ghaemiyeh.com
سرشناسه :صفرزاده تهرانی، حسن، 1341-
عنوان و نام پدیدآور :آشنایی با قرآن کریم/نویسنده حسن صفر زاده تهرانی ؛ تدوین و ویراستار اکرم ویسی ؛ به اهتمام موسسه پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن.
مشخصات نشر :اصفهان: فرهنگستان اندیشه، 1401.
مشخصات ظاهری :119ص.؛ 5/14 × 5/21 س م.
فروست :...مجموعه کتاب های نمی ازیم.
شابک :500000 ریال:978-600-6620-48-0
وضعیت فهرست نویسی :فاپا
یادداشت :کتاب حاضر با حمایت دفتر مطالعات و پژوهش های بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتشر شده است.
یادداشت :کتابنامه: ص.116-119؛ همچنین به صورت زیر نویس.
موضوع :قرآن-- بررسی و شناخت Qur'an -- Surveys
شناسه افزوده :ویسی، اکرم، 1366-، ویراستار، گردآورنده
شناسه افزوده :موسسه قرآن و عترت صبح روشن
شناسه افزوده :بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه و الشریف). دفتر مطالعات و پژوهش های فرهنگی اجتماعی
رده بندی کنگره :BP65/3
رده بندی دیویی :297/159
شماره کتابشناسی ملی :8861170
اطلاعات رکورد کتابشناسی :فاپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
سرشناسه :صفرزاده تهرانی، حسن، 1341-
عنوان و نام پدیدآور :آشنایی با قرآن کریم/نویسنده حسن صفر زاده تهرانی ؛ تدوین و ویراستار اکرم ویسی ؛ به اهتمام موسسه پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن.
مشخصات نشر :اصفهان: فرهنگستان اندیشه، 1401.
مشخصات ظاهری :119ص.؛ 5/14 × 5/21 س م.
فروست :...مجموعه کتاب های نمی ازیم.
شابک :500000 ریال:978-600-6620-48-0
وضعیت فهرست نویسی :فاپا
یادداشت :کتاب حاضر با حمایت دفتر مطالعات و پژوهش های بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتشر شده است.
یادداشت :کتابنامه: ص.116-119؛ همچنین به صورت زیر نویس.
موضوع :قرآن-- بررسی و شناخت Qur'an -- Surveys
شناسه افزوده :ویسی، اکرم، 1366-، ویراستار، گردآورنده
شناسه افزوده :موسسه قرآن و عترت صبح روشن
شناسه افزوده :بنیاد فرهنگی بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه و الشریف). دفتر مطالعات و پژوهش های فرهنگی اجتماعی
رده بندی کنگره :BP65/3
رده بندی دیویی :297/159
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
شماره کتابشناسی ملی :8861170
اطلاعات رکورد کتابشناسی :فاپا
عکس
حاملان وحی و مَن خُوطِبَ بِه
و همه کسانی که در نشر فرهنگ قرآن کریم
همه هستی خود را فدا کردند
خاصه پدر و مادرم که مرا در کودکی
با قرآن کریم آشنا ساختند.
*وارستگان صاحب آداب قلبی و مراقبات باطنی، رشحه و جرعه ای از آنچه قلب عوالم از "ادَّبَنی رَبِّی" دریافت فرموده، برای تشنگان این کوثر به هدیه آورند و آنان را مؤدب به آداب الله تا حد میسور نمایند.
*متقیان تشنه هدایت بارقهای از آنچه به نور تقوا از این سرچشمه جوشان "هُدی لِلْمُتَقین" هدایت یافتهاند، برای عاشقانِ سوخته هدایت الله به ارمغان آورند.
*هر طایفه ای از علمای اعلام و دانشمندان معظم به بُعدی از ابعاد الهی این کتاب مقدّس دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوی عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمایند، تا معلوم شود این کتاب سرچشمه همه چیز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست؛ تا بیخبران نگویند عرفان و فلسفه، بافتهها و تخیلاتی بیش نیست و ریاضت و سیر و سلوک، کار درویشان قلندر است، یا اسلام به سیاست و حکومت و اداره کشور چه کار دارد که این کار سلاطین و رؤسای جمهور و اهل دنیا است، یا اسلام دین صلح و سازش است و حتی از جنگ و جدال با ستمکاران بری است و بر سر قرآن آن آورند که کلیسای جاهل و سیاستمداران بازیگر بر سر دین مسیح عظیم الشأن آوردند.
«امام خمینی رحمت الله علیه»(1)
1) - صحیفه امام خمینی، ج20، ص 93
پیشگفتار.......... 1
مقدمه.......... 2
فصل اول: ما و قرآن کریم.......... 4
بخش اول: تأسف بزرگان در کوتاهی نسبت به قرآن کریم.......... 4
فیلسوف ملاصدرای شیرازی.......... 4
فیلسوف فیض کاشانی.......... 5
رهبر کبیر انقلاب اسلامی.......... 5
بخش دوم: امام خمینی و قرآن کریم.......... 7
پیام به زائران بیت الله الحرام.......... 7
اُنس با قرآن کریم.......... 7
متقیان تشنه هدایت.......... 8
عمر به باد رفته.......... 9
وصیتنامه.......... 10
بر کتاب خدا چه گذشت؟.......... 12
حکومتهای جائر.......... 12
نقش قرآن کریم.......... 13
ما مفتخریم.......... 14
بخش سوم: پیروزی انقلاب اسلامی.......... 16
معجزه قرآن کریم.......... 16
حال سؤال این است.......... 17
آیا تا کنون از خود پرسیدهایم.......... 18
فصل دوم: آداب قرآن کریم.......... 23
بخش اول: بهار قرآن کریم.......... 23
بخش دوم: اُنس با قرآن کریم.......... 24
مرحله اول اُنس: تلاوت قرآن کریم.......... 26
یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ.......... 26
آداب تلاوت قرآن کریم و موانع آن.......... 27
قسمت اوّل: آداب ظاهری تلاوت قرآن کریم.......... 27
قسمت دوّم: آداب باطنی تلاوت قرآن کریم.......... 27
موانع تلاوت قرآن.......... 31
قسمت سوّم: موانع ظاهری فهم قرآن کریم.......... 32
قسمت چهارم: موانع باطنی فهم قرآن کریم.......... 33
مرحله دوم اُنس: تدبّر در قرآن کریم.......... 34
مرحله سوم اُنس: عمل به قرآن کریم.......... 36
فصل سوم: مقدمات شناخت قرآن کریم.......... 40
بخش اول: ظرف قرآن کریم.......... 40
ظرف زمانی نزول قرآن کریم.......... 40
ظرف مکانی نزول قرآن کریم.......... 40
کیفیت نزول قرآن کریم.......... 41
بخش دوم: تعلیم قرآن کریم.......... 42
تعلیم قرآن کریم.......... 42
معلم قرآن کریم.......... 43
یکی از وظایف پیامبر.......... 43
تعلیم و تعلم قرآن کریم در روایات.......... 43
بخش سوم: ضرورت شناخت قرآن کریم.......... 45
بخش چهارم: منابع شناخت قرآن کریم.......... 47
قرآن کریم، بهترین منبع شناخت.......... 47
مَنْ خُوطِبَ بِهِ، بهترین منبع شناخت.......... 48
بخش پنجم: آشنایی با زبان قرآن کریم.......... 49
زبان اول: زبان منطق و استدلال.......... 50
زبان دوم: زبان دل و احساس.......... 51
فصل چهارم: شناخت قرآن کریم.......... 57
بخش اول: قطعیت و اتقان قرآن کریم.......... 58
اول: اتصال به منبع لایزال الهی.......... 58
دوم: ابلاغ وحی.......... 58
سوم: دریافت وحی.......... 59
چهارم: رسالت و نبوت.......... 59
پنجم: محتوای قرآن کریم.......... 60
تحدّی قرآن کریم.......... 61
بخش دوم: جامعیت قرآن کریم.......... 63
دلالت آیات بر جامعیت قرآن کریم.......... 63
روایات و جامعیت قرآن کریم.......... 64
اندیشمندان و جامعیت قرآن کریم.......... 64
امام خمینی.......... 65
بخش سوم: جهانی بودن قرآن کریم.......... 67
جهان شمول بودن قرآن کریم.......... 67
آیات و جهان شمول بودن قرآن کریم.......... 67
جهان شمول بودن رسالت پیامبر.......... 68
روایات و جهان شمول بودن قرآن کریم.......... 70
بخش چهارم: جاودانگی قرآن کریم.......... 71
آیات و جهان جاودانگی قرآن کریم.......... 71
روایات و جهان جاودانگی قرآن کریم.......... 71
تغییر ناپذیری قرآن کریم.......... 72
بخش پنجم: نورانیت قرآن کریم.......... 74
حقیقت نور.......... 74
آن چه به نور تشبیه شده است.......... 75
علم و دانش.......... 75
دین مبین اسلام.......... 76
ایمان.......... 76
هدایت الهی.......... 76
قرآن کریم.......... 77
پیامبر گرامی اسلام.......... 77
امامت و ولایت.......... 77
خداوند نور آسمان و زمین است.......... 78
چگونه قرآن، نور است؟.......... 78
بخش ششم: هدایتگری قرآن کریم.......... 82
معنای هدایت.......... 82
آیات و هدایت قرآن کریم.......... 82
گستره کمی هدایت قرآن کریم.......... 83
گستره کیفی هدایت قرآن کریم.......... 83
مراتب بهرهمندی از هدایت قرآن کریم.......... 83
شرط استفاده از هدایت قرآن کریم.......... 84
منابع کتاب.......... 85
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
از تمامی علمای اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم که از کتاب مقدسی که «تِبْیان کلِّ شَیءٍ» است و صادر از مقام جمع الهی به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابیده است، غفلت نفرمایند.
(امام خمینی رحمت الله علیه)
کتاب "آشنایی با قرآن کریم" از مجموعه کتابهای"نمی از یم" در 4 فصل و 15 بخش، با هدف آشنایی با قرآن کریم، حاوی مطالب کاربردی و مورد نیاز برای آشنایی بیشتر و بهتر علاقمندان با قرآن کریم و برای آگاهی بهتر نسبت به وظیفه مسلمانان در برابر این کتاب مقدّس؛ تدوین شده است.
کتاب "آشنایی با قرآن کریم" به همت دانشمند ارجمند حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حسن صفرزاده تهرانی به رشته تحریر درآمده و به اهتمام مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن منتشر شده است و به شیفتگان و علاقمندان قرآن کریم و دلدادگان این کتاب مقدس تقدیم میگردد.
مؤسسه فرهنگی پژوهشی قرآن و عترت صبح روشن
ماه مبارک رمضان 1443
مصادف با اردیبهشت 1401
کتاب "آشنایی با قرآن کریم"، از مجموعه کتابهای"نمی از یم" با هدف آشنایی با قرآن کریم، حاوی مطالب کاربردی و مورد نیاز برای آشنایی بیشتر علاقمندان با قرآن کریم و برای آگاهی بهتر نسبت به وظیفه در برابر این کتاب مقدّس است.
اصل در تدوین این کتاب بیان مطالب ضروری در رابطه با قرآن کریم است و از مباحث علمی پیچیده که اثر عملی ندارد و همچنین از مباحث فرعی و لفظی که در محتوا نقشی ندارد خودداری شده است.
در تدوین این کتاب سعی شده از چند جهت از مباحث علمیّه در باره قرآن کریم پرهیز شود. از یک سو دست نویسنده از درجات علمی اینکتاب مقدّس کوتاه است و از سوی دیگر علماء و دانشمندان علوم قرآنی در این باب، چیزی فروگزار نکردهاند و از سوی سوم نکات علمیه منحصر به اهل علم و فضل است و هدف تدوین این کتاب استفادهی عموم است و از سوی چهارم مقصود مهم از نزول قرآن کریم برای تعلیم و تربیت و تزکیه نفوس است و پرداختن به مباحث علمی درباره این کتاب مقدّس، به دور از مقصود است.
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در مقدمه کتاب جنود عقل و جهل به تفصیل به این موضوع پرداخته و میفرماید: مقصد قرآن و حدیث تصفیۀ عقول و تزکیۀ نفوس است نه جهات ادبی و فلسفی و تاریخی و امثال آن.
بر این اساس در تدوین این کتاب سعی شده است مطالبی آورده شود تا خواننده را به وظیفهاش نسبت به قرآن کریم آشنا نماید و کوتاهیها نسبت به این کتاب مقدّس را در حد امکان گوشزد نماید و نَمی از دریای بیکران قرآن را نمایان سازد انشاءالله و مرضی حضرت حق قرار گیرد.
حسن صفرزاده تهرانی
ماه مبارک رمضان 1443
مصادف با اردیبهشت 1401
بسیاری از بزرگان، با آن که از نظر علمی به درجات اعلی رسیده و در رشتههای علوم سرآمد همه دانشمندان زمان خود بوده و از خود آثار گرانبهايی بجای گذاشته و خدمات علمی بسیاری داشته و عالمان وارسته و اساتید مبرز را تربیت کردهاند؛ با این حال از این که وقتشان را صرف علوم مختلف کرده و کمتر سراغ قرآن کریم رفتهاند، در حسرت سوخته و اظهار تأسف کردهاند که به چند نمونه از آن اشاره میشود.
یکی از حکما و فلاسفه که در کوتاهی نسبت به قرآن کریم اظهار تأسف میکند، ملاصدرای شیرازی قدسسرّه است. آن بزرگوار، حکیم، فیلسوف، عارف شیعی و بنیانگذار حکمت متعالیه است و از این که به علوم دیگر بیشتر از قرآن کریم توجه کرده است اظهار تأسف میکند و در مقدّمه تفسیر سوره واقعه مینویسد: بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد علیهم السلام بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پردهها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من میگویند: سَلَامٌ عَلَیکمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا
خَالِدِینَ؛(1)سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.
از دیگر حکما و فلاسفه که در کوتاهی نسبت به قرآن کریم اظهار تأسف میکند، فیض کاشانی قدسسره است. آن بزرگوار حکیم، محدث، عارف و فقیه شیعی است که با بیش از صد اثر علمی و تربیت دهها عالم وارسته و استادان مبرز در چندین رسته تخصصی دارد؛ در رساله انصاف خود از این که به علوم دیگر بیشتر از قرآن کریم توجّه کرده است اظهار تأسف میکند و مینویسد: عمرم رفت و در چند رشته تخصص داشتم و کتابها نوشتم، رسالهها نگاشتم و تحقیقاتی کردم؛ ولی در هیچیک از این علوم دارویی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و انابه کردم و به سراغ تدبّر در قرآن رفتم.
امام خمینی قدسسره، خالق انقلاب اسلامی و کسی که در طول تاریخ اسلام مثل و مانند او در احیاء دین محمّدی نیامده است؛ در گفتاری، از این که تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده، تأسّف میخورد و به حوزهها و دانشگاهها سفارش میکند که قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همۀ رشتهها، مقصد اعلای خود قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ایام جوانی تأسّف بخورند. آن بزرگوار به مناسبت حج سال 1365 در پیامی حوزویان و دانشگاهیان را مخاطب قرار داده و میفرماید: این جانب از روی جِد، نه تعارف معمولی، میگویم از عمر به باد رفته
1) 2- زمر، آیه 73
خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم و شما ای فرزندان برومند اسلام! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشتهای از آن را مَحطّ نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید. مبادا خدای ناخواسته در آخر عمر که ضعف پیری بر شما هجوم کرد از کردهها پشیمان و تأسف بر ایام جوانی بخورید، همچون نویسنده...(1)
1) - رنج نامه ای درباره تفسیر قرآن، سال1388
دیدگاههای رهبر کبیر انقلاب اسلامی درباره قرآن کریم چه تکاندهنده و چه روشنگرانه است و توصیههای آن مروج اسلام محمدی درباره قرآن کریم چه به جان مینشیند و تشنگی را از دل و جان میزداید.
مروج قرآن کریم و احیاگر دین محمدی، امام خمینی رحمت الله علیه بهترین راه را برای معرفت قرآن کریم بر روی عاشقان و دلدادگان قرآن کریم گشود و در پیامی به زائران بیت اللَّه الحرام و در وصیتنامه سیاسی، دیدگاه ارزشمند خود را همچون چراغی پرفروغ برای شیفتگان و تشنگان معرف الهی افروخت. که به قسمتی از آن دو باب اشاره میشود.
امام خمینی به مناسبت حج سال 1365 در پیامی به زائران بیت اللَّه الحرام درباره قرآن کریم تذکراتی را بیان میفرماید(1):
به زائران محترم تذکر میدهم که در این مواقف معظمه و در طول سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره، از "اُنس با قرآن کریم"، این صحیفه الهی و کتاب هدایت، غفلت نورزند که مسلمانان هرچه دارند و خواهند داشت، در طول تاریخ گذشته و آینده از برکات سرشار این کتاب مقدّس است.
1) - صحیفه امام، ج20، ص91
از تمامی علمای اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم که از کتاب مقدّسی که "تِبْیان کلِّ شَیءٍ"(1)است و صادر از مقام جمع الهی به قلب نور اول و ظهور جمع الجمع تابیده است، غفلت نفرمایند.
این کتاب آسمانی الهی که صورت عینی و کتبی جمیع اسما و صفات و آیات و بینات است و از مقامات غیبی آن دست ما کوتاه است و جز وجود اقدس جامع "مَنْ خُوطِبَ بِهِ" از اسرار آن، کسی آگاه نیست و به برکت آن ذات مقدّس و به تعلیم او، خُلَّص اولیای عظام دریافت آن نمودهاند و به برکت مجاهدات و ریاضتهای قلبیه، خُلَّص اهل معرفت به پرتویی از آن به قدر استعداد و مراتب سیر، بهرمند شدهاند و اکنون صورت کتبی آن که به لسان وحی بعد از نزول از مراحل و مراتب، بیکم و کاست و بدون یک حرف کم و زیاد به دست ما افتاده است؛ خدای نخواسته مباد که مهجور شود.
و اگر چه ابعاد مختلف آن و در هر بُعد مراحل و مراتب آن از دسترس بشر عادی دور است؛ لکن به اندازه علم و معرفت و استعدادهای اهل معرفت و تحقیق در رشتههای مختلف، به بیانها و زبانهای متفاوت نزدیک به فهم، از این خزینه لایتناهی عرفان الهی و بحر مواج کشف محمدی صلی الله علیه و آله و سلم بهرههایی بردارند و به دیگران منتقل کنند.
اهل فلسفه و برهان با بررسی رموزی که خاص این کتاب الهی است و با اشارات از آن مسائل عمیق گذشته، براهین فلسفه الهی را کشف و حل کرده، در دسترس اهلش قرار دهند.
1) - نحل، آیه 89
وارستگان صاحب آداب قلبی و مراقبات باطنی، رشحه و جرعهای از آنچه قلب عوالم از "ادَّبَنی رَبِّی" دریافت فرموده، برای تشنگان این کوثر به هدیه آورند و آنان را مؤدب به آداب الله تا حد میسور نمایند.
متقیان تشنه هدایت بارقهای از آنچه به نور تقوا از این سرچشمه جوشان "هُدی لِلْمُتَقین" هدایت یافتهاند، برای عاشقانِ سوخته هدایت الله به ارمغان آورند.
بالاخره هر طایفه ای از علمای اعلام و دانشمندان معظم به بُعدی از ابعاد الهی این کتاب مقدّس دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوی عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمایند، تا معلوم شود این کتاب سرچشمه همه چیز است؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست؛ تا بیخبران نگویند عرفان و فلسفه، بافتهها و تخیلاتی بیش نیست و ریاضت و سیر و سلوک، کار درویشان قلندر است، یا اسلام به سیاست و حکومت و اداره کشور چه کار دارد که این کار سلاطین و رؤسای جمهور و اهل دنیا است، یا اسلام دین صلح و سازش است و حتی از جنگ و جدال با ستمکاران بری است و بر سر قرآن آن آورند که کلیسای جاهل و سیاستمداران بازیگر بر سر دین مسیح عظیم الشأن آوردند.(1)
این جانب از روی جِد، نه تعارف معمولی، میگویم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم و شما ای فرزندان برومند
1) - صحیفه امام، ج20، ص 92
اسلام! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید.
تدریس قرآن را در هر رشتهای از آن، مورد توجه و مقصد اعلای خود قرار دهید. مبادا خدای ناخواسته در آخر عمر که ضعف پیری بر شما هجوم کرد از کردهها پشیمان و تاسف بر ایام جوانی بخورید.
امام خمینی رحمت الله علیه در مقدمه وصیتنامه خود اشارهاى کوتاه از آنچه بر قرآن کریم و ائمه اطهار عَلَيْهِمُالْسَّلام گذشته است آورده و میفرماید(1):
بسم الله الرحمن الرحیم
قال رسول الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم إنّی تَارِک فِیکمُ الثّقَلَینِ کتَابَ اللَهِ و عترتى أَهْلَ بِیتِی فَإنّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتّى یرِدَا عَلَی الحَوْضَ.
الحمدُللَّه و سُبحانَکَ؛ اللهُمَّ صلِّ علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک و جلالِک و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی تجلّی فیه الأَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائکَ حتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایَعْلَمُهُ غَیرُک؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.
و بعد اینجانب مناسب مىدانم که شمّهای کوتاه و قاصر در باب ثقلین تذکر دهم، نه از حیث مقامات غیبى و معنوى و عرفانى که قلم مثل منى عاجز است از جسارت در مرتبهاى که عرفان آن بر تمام دایره وجود از ملک تا ملکوت اعلى و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است از مهجور بودن از حقایق مقام والاى "ثقل
1) - صحیفه امام خمینی، ج 21، ص 393
اکبر" و "ثقل کبیر" که از هر چیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن براى مثل منى میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود، بلکه مناسب دیدم اشارهاى کوتاه از آنچه بر این دو ثقل گذشته است بنمایم.
شاید جمله « لَنْ یَفْتَرِقا حتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض» اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدّس رسول الله صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم، هر چه بر یکى از این دو گذشته است بر دیگرى گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگرى است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در حوض وارد شوند و آیا این حوض مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است یا چیز دیگر که به عقل و عرفان بشر راهى ندارد؟ و باید گفت آن ستمى که از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اکرم صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم گذشته بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است.
ذکر این نکته لازم است که حدیث ثقلین متواتر بین جمیع مسلمین است و کتب اهل سنت از صحاح ششگانه تا کتب دیگر آنان با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم بطور متواتر نقل شده است و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر به ویژه مسلمانان مذاهب مختلف و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوى آن باشند و اگر عذرى براى جاهلان بىخبر باشد براى علمای مذاهب نیست.
اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا این ودیعه الهى و ما ترک پیامبر اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم، مسائل تأسف انگیزى که باید براى آن خون گریه کرد. پس از شهادت على عَلَيْهِالْسَّلام شروع شد.
خود خواهان و طاغوتیان قرآن کریم را وسیلهاى کردند براى حکومتهاى ضد قرآنى و مفسران حقیقى قرآن و آشنایان به حقایق که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم دریافت کرده بودند و نداى «انّی تارکٌ فیکُمُ الثقلان» در گوششان بود را، با بهانههاى مختلف و توطئههاى از پیش تهیه شده عقب زدند، در حقیقت قرآن را که براى ورود بشریت به حوض، بزرگترین دستور زندگانى مادى و معنوى بود و هست؛ از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهى که یکى از آرمانهاى این کتاب مقدّس بوده و هست؛ خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهى را پایه گذارى کردند تا کار بجایى رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.(1)
و هر چه این بنیان کج به جلو آمد کجىها و انحرافها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که براى رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشرى از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدى صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیده علم الاسماء را از شر شیاطین و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حکومت را به دست اولیاء الله، معصومین علیهم صلوات الاولین و الاخرین بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت
1) - صحیفه ،ج21، ص395
است بسپارند؛ چنان از صحنه خارج نمودند که گویى نقشى براى هدایت ندارد و کار بجایى رسید که نقش قرآن بدست حکومتهاى جائر و آخوندهاى خبیث بدتر از طاغوتیان وسیلهاى براى اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالى شد.(1)
و مع الأسف قرآن این کتاب سرنوشت ساز، به دست دشمنان توطئهگر و دوستان جاهل، نقشى جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آن که باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگى آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلى از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسى دم از حکومت اسلامى بر مىآورد و از سیاست که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم و قرآن و سنت مشحون آن است سخنى مىگفت گویى بزرگترین معصیت را مرتکب شده و کلمه آخوند سیاسى موازن با آخوند بىدین شده بود و اکنون نیز هست.
و اخیراٌ قدرتهاى شیطانى بزرگ بوسیله حکومتهاى منحرف خارج از تعلیمات اسلامى که خود را به دروغ به اسلام بستهاند، براى محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانى ابر قدرتها، قرآن را با خط زیبا طبع مىکنند و به اطراف مىفرستند و با این حیله شیطانى قرآن را از صحنه خارج مىکنند. ما همه دیدیم قرآنى را که محمد رضاخان پهلوى طبع کرد و عدهاى را اغفال کرد و بعضی آخوندهاى بىخبر از مقاصد اسلامى هم مداح او بودند و مىبینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادى از ثروتهاى بىپایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنى
1) - همان
مىکند و وهابیت این مذهب سراپا بىاساس و خرافاتى را ترویج مىکند و مردم و ملتهاى غافل را سوق بسوى ابر قدرتها مىدهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم براى هدم اسلام و قرآن بهرهبردارى مىکند.(1)
ما مفتخریم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبى است که مىخواهد حقایق قرآنى که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم مىزند، از مقبرهها و گورستانها نجات داده و بعنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودى که بر پاى و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را بسوى فنا و نیستى و بردگى و بندگى طاغوتیان مىکشاند، نجات دهد.
و ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده وامیرالمومنین علی بن ابی طالب این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیهاست.
ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.
ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر مهدی صاحب زمان علیهم آلاف التحیات والسلام که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.
ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که او را قرآن صاعد میخوانند از ائمه معصومین ما است. مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفات حسین بن علی علیهماالسلام و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد و صحیفه
1) - صحیفه امام ،ج21، ص396
فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.
ما مفتخریم که باقرالعلوم بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهمالسّلام، مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ماست.
ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است و فقه ما که دریای بیپایان است یکی از آثار اوست و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین علیهم صلوات الله و متعهد به پیروی آنانیم.
ما مفتخریم که ائمه معصومین ما صلوات الله و سلامه علیهم در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند.
و ما امروز مفتخریم که میخواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلف ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا میکنند.(1)
خداوندا، تو از درون و برون همه آگاهی، بر ما ترحم فرما و لسان صدق و نیت خالص و توفیق عمل و معرفت و عبودیت خودت و پیوند با آنچه امر به پیوستن با آنها و گسستن از آنچه امر به دوری از آنها فرمودهای عطا فرما...
1) -صحیفه امام، ج21، ص397
قرآن کریم بزرگترین دستورالعمل زندگی مادی و معنوی است؛ که برای هدایت و رشد و کمال بشر آمده است. نسخهی نجاتبخش بشری و سفره گسترده الهی است که پویندگان را به سرمنزل سعادت و کمال ابدی میرساند. آداب و سنن الهی و یکتا کتاب تهذیب نفوس است، که نجات دهند انسان از دامهای گسترده شیطان و هوای نفس است. بزرگترین وسیله ربط بین خالق و خلق، عروة الوثقی، حبل المتین الهی و سلوک الی الله است، که سعادت و رستگاری بشر را تضمین کرده است.
توجه به این کتاب مقدّس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، روند صعودی چشمگیری داشته است، اما با وجود تمام تلاشها؛ فعالیتهای قرآنی کمتر به صورت جامع و سازمان یافته عرضه شده است و از مواهب سرشار قرآن کریم و از مواعظ حکیمانه آن کمتر بهره برده شده است و علوم بیپایان آن، توسط اهل تحقیق، به روی جهانیان، کمتر گشوده شده است.
یکی از معجزات قرآن کریم آن است که از مردم وحشى و پابرهنه و دور از تمدنِ شبه جزیره عربستان؛ انسانهای ارزشمند، وارسته، پاکباخته، عاشق و از خود گذشته ساخت و آنان را به مجاهدانی تبدیل کرد که توانستند با بزرگترین قدرتهاى زمان مقابله کنند و پیروز شوند و مکتب نجات بخش اسلام را ترویج نمایند و آن را ماندگار سازند.
قرآن کریمی که مردم وحشى و پابرهنه و دور از تمدنِ شبه جزیره عربستان را متحول کرد و از آنان انسانهای پاکدامن و شایسته، و مجاهدان دلیر و وارسته ساخت؛ چرا امروز چنین اثری کمتر از او دیده میشود؟ آیا قرآن کریمی که در بین ماست، با قرآن کریمی که در صدر اسلام بوده است فرق دارد؟! یا مواهب معجزه آسای آن از دست رفته است؟! یا ما با مسلمانان صدر اسلام فرق داریم؟!
نه قرآن کریم فرق دارد و نه مواهب معجزه آسای آن از دست رفته است؛ بلکه ما با مسلمانان صدر اسلام فرق داریم، شناخت، ایمان، تلاوت، تدبّر و عمل مان، تمسک و رجوعمان به قرآن کریم با مسلمانان صدر اسلام فرق دارد! ما قرآن کریم را خوب نشناختیم، مواعظ راهگشای آن را بکار نبستیم، بیماری هایمان را با نُسَخ قرآنی درمان نکردیم، بیچارگیهایمان را با آن چاره نکرده و برای رفع مشکلات از راهنماییهای آن بهره نبردیم.
راستی مخاطبین آیه: كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ(1)
این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردهایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند! یا مخاطبین آیه: وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ(2)ما قرآن را برای تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! یا مخاطبین آیه: أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها(3)آیا آنها در قرآن تدبّر نمیکنند، یا بر دلهایشان قفل
نهاده شده است؟! و یا مخاطبین آیه شریفه: خُذِ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ(1)،
چه کسانی هستند؟
راستی مخاطبین فرمان نجاتبخش رسول گرامی اسلام صَلَّىالله عَلَیهِ وَآلِهِ وسَلَّمْ که فرمود: اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ؛(2)
هنگامی که فتنه ها، هم چون پارههای شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید؛ چه کسانی هستند؟
آیا قرآن کریمی که: غَیرَ ذِی عِوَجٍ(3)است و لا یأْتیهِ الْباطِلُ(4)
وصف اوست و خود را تِبْیاناً لِکلِّ شَیءٍ وَ هُدی وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِینَ(5)معرفی کرده است و به لارَطْبٍ وَلا یابِسٍ إِلا فِی کتَابٍ مُبِینٍ(6)
توصیف شده است؛ در جوامع اسلامی جایگاه خود را پیدا کرده است؟
آیا جامعه اسلامی بر تِبْیاناً لِکلِّ شَیءٍ بودن قرآن کریم واقف است؟ آیا جامعه علمی و پژوهشی، قرآن کریم را منبع همه علوم میداند؟ آیا جامعه اسلامی قبول دارد که قرآن کریم همه نیازهای بشری را برای زندگی شرافتمندانه پاسخ داده است؟ آیا برای حاکمیت قرآن کریم در جامعه، به فرمان خُذِ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ(7)
عمل شده است؟ و آیا همه ابعاد گوناگون قرآن کریم برای ساخت جامعه اسلامی، مورد بررسی قرار گرفته است؟
آیا دستور نجات بخش رسول گرامی اسلام صَلَّىالله عَلَیهِ وَآلِهِ وسَلَّمْ که فرمود: اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ(1)
مورد توجه قرار گرفته است؟ آیا برای رهايی از مهجوریت قرآن کریم و برای نجات از شکایت پیامبر گرامی اسلام در روز قیامت: وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا(2)و پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند؛ چارهجویی شده است؟
آیا نقش قرآن کریم در تدوین قوانین، در اداره کشور، در اقتصاد و سیاست، در فرهنگ و اجتماع، در حل اختلافات و دعاوی، در وقایع و حوادث، در طرحها و عملکردها، در ارزیابیها و امتیاز دهیها، در تولیدات سمعی و بصری، در فضای نو و جدید، در دانشگاه و حتی حوزه علمیه؛ نمایان است؟ سهم آن چه مقدار است؟
آیا غیر از این است که هر مصیبتی که امروز به مسلمانان میرسد به خاطر دوری و غفلت از قرآن کریم است؟ آیا غیر از این است که سکوت و تسلیم مسلمانان در مقابل جاهلیت مدرن که دستاوردهایش را با وحشیترین روشها، به نام تمدن به خورد مردم جهان میدهد؛ به خاطر تبیین نشدن معارف بلند قرآنی است؟
آیا هجمه فرهنگی یا تهدیدات فرهنگی یا شبیخون فرهنگی که جامعه اسلامی را در معرض خطر قرار داده است و روزانه صدها نفر را به كام خود میكشاند جز با قرآن کریم دفع میشود؟ آیا ناهنجاریها و بحرانهای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، جز با نسخههای نجاتبخش قرآن کریم مرتفع و به هنجار تبدیل میشود؟ آیا با همه دشمنیها که با اسلام و مسلمین و نظام اسلامی در قالب اسلام
هراسی، اسلام گریزی و اسلام ستیزی صورت میگیرد؛ جز رجوع به قرآن کریم، راه دیگری برای مبارزه با این همه دشمنیها وجود دارد؟
در حقیقت ما فرمان خُذِ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ(1)
را گردن ننهادیم، دستور اُنس و تدبّر در قرآن کریم را اجرا نکردیم، فرمان نجاتبخش رسول گرامی اسلام در مواجهه با بحرانها را عملی نساختیم، پیروی از این کتاب مقدّس را بر خود واجب نکردیم، تمسک به آن را بر خود لازم ندانستیم، و مراجعه محتوایی به آن را مبنای ارتباطمان با قرآن کریم قرار ندادیم.
مراجعه ما به قرآن کریم در حد تشریفات و بسیار سطحی است. حداکثر مراجعه ما به قرآن کریم در حد ظواهر و تجوید و صوت و لحن قرآن کریم است و برای حفاظت از جان و مال و عزیزانمان، برای مهریه عروس، سوگند یاد کردن، گرفتن بر سر مسافر و بعنوان کتاب استخاره از آن استفاده میکنیم.
اگر چنین نیست چرا با تلاوت هر آیه، ایمان ما زیاد نمیشود؟ وَ إِذا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً(2)چرا با تلاوت هر آیه دل ما نمیلرزد؟ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم؛(3)
چرا باسوادترین افراد، سادهترین کلمات قرآن کریم را متوجه نمیشوند؟ چرا اکثر فارغ التحصیلان یک صفحه قرآن کریم را نمیتوانند بدون غلط بخوانند؟ آیا برای ما گران نیست که قشر تحصیل کرده در صحیح خواندن قرآن مشکل داشته باشند؟ چرا یعقوبوار به خاطر دوری از قرآن کریم ضجّه نمیزنیم و مویه نمیکنیم؟
اگر با رجوع به قرآن کریم و اُنس و تدبّر در این کتاب مقدّس، به راه و روش قرآن کریم عمل میکردیم و اگر حلاوت و شیرینیهای قرآن کریم را میچشیدیم و اگر تراوت و زیبايی های آن را احساس میکردیم؛ مانند زلیخا واله و دلداده قرآن کریم میشدیم و دنیا را تشنه قرآن کریم میکردیم. آیا غیر از این است که اگر مسلمانان به این کتاب مقدّس، درست عمل میکردند؛ امروز حاکمیت در سراسر این کره خاکی، با قوانین قرآن کریم بود.
باید از برکات سرشار این کتاب مقدّسی که تِبْیاناً لِکلِّ شَیءٍ است، استفاده کرد و برای تبیین ابعاد الهی این کتابِ مقدّس، دامن به کمر زد و قلم به دست گرفت و آرزوی عاشقان قرآن را برآورد.
باید این کتاب که مربّی نفوس، شفای امراض قلوب و راهنما و هدایتگر انسان به سیر و سلوک الهی است؛ خوب به بشریت معرفی کرد و ابعاد گوناگونش را برای بشریت نمایان ساخت.
باید بر اساس آیه شریفه: خُذِ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ(1)قیام کرد و با ترغیب به اُنس و تدبّر در قرآن کریم، ابعاد الهی این کتابِ مقدّس را به دست آورد و با آشنایی با مضامین و معارف قرآنی، جامعه بشری را به سر منزل سعادت و کمال رهنمون ساخت.
باید با استفاده از فنآوری پیشرفته به توسعه و تعمیق معرفت قرآنی پرداخت و با بکار گیری این فنآوری در انتقال به موقع و صحیح مفاهیم و آموزههای قرآنی به صورت سازمان یافته، جامع و جذّاب کوشید و ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، جنگ و صلح قرآن کریم را با برنامهریزی دقیق، مورد بررسی، تحقیق و تدریس قرار داد.
1) - مریم، آیه 12
قرآن کریم بهار دلها و ماه رمضان بهار قرآن کریم است. امام علی عَلَيْهِالْسَّلام قرآن کریم را بهار دلها معرفی کرده و میفرماید: تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ(1)آن را نيك بفهميد كه بهار دلهاست. و امام باقر عَلَيْهِالْسَّلام ماه مبارک رمضان را بهار قرآن کریم معرفی کرده و میفرماید: لِکلِّ شَیءٍ رَبِیعٌ وَ رَبِیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ؛(2)
برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است.
ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن کریم، ماه تجلى قرآن کریم، ماه بهار قرآن کریم، ماه اُنس با قرآن کریم، ماه شناخت قرآن کریم، ماه بهره بردارى فکرى و عملى از قرآن کریم و عمل به آموزههای قرآن کریم است.
ماه مبارک رمضان، بهترین زمان برای ارتباط با قرآن کریم است. تلاوت قرآن کریم یکی آداب فردی ماه مبارک رمضان است. پیامبر گرامی اسلام در خطبه شعبانیه میفرماید: وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیةً مِنَ الْقُرْآنِ کانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیرِهِ مِنَ الشُّهُورِ؛(3)
و هر کس در این ماه تلاوت آیه ای از قرآن کند، ثواب ختم قرآن در ماههای دیگر را دارد و در دعاى روز دوم ماه مبارک رمضان آمده است: وَفِّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ؛ خدایا مرا در این روز براى قرائت آیات قرآن موفق کن. و در دعاى بیستم ماه مبارک رمضان آمده است: وَفِّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ؛ خدایا مرا در این روز براى تلاوت قرآن توفیق ده.
پس با روزه، عبادت، راز و نیاز و تحول معنوی، باید از برکات این کتاب مقدّس بهره گرفت و ارتباط با قرآن کریم را مستحکم و استوار نمود.
از آن جایی که قرآن کریم، حلقه اتّصال آسمان و زمین است، برای آسمانی شدن و رهایی از گرفتاریهای زمین، باید با قرآن کریم مأنوس شد بر این اساس دین مبین اسلام مسلمانان را به اُنس با قرآن کریم دستور داده و در آیات و روایت بر آن سفارش بسیار شده است.
پیامبر گرامی اسلام چنان با قرآن کریم مأنوس بود که مردم کوچه و بازار، خانه آن بزرگوار را به اُنس با کلام وحی و زمزمه آیات آن میشناختند.
اُنس پیامبر گرامی اسلام با قرآن کریم و تلاوت آیات وحی، چنان دلنشین بود که حتی دشمنان را به خود جذب کرده بود. ابن هشام مورخ مشهور روایت مىکند که: یک شب ابوسفیان و ابوجهل و اخنس بن شریق ثقفى هر یک به تنهائى و بدون اطلاع دیگرى آمدند تا از پشت دیوار خانه پیغمبر، صداى تلاوت قرآن او را بشنوند، هر کدام جایى را انتخاب کردند و تا هنگام طلوع فجر نشستند و گوش به تلاوت قرآن پیغمبر دادند و همین که هوا روشن شد، برخاستند تا بروند، هر سه با هم برخورد کردند و رازشان برملا شد و یکدیگر را سرزنش کردند که دیگر چنین نکنند که اگر ساده لوحان ببینند، به قرآن کریم متمایل شوند. با این وصف، شب دوم نیز هر سه نفر برخلاف تعهدى که نمودند و به خیال آن که دیگران نمیآیند؛ آمدند و هرکدام درجایى نشسته و از پشت دیوار خانه پیغمبر گوش به آهنگ دلنشین قرائت قرآن او دادند و سپیده دم تا برخاستند بروند باز درمیان راه به هم رسیدند و هر کدام فهمیدند
که کجا بودهاند و چه مىکردند! و همان سخنان شب قبل میان آنها در گرفت و سپس از هم جدا شدند، به این شرط که دیگر تکرار نکنند. با این وصف، سومین شب هم این صحنه تکرار شد و چون صبح هنگام باز یکدیگر را دیدند یکى از آنها گفت: نباید از هم جدا شویم مگر این که قول شرف بدهیم که دیگر اقدام به این کار نکنیم. این تعهد را سپردند و از هم جدا شدند.(1)
امام علی عَلَيْهِالْسَّلام در باره اُنس با قرآن کریم میفرماید: مَنْ أنِسَ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ لَمْ تُوحِشْهُ مُفَارَقَةُ الإِخْوَانِ؛(2)
هر کس با قرآن انس گیرد، از جدایی دوستان، وحشتی نخواهد داشت. همچنین در جواب گروهی که هنگام سفر از ایشان توصیهای خواسته بودند، فرمود: اگر به دنبال مونس میگردید، قرآن برایتان کافی است.
امام سجاد عَلَيْهِالْسَّلام در باره اُنس با قرآن کریم میفرماید: لَوْ مَاتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی؛(3)اگر همه مردم از مشرق تا مغرب بمیرند تا زمانی که قرآن با من باشد، از تنهائى نمیحراسم.
امام رضا عَلَيْهِالْسَّلام در باره کم و کیف اُنسش با قرآن کریم میفرماید: لَوْ أرَدْتُ أنْ اُخْتِم فِی أقَلَّ مِنْ ثَلاثٍ لَخَتَمْتُ وَلَکِنْ مَا مَرَرْتُ بِآیَةٍ قَطُّ إِلا فَکَّرْتُ فِیهَا وَفِی أیِّ شَیْءٍ اُنْزِلَتْ وَفِی أیِّ وَقْتٍ فَلِذَلِکَ صِرْتُ أخْتِمُهُ فِی ثَلاث؛(4)
اگر خواسته باشم که در کمتر از سه روز قرآن را ختم کنم، می توانم، ولی هرگز هیچ آیهای را نخواندهام، مگر این که در معنای آن اندیشیدم و درباره این که آیه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده فکر کردم؛ از این رو هر سه روز قرآن را میخوانم.
اُنس با قرآن کریم که بر سه مرحله استوار است و این سه مرحله بر یکدیگر مترتب است: اول تلاوت قرآن کریم، دوم تدبّر در قرآن کریم و سوّم عمل به دستورات قرآن کریم.
مرحله اوّل اُنس با قرآن کریم تلاوت است. خداوند تبارک و تعالی به قرائت و تلاوت قرآن کریم دستور داده و میفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛(1)
هر چه امکان دارد قرآن را بخوانید و برای انس بهتر با قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی میفرماید: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً(2)
و قرآن را با توجه و شمرده بخوان.
امام صادق عَلَيْهِالْسَّلام به تلاوت روزانه قرآن کریم سفارش کرده و میفرماید: اَلقُرْآنُ عَهْدُاللّهِ اِلی خَلْقِهِ، فَقَدْ یَنْبَغی لِلْمَرْءِ المُسْلِمِ اَنْ یَنْظُرَ فی عَهْدِهِ، وَ اَنْ یَقْرَأ مِنْهُ فی کُلِّ یَوْمٍ خَمْسینَ آیةً؛(3)
قرآن کریم، میثاقی است بین خالق و مخلوق، پس شایسته است مسلمان، هر روز این عهدنامه را ملاحظه نماید و حداقل پنجاه آیه از آن را بخواند.
در تلاوت و قرائت قرآن کریم، باید حق تلاوت ادا شود: یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ؛(4)چنان که شایسته آن است آن را میخوانند. ادا شدن حق تلاوت، به رعایت آداب تلاوت و رفع موانع تلاوت است که همه آن در
ابواب مربوط به تلاوت قرآن کریم به تفصیل بیان شده است و در این بخش به صورت اختصار به آن اشاره میشود.
تلاوت قرآن کریم دارای دو نوع آداب و دو نوع موانع است: آداب ظاهری و باطنی و موانع ظاهری و باطنی و در این نوشتار به صورت اختصار در چهار قسمت بیان میشود.
اول: طهارت و با وضو بودن: لایَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ(1).
طهارت برای آن است که انسان از این کتاب مقدّس بتواند بهتر بهره معنوی ببرد.
دوم: از شر شیطان به خدا پناه بردن: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ.(2)
استعاذه برای آن است که شیطان در بهرهوری قاری از قرآن کریم، کمتر مانع تراشی کند.
سوم: قرآن کریم را شمرده و آرام تلاوت کردن: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیْلاً.(3)تلاوت قرآن کریم به صورت ترتیل برای این است که شیرینی قرآن در جان قاری نفوذ کند و جاذبههای طنین صدای دلنواز آن، روح انسان را بنوازد و انسان را مجذوب خود نماید.
اول: توجه به عظمت قرآن کریم: توجه به عظمت کلام الهی که از عرش جلال، به نزول اجلال مزین شد و لباس حروف پوشید تا انسان
طاقت شنیدن آنها را پیدا کند و به فهم آن نزدیک شود و اگر حقیقت کمال کلام الهی لباس حروف نمی پوشید، نه عرش را توانایى شنیدن آن بود و نه ما تحت الثری؛ بلکه اجزایشان متلاشی می شد: لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ؛(1)
اگر ما این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم میدیدی آن را که ذلیل میشد و از هم شکافته میگردید.
دوم: توجه به عظمت خداوند: عظمت خداوند تبارک و تعالی در کلامش نمایان است. امام صادق عَلَيْهِالْسَّلام: لَقَدْ تَجَلَّى اللّهُ لِخَلْقِهِ فِى کَلامِهِ وَ لکِنَّهُمْ لایُبْصِرُونَ؛(2)خداوند خود را در کلامش به مردم نشان داده است، ولى نمیبینند.
سوم: حضور قلب داشتن: در هنگام تلاوت حضور قلب داشتن و متمرکز شدن در کلام الهی و دوری از افکار دنیوی.
چهارم: خشوع داشتن: در هنگام تلاوت حالت خشوع داشتن،
قرآن کریم ميفرمايد: أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ؛(3)
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده، خاشع گردد؟
امام صادق عَلَيْهِالْسَّلام میفرماید: فَقارِيٌّ الْقُرْآنِ يَحْتاجُ اِلي ثَلاثَةِ اَشْياءٍ، قَلْبٌ خاشِعٌ وَ بَدَنٌ فارغٌ وَ مَوْضِعٌ خالٍ فَاِذا خَشَعَ لِلّهِ قَلْبُهُ فَرَّمِنْهُ الشَّيْطانُ الرَّجيمُ؛(4)
قاری قرآن، محتاج به سه چیز است: دلی خاشع، و بدنی فارغ و مکانی خلوت؛ زیرا هرگاه دل او خاشع باشد شیطان از او میگریزد. چون بدن او از مشاغل فارغ باشد، دل او متوجه قرآن خواندن میشود و عارضهای عارضش نمیشود که او را از نور قرآن و فواید آن
محروم سازد. چون در مکان خلوتی باشد و از خلق کناره گرفته باشد، باطن او با خدا انس میگیرد و حلاوت خطابهای الهی را که با بندگان صالح خود کرده، مییابد و لطف او را به ایشان میداند. فاِذا شَرِبَ كَأْسا مِنْ الْمَشْرَبِ حينَئِذٍ لا يَخْتارُ عَلي ذلِكَ الْحالُ حالاً وَ لا عَلي ذلِكَ الْوَقْتُ وَقْتا بَلْ يُؤْثِرُهُ عَلي كُلِّ طاعَةٍ لِأَنَّ فيهِ الْمُناجاةُ مَعَ الرَّبِّ بِلا واسِطَةٍ؛(1)
و چون از این مشرب جامی نوشید. هیچ حالی را بر این اختیار نمیکند و هیچ وقتی را از این خوشتر نمیدارد؛ زیرا در آن وقت بیواسطه در مناجات با پروردگار است.
امام صادق عَلَيْهِالْسَّلام در روایت دیگری میفرماید: مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلّهِ وَ لَمْ يَرْقَ قَلْبُهُ وَ لَمْ يُنْشِيءْ حُزْنا وَ وَجِلاً في سِرِّه فَقَدِ اسْتَهانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللّهِ وَ خَسِرَ خُسْرانا مُبينا؛(2)
هركه تلاوت قرآن كند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن، او را رقّتی حاصل نشود و ترس الهي در دل او به هم نرسد، پس به تحقيق كه سهل گرفته مرتبه و منزلت قرآن را و حقير شمرده است مرتبهی صاحب قرآن را و چنين قاری، هر آينه در نهایت زيانكاری است.
پنجم: خداوند را حاضر و ناظر دانستن: چنان تصور کند که در حضور پروردگار ایستاده و قرآن میخواند و خدای تعالی به او نظر میکند و کلام او را میشنود.
ششم: در فهم حقایق آیات تلاش کردن: تلاش در فهم معانی آیات و پس از آن تلاش در فهم حقیقت آیات: كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوالْأَلْبَابِ؛(3)
این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردهایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند.
هفتم: اقرار بر حقانیت آیات: هنگام تلاوت آیات اعتقادی مانند آیات توحیدی یا آیات ارسال رسل یا آیات معاد، اقرار بر حقانیت آن داشتن.
نهم: اندیشه در صفات خداوند: هنگام تلاوت صفات جلال و جمال و اسمای خداوند متعال مانند: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ؛(1)رسد، در صفات خداوند اندیشه کند و در پی اسرار ان صفات براید.
دهم: عظمت و جلال الهی ستودن: هنگام تلاوت آیات افعالی خداوند تبارک و تعالی مانند خلقت آسمانها، زمینها، ملائکه، ستارگان، کوهها، حیوانات، نباتات، ابر، باد، باران و غیر اینها، عظمت و جلال الهی را ستودن و در هر فعلی، خداوند تبارک و تعالی را دیدن.
یازدهم: خود را در برابر خطاب خداوند قرار دادن: قاری هر خطابی که در قرآن ملاحظه کند، باید چنان تصور کند که مقصود از آن خطاب، اوست و هر قصه از قصص انبیاء را مشاهده نماید، جزم کند که مقصود از آن، عبرت گرفتن اوست. نه محض قصه خوانی و حکایات؛ زیرا که جمیع قرآن، هدایت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمایی عالمیان است.
دوازدهم: سعی در تحصیل صفات نیک: در تلاوت قرآن کریم هنگامی که به توصیف نیکان میرسد، به آنان علاقمند شود و در متصف شدن به صفات آنان بکوشد از خداوند بخواهد تا او را در زمره آنان درآورد.
سیزدهم: ذوق و شوق داشتن: چون به آیهای رسد که دلالت بر وسعت رحمت و وعده مغفرت کند، شاد و فرحناک و ذوق زده گردد و هرگاه به وصف بهشت رسد، اثر شوق به آن در دل او ظاهر شود.
1) - حشر، آیه 23
چهاردهم: بیمناک بودن و پناه به خدا بردن: هنگامى تلاوت آیات عذاب، به خدا پناه بردن. چون به آیهای رسد که مشتمل بر تهدید و وعید است، دل او مضطرب و از خوف مرتعش شود و صیحه زند که گویا از شدت بیم، قالب تهی میکند. چون به شرح دوزخ رسد، علامات خوف در او پیدا شدن.
پانزدهم: انزجار از بدکاران: در تلاوت قرآن کریم هنگامی که به توبیخ بدکاران میرسد، از آنان منزجر شود و از دوری از آنان به خدا پناه برد.
شانزدهم: تأثیرپذیری دل: دل خواننده قرآن کریم متأثر شود به آثار آیات مختلفه پس هنگام تلاوت قرآن، به حسب هر آیه حالات خوف، حزن، شادی، بهجت، بیم، امید، دلتنگی و گشادگی برای او حاصل شدن.
هفدهم: در اندیشه اصلاح برآمدن: همانگونه نوشته قرآن کریم را نمیشود بدون طهارت دست گذاشت؛ زبان آلوده، هم نمیتواند کلام آن را ادا کند و روح آلوده نمیتواند هدایت آن را دریافت نماید پس در پی اصلاح بودن.
هجدهم: هنگام تلاوت قرآن کریم سکوت کردن: وقتی شنونده آیات قرآن کریم شد؛ سکوت کند، سکوتى توأم با اندیشه و تفکر: وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ؛(1)و هنگامى که قرآن خوانده مىشود گوش فرا دهید و خاموش باشید تا مشمول رحمت حق شوید.
موانع تلاوت و فهم قرآن کریم همانند آداب تلاوت بسیار است و برای درک صحیح قرآن کریم باید آن موانع برطرف شود.
1) - اعراف، آیه 24
موانع فهم قرآن کریم دو قسم است: موانع ظاهری و موانع باطنی که به بخشی از آن اشاره میشود.
قرائت قرآن کریم فقط برای کسب ثواب.
اهتمام بیش از حد به جلد، خط و اندازه قرآن کریم.
قرائت قرآن کریم در زمان و مکانی که قاری توجه لازم را ندارد.
اهتمام بیش از حد به رعایت قوائد قرائت و تجوید و بیتوجهی به مقصود و حقیقت قرآن کریم است. امام صادق عَلَيْهِالْسَّلام در این زمینه میفرماید: ماهُوَ وَاللهِ حِفْظُ آیاتِهِ وَ دَرْسُ حُرُوفِهِ وَ تَلاوَةُ سُوَرِهِ وَ دَرْسَ أعْشارِهِ وَ أخْماسِهِ؛(1)
به خدا قسم! حقّ تلاوت، تنها حفظ کردن آیات و حروف آن و قرائت سورهها و بخشهای دهگانه و پنجگانه آن نیست تا حروف قرآن را حفظ کرده و حدود آن را ضایع کرده باشند.
روز قیامت بندهای که قرآن را فرا گرفته، آورده میشود و او میگوید: پروردگارا، من قرآن را به خاطر رضایت و خشنودی تو فرا گرفتم، پس به او گفته میشود که تو قرآن را فرا گرفتی تا بگویند فلانی چه صوت زیبایی دارد، او را به سوی آتش ببرید.
کفر و عناد: خداوند در قرآن کریم میفرماید: «جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا(1)،
ما بر دلهای این ها پردههایی افکندهایم تا قرآن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی قرار دادهایم تا صدای حق را نشنوند.
تکبر: چون متکبران در برابر ساحت حق فروتنی و تواضع ندارند، نمیتوانند درک درستی از قرآن کریم داشته باشند. خداوند درباره اینان میفرماید: سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ؛(2)
بزودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبر میورزند، از آیات خود، منصرف میسازم!
خودبینی: یکی از شاه كارهاى مهم شيطان چسبیدن به كمالات موهوم و راضى شدن به آن است. اهل تجويد را به همان علم جزئى و اهل ادب را به همان صورت ظاهری و اهل تفسير را مباحث الفاظ و اهل علوم دیگر را به دانستن فنون دلالات و وجوه احتجاجات و اهل فلسفه و حكيم و عارف را به اصطلاحهای رایج سر گرم میکند.
گناه و معصیت: یکی از موانع فهم و درك حقايق قرآن کریم، گناه و معصیت است که به سبب طغيان و سركشى در برابر ساحت قدس الهی قلب آدمی را از فهم و درک قرآن کریم محروم میشود. و به همین خاطر است که خداوند میفرماید: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ . فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ . لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛(3)به یقین این قرآن، ارجمند و با ارزش است و در
لوح محفوظ جای دارد و از هر گونه تحریف و دگرگونی مصون است و به حقایق و اسرار و لطایف آن، جز پاکان، دیگران دسترسی ندارند.
حب دنيا: حبّ دنیا غفلت میآورد و غفلت قلب انسان را تاریک و سیاه میکند به حدی که نور فطرت را خاموش میکند و توان درک و فهم قرآن کریم را از دست میدهد.
امید که خداوند تبارک و تعالی به حق مقربان درگاهش، همگان را از این موانع و حجابهای فهم و درک قرآن کریم نجات دهد.
مرحله دوّم اُنس با قرآن کریم تدبّر است. تلاوت قرآن کریم گرچه به خودی خود، دارای ثواب بسیار است، اما هدف از تلاوت قرآن کریم، تدبّر در این کتاب مقدّس است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم بارها مسلمانان را به تدبّر در این کتاب مقدّس دستور داده و بر آن تأکید کرده است.
خداوند میفرماید: كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ؛(1)
این کتابی است پر برکت که بر تو نازل کردهایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند! یا در آیه ای دیگر میفرماید: وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ؛(2)
ما قرآن را برای تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! یا در جایی دیگر میفرماید: أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها؛(3)آیا آنها در قرآن تدبّر نمیکنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!
تدبّر در قرآن کریم به معنای دقّت نظر در کشف مفاهیم و عمق معنا آیات و کاوش در پیامها، درسها، انذارها، تبشیرها و همراه شدن با رهنمودهای آیات قرآن کریم است.
تدبّر همان تلاوت راستین است که از قرائت آیات شروع و با تأمّل و تعمّق در معنا و پیامها و خواستهها، ادامه مییابد و با تعهّد و التزام و عمل به مضامین آنها، ختم میگردد.
امام باقر عَلَيْهِالْسَّلام مراحل سه گانه اُنس با قرآن کریم و ترتب و پیوستگی تلاوت، تدبّر و عمل را این چنین بیان میفرماید: یَتلُون آیاتِهِ وَ یَتَفَقَّهُونِ فیهِ وَ یَعْمَلُونَ بِأحْکامِهِ؛(1)
تلاوت کنندگان واقعی کسانی هستند که قرآن را تلاوت میکنند و در آن تفقّه و تأمّل عمیق دارند و به احکام آن عمل میکنند.
امام سجاد عَلَيْهِالْسَّلام در پایان تلاوت قرآن کریم، حقیقت اُنس با قرآن کریم را از خداوند تبارک و تعالی درخواست کرده و میفرمود: اللَّهُمَّ فَإِذْ أَفَدْتَنَا الْمَعُونَةَ عَلَى تِلَاوَتِهِ، وَ سَهَّلْتَ جَوَاسِی أَلْسِنَتِنَا بِحُسْنِ عِبَارَتِهِ، فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ یرْعَاهُ حَقَّ رِعَایتِهِ، وَ یدِینُ لَک بِاعْتِقَادِ التَّسْلِیمِ لِمُحْکمِ آیاتِهِ، وَ یفْزَعُ إِلَى الْإِقْرَارِ بِمُتَشَابِهِهِ، وَ مُوضَحَاتِ بَیّنَاتِهِ(2)
الهی اکنون که ما را به تلاوت قرآن یاری دادی، و عقدههای زبانمان را به زیبایی عبارات آن گشودی، پس ما را از جمله کسانی قرار ده که حق این کتاب را چنان که سزاوار است رعایت میکنند، و تو را با اعتقاد تسلیم در برابر آیات محکمش بندگی مینمایند، و به آیات متشابه و دلایل روشنش اعتراف مینمایند.
مرحله سوم اُنس با قرآن کریم، عمل به قرآن کریم است. بر اساس آیات و روایات، تلاوت و تدبّر در قرآن کریم مقدمه است برای عمل به قرآن کریم. امام باقر عَلَيْهِالْسَّلام مراحل سه گانه اُنس با قرآن کریم را و ترتب و پیوستگی تلاوت، تدبّر و عمل را این چنین بیان میفرماید: یَتلُون آیاتِهِ وَ یَتَفَقَّهُونِ فیهِ وَ یَعْمَلُونَ بِأحْکامِهِ، یَرْجُونَ وَعْدَهُ وَ یَخافُونَ وَعیدَهُ وَ یَعْتَبِرُونَ بِقَصَصِهِ وَ یَأْتَمِرُونَ بِأوامِرِهِ وَ یَنْتَهُونَ بَنَواهِیهِ، ماهُوَ وَاللهِ حِفْظُ آیاتِهِ وَ دَرْسُ حُرُوفِهِ وَ تَلاوَةُ سُوَرِهِ وَ دَرْسَ أعْشارِهِ وَ أخْماسِهِ. قالَ اللهُ تَعالی: كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ؛(1)
تلاوت کنندگان واقعی کسانی هستند که قرآن را تلاوت میکنند و در آن تفقّه و تأمّل عمیق دارند و به احکام آن عمل میکنند، به وعدههای آن امیدوارند و از وعید آن هراسناکند و به وسیله قصّههای آن عبرت میگیرند و اوامر آن را فرمان میبرند و از نواهی آن خود را رها میسازند. به خدا قسم! حقّ تلاوت، تنها حفظ کردن آیات و حروف آن و قرائت سورهها و بخشهای دهگانه و پنجگانه آن نیست تا حروف قرآن را حفظ کرده باشند و حدود آن را ضایع؛ بلکه حقّ تلاوت، همان تدبّر در آیات و عمل به احکام آن است. خداوند تعالی می فرماید: ما کتابی مبارک به سوی تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبّر شود.
پیامبر گرامی اسلام قاریان قرآن کریم را سه گروه کرده و قاری واقعی قرآن کریم را همچون کبریت احمر نایاب شمرده و میفرماید: قُرّاءُ القرآنِ ثلاثةٌ: رجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فاتَّخَذَهُ بِضاعَةً فاستَحرَمَهُ المُلوكَ و استَمالَ به الناسَ و رَجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فأقامَ حُروفَهُ و ضَيَّعَ حُدودَهُ، كَثُرَ هؤلاءِ مِن قُرّاءِ القرآنِ لا كَثَّرَهُم اللّهُ تعالى و رجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فَوَضَعَ دَواءَ القرآنِ على داءِ قلبِهِ فَأسهَرَ بهِ ليلَهُ و أظمَأَ بهِ نَهارَهُ و قامُوا في مَساجِدِهِم و حَبَوا بهِ تَحتَ
1) - بقره، آیه 121
بَرانِسِهِم، فهؤلاءِ يَدفَعُ اللّهُ بهِمُ البَلاءَ و يُزيلُ مِن الأعداءِ و يُنزِلُ غيثَ السماءِ، فو اللّهِ لَهؤلاءِ مِن القُرّاءِ أعَزُّ مِن الكِبريتِ الأحمَرِ؛(1)
قاريان قرآن سه گونهاند: كسى كه قرآن مىخواند و آن را وسيلهى تقرّب به شاهان و جلب توجه مردم قرار میدهد. و كسى كه قرآن مىخواند و كلماتش را درست ادا کرده اما حدود آن را ضایع میکند. اين دو دسته از قاريان قرآن تعدادشان زياد است و خدا امثال آنها را زياد نكند. و كسى كه قرآن مىخواند و داروی قرآن را بر درد دل خويش مىنهد. شب را با آن به بيدارى مىگذراند و روز را با آن به تشنگى سپرى مى كند. آن را در مسجدهايشان به پا مىدارند و زير بُرنُسهاى خود نگاه میدارند. به بركت وجودشان، خداوند بلا را دفع مىکند و دشمنان را از ميان برمیدارد و باران از آسمان را فرو مىفرستد. به خدا سوگند كه اين قاريان از كبريت احمر كمياب ترند.
امام علی عَلَيْهِالْسَّلام در این زمینه میفرماید: عَلَيْكُمْ بِهذَا الْقُرآنِ اَحَلُّوا حَلالَهُ وَ حَرِّمُوا حَرامَهُ وَاعْمَلُوا بِمُحْكَمِهِ وَ رُدُّوا مُتَشابِهَهُ اِلي عالِمِه فَاِنَّهُ شاهِدٌ عَلَيْكُمْ وَ اَفْضَلُ ما بِه تَوَسَّلْتُمْ؛(2)بر شما باد عمل به قرآن. حلال آن را حلال بشماريد و حرام آن را حرام بدانيد. محكمات آن را عمل كنيد و متشابهات آن را با عالمش ارجاع دهيد كه قرآن شاهد است بر شما و برترين چيزست كه به آن متوسل توانيد شد.
امام علی عَلَيْهِالْسَّلام در وصيت خويش بر عمل به قرآن کریم تأکید کرده، میفرماید: اللّهَ اللّهَ فِي الْقُرآنِ لا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛(3)
خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند.
مراحل سهگانه اُنس با قرآن کریم باید به درستی طی شود و الا قاری قرآن کریم که نه تدبر داشته باشد، نه در عمل به قرآن کریم بکوشد؛ نه تنها بر طریق صواب نیست بلکه مورد لعن قرآن کریم واقع میشود. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه میفرماید: رُبَّ تالِ القرآنِ و القرآنُ يَلعَنُهُ؛(1)اى بسا قرآن خوانى كه قرآن لعنش مىكند.
1) - بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء ،ج 92، ص184
ماه مبارک رمضان، ظرف زمانی نزول قرآن کریم است. خداوند تبارک و تعالی، ماه مبارک رمضان را ماه نزول قرآن کریم معرفی کرده و میفرماید: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ؛(1)ماهِ رمضان ماهى است که قرآن، در آن نازل شده است.
شب قدر، شب نزول قرآن کریم است. خداوند تبارک و تعالی، شب قدر را شب نزول قرآن کریم معرفی کرده و میفرماید: إِنَّآ أَنزَلْنَاهُ فِى لَیلَةِ الْقَدْرِ؛(2)
ما قرآن را در شب مبارک قدر نازل کردیم.
خداوند تبارک و تعالی، شب قدر را شب بسیار مبارک معرفی کرده و نزول قرآن کریم را در آن شب مبارک قرار داده است و میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةٍ مُبَارَکةٍ؛(3)به راستی ما آن را در شب مبارک و فرخنده نازل کردیم.
قرآن کریم از لوح محفوظ بر قلب نازنین بزرگترین پیامبر الهی نازل شد. خداوند تبارک و تعالی میفرماید: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمینُ عَلى قَلْبِکَ
لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ؛(1)روح الامين آن را بر دلت نازل كرد تا از هشداردهندگان باشى.
به تعبیر امام خمینی رحمت الله علیه، قرآن کریم به صورت یک کتاب از لوح محفوظ، تا بیت العزّه فرود آمده است و طی مراحل و مراتبی به آسمان دنیا تنزّل کرده است و بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام نازل شده است. قرآن کریم پس از تنزل در حجاب حروف و الفاظ درآمده است تا قابل فهم برای بشر باشد و طیّ بیست و سه سال به تدریج بر ایشان نازل شده است.
امام خمینی رحمت الله علیه در کتاب آداب الصلوة میفرماید: خداى تبارك و تعالى به واسطه سعه رحمت بر بندگان، اين كتاب شريف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده و به حسب تناسب عوالم، تنزل داده تا به اين عالم ظلمانى و سجن طبيعت رسيده و به كسوة الفاظ و صورت حروف در آمده است. قرآن کریم براى استخلاص مسجونين از اين زندان تاريك دنيا و رهايى مغلولين در زنجيرهاى آمال و امانى، و رساندن آنها از حضيض نقص و ضعف و حيوانيت به اوج كمال و قوت و انسانيت، و از مجاورت شيطان به مرافقت ملكوتيين، بلكه به وصول به مقام قرب و حصول مرتبه لقاء الله كه اعظم مقاصد و مطالب اهل الله است؛ آمده است.(2)
کیفیت نزول قرآن در لیلة القدر به تعبیر حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بر ما خاکیان پوشیده است و غیر از خود پیامبر گرامی
اسلام و آن هایى که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد عنایت خداى تبارک و تعالى و عنایات خاص او بودند؛ دیگران از اسرار آن بیخبرند.
حضرت امام خمینی در این زمینه میفرماید: این کتاب آسمانی که صورت عینی و کتبی جمیع أسما و صفات و آیات و بینات است و دست ما از مقامات غیبی آن کوتاه است و جز وجود اقدس جامع "مَنْ خُوطِبَ بِهِ" از اسرار آن، کسی آگاه نیست و به برکت آن ذات مقدّس و به تعلیم او، خُلَّص اولیای عظام دریافت آن نمودهاند و به برکت مجاهدات و ریاضتهای قلبیه، خُلَّص اهل معرفت به پرتویی از آن به قدر استعداد و مراتب سیر، بهرمند شدهاند و اکنون صورت کتبی آن که به لسان وحی بعد از نزول از مراحل و مراتب، بی کم و کاست و بدون یک حرف کم و زیاد به دست ما رسیده است؛ خدای نخواسته مباد که مهجور شود.(1)
قرآن کریم، کتاب راهنمای بشریت و دستور زندگی بشر است و بر هر مسلمانی لازم است برای تنظیم سبک زندگی شرافتمندانه خود، آن را فراگیرد و به دیگران یاد دهد. بر همین اساس پیامبر گرامی اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم می فرماید: خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ(2)بهترين شما كسي است كه قرآن را ياد بگيرد و به ديگران ياد دهد.
در اهمیت تعلیم و تعلم و فراگیری و آموزش قرآن کریم، همین بس که قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی را معلم قرآن کریم معرفی کرده و میفرماید: الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ؛(1)
خداى رحمان قرآن را به رسولش ياد داد.
یکی از وظایف بسیار مهم پیامبر گرامی اسلام تعلم و یاد دهی قرآن کریم بوده است. خداوند در این زمینه میفرماید: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ؛ او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت بیآموزد.(2)
در روایات معصومان علیهم السلام نیز درباره تعلیم و تعلم قرآن و فضیلت آن، تاکیدها و تشویقهای بسیار شده است. امام علیّ علیه السلام در باب تعلیم قرآن کریم میفرماید: تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ؛ قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و تفقه کنید در آن که بهار دلهاست.(3)
امام علیّ علیه السلام قرآن کریم را سفره گسترده الهی معرفی کرده و میفرماید: الْقُرْآنُ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛ قرآن سفرهی گستردهی الهی است، پس به قدر توان از این سفره گسترده یاد گیرید(1).
امام صادق علیه السلام در باب تعلیم قرآن کریم میفرماید: یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ لَا یَمُوتَ حَتَّی یَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ أَوْ یَکُونَ فِی تَعْلِیمِهِ؛ سزاوار است برای انسان مؤمن که قبل از مردنش قرآن را یاد بگیرد یا در حال یادگیری قرآن باشد.(2)
تعلیم قرآن کریم و فراگیری رهنمودهای این کتاب مقدّس و عمل به دستورات این نسخه نجات بخش بشری میسر نمیشود مگر آن که ضرورت فراگیری آن در جامعه، نهادینه شود و به یک فرهنگ درآید و همگان به ضرورت آن پی برده و نسبت به یادگیری آن احساس نیاز کنند. در آرزوی آن روز.
ضروریترین موضوع در رابطه با قرآن کریم، شناخت این کتاب مقدّس است. شناخت قرآن کریم از آن جهت لازم و ضروری است که درک عظمت قرآن کریم به شناخت این کتاب مقدّس بستگی دارد.
شناخت قرآن کریم از آن جهت لازم و ضروری است که مقدمه ایمان و مقدمه اُنس و مقدمه فراگیری آموزهها و مقدمه بهره برداری صحیح و مقدمه عمل به دستورات قرآن کریم است.
تا انسان نسبت به حقیقت قرآن کریم و درک عظمت آن، شناخت پیدا نکند؛ نمیتواند به درستی به آن ایمان آورد، نمیتواند به درستی با آن مأنوس شد، نمیتواند به درستی آموزههای آن را فراگرفت، نمیتواند به درستی از آن بهره برد و نمیتواند به درستی به فرامین نجاتبخش آن عمل نمود. ایمان و اعتقاد حقیقی، اُنس و تدبّر واقعی و عمل صحیح و به هنگام در گرو شناخت واقعی قرآن کریم است.
تا انسان نسبت به حقیقت چیزی، شناخت پیدا نکند؛ ایمان واقعی به آن چیز برای او حاصل نشود و عمل صحیح به دستورات آن برای او امکان پذیر نگردد و انتخاب صحیح برای او میسر نشود.
شناخت قرآن کریم از آن جهت لازم و ضروری است که انسانِ دارای اراده و اختیار؛ ناگزیر از انتخاب است و برای انتخاب صحیح راه زندگی، به شناخت نیاز دارد.
شناخت قرآن کریم از آن جهت لازم و ضروری است که انسان به دلیل امتیاز اراده و اختیار و به دلیل قدرت انتخاب؛ مورد امتحان و آزمایش قرار میگیرد و لازم است نسبت به مواد امتحان، شناخت داشته باشد.
از آنجايی که قرآن کریم کتاب زندگی است و برای سعادت ابدی بشر نازل شده است، باید مورد توجه و عمل قرار گیرد و لازمه توجه دقیق و
عمل صحیح، شناخت آن است، چرا که عمل، فرع شناخت است. امروز شناخت محتوای قرآن کریم و طرح و نقشه آن برای زندگی بشر، یک امر لازم و ضروری است.
از این رو اوّلین موهبتی که خداوند پس از آفرینش به انسان ارزانی کرده است، ابزار شناخت است: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا؛(1)ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مى آزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم.
هر چه شناخت قرآن، عمیقتر، کاملتر و دقیقتر باشد؛ عمل به آموزههای آن و اجراى دستورات آن اصولیتر، آسانتر و کارسازتر است. شناخت ناقص نمیتواند پیروی و اطاعت صحیح و کامل را همراه داشته باشد. البته وقتی سخن از شناخت است منظور، آشنایی شناسنامهای نیست بلکه، شناختِ معرفتی و بصیرتی است. شناختی که انسان را به جایگاه، اهداف، راههای تعالی، محتوا، فرامین، آموزهها و دستورات قرآن کریم، آگاه نماید و معرفت ببخشد.
1) - انسان، آیه 1
برای شناخت صحیح قرآن کریم دو منبع اساسی و متقن وجود دارد یکی خود قرآن کریم و دیگری فرمایشات پیامبر گرامی اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم و اوصیای آن بزرگوار یعنی اهل بیت عصمت و طهارت عَلَیهِمُالْسَّلام که بهترین منبع شناخت قرآن کریم به حساب میآیند.
قرآن کریم در معرفی خود میفرماید: ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلمُتَّقينَ؛(1)این کتابى است که در حقانیت آن هیچ شک و تردیدى نیست، هدایتگر متقین است. وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیء(2)و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همهی نیازهای بشری است. وَلَا رَطْبٍ وَلَا یابِسٍ إِلَّا فِی کتَابٍ مُبِینٍ؛(3)و هیچ تر و خشکی وجود ندارد، جز این که در کتاب مبین آمده است. إِنَّ هذَا الْقُرْءَانَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ؛(4)همانا این قرآن به پابرجاترین و استوارترین آیین هدایت مىنماید.
قرآن کریم خود را این چنین معرفی میکند: آموزگار قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی: الرَّحْمَنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ.(5)محافظ قرآن کریم پروردگار عالم است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(6). واسطه نزول قرآن کریم روح الامین است: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ.(7)
گیرنده وحی: مبرا از
هوا و هوس است: وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى(1). بهربرداران قرآن کریم پاگان جامعه هستند: لا یمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ.(2)ظرف نزول قرآن کریم قلب نازنین پیامبر است: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ. عَلَى قَلْبِک لِتَکونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ.(3)ماه نزول قرآن کریم ماه رمضان است: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن.(4)زمان نزول قرآن کریم شب قدر است: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ.(5)زبان قرآن کریم عربی شیوا است: بِلِسَانٍ عَرَبِی مُبِینٍ.(6)
پیامبر گرامی اسلام صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سَلَّم که مخاطب قرآن کریم و گیرنده وحی بوده است و اهل بیت عصمت و طهارت عَلَیهِمُالْسَّلام که دانش اولین و آخرین و علم الکتاب نزد آن بزرگواران است؛ بهترین منبع شناخت قرآن کریم هستند: إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ؛(7)کسانی قرآن را میشناسند که قرآن کریم بر آنان نازل شده است و محبط وحی الهی و مخاطب قرآن کریم هستند.
پیامبر گرامی اسلام قرآن کریم را راست ترین گفتار و رساترین پندها و نیکوترین قصهها معرفی میکند و میفرماید: اَصدَقُ القَولِ وَ اَبلَغُ المَوعِظَةِ وَ اَحسَنُ القَصَصِ، کِتابُ اللهِ.(1)
در حدیث دیگری پیامبر گرامی اسلام قرآن کریم را سفره و ادبستان الهی و معرفی میکند و میفرماید: أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُم ؛ قرآن سفره ضيافت خداست. پس تا مىتوانيد از ضيافت او فراگيريد.(2)
در حدیث دیگری پیامبر گرامی اسلام قرآن کریم را وسیله جلای قلوب میداند و میفرماید: اِنَّ هذِهِ القُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصدَاُ الحَدیدُ وَ اِنَّ جِلاءَها قِراءَةُ القُرآنِ(3)براستی این قلبها زنگار می گیرد، همان طور که آهن زنگار می گیرد، جلای قلب ها قرائت قرآن است.
حضرت امام علی عَلَيْهِالْسَّلام در معرفی قرآن کریم میفرماید: إِنَّ اَلْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لاَ تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لاَ تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لاَ تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلاَّ بِه(4)
به درستى كه ظاهر قرآن، نيكو و باطن آن عميق است، شگفتيهاى آن از بين نمىرود و غرايب آن تمام نمىشود و تاريكيها، جز به سبب قرآن،گشوده نمىشود.
برای شناخت بهتر قرآن کریم لازم است، زبان قرآن کریم شناخته شود. شهید بزرگوار علامه مطهری، درباره زبان قرآن کریم بحث مفصلی
دارد که در باب شناخت قرآن کریم، بسیار لازم و ضروری است و ما به صورت خلاصه به آن اشاره میکنیم.
قرآن کریم چند زبان دارد، یکی از زبانهای قرآن کریم "زبان منطق و استدلال" است و مخاطب این زبان عقل و قوّه تفکر انسان است و زبان دیگر قرآن کریم "زبان احساس" است و مخاطب این زبان دل انسان است.
یکی از زبانهای قرآن کریم "زبان منطق و استدلال" است و مخاطب این زبان عقل و قوّه تفکر انسان است. قرآن کریم با این زبان مسلمانان را به تلاوت و تدبّر دعوت میکند و آن را مقدمهای برای اندیشه در حقانیت قرآن کریم و پند گیری از آن میداند: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْباب(1)
این کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کردهایم تا درباره آیات آن اندیشه کنند و خردمندان پند گیرند.
قرآن کریم با این زبان، برای حقانیت خود و برای آن چه آورده و برای راستی و درستی محتوای خود؛ استدلال میکند و بشریت را به خود دعوت مینماید.
در قرآن کریم آیات بسیاری است که به روش منطقی و استدلال با بشر سخن گفته است، خداوند در قرآن می فرماید: لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ(2). یا در آیه ای دیگر می فرماید: إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ
كُنْ فَيَكُونُ(1). در سوره یس نیز می فرماید: وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ(2). زبان این آیات و آیات متعدد دیگر همه به زبان منطق و استدلال است.
زبان دیگر قرآن کریم "زبان احساس" است و مخاطب این زبان دل انسان است. در درون انسان منبع احساس بسیار عظیم و عمیقی وجود دارد که با هستى مطلق و خالق هستی ارتباط دارد. قرآن کریم با این زبان، با انسان سخن میگوید، احساسات انسان را تحریک میکند و روح انسان را برای پذیرش حقیقت به هیجان در میآورد.
یکى از متعالیترین غرایز و احساسات در انسان، حسّ مذهبى و فطرت خداجویى است و قرآن کریم با این حسّ شریف سر و کار دارد و آن را مخاطب قرار داده است. نواى آسمانى قرآن با فطرت الهى انسان سخن میگوید و آن را تسخیر مىکند. قرآن کریم با این زبان انسان را مخاطب قرار داده و او را از اعماق و کنه وجودش به حرکت در میآورد.
قرآن کریم فقط خود را کتاب تفکر و منطق و استدلال معرفى نمىکند تا فکر و مغز انسان را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه خود را کتاب احساس و عشق هم معرفی میکند و سراسر وجود انسان را تحت تأثیر قرار مىدهد.
یکی از ابزارهای این زبان، کمیّت، کیفیّت، رنگ، چهره و طنین صدا است. طنین صدا میتواند انسان را در دنیاى خاصى از احساس فرو برد. نوع هیجانات و احساسات بسته به نوع صدا دارد. شاید هیچ چیزى به
اندازه طنین صدا که از آن به نوای موسیقی یاد میشود؛ تحریک کننده نباشد. یک موسیقى، حس دلاورى و سلحشورى را تحریک میکند. گاهى آنقدر قوى است که سرباز ترسیده از دشمن را از سنگر بیرون میآورد و او را برای حمله به دشمن، بىباک میسازد. یک موسیقى، حس بخشش یا کمک به دیگران را تحریک میکند. یک موسیقى حتّی حس لودگی یا شهوترانى را در انسان تحریک میکند و شخص را تسلیم پلیدیها میسازد و حریم عفت و اخلاق را از بین میبرد.
اگر در مجالس به شعر خوانی، مداحی و مدیحهسرایی پرداخته میشود بخاطر تأثیر طنین صدا و نوای موسیقی بر روح انسان است و اگر توصیه مىشود قرآن را با آهنگ زیبا و دلنشین بخوانید برای این منظور است: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا(1)
قرآن را با آهنگ لطیف، زیبا و دلنشین تلاوت کن.
وقتی آقای آهنگران با تعدادی از رزمندگان در دیدار امام مرثیه سرايی کرد، امام به آقای آهنگران فرمود: حماسی بخوان؛ و دیدید که چقدر شعرهای آقای معلّم و صدای آقای آهنگران در اعزام نیروها به جبهه و آماده سازی آن ها برای حمله نقش داشت.
در میان مسلمانان یگانه چیزی که مایه نشاط، کسب قدرت روحی، پیدا کردن خلوص و صفای باطن بوده، همان موسیقی قرآن است. ندای آسمانی قرآن در اندک مدتی از مردم وحشی شبه جزیره عربستان، مؤمنانی ثابت قدم ساخت که توانستند با بزرگترین قدرتهای زمانه درافتند و آنها را از پا درآورند.
مسلمانان قرآن را نه فقط به عنوان یک کتاب درس و تعلیم بلکه همچون یک غذای روح، مایه کسب نیرو و ازدیاد ایمان مینگریستند.
1) - مزمل، آیه 4
شبها با خلوص قرآن میخواندند و با خدای خود راز و نیاز میکردند، روزها چون شیر غرّان به دشمن حمله میبردند.
داستان زندگی پیامبر، خود بیانگر درستی این قول است. او بیهیچ پشتیبان، در حالی که تنها قرآن را در دست داشت، قیام کرد و همین قرآن برای او همه چیز شد، برایش سرباز، سلاح و نیرو تدارک دید، دشمن را در برابرش خاشع و خاضع گردانید، افراد دشمن را به سوی او کشاند و بالاخره آنها را در برابر رسول خدا به تسلیم واداشت و به این ترتیب وعده راستین الهی را تحقّق بخشید.
وقتی قرآن زبان خود را زبان دل مینامد، منظورش آن دلی است که میخواهد با آیات خود آن را صیقل بدهد و تصفیه کند و به هیجان بیاورد. این زبان غیر از زبان موسیقی است که احیاناً احساسات شهوانی انسان را تغذیه میکند و نیز غیر از زبان مارشهای نظامی و سرودهای رزمی است که در ارتشهای دنیا مینوازند و حس سلحشوری را تقویت میکنند. این همان زبانی است که از اعراب بدوی، مجاهدینی میسازد که در حقّشان فرمودند: حَمَلوا بَصائِرَهُمْ عَلی اسْیافِهِمْ(1)
آنان که شناخت و بینش شان را بر شمشیرها حاکم کرده و شمشیرهایشان را در راه تحقق حق و حقیقت به کار گرفتند.
این که کفّار و مشرکین قریش همه را ملزم میکردند که وقتی پیامبر گرامی در مسجدالحرام حضور داشت؛ در گوششان پنبه بگذارند و به مسجدالحرام وارد شوند برای جاذبه و تأثّر این کتاب مقدّس بود که از زبان پیامبر گرامی اسلام منتشر می شد.
چه بسیار افراد عنود و لجوج، که با شنیدن آیات قرآن کریم مجذوب پیامبر گرامی شدند و چه بسیار افراد عنود و لجوج که واله و
1) - نهج البلاغه، خطبه 150
دلداده شنیدن آیات قرآن کریم بودند و مخفیانه به تلاوت قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام گوش میدادند.
ابن هشام مورخ مشهور روایت مىکند که: یک شب ابوسفیان و ابوجهل و اخنس بن شریق ثقفى هر یک به تنهايى و بدون اطلاع دیگرى آمدند تا از پشت دیوار خانه پیغمبر، صداى تلاوت قرآن او را بشنوند، هر کدام جایى را انتخاب کردند و تا هنگام طلوع فجر نشستند و گوش به تلاوت قرآن پیغمبر دادند و همین که هوا روشن شد، برخاستند تا بروند، هر سه با هم برخورد کردند و رازشان برملا شد و یکدیگر را سرزنش کردند که دیگر چنین نکنند که اگر ساده لوحان ببینند، به قرآن کریم متمایل شوند. با این وصف، شب دوم نیز هر سه نفر برخلاف تعهدى که نمودند و به خیال این که دیگران نمیآیند، آمدند و هرکدام درجایى نشسته و از پشت دیوار خانه پیغمبر گوش به آهنگ دلنشین قرائت قرآن او دادند و سپیده دم تا برخاستند بروند باز در میان راه به هم رسیدند و هر کدام فهمیدند که کجا بودهاند و چه مىکردند! و همان سخنان شب قبل میان آن ها در گرفت و به این شرط که دیگر تکرار نکنند، از هم جدا شدند. با این وصف، سومین شب هم این صحنه تکرار شد و چون صبح هنگام باز یکدیگر را دیدند یکى از آن ها گفت: نباید از هم جدا شویم مگر این که قول شرف بدهیم که دیگر اقدام به این کار نکنیم. این تعهد را سپردند و از هم جدا شدند.
فضیل بن عیاض، معاصر با امام صادق علیه السلام یکی از کسانی است که دورانی از عمر خودش را به گناه و فسق و فجور و دزدی گذرانده است، شبی خانهای را در نظر گرفته بود که از آن دزدی کند، وقتی از دیوار بالا میرود ناگهان صدای مردی را میشنود که با لحن بسیار زیبا قرآن تلاوت میکند و این آیه را میخواند: أَلَمْ یأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ
قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اَللّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ اَلْحَقِّ(1)آیا وقتی آن نرسیده است که دل کسانی که ادعای ایمان دارند برای پذیرش یاد خدا نرم شود؟ فضیل تا این آیه را میشنود احساس میکند این خداست که با بندهاش فضیل، سخن میگوید: که فضیل! دزدی و غارتگری و چپاول تا کی؟ فضیل تکانی میخورد و جواب میدهد: خدایا همین الان وقتش است؛ از دیوار پایین میآيد ، توبه میکند آن هم توبهی نصوح، توبهای که او را در ردیف مردان پرهیزگار و عابد زمان خودش قرار داد به حدی که وقتی یکی از مقتدرترین سلاطین دنیا یعنی هارون الرشید خلیفهی عباسی که فردی فاسق و فاجر بود را موعظه و نصیحت میکرد، هارون مثل باران بهاری اشک میریخت.
ندای آسمانی قرآن کریم با این زبان با انسان سخن میگوید و انسان را شیفته خود میسازد و ما باید ببینیم، با کدام زبان، قرآن را تلاوت میکنیم و به کدام منطق قرآن کریم پاسخ میدهیم؟
باید قرآن کریم را خوب شناخت، حقایق این کتاب آسمانی را خوب درک کرد، به محتوای آن واقعی و حقیقی ایمان آورد، راستی و درستی این ودیعه الهی را باور کرد و به وظیفه سنگین و حساس خود نسبت به قرآن کریم، عمل نمود و با استفاده از فنّاوری پیشرفته به توسعه و تعمیق معرفت قرآنی پرداخت و در انتقال به موقع و صحیح و جذاب مفاهیم و آموزههای قرآنی کوشید و شیفتگان و تشنگان معارف الهی را سیراب کرد. به امید آن روز...
1) - حدید، آیه 16
قرآن کریم از زوایای گوناگون قابل بررسی و شناخت است. زوایای گوناگون شناخت قرآن کریم را میتوان در قطعیت و اتقان، در جامعیت و کمال، در عمومیت و جهانی، در جاودانگی و ماندگاری، در نورانیت و روشنگری، در راهنمایی و هدایتگری جستجو کرد.
قرآن کریم در اتصال به منبع لایزال الهی، قطعی و یقینی است، در وصول به زندگی شرافتمندانه، جامع و کامل است، در گستردگی اقوام و ملل، جهانی و جهان شمول است، در ماندگاری آموزهها، جاودانه و ماندگار است، در معرفت و کمال، نورانی و روشنگر است و در سعادت و رستگاری، راهنما و هدایتگر است.
زوایای شناخت قرآن کریم در بخشهای پیش رو به اختصار بیان میشود.
قرآن کریم، کتاب قطعی و یقینی است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را قطعی و یقینی، معرفی میکند و هرگونه شک و شبههای را از خود دور میسازد.
بدیهی است خداوندی که با علم و حکمت، هستی را، این چنین با عظمت و نظامند آفریده است؛ قطعا بشر را رها نکرده و برای سعادت او کتاب راهنما میفرستد و به یقین کتاب راهنمایی که او فرستاده، قطعی و یقینی است.
قطعی و یقینی بودن قرآن کریم، جهات مختلفی دارد که به آن اشاره میشود:
قرآن کریم از نظر اتصال به منبع لایزال الهی، قطعی و یقینی است و از طرف خداوند تبارک و تعالی نازل شده است: ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ(1)
این کتابى است که در حقانیت آن هیچ شک و تردیدى نیست.
قرآن کریم از نظر رسول و پیامآور وحی قطعی و یقینی است. جبرئیل به عنوان رسول وحی در ابلاغ قرآن کریم و رساندن آن به پیامبر گرامی اسلام؛ امین است و به درستی و به راستی عمل کرده است: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ(2)جبرئیل امین و به آنچه که مأمور شده است، مسلط، چیره و
بسیار نیرومند است: عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى . ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ(1)
آنچه را خداوند به آن فرمان داده است را به طور کامل اجرا نموده و هرگز از فرمان خدا سرپیچی نکرده است: لَا یعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُونَ(2).
قرآن کریم از نظر دریافتکننده وحی قطعی و یقینی است. پیامبر گرامی اسلام، از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی و دارای عصمت کبری است، آن چه را خداوند تبارک و تعالی توسط جبرئیل امین، بر قلب نازنین او نازل کرده، را بدون کم و کاست دریافت کرده است.
پیامبر گرامی اسلام آن چه را در اختیار بشریت قرار داده است، همان وحی الهی و قطعی و یقینی است. پیامبر گرامی اسلام آن چه را خداوند تبارک و تعالی به عنوان کتاب آسمانی قرآن کریم، توسط جبرئیل امین، بر قلب نازنین او نازل کرده است را بدون کم و کاست در اختیار بشریت قرار داده است و هیچ تصرفی در آن نکرده است: مَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَىٰ(3)هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید و گفتار او، جز وحی چیزی دیگری نیست.
آن چه قرآن کریم از نظر محتوایی، برای هدایت بشر به ارمغان آورده است قطعی و یقینی است. قرآن کریم در صداقت و راستی، در صحت و درستی، در هدایت و رهبری، در حق و حقیقت، در کمال و تعالی، در بیان حقایق و واقعیت، در صفات و ویژگیها، و در محتوا و آموزهها؛ قطعی و یقینی است و هیچ شک، شبهه، کجی و شکستی به ساحت آن راه ندارد و هیچ دروغ و باطلی بر آن سایه نیفکنده است.
قرآن کریم در بیان حقایق، بهترین حدیث است: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ(1).
در استواری، شکست ناپذیر است: وَإِنَّهُ لَکتَابٌ عَزِیزٌ(2). در بیان حقایق، از شک و تردید به دور است: ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ(3). در بیان حقیقت، از باطل به دور است: لَا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ(4). در بیان راستی و درستی، از کجی به دور است: وَلَمْ یجْعَلْ لَهُ عِوَجًا(5).
اگر قرآن کریم قطعی و یقینی نبود، به یقین در آن اختلاف فراوان وجود داشت و چون هیچ گونه دوگانگی و اختلافی در آن وجود ندارد؛ پس از منبع لایزال الهی نازل شده است. خداوند تبارک و تعالی با سؤال توبیخ گونه میفرماید: أَفَلاَ یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفًا کثِیرًا(6)
آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن دیده میشد.
خداوند تبارک و تعالی برای اثبات حقانیت و درستی قرآن کریم، تحدی کرده و میفرماید: اگر کسی در حقانیت و درستی این کتاب مقدّس، شک و شبههای دارد؛ مثل آن را بیاورد و همین که کسی نمیتواند مانند او را بیاورد، معلوم میشود که کار انسانی نیست و از طرف خداوند تبارک و تعالی نازل شده است: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً(1)
اگر إنس و جن گرد آیند تا همانند قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد هر چند که یکدیگر را یارى دهند.
خداوند تبارک و تعالی در آیه دیگر تخفیف داده و میفرماید: اگر کسی در حقانیت و درستی این کتاب مقدّس، شک و شبههای دارد؛ لازم نیست مثل قرآن کریم را بیاورید، بلکه ده سوره مثل سورههای قرآن کریم هم بیاورید کافی است: أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ(2)اگر گویند: قرآن کریم را به دروغ ساخته است. بگو: اگر راست مىگویید، ده سوره مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را مىتوانید فرا خوانید.
باز خداوند تبارک و تعالی در آیه ی دیگر تخفیف بیشتری داده و میفرماید اگر کسی در حقانیت و درستی این کتاب مقدّس، شک و شبههای دارد؛ لازم نیست، ده سوره مثل سورههای قرآن کریم را بیاورد، بلکه یک سوره هم بیاورید کافی است: أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ(3)
اگر
مىگویند: قرآن کریم را به دروغ ساخته است. بگو: اگر راست مىگویید، سورهاى مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا مىتوانید به کمک، فرا خوانید.
قرآن کریم در آیه دیگر میفرماید: وَ إِنْ کنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ(1)و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردهایم شک دارید، پس اگر راست مىگویید، سورهاى مانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را فرا خوانید و اگر چنین نکردید، که هرگز نمىتوانید کرد، پس از آتشى که هیزمش انسان و سنگ است، و براى کافران آماده شده، بپرهیزید.
1) - بقره، آیه 23
قرآن کریم کتاب جامع، کامل و فراگیر است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را جامع، کامل و فراگیر معرفی میکند، بگونهای که برای سعادت بشر، هیچ چیزی را فروگذار نکرده است.
جامعیت قرآن کریم به این معنا است که هر آن چه انسان در زندگی سعادتمند، بدان نیاز دارد، قرآن کریم آن را برای بشریت به هدیه آورده است. انسان در زندگی سعادتمند به چه چیزهایی نیاز دارد؟ به اخلاق، معنویت، اقتصاد، معیشت، عدالت، سیاست، حکومت، فرهنگ، دادرسی، تفریح، آرامش، خانواده، به کار و تلاش! بشر به هر چه نیاز دارد، قرآن کریم آن را برای بشریت به ارمغان آورده است و چیزی را فروگذار نکرده است.
آری خداوندی که با قدرت، علم و حکمت؛ هستی را، این چنین با عظمت و نظامند آفریده است؛ به یقین بشر را رها نکرده و برای سعادت او کتاب راهنما فرستاده است و بدیهی است، کتاب راهنمایی که خالق هستی با آن همه صفات جلال و جمال، فرستاده، جامع، کامل و فراگیر خواهد بود.
خداوند تبارک و تعالی در خصوص جامعیت قرآن کریم میفرماید: وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیء(1)و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همهی نیازهای بشری است.
1) - نحل، آیه 89
یا در آیه ای دیگر، جامعیت قرآن کریم را چنین توصیف میفرماید: وَلَا رَطْبٍ وَلَا یابِسٍ إِلَّا فِی کتَابٍ مُبِینٍ(1)و هیچ تر و خشکی وجود ندارد، جز این که در کتاب مبین آمده است.
خداوند در قرآن کریم، جامعیت قرآن کریم را این گونه بیان میفرماید: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ(2)ما در این کتاب هیچ چیزى را فروگذار نکردهایم.
امام صادق علیه السلام در خصوص جامعیت قرآن کریم میفرماید: وَاللهِ مَا تَرَک اللهُ شَیئا یحْتَاجُ اْلْعِبَادُ اِلَیهِ اِلا بَینَهُ لِلْنَّاسِ حَتَّی لا یسْتَطِیعَ عَبْدٌ یقُولَ لَوْ کانَ هَذَا نُزِّلَ فِی اْلْقُرْآنِ(3)به خدا سوگند، قرآن همهی نیازمندىهاى مردم را بیان کرده است تا کسى نگوید کاش این موضوع در قرآن بود.
بر اساس جامعیت قرآن کریم است که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام میفرمایند: هر حکمی که برای شما بیان میکنیم بپرسید تا به شما بگوییم کجای قرآن کریم است.
موضوع جامعیت قرآن کریم از جمله موضوعات مهم و بنیادی است که اندیشه بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان را به خود جلب کرده است و در این میان شهید بزرگوار علامه مطهری و علامه طباطبایی
و امام خمینی (قدس سره) هم، از جمله آنان هستند و از همه مهم تر امام خمینی از معدود عالمانی است که در آراء و آثار قرآن شناختی خویش، از جامعیت قرآن کریم با نگرش واقع بینانه و مبتکرانه و در عین حال کاربردی سخن رانده است به گونهای که در نگاه هیچ یک از متفکرین شیعه و سنی در ادوار مختلف تاریخ به چشم نمیخورد.
حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در یکی از پیامهای خود درباره جامعیت قرآن کریم چنین میفرماید: هر طایفهای از علمای اعلام و دانشمندان معظم به بُعدی از ابعاد الهی این کتاب مقدّس دامن به کمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوی عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمایند، تا معلوم شود این کتاب سرچشمه همه چیز است، از عرفان و فلسفه تا ادب و سیاست، تا بیخبران نگویند عرفان و فلسفه، بافتهها و تخیلاتی بیش نیست و ریاضت و سیر و سلوک کار درویشان قلندر است، یا اسلام به سیاست و حکومت و اداره کشور چه کار دارد که این کار سلاطین و رؤسای جمهور و اهل دنیاست یا اسلام دین صلح و سازش است و حتی از جنگ و جدال با ستمکاران بری است و به سر قرآن آن آورند که کلیسای جاهل و سیاستمداران بازیگر به سر دین مسیح عظیم الشان آوردند(1).
بدیهى است تمام علوم از ظاهر الفاظ قرآن کریم نمایان نیست، اما با بررسی زوایای گوناگون قرآن کریم و با استفاده از دلالت لفظی، معنوی، مفهومی و رمزی و با استفاده از اشارات، لطایف، حقایق و
1) - صحیفه امام خمینی، ج20، ص 93
ارتباطى که از الفاظ قرآن کریم؛ جامعیت قرآن کریم که در بردارنده و بیانگر همه علوم است به دست مى آید و مخاطبان اصلى قرآن کریم و راسخون در علم، توانایى این را دارند که تمام علوم را از آن استخراج کنند.
دین مبین اسلام مکتب جهانی است و قرآن کریم برای همه بشر نازل شده است و پیامبر گرامی اسلام برای هدایت همه بشریت فرستاده شده است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را جهانی و جهان شمول معرفی میکند.
مكاتب و ادیان جهان را در یك دسته بندی كلی میتوان در دو گروه قرار داد: نخست مكاتبی كه مخاطب خود را گروه، ملت، نژاد و یا طبقه ی خاصی میدانند و داعیه ی نجات و هدایت بخش خاصی از انسانها را دارند، و دوم ادیانی كه همه انسانها را مورد توجه قرار داده و در پی نجات همه آنان هستند.
هر انسان منصفی كه كم ترین آشنایی با تاریخ و تعالیم اسلام داشته باشد، میداند كه اسلام و قرآن همه ملتها را به آیین، معارف و مقررات خود دعوت كرده و هیچ فرد، گروه، ملت و نژادی را استثنا نكرده است.
با بررسی آیات قرآن کریم، جهانی بودن و جهان شمول بودن قرآن کریم و عمومیت دعوت قرآن برای همه مردم جهان روشن میشود.
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ما قرآن کریم را برای هدایت جهانیان نازل کردیم «إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِین»(1)این کتاب جز یادآوری برای جهانیان نیست.
1) - انعام، آیه 90
یا در آیه ای دیگر میفرماید: ما قرآن کریم را برای هدایت همه مردم کردیم«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ»(1)
و هرآینه در این قرآن برای مردم از هرگونه مثالی آوردیم.
قرآن کریم خود را هدایتگر همه مردم معرفی میکند و میفرماید: شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاس(2)
ماه رمضان كه در آن قرآن فرو فرستاده شده كه رهنمودی برای مردم است.
یا فرزندان آدم را مخاطب قرار داده و میفرماید: یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْكُم مِّنَ الْجَنَّة(3)ای فرزندان آدم، مبادا شیطان فریبتان دهد چنانكه پدر و مادرتان را از بهشت بیرون كرد.
یا همه بشریت را مخاطب قرار داده و میفرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُالَّذِی خَلَقَكُمْ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون(4)ای مردم، خداوند را كه شما و پیشینیان شما را آفریده، بپرستید؛ باشد كه پرهیزگار شوید.
جهانی بودن قرآن کریم با صراحتی بیش از آیات دیگر، در سوره انعام آمده است: وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغ(5)و این قرآن به من وحی شده است تا با آن شما و هر كه این پیام به او برسد را بیم دهم. صراحت این آیه در جهانی بودن قرآن، بیش از آیات پیشین است.
بخشی از آیاتی قرآن کریم، بر جهانی بودن و همگانی بودن رسالت پیامبر دلالت دارد مانند:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ(1)و ما تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای جهانیان. یا آیه: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاس(2)
و ما تو را نفرستادیم مگر برای همه مردم. یا آیه: تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا(3)خجسته باد كسی كه بر بنده خود فرقان را فرو فرستاد تا هشدار دهندهای برای جهانیان باشد.
خداوند قرآن کریم را ذکر معرفی کرده و به وسیله آن، پیامبر گرامی اسلام را بیم دهند زنده دلان میخواند: إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ * لِیُنذِرَ مَن كَانَ حَیًّا(4)این كتاب نیست جز یادآوری و قرآنی روشن، تا پیامبر هر كه را كه زنده دل است بیم دهد.
در بخشی از آیاتی قرآن کریم، غلبه آیین پیامبر گرامی اسلام را بر همه ادیان نوید میدهد مانند: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّه(5)او كسی است كه فرستادهاش را با رهنمود و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیینها پیروز کند.
در بخشی از آیات، قرآن کریم پیروان ادیان گوناگون را مورد خطاب قرار داده و آنان را به ایمان به قرآن و معارف آن دعوت كرده و سعادت جاودانهشان را به آن پیوند داده است: فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا(6)پس اگر اهل کتاب به مانند آنچه شما به آن ایمان آوردهاید ایمان آورند، همانا به حق راه یافتهاند.
همه این آیات، جهانی بودن قرآن کریم و عمومیت دعوت قرآن کریم را برای همه مردم جهان ثابت میکند.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد چرا هر چه قرآن کریم تلاوت میشود و هر چه قرآن کریم تدریس میشود؛ تراوت خود را از دست نمیدهد و همواره تازه و با طراوت است؟ مَا بَالُ الْقُرْآنِ لَا يَزْدَادُ عِنْدَ النَّشْرِ وَ الدِّرَاسَةِ إِلَّا غَضَاضَةً(1)
این چه سرّی است که هرچه زمان بیشتری بر قرآن میگذرد و هرچه بیشتر تلاوت میشود بر طراوت و تازگیاش افزوده میگردد؟ و آن بزرگوار در پاسخ میفرماید: لِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يُنْزِلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لَا لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِي كُلِّ زَمَانٍ جَدِيدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ(2)برای این که خداوند تبارک و تعالی قرآن را برای زمانی خاص یا مردمی خاص قرار نداده است، از این رو قرآن در هر زمان تازه است و نزد هر قومی تا روز قیامت تازگي و طراوت دارد.
قرآن کریم کتاب جاودانه، ماندگار، همیشگی و ابدی است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را جاودانه و ماندگار معرفی میکند، به گونهای که هرگز به یک زمان محدود نبوده و هرگز مرور زمان در او تغییر ایجاد نمیكند.
قرآن کریم همچون آسمان و زمین، و جریانی همچون جریان خورشید و ماه جاودانه و ماندگار است و همانگونه که آسمان و زمین برقرار است و خورشید و ماه در گردش و درخشش است؛ قرآن کریم هم جاودانه و ماندگار است.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن به این حقیقت اشاره کرده و میفرماید: لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ(1)
هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است.
امام باقر علیه السلام جاودانگی و ماندگاری قرآن کریم را به دو اختر فروزان، خورشید و ماه تشبیه نموده، میفرماید: قرآن همانند خورشید و ماه همیشه در جریان است، و زندگی انسانها را تا پایان دنیا روشن میسازد.
1) - فصلت، آیه 42
امام باقر علیه السلام در روایت دیگری فرمود: الْقُرْآنَ یجْرِی أوَّلُهُ عَلَی آخِرِهِ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ(1)تا زمانی که آسمانها و زمین باقی است، سراسر قرآن در جریان خواهد بود.
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام میفرماید: إِنَّ الْقُرْآنَ حَیّ لَمْ یمُتْ وَ إِنَّهُ یجْرِی کَمَا یجْرِی اللَّیلُ وَ النَّهَارُ وَ کَمَا یَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ(2)قرآن زندهای است که هرگز نمیمیرد و جاری است همانگونه که شب و روز در جریان است و همانطور که خورشید و ماه در جریان است.
همواره افکار و اندیشه هر عصری، اندیشهها و افکار گذشته را تغییر داده و با مهر بطلان بر آنها، نادرستی آن را اثبات کرده و به مرور زمان مفاهیم تازهای برای بشریت به ارمغان آورده و اختلاف بشری را در اعصار گوناگون نمایان ساخته است؛ با این حال خداوند تبارک و تعالی به گونهای قرآن کریم را نازل کرده است که مرور زمان و فرهنگهای زمانه هرگز نتواند معارف و آموزههای قرآن کریم را تغییر دهد یا تأثیری بر محتوای این کتاب مقدّس داشته باشد یا آن را باطل کند.
خداوند تبارک و تعالی، دگرگوني و تغییر ناپذیری را از ساحت قرآن کریم دور کرده و میفرماید: وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(3)و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به
حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمیتواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.
قرآن کریم کتاب نور و روشنایی است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را نور معرفی میکند، به گونهای که راه زندگی به سعادت و کمال را روشن میسازد و غروب و افول بر آن راه ندارد.
نور اولین مخلوق جهان هستی است: پیامبر گرامی اسلام میفرماید: لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَنَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ خَلَقَ مِنْهَا نُوراً (1)وقتی خداوند اراده کرد هستی را بیافریند، فرمان داد و نور خلق شد.
نور زیباترین و لطیف ترین موجود جهان هستی است.
نور سریع ترین سیر و بالاترین سرعت را در جهان هستی دارد.
نور هم روشن است و هم روشنگر الظاهر بذاته المظهر لغيره(2)، مانند خورشید.
خداوند تبارک و تعالی در چند آیه، قرآن کریم را نور معرفی کرده است:
· قَدْ جَاءَکم مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ کتَابٌ مُّبِینٌ(3)از جانب خداوند نورى و کتابى صریح و آشکار بر شما نازل شده است.
· وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً(4)براى شما نورى آشکار و تابناک فرستادهایم.
· وَاتَّبَعُوا النُّور الَّذِی اُنْزِلَ مَعَهُ(1)نورى را که با او نازل شده است پیروى کردند.
· وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا(2)
و آن نورى که ما فرو فرستادیم.
· وکتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ(3)
و کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی در آوری.
از آن جايی که نور، لطیفترین موجود هستی است؛ امور بسیار پر ارزش و لطیف به نور تشبیه میشود مانند: علم و دانش، دین مبین اسلام، قرآن، ایمان، هدایت الهی، پیامبر گرامی اسلام، امامت و ولایت. ولی نور بودن همه این موجودات به نور حقیقی بر میگردد که ذات اقدس الهی است.
علم و دانش نور است، خداوند در قرآن کریم میفرماید: قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ(4)
بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟ یا تاریکی ها و روشنایى برابرند؟
امام صادق میفرماید: أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللّهُ فِى قَلْبِ مَنْ یشآءُ(1)علم واقعی و حقیقی نور است که بر قلب هر آن که خداوند تبارک و تعالی شایسته بداند میافکند.
دین مبین اسلام نور است، قرآن کریم میفرماید: یرِیدُونَ أَنْ یطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ(2)
مىخواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند، ولى خداوند نمىگذارد، تا نور خود را کامل کند، هر چند کافران را خوش نیاید.
ایمان نور است، قرآن کریم در این باره میفرماید: اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمْ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ(3)خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریکیها به روشنى هدایت میکند و آنان که کافر شدهاند طاغوت یاور آنهاست، که آنها را از روشنى به تاریکیها مىکشد.
هدایت الهی نور است، قرآن کریم میفرماید: أَوَمَنْ کانَ مَیتًا فَأَحْیینَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ(4)آیا کسی که از نظر عقلی و روحی
مرده جهل و ضلالت بود، سپس او را زنده کردیم، براى او نورى پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم سرافراز حرکت کند.
قرآن کریم در آیه ای دیگر میفرماید: یوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یسْعَىٰ نُورُهُمْ بَینَ أَیدِیهِمْ(1)مردان و زنان مؤمن را مینگری که نورشان، پیشاپیششان حرکت میکند.
قرآن کریم نور است، خداوند در این باره میفرماید: قَدْ جَاءَکمْ مِنْ اللَّهِ نُورٌ وَکتَابٌ مُبِینٌ(2)از جانب خداوند نورى و کتابى صریح و آشکار بر شما نازل شده است.
پیامبر گرامی اسلام نور است، قرآن کریم میفرماید: وَدَاعِیا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا(3)و مردم را به فرمان خدا به سوى او بخوان و چراغى تابناک باش.
امام و ولی، نور هستند، قرآن کریم میفرماید: یهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یشَاءُ(4)خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مىکند.
امام رضا علیه السلام در تفسیر آیه میفرماید: یَهْدِی اللَّهُ لِوَلَایَتِنَا مَنْ أَحَبَّ(1)خداوند تبارک و تعالی به ولایت ما را هدایت میکند.
مشهورترین آیهای که در قرآن کریم بحث نور را عنوان کرده است پنج بار واژه ی نور در آن به کار رفته است، در این آیه، خداوند نور آسمان و زمین معرفی شده است: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ(2)خدا نور آسمان ها و زمین است. به این معنا که خداوند به نفس خود ظاهر است و آنچه در آسمان ها و زمین است به واسطه او ظهور دارد.
چون وجود و هستی هر چیزی باعث ظهور آن چیز برای دیگران است پس مصداق تام نور همان وجود است و از سوی دیگر چون موجودات امکانی وجودشان به ایجاد خدای تعالی است پس خدای تعالی کاملترین مصداق نور است؛ یعنی اوست که ظاهر بالذات و مظهر ما سوای خود است و هر موجودی به وسیله او ظهور مییابد و موجود میشود. پس خدای سبحان نوری است که به وسیله او آسمانها و زمین ظهور یافتهاند. أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها(3)و زمین به نور پروردگارش روشن گردد.
نور، حقیقتی است روشن و روشنگر، نمایان و نمایانگر، آشکار و آشکارگر: الظاهر بذاته المظهر لغيره (4)فی نفسه نمایان است و دیگر
اشیاء را نمایان میسازد. پس هر حقیقتی که ظاهر، روشن، نمایان و آشکار باشد و دیگر اشیاء را روشن، نمایان، آشکار و جلوهگر سازد؛ به آن نور اطلاق میشود، مانند خورشید که هم روشن و نمایان است، هم خود جلوهگر است، هم اشراق و درخشش دارد، هم دیگر اشیاء را به اشراق و درخشش خود نمایان میسازد، هم نیازی به ظاهر کننده و آشکار کننده ندارد و هم موجوداتی که در شعاع تابش آن قرار گیرند؛ نمایان میشوند.
قرآن از آن جهت نور است که هم از عالَم نور آمده است، هم نمایان است، هم نمایانگر است و هم همه تاریکیها را میزداید.
قرآن کریم نور رستگاری است، راه بشر به سعادت و کمال را روشن میکند. قرآن کریم نورِ دانش است، تاریکی جهل را برطرف میکند. قرآن کریم نورِ علم است، عقل بشر را بارور میسازد. وَ یُثیرُوا لَهُم دَفائِنَ العُقول(1)گنجینههای عقل را شکوفا میکند. قرآن کریم نور یقین است، شک و شبهه را برطرف میسازد. قرآن کریم نورِ حقیقت است، حق را نمایان میسازد. قرآن کریم نور هدایت است، همگان را به راه سعادت رهنمون میسازد و گمراهی را میزداید: وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ یوقِنُونَ(2).
قرآن کریم نور ایمان است، ظلمت کفر را برطرف میکند. قرآن کریم نور توحید است، تاریکی شرک را میزداید. قرآن کریم نور تسلیم است، انسان را به اطاعت رهنمون میسازد. قرآن کریم نور اخلاق است، زشتیها را برطرف میکند. قرآن کریم نور معنویت است، از تباهی دور میکند. قرآن کریم نور بصیرت است، ارزشها را نمایان میسازد: هَذَا
بَصَائِرُ لِلنَّاسِ(1). قرآن کریم نور سلامت است امراض را درمان میکند. امیر علیه السلام میفرماید: وَاسْتَشفُوا بِنُورِهِ(2)با نور قرآن کریم امراض خود را درمان کنید.
قرآن کریم نور بصیرت است، راه را از بیراهه، سره را از ناسره، حق را از باطل و سعادت را از شقاوت روشن میکند، رذایل اخلاقى، صفات ناپسند، از یک سو، فساد و تباهی، ضلالت و گمراهى، ظلم و تعدی از سوی دیگر و مکتبهاى انحرافی و اندیشههای منحرف از سوی سوم، همه تاریکى و ظلمت است، و انسان براى حرکت به سوى کمال و مبارزه با تاریکى و ظلمت، نیاز به روشنايی دارد و آن قرآن کریم است. به همین خاطر در اخبار آمده است که اگر خبری بر شما از ما عرضه شد، و نتوانستید صحّت و سقم آن را دریابید؛ به کتاب الله عرضه بدارید. اگر مفادش مطابق بود بگیرید؛ و گرنه رهایش کنید.
آری آن چه قرآن کریم آورده است از جنس نور است و اعماق وجود انسان را نورانی میکند. بر این اساس است که امام حسن مجتبی علیه السلام در جواب کسی که نصیحت آن بزرگوار را جواهر خواند، فرمود: جواهر از جماد است و با جان آدمی سنخیتی ندارد، در حالی که این گفتار نور است و در اعماق وجود انسان نفوذ کرده و جان آدمی را زنده میکند.
حضرا امیر علیه السلام قرآن کریم را نور معرفی میکند و میفرماید: أَنْزَلَ عَلَیهِ اَلْکتَابَ نُوراً لاَ تُطْفَأُ مَصَابِیحُهُ وَ سِرَاجاً لاَ یخْبُو تَوَقُّدُهُ(3)قرآن
نورى است که روشنايياش خاموشى ندارد و چراغى است که درخشش کاستى ندارد.
در جای دیگر حضرت امیر علیه السلام از قرآن کریم به نور درخشان و روشنايی فراگیر یاد میکند و میفرماید: النُّورِ السَّاطِع، وا لضِّیاءِ اللامِع(1)قرآن کریم، نور درخشان و فراگیر است.
1) - همان، ص46
قرآن کریم کتاب هدایت است. قرآن کریم برای شناخت بهتر و بیشتر، در بخشی از آیات، خود را کتاب هدایت معرفی میکند، این هدایتگری، یکی از شئون بالا و والای قرآن کریم و یکی از اهداف عالی نزول قرآن کریم است.
هدایت، به معنای راهنمایی از روی لطف و خیر خواهی برای رسیدن به مطلوب است، در حقیقت هدایت، فروغ روشنایی درونی است که در شعاع آن، انسان در مسیر صحیح زندگی و سعادت حقیقی قرار میگیرد و به جایگاه واقعی و لایق خود نایل میگردد.
خداوند تبارک و تعالی ، قرآن کریم را کتاب هدایت معرفی میکند و میفرماید: ذَٰلِک الْکتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ(1)این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنمای پرهیزگاران است.
خداوند تبارک و تعالی ، قرآن کریم را کتاب هدایت به پابرجاترین و استوارترین آیین معرفی میکند و میفرماید: إِنَّ هذَا الْقُرْءَانَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ(2)همانا این قرآن به پابرجاترین و استوارترین آیین هدایت مىنماید.
هدایت قرآن کریم انسانها را از تاریکی جهل، گمراهی، کفر، شرک، نفاق، فسق، پلشتی؛ به نور دانش، حقیقت، سعادت، ایمان، توحید، تسلیم، اخلاق، معنویت و سلامت رهنمون میسازد: أَنْزَلْنَاهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ
النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ(1)کتابى است که بر تو نازل کردیم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکى به روشنایى رهنمون سازی.
گستره کمی هدایت قرآن کریم شامل همه بشریّت میشود، همه انسانها از هنگامه نزول تا هنگامه ظهور و تا پایان دنیا؛ مخاطب هدایت قرآن کریم هستند.
هدایت قرآن کریم اختصاص به بخشی از زندگی انسان ندارد، مشرِف به همه زوایا و همه گستره زندگی بشر از ابتدا تا انتها است. همه عرصههای تکی و خانوادگی، فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، رفتاری و گفتاری، اداری و مدیریتی، سیاسی و اقتصادی، شخصی و حاکمیتی؛ همه محدوده هدایت قرآن کریم است. هدایت قرآن کریم منحصر به رفتارهای شخصی و عبادی نیست که افراد را به گوشه نشینی دعوت کند، بلکه هدایت قرآن کریم شامل همه عرصههای سیاسی و حکومتی و جهادی و انقلابی هم میشود.
بهرهمندی از هدایت قرآن کریم به میزان ایمان، تقوا و اخلاص بستگی دارد، بر این اساس هدایت قرآن کریم دارای مراتب متعددی
1) - ابراهیم، آیه 1
است، هم شامل عموم مردم میشود: هُدًی لِلنّاس(1)، هم شامل مسلمانان میشود: هُدًی وَ بُشریٰ لِلمُسلِمین، هم شامل مؤمنین میشود: هُدًی وَ بُشریٰ لِلمُؤمِنینَ(2)و هم شامل متقین میشود: هُدًی لِلمُتَّقین(3).
اما هدایت واقعی شامل متقین است و در حقیقت متقین هستند که از هدایت قرآن کریم بهره واقعی و حقیقی میبرند. این جا است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی قدس سره میفرماید: متقیان تشنه هدایت بارقهای از آنچه به نور تقوا از این سرچشمه جوشان "هُدی لِلْمُتَقین" هدایت یافتهاند، برای عاشقانِ سوخته هدایت الله به ارمغان آورند.
شرط استفاده از هدایت قرآن کریم تقوای الهی است، قرآن کریم در این زمینه در دومین آیه سوره بقره میفرماید: ذَٰلِک الْکتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ(4)این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنمای پرهیزگاران است. و معنای این شرط این نیست که هدایت قرآن کریم اختصاص به پرهیزکاران دارد و شامل دیگر قشرهای جامعه نمیشود بلکه به این معنا است که گستره کمی هدایت قرآن کریم شامل همه بشریّت میشود اما فقط پرهیزکاران شایستگی هدایت را به دست میآورند و از هدایت قرآن کریم استفاده میکنند.
امید آن که همگان با بهرهمندی از تقوای الهی در جرگه هدایت یافتگان قرار گیریم. آمین یا رب العالمین.
قرآن کریم
نهج البلاغه( للصبحي صالح)، شريف الرضي، محمد بن حسين(406 ق)، قم: هجرت، 1414ق
نهج البلاغه، صالح، صبحي، (1926 - 1986م)، قم، مركز البحوث الاسلاميه، 1374
صحیفه سجادیه، على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام(94 يا 95 ق)، قم: دفتر نشر الهادی، 1376 ش
غرر الحکم و درر الحکم، تمیمی آمدی، نشر دار الکتاب الاسلامی، قم ، 1410ق
مصباح الشريعة، منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم عليه السلام(148 ق)، بیروت : اعلمى، 1400 ق
من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على(381 ق) محقق: غفارى، على اكبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه، 1413 ق
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ابن بابويه، محمد بن على(381 ق)، محقق: لاجوردى، مهدى، تهران: جهان، 1378 ق
الكافي( ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب(329 ق)، مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1407 ق
شرح أصول الكافي( صدرا)، صدر الدين شيرازى، محمد بن ابراهيم(1050 ق)، محقق: خواجوى، محمد، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1383 ش
تفسير القمي، قمى، على بن ابراهيم(قرن 3 ق)، محقق: موسوى جزائرى، طيّب، دار الكتاب، قم، 1404 ق
مجمع البيان في تفسير القرآن، الشيخ الطبرسی، الناشر : دار المعرفة، بی تا
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نورى، حسين بن محمد تقى(1320 ق)، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1408 ق
إرشاد القلوب / ترجمه طباطبايى، ديلمى، حسن بن محمد(841 ق)، قم: جامعه مدرسين، بی تا
البرهان في تفسير القرآن، بحرانى، سيد هاشم بن سليمان(1107 ق)، محقق: قسم الدراسات الإسلامية ، قم: موسسه بعثه، 1374 ش
مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام، حافظ برسى، رجب بن محمد(813 ق)، محقق: عاشور، على، بیروت: نشر أعلمي، 1422 ق
بحار الأنوار – ط ، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بیروت: دارالاحیاء التراث، 1403ق
بحارالانوار-ط، محمد باقر بن محمد تقی المجلسی، موسسه الوفاء، 1403 ق
وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن(1104ق)، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1409ق
الامالي، للشيخ الصدوق، مؤسسة البعثة ،قم، 1417ق
مجموعة ورّام (تنبيه الخواطر و نزهة النواظر)، ورّام بن أبي فراس ، قم: مکتبه فقیه، 1410 ق
صحیفه امام، خمینی، روح الله(1409 ه. ق)، تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، 1389ش
شرح حدیث"جنود عقل و جهل"، خمینی، روح الله(1409ه.ق)، قم: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، 1382
آداب الصلاه، خمینی، روح الله، تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، 1378 ه. ش
نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم)، پاینده، ابوالقاسم، تهران: دنیای دانش، 1382 ش
عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، انصاريان، حسين، قم: دارالعرفان، 1386
تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت، قم: دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) ،1389
رنج نامه ای درباره تفسیر قرآن، قرائتی، محسن، پرتال جامع علوم و معارف قرآن، 1388