ghaemiyeh.com
سرشناسه : تقیپور، علی
عنوان و نام پديدآور : اعانت: آئین دادرسی و طریق نیکوکاری از دیدگاه اهلالبیت علیهمالسلام/ علی تقیپور؛ ویراستار صابر بهلولی.
مشخصات نشر : مشهد: استوار٬ 1394.
مشخصات ظاهری : 325 ص.
شابک : 250000 ریال978-600-6865-81-2 :
یادداشت : کتابنامه: ص. [323] - 325؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : آئین دادرسی و طریق نیکوکاری از دیدگاه اهلالبیت علیهمالسلام.
موضوع : انفاق -- احادیث
Charity -- Hadiths
رفتار مددکارانه -- جنبههای مذهبی -- اسلام
Helping behavior -- Religious aspects -- Islam
نیکوکاری -- احادیث
Benevolence -- Hadiths
رده بندی کنگره : BP250/3/ت7الف6 1394
رده بندی دیویی : 297/632
شماره کتابشناسی ملی : 5482112
اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل
بسم الله الرحمن الرحیم
یا صاحب الزمان
اعانت
آئین دادرسی و طریق نیکوکاری از دیدگاه اهل البیت (علیهمالسلام)
علی تقی پور
پیشگفتار8
تفکر صحیح10
اهمیت عمل خیر14
اهمیت احسان به برادران دینی25
شناخت حقوق برادران دینی31
زیارت مؤمن زیارت خداست34
روش انتخاب دوست40
نشانههای دوستان حقیقی45
عمل خیری كه باعث ضرر است56
دوستی با مؤمنین59
امتیاز و ارزش خیرین72
حقیقت احسان77
ثروت باعث امتحان81
اموال مال خداست93
حق معلوم102
اعتدال در انفاق105
مذمت دنیا111
ارزش اعانت116
عواقب عدم یاری129
حكایت شگفت انگیز خیرین149
مذمت دنیا پرستی174
رنج و سختیهای فقر184
صبر و تسلیم فقرا195
فواید مهمان نوازی211
پاداش قرض دادن222
خمس و زكات235
خمس، زکات و انفاق به چه کسانی تعلق میگیرد؟245
مستحقین حقیقی248
احسان به والدین و ارحام251
شرایط استحقاق احسان255
نحوۀ برخورد با مستمندان260
ویژگیهای مستحق واقعی262
شرط قبولی عمل خیر1
اولین شرط، تقواست6
اخلاص13
نیت28
شتاب و عجله30
وفای به عهد37
حفظ آبرو44
دوری از منت47
احسان انسانهای بی بضاعت53
واسطه گری بین خیر و نیازمند59
اصلاح بین دو مؤمن60
عفو بهترین احسان72
غیبت بدترین گناه93
عواقب اهانت به مؤمن106
نحوۀ سخن گفتن110
تغافل و چشم پوشی112
منابع و مآخذ130
هدف از نگارش این مجموعه، بیان چگونه زیستن بر اساس فرمایشات نورانی خاندان عصمت و طهارت (علیهمالسلام) است تا با روش شایستۀ ایشان، خود را در دنیا و آخرت به سعادت و خوشبختی برسانیم.
تنها با رهنمودهای ائمۀ هدایت (علیهمالسلام) است كه میتوان از منجلاب شهوات، آلودگی و ظلمت دنیوی که همگان را در کام خود فرو برده و به هلاکت رسانده، به سوی خرمی، آسایش، صفا و صمیمت هدایت شد. پایبندی به دین و قوانین اسلام، هم منافع مادی و هم منافع معنوی دارد. اما همۀ آن به كسی بخشیده میشود كه به دین عامل و مقید باشد. كوتاهی و بیبند و باری در برابر قانون الهی، موجب بدبختی، سرگردانی و هلاکت در دنیا و آخرت میگردد.
بشر برای بهتر زیستن باید در چهارچوب شرایطی الهی که فقط در اسلام مشخص گردیده است، حركت كند تا بهای نعمات دنیوی و زندگی اخروی خود را بپردازد و با الهام گرفتن و عمل نمودن به فرمایشات معصومین (علیهمالسلام)، کرامت، شرافت، صفا و صمیمیت را در خود گردآوری کند.
تبعیت از دستورات راه نمای ذوات مقدسه (علیهمالسلام)، هم باعث زندگی بهتر شده و هم خشنودی ایشان که همان خشنودی حقتعالی باشد را در پی دارد. یکی از
مسائلی که ذوات مقدسه (علیهمالسلام) بر آن پافشاری بسیار نموده و روایات فراوانی در این زمینه وارد گشته، مسئلۀ اعانت و یاری رسانی به مومنین میباشد. یاری رسانی به دیگران، مانند یاری رساندن به ذوات مقدسه (علیهمالسلام) است و اعانت مومن نزد ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) جایگاه ویژهای دارد.
طاعات سبک با بهرۀ عظیم فقط در گرو اعانت مومن بوده، همینطور غضب الهی در ورای ترکِ یاری رسانی به برادر ایمانی است. احادیثی که در ادامه خواهد آمد در بیان چگونگی ثوابها و صوابها، و دوری از عِقابهاست.
هر مکتبی به ایدهای متمسک است و با مَنِشی مخصوص بخود به رفتار در جامعه میپردازد. اما شعار افرادی که میل به آسایش دو گیتی دارند، بنا به فرمایش ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) این است:
«..فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا..» (1)
.. آنچه برای خودت میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند..
اگر بشر به همین کلام امام هدایت عمل میکرد، هیچ جنایت، فقر، کشتار و تجاوزی در جهان صورت نمیگرفت و دنیا سراسر گلستان میشد. (إنشاءالله به زودی با ظهور مولا صاحب الزمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) شاهد چنین روزگاری، خواهیم بود).
متأسفانه بخاطر وجود صفتِ زشتِ خودخواهی در اکثر انسانها، که هر کسی بهترینها را فقط برای خویش میخواهد، شعار عملی انسانها این شده است: «همۀ دارائیهای دنیا برای من و خانوادهام». برای رسیدن به این آرزو و تحقق این شعار، به هر جنایتی دست میزنند تا جائیکه صدای نالۀ درماندگان و اشک چشم مستمندان را میشنوند و میبینند، اما توجه نمیكنند.
تنها دینی که اهتمام جدی و ارزش فوقالعاده برای این شعار: «آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند..»، قائل شده است، مذهب تشیع
1) مشكاة الانوار 178 - نهج البلاغة (للصبحي صالح) 397 - عيون الحكم و المواعظ (لليثي) 77 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 72/29 - 74/203 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/311
میباشد که رهبرانش از رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) الی قائمِ (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ایشان، عامل به این امر بوده و برای بهتر زیستن پیروانشان در دو سرا، این دستور را صادر فرمودند.
اینكه شعار «فقط برای خودم» کم و بیش در افكار همگان ریشه دارد و باید برای حل آن اقدام نمود شکی نیست. اما به دلیل رسوخ آن در تفکر جامعه و تبدیل آن به دأب و روش برای کل افراد، ریشه کن کردن آن نیاز به زمان داشته و جایگزینی سیرۀ اهل بیت (علیهمالسلام) به جای این شیوۀ مذموم، همتی عمومی را میطلبد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) دربارۀ این مطلب میفرمایند:
«فَعَلَيْكُمْ بِمِثْلِ هَذِهِ الْأَخْلَاقِ الْكَرِيمَةِ إِنْ أَطَقْتُمُوهَا فَإِنْ لَمْ تُطِيقُوهَا كُلَّهَا فَأَخْذُ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ» (1)
پس بر شما باد چنین خوی های پسندیدهای، اگر توان آنها را داشته باشید. پس اگر تاب همۀ آن صفات نیکو را ندارید، آوردن اندک بهتر از فرو گذاشتن بسیار است.
با این فرمایش، حجت برای انسانهایی که خواهان زندگی بهتر هستند، تمام میشود. با توجه به آنچه كه به عنوان مقدمه گفته شد، هر انسان عاقلی باید براساس رهنمودهای رهبران الهی، حرکتی را برای رسیدن به آسایش آغاز کند و تابع قوانین و فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) گردد و در صورت عدم رعایت این شرایط، هیچ عذری از او [علی الخصوص در آخرت] پذیرفته نیست. چه
1) الكافی 2/ 237 ح26
بسیار انسانها در جهان، خصوصاً کشورهای غربی و اروپایی وجود دارند که بدون رعایت شرافت انسانی، همانند چهارپایان وحشی برای ارضای تمایلات نفسانی، همدیگر را میدرند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند:
«النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِمُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنُ غَرِيبٌ» (1)
«مردم همگی مثل چهارپایانند (سه بار فرمودند) جز اندكی از مومنان (و باز هم سه بار فرمودند) مومن غریب و تنها و بی كس است»
چون همانند چهارپایان شدند، نحوۀ استفاده از مسائل دنیوی در ایشان نیز مانند چهارپایان و درندگان خواهد بود لذا باعث برانگیختن خشم حق تعالی خواهند شد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ رَأَيْتَ الْعَظِيمَ مِنَ الْمَالِ يُنْفَقُ فِي سَخَطِ الله..» (2)
مینگری كه مالهای فراوان در راه هایی صرف میشود كه موجب خشم و غضب الهی است.
و اگر هم به ظاهر عمل نیکی را انجام دهند نیست مگر برای ریا و دروغ. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ رَأَیتَ الصَّدَقَةَ بِالشَّفَاعَةِ لَا یرَادُ بِهَا وَجْهُ الله وَ یعْطَى لِطَلَبِ النَّاس..» (3)
..مینگری كه كار خیر و اعطاء مال با وساطت (پارتی بازی) انجام میشود و برای خدا نیست بلكه برای جذب مردم است.
ایشان در جای دیگر فرمودند:
«مینگری كه در راه دنیا (برای شهرت و ریا) بخششهای فراوان میكنند ولی در راه خدا (طبق ضوابط و شرائط و بدون ریا) از دادن اندكی هم دریغ دارند» (1)
احسانی كه برای ریا و شهرت انجام میگیرد، بدلیل عدم آگاهی و رعایت حقوق الهی است. انجام اعمال با اصول الهی نیز مستلزم فراگیری راهنمائیهای امامان معصوم (علیهمالسلام) است. چه بسیار افرادی که هرگز حتی تا پایان عمر، اقدام به فراگیری علوم اهل بیت (علیهمالسلام) ننموده، اجل ایشان سر میرسد و جز حسرت و زیان چیزی بدست نمیآورند. امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«روز قیامت از افرادی که نمیدانستند و یا به امر و نهیهای پروردگار عمل نمیکردند، میپرسند، چرا عمل نکردید؟ میگویند: نمیدانستیم. میگویند: چرا نرفتید یاد بگیرید (تا عمل نمایید)؟ و بدین وسیله حجت بر آنها تمام میشود»
اگر انسان عاقل قدری بیاندیشد، درمییابد که طوفان گمراهی، همگان را در عصر غیبت امام عصر (علیهالسلام) غرق می کند. بنابراین باید با تفکر صحیح، دست خود و وابستگان خویش را گرفته و برای رسیدن به ساحل نجات، در کشتی محمّد و آل محمد (علیهمالسلام) سوار شود. وقت بسیار تنگ و طوفان امتحانات و حوادث که ارمغانِ آخرینش مرگ است، با سرعت هرچه تمامتر به سوی خلق رو میکند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«مرگ با سرعت در جستجوی شماست» (2)
و نیز فرمودهاند:
«و هُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ» (1)
مرگ از سایۀ شما به شما نزدیكتر است.
پس بنا به فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام):
«عمر خود را دریاب و گذشته را جبران و تدارک کن و بیش از این فردا و پس فردا مگو، که کسانی پیش از تو به این نحو به هلاکت رسیدند و عمر خود را به آرزوها گذرانیدند و هر روز تدارک سفر آخرت را به تأخیر افکندند تا ناگاه و بیخبر، امر خدا دررسید و هنگام رحیل و کوچ کردن آمد و ایشان بر بستر غفلت خوابیده بودند پس آنها را از کاخها (منزلهای مجلل) به ظلمتکدۀ گور درآورد و اهل و اولادشان پا از ایشان کشیدند و به قسمت کردن اموالشان پرداختند»
چه چیز از این مهمتر که تا مرگ فرا نرسیده باید حرکتی را آغاز نمود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«هم اکنون در دنیایی زندگی میکنید که میتوانید رضایت خداوند را به دست آورید. با مهلت و آسایش خاطری که دارید، اکنون نامۀ عمل باز و سرگشاده و قلم ملائکۀ نویسنده در حرکت است...توبه و اعمال نیکو را میپذیرند» (2)
با شعارِ انسانی «خوبیها ونیکیها برای همگان» و بنا به فرمان ائمۀ دین (علیهمالسلام)، باید سفرۀ نیکی و احسان را برای همگان گسترانید و لذت و
کامروایی را در پخش انفاق و نیکی به همنوعان و همکیشان پیدا کرد. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاند:
«اطْلُبُوا الخَیرَ دَهْرَكُم..» (1)
همۀ عمر خویش را جویای كارهای خیر باشید..
زیرا انسان وقتی نیکوکار میشود محبوب خدا میگردد. خدای منان فرمود:
«خیر و نیکویی را من آفریدم سپس هرکه را که دوست داشته باشم بدست او جاری میسازم پس خوشا به حال کسی که عمل خیر را به دستش به اجرا درآورم» (2)
پس در انجام وظایف انسانی و تکلیف دینی که خیر رسانیدن به مخلوقات است، نباید از حرکت به سوی خیرات باز ایستاد؛ هر چند دیگران شاکر و سپاس گزار اعمال نیک شخص نباشند. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«از انجام کار خیر خودداری مکن هر چند کسی قدر آن را نداند»
پاداش دهنده و ستایندۀ شخص خیّر، پروردگار عالمیان است که فرمود:
(إِنَ الله مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَ الَّذینَ هُمْ مُحْسِنُون) (3)
«همانا خداوند با پرهیزکاران است و با آنان که نیکوکارند»
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«لَا یزَهِّدَنَّكَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یشْكُرُهُ لَكَ فَقَدْ یشْكُرُكَ عَلَیهِ مَنْ لَا یسْتَمْتِعُ بِشَیءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِكُ [یدْرَكُ] مِنْ شُكْرِ الشَّاكِرِ أَكْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْكَافِرُ وَ الله یحِبُّ الْمُحْسِنِین» (1)
ناسپاسی مردم تو را از کار نیکو باز ندارد زیرا کسی هست که بیآنکه از تو سودی ببرد تو را میستاید. چه بسا ستایش اندک وی برای تو بیشتر باشد از آنچه ناسپاسان ضایع كردند و خداوند نیکوکارانرا دوست دارد.
وانگهی کمال دین و انسانیت در انحصار اعمال خیر و صالح است که فرمودهاند:
«برای هر روز کاری کن (عمل خیری انجام ده) که به سبب آن رشد کرده و به کمال برسی» (2)
با پوشیدن لباس احسان، به طور تلویحی از ستارالعیوب میخواهیم بدیهایمان را بپوشاند. و کسی که زشتیهایش پوشیده باشد شامل لطف و کرم خدا شده است. همچنین حضرتش فرموده اند:
«مَنْ لَبِسَ الْخَیرَ تَعَرَّى عَنْ الشَّر» (3)
هرکه جامۀ خوبی به تن کند از بدی برهنه (دور) شود.
مثل لباس که برای انسان، جدای از محافظت در برابر سرما و گرما، زینت
به حساب میآید، لباس نیکی نیز محافظت در برابر بلیات و امتحانات شده و نیز زینتی برای انسان نزد خدای متعال، انبیاء و ذوات مقدسه (علیهمالسلام) و ملائک میباشد. پس نفع اول نیکوکاری به خود نیکوکار برمیگردد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهمالسلام) فرمودند:
«مَنْ فَعَلَ الْخَیرَ فَبِنَفْسِهِ بَدَأ» (1)
هرکس کار خوب کند نتیجهاش پیش از همه به خود او میرسد.
و نیز حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«من به کسی احسان و خوبی نکردم و به کسی نیز بدی ننمودم»
به ایشان عرض شد: شما تمام عمرتان را صرف احسان به مردم کردید و کسانی نیز به شما بیحرمتی و ظلم کردند.
حضرت (علیهالسلام) فرمودند:
«آیا گفته خدا را نخواندهاید که در قرآن فرموده:
(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها..) (2)
اگر نیکی کنید به خود نیکویی نمودید و اگر بدی کنید به خود بد نمودید» (3)
همچنین حضرت علی (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّكَ إِنْ أَحْسَنْتَ فَنَفْسَكَ تُكْرِمُ وَ إِلَیهَا تُحْسِن» (4)
تو اگر نیکی کنی خودت را گرامی داشتهای و به خودت نیکی نمودهای (همۀ نیکیها به حساب آخرتی خودت واریز و پسانداز میگردد) و اگر بدی کنی خودت را خوار کردهای و به خودت زیان رساندهای.
از خصوصیات این لباس زیبا؛ سد شدن در برابر بلاها و حوادث ناگوار حتی مرگِ بد است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«هرچه میتوانید کار خیر کنید که از مرگ بد جلوگیری میکند» (1)
و همچنین فرمودند:
«..اصْطَنِعُوا الْمَعْرُوفَ بِمَا قَدَرْتُمْ عَلَى اصْطِنَاعِهِ فَإِنَّهُ یقِی مَصَارِعَ السَّوْء..» (2)
تا جایی که توانایی بر کار خوب دارید خوبی کنید زیرا خوبی (آدمی را) از مهلکهها و مرگ های ناگوار نگه میدارد.
عمر کسانیکه با احسان و کارهای نیک زندگی میکنند، بیشتر از کسانیست که با عمر مقرر زندگی را ادامه میدهند. در روایتی به این مضمون اشاره شده است:
«مردم در پرتو احسانشان بیشتر زندگی میکنند تا با عمر مقرر» (3)
دایرۀ حفاظت و سپر دفاعی اعمال نیک، حتی فرزندان شخص خیّر را نیز تحت پوشش قرار خواهد داد. حضرت امام باقر (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«خداوند فرزندان را به اعمال صالح و نیکوی پدرانشان حفظ و حراست
میفرماید» (1)
حال که اندکی از خواص و پاداشهای بیکران احسان و نیکی، آگاه شدیم پس تعلل ورزیدن از بیخردی است؛ هر چند دست ما تهی و کم مایه باشد. در امر انفاق و احسان، در درگاه حق تعالی، عمل کوچک را بزرگ میشمارند و شادمانی آخرت را در پی خواهد داشت. چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ لَا تُصَغِّرْ شَیئاً مِنَ الْخَیرِ فَإِنَّكَ تَرَاهُ غَداً حَیثُ یسُرُّك..» (2)
عمل خیر را هرگز کوچک ندان زیرا فردای قیامت آن را طوری میبینی که شادمانت میکند.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«افْعَلُوا الْخَیرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ كَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ كَثِیر..» (3)
کار نیک و خیر را انجام دهید و چیزی از آن را کوچک مشمارید، زیرا کوچک آن بزرگ و اندک آن بسیار است..
برای انجام عمل خیر هر چند بسیار ناچیز، باید كوشید زیرا پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاند:
1) تفسیر جامع 6/272 - تفسیر عیاشی 2/338 ح65
2) بحارالانوار 71/182 ح37 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 134 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/182 - تفسیر نور الثقلین 2/402 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 6/254
3) نهج البلاغه: حكمت 422 - نهج البلاغة (صبحی صالح) 550 - روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/372 - وسائل الشیعة 1/118 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 1/47 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/190 - الحیاة 1/530
«دَخَلَ عَبْدٌ الْجَنَّةَ بِغُصْنٍ مِنْ شَوْكٍ كَانَ عَلَى طَرِیقِ الْمُسْلِمِینَ فَأَمَاطَهُ عَنْه» (1)
بندهای از بندگان خدا در اثر اینکه شاخۀ خاری را از سر راه مسلمین برداشت، اهل بهشت شد.
یعنی اینکه کوچکی عمل، مانع از انجام دادن آن نگردد. از سوی دیگر هر عمل خیری که از بنده سر بزند، هم در برابر نعمتهای خداوند، کوچک بوده و هم این خداست که در هر کار خیری، بانی آن و معین انسان میگردد. پس جای هیچگونه عُجبی باقی نمیماند. باز، در اینکه با هیچ عمل صالحی نمیتوان شکر پروردگار را ولو در عطایای به زعم ما جزئی، بجای آورد. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«کار نیک خود را کم شمار، هر چند که زیاد باشد»
اهمیت انجام کارهای خیر در حالیكه عمل به دین خداست، برای مؤمنان باعث گشایش و رهایی از مشکلات دنیایی میگردد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«..وَ مَنْ عَمِلَ لِدِینِهِ كَفَاهُ الله أَمْرَ دُنْیاه..» (2)
..کسی که برای دین خود کار کند، خدا دنیای او را کفایت فرماید..
«..مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ الله لَهُ أَمَرَ دُنْیاهُ..» (3)
1) الخصال 1/32 - وسائل الشیعة 16/338 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/602 - بحار الأنوار (بیروت) 72/49 - نقطههای آغاز در اخلاق عملی 479 - سفینة البحار 2/82
2) نهج البلاغه حكمت 423 - وسائل الشیعة 15/298 - بحار الأنوار (ط بیروت) 68/367
3) نهج البلاغه حكمت 86 - عیون الحكم و المواعظ (لیثی) 457 - غرر الأخبار 130 - وسائل الشیعة 15/298 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/367؛ 69/305 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى (رحمةالله) ) 21/134
..هر که امر آخرت خود را به صلاح آورد خداوند دنیای او را برایش نیکو میگرداند..
احسان به خلایق در کلام معصومین (علیهمالسلام)، سرمایۀ ایمان نامیده شده است. یعنی مانند سرمایۀ دنیوی که باعث رونق کسب و کار میشود، احسان به مردم نیز مانند سرمایه عمل کرده و باعث رونق ایمان میگردد:
«رَأْسُ الْإِیمَانِ الْإِحْسَانُ إِلَى النَّاس» (1)
ریشه و اساس ایمان نیکی به مردم است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«فَكَیفَ بِمَنْ ینْقَطِعُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى لَا یرَى أَثَرُهُ عَلَیه» (2)
چگونه ممکن است کسی كه خود را وقف خدمت به خداوند متعال کند، اثر رحمت آن بر وی دیده نشود؟
{..إِنْ تَنْصُرُوا الله ینْصُرْكُمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَكُم} (3)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و قدمهایتان را ثابت مینماید»
وقتی نمایندۀ خدای متعال یعنی امام هدایت؛ حضرت امام صادق (علیهالسلام) خدمت به خدای متعال را مقارن هبوط رحمت الهی بر خادم دانسته و کلام
وحی در قرآن مجید در تاکید بفرماید ”اگر خدا را یاری نمائید [خدا] یاریتان میکند و قدمهایتان را ثابت میکند“، قطعاً جای تعمق است.
شاید بتوان گفت یاری خلق خدا، همۀ یاری خداست. ارزندهترین اثر برکات الهی خدمت به خلق، دعای امام آن زمان است برای هر كسی که خویش را وقف خدمتگزاری مؤمنین نماید. چنانکه حضرت امام صادق (علیهالسلام) دعا میفرمودند:
«بارالها مرا و برادران مرا که مال خود را از روی میل در راه نیکی به ما و امید به فضل تو و صلۀ ما و مسرور نمودن پیامبر تو (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) انفاق کردند بیامرز. بارالها در مقابل این نیکی آنان را در رضوان خود جای ده و شب و روز از نعمتهای بهشتی به آنان بچشان و از شرّ هر جبار بداندیش حفظ کن و به آنان و فرزندان و خانواده و نزدیکانشان در قبال آنچه فدای ما کردهاند بیشتر و بهتر از آنچه امید و آرزو دارند عطا کن. خداوندا این روحها و بدنها (ی شیعیان) را نزد تو امانت میگذارم تا آنچه به آنها وعده دادهایم در روز تشنگی (قیامت) در کنار حوض، وفا کنیم» (1)
اما مقصد احسان چیزی نیست که بتوان براحتی از آن غمض عین نمود. هدف غائی ذوات مقدسه (علیهمالسلام) نیز اینست که احسان به مستحق صورت بگیرد یعنی فردی که به وی نیکی و کمک میشود، شایستگی این نعمت را داشته باشد تا لباس احسان برازندۀ اندام وی شود. متأسفانه بر اثر عدم آگاهی از فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) و عدم تشخیص کافی بین مستمند واقعی و غیر
1) کتاب احرام الحرم 77 از کافی 4/582 - کامل الزیارات 228 - وسائل الشیعه 14/412
آن، در بیشتر اوقات خیرات و احسان در اختیار افرادی که مناسبت با آن را ندارند، قرار میگیرد و در این میان، شایستگان به خاطر حیاء و مناعت طبع، همچنان محروم و تهیدست می مانند و مستمندان کاذب که با زرنگی، خبرگی و مهارت خاصی، گریان و با هیأتی به ظاهر مستحق، خیرات و احسان را که امانات خداست، از چنگ نیکوکاران مخلص ربوده، سپس به زرنگی و نیرنگ خود افتخار ورزیده و بر دارائیهای خویش میافزایند. بارها شاهد چنین افراد دو روئی در جامعه بودهایم. دلیل واضح این موضوع، تحقیقات مکرر مکانهای مقدس خیریهها است که بعد از هر تحقیق از افراد تحت پوشش خود، تعدادی از ایشان از لیست، ریزش میکنند.
و یا در برخوردهای شخصی و خارج از مکانهای خیریه، پس از امداد و کمک مالی معلوم گشته است که شخص مزبور، مستحق این خیرات نبوده و یا میزان کمک بیش از اندازه بوده است. متأسفانه شیادان با سوء استفاده از رأفت افراد نیکوکار و با اظهار عجز و نالههای ظاهری تظاهر به درماندگی نموده و مسیر احسان را تغییر داده، باعث می شوند که اقدام به این عمل والا و مقدس (نیکی) از استقبال مطلوب و مناسب در جامعه برخوردار نشود. در نتیجه تنها راه به ثمر رسانیدن غنچههای احسان و انفاق که باعث نجات مستمند واقعی و پیشرفت در امر عبودیت و قرب اشخاص سخاوتمند میگردد، آگاهی از راهنمائیهای امامان معصوم (علیهمالسلام) است تا جایگاه های شایستۀ احسان را شناخته و برای رسیدن به پاداشهای الهی و جمعآوری توشه برای
سفر آخرت به وسیلۀ نیکی به خلق و نجات درماندگان با الهام از فرمایشات معصومین (علیهمالسلام)، اقدام شایسته صورت گیرد. باید مراتب و شئونات نیکی و احسان نمودن را فرا گرفته و با طی نمودن مراحل آن که آموختههای دستورات ائمۀ دین (علیهمالسلام) است احسان به خلق، شکوفا شده، میوههای پربار و لذیذ خود را برای صاحب نیکوئیها آشکار نماید.
بدین سبب باید در پی یافتن نوری پر فروغ رفته تا در جامعۀ تاریکی که سراسرش فریب و نیرنگ است، بتوان باطن حقیقی افراد را با آن نور مقدس تشخیص داده و احسان اسراف نشود. این نور ویژه، فقط در وجود مقدس امامان معصوم (علیهمالسلام) یافت میشود. کلام گهربار آنان، آفتاب عالمتابی است برای همۀ شئونات زندگی، که استفاده از آن باعث تقویت عقل و قوۀ تشخیص اهل از نااهل و بد از خوب است و بر همین اساس در این کتاب سعی شده است تا با نقل روایات متعدد، احسان و انفاق در جامعه جایگاه خویش را پیدا کند. اولین، اصلیترین و زیباترین جایگاه نیکی، محمد و آل محمد (علیهمالسلام) میباشند که در ذیل این آیه:
{..وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوف..} (1)«به معروف امر کن»
به صراحت اشاره شده است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در مورد این آیۀ شریفه میفرمایند:
«مراد از نیکیها دعوت به ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میباشد» (2)
مطلبی که در ادامه بعرض میرسد برای اثبات آنست که بگوئیم تمام دین یعنی ولایت چهارده معصوم (علیهمالسلام) و سپس ولایت معصومین (علیهمالسلام)، یعنی دوستی با محبین محمد و آل محمد (علیهمالسلام) و دشمنی با دشمنانشان. در باب دوستی که جای جای مذهب تشیع را فرا گرفته است همینطور عدم یاری و اعانت برادران مؤمن که به فراموشی سپرده شده است، بشارت و انذار زیادی در روایات دیده میشود. طبق کلام معصوم (علیهمالسلام) عدم اعانت برابر است با، ابطال اعمال و قطع ولایت و عذاب در آخرت. در زیارت وارث میخوانیم:
«أُشْهِدُ الله وَ مَلَائِكَتَهُ وَ أَنْبِیاءَهُ وَ رُسُلَهُ أَنِّی بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمَ عَمَلِی» (1)
خدا و ملائکش و پیامبرانش و فرستادگانش را به شهادت میگیرم که همانا من به شما ایمان دارم و به بازگشت شما اقرار میکنم طبق آنچه که شرع دین من بیان نموده و با مُهرهای عَمَلَم [این شهادت را امضاء میکنم].
ما خدا و ملائک و پیامبران و فرستادگانش را شاهد گرفتیم که به ائمۀ هدی (علیهمالسلام) که راه هدایت هستند، ایمان داریم و به بازگشتشان نیز معترف. و این شهادت را بر اساس نکتههای دینی و مُهرهای اعمالمان اقرار مینمائیم. نکتههای دینی در حب و بغض و... نهفتهاند و مُهر اعمال ما نهفته در شگفتیهای فرمایشات حضرت امام کاظم (علیهالسلام) است که فرمودند:
1) بخشی از زیارت وارث
«..إِنَ خَوَاتِيمَ أَعْمَالِكُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَيْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ وَ إِلَّا لَمْ يُقْبَلْ مِنْكُمْ عَمَل..» (1)
همانا مُهرهای (تأیید) اعمال شما در برآوردن نیازهای برادرانتان و نیکی کردن به آنان در حدّ توانتان است، اگر چنین نباشد هیچ عملی از شما پذیرفته نشود.
ملاک پذیرش همۀ اعمال عبادی، اعانت برادران دینی میباشد و اگر کسی در امر یاری و رفع گرفتاریهای مؤمنین تلاش نداشته باشد، طبق فرمایش امام معصوم (علیهمالسلام)، هیچ عملی از او پذیرفته نمیشود و ایمان به ائمۀ هدی (علیهمالسلام) قبول نمیگردد. هر کس میتواند جایگاه خویش را در بهشت یا جهنم را با ارزیابی اعمال خویش توسط ترازوی رفعِ گرفتاریِ برادرانِ مؤمن، معین کند.
ما برای ترغیب خوانندگان گرامی در به جا آوردن این عمل عظیم الهی یعنی دادرسی از مؤمنین، احادیث شگفتی را که باعث مجذوب شدن افراد به سوی این عمل بزرگ میگردد، ارائه می کنیم، تا إنشاءالله [اگر ارادۀ خدای منان تعلق گرفت] با تعقل، تفکری صحیح و تصمیمی جوانمردانه، قدمی برای جلب رضایت ذوات مقدسه (علیهمالسلام)، بالاخص حضرت امام زمان (علیهالسلام) برداریم چرا که همۀ دین و سعادتها در یاری برادران مؤمن است. بالاترین مرتبۀ پاداشها را میتوان از این طریق کسب نمود که فرمودهاند:
«کسی که جدیّت در ادای حقوق برادران دینی دارد، بالاترین مقام را نزد خداوند خواهد داشت» (2)
نیز حضرت امام سجّاد (علیهالسلام) فرمودند:
«کسی که حاجتی از حاجات برادر دینی اش را برآورده سازد پس گویا حاجت خدای بینیاز را برآورده است» (1)
«هر که یک حاجت برادر خود را برآورده کند مثل این است که تمام عمر، خدا را خدمت نموده» (2)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ قَضَى لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ الله دَهْرَه..» (3)
هرکس برای برادر مؤمن خود حاجتی را برآورد، چنان است که همۀ عمرش را به عبادت خدا سر کرده است.
حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیءٍ أَحَبَ إِلَى الله مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِن» (4)
خداوند به چیزی محبوبتر از شاد کردن مومن، نزد او، عبادت نشد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا یرَى أَحَدُكُمْ إِذَا أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَیهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ بَلْ وَ الله عَلَینَا
1) کتاب صفات و علامات متقین 1/48 - وسائل الشیعه باب 22 از ابواب فعل معروف
2) اعلام الدین 148
3) الأمالی (للطوسی) 481 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/302؛ 90/383 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 5/242
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/188؛ (ط - دارالحدیث)3/482 - الوافی 5/653 - وسائل الشیعة 16/219؛ 16/349 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/288
بَلْ وَ اللَّهِ عَلَى رَسُولِ الله (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)» (1)
مبادا از شما کسی بپندارد که چون مؤمنی را شادمان نموده تنها وی را خوشحال کرده بلکه به خدا سوگند ما (امامان) را خوشحال کرده بلکه به خدا سوگند رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) را نیز شاد نموده است.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَقْرَبُ مَا یكُونُ الْعَبْدُ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَدْخَلَ عَلَى قَلْبِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ مَسَرَّة» (2)
هنگامی که بنده به خدا از همۀ اوقات نزدیکتر میشود، وقتی است که دل برادر مؤمن خود را شاد کند.
حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ سَعَى فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأَنَّمَا عَبَدَ الله تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیلَه» (3)
کسی که در راه برآوردن نیاز برادر مؤمن خود بکوشد، چنان است که نُه هزار سال با روزه گرفتن و شب زندهداری خدا را عبادت کرده باشد.
آیا واقعاً راه و عملی بهتر از رفع گرفتاری مومن و خوشحال نمودن او که خوشحالی خداوند را در پی داشته باشد و تمام عمر بلکه، نُه هزار سال خدمت خداوند کرده باشد، پیدا میشود؟ کدامین عمل و عبادتی نیکوتر از دادرسی از
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/189؛ (ط - دارالحدیث) 3/484 - الوافی 5/654 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 9/93 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/290
2) بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/316 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/398
3) بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/315 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/409
مؤمنین؛ که در این مورد حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ الله مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیءٍ أَفْضَلَ مِنْ أَدَاءِ حَقِ الْمُؤْمِن» (1)
خداوند به چیزی برتر از ادای حق مؤمن عبادت نگشته است.
ادای حق مومن در کلام معصوم (علیهمالسلام) بعنوان چیزی که بیشترین فضل را دارد به ما میفهماند هر جا سخن از فضل است، راهگشا و راه بَرَندۀ آن، ادای حق مومن است کما اینکه بندگی خدا نیز بجا میآید. بنابراین باید به سوی آن شتافت.
{..إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ الله یؤْتیهِ مَنْ یشاءُ وَ الله واسِعٌ عَلیمٌ * یخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یشاءُ وَ الله ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ} (2)
«همانا فضل به دست خداست به هر کس بخواهد میدهد و خداوند ”واسع“ و ”علیم“ است * هر کس را که بخواهد به رحمتش اختصاص میدهد و خدا صاحب ”فضل عظیم“ است»
اعانتِ مومن از اعظم نعمتهای الهی است. در حدیث شگفتانگیزی از حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در ذیل سورۀ حمد که حداقل روزی ده بار آن را میخوانیم: «صراط الذین انعمت علیهم» فرمودند:
«منظور از نعمت در این سوره ثروت دنیا و یا تندرستی نبوده است گرچه تمامی اینها از نعمتهای آشکار خداوند است مگر نمیبینی گاهی کافران بیدین
دارای این نعمتها هستند ولی خداوند شما را تشویق نفرموده است که دعا کنید تا راه آنها را به شما نشان دهد بلکه فقط دستور داده شدید به امر تقیۀ نیک در برابر دشمنان، سپس مأمور گشتهاید تا از خدا بخواهید که شما را به شناختن حقوق برادران مؤمنتان راهنمایی فرماید (1)(بقیۀ این روایت که تفصیل اعانت برادران است در صفحات بعدی درج گردیده).
پس در هر نمازی از خداوند متعال طلبِ شناختن حقوق برادران [أنعمت علیهم] را میکنیم و سپس عمل و قیام نمودن به آن عبادت بینظیر که هیچ کس مستثنی در این امر الهی نیست؛ چرا که طبق این آیۀ قرآن برای ادای این عبادت بزرگ (دادرسی از مؤمنین) خلق شدهایم و توجیه هیچ مخلوقی در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نیست. حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودهاند:
«إِنَّ الله تَعَالَى یقُولُ لِلْعَبْدِ یوْمَ الْقِیامَةِ أَ كُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ كُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى تَعْمَلَ فَیخْصِمُهُ وَ ذَلِكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَة» (2)
خداوند در روز قیامت به بنده میگوید آیا دانا بودی؟ پس اگر بگوید بله، به او میگوید چرا به آنچه آموختی عمل نکردی و اگر بگوید جاهل بودم (نمیدانستم) به او میگوید چرا نیاموختی که عمل کنی؟ پس خدا با او دشمنی میکند و آن حجت بالغۀ خداوند است. (در سورۀ مبارکۀ انعام آیۀ شریفۀ 149 گفته شده پس خداوند دارای حجت بالغه است)
ممکن است افراد به علت سنگینی مطالب بخواهند با نخواندن احادیث، خود را برئ الذمة کنند اما هیهات، حتی اگر چشم خود را بر روی واقعیت ببندند، مانع از اتمام حجت نمیشود. در صورتی که با روایات ذکر شده، حجت بر همگان تمام است. پس دانستن فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) و گام به گام نفس را با عمل به کلمات نورانی ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) تربیت نمودن، بهتر است تا اینکه برای فرار از این مسئولیت، این مجموعه احادیث را مطالعه نکنند. پس باید رحمی بحال خود نمود، چرا که مرگ به شدت در جستجوی همه است. باید خاضعانه با پذیرفتن فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) در دنیا برای سفر آخرت، بهترین سعادتها را نصیب خود گردانید. قدم اول آن است که از حقوق برادران ایمانیمان شناخت حاصل شود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«..وَ الْمَعْرِفَةُ بِحُقُوقِ الْإِخْوَانِ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَاتِ وَ الزَّكَوَاتِ وَ الصَّلَوَاتِ وَ الْحَجِّ وَ الْمُجَاهَدَاتِ» (1)
شناخت حقوق برادران (دینی) از بهترین صدقات و نمازها و زکات و حج و
1) تفسیر حضرت امام حسن عسكرى (علیهالسلام) 322 ح168 - جامع الأخبار(للشعیری) 95 - وسائل الشیعة 16/223 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/415
جهادها به شمار میآید.
حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) فرمودهاند:
«..أَعْرَفُ النَّاسِ بِحُقُوقِ إِخْوَانِهِ، وَ أَشَدُّهُمْ قَضَاءً لَهَا، أَعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا..» (1)
آشناترین مردم نسبت به حقوق برادران دینی و جدیترین ایشان در ادای آن حقوق بالاترین مقام را در میان آنها نزد خداوند دارد.
پس از معرفت بر حقوق برادران مؤمن، باید در وادی عمل، گام برداشت، زیرا ولایت ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) به تنهایی مورد قبول نیست مگر با اداء حقوق محبین ذوات مقدسه (علیهمالسلام). چنانکه پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَلَا فَلَا تَتَّكِلُوا عَلَى الْوَلَایةِ وَحْدَهَا، وَ أَدُّوا مَا بَعْدَهَا مِنْ فَرَائِضِ الله، وَ قَضَاءِ حُقُوقِ الْإِخْوَانِ، وَ اسْتِعْمَالِ التَّقِیةِ، فَإِنَّهُمَا اللَّذَانِ یتَمِّمَانِ الْأَعْمَالَ وَ یقَصِّرَانِ بِهَا» (2)
پس آگاه باشید بر ولایت به تنهایی تکیه نکنید و واجبات الهی و حقوق برادران که پس از قبول ولایت است را ادا نمایید و تقیه کنید پس براستی آن دو، چیزهائی هستند که اعمال را کم و زیاد میکنند.
عدم اقرار به ولایت ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) بعد از رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، انکار خدای متعال است. اگر این مطلب که سند بهشت است، به تنهائی قابل اتکاء نباشد و مهر قبولی آن در ادای حقوق برادران ایمانی باشد، بر ما مینمایاند که ادای حقوق برادران دینی به مثابۀ ولایت ذوات مقدسه (علیهمالسلام) و شاید در حکم عِدل آن
میباشد. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«وُدُّ الْمُؤْمِنِ فِی الله مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الْإِیمَان..» (1)
دوستی مومن بخاطر خدا از بزرگترین شعبههای ایمان است..
دوستی از حقوق واجبی است که حق تعالی در میان مخلوقاتش وضع نموده، تا بدین سان آزمایش الهی انجام گیرد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَكِنْ مِنْ وَاجِبِ حُقُوقِ الله عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعِبَادِ النَّصِیحَةُ لَهُ بِمَبْلَغِ جُهْدِهِمْ وَ التَّعَاوُنُ عَلَى إِقَامَةِ الْحَقِّ فِیهِمْ..» (2)
از حقوق واجب خداوند بر بندگانش این است که با تمام توانشان خیرخواه یکدیگر باشند و برای برپاداشتن حقّ در میان خویش، همیاری کنند.
با اداء همین حقوق واجب که میباید با تمام توان بدان عمل نمود، در واقع برای دین خدا ارزش قائل شدهایم و جالب اینکه عدم اعانت برادران دینی، مساوی است با خواری و به ذلت کشاندن دین. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ عَظَّمَ دِینَ الله عَظَّمَ حَقَ إِخْوَانِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدِینِهِ اسْتَخَفَّ بِإِخْوَانِه» (3)
هر که دین خدا را ارج نهد برای حقوق برادران خود نیز ارج قایل شود و هرکه
1) كافی 2/102 ح3 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/152
2) نهج البلاغه؛ خطبه 216 - الكافی (ط - الإسلامیة) 8/354؛ 15/780 - الوافی 26/68 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 26/521 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 27/252؛ 34/184
3) بحارالانوار 74/287 ح13 - میزان الحکمه 3/164 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 186؛ 322 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/287 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/50
دین خدا را خفیف و خوار شمارد، برادران خود را نیز خوار میسازد.
برادر برای برادر مومن خویش دل میسوزاند. اگر در کار وی خللی ایجاد شود، این برادر است که به همۀ توان برای رفع آن اقدام میکند بدون اینکه از وی درخواست شده باشد. بزرگترین منفعت در دین، ایجاد زمینۀ برادری است. رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ فَائِدَةِ الْإِسْلَامِ مِثْلَ أَخٍ یسْتَفِیدُهُ فِی الله» (1)
هیچ مسلمانی پس از فایدۀ اسلام فایدهای به دست نیاورد همچون برادری در راه خدا.
از روایات بسیار شگفت که حقیقتاً باید در آن تأمل و دقت فراوان نمود، این روایت از فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) دربارۀ دوستی با برادران مؤمن است که فرمودند:
«الْأَخُ الْمُكْتَسَبُ فِی الله أَقْرَبُ الْأَقْرِبَاءِ وَ أَحَمُّ [أَرْحَمُ] مِنَ الْأُمَّهَاتِ وَ الْآبَاء» (2)
برادری که برای خدا به دست آید نزدیکترین خویشاوند است و از پدر و مادر به انسان مهربانتر است.
امتیاز والای دوستی مومن در آنست که همان دوستی با خدا است. آثاری بر آن مترتب است و ما بر آنیم تا با تمسک به عبارات بینظیر در كلام نورانی
ائمۀ معصومین (علیهمالسلام) آنرا بیان کنیم. اولین اثر از نشانههای صداقت در برادری، به دیدار آنان رفتن است که فرمودهاند:
«مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی الله قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ إِیای زُرْتَ وَ ثَوَابُكَ عَلَی وَ لَسْتُ أَرْضَى لَكَ ثَوَاباً دُونَ الْجَنَّة» (1)
هرکس برای خدا از برادرش دیدن کند خدای عزّوجلّ میفرماید: مرا دیدن کردی و ثوابت بر من است و به ثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی جَانِبِ الْمِصْرِ ابْتِغَاءَ وَجْهِ الله فَهُوَ زَوْرُهُ وَ حَقٌّ عَلَى الله أَنْ یكْرِمَ زَوْرَه» (2)
هرکس برادرش را در ناحیۀ شهر (از راه دور) برای رضای خدا دیدن کند او زائر خدا است. بر خدا سزاوار است که زائر خود را گرامی دارد.
پس با زیارت نمودن برادر دینی، حقوق خداوند اداء میشود و با کدامین عمل جز با یاری و احترام مؤمن، حقوق خداوند را میتوان اداء نمود؟ در روایت دیگری در این باره میفرمایند:
«ای بندهای که حقم را (با زیارت کردن برادرت) بزرگ داشتی و از آثار پیغمبرم پیروی کردی، بزرگداشت تو حقی است بر من. از من بخواه تا به تو بدهم، دعا کن تا اجابت کنم، خاموش باش تا بسود تو آغاز کنم، بهشتم را برایت واجب
1) كافی 3 باب دیدار برادران ح4 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/176؛ (ط - دارالحدیث) 3/452 –الوافی 5/591 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/55 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/345
2) كافی 3 باب دیدار برادران ح5 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/176 - (ط - دارالحدیث) 3/452 - الوافی 5/591 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 9/55 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/345
ساختم و همچنین تو را شفیع بندگانم نمودم» (1)
«دیدن رفیق ستایشی از محبتهای اوست»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
هرکس برای خدا در حال بیماری یا تندرستی از برادر دینیاش دیدن کند و هیچ گونه غرضی (جز رضای خدا) نداشته باشد خداوند هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که از پشت سرش فریاد زنند: پاک شدی و بهشت برایت خوش باد. شما زوار خدایید؛
«فأنتم زوار الله وانتم وفد الرحمن»
شمایید واردین(میهمان) بر خدای رحمان، تا اینکه شخص پس از دیدار برادرش به منزلش رسد. راوی گوید به امام عرض کردم: «قربانت گردم اگرچه راه دور باشد؟» فرمود: «آری! اگرچه یک سال راه باشد زیرا خداوند جواد است و فرشتگان بسیار او را بدرقه کنند تا به منزلش مراجعت کند. (2)
{یوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقینَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً} (3)
حضرت امام باقر (علیهالسلام) و حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«هر مؤمنی که برای زیارت برادرش بیرون برود و حق او را بشناسد، در برابر هر گامی که بردارد، خداوند یک حسنه به او دهد و یک گناه از او بزداید و یک درجه او را بالا برد، و چون در خانهاش را بکوبد، درهای آسمان برایش گشوده شود (باب رحمت گشوده شود) و چون ملاقات و مصافحه و معانقه کنند، خداوند به آنها روی آورد، سپس بوجود آن دو برادر بر فرشتگان ببالد و
میفرماید: «(ای ملائکه) دو بندهام را بنگرید که برای من یکدیگر را ملاقات کردند و دوستی نمودند بر من سزاست که پس از این ایشان را به آتش عذاب نکنم، و چون برگردد بشمارید نفس کشیدن و گامها و کلماتش را» (1)
حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنِ اسْتَفَادَ أَخاً فِی الله عَلَى إِیمَانٍ بِالله وَ وَفَاءٍ بِإِخَائِهِ طَلَباً لِمَرْضَاةِ الله فَقَدِ اسْتَفَادَ شُعَاعاً مِنْ نُورِ الله وَ أَمَاناً مِنْ عَذَابِ الله وَ حُجَّةً یفْلِجُ بِهَا یوْمَ الْقِیامَة..» (2)
هر كه در راه خدا و براى ايمان به خدا، دوستى يابد و براى خشنودى خداوند در دوستى با او پايدارى كند، بىترديد پرتويى از نور خدا و پناهى از عذاب خدا و دليلى كه در روز رستاخيز كاميابش سازد..
بدست آوردن برادر در راه خدا، برابر با بدست آوردن شعائی از نور الهی است و شاید بصورت استحسان بتوان گفت: {اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور..} (3)خدا دوست کسانی است که ایمان آوردهاند، آنان را از ظلمات به سوی نور خارج میکند. حضرت پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَسْكُنُ إِلَى الْمُؤْمِنِ كَمَا يَسْكُنُ الظَّمْآنُ إِلَى الْمَاءِ الْبَارِد» (4)
مؤمن با مؤمن آرام میگیرد چنان که جگر تشنه با آب سرد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
1) اصول کافی 3 باب دیدار برادران
2) تحف العقول 295 - ثواب الاعمال 182 ح1 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/175
3) بخشی از آیۀ شریفۀ 257 از سورۀ مبارکۀ بقره
4) الكافي (ط - الإسلامية) 2/247؛ (ط - دارالحديث) 3/623 - الوافي 5/743 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 64/165؛ 71/280 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/156 - میزان الحكمه 1/68
«لِكُلِ شَیءٍ شَیءٌ یسْتَرِیحُ إِلَیهِ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یسْتَرِیحُ إِلَى أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ كَمَا یسْتَرِیحُ الطَّیرُ إِلَى شَكْلِه» (1)
هر چیزی با چیزی آرام میگیرد و مؤمن با برادر مؤمن خود آرامش مییابد، چنان که پرنده با همجنس خود آرام میگیرد.
یکی از دلایل مهمی که مؤمن باید به دیدار و گفتگو با برادرانش رفته و از ایشان دستگیری نماید از کلام حضرت امام باقر (علیهالسلام) استخراج میشود که فرمودند:
«الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- خَلَقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ طِينَةِ الْجِنَانِ، وَ أَجْرى فِي صُوَرِهِمْ مِنْ رِيحِ الْجَنَّةِ، فَلِذلِكَ هُمْ إِخْوَةٌ لِأَبٍ وَ أُم» (2)
مؤمن، برادر پدر و مادری مؤمن است، زیرا خدای عزّوجلّ مؤمنین را از سرشت بهشتی آفریده و از نسیم بهشت در پیکرشان دمید، از این جهت مؤمنین برادر پدر و مادری یکدیگرند.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمود:
«رُبَ أَخٍ لَمْ تَلِدْهُ أُمُّكَ» (3)
چه بسا برادر (دینی) که مادرت او را نزایید.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) اهمیت و وابستگی این برادری را اینچنین بیان میفرمایند:
«الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَكَى شَیئاً مِنْهُ، وَجَدَ أَلَمَ ذَلِكَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ الله مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا» (1)
مؤمن برادر مؤمن است، مانند یک پیکری که هرگاه عضوی از آن دردمند شود، اعضاء دیگر هم احساس درد کنند و نیز روحهای آنها از یک روح میباشد. همانا روح مؤمن پیوستگی اش به روح خدا از پیوستگی پرتو خورشید به خورشید بیشتر است.
خوانندگان گرامی با تأمل و دقت بیشتری در سطر آخر روایت بالا، میتوانند به اهمیت و ارزش برادران دینی را تا مقداری پی ببرند. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ بِمَنْزِلَةِ الْبُنْیانِ یشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً» (2)
مؤمن برای مؤمن همانند اجزای یک ساختمان است که هر آجری آجر دیگر را نگاه میدارد و هر جزء ساختمان برای جزء دیگر پایگاه ثابت و محکمی است.
خداوند متعال، مومنان را پشتیبان یكدیگر قرار داده است. حضرت امام سجاد (علیهالسلام) فرمودند:
«أَمَّا حَقُ أَخِیكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ یدُكَ وَ عِزُّكَ وَ قُوَّتُك» (3)
1) كافی 3 باب اخوة المؤمنین ح4 - المؤمن 38 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/166؛ (ط - دارالحدیث) 3/425 - الوافی 5/552 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 58/148
2) رسالۀ حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 415 - بحارالانوار 58/150
3) الخصال 568 ح1 - میزان الحكمه 3/165 - من لا یحضره الفقیه 2/622 - الأمالی( للصدوق) 371 - الخصال 2/568 - الوافی 5/715 - وسائل الشیعة 15/175
حق برادرت این است که بدانی او دست، عزّت و نیروی تو است.
انسان موجودی اجتماعی است. برای رفع نیازمندیهایش متوسل به همنوعان خویش میشود. دستیابی به آرامش روحی توأم با مصاحبت همدم و مونس است. با آن از تنهایی، رهایی مییابد. غمها و شادیهای خود را از اجتماع کسب کرده و در اجتماع، مرتفع مینماید. همچنین میتواند با دوستی، توان مالی و معنوی خویش را برای دستگیری افتادگان به کار بگیرد. به ناچار انسان باید برای بقای حیات به یارانی متصل گردد. در حالیکه انسان از اجتماع و اطرافیان خود بسیار تاثیر میپذیرد، بنابراین باید در انتخاب دوست، دقت بخرج دهد. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«الْمَرْءُ عَلَى دِینِ خَلِیلِهِ وَ قَرِینِه» (1)
مرد از دین و روش دوستش پیروی میکند.
پس میباید برای انتخاب یک دوست خوب شرایط و ضوابطی را رعایت کرد تا در مواقع ضروری یار و همدم یکدیگر باشند و این یکرنگی و ایثار در هیچ مکتبی جز تشیع که سراسر خودگذشتگی، صفا و صمیمیت است، یافت نمیشود. طبق روایت فوق دوست را باید بر طریق مکتب اهل بیت (علیهمالسلام) که دارای شرایط خاصی است، انتخاب نمود. پیوند با دوستانی ولایتی، که وجودشان سرشار از مهر، محبت و ایثار است میتواند کمبودها و نواقص دو
1) رسالۀ حقوق، رسائل 4/207 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/375؛ 2/642 - مجموعة ورام 2/162 - الوافی 5/581؛ 5/1046 - وسائل الشیعة 12/48 - وسائل الشیعة 16/260 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/201
طرف را جبران و ترمیم کند. از سوی دیگر مشی و منش همدم آدمی، بر او تاثیر مستقیم میگذارد. بهترین توشه در دنیا و آخرت، دوستان مؤمن و یکدلاند که چراغهای نورانیِ شبهای ظلمانی میباشند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ شناسایی و انتخاب رفیق بد و خوب این چنین میفرمایند:
«الْإِخْوَانُ ثَلَاثَةٌ فَوَاحِدٌ كَالْغِذَاءِ الَّذِی یحْتَاجُ إِلَیهِ كُلَ وَقْتٍ فَهُوَ الْعَاقِلُ وَ الثَّانِی فِی مَعْنَى الدَّاءِ وَ هُوَ الْأَحْمَقُ وَ الثَّالِثُ فِی مَعْنَى الدَّوَاءِ فَهُوَ اللَّبِیب» (1)
رفقای صمیمی که همانند برادر به انسان وابسته هستند سه دستهاند:
اول - کسی که همانند غذا از لوازم ضروری به حساب میآید و در همۀ حالات، آدمی به وی نیاز دارد او رفیق عاقل است.
دوم - کسی است که وجود او برای انسان به منزلۀ یک بیماری مزاحم و رنجآور است و او رفیق احمق است.
سوم - رفیقی است که وجودش بسیار نافع همانند داروی شفابخش است که او رفیق لبیب (یعنی بسیار عاقل و دانا و...) است.
برادر لبیب یا در مقام پائینترْ برادر عاقل، نعمت بزرگی برای مومناند. ایشان گنجهائی برای رسیدن به سعادت و خرمی در دنیا و آخرتند. موجبات رهائی از چنگال شیاطین بوده، با کمک آنها غمّ از چهرۀ مومن زدوده و هَمّ از قلب وی دور میشود. برای بدست آوردن آنها باید به درگاه ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) توسل کرد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«وَ اطْلُبْ مُؤَاخَاةَ الْأَتْقِیاءِ وَ لَوْ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ إِنْ أَفْنَیتَ عُمُرَكَ فِی طَلَبِهِم» (2)
طلب کن برادران اهل تقوا را هر چند برای جستن آنها در اعماق زمین فرو روی و هر چند عمر خود را در این راه صرف کنی.
البته پیدا کردن چنین اشخاصی مخصوصاً در عصر ظلمت و تاریک غیبت امام عصر (علیهالسلام) بسیار مشکل است که پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَعَزَّ مِنْ أَخٍ أَنِيس..» (1)
روزگاری فرا میرسد که چیزی کمیابتر از یک برادر همدم نیست.
در صورت تحقق دستیابی به این نعمت عظیم و سپس نگهداری و مواظبت بر آن، محققاً متضمن دین مومن خواهد بود.
«برادر (مومن) دین توست پس به هر وسیلهای از دین خود پاسداری کن» (2)
مومن با پاسداری از برادرش در واقع تمامی پایههای دین خود را مستحکم نموده، چرا که این دوستان در دنیا کمک و راهنما و در آخرت شفیع و دستگیر وی از حوادث قبر و قیامت هستند. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«عَلَیكُمْ بِالْإِخْوَانِ فَإِنَّهُمْ عُدَّةٌ لِلدُّنْیا وَ عُدَّةٌ لِلْآخِرَةِ أَ لَا تَسْمَعُ إِلَى قَوْلِ أَهْلِ النَّار { فَما لَنا مِنْ شافِعینَ * وَ لا صَدیقٍ حَمیمٍ}» (3)
پیوند دوستی را با برادران دینی خود محکم سازید که آنان ذخایر دنیا و آخرت
1) تحف العقول 368 - مصادقة الإخوان 82 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 75/251 - عوالم العلوم و.. (مستدرك سيدة النساء (علیهاالسلام) إلى الإمام الجواد (علیهالسلام) ) 20/853
2) وسائل الشیعه 27/167
3) سورۀ مبارکۀ شعراء آیات شریفه 100 و 101 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 187 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/323
هستند، مگر نشنیدهای که خداوند در قرآن کریم به ناراحتی و تأسف تأثر اهل آتش اشاره میکند: «(در این روز سخت قیامت) نه شفیعی داریم و نه دوستی که در کارمان همت گمارد»
پس برای طی نمودن منازل آخرتی و طولانی بودن عرصۀ قیامت باید برای نجات خویش در افزودن و نگهداری برادران مؤمن تلاش کرد که رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرموند:
«اسْتَكْثِرُوا مِنَ الْإِخْوَانِ فَإِنَ لِكُلِ مُؤْمِنٍ شَفَاعَة» (1)
بر شمار برادران خود بیفزایید، زیرا در روز قیامت هر مؤمنی را شفاعتی است.
در اهمیت فزونی دوستی با مؤمنین، پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«وَ مَنْ جَدَّدَ أَخاً فِی الْإِسْلَامِ بَنَى الله لَهُ بُرْجاً فِی الْجَنَّةِ مِنْ جَوْهَرَة» (2)
هرکس برادر مسلمان جدیدی برگزیند، خداوند در بهشت برای او برجی از گوهر بنا مینهد.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُم» (3)
ناتوانترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوستان و برادران (دینی) عاجز باشد و ناتوانتر از او کسی است که برادران به دست آورده را از دست
بدهد.
بدبخت کسی که نتواند چراغ راه و یا بازوی توانایی برای خود تهیه نموده و یا پس از به دست آوردن آن، ارزش آن را نداند و به سادگی آن را از دست بدهد. و آن که برای در امان ماندن از زیانها و طوفانهای سهمگین حوادث و تسریع در امر آسایش دو سرا، به نیرو و توان خود بیفزاید، عاقل است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ مَنْ لَمْ یرْغَبْ فِی الِاسْتِكْثَارِ مِنَ الْإِخْوَانِ ابْتُلِی بِالْخُسْرَان» (1)
هرکه خواهان افزایش شمار برادران نباشد، به زیان گرفتار میآید.
همانطور که گفته شد چون انسان موجودی اجتماعی است، کارها تقسیم شده و هر کس امری را عهده دار است. بنابراین باید برای حل مشکلات، همبستگی و نزدیکی هر چه بیشتر در بین برادران مومن باشد و چه ضرری است جبران ناپذیر اگر برادران که به منزلۀ اعضای یک بدن هستند، یکی یکی قطع شوند. برای دوری از این ضایعۀ بزرگ باید با تمام قوا و با چشم پوشی از خطایای برادران، آنها را در آغوش مهر خود جای داد که رفاقت دوستان قدیمی کاراتر از رفاقت دوستان جدید است. حضرت داود (علیهالسلام) به فرزندش حضرت سلیمان (علیهالسلام) فرمود:
«لَا تَسْتَبْدِلَنَ بِأَخٍ قَدِیمٍ أَخاً مُسْتَفَاداً مَا اسْتَقَامَ لَك» (2)
تا زمانی که برادر (دوست) قدیمی بر وفق مراد توست، هیچگاه برادر تازه به
دست آمدهای را جایگزین او مکن.
چرا که خداوند همین روش را دوست دارد. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«إِنَّ اللهَ تَعَالَى یُحِبُّ حِفْظَ الْوُدِّ القَدِیمِ» (1)
خداوند متعال حفظ دوستی دیرینه را دوست میدارد.
برای پیدا کردن برادرانی حقیقی، جوانمرد و دادرس که روش و تفکرشان بر پایۀ پارسایی و ورع استوار گشته است، باید بدنبال شاخصها و نشانههایی بود. در این باره احادیثی از ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) نقل شده است که برای نمونه به ذکر تعدادی از آنها میپردازیم. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«خَیرُ الْإِخْوَانِ الْمُسَاعِدُ عَلَى أَعْمَالِ الْآخِرَة» (2)
بهترین برادر آن است که در کارهای آخرت تو را یاری رساند.
بنابراین خشت اول در انتخاب دوست، اعانت او در امر دین، نسبت به برادرش میباشد، چنانكه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«خَیرُ إِخْوَانِكَ مَنْ سَارَعَ إِلَى الْخَیرِ وَ جَذَبَكَ إِلَیهِ وَ أَمَرَكَ بِالْبِرِّ وَ أَعَانَكَ عَلَیه» (3)
بهترین برادران تو کسی است که برای انجام کارهای نیک بشتابد و تو را نیز به نیکوکاری بکشاند و به نیکی فرمانت دهد و در آن یاریت دهد.
در کلامی دیگر، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، از نشانۀ دیگری از دوست خوب، رونمائی میکنند:
«یا كُمَیلُ [مَنْ] أَخُوكَ أَخُوكَ الَّذِی لَا یخْذُلُكَ عِنْدَ الشِّدَّةِ وَ لَا یغْفُلُ عَنْكَ عِنْدَ الْجَرِیرَةِ وَ لَا یخْدَعُكَ حِینَ تَسْأَلُه» (1)
برادر تو آن کسی است که هنگام سختی تنهایت نگذارد و جور تو را بر دوش کشد و هرگاه از او چیزی بخواهی فریبت ندهد.
این رفیق شفیق، علامات دیگری نیز دارد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«برادر حقیقی تو کسی است که از لغزشت درگذرد، نیازت را برآورد، پوزش تو را بپذیرد، عیبت را بپوشاند، ترس را از تو دور کند و آرزویت را برآورد»
حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) فرموند:
«خَیرُ إِخْوَانِكَ مَنْ نَسِی ذَنْبَكَ إِلَیه» (2)
بهترین برادر تو آن کسی است که گناه و خطای تو را نسبت به خود فراموش کند.
وقتی برادر مومن، از برادر خویش میگذرد و خطای او را نادیده میگیرد، خود در مقامی بسیار شایسته جای گرفته، برادر خاطی خود را نیز با عمل خویش هدایت میکند. یعنی امر به معروف، همینطور نهی از منکر، آنهم نه به
لسان بلکه با عمل که از صدها گوشزد لسانی بالاتر است و این فقط گوشهای از آثار برادر اینچنینی است. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«لَا یكُونُ الصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَكْبَتِهِ وَ غَیبَتِهِ وَ وَفَاتِه» (1)
دوست دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد؛ در روز گرفتاری، آن هنگام که حضور ندارد و پس از مرگ.
مایۀ منفعت در دنیا و عزت در آخرت برای مومنانی است که دوستی با این شرایط و برای خدا انتخاب میکنند. حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود:
«آنهایی که برای خدا با هم دوستی کنند در روز قیامت روی زبرجدی سبز زیر سایۀ عرش خدا سمت راستش باشند. چهرۀ آنها بسیار سفید و نورانیتر از خورشید درخشان است و هر فرشتۀ مقرب و پیغمبر مرسلی به مقام آنها غبطه میخورند. مردم گویند: اینها چه کسانی هستند؟ به آنها گفته شود: هؤلاء المتحابّون فی الله (دوستی کنان برای خدایند)» (2)
حضرت امام سجّاد (علیهالسلام) میفرمایند:
«روز قیامت جارچی به آواز بلند که همه بشنوند گوید: ”دوستی کنان برای خدا کجایند؟“ جماعتی از مردم برخیزند و به آنها گفته شود بدون حساب به بهشت روید. فرشتگان به آنها برخورند و گویند: ”کجا میروید؟“ گویند: ”بسوی بهشت بدون حساب“ گویند: ”شما چه صنفی از مردمید؟“ گویند:
”ما دوستی کنان برای خدائیم“ گویند: ”اعمال شما چه بوده؟“ گویند:
«..كُنَّا نُحِبُ فِی الله وَ نُبْغِضُ فِی الله..»
برای خدا دوستی میکردیم و برای خدا دشمنی میورزیدیم. گویند: ”نعم أجر العاملین“ (چه خوبست پاداش اهل عمل). (1)
اینگونه افراد که یافتنشان از توفیقات و نعمات عظیم الهی است، دارای خصوصیات ویژهای هستند که در واقع آرم و نشان چنین افرادی می باشد. اگر آن شرایطی که امام معصوم (علیهالسلام) میفرمایند در ایشان نبود، پس وی، آن برادر دینی که منظور امام (علیهالسلام) است و تأکید فراوان بر آن کردهاند، نیست و آن کس که باید تا پای جان برایش مایه گذاشت، او نخواهد بود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در باب دوری از آنها کلمۀ ”عزب“ را بکار برده و فرمودند:
«اخْتَبِرُوا إِخْوَانَكُمْ بِخَصْلَتَینِ فَإِنْ كَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیسْر» (2)
برادران خود را به دو خصلت بیازمایید، اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستی کنید و گرنه از ایشان دوری کن، دوری کن، دوری کن، (دو خصلت) پایبندی به خواندن نماز اول وقت و نیکی کردن و احسان به برادران در سختی و آسایش.
1) اصول کافی 3 باب دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا، ح8 - المحاسن 1/264 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/126؛ (ط - دارالحدیث) 3/327 - الوافی 4/483 - وسائل الشیعة 16/167 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/245
2) الكافی 2/672 ح7 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/672؛ (ط - دارالحدیث) 4/771 - الوافی 5/574 - وسائل الشیعة 12/148 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 12/580
و همچنین فرموند:
«دوستی و برادری نشان، آثار و حدودی دارد، کسی که واجد تمام آن حدود نیست او دوست کامل نیست و آن کسی که دارای هیچیک از آن حدود و آثار نیست، اساساً دوست نیست:
اول آن که ظاهر و باطن رفیقت (برادرت) نسبت به تو یکسان باشد.
دوم آن که زیبایی و آبروی تو را آبرو و زیبایی خود ببیند و زشتی تو را، پستی و زشتی خویش بداند (و به معنای دیگری خوشحالی تو خشنودی او و غمگینی و اندوه و گرفتاری تو غم و مصیبت او باشد).
سوم دست یافتن به مال یا رسیدن به مقام، روش دوستانۀ او را نسبت به تو تغییر ندهد»
از آثار برادری و صداقت در امر دوستی که از همه مهمتر است شرط چهارم و پنجم امام است که در ادامه میفرمایند:
«چهارم در زمینۀ رفاقت از آنچه و هرچه در اختیار دارد نسبت به تو مضایقه نداشته باشد.
پنجم تو را مواقع آلام و مصایب ترک نگوید» (1)
دوست آن باشد که گیرد دست دوست *** در پریشان حالی و درماندگی
حضرت امام صادق (علیهالسلام)، معیاری را برای انتخاب دوست بیان فرمودند:
«مَنْ غَضِبَ عَلَیكَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ یقُلْ فِیكَ شَرّاً فَاتَّخِذْهُ لِنَفْسِكَ صَدِیقاً» (2)
کسی که سه بار نسبت به تو خشمگین شود و دربارهات به بدی سخن نگوید
شایستۀ رفاقت است او را برای دوستی انتخاب کن.
طبق فرمان ذوات مقدسه (علیهمالسلام)، مودت با دوست حقیقی که دارای امتیازات ویژهای باشد، محبت با خداست. برای شناخت دوست باید آزمایش به میان آید. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودهاند:
«هرکس پس از آزمایش درست، برادری را انتخاب کند رفاقتش پایدار میماند و هرکه بدون آزمایش، برادری را انتخاب کند به ناچار به همنشینی با بدان دچار خواهد شد» (1)
نیز یكی از راه های شناخت و تمیز دادن دوست خوب از بد از طریق دل است. صالح بن حكم گفت: شنیدم مردی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) پرسید: كسی میگوید من تو را دوست دارم، چگونه بدانم كه واقعاً مرا دوست دارد؟ امام (علیهالسلام) فرمودند:
«دلت را بكاو (بنگر) اگر تو او را دوست داشتی او نیز تو را دوست دارد» (2)
حضرت امام حسن (علیهالسلام) در مورد این انتخاب فرمودند:
«با هیچ کس برادری مکن تا بدانی کجاها رفت و آمد دارد، چون از حالش به خوبی آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی، بر پایۀ گذشت از لغزشها و کمک و همیاری در سختیها، با او برادری کن» (3)
پس اگر دیدید این صفات در او نبود از دوستی با آن بپرهیز که دوستی با غیر اهل تقوا جز بدبختی و نکبت چیزی همراه ندارد. حضرت امیرالمؤنین
علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ لَمْ تَكُنْ مَوَدَّتُهُ فِی اللَّهِ فَاحْذَرْهُ فَإِنَّ مَوَدَّتَهُ لَئِیمَةٌ وَ صُحْبَتَهُ مَشُومَة» (1)
از کسی که دوستیاش برای خدا نیست بپرهیز، زیرا دوستی او پستی است و همنشینی با او شوم است.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرموند:
«مردم (مسلمانان) برادرند اگر برادری آنان برای غیر خدا باشد آن برادری دشمنی است و این سخن خداوند متعال است {در آن روز دوستان با هم دشمن هستند مگر پرهیزکاران}» (2)
و همچنین فرمودند:
«كُلُّ مَوَدَّةٍ مَبْنِیةٍ عَلَى غَیرِ ذَاتِ اللَّهِ ضَلَالٌ وَ الِاعْتِمَادُ عَلَیهَا مُحَال» (3)
هر دوستیای که مبنای غیر خدایی داشته باشد گمراهی است و تکیه نمودن بر آن محال است.
پس میباید برای انتخاب دوست بسیار دقیق عمل کرد تا به نحو احسن، این سرمایۀ بزرگ (برادر دینی) کسب گردد. رفیق بد نه تنها سرمایۀ انسان به حساب نمیآید، بلکه باعث هلاکت مؤمن در دنیا و آخرت میگردد. قرآن مجید در این باره میفرماید:
{یا وَیلَتى لَیتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً} (1)
«وای بر من ای کاش فلان شخص گناهکار را به دوستی نمیگرفتم و به مصاحبت و همنشینی او تن نمیدادم»
جدای از اینکه ظاهر آیه دربارۀ دوست بد است، باطن آیه همانطور که در تفاسیر شیعه آمده، مربوط به خلفای جور است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در تأیید این مطلب و عاقبت دوستی با فرد غیر صالح میفرمایند:
«مَنْ یصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا یسْلَم» (2)
کسی که با رفیق بد مصاحبت داشته باشد سالم نمیماند و عاقبت به ناپاکی آلوده میشود.
و نیز حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنِ اتَّخَذَ أَخاً مِنْ غَیرِ اخْتِبَارٍ أَلْجَأَهُ الِاضْطِرَارُ إِلَى مُرَافَقَةِ الْأَشْرَار» (3)
کسی که نسنجیده دوستانی را اخذ میکند به ناچار باید به رفاقت افراد شرور و مفسد تن در دهد.
تن دادن به دوستی با افراد دنیاپرست و شرور، موجب مذلت میشود. از آنجائیکه خلق و خوی ایشان بر اساسِ الگویِ رفتاریِ موردِ رضای الهی نیست، امکان تبدیل رفاقت به شرارت در آن با هر مسئلهای ممکن میباشد و کوچکترین دلخوری و رنجش، آنرا از هم میپاشاند. چنانکه حضرت
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در چند حدیث فرمودند:
«مَوَدَّةُ أَبْنَاءِ الدُّنْیا تَزُولُ لِأَدْنَى عَارِضٍ یَعْرِضُ» (1)
دوستی دنیاپرستان با اندکی پیشامد از بین میرود.
«لَا تَسْتَكْثِرَنَ مِنْ إِخْوَانِ الدُّنْیا فَإِنَّكَ إِنْ عَجَزْتَ عَنْهُمْ تَحَوَّلُوا أَعْدَاءً وَ إِنَّ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ النَّارِ كَثِیرُهَا یحْرِقُ وَ قَلِیلُهَا ینْفَع» (2)
بر شمار برادران دنیایی میفزای که اگر از برآوردن نیازهایشان درمانده شوی، دشمنت میگردند حکایت آنان حکایت آتش است که بسیار آن میسوزاند و کم آن سود میرساند.
«مَنْ وَادَّكَ لِأَمْرٍ وَلَّى عِنْدَ انْقِضَائِه» (3)
کسی که برای کاری با تو دوستی میکند، پس از تمام شدن آن به تو پشت میکند.
و نیز حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«بِئْسَ الْأَخُ أَخٌ یرْعَاكَ غَنِیاً وَ یقْطَعُكَ فَقِیرا» (4)
چه بد برادری است آن که به هنگام توانگری هوادار توست و در وقت تهیدستی رهایت میکند.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
1) غرر الحكم 9828 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی)487
2) غرر الحكم 10381 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 527
3) غرر الحكم 8552 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 457
4) الارشاد 2/166 - میزان الحكمه 1/82 - مناقب آل أبی طالب (علیهمالسلام) (لابن شهرآشوب) 4/207 - كشف الغمة فی معرفة الأئمة (علیهمالسلام) (ط - القدیمة)2/127 - حلیة الأبرار فی أحوال محمدو آله الأطهار (علیهمالسلام) 4/411
«لَا تُؤَاخِ مَنْ یسْتُرُ مَنَاقِبَكَ وَ ینْشُرُ مَثَالِبَكَ» (1)
با کسی که خوبیهایت را میپوشاند و عیبهایت را پخش میکند برادری مکن.
پس باید از دوستی با اینچنین افرادی پرهیز کرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ینْبَغِی لِلْمُسْلِمِ أَنْ یتَجَنَّبَ مُوَاخَاةَ ثَلَاثَةٍ الْمَاجِنِ الْفَاجِرِ وَ الْأَحْمَقِ وَ الْكَذَّاب» (2)
مسلمان باید از برادری کردن با سه گروه دوری ورزد: لودۀ فاسد، احمق و دروغگو.
و حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند:
«وَ مَنْ لَمْ یجْتَنِبْ مُصَاحَبَةَ الْأَحْمَقِ یوشِكْ أَنْ یتَخَلَّق بِأَخْلَاقِه» (3)
کسی که از همنشینی با احمق دوری نکند، احتمال ابتلاء به اخلاق احمق در او هست.
و نیز حضرت امام سجاد (علیهالسلام) در نهی نمودن فرزندانش (مؤمنین) از همنشینی با افراد احمق میفرمایند:
«وَ إِیاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یرِیدُ أَنْ ینْفَعَكَ فَیضُرُّك» (4)
1) غرر الحکم 10420 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی)519
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/639؛ (ط - دارالحدیث) 4/688 - شرح الكافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) 11/84 - وسائل الشیعة 12/28 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 12/533
3) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/336 - مستدرك 2/64 - بحارالانوار 71/190
4) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/377؛ (ط - دارالحدیث) 4/126 - تحف العقول 279 - الخصال 1/244 - الوافی 5/579 - وسائل الشیعة 12/32 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/209
از رفاقت با احمق بپرهیز؛ چرا که او اراده میکند به نفع تو قدمی بردارد ولی بر اثر حمق و نافهمی (و در نظر نگرفتن جهات مختلف دینی و اجتماعی) مایۀ زیان و ضررت (و از دست دادن حیثیت تو) میشود.
آنچنان پیوند با برادران دینی با اهمیت است که شخصیت فرد را نیز تحت تاثیر آنها دانسته و وی را به آنها منتسب میکنند.
«لَا تَحْكُمُوا عَلَى رَجُلٍ بِشَیءٍ حَتَّى تَنْظُرُوا مَنْ یصَاحِبُ فَإِنَّمَا یعْرَفُ الرَّجُلُ بِأَشْكَالِهِ وَ أَقْرَانِهِ وَ ینْسَبُ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ إِخْوَانِه» (1)
دربارۀ کسی به نیکی یا بدی قضاوت مکن تا رفقایش را ببینی؛ چه آنکه آدمی از امثال دوستان و اقرانش شناخته میشود و به صفات همنشینان و دوستان صمیمیش توصیف میگردد.
هر کس با مانند خود همنشین است. پس دور از ذهن نیست که هر که را با مصاحب خود مثال بزنند. دوستی، خود یک امر دو طرفه است. نمیتوان از کسی انتظار دوستی و فایدههای دوستی را داشت اما خود در ادای حقوق دوست، کوتاهی نمود. چنانکه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرماید:
«لَا خَیرَ لَكَ فِی صُحْبَةِ مَنْ لَا یرَى لَكَ مِثْلَ الَّذِی یرَى لِنَفْسِه» (2)
در مصاحبت کسی که آنچه برای خود میخواهد برای تو نخواهد خیری برای تو نیست. [در حدیثی: آنچه برای او میخواهی برای تو نخواهد]
1) كنز الفوائد 1/98 - أعلام الدین فی صفات المؤمنین 183 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/188 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/327
2) بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/198 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/211 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) )676 - رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 247 - تاریخ یعقوبی 66
راوی گوید: به امام (علیهالسلام) عرض شد: کسی که برای من حق نمیشناسد، آیا برایش حقی قائل باشم؟ فرموند:
«نه هیچ احترامی برایش قائل نشو» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«... تو خود به برادرت خدمت کن، اما اگر او از تو خدمتکاری خواست هرگز این کار را نکن»
هر فردی که از روش و سیرۀ اهل بیت (علیهالسلام) دوری کند، صراحتاً اخلاق صحیح را در خود کشته است. اگر در لباس اهل ایمان نیز باشد، دوستی وی، امری ظاهری بوده و برای انتفاع و رسیدن به مقاصد دنیویست که اظهار دوستی مینماید. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) دربارۀ آنان فرمودند:
«مَا أَكْثَرَ الْإِخْوَانَ عِنْدَ الْجِفَانِ وَ أَقَلَّهُمْ عِنْدَ حَادِثَاتِ الزَّمَان» (2)
چه بسیارند دوستان به هنگام چیده شدن کاسهها (بر سر سفره) و چه اندکند به گاه گرفتاریهای دوران.
باید توجه داشت عمل خیر دارای حدود و میزانی است كه عقل، نقل، تجربه و ضرورت دادرسی در كنار یكدیگر باید حدود كار خیر را روشن کنند. به عنوان مثال در مسئلۀ تضامن (به وسیلۀ چك و یا..) كه اكثر مردم به عنوان ضامن به آن مبتلا هستند، باید به چند نكته توجه داشت تا مشكلات بوجود
نیامده و به جای عمل خیر، شر برنگردد. آیا اضطرار و نیاز شخص [سوال کننده] در حدی است كه باید با خرج آبرو و مالِ خود، او را ضمانت نمود؟ حتی در صورت تقوا و راستگویی وی و نیاز حتمی و اضطرار برادر مومن، امکان عدم پایبندی به ضمانت از سوی وی هست. اگر بنا به دلایل منطقی نه از روی تقلب و كلاهبرداری، قادر نشود در موعد مقرر به وعدۀ خویش عمل كند، آیا توان مالی فرد خَیّر در حدی هست كه به عنوان امری واجب برای یاری برادر مومن بار او را بدوش بكشد؟ اگر در همین شرایط، توان مالی و... فرد خَیّر کفاف مشکل برادر خویش را نداد، آیا مجاز است از آبرو و اندك مال خود (كه كفاف او را نمیكند) استفاده نماید؟ در صورتیكه بر اثر ضمانت شخص و بد قولی برادر ایمانی، شرایط هتک حرمت یا محرومیتهائی از قبیل زندان و...[برای خَیّر] فراهم شود، وظیفۀ فرد در قبال برادرش چیست؟ جواب و راه واضح از نظر عقل و نقل از معصومین (علیهمالسلام)، آن است كه باید از چنین كاری كه از عهدۀ مالی مومن بدور است اجتناب ورزید. روز قیامت از کسی بازخواست نخواهد شد و به دلیل عدم توانائی مالی، عذر فرد برای عدم ضمانت پذیرفته است. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در این مورد فرمودند:
«لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ» (1)
چیزی را كه بر اداء آن توانا نیستی ضمانت نكن.
در این باره حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
1) غرر الحكم و درر الكلم 743 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 253
«لَا تَدْخُلْ لِأَخِیكَ فِی أَمْرٍ مَضَرَّتُهُ عَلَیكَ أَعْظَمُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَه» (1)
به خاطر برادرت دست به كاری نزن كه زیان آن كار برای تو، بیش از سودش برای او باشد.
حضرت امام کاظم (علیهالسلام) نیز میفرمایند:
«لَا تَبْذُلْ لِإِخْوَانِكَ مِنْ نَفْسِكَ مَا ضَرُّهُ عَلَیكَ أَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُمْ» (2)
به برادرانت از خود چیزی مبخش که زیان آن برای تو بیشتر از سودش برای آنان است.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ مَا خَیرٌ بِخَیرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّة» (3)
خیری که در پی آن آتش (شرّ) باشد خیر نخواهد بود، و شرّی که در پی آن بهشت است شرّ نخواهد بود.
و حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«اگر مردی دار و ندار خود را در راهی از راه های خدا انفاق کند، کار پسندیده و موفقیتآمیزی نکرده است، مگر نه اینکه خداوند متعال میفرماید: ”با دستهایتان خود را به هلاکت میندازید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد“ مقصود از ”نیکوکاران“ افراد میانهرو هستند»
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/32 - (ط - دارالحدیث) 7/285 - الوافی 10/461 - وسائل الشیعة 16/316 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/599 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 16/160
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/33؛ (ط - دارالحدیث) 7/285 - الوافی 10/461 - وسائل الشیعة 16/316؛ 16/317 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 16/161
3) من لا یحضره الفقیه 4/391 - نهج البلاغة (للصبحی صالح)544 - روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) 13/75 - الوافی 26/239 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى (رحمةالله) ) 21/476
میتوان از ضمانت برای محبینی که متعهد به وعدۀ خویش نیستند یا امکان وفای به عهد ندارند، صرف نظر کرد و عدم تعهد ایشان، حجتی در برابر پروردگار خواهد بود ولكن عدم دادرسی در صورت امکان، از برادرانی که میزان تقوا و تعهدات اخلاقیشان به درجۀ متعادل رسیده، طبق فرمایشات معصومین (علیهمالسلام)، مساوی است با خذلان در دو سرا و خروج از دایرۀ ولایت ائمۀ معصومین (علیهمالسلام). در حالیکه همه میتوانند با تعمق در این دو بخش از روایات، موقعیت و وظیفۀ خویش نسبت به این دو نوع افراد را دریابند.
با توجه به فرمایشات و راهنماییهای گرانقدر امامان معصوم (علیهمالسلام)، در دوستی مردم عامی، خیری نیست؛ مگر رفاقت با اشخاص مؤمن. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«ای اباذر هم سخن برای خود انتخاب مکن مگر فرد مؤمن» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) جناب اباذر (رحمةالله) را از انتخاب مصاحب غیر مومن، منع نمودند. زیرا انس مرد به همنشین خود باعث تاثیر پذیری از وی شده تا جائیکه دین، تحت الشعاع قرار میگیرد. امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«برادر (دینی) خود را به قدر پرهیزکاری آنان دوست داشته باش» (2)(یعنی به اندازۀ تقوایشان مورد اعانت و احترام بیشتری قرار گیرد).
این گفته باید برای نگرشی جدید بر روابط، نصب العین گردد. یعنی حب و
بغض که باعث دین میشود، اگر اشتباه بکار برده شود در جهت عکس عمل نموده و محو کنندۀ دین و آثارش میشود. بنابراین انتخاب مصاحب، تلویحاً انتخاب دین است. اما زمانیکه به برادران مومن دست یافته شد، باید در دوستی ایشان اهتمام به خرج داده شود و باید آنها را محل مشورت خویش قرار داد. حضرت امام کاظم (علیهالسلام) به هشام فرمودند:
«ای هشام! همنشینی با اهل دین و مردمان متدین، شرافت دنیا و آخرت است و مشورت نمودن با شخص عاقل نصیحت کننده، خوشبختی و مایۀ برکت. رشد و توفیقی است از طرف خداوند پس زمانی که شخص عاقل ناصح را طرف مشورت قرار دادی از مخالفت بااو بپرهیز که به زحمت میافتی» (1)
حضرت ختمی مرتبت (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«همنشین صالح چون عطر فروش است که اگر عطر خویش به تو ندهد بوی خوشش در تو آویزد، و همنشین بد چون آهنگر است که اگر شرارۀ آتشش به تو نرسد بوی بد و گرمایش آزارت میدهد»
همنشینی با صالحان خواص عالی و ارزش متعالی دارد. حضرت امام جواد (علیهالسلام) میفرمایند:
«مُلَاقَاةُ الْإِخْوَانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقِیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إِنْ كَانَ نَزْراً قَلِیلا» (2)
ملاقات با برادران، موجب رفع دلتنگی و سبب باروری عقل میشود، هر چند اندک و کوتاه باشد.
از برکت مصاحبت صالحان، مرتفع نمودن مشکلات عدیدۀ مومنین است که میتوان با مشورت از عقول برادران بی حسد و کینه، بهره برد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) دربارۀ آن فرمودند:
«الِاسْتِشَارَةُ عَینُ الْهِدَایة» (1)
مشورت، چشمۀ هدایت است.
و نیز فرمودند:
«وَ مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإ» (2)
اگر کسی از آرا و نظرات دیگران استقبال کند میتواند محل خطا و اشتباه را کاملاً بشناسد.
«مَنْ شَاوَرَ ذَوِی الْأَلْبَابِ دُلَّ عَلَى الصَّوَاب» (3)
اگر کسی با انسانهای خردمند مشورت کند، راه را پیدا میکند.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ النَّاصِحِ رُشْدٌ وَ یمْنٌ وَ تَوْفِیقٌ مِنَ الله» (4)
مشورت با افراد عاقل و دلسوز، راهنمایی و مبارکی در پی دارد و برای انسان
1) غرر الحكم و درر الكلم 55 - وسائل الشیعة 12/40 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/410 - رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 478
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/22؛ (ط - دارالحدیث) 15/70 - تحف العقول 90 - كنز الفوائد 1/367 - الوافی 26/21 - وسائل الشیعة 12/46
3) الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد 1/300 - كنز الفوائد 1/367 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/105
4) المحاسن 2/602 - وسائل الشیعة 12/42 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/141 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/102 - رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 479
توفیق الهی را فراهم میکند.
البته در بعضی از موارد، افرادی با تجربه، هوشیار و دانا به بسیاری از مسایل اجتماعی هستند که میتوان از تجارب و اندوخته های فکری آنها استفاده کرد و چون بر اثر عدم تقوا و سجایای اخلاق هم سنخ با مؤمنین نمیباشند، همنشینی و رفاقت با آنها باعث بدنامی و دیگر مسائل میگردد که حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«وَ لَا عَلَیكَ أَنْ تَصْحَبَ ذَا الْعَقْلِ فَإِنْ لَمْ تَحْمَدْ كَرَمَهُ انْتَفِعْ بِعَقْلِهِ وَ احْتَرِزْ مِنْ سَیئِ الْأَخْلَاق» (1)
مانعی ندارد که با فرد عاقل و خردمندی که دارای طبع بلند و سجایای اخلاقی نیست رفاقت نمایی که در برخوردهای دوستانه تنها از تجربیات و افکار صحیحش استفاده کنی و به رفتار و اخلاق پستش متخلق نگردی.
در مجموع فقط دوستیهائی که بر پایۀ رضایت خداوند انجام میگیرد، ماندگار و باعث تقویت مسائل مادی و معنوی شده و هدایت انسان را شامل میشود. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْإِخْوَانُ فِی الله تَعَالَى تَدُومُ مَوَدَّتُهُمْ لِدَوَامِ سَبَبِهَا» (2)
کسانی که برای خدا برادری ورزند، دوستیشان میماند چون سبب آن دوستی پایدار است.
1) الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیهالسلام) 356 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/638 - تحف العقول 206 - الوافی 5/571 - وسائل الشیعة 12/19 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 12/531 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/188 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/324
2) غرر الحكم و درر الكلم 96 / 1820 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 422
سبب دوستی، میزان پایداری آنرا معین میکند و وقتی سبب دوستی خدائی باشد که همیشه برقرار است، انتظار میرود دوستیای که بر پایهای الهی شکل گرفت، قوام یابد. از چیزهائی که پایههای دوستی را محکم مینماید، فرمایش گهربار حضرت امام صادق (علیهالسلام) است. بعید نیست که با رعایت آن، دربِ همۀ خوبیها باز شود، رسیدن به خیر دنیا و آخرت حاصل گردد.
در فرمایش حضرت امام صادق (علیهالسلام) هفت حق واجب را بر عهدۀ برادران دینی نسبت به اعانت به همدیگر گذاشته که کمترین آن حقوق آن است که فرموده اند:
«أَیسَرُ حَقٍ مِنْهَا أَنْ تُحِبَ لَهُ مَا تُحِبُ لِنَفْسِكَ وَ أَنْ تَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُهُ لِنَفْسِك» (1)
کمترین حق مومن آن است که دوست بداری برای او (برادرت) آنچه را که برای خودت میپسندی و ناپسند بداری برای او آنچه را که نفس تو از آن کراهت دارد.
ایشان در مورد حق مؤمن فرمودند:
«آنچه را برای عزیزترین کس خاندانش میخواهد، برای برادر دینی خود نیز بخواهد وبالعکس هیچ بدی را برای او نخواهد و با او دوستی خالصانه و صمیمی داشته باشد»
راوی پس از سخنان امام (علیهالسلام) گریست و عرض نمود: ”چگونه با او دوستی خالصانه داشته باشد؟“ امام (علیهالسلام) فرمودند:
«آنچه در دل دارد برایش توضیح میدهد، پس اگر او مسرور باشد این هم
1) المؤمن 40/4 - الكافی (ط - الإسلامیة)2/169؛ (ط - دارالحدیث) 3/433 - الأمالی (للطوسی (رحمةالله) ) 98 - الوافی 5/557 - وسائل الشیعة 12/205 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/224
شاد و خوشحال میشود و اگر اندوهگین باشد (همانند او) غمگین گردد. پس اگر بتواند به او گشایشی برساند و گرنه برایش دعا کند» (1)
یكی دیگر از حقوقی كه بر مومن واجب است، مد نظر گرفتن احوالات دوست است. از پیامبرخدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) نقل است که هرگاه یکی از برادرانش را سه روز نمیدید، جویای حالش میشد.
«فَإِنْ كَانَ غَائِباً دَعَا لَهُ وَ إِنْ كَانَ شَاهِداً زَارَهُ وَ إِنْ كَانَ مَرِیضاً عَادَه» (2)
اگر غایب بود، برایش دعا میکرد و اگر حضور داشت به دیدنش میرفت و اگر بیمار بود به عیادتش میرفت.
در ذیل آیۀ 26 سورۀ شوری «خداوند دعای کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای خوب میکنند اجابت میفرماید و از روی کرم و فضل خویش، به حسنات آنها میافزاید»؛ از حضرت امام باقر (علیهالسلام) روایت است که:
«این آیه در مورد فرد مؤمن است که در غیاب برادر مؤمن خود برای او دعا میکند، و ملک آمین میگوید و خدای عزیز و جبّار میفرماید:«تمام آنچه برای برادر مؤمن خود خواستی به خودت هم میرسد و تمام آنچه را برای او خواستی به تو میدهم، به دلیل محبتی که به او داشتی» (3)
این اظهار محبتی كه در پشت سر او (دعا) انجام میگیرد باید به دلایلی در ظاهر هم، نمود عینی پیدا کند. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«إِذَا أَحَبَ أَحَدُكُمْ صَاحِبَهُ أَوْ أَخَاهُ فَلْیُعْلِمْهُ» (1)
هرگاه یکی از شما رفیق یا برادر (دینی) را دوست بدارد آن را به او اظهار کند.
یکی از یاران حضرت امام صادق (علیهالسلام) در مسجد نشسته بود، مردی از آن جا گذشت آن شخص گفت ”به خدا قسم من این مرد را دوست دارم“. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرموند:
«پس به او اعلام کن چرا که دوستی را پایدارتر و الفت را بیشتر میکند» (2)
راه دیگر اظهار محبت، گشادرویی بوده که عملی بسیار نیک است. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«لَا تُحَقِّرَنَ شَیئاً مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَوْ أَنْ تَلْقَى أَخَاكَ وَ وَجْهُكَ مَبْسُوطٌ إِلَیه» (3)
هیچ کار نیکی را دست کم نگیر اگرچه حتی گشاده رویی با برادرت باشد.
در جائی نیز پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرموند:
«اِلْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِط» (4)
با برادرت با گشاده رویی برخورد کن.
گشادگی چهره و لبخند در هنگام برخورد با مومن، انسان را به سرانجام نیکی میرساند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
1) المحاسن 1/266 - الكافی (ط - دارالحدیث) 4/698 - وسائل الشیعة 12/55 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة 5/143 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/182 - میزان الحكمه 1/76
2) بحارالانوار 74/181 ح1
3) كنز الفوائد 1/212 - میزان الحكمه 7/314
4) بحارالانوار 74/171 ح38 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/103؛ (ط - دارالحدیث) 3/267 - تحف العقول 42 - الوافی 4/427 - وسائل الشیعة 12/160
«مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی اللهِ وَ لله جَاءَ یوْمَ الْقِیامَةِ یخْطِرُ بَینَ قَبَاطِی مِنْ نُورٍ وَ لَا یمُرُّ بِشَیءٍ إِلَّا أَضَاءَ لَهُ حَتَّى یقِفَ بَینَ یدَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مَرْحَباً وَ إِذَا قَالَ مَرْحَباً أَجْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْعَطِیة» (1)
هرکس به دیدار برادر مؤمنش در راه خدا و برای خدا برود، روز قیامت میآید در حالی که لباس های سفیدی از نور بر تن دارد و بر چیزی نمیگذرد مگر اینکه برایش نورانی میشود، تا اینکه در محضر خداوند عزّوجلّ میایستد، پس خداوند عزّوجلّ به او میگوید: مرحبا! و اگر خداوند مرحبا بگوید عطایش را فراوان سازد.
دیدار برادر دینی از یک سو و برخورد مناسب در ارتباط، از سوی دیگر بسیار مورد نظر ذوات مقدسه (علیهمالسلام) بوده تا جائیکه امر فرمودهاند به مصافحه و گشاده روئی تا گرامی داشته شوند. همانطور که ملائک با این عمل عزیز شدند. چنانکه در روایتی حضرت امام صادق (علیهالسلام) گرامی داشتن ملائکه را نزد حق تعالی به دلیل مصافحه نمودن آنها ذکر فرمودهاند:
«چون یکی از شما برادرش را ملاقات کند به او سلام کند و دست بدهد زیرا خداوند عزّوجلّ فرشتگان را بدین عمل گرامی داشته است، پس شما هم کار ملائکه را انجام دهید» (2)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در روایت دیگری نیز فرمودند:
«مُصَافَحَةُ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ مُصَافَحَةِ الْمَلَائِكَة» (1)
دست دادن با مومن با فضیلت تر از دست دادن با ملائکه است.
حضرت امام باقر (علیهالسلام) هم در این باره فرمودند:
«چون دو مؤمن به هم برخورد و مصافحه نمایند، خدای عزّوجلّ دستش را (منظور تفضل و رحمت خاصۀ خویش) در میان آنها درآورد و به آن کسی که رفیقش را بیشتر دوست دارد، رو آورد و چون خدای عزّوجلّ به هر دو نفر متوجه شود (در صورتی که هر دو یکدیگر را به یک اندازه دوست داشته باشند) گناهان آنها مانند برگ درخت بریزد» (2)
اهمیّت مصافحه و برخورد با روی خوش، آنچنان زیاد و قابل توجه حق تعالی است که از توصیف خارج میگردد. چنانکه حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«گمان مبر که شما شیعیان دربارۀ ما مبالغه میکنید، همانا خدا را نتوان وصف کرد همچنان ما اهل البیت (علیهمالسلام) را نیز نمیتوان وصف نمود و نیز مؤمن را هم نمیتوان وصف کرد، زیرا مؤمن با مؤمن ملاقات میکند و به او دست میدهد، پس همواره خدا به آنها توجه فرماید و گناهان از رخسارشان مانند برگ درخت فرو ریزد تا هنگامی که از یکدیگر جدا شوند، پس چگونه کسی که چنین باشد میتوان توصیفش کرد» (3)
نمیدانیم در مصافحه چه نهفته است و چقدر در تقریب دلها موثر است.
اما وقتی به حدیث ذیل میرسیم، زبان را قاصر از وسعت اثر آن میبینیم:
«برای مؤمنین سزاوار است که چون یکی از آنها از رفیقش به فاصلۀ درختی نهان شد، سپس به هم برخوردند مصافحه کنند» (1)
حضرت امام صادق (علیهمالسلام) آنگاه برای اظهار مودّت بیشتر فرمودند:
«إِنَ لَكُمْ لَنُوراً تُعْرَفُونَ بِهِ فِی الدُّنْیا حَتَّى إِنَ أَحَدَكُمْ إِذَا لَقِی أَخَاهُ قَبَّلَهُ فِی مَوْضِعِ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِه» (2)
«همانا شما را نوری است که به وسیلۀ آن در دنیا شناخته میشوید و هرگاه یکی از شما برادرش را دیدار کرد محل نور را در پیشانی او ببوسد.
همچنین در جایی که موقعیت بوسیدن فراهم نیست، یا حیاء و خجالتی در میان باشد به وسیلۀ فشردن دست میتوان اظهار دوستی نمود، به نقل از جابر (رحمةالله) که گفت:
«لَقِیتُ النَّبِی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فَسَلَّمْتُ عَلَیهِ فَغَمَزَ یدِی وَ قَالَ غَمْزُ الرَّجُلِ یدَ أَخِیهِ قُبْلَتُه» (3)
پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) را ملاقات کردم، به آن حضرت سلام نمودم ایشان دستم را فشرد و فرمود: ”اینکه مرد دست برادرش را بفشارد به منزلۀ بوسیدن اوست“.
همچنین دوستی بر پایۀ اندیشه ملزوماتی دارد. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)
میفرمایند:
«إِذَا آخَى أَحَدُكُمْ رَجُلًا فَلْیسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ قَبِیلَتِهِ وَ مَنْزِلِهِ فَإِنَّهُ مِنْ وَاجِبِ الْحَقِّ وَ صَافِی الْإِخَاءِ وَ إِلَّا فَهُوَ مَوَدَّةٌ حَمْقَاء» (1)
هرگاه یکی از شما با کسی طرح برادری افکند از او نام، نام پدر، طایفه و محل سکونتش را بپرسد، که اینکار از حقوق لازم و مایۀ صفا و خلوص برادری است، در غیر این صورت این دوستی، دوستیای نابخردانه است.
شدت و ضعف دوستی و اظهار آن نیز باید تحت قواعدی باشد. امام معصوم (علیهالسلام) پارسائی و ورع برادر مومن را ملاک شدت دوستی میدانند. هرچه ورع بیشتر، خضوع و عُلقه به شخص مؤمن نیز زیادتر؛ که امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«أَحْبِبِ الْإِخْوَانَ عَلَى قَدْرِ التَّقْوَى» (2)
برادران را به اندازۀ تقوای آنان دوست بدار.
از حضرت امام محمد باقر و حضرت امام صادق (علیهماالسلام) نقل شده كه:
«هرگاه مومنی حركت كند به زیارت برادر مومنش، خداوند متعال به ازای هر قدم او حسنهای برای او مینویسد و سیئه ای از او پاك میكند و او را یك درجه بالا میبرد و زمانی كه درب منزل او را بزند، درهای آسمان برای او گشوده میشود. پس زمانیكه یكدیگر را ملاقات كنند و دست بدهند و معانقه كنند
(معانقه در واقع گردن را به گردن زدن است) خداوند متعال با رحمتش به آنها روی میآورد. سپس خداوند به ملائكه بواسطۀ آندو مباهات میكند و میفرماید نگاه كنید به دو بندۀ من كه بزیارت یكدیگر رفته و بخاطر من به هم محبت میكنند، سزاوار است بر من كه آندو را بعد از این دیدار عذاب نكنم، سپس وقتی این شخص از برادر مومنش جدا میشود ملائكه او را مشایعت میكنند» (1)
چون تقوای فرد مؤمن رو به فزونی نمود، نگاه به چهرۀ چنین اشخاصی نیز عبادت محسوب میگردد. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«..النَّظَرُ إِلَى الْأَخِ تَوَدُّهُ فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَة» (2)
نگاه کردن به برادری که به خاطر خداوند عزّ وجلّ دوستش میداری عبادت است.
با فرمایشات و راهنمائیهای ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) جایگاه احسان را همان دیدار، محبت، احترام و عفو برادران مومن در مییابیم. پس از آن، انفاق، احسان و تکریم ایشان است. همۀ اینها سپاس از نعمتهای الهی مخصوصاً ولایت معصومین (علیهمالسلام) است. میتوان گفت محبت به معصومین (علیهمالسلام) در گرو اعانت ولی ایشان میباشد. چنانکه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«زَكَاةُ النِّعَمِ اصْطِنَاعُ الْمَعْرُوف» (3)
زکات نعمتها، انجام کارهای خیر است.
شناخت اعمال خیر و بهره بردن از آن در دنیا و به ویژه در آخرت، طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، منوط به دو چیز است. از ایشان پرسیدند: خیر چیست؟ حضرت (علیهالسلام) فرمودند:
«خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود بلکه خیر آنست که دانش تو فراوان و بردباریت بزرگ و گرانقدر شود... پس اگر کار نیکی انجام دادی، شکر خدا را بجای آور و اگر بدی کردی از خداوند متعال آمرزش بطلب، چون در دنیا جز دو کس خیر و نیکویی نبینند؛ یکی گناهکاری که با توبه، بدیها را جبران کند و دیگر نیکوکاری که در کارهای خیر شتاب ورزد» (1)
1) نهج البلاغه 94
آری خلق شدیم برای عبادتی برتر و اعلاء كه آن، عمل خیر و صالح در جمع مؤمنین و انتشار آنست. همانطور که پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلى یوْمِ الْقِیامَةِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیء» (1)
هرکس روش و سُنّت خوبی را در جامعه پایهگذاری کند، اجر آن سیره، عمل و پاداش همۀ کسانی که تا به قیامت به آن سنت عمل میکنند برای او خواهد بود بدون آن که از امتیاز و اجر عاملین آن چیزی کم گردد.
و در ارزش عاملین به خیر، فرمودند:
«الْمُحْسِنُ حَیّ وَ إِنْ نُقِلَ إِلَى مَنَازِلِ الْأَمْوَات» (2)
شخص خیّر زنده است هر چند که به خانۀ مردگان منتقل شود.
از زیبائیهای اعمال خیر، رفعت درجۀ خَیّر به درجهای بالاتر از خود عمل است، چنانکه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«خَیرٌ مِنَ الْخَیرِ مُعْطِیهِ...» (1)
خوبتر از عمل خیر آن کسی است که کار خیر را انجام میدهد...
انسان خیّر برای انجام عمل خیر به کوچکی و بزرگی آن نمینگرد، زیرا هر چند عمل کوچک و ناچیز باشد، اگر با اخلاص و فقط برای خدا انجام گیرد، بزرگ و ارزشمند است. ملاک حق تعالی کم و زیاد نیست، بلکه خیر و شر است و خیر، چه کوچک و چه بزرگ، خیر است و دارای جوابی عظیم از خدای بزرگ.
«افْعَلُوا الْخَیرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیئاً فَإِنَ صَغِیرَهُ كَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ كَثِیر» (2)
کار نیک را به جا آورید و آن را هر مقدار که باشد کوچک و کم نشمارید زیرا کوچک (عمل خیر) آن بزرگ و کم آن فراوان است.
با نگرشی به عمل نیک و واژۀ «بِرّ» درمییابیم که «بِر» یعنی همان نیکویی، عملی نمیشود مگر با پوشیدن لباس سخاوت و جوانمردی. چنانکه در معنای «بِر» گفتهاند: چیزی که وسیع باشد مثل صحراهای پر وسعت. به همین جهت به کارهای نیک که نتایج وسیع و گستردهای داشته و بركاتش به دیگران میرسد، «بِر» اطلاق میگردد. و معنای دیگر آن از نظر عرب، عمل خیری که توأم با توجه و از روی نیت انجام بگیرد «بر» میگویند. ولی خیر به هر نوع
عمل نیکی، حتی اگر بدون توجه نیز باشد، اطلاق میگردد.
اما مطلب مهم اینکه آیا شخص خیّر به صِرف احسان، به مقام اعلای عبودیت می رسد یا اینکه باید با شرایط خاص و در چهارچوب قوانین حق تعالی، این عمل را انجام دهد؟ خداوند در این آیۀ شریفه اینچنین پاسخ میدهد:
{لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیءٍ فَإِنَّ الله بِهِ عَلیمٌ} (1)
«هرگز به حقیقت نیکوکاری نمیرسید، مگر این که از آنچه دوست میدارید در راه خدا انفاق کنید و آنچه انفاق میکنید، خداوند از آن با خبر است»
گذشتن از چیزی که انسان به آن دل بسته، سخت و ناگوار است. امتیازی که خدای متعال در انفاق آن نهاده، رسیدن به مقام ”بِرّ“ است چنانکه در قرآن مجید نیز به آن تصریح نموده است. گذشته از معنای ظاهری ”بِر“، باطن آن، ولایت ذوات مقدسه (علیهمالسلام) است. چنانکه در آیۀ دیگری امر به همکاری در ”بِرّ و تقوی“ نموده و امامان هدایت (علیهمالسلام)، تفسیر آنرا ولایت خویش قلمداد نمودهاند.
«{إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ} (2)قَالَ الْعَدْلُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ الْإِحْسَانُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْكَرُ وَ الْبَغْيُ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَان» (3)
«همانا خداوند به ”عدل“ و ”احسان“ و خویشاوندان امر نموده و از ”فحشاء“ و
”منکر“ و ”بغی“ نهی کرده است». فرمود که ”عدل“ شهادت به لا اله الا الله و رسالت پیامبر گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) است و ”احسان“ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است؛ و ”فحشاء“ و ”منکر“ و ”بغی“، اولی و دومی و سومی هستند.
امتیاز و پاداش معامله با خدا و احسان در راه او، به دل کندن از دنیا، منوط میباشد. و این معاملۀ بزرگ و سخت را، معیار پاداش و قرب بندگان قرار داده اند، زیرا شخص گیرندۀ احسان، خود خدای تعالی است. رسیدن به مقام «بر» جوانمردی را میطلبد که در راه خدا از خود بگذرد و برای حق تعالی ارزش قائل شود و امانات الهی یعنی دارائی و... را برای جلب رضای او به مؤمنین انفاق کند. اینچنین جوانمردانی، محبوب حق و پناه مؤمنانند، آنچنان که رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَحَبُ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاس» (1)
محبوب ترین مردم نزد خداوند کسی است که سودش به مردم بیشتر باشد.
انسان خیر کسی است که در راه خدمت رسانی به مردم، خستگی و کسالت نمیشناسد و ازدیاد امداد رسانی او را از انجام اعمال خیر باز نمیدارد. زیرا مؤمن (جوانمرد) چون در شعاع عاقلان قرار میگیرد، تمامی موانعی را که شیطان ملعون (لعنت الله علیه) در انجام خیررسانی بوجود میآورد، به مدد الهی را برطرف مینماید. در این باره حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«عقل مؤمن کامل نمیگردد مگر به ده خصلت؛ یکی اینکه: «لا یتبرّم بطلب الحوائج» از مراجعۀ مکرر مردم به ستوه نمیآید» (2)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) به یکی از اصحاب در مورد خِیر و خَیّر فرمودند:
«بر تو باد که سخاوت ورزی. زیرا خداوند آفریدگانی خلق نمود به رحمت خود؛ برای رحمتش آنها را اهل نیکی و موضع خیر و پناهگاه مردم قرار داد که در نیازهای خود به سوی آنها بشتابند، تا ایشان مردم را (به وسیلۀ دادرسی) زنده سازند، چنان که باران، زمین خشکی زده را احیاء میکند. آنها همان افراد مؤمنی هستند که در روز قیامت در امان میباشند» (1)
حضرت رسول ا کرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، ثواب عجیبی برای خَیّر عنوان نمودند:
«توانگر سخاوتمند به اندازۀ حضرت ابراهیم خلیل (علیهالسلام) ثواب دارد» (2)
خداوند متعال خود را کریم خوانده پس کسی که بتواند به دیگران احسان نماید خویش را متخلق به این صفت الهی نموده است. بعید نیست که پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، در مورد آن بفرمایند:
«السخاء خلق الله الأعظم» (3)
بخشندگی، بزرگ ترین خوی خداوند است.
همچنین فرمودند:
«مَا جَبَلَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْلِيَاءَهُ إِلَّا عَلَى السَّخَاءِ وَ حُسْنِ الْخُلُق» (4)
خداوند همۀ اولیای خود را بر خمیرۀ سخاوت و رفتار خوش سرشته است.
اگر شخص بتواند به این احادیث ایمان قلبی پیدا کند از آن دوری نمیکند.
لذا فرمودهاند:
«هرکس (یقین) بداند خداوند عوض میدهد سخاوتمندانه بخشش کند» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..خِيَارُكُمْ سُمَحَاؤُكُم..» (2)
بهترین افراد شما، بخشندگانتان هستند.
از حدیث فوق ناگفته پیداست وقتی دین به صالحترین افراد اصلاح میشود و بهترین عباد خدای متعال، بخشندگان باشند، پس دین به جود و سخا پایدار میماند:
«استواری دین و دنیا چهار چیز است...؛ که یکی از آن بخشندهای است که در انفاق و بخشش بخل نورزد» (3)
میخواهیم بدانیم چرا احسان در نزد خدا و بالطبع، پیامبر خدا و اهل البیت (علیهمالسلام) ارزش دارد و اصلاً جایگاه آن چیست و چرا به آن سفارش میکنند. بخشندگی در شرع و عرف، گذشتن از حقی است که در ید فرد قرار دارد. اینکه حقی در دست شخص باشد حاکی از آنست که از راه درست بدست آمده و ظلمی را شامل نشده و باطلی آنرا امضاء ننموده است. بخشیدن و چشم پوشی نمودن از این شیء مملوک، اعم از ملموس یا غیره بعد از غلبه و
تملک، نشان از قطع علاقه به آن است. یعنی آنچه انسان مالک میشود (هر چیز دنیوی) و عطای آن به دیگری در راه خدا با نیت احسان، مُثبِتِ بریدن از دنیا و متاع آنست. حال در جائیکه انسان، خود به آن متاع نیاز داشته باشد و به دیگری اعم از مومن غیر وابسته (برادر دینی) یا مومن وابسته (مانند همسر و فرزند، پدر و مادر..) عطا نماید، از خودگذشتگی است. جنس این احسان از نوع دیگری است و قطعاً اگر بدون ریا بوده و در راه اطاعت خدا انجام شود، چیزیست که خدا و آل الله (علیهمالسلام) را خشنود میکند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرموده اند:
«السَّخَاءُ أَنْ تَسْخُوَ نَفْسُ الْعَبْدِ عَنِ الْحَرَامِ أَنْ تَطْلُبَهُ فَإِذَا ظَفِرَ بِالْحَلَالِ طَابَتْ نَفْسُهُ أَنْ ینْفِقَهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل» (1)
بخشندگی آنست که نفس بنده از طلب حرام صرف نظر کند و هرگاه به مال حلالی دست یافت با رضایت خاطر آن را در راه طاعت خداوند -عزّوجلّ- انفاق کند.
پس سخاوتمند که محبوب خداست همان مؤمن با ورع و محتاطی است که تمام مسائل حلال و حرام را رعایت نموده، سپس با انفاق در راه خدا به مقامات عالیۀ بندگی نایل می گردد. شرط صحت سخاوت و جوانمردی بعد از عمل، در کفّ اذیت است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
1) معانی الاخبار 256 ح3 - میزان الحكمه 5/259 - وسائل الشیعه 9/18 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/353 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 15/257
«الْفُتُوَّةُ نَائِلٌ مَبْذُولٌ وَ أَذًى مَكْفُوف» (1)
جوانمردی (به) بخشندگی و نیازردن است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) نیز در جواب سؤال کسی که پرسید جوانمردی چیست؟ فرمودند:
«شاید خیال میکنید جوانمردی به فسق و فُجور (گردن کلفتی، دعوا، زورگویی و...) است، هرگز، جوانمردی به سفره انداختن، بذل و بخشش، خوشرویی و پاکدامنی، عزّت نفس و آزار نرساندن است و آن (که شما خیال میکنید) لات مَنِشی و هرزگی است» (2)
در ادامه نشانه های شخص جوانمرد و سخاوتمند فرمودند:
«نِظَامُ الْفُتُوَّةِ احْتِمَالُ عَثَرَاتِ الْإِخْوَانِ وَ حُسْنُ تَعَهُّدَاتِ الْجِیرَان» (3)
آیین جوانمردی، تحمّل لغزشهای برادران دینی و رسیدگی به همسایگان است.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودهاند:
«أَفْضَلُ الْمُرُوءَةِ احْتِمَالُ جِنَایاتِ الْإِخْوَان [مِنْ أَفْضَلِ الْمُرُوَّةِ صِیانَةُ الْحَزْم]» (4)
ارزشمندترین مردانگی، تاب آوردن در مقابل جنایت و بدیهای برادران و محافظت کردن و نگهداری زیرکی و هوشیاری است.
و بارزترین حالات شخص جوانمرد، معرفت او نسبت به مسائل دینی است
1) غرر الحكم 2170
2) بحارالانوار 69/300 ح9 - میزان الحکمه 9/45
3) غرر الحكم 9999 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 499 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 6/185
4) میزان الحكمه 9/3816 ح18742 و 18745 - غرر الحكم و درر الكلم 822 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 258 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 2/422
زیرا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تَتِمُّ مُرُوَّةُ الرَّجُلِ حَتَّى یتَفَقَّهَ فِی دِینِهِ وَ یقْتَصِدَ فِی مَعِیشَتِهِ وَ یصْبِرَ عَلَى النَّائِبَةِ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ وَ یسْتَعْذِبَ مَرَارَةَ إِخْوَانِه» (1)
مردانگی انسان کامل نمیگردد تا نسبت به دین درک و فهم پیدا کند و در امورات زندگی و مخارج آن میانهرو باشد و هرگاه ناگواریها به سراغش آمد صبر و تحمل نماید و تلخیهای برادرانش را بر خود گوارا نماید.
چون چنین جوانمردانی برای جلب خشنودی حق تعالی از بدیهای یکدیگر میگذرند، به عنوان پاداش مصداق چنین روایتی قرار میگیرند که حضرت امام صادق (علیهالسلام) از حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) نقل فرمودند که آن حضرت (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مؤمنین در سمت راست (عرش) خدا و در محضر نور خدا میباشند، صورتهایشان از برف سفیدتر و از خورشید تابناک تابندهتر است. پس کسی سؤال کرد اینان دارای چه صفاتی هستند؟ در پاسخ فرمودند: اینان کسانی هستند که برای رضای خداوند نسبت بیکدیگر صمیمیت داشته و عشق میورزیدند» (2)
برای رسیدن به مقام عبودیت، عمل نمودن به دین لازم است. و دین، اعانت و دادرسی از مؤمنین است. برای ترغیب و تشویق خوانندگان گرامی به نیکی و احسان، و پرهیز از بخل و اندوختن مال و ثروت، همینطور پرفایده دانستن فقر، احادیثی را بیان میکنیم، به امید آنکه با فرمایشات نورانی ائمۀ دین (علیهمالسلام)
که با بصیرت الهی ممزوج شده است، پرده از چشمان ما برداشته شده، روح و قلب ما با دوری از کثافات دنیوی که همان دارائیها میباشد، در جهت عبودیت رب واحدِ احد، به تکاپو افتاده، برای نجات خویش قدمی عاقلانه و جوانمردانه در راه خشنودی خداوند برداریم. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«دنیا و روی آوردن دنیا چه زیبا است البته برای کسی که اگر چنین موقعیتی را یافت، خدا را اطاعت کند. کسی که با مردم با زیادی نعمتی که خدا به او بخشیده مواسات نکند؛ روی آوردن دنیا از دست او میرود. از زوال نعمت حذر کن، از مال دنیای خود ببخش و عطا کن چرا که صاحب عرش بسیار بخشنده است و نیکی و احسان را چند برابر میکند» (1)
عدم اعانت مردم با اموالی که امانت الهی است باعث زوال نعمت میشود کما اینکه در آخرت نیز حسابی بر آن مترتب بوده و عقابی در پی دارد. از روایت قبل میتوان گریزی زد به مسئلۀ شأن مؤمنین ثروتمند و اینکه از دیدگاه ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) تا چه حدودی میتوانند از اموال دنیا که امانت خداست، استفاده کنند.
«مَنْ أَكَلَ مَا يَشْتَهِي وَ لَبِسَ مَا يَشْتَهِي وَ رَكِبَ مَا يَشْتَهِي لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتْرُك» (2)
کسی که هرچه دوست دارد بخورد و هرچه دوست دارد بپوشد و هرچه
دوست دارد[از مرکب] سوار شود، خدای متعال به او نظر نمیکند مگر اینکه این منش را کنار گذاشته یا ترک کند.
«..مَعَاشِرَ شِيعَتِي احْذَرُوا فَقَدْ عَضَّتْكُمُ الدُّنْيَا بِأَنْيَابِهَا تَخْتَطِفُ مِنْكُمْ نَفْساً بَعْدَ نَفْسٍ كَذِئَابِهَا و.. لَئِنْ أَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْهُ لَأَخْضَمَنَّهُ خَضْمَ الْبُرِّ وَ لَأُقِيمَنَّ عَلَيْهِ حَدَّ الْمُرْتَدِّ وَ لَأَضْرِبَنَّهُ الثَّمَانِينَ بَعْدَ حَدٍّ..» (1)
ای گروه شیعیان؛ سخت برحذر باشید! همانا دنیا شما را با دندانهای نیش خود گاز گرفت و همچون گرگهایش یکی بعد از دیگری شما را دزدید.. به من خبر رسیده که مردی از ساکنان مدائن، پس از مسلمان شدن، از کافران پیروی کرده و جامهای از خیاطخانه مهترِ آن شهر برگرفته، و بامداد خود را به مشکدانهایش خوشبو کرده و شامگاهش را به عود هندی معطر نموده و پیرامونش را گل و بوستانی فراگرفته و آنرا میبوید؛ فرشهای رومی را بر تختهای خود گسترانیده است. در پیرامون او پیرمردی است که از فرط پیری بر زمین میخزد و یتیمی است که از بدحالی و شدت گرسنگی به خود میپیچد اما او (حتی) از پسماندههای غذای تلخش به وی نمیدهد.
اگر خداوند مرا بروی مسلط فرماید، همچون گندم میکوبمش و بر وی حد مرتد جاری میکنم و سپس هشتاد تازیانه میزنمش..
گذشته از آن، برای برادران تهیدست در اموال برادران ثروتمند حقی است. چگونگی ادای این حقوق نیز خود بحثی است. از سوی دیگر صبر فقیر بر فقر خود و گرامی داشتن این موهبت نیز در احادیث وارد شده است. عدم عطای مال و متاع دنیوی برای خوار کردن شخص نیست. هر کدام از
1) الأمالي( للصدوق) 621 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 40/346؛ 74/393
موقعیتهای ثروت و فقر برای امتحان بندگان مقرر شده و پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در حقیقتِ این مطلب فرمودند:
«الفَقِیرُ عِنْدَ الغَنِیِّ فِتْنَةٌ وَالضَّعِیفُ عِنْدَ القَوِیِّ فِتْنَةٌ» (1)
تهیدست برای توانگر مایۀ آزمایش است و ناتوان برای توانمند.
اگر دنیا به مؤمنی رو کرد و دربِ وسعت روزی برایش باز و نعمت به سویش سرازیر شد، آیا مجاز است هر طور خواست از امکانات موجود استفاده کند؟ جواب طبق روایات و دلایل عقلی، مثبت است امّا به شرط اینکه استفاده از اموال دنیا برای حفظ شأن بوده و در حدودی نباشد که برادران دینی او در فشار قرض، تنگدستی و بیخانمانی، هر روز از غصه هزار بار بمیرند و او حبس مال یا تبذیر آن نماید. یا بر اثر اغفال و گمراهی شیطان تحت عنوان «شأن» در دادرسی از مومنان تقصیر نمایند.
پس از بیان این چند روایت، برای مؤمنین ثروتمند جای تأمل و تفکر است که انصاف را رعایت نموده و فرمایشات گهربار ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) را سیره و روش زندگانی خود قرار دهند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«خداوند مال فراوانی به کسی عطا نمیکند، جز آن که حجّت بزرگی بر او تمام کند اگر بتوانید، از نفس خود حجّت پروردگار را دفع کنید.
راوی عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! به چه چیز آنها را دفع کنیم؟
فرمودند: به برآوردن حاجات برادران دینی خود با دادن بعضی از اموال به آنان و نیکی کردن با همسایگان، و عطا کردن بر اشخاصی که شکر و سپاس
1) میزان الحكمه 9/36 - كنز العمال [متقی هندی - عامه] 250063
شما را به جا میآورند اگر این طور معامله کنید، مستوجب ازدیاد نعمت شوید، سپس آیۀ شریفۀ 7 از سورۀ مبارکۀ ابراهیم را تلاوت نمودند.
(وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ) (1)
«وقتی که خداوند اعلام فرمود: اگر سپاسگزار نعمتهای من باشید بر نعمت شما میافزایم، و چنانچه ناسپاسی کنید، شما را به عذاب سخت گرفتار خواهم ساخت»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) از استناد به این آیۀ شریفه، سپاس نعمت خداوندی را قصد نمودهاند و خواست پروردگار را که انفاق است، بیان مینمایند. به نوعی انفاق همان شکر نعمت است. سپاس از نعمتهای خداوند باید با احسان به برادران تهیدست صورت گیرد و در قبال كاهلی در امر انفاق كه همان ناسپاسی از نعمتهای الهی بشمار میآید سخنانی فرمودهاند و عواقب ناشی از آن را زوال و نابودی دانستهاند:
«کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آوَرَد. پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد، و آنکس که حقوق واجب الهی را در نعمتها نپردازد، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند» (2)
پس با برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاریهای مستمندان واقعی، حقوق الهی پرداخت میگردد. برای توضیح بیشتر این حق الهی به این روایت توجّه بفرمایید:
«مردی به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) عرض کرد: چگونه انسان از خودش حساب بکشد؟ فرمودند: خطاب به نفس بگوید: در این روز گذشته چه عملی انجام دادهای؟ آیا در یاد خدا بودهای و حمد و سپاس نعمتهای او را بجا آوردهای؟ آیا حق برادر دینی خود را ایفا نمودهای؟ آیا گرفتاری او را برطرف کردهای؟ در نبود او مراقب و سرپرست خانواده و فرزندانش بودهای؟ آیا بعد از مرگ او در فکر بازماندگانش بودهای؟ و با استفاده از موقعیت و قدرت خود از غیبت و بدگویی او جلوگیری کردهای؟ آیا برای کمک و یاری مسلمانی قدمی برداشتهای؟» (1)
شیخ طوسی (رحمةالله) در کتاب امالی، از فضیل بن اسحاق همدانی روایت میکند وقتی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، محمد بن ابوبکر را والی مصر نمود، نامهای برای مردم مصر نوشته و به او داد و امر فرمود که هنگام ورود آن را برای آنها قرائت کند. اینک جملاتی از نامۀ مزبور که دربارۀ آیۀ 32 سورۀ اعراف نوشته شده بود:
«چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرد؟ و از رزق حلال و پاکیزه منع نمود؟ بگو این نعمتهای موجود در دنیا، برای خاصۀ اهل ایمان است، آیات خود را برای اهل دانش، روشن بیان میکنیم. پس حضرت (علیهالسلام) فرمودند: ای بندگان خدا بدانید پرهیزکاران، خیر دنیا و آخرت را جمع میکنند و اهل دنیا در دنیای شما شرکت دارند ولی در آخرت شما نمیتوانند شریک باشند. خداوند تمام نعمت خود را بر شما حلال نموده، و شما را از نعمتهای خود غنی و بینیاز گردانیده و به پیغمبرش (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرموده که
1) بحارالانوار 15/70
به مردم بگو: چه کسی زینت خدا، غذاها و طعامهای لذیذ را که برای مردم آفریده، حرام نموده است؟ تمام این نعمتها در واقع برای اشخاصی که در دنیا اهل دین و ایمان هستند میباشد. شما در مجللترین و عالیترین خانهها سکونت کنید و از بهترین غذاهای لذیذ، نیکو و پاکیزه تناول نماید و با بهترین و زیباترین زنها ازدواج کنید و از بهترین مرکب سواری استفاده نماید و با اهل دنیا بالاترین خوشی و لذت را ببرید. و فردای قیامت هم در جوار رحمت حق (بهشت) خواهید بود. مشروط به آن که با تقوا باشید و دستورهای پیغمبر خود را رعایت و عمل کنید و ذریه و اهل بیت او را احترام نماید. خدا را به بهترین وجه پرستش نمایید و شکر و سپاس او را به جا آورید و صبر و بردباری و نیکویی نمایید و در راه حق کوشش و مجاهدت فراوان کنید..» (1)
هر چند که سراسر این کتاب طبق روایات در اثبات دادرسی به وسیلۀ اموال مؤمنین ثروتمند است و هیچکدام از این روایات نیازی به توضیح ندارند ولی برای آگاهی و فهم بهتر بعضی از فرازهای سخنان حضرت، لازم است آن شروطی را كه ذكر فرمودهاند، مورد بررسی قرار گیرد:
اول: «اهل تقوا» باشید؛ طبق روایات متقین کسانی هستند که مواسات با برادران را رعایت میکنند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ قَضَاءُ حُقُوقِ الْإِخْوَانِ أَشْرَفُ أَعْمَالِ الْمُتَّقِین» (2)
ادای حقوق برادران، برترین اعمال متقیان است.
دوم: رعایت دستورات پیغمبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) است که در همین کتاب در اعانت برادران مستمند از ناحیۀ پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فراوان آورده شده است که امر به دادرسی کردهاند»
از سماعة (بن مهران) نقل شده است که از حضرت امام باقر (علیهالسلام) سؤال کردم دربارۀ گروهی که وسایل اضافی دارند در حالی که برادرانشان سخت نیازمندند، آن گروه زکات ندارند که برادرانشان را سیر و از آنان رفع نیاز کنند.
حضرت فرمودند: «مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ظلم میکند و نه ذلیل و محرومش مینماید. وظیفۀ مسلمانان است که با مهربانی برای رفع نیاز آنان تلاش کنند و با آنها مواسات داشته باشند، مهر و محبتورزی شما نسبت به ایشان یک وظیفۀ الهی است. بر یکدیگر مهربان و دلسوز باشید، همان طور که گذشتگان از انصار در زمان حضرت رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) چنین بودند» (1)
سوم: «خدا را به بهترین وجهی پرستش کنند»
در اوایل این کتاب، چند روایت آمده است که به دو تا از آنها اکتفا میکنیم:
«به هیچ چیزی خداوند به مانند دادرسی از مؤمنین عبادت نگشته است»
«کسی که مؤمنی را یاری کند مانند آنست که تمام عمر خدمت (عبادت) خدا نموده است»
در این امر الهی باید شتاب نمود كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
1) ترجمه کتاب المؤمن 80 - مستدرک الوسائل 9/42 ح10152
«تَنَافَسُوا فِی الْمَعْرُوفِ لِإِخْوَانِكُمْ» (1)
در نیكی رسانیدن به برادران خود با یكدیگر مسابقه بگذارید و اهل نیكی باشید، زیرا در بهشت دریست بنام ”معروف“ (به معنی نیكی و احسان)، جز كسی كه در زندگی دنیا نیكی كرده باشد داخل آن نمیشود.
چهارم: فرمودهاند «شکر خدا» را بجا بیاورید که در روایت است ”بهترین نوع شکرگزاری از دارائیهای دنیا، انفاق کردن آنست“.
پنجم: «صبر، بردباری و نیکویی» کنید که بهترین نیکیها، احسان نمودن به مؤمنین است.
حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَنْسَكُ النَّاسِ نُسُكاً أَنْصَحُهُمْ جَیباً وَ أَسْلَمُهُمْ قَلْباً لِجَمِیعِ الْمُسْلِمِین» (2)
عابدترین مردم آن كسی است كه نسبت به مردم خیرخواهتر از دیگران و نسبت به تمام مسلمین قلب سلیم و با صفاتر، داشته باشد.
ششم: «مجاهدت» فراوان کنید.
و کدامین تلاش و مجاهدت در راه خدا بالاتر از دادرسی از ضعفاست؟ که طبق روایات فرمودهاند:
«کسی که در راه برآوردن حاجت برادر مؤمن خود بکوشد، چنانست که نُه
1) اصول كافی 2/195 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/195؛ (ط - دارالحدیث) 3/499 - الوافی 5/661؛ 10/451 - وسائل الشیعة 16/359 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/328
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/163؛ (ط - دارالحدیث) 3/418 - وسائل الشیعة 16/340 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة 5/603 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول 9/2 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/338 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/387
هزار سال با روزه گرفتن و شب زندهداری خدا را عبادت کرده است» (1)
آری شأنیت حدودی دارد و استفاده از اموال که امانت خداست جایز است، امّا مشروط به فرمانهای الهی كه از لسان الله جاری میگردد. پس طبق فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) برای مومن جایز است و باید هم استفادههای مطلوبی از دنیا ببرد و لكن این فرمایش را كه امر الهی است، باید مراعات نمود. حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«بدانید هرگاه ثروت و نعمت شما فراوان شد تکالیف و واجبات (دادرسی از ضعفا) بر شما زیاد میگردد و حقوق بسیاری به گردن شما بار میشود» (2)
حال که دانسته شد توانگران شیعه در مقابل مستمندان مکتب تشیع مورد امتحان قرار گرفته اند تا با رعایت آن بهشت را کسب کنند، روایاتی را که این مسئولیت را برای متمکنین واجب ساخته است، عنوان میداریم تا با تعمق و تدبیری عاقلانه، خود را با اعانت ضعفای شیعه و مراعات احوالات و حق آنها، مستحق بهشت گردانند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَیاسِیرُ شِیعَتِنَا أُمَنَاؤُنَا عَلَى مَحَاوِیجِهِمْ فَاحْفَظُونَا فِیهِمْ یحْفَظْكُمُ الله» (3)
توانگران شیعیان ما امین ما هستند بر محتاجان آنها، رعایت حق ما را نسبت به آنها بکنید تا خدا شما را رعایت کند.
خوشا به حال مؤمن متمکنی که توفیق اعانت برادران خویش را یافت تا
بدین سبب خداوند نیز رعایت او را در دنیا و آخرت بنماید. پس میبایستی در این امر الهی شتاب نمود.
مومنی [متمکن] میتواند قرب خدای متعال را بدست آورد که باور قلبی وی در دین به کمک او آمده و آیات قرآن، و احادیث نبوی و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) را چراغ هدایت خویش ساخته، بدانها عمل نماید. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«بهترین شما مردم، کسانی هستند که با سخاوتند و شدیدترین شما بخیلان باشند و از ایمان خالص است نیکویی کردن با برادران و برآوردن حاجات آنها و خداوند خوبی نمودن به برادران را دوست میدارد و با این عمل، بینی شیطان به خاک مالیده میشود و سبب خلاصی از دوزخ و داخل شدن در بهشت است» (1)
مقام خدمتگزاری خداوند كه همان خدمت به خلق است، برای شخص خیر ثبت میگردد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«الْمُؤْمِنُونَ خَدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ [قال جمیل] قُلْتُ وَ كَیفَ یكُونُ خَدَماً بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ قَالَ یفِیدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً» (2)
مؤمنان خدمتکار یکدیگرند. راوی گوید: عرض کردم: چگونه خدمتکار یکدیگرند؟ امام (علیهالسلام) فرمودند: به حال یکدیگر مفید واقع میشوند.
پس میبایستی عمل نمود به فرمان حضرت امام صادق (علیهالسلام) که فرمودند:
«شب و روز در برآوردن نیازهای برادرت بکوش» (1)
و نیز حضرت امام باقر (علیهالسلام) که فرمودند:
«أَفْضَلُهُمْ فِیهِ أَحْرَصُكُمْ عَلَى الرَّغْبَةِ فِیه» (2)
با فضیلتترین شما کسی است که حریص و راغب در رفع مشکلات دیگران باشد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) مطلبی فرمودند که میتوان در ترغیب نفس به این امر نیک از آن بهره برد:
«هرکه خانۀ خدا را طواف کند شش هزار حسنه برای او نوشته و شش هزار سیئه از گناهان او محو میشود و شش هزار درجه بلند مرتبه میشود (امتیاز مییابد) و شش هزار حاجت او برآورده میشود و چون به نزدیک ملتزم (موضعی کنار دیوار خانه) رسد هشت در بهشت برای او گشوده میشود.
راوی عرض کرد: فدای شما شوم! این همه فضیلت همه در طواف است؟
فرمودند: آری، آیا تو را به بهتر از این آگاه کنم؟! برآوردن حاجت مسلمانی (مؤمن) از ده طواف افضل است» (3)
ثواب اعانت برادران مؤمن حد و حساب ندارد و روایات زیادی در این مورد بیان شده است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«برآورده کردن حاجت برادران مؤمن از آزاد کردن هزار بنده و آماده کردن هزار اسب برای جهاد در راه خدا بهتر است و در نزد خدا از بیست حج که
صاحب آن در هر حجّی صد هزار دینار در راه خدا انفاق کرده باشد بهتر و محبوبتر است» (1)
فکر در هر یک از اینها برای اهلش بهت انگیز است. برآوردن حاجت برادر مومن باید نزد حق تعالی ارزش عجیبی داشته باشد که آنرا از تحریر هزار بنده و تجهیز هزار مرکب برای جهاد در راه خویش فراتر بداند یا افضل از ده طواف قلمداد کند که هر طوافی آنهمه در رفع درجه (2)و ثبت حسنه و دفع سیئه و.. موثر است.
«هر مؤمنی که حاجتی به نزد برادر خود آورد به راستی این رحمتی است که به سوی او آمده است و اگر آن حاجت را با وجود قدرت او بر قضای آن رد کند، در واقع رحمتی که از سوی خدا آمده بود رد کرده است» (3)
«ثَلَاثُ خِصَالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةَ الْإِنْصَافُ فِي الْمُعَاشَرَةِ وَ الْمُوَاسَاةُ فِي الشِّدَّةِ وَ الِانْطِوَاعُ وَ الرُّجُوعُ إِلَى قَلْبٍ سَلِيمٍ» (4)
سه خصلت است که جلب محبت (ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) ) میکند؛ انصاف در معاشرت؛ مواسات در سختی و بازگشت به قلب سلیم.
آنگاه در توضیح این سه شرط میفرمایند:
«انصاف یعنی آنچه که برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند.
مواسات یعنی با برادران دینی به مساوات، برابری، احترام و تکریم برخورد
نما.
قلب سلیم، یعنی دلی که از محبتهای دنیا تهی گردد»
امّا در مورد مواسات با برادران و مسئلۀ انصاف، حضرت امام محمدبن علی، باقر العلوم (علیهماالسلام) فرمودند:
«برادر مسلمان خود را دوست بدار و آنچه برای خودت میخواهی برای او بخواه و آنچه برای خود نمیپسندی برای او هم نپسند، هنگامی که احتیاج داشتی از او بگیر و هر وقت از تو خواست به او بده و هیچ نوع خوبی از او دریغ مدار که او هم از تو خودداری نکند پشتیبان و تقویت او باش که او هم قوّت دهنده توست. اگر حاضر نبود، آنچه مربوط به اوست را حفظ کن و اگر حاضر بود به دیدنش برو و احترامش کن، که او از تو و تو از اویی. اگر از تو ناراحت شد از او جدا مشو تا اینکه ناراحتی او را از دلش بیرون کنی و اگر خیری به او رسید خدا را سپاس کن و اگر بلایی به او رسید کمکش کن و فکری به حالش کن» (1)
امداد و اعانت نسبت به برادران دینی، مستلزم ایمان قوی است كه به واسطۀ معرفت و آگاهی بدست میآید. با راهنمائیهای امامان معصوم (علیهمالسلام) هر كسی میتواند از این نعمت الهی (اموال) به عنوان بهترین ابزار و وسیله برای فراهم ساختن سعادت خویش در دو سرا، استفاده کند.
حال برای آسان شدن و هضم مسئلۀ امتحان، باید بررسی کرد که مومن تا
1) امالی شیخ صدوق (رحمةالله) 323
چه اندازه صاحب اختیار مال و ثروت خویش است؟ و این فرمودۀ ائمۀ معصومین (علیهمالسلام) که: خداوند این مال را نداده به شما مگر برای امتحان کردن در برابر فقرا یعنی چه؟ پس اول باید دید آیا این مال از آنِ مومن است یا خدا؟ حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«الْمَالُ مَالُ الله عَزَّ وَ جَلَ جَعَلَهُ وَدَائِعَ عِنْدَ خَلْقِه..» (1)
اموال از آن خدا است و آنها را نزد مخلوقاتش به امانت نهاده است...
اگر این مال از آن خدا و بنده به عنوان امانتدار و خزینهدار خداست، آیا بدون اجازه و به هر مقدار و طریقی میتواند برای خود خرج کند؟ امام معصوم (علیهالسلام) در ادامۀ روایت بالا میفرمایند:
«خداوند فرمانشان داده که از آن (مال) با میانهروی بخورند و با میانهروی و اعتدال بنوشند و بپوشند و با میانهروی ازدواج کنند و با حدّ اعتدال وسیلهای سواری بخرند و سوار شوند (معتدل و به اندازۀ ضرورت که خالی از تزویر، طمع و حب دنیا است از این وسایل استفاده گردد) بیش از آن را به مؤمنان نیازمند ببخشند. (نکتۀ بسیار مهم) هرکه از این حدّ (اعتدال و میانهروی) فراتر رود، آنچه از آن مال میخورد حرام است و آنچه مینوشد حرام و آنچه میپوشد حرام و آنچه به وسیلۀ آن مال ازدواج میکند حرام و آنچه سوار میشود حرام است» (2)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) برای افراد اهل ایمان و مخلص در ولایت که
درصدد رهایی از محبتهای دنیا و پیروی از سیره و فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) میباشد، میفرمایند:
«فکر میکنی خداوند که به کسی چیزی داده به خاطر این است که در پیشگاه او احترام دارد و به کسی که چیزی نداده برای این است که در نظر او خوار و بیمقدار است؟ نه بلکه اموال از آنِ خداست که نزد انسان به امانت میگذارد و به ایشان اجازه میدهد که با رعایت میانهروی بخورند و بپوشند و ازدواج کنند و وسیلۀ سواری بخرند و سوار شوند (ویعودوا بما سوی ذلک علی فقراء المؤمنین) و مازاد بر آن را به مؤمنان نیازمند بدهند و بدین وسیله آنها را از پریشانی برهانند پس هرکه این چنین عمل نماید (پس از حدّ اعتدال مابقی را در راه دادرسی مؤمنان انفاق نماید) آنچه میخورد و مینوشد و سوار میشود و ازدواج میکند حلال است و هرکه از این حدّ تجاوز کند بر او حرام باشد.
{..لَا تُسرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ المُسْرِفِینَ} (1)
«اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد»
سپس امام میفرماید: آیا خیال میکنی خداوند متعال مالی را به امانت به کسی داده (نکتۀ بسیار مهم) او حق دارد اسبی را به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسب بیست درهمی هم برایش کافی است، یا کنیزی را به هزار دینار بخرد، در صورتی که کنیز بیست دیناری هم او را کفایت میکند. حال آنکه خداوند فرموده است (اسراف نکنید...» (2)
هر چند شاید این فرمایشات، برای بعضی از مردم ثقیل و سنگین باشد،
ولیكن باید قبول کرد که تمامی اموال متعلق به خداوند است و فقط برای امتحان به بعضی از خلایق عنایت کرده است. در راستای كاهلی در احسان و دادرسی از برادران دینی، حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ كَانَ لَهُ دَارٌ وَ احْتَاجَ مُؤْمِنٌ إِلَى سُكْنَاهَا فَمَنَعَهُ إِیاهَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَائِكَتِی بَخِلَ عَبْدِی عَلَى عَبْدِی بِسُكْنَى الدُّنْیا لَا وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا یسْكُنُ جِنَانِی أَبَدا» (1)
هرکه خانهای داشته باشد و مؤمنی به سکونت در آن نیازمند باشد و او آن را از وی دریغ دارد خداوند عزّ و جلّ فرماید: فرشتگان من! بندهام از سکونت دادن بنده (مؤمنم) در دنیا بخل ورزید به عزّتم سوگند که هرگز در بهشت من سکونت نکند.
همچنین فرمودند:
«مَنْ بَنَى فَوْقَ مَسْكَنِهِ كُلِّفَ حَمْلَهُ یوْمَ الْقِیامَة» (2)
هرکس بنایی بیش از نیاز سکونتش بسازد، در روز قیامت مکلف به حمل آن میشود.
حضرت رسول اكرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«هر كس خانهای برای ریا و آوازه بنا كند كه مردم ببینند و بشنوند روز قیامت آن خانه را تا طبقۀ هفتم زمین آتشی میكنند افروخته و در گردن او اندازند پس او را در دوزخ افكند و چیزی او را در قعر جهنم نگه نمیدارد مگر آنكه توبه
كند، پرسیدند یا رسولالله (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) برای ریا و سمعه ساختن چه معنا دارد فرمودند یعنی زیاده از قدر حاجت بسازد بر آنكه بر همسایگانش زیادتی كند و با برادرانش فخر و مباهات ورزد»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«أَیمَا مُؤْمِنٍ حَبَسَ مُؤْمِناً عَنْ مَالِهِ وَ هُوَ یحْتَاجُ إِلَیهِ لَمْ یذُقْ وَ الله مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ لَا یشْرَبُ مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُوم» (1)
هر مؤمنی که برادر مؤمن نیازمند خود را از مال خویش محروم کند خداوند به او طعم خوراک بهشت را نچشاند و از شراب ناب سر به مهر ننوشد.
البته امیدواریم همۀ مومنان متمول تحت عنایات ولی عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) از زیادهروی دوری کرده و از اسراف پرهیز نمایند؛ گرد حرص و طمع بر ایمان ایشان ننشسته و تدبیری صحیح دربارۀ امانات الهی پیشه کنند. وسوسۀ شیطان (لعنت الله علیه) هست و نفس نیز در بیشتر اوقات امر به بدی میکند. (2)اما با توکل بر پروردگار و پیروی از دستورات ائمۀ هدی (علیهمالسلام)، رهائی از محبت دنیا را روزی خود نموده، عقل سلیم را مانعی در برابر تزویر و فریب دنیا قرار دهند. ریشۀ چنگال وسوسه در محبت به دنیاست و ایشان با عنایت به امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) دنیا را پلی برای آخرت خویش مینمایند.
{..وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا..} (3)
«نصیب خود را از دنیا فراموش مکن»
نصیب انسان از دنیا، مطامع دنیوی نیست بلکه تجارت دنیا برای ابتیاع آخرت است. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«مردم در دنیا دو دستهاند: یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار میکند و دنیا او را از آخرتش باز داشته، و دیگری آن که در دنیا برای آخرت کار میکند (نکتۀ قابل توجه) و نعمتهای دنیا نیز بدون تلاش به او روی میآورد پس بهرۀ دو جهان را چشیده و مالک هر دو جهان میگردد و با آبرومندی در پیشگاه خداوند متعال، حاجتی را از خدا درخواست نمیکند مگر آنکه روا میگردد» (1)
حضرت امام باقر (علیهالسلام) از قول حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«روز قیامت شخصی را احضار میكنند و به او میگویند: دلیل و حجت خود را برای گرفتن پاداش بگو. عرض میکند:خدایا مرا آفریدی و هدایت و راهنمائی فرمودی و به من توسعه در زندگی عنایت کردی من هم مرتب و همیشه بر بندگان و خلق تو توسعه میدادم و بذل و بخشش نموده و مشکلات آنها را برطرف میساختم به این امید که تو هم امروز رحمتت را شامل حال من فرموده و مشکلات امروز را بر من آسان نمائی خداوند متعال میفرماید: بندۀ من راست میگوید او را به بهشت ببرید» (2)
داشتن مال یا جمعآوری آن نزد حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به حدی مذموم بود که به ابوذر (رحمةالله) فرمود:
«خوش ندارم به اندازۀ کوه احد طلا داشته باشم و سه شب بگذرد و دیناری از
آن، نزد من باقی بماند جز چیزی که برای پرداخت وامی نگه دارم، مگر اینکه از راست و چپ و پشت سر به بندگان خدا بذل و بخشش کنم.
ثروتمندان در روز قیامت تهیدستند مگر کسی که از راست و چپ و پشت سر خود، بذل و بخشش کند و کارهای خیر انجام دهد و اینان اندکند» (1)
موحدان حقیقی در عین حالی كه در دنیا مشغول به كار و تلاشند ولی دل از حب آن کنده، هدف و نیتی جز جمع كردن توشه برای آخرت ندارند و در كوشش برای امرار معاش به قدر ضرورت، نهایت احتیاط را مبذول میدارند، چنانكه در وصفشان فرمودهاند:
«اگر یکی از اینان سنگ داغ و تفتیدهای را گاز زند برایش آسانتر از این است که درهمی از غیر حلال به دست آورد، یا آن را تا زمان مرگ خود بیاندوزد و حقّ و حقوقش را نپردازد. اینها کسانی هستند که اگر (دربارۀ دارائیشان) با دقت حسابرسی شوند به عذاب گرفتار آیند و اگر بخشوده شوند از عذاب جان سالم به در برند» (2)
بنابراین از فرمایشات ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) دریافت میشود كه مؤمن عاقل ثروتمند، نباید به وسیلۀ وساوس شیطانی و با در میان آوردن مسئلۀ شأنیت، از امور و گرفتاریهای برادران مؤمن غفلت نماید. چه خوب است هم خود استفاده کند و هم از مازاد آن به جای ذخیره برای این دنیای فانی، در راه رفع گرفتاری مؤمنان استفاده نماید. (3)مؤمنین که امت واقعی پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)
میباشند، دارای نشانههائی هستند. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«فَلَا یحِبُّونَ جَمْعَ الْمَالِ وَ ادِّخَارَهُ وَ لَا یسْعَوْنَ فِی اقْتِنَائِهِ وَ احْتِكَارِه» (1)
جمع آوری و اندوختن ثروت را دوست ندارند و در به دست آوردن و احتکار آن نمیکوشند.
چنانچه مومن، فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) را بکار بست و به بصیرت در دین رسید، دنیا را جز برای كسب آخرت نمیبیند و از حرص و ولعِ اندوختن دور میگردد. چنانكه پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) دربارۀ مومنین حقیقی فرمودهاند:
«اندوختن را دوست ندارد»
و در ادامه میفرمایند:
«وَ إِنَّمَا رِضَاهُمْ مِنَ الدُّنْیا سَدُّ جَوْعَةٍ وَ سَتْرُ عَوْرَةٍ وَ غِنَاهُمْ مِنْهَا مَا بَلَغَ بِهِمُ الْآخِرَةَ فَأُولَئِكَ هُمْ الْآمِنُونَ الَّذِینَ {لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون}» (2)
بلکه از دنیا به سدّ جوعی و پوشیدن لباسی و توانگریشان در دنیا همان مقداری است که آنها را به آخرت برساند اینان همان ایمن شدگانی هستند که بیم و اندوهی به ایشان نمیرسد.
ظاهراً این دسته همان زاهدان در دنیا هستند که به اندک روزی اکتفا میکنند. اما گروه دیگر از این امت، بنا به فرمایش پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) که در ادامه میفرمایند:
«جمع کردن مال را از پاکیزهترین و نیکوترین راههایش (از راه حلال) دوست
دارند، (و برای این عمل مقصود و هدف عالی را که همانا کسب رضایت خدااست دنبال میکنند»
طلب دنیا از سوی ایشان از روی حرص و ولع و حبّ دنیا نیست. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمودند:
«نِعْمَ الْمَالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِح» (1)
چه نیکو است مال شایسته و صالح برای مرد صالح.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) دنیا را حتی در جائی، نیکو و محل پیشرفت دانستهاند البته زمانی که مال دنیا برای رسیدن به آخرت مصرف شود، ممدوح است.
«نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ» (2)
چه نیکو یاوری است مال دنیا برای آخرت.
زمانی که انسان برای آخرت خویش گام بردارد حتی اگر توان وی اقتضاء نکند، چون نیت خیر داشته و در کار خیر شتابان است، خدای متعال نیز به یاری وی میشتابد. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ الْمُحْسِنُ مُعَان..» (3)
فرد نیکوکار یاری میشود.
1) تنبیه الخواطر 1/158 - میزان الحكمه 11/152 - مجموعة ورام 1/158 - الحیاة: ترجمه احمد آرام 4/163 - لسان العرب 12/588
2) كافی 5/72 ح8 - الأصول الستة عشر (ط - دار الحدیث) 263 - الكافی (ط - الإسلامیة) 5/72؛ (ط - دارالحدیث) 9/526 - الوافی 17/40 - وسائل الشیعة 17/30
3) الكافي (ط - الإسلامية) 6/187؛ (ط - دارالحديث) 12/40 - مستدرك الوسائل و.. 13/156 - غرر الحكم 191
{یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْكُمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَكُم} (1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، یاریتان میکند و قدمهایتان را استوار میکند [یکی از جاهائی که انسان نیاز به ثبات قدم دارد صراط در قیامت است]»
احسان به تهیدستان و انفاق از مال به نوعی همان «حق معلوم» است و این حق را از حقوق واجبی مثل زکات و خمس، جدا دانسته اند. خداوند در قرآن مجید میفرماید:
{وَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم} (2)* { وَ الَّذینَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ} (3)
«و در اموال آنان حقی برای سائل و محروم است» * «آنان که در اموالشان حقی است معلوم * برای سائل و محروم»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«خداوند -عزّ و جلّ- در دارائیهای توانگران بجز زکات حقوق دیگری را واجب و مقرّر کرده و فرموده است «آنان که در اموالشان حقی است معلوم» بنابراین حق معلوم و معیّن که چیزی جز زکات میباشد، آن است که هرکس وظیفۀ خود میداند از مالش بپردازد. او باید به اندازۀ توان و وسع مالی که دارد، «آن مقدار را بر خود واجب شمارد»، و بسته به میل خودش، فی کل یوم، و ان شاء
فی کلّ جمعه، و ان شاء فی کلّ شهر، هر روز یا هر جمعه یا هر ماه بپردازد» (1)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْمَالُ ینْفَعُكَ حَتَّى یفَارِقَكَ» (2)
دارایی (در صورتی که در راه خدا انفاق گردد، ) تو را سود رساند تا اینکه از تو جدا شود.
در اهمیت انفاق نیز فرمودند:
«..اتْرُكْ مِنَ الدُّنْیا مَا بِكَ الْغِنَى عَنْه..» (3)
آنچه از دنیا که نیازی به آن نداری را ترک کن( انفاق کن).
روزی، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) درهمی (پولی) را در کف دست مبارک گرفتند و خطاب به آن پول فرمودند:
«تو تا موقعی که در دست من هستی برای من سودی نخواهی داشت آن موقعی که از دستم خارج شوی (در راه خدا انفاق گردی) برای من منفعت خواهی داشت» (4)
در جای دیگر فرمودند:
«إِنَّ إِعْطَاءَ هَذَا الْمَالِ قِنْیةٌ وَ إِنَّ إِمْسَاكَهُ فِتْنَة» (5)
راستی که بخشیدن این مال پس انداز است و نگهداشتن آن فتنه (گرفتاری).
و حقیقت آن است كه حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«هرگاه مالت را برای آخرت پیش فرستی و خدا را برای ما زنده و اولاد خودت خلیفه گردانی (یعنی امور را به خدا سپردن و او را وکیل گردانیدن) تو به هر چه كه پیش فرستاده نیكبخت میگردی و خداوند هم برای بازماندگانت نیكو سرپرست و خلیفه خواهد شد» (1)
آری سراسر مال برای مومن ضرر است الا چیزی كه در راه خدا به مومن تهیدستی پرداخت گردد كه حضرتش سودمندترین راهنمایی را برای عاقلان عنوان داشتند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْمَالُ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَا قَدَّمَ مِنْه» (2)
مال و ثروت وبالی است برای صاحبش، مگر آنچه که (برای آخرتش) پیش فرستد.
«وَ أَمْسِكْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِكَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیوْمِ حَاجَتِك» (3)
از مال و دارایی به اندازۀ ضرورت خود نگه دار و زیادی آن را برای روز نیازمندی (قیامت) خود پیش فرست.
در اینکه خداوند از نگهداری مال بشدت غضب میکند، شکی نیست. اگر هنوز اهمیت احسان و انفاق، آنطور که باید و شاید در ذهن متجلی نشده، لازم است به حدیث ذیل که فرمایش حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به بلال است
توجه شود:
«ای بلال! در حالی که تهیدستی، با خدا دیدار کن نه با حال توانگری گفتم ای پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ! چگونه چنین کنم؟ فرمود: هرگاه رزق و روزی دریافت نمودی آن را نگهداری مکن و هرگاه از تو چیزی خواسته شد، از بخشش خودداری نکن. گفتم: ای پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) این چگونه ممکن است؟ فرمودند: سخن همین است (که گفتم) «والا فالنّار»؛ وگرنه دچار آتش (جهنم) خواهی شد» (1)
با حدیث فوق جائی برای اندوختن مال وجود ندارد. خداوند در قرآن مجید، مردم را از جمع آوری مال ترسانده است. جناب ابوذر (رحمةالله) وقتی مال اندوزی معاویه (لعنت الله علیه) را دید، مردم را از عواقب آن آگاه نمود و این آیه را میخواند:
{یوْمَ یحْمى عَلَیها فی نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُون} (2)
«روزى كه آن [مال]ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و گویند:] «این است آنچه براى خود اندوختید، پس [كیفر] آنچه را مىاندوختید بچشید»
مال خدا باید به خدا برگردد وگرنه غصب حقِ حق تعالی به شمار میآید و غاصب، جایش در جهنم است، البته شایان ذكر است همچنان که انسان مازاد
بر مصرف را نباید جمع آوری کند و در انفاق بخل نورزد از آن طرف باید حدّ اعتدال در انفاق را نیز حفظ کند که خدای نکرده در اثر زیادهروی در انفاق به تهیدستی مبتلا نگردد. به نقل از ابن عباس، هنگامی که فرمان انفاق در راه خدا رسید، گروهی از صحابه نزد پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) آمدند و عرض کردند: این انفاقی که فرمان یافتهایم تا از اموال خود انجام دهیم نمیدانیم چیست، و چقدر آن را انفاق کنیم، پس خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد:
«از تو (ای پیامبر) میپرسند چه انفاق کنند، بگو: مازاد اموال را تا پیش از آیه، بعضی از مال خود چندان انفاق میکردند که دیگر چیزی پیدا نمیکردند تا صدقه بدهند حتی غذایی برای خوردن خودشان باقی نمیماند به طوری که به آنها صدقه میدادند» (1)
«عبدالله بن سنان گفت: از حضرت امام صادق (علیهالسلام) معنای آیۀ شریفۀ «یکی دیگر از نشانی بندگان شایستۀ خدا، آنست که چون بخواهند انفاق و بخششی کنند نه اسراف و زیادهروی میکنند و نه بخل و خسّت به خرج میدهند بلکه رعایت اعتدال را مینمایند» (2)را پرسیدم، حضرت مشتی سنگریزه را برداشت و در دست مبارک نگه داشت و فرمود:
معنی ”اقتار“ (بخل) این است، بعد مشت دیگری از سنگها را برداشت، و همه را به زمین ریخت و فرمود: ”اسراف“ این است. سپس از سنگریزهها مشتی دیگر برداشت کمی از آنها را به زمین انداخت و مقداری را در دست نگاه
داشت و فرمود: مراد از ”قوام و میانهروی“ چنین است» (1)
رفتار مومن بر طبق روایات، نباید آنچنان باشد که حبس مال بحساب آید یا بدرد درماندگان و تهیدستان نخورد و یا تحت عنوان حفظ شأن، مال را در جای نامناسب خرج کند. همینطور نباید با کنار گذاشتن عقل، همۀ اموال را خرج مستمندان کند و خود تهیدست شود. بلکه متعادل باید رفتار کرد؛ البته این اعتدال نباید باعث فریب گردد و بهانۀ انسان برای جمع آوری و دوستی مال شود. بهر حال فطرت الهی و عقل سلیم طبق روایاتی كه تا اینجا ذکر شد، جایگاه انفاق و حد اعتدال را دریافته است.
امّا مسئلۀ بسیار مهمی که خداوند با وجود آن هیچ عمل صالحی را از بندۀ خود نمیپذیرد، حرص و طمع ورزی به مال دنیاست که در واقع از آن به «حب الدنیا» تعبیر شده است. مؤمنین و خیرین گرامی باید با توجه به فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) كه در مذمّت دنیا فرمودهاند، با تفکری صحیح و عاقلانه، از اندوختن و بدست آوردن بیهوده مال و دارایی که چیزی جز طمع نیست، دست بردارند چرا که بدبختیها و گناهان از حرص و طمع شروع میشوند که فرمودهاند:
«حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ كُلِ خَطِیئَة» (2)
دنیا دوستی، سرمایه[راس] برای هر اشتباه و گناهی است.
و از آن جهت است که حقیقت ایمان به قلبی میرسد که از دنیا متنفر
شود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«حَرَامٌ عَلى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلَاوَةَ الْإِيمَانِ حَتّى تَزْهَدَ فِي الدُّنْيَا» (1)
شناختن شیرینی ایمان بر دلهای شما حرام است تا به دنیا بیرغبت شوید.
بنابراین از ضروریات هر مؤمن صالح و انسان خیّر آنست که دل را از محبت و تزویر دنیا دور کند. در غیر این صورت، مصداق این روایت شگفت و عجیب قرار خواهد گرفت که پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«در روز قیامت گروه هایی را میآورند که مانند این کوه بزرگ، اعمال نیک دارند ولی در عین حال فرمان ورود به دوزخ دربارۀ آنان صادر میشود. سؤال شد: آیا این گونه افراد نماز میخواندند؟ فرمود: اینان نماز میخواندند، روزه میگرفتند و پاسی از شب را عبادت میکردند ولی اگر از دنیا چیزی در دستشان قرار میگرفت با ولع و حرص او را میگرفتند» (2)
نیز از پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) روایت شده است:
«فردای قیامت جماعتی از امت مرا حاضر کنند و صحایف اعمال ایشان را بنگرند میبینند که تمام نمازها را در اوقات خود به جا آوردند و زکات مال داده و شب زندهداری کرده و به ذکر خداوند متعال مشغول بودهاند، در حالیکه حق تعالی امر فرماید که آنان را به دوزخ ببرید.
اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ! به چه جرم آنان را به جهنم میبرند؟
ایشان فرمودند: گناه آنها این بود که هرچه از مال دنیا به دست میآوردند، باز حرص و طمع می ورزیدند و دنبال زیادتی می رفتند» (1)
با دلی آکنده از حرص دنیا نمیتوان وارد معامله با خدا شد، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«كَيْفَ يَعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْيَا» (2)
كسی که مشغول دنیاست چگونه (میتواند) برای آخرت كار کند؟
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در جای دیگر فرمودند:
«لَا يَنْفَعُ الْعَمَلُ لِلْآخِرَةِ مَعَ الرَّغْبَةِ فِي الدُّنْيَا» (3)
با رغبت به دنیا، کار برای آخرت بی فایده است.
و نیز میفرمایند:
«حُبُ الْمَالِ یوهِنُ الدِّینِ وَ یفْسِدُ الْیقِینَ» (4)
مال دوستی، دین را سُست و یقین را تباه میسازد.
هر چه در دل ریخته شود و ذهن به هر چه مشغول شود همان را پی میگیرد. آیندۀ خویش را با آن رقم میزند و لحظات خود را با آن مانوس مینماید. اگر ثروت فراوان برای شخصی فراهم شود، مشغلههای ذهنی وی، همینطور ظرف قلب او حول ثروت، نگهداری و ازدیاد آن میچرخد.
چگونگی پرداختن به آن [از راه حلال یا حرام] نیز خود بحثی جداست. پس بجاست که ثروت را مایۀ بدیها بدانیم، كه حضرت فرمودهاند:
«كَثْرَةُ الْمَالِ تُفْسِدُ الْقُلُوبَ وَ تُنْشِئُ الذُّنُوبَ» (1)
فراوانی مال و ثروت دلها را تباه میکند و گناهان را پدید میآورد.
میتوان ثروت را زایندۀ قدرت و تکبر دانست. بمناسبت فراهم شدن ثروت، احساس لیاقت آن نیز به مومن رو میکند. همانطور که قارون را تباه کرد و پنداشت که از روی عقل و مهارت خویش، شایستۀ آن دارائی شده است. پس از آن، از حق رو برگرداند و ثروتش بجای اینکه برای او مایۀ آرامش شود، پایهریز گناهان شد و او را با خود به غضب پروردگار سپرد. قرآن مایۀ درس و عبرت است اما افسوس که عبرت گیرندگان بر اساس فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) کم هستند. ثروت میتواند برای هر مومنی، زنگ خطر سقوط باشد.
از سوی دیگر مومنین ضعیف که چنین روایاتی شامل حالشان نمیشود، در واقع از فتنهای عظیم دور ماندهاند. درست است که زندگی با شرایط فقر، سخت و طاقت فرسا میشود اما ایشان از عوارض و خسران ثروت که هر آن در تهدید آخرت فرد بوده، بدور هستند. کما اینکه اغنیاء اگر با فرض اینکه از ثروت و مفسدههای آن در امان بمانند، از حساب آن در آخرت معاف نیستند. بشارت باد مؤمنین را که دستشان از ثروت تهی است. زیرا چیزی مازاد ندارند تا به حسابشان رسیدگی کنند. رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
1) غرر الحكم 7109
«..وَ لَا كَثُرَ مَالُهُ إِلَّا اشْتَدَّ حِسَابُه..» (1)
هیچ بندهای مال و ثروتش زیاد نشد مگر اینکه حسابش سخت گردید..
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ شَرّاً حَبَّبَ إِلَیهِ الْمَالَ وَ بَسَطَ مِنْهُ الْآمَالَ» (2)
هرگاه خداوند بدِ بندهای را بخواهد، مال و ثروت را محبوب او گرداند و آرزوهایش را بگستراند.
این بود که پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) همیشه برای مؤمن ثروتمند نگران بود و میفرمود:
«مَا أَخْشَى عَلَیْكُمُ الْفَقْرَ، وَلَكِنِّی أَخْشَى عَلَیْكُمُ التَّكَاثُرَ» (3)
من از فقر بر شما نمیترسم، بلکه از فزونطلبی و تفاخر به زیاد داشتن برای شما نگرانم.
و نیز فرمودند:
«بدترین چیزی که از آن در حق این امت میترسم دنیا و مال فراوان است و آن سبب آزمایش است و ندادن آن فتنه و امتحان می باشد» (4)
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در مذمّت دارائیهای دنیا، در ذیل آیه27 از
سورۀ ابراهیم فرمودند:
«در روز آخر عمر تمام اموال و اولاد و اعمال هر کسی، در برابر چشمش مجسّم میشود. به مال و اموال خود توجه میکند و میگوید: به خدا سوگند، من در تمام مدّت عمر خود، در جمع آوری و ذخیرۀ تو، کوشش و تلاش نمودم و حریص بودم، در این موقع که دست من از دنیا کوتاه میشود، چه کاری میتوانید برایم انجام دهید؟(دارائیهای او) میگویند: فقط میتوانی کفن خود را برداری، و حق برداشت هیچ یک از اموال را نداری.
به اولادش رو میکند و میگوید: به خدا قسم، من شماها را بسیار دوست داشتم و برای راحتی و آسایش شما خود را به زحمت میانداختم، و از شما حمایت میکردم، اکنون شما به چه کار میآیید و چگونه میتوانید به کمک من آیید؟
فرزندانش میگویند: ما تو را تا قبر بدرقه میکنیم، در گورت پنهان میسازیم و سپس از تو جدا میشویم.
سپس رو به اعمال خود کرده و میگوید: من نسبت به شما علاقه و تمایلی نداشتم، و شما بر من سنگینی داشتید، شما در این موقع با من چه میکنید؟
اعمالش میگویند: ما رفیق و مونس قبر تو هستیم تا روز قیامت که با یکدیگر به محضر قرب ربوبی حاضر شویم و خدا را ملاقات نماییم.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در ادامه فرمودند:
اگر آن شخص از دوستداران خدا باشد، عملش به صورت زیبا و معطّر به بهترین عطرها در نظر او مجسم شود و به او بشارت دهد که خداوند از تو خشنود است و بهشت جاوید، او را خوش آمد میگوید و میپرسد: تو کیستی؟ جواب میدهد:من عمل صالح تو هستم که پیش از تو (قبل از مرگ تو) در
بهشت جایگزین گشتهام» (1)
پس از قبول اصول پنجگانۀ دین، گشایش راه بهشت به دوری از دنیا بستگی دارد. دنیا با ماهیت خود نقطۀ مقابل بهشت است. هر چه متاع اخروی ارزشمند است، متاع دنیوی بی ارزش و کثیف. طبعاً کل دنیا با هرچه در آنست چیزی جز مردار نیست. از آن سو بهشت نیز جای کثافات نیست بلکه جای چیزهای پاک است و کسی به آنجا راه مییابد که خود را پاک نموده باشد و یکی از کثافات، دلبستگی بدنیاست. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«شخص عاقل آن است که زنجیر دارائی را از گردن خود گسسته و خویش را سبک کرده و با آسایش روان به هر جایی به پرواز درآید که تا این زنجیر باز نگردد قدمی به بهشت برداشته نمیشود»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ طَلَبْتُ فَرَاغَ الْقَلْبِ فَوَجَدْتُهُ فِی قِلَّةِ الْمَال» (2)
آسایش دل را جستجو کردم و آن را در کمی مال و ثروت یافتم.
اما مؤمنانی که دستشان از اموال دنیا کوتاه است، سؤال و جواب و مسئولیت آنها در صحرای محشر کمتر و آسایش و آرامششان در دنیا بیشتر است و بدین خاطر، تمایل قلبی آنان به سوی آخرت میباشد و همت خویش را برای بدست آوردن توشۀ سفر قبر و قیامت، صرف میکنند و در عوض این
تلاشها، بینیازی و بیاعتنایی آنان بیشتر میگردد که در این باره پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«هرکس که آخرت همّ و غمّ او باشد خداوند امور او را به سامان میآورد و بینیازی را در بین دو چشم او قرار میدهد و دنیا علی رغم میل خود نزد او میرود و هرکس که دنیا همّ و غمّش باشد خداوند امورش را از هم میپاشد و فقر را در بین دو چشم او قرار میدهد و از دنیا جز آنچه خداوند برایش مقدّر داشته نصیبش نمیشود» (1)
وقتی روزی انسان تعیین شده باشد، دیگر تلاش اضافه یا حرص بر دنیا معنی نخواهد داشت. یعنی پرداختن به دنیا به نوعی در تعارض با عقل است. رزق که مشخص است، دنیائی که در آن هستیم نیز پلی به سوی زندگی ابدی در جهان بعدی است، مُهر سعادت یا شقاوت، یعنی جواز راحتی یا صعب و آتش، دراعمال متبادره از فرد در همین دنیا نهفته است. خود ناگفته پیداست باید از همین دنیا برای آخرت بهره جست. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّمَا لَكَ مِنْ دُنْیاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاك» (2)
همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سرای آخرت را اصلاح کنی.
این راهنمائی، جهت دهی به اعمال در دنیاست. همینطور تفسیر آیۀ ذیل
است که میفرماید:
{..وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا..} (1)«بهرهات را از دنیا فراموش نکن»
خداوند عقول مومنین را در دنیا به سوی سازندگی جهان آخرت سوق داده تا به وسیلۀ احسان و انفاقِ اموال و دارائیهای دنیا، خانۀ ابدی خویش را آباد سازند و برای جمع نمودن توشه به وسیلۀ نیکی و احسان حرص ورزند، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ حَرَصَ عَلَى الْآخِرَةِ مَلَك؛ مَنْ حَرَصَ عَلَى الدُّنْیا هَلَك» (2)
هرکس برای آخرت حرص زند آن را به دست میآورد و هرکه برای دنیا حرص زند نابود میشود.
چنانکه ذکر شد حکمت و دلیل احسان و اعانت، بدست آوری آخرت است. یعنی تجارت آخرت با متاع دنیا. متاعی که خداوند در آیات خود آنرا قلیل خوانده است.
{ إِنَّ الَّذینَ یتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیةً یرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُور} (1)
«در حقیقت، كسانى كه كتاب خدا را مىخوانند و نماز برپا مىدارند و از آنچه به ایشان روزى دادهایم، نهان و آشكارا انفاق مىكنند، امید به تجارتى بستهاند كه هرگز زوال نمىپذیرد»
{یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجیكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِالله وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی سَبیلِ الله بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ} (2)
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید، آیا شما را بر تجارتى راه نمایم كه شما را از عذابى دردناك مىرهاند؟ * به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنید. این [گذشت و فداكارى] اگر بدانید، براى شما بهتر است»
خداوند در آیات فوق تجارت سودمند آخرت را پس از ایمان و جهاد، انفاق مال ذکر فرموده است. پس بنا به فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میبایستی عمل نمود که فرمودند:
«اجْعَلْ مِنْ نَفْسِكَ عَلَى نَفْسِكَ رَقِیباً وَ اجْعَلْ لِآخِرَتِكَ مِنْ دُنْیاكَ نَصِیبا» (1)
از خودت برای خودت نگهبانی بگمار و برای آخرت خود از دنیایت بهرهای بگذار.
پس ایشان با این دعا به درگاه پروردگار عرض مینمایند:
«..وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یسَارِعُ فِی الْخَیرَاتِ..» (2)
..و مرا از کسانی قرار ده که در کارهای خیر زود وارد میشود..
حال که خداوند متعال بنا به مصلحتی به بعضی از افراد مالی بخشیده، نبوده مگر امتحانی در برابر بندگان ضعیف و تهیدست و این اموال برای شخص مؤمن هیچ سودی در بر نخواهد داشت الاّ به فرمایش امام معصوم (علیهالسلام) که فرمودند:
«الْمَالُ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَا قَدَّمَ مِنْهُ» (3)
مال (پول) برای صاحب خود وبال است مگر آنچه كه (برای آخرتش) پیش فرستد.
تلاش برای آخرت به وسیلۀ انفاق، بزرگترین نعمت برای اشخاص متموّل است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّ إِنْفَاقَ هَذَا الْمَالِ فِی طَاعَةِ اللَّهِ أَعْظَمُ نِعْمَةٍ وَ إِنَّ إِنْفَاقَهُ فِی مَعَاصِیهِ أَعْظَمُ مِحْنَة» (1)
خرج كردن این مال در راه طاعت خدا، بزرگترین نعمت است و مصرف كردنش در راه معاصی او بزرگ ترین محنت و گرفتاری.
در این باره، خداوند قرآن كریم میفرماید:
{..وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذی آتاكُمْ..} (2)
«..از آن مالی كه خدا بشما داده است به ایشان (مستمندان) بدهید..»
چگونه میتوان مالی که در راه غیر خداوند صرف شده را با اموالی که در راه خدا انفاق شده مقایسه نمود؟ بین اموالی که در راه خداوند انفاق شدهاند نیز آن مالی که در راه اعانت برادران مومن بوده از ارزش بالاتری نسبت به بقیه برخوردار است. حضرت امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند:
«خَیرُ مَالِ الْمَرْءِ ذَخَائِرُ الصَّدَقَة» (3)
بهترین دارائی انسان اندوختههای صدقه (انفاق و احسان كه در راه خدا داده) است.
میزبانان هر فرد در دنیای پس از مرگ، میهمان خود را از آنچه در دنیا فرستاده است، میشناسند. نه پُست و مقام و نه چهره یا هر چیز فانی دیگری برایشان اهمیت ندارد بلکه اعمال فرد است که رفتار ایشان (فرشتگان و ملائک موکل) را تعیین میکند. قضاوت آنها بر اساس کارنامۀ فرد است. فرد سعید اعمال خود را بر اساس رضای الهی انجام داده و اموال خویش را در راه رضای او و اعانت از برادران خویش بکار گرفته است. در نقطۀ مقابل شقی که حرص دنیا در او رخنه کرده بود، آزمندی خویش را بر ملائک عرضه میکند. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«هرگاه بندهای بمیرد، فرشتگان گویند چه پیش فرستاد (در موقع حیاتش در راه خدا چه انفاق نمود) ولی مردم میگویند چه بر جای گذاشت؟
پس زیادی مال خود را پیش فرستید، تا برای شما باقی بماند و (در دنیا) بر جای نگذارید تا مایۀ حسرت شما گردد، زیرا محروم كسی است كه از خیر و منفعت مال خود محروم بماند و سعادتمند كسی است كه ترازوهای اعمالش از صدقات و خیرات سنگین شود» (1)
مومن عاقل چون اموال خویش را امانت و امتحان الهی میداند بدین جهت در راه مالك اصلی اموال كه خداوند است خرج میكند. امام معصوم (علیهالسلام) در این مورد می فرمایند:
«اینكه بنده در مورد آنچه كه پروردگار به او سپرده است برای خودش ملكیتی نبیند. چرا كه بندگان ملكیتی ندارند و همۀ اموال را از آن خداوند
1) عیون اخبار الرضا (علیهالسلام) 1/298/56 - میزان الحكمه 11/177
می دانند..» (1)
پس مومن كه به خاطر پایبندی به دینش و متمسك بودن به فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) به مرتبهای از عقل و یقین رسیده، از اموال دنیا پلی میسازد كه با آن به راحتی و آرامش بتواند از درّۀ خوفناك عالم بزرخ عبور کرده، به بهشت جاودانه برسد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) این افراد را جزء بهترین مومنان میدانند:
«..وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدِمَةً مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِه فَإِنَّكَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیرٍ یبْقَ لَكَ ذُخْرُهُ وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یكُنْ لِغَیرِكَ خَیرُه..» (2)
..بدان بهترین مومنان، آن كسی است كه جان و اهل و مال خود را در راه خدا پیشاپیش تقدیم كند؛ پس زیور آنچه را كه پیش فرستی برای تو باقی میماند و آنچه را بگذاری خیر آن برای دیگری می شود..
سپس حضرت، در مذمت و تبعات منفی اندوختن مال میفرمایند: «و آنچه را كه باقی میگذاری سودش به تو نخواهد رسید بلكه به دیگران میرسد»
آری اگر شخصی در زنده بودنش، به احسان اموالش موفق نشود، جز ضرر و خسران عظیم در آخرت هیچ نفعی از اموالش نبرده است. وانگهی مورد غضب امامش قرار خواهد گرفت. یکی از اصلیترین دلایل دوری ما از امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) همین اندوختن مال است. جناب علی بن مهزیار به شوق زیارت حضرت امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) بیست سفر حج رفت. آخرالامر وقتی خدمت
حضرت (علیهالسلام) شرفیاب گشت، آن حضرت (علیهالسلام) دلیل دوری و عدم توفیق زیارت را، اندوختن ثروت پنداشتند و فرمودند:
«آیا راه را بلد نبودید؟ یا اینكه در فكر اندوختن مال و ثروت بودید و به این جهت برادران دینی خود را مورد ظلم و ستم قرار دادید»
بدیهی است كه جای هیچ توجیهی نیست؛ وقت بسیار اندک و عنقریب است كه صدای «الرحیل الرحیل» جناب عزرائیل به گوش رسد. مومن باید تا در پنجۀ مرگ گرفتار نشده با استمداد و استغاثه به حضرت امام زمان (علیهالسلام)، توفیق عمل صالح را بخواهد. باید دانست كه تمامی درجات، امتیازات و عنایات در همین ایثار و اعانت به برادران مؤمن است. امتیاز و ارزش احسان از این فرمایش امام معصوم (علیهالسلام) هویدا است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«أَیمَا مُؤْمِنٍ أَوْصَلَ إِلَى أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ مَعْرُوفاً فَقَدْ أَوْصَلَ ذَلِكَ إِلَى رَسُولِ الله» (1)
هر مومنی كه به برادر مومن خود خوبی كند به پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) خوبی كرده است.
آری همۀ دین و نیكیها خوشحال کردن امام زمان (علیهالسلام) و ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) است كه این نیز، در گرو خوشحال نمودن و رفع مشكلات برادران مومن است كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..ثُمَّ قَالَ لَأَنْ أَسْعَى مَعَ أَخٍ لِی فِی حَاجَةٍ حَتَّى تُقْضَى أَحَبُّ إِلَی مِنْ أَنْ أُعْتِقَ أَلْفَ
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 4/27؛ (ط - دارالحدیث) 7/271 - الإختصاص 32 - مكارم الأخلاق 136 - الوافی 10/455 - وسائل الشیعة 16/290 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/349
نَسَمَةٍ وَ أَحْمِلَ عَلَى أَلْفِ فَرَسٍ فِی سَبِیلِ الله مُسْرَجَةٍ مُلْجَمَة» (1)
اگر تلاش كنم برای برادر ایمانی خود جهت انجام حاجتی تا روا شود نزد من محبوب تر است از این كه هزار بنده آزاد كنم و بر هزار اسب زین كردۀ دهنۀ زده، و سرباز و آذوقۀ جنگی حمل كنم و به جنگ در راه خدا روانه نمایم.
كسانی كه در راه رفع مشكلات اهل ایمان قدم برداشته و تلاش می کنند، به یقین در حوزۀ مددهای غیبی و عنایات ویژۀ حق تعالی قرار خواهند گرفت. از بزرگی خداوند متعال به دور است در اعانت مومن امر کند ولی خود آنرا کنار بگذارد. بلکه اگر مومنی در کار برادر خویش تلاش نماید، انتظار میرود که خداوند با خدائی خویش بهتر از آنرا برای وی مهیا سازد و در جاهائی به مراتب سختتر و عظیمتر از آن مشکلی که وی از برادرش رفع کرده، اهوال وی را برداشته و احوالش را نیکو گرداند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«فَإِنَّ الْعَبْدَ لَیمْشِی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَیوَكِّلُ الله عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَكَینِ وَاحِداً عَنْ یمِینِهِ وَ آخَرَ عَنْ شِمَالِهِ یسْتَغْفِرَانِ لَهُ رَبَّهُ وَ یدْعُوَانِ بِقَضَاءِ حَاجَتِه» (2)
زمانی كه بندهای برای برطرف ساختن نیاز برادر مومن خود قدم بردارد، خداوند -عزوجل- دو فرشته را یكی در سمت راست و دیگری در سمت چپش، بر وی بگمارد، كه از پروردگارش برای او آمرزش بطلبند و برای روا شدن
حاجتش دعا كنند.
در نظر بگیرید برای شما یا برای فردی از اهلتان مسئلهای رخت دهد و نیاز به کمک پیدا نمائید. آنگاه مومنی در جهت رفع آن مشکل قدم برداشته و آنرا مرتفع نماید. چنین فردی در نظر شما و خانوادهتان، چه جایگاهی باید داشته باشد؟ همین جایگاه، بلکه عزیزتر و بهتر از آن برای مومن ساعی در امر برادران، در نزد خدای منان بوجود میآید و آن به این جهت است كه جامعۀ تشیع، اهل و خانوادۀ خداوند هستند، چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَلْقُ عِیالِی فَأَحَبُّهُمْ إِلَی أَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِی حَوَائِجِهِم» (1)
خداوند -عز و جل- فرموده است: خلق، خانوادۀ من هستند، پس محبوب ترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربانتر و در راه برآوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند.
از آنجا که اعانت در روایات معصوم (علیهمالسلام)، اهمیت فوق العادهای دارد، پس باید هرچه در توان است در راه امداد اهل و كسان خداوند بكار گرفت، چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئٍ مُؤْمِنٍ أَحَبُّ إِلَى الله مِنْ عِشْرِینَ حَجَّةً كُلُّ حَجَّةٍ ینْفِقُ فِیهَا صَاحِبُهَا مِائَةَ أَلْف» (2)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/199؛ (ط - دارالحدیث) 3/507 - الوافی 5/668 - وسائل الشیعة 16/367 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/336
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/193؛ (ط - دارالحدیث) 3/495 - وسائل الشیعة 16/363 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/103 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/324
روا ساختن حاجت مومن نزد خدا، از بیست حج كه در هر حجی صدهزار (درهم یا دینار) انفاق شده باشد محبوب تر است.
حضرت امام موسی كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّ لِلّه حَسَنَةً ادَّخَرَهَا لِثَلَاثَةٍ لِإِمَامٍ عَادِلٍ وَ مُؤْمِنٍ حَكَّمَ أَخَاهُ فِی مَالِهِ وَ مَنْ سَعَى لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فِی حَاجَتِه» (1)
همانا خداوند حسنهای (ویژه و خاص) دارد كه برای سه كس اندوخته است: برای پیشوایی دادگر، مومنی كه دست برادرش را در مال خود باز بگذارد و كسی كه برای برآوردن نیاز برادر مومنش بكوشد.
با این اوصاف همۀ نیكیها و خوبیها در خوشحال کردن مومنان، با مال، یا برداشتن قدمی در حوائج ایشان، احترام یا حتی كاری كوچك در رفع موانع از آنها جمع گشته است. همانطور که حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَا عَلَى أَحَدِكُمْ أَنْ ینَالَ الْخَیرَ كُلَّهُ بِالْیسِیرِ قَالَ الرَّاوِی قُلْتُ بِمَا ذَا جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ یسُرُّنَا بِإِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ مِنْ شِیعَتِنَا» (2)
چه میشود اگر هریك از شما با اندك كاری، به همۀ خوبیها دست یابد؟! راوی می گوید: عرض كردم: فدایت شوم، با چه كاری ؟ فرمودند: با شاد كردن شیعیان مومن ما.
این چنین نیست که اگر مومنی، برادر نیازمند خود را دریابد فقط همان شخص، طرف حساب وی باشد بلکه وی با این عمل دل حضرت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را شاد نموده و کسی که ولی زمانه (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را خوشحال نماید مانند اینست که خدا
را شاد نموده است. حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كس مراعات حال مومنین را بكند خدا و فرشتگان بر او مباهات كنند» (1)
لذا به احترام امداد به برادران مومن، الطاف خاصۀ حق تعالی شامل شخص نیكوكار میشود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ كَانَ فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ الْمُسْلِمِ، كَانَ اللَّهُ فِی حَاجَتِهِ مَا كَانَ فِی حَاجَةِ أَخِیهِ» (2)
كسی كه به فكر برآوردن نیاز برادر مسلمان خود باشد تا زمانی كه در فكر نیاز او باشد، خداوند در پی برطرف كردن نیاز وی باشد.
و نیز فرمودند:
«إِنْ تَبْذُلُوا أَمْوَالَكُمْ فِی جَنْبِ اللَّهِ فَإِنَّ الله مُسْرِعُ الْخَلَفِ» (3)
اگر اموالتان را برای رضای خدا صرف كنید خدای متعال به سرعت و تندی به شما عوض میدهد.
همچنین فرمودهاند که احسان و اعانت برادران دینی باعث قبولی اعمال میشود. خاصه اینکه باعث استجابت دعا نیز میشود. میتوان بدون شک آنرا در تاخیر اجل یا رفع بلا و دفع گرفتاری نیز صاحب اثر دانست.
از حضرت امام صادق (علیهالسلام) نقل است که فرمودند:
«رُوِینَا أَنَّ عَابِدَ بَنِی إِسْرَائِیلَ كَانَ إِذَا بَلَغَ الْغَایةَ فِی الْعِبَادَةِ صَارَ مَشَّاءً فِی حَوَائِجِ
النَّاسِ عَانِیاً بِمَا یصْلِحُهُم» (1)
در میان بنی اسرائیل عابدان وقتی به نهایت درجۀ عبادت میرسیدند كه برای برآوردن نیازها و رفع مشكلات مردم راه میافتادند.
«خُذُوا مِنْ كَرَائِمِ أَمْوَالِكُمْ مَا یرْفَعُ لَكُمْ بِهِ اللَّهُ سَنِیَّ الْأَعْمَالِ» (2)
از اموالتان آنچیزی که بهتر (نفیس تر) است را برگیرید (احسان نمائید) تا خداوند ارزش اعمالتان را بیشتر نماید.
در نتیجه هیچ عملی با ارزشتر و محبوبتر از اعانت مومنان نیست تا جائیكه حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«اگر تامین مخارج یك خانوادۀ مسلمان را بر عهده گیرم و آنان را از گرسنگی و برهنگی برهانم تا آبرویشان را نزد مردم حفظ كنم، نزد من خوشتر است از اینكه حج روم و حج روم و حج روم و مثل آن و مثل آن و [امام تا ده بار این را تكرار كردند و در ادامه فرمودند]: و مثل آن و مثل آن... [و این را هم فرمودند تا به هفتاد بار رسید]» (3)
متاسفانه بعضی از متمولین و مومنان با وجود اطلاع از حكایتهای خانمانسوز فقر، تهیدستی، قرض و بیخانمانی برادران خود، با بیاعتنایی دائماً برای سفر حج مهیا میشوند و گویا این فرمایشات هرگز به گوششان نرسیده است. از حج و زیارات که اعمالی الهی هستند بگذریم، سفرهای غیر ضروری
و بعضاً توأم با گناه نیز ضمیمۀ کارنامۀ خویش مینمایند. مومن هوشیار و طالب رضای خدا، باید بداند كه دارائیها برای او نعمتی است كه مازاد آن را باید در راه خدا كه همان اعانت مومنین است، خرج کند تا شكر نعمت را بجا آورده و از زوال مال هم جلوگیری نماید و به این وسیله نعمتهایش را زیاد کند. خداوند متعال، بینیاز از خلق است و حكمتش اینگونه اقتضاء نمود تا به دادرسی خلق از یکدیگر، منفعت برده و در صورت ادبار و سستی ایشان در این امر، مورد زوال نعمت قرار گیرند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در فرمایش زیبائی که هشداریست برای افراد نیكوكار میفرمایند:
«خدا را بندگانی است كه برای سود رساندن بدیگران، نعمتهای خاصی به آنان بخشیده. تا آنگاه كه دست بخشنده دارند، نعمتها را در دستشان باقی میگذارد و هرگاه از بخشش دریغ كنند، نعمتها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد» (1)
«..یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّ لله فِی كُلِ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ وَ مَنْ قَصَّرَ عَنْهُ خَاطَرَ بِزَوَالِ النِّعْمَة..» (2)
..خداوند در هر نعمتی حقی دارد، هر كس آن را بپردازد آن نعمت افزایش یابد و آن كس كه نپردازد و كوتاهی كند؛ در خطر نابودی قرار گیرد.
سلامتی تن و روان، از نعمتهای الهیاند كه باید شکر آن گذارده شود. امداد و دستگیری مالی برای شفای بیماران، مخصوصاً از بعضی از اهل تقوا كه توان
مالی برای درمان خود ندارند، میتواند زمینهای برای شکر نعمت باشد. حضرت امام رضا (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«..لِأَنَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَلَّفَ أَهْلَ الصِّحَّةِ الْقِیامَ بِشَأْنِ أَهْلِ الزَّمَانَةِ وَ الْبَلْوَى..» (1)
خدای متعال اهل عافیت را مكلف فرموده است تا به امور كسانی كه از بیماری و مرضی رنج میبرند و گرفتاری دارند رسیدگی کنند.
از سوی دیگر به صورت عینی و ملموس و از طریق تجربه به این مطلب نیز رسیدهایم. اما؛
«إِنَّ الله سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِی وَ الله تَعَالَى [جَدُّهُ] سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِك» (2)
همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایهداران قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمیمانَد جز به كامیابی توانگران و خداوند از آنان دربارۀ گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.
و نباشیم از آن دسته انسانهایی كه دوستی دنیا تمام وجودشان را پر کرده و از حساب و عقاب قبر و قیامت غافل گشتهاند و آنچنان در فكر مال اندوزی شدند كه بعنوان یک سنت درآمد و مقبول همگان گردید. تا جائیکه اگر کسی خلاف آن عمل نماید [یعنی مطابق دین انفاق نماید] مورد تمسخر و ریشخند قرار گرفته و حتی از خانوادۀ خود طرد میگردد. حتی کوچکترین عمل خیر،
بازخواست و مشاجرات سختی از سوی خانوادهها و همسران را در پی خواهد داشت. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«سَیأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ- یعَضُ الْمُوسِرُ عَلَى مَا فِی یدِهِ وَ لَمْ یؤْثِرْ بِذَلِكَ- قَالَ اللَّهُ تَعَالَى {وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَینَكُم}» (1)
روزگاری دشوار و گزنده بر مردم خواهد آمد كه در آن زمانه توانگر آنچه را دارد با چنگ و دندان نگه دارد (از چشم دیگران پنهان میكند تا كسی از او درخواستی نداشته باشد) حال آنكه به چنین امری فرمان داده نشده است، بلكه حق تعالی در قرآنش امر فرموده: «احسان و بخشش به یكدیگر را از یاد مبرید».
هنگامی که اغنیاء احسان نکنند، یعنی آن روزیای که خداوند متعال در اموال ایشان برای فقرا معین نموده را حبس نمودهاند. طبیعی است حبس مال برادر دینی، از طرف خداوند متعال به هیچ وجه پذیرفته نیست. پس آن وقت، زمان نزول انواع بلاها و سختیها است. هشدار حضرت امام صادق (علیهالسلام) پندی باید باشد برای متمولین، كه فرمودهاند:
«خداوند امتی را عذاب نخواهد كرد مگر وقتی كه نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستی كنند»
1) سورۀ مباركۀ بقره آیۀ شریفۀ 237 - صحیفة الإمام الرضا (علیهالسلام) 84 - الكافی (ط - الإسلامیة) 5/310؛ (ط - دارالحدیث) 10/532 - الوافی 17/459 - وسائل الشیعة 17/449 - البرهان فی تفسیر القرآن 1/493 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/413
آنچنان حق تعالی، رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) نسبت به اعانت، حساسیت و اهمیت ویژهای قائل شدهاند كه حتی عدم اعانت بطور کامل را خیانت به خدای تبارک و تعالی دانستهاند. هر مومنی پس از مطالعۀ این روایت، از زیادتی عظمت و ارزش این مسئله دچار بهت و شگفتی خواهد شد. ابیجمیله میگوید از حضرت امام صادق (علیهالسلام) شنیدم كه فرمودند:
«مَنْ مَشَى فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَ لَمْ ینَاصِحْهُ فِیهَا كَانَ كَمَنْ خَانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ كَانَ الله عَزَّ وَ جَلَّ خَصْمَه» (1)
كسی كه به دنبال حاجت برادر مومنش برود ولی تمام توان خود را به كار نگیرد مانند كسی كه به خدا و رسولش (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) خیانت كرده-است و خداوند- عزّ و جلّ- دشمن او خواهد بود.
پنهان نمودن اموال نیز كه از شاخههای عدم اعانت و احسان بر مومنین است، جز عذاب و خواری برای صاحب خود، چیز دیگری در پی نخواهد داشت. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره به ابوهارون (نابینا) فرمودند:
«إِنَّ الله تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یجَاوِرَهُ خَائِنٌ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْخَائِنُ قَالَ مَنِ ادَّخَرَ عَنْ مُؤْمِنٍ دِرْهَماً أَوْ حَبَسَ عَنْهُ شَیئاً مِنْ أَمْرِ الدُّنْیا» (2)
خداوند تبارك و تعالی با خود عهد کرده كه خائنی را همجوار خود نكند (قرب الهی و بهشت جاودانه) ابوهارون عرض كرد خائن كیست ؟ حضرت فرمودند: آن كه درهمی یا چیزی از مال دنیا را از مومنی دریغ نماید و پنهان كند.
آنچه بین برادران مومن از غنی و فقیر، اتفاق میافتد چیزی جز آزمایش نیست. در صورت عدم اعانت فقیر از سوی غنی، وی با تمام اعمال عبادی خویش از بهشت الهی محروم خواهد بود و جزء خیانت كنندگان بشمار خواهد رفت چرا كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) همچنین فرمودند:
«أَیمَا رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا اسْتَعَانَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فِی حَاجَةٍ وَ لَمْ یبَالِغْ فِیهَا بِكُلِّ جُهْدٍ فَقَدْ خَانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ الْمُؤْمِنِین» (1)
هر یك از یاران (محبین) ما كه برادرش در مشكلی از او كمك بخواهد و وی با تمام توان خود در كمك به او نكوشد، هر آینه به خدا، پیامبر و مومنان خیانت كرده است.
زیاد دیده و شنیده شده است كه اشخاص متمكنی بر اثر کاهلی در امر دادرسی مومنان، تبدیل به اشخاصی ظالم گشتند و آن اموالی كه میتوانست باعث نجات او در دنیا و رهایی از عذاب آخرت گردد، وبال گردنش شده و او را مانند وزنهای سنگین به اعماق جهنم هدایت میکند. حتی جایگاه اثرگذاری خویش را در دنیا عوض نموده، بر اثر كمك به اشخاص گناهكار و شقی، باعث میشود نامش جزء عاصیان ثبت شده و اموالش نیز به زوال برود و به علت كمك به گناهكار مستوجب عقاب مضاعف شود. چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«هرگاه یكی از برادران ما دست حاجت به سوی یكی از شیعیان ما دراز كند و
1) المحاسن 1/98 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/362؛ (ط - دارالحدیث) 4/95 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 249 - الوافی 5/986 - وسائل الشیعة 16/383 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 11/19 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/175
او بتواند كمكش كند و دریغ ورزد، خداوند-عزّوجلّ- او را به بر آوردن نیاز یكی از دشمنان ما مبتلا میكند و به سبب این عمل در قیامت عذاب میشود» (1)
پیامبر گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«بدان هر كس در راه خدا انفاق نكند گرفتار میشود به اینكه در راه معصیت و نافرمانی خدا انفاق كند. بدان هر كس در راه حاجت دوست خدا گام نگذارد، گرفتار میشود به اینكه برای دشمن خداوند قدم بردارد» (2)
نظیر این فرمایش از حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) نقل شده که:
«مَنْ بَخِلَ بِمَعُونَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ وَ الْقِیامِ فِی حَاجَتِهِ ابْتُلِی بِمَعُونَةِ مَنْ یأْثَمُ عَلَیهِ وَ لَا یؤْجَرُ» (3)
كسی كه از كمك به برادر مسلمان خود و برآوردن حاجت او دریغ كند؛ خداوند او را گرفتار كمك به كسی كند كه به سبب آن كمك، گناهكار شمرده شود و مزدی هم نبرد»
همچین بر اثر کوتاهی در امر دادرسی در دنیا و آخرت، شخص متمول مورد غضب حق خواهد بود، چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ یقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ
الْآخِرَة» (1)
هیچ مومنی نیست كه از نصرت برادر خود دست بكشد با آنكه قدرت دارد كه او را یاری کند، مگر آنكه خداوند او را در دنیا و آخرت مخذول میكند و از نصرت خود محرومش مینماید.
«إِنَّ الْمِسْكِینَ رَسُولُ الله فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ الله وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى الله» (2)
مسكین واقعی، فرستاده خداوند است. كسی كه از یاری كردن وی دریغ كند، از خدا دریغ كرده است و آن كس كه به نیازمندی، بخشش و انفاق كند در حقیقت به خداوند بخشیده است.
وانگهی از تبعات بسیار وحشتناك عدم اعانت به افراد فقیر، مبتلا شدن ایشان به مفسدههای اعتقادی و تزلزل در ایمان است یعنی بر اثر بخل شخص متمول، دین و ایمان فقرا مورد تهاجم شیطان قرار میگیرد، چنانكه فرمودهاند:
«..وَ إِذَا بَخِلَ الْغَنِی بِمَعْرُوفِهِ بَاعَ الْفَقِیرُ آخِرَتَهُ بِدُنْیاه..» (3)
هرگاه ثرومند در بخشش و انفاق بخل ورزد، تهیدستْ آخرت خویش را به دنیا بفروشد.
اهمیت اعانت مومن در پیشگاه خدا در حدی است كه فرد با وجود رعایت
1) المؤمن 67 /8 - المحاسن 1/99 - الأمالی( للصدوق) 486 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 148 - الإختصاص 27 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 84 - وسائل الشیعة 12/268 -؛ 12/292 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/312؛ 72/20 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/101
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 529 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 19/210 - وسائل الشیعة 9/420 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/172
3) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 541 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 2/36؛ 71/417
تمامی قوانین الهی، اگر در امر دادرسی سستی داشته باشد؛ مستوجب عقاب خواهد شد. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«روز قیامت مردی را حاضر كنند كه از مال حلال جمع نموده و به حلال خرج كرده، خطاب میرسد او را باز دارید، شاید در طلب این مال ضرر به یكی از اموری كه بر او واجب است رسیده باشد مثل اینكه نمازی را از وقتش به تاخیر انداخته یا كوتاهی در ركوع و سجود و یا وضوی آن نموده باشد عرض كند: پروردگارا از حلال كسب كردم و به حلال خرج نمودم وهیچ یك از واجبات خود را ضایع نكردم، خطاب رسد شاید به جهت این مال بر نزدیكان و دیگران فخر كردهای و به مركبی یا جامهای مباهات نموده باشی؟ عرض نماید: پروردگارا چنین عملی نیز از من سر نزده، خطاب رسد شاید كوتاهی و منع نموده باشی حق كسانی را كه من امر كردم كه بدهی از سادات، یتیمان، مساكین و رهگذران؟ عرض میكند: نه پروردگارا هیچ حقی را كه امر فرموده بودی ضایع نكردم.
در آن وقت جماعتی حاضر شوند و در مقام مخاصمه با آن شخص بر میآیند و میگویند: خداوندا مال به او عطا كردی و او را غنی گردانیدی و به او امر فرمودی به ما بدهد. اگر از جواب مخاصمه آنها برآمد و معلوم شد كه حق آنها را داده و هیچ فخر و مباهاتی نكرد و واجبی از او ضایع نشده است، پس خطاب میرسد بایست [در صحرای محشر] و بجا بیاور شكر نعمتی را كه به تو عطا فرمودهایم از آنچه خوردهای، آشامیدهای و لذتی كه یافتهای»
یعنی چون حقوق ایشان را نداده بود، مجبور است در همانجا شکر نعمت را ادا نماید. در حالیکه از توان او خارج است و عملی از وی نمیپذیرند. روایت است که بجای هر یک صدم درهم بِدِهی، باید هفتصد رکعت نمازی که
به درگاه خداوند قبول شده را از دست بدهد.
كسی كه مداخل و مخارج او حلال، و همۀ واجبات خود را به جا آورده باشد و حقوق الهی را ادا کرده است، با این دقت به محاسبه او میپردازند. حال، چگونه خواهد بود در این زمانه كه حلال و حرام آغشته به همدیگر است، نه از شبهات اجتناب شده و نه...
پس تا مرگ فرا نرسیده، با یقین به فرمایشات معصومین (علیهمالسلام) به وسیلۀ دارائیهای خویش چارهای باید اندیشید كه شدت غضب پروردگار در این امر بسیار زیاد است. چنانکه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..أَتَاكَ أَخُوكَ فِی حَاجَةٍ قَدْ جَعَلْتُ قَضَاءَهَا فِی یدِكَ، فَمَنَعْتَهُ إِیاهَا زُهْداً مِنْكَ فِی ثَوَابِهَا، وَ عِزَّتِی لَا أَنْظُرُ إِلَیكَ الْیوْمَ فِی حَاجَةٍ مُعَذَّباً كُنْتَ أَوْ مَغْفُوراً لَكَ» (1)
اگر مسلمانی برای حاجتی و كاری نزد مسلمانی بیاید و او بتواند كار سازی كند و نكند، خداوند در روز قیامت او را سخت توبیخ كند و فرماید برادرت برای حاجتی نزد تو آمد و من برآوردن آن را در دست تو قرار دادم، اما به ثواب این كار بی رغبتی كردی و دست ردّ به سینۀ او زدی! به عزت خودم سوگند، چه دوزخی باشی یا آمرزیده بهیچ حاجتی از تو اعتنایی نكنم.
در واقع اگر كسی یقین به قیامت داشته باشد، حتماً بوسیلۀ این روایات، حركت جدیدی را حداقل برای نجات خویش آغاز می کند. نمونهای از عذاب قبر در بیاعتنایی به حوائج مومن در حدیثی از حضرت امام موسی كاظم (علیهالسلام) نقل شده است:
1) میزان الحكمه 3/251 - الامالی للطوسی 99/152
«هر كس برادر مومنش برای كاری و حاجتی نزد او آید، این در حقیقت رحمتی است از سوی خداوند تبارك و تعالی كه به جانب او سوق داده است. پس، اگر حاجت او را روا سازد خود را به ولایت ما پیوند زده و ولایت ما هم به ولایت خدا پیوسته است. اما اگر میتواند حاجت او را برآورد و برنیاورد، خداوند در قبرش ماری آتشین بر او مسلط گرداند كه تا روز قیامت وی را نیش زند» (1)
متاسفانه خیلی از مومنین بر اثر عدم اعانت برادران تهیدستشان، قطع ولایت معصومین (علیهمالسلام) می کنند ولی خود نمی دانند و این حقیقتی است كه عدم دادرسی از مومنین علیرغم داشتن ولایت معصومین (علیهمالسلام) و اعمال صالح، باعث قطع ولایت خداوند و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) میگردد. حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ قَصَدَ إِلَیهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِیراً بِهِ فِی بَعْضِ أَحْوَالِهِ فَلَمْ یجِرْهُ بَعْدَ أَنْ یقْدِرَ عَلَیهِ فَقَدْ قَطَعَ وَلَایةَ الله تَبَارَكَ وَ تَعَالَى..» (2)
كسی كه برادرش نزد او برود و در موردی از وی كمك (پناه) بخواهد و او بتواند و كمكش نكند رشتۀ ولایت با خداوند - عز و جل- را بریده است.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) نیز فرمودند:
«مَنْ قَطَعَ مَعْهُودَ إِحْسَانِهِ قَطَعَ اللَّهُ مَوْجُودَ إِمْكَانِهِ» (3)
كسی كه رشتۀ احسان خود را قطع كند خداوند متعال توانایی (نیكی كردن) را
از او بگیرد.
آیا حقیقتاً اعانت نكردن مومنین چنین عقابی را در پی خواهد داشت؟ حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«مَنْ سَأَلَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ حَاجَةً مِنْ ضَرِّهِ فَمَنَعَهُ مِنْ سَعَةٍ وَ هُوَ یقْدِرُ عَلَیهَا مِنْ عِنْدِهِ أَوْ مِنْ عِنْدِ غَیرِهِ حَشَرَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ مَقْرُونَةً یدُهُ إِلَى عُنُقِهِ حَتَّى یفْرُغَ اللَّهُ مِنْ حِسَابِ الْخَلْق» (1)
كسی كه برادر مومنش در هنگام تنگدستی، نیاز خود را به او بگوید و او بتواند، خودش یا از طریق كس دیگری حاجتش را روا سازد و نكند، خداوند در روز قیامت وی را در حالی كه دستش به گردنش بسته شده است، محشور فرماید تا فارغ شدن از حساب بندگان خود همچنان او را نگه دارد.
روایت است قیامت پنجاه موقف دارد و هر ایستگاهی برای حسابرسی خاصی است. مدت هر كدام هزار سال و جمعا پنجاه هزار سال میباشد.
{تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیهِ فی یوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَة} (2)
«فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى ”او“ بالا مىروند»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ یقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» (3)
هرگاه مومنی بتواند برادر خود را یاری رساند، اما تنهایش گذارد، خداوند در دنیا و آخرت او را تنها گذارد.
آیا این فرمایشات نیاز به تامل و تفكر ندارد؟ حضرت امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ این سخن خداوند متعال كه در قرآن در سورۀ مباركۀ فجر آیۀ شریفۀ 27 فرموده است که:
(یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی إِلى رَبِّكِ راضِیةً مَرْضِیةً * فَادْخُلی فی عِبادی * وَ ادْخُلی جَنَّتی) (1)
«ای نفس آرام یافته * خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد و در میان بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو»
میفرمایند:
«این آیۀ شریفه در حق كسی است كه پارسا باشد و نسبت به برادرانش مواسات كند و با آنان پیوند برقرار سازد. اما اگر نه پارسا بود و نه برقرار كنندۀ پیوند با برادران، به او گفته میشود چه چیزی مانع تو از پارسایی و مواسات نسبت به برادرانت شد؟ تو از كسانی هستی كه به زبان، دم از دوستی اهل بیت (علیهمالسلام) میزدند ولی در كردارشان، مراعاتش نمیكردند. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) و حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) هرگاه او را دیدار كنند، از او روی برمیگردانند و بر او چهره درهم كشیده و شفاعتش نمیكنند» (2)
با خواندن این احادیث، آیا حجت بر همگان تمام نمیشود؟ خدا را چقدر
باید شاكر باشیم كه میتوانیم قبل از فرا رسیدن مرگ با پیروی از فرمایشات معصومین (علیهمالسلام)، گذشتۀ خود را كه سراسر كاهلی در این امور بوده جبران كنیم. ارزش و عظمت مومنین گرفتار و دربند آزمایشها، آنچنان زیاد است كه هرعملی بهر شكلی برای او در واقع برای وجود اقدس خداوند است. خواندن این روایت به تحقیق، بسیار به تعقل نیاز دارد و قطعاً باید زكات خواندن روایت، اندیشه در آن باشد تا بتواند در قالب عمل درآید وگرنه حجت، دامنگیر ما خواهد بود. در روایتی آمده است كه حضرت امام (علیهالسلام) فرمودند:
«روز قیامت، خدای تعالی ندا سر می دهد: چرا من مریض شدم به عیادت من نیامدید؟مردم عرضه میدارند: خدایا! تو منزه از جسمی تا اینكه مریض شوی.
حق تعالی میفرمایند: آری، آن موقعی كه برادر مومنت مریض بود، تو به عیادتش نرفتی و اگر به دیدنش میرفتی مرا در كنار او مییافتی (رضایت منِ خدا را در این عمل مییافتی) و آن موقع محل اجابت دعا بود» (1)
به نقل دیگر این كه میفرمایند:
منِ خدا فلان روز آب میخواستم چرا به من آب ندادید؟ خلایق عرض مینمایند: خدایا ! تو منزه از جسمی.
میفرماید: برادر مؤمنت آب می خواست و به او ندادی»
همچنان كه یاری نکردن مومن، عذاب شدید دارد، یاری مومن حتی با یك لیوان آب نیز پاداش عظیم دارد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«هر كس مومنی را آب دهد در جایی كه آب باشد، خداوند عطا كند به او هر
1) بحارالانوار ج 15
شربتی هفتاد هزار حسنه و اگر آب دهد در جائی كه آب نباشد مثل آنست كه ده بنده از اولاد اسماعیل آزاد كرده باشد» (1)
كوتاهی در این امر مساویست با عتاب، سخط و عقاب ائمۀ معصوم (علیهمالسلام). طبق روایات متعددی، اعانت به مومن كمك به همۀ ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) است و كوچكترین بیاحترامی و كم اعانتی به برادر مومن، بیحُرمتی به امام معصوم (علیهالسلام) است. شیخ كلینی (رحمةالله) در كتاب شریف كافی مینویسد:
«ابوهارون گوید: روزی من در خدمت حضرت امام صادق (علیهالسلام) حاضر بودم. حضرت به افرادی كه در حضورش بودند، فرمودند: برای شما چه شده كه امر ما را سبك میشمارید و به ما استخفاف میورزید؟! مردی از اهل خراسان برخاست و گفت: پناه میبریم به خدا كه ما به شما بیاحترامی كنیم و امر شما را سبك بشماریم.
امام (علیهالسلام) فرمودند: آری، تو خودت یكی از آن اشخاص هستی كه مرا سبك شمردی و خوار کردی. آن مرد گفت: پناه میبرم به خدا كه من شما را خوار کرده باشم.
امام (علیهالسلام) فرمودند: وای بر تو! آیا نشنیدی كه فلانی در نزدیكی جحفه به تو گفت: مرا به مسافت یك میل بر مركب سوار كن. به خدا سوگند! من خسته شدم، به خدا سوگند كه تو سر به سوی او بلند نكردی و به این جهت به او بی احترامی نمودی و هر كس مومنی را خوار نماید، ما را خوار نموده و حرمت خدا را ضایع كرده است» (2)
حضرت امام سجاد (علیهالسلام) فرمودند:
«كسی كه مركب سواری خود را در اختیار برادرش بگذارد، خداوند در روز قیامت در موقف، او را بر ناقهای از ناقههای بهشتی محشور گرداند كه خداوند بر ملائكه به او مباهات مینماید» (1)
خودرو نیز [مرکب سواری] جزء اموال الهی محسوب میشود و فرقی با بقیۀ اموال ندارد. این نیز میتواند وسیلۀ احسان و تفقد قرار گیرد. همانطور که طبق آیات و روایات، عطای دیگر دارائیها برای امتحان مومن متمول و منع آن برای آزمایش مومن تهیدست است، عطا و منع مرکب که یکی از امتعۀ دنیویست، نیز برای آزمایش مومنین است. بد نیست اهل ایمان، این روایت را در برابر چشمان خود نصب نمایند كه فرمودهاند:
«آنچه برای خود میپسندید برای دیگران (مومنین) نیز بپسندید»
باید از برادران اهل ایمان پرسید چرا خود را لایق استفاده از مرکب میدانند ولی دیگر برادران ایمانی خویش که بنا به حکمت الهی، از ایشان منع شده، را شایستۀ استفاده از خودرو نمیدانند. آنجا که برای اهل خویش فرصت تفرج فراهم مینمایند، کاش از احوال برادران خویش نیز آگاه شوند. مگر نه اینکه:
{فَمَنْ یعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْیهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ} (2)
«پس هر كه كارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن [هم] باشد، تلاش او از بین نخواهد رفت، و ماییم كه به سود او ثبت مىكنیم»
{فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ} (1)
«پس هر كه هم وزن ذرّهاى نیكى كند [نتیجه] آن را خواهد دید»
پس اگر ذرهای از خیر یا شر از دید الهی پنهان نمانده و در روز واپسین [قیامت] دارای جزا و جواب است، بخشش و دریغ خودرو، مال و... چه جایگاهی خواهد داشت. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«هر كه لباس زمستانی یا تابستانی به برادر خود بپوشاند، بر خداست كه از جامههای بهشت بر تن او كند و سختیهای مردن را بر وی آسان گرداند و در قبرش بر او گشایش دهد و آنگاه كه سر از قبر بردارد، فرشتگان با بشارت به استقبالش روند» (2)
در تمامی مراتب زندگی هرگونه دارائی، امانت و امتحان خداست و میبایستی حتی المقدور برادران دینی را نیز در آنها سهیم کرد. مضاف بر اینكه بر اساس مصلحت الهی اگر زیردست و كارگر او، برادر مومنش باشد، لزوم رعایت حقوق وی دو چندان خواهد بود. حضرت خاتم الانبیاء (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«كسی كه برادرش (دینی) زیردست او باشد باید از آنچه میخورد به او بخوراند و از آنچه میپوشد به او بپوشاند و زیادتر از توانائیش به او تكلیف نكند» (3)
و در روایتی دیگر میفرمایند:
«اگر به كاری وادارشان كردید كمك كارشان باشید»
برادران دینی در تمام مراحل دنیوی باید از همه جهت مانند اجزاء یك ساختمان، به یکدیگر متصل باشند و روحیۀ اتصال به همدیگر كه همان مواسات است، را در خود پرورش داده، در مزرعۀ عمل کشت نمایند. و الا دم زدن از ولایت معصومین (علیهمالسلام) بیهوده است. ابواسماعیل می گوید: به حضرت امام باقر (علیهالسلام) عرض كردم:
«قربانت گردم، نزد ما شیعه بسیار است. امام (علیهالسلام) فرمودند:آیا توانگر به فقیر توجه میكند؟ آیا نیكوكار از بدكردار در میگذرد و با یكدیگر مواسات میكنند؟ عرض كردم نه. فرمودند: آنها شیعه نیستند، شیعه كسی است كه اینچنین رفتاری با برادران داشته باشد» (1)
کمی که در این روایت تامل نمائیم، درمییابیم که پا گذاردن در دایرۀ مكتب تشیع، منوط بر اعانت برادران دینی است. مردی خدمت حضرت امام صادق (علیهالسلام) رسید، امام (علیهالسلام) از او سوال كردند:
«از برادران دینی ات كه جدا شدی چگونه بودند؟ او، ستایشِ نیكویی از آنها نمود و مدح بسیار در حق آنها كرد. حضرت (علیهالسلام) به او فرمودند: ثروتمندان از فقرا چگونه عیادت میكنند؟ عرض كرد: اندكی، امام (علیهالسلام) فرمودند: دیدار و احوالپرسی ثروتمندان (از برادران فقیر چگونه است؟) عرض نمود اندك، امام (علیهالسلام) فرمودند: دستگیری و انفاق توانگران به مستمندان چگونه است؟عرض كرد شما اخلاق و صفاتی را ذكر میكنید كه در میان ما كمیاب
1) كافی ج 3 باب حق مومن به برادرش ح 201
است امام (علیهالسلام) فرمودند: پس چگونه آنها خود را شیعیان ما می دانند؟» (1)
این روایت نیز بر عقیدۀ ما صحه گذاشته و بیان میکند که حتی امام معصوم (علیهالسلام)، تشیع را بعد از اعتقادات صحیح، در گرو اعانت برادر ایمانی میداند. ابان بن تغلب گوید: با حضرت امام صادق (علیهالسلام) طواف كعبه میكردم، مردی از اصحاب (برادران دینی) به من برخورد و درخواست كرد همراه او بروم كه حاجتی دارد. او به من اشاره كرد و من كراهت داشتم كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) را رها كنم و بدنبال او بروم. باز در میان طواف به من اشاره كرد و در همین حال حضرت امام صادق (علیهالسلام) او را دیدند و به من فرمودند:
«ای ابان او تو را میطلبد؟ عرض كردم آری، فرمودند: او كیست؟ گفتم مردی از اصحاب ماست. فرمودند: آیا عقیدۀ تو را دارد؟ (آیا جزء برادران ولایتی است) عرضه داشتم: آری. فرمودند: نزدش برو، عرض كردم طواف را بشكنم؟ فرمودند: آری. گفتم: اگرچه طواف واجب باشد؟ فرمودند: آری. ابان گوید: برای حاجت برادر مومن از حضرت امام صادق (علیهالسلام) جدا شدم و پس از انجام كار خدمت حضرت رسیدم و پرسیدم حق مومن را بر مومن به من خبر دهید. فرمودند: ای ابان این موضوع را كنار گذار و طلب مكن، عرض كردم: چرا قربانت گردم، سپس همواره تكرار میكردم و اصرار بر جواب این مطلب مینمودم تا اینكه فرمودند:ای ابان، نصف مالت را به او میدهی؟ سپس بمن نگریستند و چون دیدند كه چه حالی بمن دست داد، فرمودند: ای ابان، مگر نمیدانی كه خداوند-عزوجل- كسانی را كه دیگران را بر خود ترجیح دادهاند یاد فرمود؟
1) اصول كافی ج 3 باب فضیلت فقرای مسلمین ح 10
{..وَ یؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ..} (1)
«..و دیگران را بر خود ترجیح میدهند حتی اگر خود، به آن نیاز بیشتری داشته باشند..»
عرض كردم چرا قربانت شوم؟ فرمودند: آگاه باش چون نیمی از مالت را به او بدهی او را بر خود ترجیح ندادهای بلكه تو و او برابر شدهاید، ترجیح او بر تو زمانی است كه از نصف دیگر كه باقی مانده به او بدهی» (2)
هر چند این فرمایش الهی بسیار بر نفس، سخت و ناگوار است، اما مطلقاً سختتر از تحملِ نداری و خواریِ تهیدستی نیست. بهر حال امتحان برای این دو گروه بسیار سنگین و سخت است و راهی نیست جز اینکه یا فقیر به صبر و تسلیم راهی جسته و یا ثروتمند به انفاق نجات یابد و یا هر دو در این امتحان الهی شكست خورده و اهل عقاب شوند. البته اگر با تعقل به احادیث نظر داشته باشیم قطعاً نفس برای صبر و انفاق، تادیب و پرورش مییابد.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) خانۀ وسیع را نیز از شمول انفاق و استفادۀ برادران ایمانی خارج ننموده، عفو نکردند. این حکایت چنین نقل شده است:
«حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در بصره وارد شدند بر منزل علاء بن زیاد حارثی برای عیادت او كه از اصحاب حضرت بود. چون منزل وسیع علاء را دیدند، فرمودند: این خانه با این وسعت در این دنیا برای چیست؟ و تو به خانۀ وسیع در آخرت نیازمندتر هستی. بله اگر بخواهی میتوانی همین خانه را وسیلۀ تامین آخرت قرار دهی كه اینجا محل پذیرایی مهمانان (برادران مومن)
و واردین و ارحام و خویشان باشد و اینجا جایگاه بررسی بحقوق مسلمانان و رساندن حق بصاحبش باشد. كه اگر اینطور باشد این خانه وسیلۀ رسیدن به آخرت است» (1)
اما بحث مواسات كه ریشه در ایثار دارد، در توان ایمانی هر مومنی نیست، علی الخصوص در آخرالزمان كه همۀ افراد بر اثر ضعف یقین به خداوند متعال و معاد، همه چیز را برای خویش میطلبند. اما عدم رعایت مومنین نسبت به همدیگر ناشی از القائات شیطان است كه طبق آیۀ قرآن، وعده به فقر و تنگدستی میدهد.
{الشَّیطانُ یعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ الله واسِعٌ عَلیمٌ} (2)
«شیطان شما را با فقر میترساند و به فحشاء امر میکند و خدا شما را به بخشش و فضل خود دعوت میکند و خداوند ”واسع“ و ”علیم“ است»
به خیال خویش اگر مال و دارائی را برای تهیدست مصرف كند یا به او قرض داده، یا مسكنی برای او بخرد، از اموالش میکاهد؛ در صورتیكه نمیداند یكی از دلایل بسیار مهمِ ازدیاد روزی، همین عمل عظیم و شریف است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ مُوَاسَاةُ الْأَخِ فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یزِیدُ فِی الرِّزْق..» (3)
..و مواسات نسبت به برادر دینی، روزی را میافزاید..
باید گفت هیچ چیزی همانند مواسات مالی با برادران مومن، سفرۀ قرب الهی را نمیگشاید. حضرت امام كاظم (علیهالسلام) راجع به امر مهم مواسات كه سریعترین راه به قرب الهی میباشد، میفرمایند:
«مَا تَقَرّبَ المُؤمِنُ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیءٍ أَفْضَلَ مِنْ مُوَاسَاةِ المُؤمِنِ، وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی {لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}»
مومن با چیزی برتر از مواسات نسبت به مومن، به خداوند-عزوجل-نزدیك نشده است و این همان سخن خداوند متعال است كه در قرآنش فرمود: «هرگز به نیكوكاری نخواهید رسید تا اینكه از آنچه دوست دارید انفاق كنید».
عطای مال به یکی و منع آن از دیگری، حکمتی است تا بواسطۀ آن، جوهره و ایمان خالص هر كسی آشکار شود. دربهای سعادت در دنیا و رضوان ابدی را به روی خویش باز کنند و از عذاب الهی بِرَهَند. چون توفیق مواسات، در اكثر مومنین خیر و نیكوكار نیست، حداقل مقداری از اموال و امكانات را در اختیار برادران مومن خود بگذارند. مثلاَ اگر قرضی دارد پرداخت نمایند. یا از امكانات رفاهی كه همیشه خود و خانوادهاش استفاده میكنند، برادر خویش را بهرهمند سازند. با اصرار و پیشنهادهای مكرر آن را بر ایشان عرضه كنند و منتظر آن نباشند كه برادر مومن از ایشان تقاضا نماید. حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«إِذَا سَأَلَكَ أَخُوكَ حَاجَةً فَبَادِرْ بِقَضَائِهَا قَبْلَ اسْتِغْنَائِهِ عَنْهَا» (1)
1) رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) - الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیهالسلام) 374 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/413 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/404
اگر برادرت از تو حاجت و نیازی طلبیده، حاجت او را زود برآورده كن، قبل از اینكه او به هر دلیلی مستغنی و بی نیاز شود.
البته شایان ذكر است كه در همین عصر حاضر شاهد كسانی هستیم كه مواسات با برادر مومن را سیره و عمل خویش قرار دادند و به واسطۀ این از خود گذشتگیها، مقام و منزلتی نیکو در آخرت و نزد حضرات معصومین (علیهمالسلام) برای خویش مهیا کردند. به واسطۀ ارتباط قلبی و تمركز روح، فكر و اعمال خویش، با قطب عالم امكان در راه دوستی بخاطر جلب رضایت حق، از خود گذشتند و مصداق این فرمایش زیبا قرار گرفتند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ اعْلَمُوا أَنَ عِبَادَ اللَّهِ الْمُسْتَحْفَظِینَ عِلْمَهُ..» (1)
«بدانید بندگانی كه نگاهدار علم خداوند هستند و آنرا حفظ میكنند و چشمههای علم الهی را جوشان میسازند، با دوستی خدا با یكدیگر پیوند داشته و یكدیگر را دیدار میكنند، جام محبت را به همدیگر مینوشانند و از آبشخور علم او سیراب میگردند. شك و تردید در آنها راه نمییابد و از یكدیگر بدگویی نمی كنند، سرشت و اخلاقشان با این ویژگیها شكل گرفته است و بر این اساس تمام دوستیها و پیوندهایشان استوار است. آنان چونان بذرهای پاكیزهای هستند كه در میان مردم گزینش شده، آنها را برای كاشتنْ انتخاب و دیگران را رها می كنند. با آزمایشهای مكرر امتیاز یافتند و با پاك كردنهای پی در پی (امتحان و بلا) خالص گردیدند»
1) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 331 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/311
وقتی انسان به خدای متعال یقین حاصل نمود، و امام زمان خویش را شناخت، قدرت گذشتن از اموال دنیا را حتی در شرایط بسیار سخت نیز پیدا خواهد نمود. مگر اوتادین، خصّیصین یا سلمانها و ابوذرها چگونه به قرب الهی و خشنودی امام زمان خویش رسیدند؟ مگر نه اینکه ایشان مانند علی بن مهزیار از همان تذکرات در مورد دنیا بهره برده و با بکار بستن فرامین ایشان اجازۀ تشرف به ساحت مقدس ایشان را دریافتند. دین پس از ورع، ایثار در برابر برادر دینی، علی الخصوص مومنینی که مستاصل و مضطرند، است. به عنوان نمونه حکایاتی را ذکر میکنیم تا اتمام حجتی باشد برای کسانی که طالب مقامات عالیۀ قرب به خدای متعال هستند.
«شخصی بنام حاجی مقدس كه پیرمردی بود، در یكی از روستاهای ایران به همراه همسر پیر خود كه ظاهراً دارای فرزندی نیز نبودند در كلبۀ محقری كه خالی از زیبائیها و تزویر دنیا بود، تنها با یك گاو شیرده زندگی میكردند. از شدت پارسایی و ورع، در آن قریه، به نام حاجی مقدس معروف شده بود و بواسطۀ عملی خیر، خدمت ولی الله الاعظم تشرف حضور پیدا كردند. خود میفرماید: روزی خانه بودم، دیدم كسی در خانۀ ما را كه از حلبی ساخته شده بود بشدت چندین بار میكوبد؛ من با عجله بسوی درب خانه رفتم دیدم یكی از افراد محلی با حالی بسیار مضطر و چهرهای پریشان، دست به دامن من شده و وارد خانه گشت. پرسیدم چه اتفاقی افتاده؟ با لحنی كه حاكی از ترس و وحشت و اضطرار بود، گفت: همین حالا طلبكارم (ظاهرا با پاسبان) به
دنبالم آمد و من از ترس فرار كردم و ذهنم جز به شما به كسی نرسید كه به او پناه ببرم. پرسیدم بدهی تو چقدر است؟ گفت: دو هزار تومان (قبل از انقلاب) متوجه شدم هیچ گونه پولی در بساط ندارم الّا دو هزار تومان كه تمام هستیام همان بوده و در كفن گذاشتهام تا موقع مرگم برای خرج كفن و دفن و مخارج دیگر استفاده گردد. به خودم خطاب نمودم برو هزار تومان را بردار به او بده، در حال رفتن گفتم: چرا هزار تومان بدهم هر دو هزار تومان را میدهم و از غم و اندوه خلاصش میکنم، آنگاه كه دستش باز شد و وسعتی یافت قرضش را به من پس خواهد داد. باز به خودم خطاب نمودم حال كه همۀ دارائی ات را می خواهی بدهی چرا قرض بدهی كه باز فكرش ناراحت تو باشد، همه را بده در راه خدا و خوشحالش كن. پس از این تصمیم چند لحظهای، همۀ پول را بلاعوض به او بخشیدم و خوشحالش كردم كه همان روز یا چند روز بعد، حضرت امام عصر (علیهالسلام) با اصحاب خاصشان تشریف آوردند در منزل ما و نماز مغرب را به امامت ایشان بجا آوردم، كه اولین تشرف من بوده است. (البته قابل توجه است این حكایت را حاجی مقدس به كسی جز پیرمردی از دوستان خود نگفت و او هم تا موقعی كه حاجی مقدس زنده بود، حق افشای این راز را نداشت تا بعد از مرگ حاجی مقدس این تشرف را بازگو کرد)»
البته در عصر حاضر هم مومنین سخاوتمندی را میشناسیم كه منزل و كاشانۀ خود را به جهت وسیع بودن آن، صرف امور خیریه و دینی نمودهاند. برای نمونه و پندی برای دیگر مومنان، ماجرایی را نقل میكنم كه خود (مولف) شاهد آن بودم و آن اینست كه: «یكی از دوستان امام زمانی، به توفیق
الهی و مدد مولا صاحب الزمان (علیهالسلام) به درجهای از بصیرت و ایمان رسیده بود و باور نموده فرمایش حضرت امام صادق (علیهالسلام) را كه مومن ملكیتی در مال خویش ندارد و دارائیها نیست مگر بعنوان امتحان در برابر ضعفای مومنین. ایشان با وجود سن كم همیشه طالب این بوده كه محبت دنیا از دلش بیرون رود و خداوند هم طبق فرمایش معصوم (علیهالسلام) كه ”خداوند به اندازۀ نیت هر كس به او عطا میكند“، زمینهائی به عنوان ارث به وی عطا کرد و به او توفیق داد تا نصف زمینهای خود را به صورت قطعههایی، به مومنین نیازمند اهداء كند و تمام سعی ایشان این بوده كه شناسایی نشود تا هم مومنین كه زمین دریافت میکنند، شرمنده نگردند و هم پنهان نمودن عمل نیك كه از شرایط مهم معامله با خداست، لحاظ گردد و از میان ایشان، افرادی كه اهل انتظار و دعا برای فرج مولا هستند را قصد نمود.
طبق فرمایش امام معصوم (علیهالسلام) اول طالبان و ناشران علوم اهل بیت (علیهالسلام) سپس مومن منتظر مستمند را صاحب زمین نمود، (جالب اینكه با تحقیقات به عمل آمده از این مومنین، اكثریت آنها برای مسئلۀ مالی و یا زمین در توسل شدید به امام زمان (علیهالسلام) بودهاند). ایشان به من فرمودند هنگامی كه از نصفۀ دیگر زمینها كه متعلق به من است سهم عیال و فرزند را كنار بگذارم، مازاد آن را نیز به مومنین اهل انتظار كه بی بضاعت هستند اهداء خواهم كرد. قابل توجه اینكه ایشان به هیچ وجه متمول نیست بلکه فقط بواسطۀ ارث مالک زمینهای زیادی شد. میفرمودند: قطعاتی از سهم خودم را فروخته بودم تا بتوانم منبع درآمد بهتر و بیشتری از طریق ساختمان سازی عایدم گردد و به
خاطر همین موضوع چهار واحد منزل مجزا ساختند كه بفروشند. به بنده فرمودند حقیقتش این است كه شبها نمی توانم راحت بخوابم. از اینكه مومنین و برادران دینیام بیخانمان هستند و من دارای چهار باب خانه باشم، سخت معذبم. بخاطر همین عذاب وجدان كه نشات گرفته از ایمان خالص بر طبق احادیث و فرمایشات ذوات مقدسه (علیهمالسلام) است، آن چهار واحد را نیز به مومنین كه سخت مضطر و گرفتار بودند اهداء نموده و میگفت؛ پس از واگذاری احساس سبكی و آسایش میكنم.
ایشان دارای یك خانۀ مسكونی معمولی و یك خودروی ساده میباشند كه میفرمود بارها بر اثر فشار افراد فامیل و اقوام نزدیك و وسوسههای درونی كه سرچشمهاش حب دنیا است، تصمیم می گیرم یك وسیلۀ چند میلیونی بخرم ولی وقتی میبینم برادران دینیام در فشار مادیات و قرض قرار دارند نمی توانم قبول كنم كه من ماشین چند میلیونی داشته باشم ولی برادرم شب و روز در غصه و ناراحتی قرض و بیمسكنی بوده و تهیدست باشد. البته شایان ذكر است چون نیت و عمل این شخص بر اساس اخلاص و پیروی از فرمان معصومین (علیهمالسلام) است، خداوند نیز عنایت فرموده كه همسر ایشان را مشوق و همفكر وی قرار داده و بارها میفرمود از الطاف خداوند متعال همسر با ایمان و همفكرِ بنده است. خداوند بر توفیقات هر دو بیافزاید.
البته امتیاز ویژهای در خیرین شیعه وجود دارد که آن فضیلت در خیرین غیر متدین یا سایر مذاهب به چشم نمیخورد. در تشیع (=اسلام)، شخص با آنکه خود گرفتار است، برادر گرفتارتر از خویش را بر خود ترجیح میدهد.
[مانند حاجی مقدس] اما نیکوکاران مذاهب و اجتماعات دیگر، اینگونه نیستند. بی جهت نیست که خدای متعال مداح و ستایش کنندۀ این مومنان است.
{..وَ یؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} (1)
«..و دیگران را بر نفس خود ترجیح میدهند ولو خود بیشتر نیاز داشته باشند؛ و هر کس از قلادۀ خواهش نفس خود به در آید، پس ایشان رستگارانند»
خداوند متعال از آنان به نیکی یاد میکند چرا که با دست خالی و نیاز شدید از دنیا گذشته، پرچم جوانمردی را در دنیا به اهتزاز در میآورند.
با دیدن چنین ایثار و از خود گذشتگیهائی میشود امیدوار شد كه خدا را بر مال دنیا ترجیح دادن چندان هم سخت نیست. باید برای جلب خشنودی امام عصر (علیهالسلام)، دوستی و محبت اموال را رها نموده و در امداد رسانیدن دوستانشان، این امانت خدا را از زندان آزاد كرده و به آشیانۀ اصلی آن كه ضعفای اهل دین است، رسانید و چون میبایستی حجت بر ثروتمندان از اهل ایمان تمام شود و پندی گردد برای آنان، به چند نمونه از احسان و امدادهای میلیاردرهای بزرگ دنیا كه در مجلات و روزنامهها به چاپ رسیده، میپردازیم. از انسانهای بیقید و بند در ایران كه خود شاهد ماجرا بودهام را به عنوان اتمام حجت و پند و عبرتی بر اهل ایمان مرقوم میکنیم. حقیقتاً جای شرمندگی و تاسف است كه انسانهایی كه پایبند به احکام دین نبوده و فقط برای شرافت و ارزش انسانی از
1) سورۀ مبارکۀ حشر آیۀ شریفۀ 9
همۀ اموال خود گذشته اند، ولی برخی مومنین كه مقید به دین و معتقد به پاداشهای الهی هستند، اعتنائی ننموده حتی هشدارها و عذابهای آخرتیِ خداوند هم نتواند ایشان را به حركت در آورد. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«كافر سخاوتمند از مومن بخیل به بهشت نزدیك تر است» (1)
بهشت جای کافر و مشرک نیست پس وقتی کافر به بهشت نمیرود چگونه نزدیک به بهشت است و مومن بخیل که از وی دورتر است، چگونه فاصلهای با بهشت دارد؟ واقعاً جای تاسف و باعث رنج فراوان و ناراحتی امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است كه در قضیۀ پسر مهزیار، فرمودند:
«آیا راه را برای رسیدن به من بلد نبودید یا در فكر اندوختن مال بودید و بدینسان به برادران خود ظلم کردید؟»
شایان ذكر است که نباید در قضاوت بین احسان سخاوتمندان دینی و غیر دینی، قیاس نابجا كرد و بی انصافی در قضاوت به خرج داد. این نوع حكایات فقط بجهت تحریك وجدان بعضی از متموّلین است، تا بدانند كه در عرصۀ قیامت چنین اشخاصی كه در جرگۀ اهل دین نیستند بر اساس انسان دوستی به كارهای نیك و بسیار شگفتی، توفیق مییابند اما متاسفانه بعضی از مومنین متمكن به خاطر ضعف ایمان به پاداشهای الهی در قبال احسان نمودن، خود را از چشم برادران تهیدست مخفی نگه میدارند.
بهر حال نباید این گفتهها، دستاویز بعضی از نابخردان و بیانصافها قرار
1) نصایح 47 - غررالحكم 416
گیرد و خیرین غیر شیعه را از همتایان شیعی ایشان بالاتر شمرد. چرا که در هیچ مرامی جز مرام تشیع که رهبر ایشان حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) است، روحیۀ ایثار و احسان در حال تنگدستی، وجود ندارد.
باب ویلیامسون زمانی كه به 24 سالگی رسید نه تنها آهی در بساط نداشت، بلكه یك معتاد و فراری از قانون بود و تمامی زندگی خود را درون یك روبالشتی جای داده بود و آن را بر دوش خستۀ خود می كشید. او برای فرار از شهری كه در آن تحت تعقیب پلیس بود، قادر به خرید بلیت اتوبوس یا قطار نبود، بنابراین هر چند كیلومتر را درون اتومبیل یك غریبه طی میكرد. باب تصمیم خود را گرفته بود. یا باید از این مخمصه بیرون میآمد و یا باید خودش را از بین میبرد. باب كه پشیزی در جیب نداشت به ناچار مقداری از خون خود را به قیمت هفت دلار فروخت و برای شب، اتاقی را در یك مسافرخانۀ محقر اجاره كرد. سپس روز بعد با انجام كارگری در ساختمانها و راهآهنها، مختصر پولی را برای خود دست و پا كرد و سرانجام توانست آنقدری بدست بیاورد كه با آن اتومبیلی را خریداری كند اما بخت خوش هنوز با او فاصله داشت. او با همان اتومبیل قراضه درگیر یك تصادف شد. جراحات او به قدری عمیق و خطرناك بود كه او سه ماه در بیمارستان بستری شد.
پس از خروج از بیمارستان باب با یك دختر جوان آشنا شد. او از نظر باب دختری مهربان و درستكار بود. آشنائیای که شش ماه بعد منجر به بستن پیمان زناشوئی شد. با تشویق همسرش، باب شروع به انجام خدمات در جامعه كرد. خدماتی كه برای او سود سرشاری را هم به دنبال داشت. او شروع كرد به
درست كردن یك خانۀ كوچك برای امرار معاش و ضمناً پس از هر ساختمانی كه او ساختن آن را به پایان میرساند، بلافاصله اقدام به افتتاح یك خانه برای اطفال بدون سرپرست میكرد كه همسرش ادارۀ آنها را به عهده میگرفت. در واقع پس از مدتی باب در جامعه از دو جهت به چهره ای مشهور تبدیل شد. هم از جهت آسمانخراشهای مستحكم و سودآور و هم از جانب فعالیت خستگی ناپذیر در مورد كودكان و اطفال بدون سرپرست. اكنون پس از سی و هشت سال او هنوز هم در كنار همسر، فرزندان و نوه-هایش احساس خوشبختی میكند. ضمن آنكه در آخرین معامله، كمپانی نرم افزار خود را به قیمت 75 میلیون دلار به فروش رساند كه البته سود ناشی از آن را بدون یك لحظه تامل برای ساختن بزرگترین مركز برای نگهداری از اطفال بدون سرپرست و بیمارستانی برای كودكان به كار انداخت. باب ویلیامسون اكنون در میان مشهورترین سرمایه داران جهان و از سرشناسترین افراد خیر به شمار میرود.
حكایت بعدی مربوط به شخصی مسن از اهل انگلستان است كه بخاطر کودکان فقیر 30 كیلومتر با پای برهنه بر روی خرده شیشه راه رفت. نایجل جاروین 56 سالۀ انگلیسی در یك مصاحبۀ تلویزیونی گفت: سالهاست كه تلاش میكنم با پای برهنه بر روی خرده شیشهها راه بروم به طوری كه ركورد پیشین من 960 متر بود، اما با تلاش مشقت بار، این بار موفق شدم یك ركورد باور نكردنی از خود به جای بگذارم. وی در ادامه افزود، چندی پیش در حضور نمایندگان كتاب ركوردهای گینس با پیمودن مسیر 30 كیلومتری بر روی خرده شیشهها، طی 27 ساعت و 30 دقیقه نام خود را در این كتاب به ثبت
رساندم.
قابل ذكر است كه این مرد اجازه داشت هر ساعت 5 دقیقه برای استراحت، نوشیدن آب و استفاده از دستشویی توقف كند. وی مبلغ جایزه هنگفتی را كه از كتاب ركوردهای گینس دریافت كرده بود به طور کامل به یك موسسۀ خیریۀ نگهداری از كودكان در «یوركشایر» بخشید.
نزدیك به 16 سال پیشتر، مری، 50 ساله بود و در حومۀ شهر بوستن زندگی میكرد. مری به تازگی از شوهرش جدا شده بود. بیست و پنج سال از زندگی مشتركشان می گذشت و فرزندی نداشتند در حالیکه به یكدیگر علاقه داشتند. متاسفانه همان مشكل یعنی بچهدار نشدن، آنها را وادار كرد كه هر كدام دیگری را متهم به داشتن مشكل كند، این در حالی بود كه معاینات پزشكی، هر دو را سالم نشان داده بود اما آنها معاینات پزشكی را باور نمیكردند و عشق شدید هر دو به بچه سبب شده بود نتوانند یكدیگر را ببخشند. سرانجام كار آنها به جدایی انجامید. پس از جدایی شوهر وی نقل مكان كرد و به شهر دیگری رفت. تنهایی مری پس از 25 سال او را به شدت افسرده کرده بود تا جایی كه مری ساعتها روی تختخواب خود دراز میكشید و تكان نمیخورد. او حتی خودش را از كار پرستاری كه بواقع به آن علاقمند بود، بازنشسته كرده بود. در واقع مری به خاطر افسردگی، كاملا تغییر شخصیت داده بود. آن انسان دلسوز كه هر زخم، جراحت و دردی در انسانها برایش اهمیت داشت، دیگر وجود نداشت.
در این میان چند شب از آپارتمان مجاور صدای مرافعه و جیغ و داد زنی
بگوش میرسید و كاملا مشخص بود كه شوهری زن خود را به باد كتك میگرفت، اما مری كه وجدان پرستاری، روزگاری او را وادار میكرد كه در چنین شرایطی دخالت كند، به دلیل افسردگی، تنها سعی میكرد تا چشمانش را روی هم گذاشته و به خواب برود. تا اینكه پس از چند شب كه این اتفاقها تكرار شد، مری متوجه شد كه كسی محكم بر درب آپارتمان میكوبد و زمانی كه مری سرانجام در را گشود، همان مرد همسایه درحالی كه تمامی لباس و دستهای او خون آلود بود، با چهرهای گریان گفت: «من همسرم را كشتهام»
مری تنها كاری كه كرد، این بود كه به وسیلۀ تلفن، پلیس را در جریان گذاشت. پس از آنكه پلیس به جریان رسیدگی میكرد، متوجه شد كه این جریان برای چند روز ادامه داشته است. پس به شدت مری را مورد انتقاد قرار داد كه چرا زمانی كه از دعوا و مرافعه خبردار شده بود، پلیس را برای پیشگیری در جریان نگذاشته بود. این موضوع به انضمام دلخوری شدید بستگان زن مقتول از مری به خاطر عدم دخالت او در زمان لازم، سبب شد كه مری علاوه بر افسردگی كه قبلا دچار آن بود، از خودش هم متنفر شود.
او بعنوان یك پرستار در مورد حفظ و حراست از جان دیگری، در هنگام فارغ التحصیلی، قسم ویژه یاد كرده بود و اكنون بر خلاف آن قسم، از خود بی تفاوتی نشان داده بود. او متوجه شد كه حالا یا باید با توجه به افسردگی و تنفر از خودش، خود را نابود كند و یا برای همیشه در زندگی خود تغییری ایجاد كند و خودش را وقف انسانها كند. اما در قبال تمام سختیها كه در مقابل داشت، مری ناگهان مصمم شد كه برای همیشه شرایطی را فراهم كند كه در خدمت
انسانها باشد و بدین ترتیب فعالیت خود را كه بعدها به گروه ویلسون مشهور شد، آغاز كرد. در واقع مری با تاسیس گروه ویلسون از عدهای پرستار داوطلب خواست تا به او پیوسته و گروهی بوجود آورند كه برای خدمت در بحرانی ترین نقاط دنیا، بدون هیچ چشمداشتی عازم آنجا شوند و بدین ترتیب گروه ویلسون فعالیت خود را آغاز كرد.
نپال، كامبوج، افغانستان، اوگاندا، نیجریه، تیمور و مدیترانه از جمله مناطقی بود كه گروه ویلسون سفر كردند و با استفاده از آخرین داروها و مواد ضد عفونی كننده، مردم فقیر و محتاج را هدف كمك های خود قرار دادند.
خیلی زود آوازۀ گروه ویلسون به گوش سازمان ملل متحد و همچنین كمیتۀ انتخاب برای جایزۀ نوبل در رشتۀ صلح رسید و بخصوص سازمان ملل متحد، كمكهای گرانبهایی را در اختیار گروه ویلسون قرار داد. گروه ویلسون از هر گونه تفكر سیاسی بدور بود و به همین دلیل هم در اغلب مناطق دوست و دشمن هم صرف نظر از عقاید سیاسی، برای درمان به این گروه مراجعه میكردند. حتی در بسیاری از موارد مشاهده شد كه دو طرف مبارزه، توامان برای درمان مراجعه میكردند.
اما بیشتر از همه، این شخص مری بود كه سرانجام احساس كرد به اندازۀ كافی جان مردم و كودكان را نجات داده كه آن بیتفاوتی درمقابل زن مقتول، سرانجام ذهن او را آسوده گذاشته باشد. اگرچه برخی اوقات در هنگام خواب شبانه، ناله های آن زن در اعماق خواب مری به سراغ او میآمد. اما مری آن را نوعی بازگویی برای خود تلقی می كند كه هرگز نباید از آنچه كه برای آن خلق
شده بود و بهترین شخصیت خودش را در مقابل آن ارائه می دهد، دور شود. هم اكنون در 65 سالگی بهترین لحظه برای مری ویلسون، زمانی است كه یك كودك آفریقایی فقیر را كه درمان شده و از مرگ نجات یافته بود، در آغوش گیرد و در گوش او آواز كودكانه بخواند.
از اغلب موسسات دولتی و غیر دولتی برای گروه ویلسون كمك مالی و دارویی ارسال میشود. گروه پرستاران ویلسون كاندیدای مهم برای دریافت جایزۀ صلح نوبل در سال 2009 بشمار میرود.
[مؤلف] بنا بر مصلحت خاصی با فردی ارتباط مقطعی پیدا نمودم. رفتار وی از نظر جامعه، داش مسلکی بود. وی نوچه و یاورانی برای مقاصد خود داشت. حتی به عنوان فرد آشوبگر دستگیر نیز شده بود. غیر از دلایل خاص برای ارتباط با وی، روحیۀ جوانمردی و سخاوت در او دیده میشد. پس از اینکه از زندان آزاد شد، با وی آشنا شده و در تماس بودم. در این اثنا روزی دو نفری به خارج از شهر رفتیم. جائی جنگلی مملو از درخت. پس از طی مسافتی، تقریباً در میانۀ جنگل به كلبۀ مخروبهای رسیدیم. شدت بوی تعفن و وضعیت ناهنجار، نزدیك شدن به آنجا را ناممكن مینمود. كلبهای متروك كه حال انسان با مشاهدۀ چنین اوضاع اسفناكی، متغیر میگشت. با تاسف فراوان پیرزنی را تنها در آن خرابه مشاهده نمودم. وی به من گفت: من بارها برای دلجویی و رسیدگی به این پیرزن به اینجا میآیم.
و اما قضیۀ دوم كه حقیقتا باید پندی برای مومنین باشد، چرا كه این اعمال عجیب و نیكو باید از افراد اهل تدین صادر گردد. متاسفانه خیلی از مواقع
مشاهده می شود که در محله و یا اجتماعی، مستمندی نیاز مبرم به اعانت داشته ولی بر اثر غفلت، با سستی در امر بزرگ انساندوستی از كنارش رد شده و توفیق آن عمل بسیار بزرگ نصیب افرادی كه پایبند به احكام دین نیستند، شد. این از نهایت فلاکت جامعۀ مومنین است كه به یقین نرسیدهاند که اموال، متعلق به خداست و باید در ید برادران ایمانی مستمند، سپس فقرای حقیقی جامعه قرار بگیرد.
حكایت از این قرار است كه در محلهای كه بیست سال پیش در آن زندگی میكردم (مولف)، شخصی بود كه كارش در رابطه با قاچاق مواد مخدر و منش وی در راستای منكرات بود. با این حال، رفتار وی چیزی شبیه به نوعی جوانمردی بود. شبی در خواب دیدم ظاهراً ایام محرم است و ایشان هم به مناسبت این ایام پیراهن مشكی بر تن كرده است. از خواب بیدار شدم در حالیکه محرم نبود. با تعجب خواب را برای یكی از دوستانم تعریف كردم. دوستم در جواب فرمود: ایشان اخیراً دست به دو عمل بسیار بزرگی زده است. یكی اینكه زن فاسدهای را توبه داده و از منجلاب فساد بیرون آورده است و او را به عقد خود در آورده، زندگی مشتركی را با او آغاز نموده است و دوم اینكه (مطلب مورد بحث)، دیوانهای یتیم و بیآزار که از اولاد پیغمبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) بود، شبها مکانی برای خواب نداشته و آوارۀ كوچه و خیابان بود؛ حتی در زمستان نیز جایی برای اسكان نداشت. او در منزل مسكونی خویش یك اطاق در اختیار این بندۀ خدا گذاشته و هر شب با غذای گرم از او پذیرایی نموده و او را از سرما، گرما و آوارگی در كوچه ها نجات بخشیده است.
قضیۀ بعدی، مربوط به شخصی است كه مجموعهای بنا نهاد و شخصاً شبها در كنار گوشۀ خیابانها با ماشین میگشت. او افراد پیر، درمانده و آوارهای كه جا و مكان نداشتند، تنها بر دوش میگذاشت و سوار خودرو نموده و به آسایشگاهی كه درست كرده بود، میبرد.
خوشبختانه از این نوع حكایات در كشور شیعۀ اثناء عشری ایران بسیار رایج است. برای نمونه به ذكر دو شخصیت میلیاردر كه از خیرین بزرگ كشور به شمار میآیند خواهیم پرداخت.
نام: (...) موقعیت: بزرگترین تولیدكننده و صادركنندۀ فرش دستباف كشور - متولد:1336، روستای اسفنجان - اسكو
من... هستم. در 10 آذر 1336 در دِه اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امكانات مالیمان اجازه نمیداد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی كنم. تا 13 سالگی روزها قالی میبافتم و شبها درس میخواندم. چارهای نبود، وُسع مالی ما جز این اجازه نمیداد. خاك خوردم و زحمت بسیار كشیدم. حداکثر دو بار در سال سر سفرۀ ما برنج دیده میشد. یك بار روز 21 ماه رمضان و بار دیگر در آخر سال. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار. برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت كشیدم. كارم را با به دوش كشیدن پشتی و قالیهای كوچك و بردن آن از اسفنجان یا اسكو برای فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها یك یا دو تومان، سود میكردم. پنج سال اینچنین سخت كار كردم. بسیار دشوار بود. اما پشتكار و
اعتقاد به هدف، با توكل به خدا تحمل سختیها را آسان میكرد. در هجده سالگی توانستم بیست هزار تومان پسانداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اینكه مجبور به ترك تحصیل شدم.
غصۀ یتیمی همانند باری سنگین بردوشم بود. (بغض میكند). یتیم كسی را ندارد. كارمند، كارگر، بانكی، كاسب و هركس دیگری شب كه به خانهاش میرود، دستی به سر و روی بچهاش میكشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شبها، شبهای جمعه پاهایش را در بغل میگیرد و به انتظار مینشیند. در انتظار آن كس كه دستی به سرش بكشد..
در این فكر بودم كه سرمایهام را افزایش بدهم تا بتوانم كاری بكنم. میخواستم یك كارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او بیست هزار تومان قرض كردم و شصت هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمایهام شد صد هزار تومان یعنی به اندازۀ یك تراول چک صد تومانی امروزی. وقتی این پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ایدۀ جدیدی داشته باشم؟ ماه ها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب شده بود تا دو سال به هیچ ایرانیای پاسپورت نمیدادند. در این مدت فكر كردم و فكر كردم تا به این نتیجه رسیدم كه با صادرات كارم را آغاز كنم. اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یك مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالنها و انبارهای فرش آنجا سر زدم و با سلیقهها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس میروند. ویزای 15 روزۀ سوئیس گرفتم و به ژِنِو رفتم. زبان
هم نمیدانستم. در یك هتل با تاجری آشنا شدم و او ایدۀ اصلی را به من داد:
”فرش گرد بباف“.
در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمیشد و كیفیت تولید فرش و رنگبندیها هم مناسب نبود. چای و قهوهام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به دِه خودمان آمدم و ساختمانی اجاره كردم. دستگاه خریدم، با دَه درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسكپذیر باشد و من هم ریسك كردم. با دست خالی و از هیچ شروع به بافتن فرش گرد كردم. چند نمونه كه بیرون آمد سر و كله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور میكنید یا نه؟ در اولین معامله شش و نیم میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چك دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایۀ صد هزار تومانی من كه هشتاد هزار تومانش قرض بود، در كارخانۀ اجارهای اینچنین سودی نصیب من كرده بود، در اولین قدم... كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیك و دیگر كشورها آغاز كردم. بسیار سفر كردم و ایدههای جدید دادم. از موزههای فرش كشورها بازدید میكردم و از طرحها اقتباس یا از آنها عكس میگرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرحها، ایدههای نو بیرون میدادم. در این مدت سلیقۀ مشتریان را شناختم. اصول كار خودم را پیدا كردم. من شریك ندارم. هیچگاه نداشتهام و نخواهم داشت. اگر شریك خوب بود، خدا برای خودش شریك میگذاشت. اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر كه میخواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی كه جلوی
تیمسار خبردار میایستد، با احترام میایستم. اتكای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفكر و پشتكار و ریسكپذیری خودم است. بسیار ریسك میكنم، بسیار. كمی بعد در بازدید از هتلهای معروف جهان تصمیم گرفتم وارد كار ساخت بزرگترین پروژۀ هتل كشور شوم. تاكنون یکصد و هشتاد میلیارد تومان در این پروژه سرمایهگذاری كردهام. تمام مصالح این پروژه، خارجی و بهترین است. سنگْ برزیلی، شیشهْ بلژیكی، دستگیرۀ درْ انگلیسی و تاسیساتْ آلمانی است. كابین چهار آسانسور نیز از طلای هجده عیار است. این هتل سیصد چهل واحد مسكونی در بیست و پنج طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، سی و چهار طبقه هتل، هشت رستوران روی دریاچه، دَه هزار متر شهر آبی، هشتاد هزار متر زمین آمفیتئاتر، نود هزار متر زمین گلف و دو باند هلیكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسویها نُه میلیون دلار (بیست و هفت میلیارد تومان) است. این پروژه آبروی كشور است و من با افتخار روی آن سرمایهگذاری كردهام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یك دلار و ریال در خارج كشور ندارم و سرمایهگذاری یا ذخیره نكردهام..
میپرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمیكند. هدف من كارآفرینی است. تنها در پروژۀ آن هتل ششصد نفر به طور مستقیم كار میكنند. من دو بار برنده تندیس الماس بزرگترین بیزینسمن (1)جهان شدم و بزرگترین صادركنندۀ فرش كشور هستم. اما میدانید بزرگترین افتخار من چیست؟ یتیمنوازی. افتخار میكنم دو سال، خَیِّرِ نمونۀ كشور شدم. افتخار
1) مرد تاجر: Business man
میكنم جزو صد كارآفرین برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی كنم. دوست دارم سفرۀ مرتضی علی باز كنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم اكنون یکهزار و هفتاد کودک یتیم را تحت پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال صد بچه به آنها اضافه كنم. وصیت كردهام وقتی مُردم تا دَه سال بعد از عمرم هر سال صد بچه یتیم اضافه شود و مخارج همۀ یتیمها را از محل ارثم بپردازند. بعد از دَه سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه میدهند. سفره كه میاندازیم برای یتیمها و میآیند و غذا میخورند، كیف میكنم. گریه میكنم و حال میكنم. اینگونه ارضاء میشوم. در یك مراسمی بچهها دورم جمع شده بودند و هر كس چیزی میخواست. در این میان دختربچهای به من نزدیك شد و به جای آن كه چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخواندۀ من است. روی پایم نشست و ”بابایی“ صدایم كرد. من به هر دخترم پنجاه میلیون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به این یكی صد میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست كه مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است كه در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه میخواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم. ما وسیله هستیم. باید بخشید و بیمنت و زیاد بخشید. این توصیۀ من به همكارانم است. من از زیر صفر شروع كردم. توصیۀ من به جوانان این است كه منطقی فكر كنند. این گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشیدم و آثار این رنج هنوز در من
هست. امیدشان به خدا و فكر و بازوی خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. این فرمول من است...
نام: (...) موقعیت: بزرگترین صادركنندۀ خشكبار كشور - متولد: 1312 - تهران
من... هستم و سال 1312 در تهران متولد شدم. خانوادهام متدین و در سطح پایین جامعه بودند و با قشر ثروتمندان سروكار نداشتند. شغل پدرم پیشهوری بود و مغازۀ عطاری داشت. ما سه برادر بودیم كه هر سه از سن 12 - 13 سالگی كار در بازار تهران را شروع كردیم. روزها كار میکردیم و شبها درس میخواندیم. پس از گذراندن كنكور در رشتۀ ادبیات پذیرفته شدم اما عصرهایی كه فرصت داشتم به دانشكدۀ اقتصاد هم میرفتم چون ساختمانهای دانشكده مقابل هم بود. گاهی سر كلاسهای دانشكدۀ حقوق هم میرفتم. آن موقع رفتن به سایر دانشكدهها آزاد بود و مثل امروز كنترل و حراست هم در كار نبود. كارم را از صفر شروع كردم. اولین حقوقی كه در دورۀ شاگردی گرفتم روزی دو ریال بود كه میشد ماهی شش تومان. تلاشم شبانهروزی و كار سخت بود. اولین تجارتم را با خرید یك كیسۀ كنجد به قیمت پنجاه و سه تومان از بازار تهران شروع كردم و آن كیسۀ كنجد را به نانوایی سر محل به قیمت هفتاد تومان فروختم و این اولین سود من در تجارت بود. این مربوط به سال 1327 است. تا سال 1334 كارمند بودم و در یك شركتی كار میكردم كه فعالیتش در زمینۀ صادرات بود. به صادرات علاقهمند شدم اما پول نداشتم. تنها داراییام خانهای بود كه در خیابان.. به مبلغ پنجهزار و ششصد تومان خریده بودم. در
آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگی میكردیم. اولین ماشینم كه در سال 1333 خریدم یك فولكس به مبلغ پنجهزار و نهصد تومان بود كه با همین ماشین چند كیسۀ خواربار از بازار میخریدم و بین نانوا و بقال توزیع میكردم. سال 1334 تصمیم گرفتم تاجر شوم. به اتاق بازرگانی رفتم كه كارت بازرگانی بگیرم، اما سِنّم اقتضا نمیكرد. چون حداقل باید 24 ساله میبودم. نایب رئیس اتاق وقت طبق قانون میتوانست مرا امتحان كند. مرحوم عبدالله توسلی مرا پیش او فرستاده بود. یادم نمیرود بیست سوال از من كرد دربارۀ ارز كشورها، حمل جنس و غیره. من به تمام سوالات جواب دادم و آن نایب رئیس به معرف زنگ زد و گفت: این باید جای من بنشیند. بیست و پنج سال بعد جای او نشستم. دو سال بعد با قسط و تخفیف حجرهای به مبلغ چهار هزار تومان خریدم و رشتۀ خشكبار را انتخاب كردم و هنوز بعد از پنجاه و چهار سال در همین رشته هستم. زیرۀ سبز را بسیار دوست داشتم. چون هم سرمایۀ كمی میخواست و هم قیمتش ارزان بود. از كار در داخل خوشم نمیآمد میخواستم صادرات داشته باشم. من در دانشكدۀ اقتصاد معلمانی چون دكتر لطفعلی صورتگر و سید محمد مشكات و دكتر آشتیانی را دیده بودم. در پلههای دانشگاه سراغ پروفسور حسابی میرفتم و سوال میپرسیدم. پس اینها باید به كار من میآمد. كار را در سال 1336 و از صفر با صادرات زیره شروع كردم و قسطی پنج تن زیره خریدم. اولین مشتریام در صادرات، سنگاپور بود. با تمام دنیا از طریق اتاقهای بازرگانیشان مكاتبه كردم و دنبال خریدار گشتم. اولین معاملاتم با نیویورك سال 1330 شروع شد. نیویورك از
دیرباز تاكنون بورس زیره بوده و هست. كوشش كردم و سفرهایم شروع شد و روزی رسید كه دیكته كننده قیمت زیره در جهان و ایران شدم. دوشنبهای نبود كه بازار ادویۀ نیویورك كه زیره هم زیرمجموعۀ آن است باز شود و نرخ شركت من - حساس - كه الان 51 ساله شده، روی میز نرود و معاملات شروع بشود. اما سالهای واقعا سختی بود. در سال 1347 به صادرات دو قلم دیگر خشكبار شامل پسته و كشمش رو آوردم. پسته كار بزرگی بود و پول سنگینی میخواست. من پول نداشتم اما چون در بازار آبرو داشتم و خوشحساب بودم به من نسیه میدادند و هنر من این بود كه یك ماهه آن جنس را به خارج میفروختم و پولش را میگرفتم. این هنر خوشحسابی من عامل موفقیت من در بازار پسته بود. سال 1343 اولین انبارم را در خیابان تختی تهران خریدم و كارخانۀ زیرۀ حساس را در مشهد تاسیس كردم كه هنوز هم هست، هر سال كه سودی میبردم انبار و دفتر و خانه و ملك میخریدم. در سرای امید كه آن حجرۀ قسطی را خریده بودم تمام دفاتر همسایه را خریدم. آقای خبرنگار! من تاجرم و اصولی دارم؛ یكی از اصولم این است كه هیچ وقت بیش از یك هفتم تنخواهم را به كسی نسیه نمیدهم تا اگر پولم را خورد باقی پولم محفوظ بماند. اصل بعدیام این است كه سعی كردم هیچ وقت بیش از نصف داراییام را نسیه نخرم. اصل دیگر این است كه سعی كردم از بانكها وام نگیرم. بانكها بسیار سراغ من آمدند اما قبول نمیكردم! در نتیجه شب با خیال راحت به خانه میرفتم و بدهكار نبودم. اگر داشتم میخریدم و اگر نداشتم، نمیخریدم. یكی دیگر از اصولم عوض نكردن شریكم است. محمدحسن شمس 50 سال
شریك من است و هنوز هم شریك هستیم. یادم نمیرود در اولین سفرم به نیویورك پای ساختمان معروف امپایراستیت كه مجسمۀ راكفلر قرار دارد، سه جمله نوشته بود: موفقیت من به این سه جمله است: زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل كردم. این سه جمله اثر زیادی روی من گذاشت. سعی كردم در تجارتم به این سه جمله متعهد باشم. اینها در تجارت خیلی مهم است. چون تجارت بیرحم است. تجارت در محیط رقابت بیرحم است. این شعار هم است: اگر میخواهی رقابت كنی باید با چشم بسته بیرحمی كنی. میشود البته با رافت و مهربانی كار كنی اما آنجا كه میخواهی رقابت كنی نه رافت كاربرد دارد و نه مهربانی باید بیرحم باشی.
من از كم به زیاد رسیدم. مثالش خانههایم است. اولین خانهام را 5600 تومان، دومی را 33 هزار تومان، سومی را از درخشش وزیر فرهنگ شاه معدوم 140 هزار تومان، چهارمی را 500 هزار تومان و پنجمی را 140 میلیون تومان خریدم كه الان در آن ساكن هستند. اكثر این خانهها را هنوز دارم آنها را اجاره دادهام و هیچ یك را نفروختهام. وجوهات شرعی و... را دادهام. هرگز با دارایی چانه نمیزنم. انفاق میكنم. مسجد و درمانگاه و مدرسه میسازم و خدا به من كمك كرده است. من هیچ مالی در خارج كشور ندارم. فقط دفاتری در هامبورگ، دبی و لندن دارم كه دفاتر تجاریام هستند. من افتخار میكنم كه میلیاردر هستم. همان خانۀ 5600 تومانی امروز 500 میلیون تومان میارزد. پس میلیاردر شدن كاری ندارد. خانهای كه 140هزار تومان خریدم امروز یك
میلیارد تومان میارزد، خانۀ دیگرم در خیابان ولیعصر 1300 متر مساحت دارد و حساب كنید چقدر میارزد. چرا بگویم گدا هستم؟ شانزده سال عضو هیات رئیسۀ اتاق بازرگانی ایران و نایب رئیس اتاق بودم. بعد از سال 57 به هشت نفر برای ادارۀ اتاق حكم داد كه بنده هم جزوشان بودم. از آن هشت نفر چهار نفر فوت كردند و چهار نفر زنده هستند. در دَه سال اول حضورم در اتاق از آن آبرو گرفتم و در بیست سال بعد به آن آبرو دادم. جالب است بدانید در این 54 سال تجارت در دفاترم ضرر ندادم. در ایران دَه كارخانه دارم و اظهار فقر نمیكنم. درآمدم و هر چه را دارم اینگونه تقسیم كردهام: بیست درصد مال خدا، بیست درصد مال انفاق، بیست درصد خرج خانواده و با بقیهاش چیزی میخرم. الان كه به عنوان یك تاجر مشهور روبهروی شما نشستهام یك ریال به هیچ بانكی بدهكار نیستم و در هیچ رانت دولتی مشاركت نكردهام. در هیچ معاملۀ دولتی هم نبودهام. من در تجارت به سه اصل سخت و سفت پایبند هستم: كیفیت، رقابت، خوش قولی. وقتی تعهد میكردم برای فروش یك جنس، اگر بعد از فروش قیمت ترقی می كرد، معامله را به هم نمیزدم. اما خیلی از همكاران این كار را میكنند یا از كیفیت میزنند تا ضرر نكنند. نیویورك به خاطر همین سه اصل در دستان من بود. این رموز موفقیت من است. هر جای دنیا میوه میخواستند چهل و هشت ساعت بعد من بالای سرشان بودم و بعد هم به خاطر كیفیت دیگر ما را رها نمیكردند. بیشترین معاملاتم با تلفن است، تلفنی میفروشم و آن وقت به بچههایم كه در این ساختمان خودم كار میكنند میگویم قراردادش را ببندند.
یك بار لسآنجلس بودم، نیمه شب و خوابآلود تاجری از آلمان به من زنگ زد و دویست تن پسته خرید. خوابآلود بودم و فروختم. صبح بیدار شدم و دیدم قیمت پسته پنجاه هزار دلار فرق كرده است. اما نمیتوانستم پسته فروخته شده را ندهم. صبح به آلمان پرواز كردم و به دفترش رفتم و گفتم من به تو پسته فروختم و حالا میخواهم پس بخرم. صد هزاردلار به او دادم و قرارداد تلفنی را كنسل كردم. یك هفتۀ بعدش را در هامبورگ ماندم. دوباره سراغش رفتم و گفتم حالا آن پسته را باز میفروشم و او با دویست هزار دلار تفاوت، همان بارِ پسته را از من خرید و علاوه بر این كه ضررم را جبران كردم صد هزار دلار هم سود كردم! آقای خبرنگار! این خوش قولی اصل تجارت است. براحتی میتوانستم بگویم خواب بودم، فروختم. خب! قرارداد و امضایی كه نداریم.
اما شهرت من در این است: فروختی مال اوست، خریدی مال توست. من در تجارت خارجی اصول خودم را دارم. قبل از هر ملاقات دربارۀ ویژگیهای آن شهر یا علاقهمندی مالی طرف تجاریام مطالعه میكنم و واقعا عمیق مطالعه میكنم و وقت میگذارم و آنگاه اینكار در نتیجۀ ملاقات تجاریام تاثیر میگذارد و خوب هم تاثیر میگذارد. من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان كه به عقب نگاه میكنم میبینم تلاش، توكل به خدا، درستكاری و مطالعه به من كمك كرد موفقیت امروز را داشته باشم.
به بركت مذهب شیعه در كشور ما بالهای انسانهای سخاوتمند بر سر مستمندان سایه گسترانده كه باید برای دیگران پند و درسی باشد و با شنیدن
آن، برادران اهل احسان، كارها و انفاقات خود را در قبال چنین انسانهایی ناچیز شمرده و از عُجب و بالیدن بر اعمال خود پرهیز نمایند و برای خلاصی از شرمندگی در عرصۀ محشر و به اجرا درآوردن هدف از خلقت بشری، دست بکار شوند كه به فرمودۀ حق تعالی، خلقت بشر جز برای عبادت نیست و اعظم خدمت و اطاعت خداوند، احسان و خدمتگزاری نسبت به بندگان مومنش میباشد.
برای ترغیب نفوس به اعمال خیر باید با تامل و دقت بر فرمایشات ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) در مذمت ثروت اندوزی، عقل را بارور نموده تا بتواند صاحب خویش را به مرتبۀ یقین به وعدههای پروردگار برساند. عدم رعایت راهنمائیهای امامان معصوم (علیهمالسلام)، ناشی از ضعف یقین در مورد عقاب و پاداشها در قیامت است و راه برای خلاصی از منجلاب وحشتناك دارائیها، تفكری صحیح در كلام معصومین (علیهمالسلام) و سپس توسلی عاجزانه به درگاه محمد و آل محمد (علیهمالسلام) است.
نفس را باید با راهنمایی معصومین (علیهمالسلام) دربارۀ مذمت دنیا، هدایت کرد تا احسان به خلق به سادگی انجام پذیر باشد. چند روایت برای ایجاد تنفر و انزجار از دنیا کافیست. تمام آنچه بشر برای هدایت به آن احتیاج دارد، نزد ائمۀ هدایت (علیهمالسلام) قرار دارد. اینکه واقعا ارادۀ فردْ او را به اجرای فرامین ذوات مقدسه (علیهمالسلام) وادار نماید، بحث مفصلی است. اما اگر از این دستورات پیروی نشود، عاقبت بسیار بدی در انتظار مومن است.
«دو مصیبت است از برای بنده در مالش هنگام مردن كه اولین و آخرین مثل آنها را نشنیدهاند؛ اول آنكه همۀ آنها را از او به زور می گیرند و دوم آنكه محاسبۀ همۀ آنها را می خواهند»
و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) فرمودهاند:
«روز قیامت میپرسند از كجا آوردهای؟ و به چه راهی خرج نمودهای؟»
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«دنیا حلالش را حساب است (از چه راهی در آوردی؟ و به چه راهی خرج
نمودی؟) و حرامش را عقاب» (1)
رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در مذمت دنیا فرمودند:
«بدترین چیزی كه از آن در حق امت خویش میترسم، دنیا و مال فراوان است. مال دنیا فتنه و سبب آزمایش و ندادن آن (در راه خدا) نیز فتنه و باعث امتحان است» (2)
مالی که نتواند گرهای از کار انسان بگشاید، بیهوده است و بدست آوردن آن نیز بیهوده وجمع نمودن آن، از همۀ آنها بیهودهتر. پس اگر به دیدۀ عقل نگاه كنیم بدست آوردن مازاد از نیاز، زحمت كشیدن برای دیگران است كه فرمودند:
«یَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیرِك» (3)
ای فرزند آدم ! آنچه را كه بیش از نیاز خود فراهم كنی، در واقع برای دیگران اندوختهای.
چه نکبتی بالاتر و چه بختی سیاهتر از آن که پول، اله و معبود بشر گردد. رسول گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این مورد فرمودند:
«لكل امه عجل یعبدونه و عجل امتی الدّنانیر و الدّراهم» (4)
هر امتی گوسالهای (چون گوسالۀ سامری) دارد كه آن را میپرستند و گوسالۀ این امت دینارها و دِرهَمها هستند.
آنگاه مومن صاحب عقل به اموال دنیا به دیدۀ دشمن مینگرد چرا كه فقط خصم، در پی نابودی انسان است، كه فرمودند:
«إِنَّ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَكَا مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ هُمَا مُهْلِكَاكُمْ» (1)
دینار و دِرهم كسانی را كه پیش از شما بودند نابود كرد و این دو نابودكنندۀ شماست.
به تجربه ثابت شده است كه هر كس مال و دارایی بیشتری داشته باشد، مشقتش زیادتر؛ غم و اندوهش بیشتر است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«الْمَالُ دَاعِیةُ التَّعَبِ وَ مَطِیَّةُ النَّصَبِ» (2)
دارایی، باعث مشقت و مركب رنج است.
حقیقتاً چه مصیبت عظیمی است؛ داشتن مال در دنیا رنج و اندوه است و در آخرت، جواب و عقاب. بر خلاف عقیدۀ مردم، ثروت محل و معدن رنج و اندوهها است، كه فرمودند:
«الْقِنْیةُ ینْبُوعُ الْأَحْزَان» (3)
ثروت و دارایی، سرچشمۀ اندوههاست.
و در جای دیگر حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«بِقَدْرِ القَنِیَّةِ یَتَضَاعَفُ الحُزْنُ وَ الغُمُومُ» (1)
به اندازۀ دارایی، غم و اندوه ها دو چندان میشود.
بر خلاف آنچه مردم میپندارند كه هر كس وضع مالیش خوب باشد آسوده از رنج و تعب دنیاست، هر چه اموال زیاد گردد غمها نیز بیشتر میشود. وقتی مال، پدید میآید، احتیاج به مواظبت دارد. احتیاج به سرمایه گذاری برای از دست نرفتن دارد. احتیاج به کارپردازی برای بیشتر شدن دارد. هم وقت و عمر آدمی را میطلبد، هم فکر و روان فرد، درگیر کمی و زیادی آن میشود. اگر در دست دیگری قرار گیرد صاحب مال، وقت شماری میکند تا آنرا باز پس گیرد. اگر آمد، مدتی از آن دور بوده و اگر نیامد رنج از دست دادن آن، خود غمی مضاعف است. داشتن ثروت توقع اطرافیان را برای بهرهمندی از آن بالا میبرد. اگر عطا شود، برنمیگردد. اگر منع شود، دشمنی ایشان را باید دفع نمود. مسئولیت الهی پدید میآورد چرا که با وجود توان در امری، باید به اعانت برادران مومن پرداخت. اگر اعانت صورت نگیرد، عقاب را باید چاره نمود. میتوان گفت روزیِ به قدر نیاز، بهترین نعمت الهی است که خدای منان بر بندهاش ارزانی میدارد. حضرتش میفرمایند:
«الْمَالُ یكْرِمُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیا وَ یهِینُهُ عِنْدَ الله سُبْحَانَه» (2)
مال صاحبش را در دنیا گرامی میسازد و نزد خدای سبحان او را خوار میكند.
و در این راستا فرمایش زیبایی را حضرت بیان میفرمایند:
«..أَنَا یعْسُوبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَالُ یعْسُوبُ الظَّلَمَة..» (1)
«من جمع كنندۀ مومنان و نگهدارندۀ آنان هستم و مال جمع كنندۀ ظالمین و ستمگران» [من سرور مومنانم و مال سرور ستمگران]
آیا واقعا دنیا ارزش محبت و دوستی را دارد كه برای بدست آوردنش این همه حرص و ولع صورت بگیرد؟ در صورتی كه تمامی اموال دنیا فلاکت و جای جای آن جز مكانهای مقدس، زبالهدانی بیش نیست. چنانكه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) روزی از كنار چاهی كه انباشته از فضولات بود، عبور نمودند و با مشاهدۀ آن فرمودند:
«..هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُون..» (2)
این همان چیزی است كه بخیلان به آن بخل میورزند.
و در روایتی دیگر اینچنین بیان شده:
«..هَذَا مَا كُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِیهِ بِالْأَمْس» (3)
«این است آنچه شما دیروز به آن افتخار میكردید. [این چیزی است كه دیروز بر سر آن رقابت میكردید]»
دنیا با زهر کشندهاش باعث شده تا حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) شیعیان را چنین نهی نمایند:
«..وَ أَلَّا تَبْغِیا الدُّنْیا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَیءٍ مِنْهَا زُوِی عَنْكُمَا..» (1)
به دنیا پرستی روی نیاورید، گرچه او به سراغ شما آید و بر آنچه از دنیا از دست میدهید، اندوهناك مباشید.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در خطبهای از دنیا و شر دامنگیر آن سخن رانده و فرمودند:
«كسی از دنیا شادمانی ندید جز آنكه پس از آن با اشك و آه روبرو شد، هنوز با خوشیهای دنیا روبرو نشده است كه با ناراحتیها و پشت كردن آن مبتلا میگردد، شبنمی از رفاه و خوشی دنیا بر كسی فرود نیامده جز آن كه سیل بلاها همه چیز را از بیخ و بن میكنند..اگر از یك طرف شیرین و گوارا باشد، از طرف دیگر تلخ و ناگوار است.. دنیا بسیار فریبنده است و آنچه در آن است فریبندگی دارد» (2)
«آگاه باشید همانا این دنیا كه آرزوی آن را میكنید و بدان روی میآورید، شما را گاهی بخشم میآورد و زمانی خشنود میسازد، خانۀ ماندگار شما نیست و منزلی نیست كه برای آن آفریده شده باشید.. دنیا گرچه از جهتی شما را میفریبد، ولی از جهت دیگر شما را از بدیهایش میترساند.. پس بخاطر ترساندنش از طمع ورزی (یعنی دل بستن) در آن خودداری كنید به خانهای كه دعوت شدید سبقت بگیرید و دل از دنیا بركنید»
«چونان كنیزكان برای آنچه كه از دنیا از دست میدهند، گریه نكنید (یعنی برای از دست دادن اموال یا بدست آوردن آن غم و غصه به خود راه ندهید)
و با صبر و استقامت بر اطاعت پروردگار و حفظ فرامین كتاب خدا، نعمتهای پروردگار را نسبت به خویش كامل كنید.
آگاه باشید آنچه برای حفظ دین از دست میدهید، زیانی به شما نخواهد رسانید... و آنچه را با تباه ساختن دین به دست میآورید، سودی به حالتان نخواهد داشت (جز زیان و عذاب در دو سرا)» (1)
در حدیث دیگری دنیا و خواهان آنرا اینگونه خواندند:
«..الدُّنْیا جِیفَةٌ وَ طَالِبُهَا كِلَاب..» (2)
دنیا مرداری است گندیده و طالب آن سگها هستند.
همچنین فرمودند:
«آگاه باشید با دنیا چه میكند كسی كه برای آخرت آفریده شده است؟ و با اموال دنیا چه كار دارد آن كس كه به زودی همۀ دارائیهای او را مرگ میرباید و تنها كیفر حسابرسی (اموال) آن بر عهدۀ انسان باقی خواهد ماند..
بندگان خدا... از روزی بترسید كه اعمال و رفتار انسان وارسی میشود، روزی كه پر از تشویش و اضطراب است، كودكان (از وحشت و ترس) در آن روز پیر میگردند» (3)
{..یوْماً یجْعَلُ الْوِلْدانَ شیباً} (4)
«..روزی که کودکان را (از ترس) پیر میکند»
پس تا مرگ فرا نرسیده برای رهایی از عواقب وحشتناك عالم قبر و قیامت،
چارهای باید جست كه هر آن بانگ ”الرحیل الرحیل“ بگوش میرسد و فردا دیر است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..فَتَدَارَكْ مَا بَقِی مِنْ عُمُرِكَ وَ لَا تَقُلْ غَداً أَوْ بَعْدَ غَد..» (1)
آنچه را از عمر تو باقی مانده است، دریاب و مگو: فردا و پس فردا.
انسان برای هدف خاصی خلق شده است. این هشدار حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) است كه میفرمایند:
«وَ أُوصِيكُمْ بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَ إِقْلَالِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ وَ كَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمَّا لَيْسَ يُغْفِلُكُم..» (2)
شما را به یادآوری مرگ سفارش میكنم. از مرگ كمتر غفلت كنید، چگونه مرگ را فراموش میكنید در حالی كه او شما را فراموش نمیكند؟ وصیت میكنم شما را كه دست بردارید از دنیایی كه او خواهی نخواهی از شما دست برخواهد داشت و بدن های شما را كهنه و پوسیده خواهد كرد.
و در بعضی از مواعظ، حضرتش فرمودهاند:
«دست از دنیا بردار كه دوستی دنیا آدمی را كور، كر و لال میكند و شخص را ذلیل و بی مقدار مینماید»
شخصی به پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) عرضه داشت: چرا من شوق مرگ و سفر آخرت ندارم؟ حضرت (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: آیا مالی داری؟ عرض كرد بله یا رسول الله (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، ایشان فرمودند:
«مال خویش را پیش روی خود بفرست، زیرا كه دل هر كسی همراه مال اوست اگر پیش فرستاد می خواهد زود به آن برسد و اگر گذاشت(انفاق نكرد)، می-خواهد با آن باشد»
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ای مردم از خدا بترسید هیچ كس بیهوده آفریده نشد تا به بازی بپردازد و او را به حال خود وا نگذاشتهاند تا خود را سرگرم كارهای بی ارزش کند» (1)
همانند آن دسته از مردم نباشیم كه مرگ و قیامت را به فراموشی سپردند و تمام همّشان در دنیا، جمع آوری مال بوده است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«بدترین افراد نزد خدا كسی است كه خداوند او را به حال خود واگذاشته تا از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما برود. اگر به محصولات دنیا دعوت شود تا مرز جان تلاش میكند، اما چون به آخرت و نعمتهای گوناگونش (بهشت) دعوت گردد، سستی ورزد گویا آنچه برای آن كار میكند (دنیا) بر او واجب و آنچه نسبت به آن كوتاهی و تنبلی میكند (آخرت) از او نخواستهاند»
اشتغال به دنیا برای دنیا مذموم است. بارها و بارها امامان هدایت (علیهمالسلام) مردم را از آن نهی فرمودهاند. دنیا، خواهی نخواهی میگذرد اما آخرت به هیچ وجه به پایان نمیرسد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«وَ اشْغَلُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ أَمْرِ الْآخِرَةِ بِمَا لَا بُدَّ لَكُمْ مِنْه» (2)
خود را به كار آخرت مشغول كنید، كه ناگزیر از آنید.
حال چون نفس شدیداً تمایل به مال دنیا دارد، برای دور كردن آن از اموال دنیا می بایستی با پند، موعظه و تشویق به پاداشهای الهی و خوف از عذابهای خداوند بهره جست و نفس را از محبت به مال و ثروت دور کرد.
قضایای ذکر شده از مومنان تنگدست که با وجود نیاز، از مال گذشتند میتواند موضع عبرت باشد. همانطور که ایشان برای رضای خدا از همان مقدار مال ناچیز هم گذشتند، بقیۀ برادران نیز میتوانند بگذرند. احوال ثروتمندانی كه فقط برای انساندوستی، اموال خویش را در راه نجات بشریت خرج میكنند برای اتمام حجت با مومنین متمكن کافیست. مرحلۀ بعدی موعظۀ نفس، برانگیختن احساسات و عواطف آن است. یعنی آشنا شدن با سختیهای جانگداز تهیدستی و تفکر در روایاتی كه دلالت بر مشكلات تنگدستی مینماید تا قلب مومن رقت پیدا كند و با اعانت مومنین مستمند، خویش را به مقام قرب الهی و بهشت جاودانه رسانیده و از عذاب حق برهاند. شرافت و انسانیت هر فردی به توجه، تفقد، بررسی و آشنایی با اشخاص نیازمند میباشد.
برادران متموّل بلطف خدای منان از سختیهای تهیدستی، اضطرار و تبعات بیشمار ناشی از فقر در امانند. پس بخاطر شكرگذاری با استناد به فرمایشات امامان معصوم (علیهمالسلام) و با دلی رقت بار با آن آبی (ثروت) كه خداوند به او عطاء نموده، آتشی كه بر جان برادر مومن و خانوادۀ مظلومش مستولی گشته، خاموش کند تا بدین وسیله آتش غضب پروردگار نیز بخاطر اعانت مومن خاموش شود. برای لمس سختیهای فقر به چند روایت اكتفا مینمائیم. البته
شنیدن كی بود مانند دیدن (یا چشیدن)»
فقر سختیهایی دارد كه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) آن را از مرگ بدتر دانسته و در توصیف آن فرمودهاند:
«..وَ الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَر..» (1)
فقر مرگ بزرگ است.
پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در توصیف سختیهای فقر كه دامنگیر اکثر انسانها و همۀ انبیاء هم بود، فرمودند:
«خدای تعالی به حضرت ابراهیم (علیهالسلام) وحی فرمود: تو را آفریدم و به آتش نمرود آزمودم اگر به فقر بیازمایمت و به تو صبر ندهم چه میكنی؟ حضرت ابراهیم (علیهالسلام) عرضه داشت: پروردگارا فقر نزد من سختتر از آتش نمرود است. خدای تعالی فرمود:
«فَبِعِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَشَدَّ مِنَ الْفَقْرِ»
سوگند به عزت و شكوه جلالم در آسمان و زمین، سختتر از فقر نیافریدم» (2)
همچنین جناب لقمان (رحمةالله) نیز از فقر، به رنج، غم و اندوه یاد میكند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«كَانَ فِیمَا أَوْصَى بِهِ لُقْمَانُ ابْنَهُ نَاتَانَ أَنْ قَالَ لَهُ یا بُنَی..وَ ذُقْتُ الْمَرَارَاتِ كُلَّهَا فَلَمْ
أَذُقْ شَیئاً أَمَرَّ مِنَ الْفَقْرِ..» (1)
از جمله سفارشهای لقمان به پسرش ”ناتان“ این بود: ای جان پسر... همۀ تلخیها را چشیدم و چیزی تلختر از فقر نیافتم..»
همچنین پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) نیز از آن به عنوان مصیبتی كمرشكن یاد میكند. چنانكه به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..یا علی (علیهالسلام) أَرْبَعَةٌ مِنْ قَوَاصِمِ الظَّهْر.. وَ فَقْرٌ لَا یجِدُ صَاحِبُهُ مُدَاوِیا..» (2)
یا علی (علیهالسلام) چهار چیز كمر را میشكند... فقری كه فرد مبتلا به آن، چارهای برایش نیابد..
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) نیز از آن به عنوان چیزی بدتر از مرگ یاد می کنند و میفرمایند:
«..وَ الْقَبْرَ خَیرٌ مِنَ الْفَقْر..» (3)
گور بهتر از فقر است.
همچنین پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فقر را سختتر از همۀ بلاها میدانند. مخصوصاً در شرایطی كه ناچار باشد به تملق و چاپلوسی روی آورد، تا بتواند ذرهای خلاصی یابد. به فرمودۀ پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم):
«مَا أَشَدَّ حُزْنَ النِّسَاءِ وَ أَبْعَدَ فِرَاقَ الْمَوْتِ وَ أَشَدُّ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ فَقْرٌ یتَمَلَّقُ صَاحِبُهُ
1) الأمالی( للصدوق) (رحمةالله) 669 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 13/413 - جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی) 22/238
2) من لا یحضره الفقیه 4/365 - الوافی 26/176 - وسائل الشیعة 12/131 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/55
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/21؛ (ط - دارالحدیث) 15/66 - تحف العقول 95 - الوافی 26/20 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/284
ثُمَّ لَا یعْطَى شَیئاً» (1)
چه سخت است اندوهگینی زنان، و چه دوری آفرین است جدایی و مرگ اما از همۀ اینها سختتر، فقری است كه فرد مبتلا به آن چاپلوسی میكند، لیكن چیزی نمییابد.
یعنی بر اثر شدت تهیدستی یا قرضهای سنگین ناچار با سرافكندگی به تملق گویی افراد متمکن بپردازد و نتیجهای نگیرد و آن، متاسفانه غمی روی غم و اندوه میافزاید. همچنین باید دانست كه تهیدستی ولو اندك، بسیار است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«أَرْبَعَةُ أَشْیاءَ الْقَلِیلُ مِنْهَا كَثِیرٌ النَّارُ وَ الْعَدَاوَةُ وَ الْفَقْرُ وَ الْمَرَض» (2)
چهار چیز كه اندكشان هم بسیار است: آتش، دشمنی، فقر و بیماری.
و نیز در توصیف سختیهای فقر، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ثَلَاثٌ هُنَ الْمُحْرِقَاتُ الْمُوبِقَاتُ: فَقْرٌ بَعْدَ غِنًى، وَ ذُلٌّ بَعْدَ عِزٍّ، وَ فَقْدُ الْأَحِبَّةِ» (3)
سه چیز سوزاننده و هلاك کننده است، فقر پس از توانگری، خواری پس از سرافرازی و از دست دادن دوستان.
و همچنین فرمودند:
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/220؛ (ط - دارالحدیث) 15/504 - الجعفریات (الأشعثیات) 201 - الوافی 5/787 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 26/144
2) كشف الغمة فی معرفة الأئمة (علیهمالسلام) (ط - القدیمة) 2/202 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/205 - میزان الحكمه 9/166 - نثر الدر1/351
3) غررالحكم 4682
«ثَلَاثٌ یهْدُدْنَ الْقَوِی: فَقْدُ الْأَحِبَّةِ، وَ الْفَقْرُ فِی الْغُرْبَةِ، وَ دَوَامُ الشِّدَّة» (1)
سه چیز توانها را درهم میكوبد: از دست دادن دوستان، فقر در غربت و پایداری در روزگار سختی.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«ثَلَاثٌ مَنِ ابْتُلِی بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَ تَمَنَّى الْمَوْتَ فَقْرٌ مُتَتَابِعٌ وَ حُرْمَةٌ فَاضِحَةٌ وَ عَدُوٌّ غَالِب» (2)
سه چیزند كه هر كس به یكی از آنها گرفتار شود، مرگ را آرزو میكند: فقر دنبالهدار، برباد رفتگی ناموس و چیرگی دشمن.
حال با این فرمایشات در مورد تبعات بسیار سخت و كشندۀ فقر، دور از انصاف و جوانمردی است كه برادر مومن شما بر اثر تنگدستی و شرمندگی پیش اهل و عیالش، آرزوی مرگ نماید و بخاطر بی اعتنائیهای متمولین، مرگ را بر زندگی ترجیح بدهد. آتش فقر آنچنان سوزنده است كه اگر لطف خداوند شامل حالشان نگردد، تمامی ریشههای دین و ایمان آنها را خواهد سوزاند كه پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..وَ لَوْ لَا رَحْمَةُ رَبِّی عَلَى فُقَرَاءِ أُمَّتِی كَادَ الْفَقْرُ یكُونُ كُفْراً..» (3)
اگر پروردگار من، به فقیران امتم مِهر نمیورزید، فقر آنان را در آستانۀ كفر قرار میداد.
افراد با ایمانی كه بار گران فقر را به دوش میكشند، همیشه در خوف از
سنگینی این بار عظیم هستند كه مبادا روزی ایمانشان بر اثر بسیاری و فشارهای این امتحان آسیب ببیند:
«إِنَّمَا یَخْشَی المُؤمِنُ الفَقْرَ مَخَافَةَ الآفَاتِ عَلَی دِینِهِ» (1)
بیم مومن از فقر فقظ از آن رو است كه دینش آفت میپذیرد.
امتحانی است بسیار بزرگ برای اهل ایمان كه دربارۀ چنین آزمایشی حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) بیمار شدند. گروهی به دیدار آن حضرت شرفیاب شدند و عرض كردند ای امیرالمومنین (علیهالسلام) چگونهاید؟ فرمودند: بدحالم (بیمارم) گفتند سبحان الله چون شمایی چنین می گویید؟ فرمودند:
«خداوند تعالی فرموده است (شما را به خیر و شر میآزماییم، و به سوی ما باز گردانده میشوید) مراد از خیر، تندرستی و توانگری است و مراد از شر، بیماری و تهیدستی میباشد كه به منظور آزمایش و امتحان انسانها انجام میگیرد» (2)
سختیهای جانگداز فقر آنچنان سنگین است كه شخص نه تنها در نزد مردم بلکه نزد خانوادهاش نیز ذلیل است. در كلمات حكیمانه منسوب به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) آمده است که:
«مَنْ أَثْرَى كَرُمَ عَلَى أَهْلِهِ وَ مَنْ أَمْلَقَ هَانَ عَلَى وُلْدِهِ» (3)
آن كه توانگر باشد نزد خانوادهاش گرامی است و آن كس كه تنگدست باشد نزد فرزندانش هم، خوار خواهد شد.
در موقع تنگدستی، حتی دوستان و آشنایان نیز بیگانه میشوند و نیز منسوب به حضرتش میباشد كه فرمودهاند:
«هرگاه گشاده دست (توانگر) باشی همۀ مردان، مردانِ تو هستند. (تحت سیطرۀ تو می باشند) و هرگاه تنگدست افتی، خانوادهات نیز تو را نمیشناسند» (1)
از سوی دیگر برای دلخوشی و تشویق ایشان، پاداشهای بزرگی برایشان بیان میفرمایند؛ حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در پاسخ تهیدستان كه پرسیدند:
«هَلْ لَنَا أَجْرٌ إذْ نَرَی الفَوَاكِهَ فِی السُّوقِ فَنَشْتَهِیهَا وَ لَیْسَ مَعَنَا نَاضٌّ نَشْتَری بِهِ؟ قَالَ: هَلِ الْاَجْرُ إِلَّا فِی ذَلِكَ» (2)
وقتی در بازار انواع میوهها را میبینیم و دلمان هوس میكند اما پولی نداریم كه بخریم آیا اجری داریم ؟ حضرت فرمودند: مگر اجر در چیزی جز این است؟
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«أَكْرَمُ مَا یكُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ أَنْ یطْلُبَ دِرْهَماً فَلَا یقْدِرَ عَلَیه» (3)
گرامیترین حالت بنده نزد خداوند وقتی است كه درهمی بجوید و به دست نیاورد.
اما برای مومنانی كه بر اساس امتحان الهی مبتلا به فقر گشتهاند مقامات والا و امتیازاتی وارد است. در شان ایشان جملاتی از امامان هدایت (علیهمالسلام) نقل شده که بعضی از آن روایات را به جهت احترام و مقام عبودیت آنان بیان
میداریم، تا به جای حقارتِ فقر، باطن نورانی مومن فقیر دیده شود و در برخورد با مومنین تهدیست و با ورع، احترام ویژه و شایسته گذاشته شود.
«الْفَقْرُ شَینٌ عِنْدَ النَّاسِ وَ زَینٌ عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ الْقِیامَة» (1)
فقر نزد مردم عیب ولی نزد خدای تعالی در روز رستاخیز، زیور با جلالت است.
یكی از ویژگیهای مومنین واقعی، مبتلا شدن به سختیهای متاثر از فقر است تا گوهر ایمان و اخلاص ایشان جلا یافته، هویدا شود. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«یا علی (علیهالسلام) من صفات المومن... انْ یكون الفقر شعاره» (2)
یا علی (علیهالسلام) از ویژگیهای مومن این است كه... فقر نشان او باشد.
این بلاها با تمام سختیها و غمهایش، هدیهای از طرف خداوند متعال است و مومن حقیقی مفتخر است به چنین بلا و اندوهی كه فرمودند:
«تُحْفَةُ المُؤمِنِ فِی الدُّنْیَا الفَقْرُ» (3)
ارمغان مومن از طرف خداوند در دنیا، فقر است.
اینان چون محبوب خدا هستند به دریافت هدایای آسمانی مفتخر میگردند. خدای تعالی فرمود:
«یا محمد (صلىاللهعلیهوآلهوسلم): من هرگاه بندهای را دوست داشته باشم سه چیز به او عطا میكنم. اول دل او را محزون میكنم، دوم بدن او را بیمار میسازم، سوم دست
او را از مال دنیا خالی میگردانم»
این دوست داشتن و علاقۀ پروردگار نسبت به بندگان تهیدستش برای عزت ایشان می باشد. چنانكه مومنین فقیر به جهت ازدیاد ایمان، به گنجینۀ گرانبهای الهی دست پیدا میكنند. در این باره فرمودند:
«الْفَقْرُ مَخْزُونٌ عِنْدَ اللَّهِ بِمَنْزِلَةِ الشَّهَادَةِ یؤْتِیهِ اللَّهُ مَنْ یشَاء» (1)
فقر همانند شهادت، گنجینهای است نزد خداوند و او به هر كه خواهد عطایش فرماید.
به هركسی مقام والای الهی (فقر) عطاء نمیشود مگر آنهایی كه ایمانشان از همه افزونتر است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِیمَاناً، ازْدَادَ ضِیقاً فِی مَعِیشَتِهِ» (2)
هر اندازه ایمان بنده زیاد شود، تنگی معیشتش افزایش می یابد.
خانه به مبل، خودرو به رنگ و... زیبا شده، زینت داده میشود و ایمان مومن هم، به تهیدستی زیباست. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْفَقْرُ زِینَةُ الْإِیمَانِ» (3)
فقر زینت ایمان است.
چون ایمانشان به حد كمال رسید، خداوند آنها را دوست خواهد داشت و این پیوند و این علقه را با گنجینهای الهی مستحكمتر خواهد کرد. پیامبر گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«إِنَّ الْفَقْرَ مَخْزُونٌ عِنْدَ اللهِ لَا يَبْتَلِي بِهِ إِلَّا مَنْ أَحَبَّ مِنَ الْمُؤْمِنِين..» (1)
فقر گنجینۀ الهی نزد خداوند است كه كسی را به آن مبتلا نمیكند مگر مومنی را كه دوستش بدارد.
بهای فقر را میتوان در فخر سرور عالمیان حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) دریافت.
«الْفَقْرُ فَخْرِی وَ بِهِ أَفْتَخِر [عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ]» (2)
فقر مایۀ افتخار من است و به آن مباهات میورزم. [بر سایر انبیاء]
به دلیل اینکه تهیدستی مایۀ فخر پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) بوده است، نزد بعضی از مومنان ارزنده است چرا که رسیدن به مقامات قرب الهی را شامل میشود. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«برای مومن فقر بهتر از توانگری است»
یكی از دلایل مطرح كردن چنین احادیثی پی بردن به شأن، منزلت و مقام والای برادران تهیدست و نیازمند میباشد تا آگاهی پیدا كرده و هیچگاه به دیدۀ حقارت و پستی به آن بزرگواران ننگریم. بلكه با آنها برخوردی خاضعانه داشته و در برابر ایشان، كوچكی و اظهار خدمتگزاری نمائیم. برای كسب چنین روحیهای، باید بزرگی و رتبۀ اعلای برادران فقیر را از لسان امامان معصوم (علیهمالسلام) دریابیم و با تفكری عمیق، اهمیت دادرسی و احترام فوق العاده به این نوع اشخاص كه از مقام بالای ایمان برخوردارند، مطلع گردیم. حضرت
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«در قیامت خداوند جلّ ثناؤه، همچنان كه برادری از برادرش پوزش می خواهد، از بندۀ مومن تهیدست خود، پوزش میخواهد و میفرماید: به عزت و جلالم سوگند كه من تو را در دنیا از سر خواریت در نزدم محتاج نكردم، اكنون این روپوش را بردار و ببین بجای (ثروت) دنیا به تو چه دادهام. او روپوش را برمی-دارد و میگوید: با این عوضی كه به من دادی مرا چه زیان كه در دنیا چیزهایی را از من گرفتی» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در جای دیگر فرمودند:
«خداوند-عزوجل- در روز قیامت به مومنان فقیر، با نگاهی پوزش خواهانه مینگرد و میفرماید: به عزت و جلالم سوگند كه من در دنیا از روی خواری و بی اعتنایی به شما فقیرتان نكردم. هر آینه امروز رفتار مرا با خود میبینید» (2)
وقتی حق تعالی با آن همه عظمت و شكوه لایتناهی در برابر مومنین فقیر حالت پوزش طلبی پیدا میكند، پس ما در برابر آنان چقدر باید اظهار فروتنی نموده و حالت خضوع داشته باشیم؟ شخص خَیِّر تا مقام و منزلت مومن تنگدست را نداند نمیتواند برای اجرای این امر عظیم الهی (دادرسی) قدمی مثبت و مقبولانه بردارد. روایت است که حضرت امام صادق (علیهالسلام) به كعبه نگاه کردند و آنگاه فرمودند:
«مَا أَعْظَمَ حَقَّكِ یا كَعْبَةُ وَ وَ الله إِنَّ حَقَّ الْمُؤْمِنِ لَأَعْظَمُ مِنْ حَقِّك» (3)
چقدر تو دارای عظمت میباشی و سپس فرمودند: اما مومن از تو كعبه شأن و منزلتش بالاتر است.
اگر مومن تنگدست در نزد مردم و اهل دنیا خوار و ذلیل بوده و با حقارت نگریسته میشود، اما ایشان در عوض پادشاهان آخرتند. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«الْفُقَرَاءُ مُلُوكُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ النَّاسُ كُلُّهُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْجَنَّةُ مُشْتَاقَةٌ إِلَى الْفُقَرَاء» (1)
«فقرا سروران، شهریاران و ملوك بهشتند. مردم همگی مشتاق بهشتند، ولی بهشت مشتاق فقیران است. (در واقع صاحب بهشت كه خداست، مشتاق فقرا است.)»
و نیز پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«اطَّلَعْتُ فِی الْجَنَّةِ فَرَأَیتُ أَكْثَر أَهْلِهَا الفُقَراء..» (2)
به بهشت سری زدم، دیدم بیشتر مردم آن فقیرانند...
فقر در مقابل ثروت اگرچه در دنیا دارای سختی است اما در آخرت بسیار برتر است. علاوه بر آسانیِ سوال و جواب، راحتیهای خاصی نیز به دنبال دارد. بعنوان مثال رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَبْشِرُوا یَا مَعْشَرَ المُهَاجِرِینَ بِالنُّورِ التَّامِّ یَومَ القِیَامَةِ تَدْخُلُونَ الجَنَّةَ قَبْلَ
أَغْنِیَاءِ النَّاسِ بِنِصْفِ یَومٍ وَ ذَلِكَ خَمْسُ مِائَةِ سَنَةٍ» (1)
ای مهاجران (گروهی از اصحاب پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) فقیر! بشارتتان باد به روشنایی كامل در رستاخیز. شما نصف روز پیش از توانگران به بهشت میروید كه آن (نیم روز برابر) پانصد سال است.
اینان از كثرت یقین به حق تعالی، جامۀ زیبای صبر و تسلیم كه فقط برازندۀ ائمۀ اطهار (علیهمالسلام)، پیامبران (علیهمالسلام) و شیعیان خاص4 است، پوشیدهاند. از خواص بیشمار مقام تسلیم در برابر قضاء الهی، باز شدن چشم باطن است كه در این باره پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«طُوبَى لِلْمَسَاكِینِ بِالصَّبْرِ وَ هُمُ الَّذِینَ یرَوْنَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» (2)
خوشا بحال مستمندان شكیبا، آنهایند كه ملكوت آسمانها و زمین را میبینند.
{وَ كَذلِكَ نُری إِبْراهیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیكُونَ مِنَ الْمُوقِنین} (3)
«و این گونه، ملكوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقینكنندگان باشد»
دیدن ملکوت آسمانها و زمین چیز کمی نیست. در قرآن فقط به یکی از پیامبران الوالعزم اشاره شده که موفق به دیدن آنها شده است. البته مومنین
1) میزان الحكمه 9/201 - كنزالعمال [متقی هندی - عامه] 16580
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/263؛ (ط - دارالحدیث) 3/657 - الوافی 5/793 - وسائل الشیعة 10/410 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/365 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/15؛ 69/56 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/215
3) سورۀ مبارکۀ انعام آیۀ شریفۀ 75
تهیدست چون در امتحان بزرگ الهی قرار گرفتهاند باید راضی به قضای الهی شوند و این خشنودی به فعل و تقدیر خدا، از اعظم عبادات و راس همۀ مراحل ایمانی به حساب میآید. برای دلگرمی و راهنمایی (1)آنان فرمودند:
«یا مَعْشَرَ الْمَسَاكِینِ طِیبُوا نَفْساً وَ أَعْطُوا اللَّهَ الرِّضَا مِنْ قُلُوبِكُمْ یثِبْكُمُ الله عَزّ وَ جَلَّ عَلَى فَقْرِكُمْ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَلَا ثَوَابَ لَكُمْ» (2)
ای جماعت مستمندان! خوشدل باشید و رضایت و خوشدلیتان را نزد خدا اظهار كنید تا وی شما را بر فقرتان پاداش دهد، كه اگر چنین نكنید پاداشی برایتان نیست.
مومن بر اثر وثوق و اطمینانش به پروردگار، كه از نشانه های تسلیم است آثاری زیباتر نیز از خود بروز میدهد كه بسیار جای شگفتی میباشد. نقل است كه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) و جناب خضر به یكدیگر رسیدند، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) از جناب خضر پرسید: بهترین اعمال چیست؟
«گفت:بذل و بخشش اغنیاء بر فقرا برای رضای خداوند متعال»
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«از آن بهتر، ناز و تكبر (وقار و حیا) فقرا بر اغنیاء به جهت اعتمادی كه به
1) درباره تسلیم و صبر بر امتحانات الهی و راه رهایی از سختیها، از فرمایشات امامان معصوم (علیهمالسلام) در كتاب تقدیرات، روایات معتنابهی آورده شده است.
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/263؛ (ط - دارالحدیث) 3/657 - الوافی 5/793 - وسائل الشیعة 9/446 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/366 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/17؛ 69/43 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 12/58
خدای تعالی دارند»
جناب خضر (علیهالسلام) عرضه داشت:
«این كلامی است كه باید با نور بر صفحۀ رخسار حوریان نوشت»
مومن فقیر با شكیبایی و تحمل نداریها درب سوال و درخواست را به سوی دیگران میبندد. اعتماد و توكلش فقط به خداست و جز ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) که باب خدا هستند، درب دیگری را نمیكوبد. چرا كه هیچ یك از درهای بندگان باز نیست (و اگر هم در باز شد به عطا و عنایت حضرات معصوم (علیهمالسلام) می باشد). با درخواست نكردن، آبرو و شخصیت خود را حفظ میكند. زیرا دستور نیز چنین است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ یقْطِرُهُ السُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُه» (1)
آبروی تو چون یخی جامد است كه درخواست، آن را قطره قطره آب میكند پس بنگر كه آن را نزد چه كسی فرو می ریزی؟
خویشتنداری مستمندان با کمک توکلی که بر خدای یگانه دارند در برابر توانگران بسیار نیکو و پسندیده است.
«..وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّل..» (2)
به اندك ساختن بهتر از دست نیاز بسوی مردم دراز كردن است.
بنابراین مومن قطعا باید تهیدستی را بنا به حكمت الهی، امتحان خویش در
دنیا و زینت خود در آخرت بداند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«..وَ مَنْ ضُیقَ عَلَیهِ فِی ذَاتِ یدِهِ فَلَمْ یرَ ذَلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَیعَ مَأْمُولا» (1)
آن كس كه تنگدستی را آزمایش الهی نداند، پاداشی را كه امیدی به آن بود از دست خواهد داد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..أَیمَا رَجُلٍ اشْتَكَى فَصَبَرَ وَ احْتَسَبَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ أَجْرَ أَلْفِ شَهِید» (2)
هر مردی كه به دردی گرفتار گردد و شكیبایی ورزد و آن را در راه خدا به شمار آورد، خداوند اجر هزار شهید را برایش رقم زند.
حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«پاداش فقیر شكیبا به مقدار حضرت ایوب پیغمبر (علیهالسلام) است» (3)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْفَقِیرُ الرَّاضِی نَاجٍ مِنْ حَبَائِلِ إِبْلِیسَ وَ الْغَنِی وَاقِعٌ فِی حَبَائِلِه» (4)
فقیر خرسند (راضی به قضای الهی) از دامهای ابلیس میرهد، اما توانگر در آن گرفتار میشود.
مومن با تحمل سختی و بستن زبان در برابر شکایت، بلایا را کاسته و اجر را افزایش میدهد. بلایائی که با تمام تلخیها به نفع او میباشد. ممکن است
1) نهج البلاغة (صبحی) 537 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید [عامه] 19/275 - بحار الأنوار (بیروت) 5/220؛ 70/383 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى (رحمةالله) ) 21/440
2) طب الأئمة (علیهمالسلام) 17 - وسائل الشیعة 2/403 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 78/206 - میزان الحكمه 6/154
3) كتاب نصایح 245
4) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 58 - غرر الحكم و درر الكلم 106؛ ح1951
خود را بیمار دیده در حالیکه دیگران سالِمَند یا خود را فقیر یافته در حالیکه برادرانش غنیاند. باید به حكم عقل و نقل از معصومین (علیهمالسلام) صلاح خویش را در مریضی و فقر ببیند و بداند كه حق تعالی از روی شدت لطف و مهرورزی به بندگانش، تقدیرات وی را اینچنین رقم زده است و خدای نكرده برتری، سلامت و اموال برادرانش او را از عقلانیت خارج نگرداند. چنانكه امام معصوم (علیهالسلام) فرمودهاند:
«بدانید كه تقدیرهای الهی چون قطرات باران از آسمان به سوی انسانها فرود میآید و بهرۀ هر كسی، كم یا زیاد خواهد رسید. پس اگر یكی از شما برای برادر خود برتری در مال و همسر و نیروی بدنی مشاهده كند، مبادا فریب خورد و حسادت كند» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«خداوند به حضرت موسی (علیهالسلام) فرمود: به مال زیاد هیچكس غبطه مبر، زیرا مال بسیار مایۀ گناه بسیار است. نظر به حقوق واجبه كه بر آن مترتب است» (2)
مومنی كه غصۀ مال دیگران را نمیخورد و به اموال آنان نه تنها بیاعتناست، بلكه تنفر میورزد، از غم و غصۀ دنیا رها شده كه در وصف حال او پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاند:
«امت من در دنیا سه طبقهاند: اول آنها كه دل به جمع مال و اندوختن ثروت ندارند و در مقام احتكار و ذخیره نیستند. به مقداری كه گرسنگی را رفع كنند
و عورت را بپوشانند قانعند و به اندازهای كه زندگی را با آن بگذرانند كفایتشان كند، راضی میباشند. اینان در امانند، نه ترسی دارند و نه غصهای، دستهای دیگر...» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در جای دیگر فرمودند:
«بهترین روزی آنست كه تو را كفایت كند( به اندازۀ متعارف روزی به تو برسد) و بر اثر كثرت مال، طاغی و یاغی نشوی و تو را از یاد پروردگار باز ندارد» (2)
حضرت امام سجاد (علیهالسلام) فرمودهاند:
«تمام خیر و نیكی را دیدم كه در بریدن طمع از دست مردم است و هركه هیچ امیدی به مردم نداشته باشد و امرش را در هر كاری بخدای (عزوجل) واگذارد خدای بزرگ هم در هر چیزی (امری) او را اجابت كند» (3)
رفع گرفتاری به دست خداست و شخص مبتلا به فقر نباید برای رفع مشکل، به مخلوق مراجعه نماید. برای رهائی از گرفتاریها، راه حلهایی از ائمۀ هدایت (علیهمالسلام) گرفته شده و عموم آنها حول دعا، الحاح، اصرار، تضرع و انابه چرخش داشتهاند. باید توجه داشت که در استغاثه نباید بجز خداوند را در دل راه داد. و بابِ خدا، ذوات مقدسه (علیهمالسلام) هستند. پس با دعا و.. و شفیع قرار دادن ایشان نزد خدای منان، باید چاره نمود.
همچنین زیربنای این توسل، توبه و انابه است كه مومن برای رفع
گرفتاریهایش باید داشته باشد.
{قُلْ مَنْ یُنَجِّیكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرینَ} (1)
«بگو: ”چه كسى شما را از تاریكیهاى خشكى و دریا مىرهاند؟ در حالى كه او را به زارى و در نهان مىخوانید: كه اگر ما را از این [مهلكه] برهاند، البته از سپاسگزاران خواهیم بود“»
{ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیةً إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ} (2)
«پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید كه او از حد گذرندگان را دوست نمىدارد»
{وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلینَ} (3)
«و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بىصداى بلند، یاد كن و از غافلان مباش»
پس از دعا و استغاثه، با انفاق و صدقه خود را نجات دهد:
{وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْراراً وَ یزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمینَ} (4)
«و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه كنید
[تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید، و تبهكارانه روى بر مگردانید»
و فرمودهاند:
«هر كس با دست كوتاه (نداری) انفاق كند از دست بلند خدای كریم بگیرد»
همچنین فرمودند:
«إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَة» (1)
هرگاه تهیدست شدید، با صدقه دادن با خدا تجارت كنید.
از راز و نیازهای حضرت امام سجاد (علیهالسلام) که به خدای متعال داشتند، نقل است:
«وَ نَعُوذُ بِكَ.. وَ مِنْ فِقْدَانِ الْكَفَافِ وَ نَعُوذُ بِكَ..وَ مِنَ الْفَقْرِ إِلَى الْأَكْفَاءِ، وَ مِنْ مَعِیشَةٍ فِی شِدَّة» (2)
خدایا به تو پناه می جوییم... از ناتوانی برای تامین نیازهای خود... و از فقر نزد همگان و از زندگانی سخت.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) هم در قنوت عرضه میداشتند:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَغْنِنِی بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَوسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِكَ وَ أَعِذْنِی مِنَ الفَقْرِ» (3)
بار خدایا ! بر محمد و آل محمد (علیهمالسلام) درود فراوان فرست و فرجشان را نزدیك
بفرما و مرا با حلالت از حرامت بی نیاز ساز و از فقر در امانم بدار.
با توسلات به درگاه ائمۀ معصوم (علیهمالسلام)، میتوان قلادۀ فقر را از گردن باز نمود. توبه و استغفار، توسل به صلوات و نخوابیدن در بین الطلوعین كه بهترین وقت برای کسب روزی است، کلید رهایی از غمها و گرفتاریها است. تجربیات زیادی در این مورد كسب شده است. (1)
امامان هدایت (علیهمالسلام)، مومن را از تقاضا و درخواست از دیگران در حالت فقر و نیاز، منع فرمودهاند. چرا که باعث خواری و ذلت مومن میشود. حتی بازگوئی هدیهای (فقر) که خدای متعال به او داده، به دیگران شکایت محسوب میشود. بنابراین پنهان داشتن آن مهم است. از طرفی بیان آن برای برادر مومن از این قاعده مستثنی است.
«مشكلات خود را به برادر دینی گفتن، شكایت از خدا نزد خلق به حساب نمیآید»
چون مومن تهیدست به خاطر مناعت طبع نمیتواند نداریهای خود را برای خلایق ابراز كند، لذا برای رهایی از غم و غصه و یا برطرف نمودن مشكلات امر فرمودند: گرفتاریهای خود را میتوان به برادر مومن اظهار نمود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«هرگاه یكی از شما تنگدست و گرفتار شد، مشكل خود را به برادر مومنش
1) یکی از برادران ایمانی در پریشان حالی به سر میبُرد. برادر دیگری که وی را در اضطرار میدید، به او پیشنهاد کرد پس از توبه از اعمال خویش، هر روز برای خطاهای گذشته اشک ندامت ریخته و قطع طمع از همۀ اشیاء و افراد نماید. پس از سه ماه که از ماجرا گذشت، یکدیگر را ملاقات کردند در حالیکه مشکلات وی حل شده بود. او بازگو کرده بود که به اکثر کسبه بدهکار بود و خود را پنهان میکرد.
بگوید و خویشتن را آزار ندهد» (1)
چرا اینچنین اجازه ای یافتیم که غم و غصه را به برادر دینی خود بگوییم؟ به علت آنكه همه از اعضای یك خانواده هستیم. زیرا فرمودهاند:
«مومنین در رفاقت و دوستی و نیكی كردن به همدیگر، همچون اعضای یك بدن هستند كه چون بعضی از اجزاء رنجور شود، اعضای دیگر هم قرار و آرامش نخواهند داشت» (2)
در مجموع عزت مومن و دوری از خواری، منوط به بستن در سوال و درخواست از خلایق است. پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«الفَقْرُ أَمَانَةٌ، فَمَنْ كَتَمَهُ كَانَ عِبَادَةً، وَ مَنْ بَاحَ بِهِ فَقَد قَلَّدَ إِخْوَانَهُ المُسْلِمِینَ» (3)
فقر امانت است، پس هر كه آنرا پوشیده نگه دارد این كارش عبادت است و هر كه آشكارش سازد (بعضا مومن تهیدست بر اثر اضطرار ناچاراً با شرمندگی و خجالت مشكلش را برای برادر خود ابراز میدارد) به گردن برادران مسلمان خود قلاده (مسئولیت) انداخته است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تَسْأَلُوا إِخْوَانَكُمُ الْحَوَائِجَ فَیمْنَعُوكُمْ فَتَغْضَبُونَ وَ تَكْفُرُون» (4)
از برادران خویش حاجت مخواهید كه مبادا نپذیرند و شما خشم گیرید و كافر
شوید.
متاسفانه برخی مومنین پس از مطلع شدن از نابسامانیهای مالی بعضی از برادران تهیدست متوجه این مسئولیت خطیر و مهم نگشته و همچنان از پذیرفتن این مسئولیت عظیم فراری هستند و یا پس از آگاهی از وضعیت مومن فقیر، بجای اعانت با برخوردی تحقیر آمیز، قلب او را آماج زخم زبانهای خود میگردانند. در این خصوص پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«یا علی (علیهالسلام)، إِنَّ الله جَعَلَ الْفَقْرَ أَمَانَةً عِنْدَ خَلْقِهِ، فَمَنْ سَتَرَهُ، أَعْطَاهُ الله مِثْلَ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ؛ وَ مَنْ أَفْشَاهُ إِلى مَنْ یقْدِرُ عَلى قَضَاءِ حَاجَتِهِ، فَلَمْ یفْعَلْ، فَقَدْ قَتَلَهُ، أَمَا إِنَّهُ مَا قَتَلَهُ بِسَیفٍ وَ لَا رُمْحٍ، وَ لكِنَّهُ قَتَلَهُ بِمَا نَكى مِنْ قَلْبِه» (1)
«ای علی (علیهالسلام) همانا خدا فقر را در نزد مخلوقش به امانت گذاشته هر كه آنرا نهان دارد، خدایش مانند پاداش روزهداری كه به عبادت بپا خاسته دهد، و هر كه آن را نزد كسی كه میتواند حاجتش را برآورد فاش سازد و او برآورده نكند او را كشته است، آگاه باش كه او را با شمشیر و نیزه نكشته؛ بلكه با زخم دل كشته است»
متاسفانه در جمع متدینین زیاد شنیده و دیده شده كه بر اثر عدم اعانت مومنین تهیدست، زخمهای كشنده بر قلب ایشان وارد میگردد. با تاسف فراوان هر روز با بیاعتنایی، به مشكلات برادران دینی دامن زده، بدین سبب، زخمهایی فجیع بر دل امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نقش میزنند. از عمدهترین غصههای حضرت امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) کاهلی در این امر از سوی مومنین متمکن است. در
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/261؛ (ط - دارالحدیث) 3/651 - الوافی 5/790 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 9/357 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/8
نمونه برخوردی که با علی بن ابراهیم داشتند، فرموده بودند:
«به وسیلۀ اندوختن مال نسبت به برادرانتان ظلم و ستم روا داشتهاید و این عمل شما را از دیدار ما محروم نگه داشته»
تحقیر نمودن برادر ایمانی به دلیل فقر مالی و تهیدستی وی باعث جریحه دار شدن قلب ایشان شده و مشکلات را برایِشان مضاعف مینماید. نگه داشتن ایمان با وجود فقر بسیار سخت است چه رسد به اینکه مومن بابت فقر، تحقیر را هم تحمل نماید. صد البته با این عمل [مومن متمکن] غضب خداوند را بر خود تدارک میبیند. پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً- أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ وَ قِلَّةِ ذَاتِ یدِهِ- شَهَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یوْمَ الْقِیامَةِ ثُمَّ یفْضَحُهُ» (1)
هر كس مرد یا زن مومنی را به سبب تهیدستی یا اندك بودن مال و دارایی اش خوار شمارد یا تحقیر كند خداوند متعال در روز قیامت او را (بخاطر این عمل زشت) شهره و سپس رسوایش سازد.
البته متدین متمکن، هیچگاه در برخورد با برادران فقیر خود، چنین روشی را اتخاذ نمیكند، بلكه عمل به فرمودۀ حضرت رسول اكرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) را به هر برخوردی ترجیح میدهد:
«..مَنْ أَكْرَمَ فَقِیراً مُسْلِماً لَقِی اللَّهَ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ..» (2)
..هر كس مسلمان فقیری را گرامی بدارد، روز قیامت در حالی خدا را دیدار
كند كه از او راضی است..
همچنین حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ لَقِی فَقِیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیهِ خِلَافَ سَلَامِهِ عَلَى الْغَنِی لَقِی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ هُوَ عَلَیهِ غَضْبَان» (1)
هر كس با مسلمانی فقیر روبرو شود و به او سلامی متفاوت با سلامی كند كه به ثروتمند میكند، روز قیامت خداوند - عز و جل- را دیدار كند در حالی كه خداوند متعال از او در خشم است.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..لَا تُحَقِّرُوا ضُعَفَاءَ إِخْوَانِكُمْ فَإِنَّهُ مَنِ احْتَقَرَ مُؤْمِناً حَقَّرَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یجْمَعْ بَینَهُمَا یوْمَ الْقِیامَةِ إِلَّا أَنْ یتُوب..» (2)
برادران تهیدست خود را تحقیر نكنید، زیرا هر كس مومنی را حقیر شمارد، خداوند - عز و جل - میان آن دو را در بهشت جمع نكند، مگر اینكه توبه نماید.
شبیه این، قرنها پیش در زمان حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) اتفاق افتاد و فرد خاطی پس از چندی راه توبه را در پیش گرفت. خواندن حکایت آن، که در بحارالانوار از عیون المعجزات نقل شده، خالی از لطف نیست. علامه مجلسی (رحمةالله)، اینگونه نوشته است:
«ابراهیم جمّال یكی از شیعیان در عصر حضرت امام كاظم (علیهالسلام) بود. روزی خواست خدمت علی بن یقطین برسد. وی با اجازه از امام (علیهالسلام)، وزیر هارون (لعنت الله علیه) بود. ابراهیم، ساربان بود و به حسب ظاهر، شأن و شخصیت او کمتر از آن بوده كه در مجلس علی بن یقطین وارد شود. از این رو علی بن یقطین او را راه نداد یا اینكه با بی اعتنایی او روبرو شد. اتفاقاً در همان سال جناب علی بن یقطین به حج مشرف شد و خواست در مدینه بخدمت حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) مشرف شود. حضرت او را راه ندادند. روز دوم در بیرون خانه آن حضرت را ملاقات نمود و عرضه داشت: ای سید من! تقصیر بنده چه بوده كه مرا خدمت خویش راه ندادید؟
حضرت (علیهالسلام) فرمودند: به جهت آنكه برادرت ابراهیم جمّال را راه ندادی و حق تعالی ابا دارد كه سعی تو را قبول فرماید، مگر اینكه ابراهیم جمّال تو را عفو نماید.
عرض کرد: ای سید و مولای من! در این وقت كجا او را بیابم در صورتی كه من در مدینهام و او در كوفه است؟!
حضرت (علیهالسلام) فرمودند: هرگاه شب فرا رسید تنها به قبرستان بقیع برو بدون اینكه كسی از اصحاب و غلامان تو بفهمند، در آنجا شتری زین كرده خواهی دید، آن شتر را سوار میشوی و به كوفه خواهی رسید.
علی بن یقطین طبق دستور حضرت امام كاظم (علیهالسلام) این كار را انجام داد و به اندك زمانی (با طی الارض) به كوفه رسید و به خانۀ ابراهیم رفت و در را كوبید. ابراهیم گفت: كیستی ؟
جواب داد: علی بن یقطین هستم.
ابراهیم گفت: بر در خانۀ من چه میكنی ؟
عرض كرد: بیرون بیا كه مرا امر عظیمی رخ داده است و قسم داد كه او را اذن دخول دهد. چون داخل خانۀ ابراهیم شد، گفت ای ابراهیم ! آقا و مولایم اِبا فرمودند كه عمل مرا قبول نمایند مگر آنكه تو از من بگذری.
ابراهیم گفت: غفرك الله لك؛ خدا تو را بیامرزد.
علی بن یقطین صورت خود را بر خاك گذاشت و ابراهیم را قسم داد كه پا روی صورت من بگذار و صورت مرا زیر پای خود بمال.
ابراهیم امتناع ورزید، جناب علی بن یقطین او را قسم داد كه چنین كند. پس ابراهیم پا به صورت علی بن یقطین گذاشت و رخ او را زیر پای خود میمالید و علی بن یقطین میگفت: اللهم اشهد؛ بارالها تو شاهد باش.
آنگاه علی بن یقطین بیرون آمد و سوار بر شتر شد و همان شب به مدینه بازگشت و حضرت امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) اذن ورود دادند وی خدمت آن حضرت شرف یاب شد و امام (علیهالسلام) نیز با آغوش باز از وی استقبال نمودند»
همانطور که گفته شد، شأن مومن تهیدست در نزد خدا [اگر واقعاً مومن باشد] بسیار رفیع است. با گفتن کلمات و نوشتن آنها بر روی کاغذ، شأن ایشان بیان نشده، حق ایشان اداء نمیشود. بلکه خدای متعال در روز قیامت به کرم خویش، فضل ایشان را آشکار خواهد نمود. کمترین سروری و برتری ایشان بر دیگر برادران خود از این جهت است که با تفضل متدین متمکن از اموال خویش به ایشان، خود را لایق بهشت مینماید. اگر مومن فقیر، فقر خود را تحمل نمیکرد و از ایمان خارج میشد، طبق احادیث، مومن غنی لیاقت رفتن به بهشت را پیدا نمیکرد. ایشان وسیلهای شدند تا فقر را تحمل نمایند و بهشت را صاحب شوند و مومن غنی نیز با اعانت وی بهشت را
بدست آورد. در مجموع غنی نیز میتواند به طفیلی فقیر، به دایرۀ ولایت معصومین (علیهمالسلام)، راه یابد. حضرت امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) میفرمودند:
«لَیسَ كُلُ مَنْ قَالَ بِوَلَایتِنَا مُؤْمِناً وَ لَكِنْ جُعِلُوا أُنْساً لِلْمُؤْمِنِین» (1)
چنین نیست كه هر كس دم از ولایت ما بزند مومن باشد بلكه آنان همدم مومنان قرار داده شدهاند.
1) مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها 329 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/244؛ (ط - دارالحدیث) 3/618 - الوافی 5/729 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/291
حال که مومن غنی، مسئولیت خویش را شناخت، و دانست اکرام مومن فقیر در واقع اکرام امام خویش است، پس باید کاهلی را کنار گذاشته، احترام و محبت در خورِ اهل بیت (علیهمالسلام) را برای فقرای ولائی از خود نشان دهد. اعانت را به نحو احسن آغاز نموده، سفرۀ خویش را بگشاید، قرض به وی را قرض به خدا دانسته و ابا نَوَرزَد، تلاش شبانه روزی و بی وقفۀ خویش را آغاز نماید. حضرت امام ابن الامام؛ جعفر بن محمد صادق (علیهماالسلام) تاکید نمودند:
«..سَبْعُونَ حَقّاً- لَا أُخْبِرُكَ إِلَّا بِسَبْعَةٍ فَإِنِّی عَلَیكَ مُشْفِقٌ أَخْشَى أَنْ لَا تَحْتَمِل..وَ تَسْعَى فِی حَوَائِجِهِ بِاللَّیلِ وَ النَّهَارِ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ وَصَلْتَ وَلَایتَكَ بِوَلَایتِنَا وَ وَلَایتَنَا بِوَلَایةِ الله عَزَّ وَ جَل» (1)
از حضرت امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ حق مومن بر مومن پرسیده شد؛ فرمود هفتاد حق دارد اما من هفت حق را به تو میگویم چرا که بر تو مهربانم، میترسم که قدرت پذیرش نداشته باشی (یعنی به سبب انجام ندادن آنها
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/174؛ (ط - دارالحدیث) 3/446 - الوافی 5/559 - وسائل الشیعة 12/208 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/255
وارد جهنم خواهیم شد).. شب و روز در برآوردن نیازهای او (برادر ایمانیات) بكوشی، پس چنانچه اینطور عمل کردی، ولایت خود را به ولایت ما متصل کردی و ولایت ما به ولایت خدای عز و جل متصل است.
حسین بن نعیم میگفت كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) به من فرمودند:
«آیا برادران دینی خود را دوست داری ؟ عرض كردم بلی. پرسیدند به فقرا و تنگدستانشان نفع میرسانی؟ جواب دادم آری. فرمودند: متوجه باش كه لازم است ایشان را دوست بداری. آیا آنها را به منزل خود دعوت میكنی؟ عرض كردم: هیچگاه غذا نمیخورم مگر اینكه دو یا سه نفر از برادرانم میهمان من هستند. فرمودند: فضیلت آنها بر تو بیشتر از فضیلت تو است بر آنها. عرض كردم: فدایت شوم من آنها را میهمان میكنم و در منزل خودم از ایشان پذیرایی مینمایم، باز فضیلت آنها بیشتر است؟ فرمودند: آری، هنگامی كه وارد منزل تو میشوند، با روزی تو و خانوادهات وارد میشوند و در بیرون رفتن، گناهان تو و خانوادهات را بیرون میبرند» (1)
آیا وقتی میهمان با اینکه سر سفرۀ میزبان نشسته، باعث ازدیاد روزی میزبان شده و مغفرت الهی را برای صاحب خانه و اهلش به ارمغان میآورد، میتوان مقام وی را تشریح نمود؟ حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كس به فقیری از شیعیان ما احسان كند خداوند متعال آنقدر اجر و پاداش به وی عطا نماید كه جز پروردگار كسی نداند» (2)
خداوند به یكی از پیامبران بنی اسرائیل به نام شعیان یكی از آثار شگفت
انگیز اعانت به مومن فقیر را اینگونه فرمود:
«علامت رضای من در رضای مستمندان است و اگر آنها به فقرا رحم كنند، ضعیفان را به خود نزدیك سازند، از آنها دستگیری نمایند، انصاف به مظلوم بدهند، او را یاری كنند، نسبت به غایبان با عدل رفتار نمایند، حق یتیمان را بدهند و هر حقی را به صاحبش رد كنند، منِ خدا، نور چشم و سمع گوش و عقل دلها و قوت دست و پای آنها میشوم و دل و عقلهایشان را بجا دارم» (1)
امام معصوم (علیهالسلام) نیز فرمودهاند:
«..وَ مَنْ قَضَى حَاجَةً لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِنَا فَكَأَنَّمَا قَضَاهَا لِأَجْمَعِنَا..» (2)
هر كس نیاز یكی از دوستان ما را برآورد، گویی آن را برای همۀ ما [ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) ] برآورده كرده است.
بنابراین میبایستی سریعتر حركتی را در راستای كمك به ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) آغاز کرد و قدم در وادی جوانمردی و اعانت ضعفای مومنین گذاشت. اعانتی که همراه با احترام و تكریم برادران دینی باشد. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَضِفْ بِطَعَامِكَ مَنْ تُحِبُ فِی الله» (3)
كسی را كه به خاطر خدا دوستش داری به غذای خود میهمان كن.
اطعام مومن حتی اگر غنی باشد، در نزد خدا اهمیت بسزائی دارد. حضرت
امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ اطعام فرمودهاند:
«هر كس یك مومن ثروتمندی را اطعام كند برابر است با یك بندۀ مومن از فرزندان اسماعیل (پیغمبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) كه او را از كشته شدن نجات دهد و هر كه مومن تهیدست و محتاجی را اطعام كند برابر است با صد بنده از فرزندان اسماعیل (علیهالسلام) كه آنها را از كشته شدن آزاد كند» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) نیز فرمودند:
«إِذَا اُدْخِلَ الضَّیْفُ بَیتَ المُؤمِنِ دَخَلَ مَعَهُ أَلْفُ بَرَكَةٍ وَ أَلْفُ رَحْمَةٍ وَ كُتِبَ لِصَاحِبِ المَنْزِلِ بِكُلِّ لُقْمَةٍ یَأكُلُهَا الضَّیْفُ حِجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ»
زمانی كه میهمان به منزل برادر مومن وارد میشود، هزار بركت و هزار رحمت با او وارد شود و برای صاحب منزل به هر لقمهای كه میهمان خورده، یك حج و یك عمره نوشته میشود.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) چگونگی پذیرائی از مومن را اینگونه فرمودند که:
«هرگاه یكی از برادران دینی ات وارد بر تو شد هر چه در خانه داشتی بیاور و اگر او را دعوت كردی در تهیۀ وسایل پذیرائی و خوراك كوشش كن» (2)
روزی كسی حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) را به میهمانی دعوت کرد، حضرتش با سه شرط این میهمانی را قبول نمودند:
«اول از خارج منزل چیزی برایم تهیه نكنی، دوم در منزل چیزی از من پنهان و ذخیره ننمایی و سوم بر خانوادۀ خود تنگ نگیری و سهم و خوراك آنها را كم
نكنی» (1)
مراعات مومن در همه حال واجب بوده تا جائیکه حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«..حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یشْبَعَ وَ یجُوعُ أَخُوهُ وَ لَا یرْوَى وَ یعْطَشُ أَخُوهُ وَ لَا یكْتَسِی وَ یعْرَى أَخُوهُ فَمَا أَعْظَمَ حَقَّ الْمُسْلِمِ عَلَى أَخِیهِ الْمُسْلِم..» (2)
حق مسلمان بر مسلمان اینست که سیر نباشد در حالیکه برادرش گرسنه است و سیراب نباشد مگر اینکه برادرش سیراب باشد و پوشیده نباشد در حالیکه او برهنه است. سپس فرمودند: چقدر عظیم است حق مومن بر مومن.
کیست که بتواند منزلت برادر فقیر خود را جز اهل یقین و جوانمرد دریابد؟ سپس در ادامۀ حدیث فرمودند:
«..آنچه را برای خود می خواهی برای او نیز بخواه و اگر برادرت كمك خواست، عطایش كن»
در این مسئله هیچگونه سستی بر مومن روا نیست. برای اهمیت این اعانت، امام (علیهالسلام) در ادامه میفرمایند:
«نسبت به هیچ خیری نباید از او ملول شوی [و كاری نكنی] كه او از تو ملول شود. پشتیبان او باش كه او پشتیبان تو است. چون غایب شود در غیابش (از همه جهات) او را مواظبت كن. چون حاضر گردد از او دیدار كن و تجلیل و
احترامش نما (چرا) كه او از توست و تو از اویی. چون از تو بدش آید از او دوری مكن تا از او گذشت بخواهی و عذرخواهی كنی (كینه را از دلش بزدایی) اگر به او خیری رسد خدا را سپاس گوی و اگر بلایی به او رسید بازویش را بگیر و اگر برایش نیرنگی سازند یاریش كن»
یعنی مومن به جمیع جهات اعم از دنیوی و اخروی، باید یاور برادران دینی خود باشد همانگونه که برای فرزندش، پدری دلسوز است. وقتی تنگدستی بر شخصی هجوم بیاورد، طبیعتا بر نوع تغذیۀ وی تاثیر فراوانی میگذارد. دامنۀ این اثر از عدم تغذیۀ کافی تا گرسنگی، با همۀ تبعات منفیاش برای فرد، دامنگیر برادران مومن هم میشود. چرا که وظیفۀ برادر دینی، پوشش برادر خویش است تا در صورت تنگی معیشت، به اعانت مصیبت زده پرداخته، او را از مهلکه برهاند و خویش را در امتحان سربلند گردانیده و هدیۀ خداوند که همان فرصت اعانت به مومن تنگدست است، را برنگرداند. در دو حکایت ذیل، پندی برای آنها که از غضب الهی ترسانند، نهفته است. بررسی و اعمال آن در شیوۀ برخورد با دیگران موجبات گشایش درهای رحمت الهی و ترک آن همراه با خشم پروردگار است.
«شبی جناب سید بحرالعلوم (رحمةالله) خادمش را به سراغ سید جواد عاملی، صاحب كتاب مفتاح الكرامه فرستاد او هم شتابان به حضور رسید، چون چشم سید بر او افتاد، فرمود: آیا از خدا نمیترسی؟ آیا مراقب خداوند نیستی؟ حیا نمی كنی از خدا؟ سید جواد گفت: مگر چه روی داده؟
فرمود: مردی از برادران دینی تو از بقال، برای عیال خود هر شب و روز
خرمای زاهدی به قرض میگرفت و به غیر آن قوت نداشت و بر ایشان هفت روز میگذرد كه برنج و گندم نچشیدهاند و امروز كه رفت خرما بگیرد بقال به او گفت قرض تو فلان مبلغ شده، او هم از بقال حیا كرد و چیزی نگرفت و خود و عیالش شب را بی شام به سر بردند و تو خوش میگذراندی و می-خوردی و او خانهاش به خانه تو متصل است و میشناسی او را كه فلانی است.
مرحوم سید جواد در جواب گفت: ”والله، من از احوال وی مطلع نبودم“. سید بحرالعلوم فرمود: اگر به حال او مطلع بودی و شام میخوردی، یهودی یا كافر میبودی و این غضب من بر تو به جهت تجسس نكردن (و عدم اطلاع از حال او ) بوده است. سپس مجموعه غذاهایی نفیس و كیسهای تنخواه (پول) به وسیلۀ سید جواد و خادمش برای او فرستاد» (1)
«نقل است كه یكی از دلایل ابتلاء حضرت یعقوب، آن بوده است كه وقتی جناب جبرئیل برای رهایی حضرت یعقوب (علیهالسلام) از غم فراق حضرت یوسف (علیهالسلام) مژده و بشارت وصل و دیدار پسرش را آورده بود، گفت: ای یعقوب بدان كه روزی شخص فقیری از كنار منزل تو میگذشت و كباب بریان مینمودی و آن شخص از لذت و خوردن آن بی نصیب مانده بود.
حضرت یعقوب (علیهالسلام) فرمود: من كه نمیدانستم چنین شخصی در حال بریان نمودن كباب از كنار خانۀ من رد میشده، جبرئیل گفت: اگر كه میدانستی (و دعوت نمیكردی) از نبوت خلع میگشتی».
مومن متمکن باید این سوال را از خود بپرسد وقتی برادر خویش را تحت
1) فوائد رضویه 86
فشار مشکلات اقتصادی دیده و او را غرق در تنگی معیشت حس میکند، وقتی وی زندگی سختی را تجربه میکند یا مقروض است؛ آیا انتظار بهشت داشته باشد در حالی که مال خویش را در کمک به او عرضه نمیکند؟ آیا از عذاب آخرت غافل است؟ حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«لَا تَقُلْ لِاَخِیكَ إِذَا أَدْخَلَ عَلَیْكَ أَكَلْتَ الیَومَ شَیْئاً؟ وَلَكِنْ قَرِّبْ إِلَیْهِ مَا عِنْدَكَ فَإِنَّ الجَوَادَ كُلَّ الجَوَادِ مَنْ بَذَلَ مَا عِنْدَهُ» (1)
هنگامی كه برادرت بر تو وارد شده از او سوال نكن آیا امروز غذا خوردهای یا نه؟ آنچه داری برای او حاضر كن، چرا كه سخاوتمند واقعی كسی است كه از بذل آنچه حاضر دارد، مضایقه نكند.
و نیز فرمودند:
«..هَلَكَ امْرُؤٌ احْتَقَرَ لِأَخِيهِ مَا يَحْضُرُهُ وَ هَلَكَ امْرُؤٌ احْتَقَرَ لِأَخِيهِ مَا قَدَّمَ إِلَيْهِ» (2)
میزبانی كه آنچه را برای برادرش آماده ساخته كوچك بشمرد هلاك شده است، همچنین میهمانی كه آنچه را كه نزد او حاضر كردهاند كوچك بشمرد هلاک شده است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در آداب میهمانی و رعایت موقعیت میزبان، فرمودند:
«هنگامی كه یكی از شما وارد منزل برادر مسلمانش میشود، هر جا به او پیشنهاد میكند، بنشیند، چرا كه صاحب منزل به وضع منزل خود و آن
قسمتهایی كه نباید آشكار گردد، آشناتر است» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ فِي الله كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ مَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً مِنَ النَّاسِ قُلْتُ وَ مَا الْفِئَامُ مِنَ النَّاسِ قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ مِنَ النَّاس» (2)
هر كه برادرش را برای خدا اطعام كند، پاداشش مانند كسی است كه فئامی از مردم را اطعام كند عرض كردم فئام چه مقدار است؟ فرمودند: صد هزار از مردم.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در فضیلت اطعام دادن فرمودند:
«مَا أَكَلْتَهُ رَاحَ وَ مَا أَطْعَمْتَهُ فَاحَ» (3)
آنچه بخوری، برود و آنچه بخورانی فراوان و پر بركت شود.
حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّ الله يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ هِرَاقَةَ الدِّمَاءِ» (4)
خداوند اطعام كردن و قربانی كردن را دوست دارد.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«قُوتُ الْأَجْسَادِ الطَّعَامُ وَ قُوتُ الْأَرْوَاحِ الْإِطْعَام» (5)
1) بحارالانوار 75/451
2) كافی ج 2 باب اطعام مومن ح 11 - الكافي (ط - الإسلامية) 2/202؛ (ط - دارالحديث) 3/517 - الوافي 5/676 - وسائل الشيعة 24/324 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 71/376
3) عيون الحكم و المواعظ (لليثي) 483 - غرر الحكم و درر الكلم 693
4) المحاسن 2/387 - وسائل الشيعة 24/287 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 71/361؛ 96/298
5) مشكاة الأنوار في غرر الأخبار 325 - بحار الأنوار (ط - بيروت) 72/456 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/246
تغذیۀ بدنها به طعام خوردن است و تغذیۀ روحها به طعام دادن و خورانیدن آن است به دیگری.
همانگونه که اطعام از حقوق مومن بر مومن است، اجابت سفرۀ مومن نیز، ضروری میباشد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يُجِيبَ دَعْوَتَه» (1)
یكی از حقوق واجب مومن بر مومن اینست كه دعوت او را بپذیرد.
در این باره، پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ» (2)
و این كار (اجابت) جزء دین است.
اگر اجابت نمودن دعوت برادر این اندازه با اهمیت و جزء ضروریات است پس جایگاه دادرسی از مومن گرفتار كجاست؟ مخصوصاً اینكه آثار تهیدستی آنها بر ما هویدا باشد؟! و دردآورتر اینكه برای اعانت نمودن خویش از روی اضطرار از برادر دینی خود تقاضا و درخواستی نماید و «آنگاه اجابت نگردد».
باید در تمام موارد، مخصوصاً در برخورد با برادران مومن، احترام لازم را مد نظر داشت. چرا که بسیار دیده شده فردی که صاحب منصب است یا تمکن مالی داشته و یا از موقعیتی بخصوص در جامعه برخوردار است، در برخورد با جامعه و برادران ایمانی ضعیف عمل کرده و ایشان را خوار شمرده (با عکس العملهای خاص) و مورد بیمهری قرار میدهد. طبیعی است که اینگونه
برخورد قطعاً دارای عقاب و عتاب بسیار شدید خواهد بود. عکس آن نیز صادق است، اگر برادر ایمانی مورد تفقد قرار گیرد، دارای ثواب عالی خواهد شد.
«مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ مَجْلِسٍ يُكْرِمُهُ بِهِ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ الله عَزَّ وَ جَلَّ مَمْدُوداً عَلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ» (1)
هر كه به برادر مسلمان خود سخنی مودبانه و مهرآمیز بگوید و یا او را در جای محترمانه از مجلس بنشاند، تا زمانیكه در آن كار باشد پیوسته سایۀ رحمت خداوند عزوجل بر سر او گسترده است.
احترام و تكریم برادران مومن به ویژه مومن تهیدست، آنچنان مهم است كه محترم داشتن او، احترام به ساحت قدس خداوند است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَأَكْرَمَهُ، فَإِنَّمَا أَكْرَمَ الله عَزَّ وَ جَل» (2)
كسی كه برادر مسلمانش بر او وارد شود و وی گرامیش بدارد، در حقیقت خداوند عزوجل را گرامی داشته است.
«..مَنْ قَالَ لِأَخِیهِ: مَرْحَباً، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مَرْحَباً إِلى یوْمِ الْقِیامَة..» (3)
هر كه به برادر مومن خود خوشامد گوید، خداوند متعال تا روز قیامت برای او خوشامد (مرحباً) مینویسد.
گشادهروئی و احترام در هر فردی ایجاد سرور و شادی مینماید. برای برادر مومن قطعاً دارای اولویت و اهمیت و بالطبع ثواب عظیم خواهد بود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَيْنِه» (1)
محبوبترین اعمال در پیشگاه خداوند- عز و جل -، شاد نمودن مومن است و آن سیر كردن وی از گرسنگی، رفع گرفتاری و پرداخت بدهكاری وی است.
در این روایات شاد نمودن مومن را در رفع گرفتاری او دانستهاند. گرفتاریهائی از قبیل گرسنگی، دیون و.. خوشحالی مومن، سرور ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) است و سرور ایشان، یعنی فرح خدای تعالی با اهمیتی بسیار فراوان تا جائیکه حق تعالی با تمام جلال و جبروت و بی نیازیش، فریاد طلبیدن قرض از بندگان را سر میدهد و خود را با تمامی عظمت و كبریایی، خرج مومن گرفتار میكند (و مستقیما) دست قرض طلبی به سوی خلایق... و این نیست مگر شرافت و بزرگی مومن پیش حضرت باریتعالی.
انسان موحد با بصیرتی كه از كلام امام معصوم (علیهالسلام) دریافته است، میفهمد كه این روایت یعنی چه، چرا خدای تعالی اینقدر حساسیت بخرج داده با تمام بینیازی مطلق، برای اینكه مومنی نجات پیدا كند در سورۀ مباركۀ حدید آیۀ
1) المؤمن 51 - المحاسن 2/388 - الكافي (ط - الإسلامية) 2/192؛ 4/51؛ (ط - دارالحديث) 3/492؛ 7/334 - الوافي 5/657؛ 10/507 - وسائل الشيعة 9/469؛ 16/350؛ 24/325
شریفۀ 11، فریاد «كیست به من قرضی دهد» را سر میدهد.
{مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَیضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَریم} (1)
«کیست که به خدا وامی نیکو بدهد پس خداوند [پاداش آن را] برای او آنرا اضافه میکند و برای او پاداش نیکوئی است»
{مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثیرَة..} (2)
«کیست که به خداوند وامی نیکو بدهد پس خداوند [پاداش آنرا] برای او بسیار بسیار اضافه میکند..»
یعنی برای اینکه برای مومن گرفتار ارزش قائل شود، وجود گرامی خود را خرج مومن مضطر میكند. مثل اینكه مومنی برای دِین خویش، راهی زندان شود و برادر دینیاش با تمام شرمندگی، آبرو و حیثیت خود را زیر پا بگذارد و نزد خلایق باب سوال و كمك را باز نماید. در صورتیكه این عمل بسیار سخت و گران بر حال آن بنده است. اما چون آن شخص مومن بوده و دارای ارزشهای عالی، پای اجبار به میان میآید تا نزد هر كس و ناكسی كه میتواند او را از زندان نجات دهد، دست نیاز دراز نماید. خدای تعالی نیز برای حفظ آبرو و بالا بردن مقام مومن، مستقیماً فریاد دادخواهی و قرض را سر میدهد. باید در قرض دادن به برادران دینی، همتی مردانه بخرج داد. زیرا قبل از اینكه برادر مومن برای درخواست وام، سوال نماید، میباید جوانمردی بخرج داد و پیشقدم شد. زیرا این اعانت، اعانتِ الله میباشد كه در تاكید این موضوع، امام
معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّ لَهُ حَاجَةً تُبَادِرُهُ إِلَى قَضَائِهَا وَ لَا تُلْجِئُهُ أَنْ یسْأَلَكَهَا وَ لَكِنْ تُبَادِرُهُ مُبَادَرَةً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ وَصَلْتَ وَلَایتَكَ بِوَلَایتِهِ وَ وَلَایتَهُ بِوَلَایتِكَ» (1)
چون بدانی (برادرت) حاجتی دارد، در انجام آن سبقت بجویی و او را مجبور نسازی كه از تو تقاضا كند، بلكه خودت پیشدستی كنی (و دوستی با برادر دینی را با این اعمال ثابت میكنی) چون چنین كردی دوستی خود را به دوستی او پیوستهای و دوستی او را به دوستی خود و به این آیۀ شریفه عمل نمودهای:
{وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض..} (2)
با این تاكیدات، مبادا كه برادران ثروتمند، خود را از دسترس مومن مستضعف دور نگه دارند، كه شاید از او تقاضایی مثل وام و... غیره کند و اگر چنین شد وای بر ایشان كه با تمام اعمال عبادی و صالح، از بهشت حق تعالی محروم خواهند شد و كسی كه در بهشت نباشد، پس جایگاهش در كجاست؟ در این باره حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«أَيُّمَا مُؤْمِنٍ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُؤْمِنٍ حِجَابٌ ضَرَبَ الله عَزَّ وَ جَلَّ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجَنَّةِ سَبْعِينَ أَلْفَ سُورٍ مَا بَيْنَ السُّورِ إِلَى السُّورِ مَسِيرَةُ أَلْفِ عَامٍ» (3)
هر مومنی كه خود را از دسترس مومن دیگر دور نگه دارد، خداوند عز و جل میان او و بهشت هفتاد هزار حصار بِكِشَد كه میان هر حصار با حصار دیگر،
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/169؛ (ط - دارالحدیث) 3/434 - الوافی 5/558 - وسائل الشیعة 12/205 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 9/31 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/238
2) سورۀ مبارکۀ توبه آیۀ شریفۀ 71
3) الكافي (ط - الإسلامية) 2/364؛ 2/365؛ (ط - دارالحديث) 4/98؛ 4/100 - وسائل الشيعة 12/230
هزار سال راه است.
و در روایتی دیگر است كه:
«بر اثر پنهان نگه داشتن خویش، پیوسته در لعنت خدا باشد»
مومن ولایتی با تمام اعمال، عبادات و تقدس و رعایت شئونات دینی، اگر در مورد وام دهی و یا رفع گرفتاری برادران خویش اهمال بورزد باید یقین كند به خاطر خیانت در امانت (مال) الهی، بهشت بر وی حرام میشود و اگر مومنی بتواند اعانت نماید و سستی كند، پس اگر درب بهشت بروی وی بسته میشود، جایگاهش در كجاست؟ پیامبر گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«وَ مَنِ احْتَاجَ إِلَيْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فِي قَرْضٍ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَلَمْ يَفْعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّة» (1)
كسی كه برادر مسلمانش در وامی به او نیاز پیدا كند و او بتواند وام بدهد و چنین نكند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام گرداند.
{یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا الله ینْصُرْكُمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ} (2)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و قدمهایتان را ثابت میکند»
{مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَیضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثیرَةً..} (3)
«کیست که بخداوند قرض نیکوئی بدهد پس خداوند آنرا برای او چندین برابر
میکند»
امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«حال كه تندرست هستید نه بیمار و در حال گشایش هستید نه تنگدست... در بخشش بخل نورزید كه خدای سبحان فرمود: اگر خدا را یاری كنید، شما را پیروز میگرداند و قدمهای شما را استوار میدارد و فرمود: كیست كه به خدا قرض نیكو دهد؟ تا خداوند چند برابر عطا فرماید و برای او پاداش بی عیب و نقصی قرار دهد؟ درخواست یاری از شما به جهت ناتوانی نیست و قرض گرفتن از شما برای كمبود نمیباشد در حالی كه طلب وام از شما دارد»
حق تعالی نیازی به وام بندگانش ندارد بلكه برای ارزش قایل شدن برای مومنین تهیدست و ترحم نمودن به احوال مومنین متمكن است تا بدین وسیله، آنانْ راهی به بهشت جاودانه پیدا كنند، پس كیست كه به خداوند قرض دهد؟ آیا ایمان و یقینمان به حدی رسیده است كه قبر، قیامت و عالم برزخ را باور داشته باشیم؟ پس برای اعانت مومنین، مخصوصاً دربارۀ قرض دادن باید بسیار كوشا و پر تلاش بود و كاهلی در این امر، بی احترامی و بی توجهی به درخواست خداوند است. ای مومن سخن خداوند با شماست، آیا میشنوید: «كیست به من قرض بدهد؟»
آیا جرات دادن جواب منفی را داریم؟ اگر حیا مانع میشود كه به درخواست خداوند جواب منفی بدهیم، پس جوانمردانه و هر چه سریعتر در این راستا، مومنین حقیقی و مستمند را [كه برادرانتان هستند] پیدا كنید و با قرض دادن به آنها و در واقع قرض دادن به خداوند متعال، ایشان را از گرفتاری نجات بخشیده و خود را مشمول رحمت خداوند، نه غضب وی نمائید.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوب» (1)
از كفارۀ گناهان بزرگ، به فریاد مردم رسیدن و آرام كردن مصیبت دیدگان است.
و چه مصیبتی بالاتر از فقر و قرضهای كمرشكن، پس اگر برادرت دست نیاز به سوی تو دراز كرد بدان كه رحمت خداوند است که بسوی تو آمده چرا که حضرت امام حسین (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَم» (2)
نیازهای مردم به سوی شما رحمت الهی است. پس از نعمتها ملول نشوید.
و كدامین عاقلی دست رد بر رحمت الهی خواهد زد جز افراد بیخِرَد و كسانی كه محبت دنیا آنها را از این رحمت دور كرده است. حال اگر ذره ای ایمان و یقین به قیامت در ما وجود داشته باشد، به درخواست و ندای حق تعالی كه از بندگان وام طلبیده است باید با سر و جان جوابگوی ندای پروردگارمان باشیم كه در این باره حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«خداوند سبحان فرموده است: اگر خدا را یاری دهید، شما را یاری میدهد و گامهایتان را استوار گرداند و در قرآنش فرموده است؛ كیست آنكس كه به خدا وامی نیكو دهد تا برای وی دوچندانش گرداند و او را پاداش خوشی باشد؟! (3)اما خداوند از روی ناتوانی، ناداری و خواری از شما یاری (وام)
نخواسته و به سبب تنگدستی از شما قرض نطلبیده. از شما یاری خواسته است در حالی كه لشكرهای آسمان ها و زمین از آن اوست و او مقتدر و حكیم است. در حقیقت خواسته است شما را بیازماید كه كدام یك نیكوتر عمل میكنید» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«خداوند-عزوجل-میفرماید: من دنیا را میان بندگانم كالایی برای داد و ستد قرار دادم، پس اگر كسی از دنیا به من قرض بدهد، به ازای هر یك از آن قرض، ده تا هفتصد برابر و هر چند برابر كه بخواهم به او می دهم» (2)
راجع بقرض دادن به مومنین، خداوند در قرآن مجید در آیاتی چند، فرموده است:
«كیست كه به خدا وام نیكو دهد و از اموالی كه به او ارزانی داشته، انفاق كند تا خداوند آن را برای او چندین برابر نماید و برای او اجر فراوان و پر ارزشی است» (3)
«اگر به خداوند قرض الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف میسازد و شما را میبخشد و خداوند شكر كننده و بردبار است» (4)
«كیست كه به خداوند قرض نیكویی دهد و از اموالی كه خداوند به وی بخشیده انفاق كند تا خداوند آن را برای او چندین برابر كند و خداوند روزی
بندگان را محدود و گسترده میسازد و بسوی او باز میگردید» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«هر كس به برادر مسلمانش قرض دهد در مقابل هر درهمی كه به او قرض داده، هم وزن كوه احد از كوه های رضوی و طور سینا به او حسنه داده میشود و اگر در باز پرداخت با او مدارا كند از پل صراط بدون حساب مثل برق جهنده میگذرد»
اهمیت این مطلب در ادامۀ این روایت مشخص میشود كه فرمودند:
«..وَ مَنِ احْتَاجَ [وَ مَنْ شَکَا] إِلَیهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَلَمْ یقْرِضْهُ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ یوْمَ یجْزِی الْمُحْسِنِین..» (2)
كسی كه برادر مسلمانش از او قرض بخواهد و او از دادن قرض دریغ كند، خداوند بهشت را بر او حرام گرداند در روزی كه به نیكوكاران پاداش داده میشود.
وای بر مومنی كه توفیق این عبادت عظیم از دستش ربوده شود و با دست خویش، بخاطر دریغ از برادرش جهنم را برای خود فراهم سازد، پس باید که دو روز عمر كوتاه ما را فریب ندهد. چرا كه در عالم برزخ كسی سالم نمیماند مگر اعانت كنندگان به امام (علیهالسلام) و محبینشان.
پس اگر ترس از عالم برزخ در جان و روح تو مستولی گشت، امانت الهی (مال) را به صاحبش كه خداست با قرض دادن نیكو به خدایت برگردان كه از
تو درخواست وام کرده است و با احترام فوقالعاده به او (برادرانت) عودت ده و در رد این امانت الهی (قرض به برادر دینی) نهایت انصاف، مدارا و مهلت را پیشۀ خویش ساز كه مدارا نمودن با بدهكار، همانا مدارا و انصاف با خدا است. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) مهلت دادن و تحت فشار قرار ندادن برادر بدهكار را بسیار مهم دانسته، فرمودند:
«..لَا یحِلُ لَكَ أَنْ تُعْسِرَهُ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مُعْسِر» (1)
جایز نیست انسان، بدهكار خود را به سختی بیندازد با اینكه میداند پرداخت دین برای او دشوار شده است.
در بین سختیها آنچه از همه بیشتر انسان را میگدازد، بدهکاری و دِین است. رنج نداری از یک سو و ناراحتی ناشی از دین از سوی دیگر، فرد را از موضع عزت پائین کشیده و به ذلت سوق میدهد. نقل است:
«حضرت امام سجاد (علیهالسلام) بخاطر تنگدستی و بدهكاری یكی از شیعیان گریه نمودند» (2)
حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ فِی كُلِ یوْمٍ صَدَقَةٌ بِمِثْلِ مَا لَهُ عَلَیهِ حَتَّى یسْتَوْفِی حَقَّهُ» (3)
هر كس تنگدستی را مهلت دهد، در هر روز برای او ثواب صدقهای برابر با
طلبی كه از او دارد بر عهدۀ خداست (نوشته می شود)، تا زمانیكه مال (پول) خود را دریافت كند.
در این مطلب آن چیزی که باعث شگفتی است آنست که برطرف شدن اندوه مومن ثروتمند، منوط به گشایش امور مومن تنگدست و وامدار است. حضرتش (علیهالسلام) فرمودند:
«مَن أَرادَ أَنْ تُستَجابَ دَعوَته وَ أَن تُكْشَف كربته فَلْیفرج عَنْ مُعْسِر» (1)
هر كس میخواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف گردد به تنگدستی (كه از وی وام گرفته) مهلت دهد.
بدنبال عدم مدارا با مومن بدهكار، آه و نفرین وی است كه منجر به بلا و بدبختی طلبكار میگردد كه فرمودند:
«اتّقوا دعوة المُعسر» (2)
بترسید از نفرین (فرد) تنگدست.
همچنین نجات از جهنم نیز در گرو مهلت دادن به مومن بدهكار است. چنانكه روزی پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) وارد مسجد شدند و فرمودند:
«كدام یك از شما دوست دارد كه خداوند - عز و جل - او را از گرمای سوزان دوزخ نگه دارد؟ عرض كردند: ای رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) همۀ ما خوش داریم. فرمودند:
«مَنْ انْظَرَ مُعْسِراً أَوْ وَضَعَ لَهُ أَظَلَّهُ الله تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِهِ یوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّه» (3)
هر كه تنگدستی را (كه از شما قرض گرفته) مهلت دهد، یا بر او ببخشد، خداوند عزوجل وی را تحت سایۀ عرش خویش پناه میدهد در روزی که [روز قیامت] سایهای در آن نیست مگر سایۀ او.
و همچنین رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در جایی دیگر فرمودند:
«مَنْ نَفَّسَ عَن غَریمَهُ أَو مَحا عَنْهُ كانَ فی ظِلِّ الْعَرش یومَ القِیامَة» (1)
هر كه به بدهكار خود مهلت دهد یا از طلب خود درگذرد، روز قیامت در سایۀ عرش باشد.
دعای فرشتگان شامل مومنین میشود. به فرمایش رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم):
«..مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً ینْتَظِرُ بِهِ مَیسُورَهُ كَانَ مَالُهُ فِی زَكَاةٍ وَ كَانَ هُوَ فِی صَلَاةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ حَتَّى یؤَدِّیهُ إِلَیهِ..» (2)
هر كس به مومنی وامی دهد (برای پس گرفتن آن) صبر كند تا دستش باز شود، مال او زكات محسوب شود و فرشتگان برای او دعا كنند، تا اینكه وامش به او برگردانده شود.
همچنین برای شخص گیرندۀ وام، مراتبی بر پایۀ انصاف و وجدان وضع فرمودند:
«..وَ كَمَا لَا یحِلُ لِغَرِیمِكَ أَنْ یمْطُلَكَ وَ هُوَ مُوسِرٌ فَكَذَلِكَ لَا یحِلُّ أَنْ تُعْسِرَهُ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ
مُعْسِرٌ» (1)
همچنان كه بدهكار تو اگر توانگر باشد روا نیست در پرداخت بدهیاش به تو تعلل ورزد، بر تو نیز جایز نیست كه اگر بدانی تنگدست است او را تحت فشار قرار دهی.
آن چیزی كه در این خصوص (اعانت) قابل توجه است، برادرانی كه مورد لطف و احسان برادران متمول قرار میگیرند، از زحمات و اعانت آنها، خصوصاً اگر در پرداخت بدهی مهلتی میدهند یا در امورشان گشایشی بوجود میآورند، باید سپاسگزاری کنند. ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) تاكید بر این موضوع کردهاند. حضرت امام سجاد (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«..أَشْكَرُكُمْ لله أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ..» (2)
سپاسگزارترین شما از خداوند كسی است كه از مردم بیشتر سپاس و قدردانی میكند.
پس مومنین بی بضاعت در مقابل احسان برادران دینی خود نیز، باید زبان به سپاس و دعا بگشایند كه امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كه احسانی به شما كرد تلافی كنید، اگر نداشتید دعا كنید بقدری كه بدانید جبران شده است» (3)
«حق كسی كه دربارۀ تو كار نیكویی انجام داده این است كه او را شكرگزاری
1) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 139 - مجموعة ورام 2/265 - الوافی 18/800 - وسائل الشیعة 18/334؛ 18/366 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 6/224 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 100/139
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/99؛ (ط - دارالحدیث) 3/255 - الوافی 4/354 - وسائل الشیعة 16/310 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/38
3) نصایح 14
كنی و از نیكیش یاد نمایی و سخنان نیكو دربارهاش را گسترش دهی و در میان خودت و خدای سبحان او را خالصانه دعا كنی. پس اگر چنین كردی او را پنهان كردی او را در پنهان و آشكار سپاس گزاردهای» (1)
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) کلیدی را در هنگام انفاق آشکار نمودهاند که لطف زیادی دارد:
«وقتی چیزی به سائل دادید بگویید برای شما دعا كند که دعای او در حق شما مستجاب است»
از اهمیت احسان آنست كه بدانی چیزی كه به مومن فقیر میدهی قبل از آنكه بدست او برسد بدست خدا رسیده است که امام معصوم (علیهالسلام) فرموده است:
«..وَ یرُدُّ الَّذِی ینَاوِلُهُ یدَهُ إِلَى فِیهِ فَلْیقَبِّلْهَا فَإِنَّ اللَهَ یأْخُذُهَا قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِی یدِ السَّائِل..» (2)
«بعد از احسان به فقیر دست خود را ببوسید كه صدقه را پیش از آنكه بدست سائل برسد، خدا میگیرد. چنانكه پرودگار در قرآن فرموده است: «مگر نمیدانند آن خداست كه توبۀ بندگان را میپذیرد و صدقات را میگیرد»
{أَ لَمْ یعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ} (3)
اما یكی دیگر از آثار اعانت به برادران بی بضاعت كه از واجبات دین همانند نماز و روزه... به شمار میآید مسئلۀ خمس و زكات است كه به وسیلۀ پرداخت آن، میتوان ضعفای شیعه را از درماندگی نجات بخشید. (1)عدم پرداخت این حقوق واجب، در قیامت از سختترین مرحلۀ عرصۀ محشر است كه مورد سوال و بازخواست قرار خواهیم گرفت. در این باره فرمودهاند:
«..إِنَّ أَشَدَّ مَا فِیهِ النَّاسُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَنْ یقُومَ صَاحِبُ الْخُمُسِ فَیقُولَ یا رَبِّ خُمُسِی..» (2)
شدیدترین و سختترین حالاتی كه مردم در روز قیامت در آن بسر میبرند وقتیست كه مستحقین خمس برمیخیزند و میگویند: بار پروردگارا ! خمس ما چه شد؟ خمس ما را بما ندادهاند.
ابوبصیر (رحمةالله) می گوید: به حضرت امام باقر (علیهالسلام) عرض كردم که كمتر چیزی كه انسان به وسیلۀ آن داخل آتش میشود چیست؟ فرمودند:
«..مَنْ أَكَلَ مِنْ مَالِ الْیتِیمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ الْیتِیمُ» (3)
[کمترین چیزی که انسان به وسیلۀ آن داخل آتش میشود] كسی كه یك
1) اما اینکه مصداق گیرندگان خمس و زكات چه كسانی هستند برای توضیح و شرح آن باید رجوع كرد به روایات و مراجع
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 1/547؛ (ط - دارالحدیث) 2/735 - الوافی 10/330 - وسائل الشیعة 9/545؛ 9/554 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 4/164
3) من لا یحضره الفقیه 2/41 - كمال الدین و تمام النعمة 2/522 - الوافی 10/336 - وسائل الشیعة 9/483 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 4/141؛ 4/159 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 72/10؛ 93/186؛ 93/187 - تفسیر نور الثقلین 1/449 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/277؛ 7/302
درهم مال یتیم را بخورد و بعد فرمودند: ما آن یتیم هستیم [یعنی كسی كه خمس ندهد، داخل آتش میشود].
اما جایگاه خمس در قرآن، در سورۀ مباركۀ انفال، آیۀ شریفۀ 41 این گونه بیان شده است:
(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ لله خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى وَ الْیتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِالله)
«ای مومنان بدانید كه هرچه به شما غنیمت و فایده رسد، خمس آن برای خدا، رسول، خویشان او، یتیمان، فقیران و درماندگان است»
شخصی نزد حضرت امام باقر (علیهالسلام) آمد و خمس مال خویش را به حضرت امام باقر (علیهالسلام) پرداخت کرد. امام (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ ضَمِنْتُ لَكَ عَلَی وَ عَلَى أَبِی الْجَنَّة» (1)
بر من و پدرم لازم است كه بهشت را برای تو ضمانت كنیم.
البته این مطلب برای شیعیان واضح است، كه جمیع خزائن و دارائیهای دنیا در دست امام (علیهالسلام) است و نیازی به مال مردم ندارند بلكه مقصود و هدف، امتحان الهی است و به فرمایش حضرت امام صادق (علیهالسلام) كه فرمودند:
«من از گرفتن درهم شما هدفی جز پاك كردن شما ندارم زیرا وضع مالی من خوب است» (2)
انشاءالله پس از توفیق عمل و قبول شدن در این آزمایش كه باعث بروز اخلاص میگردد، باقی اموال پاك میگردد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..یؤَدِّی خُمُسَنَا وَ یطِیبُ لَهُ» (1)
هركه خمس ما را بدهد، باقی درآمدش برایش گوارا (حلال) است.
یكی دیگر از اهداف بسیار مهم پرداخت خمس و زكات، فقرزدایی از چهرۀ مومنین تهیدست و ذریۀ خاندان وحی است كه حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ جَعَلَ لِلْفُقَرَاءِ قَرَابَةِ الرَّسُولِ ص نِصْفَ الْخُمُسِ فَأَغْنَاهُمْ بِهِ عَنْ صَدَقَاتِ النَّاس..» (2)
و قرار داد برای خویشان رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، نصف خمس را پس آنها را بی نیاز نمود به وسیلۀ آن از صدقههای مردم. «و صدقه را بر آنها حرام کرد و خویشان رسول همانا اهل بیت (علیهمالسلام) هستند»
به تجربه رسیده است و قضایایی در این مورد ذكر كردهاند كه پرداخت خمس و زكات هم باعث زیادی رزق میگردد و هم مدافع تلف شدن دارایی میشود. حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«..فَإِنَ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِكُمْ وَ تَمْحِیصُ ذُنُوبِكُم..» (3)
..پرداخت خمس كلید رزق شماست..
1) تفسیر العیاشی 2/64 - وسائل الشیعة 9/488 - البرهان فی تفسیر القرآن 2/700 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/193 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/281
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 1/542؛ (ط - دارالحدیث) 2/724 - وسائل الشیعة 9/514 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 6/267
3) رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 438 - الكافی (ط - الإسلامیة) 1/548؛ (ط - دارالحدیث) 2/737، 2/738 - المقنعة 284 - تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) 4/140 - الوافی 10/334؛ 10/335 - وسائل الشیعة 9/538
در جای دیگر نیز حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«خمس كمك ما بر حفظ مكتب است»
آنگاه در ادامه فرمودند:
«..وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَیه..» (1)
..تا میتوانید خودتان را از دعای ما محروم نكنید..
كسانی كه از روی اخلاص، اهل خمس و زكات هستند، قطعاً تحت عنایت و دعای ویژۀ ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) قرار میگیرند، این جزء آزمایشات الهی است تا بدین وسیله نفاق و اخلاص در عبودیت، و اطاعت از فرامین الهی آشکار شود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«آنچه برای خداست برای رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) اوست و آنچه برای رسول خداست برای ما اهل بیت (علیهمالسلام) میباشد سپس فرمودند: به خدا سوگند خداوند بر مومنان آسان است [آسان میگیرد]، زیرا پنج درهم روزی آنان کرده که یكی از آنها را برای پروردگارشان قرار داده و چهار قسمت بر آنان حلال است. سپس فرمودند: این سخنان بسیار دشوار میباشد كه عمل نمیكنند و صبر نمینمایند بر آن، مگر اشخاصی كه قلبشان به بركت ایمان خالص گردیده است» (2)
از این رو چون ایمان خالص میگردد تحت لطف خاصه قرار میگیرند كه:
«زنی به نام شطیطه یك درهم پول و یك كلاف نخ را از نیشابور برای حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرستاد و از كمی مال خود عذر خواهی نمود و گفت «ان الله لا یستحیی من الحق» امام درهم و كلاف را پذیرفتند و فرمودند سلام مرا به این خانم برسانید و این چهل درهم و این پارچهای كه جزء كفن خودم هست به او بدهید او چند روزی بیشتر زنده نیست امّا همین كه از دنیا رفت من برای نماز بر جنازۀ او به نیشابور خواهم آمد به چشم بر هم زدنی» (1)
عقاب و عذاب كسی كه خمس و زكات مال خود را نپردازد نیز بحثی است. حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«كسی كه زكات نپردازد، خداوند روز قیامت دارایی و ثروت او را به صورت مار افعی آتشین دو سر در میآورد و آن را طوق گردن او میكند و سپس به آن مار امر میشود به او بچسبد همچنان كه او در دنیا به تو چسبیده بود این است سخن خداوند در قرآن مجید «بزودی روز قیامت آنچه را كه در بخشیدنش بخل میورزیدند، چون طوقی به گردنشان خواهند آویخت» (2)
بنابراین مومنین برای كسب رضایت خداوند، ازدیاد روزی، كفارۀ گناهان و دور ماندن از بلاهای دنیایی، مخصوصاً عذابهای اخروی، و تحت عنوان تامین معاش مومنین مستمند، بعنوان شكرگذاری از نعمت رزق و روزی و... با رغبت و شوق تمام باید خمس و زكات خود را بپردازند. بنا به فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) كه فرمودند:
«كسی كه زكات را با رضایت خاطر بپردازد، كفارۀ گناهان او و مایۀ نگهداریش
از آتش باشد پس نباید كسی دل در پی زكاتی كه میپردازد داشته باشد و مرتباً افسوس خورد، زیرا كسی كه آن را از روی بی میلی بپردازد، به سنت (الهی) نادان است و در پاداش، مغبون و كارش نیز بیهوده و پشیمانیش طولانی باشد» (1)
در عوض بهتر است كه چشم به خشنودی و بهشت الهی داشته باشد و دل را از مال (خمس و زكات) بردارد و افسوس عمر خود را كه توشه فراهم نكرده داشته باشد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«خداوند عز و جل در دارائیهای توانگران به اندازهای كه نیاز تهیدستان را تامین كند حقی واجب كرد. اگر خداوند میدانست كه آنچه برای تهیدستان مقرر داشته كفایتشان نمیكند، حق بیشتری را واجب میكرد. بنابراین تهیدستی فقیران نه به سبب (كم بودن) این فریضه (زكات) است بلكه از آن روست كه توانگران حقوق آنها را نمیپردازند» (2)
یكی از آیات و كارهای عجیب و شگفت پروردگار، تقسیم روزی بر اساس حكمت می باشد كه بر میزان و حسابی وضع گردیده است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«خداوند همۀ خلایق را بیافرید و از خُرد و بزرگ و توانگر و تهیدست آنان آگاه است. او در میان هر هزار انسان بیست و پنج مستمند قرار داد بنابراین، اگر میدانست كه زكات آن عده زندگی این تعداد را تامین نمیكند، بر مقدار زكات آنان میافزود چرا كه او آفرینندۀ آنهاست و نسبت به مردم از خود آنان آگاهتر
است» (1)
اما در اهمیت دادرسی از برادران دینی كه در خصوص خمس و زكات مطرح گردیده، باطن و حقیقتی برای این امر است؛ چنانكه شخصی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) پرسید زكات مال چه مقدار لازم است؟ امام (علیهالسلام) فرمودند:
زكات ظاهری هر هزار درهم، بیست و پنج درهم می باشد.
«..وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَلَا تَسْتَأْثِرْ عَلَى أَخِیكَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَیهِ مِنْكَ» (2)
اما زكات باطنی اینست كه چیزی كه برادر دینیات به آن نیازمندتر است، برای خود انتخاب نكنی.
از دیدگاه شریعت، زكات كه پرداخت آن از واجبات دین است برای رهایی تهیدستان جامعه از گرفتاریهای مالیست. از علل مهم فقر در اجتماع، عدم پرداخت خمس و زكات از سوی ثروتمندان است كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودهاند:
«..إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّكَاةُ اخْتِبَاراً لِلْأَغْنِیاءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَرَاء..» (3)
زكات به منظور آزمودن توانگران و كمك به مستمندان وضع شده است اگر مردم زكات اموال خود را میپرداختند، هیچ مسلمانی تهیدست نمیشد...
1) علل الشرایع 39/1
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 3/500؛ (ط - دارالحدیث) 7/18 - معانی الأخبار 153 - الوافی 10/376 - تفسیر الصافی 2/341 - وسائل الشیعة 9/50؛ 9/148 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 16/11 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/396؛ 93/39
3) من لا یحضره الفقیه 2/7 - الوافی 10/50 - وسائل الشیعة 9/12 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 4/6
«..وَ إِنَ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا وَ لَا احْتَاجُوا وَ لَا جَاعُوا وَ لَا عَرُوا إِلَّا بِذُنُوبِ الْأَغْنِیاءِ..» (1)
مردم، فقیر، نیازمند، گرسنه و برهنه نشدند مگر به گناه (ترك خمس و زكات) از سوی ثروتمندان.
حضرت امام كاظم (علیهالسلام) از دلایل مهم پرداخت این حق واجب را اینگونه فرمودهاند:
«إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّكَاةُ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِیراً لِأَمْوَالِهِمْ» (2)
زكات برای تامین و قوت تهیدستان و افزایش دارائیهای توانگران وضع شده است.
یكی از آثار مثبت خمس و زكات، ازدیاد بركات، مخصوصاً روزی است كه حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) نیز فرمودند:
«..وَ الزَّكَاةُ تَزِیدُ فِی الرِّزْق..» (3)
..زكات دادن، روزی را زیاد میكند..
دربارۀ عدم توجه به این حقوق الهی كه در واقع برای نجات تهیدستان وضع شده است، رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
1) من لا یحضره الفقیه 2/7 - الوافی 10/50 - وسائل الشیعة 9/12 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 1/370
2) المحاسن 2/319 - من لا یحضره الفقیه 2/4 - علل الشرائع 2/368 - وسائل الشیعة 9/10 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/18
3) الأمالی (للطوسی) 296 - بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (علیهالسلام) (ط - القدیمة) 2/189 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/183؛ 93/14 - جامع أحادیث الشیعة 22/140
«..مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ فَلَیسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُسْلِمٍ وَ لَا كَرَامَةَ لَه..» (1)
هر كس قیراطی از زكات مال خود را نپردازد، نه مومن است، نه مسلمان و نه او را حرمتی است.
حال اگر با رغبت و با دلی محكم پرداخت شود خداوند نیز در همین دنیا او را مورد لطف خود قرار خواهد داد كه در این باره حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«..وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ..» (2)
..دارائیهای خود را با (دادن) زكات حفظ كنید..
از بركات پرداخت [خمس و] زكات، حفظ مال از تلف شدن است. حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«مَا نَقَصَتْ زَكَاةٌ مِنْ مَالٍ قَطُّ وَ لَا هَلَكَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ أُدِّیتْ زَكَاتُه» (3)
(خمس و) زكات هرگز از ثروت نكاهد و هر مالی كه زكاتش پرداخته شود، در خشكی یا دریا از بین نرود.
عوارض عدم پرداخت خمس و زكات بسیار شدید است. در کلام حضرت امام باقر (علیهالسلام) آمده است که:
«وَجَدْنَا فِی كِتَابِ رَسُولِ الله (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) [وَجَدْتُ فِی كِتَابِ علی (علیهالسلام) ]..وَ إِذَا مَنَعُوا الزَّكَاةَ
1) من لا یحضره الفقیه 4/367 - مكارم الأخلاق 441 - الوافی 26/178 - وسائل الشیعة 9/34 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/58
2) قرب الإسناد (ط - الحدیثة) 117 - الكافی (ط - الإسلامیة) 6/61؛ (ط - دارالحدیث) 7/362؛...- تحف العقول 110؛ 221 - الإختصاص 25؛ 335 - المقنعة 269 - عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 4/245 - الوافی 10/43 - وسائل الشیعة 9/14؛... - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/60؛...
3) دعائم الإسلام 1/240 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/28 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/23
مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ كُلَّهَا» (1)
در كتاب رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) دیدیم كه... هرگاه مردم از دادن زكات خودداری كنند، زمین بركتهای خود را از هر نوع زراعت، میوهها و انواع معادن و ذخایر، دریغ کند.
و اینكه یكی از دلایل نزول بلا و كاهش بركات زمین، ندادن خمس و زكات است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«..مَا ضَاعَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِتَضْییعِ الزَّكَاةِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاة..» (2)
..هیچ مالی در خشكی و دریا از بین نرفت، مگر به سبب فروگذاردن زكات، پس اموال خود را با زكات حفظ كنید..
حضرت امام رضا (علیهالسلام) هم فرمودند:
«..وَ إِذَا حُبِسَتِ الزَّكَاةُ مَاتَتِ الْمَوَاشِی» (3)
هرگاه زكات پرداخته نشود، چارپایان دچار مرگ و میر شوند.
روایت دیگری نیز وارد شده که مربوط به افراد و متصدیان جمع آوری و
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/374؛ (ط - دارالحدیث) 4/120 - تحف العقول 51 - الأمالی( للصدوق) 308 - علل الشرائع 2/584 - الأمالی (للطوسی) 210 - الوافی 5/1041 - وسائل الشیعة 16/273 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 11/72 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/369؛ 70/372؛ 74/155؛ 88/328؛ 93/15؛ 97/45؛ 97/46؛ 97/72؛ 100/107 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/334
2) المحاسن 1/294 - الكافی (ط - الإسلامیة) 3/505 - الوافی 10/42 - وسائل الشیعة 9/28؛ 9/29 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 4/9 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 16/17 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/393
3) الأمالی (للطوسی) 79 - مجموعة ورام 2/179 - وسائل الشیعة 9/31 – بحار الأنوار (ط - بیروت) 70/373؛ 72/341؛ 88/330؛ 93/14 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 6/188 - بحارالانوار 73/373/8 - میزان الحكمه 5/17
پخش حقوق الهی از قبیل خمس و زکات است. بخشی از فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را در زمینۀ متصدیان کانونها و مکانهای خیریه که محل جمع و پخش خیرات و دارائیهای مردمَند، نقل مینمائیم: حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) مسئولین این امر الهی را که امانتدار خداوند هستند، اینگونه متذکر میشوند:
«..وَ لَا یرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلًا بِالْإِمَارَةِ عَلَیهِمْ فَإِنَّهُمُ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْأَعْوَانُ عَلَى اسْتِخْرَاجِ الْحُقُوق..» (1)
با مردم به جهت اینكه بر آنها حكومت دارد بی اعتنایی نكند چه اینكه مردم، برادران دینی و یاری دهندگان در استخراج حقوق الهی میباشند. بدان! برای تو در این زكاتی كه جمع میكنی سهمی معین و حقی روشن است و شریكانی از مستمندان و ضعیفان داری، همانگونه كه ما حق تو را می دهیم، تو هم باید نسبت به حقوق آنان وفادار باشی، اگر چنین نكنی در روز رستاخیز بیش از همه دشمن داری و وای بر كسی كه در پیشگاه خداوند متعال، فقرا، مساكین، درخواست كنندگان، آنان كه از حقشان محرومند، بدهكاران، ورشكستگان و در راه ماندگان دشمن او باشند و از او شكایت كنند. (2)
اما مطلب مهمی كه بسیار حائز اهمیت است و هدف از جمع آوری این روایات بیشتر در خصوص آن موضوع میباشد، اینست كه خمس، زكات،
احسان و انفاق بدست چه كسانی باید برسد؛ تا مورد رضای خدا قرار بگیرد. طبق فرمایشات ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) معلوم میگردد در رتبۀ اول، برادران دینی كه افراد با ورع و متدینی هستند و سپس به دیگر افراد مستحق جامعه باید برسد.
طبق فرمان امامان معصوم (علیهمالسلام) صاحبان اصلی كه باید در مرحلۀ اول، دریافت كنندۀ خمس، زكات، احسان و انفاق باشند، تهیدستان اهل تقوا میباشند. برای روشن شدن مطلب و اتخاذ روشی نیكو برای خیرین محترم، سخنان گهربار ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) را خدمت نیكوكاران گرامی ارائه می دهیم. شخصی به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) عرض كرد: من وجهی را نذر كردهام، در چه مورد صرف كنم كه مورد رضایت خدا باشد؟ حضرت (علیهالسلام) فرمودند:
«به اهل تقوا و عبادت انفاق كن.. زیرا آنچه به آنها انفاق شود در راه عبادت خداوندِ عالَم صرف شده، زیرا كه بدنهای آنها در راه اطاعت الهی بكار گرفته میشود» (1)
با توجه به طبقه بندیای كه امامان معصوم (علیهمالسلام) دربارۀ انفاق و نیكی مطرح فرمودهاند، جایگاه حقیقی احسان آشکار میگردد. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«راجع به صدقه از جبرئیل پرسیدم، گفت: اگر به آدم صحیح و سالم (مستمند) داده شود هر یك دینار ده دینار پاداش دارد و اگر به مستمند زمینگیر یك دینار داده شود هفتاد پاداش و اگر به پدر و مادر یك تصدق بدهد هفتصد پاداش و اگر به طالب علم بدهد هر یك دینار، صد هزار پاداش را
1) مهج الدعوات سید بن طاووس
داراست» (1)
میتوان از دستور رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) نتیجه گرفت هر احسان و انفاقی اول به طالب علم تعلق میگیرد سپس به دیگران. حال باید دانست طالب علم كیست. مهمترین و حساسترین مسئله در این قضیه، عالم است كه فرد مومن مصداق آن باید گردد و از جانب خیرین گرامی تشخیص چنین افرادی كه مستلزم شناخت علم است، ساده نیست. رجوع به علمای اعلم و مهمتر از آن غواصی در علم، این مسئلۀ مبهم را واضح و روشن و مستحقین واقعی را هویدا میسازد. در واقع، قدرت احسان و انفاق باید برای پیشبرد اهداف ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) كه هدفی جز خداپرستی نیست، قرار گیرد. حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند:
«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَیفَ یحْیی أَمْرَكُمْ قَالَ یتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یعَلِّمُهَا النَّاس..» (2)
«خداوند رحمت كند بندهای كه امر ما را زنده كند. [پس به او گفتم] چگونه امر شما زنده میشود؟ فرمودند: آنكه فقه آل محمد (علیهمالسلام) را بیاموزد و به دیگران نیز یاد بدهد.
روایت شگفتی در حیاء و عفت این مومنان تهیدست آمده است كه میتواند برای خیرین گرامی تهیدستان حقیقی را به تصویر بكشد.
«انفاق خالصانه و توام با عزت و احترام، شایستۀ تهیدستان با شرافتی است كه در راه اعلای دین (ولایت معصومین (علیهمالسلام) ) به مضیقه افتادهاند و اكنون بر اثر ناتوانی، قدرت كار و فعالیت ندارند و به قدری با حیاء و عفیفاند كه اگر كسی از وضع واقعی آنان آگاه نباشد غنی و ثروتمندشان میپندارد. اینان با عزت نفس و مناعت طبعی كه دارند هرگز بذلت درخواست تن نمیدهند و از مردم تقاضای عجز آمیز نمیكنند چرا كه مومن هیچگاه به خاطر نفس به خواری نمیافتد»
و این شعار را بصورت عملی سرلوحۀ عمل خویش مینمایند:
«الْجُوعُ خَیرٌ مِنْ ذُلِ الْخُضُوعِ» (1)
گرسنگی بهتر از خواری و ذلت است.
حال، انسانهای نیكوكار طبق ترتیبی كه حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)
1) رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 248 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 53 - غرر الحكم و درر الكلم 94
فرمودند، میباید قدم اول را برای مومن دیندار بردارند كه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تَصْلُحُ الصَّنِیعَةُ إِلَّا عِنْدَ ذِی حَسَبٍ أَوْ دِین» (1)
نیكی كردن جز به انسان خانوادهدار یا متدین درست نیست.
قابل ذكر است که ایشان به جهت مناعت طبع و عزّت نفس، فقر و نداری خویش را پنهان میسازند و تهیدستان دروغین با دراز نمودن دست خویش، اموال الهی را از جایگاه اصلی به سوی خود جذب میكنند. امروزه اكثریت مردم مخصوصاً خیرین محترم به علت سادگی، بی آلایشی و صفای باطن، متاسفانه قادر به تمیز دادن راست و دروغ نمیباشند و لباس احسان را به جای اندام برازندۀ تهیدست واقعی، بر اندام ناساز و دروغین دروغگویان میپوشانند. با تاسف فراوان در فرهنگ و عرف جامعۀ ایران، تهیدست به كسی اطلاق میگردد كه با لباسی مندرس و چهرهای محزون، سیمای یك فقیر را، از خود به نمایش بگذارد و با این حالت دلها را به سوی خویش جذب کرده و احسان و مال را كه امانت الهی است از دست انسانهای نیكوكار ربوده و مستحقین حقیقی كه همان مومنین با آبرو هستند را معطل گذاشته و با این عمل ناجوانمردانه مالی به مالهای خود میافزاید و سختی و فقر را به نابسامانیهای مومن تنگدست بار میکند.
در واقع سعی این كتاب، مشخص کردن مومن تهیدست بر اساس روایات
1) تحف العقول 358 - الخصال 1/48 - الخصال 2/620 - وسائل الشیعة 9/420؛ 16/299 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 10/99؛ 71/408؛ 71/409؛ 75/240؛ 93/167
میباشد تا با خواندن این فرمایشات، تشخیص مستحق راستین و دروغین آسان و آشکار گردد، چنانكه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..وَ لَكِنَ الْمِسْكِینَ الَّذِی لَا یجِدُ غَنَاءً فَیغْنِیهُ وَ لَا یسْأَلُ النَّاسَ شَیئاً وَ لَا یفْطَنُ بِهِ فَیتَصَدَّقَ عَلَیه..» (1)
تهیدست و مسكین نه آن گدای دوره گرد است و نه آن كسی كه دو دانه خرما و یكی دو لقمه نان میگیرد و میرود؛ بلكه مسكین آن ناداری است كه مناعت و عزت نفس دارد، به طوری كه دست سوال (گدایی) به سوی مردم دراز نمیكند و كسی به تهیدستی او پی نمیبرد تا به وی صدقه بدهد.
و نیز فرمودند:
«صدقه به شخص بی نیاز، توانگر و كسی كه بدنی سالم و نیرومند دارد تعلق نمیگیرد مگر برای كسی كه مبتلا به فقر خوار كننده و یا قرض كمرشكن باشد» (2)
با این درجه بندی که حضرت امام صادق (علیهالسلام)، تهیدستان واقعی را معرفی میکنند، میتوان محل بذل و بخشش را در جامعه پیدا کرد. در ذیل آیۀ شریفۀ 272-273 از سورۀ مباركۀ بقرة در مورد انفاق پنهانی نمودن به فقرا، حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«فقرا كسانی هستند كه قدرت بر سفر كردن و سرمایۀ تجارت نمودن ندارند و
با اصرار و التماس از مردم چیزی درخواست نكنند و مردم نادان تصور می كنند آنها متمكن هستند و از ثروتمندان میباشند، و برای اثبات این موضوع میگویند:اگر نداشتند از مردم درخواست و تقاضا مینمودند. لكن نمیدانند كه كفّ نفس و خودداری آنها از درخواست کردن به جهت مناعت طبع و عزت نفس آنان میباشد»
مومن تهیدست به خاطر مناعت طبع، بر نداریهای خویش حجاب و پوشش میاندازد تا بدین وسیله به خواری و ذلت نیفتد و این افراد متمکن یا نیكوكار و خیر هستند كه باید با فروتنی و احترام ویژهای، در درون او نفوذ کرده و راهی برای اعانتش پیدا کنند. شاید بتوان گفت که اگر از دادرسی پدر و مادر بالاتر نباشد، پائینتر هم نخواهد بود. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْأَخُ الْمُكْتَسِبُ فِی اللَّهِ أَقْرَبُ الْقُرَبَاءِ وَ أَرْحَمُ مِنَ الْأُمَّهَاتِ وَ الْآبَاءِ» (1)
برادری كه برای خدا بدست آید، نزدیكترین خویش است حتی از پدر و مادر به انسان مهربانتر است.
البته این، بدان معنا نیست كه والدین در رتبهای پایینتر قرار بگیرند، بلكه آنچنان مومن نزد خدای متعال عزیز و ارجمند است كه گوی سبقت را از همه ربوده است، وگرنه جایگاه پدر و مادر و احسان و احترام به ایشان بیهمتا و بیبدیل است. چنان كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 55 - غرر الحكم و درر الكلم 100
«بِرُّ الْوَالِدَینِ مِنْ حُسْنِ مَعْرِفَةِ الْعَبْدِ بِالله إِذْ لَا عِبَادَةَ أَسْرَعُ بُلُوغاً بِصَاحِبِهَا إِلَى رِضَى الله مِنْ حُرْمَةِ الْوَالِدَینِ الْمُسْلِمَینِ لِوَجْهِ الله تَعَالَى..» (1)
نیکی به والدین از خوبی شناخت بنده نسبت به خداست. چرا که هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیكی به پدر و مادر به رضایت و خشنودی خداوند نمیرساند، آنهم احسانی كه خالص برای تحصیل رضای خدا باشد..
برای آگاهی بیشتر از این نعمت عظیم الهی فرمودهاند:
«اما حق پدرت... اینست كه هرگاه در خویش چیزی دیدی كه مسرورت میكند بدان كه پدرت در ریشۀ آن نعمتی است كه بر تو (فرود آمده) است و خدا را به خاطر آن به اندازۀ همان نعمت شكرگزار باش» (2)
و كسانی كه مورد انفاق و احسان قرار میگیرند طبق آیۀ شریفه؛
{یسْئَلُونَكَ ما ذا ینْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیرٍ فَلِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبینَ وَ الْیتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیم} (3)
«ای رسول ما! از تو سوال میكنند از چه چیز انفاق كنند؟ بگو هر چه خیر و نیكی است برای پدر و مادر، نزدیكان (فامیل)، یتیمان، مستمندان و درماندگان راه و هركار خیری كه میكنید خداوند از آن آگاه است»
بعد از اعانت به پدر و مادر، نوبت به ارحام مانند؛ خواهر و برادر، خاله و...
میرسد كه قرآن مجید در این باره در سورۀ مباركۀ نساء آیۀ شریفۀ یکم، دربارۀ ارحام میفرماید:
(.وَ الْأَرْحامَ إِنَ اللَّهَ كانَ عَلَیكُمْ رَقیباً) (1)
دربارۀ ارحام كوتاهی نكنید كه خداوند مراقب شماست.
در سورۀ مباركۀ نحل آیۀ شریفۀ 90 میفرماید:
(إِنَ الله یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى..) (2)
«خداوند متعال امر فرموده به احسان و نیكی و عدل و همچنین بذل و بخشش به خویشاوندان امر فرموده است»
واضح است که آیۀ فوق مربوط به اهل بیت (علیهمالسلام) است ولکن به عنوان الگو میتوان برای دادرسی از ارحام خویش استفاده نمود؛ نیز در سورۀ مباركۀ مریم آیۀ شریفۀ 38 فرموده:
(فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ ذلِكَ خَیرٌ لِلَّذینَ یریدُونَ وَجْهَ اللهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (3)
«حقوق ارحام، خویشان، مسكینان و در راه ماندگان را ادا كن كه صلۀ رحم و احسان به فقیران برای آنان كه رضا و لقاء وجه خداوند را طالبند، بهترین كار است كه آنانند رستگاران»
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ای كمیل ! به اقوام و خویشان مومن خود بیش از آنچه به سایر مومنان (غیر
فامیل) عطا میكنی بده و نسبت به آنان مهربان تر و عطوفتر باش...»
یعنی مومن فقیری كه در فامیل باشد ارجح و مقدم بر مومنین غیر فامیل است. و در اهمیت قرار دادن آن همین بس كه قطع کنندۀ رحم، از ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) و رحمت حق دور میگردد و مورد تنفر امامان معصوم (علیهمالسلام) میباشد كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«لَا یجَالِسُنَا قَاطِعُ رَحِمٍ فَإِنَ الرَّحْمَةَ لا تَنْزِلُ عَلَى قَوْمٍ فِیهِمْ قَاطِعُ رَحِمٍ وَ قَالَ (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) لَا یدْخُلُ الْجَنَّةَ قَاطِعُ رَحِم» (1)
كسی كه با فامیل خود قطع رابطه كرده است و به آنان رسیدگی و پیوند ندارد، هرگز هیچ مجالست و هم نشینی با ما نخواهد داشت (از ما و پیرو ما نیست) همانا رحمت حق بر قومی كه در اجتماعشان قاطع رحم باشد نازل نمیشود.
امام (علیهالسلام) بلاها را در قطع ارحام میدانند:
«فرود آمدن گرفتاریها در بریدن از خویشان است» (2)
و حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در خطبهای فرمودند:
«أَیهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا یسْتَغْنِی الرَّجُلُ وَ إِنْ كَانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِیرَتِهِ] عِتْرَتِهِ..» (3)
آگاه باشید! مبادا از بستگان تهیدست خود رو برگردانید و از آنان چیزی را دریغ دارید. نگاه داشتن مال دنیا، زیادی نمیآورد و از بین رفتنش، كمبودی
1) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/106؛ 9/107
2) غررالحكم 401
3) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 65 - شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 1/312 - شرح الكافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) 11/223 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 8/376 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) 3/338؛ 3/339
ایجاد نمیكند(یعنی احسان نمودن باعث كمبود مال نمی شود).
آن كس كه دست دهندۀ خود را از بستگانش باز دارد، تنها یك دست را از آنها گرفته، اما دست های فراوانی را از خویش دور كرده است و كسی كه پر و بال محبت را بگستراند، دوستی خویشاوندانش تداوم خواهد داشت.
وقتی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ اینكه آیا به گداهایی كه در خانهها را میزنند میتوان صدقه داد یا باید از این كار خودداری كرد و آنرا به خویشان (مستمند) داد، سوال شد، حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«بَلْ یبْعَثُ بِهَا إِلَى مَنْ بَینَهُ وَ بَینَهُ قَرَابَةٌ فَهَذَا أَعْظَمُ لِلْأَجْر» (1)
به آنها ندهد بلكه برای خویشاوندان مستمندش بفرستد كه این كار اجرش بیشتر است.
طبق فرمان و راهنمائی ائمۀ اطهار (علیهمالسلام)، اولویت اول به ناشران علوم اهل البیت (علیهمالسلام)، تعلق میگیرد. ناشرانی که مروج دعا برای ظهور ولی عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) هستند و علاوه بر ترویج، خود نیز به همین امر اشتغال داشته و مداوماً برای امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) دعا مینمایند. سپس پدر و مادر و بعد ارحام و آنگاه درماندگان و ضعفای جامعه. اما اینكه مستحقین حقیقی جامعه چه كسانی هستند و چه ویژگی هایی باید داشته باشند، در حدیثی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) این گونه تشریح شده است كه:
1) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 142 - وسائل الشیعة 9/412 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 93/179
«الْمَحْرُومُ الْمُحَارَفُ الَّذِی قَدْ حُرِمَ كَدَّ یدِهِ فِی الشِّرَاءِ وَ الْبَیعِ» (1)
محروم شخص بدبختی است كه در خرید و فروش، چیزی نصیبش نمیشود.
حضرت امام باقر (علیهالسلام) و حضرت امام صادق (علیهالسلام) دربارۀ آیۀ شریفۀ «للسائل و المحروم» فرمودند:
«الْمَحْرُومُ الرَّجُلُ الَّذِی لَیسَ بِعَقْلِهِ بَأْسٌ وَ لَمْ یبْسَطْ لَهُ فِی الرِّزْقِ وَ هُوَ مُحَارَف» (2)
مرد محروم كسی است كه عقلش عیبی ندارد، اما (هرچه كار میكند و زحمت میكشد) گشایشی در رزق و روزی او حاصل نمیشود.
در حکایت ذیل رهنمود دیگری نهفته که میتوان در هنگام احسان، آنرا لحاظ نمود. مردی خدمت حضرت امام صادق (علیهالسلام) شرفیاب شد و عرض نمود: یا اباعبدالله (علیهالسلام)، تا زمانی كه وضع مالیم خوب شود مبلغی به من قرض بدهید. حضرت (علیهالسلام) فرمودند: یعنی تا زمانی كه محصولت را برداشت كنی؟ آن مرد عرض كرد: نه به خدا قسم من محصولی ندارم. امام (علیهالسلام) فرمودند: تا مال التجارهات برگردد؟ عرض کرد نه -به خدا- قسم من مال التجاره ندارم. فرمودند: تا ملكی از تو فروخته شود؟ عرض كرد: نه بخدا قسم من ملكی برای فروش ندارم. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«پس تو از كسانی هستی كه خداوند در اموال ما، برای آنان حقی مقرر كرده
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 3/500؛ (ط - دارالحدیث) 7/17 - الوافی 10/406 - تفسیر الصافی 5/70 - تفسیر الصافی 5/227 - وسائل الشیعة 9/49 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 16/10 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/266؛ 67/279
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 3/500؛ (ط - دارالحدیث) 7/18 - المقنعة 264 - تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) 4/108 - تفسیر الصافی 5/70 - وسائل الشیعة 9/49 - البرهان فی تفسیر القرآن 5/160؛ 5/490 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 16/11 - تفسیر نور الثقلین 5/418
است»
آنگاه فرمودند تا همیانی درهم، بیاورند. حضرت دست مبارك در همیان بردند و مشتی برداشتند و به او دادند و فرمودند:
«از خدا بترس و در خرج كردن این مال افراط و تفریط مكن بلكه حد وسط را نگه دار» (1)(بلاعوض به ایشان احسان نمودند)
نا امید کردن این افراد و عدم دادرسی از ایشان موجب سخط خداوند است.
«لَا تُخَیبْ رَاجِیكَ، فَیمْقُتَكَ اللَّهُ وَ یعَادِیك» (2)
كسی را كه به تو امید بسته است، نومید مگردان كه به خشم و دشمنی خدا گرفتار میآیی.
حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ لَوْ یعْلَمُ الْمَسْئُولُ مَا فِی الْمَنْعِ مَا مَنَعَ أَحَدٌ أَحَداً» (3)
اگر كسیکه از وی خواهشی میشود بداند كه در نومید كردن، چه نهفته است، هرگز كسی را نومید برنمیگرداند.
سائل رهگذر را نیز نباید نومید كرد، حتی به مقدار جزئی، چنانكه حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«لَا تَرُدُّوا السَّائِلَ وَ لَوْ بِظِلْفٍ مُحْتَرِق» (4)
سائل را نومید برنگردانید، حتی اگر با پاچۀ سوخته (گوسفند) باشد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: مردی خدمت حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) آمد و عرض كرد: ای رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، آیا در اموال، حقی جز زكات وجود دارد؟ حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«آری مسلمان باید هرگاه گرسنهای از او غذا بخواهد، غذایش دهد و هرگاه برهنهای از او لباس بخواهد، وی را بپوشاند»
مرد گفت میترسم كه دروغ بگوید! حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«آیا نمیترسی كه راست بگوید؟!» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در پاسخ و پرسش دربارۀ سائلی كه معلوم نیست راست میگوید كه نیازمند است یا نه، فرمودند:
«أَعْطِ مَنْ وَقَعَتْ فِی قَلْبِكَ الرَّحْمَةُ لَه» (2)
به هركه نسبت به وی (سائل) در دلت احساس دلسوزی كردی عطاء كن.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ثُمَّ الله الله فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَةَ لَهُمْ وَ الْمَسَاكِینِ وَ الْمُحْتَاجِینَ وَ ذَوِی الْبُؤْس» (3)
سپس خدا را، خدا را در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه كه هیچ
1) جامع الاخبار 378/10059 - میزان الحكمه 5/174
2) من لا یحضره الفقیه 2/68 - المقنعة 263 - الوافی 10/406 - وسائل الشیعة 9/414 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 4/121
3) تحف العقول 141 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 438 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/607 - بحار الأنوار (ط بیروت) 74/257 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/168
چارهای ندارند (همانند) زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ بُؤْساً لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ الله الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِینُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُون..» (1)
بیچارگی و بدبختی برای كسی است كه فقراء و درماندگان و درخواست كنندگان و ردشدگان با او نزد خداوند متعال مخاصمه كنند. (حق خود را طلب كنند)
آنگاه حضرتش راهنمائیهای لازم را برای امداد رسانی مستضعفین جامعه كه سالخوردگان بیبضاعت و بیمارانی كه به فقر مبتلا هستند صادر میفرمایند تا مومن در هنگام رسیدگی به امورشان به خاطر ترس از عقاب پروردگار و امید به پاداشِ حق، خود را در برابر خداوند متعال ببیند و مال خویش را نیز امانت او. حضرت كوتاهی ننمودن در این امر را متذكّر میگردند و میفرمایند:
«برای رسیدگی به مستمندان كه از كوچكی به چشم نمیآیند و دیگران آنان را كوچك میشمارند و كمتر به تو دسترسی دارند، برای این گروه از افراد مورد اطمینان خود كه خدا ترس و فروتنند، فردی را انتخاب كن تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند سپس در رفع مشكلاتشان به گونهای عمل كن كه در پیشگاه خدا عذری داشته باشی زیرا این گروه در میان رعیت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند وحق آنان را به گونهای بپرداز كه در نزد خداوند معذور باشی»
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/528 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/72 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) 19/35
وجود مقدس حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام)، دو طائفه را یادآور میشوند كه مخصوصاً برای افراد خیّر بسیار مفید است. بصورت اجمالی نحوۀ برخورد با افراد مستمند را بیان میفرمایند:
«از یتیمان خردسال و پیران سالخورده كه چارهای ندارند پیوسته دلجویی كن كه مسئولیتی سنگین بر دوش تو میباشد. بخشی از وقت خود را به كسانی اختصاص بده كه به تو نیاز دارند تا شخصاً به امور آنان رسیدگی كنی.
فروتن باش، با درشتی سخن مگوی. تنگ نظری و خود بزرگ بینی را از خود دور ساز تا خداوند درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش طاعت ببخشاید. آنچه به مردم میبخشی بر تو گوارا باشد و اگر چیزی را از كسی باز میداری (یعنی در توان انجام معذوری) با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد» (1)
مستمندان افرادی هستند که علاوه بر فقر مادی، مشکلات مضاعفی را تحمل میکنند. ایشان بخاطر فقر، از جایگاه خوب اجتماعی نیز محرومند. با وجود شایستگیها و.. به ایشان اعتنائی صورت نمیگیرد و همواره بخاطر فقر، طرد میشوند. جراحتی که بر قلب ایشان وارد میشود سنگینتر از زحمت فقر است. بنابراین رفتار صحیح با ایشان میتواند نوعی اعانت یا حتی وظیفۀ شرعی باشد.
1) نامه به مالك اشتر
«مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِیاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ الله..» (1)
چه نیكو است فروتنی توانگران در برابر مستمندان، برای به دست آوردن خشنودی و پاداش الهی.
حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودهاند:
«اگر میخواهی عاقبت به خیر شوی و بهترین اعمال را داشته باشی، حق خدا را بزرگ شمار، بدین صورت كه نمعتهایش را در معصیتش صرف نكن و حلم و بردباری خداوند تو را فریب ندهد و هر كس را دیدی كه ما را یاد میكند و از دوستی ما دم میزند اكرام كن، فرقی نمیكند كه او واقعا و از صمیم قلب راست میگوید یا نه، نیت تو مهم است، اگر او دروغ بگوید گناهش به گردن خود اوست و تو پاداش احترام خود را میگیری» (2)
اعانت به محبان مولا امیرالمومنین علی (علیهالسلام) همان عاقبت به خیری و سپاس از نعمتهای فراوان حق تعالی است. مطالعۀ دوبارۀ این روایت، باعث دلگرمی و تلاش در اعانت برادران مومن میشود.
البته چون نمیتوان از باطن افراد مدعی، اطلاع حاصل نمود، تحقیقات سطحی کفایت میکند. نکاتی مانند ولائی بودن فرد، و تقید او در احکام دین میتوانند بعنوان ملاک قرار گیرند. حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كس كه از تو كمكی خواست احسان كن، زیرا اگر لایق كمك باشد، تو به
1) حكمت 46 - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 547 - روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) 2/454 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 478 - غرر الحكم و درر الكلم 697 - مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر 2/321 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 39/133؛ 49/112؛ 69/46 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/296
2) احرام المحرم 58 - بحارالانوار 98/8 - كافی 4/582 - وسائل الشیعه 14/412
جا احسان نمودهای و اگر لایق آن نباشد تو لیاقت و فضیلت احسان كردن را یافتهای» (1)
البته مسائل ذکر شده، دلیل بر آن نیست كه هر كسی که گردنی كج كرد و چهرهای محزون بخود گرفت، شایسته امداد باشد بلكه باید پس از تفحص در اعمال و گفتارش، وی را مورد احسان قرار داد، و در صورت عدم تشخیص یا تردید، طبق فرمایش امام (علیهالسلام) باید حمل بر صحت کرد و چون ذكر فرمودهاند اموال، امانت الهی است كه باید به اهلش برسد و برادران نیكوكار در خیریهها كه مشغول خدمت به ضعفای جامعۀ تشیع هستند باید در گزینشهای خود دقت لازم را به وسیلۀ افراد خبره و منصف بعمل آورند تا درخت خیر و نیكی به خاطر رسانیدن احسان به اهلش، میوههای پر ثمری را در دنیا و آخرت برای صاحبان احسان به ارمغان آورد. در اهمیت رسانیدن این امانت به اهلش، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«الْمَعْرُوفُ كَنْزٌ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُودِعُهُ (2)* الِاصْطِنَاعُ ذُخْرٌ فَارْتَدْ عِنْدَ مَنْ تَضَعُهُ» (3)
خوبی یك گنج است پس بنگر كه آن را به كه میسپاری * احسان یك اندوخته
است، پس مراقب باش كه آن را نزد كه میگذاری.
اهمیت این تحقیق طبق فرمان امام (علیهالسلام)، مراقبت از احسان و نیكی، یعنی رسانیدن احسان به صاحبان اصلی آن است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«خَيْرُ الْمَعْرُوفِ مَا أُصِيبَ بِهِ الْأَبْرَارُ» (1)
بهترین احسان آنست كه به مومنینی كه در درجۀ بالای پارسایی و تقوا هستند انجام گیرد.
زیرا مؤمن چنین است كه حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«أَوْلَى النَّاسِ بِالاصْطِنَاعِ مَنْ إِذَا مُطِلَ صَبَرَ وَ إِذَا مُنِعَ عَذَرَ وَ إِذَا أُعْطِی شَكَر» (2)
سزاوارترین كسان به نیكوكاری كسی است كه اگر وعدهای كه به او داده شده (ولی به لحاظی) طولانی شود صبر كند و اگر منع كرده شود عذر پذیرد و اگر عطا كرده شود تشكر كند.
«أَحَقُ مَنْ بَرِرْتَ مَنْ لَا یغْفُلُ بِرَّك» (3)
سزاوارترین كسی كه باید با وی نیكی كنی كسی است كه نیكیت را نادیده نگیرد (همانند متقین كه حداقل پشت سر برایتان دعاها مینمایند).
و نیز حضرتش فرمودند:
«أَجَلُ الْمَعْرُوفِ مَا صُنِعَ إِلَى أَهْلِه» (1)
ارزشمندترین احسان آنست كه به اهلش شود.
همچنین حضرت گرامیش در این باره میفرمایند:
«خَیرُ السَّخَاءِ مَا صَادَفَ مَوْضِعَ الْحَاجَةِ» (2)
بهترین سخاوت آنست كه در آنجا كه نیاز هست صورت گیرد.
یعنی به مومنی كه مضطر و مستاصل حاجتی است، برسد. به همین علت رسانیدن اموال الهی به مستحقین واقعی جامعه دارای اهمیت بالایی است. پاداش یك فرد خیّر نیز در انحصار تشخیص صحیح و انتخاب درست او میباشد؛ یعنی اینكه به فرد مومن صالح كه مستحق و نیازمند به نیكی و انفاق است، رو نماید. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در خطابۀ مفصلی میفرمایند:
«هرگاه خواسته باشی بدانی كه مردی بدبخت است یا خوشبخت، ببین كه به چه كسی خوبی و كمك میكند. اگر به كسی كه اهلیت آن را دارد خوبی كرد بدان كه او شخص خیر و بر راه سعادت و نیك بختی است و اگر به نا اهل (كسی كه شرایط استحقاق را ندارد) خوبی و كمك نمود، بدان كه او را نزد خداوند خیری (منزلتی) نیست» (3)
مُهر هر عملی نیز قبولی آن عمل در پیشگاه حق تعالی است و آن، مستلزم شرایطی است كه اگر مومن، موفق به انجام آن نگردد باعث خرابی و نابودی
عمل نیک خویش میشود. پس به آن طریقی كه حق تعالی فرموده است باید عمل کرد تا مورد قبول واقع شود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«لَوْ نَظَرَ النَّاسُ إِلَى مَرْدُودِ الْأَعْمَالِ مِنَ السَّمَاءِ لَقَالُوا مَا يَقْبَلُ الله مِنْ أَحَدٍ عَمَلًا» (1)
اگر مردم به اعمال رد شده از آسمان نگاه میکردند، میگفتند خدا از هیچ فردی، عملی را نمیپذیرد.
به این مضمون نیز وارد شده است که:
«اگر مردم میدیدند اعمال و كارهایی كه از آسمان بر میگردد و پذیرفته نمیشود دیگر كسی عملی انجام نمیداد»
1) بحار الأنوار (ط - بيروت) 67/208
میباید با انجام و رعایت قوانین در معامله با خدا، مراتبی را طی کرد که یکی از آنها، كامل نمودن عمل خیر است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«جَمَالُ الْمَعْرُوفِ إِتْمَامُه» (1)
زیبایی خیر و نیكی به كامل كردن آنست.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«اسْتِتْمَامُ الْمَعْرُوفِ أَفْضَلُ مِنِ ابْتِدَائِه» (2)
به سرانجام رساندن خوبی، برتر از آغاز كردن آن است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«إِذَا أَحْسَنَ الْمُؤْمِنُ عَمَلَهُ ضَاعَفَ اللهُ عَمَلَهُ لِكُلِّ حَسَنَةٍ سَبْعَمِائَةٍ..» (1)
هرگاه مومن كارش را نیكو انجام دهد، خداوند هركار نیك او را هفتصد برابر گرداند...
البته از این احادیث شریف درمییابیم همانند باغبانی كه نهالی را پس از كاشتن، با زحمات فراوان مواظبت مینماید تا به مرحلۀ ثمردهی رسیده و محصولات پرسودی به بار آورد، مومن نیز باید مواظب اعمال خود باشد، تا از ابتدای انجام آن الی انتها به آفتهای مختلف عُجْبْ، ریا، کم کاری و... متبلا نشده و برای آخرت وی اندوخته گردد. همانطور كه عمل مهم است، نیت آن نیز مهم بوده و چه بسا از خود عمل مهمتر باشد. شاید اكمال و اتمام را بتوان اینگونه معنی كرد که هم نیت انجام عمل را خالص كنیم و هم خود عمل را به طور صالح و تا انتها انجام دهیم. مطمئنا نتیجۀ خالص بودن عمل و به دور بودن آن از آفات ریاء و سمعه به خود شخص برگشته، و قرب مومن به خداوند، بیشتر و درجهاش رفیعتر خواهد شد.
انجام كار خیر باید طبق شرائطی كه خداوند مقرر فرموده انجام
1) المحاسن 1/255 - تفسیر العیاشی 1/146 - تفسیر الصافی 1/230 - البرهان فی تفسیر القرآن 1/541 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/247؛ 82/116؛ 93/291 - تفسیر نور الثقلین 1/181 - تفسیر كنز الدقائق و.. 2/269 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 4/443
گیرد تا میوۀ درخت احسان پخته گردد وگرنه میوۀ خراب، سرمازده یا آفت زده، چه فایدهای برای صاحبش خواهد داشت؟ حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ لَمْ یرَبِ مَعْرُوفَهُ فَكَأَنَّهُ لَمْ یصْنَعْه» (1)
هركه خوبی و احسان خود را نپروراند، گویی اصلاً خوبی نكرده است.
حال باید دید چه عواملی میتواند یك كار خیر را به كمال برساند:
«إِكْمَالُ الْمَعْرُوفِ أَحْسَنُ مِنِ ابْتِدَائِه» (2)
به كمال رساندن احسان، نیكوتر از آغاز كردن آنست.
یعنی تایید عمل خیر به آغاز آن نیست بلكه به پایان و كمال رساندن آن عمل است كه در توضیح این مطلب، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«الصَّنِیعَةُ إِذَا لَمْ تُرَبَ أَخْلَقَتْ كَالثَّوْبِ الْبَالِی وَ الْأَبْنِیةِ الْمُتَدَاعِیة» (3)
احسان و نیكی هرگاه پرورانده نشود (به كمال نرسد) مانند جامۀ كهنه
و ساختمانهای درهم شكستۀ كهنۀ فرسوده میشود.
«مَنْ لَمْ یرْبِ مَعْرُوفَهُ فَقَدْ ضَیعَه» (1)
هركه خوبی و احسان خود را نپروراند، آن را تباه كرده است.
دور نگه داشتن عمل از آفت، یکی از مراحل پرورش عمل است. اتمام عمل نیز از دیگر مراحل آنست. جهت دهی عمل به کسی که شرایط واستحقاق آن عمل را داشته باشد نیز نباید از ذهن دور بماند. اگر احسان بجای اهل آن که در روایات بسیار بر آن تاکید نمودهاند، به نا اهل و غیر مستحق برسد، گناه را بجای ثواب در کارنامۀ فرد عامل ثبت مینماید. چرا که خواستۀ پروردگار ضایع شده و بندهای که خدا را عبادت میکرد، معطل مانده و کسی که از حق روگردان است جذب آن احسان نموده و آنرا از جای خویش به در آورده و به ظلم استفاده مینماید. امام معصوم (علیهالسلام) میفرماید در تورات نوشته شده است:
«هر كس به احمق خوبی كند، آن نیكی و خوبی برایش گناه نوشته میشود» (2)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«ظَلَمَ الْمَعْرُوفَ مَنْ وَضَعَهُ فِی غَیرِ أَهْلِهِ» (1)
كسی كه به نا اهل احسان كند، به خیر و نیكی ستم كرده است.
پس انسان برای انجام كار خیر میبایستی جایگاه صحیح آنرا بیابد. در واقع تمام تاكیدات ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) نیز همین موضوع بسیار مهم میباشد كه چنین امری را صادر فرمودهاند:
«لَا تُصَاحِبْ إِلَّا مُؤْمِناً، وَ لَا یأْكُلْ طَعَامَكَ إِلَّا تَقِی..» (2)
با كسی جز مومن همنشینی مكن و كسی جز مومن متقی غذای تو را نخورد.
همینطور برای تصاحب مقام ورع كه از شرایط یك مومن است، نباید بر سر هر سفرهای بنشیند مگر سفرۀ مومن. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«..وَ لَا تَأْكُلْ طَعَامَ الْفَاسِقِین» (3)
..از غذای فاسقان تناول نكن.
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 324 - غرر الحكم و درر الكلم 440 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/353
2) الأمالی (للطوسی) 535 - الوافی 26/194 - وسائل الشیعة 24/274 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/84
3) الأمالی (للطوسی) 535 - مكارم الأخلاق 466 - مجموعة ورام 2/61 - وسائل الشیعة 24/274 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 8/114
در ادامۀ روایت قبلی که احسان را فقط به اشخاص متدین دارای ثمر میدانند، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، احسان نابجا را دارای عواقبی میدانند:
«برای كسی كه بیجا و به افرادی كه مستحق و نا اهل هستند نیكی كند از احسان و نیكی بهرهای نباشد (یعنی به عنوان خیر در پیشگاه حق مورد قبول نمی شود)، مگر ستایش فرومایگان، مدح نابكاران و سخن نادان» (1)
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«صِلَةُ الْفَاجِرِ لَا تَكَادُ تَصِلُ إِلَّا إِلَى فَاجِرٍ مِثْلِه» (2)
خوبی كردن نابكار جز به نابكاری (فاجر) مانند خودش نمیرسد.
احسان و نیکی در واقع نوعی بیع و معامله بوده و دارای شرایطی میباشد. طرف مقابل خیر، خدای متعال میباشد. پس اگر قرار است در برابر نیکی و احسان، پاداش به فرد خیر تعلق گیرد، باید با قوانین و شرایط خریدار (خداوند تبارک و تعالی) سازگار بوده و طبق فرمان خدا اجرا شود.
بحث اینجا است كه اگر نتوان آن شرایط را تحت هر عنوانی ایجاد نمود، آیا باید از عمل نیك و احسان به خلایق دست كشید؟ جواب اینستكه نیكویی نسبت به مخلوقات فی نفسه عملی است شایسته و برازندۀ انسانیت تا جائیکه حتی غیر مسلمانان نیز خود را به این صفات آراسته اند و خداوند متعال از روی رأفت و ارزش قائل شدن برای این صفت عالی، اعمال نیك را در همین دنیا برای همۀ مخلوقات بركت، خرمی، ازدیاد مال و برطرف شدن بلاها قرار داده است. عملیست بسیار پسندیده و فارغ از اینكه شخص، مسلمان باشد یا نه؛ یا مقید به دین و احكام نماز و روزه بوده و یا بی اعتناست، عمل وی پذیرفته شده، اما در صورت عدم تقید به ایمان، پاداش وی فقط در همین دنیا رقم خواهد خورد. نكتۀ مهم آنست كه اگر دارای شرایط خاصی كه خداوند متعال فرموده است، نباشد، وارد معامله با خدا نمیشود و پاداش اخروی به آن تعلق نمیگیرد، اما چون صفت پسندیدهای است و از صفات حق تعالی میباشد، احتمال میرود در آخرت مورد نظر خداوند قرار بگیرد. مانند حاتم طایی و...
همینطور، نقل است كه عذابشان به نوعی از دیگران كمتر است و از تخفیفات ویژۀ حق تعالی بخاطر صفت احسان و سخاوتشان برخوردار می شوند و نیز در دنیا نتیجۀ اعمال خیر و احسان آنها نسبت
به مخلوقات باعث بركات و دفع بلایا خواهد شد و خداوند پاداش آنها را به وسیلۀ نزول بركاتی جبران خواهد کرد در حالیکه در آخرت از پاداش الهی بیبهرهاند، زیرا شرایط معامله با خدا را كه باعث قرب و پاداشهای فراوان در آخرت است رعایت نکرده اند.
اولین مرحلۀ این معامله، تقواست. طبق آیۀ قرآن مجید، خداترسی كه همان پرهیز از گناهان میباشد، محك و معیار اعمال است که خداوند در آیۀ شریفۀ 27 در سورۀ مباركۀ مائدة میفرماید:
(..إِنَّما یتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقین)
«همانا خداوند (عمل نیك را) از افراد باتقوا میپذیرد»
در رابطه با اخلاص و تقوا، خدای متعال در سورۀ مباركۀ حج آیۀ شریفۀ 37 می فرماید:
(لَنْ ینالَ الله لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ ینالُهُ التَّقْوى مِنْكُم..)
«گوشت و خون قربانیها به خدا نمیرسد، اما تقوای شما به او میرسد..»
آنچنان تقوا در پیشگاه خداوند با ارزش و دارای امتیاز است كه هیچ عمل نیكی را نمیخرند مگر به تقوا و پارسایی كه رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«لَوْ صَلَّیتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْأَوْتَارِ وَ صُمْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْحَنَایا لَمْ یقْبَلِ
اللَّهُ مِنْكُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ» (1)
«اگر چندان نماز بخوانید كه چون چلۀ كمان (خم) شوید و چندان روزه بگیرید كه مانند نخ لاغر و نحیف شوید، خداوند از شما نپذیرد مگر آن كه با تقوا و پارسایی همراه باشد.
«صِفَتَانِ لَا یقْبَلُ الله سُبْحَانَهُ الْأَعْمَالَ إِلَّا بِهِمَا التُّقَى وَ الْإِخْلَاص» (2)
دو صفت است كه خداوند متعال بدون آنها عملی را نمیپذیرد: تقوا و اخلاص.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا خَیرَ فِی عَمَلٍ إِلَّا مَعَ الْیقِینِ وَ الْوَرَع» (3)
خیری در عملی نیست، مگر اینكه با یقین و ورع (پرهیزگاری) همراه باشد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا زَكَاةَ لَهُ وَ لَا زَكَاةَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَه» (4)
كسی كه زكات ندهد نمازش بیحاصل است و كسی كه ورع نداشته
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 81/258
2) غرر الحكم و درر الكلم 423 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 155 - ضیافت 359
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 534 - غرر الحكم و درر الكلم 793
4) دعائم الإسلام 1/247 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 46 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 81/252؛ 93/29 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 7/8
باشد، زكاتش پذیرفته نیست.
و اما تقوا چیست و چگونه باید دارای این مقام ارزشمند شد؟ امام معصوم (علیهالسلام) در این مورد فرمودهاند:
«أَنْ لَا یفْقِدَكَ الله حَیثُ أَمَرَكَ وَ لَا یرَاكَ حَیثُ نَهَاك» (1)
تقوا این است كه خداوند تو را در هر موردی كه امر به آن نموده است، مفقود نبیند و در هر موردی كه تو را از آن بازداشته است، حاضر نبیند.
معنای دقیقتر تقوا اینست كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاند:
«ای ابوذر (رحمةالله) ! انسان از زمرۀ اهل تقوا نیست مگر اینكه از نفس خویش سختتر از محاسبۀ شریك از شریكش حساب بكشد تا اینكه بداند خوراكش از كجا و نوشیدنیش از كجا و لباسش از كجاست از حلال یا حرام؟» (2)
معنی زیباتر تقوا، كه از شدت احتیاط تبدیل به ورع میگردد از كلام حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) مشخص میشود كه میفرمایند:
«..یا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ الْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یتَّقُونَ مِنَ الشَّیءِ الَّذِی لَا یتَّقَى مِنْهُ خَوْفاً
مِنَ الدُّخُولِ فِی الشُّبْهَة..» (1)
ای ابوذر، متقین كسانی هستند كه به خاطر ترسشان از افتادن در مورد مشكوك (یعنی شبههناك و مواردی كه محل شك در حرام بودنش است)، ملاحظۀ خداوند - عز و جل - را در چیزهایی میكنند كه (معمولا) از آنها اجتناب نمیشود.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«عَلَیكُمْ بِالْوَرَعِ، فَإِنَّهُ الدِّینُ الَّذِی نُلَازِمُهُ وَ نَدِینُ الله بِهِ، وَ نُرِیدُهُ مِمَّنْ یوَالِینَا، لَا تُتْعِبُونَا بِالشَّفَاعَةِ» (2)
بر شماست رعایت ورع! به درستی كه ورع آن دینی است كه ما ملزم به آن هستیم و خدا را بوسیلۀ آن بندگی میكنیم. و همین را از اهل ولایت و محبت خود انتظار داریم، ما را به خاطر شفاعت به زحمت نیندازید.
آن انتظاری كه ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) مخصوصاً حضرت امام زمان (علیهالسلام) از ما دارند تقواست كه آن، بهترین احسانهاست و تقوی احتیاط در امور شبههناك و دقت در خطاها و گناهان بسیار ریز و كوچك است و هر
كسی میخواهد امام خویش (علیهالسلام) را خوشحال كند باید ملزم به ورع شود. سر هر سفرهای ننشیند، برای كسب معاش به هر شغلی دست نزند، پا به هر جایی نگذارد، گوشش هر چیزی را نشنود، چشمش هر چیزی را نبیند و پای هر دیدنی و لغویاتی ننشیند. برای رفع گرفتاری خویش دست به هر عمل شبههناكی نزند. در مجموع از تمام اموری که احتمال مقدار کمی، حرام بودن میدهد، باید اجتناب کرد. پس در واقعْ حقیقت دینداری، نیكی و احسان، همان بر تن نمودن لباس مقدس ورع است. و هیچ احسانی به محمد و آل محمد (علیهمالسلام) و شیعیانشان بهتر از كسب مقام پارسایی و خداترسی در امور زندگی، نیست. معنای تقوا این است كه بنده، خداوند را ناظر بر اعمال خویش ببیند. چرا كه این خداترسی بهترین نیكوئیهاست. از حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) دربارۀ نیكی و احسان سوال شد، ایشان در جواب فرمودند:
«..أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاك» (1)
احسان اینست كه خدای را چنان بپرستی كه گویی او را میبینی، زیرا اگر تو او را نمیبینی، او تو را میبیند.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در حقیت احسان و سخاوت
1) مجموعة ورام 1/235 - الوافی 11/26؛ 26/129 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 7/330؛ 8/100 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 62/116؛ 64/313؛ 66/203؛..
میفرمایند:
«إِنَّمَا الْكَرَمُ التَّنَزُّهُ عَنِ الْمَعَاصِی» (1)
براستی كه كرم و بخشایش آنست كه شخص از گناه بدور و پاكیزه باشد.
پس از تقوا نوبت به مسئلهای بسیار مهم میرسد. مسئلهای که بدون آن همۀ اعمال صالح نابود می شوند. نه تنها عمل صالح بلکه دین فرد به تباهی کشیده میشود. جهت گیری نیت فرد از خدا برای غیر او یا هم برای خدا و هم برای غیر او آفتی است که مومن خیّر را تهدید میکند. دیگر آفات مانند تظاهر، تفاخر، عجب و سمعه نیز مانند ریا ابزاری هستند که ابلیس (لعنت الله علیه) از آنها برای به دَنیَت کشیدن مومن و دین وی استفادۀ سوء نموده و مومن باید برای رهائی از آنها پس از توکل از اکسیری بنام اخلاص بهره بَرَد تا همۀ این كثافات را از عمل، بشوید و ملائكه آن عمل را صاف و خالص به پیشگاه حق تعالی و نماینده و حجتش، امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) عرضه کنند. چرا كه در عالم بالا عملی را میخرند كه فقط برای خدا باشد. چنانکه فرموده اند:
1) غرر الحكم و درر الكلم 273 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 269
«كارهای خود را (فقط) برای خدا انجام دهید
«إنَّ الله تَعالى لا یقبَلُ مِنَ العَمَل إلّا ما كانَ لَهُ خالِصَاً وَ ابْتَغی بِهِ وَجْهَهُ» (1)
خداوند متعال تنها آن عملی را میپذیرد که خالص و محض رضای او باشد.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْعَمَلُ كُلُّهُ هَبَاءٌ إِلَّا مَا أُخْلِصَ فِیه» (2)
اعمال، همه بر باد است، مگر آنچه از روی اخلاص باشد.
اگر احسان و انفاق، تحت شرایط اخلاص قرار نگیرد به پیشگاه حق تعالی نمیرسد تا بر آن پاداشی تعلق گیرد، بلكه زحمتی است بیهوده. پس برای بدست آوردن رضایت حق تعالی باید اخلاص ورزید و سستی در كسب مقام اخلاص جز بی عقلی، چیز دیگری نیست. فرمایش بسیار شگفت حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام)، هر وجدان خفتهای را بیدار مینماید و پردۀ جهالت را از روی عقل انسانهای خیر برمیدارد تا با نیكو اندیشیدن، اعمال خیر خود را به بهترین وجه، خالصاً لوجه الله به اتمام برسانند و چه زیبا فرمودند:
«میان حق و باطل چیزی جز كم عقلی نیست. عرض شد: چگونه، ای زاده رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ؟ فرمودند: آدمی كاری را كه رضای خدا در آنست، برای غیر خدا انجام میدهد در صورتی كه اگر آن را محض رضای خدا انجام میداد، خداوند او را به هدفی كه از آن كار داشت، زودتر میرساند» (1)
بنابراین رسیدن به آمال، آرزو و قبولی اعمال در انحصار اخلاص است. بعلاوه امتیاز دیگری نیز دارد كه دربارۀ آن حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ أَخْلَصَ بَلَغَ الْآمَالَ» (2)
هر كه اخلاص ورزد به آرزوهایش برسد.
پس میبایستی عمل را فقط برای او انجام داد تا درخت احسان، میوههای گوارایی را بعمل آورد كه فرمودهاند چون مومن به درجۀ اخلاص رسید، مستحق چنین امتیازی میگردد. چنانچه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«الْمُخْلِصُ حَرِی بِالْإِجَابَة» (3)
مخلص، سزاوار اجابت (دعا) است.
از دیگر امتیازات عمل با اخلاص، طبق فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) آن است كه فرمودند:
«شخص با اخلاص، با بصیرت میشود، اعمالش پاكیزه میگردد، از پستی دور میماند، ضامن موفقیت كارها میگردد، به كامروایی میرسد و اعمالش بالا میرود و حكمت بر زبانش جاری میشود» (1)
حیف از انسانها كه در بدست آوردن چنین مقامی با این همه بركات، اهمال می ورزند و خوشا به سعادت آن كسانی كه با دیدۀ عقل و با تفكری صحیح برای همۀ اعمال خویش، هدفی جز خدا و معصومین (علیهمالسلام) ندارند. اما حقیقت اخلاص پس از این دو مرحله، آنست كه مومن در احسان و نیكویی، مدح و ثنای كسی جز خدا را نخواهد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یحْمَدَكَ عَلَیهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَل..» (2)
عمل خالص آنست كه نخواهی كسی جز خداوند - عز و جل - تو را بر
1) غررالحكم 2248؛ 6510؛ 8447؛ 7578؛ 4242 - عیون اخبار الرضا (علیهالسلام) 2/69/ح321
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/16؛ (ط - دارالحدیث) 3/46 - الوافی 4/362؛ 4/375 - تفسیر الصافی 5/201 - وسائل الشیعة 1/60 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 1/41 - البرهان فی تفسیر القرآن 3/80؛ 5/435 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 67/230؛ 67/250
انجام آن بستاید.
{وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً} (1)
«و به [پاس] دوستىِ [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مىدادند * ما براى خشنودى خداست كه به شما مىخورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم»
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«إِنَّ لِكُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَ مَا بَلَغَ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِخْلَاصِ حَتَّى لَا یحِبَّ أَنْ یحْمَدَ عَلَى شَیءٍ مِنْ عَمَلِ الله» (2)
هر حقی را حقیقتی است. بنده به حقیقت اخلاص نرسد مگر آنگاه كه دوست نداشته باشد در برابر كاری كه برای خدا میكند تمجید و ستایش شود.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«إِخْلَاصُ الْعَمَلِ مِنْ قُوَّةِ الْیقِینِ وَ صَلَاحِ النِّیةِ» (3)
اخلاص عمل ناشی از نیروی یقین و درستی نیت است.
خوشا به حال بندهای كه با تفكر صحیح، گام در وادی اخلاص گذارد و برای انجام كارهایش نه سرزنش، بدی و فحاشی را بشنود و نه مدح و ثنای مخلوقات را. فقط در پی رضایت حق تعالی باشد كه پاداش چنین خلوصی، اینچنین است:
«قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطَّلِعُ عَلَى قَلْبِ عَبْدٍ فَأَعْلَمُ فِیهِ حُبَّ الْإِخْلَاصِ لِطَاعَتِی لِوَجْهِی وَ ابْتِغَاءِ مَرْضَاتِی إِلَّا تَوَلَّیتُ تَقْوِیمَهُ وَ سِیاسَتَهُ» (1)
خداوند عز و جل میفرماید: هرگاه دل بندهام را بنگرم و دریابم كه از روی اخلاص و برای خشنودی من، طاعتم را بجا میآورد، اصلاح و تربیت او را خود به عهده گیرم.
قدم بعدی پس از دوری از محرمات، بنا به فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) اینست كه:
«أَوَّلُ الْإِخْلَاصِ الْیأْسُ مِمَّا فِی أَیدِی النَّاسِ» (2)
سرآغاز اخلاص، مایوس شدن از آنچه در دست مردم است، میباشد.
«ألعِبَادَة الخالِصَة أَنْ لا یرجوا الرَّجُل الّا رَبَّه وَ لا یخافُ إِلَّا ذَنبَهُ» (3)
عبادت خالص اینست كه آدمی جز به پروردگار خویش امید نبندد و جز از گناه خویش نترسد.
چنینن توفیق عظیمی بدست نمیآید مگر به رسانیدن اخلاص به كمال آن كه فرمودهاند:
«تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنُّبُ الْمَعَاصِی» (1)
كمال اخلاص به دوری كردن از گناهان است.
چون مومن به خاطر اخلاص، افتخار شاگردی پیدا کرد و تحت تربیت قرار گرفت، همۀ اشیاء به طاعت او در میآیند. با ممارست، در مقام اخلاص برای حق تعالی به جایی می رسد كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ یخْشَعُ لَهُ كُلُّ شَیءٍ ثُمَّ قَالَ ع إِذَا كَانَ مُخْلِصاً قَلْبَهُ لِلَّهِ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَیءٍ حَتَّى هَوَامَ الْأَرْضِ وَ سِبَاعَهَا وَ طَیرَ السَّمَاء» (2)
همۀ اشیاء در برابر مومن خاشعند و از هیبت او میهراسند. اگر برای خدا اخلاص ورزد خداوند همه چیز حتی گزندگان و درندگان زمین و پرندگان هوا را از او بترساند.
اخلاص موضوع کوچکی نیست. همۀ انبیاء و اوصیاء خود را ملزم به آن میدیدند. حکایتی از اخلاص حضرت موسی (علیهالسلام) نقل شده است. زمانی كه حضرت موسی (علیهالسلام) نزد حضرت شعیب (علیهالسلام) رفت، حضرت شعیب (علیهالسلام) آمادۀ خوردن شام بود پس به موسی (علیهالسلام) گفت: ای جوان! بنشین و شام بخور. موسی (علیهالسلام) گفت: پناه به خدا. شعیب (علیهالسلام) گفت: چرا؟ مگر گرسنه نیستی؟ حضرت موسی (علیهالسلام) گفت: چرا، اما میترسم این پاداش آبی باشد كه برای خانوادۀ تو از چاه كشیدم. من از خاندانی هستم كه اگر همۀ زمین پر از طلا شود، كمترین عمل آخرتی را به آن نمیفروشیم. شعیب (علیهالسلام) گفت: ای جوان، به خدا این پاداش آن كار (كه برای خدا انجام دادی) نیست، بلكه این میهمان نوازی و اطعام، رسم و عادت ما و پدرانمان است. در این هنگام بود که موسی (علیهالسلام) برای خوردن شام نشست. (1)
اگر اخلاص ورزیدن تا این اندازه باید مورد توجه قرار بگیرد، پس در برابر نیكیهائی كه نسبت به تهیدستان انجام میگیرد باید کوچکترین ریاء، ... را از آن، دور نگه داشت. برای بدست آوردن اخلاص میفرمایند:
1) بحارالانوار 13/21
«به سراغ قسمتهای ناپاك اموالتان نروید تا از آن انفاق كنید در حالی كه خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی كراهت و ناچاری» (1)
این عمل از آثار عدم اخلاص است. در تفسیر این آیۀ شریفه، حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«این آیۀ شریفه دربارۀ كسانی نازل گردید كه هنگام انفاق، خرماهای خشك و كم گوشت و نامرغوب را با خرمای خوب مخلوط میكردند و بعد به عنوان انفاق و احسان پخش میكردند، كه به آنها دستور داده شد از این كار بپرهیزند» (2)
بنابراین مومن چون در معامله با خدا وارد شد، باید بهترینها را انفاق نماید، زیرا كه صداقت در اخلاص همان است كه در حدیث فوق فرمودهاند و رعایت چنین مواردی باعث خلوص عمل میگردد كه بر آن تاكید نیز گشته است.
«وَ أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَ النَّاقِدَ بَصِیر» (3)
عملت را خالص كن چون خداوند آگاه و بیناست.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..لَیسَ یعْنِی أَكْثَرَ عَمَلًا وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیةُ اللَّهِ وَ النِّیةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَة..» (1)
منظور (خدای متعال) كسانی از شما كه اعمال بیشتری دارند نیست. بلكه مقصود، درستكارترین شماست و درستكاری به سه چیز محقق میشود: ترس از خدا و نیت صادق و كار خوب.
این سه مطلب ستونهای اخلاص را تشكیل میدهند و با رعایت این سه مرحله، حتی اعمال بسیار جزیی هم، بزرگ نوشته میشود. بنابراین زیادی عمل خیر، مهم نیست بلکه كیفیت (خلوص) ملاك است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«إِنَّكَ لَنْ یتَقَبَّلَ مِنْ عَمَلِكَ إِلَّا مَا أَخْلَصْتَ فِیهِ وَ لَمْ تَشُبْهُ بِالْهَوَى وَ أَسْبَابِ الدُّنْیا» (2)
هرگز عملی از تو پذیرفته نمیشود، مگر آن كه خالصانه انجام داده باشی.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«كُلُّ حَسَنَةٍ لَا یرَادُ بِهَا وَجْهُ الله تَعَالَى فَعَلَیهَا قُبْحُ الرِّیاءِ وَ ثَمَرَتُهَا قُبْحُ الْجَزَاء» (1)
هر كار نیكویی (انفاق، احسان و..) كه برای رضای خداوند متعال انجام نگیرد، زشتی ریا بر آن است و میوهاش زشتی كیفر باشد.
هنگامی که نفس رام نشده باشد اخلاص فراهم نمیگردد و آدمی را به سوی بدیها میكشاند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«كَیفَ یسْتَطِیعُ الْإِخْلَاصَ مَنْ یغْلِبُهُ الْهَوَى» (2)
چگونه اخلاص دارد كسی كه هوای نفس بر او چیره شده است؟
یكی از مضرات اصلی و بزرگ هوای نفس، آرزوهایی است كه طمع و حرص به مال اندوزی را در انسان رشد می دهد. بنده برای ارضای نفس و در صدد طلبیدن اموال دنیا، در آرزویش بسر میبرد و سرچشمۀ این آرزوها كه طمع و حرص انسان است، مانع از كسب مقام والای اخلاص میشود و آنهایی كه در طلب جمع آوری اموال دنیا هستند، خود میتوانند بفهمند كه آیا در اعمال خود اخلاص دارند یا
خیر؟ اینکه به راحتی و در راه خدا بدون آنكه كسی بفهمد (در صورت متمکن بودن) به اندازۀ كفاف مومن گرفتار احسان نموده و گرفتاری وی را حل كند. این گوهر گرانبها بدست نمیآید مگر به ترك آرزوهای دنیوی كه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«قَلِّلِ الْآمَالَ تَخْلُصْ لَكَ الْأَعْمَالُ» (1)
آرزوهایت را كم كن، اعمالت خالص میشود.
یعنی به دنبال امیال دنیوی نباش و در جمع آوری مال دنیا حرص نَوَرْز. چرا که با داشتن چنین رذیلهای، اخلاص بوجود نمیآید. پس میبایستی برای كسب رضای حق تعالی و پاداشهای عظیم الهی و امتیازی كه در دنیا و آخرت بر مقام اخلاص مترتب است، پا به وادی خلوص كه شعار عملی آن كار ”فقط برای خدا“ است گذاشت كه آن موقع به عمل كم هم پاداشهای بزرگ داده میشود. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«أَخْلِصْ قَلْبَكَ یكْفِكَ الْقَلِیلُ مِنَ الْعَمَلِ» (2)
دلت را خالص گردان، عمل اندك تو را بس باشد.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«كُونُوا بِقَبُولِ الْعَمَلِ أَشَدَّ اهْتِمَاماً بِالْعَمَلِ فَإِنَّهُ لَا یقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَیفَ یَقِلُّ عَمَلٌ یَتَقَبَّلُ» (1)
همیشه برای قبول شدن عمل بیشتر كوشش كنید تا برای كمی یا زیادی خود عمل. زیرا عمل كم ولی با تقوا و اخلاص، كم به شمار نمیآید. چگونه بگوییم عمل كم درحالیكه در درگاه خداوند بیریا قبول شده است.
وقتی که توفیق حاصل شد تا در اعمال، مراتب اخلاص رعایت شود، باید کوشش مضاعفی نیز آغاز شده تا با وجود اخلاص در ابتدای آن، در ادامه با آفات مخلوط نگردد. رعایت اخلاص، گنجی است مخصوص خواص از بندگان حق، زیرا شیطان با تمام نیروهایش طبق آیۀ شریفۀ قرآن كه قسم یاد كرده همه را اغفال كند، درصدد متلاشی نمودن عمل با اخلاص است و سختتر از عمل خالص، ابقاء و محافظت نمودن آن است. چنانکه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَل» (2)
پایداری بر عمل تا خالص بماند، سخت تر از خود عمل است.
حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«نگهداری عمل از خود انجام عمل دشوارتر است. عرض شد: منظور از نگهداری عمل چیست؟ حضرت فرمودند: آدمی برای خدای یگانه، بخشش و انفاقی میكند و این عمل پنهانی برایش نوشته میشود، اما سپس كارش را به زبان میآورد كه در نتیجۀ آن، ثواب نهانی (كه بیشتر است) پاك میشود و برایش (ثواب) آشكار مینویسند، بار دیگر آنرا به زبان میآورد كه در این صورت عملش پاك میگردد و عمل ریایی نوشته میشود» (1)
اگر عملی بر اثر اغفال شیطان به ریاء مخلوط شود و فرد عامل در پی مدح و تحسین خلق باشد طبق فرمایش حضرت امام باقر (علیهالسلام)، نادانسته به یکی از ابواب شرک مبتلا میشود.
«لَوْ أَنَّ عَبْداً عَمِلَ عَمَلًا یطْلُبُ بِهِ وَجْهَ الله وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ أَدْخَلَ فِیهِ رِضَى أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ كَانَ مُشْرِكاً» (2)
اگر بندهای عملی برای رضای خدا و سرای آخرت به جا آورد، ولی در آن رضای فردی از مردم را نیز در نظر داشته باشد، مشرك است.
اگر کسی به عمل فراوان همراه با رنج بدن و شب زنده داری بپردازد،
خدا ابا دارد (از این كه به او پاداش بدهد) الّا این كه عمل او را در چشم كسانی كه به گوششان میرسد كوچك میكند(برایشان کوچک می کند). (1)
حضرت امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) فرمودند:
«سزاوار عاقل است كه چون عملی انجام میدهد و میداند همۀ نعمتها فقط از خدا است، پس خجالت بكشد از خدا كه عمل را برای دیگری انجام دهد. (ریا كند.)»
انسان با خِرَد دائما باید با مواظبت نمودن از اعمال نیك، از گوهر اخلاص محافظت کند و برای تقویت این مرتبه، از حق تعالی عذر و استغفار طلبد چرا كه ریاء، گناهیست بس عظیم، كه در دعاها میخوانیم.
«بارخدایا از تو آمرزش میطلبم از برای گناهی كه به علت كار خیری كه میخواستم برای رضای تو انجام دهم پس در آن كار جز تو كس دیگری را در نظر گرفتم و چیزی كه نیتم را برای تو ناخالصانه میساخت در عملم شركت جست یا مرا ملزم ساخت كه جز تو كسی را در آن بخواهم و بسیاری از كارهایم به این نحو بوده است»
1) اصول كافی كتاب الایمان و الكفر باب الریا ح 13
گفتنی است که جوهرۀ هر عملی با نیت است. نیت، جهت هر عملی را مشخص نموده و خروجی آن را به سوی هدف، هدایت مینماید. حضرت امام سجاد (علیهالسلام) فرمودند:
«عمل انسان بستگی به نیت دارد» (1)
امام معصوم (علیهالسلام) در ذیل آیۀ شریفۀ 2 از سورۀ مباركۀ مُلك:
(الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیبْلُوَكُمْ أَیكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور)
«آن کس که مرگ و زندگی را خلق کرده تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما بهتر از دیگران است و او ”عزیز“ و ”غفور“ است»
«شما را آزمایش میكنند تا معلوم شود كدامیك بر عمل باقی میمانید و خلوص پیدا میكنید. چه عمل نیكو و خالص آنست كه صاحب عمل خیر، توصیف و ستایش كردن مردم وی را بر آن عمل قصد نكند بلكه جز رضا و خشنودی حق تعالی منظوری نداشته باشد و نیت انسان افضل از عمل است سپس این آیه را قرائت كرد»
{قُلْ كُلٌ یعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ..} (2)
«هركس عمل میكند بر طبق نیت خود..» (1)
از آثار و امتیازات نیت پاك، دور بودن از ریا است زیرا مومن در نیت خود ریاء ندارد الا اینکه بر اثر اغفال شیطان در مرحلۀ عمل، مبتلا به آفتی شود. در این رابطه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«نیت كه امر قلبی است، ریا بردار نیست فقط برای خدا و از جهت ارتباط دل با اوست. خدای مهربان هم در مقابل این نیت و تصمیم قلبی ثواب و پاداشی به او عنایت میفرماید؛ مثلا بندۀ مومن در روز تصمیم جدی و حتمی میگیرد كه سحرگاه از خواب برخیزد و نماز شب بخواند اتفاقاً خواب عمیق او را فرا میگیرد و موفق نمیشود، خداوند مهربان در برابر این تصمیم و نیت، ثواب نماز شب و تهجد را به او عنایت فرموده و نَفَسَش را تسبیح و خوابش را صدقه و انفاق به حساب میآورد» (2)
حیف از بندهای كه چنین خدای مهربان و رئوفی را واگذارده و اوامر و نواهی او را كه در واقع، برای سعادت خود وی است نادیده گرفته و اعمالش را برای غیر آن یگانۀ معبود، انجام دهد. از آثار نیت كه قبل از فعل میباشد، كارهای نیكی است كه در دفتر اعمال بدون
آنكه آنرا انجام داده باشد فقط صرف نیت صادق و پاك، ثبت میگردد. حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«نیت مومن از عملش بهتر است از این جهت كه شخص با ایمان آرزو دارد و دلش میخواهد كارهای زیادی را انجام دهد ولی فرصت و عمرش رسایی ندارد» (1)
تحمل فقر و سختیِ نیاز، کار آسانی نیست و در هنگام ورود مشکلات، تنها مسئلهای که ذهن فرد مبتلا را به خود مشغول نموده خروج از مشکلات است. با کمی تامل درمییابیم خواستۀ قلبی هر فردی، روا شدن هرچه سریعتر حاجت خویش است. پس بر فرد خیر و مومن متقی واجب است در انجام کار خیر شتاب ورزیده و عجله به خرج دهد تا باعث خشنودی و رضایت حق تعالی شود كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند:
«إِنَّ الله یحِبُ مِنَ الْخَیرِ مَا یُعَجَّلُ» (2)
خداوند كار خیری را كه با شتاب صورت گیرد دوست دارد.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«هر چیز میوهای دارد میوۀ احسان، تعجیل در آن است»
یكی از دلایل مهمی كه، باید برای انجام اعمال خیر عجله نمود اینست كه، شیطان با تمام قوا سعی بر آن دارد که تا مومن موفق به انجام عمل خیر نگردد و لذا قبل از رسیدن وساوس شیطانی به دل شخص خیر باید كار نیك را انجام داد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«إِذَا هَمَّ أَحَدُكُمْ بِخَیرٍ أَوْ صِلَةٍ فَإِنَّ عَنْ یمِینِهِ وَ شِمَالِهِ شَیطَانَینِ فَلْیبَادِرْ لَا یكُفَّاهُ عَنْ ذَلِكَ» (1)
هرگاه یكی از شما آهنگ كاری نیك یا بخششی كند در طرف راست و چپ او دو شیطان قرار میگیرند، پس بشتابد كه آن دو شیطان او را از تصمیمش باز ندارند.
حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ هَمَ بِشَیءٍ مِنَ الْخَیرِ فَلْیُعَجِّلْهُ، فَإِنَّ كُلَّ شَیءٍ فِیهِ تَأْخِیرٌ، فَإِنَّ
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/143؛ (ط - دارالحدیث) 3/368 - الوافی 4/381 - وسائل الشیعة 1/113 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/224
لِلشَّیطَانِ فِیهِ نَظْرَة» (1)
هر كه قصد كار خیری كند زود آن را انجام دهد، زیرا در هر چیز كه تاخیر افتد، شیطان در آن مهلتی پیدا میكند.
دلیل دیگر تعجیل در امر خیر، رد شدن ابر توفیق از سر بندگان است كه بنا به فرمودۀ امام (علیهالسلام)، فرصت ها مانند ابرها میگذرند و تا ابر توفیقات بر سر انسانها سایه افكنده است، باید از باران رحمت آن استفاده کرد كه هر لحظه این ابرها در حال حركت و جابجایی میباشند و همچنین حضرتش فرمودند:
«مَنْ فُتِحَ لَهُ بَابُ خَیرٍ فَلْینْتَهِزْهُ فَإِنَّهُ لَا یدْرِی مَتَى یُغْلَقُ عَنْهُ» (2)
هر كس در و بابِ كار خیری به رویش گشوده گردد، باید در استفاده از این فرصت بشتابد، زیرا او نمیداند كه این در چه زمانی به رویش بسته میشود.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«إِذَا هَمَمْتَ بِخَیرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِی مَا یُحْدَثُ» (3)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/143؛ (ط - دارالحدیث) 3/369 - الوافی 4/381 - وسائل الشیعة 1/113 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 8/337 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/225
2) عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة 1/289؛ 4/354 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/165 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/141
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/142 - مجموعة ورام 2/196 - الوافی 4/379 - وسائل الشیعة 1/111 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 1/46 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 8/334 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/222
هرگاه آهنگ كار خوبی كردی، بشتاب زیرا نمیدانی كه چه پیش خواهد آمد.
شاید حوادثی پیش آید كه انسان از آن عبادت عظیم (كار خیر) باز ماند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تُؤَخِّرْ إِنَالَةَ الْمُحْتَاجِ إِلَى غَدٍ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِی مَا یعْرِضُ لَكَ وَ لَهُ فِی غَدٍ» (1)
عطا كردن به نیازمند را به فردا مینداز، زیرا نمی دانی كه فردا برای تو و او چه پیش خواهد آمد. (همانند حوادثی مثل مرگ یا برطرف شدن نیاز نیازمند از راهی دیگر).
یكی از پیشامدهایی كه خبر نمیكند، آمدن ملك الموت است كه در حال صحت و سلامت نیز ناگهان به سراغ انسان میآید و هیچ تضمینی از برای ساعاتی بعد برای زنده ماندن نیست كه فرمودهاند:
«در امر آخرت (عمل خیر) تاخیر روا مدارید كه اگر به فردا افتد، شاید مرگ مهلت ندهد» (2)
چه بسا طبق روایات بر اثر عملی خیر، مرگ نیز به عنایت حق تعالی به تاخیر افتد كه در این مورد، قضایای زیادی نقل شده و به تجربه بزرگان رسیده است. دلیل بعدی در عجله نمودن امر خیر اینست که ممكن است انسان به دلیل اشتغال به كارهای روزمره از این عمل عظیم و خداپسندانه باز بماند و كارها و مشغلههای زندگانی، توفیق عمل خیر را از او بگیرند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..بَادِرُوا بِعَمَلِ الْخَیرِ قَبْلَ أَنْ تُشْغَلُوا عَنْهُ بِغَیرِه..» (1)
در انجام كار خیر شتاب كنید، پیش از آنكه به سبب پرداختن به عمل دیگری از آن باز مانید.
عجله در انجام امور مومنین همواره مورد توجه ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) بوده است. در صورت ترجیح دادن امور شخصی بر انجام عمل صالح و کاهلی در زدودن همّ و غم از افراد مومن، ندامت فراوان به دنبال خواهد داشت. حضرت امام سجاد (علیهالسلام) برای تربیت بندگان، به درگاه حق، خود را اینچنین مقصر قلمداد مینمود:
«..وَ مِنْ ذِی فَاقَةٍ سَأَلَنِی فَلَمْ أُوثِرْه..» (2)
..(خدایا) از تو عذر میخواهم از نیازمندی كه نیاز خود را بر من عرضه كرده است و او را پاسخ نداده و بر خود برتری نبخشیدم..
تامل در فرمایش حضرت امام سجّاد (علیهالسلام) برای اهمیت دادرسی و ترجیح امور آنان بر امورات شخصی، عملی است بجا؛ تا با مرور دیگر بر چنین حدیث گرانبهایی، جایگاه اهمیت آن مشخص گردد. دلیل دیگر شتاب نمودن، رفع اضطرار، ناراحتی و استرس شخص گرفتار است كه هرچه سریعتر برای انجام كار او و گشودن غم و ناراحتی وی باید آماده شد. گاهاً پیش آمده که بر اثر كاهلی در برطرف نمودن مشكل مومنی، كار از كار گذشت و اگر شتاب بخرج داده میشد، مسئله به جاهای باریك كشیده نمیشد.
زیبایی احسان و انفاق در خوشحال نمودن فرد مبتلاست. هرچه سریعتر اضطرار و مشکل او برطرف شود، باعث ازدیاد خشنودی او كه خشنودی خداوند و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) است، میشود. حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«كسی كه به مومن احسانی كند، جز با سه چیز آن را به كمال نرسانده باشد: كوچك شمردن آن، پوشاندن آن عمل و شتاب ورزیدن در انجام آن. زیرا كسی كه احسان خود را به مومن كوچك شمارد
برادر دینی خویش را بزرگ (محترم) داشته است و كسی كه خوبی خود به مومن را پوشیده دارد، كاری بزرگوارانه كرده است و هركه در انجام وعدۀ خود برای عمل خیر شتاب ورزد عطایش را گوارا (و زیبا) ساخته است» (1)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) دربارۀ معطل كردن فرمودند:
«الْمَطَلُ أَحَدُ الْمَنْعَین» (2)
امروز و فردا كردن، خود یك نوع خودداری از عطا كردن است.
و نیز فرمودند:
«آفَةُ الْعَطَاءِ الْمَطَل» (3)
آفت عطا نمودن، امروز و فردا كردن است.
تقریباً میتوان این طور برداشت كرد، که شخصی كه برای رساندن خیر به مومنین امروز و فردا میكند مانند آنست كه اصلاً قصد انجام آن را نداشته و در واقع منع خیر میكند.
«مَا أَنْجَزَ الْوَعْدَ مَنْ مَطَلَ بِهِ» (1)
کسی که در انجام وعده، تاخیر کند؛ در واقع آنرا (وعده) به جا نیاورده است.
وفای به عهد از راستگوئی و نیت صادق نشأت گرفته و مبین درستکاری فرد است. از سوی دیگر نشان از ایمان به آخرت نیز میتواند باشد. از آنجا که فرد مومن (ایمان آورده) پایان کار خویش را در مرگ نمیبیند و خود را پس از مرگ در پیشگاه الهی حاضر دیده و در موقف و حساب مقصر میشمارد، بنای همۀ اعمال خویش، همینطور نیت که اهم اعمال است را بر اساس صداقت و راستگوئی گذارده و چون عهد میکند، وفای به عهد را نیز از جمله واجبات شمرده و ایفای معهود مینماید. وفای بعهد جایگاه خاصی را در دین به خود اختصاص داده است. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) در این باره فرمودند:
«هركس به خدا و قیامت ایمان دارد، وقتی وعده میدهد وفا كند»
متأسفانه بدعهدی و بیوفایی در اجتماع مومنین امروزی نیز رسوخ
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 476 - غرر الحكم و درر الكلم 687 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 253
كرده است و خلف وعدها زیاد دیده میشود. انسان مستمند و مضطر را با وعدههای خویش گرفتارتر و با امروز و فردا كردن، خود را مورد غضب خداوند و گرفتار آه و نالۀ مومن تهیدست قرار میدهند. دیده شده است بر اثر تاخیر در وعده و متعاقب آن، آه مومن گرفتار، شخص به ضرر و زیانهای مالی، گرفتار و یا به امراض صعب العلاج مبتلا گشته است. نباید كسی را به امیدی چشم انتظار نگه داشت چرا كه عملیست بسیار قبیح؛ و بار و غمی است عظیم بر گرفتاریهای شخص مضطر و گرفتار. پس یك شخص خیر میبایستی به عهد و پیمان پایدار بوده و قول و قرار را رعایت كند تا خداوند هم حال او را مراعات كند.
«..ارْحَمْ تُرْحَم..»
..رَحْم كن تا به تو رَحْم شود..
حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ..» (1)
آن كس كه به پیمان خود وفادار نیست، دین ندارد.
این حدیث هشداریست بسیار سنگین، اما در عین حال حقیقتی است كه به ناگزیر باید پذیرفت و خویش را مورد ملامت قرار داد.
1) مجموعة ورام 2/226 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 69/198؛ 72/96؛ 81/252 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 16/97
پرهیز از این اخلاق رذیله (خلف وعده) كه سبب زایل شدن دین میگردد، نیز در فرمایشات ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) نیز تاکید شده است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«از اینكه به مردم وعده بدهی و تخلف ورزی، سخت بپرهیز، زیرا این عمل موجب خشم عظیم در نزد خدا و مردم خواهد شد چنانكه قرآن مجید میفرماید:
{كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ} (1)
«از حیث غضب نزد خداوند متعال بزرگ است آنچه را بگویید، ولی خودتان عمل نکنید»
{..وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً} (2)
«به عهد وفا کنید همانا از عهد [در قیامت] پرسیده میشود»
پایبندی به عهد از ویژگیهای مومنان است كه در حدیثی، حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«عِدَةُ الْمُؤْمِنِ أَخَاهُ نَذْرٌ لَا كَفَّارَةَ لَهُ فَمَنْ أَخْلَفَ فَبِخُلْفِ الله» (3)
1) سورۀ مبارکۀ صف آیۀ شریفۀ 3 - نهج البلاغه نامه 53
2) سورۀ مبارکۀ اسراء آیۀ شریفۀ 34
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/363 - كشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة) 2/268 - الوافی 5/925 - تفسیر الصافی 5/168 - وسائل الشیعة 12/165 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/175 - البرهان فی تفسیر القرآن 5/362 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 11/21 - بحار الأنوار (ط بیروت) 72/96 - تفسیر نور الثقلین 5/310 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 13/220 - مستدرك الوسائل و.. 8/459 - مجمع البحرین 5/244
وعدۀ مومن به برادرش نذری است که كفاره ندارد. هر کس تخلف کند، پس به خدا تخلف کرده است.
هر كس خلف وعده نماید با خدا مخالفت كرده و خویش را در معرض خشم خداوند قرار داده است و این همان است كه قرآن مجید میفرماید:
{یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ} (1)
«ای ایمان آورندگان چرا حرفی را میزنید كه بدان عمل نمیكنید»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی، خلف وعده را دارای تبعات خوانده و فرمودند:
«هر كس به برادر مومنش وعدهای بدهد كه در آن تخلف ورزد، به تخلف از خداوند آغاز كرده و به دشمنی او درآویخته و اینست قول حق تعالی [در سورۀ مباركۀ صف آیۀ شریفۀ 2] که چرا حرفی میزنید كه عمل نمیكنید» (2)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«شَرُّ النَّوَالِ مَا تَقَدَّمَهُ الْمَطَلُ وَ تَعَقَّبَهُ الْمَنُّ» (1)
بدترین بخشش آن است كه با تاخیر انجام گیرد و پشت سر آن منّت باشد.
و در نامه ای به مالك اشتر (رحمةالله) نوشتند:
«..أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِك..» (2)
..بپرهیز از اینکه.. یا مبادا به (مردم) وعدهای دهی كه به كار نبندی..
و نیز فرمودند:
«الْمَطْلُ عَذَابُ النَّفْسِ» (3)
تعلل ورزیدن (در احسان) شكنجه روح است. (كه به شخص وارد میگردد.)
حضرت امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند:
«لَا یتِمُّ الْمَعْرُوفُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ تَعْجِیلِهِ وَ تَصْغِیرِهِ وَ سَتْرِهِ فَإِذَا عَجَّلْتَهُ
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 294 - غرر الحكم و درر الكلم 411 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 389
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 444 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/96؛ 74/264 - مكاتیب الأئمة (علیهمالسلام) 1/491
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 32 - غرر الحكم و درر الكلم 40 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 463
هَنَّأْتَهُ وَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ وَ إِذَا سَتَرْتَهُ أَتْمَمْتَهُ» (1)
احسان نمودن كامل نمیشود مگر با سه ویژگی: یكی اینكه این كار را سریع انجام دهد، دوم اینكه كار خود را نزد فرد نیازمند كوچك جلوه دهد (یعنی رعایت خضوع و فروتنی و... را در برابرش داشته باشد تا باعث خجالت و احساس حقارت فرد نیازمند نشود.) سوم اینكه آن عمل را از دیگران پنهان نگه دارد. سپس فرمودند: سرعت در اجابت امر خیر، باعث شیرینی و كوچك شمردن عمل خیر باعث بزرگی آن میگردد و پنهان نگه داشتن آن، باعث كمال آن عمل میگردد.
تفکر در این سه مرحله که از لسان گهربار امام معصوم (علیهالسلام) بیان شده، بسیار مهم و جدی است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«لَا یسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنُؤ» (2)
برآوردن نیازها و حوایج (مردم) به مرتبۀ كمال نرسد مگر با رعایت
1) رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 547 - الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (علیهالسلام) 374 - معدن الجواهر و ریاضة الخواطر 33 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/413 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/362
2) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 485 - نزهة الناظر و تنبیه الخاطر 50 - وسائل الشیعة 16/315 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/318
سه چیز: اول كوچك شمردن تا اینكه بزرگ جلوه دهند، دوم پنهان کردن عمل خیر و به رخ نكشیدن آن تا اینكه خود آشكار شود.
و در جای دیگر فرمودهاند:
«از شماست پنهان كردن (عمل خیر)و از ماست آشكار نمودن آن و سوم تعجیل در برآوردن حاجات مومنین»
در تفسیر این آیۀ شریفه كه میفرماید:
{إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِی..} (1)
فرمودند:
«زكات واجب را كه صدقه است آشكار و علنی دهید، ولی صدقات مستحب و احسان را پنهانی باید به مستحقین رسانید» (2)
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«وَعْدُ الْكَرِیمِ نَقْدٌ وَ تَعْجِیلٌ» (3)
جوانمرد وعدهاش نقد و فوری است.
اما مسئلۀ بسیار مهمی كه مومنین به ویژه خیرین محترم، باید مراعات فرمایند، حفظ آبرو، شخصیت و شأن انسان مستمند و گرفتار است تا موجبات حقارت او نزد خانواده و همسایگان فراهم نگردد. چرا كه طبق آیۀ قرآن، مومنین تهیدست به جهت حفظ آبرو و مناعت طبع، فقر خود را پنهان میكنند و كمبودهای ناشی از تهیدستی را در خفا نگه میدارند. مضاف بر اینكه احسان نمودن آشكار به مومن مستمند، هرچند از روی سهو انجام بگیرد، كاریست ناپسند و مذموم. از محسنات پنهان کردن احسان و انفاق، دور شدن از ریا و سمعه میباشد.
گوهر اخلاص را باید با پنهان كردن اعمال صالح، از تیررس شیطان، سالم نگه داشت. حفظ شخصیت و آبروی مومن شاید مهمتر از احسان به او باشد. چرا كه اتفاق افتاده است که كمكهای آشکاری به بعضی از مومنین تهیدست شده که ایشان فقر خویش را در اجتماع نشان ندادهاند. پس از اعانت، نزد خانوادۀ خود شرمنده و خجل گشتند تا جایی كه اظهار داشتند:
”ای كاش میمردیم و اینچنین كمكهایی به ما نمیشد“
حتی خانواده و فرزندان آنها نیز احساس حقارت خواهند كرد و
بدتر آنكه بعضی از خیرین گرامی به وسیلۀ همسران خویش كمكهایی را به همسران مومنین تهیدست میرسانند در حالیکه نمیدانند چه ضایعات اسفناك روحی برای مومن فقیر و مجموع خانوادۀ او فراهم میسازند و این احسان جز خون دل، دل شكستن و فراهم كردن احساس حقارت بین فرزندان و همسر شخص مومن، چیز دیگری به همراه نخواهد داشت. ولو این که احسان از کَمّیت بالائی برخوردار باشد، جز تشدید غصههای مومن و گرفتاریهای روحی خود و خانوادهاش با این نوع انفاق، چیز دیگری نیست. پس كجا نام این عمل را اعانت مومن میگذارند؟ در صورتیكه به وسیلۀ دادرسی، مومن باید خوشحال شود كه فرمودهاند:
هر كه مومنی را شاد کند (به وسیلۀ رفع گرفتاری او) به حقیقت كه ما چهارده نفر (ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) ) را شاد نموده است.
اگر انفاق، احسان و كمك مالی با شرایط حفظ آبرو انجام بگیرد باعث شادی و خوشحالی مومن میشود. از آنجا که حفظ آبروی مومن پیش خداوند و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) مهم بوده، لازمست كه انسان، شأن و بزرگی مومن فقیر را مد نظر داشته و رفتاری مطابق با احادیث در پیش گیرد. (در صفحات قبلی دربارۀ عظمت و منزلت مومنین تهیدست احادیثی نقل شد).
در حدیث ذیل دستوراتی جهت حفظ حرمت و آبروی مومن از ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) داده شده است:
«وقتی به كسی كمكی کردی، دست راست از دست چپ خبردار نگردد»
حتی یك نفر هم نباید از اعانت مومن که باعث افشای تهیدستی او و منجر به حقارتش میگردد، آگاهی داشته باشد. برای افراد خاص با آبرو باید مانند ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) به تنهایی وارد عمل شد. آنهم با خضوع و احترام ویژه و با جملات محبت آمیزی كه فرد فقیر احساس حقارت نكند و به گرفتن احسان راغب شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در ارزش حیثیت اشخاص میفرمایند:
«ابْذُلْ مَالَكَ لِمَنْ بَذَلَ لَكَ وَجْهَهُ فَإِنَّ بَذْلَ الْوَجْهِ لَا یوَازِیهِ [لَا یوَازِنُهُ] شَیءٌ» (1)
مالت را به آن كس ببخش كه آبرویش را پیشت میریزد زیرا كه در میزان سنجش هیچ چیزی بپای آبرو نمیرسد.
«إِنَّ قَدْرَ السُّؤَالِ أَكْثَرُ مِنْ قِیمَةِ النَّوَالِ فَلَا تَسْتَكْثِرُوا مَا أَعْطَیتُمُوهُ
1) غرر الحكم و درر الكلم 149 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 381 - شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم 2/236
فَإِنَّهُ لَنْ یوَازِی قَدْرَ السُّؤَال» (1)
همانا ارزش درخواست بیشتر از بهای انفاق است. پس هیچگاه عطای خود را زیاد و بزرگ مشمارید كه هرگز احسان شما به اندازۀ درخواست كردن قیمت ندارد.
از اهمیت مسئلۀ حفظ آبرو و پنهان نمودن احسان كه سیره و روش ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) بوده، قضایا و حكایات زیادی نقل گشته است. حتی هنگام كمك نمودن از پشت درب دست مبارك خویش را بیرون میآوردند تا شخص فقیر با روبرو شدن چهرۀ آنها، خجل و شرمنده نشود. وقتی مراعات حال اشخاص عامه که روی سوال و درخواست را دارند اینگونه باشد، خود به انصاف بسنجید آبروی مومنی كه از شدت فقر و نداری جز به خداوند و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) از كسی درخواست و سوال نمینماید، تا چه اندازه باید مراعات گردد.
پس از پنهان كردن عمل، قدم به مرحلۀ جدیدی از شرایط نیكی و احسان خواهیم گذاشت كه تاكید فراوان شده است و آن منت
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 151 - غرر الحكم و درر الكلم 227 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 361
نگذاشتن است. این صفت رذیله میباید با اظهار خضوع و فروتنی در هنگام اعانت فقرای حقیقی از انسان دور شود. زیرا طبق روایات صفحات قبل؛ با وجود شأن و منزلت مومن فقیر كه باعث ترقی، دفع بلا و فراهم شدن روزی و سبب سلامتی و پاداشهای اخروی برای خَیّر میشود، وقتی [تهیدستان] از خیرین و متمولین، احسان و انفاق را قبول میكنند، در واقع بر ایشان (خَیّرین) منت مینهند.
اینگونه رفتار (اظهار فروتنی) كه شایستۀ انسانهای نیكوكار است، اكسیر نادری است كه آفات منت، كبر، عجب و تفاخر آن را از بین می برد و اگر در هنگام بذل و بخشش، خضوع و رفتار مهرآمیز نباشد، قطعاً جای آن، صفت زشت منت جلوهگر خواهد شد، هر چند صاحب احسان، منظوری از این حالات (عدم گشادهرویی) نداشته باشد، ناخودآگاه در ذهن شخص مستمند، رفتار منت گذاری تداعی میگردد.
خُلق نیک و روی گشاده در هنگام اعانت و دادرسی، حتماً و الزاماً باید حاكم باشد تا از ابطال اعمال (توسط منت و یا...) رهایی جست؛ زیرا هر چیزی، سنگ محكی دارد و معیار و ملاك اعمال نیك، منت نگذاشتن است:
{يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى..} (1)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صدقههاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، .»
و در روایات نیز فرمودهاند:
«كار نیك را با منت باطل نكن» (2)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مِلَاكُ الْمَعْرُوفِ تَرْكُ الْمَنِ بِه» (3)
ملاك و معیار خوبی كردن، منت ننهادن است.
و در جای دیگر میفرمایند:
«أَحْیوا الْمَعْرُوفَ بِإِمَاتَتِهِ فَإِنَ الْمِنَّةَ تَهْدِمُ الصَّنِیعَةَ» (4)
با مرگ آن (منت) معروف را زنده بدارید همانا كه منت نهادن، احسان را ضایع میكند.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«شَرُّ النَّوَالِ مَا تَقَدَّمَهُ الْمَطَلُ وَ تَعَقَّبَهُ الْمَنُّ» (1)
بدترین بخشش آن است كه با تاخیر انجام شود و به دنبالش منت باشد.
و چقدر قبیح و زشت است چنین روشی در هنگامۀ دادرسی از مضطرین كه زهری است بجای عسل در دهان تهیدست. چنانكه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْمَطَلُ وَ الْمَنُ مُنَكِّدُ الْإِحْسَانِ» (2)
تعلل ورزیدن و منت نهادن، عمل خیر و احسان را ناگوار میسازد.
رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..تَصَدَّقُوا مِنْ غَیرِ مَخِیلَةٍ فَإِنَ الْمَخِیلَةَ تُبْطِلُ الْأَجْر..» (3)
..بی چشمداشت صدقه بدهید، زیرا كه چشمداشت اجر را از بین میبرد..
یعنی نه مدح و ستایش شخص مستمند را باید شنید و نه بد و ناسزا و فحاشی او را كه در موارد خاصی پیش آمده است. یكی از خیرین
نقل میکرد ”وقتی برای جهت امداد پیرزنی به منزل مخروبۀ وی رفته بودند، به جای تشكر و سپاس به سبب كهولت سن، ما را مورد فحاشی و تندخوئیهای زننده قرار میداد و ما نیز بدون توجه به ناسزاهای پیرزن به احسان و امداد خود ادامه میدادیم“.
بهترین كار در برابر چنین اشخاصی به جای مقابله به مثل با آنها، خوشرویی است. زیرا طرف معامله، خداوند متعال است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره می فرمایند:
«خوشروئیها (هنگام بخشش) بخشش دیگری است»
یكی از راه های مبارزه با منت، فراموش کردن عمل خیر به اشخاص است. چنانكه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«إِذَا صُنِعَ إِلَیكَ مَعْرُوفٌ فَاذْكُرْهُ إِذَا صَنَعْتَ مَعْرُوفاً فَانْسَه» (1)
هرگاه به تو خوبی شد آن را یادآوری كن و هرگاه تواحسان و نیكویی کردی، آن را از یاد ببر.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«اگر به كسی خوبی كردی آن را با منت گذاشتن زیاد و به رخ كشیدن تباه مساز، بلكه با خوبی و بهتری ادامهاش بده، زیرا این كار برای اخلاق تو زیبندهتر است و پاداش آخرتت را واجب تر
1) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/361
میگرداند» (1)
امام معصوم (علیهالسلام) در مذمت منت گذاشتن، میفرمایند:
«خداوند با كسی كه منت گذارد، حرف نمیزند (به دیدۀ رحمت نمینگرد)» (2)
از اهمیت این مطلب همین بس كه امر فرمودهاند به دعا تا خداوند ما را در هنگام نیاز گرفتار چنین اشخاصی (منت گذار) نگرداند. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند یا علی (علیهالسلام) این طور دعا كن:
«اللَّهُمَّ لَا تُحْوِجْنِی إِلَى شِرَارِ خَلْقِكَ قُلْتُ یا رَسُولَ الله مَنْ شِرَارُ خَلْقِهِ قَالَ الَّذِینَ إِذَا أَعْطَوْا مَنُّوا وَ إِذَا مُنِعُوا عَابُوا» (3)
خدایا! مرا به آفریدههای بَدَتْ محتاج مكن. عرض كردم ای رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ! آفریدگان بد خدا چه كسانی هستند؟ فرمودند: كسانی كه اگر چیزی بدهند منّت گذارند و اگر ندهند سرزنش و نكوهش كنند.
هر مومن و هر خیری باید این صفت زشت را برای رضای خداوند متعال از خویش دور نماید و با راهنمائیهای معصومین (علیهمالسلام)، افكار و
اعمال خویش را تصحیح و اصلاح كند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره، در نامهای كه به جناب مالك اشتر نوشتند، این مطلب مهم را متذكر شدهاند:
«..وَ إِیاكَ وَ الْمَنَ عَلَى رَعِیتِكَ بِإِحْسَانِك..» (1)
مبادا با خدمتهایی كه انجام دادی بر مردم منّت گذاری.
با توجه به مطالبی که عرض شد و احادیثی که درج گردید، سوالی مطرح میشود و آن اینست كه آیا انجام اعمال خیر مختص به مومنین ثروتمند است یا اینكه مومنین بی بضاعت یا كم درآمد و یا مومنین متوسط الحال كه دستشان از اموال دنیا كوتاه است، راهی برای انجام كارهای نیك و احسان برایشان وجود دارد؟ جواب سوال اینست كه، خداوند متعال به نیت افراد توجه دارد و پذیرفتن اعمال نیز، منوط بر نیت صادق است و اگر نیت داشته باشد که برای انجام عمل صالح و نیكی قدمی بردارد ولی بستر آن عمل فراهم نگردد، حق تعالی به نیت شخص، آن عمل را برایش در نامۀ اعمالش ثبت میگرداند. حضرت
1) نامه حضرت (علیهالسلام) به جناب مالك اشتر (رحمةالله) - نهج البلاغة (للصبحی صالح) 444 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 33/611؛ 72/96 - تفسیر نور الثقلین 5/454 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/459؛ 13/171
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«گاهی بندۀ مومن مستمند و تهیدست میگوید: خدایا به من روزی فرما و یا تمكن مالی عنایت كن تا كارهای نیك انجام داده و از برنامههای خیرات و خدمات چنین و چنان كنم و چون خداوند متعال راستی و صدق و حسن نیت او را می داند همان اجر و پاداشی كه در صورت انجام عمل شامل حال او میشد به او خواهد داد»
«إِنَ الله وَاسِعٌ كَرِيم» (1)
حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«همانا مومن برای حاجتی از برادرش به او مراجعه میكند كه وی نمیتواند انجام دهد ولی بدان كار همت میگمارد و دل میبندد، یعنی تلاش برای برآورده شدن حاجت برادرش مینماید ولی نتیجهای حاصل نمیگردد و حاجت برادر دینی روا نمیگردد، خدای تبارك و تعالی او را به سبب همتش به بهشت وارد میكند» (2)
پس بخاطر بیبضاعتی و سختی زندگی، نباید خود را از ثواب احسان نمودن حتی به مقدار اندك محروم نمود. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) نیز برای انجام عمل خیر حتی كوچك و ناچیز میفرمایند:
«هیچ كار خوبی كه بر انجام آن توانایی داری ناچیز مشمار و بخاطر خوبیای بزرگتر، آن را ترك مكن، زیرا خوبی و كمك اندك در صورتی كه آن شخص به آن نیاز داشته باشد، سودمندتر از آن خوبی (كمك بسیاری) است كه در حال بی نیازی به كسی شود» (1)
یعنی برای رفع اندوه افراد مضطر و پریشان حال، اگر اندك عملی هم برآید، چون سخت نیازمند است، همان كم هم برایش موثر و ارزشمند است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«هركس رضای خدای عزّوجلّ را با عمل اندكش اراده كند، حق تعالی برای او آن را بیش از آنچه خود میخواسته آشكار میكند» (2)
همچنین انفاق مومن بیبضاعت حتی به جزئیترین دارائی مثل پرداخت پول چند آجر برای ساختن منزلی برای مومنی فقیر، بالاتر از ساختن یك منزل به وسیلۀ شخص ثروتمند، میباشد. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«ثوابهای شخص توانگر كمتر از فقیر است هر چند ده هزار درهم انفاق كند. همچنین سایر كارهای خیر» (3)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
بخشش اندك تهیدست، بسیار است. (1)
آنچیزی كه در پیشگاه خداوند متعال، ارزنده است، اخلاص در عمل است و از آثار خلوص، ادامۀ اعمال خیر است هر چند اندك. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«بهترین كارها آنست كه دائم باشد، هرچند كم باشد» (2)
در نهایت مومنینی كه كاملاً دستشان برای احسان خالی است، از بهترین راه ها میتوانند این خلاء را پر كنند آنهم به بهترین وجه. حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) برای ترغیب مومنین به جنگ با كفار بیاناتی میفرمودند. جمعی از اصحاب عرض كردند: ای رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ما بدنهایمان ضعیف است و اموالی نداریم چه عملی در عوض جهاد رفتن و احسان نمودن به جا بیاوریم؟ حضرت پیامبر گرامی (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«راستی و صداقت شما باید با زبان و هم از روی خلوص و پاكی دل باشد»
عرض كردند: چگونه باشیم ؟ فرمودند:
«دلهای خود را از تعلّق و پیوندهای دنیوی آزاد سازید و منحصراً
دوستی و محبت خدا، پیغمبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلم)، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و فرزندانش (علیهمالسلام) را در دلهای خود جای دهید و از دشمنی و بغض با آل محمد (علیهمالسلام) بپرهیزید و زبان را به ذكر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد (علیهمالسلام) مشغول بدارید تا خداوند شما را به مقام ارجمند و ثواب بزرگ نایل فرماید» (1)
فضیلت صلوات كه به نوعی بهترین احسان به بهترین اشخاص یعنی آل محمد (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) است، باید قابل توجه مومنین خیر اعم از بیبضاعت و غنی قرار گیرد. راه خیر برای همۀ طبقات و اقشار جامعه در هر رتبهای باز است. حال اگر با عمل نشد، طبق فرمایش معصومین (علیهمالسلام) نیت، كفایت این امر را میكند و این از صداقت مومن بیبضاعت است كه برای انجام عمل خیر تلاش میكند و برای اقدامات وسیعتر دستش كوتاه است و این حزن او قطعاً باعث قربش در پیشگاه حق تعالی خواهد بود، چنان كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«تَجِدُ المُؤمِن مُجتَهِدَاً فِیمَا یطیقُ مُتلّهفَاً عَلی مَا لا یطِیقُ» (2)
مومن را در انجام كارهایی كه در توان اوست كوشا مییابی و بر انجام
آنچه از توانش بیرون است اندوهناك.
اما آنهایی كه دستشان از مال دنیا خالی و امور زندگیشان مخصوصاً در اجتماع حاضر، به زحمت و سختی میگذرد به اندك احسانی كه در توانشان میباشد، باید خود را به خدا عرضه بدارند چرا كه خداوند از هر كسی به اندازۀ توانش تكلیف میخواهد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْه» (1)
از عطای اندك، شرم مكن، زیرا محروم كردن اندكتر از آن است.
سپس راوی سوال كرد: فدایت گردم آیا نیكویی كردن به برادران در حالت ثروت و تهیدستی است؟ فرمودند:
«برای صاحب ثروت، احسان کردن آسان است، خداوند آنهایی كه تهیدست هستند و احسان میكنند، مدح فرموده است. آنگاه آیۀ شریفۀ 9 از سورۀ مباركۀ حشر را تلاوت فرمودند» (2)
مرحلۀ بعدی احسان، بخش واسطه گری است. آنهائیكه دستشان از اموال دنیا كوتاه است، میتوانند با واسطهگری و راهنمائیهای خویش، افراد متمكن را به سوی اعمال نیك سوق داده و خلاء انفاق و احسان خویش را پُر كنند و با همین عمل، به ثوابهای عظیم دست یابند. این واسطه بودن میان افراد غنی و فقیر، توفیق عظیمی است، زیرا تا پل (واسطه) نباشد از رودخانۀ پر تلاطم نمیتوان عبور كرد. دربارۀ ارزش والای این عمل، حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ دَلَّ عَلَی خَیرٍ فَلَهُ مِثْلُ أَجْرَ فَاعِلُهُ» (1)
اجر كسی كه به عمل خیر راهنمایی كند، مانند اجر كسی است كه آن را انجام دهد.
همچنین فرد واسط، مثل صاحب احسان ثواب میبرد. امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند:
«در هر احسانی سه كس سهیم میباشند: اول حضرت باریتعالی كه به حول، قوه و توفیق او انجام میگیرد، دوم صاحب مال و سوم كسی كه واسطۀ صاحب مال در رسانیدن احسان گردد و در بعضی از روایات اگر واسطه تا هفتاد نفر هم باشند در آن عمل شریكند»
1) میزان الحكمه 3/571 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 767
حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«الْمُعْطُونَ ثَلَاثَةٌ اللَّهُ الْمُعْطِی وَ الْمُعْطِی مِنْ مَالِهِ وَ السَّاعِی فِی ذَلِكَ مُعْطٍ» (1)
عطا كنندگان سه نفرند، خداوند كه عطا میكند و كسی كه از مالش میدهد و كسی كه در این راه میكوشد.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«لَوْ جَرَى الْمَعْرُوفُ عَلَى ثَمَانِینَ كَفّاً لَأُجِرُوا كُلُّهُمْ فِیهِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقَصَ صَاحِبُهُ مِنْ أَجْرِهِ شَیئاً» (2)
اگر احسان و كمك هشتاد دست بگردد، همۀ آنها به سبب آن، پاداش مییابند بی آنكه از اجر صاحبش چیزی كم شود.
باری آن چیزی كه در دین و اجتماع و در حیطۀ انسانیت از ارزش فوق العادهای برخوردار است واسطهگری در انجام كارهای نیك است علی الخصوص در مورد اصلاح و آشتی قلوب از هم رمیده، كه بر اثر
اختلافات، قهر و كینه توزیها به وجود میآید. اشخاصی كه خوی جوانمردی آنها بیشتر است، فعالتر و دلسوزتر در حل اختلافات هستند كه هم در پیشگاه خداوند متعال و ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) و هم در دیدگاه مردم از احترام و محبت خاصی برخوردار میشوند و این موضوع آنچنان حیاتی است كه حق تعالی در قرآن شریفش مومنان را به آن امر فرموده و رحمت خویش را در گرو این واسطهگریها قرار داده است كه در آیۀ شریفۀ 10 از سورۀ مباركۀ حجرات میفرماید:
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیكُمْ وَ اتَّقُوا اللَهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)
همانا مومنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان آشتی دهید و از خدا پروا كنید كه بر شما رحمت آورد.
جایگاه این عمل عبادی در نزد امام معصوم (علیهالسلام) آنقدر عظیم و ارزشمند است که میفرمایند:
«أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَ الصَّدَقَةِ وَ الصَّلَاةِ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ الله قَالَ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ وَ فَسَادُ ذَاتِ الْبَيْنِ وَ هِيَ الْحَالِقَة» (1)
آیا شما را به چیزی با فضیلت تر از نماز، روزه و صدقه (زكات) آگاه
1) میزان الحكمه 6/269 - به همین مضمون بحارالانوار 75/99 - مجموعه ورام 91 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 240
نكنم؟ آن چیز اصلاح میان مردم است، زیرا اختلاف و خصومت میان مردم، مهلك و دین برانداز است.
حال چرا این عمل با فضیلتتر از نماز و روزه... است؟ زیرا اصلاح بین دو مومن باعث پایداری، گسترش و رونق دین میگردد. ولی اختلاف و جدایی، از هم فروپاشی دین و ایمان را در برمیگیرد كه آخرین فرمایش حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) نیز سفارش به اصلاح بین مومنان بود:
«صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ إِنَّ الْبِغْضَةَ حَالِقَةُ الدِّینِ وَ فَسَادُ ذَاتِ الْبَین» (1)
(به فرزندانشان فرمودند) من از جدّ شما، رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) شنیدم كه میفرمودند: اصلاح (صلح و آشتی) میان مردم از نماز و روزه هم برتر است.
سپس برای این امر مهم حضرتش تاكید فرمودند:
«ثَابِرُوا عَلَى صَلَاحِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُتَّقِین» (2)
1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی 2/925 - الكافی (ط - الإسلامیة) 7/51؛ (ط - دارالحدیث) 13/453 - دعائم الإسلام 2/349 - الوافی 2/330؛ 10/564 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 23/86؛ 42/248؛ 42/256؛ 72/24؛ 75/99 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 13/441؛ 13/442 - نهج البلاغه نامه 47
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 218 - غرر الحكم و درر الكلم 334 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 450
بر اصلاح میان مومنان و متقین مداومت كنید.
آری بهترین كار نیك و صدقهای كه حق تعالی از آن خشنود می شود، اصلاح بین مسلمانان است. رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«یا أَبَا أَیوبَ أَ لَا أُخْبِرُكَ وَ أَدُلُّكَ عَلَى صَدَقَةٍ یحِبُّهَا الله وَ رَسُولُهُ تُصْلِحُ بَینَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَبَاعَدُوا» (1)
ای ابو ایوب؛ آیا تو را به صدقهای كه خدا و رسول او، آنرا دوست دارند آگاه و راهنمائی نكنم؟ (آن صدقه این است) كه: هرگاه مردم با هم بد شدند و از یكدیگر دوری كردند، میان آنها را اصلاح كنی.
همچنین حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در سفارشی به حضرت امام حسن (علیهالسلام) و حضرت امام حسین (علیهالسلام) فرمودند:
«أُوصِیكُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِی بِتَقْوَى الله وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَینِكُم» (2)
شما دو تن (حسنین (علیهماالسلام) ) و همۀ فرزندانم و خانوادهام و هر کس که سخنم به او میرسد را سفارش میکنم به ترس از خدا در خلوتها و نظم در امر شما و ایجاد صلح و آشتی در میانتان.
اندیشه در این روایات شگفت و اینکه ائمۀ اطهار (علیهمالسلام)، از هیچ چیزی برای آشتی و حل اختلاف مومنین دریغ نمیکردند، چشم مومن را به بخشی از وظیفهاش میگشاید. وظیفهای شاید حتی واجب؛ تا آنجایی كه حضرت امام صادق (علیهالسلام) به مفضل فرمودند:
«إِذَا رَأَیتَ بَینَ اثْنَینِ مِنْ شِیعَتِنَا مُنَازَعَةً فَافْتَدِهَا مِنْ مَالِی» (1)
هنگامی كه میان دو نفر از محبین و پیروان ما مشاجرهای، (اختلاف و دعوایی) افتاد، از مال من غرامت بپرداز و آنها را با هم صلح بده.
حال اگر ارزش وساطت مشخص شد، باید عزم را جزم نموده، برای بجا آوردن این عبادت عظیم باید از ابزار و وسایلی كه باعث رفع كدورت و كینه ها میگردد، استفاده کرد. یكی از این شیوه ها كه باعث مودت و محبت بین قلوبِ از هم فراری میگردد، حرفهای دروغین و ساختگی بوده که نشانی از محبت و دوستی را داشته و بین طرفین جدل گفته میشود تا راهی برای آشتی و صلح، باز گردد. زیرا حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این مورد فرمودهاند:
1) توحید المفضل 4 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/209؛ (ط - دارالحدیث) 3/532 - الوافی 5/539 - تفسیر الصافی 5/52 - وسائل الشیعة 18/440 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/145 - تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب 12/338؛ [الخاتمة] 4/97
«سخن سه گونه است: راست، دروغ و اصلاح میان مردم (1)... از كسی سخنی دربارۀ دیگری میشنوی كه اگر آن سخن به گوش وی برسد، ناراحت میگردد، پس تو آن شخص را میبینی و برخلاف آنچه شنیدهای به او میگویی از فلانی شنیدم كه در مدح، خوبی و ثنای تو چنین و چنان میگفت» (2)
و همچنین فرمودند:
«الْمُصْلِحُ لَیسَ بِكَاذِبٍ» (3)
شخص آشتی دهنده، جزو دروغگویان نیست.
یعنی فرد مصلح برای اصلاح طرفین، مجبور به گفتن دروغ میشود اما چنین فعل حرامی برای وی ثبت نمیگردد. در وصیت پیامبر اكرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به امیرالمومنین علی (علیهالسلام) آمده است:
«..یا عَلِی إِنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ الْكَذِبَ فِی الصَّلَاحِ وَ أَبْغَضَ الصِّدْقَ فِی الْفَسَاد..» (4)
1) مقصود این سخن دروغ برای اصلاح میان مردم از قسم دروغ است ولی دروغ محسوب نمی شود.
2) الكافی 2/341ح 16
3) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/210؛ (ط - دارالحدیث) 3/533 - الوافی 5/540 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/146 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 73/46
4) الوافی 26/169 - وسائل الشیعة 12/252 - الفصول المهمة فی أصول الأئمة (علیهمالسلام) (تكملة الوسائل) 3/364 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/178 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/47 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 313
..یا علی ! خداوند دروغ صلح آمیز را دوست دارد و از راست فتنه انگیز بیزار است..
البته پخش سخنان محبت آمیز بین طرفین دعوا، كاریست بسیار ظریف و دقیق، كه میباید با توسل به ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) و با خبرگی و مهارت خاصی این عمل انجام بگیرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در دشواری آشتی دادن فرمودند:
«..إِزَالَةُ الرَّوَاسِی أَسْهَلُ مِنْ تَأْلِیفِ الْقُلُوبِ الْمُتَنَافِرَة..» (1)
..از جای كندن كوه های استوار آسان تر از الفت دادن دلهای از هم رمیده است..
از ملزومات اصلاح میان دو نفر، استفاده از نصایح، گفتارها و تجربههای پندآموز است تا قدرت خاموش نمودن آتش غضب دو طرف دعوا را داشته باشد. با خُلق مهربان و رأفت ناصح و نصایحی که بکار میگیرد، به اذن خدای متعال موثر در دو طرف شده و خواستۀ شیطان از بین میرود. میانجی جایگاه بسیار ارزندهای نزد خداوند منان و رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) و مردم مییابد. زیرا كار همۀ
1) غررالحكم 76/67 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/11
انبیاء و امامان معصوم (علیهمالسلام) نصیحت خلایق برای رهایی از ظلمت بوده است كه در این زمینه روایاتی را برای صدق این گفتار، بیان میداریم. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«إِنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ الله یوْمَ الْقِیامَةِ أَمْشَاهُمْ فِی أَرْضِهِ بِالنَّصِیحَةِ لِخَلْقِهِ» (1)
بزرگترین مردم از نظر منزلت و مقام در روز قیامت در پیشگاه خداوند متعال، كسانی هستند كه در روی زمین بیشتر به نصیحت بندگان خدا پرداختند.
البته شخص ناصح كه در رأس آنها محمد و آل محمد (علیهمالسلام) قرار گرفتهاند همۀ نصایح و پندهایشان پیرامون رعایت قوانین دینی است. تا با بجا آوردن امرها و دوری از مناهی، بتوانند در دنیا، زندگی مطلوبی داشته و آنرا به آرامش ابدی بهشت وصل کنند. به همین دلیل یكی از مهمترین حقوق دینی، اعانت، احترام و دستگیری مخلوقات نسبت به همدیگر است. از ویژگی های شخص ناصح آنست كه با نرمی و خوش اخلاقی و حلم فراوان برای برطرف نمودن زشتیها و عیوب بندگان قیام
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/208 - الوافی 5/536 - وسائل الشیعة 16/382 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/607 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/143 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/358
میكند، چنانكه حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«بِلِینِ الْجَانِبِ تَأْنَسُ النُّفُوس» (1)
با نرمی خلق و نیک برخورد افراد به هم نزدیك و مردم با یكدیگر انس و الفت میگیرند.
در نظر گرفتن روحیات افراد از ضروریات شخص ناصح و مصلح است. نرمگویی و خوشخلقی باعث رعایت احوال اشخاص مشاجره كننده شده و سبب دستیابی به هدف(آشتی) میگردد. چگونگی نصیحت در فرمودۀ حضرت امام حسن عسكری (علیهالسلام) اینگونه بیان شده است که:
«مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیةً فَقَدْ شَانَه» (2)
كسیكه برادر خود را پنهانی موعظه میكند او را زیبا و نیكو میسازد و كسی كه آشكارا به وی اندرز میگوید باعث زشتی او میشود.
این امر بر هر مومنی واجب گشته است تا با رافت، گفتاری نیكو و منطقی در خفا، برادر خود را از گمراهی، تاریكی و خطاها نجات
بخشد كه چنین كسانی مورد تفقد و تشویق ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) قرار گرفتهاند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«أَحَبُ إِخْوَانِی إِلَی مَنْ أَهْدَى إِلَی عُیوبِی» (1)
محبوبترین برادرانم نزد من آن كسی است كه عیوب مرا به من هدیه بدهد.
و نیز حضرتش فرمودند:
«خَیرُ إِخْوَانِكُمْ مَنْ أَهْدَى إِلَیكُمْ عُیوبَكُمْ» (2)
بهترین برادران شما كسی است كه عیبهایتان را به شما اهدا كند.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَثَلُ الاَخَوَین مَثَلُ الیدَین تَغسِلُ إِحَداهُمَا الاُخْرَی» (3)
دو برادر دینی همانند دو دستند كه هر كدام دیگری را میشوید، با یكدیگر كمال همكاری را دارند و عیوب هم را پاك میكنند.
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/639؛ (ط - دارالحدیث) 4/687 - تحف العقول 366 - الوافی 5/573 - وسائل الشیعة 12/25 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/138 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 12/532 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/249 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/329
2) مجموعة ورام 2/123 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 470 - میزان الحكمه 1/86
3) المحجه البیضاء 3/319
حضرت امام موسی كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«اوقات شبانه روز را چهار قسمت كنید؛ یك قسمتش را صرف رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی كه شما را به عیوبتان آگاه میسازند و قلباً نسبت به شما محبت و خلوص دارند، نمائید..» (1)
اهمیت نصیحت کردن برادر مومن آنچنان زیاد است كه اگر در برابر خطاهایش سكوت کنیم، جزو خیانتكاران به شمار خواهیم آمد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ رَأَى أَخَاهُ عَلَى أَمْرٍ یكْرَهُهُ فَلَمْ یرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ یقْدِرُ عَلَیهِ فَقَدْ خَانَه..» (2)
كسی كه برادر خود را گرفتار عمل نامطلوبی میبیند و میتواند او را از این كار باز دارد اگر سكوت كرده و منعش نکند، دربارۀ وی خیانت كرده است.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ أَخِیهِ یمِیطُ عَنْهُ الْأَذَى» (3)
مومن برای برادر خویش همانند آینه است، ناملایمات و بدیها را از او دور میسازد.
در این راستا، یکی از حقوقی که برادران مومن باید نسبت به همدیگر مراعات نمایند، نصیحت و هدایت به سوی اعمال خیر است. حضرت امام موسی كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«..أُخْبِرُكَ أَنَّ مِنْ أَوْجَبِ حَقِ أَخِیكَ أَنْ لَا تَكْتُمَهُ شَیئاً ینْفَعُهُ لَا مِنْ دُنْیاهُ وَ لَا مِنْ آخِرَتِهِ» (1)
از واجبترین حقوق برادرت اینست كه او را به خیر و صلاحش متوجه كنی (نكتۀ بسیار مهم)و هیچ چیزی كه برای امر دنیا و امور آخرتش مفید و نافع است از وی پنهان نداری.
میتوان گفت هر که در این امر کوشاتر از دیگران بود، از بقیه دلسوزتر و خداترستر است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«أَشْفَقُ النَّاسِ عَلَیكَ أَعْوَنُهُمْ لَكَ عَلَى صَلَاحِ نَفْسِكَ وَ أَنْصَحُهُمْ لَكَ فِی
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 2/75؛ 2/209؛ 75/329 - رجال الكشی - اختیار معرفة الرجال (مع تعلیقات میر داماد الأسترآبادی) 2/755 - رجال الكشی - إختیار معرفة الرجال 455 - رساله حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام) 496
دِینِك» (1)
مهربانترین افراد نسبت به تو كسی است كه در خیر و صلاحت بیش از دیگران تو را یاری دهد و در امر دینت با خلوص زیادتری به تو نصیحت میكند.
تعریف برادری در کلام ائمۀ هدایت (علیهمالسلام)، شامل هرگونه دفع ضرر از یکدیگر است. پند، نصیحت، دستگیری و اعانت از جمله حقوق برادریاند و سراسر این اعمال و افعال هم برای برادر و هم برای عامل، رحمت و برکت، و صفا و هدایت است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«..إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَخُو الْمُؤْمِنِ عَینُهُ وَ دَلِیلُه..» (2)
مومن، برادر مومن است و نیز چشم و راهنمای اوست، در این صورت نسبت به او خیانت، ستم و غش روا ندارد و با او خلف وعده نكند.
یكی از مهمترین آثار دوستی و محبت به برادران دینی، چشم پوشی
از خطاها و تغافل نسبت به اعمال، و اغماض از اشتباهات، و عفو و گذشت در برابر بدیها و ناشایستی و مدارا نمودن با آنان است. محبت به دوستان مومن همین عفو و گذشت است. زیرا دوستی از دو بخش تشكیل گشته و در دو كفۀ ترازو قرار میگیرد؛ یكی دادرسی مالی و رفع مشكلات و دیگر كفه كه سنگینتر از دادرسی باید باشد، اغماض و بی اعتنایی و عفو کردن بدیهای مومنان است كه با كلام گهربار معصومین (علیهمالسلام) اهمیت عفو و دوری از اختلافات مشخص میگردد و بارور کردن درخت ایمان با آبیاری گذشت و عفو و مدارا، میوههای شیرین و بینظیری را، به بار خواهد آورد.
وقتی قلب و روح مومن با فرمایشات ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) سیراب شد و عفو و مدارا در بندبند وجودش مانند خون جاری گشت، عمل مومن از دایرۀ تعبد الهی خارج نمیشود. بغض، كینه و عداوت كه ریشهاش از غاصبین خلافت حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) سرچشمه میگیرد، می خشکد. این رذایل از حربههای بسیار ظریف و دقیق شیطان (لعنت الله علیه) است كه برای دور كردن و پراكنده نمودن مومنان از دایرۀ ولایت و محبت اهل بیت (علیهمالسلام) در از هم پاشیدگی جماعت مومنین است و كینه و عداوت از زهرآلوده ترین تیرهای شیاطین بر قلب مومنین است كه قسم یاد كرده است، همه را مورد اصابت این تیر قرار
خواهد داد الا مخلصین در ولایت را.
{قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیتَنی لَأُزَینَنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعینَ * إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ} (1)
«گفت خدایا بخاطر اینکه مرا فریفتی، برایشان در زمین همه چیز را زیبا میکنم و همۀ ایشان را فریب میدهم * مگر بندگان مخلصت را»
پیروزی در این مرحله از امتحان، پاداشهای عظیمی را كه از درك و وصف اوهام بشر خارج است، برای مومن به ارمغان خواهد آورد كه روایات آن در ادامه خواهد آمد. همچنین مغلوب شدن در برابر نفس اماره، و كینه و بغض را بر محبت و گذشت ترجیح دادن، عقابها و عذابهای وحشتناكی را در پی خواهد داشت كه آن، قطع ولایت معصومین (علیهمالسلام) و رفتن به جنگ با ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) بوده و مستوجب عذابهای الیم آخرت است.
بنابراین مومن مطیع اهل بیت (علیهمالسلام) طبق فرمان ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) قلب خود را از كینه و بغض خالی و بسوی صفا، پاكی و نورانیت هدایت میكند، تا بدین سبب مورد عنایت خاصۀ ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) و خداوند تعالی قرار گیرد و به خاطر گذشت از خطاهای مومنین به مقام
1) سورۀ مبارکۀ حجر آیات شریفه 39 و 40
عبودیت الهی رسیده و در بزم محفل انس نیکان راه پیدا كند و كمكم به خاطر كسب امتیازات پیرامون اعانت مومنین (دادرسی مالی و عفو) و دوری از گناهان و اختیار نمودن ورع و پارسایی در شعاع شیعیان و خواص حضرت بقیةالله (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) قرار گیرد و شامل بهترین پاداشها، که همانا خشنودی خدای تعالی از مومن است، شود. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) به قنبر برای واكنش به كسیکه به حضرت (علیهالسلام) ناسزا گفته بود، پس از نصایح در مورد جواب ندادن به او فرمودند:
«..فَوَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَرْضَى الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْلِ الْحِلْمِ..» (1)
قسم به خدایی كه دانه را شكافت و خلایق را بیافرید، مومن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری و گذشت خشنود نكرد.
حال كدامین عمل در برابر عفو و حلم ورزیدن میتواند باب رضا و خشنودی حق تعالی را بگشاید؟ حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«الْعَفْوُ أَحْسَنُ الْإِحْسَانِ» (2)
عفو از (خطا و زشتی دیگران) زیباترین چهرۀ احسان است.
آری شیاطین چون تحمل گرمی بازار ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) كه با محبت و مودت در بین دوستانشان ایجاد شده است، را ندارند، لذا از راه دعوا و مشاجره، سپس كینه، دام خود را برای دوستان اهل بیت (علیهمالسلام) میگسترانند. و به وسیلۀ وسوسههای نفسانی كه پس از گفتگوهای تند و پرخاشگری آنرا تبدیل به انتقام و عداوت میگردانند تا بدین وسیله درصدد از هم پاشیدگی اجتماع با صفای [هر چند کم] مومنان شوند. اما مومن واقعی به تبعیت از فرمانهای امام معصوم (علیهالسلام) در این برخوردها و مشاجرهها راه خود را انتخاب و محبت و كلام امام (علیهالسلام) را بر هوای نفس و بغض و كینه ترجیح میدهد و بوسیلۀ اغماض، تغافل و حلم، پا به مقام قرب و خشنودی الهی می گذارد و فریب وسوسههای شیطان را كه در دل او القاء میكند، نمیخورد. هر چند، وسوسه ظاهراً منطقی باشد و شیطان برای برافروختن غضب او دلایل دروغینی به وی ارائه کند.
مثلا بگوید او (طرف دعوا) آبرو و حیثیت تو را برده در میان جمع هتك حرمتت نموده، و چنین و چنان كرده است، باید با او مقابله به مثل نمایی و از حق خودت دفاع كنی. او اهل تكبر است. میبایستی در برابر انسان مغرور بایستی باید حق خویش را بگیری و انتقام بكشی
و...
در صورتیكه امام معصوم (علیهالسلام) همۀ اینها را میدانست كه حق با مومن است و او مظلوم واقع گشته و چه رنجها و اندوههایی را طرف مقابل بر مومن وارد ساخته، با این وصف فرمان عفو و گذشت را صادر میفرمایند و رسیدن به مقامات عالیۀ بندگی را در همین چشم پوشی از خطاها قرار دادهاند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در ذیل آیۀ شریفه؛
(..صِرَاطَ أَلَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ..)
در سورۀ مباركۀ حمد، فرمودهاند:
«این نعمت ثروت دنیا و یا تندرستی بدن نبوده است، گرچه تمامی اینها از نعمتهای آشكار خداوند است. مگر نمیبینی گاهی كافران بیدین دارای این نعمتها هستند ولی شما را تشویق نفرموده است كه دعا كنید تا راه آنها را به شما نشان دهد بلكه فقط دستور داده به تقیۀ نیك و سپس مامور گشتهاید تا از خداوند بخواهید كه شما را به شناختن حقوق برادران مومنتان راهنمایی فرماید. و هیچ بندهای نیست كه خود را موظف به ادای حقوق برادرانش بداند و با كوشش خویش حقوق آنان را به طور كامل و یا به اندازهای كه برایش مقدور باشد بپردازد و عفو از خطاهای برادرانش مایۀ خشنودیش شود؛ لغزشهای ایشان را جستجو و كنجكاوی نكند و آنها را نادیده بگیرد و درگذرد، مگر این كه خداوند در روز قیامت به او بگوید: ای بندۀ من
تو حقوق برادرانت را (با این عفو) پرداختی و در حقهایی كه بسود تو (در اختلافی كه حق با تو بود) و زیان آنها بود پیجویی نكردی، پس من كه بخشندهترم و بزرگواریم بیشتر است، شایسته است همانگونه كه تو كرم و گذشت كردی، با تو مسامحه و بزرگواری نمایم، بنابراین امروز تنها آنچه را كه به تو نوید دادهام میدهم بلكه از بخشش و فضل بیپایانم بیشتر از آنچه وعده داده بودم، به تو خواهم داد و كوتاهیَت را در برخی از حقوقم پیگیری نخواهم كرد»
سپس امام (علیهالسلام) فرمودند:
«پس خداوند متعال او را با محمد و خاندانش (علیهمالسلام) ملحق میسازد و از برگزیدگان پیروان ایشان قرارش میدهد» (1)
1) معانی الاخبار 1/80 باب 22 - در ادامه امام معصوم (علیهالسلام) منظور از آن نعمت را میفرمایند: «به تقیه نیك شما را راهنمایی كند كه بدان وسیله از گزند و آزار مردم ایمن شوید، تقیهای كه با آن از افزودن گناهان و كفرورزی دشمنان خدا جلوگیری می شود. اینگونه با آنها مدارا كنید و آنها را به مرزی نكشانید كه تحریك شده و به تو و مومنین آزار رسانند و همچنین هیچ مردی و زنی نیست كه محمد و آل محمد (علیهمالسلام) را دوست بدارد و با دشمنان آنان دشمنی كند مگر آنكه خود را جهت جلوگیری از عذاب خداوند در پشت دژی استوار و سپری محكم قرار داده باشد و نیز هركس از بندگان از مرد و یا زن كه با مردمان به بهترین وجه سازش و مدارا كند و از این كار به باطل مبتلا نگردد و از مرز حق گام بیرون ننهد تا آنجا كه پروردگار هر نفس او را تسبیحی قرار دهد و عملش را پاكیزه گرداند و بینشی به او دهد كه بتواند راز ما را پوشیده نگهدارد و خشم خود را فرو برد و در برابر هرچه از دشمنان می شنود بردباری ورزد. اگر چنین باشد خداوند پاداش كسی را به او می دهد كه در راه خداوند در خون خود غوطهور گشته است»
حال با بررسی و نگرشی بر این فرمایش گهربار امام، طریق پیروزی در امتحان الهی را در برابر برادران دینی خواهیم آموخت.
«به بهترین وجه سازش و مدارا كنید»
و در قبالش، هر نفس او را تسبیحی قرار میدهند و چنانچه خشم خود را فرو برد و در برابر سخنان زشت دشمنان، بردباری ورزد، مستحق پاداش كسی كه در راه خدا در خون خود غوطهور گشته است، می شود.
حال وقتی اغماض و مدارا در برابر دشمنان اهل بیت (علیهمالسلام) به خاطر امر تقیه، اینهمه امتیاز و پاداش دارد، به دیدۀ انصاف و عقل سلیم، جایگاه گذشت از برادر دینی كجاست؟ اگر در روایت فوق با تأمل، تعمق و انصاف چند بار مرور کنیم، هیچ روزنهای برای فرار از عفو و مدارا نمیماند. مگر اینكه انسان، فرمایش امام (علیهالسلام) را كه به عنوان دستورالعمل صادر شده است، با بی اعتنایی و ادبار رد نماید و در مقابل كلام و امر امام (علیهالسلام)؛ رضایت نفس را به وسیلۀ اظهار بغض و كینه در برابر برادر مومن، ترجیح دهد و بدین سبب مورد سخط و غضب خداوند متعال قرار گیرد و با تندی، ناسزا گفتن؛ و كینۀ برادر دینی را در دل گرفتن، اعلان جنگ با حق تعالی كند. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ لَیأذَن بِحَربٍ مِنّی مَنْ أَذی عَبْدِی المُؤمِن» (1)
خداوند عز و جل فرموده است هر كه بندۀ مومن مرا بیازارد به من اعلان جنگ میدهد.
کسی که گذشت را پیشۀ خود میکند عنایت خاصۀ و فضل بیکران حق تعالی را نصیب خود مینماید. کاری بسیار سخت اما دارای پاداشی بسیار بزرگ. امام هدایت (علیهالسلام) میفرمایند:
«خطاهای برادرت را، نادیده بگیر»
در صورتیكه امام (علیهالسلام) میدانستند كه در این اختلاف حق با تو بوده است، ولی امر میفرمایند برای جلب خشنودی حق تعالی، بدی و زشتی برادرت را نبینی و نشنوی و سعی در فراموشی آن داشته باشی که با این عمل، وارد معامله با حق تعالی خواهد شد. حق تعالی در برابر عفو و گذشت از اشتباهات برادر مومن نیز خود، عفو و گذشت پیش میگیرد و میفرماید:
«من هم برخی از كوتاهیهائی كه در حقوق و بندگی من داشتی، نادیده خواهم گرفت»
از خود گذشتگی از مال و عفو بدیهای برادر دینی، امتحانی است بسیار بزرگ كه جز مخلصین نمیتوانند برای رضایت امامشان و برای
1) الكافی 2/350/1
گرامی داشتن گوهر محبت ذوات مقدسه (علیهمالسلام) كه در سینۀ برادرشان نهفته است پا بر نفس گذارند. اخلاص در دین یعنی، به پای برادرت مال بریزی و از كردار و خطاهای او درگذری. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«دوست بدارید دوستان ما را، هر چند كه قاتل فرزند یا پدرت باشتد و دشمن بدارید دشمنان ما را هر چند كه فرزند یا پدرت بوده باشند»
نشان صداقت در محبت به امیرالمومنین علی (علیهالسلام)، گذشت و عفو از بدیهای محبین ائمۀ معصوم (علیهمالسلام) است تا جایی كه اگر قاتل فرزند یا پدرت شد از او بگذری همچون مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی (از مراجع قدیم) که از قاتل فرزندش كه نور چشم و پارۀ جگرش بود، درگذشت. درست است که بسیار سخت است اما حداقل وسع ما محبین و اجتماع شیعیان، همان گذشت از اشتباهات، توهین و ناسزاهای آنها است كه باید برای رضای خدا، ندیده و نشنیده بگیریم.
بنابراین طبق فرمان امام هدایت (علیهالسلام)، اگر برادرمان بر اثر عصبانیت با ما پرخاش و درشتی کرد، در جواب آن باید، برای رسیدن به مقام عالیه و ترجیح فرمایش امام (علیهالسلام) بر هوای نفس، او را ببخشیم و گذشت کنیم. هر چند كه در همان لحظات اولیه، این کار سخت است ولی بعد از چند ساعت یا چند روز، باید برای پیروزی در امتحان عفو و
گذشت، با دوست ایمانیمان پیوند برقرار سازیم، هرچند كه او از ما بریده باشد. از آنهایی نباشیم كه در مشاجره و دعوا بر اثر غلبۀ غضب، همۀ حرمتهای برادری را هتك کرده و زبان به ناسزا، یا غیبت بگشاییم چرا كه این کار، محاربه با خداست و حساسیت خداوند در دعوا و مشاجره بین دو برادر دینی آنقدر زیاد است كه سرسختی و تندی یكی از آندو بر اثر كینه و ناسزا گفتن با وجود اعمال صالح و نیك و یك عمر عبودیت، وارد كفر میشود. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«وقتی مومن به برادر ایمانیاش ”اف“ میگوید، از ولایت خارج میشود و وقتی به او بگوید تو دشمن منی، یكی از ایشان كافر میشود. زیرا كه خداوند از احدی عملی را نمیپذیرد در حالی كه از روی خیرخواهی به سرزنش و ملامت مومنی بپردازد و آبروی او را بریزد و شخصیتش را خرد كند» (1)
پذیرفتن اعمال طبق روایت اول کتاب، منوط بر اعانت و محبت برادران دینی است و مردود شدن و ابطال اعمال نیک، در گرو تندی، ملامت و سرزنش مومن است. چرا كه ملامت منجر به ریختن آبرو و شكستن دل مومن می گردد، هر چند كه از روی خیرخواهی باشد. این خود نشان دهندۀ عزّت و ارزش مومن نزد خداوند متعال می باشد.
1) كافی 8/365 ح 556
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«مَنْ أَحْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَ أَعْطَاهُ الدُّنْیا لَمْ یكُنْ ذَلِكَ كَفَّارَتَهُ وَ لَمْ یؤْجَرْ عَلَیهِ» (1)
هر كه مومنی را اندوهناك سازد و سپس دنیا را به او بدهد، گناهش بخشوده نمیشود و در برابر آن پاداشی نمیبیند.
پس با یقین به كلام گهربار معصومین (علیهمالسلام)، باید احترام مومن را در برخوردها بسیار نگه داشت. زیرا پس از شكستن دل او اگر تمام دنیا را به او بدهند، باز گناه این عمل پاك نمیگردد زیرا حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی..» (2)
خداوند تبارك و تعالی فرموده است: هر كه به یكی از دوستان من تحقیر و توهین روا دارد، برای جنگ با من آماده شده است.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
1) میزان الحكمه 1/125 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/150 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/99
2) المؤمن 32؛ 69؛.. - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/351؛..؛ (ط - دارالحدیث) 4/70؛.. - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 322 - الوافی 5/960؛.. - وسائل الشیعة 12/266 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 10/380 - بحار الأنوار (ط - بیروت)64/65؛.. - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 2/94؛..
«إِذَا كَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَینَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیائِی فَیقُومُ قَوْمٌ لَیسَ عَلَى وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَیقَالُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِین..» (1)
روز قیامت ندا كنندهای ندا در دهد: كجایند آزار دهندگان دوستان من؟ پس گروهی برخیزند كه صورتشان گوشت ندارد و گفته میشود اینان كسانی هستند كه مومنان را آزار دادند و با آنان دشمنی و مخالفت كردند در دینشان برایشان سخت گرفتند، سپس به درافكندنشان در جهنم فرمان داده میشود.
در عواقب خطرناك خوار کردن مومن، حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا تَسْتَخِفَ بِأَخِیكَ الْمُؤْمِنِ فَیرْحَمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ اسْتِخْفَافِكَ وَ یغَیرَ مَا بِك» (2)
(مواظب باش) كه برادر مومن خود را سبك نگردانی، كه خداوند متعال او را مورد ترحم قرار میدهد و برنامه های تو را دگرگون میسازد.
همچنین با خوار كردن مومن، انسان مورد غضب خدا قرار خواهد گرفت. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«اگر كسی از مومن چیزی نقل كند كه وی را خوار و سبك و پیش مردم كوچك كند، خداوند او را از ولایت خویش خارج میكند و در ولایت شیطان قرار میدهد» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«مَا مِنْ إِنْسَانٍ یطْعُنُ فِی عَینِ مُؤْمِنٍ إِلَّا مَاتَ بِشَرِّ مِیتَةٍ وَ كَانَ یتَمَنَّى أَلَّا یرْجِعَ إِلَى خَیر» (2)
هیچ انسانی چشم در چشم مومن به او طعن نزند جز اینكه به بدترین مرگ بمیرد و نیز سزاوار باشد كه به خیر برنگردد.
اذیت مومن مذموم است، مخصوصاً اگر در هنگام برخورد با مومن، از او با روی گشاده استقبال نگردد و عمداً با سردی و بی اعتنایی روبه رو شود، شخص آزار دهنده مصداق این فرمایش خواهد بود. حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..وَ مَنْ لَقِی أَخَاهُ بِمَا یسُوءُهُ لِیسُوءَهُ أَسَاءَهُ وَ بَعَّدَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ» (3)
..هر كه در دیدار برادر دینیاش كاری كند تا او ناراحت شود، خداوند
1) كتاب كیش پارسایان 127
2) المحاسن 1/100 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/361؛ (ط - دارالحدیث) 4/92 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 239 - وسائل الشیعة 12/299 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 11/13 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/145
3) مصادقة الإخوان 62 - وسائل الشیعة 16/356 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/305
هم در روز دیدارش (قیامت) او را ناراحت میكند.
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..مَنْ شَمِتَ بِمُصِیبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِیهِ لَمْ یخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى یفْتَتَنَ» (1)
..هر كه در مصیبتی كه به برادر مومنش رسیده، خوشحال شود و به شماتت او بپردازد از دنیا نرود مگر اینكه گرفتار فتنه شود.
خدا نکند از آنهائی باشیم که برای انتقام از بدیهای برادر مومن با عملی دل او را بلرزانیم كه آزار و ترساندن مومن، طبق روایت، اذیت خداست. امام هدایت (علیهالسلام) این عمل را بطور کامل نهی فرمودند. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لَا یحِلُ لِمُسْلِمٍ أَنْ یرَوِّعَ مُسْلِماً» (2)
بر هیچ مسلمانی روا نیست كه مسلمانی را به رعب و وحشت اندازد.
یكی از راه های ایجاد وحشت در دل مومن، پشت سر او به ضررش حرف زدن است كه باعث از بین رفتن آبرو و حیثیت او میگردد و از ترس از بین رفتن آبروی خویش در دلهره و رعب بسر خواهد برد كه
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/359؛ (ط - دارالحدیث) 4/88 - الوافی 5/976 - وسائل الشیعة 3/266 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/216
2) عیون أخبار الرضا (علیهالسلام) 2/71 - وسائل الشیعة 12/271؛ 12/304 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/187 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/147 - نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 680
در این باره قرآن مجید میفرماید:
«كسانی كه مردان و زنان مومن را بی آنكه گناهی كرده باشند، میآزارند، تهمت و گناه آشكاری را به دوش میكشند» (1)
و مقارن این آیۀ شریفه، بیان گهربار حضرت امام صادق (علیهالسلام) است كه فرمودهاند:
«كسی كه بر ضرر مومنی به نصف كلمه حرفی بزند، خداوند عزوجل را در قیامت ملاقات كند در حالی كه در پیشانی او نوشته باشد از رحمت خدا مایوس است» (2)
وجود گرامی حضرت رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«یُسَلِّطُ الله الْجَرَبَ عَلَى أَهْلِ النَّارِ فَیحَكُّونَ حَتَّى تَبْدُوا عِظَامَهُمْ فَیقَالُ لَهُمْ هَلْ یؤْذِیكُمْ هَذَا فَیقُولُونَ إِی وَ الله فَیقَالُ هَذَا بِمَا كُنْتُمْ تُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ» (3)
«خداوند خارِش را بر اهل جهنم مسلط میكند و آنقدر بدنهایشان را میخارانند تا استخوانهایشان پیدا شود و گوشتهایشان بریزد. از آنها (اهل آتش) پرسیده میشود آیا در این حالت اذیت میشوید؟ میگویند بله به خدا قسم. پس به آنها گفته میشود، این برای آن است كه (در
دنیا) به مومنین اذیت و آزار میرسانیدند»
آزار برادر مومن و اذیت او، جنگ با خداست، اینکار مملو از نارضایتی خدا و رسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) است چرا که آزردن دوستان اهل بیت (علیهمالسلام)، آزردن ذوات مقدسه (علیهمالسلام) میباشد. حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ آذى مُسْلِماً فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى الله» (1)
هر كه مسلمانی را بیازارد، به تحقیق مرا آزار داده است و کسی که مرا بیازارد حقاً خدا را آزرده است.
خدا نكند كسی بر اثر غلبۀ كینه بر محبت، با برادر مومن خود تندگویی كرده و یا با نگاه های تیز و تند، برادر خود را بیازارد كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِیخِیفَهُ بِهَا أَخَافَهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ یوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّه» (2)
هر كس به مومنی نگاه ترسناكی كند (با غضب نگاه كند)، خداوند
1) نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) ) 772
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/368؛ (ط - دارالحدیث) 4/107 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 100 - الوافی 5/963 - وسائل الشیعة 12/303 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/187؛ 6/52 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 11/54 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/150؛ 72/151؛ 72/363؛ 74/192؛ 75/274 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/147 - مكاتیب الأئمة (علیهمالسلام) 4/148
متعال او را در روزی كه سایهای جز سایۀ او نیست، بترساند.
و مهمتر اینكه فرمودند:
چون مومنی به برادرش «اف» بگوید (نوعی اظهار ناراحتی به وسیلۀ تغییرات و دگرگونی در چهره و ظاهر نمودن آن در لسان میباشد) رشتۀ دوستی میان آنها بریده شود.
آنچنان حق تعالی از درگیری و دلخوری دو مومن، منتفر و منزجر میشود كه میفرماید:
«چون یكی از آن دو به دیگری بگوید تو دشمن منی، یكی از آندو كافر شوند»
پس باید قبول كنیم كه یكی از راه های سقوط به وادی كفر، اهانت و بد گفتن نسبت به برادران دینی میباشد. در حدیثی نقل شده که:
«چون برادرش را متهم سازد، ایمان در دلش آب شود، همانند نمك در میان آب»
جای بسی شگفتی است كه اثبات ایمان، منوط بر احترام مومن و محو ایمان از دل بستگی بر اهانت مومنان به همدیگر است پس میفرمایند:
«إِنَ الْمُؤْمِنَ وَلِی اللَّهِ یعِینُهُ وَ یصْنَعُ لَهُ وَ لَا یقُولُ عَلَیهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ لَا یخَافُ
غَیرَه» (1)
مومن دوست خداست، خدا در امورش یاریش کرده و آنها را برایش میسازد و مومن جز حق و برای خدا نگوید و از غیر او نترسد.
اگر طرف دعوا، دوست خداست، جنگ با او جنگ با حق تعالی می باشد و محبت به او مودت خداوند است و اگر خطا و اشتباهی نسبت به مومن مرتکب شد، از روی نفاق قلبی نیست. حضرت امام كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«..لَیسَ مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِینَ الْغِشُ وَ لَا الْأَذَى..» (2)
دغل كاری و آزار از اخلاق مومنان نیست.
وای بر كسی كه از روی دغل كاری در صدد اذیت مومنان برآید. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«دورترین حالات انسان از خدا این است كه با كسی طرح دوستی بریزد تا لغزشها و خطاهای او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا
1) المؤمن 29 - الكافی (ط - الإسلامیة) 2/171؛ (ط - دارالحدیث) 3/438 - الإختصاص 28 - الوافی 5/560 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (علیهمالسلام) 9/37 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 64/64
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 8/128 - الوافی 2/206 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 25/302 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 48/244؛ 75/332
سازد (جاسوسی و تجسس)» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) در جای دیگر فرمودند:
«كسیكه دربارۀ انسان مومن هرچه را دیده یا شنیده (پیش دیگران) باز گوید، جزو كسانی است كه قرآن دربارۀ آنان فرموده:
{إِنَ الَّذینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ الله یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ}» (2)
«همانا برای کسانی که دوست دارند بدیها را در کسانی که ایمان آوردهاند منتشر کنند، عذاب دردناکی در دنیا و آخرت قرار داده شده و خدا میداند و شما نمیدانید»
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«افراد زبون و پست مانند مگس روی ناپاكیها و آلودگیها مینشینند و دنبال كارهای زشت و عیوب مردم هستند و خوبیهای آنان را نادیده میگیرند، همانطور كه مگس دنبال نقاط فاسد بدن میگردد و مواضع صحیح و سالم را ترك میكند» (3)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«لِیكُنْ أَبْغَضُ النَّاسِ إِلَیكَ وَ أَبْعَدُهُمْ مِنْكَ أَطْلَبَهُمْ لِمَعَائِبِ النَّاس» (1)
باید دشمنترین مردم نزد تو و دورترین آنها از تو كسانی باشند كه بیشتر در صدد یافتن خطاهای مردم هستند.
مومن باید برای بدست آوردن صفای باطن و دلی بی كینه، فرمان امامش را در برابر برادران مومنش رعایت كند. حضرت امام باقر (علیهالسلام) در این باره، فرمودند:
«یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یَسْتُرَ عَلَیهِ سَبْعِینَ كَبِیرَة» (2)
هر مومنی وظیفه دارد هفتاد گناه كبیرۀ برادر مومنش را بپوشاند (نادیده بگیرد و افشاء نكند).
چشم پوشی از گناه که جای خود دارد، گاهی اوقات از یک خطا و اشتباه برادر مومن هم گذشت نمیشود.
رسول گرامی اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم):
«الْمُتَسَابَّانِ شَیطَانَانِ یتَعَاوَیانِ وَ یتَهَاتَرَان» (3)
اگر دو نفر به یكدیگر دشنام دادند؛ حكم هر دو مانند دو شیطانی
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 405 - غرر الحكم و درر الكلم 549
2) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/207؛ (ط - دارالحدیث) 3/528 - الوافی 5/565 - وسائل الشیعة 16/379 - هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة (علیهمالسلام) 5/607 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 9/140 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/301
3) مجموعه ورام 1/111
است كه بر هم بانگ میزنند و آبروی یكدیگر را میبرند.
بنابراین اگر مومنی توهینی شنید، اجازه ندارد مقابله به مثل کند چون حكم او هم مانند فرد فحاش میشود. در این مواقع باید یا سكوت كند و یا از روی خیرخواهی، زبان به نصیحت بگشاید.
متاسفانه از مستمسکات زشت و ناجوانمردانهای كه در دعواها و اختلافات بدان تمسک میجویند، افشای اسرار و جریانات خصوصی طرف مقابل است. در برابر برادران دینی بلکه در همۀ اوقات باید از آن اجتناب کرد. این کار غیبت بوده و عقابش شدید است. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«بر حذر باش از غیبت، كه آن تو را نزد خدا و مردم مبغوض میسازد و اجر اعمال تو را نابود مینماید» (1)
حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ الْغِیبَةُ تَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب..» (2)
غیبت، اعمال صالح و نیكو را نابود میكند همچنانكه آتش هیزم را از بین میبرد.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«الْغِیبَةُ أَسْرَعُ فِی دِینِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِی جَوْفِه» (1)
سریعتر از آنكه بیماری جذام و...در درون انسان پیشرفت كند، بیماری غیبت در انسان، دین او را از بین میبرد.
غیبت مانند فاش کردن اسرار و خطاهای پنهان مومن است و در نظر حضرت رسول ختمی مرتبت (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) خیانت محسوب می شود. چنانچه فرمودند:
«..وَ إِفْشَاءُ سِرِّ أَخِیكَ خِیانَةٌ فَاجْتَنِبْ ذَلِك..» (2)
فاش كردن راز برادرت خیانت است، پس از این كار دوری كن.
مجازات غیبت، افروختن آتشی است كه غیبت كننده و غیبت شنونده هر دو را، خواهد سوزاند. رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) به جناب ابوذر فرمودند:
«اگر نزد مسلمانی از برادر مسلمانش غیبت و بدگویی كنند و او توان یاری شخص غیبت شونده را هرچند با بیان یك كلمه داشته باشد و این كار را انجام دهد، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری خواهد کرد و
اگر آن شخص به دفاع شخص غیبت شونده كاری نكند خداوند در دنیا و آخرت او را به ذلت خواهد نشانید» (1)
همچنین گوش كنندۀ غیبت، شریك در چنین معصیت بزرگی خواهد بود. رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«السَّامِعُ لِلْغِیبَةِ أَحَدُ الْمُغْتَابَینِ» (2)
گوش دهندۀ غیبت هم، یكی از غیبت كنندگان است.
و نیز فرمودهاند:
«هر مومنی، در غیبتی كه شنیده است و آن غیبت را رد كند ( قبول نكند) خداوند متعال هزار باب از شرّ دنیا و آخرت را از او رد میكند. و اگر رد نكند غیبت را (دفاع نكند) در حالیكه بتواند، گناه او هفتاد بار بیشتر از غیبت كننده است»
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«وَ مَنْ مَشَى فِی عَیبِ أَخِیهِ وَ كَشْفِ عَوْرَتِهِ كَانَ أَوَّلُ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ وَضَعَهَا فِی جَهَنَّمَ وَ كَشَفَ الله عَوْرَتَهُ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِق..» (3)
1) بحارالانوار 74/89
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 27 - كشف الریبة 18 - مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) 10/412 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/226 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/133
3) كیش پارسایان 166 - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 288 - كشف الریبة 10 - وسائل الشیعة 12/286 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 7/216؛ (ط - بیروت) 73/367
كسی كه به قصد (غیبت از برادر مومن و) كشف عیوب او گام بر میدارد، اولین گامی كه بر میدارد، در جهنم قرار میگیرد. و نیز خداوند متعال عیوب او را در قیامت برای همگان آشكار میكند.
اما پس از آگاهی از عواقب بسیار سخت غیبت، باید به هر طریق ممكن این زشتی را از دامن وجود مومن پاك کرد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ إِنِ اغْتَبْتَ فَبَلَغَ الْمُغْتَابَ فَاسْتَحِلَ مِنْهُ فَإِنْ لَمْ تَبْلُغْهُ وَ لَمْ تَلْحَقْهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَه..» (1)
هرگاه غیبت كردی اگر (شخص غیبت شده) از غیبت تو با خبر شد باید نزد او بروی و او را از خود راضی گردانی و در صورتی كه از غیبت تو اطلاعی نداشته باشد برای او استغفار کنی.
با مرور بر این فرمایشات اثبات میگردد، آن چیزی را كه شیطان به وسیلۀ آن، مجادلۀ بین دو مومن را شعلهورتر میسازد و مورد غضب و تنفر شدید حضرت حق تعالی قرار میگیرد، غیبت است. دوری از آن در اخلاقیات دینی ما، جایگاه ویژهای دارد و آن معصیتی نابخشودنی است كه فرمودهاند:
1) مصباح الشریعة 205 - محجة البیضاء 5/273 - نقطه های آغاز در اخلاق عملی 219
«خداوند متعال از تمام گناهان مومن میگذرد، جز از غیبت كردن برادران دینی»
{..وَ لا یغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیتاً فَكَرِهْتُمُوه..} (1)
«..وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مِنْ مَعْصِیةِ الله..» (2)
و خوردن گوشت او (غیبت كردن او) معصیت خداست.
برای درک و فهم درست این مسئله، غیبت به این مضمون معروف است كه شخص در خفا عملی را انجام داده است و دوست ندارد آن عمل زشت فاش گردد و غیبت کننده، آن عمل بد را برای دیگران بازگو می کند. این روایت شریف این موضوع را واضحتر میسازد. حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كس دربارۀ مومنی چیزی بگوید كه به چشمش دیده و به گوشش شنیده است، در زمرۀ كسانی باشد كه خداوند فرموده: كسانی كه دوست میدارند بدی را نسبت به مومنین فاش كنند برای
ایشان عذابی است دردناك» (1)
اگر به چشم خویش خطا و بدی برادر مومن را دیدیم، به احترام نور محبت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) که در سینۀ وی جای گرفته، حق ضایع كردن او را نداریم. چرا که عذابی بسیار دردناك در انتظار غیبت كننده است.
محبت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) نوری است كه همۀ تاریكی های برادر ایمانی را محو میكند. چنانكه همۀ ما نیز خطاها و ظلمهایی را دربارۀ دیگران و خود روا داشتهایم و از مردم پنهان است. همگان در عصر غیبت در گناهان و تقصیرات و ظلم به یکدیگر در حال غرق شدن هستیم و به نوعی دستمان آغشته به ظلم است. چه بسا در ترازوی عدل الهی رنجها و اندوه هایی كه ما بر دیگران وارد ساختهایم، بیشتر از کسی باشد كه از او رنجیدهایم. بنابراین پردهپوشی و تبعیت از خدای متعال که در همۀ اوقات عیوب بندگان خویش را میپوشاند، به جوانمردی نزدیکتر و در رساندن مومن به آسایش، اثر بخشتر است. همچنانكه خدا و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) به سادگی از اعمال، كردار و گناهان بزرگ ما چشم پوشی میكنند، ما نیز در عوض شكر این نعمت، برادر
1) كافی 2/357
ایمانی را عفو نمائیم. او را تحمل كرده و لباس جوانمردی و مدارا را بر تن كنیم. خصوصاً اینكه شخص مورد نظر انسان كریم و جوانمردی باشد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) در این باره میفرمایند:
«أَقِیلُوا ذَوِی الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا یعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ یدُهُ بِیدِ الله یرْفَعُه» (1)
از لغزش مردان بزرگ، كریم و جوانمرد بگذرید. زیرا دست ایشان در دست خداوند است كه هرگاه بخواهد رفعتشان میدهد.
مراعات حقوق الهی، در حالیکه کسی بفکر رعایت حقوق دیگران نیست، کار بسیار مشکلی است. چنانکه فرمودهاند:
«در آخرالزمان، دینداری مانند نگه داشتن آتش در كف دست است»
برای اعانت برادر دینی، باید از پول و مال گذشت. بلکه باید از نفس نیز گذشت و با عفو كریمانۀ خویش در برابر خطاهای وی، به مقام ارجمند بزرگواری نزد حق تعالی رسید. هر كس از نفس گذشت به امام (علیهالسلام) رسید و مهمان ضیافت الله شد و لقاءالله را كه همان قرب به حضرت امام زمان (علیهالسلام) است، بدست آورد و در دنیا مورد الطاف خاصه و كریمانۀ حضرت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) قرار گرفت كه كمترین آن،
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/405
اجابت دعا و حل مشكلات است و تجربههای بزرگان، گواه این مطلب است.
درست است كه گذشت و عفو در مواقعی، آنهم از برادر دینی بسیار سخت است، ولی باید دانست که رتبۀ اعلای بندگی؛ قبولی در امتحان و ورود به معامله با خدا، در همین خون دل خوردن و عفو كردن است. شیعه در زمان حضرت امام حسین (علیهالسلام) با دادنِ خون خود امتحان میشدند. اما امروز با خون دل خوردن و مدارا نمودن آزمایش میشوند. آن روز عبودیت و نصرت امام (علیهالسلام) فقط شمشیر و جنگیدن بود، ولی امروز یاری و نصرت امام عصر (علیهالسلام) اعانت برادران مومن است. هر چه در این وادی گامهای بزرگتری برداریم، امام زمان (علیهالسلام) خویش را خوشحالتر کردهایم. حضرت امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ارواحنا فداه فرمودهاند:
«هر فردی از شما باید اعمالی را كه به وسیلۀ آن به محبت ما نزدیك میشود انجام دهد»
و در ادامه كه قابل توجه است، میفرمایند:
«و از اعمالی كه موجب ناراحتی و خشم ما میگردد پرهیز کند» (1)
{..وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِمْ لِیجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ
1) احتجاج طبرسی (رحمةالله) 2/499
لَمُشْرِكُون} (1)
«.. همانا شیاطن به دوستان خود وحی میکنند که با شما مجادله نمایند و اگر شما از ایشان اطاعت کنید، قطعا مشرک خواهید شد»
بنابراین هرچه اصرار در اختلاف، جدایی و كینه توزی داشته باشیم باعث خوشحالی دشمنان اهل بیت (علیهمالسلام) خصوصاً ابلیس (لعنت الله علیه) میشویم. آیا غیر از این است؟! طبق این روایت، پافشاری در این اختلاف؛ مساوی است با غم و اندوه حضرت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) و فرود آمدن خشم و عذاب امام (علیهالسلام) بر شخص اصرار کننده، كه در این لجاجت و پافشاری در جنگ و دعوا بین دو برادر دینی، چه آبروریزیها و هتك حرمتها و بیاحترامیها انجام میگیرد و در این نزاع ها و دعواها، متاسفانه فرد برای اثبات حقوق خویش مجبور به غیبت میشود. متاسفانه بسادگی در برابر عینالله و اذنالله آنرا، تحت عنوان ”دارم صفاتش را بیان میکنم“، توجیه نموده و به غیبت مشغول میشود. اما باطن این عمل چیزی جز غیبت نیست. امام هدایت (علیهالسلام) میفرماید:
«غیبت عمل و صفت زشتی است كه شخص در خفا آن را انجام میدهد ولی شما آن را آشكار میسازید و باعث آبروریزی وی میشود»
این عمل بسیار وقیحانه و ناجوانمردانهای است، زیرا فرد غیبت
1) سورۀ مبارکۀ انعام آیۀ شریفۀ 121
شونده، در مجلس غیبت حاضر نیست تا در مقابل از خویش دفاع كند. اگر آن اعمال ناپسند در او نباشد و کسی آن را اظهار کند، به گناه كبیرۀ تهمت نیز، مبتلا شده است.
{وَ مَنْ یكْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَ یرْمِ بِهِ بَریئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً} (1)
«اگر کسی اشتباه یا گناهی در کارنامهاش کسب نماید سپس آنرا به کسی که مرتکب نشده [بری] نسبت دهد، به تحقیق بهتان و گناه آشکاری را بر خود حمل نموده است»
در باب غیبت بار دیگر به خاطر اهمیت این گناه كبیره این روایت را عرضه میداریم:
«خداوند متعال از تمام گناهان مومن میگذرد، الا غیبت برادران مومن را» (2)
حضرات معصوم (علیهمالسلام) بهترین طریق برای رهایی از اختلاف و به آسایش و آرامش روحی رسیدن را عفو نمودن معرفی كردند كه ایشان میفرمایند:
«لذتی (آرامش و آسایش) كه در عفو كردن است در انتقام نیست»
آنچنان در این عفو از خطاها میدان را وسیع نمودهاند كه باعث شگفتی است كه اهمیت آن از این سخن گهربار مشخص میگردد:
«یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یسْتُرَ عَلَیهِ سَبْعِینَ كَبِیرَة» (1)
بر مومن واجب است كه هفتاد گناه كبیرۀ برادر مومن را بپوشاند.
تا جایی كه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مبادا از برادر دینیت دوری كنی زیرا عمل (صالح) با قهر از برادر مومن قبول نمیشود. من شما را از قهر برادرانتان باز میدارم ولی اگر مجبور بودی، بیش از سه روز قهرت را طول نده که اگر كسی در حال قهر از برادر دینی خود بمیرد، آتش جهنم به او سزاوارتر است»
همچنین حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند:
«إِذَا وَقَعَ بَینَكَ وَ بَینَ أَخِیكَ هَنَةٌ فَلَا تُعَیرْهُ بِذَنْب» (2)
اگر بین تو و برادر مسلمانت چیزی اتفاق افتاد، او را برای گناهش مورد ملامت و توبیخ قرار نده.
و نیز حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«از مردم عیب جویی نكنید و برای هر لغزشی مورد ملامت قرار ندهید»
قرآن مجید نیز بر این موضوع تاكید دارد:
{..وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً} (1)
«هرگاه بر عمل لغو و بیهودهای گذرشان افتد با بزرگواری از آن میگذرند»
وسعت اغماض و تغافل آنچنان زیاد است كه با بکار بستن آن تحمل آزار مخلوقات بسیار آسان میشود. گذشته از آن دارای ارزش و اجر فراوانی خواهد بود. چنانكه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مومنی كه با مردم میآمیزد و آزار آنان را تحمل میكند در پیشگاه الهی اجرش بزرگتر است از آن مومنی كه با مردم آمیزش ندارد و بر اذیت آنها صبر نمیكند» (2)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«هیچ جرعۀ گوارایی را همانند فرو بردن خشم ننوشیدهام»
چه زیباست مومن از خطاهای برادرانش بگذرد و برای جلب خشنودی پروردگار و امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) برای آشتی آغوش گشوده و با لبخند بر چهره به استقبال برادر خویش رفته و با معانقه، ظلم و بدیهای وی را قصاص نماید. حتی اگر اندوهی که از برادر مومن به مومن رسیده،
بسیار بزرگتر از آن باشد که بتوان به تَوَدُّدْ (1)پرداخت، یا شرایط بنحوی گره خورده که برای دوستی تنگاتنگ جائی نمانده باشد، باید از قهر درآمده و صداقت خویش را با دعای قلبی در برآورده شدن حاجات برادر خویش و عفو وی را از خدای متعال خواستن، نشان داده و برای برادر ایمانی طلب مغفرت، علی الخصوص در آزاری که از وی دیده است از درگاه باریتعالی درخواست نماید. باید خویش را با این عمل به امام هدایت، حضرت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نزدیک نموده و برای خود در نزد خدا، بهانهای برای عفو در روز رستاخیز مهیا نماید.
چنین عمل خداپسندانه ای چه در دنیا و چه در عقبی به نفع مومن خواهد بود. در فرمایشی حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) هر عمل صالحی را برای صاحب عمل دارای منفعت میدانند. همۀ دین در همین دادرسی مالی و گذشت از كردار زشت و ستمِ محبین حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) است؛ كه در ایجاد این دوستی و محبت نسبت به شیعیان، حق تعالی میفرمایند:
«آیا شده دوستی انتخاب كنی و از برای رضای من با او دوستی نمایی؟ و برای خشنودی من، دشمنی بورزی با دشمنان من؟»
كه فرمودهاند:
1) دوستی، مهربانی. ادامه دادن به دوستی
«..أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُ فِی الله وَ الْبُغْضُ فِی الله» (1)
..بهترین اعمال دوست داشتن برای خدا و دشمنی ورزیدن برای خداست.
با تمامی سختیها و مرارتها عمل به این نوع از کردار، توفیقی است برای رسیدن به مقامات عالی بندگی. چرا كه توان عبادت خالصانه برای ما ضعفای شیعه مقدور نیست. در روایتی نقل گشته است که شیطان، همانند خون در رگهای ما جاری است. بنابراین مواظبت و حراست بیشتری برای بازخواست روز قیامت نیاز است.
با مرور بر این احادیث، عقل حكم میكند که مومن، باید بغض برادر را با محبت حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام)، معامله كند تا در سود بینظیری كه عایدش میشود، کرم وافر حق تعالی را در این دنیا و در قیامت ببیند.
شخصی خدمت حضرت امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) عرض كرد: فدایت شوم دربارۀ یكی از برادران دینی من كاری را نقل میكنند كه من آن عمل را ناخوش ندارم ولی هنگامی كه از خود او سوال میكنم انكار
1) بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/252 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 12/220
مینماید، با اینكه گروهی از افراد موثق و مورد اعتماد این خبر را برای من نقل كردهاند. حضرت در جواب فرمودند:
«گوش و چشم خود را در مقابل برادر مومنت تكذیب كن و اگر پنجاه نفر به عنوان شاهد قسم یاد كردند و دربارۀ او چیزی به تو گفتند ولی خود او انكار نمود به گواهی آنان ترتیب اثر مده و سخن برادرت را بپذیر و گفتۀ آنها را دربارۀ او قبول نكن. [سپس فرمودند] مبادا چیزی را كه مایۀ عیب و ننگ او و وسیلۀ درهم كوبیدن شخصیت و شرف انسانی او میگردد، منتشر كنی، زیرا در زمرۀ كسانی قرار خواهی گرفت كه خداوند دربارۀ آنها فرموده است:
{إِنَّ الَّذینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَة..} (1)
«آنها كسانی هستند كه دوست دارند زشتیها در میان مومنان پخش شود برای آنهاست عذابی دردناك در دنیا و آخرت..» (2)
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«آن كس كه نسبت به برادر دینیاش از لحاظ دین و مذهب سابقۀ خوبی سراغ دارد دیگر نباید به سخنانی كه این و آن دربارۀ او
میگویند گوش فرا دهد...» (1)
در واقع گوش ندادن به غیبت و دفاع از حقوق و آبروی مومن، یاری مظلوم است و كاهلی در این امر و دفاع نكردن از مومن، مورد خشم خدا قرار گرفتن است. اهمیت والای آن در، مناجاتی از حضرت امام سجاد (علیهالسلام) که برای تربیت مومنین با خداوند متعال داشته، مشخص است:
«اللَّهُمَ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِی فَلَمْ أَنْصُرْه..» (2)
خداوندا از تو عذر میخواهم نسبت به ستمدیدهای كه در جامعه به او ستم شده و من به یاری او برنخاستهام.
غیبت، باطل کنندۀ اعمال نیز هست بلکه بسیاری از اعمال را نابود میکند. شعاع سوزانندۀ آن در حدیثی، چهل روز بطالت عمل، ذکر شده است. حضرت رسول ختمی مرتبت (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ یقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِیامَهُ أَرْبَعِینَ یوْماً إِلَّا أَنْ یغْفِرَ لَهُ صَاحِبُه» (3)
هركس غیبت مرد یا زن مسلمانی را بكند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزهاش را قبول نمیكند مگر آن كه كسی كه مورد غیبت واقع شده، از او راضی شود.
در مورد رضایت طلبی به نقل از كتاب «در ضیافت ضریح» نقل است كه توبه و ندامت، وظیفهای است كه همۀ فقهای معاصر به وجوب آن فتوا دادهاند، اما در مورد طلب حلالیت از فرد مورد غیبت قرار گرفته و نیز استغفار برای او، برخی از فقهای معاصر مانند مرجع عالیقدر، حضرت آیت الله وحید خراسانی احتیاط واجب دارند، (1)و برخی از مراجع احتیاط مستحب كردهاند. (2)اما اینكه غیبت چیست و حدود آن تا كجاست، حضرت امام موسی كاظم (علیهالسلام) فرمودند:
«هر كس پشت سر مردی چیزی را بگوید كه در او هست و مردم همه میدانند غیبت نكرده و هر كسی پشت سر كسی چیزی را بگوید كه در او هست ولی مردم نمیدانند، غیبتش را كرده است و هر كه پشت سر كسی چیزی بگوید كه در او نیست به او بهتان و تهمت زده است» (3)
{وَ مَنْ یكْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَ یرْمِ بِهِ بَریئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً} (1)
«اگر کسی اشتباه یا گناهی در کارنامهاش کسب نماید سپس آنرا به کسی که مرتکب نشده نسبت دهد، به تحقیق بهتان و گناه آشکاری را بر خود حمل نموده است»
به عنوان مثال كسی كه علناً فسق میكند مثلا در میان مردم به ربا خواری دست زده و مشهور است، میتوان پشت سرش، آن عمل را افشاء کرد.
یكی از عوامل مهمی كه شیطان، به عنوان ابزار اختلاف بین دو برادر استفاده میكند، اظهار گفتارهایی است كه باعث رنجش دو طرف شده و باعث برداشته شدن پردههای احترام و ادب میشود. در صورتی كه در برخورد با برادران دینی در حال گفتگو باید رعایت ادب و احترام را نمود و اگر غیر از چنین روشی در برابر برادران دینی اتخاذ گردد و تحت عنوان شوخی، هر چیزی بیان شود، در آخر منجر به بحث، مجادله و بیحرمتیها میگردد. در این باره حضرت امام سجاد (علیهالسلام)
1) سورۀ مبارکۀ نساء آیۀ شریفۀ 112
فرمودند:
«..احْفَظْ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَك..» (1)
زبانت را نگه دار تا برادرانت را نگه داری.
بنابراین اولین حربۀ شیطان برای جدایی محبین اهل بیت (علیهمالسلام)، بی پرده صحبت كردن است. حارث اعور به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) عرض كرد: ای امیرالمومنین علی (علیهالسلام) ! به خدا سوگند كه دوستت میدارم حضرت فرمودند:
«ای حارث اگر واقعا مرا دوست میداری، پس سعی كن با من مشاجره نكنی، مرا به بازی نگیری، برای خودنمایی با من بحث نكنی، با من شوخی نكنی و مرا از آنچه هستم پائینتر و یا بالاتر نبری» (2)
پایداری دوستی کمک به پایداری دین مومن مینماید و تداوم دوستی به حفظ حرمتها وابسته است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«..إِنْ أَرَدْتَ أَنْ یصْفُوَ لَكَ وُدُّ أَخِیكَ فَلَا تُمَازِحَنَّهُ وَ لَا تُمَارِینَّهُ وَ لَا تُبَاهِینَّهُ وَ لَا تُشَارَّنَّهُ وَ لَا تُطْلِعْ صَدِیقَكَ مِنْ سِرِّكَ إِلَّا عَلَى مَا لَوِ اطَّلَعَ
عَلَیهِ عَدُوُّكَ لَمْ یضُرَّكَ فَإِنَّ الصَّدِیقَ قَدْ یكُونُ عَدُوَّكَ یوْما..» (1)
اگر میخواهی محبت برادرت برای تو خالص باشد، هرگز با او شوخی بیجا مكن، از جدال با او بپرهیز، بر او فخر مفروش و با او ستیزه مكن و دوستت را از رازت آگاه مکن مگر آنچه اگر بر دشمنت آگاه کنی به تو ضرری نرساند. پس به درستی که روزی دوست، دشمن میشود.
در برخوردها با برادران دینی اگر نصایح معصومین (علیهمالسلام) لحاظ گردد قطعاً راه نفوذ شیاطین كه تمامی همت آنها از هم پاشیدگی تجمع با صفای برادران است بسته خواهد شد و برخورد محترمانه، مهر، محبت و نرم-خویی، باعث تداوم و پایداری دوستی خواهد گشت كه رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«..وَ خَیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَنْ كَانَ مَأْلَفَةً لِلْمُؤْمِنِین..» (2)
..بهترین مومنان كسی است كه مومنان به او الفت گیرند..
الفت مومن به جهت تغافل از كارهای مردم است كه برای بدست
آوردن آسایش و دوری از جنگ و ستیز باید از خطاهای ایشان چشمپوشی نماید، چنانكه حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاند:
«..وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُل» (1)
عاقل نصف اتفاقات را حمل بر نیکی کرده و نیمی دیگر را با تغافل [معنی اصطلاحی=ندیده گرفتن] جواب میدهد.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مِنْ أَشْرَفِ أَفْعَالِ الْكَرِیمِ تَغَافُلُهُ عَمَّا یعْلَم» (2)
یكی از زیباترین و شریفترین اعمال برای انسانهای كریم، تغافل نسبت به چیزهایی است كه میدانند.
و در جای دیگر حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند:
«..وَ عَظِّمُوا أَقْدَارَكُمْ بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِی مِنَ الْأُمُور..» (3)
با تغافل از امور پست، مرتبه و ارزش خود را بالا نگه دارید.
با توجه به گذر زمان و تغییر در نهاد انسانها و برچیده شدن عرف تمدن، اجتماع بشر که تبدیل به چیزی شبیه جنگل شده است، برای
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 84 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 245
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 467 - غرر الحكم و درر الكلم 675 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 72/49 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 8/379
3) تحف العقول 224 - مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار 180 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 75/64 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 11/188
مومن جای امنی نیست. هر آن افراد جامعه با نوع نگرش فارغ البالی نسبت به معاد، نزدیک است با هر توجیه غیر موجه یا هر کلام بدون منطقی بر مومن یورش بَرَنْد. لذاست که باید به شدت از جامعه و افراد، پرهیز کرد. بنا به فرمایش امام (علیهالسلام) که فرمودهاند:
«مومن در میان سگ، گرگ، .. و درندگان دیگر زندگی میكند در صورتی كه خود همانند گوسفندی میماند كه اكثر اعضایش منفعت و پرسود است و چه مظلوم است گوسفندی در میان درندگان» (1)
پس باید برای گذاردن امور و دور شدن از تهاجم مردم بی قید و بند، چشم پوشی کرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«تَغَافَلْ یُحْمَدُ أَمْركَ» (2)
از لغزشهای مردم تغافل كن، تا كارِ معیشت و زندگی تو سامان گیرد.
حضرت رسول اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
«إِنْ نقَدْتَ الناسَ نَقَدُوكَ و إِن تَرَكْتَهُمْ تَرَكُوك» (3)
اگر از مردم انتقاد كنی، از تو انتقاد خواهند كرد و اگر مردم را واگذاری، تو را واگذارند.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مُنَازَعَةُ السُّفَّلِ تَشِینُ السَّادَة» (1)
اگر كسی با افراد پست و فرومایه وارد دعوا شد سیادت و عزت خود را لكهدار كرده است.
«لَا تُنَازِعِ السُّفَهَاءَ وَ لَا تَسْتَهْتِرْ بِالنِّسَاءِ فَإِنَ ذَلِكَ یزْرِی بِالْعُقَلَاءِ» (2)
با افراد پست و نادان وارد منازعه نشو، زیرا این كار (دعوا و نزاع) باعث كوچك و كم شدن شأن عقلا میشود.
باید در برابر اشتباهات و خطاهای خلایق چه مومن و غیر آن، بیاعتنایی کرد. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«مَنْ لَمْ یتَغَافَلْ وَ لَا یغُضَّ [لَا یتقاض] عَنْ كَثِیرٍ مِنَ الْأُمُورِ تَنَغَّصَتْ عِیشَتُهُ» (3)
اگر انسان از بسیاری از وقایع و اموری كه در زندگی رخ میدهد تغافل و چشم پوشی نكند، زندگیش ناقص میشود.
اصلاح و آسایش زندگی نیز به تغافل کردن است كه فرمودهاند:
صلاح زندگی و آمیزش مردم دو سوم فهم و زیركی و یك سوم آن تغافل و بی اعتنایی به بسیاری از مسائلی است كه در كنار انسان اتفاق میافتد.
رعایت تغافل برای برادران دینی ارجحتر از رعایت آن بر مردم عوام است. یعنی باید از اعمال بدشان چشم پوشی كرده و بی اعتنایی و عفو را پیشۀ خود سازند و بستر آشتی بین دو مومنی را كه با نزاع و دعوا از یكدیگر جدا شده اند، آماده نمود. درصد تغافل بعضی از مومنان به دلیل داشتن منش جوانمردانه و ایمان قوی، بیشتر از دیگران میباشد. و آن رعایت امر امامان معصوم (علیهمالسلام) در مورد اغماض و تغافل است. اما متاسفانه عدهای دیگر بر اثر شدت ناراحتیهایی كه از طرف مقابل دیدهاند، حاضر به آشتی نمیشوند، در صورتیکه باید دانست که این عمل، بسیار قبیح و از نظر امام معصوم (علیهالسلام) مردود بوده و مورد نفرین الهی قرار خواهد گرفت. در این باره حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند:
«..مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ رَجُلٌ یبْدَؤُهُ أَخُوهُ بِالصُّلْحِ فَلَمْ یصَالِحْه..» (1)
ملعون است معلون، كسی كه برادرش دست صلح و آشتی به سوی او دراز كند و او آشتی نكند.
1) كنز الفوائد 1/150 - وسائل الشیعة 16/280 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 71/236
حضرت امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«..أَیمَا مُسْلِمٍ أَتَى مُسْلِماً زَائِراً أَوْ طَالِبَ حَاجَةٍ وَ هُوَ فِی مَنْزِلِهِ فَاسْتَأْذَنَ لَهُ وَ لَمْ یخْرُجْ إِلَیهِ لَمْ یزَلْ فِی لَعْنَةِ الله حَتَّى یلْتَقِیا..» (1)
..هرگاه مسلمانی برای دیدار مسلمانی دیگر یا حاجت خواهی از او، به منزل وی رود و اجازۀ ورود بخواهد و او بیرون نیاید، تا زمانی كه همدیگر را دیدار كنند، پیوسته در لعنت خدا باشد..
متاسفانه رفتارهائی از این دست، در بین بعضی از مومنین دیده می شود. این افراد باید بدانند عدم پذیرش برادر دینی مساوی است با لعن و نفرین امام (علیهالسلام) و خدای تعالی. قطعاً امام معصوم (علیهالسلام) نیز میدانست كه از دو طرف مورد مخاصمه، یکی مظلوم، و مورد اهانت واقع شده است، باز در چنین حالتی امر به عفو میفرمایند. عدم سازش با برادر مومن كه محل اختلاف و دعواست مورد لعن و نفرین امام (علیهالسلام) است. اگر بدانیم نفرین و دوری از رحمت خدا یعنی چه، لحظهای برای آشتی کردن درنگ نخواهیم نمود. مومن برای امر امام (علیهالسلام) خویش، كمر همّت می بندد تا از لعن و نفرین حق تعالی دور گردد و او با بصیرتی كه از كلام امام معصوم (علیهالسلام) یافته است، در مقابل خطاهای
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/365؛ (ط - دارالحدیث) 4/101 - الوافی 5/991 - وسائل الشیعة 12/229 - بحارالأنوار (ط - بیروت) 72/192
برادرش، روشی را اتخاذ میکند كه حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند:
«عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَیهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَیه» (1)
برادرت را با نیكی كردن به او، سرزنش كن و بدیش را با بخشش به او پاسخ ده.
و حضرت امام رضا (علیهالسلام) نیز فرمودهاند:
«با هدیه دادن كینهها از بین میرود»
راه دیگر برطرف کردن عداوت و كینه، مصافحه کردن است كه امام معصوم (علیهالسلام) این دستور را طبق آیۀ قرآن برای دشمن و اشخاص عوام مطرح میکنند، حال جایگاه آشتی با برادر مومن را بنگر. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«با دشمن دست بده و مصافحه كن ولو اینکه او مایل نباشد این دستور خدا در قرآن است که فرموده: بدی را به بهترین وجه از خود بگردان. آنگاه كسی كه بین شما دشمن بوده، چون دوستی مهربان خواهد شد. اما این روش را جز مردان صابر و صاحبان بهرۀ فراوان، به كار نبندند»
1) نهج البلاغة (للصبحی صالح) 500 - خصائص الأئمة (علیهمالسلام) 108 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 339 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 68/427
غیر از صاحب عقل كسی نمیتواند برای جلب رضایت امام زمانش كه رضایت خدا است گذشت و عفو كند. چرا که ایشان به دنبال توشه و بهرههای فراوان میگردند و تفسیر «انعمت علیهم» را كه پس از ولایت معصومین (علیهمالسلام)، عفو از خطاهای برادران است؛ جامۀ عمل میپوشانند. حضرت امام رضا (علیهالسلام) در این باره فرمودند:
«مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ.. وَ الْمُوَاسَاةُ لَهُ فِی مَالِهِ.. وَ لَا یقُولُ لَهُ أُف..» (1)
از حقوق مومن بر مومن اینست که با مال و ثروتش او (برادر دینی) را كمك و مواسات نماید.. و به او افّ نگوید..
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..احْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِیكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ.. وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ.. وَ إِیاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِی غَیرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیرِ أَهْلِه..» (2)
چون برادرت از تو بِبُرد، خود را به پیوند با او وادار... و چون بخل ورزد از بخشش دریغ نكن... مبادا این نیكی را در آن جا كنی كه
نباید یا دربارۀ آن كس كه نشاید.
نوع کلام ائمۀ هدایت (علیهمالسلام) دربارۀ گذشت، اغماض و تغافل همینطور تشدید جدال بین محبین امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میرساند این مسئله و رفتار در مسائل بین برادران ایمانی بسیار مورد نظر و اهتمام ائمۀ هدایت (علیهمالسلام) بوده و باید با تامل و تعمق بیشتر در روایات و عمل به آنها، خود را از خشم و نفرین امامان هدایت (علیهمالسلام) دور نموده و زمینۀ شفاعت و بهانۀ آنرا برای ایشان و در واقع برای خود مهیا نمائیم. نصایح و پندهای آن بزرگواران را در اختلافات به عمل آوریم. چرا كه از بزرگترین امتحانات الهی كه منجر به قطع ولایت ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) میگردد، دعوا و نزاع بین دو برادر دینی است و آن باعث خوشحالی شیاطین و دشمنان میگردد. حضرت امام رضا (علیهالسلام) طبق پیامی كه به جناب عبدالعظیم (رحمةالله) فرستادند، غضب و ناراحتی وجود مباركش را از كسانی كه با همدیگر به جدال میافتند اینچنین اظهار فرمودند:
«ای عبدالعظیم؛ سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو كه شیطان را بر خود مسلط نسازید و به راستی، امانتداری، سكوت و ترك جدال، آنان را امر نما و به دیدار یكدیگر كه موجب خشنودی من است ایشان را توصیه كن. مبادا كه به هتك حرمت و پردهدری از یكدیگر مبادرت جویند كه سوگند یاد كردهام آن كس كه چنین كند و دوستی از
دوستانم را آزرده سازد، از خداوند بخواهم كه او را در دنیا به سختترین عذاب گرفتار سازد و در آخرت در زمرۀ زیانكاران قرارش دهد.
ایشان را آگاه كن كه خداوند نیكوكاران ایشان را میبخشد و از بدكارانشان در میگذرد جز آن كه به او شرك ورزیده و یا دوستی از دوستان مرا آزار رسانیده و یا قصد سویی نسبت به او در دل پنهان كرده باشد خداوند چنین كسی را نمیبخشد و چون به كارش (دعوا، هتك حرمت) اصرار ورزد روح و حقیقت ایمان از قلبش رخت بربندد و از ولایت من بیرون رود و از آن هیچ برخوردار نگردد كه از این (قطع ولایت) به خدا پناه میجویم»
با این فرمایش، برای افرادی كه با برادران خویش در اختلاف و نزاع هستند جای هیچ درنگی نخواهد ماند، كه این امتحانی است بس عظیم و مردودی در آن عذابی است بزرگ و ابدی. بنابراین مومن چون در برابر اوامر رهبرانش خاضع و مطیع است، تصمیم به عملی کردن دستورات امامش (علیهالسلام) میگیرد. راه حل رهایی از این درگیریها و اختلافات را حضرت امام صادق (علیهالسلام) این چنین اظهار میفرمایند:
«... نیكی كن به افرادی كه به تو بیاحترامی و توهین کردهاند سلام كن (از در آشتی و مسالمت وارد شو) با آن كه او تو را ناسزا و فحش داده است و انصاف نما با كسی كه با تو دشمنی ورزیده و عفو كن به
كسی كه به تو ظلم و ستم نموده چنانکه تو خود نسبت به گناهان امید عفو از درگاه حضرت احدیت داری. آیا نمیبینی آفتابش به افراد نیك و بد یكسان میتابد و باران رحمتش بر خوبان و بدان مساوی میبارد» (1)
امام (علیهالسلام) میفرماید وقتی که مومن گذشت کند، طرف مقابل وی نیز که با اهانت و تندیْ رفتار نموده بود، از مرکب خشم و غضب پیاده شده و رفتار نرمتری را در پیش میگیرد. در واقع آتش غضب با آب فروتنی و نرمخوئی خاموش میشود. حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..وَ لَا تَصْرِمْ أَخَاكَ عَلَى ارْتِیابٍ وَ لَا تَقْطَعْهُ دُونَ اسْتِعْتَابٍ وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ فَإِنَّهُ یوشِكُ أَنْ یلِینَ لَك..» (2)
با كوچكترین سوء ظنی با برادر خود قطع رابطه نكن و بدون رضایت طلبی با او (رابطه ات را) قطع مكن، با كسی كه با تو درشتی كرده نرمی كن، باشد كه به زودی با تو نرم شود.
دستورات پیشوایان هدایت در پرهیز از قطع رابطه، رویگردانی از
برادران ایمانی، جدائی و پراکندگیست. حضرت امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
«دو شخص (مومن) با آزردگی از هم جدا نمیشوند مگر آنكه یكی از آنها مستحق بیزاری و لعنت خدا میشود و بسیار میشود كه هر دو مورد تنفر و لعنت حق میگردند»
كسی گفت: اگر یكی مظلوم باشد چرا مستحق لعنت خدا میگردد؟ فرمودند:
«برای اینكه چرا نیامد نزد دیگری كه او را (به لطف و خوشی) وادار كند به صله و احسان كردن و از كار بد او درگذرد» (1)
همچنین در روایتی دیگر فرمودند:
«پیوسته شیطان در فرح و شادی است تا مادامی كه دو مومن از یكدیگر دور باشند و از هم دوری كنند و چون آن دو با هم (به دوستی) ملاقات نمایند، زانوهای شیطان از غصه به هم میخورد و بندهایش جدا میشود و فریاد میكند که چه بلایی بر سرم آمد» (2)
اختلاف و نزاع، چه مظلوم و چه ظالم را مورد لعن و نفرین خدا و معصومین (علیهمالسلام) قرار می دهد. پس باید به جای كینهورزی یا خشم و
ناراحتی که مطرودند، دوستی و بخشش را مد نظر قرار داد؛ تا شامل رحمت خداوندی قرار گرفت. حضرت امام صادق (علیهالسلام) در مورد چشم پوشی و بخشش فرمودند:
«الْمُبَادَرَةُ إِلَى الْعَفْوِ مِنْ أَخْلَاقِ الْكِرَامِ» (1)
سرعت گرفتن در عفو و اغماض، از خصلت افراد كریم و بلند مرتبه است.
حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) فرمودند:
«..أَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیك..» (2)
..به آن كه به تو بدی میكند، نیكی كن..
و مهمتر آنكه میفرمایند:
«..و اعْفُ عَمَّنْ جَنَى عَلَیكَ..» (3)
..و آن كس كه بر تو جنایت ورزید، عفوش كن..
حضرت امام صادق (علیهالسلام) مكارم اخلاق را اینچنین توصیف
1) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 27 - غرر الحكم و درر الكلم 84/1602 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 245
2) مصباح الشریعة 159 - دعائم الإسلام 2/487 - الأمالی(للصدوق (رحمةالله) ) 72 - الإختصاص 339 - كنز الفوائد 2/31 - الوافی 26/276 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 13/430
3) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 76 - غرر الحكم و درر الكلم 133 - تصنیف غرر الحكم و درر الكلم 388
نمودهاند:
«..الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ..» (1)
..گذشت و اغماض کن نسبت به كسی كه به تو ستمی روا داشته است..
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) دسترسی به جایگاه رفیع نزد خدای متعال را در گرو عفو و اغماض میدانند:
«تَجَاوَزْ عَنِ الزَّلَلِ وَ أَقِلِ الْعَثَرَاتِ تُرْفَعْ لَكَ الدَّرَجَاتُ» (2)
از لغزشها درگذر و اشتباهات را نادیده بگیر، تا منزلت بلندی بیابی.
همچنین حضرت امام صادق (علیهالسلام) در فرمایش بسیار ظریف و دقیقی به تفصیل، تغافل و عفو را كه بهترین عمل در مهالک جدال و اختلاف هستند را پیش کشیده و میفرمایند:
«..وَ احْتَمِلْ أَخَاكَ عَلَى مَا فِیهِ وَ لَا تَكْثُرِ الْعِتَابَ فَإِنَّهُ یورِثُ الضَّغِینَةَ وَ اسْتَعْتِبْ مَنْ رَجَوْتَ عُتْبَاه..» (3)
1) الكافی (ط - الإسلامیة) 2/107؛ (ط - دارالحدیث) 3/277 - الأمالی( للصدوق) 280 - الأمالی (للمفید) 181 - الوافی 4/437 - وسائل الشیعة 12/172؛ 15/199 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 66/368؛ 66/397؛ 68/399 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل 9/9
2) عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 200 - غرر الحكم و درر الكلم 324
3) تحف العقول 84 - عیون الحكم و المواعظ (للیثی) 79 - بحار الأنوار (ط - بیروت) 74/212؛ 74/231 - مكاتیب الأئمة (علیهمالسلام) 1/549
برادرت را با همۀ آنچه دارد(عیب ها) تحمل كن. پس مبادا با درشتی و نزاع برادرانتان را از دست بدهید. چون برادرت از تو جدا شد تو پیوند دوستی را برقرار كن، اگر روی برگرداند تو مهربانی كن و چون بخل ورزند، تو بخشنده باش. هنگامیكه دوری میگزیند تو نزدیك شو، و چون سخت میگیرد تو آسان گیر و به هنگام گناه، عذر او را بپذیر، چنانكه گویا بندۀ او میباشی و او صاحب نعمت تو شد. مبادا دستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهی یا با انسانهایی كه سزاوار آن نیستند. دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست، دشمنی نكنی. در پند دادن دوست، بكوش. خوب باشد یا بد، خشم خود را فرو خور كه من، جرعهای شیرینتر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم، که با آنكس كه با تو درشتی كرده نرم باش كه امید است بزودی در برابر تو نرم گردد. با دشمن خود با بخشش رفتار كن، زیرا سرانجام، دو پیروزی شیرین است. اگر خواستی از برادرت جدا شوی (قهر كنی) برای دوستی راهی باقی بگذار تا اگر روزی خواست بسوی تو باز گردد، بتواند. كسیكه به تو گمان نیك بُرد او را تصدیق كن و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستیای كه با او داری، ضایع نكن، زیرا آن كس كه حقش را ضایع میكنی با تو برادر نخواهد بود.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) می فرمایند:
«سزای آن كس كه تو را شاد میكند، بدی كردن نیست» (1)
ما شیعیان هر چقدر هم که از هم دور باشیم و نسبتی بین ما نباشد، از نظر خدای متعال برادر محسوب میشویم. این برادری، دارای شرایطی است و وظائفی را بر دوش همۀ ما قرار میدهد. این وظائف یکطرفه نیست چرا که هر آن برادری از برادران ایمانی به مشکلی مبتلا شده، یا در اثر اسائۀ رفتار، جَوِّ بدی را به برادران خویش تحمیل میکند. اینجاست که دیگر برادران ایمانی باید با زدودن غم و مشکل از دیگر برادران خویش، یا تحمل خطاهای آنان، ایمان خویش را اثبات کرده و با عمل به روایات، به یاری حضرت امام زمان (علیهالسلام) بشتابد.
متأسفانه این احادیث را خواندیم و ندانستیم كه چه بركاتی به خاطر حضرت امام عصر (علیهالسلام) نازل و چقدر بلاها به دعای ایشان دفع میگردد، و چه عذابهایی در قبر و قیامت مرتفع میشود، و چه اندازه نعمتهای (بهشتی) نصیب ما تا ابدیت میگردد. اما شیعیان در قبال این همه خوبیها كه از ساحت مقدس امام (علیهالسلام) عاید ایشان میشود به كدامین عمل توانستند این امام مهربان را اعانت نمایند. هزار افسوس كه سر سفرۀ امام كریم (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نشستهایم امّا بدون سپاس. حتی بعضاً با
1) نهج البلاغه نامه 31
رفتار ناشایست خود اهانت مینمائیم. آری آنكس كه خوبی میكند، سزایش بدی و ناسپاسی نیست.
{هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ} (1)
«آیا جزای احسان چیزی جز احسان است؟»
بنابراین وجدانی سالم نیاز است تا هر كه خود را به محاكمه كشانده، و پس از تفكری صحیح با همّتی از روی انصاف و جوانمردی پس از دادرسی از برادران دینی، مستقیماً توجهی به سوی امام مظلوم و غریب خویش داشته و اعانت به امام (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را توسط دعا و درخواست از خدای متعال برای تشریف فرمائی آن وجود نورانی و مقدس به منصۀ ظهور رسانیده تا از عهدۀ وظیفۀ خویش در برابر امام (علیهالسلام) برآید.
{وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَ میثاقَهُ الَّذی واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا الله إِنَّ الله عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ} (2)
«و نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى [دربارۀ امام غائب] را كه شما را به [انجام] آن متعهد گردانیده، به یاد آورید، آنگاه كه گفتید: ”شنیدیم و اطاعت كردیم“ و از خدا پروا دارید كه خدا به راز دلها آگاه است»
{آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِالله وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَیكَ الْمَصیرُ} (1)
«پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ایمان آوردهاند [و گفتند:] ”میان هیچ یك از فرستادگانش فرق نمىگذاریم“ و گفتند:”شنیدیم و اطاعت کردیم“، پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاریم] و فرجام به سوى تو است»
حال به عنوان سپاس از نیكیهای چنین امام رئوفی بیائیم هر روزه عهدی داشته باشیم و در كنج خلوت از سویدای دل با تمام ملائك آسمانها این ندای انبیاء و اولیاء را همنوا شویم.
اللهم عجل لولیك الفرج
اللهم عجل لولیك الفرج
اللهم عجل لولیك الفرج
اللهم عجل لولیك الفرج
1) سورۀ مبارکۀ بقرة آیۀ شریفۀ 285
قرآن کریم
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
1.مشکاة الانوار، ابوالفضل على بن حسن بن فضل طبرسى (رحمةالله)
2.کافی، کلینی (رحمةالله) محمد بن یعقوب - انتشارات اسوة چاپ 11 سال 1389
3.کنز العمال فی نفس الاعمال والافعال، المتقی هندی - علی بن عبد الملک علاءالدین موسسة الرسائل مصر 1409 (جماعت عامه)
4.وسائل الشیعة، حر عاملی محمد بن حسن - موسسة آل البیت لاحیاء التراث قم چاپ اول
5.غرر الحکم، آمدی عبد الواحد - ترجمۀ محمد علی انصاری - انتشارات حضرت امام عصر عج چاپ هشتم 1390
6.الخصال، صدوق - انتشارات فکر آوران 1384 ﻫ.
7.تفسیر عیاشی، ابوالنصر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی السمرقندی مکتب علمیۀ اسلامی تهران
8.کامل الزیارات، جعفربن موسی بن قولویه قمی - انتشارات پیامبر حق م 367
9.کمال الدین و تمام النعمه، صدوق (رحمةالله) محمد بن علی بن حسین بابویه - انتشارات دار الکتب اسلامی قم چاپ دوم
10.اعلام الوری، امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی (رحمةالله) - دار الکتب الاسلامی تهران
11.مستدرک الوسائل، نوری میرزا حسین - موسسة آل البیت (علیهمالسلام) لاحیاء التراث قم چاپ اول
12.علل الشرایع، محمد بن علی بن حسین بن بابویه - انتشارات مکتبة الوری قم
13.تفسیر حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام)، حضرت امام عسکری حسن بن علی (علیهماالسلام) _ انتشارات مدرسۀ حضرت امام هادی (علیهالسلام) قم چاپ اول
14.تحف العقول، حرانی حسن بن شعبة - موسسۀ انتشارات اسلامی چاپ دوم
15.ثواب الاعمال، شیخ صدوق (رحمةالله) - انتشارات راز توکل چاپ اول1390
16.اختصاص، شیخ مفید (رحمةالله) محمد بن نعمان
17.تنبیه الخواطر، ورام بن ابی فراس حلی (رحمةالله)
18.ارشاد، شیخ مفید محمد بن نعمان (رحمةالله)
19.المحاسن برقی، ابو جعفر بن خالد برقی - مجمع عامی اهل البیت (علیهمالسلام) 1413 ﻫ.
20.کنز الفوائد، ابوالفتح کراجکی - انتشارات دار الذخایر قم 1410 ﻫ.
21.معانی الاخبار، شیخ صدوق - تولد 311 ه- ق، وفات سال 381 ﻫ.ق - سال انتشار (تهران، صدوق، 1379ق) و ( قم، دارالعلم، 1379ق)
22.امالی طوسی (رحمةالله)، شیخ طوسی م 460 ﻫ.ق انتشارات دار الثیقاف قم 1414 ﻫ.ق
23.المحجة البیضاء في تهذیب الإحیاء، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی - ناشر:موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم محل نشر:قم سال نشر:1376
24.امالی صدوق (رحمةالله)، محمد بن علی بن حسین بن بابویه - انتشارات کتابخانۀ اسلامیه
25.الاعلام، شیخ مفید محمد بن نعمان - چاپ کنگرۀ جهانی هزارۀ شیخ مفید چاپ اول
26.أعلام الدین فی صفات المؤمنین، دیلمی، حسن بن محمد ناشر: موسسة آل البیت (علیهمالسلام) لاحیاء التراث - محل و سال نشر: قم؛ 1366
27.معراج السعادة، ملا احمد نراقی
28.مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی - انتشارات ناصر خسرو تهران 1406 ﻫ.
29.عیون اخبار الرضا (علیهالسلام)، شیخ صدوق، موسسۀ انصاریان قم 1384 ﻫ.
30.من لا یحضره الفقیه، صدوق محمد بن علی بن حسین بابویه موسسۀ انتشارات اسلامی چاپ سوم
31.ارشاد، شیخ مفید (رحمةالله) محمد بن نعمان
32.ارشاد القلوب، دیلمی، حسن بن محمد
33.التمحیص، سید بن طاووس رضی الدین (رحمةالله)
34.الخصال، صدوق - انتشارات فکر آوران 1384 ﻫ.
35.المقنعه، شیخ مفید (رحمةالله) محمد بن محمد - کنگرۀ شیخ مفید قم 1413 ﻫ.
36.بلغة الفقیة (4 جلد)، بحر العلوم، محمد بن محمد تقی - ناشر: مکتبة الصادق (علیهالسلام) - محل نشر: تهران
37.مهج الدعوات و منهج العبادات، سید بن طاووس دار الکتب اسلامیۀ تهران 1416 ﻫ.
38.التوحید و الشرک فی القرآن، نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد - ناشر: موسسۀ حضرت امام صادق (علیهالسلام) - محل نشر: قم
39.مصباح الشریعة، موسسة اعلی للمطبوعات چاپ اول
40.احرام محرم، نیشابوری عبد الحسین - انتشارات دلیل ما چاپ ششم 1389
41.مجموعۀ ورام، ورام بن ابی قزاس - انتشارات مکتبۀ فقیه قم
42.برهان، سید هاشم بحرانی (رحمةالله) - دار المجتبی قم 1428 ﻫ.
43.البرهان، الزركشي وفات: 794 - جماعت عامه سال چاپ: 1376 - 1957 م ناشر: دار إحياء الكتب العربية، عيسى البابي الحلبي وشركاءه
44.الاحتجاج، طوسی احمد بن علی - نشر مرتضی مشهد مقدس س 1403ق
45.الاحتجاج علی اهل اللجاج، شیخ طبرسی
46.منهاج الصالحین (خویی (رحمةالله) )، خویی، ابو القاسم - ناشر: مدینة العلم، آیت الله العظمی السید الخویی (رحمةالله) محل نشر: قم
47.مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول (26 جلد)، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی - ناشر: دار الکتب الاسلامیة - محل و سال نشر: تهران؛ 1363
48.سفینة البحار، قمی عباسی - موسسۀ آستان قدس چاپ دوم سال 1384
49.عصر زندگی، حکیمی محمد - انتشارات دفتر تبلیغات حوزۀ علمیه چ دوم 1374 قم
50.میزان الحکمه، ریشهری محمد - انتشارات دار الحدیث چاپ اول
51.صفات و علامات متقین، حاجیانی دشتی عباس - انتشارات محلاتی 1378 قم
52.تفسیر جامع، حاج سید ابراهیم بروجردی - انتشارات انصار المهدی چاپ اول 1388
53.نقطههای آغاز در اخلاق عملی، مهدی کنی محمد رضا - انتشارات دفترنشر فرهنگ اسلامی چاپ هفتم 1384 تهران
54.القطره، سید احمد مستنبط - ترجمۀ محمد ظریف - نشر الماس نهم
55.چرا مرا آفریدند، حسن میلانی - انتشارات حضرت علی چاپ اول 1384 قم
56.رسالۀ حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام)، رسالۀ حقوق حضرت امام سجاد (علیهالسلام)
57.اسرار موفقیت، مجتهدی سیستانی مرتضی انتشارت نشر الماس چاپ ششم 1385ش
58.ترجمۀ کتاب المومن، حسینی نجومی مرتضی انتشارات بوستان کتاب قم چاپ 1382
59.نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده
60.نصایح الکافیه، محمد بن عقیل علوی 1371 بنیاد بعثت تهران
61.نسیم هدایت، حسینی شیرازی سید صادق انتشارات برگ رضوان چاپ اول 1383 تهران
62.یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، مکارم شیرازی ناصر انتشارات دارالکتب اسلامیه چاپ چهارم 1386 تهران
63.کیش پارسایان، تهرانی مجتبی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ اسلامی چ سوم 1378 تهران
64.روایات تربیتی از مکتب اهل البیت (علیهمالسلام)، فرید مرتضی - انتشارات نشر فرهنگ اسلامی چاپ 1377 تهران
65.در ضیافت ضریح، بنی هاشمی محمد - انتشارات منیر چاپ 1388 تهران
ص: 134