پژوهش نامه معارف حسینی 14 نخستین فصلنامه تخصصی امام حسین علیه السلام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

فصل نامه علمی _ تخصصی

سال چهارم، شماره 14، تابستان 1398

صاحب امتیاز و مدیرمسئول: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده

سردبیر: دکتر سید محمدکاظم طباطبایی

مدیر داخلی: غفار عموزاده آرائی

مدیر اجرایی: دکتر حسین قلندری

ویراستار فارسی: سعید صناعتی

مترجم و ویراستار انگلیسی: دکتر محمدرضافخرروحانی

طراح جلد: حسن فرزانگان

صفحه آرا: علی قنبری

مدیر روابط عمومی: علیرضا شابدین

لیتوگرافی، چاپ و صحافی: مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی

هیئت تحریریه: دکتر نجف لک زایی استاد دانشگاه باقر العلوم(علیه السلام)

دکتر مجتبی رحماندوست دانشیار دانشگاه تهران

دکتر ناصر رفیعی محمدی دانشیار جامعة المصطفی العالمیه

دکتر علی بیات دانشیار دانشگاه تهران

دکتر علی حاجی خانی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

دکتر غلامرضا خوش فر دانشیار دانشگاه گلستان

دکتر محمدرضا سنگری استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

دکتر مصطفی دلشاد تهرانی استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

دکتر محمد رضا فخر روحانی استادیار دانشگاه قم

دکتر مهدی مردانی(گلستانی) استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری

نشانی پستی: گرگان _ صندوق پستی853-49175، فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی

کدپستی: 4916935379

نمابر: 32131590-017 همراه: 09113701235

ایمیل فصل نامه: ayate.boostan@gmail.com http://www.maarefehosseini.ir

شمارگان: 1200 نسخه بها: 000/125 ریال

این فصل نامه با همکاری اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان منتشر می گردد.

اشاره

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی نشریه ای با موضوع مطالعات اسلامی (با تمرکز بر معارف امام حسین(علیه السلام)) به زبان فارسی و گستره سراسری و نوع انتشار مجله ای به شماره ثبت75858 فعالیت خویش را با رویکرد علمی _ تخصصی آغاز نموده است.

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی در پایگاه های زیر نمایه می شود:

1.

بانک نشریات کشور www. magiran. ir

2.

مرکز اطلاعات و مدارک علمی جهاد دانشگاهی www. sid. ir

3.

پایگاه مجلات تخصصی نور www. noorrmags. ir

4.

پرتال جامع علوم انسانی _ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

5.

پایگاه نشریات علمی _ تخصصی دانشگاهی ایران (پانتا)

6.

کتابخوان همراه پژوهان @pajoohaan_ir

مشاور عالی:

حجت الاسلام نورالله ولی نژاد

مشاوران علمی فصل نامه در عراق:

1.

شیخ علی الفتلاوی (مدیر کتابخانه حرم امام حسین(علیه السلام) در کربلا)

2.

دکتر محمد حسین علی (دانشگاه کربلا)

3.

دکتر سید حسن عیسی الحکیم (دانشگاه کوفه)

4.

دکتر هادی التمیمی (الجامعة الاسلامیة نجف اشرف)

5.

دکتر سید سلمان هادی آل طعمه (پژوهشگر کربلا)

6.

سید یونس الموسوی (حرم حضرت ابوالفضل(علیه السلام))

7.

سید حیدر غازی جاسم الموسوی (دانشگاه بابل، مؤسسه ترجمه الکفیل)

شیوه نگارش و چگونگی پذیرش مقاله در آیت بوستان- پژوهش نامه معارف حسینی

مقاله باید حاصل پژوهش علمی در یکی از موضوعات مرتبط با معارف حسینی باشد.

هیئت تحریریه در رد پذیرش و ویرایش مقاله ها آزاد است.

تقدم و تأخر چاپ مقاله ها با بررسی و نظر هیئت تحریریه مشخص می شود.

مسئولیت درستی مطالب مندرج در مقاله به عهده نویسنده است و فصلنامه آیت بوستان هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.

در هر مقاله ، فاصله خطوط 1 ، حاشیه از دو طرف 4 و از زیر و زبر 5 سانتی متر باشد و هر مقاله باید حداکثر 18 صفحه A4 ( با قلم نازنین (12) و برپایه دستور خط مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (www.persianacademy.com) نگاشته شود.

مقالات باید در محیط Word 2000 / 2003 XP حروف چینی و به دفتر فصلنامه ارسال شود.

در صفحه عنوان ، به ترتیب ، عنوان مقاله نازنین (15 زیر عنوان نازنین (13) ، نام نویسنده / نویسندگان (نازنین) (13) ، رتبه علمی و نام دانشگاه یا سازمان وابسته همان قلم) ، چکیده (در 5 تا 8 خط ، کلید واژه ها ( 5 تا 7 واژه ، شماره تماس و نشانی الکترونیکی نویسنده در پاورقی آورده شود. اطلاعات مندرج در بند پیشین به زبان انگلیسی ، در صفحه ای جداگانه آورده شود.

تصویرها ، جدولها و نمودارها با مشخصات دقیق در صفحات جداگانه آورده شود.

هر مقاله باید شامل مقدمه مواد روشها و بحث و نتیجه گیری باشد.

توضیحات در انتهای مقاله به صورت پی نوشت ذکر شود.

ارجاعات تمام نقل و قولها مستقیم و غیر مستقیم باید به صورت زیر تنظیم شود : (نام خانوادگی نویسنده / نویسندگان ، سال نشر: شماره صفحه)

اگر از یک نویسنده در یک سال بیش از یک اثر منتشر شده باشد ، این آثار با ذکر حروف الف : ب ، و... ی ا b a و... پس از سال انتشار از هم متمایز شوند.

اگر کتاب بیش ار سه نویسنده داشته باشد، پس از نام نخستین نویسنده عبارت « و همکاران» نوشته شود؛ اثری که نام نویسنده ندارد به نام کتاب ارجاع داده شود؛ اثری که توسط مؤسسه یا سازمانی فراهم آمده باشد به نام مؤسسه یا سازمان ارجاع شود.

فهرست منابع و مآخذ در پایان مقاله به ترتیب حروف الفبا و به صورت زیر تنظیم شود: کتاب : نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان) سال نشر). نام کتاب. نام و نام خانوادگی افراد دخیل (مصحح، مترجم، ویراستار و ...). شمارۀ چاپ محل نشر ناشر کتابی که نام مؤلف ندارد: نام کتاب سال نشر) شماره چاپ محل نشر: ناشر کتابی که تالیف یک مؤسسه است: نام مؤسسه مؤلف. سال نشر نام کتاب شماره چاپ. محل نشر: ناشر.

مقاله: نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان سال نشر عنوان مقاله». نام ویراستاریا گرد آورنده.

نام مجموعه مقالات محل نشر: نام ناشر. شماره صفحات مقاله.

حق چاپ مقاله، پس از پذیرش برای آیت بوستان پژوهش نامه معارف حسینی) محفوظ است و نویسنده نمی تواند آن را به نشریه دیگر ارائه دهد.

مقاله های دریافت شده بازگردانده نمی شود.

فصلنامه آیت بوستان - پژوهش نامه معارف حسینی

بررسی شخصیت و اوصاف حضرت زینب (علیها السلام). 7

دکتر بهرام مرادی، فرزاد دیده باز، نرگس بهرامی

ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام). 27

فاطمه معتمد لنگرودی

تحلیل اقتباس های قرآنی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه کوفه.. 47

دکتر محمد رنجبر حسینی، نرجس ارج

روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) با تأکید بر واقعه عاشورا 63

دکتر بشیر سلیمی، دکتر سعید طاووسی مسرور

تبیین شیوه های تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) مبلّغ بزرگ قیام عاشورا 73

زهرا زحمتکش

مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمیلاً... 95

فاطمه سادات علوی علی آبادی

سیمای حضرت زینب (علیها السلام) در شعر شاعران مسیحی معاصر عرب.... 115

دکتر سید مهدی نوری کیذقانی

نکته هایی از معارف حسینی... 129

دکتر محمد حسین مردانی نوکنده

معرفی کتاب.... 135

دکتر محمد رضا فخر روحانی

بررسی شخصیت و اوصاف حضرت زینب (علیها السلام)

اشاره

دکتر بهرام مرادی(1)فرزاد دیده باز(2)نرگس بهرامی(3)

تاریخ دریافت: 22/07/97 تاریخ پذیرش: 20/01/98

چکیده

بررسی اوصاف و القاب اهل بیت(علیهم السلام) به صورت كامل در جامعه امروزى ضرورتى اجتناب ناپذیر است. به ویژه آن كه در طى سال ها، همواره سعى دشمنان در تحریف و نابودى آن بوده است. نگاهی به زندگانی، تربیت، اخلاق و صفات عالیه حضرت زینب (علیها السلام) به خوبی می تواند شأن و عظمت بی نظیر و تحسین برانگیز ایشان را در اذهان زنده سازد و برای زنان مسلمانی که قصد پیمودن راه ایشان را در مسیر زندگی و اعمالشان دارند، الگو و درس خوبی است که هزار نکته ارزنده در آن یافت شده و مستتر است. که با پرداختن به آن می توان برای جامعه مسلمان _ به ویژه زنان _ بابی تازه از فضایل آن حضرت را گشود. این مقاله بر آن است تا با بررسی شخصیت و اوصاف حضرت زینب (علیها السلام) با آیات قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، آن حضرت رامعرفی نموده و به اثبات برساند كه ایشان تجسم اخلاق راستین انسان كامل بوده و بهترین اسوه برای رهروان راه هدایت به شمار می آید.

کلیدواژگان: قرآن کریم، حضرت زینب (علیها السلام)، اوصاف و القاب حضرت


1) . دکتری علوم سیاسی، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران (b.moradi53@gmail.com)

2) . کارشناس علوم قرآن کریم، دانشگاه علوم قرآن تهران (farzaddidebaz313@gmail.com)

3) . دانشجوی کارشناسی تربیت دبیر، دانشگاه علوم قرآن تهران (narges.bahrami1316@yahoo.com)

زینب (علیها السلام)، زن مسلمان، الگوی عصر حاضر.

مقدمه

حضرت زینب (علیها السلام)، بنت على بن أبى طالب (علیه السلام) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى و مادرش، فاطمة (علیها السلام) بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى دیده به جهان گشود. بعضى در اول ماه شعبان سال ششم (الشیخ علی النمازى الشاهرودى، 1418، ص316) و گروهى در ماه رمضان گفته اند. (ابن حجر، 1415، ص100؛ خیرالدین الزركلی، 1980م، ص66)

از بین خواستگاران متعددی که به منزل علی (علیه السلام) می آمدند، تقاضای عبدالله بن جعفر بن ابی طالب _ برادر زاده علی (علیه السلام) که از طرف خود کسی را برای خواستگاری حضرت زینب (علیها السلام) فرستاده بود_ مورد پذیرش قرار گرفت. ثمره این ازدواج چهار و یا پنج فرزند است كه دوتاى آن ها به نام هاى عون و محمد كه در كربلا به شهادت رسیدند. (محمدبن سعد، 1960 م، ج8، ص465؛ الشیخ علی النمازى الشاهرودى، 1419، ص501)

اقوال در رابطه با وفات حضرت زینب (علیها السلام) متعدد است و در این رابطه اختلاف شدیدی بین تاریخ نگاران وجود دارد. ولی قول مشهور وفات ایشان را در سال 63 هجری در شام (دمشق / سوریه) از جمله شیخ بهایی، محدث نوری، علامه بحرالعلوم، محدث قمی و از مورخان اهل سنت ابن بطوطه، ابن حورانی و صیادی شافعی و... است. و برخی دیگر در مصر و بقیع می دانند. (الهی، 1375، ص167؛ جزایری، 1387، ص55؛ محلاتی، 1379، ص71)

1. القاب حضرت زینب (علیها السلام)

آیة من آیات الله: نشانى از نشانه هاى خداوند. الباكیة: بانوى گریان. العقیلة: بانوى خردمند(أبو الفرج الأصفهانى، 1358، ص60؛ الشیخ علی النمازی الشاهرودی، 1418 ه، ص143؛ السید محسن الأمین، بی تا، ج5، ص17؛ الشیخ جعفر النقدی، 1381، ص434).

الفاضلة: بانوى بافضیلت (الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص12). الكاملة: بانوى تام و كامل. (الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص12).

المعصومة الصغرى: پاک و مطهره كوچک. ام المصائب: مادر مصیبت ها (الحاج حسین الشاكرى، بی تا، ص10 و 12؛ السید لطیف القزوینی، بی تا، ص159).

امنیة الله: امانت دار الهى. باب حطة الخطایا: دروازه آمرزش گناهان. بطلة كربلاء: قهرمان كربلا. بلیغة: سخنور رسا. حفرة على (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام): مركز جمع آورى دوستى و محبت على (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام). ربة خدر القدس: پرونده پرده نشینان پاكى و تقدیس. ربیعة الفضل: پیش زاده فضیلت و برترى. رضیعة الوحى: كسى كه از پستان وحى شیر مكیده است. (الشیخ محمد حسین الأصفهانى، 1415، ص37).

سرّ ابیها: راز پدرش على (علیه السلام). سلالة الولایة: فشرده و خلاصه و چكیده ولایت. سلیلة الزهراء (علیها السلام): چكیده و خلاصه حضرت زهرا (علیها السلام). سیدة العقائل: بانوى بانوان خردمند. شریكة الشهید: انباز شهید. شمسة قلادة الجلالة: خورشید منظومه بزرگوارى و شكوه. شقیقة الحسن: دلسوز و غم خوار حضرت حسن علیه (علیه السلام) (خیرالدین الزركلی، 1980 م، ص66).

صابرة محتسبة: پایدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند (من علماء البحرین والقطیف، بی تا، ص449 - 450؛ الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص61).

صدیقة الصغرى: راستگوى كوچک (الشیخ علی النمازی الشاهرودی، 1418م، ج4، ص313؛ الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص8؛ من علماء البحرین والقطیف،بی تا، ص480).

كعبة الرزایا: قبله رنج ها. عابدة آل على (علیه السلام): پارساى خاندان على (علیه السلام) (الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص8).

عالمة غیر معلمة: داناى نیاموخته (الشیخ الطبرسی، 1386، ص31؛ العلامة المجلسی، 1403ه.ق، ص164؛ الشیخ عبدالله البحرانی، 1407 ه.ق، ص370؛ الشیخ محمدمهدی الحائری، بی تا، ج1، ص62؛ الشیخ علی النمازی الشاهرودی، 1418، ص315؛ على بن محمد العلوی، 1409، ص48؛ الدكتور أحمد راسم النفیس، 1418ق، ص139).

عدیلة الخامس من اهل الكساء: همتاى پنجمین نفر از اهل كساء (الشیخ محمد حسین الأصفهانى، 1415ق، ص134 - 135؛ من علماء البحرین والقطیف، بی تا، ص474).

عظیمة بلواها: بانویى كه امتحانش بس بزرگ بود. عقلیة قریش: بانوى خردمند از قریش. عقلیة الوحى: بانوى خردمند وحى (آقا بزرگ الطهرانی، 1389، ج15، ص307؛ الشیخ باقر شریف القرشی، 1994م، ج2، ص301 - 302).

عقیلة الطالبین: بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (الحاج حسین الشاكری، بی تا، ص12).

عقیلة النبوة: بانوى خردمند پیامبرى. عقیلة النساء: خردمند بانوان. عقیلة خدر الرسالة:

خردمند پرده نشینان رسالت. مظلومة وحیدة: ستم دیده بى كس. عقیلة بنى هاشم: خردمند بنى هاشم (الشیخ جعفر النقدی، 1381، ص434؛ الشیخ باقر شریف القرشی، 1994م، ص123؛ السید المرعشی، 1409ق، ص390؛ العاملی، 1422م، ص568).

فهمة غیر مفهمة: فهمیده بى آموزگار (الشیخ المفید، 1414ق، ص323؛ الشیخالطبرسی، 1386، ص31؛ الشیخ عبدالله البحرانی، 1407، ص370).

قرة عین المرتضى (علیه السلام): نور چشم حضرت على (علیه السلام). قرینة النوائب: همدم و همراه ناگوارى ها. كفیلة السجاد (علیه السلام): سرپرست حضرت سجاد (علیه السلام). محبوبة المصطفى (صلی الله علیه و آله و سلم): مورد محبت و محبوب حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم). نائبة الحسین (علیه السلام): جانشین و نماینده حضرت حسین (علیه السلام). نائبة الزهراء (علیها السلام): جانشین و نماینده حضرت زهرا (علیها السلام). ناموس رواق العظمة: ناموس حریم عظمت و كبریایى. نجمة سماء النبالة: ستاره آسمان شرف و كرامت. ولیدة الفصاحة: زاده شیوا سخنى.

2. بررسی اوصاف و القاب شخصیتی حضرت زینب (علیها السلام)

اشاره

در این قسمت به دسته ای از ویژگی ها و مقامات خاص ایشان اشاره کرده و البته از میان صدها خصلت و ویژگی تنها به بیان پاره ای از آن ها که ارتباط بیش تری با موضع دارد، اکتفا می کنیم که همین اوصاف خود برای الگو شدن یک شخصیت، دلیل و منطق کاملی است:

2-1- مقام رضا و تسلیم

از جمله مقامات رفعیه و درجات منیعه، مقام رضا و تسلیم است و این دو ملکه از بسیاری از ملکات شریفه و تحصیل آن ها مشکل تر است؛ چرا که رضا به قضای الهی و تسلیم صرف به هر چه ازجانب خدای واحد می رسد، از صمیم قلب رضا دادن و هر تیری که از سهام حوادث آید، بر چشم و دل منزل دادن و در همه حالات شاکر بودن، بسی دشوار و مشکل است. از نمونه اخباری که به ایشان داده شد، حدیث ام ایمن است. (قمی، 1377، ص262-266) و چون این مکرمه به این مقام از رضا دل در طول زندگانی پر فراز و نشیب و پر مصیبت خود رسیده و تسلیم بوده اند، در روز محشر خالق متعال آن قدر از گناه کاران به آن مظلومه ببخشد تا راضی شود. (جزائری، 1387، ص236-235)

2-2- مقام اخلاص

حضرت زینب كبری (علیها السلام) از چنان اخلاص و چنان مقامی در زمینه رضا برخوردار بود كه با

وجود مصائب آن چنانی در جواب ابن زیاد فرمود: «ما رأیت الّا جمیلاً».

یا وقتی در هنگام آتش زدن خیمه ها، خود را چنان مهیا كرده بود كه اگر اراده الهی بر سوختن آن هاست، در خیمه بماند تا اراده الهی جاری شود. که این حد تبعیت و رضایت از قضا و قدر الهی ریشه در اخلاص زینب كبری (علیها السلام) دارد. (مازندرانی، بی تا، ص52)

و از سخنان حضرت زهرا (علیها السلام) در این رابطه كه فرمود:

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله الیه افضل مصلحته. (مجلسی،1403ق، ص212)

با واكاوی و تعمق در واقعه عاشورا می توان به اخلاص زینب (علیها السلام) پی برد. آن هنگام كه بر پیكر غرق در خون سید الشهدا (علیه السلام) نظر كرد عرض كرد:

خدایا این قربانی را از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قبول فرما. (مجلسی،1403ق، ص54؛ مقرم، 1979 م، ص65؛ خوارزمی،1367، ص70؛ طبری، بی تا، ص259)

2-3- مقام بلا

از جمله مقامات عالیه و درجات سامیه، مقام ابتلای به بلیات است که این مقام خواص درگاه الله است. چنانچه فرمود:

البلاء للولاء؛

هر قدر بلیات و صدمات بیش تر تقرب زیادتر.

و ما هر چه به احوالات حضرت زینب (علیها السلام) تأمل کنیم که چه مصایب و نوایب و بلیات و صدمات بر او وارده شده است، به دو نکته پی می بریم. اول: کمال ثبات و استحکام مقام توحیدی و تقرب او به درگاه حضرت احدیت، به دلیل ورود به این همه مصایب. دوم: رفعت درجه و عظمت رتبه و عدم قدرت بر احصای مقامات و درجات آن مظلومه که نتیجه تحملش بر مصایب وارده بر او، چه مصایبی که ازمصایب اغلب انبیا(علیهم السلام) زیادتر و سخت تر بوده؛ با این که عادتاً زن ها هر اندازه قوی القلب باشند، طاقت اندکی از بسیار و یکی از هزار این مصایب را ندارند. (جزائری، 1387، ص242)

2-4-مقام نیابت

این ظهور همه جانبه در امتثال از فرمان مادر در انتهای عمرشان مبنی بر همراهی امام

حسین (علیه السلام)، به حدی است که می توان گفت که نائبی شایسته از برای این بانوی گرامی است. حتی در آخرین وداع، گلوی برادر را به نیابت از طرف مادر بوسید. حضرت زینب (علیها السلام) نایب مادر بود در حفظ و نگهداری برادر، در تحمل سختی ها و مصائب، جهت صیانت از دین اسلام و اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، حفاظت بی قید و شرط از حریم محترم ولایت و امامت در عرصه های مختلف به ویژه بعد از عاشورای سال61. (جزائری، 1387، ص91-86)

زینب كبری (علیها السلام) همچون مادر گرامی اش دارای فضائل و مناقب بسیاری بود كه القاب آن حضرت (علیها السلام) ریشه در فضایل ایشان دارد. درباره ایشان گفته اند:

فان فضایلها و فواضلها و خصالها و جلالها و علمها و عملها و عصمتها و عفتها و نورها و ضیائها و شرفها و بهائها تالیة امّها صلوات الله علیهما. (سپهر، 1390، ص61)

2-5- مقام صبر

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) چنین آمده است:

انّ الحرّ حرّ علی جمیع احواله و ان نابته نائبةٌ صبرلها و ان تداكّت علیه المصائب لم تكسره و ان أسر و قهر و استبدل بالیسر عسرا ... فاصبروا و وظنّوا أنفسكم علی الصبر توجروا. (كلینی، 1388، ص33)

صبر را سه مرتبه است: صبر بر مصیبت، صبر بر اطاعت حق، صبر بر ترک معصیت.

برای هر یک از این مراتب اجر و مثوباتی وارد شده که در خصوص حضرت زینب (علیها السلام) صبر بر مصیبت که به گونه اعجاب آور و بی نظیری در برابر آن همه سختی ورنجی، که گاه تحمل یکی از آن ها هم خارج از توان به نظر می رسد و به خصوص وقتی بدانیم هر کس محبتش به هر چه زیادتر باشد مفارقتش صعب تر است و چون حضرت زینب (علیها السلام) در این عالم علاقه منحصر به فردی به حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) داشتند؛ پس مفارقت او به اندازه علاقه به او و صبر بر چنین مصیبت نهایت ندارد. اما صبر بر اطاعت: نسبت به خود وحیده بود، اجمالاً تمام آنات ساعات عمر او در عبادت و اطاعت صرف شده و در همه این حالات صابر بوده و از آنجا که با عصمت او و این مرتبه از صبر او تا حدودی آشنا می شویم، می گوییم:

لقد عجبت من صبرها ملائکه السموات. (جزائری، 1387، ص246-243)

صبر زینب كبری (علیها السلام) تا به حدی بوده كه شهادت عزیزانش را با كمال حیرت تحمل می كرد.

نورالدین جزایری در صبر این حضرت می گوید:

الراضیةبالقدر و القضاء. یكی از القاب زینب (علیها السلام) است و ایشان در برابر شداید و محن ایستادگی كرد كه اگر اندكی از بسیار آن بر اذیال جبال راسیات گذاشته شود آب می گردد. و ایشان مثال این سخن است که كالجبل الراسخ لاتحركه العواصف. (جزایری،1404ق، ص176)

2-6- مقام عظمت زنانه

زینب كبری (علیها السلام) شور عاطفه زنانه ای را با عظمت و استقرار و متانت یک مجاهد فی سبیل الله و زلال معرفتی همراه كرده است که وقتی از زبان دل می تراود همه را مبهوت می کند. (المقرم، 1979 م، ص323)

در عین حال امام زمان خود؛ یعنی امام سجاد (علیه السلام) را مانند یک مادر مهربان آرامش و تسلی می بخشد و با كودكان برادر و بچه های پدر از دست داده آن حادثه عظیم، در میان آن طوفان شدید، مثل سد مستحكمی برای آن ها امنیت و آرامش و تسلی ایجاد می كند؛ بنابراین زینب كبری (علیها السلام) یک شخصیت همه جانبه بود. اسلام زن را به این طرفسوق می دهد. (مجلسی، 1403ق، ص220-210)

2-7- مقام حفاظت از دین

از جمله فضایل نفسانیه، حفاظت و حراست دین است؛ زیرا که دین حافظ حقوق و جامع شتات کلمه بشر است. در حقیقت اصلاح عامه به تدین است. چون این مقدمات معلوم شدند می گوییم:

چون حضرت زینب (علیها السلام) آن خدمات را در کربلا نموده و داخل در انجمن ابقاییه شده و حامی دین و مذهب بوده؛ اولاً: رب النوع بشر گردید برای نگهداری از قوانین جامعه؛ ثانیاً: جماعتی را از کلفت مجاهده در حفظ دین نجات داد؛ زیرا که بر فرد فرد واجب بود که دفاع از دین نمایند و آن مکرمه با دفاع خود از شریعت که الی یوم القیامه باقی و برقرار ماند، جمیع افراد را از چنین زحمتی آسوده نمود و خود متحمل صدمات آن ها شد. (جزائری، 1387، ص269)

2-8- مقام محدثه و روایت

زینب کبری (علیها السلام) یکی از محدثان و راویان حدیث به شمار می آید و در سنین کودکی، در حالی که بیش از 5 یا 6 سال از عمرش نمی گذشت، خطبه مادرش حضرت زهرا (علیها السلام) را با آن مضامین بسیار بلند و عالی می شنید و پس از آن برای دیگران نقل می کرد. عبدالله بن عباس، شاگرد برجسته حضرت علی (علیه السلام) و مفسر قرآن کریم، خطبه فدک حضرت زهرا (علیها السلام) را از زینب (علیها السلام) نقل می کند و از آن بانوی بزرگ با عنوان «عقیلتنا؛ عاقل و دانای ما» یاد می کند. (مدرسی، 1378، ص43-39)

به گونه ای که ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن، از ایشان نقل حدیث می کرد و می گفت:

حدثتنا عقیلتنا زینب (علیها السلام) بنت علی (علیه السلام). (انقلاب زینب کبری (علیها السلام)، بی تا، ص94)

2-9- مقام دفاع از امام زمان خویش (علیه السلام)

یكی از جلوه های ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام)، حفاظت از امام سجاد (علیه السلام) است؛ زیرا از جمله كمالات نفسانیه و عبادات مهمه تحفظ و نگهداری پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام (علیه السلام) است. حضرت زینب (علیها السلام) در موارد متعددی به حفاظت از امام سجاد (علیه السلام) پرداخت:

اول: زمانی كه لشكر ریختند به خیمه؛ شمر قصد قتل امام (علیه السلام) را نمود، آن مظلومه چنان تضرع و بی تابی كرد تا او را نجات داد.

دوم: وقت آتش زدن به خیمه ها؛ اگر آن مظلومه نبود امام سجاد (علیه السلام) سوخته بود.

سوم: هنگام عبور اسراء به قتلگاه؛ در حالی كه حضرت زینب (علیها السلام) مشغول وداع با برادر بود و با آن حالت كه زبان عاجز است از بیان آن، متوجه امام سجاد (علیه السلام) شد، دید بالای شتر كه پاهایش بسته بود، حالت احتضار به فرزند برادر عارض شده؛ برای نگهداری او «حالَتْ بَیْنَهُ و بَیْنَ جَسَدِ أَخیهَا الحُسَیْنِ» و عرض كرد:

مالی أراكَ تَجُودُ بِنَفْسِكَ یا بَقِیَّهَ المَاضین. (قمی، 1418 ق، ص261)

او را تسلی داده و حدیث «ام أَیمن» را نقل نموده؛ به این تدابیر آن حضرت را نگهداری نمود.

چهارم: در مجلس شوم ابن زیاد؛ پس از محاجّه بین علی بن الحسین (علیه السلام) و ابن زیاد، آن ملعون امر به شهادت آن مظلوم داد، آن مكرمه دست به گردن امام چهارم انداخت و گفت: «نخواهم گذاشت او را بكشید تا من زنده هستم». راضی بود خود را فدای حضرت سجاد (علیه السلام)

نماید. (جزایری، 1378، ص274)

2-10- مقام ولایت تکوینی

بر اثر عبادت و اطاعت خدا به مقامی رسیده بود که از ولایت تکوینی برخوردار بود. روایت شده که آن حضرت پیش از سخنرانی خود در کوفه به مردم اشاره کرد، با آن اشاره نفس ها در سینه ها حبس شد و زنگ ها از صدا باز ایستاد.

حضرت زینب (علیها السلام) در زمان خود یکی از علمای آن عصر شناخته می شد و عالم بهحقایق امور بوده و همه چیز از جانب خدای تعالی به او الهام می شد. و در دل او آشکار می گشته، آن حضرت علم را به صورت موهوبی(1)درک می کرده است.

2-11- مقام یاور امامان زمانه خویش

حضرت زینب (علیها السلام) بیش از 6 سال سن نداشت که با رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به رو شد. سپس با شهادت مادر. و پس از آن یار و یاور پدر بود. و پس از شهادت مولا علی (علیه السلام) در کنار امام حسن (علیه السلام) به مبارزه با نفاق پرداخت. پس از آن با امام حسین (علیه السلام) راهی کربلا شد و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) وظیفه سنگین رسالت را بر دوش گرفت و به توصیه امام حسین (علیه السلام) مبنی بر عدم غلبه احساسات بر عقل و اندیشه به این مهم عمل کرد. (بشیری،1375،ص 46)

حضرت زینب (علیها السلام) شاهد خیانت معاویه به امام حسن (علیه السلام) و رفتار دنیاپرستان با ایشان بود. وقتی خوارج بر حسن (علیه السلام) زخم زدند، زینب (علیها السلام) به پرستاری از برادر مجروحش پرداخت و پس از مصالحه برادر، به اتفاق اهل بیت، کوفه را به سمت مدینه ترک نمود. او با حسن (علیه السلام) همراه بود تا آن که به وداع برادر مبتلا گردید.

هنگامی که برنامه مسافرت امام حسین (علیه السلام) از مدینه به مکه و از مکه به عراق مطرح شد، اصرار حضرت زینب (علیها السلام) بر همراهی برادر به حدی بود که وقتی که ابن عباس از این که امام (علیه السلام) را از عزیمت به کربلا منصرف کند عاجز ماند، به ایشان عرض کرد: پس اهل و عیال و خانواده را با خود نبر!

حضرت زینب (علیها السلام)این را که شنید به شدت آشفته شد و فرمود: «ای ابن عباس! پیشنهاد


1) . موهوبی: علمی است که خلاق عالم به واسطه استعداد اشخاص وقابلیت اشخاص به آن ها لطف می نماید.

می کنی که بزرگ و سرور ما خودش به سفر برود و ما را در این جا تنها بگذارد؛ آیا روزگار برای ما غیر از او کسی را گذاشته است؟ نه هرگز! با او زنده هستیم و با او می میریم». در این لحظه ابن عباس به شدت گریست. (مظفری، 1361ق،ص94)

2-12- مقام صراحت - قاطعیت و فصاحت _ بلاغت

حضرت زینب (علیها السلام) در خطاب به مردم کوفه آنان را به تبعیت از آل امیه محکوم می کند. و خیانت به امام حسین (علیه السلام) را خیانت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سزای آن را ابتلای به بلاهای دنیوی و اخروی معرفی می کند. (سپهر،1414ق، ص281 - 283)

از حذیم بن شریک اسدىّ روایت شده است: هرگز بانویى پرده نشین گویاتر از وى ندیدم. گوئى بر زبان علىّ (علیه السلام) سخن مى راند و مردم را اشارت به سكوت فرمود. دم ها فرو بسته شد و هر زنگى از بانگ بایستاد.

2-13- مقام عبادت

عبودیت و بندگی به معنای ذلت و خضوع است و عبادت معنای کامل دارد که آن غایت فضوع و اظهار ذلت باشد. از امام زین العابدین (علیه السلام) روایت شده است: «شب یازدهم محرم عمه ام را دیدم كه نشسته نماز شب می خواند».

یا در جایی دیگر فرمود: «عمه ام زینب با آن همه غم و اندوه در راه شام نیز نافله های شب را ترک نكرد». (الهی، 1375، ص89-90)

عبادت زینب كبری (علیها السلام) به معنای خاص؛ یعنی اوج خضوع در برابر ذات الهی، وی را به مقامی رسانده بود كه سیدالشهداء (علیه السلام) از وی می خواهد:

یا اختاه، لا تنسی فی نافلة اللیل. (صادقی اردستانی، 1381، ص88)

با تعمق در زندگی عبادی حضرت زینب (علیها السلام)، درمی یابیم كه وی به هدف از آفرینش عمل نموده است:

(وَ مَا خَلَقتُ الجِنِّ وَ الإِنسِ إِلَّا لِیَعبُدُونَ). (ذاریات: 56)

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:

خدا انسان را خلق كرده و غایت خلقت وی را كه در واقع سعادت اومی باشد و

نیز منتهای كمال او را در بردارد، در تقرب عبودی قرار داده است. (طباطبایی، 1403ق، 352)

حضرت زینب (علیها السلام) تمام شبش را همچون مادر گرامیش به عبادت می پرداخت و هیچ گاه تهجد را ترک نكرد و ملقب به لقب «عابدة آل علی (علیه السلام)» شد. (نقدی، 1343، ص61)

2-14 - مقام قرب امامت

زینب كبری (علیها السلام) در این موضوع به چنان تعالی دست یافته بود كه به گفته محمدجواد مغنیه، مراتب توحیدش قریب مقام امامت بوده است. (مغنیه، بی تا:61)

باتوجه به چنین مقامی است كه امام حسین (علیه السلام) هنگام وداع به خواهر خود وصایایی می كند و هدایت و رهبری نهضت را به زینب (علیها السلام) می سپارد. (الهی،1375، ص91)

این رتبه را که نزدیک مقام امامت بوده از طرف امام حسین (علیه السلام) در کربلا، روز عاشورا کسب کرده بودند.

بر این ادعا شواهدی وجود دارد. در روایتی مسند از اسماعیل ابن احمد مهزیار از احمد ابن ابراهیم چنین نقل شده است:

أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى حَكِیمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الرِّضَا أُخْتِ أَبِی الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ علیهِ السَّلام فِی سَنَةِ اثْنَتَیْنِ وَ ثَمَانِینَ بِالْمَدِینَةِ فكَلَّمْتُهَا مِنْ وَرَاءِ الْحِجَابِ وَ سَأَلْتُهَا عَنْ دِینِهَا فَسَمَّتْ لِی مَنْ تَأْتَمُّ بِهِ ثُمَّ قَالَتْ فُلَانُ بْنُ الْحَسَنِ (علیه السلام) فَسَمَّتْهُ فَقُلْتُ لَهَا جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكِ مُعَایَنَةً أَوْ خَبَراً فَقَالَتْ خَبَراً عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ (علیه السلام) كَتَبَ بِهِ إِلَى أُمِّهِ فَقُلْتُ لَهَا فَأَیْنَ الْمَوْلُودُ فَقَالَتْ مَسْتُورٌ فَقُلْتُ فَإِلَى مَنْ تَفْزَعُ الشِّیعَةُ فَقَالَتْ إِلَى الْجَدَّةِ أُمِّ أَبِی مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهَا أَقْتَدِی بِمَنْ وَصِیَّتُهُ إِلَى الْمَرْأَةِ فَقَالَتْ اقْتِدَاءً بِالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَوْصَى إِلَى أُخْتِهِ زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فِی الظَّاهِرِ وَ كَانَ مَا یَخْرُجُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ مِنْ عِلْمٍ یُنْسَبُ إِلَى زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیٍّ تَسَتُّراً عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ثُمَّ قَالَتْ إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَصْحَابُ أَخْبَارٍ أَ مَا رَوَیْتُمْ أَنَّ التَّاسِعَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یُقْسَمُ مِیرَاثُهُ وَ هُوَ فِی الْحَیَاة. (کمره ای، بی تا، ج 2، ص501، باب 45)

احمد بن ابراهیم گوید:

من شرفیاب حضور حكیمه دختر محمد بن على (علیه السلام) (امام نهم) خواهر ابوالحسن عسكرى (علیه السلام) (امام دهم) گردیدم. سال دویست و شصت و دو بود و در مدینه بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از دین وى پرسیدم. كسى كه باید امام بداند براى من نام برد و به من گفت: «فلان پسر حسن عسكرى (علیه السلام) است.» نام او را گفت. گفتم: «قربانت گردم او را معاینه كردى یا خبر او را شنیدى؟» گفت: «خبر او را از امام یازدهم شنیدم و براى مادرش نوشته بود.» گفتم: «آن مولود كجا است؟» گفت: «پنهان است.» گفتم: «شیعه به كه مراجعه كنند؟» گفت: «به جده او مادر امام یازدهم.» گفتم: «وصیت خود را به زنى واگذاشته است؟» گفت: «پیروى از حسین بن على بن ابى طالب (علیه السلام) كرده است؛ زیرا حسین بن على (علیه السلام) به حسب ظاهر وصایاى خود را به خواهرش زینب (علیها السلام) دختر على بن ابى طالب (علیه السلام) سپرد براى پنهان كردن امامت پسرش على بن الحسین (علیه السلام)؛ سپس فرمود: «شما مردمى هستید مطلع از اخبار. آیا در روایات به شما نرسیده است كه نهمین فرزند حسین (علیه السلام) زنده است و میراثش تقسیم مى شود؟» (كمره اى، بی تا، ج 2، ص178، باب50)

شایان ذکر است که اثبات نیابت و ولایت برای حضرت زینب (علیها السلام)منافاتی با حدیث «لَا یُفْلِحُ قَوْمٌ مَلَكَتْ عَلَیْهِمُ امْرَأَةٌ» (جلسی، 1408ق، ص342) ندارد؛ چون اولاً: این مقام همان گونه که ذکر شد به برخی دیگر از زنان هم مانند جدّه حضرت حجت عجل الله فرجه، منتسب شده است. ثانیاً: این روایت ظاهر در قضاوت است و نیابت در نشر احکام، غیر از قضاوت است. ثالثاً: چون حفظ امام اهمّ از جمیع مصالح است؛ اگر حفظ آن موقوف بر ولایت زنی مانند حضرت زینب (علیها السلام) باشد، عقل حکم به ولایت او می کند.

2-15- مقام یؤثرون

ایثار یعنی مقدم داشتن غیر برخود. (طباطبایی،1403ق، ص206) ایثار یكی از صفات پسندیده ای است كه فقط مؤمنان واقعی از آن بهره مندند و در قرآن کریم آمده است:

(وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ). (حشر: 9)

زینب كبری (علیها السلام) دختر و تربیت یافته مادری است كه فرمود:

الجَّار ثُمَّ الدَّار.

این خصلت به دخترش نیز رسیده است. نمونه بارز آن تقسیم غذا در بین اسرا و تحمل گرسنگی به مدت سه روز و یا بارها خود را پیش مرگ امام سجاد (علیه السلام) قرار دادن، است. (مجلسی1403ق، ص117؛ سیدابن طاووس،1950م، ص96؛ مفید،1413ق، ص244) ایشان حتی دو فرزند خویش را فدای جهاد در راه خدا کردند. (سپهر، 1414ق، ص74)

2-16- مقام علم لدنی

آن حضرت مجلس درس و تفسیر قرآن در كوفه داشت كه گواهی بر فضل و مقام علمی ایشان است. (رسولی محلاتی، 1385، ص3) امام سجاد (علیه السلام) در مورد او فرمود:

أنتِ بِحَمدِ اللّهِ عَالِمَةٌ غَیرُ مُعَلِّمَةٍَ وَ فَهِمَةٌ غَیرُ مُفَهِّمَةٍ؛ (صادقی اردستانی، 1381، ص101)

سپاس خداوند را که زینب عالمه ای است که کسی چیزی به او نیاموخته است.

علم و دانش آن مخدره چیزی نبوده كه از طریق دیدن استاد و معلم به او رسیده باشد، بلكه از جانب خداوند به آن حضرت افاضه شده است. (الهی، 1375، ص95)

2-17- مقام مفسر

حضرت زینب (علیها السلام) با تفسیر قرآن و بیان حلال و حرام برای زنان در كوفه و جاهایدیگر، وظیفه علمی خویش را انجام می داد. روایت است كه در دوره اسارت و بیماری امام سجاد (علیه السلام)، مردم در مسایل شرعی به حضرت زینب (علیها السلام) مراجعه می كردند و او هم پاسخ آنان را می داد. (نقدی، 1381، ص35)

2-18- مقام حجاب

هیچ كس تا قبل از روز عاشورا و جریان اسارت، زینب (علیها السلام) را ندیده بود. علامه مامقانی در این رابطه می گوید:

و هی فی الحجاب فریدة لم یرشحصها احد من الرجال فی زمان ابیها و اخویها الی یوم الطّف؛ (مامقانی، 1352ق، ص79)

زینب (علیها السلام) در حجاب، یگانه دوران خویش بود. هیچ كس از مردان در زمان پدر و برادرانش تا روز عاشورا او را ندیده بودند.

زینب كبری (علیها السلام) در حجاب و عفاف به حدی بود كه همسایه ها هیچ گاه صدای او را نشنیده و او را ندیده بودند. آن بانوی اسلام هرگاه شب تاریک می شد ومردم به خواب می رفتند، برای زیارت قبر جدش از خانه خارج می شد. (سابقی،1294ق، ص20)

این مخدرّه، با صراحت نگاه حرام به حرم اهل بیت(علیهم السلام) را اهانت به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و حضرت امیر (علیه السلام) و حضرت فاطمه (علیها السلام) معرفی می کند. آن جا که می فرماید:

یَا أهلَ کوفة نحن سَبایَا الحُسَین علیه السلام فَغَضُّوا أبصَارَکُم عَنَّا وَ عَن النَّظَرِ إلَینَا مَعَاشِر النَّاسِ أمَّا نَستَحیُونَ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ مِن عَلیّ المُرتَضَی وَ فَاطِمَة الزَّهراء؛

ای مردم کوفه! همانا ما اسیران حضرت حسین (علیه السلام)، یعنی اهل بیت حسین (علیه السلام) باشیم. از دیدار ما دیدار برگیرید. هان ای جماعت مردمان! آیا از خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی مرتضی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) حیا نمی کنید؟

بعد از این مردم نگاه خود را به زمین دوختند. (سپهر، 1390، ص314)یا این که در دربار یزید در خطاب به آن ملعون می فرماید:

ای پسر آزادشدگان! آیا از عدل است که زنان و کنیزان را پشت پرده جای دهی، ولی دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اسیر کرده و پرده آبرو و حرمت آن ها را بدری؟ (سید بن طاووس، 1417ق، ص188)

2-19- مقام عصمت

با توجه به تعریف عصمت؛ امری كه انسان را از وقوع در چیزهایی كه جایز نبوده و خطا و معصیت به شمار می آید مصون بدارد. (طباطبایی، 1403ق، ص2)

باید گفت كه زینب كبری (علیها السلام) دارای مقام عصمت بوده است:

و لو قلنا بعصمتها لم یكن لأحد ان ینكر ان كان عارفاً باحوالها یوم الطف و ما بعده، كیف؟ و لولا ذلك ما حملها الحسین مقداراً من ثقل الامامة ایام مرض السجاد (علیه السلام)؛ (مامقانی، 1352ق، ص70)

اگر بگوییم زینب (علیها السلام) دارای مقام عصمت است، گزاف نگفته ایم و كسی كه به احوال زینب (علیها السلام) در روز عاشورا و بعد از آن آگاه باشد چگونه می تواند انكار كند عصمت زینب را؟ زیرا اگر معصوم نبود، امام حسین (علیه السلام) مقداری از سنگینی

بار امامت را به آن بانوی بزرگ واگذار نمی كرد، در آن مدتی كه امام سجاد (علیه السلام) بیمار بود.

شیخ جعفر نقدی در باب عصمت زینب كبری (علیها السلام) می گوید: اگر كسی در این روایات تأمل كند و نیک بنگرد و چگونگی عبادت و انقطاع او را ببیند، برایش هیچ شكی نمی ماند كه آن حضرت معصوم (علیه السلام) بوده است. (نقدی،1381، ص62)

2-20- مقام جهاد

در رابطه با موضوع مبارزه و جهاد با دشمنان دین، در قرآن کریم آمده است:

(الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَاللّهِ ). (توبه: 20)

این آیه مصداق و نمونه بارز این آیات، زینب كبری (علیها السلام) است. با كمال شهامت وفداكاری از خانه و كاشانه و شوهر و زندگی آسوده و خوشی كه داشت، دست كشید و فرزند و فرزندان خود را نیز برای قربانی، به همراه خود به قربانگاه نینوا آورد. (رسولی محلاتی، 1379، ص30)

محمود شرقاوی در این زمینه گفته است: زینب (علیها السلام) پیوسته پرچم جهاد را بر دوش گرفته و از حق و عدالت دفاع می كرد و با مردان در سختی ها و شداید مشاركت می نمود. و با قوت بیان و منطق نیرومند خود با دشمنان اجتجاج می كرد و در نهایت هم پیروز شد. (شرقاوی،

بی تا، ص14)

2-21- مقام شجاعت

زینب كبری (علیها السلام) شجاعت را از پدر به ارث برده بود. وی كه عزیزترین نزدیكانش در نصف روز به شهادت رسیده بودند و به همراه زنان و كودكان و خاندان اهل بیت(علیهم السلام)، با شجاعت بی نظیری وارد مجلس عبیدالله شد و خطبه ای خواند كه هیچ مرد شجاعی چنین جرأتی به خود راه نمی داد. و در مجلس یزید خطبه آتشین خواند و او را مفتضح كرد. اگر ذره ای وحشت از دستگاه به ظاهر باشكوه و هیبت آنان در دل داشت، هرگز نمی توانست چنین خطبه هایی ایراد نماید. محمدحسین ادیب در این باره می گوید:

یا لها من سیدة كریمة جابهت الظالم و الظلم و اقبلت الطغاة الجبابرة و هم فی اوج عظمتهم و شدّة انتصاراتهم الباطلة المزیفة و فی عقردارهم و هی وحیدة، فریدة

غریبة، اسیرة، مظلومة، لیس معها ناصرٌ و لا معینٌ الّا اطفال صغار و رجل و احد من اهل البیت. (ادیب، 1379، ص17-18)

نقل است که در دربار یزید مردی شامی، از یزید درخواست کرد که فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) را به او به کنیزی دهد. حضرت زینب (علیها السلام) با قاطعیت تمام برخوردمی کند و می فرماید:

نه به خدا قسم، دروغ گفتی و خود را پست و زبون کردی که چنین درخواستی نمودی. به خدا سوگند نه تو چنین کاری می توانی انجام بدهی و نه یزید! (مقرّم، 1979م، ص338-339)

نتیجه گیری

با یک جمع بندی کلی به این نتیجه می رسیم که: پیروزی نهضت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) مرهون حضرت زینب (علیها السلام) می باشد. او در تمام مراحل اسارت و پیام رسانی کم ترین و کوچک ترین عملی بر خلاف جهت پیشبرد نهضت و قیام برادر، انجام نداد. زینب کبری (علیها السلام) در موقع مناسب احساسات خویش را کنترل می کرد و در شرایط مناسب ابراز احساسات می کرد. به این ترتیب می بینیم که حضرت زینب (علیها السلام) یک الگوی ایده آل برای زن مسلمان است. زنی که برای هر کاری برنامه دارد و با صلابت و شجاعت تصمیم گیری می کند و در راه حق و حقیقت از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند تسلیم نمی شود و از عزیزترین داشته هایش برای حفظ عقایدش می گذرد.

بنابراین با مطالعه مقاله القاب و اوصاف حضرت زینب (علیها السلام)، الگوی عصر حاضر به نتایج زیر دست می یابیم:

1.

مكتب اهل بیت در تمامی زمینه ها در حیات دنیایی و اخروی بشر الگوهای بی نظیری دارد، پیروی از این الگوها و قرار گرفتن در مسیر آنان سعادت را برای بشر تضمین می كند.

2.

از این الگوهای كمال، حضرت زینب (علیها السلام) است كه بهترین الگو در تمام زمینه ها برای زنان مسلمان به شمار می آید.

3.

زینب كبری (علیها السلام) با فضایلی همچون شجاعت و فصاحت و تدبیر فوق العاده خویش توانست بار امانت الهی را پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) بر دوش كشد و نقش اصلی را زنده نگه

داشتن عاشورا ایفا كند.

4.

با مطالعه سیره زینب كبری (علیها السلام) درمی باییم كه وی در بدترین شرایط دست از ولایت پذیری بر نداشت و همیشه در مسیر ولایت گام برداشت.

5.

وی در بحرانی ترین شرایط روحی و جنگی دست ازعبادت و نماز شب نكشید كه از این جا می توان به این درس بزرگ رسید كه نباید در هیچ شرایطی چه در خوشی ها وچه در غم ها نماز را ترک گفت.

6.

روح حق جویی و دفاع از حقیقت و دوری از محافظه كاری، یكی از صفات برجسته زینب كبری (علیها السلام) است كه برای نسل امروز لازم است به تعبیر دیگر بی تفاوت بودن در برابر فتنه ها و دسیسه های دشمنان، همان چیزی است كه دشمنان اسلام در پی آن می باشند و زینب كبری (علیها السلام) با رفتار و سیره خود این درس را به بشریت داد كه نباید در مقابل فتنه های زمانه سكوت كرد باله با پیروی از امام زمان خویش به وظیفه عمل نمود.

7.

ایثار وفداكاری وصبر بر بلایا از دیگر درس هایی است كه بر نسل امروز لازم است ازسیره زینب كبری (علیها السلام) بگیرند.

8.

زینب كبری (علیها السلام) كامل ترین الگو برای زنان و دختران مسلمان به شمار می آید و با توجه به مسئله حجاب كه امروزه مسئله سیاسی_دینی شده است، بر جامعه زنان است كه با پیروی از سیره زینب كبری (علیها السلام) در مورد حجاب، به دستور الهی عمل كنند.

9.

یكی از علل گرایش جوانان به مكاتب و ایسم های رنگارنگ نظیر شیطان پرستی و...، خلاء ناشی ازعدم آشنایی با مكتب اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است.

در پایان شكر و سپاس فزون مى گوییم حق تعالى را، كه نعمت ولایت ائمه معصومین(علیهم السلام) را به ما ارزانى داشت و ما را از متمسكین و متوسلین به ذیل عنایتشان قرار داد.

منابع

_ الأحسائی، ابن أبی جمهور(1403 ه-)، عوالی اللئالی، تحقیق: الحاج آقا مجتبى العراقی، قم، سید الشهداء (علیه السلام)، الطبعة الأولى.

_ الأصفهانى، الشیخ محمدحسین(1415 ه-)، الأنوار القدسیة، تصحیح وتعلیق: الشیخ علی النهاوندی، قم، دانش، مؤسسة المعارف الإسلامیة،الطبعة الأولی.

_ ابن حجر(1415 ه-)، الإصابة، الشیخ عادل أحمد عبدالموجود، الشیخ علی محمد معوض، بیروت، دار الكتب العلمیة، الطبعة الأولى.

_ ابن طاووس، علی بن موسی (علیه السلام) (1950م)، اللهوف علی فتلی الطفوف، نجف، مطبقة الحیدریة.

_ التستری، الشیخ محمدتقی (1419 ه-)، قاموس الرجال، بقم المشرفة، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، الطبعة الأولى.

_ ادیب، محمدحسین (1379 ه)، زینب (علیها السلام) اخت الحسین (علیه السلام)، نجف، مطبعه الحیدریه.

_ جزائری، سید نورالدین (1387ش)، ویژگی های حضرت زینب (علیها السلام) (خصائص زینبیه)، محقق: ناصر باقری بیدهندی، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ هفتم - بهار.

_ خوارزمی، الموفق بن احمد المكی(1367ه-.)، مقتل الخوارزمی، نجف، مطبعة الزهرا (علیها السلام).

_ رسولی محلاتی، هاشم (1379ه-)، نگاهی كوتاه به زندگی حضرت زینب (علیها السلام)، دفتر تبلیغات اسلامی.

_ الروحانی، السید محمدصادق (1412 ه-)، فقة الصادق (علیه السلام)، قم، العلمیة، دارالكتاب، الطبعة الثالثة.

_ الزركلی، خیرالدین (1980م)، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، الطبعة الخامسة.

سپهر، لسان الملك میرزا محمدتقی (1336 ش)، ناسخ التواریخ، قم، موسسه_ مطبوعاتی دینی.

_ سعد، محمدبن (1960)، الطبقات الکبیر، ترجمه: دکتر محمدمهدی دامغانی، بیروت.

_ شرقاوی، محمود (بی تا)، السیدة زینب (علیها السلام)، مصر.

_ الشیخ الجواهری (1367 ش)، جواهرالكلام، تحقیق وتعلیق: الشیخ عباس القوچانی،

خورشید، نهض بمشروعه: الشیخ علی الآخوندی، طهران، دارالکتب الإسلامیة، الطبعة الثالثة.

_ الشیخ الصدوق (1403 ه-)، الخصال، تصحیح وتعلیق: علی أكبر الغفاری، قم المقدسة، منشورات جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، 18 ذی القعدة الحرام.

_ الشیخ الصدوق(1385 ه-)، علل الشرائع، تقدیم: السید محمدصادق بحرالعلوم، النجف الأشرف، منشورات المكتبة الحیدریة ومطبعتها.

_ الشیخ الطبرسی(1417ق)، إعلام الورى بأعلام الهدى، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، لإحیاء التراث، الطبعة الأولى، ربیع الأول.

_ الشیخ المفید (1414ه)، الإرشاد، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لتحقیق التراث، بیروت، دارالمفید، الطبعة الثانیة.

_ صادقی اردستانی، احمد (1381ه-)، زینب (علیها السلام) قهرمان دختر علی (علیه السلام)، تهران، نشر مطهر.

_ طباطبایی، محمدحسین (1403ق)، المیزان فی تفسیر القران، بیروت، موسسة الاعلمی، چاپ پنجم.

_ طبرسی، ابومنصور (1413 ق)، الإحتجاج، احمدبن علی، انتشارات اسوه.

_ الطبرسی، علی (1418 ه-)، مشكاة الأنوار، مهدی هوشمند، دار الحدیث، الطبعة الأولی.

_ الطهرانی، آقا بزرگ (1389ه-)، الذریعة، بیروت _ لبنان، دارالأضواء._ العلامة المجلسی (1403 ه-)، بحار الأنوار، المصححة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الثالثة.

_ القرشی، باقرشریف (1394 ه-)، حیاة الإمام الحسین (علیه السلام)، النجف الأشرف، مطبعة الآداب، الطبعة الأولی.

_ القیومی، الشیخ جواد (1390 ش)، صحیفة الحسین (علیه السلام)، بقم المشرفة، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، الطبعة الأولی.

_ الكحالة، عمر رضا (1379 ق)، اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، دمشق.

_ كلینی، ابوجعفر محمدبن یعقوب (1388 ش)، اصول كافی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه.

_ كوهی، محمدرضا (1385 ش)، آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن، قم، انتشارات اتقان.

_ مامقانی، شیخ عبدالله (1352 ق)، تنقیح المقال، نجف، مطبعة المرتضویه.

_ مجلسی، محمدباقر (1403 ق)، بحارالأنوار، بیروت، موسسة الوفاء.

_ محلاتی، ذبیح الله (1385 ه-)، ریاحین الشریعه، دارالكتب الاسلامیة.

_ مدرسی، آیت الله سید محمدتقی (1378 ش)، نمونه های ایثار حضرت زینب (علیها السلام)، مترجم: محمدصادق شریعت، تهران، انتشارات محبان الحسین (علیه السلام)، چاپ دوم.

_ مظفری، محمد (1361 ق)، اسیران و جانبازان کربلا، قم، نشر فراز اندیشه.

_ مقرم، عبدالرزاق (1979 م)، مقتل الحسین (علیه السلام)، بیروت، دارالكتاب اسلامی.

_ المیرزا النوری (1408 ه-)، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، لإحیاء التراث، الطبعة الثانیة.

_ النفیس، الدكتور أحمدراسم (1418 ه-)، على خطى الحسین (علیه السلام)، مركز الغدیر للدراسات الإسلامیة، چاپخانه: فروردین، الطبعة الأولی.

نقدى، جعفر (1343 ش)، حضرت زینب كبرى (علیها السلام)، اقتباس و نگارش: عمادالدین_ حسین اصفهانى، شركت سهامى طبع كتاب.

_ النقدی، الشیخ جعفر (1381 ه-)، الأنوار العلویة، النجف الأشرف، المطبعة الحیدریة، الطبعة الثانیة.

_ النمازی الشاهرودی، الشیخ علی (1418-1419 ه-)، مستدرک سفینة البحار، تحقیق وتصحیح: الشیخ حسن بن علی النمازی، بقم المشرفة، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین.

ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام)

اشاره

فاطمه معتمد لنگرودی(1)

تاریخ دریافت: 02/06/97 تاریخ پذیرش: 15/09/97

چکیده

ولایت مداری (قبول و حراست عملی از مقام امامت علی (علیه السلام) و اولادشان(علیهم السلام)) از ارکان ضروری و مورد تأکید در قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم السلام) است. در این میان حضرت زینب (علیها السلام) فرزند امام علی (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) که از دامان رسالت و امامت برخاسته است؛ به دلیل یاری امام زمان خویش در شرایط دشوار زمانی و مکانی، یکی از الگوهای بارز در امر ولایت مداری و ولایت پذیری است. سؤال اصلی این جاست که سبک زندگی حضرت زینب (علیها السلام) در حوزه ولایت مداری در چه ابعادی بوده است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ایی به بررسی ابعاد ولایت پذیری حضرت زینب (علیها السلام) در زندگانی ایشان پرداخته است. دستاورد این پژوهش آن است که حضرت زینب (علیها السلام) به عنوان یک بانوی مسلمان و متعهد به اصول اسلامی، در تمام حالاتزندگانی خود از امام زمان خویش اطاعت و التزام علمی و عملی داشته است.

کلیدواژگان: حضرت زینب (علیها السلام)، ولایت مداری، عاشورا، کوفه، شام.


1) . کارشناس ارشد تاریخ اسلام دانشگاه الزهرا (علیها السلام)، پژوهشگر و مدرس دانشگاه پیام نور واحد لنگرود (flangarodi@yahoo.com)

مقدمه

ولایت و امامت امام علی (علیه السلام) و فرزندانش(علیهم السلام) در نزد شیعیان دوازده امامی، امری مسلم بوده و به سبب آن، افراد زیادی به دفاع از این امر پرداخته و جان خویش را فدا کرده اند. از این رو در تاریخ صدر اسلام جاپای اشخاصی از خاندان رسالت یافت می شود که توانسته اند همگام با امام زمان خویش قدم برداشته و ولایت پذیری خود را نشان دهند. حضرت زینب (علیها السلام) از شجره نبوت (صلی الله علیه و آله و سلم) و دختر امام علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (علیها السلام)؛ یکی از بانوانی است که در این زمینه گام برداشت و در همه حال مطیع امام بوده و لحظه ای امام زمانش را ترک نکرده است.

سؤال این پژوهش آن است که سبک زندگی حضرت زینب (علیها السلام) در حوزه ولایت مداری در چه ابعادی نمود عینی یافته است؟ در پاسخ سؤال می توان گفت: حضرت زینب (علیها السلام) با توجه به الگوپذیری از پدر و مادر و برادرانش(علیهم السلام) همواره با ولایت عجین بوده و حتی در این راه فرزندانش را فدا می کند.

درباره زندگی حضرت زینب (علیها السلام)، مناقب و فضائل ایشان و هم چنین اقدامات ایشان در عاشورا و پس از واقعه عاشورا در کوفه و شام، مطالب بسیاری نوشته شده است؛ لیکن بررسی علمی و دقیق درباره سبک زندگی حضرت زینب (علیها السلام) در بعد ولایت پذیریشان از آغاز ولادت تا زمان وفاتشان، به صورت جداگانه انجام نشده و تنها در برخی کارهای علمی گوشه هایی از ولایت مداری ایشان آمده است که عبارت است از: مقالاتی چوناصول و راه کارهای احیاگری در سیره حضرت زینب (علیها السلام)(1)، بصیرت آفرینی در سیره و سخن حضرت زینب (علیها السلام) (2)، جایگاه امامت و ولایت در اندیشه و عمل حضرت زینب (علیها السلام) (3)، شخصیت و نقش حضرت زینب (علیها السلام) در نهضت کربلا (4)، خردورزی در سیر حضرت زینب (علیها السلام) ()


1) . رضائی، سارا، (تابستان 1390)، اصول و راهکارهای احیاگری در سیره حضرت زینب (علیها السلام)، مجله طهورا، شماره 9، ص41 _ 60

2) . زنگویی، علیرضا، (خرداد و تیر 1390) بصیرت آفرینی در سیره و سخن حضرت زینب (علیها السلام)، مجله مبلغان، شماره 141، ص51 _ 61

3) . مطلبی جونقانی، محسن و زمانی محجوب، حبیب، (تابستان 1391)، جایگاه امامت و ولایت در اندیشه و عمل حضرت زینب (علیها السلام)، مجله طهورا، شمارۀ 13، ص85 _ 94

4) . فاضلی، خادم حسین، (خرداد 1386)، حضرت زینب (علیها السلام) شخصیت و نقش ایشان در نهضت کربلا، مجله معرفت، شمارۀ 114، ص75 _ 94

) . نوری، اعظم، (پاییز و زمستان 1392)، خردورزی در سیره حضرت

زینب (علیها السلام)، پژوهش نامه مطالعات اسلامی زنان و خانواده، ص101 _ 122

(که به فضائل و مناقب حضرت زینب (علیها السلام) و اقداماتشان در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و روایات حضرت پرداخته اند.) و از میان پایان نامه ها، می توان به آثاری چون ثقلین در اندیشه حضرت زینب (علیها السلام)(1)(بررسی ابعاد زندگی حضرت زینب (علیها السلام) در ارتباط با قرآن و اهل بیت(علیهم السلام))، نقش حضرت زینب (علیها السلام) در اسلام (2)و نقش زینب کبری (علیها السلام) بعد از واقعه عاشورا (3)

برای توضیح بیش تر درباره این سه رساله رجوع شود به: حمید سلیم گندمی و صدیقه شاکری، (بهار 1388 ش) رساله نامه حضرت زینب (علیها السلام)، نشریه سفینه، شماره 22، ص165 _ 190

،

اشاره کرد که به صورت گذرا و سطحی بدون تحلیل و تبیین نقش این بانو، تنها به آوردن گزاره های تاریخی و روایی اکتفاکرده اند.

از این رو مشاهده می گردد که کاری علمی و دقیق در بررسی ابعاد ولایت مداری در سیره زندگانی حضرت زینب (علیها السلام) انجام نشده است. بنابراین؛ در این مقاله سعی بر این است تا با توجه جدی و علمی و در نهایت دقت در متن گزاره های تاریخی و روایی از خلال منابع مستند دست اول و قابل اعتماد، ابعاد ولایت مداری استخراج شده و به صورت علمی و جدید و با نگاهی تبیینی به رشته نگارش درآید.

1. زیست نامه حضرت زینب

حضرت زینب (علیها السلام) از زنان نمونه و موفق صدر اسلام است که به عنوان سومین فرزند، از پدر و مادری چون امام علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام)؛ در پنجم ماه جمادی الأول سال ششم هجری به دنیا آمد. به هنگام تولد ایشان، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه نبود و پس از بازگشت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اسمش را زینب نهادند. (محلاتی، 1368، ج3، ص33 و 37؛ تقی زاده انصاری، 1383، ص42؛ صادقی اردستانی، 1372، ص13؛ قزوینی، 1387، ص24 و 26).

این بانوی گرامی، دارای القاب و اسامی بسیاری بوده که از جمله آن ها محدثه: به دلیل نقل


1) . حیدری واثانی، آمنه، (1385) ثقلین در اندیشه حضرت زینب (علیها السلام)، کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.

2) . کریمی خالدی، آزاده، (1386)، نقش حضرت زینب (علیها السلام) در اسلام، کارشناسی: سطح دو، مدرسۀ علمیّه حجت.

3) . شکرالهی، لیلا، (1385)، نقش زینب کبری (علیها السلام) بعد از واقعه عاشورا، مدرسه علمیّه فاطمیه.

احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، بطله کربلا: به معنای بانوی قهرمان کربلا، نائبةالزهرا (علیها السلام): یعنی جانشین فاطمه (علیها السلام)، عدیلةالخامس من اهل الکساء(علیهم السلام): یعنی هم طراز پنجمین نفر از اهل کساء(علیهم السلام) (امام حسین (علیه السلام))، سرّ ابیها: یعنی راز وجود و هستی پدر، شفیقةالحسن (علیه السلام): یعنی خواهر عزیز حسن (علیه السلام)، معینةالولایه: یعنی یاور ولایت در عصر پدر و برادرانش(علیهم السلام) و سپس در عصر امام سجاد (علیه السلام) و... است. (محلاتی، 1368، ج3، ص46 و 47).

هنگامی که این بانو به سن ازدواج رسید، بزرگان زیادی چون اشعث بن قیس (محلاتی، 1368 ش، ج3، ص59) خواستار ایشان بودند؛ ولی امام علی (علیه السلام) که صفات والای دخترشان را بهتر از هر کسی می دانست، به یاد سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) افتاد که روزی با دیدن فرزندان امام علی (علیه السلام) و جعفر طیار(1)، چنین فرمود:

بناتنا لبنینا و بنونا لبناتنا؛ (علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، 1406 ق، ص355؛ ابن شهرآشوب، 1379 ق، ج3، ص305؛ حرعاملی، 1409 ق، ج20، ص74؛ مجلسی، 1403 ق، ج42، ص92، نوری، 1408 ق، ج14، ص187)

دختران ما برای پسرانمان و پسرانمان برای دختران ما باشد.

پس از مدتی عبدالله بن جعفر، شخصی را برای خواستگاری از زینب (علیها السلام) فرستاد و امام علی (علیه السلام) نیز با توجه به نسبت خویشاوندی و کرامات و بخشش عبدالله بن جعفر(2)، وی را به


1) . جعفر؛ فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد از برادران بزرگوار امام علی (علیه السلام) بوده که در جریان اذیت و آزار مشرکین به همراه جمعی از مسلمین به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان رهبر گروه با ایشان به همراه همسرش اسماء بنت عمیس به حبشه هجرت نمود و فرزندش عبدالله بن جعفر، در آنجا به دنیا آمد. جعفر به همراه خانواده اش هم زمان با پیروزی مسلمین در فتح خیبر وارد مدینه شد و سپس در سریه موته، در شمال مدینه، با رومیان در سال هشتم هجری جنگید و به شهادت رسید و طبق وحی الهی به جای دو دست بریده اش در موته خداوند به وی دو بال بهشتی عنایت نمود. از این روست که به جعفر طیار مشهور است و از آن پس فرزندانش مورد اکرام و توجه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام علی (علیه السلام) قرار گرفتند.

2) . عبدالله بن جعفر؛ از مردان بزرگ صدر اسلام بوده که پدرش ملقب به جعفر طیار، برادر امام علی (علیه السلام) و مادرش اسماء بنت عمیس است. وی مورد اکرام و احترام خاندان رسالت و امامت (علیه السلام) بوده و وی در بخشش مال و کمک به نیازمندان، به جود و سخاوت مشهور بوده تا جایی که گویند این امر در اثر دعایی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره اش فرمود: «اللهم بارک له فی صفقته؛ خدایا در کسب و کارش خیر و برکت قرار بده» (طبرسی، 1390، 104؛ ابن ابی الحدید، 1404، 15، 71؛ مجلسی، 1403، 21/57؛ قمی، 1414، 6/ 47).

ازدواج حضرت زینب (علیها السلام) درآورد. (مقریزی، 1420ق، ج5، ص371؛ میانجی، 1426 ق، ج 2، ص193)؛ تا جایی که حضرت زینب (علیها السلام) یکی از شروط ازدواج خود را دیدار هر روزه برادرش امام حسین (علیه السلام) نهاد. (ابن اثیر، 1409 ق، ص132 و 133؛ مقریزی، 1420 ق، ج5، ص371؛ قزوینی، 1387، ص55؛ محلاتی، 1368،ج3، ص60؛ قمی، 1382، ص272؛ صادقی اردستانی، 1372، ص37).

بر اثر این ازدواج مبارک، میان خاندان آل علی (علیه السلام) و آل جعفر، خداوند به حضرت زینب (علیها السلام) و عبدالله بن جعفر، فرزندانی پاک به نام های محمد، علی، جعفر، عون، ام کلثوم و به روایتی عباس (ابن اثیر، 1409 ق، ص132 و 133؛ مقریزی، 1420 ق، ج5، ص371؛ قزوینی، 1387، ص69) کرامت فرمود؛ که بنا به گفته تواریخ و مقاتل، حضرت زینب (علیها السلام) با دو پسرش عون و محمد به کربلا آمده و فرزندانش در رکاب امام حسین (علیه السلام) شهید شدند. (مفید، 1413 ق، ج2، ص107؛ طبرسی، 1417 ق، ج1، ص465؛ بحرانی اصفهانی، 1382، ج11، ص953 و 960).

در زمان خلافت امام علی (علیه السلام)، حضرت زینب (علیها السلام) به همراه همسرش، در دارالإماره کوفه سکنی گزید و به تعلیم احکام و تفسیر آیات قرآن به زنان و دختران کوفه همت گماشت و پس از صلح امام حسن (علیه السلام) به همراه برادرش به مدینه باز گشت. (قزوینی، 1387، ص38) و پس از مدتی در زمان امامت برادرش امام حسین (علیه السلام)، همراهش به کربلا رفته و آن حادثه عظیم را مدیریت کرده و سرانجام پس از تحمل بار اسارت به همراه امام سجاد (علیه السلام) و دیگر زنان خاندان اهل بیت(علیهم السلام) به مدینه باز گشت.

پس از بازگشت به مدینه، نامی از حضرت زینب (علیها السلام) و وفات ایشان در کتب تاریخی و روایی یافت نمی شود و تنها در برخی مآخذ آمده که ایشان در مدینه برای مردم و دیگر مسلمانان از ماجرای سقیفه و شهادت مادر، پدر و برادرانش و قیام عاشورا سخن می گفت. تا جایی که امویان مدینه از یزید درباره آن بانو، کسب تکلیف نمودند. در این جا مورخین محل وفات و دفن این بانو را یکی از شهرهای زیر دانسته اند: شام، مصر، مدینه (محلاتی، 1368، ج3، ص34 _ 37؛ تقی زاده انصاری، 1383، ص239 _ 241)، که اظهار نظر در این باره بی نتیجه بوده؛ چرا که منبع متقن و مستندی وجود ندارد.

2. ابعاد ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام) در وقایع قبل از عاشورا

اشاره

نام حضرت زینب (علیها السلام) تنها در عاشورا و پس از وقایع آن جلوه گر نیست؛ بلکه ولایت پذیری و

یاری امام زمانش در تمام دوران زندگی اش جاری بوده و ایشان از همان آغاز ولادت، با جد بزرگوارشان (صلی الله علیه و آله و سلم) و سپس مادر و پدر و دو برادرش امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) همگام بوده و مراتب ولایت مداری خویش را به نمایش گذاشته است. از این رو نقش حضرت زینب (علیها السلام) در وقایع قبل از عاشورا در موارد زیر خلاصه می گردد:

2-1- همگامی زینب (علیها السلام) با حامل وحی الهی و اهل بیت ایشان(علیهم السلام)

حضرت زینب (علیها السلام) از همان آغاز، ولایت پذیری خویش را نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پاکش(علیهم السلام) به نمایش گذاشت و نشان داد وی فردی مطیع ولایت و دستورات الهی بوده و هیچ گاه از آن دست بر نمی دارد. حضرت زینب (علیها السلام) در حالی که پنج ساله بود و جد بزرگوارشان رحلت فرمود، بر سر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و دست به دعا برداشت و چنین گفت:

یا رسول الله! الان حقا فقدناک. یا رسول الله! الان عرّفنا الحرمان من النظر إلیک؛ (بحرانی اصفهانی، 1382، ج11، ص947)

ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! امروز روزی است که به حقیقت تو را از دست دادیم. اینک معنای محرومیت دیدار تو را دریافتیم.

این سخن زینب (علیها السلام) بیان گر جایگاه رفیع رسالت و امامت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جهت هدایت و برپایی دین حق بوده است و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را الگوی مهم و بزرگ دین تلقی می کند.

پس از این امر، زینب (علیها السلام) در طریق ولایت قدم برداشت تا جایی که ملقب به نائبةالزهرا، یعنی جانشین فاطمه (علیها السلام) شد و به نقل اکثر راویان خطبه فدکیه را از مادرش فاطمه زهرا (علیها السلام) در دفاع از حرم ولایت و امامت الهی در سن 5 سالگی روایت فرمود. تاجایی که ابن عباس راوی بزرگ و مفسر قرآن چنین گوید:

حدثنی عقیلتنا زینب بنت علی هی التی روی ابن عباس عنها کلام فاطمه (علیها السلام) فی فدک. (مفید، 1413 ق، ص40؛ طبری آملی، 1413 ق، ص110؛ جوهری، بی تا، ص98؛ خزاز رازی، 1401 ق، ص193 و 194و 200؛ بحرانی اصفهانی، 1382، ج11، ص951 و 957)

سیر حمایت زینب (علیها السلام) از امام (علیه السلام) ادامه داشته تا جایی که همراه همسرش در زمان خلافت ظاهری پدرش امام علی (علیه السلام)، به کوفه رفت و در آن جا اقامت گزید. (قزوینی، 1387، ص38). و پس از شهادت پدر بزرگوارش و پس از صلح برادرش امام حسن (علیه السلام) با معاویه، همراه برادر و

همسرش به مدینه بازگشت و در کنار برادرانش امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) باقی ماند. جایگاه امام حسن (علیه السلام) نزد حضرت زینب (علیها السلام) به عنوان بزرگ خانواده اهمیتی بسزا داشت، تا جایی که می توان چنین بیان کرد که امام حسن (علیه السلام) از طرفی به عنوان حامی بزرگ و رکن خانواده و از طرف دیگر امام زمان حضرت زینب (علیها السلام) بوده و این علاقه به حدی بوده که در لحظات آخر عمر برادر کنار بسترش بوده و پس از شهادت برادرش امام حسن (علیه السلام) با آه و ناله جان سوز چنین ناله سر داد:

وا أخاه! وا حسناه! وا قلّه ناصراه! یا أخی من أعوذ به بعدک؟

ای برادرم! ای حسنم! وای از یاران کم و اندک! برادرم بعد از تو به چه کسی پناه ببرم؟ تا زنده ام غم و اندوه از دلم بیرون نخواهد رفت.

سپس حضرت گونه برادرش را بوسید و گریه شدیدی سر داد و به چهره نورانی اش نگاه می کرد. (مازندرانی، 1419 ق، ج1، ص352؛ قزوینی، 1387، ص49).

بنابراین مشاهده می شود که حضرت زینب (علیها السلام) در تمام شرایط از زمان کودکی و در حیات جدشان (صلی الله علیه و آله و سلم) و سپس مادر و پدر و برادرش امام حسن (علیه السلام)، همواره در کنار امام زمان خویش بوده و در حفظ و صیانت از دستاوردهای اسلامی تلاش نموده است.

2-2- برپایی جلسات آموزش قرآن و احکام شرعی برای زنان کوفه ومدینه

حضرت زینب (علیها السلام) که از سوی امام زمان خویش؛ یعنی امام سجاد (علیه السلام)، عالمة غیر معلمة (طبرسی، 1403 ق، ج2، ص305؛ بحرانی اصفهانی، 1382، ج 11، ص953؛ قمی، 1414 ق، ج 3، ص496) خوانده شده و همگان به علم و دانش ایشان اعتراف کرده اند، از طرف امام زمانش حق پاسخ گویی به مسائل شرعی (حلال و حرام) را داشته و مردم به ایشان رجوع می کردند. تا جایی که نقل شده در زمان خلافت امام علی (علیه السلام) در کوفه، جمعی از مردان نزد علی (علیه السلام) آمده و گفتند: اجازه بده زنان ما نزد دخترت بیایند و معالم و معارف دین و تفسیر قرآن را از آن حضرت بیاموزند.

امام (علیه السلام) اجازه فرمود و حضرت زینب (علیها السلام) شروع به آموزش زنان کرد تعداد بسیاری از زنان کوفه در درس زینب (علیها السلام) حاضر شدند. روزی امام (علیه السلام) وارد خانه شد و شنید که دخترش به شکل خاصی، حروف مقطعه ابتدای سوره مریم را برای زنان تفسیر می کند. بعد از اتمام درس، امام (علیه السلام)

نزد دخترش رفته و می فرماید:

ای نور چشم من! آیا می دانی که این حروف رمزی درباره وقایعی است که در سرزمین کربلا، بر تو و برادرت حسین (علیه السلام) وارد خواهد آمد؟

و آن گاه حضرت شروع به بیان برخی از جزئیات آن واقعه دردناک نمود. (جزایری، 1418ق، ص68؛ قزوینی، 1387، ص38) و باز نقل شده که روزی امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) درباره بعضی از سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با هم گفت وگو می کردند؛ حضرت زینب (علیها السلام) وارد شده و در بحث ایشان شرکت کرده و مسئله را با تمام صوری که داشت به تفصیل تمام، تبیین نمودند. زمانی که امام حسن (علیه السلام) این توانایی فوق العاده خواهر را دیدند، خطاب به او فرمود:

إنّک حقّا من شجره النّبوة و من معدن الرسالة؛ (شرقاوی، بی تا، ص98)

به راستی که تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستی.بنابراین حضرت زینب (علیها السلام) در زمان حیات پدر بزرگوارشان و در زمان برادرانش امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) به سؤالات شرعی مردم به خصوص زنان پاسخ می داده و از این نظر مورد تأیید امامان(علیهم السلام) بود، تا جایی که عالمه غیر معلمه خوانده شد.

2-3- درک موقعیت زمانی و مکانی امام زمان عصر خویش

حضرت زینب (علیها السلام) در تمام مدت زندگانی خویش در مدینه، کوفه و حتی پس از عاشورا در شام تابع ولایت امام خویش بوده و به خوبی شرایط زمانی و مکانی را سنجیده و با تفکر و تعقل عمل نموده است. از جمله زمانی که هنوز پنج سال بیش تر نداشت؛ شاهد خطبه مادرش در مسجد مدینه در دفاع از ولایت امام علی (علیه السلام) بوده و آن را برای محدثین بعدی نقل کرده؛ تا جایی که ابن عباس راوی حدیث وی بوده است. (بحرانی اصفهانی، 1382، ج11، ص951 و 957).

این مطلب که حضرت زینب (علیها السلام) به خوبی شرایط زمانی و مکانی را درک می کرد؛ از آن جا به دست می آید که ایشان روایت حدیث فدک را از قول مادر بزرگوارشان حضرت زهرا (علیها السلام) نقل کرده اند. (ابن بابویه، 1413ق، ج3، ص567 و568؛ ابن ابی الحدید، 1404ق، ج16، ص211 و212). هم چنین در باب منع ابوبکر از فدک برای حضرت زهرا (علیها السلام) (مفید، 1413ق، ص40 و 41؛ طبری آملی، 1413ق، ص110) و روایت تولد از قول اسماء بنت عمیس (طبری آملی، 1413ق،

ص148 و150) و حدیث نزول مائده آسمانی برای حضرت زهرا (علیها السلام) (ابن حمزه طوسی، 1419ق، ص295) از جمله احادیث ناب و معتبری است که حضرت زینب (علیها السلام) با توجه به شرایط زمانی و مکانی برای دفاع از حریم ولایت نقل کرده اند.

هم چنین در زمان خلافت پدرش امام علی (علیه السلام) با توجه به شرایط عمل نموده وتوانست پاسخ گوی مسائل زنان در امور قرآنی، تفسیری و شرح احکام باشد و پس از آن نیز در زمان برادرانش چنین عمل نمود و همواره در کنار ولایت باقی مانده است. سپس در روز عاشورا و زمانی که امام حسین (علیه السلام) قصد میدان را داشتند، زینب (علیها السلام) طبق وصیت مادرش عمل نموده و پیراهن کهنه ایی را بر تن برادر پوشاندند. (محلاتی، 1368، ج3، ص92) و این امر از مصادیق یاری امام زمان خویش بوده که به دستورات حامی ولایت که جان خود و فرزندش در این راه نهاده بود، عمل نمود.

3. ابعاد ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام) در وقایع عاشورا و پس از آن

اشاره

حضرت زینب (علیها السلام) از یاوران امام زمان خویش بوده که در تمام مدت عمرشان در آسایش و سختی کنار امام زمانش بوده و لحظه ایی از هدفش دور نشده است. عظیم ترین نقش و اقدامات زینب (علیها السلام) در واقعه کربلا و در اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) به کوفه و شام نمایان است. بنابراین نقش زینب (علیها السلام) در پیشبرد اهداف اسلام واقعی در عاشورا و پس از آن جای بحث دارد و اگر روزی ثروت حضرت خدیجه (علیها السلام) برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ثمر داد، در عاشورا و پس از آن این سخنان رسای زینب (علیها السلام) در کاخ ابن زیاد و یزید در کوفه و شام بوده که توانست درخت اسلام را آب یاری کرده و افکار باطل را از بین برده و چشم مردمان زمانش را بر روی جنایات اموی بگشاید و زمینه را برای گسترش عقاید و افکار اصیل اسلامی توسط امامان شیعه(علیهم السلام) فراهم سازد؛ از این رو اقدامات حضرت زینب (علیها السلام) در واقعه عاشورا و پس از ان در موارد زیر خلاصه می گردد:

3-1- مدیریت صحیح از حریم زنان و کودکان اهل بیت(علیهم السلام) در طول اسارت

حضرت زینب (علیها السلام) با سخنان و وصایای برادرش امام حسین (علیه السلام)، در طول مسیر اسارت از کربلا به کوفه و سپس به شام از زنان و کودکان اهل بیت(علیهم السلام) نگهداری نمود و مسئولیت جمع آوری اطفال برعهده ایشان بوده است.

در روز عاشورا که دشمن کار را بر خیام حسینی سخت کرد، این زینب (علیها السلام) بود که حامی کودکان و زنان خیام بوده و به نقلی عبدالله پسر امام حسن (علیه السلام) که کودکی 10 ساله بود؛ چون عموی خود را در محاصره دشمنان دید از خیمه بیرون آمد تا به عمویش رسید و زینب (علیها السلام) هرچقدر که خواست که او را برگرداند نتوانست (مجلسی، 1389، ص118).

هم چنین در کوفه و در مقابل ابن زیاد، که به دنبال بزرگ اسیران می گشت تا مستی و مسرت خویش را از کشتن امام حسین (علیه السلام) به رخ بکشد، رو به زنان کرده و گفت: «چه کسی بزرگ شماست؟» و این مطلب را تا سه مرتبه پرسید و آن گاه زنی به سخن آمد و گفت: «بزرگ اسرا، زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام) است». (ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص261 و 262؛ مفید، 1412 ق، ج 2، ص: 115؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص471؛ فتال نیشابوری، 1375، ج 1، ص191 و 192).

این احترام و ارج نهادن به شخص زینب (علیها السلام) در طول اسارت توسط زنان کاروان، نشان از آن دارد که زینب (علیها السلام) رسالت خود را به خوبی انجام داده و مورد تأیید زنان و کودکان کاروان و حتی شخص امام سجاد (علیه السلام) بوده است .

در مسیر اوج اسارت کاروان در شام و در مجلس یزید زمانی که مردی شامی، تقاضای گرفتن فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) را به کنیزی نمود، باز این عمه اش زینب (علیها السلام) بود که به موقع حاضر شده و به دفاع از دختر امام حسین (علیه السلام) پرداخت و با تبیین جایگاه فرزندان آل الله(علیهم السلام) در کاخ یزید، مانع این کار شده و چهره پلید یزید و عمال وی را رسوا ساخت. (ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص272؛ مفید، 1413 ق، ج 2، ص121؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص474 و 475؛ ابن نما حلّی، 1406 ق، ص100 و 101؛ ابن طاووس، 1348، ص187؛ ابن اعثم کوفی، 1411 ق، ج 5، ص131).

3-2- پرستاری و حمایت جانی از امام زمان خویش

حضرت زینب (علیها السلام) در روز عاشورا و پس از آن، در کوفه و شام به حمایت از امامزمانش (امام حسین (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام)) پرداخت که در منابع و مقاتل این امر به خوبی نشان داده شده است. پرستاری و حمایت زینب (علیها السلام) از فرزند برادرش که امام شیعیان بوده، به قدری اهمیت داشته که از زبان خود امام سجاد (علیه السلام) نقل شده:

در شب عاشورا زمانی که مرض بر من مستولی شد و عمه من زینب (علیها السلام) به پرستاری ام

مشغول بود. (طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص456؛ مجلسی، 1389، ص87). بنابراین حمایت و پرستاری زینب (علیها السلام) از امام (علیه السلام) تنها در شب عاشورا نمود عینی نیافت؛ بلکه در کاخ ابن زیاد نمود عینی خود را یافت. چنان که زینب (علیها السلام) خود را پیش مرگ امام زمانش نمود؛ نقل شده زمانی که ابن زیاد مسرور از کشتن امام حسین (علیه السلام) و یارانش و اسارت زنان و کودکان بود، وقتی از نام اسیران پرسید و نام علی (علیه السلام) را شنید، گفت: «مگر علی در کربلا کشته نشد؟» و چون امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «برادر دیگرم علی اکبر کشته شد»، قصد کشتن امام سجاد (علیه السلام) (علی اوسط) را نمود، ولی با مداخله زینب (علیها السلام) از تصمیم خود منصرف شد. (ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص263؛ ابن حیون، 1409 ق، ج 3، ص158؛ مفید، 1413 ق، ج 2، ص116؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص472؛ مجلسی، 1403 ق، ج 45، ص117؛ مجلسی، 1389، ص145).

هم چنین شجاعت و فصاحت زبانی این بانو بود که در کوفه و شام با ایراد خطبه های غرّا و دفاع از فرزندان آل الله(علیهم السلام) و امام حسین (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) توانست به خوبی از امام دفاع کرده و آرمان های امام را برای همگان تشریح نموده و بدین گونه حمایت جانی و زبانی خود را نشان دهد که این امر همانا ولایت مداری حضرت زینب (علیها السلام) می باشد.

3-3- پرورش فرزندانی متعهد به اسلام و آرمان های امام زمانش

حضرت زینب (علیها السلام) نه تنها خود، بلکه خانواده اش مظهر تجلی باورهای شیعی و به خصوص قبول جایگاه امامت و ولایت امام حسین (علیه السلام) بوده است، تا جایی که هنگام خروج زینب (علیها السلام) به همراه کاروان امام حسین (علیه السلام) از مکه به سوی کوفه، زمانی که عبدالله بنجعفر نتوانست امام را از رفتن باز دارد، دو فرزندش محمد و عون را به همراه مادرش زینب (علیها السلام) فرستاد و ایشان نیز در کربلا وقتی حقانیت امام زمان خویش را دید، بدون کوچک ترین تردیدی لباس رزم پوشیده و به میدان نبرد شتافتند و شهید شدند. (مفید، 1413 ق، ج2، ص107 و 125؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص465). و پس از شهادت فرزندانش حتی از خیمه ها بیرون نیامد تا شاهد خجالت برادرش نشود و این چنین بود که زینب (علیها السلام) با دادن جگرگوشه هایش در کربلا دین خود را نسبت به اسلام و به خصوص شیعه ادا کرده است.

3-4- واگذاری نیابت خاصه امام حسین (علیه السلام) به حضرت زینب (علیها السلام)

همزمان با شهادت امام حسین (علیه السلام) در کربلا و ضعف بدنی امام سجاد (علیه السلام) و سپس اسارت

زنان و کودکان حسینی به کوفه و شام، لازم بود تا شخصی آگاه، مدیر و مدیر این کاروان را هدایت کند و چنین شخصی در این زمان، کسی جز حضرت زینب (علیها السلام) نبود. آماده شدن حضرت زینب (علیها السلام) برای این قسمت از ولایت مداری اش، یعنی نیابت خاصه از طرف امام زمانش، مستلزم عاملی بوده که در شب عاشورا به خوبی مشهود است. آن جا که در شب عاشورا و سپس در روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) مسئولیت حفاظت از زنان و کودکان حرم را به زینب (علیها السلام) سپرده و او را در این امر به تقوای الهی و صبر فرا خواند. (طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص457) و این امر، نشان از آن دارد که امام (علیه السلام)، زینب (علیها السلام) را برای نیابت خاصه خود آماده می کند و بدین طریق ولایت پذیری او را به امتحان می گذارد.

علامه مامقانی از محدثین بزرگوار علم حدیث در سخنی در باب نیابت خاصه زینب (علیها السلام) و مقام عظیمش، چنین می گوید:

اگر به حالات زینب (علیها السلام) در واقعه کربلا و پس از آن نظری بیندازیم گزاف نخواهد بود که او را دارای عصمت بدانیم؛ زیرا امام حسین (علیه السلام) در لحظات آخر تمام وصایای خود را به ایشان نموده و ایشان را به نیابتخاصه خود در زمان بیماری امام سجاد (علیه السلام) برگزیده است. (مامقانی، 1353، ج3، ص79).

نیابت خاصه زینب (علیها السلام) از جانب امام زمانش حضرت سجاد (علیه السلام) که به وسیله امام حسین (علیه السلام) بدیشان سپرده شد؛ تنها در این زمان نبوده، بلکه در زمان کودکی امام زمان4 نیز بوده است و ماجرا چنان بوده که وقتی امام زمان4 پس از شهادت پدرشان به مقام امامت رسیدند، برخی دوستان که قصد پرسش از مسائل شرعی را داشتند، به فرموده بی بی حکیمه خاتون، عمه پدری امام زمان4 به جده (سوسن) مادر امام حسن عسکری (علیه السلام) مراجعه نمایند و وقتی از علت نیابت یک زن سؤال نمودند، حکیمه خاتون فرمود:

إنّ الحسین بن علیّ (علیه السلام) أوصى إلى أخته زینب (علیها السلام) بنت علیّ بن أبی طالب (علیه السلام) فی الظاهر، و كان ما یخرج عن علیّ بن الحسین (علیه السلام) من علم ینسب إلى زینب بنت علیّ (علیها السلام) تستّرا على علیّ بن الحسین (علیه السلام)؛ (طوسی، 1411 ق، ص230؛ حرعاملی، 1425ق، ج 5، ص125؛ قمی، 1414 ق، ج 3، ص497)

همانا امام حسین (علیه السلام) به خواهرش زینب (علیها السلام) وصیت نمود و از این رو آنچه از علوم

و اخبار امامت بود به زینب (علیها السلام) نسبت داده شد تا جان امام زمانش؛ یعنی امام سجاد (علیه السلام) حفظ گردد.

پس از شفای امام سجاد (علیه السلام) بود که به جایگاه اصلی خویش برگشت.

بسیاری از مورخان حضرت زینب (علیها السلام) را نائب خاصه و نیابت تبلیغی (قمی، 1372، ص439) امام حسین (علیه السلام) دانسته و چنان که مشاهده می شود ایشان در کوفه و شام در برابر دستگاه ظلم و ستم امویان به خوبی وظیفه خود را انجام داد و چشمان خوابیده مردم کوفه و شام را بیدار نمود.

3-5- معرفی خاندان عترت و شجره ملعونه

حضرت زینب (علیها السلام) در مسیر اسارت کاروان حسینی در کوفه و شام با ایراد خطبه هایآتشین خود در مساجد و کاخ ابن زیاد و یزید، توانست ماهیت دروغین و گرگ صفت حکومت اموی و عاملان وی را آشکار و جایگاه امامت و ولایت خاندان رسالت و امامت را تبیین نماید.

بی گمان اولین نمود آشکار شدن خوی پلید اموی و جایگاه رسالت و امامت در زمان شهادت امام حسین (علیه السلام) و پس از آن در زمانی واقع شد که زینب (علیها السلام) با دیدن اجساد کشتگان و به خصوص فرزندان آل علی (علیه السلام) در مقابل دشمن لب به سخن گشود و با معرفی اجداد طاهرینش قصد شناساندن ولایت واقعی را داشت؛ از جمله در کنار جسد برادرش در قتلگاه چنین فرمود:

اصبر على ما نزل بك، و احتسب فی ذلك الخیر، فان اللّه یلحقك بآبائك الصالحین برسول اللّه و علی بن أبی طالب (علیه السلام) و حمزة (علیه السلام) و الحسن بن علی (علیه السلام). (ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص254؛ مفید، 1413 ق، ج 2، ص110؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص458)

و سپس فرمود:

وا محمداه! این حسین (علیه السلام) برگزیده و فرزند پسندیده توست که با اعضای بریده در خاک و خون غلطیده و با لب تشنه سرش را از قفا بریدند و ما فرزندان توییم که ما را به اسیری می برند و دختران توییم که ما را به بردگی گرفته اند و هیچ حرمت ما را رعایت نکردند و خیمه های ما را سوزاندند و غارت کردند.

سپس رو به جسد برادرش کرد و گفت:

فدای تو گردم ای فرزند محمد مصطفی و ای جگرگوشه علی مرتضی (علیه السلام) و ای نور دیده فاطمه (علیها السلام) و ای پاره تن خدیجه کبری (علیها السلام). (مجلسی، 1389، ص132؛ ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص259؛ ابن نما حلی، 1406 ق، ص84؛ بحرانی اصفهانی، 1382، ج11، ص: 964)

افشاگری زینب (علیها السلام) از جنایات اموی در این جا خاتمه نیافت؛ بلکه در مجلس یزیددر شام نقش ولایت پذیری واقعی را از خود به نمایش گذاشت. آن جا که یزید وقتی از پیروزی خود بر امام حسین (علیه السلام) و خواری و گمراهی اهل بیت(علیهم السلام) سخن راند، زینب (علیها السلام) در دفاع از خط ولایت فرمود:

همانا خدا، پدر، برادر و جدم رسول الله تو و پدر و جدت را هدایت نمود.

و چون یزید عصبانی شد، زینب (علیها السلام) گفت:

همانا تو امیری هستی که ظلم و قدرت تو را فرا گرفته است. (ابومخنف کوفی، 1417 ق، ص272؛ مفید، 1413 ق، ج 2، ص121؛ طبرسی، 1417 ق، ج 1، ص475)

یزید که طاقت سخنان زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام) را نداشت، چوبی برداشت و بر دندان حسین (علیه السلام) چوب زده و به کشتن او افتخار نمود. زینب (علیها السلام) رو به یزید کرد و برای به اوج رساندن رسوایی اش گفت:

ای یزید! آیا گمان کرده ای که چون زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته و در شهرها ما را گرداندی پیروز شدی؟ گمان کردی که با اسیر نمودن دختران و زنان آل البیت(علیهم السلام) بزرگی یافته ای؟ آیا فکر می کنی عذابی در کار نیست؟ قطعاً مهلت دادن خدا به تو برای آن نیست که بر ما ظفر یافته ای؛ بلکه برای آن است تا گناهانت جمع شده و آن گاه در آتش الهی وارد شوی!

سپس فرمود:

(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ)... (ابن طیفور، بی تا، ص36 و 37؛ مجلسی، 1403 ق، ج 45، ص133)؛

گمان نکن کشتگان ما به جهنم رفته اند؛ بلکه آنان نزد خدای خود روزی خورده و

تو باید در روز قیامت به جدم رسول الله و پدرم علی (علیه السلام) پاسخ دهی.

از دیگر اقدامات زینب (علیها السلام) جهت نشان دادن اوج ذلت امویان و مردم خوابیده کوفه و شام و شناساندن جایگاه رفیع امامت و ولایت واقعی خطبه های غرّآء و آتشینی است که این بانوی فهیم در کوفه و در مرکز خلافت امویان؛ یعنی شام ایراد نمود و با این کار، مردم را بیدار کرده و رسالت واقعی خود را نسبت به امامش به انجام رساند. زینب (علیها السلام) در خطبه ای، میان مردم کوفه چنین فرمود:

چه جگرى از رسول خدا شكافتید و چه پیمانى شكستید و چه حرمتى از وى بدریدید و چه خونى ریختید؟ چه خواهید گفت هنگامى كه پیغمبر به شما گوید: «این چه كاریست كه كردید و شما كه آخرین امّت هستید، نسبت به اهل و فرزندان و عزیزان من چه ظلمی روا کرده اید که بعضى اسیر و بعضى آغشته به خون هستند؟ (مفید، 1413 ق، ص321؛ طوسی، 1414 ق، ص92 و 93؛ طبرسی، 1403 ق، ج 2، ص304 و 305؛ ابن طاووس، 1348، ص147 و 148؛ مجلسی، 1403 ق، ج45، ص109و 110)

تأکید بر این که این اسیران فرزندان رسول خدا و دخترش حضرت زهرا (علیها السلام) هستند، خود تأییدی است بر درستی و پاکی خاندان رسالت و بدنامی و روحیه خبیث گونه عاملان اموی که زینب (علیها السلام) آن را به همگان فهماند تا جایی که در مجلس ابن زیاد و سپس در مجلس یزید تکرار نمود و به همه نشان داد این خاندان، خاندان رسالت و امامت(علیهم السلام) است و یزید و عاملانش خلافت را غصب کرده و به زور در پی کسب قدرت و اعتبار برای خویش هستند.

این امر در خطبه زینب (علیها السلام) در مجلس ابن زیاد با جمله ای چون: «الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی أَكْرَمَنَا بِمُحَمَّدٍ وَ طَهَّرَنَا تَطْهِیراً» (ابن نما حلّی، 1406 ق، ص91). و در شام، مجلس یزید با این جمله نمایان است: «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِأَجْمَعِینَ».

سپس در همان مجلس می فرماید:

یا ابن الطّلقاء(1)! (یزید) آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزان خود را در پس


1) . منظور از یابن الطلقاء: فرزند آزاد شده؛ آن است که در روز فتح مکه چون پیامبر اکرم فرمان عفو عمومی داد، اجداد یزید؛ یعنی پدربزرگش ابوسفیان و پدرش معاویه جزء آزادشدگان آن روز بوده اند و این امر نشان می دهد که آنان زمانی اسلام را قبول کردند که دیگر چاره ایی نداشتند و در لباس مسلمانی مردم را فریب داده و در نهایت این معاویه بود که در سال 41 ق پس از صلح تحمیلی خود بر امام حسن (علیه السلام) خلافت اموی را در شام بنیان نهاد .

پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا و فرزندان فاطمه (علیها السلام) را در لباس اسیری شهر به شهر بگردانی؟

چون یزید از سخنان حکیمانه زینب (علیها السلام) خشمگین شد، چوبی برداشت و بر لب و دندان حسین (علیه السلام) زد. در این حال زینب (علیها السلام) نه از موضع اشک و آه، بلکه از موضع قدرت و با سخنانی بلیغ اصالت و درستی خاندان پیامبر را به رخ یزید کشیده و خطاب به سر مبارک امام (علیه السلام) گفت:

یَا حُسَیْنَاهْ! یَا حَبِیبَ رَسُولِ اللَّهِ! یَا ابْنَ مَكَّةَ وَ مِنًى! یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (علیها السلام) سَیِّدَةِ النِّسَاءِ! یَا ابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى! (طبرسی، 1403 ق، ج 2، ص307؛ ابن نما حلّی، 1406 ق، ص102؛ مجلسی، 1403 ق، ج45، ص131 _134)

بنابراین دیده می شود که زینب (علیها السلام) در همه حال از خاندان امامت(علیهم السلام) دفاع کرده و لحظه ای ساکت ننشسته است.

نتیجه گیری

حضرت زینب (علیها السلام) یکی از زنان بزرگ و با عظمت صدر اسلام بوده که در خاندان رسالت به دنیا آمده و در آن بیت، از دستان دختر پیامبر و وصی پیامبر ولایت پذیریرا آموخت و در همه حال دفاع از امام زمانش و نمود عینی آن را به منصه ظهور نهاد. در این پژوهش، ابتدا به زیست نامه مستند این بانو از زمان ولادت تا ازدواج و شهادت ایشان پرداخته شد.

در مرحله اصلی کار این پژوهش، ابعاد ولایت پذیری حضرت زینب (علیها السلام) به دو قسمت قبل و بعد از عاشورا تقسیم شد و در هر قسمت محورهایی در بعد ولایت مداری این بانو با توجه به منابع اسلامی (متون روایی، تاریخی و...) استخراج شد. در قسمت ولایت پذیری حضرت زینب (علیها السلام) قبل از واقعه عاشورا محورهای زیر استخراج شده که عبارت است از همگامی زینب (علیها السلام) با حامل وحی الهی و اهل بیت ایشان(علیهم السلام). برپایی جلسات آموزش قرآن و احکام

شرعی برای زنان کوفه و مدینه. درک موقعیت زمانی و مکانی امام زمان عصر خویش.

باید گفت لازم است که نقش حضرت زینب (علیها السلام) در ولایت پذیری اش در سیره زندگانی وی را در قبل از واقعه عاشورا، استخراج کرد. هر چند که منابع موجود در این زمینه اندک بوده است؛ لذا باید نقش اعظم این بانو را در حوادث عاشورا و پس از آن جست وجو کرد.

از این رو در قسمت ولایت پذیری حضرت زینب (علیها السلام) در روز عاشورا و پس از آن، محورهای زیر استخراج شده که عبارت است از مدیریت صحیح از حریم زنان و کودکان اهل بیت(علیهم السلام) در طول اسارت. پرستاری و حمایت جانی از امام زمان خویش. پرورش فرزندانی متعهد به اسلام و آرمان های امام زمان. واگذاری نیابت خاصه امام حسین (علیه السلام) به زینب (علیها السلام). معرفی خاندان عترت(علیهم السلام) و شجره ملعونه و... .

بنابراین با اندکی دقت در سیر زندگانی و حوادث مربوط به زندگانی حضرت زینب (علیها السلام) می توان چنین گفت که اصل نمود ولایت مداری ایشان، به بعد از واقعه کربلا برگشته و در این زمان است که مدیریت صحیح حوادث و اتفاقات را از حضرت زینب (علیها السلام) شاهد بوده و اوج ولایت مداریش در دفاع از امام زمانش به شکل نیابت خاصهاز جانی امام (علیه السلام)، حفاظت از جان امام زمانش و خطبه های غرّایش در کوفه و شام و... قابل مشاهده است. گرچه در قبل از واقعه عاشورا و در زمان جد بزرگوارش و سپس مادر و پدرش و برادرش امام حسن (علیه السلام) در همه حال کنارشان بوده و به دستورهای ایشان توجه وافری داشته است.

منابع

_ ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله (1404 ق)، شرح نهج البلاغه، قم، نشر آیةالله مرعشی نجفی.

_ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن (1409ق)، اسدالغابه، بیروت، دارالفکر.

_ ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد (1411 ق)، الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول.

_ ابن بابویه، محمدبن علی (1413ق)، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم.

_ ابن حمزه طوسی، محمدبن علی (1419ق)، الثاقب فی المناقب، تحقیق: نبیل رضا علوان، قم، نشر انصاریان، چاپ سوم.

_ ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی (1409ق)، شرح الأخبار فی مناقب الائمه الأطهار(علیهم السلام)، تحقیق: محمدحسین حسینی جلالی، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ اول.

_ ابن شهرآشوب، محمدبن علی (1379 ق)، مناقب آل ابی طالب (علیه السلام)، قم، نشر علامه، چاپ اول.

_ ابن طاووس، علی بن موسی (1348 ش)، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه: احمد فهری زنجانی، تهران، نشر جهان، چاپ اول.

_ ابن طیفور، احمدبن أبوطاهر (بی تا)، بلاغات النساء، قم، دارالشریف الرضی، چاپ اول.

_ ابن نما حلّی، جعفربن محمد (1406 ق)، مثیر الأحزان، قم، نشر مدرسه امام مهدی، چاپ سوم.

_ ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی (1417ق)، وقعه الطف، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ سوم._ بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله (1382ش)، عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و و الأخبار و الأقوال (مستدرک سیده النساء إلی الإمام الجواد (علیه السلام))، تحقیق: موحد ابطحی اصفهانی، قم، مؤسسه امام مهدی4، چاپ دوم.

_ تقی زاده انصاری، بدر (1383 ش)، زینب (علیها السلام)؛ بانوی ماندگار تاریخ، تهران، نشر علوم روز، چاپ اول.

_ جزائری، سید نعمت الله (1418 ق)، خصائص الزینبیه، قم، نشر الشریف الرضی.

_ جوهری، احمدبن عبدالعزیز (بی تا)، السقیفه و فدک، تحقیق: محمدهادی امینی، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه.

_ حرعاملی، محمدبن حسن (1425ق)، إثباه الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، نشر اعلمی، چاپ اول.

_ ____________________________ (1409 ق)، وسائل الشیعه، قم، نشر مؤسسه آل البیت(علیهم السلام).

_ خزاز رازی، علی بن محمد (1401 ق)، کفایه الأثرفی النص علی الأئمه الإثنی عشر(علیهم السلام)، تحقیق: عبداللطیف حسینی کوه کمری، قم، نشر بیدار.

_ شرقاوی، محمود (بی تا)، السیدة الزینب (علیها السلام)، قاهره، بی نا.

_ صادقی اردستانی، احمد (1372 ش)، زینب (علیها السلام) قهرمان دختر علی (علیه السلام)، تهران، نشر مطهر، چاپ اول.

_ طبرسی، احمدبن علی (1403ق)، الإحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق: محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول.

_ طبرسی، فضل بن حسن (1390ق)، اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، نشر اسلامیه، چاپ سوم.

_ __________________________ (1417 ق)، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم، نشر مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، چاپ اول._ طبری آملی، محمدبن جریر بن رستم (1413ق)، دلائل الإمامه، قم، نشر بعثت، چاپ اول.

_ طوسی، محمدبن حسن (1411ق)، الغیبه، تحقیق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، نشر دارالمعارف الإسلامیه، چاپ اول.

_ ________________________ (1414 ق)، الأمالی، قم، نشر دارالثقافه، چاپ اول.

_ فتال نیشابوری، محمدبن احمد (1375ش)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، نشر رضی، چاپ اول.

_ قزوینی، محمدکاظم (1387 ش)، زندگانی حضرت زینب (علیها السلام) (از ولادت تا شهادت)، ترجمه: محمد اسکندری، تهران، نشر مهریاس شمیم، چاپ سوم.

_ قمی، عباس (1382ش)، منتهی الآمال، اصفهان، نشر کهن دژ، چاپ اول.

_ _____________ (1414ق)، سفینه البحار، قم، نشر اسوه، چاپ اول.

_ _____________ (1372 ش)، نفس المهموم، ترجمه: محمدباقر کمره ای، قم، نشر مسجد مقدس حضرت صاحب الزمان4.

_ مازندرانی، محمدمهدی (1419 ق)، معالی السبطین، قم، نشر مکتبه الشریف الرضی.

_ مامقانی، عبدالله (1353 ش)، تنقیح المقال، نجف، مطبعه المرتضویه.

_ مجلسی، محمدباقر (1403 ق)، بحارالانوار، بیروت، دارالأحیاء التراث العربی، چاپ دوم.

_ _____________________ (1389 ش)، مقتل مجلسی، مشهد، نشر نوند، چاپ اول.

_ محلاتی، ذبیح الله (1368 ش)، ریاحین الشریعه، تهران، نشر دارالکتب الإسلامیه، چاپ پنجم._ مفید، محمدبن محمد (1413 ق)، الإرشاد فی معرفةالله حجج العباد، تحقیق: مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول.

_ ________________________ (1413ق)، الأمالی، تحقیق: حسین استادولی و علی اکبر غفاری، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول.

_ مقریزی، تقی الدین احمدبن علی (1420ق)، امتاع الأسماع، تحقیق: محمد عبدالحمید النمیمی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول.

_ منسوب به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) (1406 ق)، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا (علیه السلام)، تحقیق: مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، مشهد، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، چاپ اول.

_ میانجی، علی احمد (1426ق)، مکاتیب الائمه(علیهم السلام)، تحقیق: مجتبی فرجی، قم، دارالحدیث، چاپ اول.

_ نوری، حسین بن محمد (1408 ق)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، چاپ اول.

تحلیل اقتباس های قرآنی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه کوفه

اشاره

دکتر محمد رنجبر حسینی(1)نرجس ارج(2)

تاریخ دریافت: 02/11/97 تاریخ پذیرش: 07/03/98

چکیده

ماندگاری قیام امام حسین (علیه السلام) و رسوایی دستگاه بنی امیه مرهون خطبه ها و روشن گری های حضرت زینب کبری (علیها السلام) است. ایشان در خطبه های شهر کوفه و شام با استناد به آیات قرآن کریم به بیان عهدشکنی مردم، مظلومیت و حقانیت امام حسین (علیه السلام) و رسوا نمودن بنی امیه پرداخت. نوشتار پیش رو با شیوه توصیفی تحلیلی و روش کتابخانه ای به تحلیل اقتباس های قرآنی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه شهرکوفه می پردازد.

کلیدواژگان: حضرت زینب (علیها السلام)، خطبه های شهر کوفه، اقتباس های قرآنی، قیام امام حسین (علیه السلام).


1) . عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث (ranjbarhosseini@gmail.com)

2) . کارشناس ارشد علوم حدیث گرایش کلام وعقاید دانشگاه قرآن و حدیث (nargesarj@gmail.com)

مقدمه

عاشورا بر اساس حضور فعال کاروان اسرا بود که باقی ماند و شناخته شد و رنگ گرفت. عاشورا بدون خطابه های حضرت زینب (علیها السلام) و حضرت سجاد (علیه السلام) چگونه می توانست در دل مردم خفته آن روزگار رسوخ کرده و آنان را بیدار کند؟ حضرت زینب (علیها السلام) پیام آور حماسه عاشورا بود و این پیام را به حماسی ترین شکل ممکن ارائه داد .این بانوی بزرگ اسلام در خطبه های خود برای روشن گری قیام اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به برخی آیات قرآن به صورت صریح و ضمنی استناد کرد. این خطبه ها در کوفه و شام باعث بیداری مردم، رسوایی دستگاه اموی و اثبات حقانیت قیام امام حسین (علیه السلام) شد. از سویی دیگر این خطبه ها حکایت از تسلط و فهم عمیق حضرت زینب (علیها السلام) از قرآن کریم دارد.

نکته ظریف در دعوت و سیره تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) در خطبه ها و سخنان ایشان آن است که همواره آن ها را به صورت سلسله وار ذکر می کند؛ یعنی محتوا و مضمون سخنان خود را علاوه بر بیان شیوا و رسا، اولاً به آیات کتاب خدا، سپس احادیث جدش (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدرش امام علی (علیه السلام) و پس از آن به وقایع تاریخی مستند می کند.(اسفندیار، 1387: 13)

یکی از خطبه های مهم حضرت زینب (علیها السلام) بعد شهادت امام حسین (علیه السلام) و اسیری اهل بیت امام حسین (علیه السلام)، خطبه ایشان در شهر کوفه است. کوفه ای که یک روز محل حکومت پدر بزرگوارشان علی (علیه السلام) بوده و روزی هم کوفیان با دعوت از فرزندش امام حسین (علیه السلام) او را به کوفه فرا خواندند، اما عهد خود را شکستند.

خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در شهر کوفه از زوایای مختلف قابل بررسی است. کما این که مقالات و تحقیقاتی با رویکردهای ادبی، اجتماعی، تاریخی و روش شناسانه تدوین شده است.

مقاله پیش رو با شیوه توصیفی_تحلیلی، به تحلیل اقتباس ها و استنادهای قرآنیحضرت زینب (علیها السلام) در خطبه شهر کوفه می پردازد تا روشن شود عقیله بنی هاشم چگونه با استناد به کلام وحی، وجدان خفته مردم کوفه را بیدار کرد و دستگاه ابن زیاد و یزید را رسوا نمود و حقانیت و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) را بر همگان آشکار ساخت.

لازم به ذکر است مقصود ما از اقتباس در این نوشتار یکی از محسّنات لفظی در علم بدیع از علوم بلاغی است که در تعریف آن گفته شده:

تضمین کلام و سخن به آیات قرآن یا احادیث بدون این که تصریح بر آن ها شود. (دقیق عاملی، 1425: 175).

به طور قطع حضرت زینب (علیها السلام) که فرزند امیر بیان؛ علی بن ابی طالب (علیه السلام) است، بیش ترین بهره را از این فن در خطبه خود در شهر کوفه برده است؛ که در ادامه مقاله به تحلیل این اقتباس ها و چرایی آن ها پرداخته خواهد شد.

متن خطبه

قَالَ بَشِیرُ بْنُ خُزَیْمٍ الْأَسَدِیُّ:

وَ نَظَرْتُ إِلَى زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیٍّ (علیه السلام) یَوْمَئِذٍ وَ لَمْ أَرَ وَ اللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّمَا تُفَرِّعُ عَنْ لِسَانِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) وَ قَدْ أَوْمَأَتْ إِلَى النَّاسِ أَنِ اسْكُتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ اْلْأَجْرَاسُ ثُمَّ قَالَتْ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الْأَخْیَار أما بعد: یَا أَهْلَ الْكُوفَةِ یَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَكُمْ دَخَلًا بَیْنَكُمْ هَلْ فِیكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ كَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ كَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْكُمْ وَفِی الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ أتَبْكُونَ أَخِی؟! أَجَلْ، وَاللَّهِ فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِیراً وَاضْحَكُوا قَلِیلًا فَقَدْ أَبْلَیْتُمْ بِعَارِهَا وَمَنَیْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِیلُ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَسَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَمَلَاذُ حَرْبِكُمْ وَمَعَاذُ حِزْبِكُمْ وَمَقَرُّ سِلْمِكُمْ وَآسِی كَلْمِكُمْ وَمَفْزَعُ نَازِلَتِكُمْ وَالْمَرْجِعُ إِلَیْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِكُمْ- وَمَدَرَةُ حُجَجِكُمْ وَمَنَارُ مَحَجَّتِكُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ وَسَاءَ مَا تَزِرُونَ لِیَوْمِ بَعْثِكُمُ فَتَعْساً تَعْساً وَنَكْساً نَكْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْیُ وَتَبَّتِ الْأَیْدِی وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ* وَضُرِبَتْ عَلَیْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ أَتَدْرُونَ وَیْلَكُمْ أَیَّ كَبِد لِمحَمَّد (صلی الله علیه و آله و سلم) فَرَثْتُمْ؟ وَ أَیَّ عَهْد نَكَثْتُمْ؟ وَ أیَّ كَرِیمَة لَهُ أَبْرَزْتُمْ؟ وَ أَیَّ حُرْمَة لَهُ هَتَكْتُمْ؟ وَ أَیَّ دَم لَهُ سَفَكْتُمْ؟ لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدّاً، تَكادُ السَّمواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ،وَ تَنْشَقُّ الاْرْضُ، وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً. لَقَدْ جِئْتُمْ بِها شَوْهاءَ صَلْعاءَ سَوْداءَ فَقْماءَ خَرْقاءَ طِلاعَ الأَرْضِ وَالسَّماءِ، أَفَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّماءُ دَماً، وَ لَعَذابُ الاْخِرَةِ أَخْزى وَ هُمْ لایُنْصَرُونَ، فَلایَسْتَخِفَّنَّكُمُ الْمَهَلُ، فَإِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ لایَحْفِزُهُ الْبِدارُ، وَ لا یُخْشى عَلَیْهِ فَوْتُ الثَّأْرِ، كَلاّ إِنَّ رَبَّكَ لَنا وَ لَهُمْ

بِالْمِرْصادِ».أَ تَدْرُونَ ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُولُ (علیه السلام): مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِیُّ لَكُمْ مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ بِأَهْلِ بَیْتِی وَأَوْلَادِی وَتَكْرِمَتِی مِنْهُمْ أُسَارَى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ مَا كَانَ ذَاكَ جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ أَنْ تَخْلُفُونِی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی. إِنِّی لَأَخْشَى عَلَیْكُمْ أَنْ یَحُلَّ بِكُمْ مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِی أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ ثُمَّ وَلَّتْ عَنْهُمْ- قَالَ حِذْیَمٌ فَرَأَیْتُ النَّاسَ حَیَارَى قَدْ رَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوَاهِهِمْ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ شَیْخٌ فِی جَانِبِی یَبْكِی وَقَدِ اخْضَلَّتْ لِحْیَتُهُ بِالْبُكَاءِ وَیَدُهُ مَرْفُوعَةٌ إِلَى السَّمَاءِ وَهُوَ یَقُولُ بِأَبِی وَأُمِّی كُهُولُهُمْ خَیْرُ كُهُولٍ وَنِسَاؤُهُمْ خَیْرُ نِسَاءٍ وَشَبَابُهُمْ خَیْرُ شَبَابٍ وَنَسْلُهُمْ نَسْلٌ كَرِیمٌ وَفَضْلُهُمْ فَضْلٌ عَظِیمٌ ثُمَّ أَنْشَدَ: كُهُولُكُمْ خَیْرُ الْكُهُولِ وَنَسْلُكُمْ إِذَا عُدَّ نَسْلٌ لَا یَبُورُ وَلَا یَخْزَى فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ یَا عَمَّةِ اسْكُتِی فَفِی الْبَاقِی مِنَ الْمَاضِی اعْتِبَارٌ وَأَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَالْحَنِینَ لَا یَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَتْ. (شیخ مفید، 1413: 45- طبرسی 1403: 2/305-مجلسی، 1403: 45/175)

ترجمه خطبه

بشیر بن خزیم اسدی گوید:

زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام) را در آن روز دیدم. به خدا سوگند زن با حیایی را تا آن روز سخنورتر از او ندیدم. گویا که کلمات را با زبان گویای امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) جاری می نمود. حضرت زینب (علیها السلام) به مردم اشاره کرد که ساکت شوید. ناگهان نفس ها در سینه ها حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد. آن گاه فرمود: «ستایش از آن خداست و درود بر پدرم محمد و خاندان پاک و نیکوکارش.»

اما بعد: «ای مردم کوفه! ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشته خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می گسست. شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیله فریب و تقلب ساخته اید. آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینه های آکنده از کینه، دورویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکانو ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می شود؟ یا همچون سبزه هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازه دفن شده ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ چه بد

توشه ای برای آخرت فرستاده اید! توشه ای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود. گریه می کنید؟ زار می زنید؟ آری به خدا سوگند! که باید گریه کنید. پس بسیار بگریید و کم تر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست. و چگونه می توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، خاتم پیامبران(علیهم السلام)، معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟ کسی که پناه مؤمنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید! پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد! که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله تان قرین زیان گردیده است. خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است. وای بر شما ای مردم کوفه! آیا می دانید چه جگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دریده اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده اید؟ چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته اید؟ و چه حرمتی از او شکسته اید؟ شما این جنایت فجیع را بی پرده و آشکار به انجام رساندید. (جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته. سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده. تمام سطح زمین هر آینه سخنى زشت آورده اید.) نزدیک است که از شدت و عظمت آن آسمان ها فرو ریزد وزمین شکاف بردارد و کوه ها با خاک یکسان شوند. جنایتی ظلمانی و ستم کارانه و شوم و کریه به پهنای زمین و به گنجایش آسمان. آیا از این که آسمان خون باریده تعجب می کنید؟ و زمین شکافته شود و کوه ها فرو افتند و در هم ریزند. که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوارکننده تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. پس مهلت هایی که خدای متعال به شما می دهد موجب خوشی شما نگردد؛ چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی کند. چون ترسی از پایمال شدن خون و از دست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است.» آن گاه حضرت زینب (علیها السلام) این اشعار را خواند: «اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از شما بپرسد، این چه کارى بود که کردید با آن که شما امت (پیامبرِ)

آخرالزمان بودید (و بر دیگر امت ها شرافت داشتید)، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟ جمعى را به اسارت بردید و گروهى را به خون آغشته کردید. این پاداش من نبود با آن که من خیرخواه شما بودم. این که در حق خویشاوندانم این گونه به من جفا کنید. من را به نابودى کشاند، بر شما نیز فرود آید.» زینب کبرى (علیها السلام) پس از این خطابه جان سوز، روى از آنان برگرداند. در این حال، مردم را دیدم که حیرت زده اند و از اندوه و پشیمانى، دست به دندان می گزند.

حِذْیَم می افزاید: به کنارم نگریستم. پیرمردى را دیدم که اشک می ریخت و محاسنش با قطرات اشکش تر شده بود. در همان حال دستان خود را به آسمان بلند کرد و گفت: «پدر و مادرم فداى شما باد! پیرانتان بهترین پیران، زنانتان بهترین زنان و جوانانتان بهترین جوانانند. دودمان شما کریم و بزرگوار و فضل و منزلت شما بزرگ و عظیماست.» آن گاه این بیت را خواند: «پیران شما بهترین پیران و دودمان شما نیز بهترین دودمانند و در میان همه تبارها و نسل ها، هرگز تبار شما نابود و بی اعتبار نخواهد شد.» امام سجاد (علیه السلام) خطاب به حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: «عمه جان آرام بگیر. سرگذشت گذشتگان براى آنان که مانده اند مایه عبرت است. تو بحمدالله ناخوانده دانایی و نیاموخته خردمندی. گریه و زارى، آنان را که رفته اند به ما باز نمی گرداند.» با این سخنِ امام چهارم (علیه السلام)، زینب (علیها السلام) آرام گرفت و سکوت کرد. (عقیقی بخشایشی،1387: 35)

تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در کوفه

1. عهدشکنی کوفیان

حضرت زینب (علیها السلام) در ابتدای خطبه خویش می فرماید:

یَا أَهْلَ الْكُوفَةِ یَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَكُمْ دَخَلًا بَیْنَكُمْ؛

اما بعد؛ ای مردم کوفه! ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه می کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشته خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می گسست. شما نیز

سوگندهای خود را در میان خویش، وسیله فریب و تقلب ساخته اید.

این بیان حضرت زینب (علیها السلام) اقتباسی از سخن خداوند است که می فرماید:

(وَ لَا تَکُونُواْ کاَلَّتىِ نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّه أَنکَثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکمُ دَخَلَا بَیْنَکُمْ أَن تَکُونَ أُمَّه هِىَ أَرْبىَ مِنْ أُمَّه إِنَّمَا یَبْلُوکُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّننَ لَکمُ یَوْمَ الْقِیَامَه مَا کُنتُمْ فِیهِ تخْتَلِفُون)؛ (نحل: 92)

و همانند آن زن که رشته اى را که محکم تافته بود، از هم گشود و قطعه قطعه کرد مباشید تا سوگندهاى خود را وسیله فریب یکدیگر سازیدبدین بهانه که گروهى بیش تر از گروه دیگر است. خدا شما را بدان می آزماید و در روز قیامت چیزى را که در آن اختلاف می کردید برایتان بیان می کند.

این آیه اشاره به داستان زنى است از قریش به نام «رایطه»، در زمان جاهلیت که از صبح تا نیم روز، خود و کنیزانش، پشم ها و موهایى را که در اختیار داشتند می تابیدند و پس از آن دستور می داد همه آن ها را واتابند و به همین جهت به عنوان «حمقاء» (زن احمق) در میان عرب، معروف شده بود. این کار مخصوصاً از این نظر که پشم بر اثر تابیدن، استحکام و تکامل تازه اى پیدا می کند و با گشودن آن، یک حرکت ارتجاعى انجام شده نه تنها بی حاصل، بلکه زیان آور است؛ همین گونه کسانى که با پیمان بستن با خدا و به نام حق، تعهدى را می پذیرند، هر گونه حرکتى در جهت شکستن این عهد و پیمان انجام دهند نه تنها بیهوده است؛ بلکه دلیل بر سقوط شخصیت آن ها نیز است. (مکارم شیرازی، 1380: 11/375)

کلام در این آیه، خود یک نوع بیان براى نقض سوگند است. حاصل معنایش این می شود که مَثل شما در سوگند خوردن مثل آن زن است. مطلب خود را با سوگند محکم می کنید و گره می زنید، آن گاه همان تافته ها را به دست خود؛ یعنى با خیانت و خدعه اى که می کنید، باز نموده، پنبه اش می سازید با این که خدا هم شما را از این کار نهى کرده بود. (طباطبایی، 1374: 12/483- طبرسی 2:1373/45)

حضرت زینب (علیها السلام) با این آیه به خوبی با زبان کنایه از عهدشکنی کوفیان یاد نمود. کوفیان عهد و پیمان خود را به خاطر منافع وبرتری قبیله می شکستند تا دوباره عهد و پیمانی جدید ببندند. نمونه ای از مهم ترین عهدشکنی کوفیان در زمان نوشتن 12 هزار نامه به امام حسین (علیه السلام) و دعوت از حضرت برای آمدن به کوفه و بعد یاری ننمودن سفیر ایشان، مسلم بن عقیل و به

شهادت رسیدن مظلومانه مسلم و بعد هم شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش در روز عاشورا.

2. خواری و بیچارگی در انتظار کوفیان

حضرت زینب (علیها السلام) در ادامه خطبه برای این که عمق فاجعه ای که کوفیان با عهدشکنی و تنها گذاشتن امام حسین (علیه السلام) به بار آوردند و عواقب دنیایی و اخروی این عمل را به آن ها گوشزد کند، فرمود:

وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِیلُ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَسَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَمَلَاذُ حَرْبِكُمْ وَمَعَاذُ حِزْبِكُمْ وَمَقَرُّ سِلْمِكُمْ وَآسِی كَلْمِكُمْ وَمَفْزَعُ نَازِلَتِكُمْ وَالْمَرْجِعُ إِلَیْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِكُمْ- وَمَدَرَةُ حُجَجِكُمْ وَمَنَارُ مَحَجَّتِكُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ وَسَاءَ مَا تَزِرُونَ لِیَوْمِ بَعْثِكُمُ فَتَعْساً تَعْساً وَنَكْساً نَكْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْیُ وَتَبَّتِ الْأَیْدِی وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ* وَضُرِبَتْ عَلَیْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ؛

و چگونه می توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خاتم پیامبران(علیهم السلام)، معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟ کسی که پناه مؤمنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید! پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد! که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله تان قرین زیان گردیده است. خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است.

حضرت زینب (علیها السلام) با اقتباس به آیه 61 سوره بقره سرانجام این عهدشکنی کوفیان را چنین بیان می فرماید:

(وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّه وَ الْمَسْکَنَه وَ بَاءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَالِكَ بِأَنَّهُمْ کاَنُواْ یَکْفُرُونَ بَایَاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرْ الْحَقّ ذَالِكَ بمَا عَصَواْ وَّ کَانُواْ یَعْتَدُون)؛

مقرر شد بر آن ها خوارى و بیچارگى و با خشم خدا قرین شدند. و این بدان سبب بود که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتندو نافرمانى کردند و تجاوز ورزیدند.

خداوند در این آیه و آیه 112 سوره آل عمران به سرگذشت و عاقبت بنی اسرائیل این گونه

اشاره می فرماید:

مهر ذلت و فقر را بر پیشانى آن ها زد و بار دیگر به غضب الهى گرفتار شدند. این به خاطر آن بود که آن ها آیات الهى را انکار می کردند و پیامبران را بنا حق می کشتند و این به خاطر آن بود که آن ها گناه می کردند و تعدى و تجاوز داشتند.

از آیه فوق استفاده می شود که آن ها به دو جهت گرفتار خوارى و ذلت شدند: یکى براى کفر و سرپیچى از دستورات خدا و انحراف از توحید به سوى شرک؛ دیگر این که مردان حق و فرستادگان خدا را می کشتند. این سنگ دلى و قساوت و بی اعتنایى به قوانین الهى، بلکه تمام قوانین انسانى که حتى امروز نیز به روشنى در میان گروهى از یهود ادامه دارد، مایه آن ذلت و بدبختى شد. (مکارم شیرازی، 1380:1/24)

بعضی از مفسران برداشت متفاوتی نسبت دادن قتل انبیاء(علیهم السلام) به قوم یهود از این آیه دارند. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ) در تفسیر عیاشى در ذیل جمله: (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ، وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ، ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا) آن جناب قرائت کرد و سپس فرمود:

به خدا سوگند انبیاء(علیهم السلام) را با دست خود نزدند و با شمشیرهاى خود نکشتند، (ولکن یَعْتَدُونَ) سخنان ایشان را شنیدند و در نزد نااهلان آن را فاش کردند. در نتیجه دشمن ایشان را گرفت و کشت؛ پس مردم کارى کردند که انبیاء(علیهم السلام) هم کشته شدند و هم تجاوز شدند و هم گرفتار مصائب گشتند. (لِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ).در کافى نظیر این روایت آمده و شاید امام (علیه السلام) این معنا را از جمله استفاده کرده، چون معنا ندارد قتل و مخصوصاً قتل انبیاء(علیهم السلام) و کفر به آیات خدا را به معصیت تعلیل کند؛ بلکه امر به عکس است، چون شدت و اهمیت از این طرف است. ولکن عصیان به معناى نپوشیدن اسرار و حفظ نکردن آن، می تواند علت کشتن انبیاء(علیهم السلام) واقع شود و این را با آن تعلیل کنند.(طباطبایی،1374:16/291).

در این قسمت خطبه حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه قرآن در صدد القای این مطلب به کوفیان هستند که عذاب الهی و خواری دنیا و آخرت در انتظار شماست؛ چراکه فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را با بد عهدی کشتید و به او خیانت نمودید. این از سنت های الهی است که

مکافات عمل در انتظار عهدشکنان است.

3. بزرگی مصیبت های کربلا

حضرت زینب (علیها السلام) در ادامه خطبه، عمق فاجعه و مصائبی که در کربلا در روز عاشورا اتفاق افتاده را این گونه ترسیم می کند:

أَتَدْرُونَ وَیْلَكُمْ أَیَّ كَبِد لِمحَمَّد (صلی الله علیه و آله و سلم) فَرَثْتُمْ؟ وَ أَیَّ عَهْد نَكَثْتُمْ؟ وَ أیَّ كَرِیمَة لَهُ أَبْرَزْتُمْ؟ وَ أَیَّ حُرْمَة لَهُ هَتَكْتُمْ؟ وَ أَیَّ دَم لَهُ سَفَكْتُمْ؟ لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدّاً، تَكادُ السَّمواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ، وَ تَنْشَقُّ الاْرْضُ، وَتَخِرُّ الْجِبالُ؛

وای بر شما ای مردم کوفه! آیا می دانید چه جگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دریده اید؟ چه عهدی شکستید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده اید؟ و چه حرمتی از او شکسته اید؟ چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته اید؟ نزدیک است که از شدت و عظمت آن آسمان ها و فرو ریزد و زمین شکاف بردارد و کوه ها با خاک یکسان شوند.

عقیله بنی هاشم برای رساندن عظمت مصیبت های روز عاشورا به آیات 89-90 سوره مریم استناد می فرماید:

(لَّقَدْ جِئْتُمْ شَیًا إِدًّا. تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنشَقُّ الْأَرْضُ وَ تخِرُّ الجْبَالُهَدًّا)؛

سخنى زشت آورده اید؛ نزدیک است که از این سخن آسمان ها بشکافند و زمین شکافته شود و کوه ها فرو افتند و در هم ریزند.

در تفسیر آیه فوق بعضی مفسران معتقدند از آن جا كه در آیات پیشین سخن از شرک و پایان كار مشركان بود، در پایان بحث به یكى از شاخه هاى شرک؛ یعنى اعتقاد به وجود فرزند براى خدا اشاره كرده و زشتى این سخن را با قاطع ترین بیان بازگو مى كند:

(وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً)؛

آن ها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است.

نه تنها مسیحیان عقیده داشتند حضرت مسیح، فرزند حقیقى خداست، بلكه یهودیان نیز درباره عزیر (توبه: 30) چنین باوری داشتند. و بت پرستان درباره فرشتگان نیز چنین اعتقادى داشتند و آن ها را دختران خدا مى پنداشتند (زخرف: 19). آن گاه با لحنى كوبنده مى گوید:

(لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا)؛

چه سخن زشت و بزرگى آوردید.

«اد» (بر وزن ضد) در اصل به معنى صداى زشت و ناهنجارى است كه بر اثر گردش شدید امواج صوتى در گلوى شتر به گوش مى رسد. سپس به كارهاى بسیار زشت و وحشتناک اطلاق شده است. از آن جا كه چنین نسبت ناروایى مخالف اصل توحید است؛ چرا كه خداوند نه شبیه و مانندى دارد و نه نیاز به فرزند؛ و نه عوارض جسم و جسمانیت. گویى تمام عالم هستى كه بر پایه توحید بنا شده است از این نسبت ناروا در وحشت و اضطراب فرو مى روند. لذا در آیه بعد اضافه مى كند:

(تَكادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا)؛

نزدیک است آسمان ها به خاطر این سخن از هم متلاشى گردد و زمینشكافته شود و كوه ها به شدت فرو ریزد!

باز براى تأكید و بیان اهمیت موضوع مى گوید:

(أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً)؛

به خاطر این كه براى خداوند رحمان فرزندى ادعا كردند.

این ها در حقیقت خدا را به هیچ وجه نشناخته اند، وگرنه مى دانستند هرگز براى خداوند رحمان، سزاوار نیست كه فرزندى برگزیند. (مکارم شیرازی، 1380: 3 /106)

علامه طباطبایی ذیل این آیه می نویسد:

کلمه «اد» به کسره همزه، به معناى هر چیزى است که منکر و شنیع باشد و کلمه «تفطر» به معناى انشقاق و دو نیم شدن است و کلمه «خرور» به معناى سقوط و کلمه «هد» به معناى هدم و ویرانى است. این آیات در مقام بزرگ شمردن گناه و عظیم دانستن آثار گناه است که آن را به محسوس مثل می زند و می فرماید: «شما با این حرف خود، امرى منکر و زشت و شنیع مرتکب شدید که آن چنان آثار سوء آن بزرگ است که نزدیک است آسمان متلاشى گردد و زمین بشکافد و کوه ها فرو ریزد. آن طور فرو بریزد که گویا یک خانه فرو می ریزد. (طباطبایی،1374:14/45)

حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه، در صدد این مطلب است که کشتن سبط رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم السلام) او و اسیری خاندان وی آن قدر مصیبت بزرگی است که اگر آسمان ها به خاطر این مصیبت از هم متلاشى گردد و زمین شكافته شود و كوه ها به شدت فرو ریزد، جای تعجب نیست؛ چراکه امام معصوم منادی کلمه توحید و تجلی اسماء و صفات الهی و حجت او بر روی زمین است.

4. عذاب اخروی در انتظار کوفیان

حضرت زینب (علیها السلام) در ادامه خطبه خود به بزرگی عذاب اخروی برای عهدشکنان کوفی و مصیبت هایی که برای اهل بیت(علیهم السلام) در کربلا اتفاق افتاد، این گونه می فرماید:

لَقَدْ جِئْتُمْ بِها شَوْهاءَ صَلْعاءَ سَوْداءَ فَقْماءَ خَرْقاءَ طِلاعَ الأَرْضِ وَالسَّماءِ، أَفَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّماءُ دَماً، وَ لَعَذابُ الاْخِرَةِ أَخْزى وَ هُمْ لایُنْصَرُونَ؛

جنایتی ظلمانی و ستم کارانه و شوم وکریه به پهنای زمین و به گنجایش آسمان. آیا از این که آسمان خون باریده تعجب می کنید؟ که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوارکننده تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد.

زینب کبری (علیها السلام) برای ترسیم عذاب اخروی قاتلان امام حسین (علیه السلام) و پیمان شکنان کوفی به آیه 16 سوره فصلت استناد می فرماید:

(فَأَرْسَلْنَا عَلَیهْمْ رِیحًا صَرْصَرًا فىِ أَیَّامٍ نحَّسَاتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الخْزْىِ فىِ الحْیَوه الدُّنْیَا وَ لَعَذَابُ الاْخِرَه أَخْزَى وَ هُمْ لَا یُنصَرُون)؛

ما نیز بادى سخت و غران در روزهایى شوم بر سرشان فرستادیم تا در دنیا عذاب خوارى را به آن ها بچشانیم و عذاب آخرت خوارکننده تر است و کسى به یاریشان برنخیزد.

این آیه در مورد سرگذشت قوم عاد است. صاحب تفسیر نمونه در تفسیر این آیه می نویسد:

مى دانیم آن ها جمعیتى بودند كه در سرزمین «احقاف» در ناحیه «حضرموت»، در جنوب «جزیره عربستان» زندگى داشتند و از نظر قدرت جسمانى و تمكن مالى و تمدن مادى كم نظیر بودند. قصرهاى زیبا و قلعه هاى محكم مى ساختند.

مخصوصاً بر مكان هاى مرتفع بناهایى كه نشانه قدرت و وسیله خودنمایى بود بر پا مى كردند. مردمانى خشن و جنگجو بودند و این قدرت ظاهرى، آن ها را سختمغرور كرده بود؛ چنان كه خود را جمعیتى شكست ناپذیر و برتر از همه مى پنداشتند و به همین دلیل در برابر خدا و پیامبرشان «هود» (علیه السلام)، به طغیان و سركشى و تكذیب و انكار برخاستند. آرى! انسان بى مایه و كم ظرفیت هنگامى كه مختصر قدرتى در خود احساس كند سر به طغیان برمى دارد و حتى گاه از بی خردى به مبارزه با قدرت خدا برمى خیزد و خداوند بزرگ چقدر ساده و آسان با یک اشاره عوامل حیاتشان را به عامل مرگشان تبدیل مى كند. چنان كه در همین ماجراى «عاد» در آیه بعد اضافه مى كند: «سرانجام تندبادى شدید و پر صدا و هول انگیز و سرد و سخت، در روزهایى شوم و پرغبار، بر آن ها فرستادیم تا عذاب خواركننده را در زندگى دنیا به آن ها بچشانیم.» این تندباد عجیب چنان كه در آیات دیگر قرآن آمده، چنان آن ها را از زمین بلند مى كرد و زمین مى كوبید، همچون تنه هاى درخت خرما كه از ریشه كنده شده باشد. این تندباد هفت شب و هشت روز مى وزید و تمام زندگى این قوم جبار خودخواه مغرور را درهم مى كوبید. و جز ویرانه اى از آن قصرهاى پرشكوه و زندگى مرفه و اموال سرشار باقى نماند. در پایان آیه مى گوید: «تازه این عذاب دنیا است. و عذاب آخرت از آن هم خواركننده تر است.» (وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى ) به گونه اى كه تمام این مجازات هاى دردناک در مقابل آن جرقه اى است در برابر دریاى آتش! و از همه سخت تر این كه «هیچ كس به یارى آن ها نمى شتابد و از هیچ سو یارى نمى شوند.» (وَ هُمْ لا یُنْصَرُونَ) آرى! آن ها یک عمر تلاش كردند كه خود را بزرگ نشان دهند. خداوند هم به هنگام عذاب مجازاتى خواركننده در این دنیا و جهان دیگر براى آنان قائل شده است تا بینى این متكبران مغرور را بر خاک بمالد. (مکارم

شیرازی،1380: 20/239)

حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه به یک سنت تغییرناپذیر الهی اشاره می کند که خداوند قاتلان، زمینه سازان و مشارکت کنندگان در شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش را به خواری دنیا و عذاب های سخت اخروی مبتلا خواهد نمود. روزی که دیگر هیچ یار و کمک

کاری نخواهند داشت. تاریخ گواه است که جنایت کاران صحرای کربلا به چه فرجام دنیوی دچار شدند و در آخرت نیز عذاب جاودان الهی در انتظار آن هاست.

5. خداوند در کمین قاتلان و زمینه سازان عاشورا

بعد از عصر عاشورا چه بسا قاتلان شهدای کربلا و عهدشکنان و زمینه سازان عاشورا پنداشتند چون عذاب عاجل دنیوی دامان آن ها را نگرفته، پس همیشه در امانند. حضرت زینب (علیها السلام) برای پاسخ به این توهم چنین می فرماید:

فَلایَسْتَخِفَّنَّكُمُ الْمَهَلُ، فَإِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ لایَحْفِزُهُ الْبِدارُ، وَ لا یُخْشى عَلَیْهِ فَوْتُ الثَّأْرِ، كَلاّ إِنَّ رَبَّكَ لَنا وَ لَهُمْ بِالْمِرْصادِ؛

پس مهلت هایی که خدای متعال به شما می دهد موجب خوشی شما نگردد؛ چراکه خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی کند. چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است.

زینب کبری (علیها السلام) برای این که این استمهال الهی را پاسخ دهند به آیه 14 سوره فجر استناد می فرماید:

(إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَاد)؛

بی تردید پروردگارت در کمین گاه است.

کلمه «مرصاد» به معناى آن محلى است که در آن جا به کمین بنشینند و منتظر رسیدن شکار و یا دشمن باشند. مرصاد بودن خداى متعال، با این که او منزه است از نشستن در مکان، کنایه اى است تمثیلى؛ که می خواهد بفهماند خداى تعالى مراقباعمال بندگانش است. همان طور که انسان در کمین نشسته، مراقب حرکات و سکنات دشمن خویش است و منتظر است تا او را دستگیر کند و یا به قتل برساند. و خود او هیچ خبر ندارد از این که دشمنش درصدد دستگیرى و یا کشتن او است. خداى سبحان هم مراقب اعمال بندگان خویش است. همین که طغیان کردند و فساد را گسترش دادند، ایشان را به شدیدترین وجهى عذاب می کند. (طباطبایی،1374: 20 /472)

بعضی از مفسران معتقدند تعبیر خطابی این آیه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امت او مقصود خاصی

را به دنبال دارد:

تعبیر به «ربک» (پروردگار تو) اشاره به این است که سنت الهى در مورد اقوام سرکش و ظالم و ستم گر در امت تو نیز جارى می شود. هم تسلى خاطرى است براى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان که بدانند این دشمنان لجوج کینه توز از چنگال قدرت خدا هرگز فرار نخواهند کرد و هم اعلام خطرى است به آن ها که هر گونه ظلم و ستمى را به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مؤمنان روا می داشتند. آن ها باید بدانند کسانى که از آنان قدرتمندترو نیرومندتر بودند در مقابل یک تندباد، یک طوفان و یا یک جرقه و صیحه آسمانى، تاب مقاومت نیاوردند. این ها چگونه فکر می کنند می توانند با این اعمال خلافشان از عذاب الهى نجات یابند؟ (مکارم شیرازی، 1380: 26 /458-459)

حضرت زینب (علیها السلام) با استناد به این آیه قرآن متذکر می شوند که خداوند در همه حال مراقب اعمال بندگان هست. ظالمان و مسببان جنایات عاشورا بدانند که نمی توانند از قدرت انتقام خداوند الهی فرار کنند. او شاهد و نگاهبان تمام عالم است و کیفر گناه کاران را بنا به حکمت و اسرارهایی به تأخیر می اندازد. ولی خداوند در کمین آن هاست و عدم نزول بلا و عذاب الهی بر ایشان نشانه کوتاهی و اهمال خداوندنیست؛ بلکه عذاب الهی به موقع شکننده و خوارکننده است.

نتیجه گیری

زینب کبری (علیها السلام) در مهبط وحی و در دامان خاندان وحی و قرآن پروش یافت. انس ایشان با قرآن و پرورش فکری در کنار قرآن ناطق حضرت علی (علیه السلام) در کلام و بیان وی آشکار است. مهم ترین شاهد بر این مدعا، خطبه پر محتوا و با مضامین عالی ایشان در کوفه بود که مرور آن گذشت. عقیله بنی هاشم در خطابه های خویش با اقتباس های قرآنی، درصدد القای مقصود به صورت کنایی به مخاطبان خود است که کنایه بلیغ تر از تصریح است. این فنّ بلاغی فرزند امیر بیان در خطبه ایشان نمایان شد. ایشان با استناد به آیات قرآن، مردم کوفه را به سبب تقصیر در ماجرای عاشورا و کوتاهی در یاری کردن امام حسین (علیه السلام)، عهدشکن، مستحق خواری دنیوی وعذاب اخروی می داند و تأکید می کند که خداوند در کمین آن هاست و این استمهال الهی به نفع آن ها نیست.

منابع

_ اسفندیار، سرور (1387 ش)، اصول مبارزه عاشورایی در خطبه حضرت زینب (علیها السلام)، پیام زن، شماره 12.

_ جعفری، سیدحسین محمد (1382 ش)، تشیع در مسیر تاریخ، مترجم: سیدمحمدتقی آیت اللهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دهم.

_ دقیق آملی، شیخ معین (1425 ق)، توحید، قم، چاپ دوم.

_ سیدبن طاووس، علی بن موسی بن جعفر (علیه السلام) (1378 ش)، اللهوف، ترجمه: عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، چاپ پنجم.

_ شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان (1413 ق)، امالی، مصحح و محقق: حسین استاد ولی، قم، گنکره شیخ مفید، چاپ اول.

_ طباطبایی، سیدمحمدحسین (1374 ش)، المیزان فی التفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

_ طبرسی، احمدبن علی (1403 ق)، الإحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی.

_ طبرسى، فضل بن حسن )1372 ش)، مجمع البیان فى تفسیرالقرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، چاپ سوم.

_ مجلسی، محمدباقر (1403 ق)، بحارالانوار(جلد 45)، بیروت، داراحیاءالتراث، چاپ دوم.

_ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، (1380 ش)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) با تأکید بر واقعه عاشورا

اشاره

دکتر بشیر سلیمی(1)دکتر سعید طاووسی مسرور(2)

تاریخ دریافت: 03/09/97 تاریخ پذیرش: 18/02/98

چکیده

یکی از مسائلی که کم تر به آن توجه شده، روابط عاطفی معصومان(علیهم السلام) با اعضای خانواده و بستگان درجه اول و روابط عاطفی متقابل آنان با معصوم(علیهم السلام) است. از این رو در این مقاله روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) با امام حسین (علیه السلام) در طول حیات حضرت زینب (علیها السلام) بررسی شده، اما تأکید مقاله بر واقعه عاشورا است. در این جستار با توجه به رعایت سیر تاریخی از ولادت حضرت زینب (علیها السلام) تا اتمام واقعه عاشورا و وقایع پس از آن، حوادث به ترتیب توالی پیشرفت ها مورد توجه بوده و روابط عاطفی از لابه لای گزارش های تاریخی و روایی استخراج شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که این روابط عاطفی مبتنی بر عقلانیت بوده و صرف احساس زنانه نبوده؛ بلکه بروز عواطف در مواردی دارای جنبه های عقیدتی و سیاسی نیز بوده است.

کلیدواژگان: حضرت زینب (علیها السلام)، امام حسین (علیه السلام)، روابط عاطفی، عاشورا.


1) . دکترای قرآن و حدیث، نویسنده مسئول (bashirsalimi@iran.ir)

2) . دکترای تاریخ اسلام (saeed.tavoosi@gmail.com)

1. کودکی حضرت زینب (علیها السلام) و شکل گیری شخصیت عاطفی وی در کنار مادر

حضرت زینب (علیها السلام)، دختر نخست امام علی (علیه السلام) و فرزند سوم ایشان است که ولادتش را در 5 جمادی الاول سال پنجم هجری نوشته اند (محدثی، ص216). از زمان خردسالی و کودکی ایشان آگاهی های اندکی داریم (قزوینی، محمدکاظم،1427،ص38). او از همان کودکی ایثار و از خودگذشتگی را آموخته است. نقل است که هنگام شکایت مردی از گرسنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن حضرت ابتدا آن مرد را نزد همسرانش می فرستد ولی آنان فقط آب داشتند. نهایتاً علی (علیه السلام) داوطلب نگاه داشت آن مرد در آن شب می شود. حضرت زهرا (علیها السلام) می فرماید:

ما عندنا الاّ القوت الصّبی ... ؛

پیش ما جز غذای این دختر کوچک نیست؛ ولی آن را به مهمانمان ایثار می کنیم.

حضرت علی (علیه السلام) دختر را گرسنه می خواباند و چراغ را خاموش می کند. صبح هنگام که به نزد پیامبر می رود آیه (وَ یُؤثَرونَ عَلَی أَنفُسَهُم) در شأن ایشان نازل می شود. اگرچه در سبب نزول این آیه موارد دیگری هم بیان شده و در منابع اهل سنت آمده است:

رجل من الانصار؛ (ثعلبی، ج9، ص279)

به جای حضرت علی (علیه السلام).

ولی بی شک حضرت زینب (علیها السلام)، گرسنگی های دوران فقر و سختی را کشیده است.

روایت است که در همین سنین کودکی، زینب کبری (علیها السلام) خوابی می بیند و آن را باپیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان می گذارد که طی آن طوفان شدیدی وزیدن می گیرد و دنیا و آسمان را سیاه می کند. باد دختر کوچک را به هرسو می کشاند. ناگهان درخت بزرگی را می بیند و خود را به آن می چسباند ولی باد درخت را می کند و زینب (علیها السلام) را برروی زمین می اندازد. پس از آن زینب (علیها السلام) یکی از شاخه های آن درخت را می گیرد اما شدت باد آن شاخه را نیز می شکند تا شاخه سوم و چهارم که همگی می شکنند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون رؤیا را شنید، گریست و سپس فرمود:

منظور از درخت من هستم. دو شاخه بزرگ علی (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) هستند. دو

شاخه آخری برادرانت هستند که با فقدان آن دو جهان تیره و تار شده و تو در عزای آنان لباس سیاه بر تن خواهی کرد. (قزوینی، پیشین، ص38)

و این گونه است که زینب (علیها السلام) از همان کودکی با مصیبت ها عجین و برای آینده ای سخت آماده می شود.

زینب (علیها السلام) در کنار مادر، مهر و محبت وعاطفه را آموخته است. او نقل می کند:

مادرم در شب جمعه دیگران را دعا می کرد و یکی یکی می شمرد و برای خود چیزی نخواست. وقتی برادرم حسین (علیه السلام) علت را جویا شد، مادرم فرمود: پسر کوچکم، نخست همسایه و سپس اهل خانه. (همو: ص40)

2. روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) با پدر و برادر بزرگش

زینب (علیها السلام) در هیچ حال پدر را تنها نمی گذارد و در حالی که همسرش با سپاه امام علی (علیه السلام) از بصره به کوفه آمده است، او نیز از مدینه به کوفه آمده و در دارالاماره ساکن می شود و در منزلش به تدریس قرآن و تفسیر آن به زنان طی چهار سال مشغول می شود.

روزی که مشغول تفسیر آیه «کهیعص» بود، حضرت علی (علیه السلام) بر او وارد می شود ومی گوید: «دخترم این از حوادثی در آینده بر تو خبر می دهد و از مصائبی که بر تو خواهد رفت. و زینب (علیها السلام) به گریستن می پردازد (همو: ص68 و 69).

بدین ترتیب حضرت زینب (علیها السلام) مجدداً درباره واقعه عاشورا آمادگی پیدا می کند. پس از شهادت حضرت زهرا (علیها السلام)، این حلقه مهر و محبت در کوفه در رابطه با پدر ادامه پیدا می کند و چنان که نقل شده حضرت علی (علیه السلام) در ماه مبارک رمضان هر شب در منزل یکی از فرزندانش افطار می کند و حضرت زینب (علیها السلام) نیز از این قاعده مستثنی نیست. روایت شده که در افطار شب نوزدهم ماه مبارک رمضان حضرت زینب (علیها السلام) از پدرش با گرده نان جو، اندکی نمک و کاسه ای شیر پذیرایی می کند و دختر شاهد آخرین مناجات های پدر پیش از ضربت خوردن است. از خود ایشان ماجرای آن شب نقل شده. (اگرچه برخی منابع گزارش دارند که در شب نوزدهم رمضان امام علی (علیه السلام) در منزل امّ کلثوم بوده است.) و این که پدرش چگونه با او وداع می کند و در برابر گریه های او می گوید:

دخترم گریه نکن! و من چیزی جز آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برایم حکایت کرده است برایت نگفتم.

حضرت زینب (علیها السلام) ادامه می دهد:

ای پدر! چه کسی صغیران را سرپرستی کند تا بزرگ شوند و چه کسی بزرگان را درمیان مردم پشت وپناه باشد؟

در انتها رابطه عاطفی به اوج می رسد و حضرت زینب (علیها السلام) می فرماید:

پدرجان! اندوه ما برای تو بی پایان است و اشک ما بر تو خشک نخواهد شد. (مجلسی، ج42، ص276-279)

روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) که توأم با مصیبت هاست در زمان امام حسن (علیه السلام) نیز ادامه دارد و ایشان که افزون بر جنبه برادری، جنبه امامت وشئون مربوط به آن رانسبت به امام حسن (علیه السلام) رعایت می کند. بنا بر نقل صاحب معالی السبطین، آن حضرت در زمان شهادت امام حسن (علیه السلام) در کنار بستر برادر خویش حاضر می شود وگریه ای طولانی می کند (مازندرانی، معالی السبطین،ج1، المجلس التّاسع). اگر چه کتاب معالی السبطین چندان معتبر نیست (نک. نادعلی زاده، معالی السبطین، در: فرهنگ سوگ شیعی، ص456 - 457)؛ اما این روایت می تواند به عنوان جلوه ای از محبت و عاطفه حضرت زینب (علیها السلام) نسبت به برادر بزرگش، پذیرفتنی باشد.

3. روابط عاطفی متقابل حضرت زینب (علیها السلام) با امام حسین (علیه السلام) پیش از عاشورا

محبّت میان حضرت زینب (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) در نوع خود بی نظیر است. حضرت زینب (علیها السلام) می داند که حسنین(علیهم السلام) سرور جوانان اهل بهشت هستند. به آیات در شأن برادرش اعتقاد دارد و اکنون تنها حسین (علیه السلام)، برای او مانده است. این علاقه به برادر در دوران پیش از ازدواج، با ازدواج او با عبدالله بن جعفر(در زمان سفر امام حسین (علیه السلام) به کربلا، عبدالله بن جعفر 55 ساله بوده است.)، از بین نمی رود و بلکه شاید تقویت هم می شود؛ زیرا عبدالله نیز انسانی رئوف است. نقل شده که عبدالله در باغی استراحت می کرد و غلامی غذای خود را به سگ می داد. عبدالله آن باغ را برای غلام خرید. در جایی دیگر عبدالله در نزد معاویه بوده و ظاهراً

عمروعاص هم آن جا حضور داشته است که معاویه به امام علی (علیه السلام) دشنام می گوید و عبدالله برآشفته شده و با معاویه بگومگو می کند.(ابن ابی الحدید،ج6، ص295و296) پس زینب (علیها السلام) همسری دارد که با او همراه است.

زینب (علیها السلام) احترامی بس زیاد برای برادرش حسین (علیه السلام) قایل است. روایت شده است:

هنگامی که مروان از دختر حضرت زینب (علیها السلام) برای یزید (که در این زمان ولایت عهدی دارد و معاویه هنوز زنده است)، خواستگاری می کند؛ حضرت زینب (علیها السلام) فرمود: «اختیار این دختر در دست من نیست. بلکه بهدست سرور و مولای ما حسین (علیه السلام) است.» امام (علیه السلام) نیز طی گفت وگویی با مروان، ضمن یادآوری اشتباهات تاریخی و عقیدتی بنی امیه گوشزد می کند که اشتباهات این طایفه با پیوند ازدواج پاک نمی شود. نهایتاً امام حسین (علیه السلام)، امّ کلثوم دختر حضرت زینب (علیها السلام) را با مهریه 480 درهم، به ازدواج پسرعمویش قاسم بن محمدبن جعفر درآورد و باغ خود در مدینه را که در سال هشتصد هزار دینار درآمد داشت به امّ کلثوم بخشید. (نوری، 1408، مستدرک الوسائل، ج15، ص99)

4. روابط عاطفی متقابل حضرت زینب (علیها السلام) با امام حسین (علیه السلام) در قیام عاشورا

از جلوه های روابط عاطفی حضرت زینب (علیها السلام) با امام حسین (علیه السلام) می توان به حرکت ایشان از مدینه به سمت کوفه اشاره کرد. روایت شده است در منطقه ای به نام «خزیمیّه» که یک شب را در آن جا می خوابند، هاتفی در دل شب ندا سر داده و از حوادث آینده بر حضرت زینب (علیها السلام) خبر می دهد. او موضوع را با برادر در میان می گذارد و امام (علیه السلام) به زینب (علیها السلام) می فرماید: «یا اختاه کل الذّی قضی فهو کائن: خواهرم تمام آنچه در قضا است رخ خواهد داد.» (عسکری، 1430، ج12، ص17). بنابراین حضرت زینب (علیها السلام) بار دیگر برای حوادث کربلا آماده می شود.

در شب عاشورا زمانی که امام (علیه السلام) شعر مشهور «یا دهر اف لک من خلیل ...»، را می خواند و حضرت زینب (علیها السلام) می فهمد که شهادت قطعی است، بر اساس عاطفه شدید نسبت به برادر، بسیار گریه و بی تابی می کند و برادر او را آرام می کند (قمی، ص209و210). بنابر روایات موجود، واکنش عاطفی دیگر زمانی است که امام حسین (علیه السلام) به ایشان می فرماید:

خواهرم من پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دیدم و آن حضرت فرمود: «تو به زودی نزد ما خواهی آمد.» در این جا حضرت زینب (علیها السلام) سیلی بر صورتخود می زند و امام (علیه السلام) باز هم خواهرش را آرام می کند. (ابن طاووس، ص90؛ تاج الدین، 1438، ص156)

روایت شده که در شب عاشورا و ادامه بحران آب و تشنگی، حضرت زینب کبری (علیها السلام) به استقبال برادر آمد و بالشی برای برادر گذاشت و آن حضرت در کنار خواهر نشست و آهسته مشغول صحبت شدند. طولی نکشید که اشک از چشمان زینب کبری (علیها السلام) جاری شد و فرمود:

برادر! آیا من شاهد قتلگاه تو باشم؟ آیا من باید بار مسئولیّت این زنان وحشت زده را برعهده گیرم؟ و تو می دانی که این قوم چه کینه دیرینه ای از ما در دل دارند. این مسئولیتی بسیار سنگین است. تحمّل داغ مرگ این جوانان برگزیده و ماه های بنی هاشم بر من بسیار گران است.

زینب نگران است مبادا یاران حسین (علیه السلام) او را در معرکه تنها بگذارند اما این موضوع به گوش حبیب بن مظاهر می رسد و نهایتاً منجر به بیعت دوباره اصحاب با امام (علیه السلام) می شود. به هرحال روز عاشورا جنگ در می گیرد و یاران یکی پس از دیگری کشته می شوند تا نوبت به علی اکبر (علیه السلام) می رسد. حضرت زینب (علیها السلام) پس از شهادت علی اکبر (علیه السلام) به سمت میدان می دود و فریاد می زند:

واویلا! ای حبیب من! ای میوه دل من! ای نورچشم من... .

اما امان از وقتی که عباس (علیه السلام) شهید شد. امام حسین (علیه السلام) بر بالای بلندی در نزدیکی خیمه ها ایستاده بود و به میدان جنگ نگاه می کرد. زینب کبری (علیها السلام) نیز ایستاده بود وبه چهره برادر می نگریست. ناگهان آثار غم و اندوه در چهره امام (علیه السلام) هویدا شد؛ حضرت زینب (علیها السلام) پرسید: برادرم چرا چهره ات تغییرکرد؟

امام (علیه السلام) فرمود:

اُخیّه! سقط العَلَم و قُتِلَ اخی العباس؛

خواهرم! پرچم افتاد و برادرم عباس (علیه السلام) شهید شد.

با شنیدن این خبر حضرت زینب (علیها السلام) فریاد زد:

وای برادرم! وای عباسم! وای از کمی یاوران! وای از بی سرپرستی ما پس از تو ای ابوالفضل!

امام حسین (علیه السلام) نیز فرمایش خواهر را تأیید کرد و در ادامه فرمود:

اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد. (عسکری، ج14، ص20)

روایت شده است که وقتی حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برای آخرین بار پیش از عزیمت برای وداع با خواهرش و سایر بانوان حرم به خیمه ها آمد، این لحظات عاطفی، حقیقتاً خارج از حد توصیف است. در این دقیقه ها اندوه به نهایت خود رسیده است و اضطراب و نگرانی اهل حرم در اوج است. بعد از گفت وگوی کوتاه امام (علیه السلام) با زنان و دختران، سکینه به شیون و گریه صدا بلند كرد و حضرت امام حسین (علیه السلام) او را بر سینه شریف خویش فشرد و بوسید و اشک او را پاک کرد و خود به گریه افتاد. حضرت زینب (علیها السلام) عرض کرد: برادرم! گریه ات ازچیست؟

امام (علیه السلام) فرمود:

چگونه گریه نکنم با این که به زودی شما را به صورت اسیر در میان دشمنان حرکت می دهند؟ (تاج الدین، ص183)

امام (علیه السلام) در ادامه فرمود تا همه زنان مقنعه و چادر عربی بپوشند. حضرت زینب (علیها السلام) سبب را جویا شد، امام فرمود:

گویا شما را می بینم که به زودی همچون غلامان و کنیزان پیشاپیش سواران کاروان رانده خواهید شد و بدترین عذاب را بر شما روا خواهند داشت.

چون زینب کبری (علیها السلام) این سخن را شنید، گریست و گفت:وای از تنهایی! وای از کمی یاوران!

آن گاه بر صورت خود نواخت. امام (علیه السلام) در جمله ای عاطفی و توأم با عقلانیت فرمود:

ای دختر مرتضی (علیه السلام)! آرام باش که گریه های طولانی در پیش داری. (قزوینی، ص158-159)

در این هنگام وقتی امام خواست از خیمه بیرون رود، حضرت زینب (علیها السلام) دامان برادر را گرفت

و او را به صبر و تأمل فراخواند. این تأمل برای اجتناب از جنگ با یزیدیان نبود؛ بلکه می خواست تا کمی بیش تر برای آخرین بار چهره برادر را ببیند. و شروع به بوسیدن دست و پای برادر کرد. برادر به خواهر آرامش داد و وعده های الهی برای صابران را به او یادآوری کرد. از محبت خواهر به برادر این که پیراهن کهنه ای را به برادر داد تا هنگام شهادت پیکر او را عریان نکنند و برادر آن را در زیر لباس هایش پوشید. (همو، ص159).

بی شک فرا رسیدن زمان شهادت برادر برای حضرت زینب (علیها السلام) بسیار جانسوز بوده که در بیان نمی آید؛ اما روایت شده است که در روز یازدهم محرم و زمان گذر کاروان اسرا از قتلگاه به سوی کوفه و شام، چشم خواهر برجنازه برادر افتاد که نه کفنی داشت و نه به خاک سپرده شده بود و آن گاه این واژگان را فرمود:

یا محمداه، صلی الله علیک ملیک السماء، هذا حسین مرمّل بالدماء ... ؛ (ابن شهر آشوب، ج4،ص113)

ای محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)! فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند. این حسین (علیه السلام) است که آغشته به خون است و اندام هایش بریده بریده شده است. و این دخترانت هستند که اسیر شده اند. به خدا و محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی مرتضی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) و حمزه سیّدالشهدا (علیه السلام) دادخواست می برم.

در بخشی دیگر و در مجلس یزید در شام نیز، این روابط عاطفی هنوز ادامه دارد وتاریخ گواه است که حضرت زینب (علیها السلام) در مجلس یزید، آن جا که شاهد اهانت های یزید به سر مقدّس برادر بوده، واکنش شدیدی از خود نشان داده است (قزوینی، ص122، 265؛ نک: محمدزاده مزینان، ص227 - 230).

نتیجه گیری

حضرت زینب (علیها السلام) مهر و محبت و عاطفه را از مادرش آموخته است و پس از شهادت مادر (علیها السلام) روابط عاطفی عمیقی با پدر و دو برادر خود دارد. این روابط عاطفی بعد از شهادت امام مجتبی (علیه السلام) نسبت به امام حسین (علیه السلام) تنها بازمانده اصحاب کسا(علیهم السلام) به اوج خود می رسد و بیش ترین تجلی را در واقعه عاشورا دارد. با مروری بر گزارش های تاریخی و روایی نشان داده شد که این روابط عاطفی، صرف احساسات زنانه نبوده و توأم با عقلانیت بوده؛ چنان که از القاب

ایشان عقیله و عاقله است (نک: محمدزاده مزینان، ص222). به علاوه در بروز این روابط عاطفی جنبه های عقیدتی و سیاسی هویدا است؛ چنان که ایشان روز عاشورا پیراهن کهنه ای را به برادرش امام حسین (علیه السلام) داد تا هنگام شهادت پیکر او را عریان نکنند و آن حضرت آن را در زیر لباس هایش پوشید. این مثال در کنار شواهد دیگر نشان می دهد که حضرت زینب (علیها السلام) در همه حال به دنبال حفظ عظمت شخصیت برادرش و جلوگیری از هرگونه هتک حرمت و اهانت نسبت به ایشان به عنوان امام، حجت و ولی زمان بوده است و شاهد دیگرش این که به شدت به جسارت یزید به سر مطهر امام (علیه السلام) اعتراض می کند.

منابع

_ ابن ابی الحدید (بی تا)، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آیةالله العظمی المرعشی النجفی.

_ ابن اثیر، علی بن محمد ( بی تا)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر.

_ ابن طاووس، علی بن موسی (علیه السلام) (بی تا)، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، نشر جهان.

_ اخطب خوارزم، موفق بن احمد (بی تا)، مقتل الحسین، قم، انوار الهدی.

_ تاج الدین، مهدی (1438)، المجالس الزینبیّه (علیها السلام)، قم، المکتبه الحیدریه.

_ ثعلبی (بی تا)، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، لبنان، دار احیاء التّراث العربی.

_ حائری مازندرانی، مهدی (1425)، معالی السّبطین فی احوال الحسن و الحسین(علیهم السلام)، قم، سلمان فارسی.

_ عسکری، سید مرتضی و سیدمحمدباقر شریف قرشی و سیدهاشم بحرانی (1430)، الصحیح من سیرة الامام الحسین بن علی (علیه السلام)، به کوشش: سیدعلی عاشور، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی.

_ قزوینی، محمدکاظم (1386)، زینب کبری (علیها السلام) از ولادت تا شهادت، ترجمه: کاظم حاتمی طبری، قم، پیام مقدس.

_ قمی، عباس (بی تا)، نفس المهموم فی مصیبة سیدنا الحسین المظلوم (علیه السلام) و یلیه نفسه المصدور فیما یتجدد به حزن العاشور، قم، المکتبه الحیدریه.

_ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاءالتراث العربی.

_ محدثی، جواد (1417)، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف.

_ محمدزاده مزینان، اسماعیل (1389)، نقش زنان در تداوم قیام عاشورا در عاشوراپژوهی، مجموعه مقالات (1): شناخت و تحلیل قیام عاشورا، تهران، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)._ موسوعة الامام الحسین (علیه السلام) (تاریخ امام حسین (علیه السلام)) (1380)، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی دفتر انتشارات کمک آموزشی.

_ نادعلی زاده، مسلم (1395)، معالی السبطین در فرهنگ سوگ شیعی، مدیر و سرویراستار: محسن حسام مظاهری، تهران، خیمه.

تبیین شیوه های تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) مبلّغ بزرگ قیام عاشورا

اشاره

زهرا زحمتکش(1)

تاریخ دریافت: 15/08/97 تاریخ پذیرش: 29/01/98

چکیده

حضرت زینب علیها السلام در واقعه بزرگ کربلا، با کمال صبر و استقامت به تبلیغ و نشر معارف اسلامی و آرمان های الهی پرداخت. اگر استقامت این بانوی بزرگ نبود، حادثه کربلا اثر کافی را نداشت و دشمنان نمی گذاشتند پیام کربلا به نسل های آینده منتقل شود. نوشتار پیش رو با روش توصیفی _ تحلیلی و شیوه کتابخانه ای به تبیین شیوه های تبلیغی حضرت زینب علیها السلام بزرگ مبلغ قیام عاشورا می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که یکی از فضایل و خصایص حضرت زینب علیها السلام مقام علمی اوست. ایشان زنی دانشمند، سخنور، فصیح و بلیغ بود و با سخنانش، نهضت عاشورا را به بهترین و نیکوترین وجه ممکن به پایان رساند. هم چنین خطبه های آگاهانه و حکیمانه او که با استناد به آیات قرآن کریم بوده است، زمینه سقوط حکومت اموی را فراهم و آخرین ضربه را بر پیکر حکومت آنان واردکرد. بعد از واقعه عاشورا، حضرت زینب علیها السلام به وظیفه خودكه تبلیغ اهداف قیام حسینی و ماهیت قیام ابا عبدالله الحسین علیه السلام بود، عمل نموده بود و با بیان خطبه های شیوا با مضامین و محتوای ارزشمند، رسالت امام


1) . مدرس جامعة المصطفی العالمیة – کارشناسی ارشد تاریخ و تمدن ملل اسلامی (z.zahmatkesh1@yahoo.com)

حسین علیه السلام را به اتمام رساند. بی شك توفیق آن بزرگوار در حركت سیاسی، فرهنگی ابلاغ پیام مظلومیت حسین علیه السلام را می باید با ساختار فكری، علمی و نظری عمیق ایشان كه در غالب خطبه های آتشین متجلی گردید و هم چنین بهره گیری مناسب وی از شیوه های تبلیغی در رساندن پیام واقعه عاشورا مرتبط دانست.

کلیدواژگان: حضرت زینبh، کربلا، شیوه های تبلیغی، قیام عاشورا.

مقدمه

بی شک یكی از مهم ترین ویژگی های اثربخشی هر پیام و در نتیجه اقناع مخاطبان آن، وجود منبع موثق و معتبری برای بازتاب و بازگویی هر رویداد و واقعه اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است. به گونه ای كه ضامن صحت و درستی هر خبری در گرو وجود منبعی صادق و آگاه است. بیان واقعه جانگداز عاشورا و شرح مصائب و صحنه های جانسوز آن، مطابق با واقعیات تاریخی رویداد، به گونه ای كه حق مطلب ادا گردد و رسالت ابلاغ پیام احیاگر دین كه تنها با ریختن خون امام راستین و برحقی چون حسینg كامل می گردید، بدون وجود مبلّغی عالم، شجاع، متوكل وصبور ممكن نبود. حضرت زینبh با آن روح بزرگ و قدسی از ایفای رسالت ابلاغ حقانیت حسینg و افشای ماهیت پلید خاندان امویان، با تحمل بلاها و مصائب جان فرسا، به بهترین صورت قابل تصور بر آمد و بی شک بدون بر خورداری از ویژگی های شخصیتی متعالی و فضائل علمی و اخلاقی برجسته، چنین موفقیتی در ابلاغ پیام حسین (علیه السلام) امكان پذیر نبود. اگرچه گوهر وجود بی مثال آن حضرت (علیها السلام)، بنا به تعبیر استاد مطهری، بعد از واقعه كربلا و تحمل مصائب جان فرسا، عظمت و شكوهبیش تری هم یافت؛ اما لازمه ایفای رسالت سنگین ابلاغ پیام مظلومیت حسین (علیه السلام) و افشای شجاعانه و اثر بخش ماهیت حاكمان بنی امیه، متضمن برخورداری از خصائصی است.

چنانچه عاشورا را پدیده ای بدانیم که به وجودآورنده آن حسین بن علیg باشد، پرورش دهنده این پدیده زینب (علیها السلام) دختر علیg خواهد بود. وظیفه مهم او پس از عصر عاشورا، پاسداری از نهضت خونین امام حسینg و رساندن پیام «هیهات منا الذله» او برای جهانیان است. او راه سخت و دشواری را در پیش داشته است.

خطبه های آتشین و بلندپایه حضرت زینبg همه نقشه های شوم یزیدیان را بر آب کرد و

همچون رعد و برق، روشن گر و کوبنده بود که تمامی بافته های سی و چند ساله بنی امیه را از بین برد و شورشی بنیادین علیه بنی امیه برنامه ریزی کرد و کاخ امویان را برای همیشه لرزاند و واژگون کرد. بی گمان اگر تحمل مصائب دشوار واقعه كربلا و شهادت جان گداز حسین و فرزندانش بر زینب (علیها السلام) ممكن گردید، تا آن جا كه تجربه آن همه بلا و مصیبت غم ناک، از او شخصیتی شجاع، راسخ، صبور ساخت و لذا ایفای ابلاغ پیام مظلومیت حسین (علیه السلام) در بهترین شكل ممكن در سایه وجودی تحقق پیدا كرد، كه بارها در كوران حوادث از امتحانات الهی سربلند برخاسته بود.

بنابراین بررسی و شناخت سیاست ها شیوه های تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) به عنوان فرضیه پژوهش پیش رو است. در ادامه این مقاله، برخی از مهم ترین آن ویژگی ها را در راستای تبیین ابعاد وجودی حضرت زینب (علیها السلام) كه به درک شخصیت مبلّغ آن پیام خونین، سودمند واقع گردد بر شمرده می شود.

جایگاه تبلیغ حضرت زینب (علیها السلام)

1. در اجتماع

حضرت (علیها السلام) با احاطه کامل بر روش های سیاسی، فرهنگی و تبلیغی امویان به بیداری و آگاه سازی مسلمانان در مورد انحراف های آنان می پرداخت. وی این رویارویی اسلام اصیل و اسلام دروغین را، مواجهه اسلام و کفر می دانست و حقایق تاریخی بسیاری را آشکار می ساخت. آن حضرت (علیها السلام) از کودکی، در رخدادهای سیاسی و حوادث بزرگی حضور داشت.

حضرت زینب (علیها السلام) باید در همه عرصه های جهاد و مبارزه، حضور فعال داشته باشد. هم خطیب، هم محافظ حضرت سجاد (علیه السلام) و اسرای دیگر و هم هدایت گر و ترسیم گر خط مشی سیاسی کاروان باشد. و هم بیان کننده احکام شرع، هم بیدار کننده دل ها و پاسخ گوی یاوه سرایی دشمن. بدین ترتیب، ایشان در بحرانی ترین لحظات زندگی خود، درحالی که سختی ها از هر طرف او را فراگرفته بود، توانست به خوبی به وظیفه الهی خویش عمل نماید. (مدنی، 1401، ص23)

2. در نهضت عاشورا

امام حسین (علیه السلام) برای بیداری مسلمانان، فقط به شمشیر و قیام در میدان نبرد بسنده ننمود.

بلکه از ابزارهای نرم و تأثیرگذار دیگری چون افکار عمومی و هدایت آن ها به سوی مقصد و مطلوب قیام بهره جست. آن حضرت در هر فرصت و بستری که برای کار فرهنگی و تبلیغی فراهم بود، به قدرت بیان متوسل می شد و به تشریح علل ایجادی و غایی قیام می پرداخت؛ زیرا قیام حسینی زمانی می توانست به هدف برسد که مردمان را هم دل و همراه سازد و این مهم، جز با بیداری و روشن گری جامعه امکان پذیر نبود. پس از واقعه دردناک کربلا نیز باید شخصی ادامه این مسئولیت سنگین را به عهده می گرفت تا به مردمان بیدار شده از شمشیر کربلاییان بفهماند که اکنون زمانه قیام برای عدالت است. جز حضرت زینب (علیها السلام) کسی نمی توانست پرچم این رسالت را بر دوش بگیرد. (بنت الشاطی، 1378: ص176)

3. بهره برداری بهینه از ابزارهای تبلیغ

اشاره

با توجه به این که تبلیغ، شیوه های گوناگونی دارد؛ ابزارهای گوناگونی را نیز می طلبد که هر کدام در جایگاه خویش اهمیت دارد. بانوی قهرمان کربلا برای زندهنگه داشتن قیام خونین کربلا و بیدارسازی مسلمانان، از ابزارهای گوناگونی مانند رفتارهای عالمانه، به کارگیری اصول روان شناسی، دعا و عبادت، گریه و فغان و برپایی مجلس سوگواری بهره می جست. ولی مهم ترین ابزاری که توانست نقش تأثیرگذاری در ماندگاری این نهضت، جاودانی و روشن گری آن داشته باشد، خطبه های روشن گر آن حضرت (علیها السلام) به ویژه در کوفه و شام بود. (نقدی، 1362: ص156)

3-1- خطبه های حضرت زینب (علیها السلام)

حضرت زینب (علیها السلام) دو خطبه اصلی؛ یکی در کوفه و دیگری در شام (مجلس یزید)، ایراد نمود که هر دو اهمیت به سزایی دارد. این دو خطبه هم از حیث مضمون و محتوا و هم شرایط مکانی و موقعیت ایراد آن متفاوتند. مورخان، تاریخ دانان و بلاغیونی که در خطبه حضرت (علیها السلام)، تأمل و تدبر کرده اند، به ویژگی ها و صفاتی اشاره داشته اند که باید در تمام تبلیغ گران باشد. راوی این خطبه، بشیر بن خزیم درباره صلابت و قوت بیان آن بانو (علیها السلام) می گوید:

به خدا سوگند! هرگز من زن باحیا و محجوبی را سخن گوتر از زینب ندیدم.

نکته ظریف و مهمی که برای آگاهی بخشی مسلمانان در خطبه ها و سخنان حضرت زینب (علیها السلام) به چشم می خورد، آن است که ترتیب ویژه ای را در بیان مطالب رعایت می کند؛ یعنی

محتوا و مضمون سخنان خود را با بیان شیوا و رسا، ابتدا به کتاب خدا، سپس احادیث جدش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از آن به پدرش امام علی (علیه السلام) رویدادهای تاریخی مستند می کند. حضرت زینب (علیها السلام) به سنت های حتمی و قطعی خداوند در آفرینش اشاره می کند و در باب نبرد حق و باطل به بیان قانون «پیروزی نهایی حق بر باطل» می پردازد که چگونه با همه دسیسه ها و نیرنگ ها، حقیقت پیروز و ماندگار خواهد شد. (ادیب کربلائی، 1384: ص72)

3-2- خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در کوفه

پس از آن که ابن سعد، اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را به اسارت از کربلا به کوفه و سپس شام حرکت داد، فرجام این برخورد با توجه به ظاهر حادثه، باید نابودی خاندان پیامبر و پیروزی پایدار حکومت امویان می بود؛ ولی حضور فعال اهل بیت در کوفه و شام، به ویژه خطبه های پرشور و بیدارکننده حضرت زینب (علیها السلام) نتیجه را به گونه ای دیگر رقم زد که در پایان، یزید سرشکسته و شرمنده و پشیمان، مجبور شد آن ها را به مدینه بازگرداند.

خطبه های حضرت زینب (علیها السلام) متناسب با شرایط زمان و مکان بیان می گردید تا کسانی را که گرفتار تبلیغات امویان شده بودند، بیدار کند. حضرت زینب (علیها السلام) و کاروان او، سازمان تبلیغی امام حسین (علیه السلام) بودند و سرنوشت قیام و آگاهی بخشی مردم به دست آن ها بود. اسیران، در حالی وارد کوفه شدند که نیروهای امنیتی عبیدالله بن زیاد سواره و پیاده، راه های ورودی و خروجی شهر و کوچه های آن را تحت مراقبت قرار داده بودند تا هرگونه حرکت مشکوکی را مهار کنند. از سوی دیگر، جارچیان و جاسوسان حکومت، ورود اسیران را به شهر اعلام کرده و مردم را برای تماشا دعوت نموده بودند.

عبیدالله از سوی یزید، دستور داشت که اهل بیت را در شهر بگرداند تا قدرت حکومت خود را به آنان بنماید. تبلیغات بنی امیه، اسیران را خارجی (به معنی خارج شده از دین) معرفی کرده بود. هنگامی که سر مطهر امام حسین (علیه السلام) را به نیزه ها زدند و همراه اسیران در شهر کوفه گرداندند، فضای وحشت ایجاد شد. شهر در قبضه مأموران قرار گرفت و نفس ها در سینه حبس گردیده بود. چنین فضای تاریکی، فریادگر قهرمان و شجاعی می خواست تا مردم را آگاه ساخته و آنان را علیه یزیدیان برانگیزاند. راوی نقل می کند:

حضرت زینب (علیها السلام)بر مردم نهیب زد: «خاموش باشید!» با این نهیب،زنگ

اشتران نیز از صدا افتاد. آن گاه او شروع به ایراد خطبه نمود. (فهمی عبد الوهاب، 1985: ص43)

3-3- خطبه حضرت زینب (علیها السلام) در کاخ یزید

یزید از قتل امام حسین (علیه السلام) و پیروزی خود سرمست بود. مجلسی بی سابقه ترتیب داد که اشراف وسران لشکری در آن شرکت نموده بودند. و بر بالای تخت زرنگار خود نشسته بود و قدرت خویش را می دید. دستور داد سر مطهر امام حسین (علیه السلام) را در برابر او حاضر سازند و زنان و فرزندان آن حضرت را وارد مجلس کنند. در این هنگام یزید، اشعار کفرآمیزی می خواند و درباره پیروزی های خود یاوه می گفت و آیات قرآن را به نفع خود تأویل می کرد. پس از این سخنان، ناگهان حضرت زینب (علیها السلام) از گوشه مجلس بر پای ایستاد و بر مجلس چیره شد. آن حضرت (علیها السلام) با منطق کوبنده خویش آن فرومایه را رسوا ساخت و حقایقی را که ده ها سال بر مردم شام مخفی شده بود، نمایان کرد. حضرت در این خطبه، برخلاف خطبه کوفه که مخاطب آن، مردم بودند، به یزید حمله می کند و تصویری از نبرد حق و باطل و رویارویی خاندان نبوت با خاندان اموی نشان می دهد. مهم ترین پیامدهای خطابه حضرت زینب (علیها السلام) در این خطبه، خوارنمودن دشمن و حفظ کرامت اهل بیت، افشای ماهیت بنی امیه، بیان مظلومیت امام حسین (علیه السلام) و یاران، کنار زدن نقاب ستم، نفی نیستی پس از شهادت، جاودانگی نتیجه های مبارزه بوده است. (السیدة زینب (علیها السلام) المثل الاعلی للفضیلة و العفاف، بی تا: ص253)

ابزار و رسانه ابلاغ پیام

انتخاب ابزار مناسب در فرآیند یک اقدام تبلیغی به منظور انتشار پیام می بایست متناسب با خصوصیات مخاطبان و نحوه پراكندگی آنان باشد. مبلغ می باید از مناسب ترین ابزار انتشار پیام در پیشبرد اهداف خویش بهره گیری كند. همان گونه كه امام حسین (علیه السلام) برای تبلیغ فرهنگ عاشورا، مراسم حج و شهر مكه را انتخاب نمود ودراجتماعات مهم حاجیان، سخنرانی های روشن گرانه و هدایت بخشی را سازماندهی كرد.

حضرت زینب (علیها السلام) و همراهان مصیب دیده اش از زن و كودک نیز با غافله «كاروان اسرای كربلا»، گزارش گران و پیام آوران راستین واقعه عاشورا و اندیشه های بلند امام حسین (علیه السلام) به نسل های بعد شمرده شدند. كاروان اسرا به مثابه رسانه ای سیار و خون بار، پیام مظلومیت اهل

بیت(علیهم السلام) را منزل به منزل و در هر كوی و برزن با غریو محزون و غم ناک زینب در گوش ناظران سر می داد؛ شیوه ای كه بی شک پیش از آن و حتی پس از آن دوره غم بار درا بلاغ پیامی به مخاطبان این گونه تجربه نگردیده بود. (الهی، بوته کار، 1375: ص251)

سیاست ها و شیوه های تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام)

1.گریه و فغان و برپایی مجالس عزاداری و شوگواری

پس از این که امام (علیه السلام) و اصحاب باوفایش به شهادت رسیدند زینب (علیها السلام) به سرعت به طرف میدان حرکت کرد و وقتی که بدن خونین و پاره پاره برادر را دید شیون کنان گفت:

وا اخاه! وا سیداه! وا اهل بی تاه!

سپس گفت:

لیست السماء اطبقت علی الارض ولیت الجبال تدکدکت علی السهل؛ (مجلسی اصفهانی، 1403: ص641)

ای کاش آسمان بر زمین ویران می شد و ای کاش کوه ها از هم می پاشیدند و به بیانان ها می ریختند.

زمانی که به پیشنهاد شمر لعین کاروان اسیران را از کنار بدن های قطعه قطعه شده شهیدان عبور می دادند و زینب (علیها السلام) پیکر شهدا و بدن پاره پاره شده برادرش را دید، خم شد و بدن پاره پاره برادر را در آغوش گرفت و دهانش را روی حلقوم بریده برادر نهادو می بوسید و می گفت:

یا اخی! لو خیرت بین الرحیل والمقام عندک لاخترت المقام عندک ولو ان السباع تاکل من لحمی؛

برادرم! اگر مرا بین سکونت در کنار تو کربلا و بین رفتن به سوی مدینه مخیر می نمودند، سکونت در نزد تو را برمی گزیدم، گرچه درندگان بیابان گوشت بدنم را بخورند.

در برخی از مقاتل آمده است در این هنگام رو به مدینه کرده و می گوید:

وا محمداه! صلی علیک ملائکة السماء، هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء وبناتک سبایا.

(نجفی، 1403: ص56)

فریاد ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)! و آله درود فرشتگان آسمان بر تو باد این حسین (علیه السلام) تو است که در خون غوطه ور است، اعضایش قطع شده و دختران تو به عنوان اسیر عبور داده می شوند.

راوی می گوید:

فابکت والله کل عدو وصدیق؛ (مجلسی اصفهانی، 1403: ص25)

سوگند به خدا هر دوست و دشمن از گریه و گفتار زینب (علیها السلام) گریه کرد.

محتشم کاشانی در دوازده بند معروف خود در این باره چنین سروده است:

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میدان *** بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره «هذا حسین» از او *** سر زد چنان که آتش ازو در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول *** رو در مدینه کرد که یا ایها الرسول

این کشته فتاده به هامون حسین توست *** وین صید دست وپازده درخون حسین توست

این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی *** دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست *** زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات *** کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه *** خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین *** شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

آنچه از این گونه اقدامات آن حضرت (علیها السلام) به دست می آید این است که او می خواهد با این ناله های جان سوز ولی آگاهانه و بیدار کننده، درس های آموزنده به لشکریان فرومایه دشمن دهد. او باید به آنان بفهماند که چه جنایت هایی کرده اند و باید به آن لشکر جنایت کار کوفه بفهماند که جنگشان، جنگ با قرآن، آورنده قرآن و ایمان آورندگان به قرآن بوده است. او می خواهد با این ناله های جان سوز عواطف و احساسات مردم را تحریک نماید و آنان خود به خود علیه استبداد و یزیدیان قیام و شورش کنند و می بینیم که چنین کرد.

مدتی که در شام اقامت داشت در محله ای به نام «دارالحجارة» مراسم عزاداری برپا کرد و آن چنان عزاداری و نوحه سرایی و گریه و زاری می کرد که مردمی که در آن جا شرکت می کردند تصمیم گرفتند به خانه یزید هجوم برند و او را به قتل برسانند. (مغنیه، بی تا: ص279)

و باز آن بانوی ستمدیده را می بینیم که پس تحمل آن همه مصیبت ها و رنج ها به مدینه

بازگشته و در شهر پیامبر و در خانه خود به سوگواری بر امام (علیه السلام) و دیگر یاران او می پردازد. در این مراسم عزاداری، هر روز گروه گروه از زنان مدینه به خدمت آن حضرت (علیها السلام) آمده، ضمن تسلیت به ایشان، به ندبه و گریه می پردازند تا آن جا که به تدریج زنان قبایل و عشایر، تصمیم به خون خواهی شهدای کربلا می گیرند و قیام می کنند. (بنت الشاطی، 1364: ص180)

2. خطابه و سخنرانی

هنگامی که کاروان اسیران، در آن جو پر از ظلم و خفقان به کوفه رسید؛ زنان، مردان و کودکان کوفه همه به معابر آمده تا مغلوبین و اسراء را تماشا کنند. برخی ناراحت و برخی بهت زده و گروهی از شدت تأثر اشک می ریختند.

حضرت زینب (علیها السلام) موقعیت را تشخیص داد و نگاهی به مردم کرد و با اشاره خواستهمه سکوت کنند و با انتخاب بهترین فرصت ها و زیباترین کلمات و جملات و با شجاعتی بی نظیر و علی وار بر مسند خطابه ایستاد.

فرازهایی از خطبه های آن مظلومه (علیها السلام) را در این قسمت نقل نموده و به تحلیل برخی از نکات آن می پردازیم:

الحمد لله والصلوة علی ابی محمد و آله الطیبین الاخیار، اما بعد یا اهل الکوفه، یا اهل الختل والغدر ا تبکون؟ فلا رقات الدمعة و لا هدات الرنة، انما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا تتخذون ایمانکم دخلا بینکم، الا و هل فیکم الا الصلف و النطف و الصدر الشنف و ملق الاماء و غمز الاعداء و هل انتم الا کمرعی علی دمنة او کفضة علی ملحودة... ؛ (سعید، 1399: ص17)

حمد و سپاس مخصوص خداوند است و درود بر پدرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پاک و برگزیده او باد! اما بعد... هان ای مردم کوفه! ای اهل نیرنگ و فریب! گریه می کنید؟ ای کاش هیچ گاه اشک چشم هایتان تمام نشود و هرگز ناله هایتان خاموش نگردد. همانا مَثل شما مَثل زنی است که رشته خویش را پس از خوب تابیدن، باز می کرد. شما سوگندهای خود را دست آویز فساد، در میان خویش قرار داده اید. آیا در شما جز چاپلوسی و آلودگی و سینه های پر کینه و تملق گویی کنیزان و خریدن ناز دشمنان دین، خصلتی هست؟ مَثل شما، مَثل گیاه و علفی است که در مزبله می روید یا نقره ای آلایش قبیری به آن عوده می شود... .

او در ابتدای خطبه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعبیر به پدر می کند و با انتخاب این کلمه، می خواهد خود و قافله اسیران را معرفی کند و نسبت خویش را با پیامبر روشن سازد تا همگان دریابند اهل این قافله از کدام دودمان و قبیله اند. و از این راه افکار و احساسات مردم را در اختیار بگیرد و مردم آنان را با دیده اسیر ننگرند و سپس به بزرگ ترین نقطه ضعف کوفیان؛ یعنی سست عنصری و پیمان شکنی آنان اشاره می کند و با این کلمات و جملات می خواهد آنان را بر این خصلتآگاه سازد.

و در فرازی دیگر از خطبه با نگرش دقیق و ظریف با صفاتی همچون «درمان دردها»، «چراغ راه امت»، «پناه گاه جمع» و... به معرفی شخصیت امام می پردازد تا جای شک و تردیدی برای آن قوم سست عهد باقی نماند. او هم چنان با مردم سخن می گفت و آنان را کشنده حسین (علیه السلام) و خانواده پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی می کرد. سخنان او کاملاً صحنه را تغییر داد تا آن جا که صدای مردم کوفه به گریه بلند شده بود. زنان موهای خود را افشان کرده بودند و خاک بر سر و روی خود می ریختند.

او صحنه دیگری از قیامت را در برابر مردم قرار داد. در آن روز مردم کوفه از شنیدن این سخنان، همچون ستم کاران در قیامت، حیران و سرگردان شده و دست های خود را به دهان می گزیدند. (بنت الشاطی،1364: ص180)

آن استاد بی معلم نه تنها با مردم کوفه سخن گفت و آنان را بر آن کار زشتی که مرتکب شده بودند ملامت و سرزنش کرده؛ که در دارالامارة ابن زیاد نیز چنان نیرومندانه ایستاد و پرخاش گرانه سخن گفت و او را حقیر و کوچک شمرد که توان سخن گفتن را از او گرفت.

او پس از ورود به شام و حضور در مجلس یزید، با سخنان علی گونه اش چنان او را رسوا کرد و او را به گریه واداشت که توان پاسخ گفتن از او سلب شد. (مغنیه، بی تا: ص279)

3. سیاه پوشی

یکی از عواملی که سبب موفقیت زینب (علیها السلام) شد، عقل و تدبیر او بود. اصلاً قبل از این که عاشورایی و اسارتی در کار باشد، زینب (علیها السلام) به عقل و تدبیر معروف و مشهور بود؛ به طوری که به او القاب عقیله بنی هاشم، عقیلة النساء و... داده اند.

عقل و تدبیر زینب (علیها السلام) به گونه ای بود که توانست در کارهایش بیش تر موفق شود ودر غیر این صورت نمی توانست در برابر یزید و اطرافیان حیله باز و مزورش موفق شود.

از جمله کارهای مدبرانه حضرت زینب (علیها السلام) برگزاری مجالس سوگواری و عزاداری در شام و مدینه و دستور وی مبنی بر سیاه پوش نمودن محمل ها بود که فرمود:

اجعلوها سوداء حتی یعلم الناس، انا فی مصیبة وعزاء لقتل اولاد الزهراء (علیها السلام)؛

محمل ها را سیاه پوش کنید تا مردم بدانند که ما در مصیبت و عزاداری برای کشته شدن فرزندان زهرا (علیها السلام) هستیم.

هر چند این گونه امور از نظر دشمنان ساده و بی ارزش بود، ولی در حقیقت همین کارهای با ارزش، زمینه ساز قیام و انقلاب مردم علیه قاتلان امام حسین (علیه السلام) بود که توانست کاخ یزیدیان را متزلزل کند. (بنت الشاطی، 1364: ص180)

4.رفتارهای عالمانه

یکی از عوامل موفقیت زینب (علیها السلام) در رساندن پیام حسین (علیه السلام) به جهانیان، تبلیغ با عمل بوده است. او همواره تلاش می کرد که به وظیفه الهی خود عمل کند و در رعایت حلال و حرام الهی هیچ گونه سهل انگاری نمی کرد و از هیچ وظیفه شرعی فروگذار نمی کرد.

نقل است که وقتی اسرا را وارد کوفه کردند، مردم کوفه از روی ترحم به اطفال و اسیران نان و خرما می دادند. ام کلثوم (علیها السلام) فریاد می زد:

ای اهل کوفه! صدقه بر ما حرام است و آنان را از دست و دهان بچه ها می گرفت و به سوی مردم می انداخت. (فیض الاسلام اصفهانی، 1366: ص254)

حتی حاضر می شود نان و غذای خود را بین بچه ها تقسیم کند و سه روز یا بیش تر چیزی نخورد ولی اجازه نمی دهد که ذره ای از صدقه را تناول کنند.یکی از موارد عملی تبلیغ حضرت زینب (علیها السلام) حفظ حجاب است. او نه تنها در حالت عادی، بلکه در بحرانی ترین لحظات زندگی اهتمام زیادی در حفظ خود از انظار و دیده های مردم داشت.

راوی می گوید: وقتی از حج برمی گشتم، وارد کوفه شدم. دیدم اسرا را وارد کوفه کرده اند. امام سجاد (علیه السلام) را دیدم که بر شتری بدون روپوش سوار بوده و از پاهایش خون جاری بود. در این هنگام بانویی را دیدم که بر شتری برهنه سوار است. سؤال کردم: «او کیست؟» گفتند: «زینب

کبری (علیها السلام) است.» فریاد می زد: «ای مردم! چشم های خود را از ما بپوشانید. آیا از خدا و رسولش حیاء نمی کنید که به حرم رسول خدا در حالی که پوششی ندارند، می نگرید؟ (فاضل، بی تا: ص635)

او می خواهد با عمل و رفتار خود به جهانیان بفهماند که حسین (علیه السلام) و یارانش برای احیای احکام الهی شهید شده اند و زنان و کودکانش به همین دلیل به اسارت می روند. و بنی امیه و دستگاه حاکمه یزید نسبت به احکام الهی نه تنها بی اعتنا هستند؛ بلکه احکام الهی را واژگون کرده اند.

قاطعیت و ابراز وجود

قاطعیّت و ابراز وجود به معنای تن به خطر دادن در راستای تحقّق اهداف خویش است. زینب (علیها السلام) که پرورش یافته مکتب علوی است هدفی جز رضای خدا و پاسداری از دین جدّش ندارد. این در حالی است که عشق به ولایت در قالب عشق حضرت زینب (علیها السلام) به برادرش امام حسین (علیه السلام) متجلی گشته است. بنابراین با عزمی راسخ در راستای تحقّق هدف متعالی خویش که همان یاری امام معصوم زمان خویش است مدبّرانه برای ازدواج خویش شرطی تعیین می کند. این شرط بیان گر قاطعیّت او در همراهی و یاری امام خویش و هم چنین تدبیر و دور اندیشی اوست.

زینب (علیها السلام) به همسری پسر عمویش عبداللّه بن جعفر در آمد، مشروط بر آن کههرگاه برادرش حسین (علیه السلام) خواست به مسافرتی برود و زینب (علیها السلام) خواست با او همراهی کند، عبد اللّه از او جلوگیری نکند. (فاضل، بی تا: ص635)

قاطعیّت و صلابت زینب (علیها السلام) در مواجهه با دشمنان ملموس تر است. در کاخ یزید با وجودی که حضرت (علیها السلام) در لباس یک اسیر ظاهر شده است، یزید را خطاب قرار داده، می فرماید:

حالا که حوادث تلخ روزگار مرا به این جا کشانده است که با تو هم صحبت شده ام، تو را بسیار خوار و حقیر می دانم و سرزنش تو را کاری ارزشمند می دانم و تو را به خاطر عملی که انجام دادی، بسیار توبیخ می کنم.

عمل کرد عزّت محور حضرت زینب (علیها السلام)

زینب (علیها السلام) به عنوان پیام رسان عاشورا، تنها زنی است که در یک مقطع زمانی، به عنوان نایب

امام معصوم انجام وظیفه نموده است. در اثبات الوصیّه مسعودی آمده است:

حسین (علیه السلام) به خواهرش زینب (علیها السلام) وصیّت کرد و زمان امام چهارم (علیه السلام)، علوم آل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) از زبان زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام)، نشر می شد. برای پرده پوشی بر امام چهارم (علیه السلام) و حفظ جان او. (افتخاری ساوجی، 1353: ص243)

انجام این وظایف خطیر، نیازمند صلابت علی گونه ای است که دوست و دشمن را مقهور خود سازد. در ناسخ التواریخ در احوالات حضرت زینب (علیها السلام) آمده است:

چنان خطبه ای را که فصحای بلاغت آثار و بلغای فصاحت شعار از اتیان شطری بلکه سطری عاجزند، به آن تسلّط و قدرت بیان فرمود و در ضمن آن مراتب شهدا و مقامات سیّدالشهدا را باز نمایاند و مرتکبین آن اعمال ناخجسته منوال را توبیخ و ملامت نمود. (فولادزاده،1369: ص32)

عزت و اقتدار در وجود مقدّس حضرت زینب (علیها السلام) عبارتند از: توکّل و اتّصال به سرچشمهء عزت و اقتدار، صبر در مصائب، شجاعت، حق گرایی و بی نیازی جستن از خلق.

4. حق گرایی و ظلم ستیزی

مادامی که ظلم و ستم بر جامعه حاکم باشد و مناسبات اجتماع بر مبنای خودکامگی و خودکامه پذیری تنظیم شود، حرمتی برای عزت افراد باقی نمی ماند. چنین جامعه ای برای دوام خودکامگی حاکمانش ذلیل پرور است. با این حال، در چنین جوامعی نیز عزت واقعی از آن افرادی است که خود را به منبع لایزال عزت، متّصل نمایند. اینان تقوای الهی را در پیش می گیرند که «هیچ عزّتی بالاتر از تقوا نیست.» (نهج البلاغه حکمت 173)

تقوای الهی نیز آن ها را به حق طلبی و حق گرایی سوق می دهد. «هیچ ناتوانی حق را نگرفت؛ مگر این که عزیز و نیرومند شد.» (مجلسی، ج87: ص473) حق گرایی مانع تسلیم شدن در برابر فرومایگان می گردد. از همین رو، سیّدالشهدا (علیه السلام) معلّم بزرگ عزت و آزادگی می فرماید:

آگاه باشید که این فرومایه (ابن زیاد) فرزند فرومایه، مرا میان دو راهی شمشیر و خواری قرار داده است و هیهات که ما تن به خوار بدهیم. (خوارزمی، ج2، ص7)

زینب (علیها السلام) نیز که رشدیافته مکتب عزت محور حسین علیه (علیه السلام) است در برخورد با ابن زیاد و

یزید، به گونه ای رفتار می کند که هیبت دروغین آن ها، درهم شکسته می شود؛ زیرا عزت و اقتدار عقیله بنی هاشم از حق گرایی او نشئت گرفته است و انسان حق طلب از عزت و اقتدار بالایی برخوردار است و عزت نفس بالا در رفتار و گفتار و حتّی حالات فیزیکی او متبلور می شود. درباره نحوه ورود حضرت زینب (علیها السلام)به قصر دارالاماره نقل شده است که زینب (علیها السلام) بدون این که اعتنایی به آن جبّار ستم گر(ابن زیاد) نماید، وارد مجلس گردید و نشست. چون زینب (علیها السلام) با آن حالت و بدون اجازه گرفتن از ابن زیاد در جای خود جلوس نمود، ابن زیاد با بهت وحیرت پرسید: «تو کیستی که این چنین می نشینی؟» زینب (علیها السلام) بی اعتنا به او جواب نداد. ابن زیاد سه بار پرسش خود را تکرار می کند و زینب (علیها السلام) برای درهم کوبیدن اقتدار دروغین او و تحقیر این مظهر خودکامگی، به او پاسخی نمی دهد تا سرانجام یکی از کنیزکان می گوید: «این زینب (علیها السلام) دختر فاطمه (علیها السلام) است.» ابن زیاد که عزت غیر خدایی اش به ذلّت مبدل گشته بود، با خشم و کینه، رو به زینب (علیها السلام) می کند و می گوید: «خدا را شکر که شما را رسوا کرد.» زینب (علیها السلام) دیگر سکوت را جایز نمی داند با اقتدار و صلابت، بار دیگر عزت الهی خود و خاندانش را به رخ ابن زیاد می کشاند: «سپاس سزاوار خدایی است که ما را به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)، گرامی داشت و از آلودگی و پلیدی مبرا ساخت.» (طبری، ج5: ص754)

زینب (علیها السلام) بار دیگر اعلام می دارد که عزت او و خاندانش به واسطه اتّصال آن ها به ذات باری تعالی است:

من اعتزّ بغیر اللّه أهلکه العزّ؛ (آمدی،1380، ص874)

هر کس عزت را از غیر خدا بجوید، آن عزت او را هلاک می کند.

عشق به خدا و حق محوری یکی از اصلی ترین عوامل رفتارهای عزت محور و اقتدار حضرت زینب (علیها السلام) در رویارویی با خودکامگان زمان بود. عشق به خدا و پای بندی به اخلاق، یکی از عواملی است که باعث ایجاد عزت نفس بالا در افراد می گردد؛ زیرا حق طلبی و ظلم ستیزی انسان را به سمت پاسداری از حرمت نفس سوق می دهد و این حرمت نفس، نوعی خودارزشمندی در فرد ایجاد می کند. عزت نفس نیز به حرمت نفس و احساس خودارزشمندی دلالت می کند. این احساس خودارزشمندی باعث می شود که انسان از موضع قدرت با مسائل و مشکلات روبه رو شود. مصداق بارز این نوع عمل کرد در برخورد عقیله بنی هاشم قابل مشاهده

است. در تواریخ نقل شده است که حضرت زینب (علیها السلام) هنگام ایراد خطبه در کوفه، به مردم اشاره کرد که ساکت شوند. همه ساکت شدند. پس از اتمام خطبه ایشان، راوی می گوید:

مردم کوفه از استماع این کلمات در حیرت شده بودند و می گریستند و دست ها به دندان می گزیدند. اقتدار و صلابت علی گونه زینب (علیها السلام) طوری بود که حتّی آن هنگام که در لباس یک اسیر به ظاهر شکست خورده، به ایراد خطبه می پردازد، دوست و دشمن در برابر عزت و اقتدار او و خاندانش سر تعظیم فرود می آورند. (فولاد زاده، 1369: ص32)

5. دعا و عبادت

از دیگر شیوه های تبلیغی حضرت زینب (علیها السلام) دعا و عبادت است. او همواره می دانست که دشمنان در انتظارند تا کوچک ترین واکنش یا کلامی را جستجو کنند که نشانه ای از ضعف خاندان پیامبر باشد. و از این رو او برای این که دشمنان را مأیوس کند، در روز یازدهم وقتی که در کنار جسد برادر آمد، توقف کرد و با خلوصی خاص متوجه خدا گردید و عرض کرد:

اللهم تقبل منا قلیل القربان؛ (مجلسی اصفهانی، 1403: ص569)

خداوندا! این قربانی کوچک را از ما قبول کن.

از دعایی که حضرت زینب (علیها السلام) نمود، می توان دریافت که با همه این مصایب و مشکلات، باز هم در برابر توفان های کوبنده ایستاده است و با خدای خود می گوید:

یا عماد من لا عماد له ویا سند من لاسند له یا من سجد لک سواد اللیل وبیاض النهار وشعاع الشمس وحفیف الشجر ودوی الماء یا الله، یا الله، یا الله؛ (نجفی، 1403: ص521)

ای پناه گاه آن که جز تو پناهی ندارد! ای تکیه گاه آن که جز تو پشتوانه اینمی شناسد! ای خدایی که سیاهی شب و سپیدی روز و روشنایی خورشید و صدای آرام درخت و آب بر تو سجده می کنند! ای خدا! ای خدا! ای خدا!

نیز در خطبه ای که در مجلس یزید بیان کرد این گونه دعا می کند:

... اللهم خذ بحقنا وانتقم من ظالمنا واجعل غضبک علی من سفک دمائنا ونقض دماؤنا وقتل حماتنا وهتک عنا سدولنا؛ (نجفی، 1368:ص45)

خدایا! حق ما را بازگیر و از آن کس که به ما ستم کرد انتقام بگیر و خشم خود را بر کسی که خون های ما را ریخت و عهد ما را شکست و یاران ما را کشت و از ما پرده دری کرد فرودآر.

6.مقام علمی

یکی از فضایل و خصایص حضرت زینب (علیها السلام) مقام علمی اوست. او زنی دانشمند، سخن ور، فصیح و بلیغ بود و نایب خاص امام حسین (علیه السلام) در بیان حلال و حرام الهی بود. و روایت است که در اسارت هنگامی که امام سجاد (علیه السلام) بیمار بود، مردم در حلال و حرام به زینب (علیها السلام) مراجعه می کردند و او هم پاسخ آنان را می داد. (بحرالعلوم 1369: ص128)

امام صادق (علیه السلام) برای جواز چاک دادن گریبان در مصیبت فقدان پدر و برادر و... به فعل و عمل زینب (علیها السلام) در جریان کربلا استناد می کند. (جواهرالکلام، ج4: ص307)

و از این سخن امام سجاد (علیه السلام) که در خطاب به عقیله بنی هاشم می فرماید:

یا عمه! انت بحمدالله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة؛ (مجلسی، ج45: ص64)

عمه جان! تو بحمدالله عالمه ای هستی، بدون این که معلم داشته باشی و تو فهمیده ای هستی، بی آن که کسی مطالب را به تو یاد داده باشد.

پی می بریم که زینب کبری (علیها السلام) علم و دانش خود را از طریق دیدن استاد و معلم بهدست نیاورده، بلکه از جانب خدای تعالی به آن حضرت اعطا شده است.

7.تبلیغ در زمان اسارت

در زمان اسارتش او تبلیع را یک وظیفه الهی می دانست. با فصاحت و بلاغت موروثی، علم ذاتی، شجاعتی علی وار، با این که در بند است اما شمشیر برنده و گویای خود را برهنه کرده، آن را با تمام وجودش علیه تمام اقتدار یک حکومت طاغوتی فرود می آورد.

این قهرمان بزرگ تاریخ برای کاری سترگ بپا خاست؛ بی آن که کم ترین تردیدی به خاطرش راه یابد یا از آن موقعیت خطرخیز بهراسد.

او در کوفه با مشاهده مردمی فریب کار در اوج استعداد و قله توانایی و در اجرای طرح و شیوه دفاعی خود، در نهایت پایداری و ثبات قدم قرار می گیرد. پای نهادن در چنین راهی برای زن، به علت ضعف طبیعتش و فراوانی دردها و رنج هایش، نه تنها آسان نیست بلکه علاوه بر همت و

شجاعت، قدرت ادبی، فصاحت بیان و قوه خلاقه ای می طلبید تا کلمات را به تمامی از معانی انقلابی و اعتقادی پربار سازد. و مهارت هنرآفرینی نیاز است که حقایق و درد و رنج ها را تصویر و وضع موجود را نقد و ترسیم، و حسین (علیه السلام) و یزید دو چهره متضاد را معرفی کند.

در رویارویی با «ابن زیاد» و «یزید» در کوفه و شام، در اطرافش زنان چندی از نزدیکان و خویشان او مانند ستارگان پراکنده بر صفوفی نامنظم گرد آمده بودند که همه آن ها جوانب این مبارزه را اندیشیده، آماده پیکار بودند.

گویی زینب (علیها السلام) در آن لحظه برای رویارویی با دشواری ها، قلب امام حسین (علیه السلام) را به عاریت گرفته بود. حاضر شدن در کنار ظالمانی که کوه های سرکش را به هراس می انداخت و انسان های زیادی را مرعوب می نمود و مردم آن روز رنگ پریده، با ترس و هراس، جرأت خود را از دست داده بودند، کاری بس دشوار می نمود. اما زینب (علیها السلام) هر چند قلبش پردرد، خاطرش مکدر و تنش ناتوان به نظر می رسد اما درعمق وجود ژرفای اندیشه دوربینش، صبح شادی و بهجت دمیده و اطمینان خاطری می یابد و این اطمینان خاطر از آن نظر است که پیروزی واقعی را در برابر چشم مجسم می بیند.

زینب (علیها السلام) با فصاحت و بلاغتی تمام رسالت خود را اداء می نماید. به گونه ای که «ابن زیاد» اقرار به فصاحت و بلاغت این بانوی سخن ور می کند و پس از سخنان زینب (علیها السلام)، می گوید:

این زنی است که سخن به سجع و قافیه گوید و به جان خودم همانا پدرش سخن به سجع می گفت و شاعر بود.

در مجلس یزید چنان فصاحت و بلاغت سر داده، جنایات یزید را بر حاضران در مجلس آشکار نمود که یزید خویشتن را حیران دید و مجلسی را که برای افتخار خود تنظیم کرده بود، موجب رسوایی و افتضاح او شد. این سخن ها به اطراف پایتخت سرایت کرد و بنی امیه منفور و مورد غضب مسلمین شدند و یزید را آشکارا لعن کردند. و یزیدی که می خواست برای پیروزی خود جشن ها بگیرد، با سخنان این بانو چنان پست شد که چاره ای ندید جز این که قتل حسین (علیه السلام) را از خود دفع کند و به ابن زیاد نسبت دهد. و در مجلس به صراحت گفت:

خدا لعنت کند پسر مرجانه را! من به قتل حسین (علیه السلام) راضی نبودم. ابن زیاد عجله کرد و او را به قتل رساند.

ولی این سخن در نفوس مردم تأثیر نکرد؛ بلکه کار به جایی رسید که دودمان یزید به کلی نیست و نابود گردید.

یکی از دانشمندان لبنانی می نویسد:

زینب (علیها السلام) نشان داد که در میان اهل بیت باجرأت ترین بانو و فصیح تر و بلیغ ترین آن هاست. او کارهایی مانند استدلالات عقلی، قوت نفس،شجاعت همراه با فصاحت و بلاغت، در کربلا و بعد از آن انجام داد که شهرتش همه جا پیچید و ضرب المثل گردید. مورخان و نویسندگان به این مطلب گواهی می دهند.

زینب (علیها السلام) با استفاده از دو اصل هم دوش، «پیکار» و «تبلیغ»، رسالت عاشورای حسین (علیه السلام) را با همه ویژگی هایش به طرز صحیح به پایان می رساند و با قهرمانی خاص خود در بحران های فرساینده زندگی، مسؤولیت خویش را فراموش نمی کند و بسان یک «پیامبر تبلیغی» نقشه طرح ریزی شده مکتب انقلاب حسین (علیه السلام) را شکل می بخشد. (منصوری لاهیجانی، 1369: ص200)

8. به کارگیری اصول روان شناسی

گفتنی است گرچه اصول روان شناسی در تبلیغ به صورت کلاسیک از ابتکارات علوم معاصر است ولی در تبلیغات اصیل آسمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است و سیره رهبران و ائمه اطهار نشان می دهد که آنان در تبلیغ به اصول روان شناسی فردی و اجتماعی توجه کامل داشته اند.

حضرت زینب (علیها السلام) نیز، در امر رساندن پیام امام حسین (علیه السلام) به جهانیان، از این اصول از جمله تحقیر دشمنان، تکریم دوستان، تحریک عواطف و مخاطب شناسی استفاده نموده است.

وقتی که با کوفیان سخن می گوید، در آغاز خطبه بر اصالت خاندان خودش تأکید می ورزد و از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعبیر به پدر می کند تا عواطف و احساسات مردم را در اختیار بگیرد و آنان خود به خود آماده قیام و شورش شوند.

و در فراز اول خطابه خود به بزرگ ترین نقطه ضعف کوفیان؛ یعنی سست عنصری و عهدشکنی اشاره می کند و آنان را از این راه تحقیر می کند.

و باز آن بانوی بزرگوار را می بینیم که در کاخ ابن زیاد، او را «پسر مرجانه» می خواند که برای

عبیدالله توهین آمیزترین و رسواکننده ترین القاب است که حاکی ازنامشروع بودن وجود وی و بدنام بودن مادرش است و آن چنان ضربه بر پیکر لرزان عبیدالله می زند که تصمیم به قتل زینب (علیها السلام) می گیرد.

در فرازی از خطبه آتشین خود در خطاب به یزید به معرفی یزید، پدر، جد و جده اش می پردازد و بر اصالت خاندان خود تأکید می ورزد و می فرماید:

و کیف یرتجی مراقبة من لفظ فوه اکباد الاذکیاء و نبت لحمه من دماء الشهداء... ؛ (مجلسی اصفهانی، 1403: ص45)

و چگونه توقع و امید دل سوزی از آن کسی باشد که دهانش جگر پاکان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان روئید...؟

از مقایسه بین دو خطبه ای که در کوفه و شام بیان فرمود، به این نتیجه می رسیم که اصل مخاطب شناسی را کاملاً رعایت کرده است؛ زیرا که در کوفه اکثر مخاطبین او عموم مردمند که در جهل و ناآگاهی به سر می برند و به مقتضای حال، سخن را در خور فهم مخاطبان بیان می نماید و آنان را از جنایتی که مرتکب شده اند و نیز از شخصیت شهیدان آگاه می سازد؛ ولی در شام در مجلس یزید، چون خواص حضور دارند و همه دارای آگاهی نسبت به امور هستند، لحن خطاب فرق می کند و در نتیجه به رسوا کردن و مأیوس نمودن یزیدیان می پردازد.

آنچه اشاره شد اجمالی از سیاست ها و شیوه های تبلیغی آن بزرگوار بود. شیوه های دیگری از قبیل شجاعت، شهامت، فصاحت و بلاغت و وقت شناسی از دیگر روش های تبلیغی آن بزرگوار بوده است. (نجفی مرعشی، 1401: ص98)

نتیجه گیری

در آن چه گذشت، بعد از واقعه عاشورا، حضرت زینب (علیها السلام) به عنوان رهبر كاروان اهل بیت به وظیفه خود كه نشر اهداف قیام حسینی و آشكار كردن ماهیت قیام اباعبدالله (علیه السلام) بود عمل نموده و با بیان خطبه های آتشین با مضامین و محتوای ارزشمند، رسالت امام حسین (علیه السلام) را به اتمام رساند، چنانچه بسیاری از مورخان اسلامی اذعانكرده اند اگر زینب (علیها السلام) بعد از قیام عاشورا حضور فعال خود را در این جایگاه به اثبات نمی رساند، واقعه كربلا در همان جا می ماند. آشنایی عمیق با علوم دینی، تفسیر و بصیرت و شناخت آن بزرگوار با تاریخ و معرفت شناسی دینی،

بسیار قابل توجه بوده است و لذا خطبه های آن حضرت (علیها السلام) به واسطه یک چنین پشتوانه علمی حاوی بحث های مهم تفسیری، روایی، كلامی و اعتقادی است. ارزش و عظمت زینب كبری (علیها السلام)، به خاطر موضع و حركت عظیم انسانی و اسلامی او در پیام رسانی مظلومیت حسین بر اساس تكلیف الهی بود و لذا پس از شهادت حسین بن علی (علیه السلام)، این عقیله بنی هاشم به سان نوری در دل و جان و آفاق عالم درخشید و به جایی رسید كه فقط والاترین انسان های تاریخ بشریت؛ یعنی پیامبران می توانند بدانجا راه یابند. او به خوبی می دانست كه زاده و پرورده شرافت و عزت است و بی تردید، علاوه بر این آگاهی و پرورش آن ویژگی های متعالی شخصیتی، یک مشیت الهی هم وجود داشته تا ایشان برای جامعه، مرجعیت و حجیت فكری و اعتقادی پیدا كند. در واقع آن چیزی كه باعث تثبیت جایگاه امامت و خاندان رسالت و حفظ ارزش های اصیل اسلام شد، حركت انقلابی حضرت زینب (علیها السلام) و كاروان اسراء بود. كاروانی كه به مثابه رسانه ای سیار مظلومیت امام حسین (علیه السلام)، خاندان و یارانش را در طول تاریخ به گوش جهانیان رساند. كاروانی كه پیش از هر رسانه دیگر با پیام خونینی به وسعت تاریخ به حركت درآمد و اگر چه پس از طی چند منزل متوقف ماند، و لیكن از آن پس پیام مظلومیت حسین (علیه السلام) و اهل بیت پیامبرn را بی هیچ محمل و مركبی در هر زمان و مكان تا ابدیت، ساری و جاری ساخت. بله رسانه همان پیام است. چنانچه رسانه پیامی چون خون نافذ و جاوید و پیام رسانی چون زینب (علیها السلام) داشته باشد، بی شک می توان نقش و رسالت حضرت زینب (علیها السلام) را نیز در ابلاغ و نشر پیام مظلومیت خونین امام برحق، با هدف تكمیل رسالت حسینی و نیز افشای چهره پلید حاكمان فاسق و فاجر بنی امیه و با نقش آفرینی بی مثال حضرت زینب (علیها السلام) در نشر پیام خون بار حسین (علیه السلام) را در راستایبسط آیین انگاره تلفیقی در این بررسی اجمالی تعمیم داد. به ویژه آن كه بازگویی حكایت پر رمز و راز واقعه عاشورا و رسوائی آن خاندان گمراه و افشای مظالم بی شمار امویان، بدون حركت كاروانی غم بار از اسرای اهل بیت و بی حضور و راهبری پیام آور صادقی چون زینب (علیها السلام)، ممكن نمی گردید.

منابع

_ ادیب کربلائی، محمدحسین (1384)، زینب (علیها السلام) اخت الحسین (علیه السلام)، نجف، بی نا.

_ افتخاری ساوجی، محمد (1353)، ترجمه منظوم خطبه حضرت زینب کبری (علیها السلام) در مجلس یزید، قم، بی نا.

_ الهی، حسن (1375)، زینب کبری (علیها السلام) عقیله بنی هاشم، تهران، مؤسسه فرهنگی آفرینه.

_ بحرالعلوم، محمد (1369)، سیری در زندگانی حضرت زینب (علیها السلام)، ترجمه: امیر وکیلیان و کریم جعفری، تهران، حکمت.

_ بنت الشاطی، عایشه (1350)، شیر زن کربلا، ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران، حافظ.

_ بنت الشاطی، عایشه عبدالرحمن (1364)، بانوی کربلا زینب (علیها السلام) دختر زهرا (علیها السلام)، ترجمه: سیدرضا صدر، قم،22 بهمن.

_ بنت الشاطی، عایشه (1348)، زینب (علیها السلام) بانوی قهرمان کربلا، ترجمه: مهدی آیت الله زاده نائینی و حبیب چایچیان، تهران، امیر کبیر.

_ بنت الشاطی، عایشه (1378)، بانوی کربلا حضرت زینب (علیها السلام)، ترجمه: آیت الله سید رضا صدر، به اهتمام سیدباقر خسروشاهی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

_ تمیمی آمدی (1380)، غرر الحکم و درر الکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات.

_ حائری جزایری، نورالدین (1404ق)، الخصائص الزینبیة یا ویژگی های حضرت (علیها السلام)، با مقدمه محمدتقی تاج الدین، قم، حضرت مهدی.

_ خوارزمی، ابوالمؤید الموفق بن احمد الحنفی، (1394 ق)، مقتل الحسین (علیه السلام)، ج2، قم، مکتبه المفید.

_ دستغیب، عبد الحسین(1368)، زندگانی زینب کبری (علیها السلام)، تهران، ناس._ رسولی محلاتی، هاشم (1369)، نگاهی کوتاه به زندگانی زینب کبری (علیها السلام)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

_ سپهر، عباس قلی خان (بی تا)، الطراز المذهّب فی احوال سیدتنا زینب (علیها السلام)، تصحیح: محمد باقر بهبودی، تهران، اسلامیه.

_ سعید، حسن (1399ق)، نقش زینب کبری (علیها السلام) در رهبری الهی حسن، اصفهان، حسینیه عمادزاده.

_ طبری، محمّد بن جریر (1325)، تاریخ الرسل و الملوک، ج5، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.

_ عطایی خراسانی، علی (1348)، دختر علی زینب (علیها السلام) قهرمان کربلا، تهران، اسلامیه.

_ فاضل، جواد(بی تا)، ترجمه خطبه های حضرت زینب (علیها السلام)، تهران، علمی.

_ فولادزاده، عبدالامیر (1369)، حضرت زینب (علیها السلام) بزرگ بانوی کربلا، قم، کانون نشر اندیشه های اسلامی.

_ فهمی عبد الوهاب، محمد (1985)، السیدة زینب (علیها السلام) عقیلة بنی هاشم، تونس، دار سلامة.

_ فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی (1366)، خاتون دو سرا، تهران، مرکز انتشارات فیض الاسلام.

_ قمی، عباس (1379)، منتهی الآمال، قم، انتشارات کامکار.

_ گروه نویسندگان (بی تا)، السیدة زینب (علیها السلام) المثل الاعلی للفضیلة و العفاف، قاهره، نشر العلوم و المعارف الاسلامیة.

_ مجلسی اصفهانی، محمدحسن (1403ق)، بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الائمة الاطهار(علیهم السلام)، بیروت، درالاحیاء التراث العربی.

_ مجلسی، محمّدباقر (1408 ق)، بحارالأنوار الجامعة للدرر أخبار الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، ج54، قاهره، انتشارات دار احیاء._ مدنی، سیدابوالحسین یحیی اعرج عبیدلی (1401 ق)، اخبار الزینبات، با مقدمه آیة الله العظمی نجفی مرعشی، قم.

_ مغنیه، محمدجواد (بی تا)، بانوی شجاع زینب کبری (علیها السلام)، ترجمه: احمد صادقی اردستانی، تهران، خزر.

_ منصوری لاهیجانی، اسماعیل(1369)، زینب کبری (علیها السلام) فریادی بر اعصار، تهران، مجتمع شهید مطهری.

_ نجفی، محمدجواد (1368)، ستارگان درخشان زینب کبری (علیها السلام)، تهران، اسلامیه.

_ نجفی مرعشی، محمدجواد (1401ق)، قهرمان کربلا زینب کبری (علیها السلام)، ترجمه «اخبار الزینبیّات» و«السیدة زینب (علیها السلام)»، مقدمه:آیة الله العظمی نجفی مرعشی، تهران، فراهانی.

_ نجفی، محمدحسن (1403ق)، جَواهرُ الْکَلام فی شَرْحِ شَرائعِ الْإسْلام، دارالحیاءالتراث العربی.

مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمیلاً

اشاره

فاطمه سادات علوی علی آبادی(1)

تاریخ دریافت: 15/01/98 تاریخ پذیرش: 01/04/98

چکیده

خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد «إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال»؛ لذا حضرات معصومین(علیهم السلام) در مناجات شعبانیه به این دعای شریف، مترنم بوده اند: «وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی] إِلّا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی: تو در تمام عمرم جز نیکی و زیبایی با من رفتار نکردی.»

از این نقطه نظر، آنچه در عاشورا بر امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام) ایشان گذشت، زیبا بود و همین دیدگاه بود که خاستگاه جمله ماندگار حضرت زینب کبری (علیها السلام) گردید: مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا. در این پژوهش که از نوع تاریخی است در مرحله گردآوری، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین به شیوه توصیفی _ تحلیلی، تجلیات زیبایی در اندیشه و گفتار و رفتار عاشورایی حضرت زینب کبری (علیها السلام) مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که زینب (علیها السلام) اندیشه عرفانی زیبای خود را با گفتار و رفتار زیبای حماسی در هم آمیخته و شهسوار جاده های غربت و اسیری شد و با عزت و اقتدار در رفتار و گفتار خود،پیام خون امام حسین (علیه السلام) و یارانش را تا ابد، جاودانه ساخت.

کلیدواژگان: حضرت زینب کبری (علیها السلام)، حماسه، عرفان، اسارت، مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا.


1) . استادیار جامعةالمصطفی (f_alavi@miu.ac.ir)

مقدمه

سال هاست که آرزوی قلبی فلاسفه بزرگ، خلق اثری درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) بوده است. (جعفری تبریزی، 1381: 5) و عارفان بزرگ، با مشاهده کبوتران خونین بالِ عزادار، بر گِرد گُنبد ملکوتی حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، بی تاب شده اند. (سفیدآبیان، 1425: 238) با تمام تلاش و همت عالمان و عارفان در خلق آثار عاشورایی، هنوز برخی از ابعاد عاشورای حسینی، نادیده و ناشناخته مانده است. یکی از این ناشناخته ها، معنا و مفهوم زیبایی، از منظر بزرگ بانوی کربلاست؛ «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا».

زینب کبری (علیها السلام)، عظیم ترین نقش خواهری را در تاریخ بشریت ایفا نمود که برخی از آثار آن در عصر ما مشهود است؛ چنان که آنتون بارا، نویسنده بزرگ مسیحی، راهپیمایی میلیونی اربعین را تحقق سخنان این بزرگ بانوی کربلا می داند که به برادرزاده خود، امام سجاد (علیه السلام) عرضه داشت: «آینده از آن ما خواهد بود».

ارزش و عظمت زینب (علیها السلام) به خاطر موضع حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این طور عظمت بخشید. هرکس چنین کاری بکند ولو دختر امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم نباشد، عظمت پیدا می کند. بخش عمده این عظمت از این جاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین (علیه السلام) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانی روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده بعد از شهادت امام (علیه السلام) را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخاب ها زینب (علیها السلام) را ساخت. (مقام معظم رهبری، 22/8/70)

زینب (علیها السلام) که پرورده خانه وحی بود در معرفت و شناخت مقام امام وامامت و ولایت، به سیدالشهداء (علیه السلام) اقتدا نمود که فرمود:...

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَته. (ابن بابویه، 1385: 1/9)

عقیله بنی هاشم در شناخت، معرفت و دفاع از مقام امامت و ولایت تا آن جا پیش رفت که «کوثر ثانی» لقب گرفت و به مقامات والای عرفان، صِبْغَةَ اللّهِ رسید و چون خداوند زیباست و

زیبایی را دوست دارد إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال زینب کبری (علیها السلام) نیز تمام حوادث کربلا را از منظر قرب الهی، زیبا دید و زیبا تفسیر نمود. این مسئله، ریشه در زیبایی شخصیت حضرت زینب (علیها السلام) دارد که در اندیشه و گفتار و رفتار آن حضرت (علیها السلام)، جلوه گر شده است.

نوآوری این پژوهش، بررسی «تجلیات زیبایی در اندیشه و گفتار و رفتار عاشورایی زینب کبری (علیها السلام)» است که تاکنون به صورت علمی- پژوهشی مورد مطالعه اندیشمندان قرار نگرفته است.

جستاری بر زندگانی حضرت زینب کبری (علیها السلام)

زینب (علیها السلام) از با فضیلت ترینِ زنان بوده و فضلش، پر آوازه تر از آن است که یاد گردد و روشن تر از آن است که به نوشته آید. جلالت شأن، منزلت والا، قوت استدلال، برتری عقل، استواری قلب، فصاحت زبان و بلاغت بیان، از سخنرانی هایش در کوفه و شام که گویی از زبان پدرش امیر مؤمنان (علیه السلام) ایراد می گردید دانسته می شود و نیز از احتجاجش بر یزید و ابن زیاد؛ بدان گونه که آن دو را خاموش ساخت، تا آن جا که به بدگویی و ناسزاگفتن و مسخره کردن و دشنام دادن که سلاح افراد ناتوان از دلیل آوردن است پناه بردند و از زینب (علیها السلام)، شگفت نیست که این گونه ... باشد؛ چرا که او شاخه ای از شاخه های درخت پاک [رسالت] است. او «ام المصائب» نامیده شده است و شایسته چنین نامی نیز هست. او مصیبت درگذشت جدش پیامبر خدا، مصیبتدرگذشت مادرش زهرا (علیها السلام) و رنج های او، محنت های پدرش امیر مؤمنان علی (علیه السلام) و مصیبت کشته شدن او، محنت و شهادت برادرش حسن (علیه السلام) و مصیبت بزرگ کشته شدن برادرش حسین (علیه السلام) را از ابتدا تا انتها، شاهد بود و... از کربلا به اسارت برده شد. (الامین الاعاملی،1403: 7/137)

تاریخ ولادت و وفات زینب کبری (علیها السلام) در منابع معتبر، یافت نشد. در برخی منابع متأخر، نقل های مختلفی درباره تولد ایشان آمده است. مانند: پنجم جمادی الاول سال پنجم، شعبان سال ششم و محرم سال پنجم. (محلاتی، 1364: 3/33) تاریخ وفات ایشان نیز پانزدهم رجب سال 62 گفته شده است. (العُبیدِلی، 1401: 122)

با این که فرزندان حضرت زینب (علیها السلام) در سن و سال کم به شهادت رسیدند، در زیارت نامه هایی که از امام هادی (علیه السلام) رسیده، از آن ها با عظمت یاد شده است:

السَّلَامُ عَلَى عَوْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الطَّیَّارِ فِی الْجِنَانِ، حَلِیفِ الْإِیمَانِ وَ مُنَازِلِ الْأَقْرَانِ، النَّاصِحِ لِلرَّحْمَانِ، التَّالِی لِلْمَثَانِی وَ الْقُرْآنِ، لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ قُطْبَةَ النَّبْهَانِیَّ. و السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ، الشَّاهِدِ مَكَانَ أَبِیهِ وَ التَّالِی لِأَخِیهِ وَ وَاقِیهِ بِبَدَنِهِ، لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ عَامِرَ بْنَ نَهْشَلٍ التَّیْمِیَّ. (ابن مشهدى، 1419: 490-491)

در زیارت مخصوص حضرت امام حسین (علیه السلام) در اولین روز ماه رجب و نیمه ماه شعبان که در کتاب اقبال ذکر شده است نیز به نام این دو بزرگوار در کنار دیگر شهدای کربلا اشاره شده است:

السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ...السَّلَامُ عَلَى عَوْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِب. (ابن طاووس، 1376: 3/ 344)

درباره اخلاق کریمانه حضرت زینب (علیها السلام) آمده است:

روزی زینب کبری (علیها السلام) و همسرش، عبدالله بن جعفر وارد باغی شدند و مشاهده نمودند که غلامی در آن جا مشغول کار است. در این هنگامغلام خواست غذا بخورد، ناگاه سگی از دور رسید و غلام سه عدد نان خویش را یکی پس از دیگری جلوی سگ انداخت. این بزرگواران، بی درنگ غلام و باغ را خریدند و نخست غلام را در راه خدا آزاد کردند و سپس باغ را به او بخشیدند. (ابن اثیر، 1409: 3/ 135)

از سوی دیگر هنگامی که یزید خلیفه وقت اموال فراوانی برای ایشان فرستاد همه را به فقرا و دردمندان اختصاص دادند و کوچک ترین سهمی برای خود برنداشتند. (طبرسی، 1403: 1/ 173)

مقام معظم رهبری زید عزه در تبیین عظمت شأن حضرت زینب کبری (علیها السلام) نسبت به سایر زنان می گوید:

در قرآن کریم، «زن فرعون» نمونه ایمان شناخته شده است؛ برای مرد و زن در طول زمان تا آخر دنیا. آن وقت مقایسه کنید زن فرعون را که به موسی ایمان آورده بود و دلبسته آن هدایتی شده بود که موسی عرضه می کرد. وقتی در زیر فشار شکنجه فرعونی قرار گرفت که با همان شکنجه هم طبق نقل تواریخ و روایات از دنیا رفت، شکنجه جسمانی او، او را به فغان آورد: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ

آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَكَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» از خدای متعال درخواست کرد که: «پروردگارا! برای من در بهشت خانه ای بنا کن.» در واقع، طلب مرگ می کرد؛ می خواست که از دنیا برود: «وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ»؛ در حالی که جناب آسیه (علیها السلام) همسر فرعون مشکلش، شکنجه اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانی بود. مثل حضرت زینب (علیها السلام)، چند برادر، دو فرزند، تعداد زیادی از نزدیکان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند. این رنج های روحی کهبرای زینب کبری (علیها السلام) پیش آمد، این ها برای جناب آسیه (علیها السلام) همسر فرعون پیش نیامده بود.

در روز عاشورا زینب کبری (علیها السلام) این همه عزیزان را در مقابل چشم خود دید که به قربانگاه رفته اند و شهید شده اند: حسین بن علی (علیه السلام) سیدالشهداء را دید، عباس (علیه السلام) را دید، علی اکبر را دید، قاسم را دید، فرزندان خودش را دید، دیگرِ برادران را دید. بعد از شهادت، آن همه محنت ها را دید. تهاجم دشمن را، هتک احترام را، مسئولیت حفظ کودکان را، زنان را. عظمت این مصیبت ها را مگر می شود مقایسه کرد با مصائب جسمانی؟ اما در مقابل همه این مصائب، زینب (علیها السلام) به پروردگار عالم عرض نکرد: «ربّ نجّنی»؛ نگفت: «پروردگارا! من را نجات بده.» در روز عاشورا عرض کرد: «پروردگارا! از ما قبول کن.» بدن پاره پاره برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض می کند: «پروردگارا! این قربانی را از ما قبول کن.»

وقتی از او سؤال می شود که: «چگونه دیدی؟» می فرماید: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا». این همه مصیبت در چشم زینب کبری (علیها السلام) زیباست؛ چون از سوی خداست. چون برای اوست. چون در راه اوست. در راه اعلای کلمه اوست. ببینید این مقام، مقام چنین صدری، چنین دلدادگی نسبت به حق و حقیقت، چقدر متفاوت است با آن مقامی که قرآن کریم از جناب آسیه (علیها السلام) نقل می کند. این، عظمت مقام زینب را نشان می دهد. (http://nahad.ir)

نایب خاص امام

از جمله مقامات خصوصیه آن مکرمه (علیها السلام)، «نیابت خاصه از طرف برادر» است و این رتبت او، قریب مقام امامت بوده است و به این مقام، از طرف برادر در کربلا، روزعاشورا یا شب آن، نایل شده است. (جزایری، 1383: 257) از شواهد نیابت آن مکرمه (علیها السلام)، روایت مسطوره زیر است:

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو اَلْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْأَسَدِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى حَكِیمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ اَلرِّضَا (علیه السلام) أُخْتِ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْعَسْكَرِیِّ (علیه السلام) فِی سَنَةِ اِثْنَتَیْنِ وَ ثَمَانِینَ بِالْمَدِینَةِ فكَلَّمْتُهَا مِنْ وَرَاءِ اَلْحِجَابِ وَ سَأَلْتُهَا عَنْ دِینِهَا فَسَمَّتْ لِی مَنْ تَأْتَمُّ بِهِ ثُمَّ قَالَتْ فُلاَنُ بْنُ اَلْحَسَنِ (علیه السلام) فَسَمَّتْهُ فَقُلْتُ لَهَا جَعَلَنِیَ اَللَّهُ فِدَاكِ مُعَایَنَةً أَوْ خَبَراً فَقَالَتْ خَبَراً عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ (علیه السلام) كَتَبَ بِهِ إِلَى أُمِّهِ فَقُلْتُ لَهَا فَأَیْنَ اَلْمَوْلُودُ فَقَالَتْ مَسْتُورٌ فَقُلْتُ فَإِلَى مَنْ تَفْزَعُ اَلشِّیعَةُ فَقَالَتْ إِلَى اَلْجَدَّةِ أُمِّ أَبِی مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهَا أَقْتَدِی بِمَنْ وَصِیَّتُهُ إِلَى اَلْمَرْأَةِ فَقَالَتْ اِقْتِدَاءً بِالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) إِنَّ اَلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَوْصَى إِلَى أُخْتِهِ زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فِی اَلظَّاهِرِ وَ كَانَ مَا یَخْرُجُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ مِنْ عِلْمٍ یُنْسَبُ إِلَى زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِیٍّ تَسَتُّراً عَلَى عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَتْ إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَصْحَابُ أَخْبَارٍ أَ مَا رَوَیْتُمْ أَنَّ اَلتَّاسِعَ مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَیْنِ (علیه السلام) یُقْسَمُ مِیرَاثُهُ وَ هُوَ فِی اَلْحَیَاةِ؛ (ابن بابویه، 1395: 501)

احمد بن ابراهیم گوید: من به حضور حكیمه دختر محمد بن على (علیه السلام) _امام نهم _ خواهر ابوالحسن عسكرى (علیه السلام) _ امام دهم _ شرفیاب گردیدم. سال دویست و شصت و دو بود و در مدینه بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از دین وى پرسیدم. كسى كه باید امام بداند براى من نام برد و به من گفت: «فلان پسر حسن عسکری است.» نام او را گفت. گفتم: «قربانت او را معاینه كردى یا خبر او را شنیدى؟» گفت: «خبر او را از امام یازدهم (علیه السلام) شنیدم و براى مادرش نوشته بود.» گفتم: «آن مولود كجا است؟» گفت: «پنهان است.» گفتم: «شیعه به كه مراجعه كنند؟» گفت: «به جده او مادر امام یازدهم.» گفتم: «وصیت خود را به زنى واگذاشته؟» گفت: «پیروى از حسین بن على بن ابى طالب كرده است؛ زیرا

حسین بن على (علیه السلام) به حسب ظاهر وصایاى خود را به خواهرش زینب (علیها السلام)دختر على بن ابى طالب (علیه السلام) سپرد، براى پنهان كردن امامت پسرش على بن الحسین (علیه السلام).» سپس فرمود: «شما مردمى هستید مطلع از اخبار؛ آیا در روایات به شما نرسیده است كه نهمین فرزند حسین (علیه السلام) زنده است و میراثش تقسیم مى شود؟» (ابن بابویه، 1377: 178)

عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ

از جمله مقامات آن مکرمه (علیها السلام)، «عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ» است و این لقب از طرف حضرت سجاد به آن معظمه (علیها السلام) اعطا شد در مقام تسلی آن مکرمه و اظهار مقامات آن محترمه که مردم بدانند چه مقام شامخ، خلّاق، عالم به درّ صدف عصمت، کرامت نموده. در موقعی که به بیانات شیرین و عبارات دل نشین خود، قلوب اهل کوفه را منقلب نموده، قطب الموحدین ملتفت شد که عمه اش جمیع مصائب خود را به نظر آورده، ترسید روح عمه از قالب بیرون شود، فرمود:

یَا عَمَّهِ اسْکُتِی فَفِی الْبَاقِی مِنَ الْمَاضِی اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بحمدالله عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَهٍ. (طبرسی، 1403: 2/304)

از این جا چند مطلب استنباط می شود. اول آن که: حضرت زینب (علیها السلام) دارای این مرتبه بوده که حضرت سجاد، این بیان را فرموده است. دوم آن که: در این بیان حضرت خواست شئونات آن مخدره (علیها السلام) را ظاهر سازد. سوم آن که: حضرت (علیه السلام) خواست تلافی نماید به عمه و چنانچه حضرت زینب (علیها السلام) در کربلا فرزند برادر را تسلی داد، در این موقع آن حضرت تلافی نموده و عمه را تسلی داد. (جزایری، 1383: 79)

اوج معرفت و دانش زینب (علیها السلام) را در خداشناسی وی می توان مشاهده کرد. آن حضرت (علیها السلام) در مواجهه با ابن زیاد و از این که او را به تمسخر می گیرد و می گوید:

کار خداوند را نسبت به برادرت چگونه دیدی؟

در جواب فرمود:

مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا. (ابن طاووس، 1348: 160)

و با این که ایشان آن همه سختی و مصیبت و از همه مهم تر شهادت امام حسین (علیه السلام) و اسارت را به خود دیده، چون همه را برای رضایت خداوند می دید، در پاسخ ابن زیاد فرمود:

چیزی جز زیبایی ندیدم.

یعنی کار وقتی رنگ الهی پیدا کند و به منظور رضایت خداوند انجام گیرد گرچه به حسب ظاهر ممکن است دارای مصائب و سختی هایی باشد، اما جهت الهی عمل، سختی های راه را هموار کرده و تلخی آن را به شیرینی مبدل می سازد. البته چنین رویکردی نیازمند معرفت و عرفان بالایی است که دسترسی به آن کار آسانی نیست؛ درجه عالی آن را می توان در اهل بیت(علیهم السلام) سراغ گرفت.

مصداق زیبایی در جمله حضرت زینب (علیها السلام)، باور عمیق به حقانیت قیام، شهادت در راه خدا و زندگانی جاودانه است که همانا مفهوم عظیم بیداری اسلامی را درخویش دارد. زیبایی کلام زینب (علیها السلام)، حقیقتی است که تنها ابعاد وجودی ایشان و بزرگی قلب و نگرش وی سزاوار آن بود؛ چرا که زینب (علیها السلام) مقام سیر فی الحق بالحق؛ یعنی در میان مردم ولی غرق در ذات حق بودن، رضا به قضا _ از آموزه های برادر بزرگوار_ و صبر در راه خداوند و توکل بر او به عنوان عادل ترین و شاهدترین در هستی، را دارا بود. «جز زیبایی ندیدم» در سخن زینب (علیها السلام)، نشان از رفتار دینی عظیمی دارد که تنها در سایه بندگی خداوند و عبد بودن در دشوارترین آزمون ها به دست آمده است. (شفیعی و پایدارفرد، 1391: 47-70)

آنچه به بهترین شکل ممکن، واقعه کربلا و سخن حضرت زینب (علیها السلام) را بازگو می کند پارادوکسی مهم است که در دل قیام امام حسین (علیه السلام) وجود دارد. دیگر برای حسین (علیه السلام)، ظاهرفریبی، فساد و درآمیختن باطل و حق در دستگاه خلافت بنی امیه جایی برای مصالحه و تقیه نمی گذارد. تنها راه، قیام است. پس حسین (علیه السلام) «فرقان» می شود تا همه بدعت های ناصواب از میان امت اسلامی برداشته شود. پارادوکسی که در این قیاممطرح می شود درک زیبایی قیام در عین پلیدی حکومت جور است. در قرآن نشانه های زیبایی برای رستگاری انسان ها و هم چنین اضداد زیبایی بیان شده است و حسین (علیه السلام) در جامعه ای که اضداد زیبایی حاکم شده بود دست به قیام زد تا اصل زیبایی را در حقیقت، تفکیک و آشکار سازد. انتخاب ایشان زیباست؛ چون آگاهانه است و می داند که شهید خواهد شد. اما حکمت آن بود که قیام کند. مهم ترین جلوه های زیبایی در قرآن که حسین (علیه السلام) در برابر اضداد آن _که همه آن ها

شاخصه های حکومت بنی امیه است_ قیام کرد از این قرار بودند: تجلی توحید (وحدت) در برابر تفرقه، نفاق و شرک. تعادل در برابر ناهماهنگی. شُکر در برابر کفران نعمت. ذکر و تفکر در برابر غفلت. هدایت در برابر گمراهی. عبودیت در برابر خودبینی. امنیت در برابر ترس و نا امنی. اصلاح در برابر فساد. عدالت در برابر ظلم و بی عدالتی. میانه روی در برابر اسراف و تبذیر. تقوا در برابر گناه و زشتی. سادگی در برابر ریا و تفاخر. احسان در برابر شرارت و پلیدی. (همو)

رویارویی حضرت زینب (علیها السلام) با ابن زیاد

سید بن طاووس(م. 664 ق) صحنه حضور اسرای کربلا در کاخ ابن زیاد را چنین به تصویر می کشد:

ثُمَّ إِنَّ اِبْنَ زِیَادٍ جَلَسَ فِی الْقَصْرِ لِلنَّاسِ وَ أَذِنَ إِذْناً عَامّاً وَ جِیءَ بِرَأْسِ اَلْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَوُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أُدْخِلَ نِسَاءُ اَلْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ صِبْیَانُهُ إِلَیْهِ فَجَلَسَتْ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ (علیه السلام) مُتَنَكِّرَةً فَسَأَلَ عَنْهَا فَقِیلَ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَأَقْبَلَ إِلَیْهَا فَقَالَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی فَضَحَكُمْ وَ أَكْذَبَ أُحْدُوثَتَكُمْ فَقَالَتْ إِنَّمَا یَفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ یَكْذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَیْرُنَا فَقَالَ اِبْنُ زِیَادٍ كَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیكِ وَ أَهْلِ بَیْتِكِ فَقَالَتْ مَا رَأَیْتُ إِلاَّ جَمِیلاً (1)- هَؤُلاَءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا «إِلىٰ مَضٰاجِعِهِمْ« وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ یَكُونُ الْفَلْجُ یَوْمَئِذٍ هَبَلَتْكَ أُمُّكَ یَا اِبْنَ مَرْجَانَةَ . فَغَضِبَ اِبْنُ زِیَادٍ وَ كَأَنَّهُ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ عَمْرُو بْنُ حُرَیْثٍ إِنَّهَا امْرَأَةٌ وَ الْمَرْأَةُ لاَ تُؤْخَذُ


1) . عبارت «مَا رَأَیْتُ إِلاَّ جَمِیلاً» پیش از «لهوف» مرحوم سید بن طاووس(م. 664 ق) در هیچ کدام از منابع معتبر و مستند تاریخی، نیامده است: ثم قدم بهم على عبید الله بن زیاد. فقال عبید الله: من هذه؟ فقالوا: زینب بنت علی بن أبی طالب فقال: فكیف رأیت الله صنع بأهل بیتك. قالت: كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ فبرزوا إِلىٰ مَضٰاجِعِهِمْ. و سیجمع الله بیننا و بینك و بینهم. قال: الحمدلله الذی قتلكم و أكذب حدیثكم: قالت: الحمد لله الذی أكرمنا بمحمد و طهرنا تطهیرا (ابن سعد، 1414: 1/ 481) / فلما دخل برأس حسین و صبیانه و أخواته و نسائه على عبید الله بن زیاد لبست زینب ابنه فاطمه ارذل ثیابها، و تنكرت، و حفت بها اماؤها، فلما دخلت جلست، فقال عبید الله بن زیاد: من هذه الجالسه؟ فلم تكلمه، فقال ذلك ثلاثا، كل ذلك لا تكلمه، فقال بعض امائها: هذه زینب ابنه فاطمه، قال: فقال لها عبید الله: الحمد لله الذى فضحكم و قتلكم و اكذب أحدوثتكم! فقالت: الحمد لله الذى أكرمنا بمحمد ] و طهرنا تطهیرا، لا كما تقول أنت، انما یفتضح الفاسق، و یكذب الفاجر، قال: فكیف رایت صنع الله باهل بیتك! قالت: كتب علیهم القتل، فبرزوا الى مضاجعهم، و سیجمع الله بینك و بینهم، فتحاجون الیه، و تخاصمون عنده، ... . (طبری، 1387: 5/ 457)

بِشَیْ ءٍ مِنْ مَنْطِقِهَا فَقَالَ لَهَا اِبْنُ زِیَادٍ لَقَدْ شَفَى اللَّهُ قَلْبِی مِنْ طَاغِیَتِكِ اَلْحُسَیْنِ وَ الْعُصَاةِ الْمَرَدَةِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِكِ فَقَالَتْ لَعَمْرِی لَقَدْ قَتَلْتَ كَهْلِی وَ قَطَعْتَ فَرْعِی وَ اجْتَثَثْتَ أَصْلِی فَإِنْ كَانَ هَذَا شَفَاكَ فَقَدِ اشْتَفَیْتَ فَقَالَ اِبْنُ زِیَادٍ هَذِهِ سَجَّاعَةٌ وَ لَعَمْرِی لَقَدْ كَانَ أَبُوكِ شَاعِراً سَجَّاعاً فَقَالَتْ یَا اِبْنَ زِیَادٍ مَا لِلْمَرْأَةِ وَ السَّجَاعَةَ؛ (ابن طاووس، بی تا: 160)

سپس ابن زیاد در كاخ اختصاصى خود نشست و بار عام داد و سر حسین (علیه السلام) را آوردند و در برابرش گذاشتند و زنان و كودكان حسین (علیه السلام) را به مجلسش آوردند. زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام) به طور ناشناس گوشه اى بنشست. ابن زیاد پرسید: «این زن كیست؟» گفته شد: «زینب (علیها السلام) دختر علی (علیه السلام) است.» ابن زیاد روى به زینب (علیها السلام) نموده و گفت: «سپاس خداوندى را كه شما را رسوا كرد و دروغ شما را در گفتارتان نمایاند!» زینب (علیها السلام) فرمود: «فقط فاسق رسوا مى شود و بد كار دروغ می گوید و او دیگرى است نه ما!» ابن زیاد گفت: «دیدى خدا با برادر و خاندانت چه كرد؟» فرمود: «به جز زیبایی ندیدم. اینان افرادى بودند كه خداوند سرنوشتشان را شهادت تعیین كرده بود، لذا آنان نیز به خواب گاه هاى ابدى خود رفتند و به همین زودى خداوند، میان تو و آنان جمع كند تاتو را به محاكمه كشند! بنگر تا در آن محاكمه، پیروزى كه را خواهد بود؟ مادرت به عزایت بنشیند، اى پسر مرجانه!»

تجلی زیبایی در اندیشه حضرت زینب (علیها السلام)

آفرینش از نظر قرآن کریم، هم با جمال نفسی و هم با زیبایی نسبی آمیخته است؛ خواه در قلمرو موجودهای مادی یا در منطقه موجودهای مجرد و معنوی. استنباط جمال نفسیِ هر موجود در حد ذات خویش، خواه ماده و خواه مجرد، از انضمام این دو آیه به دست می آید: 1. آیه (اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیْءٍ... ) (زمر: 62)، که هر چیزی غیر خدا را، خواه مجرد یا مادی و خواه از ذوات یا اوصاف، مخلوق خدا می داند 2. آیه (الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ... ) (سجده: 7)، که دلالت دارد هر چیزی را خداوند آفرید، جمیل و زیبا خلق کرد و هیچ گونه نقص و عیب نفسی در متن هستی یافت نمی شود؛ چه در نشئه ماده و چه در منطقه مجرد. هم در قلمرو ذات اشیاء و هم در نشئه اوصاف آن ها.

استظهار جمال نسبیِ موجودات، نسبت به یکدیگر نیز از بررسی این آیات به دست می آید:

1. آیه (إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَهَا) (کهف: 7، 8، 18)؛ یعنی آنچه در روی زمین است از مناظر طبیعی، زینت زمین قرار دادیم و کره ارض را به آن آراستیم. 2. آیه (إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْكَوَاكِبِ) (صافات: 6)؛ یعنی ما فضای بالا را با ستاره های روشن زینت دادیم. از این آیات، زینت و جمال نسبی موجودات مادی نسبت به یکدیگر معلوم می شود. 3. آیه (... وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَیْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ) (حجرات: 7)؛ یعنی خداوند ایمان را محبوب دل ها قرار داده و آن را زیور جان آدمیان ساخته است و چون روح انسانی، مجرد است و نه مادی؛ و ایمان نیز امری معنوی است و نه مادی؛ ایمان مایه جمال و زیبایی جان انسانی شده است. (جوادی آملی، 1386: 30- 31)جمله «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» كه از حضرت زینب نقل شده است دو جهت دارد اولاً: حاكی از عظمت روح و قوت و قدرت ایمان و اخلاص و تسلیم آن حضرت در برابر آزمایش و امتحان عظیم الهی است، كه با این جمله رضایت خود را كه به محضر پروردگار اعلام می دارد و خود را به آخرین قله كمال كه مقام رضا است می رساند و مشمول آیه «رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ» می گردد. ثانیاً: حضرت زینب (علیها السلام) رسالت عظیمی به عهده دارد و آن، تبیین نهضت عاشورا است و كوچک ترین اظهار ضعف و نارضایتی می توانست، بزرگ ترین تردید را ایجاد كند و دشمن را پیروز جلوه دهد؛ در حالی كه این جمله «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» گرچه كوتاه بود اما مفهوم عمیق آن درس توحید، نبوت، معاد و عدالت و امامت را چنان به جهانیان ابلاغ نمود كه یک باره تزلزل غیر قابل پیش بینی به پیكره حكومت طاغوت وارد شد و مردم به حقانیت حضرت سید الشهدا پی بردند. بلندای معرفت و عرفان و تسلیم و تعبد در برابر پروردگار در همان یک جمله متبلور شد و تا به امروز نیز متجلی است و به راستی كه بهترین التیام بخش و مسكن الفؤاد برای دل های مضطرب است. (http://golab.ansarian.ir/farsi/85284.html)

روح واقعه کربلا، تقابل «طاعت جبهه حسینی» در برابر «عصیان جبهه یزیدی» است. طبیعتاً غلبه طاعت، جمیل است و البته حضرت زینب (علیها السلام) می داند که این غلبه، تاوان دارد؛ اما با همه درد و غمی که دارد این هزینه ها را پذیرفته است. گو این که عقل پیشینی حضرت زینب (علیها السلام) نتایج پسینی واقعه کربلا را می بیند. فردی که امروز واقعه کربلا را تحلیل می کند، برایش مسجل است که این واقعه با تمام غمی که دارد چگونه سبب کمال و هدایت کثیری از انسان ها شد. این جمله حضرت زینب (علیها السلام) از یک جنبه به روح صحنه واقعه کربلا بر می گردد که در واقع،

تثبیت روح طاعت الهی است و نکته دومی که به ذهن می آید این که: مؤمن وقتی سعه وجودی پیدا می کند، اتفاقاتی از این دست _ هرچند که به ظاهر بزرگ و اعظم مصائب بشری در طول تاریخ باشد _نمی تواند آن عظمت وجودی مؤمن را ملتهب و مضطرب کند.

از این رو، اگر واقعه کربلا را پدیدارشناختانه تحلیل می کنیم، واقعه سنگین و عظیم است و آدم های مظلوم و پاک به فجیع ترین شکل ممکن شهید می شوند؛ ولی یک وقت است که واقعه کربلا را در نسبت سعه وجودی حضرت زینب (علیها السلام) تحلیل می کنیم، که در آن واقعه عاشورا چیزی نیست که عقیله بنی هاشم (علیها السلام) را ملتهب کند. منظور از التهاب این است که حضرت زینب (علیها السلام) را از هدفشان منحرف کند. طبعاً سختی خود را دارد ولی این در برابر خلوصِ آرمان او به اندازه ای نیست که او را منحرف کند. چنان که امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

اَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کَرامَتَنَا الشَّهادَهُ؛

همانا کشته شدن، عادت ما و شهادت، کرامت ماست.

بنابراین، سعه وجودی زینب (علیها السلام) وسیع تر از آن است و او به گونه ای دیگر به مسایل و وقایع نگاه می کند. از منظر فکری حضرت زینب (علیها السلام) دیدن این شهدا؛ یعنی رسیدن به مقام حکمت و رسیدن به قُرب الهی و قرار گرفتن در جوار رضوان الهی. این مفاهیم و این اتفاقات، اصلاً قادر نیست که عقیله بنی هاشم (علیها السلام) را بر هم بریزد، لذا به آن وقایع می گوید «جمیل»؛ کربلا در چشم حضرت زینب (علیها السلام) بسترِ فرصت ساز برای تقرب اجتماعی آن کاروان کربلایی است. (https://fa.shafaqna.com/news/459127)

تجلی زیبایی در گفتار حضرت زینب (علیها السلام)

مراجعه به آیات و روایات، چهارگونه زیبایی را در معرض پژوهش گر قرار می دهد:

زیبایی ظاهری: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ) (اعراف:32)

زیبایی آزمایشی: (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا) (کهف: 46)

زیبایی کیفری: (أَفَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآَهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَیْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَصْنَعُونَ) (فاطر: 8)

زیبایی معنوی: عَنِ اَلطَّبَرِیِّ بِإِسْنَادٍ لَهُ یَرْفَعُهُ إِلَى عَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ (رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَیْهِ) أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِعَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: یَا عَلِیُّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ زَیَّنَكَ بِزِینَةٍ لَمْ یُزَیِّنْ أَحَداً مِنَ اَلْعِبَادِ، بِزِینَةٍ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْهَا وَ هِیَ زِینَةُ اَلْأَبْرَارِ عِنْدَ اَللَّهِ، اَلزُّهْدُ فِی اَلدُّنْیَا، فَجَعَلَكَ لاَ تَزْرَأُ مِنَ اَلدُّنْیَا [شَیْئاً] وَ لاَ تَزْرَأُ مِنْكَ اَلدُّنْیَا [شَیْئاً، وَ وَهَبَ لَكَ حُبَّ اَلْمَسَاكِینِ فَجَعَلَكَ تَرْضَى بِهِمْ] أَتْبَاعاً [وَ یَرْضَوْنَ] بِكَ إِمَاماً. فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ فِیكَ وَ وَیْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَیْكَ، فَأَمَّا مَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ فِیكَ فَأُولَئِكَ جِیرَانُكَ فِی دَارِكَ وَ شُرَكَاؤُكَ فِی جَنَّتِكَ، وَ أَمَّا مَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَیْكَ [فَحَقٌّ] عَلَى اَللَّهِ أَنْ یُوقِفَهُ مَوْقِفَ اَلْكَذَّابِینَ. (ابن حیون، 1409، 1/ 151)

وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر اریکه خلافت نشست، صعصعه بن سوهان خدمت حرت رسید و نگاهی به چهره مبارک امام (علیه السلام) انداخت و صدا زد:

وَ اللهِ یَا أمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! لَقَدْ زَیَّنْتَ الْخِلَافَةَ وَ مَا زَانَتْكَ وَ رَفَعْتَهَا وَ مَا رَفَعَتْكَ وَ لَهِیَ إِلَیْکَ أحْوَجُ مِنْكَ إِلَیْهَا. (یعقوبی، 1415: 2/ 179)

این گونه زیبایی بود که زینب کبری (علیها السلام) در سخنان خود به آن اشاره نمود. (اشراقی گلپایگانی، 1394: 71-73)

زینب (علیها السلام) در شب عاشورا چون یقین نمود که فردا همان روز موعودی است که بارها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیر مؤمنان (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام) و ام سلمه از آن خبر داده اند، فرازی عجیب بر زبان آورد: ای دادِ حزن و ماتم! امروز (روز عاشورا) جدم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، مادرم زهرا (علیها السلام)، پدرم علی (علیه السلام) و برادرم حسن (علیه السلام) از دنیا رفت.(1)

قال: و أما أنا فسمعته و رددت عبرتی. و أما عمتی فسمعته دون النساء فلزمتها الرقة و الجزع،فشقت ثوبها، و لطمت وجهها، و خرجت حاسرة تنادی: و اثكلاه! وا حزناه! لیت الموت أعدمنی الحیاة، یا حسیناه یا سیداه، یا بقیة أهل بیتاه، استقلت و یئست من الحیاة؛ الیوم مات جدی رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم)، و أمی فاطمة الزهراء، و أبی علی، و أخی الحسن، یا بقیة الماضین، و ثمال الباقین. فقال لها الحسین: یا أختی «لو ترك القطا لنام».( ابو الفرج اصفهانی، 1419: 113-114)

( در

1) . فحدّثنی عبد اللّه بن زیدان البجلی، قال: حدّثنا محمد بن زید التمیمی، قال: حدّثنا نصر بن مزاحم، عن أبی مخنف عن الحرث بن كعب، عن علی بن الحسین قال: إنی و اللّه لجالس مع أبی فی تلك اللیلة، و أنا علیل، و هو یعالج سهاما له، و بین یدیه جون مولى أبی ذر الغفاری، إذ ارتجز الحسین: « یا دهر أف لك من خلیل/ كم لك فی الإشراق و الأصیل/ من صاحب و ماجد قتیل/ و الدهر لا یقنع بالبدیل/ و الأمر فی ذاك إلى الجلیل/ و كل حی سالك السبیل».

حالی که آن بزرگواران در روز عاشورا به شهادتنرسیدند.)

در روز عاشورا چون چشمان مطهر حضرت زینب (علیها السلام) به بدن های پاره پاره شهدا افتاد ندا سر داد:

یا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)! یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)! درود ملائک آسمان بر تو باد! این کشته فتاده به ریگ های داغ بیابان، با بدنی پاره پاره و غرق به خون، حسین (علیه السلام) توست. ای دادِ حزن و ماتم! امروز (روزعاشورا) جدم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت.(1)( در حالی که پیامبر روز 28 صفر از دنیا رفت.)

برخی راویان شیعه پس از جملات بالا، این گونه از زبان زینب کبری (علیها السلام) تصریح کرده اند:

این حسین (علیه السلام) سر از قفا بریده، عمامه و رداء به غارت برده که پدرمفدای او باد در روز دوشنبه، خیمه گاهش به غارت برده شد.(2)(در حالی که روز عاشورا، روز جمعه بود.)

این در حالی است که هیچ یک از بزرگان شیعه و سنی نگفته اند عاشورا دوشنبه بوده، بلکه تصریح نموده اند عاشورا مصادف با روز جمعه بوده است:

و قد بلغنا أیضا انه كان یوم الجمعه و كان ذلك الیوم یوم عاشوراء ... . (طبری، 1387: 5/ 422)

زینب کبری (علیها السلام) بین دوشنبه سقیفه و جمعه خونین کربلا، ارتباط برقرار نمود تا همگان بدانند که حسین (علیه السلام) کشته روز جمعه در کربلا نیست؛ بلکه حسین (علیه السلام) کشته روز دوشنبه سقیفه است. حسین (علیه السلام) کشته پیمان شکنی غدیر است و اگر آن دوشنبه شوم نبود، جمعه خونین کربلا هم در کار نبود. (عصیری، 1393:43) این گفتار حضرت زینب (علیها السلام)، نمایان گر


1) . فَنَدَبَتْ عَلَیْهِ زَیْنَبُ بِصَوْتٍ مُشْجٍ وَ قَلْبٍ مَقْرُوحٍ یَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّى عَلَیْكَ مَلِیكُ السَّمَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مَقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ وَ بَنَاتُكَ سَبَایَا إِلَى اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ إِلَى عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَ إِلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ إِلَى حَمْزَةَ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ بِالْعَرَاءِ تَسْفِى عَلَیْهِ الصَّبَا قَتِیلُ أَوْلاَدِ الْأَدْعِیَاءِ وَا حُزْنَاهْ وَا كَرْبَاهْ الْیَوْمَ مَاتَ جَدِّی رَسُولُ اللَّه... (ابن نما،1406: 77)

2) . یا محمداه بناتك سبایا و ذریتك مقتلة تسفی علیهم ریح الصبا و هذا حسین مجزوز الرأس من القفا مسلوب العمامة و الرداء بأبی من عسكره فی یوم الإثنین نهبا...(مجلسی، 1403: 45/ 59)

اسلام ولایی و عرفان عملی آن بزرگ بانوی کربلا است که در طول اعصار و دوران، توسط سایر زنان ولایت مدار، ادامه یافته است؛ چنان که در روز شهادت و تشییع پیکر مطهر امام دهم شیعیان (علیه السلام)، کنیزی مویه کنان پشت جنازه آن امام همام (علیه السلام) ناله سر می داد و چنین می گفت:

خدایا! ما از روزهای دوشنبه، چه ها که نکشیدیم؛ چه دوشنبه قدیم، چه دوشنبه جدید. (مسعودی، 1409: 4/ 84)

تجلی زیبایی در رفتار حضرت زینب (علیها السلام)

اشاره

از زیباترین رفتارهای عاشورایی حضرت زینب (علیها السلام) در دفاع از مقام ولایت، مراقبت و حمایت از امام سجاد (علیه السلام) بود. چه در شب و روز عاشورا که آن حضرت به سختی بیمار بود، چه در روزهای پس از رویداد عاشورا و در حال اسارت. (مفید، 1372:2/93) پس از احتجاج امام سجاد (علیه السلام) با عبیدالله بن زیاد در دارالاماره کوفه، وی دستور کشتن امام (علیه السلام) را صادر نمود. در این هنگام حضرت زینب (علیها السلام) فرمود:

ای پسر زیاد! ریختن خون های ما کافی است.

سپس دست در گردن فرزند برادر انداخت و فرمود:

به خدا سوگند، از او جدا نمی شوم. اگر او را می کشی مرا هم بکش. (مفید، 1372: 2/ 117)

ابن زیاد نیز از کشتن امام سجاد (علیه السلام) منصرف شد.

از دیگر عمل کردهای عاشورایی حضرت زینب (علیها السلام)، صیانت از حماسه حسینی، تبیین ابعاد و زوایای آن و بیان ماهیت حکومت اموی بود. ایشان با استفاده از سخنرانی های آتشین و نیز گریه های حکیمانه خود، حقایقی از این رویداد عظیم را که امویان در کتمان یا وارونه جلوه دادن آن می کوشیدند، برای مردم آن روزگار و آیندگان تبیین نمود و پرده از چهره امویان و متظاهران به اسلام برداشت. (الهی زاده، 1396: 29)

الف. سخنرانی های آتشین

هنگام ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه پس از رویداد عاشورا، حضرت زینب (علیها السلام) در حضور مردم کوفه، سخنرانی بی نظیری کرد؛ چنان که گویی از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)

سخن می گوید. عقیله بنی هاشم بر مردم نهیب زد: «خاموش باشید!»

با این نهیب، نه تنها آن جماعت انبوه ساکت شدند، بلکه زنگ شتران نیز از صدا افتاد. (طبرسی، 1403: 2/304)

خزیمه الاسدی با ستایش از سخن گفتن حضرت زینب (علیها السلام) و این که گویی علی (علیه السلام) سخن می گوید، سخنان وی را خطاب به مردم کوفه آورده است.زینب (علیها السلام) ابتدا مردم را ساکت کرد، آن گاه پس از ستایش خدا و فرستادن درود بر رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان طاهر او، مردم کوفه را به خیانت و غدر و نقض عهد و پیمان شکنی متهم کرده و به خاطر این که حرمت پسر پیامبر را شکسته اند آنان را به غضب و سخط الهی وعده داد و به آنان هشدار داد به جهت آن که کبد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را پاره کردند و خون (پسر) رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را ریختند و حرمت او را شکستند اگر از آسمان خون ببارد، نباید در شگفت شوند. در پایان هم فرمود که: (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ) (فجر:14). (ابن اعثم، 1411: 5/ 121-122)

حضرت زینب کبری (علیها السلام) سخنرانی دیگر خود را در شام و در کاخ یزید، بیان فرمود. حمد پروردگار و درود بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، اشاره به سنت الهی در مهلت دادن به کافران، زشتی رفتار یزید، نفرین بر یزیدیان، اشاره به عاقبت ستم کاران، شکایت به خداوند و جاودانگی اهل بیت، از محورهای اصلی این سخنرانی است. در آن مجلس، هنگامی که چشم زینب کبری (علیها السلام) به سر خونین برادرش امام حسین (علیه السلام) افتاد، با صدای محزونی فریاد زد:

ای حسین (علیه السلام)! ای محبوب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! ای پسر مکه و منا! ای پسر فاطمه زهرا (علیها السلام)، بانوی همه زنان جهان! ای پسر دختر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)!

همه کسانی که در مجلس یزید بودند گریستند و در آن حال، یزید ساکت بود. (مجلسی،1403: 45/ 134)

ب. گریه های حکیمانه

زینب کبری (علیها السلام) با وجود استقامت و صبر بر مصائب کربلا، گریه ها و ناله ها نیز داشت و علاوه بر سخنرانی های کوبنده، با گریه های جان سوز خویش نیز از نهضت حسینی پاسداری کرد و پیام عاشورا را برای همیشه تاریخ، زنده نگه داشت. بانویی که در شهادت دو جوان خود

سکوت اختیار کرد، در شهادت علی اکبر به شدتگریست و با کلمات «یا حبیباه، یا ثمره فؤاداه، یا نور عیناه» در غم او سوگواری کرد تا گواهان عینی و مخاطبان آینده را به مقام علی اکبر آگاه کند.

عصر عاشورا، پس از غارت و به آتش کشیده شدن خیام، بانوان حرم و دختران پیامبر به شهادتگاه سیدالشهداء (علیه السلام) روی آوردند و از کنار پیکر به خون خفته حسین (علیه السلام) گذر کردند. زینب (علیها السلام) با دیدن آن منظره جان سوز با صدای اندوهگین و قلب داغدار فریاد برآورد:

ای جد بزرگوار (صلی الله علیه و آله و سلم)! صلوات فرمانروای آسمان بر تو باد! این حسین (علیه السلام) توست آغشته به خون ها! اعضایش قطعه قطعه شده است. سرش از قفا جدا شده است. عمامه و ردایش به غارت رفته است. پدرم به فدای آن کسی که لشکرش به تاراج رفت! پدرم به فدای آن شخصی که ریسمان خیمه اش پاره پاره شد! پدرم به فدای آن شخص غائبی که امید بازگشت او در کار نیست و آن مجروحی که زخم هایش مداوا نمی شود!

و با این کلمات، دشمن و دوست را گریان کرد. (البلاذری،1417: 3/ 206)

گریه ها و ناله های زینب (علیها السلام) در کربلا و پس از آن در طول سفر به کوفه و شام، یادآور گریه های مادرش در سوگ رسول خدا و در راستای اهداف عالی و رسالت بزرگ او؛ یعنی «ابلاغ و انتشار پیام عاشورا» بوده است. (الهی زاده، 1396: 39-40)

دکتر آنتون بارا، نویسنده مسیحی مؤمن و در عین حال علاقمند به امام حسین و زینب (علیها السلام)، در توصیف عمل کرد زیبای عقیله بنی هاشم، چنین می نویسد: زینب (علیها السلام) عمل کردن به خواست و مشیت پروردگار سبحان را زیبایی و جمال می دید، خواست و مشیتی که برادرش قبل از نهضت جاویدان عاشورا با بیان جمله «إِنَّ اَللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهُنَّ سَبَایَا» از آن خبر داد. پس خروج زینب (علیها السلام) با برادرش، مقدمه ای بود برای عملی شدن پروژه اسارت، تا با رویدادهای قبل از آن، سبب مصونیت عقیده و شریعت اسلامی از انحراف و تضمینی برای بازگردان آن به راه مستقیمی باشد که جدش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معین فرمود. از این جهت، شهادت و اسارت به نظر زینب (علیها السلام)، دو رکن اساسی حرکت شجاعانه برادرش حسین (علیه السلام) محسوب می شد و واقعاً شایسته و زیبا بود. حسین (علیه السلام) از شهادت خود و یاران و بستگانش آگاهی داشت. زینب (علیها السلام) نیز از فرجام کار خویش و آزار و و ستم هایی که بعد از روز عاشورا بر اهل بیت امام وارد می شد باخبر بود. به

همین دلیل مواجهه با آن همه بلا و محنت، روحیه اش را دگرگون نمی ساخت. آموزه های تربیتی و راه و رسم دودمان ابوطالب را از یاد نمی برد و در گفت و گوها، واکنش ها و سخنرانی هایش، خشونت و تندی مشاهده نمی شد. بلکه همواره در اخلاق و منش بزرگوارانه، الگو و نمونه ای از خاندان رسالت بود. ابن زیاد فکر می کرد که زینب (علیها السلام) پس از دیدن آن همه مصیبت، به طعنه ها و شماتت های او پاسخ می گوید. به همین جهت، بنا به عادت و روش زمام داران خودکامه و سرکش که در مقابله با مخالفان سیاسی خود، به اعمال خشونت و تهدید کردن آن ها می پردازند، زینب کبری (علیها السلام) را مورد پرخاش و تهدید قرار داد. ولی چنین برخوردی با عقیله بنی هاشم، ثمربخش نبود. (بارا، 1393: 168-169)

نتیجه گیری

در آنچه گذشت تجلیات زیبایی در اندیشه و گفتار و رفتار عاشورایی حضرت زینب کبری (علیها السلام) مورد بررسی و مداقه قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که حضرت زینب (علیها السلام) دختر فاطمه زهرا (علیها السلام) که در مکتب نبوی و حیدری و فاطمی پرورش یافته بود ابعاد عرفانی وجود مبارک خویش را در واقعه کربلا، چنان زیبا متجلی و ظاهر نموده که تمام عرفا و حکمای عالم، حیرت زده و مبهوت از این جلوه گری، زبان به تحسین ایشان گشوده اند. عقیله بنی هاشم در عاشورا، تعداد زیادی از محارم و خاندان خود را از دست داد و در ایام اسارت، بسیار خسته و مجروح گردید. اما در مقابل دشمن، احساس ضعف نکرد؛ بلکه نگرش زیبای عرفانی (مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا) و عمل کرد زیبای حماسی او در عاشورا و دوران اسارت، دوست و دشمن را به تعظیم واداشت.

به نظر می رسد اولین عامل ماندگاری نام و یاد زینب (علیها السلام) در تاریخ بشریت، شناخت و معرفت عمیق او به خدا بود (عرفان زینبی) و به فرموده امام حسین (علیه السلام)، معرفت خدا، همان شناخت و معرفت اهل هر زمان از امامشان است که اطاعت از او بر آن ها واجب است. دومین عامل ماندگاری نام و یاد زینب کبری (علیها السلام) در تاریخ بشریت، تقدیم تمام توشه مادی و معنوی در راه دفاع از مقام امامت بود (حماسه زینبی) و این آمیختگی عرفان و حماسه، باعث شد دُخت ولایت، به عنوان بزرگ سکان دار کشتی ولایت بر دریای خروشان عشق، حکم فرمایی کند و در ایام اسارت، با عزت و اقتدار در رفتار و گفتار خود، پیام خون امام حسین (علیه السلام) و یارانش را تا ابد، جاودانه سازد.

منابع

_ الامین الاعاملی، السید محسن (1403)، اعیان الشیعه، ج7، به کوشش: السید حسن الامین، بیروت، دارالتعارف.

_ ابن اثیر، عزالدین علی (1309)، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، بی جا، دارالفکر، چاپ دوم.

_ ابن اعثم، احمد (1411)، الفتوح، تحقیق: علی شیری، ج5، بیروت: دارالاضواء، طبعة الاولی.

_ ابن بابویه، محمد بن علی (1377)، ترجمه کتاب کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ترجمه: محمد باقر کمره ای، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ص178.

_ ابن بابویه، محمد بن علی (1395)، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص501.

_ ابن بابویه، محمد بن علی (1385)، علل الشرایع، ج1، مقدمه: بحرالعلوم، قم، مکتبه الداوری.

_ ابن حیون، نعمان بن محمد (1409)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، ج1، محقق: حسینی جلالی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.

_ ابن سعد، محمد بن سعد (1414)، الطبقات الکبری، جلد1، طائف، مکتبة الصدیق.

_ ابن طاووس، علی بن موسی (علیه السلام) (بی تا)، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، جهان.

_ ابن طاووس، على بن موسى (علیه السلام) (1376)، الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فى السنة، قم، دفترتبلیغات اسلامى.

_ ابن مشهدى، محمد بن جعفر (1419)، المزار الكبیر، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

_ ابن نما، جعفر بن محمد (1406)، مثیر الاحزان، قم، مدرسه الامام المهدی4.

_ ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین (1419)، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.

اشراقی گلپایگانی، حمیدرضا (1394)، نسخه جامع خوشبختی: شرحی بر حدیث_ مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا، تهران، شینه.

_ الهی زاده، محمدحسین (1396)، تدبر در سیره حسینیان، مشهد: موسسه فرهنگی تدبر در قرآن و سیره.

_ بارا، آنتون (1393)، زینب (علیها السلام) فریاد فرمند، ترجمه: غلام حسین انصاری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.

_ البلاذری، احمد بن یحیی(1417)، انساب الاشراف، ج3، بیروت، دارالفکر.

_ پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه، خبر: فلسفه «مَا رَأَیْتُ إَِّلا جَمِیلًا» در کلام حضرت زینب (علیها السلام)، زمان انتشار: 11/7/96، کد خبر: 459127، تاریخ مشاهده: 26/10/96.( https://fa.shafaqna.com/news/459127)

_ پایگاه اطلاع رسانی دفتر استاد حسین انصاریان، عنوان خبر: معنای مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا چیست؟ تاریخ خبر: 13/8/95. (http://golab.ansarian.ir/farsi/85284.html)

_ جزایری، نورالدین (1383)، ویژگی های حضرت زینب (علیها السلام) (خصائص زینبیه)، تحقیق: ناصر باقری بیدهندی، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ چهارم.

_ جعفری تبریزی، محمدتقی (1381)، امام حسین (علیه السلام)، شهیدِ فرهنگِ پیشروِ انسانیت، تهران، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، چاپ چهارم.

_ جوادی آملی، عبدالله (1386)، زن در آینه جلال و جمال، قم، اسراء، چاپ پانزدهم.

_ سفیدآبیان، حمید (1425)، لاله ای از ملکوت، ج1، بی جا: مؤلف، چاپ نهم.

_ شفیعی، فاطمه و پایدارفرد، آرزو (1391)، تحلیل زیبایی شناختی بر سخن حضرت زینب (علیها السلام) ما رأیت إلا جمیلا، مشکوة، شماره 116، ص47-70.

_ طبرسی، احمد بن علی (1403)، الإحْتِجاجُ عَلی أهْلِ اللّجاج، تصحیح: محمدباقرموسوی خرسان، ج1 و ج2، مشهد، نشر المرتضی، چاپ دوم.

_ طبری، محمد بن جریر( 1387)، تاریخ الطبری، ج5، بیروت، دارالتراث، ط الثانیه._ عصیری، مجتبی(1393)، شبهات عزاداری(1)، قم، طوبای محبت.

_ مجلسی، محمدباقر (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، ج45، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.

_ محلاتی، ذبیح الله (1364)، ریاحین الشریعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

_ مزینانی، محمدصادق (1390)، نقش زنان در حماسه عاشورا، قم، بوستان کتاب.

_ مسعودی، علی بن الحسین(1409)، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجره، چاپ دوم.

_ مفید، محمدبن محمد (1372)، اَلْإرْشاد فی مَعْرفة حُجَجِ الله عَلَی الْعِباد، ج2، قم، دارالمفید.

_ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری، خبر: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرمانده و پرسنل نیروی هوائی ارتش 19/11/88؛ (http://nahad.ir/index.jsp?fkeyid=&siteid=36&pageid=3661&newsview= 398571)

_ یعقوبی، احمدبن واضح (1415)، تاریخ یعقوبی، ج2، بیروت، دار صادر.

سیمای حضرت زینب (علیها السلام) در شعر شاعران مسیحی معاصر عرب

اشاره

دکتر سید مهدی نوری کیذقانی(1)

تاریخ دریافت: 20/8/97 تاریخ پذیرش: 25/1/97

چکیده

شعر عاشورایی در ادبیات عربی قدمتی به درازای واقعه عاشورا دارد. یکی از شخصیت هایی که پس از وجود مبارک سیدالشهدا (علیه السلام) بیش ترین جلوه را در شعر و ادبیات آیینی و عاشورایی داراست، عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (علیها السلام) است. شایان ذکر است که افزون بر شاعران مسلمان شیعه و اهل سنت، شاعران و ادبای مسیحی نیز با سرایش اشعاری نغز به ایشان عرض ارادت کرده و دفترهای شعر خود را به ستایش حضرت (علیها السلام) مزین کرده اند. در مقاله حاضر به شیوه توصیفی _ تحلیلی به جلوه فضایل و ویژگی های حضرت (علیها السلام) در شعر چند تن از شاعران مسیحی معاصر عرب پرداخته شده است و سعی شده مهم ترین ابعاد شخصیتی حضرت (علیها السلام) که در شعر این شاعران مسیحی بازتاب یافته است بررسی و تبیین گردد. در یک نگاه اجمالی می توان گفت: پاکی و عفاف حضرت (علیها السلام)، صلابت و شکیبایی، پاسداری از دین پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و رسالت الهی، محافظت از اهل بیت(علیهم السلام) و


1) . استادیار دانشگاه حکیم سبزرواری (seyyed1221@yahoo.com)

بازماندگان کربلا، حماسه آفرینی و انتقال پیام کربلا به جهانیان، از مهم ترین موضوعاتی است که این دلدادگان مسیحی بدان پرداخته اند

کلیدواژگان:عاشورا، حضرت زینب (علیها السلام)، شاعران مسیحی معاصر، شعر عربی.

مقدمه

1. بیان مسئله

شعر عاشورایی قدمتی به درازای حادثه کربلا دارد و از همان نخستین روزهای پس از واقعه عاشورا شاعرانی به سرایش شعر پیرامون این حادثه عظیم، درس آموز و در عین حال غَم بار، پرداختند. در شعر عاشورایی شخصیت های بزرگی محور چامه ها و چکامه های شاعران بوده اند. از وجود مبارک سیدالشهدا (علیه السلام) و قهرمانان عظیم این حادثه همچون حضرت عباس (علیه السلام) و علی اکبر (علیه السلام) و... گرفته تا طفل شیرخوار حضرت و آزاد مردانی چون «جون» غلام سیاه و... .

یکی از شخصیت هایی که حجم قابل توجهی از مراثی و مدایح عاشورایی را به خویش اختصاص داده، سترگ بانوی دشت کربلا عقیله بنی هاشم زینب کبری (علیها السلام) است. حضرتش در شعر عاشورایی معاصرِ فارسی و عربی جلوه خاصی دارد و شاعران بسیاری دفاتر شعر خود را به ابعاد گوناگون شخصیت این بانوی معظمه (علیها السلام) مزین کرده اند.

نکته شایان توجه این که افزون بر شاعران مسلمان، شاعران غیر مسلمان متعددی هم مسحور شخصیت بزرگ حضرت (علیها السلام) گشته و در بیان عظمتش اشعار زیبایی سروده اند. هم چنان که چکامه ها و مراثی زیبایی از این دلدادگان مسیحی درباره حضرت امیر (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) وجود دارد. آنتوان بارا درباره محبوبیت حضرتسیدالشهدا (علیه السلام) و به تبع دیگر شخصیت های عظیم عاشورا چون حضرت زینب (علیها السلام) می گوید:

امام حسین (علیه السلام) به خاطر حق قیام کرد و حق نیز از آنِ تمام ملت ها است. هم چنین حسین (علیه السلام) به خاطر رضای خداوند قیام کرد و تا وقتی که خداوند خالق همه باشد، قیام امام حسین (علیه السلام) نیز به گروه خاصی اختصاص ندارد بلکه برای تمام خلق است. (بارا، 2009: 365)

مقاله حاضر در کوششی نو، به برخی از زوایای شخصیت عظیم حضرت زینب (علیها السلام) در شعر

شاعران مسیحی معاصر عرب پرداخته است. شاعران و اندیشمندانی چون «جورج شکور»، «ریمون قسیس»، «جوزف هاشم»، «بولس سلامه»، «میشال سلیم کعدی» و «راجی انور هیفا» که از مرزهای مذهب خویش فراتر رفته و نور وجود حضرت (علیها السلام) بر دل های آنان تابیده است و در نوشته ها و اشعار خود از عظمت و نقش آفرینی این بانوی عظیم در کربلا، سخن گفته اند و سعی کرده اند در حد بضاعت خویش ایشان را به عنوان الگویی از پاکی وشجاعت و صلابت به جهانیان معرفی کنند.

2.پیشینه پژوهش

در مورد موضوع حاضر پژوهش مستقل و مستقیمی انجام نشده است اما در خصوص حضرت زینب (علیها السلام) در شعر عربی، کارهایی انجام شده که مهم ترین آن ها عبارت است از:

1.

الزینبیات (المختارات مِن الادب الزینبیّ). مجله موسوم، شماره 4، 1404. (گزینشی است از برخی شاعران معاصر درباره حضرت زینب (علیها السلام))

2.

السیّدة زینب (علیها السلام) فی مرآة شعر عاشوراء المعاصر. (دراسة مقارنة بین الأدبین الفارسی و العربی)، طیبة سیفی و نرجس انصاری، مجلة الجمعیّة العلمیة الایرانیة للغةالعربیة و آدابها، العدد 31، صیف 1393 / 2014 م.

حضرت زینب (علیها السلام) در اندیشه و شعر شاعران مسیحی معاصر

1. پاکی و پاکدامنی حضرت زینب (علیها السلام)

از ویژگی های حضرت زینب (علیها السلام) پاک دامنی و طهارت و عفت ایشان است. امری که حضرت (علیها السلام) را در زمره بزرگ بانوان پاک تاریخ همچون حضرت مریم (علیها السلام)، آسیه (علیها السلام) و از همه برتر مادر بزرگوارش صدیقه کبری (علیها السلام) قرار می دهد.

اندیشمند و شاعر مسیحی «بولس سلامه»(1)حضرت زینب (علیها السلام) را دست پرورده خدا می داند،


1) . بولس سلامه (1902-1979) شاعر، ادیب و روزنامه نگار مسیحی لبنانی است. او ادیبی چیره دست، نویسنده ای توانا، شاعری بلندپایه و خطیبی پرآوازه بوده که در مدت زندگی خود مورد توجه شعرا و ادبا و رجال فرهنگی و مذهبی معاصر خود بوده است. از آثار او به موارد زیر می توان اشاره کرد: «علی و الحسین،1946»، «فلسطین و أخواتها، 1947»، «الأمیر البشیر، 1947»، «عید الغدیر، 1948» (در بیش از سه هزار بیت)، «حدیث العشیة، 1949»، «مذكرات جریح،1950»، «الصراع فی الوجود،1952»، «حكایة عمْر،1961»، «خبز و ملح، 1966»، «مع المسیح، 1967»، «مِن شرفتی، 1967»، «لیالی الفندق، 1968»، «تحت السندیانة، 1968»، «فی ذلک الزمان، 1970». (نک: نوری، 1391 ش: ص53-66).

که خداوند بدو این حُسن و شکوه و پاکی را افاضه کرده است:

زینبُ الطهرِ و البهاءِ أفاض ال- *** لهُ فیها مِن السماء البهاءَ

بنتُ بنتِ الرسول جمّلَها البا *** رِی فصاغَ الجمیلةَ العذراءَ(1)

(سلامه، 1961 م:284)

دیگر شاعر مسیحی «میشال سلیم کعدی»(2)حضرت (علیها السلام) را پاک بانویی سرشار ازقداست می داند. بانویی که از پرتو بهترین پدران روشنایی گرفته است:

یا زینب الطیب، زیدِی نسمةَ *** النسب بنتُ العلیّ، سَناها نورُ خیرِ أبِ

فزینبُ الطهر، فی أحشائها قُدُسٌ *** و زینبات التقی ضوءُ شذا النجبِ(3)

(زمیزم، 2012 م: 175)

2. حکمت و خردمندی حضرت زینب (علیها السلام)

یکی از ویژگی های بارز حضرت زینب (علیها السلام) دانش دانش و حکمت سرشار اوست. علم و حکمتی که از منبع الهی به حضرت (علیها السلام) افاضه شده است، چنان که حضرت سجاد (علیه السلام) با اشاره به این ویژگی عمه بزرگوارشان فرمود:

یا عمة... انت بحمد الله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة. (طبرسی، 1403 ه، ج2: 305)

بولس سلامه با اشاره به این ویژگی حضرت چنین می سراید:

أخذت حکمة الرجال فردّت *** ما رواه الرواةُ عن حَوّاءَ


1) . زینب (علیها السلام) پاک و با شکوه که خداوند از آسمان جامعه شکوه و زیبایی را بر قامت او افکنده است. او دخترِ دختر پیامبر است و خداوند وی را [در سیرت و در صورت] زیبا ساخته و بانویی پاک و نیکو آفریده است.

2) . میشال سلیم کعدی: از اندیشمندان، ادبا و شاعران معاصر لبنانی که صاحب کتب مختلفی در موضوعات شعر و ادب و فرهنگ است. وی به نوشتن چندین کتاب در خصوص زندگی و ویژگی های اهل بیت پیامبر توفیق یافته است از جمله کتاب «ریاحین الامامه» و «الامام علی نهجاً و روحاً و فقها».

3) . ای زینب (علیها السلام) پاک! بوی خوش نسب تو در فزون باد. تو دختر علی (علیه السلام) هستی و پرتو تو از نور بهترین پدران است. وجود زینب (علیها السلام) پاک سرشار از قداست است. و [دیگر بانوان پاک و] زینب های پرهیزگار پرتوی از نجابت اویند.

لو رأتها حواءُ فی الغَیب لارتَد *** دت إلی الرشد حشمةً و إباءَ(1)

(سلامه، 1961 م:285)

در بیت اول سلامه می گوید:

حضرت زینب (علیها السلام) حکمت مردان را داشت و وجود ایشان آنچه را در کتب قدیمی درباره گمراهی حوا یا فریب آدم توسط وی آمده است،نقض می کند.

در توضیح این مطلب شایان ذکر است که «در عهد جدید تنها دو جا به نخستین زن با نام حوّا اشاره شده است. یک بار، از فریب خوردن حوّا به عنوان هشداری برای مسیحیان یاد شده و دیگر بار، با اشاره به خلقت حوّا پس از آدم و اغفال او (نه آدم)، گفته شده که زن حق ندارد معلم شود و نباید بر شوهر تسلط یابد و تنها به شرط داشتن ایمان و تقوا، با به دنیا آوردن فرزند، از گناه و تقصیری که مرتکب شده، نجات می یابد. از این رو برخی آبای کلیسا در گذشته زن را به لحاظ طبیعت ضعیف تر، برای انجام گناه مستعد تر و عامل اصلی گمراهی می شمردند و به همین سبب آنان را لایق تصدی امر آموزش و مقام های کلیسا نمی دانستند.» (ویکی فقه، ذیل ماده حوا)

بنابراین سلامه که خود مسیحی است و برخی پندارهای نادرست مسیحیان درباره حضرت حوا و یا زن را از نظر گذرانده، این جا از حضرت زینب (علیها السلام) به عظمت و حکمت یاد می کند و او را الگوی زنان و حتی حضرت حوا (علیها السلام) برمی شمارد. وی در جای دیگر در بیان پاسخ حضرت (علیها السلام) به ابن زیاد، از حکمت و بزرگ منشی او یاد می کند:

فأجابت بحکمةٍ و إباءٍ *** هاج فیه شرارة الإیقادِ(2)

(سلامه، 1961 م: 292)

3. صبر و تحمل حضرت زینب (علیها السلام)

یکی از ویژگی های بارزی که حضرت زینب (علیها السلام) را بدان می شناسند و می ستایند «صبر» و شکیب اوست و حضرتش در این خصیصه تابع پیامبران اولوالعزم است. چنان که خداوند


1) . او حکمت مردان را فراگرفت و آنچه که درباره حوا نقل شده را نقض کرد. اگر حوا او را در پس پرده غیب می دید، با دیدن شایستگی و والایی حضرتش، هدایت می شد.

2) . با چنان خردمندی و مناعتی پاسخ داد که در آن شراره آتش فروزان بود.

پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) را بدان فرمان می دهد:(فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ). (احقاف: 35)

یا می فرماید:

(فَاصْبرِْ صَبرًْا جَمِیلا). (معارج: 5)

و آیات و روایات فراوان دیگر که درآن ها به صبر امر و سفارش شده است.

بولس سلامه در توصیف صبر و شکیبایی حضرت زینب (علیها السلام) به ایشان آفرین می گوید و او را حامل مصائبی می داند که زمین را به لرزه می افکند:

إیه أخت الحسین بنت علی *** حُمّلَت ما یزلزلُ البطحاءَ(1)

(سلامه، 1961 م:285)

در ادامه در تعبیری عاطفی و ادبی بیان می دارد که گویا روزگار قسم خورده آنقدر بر سر تو مصیبت وارد آورد که مصائبش تمام شود!

أقسم الدهر أن ینالک بالأر *** زاء حتی یستنفدَ الأرزاءَ(2)

(همو)

در پایان در مقام تسلی حضرت (علیها السلام) را به صبر می خواند چرا که دنیا خانه رنج است و خطاب به حضرت می گوید بهشت برین و فراخ الهی تو را کافی است:

فاصبرِی فالحیاةُ دارُ عذابٍ *** حسبُک الخلدُ جنةً فیحاءَ(3)

دیگر شاعر مسیحی «ریمون قسیس»(4)نیز حضرت (علیها السلام) را بهترین خواهر و غم خوارامام حسین (علیه السلام) می داند. خواهری که از شدت مصیبت لطمه بر صورت می زند. وی با تضمین بیتی


1) . آفرین بر تو ای خواهر حسین (علیه السلام) و دخت علی (علیه السلام)! تو باری را به دوش کشیدی که زمین سخت را به لرزه می افکند.

2) . روزگار قسم خورده که آنقدر بر تو مصیبت وارد آورد که مصیبت ها را به پایان برد.

3) . پس شکیبا باش که زندگی خانه رنج است و بهشت جاودان و فراخ الهی تو را کافی است.

4) . ریمون قسیس: (1939- ...) وی در محله زحله لبنان زاده شد و به زبان های عربی و فرانسوی شعر سروده است. شعر او موضوعات متنوع تاریخی، ادبی، اجتماعی و عاشقانه را در بردارد. علاوه بر آثاری که از او در نشریات منتشر گردیده چند جلد کتاب از او چاپ شده که مجموعه «علی الفارس الفقیه الحکیم» یکی از آن هاست (زائری، 1389 ش: 117) وی در باره امام حسین منظومه ای به نام «ملحمة الحسین» را سروده است.

از حضرت زینب (علیها السلام) چه زیبا می سراید:

زینب أنت أختُه خیر أخت *** لطّمت وجهَها و صاحت لَتعسِیِ

عندما شاهدته رأسَ حسین *** أنشدت شعرها تشیر بخمسِ

«یا هلالاً لما استتمّ کمالا» *** أنهت الحرب ناجذَیها بضَرسِ

«ما توهمتُ یا شقیقَ فؤادی» *** کان هذا ما حقق الیوم أمسِ(1)

(قسیس، 2011 م: 37

4. صلابت و شجاعت حضرت زینب (علیها السلام)

حضرت زینب (علیها السلام) در مهد شجاعت زاده شده و رشد کرده است. خانواده ای که پدرشان دلاور بدر و احد و خندق و حنین و هوازن است و شیر مردانی چون حضرت امام حسین (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) از دامان آن سر برآورده اند. به راستی کدام زن را تاریخ دیده که دربرابر سلطان گردن کش وقت بایستد و او را کوچک شمارد و بر سرش فریاد زند:

اِنّی لَاسْتَصْغِرُ قَدْرَکَ وَاَسْتَعْظِمُ تَقْریعَکَ وَاَسْتَکْبِرُ تَوْبیخَکَ. (ابن طاووس، 1348: 184)

شاعر مسیحی «جوزف هاشم»(2)حضرت (علیها السلام) را همتای مردان می داند. کسی که بر نردبان شجاعت پدر بالا رفته و عزم راستینش نشان از حکمت و استواری اندیشه اشدارد:

أخت الرجال، امتطَت معراجَ والدها *** و العزمُ ینطقُ بالأحکام و الحِکم(3)

(زمیزم، 2012، 81)


1) . زینب (علیها السلام) تو خواهر حسینی. و چه نیکو خواهری که بر صورتش لطمه زد و فریاد کشید: آه که از دست بشدم. وقتی سر حسین (علیه السلام) را بر نیزه دید با دست اشاره کرد و چنین سرود: «ای هلال ماهی که کامل نشد.» و جنگ دانش را به تمامی در بدنش فرو برد. «ای پاره قلبم گمان نمی کردم» که [مواضع و حوادث] گذشته، امروز چنین بلایی بر سر تو بیاورد.

2) . جوزف هاشم (1937- ...): شاعر و ادیب و وزیر سابق لبنانی که به روزنامه نگاری و تدریس نیز اشتغال داشت. از دیوان های شعر اوست: «حجرٌ علی الصخر»، «ضوء عن الضوء»، «نسیم الطیب». از آثار دیگر او: «صوت لبنان فی حرب السنتین»، «الفارابی»، «سلیمان البستانی و الإیلیاذة». (معجم الشعراء منذ عصر النهضة، ج1، ص296)

3) . همتای مردان که بر نردبان [شجاعت] پدر سوار گشته و اراده اش از احکام درست و حکمت سخن می گوید.

«میشال سلیم» حضرت (علیها السلام) را نزد شهسواران «دختر خرد» می داند و می گوید به راستی، که جز حضرتش نشانه های دلیری را درک کرد؟

تلک التی عَدّها الفرسانُ بنت نهی *** و مَن سِواها یَعی معالمَ الدُرَبِ(1)

(همو: 176)

بولس سلامه در توصیف شجاعت حضرت (علیها السلام) در مجلس ابن زیاد، ایشان را شیرزنی می داند که گرچه مجروح است اما از غرش باز نایستاده و چون شیر مقاومت می کند:

اقتلوه قال الولی فهبّت *** زینب هبّة الهصورِ العادِی

صرخت کاللَبوءة السم- *** حة التزأر مجروحةٍ بدون ضمادِ(2)

(سلامة، 1961 م: 292)

«جورج شکور»(3)در چکامه زیبای خود «ملحمة الحسین» به شجاعت حضرت (علیها السلام)در مجلس یزید اشاره می کند و از زبان او، یزید و دیگر گردن کشان را عددی به حساب نمی آورد:

مهلا یزیدُ و لا تغررک منزلةٌ *** کلّ الطغاة إذا عدّوا لأصغارُ!(4)

(زمیزم، 2012: 74)

در ادامه از زبان حضرت بر سر یزید بانگ می زند که ما عرش تو را به لرزه می اندازیم و نعمت های اخروی از آنِ ما و دوزخ ازآن توست:

نهزّ عرشَک فی الجلّی نُزلزله *** لنا النعیمُ لک الویلاتُ و النارُ(5)


1) . بانویی که دلاوران او را دخت خرد می دانند و جز او چه کسی نشانه های شجاعت را دریافته است؟

2) . امیر گفت: این جوان را بکشید و زینب (علیها السلام) چون شیر جنگنده از جای برخاست. حضرت (علیها السلام) چون شیر مجروحی که زخمش بدون مرهم است و آزادانه غرش می کند، فریاد کشید.

3) . جورج شكوّر (متولد 1935 م): شاعر و استاد ادبیات عرب دانشگاه بیروت است كه از او كتاب ها و مقالات متعددی به چاپ رسیده است. از دیوان های شعری او می توان به «وحدها القمر» و «زهرة الجمالیا» اشاره كرد. (نك: معجم الأدباء، ج2، ص90 و 91.) جورج شكور به اهل بیت(علیهم السلام) علاقه خاصی دارد و دو منظومه شعری با نام های «ملحمة الإمام علی (علیه السلام)» و «ملحمة الإمام حسین (علیه السلام)» دارد.

4) . ای یزید آرام باش! جایگاهی که داری تو را مغرور نسازد که تمام گردن کشان چون به شمار آیند [نزد خدا] کوچکند.

5) . ما با اقدامی سترگ، عرش و کاخ تو را به لرزه می افکنیم. نعمت ها برای ماست و آتش و عذاب های الهی برای تو.

(همو)

5. محافظت از اهل بیت و بازماندگان کربلا

یکی از اقدامات ارزشمند حضرت زینب (علیها السلام) مراقبت و حفظ حریم آل الله(علیهم السلام) پس از واقعه کربلا است. مراقب از کودکان و خردسالان و آرامش دادن به ایشان، حفظ جان امام سجاد (علیه السلام) و در یک کلمه مدیریت بحران پس از حادثه روز عاشورا، همه به عهده حضرت (علیها السلام) بود.

این بانوی عظیم برای پاسداری از دختران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بر سر یزید فریاد زد:

اَمِنَ العَدْلِ یَا بْنَ الطُّلَقاءِ تَحْذیرُکَ حَرائِرَکَ وَاِمائِکَ وَسَوْقُکَ بَناتِ رُسُولِ اللّه ِ سَبایا؟ (طبرسی، 1403: ج2: 308)

ای پسر آزاد شده! آیا این از عدالت است که زنان و کنیزکان خویش را در پرده نشانی و دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اسیر به این سو و آن سو کشانی؟اندیشمند و ادیب مسیحی «راجی انور هیفا»(1)با اشاره به این نقش زینب (علیها السلام) به دفاعش از جان امام سجاد (علیه السلام) اشاره کرده و می گوید:

حضرت (علیها السلام) کاملاً می دانست که اقدام شجاعانه اش در مجلس ابن زیاد مبنی بر مانع شدن از کشتن امام سجاد (علیه السلام)، ممکن است به قیمت از دست دادن جانش تمام شود. (هیفا، 2009، ج1: 523)

یکی از صحنه هایی که حضرت (علیها السلام) به طور مستقیم در برابر یزیدیان ایستاد و جان و عرض نوباگان پیامبر را حفظ کرد، آن جاست که در مجلس یزید، مرد شامی به فاطمه (علیها السلام) دختر امام (علیه السلام) نظر سوء افکند و حضرتش را از یزید طلبید. بولس سلامه با اشاره به این صحنه به شجاعت حضرت زینب (علیها السلام) و حمایت از فاطمه (علیها السلام) دختر امام حسین (علیه السلام) در مقابل شامی بدسگال می پردازد:

و رأی فاطماً غریرٌ شآم- *** یٌ و کانت أختَ الصباحِ الشارِق


1) . راجی انور هیفا (1965م- ...): اندیشمند و ادیب برجسته مسیحی لبنانی است. وی کتب و مقالات متعددی ازخود به چاپ رسانده که از جمله آن ها می توان به «صفحات من الفکر»، «مقدمة فی معرفة الامام علی (علیه السلام)»، «نظریة اللاعنف فی الاسلام»، «الأسلام والغرب»، «الإمام علی (علیه السلام) فی الفکر المسیحی المعاصر» اشاره کرد.

راح یستوهبُ الفتاةَ فهبّت *** زینبٌ هبةَ السهام الموارق(1)

(سلامه، 1961 م: 304)

در تصویری که سلامه ارائه می دهد، عقیله بنی هاشم (علیها السلام) بر سر یزید بانگ می زند که:

ای پست! نَسزد که دختران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اسیر گردند و در کنار هوس بازان قرار گیرند!

و با تصرف در مضمون از زبان حضرت (علیها السلام) می آورد که اگر قرار بر چنین پیوندیباشد، قبر بهترین همسر ماست و ما با آغوش باز پذیرای مرگ هستیم:

ما بنات الرسول یا وغد قالت *** فی السبایا و لا قرائن عاشق

فأحبُّ الأزواجِ قبرٌ صَفیق *** و أعزُّ الأصهارِ رَمساً نعانق

و یزید لا یستطیع الذی تب- *** -غی فذاک الطعام مر لذائق(2)

(همو)

6. پاسداری از دین و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

یک از کارهای مهم حضرت زینب (علیها السلام) پاس داشت یاد و خاطره کربلا و جلوگیری از تحریف آن توسط مزدوران اموی در همان روزهای اول پس از واقعه بود. به راستی که «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود». به قول استاد شهید مطهری:

مقام شامخ زینب (علیها السلام) در تبلیغ او بروز کرد و دشمن به خیال خودش اسیر حمل می کرد؛ اما درحقیقت داشت مبلّغ می فرستاد تا پیام آور حادثه کربلا باشد. (نک: مطهری، ج17 ص406)

راجی انور هیفا، نویسنده و اندیشمند و ادیب مسیحی می نویسد:

حضرت زینب (علیها السلام) از رسالت جدش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز بقیه اهل بیت که


1) . یک فریب خورده شامی فاطمه (علیها السلام) کوچک را که چون صبحی درخشان بود، دید. وقتی او از یزید این پاک دختر را خواست، زینب (علیها السلام) چون تیری که از کمان بجهد، از جای برخاست.

2) . ای پست فطرت! شایسته نیست که دختران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان اسیران یا در کنار [به ظاهر] عاشقان هوس باز قرار گیرند. که اگر چنین شود بهترین همسر آنان دل خاک است و زمین را در آغوش می کشند. یزید را نرسد که خواسته تو را اجابت کند که این غذا برای تو طعمی تلخ دارد.

کشته و یا اسیر شدند، دفاع کرد. (هیفا، 2009: 523)

و در ادامه با تعبیری زیبا و ادبی چنین می گوید:

او همان زینب (علیها السلام) عقیله بنی هاشم است که درباره نقش جاودان و فداکارانه او در حفظ رسالت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سزد که بگوییم: «اگر اسلام توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه شد و ظهور یافت و توسط امام علی (علیه السلام) خوندر رگ هایش جاری گشت و تپیدن آغاز کرد و توسط امام حسین (علیه السلام) جاودان شد، پس توسط حضرت زینب (علیها السلام) بالا رفت و اوج گرفت!» (همو: 524)

شاعر و اندیشمند مسیحی «جوزف هاشم» معتقد است زینب کبری (علیها السلام) شعله دین و ایمان را برافروخت؛ چراکه اگر آن شعله به خاموشی می گرایید مسیر اسلام و ایمان به انحراف می رفت:

و جذوة الدین لجّت فی النفوس بما *** أذکته زینبُ فی الهامَات و الهِمُم

فأیقَظت شعلةَ الإیمانَ إن طُمست *** زاغت و إن ألهِبت بالحق تضطرم(1)

(زمیزم، 2012 م: 81)

میشل سلیم کعدی هم می گوید: حضرتش (علیها السلام) به خاطر زنده نگه داشتن دین پیامبر از خوشی های خود گذشت و سختی ها را تحمل کرد:

تلک التی نَزلت عن خزّ هودجها *** لدین أحمد تحیا لا لمغتصبِ(2)

(همو: 176)

او در ادامه چنین می سراید که رسالت حضرت زینب (علیها السلام) به ثمر نشست و بسیار سودمند واقع شد و لعنت ابدی را نثار دشمنان و امویان کرد:

الزینبُ امرأةٌ أجدَت رسالتُها *** و حطّت اللعنة علی أبی حرَبِ(3)

(همو: 178)


1) . شعله دین در عمق دل ها نفوذ کرد چرا که زینب (علیها السلام) آن را در سرها و اراده ها برافروخت. او شعله ایمان را فروزان کرد، چرا که اگر این شعله فروکش می کرد به انحراف می گرایید و اگر زبانه می کشید با حق فروزان می گشت.

2) . آن بانویی که از محمل نرم و راحت فرود آمد و برای دین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می زیست نه برای ستم گران غاصب.

3) . زینب (علیها السلام) بانویی است که رسالتش سودمند واقع شد و لعنت را بر امثال ابوحرب فرود آورد.

نتیجه گیری

در آنچه گذشت به بررسی مهم ترین ویژگی ها و فضایل حضرت زینب (علیها السلام) در نوشته ها و چکامه های برخی شاعران و ادیبان مسیحی معاصر عرب پرداختیم. در یک جمع بندی نهایی می توان گفت که شاعران و ادیبان مسیحی معاصر عرب، از مقام شامخ و عظمت روحی حضرت (علیها السلام) به شگفت آمده اند و در اشعار خود به زیبایی به فضائلی چون پاکی و قداستش، شجاعت و صلابتش، صبر و تحملش و محافظت از اهل بیت(علیهم السلام) و بازماندگان کربلا و انتقال پیام های حماسه عاشورا و پاسداری از دین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، اشاره کرده اند و این نشان از عظمت و محبوبیت حضرت زینب (علیها السلام)، امام حسین (علیه السلام) و حماسه عاشورا در آن سوی مرزهای اسلام دارد.

منابع

_ ابن طاووس (1348 ش)، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه: فهری، تهران، جهان.

_ بارا، آنتوان (2009)، الحسین (علیه السلام) فی الفکر المسیحی، بیروت، دارالعلوم.

_ زائری، محمدرضا (1389 ش) پدر، پسر، روح القدس، قم، خیمه.

_ زمیزم، سعید رشید (2012 م)، الإمام الحسین (علیه السلام) فی الشعر المسیحی، بیروت، دار الجواد.

_ سایت ویکی فقه، ذیل عنوان حوا (http://wikifeqh.ir/).

_ سلامه، بولس (1961 م)، عید الغدیر، بیروت، دار الأندلس.

_ طبرسی (1403)، الإحتجاج، تحقیق: محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی.

_ قسیس، ریمون (2011 م)، ملحمة الحسین (علیه السلام)، بیروت، دارالمحجة البیضاء.

_ مطهری، مرتضی (1389)، مجموعه آثار، تهران، صدرا.

_ هیفا، راجی انور (2009)، فاجعة کربلا فی الضمیر العالمی الحدیث، بیروت، دارالعلوم.

_ یعقوب، امیل بدیع (2004 م)، معجم الشعراء منذ عصر النهضة، بیروت، دارالصادر.

نکته هایی از معارف حسینی

اشاره

دکتر محمد حسین مردانی نوکنده

اولین کلمه ای که به زبان امام حسین جاری (علیه السلام) شد

از امام باقر (علیه السلام) روایت می کنند که در دوره کودکی، امام حسین (علیه السلام) کمی دیر زبان به سخن گفتن گشود و این امر این نگرانی را به وجود آورده بود که مبادا او از نعمت حرف زدن محروم باشد تا این که روزی به همراه پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسجد آمد و در نماز جماعت آن حضرت شرکت کرد. وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شروع به نماز کرد و تکبیر نماز را گفت، حضرت حسین (علیه السلام) نیز تکبیر گفت. این اوّلین سخنی بود که از زمان تولد از زبان آن حضرت شنیده شد. بدین ترتیب اوّلین کلمه ای که امام حسین (علیه السلام) بر زبان راند لفظ مبارک «الله اکبر» بود. وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صدای تکبیر امام حسین (علیه السلام) را شنید، دوباره تکبیر گفت و باز امام حسین (علیه السلام) آن را تکرار کرد و به این ترتیب به دنبال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امام حسین (علیه السلام) هفت مرتبه تکبیر گفت.

خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) در روز تولّد

اسماء بنت عمیس می گوید:

وقتی پس از تولد امام حسین (علیه السلام) او را به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بردم، آن حضرت او را در آغوش گرفت و شروع به گریستن کرد. عرض کردم: «یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)! چرا گریه می کنید؟» فرمود: «روزی این فرزندم را گروهی از افراد ستم گر امت من خواهند کشت. خداوند شفاعتم را شامل حال آن ها نکند.» آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه کرد: «ای اسماء! مبادا این خبر را به دخترم فاطمه (علیها السلام) بگویی. او در

وضعی است که این خبر برای او بسیار دردناک و غم انگیز خواهد بود.»

تأثیر شهادت امام حسین (علیه السلام) در قلب ها

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف تأثیر شهادت امام حسین (علیه السلام) در دل های مؤمنان می فرماید:

شهادت حسین (علیه السلام) در دل انسان های با ایمان چنان حرارت و تأثیر عمیقی به جای می گذارد که هرگز رو به سردی نمی گراید.

امام حسین (علیه السلام) جگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول خدا صلی (صلی الله علیه و آله و سلم) از امام حسین (علیه السلام) با تعابیر مختلفی چون «یکی از جوانان بهشت»، «گل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)» و «محبوب من» و «فرزندم» و... یاد و نهایت محبت خویش را به آن حضرت از این طریق بیان کرده است:

یا بُنیَّ انّک لَکَبِدی طُوبی لِمَن اَحَبَّک و اَحَبّ ذُرّیتَک؛

ای پسرم! تو جگر منی. خوشا به حال آن که تو را و ذریّه تو را دوست بدارد.

آخرین سخنان امام حسین (علیه السلام)

بنابر نقلی، کلماتی که امام حسین (علیه السلام) پس از بر زمین افتادن در قتلگاه کربلا به زبان جاری ساخت، عبارت بوده است از:

الهی رِضا بِقَضائِک، صَبرا عَلی بَلائِک، تَصْدیقا لِاَمْرِک، لامَعْبوُدَ سِواکَ؛

خدایا به حکم تو راضی ام! بر بلای تو صابرم! دستورهایت را تصدیق می کنم و جز تو معبودی نیست.

عطر تربت حسینی

متوکل، خلیفه عباسیان، پس از تخریب مرقد امام حسین (علیه السلام) به هیچ کس اجازه زیارت آن حضرت را نمی داد و با زائران به شدت برخورد می کرد. یکی از عاشقان حسینی که در آن زمانه می زیست، چنین می گوید:

مدتی طولانی بود که به زیارت نرفته بودم. تصمیم گرفتم خود را به خطر اندازم و

به زیارت روم. مرد عطرفروشی نیز با من همراه شد. روزها پنهان بودیم و شب ها راه می رفتیم. نیمه شبی از میان دو پاسگاه که در خواب بودند عبور کردیم و خود را به سر قبر امام حسین (علیه السلام) رساندیم. هنگامی که خود را به روی آن انداختیم، بوی خوشی از آن به مشام ما رسید که هرگز مانند آن را در عطرها ندیده بودیم. من به آن عطرفروش که همراهم بود، گفتم: «این بوی چیست؟» او گفت: «به خدا من عطری مانند آن نبوییده ام.»

عاشورا و امر به معروف و نهی از منکر

از جمله اهداف مهم حماسه خونین کربلا احیای عنصر امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین (علیه السلام) در وصیتی که به برادر بزرگوارشان محمد حنفیّه می نویسند، در این باره چنین می فرماید:

من نه به سبب خودخواهی یا خوش گذرانی و نه برای ایجاد فساد و ترویج ستم گری قیام کرده ام؛ بلکه انگیزه من از قیام انجام دادن تکلیف «امر به معروف و نهی از منکر» است. می خواهم از این طریق اصلاحاتی را در امت جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام دهم و روش من روش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدرم علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.

بر همین اساس در زیارت آن حضرت (علیه السلام) تصریح می کنیم:اشهد انّک... اَمَرتَ بِالمعروف و نَهَیتَ عن المنکر و جاهدتَ فی سبیلِ اللهِ حتی اَتاکَ الیقین؛

شهادت می دهم که تو امر به معروف و نهی از منکر کردی و آن گونه در راه خدا به جهاد پرداختی که به یقین کامل دست یافتی.

نفس مسیحایی امام حسین (علیه السلام)

یکی از یاران امام حسین (علیه السلام) به نام یحیی می گوید:

خدمت آن حضرت (علیه السلام) بودیم. جوانی گریان وارد شد. حضرت فرمود: «چرا گریه می کنی؟» جوان گفت: «اکنون مادرم بدون وصیت از دنیا رفت. او مالی دارد و به

من گفته بود که درباره آن اقدامی نکنم تا خبر دهد.» حضرت (علیه السلام) فرمود: «به سوی او برویم.» جنازه در اتاق بود. حضرت (علیه السلام) دعا کرد که او زنده شود و وصیت کند. خداوند او را زنده کرد و زن شهادت گویان برخاست و نشست. چون نگاهش به امام حسین (علیه السلام) افتاد گفت: «مولای من! داخل شو و هر دستوری داری بفرما.» حضرت داخل شد و فرمود: «رحمت خدا بر تو باد! وصیت کن.» زن گفت: «یک سوم اموالم را برای شما قرار دادم تا به هر یک از دوستانت که خواستی بدهی و دو سوم دیگر _ اگر پسرم از دوستان شماست _ برای او باشد و گرنه از او باز پس گیر.» سپس آن زن از امام حسین (علیه السلام) درخواست کرد تا بر جنازه او نماز بخواند. و بدین ترتیب، امام حسین (علیه السلام) اعجازی مسیح گونه از خود به یادگار گذاشت.

نفرین امام حسین (علیه السلام)

روز عاشورا، هنگامی که سراسر بدن امام حسین علیه (علیه السلام) مجروح شده بود و امام (علیه السلام) واپسین لحظات زندگی را می گذراند، فرد ناپاکی از لشگر یزید با گستاخی صدا زد:

ای حسین! آیا نمی بینی که آب فرات چنان موج می زند؟ از آن نخواهیآشامید تا مرگ را با لب تشنه بچشی.

این گفتار جسورانه، امام (علیه السلام) را سخت ناراحت کرد؛ تا آن جا که از خداوند درخواست کرد:

خدایا! این شخص را در شدت تشنگی بمیران.

پس از مدتی، همین شخص ناپاک، بیماری تشنگی گرفت؛ به گونه ای که هر چه آب می آشامید، سیراب نمی شد. روزی آن قدر آب خورد که از دهانش بیرون آمد و وضع او به همین حال بود تا در شدت تشنگی و خواری مُرد و با ذلت و بیچارگی به جهنم رفت.

کنیه اباعبدالله

شاید علت اعطای کنیه «اباعبدالله» به امام حسین (علیه السلام) از سوی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و بی تردید از ناحیه خداوند متعالی، خلوص او در برابر حضرت حق بود. کسی که در روز عاشورا کمال بندگی و عبودیت را در عرصه گیتی به نمایش گذاشت و با انجام برترین عبادت قهرمان میدان عبودیّت ذات اقدس الهی شد. هم چنین از آن جا که «اب» در لغت به معنای معلم و

مربی نیز به کار رفته است، سیّدالشهدا (علیه السلام) پدر و مربی تمام بندگان خداست و در حقیقت، جاودانگی پرستش خدای سبحان در زمین، از آثار وجودی اوست. همان گونه که امام رضا (علیه السلام) درباره کنیه «ابوالقاسم» برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از سویی علی (علیه السلام) تقسیم کننده بهشت و جهنم است و از سوی دیگر، وی از اوان کودکی دست پرورده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. پس او «ابوالقاسم» است.

معرفی کتاب

دکتر محمدرضا فخر روحانی(1)

عبدالأمیر عزیز القریشی، تاریخ عزاء طویریج، کربلا: العتبة العباسیة، 1429 ق، 68 ص.

معارف، معالم و شعائر حسینی را باید به کهکشانی بی انتها تشبیه کرد که در قلب آن منظومه ادبیات حسینی قرار دارد و البته خورشید هماره پرفروغ این ادبیات مقدس، وجود قدسی حضرت امام حسین (علیه السلام) است. هیئت های عزاداری، پدیده هایی مردمی، خودجوش و البته با اخلاص بوده که از بطن طبقات اجتماعی به وجود آمده و هر کدامشان هم سابقه ای خاص خود و جالب برای مطالعه دارند. مطالعات در باره سابقه و ریشه های پیدایش هیئت های عزاداری و بر همین قیاس، تاریخچه پیدایش و تأسیس حسینیه ها هم خود بخش قابل توجهی از جنبه های نفوذگذاری فرهنگی و تأثیرگذاری اجتماعی هیئت های عزاداری حسینی را نشان می دهد.

کتاب حاضر به بررسی جنبه هایی از تاریخ و موقعیت یکی از معروف ترین هیئت های عزاداری کربلا؛ یعنی هیئت عزا طویریج می پردازد. طویریج یکی از شهرک های اطراف کربلا به سمت شرق و در مسیر جاده به سمت شهر حله است. وجه تسمیه این هیئت عزاداری برای این است که از دیرباز، اهالی این شهر از صبح زود روز عاشورا در دسته های بسیار بزرگ عزاداری


1) . استادیار دانشگاه قم (Abumahdi1061@gmail.com)

پیاده و بر سر و سینه زنان به سمت کربلا به راه می افتند و حوالی ظهر و یا اوایل بعد از ظهر به کربلا می رسند. آن ها از باب القبله حرم مطهر حسینی وارد شده و از یکی از دروازه های شرقی حرم خارج شده و از مسیر بین الحرمین به حرم حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) مشرف می شوند.

بر اساس آنچه در این کتاب گفته شده است، اطلاع مکتوب و مستندی از چگونگی پیدایش هیئت عزا طویریج در دست نبوده، اما برخی حدس می زنند که احتمالاً ریشه های تاریخی آن به زمان سیدرضی، گردآورنده نهج البلاغه حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) برگردد. در اهمیت این هیئت عزاداری همین بس که دست کم دو نفر از علمای بزرگ شیعه؛ یعنی مرحوم سیدمهدی بحرالعلوم و مرحوم زین العابدین مازندرانی وجود مقدس حضرت امام مهدی4 را در میان عزاداران این هیئت مشاهده کردند. بر اساس مستندات مکتوب و شواهد برجای مانده از معاصران، تاریخچه صورت فعلی این هیئت به حدود 140 سال قبل برمی گردد.

کتاب حاضر به سه بخش تقسیم شده است. پس از بخش مقدماتی و تاریخچه این هیئت، بخش بعدی به حوادث مهمی که بر این هیئت گذشته است، از جمله حوادث خشونت بار زمان بعثی ها، می پردازد. پایان بخش کتاب، آلبومی کوچک از تصاویری از مراسم این هیئت در اماکن مختلف و بخصوص در شهر کربلاست.

فراخوان نگارش مقاله برای فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی

با توجه به اهمیت و تأثیر عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در جوامع بشری به ویژه جامعه امروز اسلام، جمعی از دردمندان صاحب قلم و اندیشمند که ترکیبی از اساتید حوزه و دانشگاه هستند، با نیتی الهی و به دور از نگرش های سیاسی و زودگذر، بر آن شدند که انتشار فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی را با رویکردی علمی در مرحله اول برای مخاطبان داخل کشور و در گام بعدی برای دنیای اسلام آغاز نمایند.

فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی ضمن قدردانی از تلاش های صورت گرفته در تبلیغ و ترویج فرهنگ حسینی، درصدد است در حوزه های ذیل به ترویج و گسترش فرهنگ حسینی بپردازد:

1.

شخصیت و ویژگی های سیدالشهداء (علیه السلام) به عنوان امام، اسوه و الگو

2.

معارف و احادیث گزارش شده از امام حسین (علیه السلام) یا مرتبط با ایشان

3.

تبیین تاریخی و تاریخ تحلیلی نهضت عاشورا و حماسه کربلا

4.

سیره و سبک زندگی سیدالشهداء (علیه السلام)

5.

تحلیل عصری و روزآمد از سیره حسینی و نهضت عاشورا

6.

معرفی توصیفی، تحلیلی و انتقادی منابع و مصادر مرتبط با امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا

7.

ادب و هنر عاشورایی

8.

سایر موضوعات مرتبط با معارف حسینی

از تمامی علاقه مندان و نویسندگان محترم درخواست می شود که مقالات علمیخود را بر اساس فرمت تعریف شده نشریه، به سامانه فصل نامه ارسال نمایند.

ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین *** یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین

حق اشتراک سالیانه 500000 ریال

هزینه اشتراک فصل نامه را به شماره حساب 0111650896001 بانک ملی به نام کانون فرهنگی تبلیغی فرات واریز نمایید.

آدرس پستی مجله: گرگان _ صندوق پستی 853- 49175 فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی

تلفکس: 32131590-017

همراه: 09113701235

فرم اشتراک فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی

مشخصات متقاضی

نام خانوادگی:.............................................. نام: ...........................................

جنسیت: زن £ مرد £ _ میزان تحصیلات:............... رشته تحصیلی: ..........

شغل:...................... تاریخ و شماره فیش بانکی:.................................... مبلغ واریز شده:

متقاضی اشتراک از شماره:........ آدرس پستی و کد پستی: .......................

............................................................................................................... صندوق پستی:........................................ تلفن: ............................................ همراه: .....................................................................................................

امضای متقاضی

مشخصات مؤسسۀ متقاضی دریافت فصل نامه

نام مؤسسه:..................................... واحد درخواست کننده: ....................... آدرس پستی: ........................................................................................... ................................................................................................................

صندوق پستی:..................تلفن:..................... همراه: ..................................

تاریخ و شماره فیش بانکی: ..................................................................... مبلغ واریز شده: ......................................................................................

امضای مسئول و مهر مؤسسه

Journal of Husayni Research Studies

Vol. 4, No.14, Summer 2019

Journal of Husayni Research Studies is credited with being the first Iranian quarterly journal of research papers in the realm of Husayni, particularly Ashura, studies. Although published mainly in Persian, the scope of papers published in it is by no means limited to Iran and/or the Persian language; it is international in both scope and theme.

Proprietor and founder: Dr. MuhammadHusayn Mardani Nowkandeh EditorinChief: Dr. Sayyid MuhammadKazemTabataba'ie

Editorial Board:

Dr. Najaf Lakzayi, Baqir alUlum University, Qum

Dr. Hosein Khnifar, University of Tehran

Dr. Mojtaba Rahmandoust, University of Tehran

Dr. Ali Hajikhani, Tarbiat Modarres University

Dr. Ali Bayat, University of Tehran

Dr. Nasser Rafi'iMuhammadi, AlMustafa International University

Dr. GholamReza Khoshfar, University of Golestan

Dr. MuhammadReza Sangari, Institute of Islamic Culture and Thought

Dr. Mustafa DelshadTehrani, Quran and Hadith University

Dr. MuhammadReza FakhrRohani, University of Qum

Dr. Mahdi Mardani (Golestani), Quran and Hadith University

English sections: Dr. MuhammadReza FakhrRohani

Contact information

Telefax: +98-17-32131590

Mailing address: PO Box 49175-853, Gorgan, Iran.

http://www.maarefehosseini.ir

Ayate.boostan@gmail.com

A Study of the Character and Virtues of Hazrat Zaynab

Dr. Bahram Moradi, Farzaneh Didehbaz, and Narguess Bahrami: It is highly necessary to introduce Hazrat Zaynab to our contemporary communities for various reasons. Historically, it is necessary because the opponents of the Ahl alBayt have always intended to wipe out their names, virtues, and the didactic aspects of their lives. With regard to the contemporary world, explicating his character and virtues for the presentday communities can shed light on the proper rolemodels. Hence, this paper attempts to come up with a comparison between her moral virtues and Quranic criteria plus certain educative hadiths. It is concluded that she can still make a good and exemplary rolemodel for ladies who aspire to follow her.

Keywords: The Holy Quran, Hazrat Zaynab, Hazrat Zaynab's character and virtues, Muslim woman, a contemporary rolemodel.

Hazrat Zaynab's Loyalty and Religious Submission

Fatemeh Mo'tamed Langaroudi:

Absolute submission to the highest religious authority, plus accepting his rule, is a criterion emphasized in and by the Holy Quran and the hadiths. As Hazrat Zaynab was educated by the Prophet Muhammad and his parents, Imam Ali and Fatima alZahra, she proved crucially helpful to the Imam of her time, i.e., Imam alHusayn, particularly in the most critical situation and time. The present paper seeks to answer the question concerning her qualities that led her to discharge full submission to the Infallible Imam of her time. The present library research indicates that she was always on the side of her imam and fully submissive to him.

Keywords: Hazrat Zaynab, submission to the highest religious authority, Ashura, Kufa, and the Levant.

Hazrat Zaynab's Sermons at Kufah and Damascus: A Study of her Quranic Appropriations

Dr. Muhammad Ranjbar Hosseini and Narjes Araj:

One of the reasons for permanence of Imam alHusayn's movement owes a lot to Hazrat Zaynab's disclosing harangues and sermons in Kufa and Damascus. Making references to certain Quranic verses, she rebuked the Kufans for breaking their earlier covenant with Imam alHusayn that led to his and companions' martyrdom. This library research highlights the Quranic appropriations and references included in Hazrat Zaynab's sermons and harangues.

Keywords: Hazrat Zaynab, the Kufa Sermon, Quranic appropriations, Imam alHusayn's movement.

The Affectionate Relations between Imam alHusayn and Hazrat Zaynab with Special Regard to the Event of Ashura Dr. Bashir Salimi and Dr. Saeed Tavousi Masrour:

The mutual affectionate relations between the Infallibles and their peers and close relatives have not received the due attention. The present paper attempts to explore the affectionate relations between Hazrat Zaynab Imam alHusayn, with particular reference to the event of Ashura. These relations were not absolutely sentimenta, nor were they entirely feminine responses, rather they came up from considering the right docyrinal and political contexts.

Keywords: Hazrat Zaynab, Imam al- Husayn, affectionate relations, and Ashura.

Hazrat Zaynab's Methods of Preaching

in Relation to the Ashura Movement

Zahra Zahmatkesh:

After the Ashura episode, Hazrat Zaynab strarted her crucial career of preaching the high religious aims and perspectives for which Imam al- Husayn and his companions were martyred. It was mainly due to her 3

spreading the news of Imam alHusayn's being the victim of the Umayyad's enmity that she preached the messages of Ashura. In her harangues which were packed with Quranic verses and references, she cornered the Umayyad hegemony. This paper deals with her intellectual construct and her effective use of the rhetorical techniques which proved highly effective. Keywords: Hazrat Zaynab, Karbala, preaching methods, Ashura.

"I have seen only beauty!"

Fatemeh Sadat Alavi Aliabadi:

Allah is the Beautiful and does like beauty. The Infallible Imams invoked Allah with this high attribute, too. From this perspective, the Ashura episode does have beautiful scenes, hence Hazrat Zaynab's historic statement, "I have seen only beauty!" The present paper deals with certain manifestations of beauty in the Ashuraoriented thoughts, words, and conduct of Hazrat Zaynab, as she manifested her mystical attitude with her Ashuraoriented epic behavior.

Keywords: Hazrat Zaynab, epic, mysticism, captivity, Ashura.

Hazrat Zaynab in the Mirror of Contemporary Arab Christians Dr. Saeed Nuri Keyzegani:

Ashura poetry enjoys a history as long as the event of Ashura itself in Arabic. Needless to say, Hazrat Zaynab has got a high place in Ashura literature. In addition to Shiites, Sunni Muslims and Christians have composed poems in respect of Hazrat Zaynab, hence showed their deep respect to her. The present paper, provides an analysis of certain Arabic poems of a number of Arab Christians. In them, such notions as her chastity, perseverance, safeguarding the Islamic religion, escorting the Ashura survivors, and conveying the messages of Ashura are highlighted and praised. Keywords: Ashura, Hazrat Zaynab, contemporary Christian poets, Arabic poetry.

Abstracts