که او رفت ما چکار کنیم . عالم گفت : یونس رفت ولی خدای او که نرفته است .
مردم همان شب توبه کردند در حالی که آثار عذاب را ندیده بودند ؛ و در قرآن هم آمده است بجز قوم یونس هیچ قومی نبوده است که عذاب بر آنها نازل شود ولی دفع شود . آنها صبح که از خواب بیدار شدند دیدند که عذاب ، حتی نوک درختان آنها را هم سوزانده ولی به جهت توبه به موقع و دست جمعی از ایشان دفع و رفع شده است .
3 - منظور از « آیات » طلوع خورشید از مغرب است . یعنی هنگامی که خورشید از مغرب طلوع کرد اگر کسی در زمین باشد که توبه نکرده باشد ،
1) . صدوق ، توحید ، ص 266 ؛ مجمع البیان ، ج 4 ، ص 599 ؛ تفسیر صافی ، ج 3 ، ص 128 .
پس از آن دیگر توبهاش قبول نیست .(1)
حدیث دیگری مؤید این مطلب است و در آن آمده است که طلوع خورشید از مغرب ، چهل روز قبل از قیامت است(2)و در این روزها حجت خدا بر روی زمین نیست . در تائید این عدم حضور حجت حدیثی از عبداللّه بن جعفر حمیری نقل شده است . او در زمان غیبت صغری زندگی میکرد و به حضرت مهدی علیهالسلام نامهها مینوشت و جواب دریافت میکرد .
عبداللّه بن جعفر نزد ابوعمرو نایب خاص حضرت آمد و اعتقاداتش را در موارد مختلف به ایشان عرضه کرد . در این حدیث در ضمن بیان اعتقادات خودش مطلبی را عرضه میدارد که معتقد است هیچگاه زمین خالی از حجت نخواهد بود مگر چهل روز قبل از قیامت ، که در آن روزها باب توبه بسته خواهد بود .(3)ولی تا زمانی آقا بقیهاللّه در بین مردم هستند باب توبه باز است و توبه پذیرفته میشود .
پرسش : آیا زیارت آل یس دو تا است ؟
پاسخ :خیر . یکی است .
پرسش : آیا زیارت آل یس ، مانند زیارت عاشورا از طرف خدای متعال است ؟
پاسخ : خیر . زیارت آل یس از ناحیه مقدسه است یعنی از خودِ آقا بقیهاللّه است که از طرف نواب اربعه رسیده است . اما اینکه معروف شده است که زیارت عاشورا از کلمات قدسی است خیلی مفهوم روشنی ندارد ؛ زیرا مسلماً این زیارت از امام باقر علیهالسلام نقل شده است . اما آنچه باعث شده است که این زیارت به قدسی بودن معروف شود این است که وقتی امام باقر علیهالسلام میفرماید : که هر کس زیارت عاشورا را با این شرایط بخواهد من ضمانت میکنم که ... ؛ راوی میپرسد که آیا شما ضمانت میکنید ؟ میفرماید : بله ، پدرم و جدم و ... ، تا آنجا که میفرماید : رسولاللّه ضمانت میکند و بعد جبرئیل امین ضمانت میکند از سوی پروردگار . اما برخی از این کلمه ضمانت اینگونه برداشت کردهاند که احتمالاً این زیارت قدسی است .
پرسش : آیا واقعیت دارد که آیتاللّه بهجت در هنگام قنوت نماز غش کردند و از ایشان علت آن را پرسیدند و ایشان گفتهاند که قاتل بقیهاللّه به دنیا آمد ؟
پاسخ : اگر آقای بهجت چنین ادعایی بکند دیگر نمیتوان در نماز به او اقتدا کرد .
حال آنکه ایشان میگوید دروغ است . اما این مریدهای پرفهم میگویند که ایشان تواضع میکند .
همچنین پیشتر بیان نمودیم که ما دلیلی نداریم که وجود مقدس آقا بقیهاللّه به قتل میرسند و آنچه به نام قاتل حضرت معرفی شده یقیناً دروغ است .
پرسش : صیحه آسمانی در ماه رجب چیست ؟
پاسخ : آن صیحه آسمانی که جزو علائم حتمی بیان شده است مربوط به شب بیست و سوم ماه رمضان است ، اما صیحه ماه رجب که در کتاب الملاحم و الفتن آمده است جزو علائم حتمی نیست .
پرسش : آیا دجال واقعاً وجود دارد ؟
پاسخ : بله وجود دارد ، و اگر خدا توفیق دهد یک شب در مورد دجال بحث خواهیم نمود . کسانی که میخواهند در این زمینه تحقیق کنند به جلد سوم کتاب منتخب الاثر آیتاللّه صافی مراجعه کنند . در آنجا روایات متعددی در این زمینه آورده شده ، و همچنین مطالبی در ردّ کتابی که یک آقای اصفهانی در آن کتاب روایات مربوط به دجال را دروغین دانسته مطرح گردیده است .
پرسش : ما در قائمیه گفته بودیم که آقا بقیهاللّه از بقیه ائمه نُه گانه
افضل است ؛ پرسش شده است اگر آنها نور واحد هستند چگونه یکی بر دیگری افضلیت دارد ؟
پاسخ : نور واحد بودن مطلبی غیر از افضلیت است . ما شک نداریم که رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم از همه ائمه افضل است حال آنکه همگی نور واحدند . همچنین شک نداریم که امیرالمؤمنین علیهالسلام از بقیه ائمه افضل است در حالی که نور واحدند . حتی امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا فرمودند که جدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم از دنیا رفت در حالی که از من افضل بود و در آن اجتماع بزرگ در روز عاشورا به افضلیت مادر ، پدر و برادرش اشاره نمود در حالی که همگی نور واحدند .
پرسش : شما گفتهاید که اگر حضرت علیهالسلام ظهور نمایند ظلمی در روی زمین نمیماند و عدالت جاری میشود ؛ آیا مگر وجود ظلم لازمه نظام احسن نیست ؟
پاسخ : خیر . البته اگر کسی تابلویی نقاشی کند و در آن از رنگهای مختلف استفاده کند بسیار زیبا خواهد شد ولی نظام هستی و نظام احسن نیازی به ظلم ندارد .
پرسش : آیا حدود در زمان حضرت علیهالسلام اجرا میشود . اگر اینگونه باشد پس ظلم برداشته نشده است ؟
پاسخ : تا زمانی که مجرم در زمین باشد حدّ نیز جاری میشود ولی بعد از آن نیازی به حدّ نیست . روایاتی وجود دارد که میفرماید آقا بقیهاللّه
فقط هشت ماه از شمشیر استفاده میکند و بعد از آن نیازی به شمشیر نخواهد داشت .
پرسش : آیا کسانی که در جزیره خضراء هستند همگی عمر طولانی دارند ؟
پاسخ : بله عمر طولانی دارند اما اینکه چه مقدار باشد نمیدانیم . یکی از دلایل طول عمر ، شاید شرایط جوی آنجا باشد زیرا مثلص برمودا در جایی است که در نزدیکی آن همان محلی قرار دارد که جناب خضر علیهالسلام آب
حیوان را آنجا میل فرمودند . البته انتخاب یک محل برای زندگی از طرف معصوم علیهالسلام قطعاً دلایلی دارد و لذا به همین دلایل وضع استثنایی و خاصی در آنجا باید باشد .
پرسش : آیا جزیره خضراء افسانه است یا واقعیت ؟
پاسخ : ما یقین داریم که واقعیت دارد اما کسانی که آن را افسانه میدانند میگویند این مطلب رمانتیک است .
حال آنکه شخصیتهای صاحب نظر در این زمینه نظر دادهاند مثلاً تقریظ بسیار مفصلی حضرت آیهاللّه مرعشی در تائید کتاب جزیره خضراء نوشتند که آن را در اول کتاب چاپ کردهایم .
آیتاللّه صافی نیز 23 صفحه تقریظ نوشتهاند که چاپ نکردیم ولی خود ایشان در جلد سوم منتخب الاثر بحثی را اختصاص دادهاند به دفاع از جزیره خضراء .
همچنین از آیتاللّه مکارم استفتاء شده است و ایشان تائید کردند و آن چاپ شده است .
همچنین از افراد صاحب نظر دیگری نیز مطالبی در تائید کتاب نقل شده است .
اما حدود هشت کتاب مستقل در ردّ بر این کتاب چاپ شده است که ما همه را کلمه به کلمه خواندهایم زیرا با کسی غرضی نداریم . سعی ما بر این است که در قبر جوابگوی اعمال خود باشیم ، نه اینکه حتماً از نوشته خود دفاع کنیم .
پرسش : درباره مستر آداموس مطالبی مطرح شود .
پاسخ : ما کتابهای ایشان را مطالعه و پیگیری نمودهایم و غالب آنچه او خبر داده تحقق پیدا نموده است . او فقط یک مورد درباره حضرت خبر داده است که حضرت مهدی علیهالسلام در ماه هفتم سال 1999 . م . ظهور میکند .
البته خیلی زیبا نوشته است که : سلطان آسمانی با قدرت از آسمان نازل میشود ، در بساط گیتی عدالت را میگسترداند و در تمام دنیا اثری از ظلم و ستم نمیماند و عرب را عزت میبخشد ؛ و با این جمله اخیر این را میرساند که مطلب در مورد حضرت عیسی علیهالسلام نیست .
اما از آنجا که حدیث « کذب الوقاتون » و یا حدیث « ابیاللّه الا ان یخالف وقت الموقتون » و یا موارد نظیر آن در روایات آمده است کاملاً بیان شده است که هرکس هر وقتی را که تعیین کرده ، خداوند اراده کرده که برخلاف حرف او انجام بدهد . لذا نوشته مستر آداموس هم خلاف واقع بود .
پرسش : آیا نظر امام زمان علیهالسلام درباره ایران امروز چیست ؟
پاسخ : هر کس هر صحبتی را به امام علیهالسلام نسبت دهد به ایشان تهمت زده است ، چه مثبت بگوید و چه منفی . اکنون دوران غیبت است و اگر کسی خواب ببیند ، خواب حجت نیست . اگر پیامی آورده باشد وظیفه ما این است که او را تکذیب کنیم و او را دروغگو بدانیم .
پرسش : شما از طرفی سخن از بالا بردن ظرفیت میکنید و از طرفی میگوئید جهان باید پر از ظلم شود .
پاسخ : جهان پر از ظلم شده است و ظرفیت هم در یک معنی یعنی زمینه . اگر ظلم بسیار فراوان شود خودبخود زمینه پذیرش حق را آماده میکند . صحبت از زمینهها است مثلاً علی علیهالسلام فرمودند که اگر بخواهم ، از آب نور تهیه میکنم . سالها بعد که برق اختراع شد مردم فهمیدند که این کار عملی است ولی چرا او این کار را نکرد ، زیرا زمان مساعد نبود . هر چیزی برای خودش زمینه مناسب خودش را میطلبد . در مورد زمان ظهور هم همینگونه است و ما میدانیم که با پیشرفت علم بسیاری از زمینهها و آمادگیها فراهم میشود و تناقضی بین این دو جمله نیست .
پرسش : چرا فقط از وظایف فردی سخن میگوئید پس چرا درباره وظایف جامعه در مورد آقا بقیهاللّه سخن نمیگوئید ؟
پاسخ : اولاً جامعه را افراد به وجود میآورند . ثانیاً بحثهای ما در مورد خودسازی است و زمانی که افراد خود را ساختند جامعه نیز ساخته
میشود .
البته هر کس مطابق شأن و در حد خود وظیفه دارد . یکی در حد اصلاح خود ، یکی در حد اصلاح دیگران ، یا در حد اطلاعگیری و یا اطلاعرسانی . مثلاً یک رئیس جمهور وظیفهای دارد که ما آن وظیفه را نداریم ، و یک مرجع تقلید هم همچنین است .
مثلاً آیتاللّه وحید خراسانی سال گذشته اعلام کرده است که در شب نیمه شعبان یعنی فرداشب هر کس در هر کجا باشد رأس ساعت هشت شب به نام نامی امام هشتم علیهالسلام برای فرج آقا بقیهاللّه دعا کند ، ایشان مرجع تقلید است و میتواند به جامعه دستور دهد .
پرسش : ما چگونه میتوانیم برتری اسلام را بر دیگر ادیان برای متدینین به آن ادیان توضیح دهیم ؟
پاسخ : [ نوار تمام است ]
پایان جلسه چهارم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین
در شبهای گذشته چهار حدیث از محمّد بن علی کوفی نقل نموده و بررسی کردیم و برای راهگشایی و شناخت او و احادیث اینچنین به همین موارد که نقل شده بسنده میکنیم . یکی از مراجع تقلید ، تحقیقات دامنهداری در این مورد انجام داده و بالغ بر 50 حدیث که در آنها حضرت مهدی علیهالسلام را مرد خون و شمشیر معرفی کرده است استخراج نموده ، که قریب 30 مورد از آنها به نقل از محمّد بن علی کوفی است . غیر از او شخص دیگری نیز شناسایی شده که احادیث بسیار مستهجنی را در این رابطه جعل کرده است .
نام این شخص احمد بن محمد ایادی است . ما او را اصلاً نمیشناسیم
حال آنکه داستان محمّد بن علی کوفی مشخص بود و از کتب رجال مطالبی را در مورد او نقل کردیم که دروغگو و دروغ باف است ؛ اما هیچیک از علمای رجال نامی از احمد بن محمّد ایادی در کتب خود نیاوردهاند . لذا در مورد ایشان که از کجا متولد شده ، چه اعتقادی داشته، از چه کسی روایت کرده یا چه کسی از او روایت کرده است و چقدر به او میتوان اعتماد کرد ، هیچ اطلاعی در دست نیست . لذا این شخص را مجهول مینامیم و مطلقاً اعتبار ندارد .
مطلب دیگر اینکه 18 حدیث از او به ما رسیده است که در همه آنها اسامی راویان واسطه سند حذف شده است و به اصطلاح ، حدیث « مرفوعه » است ؛ یعنی میگوید من شنیدم از فلان که رَفَعَهُ ، یعنی سلسله سند را حذف میکند تا به راوی اول برسد ؛ مثلاً میگوید شنیدم از زراره که از امام باقر علیهالسلام نقل کرده است . لذا هم خودش ناشناس است و هم راویان واسطه ، یعنی دو ضعف سند در کل احادیث نقل شده او وجود دارد .
در یکی از احادیثی که او جعل کرده ، آمده است که :
« گروهی از بنیامیه از لشکر حضرت مهدی علیهالسلام شکست خورده ، به پادشاه روم پناه میبرند آنها به این شرط به این گروه پناه میدهند که به آئین مسیحیت وارد شوند ، صلیب بر گردن بیاندازند ، زنار به کمر ببندند ، از گوشت خوک استفاده کنند ، مشروب بخورند و به آنها ( مسیحیان ) دختر داده ، و از آنها دختر بگیرند » .(1)
1) . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 388 .
یعنی هم از لحاظ ظاهر ، هم از لحاظ شیوه و اعتقاد و احکام ، باید یک مسیحی کامل بشوند . اینها هم که در جنگ شکست خورده هستند چارهای جز پذیرش آن موارد ندارند .
احمد بن محمّد ایادی در ادامه حدیث میآورد که :
« حضرت قائم علیهالسلام آنها را از چنگ مسیحیان در میآورد ، مردانشان را میکشد و شکم زنان حاملهشان را میشکافد و صلیبهایشان را بر فراز نیزه میزند » .(1)
این مطلب را جز به افرادی شبیه به حجاج بن یوسف نمیتوان نسبت داد ؛ حال آنکه امام زمان علیهالسلام ، امام رحمت و رأفت و مظهر همه صفات نیکوی حق تعالی است .
البته راوی مجهول و روایت مهمل است ؛ ثانیاً راویان ناشناخته و حدیث مرفوعه است ؛ ثالثاً محتوا نیز مستهجن . پس شک نداریم که حدیث مجعول است و هیچکس نمیتواند آن را به آقا بقیهاللّه نسبت دهد . اما اکنون برای اینکه مطلب خالی از دلیل نباشد ، دلایلی در جعلی بودن آن نیز مطرح مینمائیم :
1 - از نظر فقه اسلام ، و نه فقط شیعه ، اگر زنی - نعوذ باللّه - از حرام حامله باشد نمیتوان بر او حدّ جاری کرد ، بلکه باید بعد از وضع حمل حکم اسلام را بر او جاری کنند . زیرا پدر و مادر گناه کردهاند ولی بچه که
1) . همان .
گناه مرتکب نشده است .
در تاریخ دهها مورد بیان شده است که در دوره حکومت خلفای جور از زنان به حرام باردار شده خبر آوردند و آنها دستور دادند که سنگسارش کنند ، ولی امیرالمؤمنین علیهالسلام به داد آنها رسیده و فقط مادر را گناه کار دانسته و فرموده که بچه بیگناه است و مادر باید حملش را وضع کند و بعداً حکم جاری شود . داستان لطیفی در همین زمینه از علی علیهالسلام نقل شده است :
آمده است که زنی خدمت امیرالمؤمنین علیهالسلام رسید و گفت که مرتکب حرام شدهام و از شما میخواهم مرا تطهیر کنید یعنی بر من حدّ جاری کنید . ایشان فرمودند : آیا همسر داشتی ؟ گفت : بله .
فرمود : آیا همسرت در مسافرت بود ؟ گفت : خیر . بعد از اینکه چهار مرتبه اقرار کرد و مستحق رجم و سنگسار شد ، حضرت فرمود : فعلاً برو ، هنگامی که بچهات را وضع کردی ، برگرد .
آن زن رفت و پس از وضع حمل ، دوباره خدمت حضرت برگشت . حضرت فرمود : برو و مطابق فرموده قرآن دو سال تمام بچهات را شیر بده .
پس از دو سال برگشت و تقاضای اجرای حدّ نمود . حضرت فرمود برو بچهات را تربیت کن تا بزرگ شود و به حدی برسد که از بام نیفتد ، و در چاه سقوط نکند . زن در حالی که از حضرت دور میشد و گریه میکرد با عمرو بن حریث مخزومی برخورد کرد ، وقتی عمرو علت گریه را پرسید ، زن گفت : میترسم بروم و در این فاصله اجل فرا برسد و قبل از اجرای حدّ الهی
بمیرم و در آن دنیا گرفتار شوم .(1)
این یکی از مواردی است که شیوه رفتاری امیرالمومنین علی علیهالسلام را نشان میدهد ، آن هم با زنی که از حرام حامله شده است . لذا همه فقها به همین سنت علی علیهالسلام زن حامله را سنگسار نمیکنند و این فقه اسلامی است ؛ اما احمد بن محمّد ایادی ظاهراً متوجه نبوده است که این مطلب جعل شده خلاف آئین اسلامی است .
2 - ظاهراً این شخص داستان سفیانی را با این داستان مخلوط نموده است . امیرمؤمنان به هنگام تشریح عملکرد سفیانی در آستانه ظهور میفرماید :
سپاه سفیانی به فرمانده خودش به مدینه وارد میشوند . مردم را قتل عام میکنند و 400 نفر از قریش را میکشد ، شکمها را میشکافد و کودکان را از دم تیغ میگذراند .(2)
همچنین از ابن عباس نقل شده است که سفیانی خروج میکند و میجنگد تا جایی که شکم زنان را پاره میکند و کودکان را در دیگ میجوشاند .(3)
3 - بر اساس روایات ، حضرت بقیهاللّه علیهالسلام در روزهای آغازینِ قیام سپاهی به سوی روم میفرستد و روم را فتح میکنند و اولین مسجدی که به امر ایشان ساخته میشود ، در آتن بنا نهاده میشود .(4)
از این روایات اینگونه نتیجهگیری میشود که پس از فتح روم پادشاهی باقی نمیماند که بنیامیه بخواهند در آنجا پناهنده شوند .
لذا این حدیث نه از لحاظ سند و نه مفهوم و نه محتوا و نه تاریخ سندیت ندارد .
اکنون به حدیث دیگری که احمد بن محمّد ایادی جعل نموده میپردازیم :
او به نقل از امام صادق علیهالسلام با سند مرفوعه روایت میکند :
« یَقْتُلُ المهدی علیهالسلام حتی یَبْلُغَ السوق »(1)
« حضرت مهدی علیهالسلام آنقدر میکشد تا خون به زانو برسد » .
کلمه « سوق » به دو صورت خوانده میشود یکی « سُوقْ » و دیگری « سُوَقْ » .
« سُوقْ » جمع ساق و به معنای ساق پا است ؛ یعنی آنقدر میکشد که خون به ساق پا میرسد .
« سُوَقْ » جمع سُوقَه و به معنای افراد معمولی است ؛ یعنی آنقدر میکشد
که پس از کشتن نظامیها و جنگجوها ، نوبت به افراد عادی میرسد .
اگر تعبیر اول ( ساق پا ) را بپذیریم نشان دهنده این است که این جاعل حدیث اصلاً در جایی که خون ریخته شده باشد نرفته است .
هم اکنون کسانی که به مکه مشرف میشوند برای ذبح قربانی به مسلخ نمیروند ولی سابقاً حجاج برای ذبح قربانی شخصاً به قربانگاه میرفتند و اگر روش ذبح نیز نمیدانستند قصاب میآوردند و خودشان دعای ذبح را
1) . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 387 ، ح 203 .
میخواندند . در آن زمان حدود یک میلیون حاجی به قربانگاه میرفتند و هر کدام حداقل یک گوسفند قربانی میکرد . من شخصاً در آنجا دیدهام که بعد از قربانیِ یک میلیون گوسفند ، خون به قوزک پا هم نمیرسید چه برسد به ساق پا . یعنی احمد بن محمّد ایادی در هنگام جعل حدیث حتی متوجه این نبوده است که چقدر آدم باید کشته شود تا خون به ساق پا برسد ؛ آنهم در مورد مولایی که رحمة للعالمین است و در اولین خطبهاش خود را مظهر رحمت الهی میخواند .
اگر تعبیر دوم یعنی « سُوَقْ » را بپذیریم باید بیندیشیم آیا حتی خبیثترین آدمها نیز چنین کاری را انجام میدهد ؟
در اسلام تعرض به غیر نظامی به شدت محکوم است . علی علیهالسلام در مورد جنگ بصره فرمودند : شما آغازگر جنگ نباشید ، فراری را دنبال نکنید ، زخمیها را نکشید ، متعرض زنان نشوید . اینها احکام روشن اسلام است . در مورد جنگهای پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده است که در آغاز نبرد - به تعبیر امروز - بخشنامههایی را صادر میکردند : 1 - شما آغازگر جنگ نباشید ، 2 - آب را به روی دشمن نبندید ، 3 - درختان را نبرید ، 4 - به زنان متعرض نشوید ، 5 - اسیر را نکشید و ...
احمد بن محمّد ایادی در ادامه حدیث میگوید یکی از عموزادگان حضرت میآید و به ایشان عرضه میدارد که : شما مردم را همانند چهارپایان از خود رم میدهید . یعنی آقا بقیهاللّه برخلاف سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم که جذب مردم بود ، به رم دادن مردم میپردازد ؛ این تعابیر بسیار دور از حقیقت است .
ما در جلسات گذشته مطالب زیادی در مورد رحمت است ، و پناه بردن امت به حضرت نقل نمودیم از جمله رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند : « امت من به او پناه میبرند همانگونه که پرندگان به آشیانه خود »(1)و یا در حدیث دیگر فرمودند : « امت من به او پناه میبرند همانگونه که زنبوران عسل به ملکه خود پناه میبرند » .(2)
علی علیهالسلام فرمودند حضرت مهدی علیهالسلام از لحاظ دانش از همه برتر و از لحاظ پناهدهی از همه وسیعتر است .
همچنین در ادامه حدیثش آورده است که یکی از نزدیکان حضرت به او اعتراض میکند که چقدر آدم میکشی ؟ حضرت طبق نقل ایادی میفرماید : ساکت شو ، وگرنه میدهم گردنت را بزنند .
در شبهای گذشته با یکی از عزیزان ره یافته مصاحبه کردند که قبل از پذیرش تشیع و بعد از آن را ، چگونه ارزیابی میکنید ؟ پاسخ دادند که من تا پیش از پذیرش آئین شیعه ، پیرو خلیفهای بودم که وقتی از او در مورد آیه « وَ عِنَباً وَ قَضْباً »(3)پرسیدند دستور داد سؤال کننده را تازیانه بزنند که چرا چنین سؤالی کردی . ولی اکنون پیرو امامی هستم که میفرماید : سلونی قبل ان تفقدونی . او مردم را از پرسش منع میکند ولی این مردم را به پرسش دعوت میکند . تنها با توجه به همین مطلب چگونه میشود فرزند علی علیهالسلام به متعرض خود بگوید : گرنت را میزنم .
این دو حدیث ، دو نمونه از 18 حدیثی است که احمد بن محمّد ایادی نقل کرده است . اما نفر دیگری نیز که جاعل برخی از احادیث در مورد حضرت علیهالسلام است علی بن ابیحمزه بطائنی است .
او یکی از پایهگذاران واقفیه است که هفت امامیاند و حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام را به عنوان آخرین امام میشناسند و به امامت امام رضا علیهالسلام معتقد نشدند .
حسن بن علی وشّا روایت کرده که در مرو در خدمت امام رضا علیهالسلام بودم
که ایشان مرا فراخواند و فرمود : ای حسن ، امروز علی بن ابیحمزه بطائنی در گذشت و همین الآن او را در قبر گذاشتند و از او در مورد اعتقاداتش و امامانش پرسیدند و او تا موسی بن جعفر علیهالسلام امامان خود را معرفی کرد . از او پرسیدند پس از او چه کسی امام توست . زبانش بند آمد . برای بار دوم و سوم که از او پرسیدند و جواب نداد گرزی آتشین بر روی او کوبیدند که تمام قبرش پر از آتش شد تا روز قیامت .
حسن بن علی وشّا میگوید من از خدمت امام رضا علیهالسلام خارج شدم و تاریخ و ساعت این گفتگو را نوشتم .
بعد از هفتهها که نامه از کوفیان به دستم رسید در آن نامهها از درگذشت بطائنی در همان روز و دفن او در همان ساعت خبر داده بودند .(1)
بطائنی هم حدیثی در خشونت و خونریزی حضرت علیهالسلام جعل کرده است ، ولی تنها به همین مطالب در مورد او بسنده میکنیم .
1) . مناقب آل ابیطالب ، ج 4 ، ص 365 .
در مجموع از بین 50 حدیث تنها شش حدیث را که هر کدام مضمون خاصی داشتند بررسی کردیم و گمان میکنیم که این بررسیها کافی باشد . و از آنجا که در سؤالات بسیاری که مطرح شده است و هنوز به ارائه پاسخ فرصت نشده است مطالب مورد نیاز پرسشکنندگان موجود است و من برای آن پرسشها اهمیت ویژهای قائل هستم ، لذا به پاسخ آنها میپردازیم .
پرسش : آیا در زمان ظهور مرگ و میر هست یا خیر ؟
پاسخ : بله مرگ و میر ادامه دارد تنها تفاوتش این است که در آن زمان عمرها طولانی میشود . در برخی از احادیث آمده است که هر کسی حدود 1000 نفر از اولادش را میبیند .
پرسش : اگر قضاوت داوودی نباشد و مثلاً شخصی تنها سرمایه خود را از دست بدهد ، شاهدی هم نباشد و آن شخصِ دزد هم قسمِ دروغینی بخورد حق مردم ضایع نمیشود ؟
پاسخ : در جلسات گذشته گفتیم که مردم بینیاز میشوند تا آنجا که دلهایشان نیز بینیاز میشود و لذا نوبت بدین سرقتها نمیرسد . البته در شرع اسلام برای دزدی بریدن دست را به عنوان اجرای حدّ قرار دادهاند ولی این بریدن دست ، بیست و چهار شرط دارد که یکی از آنها این است که در دنیا امکانات رفاهی باشد و دزد از روی ناچاری به دزدی نرفته باشد .
در زمان ظهور دلها بینیاز میشود ، عقلها کامل میشود ، دینها غنی میشود یعنی اگر کسی احتیاج نیز داشته باشد باز هم حاضر نیست که از کسی چیزی بدزدد .
پرسش : آیا اگر توبه پذیرفته شود بین کسی که از آغاز مؤمن بوده با کسی که در پایان عمر توبه کرده است تفاوتی وجود ندارد ؟
پاسخ : چرا . حتی در قرآن آمده است آنانکه قبل از فتح مکه ایمان
آوردهاند با کسانی که بعد از فتح ایمان آوردهاند نزد خدا یکسان نیستند . اما از لحظهای که توبه کنند و اسلام آورند احکام اسلامی بر آنها واجب میشود .
پرسش : اگر همه جا عدل و داد هست دیگر نیازی به قضاوت نیست .
پاسخ : اولاً مقاطع مختلف زمانی با هم متفاوتند و اوایل ظهور همه کارها حل نشده است . ثانیاً همه قضاوتها بین مترافعین نیست و در حدیثی هم که نقل کردیم زنان در خانههای خود بر اساس سنت پیامبر و کتاب خدا حکم میکنند ، و منظور آشنایی آنهاست در هر موضوعی که داوری میکنند .
پرسش : آیا داستان نورآباد از مرحوم آیتاللّه میرجهانی درست است ؟
پاسخ : بله من مکرر این موضوعات را از محضر ایشان شنیده بودم ، و ایشان نقل میفرمودند که دو نفر از نور آباد آمده بودند و میگفتند که ما از اولاد آقا بقیهاللّه هستیم و در شهرما همه مردم از اولاد آن حضرت هستند . و آنچه که در جلسات پیش عرض کردم که چیزی شبیه به موبایل تصویری در 25 سال پیش دیده شده ، در دست ایشان نیز بوده است .
پرسش : این افراد که از نورآباد آمدهاند گفتهاند که کسی نمیتواند به آنجا برود آیا این درست است ؟
پاسخ : بله ، آنها در پوششی هستند که رهگذرها آنان را نمیبینند و نمیتوانند به آنجا نیز وارد شوند .
پرسش : حضرت خطبههای خود را به چه زبانی میخواند ؟
پاسخ : ما شکی نداریم که زبان حضرت زبان عربی است و زبان عربی زبان اسلام است و در آن زمان همگی زبان عربی را یاد میگیرند . اما در شب ظهور که بانگ آسمانی ندا میکند : ایها الناس ، بقیهاللّه آمد ، در روایات فراوانی آمده است که این بانگ آسمانی به زبانی است که همه میفهمند ، و بدین تعبیر آمده است که هر کس آن را به زبان خودش میشنود .
هم اکنون در برخی سمینارها و سخنرانیها در همان مکان با تمهیداتی متن سخنرانی به زبانهای مختلف ترجمه میشود . در زمان ظهور این مطلب وجود دارد اما بدون نیاز به وسایل و ابزار . این که میگوئیم بدون نیاز به وسایل و ابزار ، این مطلبی است که قبلاً واقع شده است و ما آن را در روایات داریم که هر کس بیانات حضرت را به زبان خودش شنیده است . نمونهاش عالمی است به نام علامه بم که حدود 8 سال قبل در حدود 100 سالگی وفات کرد . ایشان از خیلی سالهای قبل با عدهای اهالی بم به مکه مشرف شدهاند در آنجا خطبه حضرت را میشنود و هنگامی که به جایگاه خود برمیگردد میشنود که هر کسی میگوید که آقا چنین و چنان فرمودند . علامه از آنها میپرسد که مگر شما زبان عربی بلد هستید ؟ گفتند : نه . پرسیدند پس از کجا فهمیدید که ایشان چه فرمود ؟ گفتند : آقا فارسی حرف میزد . بعد متوجه شدند که خودشان که عربی بلد بودند ، سخنان حضرت را به عربی شنیده ولی دیگر همراهانش که عربی نمیدانستند ، به فارسی شنیدند . این داستان در عالم به وقوع رسیده است .
این مطالب ، مربوط به صیحه آسمانی بود اما اینکه همه موارد اینگونه است ما اطلاعاتی در دست نداریم ، اما چون عربی زبان اسلامی و بینالمللی ماست میباید آن را بیاموزیم . حتی برخی از کشورها پس از ظهور اسلام زبان خود را به زبان اسلامی یعنی عربی تغییر دادند ؛ مانند مصر ، که زبانش قبطی بوده و آن را تغییر دادهاند .
پرسش : آنچه در روایات آمده است که در زمان غیبت هیچ کاری و هیچ حرکتی نکنید آیا ما منتظر باشیم تا ظلم همه جا را بگیرد ؟
پاسخ : خیر . ده حکم شرعی وجود دارد که از آنها به فروع دین تعبیر میکنیم یکی از اینها امر به معروف و یکی نهی از منکر است . این دو مخصوص واعظ و گوینده و مبلّغ نیست بلکه هر مسلمانی بدین امر وظیفه دارد و در حد امکان و بر اساس شرایط موجود موظف هستند در مقابل ظلم و احجاف و تعدی و منکر اقدام نمایند و به عدل و داد راهنمایی کنند .
پرسش : آیا نام سید خراسانی را میدانید ؟
پاسخ : خیر . کسی به نام شعیب بن صالح مطرح است آنهم از طالقان . اما آن کسی که به نام سید حسنی از خراسان معروف است نامش در روایات نیامده است . گذشته از این ، سید خراسانی جزء علائم حتمیه نیست اگر چه حدیثی هم داریم که آن را از علائم حتمیه شمرده است ؛ ولی علائم حتمیه پنج علامت است که عبارتند از خروج سفیانی ، یمانی ، صیحه آسمانی ، خصب سرزمین بیداء و قتل نفس زکیه ؛ مرحوم آیتاللّه قزوینی در کتاب
« الامام المهدی من المهد الی الظهور » تصریح نمودهاند که خروج سید خراسانی جزء علائم حتمیه نیست .
مطلب دیگر اینکه داستان آن کس که در منابر تبلیغ میکند اساس قطعی ندارد ، اولاً او خراسانی نیست مادرش اهل نجفآباد و پدرش اهل اطراف تبریز است و پدرش تا روز آخر صحبت کردن فارسی را بلد نبودند دوم اینکه او سید حسنی است حال آنکه همه امضاهای این شخص سید حسنی است . سید حسنی در دستش نشان دارد اما ایشان نشان ندارد .
مطلب دیگر این است که در مواقع مختلف اتفاقاتی میافتد مثلاً در 30 یا 40 سال قبل آیتاللّه العظمی قمی در خراسان درگیری فراوانی در خصوص حوادث آن زمان داشت . او تلاش میکرد و به زندان میرفت و تبعید میشد . برخی از ما میپرسیدند که آیا او سید حسنی است ؟ این پرسشها دلیل عدم آشنایی با مکتب مهدویت علیهالسلام است .
پرسش : در احادیث آمده است که با دیدن نشانههای مرگ باب توبه بسته میشود اما چگونه است که شنیده میشود فلان شخص در نزدیک مرگ توبه کرد و بعداً در خواب دیدند که در آسایش و راحتی به سر میبرد ؟
پاسخ : عدم پذیرش توبه با دیدن نشانهها و آثار مرگ ، متن صریح قرآن است که میفرماید : « وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الآْنَ »(1)
1) . نساء ، 18 .
« و توبه کسانی که کارهای ناشایست انجام میدهند ، و سرانجام چون مرگ هر کدامشان فرا برسد بگوید اینک توبه کردم ، پذیرفته نیست » .
مطلب دیگر اینکه نزدیک مرگ با دیدن آثار مرگ تفاوت دارد . قرآن کریم به صراحت توبه را به سه بخش تقسیم کرده یکی توبهای است که خدا بر خود واجب کرده که آن را ببخشد و آن توبه کسی است که بلافاصله و بیدرنگ پس از انجام گناه توبه کند . دیگر توبه کسی است که آثار مرگ را ببیند ، و طبق آیهای که تلاوت شد توبه او پذیرفته نمیشود . دسته سوم کسانیاند که توبه نکرده ولی آثار مرگ را نیز مشاهده نکردهاند . توبه این دسته به عنایت خدا بستگی دارد اگر بخواهد میپذیرد و الا نمیپذیرد ، اما بر اساس روایات توبه واقعی قطعاً تا پیش از دیدن آثار مرگ به عنایت الهی پذیرفته میشود .
پرسش : آیا شمشیر سمبلیک است یا اینکه آقا از وسایل مدرن استفاده نمیکند ؟
پاسخ : یقیناً حضرت وسایل مدرنتر از وسایل موجود را خواهد آورد .
[ پاسخ ناتمام است ]
پایان جلسه پنجم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین و بعد فقد قال الحکیم : اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم « وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً »(1)
امشب شام یکهزار و یکصد و هفتادمین سالروز میلاد مسعود آقا بقیهاللّه است . امیدواریم که امسال به پایان نرسد مگر با امضای ظهور آقا بقیهاللّه .
ما امسال را در حالی جشن گرفتیم که زادگاه آن حضرت مورد تهاجم استکبار جهانی است و پایگاه حکومتی ایشان یعنی کوفه که پایتخت دولت
1) . اسراء ، 81 .
کریمه است در تهاجم و اشغال دشمنان ایشان است . و بزرگترین و کهنترین آکادمی علمی شیعه یعنی نجف اشرف مورد تهاجم مخالفین آقا بقیهاللّه است ، لذا خداوند را قسم میدهیم به مولود شب گذشته ، که هر چه زودتر این اماکن مقدسه را از اشغال مهاجمان بیرون بیاورد ؛ و همه ما را جزء منتظران و شیعیان و خادمان آقا بقیهاللّه قرار بدهد ، ان شاء اللّه .
وقتی این کشت و کشتارها و خونریزیها و اشغالها مطرح میشود آنچه که در اذهان رنگ میگیرد مسئله انتقام است ، و انسان دعا میکند که خدایا منتقم را برسان .
انتقام یک واژهای است که مفاهیم کشت و کشتار را نیز در اذهان تداعی میکند و ما به دنبال مباحث شبهای گذشته که در مورد احادیث جعلیِ نسبت داده شده به حضرت از جمله خشونت بود امشب بحثی در مورد انتقام مطرح مینمائیم .
یقیناً یکی از نامهای مسلّم آقا بقیهاللّه علیهالسلام « منتقم » است . این نام در تمامی منابع معتبر و محکم ما آمده است ؛ به عنوان نمونه در شب معراج هنگامی که خداوند منان آقا بقیهاللّه را به رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم معرفی میکند میفرماید : « یا محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم و عزتی و جلالی انه الحجة الواجبه لاولیائی » سوگند به عزت و جلالم که او حجت واجب است ، یعنی حجتی که اطاعت او بر مردمان واجب است ، و یا به تعبیر دیگر حجتی است که وجود او برای دوستانم ضروری است ، و حجتی که باید روی زمین باشد او همان حجت واجب است .
در ادامه میفرماید :
« و المنتقم من اعدائی »(1)او انتقام گیرنده از دشمنان من است . پس خدا هم او را به عنوان « منتقم » برای رسولش معرفی کرده است .
در حدیث دیگری در همین داستان معراج آمده است که وقتی رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سیمای ملکوتی حضرت بقیهاللّه را بر عرش به عنوان ستارهای فروزان ، یا به تعبیر حدیث « کالکولب الدّرّی » ، مشاهده نمودند عرض کردند الهی این که در کنار دیگرانی که نشستهاند ، ایستاده است کیست ؟
خداوند فرمود : « هذا القائم الذی یحلل حلالی و یحرم حرامی » این همان ایستادهای است که به وسیله او حلالم را حلال و حرامم را حرام میکنم ؛ یعنی حلال و حرام را که در طول زمان کمرنگ شده است مثلاً ربا را به نام کارمزد و شطرنج را به نام ورزش ذهنی و موسیقی را به عنوان چیزی که میتوان به وسیله آن به خدا رسید و امثال اینها را که تحریف و توجیه شده است معین کرده و حلال را حلال و حرام را حرام میکند .
در ادامه میفرماید : « و به انتقم من اعدائی »(2)و به وسیله او از دشمنانم که موارد حلال و حرام را تحریف کردهاند انتقام خواهم گرفت .
روز عاشورا که آن حادثه تلخ واقع شد فرشتهها آمدند و به خداوند متعال عرض کردند : الهی این فرزند حبیب شماست آیا رواست که او را به
این وضع فجیع بکشند و شما هیچ کاری انجام ندهی ؟ خداوند شَبَح آقا بقیهاللّه را به فرشتهها نشان داد و فرمود : « بهذا انتقم له بظالمیه »(1)به وسیله ایشان انتقام حسین مظلوم را از دشمنانش خواهم گرفت .
امام کاظم علیهالسلام در تعقیبات نماز عصر در ضمن دعای مفصلی میفرمود : « و ان تعجل فرج المنتقم من اعدائک »(2)خدایا از تو میخواهم در فرج آن
آقایی که انتقام تو را از دشمنانت خواهد گرفت تعجیل بفرمایی .
نوفلی در آنجا حضور داشت و این دعا را در ادامه نماز حضرت علیهالسلام شنید . عرض کرد : منظور شما چه کسی است ؟ حضرت علیهالسلام فرمودند : « ذلک المهدی علیهالسلام من آل محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم »(3)او همان مهدی علیهالسلام از آل پیامبر است .
در داستان احمد بن اسحاق که وکیل آقا امام حسن عسکری علیهالسلام در قم بودند ، آمده است که پس از ولادت حضرت مهدی علیهالسلام امام حسن عسکری علیهالسلام نامهای از سامرا به احمد بن اسحاق در قم نوشتند ، که ای احمد ، آقا بقیهاللّه به دنیا آمد . خواستیم که در این جشن و سرور ما شما هم سهیم باشید ؛ سپس امر فرمودند که از پول سهم امام که در اختیار دارید گوسفندانی را بخر و قربانی کن ؛ آنگاه غذایی را مهیا کن و دوستان ما را دعوت کن و بگو این غذا عقیقه فرزندم حضرت مهدی علیهالسلام است .
احمد بن اسحاق بعدها با چهل نفر به سامرا رفت و خدمت آقا امام
حسن عسکری علیهالسلام رسید و تقاضا نمود که آن فرزند مبارک را ببیند . امام علیهالسلام بعد از بررسی افراد ، به داخل خانه رفتند و فرزندی را که همچون ماه ، نورانی و زیبا بود روی دست گرفته و آوردند .
احمد بن اسحاق گفت که آقا ، یک نشان برای ما تعیین کنید . پس از این درخواست ، خودِ حضرت بقیهاللّه فرمودند ای احمد بن اسحاق بعد از دیدن از آدرس مپرس ، بعد از رسیدن از نشان مپرس . « انا بقیهاللّه فی ارضه و المنتقم من اعدائه »(1)من تنها بازمانده از حجج الهی در زمین هستم و من هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت . پس متوجه شدیم که هم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و هم امام کاظم علیهالسلام و هم خودِ حضرت ، خودشان را منتقم معرفی کردهاند .
یکی دیگر از القابی که در همین مضمون است تعبیر « الثائر » است . این واژه همان معنای « منتقم » را میرساند . « ثائر » از ماده « ثار » است که در کتب لغت برای آن سه معنا آمده است :
1 - خون(2)
2 - طلب خون(3)
3 - خون طلب شده
خونی که طلب نشود و هدر برود با واژه « طلّ »(4)معرفی میشود ، اما
اگر خون ریخته شده را مطالبه کنند به آن « ثار »(1)میگویند ، لذا « ثائر » یعنی خونخواه ، یا مطالبه کننده خون .(2)
این واژه در کلام خدای منان نیز آمده آنهم در هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در شب معراج اشباح دوازده امام را مشاهده کردند خطاب شد که « یا محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم هؤلاء الحجج و هذا التأثر من عترتک »(3)ای محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم اینها حجتهای من هستند و این منتقم عترت توست . در این جمله عظمت حضرت علیهالسلام و یگانه بودن او در اجرای برخی فرامین الهی مثل انتقام مشاهده میشود . لذا این واژه نیز در معنای منتقم برای حضرت علیهالسلام از سوی خدا مطرح شده است .
بحمداللّه همه با زیارت عاشورا آشنا هستیم ، اما آنها که با این مکتب آشنایی ندارند هر چه بخواهند بگویند ، کاری نداریم ولی ما هیچ شکی در صلابت سند زیارت عاشورا نداریم و آن از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که ما به امام حسین علیهالسلام خطاب میکنیم « اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللّهِ وَابْنَ ثارِهِ »(4)سلام بر تو ای خون خدا ، و ای پسر خون خدا . با توجه به معانی مطرح شده از ثار ، اگر در این عبارت کلمه ثار را به معنی خون بدانیم بدین گونه معنی
1) . ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، ج 1 ، ص 397 .
2) . ابن اثیر ، لسان العرب ، ج 2 ، ص 77 .
3) . طوسی ، الغیبة ، ص 148 ، ح 109 ؛ ابن شاذان ، مائة منقبه ، ص 65 ، منقبت 17 ؛ خوارزمی ، مقتل الحسین ، ج 1 ، ص 147 ، فصل 6 ، ح 23 ؛ حموینی ، فرائد السمطین ، ج 2 ، ص 320 ، ح 571 ؛ بحرانی ، غایة المرام ، ج 7 ، ص 88 ، ح 27 .
4) . شیخ طوسی ، مصباح المتهجد ، ص 774 .
میشود : ای خون خدا و ای پسر خون خدا . اگر ثار به معنی طلب خون باشد ، « ثار اللّه » یعنی خون طلب شده خدا و به عبارت دیگر یعنی خونی که خدا آن را طلب میکند و اجازه نمیدهد که هدر برود . با این توضیح عبارت « وابن ثاره » یعنی ای پسر امیرالمؤمنینی که خدا خون او را طلب میکند . لذا امام حسین علیهالسلام و امیرالمؤمنین علیهالسلام ثاراللّه هستند و خداوند خون آنها را مطالبه میکند آنهم به دست با کفایت آقا بقیهاللّه . با این معانی حضرت مهدی علیهالسلام را « الثائر » به معنی مطالبه کننده خون میدانیم .
اگر« ثار » را در معنی خون بدانیم ، ثاراللّه به معنی خون خدا میشود . این ترکیب همانند دیگر ترکیبهای اضافی است که آن را اضافه تشریفی میگویند یعنی مضاف به واسطه مضافالیه شرافت داده میشود مثلاً به کعبه ، بیتاللّه گفته میشود ولی آیا مگر همه هستی - به تعبیری - خانه خدا نیست ؛ و یا به مسجد و یا مسجدالحرام ، خانه خدا میگویند این بدان جهت است که آن محل به خدا منسوب شده و لذا شرافت یافته است . و یا همین مکان که در آن حضور داریم تا پیش از این خانهای بوده است مثل بقیه خانهها ، ولی از زمانی که به کتابخانه تخصصی آقا بقیهاللّه تبدیل شده ، برای خود شرافت کسب کرده است .
نمونههای دیگری نیز وجود دارد مثلاً اگر کاغذ به قرآن تبدیل شود به خاطر کلمات اضافه شده به آن کاغذ ، قداست پیدا کرده و میباید با وضو به خطوط آن دست کشید .
حجرالاسود سنگی است که در روایات آمده است « یمین اللّه فی
ارضه »(1)یعنی دست خدا در زمین ؛ به واسطه اضافه شدن به خدا ، شرافت پیدا کرده است .
القاب مبارکهای برای امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در کتب شیعه و سنی آمده است از جمله حبلاللّه ، جنب اللّه ، یداللّه ، اذناللّه ، عیناللّه ، لساناللّه(2)و ... ، این القاب و برخی دیگر همگی از طرف رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلمنقل شده است و جنبه تشریفی دارد زیرا خداوند نه دست دارد نه پهلو ، نه زبان و ... ، اما همه اینها به خدا نسبت داده میشود .
در عبارت ثاراللّه ، کلمه ثار به خدا نسبت داده میشود و با این اضافه شدن کسب شرف میکند .
در ادامه در زیارت عاشورا عرض میکنیم : « وَاَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ آلِ مُحَمَّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم »(3)خدایا به من روزی کن که خون تو را مطالبه کنم در محضر امام نصرت یافته از آل پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم .
همچنین در ادامه عرضه میداریم : « وَاَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارکُمْ(4)مَعَ اِمامٍ مَهْدیٍ ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقّ » .(5)
این نکته هم اینجا قابل تذکر است که در اولین کتابی که بعد از
1) . ابن اثیر ، النهایة ، ج 5 ، ص 300 .
2) . صدوق ، التوحید ، ص 165 ؛ تستری ، احقاق الحق ، ج 4 ، ص 285 ؛ بحرانی ، غایة المرام ، ج 4 ، ص 8 ؛ قندوزی ، ینابیع المودة ، ج 3 ، ص 401 .
3) . ابن قولویه ، کامل الزیارات ، ص 177 ، ب 71 ، ح 8 .
4) . نسخه بدل این واژه « ثاریکم » است که از نظر عربی غلط است و معنای درستی نیز ندارد .
5) . شیخ طوسی ، مصباح المتهجد ، ص 775 .
ابن قولویه ، زیارت عاشورا از آنجا به دست ما رسیده است کتابی با نام مصباح المتهجد از شیخ طوسی است . نسخه مربوط به زمان شیخ طوسی در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است و در آنجا به جای کلمه « هدیً » که در نسخههای در دسترس موجود است کلمه « مهدیٍ » آمده است ؛ اگر چه « هدیً » نیز همان معنا را میرساند ولی از آنجا که اصل نسخه و کلمه موجود است و ما میخواهیم زیارت را آنگونه که از معصوم رسیده است بخوانیم لذا « مهدیٍ » صحیحتر خواهد بود .
در نتیجه معنای عبارت فوق اینگونه میشود که من از خدا میخواهم که مرا روزی دهد در طلب خون شما ( امام حسین علیهالسلام و شهدای کربلا ) ، در محضر امام مهدی ، آن کسی که ظاهر شده و به حق ناطق خواهد بود .
امام صادق علیهالسلام در مورد یاران آقا بقیهاللّه و ضمن حدیث مفصلی میفرمایند : « شعارهم یا لثارات الحسین »(1)است یعنی شعار یاران حضرت مهدی علیهالسلام « ای خونخواهان خون حسین علیهالسلام » و یا « ای طلب کنندگان خون حسین علیهالسلام » است .
امام رضا علیهالسلام در مورد چهار هزار فرشتهای که همیشه در حرم آقا امام حسین علیهالسلام هستند میفرماید این فرشتهها تا زمان ظهور مولا در آنجا خواهند بود و پس از ظهور حضرت علیهالسلام جزو یاران ایشان قرار خواهند گرفت ، و شعار ایشان نیز « یا لثارات الحسین »(2)خواهد بود .
پس امام حسین علیهالسلام « ثار اللّه » و امام زمان علیهالسلام « ثائر » خواهند بود و
ایشان طلب کننده خون امام حسین علیهالسلام خواهد بود و یاران ایشان نداگران کسانیاند که میخواهند در طلب خون امام حسین علیهالسلام در لشکر حضرت مهدی علیهالسلام قرار گیرند .
واژه دیگری که هم معنا با واژه « منتقم » و « ثائر » است واژه « الموتور » است . این واژه از ریشه « وِتْرْ » یا « وَتْرْ » گرفته شده و بین علمای لغت معنی این دو بسیار با هم مشترک است و گاهی معنای یکی را به دیگری نسبت دادهاند .
برای این ریشه « وتر » معانی زیادی نوشتهاند که بسیار به هم نزدیک است . یک معنای آن « فرد » است(1)مثلاً اگر کسی که مونس کسی دیگر بوده باشد و از دست برود ، فرد میشود یعنی تک میشود ، انیسش را از دست داده است .
یک معنای دیگر برای کلمه « وتر » مفهوم « نقص » است .(2)مثلاً اگر کسی عزیزی از دست بدهد ، نقص بر او وارد شده است و او « مَوتُور » میشود .
معنای دیگر برای « مَوتُور » طالب خون است(3)یعنی کسی که مطالبه کننده خون است . همچنین کسی که جنایتی در مورد او واقع شده « مَوتور » خوانده میشود .
یک معنای دیگر برای « وتر » ، خون ریخته شدهای است که انتقامش
گرفته نشده باشد .(1)لذا برای امام حسین علیهالسلام واژه « المَوتور » را به کار میبرند یعنی خونی که ریخته شده ولی هنوز طلب نشده ، و انتقامش گرفته نشده است ؛ و به آقا بقیهاللّه علیهالسلام میگوئیم « الموتور بأبیه » یعنی کسی که انتقام خون ریخته شده پدرش را نگرفته است .
پس واژه « الموتور » مثل « ثار اللّه » و « ثائر » مشترک است بین امام حسین علیهالسلام و آقا بقیهاللّه علیهالسلام ، که امام حسین علیهالسلام خونش بر زمین ریخته شده ولی مطالبه نشده است و حضرت بقیهاللّه آقایی است که خون پدرانش بر زمین ریخته شده و مطالبه نشده است تا روزی که ایشان تشریف بیاورند و این خونها را طلب کند .
تعبیر از شخص رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که درباره امام زمان علیهالسلام فرمودند : « و هو الطّرید الشّرید الموتور بابیه و جده »(2)یعنی آقایی که شرید و طرید از جامعه شده و از حکومت کنار مانده و هنوز خون مطالبه نشده پدرانش ، باقی مانده است .
امام صادق علیهالسلام میفرماید :
« الا و بنا تدرک ترة کل مؤمن »(3)
« آگاه باشید که خون هر مؤمنی به وسیله ما گرفته میشود » .
در اینجا کلمه « ترة » از ریشه همان کلمه « وتر » است .(1)
در زیارت دیگری آمده است « بکم یدرک اللّه ترة کل مؤمن »(2)خداوند به وسیله شما خون هر مؤمنی را میگیرد .
تعبیر دیگری نیز در همین مفهوم است که میفرماید : « اَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ »(3)کجاست آن طلب کننده خون مقتول کربلا ؛ و همچنین میفرماید : « اَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیآءِ وَاَبْنآءِ الْأَنْبِیآءِ »(4)کجاست آن طلب کننده خون پیامبران و خون اولاد آنها .
واژه « ذحول » جمع « ذحل » است . « ذحل » به معنای طلب کردن جنایت انجام شده ، آنگونه که انجام شده است . یعنی به همان صورت که جنایت انجام شده باشد ، به همان صورت نیز طلب بشود .(5)
حضرت بقیهاللّه علیهالسلام به نقل از امام صادق علیهالسلام در یکی از خطبههایش میفرماید : « نحن اولیاء الدم و طلاب الترة »(6)یعنی ما ولیّ دم و خونخواه
1) . در مصادر مثال واوی میتوان واو را حذف کرد و به جای آن « ة » قرار داد مثل : وعده عدة ، وصل صلة ، وتر ترة .
2) . کلینی ، الکافی ، ج 2 ، ص 576 ؛ تهذیب الاحکام ، ج 6 ، ص 55 ؛ صدوق ، الفقیه ، ج 2 ، ص 359 .
3) . ابن المشهدی ، المزار الکبیر ، ص 579 .
4) . همان .
5) . ابن الفارس ، معجم مقاییس اللغة ، ج 2 ، ص 370 . این توضیح لازم است که زبان عربی زبانی وسیع و دقیقی است و اگرچه بسیاری از لغات از لحاظ معنا با هم شبیهاند ولی در آن زبان ظرافتها و مابازاهایی دارد که تفاوت آنها را نشان میدهد . از جمله این موارد ، توضیحاتی است که در مورد کلمه ذحل و دیگر کلمات داده شد .
6) . حر عاملی ، اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 552 ؛ فیض ، تفسیر صافی ، ج 5 ، ص 145 ؛ بحرانی ، المحجة ، ص 142 ؛ مجلسی ، بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 .
خونهای بر زمین ریخته شده هستیم .
تا اینجا مطرح نمودیم که امام حسین علیهالسلام کشته شده و خونهای بسیاری بر زمین ریخته شده و طالب این خونها حضرت بقیهاللّه است و او « منتقم » « ثائر » « الموتور بابیه و جده » است ؛ اما در قرآن آیهای هست که در تمام احادیث به این موضوع تفسیر شده است آنجا که میفرماید :
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً »(1)
« کسی که مظلوم کشته شده ، ما برای ولیّ او سیطره قرار دادیم » .
یعنی کسی که به ناحق کشته شده است ما به ولیّ او اجازه و سیطره دادیم که ظالم را قصاص کند .
به اعتبار احادیث فراوان منظور از « من قُتل » امام حسین علیهالسلام ، و منظور از « ولیّ او » امام زمان علیهالسلام است .(2)
در ادامه همین آیه شریفه آمده است :
« فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ »
« پس او در قتل اسراف نکند » .
اسراف در این آیه در احادیث مختلف معنی شده است . از امام باقر علیهالسلام در مورد این آیه پرسیدند ، فرمود :
« الاسراف فی القتل ان یقتل غیر قاتله »(1)اسراف در قتل یعنی کسی غیر از قاتل را بکشند .
از امام کاظم علیهالسلام در مورد این آیه پرسیده شده ، فرمودند : « نهی ان یقتل غیر قاتله » یعنی خداوند نهی فرموده از اینکه انسان غیر از قاتل شخص دیگری را بکشد ، « او یُمَثِّلَ بالقاتل »(2)یا اینکه او را مثله کنند ، یعنی بعد از قتل گوش یا دماغ یا اعضای بدنش را جدا کنند . علی علیهالسلام در مورد ابن ملجم فرمودند که مبادا بعد از من ، قاتل مرا مثله کنید زیرا رسول خدا علیهالسلام از مثله نهی فرموده حتی برای سگ گزنده .
با توجه به مطالب فوق ، معصومین علیهمالسلام اسراف در قتل را - که در معنی کشتن کسی به جای قاتل ، یا کسی به همراه قاتل ، یا مثله کردن قاتل باشد - منع فرمودهاند .(3)
از طرف دیگر حدیثی در مورد این آیه جعل شده است که تفسیر این آیه را به گونهای دیگر جلوه میدهد و برای برخی ، مشکلاتی ایجاد کرده است .
علی بن محمّد قطیبی از صالح بن ابیحمّاد از عبداللّه بن محمّد اسدی مشهور به حجّال و او از بعضی اصحاب ( عن بعض اصحابه ) و آنها را نام نمیبرد ، او در مورد این آیه نقل کرده است که امام صادق علیهالسلام فرمودند : این
آیه در مورد امام حسین علیهالسلام نازل شده است : « لو قتل اهل الارض به ما کان سرفاً »(1)یعنی اگر امام زمان علیهالسلام ظهور کنند و تمام اهل زمین را در قصاص خون امام حسین علیهالسلام بکشد ، اسراف نیست .
ما یقین داریم که تمام زمین و آسمان و اهل آنها همسنگ امام حسین علیهالسلام نیستند ولی آیا ایشان از پدرشان علی علیهالسلام عزیزتر است ؟ او فرزند پدری است که خطاب به اولاد عبدالمطلب میفرماید مبادا در خیابان حاضر شوید و هر کسی را بکشید و بگوئید علی علیهالسلام کشته شده است . این احادیث جزء محکمات است ولی آن حدیث جعلی جزء متشابهات قرار میگیرد و یقین داریم که از معصوم نرسیده است ، و برای این مطلب دلایلی هم داریم :
اولاً شخصی که این حدیث را نقل کرده یعنی قطیبی به نقل از مرحوم آیتاللّه خوئی ، وثاقتش برای ما ثابت نشده است(2)و این مطلب را با توجه به سخن غالب علمای رجال و تجزیه و تحلیل آن سخنان بیان نموده است .
صالح بن ابن حماد کسی است که مرحوم نجاشی مینویسد : امر او بر ما ملتبس است .(3)ابن غضائری رسماً او را ضعیف میداند(4)و مرحوم علامه حلی میگوید در مورد او توقف میکنم .(5)
نفر سوم که عبداللّه بن محمّد اسدی که به حجّال معروف است فردی ثقه و مورد اعتماد است ولی ناقلین از او مورد اعتماد نیستند و مطابق نقل حدیث ، او از برخی اصحاب که نامشان برده نشده نقل میکند و معلوم نیست که آنها چه کسانی هستند و لذا سند حدیث متصل نیست و این حدیث از لحاظ سند اشکال دارد .
ثانیاً این حدیث معارض با سخن امام کاظم علیهالسلام است که فرمود : « نهی ان یقتل غیر قاتله » ،(1)و همچنین با آن دسته احادیث که در مورد اسراف در این آیه مطرح شده است .
مطلب دیگر اینکه طبق روایاتی که اشاره کردیم این آیه در مورد امام حسین علیهالسلام است و بخش دوم آن نیز در مورد امام زمان علیهالسلام است و روایات دیگر نیز صراحت نمودند که اسراف در این آیه یعنی نهی از کشتن افراد غیرقاتل ؛ لذا چگونه میشود که طبق این حدیث جعلی امام زمان علیهالسلام در قصاص خون امام حسین علیهالسلام قصد کشتن تمام اهل زمین را بکند .
علاوه بر اینها در حدیث دیگر ، اسراف در معنی کشتن غیر از یک نفر معنی شده است و لذا نمیتوان دو نفر را به قصاص یک نفر به قتل رسانید . البته اگر دو نفر مشترکاً یک نفر را بکشند اولیای دم میتوانند هر دو را بکشند به شرط آنکه دیه یک نفر را به دو خانواده پرداخت نمایند . اگر یکی از آنها را بکشند ، خانواده و یا خودِ نفر دوم که در قتل شریک بوده باید نصف دیه یک نفر را به خانواده فرد قصاص شده بپردازد . پس به این تعابیر
1) . کلینی ، الکافی ، ج 7 ، ص 371 .
اگر یک نفر بیشتر نمیتواند مورد قصاص یک قتل قرار بگیرد چگونه میشود که امام زمان علیهالسلام که پیرو سنت علی علیهالسلام است تمام عالم را در قصاص خون امام حسین علیهالسلام به قتل برساند .
این حدیث و این طرز تفکر با مسلّمات فقه اسلامی مناسبت ندارد و در اسلام و سیره ائمه علیهمالسلام ظرایفی وجود دارد که هیچ یک با این دسته احادیث تناسب ندارد ، به عنوان نمونه کسی خدمت امام علیهالسلام میرسد و میپرسد که اگر مال فردی ناصبی در اختیار ما باشد میتوانیم آن را به صاحبش برنگردانیم . فرمودند : خیر ، اگر چه او ناصبی باشد . سپس فرمودند : اگر قاتل امام حسین علیهالسلام آن شمشیری که با آن امام حسین علیهالسلام را کشته است به رسم امانت به من بسپارد ، من آن شمشیر را به او برمیگردانم .(1)
تا اینجا « منتقم بودن » حضرت مهدی علیهالسلام را مورد بررسی قرار دادیم ، مطلب بعدی این است که ایشان از چه کسی ، چرا ، و چگونه انتقام میگیرند . این مطالب را جلسه بعد - ان شاءاللّه - بررسی خواهیم نمود .
1) .
پرسش : خَصب یعنی چه ؟
پاسخ : لشکر سفیانی هنگامی که به سرزمین بیداء میرسد به زمین ندا میشود : « یا بیداء ، ابیدی » ، ای سرزمین بیداء اینها را در کام خود فرو ببر . این را خصب گویند و خصب بیداء جزء علائم حتمی و قطعی ظهور است .
پرسش : نفس زکیّه کیست ؟
پاسخ : فردی است به نام محمّد بن الحسن . این شخص پسر عموی آقا بقیهاللّه است که در روز 25 ذی الحجه پیام امام علیهالسلام را در بین رکن و مقام برای مردم قرائت میکند اما در همان حال او را میکشند . نفس زکیه از نظر معنای لغوی یعنی آدم بیگناه . قرآن میفرماید : « اَقَتَلْتَ نفسا زکیةً » آیا کسی را که مستحق قتل نبوده است ، کشتید؟
پرسش : چرا مردم خیال میکنند که امام زمان علیهالسلام در بیابانها زندگی میکند ؟
پاسخ : این بدان دلیل است که غالباً دور بودن امام زمان علیهالسلام از بین مردم را اینگونه میپندارند که ایشان میبایست در دور دستها و در بیابانها بگذارند . حال آنکه تمام هستی مانند کف دستی ، در اختیار آن حضرت است .
در این مبحث داستان مختصری را نقل نمایم و آن اینکه ، زمانی همسر مرحوم آیتاللّه آخوند خراسانی در نجف اشرف مریض بوده است . در آن شهر نیز کسی بوده که برخی مسائل را به علم الهی میدانسته است .
دو پسر این زن پیش آن آقا میروند . یکی از آنها میگوید که من منظوری دارم آن را بفرمائید . آن شخص میگوید تا سه روز او را نگهداری کنید و او مهمان شماست و پس از سه روز مرحوم میشود .
آن پسر دیگر نیز همین مطلب را میگوید . آن شخص مدتی حیران میشود . پسر دوم میگوید آقا پاسخ را رها کنید به جائی نمیرسید .
آن شخص میگوید خیر اینگونه نیست بلکه از همان آغاز پاسخ تو را دانستم ، شما آقا بقیهاللّه را نیّت کردید ولی تا خواستم بگویم که ایشان در مکه است ، دیدم که مدینه هستند ؛ خواستم بگویم مدینه است ، دیدم در دمشق حضور دارند ؛ خواستم بگویم دمشق است ، در کربلا ایشان را دیدم . بنابراین من نمیرسیدم که محل حضور امام علیهالسلام را به شما بگویم قبل از جابجایی ایشان .
این داستان ، سخن معصوم نیست ولی من از آیتاللّه وحید خراسانی شنیدم و مطابق است با عظمت آن حضرت .
پرسش : آیا سفیانی هم اکنون زنده است ؟
پاسخ : ما نمیدانیم . اما نقل شده است که آقای بهلول(1)کسی را در سوریه به نام عثمان بن عنبسه دیده است . من از ایشان پرسیدم و گفتند بلی دیدهام . ما دلایلی داریم که سفیانی ، عثمان بن عنبسه است اما دلیلی نداریم که هر کجا شخصی به نام عثمان به عنبسه باشد او سفیانی است .
1) .
پرسش : این 313 نفر که در شب ظهور خود را به مکه میرسانند آیا طی الارض مینمایند ؟
پاسخ : بله . زیرا در حدیث فراوان آمده است که برخی از ایشان - به تعبیر برخی احادیث - شبانه در طاقهایی از نور در مقابل چشم مردم به سوی مکّه حرکت میکنند . حال آیا وسیله یا ابزاری است و یا هر چیز دیگر ، آن را نمیدانیم . ولی میدانیم که راههای دور را در کمترین زمان طی میکنند ؛ شاید هم صرفاً طی الارض باشد که آنهم برای ایشان مشکلی ندارد .
پرسش : علی بن حمزه واقفی که پایهگذار واقفیه بوده ، علیرغم عدم اعتقاد به امام زمان علیهالسلام چرا در مورد ایشان حدیث جعل کرده است ؟
پاسخ : اولاً ممکن است قبل از گرایش به واقفیهگری ، این احادیث را جعل کرده باشد . ثانیاً آنها در امام هفتم توقف کردهاند یعنی میگویند که او
غایب شده و روزی ظهور خواهد کرد . آنان اخبار بقیهاللّه علیهالسلام را با موسی بن جعفر علیهالسلام تطبیق میدهند ، یعنی آنها هم به مهدویت معتقد هستند .
پرسش : آمادگی برای ظهور حضرت علیهالسلام آیا آمادگی نظامی است ؟
پاسخ : خیر . بلکه از هر جهت باید آمادگی داشت مثل آمادگی ، فرهنگی ، خودسازی ، اطلاعگیری و اطلاعرسانی حتی رزمی . در برخی روایات آماده است که منتظِر میباید حداقل یک تیر برای آن روز ذخیره کند یعنی خود را آماده سازد .
تیراندازی ، اسبسواری و شنا که از طرف رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم توصیه به آموختن آنها شده است هر کدام گوشهای از آمادگی نظامی و مقدمه آمادگی برای ظهور است . مرحوم علامه طباطبایی وقتی از تبریز به قم آمد در کنار چند جلد کتاب ، یک تفنگ نیز با خود آورد . او تفنگ را برای آموزش تیراندازی بچههای خود آورده بود .
ایشان در شنا جزء افراد بینظیر بود تا آنجا مهارت داشت که در روی آب میخوابید یعنی خوابش میبرد در حالی که روی آب بود . حتی به گفته یکی از فرزندانش ، او به همسرش نیز تیراندازی را یاد داده بود . همه اینها به دلیل این بوده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده است به فرزندان خود این سه چیز را بیاموزید .
پرسش : آیا در زمان ظهور اختلاف طبقاتی کلاً از بین میرود ؟
پاسخ : ما نمیتوانیم این را ملتزم شویم اما این را یقین داریم که فقر ریشه کن خواهد شد و آدم فقیری باقی نخواهد ماند . اما آیا همه باید به یک اندازه از اموال و ثروت دنیا برخوردار باشند ؟ خیر . زیرا مالکیت و تولید که از بین نمیرود . در مجموع غنی و فقیر وجود ندارد ولی حضور غنی و غنیتر منافاتی با عدالت ندارد .
پرسش : آیا به وسیله دعا میتوانیم فرج آقا را جلو بیندازیم ؟
پاسخ : بله . تمام دعاهایی که برای تعجیل در امر فرج آمده و بدانها توصیه شده است نشان دهنده اثرگذاری در تعجیل فرج است . نمونه آن در
قوم بنیاسرائیل اتفاق افتاد و فرجی که قرار بود 170 سال بعد برای آنها پیش آید در چهل روز دعا و زاری و انابه بر ایشان حاصل شد . این مسئله در روایات فراوانی آمده است ؛ لذا دعاهای ما نیز اگر در حال اضطرار و دعا و زاری باشد تأثیر گذار خواهد بود .
پرسش : اگر مدعی دیدار حضرت را باید تکذیب کرد چگونه برای شیخ مفید توقیع آمده است ؟
پاسخ : شیخ مفید هیچ جا ادعا نکرده است نه در کتابهایش ، و نه از کسی نقل شده است که او ادعا کرده باشد ولی کسانی که مطلع شدهاند آن را نقل کردهاند .
وقتی از سید بحرالعلوم پرسیدند که آیا شما حضرت مهدی علیهالسلام را دیدید جواب داد اگر من مدعی دیدار باشم شما وظیفه دارید مرا تکذیب کنید . سپس به سلماسی گفت : چگونه بگویم ندیدم حال آنکه او مرا در آغوش گرفت . علت اینکه به او فرمود ، این بود که سلماسی خودش حضور داشت و علامه دیگر داعی نبود که سلماسی او را تکذیب کند .
پرسش : آیا احادیثی داریم که مجعول بودن آنها روشن نباشد ؟
پاسخ : بله . زیرا درباره همه روایات تحقیق نشده است . وقتی روایات به دقت بررسی میشود و مورد کارشناسی قرار میگیرد و با بقیه روایات مطابقت داده میشود گاهی مجعول بودن آنها روشن میشود .
پرسش : در مورد واژه « ساعة » و « الساعة » در قرآن در رابطه با وقت ظهور توضیح دهید .
پاسخ : کلمه « ساعة » در قرآن در معنی برههای از زمان به کار برده شده است ولی وقتی با « ال » آمده است در معنی قیامت به کار برده شده . لذا هر کجا در قرآن واژه « الساعة » آمده است در روایات فراوان و در تفاسیر به زمان ظهور تفسیر شده است .
[ بقیه سؤالات ناتمام است ]
پایان جلسه ششم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین والصلاة والسلام علی اشرف انبیائه وافضل سفرائه وعلی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین وبعد فقد قال اللّه تبارکوتعالی « وبهذا انتقم من اعدائی » .
شب گذشته درباره « منتقم » بودن آقا بقیهاللّه بحث مفصلی را مطرح نمودیم و گفتیم ذات اقدس الهی در شب معراج آقا بقیهاللّه علیهالسلام را با عنوان « منتقم » معرفی کرده است . خودِ حضرت در گهواره به ابونصر فرمود : « انا بقیهاللّه فی ارضه و المنتقم من اعدائه » ؛ و یا در ملاقات با احمد بن اسحاق به ایشان فرمودند : « انا بقیهاللّه و المنتقم من اعدائه » ؛(1)پس منتقم بودن آقا بقیهاللّه مسلم است ؛ اما ایشان از چه کسی انتقام میگیرند ؟
1) . شیخ صدوق ، کمالالدین ، ج 2 ، ص 384 .
آیا هنگامی که حضرت مهدی علیهالسلام تشریف میآورند دشمنان اهلبیت « ع » از جمله یزید و همدستانش در جامعه حضور دارند که آقا از ایشان انتقام بگیرد یا اینکه از فرزندان ایشان و یا از دوستان ایشان انتقام میگیرد ؟ این موارد را به عنایت الهی امشب مورد بررسی قرار میدهیم .
الف - حضرت مهدی علیهالسلام از فرزندان آنها انتقام میگیرد .
در قرآن آیهای هست که میفرماید : « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری »(1)هیچ کس وزر و وبال دیگری را به دوش نمیکشد . و این دلیل محکمی است در پاسخ به این نوع انتقامگیری .
از طرف دیگر حدیثی داریم که در کتابهای خیلی معتبر آمده است که امام رضا علیهالسلام میفرماید :
« یقتل واللّه ذراری قتلة الحسین بفعال آبائهم »(2)به خدا سوگند وقتی حضرت تشریف بیاورند فرزندان قاتلان امام حسین علیهالسلام را به جهت کار پدرانشان میکشد .
کتبی که این حدیث را نقل کردهاند بسیار معتبرند اما از طرفی حدود 200 حدیث هم داریم که هرگاه حدیثی از ما نقل شد آن را به قرآن عرضه
بدارید ، اگر قرآن با آن موافق بود ، آن را بپذیرید ، اما اگر با قرآن توافق نداشت آن را به دیوار بزنید .(1)البته اگر در توافق آن نیاز به توضیح و توجیه و تفسیر باشد آن را بررسی میکنیم ، مثل همین حدیث ، ولی اگر توجیه و تفسیر نداشت آن را نمیپذیریم .
این حدیث بدون توجیه ، با متن قرآن و آیه قرائت شده مطابقت ندارد ولی اگر توجیه شود کاملاً معنا پیدا میکند .
بررسی این مطلب را با یک جمله ساده آغاز میکنیم ، آیا فرزندان بنیامیه از اولاد حرام بدترند ؟
آیا بچه یزید بودن و یا بچه معاویه بودن از اولاد حرام بودن بدتر است ؟ عقل پاسخ میدهد که : خیر .
آیا دلیلی بر جهنمی بودن اولاد نامشروع داریم ؟ این برخلاف عدل خداست ، یعنی اگر پدر و مادر کسی گناه کردند ، تقصیر فرزند چیست ؟
بچههای نامشروع به تعبیری مانند بچههای کسانیاند که مسلولاند . وقتی پدر و مادر بیماری سل داشته باشند ، آمادگی پذیرش میکروب سل در فرزندان آنها بیشتر است ، ولی اینگونه نیست که بچه پدر و مادر مسلول ، حتماً مسلول باشد . و اینگونه فرزندان ، با رعایت اصول بهداشتی و دیگر موارد ایمنی ، میتوانند خود را از ابتلا به بیماری سل نجات دهند . به همین روش یک بچه نامشروع هم میتواند به مقابله با تمام انگیزههای انحراف بپردازد و اگر این مبارزه و مقابله را انجام بدهد میتواند دیگر منحرف
1) . مجلسی ، بحارالانوار ، ج 2 ، ص 242 - 245 .
نشود .
این مطلب از لحاظ عقلی کاملاً پذیرفته میشود ، ولی آیا از لحاظ نقلی هم همینگونه است ؟
اولاً هرگز کسی نمیتواند ملتزم شود که اولاد بنیامیه و دیگر دشمنان اهلبیت علیهمالسلام ، صرفاً به جهت فرزند یزید و معاویه بودن اهل دوزخ باشند ، بلکه برعکس امام رضا علیهالسلام در حدیثی محمّد بن ابیبکر را از شیعیان علی علیهالسلام
و همردیف سلمان و ابوذر و عمار میشمارند .(1)
ثانیاً حدیث صحیح و معتبری در کافی شریف داریم که از امام رضا علیهالسلام
نقل میکند که ایشان میفرماید :
« ان ولد الزنا یُستَعْمَلْ ، ان عمل خیراً جُزی به »(2)
« اولاد زنا آزموده میشوند ، اگر عمل نیکو داشته باشند پاداش نیکو میبینند » .
لذا اینگونه نیست که بچه حرام حتماً جهنمی باشد .
البته مشکل است که اینگونه افراد آدمهای خیلی خوبی بشوند ولی اگر شدند - بجز برخی موارد - هیچ محدودیتی برای آنها نیست ؛ مثلاً بچه حرام نمیتواند مرجع تقلید شود یعنی مرجع تقلید حتماً باید از اولاد حلال باشد . اما اگر یک بچه حرام ، تلاش کند و آدم خوبی بشود باید پاداشش نزد خدا از بچه حلال بیشتر باشد ؛ چرا ؟
ما در یک کشور اسلامی و در شهری متدین ، و در خانوادهای مقید و اهل دین و شیعه به دنیا آمدهایم اما افرادی در کشورهای مختلف وجود دارند که مثلاً در خانوادهای مسیحی به دنیا آمده ، اما به آن اکتفا نکرده و تلاش نموده تا روزی حقانیت اسلام و تشیع را دریافته و شیعه شدهاند . یقیناً این شخص در پیش خدا از من و شما عزیزتر است . زیرا او مسلمان جغرافیایی نیست بلکه مسلمان تحقیقی است . لذا بیشک افرادی که اینگونه و علیرغم وجود راههای انحرافی راه درست و مستقیم را دریافتهاند ، از کسانی که حلال به دنیا آمدهاند عزیزتر خواهند بود . این بحث تا اینجا کافی به نظر میرسد و نتیجه میگیریم که اولاد بنیامیه ، صرفاً به جهت فرزند بنیامیه بودن ، به جهنم نمیروند و صرفاً بدین جهت در زمان حضرت بقیهاللّه علیهالسلام مورد انتقام قرار نمیگیرند .
مطلب دوم که باید در توجیه این حدیث بدان توجه شود اینست که پس از شنیدن این حدیث از امام رضا علیهالسلام ، یکی از اصحاب میپرسد که این فرزندان چه گناهی دارند ؟ امام رضا علیهالسلام میفرمایند : چون اینان به کار پدرانشان رضایت میدهند و با آن مباهات میکنند ؛ مثلاً میگویند که این پدر ما بود که امام حسین علیهالسلام را به قتل رسانید ، و بدین بیان بر عمل پدر خویش افتخار میکنند . اگر فرزندان دشمنان اهلبیت علیهمالسلام بدین مطلب رضایت داده و بدان مباهات کنند ، مسئله کاملاً عوض میشود .
ب - حضرت مهدی علیهالسلام از دوستان و کسانی که به ظلم ظالمان رضایت دارند انتقام میگیرد .
شکی نیست که هر کس به هر کاری رضایت بدهد ، در آن کار شریک
است و هیچ ربطی به بنیامیه و یا گروه خاص ندارد .
به عنوان شاهد قرآنی ، هنگامی که خدای منان برای قوم ثمود ، ناقه صالح را فرستاد ، فقط یک نفر از آنها ناقه صالح را پی کرد اما در قرآن میفرماید : « فکذبوه فعقروها »(1)حضرت صالح را تکذیب و ناقه را پی کردند .
این جمله را به صیغه جمع به کار میبرد و آن را به همه نسبت داده است زیرا همه بدین کار رضایت داشتند .
یعنی آن کار به دست یک نفر ، اما با صلاحدید و رضایت همه انجام شده است لذا قرآن این عمل را به همه آنها نسبت میدهد .
همچنین در قرآن شواهد دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میخواهند و میگویند که خدا پیامبرانی برای ما بفرستد با فلان معجزات . قرآن در جواب آنها میفرماید : « قُلْ قَدْ جاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّناتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ »(2)یعنی قبلاً هم پیامبرانی با این شرایط که شما میطلبید آمدهاند پس چرا آنها را کشتید ؟ پاسخ اینها باید این باشد که ما آنجا نبودیم که پیامبران را به قتل رسانده باشیم .
در مورد این آیه از امام رضا علیهالسلام میپرسند و ایشان میفرماید این در مورد افراد پانصد سال قبل است ، آنها بودند که پیامبران خود را کشتند ، اما قرآن با این آیه میفرماید که اینان نیز به همان راه میروند و به اعمال آنها راضی هستند و در بین خودشان میگویند که کاش میتوانستیم این پیامبر را
هم بکشیم ؛ زیرا اینها با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم معارض بودند و صدها بار در صدد کشتن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بودند ولی موفق نشدند ، اما از آنجا که به عمل آنها رضایت میدهند خداوند اینان را در کار آنها شریک میداند و میفرماید : « فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُم » .(1)
در حدیثی آمده است وقتی انسانها در صحرای محشر جمع میشوند برای برخی افراد مقداری خون میآورند و میگویند شما به این مقدار در فلان خون ریخته شده شریک هستند . آنها میگویند که ما آنها را نمیشناسیم . ندا میرسد که شما چون پس از شنیدن خبر قتل آن افراد به آن خونریزی رضایت دادید ، به همان مقدار در خون او شریک هستید .
این خبر را ممکن است انسان از تلویزیون ، روزنامه یا از مردم شنیده باشد و بدان خبر رضایت داده باشد ، اگر چه نه قاتل را میشناسد و نه مقتول را .
امام حسن عسکری علیهالسلام این مطلب را روشنتر و بدین صورت بیان میفرماید :
« الا و ان الراضین بقتل الحسین علیهالسلام شرکاءُ فی قتله »(2)
« کسانی که به کشته شدن امام حسین علیهالسلام راضی باشند در خون امام حسین علیهالسلام سهیم هستند » .
حدیث دیگری در نهجالبلاغه است که وقتی حضرت علیهالسلام از جنگ
جمل برمیگشتند ، یکی از افراد عرض کرد که ای مولا ، ای کاش برادر من اینجا بود . حضرت فرمودند آیا برادر شما با ما همعقیده است . عرض کرد : بلی ؛ علی علیهالسلام فرمود : « فَقَدْ شَهِدْنا » اگر اینگونه باشد او با مادر اینجا بوده است . و سپس ادامه دادند : « وَلَقَدْ شَهِدْنا فی عَسْکَرِنا هذا اَقْوامٌ فی اَصْلابِ الرِّجالِ وَ اَرْحامِ النِّساءِ » « همانا در این لشکر ما کسانی حضور دارند که در صلب پدران و ارحام مادران خود هستند » .(1)
این بدین معنا است که آنان به حضور در سپاه علی علیهالسلام رضایت داشتند . وقتی در زیارات میخوانیم « یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ » یعنی ای حسین علیهالسلام ای کاش ما در کربلا در سپاه تو بودیم و جان خود را تقدیم میکردیم ، اگر این سخن از عمق وجودمان باشد و عملمان آن را تأئید کند ، به ما نیز ثواب حضور در کربلا و نبرد در رکاب امام حسین علیهالسلام عنایت میشود .
علی علیهالسلام در ادامه خطبه میفرماید : « سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّماُن وَ یَقْوی بِهِمُ الایمانُ »(2)« زمان آنها را به دنیا میآورد و ایمان به وسیله آنان تقویت میشود » ، و اینان هستند که سهم حضور در جنگ جمل را خواهند برد .
حال یک مطلب باقی میماند و آن اینکه : رضایت موجب شرکت در ثواب و گناه میشود ولی آیا موجب قصاص هم میشود ؟ یعنی مثلاً اگر باخبر شدیم که کسانی که در فلان کشور کشته شدند و ما هم گفتیم کار خوبی کردند که آنها را کشتند ، آیا با این رضایت و شرکت در آن اقدام ، حاکم شرع میتواند حکم قصاص را جاری کند ؟ خیر . زیرا در فقه اسلامی
اینچنین حکمی داده نشده است .
آیا بعد از ظهور چنین چیزی خواهد بود ؟ یعنی آیا حضرت علیهالسلام صرفاً به جرم رضایت افراد در خون کسی و عدم توبه ، آنها را میکشد ؟ این را نمیدانیم و دلیلی در نفی و اثبات آن نداریم . البته اگر همه را قصاص فرماید باید گفته شود فقط از مختصات آن زمان است .
ج - وجه سوم که میتواند برای توجیه « انتقام » در نظر گرفته شود این است که حضرت مهدی علیهالسلام خودِ افراد را حاضر گرداند و از آنها انتقام بگیرد ؛ مثل یزید ، شمر ، سنان و دیگر دشمنان اهلبیت علیهمالسلام ؛ و کاری با فرزندان و دوستان آنها نداشته باشد .
خداوند در معراج به رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : ای پیامبر « بهذا انتقم منهم »(1)به وسیله این شخص که شَبَح آن را به حالت ایستاده میبینی از قاتلینش انتقام میگیرم .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در خطبه بینظیر عید سعید غدیر ، درباره حضرت بقیهاللّه علیهالسلام تعبیرات بسیار بلندی دارند از جمله میفرمایند :
« آن مهدی قائم که حق خدا و همه حقوق ما را باز میستاند » .
« آگاه باشید که او از ستمپیشگان انتقام میگیرد » .
1) . طبری امامی ، دلائل الامامه ، ص 239 .
« آگاه باشید که او انتقام خون همه اولیای الهی را میگیرد » .
این انتقامگیری از آن اشخاص به صورت رجعت متصوّر است یعنی آنها در دوران حضرت دوباره به زندگی برمیگردد و سپس از آنها انتقام گرفته میشود . درباره رجعت - ان شاءاللّه - در جلسات بعد سخن خواهیم گفت اما این نکته حائظ اهمیت است که در مورد تکتک افرادی که در دوران ظهور حضرت مهدی علیهالسلام رجعت میکنند روایت داریم .
1 - « رُدّت الیه الحمیراء » « حمیرا به طرف بقیهاللّه علیهالسلام برگردانده میشود » . حمیرا لقب عایشه است و از این جهت او را حمیرا میگفتند که پوستش سرخ بوده و به این افراد در فرهنگ عرب احمر میگفتند که مؤنث آن حمراء و مصغّر آن حمیرا میشود .
عایشه این زشتی را از پدرش ابوبکر به ارث برده بود زیرا ابوبکر حبشی بود و پوستش سیاه و سرخ بود . ما در اینجا در مورد سیاه بودن یا سفید بودن بحث نداریم اما به دلیل طرح شدن بحث جاذبه عایشه در تاریخ اسلام ، عرض میکنیم افرادی که پوست سرخ دارند حداقل این است که برای شرقیها جاذبه ندارند ، حتی با دستکاری و زیبا جلوه دادن آن نیز جاذبهای به دست نمیآورند . لذا این مطلب را که جعل کردهاند که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلممیفرمود : « یا حمیرا کلمینی » از پایه و اساس غلط است ؛ و به همان شدت که حضرت خدیجه مَثَل زیبایی بود ، عایشه مَثَل زشتی بوده است . البته این مطلب نیاز به توضیحات زیادی دارد که با بحث امشب ما
سازگاری ندارد .
حضرت زهرا علیهاالسلام میفرماید : یک بار هم نشد که عایشه مرا ببیند و به مادرم ناسزا نگوید .
در این حدیث شریف میفرماید : « ردت الیه الحمیراء حتی یجلدها الحدّ و حتی ینتقم لامّه فاطمه منها » عایشه را برای دو منظور میآورند :
الف : برای اینکه به او حد قذف بزنند .
در اسلام اگر کسی به کسی تهمت ناموسی بزند او را هشتاد ضربه شلاق میزنند مگر اینکه چهار شاهد عادل حاضر کند که آنها با چشم خود دیده باشند . اما اگر نتواند چهار نفر را حاضر گرداند به خودش آن شواهد - ولو اینکه سه نفر باشند - حدّ میزنند . این از یک جهت برای این است که ناموس مردم در بین دیگران و دهان به دهان آلوده نشود ، و هر کسی نتواند به آسانی به دیگران تهمت بزند.
عایشه به ماریه تهمت زد . ماریه مادر ابراهیم ، پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم است . عایشه و حفصه دلیل محکمشان برای ورود به خانه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم این بود که از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم دارای فرزند بشوند تا بدینوسیله خود را به خاندان پیامبر متصل کنند و خلافت را به خانواده خود بیاورند . خداوند هم این را نخواست و الا هم اکنون میلیونها نفر بودند که جد مادری آنها ابوبکر و یا عمر بود .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از این مطلب نگران بود تا اینکه قرآن به او مژده داد : « أَلَمْ
نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ * وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ * وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ »(1)میفرماید ما آنچه را که بر تو سنگینی میکرد از تو برداشتیم و تو مطمئن باش که آنها صاحب اولاد نخواهند شد .
چون حضرت خدیجه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صاحب اولاد بود ، عایشه همیشه او را ناسزا میگفت . در کتب اهل سنت نقل شده است که او میگفت اگر چه من خدیجه را اصلاً ندیده بودم اما شب و روز در دلم بر او حسد میورزیدم زیرا او از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صاحب اولاد بود .
وقتی ماریه قبطیه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صاحب فرزند پسر به نام ابراهیم شد ، آنقدر عایشه او را آزار میداد تا اینکه پیامبر او را به خارج از مدینه منتقل کرد ، جائی که هم اکنون در شهر مدینه است و به مشربه ام ابراهیم معروف است .
من نمیخواهم درباره تهمت عایشه به ناموس پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سخن بگویم زیرا هم داستانی طولانی دارد و هم ما از بیان آن خودداری مینمائیم . در این تهمت زنی ، به عایشه حدّ جاری نشده است ولی وقتی حضرت مهدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم ظهور میکنند و عایشه رجعت میکند ، او را میآورند و حدّ را بر او جاری میکنند .
ب : برای اینکه انتقام مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام را از او بگیرد .
این حدیث را برای این نقل کردیم که بیان داریم از خودِ عایشه انتقام گرفته میشود و نه از کسانی که به کارهای او رضایت دادند .
1) . انشراح ، 1 - 3 .
2 - « فاذا دخل المدینة اَخْرَجَ اللات و العزی »
وقتی حضرت مهدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم وارد مدینه شد جسد پلید آن دو بت بزرگ یعنی اولی و دومی را از خاک بیرون میآورد .
3 - « یعطی بقُنْفُذْ و مولاه فیضربان بسیاةٍ من نار »
« قنفذ و مولایش را میآورند و با تازیانههای آتشین آنها را میزنند » .
قنفذ همان کسی است که حضرت زهرا علیهاالسلام را ضربه زد ، و امام صادق علیهالسلام فرمودند که به خدا قسم سبب شهادت مادرمان زهرا علیهاالسلامضربتی
بود که قنفذ به او زد .
« لو وقع واحدٌ منها علی جبل لذاب »
« اگر یکی از آن تازیانهها بر کوه زده شود ، کوه ذوب میشود » .
« ولو وقع واحد منها علی البحار لسجرت من اوّلها الی آخرها »
« اگر یکی از آن تازیانهها به دریا زده شود همه دریاها - چون به هم متصل هستند - از اول تا آخر آتشین میشوند » ؛ یعنی به جوش میآید .
این احادیث که به عنوان نمونه بیان گردید نشان میدهد که انتقام از شخص ظالمین است و نه از فرزندان و یا از دوستداران آنها .
4 - « اِنَّ اوّل من یکرُّ الی الدنیا الحسین بن علی علیهالسلام و اصحابه ، و یزید بن معاویه و اصحابه ، فیقتلهم حذو القذّة بالقذّة »(1)
« اولین کسی که به دنیا باز میگردد امام حسین علیهالسلام و اصحابش هستند و یزید بن معاویه و اصحاب او ، که امام حسین علیهالسلام آنها را مثل تطابق دو سر پیکان
1) . عیاشی ، تفسیر ، ج 3 ، ص 39 ؛ مجلسی ، بحارالانوار ، ج 53 ، ص 76 .
میکشد » .
این حدیث بحث ما را روشن میکند که به دنبال امام حسین علیهالسلام ، یزید هم رجعت میکند و سپس اصحابش ، و به همان اندازه که دو پر یک پیکان برای دقت در طی مسیرِ تیر میباید بسیار به هم شبیه باشد - و برای نشان دادن یکسانی دو چیز آنها را به دو پر پیکان تشبیه میکردهاند - حضرت مهدی علیهالسلام نیز در مقابل عمل هر یک از ظالمین آنها را قصاص میکند و به قتل میرساند . و اینگونه نیست که اگر در روایات آمده است که سی هزار نفر در سپاه یزید در کربلا حاضر بودهاند ، امام زمان علیهالسلام همه آنها را به قتل برساند ، بلکه همه آنها طبق روایات به جهنم خواهند رفت زیرا برای کشتن امام علیهالسلام آمدهاند ولی اگر به طور مستقیم در شهادت امام علیهالسلام دخالت نداشتهاند قصاص نمیشوند .
البته رضایتمندی سپاهیان در شرکت داشتن در قتل امام حسین علیهالسلام مطلبی است که پیشتر بررسی گردید ، یعنی اگر آنان به این عمل راضی بوده باشند ، طبق احادیثی از جمله : « فیقتل من رضی بقتله »(1)« هر کس را که راضی به قتل او ( امام حسین علیهالسلام ) باشد ، میکشد » و بنابر مختصات زمان ممکن است در دنیا قصاص فرماید .
5 - خداوند متعال شهادت امام حسین علیهالسلام را به طور تفصیلی برای رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بیان فرمود و سپس فرمود ای حبیب من ، این حسین علیهالسلام پس از شهادتش مجدداً به دنیا برمیگردد و خداوند او را بر دشمنانش پیروز
1) . قندوزی ، ینابیع المودة ، ج 3 ، ص 243 .
میگرداند ، آنگاه فرمانروایی جهان را به دست او میسپارد .
اینجا بحث از رجعت امام حسین علیهالسلام و پیروزی بر دشمنانش یعنی یزید و اصحابش است ، و نه کسانی که پس از چند هزار سال به دنیا میآیند .
6 - « ثم یخرج المنتصر و هو الحسین علیهالسلام الی الدنیا فیطلب بدمه و دم اصحابه حتی یخرج السفاه و هو امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام »(1)
منتصر از القاب امام حسین علیهالسلام است در معنای پیروز و نصرت داده شده . یعنی امام حسین علیهالسلام به دنیا باز میگردد و خون خود و اصحابش را مطالبه میکند تا اینکه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز رجعت میکنند .
7 - امام صادق علیهالسلام در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد(2)میفرماید : فرشتگان الهی نزد اسماعیل آمدند و گفتند که خداوند میفرماید که حق قصاص را به خودتان واگذار کردیم ، هر گونه که بخواهی این افراد را قصاص میکنیم .
حضرت اسماعیل عرضه داشت خدایا تو به امام حسین علیهالسلام وعده دادی که او را به دنیا برمیگردانی تا شخصاً از قاتلین خود انتقام بگیرد . لذا من هم انتقام نمیخواهم تا زمانی که مرا و همچنین دشمنانم را دوباره به دنیا بیاوری ، تا شخصاً از آنها انتقام بگیرم .
8 - امام باقر علیهالسلام میفرماید : « انَّ لعلیٍ علیهالسلام الی الارض کرّةً مع
الحسین علیهالسلام یقبل برایته حتی ینتقم من بنیامیه و معاویه و آل معاویه » .(1)
« همانا علی علیهالسلام با امام حسین علیهالسلام رجعت میکند و پرچمش را به دست میگیرد و همچنان پیش میرود تا از بنیامیه و معاویه و آل معاویه انتقام میگیرد » .
امام حسین علیهالسلام طبق اخبار رسیده ، چندین بار رجعت میکنند و حکومت ایشان پنجاه هزار سال طول میکشد ؛ در همین دوران است که علی علیهالسلام نیز رجعت میکنند و از بنیامیه انتقام میگیرند .
9 - امام صادق علیهالسلام در ضمن حدیثی مفصل میفرماید : « ما من امامٍ فی قرنٍ الاّ و یکرُّ معه البرُّ و الفاجر فی دهره حتی یدیل اللّه المؤمن الکافر »(2)
« هیچ امامی نیست مگر اینکه در هنگام رجعت او ، خوبان و بدان زمانش نیز رجعت میکنند تا اینکه خداوند مؤمنان را بر کافران پیروز گرداند » .
این احادیث به صراحت بیان میکند که انتقام از شخص قاتلان ، فاجران و مرتکبان آن جنایتها است و نه از فرزندان و یا دوستداران آنها .
خلاصه بحث این است که دیشب بررسی نمودیم که آقا بقیهاللّه منتقم خون امام حسین علیهالسلام و همچنین خونهای ریخته شده مظلومان در طول تاریخ است ؛ امشب نیز بررسی نمودیم که انتقام از چه کسی گرفته میشود ؛ و بیان داشتیم که صرفاً فرزند جنایتکاران بودن ، دلیل انتقام نیست ، ولی اگر این فرزندان و یا دوستداران آن ظالمان ، به ظلم آن افراد راضی بوده باشند ، گناه کار محسوب شده و در قیامت مورد حساب قرار میگیرند و به جهنم
نیز میروند ؛ و طبق اخبار موجود مورد قصاص حضرت مهدی علیهالسلام قرار نمیگیرند ؛ و معنای صحیح انتقام ، قصاص خودِ آن جنایتکاران و ظالمان در دوران رجعت است .
پرسش : آیا زیارت آل یس دو تاست ؟
پاسخ : خیر . زیارت تنها یکی است اما متن زیارت موجود در کتاب مکیال المکارم - که وظایف شیعیان را در عصر غیبت بیان میدارد - اندکی با آنچه که ما در دست داریم و در مفاتیح هم هست متفاوت است و دلیل آن هم - مثل بسیاری دیگر از این موارد - ناتوانی برخی از افراد در نسخهبرداری و یا اشتباه در بیان صحیح لغاتِ حفظ شده بوده است که نسخههای متفاوتی را به وجود آورده است اما قطعاً این زیارت ، زیارت مستقلی نیست و همان است با اندکی تفاوت .
پرسش : چرا فضل بن شاذان ، محمد بن علی کوفی را نفرین نکرد ؟
پاسخ : ما نمیدانیم ، شاید هم نفرین کرده باشد ، مهم عبارتی است که از او به ما رسیده است تا بدینوسیله محمد بن علی کوفی را بهتر بشناسیم .
پرسش : ما حدیث داریم که همه با مرگ خدایی میمیرند .
پاسخ : ما چنین حدیثی نداریم ، مگر اینکه منظور این باشد که هر کس وقتی اجلش فرا برسد میمیرد . ولی حدیثی در مورد مرگ خدایی که در مقابل مرگهای مصنوعی و هتف عنف باشد نداریم .
علی علیهالسلام میفرماید : کفی بالاجل حارسا ، یعنی تا هنگامی که اجل انسان فرا نرسد ، اجل برای نگهبانی کافی است . قرآن نیز در مورد کسانی که با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلمبه جهاد نرفتند میفرماید وقتی اجل آنها فرا برسد حتی در
بسترها نیز خواهند مُرد .
پرسش : آیا آن 313 نفر میدانند که از انصار بقیهاللّه هستند ؟
پاسخ : شاید . اما اگر کسی بگوید که من از آن 313 نفر هستم ، ما وظیفه نداریم که حرفش را باور کنیم ، تا زمانی که حضرت مهدی علیهالسلام تشریف بیاورند .
پرسش : آیا این درست است که در زمان ظهور ، به افراد مرتد سه روز مهلت داده میشود ؟
پاسخ : مهلت سه روزه را در احادیث ندیدهایم ولی در قرآن فرصت تحقیق ، به کفار داده شده است و گفته شده است که اگر فرصت خواستند به آنها این فرصت را بدهید ، مطالب را برایشان بازگو کنید و سپس آنها را به جای امن خودشان ببرید ، سپس از ایشان پاسخ بخواهید .
معروف است که یک نفر در میدان جنگ از علی علیهالسلام در مورد وحدانیت خدا پرسش نمود . یاران حضرت اعتراض کردند که اینجا محل این پرسش نیست . ولی حضرت فرمودند ما برای خدا میجنگیم و برای اثبات وحدانیت او ، لذا پاسخ او را همین جا باید بدهیم .
پرسش : عبارت نحن حَرَم اللّه یعنی چه ؟
پاسخ : حَرَم یعنی جایی که حریم برایش تعیین شده و کسی اجازه ورود به آن حریم را نداشته باشد ؛ پس اگر فرموده باشند که ما حرم خدا
هستیم یعنی کسی نباید حریم ما را مورد تعدی و تجاوز قرار دهد .
اگر تعبیر « حُرُم » باشد یعنی ما خاندانی هستیم که خداوند هر تعدی به ما را حرام نموده است .
پرسش : آیا صحیح است که برخی میگویند حضرت فقط هفت نفر را میکشد ؟
پاسخ : ما همچنین عددی را ندیدهایم . ولی در اخبار تأئید نشده هفتاد هزار نفر نوشته شده است . البته این هفتاد هزار در مقابل جمعیت کل جهان رقم بالایی نیست .
پرسش : اگر براساس مطالب گذشته حضور امام علیهالسلام را در بیابانها انکار کنیم پس حدیث امام حسن عسکری علیهالسلام که به امام زمان علیهالسلام وصیت
کرده که در بیابانها باشد چگونه توجیه میشود ؟
پاسخ : این حدیث در یک تشرف نقل نشده و از معصوم علیهالسلام به ما نرسیده است ، در ضمن ما گفتیم که تمام هستی مثل کف دست آن حضرت ، در اختیار ایشان است از کوه و دریا و شهر و بیابانها ، و همچنین حرمهایی که به تشریف فرمایی آقا مشرف میشوند . پس وقتی آن حضرت مکه و حرم رسولاللّه و حرم امام حسین علیهالسلام و دیگر اماکن محترم و مقدس در اختیارش باشد لزومی ندارد که حتماً در بیابان باشد ؛ البته ممکن است گذرشان به بیابان هم بخورد .
پرسش : در روایات شیعه آمده است که حکومت حضرت 7 یا 9 سال است ولی در روایات اهل تسنن مدت حکومت ایشان 309 سال آمده است آیا این روایات صحیح است ؟
پاسخ : خیر . مطلب عکس این است . بلکه در روایات اهل تسنن مدت حکومت حضرت مهدی علیهالسلام عمدتاً ، 7 ، 9 ، 19 ، 40 ، 70 و 140 سال آمده است ولی روایات صحیح که شیخ طوسی در غیبت و یا فضل بن شاذان پیش از شیخ طوسی و برخی دیگر از کتب روایی نقل فرمودهاند این است که بقیهاللّه علیهالسلام 309 سال که برابر با مدت خواب اصحاب کهف میباشد ، حکومت خواهند کرد .
البته اعداد 7 یا 9 به دور از منطق است زیرا میباید هزاران سال مردم منتظر ایشان باشند ولی حکومت آن حضرت آنقدر کوتاه مدت باشد . مطلب دیگر اینکه این 309 سال طبق روایات آنقدر با برکت است که هر سال از آن برابر 10 سال خواهد بود .
پرسش : نظر شما در مورد اظهارنظر آن آقایی که واژه علامه را یدک میکشد و در مورد سند زیارت عاشورا خدشه کرده است چیست ؟
پاسخ : متأسفانه این سخن از ایشان صادر شده است ولی بعداً که از ایشان پرسش شده است ، دست خط نوشتهاند که در آن روز که این مطلب را گفتهاند بسیار خسته بوده و اشتباه کردهاند .
اما در مورد سند زیارت عاشورا متذکر میشوم که سند این زیارت بسیار محکم و صحیح از امام باقر علیهالسلام است و در کتابهایی از جمله مصباح
المتهجد شیخ طوسی نقل شده است . همچنین کتابهای متعددی در صحیح بودن سند این زیارت به چاپ رسیده است .
همین شخص در چند سال پیش در مورد حدیث کساء هم همین مطلب را گفته بودند و ما در آن زمان کتابی در مورد سند حدیث کساء نوشتیم و بدون ذکر نام آن شخص ، مطلب را برای طالبان توضیح دادیم .
در مورد سند زیارت عاشورا بهترین و کاملترین کتاب ، کتابی است به نام « اللؤلؤ النضید » تألیف آیتاللّه حاج شیخ نصراللّه شبستری ، که در آن کتاب حدود 70 صفحه در مورد سند این زیارت توضیح داده است یعنی کاری که بیش از یک سال وقت لازم دارد و بسیار ارزشمند است .
پرسش : همسران آقا بقیهاللّه از چه قبایلی هستند ؟
پاسخ : این را ما نمیدانیم ، و فقط در مورد یکی از آنها آمده است که از اولاد عبدالعزی است یعنی از قبیله قریش است .
پرسش : چگونه ممکن است که نمازگزاران اقتدا کننده به امیرمؤمنان علی علیهالسلام یک میلیون نفر بوده باشند ؟
پاسخ : وقتی ثابت شود که مردم آن زمان کوفه از نظر اسناد تاریخی یک میلیون نفر بودند و با توجه به اینکه در یک شهر ، بیش از یک نماز جمعه برگزار نمیشود و همه میخواستند که در نماز شرکت کنند هیچ مشکلی باقی نخواهد ماند .
جالب این است که وقتی عدهای در تاریخ میخوانند که نُه میلیون نفر
امکلثوم خواننده مصری را تشییع کردند ، تعجب نمیکنند ولی آن یک میلیون نمازگزار تعجبآور میشود .
پرسش : مگر امامان علیهمالسلام با بقیه مردم فرق دارند که میگویید
حضرت مهدی علیهالسلام در گهواره سخن گفته است ؟
پاسخ : شکی نیست که آنها با دیگران فرق دارند . سخن گفتن در گهواره نیز تازگی ندارد . در قرآن به صراحت آمده است که حضرت عیسی علیهالسلام در گهواره سخن گفت و به پاکدامنی مادرش شهادت داد و گفت که به من نبوت و حکمت داده شده است .
همچنین در داستان حضرت یوسف علیهالسلام در قرآن آمده است که وقتی در کاخ عزیز مصر خواستند حضرت یوسف علیهالسلام را گناهکار معرفی کنند کودکی در گهواره سخن گفت که اگر پیراهن یوسف از پشت پاره شده باشد او تقصیری ندارد و اگر پیراهن او از جلو پاره باشد یوسف مقصر است .
تمامی کتب شیعه و سنی نقل کردهاند که وقتی علی علیهالسلام با مادرش از کعبه خارج شدند ، علی علیهالسلام را به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دادند و ایشان بر روی دست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آیات اولیه سوره مؤمنون را تا ده آیه تلاوت فرمودند در حالی که قرآن هنوز نازل نشده بود .
پایان جلسه هفتم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین و بعد فقد قال الحکیم : اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم : « وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ » .(1)
اگر خداوند عنایت کند بحث امشب ما در مورد رجعت است . در مورد رجعت نمیتوان به یک جلسه اکتفا کرد ولی چون بحث دیشب به رجعت رسید و هر روز تعدادی از پرسشهایی که به ما میرسد در مورد این موضوع است ، سعی میکنیم مطالب مهم را در یک جلسه بیان داریم .
برای کسانی که طالب مطالعه بیشتر در این زمینه هستند در بین کتب
1) . نمل / 83 .
فارسی کتاب « رجعت یا دولت کریمه اهلبیت » را پیشنهاد میدهم . اصل کتاب به قلم آیت اللّه شیخ محمد خادمی شیرازی است که اینجانب ویرایش و افزایش آن را به عهده داشتهام و در کتابخانه این مرکز نیز موجود است .
اما بهترین کتاب در این زمینه « الایقاظ من الهجعة فی اثبات الرجعة » نام دارد که به قلم شیخ حرّ عاملی صاحب « وسائل الشیعه » است ، و در آن کتاب 520 حدیث در مورد رجعت آمده است . کتاب ارزشمند دیگر به نام « الشیعة و الرجعة » تألیف مرحوم طبرسی است که از جمله بهترین کتب درباره رجعت میباشد .
در قرآن کریم آیات زیادی وجود دارد که به رجعت دلالت میکند . در کتاب « رجعت یا دولت کریمه اهلبیت » هفتاد آیه در مورد رجعت را نقل کردهایم و آن را به استناد فراوان از معصومین علیهمالسلام مورد بررسی قرار دادهایم . روشنترین آیه که هیچکس نمیتواند در آن تردید کند این است که میفرماید : « یوم نحشر من کل امة فوجا » روزی که از هر امتی یک گروهی را بر میانگیزانیم . وقتی در این آیه حشرِ گروهی از مردم مطرح میشود نشاندهنده این است که این آیه مربوط به قیامت نیست زیرا در قیامت همه مردم محشور میشوند .
امام علیهالسلام به یکی از اصحاب فرمود که « الناس » - یعنی عمده اهل سنت - در مورد این آیه چه میگویند . او گفت که ایشان میگویند که این آیه مربوط به قیامت است . فرمود اشتباه میکنند زیرا آیه قیامت این است که میفرماید :
« وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً »(1)« ما همه آنها را محشور کردیم و احدی را فروگذار نکردیم » .
علی علیهالسلام امام باقر علیهالسلام ، امام صادق علیهالسلام و دیگر ائمه علیهمالسلام به این آیه در مورد رجعت استناد فرمودهاند .
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان آوردهاند که اگر هیچ دلیلی برای رجعت نداشتیم ، همین آیه دلیل کافی بود زیرا به هیچ وجه قابل تعبیر نیست و به غیر رجعت تأویل نمیشود .
روزی سید حمیری که شاعر اهلبیت بود ، نزد منصور دوانیقی رفت . منصور او را احترام کرد . قاضی سوّار در آنجا حضور داشت و خواست تا نظر منصور را علیه سید حمیری تحریک کند . گفت : آیا اطلاع دارید که سید منحرف است و به رجعت اعتقاد دارد ؟ منصور گفت : راست میگوید ؟ سید جواب داد : بله . مطابق آیه شریفه که میفرماید : « یوم نحشر من کل امة فوجا » . منصور نیز چون اهل ادب بود مطلب را پذیرفت ، و رو به قاضی کرد و گفت : اگر منکر هستید دلیل بیاورید .
در آیه دیگری که بیانگر رجعت است میفرماید : « وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ »(2)بر اهل آن آبادی که ما هلاکشان کردیم حرام است که رجعت کنند . از آنجا که در قیامت همه خلایق حاضر میشوند ، لذا این آیه مربوط به کسانی که رجعت بر آنان حرام شده است زیرا در دنیا
دچار عذاب الهی گشتهاند .
علاوه بر این ، رجعت در امم گذشته نیز اتفاق افتاده است ، و ما در این مورد به قرآن اشاره میکنیم ، زیرا آنقدر روشن مطرح شده است که مراجعه به احادیث و کتب روایی فعلاً نیاز نیست .
امت حضرت موسی علیهالسلام که قریب هفتصد هزار نفر بودند ، هفتاد نفر را انتخاب کردند که با موسی به کوه طور بروند و چگونگی وحی را ببینند . برای انتخاب این نفرات از بین هر ده هزار نفر یک نفر برگزیده شد لذا آن شخص باید بسیار برجسته بوده باشد .
وقتی با موسی علیهالسلام همراه بودند نزول وحی را اینگونه دیدند که از سوی درخت صدا میآید و به موسی وحی میشود . گفتند این را نمیپذیریم ؛ ما باید خودِ خدا را به چشم ببینیم . لذا صاعقه آمد و همه هفتاد نفر هلاک شدند .
موسی علیهالسلام عرض کرد خدایا اینها برگزیدگان امت بودند که انکار کردند و به عذاب دچار شدند و مُردند . من به قوم خودم چه بگویم ؟ خداوند همه آنها را زنده کرد آنگونه که میفرماید : « ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ »(1)« بعد از مرگشان شما را برانگیختیم شاید شکرگزار باشید » . و چون میفرماید : « بَعْدَ مَوتِکُم » دلیل بر این است که آنان رجعت کردهاند .
سوره مبارکه بقره به مناسبت داستانی نامگذاری شد و در آن داستان - به طور خلاصه - آمده است که کسی کشته شده بود ، ولی در مورد قاتل اختلاف افتاد . برای حل اختلاف به حضرت موسی علیهالسلام مراجعه کردند .
1) . بقره / 56 .
ایشان گفتند بودید گوسالهای را - با شرایط ذکر شده در قرآن - بخرید و سر ببرید و قسمتی از گوشت آن را بر مقتول بزنید . این شخص زنده شد در حالی که شصت سال از عمرش میگذشت ؛ و پس از تولدِ دوباره ، هفتاد سال دیگر زندگی کرد و در 130 سالگی در گذشت : « فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللّهُ الْمَوْتی » .(1)
در آیه دیگری میفرماید : « أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ »(2)این آیه در مورد افرادی است که تعداد آنها بین 30 تا 70 هزار نفر گفته شده است . اینان به علت شیوع طاعون از شهر خود خارج شدند و به شهر دیگری پناه بردند . اما خداوند همه آنها را میراند ؛ و سپس آنها را زنده کرد . در تاریخ آمده است که اینان به دعای حضرت حزقیل زنده شدند و آن زمانی بود که چون این تعداد بسیار زیاد از مردگان را دید ، عرض کرد خداوندا ! اینان را چگونه زنده میکنی ؟ سپس دعا کرد و همه زنده شدند .
در مورد داستان عزیز و عُزیر در قرآن آمده است : « أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنّی یُحْیِی هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ ... »(3)
عزیز و عُزیر دو برادر دو قلو بودند که 50 سال با هم زندگی کردند .
جناب عُزیر روزی از خداوند پرسید این استخوانها را چگونه زنده میکنی . پس خداوند او را صد سال میراند و پس از آن زندهاش کرد . هنگامی که به خانه خود برگشت نوادهها او را منکر شدند و چون تنها کسی بود که تورات را از حفظ میدانست ، پس از تلاوت تورات فهمیدند که او عزیر است . و در آن روز عزیز 150 سال و عُزیر 50 سال داشتند .
وقتی عُزیر از خواب 100 ساله بیدار شد گمان کرد که یک روز یا کمتر ، به خواب رفته است . خطاب آمد که به غذا و نوشیدنیات نگاه کن که هیچ تغییری نکرده ولی الاغ را ببین که استخوانهایش پوسیده است . سپس با زنده کردن الاغ ، زنده کردن خلایق را به عُزیر نشان داد .(1)
در داستان دیگری آمده است که حضرت عیسی علیهالسلام دوستی به نام آزر داشت ولی روزی که به دیدنش رفت دید که او مرده است و مادرش بسیار بیتابی میکند . با هم به سر مزار او رفتند ، حضرت عیسی علیهالسلام دعا فرمود و آن مرد زنده شد آنگونه که در قرآن آمده است : « وَ أُحْیِ الْمَوْتی بِإِذْنِ اللّهِ »(2)« من مردگان را به اذن خدا زنده میکنم » . آن مرد حدود بیست سال دیگر زنده بود .
در داستان حضرت ایوب آمده است که ایشان هفت پسر داشت که یک روز به علت خراب شدن سقف اتاقشان ، همگی در آنجا کشته شدند . بعد از طی شدن سالها - که داستان طولانی ایوب و صبر او رانشان میدهد - خداوند به دعای ایوب فرزندان کشته شده او و هفت فرزند دیگر نیز به
ایشان عطا فرمود : « وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ » .(1)
بنابراین وقوع رجعت در بین دهها پیامبر اتفاق افتاده ، لذا مشکلی در بازگشت مردگان وجود ندارد . از نظر فلسفی میگوئیم : « حکم الامثال فی ما یجز و ما لا یجز ، واحدٌ » یعنی اگر یک انسان میمیرد ، دیگری هم میتواند بمیرد ؛ و یا اگر یک انسان زنده میشود ، دیگری هم میتواند زنده شود .
علاوه بر این موارد ، در روایات بسیاری نیز آمده است که آنچه در امتهای گذشته اتفاق افتاده است در امت اسلام نیز اتفاق میافتد « حذو النعل بالنعل » همانند یکسانی دو لنگه کفش . این مطلب در بین کتب اهل سنت آنگونه است که فقط در صحیح مسلم و بخاری ، دهها مورد از آن را میتوان یافت . آنقدر این تعبیر در احادیث زیاد است که افرادی از جمله فضل بن شاذان و شیخ صدوق همه آنها را جداگانه در کتابهایی به نام « حذو النعل بالنعل » جمعآوری کردهاند .
پس اگر در امتهای گذشته رجعت واقع شده است مطابق این روایات ، در امت اسلام نیز رجعت باید واقع بشود .
غیر از روایات فراوان و قرآن مجید ، در زیارات و ادعیه ما نیز معمولاً تعابیری از رجعت مطرح شده است مثلاً در زیارت جامعه کبیره آمده است : « و یَکِرُّ فی رَجْعَتِکُمْ » یا در زیارت وارث میفرماید : « و بِاِیابِکُمْ موقِنْ » و تعابیری اینچنین در زیارت اربعین ، زیارت قمر بنیهاشم ، زیارت سرداب مقدس ، زیارت آل یس ، دعای عهد و ... .
1) . انبیاء / 84 .
دعای عهد ، دعایی است که به ما امر شده است که تا میتوانید خواندن این دعا را ترک نکنید ؛ در این دعا ، مسئله رجعت بسیار روشن مطرح شده است آنگونه که میگوید : « خدایا اگر دیدن و درک آقا بقیهاللّه نصیبم نشد ، هنگامی که او آمد ، مرا نیز از قبر برخیزان و بیاور در حالی که کفنم را به خودم پیچیدهام و شمشیر به دست گرفتهام تا در محضر او با دشمنان بجنگم » .
در مورد این دعا حدیثی آمده است که هر کس این دعا را چهل روز بخواند اگر محضر حضرت را درک نکند ، خداوند در زمان ظهور او را زنده میکند و او رجعت مینماید .
همچنین در احادیثی فراوان آمده است که علی علیهالسلام میفرماید در آن زمان که من برای فرمانروایی بیایم همه انبیا از آدم تا خاتم خواهند آمد و در حضور من و به فرمان من خواهند بود ، و در تفسیر آیه « لَیَنْصُرُنَّهُ » احادیث فراوانی در مضمون فوق نقل شده است .(1)
در مورد رجعت یک پرسش مطرح میشود : آیا همه مردم رجعت خواهند کرد ؟ خیر . بلکه انسانهای خیلی خوب و انسانهای خیلی بد رجعت میکنند . یعنی کسانی که عمر خود را در راه کسب ایمان واقعی ، و تحمل مشکلات ، دشواریها ، ناملایمات و رنجها به سر بردهاند ، میآیند و آن دوران عدالت مهدوی را نیز میبینند ؛ در مقابل آن کسانی که یک عمر مانع کسب معرفت و آرامش انسانها و دستیابی آنها به واقعیت اسلام شدهاند باز خواهند گشت و سزای اعمال خود را در دنیا میچشند : « اِنَّ
1) . از جمله تفسیر عیاشی ، البرهان ، صافی ، نور الثقلین .
الرَّجْعَةَ لَیْسَتْ بِعامَّة وهِیَ خاصَّة ، لایَرْجِعُ اِلاّ مَحَضَ الایمانَ مَحْضاً او مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً » « رجعت برای عموم مردم نیست بلکه مخصوص افراد ویژهای است . در رجعت بر نمیگردند مگر کسانی که ایمانشان خالص باشد و یا کسانی که در کفر خالص باشند » .
رجعت در مورد بدها اجباری است یعنی آنها مجبورند طبق فرمان الهی برگردند ، اما در مورد خوبان اختیاری است ، و بنابر احادیثی ، پس از تشریففرمایی حضرت علیهالسلام به آنانی که منتظر ظهور بودهاند ندا میرسد که « یا هذا قَدْ ظَهَرَ صاحِبُکَ اِمْ شِئْتَ فَخْرُجْ وَ اِنْ شِئْتَ --- الی کِراتَه اللّه »
« ای مؤمن همانا صاحبت ظهور کرده ، اگر میخواهی از قبرت خارج شو ، و اگر میخواهی در جایگاه کرامت الهی بمان » .
در روایاتی که از غیر معصوم نقل شده آمده است که پرسیدهاند آیا ممکن است کسی حاضر نشود که در دوران رَجعت باز گردد ؟ پاسخ دادهاند که بله ؛ آنها میگویند خداوندا ما درد جان دادن را فراموش نکردهایم و بدین لحاظ دیگر نمیخواهیم آن درد دوباره تکرار شود .
پیامبران از آدم تا خاتم از جمله خوبانی هستند که رجعت میکنند ؛ در مورد برخی از پیامبران تصریح نیز شده است مثل اسماعیل صادق الوعد ، یوشع و ... . همچنین ائمه علیهمالسلام و اصحاب برجسته ایشان همچون سلمان ، ابوذر ، عمار ، جابر بن عبداللّه انصاری ، مفضل بن عمر ، حمران بن اعین و برخی دیگر که ائمه علیهمالسلام نام ایشان را برای رجعت ذکر کردهاند از جملۀ خوبان هستند . حدیثی هم داریم که میفرماید هر امامی که رجعت میکند سرکردگان زمان ایشان نیز رجعت میکنند یعنی سرکردگان از یاران ، و از
دشمنان ؛ آنگونه که در مورد امام حسین علیهالسلام آمده است که ایشان با هفتاد نفر از شهدای کربلا و هفتاد هزار نفر از دوستان - که قطعاً در بین میلیونها نفر از دوستان آن حضرت ، دارای ویژگی خاصی هستند - رجعت خواهند نمود . دیگر از کسانی که در دوران رجعت باز میگردند هفت نفر اصحاب کهف هستند .
در حدیثی دوران رجعت و حکومت امام زمان علیهالسلام را اینگونه بیان میفرماید : عمر دنیا صد هزار سال است ، بیست هزار سال از آنِ دشمنان و هشتاد هزار سال از آنِ ما اهلبیت علیهمالسلام است ؛ یا به تعبیری دیگر 20 درصد عمر دنیا در اختیار دشمنان و 80 درصد آن در حکومت اهلبیت علیهمالسلام است ؛ و البته عمده این سالها دوران حکومت پنجاه هزار ساله امام حسین علیهالسلام و چهل و چهار هزار ساله علی علیهالسلام است .(1)اما از بقیه ائمه علیهمالسلام و
دوران و طول رجعت ایشان احادیثی به ما نرسیده است زیرا غالب آن احادیث را دشمنان اهلبیت علیهمالسلام نابود کردهاند ؛ علت از بین بردن آنها نیز این است که اعتقاد به رجعت ، از اعتقادات مخصوص شیعه است و اهل تسنن قائل به این اعتقاد نیستند و حتی با معتقدان رجعت نیز برخورد بسیار تندی داشتهاند ؛ به عنوان نمونه : در کتاب صحیح مسلم(2)در مورد جابر بن یزید جعفی که از یاران برجسته اهل بیت بوده است آوردهاند که سفیان بن عینیه گفته است که ما در خدمت جابر بودیم و از او حدیث میشنیدیم و
مینوشتیم ؛ او چیزی گفت و ما ترسیدیم که سقف اتاق بر سر ما فرو بریزد ، لذا دواندوان از آنجا خارج شدیم . وقتی در مورد سخنان جابر از او پرسیدند گفت : او مطلبی راجع به رجعت گفت .
در حدیث دیگری آوردهاند(1)که ما از جابر حدیث نقل میکردیم تا هنگامی که اعتقاد به رجعت را اظهار نمود ، پس از آن دیگر از او حدیثی نقل نکردیم اگر چه زیر آسمان راستگوتر از جابر نداشتیم .
حدیثی را سید بن طاووس نقل کرده است که متأسفانه در کتب دیگر آن را نیافتم ، او میگوید که در اوایل کتاب صحیح مسلم آمده است که جابر بن یزید جعفی گفته است که من هفتاد هزار حدیث فقط در مورد رجعت میدانم ؛ اما در چاپهای جدید آمده است « عندی سبعون الف حدیث کلها » و کلمه « فی الرجعة » حذف شده است و فقط میگوید هفتاد هزار حدیث از حفظ دارم .
البته از زمانی که چاپ کتابها آغاز شده ، همزمان با آن تحریف آنها نیز آغاز شده است . مثلاً در کتاب « مروج الذهب » که صد سال پیش در قاهره چاپ شده است نیم سطر در مورد آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده است ولی این مطلب در تمامی چاپهای فعلی حذف شده است . و متأسفانه این نوع تحریف در تمامی کتابهای اصولی اهل سنت پیش آمده است ؛ و قطعاً سید بن طاووس که در طرائف زندگی میکرده و متوفی 664 ه . ق بوده است نسخهای از صحیح مسلم را داشته است که
1) . همان .
اکنون در اختیار ما نیست .
قبل از اینکه به پاسخِ پرسشها بپردازیم ، به یکی از سؤالاتی که درباره مبحث شب گذشته در مورد رجعت و انتقام مطرح شده است میپردازم : امامان ما همه مظهر رحمت الهیاند چگونه است که بحث انتقام را در مورد برخی از افراد ، آنگونه با شدت و حدّت مطرح میکنید ؟
طرح این پرسش نشان میدهد که مبحث انتقام برای برخی از حاضران ، روشن و واضح نشده است .
شب گذشته کاملاً توضیح دادیم که از افراد ظالم شخصاً انتقام گرفته میشود و این انتقام با رحمت الهی منافاتی ندارد . به عنوان نمونه روزی که مروان به حضرت سجاد علیهالسلام ملتجی شد ، ایشان به او پناه داد و خانه را در اختیارش قرار دارند ؛ اما همین امام سجاد علیهالسلام وقتی که شنید هرمله را کشتند به سجده شکر افتاد ، زیرا او با شهادت حضرت علیاصغر علیهالسلام دل امام را به آتش کشیده بود . البته باید توجه شود که موارد با هم متفاوتند ؛ نمونهای دیگر :
روزی در خانه امام سجاد علیهالسلام کنیزی به پشت بام میرفت در حالی که چند سیخ داغ در دست داشت . وقتی بر روی پلکان بود یکی از سیخها از دستش افتاد و به سر فرزند امام علیهالسلام فرو رفت و ایشان فوت کرد . امام سجاد علیهالسلام پس از این واقعه آن کنیز را آزاد کرد و در پاسخ علت آزاد نمودنش
فرمود که نمیخواهم تو هر بار مرا میبینی از من خجالت بکشی ؛ زیرا او عمداً این عمل را انجام نداده بود . اما در مورد حضرت علیاصغر علیهالسلام که در روز عاشورا آنگونه بر روی دستان امام حسین علیهالسلام به شهادت میرسد به گونهای
است که با شنیدن هلاکت هرمله ، سجده شکر میگذارد .
اگر گفتیم که حضرت بقیهاللّه علیهالسلام عایشه را به دلیل تهمت به ماریه مادر ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، حدّ قذف میزند و انتقام حضرت فاطمه علیهاالسلام را از او میگیرد ، آنجا مسئله فرق دارد . حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند که هیچگاه نبود که عایشه مرا ببیند و به مادرم ناسزا نگوید ؛ و او بود که همیشه باعث آزار حضرت بود .
در مورد قنفذ هم روایتی خواندیم که او و مولایش را میآورند و با تازیانههایی از آتش بر آنها میزنند که امام علیهالسلام فرمودند اگر یک تازیانهاش بر کوه برخورد کند کوه را ذوب میکند ، و اگر به دریا زده شود دریا به جوش میآید . اینها افرادی هستند که در حدیث فرمود : « محض الکفر ( الشرک ) محضا » یعنی کسانیاند که اساس ایمان را با کفر نشانه گرفتند و سرنوشت اسلام واقعی در بستر شیعه را تغییر دادند و لذا برای چشیدن عذاب الهی به دنیا رجعت میکنند تا در قیامت نیز در دوزخ جاویدان شدند .
پرسش : چگونه است که گاهی میگویند احادیث را به قرآن عرضه کنید و گاهی قرآن را به احادیث ؟
پاسخ : در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که به آنها محکمات میگویند ، یعنی در معنا و مفهوم آنها هیچ شک و شبههای وجود ندارد ؛ ولی در کنار آنها آیاتی هم هستند که به آنها متشابهات گویند ، در این صورت برای آشنایی با مفهوم آیه باید به روایات معتبر از معصومین علیهمالسلام مراجعه کرد تا آیات را تفسیر و تأویل فرمایند .
از طرف دیگر ما آن دسته از احادیث را که به تأمّل و دقت در صحت آنها نیاز است به آیات محکم قرآن ارجاع میدهیم ؛ به عنوان نمونه در احادیث متشابه در مورد خشونت امام علیهالسلام به آیه « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری » مراجعه نمودیم .
پرسش : در ضمن مطالب حدیثی نقل شد که همه حرامزادهها به جهنم نمیروند ؛ پس اینکه حرامزادهها نمیتوانند امیرالمؤمنین علیهالسلام را دوست بدارند چگونه توجیه میشود ؟
پاسخ : اگر حرامزادهای با خودش مبارزه نکند و انگیزههای گناه را از خودش دور نکند نمیتواند امیرالمؤمنین علیهالسلام را دوست بدارد ؛ اما اگر بعد از مبارزه با نفس ، نورانیتی در خود ایجاد کند ممکن است به درجهای برسد که ولایت علی علیهالسلام را نیز بپذیرد ، و البته استثنا هم نیست و ممکن است تعدادشان بیشتر از استثنا باشد . البته آنچه که مطرح شد کلام امام رضا علیهالسلام
بود که در کتب معتبر نقل شده است .
پرسش : آیا تمام آیاتی که در قرآن به مفهوم انتظار آمده است منظور انتظار قائم است ؟
پاسخ :
پرسش : اگر قرار است که قاتلین امام حسین علیهالسلام قصاص شوند و به قتل برسند پس چرا ما گریه میکنیم ؟
پاسخ : اگر خدای ناکرده فرزند کسی کشته شود و قاتل او هم قصاص شود آیا اولیای دم دیگر گریه نمیکنند ؟
قصاص به هر شکلی که باشد تشفی نفس و تسلی خاطر برای بازماندگان است ؛ ولی آیا آثار جنایت را محو میکند ؟ مخصوصاً آن جنایت بسیار عجیب و فجیع روز عاشورا که امام رضا علیهالسلام درباره آن میفرماید :
« ان یوم الحسین قد اقرح جفوننا » « روز شهادت امام حسین علیهالسلام پلکهای چشم ما را زخم کرد » یعنی از شدت گریه ، پلکهای چشم ما زخم شده است ؛ و این عزاداری و گریه روش ائمه ما بوده است .
پرسش : آیا رجعت انسانها با همان سن و سالی است که از دنیا رفتهاند ؟
پاسخ : شاید ، ولی حدیثی در این زمینه ندیدهایم . اگر چه در مورد قیامت آمده است که انسانها به همان شکل که از دنیا میروند ، در قیامت نیز محشور میشوند .
پرسش : اگر همه چهارده معصوم علیهمالسلام از یک نورند ، پس چرا در ضمن مطالب گفته شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از دیگر ائمه علیهمالسلام افضل است ؟
پاسخ : علی علیهالسلام فرمودهاند : « اَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبیدِ مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآلهوسلم » من غلامی از غلامان پیامبرم . و ما شک نداریم که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از علی علیهالسلام افضل و علی علیهالسلام از دیگر ائمه افضل است و درباره این مطلب احادیثی هم وجود دارد . غیر از اینها مگر قرار است تمام نورها با هم یکسان باشند ، زیرا اگر چه نور از یک منبع صادر شود ، باز هم ممکن است شدت و ضعف نیز داشته باشد .
پرسش : آیا نایب بر حق وجود دارد یا خیر ؟
پاسخ : خیر . زیرا نایب بر حق یعنی کسی که حضرت علیهالسلام او را تائید کرده باشد . حال آنکه این ادعا را هیچ کس تائید و نقل نکرده است . در طول چهارده قرن تنها در مورد چهار نایب خاص تائیدیه از طرف امام علیهالسلام آمده است ، ولی پس از آن نایب کلی مطرح شده است و بدین لحاظ فرمودهاند در زمان غیبت به راویان احادیث ما مراجعه کنید و من آنها را بر شما حاکم قرار دادم .
پرسش : اگر قرار است چهل روز قبل از قیامت در روی زمین حجت وجود نداشته باشد چگونه است که زمین ساکنانش را در کام خود فرو نمیبرد ؟
پاسخ : ما احادیث فراوانی داریم و برخی از آنها را نیز نقل کردیم که آخرین فردی که از دنیا میرود حجت خداست ؛ و در اصول کافی نیز روایات فراوان داریم که اگر دو نفر در روی زمین باشند ، یکی از آنها حجت خداست . در میان این دو ، آنکس که بعد از دیگری از دنیا میرود ، حجت خداست و بعد از آن است که چهل روز در روی زمین انسانی وجود ندارد که در کام زمین فرو برده شود .
پرسش : اگر از بین 30 هزار نفر دشمن در روز عاشورا تنها برخی از آنها مورد قصاص قرار میگیرند چگونه است که در زیارت عاشورا همه آنها مورد لعن قرار میگیرند ؟
پاسخ : مقوله قصاص با لعن متفاوت است . ما بسیاری از انسانها را داریم که ملعون هستند اما قصاص بر آنها واجب نیست ؛ و جهنمی هستند ولی حاکم شرع مجوز کشتن آنها را ندارد .
پرسش : آیا در زمان ظهور چاههای نفت خشک میشوند ؟
پاسخ : [ ناتمام ! ]
پایان جلسه هشتم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین
و بعد فقد قال علیهالسلام : « اِنَّ الْقائِمَ علیهالسلام یَمْلِکُ ثَلاثَمِائَةٍ وَتَسْعَ سِنینَ کَما لَبِثَ اَهْلُ الْکَهْفِ فی کَهْفِهِمْ » .(1)
هنگامی که آقا بقیهاللّه علیهالسلام ظهور میکنند در روزهای اول تمامی معجزات توسط ایشان انجام میشود ، زیرا کسانی که نمیخواهند گول بخورند ، باید بدانند که ایشان حجت خداست و معجزه آخرین دلیل برای کسانی است که مدعی نبوت و یا امامت میشوند ؛ یعنی کاری که دیگران از
1) . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 291 ؛ شیخ طوسی ، غیبت ، ص 474 .
انجام آن عاجز باشند .
معجزه شرایطی دارد از جمله اینکه همراه با ادعا باشد زیرا ممکن است کسی اعمال خارقالعاده انجام بدهد ولی مدعی نباشد اما اگر کسی ادعا کند و مطابق آن ، عملی که آن ادعا را اثبات کند انجام بدهد ، آن عمل دلیل صدق ادعای او خواهد بود . مثلاً آقا بقیهاللّه یک شاخه چوب خشک را در زمین بایر میکارد و آن چوب جوانه میزند ؛ و یا به مرغی که در آسمان پرواز میکند ، اشاره میفرماید و او میآید روی دست آقا مینشیند و با زبانی که مردم بفهمند به امامت ایشان شهادت میدهد . اینها از جمله معجزات عمومی و همه فهم است .
همچنین معجزات دیگری از جمله اینکه هر بیماریِ غیرقابل علاج را شفا میدهند ؛ و یا زمانی که از مکّه به سوی پایتخت حکومتی خود یعنی کوفه حرکت میکنند به آن سپاه عظیم که حدود صد هزار نفر هستند دستور میدهد که هیچ آذوقهای برندارید . حضرت سنگی را در اختیار دارند که در قرآن در داستان حضرت موسی از آن نام برده شده ، و نقل شده است هنگامی که موسی علیهالسلام با عصا به آن سنگ زد ، دوازده چشمه از آن خارج شد و دوازده قبیله بنیاسرائیل از آن نوشیدند . حضرت مهدی علیهالسلام در هر منزلی که میرسند آن سنگ را بر زمین میگذارند و دوازده چشمه از آن جاری میشود که هم نوشیدنی است و هم خوراکی .
از دیگر معجزات حضرت این است که سایه ندارد ؛ و یا هر زمانی که هوا گرم باشد ابری بر روی سر حضرت سایه میاندازد ؛ یا هنگامی که خروج میکند ابری روی سرش سایه میاندازد و از آن ابر ندا میشود : « هذَا
الْمَهْدِیُّ
علیهالسلام خَلیفَةُ اللّه فَاتَّبِعُوهُ »(1)یعنی این مهدی آل محمد علیهمالسلام است او را تبعیت کنید .
خلاصه مطلب یک جمله میشود که در روایات آمده است : معجزات همه پیامبران را دارد ؛ یعنی اگر از هر پیامبری معجزهای صادر شده باشد ، امام زمان علیهالسلام قادر به آن معجزه خواهند بود .
در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده است که :
« ... حَتّی یَبْعَثَ اللّه رَجُلاً فی آخِرِ الزَّمانِ وَ کَلَبٍ الدَّهْرِ وَجَهْلٍ مِنَ النّاسِ یُؤَیِّدُهُ اللّه بِمَلائِکَتِهِ و یَعْصِمُ اَنْصارَهُ وَیَنْصُرُهُ بِآیاتِهِ ویُظْهِرُهُ عَلی اَهْلِ الاَْرْضِ حتّی یدینوا طوعاً او کرهاً ، یَمْلاَءُ الاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً و نُوراً و بُرهاناً یَدینُ لَهُ عَرْضُ البِلادِ وَطُولُها ، لایَبْقی کافِرٌ اِلاّ آمَنَ ولا طالحٌ اِلاّ صَلَح ؛ وتَصْطَلِحَ فی مُلْکِهِ السِّباعُ ، وتُخْرِجُ الاَْرْضُ نَبْتَها وتُنْزِلُ السَّماءُ بَرَکَتَها وتَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ، یَمْلِکُ ما بَیْنَ الخائِفَیْنِ اَرْبَعینَ عاماً ؛ فَطُوبی لَمِنْ اَدْرَکَ اَیّامَهُ وَسَمِعَ کَلامَهُ » .(2)
« تا زمانی که خدا مبعوث کند مردی را در آخر الزمان و در آن دنیای از هم پاشیده [ از شدت خرابی و بیسامانی که علیرغم بالا رفتن دانش ] ، جهالت مردم به اوج رسیده است
خداوند او را با ملائکه تائید میکند و از یارانش محافظت میکند و با معجزاتش او را یاری میکند ، و او را بر تمام اهل زمین پیروز میگرداند تا آنجا که همگی از روی میل و یا اکراه او را اطاعت کنند ، و زمین را پر از قسط و عدالت و نور و منطق میکند . تمامی روی زمین ( طول و عرض ) در مقابل او خاضع میشوند ، هیچ کافری باقی نمیماند مگر اینکه ایمان میآورد و هیچ آدم بدی نمیماند جز اینکه صالح میشود . درندگان در زمان او آشتی میکنند . زمین گیاهانش را بیرون میفرستد و آسمان برکاتش را فرو میبارد . گنجها و دفینهها برای او ظاهر میشود ؛ و چهل سال بر شرق و غرب عالم حکومت میکند ؛ خوشا به حال کسی که آن زمان را درک کند و فرمان او را اطاعت کند » .
در حدیث دیگری میفرمایند :
« وَ لا یَتْرُکُ بِدْعَةً اِلاّ اَزالَها ولا سُنَّةً اِلاّ اَقامَها »(1)
« هیچ بدعتی نیست مگر اینکه آن را نابود میکند و هیچ سنتی نیست مگر اینکه آن را اقامه و احیا میکند » .
و در ادامه میفرمایند :
1) . بحارالانوار ، ج 52 ، ص 339 ؛ همان ، ج 55 ، ص 91 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 385 ؛ اعلام الوری ، ص 462 ؛ روضة الواعظین ، ج 2 ، ص 264 ؛ کشف الغمه ، ج 2 ، ص 466 .
« وَ یَفْتَتِحُ قُسْطَنْطَنِیَّةَ وَالصّینَ وَ جِبالَ الدَّیْلَمْ »(1)
« قسطنطنیه ( استانبول ) و چین و کوههای دیلم را فتح میکند » .
در حدیث دیگر که در آغاز سخن نقل نمودیم ، میفرمایند :
« اِنَّ الْقائِمَ علیهالسلام یَمْلِکُ ثَلاثَمِائَةٍ وَتَسْعَ سِنینَ کَما لَبِثَ اَهْلُ الْکَهْفِ فی کَهْفِهِمْ » .
« همانا مهدی علیهالسلام ، 309 سال فرمانروایی میکند همچنانکه
اصحاب کهف در کهف خود درنگ نمودند » .
« یَمْلاَءُ الاَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وجُوراً ویَفْتَحُ اللّهُ لَهُ شَرْقَ الاَْرضِ وَ غَربَها » .
« زمین را پر از عدل و داد میکند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شده است و شرق و غرب زمین را برای او فتح میکند » .
در حدیث دیگر میفرمایند :
« وَیَظْهَرُ المَهْدیُّ علیهالسلام بِمَکَّةَ عِنْدَ العِشاءِ وَمَعَهُ رایَةُ رَسُولِ اللّه وَقَمیصُه وَسَیْفُهُ وَ عَلاماتٌ و نُورٌ وَبَیانٌ » .(2)
« پس مهدی علیهالسلام در هنگام شب در مکه ظهور میکند در حالی که پرچم ، لباس ، شمشیر ، نشانهها ( معجزات ) و نور و قدرت
بیان رسول اللّه را در اختیار دارد » .
درباره یاران حضرت نیز احادیثی آمده است از جمله :
« لَتُمْلَأَنَّ الْأَرْضُ ظُلْماً وَجَوْراً حتّی لایَقُولُ اَحَدٌ اللّهُ اِلاّ مُسْتَخْفِیاً » .(1)
« زمین پر از جور و فساد میشود تا آنجا هیچکس بجز در خفا نمیتواند نام خدا را ببرد » .
این عبارت ممکن است بدین معنا باشد که شرایط به گونهای میشود که هیچکس خدا را نام نمیبرد ، یا اینکه اوضاع بگونهای میشود که هیچ کس خدا را آنگونه که بایسته و شایسته است نمیتواند بخواند .
در ادامه میفرماید : « ثُمَّ یَأْتِی اللّهُ بِقومٍ صالِحین یَمْلَئُونَها قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً »(2)
« آنگاه خداوند قوم صالحی را میآورد که زمین را پر از عدل و داد میکنند چنانکه پر شده است از ظلم و جور » .
در احادیثی از طالقان بحث شده است که در آنجا گنجهایی برای خدا وجود دارد که آنها از جنس طلا و نقره نیست بلکه طبق متن حدیث میفرماید : « رِجالٌ مُؤمِنونَ عَرَفُوا اللّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَهُمْ اَنْصارُ الْمَهْدِیِّ »(3)
« مردان مؤمنی هستند که خدا را آنچنانکه شایسته است شناختهاند و ایشان
یاران مهدی علیهالسلام هستند » .
البته این شناخت در حق معرفت تعارضی با عبارت « ما عَرَفْناکَ حَقْ مَعْرِفَتِکْ » ندارد بلکه اینها به آن اندازه که یک انسان میتواند خدا را بشناسد به خداوند معرفت پیدا کردهاند .
در حدیث دیگر میفرمایند :
« اَصْحابُ المَهْدیِّ شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِمْ اِلاّ مِثْلَ کُحْلِ الْعَیْنِ وَالْمِلْحِ فِی الزّادْ »(1)
« اصحاب مهدی علیهالسلام جوانند و کهنسال در آنها وجود ندارد
مگر به اندازه سرمه چشم و به اندازه نمک در غذا » .
از امام صادق علیهالسلام در مورد یاران حضرت مهدی علیهالسلام پرسیدند و ایشان اوصاف آنها را ذکر فرمودند ؛ سپس راوی پرسید که آیا فقط اینان در روی زمین مؤمن هستند ؟ فرمودند : خیر ، « ولکِنْ هذِهِ الَّتی یَخْرُجُ اللّهَ فیهَا القائِم علیهالسلام ، وَهُمُ النُّجَباءُ والْقُضاةُ وَالْحُکّامُ ، والفُقَهاءُ فِی الدّینِ یَمْسَحُ اللّه بُطُونَهُم وَظُهُورَهُمْ فَلا یُشْتَبَهُ عَلیهِم حُکْمٌ »(2)
« اینان گروهیاند که مهدی علیهالسلام در بین آنها ظهور میکند ؛ اینان نجیبان ، قاضیان و حاکمان ( فرماندهان ) قوم هستند و کسانیاند که در دین خدا فقیه هستند و خدا سینهها و پهلوهای اینان را مسح میکند و چیزی برای ایشان مشتبه نمیشود » ، یعنی خداوند به اینان دانش و بینشی میدهد که هیچ امری برای
آنها شبههناک نمیشود .
در روایت دیگری در تفسیر آیه « اَیْنَ ما تَکُونُوا یَأتِ بِکُمُ اللّهُ جمیعاً »(1)میفرمایند :
« یَجْمَعُ اللّهُ لَهُ اَصْحابَهُ وَهُمْ ثَلاثَمائَةَ وَثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً عِدَّةُ اَهْلِ بَدْرٍ یَجْمَعُهُمُ اللّهُ لَهُ علی غَیرِ میعاد » .(2)
« خداوند اصحابش را که سیصد و سیزده نفر و به تعداد اصحاب بدر هستند ، بدون وعده قبلی برای آن حضرت حاضر میگرداند » . یعنی تا پیش از این وعدهای برای خروج نداشتهاند و طبق روایات ، اینان در خانههای خود خوابیدهاند که یکمرتبه در نیمههای شب اینها را از بسترشان میبرند ؛ عدهای با طیّ الارض و عدهای سوار بر ابر ، آنگونه که در جلو چشم مردم در نیمههای شب در مکه جمع میشوند و صبح در خدمت امام علیهالسلام هستند .
در حدیث دیگر آمده است که ابرها دو گونهاند ابرهای با صدا و بیصدا ، و خداوند حضرت سلیمان را در انتخاب ابرهای با صدا و بیصدا مخیّر کرد و او ابر بیصدا را انتخاب نمود ، اما ابری که یاران حضرت مهدی علیهالسلام اختیار میکنند ابرهایی است که با رعد و برق و غرش همراهند ، و آن یاران سوار بر این ابرها خود را به مکّه معظمه میرسانند . در تعبیر دیگری در احادیث آمده است که اینان مانند ابرهای پائیزی ، تکهتکه در
اطراف پراکندهاند تا در نهایت در مکه جمع میشوند .
در حدیث دیگری میفرماید :
« رهبانُ اللَّیل و اُسدٌ بالنَّهارْ فَیَفْتَحُ اللّه لِلْمَهدیّ اَرْضَ الحِجازِ ویستخرجُ مَنْ کانَ فِی السِّجْنِ مِنْ بَنیهاشِم وَتَنْزِلُ رایاتُ السُّودِ الْکُوفَه » .
« اینها شب زندهدارانند و شیران روز ، و خداوند سرزمین حجاز را برای حضرت مهدی علیهالسلام فتح میکند و حضرت هر کس از بنیهاشم ( سادات ) در زندان باشد آزاد مینماید ، و پرچمهای مشکی بر کوفه وارد میشود » .
این دو عبارت نشان میدهد که تا آن زمان همچنان سادات مورد ظلم و تعدی هستند ؛ تعبیر پرچمهای سیاه نیز عمدتاً مربوط به اهل خراسان است ولی این تعبیر در زمان ائمه بسیار گسترده بوده است و حتی افغانیها را نیز شامل میشده است .
ولی اجمالاً این است که عدهای از خراسان با پرچمهای مشکی برای مقابله با سپاه سفیانی به کوفه وارد میشوند .
در ادامه حدیث آمده است :
« فَتَبْعَثُ بِالبَیْعَةِ اِلَی الْمَهْدِیّ وَیَبْعَثُ الْمَهدیُّ جُنُودَهُ اِلَی الافاقِ ویَفْتَحُ اللّه عَلی یَدَیْهِ الْقُسْطَنْطَنِیَّة » .(1)
1) . سیوطی ، المعروف الوردی فی اخبار المهدی . این کتاب ضمن کتاب الحاوی للفتاوی به چاپ رسیده است .
« این سپاهیان برای بیعت با حضرت مهدی علیهالسلام حاضر میشوند و ایشان سپاهیانش را به اطراف و اکناف جهان میفرستد و خداوند به دست او استانبول را فتح میکند » .
در ضمنِ حدیثی آمده است که تعداد هر لشکری کمتر از ده هزار نفر نیست . امام علیهالسلام در مورد تعداد لشکریان حضرت مهدی علیهالسلام میفرماید که تا تعداد آنها به « عقِد » نرسد حرکت نمیکنند . پرسیدند که عقِد یعنی چه ؟ فرمودند : یعنی ده هزار نفر . هم اکنون نیز به کسی که ده هزار نفر را فرماندهی کند « العقید » میگویند . در برخی روایات تعداد لشکریان را دوازده تا پانزده هزار نفر ذکر کردهاند .
مرحوم شیخ حرّ عاملی در کتاب اثبات الهداة تعداد کل سپاه حضرت مهدی علیهالسلام را یکصد هزار نفر نوشته است که مانند ابرهای پائیزی بوده که خداوند آنها را در یکجا گرد میآورد .
در تفسیر آیه شریفه قرآن که میفرماید : « أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعاً »(1)« هر کجا باشید خداوند همه شما را گرد هم میآورد » ؛ احادیث فراوانی آمده است که این آیه در مورد اصحاب حضرت مهدی علیهالسلام است که هر کجا باشند خداوند آنها را خدمت آن حضرت گرد میآورد .
در مورد گذشتگان از اصحاب که در خدمت ایشان هستند روایات فراوان آمده است از جمله در مورد حضرت عیسی علیهالسلام نقل شده است که ایشان در کنار بیتالمقدس از آسمان به زمین میآید در حالی که آقا
1) . بقره / 148 .
بقیهاللّه علیهالسلام آماده تکبیرة الاحرام نماز هستند . در این هنگام امام زمان علیهالسلام کنار میروند و میفرمایند : « یا روحَ اللّه تَقَدَّمْ » حضرت عیسی علیهالسلام میفرماید : « اِنّی بُعِثْتُ وَزیراً لا امیراً »(1)یعنی من به عنوان وزیر آمدهام و نه امیر . احادیث فراوانی آمده است که خداوند این امت را گرامی داشته است به اینکه امیرشان از خودِ ایشان است .
در غالب احادیث که از حضرت عیسی علیهالسلام نام برده شده است مدت حضور ایشان در کنار حضرت مهدی علیهالسلام چهل سال بیان شده است و مسلماً ایشان زودتر از آقا بقیهاللّه از دنیا خواهد رفت . احادیث فراوانی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده است که میفرماید امتی که من در آغاز ، عیسی علیهالسلام در وسط و فرزندم مهدی علیهالسلام در پایان آن است هرگز ناامید نمیشود .
یکی دیگر از اصحابی که نامش در احادیث آمده ، یمانی است که از صنعاء - پایتخت یمن - میآید و بنابر نقل احادیث ، پرچمی هدایت یافتهتر از پرچم یمانی نیست .
همچنین شعیب بن صالح از منطقه طالقان که همراه سپاه خراسان به طرف کوفه میرود ؛ و دیگرانی که نامشان آمده است از جمله عقیل ، حارث ، جبیر بن خابُر .
در احادیث آمده است که 27 نفر از یاران حضرت علیهالسلام از پیروان عالی رتبه حضرت موسی علیهالسلام هستند که به اذن خدا و به فرمان بقیهاللّه زنده
1) . [ این حدیث اینگونه آمده است : قال نعیم بن جماد فی کتاب الفتن عن کعب : ینزل عیسی من السماء ... فیقول یا مسیح صل بنا فیقول بل صل انت باصحابک انما بعثت وزیراً ولم ابعث امیراً - الصراط المستقیم ، ج 3 ، ص 92 ] .
میشوند ؛ هفت نفر اصحاب کهف ، یوشع ، مؤمن آل فرعون ، حضرت سلمان ، جناب ابوذر ، ابودجانه - و او کسی بود که تا آخرین نفس در اُحد مقاومت کرد ؛ سپس همسرش بود ، و آخرین نفر علی علیهالسلام بود که در مقابل سپاهیان کفر ایستاد - جناب مالکاشتر مفضل بن عمر ، اسماعیل بن جعفر علیهالسلام داوود رقّی و دیگرانی که بنابر حدیث امام رضا علیهالسلام نام همه آنها در کتاب ( نامهای ) سر به مُهر در خدمت آقا بقیهاللّه علیهالسلام موجود است .
در مورد بانوانی که در خدمت آن حضرت هستند نیز احادیثی آمده است که تا پنجاه نفر تعبیر شده است ولی حدیثی که روشنتر است و از برخی از آنان نیز نام برده شده است حدیثی است که مفضل از امام صادق علیهالسلام پرسید و ایشان فرمودند که سیزده زن در خدمت آقا بقیهاللّه هستند و وظیفه ایشان همچون وظیفه زنان در سپاه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که خدمت رسانی به مجروحین است ، از جمله قُنوا دختر رُشَید هَجَری ،(1)امّاَیمن که در محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و خاندان اهل بیت علیهمالسلام بود و در خدمت مادر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ایشان را یاری میداد ؛ امّاَیمن همان کسی است که حضرت زینب علیهاالسلام را از واقعه کربلا آگاه نمود . در شب
1) . رُشید هجری از اصحاب امیرالؤمنین علیهالسلام بود . وقتی به دست زیاد بن ابیه دستگیر شد از او پرسید که آیا مولایت در مورد چگونگی کشته شدنت گفته است ؟ فرمود : بله ایشان فرمودهاند که تو دست و پا و زبان مرا میبُری . زیاد گفت : دست و پایت را میبُرم ولی زبانت را نمیبُرم تا سخن علی علیهالسلام اشتباه باشد . قنوا پس از بُریدن دست و پای پدرش او را به خانه برد اما او در مسیر راه همه را برای شنیدن ملاحم و فتن که از علی علیهالسلام شنیده بود دعوت کرد و در خانه به ذکر احادیث علی علیهالسلام پرداخت ، تا آنجا که مأموران زیاد به خانه او ریختند و زبانش را نیز بریدند .
بیستویکم رمضان که علی علیهالسلام در بستر بود ، حضرت زینب علیهاالسلام در مورد سخنان او درباره کربلا از پدرش سؤال نمود و علی علیهالسلام فرمود داستان همان است که امّایمن گفته است .
یکی دیگر از زنان حُبابه والدیه است که هشت امام معصوم را درک کرده است و هر امامی روی سنگ برای او مُهر زدهاند ؛ سپس ام خالد احمصیه ، ام سعید حنفیه ، صیانه ماشده ، ام خالد جُهنیّه که هر کدام در جنگها نقشهای مهمی را داشتهاند .(1)
مطلب دیگر در مورد حضرت مهدی علیهالسلام این است که ایشان از این 313 نفر بیعت میگیرد و میفرماید اگر آنچه را که میگویم به طور قطع و یقین عمل میکنید با من بیعت کنید : از میدان جنگ فرار نکنید ، دزدی نکنید ، عمل نامشروع انجام ندهید ، گناه نکنید ، عمل منکر و زشت انجام ندهید ، زر و سیم نیندوزید ، خوراک مورد نیاز مردم را احتکار نکنید ، به ناحق شهادت ندهید ، مؤمنی را تحقیر نکنید ، ربا نخورید ، در سختیها پایدار باشید ، شخص موحد و خداپرست را لعن نکنید ، لباس ابریشم و زرباف نپوشید ، خون حرامی نریزید ، فراری را دنبال نکنید ، امر به معروف و نهی از منکر کنید ، خاک را بالش خود قرار دهید ( با زهد زندگی کنید ) .(2)[ این دستورات ظاهراً برای سپاهیان این 313 نفر باشد و اِلاّ اینان منتخبینی هستند که یقیناً این اعمال را مرتکب نخواهند شد ! ! ]
پرسش : آیا قیام حضرت مهدی علیهالسلام 25 ذیالحجه است ؟
پاسخ : خیر . 25 ذیالحجة روز کشته شدن نفس زکیّه است که پس از آن خداوند غضب میکند و برای 15 روز بعد یعنی دهم محرم به حضرت قائم علیهالسلام اجازه قیام را میدهند .
پرسش : آیا حدیث « یملاء الارض قسطا و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جورا » صحیح است ؟
پاسخ : تعبیر « بعد ما » در کتب و مدارک معتبر و قابل استناد وجود ندارد ؛ بجز دو مورد که یکی در « منتخب الاثر » و به نقل از « کفایة الاثر » است و علت آن نیز مغلوط بودن نسخه خطی « کفایة الاثر » بوده است . و دیگری در کتاب « سلاماللّه الکامل التام » است که عرض کردیم اولاً مأثور نیست ( از امام معصوم نرسیده است ) ثانیاً در ابتدا در کتاب « مصباح الزائر » نقل شده است ، که مرحوم محدث قمی آن را از « الکلم الطیب » نوشته سید علی خان کبیر آورده است ، و لذا دچار اشتباه شدهاند . اما تاکنون حدیث دیگری که در کتب معتبر تعبیر « بعد ما » داشته باشد یافت نشده است .
پرسش : چگونه میشود که علی علیهالسلام میفرماید : « انا عبدٌ من عبید محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم » ، ولی در حدیث دیگری آمده است که در دوران رجعت تمامی پیامبران از آدم تا خاتم در خدمت علی علیهالسلام حاضر میشوند .
پاسخ : این دو منافاتی با هم ندارد . در حدیث اینگونه آمده است که وقتی علی علیهالسلام تشریف میآورند تمامی پیامبران که یکصد و بیست و چهار هزار نفر هستند رجعت میکنند و رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم پرچم را به دست علی علیهالسلام میدهد . در آن روز امیر قوم ، امیرالمؤمنین علیهالسلام است و تمامی پیامبران از جمله رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم زیر پرچم امیرالمؤمنین علیهالسلام پیش میروند . در ذیل آیه « لتؤمنن به ولتنصرنه »(1)احادیث و روایات متعددی در کتب تفسیری روایی وجود دارد و این مطلب را ذکر کرده که امیر همه ایشان امیرالمؤمنین علیهالسلام است و ایشان پرچم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را به دست میگیرند . علی علیهالسلام در ضمن حدیثی میفرمایند من رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را یاری کردم و خداوند از تمام پیامبران تعهد گرفته که مرا یاری کنند ؛ و روزی خواهد رسید که آنها زیر پرچم من به یاریم برخیزند .
پرسش : اگر کتابی با عنوان چهل حدیث در مورد حضرت مهدی علیهالسلام
از اهل سنت نقل شده است معرفی کنید ؟
پاسخ : کتابهای چهل حدیث فراوانی از اهل سنت نقل شده است از جمله اربعین ابونُعیم اصفهانی صاحب حلیة الاولیاء .
برای تحقیق بیشتر به « کتابنامه حضرت مهدی علیهالسلام »(2)میتوان مراجعه نمود که در آنجا کتابهای اهل سنت جدا شده است و اربعینیات نیز مستقلاً فهرست شده است .
پرسش : جهت آشنایی با علائم ظهور قطعی و غیرقطعی مأخذی را معرفی کنید .
پاسخ : کتابهای « نوائب الدهور » آیتاللّه میرجهانی ، « یأتی علی الناس زمانٌ » ، « معجم الفتن و الملاحم » از جمله کتابهایی است که قبلاً معرفی کردهایم ولی کسانی که به کتابهای بیشتری نیاز دارند میتوانند به « کتابنامه حضرت مهدی علیهالسلام » مراجعه نمایند که تمامی مشخصات آنها در آن ذکر شده است .
پرسش : چرا درباره آقا امام زمان علیهالسلام این همه اختلاف نظر وجود دارد ؟
پاسخ : اختلاف نظر معمولاً در تمام مسائل وجود دارد و شاید مسئلهای نباشد که در آن اختلافنظر نباشد مثلاً برای بررسی در مورد تاریخ ولادت علی علیهالسلام 36 قول آمده است که مشهور همه آنها 13 رجب است .
علت این اختلافها فراوان است از جمله آتش زدن کتابخانههای بسیار مهم و ارزشمند مثل کتابخانه شیخ طوسی که در هزار سال قبل حدود 80 هزار جلد کتاب داشته است .
پرسش : در مورد علمای امت در توقیع شریف غیر از « حجت » کلمه « حاکم » نیز آمده است ؟
پاسخ : هر دو تعبیر آمده است ، در جایی میفرمایند : « فَاِنَّهُمْ حُجَّتی
عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُاللّهِ »(1)و در حدیثی هم هست که میفرمایند : « انی جعلتهم حاکماً » .(2)
پرسش : شیطان را چه وقت نابود میکنند ؟
پاسخ : [ناتمام]
پایان جلسه نهم
1) . وسائل الشیعه ، ج 27 ، ص 140 ؛ بحارالانوار ، ج 2 ، ص 90 ؛ همان ، ج 53 ، ص 180 ؛ همان ، ج 75 ، ص 380 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 469 ؛ اعلام الوری ، ص 452 ؛ الخرائج ، ج 3 ، ص 1113 ؛ غیبت طوسی ، ص 290 ؛ کشف الغمه ، ج 2 ، ص 531 ؛ کمالالدّین ، ج 2 ، ص 483 ؛ منتخب الانوار ، ص 122 .
2) . [ این حدیث در CD نور نبود ولی احادیثی هست که میپرسند در هنگام اختلاف نظر اصحاب چه کار کنیم امام علیهالسلام میفرماید : ینظران الی من کان منکم ممن قد روی احادیثنا و نظر فی حلالنا وحرامنا وعرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قدجعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکم ... ] 15 مورد یافت شد به عنوان نمونه : مستدرک ، ج 17 ، ص 311 .
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف انبیائه و افضل سفرائه و علی آله الهداة المهدیین المنتخبین المنتجبین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین
و بعد فقد قال علیهالسلام : « یُقیمُ الرّایاتِ وَیُظْهِرُ المُعْجِزاتِ ویُحْیِ الْمَوتی وَیُبْرِیءُ الاَکْمَهَ وَالاْبْرَصْ » .
امشب آخرین جلسه این سلسله مباحث است که در کتابخانه ارزشمند
و تخصصی مهدویت ، خدمت شما عزیزان ارائه میگردد . در شش جلسه آغازین درباره احادیث شبههناک در مورد « خشونت و خونریزی » در زمان ظهور حضرت مهدی علیهالسلام مطالبی مطرح گردید ، دو جلسه نیز درباره « انتقام » و « منتقم » و احادیث مربوط به آن صحبت به میان آمد ؛ شب گذشته درباره برخی معجزات و چگونگی حاضر شدن یاران ، گرد شمع
وجود حضرت بقیهاللّه علیهالسلام سخن گفتیم ؛ امشب را که آخرین فرصت از این سلسله جلسات است اختصاص دادهایم به پایتخت حکومتی حضرت علیهالسلام ، که امیدواریم نتیجه آنها مورد توجه دوستان قرار بگیرد و همگی مشغول عنایت آقا بقیهاللّه علیهالسلام قرار بگیریم .
پایتخت حکومتی و مرکز فرماندهی آقا بقیهاللّه علیهالسلام مسجد کوفه و محل اقامتی ایشان مسجد سهله است .
در روایات فراوانی که در مورد خروج حضرت علیهالسلام از مکّه و حرکت ایشان به کوفه به ما رسیده این تعبیر بسیار آمده است :
« یُقیمُ الرّایاتِ وَیُظْهِرُ الْمُعْجِزاتِ ویُحْیِ الْمَوْتی و یُبْرِیءُ الاَْکْمَهَ
وَالاْبْرَصْ » .(1)
پرچمها را به اهتزاز در میآورد معجزات را از خود نشان میدهد مردگان را به اذن خدا زنده میکند و آن بیماریهایی که در دنیا علاج نداشتند به عنایت الهی شفا میدهد .
آنچه که از روایات برمیآید این است که یاران حضرت علیهالسلام از اطراف و اکناف جهان به مکه معظمه آورده میشوند ؛ یارانی که به تعبیر برخی احادیث « یَمْشُونَ عَلَی الْماءِ » هستند یعنی بر روی آب راه میروند ؛ و برخی از مردم که ایشان را میبینند میگویند : اگر اصحابش اینگونه هستند پس خودش چگونه باید باشد ؟
اجمالاً اینکه حضرت مهدی علیهالسلام پس از خروج فتوحاتی میکنند از
1) . [ در CD نور نبود ] .
جمله هند ، سند ، چین ترک ، دیلم ، خزر بابل ، روم و ... ؛ سپس حضرت علیهالسلام به قدس برمیگردند و آنجا منتظر میمانند تا دجّال خروج کند سپس بعد از نابودی دجّال به کوفه پایتخت دولت کریمه باز میگردند .
در کوفه مسجدی به نام مسجد سهله وجود دارد که شبهای چهارشنبه عدهای از شیعیان برای عرض ارادت در آنجا جمع میشود . امام صادق علیهالسلام به ابوبصیر فرمودند :
« یا اَبا مُحَمَّد کَاَنّی اَری نُزُولَ الْقائِمِ علیهالسلام فی مَسْجِدِ السَّهْلَهِ بِاَهْلِه وَعِیالِه »(1)
« گویی من با چشم خود میبینم که مهدی علیهالسلام با اهل و عِیالش وارد مسجد سهله میشوند » .
در احادیث دیگری نیز آمده است که مسجد سهله محل اقامت اولاد حضرت علیهالسلام است :
« اَما اِنَّهُ مَنْزِلُ صاحِبُنا اِذا قَامَ بِاَهْلِه »
« مسجد سهله محل اقامت و نزول آقای ماست هنگامی که با اهلش قیام کند » .(2)
1) . مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ص 413 ؛ بحارالانوار ، ج 52 ، ص 317 ؛ همان ، ص 376 ؛ همان ، ج 97 ، ص 435 ؛ راوندی ، قصص الانبیاء ، ص 14 .
2) . کافی ، ج 3 ، ص 495 ؛ التهذیب ، ج 3 ، ص 252 و ... ، در فصلنامه انتظار ش 6 ، حدود 20 روایات و 50 ویژگی برای مسجد سهله و 40 تشرف در مسجد سهله نقل نمودهایم که برای مطالعه بیشتر میتوان به آن رجوع نمود .
مسجد اعظم کوفه در شهر کوفه پایگاه حکومتی حضرت مهدی علیهالسلام
خواهد بود . این مسجد از لحاظ قدمت آنقدر در جایگاه رفیع قرار دارد که یکی از چهار موضع است .(1)و از آنجا که این مسجد محل ورود
امیرالمؤمنین علیهالسلام به کوفه بوده و پنج سال آن حضرت در آن مسجد خطبه و نماز خوانده است و ورود آقا بقیهاللّه علیهالسلام نیز آنجا خواهد بود اینگونه از مقام و مرتبهای همچون حرمین شریفین و حرم امام حسین علیهالسلام برخوردار شده است .
در احادیث آمده است که هنگام ورود حضرت مهدی علیهالسلام مسجد اعظم کوفه با این همه وسعت ، برای جمعیت و انجام امور آن حضرت کفایت نمیکند لذا دستور میدهد مسجدی بسازند که هزار درِ ورودی و خروجی دارد . از جمله مساجدی که ساخته میشود عبارتند از مسجدی در ظَهر کوفه ( نجف ) با هزار در ، مسجدی در رُوحا با پانصد در ، مسجدی در رهبه با پانصد در .
در مورد عظمت مسجد کوفه احادیث زیادی آمده است از جمله :
« نِعْمَ الُمَسْجِدُ مَسْجِدُ الکُوفَةِ صَلّی فیهِ اَلْفُ نَبِیٍّ وَاَلْفُ وَصِیٍّ » .(2)
1) . این چهار موضع عبارتند از مسجد الحرام ، مسجد النبی ، مسجد کوفه و حرم امام حسین علیهالسلام که مسافر اگر چه قصد ده روز نکند در آن چهار موضع نمازش را کامل میخواند .
2) . کافی ، ج 3 ، ص 492 ؛ الفقیه ،ج 1 ، ص 231 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 251 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ص 407 ؛ بحارالانوار ، ج 80 ، ص 377 ؛ همان ، ج 97 ، ص 397 ، ثواب الاعمال ، ص 30 ؛ جامع الاخبار ، ص 70 .
« چه مسجدی است مسجد کوفه ، که هزار نبی و هزار وصی در آن نماز گزاردهاند » .
و یا اینکه هر رکعت نماز واجب در آن مسجد ثواب هزار رکعت ، و هر رکعت نماز مستحبی ثواب پانصد رکعت نماز دارد ؛ در احادیثی نیز آمده است که هر نماز واجب ثواب یک حج و هر نماز مستحبی ثواب یک عمره دارد .
در عظمتش همین کافی است که امیرالمؤمنین علیهالسلام پنج سال در آن مسجد خطبه خوانده و نماز گزارده است ؛ و بسیاری از خطبههای نهجالبلاغه در همین مسجد خوانده شده است .(1)
یکی از کسانی که در زمینه زندگی امامان
علیهمالسلام و مکتب شیعه تحقیقات انجام داده است استاد سلیمان کتّانی است که اخیراً از دنیا رفته است . او یکی از علمای نامی و بسیار فاضل عالم مسیحیت بود . در حدود 35 سال قبل در یک مسابقه علمی معتبر ، بهترین کتاب را در مورد علی علیهالسلام نوشت و برنده آن مسابقه شد ، نام کتابش « الامام علی علیهالسلام مقراص و مطراس » بود . همچنین کتابهای دیگرش در مورد حضرت زهرا با نام « فاطمة الزهراء وطرٌ فی --------- » ، در مورد رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با نام « محمدٌ شاطیءٌ و سحاب » و سپس کتابهای دیگری در مورد دیگر ائمه علیهمالسلام تا آخرین اثرش که در مورد امام موسی بن جعفر علیهالسلام بود که قبل از فوتش منتشر شد .
این مطلب بدین لحاظ بیان شد که بدانیم غربیان چقدر تلاش میکنند و چقدر در تحقیقات خود پیشرفت دارند و از طرف دیگر بدانیم که ما چقدر مقصریم .
یکی دیگر از کسانی که در مکتب تشیع مطالعات فراوان انجام داده شخصی است به نام هانری کُربَن .
مرحوم علامه طباطبایی میگوید من از ایشان پرسیدم که شما در عالم مسیحیت در هنگام راز و نیاز با خدا چه مطالبی را میگویید ؟ هانری کربن در جواب میگوید که هم دعاهای مسیح و هم آنچه که به زبان جاری میشود ، ولی من ادعیه امام دوازدهم شیعیان را میخوانم ، و همه آنها را جمعآوری کردهام و هر روز یکی از آنها را میخوانم . مرحوم علامه طباطبایی میگوید پرسیدم چرا ؟ او گفت زیرا دعاهایی که از زبان عیسی علیهالسلام جاری شده مربوط به دو هزار سال پیش است ولی اینها دعای امام عصر علیهالسلام است و اگر ما خدا را میخوانیم شایستهتر است که به زبان امام زمان او را بخوانیم .
او در شهر سوربن فرانسه متولد شد ، همان شهری که برخی از شیعیان برای تحصیل رفتند و ضعیف الاعتقاد باز گشتند . هر سال دو ماه به ایران میآمد و در بازگشت یافتههای خود را برای جهان ارائه میکرد .
سی سال قبل گفته بود که من یک فیلسوفم و دریافته بودم که حتماً باید بین خالق و مخلوق واسطه فیض باشد . اما در عالم یهود و مسیحیت این واسطه از بین رفته بود در بین مسلمانان نیز وضع بدتر بود زیرا آنان پیامبر خود را آخرین پیامبر مینامیدند و بعد از او کسی را به عنوان واسطه فیض قبول نداشتند ، یعنی 1400 سال است واسطه فیض وجود ندارد .
اما هنگامی که به ایران رفتم و با علامه طباطبایی آشنا شدم ایشان گفتند که شما اشتباه کردهاید زیرا هر لحظه واسطه فیض در روی زمین هست ؛ چرا که بعد از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، امیرالمؤمنین علیهالسلام و سپس امامان دهگانه و در نهایت امام عصر علیهالسلام واسطه فیض هستند و ایشان زنده است و آخرین کسی که از دنیا برود حجت خداست .
هانری کربن این مطلب را به عنوان بشارت از تلویزیون فرانسه به عالم عرضه نمود و گفت اکنون فهمیدم که تنها دین حق ، اسلام و تنها مذهب صحیح ، تشیع است . و چون گفته بود که علم نمیتواند با دین مخالف باشد زیرا علم یافتههای بشر از عالم تکوین است و دین بیانات پروردگار در عالم تشریع است و بین تکوین و تشریع نمیتواند تضاد وجود داشته باشد لذا اعلام کرد که یافتههای اعتقادی با علم موافق است .
1) . اخیراً یکی از بزرگان غرب نوشته بود که اگر علی علیهالسلام یکبار دیگر در مسجد کوفه خطبه بخواند ما غربیها آنقدر در آن مسجد حاضر میشویم که جایی برای شما شرقیها باقی نماند .
کوفه از روز دوازدهم رجب سال 36 ه . ق . پایتخت بوده است یعنی از
زمانی که امیرالمؤمنین علیهالسلام برای مقابله با اتفاقات پیش آمده در بصره و جنگ جمل ، محل اقامتش را از مدینه به کوفه منتقل نمودند ، و کوفه را به عنوان محل اقامت دائمی انتخاب نمودند و دوران حکومتشان نیز همگی در کوفه بوده است . پایتخت بودن کوفه از آن زمان متصل است به حکومت آقا بقیهاللّه علیهالسلام ، و طبق روایات فراوان در زمان رجعت نیز پایتخت حکومت ائمه علیهمالسلام ، کوفه خواهد بود .
هنگامی که حضرت مهدی علیهالسلام در مکّه ظهور میکنند ، بانگ آسمانی به گوش میرسد که : « بقیهاللّه خیرٌ لکم » ؛ همزمان آقا برای مردم خطبه میخواند که : « اَنَا بَقِیَّهُاللّهُ فِی اَرْضِه وَخَلیفَتِهِ وَحُجَّتِهِ عَلَیْکُمْ » .(1)
اولین کسی که با بقیهاللّه علیهالسلام بیعت میکند حضرت جبرئیل است و سپس بقیه تبعیت میکنند و این عمل سه شبانهروز طول میکشد .
سپس از آنجا با ده هزار نفر به سوی مدینه منوره حرکت میکنند و بعد از انجام اصلاحاتی ، مجدداً به مکه برمیگردند و سپس با صد هزار نفر به طرف کوفه رهسپار میشوند .
در حدیث آمده است :
« دارُ مُلْکِه الْکُوفَةُ وَمَجْلِسُ حُکْمِه جامِعُها وَبَیْتُ مالِه وَمقْسَمُ غَنائِمِ الْمُسْلِمینَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ وَمَوْضِعُ خَلَواتِهِ الزَّکواتُ البیضُ » .(2)
« محل حکومت آقا بقیهاللّه شهر کوفه ، و محل دادرسی و قضاوتش مسجد اعظم کوفه ، محل تقسیم ثروتهای عمومی و غنایم اسلامی مسجد سهله ، و محل خلوت و مناجات ایشان تپههای سفید نجف اشرف است » .
در حدیث دیگر از امام صادق علیهالسلام آمده است :
« ثُمَّ یَسیرُ اِلَی الْکُوفَه فَیَنْزِلُ عَلی نَجَفِها ثُمَّ یُفَرِّقُ الْجُنُودَ مِنْها اِلَی الاَْمْصارِ » .(1)
کشف الغمه ، ج 2 ، ص 463 « همان ... فی الامصار » الارشاد ، ج 2 ، ص 379 .
« سپس از مکه به سمت کوفه حرکت میکند و روی تپههای نجف(2)مستقر میشوند ، سپس لشکریانش را از آنجا به تمام کشورها میفرستد » .
امام باقر علیهالسلام در حدیث مشابهی میفرمایند :
« کَاَنّی بِالقائِمِ علیهالسلام عَلی نَجَفِ الکُوفَه وَقَدْ سارَ اِلَیْها مِنْ مَکَّةَ فی خَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَة جَبْرَئیلُ عَنْ یَمینِهِ وَمیکائیلُ عَنْ شَمالِه وَالْمُؤمِنُونَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُوَ یُفَرِّقُ
1) . « یسیر من مکة حتی یاتی الکوفة فینزل علی نجفها ثم یفرق الجنود منها الی الامصار »
2) . نجف یعنی تپه یا بلندی ، که البته در زمان گذشته مسکونی نبوده و همیشه به « ظَهر کوفه » یعنی پشت کوفه تعبیر شده است . دراینگونه احادیث به نجف اشاره شده است زیرا در آن زمان دریاچهای معروف به « بحر النجف » بوده که البته اکنون اثری از آن نیست ، ولی مکانی به همین نام وجود دارد .
الْجُنُودَ فِی البِلادِ » .(1)
« گویی با چشم خود میبینم که قائم علیهالسلام بر نجف کوفه وارد شده در حالی که از مکه به سوی آنجا آمده است با پنج هزار از ملائکه ، که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ و مؤمنان پیشاپیش حضرت حضور دارند ، و ایشان سپاهیان را به تمام کشورها میفرستد .
امام باقر علیهالسلام در وصف مسجد کوفه میفرماید :
« لَمْ یَبْعَثِ اللّهُ نَبیّاً اِلاّ وَقَدْ صَلّی فیهِ وَفیها یَظْهَرُ عَدْلُ اللّه
وَفیها یَکُونُ قائِمُهُ والْقُّوامُ مِنْ بَعْدِه و هِیَ مَنازِلُ النَّبِیّین و الاَْوْصِیاءِ وَالصّالِحینَ » .(2)
هیچ پیامبری مبعوث نشده است مگر اینکه در آنجا نماز خوانده است ، عدالت خدا در آنجا ظاهر میشود و کسی که قائم به عدالت خواهد بود در آنجا اقامت خواهد کرد و کسانی که بعد از آن حضرت به عدل قیام خواهند نمود نیز در کوفه اقامت خواهند کرد ، محل سکونت پیامبران و اوصیا و صالحین ، در رجعت آنجا خواهد بود .
1) . بحارالانوار ، ج 53 ، ص 336 ؛ الصراط المستقیم ، ج 2 ، ص 250 ؛ کشف الغمه ، ج 2 ، ص 463 ؛ منتخب الانوار ، ص 190 .
2) . التهذیب ، ج 6 ، ص 31 ؛ وسائل الشیعه ، ج 5 ، ص 355 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ص 416 ؛ بحارالانوار ، ج 53 ، ص 148 ؛ همان ، ج 97 ، ص 440 ؛ روضة الواعظین ، ج 2 ، ص 410 ؛ کامل الزیارات ، ص 30 ؛ کتاب المزار ، ص 4 .
برای جمعبندی و کوتاه شدنِ کلام ، چند مشخصه از اوضاع دنیا پس از ظهور حضرت بقیهاللّه علیهالسلام را به اختصار بیان مینمائیم :
کار به جایی میرسد که شمش طلا را به مردم میدهند و کسی نمیپذیرد .
احدی مورد ستم قرار نمیگیرد .
تمام ویرانهها آباد میشود .
جهان در آسایش و آرامش قرار میگیرد .
همگان خوشنود میشوند .
ندای اسلام همه جا طنین میاندازد .
فرهنگ به بالاترین حدّ خود میرسد
حسد و حیله از بین مردم رخت برمیبندد .
کینهتوزی از دلها ریشهکن میشود .
تبهکاران نادم میشوند .
امتیازهای طبقاتی از بین میرود .
همه بینیاز میشوند .
کسی زکات را نمیپذیرد .
همه گردنکشان تسلیم میشوند .
زمین از لوث دشمنان اهلبیت علیهمالسلام پاک میشود .
پرچم توحید در همه جا به اهتزاز درمیآید .
در این چند شب درباره تشرفات مکرراً سؤال شده است لذا امشب به دو تشرف اشاره مینمایم ، تشرفاتی که اگر چه ادعا نشده است ولی برای مردم
بازگو شده است .
سید بحرالعلوم از لحاظ جایگاه شخصیتی در مکانی است که مرحوم کاشف الغطاء شیخ جعفر کبیر ، هر وقت خدمت سید میرسید تحت الحنک عمامهاش را باز میکرد و با آن گرد کفشهای سید را پاک میکرد .
در اینجا مقام شامخ سید بحرالعلوم و تواضع این مرجع جهانی عالم تشیع شناخته میشود ، عالمی که کتاب « کشف الغطاء » ایشان یکی از کتابهای مرجع و مهم فقهای شیعه است .
صاحب « جواهر » که شاگردِ شاگرد سید بحرالعلوم است هنگامی که از ایشان یاد میکند ، نام سید با عبارت « صاحب الکرامات الباهره » به کار میبرد ، یعنی آنقدر کرامات آن مرد ظاهر و روشن بوده که شخص دقیقی مثل صاحب جواهر او را اینگونه یاد میکند .
مرحوم محدث قمی در « فوائد الرضویه » ، مرحوم نوری در « مستدرک الوسائل » ، مرحوم خیابانی در « ریحانة الادب » ، از بسیاری از بزرگان نقل میکنند که تشرفات مرحوم سید بحرالعلوم به حد تواتر رسیده است یعنی نیاز به مدرک و سند ندارد . اما یک پرسش ممکن است پیش آید و آن اینکه اگر سید خودش در مورد تشرفاتش چیزی نگفته است ، و ما طبق احادیث میگوئیم هر کس که ادعا کند آن را تکذیب کنید ، چگونه بوده که این مطالب به دست ما رسیده است ؟
صاحب « مفتاح الکرامة » سید جواد عاملی متوفی 1226 ه . ق . میگوید :
من شبی به سوی حرم علی علیهالسلام عازم بودم دیدم که استادم سید بحرالعلوم از دروازه شهر بیرون رفت . پشت سر ایشان راه افتادم که در این تاریکی شب اتفاقی برای ایشان نیفتد . آنقدر رفتم تا دیدم ایشان وارد مسجد کوفه شد ؛ من هم وارد شدم . در آنجا چراغی نبود که ایشان متوجه حضور من بشود . دیدم که ایشان به مقام آقا بقیهاللّه علیهالسلام رفتند ، و من در فاصله کمی از آنجا قرار گرفتم ، کسی هم آنجا نبود . ناگهان دیدم که ایشان با آقا صحبت میکند . من آقا را نمیدیدم ولی دقیقاً صدای آن حضرت را میشنیدم .
او این جمله را نقل میکند که آقا به سید بحرالعلوم میفرمود : شما در احکام شرعیه به امور ظاهریه مکلف هستید و وظیفه ندارید که به احکام واقعیه عمل کنید ، چون دسترسی ندارید .
قبلاً نیز عرض کردم که وقتی شیخ مرتضی انصاری رسالهاش را چاپ کرد ، در صفحه اول آن نوشت که در زمان غیبت کبری از باب اکل میته عمل به این رساله جایز است . پس چون دست ما به مولا نمیرسد باید بدین شکل عمل نمائیم ، ولی اگر با ایشان ارتباط مستقیم وجود داشت دیگر لازم نبود که ببینیم تلاش این مرجع بعد از 60 سال چه بوده است ، بلکه آنچه از زبان حجت خدا به ما میرسید حکم خدا بود .
درباره تشرفات و داستانهای مربوط به آنها باید بگویم که قریب 99 درصد مدعیان ، شیادان و دروغگویان هستند و ما باید این مطالب را تذکر دهیم تا در دام آنان نیفتیم .
در همین شهر اصفهان ، کسی هست که هر هفته میآید و ادعای مهدویت میکند و سیدی را به عنوان مسیح ، و زنی را به عنوان مریم معرفی
نموده است . پس هنگامی که در چنین شهری که این همه علما و جوانان متدین وجود دارند این مسائل دیده میشود ، باید بسیار دقت نمود و مردم را هوشیار کرد .
در شهر قم نیز کسی بود که از تهران هفتهای یک روز میآمد و ادعا میکرد که امروز آقا چنین فرمودند . و بدین وسیله طلبههای جوانی را که به دنبال سیر و سلوک بودند دور خود جمع کرده بود .
ما با عرفان واقعی و با صاحبان آن مخالف نیستیم بلکه وظیفه داریم که جوانان طالب سیر و سلوک و مشتاق را با اینگونه دامها و دروغگویان آشنا سازیم و به آنان هشدار دهیم .
یکی دیگر از تشرفات بسیار جالب مربوط به علامه بم است . ایشان شخصیت بزرگواری بود که حدود 8 سال قبل از دنیا رفت و در همان شهر و در حرم امامزاده زید در کنار ضریح به خاک سپرده شد . من خیلی تلاش کردم که به بم سفر کنم و از خودش بشنوم ، ولی موفق نشدم . خوشبختانه از یکی از طلبههایی که به آن شهر سفر میکرد درخواست کردم ، و ایشان سخنان علامه بم را ضبط کرد و من آنچه از صدای ایشان شنیدم نقل مینمایم .
این مرحوم در حدود 60 سال قبل با تعدادی از مؤمنین بم به زیارت خانه خدا رفته است . او نقل میکند که شخصی را دیده است که روزی بعد از نماز صبح در مسجدالنبی برخاسته و پشت به ستون ابولبابه ایستاده و حدود یک ساعت در مورد حضرت ابوطالب علیهالسلام پدر بزرگوار امیرالمؤمنین بدگویی کرده است ، و نعوذ باللّه ادعا کرده که او کافر بوده است . اینها در آنجا بسیار رنج بردند ولی توان صحبت نداشتهاند ،
همچنانکه الآن نیز شیعیان در آنجا نمیتوانند در این موارد سخنی بگویند .
سپس به منزل برمیگردند و قرار میگذارند که شب بعد ، هیچکس نخوابد و همه به آقا بقیهاللّه علیهالسلام متوسل شوند بلکه آن حضرت مشکل را به صلاحدید خودشان رفع نمایند . چرا که در چند قدمی ضریح پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به عموی ایشان این همه اهانت شده است .
آن شب را بیدار میمانند و قبل از نماز صبح به مسجدالنبی میروند و بعد از انجام نوافل ، منتظر میشوند تا نماز صبح را بجا آورند . علامه بم میآید و در مقابل ستون ابولبابه میایستد تا در آنجا محلی برای نماز پیدا کند و بعد از نماز نیز به عباداتش مشغول باشد .
ایشان میگوید وقتی نماز تمام شد ، دیدم یک آقای بزرگوار ، نورانی ، باعظمت و باجلالت برخاست و همانجا که آن مرد ، دیروز سخن گفته بود ایستاد ، و در مورد فضایل حضرت ابوطالب علیهالسلام بسیار سخن گفت ، و همهاش فرمودند جدم ابوطالب . ابیات فراوانی نیز از اشعار حضرت ابوطالب علیهالسلام که دلیل بر ایمان واقعی او بود خواندند و ایمان ابوطالب را اثبات کردند . و فرمودند که اگر جدم ابوطالب مؤمن نبود ، مادرم فاطمه بنتاسد - جزء « سابقات الی الایمان » بودند و بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود که بین این دو جدایی بیندازد .(1)
علامه میگوید که متوجه شدم که توسل ما به نتیجه رسیده است و مطمئن شدیم که آن آقا ، حضرت بقیهاللّه علیهالسلام است .
1) . رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم طبق آیه شریفه ....... ، زنانی را که مردانشان ایمان نیاوردند از آنها جدا کردند .
لذا گوشه عبای ایشان را محکم گرفتم که اگر حرکت کند از او جدا نشوم .
او میگفت که چند نکته بسیار مهم را احساس کردم یکی اینکه صدا بطور مساوی تقسیم میشد و نفرات آخر مسجد و نفرات خارج از مسجد همانگونه میشنیدند که ما میشنیدیم ، و دیگر اینکه احدی در وسط خطبه از جایش بلند نشد که برود یعنی سیطره و تصرف بدینگونه بوده است .
علامه میگفت وقتی خطبه تمام شد یک مرتبه دیدم آقا نیست ؛ مشتم محکم بود ولی عبا در دستم نبود . به هر حال به منزل برگشتیم و دیدم که همه همسفران درباره مطالبی که آقا فرموده بود سخن میگفتند ، گفتم : مگر شما عربی بلدید ؟ گفتند : آقا فارسی سخن میگفت .
این مطلب تأئید همان قضیه بانگ آسمانی است که میگویند هر کس آنرا به زبان مادری خودش میشنود ، و علامه بزرگوار خودش آن را مشاهده کرده بود .
پرسش : از کجا بدانیم مورد عنایت آقا بقیهاللّه هستیم ؟
پاسخ : این مطلب برنامه مشخصی ندارد ولی عنایات و توفیقاتی که نصیب انسان میشود از جمله خواندن دعای عهد ، نمازهای نافله ، عبادات خالص و ... نشاندهنده عنایات آن حضرت است .
پرسش : آیا 313 نفر هم میمیرند ؟ اگر میمیرند چه کسانی جایگزین آنها میشوند ؟
پاسخ : طبیعی است که ایشان نیز میمیرند ، و طبق انتخاب حضرت جایگزین میشوند . در کتاب غیبت طوسی در مورد سی نفر که همیشه در خدمت آقا هستند احادیثی آمده است . مرحوم علامه مجلسی نیز در مورد اینها بحث کرده که هر کدام از آنها که میمیرند ، یک نفر به انتخاب آقا جایگزین او میشود .
پرسش : آیا درست است که اگر هر جوانی 20 ساله باشد ولی دینش را خوب نشناخته باشد توسط آقا گردن زده میشود ؟
پاسخ : مسلماً دروغ است و ما در جلسات قبل در مورد توبه و شرایط آن مفصلاً توضیحاتی بیان نمودهایم .
پرسش : قبل از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم حجت خدا چه کسی بوده است ؟
پاسخ : حجت همیشه ادامه داشت و آخرین وصی حضرت ابراهیم
خلیل الرحمان ، حضرت ابوطالب علیهالسلام بود ، و این مطلب به صراحت در احادیث ائمه علیهمالسلام آمده است . قبل از ایشان نیز حضرت عبدالمطلب علیهالسلام حجت بوده ، و به همین وسیله ودایع نبوت به دست آقا رسیده است .
پرسش : آیا این تحقیقات در زمان حضرت هم ادامه دارد ؟
پاسخ : در روایات آمده است که در آن زمان چادر میزنند و کلاسهای آموزش قرآن - آنگونه که حضرت میخواهند - در بین مردم دائر میشود .
پرسش : چه کسانی رجعت نمیکنند ؟
پاسخ : طبق احادیثی که مطرح نمودیم فقط بهترینها و بدترینها رجعت میکنند ، لذا افراد بینابین رجعت ندارند .
همچنین افرادی که طبق آیه قرآن میفرماید : « وَحَرامٌ عَلی اَهْلِ قَریَةٍ اَهْلَکْناها اَنَّهُم لا یَرْجِعُون »(1)یعنی هر منطقهای که به عذاب الهی از دنیا رفتهاند ، آنها هم رجعت ندارند .
پرسش : آیا معراج جسمانی بوده است ؟
پاسخ : قطعاً اینگونه بوده و ما شک نداریم . یکی از بهترین کتابها در این زمینه از آیتاللّه ناصر مکارم شیرازی است با نام « همه میخواهند بدانند » ؛ و در آن کتاب تمامی موارد شک و شبهه و پرسشهای مربوط به
1) . انبیاء / 95 .
معراج مفصلاً توضیح داده شده است .
پایان جلسه دهم
کمالالدّین ، شیخ صدوق ، دار الکتب الاسلامیه ، قم ، 1395 ه . ق
الارشاد ، شیخ مفید ، کنگره شیخ مفید ، قم ، 1413 ه . ق
التهذیب ، شیخ طوسی ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1365 ه . ش
الصراط المستقیم ، علی بن یونس نباطی بیاضی ، کتابخانه حیدریه نجف ، 1384 ه . ق
کشف الغمه ، علی بن عیسی اِربلی ، مکتبة بنی هاشمی ، 1381 ه . ق
منتخب الانوار ، علی بن عبدالکریم نیلی نجفی ، چاپخانه خیام قم ، 1401 ه . ق
وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملی ، مؤسسه آلالبیت ، قم ، 1409 ه . ق
قصص الانبیاء ، قطبالدّین راوندی ، بنیاد پژوهش آستان قدس ، 1409 ه . ق
مستدرک الوسائل ، محدث نوری ، مؤسسه آلالبیت ، قم ، 1408 ه . ق
کتاب المزار ، شیخ مفید ، کنگره شیخ مفید ، قم ، 1413 ه . ق
کامل الزیارات ، ابن قولویه قمی ، انتشارات مرتضویه ، نجف ، 1356 ه . ق
روضة الواعظین ، محمّد بن حسن نیشابوری ، انتشارات رضی ، قم
بحارالانوار ، علاّمه مجلسی ، مؤسسه الوفاء ، بیروت - لبنان ، 1404 ه . ق