ghaemiyeh.com
سرشناسه :صفرزاده تهرانی، حسن، 1341-
عنوان و نام پدیدآور :ناجی جهان حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف/نویسنده حسن صفرزاده تهرانی ؛ گردآوری اکرم ویسی ؛ به اهتمام موسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن.
مشخصات نشر :اصفهان: فرهنگستان اندیشه، 1402.
مشخصات ظاهری :84ص.
فروست :... مجموعه کتاب های " نمی از یم".
شابک :978-600-6620-63-3
وضعیت فهرست نویسی :فیپا
یادداشت :کتاب حاضر با حمایت دفتر مطالعات و پژوهش های بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) به چاپ رسیده است.
یادداشت :کتابنامه.
موضوع :محمدبن حسن (عجل الله تعالی فرجه و الشریف)، امام دوازدهم ، 255ق -
موضوع :Muhammad ibn Hasan, Imam XII
شناسه افزوده :ویسی، اکرم، 1366-، گردآورنده
شناسه افزوده :موسسه قرآن و عترت صبح روشن
شناسه افزوده :بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه و الشریف). دفتر مطالعات و پژوهش های فرهنگی اجتماعی
رده بندی کنگره :BP51
رده بندی دیویی :297/959
شماره کتابشناسی ملی :9373537
اطلاعات رکورد کتابشناسی :فیپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
تقدیم به پیروان راستین امام زمان
و منتظران واقعی
خاصه رهبر کبیر انقلاب اسلامی
و شهدای مسیرِ ظهورش
در حقیقت منتظر واقعی
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است
كه نزدیک به 12 قرن، منتظر است
تا این آمادگی در پیروانش بوجود آید.
بجای این که دنبال علائم ظهور بگردیم
نهایت سعی و تلاش خود را برای اصلاح خود
و برای یار واقعی شدن
و برای شایستگی بکار ببندیم
انتظار فرج، یک عمل است.
یعنی مقدمات فرج و ظهور را با عمل فراهم نمودن.
اگر برای ظهور باید آموزش دید،آزموده و خبره شد، تمرین کرد، کادر سازی نمود و یا باید مبارزه کرد؛ همه منتظران باید در دایره فردی، گروهی و حکومتی آن را انجام دهند.
پیش گفتار. 9
مقدمه. 10
بخش اوّل. 14
میلاد امام زمان. 14
مقدمه. 14
داستان میلاد. 15
بخش دوّم. 19
سیمای امام مهدی در قرآن کریم. 19
آیه یک: بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ.. 19
آیه دو: أَمَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکشِفُ السُّوءَ. 20
آیه سه: ماءٍ مَعِین.. 21
آیه چهار: إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً 22
آیه پنج: وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً. 22
آیه شش: قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهقَ الْباطِلُ. 23
آیه هفت: لِیظهِرَهُ علَی الدِّینِ کلِّهِ. 23
آیه هشت: أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ. 24
آیه نه: والعَقبة لِلمُتّقین.. 24
ده: لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ... 25
یازده: يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء. 26
دوازده: رُكْنٍ شَدِيدٍ. 27
بخش سوّم. 28
غیبت امام زمان. 28
مقدمه. 28
علل و عوامل غیبت... 29
اوّل: آزمایش مسلمانان در پایبندی و پایداری به دین. 30
دوّم: آزادی امام مهدی از بیعت طاغوتهای زمان. 31
سوّم: حفظ جان حضرت امام مهدی.. 33
چهارم: عدم آمادگی بشر برای حکومت جهانی.. 33
پنجم: بیتوجهی به واقعه غدیر. 34
ششم: آماده نبودن یاران. 37
امروز کسانی میتوانند امام زمان را یاری کنند که: 39
بخش چهارم. 41
انتظار فرج حضرت امام زمان. 41
گروه اول: نشسته به انتظار. 41
گروه دوم: آماده به انتظار. 44
گروه سوم: یار منتظر. 44
بخش پنجم. 46
منشور اخلاقی انتظار فرج.. 46
مقدمه. 46
اوّل: شیفته دانش و معرفت... 48
دوّم: دین باور. 48
سوّم: متدینّ. 48
چهارم: متعهد. 49
پنجم: متعبد. 49
ششم: مخلص... 50
هفتم: وارسته. 50
هشتم: متعادل. 50
نهم: عزتمند. 50
دهم: تسلیم. 51
یازدهم: بصیر.. 51
دوازدهم: انقلابی.. 51
سیزدهم: آمر به معروف... 51
چهاردهم: کاردان، آزموده و خبره. 52
پانزدهم: مسئولیت پذیر. 52
شانزدهم: خودساخته و مهذب.. 52
هفدهم: آماده. 53
هجدهم: منتظر واقعی.. 53
بخش ششم. 54
تمدن مهدوی و حکومت جهانی حضرت مهدی.. 54
مقدمه. 55
مدینه فاضله مهدوی و جامعه آرمانی اسلام. 56
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی.. 58
انسان در تمدن مهدوی و حکومت جهانی.. 59
بخش هفتم. 63
پیوند راهپیمایی اربعین با حکومت جهانی.. 63
مقدمه. 63
مصادیق پیوند راهپیمایی با حکومت جهانی.. 64
اوّل: سرمایههای انسانی آماده. 64
دوّم: هم صدایی (وحدت و برادری بین ملل اسلامی) 64
سوّم: زندگی مسالمت آمیز بین مسلمانان. 65
چهارم: آشنایی با چهره واقعی شیعه. 65
پنجم: آشنایی با رهبری حکومت جهانی.. 66
ششم: نمونه قابل ارائه. 66
بخش هشتم. 68
آیاتی که به امام زمان تطبیق یا تفسیر شده است... 68
منابع. 86
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
کتاب "ناجی جهان" در 8 بخش به موضوعاتی از قبیل: داستان میلاد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیمای امام زمان در قرآن کریم، عوامل غیبت، عوامل طولانی شدن غیبت، انتظار فرج، منشور اخلاقی انتظار فرج، مشخصهها و شایستگیهای منتظر واقعی، وظائف منتظر واقعی، زمینههای ظهور، تمدن مهدوی و مصلح جهانی، حکومت جهانی آن بزرگوار پرداخته است.
کتاب "ناجی جهان" از مجموعه کتابهای "نمی از یم" به قلم دانشمند ارجمند حجت الاسلام و المسلمین حسن صفرزاده تهرانی، تدوین و به اهتمام مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن و با حمایت مالی و معنوی خیر محترم، منتشر شده است و به عاشقان و منتظران و یاران واقعی حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که برای کسب شایستگی، تلاش میکنند و آماده جانفشانی برای ظهور هستند، تقدیم میگردد.
مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن
شهریور 1402 _ ایام اربعین 1445
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بقیة الله الاعظم حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به پیروان: «وَاَمَّا الْحَوادِثُ الوقِعَةُ فَارجِعُوا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلیکُمْ وَاَنَا حُجةُ اللهِ عَلَیهِم»(1)امّا در رويدادها و پیشامدهاییکه رخ میدهد، باید به راویان حدیث و «علما» مراجعه کنید، زيرا آنها حجت بر شما هستند و من حجت خدا برايشان هستم.
در راستای اجرای فرمان امام زمان عجل الله تعالی، همواره عالمان دین در مراجعه مردمان و انجام وظیفه خطیر پاسخ گویی به مردمان پیش قدم بودهاند و نهایت سعی و تلاش خود را بکار گرفتهاند. و اضافه بر این وظیفه خطیر، عالمان دین برای زمینه سازی ظهور منجی و مصلح جهانی، در مقابل طواغیت زمان خود ایستاده و مردم را در مبارزه بر علیه طواغیت زمان، دعوت و هدایت کردهاند.
بر این اساس آن چه مبارز خستگی ناپذیر، سید جمال الدین اسدآبادی، در مبارزه با استعمار و اسباب عقب ماندگی جامعه اسلامی انجام داد و جهان اسلام را به خیزش علمی و پایداری در برابر استعمار غرب فرا خواندن و آن چه آیت الله حاج سید محمد حسن حسینی معروف به میرزای شیرازی، بخاطر دفاع از کیان اسلام و مسلمین، در مقابل استعمار انگلیس ایستاد و فتوای تحریم تنباکو را صادر فرمود:
1) . شیخ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج 2، باب 45، ص 484.
«بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه علیه است»، همه در راستای زمینه سازی ظهور منجی و مصلح جهانی بوده است.
و آن چه آیة الله حاج سید محمد کاظم یزدی، در دفاع از کیان اسلام و مسلمین، بر علیه اشغال کشورهای اسلامی خاصه عراق و ایران در جنگ جهانی اول، فتوای جهاد داد: «بسم الله الرحمن الرحیم، بر عموم مسلمین واجب است از بذل جان و مال در راه اخراج قوای روس و انگلیس از ایران، هیچ فروگذار نکنند» و در این راه فرزند بزرگوارش حضرت آیت الله حاج سید محمد طباطبائی یزدی در حمله سختی که به قوای انگلیس شد به شهادت رسید، در همین راستا بوده است.
و آن چه آیة الله حاج میرزا محمد تقی شیرازی، میرزای دوم، پس از جنگ جهانی اول بر علیه استعمار انگلیس قیام کرد با فتوای حرمت حکومت غیر مسلمان به مسلمانان را صادر کرد و لرزه بر ارکان حکومت استعماری انگلیس افکند و با فتوای جهاد فصل جدیدی در مبارزات مسلمانان بر علیه استعمار و اجانب گشود، در همین راستا بوده است.
و آن چه حضرت آیت الله حاج سید ابوالقاسم کاشانی در جنگ جهانی اول و دوم، در مبارزه با رژیم غاصب اسرائیل، در نهضت مشروطه و در مبارزه با استعمار و استبداد پهلوی به عنوان خط شکن نبرد علمای شیعه ایستاد و سرانجام با تلاش و فداکاری این عالم بزرگوار آرزوی دیرینه ملت ستمدیده ایران، به ثمر نشست و صنعت نفت ملی شد و دکتر مصدق به نخست وزیری رسید و یا حضرت آیت الله سید حسن مدرس با شعار «سیاست ما عین دیانت ماست» به میدان آمد و با نطقهای کوبنده و آتشین با استعمار انگلیس و روس و استبداد شاهنشاهی مبارزه کرد و در نهایت جان شریف خود را بر سر این راه نهاد و به دست عوامل رضا شاه به شهادت رسید، همه و همه در راستای زمینه سازی ظهور منجی و مصلح جهانی بوده است.
آری سالهاست که مصلح و منجی بشریت و جان جهان منتظر است تا با مردانی شایسته در تراز جهانی ظهور کند و وعده الهی را در تحقق مدینه فاضله محقق سازد. مردانی که در سایه سار قدرت الهی و با آمادگی کامل در مسیر ظهورش قیام کنند.
حضرت امام خمینی یکی از آن مردان الهی است که تربیت یافته مکتب امام زمان است، آن بزرگوار در همین راستا بپا خواست تا به نمایندگی از ناجی بشریت، تاثیر ذره کوچکی از قدرت امام عصر را به منصه ظهور بکشاند و به جهانیان ثابت نماید که می شود با انتظار صحیح، در مقابل تمام مستکبران به ظاهر قدرتمند عالم ایستاد و جهان را برای پرچمداری صاحب العصر و الزمان، آماده ساخت.
مرجع عالیقدر جهان اسلام و تشیع، حضرت امام خمینی، به عنوان یار واقعی و منتظر حقیقی، با درک صحیح از فرمان امام زمان، در تراز جهانی قیام کرد و انقلاب اسلامی را برای زمینه سازی ظهور منجی و مصلح جهانی رهبری کرد و به پیروزی رساند.
حضرت امام خمینی ، با انقلاب اسلامی، به همه نشان داد که «آمادگی برای ظهور» چگونه است و یاران و منتظران چگونه باید در تراز جهانی، زمینه ساز ظهور منجی و مصلح بشریت باشند.
بر این اساس است که حضرت امام خمینی کشور را، کشور امام زمان میخواند و انقلاب اسلامی را زمینه ساز ظهور میشمرد و میفرمود: «امیدوارم که این نهضت و این انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر سلام اللّه علیه»
و از آن بالاتر و مهمتر کشور و انقلاب را در حمایت و عنایت امام زمان میخواند و میفرمود: «امروز سایه اسلام روی سر شماست؛ امام زمان به شما نظر دارد، پیغمبر اکرم به شما نظر دارد، خدای تبارک و تعالی پشتیبان شماست... روی موازین مادی، روی موازین عادی باید با یک یورش، ما از بین رفته باشیم. باید همۀ ما یک لقمۀ آنها باشیم! لکن قدرت ایمان، پشتیبانی خدای تبارک و تعالی، اتکال به ولی عصر سلام اللّه علیه شما را پیروز کرد».
و به همین دلیل معمار کبیر انقلاب اسلامی جشن میلاد آن امام همام را، بزرگترین جشن برای جهانیان میدانست و میفرمود: «باید بگوییمکه عید شعبان، عید تولد حضرت مهدى سلام اللَّه علیه، بزرگترین عید است براى تمام بشر».
پس بیاییم برای ظهور، شایستهترین یار و بهترین منتظر باشیم و با آمادگی کامل برای زمینه سازی فرج و ظهور، همه یکپارچه قیام کنیم که این تنها وظیفه علما و بزرگان نیست بلکه وظیفه همه ما است و باید دغدغه همگانی شود.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
محمد سعید صفرزاده تهرانی
شهریور 1402 _ ایام اربعین 1445
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مشهور به مهدی موعود، ملقب به قائم آل محمد، دوازدهمین و آخرین امام شیعیان، در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا، دیده به جهان گشود و در سن پنج سالگی، در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری، به امامت رسید.
امام زمان همچون حضرت عیسی و حضرت یحیی که در سنین کودکی عهدهدار نبوّت شده بودند، «آتاهُ الله الْحُكْمَ صَبیاً»(1)در پنج سالگی، منصب امامت شیعیان را عهده دار شد.
امام زمان به استناد آیات و روایات؛ دارای بیش از 300 اسم و لقب است که هر یک بر بُعد خاصی از شخصیت و ویژگی های اخلاقی و روحی آن حضرت دلالت دارد. اسامی و القاب مشهور امام زمان عبارت است از: مهدی، قائم، حجت، منتظر، موعود، بقیةالله، حجتالله، ولی الله الاعظم، خاتم الاوصیا، صاحب الزمان، صاحب الامر، صاحب العصر(2).
ملیكا نوهی دختری شمعون، وصی حضرت عیسی علیه السلام میگوید: پدرم قیصر پادشاه روم، خواست كه مرا به عقد پسر عمویم در آورد؛ مراسم جشنی بر پا كرد و از حواریون عیسی و علمای نصاری و صاحبان منزلت و سرداران و سر كردههای قبائل بیشمار دعوت نمود. در آن مجلس با شكوه، هنگامه عقد، تخت پادشاهی و جایگاه مراسم به یكباره فرو ریخت و میهمانان از ترس جان خود گریختند و كشیشان ناتوان از اجرای عقد متحیر ماندند و مجلس بهم خورد.
بعد از مدتی من شبی حضرت مسیح علیه السلام و جدم شمعون وصی آن حضرت و جمعی از حواریون را در خواب دیدم که در مجلسی مجلل با منبری سر به فلك كشیده از نور، جمع شده بودند. ناگاه جمعی نورانی وارد مجلس شد، حضرت مسیح و دیگران برای تعظیم و اجلال به استقبال آنان درآمدند. آن جمع نورانی حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم و علی بن ابی طالب علیه السلام و اوصیای آن حضرت بودند.
بعد از آن كه مراسم استقبال به خوبی صورت گرفت، رسول گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت مسیح علیه السلام فرمود: یا روح الله آمدهایم تا ملیكا فرزند وصی تو شمعون را برای فرزندم خواستگاری كنم، آن گاه به ماه برج امامت و ولایت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام اشاره نمودند. سپس حضرت مسیح به وصی خود شمعون فرمود شرف دو جهان به تو روی آورده است، نسل خود را به نسل آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم پیوند زد و شمعون پذیرفت.
آنگاه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بر آن منبر نورانی برآمد و با حضرت مسیح خطبه انشا فرمودند و مرا به عقد امام حسن عسکری علیه السلام در آوردند و در آن هنگام من از آن رویای صادق
بیدار شدم ولی از آن خواب كه گنجی گران بها بود با كسی سخن نگفتم اما آتش محبت آن خورشید امامت روز به روز در كانون سینهام مشتعل میشد و سرمایهی صبر و قرارم را میربود.
مدتی گذشت شبی در خواب، حضرت مریم را با هزار حوری بهشتی دیدم كه بانوی بزرگواری را خدمت میكردند همه به دیدنم آمدند آنگاه حضرت مریم سلام الله علیها آن بانوی مجلله را معرفی كرد: او سیدهی زنان عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها مادر شوی توست. اشك چشمانم را فراگرفت به دامانش افتادم و از رنج فراغ فرزندش شكایت كردم آن بانوی مجلله فرمود: چگونه فرزندم به دیدن تو آید و حال آنكه به دین مبین اسلام مشرف نشدهای؟ آنگاه آن بزرگ بانو در این رویای صادق مرا به دین مبین اسلام دعوت نمودند و با اشارت آن حضرت شهادتین را به زبان جاری كردم: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ». پس از اقرار به شهادتین حضرت مرا به سینه خود چسبانید و دلداری داد و من از رویای صادق بیدار شدم و در بیداری كلمه طیبه شهادتین را مرتب به زبان میراندم و در خواب همواره به دیدار آن امام همام مشرف می شدم.
ایام بدین منوال گذشت تا آنكه حادثهای پیش آمد و سفیر امام هادی علیه السلام بشیر بن سلیمان از نوادگان ابوایوب انصاری و از شیعیان خاص آن بزرگوار، نامه آن حضرت را كه به خط رومی و به مهر آن حضرت مزین بود، به من داد و مرا به خدمت آن حضرت در سامرا در آورد و امام هادی پس از نامگذاری من به نرجس، مرا به دست خواهرش حكیمه سپرد تا از واجبات و سنتهای دین بیاموزم و پس از آن مرا به ازدواج فرزندش امام حسن عسکری درآورد.
حكیمه خاتون میگوید: شبی به دیدن امام حسن عسکری علیه السلام مشرف شدم، حضرت فرمودند نزد ما امشب بمان در این شب فرزندی متولد خواهد شد كه به اذن خدا زمین را به علم و ایمان و هدایت مزین نماید و بشریت را از ضلالت و كفر و الحاد رهایی بخشد.
حكیمه خاتون میگوید: من هیچ اثری از حمل در حضرت نرجس ندیدم لذا متحیر ماندم آنگاه آن بزرگوار فرمود: نرجس، مثل مادر موسی است كه تا هنگام ولادت احدی از حال او مطلع نگردید تا از شرّ فرعون و ماموران او در امان بماند و برای اینكه نرجس و فرزندش از كشته شدن در امان باشند به اذن خدا آثار حمل نمایان نیست و صبح هنگام آثار حمل نمایان خواهد شد.
حكیمه خاتون میگوید: آن شب نزد آن بانوی عزیز و بزرگوار ماندم و صبح دم هنگامی كه به نماز شب ایستادم آن بانو از خواب بیدار شد و پس از اقامه نماز شب آثار حمل نمایان گردید، من به دستور امام سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را برای او تلاوت كردم، هنگام تلاوت دیدم صدایی مرا همراهی می كند قدری دقت كردم دیدم صدای طفل است كه با من سوره «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»(1)را می خواند.
در آن هنگام آن بزرگوار متولد شد در حالی كه شهادتین را بر زبان جاری كرد: «أشْهَدُ أنَّ لا الهَ إلاّ الله، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَه وَ انْ جَدّی رَسولُ الله وَ اَنْ ابی امیرَ الْمؤمِنینَ وَصی رَسولُ الله». آنگاه یك یك امامان را برشمرد و سپس فرمود: «اللّهُمَّ اَنْجِزْلی وَعَدْتَنی وَ اتْمَمْ لی اَمْری وَ ثَبِّتْ وَطَأتی وَ امْلاَء الاْرْضِ بی عَدلاً و قِسْطاً»؛ خدایا به وعده ای كه به من فرموده ای، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنایت كن و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر كن.
وقتی مولود را به حضرت امام حسن عسکری دادم، دیدم كه بر بازوی راستش نوشته شده بود: «جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»(2). آنگاه حضرت به پدر سلام كرد و پس از استعاذه فرمود: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ . وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی
الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ(1)»؛ ما میخواستیم بر كسانی كه در زمین فرو دست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان زمین گردانیم و حكومتشان در زمین را پابرجا سازیم.
آری اراده خداوند تبارک و تعالی بر این تعلق گرفته بود که در میان همه خطرها و دشمنیها، منجی بشریت بیاید، بماند و جهان را پر از عدل و داد نماید. ان شاء الله(2).
السَّلاَمُ عَلَى الْمَهْدِی الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ
برای شناخت بهتر و بیشتر سیمای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن کریم، به بیان برخی از آیات پرداخته میشود.
حضرت هود علی نبینا و علیه السلام خطاب به قوم خود میفرماید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ»(1)آنچه خدا بر شما باقی گذارد برای شما بهتر است اگر واقعا به خدا ایمان دارید.
احمد بن اسحاق قمی روایت کرده است که از امام حسن عسکری علیه السلام در باره امام بعدی آن بزرگوار سؤال کردم و برای آن علامتی که قلبم را مطمئن سازد خواستم در این هنگام کودکی که در دست آن بزرگوار بود فرمود: «أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضهِ»(2)من بقیة الله در زمین هستم.
همچنین محمد بن مسلم روایت کرده است که امام باقر علیه السلام پس از بیان برخی از علایم ظهور، فرمود: «فَعِنْدَ ذَلِک خُرُوجُ قَائِمِنَا فَإِذَا خَرَجَ أَسنَدَ ظهْرَهُ إِلَی الْکعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ینْطِقُ بهِ هذِهِ الْآیةُ بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یقُولُ أَنَا بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِه وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکمْ فَلَا یسلِّمُ عَلیه عَلَیهِ مُسْلِمٌ إِلَّا قَالَ: السَّلَامُ عَلَیک یا بقِیةَ اللهِ فی أرْضِهِ»(1)در آن هنگام، قائم ما ظهور میکند، وقتی که ظهور کرد، به کعبه تکیه میدهد و سیصد و سیزده نفر دور او جمع میشوند، و اولین حرفی که میزند، این آیه است: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»(2)سپس میگوید: من، بقیة الله و خلیفة او در زمین و حجت خدا بر شما هستم، پس از آن هیچ مسلمانی بر او سلام نمی دهد، مگر این که میگوید: «السَّلَامُ
عَلَیک یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»(3).
در سوره نمل، در ضمن پنج آیه60 تا 64 با مطرح کردن پنج سؤال به صورت استفهام تقریری مشرکان را تحت محاکمه قرار داده و روشن ترین دلایل توحید را با اشاره به دوازده نمونه از مواهب بزرگ خدای مهربان، بیان میکند. و در سؤال سوم آیه 62 میفرماید: «أَمَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ»(4)آیا معبودهای بی ارزش شما بهتر است یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد؟ و شما را خلفای زمین قرار میدهد. آیا معبودی با خدا وجود دارد؟
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ إِذَا صلَّی فی الْمَقَامِ رَکعَتَینِ وَ دَعَا اللَّهَ فَأَجَابَهُ وَ یکشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُهُ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ»(1)این آیه دربارۀ قائم آل محمد علیه السلام نازل شده است. به خدا سوگند! مضطرّ اوست، هنگامی که در مقام ابراهیم علیه السلام دو رکعت نماز میخواند و به درگاه خدا روی میآورد و دعا میکند، خدا دعای او را اجابت میکند، ناراحتیهای او را برطرف میسازد و او را خلیفۀ روی زمین قرار میدهد.
سوره ملک، آیة 30 آمده است: «قُلْ أَرَأَیتُمْ إِنْ أَصبَحَ ماؤُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتیکمْ بماءٍ مَعِین»(2)بگو: به من خبر دهد اگر آبهای سرزمین شما در زمین فرو رود، چه کسی میتواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟
ابو بصیر در تفسیر آیه از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که آن بزرگوار فرمود: «هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ یقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُکمْ غَائِباً عَنْکمْ لَا تدْرُونَ أَینَ هوَ فَمَنْ یأْتِیکمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ یأْتِیکمْ بِأَخْبَارِ السمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ حلَالِ اللَّهِ وَ حرَامِهِ، ثمَّ قَالَ: وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِیلُ الْآیةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ یجِی ءَ تَأْوِیلُهَا»(3)این آیه درباره امام قائم نازل شده است، میگوید: اگر امام شما غایب گردد، و ندانید کجاست، چه کسی برای شما امام ظاهر میآورد که اخبار آسمانها و زمین، و حلال و حرام خدا را برای شما شرح دهد؟ سپس امام فرمود: به خدا سوگند! تأویل این آیه هنوز نیامده و سرانجام خواهد آمد.
سوره إسراء، آیه 33 آمده است: «وَ مَنْ قُتِلَ مظْلُوماً فقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»(1)و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولی اش سلطه و حق قصاص قرار دادیم؛ امّا در قتل اسراف نکند؛ چرا که او مورد حمایت است.
از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه روایت شده است که فرمود: «ذَلِک قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یخْرُجُ فَیقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَینِ علیه السلام فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ یکنْ مسْرِفاً»(2)منصور قائم آل محمد است که ظهور میکند و در مقابل خون حسین علیه السلام عدهای را میکشد، به فرض اگر همۀ اهل زمین را بکشد، اسراف کننده نخواهد بود.
در سوره قصص، آیة 5 و 6 آمده است: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ استُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِی فرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُون»(3)ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را از آنها بیم داشتند، نشان دهیم.
از حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیة مذکور روایت شده است که فرمود: «هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیعِزُّهُمْ وَ یذِلُّ عَدُوَّهُمْ»(1)مستضعفان مذکور در این آیه، آل محمد هستند. خدای متعال مهدی آنان را بعد از زحمت و فشاری که بر ایشان وارد میشود، برمیانگیزد و به آنان عزّت میدهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار میکند.
در سوره إسراء آیه 81 آمده است: «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهوقاً»(2)و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است.
امام باقر علیه السلام در تفسیر آیۀ مذکور فرمود: «إِذَا قامَ الْمهدی علیه السلام ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْبَاطِلِ»(3)هنگامی که امام مهدی علیه السلام قیام کند، دولت باطل برچیده میشود.
در سوره توبه، آیه 33 آمده است: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحقِّ لِیظهِرَهُ علَی الدِّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکون»(4)او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر ادیان دیگر غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
عبد الرحمان بن سلیط از امام حسین علیه السلام روایت میکند که فرمود: «مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمؤْمِنِینَ علِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ یحْیی اللَّهُ تَعَالَی بهِ الْأَرْضَ بعْدَ مَوْتِهَا وَ یظْهِرُ بِهِ دِینَ الْحَقِّ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ»(1)دوازده هدايت شده از ما خاندان هستند. اولشان امیرمؤمنان علی بن ابی طالب و آخرشان نهمین نفر از نسل من است، و اوست امام قائم به حق که خدا به وسیلۀ او زمین را بعد از مرگش زنده میکند و او دین حق را بر تمام ادیان غالب میسازد.
در سوره انبیاء آیه 105 آمده است: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(2)؛ و ما بعد از تورات در زبور داوود نوشتیم که بندگان نیکوکار من وارث زمین خواهند شد.
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «هُمْ أَصْحَابُ اَلْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ»(3)ایشان اصحاب مهدی در آخر الزمان هستند.
در آیه 128 سوره اعراف آمده است: «قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(4)موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری جویید و پایداری
ورزید، که زمین از آنِ خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میدهد؛ و فرجام نیک برای پرهیزکاران است.
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «وجَدْنا في كتابِ عليٍّ: إنّ الأرضَ للّه يُورِثها مَن يشاءُ مِن عِبادِه و العاقبةُ للمتّقين، و أنا و أهلُ بيتي الّذينَ أورَثَنا الأرضَ، و نحن المُتّقونَ، و الأرضُ كلُّها لنا»(1)در كتاب على يافتهايم كه: همانا زمين از آنِ خداوند است و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ارث مىدهد و فرجام از آنِ پرهيزگاران است، و من و خاندانم همانان هستيم كه خداوند زمين را به ما به ارث داده و ماييم پرهيزگاران. همه زمين از آنِ ماست.
در آیه 55 سوره نور آمده است: «وعداللهُ الّذینَ ءامَنُوا مِنکُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسخلفنّهم فِی الأرض کَما استَخلَفَ الّذینَ مِن قَبلِهِم وَلَیُمَکّننَّ لَهُم دِینَهُم الّذی ارتَضی لَهُم وَلَیُبدّلَنّهُم مّن بَعدِ خَوفِهِم أمناً یَعبُدُونَنی لایُشرِکُونَ بِی شَیئاً وَمَن کَفَرَ بَعدَ ذلکَ فَأولئکَ هُمُ الفاسِقُون»(2)خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود قرار دهد، همان گونه که پیش از آنان را جانشین قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، تا مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ به یقین نافرمانند.
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ»(1)این آیه دربارهی حضرت قائم و یارانش نازل شده است.
در آیه 35 سوره نور آمده است: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء»(2)خدا نور آسمانها و زمین است، وصف نورش به مشکاتی ماند که در آن چراغی روشن است و آن چراغ در میان شیشه ایست که تلألؤش چون ستارهای درخشان است، از درخت مبارک زیتون که نه شرقی است و نه غربی اما شرق و غرب جهان بدان فروزان است و بیآن که آتشی به روغن آن برسد، خود به خود برافروزد و جهانی را روشنی بخشد، پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته است. و خدا هر که را خواهد به نور خود هدایت کند و این مثلها را خدا برای مردم هوشمند میزند که به راه معرفتش هدایت یابند و خدا به همه امور داناست.
امام علی علیه السلام جمله «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء» را به حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر کرده است(3).
در آیه 80 سوره هود از زبان حضرت هود آمده است فرمود: «قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَىٰ رُكْنٍ شَدِيدٍ»(1)كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيهگاهى استوار پناه مىجستم.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه میفرماید: «الْقُوَّةُ الْقَائِمُ وَ الرُّکْنُ الشَّدِیدُ ثَلَاثُمِائَه وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ»(2)منظور از قُوَّةً، حضرت قائم است و منظور از، رُکْن شَدِید؛ سیصد و سیزده تن یاران او میباشند.
آیات فراوانی در روایات به حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق یا تفسیر شده است که در بخش هشتم به آن اشاره شده است.
خلیفه غاصب عباسی میدانست تنها فرزند امام حسن عسکری، جانشین پدر است و منجی و دارای حکومت جهانی است؛ لذا در صدد برآمد تا آن بزرگوار را بیابد و به شهادت برساند، از این رو تولد و کودکی امام زمان مخفی نگه داشته شد و جز چند تن از یاران خاص، کسی توفیق زیارت آن بزرگوار را پیدا نکرد.
شروع امامت امام زمان با غیبت صغرا شروع شد و با غیبت کبری ادامه یافت و پس از دوره طولانی غیبت و فراهم شدن شرایط فرج، برای برپایی حکومت جهانی صلح و عدل، ظهور خواهد کرد.
دوران غیبت صغرای امام زمان حدود 70 سال طول کشید و دوران غیبت کبرای از سال 329 هجری قمری شروع شده است و هماکنون ادامه دارد.
در دوران غیبت صغرای امام زمان چهار تن به ترتیب عثمان بن سعید عمری به مدت 5 سال، محمد بن عثمان بن سعید به مدت 40 سال، حسین بن روح نوبختی به مدت 21 سال و علی بن محمد سَمُری
به مدت 4 سال؛ نیابت آن بزرگوار را به عهده داشتند و پس از فوت چهارمین نائب، غیبت کبری شروع شد(1).
در دوران غیبت صغری، چهار نایب امام زمان، توسط خود حضرت تعیین گردیدند و به همین دلیل به آنان نواب خاص میگویند و اما در دوران غیبت کبری، کسانی که شرایط تعیین شده از سوی آن بزرگوار را دارا باشند، نایب امام زمان خواهند بود که به آنان نواب عام و ولی فقیه میگویند.
اما شرایط تعیین شده برای نواب عام امام زمان، در توقیع شریف آن بزرگوار آمده است که فرموده باشد: «وَ اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیهِم»(2)امّا در رویدادهای زمانه، به راویان حدیث ما رجوع کنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنانم.
بر اساس برخی روایات حکمت و فلسفه واقعی غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اسرار الهی بیان شده است. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلّم در این باره میفرماید: «یا جَابِرُ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ، وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ، مَطْوِی عَنْ عِبَادِ اللَّهِ، فَإِیاک وَ الشَّک فِیهِ فَإِنَّ الشَّک فِی أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کفْرٌ»(3)اى جابر! این امر از امور الهى و سری از اسرار ربوبى و مستور از بندگان خدا است، مبادا در آن شک کنى که شک در امر خداى تعالى کفر است.
امام صادق در جواب عبداللَّه بن فضل هاشمی در باره علت غیبت امام زمان فرمود: «إِنَّ وَجْهَ الْحِکمَةِ فِی ذَلِک لَا ینْکشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کمَا لَا ینْکشِفُ وَجْهُ الْحِکمَةِ لَمَّا أَتَاهُ الْخَضِرُ علیه السلام مِنْ خَرْقِ السَّفِینَةِ وَ قَتْلِ الْغُلَامِ وَ إِقَامَةِ الْجِدَارِ لِمُوسَى علی نبینا و علیه السلام إِلَّا وَقْتَ افْتِرَاقِهِمَا یا ابْنَ الْفَضْلِ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَیبٌ مِنْ غَیبِ اللَّهِ وَ مَتَى عَلِمْنَا أَنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَکیمٌ صَدَّقْنَا بِأَنَّ أَفْعَالَهُ کلَّهَا حِکمَةٌ وَ إِنْ کانَ وَجْهُهَا غَیرَ مُنْکشِفٍ»(1)فرمود: حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر میشود، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند. ای فرزند فضل! این کار از کارهای خداست و سرّی است از اسرار خدا، و غیبی است از غیب های خدا، وقتی که میدانیم خدای عزّ و جلّ حکیم است و کارهایش از روی حکمت انجام میگیرد، تصدیق میکنیم که همه کارهای او حکمت است، اگر چه سببش برای ما روشن نشود.
با آن که حکمت و فلسفه واقعی غیبت حضرت امام مهدی، از اسرار الهی بیان شده است؛ با این حال در روایات برخی از علل و عوامل بازگو شده است که به آن اشاره میشود.
یکی از علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آزمایش مسلمانان در پایبندی و پایداری آنان به دین و ولایت است. غیبت آن بزرگوار سبب میشود تا مؤمنان در ایمان
1) . الکورانی العاملی، معجم أحادیث الإمام المهدی: ج3، ص358.
خالص شوند و حد و اندازه ایمان مؤمنان مشخص گردد و نفاق پنهان منافقین و ایمان حقیقی شیعیان آشکار و مؤمن از منافق جدا شود.
پیامبر گرامی در این باره به جابر میفرماید: «ذَاک الَّذِی یغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ وَ أَوْلِیائِهِ غَیبَةً لَا یثْبُتُ فِیهَا عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ»(1)او همان کسی است که از دید شیعیان غایب میشود و آن قدر غیبتش طول میکشد که غیر از گروهی که امتحان خود را دادهاند و بر ایمان ثابت ماندند؛ همگان از پیروی او دست بر میدارند.
در روایت دیگری از امام حسین علیه السلام آمده است که میفرماید: لَهُ غَیبَةٌ یرْتَدُّ فیها اَقْوامٌ وَیثْبِتُ فیها اخَرُونَ فَیوُذُّونَ وَ یقالُ لَهُمْ: «مَتى هذَا الْوَعْدُ اِنْ کنْتُمْ صادِقینَ». اَما اَنَّ الصّابِرَ فى غَیبَتِةِ عَلَى الْاَذى وَالتَّکذیبِ بَمِنْزِلَةِ المجاهِدِ بِالسَّیفِ بَینَ یدَىْ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله»(2)برای حضرت مهدى غیبتى است که گروهى در آن مرحله مرتد مىشوند و گروهى ثابت قدم مىمانند و اظهار خشنودى مىکنند. افراد مرتد به آنها مىگویند: «این وعده کى خواهد بود اگر شما راستگو هستید؟» ولى کسى که در زمان غیبت در مقابل اذیت و آزار و تکذیب آنها صبور باشد، مجاهدى است که با شمشیر در کنار رسول خدا جهاد کرده است.
یکی دیگر از علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آزادی از بیعت طاغوتهای زمان است به
گونهای که بیعت هیچ حاکمی بر عهده آن بزرگوار نیست تا در زمان ظهور آزادانه قیام کند.
در روایت شیخ صدوق رحمة الله علیه آمده است امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از مصالحه با معاویه و اعتراض برخى به آن حضرت فرمود: «وَیحَکمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ، وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیکمْ وَ أَحَدُ سَیدَی شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ عَلَیّ قَالُوا بَلَى»؛ واى بر شما نمىدانید که من چه کردم، به خدا سوگند آنچه را من انجام دادم براى شیعیان از آنچه خورشید بر او طلوع و غروب کرده بهتر است. آیا نمى دانید که من امام شما هستم که اطاعتم بر شما واجب است؟ آیا من یکى از دو آقاى جوانان اهل بهشت به تصریح رسول خدا نیستم؟ گفتند: آرى.
سپس در ادامه فرمود: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کانَ ذَلِک سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِی عَلَیهِ وَجْهُ الْحِکمَةِ فِی ذَلِک وَ کانَ ذَلِک عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکرُهُ حِکمَةً وَ صَوَاباً»؛ آیا نمىدانید خضر هنگامى که کشتى را سوراخ و دیوار را برپا کرده و پسر را کشت، مورد غضب موسى بن عمران قرار گرفت به جهت آن که حکمت آن را نمىدانست؛ در حالی که این عمل نزد خداوند متعال کاری درست و مطابق حکمت بود.
أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیعَةٌ لِطَاغِیةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یغَیبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یکونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیعَةٌ إِذَا خَرَجَ»(1)آیا نمىدانید که هر یک از ما بر گردن خود بیعت طاغوت زمان خود را داریم، جز قائمى که عیسى بن مریم پشت سر او نماز مىگزارد. خداوند عزوجل ولادت او را مخفى خواهد نمود و شخصش
1) . شیخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ج1، ص 316، باب 29.
را غایب خواهد کرد تا آنکه بر گردن او از جانب هیچ کس هنگام خروج بیعت نباشد.
یکی دیگر از علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حفظ جان امام زمان و محفوظ ماندن آن بزرگوار از شرّ جباران و ستمگران است و اگر آن بزرگوار میماند و غیبت نمیکرد؛ سرانجام سرنوشت او همانند سرنوشت پدران بزرگوارش خواهد بود و به یقین آن حضرت پیش از آن که آن هدف و آرمان بزرگ به دست او تحقق یابد کشته میشد.
زراره از امام جعفر صادق علیه السلام نقل میکند که آن بزرگوار در باره حضرت مهدی فرمود: «إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیبَةً قَبْلَ أَنْ یقُومَ»؛ همانا برای حضرت قائم پیش از آن كه ظهور كند غیبتی هست. سپس زراره از آن بزرگوار در باره علت غیبت سؤال میکند و حضرت میفرماید: «إِنَّهُ یخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَى بَطْنِهِ یعْنِی اَلْقَتْلَ»(1)زيرا او ميترسد-و با دست اشاره به شكم اش فرمود- يعني از كشته شدن ميترسد.
یکی دیگر از علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طولانی شدن آن، عدم آمادگی بشر برای حکومت جهانی و تمدن مهدوی است.
بشر با تمام مواهب طبیعی و خدادادی، با تمام رشد و ترقی، با تمام پیشرفت و تمدن، با تمام علم و دانش؛ هنوز با فقر و گرسنگی، با
1) . الشیخ الکلینی، الکافی- ط الاسلامیه، ج1، ص238.
بیچارگی و بدبختی، با دروغ و نیرنگ، با فساد و فحشا، با قتل و غارت، با اعتیاد خانمان سوز و با هزاران نابسامانی دیگر، دست و پنجه نرم می کند.
رنجها و آسیبهای رسیده به بشر، ظلمها و ستمهای تحمیل شده بر بشر، فساد و فحشای هُوار شده بر گرده بشر، دروغ و نیرنگهای رسوخ کرده در زندگی بشر، بیعدالتیهای حاکم بر جامعه بشری و بحرانهای گوناگون؛ جان بشر را به لب آورده است.
همه اینها، بخاطر بیخردی و بیایمانی است. بشر امروز نه از ناحیه خرد و نه از ناحیه ایمان به رشد کافی نرسیده است و گویی در دوران توحش زندگی میکند و هنوز دوران طفولیت خود را میگذراند.
امروز ضعف عقل بشر را به بدبختی و بیچارگی و ضعف ایمان بشر را به فلاکت و انحطاط کشانده است و خلاصی از این همه نابسامانی، نیاز به رشد بشر در همه زمینهها دارد و تا این رشد تحقق پیدا نکند؛ زمینه حکومت جهانی، محقق نخواهد شد و بدیهی است که اگر آن حضرت پیش از فراهم شدن مقدمات فرج، ظهور کند، آن آرمان بزرگ و آن تمدن جهانی، عملی نخواهد بود.
یکی از مهمترین علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طولانی شدن آن، بیتوجهی به واقعه غدیر است. به شهادت تاریخ همواره مسلمانان در امر امامت و ولایت کوتاهی کرده و بیتوجه بودهاند و ثمره این بیتوجهی و کوتاهی، مصائبی است که بر اسلام و مسلمین واقع شده است.
آیا غیر از این است که کوتاهی و بیتوجهی نسبت به امر ولایت و امامت، اسلام را از رونق انداخته و مصائب جبران ناپذیری را بر جهان
اسلام وارد کرده است؟ ثمره این کوتاهی و بیتوجهی نسبت به واقعه غدیر، شهادت ائمه اطهار علیهم السلام، یکی پس از دیگری است. ثمره این کوتاهی و بیتوجهی، غیبت دوازدهمین اختر فروزان ولایت و امامت و محرومیت از وجود نازنین و مقدس آن حجت الهی و آن منجی و مصلح جهانی است و امروز ما بیتوجه به عوامل غیبت، در انتظار نشستهایم.
آیا غیر از این است که کوتاهی و بیتوجهی نسبت به شعائر دین و خاصه رویداد مقدس غدیر، عاشورا به وجود آورد وامام را به مسلخ برد و فاجعهی کربلا را رقم زد و شیعه را عزادار کرد؟ و امروز ما عزاداری میکنیم و کاری به غدیر نداریم.
اگر درِ خانه آتش گرفت، پهلو شکست، فرزند سقط شد و اگر خلافت غصب گردید و قطب دایرهی امکان خانه نشین شد و اگر جنگ جمل، صفین و نهروان براه افتاد و اگر مولی الموحدین به شهادت رسید و شیعه عزادار شد؛ همه به خاطر همین کوتاهیها و بیتوجهیها بوده است.
اگر صلح دلخراش بر خورشید درخشان امامت و ولایت تحمیل شد و سبط اکبر و پارهی تن پیامبر با زهر کین به شهادت رسید و اگر صحنهی دلخراش کربلا به وجود آمد و عاشورا قلب بشریت را جریحهدار کرد و اگر امام و یارانش چاک چاک شدند و بر پیکر آنان سم ستوران راندند و سرهای قدسیان همه بر نیزهها برفت و اگر خاندان عصمت و طهارت چون اجانب در کوچه و بازار کوفه و شام به اسارت رفتند و شیعه عزادار شد؛ همه به خاطر همین کوتاهیها و بیتوجهیها بوده است.
عزاداری بخاطر کوتاهی و بیتوجهی نسبت به واقعه غدیر، بر شیعه تحمیل شد و امروز همان کوتاهی و انحراف گریبان گیر مراسم ما شده است؛ به شکلی که ما برای فاجعهی دلخراش کربلا و شهادت
جانگداز سید و سالار شهیدان عزاداری میکنیم (که به حق باید عزادار باشیم) اما نسبت به غدیر بیتوجهیم و از علت عزادار شدن و مصیبت دیدن غافل شدیم. متأسفانه امروز ما گرفتار همان بلیهای شدیم که ما را عزادار کرد و اگر این کوتاهی و بیتوجهی نسبت به واقعه غدیر ادامه یابد، هم تکرار عاشورا را و هم ادامهی غیبت و محرومیت از وجود نازنین امام زمان را به دنبال خواهد داشت.
زنده نگه داشتن شایسته عید سعید غدیر، تنها به کمپین جشن و شادی نیست، تنها به اکرام مؤمنین بر سر سفره اطعام نیست! آری اطعام روز عید سعید غدیر، شاد کردن مومنین در روزه عید غدیر، روزه گرفتن و صدقه دادن در روز عید غدیر؛ بسیار فضیلت و ثواب دارد و در روایتهای بسیاری بر آن توصیه و تاکید شده است که غدیر را جشن بگیرید، در آن شاد و خندان باشید و دیگران را بر سر سفره طعام مهمان کنید (که باید چنین کنیم)؛ اما باید بدانیم همه اینها برای برجسته سازی عید سعید غدیر است نه هدف غایی غدیر. هدف غایی غدیر، تحقق امر ولایت در برپایی حکومت است، هدف غایی غدیر، پیروی از امامت برای تحقق اسلام ناب محمدی، آن هم در سایه حکومت اسلامی است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای جلوگیری از تکرار عاشورا است. برای جلوگیری از طولانی شدن غیبت ولی الله الاعظم است و اگر مراسم مذهبی و تعظیم شعائر دینی، شایسته برگزار میشد و اگر شعائر دین زنده نگه داشته میشد و اگر ما در واقعهی عید سعید غدیر، عید سعید مبعث، عید سعید فطر، عید سعید قربان، عید جمعه و ایام موالید اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، درست و شایسته عمل میکردیم؛ کار به مصیبت بعد از مصیبت و شهادت بعد از شهادت نمیکشید و شیعه عزادار نمیشد و از وجود نازنین امام زمان محروم نمیشد.
یکی دیگر از علل و عوامل غیبت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طولانی شدن غیبت آن بزرگوار، عدم آمادگی یاران آن حضرت است.
ظهور منجی و مصلح جهانی نیاز به یاران شایسته، آزموده، زبده، کاردان، لایق، مهذٌب، فكور و پا به ركاب دارد.
یارانی که در اعتقاد مؤمن، در دین مخلص، در صفات وارسته، در گفتار راستگو، در رفتار متخلق، در برخورد خوش خلق باشند
یارانی که در پیکار آماده، در جهاد از خودگذشته، در عمل خودساخته، به شرایط زمان و مکان آگاه، در برابر سختیها شكیبا و در برابر حوادث مسئولیت پذیر باشند.
کارگزارانی که در سازماندهی منابع و استفاده از تمامی امکانات و ظرفیتهای موجود، در تراز جهانی توانمند، در مدیریت اشخاص و اداره امور قدرتمند، در واگذاری مسئولیتها شایسته و از قابلیتهای لازم جهانی برخوردار باشند.
یارانی که با کسب لیاقتهای لازم و با تمرین و تلاش، همه آمادگیها را در خود ایجاد کرده و به تمام معنا خودساختهاند و برای رفع موانع ظهور از هیچ تلاش و کوششی و از هیچ مجاهدتی دریغ نمیکنند و یکپارچه برای تحقق مقدمات ظهور، قیام میکنند .
یارانی که چون آهنهای آب دیده، محکم و استوار در برابر حوادث ایستاده و برای تحقق حکومت جهانی سر از پا نمیشناسند. چنانچه در روایت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام آمده است که در صفات یاران حضرت امام مهدی میفرماید: «هِی رِجالٌ کَاَنَّ
قلُوبهمْ زُبرُ الْحَدیدِ، لا یَشُوبُها شَکُّ، فی ذاتِ اللّه»(1)آنان مردانی هستند که دل هایشان مانند پاره های آهن است و هیچ تردیدی نسبت به ذات مقدس خداوند ندارند.
یارانی که از ترفندهای جهانی دشمنان، آگاه و از راههای مبارزه با نقشه دشمنان، مطلع و در مراحل متعدد، خنثی سازی توطئهها را تمرین کرده و موفق بوده باشند.
چرا که هنگامه ظهور، وقت آموزش نیست، وقت معطلی برای آمادگی یاران نیست، وقت كسب تجربه نیست، وقت آزمون و خطا نیست، وقت انتخاب غلط نیست، وقت تکرار اشتباهات صورت گرفته تا کنون نیست.
هنگامه ظهور دیگر وقت نافرمانی و سرپیچی نیست، وقت سستی و تنبلی نسیت، وقت منفعت طلبی و راحت طلبی نیست، وقت انتخاب گزینهها دلخواه نیست.
باید بدانیم که با بیبصیرتی، با دین داری ادعایی، با عوام فریبِ، با کج فهمی، با سستی و تنبلی، با راحت طلبی و منفعت طلبی و مصلحت طلبی و با انتخاب گزینهها دلخواه نمیشود امام زمان را یاری کرد.
و از همه مهمتر این که بعضی بر این خیال باطلند که وقتی امام زمان ظهور کرد، با یک حرکت همه دشمنان را نابود میکند و با یک حرکت همه را تسلیم میکند و با یک معجزه بر جهان مسلط میشود، پس به خودسازی یاران نیاز نیست.
در حالی که بنا نیست منجی و مصلح جهانی با معجزه ظهور کند، با معجزه افراد را بسازد، با معجزه بر جهان حاکم شود، با معجزه کار حکومت را دنبال کند و با معجزه نظام جهانی را برقرار نماید. بلکه عمده رخدادها برای تحقق فرج و ظهور، بر روال طبیعی و بر اساس
1) . المجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
پذیرش جهانی و آمادگی تمام عیار یاران و عملکرد شایسته کارگزاران خواهد بود.
اسلام را یک حقیقت و یک هدف بدانند نه یک مصلحت و یک وسیله؛
به اسلام ناب محمدی معتقد باشند و خود را از اسلام آمریکایی و شیعه انکلیسی جدا کنند؛
با خودسازی و تهذیب نفس، شایستگی خود را برای جهاد و شهادت ثابت کنند؛
با آموزش و تمرین و با تلاش و پشتکار، لیاقتهای لازم را برای مدیریت جهانی در خود کسب کنند.
با تشخیص حق و باطل، به موقع و به هنگام، در دفاع از دین و رهبری، در صحنه حضور یابند و در هنگامه خطر گیج نشوند؛
با بصیرت دینی، جنگ ترکیبی دشمن را درست بشناسند و فریب آن را نخورند؛
بجای منافع خود، بر مصالح دین پافشاری کنند و حاضر باشند هزینه دینداری و حکومت جهانی را بپردازند؛
بدون شک و تردید و بدون چون چرا و با شهامت و شجاعت، مخلصانه از جایگاه رهبری اسلامی و منویات آن، تا سرحد جان دفاع کنند.
اهل سکوت در برابر فساد و تباهی، و فسق و فجور، ظلم و ستم نباشند؛
10.اهل سازش با دشمنان بشریت و با استکبار جهانی (امریکا و اسرائیل) و عوامل آنان نباشند.
وقتی سخن از یاران واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در حکومت مصلح و منجی جهانی به میان میآید تصور نشود که منظور فقط 313 نفر مراد است، بلکه یاران منجی و یاوران ظهور، در حلقههای متعددی قرار دارند که 313 نفر حلقه اوّل آنان هستند و حلقههای بعدی هزار و ده هزار نفر خواهد بود.
حال سؤال این است چنین یارانی چه تعداد آماده هستند؟
و چه مقدار آمادگی دارند؟
یکی از وظایف شیعه انتظار فرج حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله میفرماید: «اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج»(1)برترین كارهاى امّت من، انتظار فرج است. انتظار فرج یک شعار نیست، یک آرزو نیست، بلکه یک عمل است که منتظر را به درجه شایستگی یک یار واقعی میرساند.
انتظار فرج سه گونه است و منتظران ظهور منجی و مصلح بشر سه گروه هستند:
گروه اول: نشسته به انتظار
گروه دوم: آماده به انتظار
گروه سوم: یار منتظر
این گروه به انتظار نشسته، منتظرند ببینند، منجی كی میآید، برای آمدنش دعا میكنند، نماز میخوانند، جمكران میروند، مویه میکنند،
1) . المجلسی، البحارالانوار، ج52، ص 122.
خرج میدهند، نذر میكنند، مراسم جشن برپا میکنند و مدام از نیامدنش گلهمندند كه چرا مهدی فاطمه ظهور نمیکند؟
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است.
این گروه منتظر صوری و ادعائی هستند، کاری به وظیفه ندارند، برای رفع موانع و فراهم نمودن مقدمات ظهور، عملی انجام نمیدهند بلکه برای ثوابش منتظر است.
بعضی از این گروه بیمیل نیستند که آن بزرگوار نیاید؛ چرا که به اسم منتظر برای خود دكانی درست کرده و نگرانند كه اگر بیاید منافعشان در خطر بیفتد، مانند یهود و نصارای زمان بعثت كه با بیان علائم ظهور پیامبر خاتم برای خود برج بارویی ساخته بودند و كاسبی میکردند اما آنگاه كه آن بزرگوار ظهور كرد اولین كسانی بودند كه به مخالفت با آن بزرگوار برخواستند.
بعضی از این گروه بیمیل نیستند که آن بزرگوار نیاید چرا که اینان امام غایب را میخواهند نه امام حاضر را، چون امام غایب را هر گونه که بخواهند میتوانند تفسیر کنند اما امام حاضر را باید فرمان ببرند.
اینان افراد منفعت طلب، جاهطلب، رفاهطلب و خودخواه هستند! که هنگامه ظهور حاضر نیستند حضرت را همراهی کنند، حاضر نیستند سختی قیام را به جان بخرند، حاضر نیستند هزینه بدهند، حاضر نیستند خطر کنند، بلکه انتظار دارند وقتی آن بزرگوار ظهور کرد، آنان را مورد لطف قرار دهد، آنان را تأیید كند، گوش به حرف آنان بدهد، طبق نظر آنان عمل كند و بجای خدماتی كه كردهاند، جایگاهی در حكومت داشته باشند و از غنائم سهمی بیش از دیگران ببرند و اگر بدانند كه این چنین نیست همه چیز را منكر میشوند مانند پهلوانی که به آرزوی خالکوبی نقش شیر بر شانهاش به دلاكی
مراجعه کرد و وقتی دلاک شروع به نقش زدن كرد و با درد آن مواجه شد از یكی یكی اعضا منصرف شد.
شیر بیدم و سر و اشکم که دید *** اینچنین شیری خدا خود نافرید
مانند اکثریت لشکریان طالوت که وقتی لشکر جالوت را دیدند یک مرتبه جا زدند و گفتند: «قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ»(1)مانند سیاهلشكر اصحاب حضرت اباعبدالله الحسین، تا فهمیدند كه حرف جنگ است نه غنائم، راه را كج كردند و آن بزرگوار را در میان معرکه رها كردند. مانند اصحاب حضرت موسی که برای بیرون راندن دشمن از بیتالمقدّس گفتند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»(2).
چگونه میشود منتظر بود در حالی که تحمل آن بزرگوار را نداریم، چرا که در رفتار به کمترین احکام دینی عمل میکنیم، در گفتار، به کمترین اصول اخلاقی پایبندیم؛ در واجبات مالی، به حداقلها اکتفا میکنیم؛ در انجام دستورهای سخت، طفره میرویم؛ در برابر سختیها مشکلات ناآرامیم؛ در هنگامه خطر ناپایداریم؛ در رابطه با آموزههای دینی، رفتارهای متناقض داریم.
اینان به یقین آنگاه كه ظهور کند ساز مخالف میزنند، مانند مردم كوفه که به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نامه نوشتند كه منتظر تو هستیم اما با یک نهیب ابن زیاد صحنه را خالی کردند و با یک وعده پوچ، به رویش شمشیر كشیدند.
مکتوب میرسید فراوان ولی دریغ *** خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود.
اینها هیچ کدام با «اللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِيِّكَ الْفَرَج» سازگار نیست.
این گروه برای آمدنش هر گونه آمادگی را در خود ایجاد كرده و آمادهاند برای هر وقت كه بیاید، این انتظار، آمادگی میآورد و آمادگی، سبب سازندگی معنوی میشود و در نتیجه رستگاری را برای منتظر به دنبال خواهد داشت و این هدف انتظار است، چه در زمان منتظر، امام زمان ظهور کند و چه ظهور نکند.
این که میگویند: انتظار فرج یك عمل است منظور همین است که منتظر با عمل انتظار خودسازی میکند و رستگار میشود. نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال، لیک تو باری به نقد ساختهی کار باش. این انتظار بسیار ارزش دارد و بسیار مفید است، خاصه برای منتظر اما برای ظهور کافی نیست.
ظهور منجی عالم بشریت به یارانی: شایسته، آزموده، زبده، کاردان، لایق، مهذٌب، فكور و پا به ركاب لازم دارد. یارانی که در اعتقاد مومن، در عمل خودساخته، در دین مخلص، در صفات وارسته، در گفتار راستگو، در رفتار متخلق، در برخورد خوش خلق، در پیکار آماده و از خودگذشته، به شرایط زمان و مکان آگاه، در برابر سختیها شكیبا، در برابر حوادث مسئولیت پذیرباشند.
منتظر واقعی و یار منتظر کسی است که فراتر از یك منتظر و یک آماده به انتظار عمل میكنند، بلکه با کسب لیاقتهای لازم، همه آمادگیها را در خود ایجاد میکند و به تمام معنا خودساختهاند: «هِی
رِجالٌ کَاَنَّ قلُوبهمْ زُبرُ الْحَدیدِ، لا یَشُوبُها شَکُّ، فی ذاتِ اللّه»(1)آنان مردانی هستند که دل هایشان مانند پاره های آهن است و هیچ تردیدی نسبت به ذات مقدس خداوند ندارند.
منتظر واقعی و یار منتظر کسی است که برای رفع موانع ظهور، برای تحقق مقدمات ظهور از هیچ تلاش و کوششی و از هیچ مجاهدتی دریغ نمیکند و برای یاری منجی در تشکیل حکومت جهانی با تمرین و تلاش، خود را آماده میکنند.
منتظر واقعی و یار منتظر کسی است که از هر جهت برای حکومت منجی و مصلح جهانی خود را آماده کرده است و برای هر فرمانی آماده و پا به رکاب است، او هرگز بهانه نمیآورد، سستی نمیکند، طفره نمیرود، چانه نمیزند و سرپیچی نمیکند.
و از همه مهمتر، برای حکومت منجی و مصلح جهانی، حاضر است هزینه بدهد تا این که سهم خواه باشد و باز از همه مهمتر این که در آماده سازی دیگران برای حکومت منجی و مصلح جهانی، خود را مسئول میداند و نقش آفرینی میکند.
آیا ما نشسته به انتظاریم یا آماده به انتظار یا یار منتظر؟
1) . المجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
مشخصهها و شایستگیهای منتظر واقعی
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
«رِجَالٌ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ لَایشُوبُهَا شَكٌّ فِی ذَاتِ اللَّهِ»(1)
مردانی كه دلهای آنان همچون پاره آهن سخت و محكم است و در ایمان به خدا شک و تردید ندارند.
پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله میفرماید: «اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج»(2)برترین كارهاى امّت من، انتظار فرج است. انتظار فرج یک شعار نیست، یک آرزو نیست، بلکه یک عمل است که منتظر را به درجه شایستگی یک یار واقعی میرساند.
ظهور منجی عالم بشریت یارانی: شایسته، آزموده، زبده، کاردان، لایق، مهذٌب، فكور و پا به ركاب لازم دارد. یارانی که در اعتقاد، مومن؛ در دین، مخلص؛ در صفات، وارسته؛ در گفتار، راستگو؛ در رفتار
متخلق؛ در برخورد، خوش خلق؛ در پیکار، آماده؛ در جهاد، از خودگذشته؛ در عمل، خودساخته؛ به شرایط زمان و مکان، آگاه؛ در برابر سختیها، شكیبا و در برابر حوادث، مسئولیت پذیر باشند. و منتظر واقعی باید این شایستگیها را در خود ایجاد کند.
وقتی سخن از یاران واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، به میان میآید تصور نشود که منظور فقط 313 نفر مراد هستند، بلکه یاران منجی و یاوران ظهور، در حلقههای متعددی قرار دارند که 313 نفر حلقه اوّل آنان هستند و حلقههای بعدی هزار و ده هزار و ... نفر خواهد بود.
آن چه در این منشور اخلاقی به رشته تحریر درآمده است، مشخصه عمومی یاران منجی و ظهور است و در حقیقت باید گفت مشخصه تمام کسانی است که دعای "اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج" میخوانند و خود را منتظر میدانند.
بر اساس آیات و روایات، یاران واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دارای مشخصهها و شایستگیهایی هستند که در "منشور اخلاقی انتظار" به آن اشاره شده است.
مشخصهها و شایستگیهای منتظر واقعی
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیفته دانش و معرفت است و این شیفتگی در کسب دانش و معرفت و فراگیری معارف و آموزههای دینی؛ وقتی با عشق و علاقه به امام زمان عجین گردید، تا عمق جان منتظر نفوذ کرده و عالمانه و عاشقانه در انتظار منجی خواهد بود. حضرت امام علی علیه السلام در صفات یاوران آن بزرگوار میفرماید: «رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اَللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ»(1)مردان مومنی که خدا را چنان که شایسته است، شناختهاند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دین باور است و وقتی این دین باوری با فرهنگ انتظار، همراه شد، امید بخش شده و از مأیوس شدن جلوگیری میکند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انسان به تمام معنا متدینّ است و با انجام واجبات و ترک محرمات و حتی رعایت مستحبات و ترک مکروهات، نهایت کوشش خود را بکار میگیرد تا شایستگی خود را برای ظهور منجی به دست آورد.
1) . القندوزی، ينابيع المودّة لذو القربی، ج 3، ص 298.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا متعهد است و با تسلیم در برابر دستورات دین و تبعیت پذیری در برابر اوامر رهبران دینی، وظایف دینی را طبق دستور انجام میدهد تا جوّ دینی را در جامعه گسترش یابد.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اهل راز و نیاز و دعا و مناجات با حضرت حق، آن هم در دل شب میباشد. انتظار یک مبارزه است و منتظر واقعی یک مبارز و جهادگر است و باید با عظمت و پُرشکوه بُروز و ظهور پیدا کند تا هم استواریش در مبارزه حفظ شود، هم استحکامش در جهاد پابرجا بماند، مبارزه اش اثرگذار، اقدامش ماندگار، تلاشش کارساز باشد و هم از سستی، شکست و انحراف حفظ شود و ارتباط با خالق هستی، تضمین کنندهی همه اینها است و هرچه این ارتباط قویتر و عمیقتر باشد؛ در تقویت فضای معنوی جامعه مؤثرتر است.
امام محمد باقر در باره صفات یاوران آن بزرگوار میفرماید: «فَیَبیتُونَ بَیْنَ راکِعٍ وَ ساجِدٍ یَتَضَرَّعُونَ اِلَی اللّهِ»(1)هنگامی که بخواهند شب را به صبح برسانند، در حال رکوع و برخی در حالت سجده شب را به سحر می کنند و به درگاه خدا تضرّع می کنند.
امام صادق علیه السلام در هیمن زمینه میفرماید: «قَدْ أَثَّرَ اَلسُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّیلِ کأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرَ اَلْحَدِیدِ»(2)آثار سجده
بر پیشانی آنها نقش بسته و آنان راهبان و عابدان شب هستند، و مردانی که گویی دلهایشان پارههای آهن است.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انسان به تمام معنا مخلص است و جز برای خدا کاری انجام نمیدهد، برای انتظارش، سهم خواهی نمیکند، با انتظارش کاسبی نمیکند، با انتظارش عوام فریبی نمیکند، در انتظارش،کوفی صفت نیست.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انسان به تمام معنا وارسته و متخلق است و رفتار و کردارش با محاسن و مکارم اخلاق مزین گشته و الگوی شایسته برای همه افراد جامعه است.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا متعادل است و در همه امور تعادل را نگه داشته و از افراط و تفریط گریزان است.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا عزتمند است و در رفتار و گفتار، عزتمند عمل میکند و با رعایت شأن و منزلت منتظر، تن به خاری و خفت نمیدهد و از اعمالی که وهن شیعه و اسلام است، پرهیز میکند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا تسلیم اوامر و نواهی الهی است و هرگز سخن به شکایت و شکوه باز نمیکند و هرگز گله نمیکند که "چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است".
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا بصیر و آگاه است و در برابر شرایط زمانه، با تشخیص صحیح و موضع گیری به هنگام، عمل کرده و ضمن پرهیز از سیاسی کاری، هرگز سیاست را از دین جدا نمیداند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا انقلابی است. از حق و حقیقت دفاع میکند و با ظالمان و فاسدان در حال مبارزه است و در جانفشانی در راه اهل بیت عصمت و طهارت سر از پا نمیشناسد. امام صادق علیه السلام در این زمینه میفرماید: «لَوْ حَمَلُوا عَلَی اَلْجِبَالِ لَأَزَالُوهَا لاَ یقْصِدُونَ بِرَایاتِهِمْ بَلْدَةً إِلاَّ خَرَّبُوهَا»(1)آنان در مسیر قیام میتوانند کوهها را از جای بركنند و شهرها را زیر و رو کنند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک آمر به معروف و یک ناهی از منکر است و تمام کوشش خود را برای اقامه
1) . المجلسی، بحارالانوار، ج52، ص308.
معروف و رهایی از منکر بکار میبندد و با احساس مسئولیت نسبت به جامعه، با اخلاق پسندیده و روشهای جذاب، دیگران را به تدین و دینداری دعوت مینماید.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا کاردان، آزموده و خبره است و برای ایفای نقش در حکومت جهانی، با آموزش و تمرین، شایستگی خود را برای هر مأموریتی حفظ مینماید.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا مسئولیت پذیر است و برای تحقق مقدمات فرج، برای رفع موانع ظهور و برای یاری منجی در تشکیل حکومت جهانی، از هیچ تلاش و کوششی، دریغ نمیکند و از هیچ مجاهدتیِ فرو گذار نیست و برای تحقق منویّات رهبری، سر از پا نمىشناسند و آرام و قرار ندارد و از تنبلى، بىحالى، سهل انگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن بیزار است.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انسان به تمام معنا مهذب و خودساخته است و نه به عنوان منتظر صوری، بلکه به عنوان منتظر واقعی و از آن بالاتر به عنوان یار منتظر، با خودسازی و تهذیب نفس، شایستگی لازم برای شهروندی حکومت جهانی منجی و مصلح بشریت را کسب میکند.
منتظر واقعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک انسان به تمام معنا آماده است و با تمرین و تکرار، آمادگی خود را حفظ میکند و از همه مهمتر در آماده سازی دیگران برای حکومت منجی و مصلح جهانی، تلاش میکند.
نیست کس آگه که یار، کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد، ساختهی کار باش
اما در حقیقت منتظر واقعی، خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه نزدیک به دوازده قرن است که منتظر است تا این آمادگی در پیروانش بوجود بیاید.
مسیرت مشخص، امیرت مشخص *** مکن دل، دل ای دل، بزن دل به دریا
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
بگو چند جمعه گذشتی زخوابت؟
چه اندازه در ندبهها زار یاری؟
به شانه کشیدی غم سینهاش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری؟
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بیتاب و بیمار یاری؟
«وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»(1)
و ما بعد از تورات در زبور (داوود) نوشتیم همانا بندگان شایسته وارث زمین خواهند شد.
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»(2)
و ما بر آنيم كه بر مستضعفان منت نهیم و آنان را پيشوا و وارث زمین گردانيم.
عمده مباحث پیرامون منجی و مصلح جهانی حضرت صاحب عصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در باره علامات ظهور و یا کم و کیف ظهور یا شرایط هنگامهی ظهور یا چگونگی قیام منجی است اما درباره چگونگی تمدن مهدوی و حکومت جهانی که یکی از مباحث بسیار مهم و ضروری است، کمتر سخن گفته شده است که در این بخش به اختصار به آن پرداخته میشود.
دانشمندان و اندیشمندان بر این باورند که بافت نظام طبیعی جهان به گونهای است که یک حاکمیت را طلب میکند و تضاد و تخالف برای سلامت این بافت، یک تهدید خطرناک است؛
امکان اداره یک پارچه جهان با پیشرفت تکنولوژی که دنیا را به دهکدهای کوچک تبدیل کرده است؛ از دیروز راحتتر و از امروز ضروریتر است؛
آن چه ابر قدرتها را در تصاحب جهان، به وسوسه انداخته است بخاطر همین باور و بخاطر همین امکان است؛
همواره بشر در آرزوی زندگی ایدهآل، خانواده، خانه و فرزندان ایدهآل، فرزندان در حسرت پدر و مادر ایدهآل، دختران در پی شوهران ایدهآل و پسران در پی همسران ایدهآل، بوده و هستند، و این آرزو از دیر باز تا كنون ذهن بشر را به خود مشغول کرده است؛
این آرزوها، فکر و اندیشه بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان را به خود مشغول کرده است و ایشان مجموعه این آرزوها را به عنوان جامعه ایدهآل، یا آرمان شهر یا مدینه فاضله مطرح کرده و هر کدام طرحی را برای آن تدوین نمودهاند؛
آگوستین در شهر خدا، توماسمور در ناكجاآباد و فرانسیس بیكن در آتلانتیس، طرحهایی را برای مدینه فاضله ارائه دادهاند. افلاطون در رساله جمهوری، كهنترین طرح مدینه فاضله را و فارابی در كتاب آراء، اولین مدینه فاضله دینی را ارائه داده است.
مکاتب الهی در ارائه الگوی مدینه فاضله از همه مکاتب و از همه دانشمندان و اندیشمندان پیش قدم بوده و دین مبین اسلام مدینه فاضله واقعی و عملی را به عنوان عظیمترین تحول تاریخ بشر، در قالب تمدن مهدوی و حکومت جهانی به بشریت هدیه داده است. آنچه مدینه فاضله اسلام را از سایر طرحها و ایدهها متمایز و ممتاز ساخته، ویژگیهای این جامعه آرمانی است.
تار و پود ساختار هر تمدنی را افراد آن میسازند، برای رسیدن به جامعهی آرمانی لازم است، افراد آن جامعه به رشد كافی برسند، جایگاه واقعی و کمال حقیقی خود را پیدا کنند و از کرامت و بزرگواری برخوردار شوند. و از آن جائی که تمدن مهدوی و حکومت جهانی، با ساختار هستی و قوانین طبیعت هماهنگ است؛ تنها حکومتی است که میتواند عقول بشر را به رشد و به بلوغ لازم برساند و بشر را در جایگاه واقعی و کمال حقیقی خود قرار دهد و به مقام کرامت و بزرگواری انسانی رهنمون سازد.
تمدن مهدوی و حکومت جهانی، تنها حاکمیتی است که میتواند گنجینههای عقل عملی و نظری بشر را بارور کند و انسان را از نظر عقل، به بلوغ واقعی و از نظر ایمان، به کمال حقیقی برساند و ایمان و اعتقاد، و کرامت و بزرگواری را در شهروندان خود راسخ سازد.
تمدن مهدوی و حکومت جهانی، تنها حاکمیتی است که میتواند از نظر عقل نظری، بشر را به رشد و کمال برساند و از نظر عقل عملی، بشر را به کرامت و بزرگواری رهنمون سازد دو حقیقتی که برای رسیدن به جامعهی آرمانی و انسانهای آرمانی لازم است.
تمدن مهدوی و حکومت جهانی، تنها حاکمیتی است که در راستای مأموریت انبیاء الهی، میتواند اهداف عالیه خلقت را محقق سازد، اصل كتاب زندگى را به روی بشر بگشاید، بشر را از مقدمه زندگى عبور
دهد تا به کمال لایق و جایگاه واقعی خود برسد و جامعه آرمانی و مدینه فاضله شکل گیرد.
تمدن مهدوی و حکومت جهانی، سرفصل شکوفایی و اول رشد و تعالی بشر است، اول شكوفائی همه ظرفیتهای مادی و معنوی و اول پیشرفت و تمدن واقعی جهان است. در حقیقت با آمدن مصلح جهانی؛ زندگی واقعی بشر، تازه شروع میشود و با رسیدن به سرمنزل مقصود؛ در دنیا به خوشبختی و سعادت و در آخرت به فلاح و رستگاری میرسد.
آن چه که بشر برای زندگی شرافتمندانه نیاز دارد از صلح و آرامش تا امنیت و آبادانی، از آزادی و استقلال تا حریت و جوانمردی، از قسط و عدل تا احسان و نیکوکاری، از عزت و شرافت تا فرهنگ و معنویت، از صفا و صمیمیت تا سعادت دنیا و آخرت، از رشد و کمال تا کرامت و بزرگواری؛ در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، دستیافتنی میشود.
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، جهان سرشار از مواهب طبیعی میشود، بشر به امنیت و آرامش: «وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا»(1)، به آبادانی و رفاه، به عدالت اقتصادی دست مییابد، اندیشههای ناب و علوم و فنون به اوج خود میرسند، تولید علم، تولید فناوری، تولید صنعت پاک، برای خدمت به خلق، به اوج شكوفایی میرسد، 27 حرف دیگر علم از 29 حرف، برای بشر نمایان میشود، تمام همت بشر در خدمتِ پیشرفت و تمدن حقیقی قرار میگیرد، زمین و آسمان مسخر انسان میگردد: «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً»(2)، بشر به آبادانی زمین میپردازد و انسانهای شایسته به زیر آورند چرخ نیلوفری را.
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، طبیعت از خساست و ناسازگاری دست برمیدارد، ذخایر خود را نمایان میسازد، دیگر برای امرار معاش دست به سوی دیگران دراز نمیشود، رنج بیکاری کسی را آزار نمیدهد؛
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، باران رحمت سرتاسر زمین را آبیاری میکند، دیگر زمینِ خشک و بیآب و علف یافت نمیشود، مردم به سفرههای آب زیر زمینی دست درازی نمیکنند و برای چند نار(1)آب به جان هم نمیافتند؛
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، درختان مثمر، سرشار از میوههای رنگارنگ و سالم، دل باغبانان را شاد میکند و برای سود بیشتر، میوه نارس، با مواد شیمیایی، بجای میوه رسیده به بازار عرضه نمیشود؛
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، غذای سالم و مفید در دسترس قرار میگیرد، مواد شیمیائی و خطرناک از سفرههای مردم جمع میشود، دیگر اسید به عنوان آبلیمو و امثال اینها به خورد مردم داده نمیشود؛
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، با رعایت اصول بهداشتی؛ صحت و سلامتی به جامعه باز میگردد، دردهای ناعلاج و بیماریهای خاموش و خطرناک از جامعه رخت برمیبندد؛
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، محیط زیست با طراوت وصف ناشدنی جلوهگر میشود، دیگر ریزگردها و صنایع عصر قجر، فضا را آلوده نمیکند؛
1) . نار. وزنی است معادل4 مثقال، ده نار وزنی است معادل دو سیر و نیم یعنی چهل مثقال، و پنج نار معادل ده مثقال است.
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، بشر از جور قانونهای پیچیده، سازمانهای عریض و طویل، دیوان سالاریهای دست و پاگیر، مجریان پرهزینه و پر ادعا، دستگاه پیچیده قضایی، سازمانهای گسترده انتظامی، مسئولیتهای بیاساس، شغلهای کاذب، و واسطهگریهای خانمان سوز؛ خلاص میشود و در نتیجه بیچارگیها، بدبختیها، رنجها، خفت و خاریهای هُوار شده بر گرده بشر؛ رخت برمیبندد.
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، بشر از دست عوام فریبی نجات پیدا میکند، دیگر سلبریتیهای بزرگ شده توسط مردم، برای ملت شاخ و شانه نمیکشند و با ظاهر سازی مردم را فریب نمیدهند. دیگر کسی در برابر منکر کُرنش نمیکند و در برابر معروف خروش ندارد.
در پرتو تمدن مهدوی و حکومت جهانی، دیگر کسی برای ترویج حق، رودروایسی نمیکند و برای بیان حقیقت، مردد نمی شود و برای دفاع از مظلوم خجالت نمیکشد.
تمام رنجهای بشر بخاطر بیخردی و بیایمانی است، بیخردی و بیایمانی بشر را هم با خود و هم با طبیعت درگیر کرده و مشکلات طبیعی را صدچندان بر گرده او افکنده و او را به فلاکت کشانده است. امروز ضعف عقل بشر را به بدبختی و بیچارگی و ضعف ایمان بشر را به انحطاط کشانده است، در نتیجه نگذاشته است بشر به رشد کافی برسد و گویی بشر در این شرایط، هنوز دوران طفولیت خود را میگذراند.
رنجها و آسیبهای رسیده به بشر، ظلمها و ستمهای تحمیل شده بر بشر، فساد و فحشای هُوار شده بر گرده بشر، دروغ و نیرنگ های رسوخ کرده در زندگی بشر، بیعدالتیهای حاکم بر جامعه بشری و بحرانهای به وجود آمده؛ جان بشر را به لب آورده است.
اگر بشر با تمام مواهب طبیعی و خدادادی، با تمام رشد و ترقی، با تمام پیشرفت و تمدن، با تمام علم ودانش؛ هنوز با فقر و گرسنگی، با دروغ و نیرنگ، با فساد و فحشا، با قتل و غارت، با اعتیاد خانمان سوز دست و پنجه نرم می کند و وضعیتی بهتر از دوران توحش ندارد؛ بخاطر این است که نه از ناحیه خرد و نه از ناحیه ایمان به رشد کافی نرسیده است.
اگر بشر با تمام پیشرفت و تمدنی که بدست آورده؛ هنوز با بیچارگی و بدبختی دست و پنجه نرم می کند و گوئی در مقدمه زندگى مانده و درجا می زند و در حقیقت دوران طفولیت خود را میگذراند؛ به دلیل بی خردی و بی ایمانی است.
اگر امروز بشر با بحران معنویت، بحران اخلاق، بحران هويت، بحران تعقل، بحران معرفت، بحران فرهنگ، بحران روانی، بحران آرامش روبرو است؛ بخاطر بیخردی و بیایمانی است.
اگر پیشرفت های بدست آمده؛ بشر را به آرامش لازم نرسانده و هر روز بیشتر از دیروز آرامش بشر را به خطر انداخته است بخاطر بیخردی و بیایمانی است.
اگر امروز تمام ثروت دنیا در سه مقوله جنگ، عیاشی و اعتیاد مصرف می شود؛ بخاطر بیخردی و بیایمانی بشر است.
وقتی انسان در تمدن مهدوی و حکومت جهانی، به رشد و کمال رسید و در جایگاه کرامت و بزرگواری قرارگرفت:
زندگیش بر شرافت، عزت و آقائی استوار میشود از ذلت و پستی گریزان است؛
زندگیش بر راستی و صداقت استوار میشود، از دروغ و ادعاهای واهی گریزان است؛
زندگیش بر درستی استوار میشود، از نیرنگ و فریب گریزان است؛
زندگیش بر پاکی، عفت و حیا استوار میشود از ناپاکی و پلشتی گریزان است؛
زندگیش بر جدیت و تلاش استوار میشود از تنبلی، کسلی، بیحالی و بینشاطی گریزان است؛
به حق خود قانع است، رانتخواری و رشوهخواری نمیکند؛
دیگران را بر خود مقدم میدارد، با جوسازی حق کسی را پایمال نمیکند؛
به وعدهها و قرارهایش پایبند است، وعده خلافی نمیکند؛
برای مردم احترام قائل است، به آنان توهین نمیکند؛
به قانون احترام میگذارد، بدون نیاز به مجری قانون، به سمت خلاف و تخلف و جرم نمیرود؛
برای مال دیگران احترام قائل است، به مال مردم دست درازی نمیکند؛
بیتالمال را امانت میداند، در آن خیانت نمیکند؛
مسئولیت را بر اساس شایستهسالاری میداند، برای پست و مقام، کسی را تخریب نمیکند؛
بیشترین فعالیت را با کمترین ادعا همراه میکند؛
دیگران را، بهتر از خود میداند و کمتر از آن چه هست خود را نشان میدهد؛
در رفتارهای فردی و اجتماعی؛ اخلاقی عمل میکند و از خودنمایی، منتگذاری، فخرفروشی، تکبر، غرور، منیت، گریزان است؛
دیگر جنگهای خانمانسوز آرامش و امنیت جامعه را بهم نمیزند؛
دیگر تبلیغات دروغین، آمارهای غلط، اخبار دروغ، مردم را فریب نمیدهد؛
دیگر سه هدف نامشروع و خانمانسوزِ عیاشی، اعتیاد و جنگ، سرمایههای بشری را تباه نمیکند؛
دیگر بیدینی و بیبندوباری نشان تمدن نمیباشد؛
دیگر مطلا بجای طلا به مردم قالب نمیشود و نقش طلا را در جامعه بازی نمیکند؛
دیگر هیچ بیسروپایی، جامعه را ملتهب نمیکند.
«در آرزوی آن روز بکوشیم و خود را آماده کنیم»
یکی از ارزشهای والای راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی، پیوند آن با حکومت مصلحجهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است. راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی با ویژهگیهایی که دارد؛ زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود است.
آن شخصیت والا و آن رهبر قیام حماسی عاشورا، که با حرکت مقدسش اسلام را حفظ کرد؛ زیارت اربعین اش، مقدمات ظهور مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز فراهم میکند، به همین خاطر سید وسالار شهیدان در بین انوار مقدس ائمه اطهار علیهم السلام از همه برجستهتر است که فرمود: «کُلُّنا سَفنُ النِّجاة وَ لٰکِن سَفینةُ جَدِیَّ الحُسَیْن أَوسَع وَ فی لُجَجِ البِحارِ أَسْرَع»(1)همه ما اهل بیت کشتیهای نجاتیم، ولی کشتی جدم حسین وسیعتر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است.
1) - شوشتری، الخصائص الحسینیه، دارالسرور، ج1، ص14.
راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی از چند جهت با حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود پیوند ناگسستنی دارد یا به تعبیر بهتر حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود به مقدماتی نیاز دارد که همه آن مقدمات در راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد که به بعضی از آن اشاره می شود.
قیام و ظهور مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود در حلقههای متعدد نیاز به نیروی میلیونیِ مؤمن، آموزش دیده، خبره، کارکشته، آزموده و با تجربه دارد به گونهای که به تعبیر امیر بیان حضرت علی علیه السلام: «لَمْ یسْبِقْهُمُ الْاَوَّلُونَ وَ لایدْرِکُهُمُ الآخِرُونَ»(1)پیشینیان، در فضایل از آنان سبقت نیافته و آیندگان به مرتبه آنان نرسند. این سرمایههای انسانی که باید همه ویژگیهایی لازم را برای اداره جهان دارا باشند؛ در کجا باید آموزش ببینند؟ کجا باید آمادگیشان را تمرین کنند؟ این جمعیت میلیونی برای تمرین در کدام مکان، در چه زمان، در کدام رزمایش، در کدام اردوگاه باید اردو بزند؟ آیا اردوگاهی بهتر، وسیعتر و جامعتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
مرکزیت حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود غرب قاره آسیا یعنی ایران، عراق، شامات است، ملتهای این کشورها برای حکومت یک پارچه جهانی منجی عالم بشریت باید یک
1) - المقدسی الشافعی السلمی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر(علیه السلام )، ج1، ص175.
دل و یک جهت شوند و وحدت و برادری، همدلی و همراهی خود را به اوج برسانند، تفاوتهای کاذب را رها کند، برتریهای نژادی را کنار بگذارد، از دشمنیها و حرکتهای تفرقه انگیز و اختلاف افکن پرهیز نمایند و یکپارچگی خود را برای حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت آماده کنند و در برابر دشمن واقعی آماده باشند. آیا برای شروع و تمرین وحدت و همدلی؛ بهتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
ملل مسلمان از نظر فرهنگ، آداب و رسوم تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند و این در حالی است که برای حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف، ملل مسلمان، با تمامی تفاوتهای فرهنگی که دارند؛ در راه هدف مقدسشان، زودتر و بهتر از دیگر ملل، باید زبان یکدیگر را بفهمند، همدیگر را درک کنند، آداب و رسوم یکدیگر (که در بعضی از موارد ضد هم است) را تحمل کنند و بتوانند در یک حکومت واحد جهانی با همکاری، تعاون و تعامل پیوسته؛ زندگی مسالمتآمیز داشته باشند. آیا برای شروع و تمرین زندگی مسالمت آمیز؛ بهتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
همه دشمنان اسلام با همکاری مزدورانشان مانند گروههای تکفیری القاعده، داعش و آلسعود، یک چهره ناپسند از شیعه به دنیا نشان دادهاند و این در حالی است که هنگامه ظهور؛ تمامی بشریت باید با چهره ارزشمند و صلح طلب اسلام آشنا باشند، از اهداف و آرمان های حکومت جهانی مطلع باشند، مذهب تشیع را به عنوان مذهب نجات بخش بشری بشناسند، نسبت به شیعه به عنوان کارگزارن حکومت
جهانی، ذهنیت خوب داشته باشند تا ملتها؛ قیام و ظهور مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را به راحتی همراهی کنند. آیا برای آشنایی با چهره واقعی شیعه و صلح طلبی دین مبین اسلام و اهداف و آرمان های حکومت جهانی؛ بهتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
هنگامه ظهور همه جهانیان باید با رهبری قیام یعنی مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، به خوبی آشنا باشند و اصل و نسب و اجداد طاهرین و کمالات و فضایل بیبدیل آن حضرت را به خوبی بشناسند تا به راحتی قیام آن بزرگوار را همراهی کنند. آیا برای آشنایی ملل جهان با رهبری قیام و اصل و نسب آن بزرگوار؛ بهتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ حکومت یکپارچه و وحدت آفرین بین تمام ملتها است و ملتها در اوج برادری و تعاون برای یک زندگی شرافتمند؛ همکاری و تعامل پیوسته خواهند داشت. آیا برای نشان دادن یک نمونه قابل ارائه به جهان، بهتر از راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی وجود دارد؟
بر این اساس زائر اربعین سيد و سالار شهيدان، حضرت أَبا عَبدِاللهِ الحُسَين علیه السلام با نیت زمینهسازی ظهور مصلح جهانی و منجی بشریت؛ باید در راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی شرکت نمایند و با عمل به منشور اخلاقى تربیتی راهپیمایی باشکوه و حماسی اربعین حسینی و با رعایت آداب و شرایط، حدود و ثغور، به ندای هل
من ناصر حضرت أَبا عَبدِاللهِ الحُسَين علیه السلام لبیک گوید و در فراهم شدن مقدمات ظهور حکومت مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی موعود نقشآفرین باشد.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
«ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛهُدًى لِّلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»(1)این کتابی است که در آن هیچ تردیدی نیست و مایه هدایت تقواپیشگان است. آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند. در برخی از روایات «غیب» در این آیه به امام غایب تفسیر شده است(2).
«أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا»(3)هر کجا که باشید، خداوند همگی شما را به سوی خود باز می آورد. از امام صادق علیه السلام نقل شده که این آیه درباره قائم آل محمد و اصحابش نازل شده، که بدون قرار و وعده قبلی جمع خواهند شد(4).
«وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ»(5)و قطعاً شما را به چیزی از قبیلِ ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می آزماییم. در روایتی،
امام صادق علیه السلام پس از ذکر برخی از نشانههای ظهور، این آیه را خواند(1).
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(2)اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد. در روایتی از امام باقر علیه السلام، به وظایف منتظران از جمله مرابطه با امام زمان اشاره شده است(3).
«وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»(4)كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كسانى خواهند بود كه خدا آنان را گرامى داشته يعنى با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدماند. در روایتی از امام صادق علیه السلام، نبیین به پیامبر و صدیقین به امام علی علیه السلام و شهدا به حسنین علیه السلام و صالحان به ائمه اطهار و حسن اولئک رفیقاً به حضرت مهدی تفسیر شده است(5).
«قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»(1)گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. خداوند فرمود: تو از مهلت يافتگانى، تا روز و وقت معلوم. بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام، وقت معلوم در این آیه به وقت قیام قائم آل محمد تفسیر شده است(2).
«وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ»(3)و به راستى، به تو سبع المثانى یعنی سوره فاتحه و قرآن بزرگ را عطا كرديم. در روایتی از امام باقر علیه السلام سبعاً من المثانی به امامان و قرآن العظیم به امام زمان تفسیر شده است(4).
«يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا»(5)آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت سر گذاشتهاند مىداند و حال آنكه ايشان بدان دانشى ندارند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که منظور از عبارت «وَمَا خَلْفَهُمْ»، اخبار حضرت مهدی علیه السلام است(6).
«وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا»(7)و به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم، ولى آن را فراموش كرد و براى او عزمى استوار نيافتيم. بر اساس روایتی از امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه، خدا از پیامبران بر ربوبیت خود، نبوت پیامبر اسلام و امامت امامان شیعه و نیز به مهدی که به وسیله
او برای دینش یاری میگیرد، دولتش را به سبب او آشکار میسازد و از دشمنانش انتقام میگیرد، پیمان گرفت(1).
«قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ»(2)بگو: همه در انتظارند. پس در انتظار باشيد. زود باشد كه بدانيد ياران راهِ میانه كيانند و چه كسى راه يافته است. در روایتی از امام کاظم علیه السلام، راه میانه، را به حضرت مهدی علیه السلام تفسیر کرده است و هدایت را مربوط به کسی دانسته که به طاعت او راه یافته باشد(3).
«وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ»(4)و روز جزا را دروغ مىشمرديم، تا مرگ ما در رسيد. در روایتی یوم الدین به روز قائم و یقین به روز ظهور حضرت مهدی تفسیر شده است(5).
«وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً»(6)و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است. در روایتی امام موسی بن جعفر علیه السلام نعمت باطنی را به امام غایب تفسیر کرده است(7).
«وَلَئِن جَاءَ نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ»(8)و اگر از جانب پروردگارت پيروزى رسد حتماً خواهند گفت: «ما با شما بوديم. از
امام صادق علیه السلام روایت شده، منظور از نصرت پروردگار، حضرت مهدی علیه السلام است(1).
«وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»(2)و خدا مىخواست حق را با كلمات خود ثابت و كافران را ريشهكن كند. تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند، هر چند بزهكاران خوش نداشته باشند. در روایتی از امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه منظور از کسی که باطل را نابود میسازد امام زمان دانسته شده است(3).
«وَذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ»(1)و دين ثابت و پايدار همين است. بر اساس روایتی امام صادق علیه السلام منظور از «دِينُ الْقَيِّمَة» حضرت مهدی است(2).
«سَلَامٌ هِىَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ»(3)آن شب تا صبحگاهان، صلح و سلام است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام، از عبارت «مَطْلَعِ الْفَجْر» به طلوع فجر حضرت مهدی علیه السلام تعبیر شده است(4).
«وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّی»(5)سوگند به روز چون جلوهگر شود. در برخی از روایات، ذیل این آیه از روز، به ظهور امام زمان علیه السلام تفسیر شده است(6).
«وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا»(7)سوگند به روز چون زمين را روشن گرداند. امام صادق علیه السلام در روایتی، روز را در این آیه به حضرت مهدی علیه السلام تفسیر کردند(8).
«وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ»(9)سوگند به آسمان که آكنده از برج است. از پیامبر نقل شده که منظور از بروج در این آیه امامان
هستند که نخستین آنان علی علیه السلام وآخرین ایشان مهدی است(1).
«هَلْ أَتَاک حَدِیثُ الْغَاشِیةِ وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تَصْلَیٰ نَارًا حَامِیةً»(2)آیا خبر غاشیه به تو رسیده است؟ در آن روز، چهرههایی زبونند، که تلاش کرده، رنج بیهوده بردهاند، ناچار در آتشی سوزان درآیند. در روایتی از امام صادق علیه السلام این آیه به قیام حضرت قائم تفسیر شده است(3).
«فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ»(4)نه! سوگند به اختران گردان، كز ديده نهان شوند و از نو آيند. در روایتی از امام باقر علیه السلام این آیه اشاره به غیبت امام زمان و ظهورشان دارد(5).
«فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ»(6)آن روز چه روز ناگوارى است! بر كافران آسان نيست. از امام صادق علیه السلام نقل شده که این آیه اشاره به ظهور و قیام امام زمان دارد(7).
«حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا»(8)باش تا آنچه را وعده داده مىشوند ببينند، آنگاه دريابند كه ياور چه كسى ضعيفتر و كدام يك شمارهاش كمتر است. در روایتی امام کاظم علیه السلام منظور از این آیه را امام
زمان و یارانش دانسته است. یعنی کافران می بینند که امام زمان و یاورانش ضعیف و کم شماره نیستند(1).
«خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۚ ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ»(2)ديدگانشان فرو افتاده، غبار مذلّت آنان را فرو گرفته است. اين است همان روزى كه به ايشان وعده داده مىشد. امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید؛ منظور از روز موعود، روز خروج وظهور حضرت مهدی علیه السلام است(3).
«وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ»(4)و كسانى كه روز جزا را باور دارند. امام باقر علیه السلام درباره این آیه می فرماید: منظور از روز جزا، روز ظهور و خروج حضرت مهدی علیه السلام است(5).
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»(6)مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا، گر چه كافران را ناخوش افتد، نور خود را كامل خواهد گردانيد. از امام موسی کاظم علیه السلام نقل شده است که منظور از: خداوند نور خود را كامل خواهد گردانيد، ولایت حضرت مهدی است (7).
«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(1)بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مىگرداند. در روایتی از امام باقر علیه السلام، زنده کردن زمین به وسیله حضرت مهدی تفسیر شدهاست(2).
«يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ»(3)تبهکاران از سیمایشان شناخته میشوند و آنان را از موهای پیش سر، و پاهایشان میگیرند و به دوزخ میافکنند. در روایتی از امام صادق علیه السلام: هنگام قیام، خداوند شناخت چهرهها را به امام زمان عطا میکند(4).
«فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ»(5)پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين، كه واقعاً او حق است همان گونه كه خود شما سخن مىگوييد. در روایتی امام زین العابدین علیه السلام حق را به قیام امام زمان تفسیر کردهاند(6).
«وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ»(7)و روزى كه منادى از جایى نزدیک ندا مىدهد، به گوش باش. روزى که فرياد رستاخیز را به حق مىشنوند، آن روز، روز بیرون آمدن از زمین است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام، صیحه به نام امام زمان و یوم الخروج به رجعت تفسیر شدهاست(8).
«لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»(1)اگر كافر و مؤمن از هم متمايز مىشدند، قطعاً كافران را به عذاب دردناكى معذب مىداشتيم. در روایتی از امام صادق علیه السلام مراد آیه این است: به تأخیر انداختن مجازات منافقین و کفار تا ظهور افراد باایمانی که در صلب آنهاست(2).
«قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ»(3)به كسانى كه ايمان آوردهاند بگو تا از كسانى كه به روزهاى پيروزى خدا اميد ندارند درگذرند، تا خدا هر گروهى را به سبب آنچه مرتكب مىشدهاند به مجازات رساند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام، روز قیام امام زمان از ایام الله است(4).
«هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ»(5)آيا جز اين انتظار مىبرند كه رستاخيز ناگهان بر آنان در رسد؟ در حالى كه حدس نمىزنند. در روایتی امام باقر علیه السلام منظور از ساعت را ظهور و قیام حضرت مهدی دانسته است(6).
«وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ»(7)و هر كه پس از ستم ديدن خود، يارى جويد و انتقام گيرد، نكوهشى بر ايشان نيست. بر اساس روایتی که از امام باقر در تفسیر القمی
نقل شده، آیه به انتقامگرفتن، امام زمان و یارانش از بنیامیه، تکذیبکنندگان و ناصبیها تفسیر شده است(1).
«مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ»(2)كسى كه كِشت و محصول آخرت بخواهد، براى وى در كِشت و محصولش مىافزاييم و كسى كه كِشت و محصولش اين دنيا را بخواهد به او از آن مىدهيم ولى در آخرت او را نصيبى نيست. در روایتی از مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ به دولت حضرت مهدی تعبیر شده است(3).
«سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّیٰ یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ»(4)به زودی نشانههای خود را در افقهای گوناگون و در دلهای ایشان نشان خواهیم داد، تا برای ایشان روشن گردد که او خود حق است. در روایتی امام باقر علیه السلام این آیه را به خروج و ظهور حضرت مهدی علیه السلام تفسیر کرده است(5).
«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَیٰ عَلَی الْهُدَیٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ»(1)و اما ثمود، پس آنان را راهبری کردیم ولی کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به کیفر آنچه مرتکب میشدند صاعقه عذاب خفتآور آنان را فروگرفت. امام صادق علیه السلام ثمود را در این آیه به گروهی از شیعه که همانند ثمود، از روی سرکشی حقایق وحی را تکذیب کردند و صاعقه را به عقوبت شمشیر هنگام ظهور تفسیر کرده اند(2).
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»(3)و زمين به نور پروردگارش روشن گردد. از امام صادق علیه السلام نقل شده که پروردگار زمین، یعنی امام زمین که بعد از ظهورش مردم از نورش بهره میبرند(4).
«وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ»(1)و اى كاش مىديدى هنگامى را كه كافران وحشت زدهاند پس آنجا كه راهِ گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمدهاند. در بحارالانوار، روایاتی از پیامبرگرامی و امام باقر علیه السلام نقل شده که نشان میدهد از مصادیق این آیه، خروج سفیانی به هنگام قیام حضرت مهدی علیه السلام است(2).
«قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ»(3)بگو: روز پيروزى، ايمان كسانى كه كافر شدهاند سود نمىبخشد و آنان مهلت نمىيابند. از حضرت صادق علیه السلام روایت شده، روز فتح و پیروزی روزی است که دنیا بر روی حضرت مهدی علیه السلام گشوده میشود(4).
«وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»(5)و قطعاً غير از آن عذاب بزرگتر، از عذاب اين دنيا نيز به آنان مىچشانيم، اميد كه آنها به خدا بازگردند. در روایتی از امام صادق علیه السلام منظور از عذاب اکبر خروج مهدی علیه السلام با شمشیر در آخر الزمان دانسته شده است(6).
48.«وَیوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ»(7)و در آن روز است که مؤمنان از یاری خدا شاد میگردند. بر اساس روایتی از امام صادق علیه
السلام، منظور از خوشحالی مومنان در آن روز، روز قیام و ظهور حضرت مهدی علیه السلام است(1).
«إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»(2)اگر بخواهيم، معجزهاى از آسمان بر آنان فرود مىآوريم، تا در برابر آن، گردنهايشان خاضع گردد. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که این آیه درباره حضرت مهدی علیه السلام نازل شده که اسم او از سوی آسمان اعلام خواهد شد(3).
«أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ. ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ. مَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ»(4)مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم. و آنگاه آنچه كه بدان] بيم داده مىشوند بديشان برسد. آنچه از آن برخوردار مىشدند، به كارشان نمىآيد و عذاب را از آنان دفع نمىكند؟ در روایتی امام صادق علیه السلام جمله «ما كَانُوا يُوعَدُون» را به ظهور و قیام امام زمان و جمله «ما كَانُوا يُمَتَّعُون» به بنیامیه تفسیر کردهاند(5).
«الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»(6)همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند و فرجام همه كارها از آنِ خداست. در بعضی از
روایات، این آیه به حضرت مهدی علیه السلام و یارانش تفسیر شدهاست(1).
«وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۖ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ»(2)و مىگويند: چرا معجزهاى از جانب پروردگارش بر او نازل نمىشود؟ بگو: غيب فقط به خدا اختصاص دارد. پس منتظر باشيد كه من هم با شما از منتظرانم. در روایتی از امام صادق علیه السلام غیب به حضرت قائم تفسیر شدهاست(3).
«أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ»(4)آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مىانديشند، ايمن شدند از اين كه خدا آنان را در زمين فرو ببرد، يا از جايى كه حدس نمىزنند عذاب برايشان بيايد؟ در روایتی از امام صادق علیه السلام درباره تفسیر آیه، به ظهور مردی از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه سیصد و سیزده تن اشاره شدهاست(5).
1) . الیزدی الحائری، الزام الناصب، ج1، ص79.
2) . سوره یونس، آیه 20.
3) . البحرانی، المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (عجل الله تعالی فرجه و الشریف)، ص99. https://pdf.lib.eshia.ir/96162/1/99
4) . سوره نحل، آیه 45.
5) . قمی، تفسیر القمی، ج2، ص87.
6) . سوره نحل، آیه 1.
7) . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص18.
«حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ»(1)تا هنگامى كه فرستادگان ما نوميد شدند و مردم پندارند كه به آنان واقعاً دروغ گفته شده، يارىِ ما به آنان رسيد. پس كسانى را كه مىخواستيم، نجات يافتند، ولى عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد. در روایتی از علی علیه السلام، مومنان در دوره غیبت زندگی سختی دارند تا این که با نصرت الهی و ظهور امام زمان، در کارشان گشایش میافتد(2).
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ»(3)اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را نيز اطاعت كنيد. در تفسیر آیه فایده امام غایب به خورشید پشت ابر تشبیه شده است که مردم از نور خورشید سود میبرند هر چند که ابری آن را بپوشاند(4).
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»(5)هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانيده مىشويد. در روایتی از امام صادق علیه السلام، این آیه به ظهور امام زمان و بواسطه آن هدایت همگان به سوی کلمه توحید اشاره دارد(6).
«يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا ۗ قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ»(1)روزى كه پارهاى از نشانههاى پروردگارت پديد آيد، كسى كه قبلاً ايمان نياورده يا خيرى در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمىبخشد. بگو: منتظر باشيد كه ما هم منتظريم. امام صادق علیه السلام منظور از یوم در «یوم یأتی بعض آیات ربک» را روز ظهور حضرت مهدی دانسته است(2).
«وَمِن قَوْمِ مُوسَىٰ أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ»(3)و از میان قوم موسى جماعتى هستند كه به حق راهنمایى مىكنند و به حق داورى مىنمایند. در روایتی از امام صادق علیه السلام، برخی از مومنین قوم موسی علیه السلام، جزو یاران و یاوران حضرت مهدی علیه السلام خواهند بود(4).
«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ»(5)به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده، رخصت جهاد داده شده است، چرا كه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست. امام صادق علیه السلام این آیه را درباره حضرت مهدی علیه السلام میداند چون که خروج کند، برای امام حسین علیه السلام خونخواهی نماید(6).
«إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا وَأَكِيدُ كَيْدًا فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا»(7)آنان دست به نيرنگ مىزنند و من نيز دست به نيرنگ
مىزنم. پس كافران را مهلت ده و كمى آنان را به حال خود واگذار. از امام صادق علیه السلام نقل شده منظور از مهلت به کافران این است که تا زمان خروج و ظهور امام زمان، به آنان مهلت داده میشود(1).
1) . العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، ج4، ص94.
قرآن کریم
شیخ صدوق(381ق)، کمال الدین و تمام النعمه، محقق: غفاری، علی اکبر، تهران، ناشر اسلامیه، 1395ق.
الطبرسی النوری، حسین، النجم الثاقب فی احوال الامام الغایب، بتحقیق سید یاسین موسوی.
المجلسی، الشيخ محمّد باقر بن محمّد تقي ، بحار الانوار، موسسه الوفاء، 1403 ه-.ق.
شیخ حر العاملی، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات. لبنان- بیروت، الموسسه الاعلمی للمطبوعات.
الطوسی، محمد بن الحسن، کتاب الغیبة للحجة، محقق: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، قم، دارالمعارف الاسلامیه، 1411ق.
عیاشی، محمد بن مسعود(320ق)، تفسیر العیاشی، محقق: رسولى محلاتى، سيد هاشم، تهران، ناشر المطبعة العلمية، 1380ق.
النعماني، محمد بن إبراهيم(260ق)، الغيبة للنعماني، محقق: غفارى، على اكبر، تهران، نشر صدوق، 1397ق.
البحرانی، سیدهاشم، المحجة فیما نزل فی القائمالحجه (عجل الله تعالی فرجه و الشریف)، محقق: محمدمنیرالمیلانی، لبنان، موسسه النعمان،1413 ه-.
الکورانی العاملی، الشیخ علی، معجم أحادیث الإمام المهدی، قم، نشر مؤسسة المعارف الاسلامية، 1411 ه-.ق.
الشيخ الكليني(329ق)، الكافي- ط الاسلامية، المحقق: غفاري على اكبر و آخوندي، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407ق.
القندوزي، سلیمان بن ابراهیم، ينابيع المودة لذو القربى، دار الاسوة للطباعة والنشر المطبعة: اسوه.
شوشتری، شیخ جعفر(1303ق)، الخصائص الحسینیه.
المقدسی الشافعی السلمی، يوسفبن يحييبن عليبن عبدالعزيز، عقد الدرر فی اخبار المنتظر(علیه السلام)، قم، مسجد مقدس جمکران، 1382ش.
قمی، علی بن ابراهیم(قرن 3ق)، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، 1404ق.
الفیض الکاشانی، العلامه شیخ محمد محسن(1091ق)، تفسیر الصافی، لبنان- بیروت، الموسسه الاعلمی للمطبوعات، 1415ق.
الحسینی البحرانی، السید هاشم(1107 ه-)، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة البعثة، 1374ش.
ابن قولویه القمی، ابي القاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن، کامل الزیارات، مكتبة الصدوق، 1356ق.
الصفار القمی، محمد بن الحسن(290ق)، بصائر الدرجات ، تهران، منشورات الاعلمي، 1404ق.
الاسترآبادی النجفی، تأویل الآیات الظاهره في فضائل العترة الطاهرة، قم، مدرسة الامام المهدي عليه السلام، 1409ق.
الکوفی، فرات(307ق)، تفسیر فرات الکوفی، محقق: کاظم، محمد، تهران، مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، 1410ق.
مفید، محمد بن محمد(413ق)، الإختصاص، محقق: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، قم، الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، 1413ق.
العروسی الحویزی، عبد على بن جمعة(1112ق)، تفسیر نور الثقلین، محقق: رسولى محلاتى، سيد هاشم، قم، اسماعيليان، 1415ق.
الطبري الصغير، محمد بن جرير، دلائل الإمامة، الناشر : البعثة، 1413ق.
الیزدی الحائری، علی(1323ق)، الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف ، بیروت، موسسه الاعلمی ، 1422ق.
الخزاز القمی الرازی، الشیخ ابوالقاسم علی بن محمد بن علی(قرن4ق)، كفاية الأثر، في النصوص على الأئمة الإثني عشر، 1401ق.