ghaemiyeh.com
سرشناسه : ملازاده تقیپور، علیرضا، 1340-
عنوان و نام پديدآور : دنیا/ علی تقیپور.
مشخصات نشر : مشهد : استوار، 1402.
مشخصات ظاهری : 162 ص.؛ 14×21سم.
شابک : 978-600-415-122-1
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه: ص. 160 - 162.
موضوع : دنیای فانی -- احادیث
*The Transitory world -- Hadiths
دنیای فانی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
*The Transitory world -- Religious aspects -- Islam
دنیادوستی -- احادیث
*Wordly-mindedness -- Hadiths
دنیادوستی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
*Wordly-mindedness -- Religious aspects -- Islam
رده بندی کنگره : BP141/5
رده بندی دیویی : 297/218
شماره کتابشناسی ملی : 9172798
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
بسم الله الرحمن الرحیم
یا صاحب الزمان
دنیا
علی تقی پور
پیشگفتار7
چگونگی10
بیانی از حقیقت دنیا12
دنیای ممدوح و مذموم17
شناخت دنیا28
اهمیت دوری از دنیا34
معنای حقیقی زهد47
دوری از عُجب54
ارزش روزه59
دوری از شهوات62
دوری از حب ریاست67
دوستی با مرگ69
معرفت و حكمت87
سیرۀ منتظران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)93
ارزش كسب علوم اهلبیت (علیهم السلام) 99
توجه قلبی به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)106
گریه؛ عبادتی بزرگ108
چهار ركن ایمان109
حقیقت توكل110
اهمیت كار و كوشش121
تقسیم رزق124
قناعت در مقابل حرص131
اسراف و تبذیر138
دادرسی از خلایق148
کتابنامه159
رنجها و ناهمواریهای دنیا همیشه این پرسش را برای بشر مطرح میكند که زیستن در دنیایی كه سراسرش با غم و مصیبت و بلا ممزوج گشته است، چه حاصلی برای سعادت انسان دارد و اساساً زندگی در دنیایی که درد و رنج بسیاری را در خود نهفته است چه ارزشی دارد.
چرا بعضی از افراد در ثروت و خوشی غوطهور هستند و بعضی در غم و غصه. چرا بعضی بیمارند و عدهای دیگر سالم. چرا افرادی در امنیت کامل به سر میبرند و برخی در ترس و وحشت.
همۀ اینها سؤالاتی است که وقتی انسان با مشکلات روبهرو میشود و دیگر افراد جامعه را فارغ از آن میبیند، به ذهن وی متبادر میشود. سؤالاتی مانند اینکه اصلاً چرا من باید این مشکل را داشته باشم؟ چرا این بلا باید بر سر من فرود آید؟ چرا دیگران غرق خوشی هستند و من گرفتارم؟ و....
جواب صحیح و کامل تمامی این مسائل تنها نزد خاندان وحی نهفته است که می تواند جوابگو و راه گشای هر انسانی باشد.
این مسئله باعث شد تا روایاتی پیرامون مسائل دنیا گردآوری شود و خدمت خوانندگان محترم ارائه گردد تا با دیدگاه ائمۀ هدایت (علیهم السلام) به دنیا نگریسته و خود را برای زندگی جاودانه و سراسر آرامش و خوشی مطلق پس از مرگ آماده سازیم.
در این مجموعه سعی شده است تا با استفاده از روایات و کلام گهربار ائمۀ معصومین (علیهم السلام) طریقۀ نیكو زیستن در این کاروانسرای یکروزه را بیاموزیم و
توشۀ گرانبهایی برای ادامۀ سفر خود برگیریم. به همین منظور، به قدر بضاعت، در این نوشته گوشههایی از فرمایشهای حضرات معصومین (علیهم السلام) مورد بررسی قرار گرفته است به امید اینكه در این دوران وانفسای غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چراغی باشد بر سر راه دلدادگان به آن یگانۀ هستی.
قبل از ورود به مباحث این کتاب مسئله حقیقت و اصل تقوی بسیار حائز اهمیت است که لازم است خواننده بزرگوار آن را مورد توجه خاص خود قرار داده و با عنایت به آن به مطالعه این کتاب بپردازد
در خصوص عناوین توضیحات و شرح حال کسانی که اعمال زاهدانه آنها از باب مثل در بعضی از این کتاب ها ذکر گردیده و سلوک ایشان فارغ از محوریت معرفت به امام علیه السلام و پرداختن و شدت محبت آنها به آل الله علیهم صلوات الله به تصویر کشیده شده است زیرا فرض حقیر بر آن بوده که با توجه به صحیح الاعتقاد بودن این بزرگواران نیاز به توضیح این جهات نیست لذا این یادآوری ضروری است که اساساً ذکر اعمال زاهدانه و ریاضت ظاهری بدون تاکید اولیه بر معنای حقیقی زهد پوسته ای توخالی است که شیطان اولین مروج آن بود و خوارج و مرتاضان و صوفیه و امثالهم در هر عصری پیروانش بوده اند طبق مسلمات روایات مندرج در منابع اصیل شیعه و تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم صلوات و السلام حقیقت تقوا اطاعت از امام بعد معرفت است و معرفت او معرفت خداوند است
من عرفکم فقد عرف الله و اطاعت او اطاعت از خداوند می باشد و این اصل تقوا و تمام زهد است آنگاه نماز و روزه و همه عبادات ظاهری که به آنها امر
شده ایم فروعی از این اصل می باشد که قبولی آن موکول و مشروط به معرفت امام و قبول ولایت اوست
فَأَفْضَلُ الدِّینِ مَعْرِفَهًُْ الرُّسُلِ وَ وَلَایَتُهُمْ..
برترین و اصلی ترین بخش دین معرفت پیامبران و ولایتشان می باشد و به درستی که خدا تا روز قیامت حلال را حلال و حرام را حرام کرده است. معرفت فرستادگان و قبول حاکمیّت و اطاعت ایشان حلال است؛ و حلال شده چیزی است که آنان حلال کرده باشند، و حرام شده آنکه ایشان حرام دانسته باشند. و آنان اصل هر حلالند و فرعهای حلال از ایشان منشعب خواهد بود. و این رسالت ایشان است. و از فروع منشعب از ایشان، امر ایشان است به پیروان و دوستان خود به انجام دادن کارهای حلال: مثل برپا داشتن نماز و دادن زکات و... و همه نیکیها لذا اگر معرفت نباشد این عبادات فاقد ارزش بلکه و بال تلقی شده و به عبارت دیگر میزان و ارزش عبادات بر حسب درجه معرفت و محبت است.
و این محبت اصل و حقیقت تقوی است چنانکه حضرت ختمی مرتبت فرمودند: يا علي، حُبُّكَ تقوي و إيمانٌ
تنها پاسخی كه میتواند انسان متحیر را به آرامش برساند و زندگی او را سامان بخشد فرمایشهای گهربار و قانعكنندۀ ائمۀ معصومین (علیهم السلام) است كه دنیا را به دو بخش ممدوح و مذموم تقسیم نمودهاند و بهرهبرداران از آن را نیز از دو دیدگاه بررسی کردهاند: كسانی كه مرگ را حتمی و زیستن در دنیا را موقتی میبینند؛ دستۀ دیگر؛ كسانی كه تمامی تلاش و همتشان را صرف دنیا نمودهاند.
مَثَلِ کسانی كه دنیا را محل توقف دائمی خود نمیپندارند و صرفاً آن را مكانی برای كوچكردن میدانند و به آن دل نمیبندند، مَثَلِ كسانی است كه در مسیری بسیار طولانی شبی را برای نیروگرفتن در گوشهای توقف كردهاند و همواره با خوف و وحشت از حملۀ دزدان و غارتگران و وحوش بیابان منتظر روشنائی صبح هستند تا هرچه سریعتر بار خویش را بسته و برای نجات از همۀ نگرانیها از آن توقفگاه به سمت مقصد نهایی خویش راه بیافتند.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَا لِی وَ لِلدُّنْیا إِنَّمَا مَثَلِی وَ مَثَلُهَا كَمَثَلِ الرَّاكِبِ رُفِعَتْ لَهُ شَجَرَةٌ فِی یوْمٍ صَائِفٍ فَقَالَ تَحْتَهَا ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَكَهَا.» (1)
«مرا با دنیا چه كار است! مثل من و دنیا مثل سوارهای است كه در روز گرم تابستان زیر سایۀ درختی لحظهای آرامش میگیرد و پس از آن راه
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/134 - شرح الكافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) 8/374 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/302 - نمونه معارف اسلام (آقای فصیحی)
خود را در پیش میگیرد و آنجا را رها میسازد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصف كسانی كه با دیده بصیرت به این میهمانی یكشبۀ دنیا مینگرند، میفرمایند:
«روح در بدنشان از شدت شوقِ به جهان آخرت مفارقت میكرد و از این دنیا رخت برمیبستند؛ لكن چون هنوز ساعت مرگشان فرانرسیده است زیستن در دنیا را، در حالی كه به آن بیمیل هستند، با اندوه، تحمل میكنند. آنان فریب زرق و برق و زیبایی دنیا را نمیخورند و در این میهمانی یكشبه بساط اعمال صالح و عبادات سخت و انجام نیكیها را میگسترانند تا در این فرصت كوتاه توشۀ خوبی برای سفر به آخرت مهیا کنند.»
دیدگاه افراد عاقل نسبت به دنیا همان دیدگاه امیرالمؤمنین است که فرمودند:
«دنیا سرای كوچكردن است، نه ماندن.»
اما گروه دوم كسانیاند كه مرعوب زیباییهای ظاهری دنیا شدهاند. از این رو دلكندن از سرای دنیا برایشان بسیار سخت یا غیرممكن است. این دسته به لذتهای ظاهری و زودگذر دنیا دل خوش كردهاند و به اعمال ناشایست روی میآورند و برای بهدستآوردن متاع قلیلِ دنیا دست به هر عملی میزنند؛ اما قرآن در اینباره میفرماید:
قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیرٌ لِمَنِ اتَّقى (1) «بگو متاع دنیا ناچیز است و آخرت برای هرکس که تقوی پیشه کند بهتر است.»
1) سورۀ مبارکۀ نساء آیۀ شریفۀ 77
هنگامی که خداوند متعال به برکت انوار مقدس محمد و آلمحمد (علیهم السلام) تفضل نمود و از کتم عدم خلایق را آفرید، از روی حكمت، آنان را به پارهای از امتحانات مبتلا ساخت. آزمایشهایی که قرابت افراد با نیکیها و دوریشان از پلیدیها را نشان میدهد.ابتدا آفریدگار بزرگ حضرت آدم (علیه السلام) را از نزدیكشدن به درخت ممنوع نهی كرد. این نهی امتحانی برای آشكاركردن میزان فرمانبرداری ایشان بود. اگر در دید وسیع به این موضوع نگاه کنیم، این فرمان مختص حضرت آدم نیست؛ بلکه برای همۀ فرزندان آدم (علیه السلام) است. لذا این فرمان به شكلهای دیگری نیز به گوش همۀ مخلوقات میرسد: «دنیایی كه به جهت امتحان به شما دادیم، همان درخت ممنوع شماست! نباید به آن نزدیك شوید». درختی با شش میوۀ زهرآلود که عبارتند از: حب دنیا؛ حب ریاست؛ حب خوردنیها؛ حب شهوات؛ حب خواب؛ حب راحتی و آسایش. (1)
همانگونه که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَ أَوَّلَ مَا عُصِی الله بِهِ سِتٌّ حُبُّ الدُّنْیا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ.» (2)
تنها راه برای دورشدن از این درخت ممنوع و نجات از آن، بغض شدید به آن میباشد. این مهم نیز فقط با پیروی از عقل كه پرورشیافته فرمایشهای امامان معصوم (علیهم السلام) است، ممکن خواهد بود. روی همین اصل است که خداوند در
قرآن کریم میفرماید:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُون (1) «جن و انس را فقط برای عبادت آفریدهایم.»
مهمترین بُعد عبودیت و اظهار بندگی بغضِ دنیاست كه در اینباره فرمودهاند:
«مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ الله عَزَّ وَ جَلَ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِه (صلی الله علیه و آله و سلم) أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیا.» (2)
«پس از معرفت خدای عزوجل و معرفت پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ عملی از بغضِ به دنیا با فضیلتتر نیست.»
ریشههای درخت دنیا به راحتی در وجود هر كسی ریشه دوانده است و انسانها را بردۀ خود کرده است. اولین گام برای كندن ریشههای آن، شناختن دنیا و آگاهی از زوایای آن و تفكیك دنیای مذموم و ممدوح از یکدیگر است. این آگاهی با استفاده از کلام گهربار معصومین (علیهم السلام) کسب خواهد شد.
لذا آنچه زمینۀ دوری از دنیا را فراهم میسازد شناخت دنیا و سپس نفرت از آن است. آگاهییافتن از همۀ زشتیهای موجود در دنیا که با پردهای زیبا و دروغین پوشیده شده، باعث میشود تا انسان در برابر دنیا و تعلقات آن جبهه گرفته و نگذارد وی را به ورطۀ نابودی بکشاند. انسان مؤمن هنگامی که به این آگاهی دست یابد، تمام همتش را در دنیا صرف خوشنودی معبودش میکند و با تنفر از دنیا محبوب خدای خود میشود رضایت او را به دست میآورد. به
حضرت عیسی (علیه السلام) عرض کردند که علمی به ما بیاموز تا خدای متعال ما را دوست بدارد. ایشان فرمودند:
«أَبْغِضُوا الدُّنْیا یحْبِبْكُمُ الله.» (1)
«دنیا را دشمن بدارید تا خدا شما را دوست داشته باشد.»
به جاست كه مؤمن خردمند با دیده بصیرت به این حدیث نگریسته و پرده از چهرۀ به ظاهر فریبنده دنیا بردارد و از آن فاصله بگیرد. نتیجه این دوری، رسیدن به دنیای ممدوح است. پس بر هر مؤمنی واجب است كه باطن و حقیقت دنیا را بشناسد. سپس طبق فرمان الهی از آن دوری گزیند؛ چراكه محبت دنیا و خدا در یكجا جمع نمی شود. چنان كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«همانگونه كه شب و روز با هم جمع نمیشوند، دوستی پروردگار با محبت دنیا جمع نمیگردد.» (2)
به فرموده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):
«الدُّنْیا جِیفَةٌ وَ طَالِبُهَا كِلَاب.» (3)
«دنیا مرداری گندیده است که سگها طالب آن هستند.»
همچنین نقل است كه حق تعالی فرموده است:
1) مجموعة ورام 1/134 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 14/328 - گفتار انبیاء از آدم (علیه السلام) تا خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) 363
2) غررالحكم 161؛ 183؛ 188 - در روایت است دنیا را روز قیامت به صورت پیرزالی كبود موی، ازرق چشم، گراز دندان، كریه منظر و قبیح رخسار بیاورند. پس آنرا مشرف بر همه مردم كنند و به ایشان گویند كه آیا این را می شناسید؟ مردمان گویند نعوذ بالله كه ما این را بشناسیم. خطاب رسد كه این دنیایی است كه بدان تفاخر میكردید و به واسطه آن به یكدیگر حسد می بردید و دشمنی می كردید و قطع صله رحم می نمودید. سپس دنیا را به جهنم میافكنند و دنیا فریاد می كشد كه خداوندا كجایند پیروان و دوستان من؟ پس خداوند عالم می فرماید كه دوستانش را هم به او ملحق سازید. بحارالانوار 78/169
3) مصباح الشریعة 138 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 84/289 - التحقیق فی كلمات القرآن الكریم 10/96
«دوستان مرا با دنیا چهكار؟ همّ دنیا شیرینی مناجات مرا از قلب آنان میبرد. آنچه من از اولیائم دوست دارم این است كه افرادی روحانی باشند و به غم دنیا نپردازند.» (1)
یکی از راه های فریبندگی دنیا جلوهای زیبا و زیورآلات آن است. خداوند از آن در آیۀ ذیل چنین نام میبرد:
زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الله عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (2) «شهوتها برای مردم زینت داده شده است: شهوت به زنان و فرزندان و قنطارها (3)از طلا و نقره؛ اسبان چرنده؛ زراعت. اینها متاع زندگانی دنیا هستند و فرجام نیکو نزد خداست.»
غیر از اسب که جای خود را به وسایل نقلیه داده است، بقیه زینتها ثابت بلکه لوکستر و تجملات و زرق و برق آن بیشتر شده اند. حقیقت حب دنیا همان علاقۀ قلبی و لذات نفسانی است. به فرموده همۀ پیغمبران و ائمۀ معصومین (علیهم السلام) داشتن محبت آن در دل باعث هلاك دنیوی و اخروی خواهد بود. امراض دل از همین محبت به دنیا متولد میگردد و منشأ بسیاری از صفات زشت چون ریا، حسد، عداوت، كبر، دغل، تفاخر، سوءظن، طمع، حرص و... میشود. محبت دنیاست كه انسان را به سوی مشاغل و معاشرتهایی میكشاند كه موجب گرفتاریهای گوناگون او میگردد.
انسان با بدنی كه باید به عبادت خداوند متعال و خدمت به خلق و كسب روزی حلال و مشغول باشد، به کارهای بیهودهای اشتغال پیدا میكند كه سرانجام از گناه سر در میآورد.
تمامی اعضا و جوارح و استعدادهای انسان باید در جهت رضای الهی استفاده شوند و در خدمت قرآن و فرمایشهای اهلبیت (علیهم السلام) باشند. چشمی كه در چشمچرانی و زبانی كه به دروغ و فحش و غیبت و گوشی که به ناسزا آلوده شود، یقیناً از مسیر اصلی عبودیت به بیراهه خواهد رفت.
مؤمن آگاه باید این مطلب را دریابد كه دنیا همواره دشمن خدا، رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ائمۀ معصومین (علیهم السلام) و مؤمنان است و با زینتهای خویش انسان را فریب داده تا مانع نزدیكشدن او به پروردگار شود. از این جهت طبق روایات، خداوند متعال از روزی كه دنیا را آفریده، نظر بر آن نیفكنده است. دنیا نیز با زینتدادنِ خود، درصدد به هلاكترساندن مخلوقات است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره این جلوۀ دروغین میفرمایند:
«دنیا مانند ماری است كه ظاهر آن نرم و باطنش زهرآگین است.» (1)
دنیا به وسیلۀ ظاهر دلفریبش مردم را فریب میدهد و با زیادهروی در شهوات و زیادهطلبی انسان را از توفیق سحرخیزی، مناجات، گریه، ناله، استغفار و انابه محروم میكند. زیادهروی در امور دنیوی و شهوانی صفای عقل و قلب را از انسان سلب مینماید و باعث میشود که روح و قلب از شهوات و خواهشهای نفسانی آكنده شود. انسان باید برای لذتهای زودگذر و
1) نهج البلاغه
خندههای مستانۀ امروز، گریهها و ضجههای نادمانۀ روز واپسین را به جان بخرد. در حالیکه قلب محل راز و نیاز با خدا، ارتباط قلبی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محزون شدن در مصائب اهلبیت (علیهم السلام) و كسب فضائل محمد و آلمحمد (علیهم السلام) است.
پس كسی كه به جهان پس از مرگ ایمان داشته باشد، باید در صدد بیرون كردن محبتهای دنیوی از قلبش باشد؛ چراکه خانه دل را یك محبوب بیشتر نیست. گفتوگوی خداوند متعال با حضرت داوود (علیه السلام) درس بزرگی به ما خواهد داد:
«ای داوود، برای من خانهای خالی نما تا در آن ساكن شوم. داوود عرض كرد که خداوندا، تو اَجَلّ از آنی كه در مسكنی سكنی بگیری. وحی رسید که یعنی قلب خود را برای من فارغ نما.» (1)
امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند:
«وَ الدُّنْیا دُنْیاءَانِ دُنْیا بَلَاغٌ وَ دُنْیا مَلْعُونَةٌ.»
«دنیا دو نوع است: دنیای نیكو و دنیای نفرینشده.»
پیشوایان معصوم (علیهم السلام) دنیا را به دو بخش ممدوح و مذموم تقسیم نمودهاند و شیوههای بهرهبرداری صحیح از دنیا را متذكر شدهاند. لذا از مؤمنین خواسته نشده است كه سرمایهای نداشته باشند و ترک حلال ها نمایند بلكه آنچه شایسته و سزاوار مؤمنین است دلنبستن به دنیاست. مؤمن واقعی كسی است كه از دنیا به عنوان ابزار و به مقدار ضرورت استفاده كند و از زرق و برق،
1) عوالی اللئالی 1/295
تجملات، اسراف و هر آنچه موجب خشم خدای متعال میگردد دوری کند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«دنیا مسجد دوستان خدا و مصلای فرشتگان پروردگار است. دنیا محل فرودآمدن وحی الهی و مكان تجارت دوستداران حق تعالی است. مردم در آن رحمت الهی را جلب میكنند و بهشت را سود میبرند.» (1)
جمعآوری مال و سرمایه در قرآن، به تعبیری، جمعآوریِ آتش و عذاب است:
یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ (2) «روزى كه آن [گنجینه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و بگویند] که این است آنچه براى خود اندوختید! پس [كیفر] آنچه مىاندوختید، بچشید.»
بنابراین، دنیا عرصۀ امتحان بندگان و میدان رشد و تكامل و عبودیت آنهاست. كسانی كه این عرصهها را با موفقیت پشت سر بگذارند، پایان مسیرشانْ بهشت جاودانه خواهد بود. در اینباره فرمودهاند:
«خداوند بندگان را آفرید تا به آنها نفعی برساند و آنان را با نعمت ابدی (بهشت) پاداش بدهد.» (3)
از این رو امامان معصوم (علیهم السلام) دوستانشان را به سوی دنیای ممدوح سوق میدهند و همواره از آنها میخواهند تا رزق حلال به دست آورند و از لقمۀ حرام دوری كنند تا از این راه مسیرِ سعادت را بپیمایند. حضرت
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره فرمودهاند:
«اگر دنیایت را پیرو دینت قرار دهی، دین و دنیایت هر دو را به دست آوردهای و در آخرت از رستگاران خواهی بود.» (1)
استفاده انسان از دنیا برای رسیدن به هدف مقدسی است. امام معصوم (علیه السلام) فرمودند:
«وَ یتَّجِرُ لِیغْنَم.» (2)
«مؤمن برای بینیازشدن به دنبال كار و تجارت میرود.»
اما برای ترغیب مؤمنین به كار و تلاش فرمودهاند:
«طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة.» (3)
«طلب مال حلال بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.»
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«لَا خَیرَ فِیمَنْ لَا یحِبُ جَمْعَ الْمَالِ مِنْ حَلَالٍ فَیكُفَ بِهِ وَجْهَهُ وَ یقْضِی بِهِ دَینَهُ وَ یصِلَ بِهِ رَحِمَهُ.» (4)
«برای كسی كه ثروت حلالی را که به سبب آن آبروی خود را حفظ كند و بدهكاریهایش را بپردازد (اگرچنین راه و هدفی را) دوست نداشته باشد، خیری نیست.»
امام باقر (علیه السلام) میفرمایند:
1) غررالحكم 278
2) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/852 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/320؛ (ط - دارالحدیث) 3/581 - الوافی 4/155 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/221 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/367؛ 64/383 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/183 - كیش پارسایان 201
3) جامع الأخبار(للشعیری) 139 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 100/9 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 22/88
4) من لا یحضره الفقیه 3/166 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 180 - روضة المتقین..(ط - القدیمة) 6/449 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 100/7
«مَنْ طَلَبَ [الرِّزْقَ فِی] الدُّنْیا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ تَوْسِیعاً عَلَى أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ لَقِی الله عَزَّ وَ جَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْر.» (1)
«كسی كه دنیا را برای بینیازی از مردم و کمک به خانواده خود و مهربانی با همسایۀ خویش بخواهد، در حالیكه چهرۀ او مانند ماه شب چهارده میدرخشد پروردگار متعال را در روز قیامت دیدار میکند.»
اهمیت رسیدگی به خانواده آنچنان محل توجه خداوند متعال است كه حتی از صدقه و انفاق بر بینوایان برتر میباشد. پس از اینکه انسان توانست در حدّ متعارف، بدون اسراف و تجملگرایی، نیازهای خانوادهاش را فراهم سازد، آنگاه نوبت به دستگیری از دیگران میرسد.»
شخصی به امام معصوم (علیه السلام) عرض كرد که یك درهم دارم و میتوانم با آن در خانوادهام گشایشی بدهم. چنین كنم یا آن درهم را در راه خدا صدقه بدهم؟ حضرت (علیه السلام) در پاسخ فرمودند:
«وسّع عیالك.» (2)
«با آن بر خانوادهات توسعه بده.»
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال.» (3)
1) كتاب وظائف شیعه بودن 20 – الكافی (ط - الإسلامیة) 5/78 - تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) 6/324 - الوافی 17/23 - وسائل الشیعة 17/21 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 94/51 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/519
2) كتاب نسیم هدایت 77
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/78؛ (ط - دارالحدیث) 9/542 - الوافی 17/21 - وسائل الشیعة 17/21 - البرهان فی تفسیر القرآن 1/370 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 19/23 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 100/9 - مكاتیب الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 3/537 - وظائف شیعه بودن 20
«عبادت هفتاد قسمت دارد؛ بهترین آن جستوجوی مال حلال است.»
همچنین فرمودند:
«طُوبَى لِمَنْ أَسْلَمَ وَ كَانَ عَیشُهُ كَفَافا.» (1)
«خوش به حال كسی که تسلیم [امر پروردگار] است و زندگانی او به مقدار كفایت اوست.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگامی كه شنیدند یكی از اصحابشان به نام عاصمبنزیاد از دنیا دوری گزیده است، وی را احضار نموده و فرمودند:
«ای دشمن جان خود، شیطان پلید تو را سرگردان كرده است. آیا به خانوادهات رحم نكردهای؟ آیا میپنداری خداوند پاكیزهها را بر تو حرام كرده است و نمیخواهد از آنها بهرهمند گردی؟! تو در نزد خدا كوچكتر از آن هستی.»
عاصم عرض كرد که یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)، كار من مانند كار شماست كه در لباسِ خشن و خوراكِ سخت و بدونمزه به سر میبرید. امام هدایت (علیه السلام) در جواب فرمودند:
«وای بر تو، من مانند تو نیستم؛ زیرا خداوند بر پیشوایان حق واجب گردانیده است که خود را با مردمان تنگدستِ زمان خویش برابر قرار دهند تا سختی تهیدستی، فقیر را پریشان و نگرانتر نسازد.» (2)
امام صادق (علیه السلام) درباره استفاده از نعمتهای خداوند به صورت معقول، فرمودند:
«إِنِّی لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یكُونَ عَلَیهِ مِنَ الله نِعْمَةٌ، فَلَا یظْهِرَهَا.» (1)
«من دوست ندارم كه خدا به كسی نعمت بدهد و او نعمت خدا را ظاهر نكند.»
مخصوصاً كسانی كه در مقطعی دچار فقر بودهاند و سپس به عطای حق تعالی، ثروتمند شدهاند. البته نه با فخر فروشی به مال و نعمت؛ بلكه با آشكارساختن عنایت حق تعالی به بندگانش. پس چه خوب است كه با انفاق و احسان به خلایق، این نعمت هویدا شود. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره میفرمایند:
«همانگونه كه خدا شما را در شوربختیِ خوفناكی میبیند، باید در نعمت نیز ببیند.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«فَالْبَسْ وَ تَجَمَّلْ فَإِنَّ الله جَمِیلٌ یحِبُ الْجَمَالَ وَ لْیكُنْ مِنْ حَلَال.» (2)
«لباس نیكو بپوش و خود را بیارای؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. ولی مواظب باش كه لباست از راه مشروع و مال حلال باشد.»
امام حسن مجتبی (علیه السلام) هنگامی كه به نماز برمیخاستند، بهترین لباسهای خود را میپوشیدند. سؤال كردند که چرا بهترین لباس خود را میپوشید؟ حضرت فرمودند:
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 6/439؛ (ط - دارالحدیث) 13/11 - روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط- القدیمة) 7/614 - الوافی 20/695 - وسائل الشیعة 5/8 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 2/113 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 22/313
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 6/442؛ (ط - دارالحدیث) 13/18 - روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) 7/619 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 22/317 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 33/410؛ 76/306
«إِنَ اللهَ جَمِیلٌ یحِبُ الْجَمَالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّی وَ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَ یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِ مَسْجِد (1).» (2)
«خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و به همین جهت من لباس زیبا را برای راز و نیاز با پروردگارم میپوشم و هم او دستور داده است كه زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید: اى فرزندان آدم، زینتهای خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى زیادهروى مكنید كه او اسرافكاران را دوست ندارد.»
دین مقدس اسلام شیوههای صحیح استفاده از اموال را برای ثروتمندان آموخته است. احادیث و دعاهای نقلشده از ائمۀ معصومین (علیهم السلام) نیز گویای همین حقیقت است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا تعلیم داد كه هرگاه لباس نو پوشیدی دست به دعا بردار و بگو: سپاس خدای را كه مرا پوششی داد تا خود را بیارایم و آبروی خویش را در میان مردم نگه دارم. خدایا، این لباس را برای من با بركت قرار بده تا بتوانم در راه رضای تو كوشش نمایم و مساجدت را آباد سازم.» (3)
اگر لباس و مركب و سایر نعمتها در راه خدا استفاده شوند، انسان را عزیز و محترم میکنند؛ اما اگر در راه رسیدن به لذتهای دنیایی استفاده
1) سورۀ مبارکۀ اعراف آیۀ شریفۀ 31
2) كتاب یكصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث - تفسیر العیاشی 2/14 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 1/321 - تفسیر الصافی 2/189 - وسائل الشیعة 4/455 - البرهان فی تفسیر القرآن 2/532 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 80/169 - تفسیر نور الثقلین 2/19 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 3/226
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 6/458؛ (ط - دارالحدیث) 13/59 - الجعفریات (الأشعثیات) 224 - المقنع (للصدوق)541 - الوافی 20/739 - وسائل الشیعة 5/49 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهم السلام) 22/341 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 3/267 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 2/125
گردند، انسان را ذلیل خواهند ساخت و مصیبتهای دهشتناکی را برای او ایجاد مینمایند.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«كسی كه لباسی بپوشد تا با آن به خود افتخار كند، شعلهای از آتش جهنم او را فرا میگیرد و برای همیشه در میان آن آتش فرومیرود.» (1)
دلباختن به دنیایی كه انسان را از تكامل دور ساخته است و از آخرت غافل میكند، شایستۀ كسی كه معتقد به آخرت میباشد نیست. انسان در صورتی سزاوار نعمتهای بیحد و حصر خداوند است كه نعمتهای الهی را در راه نافرمانی خداوند متعال مصرف نكند، وگرنه تهیدستی بهتر از ثروت خواهد بود. استفاده از ثروت دنیا برای كسانی خوب است كه زاهدانه زندگی کنند و اسیر نعمتها نگردند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«هر كسی لباسی بپوشد و در آن بر خود ببالد و به دیگران فخر فروشی نماید، خداوند متعال او را با قبرش در جانبی از جهنم فرومیبرد... چنانکه قارون جامهای پوشید و بر دیگران فخر فروخت و در زمین فرو رفت و تا قیامت همچنان فرو خواهد رفت.»
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«كَفَى بِالْمَرْءِ خِزْیاً أَنْ یلْبَسَ ثَوْباً یشْهَرُهُ أَوْ یرْكَبَ دَابَّةً تَشْهَرُه.» (2)
«در میزان پستی شخص همین بس كه از لباس یا مركبی استفاده كند كه او را انگشتنما سازد.»
استفاده از مال دنیا با حالت تفاخر و خودبرتربینی، عُجب در مال نامیده میشود. اگر كسی اموالی را كه خداوند متعال به عنوان امانت به او سپرده است را برای برتری جویی و فخر فروشی، خسران عظیمی را در دو سرا برای خود فراهم كرده است. علاوه بر آن، مرتكب اسراف نیز شده است. از اركان مهم اسراف در اموال، پرخوری و از آثار زیانبار آن ازدیاد شهوت است كه زیادهروی در آن نیز باعث آلودگی قلب خواهد شد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَات.» (1)
«مال و ثروت مایۀ همۀ شهوات است.»
در نهایت، دلبستگی به دنیا و مالاندوزی غفلت از خدا و دین را در پی خواهد داشت. خداوند متعال در اینباره میفرماید:
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ الله وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (2) «ای كسانی كه ایمان آوردهاید، داراییها و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند؛ زیرا كسی كه چنین باشد از زیانكاران است.»
مؤمن به مقدار ضرورت از دنیا بهره برمیدارد و تلاشش بر این است كه در وادی دنیای ممدوح قدم بردارد. شیوۀ عاقلان و خردمندان نیز همین است. جناب لقمان (رحمة الله) خطاب به فرزندشان فرمودند:
«لَا تَدْخُلْ فِی الدُّنْیا دُخُولًا یضِرُّ بِآخِرَتِكَ وَ لَا تَتْرُكْهَا تَرْكاً تَكُونُ كَلًّا عَلَى النَّاس.» (1)
«به دنیا آنگونه وارد نشود كه به آخرتت را زیان برساند و دنیا را به گونهای ترک نکن كه سربار مردم بشوی.»
این كلام خردمندانه حجت را بر فقیر و غنی تمام میکند و نوع نگاه مؤمن واقعی را به دنیا مشخص میسازد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«كسی كه روزی بسیار به دستش بیافتد و نداند كه او را با آن روزی میآزمایند، همانا كه غافل از بیم عذاب نشسته است. آن كس هم كه دستش از مال تهی مانده باشد و نداند كه این تهیدستی آزمایش اوست، پاداشی را كه در انتظار اوست تباه ساخته است.» (2)
پس هرگاه دنیا به كسی رو كرد باید بداند كه بار سنگینی به دوشش افتاده است، چنانكه امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«آیا خیال میكنی که خداوند متعال به هرکس نعمتی داد او را تكریم کرده است و به هر كسی عطا نكرده تحقیرش ساخته است؟ خیر؛ بلكه تمام ثروتها از آنِ خداست كه به عنوان امانت به بندهاش میدهد و به او اجازه میدهد تا با میانهروی از آن بخورد، بنوشد، بپوشد، ازدواج كند و مركبی برای خود تهیه نماید و
اضافه بر مقدار مصرف را نیز به مؤمنین نیازمند برساند تا به نابسامانیهای آنها سامان ببخشد.» (3)
مؤمن، خواه فقیر باشد یا ثروتمند، از معیار الهی عدول نمیكند. نه ثروتْ او را به هلاكت میرساند و نه فقرْ وی را از مرتبۀ صبر و تسلیم بیرون میآور؛ بلکه با دیدۀ خردمندانه هر دو را وسیلۀ امتحان میبیند.
از ابزارهای مهم دنیا برای فریبدادن انسانها زیبا جلوهدادن امور دنیوی است. دنیا مشغلههای فراوانی را برای افراد به وجود میآورد. از این راه با ایجاد تعلق قلبی بین انسان و خودش، اسباب نابودی انسان را فراهم میکند:
«مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْیا تَعَلَّقَ مِنْهَا بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍ لَا یفْنَى وَ أَمَلٍ لَا یدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا ینَال.» (1)
«هرکس قلبش به دنیا وابسته باشد، به سه خصلت از دنیا وابسته میشود: غمی که پایانی ندارد؛ آرزویی که به آن نمیرسد؛ امیدی که به آن دست پیدا نمیکند.»
مصداق این روایت در جامعه بسیار مشهود است: کسانی که از روی طمع و حرص از صبح تا پاسی از شب به عنوان رفع نیاز کار میکنند. مخصوصاً امروزه كه بر اثر گرانی و مشكلات زندگی احتیاج و حرص با هم ممزوج شده است. عمر آدمی همیشه در همّ و غم و نگرانی ناشی از امور مادی و دنیایی سپری میشود؛ ولی هیچگاه این عطش، با وجود تلاشهای بیوقفه، برطرف نمیگردد؛ زیرا آنچه میتواند عطش انسان را مرتفع سازد و به آدمی آرامش ببخشد، قناعت و ایمان به رازقیت خداست.
انسان در دستیابی به آرزوها و اهداف دنیوی و مادی خود هیچگاه ارضا نمیشود و به محض رسیدن به آنها میل به مقصد دیگری پیدا میکند. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/320 - تحف العقول 367 - الخصال 1/88 - الوافی 5/897 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 10/245 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/91؛ 70/103؛ 70/163؛ 75/250 - تفسیر نور الثقلین 1/560 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 14/239
«مَثَلُ الدُّنْیا مَثَلُ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى یقْتُلَه.» (1)
«دنیا همانند آب دریاست: شخص هرچه بنوشد باز هم تشنهتر میگردد تا اینكه از نوشیدن زیاد بمیرد.»
آری، دنیاطلبان به دنبال بهدستآوردن بهشت در همین دنیا هستند؛ ولی هرچه پیش میروند، بیشتر در باتلاق متعفن آن فرومیروند و به جای ساختن بهشت دنیوی، جهنمی را در دنیا و آخرت برای خود مهیا میکنند. دنیایی كه سراسر دروغ، حقهبازی، نیرنگ و جنایت باشد و نتیجهای جز افزودن مشكلی بر مشكلات قبلی ندارد، جهنمی بیش نیست. اگر تهیدستانِ دنیا را یك غم است، گرفتاران و دوستداران دنیا را هزاران اندوه است. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«عَجَب و هزار عَجَب از آن كسی كه خانۀ آخرت و باقی و پایدار را ترك كرده و برای خانۀ فانی عمل میكند.»
بخش تأسفبرانگیز این موضوع آن است که اگر تمام این تلاشها و دوندگیها نتیجهای هم بدهد، برای وراث به ارث میماند. اگر ورثه اهل دین و وجدان باشند، بخش اندکی از ما تَرَک را در راه خدا به كار میگیرند که معمولاً اینگونه ورثۀ مؤمن و متعهد بسیار اندك هستند. بنابراین از این همه مال اندوزی هیچ سودی عاید خود شخص نخواهد شد؛ بلکه ضررهای مضاعف یکی پشت سر دیگری به عنوان آثار ما تأخر به انسان اصابت خواهد نمود. حق تعالی در حدیثی قدسی فرمودند:
1) تحف العقول 396 - مجموعة ورام 2/195 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/152؛ 75/311 - مكاتیب الأئمة (علیهم السلام) 4/495
«ای فرزند آدم، مال و ثروت متعلق به من است و از مال تو چیزی عاید تو نخواهد شد، مگر آنچه تصدق كردی و پیش فرستادی (در راه خدا انفاق نمودی) یا خوردی و برطرف كردی یا پوشیدی و كهنه نمودی.»
بنابراین جز آنچه در راه خدا به مصرف رسد، چیزی برای انسان باقی نخواهد ماند. روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درهمی به كف دست مبارك گرفتند و خطاب نمودند:
«تو تا موقعی كه در دست من هستی برای من سودی نخواهی داشت. آن موقعی كه از دستم خارج شوی (یعنی در راه خدا انفاق گردی) برای من منفعت خواهی داشت.» (1)
اما بر خلاف عقیده و رفتار ائمۀ معصومین (علیهم السلام)، مسلمانان مال را سخت در آغوش کشیده اند. در حدیث آمده است:
«مردم را روزگاری دشوار در پیش است: در حالی كه ثروتمند به بخلورزی فرمان داده نشده است اموال خویش را سخت در دست نگه میدارد.» (2)
وقتی نخستین سكههای درهم و دینار در جهان ضرب زده شد، ابلیس ملعون (لعنت الله علیه)، نگاهی به آنها افكند. آن دو را گرفت و بر چشمانش گذاشت. سپس برداشت و بر سینهاش چسبانید! و بعد فریاد عاشقانهای كشید. دوباره به سینهاش چسباند و گفت:
«شما نور چشمان و میوۀ دل من هستید. اگر انسانها شما را دوست داشته باشند دیگر برای من مهم نیست كه بتپرستی نكنند. همین كه شما را دوست بدارند برای من كافیست؛ زیرا شما بزرگترین بتها
هستید.» (1)
با این قاعده، مردم دنیاپرست هر چند صاحب دین هم باشند، معبود آنها پول خواهد بود. دنیا برای محبین خودش جز بدبختی ثمر دیگری نخواهد داشت. دنیا، خود، در روز قیامت خواهد گفت:
«پروردگارا، مرا نصیب بهترین دوستان خود كن.»
خطاب خواهد رسید:
«ساكت شو! من هیچگاه تو را برای آنها نپسندیدهام. چگونه امروز بپسندمت؟» (2)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیانات بسیار شگفتانگیزی را درباره دنیا كه منشأ جدایی انسان از خدا است، فرمودهاند:
«دنیا خانهای پر از رنج و محنت است. پیرایهای ناپایدار است. عجوزهای مكار است. حالاتش متزلزل است و ساكنانش مضطربند. هر طرف غارتگری جان و مال اهل دنیا را به غارت برده است.
عیش دنیا ناگوار و راحتیاش ناپایدار است. ساكنانش هدف تیر حوادث بلا و اهلش به صد هزار مصیبت و بلا مبتلا هستند.
ای بندگان خدا، بدانید كه شما در منزلی هستید كه پیش از شما كسانی در آنجا بودهاند كه عمر ایشان بیشتر، هیبتشان زیادتر، دیارشان آبادتر و آوازهشان بلندتر بوده است. شب با صد هزار آرزو با یكدیگر نشستند و با هم عهد شادی بستند و چون شب سر آمد و داخل روز شدند، با زبانهای خاموش و دهانهای مالامال از خاك، بدنهایشان پوسیده و منازلشان خالی ماند و نام و نشانشان از صفحۀ روزگار برافتاد. قصرهای رنگارنگشان به تنگنای قبر مبدل گشت و فرشهای
زرتارشان به خاك گور بدل شد.
آه از آن محلهای كه اهل آن، همه، همسایگاناند و لیكن آمد و شدی با یكدیگر ندارند (گورستان). خانههای ایشان به هم پیوسته است؛ ولی یکدیگر را نمیبینند و همشهریهایی هستند كه همدیگر را نمیشناسند. آنان همسایگانی هستند كه با هم انس ندارند. عمارتها ساختهاند، در صورتی كه گذری بر آن ندارند. خانهها ساخته و از آن یاد نمیآورند و در خانههای قبر سر بر سنگی نهاده و با كوه حسرت خوابیدهاند.
چگونه با یكدیگر آمد و شد نمایند و حال آنكه سنگ بلا اجزای وجودشان را خورده و سنگلاخ استخوانشان را در هم شكسته است. خاك قبر بدنهایشان را خورده است. روزگار دفتر زندگانیشان را در هم نوردیده و خوشیشان به ناكامی تبدیل گشته است. دست روزگار بر خاكشان نشانده، دوستانشان خاك ماتم بر سر فشانده، سفری كردهاند كه در آن امید بازگشتن نیست. آنان در ورطهای غرق شدهاند كه از آن خلاصی نیست. هیهات! از برگشتن خبری نیست.»
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یوْمِ یبْعَثُون (1) «در پیشِ رویشان برزخی است كه در آنجا تا روز قیامت گرفتار خواهند بود.»
آنگاه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«حال كه دنیا را شناختید، خود را به جای مردگان تصور کنید: در خوابگاهِ گور تنها خوابیدهاید و آن منزل هولناك را دیدهاید. چون آن روز را ببیند حال شما چگونه خواهد بود؟ در روزی که مردگان را در حالی که از قبر سر برآوردهاند ببینید. در روزی که پردهها کنار بروند و
1) سورۀ مبارکۀ مؤمنون آیۀ شریفۀ 100
رازها آشکار گردند (یعنی تمام بدیها و اسرار درونی هر كسی آشكار شود). در آن زمان شما را به موقوف پادشاه جلیل میبرند و در آن وقت دلها را میبینید كه گویا از شدت خوف از سینهها پریده و عیوب مردم ظاهر گشته است و هر كسی به جزای عمل خود گرفتار شده.»
سپس سرور زاهدان دنیا اندرزی میفرمایند كه متابعت از آن بر هر محب و عاقلی واجب است و صداقت در دوستی با حضرات معصومین (علیهم السلام)، عمل به گفتار الهی ایشان است:
«به شما توصیه میکنم كه از دنیا دست بردارید؛ چراکه او از شما دست برنخواهد داشت و بدنهای شما را پوسیده خواهد كرد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مذمت دنیا میفرمایند:
«دست از دنیا بردار كه دوستی با دنیا آدمی را كور و لال و كر میكند و شخص را ذلیل و بیمقدار میسازد. پس عمر خود را دریاب و گذشتهات را جبران كن و بیش از این فردا فردا مگو؛ چراکه كسانی پیش از تو به همین دلیل به هلاكت رسیدند و عمر خود را به آرزو گذراندند و هر روز کارهایشان را به تأخیر افكندند تا زمانی که ناگاه امر خدا سر رسید و هنگام گوچ آمد، در حالی که آنان بر بستر غفلت خوابیده بودند. سپس آنان را از كاخها به ظلمتكدۀ گور درآوردند و اهل و اولادشان رهایشان کردند و به قسمتكردن اموالشان پرداختند.»
در بعضی از مواعظ آن حضرت هست كه فرمودهاند:
«در حلال خدا سؤال و در حرام خدا عقاب است.»
همچنین بعضی از بزرگان در مذمت ثروتاندوزی فرمودهاند:
«شخص متمول در وقت مردن دو مصیبت دارد كه اولین و آخرین مثل آن را نشنیدهاند: همۀ اموال را از او میگیرند؛ او را بر همۀ اموالش محاسبه خواهند نمود.»
منشاء رویآوردن انسان به دنیا و رعایتنکردن حلال و حرام، نیازی است که به عنوان دستیابی به رزق و روزی اعلام می گردد. این مهم یا بر اثر احتیاج است یا بر اثر طمع و حرص. انسان برای ارضای نفس خود تلاش میکند و در بازار كار قدم برمیدارد. آنجاست كه اگر كسی دلش با خدا نباشد، ناچار با شیطان است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند که عربی از بنیعامر خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از بهترین و بدترین زمینها پرسید. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«بدترینِ قسمتهای زمین بازارهاست. بازار میدان ابلیس (لعنت الله علیه) است كه با پرچمی میآید و كرسی خود را میگذارد و در آنجا ذریهاش را پخش میكند. آنان در بین كمفروشان گماشته میشوند. شیطان به فرزندانش میگوید که مردم را گمراه کنید! پدر آنان، آدم، مرده است و پدر شما زنده. وضعیت تا شب چنین خواهد بود. شیطان با اولین فردی که وارد بازار میشود داخل میگردد و با آخر نفر بیرون میرود. اما بهترین قسمت زمین مساجد هستند. اولین نفری كه وارد آن میشود و آخرین نفری كه از آن بیرون میآید به خدا نزدیکتر است.» (1)
پس از شناخت دنیا، مؤمنین باید با استفاده از قوه تعقل خود و پیروی از فرمایشهای معصومین از دنیا دوری کنند. امام زینالعابدین (علیه السلام) در موعظۀ روز جمعه میفرمودند:
«ای مردم، بدانید که خداوند متعال زینتهای دنیا را برای دوستان خود نپسندیده است و آنها را به این زینتها تشویق نفرموده است.»
1) كتاب دستورات و برنامه زندگی نوشته سید محمد تقی مقدم
آری، خداوند نه دنیا و نه هیچیك از تجملاتش را برای دوستانش نپسندیده است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ الدُّنْیا... ظَاهِرُهَا سُرُورٌ وَ بَاطِنُهَا غُرُور.» (1)
«ظاهر دنیا سرور است و باطن آن فریب.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«الدُّنْیا ظَاهِرُهَا زِینَةٌ مُعْجِبَةُ وَ بَاطِنُهَا سُمُومٌ مُهْلِكَةٌ.» (2)
«ظاهر دنیا زینتی شگفتآور و باطن آن سمی کشنده است.»
سپس حضرت به آیۀ شریفۀ ذیل اشاره نمودند:
«همانا این دنیا به آبی میماند كه ما از آسمان نازل میكنیم و با آن تمام روییدنیهای زمین، چه آنهایی كه حیوانات میچرند و چه آنهایی که انسان میخورد، از سرسبزی و خرمی زمین زیور و آرایش میگیرد. مردم تصور میكنند كه قدرت پیرایش گلها و خرمی بوستانها و باغها را دارند؛ اما امر ما شبانه یا در یك روز میرسد و تمام آن سبزهها و زیورها را به صورت گیاهی خشكیده درمیآوریم. گویی كه شب گذشته چنین چیزی وجود نداشته است. ما آیات خود را برای مردمی كه تفكر میكنند چنین تشریح میكنیم تا عبرت بگیرند.» (3)
امام سجاد (علیه السلام) به شیعیان و محبین واقعی خود میفرمایند:
«ای بندگان خدا، از كسانی باشید كه عبرت میگیرند و در آیات میاندیشند.... دل به دنیا و زینتهای دنیا نبندید. دنیا منزلی گذران و جایگاه عمل است. پیش از آنكه عمرتان به پایان برسد و پیش از آنکه دنیا خراب شود، به واسطۀ عمل خیر، در دنیا توشه بردارید.»
سپس امام برای تمام مؤمنان كه خواهانِ دوری از تزویر و زینتهای دنیا هستند، دعا میفرمایند:
«از خداوند متعال برای خود و شما طلب زهد و تقوا میجویم. پروردگار ما را از جمله راغبین به آخرت قرار دهد. درود بیپایان بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آلمحمد (علیهم السلام).» (1)
حال كه شخص عاقل دنیا را شناخت و به بدیهای آن پی برد، لازم است كه از آن متنفر شود؛ چراكه امام هدایت، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، فرمودند:
«ینْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ الدُّنْیا أَنْ یزْهَدَ فِیهَا وَ یعْزِفَ عَنْهَا.» (2)
«كسی كه دنیا را شناخت سزاوار است كه در آن پرهیزکار باشد.»
همچنین میفرمایند:
«ینْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ سُرْعَةَ رِحْلَتِهِ أَنْ یحْسِنَ التَّأَهُّبَ لِنُقْلَتِه.» (3)
«برای كسی كه فهمید باید با سرعت از دنیا كوچ كند، سزاوار است توشه رفتنش را خوب تهیه كند.»
گفتیم که مشغلههایی تحت عنوان امرار معاش هستند که انسانها، به القاء شیطان، با توجیه آنها، خود را درگیر دنیا میکند. اما هیچ فردی توانایی نجات از دام دنیا را ندارد.
حضرت موسیبنجعفر (علیهما السلام) به هشام (رحمة الله) فرمودند:
«ای هشام، دنیا به شكل زنی ازرق چشم نزد حضرت مسیح (علیه السلام) آمد. مسیح به وی فرمود که چند بار ازدواج كردهای؟ او گفت که بسیار.
مسیح فرمود که همه طلاقت گفتند؟ او گفت که خیر؛ بلكه همه را كشتم. مسیح فرمود که وای بر شوهرهای آیندۀ تو كه از گذشتگان عبرت نمیگیرند.» (1)
وای بر آنها که هدایت ائمۀ معصومین (علیهم السلام) را در برخورد با دنیا و رهایی از سلطۀ آن برنمیتابند. آنان كه برای رزق و روزی بیشتر تلاشی مضاعف را سرمایه میكنند. در روایت آمده است:
«از دنیا به اندازۀ كفایت بهره بگیر. زیادی آن را، كه مایۀ سركشی تو میگردد، رها كن (انفاق كن). دنیا شما را به سوی مركز بدبختیها، جایگاه نابودیها، گرفتاریها و رنجهای گوناگون فرامیخواند. شما دعوتش را پذیرفتید و با شتاب به سوی آن رفتید.» (2)
جناب عیسی (علیه السلام) فرمودند:
«همانگونه که مریض به واسطۀ درد از طعام لذت نمیبرد، صاحب دنیا نیز از مناجات و عبادتهای خود لذت نمیبرد؛ چراکه حلاوت دنیا با شیرینی عبادت در یك دل نمیگنجد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای ترغیب مردم به دوری از محبتها و مشغلههایی كه زاییدۀ حرص و طمع میباشند و رویآوردن آنان به اعمال صالح، میفرمایند:
«ای بندگان دنیا و كوششكنندگانِ برای آن، اگر در روز به خرید و فروش مشغول شوید و شب هنگام در رختخوابهایتان بیارامید و در این میان آخرت را فراموش كنید و عمل برای آن را عقب بیاندازید، پس چه وقت برای هدایت میاندیشید و زاد و توشه پیش میفرستید و چه
موقع به كار آخرت میپردازید؟!» (1)
همچنین آن حضرت (علیه السلام) برای شناخت بیشتر دنیا فرمودهاند:
«دنیا سرای گذر است، نه جای ماندن. مردم در آن دو دستهاند: كسی كه در دنیا، خویش را فروخت و به تباهی انداخت و دیگری آن كس كه خود را خرید و آزاد ساخت.» (2)
امام محمد باقر (علیه السلام) میفرمایند:
«وَ یحْمِیهِ الدُّنْیا كَمَا یحْمِی الطَّبِیبُ الْمَرِیض.» (3)
«همانگونه كه طبیب مریض را پرهیز میدهد، خداوند نیز مؤمن را از دنیا برحذر میدارد.»
هرچه این عجوزه خود را بیشتر آرایش كند، مؤمن از او متنفرتر میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«الزَّاهِدُ فِی الدُّنْیا كُلَّمَا ازْدَادَتْ لَهُ تَجَلِّیاً ازْدَادَتْ عَنْهُ تَوَلِّیاً.» (4)
«هرچه دنیا به انسان زاهد بیشتر رو كند، بیشتر به دنیا بدبین میشود و پشت میكند.»
مؤمن میداند که دنیا صرفاً امتحانی از جانب خداست که اگر درگیر آن شود، راه هدایت بر او بسته میگردد. قرآن مجید میفرماید:
وَ لا تَمُدَّنَ عَینَیكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ
1) غررالحكم 868
2) نهج البلاغه حكمت 126
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/255؛ (ط - دارالحدیث) 3/640 - التمحیص 31 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 290 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 435 - الوافی 5/769 - وسائل الشیعة 3/263 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/336 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/213؛ 64/240؛ 64/242؛ 78/197 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 2/433
4) بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/419
فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیرٌ وَ أَبْقى (1) «دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف را از آن برخوردار كردیم مدوز. آنچه به آنان دادهایم زیور زندگى دنیاست تا آنان را به آن بیازماییم. [بدان كه] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.»
مؤمنان عاقل هرگز مانند اهل دنیا در مرتبۀ كودكان قرار نمیگیرند. خداوند متعال در اینباره میفرماید:
«بپرهیز از این كه مانند كودكی باشی كه چون سبز و زرد ببیند فریفتۀ آن و چون به شیرینی و ترشی دست یابد مفتون آن گردد.» (2)
مؤمن حقیقی نه تنها فریفتۀ تزویر نمیگردد؛ بلكه همانند رادمردان قلب خود را با نام خدای متعال جلا داده تا بدین وسیله از نیرنگ دنیا رهایی یابد:
الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ الله أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (3) «کسانی که ایمان آوردند و قلبهایشان به ذکر خدا پابرجاست. آگاه باشید که فقط با یاد خداوند قلبها آرام میگردد.»
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«آنچه به گوش مؤمنان میرسد، از یاد خدا غافلشان نمیكند و زینتهایی كه با چشمشان میبینند از ذكر خداوند متعال كورشان نمیسازد.» (4)
اگر انسان چشم و دل را از زیور دنیا برندارد، افكار و سپس روح وی به دنبال دنیا میرود و از جایگاه معنوی خود سقوط میکند. در کلام حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:
«آن كس كه زیور دنیا دیدگانش را خیره سازد، دچار كوردلی میشود.» (1)
دلمردگی باعث میشود که ایمان از قلب مؤمن فراری گردد. در نتیجه راه ورود باطل به قلب انسان فراهم میگردد.
«حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلَاوَةَ الْإِیمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِی الدُّنْیا.» (2)
«تا وقتی دلهای شما به دنیا بیرغبت نشود از شناختن و شیرینی ایمان محروم میشوید.»
البته مؤمنی که به ارتباط و راز و نیاز با خدا و ائمۀ معصومین (علیهم السلام) دست مییازد، هیچگاه برای دنیا ارزشی قائل نمیشود. از آن طرف، هرکس به خدا و خاندان نبوت (صلی الله علیه و آله و سلم) پشت کند، در دنیا فرومیرود و هرکس همنشین دنیا شود، به فقر گرفتار میشود؛ چراکه «متاع دنیا قلیل» است. حق تعالی به حضرت موسی (علیه السلام) فرموده است:
«ای موسی (علیه السلام)، هر كس به دنیا اهمیت بدهد و آن را بزرگ بشمارد و چشمش به دنیا باشد محتاج میشود.»
در مقابل، مؤمن با دوری از امیال دنیایی در دنیا به كامیابی خواهد رسید:
«و آن كس كه دنیا را كوچك بشمارد، از زندگی و لذتهای دنیا برخوردار میشود.» (3)
روزی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) جابربنعبدالله انصاری را دید كه آهی از دل میكشید. حضرت فرمودند:
1) نهج البلاغه ترجمه حكمت 368
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/128؛ (ط - دارالحدیث) 3/332 - مجموعة ورام 2/191 - الوافی 4/387 - وسائل الشیعة 16/12 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/269 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/49 - تفسیر نور الثقلین 5/83 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 12/329
3) تفسیر جامع 2/577
«برای نداری و تهیدستی دنیا آه میکشی؟»
عرض كرد که آری. حضرت فرمودند:
«پس بدان كه لذائذ دنیا هفت چیز است: خوردنیها كه گواراترین آنها عسل است كه از زنبور خارج میشود؛ آشامیدنیها كه بهترین آنها آبی است كه روی زمین حركت میكند؛ پوشیدنیها كه بهترین آنها ابریشم است و آن لعاب كرم ابریشم است؛ نكاح است كه...؛ سوار شدنیهاست كه بهترین آن اسب است؛ بوییدنیها كه بهترین آنها مشك است و آن خون مانده است از ناف آهو است؛ شنیدنیها كه بهترین آنها غنا و آوازخوانی است و آن گناه است. ای جابر، برای چنین دنیایی آه كشیدن معنا ندارد.»
دلدادن به دنیا آنچنان برای اهل ایمان باعث خسران است كه حتی زیان آن به مخلوقات دیگر نیز سرایت میکند. به عنوان پند و حجت، داستان عجیبی را از لسان گهربار امام رضا (علیه السلام) نقل میكنیم:
«وقتی جناب سلیمان به وادی نمل وارد شد، رییس مورچهگان به بالای یک بلندی رفت و فریاد برآورد که ای گروه مورچهگان، به منازل خود بروید تا سلیمان و لشكریانش شماها را لگدمال ننمایند. باد این گفتار را به گوش سلیمان رساند. حضرت در حال حركت در هوا بودند كه به باد امر نمودند که متوقف گردد و آن مور را به حضور بیاورد. چون مور حاضر شد جناب سلیمان (علیه السلام) فرمود که مگر تو نمیدانی من پیغمبرم و به كسی ظلم نمیكنم؟ مور پاسخ داد که چرا، میدانم. حضرت فرمود که پس برای چه مورچهگان را از موكب من ترسانیدی؟ مور جواب داد که ترسیدم خیل مورچهگان به جلال و زینت موكب تو مجذوب شده و از ذكر خدای تعالی غافل بمانند. پس از آن، مور از جناب سلیمان (علیه السلام) سؤال نمود که میدانی چرا خداوند متعال در میان تمام مخلوقات باد را مسخر تو ساخته و به فرمانت میباشد؟ زیرا حكمتش آن بوده كه
خواسته تا بدانی اگر جمیع مخلوقات مانند باد مسخر شما میشد مانند باد هم زائل گردیده و از بین میرفت. آنگاه جناب سلیمان (علیه السلام) تبسم نمودند و به حمد و ثنای پروردگار پرداختند.» (1)
روح و فكر مؤمن باید طوری پرورش یابد که اگر تمام دنیا را نیز مثل جناب سلیمان نبی (علیه السلام) تصرف نمود، آن را در نظر خود پایدارتر از باد نداند. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
«دنیا را همچون مالی بدان كه در خواب دیدی و چون بیدار گشتی دیگر با تو نبوده است.» (2)
میدانیم که دنیا هیچگاه با مؤمنان سر دوستی ندارد؛ بلکه تنها هدف آن خوار کردن مؤمن است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ خَلْقاً ضَیقَ الدُّنْیا عَلَیهِمْ نَظَراً لَهُمْ فَزَهَّدَهُمْ فِیهَا وَ فِی حُطَامِهَا فَرَغِبُوا فِی دَارِ السَّلَامِ الَّتِی دَعَاهُمْ إِلَیهَا.» (3)
«خداوند عزوجل مردمانی را آفرید و از روی لطف دنیا را بر آنان سخت گرفت و از این راه آنان را به دنیا بیرغبت ساخت. در نتیجه آنان به سرای سلامت (بهشت) روی آوردند.»
دنیا با سختی عجین شده است تا دل مؤمن را با خود به هر سویی نکشاند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند که خداوند متعال به دنیا فرموده است:
«یا دُنْیا تَمَرَّرِی عَلَى عَبْدِی الْمُؤْمِنِ بِأَنْوَاعِ الْبَلَاءِ وَ ضَیقِی عَلَیهِ فِی مَعِیشَتِهِ وَ لَا
1) تفسیر جامع 142 - تفسیر ابولفتوح 15/25
2) كافی 2/132 – بحارالانوار 70/37
3) فضائل أمیرالمؤمنین (علیه السلام) 120 - من لا یحضره الفقیه 4/384 - الأمالی(للصدوق) 395 - معانی الأخبار 199 - الأمالی (للطوسی) 436 - الوافی 26/228 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/272؛ 74/378؛ 76/301 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/226 - میزان الحكمه 5/73
تَحْلَوْلِی [تحولی] فَیرْكَنَ إِلَیكِ.» (1)
«ای دنیا، با انواع بلا و گرفتاری بر بندۀ من تلخ و ناگوار باش و زندگی را بر او سخت بگیر و برایش چارهسازی مكن كه مبادا به تو امید بندد.»
انسان برای چیزی همت میورزد كه باعث آسایش و پیشرفت او باشد؛ در صورتی كه دنیا آسایش انسان را از بین میبرد. نقل است از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) كه خداوند عزوجل به دنیا فرمود:
«أَنْ أَتْعِبِی مَنْ خَدَمَكِ وَ اخْدُمِی مَنْ رَفَضَك.» (2)
«هر كس به تو خدمت كرد را به رنج بیافكن و به هرکس که از تو روی برگرداند خدمت کن.»
در فرمایشی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:
«لَا یتْرُكُ النَّاسُ شَیئاً مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْیاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللهُ عَلَیهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْه.» (3)
«هرکس دینش را برای رسیدن به دنیا ترک کند، خداوند زیان را پیش پایش قرار خواهد داد.»
امام صادق (علیه السلام) در رابطه با تبعات دلبستگی به دنیا فرمودند:
«الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَب.» (4)
«رغبت به دنیا كلید رنج است.»
1) چرا مرا آفریدند 89 - التمحیص 49 - بحارالانوار 69/52
2) وسائل الشیعه 16/17 - الأمالی(للصدوق) (رحمة الله) 279 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 38/99؛.. - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/207
3) غررالحكم 278 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 487 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/107 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) (رحمة الله) 21/160
4) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 540 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 27 - غرر الحكم و درر الكلم 27 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 66/411
یا فرمودهاند:
«ذِكْرُ الدُّنْیا أَدْوَءُ الدَّاء.» (1)
«به یاد دنیابودن دردناكترینِ دردهاست.»
پس طالبانِ آسایش باید با بیزاری از دنیا، خویش را از چنگال گرفتاریها دور نمایند. این کار باعث آسانشدن مصائب میشود. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیا هَانَتْ عَلَیهِ الْمُصِیبَات.» (2)
«هر كس دل از دنیا بركند مصیبتها و گرفتاریها بر او آسان میگردد.»
در جای دیگری فرمودند:
«وَ الرَّاغِبَ فِیهَا یتْعِبُ قَلْبَهُ وَ بَدَنَهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَة.» (3)
«رغبت به دنیا باعث رنج جسم و روح در دنیا و آخرت است.»
خوب است قبل از اینكه دنیا مؤمن را ترك کند و با وداع خود وی را در كام مرگ و هلاكت ابدی گرفتار كند، انسان با پیروی از فرمان ائمۀ دین (علیهم السلام) دنیا را ترک نماید؛ چراکه تمام سعادت در وداعِ با دنیا نهفته است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«ای بندگان خدا، شما را به ترك این دنیا سفارش میكنم كه شما را رها
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 255 - غرر الحكم و درر الكلم 370
2) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/614 - الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه السلام) 370 - الزهد 2 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/50؛ 2/132؛ (ط - دارالحدیث) 3/131؛ 3/341 - تحف العقول 165؛ 281 - الأمالی (للمفید) 277 - كنز الفوائد 2/163 - الأمالی (للطوسی) 37 - الوافی 4/140؛ 4/394؛ 26/205 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 7/315؛ 8/288 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 65/351؛ 65/367؛ 65/383؛ 67/314؛ 70/43؛ 74/94؛ 74/171 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 2/104
3) الزهد 2 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 343 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/186
میكند هر چند تمایلی به ترك آن نداشته باشید.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سلامت را در گرو دوری از دنیا دانستهاند و میفرمایند:
«آگاه باش! در دنیا كسی در سلامت میماند که از دنیا دوری کند.» (2)
بیرغبتی به دنیا بالاترین مقام عبودیت است:
«برترین عبادتها كنارهگیری از دنیاست.»
همچنین به فرموده آن حضرت (علیه السلام):
«قبیحترین گناه دوستی با دنیاست. نزدیكترین انسان به خداوند متعال كسی است كه از دنیا دوری بجوید. بزرگترین مصیبتها شیفته دنیاشدن است.»
سرانجامِ دلبستگی به دنیا از دستدادن دین است:
«دنیا دین را تباه میکند و یقین را از بین میبرد. دنیا سرآمد فتنهها و موجب ناراحتیهاست.»
هر كسی نیز نمیتواند با دشمنی به دنیا برخیزد:
«إِنَّ الدُّنْیا تُعْطِی وَ...، یعْرِضُ عَنْهَا السُّعَدَاءُ وَ یرْغَبُ فِیهَا الْأَشْقِیاء.» (3)
«دنیا عطا میکند. سعادتمندان از دنیا روی برمیگردانند و اشقیا به آن گرایش دارند.»
رویگردانی از دنیا فقط با بهرهگیری از عقل و مدد از خداوند تعالی ممکن است. حضرت موسیبنجعفر (علیهما السلام) فرمودند:
«خداوند متعال به هرکسی که عقل عنایت فرماید، از دنیاطلبان و اهل
دنیا كناره میگیرد.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«إزْهَدْ فِی الدُّنْیا تَنْزِلْ عَلَیكَ الرَّحْمَةُ.» (2)
«به دنیا زاهد و بیرغبت باش تا رحمت خدا بر تو فرود آید.»
هرگاه خداوند بخواهد رحمتی را بر بندهاش نازل کند، بیرغبتی به دنیا را به او هدیه میدهد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِذَا أَرَادَ الله بِعَبْدٍ خَیراً زَهَّدَهُ فِی الدُّنْیا.» (3)
«اگر خداوند خیر بندهای را بخواهد او را به دنیا بیرغبت میكند.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«أَفْضَلُ الطَّاعَاتِ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا.» (4)
«بهترین طاعت زهد در دنیاست.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«وَ لَنْ یفْتَقِرَ مَنْ زَهِد.» (5)
«زاهد هرگز نیازمند نمیشود.»
یعنی مؤمنِ زاهد به روزی مقرر خود قانع میشود و چون قناعت پیشه کرد، هیچگاه فقیر نمیشود و به دلیل قانعشدن به روزی كم، سربلند و با عزت میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
1) بحارالانوار 15/111
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 83 - غرر الحكم و درر الكلم 132 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 276
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/130؛ (ط - دارالحدیث) 3/336 - مجموعة ورام 2/192 - الوافی 4/391 - وسائل الشیعة 16/13 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/275 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/55
4) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 118 - غرر الحكم و درر الكلم 193 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 275
5) تحف العقول 85 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 408 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/212؛ 74/231
«أَسْعَدُ النَّاسِ بِالدُّنْیا التَّارِكُ لَهَا.» (1)
«خوشبختترینِ مردم كسی است كه دنیا را ترك کرده باشد.»
زیرا انسان با جدایی از محبتهای دنیا به راحتی و آسایش در دنیا و سعادت ابدی در بهشت میرسد. در فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:
«طَلَاقُ الدُّنْیا مَهْرُ الْجَنَّة.ِ» (2)
«ترك دنیا مَهر بهشت است.»
امام صادق (علیه السلام) ترك دنیا را این چنین توصیف میفرمایند:
«...بَلِ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا أَنْ لَا تَكُونَ بِمَا فِی یدِكَ أَوْثَقَ مِنْكَ بِمَا عِنْدَ الله عَزَّ وَ جَل.» (3)
«زهد به این نیست كه انسان مال خود را ضایع سازد یا حلال را بر خود حرام گرداند؛ بلكه زهد به این است كه اعتماد تو در دنیا بر آنچه در نزد خودت هست، بیش از آنچه در نزد خداست نباشد.»
در روایت آمده است:
«الزُهْدُ أَنْ لَا یمْلِكَكَ الشَّیءُ.» (4)
«زهد به این است كه چیزی مالك تو نشود.»
حضرت عیسی (علیه السلام) در وصف دلدادگان به دنیا فرمودند:
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 124 - غرر الحكم و درر الكلم 213 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 147
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 317 - غرر الحكم و درر الكلم 434 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 7
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/71 – الزهد 4 - الوافی 4/403 - وسائل الشیعة 16/15؛ 17/35 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/310 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/43؛ خاتمه4/166
4) كتاب نسیم هدایت 77 - میزان الحكمة 4/299
«هرگاه دنیا به آنان اقبال نماید خوشحال میشوند و هرگاه دوری میكند محزون میگردند.» (1)
معنای حقیقی زهد را میتوان در این آیۀ شریفه دنبال کرد:
لِكَیلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم (2) «بر آنچه در دنیا از شما فوت میشود تأسف نخورید و به آنچه به شما روی میآورد شاد نشوید.»
مصداق این آیۀ شریفه مؤمنانی هستند كه اگر هم بهرهای از اموال دنیا داشته باشند، وابستگی خاصی به آن ندارند. با قطع علاقه و جدایی دل از دنیا بزرگترین آسایش در دو جهان برای مؤمن فراهم میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا الرَّاحَةُ الْعُظْمَى.» (3)
«عظیمترین آسایش زهد است.»
در جای دیگری میفرمایند:
«وَ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا یرِیحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ وَ الرَّغْبَةُ فِیهَا تَتْعَبُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ.» (4)
«بیرغبتی به دنیا جسم و روح و قلب را آسایش میبخشد و رغبت و به دنیا تن و قلب را به رنج میافكند.»
زهد رابطه مستقیمی با دینداری افراد دارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
1) تفسیر جامع 7/546 - كافی 2/318
2) سورۀ مبارکۀ حدید آیه شریه 23
3) عیون الحكم و المواعظ (لیثی) 47 - غرر الحكم و درر الكلم 70/1363 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 276 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/47
4) نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) 513 – [با کمی تغییر: الخصال 1/73 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 269 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/91؛ 70/120] كنزالعمال [متقی هندی - عامه] 6060 «الرَّغْبَةُ فِی الدُّنْیا تُكَثِّرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا یرِیحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ»
فرمودند:
«إِنَ مِنْ أَعْوَنِ الْأَخْلَاقِ عَلَى الدِّینِ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیا.» (1)
«بیشترین اخلاقی كه كمك به دین انسان میكند بیرغبتی به دنیاست.»
همچنین پایداری در دین به درجۀ ایمان شخص بستگی دارد. این مهم هم فقط با تنفر و دوری از دنیا محقق میگردد:
«مَا أَفْسَدَ الدِّینَ كَالدُّنْیا.» (2)
«هیچ چیزی مانند توجه به دنیا دین را تباه نمیسازد.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«وَ الله مَا أَحَبَ الله مَنْ أَحَبَ الدُّنْیا وَ وَالَى غَیرَنَا.» (3)
«قسم به خدا، كسی كه دوستدار دنیا و دلبستۀ غیر ما باشد، خدا را دوست ندارد.»
چون مؤمن از دنیا متنفر شد و فقط به قدر ضرورت از آن بهره گرفت، دل او با محبت پروردگار و ائمۀ معصومین (علیهم السلام) عجین میگرد. امام صادق (علیه السلام) در توصیف چنین افرادی میفرمایند:
«چون مؤمن از دنیا كناره گرفت، رفعت پیدا میكند و شیرینی محبت خدا را درمییابد و نزد طالبان دنیا دیوانه انگاشته میشود. آنقدر
1) الزهد 2؛ 3 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/128؛ (ط - دارالحدیث) 3/332 - مجموعة ورام 2/191 - الوافی 4/387 - وسائل الشیعة 16/12 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/269 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/50
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 480 - غرر الحكم و درر الكلم 684 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 130
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/129؛ (ط - دارالحدیث) 15/311 - تحف العقول 357 - الوافی 26/266 - البرهان فی تفسیر القرآن 4/26 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 25/309 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/226؛ 75/270 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 3/69
شیرینی محبت خدا با آنها آمیخته شده است كه به چیز دیگری مشغول نمیشوند.» (1)
کنارهگیری از دنیا باعث تقویت قلب و روح و آمادهشدن ظرف پذیرش انوار ملکوتی میشود. هر چه بیشتر از دنیا فاصله ایجاد شود، به همان میزان، فرد به خدا و عبودیتِ این معبودِ بلامنازع نزدیک میشود. همین مهم نیز سرآغاز چشیدن طعم ایمان خواهد شد:
«اگر همۀ دنیا را همانند یك گردنبند در گردن مؤمن بیاندازند، اگر از گردنش باز شود و بیفتد او چیزی را احساس نمیكند.» (2)
تملك و ثروت ایرادی ندارد؛ بلكه تعلق و دلبستن خطرناك است. البته انسانهایی که اسیر داشتههای خود نشوند بسیار اندک هستند؛ چراکه با آمدن امکانات، شیطان هم تلاشش را برای گمراهی بیشتر افراد مضاعف میکند. توجیه اسراف تحت عناوین مختلف، از جمله: نگهداشتن مال؛ چشمپوشی از کمک به برادران دینی؛ حبس خمس و زکات و... از جمله مستمسکات شیاطین بوده تا به وسیله آنها فرد را از راه درست گمراه سازد و او را به ورطه هلاکت بکشاند:
یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ (3) «روزى كه آن گنجینهها را در آتش دوزخ بگدازند و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند و بگویند که این است آنچه براى خود
اندوختید. پس كیفر آنچه مىاندوختید، بچشید.»
بنابراین مؤمنی كه به اندازه گذراندن امور از اسباب و وسایل دنیا برخوردار بوده و اطرافش از زر و تزویر دنیا خالی است، به همان میزان وسوسههای شیاطین از او دور میباشد و مَثَل او مَثَل کسی است که در مكان زندگی وی زن نامحرم وجود ندارد. پس نیازی به احتیاط نداشته و دلهرۀ به گناهافتادن هم ندارد. این برای مؤمنِ تهیدست توفیقی اجباری است كه دستش از ثروت دنیا خالی باشد.
البته شاید در مبارزه با نفس و زهد قلبی، مؤمن فقیر و ثروتمند نسبتاً مساوی باشند! اگر مؤمنِ فقیر به دوچرخۀ خود هم دلبسته باشد، مانند این است كه مؤمن ثروتمند به ماشین آخرین مدل و گرانقیمت خویش دل بسته باشد. درست است که این پیکار برای فرد متمكن بسیار سختتر از مؤمن بیبضاعت است؛ اما در امر زهد قلبی دلنبستن و محزوننگشتن برای از بین رفتن دوچرخه یا ماشین فرقی نخواهد داشت. فرق عمدۀ مؤمن متمكن زاهد با مؤمن فقیر زاهد در روز قیامت است كه شخص تهیدست چیزی برای حسابرسی نخواهد داشت تا معطل آن شود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«در روز قیامت شخصی غنی را پای حساب میآورند. در آن موقع آنقدر عرق كرده است كه اگر چهل شتر (به عنوان آب) بخورد كفایت كند. پس اگر مؤمن بود داخل بهشت میشود. شخص فقیر از او سؤال میكند که چرا دیر وارد بهشت شدی؟ او میگوید که به جهت طول حساب هرچه سؤال میكردند چیز دیگری میآمد. یكی را بعد از دیگری میبخشیدند. خداوند متعال به رحمت و فضل خودش همه را بخشید و
مرا در شمار توبهكاران به حساب آورد.» (1)
یعنی اگر شخص متمول زاهد هم باشد باید از او در عرصۀ قیامت سؤال شود. همچنین نقل است از امام صادق (علیه السلام) كه فرمودند:
«فقرای مؤمنین چهل سال زودتر از ثروتمندانشان به بهشت وارد میشوند.» (2)
حرص برای جمعآوری اموال و علاقه به دنیا، جز بدبختی و زیان فراوان هیچ منفعتی برای انسان نخواهد داشت. حرصورزیدن برای گردآوری اموال آفتی است كه بهترین اعمال صالح را نیز نابود خواهد نمود. تا آنجا که حتی اگر فرد به اندازه كوهها كار خیر داشته باشند خداوند بر او خشم میگیرد.
مؤمن باید حب دنیا را از دل خود بیرون كند، وگرنه آن خواهد شد كه حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«روز قیامت گروهی از مردم میآیند كه حسنات و كارهای نیكی مانند كوههای تهامه (نام سرزمینی در مكه) دارند. پس امر میشود كه آنها را به آتش جهنم ببرند.»
سؤال شد که ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیا این گروه از مردم نماز هم میخواندند؟ حضرت فرمودند:
«نماز میخواندند و روزه میگرفتند و شب زندهداری میكردند؛ لكن وقتی كه به چیزی از دنیا دست مییافتند، به سرعت، به سمت آن حرکت میکردند.» (3)
محبت به دنیا تمام كارهای نیك را، حتی اگر به اندازه كوهها باشند، تهدید
میکند. آفت حرص به دنیا و دوستی آن فرد را به نابودی و مرگ میكشاند. پس برای رهایی از چنگال مرگبار محبت دنیا باید به دستورهای امامان معصوم (علیهم السلام) عمل کرده و ابزار مقابله و دشمنی با دنیا را فراهم نمود. این ابزار بیاعتنایی و تنفر شدید به دنیاست. تأمل در این فرمایش گهربار امام صادق (علیه السلام)، به یقین، راهگشای آن دسته از مؤمنانی است كه میل به جدایی از تعلقات و محبتهای دنیا دارند:
«الزُّهْدُ وَ تَرْكُ الْأَمَلِ.» (1)
«زهد یعنی ترك آرزوهای دنیایی.»
همچنین فرمودهاند:
«زهد یعنی ترک تمام چیزهایی كه موجب سرگرمی و دوری تو از یاد و ذكر خدا میگردد.»
متأسفانه اکنون در منزل بیشتر مؤمنان ابزار لغو جایگزین مسائل معنوی شده و با تأسف فراوان اكثر اهل تدین به وسیلۀ دستگاههای جادویی تصویری (كه از لوازم فریبنده و بسیار ماهرانۀ شیطان است)، قلب و افكار خود را تحت سیطرۀ دنیاطلبی و اشتغال به لغویات درآوردهاند. اما به فرموده قرآن مؤمن حتی به طرف لغو هم حرکت نمیکند:
وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون (2) «آنان كه از لغو و سخن باطل اعراض میكنند.»
البته كسانی كه موفق به ترك لهو و لعب و سرگرمیهای دنیوی میشوند باید مواظب دسیسه و دامهای خطرناك عُجب و تفاخر باشند كه كمند بسیار ظریف شیطان (لعنت الله علیه) برای ایشان است. صالحینی كه دل به اعمالشان خوش نموده و خود را در مقام عمل كامل فرض مینمایند، در واقع، از سوی دیگرِ بام اعتدال و تدین به پایین سقوط مینمایند، در روایت آمده است:
«مبادا به خاطر جدایی از آن مشغولیتها و سرگرمیها دچار عجب گردی.»
مؤمن باید با هوشیاری تمام همۀ كارهای خیر را از عطای خدای تعالی ببیند و خود را خارج از آن بداند كه بتواند بدون حول و قوۀ الهی برای انجام اعمال صالح قدمی بردارد. روایات زیادی از ناحیۀ معصومین (علیهم السلام) در اینباره صادر گردیده است كه نمونۀ آن هشدار حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مالك اشتر (رحمة الله) است كه فرمودند:
«إِیاكَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِك.» (1)
«بپرهیز از خودپسندی و اعتماد بر آنچه تو را به عُجب وادار نماید. بترس از این علاقه كه مردم تو را بسیار بستایند؛ زیرا این حالت از بهترین فرصتهای شیطان است تا نیكی نیكوكاران را ضایع كند.»
شاید بعضی از خوانندگان تعجب كنند كه جناب مالك اشتر (رحمة الله) در همۀ مراتب عبادی جزو خصیصین بوده است و این تذكر برای چنین شخصیتی جای سؤال است. در جواب باید گفت که رسوخ عُجب در قلب افراد نیكوكار و
1) تحف العقول 147 - دعائم الإسلام 1/368 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/611؛ 74/263 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/159؛ 13/171
متقی زودتر صورت میگیرد و بهترین حربه از ناحیۀ شیطان (لعنت الله علیه) عُجب است. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرمودند:
«وَ أَنْذِرِ الصِّدِّیقِینَ أَلَّا یعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِم.» (1)
«پاكان و صالحان را بترسان تا برای اعمال خود عُجب نكنند.»
امام صادق (علیه السلام) درباره حقیقت زهد میفرمایند:
«با ترك دنیا در جستوجوی تمجید دیگران برای خویشتن نباشی و همچنین برای خود در ترك دنیا عوض و پاداشی نطلبی؛ بلكه از دستدادن مظاهر دنیوی را آسایش خود و وجود آن را آفت و بلا بشماری. همواره از آفتها و بلاها گریزان باشی و به موجبات آسایش (كه همانا رویگردان شدن از دنیاست) چنگ بزنی؛ زیرا زاهد كسی است كه: جهان باقی را بر دنیای فانی ترجیح دهد؛ ذلت خواری را بر عزت دنیوی مقدم بشمارد؛ تلاش را بر تنبلی مقدم كند؛ گرسنگی را بر شكمبارگی ترجیح دهد؛ عافیت و آسایش جاودانۀ آخرت را بر محبت و شهوتهای دنیای فانی برگزیند؛ یاد خداوند متعال را بر غفلت از او مقدم بدارد؛ آنگونه باشد كه جسم او در دنیا زیست كند ولی قلب او در عالم آخرت سیر نماید.» (2)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پنهاننمودن هر عمل نیکی را کمک شایانی به اخلاص مؤمن و رهایی از مهلکۀ بسیار خطرناک عجب و تفاخر میدانند:
«أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْد.» (3)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/314؛ (ط - دارالحدیث) 3/765 - الوافی 5/881 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 10/227 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/313
2) بنیادهای اخلاقی و اسلامی 572 - صباح الشریعه و مفتاح الحقیقه باب سی و یكم
3) نهج البلاغه حكمت 28 - نهج البلاغة (صبحی صالح) 472 - روضة الواعظین و... (ط - القدیمة) 2/434 - غررالحكم و دررالكلم 194 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 67/319؛ 75/70 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/46
«برترین زهد پنهانداشتن زهد است.»
اثر ارزنده زهد عزت و قربی است كه فرد در پیشگاه خداوند متعال و مردم دارا میشود. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«ازْهَدْ فِی الدُّنْیا یحِبَّكَ الله (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ ازْهَدْ فِی مَا فِی أَیدِی النَّاسِ یحِبَّكَ النَّاس.» (1)
«در دنیا زهد پیشهكن تا خدا تو را دوست بدارد و به آنچه در دست مردم است زهد پیشه كن تا مردم تو را دوست بدارند.»
پس از دلكندن از اموال، طبق فرمان معصومین (علیهم السلام)، مؤمن باید برای نجات از چنگال مرگبار دنیا از زیادهروی در نعمتها دست بکشد تا به سعادت برسد. زهد فقط با سرکوب دیوِ سرکشِ شهوت ممکن است:
«كَیفَ یصِلُ إِلَى حَقِیقَةِ الزُّهْدِ مَنْ لَمْ تُمِتْ شَهْوَتَهُ.» (2)
«كسی كه شهوت خویش را نمیرانده است، چگونه به حقیقت زهد میرسد؟»
با ضعیفنمودن قوای شهوانی بیرغبتی و انزجار به دنیا در وجود مؤمن پدیدار میگردد و چون چنین همتی برای سركوبی نفس و شهوت از خود نشان داد، محبوب خداوند متعال میشود و به كمك حق تعالی پیكار با نفس برای او آسان میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«إِنَ مِنْ أَحَبِ عِبَادِ الله إِلَیهِ عَبْداً أَعَانَهُ الله عَلَى نَفْسِه.» (3)
1) بنیادهای اخلاقی و اسلامی 568 - محجة البیضاء 7/356 - الأمالی (طوسی (رحمة الله)) 140؛ 202 - وسائل الشیعة 9/450 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/51
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 383 - غرر الحكم و درر الكلم 518 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 276 * در آدرسهای دیگر لم یمت ثبت شده است.
3) نهج البلاغه خطبه 87 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 118 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 127 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 2/56
«همانا محبوبترین بنده نزد خدا بندهای است كه خداوند متعال او را در پیكار با نفس یاری داده است، پیراهن شهوات را از تن بیرون كرده و جز یك غم از تمام غمها خود را رهانده است.»
تمام همّ و غم چنین اشخاصی مهیا شدن برای سفر آخرت و رسیدن به قرب الهی و لذت مناجات با خدا و معصومین (علیهم السلام) میباشد و چنین مطلبی با مبارزه با تمایلهای نفسانی، كه دوری از امیال دنیوی است، میسر میگردد. امام معصوم (علیه السلام) فرمودهاند:
«حَارِبُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى الدُّنْیا وَ اصْرِفُوهَا عَنْهَا.» (1)
«با نفس خود بر سر دنیا بجنگید و آن را از دنیا برگردانید.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مؤمن از حلال دنیا هم فقط به مقدار ضرورت كه ناچار از آن است بهره میگیرد. مانند پاره نانی كه به پیكرش نیرو دهد و جامهای كه عورتش را بپوشاند. آن هم از درشتترین خوراك و ناهموارترین لباسی كه به دستش آید.» (2)
تغذیه باعث تقویت قوای شهوانی میگردد. برای درهمشكستن بنیۀ این غریزه، كه مایۀ اصلی آن طعام است، باید استفاده از خوردنیها را به حداقل رساند. در كتاب "تطهیر روح" در مذمت پرخوری و مزایای بیشمار كمخوری مفصلاً بحث گردیده است. ما در این مجموعه برای تشریح این مسئله به چند روایت بسنده میکنیم. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إِیاكُمْ وَ الْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مُفْسِدَةٌ لِلْبَدَنِ وَ مُورِثَةٌ لِلسَّقَمِ وَ مُكْسِلَةٌ لِلْعِبَادَة.» (1)
«بپرهیزید از پرخوری؛ زیرا موجب فساد بدن و سوء هاضمه و باعث انواع بیماریها و عامل كسالت بدن در اجرای عبادات الهی خواهد بود.»
نیز فرمودند:
«الْمَعِدَةُ بَیتُ كُلِ دَاءٍ وَ الْحِمْیةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاءٍ فَأَعْطِ نَفْسَكَ مَا عَوَّدْتَهَا.» (2)
«معده خانه هر دردی است و پرهیز بنیان هر داروی شفابخش است. پس به خودت آنچیزی را ببخش که تو را به سلامت برساند.»
پیامبر خدا، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، فرمودند:
«هیچ عملی نزد خدا محبوبتر از گرسنگی و تشنگی نیست.»
همچنین فرمودند:
«ارزشمندترینِ شما نزد خداوند متعال در قیامت كسانی هستند كه
گرسنگی بیشتری كشیده و درباره خداوند متعال بیشتر تفكر نمودهاند.» (1)
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«آیا شما را آگاه نكنم به چیزی كه اگر شما آن را انجام دهید شیطان از شما همچون فاصلۀ مشرق از مغرب دور میشود؟
اصحاب عرض كردند که بلی یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). حضرت فرمودند:
«روزه صورت شیطان را سیاه میكند. صدقه كمرش را میشكند. دوستی در راه خدا و عمل صالح نسلش را میبُرَد. طلب آمرزش رگش را قطع میگرداند.» (2)
همینطور فرمودند:
«با گرسنگی و تشنگی به مجاهده با نفس خود برخیزید؛ زیرا پاداش آن برابر با جهاد در راه خداست.»
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در اهمیت روزهداری فرمودند:
«مَنْ صَامَ یوْماً تَطَوُّعاً فَلَوْ أُعْطِی مِلْءَ الْأَرْضِ ذَهَباً مَا وُفِّی أَجْرَهُ دُونَ یوْمِ الْحِسَابِ.» (3)
«اگر كسی یك روز روزۀ مستحبی بگیرد، اگر زمین را پر از طلا نموده و به او بدهند حق او را ادا نكردهاند و اجر او را ندادهاند. حق چنین کسی فقط در روز قیامت ادا میگردد.»
همچنین در شب معراج به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وحی شد:
«یا أَحْمَد (صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ ذُقْتَ حَلَاوَةَ الْجُوعِ وَ الصَّمْتِ وَ الْخَلْوَةِ وَ مَا وَرِثُوا مِنْهَا.» (4)
«ای احمد، چه خوب است مزۀ شیرین گرسنگی و سكوت و لذت خلوت و آثاری كه بر آن مترتب است را بچشی.»
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض نمود که خدایا فایده گرسنگی چیست؟ خطاب رسید:
«حكمت و حفظ دل و روح و تقرب به من.»
پرخوری كه چیزی زیانبارتر از آن برای تاریكی قلب و دورشدن از مناجات، و از آن مهمتر، قرب الهی وجود ندارد، زمینهساز همۀ پلیدیها و سركشیهاست. مضاعف بر اینكه پرخوری خرابی جسم را نیز به دنبال خواهد داشت و صاحب خود را به انواع بیماریهای جسمی و به تبع آنْ روحی دچار خواهد نمود. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) راجع به تاریكی قلب فرمودند:
«مَنْ تَعَوَّدَ كَثْرَةَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ قَسَا قَلْبُه.» (1)
«كسی كه عادت به پرخوری داشته باشد زیاد مینوشد و قلب او سیاه میگردد.»
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرمودند:
«لَا تُمِیتُوا الْقُلُوبَ بِكَثْرَةِ الطَّعَامِ و الشَّرَابِ فَإِنَّ الْقُلُوبَ تَمُوتُ كَالزَّرْعِ إِذَا أَكْثَرَ عَلَیهِ الْمَاء.» (2)
«قلبتان را مثل زراعتی كه هرگاه آبش از حد فزون یابد خراب شود با زیاد خوردن و نوشیدن نَكُشید.»
پس از آگاهی از مذمت پرخوری و اهمیت روزه نوبت به مهار غرائز جنسی میرسد؛ چراكه سیرۀ اهل ایمان نیز چنین است:
«الرَّجُلَ كُلَّ الرَّجُلِ، نِعْمَ الرَّجُلُ- هُوَ الَّذِی جَعَلَ هَوَاهُ تَبَعاً لِأَمْرِ الله.» (1)
«مؤمن واقعی و مرد به كمال رسیده و شایسته كسی است كه هوای نفس خود را پیرو اوامر الهی قرار دهد و غرائز خویش را طبق رضای خداوند متعال ارضا نماید.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ لِأَهْلِ الدِّينِ عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا... وَ قِلَّةَ الْمُرَاقَبَةِ لِلنِّسَاءِ أَوْ قَالَ قِلَّةَ الْمُوَاتَاةِ لِلنِّسَاء.» (2)
«برای اهل دین علاماتی است؛ از جمله اینکه كمتر به دنبال زنان هستند یا كمتر با زنان نزدیکی میکنند.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِیاكَ وَ كَثْرَةَ الْوَلَهِ بِالنِّسَاءِ وَ الْإِغْرَاءَ بِلَذَّاتِ الدُّنْیا فَإِنَ الْوَلِهَ بِالنِّسَاءِ مُمْتَحَنٌ وَ الْغَرِی بِاللَّذَّاتِ مُمْتَهَن.» (3)
«از دلدادگی زیاد به زنان و فریب لذتهای دنیا بپرهیزید؛ زیرا دلدادگی فراوان به زنان پر از رنج و مشقت است. همچنین در
1) التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسكری (علیه السلام) 55 - الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) 2/321 - مجموعة ورام 2/100 - وسائل الشیعة 8/318 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 2/85 - كتاب روایات تربیتی از مكتب اهل البیت (علیهم السلام) 288
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/239؛ (ط - دارالحدیث) 3/607 - الوافی 4/165 - البرهان فی تفسیر القرآن 3/254 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/364
3) غرر الحكم و درر الكلم 172 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 408 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 14/159 - جامع أحادیث الشیعة (بروجردی (رحمة الله)) 25/116
پیلذتهای دنیا رفتن بیچارگی و خواری در پی خواهد داشت.»
پیامد اصلی زیادهروی در این امور، از بینرفتن شیرینی ایمان است؛ زیرا پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ كَانَ أَكْثَرُ هَمِّهِ نَیلَ الشَّهَوَاتِ نَزَعَ مِنْ قَلْبِهِ حَلَاوَةَ الْإِیمَان.» (1)
«كسی كه بیشترین همتش میل به شهوات است حلاوت ایمان از دلش كنده میشود.»
چون ایمان از میان رفت تقوای الهی نخواهد ماند؛ زیرا تقوا فاسد نمیشود، مگر با غلبۀ شهوت بر انسان. (2)
بنابراین هر محبی باید برای بهتأییدرساندن ایمان خود لباس زیبای تقوا را بر تن نماید. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ أَحَبَّنَا فَلْیعْمَلْ بِعَمَلِنَا وَ لْیتَجَلْبَبِ الْوَرَع.» (3)
«كسی كه ما را دوست دارد باید به عمل ما عمل كند و ورع را لباس خود قرار دهد.»
فرمودهاند:
«مَنْ مَلَكَ شَهْوَتَهُ كَانَ تَقِیا.» (4)
«كسی كه مالك شهوت خود است پرهیزکار خواهد بود.»
با این قاعده، بندگی و نزدیکی به حق تعالی با زیادهروی در دنیا و دلدادگی به آن مغایرت دارد:
1) مجموعه ورام 2/116
2) كتاب اسرار موفقیت 335
3) عیون الحكم و المواعظ (لیثی) 456 - غرر الحكم و درر الكلم 618 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 117 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 5/303 - اسرار موفقیت 408
4) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 455 - غرر الحكم و درر الكلم 607 - تصنیف غرر الحكم 274
«إِیاكُمْ وَ غَلَبَةَ الشَّهَوَاتِ عَلَى قُلُوبِكُمْ فَإِنَّ بِدَایتَهَا مَلَكَةٌ وَ نِهَایتَهَا هَلَكَة.» (1)
«بپرهیزید از اینكه شهوتها در دلهای شما رخنه كند كه اولش در اختیار شماست و آخرش تباهی و هلاكت است.»
بهترین مددكار انسان در مبارزه با این مسئله عقل است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«الْعَاقِلُ مَنْ أَمَاتَ شَهْوَتَه.» (2)
«عاقل كسی است كه شهوتش را بمیراند.»
در مذمت غوطهورشدن در مسائل جنسی به چند حدیث از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) توجه فرمایید:
«مَا تَرَكْتُ بَعْدِی فِتْنَةً أَضَرَّ عَلَى الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاء.» (3)
«برای مردم گرفتاری و فتنهای پس از درگذشت من پیش نمیآید كه زیانآورتر از زنان باشد.»
«ما من صباح الا و ملكان ینادیان ویل للرجال من النساء و ویل للنساء من الرجال.» (4)
«هر روز صبح دو فرشته با آواز بلند میگویند که وای بر مردان از طرف زنها و وای بر زنان را از طرف مردها.»
1) عیون الحكم و المواعظ (لیثی) 101 - غرر الحكم و درر الكلم 175 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 305
2) عیون الحكم و المواعظ (لیثی) 45 - غرر الحكم و درر الكلم 64 - مجموعة ورام 2/107
3) شرح فارسى شهاب الأخبار(كلمات قصار پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)) 332 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 14/306 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 25/544 - كتاب زناشوئی از نظر قرآن مجید و احادیث مسلم 8/89
4) زناشوئی از نظر قرآن مجید و احادیث 25
«مَا أَخَافُ عَلَى أمَّتِی فِتْنَة أَخْوَفَ عَلَیهَا مِنَ النِّسَاءِ وَ الْخَمْر.» (1)
«آنچه بیش از هر چیزی برای شما میترسم دو چیز است: زنها و شراب.»
یکی از اهداف مهم خلقت امتحان در برابر ثروت و زن و اولاد است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرمودند:
«إِنَّ الدُّنْیا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ وَ إِنَّ الله مُسْتَخْلِفُكُمْ فِیهَا فَنَاظِرُوا كَیفَ تَعْمَلُون.» (2)
«دنیا جالب و سبز و شیرین است و خداوند متعال شماها را قرار داده است كه در این دنیا زندگی كنید و منتظر است تا ببیند كه چگونه زندگی خود را به پایان میرسانید: آیا فریفتۀ جلوههای فریبنده دنیا میشوید یا نه.»
بخش عمده دوری از دنیا اجتناب از دلدادگی به مقام و مال و زنان است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَا لِإِبْلِیسَ (لعنت الله علیه) جُنْدٌ أَعْظَمُ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْغَضَبِ.» (3)
«برای ابلیس سپاهی قویتر از زنان و غضب نیست.»
بهترین راه پیشگیری از وساوس شیطانی استفادۀ حلال از قوای جنسی به قدر ضرورت است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إِنَّ المَرْأَةَ تُقْبِلُ فِی صُورَةِ شَیطَانَ وَ تُدْبِرُ فِی صُورَةِ شَیطَانَ فَإِذَا رَأَى أَحَدُكُمْ اِمْرَأَةً
1) نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)) 694
2) كتاب زناشوئی از نظر قرآن مجید و احادیث 26 - جامع الأخبار(للشعیری) 109 - مجموعة ورام 1/129 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 1/371 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/353 - نهج الفصاحة 277
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/515؛ (ط - دارالحدیث) 11/183 - الوافی 22/805 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 20/331
فَأَعْجَبَتْهُ فَلْیأَتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ یرُدُّ مَا فِی نَفْسِهِ.» (1)
«زن چون پیش آید مانند شیطان است و چون پشت كند مثل شیطان خواهد بود. پس هنگامی كه با زنی برخورد كردید كه قلوب شما را به خود جلب نمود، به سوی زنهای خودتان بروید. این درمانِ مرض نفس و برطرفكننده خیال فاسد شماست.»
غرائز شهوانی از نیازهای بشر و جزو طبیعت انسان است. به ناچار برای دفع هجوم غریزۀ جنسی و دوری از وسوسه و افکار فاسد باید از راه حلال عمل نمود. یکی از مراحل دنیای ممدوح رفع غرائز بر اساس ضرورت است. در روایات لذت حلال را «التمتع بالنساء» ذکر فرمودهاند. امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَةِ أَشْیاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاكَهَةِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاةِ بِاللَّیل.» (2)
«انس لذتبخش مردان با ایمان سه چیز است: بهرهمندی از زنان؛ شركت در جمع دوستان و برادران دینی؛ خلوت با خداوند متعال در نماز نیمهشب.»
راهحل بهرهبردای صحیح از دنیای ممدوح به این صورت است:
«كُلُّ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ فِی تَأْدِیبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْیهِ عَنْ قَوْسِهِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهُنَ حَق.» (3)
1) البیان و تعریف 1/216،360 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم))320
2) روایات تربیتی از مكتب اهل البیت (علیهم السلام) 130 - سفینه البحار 2/519 - الخصال 1/161؛ 2/660 - وسائل الشیعة 21/14 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 73/59؛ 100/299 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 13/258
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/50؛ (ط - دارالحدیث) 9/469 - الوافی 15/150 - وسائل الشیعة 11/493 - وسائل الشیعة 15/140؛ 19/251؛ 20/119 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 18/390 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 61/216 - جواهر الحكم 103 – عقدالفرید [عامه]
«همۀ بازیها باطل هستند، جز سه بازی: تربیت اسب؛ تیراندازی؛ بازی با همسر.»
طبع انسان و ساختار وجودی او طالب كامیابی از دنیاست. مؤمن باید با احتیاط مهار نفس خود را در اختیار گرفته و برای تمتع از لذتهای حلال گامهای آرامی بردارد. امام رضا (علیه السلام) در اهمیت برقراری تعادل برای استفاده از لذتهای حلال میفرمایند:
«اجْعَلُوا لِأَنْفُسِكُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْیا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِی مِنَ الْحَلَالِ وَ مَا لَمْ ینَلِ الْمُرُوءَةَ وَ لَا سَرَفَ فِیهِ وَ اسْتَعِینُوا بِذَلِكَ عَلَى أُمُورِ الدِّین.» (1)
«از لذائذ دنیوی نصیبی برای كامیابی خویش قرار دهید و خواستههای دل را از راههای مشروع برآورید؛ اما در این كار به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تندروی نگردید. پس از لذتهای مشروع کمک بگیرید تا در کارهای دینی خویش موفق گردید.»
پس از عبور از دام بزرگ شیطان (لعنت الله علیه) كه حب زنان میباشد، دامی بس خطرناک به نام «حب ریاست» وجود دارد كه یکی از شاخههای ششگانۀ درخت زهراگین دنیاست. ائمۀ معصومین (علیهم السلام) به شدت مؤمنان را از علاقه و تمایل به آن، به جهت اهمیت گستردگی فسادِ آن در دل، نهی فرمودهاند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
1) الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه السلام) 337 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/346 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/223
«مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَك.» (1)
«هر كه جویای ریاست شد هلاك میگردد.»
البته میزان جاهطلبی منوط به وابستگی و محبت شخص به دنیاست. به طور معمول آثار ریاست و شهرت در وجود دنیاطلبان نمایان است؛ چراکه برای رسیدن به مقام، حلال و حرام را نادیده انگاشته و با تمام توان همۀ موانع را از جلوی راه خود برمیدارند تا نفسشان را با رسیدن به آن ارضا كنند. هوای ریاست از دل آنها بیرون نمیرود تا به مقصود خود برسند. آنان برای رسیدن به قدرت ظلمهای بیشماری انجام میدهند و به این وسیله اظهار برتری مینمایند و خود را با هر زحتمی که باشد به تخت ریاست میرسانند. امام موسیبنجعفر (علیهما السلام) فرمودند:
«مَا ذِئْبَانِ ضَارِیانِ فِی غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِی دِینِ الْمُسْلِمِ مِنَ الرِّئَاسَة.» (2)
«زیان ریاستطلبی به دین مسلمان بیشتر از حملۀ دو گرگ درنده به گلۀ گوسفند بدون چوپان است.»
البته در تاریخ اسلام حاكمانی مثل جناب سلمان (رحمة الله) یا مالك اشتر (رحمة الله) بودهاند كه بر اثر تربیت نفس خویش تحت نظر امام خویش به درجهای از كمالات نفسانی رسیده بودند كه آتش ریاست و دیگر غرائز نفسانی در وجود آنها خاموش گشته بود. امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/297؛ (ط - دارالحدیث) 3/727 - الوافی 5/843 - وسائل الشیعة 15/350؛ 17/190 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 10/246؛ 70/150؛ 75/320 - وظائف شیعه بودن 50
2) وظائف شیعه بودن 50 - اصول كافی 2/297 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/297 - الوافی 5/843 - وسائل الشیعة 15/350 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/145
«مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ لِنَفْسِهِ هَلَكَ فَإِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا.» (1)
«هرکس در پی ریاست باشد هلاك میشود؛ زیرا ریاست فقط برای اهل آن سزاوار است.»
با این حال باید به ریاست رغبتی نشان نداد و حب جاهطلبی را از دل بیرون نمود. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ أَحَبَّ رِفْعَةً فِی الْآخِرَةِ فَلْیمْقُتْ فِی الدُّنْیا الرِّفْعَةَ.» (2)
«هركس بزرگی آخرت را دوست دارد باید جاهطلبی دنیا را دشمن بدارد.» (3)
پس از مهار شکم و شهوت و حب ریاست، شعلۀ خانمان سوز حرص و ولع به دین مؤمن حمله میکند. بهترین حربه در برابر تهاجم حرص و طمع در مال اندوزی انزجار از دنیاست. راه محفوظماندن از آسیبهای شیطانی و دوری از تعلقات پناهگاهی به نام «مرگ» است. امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:
«أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ لَمْ یكْثِرْ إِنْسَانٌ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِلَّا زَهِدَ فِی الدُّنْیا.» (4)
«زیاد به یاد مرگ باش؛ زیرا هر انسانی که بسیار مرگ را یاد کند به دنیا بیرغبت میشود.»
آری، باید مرگ را دوستی بسیار شفیق و مهربان پنداشت كه همیشه مؤمن
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 1/47 - الإختصاص 251 - الوافی 1/214 - بحار الأنوار (بیروت) 2/38؛ 2/110؛ 2/308؛ 70/154 - مستدرك الوسائل 11/381؛ 11/383؛ 17/243
2) عیون الحكم و المواعظ 458 - غرر الحكم و درر الكلم 643 - تصنیف غرر الحكم 138
3) خوانندگان محترم در مورد احادیث و مطالب حب الریاسه می توانند به کتاب علم و ریاست از همین مولف مراجعه بفرمایند.
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/131؛ (ط - دارالحدیث) 3/340 - مجموعة ورام 2/193 - الوافی 4/393 - وسائل الشیعة 2/434 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/285 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/64؛ 79/172
را با ترس از عذاب و شوق به بهشت، از زشتیها دور میکند و به طرف انجام اعمال نیك سوق میدهد. امام رضا (علیه السلام) در اهمیت یاد مرگ فرمودهاند:
«یاد مرگ برترین عبادت است.» (1)
امام صادق (علیه السلام) فرمودهاند:
«ذِكْرُ الْمَوْتِ یمِیتُ الشَّهَوَاتِ فِی النَّفْس.» (2)
«یاد مرگ شهوات را در باطن انسان میمیراند.»
یاد مرگ ریشههای غفلت را میخشکاند و دل را به وعدههای الهی تقویت میكند. یاد مرگ به طبیعت و خوی آدمی نرمی و رقت میبخشد و تهاجم هواپرستی را در هم میشكند. یاد مرگ آتش حرص و ولع را فرومینشاند و دنیا را در نظر آدمی پست میسازد. امام (علیه السلام) درباره فكر به مرگ و عواقب آن در برزخ و قیامت میفرمایند:
«فِكْرُ سَاعَةٍ خَیرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة.» (3)
«یك ساعت تفكر از یكسال عبادت برتر است.»
چون یاد مرگ زیاد گردد، وحشت و انزجار از وی کم میشود. آنگاه مرگ در دیدگاه مؤمن همانند كشتی امنی برای رسیدن به ساحل همیشه امن آسایش الهی است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«وَ إِنَ أَحَبَ مَا أَنَا لَاقٍ إِلَی الْمَوْت.» (4)
«به درستی كه محبوبترین چیزها نزد من، كه خواهان رسیدن به آن
هستم، مرگ است.»
متأسفانه همۀ مردم، حتی اهل دین از مرگ وحشتزده هستند و به همین سبب از آن میگریزند و به آغوشِ به ظاهر مهربان دنیا پناه میبرند. در صورتی كه آغوش دنیا یعنی هلاكت كامل. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«مهیای سفر شوید. بدانید كه مرگ به شما چشم دوخته است.» (1)
مؤمنِ عاقل همیشه خود را آماده پذیرایی این دوست مهربان مینماید. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«أَلَا مُسْتَیقِظٌ مِنْ غَفْلَتِهِ قَبْلَ نَفَادِ مُدَّتِه.» (2)
«انسان هوشیاری نیست كه پیش از پایان عمرش سر از خواب غفلت بردارد؟»
مؤمن به دلیل خالینمودن دل از حب دنیا به مرگ تمایل پیدا میكند. روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیهای (3)را تلاوت نمودند. شخصی پرسید که شرح صدر چگونه است؟ حضرت فرمود:
«چون نور الهی در دل مؤمن بتابد دلش وسعت مییابد و روشن میگردد.»
راوی سؤال کرد که علامت آن چیست؟ حضرت فرمودند:
«از دنیا و سرای غرور دل بركند و پیش از آن كه مرگ او برسد به عالم آخرت و مرگ تمایل پیدا كند.» (4)
بنابراین مؤمن قبل از اینكه بمیرد، به دلیل تمایلش به آخرت و مرگ به
علت بیرغبتی به دنیا میمیرد. فرمودهاند:
«مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا.» (1)
«قبل از اینكه قبض روح شوید بمیرید.»
نحوۀ استفاده از دنیا برای شخصی كه فكر و ذكرش سفر مرگ است مانند مردهای است كه بر حسب ضرورت باید كفنی برای پوشش و سكنا در قبر داشته باشد. مضاف بر این كه چنین شخصی همیشه برای اتصال با دوست واقعی خود چشم به راه نشسته است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«بَادِرُوا الْعَمَلَ وَ أَكْذِبُوا الْأَمَلَ وَ لَاحِظُوا الْأَجَلَ.» (2)
«عمل کنید. آرزو را فراموش کنید. همیشه دیده به راه مرگ داشته باشید.»
مؤمن طوری در انتظار مرگ به سر میبرد که اگر هر آن فرشتۀ مرگ به سراغش آمد، آمادگی استقبال از او را خواهد داشت. امام حسن عسكری (علیه السلام) درباره چنین افرادی فرمودهاند:
«شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) كسانی هستند كه در راه خدا هیچ باكی از این ندارند که مرگ به سراغ آنها بیاید یا اینکه در دام مرگ قرار بگیرند.» (3)
یكی از عقلا میفرمود که سالهاست همانند مسافرینی كه در اتوبان به دنبال اتوبوسها میدوند تا شاید زود برسند، من نیز به دنبال مرگ میدوم.
هر چقدر یاد مرگ و انس با آن زیاد گردد، انزجار مؤمن از دنیا بیشتر
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/140؛ (ط - دارالحدیث) 3/361؛ 15/66 - الوافی 4/411 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 8/329؛ 25/45 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/317؛ 69/59
2) عیون الحكم و المواعظ للیثی 191 - غرر الحكم و درر الكلم 307 - تصنیف غررالحكم 152
3) القطره 1/703 - تفسیر منسوب به حضرت امام عسكری (علیه السلام) 7/316 - بحارالانوار 68/160
میشود. یكی از راههای دلکندن از دنیا و رفاقت با مرگ، به یادآوردن صحنههایی است كه از عواقب و مراحل مرگ حکایت میكنند. در زمانهای گذشته بعضی از مؤمنان برای تقویت این اعتقاد، قبری را برای خود حفر مینمودند و هر روز یا هفتهای یكبار در آن محل، دقایقی میخوابیدند و به تلاوت قرآن مجید و نماز مشغول میشدند و اینچنین با مرگ انس پیدا میكردند. در روایت آمده است كه امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هنگامی كه جنازهای را حمل میكنی، فرض بر آن دار كه تو مردهای و این جنازۀ توست كه حمل میشود و گویا پس از مرگ از خدا خواستهای كه به دنیا بازگردی و خداوند متعال هم درخواست تو را اجابت فرموده است. پس بنگر كه از امروز چگونه در اعمال خویش تجدید نظر خواهی کرد.» (1)
یكی دیگر از صحنههایی كه باعث بازدارندگی نفس از تعلقات میگردد رفتن به گورستان است. خداوند به حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود:
«ای عیسی (علیه السلام)، از چشمانت اشك و از دلت خشوع را به من ببخش و در آن هنگام كه غافلان میخندند، تو سرمۀ اندوه در چشمت بكش و بر قبور مردگان بایست و با صدای بلند خطاب كن که من هم همانند بقیه به آنها میپیوندم.» (2)
مؤمن برای رفاقت بیشتر با مرگ، با مفارقت از فریبندگیهای دنیا آمادگی خود را اعلام میدارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«برای مرگ آماده باشید! اگر از آن فرار كنید شما را مییابد و اگر بر جای خود بمانید شما را میگیرد و اگر فراموشش كنید شما را از یاد
نمیبرد.»
البته باید در لحظۀ مفارقت روح از بدن ترسید؛ چراکه این ترس بهترین نعمت خدا برای مؤمن است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«پسرم، از مرگ بترس! نكند زمانی سراغ تو را بگیرد كه در حال گناه یا در انتظار توبهكردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله بیاندازد كه در این حال خود را تباه كردهای. ای پسرم، فراوان به یاد مرگ باش و به یاد عواقب بعد از مرگ كه به سویش میروی فکر کن تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باشی. نیروی خود را افزون و كمر همت را بسته نگهدار كه مرگ ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد.» (1)
همچنین فرمودند:
«ای بندگان خدا، از مرگ و نزدیكبودنش بترسید و آمادگیهای لازم را برای مرگ فراهم سازید؛ زیرا مرگ جریانی بزرگ و مشكلی سنگین به همراه خواهد داشت.»
و نیز فرمودهاند:
«وَ هُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُم.» (2)
«مرگ از سایۀ شما به شما نزدیكتر است.»
اهلبیت (علیهم السلام) درباره سختیهای وحشتناك لحظات پس از مرگ میفرمایند:
«مرگ سختیهایی هراسانگیز و وصفنشدنی دارد. سختیهایی که برتر از درک عقل اهل دنیاست.» (3)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبهای فرمودند:
«اگر آنچه را مردگانِ شما مشاهده كردهاند میدیدید، وحشت میكردید و سخنان حق را میشنیدید و اطاعت میكردید؛ ولی آنچه آنها دیدهاند از شما مستور است. اما به زودی پردهها كنار میرود و شما هم مشاهده میكنید. قرآن مجید میگوید به كسی كه در حال سكرات مرگ است گفته میشود که این همان چیزی است كه دوستش نداشتی و از آن میگریختی.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جای دیگری چنین توصیفی را درباره مرگ فرمودهاند:
«سختی جانكندن و حسرت از دستدادن دنیا به دنیاپرستان هجوم میآورد. بدنها در سختی جانكندن سست میشود و رنگ میبازد. مرگ آرامآرام همۀ اندامشان را فرا میگیرد. زبان را از سخنگفتن باز میدارد. فرد در میان خانوادهاش میافتد. با چشم خود میبیند و با گوش خود میشنود و با عقل درست میاندیشد كه عمرش را در پی چه كارهایی تباه كرده و روزگارش را چگونه سپری كرده است. به یاد ثروتهایی كه جمع كرده میافتد. همان ثروتهایی كه در جمعآوری آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبههناك گرد آورده و اكنون گناه جمعآوری آن همه بر دوش اوست. هنگام جدایی از آن ثروتها فرا رسیده و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهرهمند گردند و روزگار خود را بگذرانند.
راحتی و خوشی آن برای دیگری و كیفر آن بر دوش اوست. او در گرو این اموال است و برای واقعیتهایی كه در هنگام مرگ مشاهده كرده است دست خود را میگزد. در این حالت از آنچه در زندگی دنیا به آن علاقهمند بود بیاعتنا میشود و آرزو میكند که ای كاش آن كس كه در گذشته آن همه بر ثروت او رشك میبرد، این اموال را جمع كرده بود.
اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره میشود تا آنكه گوش او مانند زبانش از كار میافتد. پس در میان خانوادهاش میافتد. نه میتواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشوند. پیوسته به صورت آنان نگاه میكند و حركات زبانشان را مینگرد؛ اما صدای كلمات آنان را نمیشنود. سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرامیگیرد و چشم او نیز مانند گوشش از كار میافتد و روح از بدن او خارج میشود و چون مرداری در بین خانوادۀ خویش بر زمین میماند كه از نشستن در كنار او وحشت دارند و از او دور میشوند. نه سوگواران را یاری میكند و نه خوانندهای را پاسخ میدهد. سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین میبرند و به دست عملش میسپارند و برای همیشه از دیدارش چشم میپوشند.» (1)
سختیهای بعد از مرگ وحشتناكتر از آن است كه بتوان آن را تصور نمود. اگر انسان مانند پادشاهان زندگی کند، در برابر گرفتاریهای وحشتناك شب اول قبر رنگ میبازد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«سوگند به خدا، اگر جوانی هزار سال در دنیا با كامروایی زندگی كند و از تمام خوشیها به بهترین وجه بهرهمند شود و به همۀ آرزوهایش برسد و حتی یكبار هم با ناراحتیها روبهرو نگردد و هیچ وقت اندوهی در خاطرش راه نیابد، با وجود بسیاری از چیزها كه در شب اول قبر با آنها روبهرو میشود سودی به او نمیرسد.» (2)
همچنین میفرمایند:
«آگاه باشید! كسی كه برای آخرت آفریده شده است با دنیا چه میکند؟ آن كس كه به زودی مرگ همۀ اموال او را میرباید و فقط كیفر حسابرسی آن بر عهدهاش باقی خواهد ماند با اموال دنیا چه كار
دارد؟»
همچنین میفرمایند:
«بندگان خدا، از روزی كه اعمال و رفتار انسان وارسی میشود بترسید. روزی كه پر از تشویش و اضطراب است. روزی که كودكان در آن روز پیر میگردند. ای بندگان خدا، بدانید كه از شما نگهبانانی بر شما گماشتهاند و دیدهبانهایی از پیكرتان برگزیدهاند و حافظان راستگویی كه اعمال شما را حفظ میكنند و شماره نفسهای شما را میشمارند برایتان قرار دادهاند. نه تاریكی شب شما را از آنان میپوشاند و نه دری محكم شما را از آنها پنهان میسازد.»
زمخشری از علمای بزرگ عامه در كتاب "ربیع الأبرار" مینویسد كه چون وقت مردن عمربنخطاب رسید، به پسران خود گفت:
«اگر مرا روی زمین زر سرخ یا نقره میبود، همه را از وحشتِ آنچه میبینم فدا میکردم.» (1)
البته چنین کسی باید وحشتی مافوق وحشت دیگران داشته باشد!
بنابراین همۀ انسانها، به ناچار، باید در كشتی مرگ نشسته و سفری طولانی و پرخطر را طی كنند. سفری که پایان آن به بهشت یا جهنم ختم میشود. حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الْمَوْتَ الْمَوْتَ، أَلَا وَ لَابُدَّ مِنَ الْمَوْت.» (2)
«مرگ؛ مرگ؛ آگاه باشید كه هیچ چاره و گریزی از مرگ نیست.»
قرآن كریم میفرمایند:
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیكُم (1) «مرگی كه از آن میگریزید شما را قطعاً ملاقات خواهد كرد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«مهیای سفر شوید... بدانید كه مرگ به شما چشم دوخته است.» (2)
انسان با غفلت از مرگ، در عمل، ملاقات با آن را منكر میشود و چیزی شبیه شك برایش رخ میدهد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مَا خَلَقَ الله عَزَّ وَ جَلَّ یقِیناً لَا شَكَ فِیهِ أَشْبَهَ بِشَكٍ لَا یقِینَ فِیهِ مِنَ الْمَوْتِ.» (3)
«خداوند عزوجل یقینی آفریده است كه در آن هیچ شك و تردیدی وجود ندارد؛ ولی در عین حال شبیهترین چیزها به شكی است كه یقینی در آن نیست و آن مرگ است.»
متأسفانه انسان آنچنان در امور مادی غرق میشود كه انگار چیزی به نام مرگ وجود ندارد. برای همین شب را در حال اندیشیدن درباره فرداست كه چگونه بتواند مال بیشتری جمعآوری كند. در صورتی كه هیچ اعتباری به فردا نیست. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«مَا أَنْزَلَ الْمَوْتَ حَقَ مَنْزِلَتِهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِه.» (4)
«كسی كه فردا را در عمر خویش به حساب آورد (یعنی فكر كند فردا زندهام) مرگ را در مقام و موقعیت واقعیاش نشناخته است.»
1) سورۀ مبارکۀ جمعه آیۀ شریفۀ 8
2) نهج البلاغه خطبه 172
3) تحف العقول 364 - من لا یحضره الفقیه 1/194 - الخصال 1/14 - الأمالی (للمفید) 309؛ 376 - الوافی 24/191 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 6/127؛ 75/246 - بنیادهای اخلاقی و اسلامی 643
4) الزهد 81 - الكافی (ط - الإسلامیة) 3/259؛ (ط - دارالحدیث) 5/636 - الأمالی(للصدوق) 108 - الوافی 24/190 - وسائل الشیعة 2/437 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 1/236 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 14/258 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 6/130؛ 70/166؛ 79/171 - تفسیر نور الثقلین 3/3 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 7/102 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 2/110
همیشه انسانهای دنیاطلب از یاد مرگ گریزان بودهاند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«دو چیز را انسان ناپسند میدارد: مرگ و حال اینكه مرگ راحتی مؤمن از فتنه است؛ فقر و حال اینكه فقر حساب را آسان میسازد.» (1)
بهترین سپر در برابر دنیادوستی، چه در بُعد مال و چه در شهوت، یاد مرگ است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره میفرمایند:
«وَ مَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ رَضِی مِنَ الدُّنْیا بِالْیسِیر.» (2)
«كسی كه زیاد در یاد مرگ باشد از حرص و فزونطلبی رهایی مییابد و به مقدار كمی از آنچه در زندگی نیاز دارد راضی میگردد.»
همچنین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«زیاد در یاد نابودكننده لذتها باشید.»
عرض شد که یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن چیست؟ حضرت فرمودند: «مرگ! آن كس كه از مرگ یاد كند، اگر در وسعت و گشایش زندگی باشد غرورش برطرف میگردد و دنیا برایش بیارزش میشود. اگر هم در تنگدستی باشد، با یاد مرگ، از فشار و سختیهای دنیا رهایی مییابد و دنیا به نظرش وسیع و گسترده میشود.» (3)
همچنین میفرمایند:
«لَوْ رَأَى الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَیهِ أَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ تَرَكَ طَلَبَ الدُّنْیا.» (4)
«اگر انسان مرگ را میدید كه با چه سرعتی به سوی او در حركت است، با خواستههای خود دشمنی میکرد و دنیاطلبی را ترك مینمود.»
امام حسین (علیه السلام) میفرمایند:
«یا ابْنَ آدَمَ إِنَّمَا أَنْتَ أَیامٌ كُلَّمَا مَضَى یوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُك.» (1)
«ای فرزند آدم، تو به منزلۀ چند روز هستی. وقتی كه یكروز از این روزها سپری گردید مانند این است كه پارهای از اجزاء بدن تو كاسته گردیده است. به همین ترتیب نیز كمكم از عمر و مدت زندگانی تو كاسته میشود.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«نَفَسُ المَرْء خُطَاهُ إلى أجَلِه.» (2)
«نفسكشیدن مرد قدم برداشتن او به سوی مرگ خود است.»
هركس، برخلاف فرمایش امام معصوم (علیه السلام)، عواقب مرگ را باور نداشته باشد و دل به دنیا ببندد، باید بداند كه امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ كَثُرَ اشْتِبَاكُهُ بِالدُّنْیا كَانَ أَشَدَّ لِحَسْرَتِهِ عِنْدَ فِرَاقِهَا.» (3)
«كسی كه علاقهاش به دنیا زیاد باشد، حسرت و اندوهش هنگام مرگ افزون خواهد بود.»
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«اگر حالتت طوری است كه فرارسیدن مرگ را دوست داری، خدا را شکر كن كه تو را موفق داشته و تو را از توجه به غیر خودش باز داشته
1) ارشاد القلوب 1/40
2) غررالحكم 165 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 713 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/128
3) اصول كافی 2/320 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/320؛ (ط - دارالحدیث) 3/777 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 272 - الوافی 5/897 - وسائل الشیعة 16/20 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 10/245 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/54؛ 70/19
است. اما اگر حالت دیگری داری با تصمیمی محكم از این حالت حركت كن و از اینكه عمرت در غفلت صرف شده است پشیمان باش و از خداوند متعال برای پاككردن ظاهرت از گناهان و پاكیزهنمودن باطنت از نواقص و عیبها تشکر کن. دنبالۀ مسامحه و ادامۀ غفلت را قطع كن و آتش و شعلۀ شهوات را در درون خود خاموش نما.» (1)
هرچقدر در محبت دنیا فرو رفته باشیم، به همان اندازه، پذیرش مرگ و حتی یاد آن سختتر خواهد بود. غوطهورشدن در دنیا چون با آخرت منافات دارد، باعث وحشت و نگرانی شدید از مرگ میشود. مرگ و دنیا با یکدیگر نسبت عکس دارند. قرب به هر کدام باعث دوری از دیگری میشود. مؤمن میداند که زندگی پس از مرگ وجود دارد و در جریان است. بنابراین مرگ را نصب العین خود قرار میدهد و از دنیا غمض العین مینماید. شخصی از امام حسن (علیه السلام) سؤال كرد که چه چیزی باعث شده است که ما مرگ را دوست نداشته باشیم؟ امام (علیه السلام) در جواب فرمودند:
«إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَرْتُمْ دُنْیاكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَاب.» (2)
«شما آخرت خودتان را خراب و دنیای خویش را آباد كردهاید و در نتیجه خوش ندارید كه از آبادی به ویرانه بروید.»
در حدیثی آمده است:
«إِنَ لِلْمَوْتِ غَمَرَاتٍ هِی أَفْظَعُ مِنْ أَنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَةٍ أَوْ تَعْتَدِلَ عَلَى عُقُولِ أَهْلِ
الدُّنْیا.» (1)
«مرگ سختیهایی دارد كه توصیفشان ممكن نیست و اهل دنیا نمیتوانند به آن پی ببرند.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ذیل آیۀ یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ؛ اى مردم، از پروردگار خود پروا كنید؛ چراكه زلزلۀ رستاخیز امرى هولناك است (2)میفرمایند:
«روز قیامت چنان هراسانگیز است كه اطفال كوچك پیر میشوند. مردم مانند مستها بیهوش و بیاراده میگردند. زنان باردار سقط جنین میكنند. زنان شیرده با كمال محبتی كه به اطفال و كودكان خود دارند، آنان را وامیگذارند و از شیر دادنشان دست میكشند. در آن روز فرشتگان با اینکه گناهی مرتکب نمیشوند ترسان هستند. كوهها پراكنده میشود. آسمان شكافته میگردد....
وای بر كسی كه با گوش، چشم، زبان، دست، پا و سایر اعضای خود مرتكب گناه شود و مشمول رحمت و بخشایش پروردگار نگردد.
چنین فردی به كیفر گناهانش به دوزخ میافتد و گرفتار آتشی میشود كه حرارت آن بسیار شدید است. چون تشنگی بر آنان چیره شود از چرك و خون میآشامند و در هر لحظه عذاب جدیدی میبینند و در آن عذاب، تا ابد میمانند، در حالیكه مرگ و نابودی وجود نخواهد داشت.
با این حال رحمت خداوند متعال شامل گروهی از مؤمنین و نیكان خواهد شد. آنها را داخل بهشتی میكنند كه عرض آن به مسافت فاصلۀ بین آسمان و زمین است. آن بهشت پذیرای ورود پرهیزكاران است. لذات آن خستهكننده نیست و هرگز بدی در آن راه نمییابد. اجتماع در آنجا به فراق منتهی نمیشود. تمام ساكنین آن در جوار
رحمت پروردگارند و حوریان بهشتی با ظروف زرین میوه و گل و ریحان برای آنان هدیه میآورند.» (1)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«یتَوَفَّى الْمُؤْمِنُ مَغْفُوراً لَهُ ذُنُوبُهُ وَ اللَّهِ جَمِیعاً.» (2)
«انسان مؤمن در حالی از دنیا میرود كه تمام گناهانش بخشیده شده است.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هنگامی كه نفس شما به حلقوم میرسد، به او گفته میشود که از تمامی حزنها و اندوههای دنیا راحت شدی و نیز به او گفته میشود که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، حضرت فاطمه (علیها السلام)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) در برابر تو هستند.» (3)
آری، مرگ با تمام سختیها و عواقب وحشتناكش، برای مؤمنْ بهترین نعمت است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«تُحْفَةُ الْمُؤْمِنِ الْمَوْت.» (4)
«مرگ هدیۀ خداوند به هر مؤمنی است.»
اگر گناه مؤمن تا قبل از مرگ پاک نشود، با روبهروشدن با مرگ محو میگردد و همین مفارقت روح از بدن نیز كفارهای برایش به حساب میآید. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«الْمَوْتُ كَفَّارَةٌ لِكُلِ مُسْلِم.» (5)
«مرگ كفارۀ گناهان هر مسلمان است.»
مؤمنان در هنگام وداع با دنیا از همۀ گناهان پاک میشوند و به دنیای ابدی وارد میگردند. پذیرایی از مرگ کلید سكونت در بهشت جاودانه خواهد بود. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«مرگ با آنچه در آن است میآید و خرمی و آسایش را به همراه خویش میآورد. مرگ بازگشتی مبارك به سوی بهشتی عالی و جاودانه را برای آنان كه تمام كوشش و رغبتشان برای نیل بدان بوده است، به ارمغان میآورد.» (1)
بهشت برای كسانی خواهد بود كه تمامی همت و سعیشان در دنیا در مسیر بیزاری از آن بوده و تمایل وافری به سوی جهان آخرت داشتهاند. آنان برای رسیدن به مقامهای وصفناپذیر بهشتی، در زمینِ ایمانْ نهالهای پربار و جاودانهای كاشتهاند كه فصل برداشت آن با جدایی روح از بدن آغاز میگردد. برداشت محصول یعنی ورود به باغهای الهی که كسی را تاب شنیدن و دیدن مناظر و نعمتهای بیشمار آن نیست. از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت است:
«اگر با دل خویش به نعمتهای بهشتی که برایت وصف شده است نگاه کنی، جان خواهی داد و از این مجلس شتابان به قبرستان خواهی رفت. این مبالغه، از توصیف حاصل میشود، پس ببین مشاهدۀ خود آن چگونه خواهد بود!»
با این توصیفات اشتیاق به كوچكردن به سرای باقی برای مؤمنان بیشتر میگردد. امام موسیبنجعفر (علیهما السلام) نیز فرمودند:
1) بحارالانوار 6/126
«مرگ برای مؤمن مانند آن است كه گل و ریحانی بو كند و از استشمام رایحۀ آن بیهوش شود. ولی برای كافر سخت و دردناك است؛ مثل كسی كه گرفتار گزیدن عقرب و افعی شده باشد.» (1)
كسی به حضرت سجاد (علیه السلام) عرض كرد که مرگ چیست؟ امام سجاد (علیه السلام) در ترغیب علاقه به مرگ كه رهایی از سختیها و قید و بندهای دنیا را در پی دارد، فرمودند:
«لِلْمُؤْمِنِ كَنَزْعِ ثِیابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ وَ فَكِ قُیودٍ وَ أَغْلَالٍ ثَقِیلَة.» (2)
«مرگ برای افراد با ایمان مانند كندن لباس چركین و گشودن قید و زنجیرهای سنگین است.»
امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا خطاب به اصحاب خود، مرگ را اینگونه تعریف فرمودند:
«ای اولاد بزرگواران و ای فرزندان رشید اسلام، شكیبا باشید كه مرگ برای شما همانند پلی است كه از محیط رنج و زحمت عبورتان میدهد و به بهشت وسیع و نعمتهای جاودان میرساند. كدامیك از شما بیمیل به این است كه از تنگنای زندان به كاخی مرفه منتقل گردد؟» (3)
به فرموده امام (علیه السلام) یكی از دلایل ترس از مرگ آگاهینداشتن به نعمتها و خرمیهای پس از مرگ است. یكی از اصحاب امام هادی (علیه السلام) كه در معرض مرگ بود، میگریست و از اینكه در معرض مرگ قرار گرفته بود بیتابی میكرد. حضرت (علیه السلام) به او فرمودند:
«ای بندۀ خدا، این كه از مرگ اینچنین هراسانی برای این است كه
نمیدانی مرگ چیست و به آن آگاهی نداری.»
سپس حضرت مطالبی را درباره مرگ به او فرمودند كه موجب آرامش و تسكین خاطرش گردید و طولی نكشید که جان به جانآفرین تسلیم نمود. (1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمودند:
«مرگ اولین منزل از منازل آخرت و آخرین منزل از منازل دنیاست. خیر و سعادت برای كسی است كه هنگام فرودآمدن در اولین منزل تكریم گردد و موقع بیرون رفتن از آخرین منزل دنیا به شایستگی بدرقه شود.» (2)
از حضرت جواد الائمه (علیه السلام) سؤال شد که مرگ چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
«مرگ همان خواب است كه هر شب نزد شما میآید. فقط مدت خواب مرگ طولانی است و آدمی تا روز قیامت از آن خواب بیدار نمیشود.» (3)
مرگ برای شیعه با مرگ برای غیر شیعه متفاوت است. شیعۀ نیکوکار با خفتن در دامن پر مهر و با صفای مرگ تا ابد از زندان رنج و محنت رهایی مییابد. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
«در هنگام غسل به روح مؤمن ندا میرسد که آیا دوست داری تو را به جسدی كه در آن بودی برگردانند؟ مؤمن هم میگوید که من با بلا و خسران و غم و اندوه چه كاری دارم؟!» (4)
مؤمن با راهنماییهای امام معصوم (علیه السلام) درمییابد كه یاد مرگ و آشتی با او بهترین اهرم بازدارنده در برابر طوفان وحشتناك هوسهای نفسانی است. با
یادآوری مراحل سخت بعد از مرگ، بیرغبتی به دنیا در وجود مؤمن بارور میگردد و در نتیجه تهیدستی و ثروت در دیدگاه شیعیان یكسان میشود:
«وَ لَوْ أَنَّ الدُّنْیا بِجَمِیعِ مَا فِیهَا وَ عَلَیهَا ذَهَبَةٌ حَمْرَاءُ عَلَى عُنُقِ أَحَدِهِمْ ثُمَّ سَقَطَ عَنْ عُنُقِهِ مَا شَعَرَ بِهَا أَی شَیءٍ كَانَ عَلَى عُنُقِهِ وَ لَا أَی شَیءٍ سَقَطَ مِنْهَا لِهَوَانِهَا عَلَیهِم.» (1)
«اگر دنیا و آنچه در داخل و در روی آن از طلای سرخ است جمع شود و بر گردن یكی از آنان آویخته شود و سپس از گردن او فرو افتد، نمیفهمد كه چه چیزی بر گردن او بوده است و برای چه چیزی از گردن او افتاده است.»
چون مؤمن زاهد شد و به مقام برجستۀ دوری از دنیا دست یافت، با عنایت خاص پروردگار، به مقام قرب كه یكی از اركان مهم آن بصیرت در علم و حكمت است وارد میگردد. یکی از نعمتهای بزرگ الهی كه نصیب مؤمن زاهد میشود معرفت به خدای تعالی میباشد كه اصل و حقیقیت عبودیت است:
«إِنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ الله مَعْرِفَتُهُ.» (2)
«سرآغاز عبادت الهی شناخت اوست.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«هركس دل از دنیا بركند و از خواری آن بیتابی نكند و برای رسیدن به ارجمندی به رقابت برنخیزد، خداوند متعال او را بدون راهنمایی مربی و هدایتگر، هدایت میكند و بدون اینکه از كسی تعلیم بگیرد به او میآموزد و حكمت را در سینهاش استوار میسازد و آن را بر زبانش جاری میگرداند.» (1)
خوشا به حال مؤمنانی كه چشم سر را بر روی زیباییهای ظاهری دنیا بستند و چشم دل را بر زشتی باطن آن گشودند، تا آنجا که سینۀ آنها از محبت دنیا خالی و از حكمتهای الهی پر شد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره این اشخاص به ابوذر (رحمة الله) فرمودند:
«إِذَا رَأَیتَ أَخَاكَ قَدْ زَهِدَ فِی الدُّنْیا فَاسْتَمِعْ مِنْهُ فَإِنَّهُ یلْقِی الْحِكْمَة.» (2)
«ای ابوذر، هرگاه دیدی برادرت به دنیا پشت كرده است، به سخنان او گوش كن؛ زیرا او حكمت تعلیم میدهد.»
رسیدن به سعادت ابدی و کسب حکمتها در گرو زهد است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وَ مَنْ زَهِدَ فِیهَا فَقَصَّرَ فِیهَا أَمَلَهُ أَعْطَاهُ الله عِلْماً بِغَیرِ تَعَلُّمٍ وَ هُدًى بِغَیرِ هِدَایة.» (3)
«هرکس در دنیا زهد ورزید آرزویش کوتاه شد و خداوند به او علم بدون آموزش و هدایت بدون هادی عطا کرد.»
غنیترین شخص در دنیا كه زاهدترین افراد زمان خود نیز بود، جناب سلیمان نبی (علیه السلام) میباشد كه با متنفرشدن از سلطنت و ثروت بیكران، به مقام
عظمای حكمت رسید. پروردگار به جناب سلیمان (علیه السلام) فرمود:
«تو حجت و عنایت ما هستی. آنچه از ما بخواهی مقرون به اجابت است.»
سلیمان (علیه السلام) عرض كرد:
«پروردگارا، تو به داوود (علیه السلام) پادشاهی و سلطنت عطا نمودی و مرا وارث ملك او ساختی. اینك من حكمت و معرفت میخواهم تا كار این امت را به صلاح آورم.»
خطاب رسید:
«ای سلیمان (علیه السلام)، چون تو از ما ثروت و طول عمر نخواستی و حكمت و معرفت را ترجیح دادی، ما علاوه بر آن كه دعایت را اجابت میكنیم و از دانش و حكمت تو را بهرهمند میگردانیم، چنان مال و ثروت و قدرتی به تو عطا خواهیم كرد كه پیش از تو و بعد از تو به هیچكس ندادهایم و نخواهیم داد.»
رحمت خداوند متعال شامل حال حضرت سلیمان (علیه السلام) شد و به سلطنت عظیمی دست یافت كه جن و انس و وحش و طیر در زیر فرمان او آماده خدمت شدند. (1)
دیگر نیكبختی كه به جهت دارا بودن عقل سلیم توانسته بود به سعادت و فوز عظیمِ دوری از سلطنت دنیا برسد، جوانی است که از حواریون حضرت عیسی (علیه السلام) شد. قضیۀ وی را علامه مجلسی (رحمة الله) نقل فرموده است:
«در بعضی از كتابها یافتم كه حضرت عیسی (علیه السلام) با بعضی از حواریین به سیاحت رفتند. در میان راه از دهكدهای گذشتند و به گنجی برخورد كردند. همراهان به او گفتند که اجازه میدهید بمانیم و گنج را به دست
1) تفسیر جامع 5/138 - تفسیر ابوالفتوح 15/21
آوریم تا ضایع نشود؟ حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که بمانید تا من وارد این دهكده شوم تا گنجی را كه در آن سراغ دارم بجویم.
او وارد دهكده شد و به خانه مخروبهای برخورد كرد. در آن خانه پیرزن سالخوردهای زندگی میكرد. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که اجازه میدهی امشب میهمان تو باشم و آیا در این خانه غیر از تو كسی هست؟ عجوزه گفت که آری، پسری دارم که پدرش مرده و اکنون در حمایت من به سر میبرد. به صحرا میرود و خار میكند و در شهر میفروشد و با بهای آن زندگی میكنیم. آنگاه برای حضرت عیسی (علیه السلام) اتاقی آماده نمود. چون پسرش آمد، مادر به او گفت که خدای سبحان در این شب میهمان صالحی بر ما ارزانی داشته كه جلوههای انوار زهد و پرهیزكاری از چهرهاش میدرخشد. از همنشینی و خدمت او بهرهمند شو.
پسر شرفیاب محضر حضرت عیسی (علیه السلام) شد. او را احترام كرد و گرامی داشت. چون پاسی از شب گذشت عیسی (علیه السلام) از وضع حال و امور زندگی جوان پرسید. دریافت که آثار خردمندی و زیركی و استعداد برای پیمودن مدارج كمال در او وجود دارد. اما از حال او احساس كرد دل در گرو اندیشهای عظیم دارد كه او را به خود مشغول كرده است. فرمود که جوان، میبینیم رازی در دل نهان داری كه سخت تو را به خود مشغول كرده است. مرا از آن آگاه ساز. شاید درمان تو نزد من باشد.
چون جناب عیسی (علیه السلام) در پرسش خود مبالغه كرد، جوان گفت آری، در دلم اندوه و دردی است كه جز خدای سبحان دیگری به درمان آن توان ندارد. حضرت فرمودند که مرا بر آن راز آگاه كن. شاید خدای سبحان راهی را الهام فرماید كه اندوهت زائل شود.
جوان گفت که روزی پشتۀ خاری را به سوی دهكده حمل میكردم. از كنار قصر دختر پادشاه گذشتم. نگاهم به دختر پادشاه افتاد و محبتش در دلم جای گرفت و هر روز افزون میشود و درمانی هم جز مرگ برای این درد نمیشناسم. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که اگر اراده داری من
وسیلۀ ازدواج او را برایت فراهم میكنم. جوان سوی مادرش بازگشت و گفتار حضرت را برایش باز گفت. مادرش گفت که پسرم، گمان نمیكنم این مرد وعدهای بدهد كه توان وفای آن را نداشته باشد. گفتارش را بشنو و از او اطاعت كن.
چون صبح شد حضرت عیسی (علیه السلام) به جوان گفت که به درگاه پادشاه برو. چون درباریان و وزیران بر تو وارد شدند، آنان را پیام ده كه پادشاه را بگویید من برای خواستگاری دخترش آمدهام. سپس آن چه بین تو و پادشاه روی داد برایم بازگو.
جوان كنار بارگاه پادشاه رفت. چون درباریان پادشاه گفتار غلام را شنیدند، خندیدند و شگفتیها نمودند. نزدیكان بر پادشاه وارد شدند و از راه استهزاء و تفنن پادشاه را از ماجرای جوان آگاه ساختند. پادشاه امر به احضارش كرد. جوان چون وارد شد و پیشنهاد ازدواج با دختر پادشاه را داد، پادشاه از روی استهزاء به جوان گفت که دخترم را به ازدواج تو درنمیآورم، مگر آنكه طبقی از لؤلؤ و یاقوت و جواهر درشت گرانبها برایم بیاوری. جواهراتی با اوصافی كه در خزانۀ هیچ پادشاهی از فرمانروایان دنیا یافت نمیشود. جوان گفت که میروم و پاسخ گفتارت را میآورم.
سپس به سوی حضرت عیسی (علیه السلام) بازگشت و آنچه گذشته بود باز گفت. حضرت عیسی (علیه السلام) به خرابهای رفت كه در آن سنگریزههایی بود. خدا را خواند و آنها را به صورتی كه پادشاه خواسته بود، بلكه زیباتر از آن، درآورد و جوان را فرمود که آن چه خواهی از این جنس بگیر و نزد سلطان ببر.
چون جوان با طبق جواهرات وارد شد، پادشاه و اهل مجلس از امر آن جوان در حیرت فرو رفتند. گفتند که این مقدار كافی نیست. جوان بازگشت و گفتارشان را به حضرت عیسی (علیه السلام) باز گفت. حضرت فرمود که وارد خرابه شو و آنچه میخواهی برگیر و برایشان ببر. چون جوان
با چند برابر جواهر بیشتر از مرتبۀ اول بر آنان وارد شد، حیرت آنان بیشتر شد. پادشاه گفت که این امر را مرتبۀ شگفتی است. با جوان به خلوت نشست و حقیقت حال را از او جویا شد. جوان از آنچه بین او و حضرت عیسی (علیه السلام) گذشته بود او را آگاه ساخت و داستان عشق خود را به پادشاه باز گفت. پادشاه دانست که میهمان حضرت عیسی (علیه السلام) است. جوان را گفت که میهمانتان را بگو بیاید تا دخترم را برایت تزویج كند. حضرت عیسی (علیه السلام) تشریف فرما شدند و دختر را به عقد جوان درآوردند. پادشاه یک جامۀ فاخر سلطنتی برای جوان فرستاد و بر او پوشاند و او را آن شب به وصال دخترش رسانید. چون صبح شد جوان را احضار كرد و با او سخن گفت. او را خردمند و دانا و زیرك یافت.
پادشاه كه جز آن دختر فرزندی نداشت، داماد یكشبۀ خود را به عنوان ولیعهد خود معرفی كرد و او را وارث مملكت خود گردانید و فرمان داد تا درباریان و اعیان كشورش با او بیعت كنند و از او فرمان برند.
شب دوم فرا رسید. پادشاه به مرگی ناگهانی درگذشت. جوان را بر سریر پادشاهی نشاندند و همۀ درباریان از فرمانش اطاعت كردند و كلید خزانۀ پادشاه را به او سپردند. روز سوم حضرت عیسی (علیه السلام) برای خداحافظی نزد او آمد. جوان گفت که ای حكیم، تو را بر من حقوقی است كه اگر زندگی جاوید یابم سپاس یكی از آنها را نتوانم بجای آورم. اما از شب گذشته پرسشی در دلم جای گرفته كه اگر پاسخ آن را به من نفرمایی از آنچه برایم فراهم فرمودهای هیچگونه سودی نخواهم برد. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که آن پرسش چیست؟ جوان گفت که شما که چنین قدرت و توانی داری تا من را از آن حالت پست و درماندگی خارج كنی و در مدت دو روز بر اریكۀ سلطنت و درجۀ رفیع شامخ رسانی، چرا این شكوهمندی را برای خودت نمیپسندی و میبینم كه با همین لباس مندرس و وضعی ناخوشایند میگذرانی؟
چون جوان در پرسش اصرار ورزید، حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که عارف
به پروردگار و دانا به سرای جاودان و خانۀ كرم و ثواب پروردگار و بصیر به فنای دنیا و پستی و سبكی آن، رغبت بر این پادشاهی زودگذر و این آرایش و تجملات فانی پیدا نمیكند. ما را در مرتبۀ قرب خدای سبحان و معرفت و درجۀ محبت به او لذتهای روحانی بسیاری است كه این لذتهای فانی در برابر آنها وزنی به بار نمیآوَرَد.
چون حضرت عیسی (علیه السلام) جوان را از عیوب دنیا و آفتهای آن آگاه ساخت و نعمتهای جاودانۀ آخرت را برایش بیان كرد، جوان گفت که مرا بر شما گواهی دیگر است: چرا برای خویش آنچه سزاوارتر و شایستهتر است برگزیدی و من را در این بلای عظیم افكندی؟
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود که من این مرحله را برایت برگزیدم تا میزان خردمندی و درجۀ هوشمندی تو را بیازمایم. هرگاه جویای ثواب و هدایت باشی كامیابی تو در ترك این امور و آرایش تخت سلطنت كه برایت فراهم آمده بیشتر و پسندیدهتر خواهد بود. پشتكردن تو به اقبال دنیا گواه و سرمشقی برای دیگران خواهد بود.
جوان با شنیدن سخنان حضرت عیسی (علیه السلام) تخت سلطنت را رها كرد. جامۀ گرانبها را بیرون نمود و لباس خاركنی كهنۀ خود را پوشید و در پی آن حضرت حركت كرد. چون حضرت عیسی (علیه السلام) نزد حواریین بازگشت، گفت این همان گنجی است كه در این سرزمین نشانش داشتم و برای شما آوردم. اما شما اگرچه همه وقت با من بودید و در اطاعت و عبادت حضرت حق همراه بودید، ولی آرزوی گنج و خزینۀ طلا در دل شما بود!» (1)
چه نیكوست محبی كه جوانمردی در وجودش ریشه دوانده و مانند حواریون حضرت عیسی (علیه السلام) با چشمپوشی از زخارف دنیا، چشم دل را
1) كتاب جلوه قرآن مجید و عترت در مقدمات تفسیر صافی 188
به سوی وجه الله زمان باز كند و با پاكسازی دل از محبت دنیا و دوری از تعلقات آن، خانۀ وجود خود را برای تابش انوار قدسی و ملكوتی امام دو عالَم و صاحب آسمانها و زمین آماده سازد. چه نیکوست که قلادۀ دنیا را از گردن خود به دور افكنده و جامۀ سربازی امامش را زینت عقل و روحش كند. و چه زیباست که در عصر پر تلاطمِ امواج سهمگین گناه و لغویات در غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همۀ لغویات را ترک کند خود را از سیطرۀ بخل و دنیاپرستی آزاد کند و تمام تلاش خود را برای فرهنگ انتظار و دادرسی به مؤمنین بگذارد. چقدر پسندیده و جالب است عقل را به پشتوانۀ كلام معصوم (علیه السلام) در راه دشمنی با اژدهای شش سر دنیا به کار بگیرد و به سعادت و آرامش دست یابد. و با دستیابی به زهد واقعی که سراسرش به حکمت الهی منور گشته زیرا طبق فرمودة امام معصوم (علیه السلام) از آثار ارزندة زهد دستیابی به حکمت است. درمورد حقیقت حکمت نیز امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیۀ شریفۀ یؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً كَثیراً وَ ما یذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ خدا به هركس كه بخواهد حكمت مىبخشد و به هركس حكمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است. جز خردمندان كسى پند نمىگیرد (1)میفرمایند:
«منظور از حكمت در این آیۀ شریفه اطاعت خداوند متعال و معرفت و شناختن امام است.» (2)
با فضیلتترین عمل انتظار و یاد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و رأس همۀ اعمال صالح ارتباط قلبی با این وجود گرامی میباشد. ارتباط با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یعنی صدازدن اسماء حسنای الهی. طبق این تعریف طبیعی است که ظرف قلب باید
برای پذیرش چنین معنایی آماده باشد:
«عن النّبىّ (صلی الله علیه و آله و سلم): القَلْبُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالْعُقْبَى وَ قَلْبٌ مَشْغُولٌ بِالْمَولَى: اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْیا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلَاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالْعُقْبَى فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغُولُ بِالْمَولَى فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَى وَ الْمَوْلَى.» (1)
«قلبهای مردم سه گونه است: قلبی كه مشغول به دنیاست؛ قلبی كه مشغول به آخرت است؛ قلبی كه مشغول به مولای خویش است. قلبی كه مشغول به دنیاست، همیشه در بلا و اندوه غوطهور است. قلبی كه به آخرت معطوف شود، درجات رفیعی نخواهد داشت. اما قلبی كه به مولایش مشغول باشد، در دنیا و آخرت منفعتی از مولایش خواهد برد.»
همت اولین قلب تفكر پیرامون جمعآوری اموال دنیاست. ولی هم و غم مؤمن اهل بصیرت برای نزدیكی به امامش كه از طرف خداوند متعال جانشین وی در زمین و باب الله است، میباشد.
امام (علیه السلام) است که قلب مؤمن در فراق او محزون و چشمش همواره گریان است. مهر و محبت امام (علیه السلام) سراسر وجود مؤمن را اشباع میکند و او را به جایی میرساند كه جز امام نمیخواهد و نمیجوید. یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مؤمن را از مشغلههای دنیوی جدا میسازد و با زینتهای دنیا بیگانه میکند. در چگونگی سیرۀ چنین مؤمنانی فرمودهاند:
«خوشا به حال كسی كه عبادت و دعای خویش را خالص گرداند و دل خود را اسیر دیدنیها نسازد و از اثر توجه به شنیدنیها، خدا را فراموش ننماید و از ثروت و قدرتی كه دیگران دارند، اندوهی به خود راه
1) ینابیع الحكمة 4/445 - محاسبة النفس 36
ندهد.» (1)
طبق روایاتی كه ذكر شد، چشمپوشی از جلوههای رنگارنگ دنیا از آثار ایمان است؛ زیرا مؤمنی كه دم از محبت و دوستی امامش میزند، باید اینچنین باشد:
«زینتهای دنیا كه به چشمشان میخورد، آنها را از ذكر خدای متعال غافل نمیسازد.»
مؤمنان حقیقی به وسیلۀ ارتباط قلبی با ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به درجهای از معرفت خواهند رسید كه دیگر نیرنگ و فریب دنیا نمیتواند آنان را به خود جذب كند؛ زیرا در ارادت به امامشان و به علت اخلاصی که در محبت خود دارند، چنین رفتاری خواهند داشت که فرمودهاند:
«مؤمن به وسیلۀ معرفت به ما زهد پیشه میسازد و از دنیا فقط به اندازۀ رفع گرسنگی و ستر عورت قناعت مینماید و پیوسته از خدای خود خائف میباشد.» (2)
سعی چنین افرادی در برقراری ارتباط قلبی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و به علت معرفتی كه به آنان عطا میگردد، از دنیا به قدر ضرورت بهره میگیرند:
«یا جَابِرُ مَا الدُّنْیا وَ مَا عَسَى أَنْ تَكُونَ الدُّنْیا هَلْ هِی إِلَّا طَعَامٌ أَكَلْتَهُ أَوْ ثَوْبٌ لَبِسْتَهُ أَوِ امْرَأَةٌ أَصَبْتَهَا.» (3)
«ای جابر، دنیا چیست و امید داری چه باشد؟ مگر دنیا غیر از خوراكی كه خوردی یا جامهای كه پوشیدی یا زنی است كه به او رسیدی؟»
مؤمنی كه منتظر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود میباشد، دریافته است كه برای وصال امامش راهی جز ترك دنیا ندارد و به دلیل معرفت و بصیرتی كه به او اهدا شده است، به این فرمایش گهربار یقین پیدا كرده است:
«یا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیرِكَ.» (1)
«ای فرزند آدم، در آنچه بیش از مقدار خوراكت به دست میآوری، خزانهدار دیگرانی.»
برای مؤمن چه نیکوست كه با فهم روایات و عمل به آنها، به درجهای از عقل رسیده باشد که ارزشی برای ثروتهای بیكران قائل نباشد و دنیا را با معرفت و حكمت عوض کند. این توفیق فقط نصیب مؤمنی میشود كه عقلش به مرتبۀ كمال و عملش به منصۀ ظهور رسیده باشد. امام موسیبنجعفر (علیهما السلام) درباره این عقلا فرمودند:
«آن كس كه خداوند متعال به او عقل قوی عنایت فرماید، از دنیاطلبان و اهل دنیا كناره میگیرد.» (2)
این مطلب فقط با تبعیت از دستورها و راهنماییهای ائمۀ معصومین (علیهم السلام) میسر میگردد. خداوند به موسیبنعمران (علیهما السلام) فرمود:
«ای موسی (علیه السلام)، بندگان نیكوكار من در حدود دانش خود از دنیا دوری میجویند و بدكاران به قدر جهل و نادانی خویش به دنیا رغبت پیدا میكنند.» (3)
بنابراین با شناخت فریبهای دنیا و یقین به جهان آخرت و معرفت به خدا و ائمۀ معصومین (علیهم السلام)، بیمیلی به خوشیهای زوالپذیر دنیا پدید میآید. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«یسِیرُ الْمَعْرِفَةِ یوجِبُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیا.» (1)
«اندكی شناخت موجب بیرغبتی به دنیا میشود.»
همچنین فرمودهاند:
«مَنْ صَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ انْصَرَفَتْ عَنِ الْعَالَمِ الْفَانِی نَفْسُهُ وَ هِمَّتُهُ.» (2)
«كسی كه معرفتش صحیح باشد نفس و همتش از جهان فانی رویگردان میشود.»
پس مؤمن باید عقل خود را به كار ببندد و با پیروی از فرموده های ائمۀ معصومین (علیهم السلام) و با درسگرفتن از عاقبت دنیاطلبان، قلب خود را از تجملات دنیا متنفر سازد و به تأسّی از انبیاء و امامان معصوم (علیهم السلام) راه صحیح را در برخورد با دنیا در پیش بگیرد. عیسی (علیه السلام) در پاسخ به حواریین كه عرض كردند: «چرا تو روی آب راه میروی و ما نمیتوانیم؟»، فرمودند:
«وَ مَا مَنْزِلَةُ الدِّینَارِ وَ الدِّرْهَمِ عِنْدَكُمْ؟ قَالُوا حَسَنٌ! قَالَ لَكِنَّهُمَا عِنْدِی وَ الْمَدَرَ سَوَاء.» (3)
«به نظر شما درهم و دینار چگونه است؟»
عرض کردند:
«ارزشمند هستند.»
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمودند:
«اما در نظر من ارزش آنها با كلوخ یكسان است.»
امام صادق (علیه السلام) در مذمت دنیا فرمودند:
«خداوند متعال به حضرت موسی (علیه السلام) فرمود که دنیا خانۀ عقوبت است. حضرت آدم (علیه السلام) را به علت ترك اولایی كه از او سرزده بود عقاب نمودم. دنیا ملعونی برای علاقهمندانش است، مگر آنهایی كه در دنیا برای جلب خشنودی من زندگی میكنند.»
وقتی مؤمن به کلام گهربار معصومین (علیهم السلام) مینگرد، متوجه میشود که هیچگاه فتنههای دنیا او را رها نمیکند. درمییابد تنها جایی که مأمن مناسبی برای سالمماندن از دنیاست، حریم اهلبیت است:
أَ وَ لَمْ یرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ یتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ یؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ الله یكْفُرُونَ (1) «آیا ندیدهاند كه ما حرمى امن قرار دادیم و حال آنكه مردم از حوالىِ آنان [توسط شیطان] ربوده مىشوند؟ آیا به باطل ایمان مىآورند و به نعمت خدا كفر مىورزند؟»
اگرچه حرص صفتی زشت برای انسان است؛ اما مؤمنین حقیقی با استفاده از همین صفت تجارتی میکنند که هم در این دنیا و هم در آخرت برایشان سودمند است:
«مَنْهُومَانِ لَا یشْبَعَانِ؛ طَالِبُ عِلْمٍ، وَ طَالِبُ دُنْیا.»
1) سورۀ مبارکۀ عنکبوت آیۀ شریفۀ 67
«دو دسته سیر نمیشوند: طالب علم و طالب دنیا.»
بر خلاف مردم كه تمام همتشان مالاندوزی است، مؤمن همۀ سعی خویش را برای فراگیری علوم اهلبیت (علیهم السلام) به کار میبندند. همچنانكه اهل دنیا برای ارضاء نیازهای دنیوی خود تلاش بسیاری دارند، مؤمن حقیقی نیز كسب علوم و فضائل اهلبیت (علیهم السلام) را بر خود واجب میداند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ فِی كُلِ حَال.» (1)
«جستوجوی معارف دینی در هر حالی واجب است.»
تحصیل علوم اهلبیت (علیهم السلام) آنچنان دارای اهمیت است كه كوتاهی در آن از دیدگاه امام معصوم (علیه السلام) گناهی عظیم محسوب میشود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«دوست ندارم جوانی از شما را ببینم، مگر آنكه در هر روز رفت و آمدش در یكی از این دو حالت باشد: یا عالم یا محصل. كسی كه چنین نباشد در انجام وظیفه خود كوتاهی كرده است و خودداری از اداء وظیفه تضییع حق انسانیت است. چنین تضییعی گناه است و جایگاه گناهكار در آتش خواهد بود.» (2)
همچنین حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«لَا یسْتَخِفُ بِالْعِلْمِ وَ أَهْلِهِ إِلَّا أَحْمَقٌ جَاهِل.» (3)
«فقط نادان علم و اهل علم را سبك میشمارد.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره تفریط در علمآموزی فرمودند:
«وَ أَقَلُ النَّاسِ قِیمَةً أَقَلُّهُمْ عِلْما.» (1)
«كم بهاترین مردم كسی است كه دانشش از همه كمتر باشد.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ غُثَاء.» (2)
«مردم سه گروهند: عالم؛ محصل؛ كسانی كه نه عالم هستند و نه محصل. آنان همانند خار و خاشاك روی آب هستند.»
مردمی که با علم و فقه از در قهر درآمدهاند زندگی بیمصرفی دارند. آنان همانند چهارپایان در فكر ارضاء شكم و شهوت خود هستند و به علت تمایلشان به دنیا، از علوم اهلبیت (علیهم السلام) دور افتادهاند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره چنین افرادی فرمودند:
«إِذَا أَرْذَلَ الله عَبْداً حَظَرَ عَلَیهِ الْعِلْم.» (3)
«هرگاه خدا بخواهد بندهای را خوار كند، علم را از او دور میسازد.»
در اهمیت والای آموختن علم روایتی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است كه ایشان فرمودند:
«إِذَا اَتَى عَلَىَّ یوُمٌ لَا اَزْدَادُ فِیهِ عِلْمَاً یقَرِّبُنِی اِلَى اللهَ فَلَا بَارِكَ اللهُ لِی فِی طُلُوعِ شَمْسِه.» (4)
«اگر روزی برسد و علمی كه مرا به خدا نزدیك كند بر من افزوده نشود،
1) من لا یحضره الفقیه 4/395 - الأمالی(للصدوق (رحمة الله)) 21 - معانی الأخبار 195 - كنز الفوائد 1/300 - الوافی 26/159 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/164؛ 74/112
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 1/34؛ (ط - دارالحدیث) 1/81 - الوافی 1/152
3) نهج البلاغه حكمت 288 - نهج البلاغة (صبحی صالح) 526 - شرح الكافی-الأصول و الروضة (مولى صالح المازندرانی) 1/240 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 1/196
4) تفسیر الصافی 3/322 - تفسیر نور الثقلین 3/398 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 8/358 - نهج الفصاحة 177 - یكصد موضوع اخلاقی در قرآن مجید و حدیث 12
طلوع آفتاب آن روز بر من مبارك مباد.»
با این فرمایش گهربار مشخص میشود که منظور از علم همان وسیلهای است كه باعث قرب و ورع شخص عالِم میگردد. یعنی علمی که همدم عمل شود. وگرنه مصداق فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میگردد كه فرمودند:
«مَنِ ازْدَادَ عِلْماً وَ لَمْ یزْدَدْ هُدًى لَمْ یزْدَدْ مِنَ الله إِلَّا بُعْدا.» (1)
«هركس بر علمش افزوده شود؛ ولی بر عمل و هدایتش نیفزاید، علمش جز دوری از خدا برای او حاصل دیگری ندارد.»
معنی این روایت در دیگر كلام گهربار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هویدا میشود:
«چه بسیار حامل فقهی كه فقیه نیست.» (2)
علم بیعمل آفتی بسیار مهلک است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره علمی که توأم با عمل نیست فرمودهاند:
«آفَةُ الْعِلْمِ تَرْكُ الْعَمَلِ بِه.» (3)
«آفت علم عمل نكردن به آن است.»
آن حضرت (علیه السلام) در خطبهای نیز فرمودند:
«ای مردم، هنگامی كه چیزی را دانستید عمل كنید تا هدایت یابید؛ زیرا عالمی كه برخلاف علمش عمل كند مانند جاهل سرگردانی است كه هرگز از جهلش هوشیار نمیشود. بلكه من حجت را بر چنین عالمی بزرگتر و حسرتش را پایدارتر میبینم.» (4)
همچنین آن حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«ای مردم، به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمیكنم، مگر اینكه پیش از آن خودم آن را انجام میدهم و از هیچ كار خلافی باز نمیدارم، مگر آنكه پیش از شما از آن دوری جستهام.» (1)
پس بر مؤمن واجب است به آنچه از كلام معصومین (علیهم السلام) میآموزد عمل نماید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«كسی كه دو حدیث فرا بگیرد تا خود به آن عمل كند یا به دیگران بیاموزد تا به آن عمل کنند، برای او از شصت سال عبادت بهتر است.» (2)
همچنین حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِی الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَان.» (3)
«بیارزشترین دانش علمی است كه بر سر زبان است و باارزشترین علم آن است كه در اعضا و جوارح آشكار است.»
وقتی فراگیری علوم اهلبیت (علیهم السلام) و عمل به آن روزیِ فرد مؤمن شد، باید به عنوان شكرگذاری از این نعمت عظیم، قلوب تاریك مردم را به كلام معصومین (علیهم السلام) منور و هدایت نماید. امام معصوم (علیه السلام) فرمودهاند:
«إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُ كَمَا تَمَلُ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكْمَة.» (4)
«این دلها همانند تَنْها خسته میشوند. برای نشاط آنان به سخنان تازه حكیمانه روی بیاورید.»
انتشار سخنان حكیمانۀ ائمۀ هدی (علیهم السلام) به عهدۀ عالم اهل عمل است؛ چراکه
مردم پذیرای حکمت از فردی که سخن میگوید ولی خود به آن عمل نمیکند، نیستند. در واقع مسئله کاملاً واضح است. اگر گوینده سخن به گفته خویش اعتقاد قلبی داشته باشد، اولین کسی که به آن گفتهها جامۀ عمل میپوشاند خود اوست. دیگران نیز وقتی گفته اشخاص صاحب نام را مطابق رفتارشان ارزیابی میکنند، صدق کلام گوینده برایشان محرز میشود:
«حق تعالی به حضرت موسیبنعمران (علیهما السلام) وحی نمود که مرا در نظر بندگانم محبوب گردان.»
موسی (علیهما السلام) عرضه داشت:
«از چه راهی دوستی تو را در دل مردم قرار دهم؟»
حق تعالی فرمود:
«آنان را با الطاف و نعمتهای بیكران من آشنا ساز؛ زیرا آنها مرا با انواع نعمتها و نیكیهایم میشناسند.» (1)
روش عالم برای هدایت مردم بر رحمت و امید استوار است:
«الْفَقِیهُ كُلُ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ الله وَ لَمْ یؤْیسْهُمْ مِنْ رَوْحِ الله وَ لَمْ یؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ الله.» (2)
«فقیه كامل كسی است كه مردم را از آمرزش خداوند متعال مأیوس و از مهربانی او ناامید نكند و از عذاب ناگهانی خدا ایمن نسازد.»
چنینی سخنان حکیمانه ای از زبان عالم متقی در نمی آید مگر با زهد ورزیدن و تهذیب نفس. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«كسی كه به دنیا بیرغبت باشد و از رنجهای آن بیتابی نكند و با
ثروتها و مقامها خود را گم نكند، خداوند متعال قلب او را بدون تعلیمدادن كسی هدایت میکند و حكمت هر چیزی را در دل او ثابت میگرداند و سپس حكمت را از دهان او خارج میسازد.»
«فَعَلَیكَ بِبُغْضِ الدُّنْیا وَ اعْرِفْ خِدْمَةَ الصَّالِحِینَ وَ اَحْكِمْ اَمْرَكَ لِلْمَوتِ.» (1)
«اگر میخواهی خداوند متعال تو را به علم باطن و رموز عالم گرامی بدارد، بر تو باد به دشمنی با دنیا و شناخت فضیلت خدمتکردن به صالحین و محكمکردن كارت برای مرگ. چون این سه خصلت را دارا شدی، خداوند متعال تو را به علم سرّ مفتخر و مكرم مینماید.»
روی همین اصل است که فرمودهاند:
«علم نوری است که بر دل تابیده میشود.»
تمامی کورهراههای جهل به سبب علم روشن میشود و اسرار الهی با عتبهبوسی خاندان رسالت (صلی الله علیه و آله و سلم) منكشف میگردد. علم به باطن اشیاء و تصرف در آنها فقط به واسطۀ تنفر از دنیا به دست میآید؛ زیرا كوچكترین غبار دنیا بر صفحۀ دل، حجابی بزرگ بین مؤمن و حقائق و اسرار الهی ایجاد میکند. بارورنمودن حب دنیا در دل، باعث خاموشی نور فهم معارف و حقیقت معرفت الله میگردد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«لِحُبِّ الدُّنْیا صُمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِكْمَةِ وَ عَمِیتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِیرَةِ.» (2)
«دوستی دنیا گوشها را از شنیدن حکمت كر میکند و دیدهها را از دیدن حقیقت كور.»
همچنین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرمودهاند:
«وَ مَنْ یرْغَبْ فِی الدُّنْیا فَطَالَ فِیهَا أَمَلُهُ أَعْمَى الله قَلْبَهُ عَلَى قَدْرِ رَغْبَتِهِ فِیهَا.» (1)
«کسی که به دنیا رغبت نشان دهد و آرزوهایش در آن زیاد شود، خداوند به اندازۀ رغبتش به دنیا دلش را كور میگرداند.»
محبت به دنیا عقل را نابود میکند و به تبع آن جهل را زنده میکند؛ جهلی كه انتهای آن هلاكت است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«وَ مَنْ أَبْصَرَ فِیهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیهَا أَعْمَتْه.» (2)
«كسی كه بهرهمندی از امور مادی دنیا را هدف بگیرد بیناییاش (عقلش) را زائل میسازد.»
دریافتیم كه بهترین علم آن است كه دل را به سوی دین هدایت کند. وقتی امام عمود دین است، پس علمی نافع است که مردم را به سوی امام وقت هدایت کند. رأس همۀ اعمال نیك نیز یاری امام وقت میباشد. این یاری با زندهنگهداشتن یاد آن حضرت و دعای فراوان برای ظهور او محقق میشود. اما متأسفانه اكثر محبین به علت دلبستگی به دنیا از یاد حضرت و دعا برای ایشان غافل ماندهاند و خسران عظیمی را در دنیا و آخرت برای خویش فراهم ساختهاند. این غافلان در روز محشر در حسرت بزرگی به سر میبرند:
یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللَّهِ (3)
«واحسرتا كه در برابر جنب الله (امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) سستی كردیم.»
حتی آن بزرگوارانی كه برای فراگیری علوم اهلبیت (علیهم السلام) همت میگمارند و عمر گرانمایۀ خود را برای آموزش و نشر معارف دین صرف مینمایند، اگر در جایجای معارف دینی یادی از امام وقت (علیه السلام) نداشته باشند، همتشان درختی است كه رشد نموده؛ ولی حاصلی مطلوب به بار نیاورده است. در واقع معنای علم و عمل و شکوفایی حكمت در توجه و ارادت قلبی به امام هر زمانی خلاصه میشود. در این روایت به همین معنا اشاره شده است:
«یَابْنَ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ الله قَالَ: مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُه.» (1)
شخصی از امام حسین (علیه السلام) پرسید:
«ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، معرفت خدا چیست؟»
حضرت فرمودند:
«معرفت به امام هر زمان، همان كسی كه اطاعتش واجب است، معرفت به خداست.»
در واقع زیباترین نتیجۀ معرفت به خدای متعال، دعا برای تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. زیرا معرفت به امام باید مؤمن را به سوی صاحبش سوق دهد. حقیقت شناخت امام ارادت و محبت فوقالعاده به حجت خداست که فقط با دعا برای ایشان (علیه السلام) محقق میگردد.
1) علل الشرائع 1/9 - كنز الفوائد 1/328 - نزهة الناظر و تنبیه الخاطر 80 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 5/312؛ 23/83؛ 23/93
تضرع خالصانه فقط با سوختن دل در مصیبتی عظیم محقق میگردد. اگر همۀ مصائب دنیا را تا قیامت به روی هم انباشته كنند و در کنار مصیبت امام حسین (علیه السلام) بگذارند، جز قطرهای در برابر دریاها نخواهد بود. حادثهای كه همۀ ذرات هستی و تمام ملائكه و انبیا را، از شدت عظمت، به نالههای جگرسوز كشانده است. مصیبت عظیم عاشورا مصیبتی است كه هیچ غمی به عظمت آن پیدا نخواهد شد. به همین علت شایسته است که مؤمن به تأسی از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خویش كه فرمودند: «ای جد من، صبح و شب برایت گریه میکنم.» (1)، در مصیبت سیدالشهدا گریان باشد. لذا مؤمن باید دقایقی از شبانهروز خود را صرف این عبادت عظیم نماید كه فرمودهاند:
«گریه بر امام حسین (علیه السلام) اعظم عبادات است.» (2)
آنگاه كه بر اثر یادآوری صحنههای جانسوز عاشورا، خون دل به صورت آبی زلالی بر گونهها جاری گشت، بهترین وقت برای دعا به درگاه حق تعالی است. اگر این اشك و آه به دعا برای تعجیل در ظهور منتقم آلالله متصل گردد، به یقین، فرد را مشمول دعای حجت الله اعظم قرار خواهد داد؛ زیرا وجود مقدسشان فرمودند:
«اگر پس از گریه بر امام حسین (علیه السلام) برای ظهورم دعا کنید، برایتان دعا خواهم نمود.»
آنگاه است كه آثار محبت باید از دل بر زبان مؤمن جاری شود و فرد در
برابر مولای خود استغاثه نماید:
«هَلْ إِلَیكَ یا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى، هَلْ یتَّصِلُ یوْمُنَا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظَى.» (1)
«ای فرزند احمد، آیا راهی به سوی دیدار تو هست؟ آیا روزگار جدایی ما به تو وصل میشود تا بهرهای ببریم؟»
عقل شیعیان از میزان فهم آنان به فرمودههای امامان معصوم (علیهم السلام) هویدا میشود. انسانها باید برای نجات از دریای طوفانی جهل، كشتی عقل را با كلام نورانی ائمۀ معصومین (علیهم السلام) به ساحل همیشه بهار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هدایت کنند. این امر مستلزم اصلاح عقیده و آموزش و تربیت قلب است.
زیستن در دنیا برای باروركردن ایمان است که از چهار ستون تشكیل میشود. امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«در میان مردم كمترین چیزی كه تقسیم شد یقین بود.»
راوی سؤال كرد که یقین چیست؟ امام (علیه السلام) فرمودند:
«التَّوَكُّلُ عَلَى الله وَ التَّسْلِیمُ لِلَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ الله وَ التَّفْوِیضُ إِلَى الله.» (2)
«توکل بر خدا؛ تسلیمبودن در برابر امر الهی؛ خوشنودی به قضای الهی؛ سپردن کارها به خدا.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«الْإِیمَانُ لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ التَّوَكُّلُ عَلَى الله وَ التَّفْوِیضُ إِلَى الله وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ الله وَ
1) المزار الكبیر (لابن المشهدی) 582 - إقبال الأعمال (ط. القدیمة) 1/298 - بحارالأنوار(ط - بیروت) 99/108 - زاد المعاد؛ مفتاح الجنان 307
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/52؛ (ط - دارالحدیث) 3/135 - التمحیص 63 - الوافی 4/145 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 7/328 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 97/138؛ 97/180
الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ الله.» (1)
«ایمان چهار ركن دارد: توكل بر خدا؛ واگذاری كار خویش به او؛ راضیبودن به قضای الهی؛ تسلیمبودن در برابر فرمان خداوند.»
این چهار پایه از آثار معرفتند كه به نام ایمان شناخته میشوند. برای بارورنمودن درخت یقین باید ریشههای عقل را آبیاری کرد. اولین مرحله در این مسیر توكل است. قرآن مجید در بسیاری از سورهها مردم به را توکل توصیه فرموده است. در اهمیت توكل همین بس كه بیش از شصت آیه از قرآن کریم مربوط به آن است. به عنوان مثال از این آیۀ شریفه پیداست كه توکل لازمه ایمان است:
وَ عَلَى الله فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنین (2) «اگر ایمان دارید بر خدا توکل کنید.»
شخصی از امام كاظم (علیه السلام) درباره مفهوم آیۀ شریفۀ وَ مَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ پرسید. امام (علیه السلام) فرمودند:
«توكل بر خداوند متعال دارای درجاتی است. یكی از آن درجات این است كه در همۀ امور به خدا اطمینان داشته باشی كه هرچه با تو انجام دهد به آن راضی باشی و بدانی كه خداوند متعال جز خیر و نیكی به تو چیزی عطا نمیكند. همچنین بدانی كه حكمكردن تنها مخصوص خداوند متعال است. پس با واگذاری همۀ کارها به خداوند متعال بر او
توكل كنی و در تمامی آن امور و امور دیگر به او اطمینان داشته باشی.» (1)
آنچه بسیار حائز اهمیت است فهم دقیق حقیقت توكل است. با فهمیدن صحیح آن پایههای توحید شكل میگیرد. كسب چنین اعتقاد و مقامی جز به کمک عالم و مفسری که عاری از خطا و اشتباه باشد میسر نیست. و کسی شایستگیِ این مقام را جز محمد و آل محمد (علیهم السلام) نخواهد داشت. ایشان در معنای حقیقی توكل فرمودهاند:
«معنای توكل آن است كه شخص مطمئن باشد که غیر از خواست خدا، كسی نمی تواند نفع یا ضرری به او رساند یا او را از رسیدن به چیزی منع كند یا چیزی به او بدهد و به طور كلی از مخلوقات مأیوس گردد. اگر كسی چنین باشد باید برای غیر خدا كاری نكند، به غیر خدا به احدی امیدوار نباشد، غیر از خدا از كسی نترسد، طمع در مال كسی نبندد، در برابر مخلوقات از ابتلائات خود شكایت نكند، در حضور اشخاص شكر نمعتهای خدا را به ریا نگوید، به آنچه از مال دنیا به او برسد سپاسگزار باشد و به كم اکتفا نماید.»
امام معصوم (علیه السلام) در تفصیل معنای توكل فرمودهاند:
«مراد از اخلاص این است كه شخص چیزی از مردم درخواست نكند تا خود بیابد و چون یافت به آن راضی شود و اگر چیزی بیش از احتیاج خود داشت در راه خدا انفاق كند. پس اگر از خلق خدا درخواست نكرد، با این کار به بندگی خود اقرار نمود است و چون آنچه میخواست به دست آورد و راضی شد، خداوند متعال نیز از او راضی خواهد شد.»
طبق این فرمایش هرکس اضافی مال خود را به نیازمندان بدهد، به فضل خدا یقین كرده است و این كمال اخلاص است. بنابراین توکل یعنی به غیر
1) التمحیص 62 - بحارالانوار 68/153 - چرا مرا آفریدند 106
خدا كسی را مؤثر نبینیم. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
«رَأَیتُ الْخَیرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس.» (1)
«تمامی خیر را دیدم كه در قطع طمع از داشتههای مردم جمع شده است.»
بر هر مؤمنی لازم است که برای رسیدن به مقام توكل و خلاصی از منت و ذلت مردم، دائماً، این روایت نورانی و رهگشا را مرور نماید تا این اعتقاد با روح و عقل او ممزوج شود:
«اگر تمام مردم كوشش كنند تا آنچه خدا مقرر نفرموده به تو برسانند، ممكن نیست آن سود به تو برسد.» (2)
همانطور که خدا در قرآن کریم میفرماید:
وَ إِنْ یمْسَسْكَ الله بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ یمْسَسْكَ بِخَیرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ (3) «اگر خدا به تو زیانى برساند، كسى جز او برطرفكننده آن نیست. اگر هم خیرى به تو برساند، پس او بر هر چیزى تواناست.»
در آیهای دیگر میفرماید:
وَ إِنْ یمْسَسْكَ الله بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ یرِدْكَ بِخَیرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یصیبُ بِهِ مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ (4) «اگر خدا به تو زیانى برساند، آن را برطرفكنندهاى جز او نیست. اگر
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/148؛ (ط - دارالحدیث) 3/382 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 126 - عدة الداعی و نجاح الساعی 96 - الوافی 4/415 - وسائل الشیعة 9/449 -... - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/171؛ 72/110
2) بحارالانوار ج 5 – مضمون این گفته در آیۀ شریفۀ 107 سورۀ مبارکۀ یونس آمده است.
3) سورۀ مبارکۀ انعام آیۀ شریفۀ 17
4) سورۀ مبارکۀ یونس آیۀ شریفۀ 107
هم براى تو خیرى بخواهد، بخشش او را ردكنندهاى نیست. آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد مىرساند و او آمرزنده مهربان است.»
با این اعتقاد حرص و تلاشِ بیش از حد برای متوکل معنا ندارد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند:
«در كسب روزی میانهروی كنید. آنچه نصیب شما باشد تندتر از شما به دنبالتان میدود و آنچه نصیب شما نباشد، هرچه بكوشید به آن نمیرسید.» (1)
از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره تفسیر «لا حول و لا قوة الا بالله» پرسیدند. حضرت در جواب فرمودند:
«ما برابر خداوند مالك چیزی نیستیم و مالك چیزی نمیشویم جز آنچه او به ما بخشیده است. پس چون خدا چیزی به ما ببخشد كه خود سزاوار است، وظائفی نیز به عهدۀ ما گذاشته است و چون آن را از ما گرفت، تكلیف خود را از ما برداشته است.»
مناجات ذیل مؤمن را به سمت توكل سوق میدهد:
«خدایا، آبرویم را با بینیازی نگهدار و با تنگدستی، شخصیت مرا لكهدار مفرما تا از روزیخواران تو روزی نخواهم و از بدكاران عفو و بخشش نطلبم. مرا در ستودن آن كس كه به من عطائی فرمود موفق فرما و در نكوهش كسی كه از من دریغ داشت آزمایش مفرما. در صورتی كه در پشت پرده، اختیار هر بخشش و دریغی در دست توست و تو بر همه چیز توانایی.» (2)
یعنی گرچه در ظاهر بخششها و دریغها به دست انسانها صورت میگیرد؛ اما همۀ آنها به دستور و خواسته خداست. البته تلاش افراد در امور
مؤثر است؛ اما اثربخشی این تلاش منوط به ارادۀ خداست. قرآن مجید فرموده است:
وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى (1) «انسان به اندازه تلاشش دارا میشود.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«اطْلُبُوا الرِّزْقَ فَإِنَّهُ مَضْمُونٌ لِطَالِبِه.» (2)
«روزی را بجویید؛ زیرا روزی برای جوینده آن ضمانت شده است.»
باید دانست که اسباب و تلاش با اذن خدا مؤثر خواهد بود. هر كسی در طول زندگی خود از این نوع اتفاقها بسیار تجربه كرده است و دیده است که گاهی تمام تلاش خود را به كار گرفته است ولی به نتیجه نرسیده است. بالعكس، گاهی تلاشی در كار نبوده و یا بسیار اندک است؛ ولی نتیجۀ مطلوبی به دست آمده است.
اگر تلاش انسان با اراده خدا همراه شود مؤثر خواهد بود. با تأمل در فرمایشهای معصومین (علیهم السلام) میتوان جایگاه تلاش و توكل و تفویض را مشخص نمود. امام حسن (علیه السلام) فرمودند:
«برای آرزوهای خود آنچنان مكوش كه گویا حتماً باید به آنها برسی و بر تقدیر الهی هم آنچنان تكیه نداشته باش كه اصلاً اراده و كوششی نداشته باشی؛ چراكه تلاش برای بهدستآوردن روزی سنت شریعت است و مختصرطلبی پاكدامنی است. نه عفت رزق را دور میكند و نه
حرص موجب فراوانی روزی میگردد؛ زیرا رزق تقسیم شده است و روز مرگ معین است و حرصورزیدن موجب افتادن در گناهان است.» (1)
همچنین آن حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«برای دستیابی به بیشتر از روزی خود تلاش نکنید. راضی به مقدار معینشده باشید كه فضل خدا شما را بینصیب نمیگذارد. به جای آن در طلب عفت بكوشید كه به كمال نفس برسید. حرص رزق را زیاد نمیكند؛ بلكه سبب رنج و ماتم میگردد. عفت و تقوا موجب سعادت و تقرب میشوند. پس تلاش خود را در راه كسب پارسایی و عفت نفس به كار ببرید.» (2)
همچنین فرمودهاند:
«هرچه در جستوجوی سیم و زر بكوشی، بیش از روزی خود به چنگ نخواهی آورد و آنچه افزون از روزی خویش به دست آوردهای نصیب دیگران خواهد شد و جایگاه تو بر آن خزانه بیش از جایگاه یك خزانهدار نخواهد بود. از سفرۀ دنیا لقمههای كوچك بردار تا اگر حلال باشد كشاكش حساب تو سبكتر برگزار شود و اگر حرام باشد بر تو گناهی ننویسند. اینچنین از این مردار استفاده كنید و چون چنین كردید ملامت نیز نخواهید شد. این دنیای زیبایی كه میبینی، مرداری بیش نیست. از این مردار به میزان حاجت خویش بردار؛ زیرا مردارخواری اگر از مقدار نیاز بیشتر شود حرام است.» (3)
مؤمن با اعتقاد به اراده امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه همان اراده خداست، در می یابد که خداوندبه واسطۀ عنایت امام عصر برکاتش را به مخلوقات می رساند. بنابراین لزومی برای تلاش بیش از حد در جهت کسب روزی وجود ندارد.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«كسانی كه تلاش فراوانی برای روزی دارند، یقینشان به خداوند متعال كم است.»
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«خدای تعالی روزی احمقان را فراخ گردانید تا خردمندان درس عبرت بگیرند و بدانند كه دنیا نه با تلاش و كوشش به دست میآید و نه با زرنگی و تدبیر.» (1)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شرح این مطلب فرمودهاند:
«به یقین بدانید كه خداوند متعال برای بنده خود بیش از آنچه در علم الهی وعده فرموده قرار نخواهد داد و میان بنده، هرچقدر هم که ناتوان و بیسیاست باشد، و آنچه در علم خداوند برای او رقم خورده حائلی نخواهد گذاشت. هركس این حقیقت را دریابد و به كار بگیرد، از همۀ مردم آسودهتر است و سود بیشتری خواهد برد و آن كس این حقیقت را واگذارد و در آن شك كند، از همۀ مردم گرفتارتر و زیانكارتر خواهد بود. چهبسا نعمتْدادهشدهای كه گرفتار عذاب شود و چهبسا گرفتاری كه در گرفتاری آزمایش گردد و ترقی پیدا کند. پس ای كسی كه از این گفتاری بهرهمند میشوی، بر شكرگزاری بیفزای و از شتاب بیجا دست بردار و به روزی خود قناعت كن.» (2)
قرآن كریم میفرماید:
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله إِنَّ الله یحِبُّ الْمُتَوَكِّلین (3) «آنگاه كه عزم كردی و برای كاری برخاستی به خدا تكیه كن و كارت را به او بسپار؛ چراکه خداوند متوکلین را دوست دارد.»
دانستیم توكل پس از برخاستن معنا پیدا میکند. به عبارت دیگر، توكل صفتِ مرد عمل است، نه صفتِ شخص بیكار. در تفصیل مقام توكل، سخن دو بزرگ و عالم ربانی را درباره توكل عرضه میداریم. خواجه نصیرالدین طوسی فرمود:
«مقصود از توكل این است كه بنده، همۀ آنچه از او سر میزند و برایش رخ میدهد، به خداوند متعال باز گذارد؛ چون معلوم است كه خداوند بر همه چیز تواناست و هر چیزی را به نیكوترین و كاملترین صورت انجام میدهد. چون بنده كار را به خدا واگذار كرد، باید به آنچه خداوند انجام داد خشنود باشد. اما با این همه، بنده باید برای همان چیزی كه به خداوند واگذاشته است تلاش كند. نهایتاً، خودش، قدرت، اراده و كارش را از شروطی بداند كه موجب تعلق قدرت و اراده خداوند به وقوع شیء میشود. این معنای «لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین» است.»
علامه مجلسی (رحمة الله) نیز فرمود:
«معنای توكل این نیست كه كوشش را درباره امور ضروری و احتیاط را در مواقعی كه احتیاط لازم است، به صورت کلی، كنار بگذاریم؛ بلكه انسان باید چارهجویی كند و اسباب لازم را فراهم آورد؛ اما در نهایت حرص نداشته باشد و تكیهاش بر كوشش خود و اسبابی كه فراهم میكند نباشد؛ بلكه بر سببساز واقعی تکیه کند. این دستور شریعت است.» (1)
از سخن این دو عالم برجستۀ جهان تشیع که برداشت شده از کلام معصومین (علیهم السلام) می باشد؛ درمییابیم كه بنده باید برای رسیدن به مقصودش از كوشش دریغ نداشته باشد. اگر مؤمن کار خود را با نیت پاك آغاز و به خدا
1) كتاب در فجر ساحل
توکل کند، خداوند به او وعده راهنمایی و یاری میدهد:
وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ الله لَمَعَ الْمُحْسِنینَ (1) «كسانى كه در راه ما كوشیدهاند را به یقین به راههاى خود راهنمایی میکنیم و در حقیقت خدا با نیكوكاران است.»
با توضیحی که از روایات و نظر بزرگان برداشت شد، توكل به معنای بیكار نشستن و منتظر معجزهبودن نیست. از طرفی، توكل در معنای مصطلح خود یعنی اعتماد به خدا و قراردادن پروردگار به عنوان یگانه تكیهگاه. مؤمن متوكل قبل از استفاده از اسباب و وسایل، باید به ائمۀ اطهار (علیهم السلام) متوسل شود و در تمام حالتها مؤثری جز خداوند متعال و حضرات ائمۀ معصومین (علیهم السلام) نشناسد.
گاهی مؤمن به جایی میرسد كه اسباب هم جوابگوی نیازش نمیشود و از تمام واسطهها ناامید میشود و در دل خود جز خداوند متعال و اهل بیت (علیهم السلام) دری را به سوی خویش گشوده نمیبیند. همانند بیماران صعب العلاجی كه از تمام پزشکان ناامید شدهاند و با دلی شكسته به سوی ذوات مقدس اهلبیت (علیهم السلام) روی می آورند. ناامیدی از انسانها یکی از آثار زیبای توكل است. مأیوسشدن از انسانها یقین را به ارمغان میآورد:
«مراد از یقین آن است كه مؤمن به مرتبهای از باور میرسد كه در هر عملی خدا را در نظر میگیرد و میداند اگرچه او خدا را نمیبیند؛ ولی خدا او را میبیند.» (2)
با این عقیده، هر بخشش و دریغ و منعی فقط به خواست خدا ممکن
است. پس چشمداشت از خلایق امری قبیح است. در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است كه:
«به طمع چیزی برای خلق كوچكی مكن؛ زیرا این كوچكی برای دینت زیانآور است. به آنچه در خزینههای خداست راغب شو. مگر نمیبینی به هر یك از مردم كه امیدوار و آرزومند هستی، او مستمند پسر مستمند میباشد.»
بنابراین مؤمن چشم طمع را به روی خلق میبندد و دریچۀ قلبش را به سوی خدای خویش باز میكند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«در تورات آمده است: ای فرزند آدم، مادامی كه خزینۀ من پر است، هرگز بر از میان رفتن روزی خود مترس و البته خزائن من پیوسته مملو خواهد بود.» (1)
همچنین آن حضرت فرمودند:
«حق تعالی در تورات فرموده است: ای فرزند آدم، تو را از خاك و سپس از نطفه و سپس از پارهای گوشت آفریدم و از آفرینش تو درمانده نگشتم؛ حال آیا در پارهنانی كه به تو میرسانم ناتوان خواهم بود؟» (2)
فردی از امام رضا (علیه السلام) پرسید:
«جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِی أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ الله أَحَد.» (3)
«حد توكل چیست؟»
حضرت فرمودند:
«اینكه با اتكای به خدا از هیچ كسی نترسی.»
مؤمن با این اعتقاد استوار در برابر حوادث روزگار پروردگار را پناهگاه خود میسازد و با این اعتقاد خود را در شمار قویترین افراد روی زمین در خواهد آورد. حکایت زیر و كلام گهربار امام هفتم (علیه السلام) عقیدۀ یك متوكل حقیقی را آشكار میسازد.
در بحثی كه در كاخ هارون ملعون (لعنت الله علیه) در حضور گرامی حضرت موسیبنجعفر (علیهما السلام) رخ داده بود، آن ملعون (لعنت الله علیه)، امام (علیه السلام) را تهدید به قتل نمود. وزیر وقت به عنوان منتگذاشتن بر امام (علیه السلام) به هارون (لعنت الله علیه) گفت:
«از كشتن موسیبنجعفر خودداری كن.»
امام (علیه السلام) پس از شنیدن این سخن به وزیر فرمودند:
«اگر مرگم رسیده باشد شفاعت تو كارساز نخواهد بود.»
سپس به هارون ملعون (لعنت الله علیه) فرمودند:
«اگر مرگم نرسیده باشد تهدید تو اثری نخواهد داشت.»
این كلام الهی نمای زیبایی از متوكل حقیقی است و چه سعادتی نصیب مؤمن میشود اگر به مرتبهای از عقلانیت و بصیرت دینی رسیده باشد كه هیچ حول و قوهای را جز از ناحیۀ حق تعالی نبیند. امام صادق (علیه السلام) از قول جناب جبرئیل (علیه السلام) فرمودند:
«توكل یعنی یقین كنی به اینكه انسانها نمیتوانند ضرر و نفعی به تو برسانند و از تمام مخلوقات ناامید گردی. هرگاه بنده چنین شد، عملش را فقط برای خدا انجام میدهد، دلش فقط به سوی خدا تمایل دارد، خواستهاش را فقط از خدا میخواهد و فقط به خدا طمع دارد. این تفسیر توكل است.» (1)
1) عدة الداعی 132
نتیجهای كه از كلام گهربار معصومین (علیهم السلام) گرفته میشود این است که در هنگام تلاش باید چشم امیدمان را از دیگران ببندیم:
البته برای بهدستآوردن روزی باید تلاش كرد؛ ولی برای رسیدن به نتیجۀ مطلوب، خداوند متعال باید اراده نماید. در اعتقاد مؤمن عاقل، تفكیك كوشش از ناحیۀ بنده و حاصل آن از طرف خدای متعال، موضوع توكل را واضح میگرداند. دقیقاً مطابق با همان ضرب المثل معروف که میگفت: «از تو حركت، از خدا بركت.»
امام حسن عسكری (علیه السلام) فرمودند:
«لَا یشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوضٍ.» (1)
«گرچه خداوند متعال در نظام حكیمانه آفرینش ارزاق مردم را تضمین كرده است؛ ولی مبادا اندیشه ضمانت خداوند متعال راجع به رزق مغرورتان سازد و شما را از انجام كار و كوشش باز دارد.»
امر به كار و تلاش یکی از دستورهای بارز معصومین (علیهم السلام) میباشد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«آیا دیدهاید كسی در خانه بنشیند و درِ آن را ببندد و چیزی از آسمان برای او فرود آید؟»
كلیب الصیداوی میگوید که به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم: «زندگی برایم سخت شده است. از خداوند متعال بخواهید که برای من روزی برساند». امام (علیه السلام) فرمودند:
1) تحف العقول 489 - الوافی 26/285 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/374 - روایات تربیتی از مكتب اهل البیت (علیهم السلام) 1
«برو كار كن.» (1)
اهلبیت در این امر برای كسی استثناء قائل نشدهاند. تمامی امامان معصوم (علیهم السلام) نیز خود عامل به این امر بودند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمونه بارز انسانی تلاشگر بودند. كاشتن نخلستانها و حفر چاهها و... به دست حضرت، گواهی برای همۀ انسانهاست. در اسلام آنچنان تلاشِ در راه امرار معاش ارزشمند است که مکرر به آن سفارش شده است. تا جایی كه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اگر قیامت برپا شد و نهالی در دست یكی از شما بود، اگر میتواند آن را بكارد باید بكارد.» (2)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنِّی وَ الله مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَیكُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ إِذَا صَلَّیتُمُ الصُّبْحَ وَ انْصَرَفْتُمْ فَبَكِّرُوا فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلَالَ فَإِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ سَیرْزُقُكُمْ وَ یعِینُكُمْ عَلَیه.» (3)
«من امر نمیكنم شما را، مگر به آنچه خودمان به آن امر عمل میكنیم. پس كوشش برای شما لازم است. هرگاه نماز صبح را ادا كردید و از نماز برگشتید، صبح زود در پی روزی بروید. خداوند عزیز و بزرگ به شما روزی میدهد و یاریتان میکند.»
ائمۀ اطهار (علیهم السلام)، با تأکید فراوان، تمام مسلمین را به كوشش برای معیشت امر فرمودهاند. تا جایی كه تلاش بعضی از جانوران را برای انسانها گوشزد
میفرمایند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«أَیعْجِزُ أَحَدُكُمْ أَنْ یكُونَ مِثْلَ النَّمْلَةِ؟ فَإِنَّ النَّمْلَةَ تَجُرُّ إِلى جُحْرِهَا.» (1)
«شما از اینکه مانند مورچهای باشید، عاجز هستید؟ مورچه دانه را به خانه خودش میبرد!»
همچنین فرمودند:
«اگر مردی برای خاركنی به بیابان برود و هیزم جمع كند. سپس آنها را با دوش خود حمل نماید و بفروشد تا بینیاز گردد و در نهایت اضافیاش را صدقه بدهد بهتر از آن است كه از ثروتمندی كمك بخواهد؛ خواه به او چیزی بدهد، خواه محرومش سازد.» (2)
یكی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به نام سعد انصاری، روزی با حضرت مصافحه نمود. چون حضرت دست سعد را زبر و خشن دیدند، فرمودند: «چه آسیبی به دستت رسیده است»؟ سعد عرض كرد: «یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، من با طناب و بیل كار میكنم و درآمدم را خرج معاش خانوادهام مینمایم.» رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دست او را بوسیدند و فرمودند:
«این دستی است كه آتش با آن تماس پیدا نمیكند.» (3)
تلاش برای کسب مال حلال باعث آمرزش گناهان میگردد. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی دیگر فرمودند:
«إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا یكَفِّرُهَا صَلَاةٌ وَ لَا صَدَقَةٌ قِیلَ یا رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فَمَا
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/79؛ (ط - دارالحدیث) 9/544 - الوافی 17/24 - وسائل الشیعة 17/22 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 19/24 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 22/82 - راه زندگی و حیات جاویدان 84
2) مجموعه ورام 2/229
3) اسدالغابه [ابن اثیر - عامه] 2/262 - كتاب روایت تربیتی از مكتب اهل البیت (علیهم السلام) 127
یكَفِّرُهَا قَالَ الْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَة.» (1)
«بعضی از گناهان را نماز و صدقه پاك نمیكند.»
عرض شد:
«یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، پس چه چیزی آنها را پاك میكند؟»
حضرت فرمودند:
«غمی که برای به دستآودن معاش فرد را در بر میگیرد.» (2)
در اسلام تنبلی و بیكاری بسیار مذموم شمرده شده است. اسلام شرافت و عزت را در تلاش برای كسب روزی حلال معرفی میکند. روایات زیادی در مذمت بیكاری و تنبلی و اهمیت كار و كوشش بیان شده است. رعایت تعادل بین كار و كوششِ بدون حرص و اشتغال به امور عبادی بسیار سفارش شده است. فرمودهاند:
«لَیسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْیاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَا آخِرَتَهُ لِدُنْیاهُ.» (3)
«كسی كه دنیا را برای آخرت و آخرت را برای دنیا ترك كند از ما نیست؛ بلکه كسی كه هم برای دنیا و هم برای آخرت كار كند از ماست.»
توکل و تفویض دو امر جدا و در عین حال مرتبط هستند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/157 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/13 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 22/82 - الحیاة / ترجمه احمد آرام 5/433
2) راه زندگی و حیات جاویدان 80
3) الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه السلام) 337 - تحف العقول 410 - من لا یحضره الفقیه 3/156 - الوافی 17/41 - وسائل الشیعة 14/76 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 6/14 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/321؛ 75/346 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/223 - كتاب راه زندگی و حیات جاویدان 80
درباره تلاش برای کسب روزی و تفصیل مراتب آن، سخنانی ایراد و کسب روزی را به چهار بخش تقسیم فرمودهاند:
«مردم در کسب روزی چند دستهاند: كسانی كه تنها روزی را از طریق كسب و كار میدانند و خداوند متعال را دخیل در امر رزق نمیدانند؛ كسانی كه روزی را از ناحیۀ كسب و كار میدانند و خداوند متعال را هم دخیل میدانند. آنان مشرك هستند؛ کسانی كه روزی را از خدا میدانند و كار را سبب رزق ولی شك دارند كه آیا خدا روزی میدهد یا نه. این افراد منافق هستند چون خدا را نشناختهاند و خیال میكنند که خداوند تبارك و تعالی وعدۀ دروغ میدهد؛ کسانی که روزی را از خدا میدانند و معتقدند كه رزق همۀ روزیخواران در دست اوست ولی خمس و زكات فقرا و سادات بستگان دور و نزدیك و... را نمیدهند. چنین اشخاصی فاسقانی هستند كه حقوق دیگران را غصب میکنند یا به جهت ارائۀ جنس قلابی و نامرغوب فسق میورزد؛ كسانی است كه روزی را فقط از ناحیۀ حق تعالی میداند و كاسبی را صرفاً به عنوان وظیفه انجام میدهد. خداوند متعال مزد هیچ عملی را ضایع نمیكند. هركس كار كند محصول عملش را برداشت میكند. قانون رحمت حق تعالی همین است.»
حضرت در ادامه میفرمایند:
«چنین افرادی به کار به شکل وسیله نگاه میکنند. آنان حق خدا و سادات و فقرا را میپردازند. هیچگونه معصیت و خیانتی در كاسبی ندارد. چنین انسانهایی مؤمن مخلص هستند كه محصول كارشان بیغش است. خوردن از غذای حلال آنان قلب را نورانی میکند و توفیق اعمال صالح و كارهای خیر را زیاد.» (1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از سه قسم رزق را اینگونه بیان میفرمایند:
1) مواعظ العددیه كلمات پنجگانه
«رزقی که تضمینشده است. این همان رزقی است که انسان برای ادامه حیات خود به آن نیازمند است. فرد در هر جا که باشد این روزی به دستش میرسد؛ حتی اگر در بالای کوههای بسیار بلند یا در صحراها یا در قعر دریا باشد.» (1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در جای دیگری فرمودند:
«لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا یفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ كَمَا یدْرِكُهُ الْمَوْت.» (2)
«اگر فرزند انسان از روزی خود فرار كند، باز هم روزیاش همچون مرگ به او میرسد.»
قسم دوم از رزقها رزق موعود است. این رزق مخصوص اهل تقوا میباشد كه بعضا بر اساس مصلحت و حکمت الهی بدون زحمت و مشقت از جایی كه گمان ندارند به آنها میرساند:
وَ مَنْ یتَّقِ الله یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِب (3) «هرکس تقوای الهی پیشه کند، خدا برایش راه خروجی قرار میدهد * و از جایی که فکر نمیکند روزی او را میرساند.»
قسم سوم از رزقها رزقِ مكسوب است. دستیابی به این رزق بستگی به كوشش فرد دارد. اكثر مردم به واسطۀ كسب تجارت به چنین وسعتی در رزق دست مییابند:
1) بحارالانوار 78/206
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/57؛ (ط - دارالحدیث) 3/149 - التمحیص 52 - تحف العقول 378 - الأمالی (للمفید (رحمة الله)) 284 - الأمالی (للطوسی (رحمة الله)) 61 - مكارم الأخلاق 469 - مجموعة ورام 2/63 - الوافی 4/269 - وسائل الشیعة 15/202 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/143؛ 75/209؛... - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی (رحمة الله))22/122
3) سورۀ مبارکۀ طلاق آیۀ شریفۀ 2و3
وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى (1) «انسان به میزان تلاشش داراست.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«وَ الرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یطْلُبُك.» (2)
«رزق دو نوع است: آنكه تو آن را میطلبی؛ آنكه او تو را میطلبد. پس آن را از حلال طلب کن.»
همچنین فرمودند:
«سه چیز در دنیا به انسان میرسد: رزق؛ مرگ؛ عمل صالح.»
پس از مرور اینگونه روایات و معتقدشدن به آنان، مؤمن به معرفت حقیقی دست مییابد و این در حالی است که به اراده خدای متعال اطمینان پیدا کرده است. امام صادق (علیه السلام) در اینباره فرمودهاند:
«ثِقْ بِاللهِ تَكُنْ عَارِفا.» (3)
«به خداوند متعال اعتماد كن تا خداشناس باشی.»
مؤمن هیچگاه کاهش روزی یا ازدیاد آن را از ناحیۀ کسی غیر از خداوند یکتا نمیپندارد؛ چراكه فرمودهاند:
«بخشش و دریغ فقط به اراده خداوند متعال است.»
1) سورۀ مبارکۀ نجم آیۀ شریفۀ 39
2) تحف العقول 82 - من لا یحضره الفقیه 4/386 - التوحید (للصدوق) 373 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 404؛ 543؛ 747 - خصائص الأئمة (علیهم السلام) 117 - كنز الفوائد 2/197 - الوافی 26/235 - وسائل الشیعة 17/50 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 5/147؛ 74/210؛ 74/229؛ 100/21؛ 100/37؛ 100/40؛ 100/103 - تفسیر نور الثقلین 4/211؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/34؛ 13/37 - مكاتیب الأئمة (علیهم السلام) 2/415
3) تحف العقول 376 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/261 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 20/668 - مكاتیب الأئمة (علیهم السلام) 4/238
پس برای آنکه نفس را تربیت نموده و عقل را به یقین سوق دهیم، باید در سختی و راحتی بگوییم:
«وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ وَ لَا مُیسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ وَ لَا مُعَسِّرَ لِمَا یسَّرْت.» (1)
«گشایندهای برای دری كه تو بستهای نیست و كسی نمیتواند دری را كه تو گشودهای ببندد و همواركنندهای برای آنچه تو سخت گردانیدهای نیست.»
البته یکی از شرایط استجابت دعا نیز اعتقاد به همین نکته است. چنانکه فرمودهاند:
«هر وقت یكی از شما چیزی از خداوند متعال بخواهد و امید به اجابت داشته باشد، باید از تمام هستی و موجودات ناامید گردد و به هیچ چیز و هیچ كس امیدی نداشته باشد. وقتی كه فرد در دل خود یقین نمود كه نباید از غیر خدا از كسی حاجت بخواهد و اطمینان حاصل كند كه حاجتش را فقط خدا میدهد، خداوند متعال هم حاجت او را برآورده میسازد.» (2)
بنای توکل بر آسودگی است و خود، نردبانی برای بینیازی خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«أَنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ یجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا.» (3)
1) دعای یا من نحل به عقدالمكارم از مفاتیح الجنان - الصحیفة السجادیة 54 - إقبال الأعمال (ط القدیمة) 1/121 - المصباح للكفعمی 233 - بحار الأنوار (ط بیروت) 92/230؛ 95/19
2) جامع 4/514 - امالی 1/34
3) الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیه السلام) 358 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/65؛ 3/167 - مجموعة ورام 2/185 - الوافی 4/282 - وسائل الشیعة 15/212 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیه السلام) 5/540 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/126
«بینیازی و ثروت و عزت در حركتند تا موقعی كه محل توكل را بیابند. آنگاه در آنجا ساكن میشوند.»
همچنین امام جواد (علیه السلام) فرمودند:
«الثِّقَةُ بِالله ثَمَنٌ لِكُلِ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَال.» (1)
«اعتماد به خدا بهای هر چیز گرانقیمتی و نردبانی به سوی هر بلندی است.»
اما بخش دیگری از ابعاد توكل، واگذارنمودن امور به خداوند قادر و حکیم است. چون به حکمت و رحمت خدا اطمینان داریم، باید در برابر نحوۀ اجرای کارها به دست او نیز سكوت کنیم و تسلیم نظر او شویم؛ زیرا خدا چیزهایی را میداند و میبیند كه ما نمیدانیم و نمیبینیم. پس باید در برابر عملكرد خدا تسلیم بود و صبر اختیار نمود و برای تربیت و برآوردن حاجت و رهایی از مشكلها، به اراده حق تعالی، كه بهترین وكیل است، اتکا نمود:
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكیلُ (2) «و گفتند که خدا ما را بس است و او چه نیكو حمایتگرى است.»
نتیجۀ سپردن کارها به خدا آرامشی در وجود انسان است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى الله فِی رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَیشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِی عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ الله.» (3)
1) نزهة الناظر و تنبیه الخاطر 136 - الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة با ترجمه (ط - القدیمة) 40 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/364 - عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال [مستدرك سیدة النساء (علیها السلام) إلى الإمام الجواد (علیه السلام) ] 23/288
2) سورۀ مبارکۀ آل عمران آیۀ شریفۀ 173
3) شرح مصباح الشریعة / ترجمه عبد الرزاق گیلانى 521 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/148 - تفسیر نور الثقلین 4/520
«كسی كه كار خود را به خدا واگذارد، در راحتی ابدی و زندگی جاودانۀ پر بركتی است. كسی كه حقیقتاً كار خود را به خداوند متعال واگذارد، برتر از آن است كه به غیر او بیاندیشد.»
گفته شد که تفویض به معنای بیعملی نیست؛ بلكه انسان باید نهایت سعی خود را به كار ببندد و هنگامی كه فقر و بیماری و... به سراغش آمد، همه را بنا به مصلحت و حكمت خداوند خیر بداند. معنای واقعی تفویض یعنی تسلیمبودن در برابر حوادث و تقدیرات. اینكه انسان در مشکلها وحشت نكند و دلسرد نگردد و از گشایش ناامید نشود؛ بلكه صبر و تسلیم را اختیار كند؛ چراکه حق تعالی برای رساندن شخص به حاجتش، مراحلی را برای بنده میپسندد كه ظاهرش سخت و ناخوشایند است اما سراسرش منفعت است و برای تربیت بندگانش لازم. امام حسن عسكری (علیه السلام) در اینباره فرمودند:
«مَا مِنْ بَلِیةٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا نِعْمَةٌ تُحِیطُ بِهَا.» (1)
«خداوند متعال پیرامون در هر گرفتاری و بلایی نعمتی گذاشته است که به آن احاطه دارد.»
خداوند کریم برای بعضی از بندگانش فقر را میپسندد تا نهال ایمان آنان را آبیاری کند. یا بیماری را بر مؤمن نازل میكند تا بدین وسیله ارتقاء درجه پیدا کند و عبودیت او به حد كمال برسد.
زمانی که فرد از غیر خدا ناامید شد و در برابر امر خدا تسلیم شد، با عنایت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گشایشی کریمانه در زندگیاش رخ خواهد داد؛ زیرا کرم و جود
1) تحف العقول 489 - بحارالانوار 78/374 - الوافی 26/286
باریتعالی اقتضاء میکند که سائل را به مقصد برساند. اقتضاء توكل نیز برآوردن حاجت است. چنانكه وعدۀ حقتعالی را به متوكلین در قرآن میخوانیم:
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین (1) «پس دعاى او را برآورده كردیم و او را از اندوه رهاندیم و مؤمنان را نیز چنین نجات مىدهیم.»
کسی که از خدا چیزی میخواهد نباید انتظار داشته باشد که به سرعت به خواستهاش برسد؛ زیرا خداوند با حكمت خویش، نیاز مؤمن را در روز مقرر برآورده میكند. پس بهترین كار اطمینان نمودن به وكالت حق تعالی میباشد. باید دانست كه خداوند متعال خیر و خوبی بنده را در این مرحله میبیند و باید پس از واگذاری امور به وكیل، تسلیم تقدیرات و اراده او گردد؛ چراكه خداوند هفت برابر یک مادر به بندگان خود مهربانتر است.
باید یقین داشت که خداوند به همۀ توکلکنندگان وعدۀ اجابت داده است؛ ولی زمان آن را، بنا بر مصلحت خویش، به بندگانش اعلام نمیکند. (2)
گاهی حتی چون حاجت شخص برایش ضرر داشته است و رسیدن به آن حاجت برای او برابر با تباهی است، برآورده نمیشود.
مؤمن در هر حالی باید به مقدرات الهی راضی باشد. به عنوان مثال، در
بحث رزق و روزی، بهترین وسیلۀ فراهمنمودن آرامش خاطر، قناعت به رزقی است كه برای انسان مقدر شده است. پیروی از این روایاتِ بسیار شگفت، بهترین راهگشا در كوران سختیهای زندگی خواهد بود:
«وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَة.» (1)
«هركس به درآمدی كه به كفاف زندگیاش رسا باشد اكتفا كند، از پریشان فكری نجات یافته و بدین وسیله آسایش خاطر خود را فراهم نموده است.»
علاوه بر آن، مؤمن باید بداند كه تقدیرات مالی در عصر غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای شیعیان به اندازۀ ضرورت است تا به این واسطه امتحان شوند و میزان صبر و تسلیمشان آشكار گردد و حجتی برای دیگران باشند. امام صادق (علیه السلام) درباره تنگدستی شیعیان فرمودند:
«در دولت باطل به جز قوت و مقدار لازم چیزی عاید شیعیان خالص ما نمیگردد. اگر بخواهند مشرق و مغرب را درنوردند، هرگز به جز قوت و روزی لازم، چیزی به دست نخواهند آورد.» (2)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره تلاشهای طاقتفرسا و راضینشدن به روزی مقدرشده میفرمایند:
«خدای متعال در تورات فرمودند: ای فرزند آدم، اگر به آنچه روزی تو كردهام راضی شدی، آرامش دل و آسایش تن خواهی داشت و ستوده میشوی و اگر به آنچه روزی تو كردهام راضی نگشتی دنیا را آنچنان بر تو مسلط میسازم كه چون حیوانات وحشتزدۀ بیابان در تكاپو
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/19؛ (ط - دارالحدیث) 15/61 - تحف العقول 93 - مجموعة ورام 2/40 - الوافی 26/18؛ 26/234 - وسائل الشیعة 16/18 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 25/39 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/411؛ 74/281 - تفسیر نور الثقلین 4/211
2) كافی 2/261 - بحارالانوار 69/10
بیافتی. البته جز به آنچه روزی تو ساختهام دست نمییابی و نكوهش نیز خواهی شد.» (1)
برای صحیح زندگیكردن، همین چند روایت مؤمن را كفایت میكند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«در كسب روزی میانهروی كنید. آنچه نصیب شما باشد تندتر از شما به دنبالتان میدود و آنچه نصیبتان نباشد، هرچه بكوشید به آن نمیرسید.» (2)
این كلام نیز آرامشی برای روح خسته و سرگردان تلاشكنندگان در طلب رزق است. طبق تجربه، افرادی كه برای بهدستآوردن روزی فراوان، دست به کارهای زیادی زدهاند، عاقبت به غم و غصه و مرگ مبتلا شدهاند.
بر هر مؤمنی واجب است که به رزق خود قانع باشد تا برای خدا و مردم محترم باشد؛ زیرا قناعت، تسلیم و رضایت به مقدرات، باعث عزت است. مردی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض نمود: «مرا عملی تعلیم فرما كه وقتی آن را انجام دادم خداوند آسمان مرا دوست بدارد و مردم روی زمین هم به من محبت ورزند». حضرت فرمودند:
«به آنچه نزد خداست رغبت داشته باش و از آنچه در دست مردم چشم بپوش تا هم خدا و هم مردم تو را دوست داشته باشند.» (3)
چشمپوشی از داراییهای دیگران و قطع طمع فقط با قناعت ممکن است. چنانكه سیرۀ مؤمنان حقیقی چنین است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«قَانِعَةً نَفْسُهُ.» (1)
«مؤمن به آنچه دارد قانع است.»
مردی از وضع روحی خود به امام صادق (علیه السلام) شكایت نمود و گفت که در طلب مال میرود و ثروت به دست میآورد ولی نفسش سیر نمیشود و حرص وی برای طلب مال بیشتر میشود. سپس عرض کرد که به من چیزی بیاموزید كه در اصلاح خوی خود از آن بهره بگیرم. حضرت (علیه السلام) در جواب فرمودند:
«اگر به آنچه كفاف زندگیات را می کند اكتفا كنی، كمترین مال دنیا بینیازت میكند و اگر اكتفا نكنی تمام ثروت جهان نمیتواند تو را بینیاز سازد.» (2)
اگر حرص و طمع و حب دنیا از دل بیرون برود، كمترین روزی مقدر هم فرد را راضی خواهد نمود؛ زیرا خداوند متعال بر اساس مصلحت خود به اندازهای كه كفایت امور مؤمن بشود رزق را نازل میگرداند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره فرمودهاند:
«تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ.» (3)
«كمك الهی به اندازۀ نیاز فرود میآید.»
اهلبیت (علیهم السلام) درباره حرص به مال و روزی دنیا فرمودهاند:
«دنیا مانند آب دریاست؛ هرچقدر بنوشی باز تشنهتر خواهی شد.»
1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/851 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/230؛ (ط - دارالحدیث) 3/581 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/316؛ 64/367؛ 75/30؛.. - كتاب كیش پارسایان 182
2) رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) 431 - كافی 2/139
3) نهج البلاغه حكمت 139 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 494 - خصائص الأئمة (علیهم السلام) (خصائص أمیر المؤمنین (علیه السلام))104 - وسائل الشیعة 16/325 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 101/72 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/368 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى (رحمة الله)) 21/211 - مجمع البحرین 6/285
علاوه بر اینکه حرص و طمع روزی را زیاد نمیکند، بدبختی، سرگردانی، پریشانحالی و از همه بدتر، ذلت و خواری را نصیب فرد میگرداند. از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: «پستترین ذلتها كدام است»؟ حضرت در جواب فرمودند:
«فَأَی ذُلٍّ أَذَلُّ قَالَ الْحِرْصُ عَلَى الدُّنْیا.» (1)
«حرص و طمع به اموال دنیا بزرگترین ذلت است.»
حرص و طمع نتیجۀ نداشتنِ اطمینان به خداوند است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«عَلَى الشَّكِ وَ قِلَّةِ الثِّقَةِ بِاللهِ مَبْنَى الْحِرْصِ وَ الشُّحِّ.» (2)
«بنیان حرص و بخل شك و كمبود اطمینان به پروردگار است.»
اگر یقین شخص به آن حد نرسیده باشد كه تقسیمكننده روزی را فقط خدا بداند، طمعش زیاد میگردد و چون حرص انسان شدت گرفت، آن چیزی كه عاید او میگردد سختی قلب و دورشدن از مقام قرب است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرمودند:
«مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَینِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ.» (3)
«از نشانههای شقاوت و خشكی چشم و سختی قلب شدت حرص در تحصیل رزق و اصرار بر گناه است.»
1) من لا یحضره الفقیه 4/382 - الخصال 1/243 - الوافی 26/227 - وسائل الشیعة 2/436؛ 7/83؛ 16/19 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/176؛ 74/170؛...
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 328 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 72
3) الخصال 1/243 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 256 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/52؛ 70/162؛ 70/349؛ 90/330 - تفسیر نور الثقلین 2/398 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 6/246
مؤمنی كه در دنیا با راهنماییهای امامان معصوم (علیهم السلام) به مرتبهای از عقل و بصیرت رسیده باشد كه حرص را از قلب خود دور كرده و به کمترین مقدار از اموال دنیا قانع باشد، ثروتمندترینِ خلق است. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وَ أَغْنَى النَّاسِ مَنْ لَمْ یكُنْ لِلْحِرْصِ أَسِیراً.» (1)
«بینیازترینِ مردم كسی است كه اسیر حرص نباشد.»
بیچاره انسانی كه از شدت حب دنیا، هرچقدر هم برای ارضاء طمع و حرص خود تلاش میكند، نتیجهای كه دلش را قانع سازد نمیبیند. این تلاشها برای او همانند كندن قبری است كه برای دفن خویش آماده میسازد. امام محمد باقر (علیه السلام) چه زیبا فرمودهاند:
«انسان حریص به دنیا مثل كرم ابریشم است كه هرچه بیشتر در اطراف خود تولید ابریشم میكند خروج برای او سختتر میشود تا اینكه در غصه و غم میمیرد.» (2)
دنیاطلبان غصۀ دنیا خوردند *** عقباطلبان لذت دنیا بردند
چنین افرادی هیچگاه از هیچ چیز دنیا سیر نمیشوند و آنقدر از مردار
گندیده دنیا میخورند تا بمیرند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودهاند:
«لَوْ كَانَ لِابْنِ آدَمَ وَادِیانِ مِنْ ذَهَبٍ لَابْتَغَى إِلَیهِمَا ثَالِثاً وَ لَا یمْلَأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إِلَّا التُّرَابُ وَ یتُوبُ الله عَلَى مَنْ تَابَ.» (1)
«اگر برای فرزند آدم دو درّه از طلا بود، در پی سومین آن میگشت. شكم فرزند آدم را فقط خاك پر میکند. البته خداوند متعال هرکس را كه توبه كند میپذیرد.»
همچنین بعضی از انسانها آنچنان گرفتار حرص میشوند كه حاضرند حتی شب را نیز تا به صبح مشغول كار شوند، در صورتیكه امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«مَنْ بَاتَ سَاهِراً فِی كَسْبٍ، وَ لَمْ یعْطِ الْعَینَ حَظَّهَا مِنَ النَّوْمِ، فَكَسْبُهُ ذلِكَ حَرَامٌ.» (2)
«هرکس برای کسب مال شب را نخوابد کار حرامی انجام داده است.»
همچنین میفرمایند:
«الصُّنَّاعُ إِذَا سَهِرُوا اللَّیلَ كُلَّهُ فَهُوَ سُحْتٌ.» (3)
«اگر صنعتگران از شب تا صبح کار کنند، کار حرامی کردهاند.»
با این همه سختیهای جانكاه برای طلب روزی و حرص و طمع در مال
1) مجموعة ورام 1/163 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید [معتزلی - عامه] 17/14؛ 20/174 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)) 48 - ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن 4/437 - روضه الوعظین 2/429
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/127؛ (ط - دارالحدیث) 9/691 - الوافی 17/189 - وسائل الشیعة 17/164 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 19/93 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 22/734
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 5/127؛ (ط - دارالحدیث) 9/691 - الوافی 17/189 - وسائل الشیعة 17/164 - البرهان فی تفسیر القرآن 2/303 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 19/93 - تفسیر نور الثقلین 1/634 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 4/121
اندوزی، چیزی جز حساب و عقاب در قیامت نصیب شخص نخواهد شد. امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند:
«هر رزق حلالی كه به انسان میرسد حساب دارد و اگر حرام باشد، دارای عقاب است. این حساب و عقاب در درگاه الهی در انتظار چنین فردی است.» (1)
همین روایت برای شخص عاقل بس است تا به خود بیاید و بداند که اموال خود را چگونه و از کجا به دست آورده است و در چه راهی خرج میكند.
پس بهترین راهِ رسیدن به آسایش در دنیا قناعت و میانهروی در خرجكردن است. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) راه در امانماندن از تهیدستی را با احتیاط خرجكردن معرفی مینمایند:
«مَا عَالَ اِمْرُءٌ اقْتَصَدَ.» (2)
«کسی که در خرج میانهروی در پیش بگیرد، فقیر نمیشود.»
متأسفانه امروزه بلای خانمانسوزی كه اغلب مردم را فراگرفته روآوردن به مد و دكوراسیون منازل و... است كه ناشی از حب دنیاست. تجملاتی که تحت عنوان نیاز و ارتقاء شخصیت و حفظ آبرو توجیه میشوند. با آمدن تكنولوژی و پیشرفت علم، رفاه گسترش پیدا کرد و انسان به جای شكرگزاری و استفادۀ معقولی كه در آن اسراف نباشد، فریب دنیا را خورد و به زیباییهای آن روی آورد. زیباییهایی كه بیشترشان خارج از مقدار نیاز انسان است و اسراف
محسوب میشود. در این نوع زندگی، به دلیل وجود رقابتهای مالی، افراد مجبور به قرضگرفتن میشوند که نتیجهای جز بدهکاری و بدبختی برایشان نخواهد داشت. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ.» (1)
«بیشترین به خاكافتادن عقل زیر درخشندگی طمعهاست.»
یعنی عاملِ اصلی خاموشی نور عقل كه منجر به شكست و تباهی میگردد، طمع میباشد. پس بر هر مؤمن عاقلی لازم است که برای رسیدن به آسایش و سعادت دو سرا و خلاصی از ذلت قرض و تنگدستی، به اندازۀ روزی مقدر خود خرج نماید؛ چراكه بركت نیز در همین میانهروی میباشد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَ السَّرَفَ یورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَ الْقَصْدَ یورِثُ الْغِنَى.» (2)
«زیادهروی و اسراف موجب تنگدستی و میانهروی سبب بینیازی خواهد بود.»
«اسراف» و «سرف» به معنای تجاوز از حد میانهروی در هر كاری است. البته بیشتر به امور مالی اطلاق میگردد. (3)اسراف ضد میانهروی است و به معنای تجاوز از اعتدال میباشد. «سرف» نیز اسم مصدر آن است. مرحوم
1) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 507 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 116 - غرر الحكم و درر الكلم 204 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 298 - وسائل الشیعة 16/25 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/170
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/53؛ (ط - دارالحدیث) 7/341 - من لا یحضره الفقیه 3/ 174 - الوافی 10/497؛ 17/84 - وسائل الشیعة 17/64؛ 21/552 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 6/22 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/184 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 9/428 - وظائف شیعه بودن 257
3) كتاب مفردات راغب ماده سرف
طبرسی (رحمة الله) نویسنده "مجمع البیان" تجاوز در جانب افراط را «اسراف» و در جانب تفریط را «سرف» نامیده است. (1)
همچنین تبذیر به معنای تفریق، از مادۀ «بَذَرَ» (پاشیدن تخم) است كه در كلام عرب به طور استعاره درباره كسی به كار میرود كه مال خود را ضایع میكند. (2)
متأسفانه در زندگی بسیاری از مؤمنان، علی الخصوص متمولین، ضایعنمودن اموال تحت عنوان «شأنیت» دیده میشود، در حالیکه ائمۀ معصومین (علیهم السلام) در چنین اموری به حدی حساس هستند كه وقتی شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید که نزدیكترین حد اسراف چیست، حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«ابْتِذَالُكَ ثَوْبَ صَوْنِكَ وَ إِهْرَاقُكَ فَضْلَ إِنَائِكَ..+.» (3)
«تغییردادن لباسی كه از تو محافظت میكند، دورریختن باقیماندۀ آب و غذاست.»
مسئلۀ اسراف در دین ما بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا حتی در جزئیترین اتفاقهای زندگی تأثیر منفی خواهد داشت. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«میانهروی امری است كه خداوند متعال آن را دوست دارد و اسراف را دشمن میدارد. حتی دورانداختن هستۀ خرما را دشمن میدارد؛ زیرا
1) مجمع البیان - سورۀ مبارکۀ مائده آیۀ شریفۀ 7
2) كتاب مفردات راغب ماده تبذیر
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/56؛ 6/460؛ (ط - دارالحدیث) 7/350؛ 13/62 - الخصال 1/93 - الوافی 17/85 - وسائل الشیعة 5/51 - وسائل الشیعة 5/52 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/187 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/304 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 9/429
برای امری صلاحیت دارد. یا حتی ریختن زیادی آبی كه میخوری.» (1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی از راهی عبور میكردند. یكی از اصحاب به نام سعد مشغول وضوگرفتن بود. آب زیادی روی بدنش میریخت. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ای سعد، چرا اسراف میكنی»؟! سعد عرض كرد: «آیا در آب وضو نیز اسراف است»؟ حضرت فرمودند: «آری، حتی اگر در کنار نهر جاری باشد.» (2)
روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عیادت علاءبنزیاد حارثی تشریف بردند. هنگامی كه وسعت خانه او را مشاهده كردند، به او فرمودند:
«تو در دنیا خانهای به این وسعت برای چه میخواهی؟ اگر میخواهی در آخرت به خانهای وسیع برسی، در این خانه میهمان نوازی كن، صلۀ رحم بهجایآور و حقوق برادر دینیات را ادا نما.» (3)
امام صادق (علیه السلام) در تفصیل موضوع اسراف و نحوۀ خرجنمودن اموال فرمودند:
«اسراف نكنید؛ چراكه خداوند متعال مسرفان را دوست ندارد. آیا فكر میكنی خداوند متعال كسی را كه از مال خدا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالیكه مركب بیست درهمی هم برای او كافیست، امانتدار خویش قرار داده است؟»
سپس حضرت (علیه السلام) دوباره فرمودند:
«زیادهروی نكنید؛ زیرا خداوند متعال اسرافكنندگان را دوست ندارد.»
متأسفانه جامعۀ متموّلینِ اهل تدین برای مراسم عزا و عروسی و... تحت
عنوان شأنیت چه اسرافها و تبذیرهایی که انجام نمیدهند! حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشانهها و روش اسرافكاران را چنین فرمودند:
«لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یأْكُلُ مَا لَیسَ لَهُ وَ یشْتَرِی مَا لَیسَ لَهُ وَ یلْبَسُ مَا لَیسَ لَهُ.» (1)
«اسرافكننده سه علامت دارد: آنچه شایسته او نیست میخورد؛ آنچه در شأن وی نیست میخرد؛ آنچه سزاوار او نیست میپوشد.»
همچنین فرمودند:
«أَلَا وَ إِنَ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ.» (2)
«آگاه باشید كه مصرف مال در غیر جایگاهش تبذیر و اسراف است.»
خداوند در قرآن میفرماید:
وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُ الْمُسْرِفین (3) «اسراف نكنید! خداوند متعال اسرافكنندگان را دوست ندارد.»
حق تعالی در برابر چنین افرادی موضع دشمنی میگیرد و در جای دیگری میفرماید:
و اهلكنا المسرفین (4) «اسرافكاران را هلاك كردیم.»
البته شاید این هلاكت برای اسرافكنندگانی كه در اوج تجاوز و اسراف قرار میگیرند محقق گردد. هر كسی هم به میزان اسراف و تجاوز از اعتدال به
1) من لا یحضره الفقیه 3/167 - روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) 6/453 - الحیاة / ترجمه احمد آرام 4/469 - مجمع البحرین 5/69 - كتاب مشكل اسراف 58
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 16؛ 183 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 32/48؛ 72/358
3) سورۀ مبارکۀ اعراف بخشی از آیۀ شریفۀ 31 - سورۀ مبارکۀ انعام بخشی از آیۀ شریفۀ 141
4) سورۀ مبارکۀ انبیاء آیۀ شریفۀ 9
عقوبتی مبتلا میشود و مؤاخذه میگردد. یكی از این هلاكشدگان فرعون (لعنت الله علیه) است. قرآن مجید میفرماید:
وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفینَ (1) «همانا فرعون در زمین تجاوز و بلندپروازی كرد و به راستی او از اسرافكنندگان بود.»
همچنین در آیۀ دیگری میفرمایند:
وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ (2) «به راستی که اسرافكنندگان اهل عذاب و آتش دوزخند.»
از تبعات بسیار جدی و حتمی اسراف، به جز مؤاخذه در آخرت، ابتلائاتی همانند فقر است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ السَّرَفَ یورِثُ الْفَقْرَ، وَ إِنَ الْقَصْدَ یورِثُ الْغِنَى.» (3)
«به راستی که اسراف فقر را و میانهروی ثروت را در پی دارد.»
متأسفانه در جامعۀ ما به علت نبود میانهروی و قناعت بسیاری از افرادْ مبتلا به شكست مالی میگردند. هر كسی در شكستِ اقتصادی باید خویش را ملامت كند؛ زیرا حق تعالی به اندازۀ كافی قدرت تشخیص راه از چاه را در فكر هر كسی قرار داده است. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«أَرْبَعَةٌ لَایسْتَجَابُ لَهُمْ: أَحَدُهُمْ كَانَ لَهُ مَالٌ، فَأَفْسَدَهُ.» (4)
1) سورۀ مبارکۀ یونس آیۀ شریفۀ 83
2) سورۀ مبارکۀ غافر آیۀ شریفۀ 43
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/53، (ط - دارالحدیث) 7/341 - من لا یحضره الفقیه 3/174 - الوافی 10/497؛ 17/84 - وسائل الشیعة 17/64؛ 21/552 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهم السلام) 6/22 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 16/184 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 9/428 - كتاب مشكل اسراف 46
4) الكافی (ط - دارالحدیث) 7/350 - كتاب مشكل اسراف 46
«چهار نفرند كه دعایشان مستجاب نمیشود: یکی از آنها كسی است كه مالش را به وسیلۀ اسراف تلف میكند و فقیر میشود. اگر چنین شخصی بگوید که خدایا، (پس از این فقر) به من ثروت عطا كن، به او خطاب میشود که مگر تو را به میانهروی امر نكردهام؟»
دلیل اجابتنشدن دعای مسرفین این است که با آگاهی خود فریب شیطان را خوردهاند. خداوند دلیل بیاعتنایی به مسفرین را اینچنین بیان میکند:
إِنَّ الْمُبَذِّرینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ كانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ كَفُورا (1) «چراكه اسرافكاران برادران شیاطین هستند و شیطان همواره در برابر پروردگارش ناسپاس بوده است.»
منظور از این ناسپاسی آن است كه فرد مسرِف از اندازۀ ضرورت و رفع احتیاج خود گامی فراتر گذاشته است و به جای احسان و انفاق به تنگدستان، به حیف و میلكردن اموالش و رویآوردن به تجملات و اقدام کرده است. امام معصوم (علیه السلام) فرمودهاند:
«فقیر و غنی در قیامت آرزو میکنند که ای کاش در دنیا فقط به قدر ضرورت برداشت میکردند.» (2)
میانهروی در هزینهها و قناعت از توفیقات مؤمن است که اصلاح دنیا و آخرت وی را ضمانت مینماید. اهمیت آن به اندازهای است که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«إِذَا أَرَادَ الله بِعَبْدٍ خَیراً أَلْهَمَهُ الِاقْتِصَادَ وَ حُسْنَ التَّدْبِیرِ وَ جَنَّبَهُ سُوءَ التَّدْبِیرِ وَ الْإِسْرَاف.» (3)
«هنگامی كه خداوند متعال برای بندهای خیر بخواهد، به او راه میانهروی و مدیریت صحیح را میآموزد و از مدیریت ناصحیح و اسرافكاری باز میدارد.»
از ناحیۀ معصومین (علیهم السلام) اجازهای برای کسب مال بیش از حد نیاز و ضروت، هرچند حلال، صادر نشده است، مگر در مواقعی که بحث نیكی به نیازمندان مؤمن پیش میآید. آنچه اهل ایمان به آن امر شدهاند این است كه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«الْمَالُ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَا قَدَّمَ مِنْه.» (1)
«مال وبال صاحب آن است، مگر آنچه برای آخرت مقدم بدارد.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«أَمْسِكْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِكَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیوْمِ فَاقَتِكَ.» (2)
«از مال به مقدار ضرورت نگهدار و اضافی آن را برای روز نیازمندیات پیش بفرست.»
جدای از دنیا، هرچقدر هم در امور خیر و صالح تلاش مضاعف اِعمال شود، باز هم کم است؛ چراکه جزو امور اخروی هستند:
«اسراف در عمل خیر معنا ندارد.»
تنها قسم اسراف –که البته به زعم دنیا طلبان اسراف است- که در آن خیر وجود دارد، انجام کار نیک است؛ چراکه مؤمنین موظف هستند تا توان دارند
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 59 - غرر الحكم و درر الكلم 108/ح1978 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 367 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 15/262 - كتاب مشكل اسراف 57
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 377 - غرر الحكم و درر الكلم 142 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/490 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 15/262
برای انجام کار نیک اقدام کنند:
امام معصوم (علیه السلام) فرموده است:
وَ یسارِعُونَ فِی الْخَیراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحینَ (1) «در كارهاى نیك شتاب مىكنند و آنان از شایستگان هستند.»
و یا:
وَ لكِنْ لِیبْلُوَكُمْ فی ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیرات (2) «اما برای اینکه شما را در آنچه اعطا کرده است بیازماید؛ پس به سوی اعمال خیر بشتابید.»
خداوند متعال در آیۀ دیگری میفرماید:
نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیراتِ بَلْ لا یشْعُرُونَ (3) «برای آنان به خیر میشتابیم؛ اما [اکنون] متوجه نیستند.»
درست است که نتیجۀ اعمال خیر به وضوح در این دنیا مشخص نیست؛ اما خداوند به صراحت میفرماید که برای افرادی که در کار خیر پیشی بگیرند، خیر را به سرعت مهیا میسازیم. پس اسراف در کار خیر معنایی ندارد:
«لَا سَرَفَ فِی الْخَیر.» (4)
«اسراف در کار خیر بیمعناست.»
نقطۀ مقابل اسراف قناعت است. از کلام حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنین
برمیآید که ایشان شخص مُسرِف را مؤمن نمیدانند و ایمان را در گرو قناعت معرفی مینمایند:
«قَانِعاً بِالَّذِی قُدِّرَ لَه.» (1)
«كسی كه به آنچه برایش مقدر شده قانع باشد مؤمن است.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جای دیگری میفرمایند:
«لَنْ تَلْقَى الْمُؤْمِنَ إِلَّا قَانِعاً.» (2)
«مؤمن همیشه قانع است.»
زیرا مؤمن فراگرفته است كه هرچه در دنیا به او میرسد از جانب خداوند متعال مقدر گشته است. پس عطای خداوند متعال را به هر مقدار كه باشد پذیرفته و شكر میكند. امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
«هرچه از دنیا به دستت رسید شكر خدا بگو كه حق تعالی در سورۀ مباركۀ ابراهیم فرموده است که اگر شكر كنید، نعمت را زیاد میكنیم.»
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
ما یفْعَلُ الله بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ الله شاكِراً عَلیماً (3) «اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا مىخواهد با عذاب شما چه كند؟ و خدا همواره حقشناسِ داناست.»
دلیل این قناعت و شکرگزاری وجود عقل در مؤمن است. حضرت
1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/851 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/230؛ (ط - دارالحدیث) 3/581 - التمحیص 72 - الأمالی(للصدوق) 574 - صفات الشیعة 25 - الوافی 4/155 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) 9/221 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/344؛ 64/367 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/183 - كیش پارسایان 192
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 408 - غرر الحكم و درر الكلم 552 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 91 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 5/62؛ 7/329
3) سورۀ مبارکۀ نساء آیۀ شریفۀ 147
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«لِلْمُؤْمِنِ عَقْلٌ وَفِی.» (1)
«مؤمن عقل وافی دارد.»
عاقل كسی است كه برای رسیدن به قرب به خداوند، لباس عزتی از تقوا و قناعت برای خود بدوزد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«الْقَنَاعَةُ عَلَامَةُ الْأَتْقِیاء» (2)
«قناعت نشانۀ اهل تقواست.»
قناعت برای ثروتمندان نیز الزامی است؛ چراكه اضافی اموالشان برای خداست. عاقل كسی است كه از اموالش به قدر ضرورت استفاده نماید و اضافی آن را در راه جلب خشنودی حق تعالی مصرف كند تا توشهای برای سفر آخرتش باشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ إِعْطَاءَ هَذَا الْمَالِ قِنْیةٌ وَ إِنَّ إِمْسَاكَهُ فِتْنَةٌ.» (3)
«به راستی كه بخشیدن مال در واقع ذخیرهنمودن آن برای آخرت است و به درستی كه نگهداشتن آن موجب فتنه و بلاست.»
قطعاً هر مالی كه بدون دلیل خرج شود، در راهی غیر از رضای خدا صرف شده است و حكم اسراف را دارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«أَلَا وَ إِنَ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَاف.» (1)
«بدانید كه صرف ثروت در غیر راه خود تلف و اسراف است.»
باید قبل از مصرف مال یا هر گونه دارایی مانند آبرو یا... محل مصرف را بر اساس سیرۀ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان مطهرش (علیهم السلام) سنجیده و در صورت رضایت آنان اقدام به مصرف نمود. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینباره میفرمایند:
«آگاه باشید! صرف مال در غیر محل خود تبذیر و اسراف است. ممكن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه كند؛ اما مسلماً در آخرت پست و حقیر خواهد كرد. ممکن است در نظر تودۀ مردم سبب اكرام گردد؛ اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام شخص خواهد شد.» (2)
با این قاعده، دنیا برای كسانی خوب است كه بتوانند بذر نیكیها را در آن بكارند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«دنیا برای دو دسته خوب است: كسی كه هر روز عمل نیكش زیاد شود؛ کسی كه روزهایی را كه طبق هوای نفس خود گذرانده، با توبه تدارك كند.» (3)
چه سعادت بزرگی برای مؤمن است كه دنیا را فقط برای احسان بخواهد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«دنیا و رویآوردن به دنیا برای كسی كه وقتی موقعیتی یافت خدا را در تمام ابعاد، مخصوصاً در بُعد انفاق و دادرسی از مؤمنین، اطاعت كند، چه
زیباست.»
در حدیثی آمده است:
«كسی كه با مردم با زیادی نعمتی كه خدا به او بخشیده مواسات نكند، رویآوردن دنیا را از دست می دهد. پس ای جابر، از زوال نعمت حذر كن. از مال دنیای خود ببخش؛ چراكه صاحب عرش خیلی بخشنده است و احسان را چند برابر میكند.» (1)
طبق روایت، بهترین عبادت دادرسی از افراد صالح و مؤمن است. امام باقر (علیه السلام) در اینباره فرمودند:
«خوشحالکردن و یاری مؤمن بهترین عملی است که خدا با آن عبادت میشود.»
روایات زیادی در این خصوص در كتب شیعه نقل شده است. به همین منظور، پیرامون اهمیت و نحوۀ احسان به خلایق، در کتاب "اعانت" که کاملاً برگرفته از روایات خاندن وحی (علیهم السلام) میباشد، مطالب مهمی را درج نمودهایم. در اینجا نیز به ذکر چند روایت بسنده میکنیم.
امام صادق (علیه السلام) به سُدَیر فرمودند:
«اموال هیچ كس زیاد نمیشود، مگر اینكه حجت الهی بر او عظیم میشود (تکلیف بر دوشش میآید). پس اگر میتوانید كه آن اموال را به خودتان برگردانید حتماً این كار را انجام دهید.»
سدیر (رحمة الله) عرض کرد که یابنرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، چگونه این كار را انجام دهیم؟ حضرت فرمودند:
«با اموالتان حاجت برادرانتان را برآورده كنید.» (2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اهمیت اهتمام به عمل نیك و رسیدن به حقیقت ایمان فرمودند:
«مَنْ وَاسَى الْفَقِیرَ مِنْ مَالِهِ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ حَقّاً.» (1)
«كسی كه با مال خود به یاری تهید ستان میرود و با تمام مردم بر اساس انصاف رفتار میكند، مؤمن حقیقی است.»
اینچنین انصاف و عدالت باید در مؤمن هویدا گردد. یعنی حتی در جزئیترین مسائلی كه در ابتدا به چشم نمیآید، مراعات شود؛ زیرا رسیدن به حقیقت تقوا در گرو رعایت اینگونه مسائل است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«موقعی كه برای خود و خانوادهات میوهای خریداری میكنی، مقداری از آن را به همسایهات اهدا كن. اگر هم نمیتوانی هدیه بدهی، میوه را محرمانه به منزلت ببر. مراقب باش فرزندت میوه را به خارج از منزل نبرد تا كودك همسایه از دیدن آن ناراحت و آزردهخاطر نگردد.» (2)
سستی در این کارها که جزئی هم به نظر میرسند، باعث خسرانی عظیم در دنیا و آخرت خواهند شد. نمونه بارز چنین اعمالی مرحوم ابنبابویه (رحمة الله) پیرامون آیۀ شریفۀ انّ الله لا یغیر ما بقوم از امام سجاد (علیه السلام) نقل میکنند:
«از گناهانی كه باعث زوال و تغییر نعمتهای خداوند متعال میشود، یكی ظلم بر مردم است و دیگری ترك عادتهای نیكو و خیرات.» (3)
مؤمن زیرک همواره برای رضایت خدا تلاش میکند و پیوسته این آیه را با خود میخواند:
وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ الله الدَّارَ الْآخِرَة (1) «از ثروتی كه خداوند متعال به تو عنایت فرموده، به وسیلۀ اعمال خیر ذخیرهای برای آخرتت فراهم نما.»
علاوه بر این که در آخرت پاداشهای بسیار شگفتانگیزی در انتظار چنین کسی است، در دنیا نیز به بركت دستگیری از دیگر مؤمنان، حوادث و مصائب از او دور میشود. اگر مصیبت یا حادثهای نیز به او رسید، عوارض و تلخیهای آن از وی زدوده میشود. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به كمیل (رحمة الله) فرمودند:
«هركس دلی را شاد كند، حق تعالی از آن شادی لطفی برای او قرار میدهد كه مثل دورکردن شتر غریبه از چراگاه، به هنگام مصیبت، آب زلالی بر او باریدن میگیرد و تلخی مصیبت را میزداید.» (2)
امام معصوم (علیه السلام) درباره چنین افرادی میفرمایند:
«مؤمن پیوسته باید در انتظار دو چیز خود باشد: روزی مقدری كه خداوند متعال برای او خواسته است؛ پیشآمدها و تقدیرات نیكویی كه پروردگار برای او مقدر نموده است. به این ترتیب دین آن شخص محفوظ میماند و به فضل الهی اموال و خاندانش برای او مایۀ خیر و سعادت میشود. اینچنین مردمی كه ثروت دارند و در عین حال متوجه به خدا و ولایت معصومین (علیهم السلام) میشوند و فروتنی اختیار میكنند، خداوند با لطف خود، خیر دنیا و آخرت را برایشان فراهم میفرماید و سعادت دو جهان را نصیب آنها خواهد كرد.» (3)
طریقۀ مؤمن و بهرهبرداری او از امکانات دنیا مانند ازدواج، خوردن،
نوشیدن و... بدون محبت و دلدادگی و صرفاً برای تقویت جسم و روح خود در مسیر بندگی پروردگار متعال است:
«روی كردن دنیا به مؤمن برای انجام اعمال صالح چه نیکوست.»
روایت است که روزی امام صادق (علیه السلام) در نكوهش دنیا سخن گفتند. یكی از اصحاب به آن بزرگوار عرض كرد که من دنیا را دوست دارم و میخواهم مال به دست بیاورم. حضرت (علیه السلام) فرمودند:
«تُحِبُ أَنْ تَصْنَعَ بِهَا مَا ذَا؟»
«آن را برای چه میخواهی؟»
عرض نمود:
«با آن مال نیازهای خود و خانوادهام را برطرف كنم، دیگران را از آن بهرهمند سازم، صدقه بدهم و حج و عمره بگذارم.»
حضرت (علیه السلام) در پاسخ فرمودند:
«لَیسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْیا هَذَا طَلَبُ الْآخِرَةِ.» (1)
«این دنیاطلبی نیست، این طلب آخرت است.»
مؤمن به وسیلۀ زهد، حتی با وجود داشتن ثروت میتواند جزو صالحین و مقربین درگاه احدیت گردد. یعنی داراییهای دنیا برایش وسیلهای برای وصول به سعادت اخروی و قرب الهی باشد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مال صالح برای مردی صالح خوب است.» (2)
همچنین فرمودند:
«أَفْلَحَ الزَّاهِدُ فِی الدُّنْیا حَظَی بِعِزِّ الْعَاجِلَةِ وَ بِثَوَابِ الْآخِرَةِ.» (1)
«انسان بیرغبت به دنیا رستگار است. چنین كسی هم از ارجمندی دنیا بهرهمند میشود و هم از پاداش ابدی آخرت.»
این اشخاص با یقین به عذاب و ثواب آخرت، هدف از کسب دنیا را انجام اعمال خیر میانگارند. قرآن كریم در تذكر به چنین مؤمنانی میفرماید:
«ای كسانی كه ایمان آوردهاید، از اموال پاكیزهای که به دست آوردهاید انفاق كنید.» (2)
سراسر دنیا رنج و خسران است، مگر برای كسانی كه در این فرصت كوتاه برای كشت و كار همتی والا داشته باشند تا با جمع آوری ثمرۀ این تلاش توشهای برای جهان ابدی اختیار نمایند. باید تا مرگ فرانرسیده است، از همین ساعت چارهای اندیشید؛ زیرا هیچ تضمینی برای زندهماندن تا فردا نیست. باید برای راهی بسیار پرخطر توشهای مناسب مهیا کرد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) هدف از زیستن را تلاش برای رسیدن به رضایت حق تعالی بیان میفرمایند:
«هماكنون در دنیایی زندگی میكنید كه میتوانید رضایت خدا را به دست آورید. با مهلت و آسایشخاطری كه دارید اكنون نامه عملتان باز و سرگشاده است و قلم ملائكۀ نویسنده در حركت است... و توبه و اعمال نیكو را میپذیرند.» (3)
مؤمن عاقل با این راهنمایی و هشدار، باید حركت نوینی را برای انجام عمل صحیح در دنیا انتخاب كند و در فرمایشهای ائمۀ معصومین (علیهم السلام) تأمل
1) میزان الحكمه 5/51 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید(عامه - معتزلی) 6/231
2) سورۀ مبارکۀ بقره آیۀ شریفۀ 267 * درباره نحوه احسان و انفاق و مصادیق آن مفصلا طبق فرمایشات امامان معصوم (علیهم السلام) در همه زمینههای زندگانی و روش زیستن و آئین جوانمردی در كتاب اعانت مطرح گردیده است.
3) نهج البلاغه خطبه 94
بسیاری داشته باشد و تمام تلاشش دوری از تعلقات دنیا و سعی در انجام عمل نیك باشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«الرُّكُونُ إِلَى الدُّنْیا مَعَ مَا تُعَاین.» (1)
«اعتماد به دنیا، با آنچه از وی میبینی، نهایت نادانی است.»
پس دنیاطلبان همان انسانهای بیخردی هستند كه در چنگال زهرآلود دنیا گرفتار شدهاند و مؤمنان حقیقی كه همان صاحبان عقل میباشند سعادتمندانی هستند که از دام مرگبار آن گریختهاند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«لَوْ عَقَلَ أَهْلُ الدُّنْیا لَخَرِبَتِ الدُّنْیا.» (2)
«اگر همۀ مردم دنیا عاقل بودند دنیا ویران میشد.»
دنیا برای جمعآوری و حرص و دلبستن به تجملات نیست؛ بلكه برای دوری از تعلقات و نزدیكشدن به اعمال صالح است. خلقت انسان برای جمعآوری مطامع دنیوی نیست؛ بلكه برای امتحان است تا بهشت نصیب عاقلان گردد:
«دنیا را آفرید تا اهل آن را آزمایش نماید تا معلوم گردد كدامیك از مردم برای آخرت عمل نیکو به جای میآورند. ای بندگان خدا، دل به دنیا و زینتهای آن نبندید. دنیا جایگاه عمل است. پیش از آنكه عمرتان به پایان برسد به واسطۀ عمل خیر در دنیا توشه بردارید.» (3)
یکی از علمای برجسته میفرمود: «اگر از عمر آدمی ساعات خواب و
خوراک و... کسر گردد، در بهترین حالت میتوان ده سال عمر مفید برای عمل وی در نظر گرفت. در حالیکه فرد با عمل در طی همین ده سال مفید، زندگی ابدی خویش را رقم میزند و محققاً این فرصت کوتاهِ عمر، بهای زندگیِ تا ابد در آخرت است.»
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
«فقط باقیمانده عمر مؤمن از كیمیا ارزشمندتر است.» (1)
در خاتمۀ این كتاب، دلها و افكار را باری دیگر به سوی بهترین اهرم بازدارنده از دنیا و محرك انجام كارهای صالح كه همان یادآوری از مرگ و عواقب بعد از آن است سوق میدهیم. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْفِكْر.» (2)
«قلب كتاب اندیشه است.»
در اتمام این كتاب با اندیشهای بسیار دقیق، آخرین راهنماییها را مرور خواهیم نمود. روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به قبرستان تشریف بردند و خطاب به مردگان فرمودند:
«ای ساكنان خانههای وحشت و محلههای خالی و گورهای تاریك، ای خفتگان در خاك، ای غریبان، ای تنها شدگان، ای وحشت زدگان، شما پیش از ما رفتید و ما هم در پی شما روانیم و به شما خواهیم رسید؛ و اما خانههایتان! دیگران در آن ساكن گشتند؛ و اما زنانتان! با دیگران ازدواج كردند؛ و اما اموالتان! در میان دیگران تقسیم شد. این خبری
است كه ما برای شما داشتیم. حال شما برای ما چه خبری دارید؟»
سپس به اصحاب خود روی كردند و فرمودند:
«بدانید كه اگر اجازه سخنگفتن داشتند، به شما میگفتند كه بهترین توشه برای این سفر تقواست.» (1)
شایسته است كه مؤمن تأملی در این خطابه داشته باشد و خویش را مردهای كه دستش از دنیا بریده شده بپندارد و روی سخن حضرت را در خود بنگرد و بشنود و با این جملات پندآموز، خدا را شكر كند كه هنوز در خانۀ وحشت قبر قرار نگرفته است و میتواند با دوری از معاصی و انجام اعمال خیر به مقام تقوا برسد. به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام):
«دنیا سرای گذر است، نه جای ماندن. مردم در آن دو دستهاند: كسانی كه در دنیا خویش را فروختند و به تباهی انداختند؛ کسانی كه خود را خریدند و آزاد ساختند» (2)
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:
«ای مردم، بدانید که خداوند متعال زینتهای دنیا را برای دوستان خود نپسندیده است و آنها را به این زینتها تشویق نفرموده است. ظاهر دنیا سرور و بهجت است و باطن آن غم و اندوه. خدا دنیا را آفرید تا اهل آن را در آن آزمایش نماید تا معلوم گردد كدامیك از مردم عملی نیكو برای آخرت خود به جا میآورند.... ای بندگان خدا، دل به دنیا و زینتهای آن نبندید.» (3)
بنابراین اگر به دیدۀ عقل و ایمان بنگریم، درمییابیم که رأس همۀ اعمال نیك یاریکردن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد. میتوان با یاد آن حضرت دل را مملو از
عطر مهدویت و نور نمود و به واسطۀ ارتباط قلبی با حضرتش، تاریكی و ظلمت وجود را محو کرد و از تشعشعات انوار قدسی او، دلهای ظلمتگرفتۀ جامعه را نورانی گردانید. این امر رفیعترین مرتبۀ عبودیت و افضل همۀ اعمال است.
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
اللّهم عجل لولیك الفرج
قرآن کریم
نمونه معارف اسلامی - حجه الاسلام فصیحی –انتشارات خاطره.
اسرار موفقیت - مجتهدی سیستانی مرتضی انتشارت نشر الماس چاپ ششم 1385ش
کیش پارسایان - تهرانی مجتبی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ اسلامی چاپ سوم 1378 تهران
وظایف شیعه بودن
نسیم هدایت - حسینی شیرازی سید صادق انتشارات برگ رضوان چاپ اول 1383 تهران
یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث - مکارم شیرازی ناصر انتشارات دارالکتب اسلامیه چاپ چهارم 1386 تهران
نقطه های آغاز در اخلاق عملی- مهدی کنی محمد رضا –انتشارات دفترنشر فرهنگ اسلامی چاپ هفتم 1384 تهران
معراج السعاده- ملا احمد نراقی
تفسیر جامع - حاج سید ابراهیم بروجردی –انتشارات انصار المهدی چاپ اول 1388
چرا مرا آفریدند - حسن میلانی –انتشارات حضرت علی چاپ اول 1384 قم
روزه درمان بیماری های روح و جسم - موسوی راد سید حسن-انتشارات جامعه مدرسین 1364 قم
روایات تربیتی از مکتب اهل البیت علیهم السلام - فرید مرتضی –انتشارات نشر فرهنگ اسلامی چاپ 1377 تهران
القطره - سید احمد مستنبط –ترجمه محمد ظریف –نشر الماس نهم
نمونه معارف اسلامی - حجه الاسلام فصیحی –انتشارات خاطره
جلوه قرآن و عترت در تفسیر صافی - محدث خراسانی میرزا احمد- انتشارات مجمع ذخائر
اسلامی چاپ 1384 قم
زناشوئی از نظر قرآن - مصطفوی حسن- انتشارات گلی چاپ هفتم1369 تهران
معرفت امام عصر عج - سید دکتر محمد بنی هاشمی –چاپ شفق چاپ پنجم
خصائص الحسینیه - آیه الله شیخ جعفر شوشترى
زندگانی امام حسن علیه السلام - عماد زاده حسین –انتشارات نشر محمد چاپ 1378 تهران
صلح امام حسن ع - مقیمی محمد انتشارات معراج چاپ 1379 تهران
در فجر ساحل - حکیمی محمد –انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی چاپ 1361
نهج الفصاحه - ابوالقاسم پاینده
راز رستگاری - کمیلی مجتبی –انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی چاپ اول 1383 قم
نصایح الکافیه - محمد بن عقیل علوی 1371 بنیاد بعثت تهران
حقوق از دیدگاه امام سجاد ع - مشایخی قدرت الله انتشارات انصاریان چاپ سوم 1385 قم
رساله حقوق امام سجاد علیه السلام - رساله حقوق امام سجاد علیه السلام
گنجینه وعاظ - توکلی زاده غلام رضا- انتشارات رستگار چاپ اول 1387 مشهد مقدس
مفردات ألفاظ القرآن الكریم - راغب الأصفهانی
مشکل اسراف - ایرانی حسین –انتشارات مئسسه در راه حق چاپ اول 1359قم
کافی - کلینی محمد بن یعقوب –انتشارات اسوه چاپ 11 سال 1389
بحار الانوار - علامه مجلسی محمد باقر –موسسه الوناء بیروت لبنان س 1404 ق
غرر الحکم - آمدی عبد الواحد –ترجمه محمد علی انصاری –انتشارات امام عصر عج چاپ هشتم 1390
مستدرک الوسائل - نوری میرزا حسین - موسسه آل البیت لاحیاء التراث قم چاپ اول
مجموعه ورام - ورام بن ابی قزاس –انتشارات مکتبه فقیه قم
مصباح الشریعه - موسسه اعلی للمطبوعات چاپ اول
عوالی اللالئی - ابن ابی جمهور –مطبعه سید الشهدا ءع قم 1403ﻫ.
علل الشرایع - محمد بن علی بن حسین بن بابویه –انتشارات مکتبه الوری قم
جامع السادات - جلد اول منشورات جامعه النجف المدینه-بیروت
فروع کافی - کلینی
وسائل الشیعه - حر عاملی محمد بن حسن – موسسه آل البیت لاحیاء التراث قم چاپ اول
البرهان - الزركشی وفات: 794 -جماعت عامه سال چاپ: 1376 - 1957 م ناشر: دار إحیاء الكتب العربیة، عیسى البابی الحلبی وشركاءه
برهان - سید هاشم بحرانی –دار المجتبی قم 1428 ﻫ.
لئالی الاخبار - شیخ محمدنبی بن احمد تویسرکانی 1320
المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء - فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی - ناشر:موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم محل نشر:قم سال نشر:1376
راه زندگی و حیاه جاودان - سید موسوی سید محمد –انتشارات عروج اندیشه- چاپ اول
1380 مشهد
ارشاد - شیخ مفید محمد بن نعمان
ارشاد القلوب - دیلمی، حسن بن محمد
التمحیص - سید بن طاووس رضی الدین
امالی صدوق - محمد بن علی بن حسین بن بابویه –انتشارات کتابخانه اسلامیه
امالی طوسی - شیخ طوسی م 460 ﻫ.ق انتشارات دار الثیقاف قم 1414 ﻫ.ق
تحف العقول - حرانی حسن بن شعبه –موسسه انتشارات اسلامی چاپ دوم
مستدرک الوسائل - نوری میرزا حسین - موسسه آل البیت لاحیاء التراث قم چاپ اول
سفینه البحار - قمی عباسی –موسسه آستان قدس چاپ دوم سال 1384
زناشوئی از نظر قرآن - مصطفوی حسن- انتشارات گلی چاپ هفتم1369 تهران
مصباح الشریعه - موسسه اعلی للمطبوعات چاپ اول
عده الداعی - حلی بن فهد- انتشارات دار الکتب اسلامی چاپ اول
ترجمه کتاب المؤمن - حسینی نجومی مرتضی انتشارات بوستان کتاب قم چاپ 1382
معانی الاخبار - شیخ صدوق - تولد 311 ﻫ. ق، وفات سال 381 ﻫ. ق - سال انتشار (تهران، صدوق، 1379ق) و (قم، دارالعلم، 1379ق)
تفسیر عیاشی - ابوالنصر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی السمرقندی مکتب علمیه اسلامی تهران
المحاسن برقی - ابو جعفر بن خالد برقی –مجمع عامی اهل البیت ع 1413 ﻫ.
مجمع البیان - فضل بن حسن طبرسی- انتشارات ناصر خسرو تهران 1406 ﻫ.
الخصال - صدوق –انتشارات فکر آوران 1384 ﻫ.
تهذیب الأحکام - ابوجعفر محمد طوسی، شیخ طوسی
تفسیر قمی - علی بن ابراهیم قمی - علامه