ghaemiyeh.com
سرشناسه : صفرزاده تهرانی، حسن، 1341-
عنوان و نام پديدآور : عید سعید غدیر : بزرگترین عید اسلامی/ نویسنده حسن صفرزادهتهرانی ؛ گردآورنده اکرم ویسی ؛ تدوین و ویراستار زینب کاشفی ؛ به اهتمام موسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن.
مشخصات نشر : اصفهان: فرهنگستان اندیشه، 1402.
مشخصات ظاهری : 164ص.؛ 21/5×14/5سم.
فروست : ... مجموعه کتابهای نمیازیم.
شابک : 800000 ریال: 978-600-6620-59-6
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : این اثر با حمایت دفتر مطالعات و پژوهشهای بنیاد فرهنگی بقیهالله (عجلالله تعالی فرجهالشریف) به چاپ رسیده است.
یادداشت : کتابنامه: ص. 163 - 164؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Proof of caliphate
موضوع : غدیر خم ، خطبه
Ghadir surmon
موضوع : غدیر خم
Ghadir
عید غدیرخم
'Id al-Ghadir
غدیر خم -- احادیث
Ghadir -- Hadiths
امامت
Imamate
شناسه افزوده : ویسی، اکرم، 1366-
شناسه افزوده : موسسه قرآن و عترت صبح روشن
شناسه افزوده : بنیاد فرهنگی بقیهالله (عج). دفتر مطالعات و پژوهشهای فرهنگی اجتماعی
رده بندی کنگره : BP223/5
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 9200565
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ اَلْرَحیمْ
تقدیم به همه پویندگان راه غدیر
خاصه فرزندان و نوادگان عزیزم
غدیر و عاشورا دو بال یک پروازند و با هم پیوند ناگسستنی دارند. عاشورا، با الهام از غدیر زنده نگهداشته میشود و تعظیم شایستهی غدیر، از تکرار عاشورا جلوگیری میکند.
عاشورا، از رهگذر غدیر، عبرت آموز میشود و بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر با نگاه به عاشورا، ضرورت پیدا میکند.
عاشورا، تعظیم شایستهی غدیر را ضروری میسازد و تعظیم شایستهی غدیر به قیام حماسی عاشورا، معنا میبخشد.
عزاداری از رهنمودهای امامت الهام میگیرد و از انحراف و آسیب حفظ میشود و واقعه غدیر به کمک قیام حماسی عاشورا، در بستر تاریخ زنده میماند.
آیا غیر از این است که عزاداری، با کوتاهی و بیتوجهی نسبت واقعه غدیر، بر شیعه تحمیل شد و ما عزادار شدیم؟
آیا غیر از این است که ما غدیر را رها کردیم و عزادار شدیم و امروز فقط عزاداری میکنیم و به غدیر، کاری نداریم؟
پیش گفتار.......... 10
مقدمه.......... 11
منظور از ولایت در این روایت چیست؟.......... 13
مسلمانان و مسئله غدیر.......... 14
فصل اوّل.......... 18
واقعه غدیر خم.......... 18
بخش اوّل: داستان غدیر.......... 18
رسالت پیامبر گرامی.......... 19
فرمان توقف.......... 20
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ.......... 22
بخش دوّم: عید سعید غدیر بزرگترین عید اسلامی.......... 23
عید غدیر از چند جهت بزرگترین عید اسلامی است.......... 25
اوّل: عید سعید غدیر، روز اکمال دین است.......... 25
دوّم: عید سعید غدیر، روز اتمام نعمت است.......... 26
سوّم: روز رضایت خداوند از دین مبین اسلام است.......... 27
چهارم: عید سعید غدیر، روزی نااُمیدی کفار است.......... 27
پنجم: عید سعید غدیر روز امامت و رهبری است.......... 28
ششم: عید سعید غدیر، روز قبولی حضرت علی است.......... 30
هفتم: عید سعید غدیر روز انتصاب حضرت علی است.......... 31
هشتم: روز قبولی موحدان در آزمون بزرگ است.......... 33
بخش سوّم:.......... 35
چرا باید عید سعید غدیر را گرامی داشت؟.......... 35
اوّل: تعظیم شعائر الهی.......... 35
دوّم: یادآوری ایام الله.......... 36
سوّم: احیای امامت.......... 36
چهارم: حق شناسی.......... 37
پنجم: پاسداشت و تکریم ارزشها........... 37
ششم: دوستی اهل بیت.......... 38
هفتم: زنده نگهداشتن امامت و رهبری.......... 38
هشتم: عبرتگیری.......... 39
نهم: جلوگیری از تکرار عاشورا............. 40
دهم: جلوگیری از تحریف.......... 40
بخش چهارم:............ 42
منشور اخلاقی مراسم و جشن عید سعید غدیر.......... 42
اوّل: متدیّن و متشرّع.......... 42
دوّم: کسب شایستگی لازم.......... 43
سوّم: رعایت شأن و منزلت.......... 43
چهارم: متولیان و کارگزاران خبره و کار آزموده.......... 44
پنجم: محتوای مراسم جشن و سرور.......... 45
ششم: استفاده از منابع معتبر و مستند.......... 45
هفتم: برگزاری مراسم طبق دستور.......... 46
هشتم: اعتدال در برگزاری مراسم.......... 46
نهم: برگزاری مراسم پر شور و فراگیر.......... 47
دهم: برگزاری مراسم در مراکز مذهبی.......... 47
بخش پنجم: پیوند ناگسستنی غدیر با عاشورا........... 49
کوتاهی و بیتوجهی نسبت به غدیر.......... 49
چه چیزی شیعه را عزادار کرده است؟.......... 52
تندروی نسبت به غدیر.......... 52
تعظیم شایستهی غدیر در گرو چیست؟.......... 54
فصل دوّم: خطبه غدیر.......... 56
متن و ترجمه خطبه غدیر.......... 58
بخش اوّل: حمد و ثنای الهی.......... 58
بخش دوّم: اعلام فرمان الهی.......... 63
بخش سوّم: اعلام وصایت و امامت علی.......... 64
بخش چهارم: کارشکنی منافقان.......... 65
بخش پنجم: تأکید بر امامت علی علیه السلام.......... 67
بخش ششم: اعلام امامت ائمه اطهار السلام.......... 68
بخش هفتم: بیان فضائل علی علیه السلام.......... 69
بخش هشتم: دشمنی با علی علیه السلام.......... 72
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ.......... 74
لَنْیَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحَوْضَ.......... 74
اَلا مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ.......... 75
بخش نهم: معرفی و بیان فضائل امام علی.......... 75
اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ.......... 76
بخش دهم: پرهیز از مخالفت با امام علی.......... 79
بخش یازدهم: کارشکنیهای منافقین.......... 80
بخش دوازدهم: توصیف چهارده معصوم.......... 85
بخش سیزدهم: عاقبت دشمنان.......... 86
دوستان اهل بیت عصمت و طهارت.......... 87
عاقبت دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت.......... 88
بخش چهاردهم: توصیف خود و علی و ائمه.......... 90
بخش پانزدهم: پیرامون حضرت امام مهدی.......... 91
بخش شانزدهم: فرمان بیعت.......... 92
بخش هفدهم: بیان حلال و حرام.......... 93
بخش هجدهم: فرمان بیعت با علی و ائمه.......... 97
فصل سوّم: زیارت غدیریه.......... 104
متن و ترجمه زیارت غدیریه.......... 106
بخش اوّل: سلام و درود بر پیامبران.......... 106
بخش دوّم: سلام و درود بر امام علی.......... 106
بخش سوّم: گواهی به فضائل امام علی.......... 108
بخش سوّم: بیان فضائل امام علی علیه السلام.......... 113
بخش چهارم: واقعه غدیر.......... 119
بخش پنجم: بیان فضائل قرانی امام علی.......... 120
بخش ششم: بیان رشادتهای امام علی.......... 125
بخش هفتم: معرفی کارشکنان و منافقان.......... 128
بخش هشتم: جنگ صفین و شهادت عمار.......... 130
بخش نهم: غصب فدک.......... 132
بخش دهم: لیلة المبیت.......... 133
بخش یازدهم: حیله قرآنهای بر نیزه.......... 134
بخش دوازدهم: فوز عظیم.......... 137
اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ.......... 138
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ آلَ مُحَمَّدٍ.......... 138
منابع فهرست.......... 141
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
کتاب "عید سعید غدیر، بزرگترین عید اسلامی" در 3 فصل به موضوعاتی از قبیل: واقعه غدیر، خطبه غدیر، زیارت غدیریه، جشن عید سعید غدیر، آداب متولیان و کارگزاران مراسم عید سعید غدیر، منشور اخلاقی مراسم عید سعید غدیر و پیوند ناگسستنی غدیر با عاشورا پرداخته است.
کتاب "عید سعید غدیر، بزرگترین عید اسلامی" از مجموعه کتابهای "نمی از یم" به قلم دانشمند ارجمند حجت الاسلام و المسلمین حسن صفرزاده تهرانی تدوین و به اهتمام مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن منتشر شده است و به شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام و خاصه به عاشقان ولایت و پیروان صادق امامت تقدیم میگردد.
مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن
بر اساس آیه کریمه «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(1)امامت و ولایت یکی از ارکان اصلی دین است که اگر توسط پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به جامعه اسلامی رسانده نمیشد؛ پیامبر گرامی اسلام رسالتش را انجام نداده بود.
همان حقیقتی که حضرت امام باقر علیه السلام در روایت بُنِیَ الْإِسْلَامُ آن را از ارکان دین معرفی کرده و میفرماید: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ کمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکوا هَذِهِ یَعْنِی الْوَلَایَةَ»(2)اسلام بر پنج چیز استوار و بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و آن گونه که به ولایت خوانده شده، به چیزی خوانده نشده است. اما مردم چهار رکن آن گرفتند و رکن اصلی که ولایت است را رها کردند.
حضرت امام باقر علیه السلام در روایت دیگری تمامی فروع دین را به ولایت مرتبت دانسته و میفرماید: «لَوْ اَنَّ رَجُلاً قام لَیلَهُ و صامَ نَهارَهُ و تَصَدَّق بِجَمیعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَمیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یعْرِفْ وِلایةَ وَلِى اللّهِ فَیوالِیه و یکون جَمیعُ اَعْمالِهِ بِدِلالَتِهِ مِنْهُ اِلَیهِ، ما کانَ عَلىَ اللّهِ حَقٌّ فى ثَوابِهِ ولا کانَ من اَهْلِ الإیمانِ»(1)اگر کسی شب را نماز گزارد و روز را روزه بگیرد و تمام اموال خود را صدقه بدهد و تمام عمر خود را در حج بگذراند، ولى ولایت ولى خدا را نشناسد تا که از او پیروى کند و تمام کارهایش به راهنمایى او باشد، نه خداوند به او پاداشى خواهد داد و نه چنین فردى از اهل ایمان است.
در روایت دیگری حضرت امام باقر علیه السلام ولایت را فلسفه حج دانسته و یکی از بیتوجهیها به ولایت را در کنار کعبه به فضیل ابن یسار یادآوری میکند، آنگاه که حضرت به حاجیانی که پیرامون کعبه میگردند، مینگرد و می فرماید: «هکذا کانوا یَطُوفُونَ فِی الجاهِلِیةِ، إنَّما اُمِروا أن یَطُوفُوا بِها ، ثُمَّ یَنفِروا إلَینا فَیُعلِمونا وَلایتَهُم ومَوَدَّتَهُم، وَ يَعْرِضُوا عَلَینا نُصرَتَهُم. ثُمَّ قَرَأَ هذِهِ الآیةَ «فَاجعَل أفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوی إلَیهِم»(2)در جاهلیت بدین گونه طواف میکردند، ولی فرمان آن است که به سوی ما کوچ کنند، و پیوستگی خود را به ما ابراز نمایند و یاری خود را به ما عرضه کنند.
حضرت امام باقر علیه السلام در تفسیر آیهی دعای حضرت ابراهیم علیه السلام «فَاجعَل أفئِدَةً مِنَ النّاسِ
تَهوی إلَیهِم»؛ خدایا دلهایى از مردم را شیفته آنان بگردان، میفرماید: ینبَغی لِلنّاسِ أن یحُجُّوا هذَا البَیتَ ویُعَظِّموهُ لِتَعظیمِ اللّهِ إیاهُ، وأن یلقَونا حَیثُ کنّا، نَحنُ الأَدِلاّءُ عَلَى اللّهِ»(1)سزاوار است مردم این خانه را زیارت کنند و بزرگ بدارند، چرا که خداوند، آن را بزرگ داشته است و سزاوار است هر جا که ما هستیم، به دیدار ما آیند، ما راهنمایان مردم به سوى خداوندیم.
بر اساس آیات و روایات و نظرات اندیشمندان دین، منظور از ولایت، حکومت است. از نظر اسلام، مدیریت جامعه، رها شده نیست، به عهده ولایت و امامت است و ضامن اجرای دین و همه احکام الهی است.
حضرت امام خمینی در این زمینه میفرماید: ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای جعل حکومت است، که قابل نصب است نه به معنای مقام معنوی و الّا مقامات معنوی قابل نصب نیست... این که در روایات هست که بُنِیَ الاسلامُ عَلی خَمْس این ولایت به معنای حکومت است...حکومت که دعا خواندن نیست، حکومت که نماز نیست، حکومت روزه نیست؛ حکومت عدل است و اسباب این میشود که اینها اقامه بشود.آن امامتی که هیچ عملی بدون آن قبول نمیشود و خدای تبارک و تعالی آن را جعل کرد، حکومت است.
1) . بحار، ج68، ص86.
یا در فراز دیگری میفرماید: غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است. در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست، اقامه صلوه کند. اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند... این طور نیست که ما خیال کنیم ولایتی که در این جا میگویند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دین است، نخیر؛ این ولایت عبارت از حکومت است و حکومت مجری اینهاست، مجری فروع دین است(1).
در این زمینه رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای با اشاره به روایت بُنِیَ الْإِسْلَامُ میفرماید: در روایت هست که: «الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ کمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ»(2)جایگاه این ولایت از همهی احکام الهی، برتری دارد، چون تأمین کننده و تضمین کنندهی همهی احکام الهی است که ماجرای غدیر و آن داستان بسیار مهم بیانگر آن است.
به شهادت تاریخ همواره مسلمانان در امر ولایت و امامت بیتوجهی و کوتاهی کردهاند و ثمره این بیتوجهی و کوتاهی، مصائبی است که بر اسلام و مسلمین واقع شده است. ثمره این بیتوجهی و کوتاهی، واقعه دلخراش کربلا و شهادت یکی پس از دیگر ائمه اطهار علیهم السلام است. ثمره این بیتوجهی و کوتاهی، غیبت دوازدهمین اختر
فروزان ولایت و امامت و محرومیت از وجود مقدس آن حجت الهی و آن مصلح بشریت و حاکم جهانی است که هنوز ادامه دارد.
آیا غیر از این است که کوتاهی و بیتوجهی به امر ولایت و امامت، اسلام و مسلمانی را از رونق انداخته و مصائب جبران ناپذیری را بر جهان اسلام وارد کرده است. آیا غیر از این است که عزاداری، با کوتاهی و بیتوجهی نسبت واقعه غدیر، بر شیعه تحمیل شد و ما عزادار شدیم. آیا غیر از این است که ما غدیر را رها کردیم و عزادار شدیم و امروز فقط عزاداری میکنیم و کاری به غدیر نداریم.
اما در این میان ملت مسلمان ایران اسلامی برای جبران کوتاهیها و بیتوجهیها، گام بلند و افتخار آمیزی برداشت و با انقلاب اسلامی و تحقق نظام اسلامی در صدد جبران این کوتاهیها برآمد، گرچه هزار راه نرفته پیش پای اوست و این در حالی است که عدهای که سر در آخر کج فهمی خود دارند؛ بجای کمک برای تحقق آرزوی دیرینه اسلام و پیمودن هزار راه نرفته؛ این حرکت را سد کرده و با گفتار و رفتار نسنجیده خود، آب به آسیاب دشمنِ دین و ولایت میریزند.
امروز هستند کسانی که واجباتشان ترک نمیشود اما با ولایت کار ندارند و برای فرار از حکم ولایت، پناه به مرجعیت میبرند و به نام دین و به وسیله دین با ولایت مخالفت میکنند و ما باید ببینیم چگونه و به چه اندازه، پای دینمان با سلسله مراتب ولایت ایستادهایم؟
همه باید به احیای واقعه غدیر بازگردیم و در احیای این امر مقدس، صحیح عمل نماییم و بدانیم زنده نگه داشتن شایسته عید سعید غدیر تنها به کمپین جشن و شادی نیست، تنها به اکرام مؤمنین بر سر سفره اطعام نیست! آری اطعام روز عید سعید غدیر، شاد کردن مومنین در روزه عیدغدیر، روزه گرفتن و صدقه دادن در روز عید غدیر؛ بسیار فضیلت و ثواب دارد و در روایتهای بسیاری بر آن توصیه و تاکید شده است که غدیر را جشن بگیرید، در آن شاد و خندان باشید و دیگران را بر سر سفره طعام مهمان کنید (که باید چنین کنیم)؛ اما باید بدانیم همه اینها برای برجسته سازی عید سعید غدیر است نه هدف غایی غدیر. هدف غایی غدیر، تحقق امر ولایت در برپایی حکومت است، هدف غایی غدیر، پیروی از امامت برای تحقق اسلام ناب محمدی، آن هم در سایه حکومت اسلامی است.
محمد سعید صفرزاده تهرانی
مرداد 1401 مصادف با محرم 1444
فصل
اوّل
واقعه
غدیر خم
«إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ لَیسَ لِوَقْعَتِهَا کاذِبَةٌ»(1)
مراسم با شکوه حج به پایان رسیده بود و مسلمانانی که اعمال حج را از پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم آموخته بودند، مکه را به قصد یمن، شام، مصر، عراق و مدینه ترک گفتند، هنگامی که به حوالی جحفه رسیدند، امین وحی در نقطهای به نام غدیرخم بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام فرود آمد و فرمود: «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک»(2)ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ کن.
پیامبر گرامی اسلام از طرف خداوند تبارک و تعالی مأمور شد تا این امر مهم را به همه مسلمانان ابلاغ نماید، مأموریت مهمی که اگر انجام نشود تمام زحمات رسالت برباد رفته و پیامبر گرامی اسلام، رسالتش را انجام نداده است: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(1)اگر چنین نکنى امر رسالت او را ادا نکردهاى.
ظاهراً این مأموریت مهم، خطراتی را به دنبال دارد و خداوند تبارک و تعالی حفظ و صیانت آن بزرگوار را از همه خطرات، خود به عهده گرفته است و میفرماید: «وَاللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ»(2)و خدا تو را از گزند مردم نگاه مىدارد.
این مأموریت مهم و با ارزش چیست که اگر رها شود تمام زحمات رسالت بر باد رفته و پیامبر گرامی اسلام، رسالتش را انجام نداده است؟ و ابلاغ آن خطرات احتمالی دارد؟ و خداوند تبارک و تعالی حفظ و صیانت آن بزرگوار را خود به عهده گرفته است؟
این مأموریت مهم، تعیین وصی و جانشینی است. برای اکمال دین و تحقق عملی اسلام، باید وصی و جانشین پیامبر مشخص شود تا دین مبین اسلام بعد از پیامبر گرامی اسلام بیسرپرست نماند و احکام دین عاطل و باطل رها نشود. همان گونه که حضرت سلیمان علی نبینا و علیه السلام حضرت آصف بن برخیا را و حضرت موسی علی نبینا و علیه
السلام یوشع بن نون را و حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام شمعون را به اذن خداوند وصی و و جانشین خود قرار دادند؛ پیامبر گرامی اسلام نیز باید برای خود وصی و جانشینی قرار دهد.
آن کسی که باید بعد از پیامبر گرامی اسلام سرپرستی جامعه اسلامی را به عهده بگیرد، احکام دین را عملی سازد، تا نعمت الهی بر بشریت کامل گردد کیست؟ آن وصی و جانشینی کسی غیر از مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام نیست.
از آن جائی که عدهای به نیت تصاحب جانشینی بعد از پیامبر گرامی اسلام، اسلام آورده بودند؛ انتصاب حضرت علیه السلام به مقام والای امامت و جانشینی؛ تمام نقشههای آنان را خنثی میکرد و به یقین دست به توطئه میزدند و این برای پیامبر گرامی اسلام خطراتی را در برداشت، بر این اساس خداوند حفظ و صیانت آن بزرگوار را خود به عهده گرفت و فرمود: «وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنْ النَّاسِ»(1).
در آن هنگام پیامبر گرامی اسلام فرمان توقف صادر کرد و فرمود: «آنانکه از جلو رفتند باز گردند و آنانکه از عقب میآمدند به جمعیت بپیوندند». آنانکه از جلو رفته بودن بازگشتند و آنانکه از عقب میآمدند به جمعیت پیوستند و این همان حقیقتی است که به ما میفهماند باید
1) . سوره مائده آیه 67
بر محور رسالت و امامت حرکت کرد نه جلوتر برویم و نه عقبتر بمانیم، نه تندروی کنیم و نه کوتاهی نماییم.
هوا بسیار گرم و سوزان بود و طاقت همه را ربوده بود، عدهای قسمتی از ردای خویش را زیر پا و قسمتی را روی سر گذاشته بودند، هنگام ظهر نماز جماعت به امامت رسول گرامی اسلام اقامه شد و چون حضرت خواست سخنرانی کند از جهاز اشتران منبری ساختند و حضرت بر آن قرار گرفت.
دهها هزار مسلمان چون پروانه گرد شمع وجود آن بزرگوار حلقه زدند. پیامبر گرامی اسلام با حمد و ثنای خداوند شروع کرد و خبر از نزدیکی زمان ارتحال داد و از مردم در مورد خود گواهی گرفت و پس از اقرار همگی به رسالت آن بزرگوار و این که آن حضرت رسالت الهی را به خوبی انجام داده و از هیچ کوششی در هدایت امت دریغ نکرده است؛ فرمودند: «من دو چیز گرانبها و گرانقدر که وسیلهی رستگاری شما خواهد بود را بین شما به یادگار میگذارم "قرآن" و "اهلبیتم" از آن ها جدا نشوید».
آنگاه حضرت امیر علیه السلام را خواند، دست او را گرفت و در مقابل جمعیت بلند کرد تا همه او را دقیقا ببینند و بشناسند؛ سپس فرمود: «مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ و وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ». پیامبر گرامی اسلام پس از خطبه قراء از جهاز اشتران فرود آمد مراسم باشکوه بیعت و میثاق بر پا شد، همه با علی مصاحفه کردند و به او تبریک گفتند و با او عهد بستند که چون پیامبر گرامی اسلام از فرامین او اطاعت کنند.
مراسم معرفی حضرت امیر علیه السلام پایان پذیرفت، فرشتهی وحی و امین رسالت، بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام نازل شد و فرمود: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»(1)امروز کافران از ضربه زدن به دین شما مأیوس گشتند، پس از آنها بیمناک نشوید و تنها از من پروا داشته باشید. امروز دین شما را کامل کردم ونعمت خود را برشما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین جاودان برای شما پذیرفتم.
در این هنگام صدای تکبیر به شکرانهی این نعمت بزرگ طنین انداز شد: الله اکبر، خداوندا سپاس بیکران که دینت را کامل کردی، نعمتت را بر ما تمام نمودی و با امامت حضرت امیر علیه السلام، اسلام را به عنوان آئین جاودان پسندیدی(2).
رویداد غدیر، مظهر امامت و ولایت، و تجلی اکمال دین و اتمام نعمت است. بر این اساس عید سعید غدیر بزرگترین عید اسلامی و عید الله اکبر معرفی شده است.
پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم عید سعید غدیر را برترین عید مسلمانان دانسته و میفرماید: «یوْمُ غَدیرِ خُمٍّ اَفْضَلُ اَعْیادِ اُمَّتِى وَهُوَ الْیوْمُ الَّذى اَمَرَنِىَ اللّهُ تَعالى ذِکرَهُ فیهِ بِنَصْبِ اَخى عَلىِّ بْنِ اَبِى طالِبٍ عَلَما لِاُمَّتِى، یهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِى وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذى اَکمَلَ اللّهُ فیهِ الدّینَ وَأَتَمَّ عَلَى اُمَّتِى فیهِ النِّعْمَةَ وَرَضِىَ لَهُمُ الْاِسْلامَ دینا»(1)روز غدیر خم برترین عیدهاى امّت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار و فرمانده امّتم منصوب کنم، تا بعد از من، مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امّت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید.
1) . امالی صدوق: 125، ح 8 الغدیر، ج1،ص 284
از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام سؤال شد آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگرى دارند؟ و آن بزرگوار فرمود: «نَعَمْ لَهُمْ ما هُوَ اَعْظَمُ مِنْ هذا، یوْمٌ اُقیمَ اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ عَلَيْهِ الْسَّلام فَعَقَدَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ الْوِلایةَ فِى اَعْناقِ الرِّجالِ وَالنِّساءِ بِغَدیرِخُمٍّ»(1)آرى، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزى است که امیر المؤمنین علیه السلام از جانب خدا در غدیر خم به خلافت و سرورى مسلمین منصوب شد پس پیامبر گرامی اسلام پیمان ولایت او را بر گردن مردان و زنان در غدیر خمّ محکم ساخت.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در عظمت و بزرگی عید سعید غدیر میفرماید: «یوْمُ غَدیرِ بَینَ الْفِطْرِ وَالْاَضْحى وَ یوْمُ الْجُمُعَةِ کالْقَمَرِ بَینَ الْکواکبِ»(2)روز غدیر خم در میان عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.
عمار بن حریز میگوید: روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم. آن بزرگوار به من فرمود: «هذا یوْمٌ عَظیمٌ عَظَّمَ اللّهُ حُرْمَتَهُ عَلَى الْمُؤمِنینَ وَ أَکمَلَ لَهُمْ فیهِ الدّینَ وَ تَمَّمَ عَلَیهِمُ النِّعْمَةَ وَ جَدَّدَ لَهُمْ ما أَخَذَ عَلَیهِمْ مِنَ الْعَهْدِ وَالْمیثاقِ»(3)امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن
عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلى را تجدید کرد.
حضرت امام على علیه السلام درباره روز عید سعید غدیر میفرماید: «إنَّ هذا یوْمٌ عَظیمُ الشَّأْنِ، فیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ، وَ رُفِعَتِ الدُّرَجُ وَ وُضِحَتِ الْحُجَجُ وَ هُوَ یوْمُ الاْیضاحِ وَالْاِفْصاحِ مِنَ الْمَقامِ الصُّراحِ، وَ یوْمُ کمالِ الدّینِ وَ یوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ»(1)امروز روز بس بزرگى است، در این روز فرج واقع شده است و منزلت کسانى که شایسته هستند، رفعت پیدا کرده است و برهانهاى خدا روشن شده است و با صراحت از مقام پاک سخن گفته شده است و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان است.
یکی از جهاتی که عید سعید غدیر را به عنوان بزرگترین عید اسلامی مطرح میکند آن است که خداوند تبارک و تعالی در این روز مبارک، به برکت تعیین حضرت امام علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم، دین را کامل گردانید و میفرماید: «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ»(2)در این روز دین را برای شما کامل گردانیدم. در این روز به برکت تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر
گرامی اسلام، عملی شدن کامل مقاصد دین، با برپایی حکومت دینی، به رهبری امام ممکن گردید.
یکی دیگر از جهاتی که عید سعید غدیر، به عنوان بزرگترین عید اسلامی مطرح است آن است که خداوند تبارک و تعالی در این روز مبارک، به برکت تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر گرامی اسلام، نعمت را برای بشر به حد نهایی رسانده است و میفرماید: «وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی»؛ در این روز نعمتم را بر شما تمام کردم. در این روز به برکت تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر گرامی اسلام، نعمتهای الهی به ثمر نشست و نعمت بر جامعه اسلامی تمام شد و بهره برداری از نعمت الهی با وجود امامت، ممکن گردید. و از آن جایی که نزول مائده آسمانی در درخواست حضرت عیسی علی نبینا و عليه السلام، برای همه نسلها عید قرار گرفت(1)به طریق اولی روز تعیین امامت و رهبری؛ که به مراتب از مائده آسمانی مهمتر و والاتر است و به عنوان بزرگترین عید اسلامی است شناخته شد. در حقیقت هیچ نعمتی برتر از ولایت نیست و هیچ
1) .«قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»؛ عیسی بن مریم عرض کرد: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائدهای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانهای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی! آیه 114 سوره مائده.
روزی برتر از روز عید سعید غدیر نیست که در آن نعمت امامت تا روز قیامت به بشریت ارزانی شد.
یکی دیگر از جهاتی که عید سعید غدیر، به عنوان بزرگترین عید اسلامی شناخته میشود آن است که خداوند تبارک و تعالی در این روز مبارک، به برکت تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر گرامی اسلام، از دین مبین اسلام راضی شد و فرمود: «وَ رَضِیتُ لَکمُ الإسْلامَ دِینًا»؛ و اسلام را به عنوان آیین جاودان، برای شما پذیرفتم. بدیهی است که هرگاه قانون کامل و مجرى عادل بهم گره بخورد؛ تحقق حاکمیت دینی بر مبنای قانون عملی خواهد شد و رضایت پروردگار را به دنبال خواهد داشت و آن روز بزرگترین روز موفقیت دینداران است
دینتان کامل شد و نعمت تمام *** شد خدا راضی از این دین و امام
یکی از جهات دیگری که عید سعید غدیر، به عنوان بزرگترین عید اسلامی شناخته میشود آن است که خداوند تبارک و تعالی در این روز مبارک، به برکت تعیین حضرت علی علیه السلام به عنوان امام و جانشین پیامبر گرامی اسلام، از نقشه دشمنان جلوگیری کرد و نقشهی دشمنان را خنثی نمود و فرمود: «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ دِینِکمْ
فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ»(1)امروز، کافران از شکست و نابودی آیین شما، مأیوس شدند پس شما از آنها نترسید و از من بترسید. وقتى کفار و مشرکان با سوء قصدو جنگ و توطئههای گوناگون نتوانستند بر علیه اسلام کاری بکنند؛ تنها امید آنها مرگ پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بود با این تصور که وقتی پیامبر گرامی اسلام از دنیا برود، بهتر و راحتتر میشود دین را از بین برد، اما وقتی حضرت علی علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر تعیین گردید؛ به همه فهماند که با رفتن پیامبر گرامی اسلام، دین الهی بدون سرپرست نخواهد بود تا کسی بخواهد سوء استفاده کند و از آن جایی که در این روز، دین با تعیین حضرت امیر، سامان یافت و توطئه دشمنان نقش بر آب شد؛ این روز به عنوان بزرگترین عید اسلامی معرفی گردید.
یکی از جهات دیگری که عید سعید غدیر، به عنوان بزرگترین عید اسلامی شناخته میشود آن است که این روز روز امامت و رهبری است. بر همین اساس همه پیامبران مأمور بودند تا این روز را عید بگیرند کما این که بعضی از پیامبران (بر اساس نقلی) وصی و جانشین خود را در این روز مقدس معین کرده و به مردم معرفی مینمودند.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عید سعید غدیر را عید اللّه الاکبر معرفی کرده و آن را عید همه انبیای الهی میداند و میفرماید: «هُوَ عیدُ اللّهِ الْاَکبَرُ، وَ ما بَعَثَ
1) . سوره مائده آیه 3
اللّهُ نَبِیا اِلاّ وَ تَعَیدَ فِى هذَا الْیومِ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ وَ اِسْمُهُ فِى السَّماءِ یوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِى الْاَرْضِ یوْمُ الْمیثاقِ الْمأخُوذِ وَ الْجَمْعُ الْمَشْهُودِ»(1)روز غدیر، عید بزرگ خداست، خدا پیامبرى مبعوث نکرده، مگر این که این روز را عید قرار داد و عظمت آن را شناخته است و نام این روز در آسمان، روز عهد بسته شده و در زمین، روز پیمان گرفتن و حضور همگانى است.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در این باره میفرماید: «فَاِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم اَوْصى أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ اَنْ یتَّخِذَ ذلِک الْیوْمَ عیدا، وَ کذلِک کانَتِ الْاَنْبِیاءُ تَفْعَلُ، کانُوا یوصُونَ أَوْصِیائَهُمْ بِذلِک فَیتَّخِذُونَهُ عیداً»(2)پیامبر گرامی اسلام به امیر مؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد، همین طور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش مى کردند که آن روز را عید بگیرند، آنان هم چنین مىکردند.
نقل است که در چنین روزی حضرت سلیمان علی نبینا و عليه السلام از مردم، بر جانشینی حضرت آصف بن برخیا گواه گرفت و حضرت موسی علی نبینا و عليه السلام هارون را به عنوان وصیّ و جانشین خود به مردم معرفی کرد و حضرت عیسی علی نبینا و عليه السلام حضرت شمعون الصفا را به عنوان وصیّ و جانشین خود به مردم معرفی کرد.
همان گونه که عید سعید قربان روز قبولی حضرت ابراهیم علی نبینا و عليه السلام است؛ عید سعید غدیر روز قبولی حضرت امیر علیه السلام در امتحانهای سخت و طاقت فرسا است. حضرت امیر علیه السلام در تمامی امتحانها نه تنها قبول شد بلکه در تمام عرصهها از سن کودکی تا مقام شهادت، مدال آفرین بود.
پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم دربارهی مدالهای افتخارآمیز امام علی علیه السلام میفرماید:«لَوْ أَنَّ اَلْریاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ کتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ أَمیرِالْمؤْمِنینَ عَلِی بْنِ أَبِیطَالِبٍ عَلَیهِ الْسَّلام»(1). اگر درختان قلم و دریاها مرکب و جنیان حسابگر و آدمیان نویسنده باشند؛ نمیتوانند فضائل على بن ابى طالب را بشمارند.
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست *** که ترکنم سر انگشت و صفحه بشمارم
یکی از جنبههای قبولی حضرت امیر علیه السلام کسب فضائل همه انبیای الهی است. آن بزرگوار با شایستگیهای ذاتی که به عنایت الهی داشت توانست با جهاد خستگی ناپذیر و با مبارزه چشمگیر، در طول حیات مقدس خود، همه فضائل انبیا را کسب نماید و سرآمد آنان گردد. پیامبر گرامی اسلام در این باره میفرماید: «مَنْ أرادَ أنْ یَنْظُرَ إلى آدَمَ فی عِلْمِهِ وَ إلى نُوح فی فَهْمِهِ وَ إلى إبْراهیمَ فی حِلْمِهِ وَ إلى یَحْیَى بْنِ زَکَریَّا فی زُهْدِهِ وَ إلى مُوسَى بْنِ عِمْرانَ
1) . کشف الغمة في معرفة الأئمة، جلد1، صفحه125
فی بَطْشِهِ، فَلْیَنْظُرْ إلى عَلیِّ بْنِ أبی طالِب»(1). هر که بخواهد دانش آدم و فهم نوح و بردبارى ابراهیم و زُهد یحیى بن زکریّا و توانمندى موسى بن عمران را بنگرد، على بن ابى طالب را نظاره کند.
تا صورت پیوند جهان بود علی بود *** تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
هم آدم و شیث هم ایوب و هم ادریس *** هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس *** هم صالح پیغمبر و داود علی بود
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در این زمینه میفرماید: «مسئلة غدیر، مسئلهای نیست که بنفسه برای حضرت امیر علیه السلام یک مسئلهای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئلة غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همة جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای حضرت امیر علیه السلام ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است»(2).
همان گونه که عید سعید قربان، عید انتصاب حضرت ابراهیم علی نبینا و عليه السلام به مقام امامت است؛ عید سعید غدیر، عید انتصاب حضرت امیر علیه
السلام به امامت و ولایت است. خداوند تبارک و تعالی طی فرمانی از پیامبر گرامی اسلام میخواهد تا حضرت امیر علیه السلام را به عنوان وصی و جانشین به مردم معرفی نماید: «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک»(1)اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده است را ابلاغ کن.
حضرت امام کاظم علیه السلام درباره ولایت حضرت امام علی علیه السلام میفرماید: «وِلایةُ عَلِىٍّ علیه السلام مَکتُوبَةٌ فى صُحُفِ جَمیعِ الْاَنْبیاءِ وَلَنْ یبْعَثَ اللّهُ رَسُولاً اِلاّ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ وَوَصِیةِ عَلىٍّ عَلَیهِ الْسَّلام»(2)ولایت على علیه السلام در کتابهاى همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبرى مبعوث نشد، مگر با میثاق نبوت حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم و امامت على عَلَیهِ الْسَّلام.
در حقیقت هیچ منصبی بالاتر از منصب و مقام ولایت نیست و روز عید سعید که روز تعیین ولایت و امامت حضرت امام علی علیه السلام بالاترین روز و بالاترین عید اسلامی است و به همین دلیل در روایات اهلبیت علیهم السلام، عید سعید غدیر، از بزرگترین اعیاد به شمار آمده و برای بزرگداشت آن، اعمالی مستحبی وارد شده است و یکی از آن اعمال شکرگزاری است. در روایت آمده است به برکت انتصاب مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام، در روز عید سعید غدیر حمد و ثنای الهی گفته و در ملاقات برادران مؤمن، تمسک به ولایت حضرت امیر را شکرگزاری نمایند و این دعا را
بخوانند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوَلَایةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام»(1).
حضرت امام رضا علیه السلام در این زمینه میفرماید: «وَهُوَ یوْمُ التَهْنِئَةِ یهَنِّئُ بَعْضُکمْ بَعْضا، فَاِذا لَقِىَ الْمُؤْمِنُ أخاهُ یقُولُ: اَلْحَمْدُللّهِ الَّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایةِ أمیرِالْمُؤْمِنینِ وَالْاَئِمَّةِ علیهم السلام»(2)عید غدیر روز تبریک و تهنیت است. هر یک به دیگرى تبریک بگوید، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات کرد، چنین بگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوَلَایةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام».
سنت الهی بر این تعلق گرفته است که هر کسی ادعای ایمان کند، مورد آزمون و امتحان قرار گیرد تا صحت ادعای او و میزان اعتقاد او مشخص گردد. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم میفرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ»(3)آیا مردم گمان کردهاند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها میشوند و آنان مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
خداوند تبارک و تعالی، پیروی از پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را با پذیرش امامت حضرت امیر علیه السلام آزموده است، هر کس امامت آن بزرگوار را
همانند رسالت پیامبر گرامی اسلام بپذیرد در این امتحان و آزمون قبول شده است و الا در ایمان بر پیامبر و پیروی از آن بزرگوار، صادق نیست. بر همین اساس خداوند در روز عید سعید غدیر در قرآن کریم میفرماید: «فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ»(1)بنابر این، از دشمنان دین نترسید! و از مخالفت با من بترسید. یعنی بترسید از روزی که در ایمان و پیروی دروغگو درآیید.
1) . سوره مائده آیه 3
ضرورت بزرگداشت و زنده نگه داشتن واقعه غدیر بر اساس فلسفه، اهداف و نتایج ارزشمند آن بر کسی پوشیده نیست و در این بخش به برخی از آن اشاره میشود.
شعائر الهی به معنای نشانههای خداوند تبارک و تعالی است و شامل هر چیزی که انسان را به یاد خدا بیندازد و تقوا را در دل انسان تقویت کند؛ میشود و عید سعید غدیر یکی از مصادیق بارز و روشن شعائر الهی است چرا که هر مؤمنی را به یاد امامت و ولایت الهی میاندازد و بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، مصداق تعظیم شعائر الهی است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَمَنْ یعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»(1)و هر کس شعائر الهی را بزرگ شمارد دلش از تقوا بهره مند است.
1) . سوره حج آیه 32
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، مصداق وَذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللّهِ است. با آن که همهی ایام متعلق به خداوند است، اما بعضی از زمانها بخاطر آن کار خدایی که در آن اتفاق افتاده است؛ به خداوند نسبت داده شده و از آن به ایام الله یاد میشود و باید آن را تعظیم و یادآوری کرد. خداوند قرآن کریم به حضرت موسی دستور میدهد و میفرماید: «وَذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»(1)و ایّام اللّه را به آنان یاد آور! در این، نشانههایی برای هر صبر کنندهی شکرگزار است! یادآوری نشانهها و آیات وظیفهی کسانی است که میخواهند به دو وصف صَبَّارٍ و شَکُورٍ متصف گردند.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، مصداق احیای امامت و ولایت است: امام رضا علیه السلام میفرماید: «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا، فَقُلْتُ لَهُ: فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟ قالَ: یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»(2)خداوند، رحمت کند آن بندهای را که امر ما را زنده کند! گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردم زیباییهای گفتار ما را میدانستند، از ما پیروی میکردند. یا در روایت دیگری میفرماید: «مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً
یُحیَی فیه أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ»(1)هر که در مجلسی بنشیند که در آن یاد ما اهل بیت زنده میشود، قلبش در روزی که قلبها میمیرند، نمیمیرد. یکی از بارزترین مصادیق احیای امر ائمه اطهار علیهم السلام، موضوع امامت است که بر احیای آن بسیار تأکید شده است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، یک نوع حق شناسی نسبت به امامت و رهبری و خاصه نسبت به مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام است. حس حق شناسی یکی از مقدسترین خواستههای فطری بشر است که خداوند در نهاد همهی انسانها قرار داده است. در همهی جوامع بشری برگزاری مراسم بزرگداشت برای رویدادهای مهم و ارزشمند بسیار مرسوم است. بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، یک نوع حق شناسی نسبت امامت و رهبری و نسبت به خدمات ارزنده مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، در حقیقت پاسداشت و تکریم ارزشهایی است که توسط امامت و رهبری و خاصه توسط مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی
1) . عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج 1 ص 294 ح 48
علیه السلام خلق شده است. پاسداشت و تکریم خدمات ارزندهای است که آن بزرگوار به دین مبین اسلام و به پیامبر گرامی اسلام و به جامعه اسلامی کرده است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای دوستی و محبت و دلدادگی به مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام است. دستور است که به پاس زحمات ارزشمند پیامبر گرامی اهل بیت عصمت و طهارت را دوست بداریم. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «قُلْ لَا أَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى»(1)بگو: به پاس زحمات رسالت، پاداشى از شما نمیخواهم، مگر آن که اهل بیتم را دوست بدارید. بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، مصداق همان مودت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت است.
اساس دین مبین اسلام بر احیای اصل امامت است و امامت ضامن اجرای احکام است. و بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، زنده نگهداشتن اصل امامت است. مگر ممکن است از طرف خداوند تبارک و تعالی، دینی بیاید، اما برای زندگی شرافتمندانه بشری دستور جامع نداشته باشد؟ مگر ممکن است دینی با جامع احکام لازم و ضروری
1) . سوره شوری آیه 23
حیات بشری باشد، اما از نظام اجرایی دین سخن نرانده باشد؟ مگر ممکن است دینی با جامع احکام ضروری و نظام اجرایی باشد، اما در دایره حاکمیت، عامل اجرایی نداشته باشد؟ عامل و ضامن اجرایی دین، امام و رهبر است و بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، زنده نگه داشتن و احیای همین اصل است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای عبرتگیری است. بزرگداشت یک واقعه و رویداد در گذشته، عبرت گیری از حوادث گذشته را به دنبال دارد. قرآن کریم پس از نقل داستانهای پیامبران و اقوام گذشته در سورهی یوسف میفرماید: «لَقَدْ کانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأولِی الألْبَابِ»(1)برای صاحبان عقل و خرد، در قصهها و داستانهای گذشتگان، عبرت است. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه خطاب به فرزند گرامیشان چنین میفرماید: «وَ اسْتَدْلِلْ عَلَى مَا لَمْ یکنْ بِمَا کانَ فَإِنَّمَا الاُمُورُ اَشْبَاهٌ»(2)قضایای گذشته را چراغ راه آینده کن و از رهگذر گذشته به آینده استدلال نما، چرا که حوادث عالم شبیه یکدیگرند. وقتی در گذشته حاثهیی اتفاق افتاده باشد شبیه آن در آینده نیز ممکن است اتفاق بیفتد، اگر در گذشته دقّت کنی میتوانی برای آینده از آن عبرت بگیری. بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای عبرتگیری
است نسبت به کوتاهیهایی که در مورد واقعه غدیر اتفاق افتاده است و خسارتهای بسیار و جبران ناپذیری بر جهان اسلام وارد کرده است.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای جلوگیری از تکرار عاشورا است. غدیر و عاشورا دو بال یک پروازند و با هم پیوند ناگسستنی دارند. عاشورا، با الهام از غدیر زنده نگهداشته میشود و تعظیم شایستهی غدیر، از تکرار عاشورا جلوگیری میکند. عاشورا، از رهگذر غدیر، عبرت آموز میشود و بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر با نگاه به عاشورا، ضرورت پیدا میکند. عاشورا، تعظیم شایستهی غدیر را ضروری میسازد و تعظیم شایستهی غدیر به قیام حماسی عاشورا، معنا میبخشد. عزاداری از رهنمودهای امامت الهام میگیرد و از انحراف و آسیب حفظ میشود و واقعه غدیر به کمک قیام حماسی عاشورا، در بستر تاریخ زنده میماند.
بزرگداشت و تعظیم شایستهی غدیر، برای جلوگیری از تحریف واقعیت غدیر است، برای جلوگیری از طلبکاری کسانی است که حق امامت و رهبری را غصب کردند و مصائب بزرگی را بر جامعه اسلامی وارد کردند. اگر شیعیان، واقعه غدیر را زنده نگه نمیداشتند؛ غاصبان و منافقان
جامعه طلبکار ما میشدند و ما امروز بدهکار آنان بودیم باید غرامت همه خسارتهای وارد شده بر جهان اسلام را به آنان پرداخت میکردیم همانگونه که یهودیان نجات یافته به دست ایرانیان؛ وقتی به قدرت رسیدند؛ طلبکار شدند و 75 هزار ایرانی را به قتل رساندند و هر سال وقیحانه جشن میگیرند (جشن پوریم) و همانگونه که استعمار پیر انگلیس در جنگ جهانی اول، با قحطی نیمی از جمعیت ایران را به کشتن داد و امروز داعیهی سروری دارد و وقیحانه ایرانیان را متوحش میخواند.
تکریم و تعظیم عید سعید غدیر در گرو برگزاری شایستهی مراسم این روز شریف است و برگزاری شایستهی مراسم این روز شریف، به رعایت شایستهی آداب و شرایط و حدود و ثغور مراسم جشن عید سعید غدیر بستگی دارد که از آن به منشور اخلاقی مراسم جشن عید سعید غدیر یاد میشود.
برای رسیدن به یک مراسم شایسته و درخور شأن عید سعید غدیر، متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر، باید آداب و شرایط، حدود و ثغور و منشور اخلاقی مراسم را به دقت و به تمامه رعایت نمایند تا عید سعید غدیر جایگاه واقعی خود را در جامعه اسلامی پیدا کند و اثرگذاری لازم را داشته باشد(1).
آن چه متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به دقت و به تمامه رعایت کنند عبارت است از:
1) . این آداب و شرایط و این حدود و ثغور و این منشور اخلاقی، اختصاص به مراسم و جشن عید سعید غدیر ندارد شامل همهی اعیاد اسلامی میشود.
انجام شایستهی واجبات و اهتمام به ترک محرمات و توجه به انجام مستحبات و دوری از مکروهات، یکی از مهمترین فلسفهی غدیر و یکی از فلسفههای اصلی برگزاری هر مجلس و مراسم مذهبی است. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای متدین و متشرع باشند تا انجام واجبات و ترک محرمات و حتی رعایت مستحبات و ترک مکروهات، را به شدّت رعایت نمایند و مجالس و مراسم عید سعید غدیر را بگونهای برگزار کنند که واجبی ترک نشود و حرامی صورت نگیرد.
معنویت و عرفان، توسّل و فناء فی الله و محو در معشوق شدن؛ ماجرای غدیر را جلوهگر میسازد. ارتباط با خالق هستی تضمین کنندهی استحکام و اقتدار نیروهایی است که میخواهند حماسه بیافرینند. این ارتباط هر چه قویتر و عمیقتر باشد حماسه و جهاد در راه خدا کارسازتر و پر ثمرتر خواهد بود. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای معنوی باشند تا با راز و نیاز با حضرت حق، خاصه در دل شب، جایگاه معنوی خود را ارتقا بخشند و شایسته رساندن پیام غدیر باشند.
مطلوب در برگزاری مراسم عید سعید غدیر، رعایت شأن و منزلت مراسم جشن است آن هم با برنامهها و حرکات وزین و حساب شده، مگر ممکن است برای بزرگداشت عید سعید غدیر دست به هر کاری زد؟! بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای اخلاقی باشند تا ضمن حفظ شأن و منزلت خود، شأن و منزلت مراسم جشن عید سعید غدیر را حفظ نمایند و در برگزاری مراسم، از زمان و مکان تا شکل و صحنه و از استفاده از تمثال و آلات جشن تا محتوای مراسم و از دعوت شرکتکنندگان تا پذیرایی و حتی جای پارک خودرو و بهداشت محیط؛ به شدّت از اقدامات دون شأن، حرکات زننده، آزار دیگران، استفاده از نمادهای غیر دینی، سبکهای غربى، آهنگهاى مجالس لهو، لودگی و... پرهیز نمایند، به گونهای که مراسم جشن عید سعید غدیر از هر چه وهن شیعه و اسلام است، دور بماند.
برگزاری مراسم جشن عید سعید غدیر برای گسترش اسلام و تقویت دین و ترویج آموزههای دینی است. بر این اساس متولیان و کارگزاران باید در برنامهریزی، راهاندازی، هدایت، اداره و برگزاری مراسم و جشن؛ دوره دیده، کار آزموده، خِبره و از دانش دینی و تخصص لازم برخوردار باشند تا مراسم جشن عید سعید غدیر به اهداف عالیه و مقاصد تعیین شده برسد و از آفت، آسیب و انحراف حفظ شود.
آن چه در خور عید است، جشن و سرور و شادی است و آن چه در خور غدیر است، تعظیم و تکریم و بزرگداشت واقعهی غدیر است. تعظیم و تکریم واقعهی غدیر به آشنایی با معارف و دانش دینی و به بیان فلسفه و تاریخ غدیر، تاریخ تحلیلی غدیر، داستانها و اشعار غدیر، شب شعر غدیر، اتفاقات اثرگذار، انجام اعمال بیستگانهی شب و روز عید سعید غدیر، مسابقات محتوائی و تبیین وظیفهی شیعه نسبت به غدیر؛ با شیوههای نوین، متنوع، جذاب، شیرین، جوان پسند و شایستهی مجلس عید و جشن و سرور بستگی دارد. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید محتوای مراسم را به گونهای با چاشنی جشن و سرور تأمین کنند که در پایان ضمن افزایش نشاط و شادابی؛ بر دانش دینی و بر ایمان و اعتقاد شرکتکنندگان افزوده شود.
تعظیم و تکریم واقعهی غدیر به محتوای مراسم بستگی دارد و محتوایی که در بردارندهی تعظیم و تکریم واقعهی غدیر باشد، باید برگرفته از منابع معتبر و مستند باشد تا تعبد شرکتکنندگان نسبت به دین و التزام آنان نسبت به وظایف دینی و تبعیت پذیری آنان نسبت به رهبران دینی بیشتر شود و از خرافه و بدعت و از آفت و آسیب، حفظ گردد. منبع شناسی، نخستین شرط سخنران،
ذاکر، مداح، مجری و کارگزار مراسم است. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای منطقی باشند تا با استفاده از منابع معتبر؛ به گونهای مراسم جشن عید سعید غدیر را با سند و دلیل، محتوا بخشی کنند که تدین و تعبد شرکتکنندگان را افزایش داده و شعائر دین از خرافه و بدعت و از آفت و آسیب، حفظ گردد.
تعظیم و تکریم واقعهی غدیر یک عمل عبادی و توقیفی است و باید طبق دستور رسیده از رهبران دینی صورت گیرد تا سبب تقویت دین و امامت گردد. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای متعبد باشند تا با تعبد و تبعیت پذیری عالی، مراسم جشن عید سعید غدیر را طبق دستور برگزار کنند و از حرکات و اعمالی که سندیتی ندارد دوری نمایند و مراسم را از هر گونه خرافه و بدعت دور نگه دارند.
در برگزاری مراسم جشن عید سعید غدیر باید به ظرفیت حاضرین توجه شود. پسندیدهترین برنامههای
فرهنگی، برنامههایی است که در آن تعادل و اعتدال رعایت شده باشد. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای متعادل باشند تا در برنامههای مراسم، از سخنرانی تا جشن و از خرجدادن، تا پخش صدا، زمان و در مکان و... اعتدال را رعایت نمایند.
مراسم جشن عید سعید غدیر همانند مراسم تاسوعا و عاشورا، باید پرشور و فراگیر و با شکوه و با عظمت برگزار گردد تا اثر گذار باشد. همان گونه که در تاسوعا و عاشورا مراسم با شکوه و با عظمت برگزار میگردد، دستهجات عزاداری راه میافتد، نماز ظهر با شکوه برگزار میشود، سفره انداخته میشود و اطعام داده میشود؛ مراسم جشن عید سعید غدیر هم باید پرشور و فراگیر برگزار گردد. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید به تمام معنا، انسانهای حماسی باشند و مراسم جشن عید سعید غدیر را با شکوه و با عظمت و با محتوا برگزار نمایند و با نماز ظهر و اطعام فراگیر و سفرهی گسترده، به عظمت و شکوه آن بیفزایند. و چه پسندیده است که بخشی از خرجهای روز عاشورا که نذر ندارد به روز عید غدیر منتقل شود.
برگزاری مراسم مذهبی در بیرون از مراکز مذهبی، قداست و معنویتش را از دست میدهد و این خلاف عرفی
است که به دلیل قابل کنترل نبودن حرکات و سکنات و عدم التزام متولیان در اکثر موارد؛ به خلاف شرع منجر میشود. برپائی خیمه برای مراسم و جشن عید سعید غدیر، در شهری که به اندازهی کافی حسینیه و مسجد دارد؛ جفا به مراکز دینی و مذهبی است. بر این اساس متولیان و کارگزاران مراسم جشن عید سعید غدیر باید با مراکز مذهبی پیوند ناگسستنی داشته باشند و مراسم جشن عید سعید غدیر را حتی المقدور در مراکز مذهبی برگزار کند.
بیاییم برای تعظیم شعائر دین، مراسم عید سعید غدیر را مستند، محتوایی، پرشور، فراگیر، همگانی، شایسته، با پذیرایی وزین و با آداب و شرایط برگزار کنیم.
غدیر و عاشورا دو بال یک پروازند و با هم پیوند ناگسستنی دارند. عاشورا، با الهام از غدیر زنده نگهداشته میشود و تعظیم شایستهی غدیر، از تکرار عاشورا جلوگیری میکند. عاشورا، از رهگذر غدیر، عبرت آموز میشود و تعظیم شایستهی غدیر با نگاه به عاشورا، ضرورت پیدا میکند.
عاشورا، تعظیم شایستهی غدیر را ضروری میسازد و تعظیم شایستهی غدیر به قیام حماسی عاشورا، معنا میبخشد. عزاداری از رهنمودهای امامت الهام میگیرد و از انحراف و آسیب حفظ میشود و واقعه غدیر به کمک قیام حماسی عاشورا، در بستر تاریخ زنده میماند.
اگر مراسم مذهبی و تعظیم شعائر دینی، شایسته برگزار میشد و اگر شعائر دین زنده نگه داشته میشد و اگر ما در واقعهی عید سعید غدیر، عید سعید مبعث، عید سعید فطر، عید سعید قربان، عید جمعه و ایام موالید اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، درست و شایسته عمل میکردیم؛ کار به مصیبت بعد از مصیبت و شهادت بعد از شهادت نمیکشید و شیعه عزادار نمیشد.
عزاداری، با کوتاهی و بیتوجهی نسبت شعائر دین و خاصه واقعه غدیر، بر شیعه تحمیل شد و ما عزادار شدیم. عزاداری، با افراط و تفریط نسبت شعائر دین و دخالتهای بیجا در امور دینی بر شیعه تحمیل شد و ما عزادار شدیم.
آیا غیر از این است که کوتاهی و بیتوجهی نسبت به رویداد مقدس غدیر، عاشورا به وجود آورد وامام را به مسلخ برد و فاجعهی کربلا را رقم زد و ما عزادار شدیم؟ و ما امروز عزاداری میکنیم و کاری با غدیر نداریم؟
آیا غیر از این است که امروز همان کوتاهی و انحراف گریبان گیر ما شده است؛ به شکلی که ما برای فاجعهی دلخراش کربلا و شهادت جانگداز سید و سالار شهیدان عزاداری میکنیم (که به حق باید عزادار باشیم) اما نسبت به غدیر بیتوجهیم و از علت عزادار شدن و مصیبت دیدن غافل شدیم. متأسفانه امروز ما گرفتار همان بلیهای شدیم که ما را عزادار کرد.
آیا غیر از این است که ما غدیر را رها کردیم عزادار شدیم و امروز فقط عزاداری میکنیم و کاری به غدیر نداریم. در حالی که ضمن عزاداری باید با عوامل عزاداری مبارزه کنیم و کوتاهی و بیتوجهی خود نسبت به غدیر را جبران نماییم.
آیا غیر از این است که غیبت با کوتاهی و بیتوجهی نسبت شعائر دین، پیش آمد و ما از وجود نازنین امام زمان محروم گشتیم؟ و امروز بیتوجه به عوامل غیبت، در انتظار نشستهایم و اگر این کوتاهی و بیتوجهی نسبت به
غدیر ادامه یابد، هم تکرار عاشورا را و هم ادامهی غیبت و محرومیت از وجود نازنین امام زمان را به دنبال خواهد داشت.
متأسفانه ما در برگزاری مراسم مذهبی، کاری به حرف و منطق ائمه اطهار نداریم، کاری به اسلام و آموزههای دین نداریم، کاری به خدا و ارتباط با خدا و راز و نیاز با خالق هستی، مناجات، شب زنده داری، نماز شب و انس با قرآن کریم نداریم و یک تشیّع قلابی درست کردیم، یک اهلبیت قلابی درست کردیم، یک اسلام بیروح و بیمحتوا درست کردیم، اسلام و تشیع را به بعضی از حرکات نسنجیده و بیاساس خلاصه کردیم.
آیا غیر از این است که حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام مانند حضرت عیسی تحریف شده است؟ آیا غیر از این است که بعضی حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را گرفتند و خدای آن بزرگوار را رها کردهاند؟ غیر از این است که بعضی عزاداری را گرفتند و قرآن کریمی که پیامبر گرامی اسلام فرمود از اهل بیت عصمت و طهارت جدا نمیشود؛ را رها کردهاند؟
متأسفانه مراسم مذهبی که هدفش ترویج دین و حفظ کیان اسلام است؛ امروز با رفتارهای بیاساس و بیسند، از اهداف خود دور افتاده و جای هدف را گرفت است. متأسفانه مراسم مذهبی و تعظیم شعائر دینی، در بعضی از موارد، نه تنها به صورت شایسته برگزار نمیشود بلکه تندرویها از یک سو و کوتاهیها از سوی دیگر، مصائب بسیاری را بر دین وارد کرده و همان انحرافی که
امام را به مسلخ برد و ما را عزادار کرد، امروز همان انحراف گریبان اکثر مراسم مذهبی ما را گرفته است.
اگر درِ خانه آتش گرفت، پهلو شکست، فرزند سقط شد و اگر خلافت غصب گردید و قطب دایرهی امکان خانه نشین شد و اگر جنگ جمل، صفین و نهروان براه افتاد و اگر مولی الموحدین به شهادت رسید و شیعه عزادار شد؛ همه به خاطر همین کوتاهیها و بیتوجهیها بوده است.
اگر صلح دلخراش بر خورشید درخشان امامت و ولایت تحمیل شد و سبط اکبر و پارهی تن پیامبر با زهر کین به شهادت رسید و اگر صحنهی دلخراش کربلا به وجود آمد و عاشورا قلب بشریت را جریحهدار کرد و اگر امام و یارانش چاک چاک شدند و بر پیکر آنان سم ستوران راندند و سرهای قدسیان همه بر نیزهها برفت و اگر خاندان عصمت و طهارت چون اجانب در کوچه و بازار کوفه و شام به اسارت رفتند و شیعه عزادار شد؛ همه به خاطر همین کوتاهیها و بیتوجهیها بوده است.
تندروی دربارهی غدیر هم همانند کوتاهی و بیتوجهی نسبت غدیر، مصیبتبار است و در حقیقت هر دو، لبهی یک تیغاند، چه سنی وهابی و چه شیعهی
انگلیسی، هر دو با یک تیشه بر ریشهی غدیر که همان اسلام ناب محمدی است میزنند.
کسانی که به بهانهی دفاع از غدیر و به حمایت اهل بیت عصمت و طهارت، دانسته یا ندانسته یا مغرضانه، با سخنان بیاساس و حرکتهای نسنجیده، به دیگر مذاهب فحش و ناسزا میگویند، احساسات دیگر فِرَق اسلامی را تحریک میکنند و به اختلافات شیعه و سنی دامن میزنند؛ در حقیقت تندروهایی هستند که نقشههای نظام سلطه، بر علیه جهان اسلام را عملی میسازند.
کسانی که به بهانهی دفاع از غدیر و به حمایت اهل بیت عصمت و طهارت، دانسته یا ندانسته یا مغرضانه، شعارهای اختلاف افکنانه سر میدهند، یا در مراسم بیاساس عیدالزهرا، همه چیز را مباح میدانند یا لعن و نفرین بر اولی و دومی را برای خرسندی فاطمهی زهرا سلام الله علیها علنی رواج میدهند؛ در حقیقت تندروهایی هستند که سبب پیدایش داعش و تکفیریها شدند و بزرگترین مشکل جهان اسلام، یعنی آتش خانمان سوز جنگ را بر مسلمانان تحمیل کردهاند.
آیا کسی که سر در آخُر کج فهمی خویش کرده و متحجرانه اختلاف افکنی میکند و سبب پیدایش فرق داعش و تکفیری شده است؛ عزادار است؟! یا مدافع غدیر؟! آیا آن کسی که به دفاع از سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، خود را چاک چاک میکند اما از دشمنان واقعی دین مانند اسرائیل اعلان انزجار نمیکند و در مقابل، دشمن را در عملی کردن نقشههایش کمک مینماید؛ عزادار است؟ یا مدافع غدیر است؟! مدافع
و عزادار واقعی کسی است که مقتدرانه در مرز اسرائیل ایستاده و فریاد مرگ بر کفر و نفاق را با سردادن در عمل ثابت کرده است.
تعظیم و بزرگداشت شایستهی غدیر، زنده نگه داشتن نهضت حسینی و دفاع جانانه از حریم اهل بیت عصمت و طهارت؛ در گرو فهم صحیح از شرایط زمان و مکان و توجه به مصالح عمومی جهان اسلام و دفاع از حق و حقیقت و کیان اسلام و دوری از آن چه وهن اسلام و مسلمین است و در گرو مبارزهی چشمگیر با ظلم و فساد است "وَ لُو بَلَغَ مَا بَلَغَ".
فصل
دوّم
خطبه
غدیر
پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدیر در غدیر خم از جانب پروردگار عالم مأموریت یافت تا مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام را به عنوان وصی و جانشین خود معرفی نماید.
پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در اجرای این مأموریت خطیر در روز غدیر و در غدیر خم در جمع مسلمانان خطبهای را بیان فرمودند که به خطبه غدیر معروف شده است.
این خطبه در اکثر منابع روایی شیعه و سنی به اسناد معتبر نقل شده است و به هیچ وجه قابل خدشه نیست.
خطبه غدیر را میتوان در هیجده بخش ملاحظه کرد:
بخش اوّل: حمد و ثنای الهی
بخش دوّم: اعلام فرمان الهی
بخش سوّم: اعلام وصایت و امامت علی علیه السلام
بخش چهارم: کارشکنی منافقان
بخش پنجم: تأکید بر وصایت و امامت علی علیه السلام
بخش ششم: اعلام ولایت و امامت ائمه اطهار
بخش هفتم: بیان فضائل و لزوم پیروی از علی علیه السلام
بخش هشتم: نتیجه دشمنی با علی علیه السلام
بخش نهم: معرفی علی علیه السلام و بیان فضائل
بخش دهم: پرهیز از مخالفت با علی علیه السلام
بخش یازدهم: اشاره مجدد به کارشکنیهای منافقین
بخش دوازدهم: توصیف چهارده معصوم علیهم السلام
بخش سیزدهم: سرانجام دوستان و عاقبت دشمنان
بخش چهاردهم: توصیف خود و علی و ائمه اطهار
بخش پانزدهم: پیرامون حضرت مهدی عجل الله تعالی
بخش شانزدهم: فرمان بیعت
بخش هفدهم: بیان حلال و حرام، واجبات و محرمات
بخش هجدهم: فرمان بیعت رسمی با علی و ائمه اطهار
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اَلْحَمْدُللَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَدَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی أَرْکانِهِ وَأَحاطَ بِکُلِّ شَیْیءٍ عِلْماً وَهُوَ فی مَکانِهِ وَقَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَبُرْهانِهِ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه، و در وحدانیت خود به همه مخلوقات نزدیک، و در سلطنت خود پر جلال، و در ارکان آفرینش خود عظیم، و در حالی که در جای خود است در علم خود به همه چیز احاطه دارد و همهی مخلوقات در سیطره قدرت و برهان او هستند.
حَمیداً لَمْیَزَلْ، مَحْمُوداً لایَزالُ وَمَجیداً لایَزُولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَکُلُّ أَمْرٍ إلَیْهِ یَعُودُ، بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوَّاتِ وَجَبَّارُ الْأَرَضینَ وَالسَّمواتِ. قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ؛ سپاسی که پایانی ندارد و ستودنی که پایانی نخواهد داشت و مجد و عظمتی که پایان یافتنی نیست. آغاز و انجام هستی از او است و بازگشت تمامی امور به سوی اوست. به وجود آورندهی بالاها و پهن کنندهی گستردهها و یگانه حکمران زمینها و آسمانها. پاک و منزه است پروردگار فرشتگان و روح القدس.
مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ، یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ، کَریمٌ حَلیمٌ ذُو أَناهٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْیءٍ رَحْمَتُهُ وَمَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ؛ افزونی
بخش همهی مخلوقات، لطف کننده بر هر همه موجودات، بیننده همه دیدهها، در حالی که دیدهها که هرگز او را نبینند.کریم، بردبار، شکیبا و رحمتش جهان شمول است و باعطایش منّت گذار و در انتقام صبور و در کیفر سزاواران عذاب، شکیباست.
قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی کُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ؛ بر نهانها آگاه، و بر درونها دانا، و پنهانها بر او مخفی نماند و مخفیها بر او مشتبه نشود، برای اوست احاطه بر هر چیزی و چیرگی بر همه چیز و قوت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی، و او را همانندی نیست.
وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ، دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، «لاإِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ»(1)اوست به وجود آورندهی وجود، هنگامی که چیزی نبود، جاودان و زنده، قائم به قسط و عدل، «نیست خدایی جز او که ارجمند و حکیم است».
جَلَّ عَنْ أَنْ «تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ»(2)لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَ مِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزّ وَ جَلّ عَلی نَفْسِهِ؛ بالاتر از آن است که «چشمها او را درک کنند ولی او چشمها را درک میکند، و او لطیف و آگاه
است».کسی با دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد، مگر خداوند عزّ و جلّ راهنمایی کند.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ؛ گواهی میدهم برای او که اوست خدایی که قدس و پاکی او روزگاران را پر کرده و نورش ابدیت را فرا گرفته، خدایی که دستورش را بدون مشورت اجرا میکند و تقدیرش را بدون شریک امضا میکند و تدبیرش را بدون کمک معاونی، سامان میبخشد.
صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ؛ هستی را بدون الگویی و نمونه، به تصویر کشیده و مخلوقات را بدون یاری و کمک آفریده و آفریدگان را بدون زحمت و چاره جویی، هستی بخشیده است، جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.
فَهُوَ الله الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُو المُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَکْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ؛ پس اوست خداوندی که معبودی به جز او نیست، صُنعش استوار و ساختمان آفرینشش زیبا، دادگری که ستم روا نمیدارد و کریمی که کارهابه او باز میگردد.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ؛ و گواهی میدهم که او خداوندی است که آفریدگان
در برابر بزرگیش فروتن و در برابر عزّتش رام و در برابر تواناییش تسلیم و در برابر هیبت و بزرگیش فروتنند.
مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، «کُلٌّ یَجْری لِأَجَلٍ مُسَمّی»(1)یُکَوِّرُ الَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً؛ پادشاه هستیها و چرخاننده سپهر و افلاک و رام کننده و مسخّر کننده آفتاب و ماه «که همه در زمان تعیین شده در حرکت هستند» اوست که شب را بر روز و روز را بر شب پوشاند به گونهای که هر دو شتابان در پی یکدیگرند.
قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ، «أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ»(2)اوست در هم شکنندی هر ستمگر سرکش و نابود کنندی هر شیطان سرکش رانده شده. برای او ضدّی، و همراه او معارضی نیست، «او یکتا و بی نیاز است، زائیده نشده و نمیزاید و برای او هیچ همتایی وجود ندارد».
إِلهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ، یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، وَیُدْنی وَ یُقْصی وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی؛خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است، هرگاه بخواهد؛ انجام میدهد و هرگاه اراده کند عملی میسازد و میداند پس به شماره میآورد و بمیراند و زنده کند و نیازمند سازد و بی نیاز گرداند و بخنداند و بگریاند و نزدیک کند و دور سازد و منع کند و عطا نماید.
«لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»(1)«یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ»(2)لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفّارُ؛ «پادشاهی از آنِ او است و حمد و سپاس برای اوست، تمام نیکیها به دست توانی اوست و او بر هر چیزی توانا است». «شب را در روز و روز را در شب فرو برد». خدایی جز او نیست؛ او گران مایه و آمرزنده است.
مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ الَّذی لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ؛ اجابت کنندی دعا و افزایندی عطا، شمارندی نفَسها و پروردگار پری و انسان. خداوندی که هیچ چیزی بر او مشکل نباشد و فریاد دادخواهان او را آزار ندهد و اصرارِ اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد.
اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ عَلی کُلِّ حالٍ؛ نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است.آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ؛ او را ستایش فراوان میگویم و در شادی و رنج و در آسایش و سختی او
را جاودانه میستایم و به او و فرشتگان و کتابهایش و پیامبرانش ایمان دارم.
أَسْمَعُ لِأَمْرِهِ وَأُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ ما یَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ، رَغْبَهً فی طاعَتِهِ وَخَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لِأَنَّهُ اللَّهُ الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَوْرُهُ؛ فرمان او را به گوش جان میشنوم و فرمانش را گردن مینهم و به سوی خشنودی او میشتابم و به حکم او تسلیمم؛ در حالی که به فرمانبری او مشتاق و از کیفر او ترسانم؛ زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نیست و کسی از بی عدالتیش ترسان نیست.
وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ؛ و اکنون به عبودیت خویش اقرار و به پروردگاری او گواهی میدهم؛ و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام میدهم، مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دور ساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستیش با من خالص باشد.
لا إِلهَ إِلاَّهُوَ لِأنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ؛ معبودی جز او نیست چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (دربارهی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام
ندادهام؛ و خداوند تبارک و تعالی حفظ از شر مردم را برای من ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.
فَأَوْحی إِلَی «بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ»(1)
مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ؛ پس خداوند به من چنین وحی کرده است «به نام خداوند بخشنده مهربان، ای فرستادی ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو فرود آمده به مردم ابلاغ کن، و گرنه رسالت خداوندی را به انجام نرساندهای و خداوند تبارک و تعالی تو را از آسیب مردمان حفظ خواهد کرد». ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکردهام و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان میکنم.
إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی (وَ هُو السَّلامُ) أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی عَلی أُمَّتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ الله وَ رَسُولِهِ؛ همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی پروردگار سلام، (که تنها او سلام است) فرمانی آورد که در این اجتماع به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که
1) . سوره مائده آیه 67
علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت است و امام پس از من است. نسبت او به من به سان هارون نسبت به موسی است، جز این که پیامبری پس از من نخواهد بود او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسول است.
وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَی بِذلِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَهُمْ راکِعُونَ»(1)
وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُالله عزّ و جلّ فی کُلِّ حالٍ؛ و پروردگارم آیهای بر من نازل فرموده که «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» و هر آینه علی بن ابی طالب همان کسی است که نماز را به پا داشته و در حال رکوع زکات داده و پیوسته خداوند عزّ و جلّ را خواستار است.
وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِی لِی السَّلامَ عَنْ تَبْلیغِ ذلِکَ إِلیْکُمْ، لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ «یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ»(2)وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ؛ و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه دهد و مرا از این مأموریت معاف نماید.
زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگانِ اسلام را میدانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان، چیزی را گویند که در دل هایشان نیست» و آن را اندک و آسان میشمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.
وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی کَذلک لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیَّایَ وَ إِقْبالی عَلَیْهِ وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی حَتّی أَنْزَلَ الله عزّ و جلّ فی ذلِکَ «وَمِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُخَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ وَ رَحْمَهٌ لِّلَّذِینَ آمَنُواْ مِنکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»(1)و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا اذیت کردهاند تا آنجا که به خاطر همراهی بسیار علی با من و توجه من به او و تمایل و پذیرش او از من؛ مرا اُذُن خواندند و تا آنجا که خداوند در این خصوص آیهای فرستاد و فرمود: «و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را میآزارند و میگویند: او سخن شنو و زود باور است. بگو: آری سخن شنو است لیکن این به خیر شماست، او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق میکند و راستگو میانگارد و براى آنان که همواره پیامبر خدا را آزار مىدهند، عذابى دردناک است».
وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّی الْقائلینَ بِذلِکَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلکِنِّی وَالله فی أُمورِهمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ، وَ کُلُّ ذلک لایَرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَی فی حَقِّ عَلِی؛ و اگر میخواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشاره
1) . سوره توبه آیه 61
کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم میتوانستم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کردهام، با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی فرو فرستاده به گوش شما برسانم.
راوی میگوید: ثُمَّ تلا صلى الله عليه و آله و سلم«یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ (فی حَقِّ عَلِی) وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ»(1)سپس پیامبر چنین خواند: «ای پیامبر! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده در حقّ علی، ابلاغ کن؛ وگرنه رسالت او را انجام ندادهای؛ و البته خداوند تو را از آسیب مردمان حفظ خواهد کرد.
فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذلِکَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ؛ ای مردم! این مطلب را دربارهی او بفهمید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده است، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی میکنند و بر صحرا نشینان و شهروندان و بر عجم و
1) . سوره مائده آیه 67
عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.
ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ؛ فرمانش لازم، گفتارش جایز، امرش نافذ، ناسازگارش ملعون، پیرو و تصدیق کنندهاش در رحمت الهی و هر کس گوش به فرمانش دهد و او را پیروی کند، آمرزیده است.
مَعاشِرَ النّاسِ! إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لِاَمْرِ الله رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عزّ و جلّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الْمُخاطِبَ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ؛ ای مردم! آخرین بار است که در چنین اجتماع به پا میایستم، پس بشنوید و فرمان حق را گردن نهید؛ چرا که خداوند عزّ و جلّ صاحب اختیار و معبود شماست و پس از خداوند، فرستاده و پیامبر او ولی شما است، که اکنون در برابر شما قرار دارد و با شما سخن میگوید و پس از من، علی، به فرمان پروردگار، ولی و صاحب اختیار و امام شماست و پس از آن فرزندان من از نسل علی، ولی و صاحب اختیار و امام شما خواهند بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.
لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله عَلَیْکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عزّ و جلّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ کِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ؛ حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان بر شما حرام کرده باشند. خداوند عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی قرار دادم.
مَعاشِرَ النّاسِ، علی فَضِّلُوهُ، مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِی، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ الَّذی ذَکَرَهُ الله فی سُورَةِ یس «وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ»(1)ای مردم! علی را بر دیگران برتری دهید چرا که هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من قرار داده است و من آن را به پیشوای پرهیزکاران، علی آموختهام. اوست امام مبین که خداوند در سورهی یس ذکر کرده است: «و هر چیزی را در امام مبین جمع کردیم».
مَعاشِرَ النّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ وَلاتَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ؛ ای مردم! از علی رو برنتابید و از امامتش نگریزید و از ولایتش رو
1) . سوره یس آیه 12
برنگردانید، اوست که به حق هدایت میکند و به آن عمل مینماید، باطل را نابود میکند و از آن باز میدارد، و در راه خدا هرگز سرزنش ملامت کنندهای او را از حقّ باز ندارد.
أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ، لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ، وَالَّذی فَدی رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذی کانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُ الله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ؛ او نخستین مؤمن به خدا و رسول خداست، کسی در ایمان، بر او سبقت نجسته است، و اوست که جان خود را فدای رسول خدا نموده و اوست که همواره همراه رسول خدا بوده و کسی جز او با پیامبر، خدا را عبادت نکرده است.
أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی، أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی، فَفَعَلَ فادِیاً لی بِنَفْسِهِ؛ اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است، از سوی خداوند به او فرمان دادم تا در شب هجرت در بستر من بآرمد و او پذیرفت که جان خود را فدای من کند.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله؛ ای مردم! او را برتر بدانید که خدا او را فضیلت داده است، و پیشوایی او را بپذیرید که خداوند او را منصوب نموده است.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذلک بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُکْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ؛ ای مردم! او از سوی خداوند امام است و هر کس منکر ولایت او شود خداوند هرگز توبهاش را نپذیرد و او را نبخشد. این روش قطعی خداوند است که مخالف علی را
به عذابی دردناک گرفتار سازد که رهایی از آن تا ابد ممکن نباشد.
فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ فَتَصْلُوا ناراً «وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ»؛(1)پس از مخالفت با او پرهیز کنید و گرنه گرفتار آتشی شوید که «هیزم آن مردم و سنگهاست و برای حقّ ستیزان آماده شده است».
مَعاشِرَالنّاسِ، بی وَالله بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ؛ ای مردم! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به آمدن من بشارت دادهاند و من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همهی مخلوقین از اهل آسمانها و زمین هستم.
فَمَنْ شَکَّ فی ذلک فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاکُّ فینا فِی النّارِ؛ هر کس در این حقیقت شک کند؛ به کفر جاهلی درآمده و شک در سخنان امروزم به سان شک در تمامی محتوای رسالت من است، و هر کس در یکی از امامان شک کند؛ به سان شک در تمامی آنان است؛ و هر آینه جایگاه ناباوران درباره ما، آتش دوزخ خواهد بود.
مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عزّ و جلّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَی وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَی وَلا إِلهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ؛ ای مردم! خداوند عزّ و جلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری
1) . سوره بقره آیه 24
را به من ارزانی داشته و البته خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایشها در همه روزگاران و در هر حال و مقام، ویژهی اوست.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ؛ ای مردم! علی را برتر دانید؛ که او پس از من برترین مردمان از مرد و زن است؛ تا هنگام که خداوند رزق و روزی را نازل میکند و خلق باقی هستند.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ؛ دورباد دورباد از رحمت الهی، مورد خشم و غضب الهی باد کسی که این گفتار مرا نپذیرد و با آن موافق نباشد.
أَلا إِنَّ جَبْرَئیلَ خَبَّرَنی عَنِ اللَّهِ تَعالی بِذلِکَ وَیَقُولُ: مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَغَضَبی؛ بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و میگوید: هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد.
«وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ»(1)أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها «إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ»(2)«و هر کس باید بنگرد برای فردای رستاخیز
خود چه پیش فرستاده است و از خدا بترسید» و از ناسازگاری با علی بپرهیزید، مباد که گامهایتان پس از استواری بلغزد که «خداوند بر کردارتان آگاه است».
مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ الْعَزیزِ فَقالَ تَعالی مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللَّهِ»(1)ای مردم! او جنب اللَّه و هم جوار خدا است که در کتاب عزیزش ذکر کرده است و دربارهی کسی که با او مخالفت کند فرموده است: «مبادا کسی در روز رستخیز بگوید: افسوس که درباری همجوار و همسایهی خدا کوتاهی کردم».
مَعاشِرَ النَّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَافْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ فَوَاللَّهِ لَنْیُبَیِّنَ لَکُمْ زَواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلَیَّ وَشائِلٌ بِعَضُدِهِ وَرافِعُهُ بِیَدَیَّ؛ ای مردم، در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابههاتش پرهیز ننمایید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمیکند و تفسیرش را برایتان روشن نمیکند مگر این شخصی که من دست او را میگیرم و او را بسوی خود بالا میبرم و بازوی او را میگیرم و با دو دستم او را بلند میکنم.
1) . سوره زمر آیه 56
وَمُعْلِمُکُمْ أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، وَهُوَ عَلِیٌّ بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی، وَمُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَیَّ؛ و به شما اعلام میکنم که هر کس من صاحب اختیار اویم؛ این علی صاحب اختیار او است، و او علی بن ابیطالب برادر و جانشین من است که ولایتِ او از جانب خداوندِ عزوجل بر من نازل شده است.
مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَمُوافِقٌ لَهُ، لَنْیَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحَوْضَ؛ ای مردم! علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل و گران سنگ کوچکند و قرآن ثقل اکبر است پس هر یک از این دو از دیگری خبر میدهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.
أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ اللَّهِ فی خَلْقِهِ وَحُکَّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلا وَقَدْ أَدَّیْتُ، أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلا وَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلا وَقَدْ أَوْضَحْتُ؛ بدانید که آنان أُمنای و امانتداران خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند. هشدار که من وظیفهی خود را ادا کردم، هشدار که من آن چه بر عهدهام بود ابلاغ کردم، هشدار که من حقیقت را به گوشتان رساندم و هشدار که من حقیقت را روشن کردم.
ألا وَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قالَ وَأَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، أَلا إِنَّهُ لا «أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لِأَحَدٍ غَیْرُهُ؛ هشدار که آن چه بیان کردم؛ خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل میگویم، هشدار که امیر مؤمنینی جز این برادرم، کس دیگری نیست، هشدار که امیر مؤمنین بودن بعد از من برای احدی جز او روا نیست.
ایهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟ای مردم! چه کسی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است؟
مسلمانان جواب دادند: خدا و رسولش
فَقالَ: اَلا مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛ آگاه باشید! هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست. خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن هر کس او را یاری کند و خوار کن هر کس او را خوار کند.
مَعاشِرَ النَّاسِ، هذا عَلِیٌّ أَخی وَوَصِیّی وَواعی عِلْمی وَخَلیفَتی فی أُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ کِتابِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ وَالدَّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَالْمُحارِبُ لِأَعْدائِهِ
وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ؛ ای مردم! این علی است، برادر من و وصی من و دربردارنده علم من و جانشین من در امتم، بر آنان که به من ایمان آوردهاند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن، و عمل کننده به آن چه موجب خشنودی اوست و ستیز کننده با دشمنانش او و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او.
إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُ الْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله؛ همانا اوست جانشین رسول خدا و امیر مؤمنان و پیشوای هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست که به فرمان خداوند با پیمان شکنان و روی گردانان و خارج شدگان از دین پیکار نماید.
یَقُولُ الله «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ»(1)بِأَمْرِکَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَالْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ؛ خداوند میفرماید: «فرمان در پیشگاه من تغییر نمیپذیرد». پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین میگویم: خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند، و لعنت نما هر
1) . سوره ق آیه 29
کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید.
اللهمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّکَ عِنْدَتَبْیینِ ذلِکَ وَنَصْبِکَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» «اِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام»(1)«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ»(2)اَلَّلهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ؛ پروردگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز این آیه را دربارهی او نازل کردی: «امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین جاودان پذیرفتم». «همانا دین پسندیده نزد خدا آیین اسلام است»«و هر کس جز اسلام آیینی دیگری را برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران خواهد بود». خداوندا، تو را گواه میگیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّما أَکْمَلَ الله عزّ و جلّ دینَکُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عزّ و جلّ فَ«أُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»(3)وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، «لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ»(4)ای مردم! خداوند عزّ و جلّ دین را با امامت علی تکمیل فرمود. پس
آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او تا برپایی رستاخیز و عرضهی بر خدا؛ پیروی نکنند، پس «اعمالشان در دو جهان از بین خواهد رفت» و در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، «به گونهی که نه از عذابشان کاسته شود و نه به ایشان مهلت داده شود».
مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُکُمْ لی وَأَحَقُّکُمْ بی وَأَقْرَبُکُمْ إِلَی وَأَعَزُّکُمْ عَلَی، وَالله عزّ و جلّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ؛ ای مردم! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیکترین و عزیزترین شما نسبت به من است و خداوند عزّ و جلّ و من از او راضی هستیم.
وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً فی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ وَلا خاطَبَ الله الَّذینَ آمَنُوا إِلاّ بَدَأ بِهِ وَلا نَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ وَلا شَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ فی «هَلْ أَتی عَلَی الْاِنْسانِ»(1)إِلاّ لَهُ وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلا مَدَحَ بِها غَیْرَهُ؛ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده، مگر دربارهی و هیچگاه خداوند مؤمنین را مورد خطاب قرار نداده، مگر آنکه ابتدا او را مخاطب قرار داده است و آیهی ستایشی در قرآن نازل نگشته، مگر آن که در اصل دربارهی اوست و خداوند در سورهی «هل أتی علی الإنسان» شهادت به بهشت نداد، مگر برای او و این سوره را در حق غیر او نازل نکرده و در آن، جز او را نستوده است.
مَعاشِرَ النّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ الله وَالْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی نَبِیُّکُمْ خَیْرُ نَبی وَ وَصِیُّکُمْ خَیْرُ وَصِی وَبَنُوهُ خَیْرُ الْأَوْصِیاءِ؛ ای مردم! او یاور دین خدا و دفاع کنندهی از رسول اوست. او پرهیزکار،
1) . سوره انسان آیه 1
پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیایند.
مَعاشِرَ النّاسِ، ذُرِّیَّةُ کُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ أَمیرِالْمؤْمِنینَ عَلِی؛ ای مردم، فرزندان هر پیامبری از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیر مؤمنین علی هستند.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُکُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُکُمْ فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عزّ و جلّ، وَکَیْفَ بِکُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْکُمْ أَعْداءُالله؛ ای مردم! به راستی که شیطانِ اغواگر، آدم را با رشک و حسد از بهشت راند، مبادا شما به علی رشک ورزید که کردههایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهد شد. آدم به خاطر یک اشتباه به زمین هبوط کرد و حال آن که برگزیدهی خدای عزّ و جلّ بود پس چگونه خواهید بود که شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.
أَلا وَ إِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِی، وَ لایُوالی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِی، وَ لایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ؛ آگاه باشید! که با علی نمیستیزد مگر آدم شقی و بیسعادت؛ و سرپرستی او را نمیپذیرد مگر انسان پرهیزگار؛ و به او نمیگرود مگر مؤمن مخلص.
وَفی عَلِیٍّ- وَاللَّهِ- نَزَلَتْ سُورَهُ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ»(1)إِلاَّ عَلِیٌّ الَّذی آمَنَ وَرَضِیَ بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ؛ به خدا سوگند سورهی والعصر دربارهی علی نازل شده است: «بنام خداوند بخشنده مهربان، قسم به عصر، انسان در زیان است» مگر علی که ایمان آورده و به درستی و شکیبایی آراسته است.
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ الله وَبَلَّغْتُکُمْ رِسالَتی «وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبینُ»(2)مَعاشِرَ النّاسِ «إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(3)ای مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم «و بر فرستاده، وظیفهی جز بیان و ابلاغ روشن نباشد». ای مردم! «از خدا بترسید، آن گونه که باید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید».
مَعاشِرَ النَّاسِ، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذی»(4)أُنْزِلَ مَعَهُ «مِنْ قَبْلِ أَنْنَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ»(5)ای مردم! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید» «پیش از آن که
چهرهها را تباه کنیم یا آنها را از رحمت خود دور سازیم چونان که اصحاب روز شنبه را لعنت کردیم».
بالله ما عَنی بِهذِهِ الْآیَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ؛ به خدا سوگند که مقصود خداوند از این آیه گروهی از اصحاب هستند که آنان را با نام و نَسَب میشناسم لیکن به پرده پوشی کارشان مأمورم. پس هر کس مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی دارد، در عمل و در واقع مییابد.
مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عزّ و جلّ مَسْلوکٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِکُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لِأَنَّ الله عزّ و جلّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَالْمعُانِدینَ وَالْمُخالِفینَ وَالْخائِنینَ وَالْآثِمینَ وَالّظَالِمینَ وَالْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ؛ ای مردم! نور از سوی خداوند عزّ و جلّ در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی که حق خدا و ما را میستاند، نهادینه شده است، چرا که خداوند عزّ و جلّ ما را بر کوتاهی کنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان، گنهکاران، ستمکاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت قرار داده است.
مَعاشِرَ النَّاسِ، أُنْذِرُکُمْ أَنّی رَسُولُاللَّهِ قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِیَ الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْ قُتِلْتُ «انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ؟ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللَّهُ
الشَّاکِرینَ»(1)الصَّابِرینَ أَلاوَإِنَّ عَلِیّاً هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ؛ ای مردم! هشدارتان میدهم: همانا من رسول خدایم، پیش از من نیز رسولانی آمده و سپری گشتهاند. «آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم، به جاهلیت عقب گرد میکنید؟ آن که به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهد داد». بدانید که علی و پس از او فرزندان من از نسل او، توصیف شده به کمال شکیبایی و سپاسگزاریاند.
مَعاشِرَ النّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَی بِإِسْلامِکُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَی الله فَیُحْبِطَ عَمَلَکُمْ وَیَسْخَطَ عَلَیْکُمْ وَ یَبْتَلِیَکُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَنُحاسٍ، «إِنَّ رَبَّکُمْ لَبِا الْمِرْصادِ»(2)ای مردم! با اسلامتان بر من منت نگذارید؛ که اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد کرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعلهی از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. «همانا پروردگار شما در کمین گاه است».
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّهُ سَیَکُونُ مِنْ بَعْدی «أَئمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ لایُنْصَرونَ»(3). مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ؛ ای مردم! به زودی پس از من «پیشوایانی خواهند آمد که شما را به سوی آتش میخوانند و در روز رستاخیز تنها و بدون یاور خواهند ماند». ای مردم! خداوند و من از آنان بیزاریم.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْیاعَهُمْ «فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ»(1)«فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ»(2)
أَلا إِنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ فی صَحیفَتِهِ؟! ای مردم! آنان و یاران و پیروانشان و متعلقاتشان «در بدترین درجهی جهنم قرار دارند» «و چه بد است جای متکبران». بدانید آنان اصحاب صحیفهاند. پس هر کس در صحیفهی خود نظر کند.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِحُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ؛ ای مردم! اینک من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت تا روز قیامت در دودمان خود به ودیعه نهادم و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام دادم تا بر شاهد و غایب و زاده شده یا نشده و بر تمامی مردمان برهان و حجت باشد پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.
وَسَیَجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدی مُلْکاً وَ اغْتِصاباً؛ أَلا لَعَنَ الله الْغاصِبینَ الْمُغْتَصبینَ وَعِنْدَها «سَنفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَا الثَّقَلانِ»(3)مَنْ یَفْرَغُ وَ «یُرْسِلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ»؛(4)آگاه باشید! به زودی پس از من، امامت را با پادشاهی جا به جا کنند و آن را غصب نمایند. آگاه باشید!
خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند، «بزودی به حساب شما خواهیم پرداخت ای دو گروه انس و جنّ!» و اگر به کفر و طغیان گرایید «بر شما شرارههای آتش و مس گداخته فروریخته شود و هیچ نصرت و نجاتی نیابید».
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله عزّ و جلّ لَمْ یَکُنْ لِیَذَرَکُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمیزَالْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ ما کانَ الله لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ؛ ای مردم! هر آینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد کرد تا ناپاک را از پاک جدا کند؛ و خداوند نمیخواهد شما را بر غیب آگاه سازد.
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّهُ ما مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِکُها بِتَکْذیبِها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُمَلِّکُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِی وَالله مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ؛ ای مردم! هیچ سرزمینی نیست مگر این که خداوند به خاطر تکذیب حقیقت، اهل آن را پیش از روز رستاخیز نابود خواهد فرمود و تحت حکومت حضرت مهدی خواهد آورد، و خداوند وعدهی خود را عملی خواهد کرد.
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَکُمْ أَکْثَرُالْأَوَّلینَ، وَالله لَقَدْ أَهْلَکَ الْأَوَّلینَ، وَهُوَ مُهْلِکُ الْآخِرینَ قالَ اللَّهُ تَعالی: «أَلَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلینَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرینَ، کَذلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمینَ، وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ»(1)ای مردم! پیش از شما، شمار فزونی از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود کرد؛ و همو نابودکنندهی آیندگان است.خدای تعالی میفرماید: «آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟و به دنبال آنان آیندگان را گرفتار نساختیم؟ آری ما با مجرمان این چنین خواهیم کرد، وای بر تکذیب کنندگان!»
1) . سوره مرسلات آیات 16 تا 18
مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنی وَنَهانی، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِیّاً وَنَهَیْتُهُ بِأَمْرِهِ فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهْیِ لَدَیْهِ، فَاسْمَعُوا لِأَمْرِهِ تَسْلِمُوا وَأَطیعُوهُ تَهْتَدُوا وَانْتَهُوا لِنَهْیِهِ تُرْشِدُوا، وَصیرُوا إِلی مُرادِهِ وَلاتَتَفَرَّقُ بِکُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبیلِهِ؛ ای مردم! همانا خداوند مرا امر و نهی فرموده و من هم به امر الهی، علی را امر و نهی نمودهام و علم امر و نهی نزد اوست، پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید تا سلامت بمانید، و پیرویش نمایید تا هدایت شوید و از آنچه بازتان میدارد خودداری کنید تا راه یابید و به سوی هدف او حرکت کنید و راههای تفرقه را انتخاب نکنید که از راه حق گمراه خواهید شد.
مَعاشِرَ النَّاسِ، أَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدی، ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهُ الْهُدی یَهْدُونَ إِلَی الْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ؛ ای مردم! من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به پیروی آن امر فرموده؛ و پس از من علی، و پس از علی، فرزندانم از نسل او، پیشوایان هدایتند و به حق هدایت میکنند و به راه حق دعوت میکنند.
سپس پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ
المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ»(1)به نام خداوند بخشنده مهربان. ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است. بخشنده و مهربان است. خداوندى که صاحب روز جزا است. پروردگارا تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مىجوییم. ما را به راه راست هدایت فرما! راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه راه گمراهان!
فِیَّ نَزَلَتْ وَفیهِمْ وَاللَّهِ نَزَلَتْ، وَلَهُمْ عَمَّتْ وَإِیَّاهُمْ خَصَّتْ أُولئِکَ «أَوْلِیاءُ اللَّهِ الَّذینَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ»(2)«أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»(3)به خدا سوگند این سوره دربارهی من نازل شده و به خدا قسم در شأن علی و امامان از نسل او نازل شده است. این سوره به طور عموم شامل آنهاست و به طور خاص دربارهی آنان است. «ایشان اولیاء خدایند و ترس و اندوهی برایشان نیست» «آگاه باشید که تنها لشکر و حزب خدا پیروز خواهد بود».
أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُالْغاوُونَ إِخْوانُ الشَّیاطینِ «یُوحی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً»(4)آگاه باشید! دشمنان آنان بیخردان گمراه، و برادران شیاطین
هستند که «بعضی از آنها سخنان باطل و آراسته به دروغ خود را برای فریب به بعضی دیگر میرسانند».
أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ ذَکَرَهُمُ الله فی کِتابِهِ، فَقالَ عزّ و جلّ: فَقالَ عَزَّ وَجَلَّ: «لاتَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبائَهُمْ أَوْ أَبْنائَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ، أُولئِکَ کَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الْایمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(1)آگاه باشید! که خداوند از دوستان و یاران امامان را در کتاب خود چنین یاد کرده است: «هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها حزب اللّه اند؛ آگاه باشید! حزب اللّه همیشه پیروز و رستگارند».
أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فَقالَ: «الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبَسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِکَ لَهُمُ
1) . سوره مجادله آیه 22
الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»(1)آگاه باشید! یاران ایشان کسانیاند که خداوند عزوجل آنان را توصیف کرده و فرموده است: «آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، تنها برای آنها ایمنی است؛ و تنها آنها هدایت یافتگانند».
أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَرْتابوا أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنینَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِکَةُ بِالتَّسْلیمِ یَقُولونَ: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدینَ»(2)أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمْ، لَهُمُ «الْجَنَّةُ یُرْزَقونَ فیها بِغَیْرِ حِسابٍ»(3)آگاه باشید! یاران ایشان کسانیاند که ایمان آوردهاند و به شک نیفتادند.آگاه باشید!یاران امامان آنانند که با آرامش و سلامتی به بهشت وارد شوند و فرشتگان به سلامتی آنان را بپذیرند و به آنان بگویند: «درود بر شما، خوشا به حال شما چه خوش عیش ابدی نصیب شما گردید پس داخل شوید و در آن جاودانه بمانید».آگاه باشید! پاداش دوستداران و یاران آنان «بهشت است و در آن بیحساب روزی داده خواهد شد».
أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَصْلَونَ سَعیراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَسْمَعونَ لِجَهَنَّمَ شَهیقاً وَ هِی تَفورُ وَ یَرَوْنَ لَها زَفیراً؛ آگاه باشید! دشمنان آنان کسانی هستند که به شعلههای
آتش درآیند. آگاه باشید! دشمنان آنان کسانی هستند که صدای وحشتناک آتش که فوران دارد را میشنوند و شعلههای آتش که زبانه میکشد را میبینند.
أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ فیهِمْ: «کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَکُوا فیها جَمیعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ»(1)آگاه باشید! که دشمنان ایشان کسانیاند که خداوند دربارهی آنان فرموده است: «هر گروهی که داخل جهنم میشود همتای خود را لعنت میکنند آن گاه همگی با ذلت در آن قرار گیرند در این هنگام گروه پیرو درباره پیشوایان خود گویند خداوندا اینها بودند که ما را گمراه کردند پس کیفر آنان را دو چندان کن و خداوند بفرماید: عذاب همه دو چندان است ولی شما نمیدانید».
أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «کُلَّما أُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْیَاْتِکُمْ نَذیرٌ قالُوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبْنا وَقُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَئٍ، إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی ضَلالٍ کَبیرٍ وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعیرِ»(2)أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ «الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کَبیرٌ»(3)مَعاشِرَ النَاسِ، شَتّانَ مابَیْنَ السَّعیرِ وَالْأَجْرِ الْکَبیرِ مَعاشِرَ النَّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللَّهُ وَلَعَنَهُ، وَ وَلِیُّنا کُلُّ مَنْ
مَدَحَهُ اللَّهُ وَأَحَبَّهُ؛ آگاه باشید! که دشمنان ایشان کسانیاند که خداوند عزّ و جلّ در معرفی آنان میفرماید: «هر زمان که گروهی در دوزخ افکنده شوند، نگهبانان از آنها بپرسند: مگر بیم دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟ گویند: آری، بیم دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید و گویند: اگر ما در دنیا سخن انبیا را شنیده بودیم یا به دستور عقل رفتار کرده بودیم؛ امروز از دوزخیان نبودیم پس به گناه خود اعتراف کنند پس دور باد دوزخیان از رحمت الهی».
مَعاشِرَ النَّاسِ، أَلا وَ إِنّی أَنَا النَّذیرُ وَ عَلِیٌّ الْبَشیرُ، مَعاشِرَ النَّاسِ، أَلا وَ اِنّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هادٍ، مَعاشِرَ النَّاسِ، أَلا وَ إِنّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیّی، مَعاشِرَ النَّاسِ، أَلا وَ إِنّی رَسُولٌ وَعَلِیٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِیُّ مِنْ بَعْدی، وَالْأَئِمَّهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، أَلا وَ إِنّی والِدُهُمْ وَهُمْ یَخْرُجُونَ مِنْ صُلْبِهِ؛ ای مردم، بدانید که من نذیر و ترسانندهام و علی بشارت دهنده است. ای مردم، بدانید که من بیم دهنده و علی هدایت کننده است. ای مردم، بدانید که من پیامبرم و علی جانشین من است. ای مردم! بدانید که همانا من فرستاده و علی امام و وصی پس از من است؛ و امامان پس از او فرزندان اویند و آگاه باشید! من پدر آنانم و ایشان از نسل علی خواهند بود.
أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی، أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ، أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها، أَلا إِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ وَهادیها، أَلا إِنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاِوْلِیاءِ الله؛ آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. آگاه باشید! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود، آگاه باشید! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران، آگاه باشید! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده آنها، آگاه باشید! که اوست چیره شونده بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمای آنان، آگاه باشید! که او خون خواه تمام اولیای خداست.
أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله، أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ، أَلا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُ الله وَ مُخْتارُه، أَلا إِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالْمحیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ، أَلا إِنَّهُ الْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عزّ و جلّ وَ الْمُشَیِّدُ لاِمْرِ آیاتِهِ؛ آگاه باشید! او یاری کننده دین خدا است، آگاه باشید! که اوست استفادهکننده از دریایی عمیق. اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش نیکی کند. آگاه باشید! که او نیکو و برگزیده خداوند است، آگاه باشید! که او وارث دانشها و حاکم بر ادراکهاست، آگاه باشید! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن میگوید و آیات و نشانههای او را بر پا کند.
أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ، أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ، أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ، أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَ لا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ، أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ، أَلاوَإِنَّهُ وَلِی الله فی أَرْضِهِ،
وَحَکَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ؛ آگاه باشید! همانا اوست بالنده و استوار، بیدار باشید! همانا اوست که امور جهانیان به او واگذار شده است، آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کردهاند، آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود. درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست، هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت، آگاه باشید که او ولیّ خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَکُمْ وَأَفْهَمْتُکُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُکُمْ بَعْدی. أَلا وَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوکُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عزّ و جلّ؛ ای مردم! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده و تفهیم نمودم و این علی است که پس از من شما را آگاه می کند. اینک شما را میخوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدای عزّ و جلّ برای امامت او پیمان میگیرم.
«إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما
عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً»(1)«کسانی که با تو بیعت میکنند در حقیّقت تنها با خدا بیعت مینمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر کس پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد».
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ أَنْ یطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکرٌ عَلِیمٌ»(2)ای مردم! حج و عمره از شعائر دین خداست، و «همانا سعی صفا و مروه از شعائر خداست، پس هر کس حجّ یا عمره به جای آورد باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه نیز به جای آرد، و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد خداوند به او پاداش دهد که خدا وند قدردان و به همه امور عالم است».
مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّ بَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا؛ ای مردم! در خانهی خدا حج گزارید؛ که هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و کسی از آن روی برنگردانید مگر بیبهره و نیازمند گردید.
مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذلک، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ؛ ای مردم! مؤمنی در موقف عرفات، مشعر، منا نمانَد مگر این که خدا گناهان گذشتهی او را بیامرزد و بایسته است که پس از پایان اعمال حج با پروندهی پاک کار خود را از سر گیرد.
مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ أَجْرَالْمحْسِنینَ؛ ای مردم! حاجیان یاری شدهاند و هزینهی سفرشان جبران میشود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد کرد.
مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِکَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِ إِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ؛ ای مردم! خانهی خدا را با دین کامل و دانش ژرف دیدار کنید و از زیارتگاهها جز با توبه و جدا شدن از گناهان برنگردید.
مَعاشِرَالنّاسِ، أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ کَما أَمَرَکُمُ الله عزّ و جلّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْکُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِی وَلِیُّکُمْ وَمُبَیِّنٌ لَکُمْ، الَّذی نَصَبَهُ الله عزّ و جلّ لَکُمْ بَعْدی أَمینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرونَکُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَکُمْ ما لاتَعْلَمُونَ؛ ای مردم! نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید همان سان که خداوند عزّ و جلّ امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهی کردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین کنندهی بر شماست. خداوند عزّ و جلّ او را پس از
من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسشهای شما را پاسخ دهند و آن چه را نمیدانید به شما میآموزند.
أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَکْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِیَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَی عَنِ الْحَرامِ فی مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عزّ و جلّ فی عَلِی أمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدی إِلی یَوْمٍ یَلْقَی الله الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی؛ هان! حلال و حرام بیش از آن است که من شمارش کنم و بشناسانم و در این جا یک باره به حلال فرمان دهم و از حرام بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم که دست در دست من نهید و آن چه از سوی خداوند آوردهام دربارهی علی امیر مؤمنین و اوصیای پس از او که آنان از من و اویند، قبول نمایید. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند.
مَعاشِرَالنّاسِ، وَ کُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ وَکُلُّ حَرامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذلِکَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْکُرُوا ذلِکَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْا بِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَیِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّی اُجَدِّدُ الْقَوْلَ أَلا فَأَقیمُوا «الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ»(1)ای مردم! به هر حلالی شما را راهنمایی کردم و از هر حرامی شما را بازداشتم و هرگز از آن برنمیگردم و آن را تغییر نمیدهم. آگاه باشید! آن ها
1) . سوره حج آیه 41
را یادآوری کنید و نگه دارید و یکدیگر را به آن توصیه نمایید و آنان را جابجا نکنید و دگرگون نسازید. هشدار که دوباره می گویم: «نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و امر به معروف کنید و از منکر بازدارید».
أَلا وَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عزّ و جلّ وَمِنِّی. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْی عَنْ مُنْکَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ؛ و بدانید که ریشهی امر به معروف این است که به گفتهی من دربارهی امامت برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه کنید و آنان را از ناسازگاری با سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و فرمان من است و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق و کمال نمی یابد.
مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُکُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُکُمْ إِنَّهُمْ مِنِّی وَمِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ الله فی کِتابِهِ: «وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ»(1)وَقُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما؛ ای مردم! قرآن، امامان پس از علی را به شما معرفی میکند که آنان فرزندان اویند و من به شما شناساندم که آنان از او و از من هستند. چرا که خداوند در کتاب خود میفرماید: «و این خداپرستی را در همه ذرّیّهی او تا قیامت باقی گردانید» و من نیز گفتم که: مادام که به قرآن و امامان تمسک کنید، گمراه نخواهید شد.
1) . سوره زخرف آیه 28
مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوی، التَّقْوی، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ کَما قالَ الله عزّ و جلّ: «إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ»(1)اُذْکُرُوا الْمَماتَ وَالْمَعادَ وَالْحِسابَ وَالْمَوازینَ وَالْمُحاسَبَةَ بَیْنَ یَدَی رَبِّ الْعالَمینَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثیبَ عَلَیْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الجِنانِ نَصیبٌ؛ ای مردم! تقوا را، تقوا را رعایت کرده از سختی رستاخیز بهراسید، همان گونه که خداوند عزّ و جلّ فرمود: «زمین لرزهی روز رستاخیز به حقیقت حادثهی بزرگی است». مرگ و قیامت و حساب و میزان و محاسبهی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش کیفر را یاد کنید. آن که نیکی آورد، پاداش گیرد و آن که بدی کرد، بهرهای از بهشت نخواهد برد.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِکَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِی الله عزّ و جلّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِی أَمیرِ الْمُؤْمنینَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلی ما أَعْلَمْتُکُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ؛ هان مردمان! شما بیش از آنید که در یک زمان با یک دست من بیعت نمایید. از این روی خداوند عزّ و جلّ به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیر مؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اویند، اقرا کنید.
1) . سوره حج آیه 1
فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ رَبِّکَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِ الْمؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُکَ عَلی ذلک بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا. علی ذلک نَحْیی وَ عَلَیْهِ نَموتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَیِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُکُّ وَلانَجْحَدُ وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْمیثاقَ؛ پس همگان بگویید: سخنان تو را به جان شنیدیم و از آن پیروی میکنیم و از آنها خشنودیم و بر آن گردن گذاردیم و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت امامان علی امیر مؤمنین و امامان دیگر از صلب او به ما ابلاغ کردی، با دل و جان و زبان و دست هایمان با تو پیمان میبندیم. با این پیمان زندهایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته میشویم و هرگز آن را دگرگون نکرده شکّ و انکار، نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود برنمی گردیم.
وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله فی عَلِی أَمیرِالْمؤْمِنینَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذینَ ذَکَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِکَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْمیثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَیْدینا. مَنْ أَدْرَکَها بِیَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغی بِذلِکَ بَدَلاً وَلایَرَی الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّی ذلک عَنْکَ الّدانی والقاصی مِنْ اَوْلادِنا واَهالینا، وَ نُشْهِدُالله بِذلِکَ وَ «کَفی بِالله شَهیداً»(1)وَأَنْتَ عَلَیْنا بِهِ شَهیدٌ؛ ای رسول خدا ما را به فرمان خدا پند دادی دربارهی علی امیر مؤمنین و امامان از نسل خود و او، که حسن و حسین و آنان که خداوند پس از آنان برپا کرده است. پس از دل و جان و زبان و روح و دستانمان، عهد و
1) . سوره رعد آیه 43
پیمان از ما گرفته شد. هر کس توانست با دست و گرنه با زبان پیمان بستیم و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما شکست عهد نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و «هر آینه خداوند برای گواهی کافی است» و تو نیز بر ما گواه باش.
مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ کُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ کُلِّ نَفْسٍ، «فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها»(1)وَمَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ الله «یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ»(2)ای مردم! چه می گویید؟ همانا خداوند هر صدایی را میشنود و آن را که از دلها می گذرد میداند. «هر آن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته و آن که گمراه شد، به زیان خود رفته». و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان بسته؛ که «دست خدا بالای دستان آنهاست».
مَعاشِرَالنّاسِ، فَبایِعُوا الله وَ بایِعُونی وَبایِعُوا عَلِیّاً أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَالْأَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ «کَلِمَةً باقِیَةً»(3)ای مردم! اینک با خداوند بیعت کنید و با من و با علی امیر مؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان که «نشانهی پایدارند» در دنیا و آخرت پیمان ببندید.
یُهْلِکُ الله مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَ فی «وَ مَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً»(1)خداوند مکّاران را تباه میکند و با وفاداران مهر میورزد «و هر کس پیمان شکند، جز این نیست که به زیان خود گام برداشته، و هر که بر عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد».
مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ لَکُمْ وَسَلِّمُوا عَلی عَلی بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، «وَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ»(2)«وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَٰذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّۖ وَنُودُوا أَنْ تِلْکمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(3)ای مردم! آن چه به شما گفتم بگویید و به علی با لقب امیر مؤمنین سلام کنید «و همه یک زبان و یک دل بگویید: ما فرمان خدا را شنیده و اطاعت کردیم، پروردگارا، ما آمرزش تو را میخواهیم و میدانیم بازگشت همه به سوی توست». «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این همه نعمت رهنمون ساخت و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، راه نمییافتیم. مسلّماً فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند و به آنان ندا داده میشود که: این بهشت را در برابر اعمالی که انجام میدادید، به ارث ببرید».
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلی بْنِ أَبی طالِبٍ عِنْدَالله عزّ و جلّ وَ قَدْ أَنْزَلَهافِی الْقُرْآنِ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَکُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ؛ ای مردم! هر آینه
برتری علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّ و جلّ که در قرآن نازل فرموده، بیش از آن است که من یکباره بشمارم. پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن را به شما شناساند؛ او را تصدیق کنید.
مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذینَ ذَکرْتُهُمْ «فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظیماً»(1)ای مردم! آن کس که از خدا و رسولش و علی و امامانی که نام بردم پیروی کند، «به رستگاری بزرگی دست یافته است».
مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلی مُبایَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ «أُولئکَ هُمُ الْفائزُونَ»(2)فی جَنّاتِ النَّعیمِ؛ ای مردم! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیر مؤمنین، «رستگارانند» و در بهشت همواره پر بهره خواهند بود.
مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَی الله بِهِ عَنْکُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّالله شَیْئاً؛ ای مردم! آن چه خدا را خشنود کند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان کفر ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.
اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ بِما أَدَّیْتُ وَأَمَرْتُ وَاغْضِبْ عَلَی الْجاحِدینَ الْکافِرینَ، وَ«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»(3)پروردگارا، آنان را که به آن چه ادا کردم و فرمان دادم ایمان
آوردند، بیامرز. و بر منکران کافر خشم گیر! و «الحمدللّه ربّ العالمین»(1)
همچنین در کتابهای اهل سنت همچون الاستیعاب انساب الاشراف، تاریخ الکبیر بخاری، نظم درر السمطین، ینابیع المودة، تذکرة الخواص، مسند ابن حنبل، المناقب ابن مغازلی، المناقب خوارزمی، المستدرک علی الصحیحین، الطبقات الکبری، سنن ابن ماجة، فرائد السمطین، الفصول المهمة، سنن النسائی، شرح نهج البلاغة، شواهد التنزیل، صحیح مسلم، تفسیر فخر رازی، خصائص النسائی، روح المعانی، و سنن الترمذی، آمده است.
.1) . خطبه غدیر در کتب شیعه از جمله: اثبات الهداة، الاحتجاج، احقاق الحق، الاختصاص، البرهان، المناقب، بحار الانوار، معانی الاخبار، العمدة، الامالی، علل الشرائع، عیون اخبار الرضا، کشف الغمة، مستدرک الوسائل، امالی، تبیان تفسیر عیاشی تفسیر قمی الجواهر السنیة آمده است.
فصل سوّم زیارت غدیریه
زیارت شریف غدیریه یکی از آثار گران بهای حضرت امام هادی علیه السلام است. در سالی که معتصم عباسی لعنت الله علیه حضرت را از مدینه به سامرا فراخواند، آن بزرگوار در بین راه به زیارت مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام در نجف اشرف مشرف شد و این زیارت شریف را قرائت فرمود که به "زیارت غدیریه" معروف شد. در وثاقت این زیارت نامه تردید نشده است و محدث قمی درباره این زیارت نامه نوشته است: کمتر حدیثی به قوت سند این زیارت نامه میرسد.
در زیارت شریف غدیریه، دلایل بسیار استوار در حقانیت ائمه اطهار و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و خاصه مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام بیان شده است و دارای صد و پنجاه فضیلت قرآنی، حدیثی و تاریخی درباره آن بزرگوار است.
در این زیارت شریف بیش از 30 آیه از فضائل قرآنی در فضیلت مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام بیان شده است مانند: آیه لیله المبیت، آیه تبلیغ و آیه ولایت و همچنین فضائل بسیاری در این زیارت شریف آمده است مانند: أمیر المؤمنین، امام المّتقین، سید الوصیین، وارث علم النّبیین، ولی ربّ العالمین، امینالله فی ارضه، سفیر الله فی خلقه، الحجّه البالغه علی عباده، دین الله القویم، صراط مستقیم، نبأ عظیم، اوّل من آمن باللّه، سید المسلمین، یعسوب المؤمنین، امام المتقین، قائد الغرّ المحجّلین، اوّل من صدّق بما انزل الله علی نبیه.
در زیارت شریف غدیریه فضائل تاریخی بسیاری در باب رشادتها و جانبازیهای آن بزرگوار مانند رشادتهای آن بزرگوار در جنگهای بدر، احزاب، اُحد، حُنین، صفّین، جمل و نهروان بیان شده است.
همچنین در این زیارت شریف، حدیث غدیر، شهادت مولی الموحدین أمیر المؤمنین علی علیه السلام، بیزاری از منکران ولایت و دشمنان امامت، ماجرای غصب فدک و شهادت عمّار بیان شده است. زیارت شریف غدیریه را میتوان در دوازده بخش ملاحظه کرد.
السَّلامُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّٰهِ، خاتَمِ النَّبِیینَ، وَسَیدِ الْمُرْسَلِینَ، وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمِینَ، أَمِینِ اللّٰهِ عَلَىٰ وَحْیهِ وَعَزائِمِ أَمْرِهِ، وَالْخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَیمِنِ عَلَىٰ ذٰلِک کلِّهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَکاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِیاتُهُ؛ سلام بر محمّد رسول خدا، خاتم پیامبران و سرور رسولان و برگزیده پروردگار جهانیان، امین خدا بر وحیش و ارادههای قطعی الهی و ختم کننده آنچه گذشته و گشاینده آنچه خواهد آمد و نگهدار بر همه اینها و رحمت و برکات و درودها و تحیات خدا بر او باد.
السَّلامُ عَلَىٰ أَنْبِیاءِ اللّٰهِ وَرُسُلِهِ، وَمَلائِکتِهِ الْمُقَرَّبِینَ، وَعِبَادِهِ الصَّالِحِینَ؛ سلام بر پیامبران خدا و رسولانش و فرشتگان مقرّب و بندگان شایستهاش.
السَّلامُ عَلَیک یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، وَسَیدَ الْوَصِیینَ، وَوَارِثَ عِلْمِ النَّبِیینَ، وَوَلِی رَبِّ الْعالَمِینَ، وَمَوْلای وَمَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَکاتُهُ؛ سلام بر تو ای امیر مؤمنان و سرور جانشینان و وارث دانش پیامبران و ولی پروردگار جهانیان و مولای من و مولای مؤمنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
السَّلامُ عَلَیک یا مَوْلای یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، یا أَمِینَ اللّٰهِ فِی أَرْضِهِ، وَسَفِیرَهُ فِی خَلْقِهِ، وَحُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَىٰ عِبَادِهِ؛ سلام
بر تو ای مولای من ای امیر مؤمنان، ای امین خدا بر روی زمین و سفیر او در آفریدهها و حجّت رسایش بر بندگان خدا.
السَّلامُ عَلَیک یا دِینَ اللّٰهِ الْقَوِیمَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِیمَ، السَّلامُ عَلَیک أَیهَا «النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ»(1)وَعَنْهُ یسْأَلُونَ؛ سلام بر تو ای دین برافراشته و راه راست خدا، سلام بر تو ای «خبر بزرگی که آنها در آن اختلاف کردند» و از آن بازخواست شوند.
السَّلامُ عَلَیک یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، آمَنْتَ بِاللّٰهِ وَهُمْ مُشْرِکونَ، وَصَدَّقْتَ بِالْحَقِّ وَهُمْ مُکذِّبُونَ، وَجاهَدْتَ فِی اللّٰهِ وَهُمْ مُحْجِمُونَ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ، صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّىٰ أَتَاک الْیقِینُ، «أَلَا لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»(2)سلام بر تو ای امیر مؤمنان، به خدا ایمان آوردی، در حالی که مردم همه شرک ورزیدند و حق را تصدیق کردی، در حالی که مردم آن را تکذیب نمودند و جهاد کردی، در حالی که مردم عقب نشینی کردند، خدا را خالصانه عبادت کردی، صبر کردی و آن را به حساب خدا گذاشتی تا مرگ به سویت آمد، «آگاه باشید لعنت خدا بر ستمکاران است».
السَّلامُ عَلَیک یا سَیدَ الْمُسْلِمِینَ، وَیعْسُوبَ الْمُؤْمِنِینَ، وَ إِمامَ الْمُتَّقِینَ، وَقائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَکاتُهُ؛ سلام بر تو ای آقای مسلمانان و سرپرست مؤمنان و
پیشوای پرهیزکاران و رهبر سپید رویان و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
أَشْهَدُ أَنَّک أَخُو رَسُولِ اللّٰهِ، وَوَصِیهُ، وَوارِثُ عِلْمِهِ، وَأَمِینُهُ عَلَىٰ شَرْعِهِ، وَخَلِیفَتُهُ فِی أُمَّتِهِ، وَأَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَصَدَّقَ بِما أُنْزِلَ عَلَىٰ نَبِیهِ؛ گواهی میدهم که تو برادر رسول خدا و جانشین و وارث علم و امین او بر قانون و جانشین او در امّتش هستی و تو اوّل کسی هستی که به خدا ایمان آورد و آنچه را بر پیامبرش نازل شده بود تصدیق کرد.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللّٰهِ مَا أَنْزَلَهُ فِیک فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ، وَأَوْجَبَ عَلَىٰ أُمَّتِهِ فَرْضَ طاعَتِک وَوِلایتِک، وَعَقَدَ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ لَک، وَجَعَلَک أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ کما جَعَلَهُ اللّٰهُ کذَلِک، ثُمَّ أَشْهَدَ اللّٰهَ تَعَالىٰ عَلَیهِمْ فَقالَ: أَلَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ ؟ فَقالُوا: اللّٰهُمَّ بَلىٰ. فَقالَ: اللّٰهُمَّ اشْهَدْ وَکفىٰ بِک شَهِیداً وَ حاکماً بَینَ الْعِبادِ، فَلَعَنَ اللّٰهُ جاحِدَ وِلایتِک بَعْدَ الْإِقْرارِ، وَناکثَ عَهْدِک بَعْدَ الْمِیثَاقِ؛ و گواهی میدهم که آن حضرت همه آنچه را خدا درباره تو نازل کرد به مردم رساند و امر خدا را درباره تو با صدای بلند اعلام کرد و بر امّتش حتمی بودن طاعت و ولایتت را واجب نمود و بیعت تو را بر عهده آنان نهاد و حضرتت را نسبت به مؤمنان سزاوارتر از خودشان قرار داد، چنان که خدا خود او را این چنین قرار داد، سپس پیامبر اسلام خدا را بر مردم شاهد گرفت و فرمود: آیا من آن نیستم که رساندم؟ همه گفتند: به خدا آری، پس فرمود: خدایا گواه باش و تو برای گواهی و
حاکمیت بین بندگان کافی هستی. پس خدا لعنت کند منکر ولایتت را بعد از اقرار و شکننده پیمانت را پس از بستن پیمان.
وَأَشْهَدُ أَنَّک وَفَیتَ بِعَهْدِ اللّٰهِ تَعالَىٰ وَأَنَّ اللّٰهَ تَعالَىٰ مُوفٍ لَک بِعَهْدِهِ «وَمَنْ أَوْفَىٰ بِما عاهَدَ عَلَیهِ اللّٰهَ فَسَیؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً»(1)و گواهی میدهم که تو به عهد خدای تعالی وفا کردی و خدای تعالی وفا کننده به عهد خویش برای توست «و آن که به پیمانی که با خدا بسته وفاداراست، یقیناً خداوند پاداشی بزرگ به او میدهد».
وَأَشْهَدُ أَنَّک أَمیرُ الْمُؤْمِنینَ الْحَقُّ الَّذِی نَطَقَ بِوِلایتِک التَّنْزِیلُ، وَأَخَذَ لَک الْعَهْدَ عَلَى الْأُمَّةِ بِذٰلِک الرَّسُولُ، وَأَشْهَدُ أَنَّک وَعَمَّک وَأَخاک الَّذِینَ تاجَرْتُمُ اللّٰهَ بِنُفُوسِکمْ فَأَ نْزَلَ اللّٰهُ فِیکمْ؛ و گواهی میدهم که تویی امیر مؤمنان آن حقّی که قرآن به ولایتت گویا شد و رسول خدا در این زمینه برای تو از امّت پیمان گرفت و گواهی میدهم که تو و عمو و برادرت کسانی هستید که با خدا با جانهایتان معامله کردید، پس خدا این آیه را در حق شما نازل کرد:
«إِنَّ اللّٰهَ اشْتَرىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیقْتُلُونَ وَ یقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیعِکمُ الَّذِی بٰایعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. اَلتّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ الْحٰامِدُونَ السّٰائِحُونَ الرّٰاکعُونَ السّٰاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّٰاهُونَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ
1) . سوره فتح آِیه 1
الْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اللّٰهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ»(1)«خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، تا بهشت برای آنان باشد؛ همانانی که در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند؛ این وعده حقّی است که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کردهاید؛ و این است آن پیروزی بزرگ برای توبهکنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجدهآوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود الهی، و بشارت ده به مؤمنان».
أَشْهَدُ یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ أَنَّ الشَّاک فِیک مَا آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمِینِ، وَأَنَّ الْعادِلَ بِک غَیرَک عانِدٌ عَنِ الدِّینِ الْقَوِیمِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لَنَا رَبُّ الْعَالَمِینَ، وَأَکمَلَهُ بِوِلایتِک یوْمَ الْغَدِیرِ؛ گواهی میدهم ای امیر مؤمنان که شک کننده درباره تو به رسول امین ایمان نیاورده است و روی گرداننده از ولایت تو به ولایت غیر، از معاندان هستند که از دین خدا روی گردانند، دین میانه و برافراشته که پروردگار جهانیان برای ما پسندیده و آن را روز غدیر به ولایت تو کامل نموده است.
وَأَشْهَدُ أَنَّک الْمَعْنِی بِقَوْلِ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ: «وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ عَنْ سَبِیلِهِ»(2)، ضَلَّ وَاللّٰهِ وَأَضَلَّ مَنِ اتَّبَعَ سِواک وَعَنَدَ عَنِ الْحَقِّ مَنْ عاداک؛ و گواهی میدهم که در این گفته خدای عزیز رحیم، مقصود تویی: «و یقیناً این راهِ مستقیمِ من
است؛ بنابر این از آن پیروی کنید، و پیروِ راههای دیگر نباشید که شما را از راه خدا پراکنده میکند»، به خدا سوگند گمراه شد و گمراه کرد کسی که از غیر تو پیروی کرد و کسی که تو را دشمن داشت، از حق روی گرداند.
اللَّهُمَّ سَمِعْنَا لِأَمْرِک وَ أَطَعْنَا، وَ اتَّبَعْنَا صِرَاطَک الْمُسْتَقِیمَ، فَاهْدِنَا رَبَّنَا، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا إِلَى طَاعَتِک، وَ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاکرِینَ لِأَنْعُمِک؛ خدایا امرت را شنیدیم و اطاعت کردیم و راه راست تو را پیروی نمودیم، پروردگارا ما را هدایت کن و بعد از اینکه ما را به طاعتت هدایت کردی دلهایمان را منحرف مساز و ما را از سپاسگزاران نعمتهایت قرار ده.
وَ أَشْهَدُ أَنَّک لَمْ تَزَلْ لِلْهَوَى مُخَالِفاً، وَ لِلتُّقَى مُحَالِفاً، وَ عَلَى کظْمِ الْغَیظِ قَادِراً، وَ عَنِ النَّاسِ عَافِیاً غَافِراً، وَ إِذَا عُصِی اللَّهُ سَاخِطاً، وَ إِذَا أُطِیعَ اللَّهُ رَاضِیاً، وَ بِمَا عَهِدَ إِلَیک عَامِلاً، رَاعِیاً لِمَا اسْتُحْفِظْتَ، حَافِظاً لِمَا اسْتُودِعْتَ، مُبَلِّغاً مَا حُمِّلْتَ، مُنْتَظِراً مَا وُعِدْتَ؛ و گواهی میدهم که تو پیوسته با هوای نفس مخالف و با پرهیزگاری همپیمان و به فرو خوردن خشم توانا و گذشت کننده از مردم و عفو کننده آنان بودی و زمانی که خدا معصیت میشود خشمناک و هنگامیکه اطاعت میشود خشنودی؛ به آنچه خدا با تو پیمان بسته بود عمل کننده بودی و آنچه نگهداریش را از تو خواسته شده بود رعایت نمودی و آنچه به تو سپرده شده بود حفظ کردی و آنچه از حق بر عهدهات نهاده شده بود رساندی و آنچه را به آن وعده داده شدی به انتظار آن نشستی.
وَ أَشْهَدُ أَنَّک مَا اتَّقَیتَ ضَارِعاً، وَ لا أَمْسَکتَ عَنْ حَقِّک جَازِعاً وَ لا أَحْجَمْتَ عَنْ مُجَاهَدَةِ غَاصِبِیک نَاکلاً، وَ لا أَظْهَرْتَ الرِّضَى بِخِلافِ مَا یرْضِی اللَّهَ مُدَاهِناً، وَ لا وَهَنْتَ لِمَا أَصَابَک فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا ضَعُفْتَ؛ وَ لا اسْتَکنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّک مُرَاقِبا، مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ تَکونَ کذَلِک، بَلْ إِذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّک، وَ فَوَّضْتَ إِلَیهِ أَمْرَک، وَ ذَکرْتَهُمْ فَمَا ادَّکرُوا وَ وَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا، وَ خَوَّفْتَهُمُ اللَّهَ فَمَا تَخَوَّفُوا؛ و گواهی میدهم که از روی زبونی محافظهکاری نکردی و در اثر بیتابی و عجز از گرفتن حقت باز نایستادی و به خاطر ترس و وحشت، از پیکار با غاصبان ولایتت قدم به عقب نگذاشتی و به علّت سستی بر خلاف آنچه خدا را خشنود میکند اظهار خشنودی ننموده و برای آنچه در راه خدا به تو رسیده سست نشدی و به خاطر ترس و زبونی از خواستن حقّت ناتوان و درمانده نگشتی، پناه به خدا از اینکه چنین باشی، بلکه زمانی که مورد ستم واقع شدی به حساب پروردگارت گذاشتی و کارت را به او واگذار کردی و ستمکاران را پند دادی ولی نپذیرفتند و اندرز دادی ولی قبول نکردند و آنان را از خدا ترساندی، ولی نترسیدند.
وَ أَشْهَدُ أَنَّک یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ، حَتَّى دَعَاک اللَّهُ إِلَى جِوَارِهِ وَ قَبَضَک إِلَیهِ بِاخْتِیارِهِ، وَ أَلْزَمَ أَعْدَاءَک الْحُجَّةَ بِقَتْلِهِمْ إِیاک، لِتَکونَ الْحُجَّةُ لَک عَلَیهِمْ، مَعَ مَا لَک مِنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَةِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ؛ و گواهی میدهم که تو ای امیر مؤمنان در راه خدا آنگونه که شایسته جهاد بود جهاد کردی تا اینکه خدا تو را به جوارش فرا خواند و به اختیارش تو را به جانب خود قبض روح کرد و حجّتت را بر دشمنانت با به قتل رساندن تو همراه کرد،
تا حجّت به سود تو و بر زیان آنان باشد، همراه با آنچه برای تو بود از حجّتهای رسا بر همه آفریدههای او.
السَّلامُ عَلَیک یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ صَابِراً وَ جُدْتَ بِنَفْسِک مُحْتَسِباً وَ عَمِلْتَ بِکتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَّةَ نَبِیهِ وَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَ آتَیتَ الزَّکاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ مَا اسْتَطَعْتَ، مُبْتَغِیا مَا عِنْدَ اللَّهِ، رَاغِباً فِیمَا وَعَدَ اللَّهُ لا تَحْفِلُ بِالنَّوَائِبِ، وَ لا تَهِنُ عِنْدَ الشَّدَائِدِ، وَ لا تَحْجِمُ عَنْ مُحَارِبٍ؛ سلام بر تو ای امیر مؤمنان، خدا را خالصانه عبادت کردی و صابرانه در راه خدا جهاد نمودی و به حساب خدا جانبازی کردی و به کتابش عمل نمودی و روش پیامبرش را پیروی کردی و نماز را بپا داشتی و زکات را پرداختی و به معروف امر کردی و تا توانستی از منکر نهی نمودی، طالب بودی آنچه را نزد خداست، مشتاق بودی در آنچه خدا وعده داد، کاسه صبرت از پیش آمدها لبریز نشد و هنگام سختیها سست نگشتی؛ در برابر هیچ جنگجویی بازنگشتی.
أَفِک مَنْ نَسَبَ غَیرَ ذَلِک إِلَیک، وَ افْتَرَى بَاطِلاً عَلَیک، وَ أَوْلَى لِمَنْ عَنَدَ عَنْک، لَقَدْ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ الْجِهَادِ وَ صَبَرْتَ عَلَى الْأَذَى صَبْرَ احْتِسَابٍ، وَ أَنْتَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ، وَ صَلَّى لَهُ وَ جَاهَدَ وَ أَبْدَى صَفْحَتَهُ فِی دَارِ الشِّرْک، وَ الْأَرْضُ مَشْحُونَةٌ ضَلالَةً، وَ الشَّیطَانُ یعْبَدُ جَهْرَةً وَ أَنْتَ الْقَائِلُ: لا تَزِیدُنِی کثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِی عِزَّةً، وَ لا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّی وَحْشَةً، وَ لَوْ أَسْلَمَنِی النَّاسُ جَمِیعاً، لَمْ أَکنْ مُتَضَرِّعاً؛ آنکه غیر این امور
را به تو نسبت داد تهمت زد و به باطل بر تو دروغ بست و مرگ بر کسی که با اصرار بر مخالفت با تو از تو روی گرداند، به راستی در راه خدا آنگونه که شایسته جهاد بود جهاد کردی و بر آزار مردم به نیکی صبر کردی، صبری به حساب خدا، تویی اوّل کسی که به خدا ایمان آوردی و برای او نماز خواندی و جهاد کردی و خود را در خانه شرک برای حق آشکار نمودی، درحالیکه زمین انباشته به گمراهی بود و شیطان آشکارا عبادت میشد و تویی گوینده این سخن: کثرت مردم در پیرامونم عزّتی به من نیفزاید و پراکنده شدنشان ترسی به من اضافه نکند، اگر همه مردم از من دست بردارند، نالان نشوم.
اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ وَ آثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَى الْأُولَى فَزَهِدْتَ، وَ أَیدَک اللَّهُ وَ هَدَاک وَ أَخْلَصَک وَ اجْتَبَاک، فَمَا تَنَاقَضَتْ أَفْعَالُک وَ لا اخْتَلَفَتْ أَقْوَالُک، وَ لا تَقَلَّبَتْ أَحْوَالُک وَ لا ادَّعَیتَ وَ لا افْتَرَیتَ عَلَى اللَّهِ کذِباً، وَ لا شَرِهْتَ إِلَى الْحُطَامِ وَ لا دَنَّسَک الْآثَامُ وَ لَمْ تَزَلْ عَلَى بَینَةٍ مِنْ رَبِّک وَ یقِینٍ مِنْ أَمْرِک تَهْدِی إِلَى الْحَقِّ وَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ أَشْهَدُ شَهَادَةَ حَقٍّ وَ أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَمَ صِدْقٍ أَنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ سَادَاتُ الْخَلْقِ، وَ أَنَّک مَوْلای وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ؛ پناهنده به خدا شدی و عزّت یافتی، آخرت را بر دنیا برگزیدی و پارسا گشتی، خدا حمایتت کرد و تو را راهنمایی فرمود و در گردونه خلوص قرار داد و تو را برگزید، کردارهایت ضد و نقیض نشد، گفتارهایت اختلاف نیافت، حالاتت زیر و رو نگشت، ادعای بیهوده نکردی و بر خدا دروغ نبستی و به متاع اندک دنیا طمع نورزیدی، گناهان، تو را آلوده نساخت، همواره امورت بر پایه برهانی از سوی پروردگارت بود، در کارت بر یقین بودی، به سوی
حق و راه مستقیم هدایت مینمودی، گواهی میدهم گواهی راست و درست و سوگند میخورم سوگند صدق که محمّد و خاندانش (درود خدا بر آنان باد) سروران آفریدههایند و اینکه تو مولای من و مولای همه مؤمنانی.
وَ أَنَّک عَبْدُ اللَّهِ وَ وَلِیهُ وَ أَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِیهُ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّهُ الْقَائِلُ لَک وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ مَا آمَنَ بِی مَنْ کفَرَ بِک، وَ لا أَقَرَّ بِاللَّهِ مَنْ جَحَدَک وَ قَدْ ضَلَّ مَنْ صَدَّ عَنْک وَ لَمْ یهْتَدِ إِلَى اللَّهِ وَ لا إِلَی مَنْ لا یهْتَدِی بِک وَ هُوَ قَوْلُ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحا ثُمَّ اهْتَدَى»(1)إِلَى وِلایتِک؛ تو بنده خدا و ولی او و برادر پیامبر و جانشین و وارث او هستی و او گویندهی این سخن به حضرت توست: سوگند به کسی که مرا به حق برانگیخت به من ایمان نیاورد آنکه به تو کافر شد و به خدا اقرار ننمود آنکه به انکار تو برخاست، گمراه شد کسی که مردم را از تو بازداشت و به سوی خدا و به سوی من راه نیافت و این گفتار پروردگار عزّ و جلّ من است: «یقیناً من آمرزندهی کسی هستم که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، سپس به سوی ولایت تو هدایت یافته است».
مَوْلای فَضْلُک لا یخْفَى، وَ نُورُک لا یطْفَأُ، وَ أَنَّ مَنْ جَحَدَک الظَّلُومُ الْأَشْقَى؛ مَوْلای أَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَى الْعِبَادِ وَ الْهَادِی إِلَى الرَّشَادِ وَ الْعُدَّةُ لِلْمَعَادِ مَوْلای لَقَدْ رَفَعَ اللَّهُ فِی الْأُولَى مَنْزِلَتَک وَ أَعْلَى فِی الْآخِرَةِ دَرَجَتَک وَ بَصَّرَک مَا عَمِی عَلَى مَنْ خَالَفَک وَ حَالَ بَینَک وَ بَینَ مَوَاهِبِ اللَّهِ لَک؛ مولای من احسان تو پنهان نیست و نورت خاموش نگردد و آنکه
1) . سوره طه آیه 82
تو را انکار کند ستمکار و بدبخت است، مولای من تو حجّت بر بندگانی و راهنمای به سوی راه راستی و ذخیره روز معادی، مولای من خدا مقامت را در دنیا بلند کرد و درجهات را در آخرت والا گردانید و بینایت نمود به آنچه بر مخالفان تو پوشیده است و بین تو و نعمتهای خدادادی تو حجاب شد.
فَلَعَنَ اللَّهُ مُسْتَحِلِّی الْحُرْمَةِ مِنْک، وَ ذَائِدِی الْحَقِّ عَنْک وَ أَشْهَدُ أَنَّهُمُ الْأَخْسَرُونَ، الَّذِینَ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِیهَا کالِحُونَ؛ لعنت خدا بر حلال شمارندگان حرمتت و دفعکنندگان حقّت و گواهی میدهم که آنان از زیانکارترین مردمی هستند که آتش، چهره آنان را میسوزاند و در میان دوزخ، زشت و عبوس هستند.
وَ أَشْهَدُ أَنَّک مَا أَقْدَمْتَ وَ لا أَحْجَمْتَ وَ لا نَطَقْتَ وَ لا أَمْسَکتَ إِلا بِأَمْرٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ؛ قُلْتَ: وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَقَدْ نَظَرَ إِلَی رَسُولُ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، أَضْرِبُ بِالسَّیفِ قُدْما، فَقَالَ: یا عَلِی أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلا أَنَّهُ لا نَبِی بَعْدِی، وَ أُعْلِمُک أَنَّ مَوْتَک وَ حَیاتَک مَعِی، وَ عَلَى سُنَّتِی فَوَ اللَّهِ مَا کذِبْتُ وَ لا کذِبْتُ وَ لا ضَلَلْتُ وَ لا ضُلَّ بِی، وَ لا نَسِیتُ مَا عَهِدَ إِلَی رَبِّی، وَ إِنِّی لَعَلَى بَینَةٍ مِنْ رَبِّی بَینَهَا لِنَبِیهِ وَ بَینَهَا النَّبِی لِی، وَ إِنِّی لَعَلَى الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ أَلْفِظُهُ لَفْظا صَدَقْتَ، وَ اللَّهِ وَ قُلْتَ الْحَقَّ؛ و گواهی میدهم که اقدام نکردی و قدم به عقب نگذاشتی و سخن نگفتی و باز نایستادی مگر به فرمان خدا و رسولش. خودت فرمودی: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) به من نظر کرد، درحالیکه پیش قدمانه شمشیر میزدم، ایشان به من
فرمود: ای علی تو نسبت به من به منزله هارونی نسبت به موسی، جز اینکه بعد از من پیغمبری نیست و من تو را خبر میدهم که مرگ و زندگی تو با من و بر اساس راه و رسم من است، به خدا سوگند دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشد و گمراه نشدم و کسی به وسیله من گمراه نشده و آنچه را پروردگارم با من عهد کرده فراموش نکردم، من بر برهانی از سوی پروردگارم هستم که برای پیامبرش بیان نموده و پیامبر نیز برای من بیان داشته و من به راستی بر راه روشن هستم که آن را صریح میگویم با صراحت تمام، ای امیر مؤمنان به خدا سوگند راست گفتی و حق گفتی.
فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ سَاوَاک بِمَنْ نَاوَاک، وَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ یقُولُ: «هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ»(1)فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَدَلَ بِک مَنْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ وِلایتَک، وَ أَنْتَ وَلِی اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ، وَ الذَّابُّ عَنْ دِینِهِ وَ الَّذِی نَطَقَ الْقُرْآنُ بِتَفْضِیلِهِ؛ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»(2)پس خدا لعنت کند کسی که تو را با آنکه با تو دشمنی کرد، برابر قرار داد در حالیکه خدا میفرماید: «آیا کسانی که معرفت به حقایق دارند با کسانی که تهی از معرفتند یکسانند؟» پس خدا لعنت کند کسی را که مساوی تو قرار داد، آن کس را که خدا ولایتت را بر او واجب کرد و حال اینکه تو ولی خدایی و برادر رسول خدایی و دفاع کننده از دین خدایی و کسی هستی که قرآن به برتریاش گویاست، خدای تعالی فرمود: «و جهادکنندگان
را بر خانه نشینان به پاداشی بزرگ برتری داده است؛ آن پاداش بزرگ رتبههایی از سوی خدا است و آنان را به آمرزشی ویژه میآمرزد و به رحمتی خاص مورد رحمت قرار میدهد؛ خداوند همواره بسیار آمرزنده و مهربان است».
وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «أَجَعَلْتُمْ سِقَایةَ الْحَاجِّ وَ عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، کمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ، وَ جَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ، وَ اللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ، بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولَئِک هُمُ الْفَائِزُونَ، یبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوَانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ، خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ»(1)و خدای تعالی فرمود: «آیا آب دادن به حاجیان، و آبادکردنِ مسجدالحرام را از نظر ارزش مانند عمل کسی قرار دادهاید که به خداوند و روز قیامت ایمان دارد و در راه خدا جهاد کرده است؟ ارزش این دو، نزد خداوند یکسان نیست؛ خداوند مردم ستمکار را هدایت نمیکند؛ آنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، مقامشان در پیشگاه خداوند والاتر است و اینان کامیابند، پروردگارشان آنان را از نزد خود به رحمتی ویژه و خشنودی و بهشتهایی که در آنها نعمتهای فراوان و ابدی است مژده میدهد؛ در آن جا همواره جاودانهاند، همانا خداست که پاداش بزرگ نزد اوست».
أَشْهَدُ أَنَّک الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَةِ اللَّهِ الْمُخْلِصُ لِطَاعَةِ اللَّهِ، لَمْ تَبْغِ بِالْهُدَى بَدَلا وَ لَمْ تُشْرِک بِعِبَادَةِ رَبِّک أَحَدا؛
1) . سوره توبه آیه 19
گواهی میدهم که تو به ستایش خدا مخصوص و مخلص در طاعت خدایی گشتهای، برای هدایت جایگزینی قرار ندادی و در بندگی پروردگارت احدی را شریک نساختی.
وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى اسْتَجَابَ لِنَبِیهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فِیک دَعْوَتَهُ ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلاک لِأُمَّتِهِ إِعْلاءً لِشَأْنِک وَ إِعْلانا لِبُرْهَانِک، وَ دَحْضاً لِلْأَبَاطِیلِ وَ قَطْعاً لِلْمَعَاذِیرِ فَلَمَّا أَشْفَقَ مِنْ فِتْنَةِ الْفَاسِقِینَ، وَ اتَّقَى فِیک الْمُنَافِقِینَ أَوْحَى إِلَیهِ رَبُّ الْعَالَمِینَ «یا أَیهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ، وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ»(1)خدای تعالی دعای پیامبرش را در حق تو اجابت کرد، سپس اظهار آنچه تو را سزاوار حکومت بر ملّتش کرده بود برای بالا بردن شأنت و علنی ساختن برهانت و دفع باطلها و بریدن بهانهها به او فرمان داد. پس زمانی که از آشوب اهل فسق بیمناک شد و درباره تو در برابر منافقان محافظهکاری کرد، پروردگار جهانیان به او وحی کرد: ای پیامبر! «آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن! اگر انجام ندهی پیام خدا را به مردم نرساندهای! خداوند تو را از گزند مردم حفظ میکند».
فَوَضَعَ عَلَى نَفْسِهِ أَوْزَارَ الْمَسِیرِ، وَ نَهَضَ فِی رَمْضَاءِ الْهَجِیرِ فَخَطَبَ، وَ أَسْمَعَ وَ نَادَى فَأَبْلَغَ ثُمَّ سَأَلَهُمْ أَجْمَعَ فَقَالَ هَلْ بَلَّغْتُ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ بَلَى فَقَالَ: اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ: أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا بَلَى فَأَخَذَ بِیدِک؛
1) . سوره مائده آیه 67
پس او بار سنگین سفر را بر دوش جان خرید و در حرارت شدید نیمه روز برخاست، سخنرانی کرد و شنواند و فریاد زد، پس پیام حق را رساند، سپس از همه آنها پرسید: آیا رساندم؟ گفتند: به خدا قسم آری. فرمود: خدایا شاهد باش؛ سپس به مردم خطاب کرد: آیا من آن نیستم که به مؤمنان از خود آنان سزاوارترم؟ گفتند: آری، پس دست تو را گرفت.
وَ قَالَ: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا عَلِی مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛ و فرمود: هرکه من مولای اویم، پس این علی مولای اوست، خدایا دوست بدار هرکه او را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد و یاری کن کسی را که یاریش کند و خوار کن هرکه خوارش سازد.
فَمَا آمَنَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیک عَلَى نَبِیهِ، إِلّا قَلِیلٌ وَ لا زَادَ أَکثَرَهُمْ غَیرَ تَخْسِیرٍ وَ لَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِیک مِنْ قَبْلُ وَ هُمْ کارِهُونَ: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ، وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ، یجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ، ذَلِک فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ، إِنَّمَا وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ، وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ رَاکعُونَ، وَ مَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»(1)پس به آنچه خدا
1) . سوره مائده آیه 54
درباره تو بر پیامبرش نازل کرد، ایمان نیاوردند جز عدهای اندک و بیشتر مردم را جز زیانکاری حاصل نشد، پیش از آن نیز خدا در حق تو این آیه را نازل کرد درحالیکه آنان دوست نداشتند: «ای مؤمنان! هرکس از شما از دین خود برگردد (و به آیینهای ضد اسلام روی آورَد زیانی به خدا و پیامبر نمیرساند)، خداوند بهزودی گروهی را میآورد که محبوب خدایند و خداوند هم محبوب آنان است، در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر کافران سرسخت (و قدرتمند)، همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنشِ هیچ سرزنشکنندهای نمیهراسند، این احسان خداست که به هرکس بخواهد میدهد؛ خداوند بسیار عطاکننده و داناست؛ سرپرست و دوست واقعی شما فقط خدا و پیامبر اوست و نیز مؤمنانی (چون علی بن ابیطالب عَلَیهِ الْسَّلام) که همواره نماز را (با شرایط ویژهاش) برپامیدارند و درحال رکوع به تهیدستان صدقه میدهند و آنانکه خدا و پیامبرش و مؤمنانی (چون امامان معصوم علیهمالسلام) را به سرپرستی و دوستی بپذیرند (حزب خدایند و) مسلّماً حزب خدا فقط (همهجا و در هر زمان) پیروزند».
«رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ، فَاکتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ»(1)«رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا، وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً إِنَّک أَنْتَ الْوَهَّابُ»(2)«پروردگارا! به آنچه (از نزد خود برای هدایتِ ما) نازل کردی ایمان آوردیم و از این پیامبر (یعنی عیسی مسیح) پیروی کردیم، پس ما را در زمرۀ گواهیدهندگان (به صِدق نبوت عیسی و برحق
بودنِ کتابهای آسمانی) بنویس! (اینان میگویند:) پروردگارا! دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مکن! و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشندهای».
اللَّهُمَّ إِنَّا نَعْلَمُ أَنَّ هَذَا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِک فَالْعَنْ مَنْ عَارَضَهُ وَ اسْتَکبَرَ وَ کذَّبَ بِهِ وَ کفَرَ، «وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ»(1)پروردگارا به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و از پیامبر پیروی نمودیم، پس ما را با گواهان بنویس. پروردگارا دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مساز و به ما از نزد خود رحمتی ببخش که تو بسیار بخشندهای، خدایا ما میدانیم که این گفتار از نزد تو حق است، پس لعنت کن کسی را که با آن معارضه کرد و به آن کبر ورزید و آن را تکذیب کرد و کافر شود «و به زودی آنانکه ستم کردند خواهند دانست به چه بازگشتگاهی باز خواهند گشت».
السَّلامُ عَلَیک یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، وَ سَیدَ الْوَصِیینَ وَ أَوَّلَ الْعَابِدِینَ، وَ أَزْهَدَ الزَّاهِدِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، وَ صَلَوَاتُهُ وَ تَحِیاتُهُ؛ أَنْتَ مُطْعِمُ الطَّعَامِ عَلَى حُبِّهِ، مِسْکیناً وَ یتِیماً وَ أَسِیراً لِوَجْهِ اللَّهِ، لا تُرِیدُ مِنْهُمْ جَزَاءً وَ لا شُکورا، وَ فِیک أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: «وَ یؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ، وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(2)سلام بر تو ای امیر مؤمنان و سرور جانشینان و رأس عبادتکنندگان و پارساترین پارسایان و رحمت خدا و برکات و درودها و تحیاتش بر تو باد، تویی خوراننده طعام در حال دوست
داشتن آن، به درمانده و یتیم و اسیر، تنها به خاطر خشنودی خدا که از آنها پاداش و سپاسی نمیخواستی و خدای تعالی در حق تو چنین فرمود: «و آنان را در امور معیشت، بر خود ترجیح میدهند گرچه خودشان را نیاز شدیدی باشد و کسانی که از بخل و حرصشان مصون داشتهاند پیروزند».
وَ أَنْتَ الْکاظِمُ لِلْغَیظِ، وَ الْعَافِی عَنِ النَّاسِ، وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ، وَ أَنْتَ الصَّابِرُ فِی الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ، وَ حِینَ الْبَأْسِ وَ أَنْتَ الْقَاسِمُ بِالسَّوِیةِ، وَ الْعَادِلُ فِی الرَّعِیةِ، وَ الْعَالِمُ بِحُدُودِ اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ الْبَرِیةِ، وَ اللَّهُ تَعَالَى أَخْبَرَ عَمَّا أَوْلاک مِنْ فَضْلِهِ بِقَوْلِهِ: «أَفَمَنْ کانَ مُؤْمِنا کمَنْ کانَ فَاسِقا لا یسْتَوُونَ؟! أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى، نُزُلا بِمَا کانُوا یعْمَلُونَ»(1)تویی فرو برنده خشم و گذشت کننده از مردم و خدا نیکوکاران را دوست دارد، تویی صبر کننده در تنگدستی و پریشان حالی و به هنگام جنگ، تویی بخش کننده به برابری و دادگر در میان ملّت و آگاه به مقرّرات خدا، از میان همه انسانها، خدای تعالی خبر داد از آنچه تو را از فضلش انتخاب کرده به گفتهاش: (با توجه به این حقیقت) «آیا مؤمنانِ (اهل عبادت) مانند کسانی هستند که منحرف و نافرمانند؟ (نه، هرگز این دو گروه) مساوی نیستند؛ اما برای کسانی که مؤمنند و کارهای شایسته انجام دادهاند، بهشتها و اقامتگاه دائمی است که به آنان به پاداش اعمالی که همواره انجام میدادند پیشکش میشود».
1) . سوره سجده آیه 18و19
وَ أَنْتَ الْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ التَّنْزِیلِ، وَ حُکمِ التَّأْوِیلِ، وَ نَصِّ الرَّسُولِ، وَ لَک الْمَوَاقِفُ الْمَشْهُودَةُ، وَ الْمَقَامَاتُ الْمَشْهُورَةُ، وَ الْأَیامُ الْمَذْکورَةُ، یوْمَ بَدْرٍ وَ یوْمَ الْأَحْزَابِ، «إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ، وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ، وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا؛ هُنَالِک ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ، وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِیدا؛ وَ إِذْ یقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ، مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلا غُرُورا؛ وَ إِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ: یا أَهْلَ یثْرِبَ لا مُقَامَ لَکمْ فَارْجِعُوا، وَ یسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِی یقُولُونَ: إِنَّ بُیوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِی بِعَوْرَةٍ إِنْ یرِیدُونَ إِلا فِرَارا»(1)و تویی اختصاص یافته به علم قرآن و حکم تأویل و صریح گفتار پیامبر و تو را موقعیتهای گواهی شده و مقامات مشهود و روزهای یاد شده است، روز بدر و روز احزاب «و در آن حال چشمها از شدت ترس خیره شد و جانها به گلو رسید و به خداوند در مورد وعدههایش گمانهای ناروا میبردید؛ آنجا بود که مؤمنان در برابر هجومِ احزابِ متحد، مورد آزمایش قرار گرفتند و در نهایت به اضطرابی سخت دچار شدند؛ در همان حال منافقان و آنانکه در دلهایشان بیماری شدید وجود داشت میگفتند: خدا و پیامبرش جز بر پایۀ فریب به ما وعدۀ ندادهاند؛ در آن هنگامه گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه! میدان نبرد، جای درنگ و ماندن شما نیست، پس به مدینه بازگردید! و گروهی دیگر از پیامبر اجازۀ بازگشت میخواستند و بهانۀ آنان این بود که میگفتند: خانههای ما بدون حفاظ است و در معرض
1) . سوره احزاب آیه 9الی 13
خطر قرار دارد؛ درحالیکه بدون حفاظ نبود و آنان قصدی جز فرار از جبهه نداشتند».
وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا: هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، وَ مَا زَادَهُمْ إِلا إِیمَانا وَ تَسْلِیما»(1)، فَقَتَلْتَ عَمْرَهُمْ، وَ هَزَمْتَ جَمْعَهُمْ، «وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ کفَرُوا بِغَیظِهِمْ لَمْ ینَالُوا خَیرا، وَ کفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتَالَ، وَ کانَ اللَّهُ قَوِیا عَزِیزا»(2)و خدای تعالی فرمود: «چون مؤمنان، احزابِ متحد در میدان جنگِ خندق را دیدند گفتند: این همان جنگی است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادند و خدا و پیامبرش به ما وعدۀ راست و درست دادهاند؛ و جز بر ایمان و تسلیمشان نسبت به خدا و رسول نیفزود»؛ پس عمرو قهرمان آنها را کشتی و جمع آنان را فراری دادی، «و خداوند کافران را درحالیکه به هیچ خیری دست نیافتند با خشمشان برگرداند و مومنان را از جنگ نجات داد؛ خداوند همواره نیرومند و توانای شکست ناپذیر است».
وَ یوْمَ أُحُدٍ «إِذْ تصْعِدُونَ وَ لا یَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ، وَ الرَّسُولُ یَدْعُوهُمْ فِی أُخْرَاهُمْ»(3)وَ أَنْتَ تَذُودُ بُهَمَ الْمُشْرِکینَ عَنِ النَّبِی، ذَاتَ الْیمِینِ وَ ذَاتَ الشِّمَالِ، حَتَّى رَدَّهُمُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْکمَا خَائِفِینَ، وَ نَصَرَ بِک الْخَاذِلِینَ؛ و روز جنگ احد «بیاد
آر هنگامی را که از کوه بالا میرفتید؛ و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند؛ و از شدت وحشت، به عقب ماندگان نگاه نمیکردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد. و شما جواب نمیدادید» و تو بودی که مشرکان را برای حفظ پیامبر به راست و چپ دفع میکردی تا خدا گزند آنان را در حالی که ترسان بودند از شما دو بزرگوار برگرداند و شکست خوردگان را به وسیله تو یاری کرد.
وَ یوْمَ حُنَینٍ عَلَى مَا نَطَقَ بِهِ التَّنْزِیلُ: «إِذْ أَعْجَبَتْکمْ کثْرَتُکمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکمْ شَیئا، وَ ضَاقَتْ عَلَیکمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ، ثُمَّ وَلَّیتُمْ مُدْبِرِینَ، ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ»(1)وَ الْمُؤْمِنُونَ أَنْتَ وَ مَنْ یلِیک، وَ عَمُّک الْعَبَّاسُ ینَادِی الْمُنْهَزِمِینَ: یا أَصْحَابَ سُورَةِ الْبَقَرَةِ، یا أَهْلَ بَیعَةِ الشَّجَرَةِ، حَتَّى اسْتَجَابَ لَهُ قَوْمٌ قَدْ کفَیتَهُمُ الْمَئُونَةَ، وَ تَکفَّلْتَ دُونَهُمُ الْمَعُونَةَ، فَعَادُوا آیسِینَ مِنَ الْمَثُوبَةِ، رَاجِینَ وَعْدَ اللَّهِ تَعَالَى بِالتَّوْبَةِ، وَ ذَلِک قَوْلُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ: «ثُمَّ یتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِک عَلَى مَنْ یشَاءُ»(2)وَ أَنْتَ حَائِزٌ دَرَجَةَ الصَّبْرِ، فَائِزٌ بِعَظِیمِ الْأَجْرِ؛ و روز حنین، بنا بر آنچه قرآن در این آیه به آن گویا شد: «زمانی که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی فزونی افراد، چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد و زمین با همۀ فراخیش بر شما تنگ شد، آنگاه پشت کُنان از عرصۀ نبرد گریختید؛ سپس خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد» و مؤمنان تو بودی و همراهانت و عمویت عباس که شکست خوردگان را صدا میزد: ای اصحاب سوره بقره، ای اهل
بیعت شجره! تا جماعتی به او پاسخ دادند که تو رنج آنها را کفایت کردی و به جای آنها کمک را عهدهدار شدی، پس نومید از پاداش برگشتند و امیدوار به وعده خدای تعالی به سبب توبه و این است سخن خدا که عظیم باد یادش «آنگاه خداوند بعد از این، توبهی هرکس را بخواهد میپذیرد»، درحالیکه تو درجهی صبر را به دست آوردی و به مزد بزرگ پیروز شدی.
وَ یوْمَ خَیبَرَ إِذْ أَظْهَرَ اللَّهُ خَوَرَ الْمُنَافِقِینَ، وَ قَطَعَ دَابِرَ الْکافِرِینَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ «وَ لَقَدْ کانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یوَلُّونَ الْأَدْبَارَ، وَ کانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولا»؛(1)و روز خیبر که خدا شکست منافقان را آشکار کرد و دنباله کافران را برید و سپاس پروردگار جهانیان «با اینکه پیش از این در معرکهی اُحُد، با خداوند پیمان بسته بودند که از جنگ نگریزند، و یقین داشته باشند که پیمانِ با خداوند همواره مورد بازخواست قرار میگیرد».
مَوْلای أَنْتَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ، وَ الْمَحَجَّةُ الْوَاضِحَةُ، وَ النِّعْمَةُ السَّابِغَةُ، وَ الْبُرْهَانُ الْمُنِیرُ، فَهَنِیئاً لَک بِمَا آتَاک اللَّهُ مِنْ فَضْلٍ، وَ تَبّا لِشَانِئِک ذِی الْجَهْلِ، شَهِدْتَ مَعَ النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، جَمِیعَ حُرُوبِهِ وَ مَغَازِیهِ، تَحْمِلُ الرَّایةَ أَمَامَهُ، وَ تَضْرِبُ بِالسَّیفِ قُدَّامَهُ، ثُمَّ لِحَزْمِک الْمَشْهُورِ، وَ بَصِیرَتِک فِی الْأُمُورِ، أَمَّرَک فِی الْمَوَاطِنِ وَ لَمْ یکنْ عَلَیک أَمِیرٌ؛ مولای من تویی حجّت رسا و راه روشن و نعمت کامل و برهان تابناک هستی، پس گوارا باد تو را، آنچه خدا از برتری به تو داد و نابود باد دشمن نادانت، تو با پیامبر در تمام جنگها و لشکرکشیهایش حاضر بودی، پیشاپیش او، پرچم اسلام
1) . سوره احزاب آیه 15
را به دوش میکشیدی و در برابرش شمشیر میزدی، سپس تنها برای تدبیر و کاردانی مشهودت و بیناییت در امور، در تمام میدانها تو را به فرماندهی میگماشت و امیری بر تو نبود.
وَ کمْ مِنْ أَمْرٍ صَدَّک عَنْ إِمْضَاءِ عَزْمِک فِیهِ التُّقَى، وَ اتَّبَعَ غَیرُک فِی مِثْلِهِ الْهَوَى، فَظَنَّ الْجَاهِلُونَ أَنَّک عَجَزْتَ عَمَّا إِلَیهِ انْتَهَى، ضَلَّ وَ اللَّهِ الظَّانُّ لِذَلِک وَ مَا اهْتَدَى، وَ لَقَدْ أَوْضَحْتَ مَا أَشْکلَ مِنْ ذَلِک لِمَنْ تَوَهَّمَ وَ امْتَرَى، بِقَوْلِک صَلَّى اللَّهُ عَلَیک: قَدْ یرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَةِ، وَ دُونَهَا حَاجِزٌ مِنْ تَقْوَى اللَّهِ، فَیدَعُهَا رَأْی الْعَینِ، وَ ینْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لا حَرِیجَةَ لَهُ فِی الدِّینِ؛ چه بسیار کارهایی که تقوا مانع اجرای تصمیمت در آنها شد، اما غیر تو در مثل آن از هوای نفس پیروی کرد، پس نادانان گمان کردند که تو از آنچه او به آن رسید عاجز شدی، به خدا قسم گمانکننده اینچنین گمراه شد و راه نیافت و تو واضح ساختی آنچه از این امور مشکل شده بود، برای آنکه توهّم و تردید کردند به گفتارت، درود خدا بر تو که فرمودی: گاهی انسان زبردست و چیره روی چاره را میبیند، ولی در برابرش پردهای از تقوای خداست، در نتیجه روی چاره را آشکارا رها میکند، ولی فرصت آن را غنیمت میداند کسی که در امر دین باکی ندارد.
صَدَقْتَ وَ اللَّهِ، وَ خَسِرَ الْمُبْطِلُونَ، وَ إِذْ مَاکرَک النَّاکثَانِ فَقَالا، نُرِیدُ الْعُمْرَةَ فَقُلْتَ لَهُمَا: لَعَمْرُکمَا مَا تُرِیدَانِ الْعُمْرَةَ،
لَکنْ تُرِیدَانِ الْغَدْرَةَ، فَأَخَذْتَ الْبَیعَةَ عَلَیهِمَا، وَ جَدَّدْتَ الْمِیثَاقَ فَجَدَّا فِی النِّفَاقِ، فَلَمَّا نَبَّهْتَهُمَا عَلَى فِعْلِهِمَا، أَغْفَلا وَ عَادَا وَ مَا انْتَفَعَا، وَ کانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهِمَا خُسْرا؛ به خدا سوگند راست گفتی و یاوه سرایان دچار زیان شدند، هنگامی که آن دو عهد شکن با تو به فریبکاری برخاستند و گفتند قصد عمره داریم، به آنان گفتی: به جان خودتان قسم قصد عمره ندارید، بلکه قصد خیانت دارید، در نتیجه از آن دو نفر بیعت گرفتی و پیمان را محکم کردی، پس در نفاق کوشیدند، زمانی که بر کار نادرستشان آگاهشان کردی، بیتوجّهی کردند و به کار خویش بازگشتند، ولی بهرهمند نشدند و سرانجام کار هر دو خسران شد.
ثُمَّ تَلاهُمَا أَهْلُ الشَّامِ، فَسِرْتَ إِلَیهِمْ بَعْدَ الْإِعْذَارِ، وَ هُمْ لا یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ، وَ لا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ، هَمَجٌ رَعَاعٌ ضَالُّونَ، وَ بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ فِیک کافِرُونَ، وَ لِأَهْلِ الْخِلافِ عَلَیک نَاصِرُونَ، وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِاتِّبَاعِک، وَ نَدَبَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى نَصْرِک وَ قَالَ عزّ و جلّ: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا، اتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(1)سپس اهل شام خیانت آن دو را دنبال کردند و تو پس از بستن راه عذر بر آنان به سویشان حرکت کردی، ولی آنها به دین حق گردن ننهادند و در قرآن تدبّر ننمودند، بیخردان پست و گمراهان ناجوانمرد، به آنچه در حقّ تو بر محمّد نازل شده بود کافرند و نسبت به مخالفان ضدّ تو یاری دهندهاند، درحالیکه خدا به پیروی از تو امر کرد و مؤمنان را به یاری تو فرا خواند و فرمود خدای عزّ و جلّ: «ای اهل ایمان! از
1) . سوره آل عمران آیه 102
خداوند اطاعت کرده و از محرّماتش بپرهیزید و با صادقان همراه باشید».
مَوْلای بِک ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ قَدْ نَبَذَهُ الْخَلْقُ، وَ أَوْضَحْتَ السُّنَنَ بَعْدَ الدُّرُوسِ وَ الطَّمْسِ، فَلَک سَابِقَةُ الْجِهَادِ عَلَى تَصْدِیقِ التَّنْزِیلِ؛ وَ لَک فَضِیلَةُ الْجِهَادِ عَلَى تَحْقِیقِ التَّأْوِیلِ؛ مولای من حق بر تو نمایان شد، در حالیکه مردم آن را به یک سو انداختند و تو روشهای دینی را پس از کهنگی و نابودی آشکار ساختی، توراست پیشینه جهاد بر پایه تصدیق به قرآن و توراست فضیلت جهاد بر پایه تحقّق تأویل.
وَ عَدُوُّک عَدُوُّ اللَّهِ، جَاحِدٌ لِرَسُولِ اللَّهِ، یدْعُو بَاطِلاً وَ یحْکمُ جَائِرا، وَ یتَأَمَّرُ غَاصِباً وَ یدْعُو حِزْبَهُ إِلَى النَّارِ وَ عَمَّارٌ یجَاهِدُ وَ ینَادِی بَینَ الصَّفَّینِ: الرَّوَاحَ الرَّوَاحَ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ لَمَّا اسْتَسْقَى فَسُقِی اللَّبَنَ، کبَّرَ وَ قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: آخِرُ شَرَابِک مِنَ الدُّنْیا ضَیاحٌ مِنْ لَبَنٍ وَ تَقْتُلُک الْفِئَةُ الْبَاغِیةُ؛ فَاعْتَرَضَهُ أَبُو الْعَادِیةِ الْفَزَارِی فَقَتَلَهُ؛ و دشمن تو دشمن خدا و انکارکننده رسول خدا است، به باطل دعوت میکند و ستمکارانه حکومت میکند و غاصبانه فرمان میدهد، دار و دستهاش را به دوزخ میخواند، در حالیکه عمّار جهاد میکرد و میان دو لشگر فریاد میزد: کوچ کنید، کوچ کنید به سوی بهشت و زمانی که آب خواست، با شیر سیراب شد و تکبیر زد و گفت: رسول خدا به من فرمود: آخرین نوشیدنیت از دنیا
مخلوطی است از شیر و تو را گروه متجاوز به قتل میرساند؛ پس ابوالعادیهی فزاری راه را بر عمّار گرفت و او را کشت.
فَعَلَى أَبِی الْعَادِیةِ لَعْنَةُ اللَّهِ، وَ لَعْنَةُ مَلائِکتِهِ وَ رُسُلِهِ أَجْمَعِینَ، وَ عَلَى مَنْ سَلَّ سَیفَهُ عَلَیک، وَ سَلَلْتَ سَیفَک عَلَیهِ یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، مِنَ الْمُشْرِکینَ وَ الْمُنَافِقِینَ إِلَى یوْمِ الدِّینِ، وَ عَلَى مَنْ رَضِی بِمَا سَاءَک وَ لَمْ یکرَهْهُ، وَ أَغْمَضَ عَینَهُ وَ لَمْ ینْکرْ، أَوْ أَعَانَ عَلَیک بِیدٍ أَوْ لِسَانٍ، أَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِک، أَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهَادِ مَعَک، أَوْ غَمَطَ فَضْلَک، وَ جَحَدَ حَقَّک، أَوْ عَدَلَ بِک مَنْ جَعَلَک اللَّهُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ، وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک، وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، وَ سَلامُهُ وَ تَحِیاتُهُ، وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ آلِک الطَّاهِرِینَ، إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ؛ پس بر ابوالعادیه لعنت خدا و لعنت فرشتگان خدا و همه پیامبران باد و لعنت بر کسی که شمشیر به روی تو کشید و تو به روی او شمشیر کشیدی ای امیر مؤمنان، از مشرکان و منافقان تا روز قیامت و بر آن که خشنود شد به آنچه تو را غمگین ساخت و غم تو او را ناخوش نداشت و دیده برهم نهاد و بیتفاوت گذشت و علّت و عاملش را انکار نکرد یا ضدّ تو به دست و زبان کمک کرد یا از یاریت دست کشید یا از جهاد نمودن به همراه تو، کنارهگیری کرد یا فضل تو را کوچک شمرد و حقّت را انکار کرد یا با تو برابر نمود کسی را که خدا قرار داد تو را سزاوارتر به او از خود او، درودهای خدا و رحمت و برکات و سلام و تحیاتش بر تو و بر امامان از خاندان پاک تو، زیرا او ستوده و بزرگوار است.
وَ الْأَمْرُ الْأَعْجَبُ، وَ الْخَطْبُ الْأَفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِک حَقَّک، غَصْبُ الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ الزَّهْرَاءِ، سَیدَةِ النِّسَاءِ فَدَکاً، وَ رَدُّ شَهَادَتِک وَ شَهَادَةِ السَّیدَینِ سُلالَتِک، وَ عِتْرَةِ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَیکمْ، وَ قَدْ أَعْلَى اللَّهُ تَعَالَى عَلَى الْأُمَّةِ دَرَجَتَکمْ، وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَکمْ، وَ أَبَانَ فَضْلَکمْ، وَ شَرَّفَکمْ عَلَى الْعَالَمِینَ، فَأَذْهَبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ، وَ طَهَّرَکمْ تَطْهِیراً قَالَ اللَّهُ عزّ و جلّ: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً إِلا الْمُصَلِّینَ»(1)فَاسْتَثْنَى اللَّهُ تَعَالَى نَبِیهُ الْمُصْطَفَى، وَ أَنْتَ یا سَیدَ الْأَوْصِیاءِ مِنْ جَمِیعِ الْخَلْقِ، فَمَا أَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَک عَنِ الْحَقِّ؛ کار شگفتتر و حادثه زشتتر، پس از انکار حق تو، غصب فدک صدّیقه طاهره زهرا سرور زنان و نپذیرفتن گواهی تو و گواهی دو سرور از نژادت و عترت مصطفی است! درود خدا بر شما باد و حال آنکه خدا درجه شما را بر امّت برتر گرداند و منزلت شما را رفیع ساخت و فضل و شرفتان را بر جهانیان آشکار ساخت و پلیدی را از شما برد و پاکتان ساخت پاک ساختنی ویژه، خدا عزّ و جلّ فرمود: «همانا انسان بیطاقت و حریص آفریده شده؛ چون آسیبی به او رسد بیتابی میکند؛ و هنگامی که خیری نصیب او شود بخل میورزد؛ به جز نمازگزاران» پس خدای متعال، پیامبر برگزیدهاش را و تو را، ای سرور جانشینان از همه مردم استثنا کرد، پس آنانکه به تو ستم کردند، چقدر از دیدن حق کور بودند.
1) . سوره احزاب آیه 19و20
ثُمَّ أَفْرَضُوک سَهْمَ ذَوِی الْقُرْبَى مَکراً، وَ أَحَادُوهُ عَنْ أَهْلِهِ جَوْراً، فَلَمَّا آلَ الْأَمْرُ إِلَیک أَجْرَیتَهُمْ عَلَى مَا أَجْرَیا، رَغْبَةً عَنْهُمَا بِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَک، فَأَشْبَهَتْ مِحْنَتُک بِهِمَا مِحَنَ الْأَنْبِیاءِ عِنْدَ الْوَحْدَةِ وَ عَدَمِ الْأَنْصَارِ؛ سپس سهم خویشان پیامبر را از باب فریب برای تو مقرّر داشتند، ولی به جور و ستم از اهلش برگرداندند، چون حکومت به تو برگشت با خویشان پیامبر در حالیکه از آن دو نفر رویگردان بودی، به خاطر پاداشی که نزد خدا برای تو بود، به همان صورت عمل کردی که آن دو نفر عمل کردند، پس گرفتاری تو به آن دو نفر به گرفتاری پیامبران در هنگام تنهایی و بییاوری شبیه شد.
وَ أَشْبَهْتَ فِی الْبَیاتِ عَلَى الْفِرَاشِ الذَّبِیحَ عَلَیهِ الْسَّلام، إِذْ أَجَبْتَ کمَا أَجَابَ، وَ أَطَعْتَ کمَا أَطَاعَ إِسْمَاعِیلُ، صَابِراً مُحْتَسِباً، إِذْ قَالَ لَهُ: «یا بُنَی، إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُک، فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَى، قَالَ یا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ، سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»(1)وَ کذَلِک أَنْتَ لَمَّا أَبَاتَک النَّبِی، صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، وَ أَمَرَک أَنْ تَضْجَعَ فِی مَرْقَدِهِ، وَاقِیا لَهُ بِنَفْسِک، أَسْرَعْتَ إِلَى إِجَابَتِهِ مُطِیعا، وَ لِنَفْسِک عَلَى الْقَتْلِ مُوَطِّنا؛ فَشَکرَ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَتَک، وَ أَبَانَ عَنْ جَمِیلِ فِعْلِک، بِقَوْلِهِ جَلَّ ذِکرُهُ: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ»(2)و در آرمیدن در بستر پیامبر، شبیه به
اسماعیل ذبیح علیه السلام شدی چه آنکه تو نیز مانند او قبول کردی و اطاعت نمودی به همان صورت که اسماعیل صابرانه و پاداش خواهانه اطاعت کرد، وقتی که ابراهیم به او گفت: «پسرکم! همانا در خواب دیدم تو را ذبح میکنم؛ با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم! آنچه را به آن مأمور شدهای انجام ده، ان شاء اللّه مرا از شکیبایان خواهی یافت» و تو نیز زمانی که پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش) در بسترش خواباندت و به تو فرمان داد در خوابگاهش بیارامی و او را با جانت از شر دشمنان حفظ کنی، فرمانبردارانه به پذیرش دعوتش شتافتی و خود را برای کشته شدن آماده کردی؛ در نتیجه خدا از فرمان برداریت قدردانی کرد و از کار زیبایت به گفتارش جلّ ذکره در قرآن پرده برداشت، آنجا که فرمود: «و از مردم کسی است که جانش را برای به دستآوردن خشنودی خدا میفروشد».
ثُمَّ مِحْنَتُک یوْمَ صِفِّینَ، وَ قَدْ رُفِعَتِ الْمَصَاحِفُ حِیلَةً وَ مَکراً، فَأَعْرَضَ الشَّک، وَ عُزِفَ الْحَقُّ، وَ اتُّبِعَ الظَّنُّ، أَشْبَهَتْ مِحْنَةَ هَارُونَ، إِذْ أَمَّرَهُ مُوسَى عَلَى قَوْمِهِ، فَتَفَرَّقُوا عَنْهُ، وَ هَارُونُ ینَادِی بِهِمْ وَ یقُولُ: «یا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ، وَ إِنَّ رَبَّکمُ الرَّحْمَنُ، فَاتَّبِعُونِی وَ أَطِیعُوا أَمْرِی، قَالُوا: لَنْ نَبْرَحَ عَلَیهِ عَاکفِینَ، حَتَّى یرْجِعَ إِلَینَا مُوسَى»(1)سپس گرفتاریت در جنگ صفین، درحالیکه قرآنها از روی حیله و فریب به نیزهها بالا رفته بود، در نتیجه شک و تردید پیدا شد و
1) . سوره طه آیه 90
حق به یک سو افتاد و از گمان پیروی شد، این گرفتاریت شبیه به گرفتاری هارون شد، زمانی که موسی او را بر رهبری قوم خود قرار داد، آنها از دور او پراکنده شدند، هارون بر سر آنان فریاد میزد و میگفت: «ای قومِ من! شما به وسیلۀ این مجسمۀ بیجانِ و بیاثر مورد آزمایش قرار گرفتهاید، بیتردید پروردگار شما خداوند رحمان است، بر شماست که از من پیروی کنید و مطیع دستورم باشید؛ گفتند: ما هرگز پرستش گوساله را ترک نمیکنیم تا موسی به سویمان باز گردد».
وَ کذَلِک أَنْتَ لَمَّا رُفِعَتِ الْمَصَاحِفُ، قُلْتَ: یا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهَا وَ خُدِعْتُمْ، فَعَصَوْک وَ خَالَفُوا عَلَیک، وَ اسْتَدْعَوْا نَصْبَ الْحَکمَینِ فَأَبَیتَ عَلَیهِمْ، وَ تَبَرَّأْتَ إِلَى اللَّهِ مِنْ فِعْلِهِمْ، وَ فَوَّضْتَهُ إِلَیهِمْ، فَلَمَّا أَسْفَرَ الْحَقُّ وَ سَفِهَ الْمُنْکرُ، وَ اعْتَرَفُوا بِالزَّلَلِ وَ الْجَوْرِ عَنِ الْقَصْدِ، اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِهِ، وَ أَلْزَمُوک عَلَى سَفَهٍ التَّحْکیمَ، الَّذِی أَبَیتَهُ وَ أَحَبُّوهُ وَ حَظَرْتَهُ، وَ أَبَاحُوا ذَنْبَهُمُ الَّذِی اقْتَرَفُوهُ؛ و همچنین تو ای امیر مؤمنان، همین که قرآنها بالا رفت گفتی: ای ملّت شما به آن آزمایش شدید و گرفتار نیرنگ گشتهاید، امّا از خواسته تو سرپیچی کردند و با تو به مخالفت برخاستند و گماشتن دو داور را از تو تقاضا نمودند، تو از تقاضای آنان سرباز زدی و از عمل آنان به سوی خدا بیزاری جستی و آنان را به خودشان واگذاشتی، پس زمانی که حق آشکار شد و خطای منکر روشن گشت و به لغزش و انحراف از راه حق اعتراف کردند، پس از آن دچار اختلاف شدند و از روی بیخردی تو را مجبور به پذیرفتن حکمیت کردند، حکمیتی که از آن سرباز زدی و آنان میخواستند و تو از آن باز داشتی، حلال دانستند گناهانشان را که مرتکب شدند.
وَ أَنْتَ عَلَى نَهْجِ بَصِیرَةٍ وَ هُدًى، وَ هُمْ عَلَى سُنَنِ ضَلالَةٍ وَ عَمًى، فَمَا زَالُوا عَلَى النِّفَاقِ مُصِرِّینَ، وَ فِی الْغَی مُتَرَدِّدِینَ، حَتَّى أَذَاقَهُمُ اللَّهُ وَبَالَ أَمْرِهِمْ، فَأَمَاتَ بِسَیفِک مَنْ عَانَدَک فَشَقِی وَ هَوَى، وَ أَحْیا بِحُجَّتِک مَنْ سَعِدَ فَهُدِی، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک، غَادِیةً وَ رَائِحَةً، وَ عَاکفَةً وَ ذَاهِبَةً؛ تو بر راه بینایی و هدایت بودی و ایشان بر روشهای گمراهی و کوری، همچنان بر نفاق اصرار داشتند و در گمراهی سرگردان بودند تا خدا سنگینی کار ناپسندشان را به آنان چشاند و کسی را که با تو دشمنی کرد با شمشیرت به نابودی کشید، پس بدبخت و نگونسار شد و با حجّت تو زنده کرد کسی را که سعادت یافت و راهنمایی شد. درود خدا بر تو باد بامداد و شامگاه، در حضر و در سفر.
فَمَا یحِیطُ الْمَادِحُ وَصْفَک، وَ لا یحْبِطُ الطَّاعِنُ فَضْلَک، أَنْتَ أَحْسَنُ الْخَلْقِ عِبَادَةً، وَ أَخْلَصُهُمْ زَهَادَةً، وَ أَذَبُّهُمْ عَنِ الدِّینِ، أَقَمْتَ حُدُودَ اللَّهِ بِجُهْدِک، وَ فَلَلْتَ عَسَاکرَ الْمَارِقِینَ بِسَیفِک، تُخْمِدُ لَهَبَ الْحُرُوبِ بِبَنَانِک، وَ تَهْتِک سُتُورَ الشُّبَهِ بِبَیانِک، وَ تَکشِفُ لَبْسَ الْبَاطِلِ عَنْ صَرِیحِ الْحَقِّ، لا تَأْخُذُک فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ؛ بر وصفت مدح کنندهای احاطه نکند و عیب جویی برتریت را نابود ننماید، تو در عبادت بهترین خلقی و در پارسایی خالصترین آنانی و در دفاع از دین سرسختترین ایشان، با کوششت حدود خدا را بپا داشتی و با شمشیرت اردوهای خارج از دین را فراری دادی، با سرانگشتانت شعله جنگها را خاموش ساختی و با بیانت پردههای شبهه را دریدی و آمیختگی باطل را از حق آشکارا برطرف کردی، سرزنش هیچ سرزنشکنندهای تو را در راه خدا مانع نشد.
وَ فِی مَدْحِ اللَّهِ تَعَالَى لَک غِنًى عَنْ مَدْحِ الْمَادِحِینَ، وَ تَقْرِیظِ الْوَاصِفِینَ؛ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ، وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ، وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا»(1)مدح خدای تعالی تو را بینیاز کرد از مدح مدّاحان و ستایش وصفکنندگان؛ خدای تعالی فرمود: «از مؤمنان مردانی هستند که به عهدی که با خداوند بسته بودند وفا کردند، برخی از آنان عهد خود را به انجام رساندند و بعضی انتظار شهادت به سر میبرند و به هیچ وجه عهدشان را تغییر ندادهاند.
وَ لَمَّا رَأَیتَ أَنْ قَتَلْتَ النَّاکثِینَ، وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ، وَ صَدَقَک رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَعْدَهُ، فَأَوْفَیتَ بِعَهْدِهِ، قُلْتَ: أَمَا آنَ أَنْ تُخْضَبَ هَذِهِ، مِنْ هَذِهِ أَمْ مَتَى یبْعَثُ أَشْقَاهَا، وَاثِقا بِأَنَّک عَلَى بَینَةٍ مِنْ رَبِّک، وَ بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِک، قَادِمٌ عَلَى اللَّهِ، مُسْتَبْشِرٌ بِبَیعِک الَّذِی بَایعْتَهُ بِهِ، وَ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ زمانی که دیدی پیمان شکنان و ستمکاران و بیرون رفتگان از دین را کشتی و رسول خدا (که درود خدا بر او و خاندانش باد) وعدهاش را به تو راست گفته بود و تو هم به عهدش وفا کردی، گفتی: آیا وقت آن نرسیده که این محاسن به خون سر رنگین شود؟ یا چه زمان بدبختترین این ملّت برای این کار برانگیخته میشود، اطمینان داشتی به اینکه بر پایه برهانی از پروردگارت و
1) . سوره احزاب آیه 23
بصیرت از کارت هستی، وارد شونده بارگاه خدایی، شادان به معاملهای که انجام دادی و این است آن رستگاری بزرگ.
اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَنْبِیائِک، وَ أَوْصِیاءِ أَنْبِیائِک بِجَمِیعِ لَعَنَاتِک، وَ أَصْلِهِمْ حَرَّ نَارِک، وَ الْعَنْ مَنْ غَصَبَ وَلِیک حَقَّهُ، وَ أَنْکرَ عَهْدَهُ، وَ جَحَدَهُ بَعْدَ الْیقِینِ، وَ الْإِقْرَارِ بِالْوِلایةِ لَهُ یوْمَ أَکمَلْتَ لَهُ الدِّینَ؛ اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ ظَلَمَهُ، وَ أَشْیاعَهُمْ وَ أَنْصَارَهُمْ؛ اللَّهُمَّ الْعَنْ ظَالِمِی الْحُسَینِ وَ قَاتِلِیهِ، وَ الْمُتَابِعِینَ عَدُوَّهُ وَ نَاصِرِیهِ، وَ الرَّاضِینَ بِقَتْلِهِ وَ خَاذِلِیهِ لَعْنا وَبِیلا؛ خدایا کشندگان پیامبرانت و جانشینان انبیایت را به همۀ لعنتهایت لعنت کن و آنان را ملازم حرارت آتشت گردان و لعنت کن کسی را که حقّ ولیت را غصب کرد و پیمانش را انکار نمود و او را پس از یقین و اقرار به ولایتش، روزی که دین را برای او کامل کردی، منکر شد، خدایا قاتلان امیر مؤمنان و کسانی که به او ستم کردند و پیروان و یاران آنان را لعنت کن. خدایا ستمکنندگان بر حسین را لعنت کن و همچنین قاتلانش و پیروی کنندگان از دشمنش و یاوران دشمنش و راضیان به قتلش و دریغ کنندگان از یاریاش را لعنتی شدید و سخت بر آنان بفرست.
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ مَانِعِیهِمْ حُقُوقَهُمْ؛ اللَّهُمَّ خُصَّ أَوَّلَ ظَالِمٍ وَ غَاصِبٍ لِآلِ مُحَمَّدٍ
بِاللَّعْنِ، وَ کلَّ مُسْتَنٍّ بِمَا سَنَّ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، خَاتَمِ النَّبِیینَ، وَ عَلَى عَلِی سَیدِ الْوَصِیینَ، وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ اجْعَلْنَا بِهِمْ مُتَمَسِّکینَ، وَ بِوِلایتِهِمْ مِنَ الْفَائِزِینَ الْآمِنِینَ، الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ؛ خدایا لعنت کن اول ستمکاری که به خاندان محمّد ستم کرد و آنان را از حقوقشان بازداشت، خدایا اوّل ستمکار و غاصب حق خاندان محمّد را به لعنت اختصاص ده و هر پیروی کننده از آنچه او شیوه و روش ساخت تا روز قیامت. خدایا درود فرست بر محمّد خاتم پیامبران و بر علی سرور اوصیا و خاندان پاکش و ما را قرار ده از متمسّکین به آنان و از کامیابان به ولایتشان و ایمنی که نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند(1)
1) . سند زیارت غدیریه: از کتاب «المزار» محمد بن جعفر مشهدی: اَخْبَرَنِی الْفَقِیهُ الْاَجَلُّ اَبُو الْفَضْلِ شَاذَانُ بْنُ جَبْرَئِیلَ الْقُمِّیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ الْفَقِیهِ الْعِمَادِ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِیِّ، عَنْ اَبِی عَلِیٍّ، عَنْ وَالِدِهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنْ اَبِی الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ قُولَوَیْهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ الْکُلَیْنِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ اِبْرَاهِیمَ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ اَبِی الْقَاسِمِ بْنِ رُوحٍ وَ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ الْعَمْرِیِّ، عَنْ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ، عَنْ اَبِیهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا، وَ ذَکَرَ اَنَّهُ عَلَیْهِ السَّلَامُ زَارَ بِهَا فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ فِی السَّنَةِ الَّتِی اَشْخَصَهُ الْمُعْتَصِمُ.
قرآن کریم
نهج البلاغه
عيون أخبار الرضا عليه السلام ، الشیخ صدوق، ناشر منشورات جهان.
شیخ کلینی(329 ق)، الکافی (ط- الاسلامیه)، محقق: غفاری علی اکبر، آخوندی محمد. تهران: دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق.
إبن طاووس، علی بن موسی، إقبال الامال(ط-القدیمه)، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1409ق.
شیخ حرالعاملی، شیخ محمد بن الحسن(1104ق)، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت،
شیخ حرالعاملی، شیخ محمد بن الحسن(1104ق)، وسائل الشیعه، لبنان: موسسه دار احیاء التراث العربی بیروت.
شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، منشورات جهان.
مجلسی، محمد باقر. بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء، 1403ق.
10.شیخ طوسی، مصباح المتهجد، لبنان: موسسه فقه الشیعه بیروت، 1411 ق.
11.الدیلمی حسن بن محمد، إرشاد القلوب، محقق: السید هاشم المیلانی، ناشر رضی، 1412ق.
12.علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنّة و الأدب، علامه عبدالحسین امینی، 1390ق.
13.المحدث الاربلی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، ناشر الرضی.
شیخ قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار، نشر اسوه.
خمینی، روح الله، صحیفه امام خمینی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1389.
میزان الحکمة، المحمدی الری شهری، شیخ محمد، قم ، دارالحدیث، 1375.