ghaemiyeh.com
سرشناسه :صدری، محمد، 1361 -
عنوان و نام پدیدآور :پانزده روز با غدیر [کتاب] : روز شمار وقایع قربان تا غدیر و غدیر تا مباهله/ محمد صدری.
مشخصات نشر: قم: عطر عترت، 1389.
مشخصات ظاهری :64ص.؛14×21س م.
شابک :978-600-5588-69-9: 10000 ریال
یادداشت :کتاب نامه به صورت زیر نویس.
موضوع: غدیر خم
موضوع: مباهله
رده بندی کنگره :BP223/5/ص4پ2 1389
رده بندی دیویی :297/452
شماره کتاب شناسی ملی :2865822
پانزده روز با غدیر
روز شمار وقایع قربان تا غدیر و غدیر تا مباهله
محمد صدری
سرشناسه: صدری ، محمد 1361
عنوان و نام پدید آور: پانزده روز با غدیر/ محمد صدری
مشخصات نشر : قم : عطر عترت، 1389
مشخصات ظاهری: 64 ص
شابک: 10000 ریال: 5588699-978600
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: غدیر خم
موضوع: غدیر خم - مباهله
موضوع: خاتم بخشی - امامت
رده بندی کنگره : 1389 4م7 ف / BP27
رده بندی دیوئی: 297/973
ایام امامت و سرور آل محمد علیهم السلام مبارک باد
«10 تا 25 ذیحجه»
پانزده روز با غدیر
مؤلّف: محمد صدری
ناشر: عطر عترت
قطع و صفحه: رقعی / 64
چاپ: معراج
نوبت سوم: غدیر 1391
تیراژ: 5000 نسخه
قیمت: 1600 تومان
شابک 9 - 69 - 5588 - 600 - 978
تلفن :پخش: 09124511785
خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان
ویراستار کتاب: خانم مریم محققیان
بسم الله الرحمن الرحيم
اهداء به آنان که غدیر را در عمق جانشان حک کردند و آن را به دیگران رساندند
10 ذى الحجه
عید قربان...7
حدیث ثقلین...8
11 ذى الحجه
رمی جمرات در منا...9
12 ذى الحجه
دوباره رمی جمرات...11
13 ذى الحجه
آخرین ساعات حج، رمی جمرات...13
شقّ القمر...13
14 ذی الحجه
نزول لقب امير المؤمنين...17
سپردن ودایع الهی...18
امضای صحیفه ملعونه...19
اعطای فدک...20
15 ذی الحجه
خروج از مکه...23
تولد وارثی از غدیر...24
16 ذی الحجه
نزول آیات حفظ برای غدیر...25
17 ذى الحجه
نزول در قُدید...27
توطئه نافرجام...27
18 ذى الحجه
عيد الله الأكبر...31
19 ذى الحجه
ادامه بیعت...39
شعر حسان در غدیر...39
20 ذى الحجه
پایان مراسم بیعت...41
عذاب الهی بر دشمن غدیر...42
21 ذى الحجه
نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله صلی الله علیه و آله در کوه هرشی...47
22 ذى الحجه
زیارت قبر مادر پیامبر صلی الله علیه و آله صلی الله علیه و آله...49
23 ذی الحجه
ادامه سفر بازگشت...51
24 ذی الحجه
ادامه سفر...53
مباهله...54
خاتم بخشی...56
حدیث کساء...57
25 ذى الحجه
ورود به مدینه...59
نزول سورۀ «هل أتى»...60
بسم الله الرحمن الرحيم
سفر پانزده روزه ای که در پیش رو داریم از یک سو به هزار و چهار صد سال قبل باز می گردد آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله آخرین حج خود را با مسلمانان انجام داد و طی مراسمی بی نظیر در «غدیر خم» امیرالمؤمنین علیه السلام علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان جانشین خود معرفی نمود و از همه خواست تا با او دست بیعت دهند و پس از آن امتِ اسلامی به فراق ایشان مبتلا شدند
از سوی دیگر سفر به ماجرا های مهمی است که از دهم تا بیست و پنجم ذی الحجه رخ داده و آن ها را ممتاز کرده مانند روز مباهله که برگی زرین از فضائل اهل بیت علیهم السلام خصوصاً امیرالمؤمنین علیه السلام است.
این کتاب به صورت «روز شمار» است که در هر روز وقایع مهم آن را بیان می کند و به طور اجمالی به جوانب آن می پردازد.
هدف از این نوشته همراه شدن با دقایق این پانزده روز در گذشته اسلام است تا شادی آن را در عمق جان احساس کنیم و از آن درس ولایت بگیریم
امیدواریم این سفر پانزده روزه سراسر شادی ما را با وقایع حساس و اساسی تاریخ اسلام همراه کند و بیش تر با مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام آشنا سازد تا لایق عرض ادب در رکاب فرزندش مهدی موعود گردیم.
قم، محمد صدری
11 ذی القعده 1431
سال روز ولادت امام رضا علیه السلام
هشت روز تا غدیر
10 ذى الحجه
*عید قربان (1)
در ماه ذی القعده سال دهم هجری پیامبر صلی الله علیه و آله خبری به مسلمانان داد که برای همه تازگی داشت. ایشان بیان داشت که در آن سال قصد حج بیت الله دارد و هر کس بخواهد می تواند همراه حضرت به حج مشرّف شود.
این خبر از طریق منادیان پیامبر صلی الله علیه و آله به اطراف مدینه رسید و حتی مسلمانان مناطق دور دست نیز توسط نامه از این رویداد مهم مطلع شدند در بین مردم شور خاصی ایجاد شد و همه سعی کردند آماده شده و همراه حضرت به حج روند پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سال همراه اهل بیت خود و صد و بیست هزار نفر وارد مکه معظمه شد و حج ابراهیمی را به مردم آموخت.
1) مطالب آخرین حج پیامبر صلی الله علیه و آله برگرفته از کتاب «گزارش حجة الوداع» تأليف: محمد باقر انصاری است
عید قربان در آن سال برای مسلمانان روز بزرگی بود چرا که در منا قربانی کردند و یاد خلیل الله و پسرش اسماعیل علیه السلام را در دل ها زنده ساختند و این سنت ابراهیمی را برای همیشه احیا کردند.
هم چنین جمره عقبه را رمی نمودند آن حضرت قبل از رمی جمره عقبه خطاب به مردم پرسید: امروز چه روزی است؟ گفتند روز عید قربان. فرمود: این جا کدام شهر است؟ گفتند: شهر حرام. پرسید: چه ماهی است؟ گفتند: ماه حرام. فرمود: این روز حج اکبر است خون شما و اموالتان و آبرویتان برای یک دیگر حرام و محترم است مانند حرمت این شهر در این ماه در این روز، تا روزی که خدا را ملاقات کنید و از اعمالتان سؤال کند. سپس فرمود: آیا ابلاغ نمودم؟ گفتند: آری. حضرت این جمله را تکرار کرد: «اللهم اشهد» : «خدایا شاهد باش» در این حال حضرت انگشت سبابه را رو به آسمان می برد و سپس با آن به طرف مردم اشاره می کرد و فرمود: مبادا بعد از من از دین به کفر بازگردید و گردن یک دیگر را بزنید (1)
هم چنین حضرت به طور اجمال «ثقلین» را معرفی کرد و تفصیل آن را روز آینده بیان فرمود
پیامبر صلی الله علیه و آله شتر های قربانی را که همراه آورده بود به کمک امیرالمؤمنین علیه السلام ذبح کردند.
پس از مراسم قربانی با تراشیدن موی سر از احرام خارج شدند و به مکه رفتند. در آن جا پس از طواف و سعی و طواف نساء و نماز آن دوباره به سمت منا آمدند تا عمل بعدی حج یعنی توقف سه شبانه روزه در منا و رمی جمرات را انجام دهند.
1) السنن الكبرى ج 7 ص 330 المصنف ابن ابى الشيبة : ج 4 ص 339. کنز العمال: ج 5 : ص 291 - 297 . الطبقات الكبرى : ج 2 ص 183
هفت روز تا غدیر
11 ذى الحجه
امروز پیامبر صلی الله علیه و آله باید پس از بیتوته شبانه در منا جمرات سه گانه را رمی نماید. این رمی جمرات یادگار تنفر از شیطان است که با پرتاب سنگ هایی اظهار می شود.
*حدیث ثقلین (1)
پیامبر صلی الله علیه و آله پس از رمی جمرات نماز ظهر و عصر را در مسجد خیف خواند و سپس خطبۀ مهمی ایراد کرد و فرمود:
خدا آباد کند زندگی کسی را که به گفتار من گوش فرا دهد و آن را در قلب خود جای دهد و حفظ نماید و به کسانی که نشنیده اند برساند. ای مردم حاضران به غایبان برسانند چه بسیار کسانی که علم را منتقل می کنند ولی خود معنای آن را نمی دانند و چه بسیار کسانی که علم را به افراد عالم تر از خودشان منتقل می کنند ای مردم من دو چیز گران بها (ثقلین) در بین شما
1) کافی: ج 2 ص 403. امالی مفید: ص 186. بحار الانوار: ج 2 ص 148. سنن ابن ماجه : ج 1 ص 84 . سنن ترمذی: ج 5 ص 662 . مسند الشاميين: ج 1 ص 291
می گذارم پرسیدند چیست؟ فرمود: کتاب خدا و عترتم اهل بیتم. خدای لطیف خبیر به من خبر داده است که این دو از یک دیگر جدا نمی شوند تا سرحوض كوثر بر من وارد شوند مانند این دو انگشتم - و حضرت دو انگشت سبابه را کنار هم قرار داد - و نمی گویم مانند این دو - و حضرت انگشت سبابه و وسط را کنار یک دیگر قرار داد - و فرمود: یعنی یکی بر دیگری مقدم نیست و بر آن فضیلت ندارد.
آگاه باشید که هر کس به آن دو متمسک شود نجات یافته و هر کس با آن مخالفت کند هلاک شده است آگاه باشید! به زودی مردانی از شما بر سرِ حوض کوثر نزد من وارد می شوند ولی آنان را از من دور می کنند من می گویم: پروردگارا اصحابم به من گفته می شود: یا محمد اینان بعد از تو بدعت گذاشتند و سنت تو را تغییر دادند و من هم می گویم دور باشند! دور.
پیامبر صلی الله علیه و آله در چنین جای مهمی ثقلین را معرفی کرد و آنان را در کنار یک دیگر قرار داد و همه را امر به تمسک به آن ها نمود. مسلمانان در این روز کلام حضرت را شنیدند و با حق عظیم اهل بیت علیهم السلام آشنا شدند.
هم چنین حضرت در کلام دیگری فرمود:
ای مردم، دروغ بستن به من زیاد شده است و بعد از من هم زیاد خواهد شد هرکس عمداً بر من دروغ ببندد جایگاه خود را در آتش آماده کند هرگاه حدیثی از من به شما رسید آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید آن چه با کتاب خدا و سنت من موافق بود بپذیرید و آن چه با کتاب خدا و سنت من مخالف بود آن را قبول نکنید. (1)
1) احتجاج طبرسی ص 246
شش روز تا غدیر
12 ذى الحجه
امروز نیز پس از بیتوته شبانه در منا دوباره جمرات سه گانه را رمی می کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین ساعات امروز نیز خطابه مفصلی ایراد نمود که همه مسلمانان آن را شنیدند.
هم چنین در این روز سوره مبارکه «نصر» نازل شد:
بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحيمِ إِذا جَاءَ نَصرُ اللهِ وَ الفَتح وَ رأَيتَ الناسَ يَدخُلون في دينِ اللهِ أفواجاً، فَسَبِّح بِحمدِ رَبِّكَ واستَغفِرهُ إنّهُ كانَ تَوَاباً: «به نام خداوند بخشنده بخشایش گر هنگامی که یاری خدا و پیروزی آمد و مردم را دیدی که گروه گروه در دین خدا داخل می شوند با حمد پروردگارت تسبیح کن و از او طلب مغفرت نما که او بسیار توبه پذیر است». وقتی که این سوره نازل شد پیامبر صلی الله علیه و آله به طور رسمی نزدیکی مرگ خویش
را خبر داد و فرمود: در سالی که پیش رو داریم قبض روح خواهم شد (1)
اولین واکنش بعد از این سوره جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله بود. اصحاب حضرت از سلمان خواستند تا بپرسد: امور ما را به که می سپاری و مراجعه ما به چه کسی خواهد بود و محبوب ترین افراد نزد شما کیست؟
پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ تعللی نمود و تا سه بار آن را به تأخیر انداخت. سپس فرمود: «برادرم و وزیرم و جانشینم در اهل بیتم و بهترین کسی که بعد از خود باقی می گذارم که او دیِن مرا ادا می کند و به وعده های من وفا می نماید، علی بن ابی طالب علیه السلام است.» (2)
حضرت با این کلام مردم را برای غدیر خم آماده می ساخت و مقدمه های آن واقعه بزرگ را می چید.
هم چنین امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و به او فرمود:
یا علی، آن چه بدان وعده داده شده بودم ،آمد فتح آمد و مردم گروه گروه در دین خدا داخل شدند هیچ کس از تو سزاوارتر به قرار گرفتن در مقام من نیست، به خاطر پیشتر بودن تو در اسلام و نزدیک بودن تو به من و دامادی من و این که سیده زنان جهان همسر توست و قبل از آن حمایت هایی که پدرت ابوطالب درباره من داشت... (3)
*سپردن ودایع الهی(4)
در این روز بار دیگر جبرئیل نازل شد و از طرف خداوند برای پیامبر صلی الله علیه و آله دستور آورد که علم و میراث علوم انبیای قبل و اسلحه و تابوت (صندوق) و
آن چه از نشانه های پیامبران نزد توست را به وصی و خلیفه بعد از خود تسلیم نما
پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و در جلسه ای خصوصی ودایع الهی مانند اسم اعظم و علم و حکمت و کتب انبیاء و سایر یادگار های آنان را به ایشان سپرد و گفته های جبرئیل را به آن حضرت ابلاغ فرمود.
این ودایع بعد از امیرالمؤمنین علیه السلام به امامان دیگر سپرده شد تا امروز که نزد امام زمان بقية الله الاعظم علیه السلام است.
پنج روز تا غدیر
13 ذى الحجه
*نزول لقب امير المؤمنين(1)
امروز وقایع زیادی در خود گنجاند ابتدا جبرئیل نازل شد و لقب «امیرالمؤمنین» را به عنوان اختصاصی برای علی بن ابی طالب علیه السلام آورد و خود او نیز با همین لقب سلام کرده عرض کرد: السلام عليك يا أمير المؤمنين.
امیرالمؤمنین علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله، صدا را می شنوم ولی کسی را نمی بینم؟! حضرت پاسخ داد:
این جبرئیل است که از سوی خداوند تحقق آن چه به من وعده داده را آورده است.
به دنبال آن پیامبر صلی الله علیه و آله به بزرگان اصحاب دستور داد تا نزد علی علیه السلام روند و به ایشان «السلام عليك يا أمير المؤمنین» بگویند بزرگان اصحاب آمدند و همان گونه سلام کردند فقط عمر و ابوبکر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: آیا
1) بحار الانوار: ج 37 ص 111 مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 224. کتاب سلیم: ص 730.
این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناک شده فرمود: حقی از طرف خدا و رسولش است خداوند این دستور را به من داده است.
امروز آخرین ساعات حج پیامبر صلی الله علیه و آله بود در این روز نیز پس از بیتوته شبانه در منا قبل از ظهر برای آخرین بار جمرات سه گانه را رمی کرده و سپس به سوی مکه حرکت نمودند.
در آخرین لحظات خروج از منا حضرت سوار بر مرکب شده و فرمود: وارد بهشت نمی شود مگر کسی که مسلمان باشد ابوذر پرسید: یا رسول الله اسلام چیست؟ فرمود:
اسلام عریان است و لباس آن تقواست و زینت آن حیا و ضابطه آن پرهیزکاری است و جمال آن دین است و ثمره آن عمل صالح است؛ و برای هر چیزی اساسی است و اساس اسلام محبت ما اهل بیت است. (1)
منافقین که هر لحظه به دنبال عملی ساختن نقشه های خود بودند در این جا برای این که نشان دهند بعد از حج هیچ واجبی نمانده و به این صورت ولایت را منتفی کنند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمده گفتند: آیا بعد از آن چه بر ما واجب کردی برای پروردگارت چیزی باقی مانده که بخواهد آن را بر ما واجب کند؟ آن را برایمان ذکر کن تا دلمان آرام گیرد که چیز دیگری باقی نمانده باشد.
خداوند در پاسخ آنان آیه 46 سوره مبارکه سبأ را نازل کرد
قُلْ إِنَّما أعِظُكُم بِواحِدَة : «بگو من شما را به یک چیز موعظه
1) امالی طوسی: ص 84 .
می کنم» و آن ولایت است. (1)
سپس همگی به سمت مکه حرکت کردند. در نزدیکی مکه جبرئیل از طرف خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و با آوردن آیات اول سوره عنکبوت مقدمات برنامه غدیر را آغاز کرد جبرئیل در ضمن کلامی از طرف خداوند این چنین گفت:
ای محمد، بازگشت تو به سوی پروردگارت و بهشتش نزدیک شده است خداوند به تو دستور می دهد برای امتت بعد از خود علی بن ابی طالب علیهما السلام را منصوب نموده و سفارشات خود را به او نمایی که اوست خلیفه ای که امور رعیت و امت تو را بر عهده می گیرد.
هم چنین از وقوع فتنه ای خبر داد که مردم امیرالمؤمنین علیه السلام را اطاعت نخواهند کرد. (2)
این وحی الهی به معنای پایان واجب اول یعنی حج، و آغاز واجب دوم یعنی ولایت بود که از این لحظه برنامه های آن آغاز می شد.
چهار روز تا غدیر
14 ذی الحجه
امروز آخرین روزی بود که آخرین پیامبر الهی در مکه معظّمه حضور داشت و سحرگاه فردا همه باید از مکه خارج می شدند و به سمت غدیر خم حرکت می کردند
*امضای صحیفه ملعونه(1)
ماجرای مهم دیگری که در این روز اتفاق افتاد توطئه دیگر منافقین و امضای صحیفه ملعونه بود عایشه و حفصه دو همسر پیامبر صلی الله علیه و آله که از تصمیم
1) بحار الانوار: ج 22 ص 232، ج 30 ص 383، ج 31 ص 640 . تفسیر قمی ج 2 ص 376 نور الثقلين : ج 5 ص 370 مجمع مجمع البيان: ج 1 ص 56. صحیح بخاری ج 7 ص 17. صحیح مسلم: ج 7 ص 24 مسند احمد: ج 1 ص 33
حضرت مبنی بر معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان جانشین خود در مراسمی بزرگ آگاه شده بودند به پدرانشان خبر دادند آنان نیز سراغ منافقین فرستادند و با هم جلسه تشکیل دادند.
خداوند نیز با نزول آیات اول سوره تحریم از افشای سرّ پیامبر صلی الله علیه و آله توسط دو همسرش به ایشان خبر داد.
اولی و دومی و سه هم پیمان اصلی آنان یعنی ابو عبیده جراح و معاذ بن جبل و سالم مولی ابی حذیفه تصمیم گرفتند عهد و پیمان خود را رسمیت دهند تا در عمل به آن ملتزم باشند.
آنان در موقعیتی خاص به طور مخفیانه داخل کعبه شدند و ابتدا به صورت شفاهی پیمان خود را تجدید نموده و قسم یاد کردند که: «با هم بر ضد علی اقدام می کنیم به گونه ای که تا ما زنده هستیم به خلافت دست نیابد». سپس دومی متنی را که باید امضا می کردند املا کرد و ابوعبیده جراح برای آنان نوشت که:
« اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد خلافت را از اهل بیت او دور می کنیم»
این پیمان نامه داخل کعبه نوشته شد و به امضای همه افراد رسید و ابو عبیده به عنوان امانت دار گروه برگزیده شد تا با حضور او متخلّف را مجازات کنند. سپس آن نوشته را در کعبه زیر خاک پنهان کردند و بیرون آمدند.
پیامبر صلی الله علیه و آله که به وحی الهی از تمامی کار های آن ها با خبر بود وقتی که در مسجد الحرام ابو عبیده را دید به طور استهزاء فرمود: این امانت دار امت
است!!! (1)
هم چنین حضرت در اقدامی دیگر تمامی کسانی که هم پیمان شده بودند را طلب کرد و از کارشان خبر داد ولی آن ها با بی شرمی تمام قسم خوردند که چنین کاری نکرده اند خداوند نیز در ردّ سخن آنان آیه 74 سوره مبارکه توبه را نازل فرمود.
امروز با تمامی ماجرا های پیچیده اش ادامه داشت و اصحاب صحیفه در حال برنامه ریزی نقشه های خود بودند. آن ها در توطئه ای دیگر سراغ بنی امیه رفتند و آنان را نیز با خود هم پیمان کردند (2)
پیامبر صلی الله علیه و آله که از تمامی کار هایشان اطلاع داشت در آن موقعیت حساس هر گونه عکس العمل شدیدی را لطمه به برنامه غدیر می دید که چند روز دیگر قرار بود انجام شود، لذا از برابر تمامی این اعمال صبورانه گذشت.
*اعطای فدک(3)
اکنون بر می گردیم به سال هفتم هجری آن جا که پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور شد به کمک امیرالمؤمنین علیه السلام قلعه فلک را فتح کند
پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام به تنهایی و شبانه به سمت قلعه فدک آمدند و با نقشه ای تیز بینانه و رشادت امیرالمؤمنین علیه السلام به راحتی آن را فتح کردند.
حال طبق آیه 6 سوره مبارکه حشر فدک و سرزمین های اطراف آن مِلک خاص پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا مسلمانان در فتح آن هیچ دخالتی نداشتند.
پس از فتح فدک جبرئیل نازل شد و آیه 26 سوره مبارکه اسراء را آورد:
وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّه : «حق خویشان را به آنان بده». پیامبر صلی الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: منظور چه کسانی هستند و این حق کدام است؟ جبرئیل از طرف خداوند عرضه داشت «فدک را به فاطمه عطا کن»
با صدور این فرمان الهی پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زهرا علیها السلام را فرا خواند و فرمود:
«خداوند فدک را برای پدرت فتح نمود به دلیل اینکه لشکر اسلام در آن دخالتی نداشت مخصوص من است و هر تصمیمی بخواهم در مورد آن می گیرم دستور خداوند نیز مبنی بر اعطای آن به تو نازل شده است. از سوی دیگر مهریه مادرت خدیجه علیها السلام بر عهدۀ پدرت مانده است؛ و اکنون پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند فدک را به تو عطا می کند آن را برای خود و فرزندانت بردار و مالک آن باش»
حضرت زهرا علیها السلام عرضه داشت: تا شما زنده هستید نمی خواهم در آن تصرفی داشته باشم شما بر جان و مال من صاحب اختیارید.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ترس آن دارم که نا اهلان تصرف نکردن تو در زمان حیاتم را بهانه ای قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع کنند.
فاطمه زهرا علیها السلام عرض کرد: آن گونه که صلاح می دانید عمل کنید. پیامبر صلی الله علیه و آله امير المؤمنین علیه السلام را فرا خواند و به ایشان فرمود: «سند فدک را به عنوان بخشوده و اعطایی پیامبر بنویس و ثبت کن»
امیرالمؤمنین علیه السلام آن را نوشت و به حضرت زهرا علیها السلام تحویل داده شد. ام ایمن هم که آن جا حاضر بود همراه پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت داد.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را در منزل حضرت زهرا علیها السلام جمع نمود و به آنان خبر داد که فدک مِلک فاطمه علیها السلام است. در همان مجلس درآمد فدک بین مردم تقسیم
شد و مردم تصرف حضرت زهرا علیها السلام در فدک را دیدند.
پس از آن صدیقه طاهره علیها السلام هر ساله در آمد فدک را - که از هفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نقل شده - بین مستمندان تقسیم می کرد.
چشمان بسیاری در انتظار رسیدن در آمد فدک ،بود، اما دیری نپایید که بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم حکومت وقت فدک را غصب کرد و نه سند پیامبر صلی الله علیه و آله را قبول کرد و نه شهادت شاهدان را و حضرت زهرا علیها السلام را از حق مسلّم خود منع کردند.
سه روز تا غدیر
15 ذی الحجه
*شقّ القمر(1)
اکنون به سیزده ذی الحجه چند سال قبل از هجرت می رویم که قریش نزد پیامبر صلی الله علیه و آله جمع بودند و از ایشان معجزه ای طلب کردند. در آن شب ماه کامل و همگی قرص آن را به وضوح ناظر بودند پیامبر صلی الله علیه و آله در منظر آنان با دست الهی اش اشاره به ماه کرد ناگهان همه دیدند ماه از وسط به دو نیمه تقسیم شد، یکی در طرفی و قسمتی در طرف دیگر قرار گرفت قریش گفتند: دوباره مانند اول شود این بار نیز با اشاره پیامبر صلی الله علیه و آله هر دو طرف به یک دیگر متصل شدند
در این حال پیک وحی آیات اول سوره قمر را آورد:
اقتَرَبَت السّاعَة وَ انشَقَّ القَمَر : «آن ساعت (قیامت) نزدیک آمد و ماه
1) بحار الانوار: ج 17 ص 348 - 360. تفسیر قمی : ج 2 ص 318 - 319 احتجاج: ص 36
شکافته شد».
ابوجهل که در آن جا حاضر بود از روی حسادت و کینه گفت: این سحر است! اگر واقعیت داشته افرادی را نزد شهر های دیگر بفرستید تا ببینیم آن ها نیز دو نیم شدن ماه را دیده اند. هنگامی که از شهر های اطراف پرسیدند همگی شهادت دادند که ماه از میان به دو نیمه تقسیم شد و این گونه معجزه ای بزرگ برای پیامبر صلی الله علیه و آله ثبت شد و همه ناظرش بودند.
*خروج از مکه(1)
امروز اشک مکه جاری است. او می گرید که کعبه ناطق در حال خروج از مکه است
ساعاتی قبل از اذان صبح پیامبر صلی الله علیه و آله دستور حرکت داد خود حضرت برای طواف وداع به مسجد الحرام آمد و پس از طواف نماز خواند و با خانه خدا وداع کرد.
سپس حضرت به قافله پیوست و به سمت پایین مکه حرکت کردند و قبل از نماز صبح از کنار کوه «ذی طوی» از مکه خارج شدند و از «کُدی» به «مُحَصِّب» بازگشتند و جاده منتهی به مدینه را در پیش گرفتند که از «تنعیم» به «سَرف» در شش مایلی مکه می رسید در آن جا با طلوع فجر نماز صبح را خواندند و به راه ادامه دادند.
کاروان عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله با جمعیتی بالغ بر صد و بیست هزار نفر به سمت غدیر در حرکت بود و نمایی شگفت داشت آنان پس از عبور از «ضجنان» به
1) کافی: ج 4 ص 248 تهذيب الاحكام ج 5 ص 275 مغازی واقدی: ج 2 ص 1099. اخبار مکه: ج 2 ص 162 المصنف ابن ابی شیبة : ج 4 ص 469.
«مَرٌ الظهران» رسیدند و از آن جا به سمت «عُسفان» حرکت کردند.
*تولد وارثی از غدیر(1)
اکنون سری بزنیم به دویست و دو سال بعد آن هنگام که در چنین روزی امام دهم شیعیان علی بن محمد هادی علیه السلام یکی از وارثان غدیر و امامانی که در غدیر به آن ها سفارش شد دیده به جهان گشود.
اسم مبارک ایشان «علی» و نام پدرش «جواد الائمه علیه السلام » و نام مادرش «سمانه مغربیه» است کنیۀ شریفشان ابوالحسن ثالث بوده و از القابشان: هادی، نقی، امین، طيب و ابن الرضاست
زیارت جامعه کبیره یادگاری از این امام غدیر است.
1) مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 432 منتهی الآمال: ج 2 ص 363
دو روز تا غدیر
16 ذی الحجه
*نزول آیات حفظ برای غدیر (1)
امروز قافله حجاج به قافله سالاری اشرف انبیاء به «عُسفان» رسیدند. جبرئیل - که قبلاً بار ها دستور ابلاغ وصایت و ولایت را آورده بود - در آن جا بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و اولین نشانه های حفظ الهی برای مسئله جانشینی را در آیات 92 - 95 سوره حجر آورد:
فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ: «قسم به پروردگارت از همۀ آنان درباره آن چه انجام می دهند سؤال خواهیم کرد. پس آن چه به تو امر شده ابلاغ کن و از مشرکین اعراض نما ما تو را از شرّ مسخره کنندگان حفظ می کنیم » با نازل شدن این آیات حضرت دستور حرکت داد و سرعت کاروان را بیشتر نمود تا هر چه زود تر به «غدیر خم» برسند و به طور رسمی ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام را اعلان کند.
1) بحار الانوار: ج 28 ص 98 عوالم العلوم : ج 15 / 3 ص 142 - 143، 177، 299.
یک روز تا غدیر
17 ذى الحجه
امروز کاروان عظیم حجاج به وادی «قدید» رسید که تا غدیر حدود یک روز فاصله داشت. آبادی «قدید» در آغاز وادی قرار داشت و «غدیر خم» در انتهای همین وادی بود. با ورود به «قدید» کاروان توقف کرد و مردم برای استراحت پیاده شدند.
با فرارسیدن هنگام نماز همگی نماز جماعت را به امامت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خواندند حضرت بعد از نماز صدای خود را بلند کرد و طوری که همه بشنوند فرمود:
«خدایا به علی محبت در سینه مؤمنین و هیبت و عظمت در سینه منافقین عنایت فرما»
آن گاه علی علیه السلام را فرا خواند و در حضور مردم فرمود:
يا علی دست های خویش را به سوی آسمان بلند کرده و دعا کن تا من آمین بگویم یا علی بگو: «خدایا برای من نزد خود عهد و پیمانی قرار ده و برای من در پیشگاه خود دوستی و مودت قرار ده و برای من در قلب مؤمنین محبتی قرار ده».
امیرالمؤمنین علیه السلام دعای حضرت را تکرار کرد و ایشان آمین گفت سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی هر دعایی برای خود دوست داری بنما تا آمین بگویم امیرالمؤمنین علیه السلام هم سه بار این دعا را تکرار کرد: «خدایا مودّت و محبت مرا تا روز قیامت در قلوب مردان و زنان مؤمن پایدار و ثابت فرما» و پیامبر صلی الله علیه و آله آمین گفت
بعد از این دعا آیات 96 و 97 سوره مبارکه مریم بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد.
این دعا ها در مقابل مسلمانان موقعیتی عظیم و شگفت آور برای امیرالمؤمنین علیه السلام پدید آورد لذا منافقین آرام ننشستند و سخنانی گفتند که قلب پیامبر صلی الله علیه و آله را آزرد، ولی خداوند با نزول آیات 12 - 24 سوره مبارکه هود پیامبرش را دلگرم ساخت. (1)
هنگامی که زمان استراحت در «قُدید» به پایان رسید و کاروان آماده حرکت شد منافقین با نزدیک شدن به غدیر سعی کردند نقشه های خود را عملی کنند. به همین سبب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و اجازه خواستند که از کاروان جدا شده و از شرکت در مراسم غدیر معاف شوند تا زودتر به خانه هایشان برسند!!
آن ها می خواستند در غدیر نباشند تا بتوانند نقشه های بعدی خود را طبق برنامه انجام دهند.
1) بحار الانوار: ج 9 ص 104، ج 35 ص 353 - 358. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 31 - 51.
پیامبر صلی الله علیه و آله با شنیدن این گفتار ناراحت شده فرمود:
«چه شده که از پیامبرتان گریزانید به حدّی که اگر سمتی از درختی به سوی من باشد شما همان سویش را مبغوض تر می دارید ؟!
در این جا همگی شرمنده شدند و برگشتند و این چنین یکی از توطئه های منافقین توسط پیامبر صلی الله علیه و آله نا فرجام ماند.
اینک کاروان دوباره به راه افتاد تا به «غدیر خم» برسد و آن جا مراسمی را ببیند که آینده مسلمانان در گرو آن است.
«غدیر خم» برکه و آبگیری بود که بین راه مکه و مدینه قرار داشت غدیر به معنای برکه و خُم نام آن است. آن جا مکان سابقه داری بود که به خاطر وجود آب و پنج درخت کهنسال به عنوان استراحت گاه مسافران در نظر گرفته می شد درختان آن از نوع «سَمُر» بودند که به فارسی «کُنار» گفته می شود و شبیه درخت چنار است.
این مکان در راه بازگشت از مکه یک منزل قبل از تقاطع چند جاده در جحفه و محل متفرق شدن جمعیت قرار داشت با توجه به این که در مسیر حضرت تا مکه قبایل بین راه کم کم ملحق شدند تا آن جمعیت عظيم پدید آمد، لذا باید قبل از متفرق شدن مردم برنامه انجام می شد و غدیر خم مکان بسیار مناسبی برای این منظور بود
*نزول آیه تبلیغ(1)
پیامبر صلی الله علیه و آله در راه امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و از نزول آیه 67 سوره مائده
1) تفسیر برهان : ج 1 ص 488
خبر داده فرمود: خدا آيةً يَا أَيُّها الرَّسُولُ بَلّغ ما أُنزِلَ إِليكَ مِن رَبِّك را نازل كرد یعنی درباره ولایت تو یا علی؛ هم چنین وَ اِن لَم تَفعَل فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَته يعنى اگر آن چه درباره ولایت تو دستور داده شده ام را انجام ندهم عمل من باطل می شود و هر کس بدون ولایت تو خدا را ملاقات کند عملش باطل می شود.
ادامه راه با سرعت بیشتری طی می شد اما منافقین هنوز در فکر نقشه های خود بودند. عده ای از آن ها جلوتر از قافله حرکت کردند و از غدیر گذشته و تا نزدیکی های جحفه پیش رفتند!!
آن ها با این کارشان می خواستند عده ای از مسلمانان را به دنبال خود روانه کنند تا عملاً برنامه غدیر انجام نشود.
پیامبر صلی الله علیه و آله - که از این کارشان مطلع بود - وقتی به غدیر رسیدند عده ای را فرستاد تا آن ها را بازگردانند و این گونه یکی دیگر از توطئه های منافقین نافرجام ماند.
اینک نمای چند درخت کهنسال و برکۀ «خُم» از دور پیدا بود. این سرزمین به پیامبر صلی الله علیه و آله خوش آمد می گوید و حضرت نیز آن را مقدّس می داند زیرا که از آن جا ندای ولایت بر تارک زمان نقش بست تا به گوش جهانیان تا آخر دنیا برسد.
عيد غدير خم
18 ذى الحجه
نماز صبح امروز دوشنبه هجدهم ذی الحجه در راه خوانده شد و کاروان حرکت خود را به سمت غدیر ادامه داد و فقط حدود پنج ساعت دیگر از راه باقی مانده بود.
*برنامه های قبل از خطبه(1)
با رسیدن به غدیر خم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «این جا شتر مرا بخوابانید که از این مکان حرکت نخواهم کرد تا رسالت پروردگار را ابلاغ نمایم»
سپس افرادی را مأمور کرد تا از پراکندگی کاروان جلوگیری کنند. آن هایی که جلوتر رفته اند را باز گردانند و آن هایی که هنوز نرسیده اند را راهنمایی کنند.
1) بحار الانوار: ج 21 ص 387، ج 37 ص 151 عوالم العلوم : ج 3/15 ص 50، 60 .
هم چنین دستور داد کسی زیر پنج درخت کهن سال نرود ایشان مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فرا خواند و به آنان دستور داد که زیر درختان و محوطه اطراف آن را برای انجام مراسم آماده کنند. آنان خار های زیر درختان را کندند و سنگ های درشت را جمع کردند و آن جا را جارو زده آب پاشیدند. شاخه های اضافی درختان را هم بریدند تا کسی را اذیت نکند.
سپس در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه ای افکندند تا سایبانی باشد و زیر آن منبری را تدارک دیدند که رو به مردم نماز گزار و پشت به قبله بود. آن ها ابتدا سنگ های درشت را روی هم چیدند و بعد از آن به وسیله رو انداز های شتران و سایر مرکب ها منبر را کامل کردند و پارچه زیبایی از بالا تا پایین آن کشیدند منبر طوری بود که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار داشت و همه هنگام سخنرانی حضرت را می دیدند.
با فرا رسیدن هنگام نماز ظهر منادی حضرت ندای عمومی داد و مردم وضو گرفتند و آماده شدند تا نماز را به امامت آخرین رسول الهی بخوانند
از نماز همه منتظر سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله بودند ابتدا چند نفر که صدای بلند تری داشتند مأمور شدند کلام حضرت را برای افراد دورتر تکرار کنند تا همه سخنان حضرت را بشنوند هم چنین دو نفر شاخه های اطراف منبر را که قابل بریدن نبود با دست نگه داشتند تا جایگاه بهتر دیده شود.
پیامبر صلی الله علیه و آله برخاسته به سمت منبر رفت و در آخرین نقطه آن ایستاد، سپس امير المؤمنین علیه السلام را فرا خواند تا از منبر بالا بیاید امیر المؤمنین علیه السلام یک پله پایین تر از پیامبر صلی الله علیه و آله و احتراماً کمی مایل به ایشان ایستاد.
در آن لحظات حساس منافقین هنوز در فکر توطئه های خود بودند. آن ها در اقدامی جدی عده ای از هواداران خود را مأمور کردند تا نزدیک منبر بنشینند و وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله می خواهد سخنرانی را شروع کند از بین جمعیت برخیزند و پراکنده شوند تا عملاً مجلس را بر هم زنند و برنامه ادامه پیدا نکند.
این نقشه شوم در آغازین لحظات استقرار پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر عملی شد. رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ابتدا صبورانه به آن ها نگریست و منتظر ماند تا خودشان از عمل زشتشان دست بردارند. اما وقتی جدی بودن توطئه را احساس کرد به امیرالمؤمنین علیه السلام دستور داد تا از منبر پایین رود و از تفرقه مردم جلوگیری کند و همه را مقابل منبر جمع نموده مجلس را منظم نماید.
پس از منظم شدن جمعیت امیرالمؤمنین علیه السلام دوباره به جایگاه خود بازگشت
اکنون پیامبر صلی الله علیه و آله الهی و وصیش بر فراز منبر و سیل عظیم جمعیت در مقابل آنان منتظر بودند تا لب های مبارک رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم باز شود و صدای دلنشینش تنین انداز شده و مهم ترین سخنرانی خود را به انجام رساند.
پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه آغاز نمود:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحَمدُ لله الّذي عَلا في توحّده وَ دَنَا في تَفَرُّده و جَلَّ في سُلطانه و عَظُم في أركانه وأحاطَ بِكلِّ شيء علماً و هُو في مكانه...: «به نام خداوند بخشنده بخشایش گر، حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه و در تنهایی و فرد بودنش نزدیک است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است. علم او به همه چیز احاطه دارد و او در جای خود است...».
و بعد از کلماتی زیبا در ستایش و توصیف ربّ العالمین فرمود:
«خداوند به من چنین وحی کرده است: بسم الله الرحمن الرحيم، يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ...: «ای پیامبر ، ابلاغ کن
آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده - درباره علی یعنی خلافت علی بن ابی طالب علیهما السلام - و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند»
ای مردم، من در رساندن آن چه خداوند بر من نازل کرد کوتاهی نکرده ام و سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم - که او سلام است - مرا مأمور کرد که در این اجتماع مردم بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که: «علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز این که پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است».
سپس با بیان بعضی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام و هم چنین نکوهش منافقین بیان داشت:
«ای مردم این مطالب را درباره او بدانید و بفهمید و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین و بر روستایی و شهری و بر عجمی و عربی و بر آزاد و بنده و بر بزرگ و کوچک و بر سفید و سیاه بر هر یکتا پرستی حکم او اجرا شونده و کلامش مورد عمل و امر او نافذ است. هر کس با او مخالفت کند ملعون است و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است».
پیامبر صلی الله علیه و آله سخن خود را با اشاره به برخی فضائل امیر المؤمنین علیه السلام و افضلیت ایشان ادامه داد و سپس دستش را بر بازوی امیرالمؤمنین علیه السلام زده ایشان را بلند کرد تا حدی که پای آن حضرت موازی زانوی پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، و فرمود:
«ای مردم چه کسی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش فرمود:
ألا وَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وانصُر مَنْ نَصَره و اخذل مَنْ خَذَله : بدانید که هر کس من صاحب اختیار اویم این على صاحب اختیار اوست خدایا دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن دارد و یاور باش هر کس او را یاری کند و خوار کن هر کس او را خوار کند»
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله با بیان مطالبی در مورد مسئله امامت و تأکید بر آن سخنی گفتند که جز اندکی بقیه آن را نفهمیدند و آن اشاره به اصحاب صحیفه ملعونه بود حضرت فرمود:
«ای مردم بعد از من رؤسایی خواهند آمد که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم ای مردم آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جای متکبران بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.»
در دنباله پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره به امامان دوازده گانه از ذریّه خود افزود:
« ای مردم بدانید که من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است و امامان بعد از او فرزندانش هستند بدانید که من پدر آنانم و آن ها از صلب او به وجود می آیند».
هم چنین حضرت با اشاره به آخرین امام یعنی مهدى موعود بقية الله
الاعظم علیه السلام، فرمود:
«بدانید که آخرین امامان مهدی قائم از ماست اوست غالب بر ادیان اوست انتقام گیرنده از ظالمین اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده آن ها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کنندۀ آنان بدانید که اوست انتقام گیرندۀ همۀ خون های اولیای خدا اوست یاری دهنده دین خدا بدانید که اوست استفاده کننده از دریایی عمیق اوست که هر صاحب فضیلتی را به اندازۀ فضلش و هر صاحب جهالتی را به اندازۀ جهلش علامت نهد...».
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله لزوم بیعت را مطرح نموده فرمود:
«بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با خودم به عنوان بیعت با او و اقرار به او و سپس به دست دادن با او فرا می خوانم بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت کرده است و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.
خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله با بیان مسائلی از حلال و حرام شرعی ادامه یافت و در پایان حضرت دوباره بر مسئله بیعت تأکید کرد ایشان جملاتی را خواند و از همگان خواست تا آن را تکرار کنند تا بیعت عملی باشد. سپس مردم را موظّف کرد تا به امیر المؤمنین علیه السلام با عنوان «امیر المؤمنین» سلام کنند و خداوند را بر هدایتش شکر گویند
این گونه بزرگ ترین خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله از فراز غدیر پایان یافت و برای بیعت فرصتی سه روزه در نظر گرفته شد تا در غدیر خم اطراق کنند و این کار را انجام دهند.
*برنامه های پس از خطبه(1)
اولین عملی که پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از خطا به انجام داد این بود که عمامه خود به نام «سحاب» یعنی «ابر رحمت» را - در حالی که هنوز بر منبر بود - با دست مبارک خود بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام بست و دو سر آن را از پشت و جلو بر دوش حضرت قرار داده و فرمود: «عمامه ملائکه این گونه است عمامه تاج عرب است.
اکنون پیامبر صلی الله علیه و آله با آرامش و شادی خاصی از منبر فرود آمد و مسلمانان ایشان تبریک گفتند.
حضرت در ادامه مراسم بیعت دستور داد دو خیمه جداگانه زیر درختان بر پا شود که در یکی رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و در دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام بنشینند.
مسلمانان ابتدا وارد خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله شده به عنوان قبول و اقرار ولایت و امامت دست بیعت دهند و سپس به خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام روند و سه کار انجام دهند: اول این که بیعت کنند دوم اینکه «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» گویند، و سوم این که به حضرت این مقام عظیم را تبریک گویند.
اولین افراد مؤمنی که بیعت کردند مقداد و سلمان و ابوذر بودند. عده ای از منافقین هم آمدند و بیعت کردند.
عمر بعد از بیعت دست بر کتف امیرالمؤمنین علیه السلام گذاشت و گفت:
«بخ بخ لك يابن أبي طالب أصبحت مولای و مولی کلّ مؤمن و مؤمنة»:
«گوارایت بادای پسر ابوطالب خوشا به حالت ای پسر ابوطالب مولای من و هر مرد و زن مؤمنی شدی!!
منافقين وقتی از خیمه دور می شدند شعله های کینه در وجودشان مشتعل شد و با این که بیعت کرده بودند گفتند: هرگز تسلیم او نخواهیم شد.
1) تاج العروس: ج 8 ص 410 الغدير : ج 1 ص 291 عوالم العلوم: 15/ 3 ص 199 - 201.
برنامۀ بیعتِ بعد از خطبه تا غروب ادامه یافت و پس از ادای نماز تا پاسی از شب طول کشید و ادامۀ آن به روز بعد موکول شد.
امروز که روزی سرنوشت ساز برای مسلمانان بود به پایان رسید، و آن هایی که بیعت نکرده بودند منتظر فردا ماندند
یک روز بعد از غدیر
19 ذى الحجه
امروز پس از نماز مراسم بیعت ادامه یافت مسلمانان کنار دو خیمه صف کشیدند و ابتدا با پیامبر صلی الله علیه و آله دست بیعت دادند و سپس به خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام رفته دست بیعت می دادند و «السلام عليك يا أمير المؤمنین» می گفتند و با تبریک و تهنیت بیرون می آمدند.
در این روز واقعه ای رُخ داد که بر زیبایی غدیر افزود. «حسان بن ثابت» شاعر عرب زبان که بالبداهه شعر می سرود در غدیر حضور داشت این مراسم عظیم و شگفت به او شور خاصی داده بود تا آن جا که ده بیت شعر در مورد غدیر سرود او شعرش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد تا برای خواندن آن اجازه بگیرد
پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد و شعرش را در اجتماع عظیم مردم خواند و نشاطی دو چندان به جمعیت بخشید و به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.
امروز نیز مراسم بیعت تا پاسی از شب ادامه یافت و بعد از آن مسلمانان برای استراحت به خیمه هایشان رفتند تا بقیه افراد فردا بیعت کنند.
منافقین در این شب در اجتماعات چند نفری کنار یک دیگر جمع شدند کلماتی کفر آمیز بر زبان راندند. و تا آن جا پیش رفتند که عده ای از آن ها با اشاره به سوسماری که در حال گذشتن از کنار خیمه بود گفتند: «ای کاش محمد این سوسمار را به جای علی امیر ما قرار می داد»!!
ابوذر سخن آنان را شنید و برای پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرد. حضرت سراغ آنان فرستاد. وقتی حاضر شدند خبر ابوذر را برایشان بازگو کرد. آنان با بی شرمی تمام انکار کرده و قسم خوردند که نگفته اند اما از طرف خداوند آیه 74 سوره توبه در ردّ آنان آمد:
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ: «به خدا قسم یاد می کنند که نگفته اند در حالی که سخن کفر را بعد از اسلامشان بر زبان آورده اند». سپس حضرت فرمود:
«آسمان سایه نینداخته و زمین بر خود حمل نکرده راست گوتر از ابوذر را، و جبرئیل برایم خبر آورده که روز قیامت قومی را می آوردند که امام آنان سوسمار است! مواظب باشید که شما نباشید»!! (1)
1) مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 242. بحار الانوار: ج 37 ص 163. عوالم العلوم: ج 3/15 ص 163
دو روز بعد از غدیر
20 ذى الحجه
امروز نیز مراسم بیعت ادامه یافت تا این که تمامی مسلمانان توانستند بیعت کنند. برای بانوان نیز فرصتی مناسب تعیین شد که در خیمه بیعت حضور یابند. برای این کار تشت بزرگی از آب آوردند و در وسط آن پرده ای زدند به طوری که آن را به دو قسمت تقسیم کرده و آن سوی پرده دیده نمی شد.
آن گاه امیرالمؤمنین علیه السلام در یک سوی پرده نشست و دست مبارک را داخل آب گذاشت و زنان نیز در سوی دیگر پرده با قرار دادن دست خود در آب بیعت می کردند و با گفتن «السلام عليك يا أميرالمؤمنین» و تبریک و تهنیت بیرون می رفتند
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور بیعت را در مورد همسران خود مؤکد داشت به خصوص آن که همۀ همسران حضرت حاضر بودند.
بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام نیز در این بیعت حاضر شدند.
منافقین که تا به حال تمامی نقشه هایشان نا فرجام مانده بود از اعمال
زشتشان دست برنداشتند و به دنبال توطئه های جدید بودند. آن ها این بار از راه شبهه اندازی وارد شدند و سعی کردند در مفاهیم خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله تشکیک کنند مثلاً در منظور حضرت از جمله: «من کنت مولاه فعلی مولاه» تشکیک کردند، یا این که گفتند با علی دیگران هم در خلافت شریک باشند. ولی تمامی این نقشه ها با تیز بینی پیامبر صلی الله علیه و آله و امداد الهی ناکارآمد ماند.
پیامبر صلی الله علیه و آله که شبهات آنان را دیده بود عکس العملی قاطع را لازم دانست. لذا دستور داد تا تمامی مسلمانان جمع شوند. سپس دوات و کاغذ طلب کرد و امر نمود آن چه می گوید و مردم اقرار می کنند به صورت مکتوب در آید و آن را ثبت کنند تا سندی ماندگار از غدیر باشد و جای هیچ گونه شبهه ای نماند.
در آن نوشته بر مولی و صاحب اختیار بودن امیرالمؤمنین علیه السلام تأکید شد و اقرار تمامی مسلمانان حاضر نیز ثبت شد.
*عذاب الهی بر دشمن غدیر(1)
عصر امروز پیامبر صلی الله علیه و آله همراه اصحاب خود و عده ای از منافقین - که حارث فهری نیز در بینشان بود - نشسته بودند پیامبر صلی الله علیه و آله که در طول این سه روز در هر فرصتی به باز گویی مناقب و فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام می پرداخت، در این حال خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«در تو شباهتی به عیسی بن مریم وجود دارد اگر این گونه نبود که گروه هایی از امت درباره تو کلامی بگویند که مسیحیان برای عیسی گفتنددرباره تو کلامی می گفتم که از کنار هر گروه از مردم که عبور می کردی خاک پای تو را برداشته و به آن تبرک می جستند»
1) کافی: ج 1 ص 422. تفسیر قمی: ص 695 . بحار الانوار: ج 8 ص 6. تفسیر ثعالبی: ج 3 ص 239 زاد المسير : ج 4 4 ص 10.
منافقین با شنیدن این کلام برآشفتند و هر کدام کلامی توهین آمیز گفتند که پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخشان را داد.
در این میان حارث فهری برخاست و با زبانی تند و جسورانه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: «وقتی قرار شد تو رسول الله باشی و علی جانشین تو باشد و فاطمه دخترت سیده زنان عالم و حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت باشند، پس برای قریش چیزی باقی نگذاشته ای»
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: این مقامات را من تعیین نکرده ام بلکه دستور خداوند است
حارث دوباره گفت: ای محمد، ما را دعوت کردی که «لا اله الا الله» را قبول کنیم و ما هم پذیرفتیم سپس از ما خواستی که پیامبریت را پذیرا باشیم و پذیرفتیم در حالی که قلبمان رضایت نمی داد!! بعد دستور نماز، روزه، حج، خمس و زکات آوردی و ما انجام دادیم به همۀ این ها اکتفا نکردی تا این که امروز پسر عمویت را منصوب نمودی و گفتی: من کنت مولاه فهذا على مولاه آیا واقعاً همۀ این ها از طرف خدا بود پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: همه از طرف خدا به من وحی می شود حارث دوباره گفت: تو را به خدایی که جز او خدایی نیست آیا حتماً از طرف خداست و از نزد خودت نیست؟! حضرت فرمود: به خدایی که جز او خدایی نیست همۀ این ها از طرف خداست نه از پیش خودم - و این را سه بار تکرار فرمود- .
حارث دوباره سخنان کفر آمیزش را بر زبان راند در این حال پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای حارث، از خدا بترس و از آن چه دربارۀ دشمنی علی بن ابی طالب علیه السلام بر زبان آوردی توبه کن حارث سر به سوی آسمان بلند کرده گفت: «خدایا،
اگر محمد در آن چه می گوید صادق و راست گوست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذابی نازل کن که انتقامی در اولین ما و نشانه ای بر آیندگان باشد و اگر آن چه محمد می گوید دروغ است عذابی بر او نازل کن»
در این هنگام آیاتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد که یکی از آن ها آیه شریفه 34 سوره انفال بود:
وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ مَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ : «خدا آنان را عذاب نمی کند در حالی که تو در میانشان باشی و خدا آنان را عذاب نمی کند در حالی که استغفار کنند.» طبق این آیه شریفه با حضور پیامبر صلی الله علیه و آله عذاب نازل نمی شد، لذا حضرت به او فرمود: ای حارث یا توبه کن و یا از پیش ما برو!
حارث گفت: ای محمد، راه دیگر این است که برای قریش هم نصیبی در این امر قرار دهی.
حضرت فرمود: این مسئله در اختیار من نیست بلکه مربوط به خداوند تبارک و تعالی است
حارث گفت: اگر این گونه است اعلام می کنم که قلبم توبه را نمی پذیرد ولی از حضور تو می روم. سپس برخاست و به سمت شترش رفت و سوار شده حرکت کرد.
در این جا غدیر وارد مباهله ای شگفت شده و لازم بود دست الهی معجزه ای یادگار بنماید که برای همۀ منافقین در طول تاریخ درسی دندان شکن باشد.
همه مسلمانان می دیدند که حارث در حال دور شدن است، ناگهان صحنه ای مشاهده کردند که یاد ابرهه و اصحاب فیل را در ذهن ها زنده کرد
پرنده ای در آسمان ظاهر شد که در منقارش سنگ ریزه ای اندازه عدس بود و آن را بر سر حارث رها کرد آن سنگ ریزه از سر او وارد شده و طول بدنش را درنوردید و از انتهای بدنش خارج شد. سپس ابر سیاهی پدیدار گشت و رعد برقی زد و صاعقه ای به وجود آورد که بر بدن حارث خورد و او را سوزانید.
در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیات قرآنی این معجزه غدیر را با خود آورد:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (1)« طلب کرد درخواست کننده ای عذاب واقع را، برای کافران که قدرت دفع آن را ندارند و این از طرف خداوند بود.» این گونه مراسم بیعت سه روزه پایان پذیرفت و برای همیشه در ذهن مسلمانان نقش بست پیامبر صلی الله علیه و آله دستور حرکت شبانه را صادر فرمود و کاروان همان شب حرکت کرد.
1) سوره معارج 1 - 3
چهار روز بعد از غدیر
22 ذی الحجه
*نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله در کوه هرشی(1)
امروز تمامی مسلمانان به دیار خود رهسپار بودند. آنان پس از مراسم عظیم حج مراسم شگفت غدیر را نظاره کرده و منتظر بودند تا به اقوام خود برسند و برایشان بازگو کنند.
منافقین از توطئه های خود باز ننشسته و این بار تا به آن جا پیش رفتند که تصميم قتل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را گرفتند.
آن ها برای این منظور قله کوه «هَرْشی» را برگزیدند زیرا این کوه گردنه ها و پرتگاه های خطرناکی داشت آنان می خواستند حضرت را در یکی از پرتگاه های کوه به پایین پرتاب کنند و یا با شمشیر حمله کرده ایشان را به قتل رسانند کاروان تا نزدیک غروب امروز به حرکت ادامه داد و به کوه «هرشی» رسید در آن جا پس از استراحتی کوتاه دوباره شبانه حرکت کرد.
1) بحار الانوار: ج 7 ص 209، ج 28 ص 97 ، 99 ، ج 31 ص 632 ، 635 . عوالم العلوم : ج 3/15 . ص 304 ،166 ،165
منافقین در گروه چهارده نفری خود پیشاپیش قافله حرکت کرده و در محل موعود - سر بالایی قله هرشی - در ظلمت شب پشت صخره ها پنهان شده به کمین نشستند آن ها ظرف های استوانه ای بزرگی پر از سنگ و ریگ و شن را نیز همراه خود برده بودند تا برای رماندن شتر پیامبر صلی الله علیه و آله استفاده کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله همراه حذیفه و عمار با شتری تندرو به سمت قله هرشی حرکت کردند.
هنگامی که به نزدیکی قله رسیدند جبرئیل نازل شد و پیامبر صلی الله علیه و آله را از نقشه قتل آگاه ساخت ایشان نیز به حذیفه و عمار خبر داد و دستور داد تا با شمشیر های خود آماده باشند.
وقتی به قله کوه رسیدند منافقین ابتدا ظرف های پر از شن و سنگ را غلطاندند ناگهان صدای مهیبی بلند شد و نزدیک بود شتر حضرت رم کند ولی پیامبر صلی الله علیه و آله فریاد زد: «آرام بگیر که بر تو مسئله ای نخواهد بود». او نیز به قدرت الهی با عربی فصیح کلامی گفت و آرام گرفت. پس از آن، منافقین که در این مرحله شکست خورده بودند به طرف شتر حمله کردند. این بار حذیفه و عمار با شمشیر های کشیده حمله کردند و با آنان درگیر شدند.
منافقین که گویا در یک لحظه نقشۀ خود را خنثی شده دیدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و پشت سنگ ها پنهان شدند.
حذیفه از حضرت پرسید: اینان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: منافقین در دنیا و آخرت. سپس پرسش و پاسخ هایی بین حذیفه و حضرت صورت گرفت. در پایان پیامبر صلی الله علیه و آله برای این که شبهه ای از شناسایی آن افراد باقی نماند اشاره ای نموده و نوری تابید و فضا را مانند روز روشن نمود. حذیفه و عمار تمامی آن چهارده نفر را دیدند و شناختند.
پیامبر صلی الله علیه و آله که مأمور بود با آن ها درگیر نشود زیرا در آن شرایط حساس فتنه ای دیگر به پا می شد و مراسم غدیر را خدشه دار می کرد، از کنار آن ها .
صبورانه گذشت
نماز صبح امروز در طرف دیگر کوه هرشی اقامه شد. آن چهارده نفر نیز آمدند و پشت سر حضرت به نماز ایستادند! حضرت بعد از نماز فرمود: «چه شده است که عده ای در کعبه هم پیمان شده اند که اگر خدا محمد را بمیراند یا کشته شود امر خلافت را به اهل بیتش باز نگردانند؟!
آن گاه حضرت آن چهارده نفر را طلب کرد و به آنان خبر داد که نقشه قتل او را داشته اند ولی آنان قسم دروغ یاد کردند که چنین کاری نکرده اند. در این جا بار دیگر آیه 74 سوره مبارکه توبه نازل شد و از دروغ گویی آن ها خبر داد.
بعد از نماز پیامبر دید همان چهارده نفر مشغول نجوا و سخن پنهانی هستند لذا دستور داد منادی ندا کند: «هیچ سه نفری حق ندارند برای سخنان سرّی با هم اجتماع کنند»
کاروان مسیر خود را ادامه داد و بعد از هرشی به «ابواء» رسیدند. در ابواء قبر مادر پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت «آمنه علیها السلام» وجود داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله در شش سالگی برای دیدار اقوام با مادرش به مدینه رفته بود و در راه بازگشت حضرت آمنه علیها السلام در ابواء از دنیا رفت و همان جا دفن شد.
امروز پیامبر صلی الله علیه و آله در ابواء بر سر قبر مادرش رفت و آن را تمیز نمود و خود را به آن چسبانید. سپس مدتی نشسته و گریه کرد مسلمانان نیز قبر ایشان را زیارت کردند.
پس از آن کاروان هم چنان به راه ادامه داد.
پنج روز بعد از غدیر
23 ذی الحجه
امروز کاروان از «سقیا» گذشته و تا «عرج» و از آن جا به سمت «آثایه» رفتند و از «متعشّی» هم عبور کردند.
اکنون عده ای از مسلمانان - که خانه هایشان در غیر از مدینه بود - به اقوام خود رسیده و جریان غدیر را باز گفته بودند
کم کم مسئله جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام در حال پخش شدن بود. این خبر از مرز عربستان گذشت و توسط پیام رسانان سلاطین به ممالک دیگر نیز رسید.
با انتشار این خبر امت اسلامی و مسلمانان آینده ای روشن و استوار را در برابر خود می دیدند.
شش روز بعد از غدیر
24 ذی الحجه
امروز کاروان همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله تا «ذو الحلیفه» پیش رفتند که نزدیک مدینه بوده و همان میقات حج و مسجد شجره است.
شب را در آن جا استراحت کردند تا صبح بقیه راه تا مدینه را بپیمایند. (1)
مدینه که یک ماه است از پیامبر صلی الله علیه و آله دور بوده بی صبرانه انتظار آن را دارد که بار دیگر سنگینی پا های مبارک حضرت را بر روی خود احساس کند و این شرافت را برای خود زنده نگه دارد.
مسلمانان نیز پس از خستگی حج و فشار های سفر مشتاق خانه هایشان
1) صحیح بخاری ج 2 ص 247 صحیح مسلم : ج 2 ص 799 سنن ترمذی: ج 5 ص 501
بودند تا رنج سفر از تنشان بیرون رود اما آن ها حامل خبری بودند که اشتیاقشان را برای رسیدن دو چندان می کرد
*مباهله(1)
اکنوی سفری می رویم به یک سال قبل و اتفاقی که هرگز از ذهن مسلمانان و مسیحیان پاک نخواهد شد.
در سال نهم هجری پیامبر صلی الله علیه و آله به دستور خداوند نامه ای برای مردم نجران نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد. ایشان در نامه خود آنان را بین سه امر مخیر نمود: اول این که مسلمان شوند دوم این که جزیه دهند و بر دین خود باقی باشند و اگر این دو را قبول نکردند آماده جنگ باشند.
نجرانیان همراه علمایشان در کلیسای اعظم جمع شدند تا در مورد نامه پیامبر صلی الله علیه و آله مشورت کنند پس از چند روز بحث و تبادل نظر هم چنین خواندن کتاب «جامعه» و صحیفۀ حضرت شیث علیه السلام و كتب انبیاء قبل در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم بر این شد که یک گروه 88 نفری شامل بزرگان درجه اول و رؤسای دینی و اجتماعی را به مدینه بفرستند تا تحقیق بیشتری نمایند و گزارش را برای مردم بیاورند
این گروه از نجرانیان به مدینه آمدند و پس از تحقیقاتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند تا با ایشان گفتگو کنند آن ها در بحث و گفتگو از هر بابی وارد شدند جوابی دندان شکن و قاطع از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدند و مبهوت ماندند.
در یکی از سؤال هایشان پرسیدند آیا مخلوقی سراغ داری که مانند عیسی
1) بحار الانوار: ج 21 ص 280 - 287 اقبال: ص 496 - 511. احقاق الحق: ج 22 ص 33. تفسير قمی: ج 1 ص 104.
بدون پدر به دنیا آمده باشد و مادرش هرگز همسری اختیار نکرده باشد؟
پیامبر صلی الله علیه و آله به وحی الهی در جوابی زیبا خلقت پدر تمام انسان ها یعنی حضرت آدم علیه السلام را مطرح کرده و فرمود:
«آدم از نظر خلقت عجیب تر از اوست او نه پدر و نه مادر دارد.»
نجرانیان که همه طور شکست خورده و حیران مانده بودند وارد آخرین مرحله شدند و گفتند: بیا مباهله کنیم تا آشکار شود کدامیک از ما به حق سزوارتر است و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم
در این حال پیک وحی آیه 61 سوره مبارکه آل عمران را آورد:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ : «اگر کسی با تو مجادله کند بعد از علمی که نزد تو آمده، بگو بیایید تا پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفس ما و نفس شما را فرا خوانیم آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم» لذا قرار شد روز دیگر یعنی 24 ذی الحجه مباهله کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله صبحگاهان بر در خانه امیرالمؤمنین علیه السلام آمده و ایشان را طلب کرد. سپس در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام در سمت راست حضرت قرار داشت و دست او در دست پیامبر صلی الله علیه و آله بود و امام حسن و امام حسین علیهما السلام نیز در سمت چپ پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داشتند و حضرت زهرا علیها السلام پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله بودند به سوی محل تعیین شده برای مباهله رفتند
با این کار پیامبر صلی الله علیه و آله «أنفسنا» در آیه شریفه به امیرالمؤمنین علیه السلام تفسیر شد و به عنوان فضیلتی بی نظیر در قرآن برای ایشان باقی ماند
مسیحیان نجران که این منظره را دیدند و شمایل پیامبر صلی الله علیه و آله و عترتش علیهم السلام را
در کتب انبیاء خوانده بودند برای مباهله سست شدند. یکی از علمایشان گفت: اگر با او مباهله کنیم مو و ناخنی از ما روی زمین نخواهد ماند مگر آن که نابود می شود.
سپس از مباهله کردن عذر آوردند و پرداخت جزیه را قبول کردند
*خاتم بخشی و آیه ولایت(1)
با هم سری به چند سال قبل نیز بزنیم و فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السلام در این روز اتفاق افتاده را مرور کنیم
عدّه ای از یهودیان مانند: عبدالله بن سلام و أسد و ثعلبه و ابن یامین و ابن صوریا هنگامی که مسلمان شدند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: «حضرت موسی علیه السلام وقتی می خواست از دنیا برود «یوشع بن نون» را وصیّ خود قرار داد، وصیّ و جانشین و امام ما بعد از شما کیست؟ در همین حال فرشته وحی این آیه شریفه را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نمود:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ: (2)« ولیّ شما تنها خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و آن مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و به فقیران در حال رکوع زکات می دهند» حضرت فرمودند: «دنبال من بیایید» و همگی به مسجد رفتند.
وقتی به مسجد رسیدند فقیر گدایی در حال خارج شدن بود. پیامبر صلی الله علیه و آله به او گفتند: «آیا کسی به تو چیزی داد؟» گفت: «بله این انگشتری گران بها را شخصی به من داد» فرمود: «او که بود»؟ گفت: «این مردی که نماز می خواند». پیامبر صلی الله علیه و آله دوباره سؤال نمودند «در چه حالتی بود که این را به تو داد»؟ گفت:
«در حال رکوع بود». پس پیامبر صلی الله علیه و آله با صدای بلند «الله اکبر» گفت و بقیه افراد نیز این کار را انجام دادند.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «جانشین بعد از من علی بن ابی طالب است». آن ها گفتند: «ما به پروردگاری خداوند یگانه و پیامبری محمّد و امامت على بن ابی طالب راضی شدیم»
واقعه دیگری که در این روز اتفاق افتاده است حدیث کساء و نزول آیه تطهیر است.
حدیث کساء را مرد و زن با آن آشنایی دارند و بار ها خوانده اند و در آن خبر از نزول آیه تطهير إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا در شأن اهل بیت علیهم السلام وجود دارد.
آیه تطهیر بیان کنندۀ عصمت اهل بیت علیهم السلام و پاکی آن ها از هر گونه رجس و گناه است.
هفت روز بعد از غدیر
25 ذی الحجه
صبح امروز پیامبر صلی الله علیه و آله و همراهان به سمت مدینه حرکت کردند. حضرت وقتی از دور مدینه را دید سه مرتبه تکبیر گفته فرمود:
«خدایی جز الله نیست او یگانه و بی همتاست پادشاهی و حمد برای اوست و بر هر چیزی قادر است باز می گردیم در حالی که تائب و عابد و ساجد و شاکر پروردگارمان هستیم. خدا به وعده اش وفا کرد و بنده اش را یاری نمود و همه گروه ها را به تنهایی فراری داد»
کاروان عظیم حجاج امروز پس از یک ماه به مدینه بازگشت و با خود خبر ولایت را آورد
پیامبر صلی الله علیه و آله در اقدامی حساس روز غدیر را به عنوان عید اعلام نمود و فرمود:
«روز غدیر خم بهترین اعیاد امت من است و آن همان روزی است که
خداوند به من دستور داده برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام را برای امتم منصوب نمایم...». (1)
این گونه نگین غدیر در انگشتری زمان درخشان و جاودان باقی ماند تا هدایت گر همه انسان ها باشد.
*نزول سورة هل أتى (2)
اکنون با هم سفری داشته باشیم به یکی از جریان های شگفت انگیز زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام و خانواده شان که در این روز اتفاق افتاده است
امام حسن و امام حسین علیهما السلام در دوران کودکی مریض شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه بعضی اصحابشان از ایشان عیادت کردند. یکی از آن ها به امير المؤمنين علیه السلام: گفت: ای کاش نذری برای فرزندانت می کردی تا خدا زودتر آن ها را شفا دهد: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «من نذر می کنم اگر فرزندانم خوب شوند سه روز روزه بگیرم» همسرشان حضرت زهرا علیها السلام و هر دو طفل مریض نیز همانند حضرت نذر کردند کنیز ایشان - که «فضّه» نام داشت - نیز همانند آن ها نذر نمود.
پس از مدّتی آن دو طفل سلامتی خود را به دست آوردند. به همین جهت همه اشخاصی که نذر کرده بودند شروع به روزه گرفتن کردند.
روز اول که روزه گرفتند امیرالمؤمنین علیه السلام دید در خانه غذایی برای افطار ندارند، لذا نزد یکی از همسایه هایشان به نام «شمعون» - که یهودی بود و شغل پشم ریسی داشت - رفت و به او گفت: «مقداری پشم به ما بده تا همسرم
فاطمه آ نها را بریسد و در عوض آن جو به ما بده». او نیز قبول کرد. اميرالمؤمنین علیه السلام پشم ها را نزد حضرت فاطمه علیها السلام، آورد ایشان نیز خوشحال شده و یک سوم از پشم ها را ریسیدند و سپس مقداری از جو ها را برداشته و آرد نمود و پنج عدد نان پخت برای هر نفر یک عدد نان.
هنگام غروب امیر المؤمنین علیه السلام نماز مغرب را به جماعت در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله خواند و به منزل آمد سفره افطار پهن بود همگی دور آن نشستند.
امیرالمؤمنین علیه السلام همین که خواست اولین لقمه را بردارد و میل کند شخص مسکینی درب خانه شان را زد و گفت: «ای اهل بیت محمّد، سلام بر شما، من مسکینی از مسکین های مسلمانان هستم و گرسنه ام، از آن چه خود می خورید به من هم بدهید تا خداوند به شما از غذا های بهشتی عوض دهد». اميرالمؤمنین علیه السلام هنگامی که صدای او را شنید لقمه اش را زمین گذارده و با خواندن اشعاری از همسرش فاطمه علیها السلام خواست تا غذا ها را به مسکین دهد. ایشان نیز قبول نموده و تمامی نان هایی که در سفره بود را به او دادند و همگی آن شب را با آب خالی افطار نموده و با همان وضع فردا را روزه گرفتند
روز دوم فاطمه زهرا علیها السلام ثلث دیگر پشم ها را ریسیدند و سپس مقداری دیگر از جو ها را برداشته و آرد کردند و همانند روز گذشته پنج عدد نان پختند امیرالمؤمنین علیه السلام هنگامی که نماز مغرب را خواند به منزل آمد و همگی دور سفره افطار جمع شدند و هنگامی که خواستند اولین لقمه را میل کنند یتیمی درب خانه را زد و گفت: «ای اهل بیت محمّد، سلام بر شما، من یتیمی از یتیم های مسلمانان هستم و گرسنه ام، از غذا های خود به من بدهید تا خداوند از غذا های بهشتی به شما عوض دهد» ایشان نیز مانند شب گذشته تمامی نان ها را به او دادند و آن شب را نیز با آب خالی افطار نموده و فردا را با همان حالت روزه گرفتند روز سوّم حضرت زهرا علیها السلام بقیّه پشم ها را ریسیدند و
سپس جو های باقی مانده را آرد نموده و نان پختند و مانند دو شب گذشته دور سفره افطار جمع شدند. هنگامی که خواستند اولین لقمه را بخورند، اسیری از اسرای مشرکان درب را زد و درخواست غذا نمود. آن ها نیز مانند دو شب گذشته تمامی غذایشان را به او دادند
فردا صبح امیرالمؤمنین علیه السلام با فرزندانشان امام حسن و امام حسین علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند در حالی که آن دو فرزند از شدّت گرسنگی می لرزیدند. پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار ناراحت شد و با هم به خانه امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و دیدند حضرت فاطمه علیها السلام در محراب عبادتشان هستند ولی از شدّت گرسنگی شکم مبارکشان به پشتشان چسبیده و چشمانشان در سر فرو رفته است در این هنگام امین وحی جبرئیل علیه السلام نازل شد و سوره «هل أتی» را در وصف ایشان آورد و این فضیلت برای همیشه در قرآن ثبت شد.
امیدواریم پس از این سفر پانزده روزه - که هر لحظه اش درس ولایت برایمان به همراه داشت - سعی کنیم هر روز بیشتر با مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام آشنا شویم و به او افتخار کنیم و زمزمه کنیم:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكين بِوِلايَةِ اَميرِ الْمُؤْمِنين وَ الاَئِمَةِ الْمَعْصُومِينَ عَلَيْهِمُ السَّلام
الف. يك صد و بیست هزار نفر ب. تمامی مسلمانان
ج دوازده هزار نفر د. سی هزار
الف. نماز ب روزه ج. ولايت د.خمس
الف. پیامبر صلی الله علیه و آله ب. جبرئيل ج.سلمان د. حضرت زهرا علیها السلام
الف. كعبه، ابوبكر ب. مسجد الحرام، ابوعبیده ج. مسجد الحرام، ابوبكر د. کعبه ابوعبیده
الف. تمامی مسلمانان ب. پیامبر صلی الله علیه و آله و امير المؤمنين علیه السلام ج. فرماندهان لشکر اسلام د. هیچ کدام
الف: منكران و دشمنان پیامبر ب: معصیت کاران ج : پیشوایان بعد از پیامبر و یاران و پیروان آن ها که در بد ترین جای جهنم خواهند بود د: ترک کنندگان نماز که در بد ترین جای جهنم خواهند بود
الف کتاب خدا و سنت ب. کتاب خدا و احکام شرع ج. کتاب خدا و عترت د. موارد دو و سه
الف. ابر رحمت ب. سحاب ج. الف و ب د. شهاب
الف. كميت. ب. حسان بن ثابت ج. دعبل خزاعی د. حمیری
الف. حارث فهرى ب. خالد بن وليد ج. مغيره د. زیاد
الف. احد ب. ذى طوى ج. حراء د. هرشی
الف. پیامبر صلی الله علیه و آله ب امير المؤمنين علیه السلام ج. حضرت زهرا علیها السلام د. امام حسین علیه السلام
الف. تقوا ب. عمل صالح ج. نماز د.حبّ اهل بيت علیه السلام
الف. عيد فطر ب. عيد قربان ج. عيد غدير د. عید جمعه
الف. هل اتى ب. كوثر ج. قدر د. حمد
عکس
نام:... نام خانوادگی:...
نام پدر: ... شماره شناسنامه: ...
آدرس کامل:... تلفن:...