ghaemiyeh.com
فصل نامه علمی _ تخصصی
سال پنجم، شماره 17، بهار 1399
صاحب امتیاز و مدیرمسئول: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
سردبیر: دکتر سید محمدکاظم طباطبایی
مدیر داخلی: غفار عموزاده آرائی
مدیر اجرایی: دکتر حسین قلندری
ویراستار فارسی: سعید صناعتی
مترجم و ویراستار انگلیسی: دکتر محمدرضافخرروحانی
طراح جلد: حسن فرزانگان
صفحه آرا: علی قنبری
مدیر روابط عمومی: علیرضا شابدین
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
هیئت تحریریه: دکتر نجف لک زایی استاد دانشگاه باقر العلوم(علیه السلام)
دکتر مجتبی رحماندوست دانشیار دانشگاه تهران
دکتر ناصر رفیعی محمدی دانشیار جامعة المصطفی العالمیه
دکتر علی بیات دانشیار دانشگاه تهران
دکتر علی حاجی خانی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
دکتر غلامرضا خوش فر دانشیار دانشگاه گلستان
دکتر محمدرضا سنگری استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
دکتر مصطفی دلشاد تهرانی استادیار دانشگاه قرآن و حدیث
دکتر محمد رضا فخر روحانی استادیار دانشگاه قم
دکتر مهدی مردانی(گلستانی) استادیار دانشگاه قرآن و حدیث
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
نشانی پستی: گرگان _ صندوق پستی853-49175، فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی
کدپستی: 4916935379
نمابر: 32131590-017 همراه: 09113701235
ایمیل فصل نامه: ayate.boostan@gmail.com http://www.maarefehosseini.ir
شمارگان: 1200 نسخه بها: 000/125 ریال
این فصل نامه با همکاری اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان منتشر می گردد.
فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی نشریه ای با موضوع مطالعات اسلامی (با تمرکز بر معارف امام حسین(علیه السلام)) به زبان فارسی و گستره سراسری و نوع انتشار مجله ای به شماره ثبت75858 فعالیت خویش را با رویکرد علمی _ تخصصی آغاز نموده است.
فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی در پایگاه های زیر نمایه می شود:
بانک نشریات کشور www. magiran. ir
مرکز اطلاعات و مدارک علمی جهاد دانشگاهی www. sid. ir
پایگاه مجلات تخصصی نور www. noorrmags. ir
پرتال جامع علوم انسانی _ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پایگاه نشریات علمی _ تخصصی دانشگاهی ایران (پانتا)
کتابخوان همراه پژوهان @pajoohaan_ir
مشاور عالی:
حجت الاسلام نورالله ولی نژاد
مشاوران علمی فصل نامه در عراق:
شیخ علی الفتلاوی (مدیر کتابخانه حرم امام حسین(علیه السلام) در کربلا)
دکتر محمد حسین علی (دانشگاه کربلا)
دکتر سید حسن عیسی الحکیم (دانشگاه کوفه)
دکتر هادی التمیمی (الجامعة الاسلامیة نجف اشرف)
دکتر سید سلمان هادی آل طعمه (پژوهشگر کربلا)
سید یونس الموسوی (حرم حضرت ابوالفضل(علیه السلام))
سید حیدر غازی جاسم الموسوی (دانشگاه بابل، مؤسسه ترجمه الکفیل)
شیوه نگارش و چگونگی پذیرش مقاله در آیت بوستان- پژوهش نامه معارف حسینی
مقاله باید حاصل پژوهش علمی در یکی از موضوعات مرتبط با معارف حسینی باشد.
هیئت تحریریه در رد پذیرش و ویرایش مقاله ها آزاد است.
تقدم و تأخر چاپ مقاله ها با بررسی و نظر هیئت تحریریه مشخص می شود.
مسئولیت درستی مطالب مندرج در مقاله به عهده نویسنده است و فصلنامه آیت بوستان هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
در هر مقاله ، فاصله خطوط 1 ، حاشیه از دو طرف 4 و از زیر و زبر 5 سانتی متر باشد و هر مقاله باید حداکثر 18 صفحه A4 ( با قلم نازنین (12) و برپایه دستور خط مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (www.persianacademy.com) نگاشته شود.
مقالات باید در محیط Word 2000 / 2003 XP حروف چینی و به دفتر فصلنامه ارسال شود.
در صفحه عنوان ، به ترتیب ، عنوان مقاله نازنین (15 زیر عنوان نازنین (13) ، نام نویسنده / نویسندگان (نازنین) (13) ، رتبه علمی و نام دانشگاه یا سازمان وابسته همان قلم) ، چکیده (در 5 تا 8 خط ، کلید واژه ها ( 5 تا 7 واژه ، شماره تماس و نشانی الکترونیکی نویسنده در پاورقی آورده شود. اطلاعات مندرج در بند پیشین به زبان انگلیسی ، در صفحه ای جداگانه آورده شود.
تصویرها ، جدولها و نمودارها با مشخصات دقیق در صفحات جداگانه آورده شود.
هر مقاله باید شامل مقدمه مواد روشها و بحث و نتیجه گیری باشد.
توضیحات در انتهای مقاله به صورت پی نوشت ذکر شود.
ارجاعات تمام نقل و قولها مستقیم و غیر مستقیم باید به صورت زیر تنظیم شود : (نام خانوادگی نویسنده / نویسندگان ، سال نشر: شماره صفحه)
اگر از یک نویسنده در یک سال بیش از یک اثر منتشر شده باشد ، این آثار با ذکر حروف الف : ب ، و... ی ا b a و... پس از سال انتشار از هم متمایز شوند.
اگر کتاب بیش ار سه نویسنده داشته باشد، پس از نام نخستین نویسنده عبارت « و همکاران» نوشته شود؛ اثری که نام نویسنده ندارد به نام کتاب ارجاع داده شود؛ اثری که توسط مؤسسه یا سازمانی فراهم آمده باشد به نام مؤسسه یا سازمان ارجاع شود.
فهرست منابع و مآخذ در پایان مقاله به ترتیب حروف الفبا و به صورت زیر تنظیم شود: کتاب : نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان) سال نشر). نام کتاب. نام و نام خانوادگی افراد دخیل (مصحح، مترجم، ویراستار و ...). شمارۀ چاپ محل نشر ناشر کتابی که نام مؤلف ندارد: نام کتاب سال نشر) شماره چاپ محل نشر: ناشر کتابی که تالیف یک مؤسسه است: نام مؤسسه مؤلف. سال نشر نام کتاب شماره چاپ. محل نشر: ناشر.
مقاله: نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان سال نشر عنوان مقاله». نام ویراستاریا گرد آورنده.
نام مجموعه مقالات محل نشر: نام ناشر. شماره صفحات مقاله.
حق چاپ مقاله، پس از پذیرش برای آیت بوستان پژوهش نامه معارف حسینی) محفوظ است و نویسنده نمی تواند آن را به نشریه دیگر ارائه دهد.
مقاله های دریافت شده بازگردانده نمی شود.
فصلنامه آیت بوستان - پژوهش نامه معارف حسینی
تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در شهر شام... 7
دکتر محمد رنجبرحسینی، مریم اسلامی پور خطبه سرا
واکاوی تاریخ نگاری عاشورا و عوامل رونق آن در قرن چهارم هجری قمری... 27
دکترحسین پوراحمدی، سینا میرشاهی
تأملی به دستاورد های ایثار حسینی در دو شعر عاشورایی از سید عباس شبّر و خوشدل تهرانی... 43
فرشته صفاری
سوگواری و گریستن بر مصائب سیّدالشهدا (علیه السلام) از نگاه شیعه و وهابیت.... 65
آرش وجود، دکتر غلامرضا ابراهیم زاده رجایی
بیانات امام حسین (علیه السلام) درباره مهدویت و ظهور... 95
آزاده ابراهیمی فخاری
آسیب شناسی عزاداری عاشورا در کلام حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری با تکنیک کیفی تحلیل مضمون... 109
علی میر سیامک بهاروند
نکته هایی از معارف حسینی... 135
دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
معرفی کتاب.... 139
دکتر محمدرضا فخر روحانی
تاریخ دریافت: 22/09/98 تاریخ پذیرش: 20/12/98
دکتر محمد رنجبرحسینی(1)مریم اسلامی پور خطبه سرا(2)
چکیده
ماندگاری قیام امام حسین (علیه السلام) و رسوایی دستگاه بنی امیه، مرهون خطبه ها و روشنگری های حضرت زینب کبری (علیها السلام) است. ایشان در خطبه های شهر کوفه و شام با استناد به آیات قرآن کریم به بیان عهدشکنی مردم، مظلومیت و حقانیت امام حسین (علیه السلام) و رسوا ساختن بنی امیه پرداختند. نوشتار پیش رو با شیوه توصیفی _ تحلیلی و روش کتابخانه ای، به تحلیل اقتباس های قرآنی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه شهر شام می پردازد. با مطالعۀ این نوشتار، درمی یابیم ایشان با استناد به آیات قرآن، یزید و حامیان او را به سبب انجام فجایع کربلا، افرادی گمراه، ستمکار، مستحق خواری دنیا و عذاب اخروی می داند و تأکید می کند که خداوند در کمین آنهاست و این استمهال الهی به نفع آنان نیست؛ چراکه در دنیا رسوا و در آخرت به عذاب الهی دچار خواهند شد.
کلیدواژه ها: حضرت زینب (علیها السلام)، خطبه شهر شام، اقتباس های قرآنی، قیام امام حسین (علیه السلام).
عاشورا بر اساس حضور فعال کاروان اسرا بود که باقی ماند و شناخته شد. بدون خطابه های حضرت زینب (علیها السلام) و امام سجاد (علیه السلام)، چگونه عاشورا می توانست در دل مردم خفتۀ آن روزگار رسوخ کند و آنان را بیدار نماید؟ حضرت زینب (علیها السلام) پیام آور حماسه عاشورا بود و این پیام را به حماسی ترین شکل ممکن ارائه داد. این بانوی بزرگ اسلام در خطبه های خود در جهت روشنگری قیام اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به برخی آیات قرآن به صورت صریح و ضمنی استناد کرد. این خطبه ها در کوفه و شام باعث بیداری مردم، رسوایی دستگاه اموی و اثبات حقانیت قیام امام حسین (علیه السلام) شد. از سویی دیگر این خطبه ها از تسلط و فهم عمیق حضرت زینب (علیها السلام) از قرآن کریم حکایت دارد.
نکته ظریف در دعوت و سیرۀ تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه ها و سخنان ایشان، آن است که همواره آنها را به صورت سلسله وار ذکر می کند. یعنی محتوا و مضمون سخنان خود را علاوه بر بیان شیوا و رسا، اولاً به آیات کتاب خدا، سپس احادیث جدش (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدرش امام علی (علیه السلام) و پس از آن به وقایع تاریخی مستند می سازد (اسفندیار، 1387: 13).
یکی از خطبه های مهم حضرت زینب (علیها السلام) پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و اسیری اهل بیت امام حسین (علیه السلام)، خطبه ایشان در شهر شام است. شام که روزگاری مرکز حکومت معاویه بود و او سال های زیادی او بر ضد علی (علیه السلام) و خاندان نبوت، تبلیغات سوء می کرد، در آن زمان، یزید بن معاویه را حاکم خود می دید. کاروان اسیران کربلا وارد شهری شدند که خاندان بنی امیه از لحاظ روانی و تبلیغاتی، فضا را علیه خاندان نبوت آلوده و مسموم کرده بودند.خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در شهر شام از زوایای گوناگون قابل بررسی است؛ چنان که مقالات و تحقیقاتی با رویکردهای ادبی، اجتماعی، تاریخی و روش شناسانه تدوین شده است.
مقاله پیش رو با شیوه توصیفی _ تحلیلی به تحلیل اقتباس ها و استنادهای قرآنی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه شهر شام می پردازد که روشن شود عقیله بنی هاشم چگونه با استناد به کلام وحی، وجدان خفته مردم شام را بیدار کرد و دستگاه یزید را رسوا نمود و
حقانیت و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) را بر همگان آشکار ساخت.
گفتنی است مقصود از اقتباس در این نوشتار، یکی از محسّنات لفظی در علم بدیع از علوم بلاغی است که در تعریف آن گفته شده است: تضمین کلام و سخن به آیات قرآن یا احادیث، بدون این که بر آنها تصریح شود (دقیق عاملی، 1425: 175).
قَالَتْ (الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِّ الْعالَمِینَ) وَ الصَّلَاةُ عَلَى جَدِّی سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ صَدَقَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ کَذَلِکَ یَقُولُ: (ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ ) أَ ظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حِینَ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ ضَیَّقْتَ عَلَیْنَا آفَاقَ السَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا لَکَ فِی إِسَارٍ نُسَاقُ إِلَیْکَ سَوْقاً فِی قِطَارٍ وَ أَنْتَ عَلَیْنَا ذُو اقْتِدَارٍ أَنَّ بِنَا مِنَ اللَّهِ هَوَاناً وَ عَلَیْکَ مِنْهُ کَرَامَةً وَ امْتِنَاناً وَ أَنَّ ذَلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ وَ جَلَالَةِ قَدْرِکَ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَ نَظَرْتَ فِی عَطْفِکَ تَضْرِبُ أَصْدَرَیْکَ فَرَحاً وَ تَنْفُضُ مِذْرَوَیْکَ مَرَحاً حِینَ رَأَیْتَ الدُّنْیَا لَکَ مُسْتَوْسِقَةً وَ الْأُمُورَ لَدَیْکَ مُتَّسِقَةً وَ حِینَ صَفَا لَکَ مُلْکُنَا وَ خَلَصَ لَکَ سُلْطَانُنَا فَمَهْلًا مَهْلًا لَا تَطِشْ جَهْلًا أَ نَسِیتَ قَوْلَاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ) أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَنَاقِلُ وَ یَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَنَاهِلِ وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ وَ الْغَائِبُ وَ الشَّهِیدُ وَ الشَّرِیفُ وَ الْوَضِیعُ وَ الدَّنِیُّ وَ الرَّفِیعُ لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجَالِهِنَّ وَلِیٌّ وَ لَا مِنْ حُمَاتِهِنَّ حَمِیٌّ عُتُوّاً مِنْکَ عَلَى اللَّهِ وَ جُحُوداً لِرَسُولِ اللَّهِ وَ دَفْعاً لِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ لَا غَرْوَ مِنْکَ وَ لَا عَجَبَ مِنْ فِعْلِکَ وَ أَنَّى تُرْتَجَى مُرَاقَبَةُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَکْبَادَ الشُّهَدَاءِ وَ نَبَتَ لَحْمُهُ بِدِمَاءِ السُّعَدَاءِ وَ نَصَبَ الْحَرْبَ لِسَیِّدِ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَمَعَ الْأَحْزَابَ وَ شَهَرَ الْحِرَابَ وَ هَزَّ السُّیُوفَ فِی وَجْهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَشَدِّ الْعَرَبِ جُحُوداً وَ أَنْکَرِهِمْ لَهُ رَسُولًا وَ أَظْهَرِهِمْ لَهُ عُدْوَاناً وَ أَعْتَاهُمْ عَلَى الرَّبِّ کُفْراً وَ طُغْیَاناً أَلَا إِنَّهَا نَتِیجَةُ خِلَالِ الْکُفْرِ وَ صَبٍّ یُجَرْجِرُ فِی الصَّدْرِ لِقَتْلَى یَوْمِ بَدْرٍ فَلَا یَسْتَبْطِئُ فِی بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ مَنْ کَانَ نَظَرُهُ إِلَیْنَا شَنَفاً وَ إِحَناً وَ أَضْغَانَا یُظْهِرُ کُفْرَهُ بِرَسُولِ اللَّهِ وَ یُفْصِحُ ذَلِکَ بِلِسَانِهِ. وَ هُوَ یَقُولُ فَرِحاً
بِقَتْلِ وُلْدِهِ وَ سَبْیِ ذُرِّیَّتِهِ غَیْرَ مُتَحَوِّبٍ وَ لَا مُسْتَعْظِمٍ یَهْتِفُ بِأَشْیَاخِهِ.
لَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** وَ لَقَالُوا یَا یَزِیدُ لَا تَشَلَ
مُنْحَنِیاً عَلَى ثَنَایَا أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ کَانَ مُقَبَّلُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) یَنْکُتُهَا بِمِخْصَرَتِهِ قَدِ الْتَمَعَ السُّرُورُ بِوَجْهِهِ لَعَمْرِی لَقَدْ نَکَأْتَ الْقَرْحَةَ وَ اسْتَأْصَلْتَ الشَّافَةَ بِإِرَاقَتِکَ دَمَ سَیِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ ابْنِ یَعْسُوبِ دِینِ الْعَرَبِ وَ شَمْسِ آلِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ هَتَفْتَ بِأَشْیَاخِکَ وَ تَقَرَّبْتَ بِدَمِهِ إِلَى الْکَفَرَةِ مِنْ أَسْلَافِکِ ثُمَّ صَرَخْتَ بِنِدَائِکَ وَ لَعَمْرِی لَقَدْ نَادَیْتَهُمْ لَوْ شَهِدُوکَ وَ وَشِیکاً تَشْهَدُهُمْ وَ لَنْ یَشْهَدُوکَ وَ لَتَوَدُّ یَمِینُکَکَمَا زَعَمْتَ شَلَّتْ بِکَ عَنْ مِرْفَقِهَا وَ جُذَّتْ وَ أَحْبَبْتَ أُمَّکَ لَمْ تَحْمِلْکَ وَ إِیَّاکَ لَمْ تَلِدْ أَوْ حِینَ تَصِیرُ إِلَى سَخَطِ اللَّهِ وَ مُخَاصِمُکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) اللَّهُمَّ خُذْ بِحَقِّنَا وَ انْتَقِمْ مِنْ ظَالِمِنَا وَ احْلُلْ غَضَبَکَ عَلَى مَنْ سَفَکَ دِمَاءَنَا وَ نَفَضَ ذِمَارَنَا وَ قَتَلَ حُمَاتَنَا وَ هَتَکَ عَنَّا سُدُولَنَا وَ (فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ) وَ مَا فَرَیْتَ إِلَّا جِلْدَکَ وَ مَا جَزَرْتَ إِلَّا لَحْمَکَ وَ سَتُرَدُّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ِ بمَا تَحَمَّلْتَ مِنْ دَمِ ذُرِّیَّتِهِ وَ انْتَهَکْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ وَ سَفَکْتَ مِنْ دِمَاءِ عِتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ حَیْثُ یَجْمَعُ بِهِ شَمْلَهُمْ وَ یَلُمُّ بِهِ شَعَثَهُمْ وَ یَنْتَقِمُ مِنْ ظَالِمِهِمْ وَ یَأْخُذُ لَهُمْ بِحَقِّهِمْ مِنْ أَعْدَائِهِمْ فَلَا یَسْتَفِزَّنَّکَ الْفَرَحُ بِقَتْلِهِمْ (وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) وَ حَسْبُکَ بِاللَّهِ وَلِیّاً وَ حَاکِماً وَ بِرَسُولِ اللَّهِ خَصْماً وَ بِجَبْرَائِیلَ ظَهِیراً وَ سَیَعْلَمُ مَنْ بَوَّأَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقَابِ الْمُسْلِمِینَ أَنْ (بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا) وَ أَیُّکُمْ (شَرٌّ مَکاناً وَ أَضَلُّ سَبِیلًا) وَ مَا اسْتِصْغَارِی قَدْرَکَ وَ لَا اسْتِعْظَامِی تَقْرِیعَکَ تَوَهُّماً لِانْتِجَاعِ الْخِطَابِ فِیکَ بَعْدَ أَنْ تَرَکْتَ عُیُونَ الْمُسْلِمِینَ بِهِ عَبْرَى وَ صَدْرَهُمْ عِنْدَ ذِکْرِهِ حَرَّى فَتِلْکَ قُلُوبٌ قَاسِیَةٌ وَ نُفُوسٌ طَاغِیَةٌ وَ أَجْسَامٌ مَحْشُوَّةٌ بِسَخَطِ اللَّهِ وَ لَعْنَةِ الرَّسُولِ قَدْ عَشَّشَ فِیهَا الشَّیْطَانُ وَ فَرَخَ وَ مَنْ هُنَاکَ مِثْلُکَ مَا دَرَجَ فَالْعَجَبُ کُلُّ الْعَجَبِ لِقَتْلِ الْأَتْقِیَاءِ وَ أَسْبَاطِ الْأَنْبِیَاءِ وَ سَلِیلِ الْأَوْصِیَاءِ بِأَیْدِی الطُّلَقَاءِ الْخَبِیثَةِ وَ نَسْلِ الْعَهَرَةِ الْفَجَرَةِ تَنْطِفُ أَکُفُّهُمْ مِنْ دِمَائِنَا وَ تَتَحَلَّبُ أَفْوَاهُهُمْ مِنْ لُحُومِنَا تِلْکَ الْجُثَثُ الزَّاکِیَةُ عَلَى الْجُیُوبِ الضَّاحِیَةِ تَنْتَابُهَا الْعَوَاسِلُ وَ تَعْفِرُهَا أُمَّهَاتُ الْفَوَاعِلِ فَلَئِنِ اتَّخَذْتَنَا مَغْنَماً لِتَجِدَ بِنَا وَشِیکاً مَغْرَماً حِینَ لَا تَجِدُ إِلَّا مَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ وَ مَا اللَّهُ (بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ) فَإِلَى اللَّهِ الْمُشْتَکَى وَ الْمُعَوَّلُ وَ إِلَیْهِ الْمَلْجَأُ وَ الْمُؤَمَّلُ ثُمَّ کِدْ کَیْدَکَ وَ اجْهَدْ جُهْدَکَ فَوَ اللَّهِ الَّذِی شَرَّفَنَا بِالْوَحْیِ وَ الْکِتَابِ وَ النُّبُوَّةِ وَ الِانْتِخَابِ لَا تُدْرِکُ
أَمَدَنَا وَ لَا تَبْلُغُ غَایَتَنَا وَ لَاتَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا یُرْحَضُ عَنْکَ عَارُنَا وَ هَلْ رَأْیُکَ إِلَّا فَنَدٌ وَ أَیَّامُکَ إِلَّا عَدَدٌ وَ جَمْعُکَ إِلَّا بَدَدٌ یَوْمَ یُنَادِی الْمُنَادِی أَلَا لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمَ الْعَادِیَ وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی حَکَمَ لِأَوْلِیَائِهِ بِالسَّعَادَةِ وَ خَتَمَ لِأَصْفِیَائِهِ بِالشَّهَادَةِ بِبُلُوغِ الْإِرَادَةِ نَقَلَهُمْ إِلَى الرَّحْمَةِ وَ الرَّأْفَةِ وَ الرِّضْوَانِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لَمْ یَشْقَ بِهِمْ غَیْرُکَ وَ لَا ابْتِلُیَ بِهِمْ سِوَاکَ وَ نَسْأَلُهُ أَنْ یُکْمِلَ لَهُمُ الْأَجْرَ وَ یُجْزِلَ لَهُمُ الثَّوَابَ وَ الذُّخْرَ وَ نَسْأَلُهُ حُسْنَ الْخِلَافَةِ وَ جَمِیلَ الْإِنَابَةِ (إِنَّهُ رَحِیمٌ وَدُود) (طبرسی1403 :2/308- مجلسی 1405:،45/157)
زینب دختر علی بن ابی طالب (علیه السلام) برخاست و فرمود: حمد بر خدای پروردگار جهانیان سزاست. و درود بر جدم سرور رسولان و پیامبران. راست گفت خداوند متعال که فرمود: « آن گاه فرجام کسانى که بدى کردند [بسى] بدتر بود؛ [چرا] که آيات خدا را تکذيب کردند و آنها را به ريشخند مى گرفتند» (روم/ 10).
ای یزید! آیا گمان برده ای حال که جای جای زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتی و بستی و ما چونان کنیزان رانده شدیم، مایه خواری ما و موجب کرامت توست و حکایت از عظمت مکانت تو دارد؟! که این چنین باد در بینی انداخته ای و برق شادی و سرور از دیدگانت می جهد. حال که دنیا را برای خود مرتَّب و امور را برایت منظم می بینی و ملک و سلطنت ما برایت صافی گردیده، لختی آرام گیر! مگر سخن خدای را فراموش کرده ای که فرمود: «گمان مبرند آنان که کافر شدند و ما آنان را مهلت دادیم، [این مهلت] به نفع شماست. همانا به آنان مهلت دادیم تا بر گناه خود بیفزایند و برای آنان عذاب خوارکننده خواهد بود» (آل عمران/ 178
(.آیا این از عدل است که زنان و کنیزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول خدا اسیر؟! پرده هایشان را دریدی و چهره هایشان را آشکار کردی. آنان را چونان دشمنان از شهری به شهری کوچانیدی، ساکنان منازل بر آنان اشراف یافتند و مردم دور و نزدیک و پست و فرومایه و شریف چهره هایشان را نگریستند، در حالی که از مردان آنان حامی و سرپرستی همراهشان نبود. چگونه امید می رود از فرزند کسی که جگرهای پاکان را به
دهان گرفته و گوشت وی از خون شهدا پرورش یافته است؟! و چه سان در عداوت ما اهل البیت کندی ورزد آن که نظرش به ما نظر دشمنی و کینه توزی است؟! آن گاه بدون احساس چنین گناه بزرگی بگویی: [اجداد تو] برخیزند و پایکوبی کنند و به تو بگویند: ای یزید! دست مریزاد، در حالی که با تازیانه و عصایت بر دندان های پیشین ابی عبد الله (علیه السلام) بزنی. چرا چنین نگویی، و حال آن که از قرحه و جراحت پوست برداشتی و با ریختن خون ذرّیه محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) که ستارگان زمین از آل عبدالمطلب اند خاندان او را مستأصل کردی و نیاکان خود را می خوانی، و به گمان خود آنها را ندا در می دهی.
[ای یزید!] زودا که به آنان بپیوندی و در آن روز آرزو می کردی که ای کاش شَل بودی و لال و نمی گفتی آن چه را که گفتی و نمی کردی آن چه را که کردی. خداوندا! حقّ ما را بگیر، و از آن که به ما ستم کرد انتقام ستان، و غضب خود را بر آن که خون های ما را ریخته، حامیان ما را کشته فرو فرست.
[ای یزید!] به خدا سوگند جز پوست خود را ندریدی و جز گوشتت را نبریدی، بی تردید بر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد می شوی، در حالی که خون ذرّیه اش را ریختی و پرده حرمت فرزندانش را دریدی و این جایی است که خداپراکندگی هایشان را جمع و پریشانی هایشان را دفع و حقوق آنان را بگیرد. «آنان را که در راه خدا به شهادت رسیدند مرده مپندار، بلکه زندگانی هستند که در نزد پروردگارشان مرزوق اند» (آل عمران/ 157).
[ای یزید!] همین قدر تو را بس است که خدای داور، و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) دشمنت و صاحب خون، و جبرئیل پشت و پشتوان باشد، و زودا بداند آن کس که فریبت داد و تو را بر گُردۀ مسلمانان سوار کرد، چه بد جانشینی برگزیده، و کدام یک مکانتی بدتر داشته نیرویی اندک تر دارد.
ای یزید! گر چه دواهی و بلاهای زیاد از تو بر من فرود آمد، اما همواره قدر تو را ناچیز دانسته فاجعه ات را بزرگ، و نکوهشت را بزرگ می شمرم، چه کنم که دیدگان، اشکبار و سینه ها سوزان است؟ شگفتا و بس شگفتا کشته شدن حزب الله نجیبان به دست حزب شیطان طلقاء است. از دست های پلیدشان خون های ما می چکد و دهان های ناپاکشان از گوشت ما می خورد و آن جسدهای پاک و پاکیزه با یورش گرگ های درنده روبه روست، و
آثارشان را کفتارها محو می کند، و اگر ما را غنیمت گرفتی، زودا دریابی غنیمت نه که غرامت بوده است، آن روز که جز آن چه دست هایت از پیش فرستاده نیابی، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نیست، و شکایت ها به سوی خداست.
هر کید و مکر، و هر سعی و تلاش که داری به کار بند. سوگند به خدای که هرگز نمی توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی، چه دوران ما را درک نکرده،
این عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آیا جز این است که رأی تو سست است و باطل، و روزگارت محدود و اندک، و جمعیت تو پراکنده گردد؟ آری، آن روزکه ندا رسد: (أَلا لَعْنَهُ اللهِ عَلَی الظَّالِمِینَ).
پس حمد خدای راست که برای اوّل ما سعادت و مغفرت، و برای آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا می خواهیم ثواب آنان را تکمیل فرماید و موجبات فزونی آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نیکو گرداند؛ چرا که او رحیم و ودود است. خدای ما را بس است، چه نیکو وکیلی است!
حضرت زینب (علیها السلام) خطبه خود را با حمد و ثنای الهی آغاز نمود و پس از دورد بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطبه خویش را با این آیه قرآن آغاز نمود:
(ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ)؛ (روم/ 10)
آن گاه فرجام کسانى که بدى کردند [بسى] بدتر بود؛ [چرا] که آيات خدا را تکذيب کردند و آنها را به ريشخند مى گرفتند.
این آیه سرانجام کار ستمگران مذکور را بیان می کند. از این رو با کلمه «ثم: سپس» آغاز می شود و کلمه «عاقبة» با نصبخوانده می شود؛ چون خبر کان و اسم کان کلمه «سواى» است و با این که قاعدتاً باید اسم کان اول بیاید و سپس خبر، اگر خبر را مقدم ذکر کرده، براى این است که حصر را افاده کند و بفهماند که سرانجامشان جز «سواى» چیزى نیست.
در کلمه «اساؤا» نفرموده در چه چیز بد کردند و خلاصه متعلق آن را ذکر نکرده و معنایش «عملوا السوء: بد کردند» است و کلمه «سواى» به معناى حالتى است که صاحبش از آن در رنج باشد. مقصود از آن در این جا عذاب بد است و جمله (أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ) در تقدیر «لتکذیبهم بآیات اللَّه» است ولام تعلیل از آن حذف شده و معنایش ایناست که سپس سوء العذاب سرانجام کار کسانى شد که عمل بد می کردند و غیر این سرانجامى نداشتند؛ براى این که آیات خدا را تکذیب و تمسخر می کردند (طباطبایی، 1374: 16/160).
آرى، گناه و آلودگى همچون بیمارى خوره به جان انسان می افتد و روح ایمان را از بین می برد و کار به تکذیب آیات الهى می رسد. حتی از آن نیز فراتر می رود و او را به تمسخر پیامبران و آیات الهى وامی دارد؛ به مرحله اى می رسد که دیگر هیچ اندرز و انذارى مؤثر نیست و جز تازیانۀ عذاب دردناک الهى راهى باقى نمی ماند!
با نگاهی به صفحات تاریخ زندگى بسیارى از یاغیان و جانیان درمی یابیم آنان در آغاز کار چنین نبودند و دست کم نوری ضعیف از ایمان در قلب شان مى تابید؛ ولى ارتکاب گناهان پى در پى سبب شده است که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند. در خطبه معروف حضرت زینب (علیها السلام) که در شام در مقابل یزید ایراد فرمود نیز این آیه با برداشت مذکور آمده است؛ زیرا آن حضرت هنگامى که دید یزید با گفتن کلمات کفرآمیز و اشعار معروف «لعبت هاشم بالملک ...» که بیانگر عدم ایمان او به اساس اسلام بود، همه چیز را به سخره گرفته است، پس از حمد الهى و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین فرمود: «اگر تو امروز با این اشعار کفرآمیز، اسلام و ایمان را انکار مى کنى و به نیاکان مشرکت که در جنگ بدر به دست مسلمانان کشته شدند مى گویى: اى کاش بودید و انتقام گیرى مرا از خاندان بنى هاشم مى دیدید، جاى تعجب نیست؛ این همان چیزى است که خدا فرموده که مجرمان سرانجام آیات ما را تکذیب مى کنند» (مکارم شیرازی، 1380: 16/ 375).
حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه یادآور می شود که سیر گناهان یزید، وی را به سوی کفر و تکذیب ایات الهی می کشاند وپایان کار کسانی که با کفر به خدا و تکذیب
پیامبرانِ او و با ارتکاب گناهان به خود بدی کردند، عذاب و آتش جهنم است. حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه به صورت کنایی یزید را منکر آیات الهی و نبوت و خاندان نبوت معرفی می کند و چهره واقعی اش را آشکار می نماید؛زیرا او عمل کشتن سبط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و فجایع کربلا به شمار می آید که مصداق بارز این آیه است.
در ادامه خطبه حضرت زینب (علیها السلام) فرمود:
أَ ظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ آفَاقَ السَمَاءِ فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ کَمَا تُسَاقُ الْأُسَرَاءُ أَنَ بِنَا هَوَاناً عَلَیْهِ وَ بِکَ عَلَیْهِ کَرَامَه وَ أَنَ ذَلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ عِنْدَهُ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَ نَظَرْتَ فِی عِطْفِکَ جَذْلَانَ مَسْرُوراً حَیْثُ رَأَیْتَ الدُنْیَا لَکَ مُسْتَوْثِقَه وَ الْأُمُورَ مُتَسِقَه وَ حِینَ صَفَا لَکَ مُلْکُنَا وَ سُلْطَانُنَا وَ لا یَحْسَبَنَ الَذِینَ کَفَرُوا أَنَما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ نِما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا ثِماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ فَمَهْلًا مَهْلًا أَ نَسِیتَ قَوْلَ اللَهِ تَعَالَى؛
ای یزید! آیا گمان برده ای حال که جای جای زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتی و بستی و ما چونان کنیزان رانده شدیم، مایه خواری ما و موجب کرامت توست؟! و حکایت از عظمت مکانت تو دارد که این چنین باد در بینی انداخته ای و برق شادی و سرور از دیدگانت می جهد؟ حال که دنیا را برای خودمرتَّب و امور را برایت منظم می بینی، و ملک و سلطنت ما برایت صافی گردیده. لختی آرام گیر! مگر سخن خدای را فراموش کرده ای که فرمود: گمان مبرند آنان که کافر شدند و ما آنان را مهلت دادیم، [این مهلت] برای آنان خیر است؛ ما همانا آنان را مهلت دادیم که بر گناه خود بیفزایند و برای آنان عذاب خوارکننده خواهد بود.آیه ای که حضرت زینب (علیها السلام) در این فراز از خطبه بدان استناد می کند آیه 178 سوره آل عمران است که می فرماید:
(وَ لَا یحَسَبنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَیرْ لّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِیزْدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِین)؛
کافران مپندارند که در مهلتى که به آنها می دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت
می دهیم که بیشتر به گناهانشان بیفزایند و براى آنها عذابى خوارکننده است.
از آیات قرآن مجید استفاده می شود که خداوند افراد گنهکار را در صورتى که زیاد آلوده گناه نشده باشند، به وسیله زنگ هاى بیدار باش و پیامدهای اعمالشان و یا گاهى به وسیله مجازات هاى متناسب با اعمالى که از آنها سرزده است، بیدار می سازد و به راه حق بازمی گرداند. این ها کسانى هستند که هنوز شایستگى هدایت را دارند و مشمول لطف خداوند هستند و در حقیقت مجازات و ناراحتی هاى آنها، نعمتى براى شان محسوب می شود؛ ولى خداوند آنها که در گناه و عصیان، غرق شوند و طغیان و نافرمانى را به مرحله نهایى برسانند را به حال خود وامی گذارد و به آنها میدان می دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق حداکثر مجازات را پیدا کنند. اینها کسانى هستند که تمام پل ها را در پشت سر خود ویران کرده اند و راهى براى بازگشت نگذاشته اند و پرده حیا و شرم را دریده و لیاقت و شایستگى هدایت الهى را کاملاً از دست داده اند.
در خطبه زینب کبرى (علیها السلام) در شام، استدلال به این آیه را در برابر یزید طغیانگر می خوانیم؛ آن جاکه می فرماید:
تو امروز شادى می کنى و چنین می پندارى که چون فراخناى جهان را برما تنگ کرده اى و کرانه هاى آسمان را بر ما بسته اى و ما را همچون اسیران از این دیار به آن دیار می برى، نشانه قدرت توست و یا درپیشگاه خدا قدرت و منزلتى دارى و ما را در درگاه او راهى نیست؟! اشتباه می کنى. این فرصت و آزادى راخداوند به خاطر این به تو داده که پشتت از بار گناه سنگین گردد و عذاب دردناک در انتظار توست. ... به خدا سوگند، اگر مسیر حوادث زندگى، مرا همچون زن اسیر، در پاى تخت تو آورد، تصور نکنى که در نظر من کمترین شخصیت و ارزش دارى، من تو را کوچک و پست و درخور هر گونه تحقیر و ملامت و توبیخ می شمرم. ... هر کار از دستت ساخته است انجام ده. به خدا سوگند هرگز نور ما را خاموش نتوانى ساخت و وحى جاودانه و آیین حق ما را محو نخواهى کرد، تو نابود می شوى و این اختر تابناک هم چنان خواهد درخشید. (مکارم شیرازی، 1380: 3/183)
حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه، به یکی از سنت های الهی که سنت امهال
است اشاره می کند و با زبان کنایه، خوشحالی یزید و دستگاه یزدیان را فرجامی تلخ معرفی می فرماید؛ چراکه خداوند مهلت داده که با کشتن فرزند رسول و اسیری خاندانش بر گناهان خویش بیفزایند و راه هدایت را بر خویش ببندند.
نکته دیگری که از این استناد عقیله بنی هاشم به دست می آید، این است که اگر برخی حکومت ها و افراد ظالم و ستمگر چند صباحی از کام دنیا برخوردارند و مهلت گرفته اند، تصور نکنیم این نشانه حقانیت و عزت آنها در پیشگاه خداوند است، بلکه این سنت الهی است که گاهی به بندگان مهلت داده می شود که هر چه می خواهند انجام دهند و در نهایت به کیفر الهی گرفتارشوند.
حضرت زینب (علیها السلام) در فرازی دیگر از این خطبه، پس از این که یزید را به آن چه انجام داده توبیخ می کند و او را از روز قیامت و حضور در پیشگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن همه جنایاتی که انجام داده، بیم می دهد، می فرماید: «فَلَا یَسْتَفِزَّنَّکَ الْفَرَحُ بِقَتْلِهِمْ ...؛ از قتل امام حسین (علیه السلام) و اصحابش خوشحال مشو و مپندار که مرده اند». در ادامه به آیه 169 سوره آل عمران استناد می نماید که فرموده است:
(وَ لَا تحَسَبنَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون)؛
کسانى را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده می شوند.
بعضى از مفسران معتقدند آیات فوق در باره شهداى احد نازل شده و بعضى دیگر درباره شهداى بدر می دانند، ولى پیوند این آیات با آیات قبل، نشان دهندۀ نزول بعد از حادثه احد است. اما مضمون و محتواى آیات تعمیم دارد و همه شهدا، حتى شهداى بدر را که چهارده نفر بودند شامل می شود. از این رو در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که آیات، درباره شهداى احد و بدر هر دو نازل شده است.
به هر حال چنین به نظر می رسد که جمعى از افراد سست ایمان بعد از حادثه احد می نشستند و بر دوستان و بستگان خود که در احد شهید شده بودند، تأسف می خوردند
که چرا آنها مردند و نابود شدند؛ مخصوصا هنگامى که به نعمتى می رسیدند و جاى آنها را خالى می دیدند بیشتر ناراحت می شدند و با خود می گفتند: ما این چنین در ناز و نعمتیم، اما برادران و فرزندان ما در قبرهاخوابیده اند و دستشان از همه جا کوتاه است. این گونه افکار و سخنان علاوه بر نادرستی عدم تطبیق با واقعیت، در تضعیف روحیه بازماندگان بی اثر نبود. آیات فوق، بر این گونه افکار خط بطلان کشیده و از مقام شامخ و بلند شهیدان یاد کرده است. منظور از حیات و زندگى در این جا همان حیات و زندگى برزخى است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند، نه زندگى جسمانى و مادى؛ گرچه زندگى برزخى به شهیدان اختصاص ندارد و بسیارى دیگر از مردم نیز داراى حیات برزخى هستند، ولى از آن جا که حیات شهیدان یک حیات فوق العاده عالى و آمیخته با انواع نعمت هاى معنوى است و افزون بر این، موضوع سخن در آیه آنها هستند، تنها از آنان نام برده شده است. آنها به قدرى غرق مواهب حیات معنوى هستند، که گویا زندگى سایر برزخیان در مقابل آنها چیزى نیست (مکارم شیرازی، 1380 : 3/169).
حضرت زینب کبری (علیها السلام) با استناد این آیه به یزید فهماند که شادی تو در قتل سیدالشهدا (علیه السلام) و خویشان و یارانش امری جاهلانه است؛ زیرا تو از کار خویش مسروری، اما شهدای کربلا زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند و این تو هستی که دچار خسران مبین شدی و کشته شدگان لشکر تو در قعر جهنم اند.
عقیله بنی هاشم در ادامه خطبه به سرانجام سوء یزید و حضور او در دادگاه عدل الهی این گونه اشاره می کند:
وَ حَسْبُکَ بِاللَّهِ وَلِیّاً وَ حَاکِماً وَ بِرَسُولِ اللَّهِ خَصْماً وَ بِجَبْرَائِیلَ ظَهِیراً وَ سَیَعْلَمُ مَنْ بَوَّأَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقَابِ الْمُسْلِمِینَ أَنْ (بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا)؛
[ای یزید!]همین قدر تو را بس است که خدای داور، و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) دشمنتو صاحب خون، و جبرئیل پشت و پشتوان باشد، و زودا بداند آن کس که فریبت داد و تو را بر گُردۀ مسلمانان سوار کرد، ظالمان بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند.
استناد حضرت در انتهای این فقره به آیه 50 سوره کهف است:
(أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِن دُونىِ وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوُّ بِئْسَ لِلظَّلِمِینَ بَدَلا)؛
آیا شیطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى می گیرید، حال آن که دشمن شمایند؟ چه عوض بدی برای ستمکاران در کار است!
معناى این آیه این است که به یاد آر این واقعه را تا براى مردم روشن شود که ابلیس _ که از جن بود _ و همچنین ذریه او، دشمنان ایشان اند و خیر ایشان را نمی خواهند. پس سزاوار نیست که فریب او را که لذات مادى دنیا و شهوات و نیز اعراض از یاد خدا را براى ایشان زینت می دهد بخورند. نیز سزاوار نیست که او را اطاعت کنند و به سوى باطلى که او دعوتشان می کند قدم نهند. نباید ابلیس و ذریه او را اولیاى خود بگیرید؛ چون آنها دشمنان شمایند. بنابراین مراد از ولایت، اطاعت خواهد بود؛ چون کفار، از شیاطین در آن چه به سویش می خوانند، اطاعت می کنند و خدا را در آن چه به سویش فرامی خواند اطاعت نمی کنند. همه مفسران نیز آیه را این طور تفسیر کرده اند که خداوند آیۀ مورد بحث را با تقبیح مشرکان در قائل شدن به ولایت شیطان ها ختم نموده و فرموده: (بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا)؛ چون عمل مشرکان در حقیقت همان بدل گرفتن شیاطین به جاى خداست و چقدر این کار زشت است و هیچ صاحب خردى مرتکب آن نمی شود. خداوند نیز به منظور روشن تر کردن این زشتىالتفاتى به کار برده؛ یعنى فرموده: «مِنْ دُونِی» با این که جا داشت که بر اساس سیاق صدر آیه که فرموده بود: «وَ قُلْنا» بفرماید: «من دوننا»، همچنان که همین التفات را قبل از این در جملۀ «عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ» به کار برده و نفرموده است: «عن امرنا» ( طباطبایی، 1374: 13/320).
راستى چه زشت است که انسان، خداى عالم و آگاه و رحیم و مهربان و فیض بخش را رها کند و شیطان و دار و دسته اش را به جاى او بپذیرد! این زشت ترین انتخاب هاست. کدام انسان عاقل، دشمن را که از روز نخست، کمر به نابودی اش بسته و بدین منظور سوگند یاد کرده، به عنوان ولىّ و رهبر و راهنما و تکیه گاه می پذیرد؟! (مکارم شیرازی، 1380: 3/49)
حضرت زینب (علیها السلام) با استناد و استدلال به این آیه خواستند به یزید و شامیان بفهمانند
که به جای این که رضایت خدا و رسولش و عترت او را جلب نمایند، با انجام دادن فجایع کربلا، رضایت شیاطین و اطاعت از ابلیس را جایگزین نمودند که جایگزین و بدیل بدی را انتخاب کردند.
حضرت زینب (علیها السلام) پس از این که با استناد به آیه 50 سوره کهف، یزید و حامیان او را اطاعت کنندۀ شیطان و به دور از رضایت خدا و رسولش معرفی می کند، با استناد به آیه 34 سوره فرقان جایگاه آنان را در جهنم و گمراه ترین مردم می داند:
(الَّذِینَ یحْشَرُونَ عَلىَ وُجُوهِهِمْ إِلىَ جَهَنَّمَ أُوْلَئکَ شَرٌّ مَّکاَنًا وَ أَضَلُّ سَبِیلا)؛
همانان که [در قیامت] به سوى دوزخ محشور می شوند، بدترین جایگاه را دارند و گمراه ترین مردم اند.
در این کنایه، افزون بر این که کنایه بلیغ تر از تصریح به شمار می آید، تهدیدکفار به شر مکان و به عذاب الیم است و نیز درمعناى احتجاجى است بر ضلالت آنان؛ چون هیچ ضلالتى بدتر از این نیست که انسان با صورت، خود را رو به زمین بکشد و بدون این که جایى را ببیند پیش برود و هیچ نداند که به کجا منتهى می شود و در پیش رو با چه چیزهایى مواجه می گردد. این ضلالتى که در حشرشان بر صورت، به سوى جهنم دارند، مجسم و ممثل ضلالتى است که در دنیا داشتند؛ براى این که در دنیا نیز به بیراهه می رفتند و هیچ توجهى به صداى انبیا که راهداران سعادت بشرند و از هر طرف ایشان را صدا می زدند توجه نمی کردند (طباطبایی، 1374: 15/275).
آرى، نتیجه برنامه هاى زندگى انسان ها در آن جا روشن می شود؛ گروهى قامت هایى همچون سرو دارند و صورت هایى درخشان همچون ماه که با گام هایى بلند به سرعت به سوى بهشت می روند. در مقابل، جمعى به صورت بر خاک افتاده و فرشتگان عذاب آنها را به سوى جهنم می کشانند. این سرنوشت متفاوت نشان می دهد چه کسى گمراه و شر بوده و چه کسى خوشبخت و هدایت یافته است؟! (مکارم شیرازی، 1380: 15/79).
حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه تمام مسببان و آمران مصائب کربلا را گمراه و
روسیاه دنیا و آخرت برمی شمرد و جهنم را جایگاه ابدی آنان معرفی می فرماید.
حضرت زینب (علیها السلام) در فرازهای پایانی خطبه بلیغ خود در شام یزید را این گونه خطاب می کند:
فَالْعَجَبُ کُلُّ الْعَجَبِ لِقَتْلِ الْأَتْقِیَاءِ وَ أَسْبَاطِ الْأَنْبِیَاءِ وَ سَلِیلِ الْأَوْصِیَاءِ بِأَیْدِی الطُّلَقَاءِ الْخَبِیثَةِ وَ نَسْلِ الْعَهَرَةِ الْفَجَرَةِ تَنْطِفُ أَکُفُّهُمْ مِنْ دِمَائِنَا وَ تَتَحَلَّبُ أَفْوَاهُهُمْ مِنْ لُحُومِنَا تِلْکَ الْجُثَثُ الزَّاکِیَةُ عَلَى الْجُیُوبِ الضَّاحِیَةِ تَنْتَابُهَاالْعَوَاسِلُ وَ تَعْفِرُهَا أُمَّهَاتُ الْفَوَاعِلِ فَلَئِنِ اتَّخَذْتَنَا مَغْنَماً لِتَجِدَ بِنَا وَشِیکاً مَغْرَماً حِینَ لَا تَجِدُ إِلَّا مَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ وَ مَا اللَّهُ (بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ)؛
شگفتا و بس شگفتا! کشته شدن حزب اللَه نجیبان به دست حزب شیطان طلقاء است، از دست های پلیدشان خون های ما می چکد و دهان های ناپاکشان از گوشت ما می خورد و آن جسدهای پاک و پاکیزه با یورش گرگ های درنده روبه روست، و آثارشان را کفتارها بر خاک می مالند، و اگر ما را غنیمت گرفتی، زودا دریابی غنیمت نه که غرامت بوده است، آن روز که جز آن چه دست هایت از پیش فرستاده نیابی، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نیست.
در استنادهای قبلی، حضرت زینب (علیها السلام) به آیات قرآن یزید و حامیان او را ستمکار، گمراه و از جهنمیان برشمرد. در ادامۀ خطبه، عقیله بنی هاشم با یادآوری جنایاتی که یزید انجام داده و عمق فجایعی که واقع شده، هر آن چه را که برای یزید و قاتلان کربلا در دنیا و آخرت رقم بخورد، ره آورد عملکرد خود آنها می داند و خداوند بر اساس عدل و انصاف با بندگان خود رفتار می کند؛ از این رو حضرت در ادامه به آیه 182 آل عمران استناد کرده است که می فرماید:
(ذَالِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِید)؛
این [عذاب] به سبب فسق و فجور و گناهانى است که خود پیش فرستادید، وگرنه خدا به بندگان ستمکار نیست.
علامه طباطبایی در ذیل این آیه به دو نکته ظریف این گونه اشاره می کند:
یعنى این عذاب حریق به خاطر اعمالى است که از پیش براى خود فرستادید و اگر اعمال را به «أیدى: دست ها»نسبت داده، براى این است که غالباً دست وسیله تقدیم است. جمله (وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ) نیز عطف است بر جمله (مَا قَدَّمَت ...) و می خواهد مسئلهکتابت و عذاب را تعلیل نموده، بفرماید: ننوشتن و ثبت نکردن اعمال بندگان، اهمال ورزیدن در نظام اعمال است و این خود ظلم بسیار و ستم بزرگى است؛ چون اعمال بندگان یکى دو تا نیست و بندگان هم یک نفر و دو نفر نیستند. پس ننوشتن اعمال بندگان، ظلمى بزرگ است و در این صورت خداى تعالى ظلّام به بندگان خواهد بود و خدا منزه از چنین ظلمى است. (طباطبایی، 1374: 4/83)
آیت الله مکارم شیرازی _ از مفسران معاصر _ نیز از این آیه به عادل بودن خداوند چنین استناد می کند:
اصولاً اگر امثال شما جنایتکاران، مجازات اعمال خود را نبینید و در ردیف نیکوکاران قرار گیرید، این نهایت ظلم است و اگر خدا چنین نکند، «ظلّام: بسیار ظلم کننده» است. این آیه از جمله آیاتى است که از یک سو مذهب جبریون را نفى می کند و از سوى دیگر، اصل عدالت را در مورد افعال خداوند تعمیم می دهد. آیۀ فوق تصریح می کند که هر گونه کیفر و پاداش از طرف خداوند به خاطر اعمالى است که مردم با اراده خودشان آن را انجام داده اند. از سوى دیگر، آیه فوق با صراحت می گوید: خداوند هیچ گاه ظلم نمی کند و قانون پاداش او بر محور عدالت مطلق دور می زند. این همان چیزى است که عدلیه (قائلین به عدل یعنى شیعه و جمعى از اهل تسنن که معتزله نام دارند) به آن معتقد هستند.
واژه ظلّام، صیغه مبالغه و به معناى بسیار ظلم کننده است. انتخاب این کلمه در این جا با آن که خداوند کمترین ظلمى روا نمی دارد، شاید بهخاطر این باشد که اگر او مردم را مجبور به کفر و گناه کند و انگیزه هاى کارهاى زشت را در آنان بیافریند و سپس آنها را به جرم اعمالى که جبرا انجام داده اند کیفر دهد، ظلم کوچکى انجام نداده، بلکه «ظلّام» خواهد بود. (مکارم شیرازی، 1380: 3/193)
حضرت زینب (علیها السلام) با این فراز، خطبه خود را این گونه به پایان می رساند:
وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی حَکَمَ لِأَوْلِیَائِهِ بِالسَّعَادَةِ وَ خَتَمَ لِأَصْفِیَائِهِ بِالشَّهَادَةِ بِبُلُوغِ الْإِرَادَةِ نَقَلَهُمْ إِلَى الرَّحْمَةِ وَ الرَّأْفَةِ وَ الرِّضْوَانِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لَمْ یَشْقَ بِهِمْ غَیْرُکَ وَ لَا ابْتِلُیَ بِهِمْ سِوَاکَ وَ نَسْأَلُهُ أَنْ یُکْمِلَ لَهُمُ الْأَجْرَ وَ یُجْزِلَ لَهُمُ الثَّوَابَ وَ الذُّخْرَ وَ نَسْأَلُهُ حُسْنَ الْخِلَافَةِ وَ جَمِیلَ الْإِنَابَةِ (إِنَّهُ رَحِیمٌ وَدُود)؛
پس حمد خدای راست که برای اوّل ما سعادت و مغفرت، و برای آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا می خواهیم ثواب آنان را تکمیل فرماید و موجبات فزونی آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نیکو گرداند؛ چرا که او رحیم و ودود است. خدای ما را بس است، چه نیکو وکیلی است!
حضرت در پایان این خطبه، به آیه 90 سوره هود استناد می فرماید:
(وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحیمٌ وَدُودٌ)؛
از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاهش توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوست دارنده است.
این آیه در مقام خطاب به گنهکاران است که بدانید گناه شما هر قدر بزرگ و سنگین باشد، راه بازگشت به روى شما باز است؛ چرا که پروردگار من، هم رحیم است و هم دوستدار بندگان. «ودود» صیغه مبالغه از «ود» به معناى محبت است. ذکر این کلمه بعد از کلمه «رحیم» اشاره به این است که نه تنها خداوند به حکم رحیمیتش به بندگان گنهکار توبه کار توجه دارد، بلکه از اینگذشته، آنها را بسیار دوست مى دارد که هر کدام از این دو (رحم و محبت) خود انگیزه اى براى پذیرش استغفار و توبه بندگان است (طبرسی، 1372: 12/114؛ مکارم شیرازی، 1380: 9/212).
بعضی از مفسران معاصر، نکات زیبایی را از این آیه بیان می کنند:
الف) باید در کنار هشدار به مخالفان، راه بازگشت و اصلاح را نیز به آنان ارائه داد.
ب) طلب آمرزش و دورى از گناه، مقدّمۀ بازگشت به راه حقّ است.
ج) اگر استغفار و توبه کنیم، از جانب پروردگارمان پاسخ مثبت مى شنویم.
د) خداوند را آن گونه معرّفى کنیم که عشق بازگشت به سوى او آسان شود.
ه-) رحمت خدا لحظه اى نیست، بلکه استمرار دارد و داراى آثار و برکات زیادى است.
و) خداوند نه تنها توبه پذیر است، بلکه توبه کننده را دوست دارد. (قرائتی، 1383: 5/375)
حضرت زینب (علیها السلام) در این آخرین استناد و اقتباس قرآنی خود، درصدد بیدار کردن وجدان های خفته و کنار زدن حجاب هایی است که معاویه و فرزندش یزید سالیانی بر چشمان مردم شام افکنده اند. زینب (علیها السلام) ضمن توجه دادن اهل مجلس یزید به گناهی که مرتکب شدند، باز بودن باب استغفار الهی و رحیم بودن خداوند را یادآور شد، چه بسا غافلان به راه راست برگردند که تاریخ گواه است اوضاع شام به نفع اسیران کربلا شد و یزید و یزیدیان مورد مذمت قرار گرفتند.
زینب کبری (علیها السلام) در مهبط وحی و در دامان خاندان پیامبر پرورش یافت. انس ایشان با قرآن و پرورش فکری در کنار قرآن ناطق حضرت علی (علیه السلام) در کلام و بیان ایشان آشکار است. مهم ترین شاهد بر این مدعا، خطبه پر محتوا و با مضامین عالی ایشان در شام بود که مرور آن گذشت. عقیله بنی هاشم در خطابه های خویش با اقتباس های قرآنی درصدد القای مقصود به صورت کنایی به مخاطبان خویش است که کنایه بلیغ تر از تصریح به شمار می رود. این فنّ بلاغی فرزند امیر بیان در خطبه ایشان نمایان شد. ایشان با استناد به آیات قرآن، یزید و حامیان او را به سبب انجام فجایع کربلا، گمراه، ستمکار، مستحق خواری دنیا وعذاب اخروی می داند و تأکید می کند که خداوند در کمین آنهاست و این استمهال الهی به نفع آنان نیست و به زودی رسوا می شوند.
_ ابن طاووس، علی بن موسی بن جعفر (1378ش)، اللهوف، ترجمه: عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، چاپ پنجم.
_ اسفندیار، سرور (1387ش)، «اصول مبارزه عاشورایی در خطبه حضرت زینب (علیها السلام)»، پیام زن، ش12.
_ دقیق آملی، شیخ معین (1425ق)، توحید، قم، بی نا، چاپ دوم.
_ طباطبایی، سید محمدحسین (1374ش)، المیزان فی التفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.
_ طبرسی، احمد بن علی (1403ق)، الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی.
_ طبرسى، فضل بن حسن )1372ش)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، تهران، چاپ سوم.
_ قرائتی، محسن (1383ش)، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن.
_ مجلسی، محمدباقر (1403ق)، بحارالانوار (ج45)، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، چاپ دوم.
_ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1413ق)، الامالی، تحقیق و تصحیح: حسین استادولی، قم، گنکره شیخ مفید، چاپ اول.
_ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1380ش)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
در قرن چهارم هجری قمری
دکترحسین پوراحمدی(1)سینا میرشاهی(2)
تاریخ دریافت: 22/6/98 تاریخ پذیرش: 20/11/98
چکیده
تاریخ نگاری عاشورا، از مهم ترین عوامل ماندگاری واقعه کربلا و شهادت مظلومانه و غم بار امام حسین (علیه السلام) است. قرن دوم هجری قمری را باید آغاز تاریخ نگاری عاشورا به شمار آورد. قرن سوم هجری قمری نیز تاریخ نگاری عاشورا همانند دوره پیش ادامه یافت، اما اوج این تاریخ نگاری در قرن چهارم روی داد. در این شکوفایی، عوامل متعددی چون پیدایش حکومت های شیعی، برگزاری رسمی مراسم عاشورا در ایران و جهان اسلام، ظهور عالمان برجسته شیعه خصوصاً فقیهان، مرکزیت یافتن شهر قم به مثابۀ دولت شهری شیعی و نگارش اولین گزارش های واقعه کربلا به زبان فارسی نقش داشتند. با توجه به مطالب فوق، این پژوهش به شیوه توصیفی _ تحلیلی به عوامل رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم هجری می پردازد.
کلیدواژه ها: تاریخ نگاری عاشورا، آل بویه، مراسم عزاداری، عالمان شیعه، قرن چهارم هجری قمری.
واقعه کربلا و شهادت مظلومانۀ و غم بار سیدالشهدا (علیه السلام) تأثیراتی شگرفی برجهان اسلام نهاد. به سبب اهمیت این واقعه و ماندگاری آن، شیوه ای از تاریخ نگاری به عنوان مقتل نگاری یا تاریخ نگاری عاشورا شکل گرفت. تاریخ نگاری عاشورا از قرن دوم مورد توجه مورخان و عالمان شیعه و دیگر فرق اسلامی قرار گرفت. در قرن سوم نیز تاریخ نگاری عاشورا ادامه دهنده قرن دوم بود؛ اما تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم هجری قمری به علت افزایش و مستند بودن آثار ، اهمیت فراوانی یافت. در این دوره، اوج تاریخ نگاری عاشورا در تاریخ نگاری اسلامی اتفاق افتاد. پیدایش حکومت های شیعی در قرن چهارم، برگزاری رسمی مراسم عاشورا در ایران در دوره آل بویه، ظهور عالمان برجسته شیعه به ویژه فقیهان و محدثان مشهور، مرکزیت یافتن شهر قم به مثابۀ دولت شهری شیعی و نگارش اولین گزارش ها به زبان فارسی، از مهم ترین عوامل رونق تاریخ نگاری عاشورا در این دوره هستند. در این پژوهش به واکاوی و نقش هر یک از این عوامل پرداخته می شود.
پژوهش پیش رو می کوشد علل رونق تاریخ نگاری عاشورا را در قرن چهارم هجری قمری و معروف ترین تاریخ نگار عاشورا نشان دهد و به این سؤال پاسخ دهد که: چرا تاریخ نگاری عاشورا در چهارم هجری قمری رونق و گسترش یافته است؟
از این رو مقاله حاضر به علت پرداختن به علل رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم دارای ضرورت و اهمیت است.
در خصوص تاریخ نگاری عاشورا منابع و مطالعات بسیاری به ویژه در سال های اخیر صورت گرفته است؛ اما اثری که به علل رونق تاریخ نگاریعاشورا در قرن چهارم هجری پرداخته باشد، موجود نیست.
آثاری چون «تاریخ نگاری عاشورا از آغاز تا پایان قرن پنجم هجری» توسط جواد یاوری و سه مقاله با عناوین «سیری در مقتل نویسی و تاریخ نگاری عاشور از آغاز تا عصر حاضر» توسط محسن رنجبر ،«ماندگاری پیام عاشورا: تحلیل ارتباطی سیره
معصومان(علیهم السلام)» به قلم محسن الویری و محمدعلی رحیمی ثابت و «سیر تکاملی مقتل نگاری با تکیه بر مقتل نگاران اصحاب امامان معصوم» نوشتۀ حسین حسینیان مقدم، به تاریخ نگاری عاشورا پرداخته اند.
در زمینۀ حکومت های قرن چهارم و اوضاع شیعیان این عصر، پژوهش هایی با عنوان «بررسی دولت های شیعی در قرن چهارم هجری» توسط ناصر انطیقه چی و نعمت الله صفری فروشانی و «مطالعه تطبیقی مکان گزینی دو پایتخت شیعی در قرن چهارم هجری قمری: شیراز بویهی و حلب حمدانی» توسط آرمین دخت امین، فاطمه جان احمدی و رضا شعبانی نگارش یافته که برای مطالعه حکومت های شیعی در قرن چهارم مفید است.
تاریخ نگاری عاشورا پس از شهادت مظلومانه امام حسین (علیه السلام) آغاز شد. این شیوه از تاریخ نگاری در قرن دوم و سوم هجری قمری با وجود سخت گیری ها و اختناق اوضاع سیاسی و اجتماعی شیعیان مورد توجه تاریخ نگاران و عالمان شیعی قرار داشت؛ اما در قرن چهارم، تاریخ نگاری عاشورا نسبت به دوره هایقبل رونق و گسترش می یابد. در ذیل به مهم ترین این عوامل در قرن چهارم پرداخته می شود:
در قرون چهارم هجری قمری با تلاش های دولت شیعه مذهب آل بویه در ایران، حمدانیان در سوریه و فاطمیان در مصر، مذهب شیعه گسترش یافت و به دنبال آن مراسم و مناسک مذهبی شیعیان مورد توجه قرار گرفت.
قرن چهارم هجری قمری، فرصتی مناسب در تسلط بر تمام جهان اسلام برای حکومت های شیعی پدید آورد (انطیقه چی و صفری فروشانی، 27:1390).
در این قرن، عقاید شیعی امامیه در سراسر جهان اسلام گسترش یافت. اگرچه این حکومت ها از فرقه های شیعی، زیدیه، اسماعیلیه و امامیه حمایت می کردند، اما اوضاع شیعیان _ بخصوص شیعیان امامیه _ در این قرن نسبت به قبل بهبود یافت.
در بین این حکومت ها، حکومت آل بویه به علت تصرف بغداد و دخالت در امور خلفای عباسی اهمیت بیشتری دارد.
آل بویه در سال 334ق توانستند بغداد _ پایتخت خلیفه عباسی _ را تصرف کنند و خلیفه را تحت اطاعت خود درآورند (مسکویه، 1369: 6/ 119) و احمد معزالدوله دیلمی بغداد را تصرف نمود.
سقوط بغداد توسط حکومت شیعی آل بویه باعث شد شیعیان در این دوره در بغداد مورد حمایت قرار گیرند (اشپولر،169:1373/1).
در این دوران، شعائر مذهب تشیع در ایران و تمام شهرهایی که آل بویه دراختیار داشت برگزار شد. مراسم مذهبی شیعی همچون عزاداری امام حسین (علیه السلام) برای اولین بار در این دوره به صورت رسمی برگزار شد. حکام آل بویه دستور دادند شهر را سیاه پوش کنند و برای امام حسین (علیه السلام) عزاداری کردند (امین،1345: 1/ 311). موفقیت شیعیان در این دوران، نشان دهندۀ تلاش های حکومت آل بویه بوده است. تلاش های دینی و اعتقادی آل بویه باعث تقویت تشیع هم در ایران و هم در جهان اسلام شد.
این تلاش های آل بویه تاریخ نگاری اسلامی را نیز تحت تأثیر قرار داد . حکام این سلسله موجب تحول و گسترش تاریخ نگاری عاشورا نیز شدند. از مهم ترین نتایج برگزاری مراسم علنی و رسمی عاشورا، نیاز بیشتر به خواندن مقاتل بوده است و زمانی که این نیاز احساس شد، آثاری مهم پدید آمد.
مورخانی چون جلودی، شیخ صدوق و ابوالفرج اصفهانی، در آن دوران با امنیت کافی به تألیف آثاری در زمینه عاشورا و واقعه کربلا پرداختند. این آثار در مراسم بزرگداشت سالار شهیدان خوانده می شدند که به نوبه خود باعث تداوم شعائر و فرهنگ شیعی در سراسر اجتماعات گردید و پایداری شیعیان با موفقیت های حکومت آل بویه در بُعد اداری و نظامی، موجب تحکیم همبستگی شیعیان نیز شد.
تأمین جانی و تشویق نویسندگان توسط حکام آل بویه باعث به وجود آمدن کتب بسیاری درباره تشیع شد که از مهم ترین موضوعات این کتب، توجه به عاشورا و نگارش تاریخ نگاری آن بود و این مهم برای اولین بار در جهان اسلام رخ داد.
وزرای شیعی آل بویه نیز به حفظ و پاسداشت شعائر شیعی ازجمله واقعهکربلا عنایتی ویژه داشتند. صاحب بن عباد _ وزیر شیعی آل بویه _ در این دوره، به حمایت از آثار و تألیفات در زمینه عاشورا و واقعه کربلا پرداخت (همایونی،55:1380).
تشکیل حکومت های شیعی مذهب در قرن چهارم هجری، به خصوص حکومت آل بویه باعث شد تغییرات بنیادین عمیقی در جامعه این دوره رخ دهد که مهم ترین آن در وضع دینی و اعتقادی روی داد و اوضاعی مساعد برای فرقه های شیعه پدید آورد. در پرتو این آرامش سیاسی و دینی زمینه شکل گیری آثاری مهم درزمینه مهم ترین وقایع تاریخ تشیع شد. آثار شیخ مفید و پرداختن به مقتل امام حسین (علیه السلام) یکی از مهم ترین نمودهای این عامل است.
اولین عزاداری عمومی برای امام حسین (علیه السلام) پس از واقعه کربلا در شام برگزار شد (پوراحمدی، 140:1382). نخستین کسی که غیر از اهل بیت برای امام حسین (علیه السلام) نوحه سرایی و عزاداری کرد عبدالله حر جعفی بود (همو: 144).
عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) در دوره امویان و عباسیان ابزاری قاطع برای مبارزه با ستمگران و غاصبان شد و حافظ و حامل اسلام راستین بود (فروغی ابری، 32:1386).
بازتاب واقعه عاشورا در ایران ابتدا در خراسان و سیستان نمود پیدا کرد و حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان و تأکید ایشان بر برگزاری مراسم عاشورا از عوامل انتقال فرهنگ عاشورا به ایران به شمار می آید (همو:37).
با تشکیل حکومت علویان در طبرستان، مراسم عاشورا به یک فرهنگ بومی تبدیل شد و دیگر شهرهای ایران چون قم، ری، سبزوار و نیشابور نیز بهعزاداری برای سالار شهیدان می پرداختند (همو).
حکام آل بویه اولین کسانی بودند که عزاداری امام حسین (علیه السلام) را رسمی و علنی برگزار کردند و آن را نخستین بار به داخل کوچه و بازار کشاندند (شهرستانی، 205:1382).
به دستور احمد معزالدوله در عاشورای سال 353 هجری قمری، عزای عمومی اعلام
شد و از همه خواستند با پوشیدن جامعه سیاه، اندوه خود را نشان دهند (پوراحمدی، 113:1382). برگزاری مراسم عزاداری و اعلان سیاه پوشی در دهه اول محرم، از روش هایی بود که احمد معزالدوله آن را رسمی کرد.
حاکمان آل بویه در هنگام سوگواری جامعه سیاه می پوشیدند (ابوالحسنی، 1375: 59) و دسته های عزاداری در شکل جدید نیز نخستین بار در دوران آل بویه شکل گرفت (پوراحمدی، 113:1382). بزرگداشت عید غدیر خم، برگزاری مراسم برای میلاد ائمه(علیهم السلام) و نقل فضیلت های امامان شیعه از دیگر خدمات فرهنگی آل بویه در مدت حکومت بود (جمعی از پژوهشگران، 1382: 1/19).
در چنین شرایطی عزاداری از قرن چهارم و پس از آن در ایران به ویژه در طبرستان و بغداد به صورت رسمی و علنی برگزار می شد (همایونی، 58:1380).
ابن اثیر از مورخان هم عصر حکومت آل بویه _ که نسبت به شیعیان نظری متعصبانه داشته است _ از رویدادهای سال 352ق و برگزاری مراسم مذهبی در آن عصر، گزارش هایی ذکر می کند که نشان دهندۀ جریان سازی در بُعد مذهبیشیعیان است:
در دهم محرم این سال معزالدوله مردم را فرمود تا دکان های خود را ببندند و بازارها و خرید و فروش را کنار نهند و سوگ سر دهند و رواندازی پشمینه بر دوش افکنند و زن ها موی گریش کنند و چهره سیه گردانند و گریبان درند و در شهر سوگ بگردند و به یاد حسین بن علی (علیه السلام) تپانچه بر چهره نوازند. مردم نیز چنین کردند و سنیان توان جلوگیری نداشتند؛ چه، شمار شیعیان بسیار بود و حکومت همراه آنان. (ابن اثیر، 1383: 12/5091)
همچنین وی درباره رویدادهای سال 353ق _ که عزاداری شیعیان به علت حمله سنیان متعصب ناتمام ماند _ می گوید:
در دهم محرم این سال همه بازارهای بغداد در روز عاشورا بسته شد و بدین سبب میان شیعیان و سنیان شورشی بزرگ پیش آمد که بسیاری را گزند رسید و دارایی ها به یغما رفت. (همو: 12/ 5100)
رسمی و عمومی شدن عزاداری برای سالار شهیدان نوعی نمایش قدرت شیعیان پس
از دوره های اختناق و سخت گیری مذهبی بود و فرهنگ عزاداری عاشورا در قرن چهارم به دوره های بعد نیز منتقل شد (فروغی ابری، 59:1386).
اگرچه آل بویه در این زمینه تلاش هایی داشتند، اما جامعه آن عصر ظرفیت چنین اقدامی را داشته است که نباید از این مهم غافل ماند و اشاره های ابن اثیر به مراسم عاشورا و همراهی مردم عادی در جامعه، مهم ترین نمود در جامعه عصر آل بویه به شمار می آید. از این رو با برگزاری مراسم شهادت امام حسین (علیه السلام) و بزرگداشت آن، نیاز جامعه به تاریخ نگاری عاشورا افزایش یافته است. درچنین شرایطی که حکومت های شیعی چون آل بویه برای شیعیان فراهم آوردند، تاریخ نگاری عاشورا مورد تشویق قرار گرفت و باعث رشد و رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم هجری قمری شد که از تعداد این آثار در این دوره، مشخص است که مقتل خوانی از شکل های قدیمی در جامعه ایران بوده است و در قرن چهارم، با امنیت و آرامش صورت گرفته است.
شهر قم از قدیمی ترین و آبادترین سرزمین های ایران از دوره باستان بوده است که برخی قدمت آن را به دوره هخامنشیان می دانند. برخی منابع، بنای این شهر را به تهمورث پادشاه پیشدادی نیز نسبت داده اند (ناصرالشریه، 43:1383).
قمی نویسنده کتاب تاریخ قم گزارش می کند که این شهر به دست اسکندر مقدونی نابودشد و در دوره ساسانیان توسط قباد ساسانی دوباره احیا و آباد گردید (قمی، 149:1385).
همچنین نویسنده کتاب حدود العالم و من المشرق الی المغرب در مورد شهر قم در قرن چهارم هجری می نویسد:
قم شهری است بزرگ و ویران و کشت بسیار و مردمانی شیعی اند و بل فضل پسر عمید دبیر از آن جا بود و زعفران خیزد. (مؤلف نامعلوم، 1362: 142)
شهر قم از همان ابتدا که به صورت یک شهر اسلامی درآمد، از مراکز شیعیان بود و حمایت و علاقه مردم قم به اهل بیت سبب شد خلفای عباسی امرای غیرشیعی را به قم
منصوب نکنند (ناصرالشریعه،49:1383).
اشعریان نیز در رشد و شکوفایی شهر قم در دوره های مختلف نقش زیادیداشتند (زهره کاشانی، 49:1388) و این شهر از پایان قرن اول از مراکز مهم شیعیان در ایران بوده است.
شهر قم پس از دیدار امام رضا (علیه السلام) از آن، اهمیتی ویژه یافت (مؤدب، 115:1388). قم به علّت تمایل مردم آن دیار به اهل بیت(علیهم السلام) و همچنین بارگاه حضرت معصومه (علیها السلام) پایگاهی مهم برای تشیع در ایران به شمار می آمد.
اوج شکوفایی شهر قم در قرن چهارم هجری بوده است (همو:116). این شکوفایی شهر قم، با حضور عالمانی بزرگ مصادف شد که آثار بسیاری درباره تشیع تألیف کردند.
گرایش حدیثی موجود در این مرکز شیعی، سبب افزایش محدثان در این حوزه شد و قرن چهارم اوج فعالیت حدیثی قم بود (جباری،8:1383).
در بین این عالمان، افرادی چون شیخ صدوق، یحیی بن عمران اشعری قمی، ابن قولویه قمی، عطار قمی و ابن عبدالله بن اشعری قمی، به نوشتن کتاب ها و آثاری برای بزرگداشت و ماندگاری قیام امام حسین (علیه السلام) پرداختند. همچنین عالمان بزرگی چون شیخ کلینی در قرن چهارم هجری قمری مدتی در شهر قم سکونت داشتند (جمعی از پژوهشگران، 1382: 1/ 19).
اهمیت این شهرها به عنوان شهری با صبغه شیعی و حامی اهل بیت و وجود حرم مطهر حضرت معصومه (علیها السلام) باعث شد تا قرن های بعدی نیز مراسم مذهبی شیعیان به ویژه عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) در این شهر برگزار شود و آثاری درزمینۀ واقعه عاشورا از مکتب فقهی و حدیثی قم تألیف گردد. از این رو باید یکی دیگر از عوامل تاریخ نگاری عاشورا را شهرهای شیعه نشین همانند قمدانست و طبیعی است با این شرایط محیطی تاریخ نگاری عاشورا به شکوفایی می رسد.
قرن چهارم به علت این که حکومت های شیعه بر نقاط مختلف تسلط داشتند،
تعداد علمای شیعه نیز افزایش یافت. این امر مصادف با تلاش آل بویه برای تقویت اعتقادات شیعی در برابر مجادلات دیگر فرقه ها بود. علمای بزرگی در این دوره به فعالیت مذهبی و دفاع از اعتقادات شیعه پرداختند (امید زاده،38:1384).
قرن چهارم دوران شکل گیری نهاد روحانیت و گسترش فعالیت شیعیان در تمام زمینه های مذهبی با نظارت علما بود. در این دوره عالمانی از خاندان رضی توانستند معارف شیعی و دینی را گسترش دهند (ملایری، 1379: 6/ 98).
مؤلف تاریخ قم، در مقدمه کتاب خود درباره رابطه حکومت آل بویه و علما، همچنین فراهم آوردن امنیت لازم توسط صاحب بن عباد می نویسد:
از جمله فضایل مولانا صاحب جلیل یکی آن که چون اشراف طالبیه و سادات فاطمیه (علما) به واسطه انقلاب زمان و حوادث دوران در اطراف و اکناف جهان متفرق گشتند و از هرکس که طلب حفاوت و مهربانی نمودند بر ایشان تعطف و شغفت نکردند و از حقوق ایشان که بر ذمت اهل غنا و ثروت ثابت و لازم بوده با آن که سؤال و التماس می فرمودند احسانی و انعامی نکردند و مدد و مساعدت ننمودند مولانا مشارالیه ادم الله سلطانه در حق ایشان انواع شفقت و تربیت و احسان به اظهار پیوست تا ایشان فارغ الحال و فارغ البال درین طرف مقیم ومتوطن شدند. (قمی، 1385: 9)
شیخ مفید از علما و متکلمان معروف شیعه امامیه در قرن چهارم هجری مورد احترام مردم و حکومت آل بویه بود و در مسجد «براثا» در بغداد علاوه بر اقامه نماز و موعظه، به تعلیم، تدریس و تألیف فقه امامیه مشغول بود (انطیقه چی و صفری فروشانی، 1390: 10).
ظهور عالمان شیعه بزرگ در قرن چهارم و توجه این عالمان به واقعه عاشورا باعث پدید آمدن آثاری درباره امام حسین (علیه السلام) شد که برخی از این آثار از مهم ترین و مستندترین منابع تاریخ نگاری عاشورا به شمار می آیند. آثار شیخ صدوق و شیخ مفید در این دوره تاریخی نمونه بارز توجه عالمان شیعه به شهادت امام حسین (علیه السلام) به شمار می روند.
همچنین این عالمان بزرگ، شاگردان بسیاری تربیت کردند که در قرن های بعد نیز از معروف ترین عالمان دوران خود بودند. شیخ طوسی، نجاشی، سید مرتضی و سید رضی
از معروف ترین شاگردان شیخ مفید به شمار می رفتند (جمعی از پژوهشگران،87:1382).
از این رو ظهور عالمان شیعه و توجه آنها به واقعه کربلا شرایطی برای نگارش آثاری در مورد شهادت مظلومانه امام حسین (علیه السلام) پدید آورد که نقش عالما در این مهم بسیار پر رنگ بوده است.
از جمله عوامل مهمی که باعث رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم شد، تألیف آثاری به زبان فارسی در این دوره بود.
کهن ترین اثر فارسی در تاریخ نگاری عاشورا، گزارش دو کتاب ترجمه تفسیرطبری و ترجمه تاریخ طبری بودند. نگارش هر دو کتاب در زمان منصور بن نوح سامانی (350-365ق) انجام شده است (میر ابوالقاسمی،39:1393). لذا این آثار به علت اهمیت خاص خود، موجب آشنایی بیشتر مردم با وقایع تاریخی به خصوص تاریخ عاشورا شدند و حکومت های آل بویه و آل سامان به زبان فارسی اهمیت بخشیدند.
اگرچه قرن سوم نسبت به قرن دوم از لحاظ تعداد آثار در زمینۀ شهادت امام حسین (علیه السلام) اهمیت بالایی داشتند، اما هم از حیث تعداد و هم از حیث اعتبار، به اندازه شکوفایی تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم هجری نمی رسد.
در این دورۀ زمانی، پرداختن به تاریخ نگاری عاشورا به عنوان وظیفه ای دینی مورد توجه نویسندگان و عالمان شیعه قرار گرفت و آثار متعددی پدید آمد.
در ذیل به معرفی معروف ترین و سرشناس ترین تاریخ نگاران عاشورا و آثارشان در قرن چهارم هجری قمری پرداخته می شود:
جلودی از مورخان قرن چهارم است که آثار بسیاری دارد. جد او عیسی جلودی از اصحاب امام جواد (علیه السلام) بوده است.
درباره نسبت جلودی روایت های گوناگونی وجود دارد. برخی جلود را سرزمینی در آفریقیه می دانند و برخی نیز آن را به معنای فروشنده پوست معرفی کرده اند (داداش نژاد، 64:1386).
نجاشی نسبت او را به علت نزدیکی به دریا دانسته است (نجاشی،240:1407). همچنین شیخ طوسی در اثر خود الفهرست، وی را اهل بصره و امامی مذهب می داند (طوسی، بی تا:340).
جلودی دارای آثار فروانی در مقتل نگاری است که برخی از آنها در زمینه تاریخ عاشورا هستند که مهم ترین این آثار کتاب مقتله (علیه السلام)، مقتل الحسین (علیه السلام)، مقتل محمد بن ابی بکر
و مقتل عثمان هستند. محمد بن یحیی جلودی در سال 332ق درگذشته است (نجاشی، 242:1407).
ابوالفرج علی بن الحسین بن محمد بن احمد اصفهانی، در سال 284ق در اصفهان به دنیا آمد. نسب او به مروان حکم خلیفه اموی می رسد. کنیه اش ابوالفرج و معروف به کاتب اصفهانی بوده است (اصفهانی، 17:1387).
وی در فن شعر و ادب و در تاریخ، علم انساب و طب تبحر داشته است (همو:18). ابوالفرج نزد اساتیدی چون ابوخبیب برتی، احمد بن موسی برمکی، ابراهیم نفطویه به تحصیل پرداخت و پس از آن به بغداد رفت و به حضور مهلبی وزیر آل بویه رسید (سزگین، 280:1412).
برخی از رجال نویسان، ابوالفرج را زیدی مذهب دانسته اند (طوسی، بی تا:544/ حلی، 280:1381).
از میان آثار ابوالفرج دو کتاب الاغانی و مقاتل الطالبیین از اهمیت زیادی برخوردارند. کتاب مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی در زمینۀ تاریخ نگاری عاشورا کتابی منحصربه فرد است. مقاتل الطالبیین در شرح قیام های 216 تن از علویان است که با دولت های غاصب اموی و عباسی مبارزه کردند و به شهادت رسیدند.
این کتاب با شرح شهادت جعفربن ابی طالب (علیه السلام) آغاز می شود (اصفهانی، 1387: 31) و پس از آن به مقتل امیرالمؤمنین (علیه السلام) می پردازد (همو: 42). ابوالفرج سپس شهادت امام حسن (علیه السلام)، واقعه کربلا و چگونگی شهادت سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) به طور کامل شرح می دهد (همو: 99).
عمده گزارش های وی در قسمت مقتل الحسین (علیه السلام) از ابی مخنف و مدائنی است. البته ناگفته نماند که ابوالفرج در این اثر از مقاتل الطالبیین ابو عبدلله محمد بن علی بن حفره استفاده کرده است (نجاشی، 348:1407). وی در سال 356 در بغداد درگذشت (سزگین، 280:1412).
ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق و ابن بابویه در سال 305 یا 306ق در قم متولد شد. وی در میان تاریخ نگاران عاشورا، شهرتی خاص دارد. او آثار زیادی در بیشتر موضوعات دینی نگاشته است. طوسی در کتاب الاستبصار از او به عنوان فقیه نام می برد (طوسی، 2:1390/3).
وی در کتاب امالی، روایاتی از امام صادق (علیه السلام) درباره مقتل امام حسین (علیه السلام) گزارش می کند. شیخ صدوق کتابی نیز به نام مقتل الحسین (علیه السلام) داشته است که ابن شهرآشوب در معالم العلما به آن اشاره می کند (شهرآشوب، بی تا:147).
در کتابی به نام مقتل امام حسین (علیه السلام) به روایت شیخ صدوق ویژگی های مقتل الحسین شیخ صدوق، چنین برشمرده شده است: 1. بیشتر مطالب از احادیث و اخبار از ائمه(علیهم السلام) نقل شده اند؛ 2. احادیث این مقتل مستند و با ثبت دقیق اند؛ 3.به علت نزدیکی شیخ صدوق از نظر زمانی به عصر عصمت و امام معصوم (علیه السلام) اهمیت بالایی دارد؛ 4. این مقتل مورد اعتماد همه مورخان بوده است (صحتی سردرودی، 1384: 24).
کتاب یادشده، در نُه فصل تألیف شده است که فصل اول آن «امام حسین (علیه السلام) در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)» نام دارد. از ویژگی های منحصربه فرد کتاب، این است که اساس کار به احادیث و گفتار ائمه(علیهم السلام) تعلق دارد و شیخ صدوق کوشیده است مقتل امام حسین (علیه السلام) را
از زبان ائمه(علیهم السلام) نقل کند.
ابی عبدالله محمد بن نعمان بغدادی از بزرگ ترین عالمان شیعه در قرن چهارم هجری است. وی در سال326ق در بغداد به دنیا آمد. شیخ صدوق و ابن قولویه از اساتید شیخ مفید بودند. وی بالغ بر دویست کتاب تألیف کرده است (حلی، 148:1411). شیخ طوسی درباره شیخ مفید در کتاب فهرست گزارش می کند که شیخ مفید مانند دیگر عالمان، مبلغان و مورخان شیعه صاحب اثری در تاریخ نگاری عاشورا بوده است.
اگرچه وی دارای مقتل مستقلی درزمینه تاریخ نگاری عاشورا نیست، اما در کتاب الارشاد بخشی را به مقتل الحسین (علیه السلام) اختصاص داده است.
کتاب مذکور از منابع مهم و اصیل شیعه به شمار می آید که به زندگانی امامان شیعه می پردازد. شیخ مفید قسمت مقتل الحسین خود را در الارشاد با جمله «واقعة کربلاء و بطولة الإمام الحسین (علیه السلام) و أصحابه و استشهادهم و ما جرى علیهم بعده» آغاز می کند (مفید، 1413: 2/95). وی سپس در این اثر گسترده به شرح واقعه و چگونگی شهادت شهیدان می پردازد. او بیشتر روایت ها را ازائمه(علیهم السلام) آورده است (همو: 2/91). این ویژگی کتاب الارشاد باعث شده است قسمت مقتل الحسین (علیه السلام) کتاب، اهمیت بسیاری یابد. همچنین نویسندگان و تاریخ نگاران عاشورا از آن به عنوان کتابی مورد وثوق یادکرده اند.
شیخ مفید در دوم رمضان 413ق در بغداد درگذشت و در حرم کاظمین در کنار آرامگاه استادش ابن قولویه به خاک سپرده شد (مفید، 7:1383).
تاریخ نگاری عاشورا به چگونگی و شرح شهادت بزرگان دین اسلام اشاره می کند؛ اما این اصطلاح به سبب عمق فاجعه عاشورا از قرن دوم به نوشتن درباره عاشورا و امام حسین (علیه السلام) به کار برده شد. این سبک نگارش از این رو برای شیعیان مهم است که یک شرح تاریخی _ اجتماعی به شمار می رود که می تواند برای فهم ظلم و ستمی که در طول قرن ها نسبت به شیعیان شده است کمک کند.
اگرچه تاریخ نگاری عاشورا از ابتدا مورد توجه شیعیان بود، اما قرن چهارم هجری، اوج تاریخ نگاری عاشورا محسوب می شود. رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم به چهار عامل بستگی داشته است که عبارتند از: 1. مرکزیت یافتن شهر قم؛ 2. پیدایش حکومت های شیعی، از جمله حکومت آل بویه؛ 3. برگزاری مراسم علنی و عمومی عاشورا؛ 4. ظهور عالمان برجسته شیعه همچون شیخ صدوق، شیخ مفید و ابوالفرج اصفهانی؛ 5. تألیف آثاری با موضوع مقتل امام حسین (علیه السلام) به زبان فارسی.
قرن چهارم هجری قمری به علل یادشده، یکی از دوره های شکوفایی و رونق تاریخ نگاری عاشوراست و از این رو نقطه عطفی در این زمینه به شمارمی رود.
_ ابن اثیر، عزالدین (1383ش)، تاریخ کامل، ترجمه: حمیدرضا آژیر، تهران، انتشارات اساطیر.
_ ابوالحسنی، علی (1375ش)، سیاه پوشی در سوگ ائمه نور(علیهم السلام)، قم، انتشارات الهادی.
_ اشپولر، برتولد (1373ش)، تاریخ ایران در قرون اسلامی، ترجمه: جواد افلاطونی و مریم میراحمدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
_ اصفهانی، ابوالفرج (1378ش)، مقاتل الطالبیین، ترجمه: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
_ امین، سید محسن (1345ش)، دایرة المعارف شیعه (ترجمه اعیان الشیعه)، ترجمه: کمال موسوی، قم، اسلامیه.
_ انطیقه چی، ناصر و نعمت الله صفری فروشانی (1390ش)، «بررسی روابط دولت های شیعی در قرن چهارم هجری»، فصل نامه تاریخ در آیینه پژوهش، ش3، ص 7-34.
_ پور احمدی، حسین (1383ش)، «عزاداری امام حسین (علیه السلام) در محضر امامان شیعه(علیهم السلام)»، فصل نامه شیعه شناسی، ش8 سال دوم، 115-128.
_ __________________________ (1382ش)، «آل بویه و نقش آنان در برپایی مراسم و مواسم شیعه امامیه در عراق»، فصل نامه شیعه شناسی، ش3 و 4، سال اول، 107-121.
_ جباری، محمدرضا (1383ش)، «آثار تاریخی محدثان قم تا قرن پنجم»، فصل نامه تاریخ در آیینه پژوهش، ش2، ص 7-21._ حلی، علی بن داود (1342ش)، کتاب رجال، تهران، انتشارات چاپخانه دانشگاه تهران.
_ حلی، مطهر (1411ق)، رجال العلامة الحلی، قم، انتشارات دار الذخائر.
_ زهره کاشانی، علی اکبر (1388ش)، «تاریخ حوزه علمیه قم از تأسیس تا سده چهارم»، فصل نامه تربیت اسلامی، ش8، ص 45-74.
_ سزگین، فؤاد (1412ق)، تاریخ التراث العربی، قم، انتشارات مطبعة بهمن.
_ شهرآشوب، ابوعبدالله (بی تا)، معالم العلما، قم، بی نا.
_ شهرستانی، صالح (1382ش)، اشکواره کربلا؛ بررسی تاریخ عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) از زمان آدم تا زمان ما، قم، انتشارات قیام.
_ صحتی سردرودی، محمد (1384ش)، مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق؛ امام حسین (علیه السلام) و عاشورا از زبان معصومان(علیهم السلام)، تهران، نشر هستی نما.
_ طوسی، محمد بن حسن (بی تا)، الفهرست، نجف، انتشارات المکتبة المرتضویه، بی تا.
_ فروغی ابری، اصغر (1386ش)، ایرانیان و عزاداری عاشورا: مراسم سوگواری در گذر تاریخ، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
_ قمی، حسن بن محمد بن حسن (1385ش)، تاریخ قم، ترجمه و تصحیح: محمدرضا انصاری قمی، قم، ناشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
_ مسکویه، احمد بن علی (1369ش)، تجارب الامم، ترجمه: ابوالقاسم امامی و علی نقی منزوی، تهران، سروش.
_ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1413ق)، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، انتشارات دار المفید._ ملایری، محمدمهدی (1379ش)، تاریخ و فرهنگ ایران در دوره انتقال از عصر ساسانیان به عصر اسلامی (ج6)، تهران، انتشارات توس.
_ میر ابوالقاسمی، رقیه (1393ش)، تحول گفتمان در گزارش واقعه کربلا (با تکیه بر آثار فارسی تا نیمه اول قرن دهم هجری قمری)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
_ مؤلف نامعلوم (1362ش)، حدود العالم و من المشرق الی المغرب، تصحیح: منوچهر ستوده، تهران، انتشارات کتابخانه طهوری.
_ النجاشی، ابوالعباس (1407ق)، رجال نجاشی، قم، مؤسسة النشر اسلامی التابعة لجماعة المدرسین.
_ همایونی، صادق (1380ش)، تعزیه در ایران، شیراز، انتشارات توید شیراز.
تاریخ دریافت:12/8/98 تاریخ پذیرش:20/12/98
فرشته صفاری(1)
چکیده
پرداختن به حادثۀ عظیم عاشورا با تمام ابعاد و زوایای نهان و آشکار آن در ادبیات معاصر با تفاوت هایی محسوس نسبت به دوره های قبل روبه رو بوده است. در دورۀ حاضر، آن چه بیش از پیش جلوه گری می کند، مرثیه هایی است که با استفاده از آرایه های ادبی شکوهمندانه و عزت مدارانه، این واقعۀ سترگ را ترسیم می کند و مخاطبان را به تلفیق منطقی شور و شعور حسینی بر می انگیزاند. قیام خونین امام حسین (علیه السلام) شاخص ترین نتایج ایثار حسینی را به همگان معرفی می کند. در این نوشتار با روش تحلیلی _ توصیفی با انتخاب دو قطعه شعر از سید عباس شبر و مرحوم خوشدل تهرانی به بررسی مهم ترین ابعاد واقعۀ عاشورا از دریچۀ واژگان این دو ادیب می پردازیم. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که پایمردی و ایثار حسینی، عزت، سرافرازی، شرافت، بزرگواری و... را دیگر بار تجدید کرد.
کلیدواژه ها: دستاورد، ایثار حسینی، شعر عاشورایی، سید عباس شبر، خوشدل تهرانی.
1) . کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب (Fe_saffari@yahoo.com)
جهاد و مبارزه در راه حق با الفبای گذشت و ایثارگری، ارتباطی عمیق و ریشه دار دارد. آن کس که در مسیر جلب رضایت پروردگار لباس رزم بر تن می کند، از همۀ امیال و آرزو های نفسانی دست شسته و آگاهانه و مخلصانه حدیث ایستادگی را در تاریخ رشادت ثبت می کند. واقعۀ عظیم شهادت حسین بن علی (علیه السلام) و یاران باوفایش الگویی بی بدیل برای همه کسانی است که در این مسیر ثابت قدم هستند. آنان که با پرداخت های ادبی این تجلی حضور را ماندگار می کنند و به آن شکوهی مضاعف می بخشند، در این همراهی و مشارکت مجاهدانه سهیم هستند. یکی از این گونه های موفق ادبی شعر است که از قدمتی دیرین برخوردار است و از ابتدا تاکنون مسیری پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته است.
شعر عاشورایی، شعری است که در مقام تبیین مقولات ارزشی این نهضت الهی است و متعهدانه حول محور مسائل زیربنایی آن حرکت می کند و شعر عاشورا به شعری اطلاق می شود که صرفاً به بیان عاطفی و ماتمی و گاهی به جنبه های حماسی واقعه کربلا می پردازد. شعر عاشورایی دو دهه اخیر بیشتر به مفاهیم ارزشی عنایت دارد، گر چه از بیان عاطفی و حماسی نیز در تبیین این مقولات سود می جوید (مجاهدی، 1390: 24).
امروز انتظار مخاطبان از شعر عاشورایی نسبت به دوره های پیشین تغییرات چشم گیری داشته است. شعر عاشورایی امروز باید دارای بیان «عینی» و «ملموس» و شیوه گفتاری آن بر اساس مشهودات و مفاهیم مادّی و محسوس، استوار باشد تا مخاطب بتواند به راحتی با آن ارتباط برقرار کند و آن را با تمام وجودش حس نماید و در عین حال امکان «برداشت فکری» و «دریافتاندیشگی» را به او بدهد. تاریخ مصرف مفاهیم معنوی، انتزاعی و غیرملموس اگر کاملاً سر نیامده باشد، به پایان خود نزدیک می شود. «صداقت»، «ایثار»، «مروّت» و مفاهیمی از این دست، از ارزش های کلیدی عاشورا به شمار می روند و وظیفه شاعر این روزگار برای نشان دادن این مفاهیم ارزشی از بیان «عینی» و «مشهودی» بهره گرفتن است. اگر شما نه یک بار، بلکه صد بار در شعر عاشورایی خود، از مفاهیم غیرمادّی و غیر ملموس استفاده کنید، مخاطب شعر شما برداشت درستی از آنها
نمی تواند داشته باشد؛ زیرا آنها را هرگز ندیده و لمس نکرده است (همو: 113).
دربارۀ موضوع مورد پژوهش تاکنون تحقیقی صورت نگرفته است. در این مقاله با انتخاب دو شعر عاشورایی از دو شاعر معاصر عرب و فارس، ضمن ارائۀ تعریفی از مبحث ایثار اجتماعی به مهم ترین دستاورد های آن از دریچۀ اشعار دو ادیب پرداخته ایم و به کارایی مهم صور خیال در ترسیم مفاهیم بلند عاشورایی اشاره داشته ایم. مهم ترین پرسشی که درصدد پاسخ گویی به آن هستیم، این است که اصلی ترین دستاورد های قیام حسینی در شعر عاشورایی دو شاعر معاصر عرب زبان و پارسی گوی سید عباس شبر و خوشدل تهرانی چیست؟
آن چه در رخداد عظیم عاشورا بیش از پیش جلوه گری می کند، تقید به روحیۀ ایثار و ازخودگذشتگی در وجود مقدس امام و یاران باوفای ایشان است. پس لازماست قبل از وارد شدن به دستاورد های قیام، ابتدا به مفهوم ایثار اجتماعی به عنوان عامل زمینه ساز اشاره ای کوتاه داشته باشیم. استاد مطهری در وصف کلید واژۀ ایثار،
چه زیبا فرمود:
ایثار یکی از باشکوه ترین تجلیات عاطفی روح انسان است. (مطهری، 1364: 1/303)
در تعریف ایثار گفته اند: ایثار یعنی برگزیدن و اختیار کردن و اکرام کردن و تفصیل دادن و در اصطلاح اختیار کردن غیر است بر خود از روی قصد و نیت (سجادی، 1379: 1/356). ایثار بذل کردن، دیگری را بر خود برتری دادن و سود او را به سود خود مقدم داشتن، قوت لازم و مایحتاج خود را بر دیگری بخشیدن (عمید، 1389: 1/191). ایثار بر سه وجه است؛ اول آن که خلق را برگزیند بر نفس خود، در حالی که موجب دینی بر او نشود و سبب تحمل مشقت و اتلاف وقت و غیره نشود. دوم ایثار رضای خدا بر رضای غیرخدا، اگر چه در آن دشواری ها باشد و مشقت زیادی را دربر داشته باشد و تحمل دشواری هایی را لازم داشته باشد. سوم ایثار خدا؛ زیرا فرو رفتن در ایثار خود
دعوی مالک بودن خود است؛ یعنی ایثار را از خداوند داند و خود را هیچپندارد. هجویری می گوید: ایثار بر لقمه، کار سگان است، مردان جان و زندگانی ایثار می کنند (سجادی، 1379: 1/351).
در یک تقسیم بندی دیگر، ایثار بر سه وجه آمده است: ایثار در مال، در جان و در دعا. از برترین موارد ایثار، ایثار جان است. سفارش پنجمى است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این فرمایش به امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى فرمایند:
وَ الْخامِسَةُ بَذْلُکَ مالَکَ وَدَمَکَ دُونَ دینِکَ؛ (نوری، 1408: 12/ 246)
[یا على!] سفارش پنجم من به تو این است که مالت را و خونت را در راه دینت نثار کنى.
یکى از ویژگى هاى مهم مکتب تشیع، مسئله شهادت طلبى و ایثار جان و خون در راه دفاع از دین است. این ویژگى که اصل آن از سیره اهل بیت(علیهم السلام) استفاده مى شود، آن چنان در شیعه برجسته است که شیعه امروزه در دنیا به همین وصف شناخته مى شود و جامعه شناسان آن را یکى از رمزهاى موفقیت و بقاى شیعه در طول تاریخ ارزیابى مى کنند (مصباح یزدی، 1388: 21). در قرآن کریم به موارد متعدد ایثار اشاره شده است و یکی از بارترین این آیات مربوط به ایثار مولای متقیان در لیلة المبیت است که الگوی کاملی برای ایثار است و قطعاً ایثارگری اهل بیت در روشن گری و هدایت جامعه، نقشی بسزا داشته است.
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ (بقره/207)
بعضی از مردم [با ایمان و فداکار، همچون علی (علیه السلام) در لیلة المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)] جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
حقیقتاً دست یافتن به زیبایی های الهی جز با ایثار حاصل نمی شود. انسان تا از خود نگذرد و به فراتر خویش نرود، حق، انسانیت و ارزش های والای دین و مردم را بر خود مقدم ندارد، به امری قدسی و اعتباری الهی دست نمی یابد و به نیکویی های حقیقی واصل
نمی شود (دلشاد تهرانی، 1379: 230).
عبّاس شبّر به سال 1321ق در بصره متولد شد. از همان سنین جوانی به شاعری اشتغال داشت، اما آن را بر هر کس عرضه نمی داشت؛ چرا که ایشان به تدریس فقه و اصول در نجف مشغول بود و اکثر طلاب علوم دینی یا از شعر روی گردان اند، یا از انتشار آن در میان مردم خودداری می کنند، اما سید عباس شبر این مسیر را در پیش نگرفت؛ چرا که او در شعر گمشده ای یافت که او را به مردم ملحق می ساخت. وجه شاعری او به رغم شهرتی که خاندان شبر داشتند، نا شناخته است. استاد ابراهیم الوائلی استاد دانشگاه بغداد در آن روزگار در مجله راعی کار می کرد او را شناخت و از همان زمان مکاتباتی با او انجام داد که آثارش در این مجله منتشر شد. همچنین تعدادی از قصاید او در مجله اعتدال نجفی که آن را استاد محمدعلی بلاغی چاپ می کرد به چاپ رسید. او فقیه و مرشد و نمایندۀ علمای زمان خویش در بصره بود. هر گاه در حضور دانشمندان بزرگ در نجف درس می داد، ذکاوت و هوشمندی اش حیرت اساتید را برمی انگیخت، تا جایی که از جانب علمای بزرگی چون سید ابی الحسن موسوی، میرزا محمد نایینی و شیخ محمد حسین کاشف الغطا، اجازه اجتهاد دریافت کرد، در حالی که هنوز به چهل سالگی نرسیده بود (النصراوی، 1436: 86- 87).وی فقیه و ادیبی بود که با اصرار بزرگان و از جمله «سیّد ابو الحسن» منصب قضاوت شرعی را در «عمّاره» و سپس در «بصره» عهده دار شد. او از نوابغ عصر خود بود و اکثر مجلّات از جمله الهاتف، الغری و البیان از آثار او بهره برده اند (محمدزاده، 1383: 1/742). شاعر معاصر عراقی نسبت به حادثۀ عظیم کربلا بسیار متعصب است. وی در اخلاق، بخشنده و رقیق القلب و نرم خو بود و اگر خشم او را احاطه می کرد، زود گذر بود. نقل شده که خشم و عصبانیت او در یک جلسۀ احتجاج در ری ظاهر شد و آن به خاطر شعری بود که شاعر معاصر نزار قبانی در یک کنفرانس ادبی در بغداد در سال 1969 سرود:
و جراح الحُسین بَعض جراحی *** و بِصدری من الأسی کربلاء
«جراحت حسین در قلب من جراحت و زخم ایجاد کرده و در سینه ام اندوه کربلا به پاست».
شبر از این که به زخم ها و جراحت های امام حسین اهانت شد، عصبانی گردید و سه بیت شعر سرود و آن را به استاد جعفر الخلیلی که با هم عازم سفر به بیروت بودند داد تا آن را به نزار بدهد یا در روزنامه چاپ کند.
تَعارضَ بِالجِراحِ سلیلُ طه *** و شتانُ المقاصدُ و الدماءُ
جَراحَکَ(یا نزار) عَلی الغوانی *** مَحبسة و تُلعِنها السماءُ
و لِلإصلاحِ و الدین المفدی *** جَراحاتِ الحُسین و کربلاء
«نواد ۀ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با زخم ها رو به رو شد و میان مقصد ها و خون ها تفاوت است. زخم و جراحت تو ای نزار، به خاطر زنان زیباروی است که آنان را آسمان لعن می کند و زخم های حسین و کربلا برای اصلاح و دین فدا شده است».از جمله مهم ترین آثار ایشان می توان به دیوان الموشور، دیوان جواهر و صور، الانفاس المحترقه، الرد علی المسیحیین و الملحمة السماویة اشاره کرد. وی سرانجام در روز عید غدیر سال 1391ق وفات یافت. آرامگاه ایشان در سمت راست ورودی صحن علوی باب القبله غرفه شماره 13 واقع شده است (النصراوی، 1436ق: 87-89).
قیام عظیم حسین بن علی (علیه السلام) بنا بر فرمودۀ خود ایشان برای طلب اصلاح امت جدش و احیای فریضۀ حیاتی امر به معروف و نهی از منکر انجام پذیرفت.(1)این هدف متعالی، دستاورد هایی مهم بر جای گذاشت که گذشت زمان از ارزش و اعتبار آنها نکاسته است.
از مهم ترین شاخصه های مسلمان حقیقی، پیکار با دشمنان و جانبازی در این راه مقدس است؛ چنان که حضرت حسین (علیه السلام) نیز سرور همۀ آزاد مردانی است که با اهدای
1) . وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ.
جان شیرین خود درسی بزرگ به پیروان و ارادتمندان خود آموخت.
مدرسۀ حسینی، مدرسۀ تربیت برای گذشتن از محبوب ترین تعلقات آدمی در راه خدا و برای خدا و در جهت بر پاداشتن حق و عدل است. حسین (علیه السلام) همه چیزش را فدا کرد تا حقیقت زنده بماند و عدالت رخ نماید و مردم با عزت زندگی کنند و تن به ذلت ندهند. حسین (علیه السلام) بنای قیام خود را بر فداکاری در راهحق گذاشت و از همان آغاز این حقیقت را اعلام کرد و پیوسته بر آن تأکید نمود (دلشاد تهرانی، 1379: 231)؛ چنان که در وصیت نامه خود به محمد حنفیه نوشت:
فَمَنْ قَبِلَنِی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَهُ أَوْلَی بِالْحَقِّ، وَمَنْ رَدَّ عَلَیَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّی یَقْضِیَ اللَهُ بَیْنِی وَبَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ؛ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ؛ (محمدی ری شهری، 1384: 1/310)
پس هر کس مرا بپذیرد و به قبولِ حقّ قبول کند، پس خداوند سزاوارتر است به حقّ. و هر کس مرا در این امر ردّ کند و قبول ننماید، پس من صبر و شکیبایی پیشه می گیرم، تا آن که خداوند میان من و میان این جماعت، حکم به حقّ فرماید.
راه حسین (علیه السلام) جز با فداکاری و ازخودگذشتگی طی نمی شود و هر کس بخواهد در سلک حسینیان درآید، باید آمادۀ فداکاری در راه حق و ازخود گذشتگی در راه دین باشد (دلشاد تهرانی، 1379: 232).
شاعر معاصر در آغازین ابیات خود، چه زیبا به اوج ایثار امام اشاره می کند. سید عباس شبر تداعی کنندۀ این عبارت مشهور امام (علیه السلام) است که در شب عاشورا ضمن خطبه ای در میان خاندان و یاران خود فرمود:
مَنْ کَانَ فِینا باذِلًا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا؛
هر کس در راه ما خون مى دهد و براى دیدار ما (دیدار خدا) آماده است، کوچ کند که من به خواست خدا، صبح، کوچنده ام.
یَا بَاذِلاً فِی سَبِیلِ الحَقِ مَهجَتَهُ *** وَ مَاحِقَاً کُلَ تَموِیَةِ وَ تَأسِیسِ
«ای سخاوتمندی که در راه حق کوششت را برای دگرگونی و تأسیس و به پای داشتن آن نمودی». (شبّر،1980: 10/263)
کلمه بذل، به معناى رها کردن نگهدارى از چیزى است، و این کار، نشانه آن است که
نگهدارى از آن چیز، براى انسان اهمیتى ندارد. بدین سان مى توان گفت که میان «بذل» و «هِبِه» به معناى بخشش، تفاوت ظریفى وجود دارد و بذل، یک درجه از هبه یا بخشش، بالاتر است. اگر کسى به شخصى دیگر، چیزى داد و کار خود را مهم تلقّى نکرد، «بذل» نامیده مى شود (محمدی ری شهری،1387: 389).
«مهجه» در اصل به معناى خونى است که در درون قلب وجود دارد و حیات آدمى به آن بسته است. سپس به خود قلب اطلاق شده است (مکارم شیرازی،1386: 7/641).
در ابیات میانی دیگر بار به اوج ایثار ایشان اشاره می کند و می گوید:
فی ذِمةِ الدین ما أرخصتَ مِن مَهَجٍ *** لِلدِینِ سِلنَ عَلَی السُّمرِ المَدَاعِیسِ
«در عهد و پیمان دینی خود جان خود را برای دین ارزان ندادی. جای زخم ها بر نیزه ها جاری شد». (شبّر،1980: 10/263)
هیچ چیز امام حسین (علیه السلام) را در انتخاب راهش متزلزل نمی سازد و خانواده اش از همراهانی باوفا هستند که بنا به قول شاعر عراقی روزگار نمی تواند مانعی برای امام (علیه السلام) ایجاد کند:
ناهیکَ مِن نهضةٍ غص الزمانُ بها *** لما تضمّ و تَحوی مِن نَوامیسِ
هنگامی که خانواده و نوامیس تو در اطرافت گرد می آیند، روزگار از نهضتی که به واسطه آن غصه دار شد تو را نهی می کند. (شبّر،1980: 10/263)
ضربتَ رَقَمَاً قِیاسِیَاً یُحارُ لَهُ *** اهلَ الحسابِ وَ اصحابِ المَقایِیسِ
«ضربه ای بر دشمنان وارد کردی که اهل حساب و کتاب را حیران کرد».
(شبّر،1980: 10/263)
از مهم ترین و با ارزش ترین ثمرات ایثار جان ایشان و یاران باوفایشان و نیز اسارات اهل بیتشان صیانت از کیان جامعۀ اسلامی در روزگاری است که بنا به قول مورخان، فساد و بی بند و باری دین را در آستانۀ نابودی و تحریف قرار داده بود و حقیقتاً امام حسین (علیه السلام) منجی این حرکت عظیم می شود.
غیرت دینی تلاش در نگاهبانی دین از آفت و حمیت در حفظ آن از بدعت و کوشش در ترویج آن است (نراقی،بی تا:1/303). مدرسۀ حسینی می آموزد که چگونه باید نگاهبان دین بود و از آن پاسداری نمود و در ترویج آن کوشید. از مهم ترین علل قیام امام (علیه السلام) این بود که دین مورد تعرض قرار گرفته بود و امویان تلاش می کردند که دین را به تمامه از محتوا تهی کنند و جز پوستی از آن باقی نگذارند و به نام دین، مردم را به بندگی خود گیرند و تحت لوای دین به حقوق و حیثیت و شرافت مردمان تعدّی نمایند و دارایی های ایشان را به غارت برند و دست به دست بگردانند (دلشاد تهرانی، 1379: 233).
در همین آغاز نهضت بود که حسین (علیه السلام) خطاب به مروان بن حکم که او را به بیعت با یزید خواند و خیر دنیا و آخرتش را در آن اعلام نمود، فرمود:
إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّآ إِلَیْهِ رَ جِعُونَ، وعَلَى الإِسلامِ السَّلامُ، إذ قَد بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثلِ یَزیدَ؛ (محمدی ری شهری: 1384: 3/410)
همانا ما از آن خداییم و به سوی او بازمی گردیم. با اسلام باید خداحافظى کرد، اگر امّت [اسلام] به رهبرى مانند یزید، دچار گردد.غیرت دینی در مدرسه حسینی، اصلی مبتنی بر بیداری و خردورزی و زمانه شناسی و جامعه شناختی است (دلشاد تهرانی، 1379: 236-237). شاعر عراقی نیز به این واقعیت تاریخی اشاره کرده و می گوید:
وَ مُنقِذَا شَرَفُ الإسلامِ مِن فِئَةٍ *** یَزِیدُهَا البَغیُ تَدنِیسَاً لِتَدنِیسِ
«و شرافت اسلام را از گروهی که ستم و دغلکاری را در آن زیاد می کرد نجات دادی».
(شبّر،1980، 10/263)
در کلمه یزید، توریه وجود دارد. توریه در اصطلاح بدیع، آن است که لفظی بیاورند که دارای دو معنای نزدیک و دور از ذهن باشد و آن را طوری به کار ببرند که شنونده از معنای نزدیک به معنای دور منتقل شود (همایی، 1389: 174-175). به این صورت که اسم یزید بن معاویه به کلمه حکم معنای نزدیک را دارد و فعل زیاد شدن در معنای دور است که معنای دور منظور است.
از دیگر تبعات این قیام، مخالفت همیشگی شیعیان و پیروان ائمۀ اطهار(علیهم السلام) با ظلم و ستم است. ویژگی های قیام عاشورا ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت است. انسان به فطرت خود دوستدار عدالت و بیزار از ستم است و مدرسۀ حسینی، مدرسۀ رشد فطرت در جهت حقیقت آدمی است. حسین (علیه السلام) خود مظهر عدالت خواهی و ظلم ستیزی است و قیام او قیامی در جهت برپایی قسط و عدل و رفع ستم و ستم گری بوده است (دلشاد تهرانی، 1379: 86). فریاد ظلم ستیزی آن امام بزرگوار پیوسته شنیده می شود:
ألا تَرَونَ أنّ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا یُتَناهى عَنهُ؛ (محمدیری شهری، 1384: 248-249)
مگر نمى بینید که بر پایه حق رفتار نمى شود و از باطل، پرهیز نمى گردد؟
عباس شبر خطاب به امام مجاهد خویش این گونه می گوید:
بَعَثتَ فی الدّینِ رَوحَاً کانَ أزهَقُهَا *** جَورَ الطُّغاةِ وَ إرهَاقِ الأبَالِیسِ
در دین، روحی را دمیدی که جور ستمگران و طغیان گران و دسیسه های شیاطین را از بین برد. (شبّر،1980: 10/263)
بی شک هر کاری بدون اخلاص و فداکاری بی حاصل است. آن چه در مسیر حق اهمیت و کارایی بسزایی دارد، خلوص نیت و تقوای الهی است که سخت ترین امور را آسان می نماید. اگر اخلاص نباشد، «مقدّم داشتن دیگرى» تحقّق پیدا نمى کند. وقتى کسى با انگیزه اى غیر الهى، چیزى را که خود بدان نیازمند است، به دیگرى مى دهد، در واقع آن را به خودش داده است؛ چرا که انگیزه نفسانى و خودخواهى، او را به این عمل وادار می کند (محمدی ری شهری و دیگران،1384: 1/116).
امام (علیه السلام) مصداق بارز چنین انسانی است که در انجام نهضت عظیم خود ذره ای تردید به خود راه نمی دهد. مدرسۀ حسینی مدرسۀ دوستی انسان هاست؛ مدرسۀ عبور کردن از خودخواهی های فردی و جمعی و مدرسۀ دیگرخواهی است که انسان با چنین عبوری، از
مرز های حیوانیت فردی و جمعی عبور می کند و در مرز های انسانیت گام می نهد و هر چه در این مسیر پیش می رود، به مراتبِ بالاتری از انسانیت دست می یابد. انسان وار زندگی کردن، زندگی کردن نه برای خود، که برای دیگران است (دلشاد تهرانی، 1379: 184).عباس شبر چه زیبا از این فداکاری و اخلاص سخن می گوید:
شَرَعتَ دُستُورَ إخلاصِ وَ تَضحِیَةِ *** فی مَجلِسٍ لِلهُدَی وَ الحَقِ تَأسِیسی
«قانون اخلاص و فداکاری را در مجلس هدایت و حقیقت تشریع کردی (وضع نمودی). (شبّر،1980: 10/263)
بین واژگان «شَرَعَ»، «دُستور»، «مَجلس»، «الهدی» و «الحق» مراعات النظیر وجود دارد. مراعات النظیر آن است که در سخن اموری را بیاورند که در معنا با یکدیگر متناسب باشند؛ خواه تناسب آنها از هم جنس بودن یا از جهت مشابهت، ملازمت و تضمن باشد (همایی، 1389: 168). مجلس استعاره از میدان جنگ و کربلاست. نوع استعاره مرشحه است که همراه با چیزی باشد که با مستعار منه، یعنی مشبه به مناسبت دارد و مرشحه نامیده شده است، به خاطر قوت یافتن و تقویت استعاره به وسیلۀ ذکر چیزی که با مستعارمنه مناسبت دارد. این نوع استعاره بلیغ ترین نوع آن است؛ چرا که ادعای یکسانی مستعارمنه و مستعارله به قدری زیاد می شود که گویی استعاره ای در کار نیست (الهاشمی، 1388: 2/181-182). در بیت فوق، شرع، دستور، الهدی و الحق با مجلس مناسبت دارد. شاعر میدان جنگ را به یک مجلس تشبیه نموده و سپس با حذف مشبه و آوردن واژه های ذکر شده به زیبایی و تاثیر آن کمک شایانی کرده است.
حادثۀ عظیم عاشورا عزت و شرافتی می آفریند که در نوع خود بی نظیر است. مدرسۀ حسینی مدرسۀ آموزش بلند همتی در والاترین جلوۀ آن به شمارمی رود. این والا همتی است که پرچم مدرسۀ حسینی را بر فراز بلند ترین قله های شرافت انسانی در اهتزاز نگه می دارد و آموزه های آن را جاودان می سازد (دلشاد تهرانی، 1379: 221).
والا همتی از بزرگ ترین فضایل انسانی است؛ زیرا هر کس به مراتب بلند و مدارج عالی
رسید، به واسطۀ این کمال انسانی بود که انسان والا همت تن به تباهی نمی دهد و به مراتب دانی راضی نمی شود و برای تحصیل مراتب عالی و امور متعالی دامت همت به کمر می زند و در راه رسیدن به مقامات شامخ انسانی تلاش می کند (نراقی، بی تا: 1/301)؛ چنان که شبر امام (علیه السلام) را در صدر همۀ مصلحان تاریخ می نشاند و می گوید:
لِلمُصلِحینَ قَوامیسٌ مُخَلَّدَةٌ فِی الأرضِ *** وَ إسمُکَ عُنوَانُ القَوامِیسِ
«مصلحان قاموس های جاودانه ای در زمین دارند و نام تو عنوان این قاموس هاست.
(شبّر،1980: 10/263)
در بیت فوق تصدیر قوامیس وجود دارد. کلمۀ اول بیت، در اول یا در وسط یا در میانه مصراع دوم تکرار شود.
در بیت دیگری این گونه می گوید:
هذَا هُوَ الشَرَفُ البَاقِی فَما هَرَمٌ *** یُعَزَی لِغَنَجِ عَمُونِ أو رَعمَسِیسِ
«این شرافتی است که همواره پایدار می ماند و مانند اهرامی نیست که آن را به شکوه خدایگان مصر نسبت می دهند». (شبّر،1980 :10/263)
نهضت امام (علیه السلام) دنیا را نیز سربلند کرده است و شاعر عراقی در بیتی به اینموضوع اشاره دارد:
تُقیمُ نِهضَتُک الدُنیا وَ تَقعَدُهَا *** لِلحَشرِ مَا بَینَ إکبَارِ وَ تَقدِ یسِ
«نهضت تو دنیا را برپا می دارد و آن را برای حشر می نشاند (نهضت تو باعث سرفرازی دنیاست)». (شبّر،1980: 10/263)
بین تُقیم و تقعد تضاد وجود دارد. استعاره مکنیه در بیت فوق به چشم می خورد. دنیا را به موجودی تشبیه کرده است که نشست و برخاست دارد و سپس خود موجود حذف شده و به لوازم آن، یعنی حرکت و پویایی آن اشاره شده است و مراد از حرکت بقا و نشاط جامعۀ اسلامی است.
در بیت دیگری به ارزش این قیام خونین این گونه می پردازد:
لَولاکَ لَاندَثَرَت فِینَا مَعَالِمُهُ *** فَلَم نَجِدُ غَیرَ رَبعٍ مِنهُ مَطمُوسِ
«اگر تو نبودی آثار و نشانه های آن [دین] برای ما محو می شد، پس غیر [حواشی آن]
همه چیز پاک شده بود». (شبّر،1980: 10/263)
از نظر شاعر معاصر عرب، بقای دین اسلام مرهون خون حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) است. در بیت فوق با واج آرایی حرف لام رو به رو هستیم. حرف لام در خود معنای ارتباط و چسبیدگی دارد. به همین سبب عرب زبان ها از این حرف برای نسبت و مالکیت بهره می برند (عباس، 1998: 80).
بزرگ منشی و بزرگواری یکی دیگر از نتایج این قیام خونین است که تا ابدیت سرلوحۀ کار تمام جوانمردان قرار دارد.
خَلَّدتَهَا فَهِی لِلأجیَالِ مَدرِسَةٌ *** تَنَاوَحَ المجدُ فی بَحثِ وَ تَدرِ یسِ
«بین بلندی و تقدیس این قاموس برای همۀ نسل ها مدرسه ای است که مجد و بزرگواری در آن یاد داده می شود». (شبّر،1980 :10/263)
بین مدرسة، بَحث و تدریس مراعات النظیر وجود دارد.
علی اکبر صلح خواه متخلّص به «خوشدل تهرانی» فرزند حاج رحیم، جدّش مهدی بیک کرمانشاهی از ایل سنجانی است. وی در سال 1293ش در تهران چشم به جهان گشود. خوشدل تحصیلات خود را تا مرز دیپلم ادامه داد و سپس نزد حاج شیخ علی رشتی که یکی از استادان ادبیات عرب بود مغنی و مطول را آموخت و چندی نیز در اصفهان و شیراز به تکمیل ادبیات و منطق و تا حدودی فلسفه مشغول شد. وی مدت سی سال به سیر و سیاحت به نقاط مختلف ایران پرداخت و سال ها نیز کشورهای دیگر اسلامی را با شوق طی کرد. از آن جا که وی کسوت روحانی داشت بیشتر مضامین اشعارش در مدح و رثای ائمۀ اطهار(علیهم السلام) و حقایق اسلام است و برای هر یک از چهارده معصوم(علیهم السلام) 71 قصیده به تعداد سال های عمرش سروده است. او از علمای واقعی و عرفای حقیقی به احترام تمام یاد کرده است.
خوشدل سال ها به بیماری قلبی مبتلا بود و سرانجام در اول مهر ماه سال 1365ش
چشم از جهان فرو بست و در ابن بابویه به خاک سپرده شد (محمدزاده،1383: 2/1463).
یکی از بهترین سرمشق های مبارزه در عصر معاصر، نهضت عاشورا بود. بنابراین اشعار و نوحه های عاشورایی این عصر، به طور ویژه در دهۀ چهل وپنجاه، محمل موضوعاتی از قبیل فلسفۀ قیام حسینی شد، روح حماسی به خود گرفت و معنا گرایانه ارائه گشت. اگر از این دسته شاعران بخواهیم یکی نفر را برگزینیم، بی گمان روحانی شاعر، علی اکبر صلح خواه مشهور به خوشدل تهرانی است. این نکته با پیوستن به زمان انقلاب اسلامی و رشد و رواج و رونق و بهبود کیفیت معنایی شعر عاشورایی، پرورده تر و کامل تر گشت (کافی، 1386: 475).
بنیان مذهبی انقلاب و شکل گیری آن بر اساس دریافت صحیح از نهضت عاشورا، فراوانی شاعران عاشورایی را در عصر حاضر سبب شده است؛ به نحوی که در این عصر، تنها اقبالمندان و توفیق نصیبان، همچون دوره های گذشته به سراغ شعر عاشورایی نمی روند، بلکه برترین شاعران عصر و انقلاب، بزرگ ترین شاعران عاشورایی نیز به شمار می آیند (همو: 103).
شاعر معاصر ایرانی در دیوان شعرش چندین شعر درباره قیام حسینی دارد که به یکی از مشهور ترین آنها پرداخته ایم. یکی از ویژگی های این قطعه شعر این است که انتخاب واژگان با صلابت لحن حماسی شعر را با حزنی شکوهمند در هم آمیخته است.
خوشدل تهرانی راز جانبازی امام (علیه السلام) را در اقبال به حیات عزتمند می داند و این گونه می سراید:
بزرگ فلسفۀ نهضت حسین این است *** که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
(خوشدل تهرانی، 1370:745)
مرگ سرخ کنایه از شهادت است. در آستانۀ ظهور، جنگ هاى خونین فراوانى رخ
خواهد داد که بسیارى از مردم کشته خواهند شد. از این کشتار، به مرگ سرخ یاد شده است. حضرت على (علیه السلام) در این باره فرمود:
... فَأَمَّا الْمَوْتُ الأَحْمَرِ فَالسَّیْفُ؛ (سلیمیان، 1388: 392)
اما مرگ سرخ [کشته شدن با]شمشیر است.
این مرگ را از آن جهت سرخ می نامند که قتال با نفس و مستلزم پیکاری خونین است. در مرگ سرخ نفس ذبح می شود و چون ذبح با خون همراه است، قتل نفس را موت احمر می خوانند (ابن عربی، 1419: 1/258). بیت فوق یادآور این جملۀ امام (علیه السلام) است که فرمود:
مَوتٌ فی عِزٍّ، خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ؛ (مجلسی، 1404: 44/192)
مرگ با عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است.
در بیت فوق با دو صنعت تعویض موصوف و صفت و تتابع اضافات که آوردن کسره های متوالی است خواه در اضافه باشد و خواه در وصف (همایی، 1389: 26) روبه رو هستیم. بین مرگ و زندگی تضاد وجود دارد. واج آرایی حرف «ن» در بین به چشم می خورد. خاصیت نون در حزن و اندوه صوت آن است و صدای گریه و ناله نتیجه این صوت حزین است و با مشدد شدن نون در آخر لفظ، ویژگی های حزن انگیز بودن آن بر سایر ویژگی هایش غلبه می کند (عباس، 1998: 143).
یکی از بارز ترین درس های این قیام ظلم ستیزی است. آن کس که با ظلم می ستیزد جوانمرد و آزاده است. حسین (علیه السلام) با نهضت خود راه آزادگی را برهمگان گشود، چنان که در زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) منقول از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ؛ (مجلسی، 1404: 101/331)
و خون قلبش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از ناآگاهى و سرگردانى گمراهى نجات بخشد.
حسین مظهر آزادگی و آزادی است *** خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است
شاعر ایرانی نیز در تداوم مسیر ظلم ستیزی این گونه می سراید:
نه ظلم کن به کسی نه زیر بار ظلم برو *** که این مرام حسین است و منطق دین است
نخستین بیت شاعر در این بخش، این جملۀ مشهور امام را در ذهن تداعی می کند که در روز عاشورا خطاب به دشمنان فرمود:
إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم؛ (همو: 45/51)
ای پیروان آل سفیان! اگر شما دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید، پس [لااقل] در زندگی خود آزاده باشید.
بیت دوم نیز تلمیحی به این سخن ایشان است که فرمود:
إن َّ نَفْسی لاکْبَرُ مِن ذلک و هِمَّتی لاَعْلی مِن ان احْمِل الضَّیْم َخَوْفاً مِن َالْموت؛ (الشریفی،1383
:360)
منش من بزرگ تر از این است و همّت من عالی تر است از آن که از ترس مرگ، به زیر بار ستم روم.
در دومین بیت در کلمۀ ظلم، تصدیر مصراعی وجود دارد. تصدیر مصراعی نوعی از تصدیر است که واژه در ابتدا و انتهای مصراع تکرار شود.در این مسیر حتی اگر خون هم ریخته شود مبارک است؛ چنان که شاعر می گوید:
ز خاک مردم آزاده بوی خون آید *** نشان سروری و راه دین این است
(خوشدل تهرانی، 1370: 745)
شاعر معاصر ایرانی معتقد است آن چه باید در بازخوانی و باز اندیشی این حماسۀ عظیم رخ دهد، بصیرت و واقع اندیشی است. به عبارت دیگر، عقل باید بر احساس پیشی گیرد تا عمق این نهضت بیشتر بر همگان نمایان شود. یکی از رسالت های شعر
عاشورایی معاصر، ترحم زدایی از این قیام شکوهمند است.
ناتوانی «بیماری» و «ترحّم» به تدریج در فرهنگ شعر عاشورای معاصر رنگ می بازند و جای خود را به واژه هایی «جهت دار»، «هدف مند» و «ارزشی» می سپارند. هدف شاعر امروز دیگر در گریاندن عزاداران حسینی خلاصه نمی شود و او می کوشد به جبران ستمی که ناخواسته توسّط شعرای آیینی و در گذشته به آل اللّه رفته است با تبیین مکارم اخلاقی و تصویر صفات انسانی این بزرگواران و با معرّفی مکتبی که آنان برای همه انسان ها و در همیشه تاریخ بنیان نهاده اند، جایگاه واقعی آنان را نشان دهند و از روی تحریفات عاشورا پرده بردارند و سیمای حقیقی شهدای کربلا را به تصویر کشند (مجاهدی، 1390: 171-172).
همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی است *** اگرچه گریه بر آلام قلب تسکین است
ببین که مقصد عالی وی چه بود ای دوست *** که درک آن سبب عزّ و جاه و تمکین است
(خوشدل تهرانی، 1370: 745)
حسین (علیه السلام) با بینایی و بیدار دلی تمام در راه احیای سنت گام نهاد و دعوت او برای خارج کردن سرنوشت اسلام و مسلمانان از چنگ امویان از سر بینایی و آگاهی بود. تلاش تربیتی این مدرسه بر آن است که آدمیان به بینشی عمیق دست یابند و بر همۀ امور زندگی شان بصیرت حاکم باشد (دلشاد تهرانی، 1379: 112 -113).
تصدیر در کلمه «گریه» وجود دارد. تکرار صامت بلند «آ» نیز در خود نوعی تنبه و تذکر برای مخاطبان و نوعی آه و سوز از شنیدن صدای «ه-» در جان مخاطب نفوذ می کند.
شاعر ایرانی، سر افراشتۀ امام (علیه السلام) را مایۀ سرافرازی آل الله می داند.
فراز نی سر وی گر رود نباشد باک *** که سرفرازی طاها و آل یاسین است
(خوشدل تهرانی، 1370: 745)
در بیت فوق با صنعت تصدیر در کلمۀ «فراز» روبه رو می شویم. تکرار صامت بلند «آ» ضمن ایجاد فضای حماسی در شعر با خود نوعی معنای فخامت و عظمت این حرکت ارزشمند امام را نیز به گوش مخاطب فریادمی کند.
حراست از عزت و شرافت دینی از مهم ترین وظایف مسلمانان است. امام حسین (علیه السلام) در حدیثی شریف فرمود:
ما اهْوَن الْمَوْت عَلَی سَبیل نِیْل ِ الْعِزّ و إحْیاء الْحَق؛ (شریفی،1383 :360)
چقدر مرگ در راه رسیدن به عزّت و احیای حق سبک و راحت است.
شاعر ایرانی هیچ چیز حتی مرگ عزیزان را مانعی در این راه برای امامش نمی بیند:
اگر چه داغ جوان تلخکام کردش گفت *** که مرگ در راه حفظ شرف چه شیرین است
(خوشدل تهرانی، 1370: 745)
بین تلخ و شیرین تضاد وجود دارد و آن قرار دادن دو چیز متضاد در مقابل هم است.
از دیدگاه شاعر پارسی گوی، ماحصل همۀ رشادت ها و خلوص نیت امام و یارانش حتی در طبیت نیز جاری و ساری است:
ز خون سرخ شهیدان کربلا خوشدل *** دهان غنچه و دامان لاله رنگین است
(خوشدل تهرانی، 1370: 746)
در بیت پایانی، شاعر با ذکر تخلص شعری خود و با آوردن دو صنعت شعری، به زیبایی به ارزش و اهمیت انقلاب حسینی اشاره دارد. نخست حُسن تعلیل و آن این است که برای صفتی یا مطلبی که در سخن آورده اند، علّتی ذکرکنند که با آن مطلب مناسبت لطیف داشته باشد و بیشتر ادبا شرط کرده اند که این علّت ادّعایی باشد نه حقیقی (همایی، 1389: 170). سرخی غنچه و گل لاله برگرفته از سرخی خون شهید کربلاست و استعاره بالکنایه یا تشخیص در دو عبارت دهان غنچه و دامان لاله وجود دارد. در هر دو عبارت مستعارله انسان است که با ذکر دهان و دامان به آن اشاره شده
است و آن گاه به مستعار منه یعنی غنچه و لاله افزوده شده است.
با توجه به بیان تعاریف متعدد از ایثار و اقسام گوناگون آن، بهترین نوع ایثار که نشانۀ کمال بشر است، ایثار جان است و نمونۀ بارز و تکامل یافتۀ آن حیات ائمۀ معصومین(علیهم السلام) و به ویژه حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) است که با ترک سفر روحانی حج و همراه ساختن یاران و خانوادۀ خویش، شهادت خویش و به اسارت رفتن خانوادۀ عزیز خود در احیا و ترمیم بنیان های جامعۀ اسلامی گام مهمی برداشت. ایثار اجتماعی یا شهادت طلبی در ادبیات کشور های عربی و در ادبیات فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که آثاری که در این حیطه خلق می شوند از تقدس و مانایی بیشتری نسبت به سایر آثار ادبی برخوردارند. مقولۀ شهادت طلبی در جامعۀ اسلامی علاوه بر ترغیب و تشویق مردم به ادامۀ این راه مقدس نتایجی پربار و درخشان برای همۀ مسلمانان به ارمغان می آورد و به حق باید گفت آن که جان می بخشد جامعه ای را احیا می کند.
در شعر دو شاعر معاصر سید عباس شبر و خوشدل تهرانی ضمن پرداختن بهمقولۀ ایثار اجتماعی به آثار و نتایج این قیام پر شور و شعور پرداخته شده است. حمایت و صیانت از کیان اسلام، مبارزه با ظلم و جور، اعزاز اخلاص و گذشت، خلق عزت و شرافت، ترجیح منطق بر احساس و رسیدن به کرامت و بزرگواری تنها بخش های کوچکی از نتایج این حماسۀ عظیم تاریخی است که در دو شعر انتخابی آنان مورد اشاره قرار گرفته است.
_ ابن عربی، محمد بن علی (1419ق)، الفتوحات المکیة، قاهره، دارالأمین.
_ خوشدل تهرانی (صلح خواه)، علی اکبر (1370ش)، دیوان خوشدل تهرانی، تهران، نشر ما، چاپ دوم.
_ دلشاد تهرانی، مصطفی (1379ش)، مدرسه حسینی، تهران، انتشارات دریا، چاپ دوم.
_ دیلمی، احمد و محمدرضا محسنی نیا (1384ش)، دانشنامه میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، چاپ اول.
_ ____________________________________________ (1387ش)، تفسیر قرآن ناطق، قم، دارالحدیث.
_ سجادی، سید جعفر (1379ش) ، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کومش، چاپ چهارم.
_ سلیمیان، خدامراد (1388ش)، فرهنگ مهدویت، تهران، بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج الله تعای فرجه و الشریف).
_ شبر، محمدجواد (1980م)، ادب الطفّ أو شعراء الحُسین (علیه السلام)، الجزء العاشر، بیروت: دارالمرتضی.
_ شریفی، محمود (1383ش)، موسوعة کلمات الإمام الحسین (علیه السلام)، قم، منظمة الاوقاف و الامور الخیریه، دار الاسوة للطباعة و النشر.
_ عباس، حسن (1998م)، خصائص الحروف العربیة و معانیها، دمشق، اتحاد الکتاب العرب.
_ عبید، حسن (1389ش)، فرهنگ فارسی عمید، تهران، انتشارات راه رشد، چاپ اول._ کافی، غلامرضا (1386ش)، شرح منظومه ظهر (شرح و تحلیل شعر عاشورایی از آغاز تا امروز)، تهران، مجتمع فرهنگی عاشورا.
_ مجاهدی، محمدعلی (1390ش)، شکوه شعر عاشوراء در زبان فارسی، قم، زمزم هدایت.
_ مجلسى، محمدباقر (1404ق)، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.
_ محمدی ری شهری، محمد (1384ش)، حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)، قم، مؤسسه
فرهنگی دارالحدیث.
_ محمدزاده، مرضیه (1383ش)، دانشنامه شعر عاشورایی انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
_ مصباح یزدی، محمدتقی (1388ش)، جان ها فدای دین، تدوین: محمدمهدی نادری قمی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
_ مطهری، مرتضی (1368ش)، حماسه حسینی، تهران، صدرا، چاپ چهاردهم.
_ مکارم شیرازی، ناصر (1386ش)، پیام امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ اول.
_ نراقی، مهدی بن ابی ذر (بی تا)، جامع السعادات، بیروت، انتشارات مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ چهارم.
_ النصراوی، عادل عباس (1436ق)، مجلة ینابیع، السنة 12، العدد 63، نجف اشرف، مؤسسة الحکمة للثافة الإسلامیة.
_ نورى، حسین بن محمدتقى (1408ق)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول._ الهاشمی، احمد (1388ش)، جواهر البلاغه، ترجمه: حسن عرفان، قم، بلاغت، چاپ نهم.
_ همایی، جلال الدین (1389ش)، فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، اهورا، چاپ اول.
آرش وجود(1)دکتر غلامرضا ابراهیم زاده رجایی(2)
تاریخ دریافت: 11/7/98 تاریخ پذیرش: 17/12/98
چکیده
سوگواری و اشک ریختن برای حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) رساندن صدای مظلومیت آل محمد و علی(علیهم السلام) به گوش تاریخ است. اشک، احساس و عشقی پاکی است که از ژرفای جان پدیدار می شود و نشان دلدادگی و ارادت به محبوب است.
مقالۀ حاضر درصدد است شناخت روشنی از سوگواری و گریستن بر مصائب حسین بن علی (علیه السلام) در کربلا از نگاه شیعه و وهابیت ارائه کند. هدف دیگر این تحقیق، نقد سخنان ابن تیمیّه حرانی و محمد بن عبد الوهاب در مورد اشک ریختن و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) است. از یافته های تحقیق نتیجه گیری می شود که مذهب شیعه به سوگواری و گریه برای حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) برخلاف فرقۀ وهابیت، تأکید و توجه فراوان دارد.
کلیدواژه: امام حسین (علیه السلام)، شیعه، وهابیت، سوگواری، گریه، اشک.
در مقطعی از تاریخ زندگانی بشر، حادثه ای بزرگ و حماسه ای شورانگیز اتفاق افتاد که سبب تأثیرهای فراوانی در زمان خود، همین طور تا عصر حاضر گردید (قاسمی، 1381: 1-4). بدون تردید واقعه کربلا و مصائب امام حسین (علیه السلام) تلخ ترین و دردناک ترین واقعه و مصیبت تاریخ بشر از آغاز خلقت تا پایان تاریخ است (کریم خانی، 1395: 3). واقعۀ غمبار عاشورا بی تردید، زخمی ترین قطعۀ تاریخ شیعه و اسلام است (بابایی، 1386: 20).
جنبش کربلا، نهضتی برای احیای احکام دین، زدودن انحرافات دینی و سیاسی و جایگزین کردن حکومت علوی و امامتی به جای نظام اموی بوده است (جعفریان، 1387: 227). این جنبش به عنوان یک نهضت مقّدس مذهبی و یک حرکت سیاسی از نوع انقلابی آن و پایدارترین جنبش سیاسی مذهبی، در فرهنگ سیاسی شیعه است (مسائلی، 1387: 11). قیام پیروزمندانۀ امام حسین (علیه السلام) در عاشورای سال61 هجری، با نثار خون های پاک عزیزان، بی قراری های کودکان، بی پناهی های بانوان، اسارت اهل بیت آن حضرت و صحنه هایی آکنده از مصیبت و مظلومیت رقم خورد. بر این اساس، یادآوری اخبار آن قیام خونین، همواره عواطف انسان ها _ مسلمان و نامسلمان _ را به تأثر واداشته و در طول تاریخ به برپایی عزاداری با شکل های گوناگون انجامیده است (منتظری مقدم، 1384: 85؛ طیسی، 1391: 400).
اکنون شایسته است نقل این سرودۀ ارزشمند شهید بزرگوار محمّد جعفر خلیلی همّت آبادی:
این چه غوغایى است جبریل از پرش خون مى چکد *** حضرت زهرا ز چشمان ترش خون مى چکدیا
رسول اللّه به دشت کربلا بنما نظر *** بین چه سان خون خدا از پیکرش خون مى چکد
چشم حق باشد امیرالمؤمنین کز دیدگان *** از براى نوگلان پرپرش خون مى چکد
(میرخلف زاده، 1383: 265)
از طرفی، حماسه عاشورا در کربلا از حماسه های جاودان خلقت است که در راستای هدایت انسان ها توسط خداوند متعال در خلال اختیار انسان ها طراحی شده است و عزاداری احیای این حماسه انسان ساز است (قانع، 1394: 189). فاجعه خون بار و غم انگیز شهادت سرور شهیدان، حضرت امام حسین (علیه السلام) اثری عمیق و تأّلمی جبران ناپذیر بر دل های امّت اسلامی و آزاداندیشان جهان نهاد (حسینی و پورحمزه خردمرزی، 1396: 23) و عزاداری، مرثیه سرایی و سوگواری از دیرباز در میان ملت های مختلف جهان معمول بوده است (امیر حسینی و کریمی، 1393: 31). در این میان، نباید فراموش کرد که گروه ها و فرقه های ضاله همچون وهابیت همواره درصدد ضربه زدن به اسلام و مذهب شیعه هستند (خدامی و غلامیان رمجردی، 1394: 1). این فرقه تنها خود را اهل سنت و سایر مذاهب را اهل بدعت می داند. با توجه به این که فرقۀ وهابیت خود را حق مطلق و سایر فرقه های اسلامی را اهل بدعت و خارج از اسلام می داند و گاه با تغییر تاکتیک و شیوه های تبلیغی برای جذب پیروان مذاهب اهل سنت، تنها به شیعه امامیه حمله می کند (البوغبیش و یوسف پور، 1396: 1). افزون بر این، عزادارى و گریه بر مصائب اولیاى خدا، اگرچه نه از اصول و نه از فروع دین است، اما بى ارتباط و التزام با برخى از اصول و فروع دین نیست. گریه و عزاداری براى سیّد و سالار شهیدان، حضرت اباعبداللهالحسین (علیه السلام) ریشه در همه ابعاد اسلام دارد (بابایی، 1381: 61).
اشک، احساس زلال و عشقی پاک و شفاف بوده که از ژرفای جان پدیدار می شود و نشان دلدادگی و ارادت به محبوب است (لقمانی، 1378: 17). مظلومیت حضرت (علیه السلام) و اصحاب و یارانش امتیازی اصیل و بی نظیر است تا با گوهری همچون اشک به هم آمیخته و صاحبش را به کشتی نجات رسانده و در زیر سایه نور هدایت امام حسین (علیه السلام) به بهشت برین رهنمون شود (زینالی و فرزین، 1398: 114). عزاداری برای سیّدالشهدا (علیه السلام) یکی از بزرگ ترین مصادیق بزرگداشت شعائر الهی است (حسینی و پورحمزه خردمرزی، 1396: 23). ناگفته نماند، برای نقد عقاید وهابیت، از همان زمان ظهور افکار وهابیت، علمای اسلامی به مبارزه با آن پرداخته و کتبی را تدوین نموده اند (روحی برندق و مرادی، 1394: 90).
اهمّیت بررسى دیدگاه مذهب شیعه و فرقۀ وهابیت در خصوص سوگواری و گریستن برای مصائب عظمای وارده بر سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در کربلا، بر هیچ کس پوشیده نیست. از سویی، سخنان ابن تیمیّه حرانی و محمّد بن عبدالوهاب درباره عزاداری و گریه برای سیّد الشهدا (علیه السلام)
که کاملاً با احادیث معصومین(علیهم السلام) در تضاد و تقابل است که پژوهش در این زمینه از اهمّیت بالاتری برخوردار است. به همین دلیل، در مقاله حاضر سعی بر آن است که نخست شناخت روشنی از سوگواری و اشک ریختن بر مصائب حضرت امام حسین (علیه السلام) در کربلا از نگاه شیعه و فرقۀ وهابیت به خواننده گان گرامی ارائه شود که این هدف اصلی این پژوهش است. سپس، بعد از معرفی اجمالی فرقۀ وهابیت، هدف دیگر تحقیق شامل بررسی و نقد سخنان تأسف بارو نابحق ابن تیمیّه حرانی و محمد بن عبدالوهاب درباره عزاداری و گریستن بر حسین بن علی (علیه السلام) با رویکردی دینی به روش توصیفی _ تحلیلی خواهد بود. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات تئوری و یک مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است.
عَزا در لغت به معنای شکیبایی کردن، شکیبایی در مصیبت، سوگواری، تعزیت سوگ و ماتم است (حسینی و پورحمزه خردمرزی، 1396: 26؛ معین، 1381: 1063).
به عبارت دیگر، به معنای خوب صبر کردن، صبر کردن در مصیبت و سوگ و مصیبت است (زینالی و فرزین 1398: 117). در لغت نامه دهخدا آمده است که عزا گرفتن به معنای زاری و شیون کردن و به حالت ماتم زدگان در آمدن و برای سوگ و مصیبت، لباس در بر کردن و به معنای اقامۀ سوگواری به سبب مرگ کسی است (حسینی و پورحمزه خردمرزی، 1396: 26).
شایسته است با انعکاس یک مورد از بیانات ارزشمند حضرت امام خمینی، بحث را پیش بگیریم. ایشان درباره مجلس عزای سیّدالشهدا (علیه السلام) می فرماید:
مجالس عزا از آن وقت به امر حضرت صادق (علیه السلام) و به سفارش ائمۀ هدی(علیهم السلام)، ما
به پا می کنیم این مجلس عزا را. (بی نام، 1387: 8)
واژۀ بکاء به دو صورتِ قصر و مد می آید. فرّاء و دیگران در چرایی مدّ وقصر تلفّظ شدن این واژه بیان داشته اند که هر گاه بکاء به قصر خوانده شود، به معنای گریه و اشک ریختن است و اگر به مدّ باشد، به معنای صدایی توأم با گریه است. بکاء در اصطلاح، حالت نشان دهندۀ حزن، شوق، خوف، محبّت، عظمت، فرخ، بهجت و حضوع است که در ریزش اشک تصنّعی نیز به کار رفته است. بکاء در تصوّف، به انتباه دل از فقدان مقاصد حقیقی در زمان گذشته و در عرفان اسلامی، بکاء به جریان اشک از چشم در حال حَزن گفته شده است (اشرافی، عباس پور وازیک 1393: 8-9).
جزع به معنای بی تابی و ناله است. راغب می گوید:
جزع از حزن اشدّ. جزع نوعی حزنی است که شخص را چاره اندیشی بازدارد، ولی حزن از آن اعمّ است. (قریشی بنایی،1412: 2-35؛ زینالی و فرزین، 1398: 125)
جزع نقطه مقابل صبر است و آن، حالت بی قراری و ناشکیبایی در برابر حوادث و مشکلات است، به گونه ای که انسان در برابر حادثه زانو زند، مأیوس شود، بی تابی کند و یا از تلاش و کوشش برای رسیدن به مقصد چشم بپوشد (بی نام، بی تا: 104).
در زبان فارسی، بهترین معادل برای جزع، بی تابی کردن است (اکبر نژاد، 1386: 162). در ادامه، به بیان چندین نمونه از روایاتی که دلالت در استحباب جزع در عزاداری امام حسین (علیه السلام) دارند، خواهیم پرداخت.
امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:
هر جزع و گریه ای مکروه است مگر جزع و گریه بر قتل امام حسین (علیه السلام).
در این حدیث به صراحت، جزع برای امام حسین (علیه السلام) جایز شمرده شدهاست.
این حدیث از نظر سند خوب و در حد حسن است. افزون بر این، حضرت در حدیثی دیگر می فرماید:
همانا گریه و جزع برای بنده در هر موردی مکروه است، مگر گریه و جزع برای حسین بن علی (علیه السلام) که در آن پاداش داده خواهد شد.
این روایات معتبر است؛ زیرا ابن قولویه آن را در کامل الزیارات روایت کرده که از کتب بسیار معتبر شیعه به شمار می آید و نویسنده در مقدمۀ آن، به وثاقت همۀ روایاتی که در اسناد آن واقع شده اند، تصریح کرده است. رجال بزرگ همانند حضرت آیت الله العظمی خویی نیز همۀ راویانی که در اسناد کتاب کامل الزیارات واقع شده را موثق می داند (نجفی، 1387: 13). همچنین حضرت امیر (علیه السلام) در ثای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
بی شک صبر نیکوست، مگر بر تو و جزع بد است، مگر بر تو... . (اکبرنژاد، 1386: 165)
آیات بسیاری از کلام الله مجید در مدح گریه صادر شده است و از این موضوع می توان به عنوان تأیید قرآن بر اشک و گریه و اندوه نام برد که به چند نمونه از آن به عنوان شاهد اشاره می کنیم؛ آیاتی که به چشمان گریان اشاره می کند:
(فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلا وَلْیَبْکُوا کَثِیراً جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ)؛ (توبه/ 82)
پس کم بخندند و بسیار گریه کنند.در آیه فوق خداوند به عملی امر می فرماید که اگر خداوند به آن رضایت نمی داشت آن را مورد امر قرار نمی داد. خداوند متعال در مدح انبیای خود این گونه می فرماید:
(إِذَا تُتْلَی عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُکِیّاً)؛ (مریم/ 58)
چون آیات خدا بر آنها خوانده می شد، سجده کنان و گریه کنان می افتادند.
خداوند تعالی در صفات کسانی که موهبت علم به آنها عنایت شده است، این گونه می فرماید:
(وَیَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعاً)؛ (اسراء/ 109)
و بر روى زمين مى افتند و مى گريند و بر فروتنى آنها مى افزايد.
همچنین در توصیف مؤمنان به هنگام نزول آیات قرآن فرموده است:
(تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنْ الدَّمْعِ)؛ (مائده/ 83)
می بینی که چشمشان پر از اشک می گردد.
چنان که ملاحظه شد، در قرآن کریم گریه و ریزش اشک که نتیجه انعطاف و تأثّرات روحی است، نه تنها مذموم شمرده نشده است، بلکه مورد مدح و ستایش پروردگار قرار دارد؛ زیرا از فطریّات بشر و جزئی از شخصیّت مثبت انسان به شمار می آید (بی نام، 1397: 12).
آیین های سوگواری از جمله مراسمی است که در حوزه فرهنگ یک جامعه قرار می گیرد و جزو آداب و رسومی است که همۀ جوامع با ادیان و فرهنگ های گوناگون به آن توجه دارند. در ایران نیز این مراسم همواره به مناسبت هایمختلف و با اهمّیت خاصی انجام می شده است (رئیس السادات، 1395: 65).
عزاداری، سوگواری، ماتم، نوحه سرایی، مرثیه خوانی، ناله و زاری، بی تابی، شیون، جزع و فزع و گریه کردن برای حضرت امام حسین (علیه السلام)، از جمله اعمالی است که شعائر، نشانه ها و زمینه های تقوا و رشد معنوی و روحی را فراهم می کند. چه شعاری از این بالاتر و چه یادی از این بهتر، چه ذکری از این مهم تر و چه علامتی از این واضح تر که انسان یاد حسین (علیه السلام) که همان یاد خداست کند؟ چه ذکری از ذکر حسین (علیه السلام) مهم تر که خدا از ازل همه اش یاد حسین (علیه السلام) بوده و به همه عرشیان، انبیا، اوصیا و اولیا، سفارش یاد و ذکر و گریه و عزاداری برای حسین (علیه السلام) را کرده است؟! خود خدا به حضرت موسی (علیه السلام) خطاب کرد:
ای موسی! کسی که گریه کند یا بگریاند و یا خود را شبیه به گریه کنندگان درآورد، بدنش به آتش جهنم حرام می شود. (میرخلف زاده، 1387: 2)
اشک موهبتی الهی است و امام صادق (علیه السلام) آن را موجب دفع رطوبت مغز انسان برشمرده است. نشاط، زنده دلی، سبک بالی و طراوت روح از آثار اشک است (لقمانی،
1378: 16). از طرفی، گریه همچون خنده، یکی از نعمت های بزرگ الهی به انسان است و در زندگی و رشد افراد، کارکردهای متفاوتی دارد. پزشکان از آثار دلنشین جسمانی، روان شناسان از تأثیر مثبت آن بر روح و روان و علمای اخلاق از جلوه های تأثیر گذار اشک دیدگان بر نورانیّت دل و گیرندگی قلب، سخنان بسیاری گفته اند. گریۀ واقعی می تواند حأمل پیام هایی درونی باشد که از ناآرامی و اشتیاق فرد به موضوع از دست رفته حکایت کند (اشرافی و عبّاس پور وازیک، 1393: 10).
تجربه نشان می دهد ابراز ناراحتی به وسیله گریه یا ابراز شادی به وسیلهخنده، از نشانه های تعادل روحی انسان است؛ به گونه ای که اگر فردی نگرید یا نخندد، می توان روان او را نامتعادل توصیف کرد. انسان هایی که با گریه و خنده، غم ها و شادی های خود را بروز می دهند، از سلامت جسمی و روحی بیشتری و از نشاط و تحرک بهتری، در صحنه زندگی برخوردارند. از این رو، مشاهده مظلومیت و مصائب کسانی که مورد علاقه انسان هستند نیز تجسم و یادآوری آنها _ که در مورد امام حسین (علیه السلام) و یارانش چنین است _ عواطف انسان هایی را که فطرتی پاک دارند، تحت تأثیر قرار می دهد و سبب می شود بر آن مظلومیّت و مصائب بگریند (منتظری مقدم، 1384: 114-116؛ قاسمی، 1381: 167). افزون بر این، چشم گریان، چشمه فیض خداست.
گریستن برای امام حسین (علیه السلام) زمینه ساز پیوندی قلبی است که عطش روح را فرومی نشاند و هر قطره، گوهری شب افروز برای سعادت خواهی و سازندگی فراهم می سازد. از این رو مسیر اشک ها و گریه ها به سوی حادثه خونین کربلا هدایت شده تا چنین آثار انسان سازی همیشه وجود داشته باشد (لقمانی، 1378: 17-19). از سویی، مصائب امام حسین (علیه السلام) بالاتر از فهم و درک بشری است؛ چرا که در شهادت او نه تنها آدمیان، بلکه همه موجودات اشک ریختند و گریستند. بر این اساس، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
در زمانی که حسین بن علی (علیه السلام) به شهادت رسید، آسمان ها و زمین های هفت گانه و آن چه در آنها بود و کسانی که در بهشت و جهنم بودند و آن چه دیده می شد و آن چه نمی شد بر آن حضرت گریستند. (کریم خانی، 1395: 3)
عزاداری برای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) از بزرگ ترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان است. در کتاب های معتبر، در این بارهروایات بسیاری وارد شده که در میان آنها، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان اند (کاشفی و همکاران، 1385: 109). همچنین، درباره نوحه خوانی و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) و ریختن اشک بر مصائب آن حضرت روایات بسیاری وارد شده است؛ به ویژه این که حضرت آدم گرفته تا پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان(علیهم السلام) و اهل بیت ایشان، هر یک به گونه ای بر این مهم تأکید داشته اند و عملاً به ما درس گریه و حزن و غم بر شهید کربلا داده اند (کاظمی نایینی، 1390: 15).
اعتقاد به پاداش فراوان گریه برای امام حسین (علیه السلام) و نیز یادکرد از مصیبت ها و مظلومیت های آن حضرت، همواره در طول تاریخ، در برپایی عزاداری های حسینی تأثیرگذار بوده و سبب شده است احساسات و عواطف عزاداران، با یاد و نام اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و یاران باوفایش، پیوندی ناگسستنی و عمیق بیابد و پس از قرن ها، برای آنان، همچون عزیزترین نزدیکان خود سوگواری کنند، بگریند و بر سر و سینه بزنند (منتظری مقّدم، 1384: 114-117).
در سوگ حسینی همه جا شیون و شور است *** گویی که دمیده به جهان نفخۀ صور است
فردا که سرافکنده به میزان و معادیم *** این عشق حسینی سند اذن عبور است
(کریم خانی، 1388: 99).
بدون تردید یکى از مصیبت هاى جانسوز و فراموش نشدنى در تاریخ اسلام، حادثۀ جانگداز عاشورا و کربلاست؛ به طورى که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها درباره این حادثه سخن فرموده و ضمن پیشگویی هایى از چگونگى وقوع آن، بر شهادتمظلومانه فرزندشان امام حسین (علیه السلام) اشک ریخته اند (رجبی، 1390: 52). برای نمونه، هنگامی که جبرئیل خبر
شهادت امام حسین (علیه السلام) را آورد و هنگامی که تربیت حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) را بر آن حضرت نمایاند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گریست (کریم خانی، 1388: 12). در روایات آمده است که آن حضرت، با دیدن على (علیه السلام)، به ایشان احترام می گذاشت و به طور مکرر مى فرمود:
پدرم به قربان شهید بى یاور! (رجبی، 1390: 52)
از امام صادق (علیه السلام) چنین روایت شده است:
امام حسین (علیه السلام) به سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می آمد که حضرت به استقبالش شتافت و او را در دامان خویش نشاند و فرمود: همانا کشته شدن حسین (علیه السلام) در دل های مؤمنان حرارتی ایجاد کرده است که هرگز سرد نخواهد شد. ... پدرم فدای کسی که کشتۀ اشک های جاری است. گفتند: ای فرزند رسول خدا! کشتۀ هر اشک روان یعنی چه؟ فرمود: هیچ مؤمنی او را یاد نمی کند، مگر این که اشک او جاری خواهد شد. (بی نام، 1387: 4)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به حوادث و جریاناتى که امت اسلامى با آن روبه رو بوده یا پس از ایشان روبه رو مى شده اند، از راه وحى و علم الهى آگاه بود و این حقیقت را در مناسبت هاى گوناگون ابراز می فرمود (رجبی،1390: 52). همچنین، هنگامی که دستور ذبح اسماعیل (علیه السلام) برداشته شد، جبرائیل با حضرت ابراهیم (علیه السلام) کلماتی در اجر و ثواب حزین بودن در ماجرای عاشورا بیان فرمود تا آن که شرح واقعۀ کربلا را گفت و آن حضرت بر مصائب امام حسین (علیه السلام) گریست (کریم خانی، 1388: 11).
روزی حضرت موسی (علیه السلام) با حضرت یوشع بن نون (علیه السلام) در اطراف زمین سیرمی کردند که به سرزمین کربلا رسیدند. در آن جا کفش حضرت موسی (علیه السلام) پاره شد و خاری به پای ایشان اصابت کرد. پای آن حضرت خونین شد و درد کشید. او ناراحت و محزون سر به طرف آسمان بلند کرد و فرمود : «خداوندا! چه بدی از من سرزده بود که دچار این بلیه شدم؟» خداوند متعال برای او روضه کربلا را خواند و فرمود: «این جا حسینم را شهید می کنند؛ این جا خونش را می ریزند؛ این جا حسین را محزون و نالان می کنند و من می خواستم خون و حزن تو با او موافق باشد». حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: «خدایا! حسین
کیست؟!» فرمود: «او سبط محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و پسر علی مرتضی (علیه السلام) است». موسی ناراحت و گریان شد و فرمود: «قاتل او کیست؟» خطاب رسید: «او نفرین شدۀ ماهی دریا و وحشی های بیابان و پرندگان هواست». حضرت موسی (علیه السلام) نالان و گریان دست ها را بالا برد و یزید را لعنت و نفرین کرد. حضرت یوشع بن نون (علیه السلام) نیز گریان به دعای حضرت موسی (علیه السلام) آمین گفت و دوباره به راه افتادند (میرخلف زاده، 1383: 14-15).
در نقلی دیگر آمده است که حضرت موسی (علیه السلام) به حضرت خضر (علیه السلام) رسید و پس از احوال پرسی، موسی (علیه السلام) برای خضر (علیه السلام) از فضایل و مناقب آل محمد(علیهم السلام) گفت و سپس از مصائب و ابتلائات آنها نقل کرد تا به قضیه حسین (علیه السلام) رسید تا آن که صدای آنها به ناله و گریه بلند شد (همو: 18).
حضرت عیسی (علیه السلام) با حواریون وارد کربلا شدند. دیدند آهوهای صحرا در آن جا جمع شده اند و گریه می کنند. حضرت (علیه السلام) با حواریون نشستند و گریستند. حواریون پرسیدند: یا روح الله! برای چه گریه می کنی؟ فرمود: شما می دانید این چه سرزمینی است؟ گفتند: نه. فرمود: این سرزمینی است که جگرگوشۀآخرین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این جا کشته می شود و [بدن مطهرش در آن] به خاک سپرده می شود که خوش بوتر از مشک است (اسماعیلی یزدی، 1390: 163؛ کریم خانی، 1388: 8-9).
روایات نقل شده از معصومان(علیهم السلام) بیانگر آن است که آنان، خود به یاد مصائب و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) می گریستند و نیز از اصحابشان می خواستند این گونه رفتار کنند و به منظور تشویق آنان، پاداش عظیمِ گریه بر حسین (علیه السلام) را بیان می کردند (منتظری مقّدم، 1384: 114-116).
در ادامه روایات متعددی از امامان معصوم(علیهم السلام) مطرح خواهیم کرد که شناخت روشنی از فضلیت و ثواب گریستن برای مصائب سیّدالشهدا (علیه السلام) در کربلا، به خوانند گان گرامی ارائه شود.
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:
در روز قیامت همه چشم ها گریانند و هیچ چشمی خواب ندارد، مگر آن چشمی که خداوند آن را به کرامت خود اختصاص داده و برای هتک حرمت حسین (علیه السلام) و خاندان محمد(علیهم السلام) گریسته باشد. (بی نام، 1390: 300؛ بی نام، بی تا: 428)
حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود:
هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت می شوم. (بی نام، 1395: 1)
حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود:
هیچ بنده اى نیست که چشمانش براى ما یک قطره اشک بریزند یا پر ازاشک شوند، مگر این که خداوند وى را در بهشت جاى خواهد داد. (میرخلف زاده، 1380: 2؛ مجلسی، 1403: 279)
من کشته اشک هایم، با سختی و اندوه کشته می شوم و بر خدا شایسته است که هیچ اندوهگینی نزد من نیاید، مگر آن که اندوهش را بزداید و او را خوشحال به خانواده اش برگرداند. (محمّدی کرمانشاهی، 1389: 29)
از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که فرمود:
هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی (علیه السلام) و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرقه های بهشتی جای می دهد.
چشمان هر کس که در مصیبت های ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد. (صالحی و اکبرنژاد، 1395: 32؛ حرعاملی، 1404: 507؛ مجلسی، 1403: 285؛ شوشتری، بی تا: 16)
از امام باقر (علیه السلام) خطاب به شیعیان آمده است:
بر حسین، گریه کنید و به اهل خانه، به آنان که پروا و تقیه ای از آنان نیست، دستور داده شود که بر حسین (علیه السلام) بگریند. در خانه ها مراسم گریه و سوگواری، ناله سر دادن در غم حسین (علیه السلام) باشد، اهل خانه و شیعیان به یکدیگر تعزیت و تسلیت گویند. اگر چنین کنند من از سوی خدا برای آنان ضامن پاداش حج و عمره و
جهاد می شوم. (حجازی، 1393: 107)
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
آن که حسین (علیه السلام) را نزد او یاد کنند، از دیدگانش به اندازه بال مگس اشک بیاید، ثوابش بر خداوند عزّوجل است و کمتر از بهشت برای اورضایت نمی دهد. (حرّعاملی، 1404: 507)
هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود [کهچیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد]. (شجاعی، 1383: 84)
گریه کنندۀ جدَّم از جاى خود برنمى خیزد، مگر این که مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است.
خدا حیا مى کند گریه کننده بر حسین بن على (علیه السلام) را عذاب نماید.
جدِّ ما حسین (علیه السلام) هنگامى که به گریه کنندگان خود نگاه مى کند، براى آنان استغفار مى کند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خویش مى خواهد که آنها هم براى گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزاى او استغفار کنند. (بی نام، 1395: 1)
ریان بن شبیب می گوید:
روز اول ماه محرم بر ابوالحسن الرضا (علیه السلام) وارد شدم. حضرت به من فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر حسین بگریی، چندان که اشک بر گونه هایت جاری شود، خدای متعال هر گناهی که کرده ای بیامرزد. سپس فرمود: اگر می خواهی در درجات بهشت با ما باشی در اندوه ما اندوهناک باش و در خوشحالی ما شادمان.
همچنین فرمود:
پس گریه کنندگان بر مثل حسین (علیه السلام)، باید بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را محو می کند. (حجازی، 1393: 102؛ باقی زاده پامی و روحی برندق، 1394: 152)
هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد. (شجاعی، 1383: 83)
همانا گریه بر امام حسین (علیه السلام) گناهان بزرگ را از بین می برد و انسان را پاک می کند. (کریم خانی، 1388: 4)
در سلسله اشک بود گوهر مقصود *** گر هست ز یوسف خبر، این قافله دارد
(لقمانی، 1378: 16)
در نگاهی کلی، خواص اشکی که در عزای امام حسین (علیه السلام) جاری می شود از روایت هایی که در این باره وارد شده است، پنج نکته دریافت می شود:
آن اشک، محبوب ترین قطرات در نزد خداوند است.
اگر قطره ای از این اشک در جهنم افتد او را سرد و خاموش می گرداند.
ملائکه این اشک ها را می گیرند و در شیشه ای نگهداری می کنند.
قدر و ارزش ثواب چنین اشکی را نمی توان سنجید؛ هر چیزی ارزش مشخصی دارد، جز اجر و پاداش گریه بر حسین (علیه السلام) (شوشتری، 1303: 99).
امام خمینی فرمود:
روضۀ سیّدالشهدا برای حفظ مکتب سیّدالشهداست. آن کسانی که می گویند روضۀ سیّدالشهدا را نخوانید، اصلاً نمی فهمند مکتب سیّدالشهدا چه بوده و نمی دانند یعنی چه. نمی دانند این گریه ها و این روضه ها حفظ کرده این مکتب را. (بی نام، 1387: 9)
گریه کردن بر عزای امام حسین (علیه السلام) زنده نگه داشتن نهضت و زنده نگه داشتن همین معناست که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراتور بزرگ ایستاد. (خمینی، 1385: 81)
اسلام، مردم را به همبستگی و دوری از جدایی دعوت کرده است. قرآن کریم با بیان رهنمودهای روشن، همه انسان ها را به گردآمدن بر محور توحید سفارش می کند و تفرقه و چنددستگی را عامل دوری از راه مستقیم دین می داند؛ آن جا که می فرماید:
(وَلاتَتَّبِعُوا السُبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ...)؛ (انعام/ 153)
از راه های گوناگون پیروی نکنید که شما را از طریق حقّ بازمی دارد.
یکی از حربه ها و روش های مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحریف حقایق دین و واژگونه کردن اهداف و مقاصد نهایی آموزه های مقدّس اسلام است. این حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می نماید. یکی از این فرقه های ساختگی است که با مهارت تمام توسط استعمار، بنیان «وهابیت» نهاده شد (سجادی و آشناور، 1389: 155). وهابیت، فرقه ای از اهل سنت در عربستان است که به عنوان یکی از فرق اسلامی با یاری خواهی از اندیشه های ابن تیمیه حرانی و دیگران در قرون هفتم و هشتم هجری قمری و ماقبل، در قرن دوازدهم هجری قمری به وسیلۀ محمّد بن عبدالوهاب بنیان گذاشته شد (معلومی نوش آبادی و جان برارزاده سرایی، 1398: 54).
وهابی به پیروان محمّد بن عبدالوهاب گفته می شود که در منطقه نجد جزیرة العرب با قتل و غارت، تفکر سلفی را رواج داد و تا به امروز به طرفداران وی وهابی اطلاق می شود (طبسی، 1391: 11). وهابیت مذهب جدیدی است که هدف ظاهری آن عبارت است از اخلاص در توحید و جنگ با شرک و بت پرستی؛ ولی واقعیت این هدف را تأیید نمی کند (سجادی و آشناور، 1389: 153). افزون بر این، وهابیان در فروع دین، تابع احمد بن حنبل هستند و بیشتر آنان در شبه جزیره عربستان سکونت دارند. پیشوایان فکری این فرقه، ابن تیمیّه حرانی، ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب هستند (معلومی نوش آبادی وجان برارزاده سرایی، 1398: 54).
تبلیغ رسمی مبانی فکری وهابیت مبتنی بر انحرافات شدید در امور اعتقادی، اثبات شرک و کفر فرق اسلامی به وسیلۀ ابن تیمیه به سال 698 هجری قمری در منطقۀ شام آغاز شد (روحی برندق و مرادی، 1394: 90). سلفیت از جمله گرایش های سیاسی نوظهوری است که ابتدا در قرن هشتم هجری توسط ابن تیمیه حرانی به عنوان یک نظریه تاریخی، برای جلوگیری از ترویج بدعت و اعمال شرک آمیز مطرح شد. نظریۀ ابن تیمیّه حرانی در آن زمان مورد توجه و استقبال علما، دانشمندان و عموم مردم اهل سنت واقع نشد (علی بخشی، 1394: 15). همچنین، خطرناک ترین چیزی که ابن تیمیّه در آغاز دعوت
خویش مطرح ساخت و افکار عمومی را متشنّج و عقاید مردم را جریحه دار کرد، متهم ساختن مسلمانان به کفر و شرک بود. وهابیت شیعه را به دلیل اعتقاد آنان به توسل، تبرّک، درخواست شفاعت از معصومان(علیهم السلام)، زیارات قبور ایشان و... مشرک خواند (روحی برندق و مرادی، 1394: 90). از این رو، پس از آن که وی به علت نشر مسائل خلاف شرع و صدور و ترویج افکار انحرافی، با حکم قاضی القضات اهل سنت دستگیر و به زندان محکوم شد و در زندان دمشق از دنیا رفت و به مرور زمان، نظریۀ وی نیز به فراموشی سپرده شد (علی بخشی، 1394: 15). پس از مرگ ابن تیمیه، تفکر سلفیت رو به افول نهاد تا این که در قرون بعد، این تفکر با گرایش ها و برداشت های متفاوت در مناطق مختلفی ظهور کرد و در پی آن انواعی از جریان های سلفی شکل گرفت (علی بخشی، 1394: 27-28).
وهابیت در دو حوزه نسبت به گریه و عزاداری بحث می کند؛ نخست حرمت گریه بر هر شخص و در مرحله بعد، گریه بر امام حسین (علیه السلام) را بدعت می داند که هر دوی این شبهات رد شدنی است.
شبهات عاشورایی وهابیت چند محور دارد. نخست گریه و عزاداری بر سالار شهیدان (علیه السلام) است؛ یعنی می گویند گریه بر اموات صحیح نیست و نیز عزاداری بر آنها بدعت است و با این نوع مباحث می کوشند عزاداری امام (علیه السلام) را به لحاظ مشروعیت زیر سؤال ببرند و بگویند این عزاداری ها بدعت آمیز است (مستقیمی، 1392: 2). بر این اساس، وهابیون غرق شده در جهالت و تعصب، با عقاید باطل شان در پی این هستند که افکار مردم را منحرف کنند (زینالی و فرزین، 1398: 115).
فرقۀ ضالۀ وهابیت که خود را از اهل سنت می شمارد _ و البته از نظر بزرگان ایشان این گونه نیست _ و مدعی اند عزاداری و گریه، بدعت است و بدعت حرام. برای مثال ابن تیمیّه می گوید:
از حماقت های شیعیان، برپایی مجلس ترحیم و نوحه بر کسی است که سال ها پیش کشته شده است. (دادفر، 1398: 50)
وی همچنین معتقد است:
شیطان به سبب کشته شدن حسین[ (علیه السلام)] برای مردم دو بدعت ایجاد کرده است؛ یکی بدعت گریه و ناله و حزن در روز عاشورا ... و دیگری بدعت شادی و سرور.
(ابن تیمیّه حرانی، 1406: 554؛ طبسی 1391: 382)
به عبارت دیگر، ابن تیمیّه حزن و ناراحتی، به سر و صورت زدن، گریهکردن و مرثیه خوانی در ایام شهادت امام حسین (علیه السلام) را نه تنها مستجب و واجب ندانسته، بلکه آن را بدعت می شمرد. وی ابراز محبت به اهل بیت(علیهم السلام) در قالب عزاداری را به شدّت رد کرده و حزن و اندوه، گریه و عزاداری شیعیان در روز عاشورا را زنده کردن شعار جاهلیت و باعث برانگیخته شدن تعصب های قومی و فرقه ای و ایجاد فتنه و جنگ میان مسلمان دانسته است (طبسی، 1391: 382-383).
ابن تیمیّه حرانی از جمله کسانی است که بیشترین مخالفت را با برگزاری سوگواری بر امام حسین (علیه السلام) ابراز کرده است. او برای این که عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) را بدعت نشان دهد و حکم به حرمت آن کند، اصل قیام امام (علیه السلام) را زیر سؤال برده است. همچنین، وی دفاعیات سرسختانه و محکمی از یزید بن معاویه در خصوص به شهادت رساندن امام حسین (علیه السلام) انجام داده است (موسوی، بی تا: 5).
افزون بر این، محمد بن عبدالوهاب در کتابش با عنوان رسالة فی الرد علی الرافضة می نویسد:
یکی از کار های زشت و قبیح شیعیان این است که روز شهادت [امام] حسین[ (علیه السلام)] را روز ماتم قرار می دهند و حزن خود را اظهار و نوحه سرایی و گریه می کنند. همچنین در کوچه ها و خیابان ها، برنامه های سینه زنی و عزاداری می آورند. این ها همه بدعت و خلاف است. (بی نام، 1394: 3؛ حسینی قزوینی، 1389: 584)
به هر روی، ابن تیمیّه و پس از او پیروانش که معروف ترین آنها محمد بن عبدالوهاب است، از سرسخت ترین مخالفان گریه و عزاداری برای شهیدان، به ویژه سیّدالشهدا (علیه السلام) هستند (بابایی، 1381: 64).
اولاً بنابر منابع روایی اهل سنت، عزاداری به صورت عام و بر امام حسین (علیه السلام) به صورت خاص، علمی مشروع است (دادفر، 1398: 49). از طرفی وهابیان هرچند با استناد به گریۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مرگ فرزندش ابراهیم، اصل گریه کردن بر اموات و اشک ریختن در غم فراق عزیزان را پذیرفته اند (طبسی، 1391: 380). به عبارت دیگر، وهابیان هرچند در فتاوایشان اصل گریه کردن بر میت را پذیرفته اند، اما همان طور که در برخی فتاوا دیده می شود، صرف گریه کردن بر امام حسین (علیه السلام) را حرام می دانند و عملاً نیز اجازۀ چنین کاری را به مسلمانان نمی دهند. همچنین برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت امام حسین (علیه السلام) و سایر ائمه(علیهم السلام) را تحریم کرده اند (همو، 1391: 382 - 386).
ثانیاً، با توجه به مدارک علمی و پژوهشی که در کلمات بزرگان مشاهده می شود، عزاداری به امام حسین (علیه السلام) کاملاً وجه علمی، دینی، مذهبی و عقلانی دارد و از نظر تاریخی نیز چهره درخشانی به خود گرفته است و صفحات سفید و نورانی تاریخ، از عشق و علاقه و محبّت درونی مؤمنان و آزادمردان جهان نسبت به عزاداری امام حسین (علیه السلام) پر است (زینالی و فرزین، 1398: 130). همچنین روایاتی که درباره گریه، آثار آن و جلوه های جاودانه اشک در دنیا و آخرت، حقایقی گرانبها بیان کرده اند، بسیارند. افزون بر تواتر یا کثرت بیان _ که خود دلیلی بر صدور آن از معصومان(علیهم السلام) است _ عالمانی فرزانه و محققانی نکته سنج، به نگارش و بیان آنها پرداخته اند که بدون اطمینان خاطر بدین کار دست نمی زدند (لقمانی، 1378: 16). مضاف بر این، اصل گریه بر اموات، مورد پذیرش تمامی مسلمان است و وهابیان نیز در فتاوایشان آن را پذیرفته اند؛هرچند عملاً اجازه چنین کاری را به مسلمان نمی دهند. همچنین، وهابیان گریه با صدای بلند (نوع) و بیان فضایل و خصلت های خوب میت در غالب شعر و همراه با گریه (مریثه خوانی) را حرام می دانند؛ امّا ادعای آنان با سیرۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، صحابه و مسلمانان سازگار نیست. در عین حال، ادعای وهابیان درباره مراسم عزاداری نیز ادعایی بی دلیل، بلکه مخالف آیات قرآن، روایات و سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، صحابه و مسلمانان است (طبسی، 1391: 426).
دیگر این که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث ثقلین دو چیز گران بها را در میان مردم به امانت گذاشت؛ یکی قرآن و دیگری اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) (عبداللهی و کرمی نیا 1396: 70). امام حسین (علیه السلام) یکی از اهل بیت و پنجمین آل عبا(علیهم السلام) است، به سبب ویژگی خاصی که بین دیگر بزرگان معصوم دارد، مورد توجه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) و مسلمانان است و آیات بسیاری در قرآن کریم درباره امام حسین (علیه السلام) وجود دارد. برخی تعداد آیات را 128 و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده اند. برخی از آیات یاد شده، آشکارا درباره امام حسین (علیه السلام) نازل شده است و برخی با تفسیر و تأویل مفسران _ و البته به کمک روایات _ بر ایشان تطبیق شده است (عبداللهی و کرمی نیا 1396: 55).
با توجه و تأمل بر جایگاه رفیع و منزلت عظیم پنج تن آل عبا(علیهم السلام) می توان از میان احادیث شریف تنها با اکتفا به مواردی چند از آنها به علاوۀ یک حدیث ارزشمند قدسی، قلم بطلانی به انحرافات آشکار در سخنان تأسف بار ابن تیمیّه حرانی و محمد بن عبدالوهاب که پیش تر بیان شد، کشید و خاطرنشان کرد که این افکار و سخنان نابحق و ناشایست هرگز مورد تأیید مذهب شیعه نیست؛ بلکه کاملاً باطل و نامشروعشمرده می شوند.
خداوند تبارک و تعالی فرموده است:
سوگند به عزّت و جلالم هیچ مرد یا زنی نیست که قطرۀ اشکی از چشمانش در روز عاشورا و غیر آن [برای حسین (علیه السلام)] جاری شود، مگر آن که اجر صد شهید برایش نوشته می شود. (محمّدی کرمانشاهی، 1389: 29)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
ای فاطمه! زنان امّتم برای زنان اهل بیت من و مردان امت من برای مردان اهل بیت من اشک می ریزند و سنت عزاداری را در نسلی پس از نسل همواره حفظ می کنند و آن گاه که قیامت فرا رسد، شما زنان آنان و من مردان آنان را شفاعت خواهیم کرد. هر کس بر مصیبت حسین (علیه السلام) اشک بریزد، من دست وی را می گیریم و به بهشت می برم. ای فاطمه! همۀ چشم ها در قیامت گریان است، مگر چشمی که در مصیبت حسین در دنیا گریان باشد؛ آن چشم، خندان و
شادمانِ نعمت های بهشت است. (شفیعی مازندرانی، 1393: 53)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی دیگر فرمود:
خداوند بر گریه کنندگان حسین (علیه السلام) از روی رحمت و مهربانی درود می فرستد. (کریم خانی، 1388: 169)
همچنین فرمود:
حسین از من است و من از او هستم. خداوند دوست بدارد هر کس حسین را دوست بدارد. حسین فرزندزاده ای است از فرزندزادگان انبیا. (رنجبر حسینی و حائری 1398: 8؛ گلی، 1387: 3)امام حسین (علیه السلام) می فرماید:
من کشته اشکم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آن که به گریه افتد. (میرباقری، 1396: 5)
و در نقلی دیگر فرمود:
من کشته اشک ها هستم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آن که عبرت گیرد و اشک هایش جاری شود. (صالحی و اکبرنژاد، 1395: 16)
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
برای بنده، سوگواری و گریستن در تمام امور مکروه و ناپسند است، مگر گریستن و سوگواری کردن بر حسین بن علی (علیه السلام) که شخص برای گریستن مأجور است. (حجازی، 1393: 187)
همچنین آن حضرت در روایتی دیگر فرمود:
پروردگار! رحم کن بر چشم هایی که در مصائب ما اشک می ریزند و آن دل هایی که به خاطر ما آتش می گیرند و آن ناله هایی که برای ما به آسمان برمی خیزند. (کریم خانی، 1388: 169)
بنابر روایات، امام زمان (عج الله تعای فرجه و الشریف) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه می کنند. آن حضرت خطاب به جدّ بزرگوارشان سیّدالشهدا (علیه السلام) می فرمایند:
ای جد بزرگوارم! اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و از یاری تو دور ماندم و نبودم تا با دشمنان تو بجنگم و با بدخواهان تو پیکار نمایم، هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک می ریزم و به جای اشک در مصیبت شما خون از دیده می بارم و آه و حسرت از دل پر درد بر این ماجرا می کشم.
در سوگ تو با سوز درون مى گریم *** از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم
گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر *** از دیده به جاى اشک، خون مى گریم
(بی نام، 1385: 92-93).
گفتنی است میان عاشورا و انتظار، پیوندی ناگسستنی است. در حقیقت، انتظار، نگاه سبز شیعه به افق سرخ کربلاست؛ چرا که عاشورا، انتظار برآمدۀ شیعه است و انتظار، عاشوراى بر آورده شدۀ شیعه (بی نام، 1392: 6).
هر کس که حسینی است حقیرش مشمار *** در رتبه کبیر است صغیرش مشمار
عنوان گدایی درش آقایی است *** آقاست گدای اون فقیرش مشمار
(کریم خانی، 1388: 98).
اکنون با نقل چند حدیث ارزشمند دیگر از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بحث را پایان می دهیم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
بدانید حسین (علیه السلام) دری از درهای بهشت است. کسی که با او مخالفت کند خداوند بوی بهشت را بر او حرام گرداند. (مستبط و مجتهدی سیستانی 1390: 124؛ بحرانی، 1375: 232)
در دل انسان های مؤمن، عشق به حسین (علیه السلام) نهفته است. (شفیعی مازندارنی، 1393: 42)
شهادت حسین (علیه السلام) جوششی در دل مؤمنان افکند که هیچ گاه خاموش نخواهد شد. (همو)
از مطالب مطرح شده و بررسی مستندات روایی در مقالۀ حاضر، می توان به یافته های زیر دست پیدا کرد:
الف) با پژوهش در روایات و احادیث منتسب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، انبیای الهی و احادیث معصومین(علیهم السلام) دربارۀ سیّد و سالار شهیدان (علیه السلام) که پیش تر مطرح گردید،مشخص شد سوگواری و گریه برای مصیبت ها و مظلومیت های امام حسین (علیه السلام) در کربلا و در حادثۀ سرخ و حماسۀ خونینی که در اندکی بیش از یک نیم روز آفریده شد، امرى کاملاً جایز و مشروع، بلکه پرفضیلت و مطلوب، همراه با پاداش و ثواب است و نوعی پیوند با حرکت، راه و روش و هدف آن حضرت به شمار می آید.
ب) سخنان و دیدگاه های ابن تیمیّه حرانی و محمد بن عبدالوهاب درباره عزاداری و گریستن برای حسین بن علی (علیه السلام) اولاً در تضاد و تقابل با احادیث معصومین(علیهم السلام) است و ثانیاً نابحق و تأسف بار و خلاف باورها و اعتقادات دین مبین اسلام و مذهب شعیه بوده و شنیدن این سخنان اهانت آمیز و نسنجیده برای شیعیان، بسیار سنگین و ناراحت کننده است. ثالثاً حماسۀ سرخ عاشورا نهضتی برخاسته از شور و شعور الهی به رهبری دردانه ای خدایی بود که علیه ستم پدید آمد. یک طرف، برترین انسان های هستی به رهبری حجّت خدا و امام معصوم (علیه السلام) و سویی دیگر، پلیدترین انسان های آفرینش به فرماندهی بدبخت ترین انسان هستی. براین اساس، پیوند و رابطۀ عمیق، همیشگی و ناگستنی اسلام و حماسۀ جاودانۀ عاشورا واقعیتی مسلم و انکارناپذیر است؛ چرا که اسلام منهای عاشورا و عاشورا منهای اسلام، هیچ گاه نداشته و نخواهیم داشت و در یک کلام، واقعۀ سرخ عاشورا میدان نمایش اسلام حقیقی و اصیل است.
از آن جا که مصائب روز عاشورا که از آن به عنوان زخمی ترین قطعۀ تاریخ شیعه و اسلام یاد می شود، بسیار عظیم، دشوار، سنگین، دردناک و اندوه بار صورت گرفته است و سوگواری و اشک ریختن برای سیّد و سالار شهیدان،حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) یکی از مصادیق بزرگداشت شعائر الهی و ابراز عشق و علاقه و محبّت به آن حضرت بوده و موجب احیای یاد و نام ایشان می شود. همچنین فواید بسیاری نصیب دین و دین داری می کند و مطابق با سمت و سوی دین مبین اسلام است. همچنین، عاشورا و مهدویت، پیوند و رابطۀ عمیق با هم دارند که در احادیث، دعای ندبه، زیارات عاشورا و زیارات ناحیۀ مقدّسه به این رابطۀ ناگستنی اشاره شده است. بر این اساس و با توجه به
یافته های پژوهش، نتیجه گیری می شود که مذهب شیعه برخلاف فرقۀ وهابیت، به سوگواری و گریستن برای حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) در کربلا تأکید و توجه فراوان داشته و خواهد داشت.
از طرفی، تلاش علمای دلسوز و روحانیت معظم شیعه و نیز تمامی شیعیان بزرگوار در زمان غیبت امام عصر (عج الله تعای فرجه و الشریف) برای تشکیل و توسعه مجالس عزا، سوگواری و گریه برای مصائب حسین بن علی (علیه السلام) در کربلا بسیار مهم، پررنگ و ضروری ارزیابی می شود.
نعمت اشک آن گاه که این ارمغان خداوندی به خاطر یکی از بهترین انسان های عالم هستی نمایان شود، به دنبال خود، نسیمی از عاطفه، مهر، یکرنگی و هم سویی با امام حسین (علیه السلام) را همراه می آورد.
_ اشرافی، عبّاس؛ محدّثه عبّاس پور وازیک (1393ش)، «بکاء ممدوح از منظر قرآن و روایات»، فصل نامۀ سراج منیر، ش17، ص7-31.
_ اکبرنژاد، محمّدتقی (1386ش)، «حدود جزع در عزاداری اهل بیت(علیهم السلام): پاسخی به نقد مقالۀ قمه زنی و اعمال نامتعارف در عزاداری» فصل نامۀ فقه اهل بیت(علیهم السلام)، ش50، ص160-191.
_ اسماعیلی یزدی، عباس (1390ش)، سحاب رحمت : تاریخ و سوگنامه حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام)، قم، دلیل ما.
_ امیرحسینی، ملیحه؛ نسرین کریمی (1393ش)، «نقد و بررسی مشروعیت و استحباب عزاداری امام حسین (علیه السلام) و آسیب شناسی شبهات آن»، مطالعات فقهی و فلسفی، ش20، ص31-35.
_ ابن تیمیّه حرانی، تقی الدین أبو عباس أحمد بن عبد الحلیم (1406ق)، منهاج السنة النبویة (ج4)، بی جا، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیه.
_ بابایی، رضا (1386ش)، «آسیب شناسی مجالس عزاداری»، فصل نامۀ پیام، ش86، ص19- 38.
_ ___________ (1381ش)، «عزاداری: سنت یا بدعت؟»، آینۀ پژوهش، ش77، ص55-66.
باقی زاده پامی، رضا؛ کاوس روحی برندق (1394ش)، «تحلیل چگونگی اعطای پاداش ورود به بهشت در برابر گریه بر امام حسین (علیه السلام) از دیدگاه امام_ رضا (علیه السلام) و سایر اهل بیت(علیهم السلام)»، فصل نامۀ فرهنگ رضوی، ش10، ص151-161.
_ بخشی، عبدالله علی (1394ش)، جریان شناسی گروه های سلفی، جهادی و تکفیری، تهران، گروه انتشاراتی بین المللی الهدی.
_ بحرانی، سیّد هاشم (1375ش)، البرهان فی تفسیر القرآن (ج3)، ترجمه: محمد ظریف،
قم، نشر الماس.
_ البوغبیش، قاسم؛ احمد یوسف پور (1396ش). «بررسی عقاید فرقه وهابیت و دیدگاه آن درباره وحدت اسلامی»، اولین کنفرانس ملی پژوهش های نوین ایران و جهان در روان شناسی و علوم تربیتی، حقوق و علوم اجتماعی، شیراز، دانشگاه علمی کاربردی شوشتر.
_ بی نام (1385ش)، پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، قم، دفتر نشر معارف.
_ بی نام (1387ش)، دست پنهان؛ نگاهی به تاریخچۀ مبانی فقهی و بازتاب های قمه زنی در افکار عمومی و رسانه های بین المللی، قم، سازمان اوقاف و امور خیریه.
_ بی نام (بی تا _ الف)، بانک احادیث اهل بیت(علیهم السلام) (اعتقادی)، اصفهان، واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه.
_ بی نام (بی تا _ ب)، سِرّ پایداری، قم، سازمان اوقاف و امور خیریه.
_ بی نام (1390ش)، بانک احادیث اهل بیت(علیهم السلام) (ج1 - 15)، اصفهان، واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه.
_ بی نام (1392ش)، فرات تا فرات (1)، قم، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج الله تعای فرجه و الشریف).
جعفریان، رسول (1387ش)، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهم السلام)، قم،_ انتشارات انصاریان.
_ حجازی، ایرج (1393ش)، سیره ائمه(علیهم السلام): در عزاداری امام حسین (علیه السلام) با رویکرد رسانه ای، قم، نشر صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش های اسلامی.
_ حرّعاملی، محمد بن حسن (1404ق)، وسائل الشیعه (ج14)، قم، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام).
_ حسینی، فاطمه؛ نیّره پورحمزه خردمرزی (1396)، «اقامۀ عزا برای امام حسین (علیه السلام) از منظر قرآن»، پژوهش نامۀ معارف حسینی، ش5، ص23-40.
_ خدامی، علیرضا؛ وحیده غلامیان رمجردی (1394ش)، «آسیب شناسی فرهنگ عزاداری»، کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در علوم تربیتی و روان شناسی و آسیب های
اجتماعی ایران، تهران، انجمن توسعه و ترویج علوم و فنون بنیادین و مرکز مطالعات و تحقیقات.
_ خمینی، سید روح الله (1385ش)، قیام عاشورا درکلام و پیام امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
_ دادفر، محمّد (1398ش)، «نقد و بررسی مشروعیت و استحباب عزاداری امام حسین (علیه السلام) و آسیب شناسی شبهات آن»، فصل نامۀ نامه جامه، ش129، ص45-66.
_ رنجبرحسینی، محمّد؛ مائده حائری (1398ش)، «بررسی اعتبار و دلالت حدیث نبوی حَسُینُ مِنّی وُ أنا مِن حُسَین» پژوهش نامۀ معارف حسینی، ش15، ص7-26.
روحی برندق، کاوس؛ لیلا مرادی (1394ش)، «نقد مبانی فکری وهابیت در_ مسئله امامت، شرک و مصادیق آن با تأکید بر دیدگاه های علاّمه طباطبائی»، پژوهش نامۀ معارف قرآن، ش21، ص91-120.
_ رجبی، حسین (1387ش)، پاسخ به شبهات عزاداری، قم، مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.
_ رضوانی، علی اصغر (1393ش)، سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات، قم، انتشارات مسجد مقدّس جمکران.
_ رئیس السادات، تهمینه (1395ش)، «بررسی آیین های سوگواری در روزگار بوییان» فصل نامۀ تاریخ نو، ش14، ص65-94.
_ زینالی، روح الله؛ علی فرزین (1398ش)، «چیستی عزاداری برای امام حسین (علیه السلام)»، پژوهش نامۀ معارف حسینی، ش15، ص113-132.
_ سجادی، ابوالفضل؛ مهدی آشناور (1389ش)، «بررسی و نقد آرای وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم»، پژوهش نامۀ علوم و معارف قرآن، ش7، ص153-171.
_ شوشتری، جعفر (1303ق)، زیتون، ترجمه: خلیل الله فاضلی، قم، مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.
_ شفیعی مازندرانی، محمّد (1393ش)، درس هایی از وصیت نامۀ امام خمینی، قم،
نشر معارف.
_ شجاعی، محمّد (1383ش)، عزادار حقیقی، قم، نشر محیی.
_ شوشتری، روح الله (بی تا)، احقاق الحق وازهاق الباطل (ج1)، قم، کتابخانۀ عمومی آیت الله العظمی مرعشی نجفی._ صالحی، پیمان؛ مهدی اکبرنژاد (1395ش)، «آداب و اهداف سوگواری معصومین(علیهم السلام) بر سیّدالشهدا (علیه السلام)»، فصل نامه آیت بوستان، ش3، ص7-36.
_ طبسی، نجم الدین (1391ش)، درس نامه نقد وهابیت، قم، آثار نفیس.
_ عبداللّهی، محمّد اسماعیل؛ محمّد کرمی نیا (1396ش _ الف)، «جایگاه امام حسین (علیه السلام) در تفاسیر شیعی»، پژوهش نامۀ معارف حسینی، ش8، ص54-55.
_ ____________________+ (1396 _ ب)، «جایگاه امام حسین (علیه السلام) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت»، پژوهش نامۀ معارف حسینی، ش7، ص69-84.
_ قاسمی، حکیمه (1381ش)، فلسفه عزاداری یا اهمیت سوگواری، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) با مشارکت نشر شاهد.
_ قانع، علی احمد (1394ش)، «قمه زنی؛ عزاداری یا خرافه؟»، مطالعات فرهنگ ارتباطات، ش29، ص198-214.
_ قریشی بنایی، علی اکبر (1412ق)، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
_ کریم خانی، حمزه (1388ش)، معجزۀ اشک، قم، عطر یاس.
_ کاظمی نایینی، رضا موسی (1390ش)، مصائب راس الحسین (علیه السلام)، قم، نشر مشهور.
_ موسوی، احمد (بی تا)، سوگواری بر امام حسین (علیه السلام)، بی جا، بی نا.
_ گلی، محمّد اسماعیل؛ محمّد کرمی نیا (1387ش)، «امر به معروف و نهى از منکر در سیره، سخن و قیام امام حسین (علیه السلام)»، نشریۀ پاسدار اسلام، ش4، ص1-13.
لقمانی، احمد (1378ش)، «فلسفه اشک (2)»، فصل نامه فرهنگ کوثر،_ ش27، ص16-20.
_ معین، محمد (1381)، فرهنگ معین (ج1)، گرد آورنده: عزیزالله علی زاده، تهران،
انتشارات اَدِنا.
_ میرخلف زاده، علی (1380ش)، داستان هایی از گریه بر امام حسین (علیه السلام) (ج1)، قم، مهدی یار.
_ منتظری مقّدم، حامد (1384ش)، «فلسفه عزاداری و گریه برای امام حسین (علیه السلام)»، نشریۀ معرفت، ش98، ص112-118.
_ مجلسی، محمّدباقر (1403ق)، بحارالانوار (ج44)، بیروت، نشر دار احیاء التراث العربی.
_ محمّدی کرمانشاهی، اسماعیل (1389ش)، چهل حدیث عاشورا و سیّدالشهدا (علیه السلام)، قم، نشر زائر آستانۀ مقدسه.
_ میرباقری، محمّدحسین (1396ش)، شهید اشک، قم، مرکز نشر هاجر.
_ مستبط، احمد؛ مرتضی مجتهدی سیستانی (1390ش)، قطره ای از دریای فضائل اهل بیت(علیهم السلام)، ترجمه: محمد ظریف، قم، نشر الماس.
_ مسائلی، مهدی (1387ش)، قمه زنی، سنت یا بدعت، اصفهان، انتشارات گلبن.
_ منتظری مقّدم، حامد (1384ش)، «فلسفه عزاداری و گریه برای امام حسین (علیه السلام)»، معرفت، ش98. ص80- 100.
_ میرخلف زاده، علی (1383ش)، کرامات الحسینیة (ج2)، قم، انتشارات محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
نجفی، زین العابدین (1387ش)، «نقد مبانی فکری وهابیت در مسئلۀ امامت،_ شرک و مصادیق آن با تأکید بر دیدگاه های علاّمه طباطبایی»، فصل نامۀ دین و سیاست، ش17 و 18، ص3-290.
_ بی نام (1395، 23 مهر)، «فضیلت گریه بر امام حسین (علیه السلام) از نگاه معصومین(علیهم السلام)»، باشگاه خبرنگاران جوان، www.yjc.ir/fa/news/5816053
_ بی نام (1394، 21 مرداد)، «دیدگاه وهابیت دربارۀ عزاداری. پایگاه اطلاع رسانی حضرت استاد حسین انصاریان»، www.erfan.ir/farsi/81209.html
_ بی نام (1397، 19 شهریور)، «آیا عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) بدعت است؟»، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیّ عصر (عج الله تعای فرجه و الشریف)، valiasr-aj.com/persian/mobile_shownews.php?idnews=4927&startrec=2
_ حسینی قزوینی، محمّد (1389، 20 آذر)، کتابخانۀ مدرسه فقاهت، www.erfan.ir/farsi/81209.html
_ مستقیمی، آمنه (1392، 20 آبان)، «پاسخ به شبهات وهابیت درباره قیام امام حسین (علیه السلام)، تفکر وهابیت تفکر اموی و سفیانی است». پایگاه خبری _ تحلیلی قدس آنلاین، http://www.qudsonline.ir/news/167109/
آزاده ابراهیمی فخاری(1)
تاریخ دریافت: 25/7/98 تاریخ پذیرش: 27/11/98
چکیده
عاشورا نقطه عطف تاریخ اسلام و تشیع است و پژوهش در همه زوایای آن لازم و ضروری به نظر می رسد. اما آن چه بیش از همه اهمیت دارد، هدف امام حسین (علیه السلام) از برپایی این قیام است. در این راستا بررسی دقیق سخنان ودیدگاه ایشان درباره آینده و مهدویت و چشم اندازی که برای جهان مطرح می فرماید، ضروری می نماید. این نوشتار با روش توصیفی _ تحلیلی، به تقسیم بندی و تحلیل بیانات امام حسین (علیه السلام) در این زمینه پرداخته است.
امام حسین (علیه السلام) در بیانات خود با پرداختن به ویژگی های امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) و نشانه های ظهور و خصوصیات حکومت مهدوی، اهمیت و عظمت ظهور منجی را برای شیعیان خویش تداعی ساخته است.
کلیدواژه ها: امام حسین (علیه السلام)، مهدویت،غیبت صغرا، غیبت کبرا.
1) . طلبه سطح4 گرایش تفسیر تطبیقی، فاطمة الزهرا (علیها السلام)، اصفهان (a.ebrahimy313@gmail.com)
در یکی از فرازهای زیارت عاشورای امام حسین (علیه السلام) می خوانیم:
وَ اَسئَلهُ اَن یبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمُودَ لَکُم عِندَالله وَ اَن یرزُقَنِی طَلَبَ ثارِکُم مَعَ اِمامٍ هُدَی ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقّ مِنکُم؛
من از خداوند درخواست می کنم که مرا به مقام شایسته و ستوده ای که برای شما در نزد پروردگار است برساند و خون خواهی در رکاب امام هدایت از خاندان شما که ظهور کرده و به حق نطق می کند _ حضرت مهدی موعود (عج الله تعای فرجه و الشریف) _ را نصیب من فرماید تا انتقام خون به ناحق ریختۀ شما را بگیرم.
با بررسی بیانات امام حسین (علیه السلام) درباره مهدویت و امر ظهور می توان به پیوند عمیق و ناگسستنی این دو قیام مهم و سرنوشت ساز واقف شد. آن چه حسین (علیه السلام) می دانست و آن را به اصحاب بزرگوارش انتقال داد، هدفی بزرگ بود که آیندۀ جهان را رقم می زند و صد البته ارزش چنین جانفشانی ها را داشته و دارد.
عاشورا زمینه ساز قیام و انقلاب منجی بشریت خواهد بود؛ چرا که این واقعه، موجب ایجاد یک اندیشه بنیادین در شیعه شده که مرگ، بهتر از زندگی تحت حکومت ستمگران و قدرت های کافر است. این اندیشه در طول تاریخ با شیعه همراه بوده و چنین عاملی باعث شکل گیری انقلاب هایی مانند انقلاب اسلامی ایران شد.
ادامه همین تفکر است که به یاری خدا به انقلاب جهانی مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) منجر خواهد شد. شیعه معتقد است مهدی می آید که مأموریت حسین (علیه السلام) را تکمیل کند و به سرانجام برساند تا ظلم و ستمی در جهان باقی نماند و عدل و داد سراسر جهان را فراگیرد.
امام حسین (علیه السلام) در موارد متعددی به امر ظهور و مباحث مهدویت پرداخته است. نوشتار حاضر درصدد طبقه بندی و تحلیل و بررسی این بیانات است.
امام حسین (علیه السلام) در مواردی با بیان ویژگی های امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) دل ها را به سوی ایشان ترغیب می فرمود و بدین وسیله زمینه ظهور آن بزرگوار را در قرن های آینده
آماده می ساخت.
امام (علیه السلام) در پاسخ به مردی که از آن وجود مقدس سراغ می گرفت، امام زمان (عج الله تعای فرجه و الشریف) را این طور توصیف فرمود:
مِنْ بَنِی هَاشِمٍ مِنْ ذِرْوَةِ طَوْدِ الْعَرَبِ وَ بَحْرِ مَغِیضِهَا إِذَا وَرَدَتْ وَ مَخْفِرِ أَهْلِهَا إِذَا أُتِیَتْ وَ مَعْدِنِ صَفْوَتِهَا إِذَا اکْتَدَرَتْ لَا یَجْبُنُ إِذَا الْمَنَایَا هَکَعَتْ وَ لَا یَخُورُ إِذَا الْمَنُونُ اکْتَنَعَتْ وَ لَا یَنْکُلُ إِذَا الْکُمَاةُ اصْطَرَعَتْ مُشَمِّرٌ مُغْلَوْلِبٌ ظَفِرٌ ضِرْغَامَةٌ حَصِدٌ مُخْدِشٌ ذِکْرٌ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ رَأْسٌ قُثَمُ نَشُؤَ رَأْسُهُ فِی بَاذِخِ السُّؤْدَدِ وَ عَارِزٌ [غَارِزٌ مَجْدَهُ فِی أَکْرَمِ الْمَحْتِدِ فَلَا یَصْرِفَنَّکَ عَنْ بَیْعَتِهِ صَارِفٌ عَارِضٌ یَنُوصُ إِلَى الْفِتْنَةِ کُلَّ مَنَاصٍ إِنْ قَالَ فَشَرُّ قَائِلٍ وَ إِنْ سَکَتَ فَذُو دَعَائِرَ ثُمَّ رَجَعَ إِلَى صِفَةِ الْمَهْدِیِّ (علیه السلام) فَقَالَ أَوْسَعُکُمْ کَهْفاً وَ أَکْثَرُکُمْ عِلْماً وَ أَوْصَلُکُمْ رَحِماً؛ (نعمانی، 1397: 13/ 214)
از بنی هاشم، از قله بلند عرب، از جایگاه ژرف دریای آن او کار آمد، چیره دست، پیروز و سرافراز است. او شیر صحنه پیکار و دشمن شکن نام آور است. او از شمشیرهای خداست و در عین حال سالار بخشنده و بزرگوار است. اندیشه او از دنیا و آخرت رهیده و در عالی ترین جایگاه سیادت و منزلت و قرب خداوندی جای گرفته است. پس هشدار که شیطان از حق برگشته، در هر زمانی به فتنه ای برمی خیزد تا شما را از بیعت با او منصرف کند. سپس حضرت به اوصاف مهدی اشاره کرد و فرمود: پناه دهندگی اش از همه فراگیرتر، علم او از همه فزون تر وصله رحمش از همه بهتر و بیشتر است.
همین طور در روایت دیگری در توصیف ایشان می فرماید:
من ولدی سنة من یوسف و سنة من موسى بن عمران (علیه السلام) و هو قائمنا أهلالبیت یصلح الله أمره فی لیلة واحدة. و عن الحسین (علیه السلام) قال فی القائم منا سنن من الأنبیاء سنة من نوح و سنة من إبراهیم و سنة من موسى و سنة من عیسى و سنة من أیوب و سنة من محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فأما من نوح فطول العمر و أما من إبراهیم فخفاء الولادة و اعتزال الناس و أما من موسى فالخوف و الغیبة و أما من عیسى فاختلاف الناس فیه و أما من أیوب فالفرج بعد البلوى و أما من محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فالخروج بالسیف؛ (اربلی، 1381: 2/ 522)
در قائم ما سنت هایی از از انبیا باشد؛ سنتى از نوح، و سنتى از ابراهیم، و
سنتى از موسى، و سنتى از عیسى، و سنتى از ایوب، و سنتى از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم). و اما از نوح پس آن درازى عمر است. و اما از ابراهیم پس خفاى ولادت و اعتزال از مردم. و اما از موسى، خوف و غیبت. و اما از عیسى اختلاف مردم در او. و اما از ایوب پس فرج بعد از محنت و شدت. و اما از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خروج با شمشیر.
صفات یادشده، معانی مشخصی دارند، به جز صفت خوف که طبق روایت ایشان از حضرت موسی (علیه السلام) به ارث برده اند. برای روشن شدن معنای این صفت در مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) باید به بیان آن در حضرت موسی (علیه السلام) پرداخت. در این باره سخن مولای متقیان علی (علیه السلام) راه گشا خواهد بود؛ ایشان می فرماید:
لم یوجس موسی (علیه السلام) خیفة علی نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال؛ (دشتی، 1379: خطبه6)
موسی (علیه السلام) هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نکرد، بلکه از آن ترسید که جاهلان غلبه کنند و دولت های ضلال، پیروز شوند.
ایشان محبوبیت و اهمیت وجود مقدس امام زمان (عج الله تعای فرجه و الشریف) را به گونه ای برای شیعیان ترسیم می کردند که همگان مشتاق دیدار وخدمت گزاری اومی گردیدند.
روزی فردی درباره امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) از ایشان سؤال کرد که آیا ایشان هم اکنون متولد شده است؟ امام حسین (علیه السلام) فرمود:
لا وَلَوْ اَدْرکتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّامَ حَیاتی؛ (شریفی، بی تا: 73)
نه، اگر او را می یافتم تا زنده بودم، خدمتش را می کردم.
این بحث به دو قسمت تقسیم می شود؛ قسمت اول سخنان ایشان درباره قبل از ظهور (غیبت کبرا) و نشانه های ظهور، و قسمت دوم بیاناتی از آن بزرگوار درباره وقایع بعد از ظهور وویژگی های حکومت جهانی امام زمان (عج الله تعای فرجه و الشریف).
از زمان امام حسین (علیه السلام) تا دوران غیبت کبرا و ظهور، زمان زیادی است؛ ولی از بیانات ایشان مشخص می شود که از همان ابتدا با توجه به این هدف و چشم اندازی که برای آینده بشریت در نظر داشت، گام برداشت و تمامی اقدامات خود را با این رسالت عظیم هماهنگ می فرمود.
امام حسین (علیه السلام) در بیانات خود، اذهان جامعه را برای طولانی شدن غیبت امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) آماده کرده و از آزمایش خطیر الهی در این دوران سخن می گوید:
لصاحب هذا الامر _ یعنی المهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) _ غیبتان؛ احداهما تطول حتی یقول بعضهم: مات و بعضهم: قتل و بعضهم: ذهب، و لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره، الا المولی الذی امره؛ (صدوق، بی تا: 1/317)
برای صاحب امر، دو غیبت است؛ یکی از آن دو چنان طولانی شود که گروهی از آنان بگویند: مرده است. و جمعی بگویند: کشته شده است. و جمعی بگویند: او رفته است. و هیچ کس از جایگاه او اطلاعی نخواهد داشت، جز رهبری که به او امر کرده است.همچنین در بیانی دیگر به صبر در زمان غیبت سفارش می کند و آن را امری لازم و ضروری برای مردم آن دوران به شمار می آورد:
له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متی هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ (مجلسی، بی تا: 3/385)
برای او غیبتی است که گروه هایی در آن از دین برمی گردند و گروه هایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند. به آنان گفته می شود: این وعده کی واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند، همانند کسی هستند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جهاد می کند.
امام حسین (علیه السلام) در بیانی دیگر، وضعیت جامعه و روابط بین مسلمانان را در زمان
غیبت کبرا چنین ترسیم می فرماید:
لا یکون الامر الذی تنتظرو نه حتی یبرا بعضکم من بعض، و یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر، و یلعن بعضکم بعضا؛ (شریفی، بی تا: 76)
آن چه انتظارش را دارید تحقق نمی یابد، جز زمانی که انزجار و نفرت از یکدیگر بین شما رواج یابد، گروهی بر ضد گروه دیگر به کفر شهادت دهند و همدیگر را لعن و نفرین کنند.
همچنین از آن حضرت چنین روایت شده است:
لا یکون الامر الذی تنتظرونه حتى یبرأ بعضکم من بعض، ویتفل بعضکم فی وجوه بعض، ویشهد بعضکم على بعض بالکفر، ویلعن بعضکم بعضا، فقلت له: ما فی ذلک الزمان من خیر، فقال الحسین (علیه السلام): الخیر کله فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا، ویدفع ذلک کله؛ (نعمانی، 1397: 13/205)
آن امری که انتظارش را می کشید رخ نخواهد داد، مگر این که در اثر آشفتگی و نابسامانی گروهی از شما از دسته دیگر برائت، جوید وبرخی از شما بر چهره بعضی دیگر خدو بیفکند و گروهی از شما به کفر گروه دیگر شهادت دهد، و برخی از شما بعضی دیگر را نفرین و لعن نماید. به حضرت گفته شد: پس در آن زمان هیچ خیری نیست؟ حضرت فرمود: همه خیرها در آن زمان جمع است؛ قائم ما قیام می کند و همه آن بدی ها را به طرف می سازد.
همچنین فرمود:
قیام کنندۀ این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کورچشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند. (یزدی حائری یزدی، 1342: 67)
به طور کلی آن چه از آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و روایات متواتر و صحیح اهل بیت(علیهم السلام) به دست می آید، این است که به هنگام ظهور حضرت بقیّة اللّه الأعظم مهدی موعود (عج الله تعای فرجه و الشریف) فساد اعتقادی و انحراف اخلاقی و ظلم و ستم سیاسی و اقتصادی تمامی جوامع بشری را فرا گرفته است و اکثر مردم حتّی مسلمانان، بسیاری از ارزش های
معنوی و الهی و دینی را به فراموشی سپرده اند؛ وضع عمومی جهان، چهره ای عبوس و مأیوس کننده به خود گرفته است و مردم به انتظار یک معجزه برای نجات و خلاصی از این احوال و اوضاع شکننده هستند.
زندگی در جامعه ای که بیشتر افراد از یکدیگر متنفرند وبه یکدیگر نسبت ناروا می زنند مسلماً سخت و غیر قابل تحمل است وهمه در این شرایط در انتظار راه نجات اند.
امام حسین (علیه السلام) در بخشی از سخنان خود به بیان علامات نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) می پردازد و این نشانه ها را پنج مورد معرفی می کند:
للمهدی خمس علامات: السفیانی و الیمانی و الصیحة من السماء والخسف بالبیداء و قتل نفس الزکیة؛ (مقدسی، 1328: 111)
برای ظهور مهدی پنج نشانه است: سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، فرورفتن در دشت و کشته شدن آن جان پاک.
هرکدام از این نشانه ها توضیحاتی دارد که در این مقال نمی گنجد و نیازمند نگاشتن مقالات دیگری است.
امام (علیه السلام) در جایی دیگر درباره نشانه های ظهور می فرماید:
اذا رأیتم علامة فی السماء نار عظیمة من قبل المشرق، تطلع لیالی، فعندها فرج الناس و هی قدام المهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف)؛ (همو: 106)
هرگاه در آسمان نشانه ای دیدید، آتش بزرگی که شب ها از سمت شرق طلوع می کند، بدانید که در آن هنگام فرج عمومی مردم نزدیک است و این نشانه پیش از ظهور مهدی (علیه السلام) پدید می آید.
نیز در بیانی دیگر فرمود:
اذا هدم حائط مسجد الکوفة ممایلی دار عبدالله المسعود، فعند ذلک زوال ملک القوم و عند زواله خرج المهدی؛ (همو: 51)
هرگاه دیوار مسجد کوفه از آن سمت که نزدیک خانه عبدالله بن مسعود واقع شده
ویران شد، در آن هنگام سلطنت این گروه ستمگر از بین می رود و مهدی آل محمد نیز ظهور می کند.
بیان نشانه های ظهور از زبان مبارک آن حضرت، بیش از آن که برای شناخت شرایط موجود در جامعۀ پیش از این رخداد عظیم راهگشا باشد، برای آشنایی و ترویجفرهنگ مهدویت در بین افراد امت اسلامی _ چه در زمان آن حضرت و چه بعد از آن _ ثمربخش خواهد بود. در واقع امام حسین (علیه السلام) با بیان این نشانه ها به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت.
عیسی خشّاب می گوید:
از حضرت اباعبدالله (علیه السلام) سؤال کردم: آیا صاحب الأمر شما هستید؟ امام پاسخ داد: نه، صاحب الامر مخفی شده و در نهان است که به خونخواهی پدرش برخواهد خاست و با لقب عمویش خوانده شده و هشت ماه شمشیر به دوش خواهد گرفت. (مؤسسه معارف اسلامیه، بی تا: 3/ 180، ح702)
حضرت در جایی دیگر با اشاره بر این که دوستان و پیروان اهل ستم جزو آنان محسوب می شوند و مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) همه آنان را به سزای اعمالشان می رساند، می فرماید:
اما و الله لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله منی رجل یقتل منکم الفا و مع الالف الفا و مع الالف الفا؛ (همان)
آگاه باشید، به خدا سوگند! دنیا تا زمانی باقی خواهد بود که خداوند از فرزندان من مردی را که از شما (بنی امیه) هزاران فرد را به هلاکت برساند.
به حضرت عرض شد: آیا آنان (بنی امیه) تا زمان ظهور مهدی می رسند تا مهدی موعود آنان را به سزای عملشان برساند؟ امام در پاسخ فرمود:
و یحک فی ذلک الزمان یکون الرجل من صلبه کذا و کذا رجلا و ان مولی القوم من انفسهم؛ (همان)
وای بر تو! در آن زمان از نسل هر مردی از بنی امیه چنین و چنان مردیپدید آید، چون دوستان آنها جزو خود آنان است.
اولاً بر اساس روایات و دلایل عقلی، حضرت مهدی (علیه السلام) با قدرت کاملاً برتر و بالاتر از همه قدرت های بشری ظهور خواهد نمود تا بتواند اهداف پیامبران الهی(علیهم السلام) را در طول تاریخ تحقق بخشد و بشر طغیان گر را در مسیر کمال فطری شان قرار دهد.
ثانیاًباید توجه داشت که اسلام، دین رحمت و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول مهربانی است؛ همان طور که قرآن کریم می فرماید:
(وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ)؛ (انبیاء/ 105)
ما تو را فقط به عنوان رحمت برای جهان فرستادیم.
همچنین حضرت مهدی (علیه السلام) در عین حال که مظهر اسم قهار، فاتح، حاکم و رافع است، مظهر کامل اسم رحمن، رحیم، حلیم، رئوف و مانند آن نیز هست؛ به همین دلیل امام رحمت و محبت است. شاید یکی از معانی حدیث، این باشد که شمشیر برنده ترین و آخرین سلاح یک رزمنده در میدان جهاد است که در رزم تن به تن از آن استفاده می کند و دین محمد، دین خاتم و آخرین و کامل ترین حلقه سلسله نبوت به شمار می آید. بنابراین اسم هادی حق سبحانه در سایه اسم فاتح و حاکم در تمام عالم تجلی نماید و همگان در زیر پرچم توحید به هدایت الهی باریابند.
مدت حکومت امام (عج الله تعای فرجه و الشریف) در روایات متعدد بیان شده است؛ اما در روایتی که از امام حسین (علیه السلام) نقل شده چنین می خوانیم:
همانا قائم [که بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حکومت خواهدکرد. (نعمانی، 1397: 13/332)
به نظر می رسد در زمان حکومت امام زمان (عج الله تعای فرجه و الشریف) شاهد نحوه خاصی از حکومت داری
هستیم که با روش اجداد طاهرینش(علیهم السلام) تفاوت دارد.
امام حسین در جواب پرسشگری که می پرسد: آیا حضرت مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) بر خلاف راه و رسم علی (علیه السلام) رفتار خواهد کرد؟ می فرماید:
آری؛ زیرا حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) با نرمی و سخت گیری در بخشش اموال با پیروان خود زندگی کرد؛ چرا که می دانست پس از او بر ضد شیعیان او می شورند و آنها را در سختی و مشکلات قرار می دهند. اما حضرت (علیه السلام) با قاطعیت با مردم برخورد می کند؛ زیرا می داند شیعیان او همواره پیروزند و کسی از آن پس بر آنها غلبه نخواهد کرد. (شریفی، بی تا: 75)
مسلم است وقتی حکومتی با عدالت کامل اداره شود و در آن کسی را توان ظلم به دیگران و به استثمار کشیدن انسان ها نباشد، همه در رفاه و آسایش زندگی خواهند کرد و نیازمندی در جهان باقی نخواهد ماند.از سوی دیگر، ابواب رحمت و برکت الهی نیز بر آن جامعه سرازیر خواهد شد. این مسئله در کلام امام حسین (علیه السلام) چنین آمده است:
تَواصَلُوا وَتَبارُّوا فَوَالَّذی فَلَقَ الحبَّةَ وَبَرأَ النَّسَمَةَ لیأْتِیَنَّ عَلیْکُمْ وَقْتٌ لایَجِدُ اَحَدُکُمْ لِدینارِهِ وَلا لِدِرْهَمِهِ مَوْضِعاً؛ (نعمانی، 1397: 13/205)
با یکدیگر ارتباط داشته باشید و نیکی فراوان کنید. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید، زمانی برای شما انسان ها فرا خواهد رسید که همه مردم به گونه ای بی نیاز باشند که شما جایی برای بخششدرهم و دینار خود نخواهید یافت.
به طور کلی باید گفت امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) به یاری خدا قیام خواهد فرمود و عدل و داد را پس از دوران ظلم و تباهی در جهان برقرار خواهد کرد و به ظلم و ستم ابرقدرت های جبار پایان خواهد داد.
شعیب بن ابی حمزه نقل می کند: روزی بر امام حسین (علیه السلام) وارد شدم و پس از سلام و احترام پرسیدم: «آیا صاحب الامر شما هستید؟» پاسخ داد: «نه.» پرسیدم: «آیا فرزند
شماست؟» فرمود: «نه.» پرسیدم: «آیا فرزند فرزند شماست؟» پاسخ داد: «نه.» گفتم: «پس صاحب الامر کیست؟» فرمود:
اَلَّذِی یمْلأُها عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً، عَلی فَتْرَهٍ مِنَ الْاَئِمَّهِ تَأْتِی کما اَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) بُعِثَ عَلی فَتْرَهٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ (مقدسی، 1328: 158)
کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، چنان که پر از ستم شده باشد. پس از آن که دوران [طولانی] فاصله ای از حضور امامان بگذرد، او خواهد آمد، چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از فاصله ای از حضور پیامبران گذشته مبعوث گشت.
با بررسی بیانات امام حسین (علیه السلام) در باره مهدویت و ظهور، درمی یابیم که ایشان با علم و یقینی که در پرتو عصمت خود داشت، از جایگاه و اهمیت اقدامش در برابر حکومت جور و ستم زمانه آگاه بود. ایشان می دانست که تنها با نثار خون پاک خود و همراهانش می تواند دین جدش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را حفظ کند و بیرق اسلام را به دست سلالۀ پاکش مهدی موعود (عج الله تعای فرجه و الشریف) برساند. عاشورا و انتظارفرجمنجی با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند. به همین دلیل امام حسین (علیه السلام) به طرق مختلف، به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت:
امام حسین (علیه السلام)در مواردی با بیان خصوصیات امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) دل ها را به سوی ایشان ترغیب می فرمود وبدین وسیله، زمینه ظهور آن بزرگوار را در قرن های آینده آماده می ساخت.
امام حسین (علیه السلام) در بیانات خود، اذهان جامعه را برای طولانی شدن غیبت امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف) آماده می کرد و از آزمایش خطیر الهی در این دوران سخن می گفت.
ایشان در موارد بسیاری به بیان نشانه های ظهور می پرداخت. بیان نشانه های ظهور از زبان مبارک آن حضرت، بیش از این که برای شناخت شرایط موجود در جامعه قبل از آن رخداد عظیم راهگشا باشد، برای آشنایی و ترویج فرهنگ مهدویت در بین افراد امت
اسلامی چه در زمان آن حضرت و چه بعد از آن، ثمربخش خواهد بود. در واقع امام حسین (علیه السلام) با بیان این نشانه ها به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت.
بنابراین اگر اکنون در پی آنیم که انتظاری عاشورایی را تجربه کنیم، باید پس از کسب معرفت با بررسی سخنان مولایمان حسین (علیه السلام) و آشنایی با ابعاد مختلف قیام ایشان برای زمینه سازی ظهور تلاش کنیم؛ چرا که جریان انتظار و زمینه سازی حکومت عدل الهی، یکی از دستاوردهای مهم واقعه کربلا به شمارمی آید.
_ صدوق، محمد بن علی بن بابویه (بی تا)، کمال الدین و تمام النعمه، تهران، الاسلامیه.
_ اربلی، علی بن عیسی (1381ش)، کشف الغمة فی معرفة الائمه، تبریز، بنی هاشمی.
_ حائری یزدی، علی (1342ش)، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
_ دشتی، محمد (1379ش)، نهج البلاغه، قم، نشر مشهور، چاپ اول.
_ شریفی، محمود (بی تا)، فرهنگ جامع سخنان امام حسین (علیه السلام)، قم، پژوهشکده باقرالعلوم (علیه السلام).
_ مجلسی، محمدباقر (بی تا)، بحار الانوار، تهران، دار الکتب اسلامیه.
_ مؤسسه معارف اسلامیه (بی تا)، معجم احادیث امام مهدی (عج الله تعای فرجه و الشریف)، قم، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (علیهم السلام).
_ مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی (1328ش)، عقدد الدرر فی اخبار المنتظر، قم، مسجد مقدس جمکران.
_ نعمانی، محمد بن ابراهیم (1397ش)، الغیبة للنعمانی، تهران، نشر صدوق.
تاریخ دریافت: 24/8/98 تاریخ پذیرش: 19/11/98
چکیده
این پژوهش با مراجعه به آثار، نوشته ها و فرمایشات حضرت امام خمینی، شهید مرتضی مطهری و همچنین سخنرانی های مقام معظم رهبری در جهت آسیب شناسی عزاداری عاشورا انجام شده است. با مشارکت ده تن از علمای حوزه و دانشگاه و با روش گروه کانونی، تعداد 35 کد یا مضمون پایه استخراج و با روش مصاحبۀ عمیق در قالب هشت مقوله (ضعف آگاهی، عدم درک دقیق، بروز خرافات، دروغ پردازی و گزافه گویی، برخورد تک بعدی و ضعیف، برخورد احساسی، نقش ضعیف مردم و علما، نقش مداحان) دسته بندی شدند. مقولات نیز در دو بُعد اصلی شناختی _ معرفتی و اجرایی _ عملکردی قرار گرفتند.
کلیدواژه ها: عزاداری، آسیب شناسی، عاشورا.
عزاداری برای اهل بیت(علیهم السلام) از دو جهت بسیار اهمیت دارد؛ یکی احیای نام و راه آن بزرگواران و دیگری توجه به فرهنگ و مکتب و اهداف آنها که چیزی خارج از صراط مستقیم نیست. عزاداری به ظاهر شامل گریه، اشک، ناله و غصه خوردن برای از دست دادن عزیزانی است که محترم اند و نبودشان ضایعه ای ناگوار است؛ اما عزاداری حسینی با مفهوم اولیه و سادۀ ارائه شده از عزاداری، متفاوت است. گذشت قرون و اعصار نمی تواند جایگاه عاشورا را در هدایت و حمایت از پیروان واقعی امام حسین (علیه السلام)
کم رنگ نماید. مکتب اسلام به سبب همین عزاداری ها بیمه شده و نفوذناپذیری امت اسلامی از تأثیرات و تهدیدات دشمنان رقم خورده است.
امروزه در حوزۀ دین، باورهایی نادرست درباره عزاداری در جامعه رواج یافته است که شاید به جای جذب جوانان و آشنا کردن مردم با فرهنگ عاشورا، شرایط را برای بروز فتنه و هجمه های دشمنان _ که با سلاح تهاجم فرهنگی، قلب و روح ایمان را در جوامع اسلامی نشانه گرفته اند _ فراهم آورد.
عزاداری از همان آغاز پدیدار شدن انسان، همراه او بوده و موضوعی فطری و طبیعی است که کم کم به صورت یک فرهنگ درآمده است. باید پذیرفت که فرهنگ ها گاهی ارزشی و گاهی ضد ارزشی هستند. فرهنگ عزاداری با رعایت آداب صحیح و مثبت آن و با پرهیز از هرگونه دروغ و خرافه، الهام بخش ارزش هایی همچون صبر، جوانمردی، شجاعت، غیرت، جهاد، دفاع، ایثار و فداکاری و... است؛ ولی اگر با خرافات آمیخته باشد، آثار عزاداری منفی و معکوس می گردد (امیرحسینی و کریمی، 1395: 33).
عزاداری اگر مبتنی بر معرفی قیام عاشورا و تقویت روحیۀ جهاد و شهادت ودفاع از اسلام و نشر فرهنگ دینی باشد، بسیار پسندیده است؛ اما اگر به فرهنگ ضد ارزشی تبدیل شده و با تکیه بر گزافه گویی، دروغ پردازی، زیان رساندن، خودنمایی و ... چهره ای منفی از قیام عاشورا و عزاداری به نمایش بگذارد، آثار زیان باری همچون شادی طاغوتیان، تضعیف ایمان مردم و گسترش فرهنگ بی دینی و ... خواهد داشت.
با در نظر گرفتن اهمیت قیام حسینی در حفظ فرهنگ اسلام از یک سو و لزوم پیش گیری و مقابله با آسیب های عزاداری، در این پژوهش سعی شده است با مراجعه به متون منتشره از زبان حضرت امام خمینی و شهید مطهری و همچنین فرمایشات رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی، به شناسایی و دسته بندی آسیب های عزاداری پرداخته شود.
عزاداری برای سیدالشهدا (علیه السلام) از بزرگ ترین مصادیق بزرگداشت شعائر الهی و نشانۀ پروامندی دل هاست. یقیناً برخورداری از چشمۀ پرفیض نورانیت و معنویت عاشورا، از مهم ترین امتیازات جامعۀ شیعه به شمار می رود. این چشمۀ جوشان، از نخستین روزی که موضوع یادکرد مصیبت سید و سالار شهیدان و یارانش مطرح شد، جریان یافت و تا امروز، همچنان جاری است و پس از این نیز ادامه خواهد داشت. تأمل در توصیۀ اهل بیت(علیهم السلام) به بر پا داشتن مجالس عزا برای شهدای کربلا و زنده نگاه داشتن خاطرۀ عاشورا، بشارت به پاداش های بزرگ در گریستن بر این مصیبت بزرگ و گریاندن دیگران، تأکید بر اهمیت عزاداری در دهۀ اول محرم، به ویژه در روز عاشورا به روشنی بیانگر این حقیقت است که عزاداری برای سیدالشهدا (علیه السلام) و یارانش، اهدافی بزرگ را دنبالمی کند و باید تداوم یابد (ری شهری، 1388: 334).
همان قدر که ارائۀ ویژگی های اعتقادی و راهبردی امام حسین (علیه السلام) در مجالس حسینی، گامی مؤثر در ترویج جنبه های اصولی و صحیح مکتب اسلام ناب محمدی است، تحریف و تضعیف فرهنگ عاشورایی نقشی بسیار مخرب در معرفی شیعه و مکتب عاشورا دارد (آقاجانی قناد، 1383: 18).
شاید به جرأت بتوان گفت لزوم حفظ عاشورا و ضرورت عزاداری بر شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش در این جمله از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نهفته است که فرمود:
براى شهادت حسین (علیه السلام) حرارت و گرمایى در دل هاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود. (آقاجانی قناد، 1382: 11)
کذب، آزار دادن جسم خویشتن از طریق ایجاد زخم و ضربه زدن، جیغ زدن نابجا، فریادهای شدید، هتک حرمت از طریق بستن دروغ به پای دین و از همه مهم تر دادن بهانه به دست دشمنان مبنی بر گسترش تبلیغات ضد دینی از مهم ترین مواردی هستند که در سال های اخیر در مراسم عزاداری به چشم می خورد (امیرحسینی و کریمی، 1395: 39-41).
در هیچ کدام از فرمایشات امامان معصوم(علیهم السلام) در فضیلت عزاداری امام حسین (علیه السلام) بر اموری غیر از گریه کردن توصیه نشده و اغلب روایات که در ثواب و پاداش زیارت و تعزیۀ سرور و سالار شهیدان وارد شده، جز گریستن و زیارت به چیز دیگری توجه نکرده اند (اکبری، 1384: 205).
آیت الله مکارم شیرازی فرمود:از هر کاری که به دشمنان بهانه می دهد بپرهیزید و از اعمالی چون قمه زنی اجتناب کنید؛ زیرا دست آویزی به دست دشمنان خواهد داد که کل این مراسم عظیم و سازنده را زیر سؤال ببرند. قمه را باید بر سر دشمن کوبید، نه بر سر دوست. (امیرحسینی و کریمی، 1395: 38)
گریه و عزاداری برای حسین (علیه السلام) از آن جهت جزو شعائر اسلامی است که هم نماد اسلام و عدالت خواهی و هم نشانۀ الهی و هم حافظ و ضامن دین اسلام تا قیامت است (اکبری، 1384: 78).
فلسفۀ مطرح شده برای عزاداری سرور و سالار شهیدان از سوی اهل بیت(علیهم السلام) حفظ دستورات، حفظ دستاوردهای نهضت عاشورا، آگاهی مردم از حقیقت دین حنیف، پیوند با سیدالشهدا (علیه السلام)، محشور شدن با شهدای کربلا، آمرزش گناهان، رهایی از هول و هراس روز قیامت و وارد شدن به بهشت است (صالحی و اکبرنژاد، 1395: 25-32).
مسئلۀ اساسی در برپایی مجالس عزاداری، عدم تبیین فلسفۀ واقعی قیام عاشورا به منظور تشخیص دلایل و لزوم و آثار قیام است. هر چه از افزایش شعور و آگاهی مردم درباره قیام عاشورا بیشتر چشم پوشی شود، به همان اندازه و چه بسا بیشتر، بدعت و حرکت های خرافه آمیز به مجالس و مراسم عزاداری وارد می شود و فلسفۀ عزاداری بیش از پیش در ابهام
فرو می رود. هر چند رسوخ فرهنگ عوام و مخدوش شدن محتوای عزاداری ها، آمیخته شدن خرافات و اموری موهن با سوگواری های محرم موجب رواج بدعت ها و تحریف هایی در این حادثۀ عظیم شده است، ولی تبیین مستند و متقن دلایل قیام امام حسین (علیه السلام) به مردم و نسل جوان، بیش از گذشته لازم و ضروری است. در این چارچوب شایسته است خطیبان و مداحان از طرح مطالب سطحی،بی محتوا و تحریف شده که گاهی اوقات با فلسفۀ نهضت عاشورا نیز مغایر است، خودداری کنند.
باید پذیرفت بدعت ها و تحریف ها باعث می شود ضدارزش ها، ارزش تلقی شوند و جای ارزش ها را بگیرند و نسل جوان و مردم جامعه را از واقعیت قیام حسینی دور سازند. در این گذار باید به سراغ شناسایی و تبیین آسیب ها رفت و با شناخت آنها به توجیه مردم و جوانان پرداخت. در این راستا ضمن تأکید بر لزوم عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) و یارانش از یک سو و اذعان به نقش سازنده ای که قیام عاشورا در هدایت جوامع در طول تاریخ دارد از سوی دیگر، و نیز توجه به این نکته که با در نظر گرفتن فرمایشات بزرگان بهتر می توان به شناخت آسیب های عزاداری پرداخت.
مسئلۀ اصلی بدین شرح مطرح می شود: آسیب های عزاداری عاشورا در کلام حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری کدام اند و چگونه می توان آنها را دسته بندی کرد؟
پژوهش حاضر، از نظر هدف به صورت کاربردی است؛ زیرا با مطالعه و بررسی متون موجود، به شناسایی متون مرتبط با آسیب های عزاداری می پردازد تا دانش کاربردی را درباره آن توسعه دهد؛ از نظر ماهیت به صورت کیفی و از بعد نحوۀ گردآوری داده ها، به صورت پیمایشی و از نوع توصیفی و اکتشافی است. از آن رو روش تحقیق به صورت توصیفی است که متون منتشره به همان نحوی که نگاشته شده اند، ارائه می شوند و به دلیل استفاده از متون برای مدل سازی کیفی و تبیین آسیب ها به تفکیک ابعاد و مضامین، اکتشافی نیز هست. روش گردآوری داده ها در این پژوهش به خاطر پیمایشی بودن، به صورت میدانی و از طریق مطالعۀ متون موجود دربارۀ موضوع و اظهارنظر
کارشناسان است.
هدف اصلی پژوهش، شناسایی آسیب های عزاداری عاشوراست. در این راستا، این سؤال مطرح می شود که آسیب های عزاداری عاشورا در کلام حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری کدام اند و چگونه می توان با روش تحلیل مضمون آنها را دسته بندی کرد؟
جامعۀ آماری در این پژوهش به خاطر لزوم استفاده از گروه کارشناسی و اهل فن در تحلیل اکتشافی شامل افراد متخصص در امور مرتبط با عزاداری و مسائل مذهبی است که پس از بیان کدها و عبارات مرتبط با موضوع پژوهش، وظیفۀ اظهار نظر دربارۀ مضامین مستخرجه و همکاری برای ساخت مدل را بر عهده داشتند. این گروه متخصص با عنوان گروه کانونی به تعداد ده نفر با استفاده از روش نمونه گیری نظری (پی گیری تا رسیدن به عمق نظری که امکان اضافه شدن متغیر، مقوله یا بعد جدیدی وجود نداشته باشد) و شامل تعدادی از استادان دانشگاه و کارشناسان خبره در موضوع عزاداری و دارای سوابق ارزنده در مسائل مذهبی بودند.
اعضای گروه کانونی معمولاً بین شش تا 12 نفر هستند؛ اما بسته به بحث، تخصص، دانش و تجربه می توان گروه ها را با حضور سه تا چهار نفر نیز تشکیل داد (حسینی، 1394: 60-61).
کیتزینگر و باربور(1)(1999) معتقدند گروه کانونی، یکی از تکنیک های مصاحبۀکیفی است که برای ایجاد تعامل بین اعضای گروه طراحی شده تا انگیزه برای بحث عمیق تر را فراهم کند و جنبه های مختلف و جدید موضوع مورد بحث را آشکار نمایند. تشکیل گروه کانونی، جلسه ای برای حل مشکل یا تصمیم گیری نیست؛ بلکه تنها یک جلسۀ مصاحبه است.
مورگان و کروگر(2)(1993) معتقدند گروه های کانونی بر دیگر روش های پژوهش برتری دارند؛ زیرا هدف اصلی آنها کشف نگرش ها، احساسات، باورها، تجربه ها و واکنش افراد
است که با روش های دیگر مانند مشاهده، مصاحبۀ فردی و پرسشنامه های پیمایشی قابل درک نیست.
انتخاب ابزار و روش مناسب برای جمع آوری داده ها تابع عوامل گوناگونی مانند ماهیت تحقیق، میزان دسترسی به اطلاعات، محدودیت های موجود و میزان همکاری افراد هدف و سازمان های ذینفع و مرتبط با موضوع تحقیق است. بر همین اساس، ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای در جهت پیش زمینه برای گروه کانونی و مصاحبۀ عمیق برای تبیین مضامین و ساخت مدل نهایی بود. به عبارت دیگر، ابزار گردآوری شامل مطالعات کتابخانه ای و سایت های معتبر به منظور تبیین مضامین و بالاخره مصاحبۀ عمقی از گروه کانونی برای تدوین و ارزیابی مدل نهایی بود.
برای ارزیابی اعتبار(روایی)(1)ابزار گردآوری که به ارتباط منطقی بین پرسش های آزمون و مطلب مورد سنجش اشاره دارد و بررسی می کند که روش یا ابزار به کار رفته تا چه حد می تواند خصوصیت مورد نظر را درست اندازه گیری کند، از بُعد صوری و محتوایی به اظهار نظر سه تن از افرادصاحب نظر استناد شد تا ضمن اظهار نظر درباره دقت و امکان استناد به منابع، نسبت به این که منابع مورد نظر و مفاهیم مطرح شده تا چه حدی برای نتیجه گیری درباره موضوع تحقیق سودمندند، اظهار نظر کردند.
ارزیابی پایایی(2)نیز با روش ضریب کاپای کوهن(3)صورت گرفت. این شاخص میزان توافق دو ارزیاب را روی یک صفت دو حالتی نشان می دهد. مقادیر بزرگ تر از 7/0 برای این منظور مناسب است. در برخی از منابع نیز مقادیر بین 4/0 تا 6/0 توافق متوسط، مقادیر بین 6/0 تا 8/0 توافق قابل ملاحظه و مقادیر بیش از 8/0 توافق عالی بین دو ارزیاب را نشان می دهد (حاجی زاده و اصغری، 1397: 149).
kappa = Pi = (PAo – PAE)/ (1 – PAE)
مقدار PAo نمایانگر میزان توافق دو ارزیاب و مقدار PAE نیز نشان دهندۀ میزان توافق مورد انتظار است. توافق بین دو ارزیاب برابر 50/0 پیش بینی شد که پس از اظهارنظر، میزان
این توافق برابر 87/0 بود و در نتیجه ضریب کاپای کوهن برابر 74/0 محاسبه شد. این نتیجه نشان داد درجۀ ثبات، همسانی و قابلیت پیش بینی ابزار طراحی شده در سطح قابل پذیرشی قرار دارد.
تحلیل داده های کیفی در سطح زیرمقولات/ کدهای آسیب شناسی تا رسیدن به مدل نهایی تحقیق از روش تم شناسی انجام شد. مضمون یا تم مبیّن اطلاعات مهم دربارۀ داده ها و سؤالات است و تا حدی معنا و مفهوم الگوی موجود در مجموعه ای از داده ها را نشان می دهد (براون و کلارک(1)،
2006: 84).تحلیل تم روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای (تم ها) موجود درون داده ها است. این روش در حداقل خود، داده ها را سازماندهی و در قالب جزئیات توصیف می کند، اما می تواند از این فراتر رفته و جنبه های مختلف موضوع پژوهش را تفسیر نماید (توماس،(2)
2003: 32).
تحلیل مضمون، روشی برای شناخت، تحلیل و گزارش الگوهای موجود در داده های کیفی است. این روش، فرایندی برای تحلیل داده های متنی است و داده های پراکنده و متنوع را به داده هایی غنی و تفصیلی تبدیل می کند (براون و کلارک، 2006: 78).
عکس
منبع: کینگ و هوروکس(1)، 2010: 153
پس از تبیین خرده مقولات/ کدها با استفاده از ابزار مصاحبۀ عمیق و با مشارکت ده نفر از اساتید دانشگاه و متخصصان به تعیین ارجحیت مقولات و دسته بندی آنها پرداخته شد.
ضمن مراجعه به هر یک از مصاحبه شوندگان و کسب موافقت آنان، مطالب برداشت شده از کتب و منابع اطلاعاتی و سایت های اینترنتی مطرح و نظرات آنها نوشته شد که با دسته بندی نظرات ارائه شده بر اساس شباهتی که داشتند، تم شناسی صورت گیرد.
در مصاحبۀ عمقی، یک موضوع معین و محدود از شخص سؤال می شود و بعد کوشش می شود توجیه نظر، عقیده یا رفتار وی کشف و استنباط شود (معتمدنژاد، 1382: 207).
مصاحبه، اعم از ساختاریافته یا بدون ساختار، مستلزم مراحلی است. کوهن و مانین(2)(1986)
فرایند آن را شامل شش مرحله (تعیین هدف، طراحی، انجام، نگارش، تجزیه و تحلیل، ارائۀ نتایج) می دانند.
پژوهشگر پس از تحلیل داده های مصاحبه، باید نتایج آن را در قالب گزارش در اختیار دیگران قرار دهد. در این گزارش، پژوهشگر دیدگاه های خود را نیزدخالت می دهد (گال و همکاران،(3)1383: 1009).
به طور خلاصه در این پژوهش، ابتدا به تبیین تعدادی از فرمایشات حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) با مراجعه به کتب و
عکس
سایت های اینترنتی پرداخته شد و ضمن ارزیابی اعتبار منابع با مراجعه به سه نفر از متخصصان و ارزیابی پایایی ابزار پژوهش با مراجعه به دو نفر از متخصصان، گروه کانونی تشکیل و از تکنیک مصاحبۀ عمقی تا رسیدن به مدل نهایی استفاده شد. تعداد مشارکت کنندگان در پژوهش به منظور اظهار نظر درباره مدل و اجزای آن شامل هفت نفر از اساتید دانشگاه در رشته های مرتبط از قبیل فلسفه، علوم قرآنی و مدیریت آموزشی و سه نفر از روحانیون و شخصیت های مذهبی بودند که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. این گروه در سه جلسه به صورت مجزا به پژوهشگران کمک کردند که در سه مرحله (مفهوم سازی، مصاحبه و تهیۀ گزارش) فرایند ارزیابی، شناخت و دسته بندی مفاهیم مربوط به مدل را پس از استخراج کدهای حاصل از تم شناسی تکمیل نمایند. هر جلسه بین 5/1 تا دو ساعت به طول انجامید.
در تحلیل مضمون، ابتدا به شناسایی و توصیف کدها یا مضامین پایه پرداخته شده و سپس با ترکیب مضامین پایه از جهت میزان اشتراک، مضامین سازمان دهنده مشخص می شوند. مضامین سازمان دهنده به عنوان مقولات مستخرج از کدها معرفی و در کنار سایر مقولات مشابه، ابعاد را شکل می دهند.
گام اول. تبیین کدها و مضامین پایه: با مراجعه به متون و سایت هایمختلف، تعدادی از متون مرتبط با موضوع تحقیق به شرح زیر شناسایی شد:
باید این مجالس و مجامع را حفظ بکنید. هر دو جهت باید باشد ... (همو: 10/ 122).
مجالس روضه را از دستشان بگیرند (همو: 13/ 322).
این که می گویند انقلاب کرده ایم، روضه دیگر لازم نیست، از غلط هایی است که تو دهن ها انداخته اند. مثل این است که بگوییم امروز ما انقلاب کرده ایم دیگر لازم نیست نماز بخوانیم. انقلاب کردیم که شعائر اسلام را زنده کنیم، نه انقلاب کردیم که شعائر اسلام را بمیرانیم (همو: 13/ 326- 327).
... این طایفه باید در منابر، در مساجد و هر جای مقتضی با مردم صحبت کنند و علاوه بر این که مسائل روز را می گویند، مسائل اخلاقی و اعتقادی و تهذیب نفس را به مردم بگویند و مردم را هدایت کنند و در آخر منبر روضه را بخوانند و زیاد بخوانند، دو کلمه نباشد (همو: 15/ 331).
تکلیف آقایان است روضه بخوانند. تکلیف مردم است دسته های شکوهمند بیرون بیاورند؛ دسته های سینه زن شکوهمند. البته از چیزهایی که برخلاف [است]... پرهیز کنند (همو: 11/ 100).5. باید این نکته هم به مردم گفته بشود، تذکر داده بشود که آقا قضیه روضه خوانی قضیه این نیست که من یک چیزی بگویم و یکی هم گریه کند ... (همو: 8/ 529).
من نمی دانم کدام جانی یا جانی هایی، جنایت را به شکل دیگری بر حسین (علیه السلام) وارد کردند . ... و گفتند که حسین کشته شد برای آن که بار گناه امت را به دوش بگیرد! (مطهری، 1379: 127).
چرا ائمۀ اطهار(علیهم السلام) دستور دادند که برای حفظ این نهضت باید برای امام حسین (علیه السلام) گریه کرد؟ ... خیال می کنیم حسین بن علی (علیه السلام) در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند یا العیاذ باللّه حضرت زهرا (علیها السلام) بعد از هزار و سیصد سال، آن هم در جوار رحمت الهی، منتظر است که برای او گریه بکنند تا تسلّی خاطر پیدا کند (همو: 78).
در کتابی دیدم که نویسنده، مقایسه ای میان حسین (علیه السلام) و عیسی مسیح (علیه السلام) کرده بود. نوشته بود که عمل مسیحی ها بر عمل مسلمین (شیعیان) ترجیح دارد؛ زیرا آنها روز شهادت عیسی مسیح را جشن می گیرند و شادمانی می کنند؛ ولی اینها در روز شهادت
حسین (علیه السلام)، مرثیه خوانی و گریه می کنند! مسیحیان شهادت را موفقیت می دانند، ولی مسلمین، شهادت را شکست می دانند و چون شکست می دانند، گریه می کنند! ... جواب این است که دنیای مسیحی روی همان اعتقاد خرافی است که می گوید: عیسی، کشته شد تا بار گناه ما بریزد و اینهمان فرق اسلام و مسیحیت تحریف شده است که اسلام دین اجتماعی و مسیحیت، دینی برای اندرزهای اخلاقی است (همو: 128).
شهید مطهری می گوید: حادثۀ عاشورا، دارای دو بعد است: یکی جنایت و مظلومیت و دیگری حماسه، عزت و عظمت. دو صفحه هست: یکی سفید و نورانی و دیگری صفحه ای تاریک، سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر است و یا کم نظیر. در صفحۀ سیاه، یک جنایت و یک تراژدی، یک مصیبت و یک رثاست. این تاریخچه، یک صفحۀ دیگر هم دارد که قهرمان آن صفحه، حسین (علیه السلام) است. در آن صفحه، دیگر جنایت نیست، تراژدی نیست؛ بلکه حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلی حقیقت و انسانیت است، تجلی حق پرستی است. آن صفحه را که نگاه کنیم، می گوییم بشریت، حق دارد به خودش ببالد (محمدی ری شهری، 1388: 345).
چرا باید کربلا را از نظر مرثیه و رثا مطالعه کنیم؟ چرا باید جنایت های کربلا گفته شود؟ چرا باید حسین (علیه السلام) از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است، مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ ... باید اعتراف کنیم که یکی از جانی های بر حسین (علیه السلام) ما هستیم که از این تاریخچه، فقط یک صفحه اش را می خوانیم و صفحۀ دیگرش را نمی خوانیم (مطهری، 1379: 121- 125).
... روضه خوان فردی تریاکی بود و داستان پیرزنی را نقل می کرد که در زمان متوکل، می خواست به کربلا برود و جلوگیری می کردند. آن پیرزن را به دریا انداختند و طلب کمک از حضرت اباالفضل (علیه السلام) نمود. سواری آمد و گفت: رکاب اسب مرا بگیر. رکابش را گرفت. گفت: چرا دستت را دراز نمی کنی؟ گفت: من دست در بدن ندارم و همین موضوع باعث شد که مردم به شدتگریه کنند. مرحوم حاج شیخ محمدحسن، تاریخچۀ این قضیه را این طور نقل کرد: واعظ معروفی می گفت که من در مجلس عزاداری آخرین منبری بودم. منبری های دیگر می آمدند و هنر خودشان را برای گریاندن مردم، اعمال می کردند. دیدم
هر کس هنری داشت به کار برد تا اشک مردم درآید و من هم این قضیه را جعل کردم. عصر همان روز رفتم در مجلس دیگری که در چارسوق بود، دیدم آن که قبل از من منبر رفته، همین داستان را می گوید و کم کم آن را در کتاب ها هم نوشتند و چاپ هم کردند (همو: 49).
در منزل یکی از علمای بزرگ تهران، یکی از اهل منبر گفت: بعد از این که حضرت لیلا رفت در یکی از خیمه ها و موهایش را پریشان کرد تا برای سلامتی حضرت علی اکبر (علیه السلام) دعا کند، نذر کرد که اگر فرزندش در کربلا کشته نشود، از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد؛ یعنی نذر کرد که سیصد فرسخ راه را ریحان بکارد. اگر یک مسیحی یا یک یهودی یا یک آدم لامذهب، این قضایا را بشنود، آیا نخواهد گفت که تاریخ اینها، چه مزخرفاتی دارد؟ (همو: 25- 27).
اگر بخواهیم روضه های دروغی را که می خوانند، جمع آوری کنیم، شاید چند جلد کتاب پانصد صفحه ای بشود (همو: 18).
کتبی مانند روضة الشهدای ملاحسین کاشفی و اسرارالشهاده تألیف مرحوم ملاآقا دربندی دو مورد از منابع تحریف زا دربارۀ عاشورا هستند که به خاطر وجود چنین کتبی در دست مردم عوام باید به حال اسلام گریست (همو:95).
حقیقت این است که در این تقصیر هم خواص مسئول هستند و هم عوام. راجع به مسئول بودن و مقصر بودن خواص و علما شاید چندان احتیاجی به توضیح نباشد، ولی این را بدانید که تودۀ مردم هم در این مسائل شریک هستند؛ به همان اندازه و شاید بیشتر. آدم های عادی، حتی اگر درس نخوانده باشند و عربی و علوم و معارف اسلامی را هم بلد نباشند، وقتی در برابر این تحریف ها قرار می گیرند باید مجلس را ترک کنند (مطهری، نقل از (https://www.irna.ir/news/، تاریخ بازدید: 5/8/1398).
در عاشورا همان اندازه که تفسیر صحیح، سازنده و حیات بخش است، برداشت نادرست و منحرف و بدعت گذاری می تواند برای جامعه مخرب باشد و ما را از مسیر واقعی دور کند (مطهری، به نقل از ایرنا https://www.irna.ir/news/، تاریخ بازدید: 5/8/1398).
نمونه هایی از دروغ پردازی در خصوص عاشورا که از متن مصاحبۀ شهید مطهری گرفته شده را می توان به طور خلاصه شامل مواردی به شرح زیر مطرح نمود:الف) حضرت علی (علیه السلام) در حال سخنرانی بودند که برای فرزندش امام حسین (علیه السلام) درخواست آب نمود. حضرت ابوالفضل (علیه السلام) آب را تهیه کرد و امام علی (علیه السلام) به یاد حادثۀ کربلا افتاد. حضرت علی (علیه السلام) فقط در زمان خلافتش منبر می رفت، پس این حادثه در کوفه و بین سال 36 و 41 بوده است که امام حسین (علیه السلام) تقریباً 33 ساله و حضرت عباس (علیه السلام) نیز جوانی در حدود 15 سال بود.
ب) امام حسین (علیه السلام) هنگام خروج از شهر حجاز با جلال و شکوه فراوان خارج شد. بعد عده ای می گویند که عصر روز یازدهم چه حالی داشتند ... !
ج) موضوع برگزاری مراسم ازدواج قاسم 13 ساله در شرایطی که حتی خواندن نماز هم به سختی میسر بود، امکان پذیر نبوده و دروغ محض است.
د) می گویند که امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا سیصد هزار نفر را کشت. در بمباران اتمی هیروشیما سیصد هزار نفر کشته شد. چند روز پیش حساب کردم که اگر با شمشیر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، سیصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می خواهد. دیدند که جور درنمی آید، چه بکنند؟ گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بود! همچنین نوشته است: حضرت ابوالفضل (علیه السلام)، بیست و پنج هزار نفر را کشت یا جوی خون تا رکاب اسب او بالا آمد. حساب کردم شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد، اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود.
ه-) اربعین که می رسد، مردم این روضه را گوش می کنند که اسرا از شام که برمی گشتند، آمدند به کربلا و در آن جا با جابر ملاقات کردند. در صورتی که این مطلب جز
در کتاب لهوف که آن هم خود سید بن طاووس در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است، در هیچ کتابی نیست وهیچ دلیل عقلی هم قبول نمی کند.
و) موضوع آمدن حضرت امام حسین (علیه السلام) به بالین فرزندش حضرت زین العابدین (علیه السلام) و اعلام این که تمام افراد کشته شده و فقط خودشان زنده مانده اند، صحت ندارد؛ زیرا آن جناب از اول مقاتله تا وقت مبارزۀ پدر بزرگوارش، ابداً از حال اقربا و انصار و میدان جنگ خبری نداشت.
ز) هر چند تشنگی به حدی فشار آورد که امام حسین (علیه السلام) وقتی به آسمان نگاه می کرد، بالای سرش را درست نمی دید؛ هیچ گاه تقاضای عاجزانه ای برای درخواست آب از طرف او قابل پذیرش نیست.
ح) موضوع دزدی که بر سر راه زوار کربلا کمین کرده و به دلیل این که خواب او را فراگرفت، نتوانست به کاروان دستبرد بزند، یکی از دروغ هایی است که متأسفانه بارها مورد توجه تعدادی از مداحان قرار گرفته است. او در خواب دیده بود که قیامت برپا شد و او را کشان کشان به جهنم می بردند. چون کوچک ترین عمل صالح در نامۀ عمل او نبود، وی را به لبۀ پرتگاه جهنم بردند، ولی جهنم او را نپذیرفت؛ چون در کنار راهی خوابیده بود که در آن جا قافلۀ زوار می رفتند و گرد زوار بر لباس او نشسته بود. آیا مکتب حسین (علیه السلام) مکتب انسان سازی است یا مکتب گنهکارسازی؟
ط) در روز عاشورا که بعضی از یاران شهید شدند، شخصی بر مرکبی کوه پیکر سوار و نیزۀ هیجده ذرعی در دست آمد و بعد از جولان گفت: هر که مرا نشناسد، منم هاشم بن عتبة بن ابی وقاص. قصۀ مبارزه و کشته شدنش دروغ است؛ زیرا از شجاعان معروف و از ملازمان رکاب حضرت علی (علیه السلام) بود که او را مرقال (دلاورانه به میدان مبارزه می شتابد) می گفتند. او علمدار جنگصفین بود و در همان جا شهید شد. (www.heyat-ashoora.blogfa.com تاریخ بازدید: 5/8/1398).
بشم. مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش ابوالفضل (علیه السلام) به چشم هایش بوده؟ اصلاً شما مگر اباالفضل را دیده اید و می دانید چشمش چگونه بوده؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد. ... معارف شیعه را باید در همه سطوح عرضه کرد. از سطوح ذهن متوسط و عامی بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوف ها (مقام معظم رهبری، 1384).
خرافات بر سه اصل بی بنیادی، باطل بودن و خوش آمد مخاطب استوار است. خرافات در ذات خود غلوآمیز است. در عزاداری های چند سال اخیر بعضی از مداحان نادان در مدح ائمه از تعابیری همچون «حسین اللّهی» و «زینب اللّهی» و «لا اله الّا فاطمه» استفاده کرده اند که این تعابیر، تعابیری شرک آلود و منحرف و نوعی خرافه و غلو است. رهبر معظم انقلاب در جواب استفتاتی در این زمینه می فرمایند: از این گونه حرکات و ترویج این افراد و این گونه جلسات اجتناب شود (محمودی، 1386: 34).
... از برخی تعابیر دربارۀ ائمه نباید استفاده کرد. از تعابیری که هر شاعری چه شاعر درست و حسابی گوی و چه شاعر هرزه گوی، برای محبوب و معشوق خودش ذکر می کند، نباید استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعرای عزیز لفظ و معنا را برای بیان معرفتی که امروز جامعه ما نیاز دارد تا ازمکتب زهرا (علیها السلام) تعلیم بگیرد، به کار گیرند و آن را مداح با صدای خوش و آهنگ مناسب با این کار عرضه کند، یکی از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است (مقام معظم رهبری، 1380).
واقعه خوانی، تا حد ممکن باید متقن باشد (همو، 1380).
مداح ها بدانند چه می خوانند و چه می گویند. صدای خوش، تریبون خوب، اقبال فراوان ... شما چه می خواهید به مردم بدهید؟ این که من همیشه روی آن چه می خوانید و آن چنان که می خوانید در جلسه مداح ها و با ا فراد گوناگون تأکید می کنم به خاطر این حساسیت هاست (همو، 1384).
نباید بگذارید منبر ده دقیقه ای یا بیست دقیقه ای شما از معارف خالی باشد. در منبر
مداحی حتماً در اول، فصلی اختصاص بدهید به نصیحت با بیان معارف به زبان شعر. اصلاً رسم مداحی از قدیم این طوری بوده، الان یک مقدار آن رسم ها کم شده. مداح در اول منبر یک قصیده، یک ده بیت شعر، کمتر، بیشتر، فقط در نصیحت و اخلاق با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان می کرد. مردم هم می فهمیدند و اثر هم می گذارد (همو).
نه ما باید مسائل سیاسی را به کلی از حیطۀ حرف و گفت و تلاش و مجاهدت تبلیغی خودمان خارج کنیم، آن چنان که دشمنان روی آن ده ها سال سرمایه گذاری کردند و نه از این طرف باید بیفتیم که تصور کنیم همۀ منبر، همۀ تبلیغ، همۀمخاطبه با مردم و با مؤمنین فراموش شود. کار واجب تر سیراب کردن دل و جان و فکر شنونده است (همو).
متأسفانه بعضی مداحان ناآگاه کلماتی را به کار می برند که از مصادیق بارز وهن شیعه است و با صفات متعالی ائمه که شیعیان خود را بزرگ می داشتند، ناسازگار است. رهبر معظم انقلاب می فرمایند: از این گونه حرکات و ترویج این افراد و این گونه جلسات اجتناب شود (محمودی، 1386: 37).
رهبر انقلاب در جواب مداحی که در حضور ایشان همین موضوع نجات محب اهل بیت در شعری خوانده بود، فرمودند: شعری که الان برادرمان خواندند، مضمون درستی نیست که ما بگوییم چون شیعه و محب هستیم، اگر گناه هم کردیم، خدای متعال ما را مجازات نمی کند (مقام معظم رهبری، 1382).
امروز دست هایی برای ایجاد شکاف بین فرقه های مسلمان وجود دارد؛ کسانی که این تلاش را می کنند، نه این طرف را قبول دارند نه آن طرف را. مراقب باشید با دست های خبیثی که در اصل از طرف همان مراکز استکباری و استعماری هدایت می شوند همکاری نکنید (همو، 1381).
ایشان با اشاره به راهبرد حضرت امام خمینی در ا تحاد مسلمین اعلام می کنند که مروجین اختلاف امت اسلام را از میان خود طرد کنید: یک عده چرا نمی فهمند؟ امام بزرگوار ما که منادی اتحاد بین مسلمین بود، از همه اینهایی که مدعی اند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه بیشتر بود. او بهتر می فهمید ولایت را یا فلان آدم
عامی که حالا به اسم ولایت کارهای خلاف می کند؟ حرف های بی ربط می زند در مجالس عام و خاص؟ وحدت را حفظ کنید. اگر دیدید در جامعه بین شما کسانی هستند که عکس این رفتار می کنند، آنها را طردشان کنید. مخالفت خودتان را به آنها ابراز و اعلام کنید. اینها ضرر می زنند، ضربه به اسلام و تشیع می زنند (همو، 1386).
دشمنان اسلام می کوشند تا با به انحراف کشیدن نهضت عاشورا، روح سرزندۀ آن را بگیرند. تحریف حماسۀ عاشورا باید زدوده شود. نگذارید مفاهیم و کارهای تحریف آمیز و غلط، چشم ها و دل ها را از چهرۀ مبارک و منور سیدالشهدا منصرف کند (همو، 1384).
رقابت های شدیدی که گاهی بین گروه ها و هیئت های مذهبی ایجاد می شود، متداخل شدن مراسم با غلو، خرافات و امور ناصحیحی از فرهنگ عمومی و بیان تعابیر نامناسب برای ائمۀ اطهار(علیهم السلام) هستند که بایستی از آنها اجتناب شود (همو، 1384).
فراهم آوردن آزار و اذیت هایی برای دیگران، به طور مثال از طریق صدای بلندگو، بسته شدن خیابان و... که اگر زیاد تکرار شود، ممکن است افرادی را منزجر کند... از ایجاد صداهای بلند و عزاداری در ساعات پایانی شب، نهی گردیده است (همو).
من شنیده ام در مواردی از آهنگ های نامناسب استفاده می شود. مثلاً فلان خوانندۀ طاغوتی یا غیرطاغوتی شعر عشقی چرندی را با آهنگی خوانده، حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین (علیه السلام) و برای عشاق او آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن. این خیلی بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد (همو).
... حالا مداح یا خوانندۀ ما به تقلید _ آن هم غلط _ آهنگ غربی یا آهنگمجالس لهو را در مجلس ایمان و در مجلس معنویت تکرار کند، این درست نیست؛ این غلط است (همو، 1386).
درست، لفظ خوب و مضمون حقیقی متناسب با نیاز _ کامل باشد، بهترین وسیله برای تبیین است و تأثیرش از منبر و درس فقهی ای که ما می گوییم بیشتر است (همو، 1380).
گاهی کلمات مدح آمیزی از ائمه(علیهم السلام) پشت سر هم می آوریم که نه دست مستمع به عمق این کلمات می رسد، نه با فهمیدن آن کلمات چیزی بر معرفت او اضافه می شود. اینها ارزش چندانی ندارد. گاهی مداحی درس هایی از زندگی فاطمه زهرا (علیها السلام)، امیرالمؤمنین و امام حسین را به ما منتقل می کند؛ در نتیجه راه ما روشن می شود (همو).
چنانچه مداح و خواننده ما و ستایش گر اهل بیت(علیهم السلام) از کسانی که خودشان غرق در حیرت و بدبختی اند و در وادی حیرت و سردرگمی شیطانی و نه حیرت رحمانی هستند، این کار شریف و پاکیزه و مقدس را الگوگیری کند، این کار ناسزاوار است؛ کار ناشایستی است (مقام معظم رهبری، 1387 به نقل از سایت تسنیم به آدرس tasnimnews تاریخ بازدید: 5/8/1398).
به نیاز امروز جامعۀ اسلامی نگاه کنید، ببینید جوان ها و جامعۀ ما در کشاکش توفان های گوناگون تهاجم سیاسی و فرهنگی و انواع و اقسام تلقیناتو تبلیغات، به نگاه نو، به روحیۀ سرشار از امید، به دل لبالب از اطمینان به آینده، فهمیدن راه روشن احتیاج دارد. این را همه باید انجام دهند؛ هر کسی به یک نحوی. شما می توانید سهم وافری در این زمینه داشته باشید. امیدواریم انجام دهند (مقام معظم رهبری، 1387 به نقل از سایت تسنیم به آدرس tasnimnews تاریخ بازدید: 5/8/1398).
بر اساس نتایج حاصله از منابع مطالعه شده، تعداد 35 زیرمقوله شناسایی شد.
جدول 2. فهرست کدهای شناسایی شده(زیرمقولات)
عکس
منبع: یافته های پژوهش
عکس
گام دوم. پس از شناسایی و دسته بندی کدها و مضامین پایه به شناسایی و تبیین مقولات یا مضامین سازمان دهنده پرداخته شد. پس از مصاحبۀ عمیق با گروه کانونی که شامل ده نفر از محققان و متخصصان بوده و هر مصاحبه به میزان تقریبی 1 تا 5/1 ساعت به طول انجامید، تعداد 35 زیرمقولۀ حاصله با استفاده از شبکۀ مضامین در قالب هشت مقوله دسته بندی شدند.
جدول 3: فهرست نهایی مقولات و کدهای شناسایی شده(زیرمقولات)
عکس
منبع: یافته های پژوهش
گام سوم. تبیین ابعاد مدل و ارائۀ آن در قالب متغیر، ابعاد و مقولات: پس از ترکیب
کدها و استخراج مقولات، ترکیب مقولات و استخراج ابعاد، با ترسیم شبکۀ مضامین، مدل نهایی ارائه شد. با توجه به نتایج حاصل از گام اول و دوم و تحلیل نهایی مضامین، مدل پژوهش به شرح زیر ارائه می گردد:
جدول 4: فهرست نهایی ابعاد و مقولات
عکس
منبع: یافته های پژوهش
این پژوهش با هدف شناسایی آسیب های عزاداری عاشورا و ارائۀ مدلی بر اساس آموخته های برگرفته از فرمایشات حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری با روش مضمون شناسی بود. ابتدا به تبیین تعدادی ازفرمایشات حضرت امام خمینی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) با مراجعه به کتب و سایت های اینترنتی پرداخته شد. تعداد مشارکت کنندگان در پژوهش به منظور اظهارنظر در خصوص مدل و اجزای آن شامل ده نفر از اساتید دانشگاه و روحانیون و شخصیت های مذهبی بودند که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. این گروه در سه جلسه به صورت مجزا به پژوهشگران کمک کردند تا طی سه مرحله(مفهوم سازی، مصاحبه و تهیۀ گزارش) فرایند ارزیابی، شناخت و دسته بندی مفاهیم مربوط به مدل را پس از استخراج کدهای حاصل از تم شناسی تکمیل نمایند. هر جلسه بین 5/1 تا 2 ساعت به طول انجامید. با ارزیابی منابع و کتب منتشر شده مبنی بر آسیب شناسی عزاداری؛ تعداد 35
کد شناسایی شد. سه نفر در خصوص اعتبار منابع اظهارنظر نمودند و تعداد دو نفر از افراد متخصص در خصوص تناسب شاخص های مورد بررسی اظهار نظر نمودند که میزان توافق بین آنها با استفاده از ضریب کاپای کوهن برابر 74/0 تشخیص داده شد.
کدهای مستخرج از پژوهش به شور گذاشته شده و در قالب هشت مقوله با عناوین ضعف آگاهی، عدم درک دقیق، بروز خرافات، دروغ پردازی و گزافه گویی، برخورد تک بعدی و ضعیف، برخورد احساسی، نقش ضعیف مردم و علما و بالأخره نقش مداحان دسته بندی شدند. مقولات حاصله در دو بعد شناختی _ معرفتی و اجرایی _ عملکردی دسته بندی گردیده و بر این اساس مدل نهایی مبنی بر دو بعد، هشت مقوله (مضمون سازمان دهنده) و 35 زیرمقوله(مضمون پایه) ارائه شد.
با توجه به نتایج حاصله پیشنهادات زیر مطرح می شود:1. آموزش مستمر مداحان، مردم و علما از طریق منابع معتبر و استفاده از امکانات موجود اعم از کتب، نشریات، صدا و سیما و ... مورد توجه جدی قرار گیرد.
در معرفی چهرۀ واقعی قیام عاشورا و اهداف و فلسفۀ آن تلاش جدی صورت گیرد و در این زمینه به نشر کتب، برگزاری همایش ها و تهیۀ فیلم و ... پرداخته شود.
هر گونه تخلف در جهت خنثی سازی نقش کربلا یا کم رنگ شدن قیام حسینی مورد پی گیری جدی واقع شود.
جلسات و برنامه های عزاداری نه تنها با محوریت عزاداری و گریه، بلکه با رویکرد معرفت افزایی مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
در عزاداری ها بر لزوم برگزاری نماز و برپاداشتن شعائر دینی بیش از گریه و اقامۀ عزا به تنهایی تأکید شود. هر چند گریه و عزاداری از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار است، اما تمام اقدامات هیئات و دسته های سینه زنی و زنجیرزنی نباید به همین موارد منتهی شود؛ بلکه بر افزایش معارف مردم درباره عاشورا و قیام کربلا بیش از عزاداری و گریه تأکید شود.
_ آقاجانی قناد، علی (1382ش)، بنیادها و آسیب های عزاداری امام حسین (علیه السلام)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول.
_ __________________ (1383ش)، «فرهنگ عاشورا، آسیب ها و تحریف ها»، ماه نامه بازتاب اندیشه، شماره پیاپی 59 و 60، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ص96- 98.
_ اکبری، محمود (1384ش)، ره توشه زیارت، تهران، نشر شهاب الدین، چاپ دوم.
_ امیرحسینی، ملیحه؛ نسرین کریمی (1395ش)، «نقد و بررسی مشروعیت و استحباب عزاداری امام حسین (علیه السلام) و آسیب شناسی شبهات آن»، فصل نامه مطالعات فقهی و فلسفی، ش20، قم، دانشگاه آزاد اسلامی، ص31-53.
_ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان و ذاکران اهل بیت(علیهم السلام)، 5/5/1384.
_ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان در سالروز ولادت حضرت زهرا (علیها السلام)، 18/6/1380.
_ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان و ذاکران اهل بیت(علیهم السلام)، 28/5/1382.
_ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مداحان اهل بیت(علیهم السلام)، 7/6/1381.
_ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مداحان و ذاکران اهل بیت(علیهم السلام)، 14/4/1386._ پایگاه اطلاع رسانی هیئت عاشورای شهرستان پیشوا (1397)، «تحریفات عاشورا در اندیشۀ شهید مرتضی مطهری»، به نقل از: www.heyat-ashoora.blogfa.com. تاریخ بازدید: 5/8/1398.
_ حاجی زاده، ابراهیم؛ محمد اصغری (1397ش)، روش ها و تحلیل های آماری با نگاه به روش تحقیق در علوم زیستی و بهداشتی، تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ دوم.
_ حسینی، مریم (1394ش)، معرفی روش گروه کانونی و کاربرد آن در تحقیقات، تهران،
انتشارات و اطلاع رسانی مرکز پژوهش و سنجش افکار، چاپ اول.
_ خبرگزاری تسنیم (1397)، صد توصیه مقام معظم رهبری به مداحان، نقل از سایت https://www.tasnimnews.com، تاریخ بازدید: 5/8/1398).
_ خبرگزاری ایرنا (1398)، بیان صریح مطهری دربارۀ تحریف کنندگان عاشورا، نقل از https://www.irna.ir/news/، تاریخ بازدید: 5/8/1398.
_ خمینی، سید روح الله (1385ش)، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
_ روزنامه رسالت شماره 6345، تاریخ 30 دی 1386، آسیب شناسی هیئات مذهبی و مراسم های عزاداری در محرم و نظارت جامعۀ علمی بر مداحی ها و مرثیه سرایی ها، به نقل از: https://www.magiran.com/article/، تاریخ بازدید: 5/8/1398.
_ صالحی، پیمان؛ مهدی اکبرنژاد (1395)، «آداب و اهداف سوگواری معصومین(علیهم السلام) بر سیدالشهدا (علیه السلام)»، پژوهشنامه معارف حسینی، ش3، ص6-37.
گال، مردیت و بورگ؛ جویس والتر و گال (1383ش)، روش های تحقیق کمی_ و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی، ترجمه: احمدرضا نصر و حمیدرضا عریضی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ اول.
_ محمدی ر ی شهری، محمد (1388ش)، دانش نامه امام حسین (علیه السلام)، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، چاپ اول.
_ محمودی، سیدمحسن (1386ش)، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ورامین، انتشارات علمی و فرهنگی صاحبالزمان (عج الله تعای فرجه و الشریف)، چاپ دوم.
_ مطهری، م--رتضی (1368ش)، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا.
_ ________________ (1379ش)، حماسه حسینی (ج1)، تهران، انتشارات صدرا.
_ معتمدنژاد، کاظم (1382ش)، روزنامه نگاری با فصلی جدید در بازنگری روزنامه نگاران معاصر، تهران، نشر سپهر، چاپ پنجم.
_ Brawn, V. & Clarke, V. (2006). “Using thematic analysis in psychology”, Qualitative Research in Psychology, Vol. 3, No. 2, P. 77-101.
_ Cohen, L. & Manion, L. (1986). Research Methods in Education. London, Routledge.
_ King, N., & Horrocks, C. (2010). Interviews in qualitative research. London: Sage.
_ Kitzinger, J., Barbour, R.S. (1999). Introduction: the challenge andpromise of focus groups. In: Barbour, R.S., Kitzinger, J. (Eds.), Developing Focus Group Research. London: Sage Publications,
_ Morgan, D.L. and Kreuger, R.A. (1993). When to use focus groups and why. in Morgan D.L. (Ed.) Successful Focus Groups. London: Sage.
_ Thomas David. (2003). A general inductive approach for qualitative data analysis. New Zealand: university of Auckland.
دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
تفاهم نامه همکاری های مشترک فرهنگی بین مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک و مؤسسه پژوهش نامه معارف حسینی در بهمن ماه 1398 منعقد شد. این تفاهم نامه در حوزه های مرتبط کاری به ویژه در زمینه های توسعه و ترویج فرهنگ معارف حسینی به منظور پیشبرد فرهنگ و هنر ایرانی _ اسلامی، به امضا رسید.
امضای این تفاهم نامه با حضور دکتر غلامرضا خواجه سروی مدیر عامل مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک و دکتر محمدحسین مردانی نوکنده مدیر عامل مؤسسه پژوهش نامه معارف حسینی در مؤسسه ملک، در تهران انجام شد. تشویق پژوهشگران برای انجام پروژه های تحقیقاتی در حوزه رساله های خطی مربوط به فرهنگ و هنر ایرانی _ اسلامی به ویژه با رویکرد فرهنگ و معارف حسینی و برگزاری نشست های علمی، هنری، سمینار، نمایشگاه ها و سخنرانی های آموزشی و پژوهشی در زمینه آثار مربوط به فرهنگ حسینی، از جمله محورهای این تفاهم نامه است.
همچنین می توان از تبادل انتشارات تخصصی هر دو طرف، مربوط به میراث مکتوب ایرانی _ اسلامی و فرهنگ حسینی و همکاری در زمینه تبادل اطلاعات در حوزه های مشترک به ویژه آثار و پژوهش های مربوط به فرهنگ حسینی، به عنوان دو محور دیگر تفاهم نامه این دو مجموعه فرهنگی نام برد.
همکاری های مشترک فرهنگی در زمینه نشر متون و آثار مربوط به میراث فرهنگی و هنر حسینی به ویژه درباره نشر و بازنشر متون نیز از جمله موضوعات تفاهم نامه مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک و مؤسسه پژوهش نامه معارف حسینی است.
کتابخانه و موزه ملی ملک توسط حاج حسین آقاملک در سال 1316 خورشیدی بر بارگاه ملکوتی امام رضا (علیه السلام) وقف شده است و به عنوان بزرگ ترین موقوفه فرهنگی آستان قدس رضوی در پایتخت با همکاری مراکز مختلف فرهنگی در مسیر تحقق هدف اصلی بنیانگذار و واقف این مجموعه، یعنی تعالی فرهنگ و ترقی معارف در گستره فرهنگ و هنر اسلامی _ ایرانی فعالیت می کند.
در حال حاضر این موقوفه همه روزه به جز جمعه ها و تعطیلات رسمی، از ساعت 8:30 تا تا 16:15 (پنج شنبه ها تا ساعت 15:15) به نشانی تهران، میدان امام خمینی، سردر باغ ملی، خیابان ملل متحد (میدان مشق)، پذیرای اهل علم و هنر است.
دکتر محمدرضا فخر روحانی(1)
سیر مطالعاتی مقاتل امام حسین (علیه السلام)، مهدی پیشوایی و همکاران، قم، دفتر مقتل جامعه ایمانی مشعر، 1398ش، 111ص.
کتاب مورد بررسی به بازخوانی و تلخیص 23 عنوان از مهم ترین منابعی می پردازد که یا مقتل هستند و یا جنبه های مقتلی در آنان بسیار پررنگ است. در تهیه این مجموعه، افزون بر آقای مهدی پیشوایی، آقایان محمد هادی یوسفی غروی، محمدرضا جباری و محمدحسین رجبی نیز همکاری داشته اند. هدف از تهیه این مجموعۀ کوچک، آشنا کردن جامعه مداحان کشور با گستره ای از مقاتل است که هر مطلبی به دستشان می رسد، در برنامه های خود بازگو نکنند.
البته این پرسش مهم همچنان باقی است که مداحان محترم تا چه اندازهمجدانه در پی ارتقا بخشیدن به سطح معلومات تخصصی خود بوده اند؟ دلیل این پرسش این است که گاه صحنه هایی نادرست و ساختگی که به واقع موجب وهن شخصیت حضرت امام حسین (علیه السلام) و اصحابشان است در گفتار برخی از آنان مشاهده می شود.
1) . استادیار دانشگاه قم (Abumahdi1061@gmail.com)
کتاب مورد نظر دارای مقدمه ای کوتاه و هفت فصل است. در هر فصل چند کتاب و هر کتاب در حدود سه صفحه برای خوانندگان معرفی شده است. در «دوره پیش نیاز» به این کتاب ها پرداخته شده است: لؤلؤ و مرجان از میرزا حسین نوری، آیینه بی غبار، از سید مهدی حسینی رکن آبادی و کامل الزیارات تألیف جعفر بن محمد بن قولویه قمی.
در «دوره مقدماتی»، این کتاب ها معرفی شده اند: گزیده تاریخ قیام و مقتل جامع حضرت سید الشهداء از مهدی پیشوایی، تاریخ زندگانی امام حسین (علیه السلام) از سید هاشم رسولی محلاتی، مثیر الاحزان جعفر بن محمد ابن نما الحلی، و لهوف از سید بن طاووس الحلی.
در «دوره متوسطه»، این کتاب ها دیده می شوند: شهادت نامه امام حسین (علیه السلام) که زیر نظر محمد محمدی ری شهری جمع آوری شد. منتهی الامال مرحوم شیخ عباس قمی، لواعج الاشجان فی مقتل الحسین از سید محسن الامین العاملی و آغاز نهضت: تحلیلی از دوران حضور امام حسین (علیه السلام) در مکه نوشته نجم الدین طبسی.
در دوره پیشرفته، عناوین زیر به بررسی و تلخیص گذاشته شده اند: الارشاد نوشته محمد بن محمد بن نعمان البغدادی معروف به شیخ مفید، قمقام زخار و صمصام بتار نوشته فرهاد میرزا قاجار، مقتل الحسین نوشته سید عبدالرزاقالموسوی المقرم النجفی، و وقعة الطف نوشته ابو مخنف الکوفی.
در آن چه دوره پژوهشی نام گرفته است، تنها دو کتاب معرفی شده اند که عبارتند از تاریخ سید الشهداء نوشته عباس صفایی حائری و تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء که زیر نظر مهدی پیشوایی گردآوری شد. این کتاب در این جا برای بار دوم مطرح شده است و معلوم نیست که چرا کتابی که قبلا در دوره «مقدماتی» معرفی شده بود، در دوره پژوهشی نیز معرفی شده است.
آخرین بخش کتاب، «ملحقات» نام دارد که شش کتاب در آن مطرح شده اند. این ها عبارتند از عاشورا نوشته سعید داودی و مهدی رستم نژاد، ارزیابی انقلاب امام حسین (علیه السلام) از عالم لبنانی محمد مهدی شمس الدین، آذرخش کربلا نوشته محمدتقی مصباح یزدی، بررسی تاریخ عاشورا" از محمد ابراهیم آیتی، و ابصار العین فی انصار الحسین
از محمد طاهر السماوی.
با وجود زحماتی که برای تهیه این کتاب کشیده شده است که ان شاء الله همه مأجور خواهد بود، اما مبنای این تقسیم بندی ها به روش علمی در مقدمه گفته نشده است. جای شگفتی است که چرا کتاب کامل الزیارات با داشتن بیش از 80% روایت صحیح السند در «دوره پیش نیاز» مطرح شده، اما در «دوره پژوهشی» کتاب هایی که مطرح شده اند، هرگز از نظر وثاقت به کامل الزیارات نمی رسند.
امید است جامعه مداحان کشور که مخاطبان این کتاب را تشکیل می دهند، از این منابع بهره مند شوند.
فراخوان نگارش مقاله برای فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی
با توجه به اهمیت و تأثیر عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در جوامع بشری به ویژه جامعه امروز اسلام، جمعی از دردمندان صاحب قلم و اندیشمند که ترکیبی از اساتید حوزه و دانشگاه هستند، با نیتی الهی و به دور از نگرش های سیاسی و زودگذر، بر آن شدند که انتشار فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی را با رویکردی علمی در مرحله اول برای مخاطبان داخل کشور و در گام بعدی برای دنیای اسلام آغاز نمایند.
فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی ضمن قدردانی از تلاش های صورت گرفته در تبلیغ و ترویج فرهنگ حسینی، درصدد است در حوزه های ذیل به ترویج و گسترش فرهنگ حسینی بپردازد:
شخصیت و ویژگی های سیدالشهداء (علیه السلام) به عنوان امام، اسوه و الگو
معارف و احادیث گزارش شده از امام حسین (علیه السلام) یا مرتبط با ایشان
تبیین تاریخی و تاریخ تحلیلی نهضت عاشورا و حماسه کربلا
سیره و سبک زندگی سیدالشهداء (علیه السلام)
تحلیل عصری و روزآمد از سیره حسینی و نهضت عاشورا
معرفی توصیفی، تحلیلی و انتقادی منابع و مصادر مرتبط با امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا
ادب و هنر عاشورایی
سایر موضوعات مرتبط با معارف حسینی
از تمامی علاقه مندان و نویسندگان محترم درخواست می شود که مقالات علمی خود را بر اساس فرمت تعریف شده نشریه، به سامانه فصل نامه ارسال نمایند.
ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین *** یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین
حق اشتراک سالیانه 000/200/1 ریال
هزینه اشتراک فصل نامه را به شماره حساب 0111650896001 بانک ملی به نام کانون فرهنگی تبلیغی فرات واریز نمایید.
آدرس پستی مجله: خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم، پلاک 16، طبقه سوم، فصل نام پژوهش نامه معارف حسینی کدپستی: 1735813677
تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235
فرم اشتراک فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی
مشخصات متقاضی
نام خانوادگی:.............................................. نام: ....
جنسیت: زن £ مرد £ _ میزان تحصیلات:............... رشته تحصیلی: ...
شغل:...................... تاریخ و شماره فیش بانکی:.................................... مبلغ واریز شده:
متقاضی اشتراک از شماره:........ آدرس پستی و کد پستی: ................
............................................................... صندوق پستی:........................................ تلفن: ........ همراه: ..........................................................
امضای متقاضی
مشخصات مؤسسۀ متقاضی دریافت فصل نامه
نام مؤسسه:..................................... واحد درخواست کننده: . آدرس پستی: ..................................................... ................................................................
صندوق پستی:..................تلفن:..................... همراه: ....
تاریخ و شماره فیش بانکی: ........................................... مبلغ واریز شده: ...................................................
امضای مسئول و مهر مؤسسه
Journal of Husayni Research Studies
Vol. 5, No.17, Spring 2020
Journal of Husayni Research Studies is credited with being the first Iranian quarterly journal of research papers in the realm of Husayni, particularly Ashura, studies. Although published mainly in Persian, the scope of papers published in it is by no means limited to Iran and/or the Persian language; it is international in both scope and theme.
Proprietor and founder: Dr. Muhammad-Husayn Mardani Nowkandeh Editor-in-Chief: Dr. Sayyid Muhammad-KazemTabataba'ie
Editorial Board:
Dr. Najaf Lakzayi, Baqir al-Ulum University, Qum
Dr. Hosein Khnifar, University of Tehran
Dr. Mojtaba Rahmandoust, University of Tehran
Dr. Ali Hajikhani, Tarbiat Modarres University
Dr. Ali Bayat, University of Tehran
Dr. Nasser Rafi'i-Muhammadi, Al-Mustafa International University
Dr. Gholam-Reza Khoshfar, University of Golestan
Dr. Muhammad-Reza Sangari, Institute of Islamic Culture and Thought
Dr. Mohammad Ranjbar Hosseini, Quran and Hadith University
Dr. Muhammad-Reza Fakhr-Rohani, University of Qum
Dr. Mahdi Mardani (Golestani), Quran and Hadith University
English sections: Dr. Muhammad-Reza Fakhr-Rohani
Contact information
Telefax: +98-21-43855828
Mailing address: Journal of Hussaini Reaserch Studies, Floor 3 No 16.9th Alley, Shahid Hadi Banayist, Piruzi Ave., Tehran 1735813677
http://www.maarefehosseini.ir
Ayate.boostan@gmail.com
An Analysis of the Quranic Adoptions in the Damascus Harangues of Zaynab bt. Ali
Dr. Muhammad Ranjbar Husayni Maryam Islamipour Khtbahsara
The permanence of Imam al-Husayn's revolt and defamation of the Umayyad hegemony owe a lot to the lady Zaynab's harangues in Damascus. Drawing on the Quranic verses, she disclosed people's breaching their covenants with Imam al-Husayn, she defamed the Umayyads. The present paper clarifies that her harangues manifested that Yazid and his associates were guilty, tyrant, and slayers of the oppressed people, hence deserving defamation in this world and the hellfire punishment in the hereafter. Such a respite given to them was certainly was never to their good and benefit, rather it led to their defamation and the afterlife chastisement.
Keywords: Zaynab bt. Ali, the Damascus harague, Quranic adoptions, the Imam al-Husayn's revolt.
A Reconsideration of Ashura Historiography
and its Spread in the 4th/ 10th Century
Dr. Hoseyn Poorahmadi Sina Mirshahi
Ashura historiography is one of the reasons for permanence of Imam al- Husayn's heart-rending martyrdom. The 2nd/8th century is credited with inception of the Ashura historiography, a movement that continued well into the 4th/10th century when it reached its zenith. Certain other factors influenced this trend, e.g., the emergence of Shiite learning centers in Qum, ulema-centered academia, ans the development of Persian maqtals.
Keywords: Ashura historiography, the Buyids, mourning ceremonies, Shiite ulema.
Reflections on the Achievements of Imam al-Husayn's Sacrifice as Represented in Two Ashura-oriented Poems of Sayyid Abbas Shubbar and Khushdel Tehrani
Fereshteh Saffari
Dealing with the grand Ashura episode in all its aspects has received many recent developments and has resulted in many differences compared with what used to be done on it in the bygone times. Contemporary marthiyas show themselves in their entirety to exert influences on the audience with the rigor of the matchless task undertaken by Imam al-Husayn. They try to convey the outcome of Imam al-Husayn's sacrifice. The present paper makes a selection of some literary data as produced by Sayyid Abbas Shubbar and Khoshdel Tehrani and approaches them on a lexical and phrasal level. The data reveals and highlights Husayni perseverance, noblility, sublimity, and other positive traits.
Keywords: Husayni sacrifice, Ashura poetry, Sayyid Abbas Shubbar, Khoshdel Tehrani.
Lamenting and Mourning Imam al-Husayn's Afflictions: Shiite vs. Wahhabi Views Contrasted
Arash Vujud
Dr. Gholamreza Ibrahimzadeh Rajayi
An aim of mourning Imam al-Husayn and shedding tears in his favor is simply for universalizing the voice of his oppressedness. Other than manifesting people's ardent feelings and reactions in the face of the tragedy that took place. This stands in stark opposition against what some people like Ibn Taymiyyah and the Wahhabis accuse the Shiites of. Shiism is marked by its insistence on shedding tears for Imam al-Husayn.
Keywords: Imam al-Husayn, Shiism, Wahhabis, mourning, shedding tears.
Imam al-Husayn's Discourses on Imam al-Mahdi
Azadeh Ibrahimi Fakhkhari
Ashura has since been an apex of the Islamic and Shiite history for which it always deserves several comprehensive studies. Among what deserves rapt attention once can point to the discourses of Imam al-Husayn. Likewise, his statements about Imam al-Mahdi and is re-appearance are of high significance. In his remarks, Imam al-Husayn highlighted certain characteristics of Imam al-Mahdi, the signs of his re-appearance, and the grandeur of the coming of the Promised Savior, i.e., Imam al-Mahdi, for both Shiites and people of other religions in the world.
Keywords: Imam al-Husayn, Mahdism, the Minor Occultation, the Major Occultation.
Problems and Prospects of Mourning the Ashura Tragedy in the Words of Imam Khomeini, Ayatollah
Motahhari, and Ayatollah Khamenei
Ali Mir
Siyamak Baharvand
The present research is concerned with analysing the dangers that threaten the Ashura commemorations, as highlighted in the discourses of Imam Khomeini, Ayatollah Motahhari, and Ayatollah Khamenei. Conducting this study involved ten teachers in the university and hawzah, then a set of questionnaires were distributed among them. In them, thirty-five concepts were ranked in one of the eight categories. Concepts were classified according to being doctrinal/epistemological administrative/ performance-oriented.
Keywords: Mourning, problems, Ashura
and