ghaemiyeh.com
شناسنامۀ کتاب :
نام کتاب : میراث بان فداکار و بزرگ شیعه
سیری در خدمات علمی و تحقیقیِ مجلسی زمان ، محدّث خبیر شیعه
مرحوم آیة اللّه العظمی آقای حاج سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره
نویسندۀ محقق : آقای سیّد حسن سجادی درّه صوفی
نویسندۀ محقق : آقای شیخ محمد امیری سوادکوهی
تایپ و صفحه آرایی : آقای شیخ مهدی آقابابایی
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : در آستانۀ ایام فاطمیه 1445 قمری – آبانماه 1402 شمسی .
ناشر : محبّ العترة الطّاهره علیهم السلام
بهاء : سلام و صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و خاندان مطهّرشان علیهم السلام ،
بالاخص فاطمۀ زهرا علیها السلام و منتقم خونشان
حضرت بقیة اللّه الاعظم عجل الله تعالی فرجه
میراث بان فداکار و بزرگ شیعه
سیری در خدمات علمی و تحقیقیِ مجلسی زمان ، محدّث خبیر شیعه
مرحوم آیة اللّه العظمی آقای حاج سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره
نویسندۀ محقق : آقای سیّد حسن سجادی درّه صوفی
نویسندۀ محقق : آقای شیخ محمد امیری سوادکوهی
این مجموعۀ نورانی که یادآورندۀ فداکاری های عالم ربانی ، مفسّر قرآنی و محدّث و رجالی ولائی ، فدائیِ آستان مقدّس اهل البیت علیهم السلام و مخلص درگاه علوی و فاطمی و حسینی و مهدوی ، مرحوم آیة الله العظمی حاج سیّد محمدباقر موحّد ابطحی قدس سره ، است را به محضر مقدّس :
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علی علیه السلام، فاطمۀ زهرا علیها السلام و وارث مقام و منزلتشان حضرت بقیة اللّه الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف که تمام همّ و غمّ آن بزرگوار توجه دادن مردم و حوزه های علمیّه ،
به آن حضرت بود اهداء می گردد .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
الحَمدُ لله رَبِّ العالَمین
وصلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا و نَبِیِّنا و حَبیبِنا و طَبیبِنا
الَّذی بُعِثَ رحمةً لِلعالَمين ، و بَشيراً للمُذنِبين
مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّين
وعَلى آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الاَنجَبين ، لا سِيّما
الإمامِ المُنتَظَر ، و الوَليِّ المُنتَقِم
الحُجَّةِبن الحَسَنِ المَهدِيِّ عجل الله تعالی فرجه الشریف
ولَعنَةُ اللهِ عَلى أعدائِهِم اجمَعين مِنَ الآنَ إلى يَومِ الدّين
آمينَ آمينَ آمين
پیش گفتار. 8
مقدّمه. 9
آغاز رسمی میراث بانی مآثر شیعه. 12
( تأسیس مؤسسۀ تحقیقاتی الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ). 12
بزرگان تحقیقی امروز ، اصحاب علمی دیروز. 13
فداکاری های مرحوم علامۀ ابطحی قدس سره .... 14
ادارۀ
مؤسسه با توسل به امام زمان ارواحنافداه 16
شیوۀ کار مرحوم علامه در تحقیق.. 16
آثار علمی مرحوم آیة الله العظمی موحد ابطحی قدس سره .... 19
حدیث شناسی.. 19
یک . احیای نسخه های خطی.. 19
عنایت علامه مجلسی قدس سره به مرحوم علامه موحّد ابطحی قدس سره .... 20
پیشنهاد تاریخی مرحوم علامه دربارۀ کتاب « جامع احادیث الشیعه ». 21
گنجینه ای به نام « عوالمالعلوم والمعارف والاحوال منالآیات والاخبار و الاقوال ». 27
خصوصیات کتاب عوالم. 28
تحقیق کتاب عوالم العلوم از لسان مبارک علامه موحد ابطحی قدس سره .. 29
نسخه شناسی.. 30
درخشش تتبّع مرحوم علامه موحد ابطحی قدس سره .... 31
دورۀ 18 جلدی عوالم أمیرالمؤمنین علی علیه السلام. 31
دورۀ سه جلدی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام از کتاب شریف عوالم. 33
عوالم العلوم حیاة امام جواد علیه السلام ( مستدرک ) در 1 جلد. 33
عوالم العلوم حیاة امام هادی علیه السلام ( مستدرک ) در 2جلد. 34
عوالم العلوم حیاة امام عسکری علیه السلام ( مستدرک ) در 2 جلد. 34
تجلیل آیتالله العظمی مرعشی نجفی از مرحوم علامه. 35
خاطره ای از علامه موحد ابطحی قدس سره .... 37
تفسیر. 39
المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن. 40
روش تفسیری علامه موحّد ابطحی.. 41
توضیح مرحوم علامه ابطحی درباره کتاب «المدخل الی التفسیر الموضوعی ». 41
ترجمه مقدمۀ کتاب المدخل الی التفسیر الموضوعی.. 43
علت و انگیزه این تألیف... 47
ترجمه تقریظ علامه آقا بزرگ طهرانی بر کتاب المدخل الی التفسیر الموضوعی.. 47
تجلیل اعاظم قم و نجف اشرف از تألیف کتاب المدخل.. 49
کتاب جامع الأخبار و الآثار عن النبى و الائمة الاطهارعلیهم السلام. 50
دو. سند شناسی روایات... 51
سه . مقابله با نسخه ها 51
چهار. باب بندی مهمی که این روایات دارند . 51
آیات الاحکام. 52
کتاب زبدة تأويل الآيات النازلة في فضائل العترة الطاهرة 52
احیای تفاسیر مهم شیعی توسط آیة الله موحّد ابطحی.. 53
پیشنهاد تألیف تفسیر « المیزان » به علامه طباطبائی.. 53
سوم . موسوعه ادعیه و صحیفه شناسی.. 55
صحائف ادعیۀ اهل بیت علیهم السلام. 55
خصوصیات تحقیقی علامه موحد ابطحی در باب ادعیه. 57
توفیقی بزرگ در تألیف الصحیفة السجادیة الجامعة و انتشار جهانی آن. 59
چرا صحیفۀ جامعۀ سجادیه تألیف شد ؟. 61
هدایت به برکت صحیفه سجادیه و تلاش آقا شیخ مجتبی قزوینی قدس سره .... 61
صحیفههای جامعۀ دیگر. 63
نگاهی گذرا به عبقات الانوار. 65
آیة الله ابطحی احیاگر کتاب عبقات الانوار. 67
خدمت به ثقلین.. 68
احیاگر کتب مهجور و فراموش شده 68
فهرست کتابها و تألیفاتی که در مؤسسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف منتشر شده 69
در زمانی که مشغول فعالیت برای برنامه های بزرگداشت حضرت شهربانو علیها السلام و تشویق نویسندگان و شعراء برای نوشتن مقالات و سرودن اشعار در مورد آن بانوی بزرگ و مقام و منزلت آن شخصیت برجسته بودیم ، به شکل غیر قابل پیش بینی ، با نویسندۀ محقق و ولائی آقای سیّد حسن سجادی درّه صوفی که مورد عنایت امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام و نیز مورد لطف حضرت رقیه علیها السلام قرار گرفته است(1)آشنا شدم و در ضمن چندین ملاقات متوجه شدم که ایشان در مورد مرحوم آیة الله العظمی آقای حاج سیّد محمد باقر موحّد ابطحی قدس سره و فعالیت های علمی و تحقیقی ایشان اطلاعات جالبی دارند که شایسته است در دسترس علاقه مندان قرار گیرد و با توجه به اینکه نویسندۀ ولائی و محقق ، آقای شیخ محمد امیری سوادکوهی که « کتاب در شعاع جانان » را در شرح حال و خدمات علمی و اجتماعی آن بزرگمرد ، تألیف نموده اند اعلام آمادگی نمودند که با انجام مصاحبه هائی با آقای سجادی دره صوفی ، اطلاعات ایشان را با ضمیمه نمودن مطالب دیگری که در مورد فعالیت های علمی مرحوم آیة اللّه موحّد ابطحی قدس سره در دسترس می باشد ، تنظیم نموده و مجموعه ای را با عنوان
میراث بان بزرگ شیعه
1) . داستان دو عنایت مورد اشاره ، در کتاب « شخصیت و مزار شریف حضرت رقیه علیها السلام از نظر فقهاء و مراجع بزرگ » از صفحۀ 128 تا صفحه 132 ذکر شده است .
در اختیار علاقه مندان قرار دهند و بدین وسیله ، گامی جدید در آشنائی با خدمات علمی و تحقیقی مرحوم علامۀ موحّد ابطحی قدس سره و مرکز نورانی و عظیم الشأن مؤسّسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برداشته شود و طبق فرمودۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمودند :
عِنْدَ ذِكْرِ الصَّالِحِينَ تَنْزِلُ الْبَرِکَة
برکتی الهی نصیب همۀ علاقه مندان و ادامه دهندگان راه و مکتب علمی و معنوی آن بزرگمرد الهی و ولائی بگردد .
آمین آمین آمین
اصفهان – حوزۀ علمیّه – میر سیّد حجة موحّد ابطحی موسوی اصفهانی
در آستانۀ ایام فاطمیه 1445 قمری – آبان ماه 1402 شمسی
عکس
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْعِلْمَ ضياءً وَالقُرآنَ نوراَ ، وَ رَفَعَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ عَلَيّة ، وَكانَ ذلكَ فيِ الكِتابِ مَسْطوراً ، وَجَعَلَ الْعُلَماءَ وَرَثَةَ الأنبياءِ ، وَكَفى بِرَبِّكَ هادِياَ وَنَصيراً
یک دهان خواهم به پهنای فلک *** تا بگویم وصفِ آن رَشکِ مَلَک
سخن گفتن در تشریح عظمت بزرگان شیعه از جمله محقق متتبّع مرحوم آیة الله آقای حاج سید محمد باقر موحد ابطحی قدس سره بسیار سخت است و حقیقتاً نمی توان در این وادی پر رمز و راز به راحتی در وصف چنین محقق خستگی ناپذیر سخن گفت . از این رو شایسته است این ناتوانی و عجز در بیان شخصیت والای ایشان را با شعری از ابن ابی الحدید معتزلی آغاز نمایم که مرحوم طریحی در حاشیۀ باب حادی عشر ( چاپ سنگی ) آورده که در شرح خطبۀ توحید ، خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام می نویسد :
فِيكَ يا أُعجُوبةَ الكَوْنِ غَدا الفِكْرُ كَلِيلا *** أنتَ حَيَّرْتَ ذَوِى اللُّبِّ وَبَلْبَلْتَ العُقولا
كُلّما أقْدَمَ فِكْرى فِيكَ شِبْراً فَرَّ مِيلاً *** ناكِصاً يَخبِطُ فى عَمياءَ لا يَهْدى السَّبيلا
در تو اى اعجوبۀ جهان هستى ! فكر، خسته و وامانده شد . تو صاحبان عقل و انديشه را حيران ساخته اى و خردها را به هم ريخته اى . هر زمان فكر من يك وجب به تو نزديك مى شود يك ميل فرار مى كند ( و از
عظمت ذاتت در وحشتى شديد فرو مى رود ). آرى ، به عقب برمى گردد و در تاريكى غرق مى شود و راهى به سوى جلو پيدا نمى كند .(1)
ابن ابی الحدید در ادامۀ این شعر می نویسد : از باب مبالغۀ در علوم می توان این کلمات را خطاب به علما و دانشمندان استفاده کرد و خود نام برخی از اکابر علمی مورد نظر خود را بیان می دارد .!
از این رو من نیز در نهایت خضوع ، این جملات را خطاب به مرحوم آیة الله العظمی آقای حاج سیّد محمد باقر موحد ابطحی قدس سره عرضه می دارم :
فِيكَ يا أُعجوبةَ الكَوْنِ غَدا الفِكْرُ كَلِيلا ...!.
از سوی دیگر علما و دانشمندان بر چهار قسم تقسیم می شوند :
علمایی که از زمان خود جلوتر هستند .
علمایی که از روزگار خود عقب تر هستند .
علمایی که عالم به زمان خود هستند .
علمایی که هم عالم به زمان خود هستند و هم جلوتر از عصر خود می باشند .
در این بین و این تقسیم بندی ، شناخت دستۀ چهارم به معنای واقعی کلمه ، کار هرکسی نیست . چون آن ابعادی که از این عالم تراوش می شود برای هر کس قابل درک نیست که این مربوط به زمان خودش یا آینده بوده است !.
از نگاه ما نیز ، مرحوم آیة الله العظمی حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره از دستۀ چهارم از علما بودند که ابعاد فکری و شخصیتی ایشان به اندازه ای که به قلم کشیده شده و یا آنچه که خودشان گفتند ، برای بسیاری از
1) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 51 .
علمای زمان ما نیز قابل درک نیست ، شاید دانشمندان و متفکّران سال های بعد بتوانند افکار جامع ایشان را درک کنند .
چه بسا افکار متعالی که ایشان در وجود خود داشتند و نتوانستند آن را بروز دهند با خود به قبر بردند برای همگان قابل درک نبود و سالهای بعد ممکن است دانشمندانی پیدا شوند تا بتوانند افکار و اندیشه های آن مرد بزرگ را به درستی واکاوی کنند ... و یقیناً اکثر مردم عاجز از درک چنین شخصیت کم نظیر خواهند بود .
آب دریا را اگر نتوان کشید *** پس به قدر تشنگی باید چشید
از این رو می بایست قدردان مقام شامخ علم و عمل بود ، چرا که کوتاهی در حق علما و دانشمندان ضررهای متعددی خواهد داشت که بدین شرح می باشد :
یک . ضرر دینی دو . ضرر اجتماعی سه . ضرر علمی .
حضرت آیةالله العظمی حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره که وظیفه اصلی خود را در خدمت به ساحت مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دریافته بود و خود را مصمم به ورود به جرگۀ احیای آثار اهل بیت علیهم السلام میدید ، از اینرو با تصمیمی قاطع ، فعالیتهای تدریسی خود را رها نموده و تمامی اوقات خود را صرف تحقیق و پژوهش و نشر آثار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمود .
ایشان که سابقه مشارکت علمی با بسیاری از فضلا و زعمای حوزۀ علمیّۀ قم را در کارنامۀ خود داشت و همچنین کارهای تحقیقاتی گستردهای را نیز به اساتید خود ،پیشنهاد می کرد و به سهم خود در انجام آن امور مشارکت مینمود ، در اندیشۀ گسترده نمودن دامنۀ تحقیقاتی شیعه و پر نمودن خلاء پژوهشهای علمی بود ، از این رو در امتداد جهاد علمی مرحوم علامۀ مجلسی قدس سره قرار گرفت و بر این امر مهم و قابل توجه همت گمارد .
آشنایی مرحوم علامه با امر تحقیق ، ایشان را به این نتیجه رسانیده بود که انجام کارهای بزرگ علمی ، بدون کار گروهی امکان پذیر نیست .
مرحوم علامه ، برای پایه گذاری مرکز تحقیقاتی وسیع ، در ابتدا در منزل شخصی خود ، جمعی از فضلای حوزه علمیه قم را دعوت به همکاری نمودند ، و یک گروه تحقیقیِ فعّالی را شکل بخشیدند ، که چندین سال به کارهای علمی و تحقیقاتی ، در زمینۀ قرآن و حدیث و رجال اشتغال داشتند ، و قسمت اصلیِ منزل شخصی ایشان در اختیار محققان بود .(1)
یكی از عمدهترین كارهای مؤسّسۀ پیش گفته ، استمرار هدف علامه مجلسی در گردآوری جامع احادیث با توجه به امكانات امروز و استفاده از كتابخانههای دنیا و میكرو فیلمهای كتب و ... میباشد .
حجة الاسلام والمسلمین حاج سید مصطفی میرلوحی دام عزه آن روزها را چنین روایت می کنند : در دوران کودکیمان در قبل از انقلاب ، مکرر به
1) . فقیه فداکار ، ص 7 .
منزل ايشان مشرف میشديم و شاهد اين امر بوديم که ايشان شاگردان بسياری که جهت شرکت در درس خارجشان شرکت مینمودند را تشويق به امر تحقيق مینمودند و از آنان جهت همکاری در لجنۀ تحقيقی خود دعوت و آنان را محقق و پژوهشگر تربيت نموده و امروز شاهد آن هستيم که بهترين محققين عصرما از همانهايی هستند که آن زمان از اصحاب علمی و تحقيقی آية الله موحد ابطحی بودهاند .
تحيّر برانگيز است که ايشان در حدود 50 سال قبل بدون هيچ حمايت دولتی و با آن همه مشکلات دوره طاغوت، فکر و ذهنشان اين باشد مجمع تحقيقاتي تأسيس کنند که اين مجمع ، اوّلين مؤسسۀ تحقيقاتی حوزوی و فقاهتی بود که ايشان بدون هيچ امکانات دولتی شروع به کار کردند و اوّلين کامپيوتر پيشرفتۀ آن زمان را در قم آوردند و از آن تکنولوژی و ابزار جديد برای مطالعات تحقيقاتی حديثی شان استفاده میکردند .
خدا حفظ کند حضرت حجة الاسلام والمسلمين شهرستانی دام عزه داماد معظم حضرت آية الله العظمی آقای سيستانی را که میفرمودند :
عالیترين محققين مؤسّسۀ آل البيت علیهم السلام ، شاگردان آقای ابطحی بودهاند .
آیة الله حاج سید مهدی رجایی دامت برکاته نیز در این باره تصریح می کنند:
آیة الله ابطحی ، اساس تحقیق و تبلیغ را در حوزه علمیه قم به وجود آوردند . ایشان بسیار پر کار بودند و روش و منهج تحقیقی ایشان بسیار پر
توسعه بود و گاهی وقتها تحقیقات ایشان بر مطلبی علمی آنچنان بود که حواشی بر متن غلبه می کرد .
آن زمانی که هیچ تشکیلات علمی و تحقیقی و تبلیغی در قم نبود ، ایشان بودند که اساس و بنای آن را به وجود آوردند و بی شک آیة الله ابطحی جزء اولیه ها بودند .
بسیاری از کارکنان مؤسّسات علمی ابتدائاً نزد ایشان بودند و از پرورش یافتگان علمی و تحقیقی ایشان هستند و همچنین بسیاری از شاگردان ایشان الان در عراق و در عتبۀ امام حسین علیه السلام مشغول همین کارها هستند و آن را ادامه می دهند .
به نظر من ایشان یک ایثار بزرگی کردند و آن اینکه با آن شخصیت والای علمی که اهلیّت و زمینه برای رساله و مرجعیت داشتند از آن مقام منيع گذشتند و تمام این مناصب را فدای احیای آثار و اخبار اهل بیت علیهم السلام نمودند و خودشان را در اخبار اهل بیت علیهم السلام سوق دادند و این در حالی است که طبق فرمودۀ برخی بزرگان ، از مستشکلین مطرح و شاخص درس مرحوم آیة الله العظمی بروجردی بودند . همواره در پی نسخه های « عوالم العلوم » علامۀ بحرانی بودند و برخی از آن را در کتابخانۀ آیةاللّه العظمی مرعشی نجفی برایشان جمع آوری می نمودیم و ایشان به کتابخانه می آمدند .
بسیاری از کارهای اجرایی کتابها را خودشان وارد عمل می شدند و شخصاً به چاپخانه می رفتند و پیگیر نشر آثار اهل بیت علیهم السلام بودند . حقیقتاً خدمات آیة الله ابطحی بی نظیر است و بعد از مرحوم علامۀ مجلسی در
دوران چهار قرن اخیر کارهای ایشان بی نظیر بوده و خدماتشان در واقع نظیر کارهای علامۀ مجلسی در احیاء و جمع آوری این آثار بوده است .
حجة الاسلام والمسلمین ظریف دام عزه از محققان مؤسسۀ « الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف » مینویسد :
یکی از خصوصیات مرحوم علامه ، توکل و توسل ویژه ایشان به خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام بود ، با آنکه به گفتۀ خود ایشان به جایی وابسته نبود ، ولی در این مدت طولانی ( 27 سال ) که در خدمت ایشان بودم ، نشد که یک ماه حقوق کارمندان مؤسسه به ماه دیگر موکول شود . گاهی مرحوم علامه به من میگفت : با گریههای نیمه شب و ختم و ختومات این مبلغ را فراهم کردم . می فرمود : من جیبی ندوختهام تا از طریق مؤسّسه آن را برای خود پُر کنم ، نمیخواهم از این راه نانی بخورم . و میفرمود : من گاهی شهریۀ خودم را هم میدهم تا صرف مؤسسه شود . مناعت طبع ایشان در زندگی آنچنان بود که هیچ گاه نگاهشان به غیر از دستان یداللهی امام عصر ارواحنافداه به احدی نبود . امور زندگی و مشکلات آن را با توسل به حضرت رفع و اداره میکردند .
اساس کار علامه موحد ابطحی قدس سره در تحقیق بر استقراء بود ، نظر ایشان این بود که باید در هر بابی تمام روایات مربوط به آن مسأله را در نظر گرفت ، شاید این عام برایش خاصی ذکر شده باشد و یا این مطلق برایش قیدی آمده باشد ، در مورد ابواب غیر فقهی نیز باید چنین روشی را به کار برد . و نیز
متحدات هر حدیث باید با ذکر اختلافاتی که در سند و یا در متن آنها است در کنار آن آورده شود ، و میفرمود : فایده این کار این است که اینها یکدیگر را کمک میکنند ، اگر در سند یکی از آنها راوی مجمل ذکر شده ، در حدیث متحد با آن ، که از کتاب دیگری نقل شده چه بسا این اجمال بر طرف شود ، و یا اگر در متن یکی از آنها عبارتی یا کلمهای به کار رفته که معنایش واضح نیست و ما مناسب آن را در آنجا درست نمیفهمیم ، چه بسا در حدیث متحد با آن ، عبارت یا کلمه دیگری به جای آن آمده که واضح است و مناسبتر است ، و بسیاری از مشکلات موجود در سند یا متن به این وسیله برطرف میشود .
ایشان پیش از هر کتابی ، موسوعۀ عظیم « بحارالانوار » را بررسی کامل نمودند ، مصادر هر حدیثی را استخراج نموده و در کنار آن حدیث یادداشت کردند ، و آنگاه تمام جوامع حدیثی را که این حدیث در آنها ذکر شده در کنار آن ثبت نمودند ، با توجه به اینکه امکانات امروز در اختیار ایشان نبود چنین کاری لازم و ضروری بود، و این برای معظم له سرمایهای بزرگ بود و لذا گاهی میفرمودند : هر جلد از این کتابهای بحار برای من چند میلیون ارزش دارد ، چون با زحمت زیادی توانسته بودند این سرمایه را فراهم کنند .
در تحقیق کتاب « عوالم العلوم » ابتدا نسخههای مخطوط آن را جمع نموده و در هر بابی ، احادیث آن را با احادیث همان باب از بحارالانوار متحد مینمودند ، یعنی در کنار هر حدیثی شماره جلد و صفحه بحار را مینوشتند و آنگاه کار برای تحقیق آن آسان میشد . ابتدا حدیث را از نظر
سند مورد بررسی قرار میدادند ، اگر در سلسله روات اشکالی به نظر میرسید دربارهاش تحقیق مینمودند و نتیجه آن را در پاورقی ذکر میکردند ، متن حدیث را با مصدر آن و بحارالانوار مطابقه مینمودند ، و اگر اختلافی در نسخهها بود ، نسخهای که به نظر ایشان صحیحتر بود در متن قرار میدادند و بقیه نسخهها را در پاورقی ذکر میکردند ، آیاتی که در ضمن حدیث آمده با قلم دیگری مشخص میکردند و در پایان حدیث ، آدرس مصدر و سایر کتبی که آن را نقل کردهاند را ذکر مینمودند . برای تکمیل شدن هر باب اگر حدیث یا احادیثی مناسب بود و مؤلف به هر دلیلی نیاورده بود و ایشان از کتب دیگر یافته بودند به عنوان استدراک اضافه مینمودند و برای تکمیل شدن ابواب کتاب ، اگر بابی ذکر نشده بود و مناسبت داشت که ذکر شود آن را استدراک میکردند ، به عبارت دیگر تکثیر ابواب مینمودند ، تا مطالب سهل الوصولتر باشد و آن مجموعه از این جهت نیز کامل شود .
در پایان هر کتاب ، فهرستهای گوناگونی از قبیل فهرست آیات ، موضوعات ، اعلام ، و رواة و ... به صورت الفبایی که برای اهل تحقیق و بررسی بسیار حائز اهمیت است و آنان را در امر تحقیق کمک شایانی مینماید تنظیم مینمودند .(1)
مرحوم علامه موحد ابطحی قدس سره درباره تحقیقات و تألیفاتشان میفرمود :
« من تألیفاتم را روی کتابهایی متکامل آوردم ، یعنی در حقیقت چون همه علما سیره شان بر این است که بر کتابهایی عرضی نوشتند ، من روی آن
1) .اقتباسی از بیانات حجت الاسلام آقای شیخ محمد ظریف .
کتاب ، متکامل کتاب مینویسم ، یعنی من اضافات یا نواقص او را کامل میکنم و این اگر چنانچه همه جا شیوع پیدا کند ، بسیاری از کارهایی که تکراری است ، از بین خواهد رفت ».(1)
در این مجال به سه بخش از مجموعه آثار ایشان اشاره می کنیم :
یک . حدیث شناسی دو . تفسیر شناسی سه . دعا شناسی
از مجموع 26 عنوان کتابی که ایشان با موضوعات مختلف نوشته اند ، حدود 100 جلد کتاب فاخر از آن به یادگار مانده است که در این مجال به تعدادی از آن ها پرداخته و آنرا معرفی می نماییم :
ایشان در این باب ، چهار دسته از کارهای حدیثی را انجام داده اند.
اگر همت مرحوم علامه موحد ابطحی قدس سره نبود ، بسیاری از کتابها و آثار اکابر علمی از بین می رفت و شاید هیچ گاه تا به امروز کسی نام این کتابها را نمی دانست .
از جملۀ آن آثار می توان به کتاب « الامامة و التبصره » تألیف أبي الحسن علی بن الحسين بن بابويه القمی ، ( والد شیخ صدوق ) و كتاب « نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة علیهم السلام » تأليف أبى جعفر محمد بن جرير
1) . حریم امام ، شماره 105.
بن رستم الطبری ، و « الزهد » تألیف حسین بن سعید الأهوازی و ... اشاره نمود که به همت والای ایشان احیا شد .
احیای آثار بزرگان توسط ایشان ، موجب اعجاب بزرگان شیعه بوده است ، تا آنجا که مرحوم آقا بزرگ طهرانی می نویسد :
پدر مرحوم صدوق اصلاً کتابی به نام « الامامة التبصرة » ندارد ، تا قبل از زمان من ، از زمان مرحوم مجلسی - چهار صد سال قبل از این - تا به حال در اختیار کسی نبود .
از مرحوم آیةالله العظمی حجت استفتاء شده بود و به قلم مرحوم آیةالله العظمی آقای سید محمّد حسین طباطبایی صاحب تفسیر « المیزان » انکار شده بود که این کتاب متعلق به والد صدوق باشد .
مرحوم آیةالله العظمی بروجردی فرمودند :
هنوز من اثری از کتاب های پدر صدوق را سراغ ندارم و ندیده ام . در حالی که مرحوم آیة الله ابطحی آن را در کرامتی عجیب یافتند و منتشر نمودند و نیز تحقیقات خوبی راجع به برخی آثار ، از جمله « بصائرالدرجات » تألیف أبو جعفر محمد بن الحسن بن فروخ الصفار ، المعروف بالصفار القمی ، و کتاب « المزار » تألیف شیخ مفید و ... انجام دادند .
مرحوم آیة الله موحّد ابطحی می فرمودند :
من برای حلّ مشکل ، به اصفهان رفتم . مستقیماً به مزار مجلسی اول قدس سره و مجلسی ثانی قدس سره رفتم . از اینجا ( قم ) اول اذان صبح سوار ماشین شدم با
یک توسل ، و رفتم سر قبر مجلسیّین . به ایشان گفتم : من دو هدیه آورده ام ، یکی سورۀ یس و یکی سورۀ ... - که یادم نیست - الرحمن یا تبارک ، مهمان شما هستم از شما ناشتایی میخواهم از شما پدر و پسر . دو سوره را ایستاده سر قبر این دو بزرگوار خواندم و رفتم . یک ساعت طول نکشید ( در آن کتابی که چاپ کردیم « الامامة و التبصرة » شرح حال را نوشتم ) که به کرامت علامه مجلسی ، نسخه این کتاب از یک کتابخانۀ گمنام در اصفهان به دست من رسید و من آن را طبع کردم که الآن حاضر و آماده است . این نسخه از کتاب « الامامة و التبصرة » که به دست ما آمد ، خط مرحوم مجلسی بر آن است . این مصادر که اکنون هست ، حتی بعضی از آنها در فصلنامه « تراثنا » آمده است یا بعضی دیگر در نشریۀ علوم الحدیث ، به عنوان رساله چاپ شده است ، آنها را هم استخراج کردیم به قرون اول و ثانی و ثالث ، تا هر کجا که رسیده است .
غواصی مرحوم علامه در بحارانوار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و سیر در عوالم علوم بیت رسالت علیهم السلام وسعت نگاه ایشان را تعالی بخشید تا آنجا که گاهی آنچه نسبت به پیشرفت جریانات علمی شیعی به ذهن نورانی شان می رسید را به برخی اعاظم پیشنهاد می دادند تا شیعه در مسیر کمال و مدینۀ فاضله مهدویه طی طریق کند .
مراودات تنگاتنگ علمی مرحوم علامه با آیةالله العظمی بروجردی قدس سره ، ایشان را از اصحاب خاص مکتب علمی آن زعیم و پرچمدار شیعه قرار داد ، تا
آنجا که مرحوم علامه با قدرت و اشراف علمی و تحقیقی منحصر به فردشان ، پی به نقص و خلاء بزرگی در یکی از امور علمی حوزۀ علمیه برده و با مطرح نمودن آن نقص و پیشنهادی تاریخی به استاد بزرگوارشان ، منشاء برکات عظیم و قابل تقدیری در حوزهی علمی حدیثی جهان اسلام شدند .
حجة الاسلام والمسلمین سیّد صدرا موحّد ابطحی دام عزه در خود نگاشتههای شبهای بهار ، این رویداد تاریخی را چنین از لسان مبارک مرحوم علامه روایت میکنند :
«یک روز من یک اشکال خصوصی به ایشان ( آیة الله العظمی بروجردی ) عرض کرده بودم . در مسجد بالا سر همراه ایشان رفتم . آقا فهمیدند که من همراه ایشان دارم میروم ، عنایت کردند و سوار درشکه نشدند . وقتی مقابل درب موزه سابق رسیدند ، من به ایشان نزدیک شدم . چون کسی با ایشان کار نداشت ، عرض کردم : « آقا ! یا این اشکالات و انتقادات را در درس و بالای منبر بیان نکنید ، یا اگر بیان میکنید ، در قدرت و امکانات شما هست که مشکلات را بر طرف کنید ». ایشان قریب یا عین این عبارت را فرمودند : « آن روزی که میتوانستم خودم این کار را انجام بدهم ، توجهی نداشتم . اکنون که توجه به این نکته پیدا کرده ام ، مشاغل من مانع است و امروز نمیتوانم ».
به ایشان عرض کردم : « آقا ! تمام حوزهای که همه یا مقلّد شمایند یا شاگرد شمایند یا تحت فرمان شما هستند ، به اندازه پنج انگشت دست برای شما کار میکنند یا نه ؟».
آقای بروجردی از این حرف من خیلی خوشحال شدند و فردا در درس ، این مسأله را مطرح کردند و فرمودند : آقایان درباره این مسأله که اگر مرد و زن در محاذات یکدیگر نماز بخوانند چه حکمی دارد ، تحقیق کنند و بنویسند و به من بدهند ، و من آن تحقیقی را که پسندیدم به کار جمع آوری حدیث دعوت میکنم .
شاید 70 نفر نوشتند . من هم جزوه را به ایشان تقدیم کردم و منتظر بودم که آیا من را میپذیرند یا خیر؟ این مطلب مربوط به اواخر ماه رجب بود و من تا اوائل ماه رمضان منتظر بودم .
یک روز ( شب سیزدهم ماه رمضان ) آقای احسن از طرف آقای بروجردی به مدرسه حجتیه آمد و گفت : آقا فرمودند : امشب یک ساعت و ربع بعد از غروب منتظر شما هستم .
من سر ساعت به آنجا رفتم و حاضر شدم . در آنجا آقای بروجردی را در حالی که زیر بغلهای ایشان را گرفته بودند آوردند ، من دست ایشان را بوسیدم و عرض ادب کردم .
ایشان فرمودند : من یک سؤالی خواستم از شما بکنم و آن اینکه شما با آن عشقی که به من ابراز کردید و من را تشویق به وارد شدن به صحنه ( کار کتاب جامع الأحادیث ) کردید ، حال که قبول کردم و خوشحال شدم که آقایان مشغول به کار شدند، من از آن روز تا به حال در تعجبم که آقایان مشغول کتاب طهارت و صلاة شدند ، اما هر چه سراغ از شما میگیرم ، میگویند که شما شرکت نمیکنید ! دلیلش چیست ؟!
گفتم : آقا ! شما روی منبر فرمودید که جزوه بنویسید و به من تحویل بدهید ، مطالعه میکنم و کار هر کس را که پسندیدم ، او را دعوت میکنم . اما شما ابراز نکردید و نه خودتان شفاهاً فرمودید و نه کسی را به عنوان واسطه فرستادید تا من را دعوت به کار کند .
آقا آنقدر منفعل شدند که عرق در صورت ایشان پیدا شد . با آنکه من بیادبی نکردم ، از ایشان عذر خواهی کردم . ( ایشان از من تفقد کردند ) و بعد فرمودند : حال چه کتابی را شما قبول میکنید؟
عرض کردم : آقا ! چون ده ، دوازده نفر هستند که مشغول صلاة و طهارت میباشند ، من دیگر وارد کار آنها نمیشوم و کتاب های بعد از آن را که خمس و زکات و صدقات هست را قبول میکنم ، اما یک شرطی دارم و آن اینکه چون سلایق و حالات روحی افراد با یکدیگر مختلف است ، انتخاب افراد گروه خودم ، به عهده من باشد . و لذا من آقای حاج شیخ جعفر خندق آبادی که بسیار مرد فاضل ، متقی و عفیف و مدرس هم بود و آقا جلال امینی و طاهر شمسی را انتخاب کردم و آقای سید عبدالحسین بهشتی بروجردی هم بعداً اضافه شد و البته بعداً افراد دیگری هم اضافه شدند . ما کتاب زکات ، خمس ، صدقات را نوشتیم ، تا آنجایی که باید میرسید و در این کار من یک دوره کتب اربعه را مطالعه کردم تا دلالتهای ضمنی که در باب زکات ، خمس و ... دارد را یادداشت کنم .
یک روز آقای حرم پناهی به آقای بروجردی عرض کرده بود که ما در کتب احادیث ، فقط باب احادیث مربوط به آن موضوع را میدیدیم ، اما تنها
کسی که سراغ داریم که تمام ابواب کتب اربعه را دیده باشد ، فقط آقای ابطحی است .
من برای نوشتن کتاب خمس و زکات و صدقات ، علاوه بر روایات شیعی ، روایات عامه را هم میدیدم و حتی تابستان گرم آن سالها را هم کار کردیم و لکن به روستای وشنوه رفتیم و در یک باغ بزرگی که برای بعضی فضلاء گرفته شده بود ، مشغول تحقیق بودیم . این کار به مرحلهای رسید که باید کتابها را به هم ارتباط دهیم و تبادل افکار لازم داشت .(1)
برداشت کردن از کتابهای مصادر ، مطابقت ، شماره گذاری ، تنظیم ، تبدیل ، متحد کردن تمام شد ، لکن احتیاج داشت به یک هماهنگی برای مجموعه . من چند جلسه شرکت کردم ، مسائلی دیدم که استعفا کردم . البته کتاب « زکات » و « خمس » و « صدقات » و « صوم » و « اعتکاف » که به اندازه دو جلد کتاب وسایل است را من انجام دادم و تحویل حضورشان دادم ؛ و گفتم : من در ادامه کار معذورم از اینکه شرکت کنم ، زیرا با اختلافِ نظر کاری نمیشود کرد . البته بحمدالله کار به صورتی در آمده است ، لکن این کار را واجد امتیازات کامله از هر جهت ندانستم . لذا به فکر افتادم که خودم تکمیلش کنم . بر این اساس یک کتاب جامع فقهی نوشتم . لکن یکی از مراجع تقلید که از شخصیتهای شاگردان آقای بروجردی بودند ، به من فرمودند : حق استاد را حفظ کنید و شما اگر مکملاتی دارید ، مثل تعلیقات بر آن تمام کنید ، اما کتاب آقای بروجردی را دست نزنید . لذا از انتشار آن منصرف شدم .
1) . اقتباسی از شب های بهار ، ص 12 – 10 .
نسبت به کتاب مرحوم آقای بروجردی دو مثال میزنم : تمام مصادر که در این کتاب هست و تمام متحدات از مصادر ، که ما پیدا کردیم و تمام جوامعی که در اختیار ما و کتابخانههای معظم کشور بود - اعم از مطبوع و مخطوط - فراهم کردیم و متحد کردیم . از باب مثال ، حدیث واحد از اوّل جامع الاحادیث تا به آخر ، دانه به دانه تمام مصادر حدیث را با شماره و صفحۀ کتاب فهرست کردیم ، بهترین منبع را انتخاب کردیم و نوشتیم ، همچنین از جوامع حدیثی متأخر - وسائل الشیعه ، وافی ، مستدرک الوسائل ، جامع المعارف سید شبّر ، جوامع الکلام ، الشفاء فی اخبار آل المصطفی ، عوالم العلوم - همان حدیث را یافتیم و نشانی آن را با جلد و صفحه معین کردیم . به طور کلی الان این تعلیقه هشت مجلد شده است که هر مجلدی هفتصد الی هشتصد صفحه میشود و هم اکنون(1)
برای چاپ کردن آماده است ، به عنوان یک طلبه انجام دادم تا در اختیار طلاب قرار دهم ، این کار از این نظر تمام شده است ».(2)
حضرت آیةالله آقای حاج سید محمّدرضا موحد ابطحی دام ظله میفرمودند :
مرحوم آیةالله العظمی گلپایگانی اعلی الله مقامه الشریف پس از تدوین و تکمیل جامع الأحادیث میفرمودند : خواب دیدم شما ( محققین جامع الأحادیث ) ، آیة الله العظمی بروجردی را سرِ دست بلند کردید . ( و به ایشان رفعت بخشیدید).(3)
در طول تاریخ حیات فكری شیعه ، محدثان نامآور ، پیوسته به گردآوری و تنظیم مجموعههایی از روایات معصومین علیهم السلام مبادرت ورزیدهاند ، گر چه انگیزه ، هدف ، شیوه و محدوده احادیث گردآوری شده یكسان نبوده است ، اما در مجموع تلاش محدثان ، زمینه حفظ و بقاء آثار شیعه و اعتلای مكتب را فراهم آورده است . این مجموعهها فراتر از كتب مشهور روایی « محمدون أول » و « محمدون اخر » است .(1)
یكی از این مجموعههای گرانبها ، كه در این نوشتار به آن میپردازیم ، « عوالمالعلوم والمعارف والاحوال منالآیات والاخبار والاقوال » ؛ نگاشته محدث خبیر و متتبع ، مرحوم شیخ عبدالله بحرانی است .
این كتاب اندكی پس از تألیف « موسوعه بحارالانوار مجلسی » نگاشته شده است ، اما تا قبل از دو دهه اخیر جز بعضی از مجلدات آن به چاپ نرسیده بود ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همت و تلاش آیةالله علامه سید محمّد باقر موحد ابطحی اصفهانی چاپ مناسبی از این كتاب همراه با تصحیح و تعلیقات و استدراكات فراوان آغاز گردید .
1) . مقصود كتاب های : الكافی ، تألیف محمد بن یعقوب كلینی ؛ من لا یحضرهالفقیه ، تألیف محمد بن علی بن بابویه ( صدوق ) ؛ التهذیب و الاستبصار ، تألیف محمد بنالحسنالطوسی ؛ بحارالانوار ، تألیف مولی محمد باقرالمجلسی ؛ الوافی ، تألیف مولی محمد محسن فیض الكاشانی و وسائلالشیعه ، تألیف محمدالحرالعاملی میباشد .
یک . باب بندی های جدید و دقیق . دو . موضوع بندی مناسب آیات .
سه . جمع آوری گستردۀ اشعار بسیاری از بزرگان . (مانند قصیده های زاهی که از سیدالشهداء علیه السلام و حضرت رقیه علیها السلام سروده هایی دارد که در کتاب حضرت رقیه علیها السلام بدان اشاره نمودیم . همچنين قصیده های مرحوم وائدی و یا قصیده های متعددی از بزرگان اهل تسنن در عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام) چهار . عدم پراکندگی مطالب و تکمیل احادیث .
از این رو حقیقتاً یکی از کارهای مهمی که مرحوم علامه ابطحی قدس سره و مدرسة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام دادند احیای کتاب « عوالم العلوم » بوده و اگر انجام نمیشد هنوز هم بسیاری از دانشمندان نمی دانستند که ما چنین کتابی داریم و ایشان این اثر وزین را در بازار علم زنده نمودند و یکی از خدمات بسیار مهم ایشان این دایرةالمعارف مهم است که برای جامعه علمی به ارمغان آوردند .
این كتاب ، مجموعه اى گسترده در یكصد و سى مجلّد است که از جهاتی بر بحارالانوار علامه مجلسی برتری دارد . نویسنده این موسوعه حدیثی ، علامه شیخ عبدالله بحرانى ، از شاگردان علامه مجلسى قدس سره و از همکاران ایشان در نگارش کتاب بحارالانوار است . این کتاب برای اولین بار توسط مرحوم آیة الله العظمی علامه حاج سید محمد باقر موحد ابطحی تحقیق و به همراه مستدرکات منتشر شد .
هدف ایشان از تحقیق دربارۀ این اثر ، از یک سو احیاء یکی از میراث های علمی عالم تشیع و از سوی دیگر تکمیل آن و حرکت به سمت تدوین یک کتاب جامع حدیثی در عصر حاضر بود .
تحقیق کتاب عوالم العلوم از لسان مبارک علامه موحد ابطحی (1)
صبح فردا حدود 7 صبح بود که در بیمارستان شماره 1 نیروی انتظامی که در آن زمان ریاستش را برعهده داشتم ، در دفترم نشسته بودم که یک لحظه دیدم در باز شد و دایی جان ( آیت الله ابطحی ) وارد اتاقم شدند و این در حالی بود که این دیدار هماهنگ نشده بود و در جریان ورودشان نبودم . و قاعدتاً زمانی که قرار بود همدیگر را ببینیم از قبل هماهنگ میکردیم که آن زمان با نگهبانی بیمارستان هماهنگی میکردم و تا دم در بیمارستان به استقبالشان میرفتم .
خلاصه ایشان وارد اتاق شدند و نشستند و در حین صحبت با ایشان بودم که خواب دیشب یادم آمد و آن را برای ایشان تعریف کردم . وقتی خواب را بیان کردم ، ایشان شروع کردند به گریه کردن و چه گریه هایی ...! از آن حالت های عجیب و غریب و خاص... ، وقتی گریه هایشان تمام شد فرمودند: میدانی که چه شد ؟ من الان دارم کتاب عوالم امیرالمؤمنین علی علیه السلام را مینویسم. وقتی کمی تأمل کردم متوجه شدم که خواب دیشب ، بشارتی در تأیید کتاب عوالم ایشان بود که مورد عنایت حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام قرار گرفت .
مرحوم آیة الله العظمی حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره درباره تحقیق کتاب عوالم العلوم می فرمود : باری ، بعد از اینکه تحصیلاتم تمام شد ، شروع کردم به درس سطح گفتن . پس از آن نیز چندین سال درس خارج گفتم . بعد ، یک سال قبل از انقلاب تصمیم گرفتم که تمام تدریسها و تمام مطالعات را کنار بگذارم و فقط کتاب « عوالم العلوم » را تحقیق و چاپ کنم . این کتاب ، ما فوق « بحارالانوار » است از یک جهت ، گر چه نویسنده آن ( شیخ عبدالله بحرانی ) شاگرد مرحوم مجلسی است و راهی را رفته است
1) . دکتر سید محمد رضا میرلوحی که متخصص قلب و از پزشکان متدیّن و ولائی است نقل میکند : سال 1375 شمسی بود که شبی در خواب دیدم که در حرم امیرمومنان علی علیه السلام هستم ، ولی بدون اذن دخول و آداب خاص زیارت وارد حرم مطهر شدم و سپس از خواب بیدار شدم .
که مرحوم مجلسی رفتند ، ولی امتیازاتی در این کتاب هست . اخبار کتاب ، عمدتاً همان اخبار بحارالانوار است ، ولی امتیازاتی در این کتاب هست که در بحار نیست . ایشان هم به شاگردی خودش و استادی مرحوم علامه مجلسی اعتراف کرده ؛ لذا به تعبیر استاد از ایشان نام میبرند. تصمیم گرفتم این کتاب را که تاکنون چاپ نشده است ، به عنوان « عوالم و مستدرکات » منتشر کنم .
یکی از کارهای مهم آیة الله ابطحی ، کار عظیم نسخه شناسی است بدان می پردازیم :
یک . ایشان در عوالم العلوم تمام نسخه های مربوط به آن را جمعآوری نمودند .
دو . مطالب روایی و تاریخی را با مصدر اصلی مقابله ، و جزئیات و موارد ناقص آنرا که دیگران نقل نکردند را در پاورقی بیان نمودند .
سه . سند شناسی روایات و درج موارد اختلافی در پاورقی .
چهار . درج اختلاف و ناقص بودن روایات در پاورقی ها .
پنج . اگر در جایی صلاح در آن بود که مطالبی بدون باب بندی جهت تکمیل باب اضافه شود اضافه می نمودند و اگر صلاح بود یک باب اضافه شود ، اضافه می شد و اگر باب مستقلی جا مانده ، که دیگران متوجه نشده بودند را مستقلاً اضافه کرده اند .
شش . علاوه بر فهرستی که در متن عوالم وجود دارد ، می توان به فهرستی که بر تعلیقه ها زدند را ملاحظه نمود .
این امور ، کارهای بزرگی بود که در عوالم انجام شد و سنگ های مهمی بود که از جلوی پای محققان برداشته شده است .
لذا با مطالبی که بیان شد ، کتاب عوالم از بزرگترین کتاب ها و دایرة المعارف تشیّع به شمار می رود و علما غفلت نمودند و جا دارد بار دیگر این اثر مهم مورد بازنگری مجدد قرار بگیرد تا عرصه بر دانشمندان و محققین در مسائل علمی باز شود و جامعۀ حوزوی متوجه شوند که این اثر فاخر از چه جایگاهی برخوردار است .
مرحوم علامه حاج سید محمد باقر موحد ابطحی قدس سره برای تحقیق این کتاب تلاش بسیار نمودند تا تمام نسخه های خطی کتاب را جمع آوری نمایند و به این مقصود رسیدند مگر نسخه هایی که کلّا مفقود بوده است که در مورد آن ها برای ناقص نبودن موسوعه اقدام به تألیفی مشابه کردند . از مجلّدات مفقوده یکی مربوط به امام جواد علیه السلام است که در زمان حیات معظم له در بیش از هفتصد صفحه چاپ و منتشر گردید .
دورۀ حیاة امیرالمؤمنین علیه السلام از کتاب عوالم مجموعۀ نفیسی است پیرامون حیات پربرکت آن حضرت که از ولادت ، بلکه از بدو نورش تا شهادت مظلومانه و جانسوز آن حضرت را در بر می گیرد . مرحوم بحرانی آن را در 8 مجلّد و مرحوم آیة الله ابطحی با استدراکات در 18 مجلد تنظیم نموده اند که بدین شرح می باشد :
ج 1 : در بدو نور آن حضرت ، نسب ، ولادت ، اسماء ، القاب و شمائل ایشان است.
ج 2 : در آیات مؤوّله که در شأن آن حضرت نازل گشته و دلالت بر امامت و بلندی مرتبه ایشان دارد .
ج 3 : در نصوص بر ائمّه علیهم السلام است که امیرالمؤمنین اوّلین آنان می باشد .
ج 4 : در نص بر امامت آن حضرت به عنوان حدیث غدیر است .
ج 5 : در نصوص خاصّه بر امامت آن حضرت .
ج 8-6 : در فضائل و مناقب آن حضرت است .
ج 9 : در مکارم اخلاق و سیره نورانی آن حضرت است .
ج10 : در معجزات آن حضرت .
ج11 : در علوم و قضاوت های آن حضرت .
ج12 : در احتجاجات و کلمات و مفتتح خطب آن حضرت .
ج13 : در ادعیه و مناجات آن حضرت که به عنوان « الصحيفة العلويّة الجامعة » چاپ گردیده است .
ج15 و 14 : در حکم و مواعظ آن حضرت.
ج16 : در احوال اولاد و همسران و اصحاب آن حضرت .
ج17 : در احوال شیعیان و محبّان و اوصاف و فضائل آنان .
ج18 : در شهادت آن حضرت و محلّ شهادتشان می باشد .
از این مجموعۀ عظیم سه مجلد آن یعنی 2 و3 و 4 در زمان حیات معظم له تحقیق و بررسی گردید و به چاپ رسید و دو مجلد آن یعنی 1 و 5 که یکی پیرامون ولادت و نسب و اسماء آن حضرت و دیگری پیرامون نصوص
خاص به امامت آن حضرت است بعد از ارتحال ایشان تکمیل گردید و مراحل تحقیق آن به پایان رسید . این دو جلد با سه جلد قبلی ، به صورت یک دورۀ 5جلدی نفیس به مناسبت فرارسیدن اوّلین سال ارتحال مؤسس عالیقدر مؤسسه ، چاپ و در اختیار اصحاب فضل و کمال و تحقیق قرار گرفت .
از مجموعه گرانسنگ کتاب عوالم العلوم بخش زندگانی و حیات پربار امیرالمؤمنین علیه السلام ، سه مجلد دیگر یعنی 6 و 7 و 8 که پیرامون فضائل و مناقب آن حضرت است ، پس از چند دورۀ کار و تلاش علمی و تحقیقاتی در مؤسّسه ، بحمدالله چاپ و در ایام ولادت با سعادت حضرت زهرا علیها السلام در مراسم جشن سنواتی مرحوم آیة الله ابطحی قدس سره در بیت الزهرا علیها السلام رونمایی گردید .
از آنجایی که مرحوم علامه موحد ابطحی قدس سره پس از تتبع فراوان کتاب عوالم امام جواد علیه السلام را نیافتند ، معظم له به کمک محققانشان
در مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه ، با کاری بی بدیل و زحماتی طاقت فرسا مستدرک کتاب عوالم امام جواد علیه السلام را با همان سبک و سیاق مرحوم علامه بحرانی در 736 صفحه تألیف نمودند و اثری ماندگار برای غنای مجامع علمی و حدیثی شیعه به یادگار گذاشتند .
این اثر فاخر که جلد 23 عوالم العلوم می باشد که در سال 1413 قمری در یک جلد منتشر شد بدون در دسترس بودن عوالم امام جواد علیه السلام علامه
بحرانی ، کاملاً به صورت مستدرک توسط محدث خبیر شیعه مرحوم علامه حاج سید محمد باقر موحد ابطحی قدس سره نگاشته شده است .
مرحوم آیت الله ابطحی قدس سره با تمام تلاشی که در دوران فعالیت پر بارشان به ویژه در خصوص احیای عوالم العلوم نمودند ، نتوانستند نسخۀ خطی حیات امام هادی علیه السلام را از کتاب عوالم به دست بیاورند ؛ لذا با همت کم نظیری که داشتند تصمیم به تألیف کتابی جامع پیرامون زندگانی آن امام مظلوم گرفتند و همانند زندگانی امام جواد علیه السلام که نسخۀ خطی آن هم به دست نیامده بود ولی ایشان بر اساس عوالم ، مستدرک آن را تألیف و چاپ نمودند ، این بار تحت عنوان « مستدرک عوالم العلوم فی احوال الامام علی بن محمد الهادی علیهما السلام » دست به کار شدند ، ولی با کمال تأسف اجل مهلت نداد که ثمرۀ این تلاش خود را ببینند . از این رو شاگردان ایشان در مؤسسۀ الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه با توفیقات الهی موفق شدند که این کار ناتمام استاد و مربی خود را در دو مجلد ( 24/1 و 24/2) با 1081 صفحه به پایان رسانیده و منتشر نمایند .
مؤسسۀ الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه از دوران درخشان مؤسس عالیقدر خود ، مرحوم آیة الله ابطحی قدس سره تاکنون نتوانست نسخۀ خطی عوالم بخش حیاة امام عسکری علیه السلام را ( همانند امام جواد و امام هادی علیهما السلام) به دست بیاورد و از آنجایی که نظر مرحوم آیة الله ابطحی بر احیاء و تکمیل کتاب عوالم بود ،
طبق روش قبلی خود در خصوص زندگانی امام جواد و امام هادی علیها السلام، این بار در مورد زندگانی و حیاة امام عسکری علیه السلام نیز بنا را بر استدراک گذاشت و با همان همت بلند و تلاش وقفه ناپذیر خود ، زمینۀ دو مجلد با عنوان « مستدرک عوالم العلوم فی احوال الامام الحسن بن علی العسکری علیهما السلام » را فراهم آورد . این کار تا قسمت زیادی در زمان حیات مرحوم آیة الله ابطحی پیش رفت ولی بخشی از کار ناتمام مانده بود که این محقق فرزانه به دیار باقی شتافت و مؤسسه در غم و ماتم فرو رفت .
عاقبت نیت خیر این بزرگمرد ، توفیقات شاگردان و تربیت یافتگان او را در مؤسسۀ الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه
فراهم آورد تا با تحقیق و تصحیح و تکمیل این اثر نفیس مستدرک حیاة امام عسکری علیه السلام از موسوعۀ عظیم عوالم را در مجلد (25/1/25/2) با 961 صفحه در قطع وزیری در سال 1438 هجری قمری چاپ و منتشر نمایند . گفتنی است که
این دو جلد پس از انتشار توسط عزیزان هیأت امنای مؤسسۀ الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه طی مراسمی در حرم عسکریین علیهما السلام رونمایی و به کتابخانه حرم مطهر اهداء گردید .
آیة الله العظمی مرعشی نجفی قدس سره در یکی از جلسات درس خود ، در جمع قریب ششصد نفر از شاگردان ( در مسجد بالاسر ) ، ضمن تجلیل از شخصیت والای آیةالله علامه حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره فرمودند :
« جناب آقای حاج سید محمّد باقر ابطحی خودمان حفظه الله تعالی که از ارکان حوزه میباشند ، کتاب عوالم العلوم محدث حاج میرزا عبدالله بحرانی قدس سره را زنده نمودند ، خداوند ایشان را طول عمر عنایت فرماید » .(1)
فیما بین مرحوم علامه و آیةالله العظمی مرعشی نجفی ارتباط و صمیمیت فراوانی بود . پدر ایشان مرحوم آیةالله حاج سید مرتضی موحد ابطحی از مشایخ اجازه حدیث آیةالله العظمی مرعشی نجفی قدس سره بودند .
مرحوم علامه موحّد ابطحی قدس سره بعضی از کتب نفیس خطی را که با کشف و کرامات به دست آورده بودند را بنا به درخواست مرحوم آیةالله العظمی مرعشی نجفی برای چاپ در اختیار ایشان قرار داده بودند که مؤلف کتاب « غریب مدینه » به یکی از آن ها اشاره میکند که بدین شرح میباشد :
در رابطه با کتاب « المجدی » ، حضرت آیةالله آقای حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره فرمودند : نسخه خطی این کتاب که در امامزاده زینبیۀ اصفهان دفن شده بود ، هنگام مرمت و اصلاح بنای امامزاده توسط عدهای از علما بیرون آورده شد ، و نزد مرحوم آیةالله حاج میرزا علی محمّد اژهای در اصفهان نگهداری میشد ، در سفری که در گذشته داشتیم ، نسخهای از آن را جهت احیاء و تحقیق نزد من آوردند و با درخواست حضرت آیةالله العظمی مرعشی نجفی قدس سره به ایشان تحویل داده شد و برای اوّلین بار چاپ گردید .(2)
روزی به روایتی در عوالم برخورد کردم که در « بصائر الدرجات » طوری نقل شده ، و در « عوالم » طور دیگری بیان گردیده بود . مرحوم آیة الله میلانی نیز در کتاب ارزشمند « قادتنا » جانب « بصائرالدرجات » را گرفتند . از این رو به محضر مبارک آیة الله ابطحی رسیدم . مطلب را با ایشان در میان گذاشتم و ایشان فرمودند : بله چنین اختلافی هست . بعد فرمودند : روز شهادت است ، برایم روضه بخوان . کسی جز ایشان و خادم مدرسه در آنجا حضور نداشت . من برایشان روضه خواندم ... اشک از چشمانشان جاری شد و گریه کردند . سپس فرمودند : هر وقت می خواهی : منبرت تأثیر گذار باشد ، قبل از منبر صد بار بگو یا علی... ، عجیب است از آن زمان تا امروز نزدیک به 28 سال می گذرد ، از آن زمان هر وقت قبل از منبر این ذکر را استفاده کردم ، تأثیرات منبر و شور و حال آن بسیار عجیب بود و این بدین معنا بود که ادعیه در متن و بطن زندگی ایشان بود .
در پایان این قسمت ، فهرستی از مجلدات چاپ شده عوالم و نیز قسمت مهیای چاپ تقدیم می گردد :
عکس
عکس
عکس
آیة الله علامه موحد ابطحی قدس سره در امر تفسیر ، هشت دسته تفسیر را کار کردند که چهار دسته از آن ، جزء مبتکرات شخص ایشان بود . حضرت آیةالله العظمی سبحانی دام ظله فرمودند :
اولین کسی که چشم ما را به تفسیر موضوعی روشن کرد . آقای ابطحی بودند و ما در تفسیر موضوعی از ایشان الگو گرفتیم .(1)
1) . اقتباسی از مجله منتظران .
و معظم له روش نوین تحقیقات را نیز از مرحوم علامه و مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الگوبرداری نموده و زمانی از کامپیوترهای مدرسه دیدن کرده و برای مؤسسه شان نیز همین کامپیوتر اپل را خریداری کردند.
در گذشته تفاسیر موضوعی متعددی وجود داشت .
تفاسیر موضوعی که موجود است :
یک . آیات الاحکام ( تفسیر موضوعی راجع به احکام ) آثاری چون زُبدَةُ البیان فی براهینِ احکام القرآن تألیف مرحوم مقدّس اردبیلی ، كنزالعرفان في فقه القرآن تألیف فاضل مقداد و ... که اهل تسنّن نیز چنین تفاسیری دارند.
دو . فرهنگ های قرآنی ( که قرآن را از الف تا یاء با واژه های مناسب آن آورده و بدان پرداخته است .) همانند قاموس قرآن تألیف آیة الله سیّد علی اکبر قریشی و ... .
سه . تفاسیر موضوعی ( توحید ، معاد و ... ) آثاری چون پیام قرآن تألیف آیة الله العظمی مکارم شیرازی ، منشور جاوید تألیف آیة الله العظمی سبحانی ، تفسیر موضوعی تألیف آیة الله العظمی جوادی آملی ) و ... .
چهار . تفاسیر پراکنده . آثاری چون معاد در قرآن تألیف آیة الله فلسفی ، امر به معروف و نهی از منکر تألیف آیظ الله العظمی جوادی آملی و ... .
قبل از ایشان و معاصرین شان ، چنین موضوعاتی کار شده بود . حال وجه تمایز تفسیر آیة الله ابطحی با دیگران در چیست ؟!
آیة الله ابطحی با یک روشی وارد بحث شده است که اگر آن روش و آنچه که در ذهن ایشان بوده به تمام معنا کامل شود ، اولاً مفصل ترین تفسیر خواهد بود و ثانیاً هر موضوعی که در قرآن کریم وجود دارد ، جزء تفسیر موضوعی خواهد بود .
یک . روش تفسیری ایشان چنین بود که ابتدا از خدا شروع کرده اند . این کار را مفسرین دیگر هم انجام دادند ، ولی آنها وقتی خدا را معرفی نمودند سراغ مطلب دیگر نمی روند .
ولی ایشان بعد از خدا ، به مخلوقات خالق هستی پرداخته و سپس به اقسام مخلوقات خدا اشاره و بعد به احکام مخلوقات خدا می پردازند . بعد از آن به وظایف مخلوقات خدا و بعد به وظایف دنیوی و به مسائل اخلاقی و وظایف حکمی شرعی و سپس به وظایف اخروی می پردازند .
چنین روشی در تفسیر به دقت بسیاری نیاز دارد که تنها مرحوم آیة الله ابطحی چنین کار بزرگی را انجام دادند .
ما حدود چهل و پنج سال قبل از این مقدمه تفسیر موضوعی را نوشتیم به نام « المدخل الی التفسیر » که یک جزء از 9 جزء آن چاپ شده است . به عبارت ساده بگویم : درباره قرآن نگفتم که نزولش چنین و چنان است . بحث نزول نیست ، بلکه کیفیت تنظیم قرآن نسبت به بحثها مورد نظر است . مثلاً در مورد معاد ، تحقق معاد ، مبدأ معاد که نفخ صور است تا
برسد که دستهای به بهشت ، دستهای در جهنم قرار میگیرند . این کتاب در یک مجلّد درآمده است . هر صفحهای که میخوانید ، از نظر ترتیب ، تسلسل تاریخی دارد . یعنی اوّل باید خداوند تبارک و تعالی مرا مبعوث کند که معاد جسمانی را ما مثل خورشید در آسمان ثابت میکنیم ، از خود قرآن - نه با ظواهر آن - ثابت کردهایم . مکتبهای فلسفی را که ذکر کردهاند و
نتوانستهاند ثابت بکنند « ما قدروالله حق قدره ». این کتاب را ما نوشته ایم در موضوع معاد ، که هنوز مخطوط است و از اول تا به آخر یک جلد قطور است ، معاد از بیان خود قرآن است . این یک قدم مقدماتی است که برداشته ایم و نام آن را گذاشته ایم « المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم » .
به شهادت بعضی از اعلام و بزرگان حوزه ، مرحوم آیةالله علامه طباطبایی فرموده بودند : کار من تفسیر آیه به آیه است ، ولی آن کاری را که آقای ابطحی شروع کرده و مدخل آن را نوشته است کار تفسیر موضوعی است و آن هم تفسیر موضوعی متسلسل .
یعنی ابتدا باید درباره خدا سخن بگوییم . اول چیزی را که باید برای خدا صحبت کنیم ، شأن خالقیت اوست . بعداً اراده پروردگار است که در بحث ربوبی میآید . بعداً خلق آسمان و زمین و انسان و حیوانات است . بعد امت تشکیل داده میشود ، بعد شرایع و ادیان به وجود میآید ، دینهای پیامبران یک به یک تا برسد به خاتم النبیین ، سپس قرآن نازل بشود . یعنی بر مبنای تسلسل طبیعی درباره موضوعات . بدین گونه نسبت به قرآن یک معجم نوشته شده است . من ، کار خودم را در معجم قرآن به شما ارائه
میکنم ، ببینید آیا قابل پیشرفت هست ؟ خواهید دید که واقعاً پیشرفته است . چند کتاب به منزله ابزار مقدماتی برای کار موضوعی قرآن است : یکی معجم لفظی قرآن ، دیگر معجم ادوات قرآن ، سوم تفصیل الآیات، چهارم الجامع در مواضیع قرآن . به نظر من ، الجامع از کتابهای دیگر مهمتر است . ولی اینها مقدمات است . یعنی یک قسمتی از یک سوره را - که مربوط به قیامت است -
آورده ، چه در مورد بهشتش باشد ، چه درباره جهنمش. ولی ما این طور نکردیم . مرحله بالاتر ، این است که آیات را به ترتیب ریز موضوع مرتّب کنیم ، که در کتاب « المدخل الی التفسیر الموضوعی » چنین کردهایم . (1)
با توجه به بیانات مرحوم علامه موحدابطحی درباره المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم ، و به جهت اهمیت بالای کتاب ، بر آن شدیم که ترجمۀ مقدمه آن را ذکر نموده تا با سبک و علل و انگیزه تألیف آن توسط مرحوم علامه مطلع گردیم . ترجمۀ مقدمه این کتاب بدین شرح میباشد :
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و ستایش سزاوار خداوندی است که پدید آورندۀ آسمانها و زمین و پروردگار جهانیان است .
« خدا از میان فرشتگان ، رسولانی بر میگزیند و ( نیز ) از میان مردمان ».(2)
« خدا ، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزیده است » « فرزندانی که بعضی از آنها از بعضی دیگرند ».(1)« خداوند
پیامبران را نوید آورنده و هشدار دهنده برانگیخت ».(2)« و با آنها کتاب و میزان فرود
آوردیم تا مردم به عدل و انصاف قیام کنند ».(3)
« او است که بر قلب بنده خاص خود ، فرقان ( کتاب جدا سازنده حق از باطل ) را فرو فرستاد ».(4)« روح الامین آن را فرو آورد بر قلب او ».(5)« که برای هر چیزی روشنگر است ».(6)« و هر چیزی را به گونهای روشن جداسازی کند و نیز هدایت و رحمت باشد ».(7)
« تا برای جهانیان بیم دهنده باشد ».(8)و درود و سلام بر محمد صلی الله علیه و آله رسول او که او را « با هدایت و دین حق فرستاد ، تا او را بر تمام ادیان پیروز گرداند ، هر چند مشرکان را ناخوشایند باشد ».(9)« و درودی (فراوان) بر بندگان خاص او که آنان را برگزید ».(10)
از میان بندگانش ، و آنان را به رعایت کتاب و آنچه در آن است از آیات و ذکر گرامی داشت و آنان را وارث کتاب قرار داد ، بعد از آنکه آن را به رسولش وحی نمود : « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَینَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ » ؛ آنگاه این کتاب را به کسانی از بندگان خود که آنها را برگزیدیم میراث دادیم ، پس بعضی از
ایشان به خویش ستم کرده و بعضی معتدل و بعضی از ایشان به اذن خدا پیشی گیرنده به خیرات هستند .(1)
آنها زبدۀ خلق از آل رسول صلی الله علیه و آله و ورثۀ نبوت بعد از آن حضرت اند، انسان پاکی از انسان پاک دیگری به ارث میبرد .
« ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ »(2)این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل ، چون کِشتهای است که جوانهاش را بر آورد ، و آن را ما به دهد تا سبز شود و بر ساقههای خود بایستد و زارعان را به شگفت آورد تا به آنان کافران را به خشم آورد .
« أُولَئِكَ عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »(3)ین وصف حال آنها در کتاب تورات و انجیل مکتوب است که ( مثل حال آن رسول ) به دانهای ماند که چون نخست سر از خاک برآورد جوانه و شاخهای
نازک و ضعیف باشد بعد از آن قوّت یابد تا آنکه ستبر و قوی گردد و بر ساق خود راست و محکم بایستد که دهقانان را ( در تماشای خود ) حیران کند ( همچنین محمد صلی الله علیه و آله و اصحابش از ضعف به قوّت رسند ) تا کافران عالم را ( از قدرت و قوّت خود ) به خشم آرند . خدا وعده فرموده که هر کس از آنها ثابت ایمان و نیکوکار شود گناهانش ببخشد و اجر عظیم عطا کند .
اما بعد ، از آنجا که قرآن معجزه جاوید اسلام است در طول زمان ، و رحمت خدا است که آن را برای جهانیان نازل فرموده و دستور جامعی است برای آنچه انسان در حیات علمی و عملی بدان نیازمند است چیزی از آن فوت نشده و شگفتیهای آن پایان ناپذیر است و باطل نه از پیش روی آن و نه از پشت سرش به آن راه پیدا نمیکند و به خاطر این جهت اقدام کردم به تفسیر قرآن به قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله که از روی هوی سخن نمیگوید و از آثار خاندان پاک و برگزیده او که وارث کتابند . و چون وارد شدن در این راه سخت و دشوار است و برای هر کسی ساده و آسان نیست ، ابوابی را به عنوان مقدمه برای رسیدن به اهداف قرآن و مقاصد شریف آن تقدیم نمودم و آن بر این اسلوب است .
1 . احداث کتابی که مدخل برای تفسیر باشد و کتابی که جامع آیاتی باشد که درباره یک موضوع خاص بحث میکند ، به گونهای فراگیر باشد آنچه را که آن موضوع احتیاج دارد از مباحث و مطالب ، و مرتب باشد به حسب آنچه تسلسل طبیعی اقتضاء دارد .
2 . ساختن فهرست عامی برای آیات قرآن بر مبنای نظم آن در قرآن کریم با اشاره به جایگاه آن در این کتاب .
3 . تهیه و تنظیم کاشف الآیات با اسلوب واضح و مختصر تا جستجو کننده آگاهی و احاطه داشته باشد به آنچه در تحصیل آن بدان نیازمند است .
4 . تألیف کتابی که مشتمل بر احادیث تفسیری باشد و بر حسب موضوعات مرتب گردیده باشد ، با این عنوان : ( الآثار فی تفسیرالقرآن الکریم ) .
من هنگامی که تاریخ نزول قرآن و تدریجی بودن آن و محل نزاع را آن گونه که قرآن میفرماید : « وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً » ، بررسی کردم دانستم که علت تدریجی بودن نزول آیات قرآن آمادگی نفوس بوده است برای درک حقائق الهی و پذیرش عقل این مفاهیم غریبه را . پس قرآن کریم این گونه بوده که آیه آیه و سوره سوره بر نبی اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده تا دین کامل گردیده و قرآن و دستور کاملی برای حیات انسانی باشد .
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله والصلاة و السلام علی من اوحی الیه کتاب الله و علی آله عترته
حمد و سپاس سزاوار خداوند است و درود و سلام بر کسی که کتاب خدا به او وحی شده و بر آل و عترت پاکش که مقرون با کتاب خدا هستند تا روز لقاء پروردگار . من این اثر نفیس را ورق زدم و عاجلانه در آن نظری نمودم ، آن را تفسیر قرآن به قرآن یافتم که بعضی از آیات را مطابق با نظائر
آن تحصیل کاملی نموده و مطالب مشکل را تحقیق کرده و با در نظر گرفتن سایر موارد به آنچه مراد و مقصود آیه است تصریح نموده و قضایای تاریخی را با آیاتی که مربوط به آن تاریخ و محل وقوع آن است بیان کرده ، و موضوعات بعضی از آیات احکام را از بقیۀ آیات روشن ساخته است . و دیدم مؤلف با قلم روان خود موضوعی را مبتکر است که مثل آن دیده نشده، و با همت عالی خود چشمهای گشوده که غیر از او کسی نگشوده است و دانستم که سالها به خود زحمت داده تا عملش را کامل و بدون نقص انجام دهد و حق مطلب را ادا نماید و زبان قاصر است از تحسین و تکریم عمل ابتکاری این مؤلف ارجمند و ماهر مولانا حاج سید محمد باقر موحّد موسوی ابطحی اصفهانی ، برکات وجود شریفش مستمر باد ، تا از رشحات قلم مبارکش نظائر این اثر ماندگار و امثال این تصنیف منتشر گردد ، از ثنا و تمجید آن اعراض نموده و از تقریظ چشم پوشی کرده و اکتفا نمودم به بلند کردن دست تمنا به دعا در حالی که عرض میکنم : خدا به مؤلف برکت دهد و گامهای او را استوار گرداند و در دنیا و آخرت سعادتمند نماید و برای آنچه رضای او در آن است توفیق دهد ....(1)
29 ذیحجة الحرام سنه 1382 هجری قمری - عبد فانی مشهور به آقا بزرگ تهرانی
1) . ترجمه : حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد ظریف دام عزه .
پس از تألیف کتاب المدخل توسط مرحوم علامه موحد ابطحی ، بسیاری از اعاظم قم و نجف اشرف از جمله مرحوم آیةالله العظمی سید محسن حکیم ، علامه خبیر شیخ آقا بزرگ طهرانی ، علامه طباطبایی و ... این ابتکار علمی را کتباً و شفاهاً ستودند و از آنجایی که درج بیانات و نامههای تحسین آمیز تمامی اعاظم در این مقام میسر نیست ، از باب نمونه ، به ترجمه نامه علامه آقابزرگ طهرانی در تجلیل از کتاب المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم اشاره خواهیم کرد . متن این نامه بدین شرح میباشد :
بسمه تعالی شأنه
این ورودیه به تفسیر ، کتابی است ابتکاری موسوم به « التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم » که آن را جناب علم الاعلام و حجة الاسلام ، سید و سرور ما آقای حاج سیّد محمد باقر موحد ابطحی اصفهانی - که ایام سعادات و افاضات ایشان برای بزرگترها و کوچک ترها پایدار باشد - ابداع نموده است ، کتابش را به آن نامگذاری نموده تا کاشف از محتویات آن باشد . همانا کسی که بخواهد از این تفسیر استفاده کند از طریق شناخت موضوعات قرآنی که ایشان آن را به ترتیب حروف هجایی مرتب نموده وارد میشود ، مؤلف با ذهن و حافظه عالی و فکر دقیق و روشنش آن را با ابتکار خود گرد آوری نموده است و کسی که در یکی از موضوعات مذکوره در آن نظر کند ، آیاتی را نظر میکند که به گونهای با آن موضوع مربوط میشود
و در قرآن به صورت پراکنده بوده است ومؤلف آن را کنار هم قرار داده و تسلسل طبیعی را در هر موضوعی رعایت کرده است .
خداوند به ایشان اجر و پاداش در دنیا و آخرت دهد که خود را در بیش از ده سال به زحمت و رنج و زحمت انداخته و آن را فراهم نموده و در این ابتکار خدمتی به دین و لطفی به خوانندگان فرموده است ... .(1)
تاریخ اوّل ربیع المولود 1389 - عبد فانی مشهور به آقا بزرگ طهرانی
این کتاب ، مجموعه ای است روایى در مورد قرآن کریم که سه جلد اول آن ( در حدود 1900 صفحه ) در باب فضائل قرآن و خصوصیاتی مربوط به این کتاب آسمانی منتشر شده و در حدود 14 مجلد آن در دست اقدام می باشد و 80 درصد برنامه های آن انجام گردیده است . به اعتراف برخی از اساتید حوزه این امتیاز برای مرحوم علامه ثبت شد که در تفسیر قرآن مقدمه ای تفصیلی درباره فضائل قرآن در نظر گرفته شود.
جلد اوّل این کتاب درباره فضل قرآن و مطالبى پیرامون اسماء قرآن ، كیفیت نزول ، جمع آورى ، مصونیت از تحریف ، موقعیت عترت پیامبر صلی الله علیه و آله در ارتباط با قرآن و ... میباشد . ( تاریخ نشر 1411ه.ق )
جلد دوم آن دربارۀ فضیلت هر یك از سورههاى قرآن و آیات آن است كه به ترتیب سورهها و آیات تنظیم شده است . ( تاریخ نشر 1411هجری قمری ) .
1) . ترجمه : حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد ظریف دام عزه
جلد سوم نیز درباره خصائص قرآن است و در آن بعضى از ویژگی هاى قرآن از قبیل ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، عام و خاص ، حروف مقطعه ، اسماء الحُسنى ، عدد اسماء اللَّه واسم اعظم شرح داده شده است . ( تاریخ نشر1414هجری قمری ).
غیر از کتاب جامع الاخبار و الآثار کتابهای دیگری نیز نوشته شده است که امتیاز کتاب جامع الاخبار نسبت به کتابهای دیگر آن است که از جامعیتی برخوردار است که آن کتابها برخوردار نیستند . از مطالب مهمی که سبب تمییز اثر فاخر آیة الله ابطحی با سایر کتب هست می توان به مطلب ذیل اشاره کرد . آنها هر کدام یک جلد هستند ، ولی این کتاب سه جلد و کامل تر است .
آیا این روایت از امام رضا علیه السلام هست یا خیر ؟! اگر هست اعتبارش چگونه است و در تعلیقه های خود بدان اشاره نموده اند که در کدام کتاب نقل شده است .
اگر اختلافی در متن روایت با متون اصلی وجود داشته و نقل های مختلفی در آن بوده ، در تعلیقه اضافه نمودند . در حالی که دیگران صرفاً مطلب را آوردند و به جامعیت ایشان عمل ننمودند و توضیحی ندادند .
اینها از خصوصیاتی است که سایر آثار ، آن را ندارند و در نوع خود منحصر به فرد است .
کتاب فاخر « الدرر اللامعه فی الاحادیث الجامعه للاحکام الفقهیه » اثر ارزشمندی است که نسبت به آثار سایر علما در این زمینه متمایز بوده است که بدان می پردازیم :
یک . در این کتاب اخبار براساس زمان بندی به وجود آمده است . ( روایات از زمان پیامبر اسلام شروع شده و به ترتیب ائمه درج شده است ).
دو . روایات با حفظ سند ذکر گردیده ، و خصوصیات ویژۀ آنها ، به درستی در آن ذکر شده است .
سه . ذکر آیات مشتمل و روایات مشتمل
( اینکه برخی گویند آیات احکام پانصد تا بیشتر نیست ، ایشان می فرمایند ، خیر بیشتر است ).
روایاتی که معصوم علیه السلام از بخشی از آیه استفاده کرده و مورد استناد قرار داده اند را استفاده نکردند .
چهار . احکامی که از آیات و روایات مستقلا به دست می آید را تفکیک نموده است .
پنج . از منابع معتبر نقل شده است .
این کتاب در واقع فهرستی از تأویل را در اختیار محققین قرار می دهد و متوجه خواهیم شد که در مجموعۀ کتب تفاسیر شیعه ، چه اندازه آیات تأویلی وجود دارد . این کار مهمی بود که قبلاً صورت نگرفته بود .
کتاب « تأویل الآیات » تألیف سیّد شرف الدین على حسینى استرآبادى و از منابع مهمّ علامه مجلسى و دیگر محدّثان بوده است . نویسنده این کتاب آیاتی را که به مدح اهل بیت و اولیای آنها و نکوهش دشمنان اهل بیت تأویل شده است ، از طریق شیعه و سنی در دو جلد جمع آوری کرده است . این کتاب بعد از مقابله با چهار نسخه خطی و مصادر اصلی کتاب و ذکر اختلاف نسخ و شرح برخی لغات مشکل در پاورقی و اشاره به تخریجات هر حدیث در آخر آن منتشر گردیده است . ( تاریخ نشر 1407ه.ق )
از کارهای مهم آیة الله ابطحی احیای تفاسیر مهمی از شیعه ، از جمله ، تفسیر قمی ، تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، تفسیر تأویل آلایات الظاهره بوده است . ایشان این تفاسیر را از این رو احیا و کامل کرده که اولاً این تفاسیر خود منبع می باشند . ثانیاً به روز نشده ، ثالثاً نسخه شناسی نشده بودند و رابعا اسنادی که می بایست در پاورقی درج شود ، نشده بود و ایشان بدرستی این امر را به سرانجام رسانیدند .
نگاه عمیق آیةالله موحد ابطحی در امور علمی ، ارتباطش با استاد گرانقدرش علامه طباطبایی قدس سره و همچنین اعتماد بالای استاد بزرگ به شاگرد برجسته ، آنچنان بود که آن مفسر بزرگ شیعه ، نوشتن تفسیر المیزان را به پیشنهاد آیةالله حاج سید محمّد باقر موحد ابطحی رضوان الله تعالی علیه آغاز کردند .
روزی مرحوم آیةاللّه سید محمّد باقر موحّد ابطحی به علامه طباطبایی عرضه میدارند :
« آقا ! شما یک تفسیر دو جلدی در تبریز نوشته اید . این تفسیر هر چند بسیار خوب و ارزشمند است ، اما در شأن جهان تشیع و حوزه علمیه قم نیست و شایسته است شما یک دوره کامل تفسیرآغاز کنید و از شاگردان برجسته خود بخواهید در این کار با شما همکاری کنند و به سبک درس خارج این کار را جلو ببرید ».
علامۀ طباطبایی در پاسخ می فرمایند : « الان شرایطش فراهم نیست » .
آیةالله موحد ابطحی که خلاء یک دوره تفسیر سنگین و به روز را در جهان تشیع کاملاً حس می کردند ، به همراه مرحوم آیةالله ، حاج آقا مهدی حائری تهرانی قدس سره و جمعی در حدود 41 نفر از طلاب برجستۀ حوزه علمیه قم ( که برخی از آنها امروز از مراجع تقلید و صاحب تفسیر هستند ) را گرد هم می آورند و علامۀ طباطبایی هم می پذیرند که درس خارج تفسیر را از ابتدا تا انتها آغاز کنند و هر شش ماه یک مجلد از این کتاب را برای نشر آماده سازند . (1)
خوشبختانه آیةالله موحّد ابطحی ، تفسیر المیزان را در شش مجلد خلاصه نموده و نکات دقیق تفسیری را که آن ایام به ذهن نورانی علامه طباطبایی نیامده بود یاد آور شده ، و مکمل این تفسیر ناب و نور آفتاب شدهاند .که خود این امر جایگاه تفسیری قرآن علامۀ موحّد ابطحی را به خوبی نشان میدهد ، هرچند
1) . گذری بر حیات با برکت مرحوم آیة الله موحد ابطحی ، ص4 .
خود ، صاحب تفسیر روائیِ قرآن و به ویژه تفسیر گرانسنگ « المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم » میباشند ، که در نجف اشرف چاپ شده ، و در قم هم به چاپ رسیده ، که معظم له اوّلین مبتکر تفسیر موضوعی میباشند .(1)
کتب ادعیه سه دسته هستند .
دستۀ اول : کتبی که تنها مدرک علمی هستند . به درد عموم نمیخورد و تنها برای علما قابل درک است . همانند : مِفْتاحُ الْفَلاح فی عَمَلِ الْیَوْم و اللّیلَة مِنَ الْواجباتِ وَ الْمُسْتَحَبّات مشهور به مفتاح الفلاح تألیف شیخ بهایی ، المزار الکبیر اثر محمد بن جعفر مشهدی ، المزار ، تألیف شیخ مفید .
دستۀ دوم : کتابهائی که به درد عموم می خورد و سندی نقل نمی کنند و محققان از این کتاب به عنوان سند یاد نمیکنند . ولو مهم باشد .
دستۀ سوم : کتبی که هم سند هستند و هم به درد عموم می خورد . مانند کتابهای مرحوم سید بن طاووس همانند اقبال الاعمال و ...
با این مقدمه می توان گفت که موسوعۀ ادعیه مرحوم علامه ابطحی از قسم سوم بوده است و به درد عموم مردم میخورد و هم منبع برای محققان و دانشمندان است .
مرحوم علامه موحّد ابطحی ، فراهم کردن صحائف ادعیه را یکی از توفیقات الهی میدانستند و میفرمودند : این مهم به یاری مؤسّسۀ الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه
1) . اقتباسی از کتاب جلوه جمال .
صورت پذیرفت و اکنون مجموعهای بزرگ از دعاهای قرآنی ، قدسی ، دعاهای انبیاء و دعاهای مأثور از پیامبر اکرم و اهل بیت اطهار علیهم السلام که به صورت خاصی مرتب و منظم شده ، در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است . هر صحیفه دارای پنج فصل و هر فصل دارای بخشهای فراوانی است و به گونهای تنظیم شده که خواننده به راحتی و سهولت میتواند مقصود خود را بیابد .
همچنین دعاها به شکل کامل اعرابگذاری شده و آیات قرآنی در ضمن دعاها مشخص شده است . افزون بر این ، بعضی از لغات مشکل ترجمه شده و اختلاف نسخ نیز ذکر شده و فهرستهایی به آخر هر صحیفه اضافه شده که برای محققان و اهل نظر فواید فراوانی خواهد داشت و آنان را در امر تحقیق کمک خواهد کرد . فهرست اسامی و مأخذ ادعیه، فهرست مصادر تحقیق و فهرست عناوین ادعیه به صورت اجمالی و تفصیلی، از آن جمله است .
مرحوم علامه ، معتقد بودند که این موسوعه ، دعاها را از پراکندگی نجات داده است ، و میفرمود : اکنون بهتر میتوان به سرمایۀ موجود دراین حوزه پی برد و همانگونه که برای بهتر فهمیدن معارف عمیق قرآن ، در تحقیق در باب هر موضوعی ، آیات به کار رفته در موارد مختلف جمعآوری و با هم ملاحظه میشود ، اکنون میتوان در حوزۀ معارف مندرج در ادعیه نیز ، این چنین عمل کرد و با ملاحظۀ موضوعات مختلف مطرح شده در ادعیه مأثوره از نبی اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام به درجات بالاتری از معارف ایشان دست یافت .
مرحوم علامه ابطحی در این زمینه ، پیشنهادی نیز به مسئولین داشتند که میبایست برای بهرهمندی هرچه بیشتر از میراث ارزشمند و گنجینه گرانبهای
ادعیۀ انبیای سلف و چهارده نور مقدس معصومین علیهم السلام ، محافل و حوزههای علمی با دایر کردن کلاسهایی در این زمینه و تدریس اصولیِ مباحث مطرح در ادعیه، معارف مندرج در آنها را از انزوا خارج کنند ».(1)
یک : از خصوصیات ارزشمند تحقیقاتی ایشان تکملۀ کارهای سیّد بن طاووس ، علامه مجلسی و شیخ مفید و بزرگانی است که در باب ادعیه کار کردند . ایشان کارها و ادعیه ای را که آنها ندیدند جمع آوری نموده ، و به صورت مستند گردآوری کردند .
دو : هم رجال و هم فقه الدعا را کار کرده اند و مورد دقت قرار داده اند .
سه : کتاب شناسی قوی و جامعی داشتند .
ایشان کتاب شناس قوی ای بودند و تمامی کتابهای شیعه و سنی را که در مظان اینکه دعای معصوم علیه السلام در آن بوده را نقل کرده اند . مطالبی که ایشان در موسوعۀ ادعیه از منابع شیعه و اهل تسنن آورده اند طوری بوده ، که گذشتگان اصلا به آن فکر نمیکردند .
چهار : نسخه پژوه قوی ای بودند .
پنج : از رجالی های بزرگ، خوش فکر و مهم بودند که علما و مراجع در پیام های تسلیت بدان اذعان داشتند .
برای مشخص شدن جایگاه رجالی ایشان ، از باب مقدمه مطالبی را بیان می نمایم :
1) . سخنان مرحوم علامه موحّد ابطحی در همایش صحیفۀ جامعۀ رضویّه ، در دانشگاه امام صادق علیه السلام 6/7/1391 .
اهل رجال چهار دسته اند :
یک : فقط افرادی که روایات فقهی را نقل کرده اند را جمع آوری و معرفی کرده اند . مانند رجال نجاشی، رجال کشی و ...
هشتاد درصد از رواتی که از آنان نقل کرده اند رواتی بوده اند که روایات فقهی نقل می کرده اند، ما بقی روات دیگر بوده اند .
دو : افرادی که مربوط به اصحاب هر امام هستند. مانند کاری که شیخ طوسی و آیة اللّه بروجردی در طبقات روات انجام داده اند.
سه : طبقات مختلفی که روایات را مشخص کردند که اهل تسنن نیز چنین بدان پرداخته اند .
چهار : افرادی که غیر از روایات احکام ، روایات دیگر را نیز نقل کرده اند . همانند روایات مربوط به اخلاقیات ، ادعیه ، مسائل مستحبی ، روایاتی که جنبه تاریخی داشته را سند شناسی کرده اند .
مرحوم آیة اللّه ابطحی از آن قسم چهارم بودند .
حال چرا کتاب ایشان مفصل نیست ؟! ایشان در کتاب های خود فقط آدرس داده اند که از این راوی چند روایت نقل شده است و این روایات در فقه ، احکام مستحبات و ادعیه و ... است که این جزء نوآوریهای رجالی ایشان است که کسی دیگر آن را انجام نداده است .
با این کار ، افراد مجهول الحال نیز مشخص شدند . وقتی مشخص شود یک راوی در چه باب از روایات مطالبی دارد مشخص می شود که موقعیت
او چگونه بوده است و نقش مهم آیة اللّه ابطحی این نقص بزرگ در رجال را برطرف نموده و کار محققان را در شناخت راوی آسان کرده است .
ایشان در همۀ کتابها کارهای رجالی را پیاده نمودند و حقیقتاً منبع شناسی که ایشان انجام دادند ، بقیه انجام نداده اند .
حضرت آیةالله آقای حاج میر سیّد حجة موحّد ابطحی دام ظله، دربارۀ تألیف الصحیفة السجادیة الجامعة توسط مرحوم علامه موحّد ابطحی قدس سره در کتاب « فقیه فداکار » مینویسند :
هنگامی که اخوی معظم ، حضرت آیةالله العظمی آقای سید محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره تصمیم گرفتند که با همکاری جمعی از فضلا و محققین ، در مورد دعاهای نورانی امام علی بن الحسین ، زین العابدین علیه السلام یک برنامۀ گستردۀ تحقیقی را شروع کنند ، اوّلاً با جستجوی کامل در همۀ کتابهای دعا و حدیث ( اعم از قدیم و جدید ) تمام دعاهایی که از آن حضرت رسیده است را جمع آوری نمودند ( که در این مرحله موفق شدند شمار دعاهای صحیفۀ کامله را که 54 دعا بود، به 270 دعا برسانند ). و ثانیاً با تحقیقی گسترده ، در مورد نسخههای گوناگون دعاها و بررسی کمّ و کیف آن ها ، دقیق ترین و صحیح ترین نسخه را انتخاب نمایند . و ثالثاً با تهیۀ انواع فهرست ها ، دسترسی به دعاها و مضامین بلند آنها را آسان سازند . و رابعاً با یک اقدام گستردۀ فنی، و دقت طاقت فرسایِ ادبی، عالی ترین کیفیت را در حرکت کلمات و اعراب گذاری آنها ایجاد نمایند . و در یک کلام ، با بهره گیری از امدادهای غیبی و پشتکار و استقامت ، و همکاری و معاضدت یک جمع محقق و دلسوز و فداکار، یک
حرکتِ ابتکاری و برجستهای را شروع نمایند . که به فراهم آمدنِ مجموعهای بزرگ و بینظیر، به نام « الصحیفة السّجّادیة الجامعة » منتهی گردد .
چنین اقدام بزرگی نیازمند حوصلۀ زیاد ، مقاومت و پشتکار فراوان ، امکانات مختلف ، از قبیل : نسخههای گوناگونِ کتابهای حدیث و دعا ( اعم از خطی و یا چاپیِ اصیل و معتبر و... ) و نیز هزینههای فراوان برای پرداخت حقوق محققین ، میبود ، و موانع گوناگونی ، مرتباً سدّ راه میشد . و همانند هر کار بزرگ و بیسابقۀ دیگری که در اثر برخورد با مشکلات ، به مخاطره میافتد ، و اصل انجام یا کیفیت و نتیجه بخشیِ آن مورد تهدیدهای جدّی واقع میشود ، این اقدام بزرگِ علمی و تحقیقی و معنوی نیز، گرفتار همین خطرها میگردید .
پدرمان ، مرحوم آیةالله ، حاج سیّد مرتضی موحّد ابطحی قدس سره از اوّلین مراحل شروع این حرکت نورانی ، اعلام نمودند که برای طیّ همۀ منازل این راه نورانی و طولانی ، همۀ هزینههای گسترده و سنگین آن را میپردازند ، و با دعا و توسلات ویژه از یک طرف، و پیگیری و جستجو و تشویقهای مرتب ، از طرف دیگر ، در تشویق بر انجام این کار ، و رفع موانع روحی آن همت میگماردند ... ، تا آنکه در زمان حیات پر برکت خویش ، با چشم خود دیدند که « الصّحیفة السجّادیة الجامعة » با کمّ و کیفی بسیار شایسته و آبرومند ، در اختیار علاقمندان به مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت ، و برای عموم شیعه ، و
مخصوصاً ملت ایران ، در سطح جهانی به عنوان نقطۀ عطفی نورانی و آبرومند مطرح گردید .(1)
1) . فقیه فداکار ، ص 30 – 17 .
مرحوم آیة الله موحّد ابطحی قدس سره فرموده اند :
صحیفه کامله سجادیه شامل پنجاه و چهار دعا است و این در دست بوده ، که از همان زمان ، تألیف شده است . اساتید و بزرگان و مشایخ به نام آن اجازه میدادهاند . لیکن بقیۀ ادعیۀ حضرت ، با آن جمع نشده بود . ما درصدد بر آمدیم که دعاهایی از امام سجاد علیه السلام را که در کتابهای دیگر است ، همه را جمع کنیم ، 270 دعا شد . یک دعای دیگر اخیرا پیدا کرده ایم که هنوز سند آن را نیافتهایم . و یک دعای دیگر هم یافتیم که قطعهای است از یک دعا که قبلاً نقل کردهایم . این مجموعه را « صحیفه جامعه سجادیه » نام نهادیم .
این کتاب را که جمع کردیم ، برای این است که بگوییم دعاهای امام سجاد منحصر به 54 دعای صحیفه کامله نیست . نام گذاری به صحیفه جامعه ، برای آن بود که جامع تمام دعاهای آن حضرت است . بحمدالله ، خبرهایی از بعضی کشورهای دنیا - مانند اوکراین ، ایتالیا ، انگلستان - داریم که این کتاب ، مورد توجّه قرار گرفته است . امیدواریم همان گونه که مرحوم آقا شیخ مجتبی قزوینی قدس سره در آن سال ها ، با امکانات محدود خود ،
وسیلۀ ترویج صحیفۀ سجادیه شد ، ما نیز در این زمان ، با امکانات گستردۀ فعلی بتوانیم در نشر دعاهای ائمۀ اطهار علیهم السلام بکوشیم .
مرحوم آقای شیخ مجتبی قزوینی، هم عارف بود، هم فیلسوف بود ، اصولی وارستهای بود ، هم استاد علمی و فقهی بود و هم مورد عنایت و توجه بود . همۀ
دانشمندانی هم که در مشهد بودند ، به آقای شیخ مجتبی قزوینی یک نظر علمی بالا داشتند ، علاوه بر آن مقامات معنویِ عالی که داشت .
قصهای را یکی از علمای مشهد نقل میکند ، میگوید : ما آمدیم که قبل از سفر حج برویم برای مشهد ، رفتیم خدمت آقا شیخ مجتبی . دیدیم آقا کسالت دارد و حالش خوب نیست . با ایشان خداحافظی کردیم و رفتیم برای مکه معظمه . در آنجا ، در حرم نشسته بودیم . یکی از استادهای دانشگاه میآید و میبیند که یک شیخ اینجا نشسته است که به حالت عجیبی دعا میکند و توجه به کسی هم ندارد و اشک میریزد . آن استاد بزرگ میآید و کنار او مینشیند و میبیند عجب حالی دارد و عجب مناجات میکند ، چنان که گویی مستقیماً با خدا حرف میزند . حال درونیِ آن فرد ، او را هم زیر و زبر و منقلب کرده است . دعای او را گوش کرد .
فرد دعاکننده ، از عالم مشهدی پرسید که شما آقا شیخ مجتبی قزوینی را میشناسی ؟ گفت : بله . گفت : آقا شیخ مجتبی قزوینی امسال به مکه آمده ؟
گفت : نه برای اینکه من به عیادتش رفتم ، مریض بود و نمیتوانست مسافرت کند ، من او را در حالت مرض در بستر دیدم . اما شما به چه مناسبت ، از آقا شیخ مجتبی قزوینی اسم بردید و از من سؤال کردید و اسم من را از کجا دانستید ؟
گفت : من از رفقای شما پرسیدم که کدام یک از میان جمع شما ، رفیق آقا شیخ مجتبی است ؟ گفتند : این آقا ، برو از او بپرس . من اسم شما را از رفقای ایرانی تان پرسیدم . اما آقا شیخ مجتبی را سال گذشته از اینجا شناختم .
وارد شدم و دیدم که دارد دعا میکند و با خدا مناجات میکند ، چه حالت عجیبی ! این پیرمرد از محاسنش اشک میریزد و سرازیر میشود ! من غبطه خوردم ، سلام کردم . گفتم که آقا این دعا از آنِ کیست ؟ گفت : این دعا از امام سجاد علیه السلام امام چهارم ما شیعیان است که از عترت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میباشد .
استاد عرب افزود : به آقا شیخ مجتبی گفتم : من خیلی لذت بردم از این دعایی که شما خواندید . ایشان کتاب را به من اهداء کرد . از پارسال که این کتاب را به من داده ، من از این کتاب جدا نشده ام . همیشه این کتاب را مطالعه میکنم و میبینم حالی عجیب در من ایجاد میکند ، گویی که گریه و ناله من قوه مغناطیسی به وجود آورده است که رابطه مرا به خدا نزدیک میکند . خلاصه این که من به وسیله کتاب « صحیفۀ کاملۀ سجادیه » شیعه شده ام . من استادم و در دانشگاه درس میدهم ، سنّی بودم و لیکن به وسیلۀ این کتاب ، من شیعه شدم و معتقد شدم به این که امام سجاد از جانب خدا بوده است و علمی که عترت رسول الله دارند ، غیر از این علم های عادی است ؛ لذا شیعه بودن من ، مرهون این است . آقا شیخ مجتبی هم وسیله شد که صحیفۀ سجادیه به من معرفی شود .
علامۀ موحّد ابطحی قدس سره می فرمایند :
به همین شیوه ، برای تمام معصومان دیگر ، صحیفۀ جامعه تنظیم و تدوین کردیم و بحمدالله همه آنها منتشر شده است ، به نام های : الصحیفة النبویة الجامعة شامل 1168 دعا ، الصحیفة العلویة الجامعة ( شامل 497
دعا از امیرالمؤمنین علیه السلام که صحیفه علویه سماهیجی و صحیفه ثانیه علویه محدث نوری را با دیگر دعاهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بردارد )، الصحیفة الفاطمیة الجامعة (شامل231دعا از حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام) ، الصحیفة الباقریة و الصادقیة الجامعة ( شامل 1425 دعا از امام باقر و امام صادق علیهما السلام ، الصحیفة الکاظمیة الجامعة ( شامل 260 دعا از امام کاظم علیه السلام) ، الصحیفة الرضویة الجامعة ( شامل 287 دعا از امام رضا و امامان بعدی تا حضرت مهدی علیهم السلام) . تمام این کتاب ها به لطف الهی و عنایت حضرات معصومین علیهم السلام منتشر شده و موجودند .(1)
مجلّدات صحائف پیامبر و ائمّه علیهم السلام
عکس
1) . فصلنامه تخصصی سفینه ، شماره 7 .
عکس
تا کنون ، دوره صحائف سه مرتبه در قطع وزیری و یک مرتبه در قطع جیبی چاپ شده است .
عَبَقاتُ الأنوار فی إمامَة الأئمةِ الأطهار کتابی است علمی و تحقیقی به زبان فارسی ، اثر میرحامد حسین هندی که در ردّ باب « امامتِ » کتاب تحفۀ اثنا عشریه ( در ردّ عقاید شیعه ) نوشته عبدالعزیر دهلوی ، نگاشته شده است . عبقات الانوار بالغ بر صد جلد است .
مرحوم میرحامد حسین موسوی هندی ( 1246- 1306ق ) از علمای شیعه قرن سیزدهم در هند است . در خاندان وی ، عالمان دیگری نیز بودند . میرحامد حسین عالمی جستجوگر و دارای اطلاعات گسترده بود . کتابهای فراوانی را در دفاع از تشیع نگاشت . از او چندین ردّیه بر کتابهای ضدشیعی مانده است .
یکی از عالمان اهل تسنن ساکن هند به نام عبدالعزیز دهلوی که به « سراج الهند » شهرت داشت و با 31 واسطه نسبش به عمر بن الخطاب میرسید و صاحب عبقات او را با عنوان شاهصاحب خطاب میکند کتابی را در ردّ اعتقادات و آراء شیعه مخصوصا شیعه اثناعشریه منتشر کرد و آن را « تحفۀ اثنا عشریه » نامید . او در این کتاب بدون ملاحظۀ حدود و قواعد علم حدیث و بدون در نظر گرفتن جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان او، عقاید ، اصول ، فروع ، اخلاق و سایر آداب و اعمال شیعه را بدون رعایت آداب مناظره و امانتداری در نقل حدیث ، هدف تهمتها و افترائات خود قرار داده است .
دهلوی در بخش هفتم کتاب ، مطالب خود را در دو بخش آورده است :
بخش اول : آیاتی که شیعه با آنها بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام استناد میکند. در این بخش وی فقط به نقل 6 آیه اکتفا کرده است .
بخش دوم : احادیثی که شیعه در راستای اثبات ولایت و امامت ، روایت میکند . در این بخش نیز فقط 12 روایت را مطرح کرده است و در مجموع مستندات شیعه را منحصر به همین 6 آیه و 12 روایت نموده و ادلّه و اسانید آنها را مخدوش دانسته است .
کتاب نفیس « عبقات الانوار » در نقض و ردّ باب هفتم تحفۀ اثنی عشریه ، در زمینه ادلّۀ امامیه بر امامت امیر مؤمنان علیه السلام نگاشته شده است . مؤلف در این کتاب می کوشد تا فلسفه امامت را روشن کند و نشان دهد که اسلام آن دینی نیست که در دربار خلفا مطرح بوده است . میر حامد حسین در این کتاب حرف به حرف مدّعیات دهلوی را با براهین استوار و مستند نقض کرده است .
کتاب عبقات به زبان فارسی نوشته شده است . مؤلف هر مجلّد از منهج دوّم کتاب را در یک یا دو جزء قرار داده است . نخست در سند حدیث و اثبات تواتر و قطعی الصدور بودن آن ، تنها از طرق عامّه بحث نموده و با استناد به مدارک معتبرۀ اهل سنّت ، از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و عصر صدور تا زمان مؤلّف ( به صورت قرن به قرن ) ابتدا به توثیق و تعدیل هر یک از راویان بلا واسطۀ حدیث ، از طریق قول دیگر صحابه و سپس به توثیق و تعدیل هر یک از صحابه و توثیق کنندگان آنها از طریق قول تابعین و در نهایت به توثیق و تعدیل طبقات بعد ، از طریق کتب رجال و تراجم و جوامع حدیثی و مصادر مورد وثوق خود آنها ، تا به زمان خود، پرداخته است . آنگاه به تجزیه و تحلیل متن حدیث پرداخته و سپس وجوه استفاده و چگونگی دلالت حدیث را بر وفق نظر شیعه تشریح نموده و در پایان کلیه شبهات و اعتراضات وارده از طرف عامه را یک به یک نقل کرده ، و به همۀ آنها پاسخ داده است ، و در این زمینه ، گاهی برای ردّ دلیلی از آنان به کلمات خود آنان استدلال کرده است .
حقیقتاً اگر آیة الله ابطحی کتاب عبقات الانوار را زنده نمی کرد ، چه بسا فقیه و محقق معاصر حضرت آیة الله میلانی دام ظله موفق نمی شدند در احیاء بیشتر و نشر زیبا و مطابق دورۀ جدید ، اقدام نمایند .
آن زمان که نسخه چاپ سنگی بود ، ایشان همانگونه چاپ نمود و بعد از آن یکایک آن را موشکافانه کار کرد .
احیای عبقات و فهرست نویسی و استخراج منابع آن کار هرکسی نیست . می بایست آن شخص کتابشناس ، مسلط به رجال بوده باشد و از قدرت علمی بالایی در تسلط به تاریخ و تراجم و انساب اهل سنت داشته و ادبیات ، کلام ، فقه الحدیث را به خوبی بداند .
حدیث شناسی باشد که همانطور که تبحر در منابع شیعی دارد ، تبحر در منابع اهل سنت هم داشته باشد تا بتواند پاسخگوئی به مسائل اهل سنت داشته باشد . ایشان مطالعات سنگینی در عبقات داشتند و موفق بودند .
مرحوم علامه موحّدابطحی قدس سره می فرمود : در هر حال ، ما آماده ایم و این اعلان را کرده ایم که از همه چیز و همه دنیا و ما فیهایش گذشته ایم ، فقط از خدا خواسته ایم که به ما توفیق دهد تا آخر عمر ، در خدمت ثقلین ( قرآن و عترت ) باشیم . به ما توفیق بدهد که با اخلاص ، بتوانیم در برابر قرآنی که همه مسلمان ها دم از آن میزنند ( و با این همه اگر بگویم این قرآن مهجور است صحیح گفته ام ) خدمت کنیم .
آری ! مرحوم آیة الله العظمی ابطحی قدس سره ، آثار بسیاری از گذشتگان را احیاء و زنده کرده که از مظلومیت خاصی برخوردار بوده است که اگر آیة الله ابطحی نبودند ، بسیاری از اعاظم و محققین نمی دانستند که چنین آثار علمی وجود دارد.
باز نشر این کتاب ها ، آن آثار را آنچنان در میان اهل تحقیق جلوه داد ، که آن آثار فراموش شده در میان سایر آثار ، منحصر به فرد شد .
مرحوم آیة الله العظمی حاج سیّد محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره پناهگاهی برای ایتام آل محمد علیهم السلام ، علماء و دانشمندان و همۀ اقشار جامعه بود که همواره با مجاهدت های علمی و عملی شان چون خورشیدی درخشان در آسمان جهان اسلام درخشیدند و در عصر غیبتِ موعود امم ، حضرت بقیة الله الاعظم امام زمان ارواحنافداه ملجاء و پناهگاهی برای ایتام آل محمّد علیهم السلام بودند و تاریخ ، ایشان را مصداق آن می داند که فرمودند :
« واماالحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله ». اعلی الله مقامه الشریف .
با تحقیقات وسیع و تعدادی با استدراکات گسترده منتشر گردیده و یا آماده چاپ است
1 . الألفین ؛ علّامه حلّی قدس سره
3 . الأربعون حدیثاً ؛ محمّد بن احمد بن حسین خزاعی قدس سره
5 . الأربعون حدیثاً ؛ منتجب الدین علی بن عبیدالله بن بابویه رازی قدس سره
6 . الإستخارة من القرآن الکریم ؛ ابوالمعالی کلباسی اصفهانی قدس سره
7 . الإمامة والتبصرة ؛ علی بن حسین بن بابویه قمی قدس سره
9 و 8 . بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد علیهم السلام ؛ محمّد بن حسن صفّار ، 2 جلد
11 و 10 . تأویل الآیات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ تألیف گرانسنگ سیّد شرف الدین علی حسینی استرآبادی النجفیّ قدس سره ، 2 جلد .
12 . التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن بن عليّ العسکريّ علیه السلام
15- 13 .تفسیر القمّي ؛ علیّ بن ابراهیم قمی قدس سره ، سه جلد .
16 . التحصین في صفات العارفین ؛ أحمد بن محمّد بن فهد حلّی قدس سره.
17 . التعریف ؛ أبوعبد الله صفوانی قدس سره
18 . التمحیص ؛ محمّد بن همّام اسکافی قدس سره
22 – 19 . جامع الأخبار والآثار عن النبيّ والأئمّة الأطهار علیهم السلام ؛ آیةالله سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره ، 4 جلد
ج1: فضائل القرآن. ج2: فضائل آیات القرآن.
ج3: خصائص القرآن. ج4 :تفسیر الإمام الرضا علیه السلام)
23 . چهار رساله ؛ آیة الله سیّد محمّد تقی موسوی (مؤلّفِ مکیال المکارم ).
26 – 24 . الخرائج والجرائح ؛ قطب الدین راوندی قدس سره ، 3 جلد .
27 . الدرر اللّامعة في الأحادیث الجامعة ؛ آیةالله سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی
28 . الدعوات (سلوة الحزین )؛ قطب الدین راوندی قدس سره
29 . زبدة تأویل الآیات الظاهرة؛ آیة الله سیّد محمّد باقر موحد ابطحی قدس سره
30 . الزهد ؛ الحسین بن سعید الأهوازی قدس سره
31 . شمیم ولایت در نوروز ؛ محمّد ظریف
38 – 32 . موسوعة الصحائف لأدعیة المعصومین علیهم السلام ؛ آیة الله سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره ، 7 جلد
39 . صحیفة الإمام الرضا علیه السلام
40 . الصحیفة المهدیّة أو الصحیفة الهادیة ؛ إبراهیم بن المحسن الکاشانی قدس سره
41 . صحیفۀ قرآنیه ؛ محمد ظریف
42 . صفات الشیعة ؛ محمّد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، شیخ صدوق .
47 – 43 . عبقات الأنوار؛ علامه میرحامد حسین لکنهوی قدس سره ، 5 جلد
79 – 48 . موسوعة عوالم العلوم والمعارف والأحوال من الآیات والأخبار والأقوال ... ؛ تألیف: شیخ عبدالله بن نورالله بحرانی قدس سره ، تحقیق و استدراکات به اشراف آیة الله سیّد محمدباقر موحّد ابطحی قدس سره ، (تا کنون 32 جلد چاپ شده)
80 . فضائل الشیعة ؛ محمّد بن علیّ بن حسین بن بابویه قمی، شیخ صدوق
81 . القول المعتبر في مولد الامام موسی بن جعفر علیهما السلام ؛ آیة الله سید محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره
82 . کتاب الغیبة والتفسیر للنعماني؛ محمّد بن إبراهیم نعمانی قدس سره
83 . مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین عليّ بن أبيطالب و الأئمة علیهم السلام ؛ ابن شاذان قمی قدس سره
84 . مختصر بصائر الدرجات؛ حسن بن سلیمان حلی قدس سره
85 . المزار ؛ محمّد بن محمّد نعمان، شیخ مفید قدس سره
86 . المزار ؛ محمّد بن مکّی عاملی، شهید اوّل قدس سره
87 . مستطرفات السرائر ؛ محمّد بن ادریس حلّی قدس سره
88 . مصادقة الإخوان ؛ محمّد بن علیّ بن حسین بن بابویه قمی، شیخ صدوق
89 . مصباح الأنظار في الأخلاق وخبر العالم وما جری له مع الإمام عليّ علیه السلام (حوار)
101 – 90 . معجم رواة الحدیث و ثقاته؛ آیة الله سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی قدس سره ، 12 جلد
103 و 102 . مکیال المکارم في فوائد الدعاء للقائم علیه السلام ؛ آیة الله سیّد محمّد تقی موسوی قدس سره ، 2 جلد.
105 و 104 . المدخل الی تفسیر الموضوعي؛ اثری است ابتکاری از اولین آثار تحقیقی و تألیفی مرحوم آیة الله ابطحی است که بیش از 55 سال پیش توسط انتشارات حیدریه نجف منتشر شد و در سال 1405 توسط مؤسسه با تحقیقات و اضافات در دو جلد تجدید چاپ گردید.
106 . نزهة الناظر وتنبیه الخاطر ؛ حسین بن محمّد حلوانی قدس سره
107 . النوادر ؛ أحمد بن محمّد بن عیسی قدس سره
108 . نوادر المعجزات ؛ محمّد بن جریر بن رستم طبری قدس سره
109 . نیایش ظهور؛ پیرامون دعای شریف اللهم کن لولیک، محمد ظریف.
110 . وظیفة الأنام في زمن غیبة الإمام علیه السلام ؛ آیة الله سیّد محمّد تقی موسوی قدس سره (مؤلّفِ مکیال المکارم).
111 . یادگار معنوی؛ بخشی از نمازها و دعاهای مورد اهتمام و توصیه مرحوم آیة الله ابطحی قدس سره.